
در سایت دوستمان رضا مرادی غیاث آبادی اطلاعات کافی در این باب با تصاویر این درختچهً قید شده است که در اینجا بخشی از آن را قید می نمائیم:" «هوم»، درختچهای به بلندای تقریبی بیست تا صد سانتیمتر است که از ساقههای باریک و بندبند که از ساقههای اصلیتر منشعب شدهاند، تشکیل شده است. این گیاه همیشه سرسبز است و در تمامی چهار فصل سال و حتی در میان برف و یخبندان، سبزی و طراوت خود را حفظ میکند. ساقههای درختچه هوم تنها به هنگامی خشک میشوند که سن آنها به پایان رسیده باشند. در این صورت، ساقهها به رنگ زرد درخشانی در میآیند که در اوستا هوم زرین نامیده شدهاند. رنگ زرین ساقهها تنها هنگامی ایجاد میشود که ساقهها بدون چیده شدن، خشک شده باشند. ساقههای هوم حتی پس از چیده شدن، رنگ سبز خود را از دست نمیدهند. نام علمی هوم Ephedra major Host است (به دو حرف بزرگ در آغاز واژههای نخست و سوم- حتی اگر در ابتدای جمله نباشند- توجه شود). هوم از خانواده افدرا است و افدرین و مشتقات آن به فراوانی در ترکیبهای شیمیایی آن و به ویژه در عصارهای که در میله مرکزی ساقهها وجود دارد، دیده میشود. این عصاره در فصل بهار بیرنگ و شفاف است اما به مرور به زردی میگراید و در فصل زمستان و یا پس از خشک شدن به رنگ قهوهای تیره میگراید. مهمترین بخش گیاه که کارکرد دارویی- آیینی داشته و اکنون مصرف دارویی دارد، همین عصاره است. مردمان باستان با کوبیدن ساقههای هوم در هاون، افشره آنرا میگرفته و بصورت یک نوشیدنی خالص و یا همراه با شیر و افزودنیهای دیگر مینوشیدهاند. این عمل، کمکم شکلی آیینی به خود میگیرد و بعدها حتی بدون اینکه هومی در میان باشد، صرف کوبیدن هاون، عملی آیینی و دعوت مردمان به مراسم نیایش بشمار میرفته است. آقای محمد میرشکرایی- پژوهشگر مردمشناس- در گفتاری که هنوز منتشر نشده، نقل کردند که در منطقهای دورافتاده در جنوب استان کرمان به بازماندههای نیایشگاهی باستانی برخورد کرده که درون آن آکنده از صدها هاون سنگی بوده است. به نظر میآید که «زنگ آتشکده» و «ناقوس کلیسا» که هر دو به مانند یک هاون واژگون با دسته آن هستند، گونهای تحول یافته و دیگرگون شده از هاون کوبیدن هوم و کارکردهای آیینی آن باشد."
اما از ماهیت گیاه دارویی بلاذر (بلادر) به ابهام یاد شده است ولی تشابهه نسبی ساقه ها و میوه ها گویای آن است که ایرانیان عهد ساسانی این گیاه را معادل بلاذر هندوان قرار داده بوده اند. گیاه هوم باستانی اصلی ایرانیان مادی و پارسی باید همان تاک بوده باشد که در پیدایی شراب نوروزنامه هم بدان اشارت رفته است. مطلبی که به لغت نامه دهخدا در انترنت به طور مغشوش و در هم بر هم همانند
گیاه مقدس سوم هندوان (هوم، شراب، عصاره) در باب گیاه
بلاذر اضافه شده و
نشانگر عمومی بودن این نام برای برخی از گیاهان دارویی است، از این قرار است:
"بلادر. گیاهی هـــــم هست بـــــنام p‛o-lo-te، *bwa-ra-tïk، یــــــــا p‛o-lo-lo، *bwa-ra-lak (lok, lek) که هنوز شناسایی نشده است. باز هم کهن ترین منبع اطلاعات ما لی سون است که میگوید ''p‛o-lo-te در سرزمینهای دریای باختری (سیـ هایی) و در پوـ سه میروید. این درخت شبیه است به بید چینی و دانههایش به کرچک pei-ma tse)، Ricinus communis، ص کتاب پیش رو ) ماند؛ و داروسازان آن را فراوان کار گیرند. 2'' لی شی چن این واژه را سنسکریت میداند و عناصر آوانگاشت هم براستی از واژهای سنسکریت حکایت دارند. مراد بروشنیbhallātaka سنسکریت است که pālāla در زبان نِواری (Newārī) ، belatak یا bhelā در زبان هندوستانی، بلادر*، balādur فارسی و بلاذور، belādur عربی (گارسیا ( balador: از آن مشتق شدهاند. نامهای سنسکریت دیگر برای این گیاه عبارتاند از aruska: ، bījapādapa، vīravr ksa ، و Visāsyā و .dahana نامش در چندین جای نسخه خطی باور آمده است.
گیاه دارویی افدرا در فرانسه
این همان درخت بادام رنگ (Semecarpus anacardium ، تیره سماقیان)، گونهای از درختان هندی، است که در جاهای گرمتر آن سرزمین در جهت خاور تا آسام میروید و در مجمعالجزایر نیز تا فیلیپین3 و شمال استرالیا پراکنده است. این گیاه نه در برمه یا سیلان، ونه در ایران یا باختر آسیا نمیروید. محفظه گوشتی که میوه در آن قرار دارد مادهای تلخ و قابض دارد که در سرتاسر هند به جای جوهر مُهر به کار میرود. چینیها تصریح کردهاند این ماده مو و سبیل را مشکی میکند. 4 پارچههای نخی را هم با آن مشکی میکنند و میگویند در آب نامحلول اما در الکل محلول است. شیره پوشینه میوه را پیش ازآنکه برای نقش زدن بر پارچه به کار برند با آبآهک درآمیزند تا رنگ تثبیت شود. در بعضی سرزمین های بنگال کارگیری این میوه در رنگ آمیزی پارچههای نخی متداول است. 5 کاسههای گوشتی را که میوه روی آن قرار دارد در خاکستر بو داده می خورند؛ مغز دانه را هم خورد خود کنند. بر این باورند که خوردنش قوای ذهنی بخصوص حافظه را نیرو بخشد. شیره تلخ پوشینه میوه ماده تاولزای قوی است و خود میوه هم کاربرد پزشکی دارد.
ابنبیطار دربارهً بلادر، balādur فارسی ـ عربی بروشنی گفته است که واژهای است هندی،1 و بی چون و چرا از bhallātaka سنسکریت مشتق شده است. ابومنصور نیز همین نام را بکار برده و کاربرد دارویی این ماده را تشریح کرده است. 2 نکته اصلی این است که p‛o-lo-te نوعاً گیاهی است هندی، و مراد از پوـ سه در متن چینی بالا نمی تواند ایران باشد. به هر روی از آنجا که در منطقه مالایا میروید، منطقی است که یک بار دیگر نتیجه بگیریم که در اینجا نیز پوـسه مالایا در نگر بوده است. این مورد شبیه به مورد پیش است که در آن مردمان پوـ سه مالایا نقش رابط را داشتند. به هر روی ، انتقال محصولی هندی همراه با نام سنسکریت آن از راه پوـ سه مالایا به چین به مراتب محتملتر از آن است که این انتقال از راه ایران انجام شده باشد. همچنین به این نتیجه کلی رسیدهام که تقریباً تمامی محصولات پوـ سه که در Hai yao pen ts‛ao نوشته لی سون ذکر شدهاند تنها از پوـ سه مالایا برخاسته اند. از کتاب در دست انتشار مرکز نشر دانشگاهی، به شناخت دو سویه ایران و چین باستان، ، بـــــرگردان فارسی مهرداد وحدتی دانشمند از ساینو-ایرانیکا اثر جــــــاوید برتولد لوفر، آمریکائی آلمانی تبار."
بی جهت نیست که هاجر رستمی مطلق، مادر ندا آقا سلطان، در مصاحبه با "روز"، این سئوال را مطرح می کند که: "رد عبدالمالک ریگی را در آسمان زدند و او را بازداشت کردند اما چطور نمی توانند با گذشت نزدیک به دو ماه از احضار عباس کارگر جاوید، او را بازداشت کنند"؟
ندا آقا سلطان، 30 خرداد سال گذشته بر اثر اصابت گلوله ای جان باخت و به نماد جنبش اعتراضی مردم ایران تبدیل شد. فیلم لحظه جان باختن او در جریان سرکوب اعتراضات مردم ایران به نوشته "تایم"، پربینندهترین لحظه مرگ یک انسان در تاریخ بشریت شد.
چرا کارگر جاوید را جلب نمی کنند؟
هاجر رستمی مطلق که بلافاصله بعد از جان باختن دخترش، با طرح شکایتی خواهان معرفی و محاکمه قاتل فرزندش شده است به "روز" میگوید: "13 ماه از شهادت ندا می گذرد و وقتی دیدم هیچ خبری نیست و پی گیری نمی شود 12 مرداد ماه به اتفاق آقای خرمشاهی، وکیل پرونده به دادسرای جنایی مراجعه کردم. آقای خرمشاهی پرونده را دیدند و گفتند که عباس کارگر جاوید در تاریخ 23 خرداد به دادگاه احضار و آنطور که در پرونده است در صورت عدم حضور، از آگاهی خواسته شده که او را جلب کنند."
عباس کارگر جاوید از اعضای بسیج است که مردم او را بلافاصله بعد از اصابت گلوله به ندا، گرفتند و به گفته آرش حجازی، پزشکی که هنگام جان باختن ندا بالای سر او بود، این عضو بسیج فریاد میزد: "نمی خواستم بکشمش".
به فاصله چند هفته، عکس ها و مشخصات عباس کارگر جاوید در اینترنت و در سطح وسیعی منتشر شد و خانواده ندا به عنوان مظنون به قتل دخترشان از او شکایت کردند.
مادر ندا آقا سلطان می گوید: "ما در شکایتمان گفته ایم که به این آقا مظنون هستیم و به احتمال زیاد به همین دلیل او را احضار کرده اند اما سئوال من این است که با گذشت نزدیک به دو ماه و عدم مراجعه این آقا، چرا او را بازداشت نمی کنند. نمیدانم واقعا اداره آگاهی چقدر در این زمینه همکاری میکند و آیا این آقا را بازداشت و تحویل خواهند داد یا نه."
خانم رستمی مطلق سپس می پرسد: "رد عبدالمالک ریگی را در آسمان زدند و او را بازداشت کردند اما چطور نمی توانند با گذشت نزدیک به دو ماه از احضار عباس کارگر جاوید، او را بازداشت کنند"؟
مظنونین احضار شوند
عبدالصمد خرمشاهی، وکیل خانواده ندا آقا سلطان نیز که روز گذشته برای پی گیری مجدد به دادسرای جنایی مراجعه کرده بود به "روز" می گوید: "متاسفانه دیروز مسئول مربوطه حضور نداشت و نتوانستم کاری بکنم اما احضار و یا جلب آقای کارگر جاوید یک قدم رو به جلو است."
او توضیح میدهد: "در تاریخ 23 خرداد ماه، نامه احضاریه ایشان برای اداره آگاهی نوشته و در آن ذکر شده که در صورت عدم حضور در زمان قانونی، اقدام به جلب او کنند. اکنون ما منتظریم ببینیم اداره آگاهی چه اقدامی صورت خواهد داد و تاکنون علیرغم عدم حضور او، ایشان را جلب نکرده اند."
وکیل خانواده ندا سپس با اشاره به روند قضایی رسیدگی به پرونده های قضایی می گوید: "براساس قانون، اگر بالفرض آدرس این فرد را ندارند می توانند از طریق مطبوعات آگهی داده و او را پیدا کنند اما اینکه محذوراتی وجود داشته باشد یا حساسیت هایی باشد در کنار پرونده است و درخواست ما این است که خارج از چارچوب این حساسیت ها و این حاشیه ها به پرونده قتل ندا رسیدگی کنند."
اقای خرمشاهی می افزاید: "ما از ابتدا نیز خواستار این بودیم مظنونی که معرفی کرده ایم احضار شود و اگر نیامد او را جلب کنند و ما پی گیری میکنیم تا او را جلب کنند و خارج از همه حواشی. این یک پرونده قتل است و باید تشریفات دادرسی و تحقیقات و اقداماتی که لازم است، فارغ از اینکه مقتول چه کسی است و چه حواشی ای وجود دارد، انجام پذیرد و روند قضایی به صورت کاملا بی طرفانه و بدون ملاحظات سیاسی طی شود. مدام هم تاکید کرده ایم که پدر و مادر ندا حقوقی دارند و این حق قانونی آنها است که پی گیری کنند."
آقای خرمشاهی با اشاره به اینکه "حساس بودن پرونده برای همه روشن است" تاکید می کند: "خواسته ما از اول این بوده که قاضی پرونده فارغ از ملاحظات و مسائل سیاسی، به پرونده رسیدگی کند و روند قضایی طی شود و مظنون و مظنونان پرونده بیایند پاسخ دهند و حتی از خود دفاع کنند. مصلحت جمهوری اسلامی نیز ایجاب میکند خیلی صریح و شفاف با این پرونده برخورد کنند ؛ استقلال قاضی و اعتبار نظام هم به این است که هر کسی در هر مقامی، چه شخصی چه غیر شخصی و چه موافق یا مخالف نظام، اگر مورد ظن است احضار یا جلب و به پرونده رسیدگی شود."
وی در پاسخ به این سئوال که چرا تاکنون آقای کارگر جاوید احضار نشده بود و بعد از گذشت یکسال این امر صورت می گیرد می گوید: "این موضوع را از قاضی پرونده پرسیدم اما ایشان عنوان کردند که دلایل و مستندات کافی در پرونده وجود نداشت و به مرور این مستندات و دلایل کامل شده و ایشان اقدام به احضار این فرد کرده اند. اکنون ما معتقدیم که احضار و یا جلب این فرد گامی رو به جلو است و همین که چنین احضاریه ای صادر شده نشان میدهد که قاضی پرونده، به مستنداتی درباره افرادی که مظنون هستند از جمله آقای کارگر جاوید رسیده، چون براساس قانون بازپرس یا قاضی پرونده می بایست براساس مقررات قانونی و دلایل و مدارک مستدل فردی را احضار کند یا حکم جلب بدهد."
از آقای خرمشاهی می پرسم غیر از عباس کارگر جاوید آیا مظنون دیگری نیز در پرونده وجود دارد؟ پاسخ میدهد: بله یک خانمی نیز به عنوان مظنون در پرونده هست که او را نیز احضار کرده اند اما من نمی توانم اسم ایشان را ذکر کنم.
اما هاجر رستمی مطلق، مادر ندا می گوید: "ما از هیچ خانمی شکایت نکرده ایم و تنها کسی که به عنوان مظنون از او شکایت کردیم عباس کارگر جاوید بوده است. یعنی ابتدا شکایت کردیم و خواستار معرفی و محاکمه قاتل و یا قاتلان ندا شدیم و سپس از این آقا هم به عنوان مظنون شکایت کردیم؛اما از قضیه این خانمی که می گویند خبری نداریم."
از سناریو سازی تا احضار مظنون
پس از کشته شدن ندا، مسئولان نظامی ـ امنیتی جمهوری اسلامی با پردازش سناریوهای مختلف و گاها متناقض، تلاش کردنداز زیر بار مسئولیت مرگ این دختر جوان شانه خالی کنند.
در اولین واکنش ها روزنامه جوان که ارگان سپاه پاسداران است خبرنگار بی بی سی را متهم به اجیر کردن اوباش برای قتل ندا کرد و سفیر ایران در مکزیک، عامل قتل ندا را سازمان سیا معرفی کرد.
خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی اما مدعی شد که شواهد به دست آمده توسط کارشناسان انتظامی و امنیتی کشور، این فرضیه را تقویت میکند که ندا آقاسلطان اشتباهاً به عنوان خواهر یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق اعدام شده، مازندرانی، از سوی تک تیراندازان این گروه هدف قرار گرفته است.
احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران و عضو مجلس خبرگان رهبری در خطبه های نماز جمعه گفت: "در اغتشاشات اخیر، یک خانم کشته شد، اوباما برایش اشک تمساح ریخت و غرب معرکه گرفت. هر عاقلی که فیلمش را ببیند متوجه میشود کار خود اغتشاشگران است. بهگونهای که از جایی که ماشین این خانم هم پارک شدهاست عکس گرفتهاند. این خانم در کوچه خلوت بودهاست. در کوچه خلوت که نمیکشند، دستگیر میکنند. معلوم است که اگر کار نظام بود، در خیابان برخورد میکرد."
احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی نیز خبر از تحت تعقیب بودن آرش حجازی از سوی پلیس بین الملل داد و گفت که قتل ندا آقا سلطان سناریو است و هیچ ربطی به "اغتشاش های تهران" ندارد.
مهدی کلهر، مشاور محمود احمدی نژاد نیز مدعی شد که ندا جلوی دوربین خود را به مردن زد و سپس در ماشین توسط پزشک فراری به انگلیس، یعنی آرش حجازی کشته شد.
عزت الله ضرغامی نیز با ساختگی خواندن فیلم جان باختن ندا مدعی شد: "سفير ونزوئلا تعريف ميکرد که در دور دوم انتخابات اين کشور نيز چنين صحنهاي نظير مرگ آن خانم را در آن کشور به راه انداختند و اين سناريو هم در آنجا پياده شد و ميخواستند بگويند که راي آقاي چاوز هم ساختگي است؛ اما موفق نشدند."
این اظهارات ضد و نقیض تا بدانجا پیش رفت که منجر به ساخته شدن دو فیلم مستند از سوی وزارت اطلاعات در خصوص چگونگی قتل ندا آقاسلطان و پخش این دو مستند از صدا و سیمای جمهوری اسلامی شد. دو فیلمی که در اولی صحنه قتل ندا، نمایشی و سناریو خوانده وادعا شد: آرش حجازی و پناهی معلم موسیقی و ندا، تیمی فرستاده از سوی خارجی ها بودند و ندا خود روی صورتش خون ریخت که مردم فکر کنند تیر خورده اما بعد از سوار شدن به ماشین ندا به قتل رسیده است. در دومی اما برخلاف فیلم اول، جمهوری اسلامی پذیرفت که ندا کشته شده و فیلم کشته شدن ندا جعلی نبوده و عباس کارگر جاوید هم حضور یافت و در دفاع از خود سخن گفت و در پایان فیلم، تصویری از زنی به نمایش درآمد که ادعا می شد قاتل ندا است.
اکنون جمهوری اسلامی با گذشت 13 ماه از کشته شدن ندایی که چشمان بازش در حین مرگ، چشم جهانیان را به وقایع ایران گشود، به احضار و جلب عباس کارگر جاوید مبادرت کرده است.
گورخر ایرانی از گونه های رو به انقراض گور آسیایی است که گفته می شود تنها هفتصد راس از آن در زیستگاه اصلی آن، ایران، وجود دارد.
شکار بی رویه و تخریب زیستگاه طبیعی این پستانداران علت کاهش تعداد آنهاست.
گورخر ایرانی کمی از خر بزرگتر است و بیشتر به اسب شباهت دارد.
پیش از این یک مرکز تحقیقاتی در اسرائیل به تکثیر این جانور اقدام کرده بود.
گور ایرانی یکی از جانوران بومی این سرزمین است که نشانه های آن در تاریخ و ادبیات این کشور دیده می شود.
یکی از اموری که بازجویان از کرمی میخواستند اعتراف بگیرند، اقرار به روابط نامشروع با یکی از بستگان طراز اول رهبران جنبش سبز و دو نفر از بستگان طراز اول یکی از مقامات عالیه بیبصیرت بوده است. کرمی بارها امتناع میکند، تا اینکه در بار بیستمی که سر او را در توالت فرنگی پر از نجاست فرو میکنند و با احساس خفگی به اعتراف به خواست بازجویان تن میدهد و آنچه را می خواستند مینویسد و امضا میکند. از دیگر موارد اعتراف تحت شکنجه کرمی اختلاس و فساد مالی مهدی هاشمی فرزند هاشمی رفسنجانی بوده است.
هاشمی رفسنجانی نامه را شخصا نزد آقای خامنه ای می برد و به او می گوید این نامه را به دفتر شما ندادم، مبادا در پیچ و خم نامههای اداری فراموش شود، میخواهم شخصا برایتان بخوانم تا مبادا اگر به دستتان بدهم فراموشش کنید یا بدست یکی از کارگزاران بیت بدهید و به سرنوشت دیگر نامهها دچار شود. وی تمام مفاد نامه پنج صفحهای حمزه کرمی را برای رهبر جمهوری اسلامی میخواند و بعد از آقای خامنهای میپرسد باز هم میگوئید اعترافهای یک سال اخیر زیر شکنجه اخذ نشده است!؟
آقای خامنهای میگوید نامه را به من بدهید یکی را میگذارم رسیدگی کند. هاشمی رفسنجانی میگوید با عرض معذرت من به نمایندگان شما اعتماد ندارم، اجازه دهید من هم یک نفر نماینده تعیین کنم تا پابپای نماینده شما مسئله را دنبال کند و تحقیقات خود را سریعا در اختیار من بگذارد. اگر مباحث مطروحه در این نامه بررسی شود پرده از بسیاری از امور دیگر بعد از انتخابات برخواهد داشت. آقای خامنهای قول میدهد که نماینده وی با کمال بیطرفی به ادعاهای کرمی رسیدگی کند و عملا پیشنهاد هاشمی رفسنجانی را نمیپذیرد.
آقای خامنهای رسیدگی به شکایت حمزه کرمی را به غلامحسین محسنی اژهای دادستان کل کشور و وزیر سابق اطلاعات میسپارد. محسنی اژهای در جریان رسیدگی شکایات کرمی چند بار وی را احضار کرده جزئیات شکنجهها را از وی جویا میشود، نام بازجویان را میپرسد و قول میدهد که با خاطیان برخورد کند. گزارش نهائی محسنی اژهای هنوز تنظیم نشده بود که حمزه کرمی به دلیل شدت شکنجه و تألمات بعدی ناشی از آنها به حالت اغما فرو رفته به سیسییو منتقل میشود.
منبعی که خبر فوق را در اختیار خبرنگار جرس در تهران قرار داد تصریح کرد اگر چه با افشای این مسئله چه بسا فشار بر حمزه کرمی و آقای هاشمی رفسنجانی افزایش یابد و با اینکه اطمینان دارم هیچیک از این دو نفر راضی به علنی شدن مسئله نیستند، اما اهمیت فراوان مفاد این گزارش و تاثیری که در سرنوشت بسیاری زندانیان گمنام سیاسی دارد مرا به افشای این مسئله وادار میکند. جرس بعد از تحقیق صحت کامل این گزارش از چند منبع متفاوت اقدام به انتشار آن میکند.
منبع: جرس
اعضای موسس این بنیاد در بیانیه ای اعلام کرده اند که ضرورت داشتن رسانه های تصویری ای که به همت ایرانیان شکل گرفته باشد همواره مطرح بوده است.
در این بیانه آمده است که این رسانه "صدایی از صداهای جنبش مردمی ایران" خواهد بود و "نه ادعای جامعیت دارد و نه ادعای نمایندگی از سوی تمامی ملت".
در بخش دیگری از این بیانه آمده است که این شبکه تلویزیونی که در کنار آن وبسایتی هم فعالیت خواهد داشت "رسانهای تجددخواه، باز و ضد تبعیض است و میخواهد آمال و دیدگاههای کسانی را بازتاب دهد که در سه دهه اخیر سرکوب شدهاند و در حقشان به صورتی پیگیر و نظامیافته تبعیض روا داشته شده است."
کاظم علمداری از اعضای هئیت موسس این بنیاد و سخنگوی موقت این جمع به بی بی سی فارسی گفت که با آنکه افراد و گروه های دیگری درصدد راه اندازی شبکه تلویزیونی هستند، اما رسانه تصویری بنیاد ایران ندا مغایرتی با آنها نخواهد داشت و مسئولان این شبکه تلویزیونی امیداورند که بتوانند با همه کسانی که در این راه قدم برمی دارند همکاری کنند.
او گفت که زمان آغاز برنامه های این شبکه بستگی به این دارد که این بنیاد بتواند هرچه سریعتر توجه ایرانیان و علاقه مندان را جلب کند و بتواند نیازهای مالی مورد نظر خود را تامین کند.
هنوز مشخص نیست که راه اندازی این شبکه ماهواره ای در چه مرحله ای است.
آقای علمداری گفت که اعضای هئیت موسس بنیاد ایران ندا در روزهای 23 و 24 اوت (اول و دوم شهریور) در لندن نشستی خواهند داشت که در پی آن تاریخ تقریبی راه اندازی و جزئیات بیشتری مشخص و اعلام خواهد شد.
امضا کنندگان در پایان این بیانیه اعلام کرده اند که به هیچ کمک کننده مالی و به هیچ فرد یا نهادی وابستگی سیاسی ندارند و نخواهند داشت و همواره به اصول حرفه ای و پیشرو در کار رسانه پایبند می مانند.
داریوش آشوری، مهران براتی، شهرنوش پارسی پور، مهدی جامی، رامین جهانبگلو، رضا دقتی، آرش سبحانی، رضا علامهزاده، محبوبه عباسقلیزاده، کاظم علمداری، مسیح علینژاد، مهرانگیز کار، نیک آهنگ کوثر، محسن نامجو و محمدرضا نیکفر اعضا موسس این بنیاد هستند که در کالیفرنیا به ثبت رسیده و ریاست هیئت مدیره آن بر عهده آرش سبحانی است.
آقای علمداری در پاسخ به این سئوال که وجه اشتراک این جمع با توجه به زمینه های گوناگون فعالیت های شان چه بوده است گفت: "احساس نیاز به داشتن شبکه ای مستقل، غیردولتی و مردم نهاد."
منبع: بی. بی. سی
به گزارش منابع خبری جرس، زهرا رهنورد در عین حال از مسوولان قضایی خواست که به مطالبات زندانی ها پاسخ مثبت بدهند و در نخستین گام آنها را از انفرادی خارج کنند.
به گفته وی این زندانیان در اعتراض به شرایط نامناسب زندان و اهانت های زندانبانان دست به اعتصاب غذا زده اند و باید هر چه زودتر با دلجویی از آنها و بازگردان شان به بند عمومی این اعتصاب پایان یابد .
هفده زندانی سیاسی زندان اوین از ده روز قبل به خاطر اعتراض به شرایط نامناسب بند 350 به سلول انفرادی منتقل شده و دست به اعتصاب غذا زده اند .
خانواده زندانیان نیز گزارشی از آخرین پی گیری های خود و مراجعه های متعددشان به مراجع قضایی ارایه دادند. اینکه با گذشت ده روز از اعتصاب غذای عزیزان شان هنوز هیچ خبری از سلامت آنان ندارند و بر خلاف وعده معاون دادستان تهران آنها حتی تماس تلفنی هم با خانواده شان نداشته اند .
پروین فهیمی، مادر سهراب اعرابی از شهدای جنبش سبز نیز که در این دیدار حضور داشت از خانواده زندانیان خواست که به اعتصاب غذای شان پایان دهند و با استفاده از روش های دیگر با زندانیان اعتصاب کننده همراهی کنند.
او همچنین اظهار امیدواری کرد که " زندانیان نیز هر چه زودتر با بازگشت به بند عمومی و دست یافتن به خواسته های شان بتوانند به اعتصاب خود پایان دهند ."
علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تجکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی، بابک بردبار عکاس خبری، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، کیوان صمیمی روزنامه نگار، غلامحسین عرشی و محمد حسین سهرابی راد از جمله زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی هستند که از ده روز گذشته در اعتصاب غذا به سر می برند. همچنین پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا که به بیماری دیابت مبتلا است.
تعدادی از این زندانیان بدلیل وخامت حالشان، به درمانگاه منتقل شده اند.
منبع: جـــرس
تلویزیون دولتی "پرس تی وی" نیز به نقل از دفتر احمدی نژاد، خبر حمله به خودروی وی را تکذیب کرده است.
حمله نارنجکی به کاروان خودروهای احمدینژاد در همدان
سایت خبرآنلاین در تهران: یک نارنجک دستی کنار یکی از خودروهای همراه احمدینژاد در سفر امروز وی به همدان منفجر شد.
محمود احمدینژاد صبح امروز به همدان سفر کرده بود که در مسیر فرودگاه این شهر تا ورزشگاه قدس، این اتفاق رخ داد.
خودروی مورد حمله، مینیبوسی بوده است که خبرنگاران همراه احمدینژاد را منتقل میکرد.
خودروی احمدینژاد حدود 100 متر جلوتر از خودروی مورد حمله بود و هیچ آسیبی به او نرسیده است.
این انفجار با صدا و دود بسیار همراه بود اما تا کنون از تلفات و یا مجروحین این حادثه خبری منتشر نشده است.
پس از انفجار اعلام شد که فرد مهاجم دستگیر شده است.
روز گذشته مهدیه گلرو دیگر زندانی بند عمومی زندان زندان اوین نیز با نوشتن نامهای از زندانیانی که در اعتصاب غذا هستند خواست تا اعتصاب خود را بشکنند، خواستهای که زندانیان زندان رجاییشهر نیز پیشتر در نامه به آن اشاره کرده بودند.
متن این نامه که در اختیار خبرگزاری رهانا است به این شرح است:
زندگی کردن در اینجا مانند صخرهنوردی بدون ابزار است، تمام آنچه که داری و می توانی از ادامه مسیر و گذر از آن کمک بگیری، بدن و اندیشه خودت است. زندانبان اهرم و ابزار دیگری برایات باقی نمیگذارد.
وقتی در سلولات به هم کوبیده میشود، یعنی دیگر باب گفتوگو و چانهزنی بسته میشود و اساسا بین حقوق و تکالیفی که برایات تعریف شده، تنها تکالیف باید انجام شود و حقوق بسته به کرم افسر نگهبان ممکن است رعایت شود یا نه.
پس زمانی که دیگر چارهای نیست، تنها اهرمات را به کار میاندازی و با آسیب زدن به خودت و با اجرا گذاشتن هزینهای نامتناسب زندانبانات را به واکنش میاندازی که نه فقط دیگر وظیفهای را به او یادآور شوی، که اینگونه بیواسطه، عدل، انصاف و اخلاقاش را به چالش بکشی.
اما گویی او عجلهای ندارد، تو با ساعات زندگیات بازی میکنی و او با ساعت کار اداریاش. او با صبحانه و ناهار و شام و ساعت سه هر روز او کارش با تو تمام میشود و تو تمام لحظات وهمانگیز انفرادی، گرسنگی و ضعف را در پیش داری.
هر چه پیشتر میروی بازی برای تو فرسایندهتر میشود؛ چشمانات، معدهات، کلیهات... یکی یک دست از همراهی بر میدارند. بدن نافرمانی میکند، اما چیزی هنوز تو را در پی خود میکشاند. میشود آخر، به ازای هر قدمی که به عقب برداری آنها یک قدم به جلو میآیند. پاهایات را باید یکجا محکم کنی و تمام تلاش زندانبان هم لعزیدن پای تو در آنجا است، با تهدید، تطمیع و...
اما دوستان خوبام چه کسی میتواند بگوید، چه بکنید، اعتصابتان را بشکنید و یا ادامه بدهید. با فرسودن جانهای عزیزتان زندانبان را شاد کنید و یا با شکستن اعتصابتان رسیدن به خواستههایتان ...؟
می دانم از زمانی که حرکتتان را آغاز کردید، میدانستید که نه فقط این کار که هر اعتراضی در این سرزمین، چنین هزینه نامتناسبی در پی خواهد داشت. اما آرزو می کنم که در این جدال نابرابر به پاس پایداریتان و به پاس جانهای کاهیده شدهیتان آنچه را که شایستهی آن هستید به دست آورید.
عاطفه نبوی، بند عمومی زنان زندان اوین
منبع: خبرگزاری حقوق بشر ایران – رهانا
این زندانی به اتهام ارتکاب قتل به اعدام محکوم شده بود.
منبع: خبرگزاری هرانا
تا پایان آن سال، ۲۱۰ هزار تن بر اثر این بمبارانهای اتمی جان خود را از دست دادند. بازماندگان فاجعهٔ هستهای در شهرهای هیروشیما و ناکازاکی، موسوم به «هیباکوشا» (Hibakusha) به زبان ژاپنی، دچار جراحتها و بیماریهایی شدند که هرگز به طور کامل درمان نشدند. امروز، ۶۵ سال پس از آن بمبارانهای دهشتناک، قربانیان فاجعه هنوز با پیامدهای فیزیکی و روانی «بیماری بمب اتمی» دست به گریباناند. اکنون دهههاست که علاوه بر مردم ژاپن و بهویژه آسیب دیدگان بمبهای اتمی هیروشیما و ناکازاکی، در سراسر جهان نیز مردم صلحدوست دنیا از راههای گوناگون مخالفت خود را با سلاحهای هستهای به هر شکل و میزان اعلام میکنند و بهحق خواهان دنیایی فارغ از سلاحهای هستهای هستند که در آن دیگر «هیباکوشا»یی نباشد.
یکی از قربانیان هیروشیما، دختر دو سالهای بود به نام ساداکو ساساکی که چند سال بعد بر اثر تابشهای بمب اتمی دچار بیماری سرطان خون شد. بر اساس یک افسانهٔ کهن ژاپنی، او فکر میکرد که اگر بتواند به رسم هنر ژاپنی اُوریگامی، هزار پرندهٔ دُرنای کاغذی بسازد، ممکن است بیماریاش بهبود یابد. ساداکو شروع به ساختن دُرناهای کاغذی کرد اما خیلی پیش از رسیدن به مرز هزار، در ۱۲ سالگی مُرد. چندی بعد، در روز ۵ ماه مه ۱۹۵۸ که «روز کودک» در ژاپن است، به یادبود همهٔ کودکانی که در بمباران هیروشیما قربانی شده بودند، مجسهای به یاد ساداکو با نماد یک دُرنای اوریگامی بر فراز سرش در «پارک صلح هیروشیما» رونمایی شد. از آن سال به بعد، کودکان و مردم ژاپن (و حتیٰ سراسر جهان) به یاد آن قربانیان و به امید دنیایی بدون جنگ و سلاحهای هستهای دُرناهای کاغذی رنگی خود و یادداشتهایی را که در همین ارتباط مینویسند، به پارک صلح و «موزهٔ یادبود صلح» هیروشیما میفرستند. در موزهٔ صلح هیروشیما انواع اشیای به جا مانده از آن روزهای دهشتناک نگهداری میشود. تا امروز کتابهای فراوانی نیز دربارهٔ کودکان هیروشیما و ناکازاکی و سرگذشت ساداکو در سراسر جهان تألیف و منتشر شده است، از جمله نقاشیهای کودکان بازماندگان آن فاجعهٔ انسانی. همچنین، هر سال در روز ۶ اوت، علاوه بر مراسمی که با حضور خانوادههای قربانیان، شهردار و مقامهای دولتی، سازمانهای غیردولتی ضدجنگ و هوادار صلح، و عموم مردم در پارک صلح هیروشیما به همین مناسبت برگزار میشود، در سراسر دنیا نیز مردم صلحدوست به مناسبت آن فاجعهٔ انسانی در شهرهای مختلف گرد هم میآیند و ضمن ادای احترام به قربانیان ژاپنی و محکوم کردن بمبارانهای هیروشیما و ناکازاکی، پیمان میبندند که به پیکار خود برای محو همهٔ اشکال سلاحهای هستهای، و سلاحهای کشتار جمعی به طور کلی، ادامه دهند.
تسلیحات هستهای موجود در جهان
تا امروز در حدود ۱۰ هزار میلیارد دلار برای ساخت و نگهداری سلاحهای هستهای هزینه شده است. تخمین زده میشود که امروز در حدود ۲۲۰۰۰ سلاح هستهای (استراتژیک، غیراستراتژیک، فعال و غیرفعال) در جهان وجود داشته باشد، که از آن میان حدود ۱۲۰۰۰ عدد متعلق به روسیه و ۹۶۰۰ عدد متعلق به آمریکاست، و کشورهای فرانسه، چین، انگلستان، اسرائیل (اگرچه هرگز تأیید یا تکذیب نکرده است)، پاکستان، هندوستان و کرهٔ شمالی به ترتیب ۳۰۰، ۲۴۰، ۲۲۵، ۸۰، حدود ۸۰، حدود ۷۰ و کمتر از ۱۰ سلاح هستهای دارند. گفته میشود که امروز ۲۶۰۰ سلاح هستهای در دنیا آمادهٔ شلیک در عرض حداکثر ۱۵ دقیقه هستند. توان تخریب زرادخانهٔ هستهای کنونی دنیا چیزی در حد ۶۰۰ هزار برابر قدرت تخریب بمب اتمی است که بر روی هیروشیما انداخته شد. ناگفته پیداست که وقوع یک درگیری هستهای با استفاده از سلاحهای موجود در درجهٔ اول منجر به کشته شدن و آسیب دیدن میلیونها یا حتیٰ میلیاردها تن خواهد شد، و آثار زیانبار و مرگبار دیگری مثل کاهش ۲۰ تا ۳۰ درجهای دمای کرهٔ زمین و تجمع غبار و دوده در جوّ زمین نیز خواهد داشت. برای مقابله با جنگ به طور کلی، و وقوع چنین فاجعهای به طور خاص است که فعالان صلح و مردم سراسر دنیا در قالب سازمانهای مدنی، و گردهماییها و تظاهرات و لابیهای گوناگون، از راههای مختلف در راه این هدف میکوشند، از جمله «مادران صلح» و «شورای ملی صلح» کنونی در ایران و جمعیت هواداران صلح که سالهای پیش در ایران فعالیت میکرد. طبیعی است که فعالیتهای ضدهستهای در میان ملت ژاپن که تنها ملتی است که متحمل بمباران اتمی شده است، بیشتر به چشم میخورد. «وکلای ژاپنی برضد تسلیحات هستهای» یکی از این گروههاست که در اردیبهشت (اواخر آوریل) امسال در کنفرانس سازمانهای غیردولتی (اِن جی او) برای امر منع گسترش و از میان بردن سلاحهای اتمی در شهر نیویورک شرکت داشتند و تجربههای خود را با دیگر فعالان صلح در میان گذاشتند. در اینجا، بخشهایی از دو مقالهٔ ارائه شده توسط جون ساساموتو، دبیرکل انجمن همبستگی بینالمللی وکلای ژاپنی تحت عنوان «جهانی کردن مادهٔ ۹، و امحای سلاحهای هستهای» و ماسانوبو اینوئه، وکیل و فعال صلح، تحت عنوان «دربارهٔ پیمانهای هستهای مخفی» آورده میشود که حاوی نکاتی جالبی در مورد قانون اساسی ژاپن و عملکرد دولتهای مختلف این کشور است:
مادهٔ ۹ قانون اساسی ژاپن
• با آرزوی صادقانه و صمیمانه برای استقرار یک صلح جهانی مبتنی بر عدالت و نظم، مردم ژاپن برای همیشه جنگ را به عنوان یک حق مستقل این ملت، و تهدید به استفاده از زور را به عنوان وسیلهای برای حل کردن مناقشات بینالمللی، طرد میکنند.
• به منظور رسیدن به هدف بند پیشین، نیروهای [نظامی] زمینی، دریایی و هوایی، و نیز دیگر تواناییهای جنگی، هرگز نگاه داشته نمیشود. برای کشور حق مخاصمه و جنگ قائل نمیشود.
مادهٔ ۹ قانون اساسی ژاپن در سال ۱۹۴۶ در پایان جنگ جهانی دوم، و به عنوان تعهد ژاپن به عدم درگیری در جنگ در آن قانون گنجانده شد. این ماده از قانون اساسی ژاپن، علاوه بر هدف مستقیمی که در آن بیان شده است، در ۶۰ و اندی سال گذشته اصول دیگری را نیز به وجود آورده است، و حتی میتوان گفت ارزشهای فراگیری نیز از نقطه نظر جهانی دارد و میتوان آن را یک معیار بینالمللی بهشمار آورد.
علاوه بر ممنوع شدن صادرات تسلیحات و محدود شدن هزینههای دفاعی به ٪۱ تولید ناخالص ملی، یکی دیگر از نتایج مهم مادهٔ ۹ که در پرتو گرایشها و احساسات صلحطلبانه و ضد جنگ و ضد هستهای مردم ژاپن به بار نشست، اعلام اصول یا «سیاستهای غیر هستهای» سه گانهٔ دولت در سال ۱۹۶۷ در مجلس آن کشور بود که بر اساس آن ژاپن سلاحهای هستهای (۱) نخواهد داشت و (۲) نخواهد ساخت، و (۳) نخواهد گذاشت که وارد کشور شود.
اما یکی تناقضهای سیاسی و موضوعهای مورد بحث همیشگی در کشور ژاپن در دهههای گذشته، مسئلهٔ وجود نیروهای دفاع از خود، پیمانهای «دفاعی» میان دولتهای مختلف ژاپن با دولتهای آمریکا در زمانهای مختلف، و نیز وجود پایگاههای نظامی آمریکا در خاک ژاپن است، که در تضاد با اصول سهگانهٔ پیش گفته و مادهٔ ۹ قانون اساسی دارد.
امروز فاش شده است که وقتی متمم «پیمان امنیتی ژاپن-آمریکا» در ۱۹ ژانویهٔ سال ۱۹۶۰ امضا شد، دولتهای ژاپن و آمریکا توافقنامهٔ مخفیانهای نیز در مورد آوردن سلاحهای هستهای به ژاپن امضا کردند. اتکا به توان بازدارندهٔ گستردهٔ آمریکا برای نخستین بار در سند رسمی «سرفصل برنامهٔ دفاع ملی» ژاپن در سال ۱۹۷۶ علنی شد که در آن آمده بود: «ژاپن به توان بازدارندهٔ ایالات متحد آمریکا در برابر تهدیدهای هستهای متکی است.» پس از سالها، دولت «حزب دموکراتیک» ژاپن [دولت یوکیو هاتویاما در زمان تألیف مقاله- ح.ن.] در این مورد تحقیق کرد و اعلام کرد که آن توافقنامهٔ مخفی را به عنوان یک توافق قطعی به رسمیت نمیشناسد. اما تردیدی نیست که دولتهای پیشین ژاپن، با نقض اصل سوم پیش گفته، اجازهٔ ورود سلاحهای هستهای به ژاپن را دادهاند. دولت ژاپن نه تنها باید جزئیات توافقنامهٔ سرّی را فاش سازد و آن را به کل ملغیٰ کند، بلکه باید به صراحت، چه در داخل ژاپن و چه در صحنهٔ بینالمللی، اعلام کند که اصول سه گانه را به صورت قانون در خواهد آورد. آمریکاییها هم قاعدتاً باید از این امر خوشحال بشوند، چرا که چنین قانونی نگرانی آمریکاییها را که ژاپن مجهز به سلاحهای هستهای خواهد شد از میان خواهد برد. البته دولت آمریکا هم اگر ادعای «دنیای بدون سلاحهای هستهای دارد»، باید آن توافقنامهٔ سرّی را منتفی اعلام کند.
از دیگر نتایج مادهٔ ۹ قانون اساسی ژاپن، ممنوعیت تجارت اسلحه است. کشور دیگری که بندی مشابه در قانون اساسیاش دارد، کستاریکا در آمریکای مرکزی است که در بند ۱۲ قانون اساسیاش نگهداری نیروهای نظامی، ممنوع شده است. دولت کستاریکا در سال ۲۰۰۶ پیشنویس «پیمان تجارت اسلحه» را با محتوای منع تجارت اسلحه به سازمان ملل تقدیم کرد. همچنین در سالهای ۱۹۹۷ و ۲۰۰۷، دولتهای کستاریکا و مالزی پیشنویس «کنوانسیون سلاحهای هستهای» را برای محدود کردن تسلیحات (هستهای) به سازمان ملل تقدیم کردند. این کنوانسیون شدیدترین محدودیتهای قانونی به منظور منع تولید، تملک و کاربرد سلاحهای هستهای را در بر دارد و هدف غایی آن نابودی همهٔ سلاحهای هستهای است.
با وجود آنکه مادهٔ ۹ قانون اساسی ژاپن، مثل بند ۲ منشور سازمان ملل متحد، کاربرد و تهدید به استفاده از زور را به عنوان وسیلهای برای حل و فصل اختلافها ممنوع میکند، نیاز به داشتن ارتش را نفی میکند، و مبتنی بر مفهوم «صلح بدون اتکا به نیروی نظامی» است، اما امروز ما در جهان و ژاپن با وضعیتی روبهرو هستیم که مادهٔ ۹ را به چالش میکشد.
روز ۵ آوریل ۲۰۰۹ (۱۶ فروردین ۸۸) در شهر پراگ جمهوری چک، پرزیدنت اوباما نطقی ایراد و در آن به «دنیای بدون سلاحهای هستهای» اشاره کرد. اما در همان سخنرانی، او گفت تا زمانی که سلاحهای هستهای وجود دارند، ایالات متحد آمریکا «بازدارندههای هستهای»اش را حفظ خواهد کرد. از این گذشته، برچیدن و منتقل کردن پایگاه هوایی فوتینما در اوکیناوا- که در جنگ ویتنام مورد استفادهٔ نیروهای نظامی آمریکا بود- در حال حاضر مسئلهٔ عمدهای است، اما هر دو دولتهای آمریکا و ژاپن مدعیاند که نگهداری پایگاههای نظامی آمریکایی به عنوان عامل «بازدارنده» ضرورت دارد و نمیتوان آنها را برچید. در سال ۱۹۶۹ دولت ریچارد نیکسون توافقی سرّی را با دولت نخست وزیر ساتو دربارهٔ این پایگاه نظامی امضا کرده بود که مطابق آن، «در صورت بروز یک وضعیت اضطراری، دولت ژاپن متعهد میشود که پس از اطلاع و مشاورهٔ قبلی، به آمریکا اجازه دهد که سلاحهای هستهای وارد اوکیناوا کند.» [این مناقشه اخیراً در زمان دولت هاتویاما اوج گرفت. درست در همان روزها مسئلهٔ غرق شدن یک کشتی نیروی دریایی کرهٔ جنوبی، ظاهراً توسط کرهٔ شمالی، مطرح شد و تحت فشارهای آمریکا و راستگرایان در ژاپن، در نهایت و به بهانهٔ ضرورت وجود آن پایگاه برای دفاع از ژاپن در برابر تهدیدهای خارجی، و به رغم مخالفتهای گستردهٔ مردمی، آن پایگاه حفظ شد و نخست وزیر هاتویاما استعفا داد و نمایندهٔ دیگری از حزب دموکراتیک ژاپن نخست وزیر شد. ح.ن.]
نمونهٔ دیگری از کوتاه آمدنهای دولتهای ژاپن در برابر فشارهای آمریکا، تعیین مرزهای آبی کشور است. مطابق گفتگوهای صورت گرفته در جریان کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد «قانون دریاها»، مرز آبهای بینالمللی در فاصلهٔ ۱۲ مایل دریایی [هر مایل دریایی معادل ۱۸۵۲ متر است] تعیین شده بود. در سال ۱۹۷۷ دولت ژاپن قانون آبهای ساحلی را مطابق همین کنوانسیون تصویب کرد. اما در همان زمان، مرز آبهای ساحلی در تنگههای سویا، تسوگارو و تسوشیما را فقط ۳ مایل دریایی تعیین کرد. اما چرا؟ نگرانی آمریکا این بود که اگر مرز آبهای ساحلی ملی ۱۲ مایل دریایی باشد، آنگاه حرکت آزادانهٔ زیردریاییهای هستهای آن کشور در آبهای نزدیک ژاپن با مشکل روبهرو خواهد شد. قضیه از این قرار است که اگرچه زیردریاییها حق دارند به آرامی و بدون دخالت از آبهای ساحلی کشورهای دیگر گذر کنند، اما در حین عبور باید به سطح آب بیایند و پرچم ملیشان را بالا ببرند، که این برای زیردریایی هستهای در حال انجام مأموریتهای نظامی قابل قبول و ممکن نیست. پس دولت آمریکا به طور جدی و مصرّانه به لابیگری دولت ژاپن پرداخت. دولت وقت ژاپن نیز از سوی دیگر نگران بازتاب سیاسی و اجتماعی این عبور علنی زیردریاییهای هستهای در حوزهٔ دریایی سرزمینهای آن کشور بود. استثنا قائل شدن در مورد این مناطق دریایی از سوی دولت ژاپن، صرفاً به همین منظور بود و حتی امروز هم آبهای این تنگهها در ورای ۳ مایل دریایی از ساحل، آبهای بینالمللی محسوب میشوند و زیردریاییهای دریایی میتوانند بدون آنکه به سطح آب بیایند، از آنجا عبور کنند!
به روشنی میبینیم که اتکا به پایگاههای نظامی و قدرت هستهای به عنوان «عامل بازدارنده»، ناقض روح مادهٔ ۹ و «صلح بدون اتکا به نیروی نظامی»، و ناقض اصل «عدم استفاده از زور یا تهدید به کاربرد زور» است. با توجه به جنگهای عراق و افغانستان به صراحت دیده میشود که مسائل بینالمللی را نمیتوان با توسل به نیروهای مسلح و ارتش حل و فصل کرد. امروز زمان آن است که نیروها و مردم صلحدوست دنیا مفهوم و اندیشهٔ بنیادی مادهٔ ۹ قانون اساسی ژاپن را که صلح به نیروی نظامی وابسته نیست، در سراسر جهان بگسترانند. وکلای مترقی و صلحدوست ژاپن خواهان آنند که دولت ژاپن سیاست اتکا به عامل بازدارندهٔ هستهای را کنار بگذارد، اصول سهگانهٔ پیش گفته را به صورت قانون درآورد، و مطابق قطعنامهٔ ۱۸۸۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد مصوب ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، در راه واقعیت بخشیدن به ایجاد «آسیای شمال شرقی عاری از سلاحهای هستهای» بکوشد. کشورهای پیرامون ژاپن، نگران ذخایر بزرگ پلوتونیوم ژاپن هستند؛ نگران تفسیر کژاندیشانهٔ دولت ژاپن از قانون اساسی هستند که داشتن تسلیحات هستهای را برای مقاصد دفاعی مجاز میشمارد؛ و نگران تلاشهایی هستند که برای اصلاح مادهٔ ۹ صورت میگیرد.
منشور هانوی که در کنگرهٔ ۱۷ کانون بینالمللی وکلای دموکرات در سال ۲۰۰۹ در هانوی، ویتنام، به تصویب رسید، اعضای کانون از کشورهای گوناگون را که در راه برقراری و حفظ صلح پایدار در جهان تلاش میکنند فرا میخواند که مادهٔ ۹ قانون اساسی ژاپن را راهنمای عمل خود در کشورهایشان قرار دهند. امید است که شهروندان و وکلای صلحدوست ژاپن و آمریکا و سراسر جهان گامی فراتر بگذارند و «کارزار مادهٔ ۹ جهانی» را اشاعه دهند و به پیش برند و از این طریق در جنبش جهانی از میان بردن سلاحهای هستهای فعالانهتر شرکت کنند. بشر نمیتواند در کنار سلاحهای هستهای زندگی کند و پایدار بماند!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر