
اخیرا از سوی بعضی رهبران جنبش سبز مسئله تعامل درونی در داخل کشورمورد توجه قرار گرفته است. در همه جای دنیا نیز کسانی که اپوزوسیون هستند و خواستار بدست گرفتن قدرت و یا شریک شدن در آن می شوند، با توجه به جغرافیای سیاسی کشورشان، روشهائی را برای ائتلاف، تعامل و گفتگو پیش بینی میکنند و بر اساس آن نقشه، مسیر راه را معین می کنند و معمولا هم به نتیجه میرسند. تنها کسانی که مشی انقلابی دارند و خواستار سرنگونی یک حکومت هستند، هر نوع تعاملی را نفی مینمایند و تا سقوط آن نظام از پای نمی نشینند. همچنانکه امام خمینی برای سقوط نظام پادشاهی در ایران، از این روش استفاده کرد و هر نوع تعامل و گفتگوئی را منوط به جدا شدن و غیر قانونی خواندن نظام حاکم میکرد. حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، یکی از مقاطعی بود که جناحهای داخل حاکمیت و کسانی که سالها در کنار یکدیگر برای ایجاد و پیشرفت اهداف جمهوری اسلامی تلاتش کرده بودند، به دلائل انتخاباتی که ریشه در عدم اعتماد سالهای پیشین به روش برگزاری انتخابات بود، منجربه رویاروئی شد. اما در هر صورت کسی نمی تواند این واقعیت را انکار کند که رهبران این جنبش تنها در چارچوب نظام جمهوری اسلامی که هر کدام از این رهبران یا رئیس جمهور و یا رئیس مجلس و یا نخست وزیر آن بوده اند، مطالبه داشتند . تاکید همواره آنها، حتی پس از حوادث خشونت آمیز سال گذشته بر قانون اساسی و استمرار راه وخط امام خمینی دلیل بر این واقعیت است. البته کسانی در داخل و خارج بودند و هستند که اصل نظام جمهوری اسلامی و یا حد اقل جمهوری اسلامی با این قانون اساسی که دارای اصل ولایت فقیه است را قبول ندارند. اگر واقع بینانه نگاه شود، آنها بنا به تعریفی که رهبران این جنبش از خود به صورت علنی ارائه کرده اند، زیر مجموعه همراهان قرار ندارند. اگر این مرزبندی شفافتر مورد توجه قرار میگرفت، کسانی که دنبال تغییر قانون اساسی بودند و یا تغییر نظام، راه خودشان را میرفتند و کسانی که به دنبال اصلاحات بودند، از مسیرتعامل و گفتگو پیش می رفتند، من بر این باورم که اصلاح عملکردها، اجرای قانون اساسی فعلی، حفظ نظام جمهوری اسلامی که مورد توجه و تاکید مکرر مسئولان رسمی مخالفان دولت در یکساله گذشته بوده اسـت، به صورت طبیعی از جاده گفتگو، تعامل و نهایتا اصلاح امور میگذرد. همین که اخیرا مورد توجه قرار گرفته است. تعامل نیروهای داخلی در سه سطح ضروری است . تعامل نیروهای اصلاح طلب و یا اصولگرا در درون خودشان و مشخص کردن چارچوبهایشان. تعامل جناح ها با یکدیگر برای سربلندی و پیشرفت مردم ایران. و تعامل با حاکمیت برای اصلاح رفتارها و سهیم شدن در قدرت. بنا براین، با وجود اصل مشترک اجرای قانون اساسی و حفظ نظام همچنانکه یکی از رهبران جنبش سبز گفته است راهی جز گفتگو وتعامل برای آنها متصور نیست و ایکااش زودهنگامتر و قبل از این همه خسارت ، این راه از هر دو سو مورد توجه قرار میگرفت. در این رویاروئی داخلی و دعوای خانوادگی متاسفانه از فردای پس از انتخابات ریاست جمهوری، افراطیون بیشتر از تجربه داران، مدیریت حوادث را بر عهده گرفتند و با علاقه و با اصرار و با ارائه شعارهای حداکثری، بیش از هر چیزی، تعامل و همکاری و گفتگو را نشانه رفتند و هر نوع آمادگی برای گفتگو و حل سیاسی قضایای داخلی را مورد حمله قرار می دادند. در این میان اصلاح طلبان که با تکیه بر اصلاحات و انتقادات مدنی، به جای تقابل های خشن خواستار تغییراتی در رفتارها بودند، باید بیش از دیگران بر اساس مبنای نظری شان به فکر تعامل و گفتگو باشند. چیزی که افراطیون از دو سو مانع آن هستند . این دعوت به تعامل را باید به فال نیک گرفت و آن را با توجه به واقعیت قدرت در کشور، راه برون رفت دانست.
محمود بهشتی سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران عصر روز یکشنبه، آزاد شد.
به گزارش بامدادخبر، آزادی آقای بهشتی با قرار وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی و پس از نزدیک به یک ماه بازداشت صورت گرفته است.
این دومین بار در سال جاری است که سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران، با قرار وثیقه از زندان آزاد میشود. وی پیشتر در دوازدهم خردادماه پس از 35 روز بازداشت، با قرار وثیقهی پنجاه میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شده بود اما چهار روز بعد به دلایل نامشخص مجدداً بازداشت شد.
گفتنی است در چند روز گذشته علیاکبر باغانی دبیرکل و اسماعیل عبدی عضو کانون صنفی معلمان آزاد شده و همزمان مختار اسدی و محمود باقری دو عضو دیگر این کانون بازداشت گردیدهاند.
روز یکشنبه، جلسهی دادگاه رسول بداقی، عضو زندانی هیات مدیرهی کانون صنفی معلمان ایران برگزار شد.
به گزارش بامدادخبر، در این جلسهی دادگاه که در شعبهی پانزده دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی برگزار گردید، رسول بداقی به همراه وکیلش مسعود شفیعی، به دفاع از خود در برابر اتهامات وارد شده در کیفرخواست پرداخت و لایحهی دفاعیهای در هشت صفحه، تقدیم دادگاه گردید.
وکیل آقای بداقی، در پایان جلسهی دادگاه، با اشاره به فضای مثبت این جلسه، از ارائه درخواست فک قرار بازداشت، اظهار امیدواری کرد که با توجه به سبک بودن اتهامات وارده، شاهد آزادی موقت موکلش تا زمان صدور رای قطعی از سوی دادگاه باشد.
گفتنی است رسول بداقی از دهم شهریورماه سال گذشته در بازداشت به سر میبرد و از اردیبهشتماه سال جاری به زندان رجاییشهر در کرج تبعید شده است.
ندای سبز آزادی: آریا آرام نژاد هنرمند جوانی که با ترانه زیبای «علی برخیز» او را میشناسیم این روزها منتظر برگزاری دادگاه است ، دادگاهی که قرار است او و تعدادی دیگر از دوستان او در آن از خود دفاع کنند، آرام نژاد با بیان نگرانی های خود از برگزاری این دادگاه در وبلاگ شخصی خود اینگونه مینویسد «برای دادگاهی آماده می شم که روز ۱۵ تیر ماه قرار برگزار بشه و باید به اتقاق سایر دوستان از خود دفاع کنیم ! در دادگاهی مشترک . . . در شرایطی که هنوز دسترسی به جزئیات پرونده برایم میسر نشده ! و بصورت دقیق مشخص نیست که اتهامات وارده چیست ! . . . اطلاعاتی که می شنویم در مورد برگزاری دادگاه زیاد خوب نیست ! استرس تو قفس گرفتار شدن برای یک هنرمند خیلی سخت و تلخه ! اما توکلم به خداییه که به من توان سرودن و خوندن رو هدیه داده و افتخارم به اینه که بتونم حرفهایی رو بزنم که تو دل بسیاری هست اما توان فریاد زدنش رو ندارن»
گفته میشود که وی در بیست و ششم بهمن ماه توسط وزارت اطلاعات شهرستان بابل دستگیر شد ؛ اما مشکلات امنیتی که گریبان گیر خانواده او بود باعث شد تا اخبار دستگیری و وضعیت وی در اختیار رسانه ها قرار نگیرد. آرام نژاد پس از مدتها بی خبری در چهاردهم فروردین ماه به طور موقت آزاد شد و این روزها در انتظار برگزاری دادگاه خود است.
گفتنیست این هنرمند سبز در پی اعتصاب غذا محمد نوری زاد با انتشار متنی در وبلاگ شخصی خود خطاب به این زندانی سبز اینگونه نوشته بود « نگران آینده ایرانی هستم که اگر خدای ناکرده شما و امثال شما در آن نباشید از جمهوری اسلامی ایران به جز جبهه ای سرشار از تهی باقی نماند!خواهشمندم اعتصاب غذای خویش را بشکنید ! با توکل به خدا به زودی تولد دوباره جمهوری اسلامی ایران را جشن خواهیم گرفت»
این روزها آرام نژاد در حالی که با نگرانی و دلهره منتظر برگزاری دادگاه خود است ، خبر از انتشار ترانه جدیدی میدهد با شعری از یغما گلرویی ، آرام نژاد در وبلاگ خود ترانه جدید خود را اینگونه معرفی میکند «آهنگ "رویای آزادی" که وعده اش را داده بودم ! به "۱۰۰ سال دیگه" تغییر نام و شکل داد ! شاید همین آهنگ که تا ساعاتی دیگه بر روی اینترنت قرار می گیره بهترین دفاع از خود و بهترین میزان برای سنجش افکارم باشه»
دوم تيرماه نمایندگان مجلس شورای اسلامی به کلیات طرح تمدید دوره فعلی شوراهای اسلامی شهر و روستا و تعویق انتخابات شوراها برای برگزاری همزمان این انتخابات با انتخابات دوره یازدهم ریاستجمهوری رای مثبت دادند. به اين ترتيب در صورت تصویب نهایی این طرح و تایید شورای نگهبان، انتخابات دوره بعدی شوراهای اسلامی همزمان با انتخابات ریاستجمهوری یازدهم در سال 1392 برگزار میشود و دوره فعلی شوراها تا آن زمان تمدید خواهد شد و به جای چهار سال حدودا شش ساله میشود. تصويب اين طرح نشان داد كه نظام اسلامي فعلا (و پس از رسوایی تقلب گسترده در انتخابات سال گذشته) ظرفيت برگزاري يك انتخابات جديد را ندارد.
ژست دمكراتيك بودن
نظام اسلامي ايران كه همواره براي دمكراتيك نشان دادن ساختار سياسياش از برگزاري سالي يك بار انتخابات مثال ميزد، حالا در حال برداشت نخستين قدمها در برچيدن ساختار انتخاباتي در كشور است. خبرهاي موثق كه در همان روز هنگام تصويب طرح منتشر شد؛ حاكي از آن بود كه غلامعلي حدادعادل مشاور عالي رهبر ايران و از افراد نزديك علي خامنهاي هنگام تصويب طرح نقش فعالي داشته و نقل قولي از رهبر ايران مبني بر مصلحت نبودن برگزاري انتخابات به نمايندگان ميگفته است. اين موضوع نشان ميدهد شخص رهبر ايران خود رضايت به برگزار شدن انتخابات ندارد آن چنان كه حتي مخالفت نماينده دولت در جلسه راي گيري تاثير نداشته و راهیافتگان گوش به فرمان مثل هميشه به اشاره رهبر عمل كردهاند. گروهی از راهیافتگان موافق این لایحه هم در دلايل موافقت خود با اين طرح گفتند که این کار "مصالح کلان نظام" را تأمین می کند.مهدی چمران، رئیس شورای عالی استان ها که به عنوان ارائه دهنده لایحه در مجلس حضور یافته بود، گفت: "هدف از ارائه طرح تمدید دوره فعلی شوراها این بوده که مصالح نظام در نظر گرفته شود، ما بحث صنفی نداریم بلکه بحث ما اجتماعی است". و مصالح نظام هم چيزي نيست جز همان مصالح موردنظر رهبر ايران كه فعلا قصد ندارد انتخاباتي در ايران برگزار كند. اگر این انتخابات طبق مصوبه قبلی مجلس در سال جاری برگزار می شد، نخستین تجربه انتخاباتی حکومت ایران پس از بحران سیاسی ناشی از تقلب در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری این کشور بود.
رهبري كه از يك روز تعويق هم نميگذشت
اما رهبر ايران كه حالا به تعويق و برگزار نشدن انتخابات دستور ميدهد، خود را زماني از سرسختترين مدافعان برگزاري انتخابات نشان ميداد. او سال 82 و در جريان اتفاقات مربوط به انتخابات دوره هفتم مجلس و اعتراض اصلاحطلبان به رد صلاحيتهاي گسترده شوراي نگهبان و بروز زمزمههايي مبني بر احتمال برگزار نكردن انتخابات توسط دولت خاتمي و استعفاي اعضاي دولت، تمام قد وارد صحنه شد و گفت انتخابات بايد سر موقع برگزار شود. علی خامنهاي روز 15 بهمن سال 82 برگزار نشدن انتخابات را خواست «دشمنان» خواند و گفت: « آنچه وظيفهى دولت و ملت ايران است، اين است كه در مقابل توطئه دشمن بايستند. انتخابات بايد در موعد خود - روز اوّل اسفند - بدون حتّى يك روز تأخير انجام گيرد. من متأسّفم از اينكه بعضى افراد از روى غفلت، همان حرفهايى را تكرار مىكنند كه دشمنان اين ملت مىزنند. آنها با تبليغات و روشهاى سياسى و حيلههاى خود برخى از مسؤولان اجرايى را به كنار رفتن و اجرا نكردنِ مسؤوليت قانونى تشويق مىكنند. مگر اجرا و برگزارى انتخابات، حقّ كسى از مسؤولان است كه بگويد من اين حق را مىخواهم يا نمىخواهم؟ وظيفه است؛ وظيفه قانونى دستگاههاى مشخص دولتى است؛ بايد اين وظيفه را انجام دهند؛ اين حقّ مردم است. مگر كسى در داخل كشور مىتواند بگويد چون من اين پديده را نمىپسندم، يا فلان روش را نمىپسندم، آنچه را كه قانون به عنوان وظيفه بر عهده من قرار داده است انجام نمىدهم؟ مگر مىشود چنين كارى كرد؟! شانه خالى كردن از مسؤوليت، به صورت كنارهگيرى و استعفا و غير اينها، براى اين مسؤولان، هم خلاف قانون است، هم حرام شرعى است. مگر مىشود با اين حقّ بزرگ مردم بازى كرد؟!» حالا رهبري كه تعويق در برگزاري انتخابات را كار دشمن ميدانست خود دستور تعويق انتخابات را ميدهد و كسي نيست بگويد كه حالا اينگونه خواست دشمنان محقق ميشود يا زماني كه اصلاحطلبان درخواست برگزاري يك انتخابات آزاد و مطابق اصول اوليه در حق شركت تمام نمايندگان را داشتند؟
پرسشهاي بيپاسخ
برگزاري انتخابات آینده شوراها می توانست به اين پرسش های مهم پاسخ دهد، که آیا اين حکومت می تواند، یا اصلا می خواهد اعتماد از دست رفته آن گروه از رأی دهندگان ایرانی را که عقیده دارند در انتخابات گذشته ریاست جمهوری تقلب شده است، دوباره به دست آورد یا خیر؟ و این که وزن و گستردگی این گروه تا چه اندازه است؟ آیا آنطور که مخالفان دولت می گویند، اکثر رأی دهندگان در زمره معترضان انتخاباتی هستند؟ یا این معترضان آنطور که دولت می گوید به گروهی کوچک از ساکنان محله های مرفه نشین شمال شهر تهران محدود می شود؟ در اين ميان برگزار نشدن انتخابات ميتواند پاسخي قطعي باشد به اين سوال كه آيا نظام اسلامي به اصول مردم سالارانه اش وفادار مانده است يا نه؟
با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ و این سوال در ذهنم پررنگ می شود؛ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟
به گزارش کلمه، آمار دقیقی از تعداد مجروحان حوادث بعد از انتخابات وجود ندارد. بیشتر خانواده های مجروحان سکوت کرده اند چرا که آنها را حتی به مرگ تهدید کرده اند اما کافی است سراغ یکی از مجروحان بروی؛ آن وقت با یک گفتگوی ساده خواهی فهمید که تعداد مجروحان بسیار بیشتر از آنی است که تصور می کنیم.
این گزارش روایت زندگی یک ساله چند مجروح جنبش سبز و خانواده های آنها است . زندگی یک ساله ای که همراه با درد و رنج و عذاب بوده است .بوی خون، بوی عفونت، گریه ها و ضجه های مداوم ماههای اول حادثه، این خانواده ها را درگیر خود کرده است و حالا بعد از گذشت یک سال، شاید از بوی خون و عفونت خبری نباشد اما از سلامتی نیز خبری نیست، با این حال امید همچنان در آنها زنده است .
کلمه برای حفظ امنیت مجروحان جنبش سبز برخی از اسامی به ویژه نام های خانوادگی و اسامی بیمارستان ها را در گزارش حذف کرده است و در مورد برخی از مجروحان به درخواست خودشان نام کوچک آنها را نیز به ناچار تغییر داده است.
مجروحی از ۲۶ خرداد، روزی که به ظاهر خبری نبود
"تیری که به پسرم اصابت کرد مانند تیری است که به قلب های تک تک اعضای خانواده خورده است. آنها با این کار خانواده ما را گلوله باران کردند." اینها را مادر ناصر ۲۳ ساله می گوید. مادری که درست یک سال پیش فرزند جوانش با گلوله از پای در می آید و زمین گیر شدنش مساوی شده با نابودی خانواده ناصر .
۲۶ خرداد ماه سال گذشته و در حوادث بعد از انتخابات، ناصر در خیابان گاندی تهران مورد اصابت گلوله قرار می گیرد. تیر از پشت، وارد بدن این پسر جوان می شود . نخاعش قطع و از سینه به پایین بیحس می شود. ناصر بعد از تیر خوردن در خیابان گاندی به بیمارستان….. منتقل می شود و تا ۴۸ ساعت پزشکان آن بیمارستان تشخیص نداده اند که این پسر بدناش بی حس شده است .
اما این روزها فلج شدن ناصر جوان برای خود و خانواده اش رنگ باخته است چرا که او حالا از زخم بسترهای عمیق و شدید رنج می کشد. زخم هایی که هر روز بدن او را بیشتر فرا می گیرد. اوایل، زخم بستر فقط پشت ناصر را در گیر کرده بود اما حالا کشاله های ران او، بخشی از پاها و پشتش زخم هایی عمیق برداشته که پزشکان می گویند تنها با مراقبت دائمی و گذشت زمان، شاید این مشکل برطرف شود.
مادر ناصر زنی میان سال با چهره ای آرام و صبور نشان می دهد، کنارش که مینشینم گریه می کند. گریههای مدام و پی در پی: "درست یک سال از تیر خوردن پسرم می گذرد. از اول خرداد ماه امسال مدام دلشوره و اضطراب دارم و یادآوری می کنم که سال گذشته در چنین روزی هنوز ناصر سالم بود. آن روزها پسرم پر از امید بود چون تازه در شرکت تعمیرات …. کار پیدا کرده بود."
ناصر که فارغ اتحصیل رشته برق است جزو معترضانی بوده که در خیابان های تهران و در تجمعات مسالمت آمیز شرکت می کرده است. روز ۲۶ خرداد ماه، همان روزی که معترضان به نتیجه انتخابات از میدان ونک به سمت صدا وسیما حرکت کردند او هم در آنجا حضور داشت. اما مادر هنوز جواب سوالش را نگرفته: "چرا بچه های مان را به خاطر آمدن به خیابان و شعار رای ما کجاست، تیرباران کردند؟"
پدر ناصر نیز سال ها در زمان جنگ در جبهه ها جنگیده است اما او هم یک سوال را مطرح می کند: "در سال های جنگ به ما گفته بودند که از پشت هرگز به عراقی ها که دشمن ما بودند حمله نکنیم و به آنها تیر نزنیم. اما در سرزمین خودمان بچه هایمان را از پشت مورد اصابت گلوله قرار می دهند. آیا این انسانیت است؟ "
پدر بعد از تیر خوردن پسرش شکایت می کند و می خواهد ضارب فرزندش را پیدا کند: "همان روزهای اول رادان رییس نیروی انتظامی تهران برای شناسایی مجروحان به بیمارستان … آمده بود و همان جا همسرم از او پرسید که چرا چنین کاری کرده اند. رادان شماره تلفن داد تا ما شکایتمان را پی گیری کنیم اما او هیچ وقت به تلفن های ما پاسخی نداد. یک بار هم شکایتمان را در دادگاه ثبت کرده ایم و قصد دارم شکایتم را پی گیری کنم."
پدر ناصر در جستجوهای روزهای پس از تیر خوردن پسرش نام چندین زخمی که در روز ۲۶ خرداد ماه مجروح شده بودند شنیده بود: "فقط در روز ۲۶ خرداد ۱۰ نفر را از کمر به بالا تیر زده اند. یکی از مجروحان آن روز پسر ۱۳ ساله ای بود که داشت به سمت خانه مادربزرگش می رفت که تیر میخورد."
اما بیشتر زخمی های حوادث پس از انتخابات ناشناخته مانده اند چرا که ترس از بیان دردهای تیر خوردن و مجروح شدن شان جرمی است که ممکن است دوباره خانواده را در خطر قرار دهد. اما این خانواده های آسیب دیده با مشکلات زیادی دست به گریبان هستند. چرا که مداوای بدنی که تیر خورده است در این فضای امنیتی بسیار دشوار است.
ناصر تا کنون بارها مورد عمل جراحی قرار گرفته است. پدر می گوید: "چهارمین روز عید امسال ناگهان پسرم دردی در پاهایش حس کرد. ما همگی از اینکه به پاهای او احساس برگشته و درد را می فهمد بسیار خوشحال بودیم. خودش تا چند شبانه روز خواب نداشت و منتظر بود تا دکترش بیاید اما دکتر روز دهم عید بعد از معاینه، با حالت بسیار بدی گفت که ناصر دچار توهم شده است. آن لحظه بسیار برایمان تلخ بود و باز نا امیدی به پسرم بازگشت."
این روزها ناصر کمتر حرف می زند. او اجازه نمی دهد کسی به او دست بزند حتی به پدرش. او حتی پرستاری ندارد که از او مراقبت دائمی کند، چرا که تامین هزینه های پرستار برای خانواده بسیار سنگین است.
حالا برادر ۳۱ ساله اش به همدم و پرستار برادر جوانش تبدیل شده است. ناصر تنها با برادرش احساس راحتی می کند و به او اجازه می دهد زخم هایش را پانسمان و شست وشو کند.
مجروحی از ۲۵ خرداد روز تظاهرات سکوت
"ضارب پسرم را قصاص نخواهم کرد بلکه تنها پنج روز از او می خواهم که از پسر بیمار و رنجورم مراقبت کند تا ببیند خانواده ما در این یک ساله چه رنج هایی کشیده اند. می خواهم وجدان ضارب بیدار شود."
اینها گفتههای پدر یکی از مجروحان روز ۲۵ خرداد است . یک سال از برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز و سکوت ۲۵ خرداد می گذرد؛ اما همچنان نام های جدیدی از مجروحان و شهدای آن روز فاش می شود. نام هایی که در این یک سال خانواده هایشان درد کشیده اند و سکوت کرده اند.
این مجروح که او را در این گزارش بهروز می نامیم؛ ۲۲سال دارد و در رشته گرافیک فارغ اتحصیل شده است. او به همراه دوستانش، روز دوشنبه ۲۵ خرداد ماه به میدان آزادی می آیند. در تظاهرات سکوت شرکت می کنند. آنها حتی زمانی که در خیابان محمدعلی جناح تیراندازی می شود؛ در حمل مجروحان و کمک رسانی به آنها تلاش می کنند.
بعد از ظهر و بعد از تمام شدن تظاهرات او به سمت منزل خود در خیابان …. حرکت می کند. با تاریک شدن هوا، صدای الله اکبر ها هم بلند شده است. ناگهان بالاتر از میدان کاج، ضارب با جلیقه ای خاکستری دو گلوله شلیک می کند. یکی به شانه بهروز بر خورد می کند و دیگری به سر پسر جوان دانشجویی که او را در جا می کشد. این دانشجوی جوان اهل مشهد بود و برای درس خواندن به تهران آمده بود و بعد از شهادت، خانواده اش شکایت می کنند اما به آنها جواب می دهند که پسرشان از روی بام گلدان پرت می کرده است و آنها را تهدید می کنند که اگر سکوت نکنند در خطر خواهند بود.
پدر بهروز تا کنون سه مرتبه شکایت کرده است. شکایتش را به قوه قضاییه و نیروی انتظامی برده اما هیچ پاسخی نگرفته است. بارها در دادسرا به او گفته شده اگر می خواهید شکایتی داشته باشید باید از کروبی و موسوی شکایت کنید: "من در پرونده پسرم از شخص ضارب شکایت کردم. در ستادکل ناجا در ونک، اولین شکایتم را ثبت کردم. از همان جا به ارگان های مختلف پاسم دادند تا اینکه شکایتم الان، در پلیس امنیت است.
به گفته پدر قرارگاه ثارالله تایید می کند که آن روز در آن محله یکی از فرماندهانشان دو گلوله شلیک کرده که یکی از آنها موجب مرگ دانشجوی جوان می شود و دیگری به بهروز اصابت می کند و او را قطع نخاع میکند.
بهروز خودش قیافه ضارب را به یاد دارد: "ضارب مرد جوانی بود که لباسی ساده و بدون مارکی که بتوان تشخیص داد از کدام ارگان است؛ بر تنش بود. یک جلیقه خاکستری رنگ نیز که بیشتر لباس شخصی ها و بسیجی ها هم می پوشند؛ پوشیده بود."
گلوله ای که به شانه بهروز فرو رفته است ریه های او را سوراخ می کند و از کتف راست به ریه های سمت چپ بدن می رود و حالا بعد از یک سال هنوز تیر در بدن این جوان است و پزشکان ایرانی از عمل جراحی و درآوردن این تیر ناتوان هستند. این گلوله پسر جوان را قطع نخاع کرده است و تا ماهها بهروز روی تخت بستری بود و قدرت هیچ حرکتی نداشت اما حالا با فیزیو تراپی و چند عمل جراحی توان حرکتی اش تا حدی بازگشته و روی ولیچر می تواند بنشیند.
با این حال یک سال سختی و عذاب برای این خانواده چیزی نیست که از یادشان برود. پدر می گوید: "من قصاص نمی خواهم . فقط می خواهم وجدان ضارب بیدار شود. شاید هم وجدان نداشته باشد اما بعد از یک هفته نگهداری از بچه ام، مطمئن باشید وجدانش بیدار خواهد شد."
آهی می کشد و حرف هایش را ادامه می دهد: "تا زمانی که در خانه های مجروحان نباشید نمی توانید درک کنید که این خانواده ها چه کشیده اند؟"
این روزها روزهای بدی برای بهروز نیست. روحیه خود را به دست آورده و از فکر کردن مدام و از نا امیدی ها دست برداشته است. روی ولیچرش نشسته و کمی آن طرفتر، تخت بیمارستانی اش بیشتر فضای خانه را گرفته است اما پدر با روحیه دادن های مداوم به پسرش سعی می کند روحیه پسر و خانواده را بالا نگه دارد. فیزیوتراپی و آب درمانی از ضرورت های زندگی این روزهای او شده است اما خانواده توان تامین این دو را برای پسر ندارند. چرا که تنها مراکز خاصی که دستگاههای پیشرفته ای برای فیزیوتراپی دارند؛ امکان تامین نیازهای این مجروح را دارد در حالی که به خاطر هزینه های بالا خانواده توان بردن اش به این مراکز را ندارند."
وقتی از بهروز می پرسم تلخ ترین خاطرات یک سال گذشته ات چه بود؟ اشک در چشمانش حلقه می زند: "روزی که در آی سی یو بستری بودم و همان جا متوجه شدم که پاهایم هیچ حسی ندارد ."
"آیا پشیمانی از حضورت در راهپیمایی؟" بهروز که این سوال را می شنود خیلی فوری و بدون مکث جوابش را می دهد: "البته که پشیمان نیستم. مگر بچه دو ساله بودم. حضورم در خیابان های تهران در روزهای بعد از انتخابات کاملا آگاهانه بوده است."
در ادامه می گوید: "قبل از تیر خوردن من در طول روز تنها سه ساعت در خانه بودم و مدام کار و با دوستان بودم. الان چند ماهی است که بیرون نرفته ام. با این حال از کارم اصلا پشیمان نیستم."
مجروحی دیگر از روز تظاهرات سکوت
بوی عفونت شدید ساختمان سه طبقه را فرا گرفته، علی ۲۶ ساله از درد به خود می پیچد اما با صدایی آرام گریه می کند: "روزهای اول فریاد می زدم. طاقت و تحمل این درد را نداشتم. این بوی عفونت به اندازه کافی خانواده را اذیت می کند و من تمام سعی ام را می کنم که با صدای فریاد بیشتر از اینها، خانواده ام را اذیت نکنم."
علی ۲۶ ساله که ساعت های پایانی روز ۲۵ خرداد در خیابان محمدعلی جناح تیر می خورد، بارها امیدش را از دست داده است. بارها این سوال را پرسیده که آیا می تواند دوباره فوتبال بازی کند؟ آیا اصلا پایی برای او خواهد ماند؟
او بعد از تیر خوردن در روز ۲۵ خرداد به بیمارستان…. منتقل می شود. او در بیمارستان های مختلف تهران، چندین بار مورد عمل جراحی قرار می گیرد. هرچند این روزهای علی و خانواده اش کمی آرام شده است اما روزهای سخت هنوز از یادشان نرفته است.
مادر با صبوری از روزهای سخت پر از بوی عفونت می گوید: "پانسمان زخم های علی دردناک ترین کاری بود که در طول زندگی ام انجام داده بودم. بوی عفونت از یک سو و دیدن دردی که پسرم می کشد از سوی دیگر توان را از من گرفته بود. بارها پیش خودم آرزوی مرگ کردم اما باز هم به این فکر کردم که شاید حکمتی در کار بوده است."
علی تا ساعت هفت بعدازظهر روز ۲۵ خرداد در خانه بوده. خودش می گوید: "تا ساعت هفت صبر کردم اما دلم طاقت نیاورد و به همراه برادرم به میدان آزادی رفتیم. چند نفر جلوی چشممان روبروی پایگاه بسیج مجروح و حتی کشته شدند. من هرگز تصور نمی کردم که این اتفاق برای من هم بیفتد. به کمک دیگر مجروح ها رفته بودم که از بالای ساختمان به طرف من شلیک شد و من دیگر چیزی نفهمیدم ."
علی هم از کاری که کرده پشیمان نیست: "راستش را بخواهید پشیمان نیستم که چرا این بلا سر من آمده است چرا که این حادثه ای است که سر خیلی ها آمده است اما زمان هایی که پزشکان از بهبودی من قطع امید کردند بارها پیش خودم آرزوی مرگ کردم. نه از این بابت که احتمال دارد پای راست مرا قطع کنند بلکه به این خاطر که می بینم که پدر، مادر و برادرانم این قدر عذاب می کشند و با دیدن ناراحتی آنها چنان غمی در دلم می نشیند که نمی توانم بیان کنم."
او نشانی یکی دیگر از مجروحانی را می دهد که شرایطش بدتر از همه است. او در روز ۲۵ خرداد ماه سه گلوله خورده است. قطع نخاع کامل شده است و توان حرکتی در هیچ یک از اندامش وجود ندارد و تنها دهانش کار می کند آن هم برای خوردن یک غذای آبکی و مایعات و به قول علی تنها چیزی که برایش مانده قدرت اندیشیدن و فکر کردن است .
این ها تنها روایت نمونه هایی از زندگی کسانی است که جان شان در وقایع بعد از انتخابات به خطر افتاده است. هرچند آماری از تعداد مجروحان وجود ندارد اما هر یک از این خانواده ها از مشاهداتشان در دادگاهها و بیمارستان ها گفتند که ظاهرا حاکی از وجود بسیار زیاد مجروحانی است که از ترس نیروهای امنیتی، خانواده هایشان ترجیح داده اند سکوت کنند. اما به راستی در این یک ساله چه بر آنها و خانواده هایشان آمده است و چه کسی پاسخگوی این همه ظلم بر آنهاست؟
احمد زیدآبادی روز ۲۳ خرداد سال ۸۸ و در نخستین روز پس از اعلام نتایج انتخابات دوره دهم در برابر منزل خود دستگیرشد. همسر و فرزندان وی، شاهد چگونگی بازداشت او از آیفون تصویری داخل خانه بودند و این صحنه تا مدتها، موجب آزار روانی آنان بود.
به گزارش کلمه، حکم احمد زیدآبادی در میان احکام صادره برای متهمان انتخاباتی یگانه است. وی به پنج سال حبس، شش سال تبعید در گناباد، محرومیت دایم از فعالیتهای سیاسی و مطبوعاتی و همچنین محرومیت از تحلیلهای شفاهی محکوم شده است. این حکم در دادگاه تجدیدنظر نیز تایید شد.
زیدآبادی در دادگاه گروهی این تحلیلگر سیاسی پس از چند ماه نگاهداری در بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ اوین، همراه با چند تن دیگر از زندانیان سیاسی، به زندان گوهردشت کرج منتقل شده است. وی همراه با کسانی چون عیسی سحرخیز، حشمت طبرزدی، مسعود باستانی و داود سلیمانی در بند ۳ زندان گوهر دشت به سر میبرد. زندان گوهردشت پس از دهه شصت، دیگر زندانی سیاسی ندارد و تنها مکان نگاهداری مجرمان و متهمان عادی است. مهدیه محمدی، همسر این روزنامهنگار با ارائه این اطلاعات به دویچهوله، از اختصاص بخشی از حسینیه زندان گوهردشت به این زندانیان خبر میدهد و از بیپاسخ ماندن تقاضاهای مکرر مرخصی توسط وکیل و خانواده آقای زیدآبادی میگوید.
خانم محمدی میگوید که ملاقاتهای زندان گوهردشت، مردانه و زنانه هستند و وی ناچار است هر دو هفته یکبار، زمانی را برای ملاقات خود با همسر و روزی دیگر را برای دیدار پسرانش با پدر اختصاص دهد. فرسایش رفت و آمد در مسیری ۴۰ کیلومتری و امتحانات بچهها، موجب شده که دو فرزند بزرگتر آقای زیدآبادی از عید به اینسو، پدر خود را ندیده باشند.
مهدیه محمدی از مقاومت بالای همسرش یاد میکند و تحمل جسمی و روحی وی را میستاید. احمد زیدآبادی و سایر زندانیان سیاسی گوهردشت، ناچارند از ظرفیت محدود کتابخانه زندان استفاده کنند و حق دریافت کتاب یا روزنامه از خارج را ندارند.
با گذشت ماهها از انتشار اخبار تسلط سپاه در حوزه های مخابرات و نفت، این بار" سپاهنيوز" به نقل از سردار رستم قاسمي فرمانده قرارگاه سازندگي خاتمالانبياء(ص) اعلام كرد: اين قرارگاه با ورود به عرصه بهينهسازي انرژي، به مديريت انرژي كشور كمك خواهد كرد.
سردار قاسمي با اشاره به كنفرانس مديريت و بهينهسازي انرژي بر اهميت و نقش اينگونه گردهماييها در اصلاح الگوي مصرف و تسهيل جنبههاي اجتماعي هدفمند كردن يارانهها تاكيد كرد و گفت: برگزاري اين كنفرانس ميتواند سهم قابل توجهي در مديريت مصرف انرژي كشور ايفا كند.
سردار قاسمي همچنين از برگزاري نمايشگاه در حاشيه اين كنفرانس، استقبال كرد و گفت: با توجه به حضور مديران بسياري از شركتهاي دولتي در اين كنفرانس، نمايشگاه جانبي ميتواند امكان شناسايي و معرفي پيمانكاران جديد را به پروژههاي مختلف صنعت نفت كشور فراهم كند.
فرمانده قرارگاه سازندگي خاتمالانبياء(ص) همچنين از شركت زيرمجموعههاي اين قرارگاه در كنفرانس مديريت و بهينهسازي انرژي خبر داد.
گفتنی است سال گذشته ، قرارگاه خاتم سپاه پاسداران به اتفاق شرکت توسعه سرمایه گذاری، سهام شركت دولتی صدرا که در حوزه نفت و سکوهای نفتی فعالیت می کند را در جریان خصوصی سازی این شرکت از دولت خرید.
پیشتر نیز موسسه مهر اقتصاد ایرانیان یکی دیگر از موسسات زنجیره ای سپاه پاسداران تنها با پرداخت 45 میلیارد تومان در ابتدا و 132 میلیارد تومان طی اقساط 5 ساله کارخانه تراکتور سازی تبریز را از دولت نهم خرید.
بنیاد تعاون سپاه مجموعه ای از موسسات مختلف اقتصادی و تجاری است که از آن جمله می توان به«شرکت مهندسی افق صابرین»،«موسسه مالي اعتباري انصار»،«موج نصر گستر» و ده ها موسسه و شرکت مشابه نامبرد.این بنیاد نظامی همچنین« 45 درصد سهام گروه بهمن»،« 4 درصد سهام گروه سايپا»، و« 25 درصد سهام پتروشيمي کرمانشاه» را در ماه های اخیر خریداری کرده است.
این در حالی است که محور اصلی بحث تحریم های بین المللی شرکتهای وابسته به سپاه است و آمریکا دامنه تحریم ها علیه سپاه پاسداران را گسترش داده و یک مقام ارشد این نهاد و چهار شرکت وابسته به آن را به فهرست تحریم های یکجانبه خود اضافه کرده است.
هاشمی رفسنجانی نیز پیش از این از حضور پررنگ سپاه در اقتصاد انتقاد کرده بود.
نرگس محمدی، فعال حقوق زنان و حقوق بشر، روز 12 تیرماه به دلیل وخامت اوضاع جسمانی اش در بیمارستان بستری شد.
نرگس محمدی شب 10 تیرماه با تودیع وثیقه و در حالی که از وضعیت بد جسمانی رنج می برد از زندان آزاد شد، اما وخامت حال این مدافع حقوق زنان، وی را سرانجام راهی بیمارستان کرد. محمدی از زمانی که آزاد شده است هر چند ساعت یک بار، دچار فلج عضلانی شده و قادر به انجام کارهای روزانه و حتا حرف زدن نیست. به گفته تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی، فلج عضلانی محمدی در زندان شروع شده و تاکنون ادامه داشته است. به رغم آزمایشات متعدد اما هنوز پزشکان موفق به کشف علت فلج موضعی دست و پا و عضلات بدن نرگس محمدی نشده اند.
محمدی که در سال ۲۰۰۹ برنده جایزه بینالمللی بنیاد الکساندر لانگر شد، روز پنج شنبه ۲۱ خرداد بازداشت شد. در آن شب ماموران وارد منزل مسکونی نرگس محمدی و تقی رحمانی شدند و پس از دو ساعت تفتیش منزل، خانم محمدی را در مقابل چشمان دو فرزند خردسالش بازداشت کردند.
این روزها آنچه در سیاست داخلی ایران بیشتر مورد توجه قرار گرفته است ،اختلافاتی است که میان گروه سیاسی موسوم به اصولگرایان به وجود آمده است ـ اختلافاتی که به رغم توصیه های چند باره آیت الله خامنه ای و پا در میانی بزرگان سیاسی نه تنها پایان نیافته است بلکه از فضای درونگروهی به بیرون راه پیدا کرده و نقل همه محافل شده است. حمیدرضا ترقی معاون بین المللی حزب موتلفه اسلامی خبر از وجود کسانی می دهد که می خواهند در داخل کشور "دیوارکشی های نادرست" به وجود بیاورند و این را مخالف نظر رهبر ایران می داند. او معتقد است که کسانی می خواهند بین "ملت و ملت"، "ملت و دولت" و "ملت و رهبری" دیوار بکشند که باید با آنها برخورد بشود.
ترقی در گفت وگو با خبرگزاری ایسنا هم از آیت الله هاشمی به خاطر یادداشتش از خاطرات هفتم تیر انتقاد کرد، و هم از دانشجویانی که در مقابل مجلس شورای اسلامی علیه رئیس مجلس شعار دادند و گفت هر عامل دیگری که بهانه به دست دشمنان بدهد برخلاف نظر رهبر است.
اختلاف میان اصولگرایان هر چند این روزها بیشتر شده است اما ادامه اختلافات پنهانی است که شاید قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم در ایران آغاز شده بود.
چه کسی مقصر است؟
از نخستین روزهای بعد از برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران این اختلافات شکل آشکارتری پیدا کرد.
نا آرامی هایی که از روز بعد از 22 خرداد در کشور به وجود آمد باعث شد که سیاسیون به دنبال یافتن مقصری برای این جریانات باشند.
برخی نمایندگان اصولگرای مجلس شورای اسلامی میرحسین موسوی را مقصر حوادث بعد از انتخابات می دانستند، اما عده ای از نمایندگان نیز محمود احمدی نژاد و عملکرد وی را در بروز ناآرامی ها بی تاثیر نمی دانستند.
رسایی نماینده مجلس شورای اسلامی در همان روزها خبر از این داد که 100 نفر از نمایندگان مجلس با امضای نامه ای به قوه قضائیه خواستار مجازات "عوامل اغتشاش " شده اند. در نظر این صد نفر از نمایندگان عوامل اغتشاش میرحسین موسوی و مهدی کروبی بودند .
اما تعداد نمایندگان اصولگرا در مجلس شورای اسلامی 190 نفر است و این نامه نشان از آن داشت که حداقل امضای 90 نفر از اصولگرایان مجلس پای این نامه نبود.
از سوی دیگر نمایندگان اصولگرایی چون احمد توکلی صراحتا احمدی نژاد را مسوول اغتشاشات بعد از حوادث انتخابات می دانستند.
در تیر ماه 1388 سایت الف وابسته به احمد توکلی در مقاله ای آورد: " اگر آقای احمدینژاد در مناظرهها، تصویر سیاهی از ۲۴ سال دولتهای زمان امام و رهبری نشان نمیدادند و دولتهای قبلی را متهم به فساد و کمکاری و شکنجه کردن در بنیاد شهید و فرستادن بمب به عربستان نمینمودند، آیا فضای سالمتر و اخلاقیتر در انتخابات نداشتیم و آیا مردمی که پس از انتخابات ـ و شاید به دلیل رویگردانی از رییس جمهور موجود ـ به خیابانها ریختند و اعتراض کردند، باز هم چنین عکسالعملی را نشان میدادند؟"
خبرها در آن روزها حکایت از این داشت که علی لاریجانی، رئیس مجلس، و محمدرضا باهنر، نایب رئیس مجلس، خواهان آن شده بودند که صدا و سیمای جمهوری اسلامی امکاناتی را در اختیار کاندیداهای معترض قرار دهد تا آنها بتوانند نظرات خود را بیان کنند. لاریجانی تلاشهایی هم کرده بود تا میرحسین موسوی امکان حضور در سیمای جمهوری اسلامی را بیابد.
به دنبال آن، هم لاریجانی و هم باهنر مورد انتقاد شدید برخی نمایندگان اصولگرا قرار گرفتند و متهم شدند که عملکرد ایشان اصولگرایانه نیست.
رسانه های اختلاف ساز
در ماه های بعد، دامنه این اختلافات گستره بیشتری پیدا کرد. به دنبال حمله رسانه های نزدیک به دولت وبرخی اصولگرایان به آیت الله هاشمی رفسنجانی ، عده ای دیگر از اصولگرایان چون علی مطهری به حمایت از وی پرداختند.
علی مطهری که از آن دسته نمایندگان اصولگرایی بود که اظهار نظراتش در مورد احمدی نژاد به مذاق اصولگرایان افراطی خوش نیامده بود، با حمایت از آقای هاشمی رفسنجانی راه را برای این باز کرد که رسانه های نزدیک به دولت او را مورد حمله قرار بدهند.
سایت نزدیک به دولت، "صراط نیوز" نوشت که علی مطهری "پروژه عبور از شهید مطهری را کلید زده است" و از او با عنوان "برادر زن رئیس مجلس" یاد کرد.
علی مطهری در گفتگو با خبرگزاری ایلنا گفته بود : " در حال حاضر افراطيون اصولگرا حاكم هستند و چون دولت در دست آنهاست، قدرت دارند. چراكه دولت مظهر قدرت است."
حضور علی مطهری در برنامه تلویزیونی و بیان اینکه محمود احمدی نژاد نیز در حوادث بعد از انتخابات به اندازه دیگران مقصر است، باعث شد روزنامه کیهان نیز علیه او هم موضع بگیرد.
در نهایت نیز کار اختلاف میان علی مطهری و دیگر اصولگرایان به آنجا کشیده شد که به دنبال حمایت وی از سید حسن خمینی، او را تهدید به اخراج از طیف اصولگرایان کردند.
اختلافات میان اصولگرایان مجلس با بررسی پرونده دانشگاه آزاد تا جایی بالا گرفت که منجر به پرخاش و فحاشی و درگیری فیزیکی در صحن مجلس هم شد.
اختلاف با قوه قضائیه
برگزاری تجمعات در مقابل قوه قضائیه، راهپیمایی ، نامه های سرگشاده و ... که توسط گروه های مختلف تندروب رای دستگیری باصطلاح "سران فتنه" صورت می گرفت تاثیری در تصمیم گیری این قوه برای آنکه به خواست آنها جامه عمل بپوشاند نداشت.
سرانجام این بار 170 نماینده مجلس به این نتیجه رسیدند که نامه ای سرگشاده برای صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه بنویسند و در خواست کنند که "سران فتنه" را دستگیر کنند.
این نامه نمایندگان مجلس به رئیس قوه قضائیه گران آمد. او در واکنشی تند، نامه این نمایندگان مجلس به خود را طعنه و کنایه به قوه زیر نظر خود دانسته و از آنها پرسیده است که چه طور انتظار دارند که "رئیس دستگاه قضا که منصوب رهبری است" برخلاف نظر رهبر جمهوری اسلامی عمل کند.
رئیس قوه قضاییه اعلام کرد: "شنیده ام که برخی این حرفها را برای بسترسازی مطرح کرده و میخواهند به ما کمک کنند، خواهشمان این است که از این کمکها به ما نکنید."
اختلاف در احزاب
از سوی دیگر دامنه این اختلافات به گروه های سیاسی با سابقه ای چون "حزب موتلفه اسلامی " نیز کشیده شد.
جبیب الله عسگر اولادی که عضو پر نفوذ حزب موتلفه اسلامی است پیش از انتخابات اعلام کرده بود که 14 گروه اصولگرا محمود احمدی نژاد را برای ریاست جمهوری انتخاب کرده اند .
اما بعد از حوادث پس از انتخابات اظهار نظرش در خصوص میر حسین موسوی ،مهدی کروبی و سید محمد خاتمی برخی دیگر از اصولگرایان را خوش نیامد.
وی در یک نشست مطبوعاتی در مهر ماه 1388 اعلام کرد: " موسوی، کروبی و خاتمی از خانواده انقلابند و آنها را مفت بدست نیاورده ایم که آنها را مفت از دست بدهیم."
وی تاکید کرد ما نمی خواهیم راجع به کروبی، خاتمی و موسوی ظلم کنیم وافزود:" این افراد سالیان زیادی به کشور خدمت کردند اینها در نظام ارزش دارد."
عسگر اولادی نخستین مقام پر نفوذ یکی از گروه های اصلی اصولگرایان بود که به صراحت از حمایت از این سه نفر پرداخت اما این جانبداری او بی پاسخ نماند و حسین شریعتمداری در سرمقاله کیهان پاسخی تند به این اظهار نظر وی داد و اعلام کرد که اگر هوشیاری مردم و رهبر نبود ، آنها "تاکنون بارها ایران اسلامی را به آمریکا و اسرائیل و انگلیس تحویل داده بودند."
با این حال این اختلافات نشان دهنده این بود که اصولگرایانی که خود نیز معتقد به این بودند که منتقد دولت هستند، راه کارهایشان برای برون رفت از بحران مورد تائید اصولگرایانی که حامیان دولت هستند قرار نمی گیرد.
نمایندگان علیه نمایندگان
در این میان اختلافات آن قدر بالا گرفت که زمانی که عده ای در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند و شعارهایی علیه رئیس مجلس سر دادند، برخی از نمایندگان اصولگرا نیز به آنها پیوستند.
حضور نمایندگانی از مجلس در تجمع علیه ریاست مجلس شورای اسلامی باعث شد که شکایت شفاهی و کتبی برخی از اصولگرایان از نمایندگان حاضر در تجمع به دست هیات داوری برسد.
"حسین ابراهیمی" رئیس هیات داوری فراکسیون اصولگرایان مجلس خبر از این داد که هیات داوری با جدیت این موضوع را پیگیری می کند و گفت که اگر نماینده ای برخلاف مرامنامه اصولگرایان مطالبی گفته باشد هیات در مورد آن تصمیم گیری خواهد کرد.
اصولگرایان و اسلام
با این حال شکاف در میان اصولگرایان آنقدر نگران کننده است که هر کسی در هر مقامی سعی برآن دارد تا با نصایح خود به این اختلافات پایان بدهد.
با آنکه اصولگرایان به گفته خودشان چراغ راهی با نام" اطاعت از فرامین رهبری" پیش رو دارند که با پیروی از آن هیچ اختلافی باقی نمی ماند ، اما گویا این چراغ آن قدرها هم راه را برایشان روشن نمی کند.
جواد لاریجانی در سخنانی هشدار می دهد: " به خدا قسم امروز برای دشمنان هیچ چیز شیرین تر از این نیست که ما اصولگرایان در داخل بر سر و کله هم بزنیم"
لاریجانی البته پا را از این فراتر می گذارد و شکست اصولگرایان را شکست اسلام می داند. این روزها آنچه در سیاست داخلی ایران بیشتر مورد توجه قرار گرفته است ،اختلافاتی است که میان گروه سیاسی موسوم به اصولگرایان به وجود آمده است ـ اختلافاتی که به رغم توصیه های چند باره آیت الله خامنه ای و پا در میانی بزرگان سیاسی نه تنها پایان نیافته است بلکه از فضای درونگروهی به بیرون راه پیدا کرده و نقل همه محافل شده است. حمیدرضا ترقی معاون بین المللی حزب موتلفه اسلامی خبر از وجود کسانی می دهد که می خواهند در داخل کشور "دیوارکشی های نادرست" به وجود بیاورند و این را مخالف نظر رهبر ایران می داند. او معتقد است که کسانی می خواهند بین "ملت و ملت"، "ملت و دولت" و "ملت و رهبری" دیوار بکشند که باید با آنها برخورد بشود.
ترقی در گفت وگو با خبرگزاری ایسنا هم از آیت الله هاشمی به خاطر یادداشتش از خاطرات هفتم تیر انتقاد کرد، و هم از دانشجویانی که در مقابل مجلس شورای اسلامی علیه رئیس مجلس شعار دادند و گفت هر عامل دیگری که بهانه به دست دشمنان بدهد برخلاف نظر رهبر است.
اختلاف میان اصولگرایان هر چند این روزها بیشتر شده است اما ادامه اختلافات پنهانی است که شاید قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم در ایران آغاز شده بود.
چه کسی مقصر است؟
از نخستین روزهای بعد از برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران این اختلافات شکل آشکارتری پیدا کرد.
نا آرامی هایی که از روز بعد از 22 خرداد در کشور به وجود آمد باعث شد که سیاسیون به دنبال یافتن مقصری برای این جریانات باشند.
برخی نمایندگان اصولگرای مجلس شورای اسلامی میرحسین موسوی را مقصر حوادث بعد از انتخابات می دانستند، اما عده ای از نمایندگان نیز محمود احمدی نژاد و عملکرد وی را در بروز ناآرامی ها بی تاثیر نمی دانستند.
رسایی نماینده مجلس شورای اسلامی در همان روزها خبر از این داد که 100 نفر از نمایندگان مجلس با امضای نامه ای به قوه قضائیه خواستار مجازات "عوامل اغتشاش " شده اند. در نظر این صد نفر از نمایندگان عوامل اغتشاش میرحسین موسوی و مهدی کروبی بودند .
اما تعداد نمایندگان اصولگرا در مجلس شورای اسلامی 190 نفر است و این نامه نشان از آن داشت که حداقل امضای 90 نفر از اصولگرایان مجلس پای این نامه نبود.
از سوی دیگر نمایندگان اصولگرایی چون احمد توکلی صراحتا احمدی نژاد را مسوول اغتشاشات بعد از حوادث انتخابات می دانستند.
در تیر ماه 1388 سایت الف وابسته به احمد توکلی در مقاله ای آورد: " اگر آقای احمدینژاد در مناظرهها، تصویر سیاهی از ۲۴ سال دولتهای زمان امام و رهبری نشان نمیدادند و دولتهای قبلی را متهم به فساد و کمکاری و شکنجه کردن در بنیاد شهید و فرستادن بمب به عربستان نمینمودند، آیا فضای سالمتر و اخلاقیتر در انتخابات نداشتیم و آیا مردمی که پس از انتخابات ـ و شاید به دلیل رویگردانی از رییس جمهور موجود ـ به خیابانها ریختند و اعتراض کردند، باز هم چنین عکسالعملی را نشان میدادند؟"
خبرها در آن روزها حکایت از این داشت که علی لاریجانی، رئیس مجلس، و محمدرضا باهنر، نایب رئیس مجلس، خواهان آن شده بودند که صدا و سیمای جمهوری اسلامی امکاناتی را در اختیار کاندیداهای معترض قرار دهد تا آنها بتوانند نظرات خود را بیان کنند. لاریجانی تلاشهایی هم کرده بود تا میرحسین موسوی امکان حضور در سیمای جمهوری اسلامی را بیابد.
به دنبال آن، هم لاریجانی و هم باهنر مورد انتقاد شدید برخی نمایندگان اصولگرا قرار گرفتند و متهم شدند که عملکرد ایشان اصولگرایانه نیست.
رسانه های اختلاف ساز
در ماه های بعد، دامنه این اختلافات گستره بیشتری پیدا کرد. به دنبال حمله رسانه های نزدیک به دولت وبرخی اصولگرایان به آیت الله هاشمی رفسنجانی ، عده ای دیگر از اصولگرایان چون علی مطهری به حمایت از وی پرداختند.
علی مطهری که از آن دسته نمایندگان اصولگرایی بود که اظهار نظراتش در مورد احمدی نژاد به مذاق اصولگرایان افراطی خوش نیامده بود، با حمایت از آقای هاشمی رفسنجانی راه را برای این باز کرد که رسانه های نزدیک به دولت او را مورد حمله قرار بدهند.
سایت نزدیک به دولت، "صراط نیوز" نوشت که علی مطهری "پروژه عبور از شهید مطهری را کلید زده است" و از او با عنوان "برادر زن رئیس مجلس" یاد کرد.
علی مطهری در گفتگو با خبرگزاری ایلنا گفته بود : " در حال حاضر افراطيون اصولگرا حاكم هستند و چون دولت در دست آنهاست، قدرت دارند. چراكه دولت مظهر قدرت است."
حضور علی مطهری در برنامه تلویزیونی و بیان اینکه محمود احمدی نژاد نیز در حوادث بعد از انتخابات به اندازه دیگران مقصر است، باعث شد روزنامه کیهان نیز علیه او هم موضع بگیرد.
در نهایت نیز کار اختلاف میان علی مطهری و دیگر اصولگرایان به آنجا کشیده شد که به دنبال حمایت وی از سید حسن خمینی، او را تهدید به اخراج از طیف اصولگرایان کردند.
اختلافات میان اصولگرایان مجلس با بررسی پرونده دانشگاه آزاد تا جایی بالا گرفت که منجر به پرخاش و فحاشی و درگیری فیزیکی در صحن مجلس هم شد.
اختلاف با قوه قضائیه
برگزاری تجمعات در مقابل قوه قضائیه، راهپیمایی ، نامه های سرگشاده و ... که توسط گروه های مختلف تندروب رای دستگیری باصطلاح "سران فتنه" صورت می گرفت تاثیری در تصمیم گیری این قوه برای آنکه به خواست آنها جامه عمل بپوشاند نداشت.
سرانجام این بار 170 نماینده مجلس به این نتیجه رسیدند که نامه ای سرگشاده برای صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه بنویسند و در خواست کنند که "سران فتنه" را دستگیر کنند.
این نامه نمایندگان مجلس به رئیس قوه قضائیه گران آمد. او در واکنشی تند، نامه این نمایندگان مجلس به خود را طعنه و کنایه به قوه زیر نظر خود دانسته و از آنها پرسیده است که چه طور انتظار دارند که "رئیس دستگاه قضا که منصوب رهبری است" برخلاف نظر رهبر جمهوری اسلامی عمل کند.
رئیس قوه قضاییه اعلام کرد: "شنیده ام که برخی این حرفها را برای بسترسازی مطرح کرده و میخواهند به ما کمک کنند، خواهشمان این است که از این کمکها به ما نکنید."
اختلاف در احزاب
از سوی دیگر دامنه این اختلافات به گروه های سیاسی با سابقه ای چون "حزب موتلفه اسلامی " نیز کشیده شد.
جبیب الله عسگر اولادی که عضو پر نفوذ حزب موتلفه اسلامی است پیش از انتخابات اعلام کرده بود که 14 گروه اصولگرا محمود احمدی نژاد را برای ریاست جمهوری انتخاب کرده اند .
اما بعد از حوادث پس از انتخابات اظهار نظرش در خصوص میر حسین موسوی ،مهدی کروبی و سید محمد خاتمی برخی دیگر از اصولگرایان را خوش نیامد.
وی در یک نشست مطبوعاتی در مهر ماه 1388 اعلام کرد: " موسوی، کروبی و خاتمی از خانواده انقلابند و آنها را مفت بدست نیاورده ایم که آنها را مفت از دست بدهیم."
وی تاکید کرد ما نمی خواهیم راجع به کروبی، خاتمی و موسوی ظلم کنیم وافزود:" این افراد سالیان زیادی به کشور خدمت کردند اینها در نظام ارزش دارد."
عسگر اولادی نخستین مقام پر نفوذ یکی از گروه های اصلی اصولگرایان بود که به صراحت از حمایت از این سه نفر پرداخت اما این جانبداری او بی پاسخ نماند و حسین شریعتمداری در سرمقاله کیهان پاسخی تند به این اظهار نظر وی داد و اعلام کرد که اگر هوشیاری مردم و رهبر نبود ، آنها "تاکنون بارها ایران اسلامی را به آمریکا و اسرائیل و انگلیس تحویل داده بودند."
با این حال این اختلافات نشان دهنده این بود که اصولگرایانی که خود نیز معتقد به این بودند که منتقد دولت هستند، راه کارهایشان برای برون رفت از بحران مورد تائید اصولگرایانی که حامیان دولت هستند قرار نمی گیرد.
نمایندگان علیه نمایندگان
در این میان اختلافات آن قدر بالا گرفت که زمانی که عده ای در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند و شعارهایی علیه رئیس مجلس سر دادند، برخی از نمایندگان اصولگرا نیز به آنها پیوستند.
حضور نمایندگانی از مجلس در تجمع علیه ریاست مجلس شورای اسلامی باعث شد که شکایت شفاهی و کتبی برخی از اصولگرایان از نمایندگان حاضر در تجمع به دست هیات داوری برسد.
"حسین ابراهیمی" رئیس هیات داوری فراکسیون اصولگرایان مجلس خبر از این داد که هیات داوری با جدیت این موضوع را پیگیری می کند و گفت که اگر نماینده ای برخلاف مرامنامه اصولگرایان مطالبی گفته باشد هیات در مورد آن تصمیم گیری خواهد کرد.
اصولگرایان و اسلام
با این حال شکاف در میان اصولگرایان آنقدر نگران کننده است که هر کسی در هر مقامی سعی برآن دارد تا با نصایح خود به این اختلافات پایان بدهد.
با آنکه اصولگرایان به گفته خودشان چراغ راهی با نام" اطاعت از فرامین رهبری" پیش رو دارند که با پیروی از آن هیچ اختلافی باقی نمی ماند ، اما گویا این چراغ آن قدرها هم راه را برایشان روشن نمی کند.
جواد لاریجانی در سخنانی هشدار می دهد: " به خدا قسم امروز برای دشمنان هیچ چیز شیرین تر از این نیست که ما اصولگرایان در داخل بر سر و کله هم بزنیم"
لاریجانی البته پا را از این فراتر می گذارد و شکست اصولگرایان را شکست اسلام می داند.
به گزارش کلمه، در این دیدار که در فضایی صمیمی انجام شد میر حسین موسوی با ابراز تاسف از بازداشت های غیر قانونی فعالان مدنی از خانواده عماد الدین باقی که در طول دوران بازداشت عماد صبر و استقامت به خرج دادند دلجویی و قدردانی کردند.
رهنورد و موسوی همچنین در جریان روند بازداشت و چگونگی برخورد با عماد الدین باقی در طول دوره بازداشت قرار گرفته و برای این زندانی سیاسی و خانواده اش آرزوی سلامت و پیروزی کردند.
میرحسین موسوی در تماس تلفنی با پدر محمد رضا جلایی پور از آخرین وضعیت وی کسب اطلاع و از بازداشت چندین باره محمدرضا جلایی پور ابراز تاسف عمیق کرد.
به گزارش کلمه، در این تماس تلفنی حمیدرضا جلائی پور، پدر محمدرضا در خصوص آخرین وضعیت فرزندش توضیحاتی به میرحسین موسوی ارائه کرد.
میرحسین موسوی در این گفت و گو با ابراز تاسف از برخوردهای نامناسب با نخبگان و رنجی که خانواده زندانیان سیاسی از نبود عزیزشان متحمل می شوند ، ابراز امیدواری کرد که محمدرضا و دیگر زندانیان سیاسی هر چه سریعتر آزاد شوند.
مسعود باستانی، از روزنامه نگارانی که در حوادث پس از انتخابات بازداشت و زندانی شدند، در نامه ای از زندان رجایی شهر به مناسبت سالروز تولد همسر روزنامه نگارش، مهسا امرآبادی، ضمن تبریک تولد وی نوشته است: احساس میکنم الان دیگر نیازی به گلایه و شکایت از ظلمهای امروز و دیروز نداریم و بایستی به فردا فکر کنیم. زیرا که بر اساس سنت تاریخ و نوید طبیعت، به یقین فردا روشنتر از امروز خواهد بود و کلید صبح فردا در گرو صبوریهای امروز ماست.
به گزارش کلمه، متن نامه مسعود باستانی که یک سال از زندانی شدنش میگذرد، به این شرح است:
همسر عزیزم سلام
بالاخره تیر ماه فرا رسید! روزهای گرم تابستان ۸۹ هم آغاز شد و من که از پیش با خودم وعده کرده بودم تا به بهانه سپری شدن یک سال حبس، نامه ای بنویسم و از آنچه که طی این مدت بر ما گذشته است روایت و شکایت کنم، به کلی از این کار منصرف شده ام!!
مهسای عزیز! همسر مهربانم، این روزها بیشتر از هر وقت دیگری شاهد هستم که تو چگونه دل تنگی هایت را در گوشه قلبت پنهان می کنی، بغض های شبانه ات را فرو می خوری تا فردا با صدایی شاداب تر از دیروز سلامم را جواب بگویی و روحیه مرا در حبس و غربت بالاتر ببری.
بگذار این بار صادقانه اعتراف کنم که ایثارگری ها و مهربانی هایت در طول این یک سال بیشتر از هر زمان دیگری بر دلم می نشیند و شاید امسال بیش از همه این سال ها حضور و وجود تو را حس کرده ام و لحظه لحظه های این سال با یاد تو و خاطرات، سپری شد.
امسال بیش از هر زمان دیگری حضورت را احساس و تنهایی هایم را با تو تقسیم کردم.
اما بگذار بار دیگر صادقانه اعتراف کنم که به سبک و عادت همیشگی ام، وقتی غربت و دل تنگی سینه ام را می فشارد و یا هنگامی که کسالت و ظلمت این روزها بر من دو چندان می گذرد و یا اینکه به روال این چند سال زندگی پرفراز و نشیب مان هرگاه “هوای دوست” به سرم می زند، اخرین پناه و دستاویز من همین کاغذ سفید و قلم کوچک است. اینجا به جای دفتر روزنامه یا دفتر کار؛ برای نوشتن دفترچه ای کوچک دارم که همیشه بالای سرم می گذارم و یک خودکار معمولی که همراه شبانه من و این دفترچه قرمز رنگ است.
اصلا اجازه بده بدون تعارف اعتراف کنم که همین صبوری ها و امیدواری های تو مرا از نگارش نامه های افشاگرانه و شکایت آلود از آنچه که بر ما گذشته است، منصرف کرد و به جای آن تصمیم گرفتم تا به مناسبت سالروز تولدت نامه ام را به خودت هدیه کنم.
راستی تولدت مبارک!
همین یک جمله را به رسم هدیه تولد از همسرت که اکنون در زندان رجایی شهر هیچ تحفه یا هدیه ای برای کادو تولد ندارد؛ بپذیر.
باور کن که احساس می کنم الان دیگر نیازی به گلایه و شکایت از ظلم های امروز و دیروز نداریم و بایستی به فردا فکر کنیم. زیرا که بر اساس سنت تاریخ و نوید طبیعت، به یقین فردا روشن تر از امروز خواهد بود و کلید صبح فردا در گرو صبوری های امروز ماست.
نه! خواهش می کنم اشتباه نکن. حرف من این نیست که از ظلم ها و بی عدالتی ها و تبعیض هایی که بر ما روا داشته اند و روا می دارند ناراحت نیستم و یا به راحتی از کنار آنها گذشته ام، بلکه تمام دغدغه ام این است که اکنون دیگر چه نیازی به تکرار آنها و بازگو کردن باقی مانده است؟
حالا دیگر چه کسی پیدا می شود که از دردهای ما و آنچه که در طول این یک سال بر ما گذشته است بی خبر باشد؟
همه چیز روشن است. حالا دیگر چه نیازی به افشاگری و شکواییه علیه کسانی که ما را کتک می زدند و در بدترین شرایط بازجویی کردند، وجود دارد؟ چه کسی پیدا می شود که نداند در سلول های بازجویی بند ۲۴۰ و یا راهروهایی که در آنجا گه گاه همدیگر را ملاقات می کردیم چه ظلم ها و ناجوانمردی هایی بر ما روا داشته شد.
اصلا چه نیازی است که بگویم چگونه با رکیک ترین الفاظ دشنام دادند و با تهدید به دادگاه کشاندند و سرانجام هم بدون هیچ منطقی احکام ناعادلانه شان را روی پرونده هایمان گذاشتند.
اصلا به نظر تو این روزها دیگر چه نیازی وجود دارد تا دوباره در قالب نامه های سرگشاده به رییس قوه قضاییه و یا مقام های عالی رتبه قضایی کشور از وضعیت خود گلایه کنم و بگوییم که نه تنها رافت و مروت اسلامی بلکه هیچ گونه قانون و عدالتی هم در حق ما رعایت نشد!
مگر جرم ما چه بود؟! مگر ما چه می خواستیم؟!
مهسای عزیز
حالا که به اینجا رسیده ایم، لطفا اجازه بده که من هم با الهام از همین روحیه امیدوارانه و خلق و خوی بردبارانه ات از ظلم و سختی های دیروز و نگاه بخشاینده ات نسبت به افرادی که مسبب این سختی ها هستند، به سرعت گذر کنم و به جای تکرار آنها درباره فردا برایت بنویسم.
فردایی که من و تو و خیلی های دیگر منتظر آن هستیم. فردا در راه است و گرچه از امروز یعنی ۱۲ تیر ماه یکسال دیگر از تولد تو می گذرد و تنها دو روز بعد من در حبس یک ساله می شوم اما در میان این حوادث یقین به فردا هم متولد شده است. فردایی روشن و سبز برای ما و همه آنها که هم سن و سال ما هستند و همه کودکانی که تاریخ آنها را شاهد کارهای ما قرار داده است، فردایی که تصورش چندان سخت نیست اما خیال آن، تحمل این شرایط سخت را آسان می کند.
آری همسر خوبم!
بیا فردا را آرزو کنیم. بیا به جای گلایه و شکایت و دلسردی از این روزها به فردایی فکر کنیم که در آن تلاش برای تحقق رویای یک سرزمین سبز و آباد مجازات و کیفر به دنبال نداشته باشد.
آرزوی روزی که پاداش شرکت فعالانه در یک انتخابات آزاد و عادلانه حبس و تبعید نباشد. روزی را انتظار بکشیم که دیگر حق شهروندی در انتقاد از دولت و یا حتی مخالفت صریح با سیاست های دولتی را تبلیغ علیه نظام تعبیر نکنند. روزی که نقدهای خیرخواهانه و امر به معروف و نهی از مکر بهانه ای برای حصر و حبس و ساکت کردن منتقدان و مخالفان در چاردیواری زندان ها نشود.
به امید فردایی باشیم که حتی متهمان هم بتوانند با آزادی کامل در دادگاه های بی طرف از حق خود دفاع کنند و حداقل براساس موازین قانونی تا پیش از اثبات جرم آبروی متهمان بازیچه ی دادگاه ها که اغلب مصارف امنیتی دارند، نگردد.
روزی که قضات محترم به جای برخورد قاطع با مصادیق مفاسد اقتصادی؛ روزنامه نگارانی هم چون من را به خاطر فعالیت حرفه ای در رسانه ها به میلیون ها تومان جریمه نقدی محکوم نکنند . روزی که دیگر دوستان روزنامه نگار ما مجبور نباشند جلای وطن کرده و رکن چهارم دموکراسی را در غیاب مطبوعات آزاد و مستقل از خارج از مرزهای جغرافیایی این کشور گربه ای شکل دنبال کنند و تجلی دهند، فردایی که حقوق بشر خواهی و عدالت طلبی به فتنه گری و بیگانه پرستی تعبیر نگردد.
همسرم! فردا در راه است سالروز تولد ت هم دوباره فراخواهد رسید . فردایی روشن و سبز که به زودی خواهد رسید و من در آن روز باردیگر سالروز تولد تو را تبریک خواهم گفت. روزی که آرزوهای ما هم متولد شده اند و ما آن روز را جشن خواهیم گرفت .
حال و روز من هم اینجا بد نیست . این روزها کتاب می خوانم و درس زندگی می گیرم ولی شاید باورت نشود عملا احساس می کنم در کلاس فشرده قرار گرفته ام ، کلاسی که استادش تدریس نمی کند ولی شاگرد به راحتی درس ها را فرا می گیرد، من اینجا از احمد زید آبادی صبرو مدارا می آموزم، عیسی سحر خیز معلم تلاش و جنب جوش است. دکتر سلیمانی استاد اخلاق و مهربانی است و طبرزدی مردم داری و استقامت در حبس را یاد می دهد. مهدی محمودیان و رسول بداقی هم هر کدام به شیوه ای درس های زندگی را به من یاد می دهند. من فردا را انتظار می کشم . روزی که تحقق روشنایی و زیبایی برای همه ماست .
عضو فراکسیون خط امام(ره) با انتقاد از فضای بسته مطبوعات گفت:” در معاونت مطبوعاتی شما اتفاقاتی دارد میافتد که سم مهلکی برای آزادی اندیشه است.”
به گزارش کلمه به نقل از سایت های خبری، امروز محمد حسینی، وزیر ارشاد به صحن علنی مجلس آمده بود تا پاسخگوی سوال محمدرضا خباز، نماینده درباره نحوه برخورد دوگانه معاونت مطبوعاتی با نشریات اصلاحطلب و اصولگرا باشد.
خباز در سوال خود پرسیده بود که چرا برخلاف اصل ۹ قانون اساسی آزادیهای مشروع و قانونی برخی نشریات نادیده گرفته میشود و در عوض به برخی نشریات هتاک اصولگرا تذکر داده نمیشود اما برخی رسانههای اصلاحطلب توقیف میشوند. البته به گفته ستار هدایتخواه سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس، وزیر ارشاد در جلسه این کمیسیون در پاسخ به این سوال گفته بود که به کیهان و همشهری هم تذکراتی دادهاند و برخوردهای این وزارتخانه تبعیضآمیز نبوده است.
حسینی در جلسه امروز علنی مجلس نیز از روابط صمیمانه معاونت مطبوعاتی خود با تحریریههای نشریات سخن گفت که در دولتهای گذشته بیسابقه بوده و اذعان داشت که وزارت ارشاد توصیههای مشفقانه به مطبوعات داشته و نه تهدید، تا در بحث جنگ نرم و مسایل پس از انتخابات طبیعی بود تا از دامن زدن به فتنه جلوگیری کند.
به گفته وی روزانه ۷۰ روزنامه سراسری منتشر میشوند ولی به تعداد اندکی از آنها تذکر داده شده. چون با دیده اغماض نگریستهایم اما اگر اشتباهاتشان تکرار شد تذکر دادهایم که کار جدیدی نبوده و در دولتهای قبل هم بوده است. شاید در گذشته مخفیانه تذکراتی داده میشد اما چون تخلف آشکار بوده، ما هم آشکارا تذکر دادهایم.
وی افزود: هدفمند کردن یارانهها یک اصل ملی است که نباید از سوی نشریات زیر سوال برود و گرنه ما نقد درون گفتمانی مطبوعات را میپذیریم اما نباید نسبت به نظام بدبینی ایجاد شود.
خباز در تشریح سوالش از وزیر ارشاد، خطاب به حسینی گفت: ما مدافع تخلفات مطبوعاتی نیستیم اما اگر روزنامهای خلاف کرد آن را جریمه مالی کنید یا مدیر مسئولش را عزل کنید ولی آن را توقیف نکنید و مسیر انتقاد را مسدود ننمایید. چرا از راهکارهای دیگر در برخورد با مطبوعات استفاده نمیشود که استکبار جهانی علیه ما سخن پراکنی کند.
نماینده اصلاح طلب کاشمر در واکنش به دفاعیات حسینی از معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد، گفت: وزیر در جلسه کمیسیون فرهنگی پذیرفت که یکسری تندرویها توسط معاونت مطبوعاتیش بوده و بعدا اصلاح شده و جلوی آن را میگیرند.
اما الان اصلا چنین موضعی ندارند و اگر این روند را مناسب میدانند من از پاسخهای ایشان قانع نمیشوم.
اما وزیر ارشاد در پایان این سوال شفاها به نایب رئیس مجلس اعلام کرد که میکوشد نگرانیهای خباز را رفع کند و نماینده کاشمر هم گفت که اگر روزنامهها احساس آرامش کنند از پاسخهای وزیر قانع میشود.
هيات منصفه مطبوعات محمد جعفر بهداد مديرعامل وقت خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران را در خصوص اتهام توهين، با اكثريت آراء مجرم ندانست و در مورد اتهام نشر مطالب خلاف واقع نيز به اتفاق آراء مجرم تشخيص نداد.
به گزارش ایسنا، صبح امروز جلسه رسيدگي به اتهامات محمد جعفر بهداد مدير عامل وقت خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران در شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران به رياست قاضي مديرخراساني و با حضور هيات منصفه مطبوعات برگزار شد.
پس از ختم جلسه رسيدگي از سوي رييس شعبه مذكور، اعضاي هيات منصفه مطبوعات وارد شور شدند و مدير عامل خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران را در خصوص اتهام توهين با اكثريت آراء مجرم ندانسته و در خصوص اتهام نشر مطالب خلاف واقع نيز وي را به اتفاق آراء مجرم تشخيص ندادند.
بر اساس اين گزارش در نظر هيات منصفه مطبوعات به محمدجعفر بهداد تذكر داده شد در تنظيم مطالب و تبيين اخبار با لسان احسن رفتار شود.
به گزارش ايسنا در ابتداي جلسه دادگاه، نماينده مدعيالعموم با بيان اينكه دو كيفرخواست براي محمدجعفر بهداد مديرعامل وقت خبرگزاري ايرنا تشكيل شده است، درخصوص كيفرخواست نخست اظهار كرد: با شكايت مدعيالعموم پروندهاي به اتهام توهين به مسئولان نظام درخصوص مطلبي با عنوان "سخنان آقاي هاشمي رفسنجاني دلسوزانه بود؟" براي محمدجعفر بهداد تشكيل شد. همچنين در كيفرخواست ديگر مديرعامل وقت خبرگزاري ايرنا متهم به نشر مطالب خلاف واقع درخصوص مطلبي با عنوان "آنهايي كه جوانان ما را به كشتن دادند"، است.
محمدجعفر بهداد در بخشی از دفاعیات خود با بيان اينكه جاي خالي "سران فتنه" را در اين جلسه دادگاه به وضوح مشاهده ميكنم، اظهار كرد: در اين مقاله سخنان آقاي هاشمي در مشهد را از مصاديق ناسپاسي برخي خواص در قبال بردباري ملت و نظام دانستم و آنگاه با اشاره به اعطاي فرصت از سوي نظام به خواص كجفهم و اشتباهكار براي جبران خطاهايشان، تداوم موضع طلبكارانه، متكبرانه و قدرناشناسانهي اين جماعت نسبت به خطاپوشي مردم و رهبري را تقبيح كردم.
ندای سبز آزادی: فرزاد اسلامی دانشجوی حقوق دانشگاه آزاد تهران مرکز به یک سال حبس تعلیقی محکوم شد
دبیر سابق تشکیلات کانون دانشجویان مسلمان و مدیر مسئول نشریه توقیف شده ی بینش در شامگاه 12 آبان سال گذشته بازداشت شد و به مدت 15 روز در بند امنیتی 240 زندان اوین سپری کرده بود
بنا بر ابلاغ حکم شعبه 15 دادگاه انقلاب فرزاد اسلامی به جرم تبلیغ علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی 21 مهرماه 1388 در دانشکده فنی تهران مرکز به یک سال حبس تعزیری محکوم که به مدت سه سال به حالت تعلیق در می آید.
گفتنی است بیش از این دانشجو از طرف کمیته انضباطی دانشگاه تهران مرکز به اتهام تحریک و ترغیب و دانشجویان به تجمع به سه ترم تعلیق محکوم شد
فرزاد اسلامی عنوان نموده است که با توجه به غیر قانونی دانستن حکم صادره از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب اعتراضی به حکم نخواهد کرد
محمد حسینی وعده داد دغدغههای موجود در مورد مطبوعات و نحوه برخورد معاونت مطبوعاتی با آنها طرف شود تا روزنامهها احساس آرامش كنند.
به گزارش ایلنا، سوال محمدرضا خباز نماینده كاشمر از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در ارتباط با علت تحدید نشریات و تهدید مدیران مسوول نشریات كشور و پشتیبانی وزارت ارشاد از برخی نشریات هتاك و حرمت شكن در جلسه علنی امروز مجلس مطرح شد كه پس از استماع اظهارات طرفین خباز به شرط آنكه دغدغههای مذكور برطرف شود، پاسخ وزیر را قانعكننده دانست.
سید محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پاسخ به سوال خباز، ارتباط نزدیك و رفت وامد به نشریات، مجلهها و خبرگزاریها از سوی معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد را بیسابقه دانست و گفت: نزدیك سخن گفتن با اعضای هیات تحریریه و خبرنگاران تا به الان وجود نداشته است.
وی طراحی محوری خاص برای حمایت از نشریات استانی را یكی از اقدامات وزارت ارشاد عنوان كرد.
گفتنی است برگزاری كارگاه آموزشی برای خبرنگاران در هفته گذشته نیز از اقداماتی بود كه حسینی عنوان كرد وگفت: اعتقاد داریم آموزش خبرنگاران نسبت به گذشته باید افزایش یابد چرا كه برخی اشكالها و خطاها سهوی است و مهارت حرفهای لازم وجود ندارد.
وزیر فرهنگ و ارشاد، اقدامات این وزارتخانه در برخورد با مطبوعات را تا به الان از سرخیرخواهی نصیحت و مشفقانه دانست و گفت: وزارت ارشاد هرگز به دنبال این نبوده اندكه بخواهد فردی را تهدید كند.
وی با اشاره به شرایط كشور پس از انتخابات ریاستجمهوری 88 یادآور شد: در سال گذشته برخی به مسائلی دامن میزدند. یكی از محورهای جنگ نرم نیز همین نشریات بودند و همه تلاش خبرگزاریها و شبكههای خبری بیگانگان بر این بود كه برخی مسائل را از طریق نشریات ایرانی القا كنند و به برخی مسائل دامن زده شود.
به گفته وی، وزارت ارشاد هیچگاه اصل را بر برخورد با مطبوعات نگذاشته بلكه با روابط صمیمی و گفتوگو بسیاری از مسائل را حل كرده است.
حسینی معتقد است؛ تذكر از سوی معاونت مطبوعات وزارت ارشاد و هیات نظارت بر مطبوعات به نفع خود مطبوعات است و به جای لغو امتیاز و یا توقیف یك نشریه و ارجاع به دادگاه و دست روی دست گذاشتن تذكر داده میشود.
وزیر ارشاد در ادامه اظهار ات خود تاكید كرد: تذكرات وزارت ارشاد با توجه به حجم گسترده مطالبات در نشریات بسیار اندك بوده است. چرا كه نگاه این وزارتخانه به اشتباهات مطبوعات به دیده اغماض است و چنانچه این اشتباهات تكرار شود، احساس خواهد شد كه نوعی تامل در كار وجود دارد و به نشریات تذكر داده خواهد شد.
خباز: روزنامهها از ترس تذكر معاونت مطبوعاتی، جرات انتشار سخنان نمایندگان را ندارند
محمدرضا خباز نماینده كاشمر نیز در توضیحات خود با اشاره به اصل 9 قانون اساسی تصریح كرد: وزیر ارشاد گفتند با نشریات كه به مصالح نظام ضربه بزند برخورد میشود. اختلاف نظر ما با این وزارتخانه بر سر این است كه تعریف مصالح نظام چیست؟ و چرا شما اگر كسی از دولتمردان انتقاد كند آن را توهین تلقی میكنید و اگر در مورد اداره كشور سخنی گفته شود، تذكر میدهید.
به گفته این عضو كمیسیون اقتصادی، ظرف یكی دو سال گذشته 8 روزنامه كثیرالانتشار در كشور توقیف شدهاند كه موجب افزایش بیكاری، سرگردانی خانواده مطبوعات و انتقاد در صحنه بینالمللی مبنی بر عدم آزادی اندیشه و بیان در ایران شده است.
این نماینده مجلس یادآور شد: نخبگان كشور كه دل میسوزانند و قصد دارند با یادداشتهای خود هدایت مسوولان را در دست داشته باشند، ناامید میشوند و عزلت و گوشه نشینی را انتخاب میكنند و كشور از آنان محروم خواهد شد.
خباز معتقد است در صورت تخلف یك روزنامه میتوان آن را جریمه كرد و یا اینكه مدیر مسوول آن عزل شود، اما نباید روزنامه توقیف شود و از انتقاد جلوگیری شود. به گفته این عضو فراكسیون خط امام(ره)مجلس برای مقابله با تخلف روزنامهها راههای مختلفی در قانون پیشبینی شده است.
وی خطاب به نمایندگان تصریح كرد: مشكل از اینجا شروع میشود كه یك نماینده مجلس علاقمند به نظام وضعیت اقتصادی و فرهنگی كشور انتقاد میكند و روزنامهها این مطلب را از ترس آنكه به آنان تذكر داده شود چاپ نمیكنند.
نماینده اصلاح طلب كاشمر با اشاره به اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی در ارتباط با دلارهای نفتی، گفت: 11 روزنامه این مطلب را چاپ كردند كه به آنها تذكر داده شد! زمانی كه دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز اجازه سخن گفتن نداشته باشد تكلیف نشریات مشخص شده است. شرایطی به وجود آمده كه حتی سخن نماینده نیز منتشر نمیشود. تذكرات ما در مورد متخلفین اخلاقی در مطبوعات نیست. برداشت دولت این است كه اگر كسی از دولت مردان انتقاد كند، توهین به نظام است؛ در حالی كه چنین نیست و باید برای منتقد فرش قرمز پهن كرد.
حسینی: هیچ روزنامهای را تهدید نكردهایم
وزیر ارشاد نیز در ادامه اظهارات خود گفت: روزنامهها به هیچ عنوان تحدید نشدهاند و یك مدیر مسوول بیاید بگوید كه تهدید شده است. ما براساس قانون مطبوعات عمل میكنیم و اگر به آن عمل نكنیم نمایندگان ما را بازخواست میكند.
حسینی با اشاره به راهپیمایی 9 دی خاطرنشان كرد: در این روز شاهد یك خیزش بودیم اما برخی آماری را مطرح كردند كه خلاف آمار واقعی بود كه تذكراتی در آن مورد به آنان داده شد. در حال حاضر روزانه صدها انتقاد در رسانهها به دولت میشود. مثلا یكی از روزنامهها كه سالها در سرمقاله خود به دولت انتقاد میكرد، بعدها مشخص شد كه نویسنده سرمقالههایش در خارج از كشور است و در حال حاضر با خبرنگاران با بیبی سی و صدای آمریكا مصاحبه میكنند و وزیر سابق ارشاد نیز با بیبی سی همكاری میكند.
وزیر ارشاد افزود: ما وارث وزارت ارشادی هستیم كه وزیر ارشادش الان با رسانههای غربی كار میكند و همین طور به رسانههایی مجوز داده است كه ما امروز ناگزیر از تذكر دادن به آنها هستیم.
خباز: چطور از كنار هتاكی به مراجع میگذرید و به هتاكان جایزه هم میدهید؟
خباز نیز در ادامه اظهارات خود روش فعلی معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد را یك سویه دانست و گفت: گاهی به بهانههای واهی به یك روزنامه تذكر داده میشود و گاهی از كنار هتاكی به مراجع تقلید میگذرید و به آنها جایزه سفر عمره هم میدهید.
این نماینده مجلس خاطرنشان كرد: چنانچه كه قرار است با روزنامهها برخورد شود باید با همه آنها یك نواخت برخورد شود نه اینكه به كسی هتاكی میكند جایزه داده شود.
این عضو فراكسیون خط امام با اشاره به یارانه روزنامهها ظرف دو سال گذشته تصریح كرد: نحوه توزیع یارانه روزنامهها ناعادلانه بوده است.
وی در ادامه خاطرنشان كرد: نشریهای در تیراژ بسیار بالا علیه مسوولان بالا هتاكی میكرد و درصدد اختلاف افكنی بود كه قوه قضاییه آن را توقیف كرد. پس از توقیف آن روشن شد كه این فرد اصلا تقاضای پروانه نكرده است و با یك فتوكپی شناسنامه بدون هیچ مجوزی، اقدام به انتشار به روزنامهای با قصد تشویش اذهان عمومی و هتاكی كرده است. اما پس از توقیف این روزنامه، صداها برای قوه قضاییه بالا رفت كه چرا چنین كرده است؟
این نماینده مجلس با اشاره به توزیع آگهیها در روزنامه این نحوه توزیع را نیز ناعادلانه عنوان كرد.
خباز گفت: سخن گفتن در عدالت زیباست اما در مقام عمل وقتی اتفاق نیفتد، آثار نامناسبی خواهد داشت. باید با همه متخلفان یك نواخت برخورد شود نه اینكه عدهای تخلف كنند و در امنیت باشند. زمانی كه اجازه میدهید از معاونت مطبوعاتی گرفته تا مدیركل مطبوعاتی و هیات نظارت بر مطبوعات، به نشریات، تذكر دهد وضع همین گونه میشود. چرا كه تذكر باید در مسیر طبیعی خود قرار گیرد و از سوی هیات نظارت باشد. هنگامی كه مسیر غیر واقعی خود را بپیماید صف آرایی به وجود میآید كه با وحدت اسلامی ما منطبق نیست.
وی معتقد است كه جراید از قوه قضاییه، بیش از وزارت ارشاد راضی هستند چرا كه وزارت ارشاد حامی جراید نیست.
وی در پایان گفت: در صورتی كه این دغدغهها بر طرف شود و روزنامهها احساس آرامش كنند من قانع میشوم كه وزیر ارشاد نیز وعده برطرف شدن این دغدغهها را داد.
به گزارش ادوار نیوز، لواسانی که از روز چهارم مهرماه سال گذشته توسط سپاه پاسداران دستگیر شد، به تازگی و پس از سپردن قرار بیش از چهارصد میلیون تومان توانست که تنها برای مدت کوتاهی به مرخصی بیاید.
گفتنی است این روزنامه نگار در دادگاه بدوی به 8 سال و نیم زندان تعزیری محکوم شد که سپس این حکم در دادگاه تجدید نظر به 6 سال حبس و ده سال محرومیت از فعالیت رسانه ای کاهش یافت.
لواسانی بیش از 10 سال از همکاران مطبوعات اصلاح طلب، از جمله شرق، کارگزاران و اعتماد ملی بوده است.
احمدینژاد: صادرات صنعتی سال آینده سه برابر میشود ـ شیرخفته ایران بیدار شود، معادلات جهانی رابه هم میزند، ایسنا
احمدینژاد گفت: شاهد یک حرکت جهشی با سرعت روزافزون در بخش صنعت و معدن هستیم.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) دکتر محمود احمدینژاد صبح روز شنبه در مراسم گرامیداشت روز صنعت و معدن با ابراز خرسندی از حضور در این جمع و با بیان اینکه ” حیقتا از بهترین اجتماعاتی که در کشور ما تشکیل میشود، اجتماع مولدان و سازندگان است” پیشنهاد سلطانخواه معاون علمی رییسجمهور را برای تشکیل جلسهای با موضوع طرح مسائل صنعتگران مورد توجه قرار داد و از محرابیان وزیر صنایع و معادن تنظیم وقت برای این جلسه را خواستار شد و خطاب به صنعتگران اظهار کرد: کارهایی که شما در طول سالیان دراز انجام دادهاید، به خصوص چند سال اخیر، افتخارآمیز است.
وی خاطرنشان کرد: به نظر میرسد که متخصصان و صنعتگران ما تسلط و اشراف خوبی بر حوزه صنعت پیدا کردهاند و قلق کار دستشان است. ما میتوانیم امروز ادعا کنیم که هیچ قطعه و کالای صنعتی نیست که مورد نیاز کشور باشد و به صنعتگران ما عرضه شود و از آنها خواسته شود که تولید کنند و آنها قادر به ساختن آن نباشند. ما این را تجربه کردیم. اتفاقی که اخیرا در عسلویه رخ داد، اتفاق بزرگی بود. از گذشته پروژههای بزرگ تولید صنعتی و طراحی آن به شرکتهای غربی واگذار میشد و آنها نیز در حین انجام کار به بهانههای گوناگون فشار میآوردند و طلبکاری و کار را نیمه رها و قیمتها را چند برابر حساب میکردند. در سالهای اخیر نیز به بهانه هستهیی، کارها را قفل کردهاند. برخی از دوستان صنعتگر گفتند که در داخل میشود کار کرد و نیازی به معطل شدن و وابسته بودن به آنها نیست. بررسی انجام شد و دیدیم که در داخل کشور این کار را میتوان به پیمانکاران داخلی واگذار کرد و دیگر نیازی به آنها که دائم مانعتراشی میکردند، نیست. در یک جلسه قراردادی بالغ بر ۲۱ میلیارد دلار از منابع داخلی و ملت ایران بسته شد. پول ملت ایران در دست آنها بود و وقتی میخواستند دو میلیارد دلار بیاورند سرمایهگذاری کنند ـ در واقع با این سرمایهگذاریها کارخانههای خودشان نیز فعال میشد ـ منت میگذاشتند و مانعتراشی میکردند. یک تصمیم انقلابی گرفته شد که پول در اختیار صنعتگران داخلی قرار داده شود و در واقع به آنها بینیاز شویم. با این کار به نحوی از حقوق ملت ایران دفاع کنیم و به زودی چنین قراردادی نیز در حوزه اکتشاف نفت بسته خواهد شد. این رابطه استعماری یکطرفه قطع خواهد شد و ما باور داریم که دست توانمند ایرانی بهتر، سریعتر و ارزانتر میسازد.
وی گفت: امروز با افتخار به اندیشه صنعتگران و توان و همت صنعتگران ایمان داریم. البته از موانع و مشکلات مطلع هستیم؛ یک وام میخواهید، بگیرید مشکلات وجود دارد این مشکلات همه جا هست کم و زیاد ولی با همه این مشکلات پیشرفتهایی در صنعت حاصل شده که موجب افتخار است و دست مریزاد به شما اهالی صنعت.
رییسجمهور با اشاره به اینکه ” چهار سال پیش صادرات صنعتی کشورمان ۶ میلیارد دلار بود و اکنون به ۱۸ میلیارد دلار رسیده است” گفت: ۱۲ میلیارد دلار برای پشتیبانی از صنعت در نظر گرفته شده و من از آقای دکتر بهمنی خواهش میکنم که ۲ میلیارد دلار دیگر برای حمایت از صنعت داخلی در اختیار بانک صنعت و معدن قرار دهد.
وی همچنین با اشاره به مشکلات بانکی که بعضا وجود دارد، گفت: انشاءالله این مشکلات به خصوص در بحث بانکها با همت شما و آقای دکتر بهمنی حل میشود و گرفتاریهایی که شما در سیستم بانکی دارید در طول این مدت باقیمانده از دولت با کمک هم رفع خواهد شد.
وی با بیان اینکه ” ما همه عاشق ایران هستیم و همه از هر موفقیتی که ایران کسب میکند خوشحال میشویم” خاطرنشان کرد: شما تولید کننده هستید و وقتی تولیدتان به ثمر میرسد، همه خستگی از تنتان بیرون میرود. ما همه به دنبال اعتلای ایران هستیم و این نقطه تقابل ما با استکبارگران است؛ چراکه آنها دوست ندارند ملت ایران پیشرفت کنند و این همه سروصدا و فشار برای این است که ایران در جایگاه حقیقی خود قرار نگیرد. در واقع همه آنها از ا حیای تمدن و اقتدار ایران میترسند و میدانند که اگر تمدن ایران سربلند کند جایی برای مستکبران در عرصه جهانی وجود نخواهد داشت. آنها میدانند چه پتانسیل عظیمی در ایران است و چه شیری در ایران خفته است و در حال بیدار شدن است و اگر بیدار شود تمام معادلات جهانی را به هم خواهد زد. آنها میدانند که اگر بدنه اجتماعی ایران حرکت کند، هیچ مانعی نمیتواند سر راه ملت ایران باشد.
احمدینژاد با اشاره به تفاوت تمدن ایران با تمدن مادی گفت: نتیجه تمدن مادی این است که اکنون در عرصه جهانی میبینید؛ ۲۰۰ سال آنها منابع تمام ملتها را غارت کردند و بردند و روی هم گذاشتند در همین ایران خودمان ۶۰ سال نفت ما را بردند و کل امپراطوری انگلیس در دنیا روی نفت ایران شکل گرفت، نفتی که مجانی از ایران میبردند. بعد از ملی شدن صنعت نفت نیز نفت شد یک دلار، اکنون نیز ۷۰ دلار است و همین نفت وقتی میخواهد وارد بازار اروپا شود ۱۰۰ دلار پای گمرک مالیات میدهد و تبدیل به کالا میشود و آن را به ما میفروشد و این صد دلار در آن کالاست. معادن آفریقا در دست آنهاست و میبینیم که غارت میکند و میبرد. این یک طرف، طرف دیگر غارت عظیمی است که ۳۰ سال رخ داد. بزرگترین دزدی جهان، ۳۰ هزار میلیارد دلار دارایی قلابی به دنیا تزریق کردند و دنیا را فریب دادند و کسی متوجه نشد و اگر کسانی نیز متوجه شدند جسارت بیان و ایستادگی نداشتد. ۳۰ سال قبل پشتوانه پول آمریکا طلا بود ولی آن را برداشتند تا دست خود را باز کنند تا هرچه میخواهند به دنیا تزریق و کسری بودجه خود را از این طریق جبران کنند و ۳۰ هزار میلیارد دلار دارایی تقلبی را از این طریق به دنیا منتقل و کسری بودجه خود را از جیب ملتها پر کردند. در واقع دغلبازی کار آنهاست اما منابع حاصل زحمات آنها نیست، آنها منابع ملتها را بردند و روی هم چیدند و از طرفی دیگر آمدند دیگر ملتها را تحقیر کردند.
وی با بیان اینکه ” آنها در راه پیشرفت ملت ایران سنگاندازی میکنند” گفت: آنها میدانند اگر اندیشهای که در ایران است، غلبه کند و فراگیر شود، جایی برای دزدیهای این چنینی دیگر نخواهد بود.
وی با اشاره به تهدیدها و تحریمهایی که از سوی زورگویان علیه ملت ایران صورت میگیرد و با بیان اینکه ” میبینید تا تقی به توقی میخورد، میگویند تحریم میکنیم” خطاب به زورگویان گفت: شما هنوز ملت ایران را نشناختهاید و قادر نیستید، بشناسید. به شما میگویم که صدتا مثل شما نیز قادر نخواهند بود که حرکت کاروان رو به پیشرفت ملت ایران را متوقف کنند.
رییسجمهور ادامه داد: چهار سال پیش ملت ایران را تحریم کردید و ملت ایران در طول این چهار سال صادرات کالاهای صنعتی خود را از ۶ میلیارد دلار تا ۱۸ میلیارد دلار رساند. اکنون نیز شما دوباره تحریم کردهاید، ولی من به شما قول میدهم که صادرات صنعت ملت ایران در طول سال آینده از ۱۸ میلیارد دلار به ۶۰ میلیارد دلار خواهد رسید؛ چراکه ما به همت و اندیشه صنعتگرانمان ایمان و اعتقاد داریم.
وی گفت: این دست و پا زدنها نشان میدهد که آنها میدانند چقدر نیروی عجیب در ایران نهفته است. آنها میخواستند جلوی ملت ایران را بگیرند که ملت ایران بزرگ نشود و پیشرفت نکند، ولی ملت ایران بزرگ شده و پیشرفت کرده است.
وی تاکید کرد: ایران بزرگ است و خیلی بزرگتر از آن است که در ذهن کوچک شما بگنجد، فکر نکنید با حرف زدن، کاغذ نوشتن و امضاء کردن پای کاغذها میتوانید جلوی حرکت ملت ایران را بگیرید.
احمدینژاد با بیان اینکه “یکی از آرزوهای تاریخی ملت ایران این است که صنعت ما به عنوان یکی از ارکان پیشرفت کشورمان در نقاط مختلف جهان حضور داشته باشد و مردم نقاط مختلف جهان با استقبال و علاقه از محصولات ایران استفاده کنند” خطاب به صنعتگران گفت: آیا ما قادر نیستیم کالای ایرانی را به نقاط مختلف ببریم و عرضه کنیم. باور من این است که ما قادریم و افق نگاه ما نیز باید آنجا باشد.
وی به تمام کسانی که میخواهند جلوی پیشرفت ملت ایران را بگیرند گفت که اگرحنجرههایتان را نیز پاره کنید و تمام قدرت خود را جمع کنید قادر نخواهید بود جلوی حرکت رو به جلوی ملت ایران را بگیرید و انشاءالله صنعتگران ما نام ایران را با محصولات خود بر همه شهرها، کوچهها و کشورها فریاد خواهند زد. البته این سخن به این معنا نیست که مشکلی وجود ندارد و مشکل نداریم؛ بلکه باید در جهت رفع مشکلات تلاش کنیم ولی وقتی صنعتگران ما میتوانند در سختترین دوران فشار استکبار میزان صادرات صنعتی را از شش میلیارد دلار تا ۱۸ میلیارد دلار برسانند قادر خواهند بود که این میزان را تا ۶۰ میلیارد دلار نیز برسانند. ما یقین داریم، که صنعتگران ما میتوانند. باید دست به دست هم بدهیم و این آرمان را محقق کنیم.
وی در بخش دیگری از صحبتهای خود گفت: ما به دنبال استیلا بر جهان نیستیم، هدف از دیپلماسی نیز مسلط شدن ما بر ملتها و تضییع حقوق ملتها نیست. من چندی پیش با سفرا و دیپلماتهای کشورمان جلسه داشتم و در آن جلسه تاکید کردم هدف ما از دیپلماسی مسلط شدن بر ملتها و تضییع حقوق ملتها نیست.
رییسجمهور گفت: مبادا در یک معامله فریبکاری کنید، این جزء فرهنگ ملت ایران نیست و اگر کالایی را صادر میکنید باید کالایی مرغوب و با کیفیت باشد؛ چراکه هر کالا پرچم فرهنگ ایران است. و در واقع اثر فرهنگی دارد. برخی از روسای جمهور دنیا به ما میگویند که ما علاقهمند هستیم کالای ایرانی وارد کنیم؛ چراکه کالای ایرانی خودباوری را در بین ملت ما زنده میکند.
وی ادامه داد: شما اطلاع دارید که برخی از صنایع ایران در برخی از کشورها حضور دارند و فعالیت میکنند. شاید ابعاد آن صنعت خیلی بزرگ نباشد ولی میبینید که برای افتتاح آن رییسجمهور آن کشور در مراسم حضور پیدا میکند و میگویند راه ملت ما راه ملت ایران است.
وی با تاکید بر اینکه هنر ملت ایران عبور از موانع است، گفت: هیچ مانعی نمیتواند جلوی پیشرفت صنعت ما را بگیرد.
احمدینژاد با بیان اینکه ” همه ما عضو یک خانواده هستیم و باید همه برای پیشرفت ایران تلاش کنیم” گفت: اگر موانعی در راه پیشرفت صنعت بود این موانع در حال برطرف شدن است، باید همه در این عرصه همدل باشیم. سیستم بانکی ما نیز باید در خدمت پیشرفت صنعت کشور باشد و موانعی که در این ارتباط بود در حال برطرف شدن است.
وی با اشاره به توان صنعتگران داخلی گفت: باید به امید روزی باشیم که بایستیم و ببینیم صنعتگران دنیا با صنعتگران ایرانی جلسه میگذارند و از راه آنها اقتباس میکنند و از صنعتگران ایرانی کمک میخواهند.
وی با بیان اینکه ” ما به دنبال رفع موانع از جمله موانع بانکی، مالیاتی، بیمه و اصلاح آنها هستیم” گفت: البته شما میدانید، ایجاد تحول کمی زمان میبرد و یکی از مهمترین اصلاحات ساختاری که دولت به دنبال آن است اصلاحات در بخش توسعه یارانههاست. من معتقدم که اصلاح توزیع یارانهها باعث دمیدن روح و نفس جدید به کانون صنعت و تولید کشور است.
رییسجمهور گفت: برخی تصور میکنند که با اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها تولید کشور در کوتاه مدت آسیب میبیند ولی من این اعتقاد را ندارم؛ چراکه اولا به همت و اندیشه صنعتگران ایرانی ایمان دارم و سازوکارهایی نیز در جهت حمایت از صنعت طراحی شده است و ما چندین ابزار در اختیار داریم بخشی از افزایش هزینههای تولید را خود دولت متقبل میشود و همچنین بخشی از هزینههای اصلاح کیفیت را، بحث تعرفه نیز در دست دولت است. البته مشکلی به نام قاچاق کالا دارد که انشاءالله در دولت دهم تکلیف آن را نیز مشخص میکنیم.
وی گفت: برخی میخواهند کالاهای بنجل وارد بازار ایران کنند که بازار را بشکنند که انشاءالله با همت شما در برابر آنها نیز خواهیم ایستاد. دولت درصدد است تعرفه گمرکی و سیستم گمرکی را به سرعت اصلاح کند و کنترل کنید که کالای شما صنعتگران با قیمت مناسب به فروش برسد و به مردم نیز فشار وارد نشود.
وی با بیان اینکه ” هدفمند کردن یارانهها یک فرصت استثنایی برای بروز جوهره مدیریت ایرانی در دولت است” گفت: انشاءالله به سمتی برویم که کالاهای باکیفیت بالا تولید و با قیمت مناسب در بازار وارد شود. و در واقع با هدفمند کردن یارانهها این فضا باز میشود که شما مدیریت خود را نشان دهید.
احمدینژاد خطاب به صنعتگران گفت: شما با کمک وزارت صنایع بنشینید و یک برنامه دو سه ساله برای ارتقاء کیفیت تولید محصولاتتان برنامهریزی کنید.
وی با بیان اینکه ” با توجه به همت و اراده صنعتگرانمان ما میتوانیم در ظرف پنج سال در صنایعمان تحول ایجاد کنیم” گفت: امروز ما فقط خودمان نیستیم و در طول تاریخ هیچگاه فقط خودمان نبودیم. در طول تاریخ ایران در عرصه جهانی نقش بسیار تعیین کنندهای داشته، ۲۵۰۰ سال قبل حکومت مادها که از نظر اخلاقی دچار فساد شده بودند و به جای خدمت به مردم در مقابل مردم بودند، سقوط و کوروش قیام و یک تمدن ایجاد کرد. از طرف دیگر یک تمدن نیز وجود داشت، به نام بابلها که ضدانسانی بودند و مردم آن از کوروش کمک خواستند و کوروش برای کمک به آنها حرکت کرد و این حرکت وی دو سه ویژگی عمده داشت که در واقع ویژگی ملت ایران است.
وی ادامه داد: کوروش بابل را بدون جنگ فتح کرد و در واقع یک امپراطوری بزرگ را بدون جنگ و با تدبیر و کار فرهنگی و انسانی فتح و مردم آن منطقه را با خود همراه کرد و این یک عظمت تاریخی است. فرمانی صادر کرد که در آن دو حکم وجود داشت از جمله اینکه در سراسر بابل بردهداری ممنوع شود البته از قبل در ایران ممنوع بود و در تاریخ ثبت نشده است که در ایران بردهداری بوده است، ولی شما میبینید که تا صد الی صد و پنجاه سال قبل در دنیا بردهداری بوده است. در آمریکا با جنگ، بردهداری از بین رفت، البته آن هم به خاطر بردهها. یکی دیگر از احکام این دستور این بود که در سراسر بابل ادیان الهی آزاد هستند که عبادت کنند. در همین اروپای مدعی تمدن آیا در حال حاضر ادیان الهی آزاد هستند. میبینیم که دستور میدهند مناره مساجد را خراب کنند. من در یک مصاحبه خطاب به آنها گفتم که چقدر شما عقب افتادهاید مناره ایمان نمیآورد بلکه این ایمان است که مناره میسازد.
رییسجمهور گفت: این سخنان به این معنا نیست که تمام کارهای پادشاهان خوب بوده است، مثلا در دوران قاجار و پهلوی پادشاهان آن تمام داشتههای ما را بر باد دادند.
وی در بخش دیگری از صحبتهای خود به وسعت ایران در زمان صفوی اشاره کرد و گفت: ایران بسیار بزرگ بوده است و میبینید که به چه میزان ساختمانها ساخته شده و میراث فرهنگی از آن دوران باقی مانده و اینکه چگونه ایران به آن وسعت را مدیریت میکردند. ۵۰۰ سال قبل در اصفهان بنایی را به نام منار جنبان و در واقع سازهای را درست کردند که هنوز نمیتوان مثل آن را ساخت.
وی در ادامه گفت: ۴۰۰ سال پیش شیخ بهایی طبیترین حمام را ساخت، برخی از مریضیهایی که اکنون است به خاطر حمامهای جدیدی است که آمده است، مثل آرتروز و دیسک، حمام آداب دارد و در واقع منطق طبی دارد و در واقع این را ابنسینا گفته است. در حمام باید منافذ باز شود، چربیها رفع شود شما میدانید که در گذشته ورود به حمام و حمام کردن مراحل داشته است. در حمامی که اشاره شد اصول طبی رعایت شده بود و حتی اولین سوناها را نیز ایرانیها ساختند که به نام گرمابهخانه معروف بود. البته دوره صفویه سقف پرواز ملت ایران نبوده است و اشکالاتی داشته است و اگر آن اشکالات وجود نداشت ایران جایگاه دیگری در عرصه جهانی داشت و وسعتش بسیار بیشتر از اکنون بود و این اشکالات باعث شد که آنها بر روی زمین بخورند.
احمدینژاد با بیان اینکه ” ما باید در جهت پیشرفت ایران تمام تلاشمان را بکنیم” گفت: بدخواهان ملت ایران از شنیدن این حرفها عصبانی میشوند، قطعنامه میدهند و سر و صدا میکنند. ایران هیچ وقت لشگرکشی نکرده است، ولی من اینجا خطاب به بدخواهان ملت ایران میگویم که سر جایتان بنشینید و اگر رویتان را زیاد کنید ملت ایران به شما سیلی خواهند زد که راه خانهتان را گم کنید.
وی خطاب به اهالی صنعت گفت: ما همه یک خانواده هستیم، همه باید کمک کنیم دست به دست هم بدهیم و ایران را بسازیم. جایگاه ملت ایران چیزی نیست که اکنون در آن است، بشتابید و حرکت کنید که فردای روشن از آن ماست.
در این مراسم که وزیر نیرو، وزیر مسکن، وزیر ارتباطات، وزیر صنایع و معادن، رییس کل بانک مرکزی، معاون علمی و پژوهشی رییسجمهور و تعدادی از نمایندگان مجلس حضور داشتند، با حضور رییسجمهور از تعدادی از صنعتگران نمونه تقدیر شد.
بازداشت مو قت! عیسی سحر خیز یکسال طول کشیده است و این در حالی است که بنا بر قوانین جمهوری اسلامی نمی توان بیش از دو ماه برای تحقیق و بازجویی متهم را در زندان نگاه داشت. این را مهدی سحرخیز فرزند عیسی سحر خیز در گفت و گو با خبرنگار کلمه می گوید.
عیسی سحرخیز معاونت مطبو عات داخلی وزارت ارشاد دوران خاتمی است که پیش از آن هم خبرنگار خبرگزاری ایرنا در آمریکا بود ، این فعال مطبو عاتی پس از استعفا از معاونت مطبوعاتی، مستقیما وارد روزنامه نگاری شد و روزنامه اخبار اقتصاد را منتشر کرد که در سال ۷۹ تو قیف شد. عیسی سحر خیز در تیر ماه سال گذشته و پس از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شد و بیش از هفتاد روز زندان انفرادی را تحمل کرد. مهدی سحر خیز می گو ید:” پدرم را تعقیب کرده بودند و در شمال با حمله و ضرب و شتم بازداشت کردند، ضرب و شتم ایشان به حدی بود که دچار خونریزی ریه شد و بدون توجه به حالش او را به زندان انفرادی منتقل کردند.”
این روزنامه نگار قدیمی که در بیان نظرات انتقادیش درباره دولت احمدی نژاد بی پرواست، یکسال قبل از انتخابات دوره دهم ممنوع الخروج شد و در مصاحبه ای گفته بود که تمام ایران به یک زندان بزرگ تبدیل شده است. این ابراز نظر به دادگاهی شدن او ختم شد و دست آخر دادگاه اتهامات علیه او را که توهین به رهبری عمده آن بود نپذیرفت و حکم تبرئه داد. اما در بازداشت سال پیش و پس از یکسال هنوز کار به هیچ دادگاهی نرسیده است.
مهدی سحرخیز می گوید:” ما هیچ اطلاعی از روند پرونده پدرم نداریم، هنوز مشخص نیست که به جرمی در زندان هستند و آنچه تا حالا عنوان شده اتهام براندازی و توهین به رهبری است که هیچ گونه استناد و مدرکی درباره آن وجود ندارد. با این حال هیچ کس پاسخگو نیست و پدرم را از این زندان به زندانی دیگر منتقل می کنند. پس از یک دوره هفتاد روزه انفردادی ایشان را به بندهای عمومی ۲۰۹ بردند و بدون توجه به بیماری فشار خون، به زندان رجایی شهر که از نظر بهداشتی اصلا مناسب حال او نیست منقل کردند.”
عیسی سحر خیز در تمام یکسالی که در بازداشت موقت به سر برده است به مرخصی نیامده و حتی اعتصاب غذای او در نوروز امسال با بی توجهی مسوولان روبرو شده است. سحر خیز در زندان رجایی شهر با افت فشار مواجه شد و با اینکه درمانگاه زندان حال او را وخیم تشخیص داد اما مسولان زندان حاضر به دادن مرخصی درمانی هم نشدند. در حال حاضر سحر خیز در زندان رجایی شهر و بدون هیچ امکان مرخصی و ملاقات منظمی به سر می برد.
مهدی سحر خیز می گو ید:” خانواده باید در برخی مناسبتها و اعیاد صبح زود از تهران راه بیفتند تا به ملاقاتی یک ربعه با پدر برسند، با این حال در همین ملاقاتهای کوتاه مدت هم همه اعضای خانواده نمی توانند شرکت کنند و تنها سه نفر حق حضور دارند. وضعیت پدر من از وضع مجرمین و قاتلانی که در رجایی شهر هستند بدتر است و او حتی نمی تواند با خانواده تماس تلفنی داشته باشد. و این تماسها به صورت نامنظم و چند دقیقه ای است.”
در چند ماه گذشته بارها نسبت به وضعیت سلامت عیسی سحر خیز ابراز نگرانی شده است اما مسوولان زندان هیچ گاه حا ضر نشدند تا این معاون وزیر سابق را به مرخصی استعلاجی بفرستند. عیسی سحر خیز اما در همین ماههای زندان هم با اظهار نظرهایی از داخل زندان نسبت به دولت احمدی نژاد و وضعیت خود و دیگر زندانیان اعتراض کرده است که همین باعث شده تا بازجوها فشار بیشتری به این روزنامه نگار قدیمی وارد کنند. تا به حال هیچ اقدام حقوقی درباره وضعیت این زندانی سیاسی به نتیجه نرسیده است و نسرین ستوده وکیل مدافع سحر خیز چندان اطلاعی از پرونده موکل خود ندارد گو اینکه خود او نیز مورد تعقیب قرار گرفته و بنابر اظهاراتش در دفاع از موکلان سیاسی به دادگاه فراخوانده شده است. زندانی بودن عیسی سحر خیز در حالی است که شکایت چند ساله این روزنامه نگار از محسنی اژه ای که او را در مقام معاونت وزیری مورد ضرب و شتم قرار داد هیچ گاه بررسی نشد و به جایی نرسید.
در جلسه علنی امروز سوال محمدرضا خباز نماینده کاشمر از وزیر ارشاد درباره نحوه برخورد دوگانه معاونت مطبوعاتی با نشریات اصلاحطلب و اصولگرا از سوی نمایندگان بررسی شد.
در گزارشی که با امضای حدادعادل رئیس کمیسیون فرهنگی به صحن علنی مجلس ارائه و توسط ستار هدایتخواه قرائت شد، آمده است: سوال درباره تهدید مدیران نشریات بوده است و اینکه اصل 9 قانون اساسی توسط معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد نادیده گرفته شده است. وزیر از اقدام این معاونت دفاع کرده اما نماینده اصلاح طلب تاکید کرده است که به استناد اصل 9 قانون اساسی هیچ کس حق منع آزادیهای مشروع و قانونی مردم را ندارد. این درحالی است که به برخی نشریات هتاک اصولگرا تذکر داده نمیشود اما برخی رسانههای اصلاحطلب توقیف میشوند. البته وزیر ارشاد گفته است که به کیهان و همشهری هم تذکراتی دادهاند و برخوردهای این وزارتخانه تبعیض آمیز نبوده است.
در پایان گزارش آمده است: وزیر ارشاد در پایان این سوال شفاها به نایب رئیس مجلس اعلام کرد که میکوشد نگرانیهای خباز را رفع کند و نماینده کاشمر هم گفت که اگر روزنامهها احساس آرامش کنند از پاسخهای وزیر قانع میشود.
نسبت به انتشار نظرات افرادی که رهبری از آنان گلایه کرده، تذکر میدهیم
پس از قرائت این گزارش وزیر ارشاد پشت تریبون قرار گرفت تا از عملکرد این وزارتخانه دفاع کند و با بیان این که رهبری هم از برخی خواص گلایههایی کردند گفت: تذکرات ما هم نسبت به انتشار مطالب همین افراد بوده است. ما حجت و دلیل برای هر تذکری داریم و برای هر موردی میتوانیم توضیح دهیم.
وی با بیان این که رابطه صمیمی با اعضای تحریریه و مدیران مطبوعات در هیچ دولتی به اندازه اکنون نبوده است گفت: ما تلاش بسیاری برای ارتقا سطح کیفی روزنامه نگاری داشته و داریم.
وزیر ارشاد با این ادعا که اصل بر روابط صمیمانه میان وزارت ارشاد و نشریات بوده نه برخورد با مطبوعات اظهار کرد: توصیههای مشفقانه به مطبوعات داشتیم و نه تهدید، که در بحث جنگ نرم و مسائل پس از انتخابات طبیعی بود تا از دامن زدن به فتنه جلوگیری کنیم.
حسینی همچنین افزود: روزانه 70 روزنامه سراسری منتشر میشوند ولی به تعداد اندکی از آنها تذکر دادهایم چون با دیده اغماض نگریستهایم اما اگر اشتباهاتشان تکرار شد تذکر دادهایم که کار جدیدی نبوده و در دولتهای قبل هم بوده است. شاید در گذشته مخفیانه تذکراتی داده میشد اما چون تخلف آشکار بوده، ما هم آشکارا تذکر دادهایم.
وی هدفمند کردن یارانهها را یک اصل ملی دانست که نباید از سوی نشریات زیر سوال برود و مدعی شد: ما نقد درون گفتمانی مطبوعات را می پذیریم اما نباید نسبت به نظام بدبینی ایجاد شود.
مواضع نمایندگان هم از ترس تذکر معاونت مطبوعاتی در نشریات چاپ نمیشود
عضو فراکسیون اقلیت مجلس پس از استماع پاسخهای وزیر به تبیین ابعاد سوالش پرداخت و گفت: وزیر گفتهاند که به روزنامههایی که به اعتقادات مردم لطمه میزنند تذکر میدهند که ما از این کار ایشان سپاسگذاریم. اما ایشان میفرمایند اگر کسی به مصالح نظام نیز خدشه بزند باید تذکر بگیرد اما مساله اینجاست که چه چیزی مصالح نظام است؟
خباز افزود: با توقیف روزنامهها خانواده مطبوعات دچار سرگردانی میشوند و در صحنههای بینالمللی مورد انتقاد قرار میگیریم که آزادی اندیشه در ایران به رسمیت شناخته نمیشود.
وی همچنین اظهار داشت: اگر روزنامهای خلاف کرد آن را جریمه مالی کنید یا مدیر مسئولش را عزل کنید ولی آن را توقیف نکنید و مسیر انتقاد را مسدود کنید. ما مدافع تخلفات مطبوعاتی نیستیم اما چرا از راهکارهای دیگر در برخورد با مطبوعات استفاده نمیشود که استکبار جهانی علیه ما سخن پراکنی کند.
نماینده کاشمر با اظهار نگرانی از وضعیت موجود گفت: یک نماینده مجلس از وضعیت اقتصادی و فرهنگی کشور انتقاد میکند اما روزنامهها جرات کار کردن آن را ندارد و میترسد که از معاونت مطبوعاتی تذکر بگیرند.
وی افزود: دبیر [سابق] شورای عالی امنیت ملی در مورد دلارهای نفتی مسالهای را مطرح میکند که به خاطر درج آن به 14 روزنامه تذکر میدهند، با این حساب تکلیف دیگران روشن است. به همین خاطر است که 10 روزنامه به خاطر چاپ سخنان مطهری نماینده تهران تذکر میگیرند.
خباز با بیان این که اهالی رسانه از قوه قضاییه راضیتر هستند تا وزارت ارشاد، گفت: چطور از کنار هتاکی به مراجع تقلید در برخی رسانهها میگذرید، چرا برخوردهایتان یک طرفه است؟ چطور به هتاکان جایزه سفر عمره میدهید اما با دیگران برخورد توقیفی دارید؟ برخورد با متخلف باید یکنواخت باشد نه اینکه عدهای احساس امنیت بیشتر کنند، توهین کنند و جایزه بگیرند.
نماینده کاشمر در آخر گفت: وزیر ارشاد در جلسه کمیسیون فرهنگی پذیرفت که یک سری تندرویها توسط معاونت مطبوعاتیاش بوده و بعدا اصلاح شده و جلوی آن را میگیرند. اما الان اصلا چنین موضعی ندارند و اگر این روند را مناسب میدانند من از پاسخهای ایشان قانع نمیشوم.
«علامه فضلالله»، مرجع تقليد شيعيان لبنان در سن 75 سالگي، بدنبال خونریزی داخلی شب گذشته، درگذشت.
به گزارش ايلنا به نقل از دفتر علامه فضلالله در قم، آيتالله سيد محمد حسين فضلالله که 14 روز به دليل بيماري کبد در بيمارستان «بهمن» در ضاحيه جنوبي شهر بيروت بستري شده بود، از روز جمعه گذشته بهدنبال خونريزي داخلي وارد کما کامل شد و تنها با تنفس مصنوعي به حيات خود ادامه ميداد.
«سيد محمد حسين فضلالله»، در سال 1935ميلادي (1354قمري) در نجفاشرف در خانواده روحانى ديده به جهان گشود. تحت اشراف پدرش «سيد عبدالروف فضلالله»، مراحل تربيت و تعليم را به شيوهاى كه در آن زمان مرسوم بود گذراند. در دوره كودكى وارد مكتب خانه شد اما فضاى مكتب خانه را دوست نداشت و بهزودى وارد مدرسهاى شد كه مركزى با نام «منتدى النشر» به سبك جديد تاسيس كرده بود.
وى در 9 سالگى تحصيلات حوزوى خود را آغاز كرد. همزمان با تحصيلات حوزوى و به تناسب سن و ذهنيت خويش به فضاى پيرامون و اوضاع زمانه توجه داشت و انديشهها و دغدغههاى فرهنگى و سياسى زمانه خود را از طريق مجلات مصر و لبنان و روزنامههاى عراقى پيگيرى مى كرد.
در سال 1966جمعى از موسسان انجمن مذهبى «اسره التآخى» منطقه نبعه در حاشيه شرقى بيروت از فضلالله دعوت كردند تا در آن منطقه رحل اقامت افكند. وى اين دعوت را پذيرفت و در همين سال به قصد اقامت دائم به وطن اصلى خويش بازگشت.
وي از محضر اساتيد ي چون «سيد عبدالروف فضلالله»، «سيد ابوالقاسم خويى»، «سيد محسن حكيم»، «سيد محمود شاهرودى»، «شيخ حسين حلى»، «شيخ صدرا بادكوبهاى» معروف به «ملاصدرا قفقازى» و «سيد محمد سعيد فضلالله» عمويش بهره برده است.
فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي وي با تشكيل «جماعه العلما» نجف شروع شد كه در اين راه در كنار شهيد «سيد محمد باقر صدر» و «شيخ محمد مهدى شمسالدين» قرار گرفت و سرمقالههاى سال دوم اين مجله را با عنوان «كلمتنا» (سخن ما) به رشته تحرير درآورد.
فضلالله به مدت شش سال به نگارش مقاله و تاليف كتاب ادامه داد و در كنار سيد محمد باقر صدر در تشكيل جنبشى شيعه در عراق نقش ايفا كرد. حاصل رايزنىها و همفكرىهاى فضلالله و صدر، پيدايى نخستين جنبش اسلامى شيعى در عراق با نام حزب «الدعوه الاسلاميه» بود. فضلالله كتابهاى «قضايانا على ضوء الاسلام» و «اسلوب الدعوة فى القرآن» را در چنين مرحلهاى نگاشته است.
وى پس از بازگشت به لبنان در سال 1966 ميلادي فعاليتهاى علمى، فرهنگى و اجتماعى گستردهاى را در لبنان به راه انداخت.
فضل الله در سال 1952ميلادي در سن 17 سالگى براى نخستين بار به قصد ديد و بازديد خانوادگى به لبنان رفت و در اين سفر كه هم زمان با اربعين درگذشت سيد محسن امين عاملى بود، قصيدهاى در رثاى او سرود و در آيين يادبود او قرائت كرد. وى در اين قصيده بسيارى از مسايل سياسى روز و از جمله مساله وحدت و بيدارى اسلامى و مهاجرت جوانان را مطرح و استعمار فرانسه را تقبيح كرد. روزنامههاى آن روز لبنان اين قصيده را تحريككننده و احساسبرانگيز توصيف كردند.
از سيد محمد حسين فضلالله تاكنون بيش از 70 عنوان كتاب كه درمجموع به بيش از 100 جلد مىرسد، منتشر شده است.
معاونت اجتماعی نیروی انتظامی با بیان اینکه "طرح حجاب و عفاف در سال ۸۴ توسط محمود احمدی نژاد ابلاغ شد و نیروی انتظامی سال ۸۶ طرح مذکور را پس از درخواست رهبری شروع کرد"، خاطرنشان نمود "علل وقفه در اجرای این طرح ورود به انتخابات و درگیری های خیابانی و فتنه ای بود که تمام نیرو و وقت نیروهای انتظامی را درگیر کرد."
به گزارش جهان نیوز، سردار کارگر، معاونت اجتماعی ناجا، در نشستی پیرامون نقد و بررسی طرح حجاب و عفاف، که توسط كانون بانوان جمعیت رهپویان انقلاب برگزار شد، با اشاره به تاریخچه طرح مذکور و همچنین طرح امنیت اخلاقی در کشور(به ویژه تهران) گفت: بنا بر ابلاغ رئیس جمهور در سال 84 ، نیروی انتظامی بنابر راهکارهایی که حجاب و عفاف برای این نیرو معین کرد، موظف به انجام این طرح شد که این نیرو در سال86 اقدامات خود را بعد از خواست رهبری در این موضوع، شروع کرد .
وی همچنین گفت "با روی کار آمدن دولت اصلاحات، روند بدحجابی تا سال 84 به شدت زیاد شد به طوری که رئیس جمهور وقت، دستور به تنظیم راهکار 16 گانه حجاب و عفاف داد و در این طرح حداقل ها مد نظر بوده است.
معاونت اجتماعی ناجا علل وقفه در اجرای این طرح را چنین بیان داشت که در اواخر سال 88 به دلیل ورود به انتخابات و درگیری های خیابانی و فتنه در این طرح وقفه ایجاد شد و در این مدت تمام نیرو و وقت نیرو های ما درگیر ایجاد امنیت در شهر بود.
وی با تأکید بر اینکه وظیفه نیروی انتظامی مبارزه با جرم مشهود است گفت: در کشور، بی حجابی از جرم های مشهود در قانون مجازات اسلامی است و به همین منظور نیروی انتظامی برای انجام این طرح هماهنگی های لازم را با وزارت کشور و دستگاه های دیگر از قبیل قوه قضاییه انجام داد و وارد کار اجرایی طرح حجاب و عفاف شد.
کارگر با تأکید بر موفق بودن گشت های ارشاد اظهار داشت: برخی می گویند گشت ارشاد موجب این بدحجابی شده این در حالیست که اگر گشت ارشاد نبود وضعیت بدتر از این می شد.
وی در ادامه افزود: مأموران متعهد و آموزش دیده در گشت های ارشاد انجام وظیفه می کنند و آنها محترمانه با مانکن نماها و مصادیق کشف حجاب در خیابان برخورد می کنند و در تمام مراحل افرادی که دستگیرمی شوند با فیلم و عکس مستند سازی شده است.
در این پایگاه های معین خواهران نیروی انتظامی با این افراد صحبت می کنند و سپس از خانواده هایشان می خواهند به پایگاه بیایند که 99 درصد آنها با گرفتن تعهد آزاد شده وفقط یک درصد به قوه قضاییه ارجاع داده شده است.
کارگر با اشاره به معضل زنان خیابانی گفت: نیروی انتظامی 24 ساعته می تواند تمام این افراد را دستگیر کند اما ارگان خاصی برای تحویل دادن آنها وجود ندارد و هیچ ارگانی تا کنون مسئولیت پذیرفتن زنان خیابانی را نپذیرفته است و فقط سازمان بهزیستی در تهران به ما گفته که 25 تا 30 نفر دختران فراری می تواند تحویل بگیرد.
معاونت فرماندهی نیروی انتظامی همچنین گفت "در قوانین ایالات متحده آمریکا فساد ممنوع است البته بجز چند شهر، در نیویورک اگر مردی و یا زنی برای عرضه خود در کنار خیابان بایستد «اف بی آی» دستگیرش می کند. اگر خانه ای محل فحشا باشد اف بی ای می ریزد و همه را دستگیر می کند تازه اف بی آی برای این افراد تله گذاری می کند آن وقت از کشور اسلامی چه انتظاری می رود. "
وی در پایان افزود: احمدی نژاد مخالف حجاب نیست حتماً اطلاعات غلطی به ایشان رسیده و ما هم حاضریم پاسخگو باشیم حتی اگر مأموری تخلف کرده باشد بگویند پیگیری می شود ولی مأمور ما وظیفه تحلیل ندارد. وظیفه ما فقط در مرحله اجرا و برخورد با مجرم است و در مورد جرم نمی توان تحلیل کرد و بهتر بود نیروی انتظامی در مورد کاری که انجام نمی داد محاکمه می شد نه وقتی انجام وظیفه می کند محاکمه شود.
دراین نشست همچنین فیلم کوتاه مستندی از وضعیت بد حجابی زنان تهرانی در اردیبهشت 89 و مستنداتی از وضعیت کسانی که توسط نیروی انتظامی از اول خرداد ماه 89 دستگیر شده اند نمایش داده شد.
گفتنی است برخوردهای خشنِ نیروهای انتظامی، گشت های ارشاد، نیروهای بسیج و ارگانهای مشابه، با مردم و جوانان طی سالهای اخیر، تشنج و مسائل زیادی را پدید آورده است.
محمود احمدی نژاد علیرغم اظهارات و تایید مقامات قبلی دولت وی و همچنین مقامات ناجا که وی را از ابلاغ کنندگان طرح حجاب و عفاف بوده و مقامات دولتی نیز خواستار برخورد در این زمینه شده اند، کماکان در مصاحبه های تلویزیونی خود تاکید دارد که "دولت دخالتی در این امر نداشته و حتی مخالف می باشد."
منصور اسانلو، رئيس زندانی سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، به شعبه شش دادگاه کرج احضار شده است.
به گزارش رادیو فردا، دليل احضار اسانلو به دادگاه که چهارشنبه گذشته صورت گرفته است، هنوز به طور کامل روشن نيست، اما در هفته های اخير، اتهام جديدی تحت عنوان "ارتباط با معاندين نظام" عليه اين فعال کارگر زندانی وارد شده بود که موجب شد او مدتی به بند انفرادی زندان رجايی شهر کرج منتقل شود.
پس از آن که ماموران امنيتی منصور اسانلو را در تير سال 1386 در تهران بازداشت کردند، دادگاه او را به اتهام اقدام عليه امنيت ملی به پنج سال زندان محکوم کرد.
گزارش ها همچنين حاکي است که رضا شهابی، يکی از اعضای "سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه"، که روز 22 خرداد بازداشت شد، با خانواده خود تماس تلفنی کوتاهی داشته است.
با اين همه، هنوز از وضعيت سعيد ترابيان، عضو ديگر هيات مديره اين تشکل کارگری، که روز 19 خرداد بازداشت شد، خبری در دست نيست.
در پی شنیدن خبر حمله عصبی ضیا نبوی در زندان، حال پدر و مادر وی به شدت وخیم شده است و به بیمارستان منتقل شدند.
به گزارش جرس، وضعیت وخیم ضیا در زندان، باعث حمله قلبی پدرش، که سن بالایی دارد، شده و به واسطه این عارضه پدر نبوی در بیمارستان بستری شد و حال مادرش هم بسیار نامساعد است.
گفتنی است، روز گذشته، خبری مبنی بر تشنج، حمله عصبی و افت فشار نبوی در زندان منتشر شد.
ضیا نبوی دانشجوی ستارهدار و عضو شورای دفاع از حق تحصیل بیش از یک سال است که در زندان به سر میبرد. نبوی مدت 98 روز از مدت بازداشت یک ساله اش را در سلول انفرادی بند 209 گذرانده است. گفتنی است نبوی در دوره بازجویی از سوی بازجویان وزارت اطلاعات تحت فشار برای اعتراف به اینکه با هماهنگی سازمان مجاهدین خلق به همکاری با ستاد یک از کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات اخیر پرداخته، قرار گرفته است.
برای این فعال دانشجویی، حکم ده سال حبس در تبعید در ایذه به جرم همکاری با سازمان مجاهدین خلق، در دادگاه تجدید نظر تایید شده است.
سید ضیا نبوی دانش آموخته دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل بوده که در کنکور کارشناسی ارشد موفق به کسب رتبه تک رقمی در کنکور شده که با سیاست های حذفی دولت نهم 3 ستاره شده و از تحصیل در دانشگاه محروم شد.
دادگاه تجدیدنظر، مهرداد بزرگ عضو دانشجویان و دانشآموختگان لیبرال دانشگاههای ایران را به یک سال حبس محکوم کرد.
به گزارش بامدادخبر، حکم این دانشجوی مهندسی کامپیوتر دانشگاه تهران، به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمده است.
پیشتر شعبهی بیستوششم دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی مهرداد بزرگ را به شش ماه حبس تعزیری و شش ماه حبس تعلیقی محکوم کرده بود.
مهرداد بزرگ در آخرین روزهای آبانماه سال گذشته به همراه شش عضو دیگر دانشجویان و دانشاموختگان لیبرال دانشگاههای ایران، بازداشت شده و مدت هشتاد روز را در زندان اوین سپری کرده بود. وی بیشتر دوران بازداشت خود را در سلولهای انفرادی و چندنفرهی بند 209 این زندان به سر برده بود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر