-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ تیر ۱۶, چهارشنبه

Latest news from Jaras for 07/07/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



در گفتگو با محمد شریف، وکیل مدافع آنان عنوان شد

جـــرس: وضعیت و سرنوشت زینب جلالیان، زندانی سیاسی کرد محکوم به اعدام و همچنین عبدالرضا تاجیک، روزنامه نگار و فعال حقوق بشری محبوس، کماکان نامشخص بوده و وکیل مدافع آنان ضمن تلاش برای متوقف ساختن حکم اعدام جلالیان، محل نگهداری و وضعیت تاجیک را نامعلوم و نگران کننده اعلام کرد.

 
محمد شریف، عضو کانون وکلای دادگستری و وکیل مدافع جمع زیادی از فعالان سیاسی و مطبوعاتی و همچنین دانشجویان زندانی، در گفتگو با خبرنگار جرس، از احتمال انتقال جلالیان به زندانی در غرب کشور و امید به نتیجه بخش بودن تلاش برای توقف حکم اعدام او سخن گفت. وی پیرامون سومین بازداشت تاجیک و وضعیت او گفت "اساسا من یا خانواده شان از محل نگهداری، علت بازداشت و عناوین اتهامی وی آگاه نیستیم."


زینب جلالیان، محکوم به اعدام، بی وکیل و  پنج بدون ملاقات
زینب جلالیان دختر 27 ساله اهل شهرستان ماکو واقع در آذربایجان غربی در سال 86 در شهر کرمانشاه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به اطلاعات سپاه پاسداران منتقل شد. زینب جلالیان که در مدت دو سال بازداشت فاقد وکیل بوده است در نهایت با وکیل تسخیری که از سوی دادگاه معرفی شد مورد محاکمه قرار گرفت. جلالیان در دادگاه انقلاب شهر کرمانشاه در جریان یک محاکمه چند دقیقه ای به اتهام عضویت در حزب پژاک (حزب اپوزیسیون کرد ایران) محارب شناخته و محکوم به اعدام شد. خبر صدور حکم اعدام این فعال سیاسی کرد در محافل خبری داخل و خارج از کشور بازتاب های گسترده ای یافت تا جایی که زهرا رهنورد در پیامی به شدت صدور این حکم را محکوم اعلام کرد . همچنین سازمان دیده بان حقوق بشر با نگرانی از وضعیت زینب جلالیان، خواستار لغو فوری حکم اعدام وی شد.


محمد شریف یکی از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر که به تازگی از سوی خانواده جلالیان وکالت پرونده زینب را برعهده گرفته است. در گفتگو با خبرنگار جرس از آخرین وضعیت این فعال کرد و مسائلی که بر او و خانواده اش گذشته می گوید: "متاسفانه تا به حال وکلاتنامه من به امضای ایشان نرسیده است. دیروز(دوشنبه 14 تیرماه) من به همراه برادرش با دادستان ملاقات داشتیم با توجه به اینکه پرونده منتهی به صدور حکم ایشان در کرمانشاه مطرح و صادر شده است بنابراین پرونده زینب در حوزه صلاحیت دادستانی تهران قرار ندارد. دیروز با دادستانی صحبتهای انجام شد که قرار شد ایشان را مجدد به کرمانشاه اعاده کنند و امیدوارم ظرف هفته آینده اعاده زینب جلالیان به کرمانشاه تحقق پیدا کند."


محمد شریف با اظهار تاسف از اینکه امروز نتوانسته امکان ملاقات برادر زینب را با او فراهم کند، می گوید که 5 ماه است خانواده زینب از دیدار او محروم شدند . او ادامه می دهد : امروز همراه با برادرش خواستیم امکان ملاقاتی فراهم کنیم که متاسفانه موفق نشدیم و ایشان بدون ملاقات با خواهرش به ماکو مراجعت کردند.


وکیل زینب جلالیان درباره ملاقاتش با دادستان پرونده و دلایل درخواستش مبنی بر انتقال زینب به کرمانشاه به خبرنگار جرس گفت: در واقع ملاقاتی که دیروز با دادستان داشتیم قرار شد که زینب را به کرمانشاه منتقل کنند و امیدوارم تا هفته آینده این امر تحقق پیدا کند. انتقال ایشان به کرمانشاه چندین فایده دارد. اولا اینکه در نحوه ملاقات با خانواده اش آثار مثبت دارد. چراکه برای خانواده زینب بسیار مشکل است که از روستای ماکو به تهران بیاید . اکنون که 5 ماه از انتقال او از ماکو به تهران می گذرد فقط یکبار پدرش موفق به ملاقات با زینب شده است . لذا در صورت انتقال تسهیلاتی برای ملاقات خانواده اش فراهم می شود. از طرفی با اعاده ایشان به کرمانشاه و امضای وکالت نامه من و همکارم آقای داوودی امکان مطالعه پرونده فراهم خواهد شد و اقدامات بعدی از سوی وکلا اتخاذ میشود. به هرحال وکالتنامه تنظیم شده دیروز به دادستان تهران تسلیم شده است و امیدوارم امضای وکالت نامه و اعاده اش هر چه زودتر تحقق یابد.


شریف یا اشاره به نگرانی پدر جلالیان درباره وضعیت فرزندش اظهار امیدواری کرد تا به زودی موفق به مطالعه پرونده شود تا بتواند در خصوص وضعیت موکلش و جزئیات پرونده اطلاع رسانی کند. او همچنین به جرس درباره وکیل قبلی پرونده گفت که در رسیدگی قبلی وکیل تسخیری که توسط دادگاه تعیین شده بود در پرونده دخالت داشته است و بعد از آن، زینب از خانواده اش تقاضا کرد که محمد شریف به عنوان وکیل تعیینی عمل کند و بعد از آن پدر زینب به تهران آمد و کتبا تقاضا کرده است.


وکیل عبدالرضا تاجیک: هنوز بی خبریم
عبدالرضا تاجیک، روزنامه نگار، فعال ملی -مذهبی و عضو کانون مدافعان حقوق بشر که چندی پیش برای سومین بار در طول یکسال گذشته بازداشت شده، اینبار خانواده و وکیل وی علیرغم پیگیری های مستمر، هیچ اطلاعی درباره زندان محل نگهداری او و دلیل بازداشت مجددش ندارند.


محمد شریف درباره پرونده موکلش به خبرنگار جرس گفت :"قبلا یک پرونده درباره عبدالرضا تاجیک مفتوح شده بود که منجر به صدور قرار قانونی شد و با صدور این قرار ایشان به طور موقت از زندان خلاصی یافتند ولی مجددا ایشان را احضار کردند و پس از احظار مجددا بازداشت شدند. پس از بازداشت مجدد تاکنون ایشان هیچگونه تماسی با خانواده اش یا با وکیلشان نداشته اند و اساسا من یا خانواده شان از محل نگهداری، علت بازداشت و عناوین اتهامی ایشان آگاه نیستیم".


شریف درباره پیگیری های خانواده این روزنامه نگار می گوید: دیروز خواهرشان با آقای جعفری دولت آبادای دادستان وقت ملاقاتی داشتند و قرار شد که تسهیلاتی در این مورد صورت گیرد و امیدوارم که هر چه سریعتر این اقدامات منتهی به آگاهی از مکان نگهداری و عناوین اتهامی منتسب به آقای تاجیک شود. چون آقای تاجیک با خانواده یا بنده هیچگونه تماسی حاصل نکردند بر میزان نگرانی ما می افزاید.


وکیل رضا تاجیک تاکید می کند: من از زندان محل نگهداری شان، مقام صادر کننده حکم قرار بازداشت و علت و عناوین اتهامی بازداشت مجدد ایشان آگاه نیستم و برداشت فعلی من این است که قرار قانونی قبلی تشدید شده و به لحاظ تشدید قرار، ایشان بازداشت شده اند. با این حال این فقط یک گمانه زنی است و امیدواریم ایشان تماس بگیرند و ما را از وضعیت خودشان مطلع کنند. 


فرزانه بذرپور


 


مزدک موسوی

خوبِ من روزهای خوب کجاست؟ من گلویم گرفته از فریاد

کاش می شد دوباره سبز شویم مثل فصل حماسه و خرداد

کاش می شد جنازه ی این شهر دست از احتضار بردارد

کاش می شد دوباره زنده شوند قلبهایی که از طپش افتاد

کاش می شد دوباره مثل قدیم دل به سمت سکوت می بستیم

کاش می شد که چشم می بستیم روی این روزهای ماتمزاد

کاش می شد... ولی نه! ممکن نیست ، باید از روزهای مرده گذشت

باید از شب گذشت و فردا را نسپاریم دست بادا باد

میل تو! هر زمان که حکم کنی خون خود را به پات خواهم ریخت

شهر غمگینِ خسته ی شش دی ، شهر مخروبه ی سیِ خرداد

از تو من یک غروب می خواهم که پر از حسّ زندگی باشد

سینه ای که پر از هوا بشود توی ایران تا ابد آزاد


مزدک موسوی
 


 


سحرخیز پیرامون شکنجه ها، در دادگاه افشاگری خواهد کرد

جـــرس: عیسی سحرخیز با ارسال نامه ای از زندان و اعلام زمان دادگاه خود، خواستار حضور هیئت منصفه و همچنین علنی بودن این دادگاه شد و ضمن اعلام "افشاگری در دادگاه پیرامون بازداشتگاهها، شکنجه ها و وقایع زندان"، همزمان از وابستگان قربانیان جنبش سبز و صدمه دیدگان روحی و جسمی حوادث بعد از انتخابات خواست تا خلاصه ای از شرح ما وقع خود را به سایت جرس یا وکلای خود نسرین ستوده، محمدرضا فقیهی و مینا جعفری ارسال دارند.

 
این فعال مطبوعاتی که در جریان حوادث پس از انتخابات دستگیر و بعد از شکنجه و ماهها بلاتکلیفی در سلولهای انفرادی و بندهای عمومی زندانهای اوین، رجایی شهر و گوهردشت نگهداری شده، در تاریخ ٢۷ تیرماه امسال، در دادگاه انقلاب تهران محاکمه خواهد شد.


سحرخیز طی پیامی از زندان، خاطرنشان کرده است "در جریان برگزاری دادگاه، نحوۀ دستگیری با ضرب و جرح و همچنین شکنجه های جسمی - روحی و وقایع زندان را افشا و نقش نیروهای ویژه و همچنین لباس شخصی ها و بسیج را برملا خواهم کرد."


عیسی سحرخیز از خانواده ها، وابستگانِ شهدای جنبش سبز و همچنین قربانیان و صدمه دیدگان روحی و جسمی حوادث بعد از انتخابات خواست تا "خلاصه ای از شرح ما وقع آنچه بر آنها یا عزیزانشان گذشته را، به آدرس سایت جرس (شبکه خبری جنبش سبز) یا وکلای خود، نسرین ستوده، محمدرضا فقیهی و مینا جعفری ارسال کنند.


معاون مطبوعات داخلی وزارت ارشاد دولت اصلاحات، همچنین خواستار اجرای اصل ١۶۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی و علنی بودن دادگاه و حضور هیئت منصفه شد.


متن کامل پیام عیسی سحرخیز که توسط پسرش در اختیار سایت جرس قرار گرفته، به شرح زیر می باشد:

"با توجه به اینكه در نظر دارم در جریان برگزاری محاكمه ام كه قرار است ٣۸۰ روز پس از دستگیری، توام با ضرب و جرح و شكنجه و بازداشت و زندانی اینجانب در تاریخ ٢۷ تیرماه ۸۹ در شعبه ١۵ دادگاه انقلاب واقع در خیابان معلم تهران تشكیل می شود، در بخشی از دفاعیاتم به موضوع اقدام غیر قانونی، غیر شرعی و غیر انسانی ضرب و شتم و هتاكی و شكنجه های روحی و جسمی در جریان دستگیری ها، بازداشتها، بازجویی ها و بازپرسی ها توسط نیروهای نظامی، انتظامی، اطلاعاتی، امنیتی و جریان موسوم به بسیج و لباس شخصی ها بپردازم.
از كلیه قربانیان جنبش سبز اعم از خانواده های شهدا و صدمه دیدگان روحی و جسمی ١٣ماه اخیر جریان اعتراضات، دستگیری ها و بازجویی ها كه خلاصه ای از شرح ماوقع را به آدرس سایت جرس ارسال دارند و یا در اختیار وكلایم خانمها ستوده و جعفری و همچنین آقای فقیهی قرار دهند ودر صورت تمایل در روز برگزاری دادگاه كه باید براساس اصل ١۶۸ قانون اساسی بصورت علنی و با حضور هیات منصفه تشكیل شود به عنوان شاهد حضور به هم رسانند."


لازم به ذکر است دهم خردادماه سال جاری، عیسی سحرخیز به همراه جمعی از دیگر زندانیان سیاسی معترضِ بند ٣۵۰ زندان اوین، به زندان گوهردشت منتقل شدند. وی در زندان رجایی‌شهر به دلیل فشارهای شدید به بیماری قلبی مبتلا شد و با وجود توصیه‌های پزشکان زندان مبنی بر لزوم انتقال ایشان برای انجام معاینات لازم به خارج از زندان مقامات زندان از این امر ممانعت کردند.

 


 


مهرداد نصرتی

بر منار وطنم بوم بدآهنگ چرا

جام عیش همه را دست شما سنگ چرا

بدسلیقه است زمانه که اگر نیست چنین

راه خوشبختی ما را کفشی تنگ چرا

شعر مدحت سله ای داشت وگرنه تو بگو

تلخک شاعر بر مسند فرهنگ چرا

هنرآموز خجالت دارد از هنرستان که در آن

درس هر روز معلم هنر بنگ چرا

یا چرا چرت زند دائم مکتبخانه

پای استاد و شاگرد هنر لنگ چرا

پاسخم چوبه دار است ولی یک پرسش

با خدایی که ندادت هنری جنگ چرا

پای از طول گلیمت نگذاری بیرون

راضی قسمت خود بودی اگر ننگ چرا

مهرداد نصرتی مهرشاعر


 


اخبار زندانیان سبز

جرس: شعبه 54 دادگاه تجديدنظر استان تهران راي خود درباره کيوان صميمي بهبهاني را اعلام کرد.

 
به گزارش ادوار نیوز، شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامي تهران پيش‌تر صمیمی را به استناد مواد 500 و 610 قانون مجازات اسلامي مجموعا به 6 سال حبس و به استناد ماده 19 قانون ياد شده به محروميت مادام العمر از فعاليت‌هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي محکوم کرده بود.

 

شعبه 54 دادگاه تجديدنظر ضمن تاييد مدت حبس محکوم، محروميت وي از فعاليت‌هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي را به 15 سال کاهش داد.

 

کیوان صمیمی، از فعالان ملی مذهبی، مدیر مسئول نشریه توقیف شده "نامه" و عضو کمیته پی‌گیری بازداشت های خودسرانه بوده است.


آخرین خبرها از وضعیت پرونده ی علی ملیحی


وکیل علی ملیحی جزئیات پرونده موکل خود را تشریح کرد.

 

به گزارش ایلنا، محمد علی دادخواه، از برگزاری آخرین جلسه رسیدگی به اتهامات علی ملیحی در هفته گذشته خبر داد و گفت:‌ در این جلسه، بعد از تفهیم اتهاماتی چون شرکت در تجمع غیرقانونی و تبلیغ علیه نظام به علی ملیحی، بنده و موکلم به دفاع پرداختیم و در انتهای جلسه نیز رییس شعبه 28 دادگاه انقلاب با اخذ آخرین دفاع، ختم رسیدگی را اعلام کرد.

 

وکیل ملیحی تاکید کرد: نباید فراموش کرد موکلم خبرنگار بوده و باید به وظایف خود عمل می‌کرده است.

 

دادخواه خاطرنشان کرد: به موکلم گفته‌اند که چرا در اداور تحکیم وحدت حضور داشته‌ای؟ این در حالی‌ است که این دادگاه صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به این امر را ندارد و طبق اصل 168 قانون اساسی محاکمات جرائم سیاسی و مطبوعاتی باید با حضور اعضای هیات منصفه مطبوعات و به صورت علنی برگزار شود.

 

وکیل علی ملیحی در خصوص تبدیل قرار بازداشت موقت موکل خود نیز گفت: ‌بارها تقاضای تبدیل قرار بازداشت موقت به قرار سبک‌تر را به مقامات قضایی و رییس شعبه 28 دادگاه انقلاب ارائه کرده‌ایم، اما تاکنون این امر مورد موافقت مقامات قضایی قرار نگرفته است.

 

محکومیت قطعی آرمان رضاخانی به 36 ماه حبس

 

آرمان رضا خانی، دانشجوی رشته کامپیوتر، بر اساس رای دادگاه تجديدنظر به 36 حبس محکوم شد.

 

به گزارش هرانا، این نخبه 19 ساله پیش تر بر اساس راي شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه، در اردیبهشت سال جاری، راي توهين به رهبري دو سال، توهين به نظام یک سال و توهين به رئيس جمهور 100 هزار تومان به 36 ماه حبس تعزیری و پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم شده بود.

 

رضاخانی در اواخر آذر ماه سال 88 در حالی که برای مصاحبه پیرامون موفقیت‌های علمی کسبی به یکی از روزنامه‌های کثیر انتشار دعوت شده بود بازداشت شد.

 

وی در 40 روز نخست بازداشت در بازداشتگاه های سپاه از جمله کاخ جوانان و 2- الف، تحت شرایط سخت بازجویی و فشار شکنجه مجبور به اعترافات ساختگی شد و با وعده ی آزادی، راهی زندان اوین شد.

 

آرمان رضاخانی دانشجوی رشته مهندسی آی‌تی، برگزیده دوم جشنواره خوارزمی، نخبه ریاضیات ممتاز کشوری در المپیاد ریاضی، مکتشف قانونی در ریاضی به نام قانون مربعات و مثلثات "رضا خانی" و مخترع جوان در زمینه هایی چون سازه های معماری و کمک آموزشی پیکتال است.

 

آرمان به زبان های انگلیسی و ایتالیایی تسلط دارد و با زبان‌های روسی و اکراینی آشنا ست و در مسابقات مختلفی چون سازه‌های ماکارونی حضور موفقی داشته است. از دیگر موفقیت های رضاخانی حل یکی از مسائل اوپن ریاضیات است که مورد تعیید اساتید دانشگاه های مطرح کشور قرار گرفته است. وی هم چنین فعالیت های دیگری در زمینه برنامه‌نویسی و آی تی و ریاضیات نیز دارد.

 

محمد رضا رضاخانی پدر آرمان مترجم کتاب معروف "امپریالیسم ژاپن" است که در سال 71 با شلیک گلوله‌ جلال الدین پارسی، کاندیدای دوره نخست ریاست جمهوری و از حامیان سرسخت جمهوری اسلامی، به قتل رسیده است.

 

گفتنی است مادر آرمان رضا خانی که به مدت شش ماه از ملاقات با فرزندش محروم بود پس از انتقال وی به بند 350 موفق به دریافت اجازه ملاقات حضوری از دادستان تهران شده بود، در تاریخ هفتم تیرماه و پس از ملاقات با فرزندش به دلیل نامعلومی بازداشت شد.


ابوالفضل عابدینی ممنوع الملاقات شد

 
صبح روز سه شنبه، پانزدهم تیرماه، ابوالفضل عابدینی روزنامه نگار و از مسئولان سابق مجموعه فعالان حقوق بشر درایران، از دیدار با خانواده خود منع شد.

 

به گزارش هرانا، مادر ابوالفضل عابدینی نصر امروز صبح برای دیدن فرزند در بندش به زندان کارون اهواز مراجعه کرد اما به وی گفته شد به دستور رئیس زندان پسرش تا اطلاع ثانوی ممنوع الملاقات است.

 
عابدینی در حال سپری کردن دوران محکومیت 11 ساله خود در بند 6 زندان کارون اهواز است و از زمان انتقال به این زندان تاکنون هیچ گونه ملاقات حضوری با خانواده ی خود نداشته و تنها از طریق کابین می‌توانست با مادر و برادران خود دیداری کوتاه داشته باشد.

 

این فعال حقوق بشر پیش از این چندین بار در خصوص هم بند شدن با زندانیان خطرناک و در معرض خطر قرار داشتن جانش هشدار داده بود.

 

شایان ذکر است که خانواده ابوالفضل عابدینی در شهرستان رامهرمز، در یکصد کیلومتری اهواز، ساکن هستند و برای ملاقات چند دقیقه‌ای با وی مجبور هستند در گرمای بالای 50 درجه استان خوزستان این مسافت را طی کنند.


ساسان آقایی به یک سال حبس تعزیری محکوم شد


ساسان آقایی، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر، از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب به تحمل یک سال زندان محکوم شد.

 

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، اتهام ساسان آقایی "فعالیت تبلیغی علیه نظام" عنوان شده و با توجه به این اتهام، قاضی اشد مجازات را برای این روزنامه‌نگار در نظر گرفته است.

 

این حکم که به امضای مقیسه، ریاست این شعبه رسیده غیرقطعی و قابل فرجام‌خواهی است.

 

آقایی در اول آذرما سال گذشته بازداشت و مدت 40 روز را در سلول انفرادی بند 209 گذراند. وی 40 روز دیگر را نیز در سلول‌های چند نفره و سربسته این بند پشت سر گذاشت و پس از انتقال به بند 350 و تحمل نزدیک به 130 روز زندان، با قید وثیقه در فروردین ماه آزاد شد.

 

ساسان آقایی، روزنامه‌نگار 28 ساله، سابقه‌ فعالیت در روزنامه‌های فرهیختگان، اعتماد ملی، اعتماد، توسعه و مردم‌سالاری را در کارنامه خود دارد.

 

وی همچنین از وبلاگ‌نویسان پرسابقه به شمار می‌رود که از هفت سال پیش تاکنون به طور مداوم در وبلاگ خود با عنوان "تریبون آزاد" به وبلاگ‌نویسی پرداخته است.


جلسه رسیدگی به اتهامات محمد غزنویان برگزار شد

 
جلسه رسیدگی به اتهامات محمد غزنویان، روزنامه نگار و از فعالان حقوق زنان و کودکان روز یکشنبه سیزدهم تیرماه در شعبه اول دادگاه انقلاب قزوین برگزار شد.

 

به گزارش هرانا، اتهامات محمد غزنویان در این دادگاه "ازتباط با یکی از گروه های معاند نظام" و "تبلیغ علیه نظام" عنوان شده است.

 

در این جلسه وکیل آقای غزنویان، خانم مهناز پراکند نیز به دفاع از موکل خود در برابر اتهامات مطرح شده، پرداخت.

 

وی 19 بهمن ماه سال گذشته در پارک ملت قزوین بازداشت و روانه زندان شده و به قید وثیقه 20 میلیون تومانی آزاد شده بود اما در حالی که روز دوشنبه 16 فروردین ماه به همراه وکیل خود، خانم پراکند، برای پیگیری وضعیت پرونده مراجعه کرده بودند؛ با افزایش قرار وثیقه مواجه شد و به دلیل عدم توانایی در تامین آن مجددا روانه زندان چوبین‌در قزوین شد. وی در تاریخ 25 فروردین ماه، با تودیع وثیقه 100 میلیون تومانی به طور موقت آزاد شد.

 

خانم پراکند دلیل تشدید وثیقه را طرح اتهامات جدید آقای غزنویان عنوان کرده بود.

 

محمد غزنویان دانش آموخته علوم سیاسی، روزنامه نگار و وبلاگ نویس است که تاکنون مقالات بسیاری از وی در حوزه فرهنگ و اجتماع در رسانه های مختلف به چاپ رسیده و در حال حاضر مدیر و مدرس یک مدرسه در محله هادی آباد قزوین است که به کشف و پرورش استعدادهای کودکان کار و خیابان می‌پردازد.

 

 نامه همسر محمد اولیایی‌فر به مناسبت روز تولدش

 
 شهره طاقتی همسر محمد اولیایی فرد، وکیل پایه یک دادگستری که به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانه های بیگانه به یک سال حبس تعزیری محکوم شده است در سالروز تولد همسر دربندش دلنوشته ای را برای وی نگاشته است.


به گزارش هرانا، وی در این نامه ضمن تبریک تولد محمد اولیایی‌فرد و ستودن استقامت او، آرزوی "تمام شدن هر چه زودتر این لحظه‌ها" را دارد.


 


مهرداد قاسمفر

 

سه دهه از استقرار نظام جمهوری اسلامی در یکی از پیشرو ترین کشورهای خاورمیانه در دهه ۵۰ خورشیدی می گذرد. سه دهه سرشار از وقایع بزرگ و کوچک که هر یک سرنوشت ملتی را در سرزمینی به نام ایران رقم زده است. اما نکته آنست که بسیاری از این وقایع هنوز در پرده ابهام است. هر کس روایتی دارد که دیگری نفی و نقض می کند. 

 

 اخیراً سایت جرس مصاحبه ای از عزت الله سحابی منتشر کرده است که در آن رهبر شورای فعالان ملی مذهبی ایران، نکاتی را بازگو کرده است که می تواند بخشی از وقایع پس از انقلاب را در ذهن نسل جوان تر شکل دهد. 

 

 پس از خواندن این مصاحبه خواننده با این پرسش ها به جا می ماند: آیا آنگونه که عزت الله سحابی می گوید، سید محمد بهشتی که از ارکان و بازیگران اصلی دوران تاسیس این نظام بوده و آیت الله خمینی او را به مثابه یک ملت می خواند، با اصل ولایت فقیه مخالف بوده است و تنها از سر مصلحت اندیشی سکوت را ترجیح داده بود؟ آیا آیت الله خمینی مخالف عزل بنی صدر از مقام ریاست جمهوری بوده است؟ آیا بنی صدر از عوامل اصلی وقوع بحران های دهه شصت بوده، وقایعی که آسیاب خون را در ایران به چرخش درآورد؟ اینها پرسش هایی است که برای پاسخش از ابوالحسن بنی صدر خواستم رو در روی من، در برنامه گفت و گوی ویژه این هفته رادیو فردا، بنشیند تا ببینیم او چه پاسخی برای این پرسش ها که عزت الله سحابی در ذهن مخاطب برانگیخته، دارد. شاید بتوان به حقایقی در این تضارب روایت ها دست یافت. شاید هم نه. اما وجود این تضارب ضروری است.

 

 

سه دهه از استقرار نظام جمهوری اسلامی در یکی از پیشرو ترین کشورهای خاورمیانه در دهه ۵۰ خورشیدی می گذرد. سه دهه سرشار از وقایع بزرگ و کوچک که هر یک سرنوشت ملتی را در سرزمینی به نام ایران رقم زده است. اما نکته آنست که بسیاری از این وقایع هنوز در پرده ابهام است. هر کس روایتی دارد که دیگری نفی و نقض می کند.  اخیراً سایت جرس مصاحبه ای از عزت الله سحابی منتشر کرده است که در آن رهبر شورای فعالان ملی مذهبی ایران، نکاتی را بازگو کرده است که می تواند بخشی از وقایع پس از انقلاب را در ذهن نسل جوان تر شکل دهد.  پس از خواندن این مصاحبه خواننده با این پرسش ها به جا می ماند: آیا آنگونه که عزت الله سحابی می گوید، سید محمد بهشتی که از ارکان و بازیگران اصلی دوران تاسیس این نظام بوده و آیت الله خمینی او را به مثابه یک ملت می خواند، با اصل ولایت فقیه مخالف بوده است و تنها از سر مصلحت اندیشی سکوت را ترجیح داده بود؟ آیا آیت الله خمینی مخالف عزل بنی صدر از مقام ریاست جمهوری بوده است؟ آیا بنی صدر از عوامل اصلی وقوع بحران های دهه شصت بوده، وقایعی که آسیاب خون را در ایران به چرخش درآورد؟ اینها پرسش هایی است که برای پاسخش از ابوالحسن بنی صدر خواستم رو در روی من، در برنامه گفت و گوی ویژه این هفته رادیو فردا، بنشیند تا ببینیم او چه پاسخی برای این پرسش ها که عزت الله سحابی در ذهن مخاطب برانگیخته، دارد. شاید بتوان به حقایقی در این تضارب روایت ها دست یافت. شاید هم نه. اما وجود این تضارب ضروری است.    آقای بنی صدر، آیا آن طور که عزت الله سحابی روایت می کند، شما از عوامل اصلی تشدید بحرانهای دهه ۶۰ خورشیدی در ایران بودید؟ 

 ابوالحسن بنی صدر: این مسئله روشن است. بیان روشنی هم دارد. به لحاظ اینکه آنها، یعنی آنهایی که کودتا کردند و استبداد را برقرار کردند، مقدمات امر را فراهم آورده بودند. آن پیش نویس قانون اساسی را در مجلس خبرگان تبدیل کردند به قانون اساسی، گرچه با نظارت فقیه ولی با توجه به اینکه آن فقیه آقای خمینی بود، عملاً هرگاه می توانستند انتخابات ریاست جمهوری را هم ببرند و مجلس را هم، یک دیکتاتوری قانونی را برقرار می کردند. اصلاً نامزد شدن من هم برای این بود که جلوی این قانونی بودن و مشروع بودن این دیکتاتوری را بگیریم. پس چون در انتخابات ریاست جمهوری آنها چهار در صد بیشتر نتوانستند رای بیاورند، بر آن شدند که با آقای خمینی نامه نگاری کنند. نامه نوشتند سران حزب جمهوری به آقای خمینی که این که نشد. آقای خمینی هم به ترتیبی که آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه گفت به آنها می گوید که شما بروید مجلس را در دست بگیرید. یعنی اجازه تقلب در انتخابات مجلس می دهد. آن مجلس را هم با شرکت شش میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در سراسر کشور و با تقلبات گسترده به دست می گیرند. با همه اینها در ۲۲ اسفند بنا بر نامه ای که از آقای بهشتی اخیراً منتشر شده، می گوید که با آنکه مجلس را داشتند، قوه مجریه را با استفاده از آقای خمینی به دست آورده بودند، قوه قضائیه هم در اختیار داشتند، نماز جمعه ها و امام جمعه ها و دستگاه تبلیغاتی را هم تصرف کرده بودند، آقای بهشتی به آقای خمینی نامه می نویسد که ما اقلیتیم و طرف مقابل آنها یعنی... (او اسم برده از من و از آقای مهندس بازرگان) اکثریت اند. خوب این یک مسئله مهم است در تاریخ ایران.  

 

بنابراین شما معتقدید اینها زمینه را آماده کردند و از پیش از این که درگیری ها بالا بگیرد، برنامه برای حذف شما وجود داشته. اما آقای عزت الله سحابی از قول آقای بازرگان یک خاطره را نقل می کنند که آقای خمینی در یکی از جلسات به ایشان می گوید که من می دانم که بنی صدر حرف می زند و فقط هم حرف می زند، اما آنهایی که در مقابل او هستند، عمل می کنند. برداشت آقای عزت الله سحابی از این خاطره اینست که آقای خمینی راضی نبودند که شما برکنار شوید و حرف ها و اقدامات و اظهارات تند و تیز شما بوده که کار را خراب کرده، به روایت آقای عزت الله سحابی. 

 

 شما اینطور برداشت می کنید. به هر حال آقای عزت الله سحابی اولاً در آن روایتی که می کند، مسئله به این صورت نبود. مسئله به این صورت بود که آقای خمینی در آن جمع گفت -نه به گوش آقای بازرگان- در آن جمع ۲۵ اسفند که در خانه اش دعوت کرده بود، به من گفت شما در خارج بودید، در ایران نبودید، اینها که در داخل بودند نمی شناختید، اینها در داخل بودند و مواضع را تصرف کردند. من گفتم آقا این حرف چیست که شما می زنید؟ شما به تصرف اینها دادید. شما لطف کنید یک هفته اعلام کنید که در امور کشور دخالت نمی کنید. اگر این آقایان توانستند و رفتند در اتاقهای کارشان نشستند، آن وقت حرف شما راست در می آید. شما کشور را به تصرف اینها دادید

 

.  یعنی شما معتقدید این برداشت آقای عزت الله سحابی درست نبوده و...

 

آقای خمینی در سه نوبت، می گوید اگر ملت موافقت کند او مخالفت می کند و اگر سی و پنج میلیون بگوید بله، او می گوید نه... او حکم عزل بنی صدر را امضا خواهد کرد. پس این اقلیت شدن در برابر یک اکثریت یک تحول بزرگ در تاریخ ایران است... از دید من تاریخ ایران از آن زمان ورق خورده و عمر استبداد شمرده است.

 

اگر شما از حرف ایشان آن برداشت را کردید، نه. این برداشت است. داشتم یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ ایران را برای شما توضیح می دادم. در تاریخ ما روحانیت همیشه، گرچه یکی از سه پایه داخل قدرت بوده، اما بیان کننده مردم به شمار می آمده. از دوران اساطیری بنا بر روایت شاهنامه و نزاع شان با جمشید تا این روزگار ما، هیچ وقت نبوده که روحانیون در سطح جامعه بگویند که ما اقلیت شدیم. این نخستین بار است که آقای بهشتی می گوید که اقلیت اند و بعد هم آقای خمینی در شش خرداد، ۲۵ خرداد و یک تیر، سه نوبت، می گوید اگر ملت موافقت کند او مخالفت می کند و اگر سی و پنج میلیون بگوید بله، او می گوید نه. در یک تیر می گوید اگر این سی و پنج میلیون بشود که می گویند مرگ بر خمینی، او حکم عزل بنی صدر را امضا خواهد کرد. پس این اقلیت شدن در برابر یک اکثریت یک تحول بزرگ در تاریخ ایران است و این نشد مگر به اینکه بیان آزادی قرار گرفت در بیان قدرتی که این آقایان بنا به آن ولایت مطلقه ساختند و جعل کردند و به اسلام نسبت دادند و حالا هم حاکم کردند. از دید من تاریخ ایران از آن زمان ورق خورده و عمر استبداد شمرده است. کوتاه است. چیزی نیست. سی سال در عمر یک ملتی است. ولی مبنای استقرار حاکمیت ملی فراهم شد. به یمن آن ابتلا و آزمایش که دو بیان یکی بیان آزادی یکی بیان قدرت. یک نماینده حاکمیت مردم که معتقد به ولایت جمهور مردم بود، قرار گرفت در برابر حاکمیتی که می گفت سی و پنج میلیون بگوید بله، من می گویم نه.

 

  آقای بنی صدر، این که الان گفتید برداشت من بوده، من توضیح دادم که برداشت من نبوده. من فقط دارم سئوال می کنم. این عین جمله آقای عزت الله سحابی بود که من برایتان خواندم که می گوید: «برداشت من این بود که امام هم راضی نبودند بنی صدر برکنار شود اما حرفها و اقدامات و اظهارات تند و تیز او کار را خراب می کرد و او اوضاع را مشوش می ساخت. خوب، ما با او دوست بودیم ولی یادم هست وقتی مقالات او در روزنامه انقلاب اسلامی یا سخنرانی اش را در پایگاه وحدتی دزفول می شنیدیم، می گفتیم سید دیوانه شده است که اینطور صحبت می کند. به هرحال شرایط به سمتی رفت که بنی صدر عزل شد و باقی قضایا را هم یا دیده اید یا خوانده اید»، این عین جملات آقای عزت الله سحابی بود.

 

  آخر، این آقای عزت الله سحابی الان در چه طرز فکری است. در این طرز فکر است که می گوید تکان نخورید، اگر تکان بخورید خدای نکرده چشم زخمی به این رژیم برسد، آسمان می آید زمین، زمین می آید آسمان. این طرز فکر فعلی اش است. آن روز هم از بسیاری امور اطلاع نداشت از جمله این سازش پنهانی بر سر گروگان ها که کودتا را ناگزیر می کرد. خیال می کرد بله، صحبت های تند و تیز بنده آن وضعیت را آن جوری کرده. نه من صحبت های تند و تیزی هم نمی کردم. من روی آن چه که حقوق ملی بود، می ایستادم، برای اینکه برای این کار انتخاب شده بودم. صحبت های آقای مشفق به تازگی اگر ایشان گوش بدهند، برخی از آن تاریخ را، متوجه می شوند که در طی این سی سال هیچگاه این عامل را در نظر نگرفته اند. آقای مشفق می گوید، اولین باری که یک مقام مهم این رژیم در مقام رئیس اطلاعات ستاد مشترک سپاه می گوید گروگانگیری ساخت آمریکا بوده، توسط عامل آنها -آقای موسوی خوئینی ها- اجرا شده. آقای خمینی گفت این انقلاب دوم بود. سی سال هم اینها می گفتند که این بزرگترین کاری بوده انقلابی که انجام گرفته. حالا نه. تصدیق می کنند که این کار انقلابی نبوده و طرحی بوده آمریکایی و در ایران اجرا شده. نتیجه بدیهی این طرحی که حالا اعتراف می شود که آمریکایی بوده، اینست که آن ماجرای سازش پنهانی «اکتبر سورپرایز» است. معروف شد به اکتبر سورپرایز و بعد ایران گیت. چون [عزت الله سحابی] اینها را در نظر نمی گیرد، می گوید آقای خمینی میل نداشت. آقای خمینی میل داشت که من در آن زد و بند... بپذیرم آن زد و بند را. من نپذیرفتم چون استقلال ایران را نقض می کرد.  

 

 زد و بند چه کسی با چه کسی، آقای بنی صدر؟

 

آقای بهشتی آن زمان، -در نواری که از او انتشار پیدا کرد- نزد محارمش گفته بود که ما از گروگان ها مثل یک آتو بر ضد کارتر و بنی صدر استفاده می کنیم. [علیه] کارتر معلوم بود استفاده کردند؛ تاخیر انداختن آزادی گروگان ها. اما بر ضد بنی صدر چه جوری ممکن بود استفاده کرد؟ این که با آن طرف مقابل معامله کرده باشند که کرده بودند و کودتا کنند بر ضد بنی صدر که کردند.

 

زد و بند دستگاه آقای خمینی با دستگاه آقای ریگان و بوش، که معروف شد به اکتبر سورپرایز، بر سر به تاخیر انداختن گروگان ها تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ۱۹۸۰ که منجر شد به شکست کارتر و روی کار آمدن ریگان. یک جمله معروف و مهم، با توجه به حرف های امروز مشفق، تمام وضوح خودش را به دست می آورد، از آقای بهشتی. [او] آن زمان، در نواری که از او انتشار پیدا کرد، نزد محارمش گفته بود که ما از گروگان ها مثل یک آتو بر ضد کارتر و بنی صدر استفاده می کنیم. [علیه] کارتر معلوم بود استفاده کردند؛ تاخیر انداختن آزادی گروگان ها. اما بر ضد بنی صدر چه جوری ممکن بود استفاده کرد؟ این که با آن طرف مقابل معامله کرده باشند که کرده بودند و کودتا کنند بر ضد بنی صدر که کردند. این واقعیت امر است. آن وقت آن گناه آقایان که کودتا کردند می افتد گردن بنی صدر که گویا او سخنان تند و تیز گفته. من سخنان تند و تیز... هست، موجود است دیگر، بعد از سی سال بخوانند. من چه گفتم تند و تیز بوده؟

 

  می شود آیا نتیجه گرفت که خیلی از مواضع ضد آمریکایی در آن سال ها از آقای خمینی، بیشتر یک جور مصرف مقطعی داشته والا به صورت بنیانی این اختلافات در آن زمان مطرح نبوده آنطور که مثلاً چپ مارکسیستی با آمریکا مخالفت می کرد؟ 

 

 قطعاً این طور است. یعنی زیرازیر زد و بند بوده. ظاهراً شعارهای ضد آمریکایی بوده. در کتاب نامه ها، اگر شما مراجعه کنید، می بینید که یک نامه در همان زمان به آقای خمینی نوشتم که در پاریس معامله ای بر سر گروگانها انجام گرفته. نه مسئله ای بوده که من بعدها متوجه شدم. باز در روز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، آقای هاشمی رفسنجانی که آن وقت رئیس مجلس بود، گفت بعد از این در آینده خواهند گفت ما باعث شدیم که ریگان رئیس جمهور آمریکا شود. یعنی همه معلوم بود... وقتی نخواهی به اینها توجه کنی، می رود روی ذهنیات. واقعیات جایش را می دهد به ذهنیات. در ذهنیات می شود این گونه برداشت هایی که می شود برداشت آقای عزت الله سحابی که شما برای من خواندید.  

 

 آقای بنی صدر، یک سئوال نهایی معطوف به این مصاحبه آقای سحابی. ایشان جریانی را تعریف می کنند و بعد نتیجه می گیرند که آقای سید محمد بهشتی با اصل ولایت فقیه موافق نبودند. شما که از نزدیک با آقای بهشتی مراوده داشتید در آن سال ها، آیا برداشت شما هم اینست که آقای بهشتی با اصل ولایت فقیه موافق نبود؟

 

  صد در صد. برای اینکه دلیل مهمتر از اینکه به گوش ایشان گفته، پیش نویس قانون اساسی را شورای انقلاب که این آقا یعنی آقای بهشتی هم عضو آن بود، به اتفاق آرا تصویب کرد. در آن ولایت فقیه نبود و جمهور مردم بود. در مجلس خبرگان هم چندین نوبت گوشزد شد. من خودم به ایشان گفتم. گفتم آقا شما به پیش نویس رای دادید. شما می دانید که شورای انقلاب تصویب کرده که مجلس خبرگان برای بررسی پیش نویس تشکیل شود. حق ندارد خارج شود از آن پیش نویس. وکالت فضولی... شما چنین وکالتی ندارید از طریق مردم. با همه اینها این آقا تصویب ولایت فقیه را کارگردانی کرد. البته یک اصل هم گذاشته بود که آن اصل را ما متوجه شدیم. با آقای منتظری هم گفت و گو شد و او هم متوجه شد. با آن مخالف شد. والا آن اصل هم می گذاشتند، یک دیکتاتوری کامل به قبای آقای بهشتی ساخته می شد.  

 

 چه بود آن اصل؟ 

 

 بنا بر آن اصل، رهبر می توانست اختیارات خودش را به دیگری تفویض کند. بنابراین فرض این بود که ایشان بشود رئیس جمهور، آقای رهبر هم اختیاراتش را تفویض کند به ایشان و ایشان بشود تام الاختیار. این مبنای کار آن آقا [بهشتی] بود در آن مجلس. بعد شما در نامه به آقای خمینی می خوانید ایشان در ۲۲ اسفند نوشته، سه روز قبل از آن جلسه که شما صحبتش را کردید- در آنجا می گوید که بنی صدر و بازرگان به ولایت فقیه باور ندارند. اینها با شما کج‌دار و مریز عمل می کنند تا شما سرت را بگذاری زمین. بعد از شما نخواهند گذاشت این ولایت فقیه بماند. به اصطلاح آن آقا هشدار می دهد و اولش می گوید دعوا سر قدرت نیست ولی پایان نامه می گوید ما آماده ایم همه دولت را در دست بگیریم. آن طرف را شما روانه کنید. یعنی با زبان احترام کامل، از آقای رهبر می خواهند که کودتا کنند. که متاسفانه ایشان هم متقاعد می شوند و سه ماه بعد کودتا می کنند.

 

 

منبع: رادیو فردا


 


سید ابراهیم نبوی

 

آیت الله خامنه ای اروپا را تهدید کرد

 

آیت الله خامنه ای در تازه ترین اظهاراتش کشورهای غربی را به دخالت در امور داخلی ایران متهم کرد و گفت: "برخی از سران کشورهای غربی در سطح رییس‌جمهور، نخست‌وزیر، و وزیر خارجه، در مسائل داخلی ملت ایران که به آنها ارتباطی نداشت صراحتاً دخالت کردند و بعد هم گفتند که در مسائل ایران دخالت نمی‌کنند در حالیکه آنها ضمن تشویق به اغتشاش‌گری، مردم ایران را اغتشاش‌گر معرفی کردند." وی گفت: " ما اظهارات و رفتارهای مداخله‌جویانه این دولتها را محاسبه خواهیم کرد و قطعاً در آینده روابط جمهوری اسلامی ایران با آنها تأثیر منفی خواهد داشت." رهبر جمهوری اسلامی همچنین با تشبیه عده ای در داخل کشور به "دنباله‌های دستگاههای تبلیغاتی مخرب و معاند با نظام جمهوری اسلامی" خطاب به این گروه نیز گفت: "این معدود دنباله‌های فریب خورده، علامت‌های غلطی می‌دهند که دشمنان نیز فریب این علامتها را می‌خورند اما مردم و نخبگان و همه جناحها باید مراقب باشند تا دوست و دشمن را اشتباه نگیرند و رفتاری را که باید با دشمن داشته باشندَ، با دوست انجام ندهند."

 

سارکوزی: ایرانیان شایسته رهبران بهتری هستند

 

هنوز چند ساعتی از اظهارات آیت الله خامنه ای درباره دخالت کشورهای غربی در مسایل داخلی نگذشته بود که نیکلا سارکوزی رییس جمهور فرانسه و گوردون براون نخست وزیر انگلیس به این اظهارات واکنش نشان دادند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، سارکوزی در واکنش به اظهارات رهبر ایران گفت كه "مردم ایران شایسته داشتن رهبرانى بهتر از امروز هستند." گوردون براون نخست وزیر انگلیس نیز تاکید کرد: "رژیم ایران باید به روشنى بداند كه اگر اقدامات آن ادامه یابد و ما مجبور به كارى شویم، همراه با شركاى اروپایى خود دست به اقدام مى زنیم." وی با اشاره به دستگیری تعدادی از کارکنان ایرانی سفارت انگلستان در تهران افزود: " ما موافقیم كه نتیجه انتخابات ایران یك مسئله مربوط به مردم این كشور است. اما اخراج ناموجه دیپلمات ها و ادامه بازداشت كارمندان سفارت، غیرموجه و غیر قابل قبول است."

 

طائب: ۸۵ درصد مردم از روند انتخابات راضی اند

 

حسین طائب فرمانده نیروی مقاومت بسیج می‌گوید که " ۸۵ درصد مردم ایران از روند انتخابات راضی هستند و تنها ۱۵ درصد از آنها در خصوص نتایج آن ابهام داشته‌اند." آقای طائب در جمع هادیان سیاسی سپاه ‌گفت، " رضایت ۸۵ درصدی مردم از روند انتخابات را ناشی از آگاهی آنها از مسائل اخیر" است. به گزارش ایرنا، حسین طائب در سخنان خود آمریکا را به دخالت در حوادث روی داده پس از انتخابات در ایران متهم کرد و گفت: " آمریکا می‌خواهد از اهرم داخلی علیه انقلاب استفاده کند و در این راهبرد به دنبال لیدری بود که از داخل بتواند انقلاب را مهار کند." وی به نام این رهبر مورد نظر آمریکا هیچ اشاره‌ای نکرد، اما گفت که آمریکایی‌ها به دنبال پیروزی فرد مطلوب خود در انتخابات بودند که با " آگاهی مردم" شکست خوردند. طائب گفت که غرب در حوادث پس از انتخابات، " به دنبال خونین کردن جمعیت بود و با انواع شیوه‌های تبلیغی و رسانه‌ای به تحریک و تهییج مردم می‌پرداخت."

 

کارگزاران سازندگی نتایج انتخابات را غیرقابل قبول دانست

 

حزب کارگزاران سازندگی ایران، نتایح دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را به دلیل "ناسالم" بودن، "تخلفات گسترده" و "جانبداری" اکثریت اعضای شورای نگهبان از نامزدی خاص، غیرقابل قبول اعلام کرد. در بیانیه این حزب آمده است که " پاره‌ای جزم اندیشی‌ها، بی‌تدبیری‌ها، خودخواهی‌ها و ناسپاسی‌ها اعتماد عمومی را به بی‌اعتمادی تبدیل کرده است." کارگزاران سازندگی که حزب نزدیک به اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است، در بیانیه خود افزوده که انتظار داشت مقام‌های ایران، اعتراض‌های " به حق مردم" را تحمل کنند و با آنها " برخوردی غیر قانونی و خشن" نکنند. این حزب همچنین از دستگیری فعالان سیاسی بی‌گناه در جریان اعتراض‌ها به نتایج انتخابات، اظهار تاسف کرد. در بخش دیگری از این بیانیه ضمن ابراز همدردی با خانواده کشته شدگان حوادث اخیر، خواسته شده است که " هیات‌های بی‌طرف به پرونده جنایات اخیر رسیدگی و عاملان را شناسائی و تحت تعقیب قرار دهند."

 

حذف صداوسیما از اجلاس رسانه‌های اروپا

 

اتحادیه رادیو و تلویزیون‌های اروپا (EBU) نام صدا و سیمای ایران را از فهرست کشورهای شرکت ‌کننده در مجمع عمومی سالانه‌ خود حذف کرد. علت ممنوعیت حضور صداوسیما در مجمع سالیانه این اتحادیه، سیاست‌های ایران در قبال خبرنگاران خارجی در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری عنوان شد. مسئولان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، این اقدام اتحادیه رادیو و تلویزیون‌های اروپا را تصمیمی " غیر حرفه‌ای" دانستند. سخنگوی صداوسیمای ایران نیز نگرانی اتحادیه رادیو و تلویزیون‌های اروپا از وضعیت خبرنگاران خارجی در ایران را " بی‌اساس خواند و برخلاف واقعیت‌های موجود" اعلام کرد.

 

راه های تازه اعتراض  

دن مورفی در کریستین ساینس مانیتور نوشت: " رژیم ایران آخر این هفته هم به اتهام زدن به معترضین به نتیجه انتخابات 12 ژوئن ادامه داد و آنها را وابسته به قدرت های خارجی خواند." اما " برخلاف همه این تلاش ها، جنبش برای تغییر در داخل کشور ادامه دارد و به نظر نمی رسد که از اتفاقاتی که در چند هفته اخیر افتاده است، بعنوان حاصل دخالت کشورهای داخلی یاد شود."

 

به نوشته نیویورک تایمز: " تریتا پارسی، مدیر شورای ملی ایرانیان آمریکایی، معتقد است: "من فکر می کنم که اولین قدم این است که ایرانیان نشان بدهند که این جنبش فقط یک راه ندارد و راه های دیگری جز تظاهرات هم هست. برتری های آنها مشخص است، یکی اینکه اکثریت بالایی از جامعه این جامعه را مشروع نمی دانند. پس در این مقطع بهتر است فشار به دولت را حفظ کنند و خصومت خود را با احمدی نژاد نشان بدهند". او می گوید که تظاهرات هر چند وقت یک بار هنوز تاثیر گذار است اما اگر تعداد آن زیاد شود برخورد دولت را زیاد می کند که هزاران  بسیجی لباس شخصی در اختیار دارد که آماده اند در صورت لزوم تظاهرات را با خشونت برهم بزنند. او می گوید ایرانیان مسن تری که اهداف تظاهرات را دنبال می کنند، از خشونت در خیابان راضی نیستند و از تعداد زیاد تلفات بیم دارند.

 

به گفته این نشریه" پارسی می گوید ایرانیان مشتاق راحتی هستند و اگر احمدی نژاد و رهبر، آیت الله علی خامنه ای در هفته های آتی با مخالفنشان توافق بکنند، خشم مردم فروکش خواهد کرد. او می گوید: "بعضی از مردم در ایران هنوز امیدوارند که خامنه ای پی به اشتباه فاحشش می برد وکوتاه می آید. اما من معتقدم اگر او از گفته هایش پایین بیاید دولت سقوط خواهد کرد. فقط با زور می شود مدتی طولانی حکومت کرد."

 

شرط مرتضوی برای آزادی حجاریان  

وجیهه مرصوصی، همسر حجاریان با دادستان تهران دیدار و در مورد آخرین وضعیت همسرش با او گفتگو کرد. دکتر مرصوصی در این مورد گفت: " قاضی مرتضوی خبر منتشره درباره انتقال حجاریان به بیمارستان و در کما بودن ایشان را تکذیب کرد و قرار شد به همراه پسرم با آقای حجاریان دیدار کنیم." خانم وجیهه مرصوصی افزود: " با وجود تاکید دادستان تهران مبنی بر مساعد بودن حال آقای حجاریان، تا زمانی که خودم ایشان را نبینم نمی توانم در مورد وضعیت جسمانی شان اظهار نظر کنم." همسر حجاریان خبر داد که قاضی مرتضوی با طرح شروطی گفته است که حجاریان را آزاد خواهد کرد. خانم مرصوصی در مورد شروط ارائه شده از سوی دادستان تهران سخنی نگفت اما تاکید کرد که " ادامه نگهداری ایشان در زندان به شدت خطرناک است و ما تلاش می کنیم تا هر چه زودتر ایشان آزاد شوند."  

 

شب هفت کیانوش آسا در کرمانشاه

 

همزمان با هفتمین روز خاکسپاری کیانوش آسا، یکی از دانشجویانی که در جریانان اعتراضات اخیر توسط لباس شخصیها کشته شد، مراسمی از طرف خانواده وی و با حضور جمع زیادی از فعالان و شهروندان کرمانشاهی در این شهر برگزار شد. کیانوش آسا، دانشجوی کارشناسی ارشد شیمی دانشگاه علم و صنعت بود که در جریان اعتراضات اخیر توسط لباس شخصیها در نزدیکی میدان انقلاب کشته شد. یکی از دوستان کیانوش آسا در گفتگو با روزآنلاین گفت: "این مراسم قبلاً از طریق پخش اعلامیه‌هایی در سطح شهر به اطلاع مردم رسیده بود و جمعیت كثیری هم در آن شركت داشتند".

 

درآستانه 18 تیر کوی دانشگاه تعطیل شد

 

با نزدیک شدن سالگرد 18  تیر، مسئولان کوی دانشگاه تهران را به مدت دو هفته تعطیل شد. معاون دانشجوئی وزیر علوم بدون اشاره به تعطیلی کوی دانشگاه اعلام کرد این وزارت خانه سرگرم بررسی حوادث اخیر دانشگاه هاست و به زودی تمامی دانشجویان معترض به کودتای انتخاباتی از ادامه تحصیل محروم خواهند شد. پایگاه خبری تحلیلی دانشجویان صنعتی امیر کبیر نوشت: " در آستانه 18  تیرماه سالروز حمله خونین نیروهای انصار و لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران در سال 78، کوی دانشگاه تهران از روز گذشته برای 2 هفته تعطیل شد. تعطیلی کوی دانشگاه تهران در آستانه 18  تیر اتفاقی است که هر ساله برای جلوگیری از اعتراض دانشجویان در سالروز حمله به کوی دانشگاه در سال 78  انجام می شود." معاون دانشجویی دانشگاه تهران گفت " این تصمیم از قبل گرفته شده و ربطی به وقایع اخیر ندارد."

 

درگیری‌های خشونت‌بار قومی در چین

 

رسانه‌های دولتی چین اعلام کردند که در درگیری‌های خشونت‌آمیز قومی در منطقه سینکیانگ (شینجیانگ) در غرب چین، دست‌کم ۱۴۰ تن جان باختند. به گزارش خبرگزاری‌ها، بیش از ۸۳۰ نفر نیز در این درگیری‌ها زخمی و تعداد بسیار زیادی هم بازداشت شده‌اند. در حالی که شین هوا خبرگزاری دولتی چین، ایغورها را به ایجاد اغتشاش متهم کرده بود، ایغورهای مخالف دولت چین گفتند که پلیس در ابتدا به سوی تظاهرکنندگان مسالمت‌جو آتش گشود. دولت چین، جدایی ‌طلبان ایغور و رهبر آنها ربیا کادیر را که در خارج از این کشور به سر می‌برد، مسئول سازماندهی این " اغتشاشات و حمله به چینی‌های نژاد هان" از طریق تماس تلفنی و اینترنت معرفی می‌کند. " کادیر" که در حال حاضر در آمریکا مستقر است و اتهامات دولت چین را رد کرد. کارشناسان معتقدند دولت چین با عنوان مبارزه با تروریسم، ناراضیان این منطقه را سرکوب می‌کند.

 

مولن: حمله به ایران موجب بی‌ثباتی می‌شود

 

مایک مولن، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا می‌گوید که حمله به ایران و یا دستیابی تهران به بمب هسته‌ای هر دو موجب بروز " بی‌ثباتی شدید" خواهد شد. آقای مولن به شبکه تلویزیونی سی‌بی‌اس آمریکا گفت که این حمله می‌تواند پیامد‌های "غیرقابل پیش‌بینی و ناخواسته‌ای" به بار آورد. این فرمانده ارشد نظامی آمریکا پیش‌بینی کرد که حمله نظامی به ایران " عواقب بسیار بدی" به دنبال خواهد داشت. وی در عین حال تاکید کرد که در برابر ایران باید تمامی گزینه‌ها از جمله " گزینه نظامی" را مدنظر داشت. اظهارات آقای مولن در حالی ایراد می‌شود که جو بایدن معاون باراک اوباما اعلام کرده است که آمریکا در صورتی که اسرائیل بخواهد به ایران حمله کند، " مانع" آن نخواهد شد.

 

کارتون «پرسپولیس ۲» بر روی اینترنت

 

" پرسپولیس ۲" عنوان انیمیشن کوتاهی است که بر اساس رویدادهای اخیر ایران و با الهام از فیلم انیمیشن " پرسپولیس" مرجان ساتراپی ساخته و در اینترنت منتشر شد. این کارتون، مجموعه‌ای از تصاویر سیاه و سفید است که به سبک انیمیشن " پرسپولیس" طراحی شده و صحنه‌هایی از انتخابات، تقلب جناح احمدی‌نژاد، تظاهرات خیابانی مردم، نقش تویتر در این شورش‌ها و کشته شدن ندا آقا سلطان را دربر می‌گیرد. سازندگان این انیمیشن کوتاه، دو جوان تبعیدی ایرانی به نام‌های سینا و پیمان هستند که وب‌سایتی را با عنوان " پرسپولیس را اشاعه دهید"، طراحی کرده و کارتون خود را بر روی آن منتشر کرده‌اند. سینا یکی از سازندگان این کارتون می‌گوید که آنها با این کار می‌خواهند نشان دهند که تاریخ، چگونه در ایران تکرار شده است. وی استقبال عمومی از این کارتون را فوق‌العاده توصیف کرد.

 


 


  Get the Flash Player to see this rotator. var s1 = new SWFObject("http://www.rahesabz.net/picstories/image/88/tir/Base/simpleviewer.swf","flashContent", "600", "600", "9.0.124"); s1.addParam("allowfullscreen","true"); s1.addVariable("galleryURL" , "http://www.rahesabz.net/picstories/image/88/tir/tashee allame fazlollah/gallery.xml"); s1.addVariable("width","600"); s1.addVariable("height","700"); s1.write("container");

 


گزارش اختصاصی جرس از مراسم تشییع در بیروت
     جرس: دهها هزار نفر از مردم لبنان از شیعه و سنی و مسیحی و دُرزی در منطقه ضاحیه جنوبی بیروت حاضر شدند تا پیکر علامه سید محمد حسین فضل الله را به سوی "مسجد الامین الحسنین" همراهی کنند؛ مسجدی که سالها مصلای آن پیرمرد بود و امروز مزار و آرامگاه او شد.

 

 

از مصلا تا مزار   عصر سه شنبه ششم جولای، پایتخت لبنان یکی از روزهای تاریخی و کم نظیر خود را تجربه کرد. مراسم تشییع از خانه علامه آغاز شد خانه ای در قلب "حارة حریک"، منطقه شیعه نشین حاشیه بیروت که در سال 2006 و در جریان جنگ سی و سه روزه اسرائیل و حزب الله لبنان با خاک یکسان شد و ماهها طول کشید تا خانه و دفتر و مدرسه خارج فقه وی دوباره بازسازی شود. در روزهای جنگ سال 2006، درست مثل سالهای جنگ داخلی و اشغال بیروت توسط اسرائیلی ها علامه، شهر را ترک نکرد اما در خانه شناخته شده خود نیز نماند تا از گزند موشک های بی رحم اسرائیل در امان بماند. مسیر تشییع نیز خاطره انگیز بود. از خانه او حرکت کردند و اولین ایستگاه این کاروان پرشمار، محله بئرالعبد و مسجد امام رضا بود. در اوج سالهای مقاومت علیه اسرائیل، این مسجد، پایگاه مقاومت و محل برگزاری نمازهای جمعه و جماعت و مراسم های شهدا به امامت و هدایت سید محمد حسین فضل الله بود. در سال 1985 در کنار این مسجد و لحظاتی پس از خروج علامه فضل الله، انفجار مهیبی رخ داد که در آن مردان و زنان و کودکان زیادی از شیعیان به شهادت رسیدند اما ترور علامه ناکام ماند؛ بعدها روزنامه نگاران غربی و عرب نوشتند که تمام شواهد نشان می دهد که آمریکایی ها در این ترور نقش کلیدی داشتند تا یکی از رهبران معنوی مقاومت را از پای درآورند. پس از این توقف تاریخی، تشییع کنندگان به سمت جاده فرودگاه و مجلس اعلای شیعیان لبنان حرکت کردند و در کنار مجلسی که توسط امام موسی صدر رهبر ناپدید شده شیعیان لبنان تأسیس شد و مرکز تصمیم گیری جامعه شیعه در لبنان محسوب می شود توقف کردند. آخرین ایستگاه، مسجد الامین الحسنین بود. صدای محزون علامه پخش می شد که دعاهای صحیفه سجادیه را می خواند. سرانجام سید محمد علی فضل الله، برادر روحانی علامه بر پیکر وی نماز خواند و پیرمرد برای همیشه در مسجد و مصلای خود آرام گرفت.   مجمع اضداد   دوربین های خبرگزاری های مختلف دنیا در حالی این اجتماع عظیم و تاریخی را ضبط می کردند که نمایندگان سه قوه در لبنان، فرستادگان هجده دین و مذهب و طائفه و نمایندگان گروههای سیاسی داخلی و دولت ها و احزاب خارجی در آن مشارکت داشتند. بلندپایه ترین گروه خارجی شرکت کننده یک هیئت عراقی بود که چند وزیر دولت و تعدادی از نمایندگان پارلمان عراق را شامل می شد. مهمترین شخصیت داخلی شرکت کننده نیز "ولید جنبلاط" بود؛ حضور این زعیم طائفه دروز و سیاستمدار برجسته لبنانی که به همراه فرزندش با تشییع کنندگان همراه شد توجه همه رسانه ها را برانگیخت. وی از مخالفان برجسته سیاست های ایران و سوریه در لبنان محسوب می شود. از دیگر شرکت کنندگان می توان به هیئت های سیاسی و مذهبی کشورهای حاشیه خلیج فارس و کویت، نمایندگان تشکلهای شیعی کشورهای آفریقای جنوبی، دو هیئت ایرانی به سرپرستی احمد جنتی دبیر شورای نگهبان (به نمایندگی از رهبر ایران) و نیز مسعود زریبافان (نماینده محمود احمدی نژاد) اشاره کرد. در میان ایرانیان، مسئولان کمیته امداد امام خمینی و بنیاد شهید نیز حضور داشتند. رهبران قطر، ایران، بحرین و سایر رهبران و دولتمردان کشورهای عربی و اسلامی و نیز رهبران و نمادهای جنبش اعتراضی مردم ایران در پیام های تسلیت جداگانه ای درگذشت علامه فضل الله را به خانواده و پیروان و علاقمندانش تسلیت گفتند. تصویری از حضور سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان بر پیکر علامه نیز منتشر شده است اما زمان و مکان این حضور به دلیل ملاحظات امنیتی اعلام نشده است؛ اگرچه نعیم قاسم معاون دبیر کل حزب الله در مراسم تشییع حضور داشت.   میراث علامه   در حاشیه این مراسم، "ایمن جزّینی" سردبیر وبسایت "المستقبل" که رسانه حزبی سعد الحریری نخست وزیر لبنان محسوب می شود به خبرنگار جرس گفت: "میراث علامه دعوت به میانه روی بود و لبنان کسی را از دست داد که نماد جرأت و صلابت در موضع گیری سیاسی و التزام همیشگی به اعتدال محسوب می شد". وی افزود: "در میان تلاش جریان های خارجی برای آفریدن تنش و جنگ های مصنوعی بین مذاهب، علامه فضل الله صدای دعوت به وحدت بود". جزینی تأکید کرد: "ذهن روشن و جمع میان دانش و دین و اولویت مصلحت لبنان بر مصلحت کشورهای دیگر، او را ممتاز کرده بود و دوست داشت لبنان الگوی همزیستی حقیقی باشد".   سید علی و سید جعفر فضل الله فرزندان علامه نیز روحانیانی هستند که علاوه بر تحصیل حوزوی و آکادمیک خود مشرب و میراث فقهی و سیاسی پدر را دنبال می کنند. "هفته نامه بینات" ارگان مؤسسه ای با همین نام هر هفته تازه ترین دستاوردهای اندیشه شیعی را تحت نظر این دو روحانی جوان منتشر می کند و تا کنون علاوه بر تأکید مستمر بر هویت و مقاومت شیعی، مقالات بسیاری را علیه بنیادگرایی اسلامی، تروریسم و خشونت، و نیز مقالاتی در باب وحدت معنوی و سیاسی ادیان و قرائت انسانی از متون اسلامی و شیعی منتشر کرده است.   کتابخانه علامه فضل الله بخشی از مجتمع مسجد و موسسه بینات است که مجموعه آثار آیت الله منتظری و سید محمد خاتمی به زبان عربی و نیز پاره ای از آثار عبدالکریم سروش،  مصطفی ملکیان، محمد مجتهد شبستری و محسن کدیور به زبان عربی در آن و به توصیه خود وی، جمع آوری شده اند. این آثار، همگی در بیروت به چاپ رسیده اند.  


محمد الزّین- محمد جواد اکبرین      

 


تداوم این رویه آتشی زیر خاکستر به پا خواهد کرد
جـــرس: جمعی از فعالان ملی- مذهبی، با انتشار بیانیه ای خواستار توقف اجرای حکم اعدام زینب جلالیان، زندانی سیاسی کرد شدند و ضمن هشدار به حاکمیت پیرامون تداوم روند فعلی و بازتولید خشونت، از گروههای سیاسی مخالف حکومت خواستار پیوستن به صفوف مبارزه سیاسی مسالمت‌آمیز شدند.    


زینب جلالیان، متولد ١٣۶١ متولد ماکو، در سن ۱۰ سالگی به دلیل اینکه خانواده‌اش با تحصیل او مخالف بودند از خانه فرار کرد. وی بلافاصله پس از فرار از خانه جذب حزب سیاسی مسلح کرد پ ک ک شد. وی در سال ۱۳۸۶ در کرمانشاه دستگیر شد و از آن به بعد در زندان سنندج به سر می‌برد. حکم اعدام او در آذرماه ۸۸ به اتهام محاربه از طریق عضویت در گروه پژاک (بخش ایرانی پ ک ک ) صادر شده و در دیوان عالی کشورتأیید شد. به گفته فعالان کرد، دادگاه رسیدگی به اتهامات زینب جلالیان بدون حضور وکیل مدافع برگزار شده و تنها چند دقیقه به طول انجامیده‌است. نزدیکان وی می‌گویند که جلالیان این اتهامات را نمی‌پذیرد و در سال‌های گذشته تنها با گروه پ‌ک‌ک به‌طور غیر مسلحانه همکاری داشته‌است.

 صدور  حکم اعدام جلالیان با واکنش های داخلی و بین المللی روبرو بوده است.


جمعی از فعالان ملی- مذهبی در بیانیۀ خود که روز سه شنبه ١۵ تیرماه ۸۹ آن را صادر کرده و در اختیار رسانه ها قرار دادند، از مقامات ارشد جمهوری اسلامی خواستار آن شدند که "با در نظر گرفتن حق و عدالت و رعایت توصیه‌های رحمانی دین، روند رسیدگی و اجرای احکام این دست از متهمان مورد بازبینی و تجدید نظر قرار گیرد."


آنها همچنین یادآور شدند "جامعه ایرانی پس از سال‌ها تجربه و پرداخت هزینه‌های گزاف، گریزان از اعمال خشونت، خواه از سوی حاکمیت یا مخالفان، است و بروز هر خشونتی باعث جریحه‌دار شدن افکار عمومی جامعه ایرانی و دامن زدن به خشونتی ادواری و مزمن شدن این چرخه شوم خواهد شد. "


متن کامل بیانیۀ جمعی از فعالان ملی – مذهبی  که یک نسخه آن در اختیار جرس قرار گرفته، به شرح زیر می باشد:

 

به زینب جلالیان فرصت زندگی بدهید

مقامات مسئول جمهوری اسلامی؛ وجدان‌های بیدار، خردهای اهل تدبیر


در روزهای اخیرشایعات و اخباری در زمینه احتمال اعدام یکی از محکومان جوان به نام خانم زینب جلالیان منتشرشده است. گفته می‌شود به جز نامبرده چند تن دیگر از شهروندان کرد نیز به اتهام محاربه از طریق عضویت و همکاری با برخی احزاب تندرو در انتظار اجرای حکم اعدام به سر می برند . این در حالی است که هنوز مدت زمان زیادی از اعدام پنج تن دیگر در اردیبهشت ماه نمی‌گذرد که اعتراضاتی را در سطح کشور (به ویژه در کردستان) و جهان بر انگیخت...


ما امضاءکنندگان این بیانیه سابقه و مواضع روشنی در نقد مشی‌های تندرو و به طور موکد درباره روش‌های مسلحانه داشته‌ایم و در همین جا نیز بار دیگر معدود جریاناتی که هنوز از این مشی پیروی می‌کنند را دعوت می‌کنیم سلاح‌شان را زمین بگذارند و به مبارزه سیاسی مسالمت‌آمیز بپیوندند که محصولی دیربازده اما تأثیرگذار و ماندگار دارد. اما مشی آنها در جهان امروز بی‌بازده و بی‌اثر است و یا نتایجی وارونه به عمل می‌آورد و به خشونت ادواری و مزمن و ویرانگر می‌انجامد. با این پیشینه و مواضع، کسی نمی‌تواند مخالفت ما را با مشی‌های تندرو مسلحانه انکار کند.


اما چرا ما «وجدان‌های بیدار» را مخاطب قرار داده‌ایم؟ خداوند در اعماق وجود همه آدمیان وجدان ملامت‌گری به ودیعه گذارده است. ما این وجدان‌ها را خطاب قرار می‌دهیم که چرا باید دختر جوانی که ولو با یک گروه تندرو ارتباط داشته، اما خود مرتکب قتل هیچ انسانی نشده است، اعدام شود؟ کسانی که از نزدیک او را دیده‌اند وی را فردی تغییرپذیر و صادق می‌دانند که اگر به او فرصت زندگی داده شود رویکردهای سیاسی‌اش را تغییر و اصلاح خواهد کرد. مگر این دختر جوان که از روستا و سرزمین فقر و محرومیت برخاسته و آرمان‌خواهانه در اعتراض به وضعیت خود و اطرافیانش شوریده است؛ چقدر سابقه، تجربه و اندوخته و اندیشه سیاسی دارد که فرصت ارتقاء و اصلاح از او گرفته می‌شود؟ ما نمی‌دانیم چرا مسئولان کشور ما از منطق علوی، که قبل از انقلاب همه ما آن را تبلیغ می‌کردیم، پیروی نمی‌کنند. مگر آن هنگام گفته نمی‌شد که حضرت علی حتی درباره قاتل خویش به تناسب جرم و مجازات تأکید می‌کرد و می‌گفت اگر او یک ضربه به من زده شما هم یک ضربه به او بزنید؟ مگر تبلیغ نمی‌شد که علی در برابر دلسوزی و سفارش برخی، برای سرکوب عده‌ای از مخالفانش وقتی سلاحی به دست نگرفته و کسی را نکشته بودند، می‌گفت آنها که هنوز کاری نکرده‌اند.


ما نمی‌دانیم چرا تناسب جرم و مجازات درباره متهمان قتل‌های زنجیره‌ای و یا در مورد جرایم مربوط به نزاع‌های دسته‌جمعی منجر به قتل، به دقت رعایت می‌شود و سعی می‌شود تنها کسانی به اتهام قتل محاکمه شوند که خود مستقیما و به طور موثر در قتل فرد دیگر شرکت کرده‌اند، اما در رابطه با افراد سیاسی مخالف خود به این منطق عمل می‌کنند که هر کس در هر سطحی با گروه‌های برانداز مسلح ارتباط داشته باشند، محارب ‌است؟

 

ما از حقوق‌دان‌ها و دین‌شناسان آگاه و عمیق می‌خواهیم تضاد این رویکرد را با اسلام اصیل و عدل علوی و نیز قواعد و ضوابط اساسی حقوقی برای همگان روشن کنند.
اما از سوی دیگر «خردهای اهل تدبیر» را خطاب قرار داده‌ایم. چرا که اتخاذ چنین رویکردی در صدور و اجرای حکم اعدام می‌تواند پیامدها و نتایج زیان باری در حوزه ملی برای کشور در پی داشته باشد. آن هم در شرایطی که ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند همبستگی ملی و آرامش برای حل مشکلات داخلی از طریق روش‌های مسالمت‌آمیز و اجتناب از روش‌های خشن است و اقداماتی واکنشی همچون اعدام نمی‌تواند در چارچوب رعایت منافع ملی ایران باشد؛ به ویژه با توجه به تشدید فشارهای بین‌المللی از طریق اعمال قطعنامه و تصویب تحریم‌ها و حتی کشاندن پای کشورهای همسایه و منطقه به این مجادلات و زمزمه‌های نامیمون تهدید نظامی، در هفته‌های اخیر.


همچنین در ارتباط با روندهای قضایی حاکم بر این محاکمات و صدور احکام اعدامی که اینک افزایش یافته افکار عمومی به طور جزئی و مشخص نیز در معرض این پرسش‌های جدی است که آیا روند دادرسی و بررسی این پرونده‌ها با رعایت موازین قانونی و حقوقی بوده است؟ آیا این افراد به وکیل دسترسی داشته و وکلای این افراد در تمام مراحل از امکان دفاع از موکلان خود بر خوردار بوده‌اند؟ آیا در هنگام بازجویی و بازداشت با متهمان رفتار مناسبی در پیش گرفته شده؟ آیا قضات این پرونده‌ها شایستگی و تجربه لازم برای این دست از پرونده ها را دارا بوده‌اند؟ آیا اتهاماتی که به متهمان نسبت داده می‌شود، با توجه به برخی خلاف‌گویی‌های سابق در ارتباط دادن برخی اعتراضات بعد از انتخابات به افرادی که قبل از انتخابات بازداشت شده‌اند؛ اساسا صحت دارد و یا صرفا ادعاهای اثبات نشده است و یا بعضی صرفا متکی به اعترافات متهم تحت فشارهای شدید، بدون هیچ مستند و گزینه دیگر؟


اینجانبان در پی ده‌ها سال فعالیت ملی و اسلامی، به عنوان یک وظیفه دینی و ملی، مشفقانه درخواست می‌کنیم با در نظر گرفتن حق و عدالت و رعایت توصیه‌های رحمانی دین، روند رسیدگی و اجرای احکام این دست از متهمان مورد بازبینی و تجدید نظر قرار گیرد.


جامعه ایرانی پس از سال‌ها تجربه و پرداخت هزینه‌های گزاف، گریزان از اعمال خشونت، خواه از سوی حاکمیت یا مخالفان، است. بروز هر خشونتی باعث جریحه‌دار شدن افکار عمومی جامعه ایرانی و دامن زدن به خشونتی ادواری و مزمن شدن این چرخه شوم خواهد شد.


ما خردهای اهل تدبیر را دعوت به تجدید نظر جدی درباره سیاست «النصر بالرعب» می‌کنیم. این سیاست ممکن است در کوتاه‌مدت نتایج غلط‌اندازی برای عاملانش به ارمغان آورد، اما تجربه تاریخی بارها نشان داده که این رویه آتشی زیر خاکستر به پا خواهد کرد که با تشدید کینه‌ها و نفرت‌ها و تعمیق شکاف دولت - ملت، در فرصتی باعث شعله‌ور شدن ناگهانی این آتش خواهد شد. آتشی که معلوم نیست چه ویرانه‌ای پس از فروکش کردن خود باقی خواهد گذارد. حافظه تاریخی ما، پیشینه و تجربه اندوهناکی از این آتش‌های افروخته ادواری در خود دارد. پس هیچ کس، در هر صف سیاسی که ایستاده است، حتی اگر صرفا به منافع خود می‌اندیشد، نباید به این آتش دامن بزند.


به زینب جلالیان، دختر جوان کرد ایرانی، و دیگر افراد امثال او، فرصت زندگی بدهید. این امر هم انسانی است و هم در جهت همبستگی و منافع ملی ایران و ایرانیان.

١۵ تیر ١٣۸۹
محمد بسته‌نگار - حبیب‌الله پیمان – حسین رفیعی – رضا رئیس طوسی – تقی رحمانی – عزت‌الله سحابی – حسین شاه‌حسینی – رضا علیجانی – اعظم طالقانی - نظام‌الدین قهاری – احسان هوشمند

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به jaras-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به jaras@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته