-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ تیر ۱۴, دوشنبه

Latest Posts from Iran Dar Jahan for 07/05/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



مقامات رسمی آمریکا و اسراییل می گویند ایران سیستم رادار پیشرفته ای به سوریه فرستاده تا جلوی هرگونه حمله نظامی اسراییل به تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی را بگیرد، و برتری نظامی اسراییل در منطقه را به چالش بکشد.

این سیستم رادار می تواند هشدار زودرس هرگونه حرکت نیروهای هوایی اسراییل را به سوریه بفرستد. در ضمن به نفع حزب الله لبنان هم هست که گفته می شود از سوی سوریه تغذیه نظامی می شود.

با این کار و با بالارفتن توان نظامی روسیه، قدرت هدف گیری موشک های حزب الله لبنان هم بالاتر می رود. آن هم در حالی که حزب الله در چهارسال پیش نتوانسته قدرت نظامی خود را افزایش دهد. این انتقال فناوری که اواسط سال گذشته (میلادی) انجام شد، دو ماه پیش چند مقام رسمی اسراییل و آمریکایی، یک آژانس اطلاعاتی آمریکایی به آن پی بردند و بالاخره هفته پیش برملا شد که این برنامه، بخشی از همکاری نظامی سوریه، حزب الله و ایران است.

ایران و سوریه هر دو هرگونه انتقال این سیستم رادار را تکذیب کرده اند.

بالارفتن فناوری و تجهیزات نظامی که میان این سه گردش دارد، خطر تقابل نظامی در مرز شمالی اسراییل را افزایش داده است. مقامات رسمی آمریکا نگران این هستند که هرگونه درگیری نظامی بعدی با حضور سوریه انجام شود هرچند این کشور از سال ۱۹۷۴ به بعد، در جنگ مستقیم با اسراییل حضور نداشته است.

انتقال این سیستم رادار بالقوه ناقض قطعنامه تحریمی ۲۰۰۷ سازمان ملل است که ایران را از هرگونه انتقال، فروش و واسطه فناوری نظامی منع می کند.

با این که مقامات رسمی می گویند این انتقال حدود یکسال پیش انجام شده، اما آمریکا و اسراییل خبر آن را منتشر نکردند. برای اسراییل، این به مثابه نوعی خروج است. در سال های گذشته مقامات رسمی این کشور خواهان توقف هرگونه همکاری میان ایران و سوریه و حزب الله شده بودند.

برخی تحلیلگران می گویند اسراییل قصد ندارد با مطرح کردن مسائل مرزی اش با سوریه و لبنان، توجه بر برنامه اتمی جمهوری اسلامی را برهم بزند. دولت اسراییل این مسئله را مطرح نکرد تا به قول برخی، دولت تحت فشار داخلی به حمله نظامی به ایران قرار نگرفته و مسائل را به نفع ایران برهم نزند.

گزارش انتقال این رادار فشار بر دولت اوباما را افزایش می دهد به ویژه در زمانی که آمریکا در حال بازسازی روابط با سوریه است.

مقامات رسمی وزارت خارجه آمریکا از جمله هیلاری کلینتون دوماه پیش هیاتی را راهی سوریه کرد تا مذاکراتی با بشار اسد داشته و روابط دمشق با تهران را کمرنگ کنند. یک مقام رسمی کاخ سفید حاضر نشد درباره انتقال این رادار واکنش نشان دهد.

مقامات رسمی اسراییل بدون اعلام نام خود و به شکل خصوصی انتقال این رادار را تایید کردند اما وزارت دفاع اسراییل حاضر نشد به طور رسمی درباره گزارش وال استریت جورنال واکنش نشان دهد. وزارت دفاع اسراییل در یک بیانیه گفت: «ایران تلاش کرده قابلیت اطلاعاتی و ردیابی سوریه را افزایش دهد و عوامل ایرانی برای نشان دادن این هدف، در حال حاضر در سوریه به سر می برند. بحث رادار، فقط یک بخش از این برنامه است.»

احمد سالکینی، سخنگوی سفارت سوریه در واشینگتن، گزارش انتقال رادار را یک کار کلاسیک بزرگنمایی روابط عمومی از سوی اسراییل خواند که تلاش دارد توجه جهانی به مسائلی که به تازه گی در غزه روی داده، منحرف کند. ایران هم هرگونه انتقال را رد کرد و محمد خزاعی سفیر جمهوری اسلامی در شورای امنیت هم آن را تکذیب کرد. مقامات حزب الله در بیروت هم حاضر به گفت وگو و واکنش درباره این گزارش نشدند.

سوریه هم که مدت های تلاش کرده تا قدرت نظامی خود در برابر اسراییل را افزایش دهد، هم منافع خودش را دنبال می کند در نتیجه به دنبال سیستم رادار پیشرفته است. پس از حمله هواپیماهای اسراییل به تاسیسات مشکوک هسته ای سوریه در سال ۲۰۰۷ این فرض مطرح شد. اسراییل آن را به ظن فعالیت های اتمی منهدم کرد در حالی که دمشق گفت فقط این تاسیسات نظامی بوده است.

سروان ران، خلبان جنگنده اف ۱۶ اسراییلی در جنگ سال ۲۰۰۶ حزب الله لبنان علیه اسراییل، می گوید: «هیچ چیز جلوی جنگنده های ما را نگرفت و ما خیلی راحت به هدف رسیدیم. همه می دانیم در جنگ احتمالی بعدی با لبنان، این گونه نخواهد بود.»

مقامات اسراییلی در ماه های گذشته ایران و سوریه را به ارسال موشک های ام ۶۰۰ به حزب الله لبنان متهم کرده اند. موشک هایی که هم می تواند تل آویو را هدف قرار دهد و تا چند صد متری دقت بیشتری دارد. ضمن این که مقامات اسراییلی می گویند ذخیره موشک حزب الله که در سال ۲۰۰۶ حدود ۱۲ هزار موشک بود به ۴۰ هزار افزایش پیدا کرده است.

مقامات اسراییل و آمریکا همچنین می گویند حزب الله از سوی سوریه برای استفاده از سیستم رادار پیشرفته تمرین دیده و چگونگی پرتاب موشک های دارای برد وسیع تر را فراگرفته است. هرچند هنوز اطمینان ندارند انتقال این موشک ها از سوی سوریه به حزب الله لبنان انجام شده باشد.

در ماه آوریل، سه ماه پیش، شیمون پرز رییس جمهوری اسراییل سوریه را متهم کرد که موشک های اسکاد در اختیار حزب الله لبنان قرار داده است. اتهامی که مقامات آمریکایی به طور خصوصی آن را تایید کردند. این نخستین تایید رسمی از انتقال موشک های پیشرفته به گروهی است که نه کشور است و نه حکومت و هم از سوی آمریکا در فهرست گروه های تروریستی قرار گرفته است. این موشک ها قابلیت حمله به اسراییل از دره بکا در لبنان را به حزب الله می دهد.

مقامات رسمی سوریه، لبنان و حزب الله انتقال هرگونه موشک اسکاد را تکذیب کرده اند.

انتقال فناوری پیشرفته رادار، توازن نظامی منطقه را برهم خواهد زد.

مقامات اسراییلی و آمریکایی نگفته اند که این انتقال چگونه صورت گرفته است و توان رادار چقدر است اما می گویند این سیستم به سوریه و ایران این امکان را می دهد که حرکات خطوط هوایی نظامی اسراییل را بخوانند و هرگونه حمله ناگهانی اسراییل را از قبل باخبر شوند. به رغم مقاومت ایران در برابر غرب، مقامات اسراییلی می گویند هنوز امکان حمله اسراییل به تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی وجود دارد.

رادار پیشرفته امکان حمله موثر حزب الله به شهرهای اسراییل را افزایش می دهد. دیوید فلغوم، کارشناس جنگ افزار و رادار می گوید: «رادار پیشرفته همان چیزی است که برای حمله با موشک های با برد بیشتر به آن نیاز دارید. تا الان حزب الله فقط فتیله موشک را آتش می کرد و آن را مانند تیری در تاریکی می فرستاد.»

داشتن بینایی کافی به فضای هوایی اسراییل، این امکان را به لبنان و حزب الله می دهد تا امکان بیشتری در صورت هرگونه درگیری داشته باشند. آن هم درحالی که شبه نظامیان حزب الله احتمال حمله هوایی اسراییل را می دهند.

یک مقام رسمی آمریکا که نزدیک به امور حمل سلاح است می گوید: «ایرانی ها به دنبال دو امتیاز هستند. اول این که نیاز به حزب الله قوی دارند تا خطر مناسبی در برابر اسراییل باشد و دوم، می خواهند از هرگونه خطر احتمالی از سوی اسراییل، با خبر شوند.»

مقامات فعلی و قبلی آمریکا همواره از خطر افزایش قدرت نظامی سوریه و احتمال برهم زدن توان نظامی در خاورمیانه ابراز نگرانی کرده اند.

جورج بوش، رییس جمهوری آمریکا از حمله اسراییل به تاسیسات مشکوک سوریه در سال ۲۰۰۷ از قبل باخبر شده بود. یک مقام سابق رسمی آمریکا که در جریان این اخبار بود می گوید: «دولت آمریکا از مدارک اطلاعاتی سوریه برای ساخت تاسیسات اتمی باخبر بود اما آن را به دلیل جلوگیری از بالاگرفتن تنش میان سوریه و اسراییل، فاش نکرده بود.»

وی افزود: «ما درباره ساخت رآکتور تا شش ماه چیزی نگفتیم. بعد از آن بود که سوریه را به ساخت رآکتور متهم کردیم. ما دنبال راهی بودیم که اوضاع را به نفع خودمان تغییر دهیم.»

آن زمان اهود اولمرت نخست وزیر اسراییل با استفاده از واسطه با بشار اسد راه ارتباطی را باز نگه داشت تا مذاکرات صلح متوقف نشود.

بسیاری از مقامات رسمی اسراییل و سوریه می گویند تا پیش از حمله سال ۲۰۰۹ اسراییل به غزه، دو طرف توانسته بودند برخی از مشکلات بر سر بلندی های جولان را حل کنند.

* از چارلز لوینسون (Charles Levinson) / وال استریت جورنال آسیا

عکس از:Getty images


 


نقض آشکار حقوق مدنی و حقوق بشر در ایران به قدمتِ خود جمهوری اسلامی است. اما تازه بعد از انتخابات ریاست جمهوری در سال گذشته بود که توجه جهانی به این رخداد جلب شد. قانون شکنیِ حکومت با دستگیری شروع می شود. دستگیری ها خودسرانه و اغلب بدون ذکر دلیل است.

خرد کردن شخصیت

بدرفتاری های خشن به شکل ایراد ضرب به تمام بدن، هنگام جلب قربانی درخانه و در حضور خانواده اش شروع می شود. مدارک و کامپیوتر و جز اینها توقیف و به همراه برده می شوند. در خودرو به قربانی چشم بند زده می شود. بازداشتی ها را یا مستقیم به زندان های مخوف چون اوین می برند یا به خانه هایی که زیر نظر سپاه پاسداران است. در زندان اغلب چهار نفر را در فضایی به مساحت دو متر مربع نگه می دارند بگونه ای که این عده تنها می توانند نوبتی بخوابند. بازجو وظیفه دارد قربانی خود را درهم بشکند و با شکنجۀ جسمی و روحی شخصیتش را خرد کند و به اطاعت مطلق وادارد. بازجویی اغلب با تنفس های کوتاهی از هشت صبح تا یازده شب طول می کشد. کتک با مشت و لگد همراه با فحش های رکیک بویژه به همسر و مادر و خواهرِ زندانی عادی است. قربانیان در بیشتر موارد به علت آسیب های شدید بدنی به بیمارستان برده می شوند. تنبیه های سخت بدنی تاکنون به چنیدن مورد فوت منجر شده است.

ممنوعیت ملاقات و تماس

سلول های بسیار کوچک با نور و هوای کم سرنوشت بازداشتی های زیادی است. با دنیای بیرون هیچگونه تماسی وجود ندارد و ماه ها اجازۀ ملاقات با بستگان داده نمی شود یا مگر برای چند دقیقه آنهم زیر نظارت شدید. در قاعده به زندانی ها دو نوع اتهام زده می شود که آنها باید بدان اعتراف و زیر اعترافنامه را امضا کنند: فساد اخلاقی (روابط نامشروع و استفاده از مواد مخدر) یا اقدام علیه امنیت ملی (جاسوسی، اغتشاش). برخی از آنها مجبور می شوند جلوی دوربین ظاهر شوند و اعترافاتی را از رو بخوانند که بازجوها نوشته اند.

برخی از زندانیان اوین در نامه ای به روحانیون بلند پایۀ میانه رو و بی طرف از شکنجه های ضدانسانیِ روحی و جسمی شکایت کرده اند و از آنها کمک خواسته اند. اما در زندان های سپاه که حتی نمایندگان مجلس به آنها راه ندارند با زندانی ها به وحشیانه ترین شکلی بدرفتاری می شود. برهنه کردن زندانی ها و تهدید آنها به استعمال باتوم یا بطری بسیار رایج است. بازداشتی ها حتی در حضور قاضی بدرفتاری می بینند و به شدت کتک می خورند. قضات به اعترافاتی استناد می کنند که به زورگرفته و از سوی بازجویان دیکته شده اند.

فشار بر وابستگان

در زندان های وزارت اطلاعات شکنجۀ فیزیکی تقریباً وجود ندارد، اما درعوض به وابستگان قربانیان فشار زیادی می آید. بازجویان اطلاعات زیادی از زندگی خصوصی زندانیان دارند که آنها را با دروغ درهم می آمیزند تا زندانی ها را مجبور به همکاری کنند. خیلی زود در مورد امور شخصی صحبت می کنند و اینگونه می کوشند مقاومت قربانیان را درهم بشکنند. روش مرسوم، تماس به قصد رابطۀ جنسی با زنان خانوادۀ قربانی است. در یک مورد بازجو در زمان کوتاهی بارها با همسر زندانی تماس گرفت و کوشید او را به طلاق از شوهرش وادارد.

درقاعده قربانیان زیرفشار زیاد روانی و از ترس فروپاشی خانواده همۀ اتهام ها را می پذیرند. قضات اغلب زندانیان را تهدید می کنند که وکیل نگیرند در غیر اینصورت مجازات سخت تری در انتظار آنهاست.

ضبط مدارک

رهبر مخالفان مهدی کروبی در اوت ۲۰۰۹ در نامۀ سرگشاده ای با مدارک محکم و شهادت خود قربانیان از موارد متعدد تجاوز به مردان و زنان در زندان صحبت کرد. بعد از این کار دادستانی تهران به دفتر کروبی ریخت و مدارک را ضبط کرد.

بازجویان حتی با کسانی که با وثیقه های سنگین آزاد می شوند تماس می گیرند و آنها را می ترسانند. اینان و نیز وابستگان آنها، اغلب زنان جوان، وادار به انجام ملاقات در پارک ها و هتل ها می شوند. در این ملاقات ها از آنها خواسته می شود همکاری و خبرچینی کنند.

پاداش شکنجه گران

کارهای غیرانسانی را در زندان های جمهوری اسلامی از نظر مذهبی توجیه می کنند. گفته می شود مسئله حکومت اسلامی است با رهبری که به نام خدا حکومت می کند. اولویت اصلی با حفظ حکومت است و در این راه نه تنها همۀ وسایل مجاز که وظیفۀ دینی است. بدین ترتیب شگنجه گران کاری بر خلاف حق انجام نمی دهند. بلکه آنها در آخرت برای «کار صواب» خود پاداش می گیرند زیرا به دستور رهبر و جانشین امام زمان عمل می کنند. جمهوری اسلامی ایران اینگونه دوراز خرد است.

* از: بهروز خسروزاده / در: نویه لوتسِرنِر تسایتونگ


 


مدت زمان زیادی به درازا کشید تا نخست وزیر ترکیه اردوغان هدف های دولت ملی اسلام گرای خود را در سیاست خارجی به آشکاری برزبان بیاورد. از جنگ ویرانگر اسرائیل در غزه و بعد از حملۀ خونین ارتش اسرائیل به کشتی امداد رسانی، اردوغان چهرۀ کاملاً شرقی خود را نشان می دهد. وی بعد از دوره ای بازنگری مناسبات، گام به گام همکاری نظامی و راهبردی با اسرائیل را کاهش داد تا درعین حال عذرخواهی و تغییر سیاست دولت ناتانیاهو را پیش شرط آشتی کند. بعد از تماس های محرمانۀ اخیر بین دو کشورهم تغییری دراین وضعیت ایجاد نشده است.

روشی خردمندانه

رهبران غربی با دوقدرت منطقه ای در خاورمیانه روبرو هستند. درکنار مبارزۀ فرسایشی با برنامۀ اتمی ایران و اهمیت فزایندۀ این کشور در خلیج فارس، این نگرانی هم اضافه می شود که ترکیه چه در چنته دارد. تاریخ معاصر برای اسرائیل تسلای چندانی نیست: ترک ها همیشه با فکر کار کرده اند.

اینان بعد از فروپاشی بلوک شرق، نه دربالکان و نه در آسیای مرکزی و یا در شمال عراق دچار وسوسۀ ترک گرایی نشدند و ماجراجویی نکردند. اما وقتی پایشان به جایی رسیده، مانند سال ۱۹۷۴ در شمال قبرس، دیگر ماندگار شده اند. ترکیه بعنوان شریک مورد اعتماد که قلمرو خود را برای رزمایش مشترک هوایی به روی کشور یهودی باز می کند و با این کشور در کاسۀ سوری ها و ایرانی ها ریگ انداخته، آرایش جدیدی به خود داده است.

بدین ترتیب اعراب دلیل دیگری در دست دارند تا از ضعف خود گله کنند. اینان تاریخ و جغرافی را پیوسته با بحران فلسطین در هم آمیخته اند؛ اما وسیلۀ لازم را نداشته اند تا در برابر فشار اسرائیل و فشار هماهنگ قدرت های غربی تاب بیاورند. اما وجود اقلیت های فلسطینی در کشورهایشان نگذاشته تا از این مشکل روی برگردانند. زیرفشار روند به اصطلاح صلح در سال های هشتاد و نود، مصر و اردن و سرانجام فلسطینی ها پویایی سیاسی خود را از دست دادند. اما اسرائیل در باد مذاکرات، شهرک های یهودی نشین را در بیت المقدس شرقی و جولان بشدت گسترش داد. شبکه ای از پایگاه های نظامی و جاده ها به اسرائیل کمک کرد مردم فلسطینی و سوری را در مناطق اشغالی تحت اختیار خود بگیرد.

آیا بین اسرائیل و ترکیه و ایران، این دو قدرت جدید منطقه ای، روند پویای مثبتی شکل خواهد گرفت؟ در این خصوص جدیت تازۀ آمریکا از زمان ریاست جمهوری اوباما جلب نظر می کند. افسران بلند پایۀ آمریکایی نکته های مهمی را بر زبان می آورند که تاکنون تنها شرق شناسان آنها را مطرح می کردند: مادام که مشکل اصلی منطقه، بحران فلسطین، عادلانه حل نشده امنیت ملی آمریکا در خطر مستقیم قرار دارد، زیرا نیروهای خارجی در افغانستان و عراق نفرت روزافزون مسلمانان را احساس می کنند.

به این دلیل اوباما از اسرائیل خواسته فوری و قاطع جلوی شهرک سازی را بگیرد. قرار است با آرامش شرایط این کار بررسی شود. اما فلسطینی ها مدتهاست که دچار چند دستگی هستند. و نخست وزیر سابق و فعلی اسرائیل ناتانیاهو تاکنون در برابر خواست آمریکا مقاومت کرده است. توقف شهرک سازی را به چند ماه محدود کرد و نگذاشت برای دور جدید گفتگوهای غیر مستقیم پیش شرط شود.

حق اسرائیل

آیا ترکیه و ایران خواهند گذاشت در بازار بزرگ خاورمیانه نیرویشان تضعیف شود و تن به خلع سلاح بدهند؟ تاکنون اینگونه بوده که اسرائیل با استناد به هولوکاست تا زمانی برای خود حق تضمین امنیت قائل بوده که اعراب گام به گام با عادی سازیِ روابط حسن نیت خود را نشان دهند. نتیجۀ عملی، حق مخالفت اسرائیل در تمامی امور بود بگونه ای که در نهایت اسرائیل توانست در گفتگو با آمریکا – و نه با فلسطینی های «مشکوک»- نقشۀ فلسطین آینده را تعیین کند.

احمدی نژاد در اظهارات تنفربرانگیز یهود ستیزانه اش هیچگونه تفاهمی نسبت به واقعۀ تاریخی هولوکاست نشان نمی دهد. بدین ترتیب اسرائیلی ها را در بی اعتمادی خود سرسخت تر می کند. اما اردوغان فردی قابل اعتماد محسوب می شود. البته وقتی همراه با اعراب از حکومت ظالم اسرائیل حرف می زند امکان میانگیری را از دست می دهد. بدین ترتیب تنها سؤال این است که آیا دو بازیگر جدید در خاورمیانه می توانند بگونه ای اسرائیل را تهدید کنند که سرانجام اسرائیلی ها دل به دریا بزنند و به کس دیگری غیر از آمریکایی ها دست بدهند یا نه.

* از: ویکتور کُوخِر / در: نویه تسورشر تسایتونگ


 


دو رویداد مهمی که اخیرا اتفاق افتاده، شدیدا به هم تنیده شده اند، هرچند هنوز هیچ هشداری مبنی بر ارتباط بین این دو پدیده از سوی بازیگران اصلی این رویدادها بیان نشده است. در واشینگن، پرزیدنت باراک اوباما، در تلاش برای جلوگیری از سرمایه گذاری در بخش انرژی جمهوری اسلامی و تامین منابع سپاه پاسداران انقلاب، قانون تحریم های جدید آمریکا علیه ایران را امضا کرد. و اما در کرانه باختری اشغالی، یهودی های مهاجر درخواست کردند تا بنجامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، به شهرک سازی غیرقانونی در کرانه باختری و اورشلیم بعد از به پایان رسیدن مهلت قانونی در سپتامبر(تعلیق ده ماهه شهرک سازی در کرانه باختری) ادامه دهد.

ارتباط بین این دو رویداد ساده است: باید تاکید کرد که تحریم ها علیه ایران هیچ وقت موفق نخواهد شد- و بحران برنامه هسته ای تهران هیچ وقت خنثی نمی شود- تا زمانی که اسرائیل همچنان مصر و سرسخت در عقیده اشتباه خود، به شهرک سازی غیرقانونی در کرانه باختری ادامه می دهد؛ چیزی که فقط عوامل ضداسرائیلی را در منطقه تشدید می کند.

اوباما و هم پیمانان سیاسی اش می گویند در حال تصویب تحریم هایی فراتر از تحریم های قطعنامه شورای امنیت هستند تا ایران را متقاعد کنند که پشت میز مذاکره بنشیند. اما با ادامه شهرک سازی، تحریم ها علیه ایران یا علیه هرکس دیگری در این منطقه- هرکسی که می شود به این لیست اضافه کرد- هیچ وقت به نتیجه دلخواه سازمان ملل منتهی نخواهد شد.

این یک معادله فرضی نیست، همان طوری که خیلی ها این را مسلم و بدیهی می دانند. واقعا اینطور نیست که آمریکا به اسرائیل اختیارات نامحدود داده باشد تا به راه حل های سازمان ملل بی اعتنایی کند؛ در عین حالی که این را می گوییم، می خواهیم همچنین بگوییم که آمریکا هیچ اقدام خاص و معناداری علیه این شهرک سازی ها، صرفنظر از نطق های توخالی انجام نداده است(در اینجا درک ما با واقعیت تطابق دارند). نه، شهرک سازی در سرزمین های اشغالی به منافع آمریکا خسارت وارد می کند چون باعث بوجود آمدن فشارهای مقاومت ناپذیر همگانی در کشورهای هم پیمان آمریکا، از مصر تا کشورهای حوزه خلیج فارس برای تقبیح این مساله و اظهار نظر علیه آمریکا و اسرائیل می شود- و این مساله طنین و انعکاس خیلی بیشتری نسبت به بحث ایرانیان دارد.

متغیر دیگر در این شهرک سازی – معادله ایران، اوضاع داخلی سیاسی اسرائیل است که نشان دهنده ایستادگی و پافشاری هایی است که شاید باعث شود نتانیاهو از زیاده خواهی های ائتلافش چشم پوشی کند، آن هم به لطف کابینه میانه روتری که شامل کدیما می شود؛ دولتی که می تواند به راحتی هم مهاجران منحرف شده از فضای سیاسی اسرائیل و هم شرکای واقع گرا برای مذاکره با فلسطین را تحت فشارهای شدید قرار دهد.

در ضمن، انتخابات آمریکا هم می تواند اوباما را برای اصلاح و تغییر سیاست هایش در برابر اسرائیل و ایران تحت فشار قرار دهد؛ رئیس جمهور همین حالا هم این هفته ایالت ویسکانسن (نظر سنجی ها نشان دهنده احتمال چرخش موضع سیاسی رای دهنده گان این ایالت از طرفدار اوباما و دمکرات ها به طرفدار جمهوری خواهان حکایت دارد-توضیح ایران در جهان) را برای سخنرانی در دفاع از سیاست های اقتصادی اش و انتقادهای جمهوری خواهان انتخاب کرد.

در هر صورت، ما به زودی شاهد مرحله جدیدی خواهیم بود. رویارویی علیه منازعه برنامه هسته ای تهران می رود تا در راس قرار بگیرد و همه شواهد و نشانه ها به یک مسیر واحد اشاره دارند: قدرت نمایی ایران –آمریکا به قطعنامه صلح آمیزی منجر نمی شود تا زمانی که اسرائیل به افزودن شهرک هایش در فلسطین ادامه می دهد.

* سرمقاله دیلی استار


 


سرنوشت اسفبار کشتی های امدادرسانی به غزه روابط ترکیه و اسراییل و اتحاد این دو را دچار مشکل کرده است. اما این کار کمک کرد ترکیه از غرب دور شده و با دولت های خطرناک خاورمیانه نزدیک شده و ائتلاف کند و وزن سیاسی خود در خاورمیانه را بالاتر ببرد.

سیاست خارجی را نمی توان از سیاست داخلی جدا کرد. هویت ملت ها و رفتارشان از مهم ترین عوامل اولویت های استراتژیک است. اسراییل هم البته با کمی غفلت از حسابگری، روابط خود را ترکیه را متزلزل کرد. اما برهم خوردن روابط اسراییل با ترکیه، شاه ایران و اتیوپی به دلیل وقوع اسلامگرایی و پایان دادن به حکومت هایی بود که به غرب نزدیک بودند. حالا رجب طیب اردوغان هم به اسلامگرایان نزدیک شده و از سیاست های اسراییل فاصله می گیرد.

در بطن این تشنج روابط، عقده هویت ترکیه نهفته است و دوگانگی غرب گرایی کمال آتاتورکی و آن هویت عثمانی شرقی. اردوغان با نیم نگاهی به اتحادیه اروپا، به سمت چرخش به شرق است. آتاتورک گرایی هم به نوعی امپراتوری عثمانی را کنار گذاشته و به مدرنیزاسیون روی آورده بود. افقی که مد نظر اردوغان است به ریشه های اسلامگرایی این کشور همخوانی ندارد ولی دلیل هم نمی شود قدرت طلبی در منطقه را فراموش کند و آن را کنار بگذارد.

اردوغان به شرایط اتحادیه اروپا برای پیوستن، پاسخ مثبت داد. اصلاحات، آزادی اقتصادی و همکاری با دادگاه حقوق بشر اروپا و بهببود وضعیت کردها و کم کردن جاه طلبی ارتش، از دستاوردهای این حرکت بوده است.

اما اردوغان محدودیت ارتش را به عنوان پیش شرط اتحادیه اروپا پذیرفت اما برای این که اسلامگرایان را تقویت کند. انتخاب یار سیاسی اش عبدالله گل به عنوان رییس جمهور برخلاف نظر ارتش، در راستای سیاست مخالفت با آتاتورک گرایی بود.

برای بستن راه غیرقانونی کردن حزب عدالت و توسعه، دادگاه قانون اساسی هم از آتاتورک گرایی و ارتش دور شد. شرط اتحادیه اروپا برای اصلاح قانون اساسی هم به کمک دولت آمده و دست نیروهای نظامی را کوتاه می کند و افزایش قدرت دولت بر قوه قضاییه را فراهم می کند.

انقلاب اسلامی اردوغان به نظام آموزشی هم سرایت کرده و با معرفی نظام آموزشی اسلامی تشدید شده است. در راستای قانون جدید، آموزش عربی هم در مدارس اجباری شد. سخت می توان فکر کرد که چه بر سر رویای آتاتورک آمده است.

اردوغان باور دارد برای قویتر کردن قدرت رایزنی و میانجیگری ترکیه، باید رویای عثمانی را زنده کرده و به شرق نزدیک شد. برای لابی در بحران خاورمیانه، ترکیه به قهرمان فلسطینی ها تبدیل شده و در قضیه میان ایران و غرب هم خود را وسط انداخته و به عنوان رهبر منطقه ای خود را مطرح کرده است.

هم اسراییل و هم غرب از افزایش قدرت منطقه ای ترکیه نگران هستند. سیاست های نئوعثمانی اردوغان، به معنای بازگشت عثمانی گرایی است و ائتلافی است با رادیکال گرایی اسلامی (ترکیه – ایران)، و ضعیف شدن رژیم های محافظه کار عربی.

ترکیه با مناقشه بر سر کشتی های امدادرسانی، دولت نتانیاهو در اسراییل را تضعیف کرد، حماس را جانی دوباره داد و با پایان دادن به حصر غزه، اهمیت خود را به دولت های عربی نشان داد. اما باز هم، افزایش قدرت ترکیه، نشانه ای از ضعف دولت های عربی است. دولت های عربی نتوانستند به صلح با اسراییل برسند و فکر کردند با حصر غزه حماس نابود می شود اما با این کار خودشان قربانی اسلامگرایی خود شدند. همانند دیگر اسلام های دموکراسی مانند ترکیه و ایران که دولت های آنها از انتخابات در می آید و با حماس و حزب الله هم نزدیک است، می تواند به تضعیف دولت های عربی منتهی شود. آنهم به این دلیل که همه آنها کم و بیش با بحران مشروعیت روبرو هستند. همه آنها نوعی اقتدارگرایی سکولار هستند که به کمک سازمان های امنیتی قدرتمند توانسته اند هنوز قدرت را در دست داشته باشند.

استراتژی اردوغان او را به یکی از خطرناک ترین دشمنان غرب تبدیل می کند. وی حتی با عمر البشیر رییس جمهوری تحت تعقیب سودان هم نزدیک است و او را در ترکیه خوشآمد می گوید و مدعی است درست است که او به دلیل نسل کشی تحت تعقیب است، اما در حق مسلمانان نسل کشی مرتکب نشده است.

ایران و ترکیه مجبورند اسلامگرایی خود را بیش از پیش تقویت کرده و در میان خرابکاری اعراب، خود را بالا بکشند. پان اسلامگرایی جایگزین پان عربیسم شده که نوعی عقب گرد برای دولت های پیش روی عربی است.

به رغم انقلاب اسلامی خزنده اردوغان، ترکیه هنوز هم ایران نیست. حزب عدالت و توسعه هنوز هم پیشرو و عملگرا و چندقطبی است که میان اسلام و دموکراسی تناقضی نمی بیند و منافاتی هم با رویای اروپایی ترکیه نمی بیند.

به شکل فزاینده ای مخالفت سکولارها و حزب جمهوری مردم ترکیه تحت رهبری کمال کیلیچ داروغلو هم به کمک این اسلامگرایی آمده است. با بازگشت اسراییل به حالت معمول و استراتژی صلح، و با مذاکراه ترکیه با دیگر متحدان ناتو، کماکان می توان پل ارتباطی ترکیه میان شرق و غرب را می تواند به نوعی حل کرد.

* از شلومو بن عامی (Shlomo Ben-Ami) / د استار

شلومو بن عامی وزیر خارجه سابق اسراییل است که در حال حاضر معاون رییس مرکز بین المللی صلح تولدو است.


 


با ورود ایران به مارپیچ رنج آور تحریم ها به یاد سیاست کشور داری و مردم داری «عاقلانه» رییس جمهور صدام حسین می افتیم که یک دهه تحریم را با محروم کردن مردمش از ثروت طبیعیشان، نفت، تاب آورد. ایران (در این مقایسه) هنوز راه بسیاری دارد تا بتواند بهبود یابد و به اصطلاح، قوای خود را جمع و جور کند.

امروز ایران به جای تامین نیازهای نفت و گاز مردم از راه گسترش پالایشگاه هایی که دیگر جوابگوی مصرف داخلی نیست ترجیح می دهد که به گسترش جنگ افزارهای هسته ای بپردازد و هرچند از کشورهای بزرگ عضو اوپک به شمار می رود، اکنون در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکل تدارک محصولات نفتی ناشی از کاهش واردات این فراورده هاست.

دشوار بتوان تصور کرد که کشور بزرگ نفتی چون ایران سالیان دراز مصرف داخلی خود را با خرید بنزین و فراورده های نفتی و مقادیر عظیمی گاز از کشور ترکمنستان تامین می کرده است. این در حالی است که ایران پس از روسیه و قطر دارای سومین ذخیره بزرگ (نفت و گاز) دنیاست.

رهبر انقلاب ایران باور دارد که مردمانش به جای بهره مندی از ثروت نفت و گاز کشورشان برای تامین آسودهء نیازهای روزانه بهتر است جنگ افزار هسته ای داشته باشند. در واقع رهبر به جای گسترش توانایی های پالایشگاه های ده گانه ایران ترجیح می دهد برای تامین نیازهای کشور به واردات بنزین و گاز از ترکمنستان وابسته باشد. پس از سالیان دراز گفتگو با شرکت های بزرگ نفتی چون رِپسول اسپانیا و شِل برای گسترش و بهره وری از ذخایر گاز پارس، این شرکت ها میدان را ترک گفتند. شرکت های داخلیِ مامور انجام این کار نیز از امکانات و فناوری گاز برخوردار نبودند و به دلیل تحریم ها نیز تدارک این تاسیسات از ایالات متحده امکان پذیر نبود.

اکنون در نتیجه تحریم های تازه ای که با پژوهش کنگره امریکا به تصویب رسید شرکت های بزرگی چون توتال و رِپسول چند ماه است که از تامین فراورده های نفتی ایران دست کشیده اند. چنین تصمیمی در پیش دستی بر تحریم های امریکا و احتمال تنظیم تحریم های آینده به وسیله اتحادیه اروپا انجام شد. هرچند مقامات ایران می توانند بنزین را از فروشندگان دیگری خریداری کنند اما به دلیل تحریم های بین المللی و به ویژه تحریم های ایالات متحده این کار با هزینه ای بالا و با دشواری بسیار همراه خواهد بود.

وزیر نفت ایران ادعا می کند که کشور ظرفیت تولیدی بیش از ۴ میلیون بشکه در روز را دارد ولی هم اکنون ۳/۶ میلیون بشکه در روز تولید می شود ولی به گفته کارشناسان نفت، این آخرین ظرفیت تولیدی ایران است. مدیر سرمایه گذاری در شرکت نفت ایران ، حجت اله غنیمی فرد، گفت که تولید نفت ایران ۲۵۰ هزار بشکه در روز پایین آمده است. وی با گفتن این که این مقدار نفت در شیوه استخراج سنتی در هر میدان نفتی هدر می رود (و روزآمد کردن تجهیزات نیازمند منابع مالی است) برای تامین منابع مالی لازم (برای بهینه کردن استخراج) و جبران این مقدار نفت ابراز نگرانی کرد.

با توجه به تحریم بخش بانکداری ایران، هم گسترش میدان های نفتی و هم تامین گازوییل مورد نیاز از بازارهای عادی و فروشنده های فراورده های نفتی برای ایران بسیار دشوار است. برخی از فروشنده های محصولات نفتی با فروش بنزین به ایران در واقع از حاشیه تحریم درآمدهای کلانی به دست آورده اند.

مدیر سرمایه گذاری در شرکت نفت ایران اعلام کرده است که ایران در پنج سال آینده آماده پذیرش ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه در بخش نفت است که ۷۵ میلیارد آن به تامین مالی خارجی در این بخش تعلق دارد. بانک ها مسدود شده اند و ایالات متحده تنها اجازه جذب سرمایه خارجی تا سقف سالی ۲۰ میلیون دلار را به ایران داده است. پرسش این است که این سرمایه گذاری خارجی ۷۵ میلیارد دلاری چه گونه می تواند به ایران راه یابد؟

ایران به دوره ای دشوار برای تامین هزینه های روزمره گام می نهد و این بر جامعه نیز تاثیر خواهد گذاشت. دشواری دستیابی به بنزین بر قیمت آن می افزاید و به همراه آن مسائل اجتماعی و نارضایتی عمومی پدیدار می شوند. با وجود دلار های ناشی از فروش نفت، وضعیت اقتصادی ایران وخیم تر می شود. با توقف سرمایه گذاری در بخش نفت و انرژی، تورم و بیکاری شدت خواهد گرفت.

* از راندا تکی الدین / دارالحیات

عکس: منتشر شده در تهران تایمز


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irandarjahan-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irandarjahan@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته