دولت آمريکا نام يک روحانی را در فهرست سياه تروريسم قرار داد. انور الاولاکی (Anwar al-Awlaki) که زاده آمريکا است، متهم است که با شبکه القاعده در ارتباط است. قرار گرفتن نام وی در اين فهرست به دولت آمريکا اجازه ميدهد با نظارت برحساب های بانکی اين شخص کمک های مالی به وی را قطع کند. استوارت لوی از معاونان وزارت خزانه داری آمريکا گفت با اين تصميم دارائی های اين روحانی ضبط و پرداخت پول به وی از سوی آمريکائی ممنوع ميشود. اين شخص همچنين حق نخواهد داشت به خاک آمريکا وارد شود. «انور الاولاکی» متهم است که با کسی که در نوامبر گذشته متهم به کشتن سيزده نفر در پادگان «فورت هود» است، با پست الکترنيکی در تماس بوده است.
مولوی عبدالحمید، روحانی برجستهو امام جمعه اهل سنت زاهدان، در مصاحبه با رادیو فردا، حملههای انتحاری به مسجد جامع زاهدان را محکوم کرده و میگوید گروههایی که دست به چنین اعمالی میزنند، حسابشان از مردم جداست.مولوی عبدالحمید، روحانی برجستهو امام جمعه اهل سنت زاهدان، در مصاحبه با رادیو فردا، حملههای انتحاری به مسجد جامع زاهدان را محکوم کرده و میگوید گروههایی که دست به چنین اعمالی میزنند، حسابشان از مردم جداست. مولوی عبدالحمید: این جنایتی که مسجدها را مورد هدف قرار داده، عموم مردم نمازگزار را که مراسم مذهبی داشتند، جنایتی است که همه مردم این را محکوم میکنند و ما هم محکوم کردیم. این جنایتی است که نه شریعت قبول میکند، نه عقل و نه عرف. همه مردم ما این احساس را دارند که این جنایت همه را مورد هدف قرار داده است. تلاش من اینست که مردم احساساتشان را حفظ کنند. طراحی این جنایت است برای این است که مردم به جان هم بیفتند، و مردم باید با هوشیاری این توطئه را خنثی کنند. ـ آقای عبدالحمید! برخی از کارشناسان، که رادیو فردا با آنها گفت و گو کرده، ریشه این وقایع را در نارضایتی عمیق مردم سیستان و بلوچستان میدانند و نارضایتی مردم این استان را هم به دلیل اعمال تبعیض میان شیعه و سنی در بلوچستان ارزیابی میکنند. دیدگاه شما در این باره چیست؟ ما نمیگوییم که تبعیض نیست یا مشکلات نیست. ولی آنچه که در همه مردم استان وجود دارد، این نوع حرکات و این نوع حملات تمام مردم را ناراضی میکند. مردم در این مسئله اتفاق نظر دارند، مردم شیعه و سنی و بلوچ، که این نوع حملات کار نادرستی است. به هر انگیزهای کسی که این کار را کرده باشد، ما محکوم میکنیم. -گفته میشود که در سالهای ریاست جمهوری آقای محمود احمدی نژاد، فشار بر مردم بلوچستان و اعمال تبعیض بیشتر شده است و مردم سیستان و بلوچستان در تنگنای بیشتری قرار گرفتهاند. شما تصور میکنید که این گفته برخی از کارشناسان تا چه حد صحت داشته باشد؟ بله. من قبلاً عرض کردم که مردم بلوچستان در هر مشکلاتی هم که قرار گیرند، این نوع برخوردها و ناامنی را به این صورت یا هر صورت دیگر نمیپسندند. مردم معتقدند که مشکلاتشان را از راه قانون، از راههای صحیح، از راههای بینالمللی و از راههای درست پیگیری کنند. نخبگان اعم از علما، دانشگاهیان، فرهیختگان و معتمدان و ریش سفیدان -نخبگان جمعاً- بر این مسئله اتفاق نظر دارند که بهترین راه پیگیری مسائل و حل مشکلات راه قانون است و نه راه خشونت و کشتار. این را کسی نمی پسندد ... مردم خودشان بر این عقیدهاند که از طریق قانون باید مسائل پیگیری شود. از میان مردم کسی راضی نیست. اینها گروههای خاصی هستند، افراد خاصیاند که دست به این نوع کار میزنند و حسابشان از مردم جداست.
باراک اوباما، رئیس جمهوری ایالات متحده، روز جمعه حملههای انتحاری در شهر زاهدان را به شدت محکوم کرد. رئیس جمهوری ایالات متحده، با صدور بیانیهای اعلام کرد: «من این حملههای بیشرمانه تروریستی در مسجدی در جنوب ایران را محکوم میکنم»باراک اوباما، رئیس جمهوری ایالات متحده، روز جمعه حملههای انتحاری در شهر زاهدان را به شدت محکوم کرد. بیشتر بخوانید: هیلارى کلینتون و کاترین اشتون حملات انتحارى در زاهدان را محکوم کردند دهها کشته و زخمی در دو بمبگذاری انتحاری در مسجد جامع زاهدان عملیات انتحاری در زاهدان ۲۶ کشته و ۳۰۰ زخمی بر جای گذاشت در پی حمله دو عضو انتحاری جندالله به مسجد جامع زاهدان، پنجشنبهشب ۲۷ نفر کشته و ۳۰۷ نفر زخمی شدند. در واکنش به این حملههای انتحاری، باراک اوباما، رئیس جمهوری ایالات متحده، با صدور بیانیهای اعلام کرد: «من این حملههای بیشرمانه تروریستی در مسجدی در جنوب ایران را به شدت محکوم میکنم.» باراک اوباما در ادامه تصریح میکند: «کشتن شهروندان بیگناه، در محل عبادتشان، گناهی تحملناپذیر است، و کسانی که مرتکب آن شدند باید جوابگو باشند.» باراک اوباما میافزاید: «ایالات متحده در مواجهه با این بیعدالتی، در کنار مردم ایران و عزیزان و خانوادههای کسانی است که کشته یا زخمی شدهاند.» رئیس جمهوری ایالات متحده تاکید میکند: «جهانیان همگی باید همه اشکال تروریسم، را محکوم کرده و با آن مقابله کنند و پشتیبان حق جهانشمول بشر برای زندگی فارغ از ترس و خشونت بیخردانه باشند.» بان گی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد هم روز جمعه حملههای انتحاری در زاهدان را «اقدام بیخردانه تروریستی» توصیف و آن را به شدت محکوم کرد. فرحان حق، سخنگوی سازمان ملل، اظهار داشت دبیرکل سازمان، که در مادرید به سر میبرد «به شدت بمبگذاریهای انتحاری در زاهدان ایران را محکوم» کرده است. بریتانیا نیز روز جمعه حملههای انتحاری زاهدان را محکوم کرد؛ الیستر برت، مدیر کل وزرات خارجه بریتانیا، در واکنش به این حملهها گفت: «من از شنیدن انفجار دو بمب در روز گذشته در مسجدی در زاهدان... که مسئولیت آن را جندالله برعهده گرفت، شوکه شدم.» الیستر برت تصریح کرد: «بریتانیا به شدت این قساوت را محکوم میکند. بمبگذاران با هدف گرفتن یک مسجد شلوغ جان نمازگزان و عابران آرام را گرفتند. فکر و ذهن ما با خانودههای ۲۲ نفری است که تاکنون جان خود را از دست داده و بسیار دیگری که زخمی شدهاند.» پیش از این اتحادیه اروپا نیز این حملهها را محکوم کرده بود؛ در بیانیهای که به همین مناسبت از سوی دفتر رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا صادر شده، آمده است: «کاترین اشتون این حملات تروریستى بزدلانه را که به هیچ رو قابل توجیه نیستند، قویاً محکوم مىکند. وى همچنین با تسلیت به خانواده و دوستان قربانیان ( این حملات)، با آنها ابراز همدردى مىکند.»
به گفته مقام های بهداشتی عراق در پی آتش سوزی در هتلی در شهر سلیمانیه 29 نفر کشته و دستکم 22 نفر زخمی شدند. در میان کشته شدگان شهروندان کشورهای کامبوج، بنگلادج، بریتانیا و چند کشور دیگرهم دیده میشوند. مقام های دولتی علت آتش سوزی را اتصال برق اعلام کرده اند. آتش نشانی شهرسلیمانیه تا ساعت ها قادر به مهار آتش در هتل سوما در مرکز این شهر کردنشین نبود.
قرارگاه خاتمالانبیا، که نام آن در فهرست تحریمهاى شوراى امنیت سازمان ملل متحد و نیز تحریمهاى یکجانبه برخى کشورهاى غربى قرار دارد، از دو فاز گازى پارس جنوبى انصراف داده است.قرارگاه خاتمالانبیا، که نام آن در فهرست تحریمهاى شوراى امنیت سازمان ملل متحد و نیز تحریمهاى یکجانبه برخى کشورهاى غربى قرار دارد، از دو فاز گازى ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبى انصراف داده است. در بیانیه قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا آمده است: «از آنجا که ورود قرارگاه به عرصه سازندگی در راستای کمک به مردم عزیز و توسعه میهن اسلامی بوده است در شرایط کنونی ممکن است ادامه فعالیت در فازهای ۱۵ و ۱۶ موجب به خطر افتادن منابع ملی گردد لذا قرارگاه سازندگی خاتمالانبیاء(ص) و شرکتهای تابعه بر آن است از امکانات و توانمندیهای خود در جهت اجرای سایر پروژههای عظیم ملی بهرهبرداری نموده و از کنسرسیوم فازهای ۱۵ و ۱۶ خارج گردند.» هر چند در این بیانیه به طور مستقیم قید نشده که دلایل «به خطر افتادن» منابع ملی چیست، اما بیانیه به تحریم شدن این قرارگاه از سوی شورای امنیت اشاره کرده و میافزاید: «اخیراً در اقدامی ظالمانه از سوی غرب مورد تحریم قرار گرفته که در این رابطه اقدامات حقوقی و قانونی از سوی این قرارگاه در دست اقدام میباشد.» برپایه گزارشهای منتشر شده، افزون بر قرارگاه خاتمالانبیا، شرکت سپانیر، نیز که وابسته به سپاه است، یک از طرح توسعه فازهاى ۱۵ و ۱۶ میدان گازى پارس جنوبى انصراف داده است. بیشتر بخوانید: بزرگترین قرارداد پارس جنوبی به شرکتهای دولتی و سپاه واگذار شد بر اساس این گزارش قرارداد حدود دو میلیارد دلارى فازهاى ۱۵ و ۱۶ میدان پارس جنوبى در تیر ماه سال ۱۳۸۵ به کنسرسیومى متشکل از قرارگاه خاتمالانبیا و چند شرکت دیگر واگذار شده بود. قرارگاه خاتمالانبیا، به عنوان یکى از بازوهاى اقتصادى سپاه پاسداران در سالهاى گذشته فعالیتهاى اقتصادى خود را توسعه داده و مهمترین قراردادهاى نفت و گازى ایران را حتی در مواردی بدون شرکت در مناقصه در اختیار گرفته است. در اواخر خرداد ماه سال جارى نیز قرارداد ۲۱میلیارد دلارى توسعه شش فاز گازى میدان پارس جنوبى به کنسرسیومى مرکب از وزارت نفت، سازمان گسترش و نوسازى صنایع ایران، شرکت دولتى پتروپاس و قرارگاه خاتمالانبیا واگذار شده بود. این در حالى است که قرارگاه خاتمالانبیا از جمله شرکتها و سازمانهاى ایرانى است که در کنار سایر شرکتهاى مرتبط با برنامه هستهاى و موشکى جمهورى اسلامى هدف تحریمهاى تازه شوراى امنیت سازمان ملل متحد قرار گرفته است. همچنین کشورهاى غربى از جمله ایالات متحده آمریکا نیز این مجموعه وابسته به سپاه پاسداران را تحریم کردهاند. در این گزارشها آمده است که به دنبال کنارهگیرى خاتمالانبیا از این پروژهها، مسئولیت خرید تجهیزات مورد نیاز براى ساخت پالایشگاه به شرکت نفت و گاز پارس واگذار شده است. با توجه به این که قرارگاه خاتمالانبیا در لیست تحریمهاى تازه شورای امنیت قرار دارد، امکان خرید تجهیزات لازم براى اجراى این پروژهها برایش مشکلزا خواهد بود. در این میان پایگاه اطلاع رسانى وزارت نفت ایران با تایید خبر انصراف قرارگاه خاتمالانبیا از دو فاز پارس جنوبى، به نقل از مدیر فازهاى ۱۵ و ۱۶ نوشته است: «کنار رفتن قرارگاه سازندگى خاتمالانبیا هیچ مشکلى در ادامه اجراى توسعه این فازها ایجاد نمىکند و اجراى عملیات توسعه با ترکیب جدید کنسرسیوم به طور طبیعى ادامه مىیابد.» در حالى که گفته مىشود، فازهاى ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبى «در صورت تامین کامل منابع» تا سال ۱۳۹۰ به بهرهبردارى مىرسد، از سال ۱۳۸۵ تاکنون اجراى این پروژهها تنها حدود ۵۰ درصد پیشرفت داشته است. هدف از طرح توسعه فازهاى ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبى تولید روزانه ۵۰ میلیون مترمکعب گاز، ۷۵ هزار بشکه میعانات گازى، سالیانه یک میلیون و ۵۰ هزار تن گاز مایع، یک میلیون تن اتان براى تامین خوراک واحدهاى پتروشیمى و روزانه ۴۰۰ تن گوگرد اعلام شده است. میدان عظیم گازى پارس با ۲۸ فاز در مرز مشترک ایران و قطر در ۱۰۵ کیلومترى ساحل بندرعسلویه در عمق آبهاى خلیج فارس قرار دارد که ۱۴ تریلیون متر مکعب ذخیره گازى دارد. ایران دومین دارنده مخازن گاز طبیعى در دنیا است و میدان گازى پارس جنوبى با ۱۴ تریلیون متر مکعب گاز به تنهاىى ۸ درصد کل گاز دنیا را در خود دارد اما با به دلیل مشکل سرمایهگذارى و فنى ایران در بهرهبردارى از این میدان گازى با موانعى مواجه است. قطر بهرهبردارى از منابع پارس جنوبى را در سال ۱۹۹۰ آغاز کرد، حال آن که در بخش ایرانى منابع پارس جنوبى، اولین فاز گازى در سال ۲۰۰۱ به بهرهبردارى رسید و به اذعان مقامهاى جمهورى اسلامى، ایران هم اکنون در اجراى طرحهاى توسعه گاز و در نتیجه بهرهبردارى از ذخایر مشترک پارس جنوبى حداقل ۱۱ سال از قطر عقب مانده است.
زهرا رهنورد همسر میر حسین موسوی به همراه جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی با حضور در منزل نرگس محمدی از وی دلجویی کرد. به گزارش سایت کلمه نرگس محمدی در این دیدارخانم رهنورد را در جریان فشارهایی که به گفته او در زندان از سوی بازجویان به او وارد آمده بود، قرار داد. خانم رهنورد با اظهار تاسف شدید از رفتار با خانم محمدی در زندان گفت:"وقوع چنین حوادثی در زندان های کشوری که مقاماتش ادعای عدالت دارند ،شرم آور است." نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر روز بیستم خرداد ماه بازداشت و پس از 22 روز بازداشت روزدهم تیرماه آزاد شد و به دلیل اختلالات عصبی ناشی از دوران بازجویی در بیمارستان بستری شد.
مهدی کروبی از رهبران معترضان به نتایج انتخابات روز پنجشنبه با خانواده محسن میردامادی، دبیر کل جبهه مشارکت ایران اسلامی دیدار کرد. آقای کروبی در این دیدار با ابراز تأسف از وضعیت جاری کشورگفت امروز وضعیت به گونه ای است که فضا بسیار بسته است. محسن میردامادی از ۴ خرداد و بعد از مخالفت مسئولین قضائی با تمدید مرخصی، به زندان بازگشته و از آن زمان، تنها امکان ملاقات با یکی از اعضای خانواده در هر هفته را داشته است که خانواده وی در اعتراض به این محدودیت، از این امکان ملاقات استفاده نکرده اند. از سوی دیگرمحمد خاتمی رئیس جمهور پیشین هم روز پنجشنبه با خانواده علی عرب مازار، ازمعاونان سابق وزارت دارایی دیدار و از خانواده این زندانی سیاسی دلجویی کرد. آقای خاتمی در نامه ای به دختر خردسال علی عرب مازار نوشت پدرت به جرم راستی و درستی زندانی است.
بر پایه آخرین گزارش ها از ایران شمار کشته شدگان انفجارهای زاهدان به 27 نفر و شمار زخمی شدگان به بیش ار سیصد نفر رسیده است. گروه جندالله، در تماس با شبکه تلویزیونی « العربیه» در دوبی مسئولیت انفجارهای زاهدان را بر عهده گرفت واعلام کرد که این انفجارها در پاسخ به اعدام عبدالمالک ریگی، رهبر این گروه، صورت گرفته است. رهبر گروه جندالله به گفته مقامهای قضایی و اطلاعاتی، روز30 خرداد اعدام شد.
عبدالرزاق يعقوبی رئيس پليس ولايت کندوز روز جمعه گفت فرمانده محلی طالبان معروف به «قاری لطيف» کشته شده است. «قاری لطيف» و دوازده تن ديگر از شورشيان طالبان روز پنجشنبه در يک حمله هوائی نيروهای ناتو کشته شده اند. گفته ميشود که «قاری لطيف» مسئول حملات انتحاری به نيروهای آمريکائی بوده است. ناتوبا تاييد انجام يک حمله هوائی عليه يک فرمانده بلند پايه طالبان در منطقه کندوزاعلام کرد که هنوز در حال بررسی نتيجه اين حمله است. مقام های ناتو در پاکستان همچنين اعلام کردند که در يک حمله هوائی در ولايت فراه ملا اختر يکی از فرماندهان عالی رتبه طالبان که مسئول قاچاق شورشيان غير افغان به افغانستان بوده است، را کشته اند.
باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در بیانیه ای که دفتر مطبوعاتی او منتشر کرده، انفجارهای زاهدان را قویا محکوم کرده است. آقای اوباما در این بیانیه گفته است که حملات زاهدان را بعنوان اعمال غير قابل تحمل و تروريستی محکوم می کند. او افزوده که کشتار غير نظاميان بيگناه آن هم هنگام دعا و نيايش جرمی غير قابل پذيرش است که مسببين آن بايد به مجازات برسند. در بيانيه کاخ سفيد آمده است که ايالات متحد آمريکا در کنار عزيزان و خانواده های مقتولين و مجروحين است و همراه با ايرانيان در برابر اين بی عدالتی ايستاده است. در اين بيانيه همچنين آمده است که مردم جهان بايد يک صدا تروريسم را در هرشکلی محکوم و با حمايت از ارزشهای جهانشمول حقوق بشر و زندگی فارغ از وحشت و خشونت کور ، با تروريسم مبارزه کنند. پيش از اين وزارت امور خارجه آمريکا، اتحاديه اروپا و وزارت امور خارجه بريتانيا حملات تروريستی زاهدان را محکوم کرده بودند.
موسسه ای. تی. اس، اعلام کرد، به دلیل اینکه تحریم شورای امنیت، بانکها و موسسههای مالیای را که در ایران فعالیت میکنند تحت تاثیر قرار داده، این موسسه به طور موقت ثبت نام تافل در ایران را متوقف کرده است. موسسه ای. تی. اس، در سایت رسمی خود اعلام کرد، به دلیل اینکه تحریم شورای امنیت، بانکها و موسسههای مالیای را که در ایران فعالیت میکنند، تحت تاثیر قرار داده، این موسسه به طور موقت ثبت نام تافل در ایران را متوقف کرده است موسسه ای. تی.اس که برگزار کننده آزمون تافل (آزمون انگليسی به عنوان يک زبان خارجی) در بیش از ۹۰۰۰ نقطه جهان است، در سایت خود تاکید کرده که به دلیل تحریمها هماکنون قادر نیست، دریافت وجوه پرداختی را انجام دهد و تا پیدا شدن ساز و کاری جایگزین، این آزمون در ایران برگزار نمیشود. درهمین حال ابراهیم خدایی، معاون سازمان سنجش آموزش، در این باره به خبرگزاری مهر گفت: «برگزاری آزمون تافل در ایران به دلیل عدم پرداخت حق وجه ثبت نام با مشکلاتی روبرو شده است که متقاضیان این آزمون در حال حاضر نمیتوانند در داخل برای شرکت در آزمون اقدام کنند.» معاون سازمان سنجش آموزش افزود: «پیش از این هزینه ثبت نام برای موسسه فرستاده میشد اما الان برای ارسال آن مشکلاتی وجود دارد که ما در حال بررسی راههایی برای ارسال هزینه هستیم.» وی همچنین ابراز امیدواری کرد، «مطابق با اعلام» موسسه آی. تی. سی، مشکل پیش آمده تا ۳۱ تیرماه سال جاری حل شود. به دلیل چهار قطعنامه تحریمی در شورای امنیت سازمان ملل و برخی از تحریمهای یکجانبه ایالات متحده و اتحادیه اروپا، بانکها و موسسات مالی ایرانی یکی پس از دیگری در این سالها با محدودیت شدید در عرصه بینالمللی مواجه شدهاند. واپسین قطعنامه تحریمی ایران در ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ در شورای امنیت به تصویب رسید و ایران علیرغم تلاشهای دیپلماتیک خود و پذیرفتن مبادله سوخت در خاک ترکیه نتوانست جلوی این اقدام را بگیرد. گرچه کشورهای تصویبکننده قطعنامه، همواره تاکید کردهاند که هدف از تحریمها دولت و نه ملت ایران است، اما بسیاری از شهروندان ایرانی برای نقل و انتقالهای مالی به داخل و خارج کشور با مشکل مواجهند. اگر مشکل پیش آمده برای برگزاری آزمون تافل در ایران حل نشود، بسیاری از دانشجویان و جویندگان کار در خارج کشور باید برای گذراندن این آزمون به کشورهایی نظیر ترکیه سفر کنند که هزینهها را برای متقاضیان چندین برابر میکند؛ داشتن مدرک تافل برای ورود به بسیاری از دانشگاههای خارجی ضروری است. در قطعنامه ۱۹۲۹ با عطف به قطعنامههای ۱۷۳۷ و ۱۸۰۳، از کشورها خواسته شده درباره نقل و انتقالهای بانکهای ایرانی و از جمله بانک مرکزی ایران «هوشیار» باشند و از نقلو انتقالهای مربوط به فعالیتهای حساس هستهای، یا سامانههای پرتاب سلاحهای هستهای، جلوگیری کنند. در قطعنامه ۱۹۲۹ همچنین از همه کشورها خواسته شده، اگر دلایل قانع کنندهای برای ربط فعالیت این بانکها در برنامههای نظامی ایران در دست است، از هرگونه گشایش شعبه جدید بانکهای ایرانی، شرکتهای وابسته، یا نمایندگیهای آنها در قلمرو خود جلوگیری کرده و از هرگونه همکاری مشترک آنها با سایر موسسات خارجی ممانعت به عمل آید. دراین قطعنامه به ویژه به بانک ملت و بانکهای وابسته و مرتبط به آن اشاره شده است.
به دنبال انجام دو حمله انتحارى مرگبار در شهر زاهدان، مسئول سیاست خارجى اتحادیه اروپا و نیز هیلارى کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا با محکوم کردن این حملات از آن به عنوان یک «اقدام تروریستى بزدلانه و مشمئزکننده» یاد کردهاند. به دنبال انجام دو حمله انتحارى مرگبار در شهر زاهدان، مسئول سیاست خارجى اتحادیه اروپا و نیز هیلارى کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا با محکوم کردن این حملات از آن به عنوان یک «اقدام تروریستى بزدلانه و مشمئزکننده» یاد کردهاند. همچنین نماینده زاهدان در مجلس نیز در اعتراض به «ناتوانى دولت در تامین امنیت» از سمت خود استعفا داده است. به گزارش خبرگزارى فرانسه کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجى اتحادیه اروپا حملات انتحارى روز پنجشنبه در شهر زاهدان را محکوم کرد. بیشتر بخوانید: عملیات انتحاری در زاهدان ۲۶ کشته و ۳۰۰ زخمی بر جای گذاشت دهها کشته و زخمی در دو بمبگذاری انتحاری در مسجد جامع زاهدان در بیانیهاى که روز جمعه به همین مناسبت از سوى دفتر مسئول سیاست خارجى اتحادیه اروپا منتشر شد، از این حملات انتحارى با عنوان « حملات تروریستى بزدلانه» نام برده شده است. در این بیانیه همچنین آمده است: «کاترین اشتون این حملات تروریستى بزدلانه را که به هیچ رو قابل توجیه نیستند، قویاً محکوم مىکند. وى همچنین با تسلیت به خانواده و دوستان قربانیان ( این حملات)، با آنها ابراز همدردى مىکند.» در جریان دو حمله انتحارى که شامگاه پنجشنبه در مقابل در ورودى مسجد جامع زاهدان روى داد تاکنون ۲۷ نفر کشته و دستکم ۲۷۰ نفر دیگر زخمى شدهاند. به گفته حسینعلى شهریارى، نماینده زاهدان در مجلس شوراى اسلامى «دو نفر مرد که یکى از آنان داراى پوشش زنانه بوده است به فاصله چند دقیقه دو عملیات انتحارى انجام دادند.» در همین حال گروه سنى جندالله با پذیرش مسئولیت این حملات گفته است، این اقدام به تلافى اعدام عبدالمالک ریگى، رهبر این گروه صورت گرفته است. از سوى دیگر در حالى که برخى از مقامهاى ایرانى از جمله اسماعیل کوثرى، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملى و سیاست خارجى مجلس شوراى اسلامى، آمریکا، بریتانیا و اسرائیل را مسئول این عملیات انتحارى دانستهاند، هیلارى کلینتون وزیر امور خارجه ایالات متحده نیز این «حملات مشمئزکننده» را محکوم کرده است. وى روز پنجشنبه با انتشار بیانیهاى در این باره اظهار داشته است: «من به قوىترین شکل ممکن حملات تروریستى گروه جندالله را که ایرانیان را در مسجدى در استان سیستان و بلوجستان هدف قرار داده، محکوم مىکنم.» خانم کلینتون همچنین با ابراز همدردى با خانوادهها و بستگان زخمىها و کشتهشدگان این حملات، خواستار مجازات عاملان این حملات شده است. وزیر خارجه ایالات متحده در بیانیه خود همچنین با اشاره به حملات تروریستى اخیر در اوگاندا، پاکستان، افغانستان، عراق و الجزایر بر لزوم همکارى نزدیکتر جهانى براى مبارزه با سازمانهاى تروریستى تاکید کرده است. در همین حال خبرگزارىهاى ایران روز جمعه گزارش دادند که حسینعلى شهریارى، نماینده زاهدان در مجلس در اعتراض به «ناتوانى مسئولان در حفظ امنیت جان و مال مردم» با ارسال نامهاى به رئیس مجلس از مقام خود استعفا داده است. وى پیشتر نیز با بیان این که «فریبخوردگان گروهک جندالله و عوامل باقىمانده از عبدالمالک ریگى» عامل حملات انتحارى در زاهدان هستند گفته بود: «مردم در حال حاضر به شدت تحت تاثیر قرار دارند و از دولت گلایهمندند.» در هفتم خرداد ۱۳۸۸ نیز بمبگذارى مشابهى در مسجد امیرالمومنین شهر زاهدان روى داد که در آن دست کم ۲۰ نفر کشته شدند. مسئولیت این انفجار را نیز گروه عبدالمالک ریگى بر عهده گرفته بود.
سازمان های عفو بينالملل و گزارشگران بدون مرز روز جمعه با انتشار بيانيه مشترکی بازداشت خودسرانه زندانيان عقيدتی در ايران و بدرفتاری با آنها را محکوم کردند. اين دو سازمان خواستار آزادی فوری و بدون قيد و شرط تمامی کسانی شدند که به علت فعاليت مطبوعاتی يا استفاده مسالمت آميز از حقوق خود در عرصه آزادی بيان، تشکيل انجمن يا شرکت در تجمعات، بازداشت شدهاند. عفو بينالملل و گزارشگران بدون مرز، با اشاره به صدها نفر که به گفته آنها، در شرايط غير انسانی و تحقير آميز، در زندانهای ايران نگهداری میشوند، نوشته اند که ابتدايی ترين حقوق اين زندانيان، از جمله بهرهمند شدن از درمان پزشکی مناسب پايمال میشود. از جمله زندانيانی که در اين بيانيه به نام آنها اشاره شده است، شيوا نظرآهاری، مسعود باستانی، کوهيار گودرزی، نادرکريمی جونی، منصور اسانلو، محمد صديق کبودوند، مهدی محموديان، سعيد متين پور، ابوالفضل عابدينی، حامد روحی نژاد، عيسی سحرخيز، هنگامه شهيدی، مجيد توکلی و احمد زيدآبادی هستند.
خبرگزاری « ريا نووستی» به نقل از رئيس شرکت «روس تکنولوژی» گفت که قرارداد تحويل سيستم پدافند موشکی اس ۳۰۰ به ايران هنوز فسخ نشده است. سرگی چمزوف افزود:« تصميم گيری در مورد اين مسئله برعهده رئيسجمهوری روسيه است.» قرارداد ۸۰۰ ميليون دلاری سيستم موشکی اس ۳۰۰، در دسامبر سال ۲۰۰۵ ميلادی بين روسيه و ايران امضا شد، اما تاکنون اجرا نشده است. موشک اس ۳۰۰ سامانه پدافند ضد هوايی پيشرفتهای است که میتواند حمله به تاسيسات هستهای ايران را با دشواری روبرو کند. مقامهای روسيه در ماههای گذشته اظهارنظرهای متفاوتی در مورد اجرای اين قرارداد کرده اند. يکی از اين اظهار نظرها، سخنان ماه پيش ولاديمير پوتين، نخستوزير روسيه، بود. وی هنگام ديدار از فرانسه اعلام کرد که به دنبال تصويب قطعنامه ۱۹۲۹ تحريمی شورای امنيت عليه جمهوری اسلامی، مسکو قرار داد فروش موشکهای اس - ۳۰۰ به ايران را متوقف میکند.
باغ وحش دريايی شهر اوبرهاوزن آلمان با پيشنهاد باغ وحش مادريد برای انتقال « اختاپوس پيشگو» به نام « پل» به پايتخت اسپانيا با هر شرايطی مخالفت کرد. پل، اختاپوسی است که در جام جهانی امسال، نتيجه تمام بازی ها را به درستی پيش بينی کرد. يکی از اين مسابقات در مرحله نيمه نهايی در برابر اسپانيا بود که به شکست آلمان انجاميد. اين اختاپوس، نتيجه فينال جام جهانی را هم به درستی پيش بينی کرده بود که در آن، اسپانيا تيم هلند را يک بر صفر شکست داد. يک سخنگوی باغ وحش مادريد گفته بود که پيشنهاد انتقال پل اختاپوس به اين باغ وحش به منظور احترام گذاشتن به قهرمانی تيم ملی اسپانيا صورت گرفته است.
آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، روز جمعه خواستار گشايش بيشتر بازار چين، به عنوان کشوری با اقتصاد بازار، شد. خانم مرکل اين موضوع را در ديدار با ون جيابائو، نخست وزير چين ابراز داشت. صدراعظم آلمان سفر سه روزه ای را به چين شروع کرده است. انتظار می رود که محور مذاکرات آنگلا مرکل، همکاری اقتصادی ميان آلمان و چين باشد. چين بزرگترين شريک اقتصادی آلمان در قاره آسيا به شمار می رود و آلمان نيز بزرگترين شريک تجاری چين در قاره اروپا به شمار می رود. بر اساس گزارش ها، ميزان مبادلات تجاری دو کشور، حدود ۱۰۰ ميليارد دلار است.
سايت « کلمه»، نزديک به مير حسين موسوی، گزارش داد که سهراب سليمانی، رئيس سازمان زندان های استان تهران، و صداقت نژاد، رئيس زندان اوين، روز پنجشنبه در ديدار از بند ۳۵۰ اين زندان اعلام کرده اند که محدوديت های جديدی برای زندانيان اين بند، از جمله در مدت زمان تماس تلفنی، ايجاد خواهد شد. رئيس سازمان زندان های استان تهران گفته است که هر زندانی سياسی در هفته می تواند تنها دو دقيقه با خانواده اش تماس بگيرد. زندانيان سياسی بند ۳۵۰ زندان اوين در حال حاضر روزانه چهار دقيقه امکان تماس تلفنی دارند. شماری از فعالان مدنی و سياسی بازداشت شده پس از انتخابات رياست جمهوری در اين بند زندانی هستند. سايت کلمه همچنين گزارش داد که خانواده های شماری از اين بازداشت شدگان به ورود مواد مخدر به بند ۳۵۰ زندان اوين اعتراض کرده اند.
یک مرکز پژوهش های استراتژیک بریتانیا روز پنجشنبه در گزارش تحلیلی جدید خود نتیجه گیری کرد که حمله اسراییل به تاسیسات اتمی ایران آغازگر یک جنگ طولانی خواهد بود و احتمالا نخواهد توانست مانع دستیابی ایران به سلاح هسته ای شود.یک مرکز پژوهشهای استراتژیک بریتانیا روز پنجشنبه در گزارش تحلیلی جدید خود نتیجهگیری کرد که حمله اسرائیل به تأسیسات اتمی ایران آغازگر یک جنگ طولانی خواهد بود و احتمالاً نخواهد توانست مانع دستیابی ایران به سلاح هسته ای شود. بیشتر بخوانید: «چه کسی جنگ با ایران را آغاز خواهد کرد؟» مانورهای مکرر نظامی ایران؛ آیا خطر برخورد با آمریکا نزدیک است؟ به گزارش خبرگزاری رویترز، گروه پژوهشی آکسفورد که مبلغ و مدافع راهحلهای صلح آمیز برای بحرانهای جهانی و منطقهای است در تحلیل خود میافزاید که در واکنش به احتمال وجود برنامههای تولید سلاح هستهای در ایران گزینه نظامی نباید به کار گرفته شود. گروه پژوهشی آکسفورد در بخشی از این گزارش مینویسد: «حمله اسرائیل به ایران نقطه آغاز یک جنگ دنبالهدار خواهد بود که بعید است از دستیابی ایران به سلاح هستهای جلوگیری کند و احتمالاً تلاش حکومت ایران در این زمینه را تشدید خواهد کرد.» این گزارش میافزاید که چنین حملهای موجب بروز بیثباتی و پیامدهای امنیتی غیرقابل پیشبینی برای منطقه و کل جهان خواهد شد. رویترز یادآوری میکند که شورای امنیت سازمان ملل متحد ماه گذشته برای چهارمین بار ایران را به خاطر ادامه برنامههای هستهای خود تحریم کرد. غرب در مورد اهداف برنامههای هستهای ایران سوء ظن دارد و میگوید ایران ممکن است در پی تولید سلاح هستهای باشد اما حکومت ایران بارها تأکید کرده که هدف از این فعالیتهای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای است. در این گزارش که توسط پروفسور پل راجرز، استاد مطالعات صلح در دانشگاه برادفورد انگلستان، تنظیم شده آمده است که حمله نظامی آمریکا به ایران بعید به نظر میرسد ولی تواناییهای نظامی اسرائیل برای انجام چنین حملهای افزایش یافته است. در بخشی از گزارش گروه پژوهشی آکسفورد گفته میشود که «هواپیماهای ویژه حملات دوربرد که از آمریکا خریداری شده در کنار یک ناوگان توسعه یافته از کشتیهای حامل سوخت، به کارگیری هواپیماهای شناسایی و تهاجمی بدون سرنشین و احتمال بهرهگیری از تأسیسات پشتیبانی در شمال شرقی عراق و یا خاک جمهوری آذربایجان همه میتوانند تواناییهای بالقوه اسرائیل را برای حمله به ایران افزایش دهند». خبرگزاری رویترز یادآوری میکند که رهبران اسرائیل معمولاً از به کارگیری تمام گزینهها علیه ایران صحبت میکنند ولی موشه یالون معاون نخستوزیر اسرائیل در ماه مه گفت که این کشور از توانایی ضربه زدن و حمله به ایران برخوردار است. باور عمومی بر این است که اسرائیل تنها کشور دارای سلاح هستهای در خاورمیانه است ولی دولت این کشور داشتن سلاح هستهای را نه تأیید و نه تکذیب میکند. سه تا هفت سال گزارش تحلیلی گروه پژوهشی آکسفورد تخمین میزند که ایران در صورت تصمیمگیری برای تولید سلاح هستهای سه تا هفت سال وقت لازم دارد تا یک زرادخانه کوچک از سلاحهای اتمی را تولید کند. این گزارش میافزاید هیچ شواهد قابل تکیهای وجود ندارد که حکومت ایران تصمیم به تولید سلاح هستهای گرفته است. این گزارش میافزاید که در صورت حمله اسرائیل اهداف این حملات علاوه بر تأسیسات هستهای و موشکی، بخشی از کارخانجات، مراکز تحقیقاتی و حتی آزمایشگاههای دانشگاهی را هدف قرار خواهند داد تا توانایی فناوری و علمی ایران را تخریب کنند. در این حالت این حملات ممکن است تلفات غیرنظامی فراوانی بر جای بگذارد. گزارش تحلیلی گروه پژوهشی آکسفورد تخمین میزند که ایران در صورت تصمیمگیری برای تولید سلاح هستهای سه تا هفت سال وقت لازم دارد تا یک زرادخانه کوچک از سلاحهای اتمی را تولید کند. این گزارش میافزاید هیچ شواهد قابل تکیهای وجود ندارد که حکومت ایران تصمیم به تولید سلاح هستهای گرفته است. به نوشته خبرگزاری رویترز در گزارش گروه پژوهشی آکسفورد گفته میشود که حمله نظامی اسرائیل شامل بمباران اهدافی در شهر تهران و احتمالاً تلاش برای کشتن مدیران هدایتکننده فعالیتهای هستهای و موشکی ایران را شامل خواهد شد. شهرام امیری «دانشور علوم هستهای ایران» که روز گذشته پس از یک ماجرای اسرارآمیز بالاخره از آمریکا به ایران بازگشت در تهران مدعی شد که در عربستان سعودی ربوده شده و از آنجا به آمریکا منتقل شده است. دولت آمریکا ربودن وی را تکذیب کرده است. گزارش گروه پژوهشی آکسفورد خاطر نشان میکند که واکنش ایران به حمله احتمالی اسرائیل خروج سریع این کشور از پیمان منع گسترش سلاحهای تسلیحاتی، ان پی تی، و اقدامات عاجل برای تولید سلاح هستهای با هدف پیشگیری از وقوع حملات بعدی خواهد بود. اقدام دیگر ایران ممکن است حملات موشکی به خاک اسرائیل، بستن تنگه هرمز و در نتیجه افزایش شدید بهای نفت خام و جمله به تأسیسات شرکتهای غربی در میادین نفتی خلیج فارس باشد. گزارش گروه پژوهشی آکسفورد میافزاید که اسرائیل پس از دور اول حملات به تأسیسات هستهای ایران برای جلوگیری از توسعه سلاحهای هستهای در آن کشور مجبور خواهد شد که به طور متناوب اهدافی را در ایران مورد حمله قرار دهد. واکنش ایران به این حملات نیز طولانی مدت خواهد بود که پیامدهای منطقهای و جهانی خواهد داشت. در پایان این گزارش آمده است که گزینههای دیگر غرب در مقابله با خطر هستهای ایران دو چندان کردن تلاشها برای حصول به یک توافق و یا پذیرش این موضوع است که ایران در نهایت صاحب سلاح هستهای خواهد شد بنابراین بهتر است که غرب از این موضوع به عنوان وسیلهای برای آغاز روند خلع سلاح هستهای در منطقه خاورمیانه بهره جوید.
خبرگزاری « مهر» گزارش داد که قرارگاه سازندگی خاتم الانبياء، وابسته به سپاه پاسداران، و شرکت سپانير، از ادامه مشارکت در طرح توسعه فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی انصراف داده اند. بر اساس اين گزارش، قرارداد توسعه اين دو فاز، در تيرماه سال ۱۳۸۵، به ارزش تقريبی دو ميليارد دلار، به کنسرسيومی متشکل از پيمانکاران داخلی و به رهبری قرارگاه سازندگی خاتم الانبيا واگذار شده بود. خبرگزار ی مهر اشاره کرد که تا ابتدای تير ماه سال جاری، پيشرفت اجرای مجموع بخش خشکی و دريايی اين طرح به ۴۶ درصد رسيده بود. بر اساس اين گزارش، تاکنون دلايل انصراف اين دو شرکت از ادامه مشارکت در طرح توسعه فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی اعلام نشده است.
علی فضلی، جانشين سازمان بسيج مستضعفين، روز جمعه در واکنش به انفجارهای زاهدان گفت: از اين به بعد، بسيجيان بايد نقش بيشتری در برقراری امنيت بر عهده بگيرند. به گزارش خبرگزاری « فارس»، اين مقام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: حضور بسيج در برقراری امنيت بايد از حالت شعاری خارج شود تا ديگر اتفاقهای تروريستی مثل مسجد جامع زاهدان روی ندهد. در انفجارهای زاهدان که پنجشنبه شب روی داد، ۲۸ نفر کشته و ۳۰۰ نفر نيز زخمی شدند.
مينو اصلانی، رئيس بسيج زنان جمهوری اسلامی، روز جمعه خواستار برخورد قاطع با بدحجابی از سوی دستگاه های ذيربط شد. به گزارش خبرگزاری « فارس»، او با اشاره به اينکه حدود حجاب و بی حجابی در قانون مشخص شده است، گفت: همانطور که دستگاههای فرهنگی بايد کار خود را انجام دهند، دستگاههای قضايی و نيروی انتظامی هم بايد در اين خصوص به وظايف خود عمل کنند.
گزارش ها از ايران حاکی است که شمار کشته شدگان انفجارهای زاهدان به ۲۸ نفر رسيده است. منصور شکيبا، رئيس دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، با اعلام اين مطلب به خبرگزاری « مهر» گفت که شمار مجروحان اين انفجارها، بيشس از ۳۰۰ نفر بوده است. گروه جندالله، مسئوليت انفجارهای زاهدان را بر عهده گرفته است. اين گروه در تماس با شبکه تلويزيونی « العربيه» در دوبی اعلام کرد که اين انفجارها در پاسخ به اعدام عبدالمالک ريگی، رهبر اين گروه، صورت گرفته است. رهبر گروه جندالله به گفته مقامهای قضايی و اطلاعاتی، روز۳۰ خرداد اعدام شد. اين انفجار از سوی هيلاری کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا، محکوم شده است.
عيسی خان حاتمی، روزنامه نگار و فعال سياسی، به ۲ سال حبس تعزيری محکوم شد. به گزارش سايت « دانشجونيوز»، آقای حاتمی، که مدير مسئول نشريه « ايرانمهر» است، به اقدام عليه امنيت کشور، تبليغ عليه نظام و عضويت در جبهه ملی ايران محکوم شده بود. در رای صادر شده از سوی دادگاه، به عضويت عيسی خان حاتمی در جبهه ملی ايران نيز اشاره شده است. در اين ميان، به گزارش سايت « ادوار نيوز»، جلسه دادگاه محمد صادقی، عضو سازمان دانش آموختگان ايران، روز ۱۳ مرداد در تهران برگزار خواهد. آقای صادقی به اجتماع و تبانی عليه نظام، توهين به رهبری، تبليغ عليه نظام و توهين به رييس جمهور متهم شده است. در ماه های پس از انتخابات رياست جمهوری ۲۲ خرداد سال گذشته، صدها تن از فعالان سياسی و مدنی بازداشت و شماری از آنان به زندان محکوم شده اند.
محمد حسن ابوترابی فرد، نايب رئيسمجلس شورای اسلامی، روز پنجشنبه اعلام کرد که گزارش مربوط به وقايع کوی دانشگاه تهران به دستگاه قضايی فرستاده شده است. به گفته وی، اين گزارش توسط شورای عالی امنيت ملی و مجلس و با همکاری دانشگاه تهران تهيه شده است. وی که در مراسم سالگرد قتل محسن روحالامينی سخن می گفت اظهار داشت: همانگونه که در مورد کهريزک، گامهای خوبی برداشته شد، اميدواريم در مورد کوی دانشگاه نيز شاهد اقدامات تحسينبرانگيز قوه قضاييه باشيم. دو نفر از ۱۱ متهم پرونده کهريزک از سوی دادگاه نظامی تهران به قصاص محکوم شدهاند. بر اساس گزارش های رسمی، محسن روح الامينی همراه با امير جوادی فر و محمد کامرانی، پس از بازداشت در تظاهرات اعتراض به نتايج انتخابات رياست جمهوری سال گذشت؛ در بازداشتگاه کهريزک پس از ضرب و شتم به قتل رسيده اند. اما سازمان های حقوق بشری معتقدند افراد ديگری از جمله رامين آقازاده قهرمانی، در بازداشتگاه کهريزک کشته شده اند . عبدالحسن روح الامينی، پدر محسن روح الامينی نيز به نام رامين آقازاده قهرمانی اشاره کرده است.
کنفدراسيون بينالمللی اتحاديههای کارگری و فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل در نامههايی به سازمان بينالمللی کار، آی ال او، به بازداشت فعالان کارگری در ايران اعتراض کردهاند. کنفدراسيون بينالمللی اتحاديههای کارگری و فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل در نامههايی به سازمان بينالمللی کار، آی ال او، به بازداشت فعالان کارگری در ايران اعتراض کردهاند. اين دو اتحاديه بينالمللی کارگری در اين نامهها، به ويژه به بازداشت سعيد ترابيان و رضا شهابی، دو عضو زندانی هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، اعتراض کرده و خواستار آزادی آنها و ساير فعالان کارگر زندانی شدهاند. آقای ترابيان در روز ۱۹ خرداد و آقای شهابی در روز ۲۱ خرداد توسط مأموران امنيتی جمهوری اسلامی ايران در تهران بازداشت شدند. مهدی کوهستانینژاد، مشاور کنفدراسيون بينالمللی اتحاديههای کارگری، در گفتوگو با راديو فردا میگويد: «نامههای اعتراضی که به طور جداگانه و يا مشترک نوشته شده، درباره اعتراض به دستگيریهای دو ماه گذشته، و به طور مشخص، دستگيری سعيد ترابيان و رضا شهابی بوده است». وی ادامه میدهد: «کنفدراسيون بينالمللی اتحاديههای کارگری و فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل در اين نامهها از مشخص نبودن دليل دستگيری و محل نگهداری آقای ترابيان ابراز نگرانی کرده اند، آنهم در شرايطی که طبق قوانين ايران، بايد دليل بازداشت و نيز محل نگهداری بازداشتشدگان بايد اعلام شود. در هر حال، تاکنون از سوی جمهوری اسلامی ايران به اين نامهها پاسخی داده نشده است». آقای کوهستانینژاد؛ آيا شما خبر داريد که آقايان ترابيان و شهابی الان در چه وضعيتی به سر میبرند؟ آقای شهابی دو بار تماس گرفته و گفته که حالش خوب است و خانوادهاش نگران نباشند. ولی تا همين امروز، ما اطلاعی نداريم که آقای ترابيان در کجا هست و چه شرايطی دارد. اين نکته را هم بايد خاطر نشان کنم که آقای ترابيان از بيماری قلبی رنج میبرد و سال گذشته نيز سکته کرد و بايد دارو مصرف کند، اما ما نمیدانيم که آيا داروهای او در مدت اين پنج هفته به دستش میرسد يا نه. رفتاری که با سعيد ترابيان صورت گرفته و میگيرد، در شرايطی است که طبق قوانين ايران، بايد تا ۲۴ ساعت با خانواده تماس بگيرد و در ضمن، اتهام او بايد اعلام شود و در عين حال، خانوادهاش بدانند که در کجا زندانی است. اين در حالی است که آقای پرويز خورشيد، وکيل مدافع آقای ترابيان، تا امروز نتوانسته ايشان را ببيند و به او هم گفتهاند که تا بازجويی تمام نشود، پروندهای به دست وکيل نمیدهند. اين برخلاف قوانين که وکيل بايد در تمام روند بازجويی شرکت بکند و بداند که آيا اين روند قانونی است يا نه. به هر حال، تا اين لحظه هيچ اطلاعی از آقای ترابيان نيست و نه تنها خانواده، بلکه همکاران و بسياری از همطبقههای او در جهان نگران وضعيتش هستند. در عين حال، مسئوليت هر نوع اتفاقی که برای آقای ترابيان بيفتد، به طور مشخص، متوجه قوه قضائيه و مسئولان زندانهای کشور است. باز هم تأکيد میکنم که آقای ترابيان با بيماری قلبیاش نياز به رسيدگی پزشک دارد و اگر هر گونه اتفاقی در اين زمينه بيفتد، ما اقدام به پيگرد قانونی بينالمللی خواهيم کرد. در ماههای اخير، شاهد تشديد برخوردهای امنيتی - قضايی با فعالان کارگری هستيم که گزارشهای متعددی هم در اين رابطه انتشار يافته است و آقايان ترابيان و شهابی، تنها فعالان کارگری نيستند که بازداشت شده اند و يا با آنها چنين برخوردهايی صورت گرفته است. به نظر شما، چرا اين روش از سوی جمهوری اسلامی ايران در مقابل فعالان کارگری در پيش گرفته شده است؟ علی رغم اينکه در گزارش سازمان بينالمللی کار، آی ال او، در ارتباط با ايران، از جمهوری اسلامی خواسته شده بود که از چنين برخوردهايی خودداری کند. فشار بر روی جنبش کارگری در ماههای اخير هم بسيار زياد شده است و اگر به سايت عدالت برای کارگران ايران برويد، خواهيد ديد که اسم ۵۲ فعال صنفی، از جمله فعالان کارگری را در آن نوشتهايم. اين برخودها نشان از وحشت حکومت از جنبش کارگری دارد و هر روز اين فضای امنيتی بدتر شده و شاهديم که در چند سال گذشته فشارها بيشتر شده و حتی خانوادههای فعالان کارگر زندانی را اذيت و آزار میکنند. البته اين نشاندهنده شکننده وضعيت برای خود حکومت است که اين رفتار را در قبال جنبش کارگری در پيش گرفته است. موضوعی که برای ما به طور مشخص مهم است و آن را دنبال و پيگيری میکنيم، آزادی بیقيد و شرط تمام کارگران زندانی و در کل، زندانيان مدنی در ايران است. اين فعالان بدون هيچ مدرک و جرمی تحت اذيت و آزار قرار میگيرند، فقط به واسطه اينکه حقوق پايه خود را دنبال میکنند. ما از هر کوششی در سطح بينالمللی برای کمک به اين فعالان زندانی دريغ نخواهيم کرد.
نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی در مراسم سالگرد محسن روحالامینی، از قربانیان بازداشتگاه کهریزک، اعلام کرد که گزارشی «جامع و دقیق» از حوادث کوی دانشگاه در سال ۱۳۸۸ آماده و به دستگاه قضایی ارسال شده است.نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی روز پنجشنبه در مراسم سالگرد محسن روحالامینی، از قربانیان بازداشتگاه کهریزک، اعلام کرد که گزارشی «جامع و دقیق» از حوادث کوی دانشگاه در سال ۱۳۸۸ آماده و به دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ارسال شده است. محمدحسن ابوترابی فرد، نایب رئیس مجلس، در حالی از گزارش شورای عالی امنیت ملی و مجلس از حادثه کوی دانشگاه خبر داده است که پیشتر یک نماینده عضو فراکسیون خط امام گفته بود که اصلاً «کمیتهای برای پیگیری کوی دانشگاه [در مجلس] تشکیل نشده» تا گزارشی در کار باشد. در ۲۵ خردادماه ۱۳۸۸، سه روز پس از انتخابات ریاست جمهوری که آقای احمدینژاد پیروز آن اعلام شد، تحصن دانشجويان ساکن کوی دانشگاه تهران در خيابان اميرآباد، با حمله و تيراندازی نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی و لباسشخصیها به خشونت کشيده شد . تشکلهای دانشجویی ایران به دنبال این حادثه اعلام کردند که در حمله نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه تهران دستکم پنج دانشجو کشته شده و صدها نفر بازداشت شدهاند. در حالی که خانوادهها و بازماندههای اغلب کشتهشدگان حوادث پس از انتخابات ایران هرگز اجازه برگزاری مراسم برای آنها را نیافتند، روز پنجشنبه مراسم اولین سالگرد محسن روحالامینی با حضور برخی از مقامات جمهوری اسلامی از جمله محسن رضایی و احمد توکلی برگزار شد. این مراسم در حالی برگزار شده است که به گفته خانواده محسن روحالامینی هنوز «آمران اصلی فاجعه کهریزک» محاکمه و مجازات نشدهاند. سازمان قضايی نيروهای مسلح ايران نهم تیرماه حکم يازده متهم پرونده بازداشتگاه کهريزک را اعلام کرد که بر اساس آن دو نفر از متهمان پرونده کهريزک به اتهام قتل اميرجوادیفر، محسن روحالامينی و محمد کامرانی به قصاص محکوم شده و ۹ متهم ديگر نيز به «حبس، پرداخت ديه، جزای نقدی، انفصال موقت از خدمت و شلاق تعزيری» محکوم شدند. «چرا مسبب اصلی باید مدال بگیرد؟» اما «آمر اصلی» و مسبب وقایع کهریزک که به حکم گزارش کمیته ویژه مجلس ایران در دیماه سال گذشته سعید مرتضوی است، هنوز نه تنها محاکمه نشده، بلکه همچنان در دولت محمود احمدینژاد به کار مشغول است. این در حالی است که به گفته پدر محسن روحالامینی دستور تعلیق آقای مرتضوی هم صادر شده، اما «هنوز اقدامی در این زمینه صورت نگرفته است». «چرا مسبب اصلی این حوادث باید مدال بگیرد و هنوز خبری از بررسی اتهامات او نیست؟» این موضوعی است که به گزارش خبرگزاری کار ایران، ایلنا، در مراسم سالگرد روحالامینی نیز مورد اعتراض یکی از حضار که خود را «سردار سپاه» معرفی کرده قرار گرفته است. این «سردار سپاه» در میانه سخنرانی نایب رئیس مجلس در این مراسم از او پرسیده است که «چرا مسبب اصلی این حوادث باید مدال بگیرد و هنوز خبری از بررسی اتهامات او نیست؟» محمدحسن ابوترابی فرد در پاسخ موضوع دریافت مدال را رد کرده و افزوده است که «پروندهشان در دست بررسی است». این در حالی است که به گفته پدر محسن روحالامینی با آن که حتی کیفرخواست هم برای سعید مرتضوی و معاون و دادیار زیردست او صادر شده، روند محاکمه آنها «متوقف مانده است». سعيد مرتضوی در شهريورماه سال گذشته پس از برکناری از دادستانی تهران به عنوان معاون غلامحسين محسنی اژهای، دادستان کل کشور، انتخاب شد، ولی پس از مدتی به درخواست دولت محمود احمدینژاد با انتقال از قوه قضائيه به قوه مجريه به عنوان رئيس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز آغاز به کار کرد.
مقامات باغ وحش و آکواريوم اسپانيا اعلام کرده اند که حاضرند برای انتقال پل اختاپوس «پيشگو» به مادريد با هر شرايطی موافقت کنند.مقامات باغ وحش و آکواريوم اسپانيا اعلام کرده اند که حاضرند برای انتقال پل اختاپوس «پيشگو» به مادريد با هر شرايطی موافقت کنند. پل اختاپوسی است که در جام جهانی امسال نتيجه تمام بازی های تيم ملی آلمان را به درستی پيش بينی کرد. يکی از اين مسابقات در مرحله نيمه نهايی در برابر اسپانيا بود. در عين حال پل نتيجه فينال جام جهانی را هم به درستی پيش بينی کرده بود که در طی آن اسپانيا تيم هلند را يک بر صفر شکست داد. به نوشته روزنامه گاردين انتقال اين اختاپوس از آلمان به مادريد ممکن است جنجالی و پر سر و صدا ترين داستان انتقال های ورزشی و فوتبال در تابستان امسال باشد. بخش آکواريوم باغ وحش مادريد اعلام کرده که حاضر است به هر گونه پيشنهاد ديگری که برای خريد پل اختاپوس مطرح شده است بيافزايد. باغ وحش مادريد مطمئن است که پل اختاپوس پيشگو اکنون چنان معروف شده که وجود او در هر نقطه ای می تواند بازديد کنندگان فراوانی را به خود جلب کند. پل اختاپوس اکنون در باغ وحش دريايی شهر اوبرهاوزن در آلمان زندگی می کند. مقامات اين باغ وحش در پايان مسابقات جام جهانی اعلام کردند که پل بازنشسته شده و از اين به بعد ديگر کار پيشگويی مسابقات را انجام نمی دهد. ظاهرا در مذاکرات برای آوردن پل به مادريد موضوع پول مطرح شنده و باغ وحش مادريد می گويد که سعی دارد از طريق معاوضه جانداران اين معامله را انجام دهد. به نوشته روزنامه گاردين يک سخنگوی باغ وحش مادريد امروز اظهار اميدواری کرد که پل اختاپوس تا چند روز ديگر به مادريد خواهد آمد. در عين حال از روی صحبت های اين سخنگو می توان حدس زد که باغ وحش مادريد برای خريد پل هم معاوضه جانداران و هم پرداخت پول نقد را در نظر دارد. سخنگوی باغ وحش مادريد گفت که با اين اختاپوس در مادريد در نهايت مهربانی و توجه رفتار خواهد شد چون اکنون اين اختاپوس با پيش بينی پيروزی اسپانيا در جام جهانی مثل گنجينه های ملی اين کشور محسوب می شود. پل اختاپوس امسال نتايج تمام شش مسابقه تيم آلمان را به درستی پيش بينی کرد. در جام ملت های اروپا البته دقت وی کمتر بود و از مجموع ۶ مسابقه دو مورد را نادرست پيش بينی کرده بود. در طول مسابقات جام جهانی و بخصوص با پيش بينی مسابقه فينال پل به يک پديده مهم رسانه ای و خبر ساز بدل شد. در روزهای آخر جام جهانی او در شبکه تويتر حتی از شکيرا و کريستيانو رونالدو نيز بالاتر قرار داشت. يک شرکت برزيلی در همين چند روز اخير يک نرم افزار برای تلفن های آيفون درست کرده که از روی هنرنمايی هايی پل اختاپوس نمونه برداری شده است. در اين نرم افزار که نام آن « از اختاپوس بپرسيد» است سئوال هال ۵۰- ۵۰ مطرح می شوند و بعد يک کارتون اختاپوس پاسخ درست را انتخاب می کند.
در حالی که روسیه در تازهترین اقدام خود به بهانه قطعنامه اخیر شورای امنیت موضوع تحویل سامانه موشکی اس - ۳۰۰ به ایران را متوقف کرده است، یک مقام روس اعلام کرد که این قرارداد ۸۰۰ میلیون دلاری هنوز لغو نشده است.در حالی که روسیه در تازهترین اقدام خود به بهانه قطعنامه اخیر شورای امنیت موضوع تحویل سامانه موشکی اس - ۳۰۰ به ایران را متوقف کرده است، یک مقام روس اعلام کرد که این قرارداد ۸۰۰ میلیون دلاری هنوز لغو نشده است. بیشتر بخوانید: روسیه: تحویل اس-۳۰۰ به ایران ناقض قطعنامه شورای امنیت است پوتين: روسيه قرارداد فروش موشکهای «اس ۳۰۰ » با ايران را تعلیق میکند اس ۳۰۰؛ مقصد: ایران، زمان دریافت: نامعلوم سرگئی چمزوف، رئیس شرکت دولتی «روستکنولوژی»، روز پنجشنبه به خبرنگاران گفته است که تصمیم احتمالی در مورد لغو این قرارداد، به عهده رئیس جمهور خواهد بود، اما این قرارداد هنوز لغو نشده است. اظهارات این مقام روس در خبرگزاریهای دولتی ایتارتاس و اینترفکس روسیه منتشر شده است. ایران از دسامبر سال ۲۰۰۵ که قرارداد تحویل سامانه پیشرفته دفاع موشکی اس - ۳۰۰ میان مقامهای تهران و مسکو به امضا رسید، در انتظار دریافت این سامانه است، اما در طول نزدیک به پنج سال که از زمان عقد این قرارداد میگذرد، مقامهای روسی هر بار به بهانهای در اجرای این قرارداد تعلل کردهاند. در آن زمان روسها توافق کردند که دستکم پنج سامانه دفاعی اس - ۳۰۰ را در اختیار ایران قرار دهند. تا پیش از تصویب قطعنامه ۱۹۲۹ سازمان ملل که از جمله چندین شرکت مرتبط با صنایع موشکی را هدف قرار داده بود، روسیه علت عدم تحویل این موشکها به ایران را «دلایل فنى» اعلام میکرد، اما در همان زمان نیز گفته مىشد که این کشور به علت مخالفت آمریکا و اسرائیل از تحویل اس - ۳۰۰ به ایران خوددارى کرده است. به باور کارشناسان نظامى، ایران به ویژه براى دفاع از تأسیسات هستهاى خود در برابر حملات هوایى احتمالى به دنبال در اختیار گرفتن سامانه موشکى اس - ۳۰۰ است. این سامانه دفاعی قادر است هواپيماها و موشکهای بالستيک در ارتفاع کم يا زياد را ردگيری کرده و هدف قرار دهد. ایالات متحده آمریکا و اسرائیل که نگران ساخت جنگافزارهاى هستهاى توسط جمهورى اسلامى هستند، حتی پس از تشدید فشارهای بینالمللی بر تهران در ماههای اخیر نیز استفاده از گزینه نظامى به منظور بازداشتن ایران از ساخت بمب اتمى را منتفى ندانستهاند. تعلل پنج ساله در اجرای قرارداد تأمین سامانه اس - ۳۰۰، در ماههای اخیر چندین بار با واکنش تهران روبهرو شده و مقامهای سیاسی و نظامی ایران چندین بار تهدید کردهاند که در صورت عدم تحویل این سامانه به ایران، رأساً به ساخت این سیستم دفاع موشکی اقدام خواهند کرد. مقامهای روسی نیز در ماههای گذشته اظهار نظرهای متفاوت و گاه متناقضی را در مورد اجرای این قرارداد بر زبان راندهاند و از جمله در حالی که مسئولان دستگاه دیپلماسی روسیه بیشتر بر وفادار ماندن روسیه به اجرای این قرارداد تأکید میکردند، مسئولان نظامی این کشور تحویل اس - ۳۰۰ را منوط به تصمیم رهبران سیاسی این کشور میدانستند. اما شاید جدیترین اظهار نظر در این باره سخنان ماه پیش ولادیمیر پوتین، نخستوزیر روسیه، بود که به هنگام دیدار از فرانسه تأکید کرد که به دنبال تصويب قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنيت عليه جمهوری اسلامی، مسکو قرار داد فروش موشکهای اس - ۳۰۰ به ايران را متوقف میکند. همزمان یک سخنگوی کاخ کرملین نیز اعلام کرد که تحویل موشکهاى پیشرفته ضدهوایى اس - ۳۰۰ به جمهورى اسلامى به منزله نقض قطعنامه جدید شوراى امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران خواهد بود. مقامهای نظامی روسيه مدعی هستند که سيستم دفاع موشکی اس - ۳۰۰ پيشرفتهتر از سيستم موشکی پاتريوت ساخت آمريکاست. در همين حال، گفته میشود ايران قصد دارد با خريد اين موشکها، سپری دفاعی برای تأسيسات اتمی خود ايجاد کند.
در فاصله چند روز پس از ابراز نگرانی از نزدیک شدن ایران به ظرفیت تولید بمب اتمی، دیمیتری مدودیف، رئیس جمهوری روسیه، طی یک کنفرانس مطبوعاتی همراه صدر اعظم آلمان، از جمهوری اسلامی خواستار « توضیحات مربوط و مناسب » در این زمینه شد. در فاصله چند روز پس از ابراز نگرانی از نزدیک شدن ایران به ظرفیت تولید بمب اتمی، دیمیتری مدودیف، رئیس جمهوری روسیه، طی یک کنفرانس مطبوعاتی در حالی که آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان را در کنار خود داشت، ضمن پرداختن دوباره به برنامه های اتمی ایران و «جاه طلبانه » خواندن آن، از جمهوری اسلامی خواستار « توضیحات مربوط و مناسب » در این زمینه شد. مدودیف که در شهر کاترینبورگ در دامنه آرال، خطاب به نمایندگان رسانه های بین المللی سخن می گفت تاکید کرد که «روسیه نمی تواند نسبت به ( ادامه ) برنامه های اتمی ایران و نحوه شکل گرفتن بخش های نظامی آن بی تفاوت بماند». او همچنین از جمهوری اسلامی خواست تا « با شهامت و مانند یک عضو بالغ با جامعه جهانی همکاری کامل بعمل آورده و به پرسش هایی پاسخ بدهد که مورد علاقه اش نیست». مدودیف بدون اشاره به منابع مورد استناد خود مدعی شد: «اطلاعاتی که روسیه در اختیار دارد ثابت می کنند که ایران همچنان به تلاش های خود در زمینه توسعه برنامه های اتمی ادامه می دهد». پرسش های بی پاسخ اظهارات تازه مدودیف روشن ترین اشاره رهبران کرملین به طبیعت نظامی برنامه های اتمی ایران به شمار می رود. او بدون اشاره مستقیم به محتوای پرسش های مطرح شده از سوی آژانس بین المللی، از ایران خواستار توضیحات روشن و پاسخگویی در این زمینه ها شد. آزمایش مواد انفجاری با قدرت بالا بمنظورساختن چاشنی بمب اتمی، تولید گویچه های فلزی اورانیوم، انجام آزمایش موشکی و تعبیه قمر مصنوعی با هدف قرار دادن کلاهک اتمی در دماغه آن، آزمایش باز گرداندن موشک به جو زمین پس از پرتاب و اجرای طرح موسوم به « نمک سبز » از جمله پرسش هایی است که از سال ۲۰۰۷ تاکنون ایران از پاسخ گفتن به آنها خودداری می ورزد. ایران طرح این پرسشها را خارج از محدوده اختیارات آژانس معرفی می کند. اظهارات تازه مدودیف تلاش اخیر دولت جمهوری اسلامی در جهت عادی ساختن مناسبات با روسیه را می تواند کاملا خنثی ساخته و به ایجاد تنش های تازه بین تهران و مسکو منجر شود. دو روز پیش جمهوری اسلامی که با خطر افزایش انزوای بین المللی روبهرو است با اعزام مسعود میرکاظمی وزیر نفت به مسکو و همراه ساختن سندی با وی که « نقشه راه همکاری های ایران و روسیه در زمینه انرژی » خوانده شده، تلاش کرد که مناسبات با روسیه را عادی جلوه دهد. طرح اظهارات تازه مدودیف علیه برنامه های اتمی ایران در کنار صدر اعظم آلمان، بگونه ای نمایش هماهنگی کامل روسیه با گروه ۵+۱ و اعلام آمادگی مسکو برای مشارکت در افزایش فشار های بمنظور متوقف ساختن برنامه های توسعه اتمی ایران است. سایر اقدامات؟ انتظار می رود دور تازه گفتوگو های ایران و گروه ۵+۱ در تا شش هفته دیگر آغاز شود. شرط اصلی انجام این گفتوگو ها قرار گرفتن دو طرف در مسیر برنامه های اتمی ایران و هدف آن خارج ساختن ذخیره اورانیوم غنی شده کنونی از ایران و همچنین متوقف ساختن غنی سازی اورانیوم در نطنزاست. مدودیف در کنفرانس مطبوعاتی خود ضمن اشاره به تحریم های شورای امنیت علیه ایران، بدون توضیح بیشتر از انجام « سایر اقدامات » نیز یاد کرد. برگزاری کنفرانس مطبوعاتی مدودیف و آنگلا مرکل که بخش مهمی از آن به مسائل اتمی ایران اختصاص یافت در پایان مذاکرات دو روزه صدر اعظم آلمان و همراهان وی با رهبران سیاسی و مدیران ارشد اقتصادی و تجاری روسیه صورت گرفت. روابط روسیه و آلمان آلمان بزرگترین شریک تجاری روسیه محسوب می شود. حجم مبادلات تجاری آلمان و روسیه از سال ۲۰۰۸ به این سو، بدلیل بحران اقتصادی جهان، تا میزان ۳۶ در صد کاهش یافته است. سال گذشته میزان صادرات آلمان به روسیه ۲۰.۵ میلیارد دلار بود. همزمان روسیه ۲۴.۹ میلیارد دلار کالا به آلمان صادر کرده است که این رقم حاکی از ۲۰ درصد کاهش در ارزش آنها نسبت به سال ۲۰۰۸ است . شماره شرکت های آلمانی در روسیه به ۶ هزار می رسد. آلمان بدنبال افزایش حجم و ارزش صادرات به روسیه و روسیه علاقمند به نوسازی اقتصادی است. مدودیف بخصوص فراهم ساختن ابزار نوسازی اقتصادی روسیه با کمک غرب را یکی از هدف های عمده سیاست خارجی خود قرار داده است. همکاری در راه ایجاد یک مرکز پیشرفته صنایع کامپیوتری در اسکولکووو-شمال مسکو- مشابه « دره سیلیکون » کالیفرنیا که مدودیف طی سفر ماه گذشته خود به آمریکا با رهبران آن کشور در میان گذاشته بود، طی مذاکرات وی با مرکل نیز مطرح شد. اقتصاد روسیه تا حدود زیادی متکی به درآمد های ناشی از صادرات نفت و گاز است. بحران اقتصادی جاری که به کاهش قیمت های نفت و گاز منجر شد، اقتصاد ملی روسیه را در شرایطی بسیار آسیب پذیر قرار داد. رهبران کرملین قصد دارند با متنوع ساختن و نوسازی صنایع روسیه زمینه تنوع صادرات در آن کشور و کاهش تدریجی اتکا به درآمد های صادرات انرژی را فراهم سازند. در جریان مذاکرات دو طرف، شرکت های آلمانی قراردادهایی با ارزش چندین میلیارد دلار با طرف های روسی به امضاء رساندند. علاوه بر تعهد همکاری در جهت پیشبرد برنامه اسکولکووو، شرکت زیمنس برای فروش توربین های بادی نیز قرار داد بزرگی با روسیه منعقد کرد. روسیه بمنظور نوسازی خطوط هوایی خود ۱۱ فروند هماپیمای ارباس ۳۳۰ – اس نیز به ارزش ۲.۲ میلیارد دلار امضاء کرده است. تفاوت همکاری ها آنچه در مذاکرات مرکل و طرف های روسی وی شکل گرفت عقد قراردادهایی روشن با تعهدات حقوقی و زمانی مشخص به ارزش میلیارد ها دلار بود. در همان زمان وزیر نفت ایران نیز با وزیر انرژی روسیه سندی را به امضاء رساند که « نقشه راه ۳۰ ساله » خوانده شد. در سند یاد شده که ارزش آن از تفاهم نامه نیز کم تر است کوچک ترین تعهد اجرایی به عهده طرفین نهاده نشده است. در عمل روسیه با کشوری مانند آلمان به عقد قرار دادهای واقعی برای همکاری می پردازد و در رابطه با ایران رویاهای همکاری در آینده ای نامعلوم را شریک می شود. به این ترتیب جای تعجب نیست که روسیه در زمان تصمیم گیری در کدام خط قرار گیرد. نکته قابل ملاحظه در کنفرانس مطبوعاتی مدودیف و آنگلا مرکل، گلایه صدر اعظم آلمان از کاستی های مربوط به رعایت حقوق بشر در روسیه بود. بعد از آنکه مدودیف ایران را در مورد پیگیری برنامه های اتمی اش مورد نکوهش قرار داد ، صدر اعظم آلمان در کنار ابراز خوشحالی از توسعه همکاری های اقتصادی و تجاری با روسیه ضرورت رعایت بیشتر حقوق بشر در روسیه را مطرح ساخت. برخلاف دولت آقای احمدی نژاد که ایران را آزاد ترین کشور جهان و رعایت حقوق بشر در کشور خود را در بالاترین سطح جهانی می خواند و اظهار نظر دیگران را در این زمینه ها مداخله خارجی در امور داخلی ایران، مدودیف در پاسخ به انتقادهای خانم مرکل به ضعف های کشور خود در زمینه حمایت و رعایت از حقوق بشر اعتراف کرد و نوید داد که در این مورد تلاش های بیشتری صورت خواهد گرفت. خانم مرکل با اشاره به وضعیت موجود در روسیه خاطر نشان ساخت « مابین نوسازی اقتصادی یک کشور و ساختن یک جامعه مردم سالار ارتباط غیر قابل انکاری وجود دارد». سفر خانم مرکل به روسیه بخشی از تلاش های دولت آلمان در راه توسعه تجارت و صادرات و همچنین ایجاد هماهنگی بیشتر سیاسی بلوک غرب با روسیه، چین و کشور های آسیای مرکزی به شمار می رود. بعد از روسیه صدر اعظم آلمان عازم قزاقستان و چین خواهد شد.
در تازهترین اتهام جاسوسی علیه شهرام امیری، «دانشمند هستهای» ایران، نیویورک تایمز روز پنجشنبه از قول چند مقام آمریکایی گفت که او چندین سال در داخل ایران برای سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیآیای، خبرچینی کرده است.در تازهترین اتهام جاسوسی علیه شهرام امیری، «دانشمند هستهای» ایران، نیویورک تایمز روز پنجشنبه از قول چند مقام آمریکایی گفت که او چندین سال در داخل ایران برای سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیآیای، خبرچینی کرده است. روز پنجشنبه نیز روزنامه آمریکایی واشینگتن پست به نقل از مقامات آمریکایی نوشت که شهرام اميری در ازای دريافت بيش از پنج ميليون دلار «اطلاعات مفيدی» در اختيار سازمان سیا قرار داده است. در حالی که در چند روز گذشته منابع خبری مختلف در آمریکا آقای امیری را به جاسوسی و خبرچینی متهم کردهاند، وزارت خارجه آمریکا از اظهار نظر درباره این که آیا او به آمریکا اطلاعاتی داده خودداری کرده، اما تأیید کرده است که مقامات واشینگتن با او در ارتباط بودهاند. به دنبال انتشار گزارش واشینگتن پست، روز جمعه خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز به نقل از منابع خود گفت که آقای امیری اطلاعات خود را به سازمان اطلاعاتی آمریکا فروخته است. «دانشگاهی در تهران، مرکز مخفی فعالیتهای هستهای» روزنامه آمریکایی نیویورکتایمز در گزارش خود از قول «مقامات آمریکایی» میگوید که شهرام امیری جزییاتی از «دانشگاهی در تهران» را فاش کرده که به «ستاد فرماندهی مخفی فعالیتهای هسته ای ایران» بدل شده است. این روزنامه به نام این دانشگاه در تهران اشارهای نکرده، اما به نظر میرسد اشاره به دانشگاه مالک اشتر باشد که در تهران زیر نظر وزارت دفاع جمهوری اسلامی است و شهرام امیری نیز برای آن به کار پژوهش مشغول بوده است. یک مقام آمریکایی همچنین آقای امیری را منبع اطلاعاتی «مهم و دست اول» درباره وجوه پنهان برنامه هستهای توصیف کرده است. این در حالی است که آقای امیری پس از آن که روز پنجشنبه بعد از یک سال پا به خاک ایران گذاشت در نشستی مطبوعاتی اعلام کرد که مأموران امنیتی آمریکا او را تحت فشار گذاشتهاند که درباره برنامه هستهای ایران دروغ بگوید، بهرغم آن که به گفته خودش «شايد اطلاعاتی که يک فرد عادی درباره سايت نطنز دارد از من بيشتر بود». شهرام امیری همچنین مانند مقامات جمهوری اسلامی ادعا میکند که توسط سرویس جاسوسی آمریکا در عربستان سعودی ربوده شده است، ادعایی که مقامات هر دو کشور عربستان و آمریکا بارها رد کردهاند. قهرمان یا جاسوس؟ به این ترتیب با انتشار اخبار حاکی از جاسوسی، کار شهرام امیری که پس از ناپدید شدن توسط برخی از رسانههای خبری به عنوان «دانشمند هستهای» معرفی میشد برای اثبات بیگناهی خود در ایران دشوارتر میشود. دشواری کار برای آقای امیری در آنجاست که ناپدید شدن او از خرداد سال ۱۳۸۸ تاکنون با فعالیتهای هستهای مناقشهبرانگیز جمهوری اسلامی گره خورده که مقامات تهران میگویند با اهدافی صلحجویانه ادامه مییابد. پس از آنکه علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، روز چهارشنبه به خبرنگاران گفت که شهرام امیری پس از بازگشت باید «ابعاد ماجرا» را مشخص کند ، وزیر خارجه ایران هم گفت که آقای امیری تا زمانی که ادعای خود در مورد ربوده شدن را اثبات نکرده «قهرمان» قلمداد نخواهد شد. منوچهر متکی روز چهارشنبه در گفتوگو با خبرنگاران در لیسبون، پایتخت پرتغال، گفت که شهرام امیری ابتدا باید اتفاقات دو سال گذشته را شرح دهد، «آن وقت خواهیم دید که قهرمان قلمداد خواهد شد یا خیر». این در حالی است که شهرام امیری روز پنجشنبه پس از پیاده شدن از هواپیما در فرودگاه تهران با استقبال حسن قشقاوی، معاون آقای متکی، و دستههای گل روبهرو شد. آقای قشقاوی همان معاون وزیر خارجه است که چند ماه پیش نیز در فرودگاه با دسته گل از علی وکیلی راد، قاتل شاپور بختیار، پس از بازگشت از زندانی در فرانسه استقبال کرد. شبکه تلويزيونی ایبیسی آمريکا نيز در ۱۱ فروردينماه سال جاری در گزارشی از قول مأموران اطلاعاتی آمريکا خبر داد که شهرام اميری به آمريکا پناه برده و اطلاعات مهمی درباره فعالیتهای هستهای ایران به سازمان اطلاعات مرکزی آمريکا، سیآیای، داده است.
حسينعلی شهرياری، نماينده زاهدان و رئيس کميسيون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، روز جمعه گفت که دو انفجار پنجشنبه شب گذشته در مقابل در ورودی مسجد جامع زاهدان تاکنون ۲۶ کشته و ۳۰۰ زخمی برجای گذاشته است.حسينعلی شهرياری، نماينده زاهدان و رئيس کميسيون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، روز جمعه گفت که دو انفجار پنجشنبه شب گذشته در مقابل در ورودی مسجد جامع زاهدان تاکنون ۲۶ کشته و ۳۰۰ زخمی برجای گذاشته است. علی عبداللهی، معاون امنیتی وزارت كشور ایران، پیشتر گفته بود که تاکنون ۲۱ نفر در این انفجارها کشته و بیش از ۱۰۰ نفر نیز زخمی شدهاند. آقای شهرياری در این زمینه به خبرگزاری کار ایران، ايلنا، گفت: «دو نفر مرد که يکی از آنان دارای پوشش زنانه بوده است به فاصله چند دقيقه دو عمليات انتحاری انجام دادند.» انفجار نخست حدود ساعت ۲۱ و ۲۰ دقيقه در محل ورودی مسجد جامع زاهدان و انفجار دوم به فاصله چند دقيقه در مقابل این مسجد رخ داده است. در حالی که هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا، با انتشار بیانیهای بهشدت این دو انفجار را محکوم کرده، اسماعيل کوثری، نايب رئيس دوم کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی، آمريکا، بريتانيا و اسرائيل را مسئول اين عمليات انتحاری دانسته است. گروه جندالله در وبلاگ خود مسئوليت اين دو عمليات انتحاری را برعهده گرفته است. نماينده زاهدان در مجلس نيز عاملين عمليات انتحاری پنجشنبه شب را «فريبخوردگان گروهک جندالله و عوامل باقیمانده از عبدالمالک ريگی» عنوان کرد و گفت: «مردم در حال حاضر به شدت تحت تاثير قرار دارند و از دولت گلايهمندند.» گروه سنیمذهب جندالله که رهبر آن عبدالمالک ريگی ماه گذشته اعدام شد ، پيش از اين نيز بارها مسئوليت چنين بمبگذاریهايی را برعهده گرفته است. در هشتم اسفندماه ۱۳۸۸ ايران اعلام کرد عبدالمالک ريگی را در حين سفر از دوبی به قرقيزستان دستگير کرده است. در هفتم خرداد ۱۳۸۸ بمبگذاری مشابهی در مسجد اميرالمومنين شهر زاهدان روی داد که بيش از ۲۰ نفر کشته شدند؛ مسئوليت اين انفجار را نیز گروه عبدالمالک ريگی بر عهده گرفت. در ۲۶ مهر ۱۳۸۸ اين گروه مسئوليت عمليات انتحاری ديگری در شهر سرباز استان سيستان و بلوچستان را بر عهده گرفت که طی آن ۴۰ نفر کشته شدند؛ در ميان کشتهشدگان شماری از فرماندهان رده بالای سپاه نيز حضور داشتند. علی محمد آزاد، استاندار سيستان و بلوچستان، با انتشار بيانيهای از امروز، جمعه، سه روز عزای عمومی در سيستان و بلوچستان اعلام کرد.
روزنامهی نيويورک تايمز، روز جمعه، به نقل از مقامهای آمريکايی گزارش کرد: شهرام اميری پيش از رفتن به آمريکا چندين سال در ايران با سازمان اطلاعات مرکزی آمريکا، سيا، همکاری میکرده و اطلاعاتی را در اختيار اين سازمان قرار می داده است. آقای اميری پس از ورود به ايران، بر اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی در مورد ربوده شدن خود صحه گذاشت و تأکيد کرد که مأموران آمريکايی پس از ربودن وی در عربستان او را به آمريکا بردند. پيشتر منوچهر متکی، وزير خارجه جمهوری اسلامی، گفته بود: «بايد برای ايران محرز شود که ادعاهای شهرام اميری، در خصوص ربوده شدنش درست است يا خير». شهرام اميری روز پنجشنبه پس از ۱۴ ماه اقامت در آمريکا به ايران بازگشت.
هیلاری کلینتون، وزیر خارجهی آمریکا، وقوع انفجارهای پنجشنبه شب در شهر زاهدان را محکوم کرد. خانم کلینتون در بیانیهای در این باره اظهار داشت: "با قاطعیت تمام حملاتِ تروریستیای که جندالله مسئولیت آن را برعهده گرفته"، محکوم میکند. وزیر خارجهی آمریکا همچنین در بیانیهی خود آورده است: این انفجار و حملات اخیری که در اوگاندا، پاکستان، افغانستان، عراق و الجزایر صورت گرفته، نیاز به همکاریِ جامعهی جهانی برای مبارزه با سازمانهای تروریستی که جان مردم بیگناه را تهدید میکنند، برجسته ساخته است.
اگرچه مقام های جمهوری اسلامی همواره از بی تاثیر بودن تحریم های بین المللی بر اقتصاد ایران گفته اند، ظاهراً تحریم های تازه ایالات متحده آمریکا، به بحث درباره سیاست های تحریم برانگیز دولت جمهوری اسلامی دامن زده است. اگرچه مقامهای جمهوری اسلامی همواره از بی تاثیر بودن تحریم های بین المللی بر اقتصاد ایران گفته اند، ظاهراً تحریم های تازه ایالات متحده آمریکا و به ویژه تحریم واردات بنزین و فرآورده های نفتی و پشتیبانی گسترده شرکت های بین المللی از این تحریم ها به بحث درباره سیاست های تحریم برانگیز دولت جمهوری اسلامی دامن زده است. از جمله به گفته محمدرضا بهزادیان، رئیس پیشین اتاق بازرگانی تهران، تحریم ها بهای کالاهای ورداتی به ایران را گران کرده است. به گفته آقای بهزادیان حدود ۳۵ درصد بهای کالاها و خدمات وارداتی ناشی از تحریم هاست. یعنی ایران سالانه با وارداتی حدود ۹۰ میلیارد دلار کالا و خدمات، ۳۰ میلیارد دلار هزینه تحریم ها را می پردازد. آقای بهزادیان پیش بینی می کند که با وضع تحریم های تازه سازمان ملل، آمریکا و اتحادیه اروپا، ایران بیش از پیش زیر فشار قرار خواهد گرفت و به ویژه صنعت نفت ایران از این تحریم ها بیش از هر بخش دیگر صدمه می بیند. صادق زیباکلام، استاد دانشگاه در تهران هم می گوید جنگ فرسایشی میان ایران و غرب بین دو نیروی هم وزن و هم سنگ جریان ندارد. زیرا در یک طرف ایران قرار دارد که هر روز بیش از بیش وابسته تر به درآمدهای نفتی می شود و در طرف دیگر در یک کلام مجموعه جهان غرب؛ و در این جنگ فرسایشی بیشتری لطمه به ایران وارد می شود. به گفته صادق زیباکلام «اگر ایران از اقتصاد مقتدر و نیرومند برخوردار بود، می گفتیم هزینه های تحریم قابل تحمل است اما اقتصاد ایران در موقعیت توانمند و مشعشی نیست.» از فریدون خاوند کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه در پاریس پرسیدم که آیا می شود گفت که در ایران تحریم های تازه باعث نگرانی جدی شده است یا اینکه بحث های جاری را باید بیشتر در چارچوب تسویه حساب های سیاسی ارزیابی کرد؟ فریدون خاوند: من فکر می کنم دو عامل عمده است که به موج تازه تحریم ها ویژگی هایی می دهد متفاوت از آنچه که در گذشته اتفاق افتاده بود. ویژگی اول این تحریم های یک جانبه ای است که به صورت منظم و سیستماتیک از طرف ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا و حتی کشورهای دیگر نزدیک به دنیای غرب مثل کانادا، ژاپن، استرالیا به اجرا گذاشته می شود و بعضی از کشورهای کوچک هم که خواه ناخواه ارتباطات تنگاتنگ با غرب دارند و بر اقتصاد ایران هم تاثیر زیاد می گذارند، مثل امارات متحده عربی عملاً به این موج تازه تحریم ها به گونه ای پیوستند. ویژگی دوم این است که دو قدرت بزرگی که تاکنون به عنوان متحد و پشتیبان جمهوری اسلامی شناخته می شدند، یعنی روسیه و چین به نوعی پیوسته اند به این تحریم ها و در اعمال تضییقات و مجازات های اقتصادی علیه بازرگانی و اقتصاد ایران از بقیه عقب نیستند. این دو ویژگی باعث می شود که در حال حاضر نگرانی از اینکه موج تازه تحریم ها تاثیرش بسیار بیشتر از موج های گذشته است، در ایران کاملاً ملموس است. پیوستن این دوقدرت به جرگه تحریم کنندگان یک طرف. ولی در عمل چه کار می توانند این دو قدرت بکنند که تاثیر بگذارد بر اقتصاد ایران و یا در مبادلات بازرگانی ایران با دنیای خارج؟ به یک نمونه اشاره می کنم و آن نقش چین است. در گزارش هایی که طی چند روز اخیر و حتی طی چند هفته اخیر منتشر شده در این سو و آنسو، به نظر می آید که -مثلاً- چینی ها خرید نفت از ایران را به گونه ای قابل ملاحظه کاهش داده اند و جای ایران را به عنوان تامین کننده بخش مهمی از نفت چین به تدریج می سپارند به دیگر قدرت ها مانند عربستان سعودی و آنگولا. یا سهم آنها را بیشتر می کنند؛ این یک نمونه. از طرف دیگر می بینیم که فشارهای بانکی چین بر بازرگانان ایرانی کمتر از بقیه نیست. مسائلی که در رابطه بین صادرات و واردات ایران و نظام بانکی چین قبلاً وجود داشته، کماکان به طور موقت البته کاهش پیدا کرد و حل شد ولی بار دیگر مسئله به صورت حاد مطرح شده. در رابطه با روسیه هم صحبت هایی که مقامات روسیه می کنند، منجمله همین اظهار نگرانی اخیر رئیس جمهوری روسیه در مورد اینکه ایران بیش از پیش به ساخت سلاح هسته ای نزدیک می شود، این نشان می دهد که در مواضع روسیه نسبت به ایران هم چرخش های بسیار بسیار جدی پدید آمده. می شود نتیجه گرفت که سیاست های ایالات متحده آمریکا و دولت اوباما تا حدودی از این زاویه موفق بوده که توانسته دیگران را همراه آمریکا و کشورهای غربی کند. اما مشخصاً ایران از این تحریم ها چه ترس و چه نگرانی دارد؟ آیا مسئله بنزین است که اینقدر ایران را نگران کرده یا کلاً تغییر جو و فضای جهانی در قبال ایران؟ یک مجموعه از عوامل است. اولاً در عرصه نفت و گاز که عرصه حیاتی اقتصاد ایران است، به نظر می آید که وضع روز به روز از آنچه که بود بدتر می شود. ایران برای اینکه مشتریان قدیمی خود را حفظ کند، بر اساس اطلاعاتی که در این سو و آنسو منتشر می شود، حتی به نظر می آید که نفت خود را مجبور است با قیمتی زیر قیمت های بین المللی به آنها عرضه کند تا آنها را تشویق کند که برای خرید نفت ایران متوسل شوند به قراردادهای دراز مدت. تازه در مورد اجرای این قراردادها هم موانع بانکی مطرح است که باید برای گذشتن از این موانع، ایران هزینه بپردازد. از طرف دیگر تقریباً می شود گفت که میدانهای نفت و گاز ایران دارد از حضور شرکت های بزرگ خالی می شود و عرصه بیش از پیش می افتد دست سپاه پاسداران و در این شرایط می بینیم که تولید نفتی ایران کاهش پیدا می کند و بهره برداری از منابع مشترک به خصوص در پارس جنوبی روز به روز به سود قطر و به زیان ایران انجام می گیرد و چشم انداز بهره برداری مشترک از منابع با بعضی از کشورهای همسایه به ویژه عراق روز به روز به زیان ایران تنگ تر می شود. در عرصه بازرگانی غیرنفتی ایران هم مسئله به شدت مطرح است. در عرصه بیمه، حمل و نقل و در مورد پشتیبانی بانکی از عملیات مربوط به صادرات و واردات مشکلات افزایش پیدا می کند. همانطور که گفتم کشورهایی که نقش مهمی دارند در بازرگانی خارجی ایران و به ویژه امارات متحده که گلوگاه اقتصادی ایران است با دنیای خارج، بیش از پیش سختگیری نشان می دهد در مورد بازرگانان ایرانی. حتی باعث شده که در ایران از سوی مقام های جمهوری اسلامی درخواست اعمال فشار بر امارات داده شود و از امارات بخواهند که یا به این کار خود در مورد ایران پایان دهد یا منتظر عملیات تلافی جویانه ایران باشد. البته پرسش هایی مطرح می شود در مورد ابعاد این عملیات تلافی جویانه از سوی جمهوری اسلامی. اعتصاب در بازار تهران به رغم خبرها مبنی بر توافق مسئولان مالیاتی جمهوری اسلامی با اصناف، روز سه شنبه اعلام شد که بازار تهران همچنان در اعتصاب به سر می برد. ماجرا ظاهراً از آنجا آغاز شد که دولت از اصناف برای سال ۱۳۸۸ یک مالیات ۷۰ درصدی از درآمد قطعی سال ۸۷ را تعیین کرد. که با اعتراض کسبه و بازاریان رو به رو شد. در واکنش به اعتراض بازار و اصناف به تصمیم دولت، مسئولان سازمان امور مالیاتی با حضور وزیر بازرگانی و نمایندگان اصناف به توافق رسیدند که مالیات سال ۸۸ با یک افزایش ۱۵ درصدی بر روی مالیات سال ۸۷ حساب شود. به گفته جلال الدین محمد شکریه، نایب رئیس شورای اصناف، بسیاری از اصناف و مجامع امور صنفی استان ها از توافق نهایی روز سه شنبه استقبال و اظهار رضایت کردند. از هادی زمانی، کارشناس و تحلیل گر اقتصادی در لندن پرسیدم چرا دولت با این افزایش ناگهانی مالیات کسبه با بازار درافتاد؟ هادی زمانی: دولت ایران تقریباً حدود سی میلیارد دلار کسری بودجه دارد. بنا داشت از حدود هشت میلیارد دلار این سی میلیارد دلار را با بالا بردن مالیاتی که از کسبه و بازاری ها می گیرد، تامین کند. یعنی حدود یک چهارم کسری بودجه. سال گذشته مالیاتی که دولت از کسبه و بازاری ها گرفت رقمی کمتر از ۱۲ هزار میلیارد ریال بود. توی بودجه امسال پیش بینی شده که این رقم به ۲۰ هزار میلیارد ریال برسد تا آن کسری بودجه را تامین کند. در عمل موفق به انجام این کار نشد. در برابر بازاری ها مجبور شد عقب نشینی کند و به جای اینکه هشت میلیارد دلار از این کسری بودجه را تامین کند، یعنی ۷۰ درصد ببرد بالا، توافق شد که تا ۱۵ درصد بالا برود. یعنی به جای هشت میلیارد دلار الان یک چیزی نزدیک به ۱.۸ میلیارد دلار از کسر بودجه را تامین می کند. به این ترتیب یک رقمی نزدیک به ۶.۵ میلیارد دلار دیگر بی تکلیف مانده که مشخص نیست این کسری بودجه را که قرار بود از بازاری ها بگیرد از کجا تامین کند. در مقابل بازاری ها عقب نشینی کرد و حالا باید دید در مقابل کارمندان دولت و سایر اقشار جامعه آیا زورش می چربد یا در مقابل آنها هم ناچار به عقب نشینی خواهد شد. در مجموع این شکست بزرگی برای دولت بود. چون هم برنامه و استراتژی که برای تامین کسری بودجه تدوین کرده بود، به هم ریخته و به سرانجامی نرسیده و همینطور یک شکست سیاسی قابل ملاحظه ای برای دولت است. چرا دولت به این سادگی در برابر اعتراض های بازار عقب می نشیند؟ آیا می شود گفت بازار هنوز آن توان را دارد که تاثیر بگذارد در سرنوشت سیاسی دولت ها مثل سابق؟ این چند تا دلیل دارد. یک اینکه این ۷۰ درصد افزایشی که پیشنهاد شده بود، در شرایطی انجام گرفته که اقتصاد ایران دچار رکود است و درآمد بازاری ها و کسبه افت کرده. در نتیجه در شرایطی که در آمد افت کرده یک مرتبه افزایش بالا فشار بیشتری می آورد و در نتیجه با مخالفت شدید بازاری ها مواجه شده. بخش دیگرش این است که کلاً در ایران مالیاتی که از بازاریان وکسبه گرفته می شود خیلی مبهم است. قاعده این است که مشخص کنند هر کسبه چقدر درآمد دارد و چقدر مخارج دارد و سودش چقدر است. در ایران این کار انجام نمی گیرد. کسی نمی داند بازاری ها چقدر درآمد دارند. این بر اساس یک حالت ریش سفیدی دارد. اتاق اصناف می نشیند با دولت و به یک رقمی به توافق می رسند. قرار بود رقمی که پارسال پرداخته بودند، ۷۰ درصد برود بالاتر. این کار برخلاف سابق بر اساس مذاکره انجام نگرفته بود. دولت خودش اعلام کرد که از امسال به جای اینکه ۱۲ هزار میلیارد ریال بگیریم، ۲۰ هزار میلیارد ریال می گیریم. علت سوم که تصور می کنم مطرح باشد، دلیل سیاسی است. به نظر می آید بسیاری از بازاری ها از گسترش فعالیت های سپاه در داد و ستد در زمینه بازرگانی، در کل اقتصاد ناراضی اند. سپاه فعالیت هایش را خیلی گسترش داده در عرصه اقتصادی و این موجب نارضایتی بسیاری از بازاری ها شده و حتی تعدادی از اصول گرایان با این سیاست ها مخالف اند. علت دیگرش که شما اشاره کردید این است که بازار هنوز در اقتصاد و جامعه ایران دارای نفوذ قابل ملاحظه ای است. هر چقدر که توازن قوا یک مقدار تغییر کرده، جابجایی به وجود آمده و در بازار یک روند پولاریزاسیون انجام گرفته، همچنان بازار دارای نیروی مهمی است و تاثیر سیاسی اش زیاد است. گمانه زنی هایی شد در چند روز گذشته که اضافه کردن دو روز تعطیلی به تعطیلات آخر هفته و تعطیلات مبعث با هدف بی اثر کردن اعتصاب بازاری ها انجام گرفته. آیا می شود این گمانه زنی را تایید کرد؟ در افکار عمومی این تصور وجود دارد. بعید هم نیست که این کار انجام گرفته باشد برای پیش گیری از گسترش اعتصاب ها. ولی به نظر من این در مقایسه با مشکلاتی که در آینده در مقابل دولت قرار می گیرد، یک چیز خیلی جزیی است. همانطور که گفتم قرار بود از ۳۰ میلیارد دلار کسری بودجه هشت میلیارد دلار را از بازاری ها تامین کند. الان با این عقب نشینی نمی تواند. ۶.۵ میلیارد دلار کسری دارد. این چالش بزرگی است که در آینده در برابر دولت قرار دارد و می تواند پیامدهای سیاسی قابل ملاحظه ای داشته باشد. تعطیلی در تعطیلی هیئت دولت در نشست جمعه شب خود اعلام کرد که به دلیل دمای بیش از حد هوا و به منظور صرفه جویی در انرژی روزهای یکشنبه و دوشنبه در ۲۱ استان، نهادها و سازمان های دولتی تعطیل خواهند بود. با توجه به تعطیلی روز شنبه به مناسبت عید مبعث، ایران با احتساب پنج شنبه، به مدت پنج روز تعطیل بود. منتقدان دولت از یک سو اعلام ناگهانی این تعطیلی را در جمعه شب بدون توجیه منطقی خواندند و برخی منتقدان هم تا آن حد پیش رفتند که اعلام تعطیل روزهای یکشنبه و دوشنبه را ابزاری برای خنثی کردن اعتصاب بازاریان ارزیابی کردند. از فریبرز رئیس دانا، کارشناس اقتصادی در تهران پرسیدم، با در نظر گرفتن گمانه زنی هایی که در این باره شده، تصمیم دولت چگونه قابل ارزیابی است؟ فریبرز رئیس دانا: اولاً این بحث گرما نباید اغراق شود. امسال درجه حرارت در مقایسه با سالهای قبل در این یکی دو روز یکی دو درجه بالاتر بوده اما روزهای دیگری را در سال داشتیم در سالهای گذشته که آنها اوج بوده. بنابراین گرمای بیسابقه ماندگار اغراق است. همین الان هم که با شما صحبت می کنم در واقع لشگر گرما هم شکست خورده. یک کم گرما آرام شده. دو سه درجه در چنین شرایطی خیلی مهم است. این پیش زمینه را گفتم که بگویم احتمالاً افکار عمومی که می گوید دلایل دیگری به جز گرما وجود داشته، اشتباه نمی کند. افکار عمومی خیلی از موارد دقیق تر و درست تر است از نظریه های کارشناسی. اما در مورد بحث اقتصاد، یکی از بحث هایی که می گویند این است که این تعطیلات تولید خدمات و کالاها را متوقف می کند. می آیند این روش را می گیرند و می گویند این بخش چه نقشی در GNP (تولید ناخالص ملی) داشته، کدام قسمت از این بخش تعطیل شده و برای چند روز و بر اساس ارقام سال گذشته تقسیم می کنند و می گویند این مقدار به تولید ناخالص داخلی یا تولید ناخالص ملی خسارت وارد شده است. من سئوالی مطرح می کنم: کارمندان دولت به طور کلی یعنی ادارات دولتی در ایران چقدر خدمات ایجاد می کنند؟ یعنی کدام اداره است (به جز معدودی از این ادارات) که اگر تعطیل شود آسمان به زمین می آید یا شهر متوقف می شود؟ مثلاً وزارت مسکن و شهرسازی چکار می کند؟ بسیاری از این پادگانها که کارشان به عنوان تولید ناخالص داخلی به حساب می آید، چه دارند تولید می کنند؟ بخش های زیادی از این سازمانهای دولتی که کارهای خبرگیری و خبرچینی... را می کنند برای خود ساختار سیاسی کمک می رسانند. اما برای اقتصاد به گمانم کاری نمی کنند که هیچ بلکه بسیاری مواقع با مزاحمت هایی که ایجاد می کنند، و با پیچ و خم ها و هزارتوهای بوروکراتیک و مداخله های نابجای دولتی به جای تفویض اختیار به مردم جلوی فعالیت اقتصادی را هم می گیرند. شما به نکته ای اشاره کردید. سال هاست که بحث میزان بازدهی کار کارمندان دولت و ادارات دولتی مطرح است. بعضی ها مطرح می کنند که در هفته دو ساعت کار مفید هم انجام نمی دهند. آیا این شایعه است یا بر اساس داده های علمی و پژوهشی تهیه شده؟ داده های پژوهشی هم پشت آن هست. ولی ممکن است شما به عنوان یک پژوهشگر خیلی دقیق نبینید و بگویید که نه دوساعت کم است و چهار ساعت کار می کنند یا توزیع آن بین ادارات متفاوت است. مثلاً بخش اورژانس سازمان آب و اورژانس بیمارستان های دولتی یا مثلاً آتش نشانی و برخی از نیروهای پلیس که در شرق کشور به فعالیت شبانه روزی برای جلوگیری از ورود مواد مخدر دارند زحمت می کشند، ولی نتیجه اش به دلایل دیگر چطوری در می آید، اینها دارند در تولید ملی در چارچوب تولید خدمات نقش ایفا می کنند. اما برخی ها که فقط نشسته اند و تلفن می کنند و کار راه اندازی می کنند... کما اینکه دستگاه قضایی می گوید فساد هست و می گیریم و افشا می کنیم. این فساد که به صورت تک چهره ننشسته که این کار ها را انجام می دهد. سلسله مراتبی از انواع فساد، کم کاری، کم فروشی، بی اعتنایی نسبت به ارباب رجوع اتفاق می افتد. شهرداری تهران را مثال می زنم. اعلام می کنند که سرعت ساخت زیرساخت های عمران شهری در ایران ده درصد متوسط جهانی است. یعنی اگر یک راهی را در دنیا در ده روز می سازند، در ایران در صد روز می سازند. کم کاری وجود دارد. بیکاری پنهان. خوب می دانید که بیکاری پنهان دیگر تنها در روستاها نیست. منتقل شده به ادارات. بنابراین این بخش از ادارات که تعطیل شود، تاثیری بر روی تولید ناخالص داخلی ندارد. من چندی پیش رفتم اشتهارد -دومین شهر صنعتی ایران شده- تمام واحدها می رفتی در می زدی تعطیل بودند. یعنی اقتصاد از خیلی وقت پیش در بخش های تولیدی به تعطیل کشانده شده. این بی تاثیر از تحریم نیست. به نظر من اگر می خواهند تعطیلات تابستانی بدهند، شسته و رفته و درست و حسابی برای تمام مردم در فاصله تیر و مرداد و شهریور وقت بگذارند و بگویند مردم بروید تعطیلات تان را استفاده کنید. تولیدی هم وجود ندارد. اینطور بحث ها به نظر من واکنشی است نسبت به نابسامانی ها. گفته می شود که در ایران حدود ۸۰ روز در سال با احتساب جمعه ها کار نمی شود. حالا اگر بخواهیم پنج شنبه ها را هم به آن اضافه کنیم که تقریباً نیمه تعطیل است، آیا این تعطیلی ها در مقایسه با دیگر کشورها که گفته می شود بالاست، تاثیری در تولید ناخالص داخلی دارد یا اینکه وضعیت اقتصاد ایران به نحوی است که چند روز تعطیلی در آن دیگر تاثیری ندارد؟ من فکر می کنم نابهرهوری و نابسامانی اقتصادی طوری است که از این حرفها گذشته. ۵۲ هفته داریم. در اروپا هفته ای دور روز تعطیلی داریم که می شود ۱۰۴ روز. در ایران ۵۲ روز به اضافه بقیه می شود ۷۰ تا ۸۰ روز. من آنچه که می خواهم بگویم این است که این نابسامانی است. تعطیلات ناگهانی است که به خاطر چرخش ماه های قمری به وجود می آید که بعضی از اینها مورد اعتقاد و خواست مردم است. اینها باید ساماندهی شوند و مردم حق دارند سالی ۱۰۴ روز تعطیلی داشته باشند به اضافه عیدهای ویژه مثل عید نوروز. اینها باید ساماندهی شوند و بعد هم روشن شود که در زمانی که کار می کنند، چگونه مردم با انضباط کار کنند. چگونه با شور و علاقه کار کنند. این بی انضباطی موجب می شود که از یک طرف تعطیلات را مقایسه می کنید شمارش کمتر است و از طرف دیگر بهره وری کار را نگاه می کنید می بینید بسیار هم پایین تر است.
تازه ترین آمارهای رسمی در ایران از ۲۶ درصد بیکاری در میان جوانان استان تهران دارد. این آمار البته شامل حال مناطق فقیرتر و دورافتاده تر ایران نمی شود. تازه ترین آمارهای رسمی در ایران از ۲۶ درصد بیکاری در میان جوانان استان تهران دارد. این آمار البته شامل حال مناطق فقیرتر و دورافتاده تر ایران نمی شود. سازمان جوانان استان تهران اعلام کرده است که «دو بار در هفته در استانداری تهران با حضور مدیران ارشد استانداری در ادامه اجرای سیاستگذاری های عملیاتی برای ایجاد اشتغال و تدوین سند اشتغال جوانان تشکیل می شود.» این جلسات در راستای طرح های دیگری است که مقام های دولت ایران گفته اند در دست اجرا دارند تا از بیکاران جوان کاسته شود. عامل یا عوامل چنین آمار بیکاری بالایی آن هم در میان جوانان چیست؟ فریبرز رئیس دانا، اقتصاددان در تهران می گوید: یک تحلیل اقتصاد کلان که اینجا به کار ما می آید اینست که ممکن است سطح تقاضا ها به دلیل پائین بودن سطح درآمد مردم پائین باشد. در نتیجه انگیزه های سرمایه گذاری ایجاد نشود و بیکاری هم به وجود بیاید. اگر چنین است، باید اول درباره آن بحث تقاضا ها بگوییم. بله در بخشی از جامعه تقاضا برای کالاهای مصرفی که در داخل تولید می شود، کم است. چرا؟ برای اینکه درآمدشان کم است. بخش زیادی از روستا نشینان، لایه های پائینی شهری، خود بیکاران و سطح درآمد خانوارهای کم درآمد در حدی نیست که بتواند یک تقاضای پیوسته و مداوم برای کالاهای تولید داخل ایجاد کند. به دلیل فقر و محرومیت. از طرف دیگر آنجایی هم که تقاضا شکل می گیرد، یعنی میان طبقه متوسط و متوسط مرفه، کالاهای خارجی وجود دارند که به دلایل سیاسی، اقتصادی و به دلیل رقابت وارد بازار می شوند و در واقع برنده این فرآیند برای ایجاد اشتغال می شوند. یعنی مثلاً تولید کننده چینی می تواند اشتغال ایجاد کند برای خودش و نه تولید کننده ایرانی که از رقابت خارج می شود. به این ترتیب فقر، کم درآمدی و ناکارآمدی، ما را در یک چرخه باطل قرار می دهد. به این معنا که بیکاری هست، پس کم درآمدی هست. کم درآمدی هست، تقاضا پائین است. تقاضا پائین است، آنوقت باز بیکاری به وجود می آید. در کنار این چرخه باطل یک جریانی هم هست که عوامل مثبت را به داخل سیستم پمپاژ نمی کند، بلکه بدتر تخلیه می کند و آن هم رقابت های خارجی است و کالاهای وارداتی. به نظر شما چرا ۲۶ درصد جوانان کشور، اعم از دیپلمه یا زیر دیپلم تا کسانی که از مراکز عالی فارغ التحصیل شده اند، بیکار اند؟ چه ساز و کاری اینجا به وجود آمده یا وجود دارد؟ به طور مثال مدیر عامل بنیاد توسعه کار آفرینی و توان استان تهران گفته است که سطح توقع کارجویان یعنی جوانان در سطح کشور توسعه یافته است و خیلی از متقاضیان کار هم دنبال کار دولتی می گردند. آیا در همین حد است که جوانان ما بیکارند یا عوامل دیگری می تواند وجود داشته باشد؟ نه چنین نیست. این ها توجیه است برای فرار از واقعیتی که مسئولان و دست اندرکاران در آن مسئولیت دارند. دنبال کار دولتی می گردند!؟ تحفه ای نیست که مزایا و حقوق دولتی! آنقدر هم تبعیض وجود دارد که کسانی هم که می روند در دولت، می دانند که تا زمانی روابط اجتماعی، سیاسی خاصی با ساخت قدرت نداشته باشند به جایی نمی رسند و بعد مدت سی سال خودشان را با یک ظاهر و شکل خاصی نشان بدهند، چهره خاصی در بیاورند، صورتشان را، لباس شان را، رفتارشان را تا بتوانند آن شغل شان را حفظ کنند. نبودِ امنیت شغلی است که همین را هم به عنوان یک ملجاء و پناهگاهی مورد استفاده قرار می دهند جوانان. به طور کلی به نظر من کار وجود ندارد برای این جوانان و فارغ التحصیلان. ضمناً یادمان باشد مقدار زیادی از این جوانان و فارغ التحصیلان برای نیازهای اقتصاد آموزش ندیده اند. آموزش شان نارساست چه برسد به کسانی که دانشگاه ها هم راه پیدا نکرده اند و دیپلمه هستند و یا در رشته های فنی و حرفه ای درس خوانده اند. وجود این بیکاری گسترده در میان جوانان چه پیامدهایی می تواند داشته باشد؟ یکی از اصلی ترین عواملی که برای ازدیاد مثلاً مواد مخدر و به دنبال آن رشد پیدا کردن جریان فروش موارد مخدر و جدیداً مواد مخدر مصنوعی مانند انواع متا ویتامین ها، شیشه و اکس و این چیزها که به بازار می آید، بررسی من نشان می دهد تبعیض و بیکاری نقش بسیار موثری دارد. اما به جز آن به لحاظ مطالعات اقتصادی چهار سال پنج سال بیکاری یعنی چهار سال پنج سال بیکاری پنج میلیون نفر، یعنی نبودن قوه خرید. یعنی نبودن قوه خرید در شرایطی که جنس های بنجل ارزان خارجی می آید، ساخت تولید داخلی را می شکند. و تولید می رود به سمت کالاهایی که می خواهد صادر شود. مانند صنایع پتروشیمی. نه اینکه آنها بد باشند. آنها درآمدهای ارزی ایجاد می کنند که از سیستم خارج می شود. یعنی ربط زیادی به زنجیره تولید صنعتی پیدا نمی کند. در نتیجه اقتصاد با یک چهره به شدت طبقاتی و دوگانه رو به رو می شود. یک جا تولید هست، تولید صنعتی است و صنایع پیشرفته هم هست برای بازارهای جهانی، که سودش به عده معدودی می رسد و یک جا فقر گسترده.
اگر در مناطقی با اکثریت شیعه و مرکزی کشور حکومت با شکاف دولت- ملت مواجه است، در حاشیه کشور و مناطقی با اکثریت قومی اصولا رابطه میان جوامع قومی و حکومت مرکزی (و نه ملت ایران) تحت پرسش جدی قرار دارد.در آخرین انفجار بمب در زاهدان در ۲۴ تیر ۱۳۸۹ دهها نفر کشته و حدود صد نفر زخمی شدند. انفجارهای مکرر در مساجد شیعیان، محل گردهمایی فرماندهان سپاه و دیگر مراکز نظامی در سیستان و بلوچستان و درگیریهای نظامی با ستیزه جویان کرد و بلوچ در سالهای گذشته و در مقابل یا به ازا و بهانه آن اعدامهای مکرر ستیزه جویان و فعالان بلوچ و کرد در سالهای اخیر حاکی از شکست کامل سیاستهای قومی و مذهبی جمهوری اسلامی است. بواسطه این سیاستها نه اقوام ایرانی مثل کرد و بلوچ و عرب در امنیت زندگی می کنند و نه حاکمان قادرند حاکمیت خویش را در این مناطق اعمال کنند. اگر در مناطقی با اکثریت شیعه و مرکزی کشور حکومت با شکاف دولت- ملت مواجه است، در حاشیه کشور و مناطقی با اکثریت قومی اصولا رابطه میان جوامع قومی و حکومت مرکزی (و نه ملت ایران) تحت پرسش جدی قرار دارد. این پرسش نه تنها به گفتوگو و مذاکره گذاشته نشده بلکه با اتهام تجزیه طلبی و وابستگی به استکبار مغفول گذاشته شده است. کدام سیاستها وضعیت را بدینجا کشانده است؟ تغییر دین برای پذیرش عضویت در امت سیاستی که جمهوری اسلامی از آغاز تشکیل در مناطق بسیار فقیر سیستان و بلوچستان دنبال کرد تغییر دین افراد جهت پذیرش آنها در امت اسلامی بود. نیروهای مکتبی تحت پوشش جهاد سازندگی به مناطق بسیار فقیری مثل بشاگرد اعزام شده و تلاش می کردند خدمات خود را بهانه تشویق ساکنان به تغییر دین خود قرار دهند. در دهههای اول و دوم عمر جمهوری اسلامی تغییر دین بلوچها به عنوان بیلان کار برخی نهادهای انقلابی در رسانه های دولتی با افتخار درج می شد. این سیاست در استان کردستان به علت سطح سواد بالاتر از ابتدا دنبال نشد و در بلوچستان نیز ناکام ماند. در ایدئولوژی اسلامگرای شیعه، ایرانی بودن برای پذیرش افراد در امت کافی نیست. حکومت تحت شرایط اضطراری و اشغال بسیاری از مناطق حاشیهای کشور از حیث اداره امور جاری همانند کشورهای اشغال شده مدیریت می شوند. فرماندهان، روسای نیروی انتظامی و سپاه و بسیج، قضات دادگستری، نیروهای امنیتی، و مدیران ادارات محلی همه از مرکز اعزام می شوند و هیچ ریشهای در منطقه ندارند. در دولت خاتمی تا حدی تلاش شد که این امر تخفیف یابد اما دولت احمدی نژاد دوباره وضع را به اوایل دهه شصت باز گرداند. از نگاه این دولت، اقوام ایرانی نه بخشی از ملت ایران و نه یک سرمایه انسانی و فرهنگی بلکه تهدید امنیتی به حساب می آیند. در بسیاری از جادههای مناطق کردستان و بلوچستان درست همانند نوار غزه و کرانه باختری هر از چند ده کیلومتر افراد و اتومبیلها مورد ایست واقع شده و بازرسی می شوند. این امر با توجیه جلوگیری از قاچاق و ترافیک مواد مخدر انجام می شود. مناطق کرد نشین و سیستان و بلوچستان ایران مثل مناطق جنگی و تحت اشغال اداره می شوند. در این شرایط است که مردم محلی در منطقه خویش احساس اشغال شدگی پیدا می کنند. اشغال شدگی کشور توسط حاکمان جمهوری اسلامی و نیروی نظامی تحت امر آنها در این مناطق با وضوح بیشتری احساس می شود. شهروند درجه n ام دولت جمهوری اسلامی هیچ گاه اقدامی برای مواجهه برابر با شهروندان اقلیتهای قومی و مذهبی کشور و برابری آنها در برابر قانون انجام نداده است. اقلیتهای قومی از تحصیل به زبان مادری در کنار زبان فارسی محرومند، حق تاسیس رادیو و تلویزیون به زبان خود را ندارند، نشریات و کتاب درمورد آنها یا به زبان آنها به شدت سانسور می شوند یا اصولا مجوز انتشار پیدا نمی کنند، آیین دادرسی در محاکمه آنها حتی در حد رعایت آن در مناطق دیگر رعایت نمی شود، و ابتدایی ترین خدمات عمومی مثل آب لوله کشی و فاضلاب و برق و ارتباطات در بسیاری از مناطق آنها یافت نمی شود. اگر یک شیعه بخواهد در هر نقطهای از کشور به مسجد رفته و نماز بخواند این امکان برای او فراهم است اما یک سنی کرد یا ترکمن یا بلوچ حق ندارد در پایتخت کشوری که ادعای ام القرایی جهان اسلام را یدک می کشد به یک مسجد سنی پا بگذارد. ائمه جمعه سنی در شهرهایی مثل شیراز که نماز جمعه خود را در نمازخانه دانشگاه یا مراکز دیگر فرهنگی و آموزشی به جا می آوردند توسط حکومت یک به یک اعدام یا حذف شدند. ادغام روحانیت سنی در دیوانسالاری مذهبی روحانیت سنی در کردستان، سیستان و بلوچستان، ترکمن صحرا و خراسان (مثل تربت جام) یا باید به روحانیت دربار ولایت فقیه تبدیل شوند یا مهر وهابیت به آنها خواهد خورد. روحانیونی که با این سیاست مخالف باشند و بخواهند مساجد و مدارس دینی مستقل خود را اداره کنند تحت فشار قرار گرفته و بازداشت و زندانی می شوند. روحانیون مستقل سنی از این جهت تحت تعقیب و محاکمه دادگاه ویژه روحانیت واقع شدهاند. دادگاه ویژه روحانیت شرق کشور که مرکز آن در شهر مشهد است در آبان ۱۳۸۸ اقدام به احضار گسترده روحانیون منطقه سیستان و بلوچستان کرد. (سایت حزب مردم بلوچستان، ۲۹ اکتبر ۲۰۰۹) موضوع احضاریه وجود طلاب خارجی در مدارس اهل سنت منطقه بود. بیشتر طلاب خارجی در مدارس اهل سنت، افغانی هستند که خانواده اغلب آنها در ایران سکونت دارند و به کار مشغول اند و هنوز به افغانستان باز نگشته اند و نیز طلاب تاجیکستانی هستند که برای یادگیری قرآن عظیم الشأن و فقه اسلامی به این منطقه مراجعه کرده اند.
طلابی که به حوزه های سیستان و بلوچستان مراجعه نمودهاند هیچ مشکلی برای مردم این منطقه نداشته و صرفاً به کسب علم مشغول بودهاند. علمای اهل سنت برای گرفتن مجوز از مسئولین استانی و کشوری به کرّات مراجعه کردهاند. پس از گذشت پنج سال از کار این مدارس که دروس بعضی از طلاب به پایان رسیده و بعضی در نیمه راه هستند دادگاه ویژه روحانیت، علمای سنی را برای اخراج طلاب خارجی تحت فشار قرار داده است. این در حالی است که هزاران طلبه خارجی اعم از شیعه و سنی در "جامعة المصطفی" و حوزه های علمیه قم و حوزه علمیه گرگان و شهرهای دیگر با ویزای تحصیلی مشغول تحصیل هستند. تغییر ترکیب جمعیتی این سیاست از دوران پهلوی آغاز اما در دوران جمهوری اسلامی تشدید شد. اگر از منظر یک بلوچ که در زاهدان زندگی می کند یا یک کرد ساکن سنندج به این موضوع نگاه کنیم بسیار شبیه به ساخت شهرکهای یهودی نشین برای تغییر ترکیب جمعیتی کرانه باختری به نفع یهودیان است. شیعیان مناطق کرد نشین و بلوچستان که عمدتا از منابع دولتی و عمومی ارتزاق می کنند و درآمد و ثروت بیشتری دارند در محلات خوش آب و هواتر و ثروتمندتر زندگی می کنند و کسانی که برتری آنها را بپذیرند صاحب شغل و مکنت می شوند اما آنها که با این نوع سیاستها مخالف باشند تهدید امنیتی به حساب خواهند آمد. تداوم فقر و بیکاری اگر یک پژوهشگر اجتماعی از بندرعباس تا بندر گواتر در کناره دریای عمان، از بیرجند تا زاهدان در مرز شرقی کشور، و از کامیاران تا بانه در مرز غربی کشور در استان کردستان سفر کند کودکان پابرهنه، جوانان بیکار نشسته در گرد هم (نرخ های بیکاری دو رقمی با احتساب یک ساعت کار در هفته به عنوان داشتن شغل) و فقدان هر گونه طرح عمران و آبادی با منابع عمومی کشور در بسیاری از این مناطق را به چشم خواهد دید. بسیاری از این مناطق به صورت دیارهای فراموش شده به نظر می آیند. سرمایههای سرداران سپاه به چای آباد کردن بلوچستان و کردستان وقف توسعه دبی و دوحه شدهاند. حکومت به جای آباد کردن این مناطق به آباد کردن جنوب لبنان اشتغال دارد. این وضعیت غیر از خشم و عصبانیت برای فعالان قومی چیزی به بار نمی آورد. تداوم این وضعیت از نگاه اقوام ایرانی تنها یک معنی مشخص دارد: سیاست نگاه داشتن این مناطق در فقر و بیکاری و وابسته نگاه داشتن آنها به صدقات هر از گاهی حکومتی که بدانجا نیز نمی رسد. حتی سفرهای استانی احمدی نژاد و برنامه جمع آوری نامه و پول پاشی وی مشمول اکثر این مناطق نمی شود. *** خشونت و ستیزه جویی در مناطقی که اکثریت آنها را اقلیت های قومی و دینی تشکیل می دهند راه حل نظامی و امنیتی ندارد. درست زمانی که پس از اعدام عبدالمالک ریگی حاکمان احساس می کردند که به فتح الفتوحی مثل بازپس گیری خرمشهر دست یافتهاند، در مرکز شهر زاهدان دو بمب پی در پی منفجر شده و حکومت را به چالش می کشد. حکومت مرکزی در عین مسئولیت دفاع و امن کردن مرزها در این مناطق باید کار قانونگذاری (در مجالس استانی) و اداره زندگی روزمره آنها را به خودشان بسپارد و سهم عادلانه آنها را از منابع کشور به آنها تحویل دهد تا خود را مسئول رنجها و شادیها و موفقیتها و شکست هایشان بدانند. امروز پس از سه دهه تنازع، اکثر فعالان قومی خواهان زندگی در یک ایران دمکراتیک و فدرال هستند که حقوق اقلیتهای قومی و دینی در آن در چارچوب اعلامیه جهانی حقوق بشر به رسمیت شناخته شود. --------------------------- یادداشتها بیانگر نظر نویسندگان آنهاست و الزاما بازتابدهنده نظرات رادیو فردا نیست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر