-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ تیر ۲۲, سه‌شنبه

Posts from Khodnevis for 07/13/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



دلبر توکلی
 


بی‌رنگی، سبزترین رنگ است

نویسنده محترم که بنده را از برادری هم ساقط فرموده‌اند، در مطلبی بنده را نواخته‌اند که از ایشان ممنونم.

به عنوان کسی که هر روز ساعت‌های زیادی را اینجا می‌گذراند، ذکر چند نکته را لازم می‌دانم.

۱- خودنویس، یک پایگاه شهروند روزنامه‌نگاری است. نه بیش و نه کم. در یک سایت شهروندی مستقل، نمی‌توان به کسی تحکم کرد که چگونه بیاندیشد و چه ننویسد و مطابق این جریان عمل کند یا نکند.

۲- می‌خواهیم فضایی را در اختیار همه بگذاریم تا با هم گفتگو کنند، نظرهای متضادشان را به رخ بکشانند و از چیزها یا کسانی که می خواهند بنویسند. کار روزنامه‌نگاری از نظر من با مبارزه سیاسی مد نظر شما تفاوت دارد. اطلاع‌رسانی و گسترش فضای ازاد از نظر من می‌تواند یک نوع مبارزه تلقی شود، اما وقتی بخواهید تابع جریانی باشد و مصلحت‌هایش را بپذیرد، دیگر آزاد نخواهد بود.

۳- تعریفی که من از روزنامه‌نگاری می‌پسندم، با تعریفی که دوستان بسیاری که با سایت‌های حزبی یا جنبشی کار کرده‌اند، فرق می‌کند. در این تعریف، من نوعی نباید جانب‌دار هیچ حزب و جریان سیاسی باشم. این مساله برای بسیاری از دوستانی که روزنامه‌خوانی را بعد از دوم خرداد آغاز کرده‌اند، تعریف دلنشینی نیست. می‌دانم. رسیدن به استقلال مطلق غیر ممکن است، اما می‌توان تلاش کرد.از این رو فضا را در خودنویس باز گذاشته‌ایم

۴- بر پایه همان تعریف بالا، من رنگی ندارم. اما رنگ مرکب خودنویس را خالقان آثار تعیین می‌کنند. من تنها منتشر کننده و دروازه‌بانم.

۵- دوست عزیزمان  متوجه عرض بنده نشده که اگر کسی به دنبال قدرت نباشد، برای گرفتن قدرت اجرایی وارد معرکه نمی‌شود. به عبارت بهتر، آقای میرحسین موسوی یا هر کس دیگری که خود را برای سمتی اجرایی کاندیدا کند، به دنبال در دست گرفتن قدرت است. قدرت چیز بدی نیست که از طرح آن ناراحت می‌شوید. وقتی ایشان فعالیتی سیاسی در راستای بدست آوردن قدرت می‌کنند، و بعد از انتخابات به دنبال بازپس‌گیری رای مردم هستند و چارچوب جنبش را ترسیم می‌کنند و ... عملا در نقش رهبر جنبش یا یکی از رهبران آن وارد میدان شده‌اند. من نمی‌دانم چه چیزی اینجا قابل فهم نبوده است. منفعت من هم در انتشار نظرهای مختلف و حتی مخالف است، نه بیش و نه کم.

۶- برای شخص من، جنبش مدنی اعتراضی مردم ایران بالاتر از هر رنگی است و تمام تلاشم را می‌کنم که خودنویس محلی برای ابراز نظر و اطلاع‌رسانی آزاد باشد. جایی که منتقد بلوچ و ترک و لر و فارس و کرد و خراسانی و بندری و خوزستانی و ... همه و همه از هر قومی اینجا را خانه خود بدانند. اینکه فعالان جنبش کارگری که گاهی وقت‌ها از سوی رهبران سبز فراموش می‌شوند بتوانند اینجا آزادانه بنویسند...

۷- عدم تعلق به یک دیدگاه به معنای نفی آن نیست! جنبش سبز، یک واقعیت است که بسیاری از دوستان نزدیکم، فعالان داخل و خارج آن محسوب می‌شوند. اما معتقدم که همانطور که بعد از یک سال و اندی، زهرا رهنورد به درستی خواستار نقد جنبش شده، همه باید بتوانند کوتاهی‌ها و خطاهای آنرا گوشزد کنند و اگر توانستند، پیشنهاد هم بدهند. در عین حال، ما مثل بسیاری از دوستان تنگ نظر نیستیم. اگر خانم رهنورد می‌فرمایند که هرکسی که به دموکراسی و آزادی معتقد است سبز است، از نظر ما، همه آدم‌ها، همه ایرانی‌ها، چه مخالف دولت و حاکمیت، و چه موافق آن، منفعت مشترکی دارند به نام ایران. ایران ازاد برای همه ما اهمیت دارد، حتی اگر راه و روش یکدیگر را نپسندیم.

۸- بودن شما را ارج می‌نهم و امیدوارم با آزادی تا ابد بنویسید.

۹- چون حس می‌کنم بحث دیگر دارد شخصی می‌شود، و جای دیگر لینک‌ها را می‌گیرد، ادامه را در صفحه اول نخواهم آورد.

 


 


توقع ما زیاد بود، نیک آهنگ کوثر خودش صریحا اعلام می‌کند که عضو جنبش سبز نیست!





جهت اطلاع دوستان، مطلبی از بنده (داریوش سعدین) با عنوان « چند پرسش صریح از دوستان خودنویس » در سایت خودنویس منتشر شد که جناب نیک آهنگ کوثر پاسخی به آن نوشته اند با عنوان « برادر، اشتباه گرفته‌اید » که آن نیز در سایت خود نویس منتشر شده است.

اکنون بنده این بار در واکنش به مطلب آقای نیک آهنگ کوثر یادداشتی تقدیم کرده ام. ملاحظه بفرمایید.

درود بر نیک آهنگ شجاع!

اول اینکه طی مطلبی که نگارش فرمودید همچنان هیچ یک از پاسخ های آن سوالات را مرقوم نفرموده‌اید و اگر بی ادبی نشود همچنان پی فرافکنی رفته اید تا اینکه در نظری که زیر آن نوشته بودید حد اقل یک سوال خود که پیش از اینها نیز چندین بار پرسیده بودم و در انتهای همین مقاله آخری نیز به آن اشاره شده بود را پاسخ یافتم.

«آنجا که آقای نیک آهنگ کوثر خود صریحا اعلام کرده‌اند که عضو جنبش سبز نیستند. »

و پیرو آن دریافتم منصفانه نبوده که بی جهت از شما انتظار وقف خود در صلاح جنبش را داشته‌ایم!

هر چند که مرا مفتخر فرموده و گفته‌اید برادر! اما برادریتان را هم شاید دیگر توقع اثبات نیست!

اما نکته هایی در باره مقاله شما:

۱- اگر در تیتر مطلب بنده می‌خوانید «خود نویس» تعجیل نفرمایید، این کلمه می تواند ایهام داشته باشد. منظور از خودنویس فقط نام این سایت نبوده و کنایه از کسانی است که بی توجه به مصالح هموطنان در خدمت خود و منافعشان می‌نویسند! صرفا شما و جمع فعال در این سایت فاخر مخاطب نیستید.

۲- اینکه من علاقه کاریزماتیک به میر حسین یا هر کس دیگر داشته باشم را تکذیب می کنم و اگر هم صحبت از پافشاری روی مشترکات می کنم تنها دغدغه بالندگی جنبشی را دارم که لا اقل یک شهیدش در چند متری خودم جان سپرد. اگر دوست دارید بدانید صادقانه می گویم که این مهمترین انگیزه من در حمایت از جنبش است.

۳- اینکه فکر من را خوانده اید و از قول من فرموده اید که من خیال می کنم که چون نظری منطقی داده ام دیگران باید بپذیرند را به این اصلاح می کنم که اگر نظر من بر مبنای منطق درست است حتما از دیگران توقع پذیرشش را دارم. این هم شاید از اصول اولیه ارتباط است!

۴ - دقیقا درست فرموده اید آنجا که مطالب من یا هر عضو دیگر از جنبش را همپا با مطالب میر حسین موسوی پنداشته اید و تمام تلاش من کمترین نیز همین بوده که نقش خاصی برای میر حسین تراشیده نشود که مسئولیت بیش از دیگران را از او توقع داشته باشید. اما

من کمترین که جدا یک همراه کوچکم به این متهم می‌شوم که حکم می‌کنم که دیگران چنین کنند اما اگر موسوی همین کار را کرد ( یعنی مطلب نوشت) رهبر شده است!!! چه شد به یکباره در این میانه؟؟؟

۵- آنکه فرموده‌اید اثبات رهبر بودن موسوی این است که از سوی حکومت رهبر خوانده می‌شود را نیز در همان مقاله‌ای که نوشته‌ام و شما هم زحمت پاسخ کشیده‌اید توضیح داده شده اما انگار عجله و سطحی نگریستنتان به آن مقاله هم باعث شده دوباره عرض کنم:

خیزش مردمی در قالب جنبش سبز در واقع تجلی تقابل طبقاتی می‌باشد. طبقه «محکومین» در برابر طبقه «حاکمان». آن ادبیات مارکسیستی که اینجا کاربرد پیدا می‌کند هم بواسطه همین تقابل طبقاتی است. در این تقابل طبقه محکومین یعنی ما ( البته گویا شما کناره گرفتید!) نیاز به تقویت جبهه خود را داریم و ابزار آن نیز احیای هویت طبقاتی بوسیله شناخت مشترکات و پا فشاری بر آن هاست. در پی گریز از «طبقه در خود» و ایجاد «طبقه برای خود» هستیم. در این میانه مقالات مبسوط تری نیز نوشته ام که شما را بدانها ارجاع می‌دهم.

  «هویت طبقاتی جنبش سبز و کارگران یقه سفید »

اما از آنجا که حاکمیت از این تقابل طبقاتی احساس خوبی ندارد ضمن تلاش در ایجاد تفرقه و جلوگیری از شکل‌گیری انسجام تشکیلاتی راهکارهای دیگری نیز در دسترسش می باشد.

همانطور که من از کتابی خوانده‌ام آنها هم که حیات و مماتشان به این بستگی دارد حتما به دنبالش می‌روند. تجربه کارگران یقه سفید را بخوانید.

از سوی دیگر نیز حاکمیت به جای اتفاق افتادن این تقابل طبقاتی حتما ترجیح می دهد این جدال در شکل قابل کنترل‌تری اتفاق بیفتد.

آنها سعی دارند که کسانی را سران و رهبر بخوانند و سطح تقابل را به رو در رویی اشخاص کاهش دهند چرا که مهار چند شخص راحت‌تر از شکست دادن یک ملت است. شما بیاد بیاورید که چندین بار خود رهبر رژیم مسئولیت فتنه را به انحا مختلف متوجه اشخاص انگشت شماری کرده است. از سوی دیگر این تکذیب های پی در پی موسوی و کروبی حتما مقابله ایست با این ترفند. و البته مصلحت این است که ما نیز باید هوشیار بوده و به این دام نیفتیم و هیچگاه نه تنها موسوی را بلکه اساسا شخصیتی را برای رهبری این جنبش برنگزینیم. البته معتقدم که دلایل منطقی و عقلایی دیگری نیز وجود دارد که موسوی خود را رهبر نمی داند که از حوصله این نوشتار خارج است.

۶- اینکه شما مطلب نوشتن موسوی و دیگران را بر اساس منفعتی تعبیر می‌کنید و می‌گویید که حتما به رهبر شدن چشمداشت دارد نیز ناشی از اقتضائات شغل شماست!!! قصد توهین نیست! بالاخره هرکس از راهی کسب درامد می‌کند.

۷- اگر قانون اساسی به عنوان عنصری موجود در مقام رهبری جنبش خوانده می شود بازی نیست دوست من! هم الزامات حقوقی ایجاب می کند و هم مصالح ملی که با بازگشت به قانون اساسی به عنوان گذرگاهی در مسیر بی تنش آینده توجه شود.

ارتباط با همان ادبیات مبارزه طبقاتی و جستجوی اشتراکات دارد و خوب است شما بدانید که به این استناد جنبش بی سر نیست. هر چند بگویم که بر سخنان خانم رهنورد نقدی وارد است که اگر مشغول پاسخ به شما نبودم آنرا می‌نوشتم!

۸- من هیچگاه ننوشته‌ام که «عده‌ای بـــا ادبیات ایده آل حاکمیتی نیکو را سعی دارند به عرصه مبارزه تحمیل کنند» بلکه نوشته‌ام «ادبیات ایده آل حاکمیتی نیکو را سعی دارند به عرصه مبارزه تحمیل کنند » این حرف اضافه « بـــا » را خودتان نوشته و اینگونه به قضاوت رفته‌اید.

عادلانه نیست و لطفا اینقدر سهل انگار نباشید!

۹- باز هم تکرار می کنم که سایت خودنویس یکی از بهترین سایت هاست اما این « پادکست » را واقعا نمی دانم چیست! چون نمی‌دانم نظری درباره‌اش نداشته و هیچگاه هم با هیچ انگیزه‌ای در موردش نمی‌نویسم مخصوصا اگر احیانا سبب آسیب به کسی یا جمعیتی شود.

این یک حسن را فکر می کنم دارم و همیشه حتی در عرصه های مناسبی برای خود نمایی درباره آنچه نمی‌دانم و از پیامد‌هایش بی اطلاعم سکوت می‌کنم. حتی اگر بر این باور باشم که حقوق انسانی من این اجازه را به من داده باشد!!!

دوستتان دارم باور کنید! شما کارتونیست محبوبی در عرصه روزنامه نگاری هستید.


 


مصطفی كواكبيان: ۱۸ تیر کیلويي چند؟

مصطفی کواکبیان، نماینده اصلاح‌طلب مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با شبکه ایران در این باره گفت: «مسئله ۱۸ تیر را باید فراموش کرد. ۱۸ تیر کیلویی چند؟ بهتر است در این مورد دیگر هیچ صحبتی انجام نشود.»

مصطفی درایتی، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت بیان داشت: «نمی‌توان در این زمینه تحلیل مشخصی ارائه داد و این مسئله باید دقیقا و به صورت عمقی مورد بررسی قرار گیرد. مردم راهشان را تغییر داده اند تا متحمل هزینه نشوند.باید ۱۸ تیر را از اذهان پاک کرد.»

سعید شریعتی، عضو مستعفی جبهه مشارکت هم درباره ناتوانی جریان فتنه در ایجاد ناآرامی در روز ۱۸ تیر گفت: «نباید در مورد ۱۸  تیر صحبتی انجام داد و بهتر است دیگر نسبت به این مسئله ورود پیدا نکنیم.اظهار نظر در مورد ۱۸ تیر مناسب نیست.»

 داریوش قنبری، سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس گفت: «مگر بنا بود در ۱۸ تیر اتفاقی رخ دهد.»

علی شکوری راد، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت  گفت: «فرصت مصاحبه ندارم.»

جمشید انصاری، عضو فراکسیون اقلیت مجلس  گفت: «در این مورد تحلیل خاصی ندارم.»

سعدالله نصیری قیداری، دیگر عضو فراکسیون اقلیت مجلس نیز، علت بی توجهی مردم به فتنه گران را روشنگری‌های رهبر انقلاب دانست و در گفت‌وگو با شبکه ایران گفت: «حوادث سال گذشته و فرمایشات مقام معظم رهبری در شفاف سازی وضعیت غبار آلود جامعه بسیار خوب بود و دوستداران نظام را از حقیقت راه رهبری آگاه کرد.و به این ترتیب دیگر نیروهای مخالف جایگاهی میان توده های مردم پیدا نکردند.»

نصیری قیداری خاطر نشان کرد: «ارشادات رهبر انقلاب همچنین نخبگان دلسوز نظام مردم را آگاه تر کرد.»


 


توافق افزايش ۱۵درصدي ماليات اصناف به جای ۷۰ درصد  در جلسه امروز

پیشتر از افزایش ۷۰ درصدی مالیان بر اصناف خبر داده شده بود که با توجه به شواهد اعتصابات بازاریان توانسته است این افزایش را از ۷۰ درصد به ۱۵ درصد کاهش دهد.

سوالی که مطرح می‌شود با قانونی شدن افزایش ۱۵ درصدی به جای ۷۰ درصدی،  کمبود بودجه پیش بینی شده چگونه باید تامین شود. همچنین قرار است از نیم دوم امسال هم یارانه هدفمند  شوند و هنوز مشخص نیست دولت دهم  از طرح هدفمند‌سازی به چه مقدار سود دست می‌یابد و آیا می‌تواند کمبود درامدهای مالیاتی خود را از طرح هدفمند سازی جبران کند.

آیا باز هم دهک‌های پایین به جای بازاریان باید جور کاهش درامدهای دولت احمدی نژاد را در طرح هدفمند سازی بپردازند؟

به گزارش خبرگزاری فارس محمد‌علي ضيغمي در همین باره گفت:

«هفته گذشته تفاهمي در خصوص ماليات اصناف صورت گرفت اما ابهاماتي در خصوص درصد افزايش ماليات وجود داشت لذا با دستور مستقيم وزير بازرگاني از طرفين دعوت كرديم تا اين موضوع را بررسي كنيم. جلسه با حضور نمايندگان اصناف و نمايندگان سازمان امور مالياتي نزديك به شش ساعت طول كشيد و در آن تصريح شد تا ميزان افزايش قطعي ماليات سال ۸۸ نسبت به سال ۸۷ برابر ۱۵ درصد باشد لذا بر همين مبنا اصناف محترم بايد اظهار‌نامه‌هاي خود را تا پايان تيرماه حتما ارائه كنند.»

معاون وزير بازرگاني گفت: «در بحث اظهار‌نامه‌هاي الكترونيكي نيز شبهه‌اي بوجود آمده بود كه برخي دواير مالياتي اعلام كرده بودند حتما اين اظهار‌نامه ها بايد به صورت الكترونيكي باشد كه اين موضوع تعديل شد و تاكيد شد تا هيچ الزامي بر الكترونيكي بودن اظهار‌نامه‌ها وجود نداشته باشد.»

وي افزود: «تا ۳۱ تيرماه همه واحدهاي صنفي بايد اظهار‌نامه‌هاي خود را براساس ۴۰ درصد ماليات قطعي سال ۸۷ ارائه كنند و ماليات قطعي سال ۸۸ با افزايش ۱۵ درصدي ماليات نسبت به سال ۸۷ نيز بايد توسط اتحاديه‌ها تا ۳۱ مردادماه تعيين و به ادارات مالياتي تحويل داده شود.»

ضيغمي در پاسخ به اين سؤال كه اگر ماليات قطعي براساس افزايش ۱۵ درصدي۸۷  تعيين شده است پس چه لزومي دارد تا ۳۱ مردادماه اظهارنامه‌ها را تحويل دهند گفت: «ماليات سال ۸۷ برخي اصناف هنوز قطعي نشده است.»


 


جنبش سبز و معضل «رهبری» آن

استدلال اول


۱-رهبر جنبش سبز، قانون اساسی است(خانم موسوی)


۲-رهبر قانون اساسی، سید علی خامنه‌ای است


نتیجه: رهبر جنبش سبز، سید علی خامنه‌ای است.

 

آیا این استدلال ایراد دارد و حاوی "مغالطه منطقی" ست؟ پاسخ  این پرسش را به خانم «سارا زرتشت»واگذار می‌کنم.

 

استدلال دوم


۱-موسوی در مورد مسائل تعیین کننده "سکوت" می‌کند.


۲-این سکوت در صورت حاد شدن مسئله توسط اطرافیان (مهاجرانی، شکوری راد،گروه سیاسی سایت کلمه، خانم رهنورد) و احیانا از طریق مکانیسم تقسیم فشار روی کروبی و خاتمی، "جبران" می شود و در نهایت سوال  بی پاسخ می‌ماند.


نتیجه:  موسوی برخلاف ادعایش بیشتر شبیه خامنه‌ای است تا خمینی.


خمینی در طول حیات‌اش تا زنده بود با بی پروایی خبرنگاران را به حضور می‌پذیرفت و خامنه‌ای از زمان رهبر شدن‌اش هیچ خبرنگاری به حضورش شرفیاب نشده است. دقیقا از همین زمان تاکنون موسوی هم به سوالی پاسخ نداده است. روزهای پیش از انتخابات هم نامه حاوی سوالات دفتر تحکیم وحدت و انجمن اسلامی دموکراسی خواه دانشگاه تهران را بی جواب گذاشت و این دو تشکل هم مقابل او موضع گرفته با کروبی هم پیمان شدند. در مورد مسئولیت و پاسخ گویی میر حسین همین بس که به دلیل همین فرار از مسئولیت به نخست وزیر امام معروف شد.

 

استدلال  سوم

 

۱-رهبر جنبش سبز سید علی خامنه ای ست(نتیجه استدلال اول)


۲-موسوی شبیه "امام"خامنه‌ای ست نه امام خمینی(نتیجه استدلال دوم)


نتیجه:در هر صورت رهبر این جنبش، سید علی خامنه‌ای ست.

 

نتیجه نهایی

 

این جنبش مشکل رهبری دارد. معضل این جنبش رهبر آن است که یا شخص علی خامنه‌ای ست یا شخصیت علی خامنه‌ای.

 


 


نظر آیت‌الله خمینی در رابطه با انرژی خورشیدی

 

این مطلب در «صحیفه امام» جلد سوم  صفحه ۴۹۴  آمده است:


اينها مي‌خواهند كه تمام مخازن ما را ببرند؛ و اين ملت بيچاره بعد از اينكه نفتش رفت و منابعش از بين رفت، بعد چه بايد بكند؟ خدا مي‌داند چه بايد بكند. اين آقا مي‌گويد كه بايد از خورشيد ما چيز [انرژي ] بگيريم! تو چراغ نفتي را نمي‌تواني روشن كني؛ شما مي‌خواهيد از خورشيد قدرت بگيريد؟! اين حرف‌ها چه است؟ اين حرف‌ها براي اغفال مردم است. تمام اين صحنه سازي‌هايي كه دارند مي‌كنند براي اين است كه اين مردكه را نگهش دارند آنها با قدرت‌هاي خودشان 

 

 


 


برادر، اشتباه گرفته‌اید

داریوش سعدین عزیز که به تازه‌گی به خودنویس پیوسته، سوال‌هایی را طرح کرده است. اما خطایی مرتکب شده که متوجه نشده «خودنویس» یک بنا یا سازمان دارای عقیده، مانیفست و یا مرام حزبی نیست. هر کسی مثل خودش می‌تواند بیاید و در آن بنویسد و نظر دهد. من هم می‌توانم شما را «خودنویسی» خطاب کنم چون در خودنویس می‌نویسید، آیا چون از میرحسین موسوی دفاع می‌کنید و انتقاد و پرسش از او را بر نمی‌تابید، می‌توانم «خودنویس» را تابع جنبش سبز بنامم؟

گردانندگان خودنویس افتخار می‌کنند که نظرهای گوناگون را منتشر می‌کنند. چون سایت‌های «سبز» دیدگاه‌های انتقادی از موسوی و کروبی و خاتمی و راه و کار جنبش را منتشر نمی‌کنند و ما در اینجا چنین محدودیتی نداریم، بعضی از دوستان خیال می‌کنند که خودنویس سایت رسمی  مخالفین سکولار جنبش است. نه! چنین نیست. چند مطلب در طرفداری از موسوی رسیده که ما منتشرش نکرده‌ایم؟

اما مساله دیگر، اینکه آقای سعدین گمان می‌کنند چون نظری دارند، پس حتما درست است و چون حکم می‌کنند، ما(نویسندگان مختلف) باید چنین کنیم و چنان، پس باید بپذیریم و تابع منطق ایشان باشیم. گمان می‌کنم ایشان سخنان خود را با علائم راهنمایی و رانندگی اشتباه گرفته‌اند. حرف‌های ایشان می‌تواند در حد پیشنهادهایی از طرف یک طرفدار جنبش و میرحسین موسوی باشد. همین و بس. حرف‌هایشان برای من محترم است، اما احترام به معنای پذیرش نیست.

خلط مبحثی هم که گویا دوستان مرتکب می‌شوند این است که مدعی‌اند میرحسین موسوی رهبر نیست، چون خودش را «همراه کوچک جنبش» نامیده. اولا، از نظر من (بقیه هر کدام نظر خودشان را دارند)، شاید آقای موسوی به این نتیجه رسیده‌اند که صلاحیت رهبری یک جنبش را ندارند.  این باز به خودشان مربوط است، اما از سوی حکومت و بخش عمده حامیان و «سبز»ها رهبر این جنبش شناخته می‌شوند و وقتی محدوده جنبش را ترسیم می‌کنند و برایش منشور می‌نویسند،  طبعیتا باید بدانند که یک همراه کوچک جنبش معمولا در حدی نیست که چنین کاری بکند.

اینکه سرکار خانم رهنورد قانون اساسی را رهبر جنبش می‌خواند، به نظر من یک بازی است. هزار و یک بازی می‌توان با همین برداشت کرد.

اگر تمام حرف این است که جنبش فاقد رهبری است، حرف دیگری است. طبیعتا می‌توان نگران آینده یک جنبش بدون سر بود.

اما در باب اینکه نقد، نق، اعتراض یا گیر سه پیچ جایش الان نیست و وقتی دیگر است و نباید انتظارها را بالا برد و ...با شما موافق نیستم. شما نظر خودتان را بنویسید، هر کسی هم می‌تواند موافق باشد، مخالف باشد، یا حتی بی‌توجه از کنار حرف شما بگذرد. اینکه همه را مجبور کنیم یک جور فکر کنند که باز هم دیکتاتوری را توجیه کرده‌ایم، اما مثلا یک دیکتاتوری «خوب». مگر دیکتاتوری بد و خوب هم دارد؟

اینکه می‌فرمایید: «عده‌ای با ادبیات ایده آل حاکمیتی نیکو را سعی دارند به عرصه مبارزه تحمیل کنند»، می‌شود بگویید با نظر دادن در یک سایت چگونه می‌توان چیزی را تحمیل کرد؟ کسی شما را مجبور کرده چیزی را بپذیرید؟ این حرف‌ها هم در حد پیشنهاد است. نه کمتر نه بیشتر!

یک بار به نوشته‌تان نگاه کنید. چه تفاوت عمده‌ای میان نگاه شما و مهاجرانی است؟ گویی می خواهید نگاه‌های متفاوت را رد صلاحیت کنید.

برادر من! اشتباه گرفته‌اید. هر کسی مختار است نظرش را اینجا بنویسد. محدود کردن و دشمن یابی و خودی و غیر خودی کردن را می‌توان در جاهای دیگر دنبال کرد. خودنویس سازمان، نهاد، حزب و یا انجمن نیست. محلی است که هم شما آزادید بنویسید و نظر دهید، هم من و هر کسی که ایده‌ای دارد و می‌خواهد نظرش خوانده شود و صدایش شنیده شود. اگر هم می‌خواهید ما بشنویم، می‌توانید پادکست هم بسازید!

 

ادامه بحث بنده و آقای سعدین را می‌توانید در لینک‌های پایین دنبال کنید.

پاسخ آقای سعدین به این مطلب من

توقع ما زیاد بود، نیک آهنگ کوثر خودش صریحا اعلام می‌کند که عضو جنبش سبز نیست!

پاسخ بعدی من به مطلب آقای سعدین

بی‌رنگی، سبزترین رنگ است


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته