-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ تیر ۱۴, دوشنبه

Posts from Khodnevis for 07/05/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



رهبر معظم گول نخوریا اینا بازیگرن!!!


 کاری ندارم که حالا این بازیگرا با میل و اراده رفتند پیش خامنه ای یا با زور و تهدید بردنشون

به هرحال شرایط رو علیه خودشون طوری مستعد کردند که فحش خورشون الان ملسه. اما وقت فحش دادن و ایراد گرفتن و احساستی شدن نیست

مهم اینه که فیلمی که با دستای لرزون تو خیابونای تهران گرفته شده و ندا با صورت آغشته به خون جلو دوربین جونشو میده بنا به تحلیل نوابغ  پرس تی وی سناریویی از پیش تعیین شده علیه نظام بود و ساختگی بود و خود ندا پمپ خون روی صورتش ریخت. در قسمت دوم این سریال مهیج دیدیم چگونه زن جاسوسی که در چهار تصویر به چهار شکل مختلف تغییر قیافه و سایز داد از داخل کیفش شلیک کرد و قلب ندا رو نشونه رفت. احتمالن در قسمت سوم این سریال قاتل ندا درختان و گربه های خیابان امیر آباد شناخته خواهند شد. حالا منظور این که نوابغ خامنه‌ای گفتند که فیلم کوی دانشگاه و فیلم قتل ندا و فیلم زیر گرفتن مردم با ماشین پلیس ساختگیه و مونتاژه. اما تملق و چاپلوسی این هنرمندا فیلم نبوده و از هنرهای بازیگرشون برای دستمال کشیدن بهره نجستند و حتمن عاشق شخصیت دیکتاتور منش خامنه‌ای بودند که ردپای نعلین آغشته به خونش هنوز کف سالن می‌درخشه.

جناب رهبر معظم انقلاب که بر تمام علوم دستشونو تا آرنج فرو کرده اند، اینبار داستان نویسی سریال‌های تلویزیونی رو هم بی‌نصیب نگذاشتند و گفتند که روابط دخترو پسری و مثلث و مربع عشقی نشون ندین که بد آموزی داره. یعنی اینکه  ِتم داستان ها هم دیگه بشه معنویت و توحید و معاد و مهدویت و اون عده‌ای که یا سالمند هستند و یا ماهواره ندارند و از سرناچاری رسانه میلی رو نگاه می‌کنند با دیدن سریال‌هایی که همش عر زدن و تو سرو کله کوبیدن داره  افسرده تر و کسل تر و بی‌حوصله‌تر بشن.

آری آقا احساس کرده در مقابل عشق دختر و پسر در تلویزیون عمامه‌اش را بالا گذاشته بوده. از نظر ایشان ابراز علاقه دو نفر به یکدیگر باید به شکل تجاوز در کهریزک باشد و روحیه لطیف عشق و عاشقی لذت شیرین تجاوز را می‌گیرد.

آقای خامنه‌ای!! این بازیگران که خواسته یا بالاجبار خود را در تیر‌رس خشم مردم قرار دادند بازیگران فیلم مضحک شما بودند که  شما قهرمان داستان بودید، ضرغامی کارگردان، و بازیگران هم نقش کسانی را بازی می‌کردند که به شما علاقه دارند، به شما احترام می‌گذارند و لبخند‌های زورکی و چندش آور می‌زدند و بوسه‌های مرگ نثارتان می‌کردند .مضمون این فیلم تراژدی مشروعیت بود. شما می‌خواستید با جمع کردن این افراد از شریفی نیا گرفته تا مجید مظفری مشروعیت نداشته را به زور کسب کنید. گرچه دیگر با کارگردانی اسکورسیزی و کاپولا هم نمی توانید چنین فیلم دروغی بسازید.

(با تشکر از دوستم آرمین که در نوشتن این متن کمکم کرد)


 


نمی‌گم مرگ بر اونائی که رفتن، میگم درود به اونائی که نرفتن!

دیدار گرم و بی پرده‌ی تعداد انبوهی از هنر من دان و کلاً کسانی که یا مثل نجفی و شریفی نیا عموماً به بیت رهبری آویز هستند و یا آویز نیستند ولی اخیراً تب می‌کنند ولی همانجوری خودشان را به دیدار معشوق می‌رسانند باعث شد تا علیرغم تمام شایعات موجود در مورد رهبری با مضمون قاتله و باطله باری دیگر جهان چهره‌ی لطیف و احساسی و هنری و سایر چهره‌های رمانتیک رهبری را عین بز تماشا بکند و اصلاً از خودش نپرسد که حالا این وسط شأن نزول این دیدار صمیمانه کلاً چی بود . البته برخی هنر من دان مانند سعید آقاخانی نیز در این ملاقات با آستین کوتاه در بیت حاضر شدند که به همین مناسبت و با توجه به نمایان شدن آرنج نامبردگان حواس معظم له یک کمی پرت مسائل سکسی شد که شکر خدا به روی خودش نیاورد .

 

در سوی دیگر جبهه‌ی جنگ نرم که نمیدانم چرا هرچی شاعر و نویسنده و بازیگر و نقاش و خطاط و خلاصه هنرمند راستکی و آدم حسابی همیشه اینطرف جبهه قرار دارد تعداد قلیلی نیز (قلیل یک تعداد کمی است که از امام حسین تا آزادی را پر می‌‎کند برای همین دیده نمی‌شود) به این ملاقات خودجوش ، زورکی دعوت شده بودند که نرفتند که احتمالاً بزودی یا اعترافاتشان را در دادگاه می‌شنویم یا افشاگری‌هایشان را در همین صدای امریکای خودمان یا کلاً ممنوع الکار و تصویر می‌شوند و ضرغامی فوری می‌آید می‌گوید اگر یکنفر تا حالا ممنوع التصویر شده بمن نشان بدهید و ممنوع التصویر مورد اشاره چون توی زندان است هیچکسی نمی‌تواند به هیچکس دیگری نشانش بدهد و مدیر شبکه سه هم تهش می‌آید می‌گوید "ما مشکل طناز قوی داریم" .

 

البته در زمینه‌ی بازیگری شکر خدا ما چند جور هنرمند دیگر هم داریم که اصلاً راه ندارد که به اینجور ملاقات‌ها دعوت بشوند که حالا بیایند و یا نه. مثلاً الآن برو عزت الله‌انتظامی را دعوت کن یکجوری نگاهت می‌کند دلت می‌خواهد بروی بمیری یا به پرستوئی بگو می‌گوید دلم می‌خواهد بروم حیف که اسلام دست و پای ما را بسته یا به حمید جبلی بگو حتماً یک جوابی می‌دهد که به خودت و آقا یک هفته بخندی یا به اکبر عبدی بگو می‌گوید دقیقه‌ای چقدر می‌دهند که بروم توی فیلم این ملاقات؟!

 

حالا اینکه جریان بازیگران ما چرا اینجوری است را والا ما خودمان هم نمی‌دانیم. هر وقت جریان نویسندگان و خوانندگان و شعرا و بقیه را هم فهمیدیم که چرا دقیقاً همینجوری است جریان بازیگرها را هم می‌فهمیم!


 


مسعود باستانی: فردا روشن‌تر از امروز خواهد بود

باستانی در نامه خود، که به مناسبت سال‌روز تولد همسرش، نگاشته شده است، می‌گوید: «بالاخره تیر ماه فرا رسید! روزهای گرم تابستان ۸۹ هم آغاز شد و من که از پیش با خودم وعده کرده بودم تا به بهانه سپری شدن یک سال حبس، نامه‌ای بنویسم و از آنچه که طی این مدت بر ما گذشته است روایت و شکایت کنم، به کلی از این کار منصرف شده‌ام!! بگذار این بار صادقانه اعتراف کنم که ایثارگری‌ها و مهربانی هایت در طول این یک سال بیشتر از هر زمان دیگری بر دلم می‌نشیند و شاید امسال بیش از همه این سال ها حضور و وجود تو را حس کرده ام و لحظه لحظه های این سال با یاد تو و خاطرات، سپری شد. امسال بیش از هر زمان دیگری حضورت را احساس و تنهایی هایم را با تو تقسیم کردم.»

باستانی نوشته است: «اجازه بده بدون تعارف اعتراف کنم که همین صبوری ها و امیدواری های تو مرا از نگارش نامه‌های افشاگرانه و شکایت آلود از آنچه که بر ما گذشته است، منصرف کرد و به جای آن تصمیم گرفتم تا به مناسبت سالروز تولدت نامه ام را به خودت هدیه کنم.»

باستانی با اشاره به اتفاقات یک‌سال گذشته می‌نویسد:«باور کن که احساس می کنم الان دیگر نیازی به گلایه و شکایت از ظلم‌های امروز و دیروز نداریم و بایستی به فردا فکر کنیم. زیرا که بر اساس سنت تاریخ و نوید طبیعت، به یقین فردا روشن‌تر از امروز خواهد بود و کلید صبح فردا در گرو صبوری های امروز ماست. نه! خواهش می‌کنم اشتباه نکن. حرف من این نیست که از ظلم ها و بی عدالتی ها و تبعیض هایی که بر ما روا داشته‌اند و روا می‌دارند ناراحت نیستم و یا به راحتی از کنار آنها گذشته‌ام، بلکه تمام دغدغه‌ام این است که اکنون دیگر چه نیازی به تکرار آنها و بازگو کردن باقی مانده است؟ حالا دیگر چه کسی پیدا می‌شود که از دردهای ما و آنچه که در طول این یک سال بر ما گذشته است بی‌خبر باشد؟»

این روزنامه‌نگار که حدود یک سال است در زندان به سر می‌برد، با اشاره به وضعیت زندان‌ها و زمان بازجویی، می‌گوید:«حالا دیگر چه نیازی به افشاگری و شکواییه علیه کسانی که ما را کتک می زدند و در بدترین شرایط بازجویی کردند، وجود دارد؟ چه کسی پیدا می‌شود که نداند در سلول های بازجویی بند ۲۴۰ و یا راه‌روهایی که در آنجا گه گاه همدیگر را ملاقات می‌کردیم چه ظلم‌ها و ناجوانمردی‌هایی بر ما روا داشته شد. اصلا چه نیازی است که بگویم چگونه با رکیک ترین الفاظ دشنام دادند و با تهدید به دادگاه کشاندند و سرانجام هم بدون هیچ منطقی احکام ناعادلانه شان را روی پرونده هایمان گذاشتند.»

وی ادامه می‌دهد:«اصلا به نظر تو این روزها دیگر چه نیازی وجود دارد تا دوباره در قالب نامه‌های سرگشاده به رییس قوه قضاییه و یا مقام‌های عالی رتبه قضایی کشور از وضعیت خود گلایه کنم و بگوییم که نه تنها رافت و مروت اسلامی بلکه هیچ گونه قانون و عدالتی هم در حق ما رعایت نشد! مگر جرم ما چه بود؟! مگر ما چه می‌خواستیم؟!»

باستانی همچنین اضافه کرده است:«آرزوی روزی که پاداش شرکت فعالانه در یک انتخابات آزاد و عادلانه حبس و تبعید نباشد. روزی را انتظار بکشیم که دیگر حق شهروندی در انتقاد از دولت و یا حتی مخالفت صریح با سیاست های دولتی را تبلیغ علیه نظام تعبیر نکنند. روزی که نقدهای خیرخواهانه و امر به معروف و نهی از مکر بهانه‌ای برای حصر و حبس و ساکت کردن منتقدان و مخالفان در چاردیواری زندان ها نشود. به امید فردایی باشیم که حتی متهمان هم بتوانند با آزادی کامل در دادگاه‌های بی‌طرف از حق خود دفاع کنند و حداقل براساس موازین قانونی تا پیش از اثبات جرم آبروی متهمان بازیچه‌ی دادگاه ها که اغلب مصارف امنیتی دارند، نگردد. روزی که قضات محترم به جای برخورد قاطع با مصادیق مفاسد اقتصادی؛ روزنامه‌نگارانی هم چون من را به خاطر فعالیت حرفه‌ای در رسانه‌ها به میلیون‌ها تومان جریمه نقدی محکوم نکنند. روزی که دیگر دوستان روزنامه نگار ما مجبور نباشند جلای وطن کرده و رکن چهارم دموکراسی را در غیاب مطبوعات آزاد و مستقل از خارج از مرزهای جغرافیایی این کشور گربه ای شکل دنبال کنند و تجلی دهند، فردایی که حقوق بشر خواهی و عدالت طلبی به فتنه گری و بیگانه پرستی تعبیر نگردد.»

باستانی شرایط خود در زندان را این‌چنین برای همسرش تشریح می‌کند:«حال و روز من هم اینجا بد نیست. این روزها کتاب می‌خوانم و درس زندگی می‌گیرم ولی شاید باورت نشود عملا احساس می‌کنم در کلاس فشرده قرار گرفته‌ام، کلاسی که استادش تدریس نمی‌کند ولی شاگرد به راحتی درس‌ها را فرا می‌گیرد، من اینجا از احمد زید آبادی صبرو مدارا می‌آموزم،  عیسی سحر خیز معلم تلاش و جنب جوش است. دکتر سلیمانی استاد اخلاق و مهربانی است و طبرزدی مردم داری و استقامت در حبس را یاد می‌دهد. مهدی محمودیان و رسول بداقی هم هر کدام به شیوه‌ای درس‌های زندگی را به من یاد می‌دهند. من فردا را انتظار می‌کشم. روزی که تحقق روشنایی و زیبایی برای همه ماست.»

گفتنی است مسعود باستانی، ۱۴ تیرماه سال ۸۸ و در پی مراجعه به دادگاه انقلاب، برای پیگیری  وضعیت همسر بازداشت شده‌اش، خود نیز بازداشت شد. وی از آن زمان تاکنون از مرخصی هم محروم بوده است. وی چندی است که به زندان رجایی‌شهر منتقل شده و دوران محکومیت خود را در این زندان می‌گذراند. وی از سوی قاضی صلواتی به شش سال زندان محکوم شده است. 

 


 


محمد علی رامین: با خودنویس باید با جنگ نرم  مقابله مثل کرد

معاون مطبوعاتی نشریاتی اینترنتی وزارت ارشاد و فرهنگ و تجاوز جمهوری  اسلامی ضمن محارب خواندن سایت خودنویس از عموم ساندیس خوران هرجایی خواست از خواندن مطالب ضد انقلابی این سایت خودداری کنند و چنانچه گذرشان به محاربخانه خودنویس افتاد با جنگ نرم مقابله به مثل کنند .

ممد علی رامین ادامه داد :

این سایت صهیونیستی  فراماسونری که توسط نیک اهنگ کوثر از عوامل مسلم سیا موساد واینتجلنس  سرویس وحدود ۲۲۰ دستگاه جاسوسی دنیا تغذیه می شود با گمراهی چند جوان از ولایت فقیه بی خبر  مطالب ضد ارزشی و در پیتی در راستای ضایع کردن شآن ولایت فقیه مطلقه و دکترررر محبوب ا.ن و اصولگرایان ارزشی فعالیت می کند .

این گمراه شدگان حتی به جریان موسوم به اصلاحات هم رحم نمی کنند و هراز چندی با گوشه و کنایه زدن به این طیف به اصطلاح خودشان نقد می کنند . باز اگر مثل روز انلاین بودند تکلیف روشن بود.

این سایت استعماری معاند نه خط قرمزی دارد نه خط سبزی همینجوری پشت سر هم نقد می کند و هیچ مقدسی هم ندارند . 

 

محمد علی رامین معاون مطبوعاتی نشریاتی اینترنتی وزارت ارشاد و فرهنگ و تجاوز جمهوری  اسلامی ادامه داد:

این سایت معاند که با پول اسراییل و امریکا و اتحادیه اروپا در امریکای شمالی فعالیت می‌کند حتی نتوانسته به اندازه کیهان چاپ شریعتمداری که کم تیرازترین روزنامه ج.ا .ا است مخاطب جذب کند و با توسل به سیاه نمایی به ما حمله می کند و هم به اصلاح طلبان.

در همین حال  دکترررر احمدی نژاد درجلسه مصاحبه خبری  در پاسخ به این سوال چرا  سایت خودنویس که با توجه به آمار دولت دهم خواننده ندارد فیلتر شده است گفت:

این سایت با اینکه  جز سایت‌های ضاله و معاند و محارب محسوب می شود ما فیلترش نکردیم. اگر فیلتر شده به ما اطلاع دهید تا رفع فیلترش کنیم. ما به ازادی بیان معتقدیم و در کل سه سایت را فیلتر کردیم که الان یادم نیست چه سایتهای بودند.

اصلا مشکل کشور ما فیلتر کردن سایت‌ها و وبلاگهاست مشکل کشور ما اینه که بگیم چی بنویسید یا ننویسید. اصلا به من وتو خبرنگار چه مربوطه که کی چی می نویسه و دولت هم نمیذاره .نخیر من وتو خبرنگار باید به مسایل مهم جامعه بپردازیم .

در حالی که خبرنگاران کف کرده بودند جلسه مطبوعاتی دکتررررا.ن تمام شد .


 


اصول‌گرایان علیه اصول‌گرایان

بنا به گزارش‌های رسیده، برگزاری این تجمع، در همان زمان باعث واکنش عده‌ای از نمایندگان مجلس – از جمله علی لاریجانی، رییس مجلس – شده بود.

در آن  زمان کاظم دلخوش، از اعضای شورای مرکزی فراکسیون اصول‌گرایان مجلس، گفته بود:«برخي آقاياني كه ديروز رهبري برخي كارهاي خلاف را برعهده گرفتند و تعدادي از افراد را به‌عنوان دانشجو جلوي مجلس جمع كردند كه وضعيت خانوادگي همه اين افراد قابل بررسي است.»

نماینده صومعه‌سرا در مجلس اضافه کرده بود: «چطور احزاب ديگر براي راهپيمايي مجوز مي‌گيرند ولي تجمع كنندگان ديروز در اعتراض به وقف اموال دانشگاه آزاد جلوي مجلس جمع شدند براي آنها آب ميوه و اتوبوس و بسياري خدمات ديگر تهيه شد.»

دو هفته پس از این مساله، دلخوش بار دیگر در جمع خبرنگاران سخنان خود را تکرار کرد. وی گفت:« تجمع کنندگان مقابل مجلس تعدادی از عوامل برخی از آقایان بودند که می‌خواستند حرف خود را در مجلس به کرسی بنشانند. تعداد این تجمع کنندگان بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر بود و آنان هیچ ارتباطی به بسیح نداشتند چرا که بسیج دارای جایگاه حقیقی و حقوقی بوده و اگر عده‌ای بخواهند این افراد را به بسیج وصل کنند به بیراهه می‌روند. این عده عوامل تعدادی از آقایان بودند که می‌خواستند در مجلس حرف خود را به کرسی بنشانند.»

دلخوش تاکید کرد: «مدارکی وجود دارد که برخی از نمایندگان با حضور در تجمع مقابل مجلس مرتکب تخلفاتی شدند و می‌خواهند بر این تخلفات خود سرپوش بگذارند که این هم قابل توجیه نیست.»

وی با بیان اینکه بعد از تذکرش در صحن مجلس علیه تجمع کنندگان مقابل مجلس اسناد جعلی علیه وی در نمازجمعه توزیع  و اس ام اس‌هایی علیه‌اش پخش شد،گفت: «ما این افراد را می‌شناسیم که آنها ارتباطی با برخی از گروهک‌ها دارند و مدارکشان هم موجود است. از ‌آن عده از افرادی که علیه اینجانب فرافکنی کرده و توهین کرده‌اند به مراجع قضایی شکایت کردم.»

سخنان کاظم دلخوش، ناظر به نوشته‌ای از حمید رسایی، نماینده تهران و از حامیان پروپاقرص احمدی‌نژاد در مجلس است. وی چند روز پیش با انتشار متنی در وبلاگ خود، دلخوش را از حامیان «جریان دوم خرداد» نامید.

رسایی نوشته است: «آقای دلخوش که بابت حمایت از دانشگاه آزاد و همراهی با جریان فتنه در این موضوع لطمه زیادی در افکار عمومی دیده، موضوع دیگری را البته با ابهام بیشتر از تریبون مجلس مطرح کرد و رسایی را با مشکل خانوادگی دانست! این بخش از اظهارات دلخوش از آن رو بیش از بخش‌های دیگر بدور از اخلاق بود که کلیت عنوان مشکل خانوادگی می‌تواند شامل هر سوژه دیگری شود! دلخوش البته قبل از جلسه علنی و سپس در بین خبرنگاران این مشکل خانوادگی را اصلاح طلب بودن یکی از برادران رسایی عنوان کرده بود!»

کاظم دلخوش، نماینده صومعه‌سرا – شهری کوچک دراستان گیلان - در واقع سخن از برادر حمید رسایی، جمشید رسایی می‌زند. جمشید رسایی، عضو شاخه گیلان حزب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب و همچنین عضو انجمن اسلامی مهندسان گیلان است. وی در انتخابات نهم ریاست جمهوری از اعضای مهم ستاد دکتر معین و در انتخابات دهم نیز، از اعضای شورای مرکزی ستادمیرحسین موسوی بود. وی در دولت نهم مشاور وزیر راه و سپس مسوول آزادراه رشت – قزوین بود. بسیاری از سیاسیون استان گیلان معتقد بودند که وی به واسطه برادرش این سمت‌ها را به دست آورده است.

نکته جالب آن‌که فرزند جمشید رسایی و برادرزده حمید رسایی، در تظاهرات روز قدس در رشت دستگیر و مورد ضرب و شتم نیروهای انتظامی قرار گرفته بود.

رسایی در پاسخ به سخنان دلخوش درباره اصلاح‌طلب بودن برادر خود نوشته است:«چرا دلخوش به صراحت به این مشکل خانوادگی (!) ما اشاره نکرد؟ فکر می‌کنم ضمیمه کردن دو تصویری که مربوط به ایام تبلیغات انتخاباتی کاظم دلخوش اباتری در مجلس هفتم است، به خوبی گویای این واهمه و دو رنگی وی باشد! نمی‌دانم باید دم خروسی را باور کنیم که از آرشیو رسانه‌ها بیرون زده یا قسم حضرت عباس اصول‌گرایی آقای دلخوش را! آقای دلخوش بارها و بارها در جمع همشهریان و اطرافیان خود اعلام کرده که من تا امام زاده هاشم (بیست کیلومتری رشت) اصول‌گرا هستم ولی در گیلان اصلاح طلبم!... سید کاظم ما آن روز که جهت باد طرف اصلاح‌طلبان می‌وزید به آن سو چشمک می‌زد و امروز در مجلس هشتم وقتی جریان اصولگرایی حاکم است و جهت باد اصولگرایان را نشان می‌دهد طبعا چشمک ایشان هم به این سوست ! اما براستی علی رغم سنگینی آقای دلخوش ، چه چیز باعث می شود تا او و مثل او با فوت دهان مثل جاسبی به راحتی بچرخند ؟!»

 

پس از سخنان علی مطهری در صحن علنی مجلس که اعلام کرده بودمهدی کوچک‌زاده، نماینده تهران در مجلس، اصلیتی روسی دارد و نام خود را از «کوچک‌اف» به «کوچک‌زاده» تغییر داده است و همچنین انتشار بیانیه‌ای علیه لاریجانی در قم، باید کمی منتظر ماند و دید که عاقبت این دعوا میان اصول‌گرایان به کجا می‌رسد. به نظر می‌رسد شعارهای بسیجیان در مقابل مجلس، شکاف میان نمیاندگان اصول‌گرا را بیش از پیش کرده است. آیا سریال افشاگری‌های اصول‌گرایان علیه یک‌دیگر همچنان ادامه خواهد یافت؟

 


 


جام جهانی ساخته شده از کوکائین توسط پلیس کشف و ضبط شد

سی ان ان - پلیس کلمبیا یک مدل جام جهانی را که درواقع از کوکایین ساخته شده بود درفرودگاه بوگوتا کشف و ضبط کرده است. به گفته پلیس کلمبیا روز شنبه روکش طلای جام مذکور که با کیفیت پایینی بر روی مدل مذکور اندود شده بود شک مقامات را برانگیخت و مدل مذکور را برای بررسی بیشتر به آزمایشگاه فرستادند.

براساس نتیجه آزمایشگاه مدل مذکور از ۲۴ پوند (۱۱ کیلوگرم ) کوکایین ساخته شده است.مدل ۱۴ اینچی درمیان محموله‌ای از پیراهن های ورزشی به مقصد مادرید پایتخت اسپانیا جاسازی شده بود. جام جهانی اصلی که توسط یک هنرمند ایتالیایی طراحی شده همین اندازه را داراست ولی ازطلای ۱۸ قیراط ساخته شده و ۱۳/۶ پوند (۶/۱۷۵ کیلوگرم ) وزن دارد و برروی آن نام کشورهای برنده و سال تورنتمت مذکور ازسال ۱۹۷۴ تاکنون بر روی آن حکاکی شده است.


 


محکومیت یک دانشجو به زندان

برخی منابع دانشجویی به «خودنویس" گفتهاند که دبیر سابق تشکیلات کانون دانشجویان مسلمان و مدیر مسئول نشریه توقیف شده‌ی بینش در شامگاه ۱۲ آبان سال گذشته بازداشت شد و به مدت ۱۵ روز در بند امنیتی ۲۴۰  زندان اوین سپری کرده بود

بنا بر ابلاغ حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب  فرزاد اسلامی به جرم تبلیغ علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی  از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی ۲۱ مهرماه ۱۳۸۸ در دانشکده فنی تهران مرکز به یک سال حبس تعزیری محکوم که به مدت سه سال به حالت تعلیق در می‌آید. 

 گفتنی است بیش از این دانشجو از طرف کمیته انضباطی دانشگاه تهران مرکز  به اتهام  تحریک و ترغیب و دانشجویان به تجمع به سه ترم تعلیق محکوم شد فرزاد اسلامی  عنوان نموده است که با توجه به غیر قانونی دانستن حکم صادره از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اعتراضی به حکم نخواهد کرد.

 


 


بدنبال حذف برزیل و آرژانتین از جام جهانی‌
 


از حضور اجباری تا تملق پروانه معصومی؛ «با تب ۳۹ درجه، خود را به ديدار رهبري رساندم»

دیروز برخی از بازیگران و دستندرکاران رسانه ی میلی با آقای خامنه‌ای دیدار کردند. در این دیدار افرادی چون سلحشور، ده نمکی، شریفی نیا، افسانه بایگان، کیانوش عیاری، شهاب حسینی، كامبيز ديرباز، دانيال حكيمي، سعيد آقاخاني، حميد لولايي، فريدون جيراني، نادر طالب زاده، مجيد مظفري، احمد نجفي، داريوش كاردان، داوود ميرباقري و شهره لرستاني حضور داشتند.

پیش از این در  اجباری بودن این دیدارها (البته نه برای افرادی چون فرج الله سلحشور و مسعود ده نمکی) یقین داشتم. اما دیروز با خواندن مصاحبه خانم پروانه معصومی با فالس نیوز به حقیقت ماجرا پی بردم؛ "من امروز بيمار بودم و حدود ۳۹ درجه تب داشتم، اما با شوق فراوان در مراسم ديدار با مقام معظم رهبري حضور پيدا كردم... من در اين مراسم جزو كساني بودم كه در رديف اول نشسته بودم."

 

به باور برخی از دوستان سرزنش هنرمندان برای حضور در این دیدارها اخلاقی نیست، زیرا در صورت عدم تمکین، موقعیت شغلی خود را به خطر میندازند و چون سرمایه‌ای جز هنرشان ندارند پس احتمالاً چاره ی دیگری ندارند و اگر هرکدام از ما در جایگاه آنان قرار میگرفتیم به احتمال زیاد همین شکل عمل می‌کردیم. اما اظهرات مشمئز کننده بالا که حتی از زبان سلحشور و ده نمکی هم شنیده نشد نشان می‌دهد برخی از این هنرمندان نه از روی اجبار که با اختیار و برای بهره برداری از نیاز حاکمیت به خرید محبوبیت نزد مردم به دستبوس سلطان می‌روند تا پله‌های ترقی را به سرعت طی کنند.


 


بستری شدن نرگس محمدی در بیمارستان

بنا بر همین گزارش، محمدی از زمانی که آزاد شده است هر چند ساعت یک بار، دچار فلج عضلانی شده و قادر به انجام کارهای روزانه و حتی حرف زدن راحت نیست.

 به گفته تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی، فلج عضلانی محمدی در زندان شروع شده و تاکنون ادامه داشته است. به رغم آزمایشات متعدد اما هنوز پزشکان موفق به کشف علت فلج موضعی دست و پا و عضلات بدن نرگس محمدی نشده‌اند.

محمدی که در سال ۲۰۰۹ برنده جایزه بین‌المللی بنیاد الکساندر لانگر شد، روز پنج شنبه ۲۱ خرداد بازداشت شد. در آن شب ماموران وارد منزل مسکونی نرگس محمدی و تقی رحمانی شدند و پس از دو ساعت تفتیش منزل، خانم محمدی را در مقابل چشمان دو فرزند خردسالش بازداشت کردند.

وی یک روز پس از آزادی در گفت‌وگویی با «کمپین بین‌المللی حقوق‌بشر در ایران» درباره نحوه بازداشت و اتهامات خود، گفت: «روز پنج شنبه، ۲۰ خرداد، ساعت ۸ شب، دخترم را از بیمارستان آوردم. عمل جراحی کرده بود و بخیه های زیادی روی شکم بچم بود و حالش مساعد نبود. مشغول شستن بخیه‌هایش بودم. حدود ساعت ده به بعد شب، زنگ زدند سوال کردم چه کسی هستید؟ گفتند از نیروی انتظامی هستیم، پایین بیایید، یک سوال از شما داریم. چون شب بود با لباس خواب بودم، گفتم اگر کاری دارید، من مانتو شلوار بپوشم. گفتند نه، فقط یک سوال داریم، پایین بیایید .وقتی پایین رفتم ۶ نفر از نیروها وارد خانه شدند؛ چون بچه‌ی کوچک همراهم بود، هیچ اعتراضی نکردم. متأسفانه یک نامه به من نشان دادند که نه حکم بازداشت بود و نه حکم تفتیش منزل، آن نامه، نامه‌ی قضایی نبود؛ چون نزدیک ۲۲ خرداد بود متن آن نامه هم مبنی براین بود که اگر در این ایام اغتشاش، مخفی کاری و یا چیزهای مشکوکی ببینیم، می‌توانیم بیاییم و بررسی کنیم. من را با این شرایط بازداشت و به بند بند ۲۰۹ بردند و۲۲ روز آن جا بودم. من یک مادرم دو تا بچه ی سه ساله دارم. بچه‌ام مریض بود و تازه از تخت پایین آمده بود. یک مادر را، حتی اگر به بهشت هم ببرید، آن جدایی برایش رنج بزرگی است و من یک مادر بودم، واقعا توقع نداشتم ساعت ۱۲ شب؛ من را در حالی که بچه‌ی مریضم را از تخت عمل تازه پایین آورده بودم و گریه می‌کرد و دست‌هایش را دور گردنم قلاب کرده بود، جدا کنند. من فارغ از مسائل سیاسی آن چه که برایم مهم است مسائل اخلاقی و انسانی است و این برای من دوری از فرزندانم، چیزی فراتراز شکنجه است.فکر می کنم بزرگ ترین شکنجه‌ای بود که در تمام عمرم تا حالا دیدم.»


 



 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته