-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ تیر ۲۹, سه‌شنبه

Latest news from Jaras for 07/20/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



جـــرس: درحالی که زمان دقیق و نحوۀ اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها توسط دولت هنوز مشخص نمی باشد، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی تاکید کرد "قانون هدفمندسازی یارانه‌ها یک قانون درآمدی هزینه‌ای است که اگر اجرایی نشود نیز مشکل قانونی ایجاد نمی‌کند اما قطعا به اقتصاد کشور لطمه خواهد زد."


به گزارش سامانه خبری «خانه ملت»، جمشید انصاری در خصوص عدم اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها در زمان اعلام شده توسط مجلس تاکید کرد: من معتقدم هدفمند سازی یارانه ها دشواری هایی دارد که هر چه زمان می گذرد با دشواری های آن بیشتر آشنا می شود.


دبیر کمیته سیاسی فراکسیون خط امام مجلس تصریح کرد: این طرح بسیار عظیمی است و دولت نیز در شرایط فعلی به این امر توجه بیشتری کرده است.


انصاری گفت: قانون هدفمند سازی بحثی درآمدی – هزینه ای است و اگر درآمد محقق نشود هزینه نیز ایجاد نخواهد شد. قوانین در این بخش لطمه نمی خورد البته این لطمه در کشور ایجاد خواهد شد ولی در قانون بودجه مسئله ای ایجاد نمی شود.


عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با اشاره به این که دولت می خواست سال گذشته این کار را انجام دهد اما در حال حاضر پیچیدگی های آن اجرا را مشکل کرده است در ادامه گفت: من قبلا هم اعلام کرده ام که دولت نمی تواند با شرایط فعلی این طرح را اجرایی کند و این درحالی است که دولت و مجلس معتقد بودند اگر این اصلاح ساختاری انجام نشده و یا با تاخیر انجام شود عوارض زیادی برای کشور خواهد داشت.


وی در خصوص این که دولت اجرای آزمایشی این قانون را در حال حاضر آغاز کرده است و بنابراین عدم اجرا معنایی ندارد گفت: اجرای آزمایشی فرق دارد اگر بخواهد این قانون را اجرایی کند باید افزایش قیمت به صورت قانونی صورت بگیرد تا از طریق آن درآمد زایی ایجاد کند.


انصاری گفت: دولت نمی تواند در برخی از روستاها و یا شهرستان ها افزایش قیمت در فراورده های نفتی ایجاد کند و در سایر شهرها این کار را انجام ندهد. از طریق اجرای آزمایشی اصلاح قیمت ها به دست نمی آید.

 

نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی افزود: اجرای آزمایشی تنها در حد اصلاح اطلاعات آماری اقتصادی خانوارها معنا دارد که با اجرای قانون فرق دارد.


 طرح هدفمند کردن یارانه ها، از موارد مورد اختلاف جدی دولت احمدی نژاد و مجلس شورای اسلامی بوده است.

رئیس دولت با پافشاری بر میزان سهم خود از اجرای طرح مذکور، خواستار به همه پرسی گذاشتن آن و همچنین عدم اجرای مصوبات نمایندگان مجلس شده بود.


شدت این موضوع، با دستور رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر "ایجاد فضا برای دولت توسط نمایندگان"، فروکش کرده است.


 


جـــرس: سفیر اسبق ایران در آفریقای جنوبی و مدیرکل پیشین بخش آفریقای وزارت خارجه، که در اواسط دولت نهم از سمتِ خود برکنار گردیده، در واکنش به خبری مجعول در سایت «بولتن نیوز» (متعلق به پسر رئیس دولت)، ادعای آن سایت مبنی بر "افشای انتقال طلای خام توسط همسران چند تن از مدیران سابق"، نامه ای به وزیر خارجه نوشته و نسبت به دروغ پردازی و خبرسازی آن سایت هشدار داد.



روز ٢٣ خردادماه، در سایت بولتن نیوز مطلبی بدون امضاء و نام و تحت عنوان "چهار پرده دیپلماتیک: از طلاهای خام تا یک و نیم نصف شب و..."منتشر گردید که مدعی شده بود "خبرنگار بولتن، چهار پرده از اقدامات مثلا دیپلماتیک برخی مسئولان سابق را ادعاهای آن ها زمین و زمان را کور میکند، افشا کرد.


پرده اول ) دیپلمات سابق، در آفریقای جنوبی سفیر است،همان جایی که این روز ها جام جهانی فوتبال را برگزار می کند؛ چند نفر از خانم های مسوولان وقت فیل شان یاد هندوستان کرده و سراز آفریقای جنوبی در آورده اند، بالاخره باید بین تفریحات آنان و بقیه فرقی باشد یا نه؟! آنها که نباید آخر هفته را شاه عبدالعظیم و کن و سولقون بروند! آقای سفیر،از این که مهمانان عالیرتبه ای را پذیرایی می کند، خوشحال است و سعی می کند رسم میزبانی را در حد اعلایش بجا آورد.اما همه چیز طبق میل او پیش نمی رود. چند روز بعد که خانم ها، قصد بازگشت دارند، ماموران فرودگاه وارد هواپیما می شوند و به آنها می گویند که باید بسته هایی که می خواهند از آفریقای جنوبی خارج کنند را بازرسی کنند. سفیر به هر دری می زند تا جلوی این کار را بگیرد؛کار بالا می کشد و در نهایت هیات بانوان ایرانی را از هواپیما پیاده می کنند تا دیگران معطل نشوند. کار بازرسی ختم می شود و مقادیر زیادی طلای خام از بسته های آنان بیرون می آید. مقامات آفریقایی، در دیدار آقای سفیر یاد آور می شوند که کار صورت گرفته، جرم بوده ولی این بار را گذشت می کنند. سفیر پیشین ایران جز سرافکندگی پاسخی ندارد؛ او باز هم کار خودش را درست انجام نداده بود. خانم ها با پرواز بعدی به تهران برمی گردند؛ اما بدون طلا و جواهرهایی که از بازارغیررسمی وبطور قاچاق خریداری کرده بودند."


این دیپلمات باسابقه وزارت خارجه ایران که جاوید قربان اوغلی نام دارد، خطاب به منوچهر متکی، وزیر خارجه دولت محمود احمدی نژاد یاد آور می شود، انتظار می رفت که وزارت خارجه برای دفاع از حیثیت شما و سفرای وزارت فخیمه، پاسخی به این مقاله سراسر کذب بدهد ولی با توجه به گذشت یک ماه از انتشار آن مقاله و عدم واکنشی از سوی آن وزارتخانه ، بر اساس مسئولیتهای پیشین خود در وزارت خارجه، لازم دیدم این مطلب را نوشته و در حد خود از کیان کشور و مسئولان خدوم آن دفاع نمایم.


این دیپلمات با سابقه ایران همچنین خاطرنشان می کند "استحضار دارید اینجانب بدلیل مسولیت خود در راس اداره کل آفریقا از سال ۷٣ در زمان وزارت علی اکبر ولایتی تا زمان برکناری از سمت خود در فروردین ۸۷ در زمان تصدی جنابعالی، همواره به عنوان مدیر کل آفریقا (۷٣ تا ۷۸ دوره اول و ۸٢ تا ۸۶ دوره دوم) و یا سفیر در آفریقای جنوبی (۷۸ تا ۸٢) آگاه ترین مدیر آن وزارتخانه نسبت به تحولات این قاره بودم.
در طول این ١٣سال یعنی از سال ۷٣ که با فروپاشی رژیم آپارتاید، دولت جمهوری اسلامی اقدام به برقراری روابط دیپلماتیک با حکومت جدید پرتوریا گرفت و در همان سال سفارت خود را افتتاح کرد، تا کنون دولت ایران چهار سفیر به پرتوریا اعزام کرده است و اینجانب که تا اسفند ۸۶ روابط دو کشور را مانیتور می کردم هرگز گزارشی را، که موید مقاله سایت بولتن نیوز باشد دریافت نکرده ام و اساسا چنین رویدادی در طی این سالها اتفاق نیفتاده است.


با توجه به اینکه این مقاله مستقیما متعرض مسولیتهای وزارت امورخارجه که جنابعالی که از زمان روی کار آمدن دولت نهم مسولیت آن را به عهده دارید،شده است لذا انتظار می رود که در مقام تحقق مسولیت "پاسخگویی" که یکی از شعارهای دولتهای نهم و دهم است و همچنین تنویر افکار عمومی نسبت به تکذیب این خبر اقدام نمایید.


با توجه به ادامه این مقاله و افسانه سرایی در سه پرده دیگر ظن غالب اینجانب بر این است که این مقاله نیز در ادامه تصفیه حسابهای سیاسی ، بصورت سفارشی تهیه و در سایت منتسب به یکی از "آقازاده های حاکم" به زیور طبع آراسته شده است.


از آنجاییکه قصد آن ندارم این موضوع را که به نوعی به حیثیت و کیان کشور مربوط می شود را با سه موضوع دیگر که بیشتر جنبه شخصی دارد در آمیخته و موجب خلط مبحث گردم،لذا پرداختن به سه پرده دیگر مقاله "بولتن نیوز"را به وقت دیگری وامی گذارم که سخن در این باره بسیار است.هر چند بر این باورم که هزینه کردن از آبروی کشور با تهیه خبر کذب "طلای خام "برای ورود به سه پرده دیگر بوده است و این روشی است که از زمان روی کار آمدن دولت نهم به فرهنگ غالب دولتمردان برای حذف رقبای سیاسی خود تبدیل شده است.




 


جـــرس: رحیم همتی، فعال ملی- مذهبی و از اعضای جنبش مسلمانان مبارز، از سوی گروهی ناشناس که خود را از سوی مراجع قضایی معرفی کردند، تهدید به بازداشت شد.


به گزارش منابع خبری جرس، این سومین بار است که این فعال ملی مذهبی در دو ماهه اخیر مورد تهدید قرار می گیرد. علیرغم اینکه وی بارها اعلام کرده است روز نهم مرداد که قبلاً از طریق اخطاریه ای که به وی ابلاغ گردیده است، در دادگاه حضور خواهد یافت.


شایان ذکر است رحیم همتی دوبار پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، بازداشت گردید. بازداشت اول در تیرماه به مدت یکماه در بند دو الف سپری کرد.


مرتبه دوم، پس از عاشورای خونین سال گذشته، با ورود مسلحانه ماموران امنیتی در منزلش بازداشت و به مدت دو ماه را در بندهای دو الف، ٢۴۰، اندرزگاه ۷ و ٣۵۰ به سر برد و در ٢۶ اسفند با قید وثیقه آزاد گردید.
 


اجرای حکم یک سال زندان عباس احمدلو دانشجوی دانشگاه آزاد اراک

 

عباس احمدلو دانشجوی سال آخر ارتباطات دانشگاه آزاد اراک با حکم دادگاه انقلاب این شهرستان روانه زندان اراک شد.

 

به گزارش دانشجو نیوز، جرم این دانشجو توهین به رهبری و تشویش اذهان عمومی عنوان شده است، پس از اینکه حکم یک سال حبس تعزیری عباس احمدلو توسط دادگاه تایید شد، وی ده روز پیش جهت سپری کردن دوران محکومیت روانه زندان اراک شد. لازم به ذکر است که محیط زندان اراک محیطی بسیار نامناسب است و عدم تفکیک زندانیان باعث فشارهای مضاعف بر زندانیان سیاسی می شود.

 

برگزاری دادگاه یکی از بازداشت‌شدگان وقایع پس از انتخابات


دادگاه مصطفی پاپی، از بازداشت‌شدگان وقایع پس از انتخابات امروز، ۲۸ تیرماه، دادگاه مصطفی پاپی، از بازداشت‌شدگان وقایع پس از انتخابات سال گذشته، در شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب به قضاوت مقیسه برگزار شد.

 

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، اتهامات این زندانی سیاسی، "اجتماع و تبانی به‌قصد برهم زدن امنیت ملی" و "تبلیغ علیه نظام" عنوان شده است.

 

درحالی که بیش از یک سال از انتخابات سال گذشته می‌گذرد، همچنان تعداد زیادی از بازداشت‌شدگان، در زندان به سر می‌برند و بسیاری با احکام حبس سنگین روبرو شده‌اند.

 

وضعیت وخیم رشید آخ کندی زندانی محکوم به اعدام در زندان سقز


رشید آخ کندی زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در شرایط امنیتی خاص و تحمیلی مسئولین زندان قرار گرفته به طوری که از درمان بیماری این زندانی و ملاقات با خانواده جلوگیری می شود.

 

به گزارش هرانا، رشید آخ کندی زندانی سیاسی که به اتهام محاربه در دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده است از ملاقات با خانواده اش محروم شده است و علی رغم بیماری های مختلف مسئولین زندان سقز از درمان این زندانی جلوگیری می کنند.

 

رشید آخ کندی از ناحیه چشم احساس درد میذکند و کلیه های وی نیز عفونت کرده است و تا کنون هیچ مداوایی برای درمان بیماری های این زندانی لحاظ نشده است.


ابوالفضل عابدینی تا دو هفته دیگر ممنوع الملاقات است


معاون زندان کارون اهواز از ملاقات ابوالفضل عابدینی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر تا دو هفته دیگر جلوگیری کرد.


به گزارش هرانا، شب گذشته با مراجعه معاون زندان کارون اهواز به محل نگهداری ابوالفضل عابدینی به وی اعلام شد که تا دو هفته دیگر اجازه ملاقات با خانواده اش را ندارد.

 

اين عمل در حالي صورت مي گيرد كه عابديني هفته گذشته نیز از ديدار با مادر خود منع شده بود.

 

گفتنی است، تا كنون هيچ دليلي از سوي مديريت زندان در خصوص ممنوعيت ملاقات به وی داده نشده است.

 

ابوالفضل عابديني در حال سپري كردن ايام محكوميت 11 ساله خود است كه پيش از اين فقط مي توانست از پشت كابين با خانواده خود ملاقات كند. اين خبرنگار جوان به شدت از ناراحتي قلبي رنج ميبرد و تا كنون دو بار با درخواست مرخصي اش مخالفت شده است .
 

 



 


جـــرس: با گذشت بیش از یک ماه از گسترش تحریم های بین المللی علیه جمهوری اسلامی و در حالی كه برخی فعالان بخش خصوصی خبر داده بودند که سه كشور آلمان، كره‌جنوبی و كانادا روابط تجاری خود با ایران را قطع كرده‌اند، رییس سازمان توسعه تجارت ایران این موضوع را رد کرد. همزمان مسئولی در اتاق بازرگانی ایران خاطرنشان کرد كه هرچند ممكن است این اتفاق توسط برخی از شركت‌های بخش خصوصی این سه كشور رخ داده باشد، اما دستورالعملی رسمی از سوی دولت‌های این كشورها برای منع تجارت با ایران صادر نشده است.


به گزارش ایسنا، بعد از اینكه وزیر بازرگانی جمهوری اسلامی تلویحا اذعان كرد كه از كشور انگلستان ثبت سفارش برای واردات صورت نمی‌گیرد، این بار اعمال محدودیت در مورد سه كشور آلمان، كانادا و كره جنوبی صورت گرفته كه البته این یكی دیگر از سوی آن كشورها بوده است.


این گزارش همچنین افزود مجید محمد‌زاده ـ عضو اتاق بازرگانی ایران ـ كه در واردات مواد اولیه‌اش از كشور كره جنوبی و آلمان با مشكل مواجه شده، گفته است "از هشتم ژوئیه، کره جنوبی تجارتش با ایران را قطع كرده است.


وی هرچند نام دقیق كالایی را كه می‌خواست وارد كند، نمی‌گوید، اما در این مورد اضافه می‌كند: ما می‌خواستیم واردات مواد اولیه برای تولید داشته باشیم كه نگذاشتند.


محمد‌زاده ادامه می‌دهد: در مجموع بحث بر این نیست كه چه موادی بوده، بحث این است كه كشور كره‌جنوبی كل واردات و صادرات خود به ایران را ممنوع كرده است. این در حالی است كه سطح مبادلات تجاری این كشور با ایران نیز خیلی بالا بوده و متاسفانه حتی این ممنوعیت را عطف ما به سبق هم داده‌اند. یعنی كالاهای خریداری شده قبل از این تاریخ را هم مشمول تحریم كرده است.


در مورد كشور آلمان نیز این عضو هیات نمایندگان اتاق مشهد گفته است: خودم هم از آلمان واردات كمپرسور داشتم كه اعلام كردند به ایران ممنوع است و نمی‌توانیم كالا بفروشیم.


در واكنش به این سخن فعال بخش خصوصی ایران، بابك افقهی، رییس سازمان توسعه تجارت ایران در پاسخ به این سوال ایسنا كه آیا كشورهای آلمان، كره جنوبی و كانادا تجارت خود با ایران را قطع كرده‌اند؟، آنرا تکذیب کرد.


از سوی مقامات بخش خصوصی ایران نیز مهدی فاخری، معاون امور بین‌الملل اتاق بازرگانی ایران این موارد را مربوط به تحریم علیه ایران می‌داند و می گوید "این موضوع در مورد سیستم بانكی این كشورها تایید شده است اما این كه تجارت را قطع كرده باشند نمی‌توانم تایید كنم."


وی در پاسخ به این سوال كه آیا ممكن است این اتفاقات از سوی بخش خصوصی كشورها رخ داده باشد؟ عنوان می‌كند: بله. بخش خصوصی آن‌ها می‌تواند این كار را انجام دهد. شركت‌های بین‌المللی كه مثلا با كشورهای تحریم‌كننده ایران ارتباط دارند و میزان مبادله با آن‌ها از مبادله با ایران بیشتر است، ممكن است از خیر بازار ایران بگذرند.


گفتنی است بعد از صدور قطعنامه ١۹٢۹ شورای امنیت سازمان ملل در مورد تشدید تحریم های جمهوری اسلامی، اتحادیه اروپا، کانادا، مجلسین و دولت آمریکا نیز، تحریم های فراگیر و بیشتری را در مورد ایران اتخاذ و اِعمال کرده اند.



 


با حضور زهرا رهنورد و خانواده های زندانیان

جرس:  جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی روز تولد مهسا امر آبادی،روزنامه نگار را جشن گرفتند.
 

به گزارش «تا آزادی روزنامه نگاران زندانی» در این جشن کوچک که در حاشیه جلسه هفتگی خانواده زندانیان سیاسی برگزار شد ، زهرا رهنورد ، الهه مجردی همسر محسن میر دامادی ، خانواده عماد الدین باقی ، روزنامه نگاری که به تازگی از زندان آزاد شده و مهدیه محمدی همسر احمد زید آبادی و دیگر همسران زندانیان سیاسی حضور داشتند .  
 

خانواده زندانیان سیاسی در مراسم تولد مهسا امرآبادی دور هم جمع شدند تا ضمن تبریک به وی که هم اکنون نیز همسرش در زندان بسر میبرد، بار دیگر یادآوری کنند که خانواده زندانیان سیاسی یکدیگر رافراموش نکرده اند.
 

مهسا امر آبادی از روزنامه نگارانی است که پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت و مدت دو ماه را در زندان اوین به سر برد .
 

مسعود باستانی همسر وی  نیز مدتی پس از او و در حالی که برای پی گیری وضعیت پرونده امرآبادی به دادگاه رفته بود بازداشت و تا کنون نیز در زندان بسر می برد.

 P1010332

P1010335

P1010334 (2)
 


 


نیلوفر زارع
جرس:شبکه جنبش راه سبز امروز یکسالگی خود را جشن می گیرد و به رغم طوفان های موسمی نظیر حملات ارتش سایبری و سیل بی امان حملات،شایعات و اتهام ها از داخل و خارج ، این رسانه اکنون دوران تکوین خود را طی می کند. جرس بر مبنای اهداف ده گانه اش در این یک سال پژواک صدای کسانی بوده که زنجیره های سبز انسانی را آفریدند و ندای مظلومیت کسانی بوده که سرکوب های بی سابقه حکومت را به چشم  دیده اند.  

 

 گردانندگان جرس در روایت آنچه بر معترضان به حکومت طی ماه های پس از انتخابات ریاست جمهوری گذشته است کوشیده اند به چارچوب های مطرح شده توسط رهبران جنبش سبز در داخل کشور وفادار باشند و این وفاداری همچنان که تایید و تحسین بسیاری از کنشگران جنبش را به همراه داشته اسباب نارضایتی گروهی دیگر را فراهم کرده است. یکسالگی شبکه جنبش راه سبز فرصت مناسبی به دست داد تا در گفت و گو با دکتر "محسن کدیور" عضو شورای سیاستگزاری جرس سوالاتی کلیدی را درباره نقاط قوت و ضعف جرس ، چشم انداز آینده این رسانه، چارچوب های حرفه ای آن و دلیل همسویی منتقدان داخلی و خارجی علیه آن را مطرح کنیم. کدیور در این مصاحبه علی رغم آن که از عملکرد جرس طی یکسال گذشته ابراز رضایت نسبی می کند اما معتقد است که این رسانه با کوله باری از یک سال تجربه می تواند قوی تر از گذشته در خدمت مردم باشد، خطاهایش را جبران کند، نقاط ضعف را به قوت تبدیل کند، به عمق و گستره کارش بیفزاید و با سعه صدر و پختگی بیشتری با رخدادها مواجه شود.

متن کامل این گفت و گو را در زیر بخوانید.

 

  آقای دکتر، عملکرد جرس طی یک سال گذشته تا چه حد با انتظارات شما همخوانی داشته است؟ بزرگترین نقاط ضعف و برجسته ترین نقاط قوت این رسانه از نظر شما چه بوده است؟

 

 

جرس اهداف دهگانه ای را بعنوان برنامه راه خود اعلام کرده است. برای پرهیز از کلی گوئی می باید کارنامه جرس را با توجه به ده هدف یادشده ارزیابی کرد. آن اهداف عبارتند از: دفاع از منافع ملی ایران، استقلال مالی و عدم اتکا به کمک مالی دول خارجی، عدالت خواهی و باور به تساوی حقوقی کلیه شهروندان، رعایت ضوابط اخلاقی، آزادی خواهی و نقد استبداد دینی، دفاع از موازین حقوق بشر، دفاع از دموکراسی و لوازم آن، ترویج اسلام رحمانی، مخالفت با خشونت در همه سطوح، و قائل بودن به اعتدال و واقع بینی. عملکرد شبکه جنبش راه سبز (جرس) در این یک سال با توجه به مقدورات و واقعیات بر اساس موازین ده گانه یاد شده موفقیت نسبی داشته است، که البته تا موفقیت کامل فاصله دارد.   

 

نقاط ضعف جرس عبارتند از: اول، ضعف نسبی مباحث فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در مقایسه با مباحث سیاسی. سرعت تحولات ایران در سال گذشته باعث شد مباحث سیاسی مباحث فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را تحت الشعاع خود قرار دهد.

 

دوم، جرس در محور ترویج اسلام رحمانی و اصلاح طلبانه نیاز به اهتمام بیشتری دارد. با توجه به سیطره رویکرد "اسلام هراسی" در غرب و فضای آلوده  برخی رسانه های مجازی فارسی و سیطره قرائت خشن رسمی از اسلام در ایران، فعالیت انجام شده در جرس در این حوزه کافی نبوده است.

 

سوم، سهم مباحث راهبردی و تحلیلی در مقایسه با اخبار و گزارشهای خبری راضی کننده نیست. با کاهش سرعت وقایع روزمره، نیاز به مباحث راهبردی و تحلیلی بیشتر احساس می شود.


چهارم، انتشار برخی مطالب دوستان داخل کشور بدون کمترین ویرایش، بویژه در برخی مقاطع حساس در زمینه برخی رهنمودهای عملی کار سنجیده ای نبوده است. این مطالب که به دلیل خفقان و جو سرکوب در داخل با نام مستعار یا بدون نام منتشر شد، موضع جرس تلقی شد، در حالی که جرس تنها تریبون آزاد این عزیزان بود، نه بیشتر. بسیاری از سوء تفاهمهای پس از آن ناشی از این مسئله بوده است.

 

پنج، با توجه به اقبال گسترده دوستداران جنبش سبز به جرس، انتظارات فراوانی از جرس ایجاد شد. این انتظارات قابل احترام است، و باید قدرشناس این اعتماد بالا باشیم. اما برخی از این انتظارات در این مرحله جنبش اولویت ندارد، برخی نیز نیاز به تأمل بیشتری دارد یا در چارچوب اساسنامه اعلام شده جرس یا مواضع رسمی رهبران جنبش در داخل کشور نمی گنجد. البته در برخی موارد تحریریه جرس می توانست با این قبیل انتظاراتِ صادقانه با سعه صدر و مدارای بیشتری مواجه شود.   

 

از جمله نقاط قوت جرس امور زیر می تواند باشد: اول، تیم فنی و اجرائی جرس که داوطلبانه و فداکارانه این شبکه اطلاع رسانی مجازی را با کارآمدترین برنامه های اینترنتی مجهز کرده اند، و در مقابل حملات متعدد ارتش سایبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به لطف خدا تا کنون پیروز میدان بوده اند. موتور جستجو و آرشیو کامل جرس از جمله زحمات این مهندسان جوان است. 

 

دوم، تحریریه و شورای سردبیری جرس مجموعه ای از روزنامه نگاران جوان و مستعد در کنار تنی چند از روزنامه نگاران مجرب و قوی مطبوعات ایران سرمایه ای منحصر بفرد فراهم کرده است. سیر رو به رشد کار، کاهش خطاها، تعمیق اطلاع رسانی، مصاحبه ها و گزارشهای خبری و تحلیلی بهنگام، پوشش مناسب اخبار شهدا و خانواده زندانیان سیاسی، انعکاس سریع اخبار مرتبط با رهبران جنبش سبز، و نیز گزارشهای صوتی و تصویری، طرحها، ادبیات، انعکاس یادداشتهای نویسندگان شناخته شده در کنار معرفی یادداشتهای ارزنده جوانان گمنامی که اکنون سرمایه فرهنگی ملت ایران هستند، و نیز انعکاس یادداشتهای کوتاه خوانندگان در ستون شهروندنگار حاصل زحمت این عزیزان است.

 

سوم، رعایت ضوابط اخلاقی حتی نسبت به حریف و عدم بکارگیری ادبیات خشن، جوزده نشدن، بی اعتنائی به ادبیات هجوآمیز مخالفان داخلی و خارجی و رعایت انصاف و ادب بزرگترین موفقیت جرس بوده است.

 

چهارم، ارتباط تنگاتنگ با فعالان جنبش در داخل و اولویت دادن مذاق و مطالبات آنها بر مذاق و مسائل هموطنان محترم خارج و هماهنگی با سرعت و شتاب رهبران جنبش در داخل از دیگر نقاط قوت جرس بوده است.

 

 

 همانگونه که مسحضرید جریان های فکری متنوعی در پیکره جنبش سبز حضور دارند و رهبران جنبش هم از وجود اندیشه های گوناگون در این جنبش استقبال می کنند اما محتوای مطالب جرس عمدتا انعکاس دهنده دغدغه های روشنفکران دینی است و سلایق جریان های فکری دیگر را کمتربازتاب می دهد. آیا رویکرد این رسانه در تضاد با استراتژی تکثرگرایی جنبش سبز نیست؟

 

ظاهرا دو مطلب با هم خلط شده و به یک سوء تفاهم انجامیده است. ابتدا باید تکلیف خودمان را با این پرسش مشخص کنیم: آیا اعتراض به جمهوری اسلامی معادل سبز بودن است؟ یا اینکه جنبش سبز به بخشی از معترضان جمهوری اسلامی گفته می شود که بعد از تقلب نظام در انتخابات ریاست جمهوری 88 به راه افتاد؟ اگرچه وقایع چهارده ماه اخیر با حوادث سی ساله قبل از آن بی ارتباط نیست، اما جنبش چهارده ماه اخیر ویژگی هائی دارد که آنرا از اعتراضهای قبلی ممتاز می کند. مهمترین این ویژگی ها عبارتند از:

 

اول، استفاده از ظرفیتهای مغفول قانون اساسی؛

دوم، مسالمت آمیز بودن و نفی خشونت؛

سوم، مطالبات بحقی همانند آزادی خواهی، عدالت طلبی، دموکراسی خواهی و حقوق بشر.

 

اگر همین سه ویژگی را به عنوان مخرج مشترک و حداقل ممیزات جنبش سبز ترسیم کنیم، آنگاه تکثر و تنوع معنای حقیقی خود را پیدا می کند.

 

بیشک تنوع معترضان رژیم جمهوری اسلامی از تنوع قائلان به سه ویژگی فوق الذکر بیشتر است. برخی معترضان، قانون اساسی جمهوری اسلامی و نظام مبتنی بر آن را از بنیاد باطل و اصلاح ناپذیر ارزیابی کرده یا برای مبارزه با آن التزامی به رویکردهای مسالمت آمیز نداشته و ندارند.

 

تلقی جرس همسو با مواضع رهبران جنبش سبز از تکثر و تنوع مبتنی بر رعایت حداقل فوق است. قبول تکثر و تنوع با پذیرش حداقلهای سه گانه، منافی نگرش از منظر اسلام رحمانی یا سکولار به جامعه و جهان نیست. آنچنانکه رهبران جنبش در داخل در عین باور به تکثر، در چارچوب یادشده، از منظر اسلام رحمانی به جامعه و جهان می نگرند. جرس برابر اساسنامه خود با صراحت منظر اسلامی خود را ابراز کرده است. در عین حال از گفتگو و نقد و تبادل نظر با دیگر دیدگاهها نیز استقبال کرده و می کند.

 

اگر رسانه ای منظر خود را مخفی می کند دلیل بی طرفی و خنثی بودن منظر و دیدگاه آن نیست. مهم این است که در خبر رسانی و تحلیل و راهبردهای خود جانب انصاف و صحت را نگاه دارد و خوانندگان خود را در مواضع اتخاذ شده اش قانع کند. من رسانه ای سراغ ندارم که عملا فاقد منظر خاص باشد. اینگونه اشکالات از سوی کسانی ابراز می شود که چشم دیدن یک رسانه موفق را که از منظر اسلام روشنفکرانه به وقایع می نگرد ندارند. این همه رسانه از منظر سکولار فعالیت می کنند، اجازه دهند رسانه ای نیز از منظر اسلام رحمانی فعالیت کند. اطمینان داشته باشند جا برای کسی تنگ نخواهد شد.

 

اما خوش بود گر محک تجربه آید به میان. جرس در حوزه اخبار و گزارشهای خبری از حقوق شهروندی همه ایرانیان فارغ از اعتقاد و باورشان دفاع می کند. در حوزه یادداشتها نیز هر مطلبی که اعتبار لازم را کسب کرده باشد منتشر می کند بی آنکه همسو بودن با منظر دینی جرس جزء آن باشد. جرس خط قرمز دارد، اما آن خط قرمزها باور دینی نیست.

 

خطوط قرمز جرس عبارتند از:

 

1.     کذب و افترا

2.     توهین و استهزا

3.     ورود در حوزه خصوصی و شخصی افراد

4.     مطالب غیر مستند

5.     عدم رعایت مصالح ملی، تمامیت ارضی و استقلال ایران

6.     دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی

7.     تمسخر و هتک ارزشهای دینی و مذهبی

8.     ادبیات مرّوج خشونت

 

    من معتقدم این خطوط قرمز مرز آزادی بیان است. و عدم رعایت آنها نقض آزادی است. تعداد مطالبی که بارعایت ضوابط فوق در جرس از جانب سکولارها منتشر شده به مراتب از تعداد مطالب دینی منتشره در رسانه های سکولار به نسبت بیشتر است، هر که تردید دارد، این گوی و این میدان. با صراحت و شفافیت می گویم جرس ناشر آراء متکثر درون جنبش سبز در چارچوب سه ویژگی نفی خشونت، استفاده از اصول مغفول قانون اساسی و حق طلبی است، اما از ترویج و تبلیغ تلقی های خارج از اساس نامه خود معذور است. معتقدم این مشی، مشی رهبران جنبش سبز در داخل نیز هست.

 

 آیا شما اصولا این اتهام که اتاق فکر جرس با برخی از جریان های خواهان دموکراسی در ایران مرزبندی دارد را می پذیرید؟

 

این بخشی از اساسنامه جرس است: "شبکه جنبش راه سبز به اسلام روشنفکرانه باور دارد و مروج ارزشهای قرآنی، تعالیم نبوی و آموزه های علوی است. در عین حال، تکثرهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، دینی و مذهبی را به رسمیت شناخته و به اصل آزادی بیان و گفتگو پایبند است. جرس مخالف اعطای هرگونه امتیاز یا اعمال هرگونه تبعیضی بر اساس مذهب شهروندان است. جرس به حضور دموکراتیک اسلام در عرصه عمومی (مدنی، سیاسی و دولت) در فرایند رقابت سالم و رعایت حقوق مساوی برای اقلیت در صورت برخورداری از اکثریت متعهد است."

 

جرس در این چارچوب برای استقرار دموکراسی در ایران تلاش می کند و با همه جریانهای دموکراسی خواه ایرانی به شیوه "احترام متقابل" رفتار می کند. تکثر معنایی جز این ندارد که باور کنیم دین باوران همانقدر در فضای دمکراتیک حق فعالیت دارند که دین ناباوران. مهم این است که همگان به قواعد بازی دموکراتیک پایبند باشند. قبول تکثر و تنوع معنائی جز پذیرش مرزبندی ندارد.

 

 در طی یکسال گذشته تاکید فراوانی بر نقش مراجع و روحانیون غیرحکومتی در جنبش سبز شده است. برخی منتقدین معتقدند با توجه به این که جنبش سبز در مجموع یک جنبش دموکراسی خواه مدرن به حساب می آید ،تاکید بر نقش روحانیون چه  تناسبی با آرمان های این جنبش می تواند داشته باشد؟

 

وزن جریانها و افراد در جامعه لزوما با آرزوها و تلقی های افراد سازگار نیست. اگر در جامعه ای همانند ایران یک عالم دینی همانند مرحوم آیت الله منتظری از بالاترین نفوذ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار است چه باید کرد!؟ اگر رهبران جنبش انتظار دارند مراجع تقلید در مقابل ظلم سکوت نکنند و بارها با ایشان مکاتبه می کنند آیا معنایش پیشامدرن بودن جنبش است!؟ مراجع تقلید مبارز و علمای متقی مجاهد هنوز در میان مردم از بالاترین پایگاه اجتماعی برخوردارند. آنها را می توان نهادهای سنتی جامعه مدنی دانست.

 

آنچه ناپسند و مضر است قائل شدن به حق ویژه برای روحانیون است. در آینده ایران پس از رهائی از استبداد دینی، علما و مراجع هیچ امتیاز سیاسی نخواهند داشت. بر مبنای اساسنامه "جرس مخالف اعطای هرگونه امتیاز یا اعمال هرگونه تبعیضی بر اساس مذهب شهروندان است." چه برسد به فقها و روحانیون و مراجع. آنچه جرس انجام داده انعکاس واقعیات بوده که البته با ذهنیات و ایده آلهای برخی سازگار نبوده است. امیدوارم توصیه نفرمایند که واقعیات مطابق ذهنیات این برخی منتقدین تغییر یابند!  

 

 برخی از منتقدان جرس می گویند که فضایی خشک و جدی بر این رسانه حاکم است و احساس سرزندگی که ویژگی مهمی در پیشبرد جنبش های اجتماعی است در آن دیده نمی شود. آیا شما این انتقاد را وارد می دانید؟

 

نه، من این انتقاد را باور ندارم. سرزندگی به گفتگو و نقد و تعمیق مطالبات است. جرس در حد مقدور با نشاط و سرزنده بوده است، البته هنوز با وضع مطلوب فاصله دارد.

 

رسانه های وابسته به جریان اصولگرا، هر از چندی برای جرس مدیر  یا اعضای جدیدی معرفی می کند. ضمن اینکه بعیدست که منابع اطلاعاتی که عامل اصلی تغذیه این رسانه ها هستند، از گرادانندگان جرس بی اطلاع باشند. به نظر شما دلیل واقعی این اطلاعات گمراه کننده و انحرافی چیست؟

 

من این تقصیر را متوجه همه اصول گرایان نمی دانم، بهتر است بگوئیم رسانه های وابسته به استبداد دینی چنین می کنند. البته ایادی استبداد دینی در داخل در این تقصیر تنها نیستند، افراد و رسانه های همزاد آنها در خارج از کشور یعنی گروهی از اپوزیسون ستیزه جو نیز هر هفته برای جرس مدیر و گرداننده جدید نصب می کنند و منبع جدید مالی معرفی می نمایند! وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی حداقل سه بار رسما اطلاعات نادرستی درباره گردانندگان جرس منتشر کرده است که رسما از سوی جرس تکذیب شده است. روزنامه ها و سایتهای حکومتی در داخل و برخی پرنویسها و سایتهای بداخلاق در خارج نیز روزانه حجم عظیمی از اطلاعات گمراه کننده و متناقض بر علیه جرس منتشر می کنند.

 

این رسانه ها و افراد به حدی از بی اعتباری و بدور از ضوابط حرفه ای و موازین اخلاقی هستند که ارزش تکذیب هم ندارند.

 

جرس شورای سیاست گذاری خود را از همان آغاز رسما معرفی کرده است. حالا اگر کسی برای جرس مدیر و مَقَّر و منبع مالی خلاف واقع ترسیم می کند تا با آن تصفیه حساب کند، با او چه باید کرد جز درخواست شفای عاجل!؟ برنامه تحریف و ترور شخصیت گردانندگان جرس در دستور کار کودتاگران و هم پیمانان خارج از کشور ایشان است. جرس وقت خود را صرف این قبیل مطالب کم ارزش نمی کند.  بفرموده قرآن "فذرهم فی خوضهم یلعبون". رهایشان کن تا سرگرمی بازیهایشان باشند!

 

 دلیل همسویی طیف گسترده مخالفین داخلی و خارجی جرس را چه می دانید؟

 

ادله متفاوتی دارد. مهمترین دلیل این همسوئی این است که استبداد داخلی و اپوزیسیون سکولار ستیزه جوی خارج از کشور از بالا آمدن و مطرح شدن اسلام رحمانی به یک میزان نگرانند و هر دو جریان برای بیرون کردن رقیب به هیچیک از موازین اخلاقی پای بند نیستند. این دو جریان علیرغم ظواهر متفاوت دو روی یک سکه اند و در روش کاملا یکسانند.

 

برخی مخالفتها نیز از جانب رقبائی است که اقبال کاربران اینترنتی به جرس را برای کسب و کار خود  مضر یافته اند، مخالفتشان برای تلاش معاش است، قصد سوئی ندارند!

 

دلیل سوم هم که در برخی پرنویسها و سایتهای خارج می توان مشاهده کرد، حسادت است که از این بلیّه باید به خداوند پناه برد "قل اعوذ برب الفلق ... و من شر حاسد اذا حسد".

 

دلیل چهارم هم پولهای ناپاکی است که کودتاگران در فضای مجازی تزریق کرده، بودجه ارتش سایبری را سه برابر کرده اند و کامنت و وبلاگ و یادداشت نویسی مجازی یکی ازماموریتهای بسیج در برابر جنگ نرم ادعائی تعریف کرده اند. این پول ناپاک داخلی در کنار پول ناپاک خارجی قرار گرفته و هماهنگی نامبارکی را بین استبداد داخلی و اپوزیسیون ستیزه جوی خارجی باعث شده است.

 

 

با اسم مستعار در سایتهای زرد شب نامه صادر کردن و از هیچ دروغ و افترا و اهانتی فروگذار نکردن کژراهه ای است که به سعادت ملت ایران ختم نخواهد شد. کسانی که حتی جرأت امضا پای نوشته های غیراخلاقی خود را ندارد، جز آلوده کردن فضای مجازی هیچ مأموریتی ندارند. 

 

درپایانچشم انداز شبکه جنبش راه سبز را چطور ارزیابی می کنید؟

 

جرس با کوله باری از یک سال تجربه می تواند قوی تر از گذشته در خدمت مردم باشد، خطاهایش را جبران کند، نقاط ضعف را به قوت تبدیل کند، به عمق و گستره کارش بیفزاید و با سعه صدر و پختگی بیشتری با رخدادها مواجه شود. بیشک میزان فعالیت اصلی جنبش در داخل در چگونگی این رسانه که انعکاس آن است تأثیر جدی دارد.   

با تشکر از شما  .

 


 


در دیدار با مادر محمد داوری

جـــرس: با گذشت یکسال از بازداشت محمد داوری، عضو حزب اعتمادملی و سردبیر سایت «سحام نیوز»، مادر این روزنامه نگار، طی دیداری با مهدی کروبی، از وضعیت فرزندش ابراز نگرانی کرد و خاطرنشان ساخت "نزدیک به یکسال است که فرزندم را بازداشت کرده و وی را در شرایط بد روحی و روانی قرار داده اند اما خداوند را شکر، شرایط روحی وی بسیار خوب است."


به گزارش سحام نیوز، مادر این فعال مطبوعاتی به مهدی کروبی یادآور شد "به چه جرمی و بر چه اساس برای فرزندم ۵سال حبس تعیین کرده اند؟ اکنون برای دیدار با وی باید با این شرایط سخت از بجنورد به تهران بیایم که این تازه اول ماجراست. از آنها خواستم تا بگذارند در تهران بمانم تا بتوانم هفته آینده با فرزندم ملاقات کنم اما موافقت نکردند."


کروبی نیز در این دیدار ضمن تاکید مجدد بر این نکته که داوری کارمند حزب می باشد، افزود: بارها و البته در نامه به دادستانی نیز گفته ام که همه مسئولیت ها به عهده من بوده و محمد داوری در این میان به عنوان کارمند حزب صرفا اجرای دستور کرده و به دستور من مسئول فیلم برداری و تهیه گزارش از افرادی بود که به حزب مراجعه می کردند.


کروبی به ذکر دلایل این گونه رفتار و فشار بر محمد داوری پرداخت و یادآور شد: طی این یکسال تلاش کردند تا به زور از محمد داوری اعتراف نمایشی بگیرند که موفق نشدند.


در پایان مهدی کروبی ابراز امیدواری کرد که هر چه زودتر فضایی فراهم گردد تا آنچه دربازداشتگاه ها بر مردم و جوان های این کشور گذشته است روشن شود.


گفتنی است محمد داوری پس از نامه ای توسط مهدی کروبی به رئیس مجلس خبرگان پیرامون شکنجه و آزار زندانیان سیاسی در شکنجه گاه کهریزک دستگیر و تحت فشار و شکنجه قرار گرفت تا علیه مهدی کروبی در تلویزیون جمهوری اسلامی، اقرار کند. وی در مدت بیش از ۷ ماه بازداشت چند نوبت اعتصاب غذا داشت.


کروبی در نامه‌ای به دادستان تهران، مسئولیت تمام اسناد و فیلم‌هایی را که به عنوان مستندات وجود شکنجه و تجاوز جنسی در زندان‌های ایران ارائه کرده بود، بر عهده گرفت و محمد داوری را تنها فیلمبردار مصاحبه‌ها عنوان کرد و گفت او هیج نقش دیگری در این ماجرا نداشته است.


 


امیررضا پرحلم
جرس: شرایط برای فعالیت اساتید سابقه دار و توانمند روز به روز سخت تر می شود . اخراج، بازنشستگی زود هنگام و اجبار به استعفا تنها بخش ناچیزی از جفاهایی است که به قشر علمی و فرهیخته کشوریعنی استادان دانشگاه وارد می شود.  

 

آخرین تحولات مربوط به اخراج اساتید حاکی است که خبرگزاری رسمی دولت(ایرنا) نیز به نقل از رحیمی معاون اول احمدی نژاد ، تاکید کرد وزارت علوم از ورود اساتید غیرمتعهد به عنوان هیات علمی دانشگاه‌ها جلوگیری کند.

 

در واقع استاد آزاری و اجبار اساتید به استعفا ،از مدتها قبل از هیاهوی ناشی از انتخابات کلید خورد . نا امن شدن فضا برای اساتید از اواسط سال 86 جدی شد، زمانی که دکتر بشیریه استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران مجبور شد برای همیشه با تدریس در ایران خداحافظی کند و به امریکا برود.

 

سابقه تاریخی اخراج اساتید در ایران

 

کوچ دادن اساتید و اجبار آنها به استعفا سابقه ای به اندازه عمر شکل گیری دانشگاه در کشور دارد.از بهمن 1313 حكومت كوشید كسانی در دانشگاه درس بگویند كه به لحاظ فكر و اندیشه سیاسی در موضع مخالف یا منتقد حكومت نباشند.

 

اولین موج تصفیه اساتید كه در یادها باقی مانده است به سال 1327 شمسی بر می‌گردد كه محمدرضا پهلوی به دكتر علی اكبر سیاسی رییس وقت دانشگاه تهران فشار می‌آورد كه اساتید توده‌ای نظیر دكتر انور خامه‌ای، كیانوری،‌ فریدون كشاورز و جودت را از مصدر تدریس در دانشگاه كنار بزند. رییس دانشگاه استدلال می‌كرد كه این استادان تنها در دانشگاه درس می‌گویند و مرام و اندیشه خود را تبلیغ نمی‌كنند؛ اما محمدرضا پهلوی نمی‌پذیرفت. دكتر سیاسی اخراج اساتید را خارج از حیطه اختیارات رییس دانشگاه می‌دانست و معتقد بود اخراج اساتید باید در شوراها و مراكز مسئول هدف رسیدگی قرار گیرد و آن هم باید حاوی استدلال و دلیل قانع كننده باشد در صورتی که  برای اخراج این اساتید هیچ بهانه موجهی در دست نبود. با این حال دكتر سیاسی تسلیم فشارها نشد اما اساتید اخراج شدند .

 

موج دوم تصفیه اساتید بعد از كودتای 28 مرداد و امضای بیانیه معروف علیه كودتا و كنسرسیوم نفت توسط جمعی از اساتید دانشگاه تهران و در رأس آنان مرحوم مهندس بازرگان شكل گرفت. یازده استاد كه بعدها به گروه «یاد» معروف شدند، هدف تصفیه قرار گرفتند. باز هم شاه عامل فشاری برای اخراج آنان بود و دكتر سیاسی در برابر این خواست  نیز دست به مقاومت زد اما سرانجام تسلیم شد و ناچار حكم اخراج موقت آنها را امضا كرد. البته چندی بعد با رسیدن دكتر منوجهر اقبال به ریاست دانشگاه تهران به جز دكتر عبدالعظیمی، الباقی اساتید دعوت به كار شدند تا رژیم نشان دهد كه چندان سرسخت نیست .

 

موج سوم ، چهارم و پنجم حذف اساتید در جمهوری اسلامی

 

موج سوم و چهارم تصفیه اساتید در جمهوری اسلامی یکی پس از وقوع انقلاب فرهنگی و دیگری با روی کار آوردن احمدی نژاد به وقوع پیوست. موج سوم که دامنه و چرایی آن بر کسی پوشیده نیست اما در موج چهارم بسیاری از اساتید به نام  همچون  محمد مجتهد شبستری، ‌دكتر عراقی و دكتر كدیور یا بازنشسته شدند یا از دانشگاه‌ها به مراكز پژوهشی منتقل شدند. پس از آن هم، سخن از تصفیه گروه دیگری از اساتید در میان آمد كه دكتر بشیریه، دكتر سمتی و دكتر ابوالفضل شكوری از این جمله بودند.

 

دولت احمدی‌نژاد بلافاصله بعد از روی كار آورده شدن در دور نخست كوشید تا آنجا كه میسر است اركان استقلال دانشگاه‌ها را درهم كوبد و در اولین گام انتخاب رؤسای دانشگاه‌ها را توسط هیات‌های علمی لغو كرد. در حال حاضر رؤسای دانشگاه‌ها منصوب وزارت علوم هستند. این اقدام البته پیش نیاز تصفیه اساتید بود.

 

در دوره پنجم که دوران فعلی است همدستی آشکار دولت و حکومت برای از پای در آوردن اساتید به نام و توانمند کشور مشهود است. در این دوره بازخرید کردن، خانه نشینی، اخراج و بازنشستگی اجباری با چاشنی سرکوب و ارعاب شیوه معمول کار بوده است .

 

حکومت حتی کار را به جائی رسانده که اساتید اخراجی یا بازخرید شده و مستعفی برای سفر به خارج باید با حراست وزارت علوم هماهنگ کنند و به این ترتیب سیاست تار و مار سازی اساتید را در دوره پنجم با دربند کشیدن و اسارت همراه ساختند تا دشوار ترین شرایط برای ارکان علمی کشور پدید بیاید.

 

پروژه بازنشست کردن در دور پنجم تصفیه  با صدور حکم بازنشستگی اجباری برای دست‌کم دوازده استاد برجسته‌ی دانشکده‌ی اقتصاد  دانشگاه علامه طباطبائی که همگی از منتقدان دولت بودند، آغاز شد. بر این اساس محمد ستاری‌فر، حمیدرضا برادران‌شرکا، علی صادق‌تهرانی، بهروز هادی‌زنوز، محمود ختایی، صادق بختیاری، رضا عاصی، مهدی جهرمی، محمدمهدی به‌کیش و خانم ترکیان،با احکام بازنشستگی روبرو شدند که به جز محمد ستاری فر، مابقی این استادان به جز بازنشستگی ممنوع التدریس نیز شده اند.

 

در دانشکده حقوق و علوم سیاسی علامه طباطبائی نیز حوادث مشابهی اتفاق افتاد . ابتدا مردیها ممنوع التدریس شد. وی که در سال 86 با فشار صدر الدين شريعتی، رياست دانشگاه علامه، از دانشکده حقوق و علوم سياسی به دانشکده ادبيات منتقل شده بود، پس از تحمل فشارهای بسيار، اکنون از تدريس در اين دانشکده نيز منع شده است

 

ایلنا نیز خبر داد حسین شریفی و محمدرضا ضیایی‌بیگدلی، از اساتید دانشکده حقوق دانشگاه علامه طباطبایی، با توجه به اینکه به سن بازنشستگی نرسیده بودند، بازنشسته شده‌اند.

 

همچنین بنا بر اخبار واصله حقوق دکتر طائی و دکتر شریف آزاده رئیس گروه کشاورزی دانشگاه علامه نیز قطع شده است .

 

بازنشستگی با دلایل رنگ و روغن زده

 

پس از آن نوبت به دانشگاه تهران رسید . در این دانشگاه ماجرای بازنشسته سازی اینگونه آغاز شد که مدیرکل دفتر ریاست دانشگاه تهران از بازنشستگی 30 عضو هیئت علمی این دانشگاه خبر داد

 

بنا به گفته عبدالرضا سیف 20 تن از اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران در خواست بازنشستگی کرده‌اند و 10 نفر دیگر نیز طبق قانون در شهریور ماه بازنشسته می‌شوند.

 

با اعمال شدت عمل در قبال اساتید حوزه علوم انسانی خبری درباره بازنشستگی روح‌الله عالمی و غلامرضا ظریفیان منتشر شد که به نوعی آغازگر موج جدید بازنشستگی‌ها بود. این دو عضو هیئت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران با وجود این‌که به پایان دوره خدمت خود در دانشگاه تهران نرسیده‌اند بازنشسته شدند

 

عبدالرضا سیف در این‌باره به  توجیه روی آورد و البته گفت برخی از اعضای هیئت علمی هر چند کمتر از 30 سال عضو هیئت علمی دانشگاه تهران بوده‌اند اما قبل از اینکه به عضویت هیئت علمی دانشگاه درآیند در نهادهای دولتی یا خصوصی سابقه فعالیت داشته و بیمه پرداخت کرده اند و بعضا سابقه خارج دانشگاه را به دانشگاه منتقل کرده اند .

 

وی ادامه داد: در صورتی که یک عضو هیئت علمی سوابق کاری خود که مربوط به قبل از قرارگیری در جایگاه عضو هیئت علمی است را به دانشگاه منتقل کند، این سوابق جزو سنواتش محسوب می شود اما اگر سوابقی که قبل از عضویت هیئت علمی دارند را به دانشگاه منتقل نکنند، دانشگاه نیز آن سوابق را نادیده می گیرد.

 

مدیرکل دفتر ریاست دانشگاه تهران با بیان اینکه 30 عضو هیئت علمی دانشگاه تهران که در تابستان امسال بازنشسته می‌شوند از دانشکده‌های مختلف از جمله ادبیات و علوم انسانی، حقوق و علوم سیاسی، علوم پایه، هنرهای زیبا، فنی و کشاورزی هستند، گفت :احکام بازنشستگی این 30 عضو هیئت علمی دانشگاه تهران تا نیمه شهریور ماه خبر داد و گفت: «اسامی این اعضای هیئت علمی در آینده نزدیک در نشریات و سایت دانشگاه تهران اعلام می شود

 

مشاور رئیس دانشگاه تهران بازنشسته شدن اساتید را لازمه جذب اعضای هیئت علمی جوان دانست و گفت: «اگر قانون بازنشستگی اعضای هیئت علمی اجرا نشود دیگر جوانان نمی توانند عضو هیئت علمی شوند و فردی که موفق به اخذ مدرک دکتری می شود و انگیزه تدریس در دانشگاه را دارد باید بیکار بماند.

 

از دگر سو رئیس مرکز هیئت امنا و ممیزه مرکزی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نیز در برابر فشار افکار عمومی مجبور به واکنش شتابزده شد و وجود باشگاه سیاسی برای بازنشسته کردن اساتید را خلاف واقع اعلام کرد و گفت: قانون برای موارد استنثنا وضع نشده و من وجود باشگاه سیاسی برای بازنشسته کردن اساتید را خلاف واقع می‌دانم. با این حال وی گفت : اگر دانشگاه علامه یک دانشیار را پس از 31 سال خدمت بازنشسته کرده براساس آیین‌نامه کار خلافی را انجام نداده است.

 

تفکر افراطی حذف اساتید در پارلمان

 

در همین حال یک نماینده اصولگرای مجلس نیز با دفاع از اخراج اساتید گفت: براي توليد علم بر مبناي اصول الهي بايد وزارت علوم بحث خروج اساتيد سكولار و معاند با نظام را در اولويت خود قرار دهد.

 

زهره الهيان در گفت و گو با خبر دانشجو، با بيان اينكه اسلامي شدن دانشگاه ها از جمله موضوعاتي است كه همواره مورد تاكيد امام و مقام رهبري بوده است،‌ گفت: از آنجا كه جوانان از محيط دانشگاهي براي تصدي پست هاي مديريتي در كشور آماده مي شوند لذا بايد اسلامي شدن دانشگاه ها به طور جدي پيگيري و دنبال شود.

 

وي با تاكيد بر اينكه اساتيد بايد پايبند چارچوب هاي قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي در محيط هاي دانشگاهي باشند، افزود: اين نكته به منزله نبودن آزادي انديشه كه عده اي با اهداف سياسي آن را دنبال مي كنند، ‌نيست .

 

اين نماينده مجلس در ادامه با اشاره به تاكيدات آقای خامنه ای مبني بر وجود كرسي هاي آزاد انديشي در دانشگاه ها خاطرنشان كرد: به هيچ عنوان طرد اساتيد سكولار نفي آزادانديشي نيست

 

وي با اشاره به اينكه متاسفانه در دوره اي به دليل ضعف برنامه ريزي و نظارت، برخي اساتيد با مقاصد سياسي و خط گرفتن از خارج به محيط هاي دانشگاهي راه يافتند، ‌اظهار داشت: متاسفانه اين اساتيد با اظهارات و اقدامات خود اصول قانون اساسي را زير پا گذاشته و در برخي مواقع به نظام و آرمان هاي آن هتاكي كردند .

 

مسئول سابق بسيج دانشجويي واحد خواهران با اشاره به ضرورت نظارت بر دانشگاه ها گفت: براي توليد علم بر مبناي اصول الهي بايد وزارت علوم بحث خروج اساتيد سكولار و معاند با نظام را كه در پي پياده كردن مقاصد سياسي هدايت شده از خارج كشور هستند، در اولويت خود قرار دهد .

 

گرد باد به دانشگاه بهشتی هم رسید !

 

آخرین اخبار رسیده از اخراج و بازنشسته کردن اساتید حاکی است که دامنه این عمل به دانشگاه شهید بهشتی نیز کشیده شده است . در همین راستا سایت کلمه خبر داد رئیس دانشگاه شهید بهشتی از تصمیم هیئت ممیزه این دانشگاه برای اخراج، بازخرید یا بازنشستگی چهار عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی که مشمول مندرجات ابلاغیه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری درباره رکود علمی شده اند  سخن گفته است.  احمد شعبانی در تشریح ابلاغیه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری درباره ویژگیهای اعضای هیئت علمی دچار رکود علمی متوسل به توجیه و مقدمه چینی شد و گفت: اگر یک عضو هیئت علمی سه سال متوالی نتواند یک پایه بگیرد، رکود علمی شامل حالش می شود.

 

 

http://www.khandaniha.eu/items.php?id=116

http://www.jahannews.com/vdchiqnz-23nvkd.tft2.html

http://www.bamdadkhabar.net/2010/01/post_3195/

http://www.jahannews.com/vdcbwwb8srhbg5p.uiur.html

http://fardanews.com/fa/pages/?cid=115963

 


 


اطلاعیه کمپین حقوق بشر

جـــرس: کمپین بین المللی حقوق بشر درایران، ضمن محکوم کردن بمب گذاری های انتحاری اخیر در شهر زاهدان که منجر به کشته شدن حداقل ۲۶ نفر ومجروح شدن صدها تن گردید، نسبت به افزایش خشونت ها و در نتیجه "به حاشیه رفتن نگرانی های مشروع در خصوص تبعیض" در آن منطقه، هشدار داد.


به گزارش پایگاه رسمی کمپین بین المللی حقوق بشر، آرون رودزسخنگوی آن می گوید "ما نسبت به حملات تروریستی ابراز انزجار می کنیم. اعمال چنین خشونتی موجب به حاشیه رفتن نگرانی های مشروع درخصوص تبعیض دراین منطقه منجر می شود."

زاهدان مرکز استان سیستان وبلوچستان یکی از استان های کم توسعه یافته و فقیر ایران می باشد. این استان که هم مرز دو کشور افغانستان وپاکستان می باشد صحنه منازعه مسلحانه بین گروه موسوم به جندالله که یک گروه سنی مسلح است با دولت بوده است . به علاوه قاچاق مواد مخدر و بی ثباتی در پاکستان وافغانستان منطقه مرزی را از خود متاثر ساخته است.

رهبرگروه جندالله، عبدالمالک ریگی ماه گذشته اعدام شد. نگرانی های جدی در خصوص تبعیضات قومی در این منطقه وجود دارد اما خشونت کور، همچنین حملات تروریستی اخیر تنها توجهات را از موارد بنیادی حقوق بشر و مسائل اقتصادی و اجتماعی منحرف کرده است.

همزمان با افزایش حملات تروریستی در منطقه که طی چندسال گذشته رشد چشمگیری داشته، تعداد اعدام هایی که توسط حکومت صورت پذیرفته نیز افزایش پیدا کرده است. حملات تروریستی اخیرو اعدامهای فراگیر نگرانی جدی را در خصوص امنیت انسانی در سیستان وبلوچستان ایجاد کرده است که طی سالهای گذشته بسیاری از افراد عادی در آن با رفتار های غیر انسانی مواجه بوده اند.

کمپین دولت ایران را موظف می داند تا از همه ابزارهای موجود استفاده کند تا اختلافات سیاسی و منازعات مسلحانه بین دولت و آنهایی که چنین روش های بی رحمانه ای را به کار می گیرند تشدید نشود و در نهایت به سمت افزایش اعدام های سیاسی ویا افزایش حملات تروریستی نرود.


لازم به ذکر است روز پنجشنبه ٢۴ تیرماه، همزمان با مراسم روز پاسدار و زادروز امام سوم شیعیان، دو انفجار انتحاری مهیب در مسجد جامع شهر زاهدان در استان سیستان و بلوچستان، تعداد زیادی کشته و مجروح برجای گذاشت.


گروه جندالله، مسئولیت این انفجارهای تروریستی انتحاری را بر عهده گرفت.



 


جـــرس: جدال خریداران بلوك ١۸ درصدی شرکت اتومبیل سازی «سایپا»، در حالی ادامه یافت، كه با اعلام انصراف كنسرسیوم سرمایه گذاری ملی، دو رقیب در رقابت تنگاتنگ و فشرده با یكدیگر پرداخته و قیمت هر سهم این شركت را به ۷۵۵۰ ریال رساندند.


به گزارش ایسنا، رقابت برای خرید بلوك ١۸درصدی سایپا، در هجدهمین روز عرضه خود نیز هیچ نتیجه‌ای نداشت و با رسیدن قیمت هر سهم این شركت به رقم ۷۵۵۰ ریال، ادامه رقابت به نوزدهمین روز كشیده شد.


در پایان ساعات كاری امروز دوشنبه ٢۸ تیرماه، بورس اوراق بهادار تهران، قیمت هر سهم بلوك سایپا با هشتصد ریال افزایش نسبت به روز كاری قبل به ۷۵۵۰ ریال رسید تا مبنای آغاز رقابت فردا باشد.


با افزایش جهشی قیمت هر سهم سایپا كنسرسیوم سرمایه گذاری ملی از این رقابت نفس گیر كنار كشید تا دو مجموعه با یكدیگر به رقابت بپردازند به این ترتیب دو گروه رقیب در روز هجدهم ۷۵۴۰ و ۷۵۵۰ ریال را وارد كردند تا همچنان مالك این سهم نامشخص باقی بماند.


به گزارش ایسنا، بعد از اینكه افزایش حداقل سفارش مجاز از یك ریال به پنج ریال نیز نتواست خریدار بلوك ١۸ درصدی سایپا را مشخص كند، از روز شنبه حداقل تغییر مجاز قیمت سفارش وارده به سامانه معاملات از پنج به یك تومان افزایش یافت تا از طریق این روش خریدار سهام زودتر مشخص شود كه این تغییر باعث افزایش شدید تر قیمت هر سهم این شركت شده است.


یكی از دلایل افزایش شتابان قیمت این سهم مجوز دولت به بنیاد شهید و وزارت رفاه است تا این سهم را بابت طلب دولت دریافت كنند به همین دلیل چون این مجموعه ها قرار نیست پولی بابت معامله پرداخت كنند در نتیجه قیمت این سهم را افزایش می‌دهند و هیچ یك حاضر به كنار رفتن از این معامله حساس نیستند.


معامله سهام شركت سایپا كه از روز اول تیرماه با قیمت ٣١۸٣ ریال بین سه خریدار كلید خورده بود، با افزایش بیش از پیش سهم بین دو گروه از خریداران در جریان است و طی این مدت قیمت هر سهم این شركت ۴٣۶۷ ریال افزایش یافته است.


گفتنی است در جریان رقابت جهت تصاحب بلوك ١۸ درصدی سایپا، «كارگزاری عمران فارس» و «راهنمای سرمایه‌گذاران» با یكدیگر به رقابت می‌پردازند كه كارگزاری راهنمای سرمایه‌گذاران برای سازمان اقتصادی كوثر به نمایندگی از بنیاد شهید و كارگزاری عمران فارس برای مجموعه كاركنان سایپا در حال رقابت هستند.


همچنین كارگزاری «سرمایه‌گذاری ملی» برای كنسرسیومی به نمایندگی از گروه بهمن و شستا و سرمایه‌گذاری ملی در حال رقابت بود كه از این معامله كنار رفت.


چند روز پیش، حیدر کرد زنگنه، رییس سازمان خصوصی‌سازی کشور اعلام کرده بود "برخی مدیران بخش دولتی، مهمترین مانع واگذاری‌ها به بخش خصوصی هستند و در پاسخ به این سوال ایسنا كه چرا نام این افراد افشا نمی‌شود، گفته بود: فعلاً جواب ندهم بهتر است.



 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به jaras-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به jaras@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته