ندای سبز آزادی: وزیر اطلاعات در مراسم تودیع و معارفه سه تن از معاونین و مدیران وزارت اطلاعات طی سخنانی ضمن تمجید از منصوبین جدید ،از هرسه نفر به عنوان افرادی متدین ، مومن و مذهبی و اهل سوزوگداز نام برد. اظهارات وی در مورد مدیران امنیتی باعث تعجب و تاسف پرسنل و مدیران حاظر در جلسه شد.
در حالی وزیر اطلاعات صحبت از اهل سوز و گداز بودن مدیران جدید کرد که این افراد باید قابل ، مجرب و باتجربه در حوزه های اطلاعاتی و امنیتی باشند.
اظهارات وزیر اطلاعات باعث تمسخر حاظرین شد به طوری که در انتهای جلسه معارفه اکثر مدیران میانی به تمسخر با یکدیگر مطرح می نمودند که اگر می خواهی معاون وزیر اطلاعات یا مدیر کل باشید باید اهل سوزو گداز باشید.
گفتنی است افراد منصوب شده ، معاونت حفاظت ، معاونت ضد جاسوسی و یکی از مدیران کل می باشند که هر سه از افراد بی تجربه و صرفا اهل هیأت و جلسات مذهبی و سینه زنی و به قول وزیر اطلاعات اهل سوز و گداز هستند.
ارگان دراویش سلسله ی نعمت اللهی گنابادی در نامه ای به رهبر جمهوری اسلامی با اشاره به "ظلم های فراوانی که به ایشان در سالهای اخیر از سوی حاکمیت تحمیل شده است"، تذکر دادند:"حتّی نظام های غیر مردمی هم نیازمند آرامش و سکوت مردم هستند و بدین جهت آنچه در سالهای اخیر بر دراویش گنابادی روا داشته اند با هیچ عقل و منطقی توجیه پذیر نیست ، زیرا خلق و ایجاد اینگونه حوادث! مسلّماً به مصلحت نظام ، ملت و مملکت نخواهد بود."
متن نامه ی سایت مجذوبان نور به شرح زیر است:
حضرت آیت الله خامنه ای
رهبر محترم نظام جمهوری اسلامی ایران
با سلام
تخریب حسینیه های دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در شهرهای قم ، بروجرد و اصفهان ، پلمپ مراکز عبادی و ممانعت از انعقاد مجالس درویشی در بسیاری از مناطق کشور، جلوگیری از مسافرت قطب معزز این طریقه جناب آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه به بیدخت موطن و زادگاه ایشان ، دستگیری ، بازداشت و مجازات حبس ، شلاق ، تبعید و ضرب و شتم قریب به سه هزار نفر از سالکان طریقت در طی 5 سال گذشته ، اخراج دراویش ازادارات و دوایر دولتی و مراکز فرهنگی ، ممانعت از چاپ کتب عرفانی و دینی به بهانه های واهی و بایکوت خبری و عدم انتشار اخبار مربوط به این طریقه در رسانه ها ، محکومیت غیر قانونی دراویش در محاکم قضایی و ابطال پروانه وکالت وکلای آنها و ... اندکی از بسیار ستم و مشقات رفته بر پیروان این طریقت عرفانی در نظام جمهوری اسلامی است .
پر واضح است که تحریک و تشدید اختلافات قومی و مذهبی، تشنج آفرینی و بحران سازی ، تضییع حقوق قانونی افراد و ایجاد نارضایتی عمومی، منافع هیچ حکومتی را تأمین نمی نماید. حتّی نظام های غیر مردمی هم نیازمند آرامش و سکوت مردم هستند و بدین جهت آنچه در سالهای اخیر بر دراویش گنابادی روا داشته اند با هیچ عقل و منطقی توجیه پذیر نیست ، زیرا خلق و ایجاد اینگونه حوادث! مسلّماً به مصلحت نظام ، ملت و مملکت نخواهد بود . از سوی دیگر قابل قبول هم نیست، بخشی از مردم مورد ظلم و ستم مستمر قرار داشته و رهبران حکومت از آن بی خبر باشند. وجوه مشترک حوادث پیش آمده و هم صدایی و هماهنگی مراکز مختلف، این ذهنیت را ایجاد می کند که فرماندهی واحدی همه را سازماندهی نموده و عملیات سرکوب دراویش را انجام داده است ، چون در ادامه هر واقعه، مهاجمان، دراویش مظلوم را به میز محاکمه کشیده و به زندان و تبعید محکوم کرده اند و مسببین و آمرین حوادث حمایت شده ، ارتقاء درجه یافته و مورد تمجید و تشویق قرار گرفته اند. این نحوهِ برنامه ریزی و اعمال قدرت که می تواند وجدان را از قاضی و دادستان و ترس از روز معاد را از مدعیان دیانت بگیرد و خادمان رعیت را به ستم وادارد، این توان را هم دارد که سالها بزرگان نظام را یا از اخبار این حوادث دور نگه دارد و یا قضایا را به گونه دیگری برآنها جلوه دهد.
تنها علتی که می توانیم دلیل بر سکوت و ادامه برخوردهاي غيرقانوني بدانیم همین است . البته گاهی نیز مصلحت حکم می کند در رابطه با عملکرد افراطیون و بعضی جناحهای صاحب قدرت، مماشات شود. اگر اینچنین باشد ، این پرسش مطرح می شود که تسامح و تساهل با افراطیون قانون شکن به چه قیمتی انجام می گیرد و چرا دراویش باید هزینه آنرا پرداخت کنند و آیا در زد و بندهای سیاسی ، وجه المصالحه قرار دادن امنیت و حیات اجتماعی بخشی از شهروندان این مملکت ،آن هم صرفا به دلایل اعتقادی،عادلانه و به مصلحت کشور ومنطبق با اصول قانون اساسی است ؟ نگاه ما به وقايع رخداده عليه دراويش در اين سالها و رفتار خودسرانه جماعتي قانون گريز اين شائبه را قوي تر مي سازد كه اینها ، نه درد دین دارند و نه درد نظام ، نه بهایی برای کشور قائلند و نه برای قانون و عدالت . این جماعت با لطایف الحیل و انتقال اخبار و گزارشات کذب، مقامات ارشد و مراکز تصمیم گیری کشور را فریب داده، به توهم توطئه مبتلا و مجبور به اتخاذ تدابیری می کنند که در راستای اغراض سیاسی آنهاست و بدین وسیله سرنوشت خویش را با کلیت نظام گره می زنند و شاید هم زده اند.
حکومت مردم سالار و خصوصاً دینمدار را فرض آنست که بی تمنا و اصرار مردم، قانونمدار ، دادگر و عدالت گستر بوده و مدافع حقوق و آزادیهای مردم ، اقلیتهای فکری و مذهبی و اساسا قدرت قانون حلال همه مشکلات اجتماعی باشد. متأسفانه قانون شکنان و سیاست های مغرضانه آنها، عرفان و تصوف حقه را در ردیف مذاهب مستحدثه و عرفانهای نو ظهور قرار داده وعملاً نفی حقیقت شیعه و تحریف تاریخ مذهب تشیع می کنند. هر چند دراویش به صورت فردی مختارند به تشخیص عقل ایمانی خویش فعالیت اجتماعی و سیاسی داشته باشند ، ولی تاریخ گواه آن است که مکتب و طریقه تصوف در هیچ دوره ای، ماهیتاً به سیاستهای متداول و رایج توجه و تعلق خاطر نداشته است و این تبلیغات مسموم که سعی وتلاش دارد در اذهان عمومی شان و جایگاه مکتب تصوف را در حد یک حزب سیاسی تنزل دهد ، دسیسه ای است که اغراضی خاص ، علیه طریقه ای دنبال می کندکه سهم بسزایی در توسعه فرهنگ و تفکر دینی- اسلامی داشته است. همین برنامه ریزی سیاسی است که سالهاست دراویش گنابادی را درچنبره و حصار محکمی از تفاسیرمتفاوت و متضاد از قوانین مدنی وقانون شرع به اسارت گرفته است و در این چالش ناخواسته درویشان نمی دانند با کدامین زبان و بیان با مخالفین خویش سخن بگویند ،در نظام اسلامی چه حاجت است که مسلمان و شیعه اثبات اعتقاد خود نماید و پاسخگوی ایمان خویش باشد ؟ چگونه باید اثبات نمود که مکتب عرفان و درویشی حزب و گروه سیاسی نیست و با احدی نقاضت و دشمنی ندارد؟ دراویش گنابادی نه طالب پست و مقام بودند که حریصان قدرت بخواهند آنها را از صحنه رقابت بیرون کنند و نه آزاری به خلق خدا رسانده بودند که مستحقّ مجازات باشند.پس این همه ظلم و بیداد برای چیست ؟
به هر تقدير آنچه بيان شد تنها گوشه اي از جفاي رفته بر دراويش در اين سالهاست كه البته نگارش آن برای جنابعالی نه از باب یاری و تظلم خواهی است زیرا که به مصداق شریفه حقیقت مشحون: " إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللّهِ " ، درویش را جز به درگاه خدا به احدی از خلق تمنا و زاری نیست، بلکه تذکری است از سر تأثر و مشفقانه، چرا که این اعمال ضدّ انسانی و خلاف شرع و قانون ، آتشی است که امروز بر خرمن درویشان افتاده و فردایی نه چندان دور بر کشتزار همگان و یقیناً دیری نمی پاید که نه از تاک نشان ماند و نه از تاکنشان . توفیق شما را در انجام وظایفی که ملت برعهده جنابعالی گذاشته اند از درگاه حق مسئلت می نماییم .
والسلام علی من اتبع الهدی
مدیریت سایت مجذوبان نور
امیر حسین کاظمی از اعضای نهضت آزادی ایران و مسعود باستانی روزنامه نگار زندانی در وضعیت وخیم جسمانی در زندان به سر می برند.
همسر عضو شاخه جوانان نهضت آزادی ایران در نامه ای به دادستان عمومی و انقلاب تهران از بی توجهی های مسئولان زندان به وضع همسرش گلایه کرده است.
به گزارش «میزان خبر» سحر نصیری در نامه ی خود به جعفری دلت آبادی نوشته است:"همسرم امیرحسین کاظمی مدت 15 روز است که دندان درد شدید دارد به طویکه تب و لرز مهمان هر شبش است و به گفته متخصصان اوین باید برای عمل جراحی به بیرون از زندان منتقل شود شود ولی مسئولان زندان تنها می گویند که نمی توانیم تو را به بیرون زندان اعزام کنیم و تنها روز و شب به وی قرص مسکن ژلوفن می دهند."
امیر حسین کاظمی از اسفند سال گذشته بند 209 زندان اوین به سر می برد و اخیرا حکم سه سال زندان تعزیری برای وی پس از یک دادگاه ده دقیقه ای به ریاست قاضی مقیسه صادر شده است.
نصیری همچنین در نامه خود از عدم انتقال همسرش به بند عمومی علی رغم ابلاغ حکم خبر داده است و با اشاره به وضعیت امنیتی این بند گفته است: "همسرم در بند 209 اوین نه قلم و کاغذ دارد که بنویسد حالم خیلی بد است و نه قلم و کاغذ در اختیار دارد که درخواست ملاقات حضوری با شما را کند تنها چاره اش تماس های کوتاه هفتگی و ملاقاتهای یک هفته در میان است که بخواهد من برایش کاری کنم و تنها چاره من هم نامه هایی است که هر روزه برای شما می نویسم و پاسخ هایی است که دریافت نمی کنم."
او همچنین گفته است مسئولان زندان اوین علی رغم دستور دادستانی برای ملاقات با همسرش به بهانه ی شرایط جدید بند 209 از انجام دستور سرباز زده اند.
همسر این زندانی سیاسی نوشتن نامه ی سرگشاده به دادستان تهران تنها چاره ی خود برای تظلم خواهی نسبت به وضع همسرش توصیف کرده است.
امیر حسین کاظمی عضو شاخه جوانان نهضت آزادی و مدیر وبلاگ «با مردم» است.
همچنین خبر می رسد مسعود باستانی در وضعیت وخیم جسمی به سر می برد.
منابع نزدیک به خانواده مسعود باستانی به خبرنگار «میزان خبر» گفتند: «ناراحتی دندان و فک مسعود باستانی به وضعیت بحرانی رسیده است و او به علت درد زیاد قادر با باز کردن دهانش نیست و چند شب اخیر هم از درد زیاد نخوابیده است.»
عضو شورای مرکزی نهضت آزادی با اتهام های جدیدی روبرو شد.
به گزارش «میزان خبر» مهندس سید امیر خرم، روز 23 تیر به دادسرای شعبه چهار دادگاه انقلاب مستقر در زندان اوین احضار و اتهام جدیدی مبنی بر حضور در تجمعات غیرقانونی، در کنار اتهامات پیشین به وی ابلاغ گردید.
گفتنی است این فعال سیاسی در سال گذشته و در پی حوادث پس از روز عاشورا،بازداشت و به مدت پنجاه روز در زندان انفرادی به سر برد.
همچنین خرم از آذر ماه سال گذشته تا کنون ممنوعالخروج است
اعتصاب بازار تبریز امروز، شنبه 26 تیرماه نیز ادامه داشت. این اعتصابات که از روز پنج شنبه، 17 تیرماه توسط برخی صنوف ( فرش فروشان، پارچه فروشان، زرگران و کفاشان) شروع شده بود، از روز دوشنبه، 21 تیرماه تمام بازار سرپوشیده تبریز را فرا گرفت، به نحویکه بزرگترین بازار مسقف خاورمیانه کرکره اندک مغازه ای را بالا رفته دید ! روز سه شنبه، 22 تیر آتش این اعتصابات که انتظار می رفت با عقب نشینی نسبی دولت فرونشیند، شعله ورتر شد و اصناف و کسبه خیابانهای مرکز تبریز نیز به اعتصاب بازاریان پیوستند. اصناف خيابانهاي فردوسي، جمهوري اسلامي، تربيت، خاقاني، ميدان قونقا. باغ فجر و پاساژهای فردوسی، آذربایجان، تجارت، مولانا، قطران تبریزی، صائب تبریزی، شمس تبریزی، امیرکبیر، بازار امیر، شهدا، قیام، پیام، امام خمینی، محمدی، شهریار، 110، ایران، آسیا1 ، آسیا2، کیان، نقش جهان، رضوی، قاضی، نوبخت از جمله این اعتصاب کنندگان بودند که روز پنجشنبه برخی اصناف خیابان شریعتی شمالی را نیز همراه خود دیدند.
اعتصاب بازاریان تبریز امروز شنبه، 26 تیر، که برخلاف روزهای گذشته حضور پر رنگ نیروهای امنیتی را نیزاحساس می کرد، وارد نهمین روز خود شد.
از صبح امروز نیروهای امنیتی با مراجعه به مغازه ها درخواست بازگشایی مغازه ها را می نمودند که عموما با مخالفت و مقاومت بازاریان همراه می شدند، بطوریکه تنها در چند مورد موفق به بازکردن درب برخی پاسازها و مجتمع های تجاری خیابان تربیت شدند که با این وجود با مقاومت بازاریان و کسبه از بازگشایی مغازه های خود مجبور به ترک محل شدند. همچنین دیروز خبرهایی مبنی بر دعوت معتمدین بازار تبریز و تهدید آنها جهت پایان اعتصاب گزارش شده بود.
از سویی دیگر از صبح امروز اطلاعیه هایی مبنی بر توافق »شورای اصناف» برای افزایش مالیات 15 درصدی در سطح بازار تبریز پخش شد. این اطلاعیه همچنین افزوده بود، بازاریان در صورت متحمل شدن ضرر و زیان در سالهای گذشته می توانند با ارایه سند و مدرک و اثبات ادعای خود از پرداخت مالیات اضافی سالهای پیش معاف شوند.
با این وجود اصناف این اطلاعیه و مندرجات آن را تنها حیله ای از طرف دولت برای پایان بخشیدن به اعتراضات خود عنوان کرده و معتقد بودند خريد و فروشها در سال 88 در سایه سیاست های نادرست اقتصادی دولت ، افزایش شدید نرخ تورم، کاهش قدرت خرید مردم و واردات گسترده به مراتب از سال 87 كمتر بوده ، بطوریکه اگر قرار است توافقي هم صورت بپذيرد بايد نرخ مالیات نسبت به سال 87 پنجاه درصد نیز کاهش یابد. آنها همچنین خواهان اعلام میزان مالیتها بصورت «قطعی» ، نه «علی الحساب» بودند.
نكته جالب توجه دیگر عدم دعوت از اتحاديه هايی كه اعضايشان در اعتصاب به سر مي برند، از سوی مجمع امور صنفي برای رایزنی در مورد بحران پیش آمده است، به طوري كه اعضای اتحاديه های معترض معتقد هستند كه مجمع امور صنفي، خود نیز علاقه ای برای حل بحران پیش آمده ندارد.
در آخر به نظر ميرسد اصناف، كه در اين 4، 5 سال اخير در اثر سیاست های ناکارآمد اقتصادی دولت سال به سال با شرایط سخت تری روبرو شده اند، این بار تا رسیدن به نتیجه مطلوب به اعتصاب سراسری خود ادامه دهند.
همسرهاشم خواستارمعلم زندانی که دردادگاه تجدیدنظر حکم دوساله دریافت کرده بود در گفت وگو با کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که همسرش با وضعیت جسمانی نامناسبی مواجه وبینایی اش به دلیل آسیب دیدگی شبکیه چشم راست تا حد زیادی کاهش یافته است. او گفت مسوولین به وی گفته اند دلیل آزاد نکردن همسرش این است که هنوز «متنبه» نشده است.
صدیقه مالکی فر ،همسر آقای خواستار، به کمپین گفت:« همسرم در شرایط بد جسمی به سر می برد، بیماری قلبی و فشار خون، موجب آسیب دیدگی شبکیه ی چشم راست وی شده و بینایی اش تا حد زیادی کاهش یافته است. او دچار مشکل گوارشی شده و به شدت از بیماری آرتروز رنج می برد.»
هاشم خواستار، مهندس کشاورزی، معلم بازنشسته و رئیس کانون صنفی معلمان مشهد که در هنرستان کشاورزی تدریس می کرد، در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ دستگیر و بعد از یک ماه و نیم با وثیقه ۳۵ میلیون تومانی آزاد شد. وی در تاریخ ۲۵ شهریور ۸۸ در پارک ملی مشهد، در حال پیاده روی دستگیر و به زندان وکیل آباد مشهد، منتقل و در دادگاه بدوی به شش سال حبس، محکوم شد . حکم او در دادگاه تجدید نظر به دوسال زندان تعزیری کاهش یافت.
خانم مالکی در ادامه افزود : «پیش از انتخابات، ستاد اقای موسوی از افرادی که در زمینه ی دفاع از حقوق معلمان، تلاش کرده بودند تقدیر کرد. بعد از انتخابات همه ی افرادی که از آن ها تجلیل شده بود، دستگیر شدند و شوهر من هم یکی از آن افراد بود. در اخرین نشستی که همسرم در کانون صنفی در رشت داشت، اعلام کرد؛ جلسه ی بعدی در مشهد برگزارخواهد شد. سه روز پیش از برگزاری جلسه، ایشان احضار شدند و اخطار داده شد که جلسه برگزار نشود، ولی آقای خواستار گفتند: «جلسه را در خانه ام برگزار خواهم کرد و امنیتش را هم تضمین می کنم. ” برادران اطلاعات از حضور معلم ها ممانعت کردند و جلسه برگزار نشد.»
او درخصوص موضوع کسر یک هشتم حقوق آقای خواستار گفت:« هیئت رسیدگی به تخلفات اداری به بازنشستگی همسرم رای داده بود، ولی زمان تجدید نظر به دلیل این که همسرم سی سال سابقه کار داشت، گفتند که فقط یک هشتم حقوق شان کسر شود.»
صدیقه مالکی همچنین گفت که به او گفته شده که به دلیل متنبه نشدن همسرش او را آزاد نمی کنند: « از رئیس حوزه ی نظارت در زندان سوال کردم: چرا به همسرم مرخصی نمی دهید چرا آزادش نمی کنید؟گفتند:ایشان متنبه نشدند. سوال کردم از چه چیزی متنبه نشده اند داخل زندان که نمی توانند فعالیتی داشته باشند؟ گفتند: خودشان می دانند تا متنبه نشوند، نه مرخصی می دهیم، نه آزادش می کنیم.»
وی ادامه داد: « حتی آذر ماه سال گذشته که درخواست مرخصی کرده بود، منزل مان دعای کمیل بود. دوستان و همکاران شان هم در خانه جمع بودند. وقتی همسرم تلفن زد ما تلفن را روی آیفن گذاشتیم، چند وقت بعد که در مورد آزادیش با آقای دادستان صحبت کردم، گفتند: شما خیال می کنید ما شما را تعقیب نمی کنیم؟ شوهر شما از زندان با دوستانش صحبت کرده، گفتم اگر شما از این ناراحت هستید که ایشان با دوستانش خوش حال و سر زنده صحبت کرده است، یک مرد که نمی تواند گریه کند و از زندان شکایت کند. گفتند: از زندان این طور با دیگران صحبت می کند وای به حال این که آزاد بشود. ولی امیدوارم برادران اطلاعاتی این مطلب را متوجه باشند که دوست گفت: گفتم و دشمن گفت: خواهم گفت. کسانی که اعتراض می کنند، مملکتشان را دوست دارند و به اصلاح رژیم اعتقاد دارند، شوهر من تنها برای حفظ منزلت اجتماعی معلم ها تلاش می کرد
همزمان با ادامه اعتصاب ها در تبریز، تهران و اصفهان، از روز چهارشنبه و پنجشنبه هفته گذشته، بخش هایی از طلافروشان مشهدی و بخش عمده ای از کاسبان بازار رضا مشهد در اعتراض به افزایش مالیات ها دست به اعتصاب زدند.
جـــرس: با گذشت بیش از یک هفته پس از اعتصاب بازاریان تهران، تبریز و اصفهان، گروهی از بازاریان شهر مشهد نیز، از روز چهارشنبه هفته گذشته (٢٣تیرماه) بخش هایی از بازار مشهد را به تعطیلی کشاندند.
گزارشی از تبریز نیز، از تداوم اعتصابات در بخشی از بازار آن شهر خبر می دهد.
به گزارش سامانه خبری ندای سبز آزادی، از هفته گذشته و همزمان با آغاز اعتصابات در تهران ، تبریز و اصفهان زمزمه هایی از آغاز اعتصابات بازاریان مشهدی در سطح شهر پیچیده شد؛ اگرچه تا روز چهارشنبه بیست و سوم تیرماه همچنان اعتصاب گسترده ای در بازار های مشهد شکل نگرفت اما از روز چهارشنبه و پنجشنبه هفته گذشته، بخش هایی از طلافروشان مشهدی و بخش عمده ای از کاسبان بازار رضا مشهد در اعتراض به افزایش مالیات ها دست به اعتصاب زدند.
این گزارش حاکیست در هفته گذشته نیروهای امنیتی حضوری مشهود در بازار های مشهد ، خصوصا بازار رضا ، بازارچه فرش فروشان و بازارچه های طلافروشان داشته و دارند .
بنا به این گزارش نیروهای امنیتی همزمان با آغاز اعتصاب های بازاریان مشهدی، فضای رعب و وحشت دربازار این شهر و خصوصا کاسب های بازار رضا ایجاد نموده اند و بازاریان را تهدید به بازداشت در صورت پیوستن به اعتصاب ، کرده اند.
گفته می شود در روزهای آتی بخش های بزرگتری از بازاریان مشهد دست به اعتصاب خواهند زد.
گفتنی است اعتراضات بازاریان تهران، از سه شنبه هفته گذشته ١۵ تیرماه ۸۹ و از بازار طلا و پارچه آغاز شد، که با تعطیلی و تحصن کسبه، ابتدا این نقطه مهم، نیمه تعطیل و سپس تعطیل گردید و کم کم به مناطق دیگر بازار و همچنین شهرهای تبریز و اصفهان کشیده شد.
با توجه به عدم تمکین بازاریان به توافق دولت با شورای اصناف، گزارش های متعدد از تداوم این اعتصابات به گوش می رسد.
باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، روز جمعه ٢۵ تیرماه، با صدور بيانيه ای انفجارهای اخير در شهر زاهدان را به شدت محکوم و از آنها به عنوان حملات ظالمانه تروريستی ياد کرد.
به گزارش رویترز، رييس جمهوری آمريکا در اين بيانيه تأکید کرد: "اين حملات عليه غيرنظاميان و در محل عبادتشان صورت گرفته و من حملات ظالمانه تروريستی، در مسجد در جنوب شرق ايران را قوياً محکوم می کنم. قتل غير نظاميان بی گناه، در محل عبادتشان گناهی غير قابل تحمل است و افرادی که مرتکب چنين عملی شده اند بايد جوابگو باشند."
وی گفت: "ايالات متحده آمريکا با خانواده ها و کسانی که عزيزان خود را در اين واقعه، از دست داده و يا مجروح شده اند، احساس همدردی دارد و در مواجهه با اين بی عدالتی در کنار مردم ايران ايستاده است."
اوباما افزود: "ما، همه مردم جهان با هم، همه اشکال تروريسم را محکوم و با آن مقابله می کنيم و از حقوق جهانی ای حمايت می کنيم که در سايه آن نوع بشر به طور آزاد و بدور از وحشت و خشونت بی دليل زندگی کند."
پیش از اوباما نیز، هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا، حادثه تروریستی زاهدان را محکوم کرده بود.
گفتنی است بعد از حادثه تروریستی انتحاری در شهر زاهدان که شامگاه پنجشنبه ٢۴ تیرماه صورت گرفت و تعداد زیادی کشته و مجروح به جای گذاشت، امامان جمعه شهرهای مختلف کشور در اقدامی هماهنگ، این حادثه را "بیرون آمدن دست آمریکا از آستین تروریستها" توصیف کردند.
تهران اعلام شد که سفیرسوئیس در ایران روزپنجشبه این هفته در سفری به خراسان برای چند ساعت از سوی مامورین ایرانی بازداشت و پس از گفت و گو آزاد شده است. به گزارش خبرگزاری “فارس” یک منبع مطلع در تهران امروز خبر بازداشت خانم “لیویا لئو آگوستی” سفیرسوئیس در تهران را تائید کرد
دیپلمات ارشد سوئیس روز بیست و سوم تیرماه به اتهام سفر به یکی از روستا های مرزی در استان خراسان بدون اطلاع دستگاه های ذیربط بازداشت شده بود. وی ظاهراً با اطلاع مامورین ایرانی به این سفر رفته است.
به گزارش فارس ، نیروهای مرزبانی ایران سفیر سوئیس و همراهانش را در روستای “کلانه زمانه” در شهرستان “شیروان” در استان خراسان شمالی دستگیر و بعد از چند ساعت بازداشت آزاد کرده اند. لازم به یادآوری است که ا زهنگام قطع روابط دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن با وقوع انقلاب اسلامی سفارت سوئیس در تهران حفاظت از منافع آمریکا در ایران را نیز بر عهده دارد.
اکبر ترکان، فعلا نگرانی ما فروختن نفت است نه قیمت آن
چاینا پست زیرعنوان “اثرتحریم ها برایران” می نویسد ایران برای آنکه مشتریان را به خرید نفت خود جلب کند مجبور به دادن تخفیف هائی شده است که نشان از شروع تاثیرگذاری تحریم هائی دارد که اخیرا توسط آمریکا و سازمان ملل متحد وضع شد.
تحریم های جدید اقتصادی، که انجام امور بانکی و مالی را با تهران برای کشورها و شرکت ها دشوار میکند، بعضی از خریداران بین المللی از جمله هند، چین و ژاپن را برآن داشته است که برای تامین نفت مورد نیازشان سراغ بازارهائی دیگر بروند.
ایران با ارائه تخفیف هائی کلان در قیمت نفت خود واکنش نشان داده است.
ارقامی که وزارت نفت منتشر کرده است نشان میدهد تهران نفت را به مشتریان اروپائی معدودی که باقی مانده اند، بشکه ای ۳ تا ۷ دلار ارزانتر از دیگر کشورهای تولید کننده نفت می فروشد.
اکبر ترکان، مقام ارشد پیشین دروزارت نفت، که اکنون در مرکز تحقیقات استراتژیک است، میگوید فعلا نگرانی ما فروختن نفت است نه قیمت آن.
درهمین حال ایران اکنون فعالانه در جستجوی مشتریان جدید است.
حجت الله غنیمی فرد معاون مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران میگوید خریداران بالقوه از این پس ملزم به امضای قراردادهائی درازمدت نیستند.
تحریم های جدید، حتی در چنین وضعیتی، خریداران بالقوه را با دشواری های بیشتری از نظر کسب اعتبار لازم برای خرید مواجه میکند. بعلاوه شرکت های بین المللی بیمه برای بیمه چنین محمولاتی روز بروز تمایلی کمترنشان میدهند.
دست آخراینکه انتقال پرداخت ها به ایران از طریق سیستم بین المللی بانکی نیز، با توجه به وضع تحریم های جدید توسط سازمان ملل متحد، سخت تر شده است.
احمد قلعه بانی مدیر عامل شرکت ملی نفت اخیرا گفته بود تولید نفت قریب ۳ میلیون و ۹۰۰ هزار بشکه در روز است. این رقم ۱۰۰ هزار بشکه از سهمیه مجازایران به عنوان یک عضو اوپک بیشتراست. اما منابع آگاه در وزارت نفت میگویند تولید روزانه از آغاز سال ۲۰۱۰ بطور متوسط یک میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه بوده است که یک میلیون و ۹۰۰ هزار بشکه آن مختص صادرات است. این ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه کمتر از نفتی است که ایران در سال گذشته صادر میکرد.
حجتالاسلام و المسلمین محسنی اژهای، دادستان کل کشور و وزیر سابق اطلاعات در گفتگویی به تشریح ابعادی از مسائل پس از انتخابات ریاست جمهوری و نحوه برخورد با معترضان پرداخته و به ویژه به تحلیل نقش مقام رهبری در تنظیم این برخوردها پرداخته است.
گفتگوی "خبرآنلاین" با اژه ای را در ذیل می خوانید:
مدلهای حکومتی در دنیای امروز، بنا بر فلسفه و کارویژههای خود، نسبت خاصی را بین حکومت و مردم تعریف میکنند که میزان اهمیت مردم را در نگاه حاکمان میتوان از همین تعاریف فهمید. این تعریف در تعیین نقش مردم در تصمیمسازیهای یک ملت-دولت نقش بسزایی دارد. در قانون اساسی ما نیز بر اهمیت و نقش حضور مردم به روشنی اشاره شده است. اما به طور مصداقی در جمهوری اسلامی ایران، این رابطه به چه شکل است؟
اجازه دهید تا با ذکر نکتهای این مسأله را توضیح دهم. رهبر معظم انقلاب از سالهای قبل - یعنی اینکه مخصوص امروزشان نیست- در همهی انتخابات اصرارشان این بوده و هست که نظام کاری کند تا مشارکت حداکثری در انتخابات بوجود آید. از حدود پانزده، بیست سال پیش - مشخصاً از دورهی دوم ریاستجمهوری آقای هاشمی که بنده حضور ذهن دارم- رهبر انقلاب بر تلاش برای حضور حداکثری مردم در انتخابات اصرار داشتند؛ در حالی که برخی دیگر از بزرگان نظام، مخالف چنین رویهای بودند و نظرشان این بود که حالا یک کسی باید رئیسجمهور شود، چه با یک اکثریت بالاتر یا پایینتر؛ چرا باید فضایی را فراهم کنیم که بعدها نتوانیم آن را کنترل کنیم؟ اما رهبر انقلاب مخالفت میکردند. البته همانطور که اشاره کردم، این اختصاص به سال قبل ندارد و سنوات قبل هم همیشه اصرارشان بر این موضوع بود. لذا به شورای نگهبان، وزارت کشور، صدا و سیما و به بقیه دست اندرکاران چه در جلسات خصوصی، چه در جلسات عمومی و چه در سخنرانیها میگفتند که شما زمینه و بستر را برای مردم به شکلی فراهم کنید که مردم بیشتر شرکت کنند؛ این بُعد مشارکت مردم و به تعبیر دیگر جمهوریت نظام است.
اما نکتهی قابل تأمل دیگر، اعتماد رهبر انقلاب به حضور و مشارکت مردم است. بسیاری از مسئولین در دورههای مختلف نظام، نگران بودند که مثلاً ایندفعه مردم کمتر شرکت میکنند، اما رهبر انقلاب جزء کسانی بود که در دورههای مختلف میگفتند که من مطمئن هستم مردم ما به صحنه میآیند، چون کشورشان را دوست دارند، اسلام را دوست دارند، نظام را دوست دارند، چون به مسئولین اطمینان دارند. بنابراین حتماً هم مردم شرکت میکنند، اینبار هم شرکت میکنند و شرکتشان بیش از دفعهی قبل است و باز هم دشمنان را ناامید میکنند. این واژهها و جملات در کلام رهبر انقلاب چه به خاطر انتخابات و چه مناسبتهایی مانند بیست و دوم بهمن بارها تکرار شده است. در همین مناسبتهای هرساله میبینیم که تا چهار روز تعطیلی متوالی میشود که ممکن است مثلاً از تهران خیلیها بیرون بروند، یا مثلاً بحث دخالتهای دشمن و یا بحث مسائل داخلی مطرح شده، برخی تردید داشتند که مردم شرکت میکنند یا نه؟ یکی از کسانی که با اطمینان کامل میفرمودند که مردم با حد نصاب بالا شرکت میکنند رهبر انقلاب بوده است.
این نقطهی قوت نظام اسلامی همیشه مورد انکار یا تردید دشمنان نظام بوده که تمام سعی خود را برای مخدوش کردن این ویژگی نظام به کار بردهاند. نمونهی بارز آن، حوادث پس از انتخابات ریاستجمهوری دهم بود. رهبر انقلاب اشاره داشتند: «هر طرف اگر پیروز میشد، هر کس سرِ کار باشد، اگر نتائج انتخابات غیر از این هم میشد، بنده به طور اطمینان میتوانم عرض بکنم که باز اینجور حوادثى دیده میشد، باز این حوادث پیش مىآمد، براى اینکه اصلاً آرامش در کشور نباشد. آنها امنیت کشور را و آرامش کشور را هدف گرفتهاند...» شما این اشراف بر ترفندهای دشمنان را چگونه میبینید؟
یکی از مسائلی که نشان داد رهبر انقلاب جامعتر و عمیقتر از همه، نقشههای دشمن را بررسی میکنند، جریان فتنهی سال قبل بود. اما میخواهم برای روشن شدن این موضوع، از زاویهی دیگری به این موضوع بپردازم. رهبری در صحبتهای ابتدای سال 88 در مشهد فرمودند که بالأخره ما این دست چدنی را زیر دستکش مخملی میبینیم. برخی از مسئولین بلندپایهی نظام وقتی که امریکا یک نرمش وچراغ سبزی نشان داد - البته آن چراغ سبزشان هم از روی استیصال بود- به رهبر انقلاب گفتند که چرا مذاکره نکنیم؟ بگذارید درهایمان را به سوی غرب و آمریکا باز کنیم، بگذارید ویزای یک هفتهای بدهیم هرکسی میخواهد بیاید وغیره. رهبری گفتند که اینها برنامه است، شاید گفتن این حرفها از سوی مسئولین آمریکایی تاکتیک باشد.
حالا شما چقدر به قول آن ضربالمثل معروف از حول حلیم توی دیگ میافتید؟! یک مقداری صبر کنید، یک مقداری اندیشه کنید. آن روز که رهبر انقلاب تعبیر دست چدنی را به کار بردند که آن موقع حتی برخی مسئولین به سخن آقا اعتراض داشتند ولی علنی به زبان نمیآوردند که دست چدنی دیگر چیست و این حرفها چه معنایی دارد؟ این جریانهای اخیر نمونهای از همان دست چدنی بوده و هست که میبینیم. نگاه رهبر انقلاب در ژرفنگری نسبت به توطئههای دشمن و مسائل خارجی، بیبدیل است و این موضوع را شما در قبل و بعد از انتخابات و در نماز جمعهی تاریخی 29 خرداد میبینید.
نقش مؤثر دیگری که رهبر انقلاب در روند خنثیسازی جریان فتنهی سال گذشته ایفا کردند، بصیرتدهی و روشنگری بود. این نقش رهبری را چگونه میبینید؟
به نظر بنده شاید بتوان گفت تنها شخصی که به معنای واقعی کلمه یکّه و تنها - دیگران هم کمک کردند، دیگران هم تلاش کردند - ولی کسی که توانست ابعاد واقعی فتنه را بشناساند و اصلاً عنوان فتنه را بر آن بگذارد، رهبری بودند. فتنه خصوصیاتی دارد. تا آن موقع افراد مختلف تحلیلهای متفاوتی از جریان پس از انتخابات داشتند اما در چگونگی شناساندن این جریان و ابعاد آن برای خواص و تودهی مردم، رهبری بالاترین نقش را ایفا کردند و اولین پرچم را ایشان در طول این یکسال و اندی یعنی از قبل از انتخابات تا به امروز بر عهده داشتهاند. شما ببینید رهبری در این مدت چند سخنرانی روشنگرانه داشتهاند و چقدر دیگران را به روشنگری و بصیرتبخشی توصیه کردهاند! خیلیها در این مدت زحمت کشیدند اما وزنی که در رهنمودهای آقا در جهت روشنگری و آگاهیبخشی به مردم بوده، بینظیر است.
اما آنجایی که احساس شد یک جریانی در کار هست که میخواهد به هر قیمتی انتخابات را باطل کند و دیگر نیاز به صلابت و قاطعیت بود، رهبری در مقابل هیچیک از این فشارها کوتاه نیامدند.
نکتهی حائز اهمیت دیگر، نگاه جامع ایشان به اطراف قضیه است، یعنی توجه به یک موضوع، ایشان را از موضوعات دیگر غافل نکرده است. گاهی وقتها انسانها با توجه به حجم بالای کار، یک موضوع یا موضوعاتی اینها را از موضوعات دیگر غافل میکند و یا اگر مسائل مهمی پیش بیاید، از مسائل کوچک غفلت میکنند. رهبری در خلال این جریان به تودهی مردم، به نیروهای دستاندرکار حکومت از نیروهای نظامی، اطلاعاتی، قضایی، انتظامی و سایرین که در این حوادث درگیر بودند، نسبت به معترضین، نسبت به اپوزیسیون، نسبت به فریبخوردگان، نسبت به دشمن و ضد انقلاب غفلت نکردهاند. در خصوص همهی این موضوعات انسان میتواند کدهای متعدد ارائه دهد. آنجایی که باید برای هوشیاری و حضور در صحنه از مردم تقدیر کنند، تقدیر و حمایت کردند، ولی در عین حال نسبت به مشکلاتی که امکان دارد توسط مردم بوجود آید بیتوجه نبودند؛ آنها را سفارش به تقوا کردند و گفتند که مراقب باشید تا افراط نکنید، مراقب باشید زمانی که متعرض به ارزشهاتان، به اموالتان، به نظامتان شدهاند و احساساتتان برانگیخته میشود، دست به کارهایی نزنید که خود آن عمل شما برای نظامتان در مورد نیروهای اجرائی اعم از نظامی، انتظامی و امنیتی مشکلاتی را بیافریند. بخشهایی را به صورت عمومی میفرمایند، اما یک بخشهایی را به صورت خصوصی که حالا بعضی از آنها را بنده خبر دارم به جد به بعضیها سفارش میکردند که مواظب باشید به دلیل اینکه اینها به نظام ظلم کردند، این همه غائله آفریدند، این همه آب به آسیاب دشمن ریختند و در شرایطی که ما توانستیم با این مردمسالاری دینی و مشارکت حدود 85% جایگاه و اعتبار بالاتری را در دنیا کسب کنیم، خدشه بر آن وارد کردند و با حیثیت نظام بازی کردند، اما گفتند که نکند با همهی این وجود و نیز دلسوزی که شما نسبت به نظام دارید، کاری کنید که در حق آنها ظلم بشود. من شاید مکرر بیش از دو، سهبار از زبان حضرت آقا شنیدم که به شدت تأکید به این نکته داشتند که شما نیروی انتظامی و شما قاضی نسبت به متهمین حواستان جمع باشد. یک وقت نکند مثلاً نسبت به یک متهم غافل بشوید و بیش از آنچه که حقش است، مجازات شود. اگر واقعاً این مقدار که رهبری حساسیت داشتند دیگران نیز به این شکل بودند، مشکلی پیش نمیآمد.
به بچههای وزارت اطلاعات در مقطعی که خودم وزارت اطلاعات بودم و به نهادهای مربوط دیگر تأکید داشتند به کسانی که در خیابان هستند، به کسانی که شما دستگیر کردید حواستان باشد، به کسانی که محاکمه کردید حواستان باشد. اگر به بازرسی منزل میروید، رفتار شما با خانوادهی فرد مجرم باید متفاوت باشد. یعنی سفارشهای مکرر نسبت به دستاندرکاران مقابله با این فتنه که باید مواظب و مراقب باشید و از حد و مرز الهی خارج نشوید. البته این دستورات در صحبتهای عمومی هم بوده ولی در صحبتهای خصوصی خیلی شفافتر، روشنتر و با تأکید بیشتر بیان شده است. حتی در ذهنم هست که گفتند اگر جاهایی شما مرتکب این اشتباهها شدید، شماها کمتر از آنها نیستید. باید مؤاخذه شوید و نقل به این مضمون که شما توبیخ و تنبیه میشوید.
حتی برخی افراد اتهاماتی به اشخاص میزدند. میگفتند آقا ایشان جاسوس است، ایشان وابسته به خارج است، ایشان ضد انقلاب است. رهبر انقلاب نهایت احتیاط را در این صحبتها دارند. حتی در مقابل حرف دیگران که تذکر میدهند شما نباید به فلانی جاسوس بگویید. گاهی وقتها به مدیران مسئول بعضی از نشریات تذکر میدهند چرا شما گفتید فلانی جاسوس است؟ دلیل دارید؟ بعضی از افراد دیگری که بعضی جاها یک صحبتی میکردند، جایی قلم میزدند، میگفتند شما واقعاً دلیل شرعی دارید و میتوانید حرفتان را ثابت کنید؟ میگفتند که ما میگوییم این کار، کار بدی بود، کاری بود که به اسلام ظلم شد، به نظام ظلم شد، ظلم عظیمی به نظام کردند، اما اینکه ما به کسی نسبت بدهیم که این به خارج وابسته است یا جاسوس است، نیاز به دلیل و اثبات شرعی و قانونی دارد و لذا هم خودشان با نهایت احتیاط در مقابل انتساب یک مسألهای به یک فرد که ظلمی با قصد خیانت انجام شده و... ایشان نه تنها نسبت نمیدادند بلکه دیگران را نیز از این کار نهی میکردند. اینها به نظر من آموزههای اخلاقی جامعهی بشری امروز است.
در جریان فتنهی پس از انتخابات، نقش دو گروه از خودیها پررنگ شد: اول خودیهای معترض که به تدریج برخی از آنها از حالت اعتراض به حالت عناد و قانونشکن درآمدند. گروه دوم خودیهای متخلف بودند که حوادثی نظیر کهریزک و کوی دانشگاه حاصل عملکرد آنهاست. رفتار و نحوهی برخورد رهبر انقلاب با متخلفین گروه دوم که علیرغم توصیهها و دستورات مؤکد ایشان، موجب بروز این تخلفات شدند، چگونه بود؟
خبرهایی به رهبر انقلاب رسیده بود که در کهریزک شرایط نامساعد است که آقا دستور دادند بسته شود. اما این تمام ماجرا نبود. قبل از آن هم که آقا متوجه شدند وضع کهریزک مناسب نیست، دستور دادند که دیگر به آنجا زندانی نبرید. یعنی اولین کسی که دستور دادند که افراد بازداشتی به کهریزک نروند، رهبر انقلاب بودند. حتی ظاهراً از ایشان پرسیده بودند- با واسطه شنیدم- که ممکن است فلان بازداشتگاهمان جا نداشته باشد، گفتند اگر جا ندارید، آزاد کنید. افرادی که شما در خیابان میگیرید حتی به نظر شما متهم یا مجرم هستند، ولی اگر قرار است جایی ببرید که نامناسب باشد، آزاد کنید. یا به ایشان گفته بودند که فلان بازداشتگاه گفته که جا نداریم، رهبری گفتند که آنجا نبرید، بروند خانهشان. از طرف دیگر اولین شخصی هم که برای تخلفات قضیهی کهریزک گفتند باید جدی پیگیری شود، باز شخص خود آقا بودند. ایشان اولین شخصی بودند که پیغام دادند آنهایی که در کهریزک هستند، باید از آنجا بروند. من یادم هست که نوزده تیر 1388 یکی از مسئولین دفتر آقا تماس گرفتند که این افرادی که الآن در کهریزک هستند، حتماً بگویید به جایی به غیر از کهریزک منتقل کنند. اتفاقاً ما همان شب جلسه داشتیم. آن زمان دادستان کل وقت، دادستان کل تهران، بعضی از افراد دیگر در وزارت اطلاعات وغیره بودند که در دفتر من جلسه داشتیم. من هم چون در آن جلسه با آن آقایان صحبت کرده بودم و خواستار این بودم که دادستان تهران آنها را هرچه زودتر منتقل کند و از آنجا ببرد و آنها هم قول داده بودند که ما این کارها را میکنیم، به همین دلیل به فردی که از طرف آقا تماس گرفته بودند، اطمینان دادم و گفتم که جلسه پایان یافته و اینها قول دادند که حتماً همین امشب همه اینها را منتقل میکنند. در این مورد نیز جامعیت نگاه رهبری مشهود است. اینطور نبوده که توجه به یک موضوع، موجب غفلت ایشان از موضوع دیگری بشود.
در دیدار اساتید دانشگاه در ماه رمضان سال گذشته، رهبر انقلاب گفتند که اگر جنایتی شده باشد ما پیگیری میکنیم. بعد از جریان کهریزک نیز به نوعی این جریان و حادثهی کوی دانشگاه برای مردم معیاری شده که ببینند واقعاً نظام در مقابل خطاهایی که برخی مرتکب شدند، چه برخوردی میکند؟
باید بگویم که ما در پیگیری آن کوتاهی کردیم یعنی ما دستگاههای قضایی، انتظامی و اطلاعاتی باید با آن حساسیتی که آقا داشتند، سریعتر کار میکردیم. من نمیخواهم بگویم که این کوتاهی، تقصیر هست یا نیست، ممکن است بالأخره آن افرادی که مسئول مستقیم بودند توجیهاتی داشته باشند که قانعکننده هم باشد، ولی در هر صورت به خاطر آن تأکیدی که آقا داشتند ما باید خیلی زودتر از این رسیدگی به پروندهها را انجام میدادیم و به سرانجام میرساندیم. واقعاً باید برای مردم مشخص میشد که اگر کسی تقصیری داشته یا ظلمی کرده باید به میزان جرمی که مرتکب شده مجازات شود. البته این امر انجام شده ولی باید زودتر از اینها انجام میشد.
دادگاه کهریزک تشکیل شد و حکم اولیهی آن صادر شد. فکر میکنم بهمن ماه بود که در خصوص پروندهی کهریزک، دادگاه تعیین وقت کرد و کارش را از اسفند شروع کرد. اما پروندهی کوی، متأسفانه تا آنجا که من خبر دارم، هنوز تکمیل نشده است. ولی برای پروندهی تخلفات کهریزک، افراد نظامی و غیرنظامی را دعوت کردند؛ شاکیان هرکدامشان وکیل تعیینی گرفتند که بعضیهاشان انصافاً وکلای خیلی بدی بودند. وکلایی که با رادیوی بیگانه مصاحبه میکنند و سابقهی کیفری دارند اما نظام تحمل کرد.
کسی هست که مرتب با رادیوهای بیگانه علیه نظام مصاحبه میکند و تخلفات مختلفی دارد - نه در خصوص این پرونده - سابقه کیفری دارد و با جریانهای ضد نظام و اپوزیسیون کاملاً مرتبط است، ولی در خصوص این پرونده نظام ابایی ندارد. رویهی خیلی از کشورها به این شکل نیست. اجازه نمیدهند که هر وکیلی وارد هر پروندهای شود و به هر نحوی که میشود کنارشان میزنند، ولی ما در خیلی از پروندههایی که برای نظام شاید حساس باشد این وکلا را راه دادیم، وکیل پرونده را خوانده، لایحهی دفاعیه تنظیم کرده، در دادگاه شرکت کرده، با موکلش یا بدون موکلش در جلسات مختلف شرکت کرده و هرچه دلش خواسته گفته است.
اما در مورد آن خودیهایی که در ابتدا به نتیجهی انتخابات معترض بودند که متأسفانه با لجاجت آنها رفتار و عملکرد آنها زمینه را برای جریان فتنه هموار کرد، نحوهی رفتار رهبر انقلاب چگونه بود؟
در مورد این گروه باید بگویم که سعهی صدر و صبر و تحمل ایشان در برابر آنها حائز اهمیت است. رهبری در مقابل افرادی که با هر انگیزهای حرف مخالف میزدند، میدان دادند تا حرفشان را بزنند. افراد خودشان آمدند، نمایندگانشان را فرستادند، حرفهایی که خیلی از مسئولین نمیتوانستند تحمل کنند ولی رهبر انقلاب با سعهی صدر تمام، میدان میدادند. رهبری فرمودند مگر شما اعتراض ندارید؟ در خیلی از انتخابات که افراد اعتراض میکردند چه مسیری را طی میکردیم؟ مسیر قانونی دارد. حتی اگر میگویید یک مقداری فراتر از روشهای متعارف هم عمل بشود، میگوییم اشکالی ندارد، وزارت کشور و غیره هست، میگوییم اگر یک سؤالی دارید که رفع بشود، ما هم مشکلی نداریم، واقعاً اگر سؤالی دارید و میخواهید ابهامی رفع بشود مشکلی نیست. من سفارش میکنم اگر شما اشکال و ابهام واقعی دارید، بنشینید تعدادی از صندوقها را به صورت رندمی و غیررندمی از یک شهر یا از چند شهر بررسی کنید. آقا تأکید داشتند کاری نکنید که بدعتگذاری کنید و در کشور یک خلاف قانونی را برای همیشه بگذارید. این کار صحیحی نیست و من باشم و شما باشی و هرکسی باشد، باید در مقابل او بایستیم. یک مَثل معروفی است که میگوید اگر کسی خواب است میشود بیدارش کرد، اما اگر کسی خودش را به خواب زده، نمیتوان بیدارش کرد.
اما باز هم حرف خودشان را زدند.
بیان اینها واقعاً درد است. خبر دارم که گاهی در جاهایی واقعاً رهبری با تواضع به برخی از این افراد میگفتند که این کار را نکن، این کار مصلحت نیست. اول انقلاب حضرت امام (ره) یک وقتی در مقابل منافقین که از یک طرف دست به اسلحه برده و تقریباً اقدامات نظامی-شان را با سلاح سرد شروع کرده بودند، قانون اساسی را هم که قبول نداشتند، تحریم هم کرده بودند، بعد هم درخواست ملاقات با امام کرده بودند، فرمودند: من اگر یک در هزار احتمال داده بودم که تأثیر داشته باشد، چرا شما بیایید؟ من میآمدم پیش شما! من واقعاً در این مدت مشابه این را از رهبر معظم انقلاب دیدم. رهبری یک جاهایی به دیدار برخی از اینها رفتند، بعضی از کسان را پذیرفتند، کسانی که واقعاً از لحاظ حقوقی مجرم بودند، کسانی که به نظام، به امام و به ولایت فقیه بد کردند ولی آقا با آغوش باز اینها را میپذیرفتند. بعضی وقتها خودشان و نمایندگانشان حرفهای دور از منطق میزدند، باز آقا خیلی متواضعانه، خیلی مهربانانه، خیلی دلسوزانه میشنیدند، خیلی دقت میکردند، سفارش میکردند.
اما از طرف دیگر رهبر انقلاب به لحاظ اتمام حجت و به لحاظ روشن شدن مسائل برای مردم و به خاطر اینکه فردا ابهامی باقی نماند و کسی نتواند مظلومنمایی کند، به این خواص نسبت به اشتباهاتشان به اَشکال مختلف و به صراحت گوشزد میکردند، یعنی رودربایستی نمیکردند. اینطور نبود که رهبری با کسانی که جزو شخصیتهای مهم این کشور بودند، رودربایستی کنند. آن جایی که هم نسبت به خودش و هم نسبت به کار دیگری که او به یک نحوی از آنها داشت حمایت میکرد و یا به نحوی از آنها تبری نمیجست، آقا به او گفتند که شما چرا تبری نمیجویید؟ اینها ظلم کردند یا نه؟ چرا در رفع ظلم اینها کمک نمیکنید؟ حداقل تبری بجویید. توجه میکنید که اصلاً در مقابل اسلام و نظام و انقلاب، بحث رودربایستی، رفاقت و سوابق گذشته و غیره مطرح نبود. البته رهبر انقلاب ابتدا به خود طرف اول میگفتند، بعد اگر لازم بود به کسی دیگری میگفتند که به او بگوید. بعد از آن، یک بخشی از آن صحبتها و توصیهها را علنی میکردند. میخواهم بگویم اگر جایی مصلحت عمومی نظام بوده رعایت کردند. اینجا نیز جامعنگری را در رفتار ایشان مشاهده میکنیم که توجه به یک جنبه، غفلت از طرف دیگر را به همراه نداشته است.
اما آنجایی که احساس شد یک جریانی در کار هست که میخواهد به هر قیمتی انتخابات را باطل کند و دیگر نیاز به صلابت و قاطعیت بود، در مقابل هیچیک از این فشارها کوتاه نیامدند. معتقد بودند که در مقابل خودی و افراد فریبخورده و کسانی که سؤال داشتند، همهی راهکارها باید طی شود. هر مقداری که حتی باید از حق خودشان یا حق زیرمجموعهی حکومت کوتاه بیایند تا اینکه مسأله روشن شود انجام دادند. اما آنجایی که احساس کردند چیز دیگری در این بین هست، کوتاه نیامدند. حالا تمام خواص و سیاسیون باشند، اصولگرا یا اصلاحطلب باشد، داخل و خارج باشد، تهدید کنند که چنین میکنیم، چنان میکنیم، نتوانستند عملی بکنند والا این تهدیدات بلوف نبود؛ واقعاً میخواستند یک کشور را به هم بریزند ولی رهبر معظم انقلاب محکم ایستادند.
چندی پیش به قم رفتم و با برخی از مراجع دیدار کردم. میگفتند ما الآن احساس میکنیم که چه تدبیر بسیار خوبی نسبت به برخی سران فتنه انجام شده است. ما روزهای اول فکر میکردیم که باید به نحو دیگری برخورد شود، اما امروز که زمان گذشته و برخی از مسائل واقعاً روشن شده میفهمیم که تدبیر صحیح عین همین بوده که انجام شده و اگر غیر از این بود ایراد داشت.
یک وقت ایستادگی کورکورانه است، این خیلی ارزش ندارد. اما ایستادگی ایشان مبتنی بر رصد کردن روزانهی همهی مسائل، اشراف و تسلط کامل بر اوضاع و مسائل سیاسی و مسائل غیرسیاسی منطقه و جهان و کشور خودمان، قدرت جمعبندی و تحلیل همهی مسائل و با آگاهی تمام و با اولویتبندی کارها، اصل و فرع کردن مسائل است. رهبری بارها گفتند که مسائل اصلی اینهاست، مسائل فرعی اینهاست، سرتان کلاه نگذارند یا فریب نخورید و یا غفلت نکنید و مسائل دست چندم را بیایید و با آن به عنوان یک مسألهی اولی برخورد کنید، هزینه کنید، وقت صرف کنید، بعد از مسائل اصلی غافل شوید که ضربه کاری بخورید. در همهی انتخابات یکی رأی می-آورد، یکی رأی نمیآورد. آن کسی که رأی نمیآورد معترض است، همیشه هم داشتیم. اصلاً در دنیا همین است و کشور ما مستثنی نیست. کافی بود اگر ایشان یک کلام کوتاه میآمد، آنها ده قدم پیش میآمدند. چون بعداً روشن شد که اینها چه برنامهای داشتند و چه هدفی داشتند و اصلاً بحث تقلب مطرح نبود و رسماً تهدید میکردند.
به عنوان سؤال آخر، برخی از مسئولین و اشخاص اصرار بر برخورد و اقدامات عملی شدیدتری با سران فتنه داشتند که رهبر انقلاب مخالفت کردند. میخواهیم دلیل این مخالفت را از زبان شما بشنویم.
نظر آقا این بود که تا آنجایی که ممکن است صحبت بشود، اتمام حجت بشود، مسائل بیان شود، شاید طرف گول خورده، شاید طرف نمیداند، شاید طرف واقعاً غافل است که شاید نحوهی این حرفها سبب هوشیاری او شود و شاید توبه کند. نکتهی دیگر اینکه رهبری معتقد بودند طوری نشود تا مردم نفهمند که علت تصمیمی که گرفتید چیست. یک وقت تصور نکنند که یک برخورد سیاسی است، فکر نکنند که این برخورد شما در این حد مجازات و برخورد نبوده است. بنده چندی پیش به قم رفتم و با برخی از مراجع دیدار کردم. میگفتند که ما الآن احساس میکنیم چه تدبیر بسیار خوبی نسبت به برخی سران فتنه انجام شده است. ما روزهای اول فکر میکردیم که باید به نحو دیگری برخورد شود، اما امروز که زمان گذشته و برخی از مسائل واقعاً روشن شده میفهمیم که تدبیر صحیح عین همین بوده که انجام شده و اگر غیر از این بود ایراد داشت.
ادامه بررسی اصلاحیه قانون مبارزه با مواد مخدر در جلسه امروز مجمع تشخیص مصلحت نظام پیگیری شد و با حضور مسئولان و مقامات نیروی انتظامی، امنیتی و ستاد مبارزه با مواد مخدر و امور زندانها و سایر مسئولان مربوطه پیگیری شد و با اصلاح برخی مواد باقیمانده، اصلاحات این قانون ادامه یافت.
به گزارش آفتاب، در ابتدای این جلسه، هاشمی رفسنجانی با توجه به حادثه تلخ و ضدانسانی تروریستی در مسجد جامع زاهدان و با محکومیت شدید این اقدام شرارتآمیز، گفت: این حادثه، فاجعهای بسیار خطرناک در منطقهای است که مردم شیعه و سنی به وفور با آرامش در کنار یکدیگر زندگی میکنند و در کشورهای اطراف، تبلیغات سوء و القائات آلوده اختلافی فراوان است که نمیتوان از کنار آن به طور سطحی و گذرا گذشت.
ایشان با توجه به شکست عملیات تروریستی در جمهوری اسلامی ایران از بدو پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون گفت: سابقه تاریخی در ایران و کشورهای عراق، افغانستان، فلسطین و…. نشان میدهد که تروریستها و عوامل خودفروخته و اشغالگر به هیچوجه نتوانسته و نخواهند توانست از طریق خونریزی و کشتار مردم بیگناه به اهداف شومشان برسند و نهایتاً منجر به نابودی و اضمحلال خودشان خواهد شد.
هاشمی رفسنجانی، حادثه تروریستی مسجد جامع زاهدان، آن هم در مراسم ولادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و انجام دو انفجار برای افزایش تلفات انسانی را با هدف ایجاد رعب و وحشت در منطقه
و تفرقه و تشتّت میان مردم شیعه و سنی توصیف کرد و گفت: انجام عملیات انتحاری برای کشتار مردم بیگناه، زنگ خطری است که باید جوامع بینالمللی و قانونی برای آن تدبیری بیندیشند.
مضافاً اینکه شاهدیم تروریستها به تدریج به سوی استفاده از سلاحهای مخربتر پیش میروند که باید در سطح جهانی برای کنترل این اوضاع و شرایط فکری کرد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با تسلیت این فاجعه به علمای شیعه و سنی و بازماندگان شهدای عملیات تروریستی زاهدان و با تأکید بر ضرورت هوشیاری و قاطعیت بیشتر مقامات و نیروهای نظامی و امنیتی در منطقه، برای شناسایی و برخورد جدیتر با عوامل تروریست و ریشهکنی این عوامل خودفروخته گفت: امیدواریم علما و مردم شیعه و سنی منطقه با تدبیر، شریک مساعی و هوشیاری لازم، اجازه ندهند تروریستها به اهداف شوم اختلافافکنانه خود دست یابند.
در ادامه جلسه امروز مجمع تشخیص مصلحت نظام، پس از ارائه موارد اصلاحی پیشنهادی کمیسیون حقوقی و قضایی مجمع و بحث و بررسی مبسوط اعضا و مقامات انتظامی، امنیتی و قضایی حاضر در جلسه، اصلاحات ذیل به تصویب رسید.
ماده ۳۵- هر کس اطفال و نوجوانان کمتر از هجده سال تمام هجری شمسی و افراد محجور عقلی را به هر نحو به مصرف و یا به ارتکاب هر یک از جرائم موضوع این قانون وادار کند و یا دیگری را به هر طریق مجبور به مصرف مواد مخدر یا روانگردان صنعتی و غیردارویی نماید و یا مواد مذکور را جبراً به وی تزریق و یا از طریق دیگری وارد بدن وی نماید به یک و نیم برابر حداکثر مجازات قانونی همان جرم و در مورد حبس ابد به اعدام و مصادره اموال ناشی از همان جُرم محکوم میشود. در صورت سایر جهات از جمله ترغیب، مرتکب به مجازات مباشر جرم محکوم میشود.
ماده ۴۴- نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران اجازه دارد در چارچوب موافقتنامههای قانونی دو یا چندجانبه بین جمهوری اسلامی ایران و سایر دولتها با مشارکت مأمورین دیگر کشورها به منظور شناسایی مجرمین موضوع این قانون، ردیابی منابع مالی، کشف طرق ورود یا عبور محمولههای قاچاق از کشور، کشف وسایل یا مکان کشت یا تولید یا ساخت مواد مذکور با تنظیم طرح عملیاتی و درخواست فرمانده نیروی انتظامی با حکم دادستان کل کشور، محمولههای تحت کنترل را در قلمرو داخلی و با موافقت سایر کشورها در قلمرو آن کشورها مورد تعقیب قرار داده و پس از تکمیل تحقیقات، گزارش اقدام را به دادستان کل کشور یا قاضیای که او تعیین میکند، تسلیم نماید. هرگونه تغییر در طرح عملیاتی مذکور در حین اجرا با مجوز کتبی دادستان کل کشور بلامانع است.
تبصره ۱: در هر حال احراز هویت و درج مشخصات مأموران دیگر کشورها در طرح عملیات الزامی میباشد. ضبط، جایگزینی کلی و یا جزئی و یا اجازه
عبور محمولههای موضع این ماده از کشور و یا اخذ، نگهداری، اخفا، حمل و یا تحویل مواد مخدر و روانگردان صنعتی غیردارویی و یا تهیه وسایل و تسهیل اقدامات موردنیاز توسط ضابطان طبق موافقتنامههای قانونی دو یا چندجانبه و با رعایت کنوانسیونهای الحاقی با حکم دادستان کل کشور بلامانع است.
تبصره ۲: رسیدگی به اتهامات متهمان موضوع این ماده در مرحله دادرسی در صلاحیت مرجع قضایی است که از طرف دادستان کل کشور تعیین میشود.
ماده ۴۵- وزارت اطلاعات مکلف است ضمن جمعآوری اطلاعات لازم در زمینه شبکههای اصلی منطقهای و بینالمللی قاچاق سازمان یافته مرتبط در حوزه اختیارات قانونی با جرائم موضوع این قانون، نسبت به شناسایی و تعقیب آنها با حکم دادستان کل یا قاضیای که او تعیین میکند اقدام و همچنین نسبت به ارائه سرویس اطلاعاتی به نیروی انتظامی و مراجع ذیصلاح نیز اقدام نماید.
ماده ۴- هر کس بنگ، چرس، گراس، تریاک، شیره سوخته و یا تفاله تریاک یا دیگر مواد مخدر یا روانگران که فهرست آنها به تصویب مجلس شورای اسلامی میرسد را به هر نحوی به کشور وارد و یا به هر طریقی صادر یا ارسال نماید یا مبادرت به تولید، ساخت، توزیع یا فروش کند یا در معرض فروش قرار دهد با رعایت تناسب و با توجه به مقدار مواد مذکور به مجازاتهای زیر محکوم میشود.
ماده ۸- هر کس هروئین، مرفین، کوکائین و دیگر مشتقّات شیمیایی مرفین و کوکائین و یا دیگر مشتقّات آنها و یا دیگر مواد مخدر یا روانگردان که فهرست آنها به تصویب مجلس شورای اسلامی میرسد را وارد کشور کند و یا مبادرت به ساخت، تولید، توزیع، صدور، ارسال، خرید یا فروش نماید و یا در معرض فروش قرار دهد و یا نگهداری مخفی یا حمل کند با رعایت تناسب و با توجه به میزان مواد به مجازات مصرّح در این قانون خواهد رسید.
تبصره ۱ از ماده ۴۱: کشت شقایق پاپاور سامنیو فرم الیفرا به درخواست وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تحت نظر وزارت جهاد کشاورزی و با نظارت ستاد مبارزه با مواد مخدر، برای مصارف دارویی و تأمین داروهای جایگزین بلامانع است.
نماینده اصولگرای مجلس هشتم که در مراسم سالگرد محسن روح الامینی در مسجد ولیعصر تهران حضور یافته بود، در حاشیه این مراسم با تشکر و قدردانی از قوه قضاییه برای رسیدگی به پرونده بازداشتگاه کهریزک، تصریح کرد باید به اصل مطلب که تعقیب آمرین این قضیه است پرداخته شود.
به گزارش جام جم انلاین، توکلی با استناد به گزارش کمیته حقیقتیاب مجلس، دادستان سابق تهران را از مسببین این حادثه دانست و تاکید کرد که باید به پرونده او نیز رسیدگی شود.
گفتنی است سال گذشته در پی حوادث بوجود آمده بعد از انتخابات، بویژه حمله به کوی دانشگاه، مجتمع سبحان و مجتمع مسکونی نمایندگان و حادثه کهریزک، دو کمیته از سوی رئیس مجلس مشغول بررسی ابعاد این حوادث شدند. کمیته اول به ریاست محمدحسن ابوترابیفرد گزارش اولیه خود از حمله به کوی دانشگاه را در یک جلسه غیرعلنی قرائت کرد و به گفته نایب رئیس مجلس، گزارش دوم به دستگاه قضایی ارائه شد.
گزارش کمیته دوم که به کمیته حقیقتیاب معروف شده بود، حوادث کهریزک را بررسی کرده و طی آن به تخلفات دادستان وقت تهران اشاره شده بود.
پس از رسیدگی به اتهامات متهمان حادثه کهریزک در دادگاه نظامی تهران، طبق حکم بدوی، دو نفر از متهمان محکوم به قصاص و برای مابقی احکامی دال بر حبس و انفصال از خدمت و جزای نقدی صادر شد. البته پرونده این متهمان به دادگاه تجدیدنظر ارسال شده است.
رئیسخانه احزاب قانون با بیان اینکه احزاب در قانون اساسی دیده شده است وامام راحل نیز این تفکر را قبول داشتند که باید احزاب تشکیل شود وفعالیت شان را نیز به رسمیت میشناختند،تاکید کرد : نباید امامی را معرفی کنیم که چارچوبهای دموکراتیک را قبول نداشت.
به گزارش ایلنا، حسین کاشفی در خصوص اظهارات اخیر محموداحمدینژاد که گفته بود نظام ما یک نظام تک حزبی است ، در تشریح منشهای امام راحل در مورد احزاب، با بینظیر خواندن اقدامات و نظرات امام قبل و بعد از انقلاب، خاطرنشان کرد: به همت امام راحل پس از پیروزی انقلاب رفرنداوم برگزار شد، سپس بلافاصله شاهد تصویب قانون اساسی و تشکیل مجلس شورای اسلامی در کشور بودیم و این اقدامات به معنای این بود که امام خمینی(ره) قصد داشت یک نظام دموکراتیک تشکیل دهد.
وی در ادامه افزود: قانون احزاب در قانون اساسی دیده شده است وامام راحل نیز این تفکر را قبول داشتند که باید احزاب تشکیل شود وفعالیت شان را نیز به رسمیت میشناختند.
رئیس خانه احزاب با بیان اینکه نظام تک حزبی نیازی به حزب ندارد، تصریح کرد: گاهی حرفها و صبحتهایی در کشور مطرح میشودکه نه منطبق با قانون اساسی و نه منطبق با نظرات امام راحل است.
وی ضمن تاکید بر اینکه نباید امامی را معرفی کنیم که چارچوبهای دموکراتیک را قبول نداشت، درتشریح منش و رفتارهای امام خمینی (ره) با بیان خاطرهای از ایشان، ادامه داد : زمانی که امام (ره) در پاریس بودند بارها بنده به همراه دوستانم در اتحادیه انجمنهای اسلامی اروپا خدمت امام میرفتیم و ایشان اجازه حضور میدادند و به تمام سوالات ما پاسخ میدادند و سپس میگفتندکه بروید و اینها را در نشریاتتان منعکس کنید.
رئیسخانه احزاب ادامه داد: امام فضا رابرای فعالیتها و اظهار نظرها باز میگذاشتند و به افرادی که فکرشان با ایشان زاویه داشت، اجازه فعالیت میدادند.
کاشفی با انتقاد از اینکه برخی برای توجیه برخوردهای خشن ویک سویه خود را به امام وصل می کنند، گفت: امام به طرزی رفتار میکردند که همه افراد حرفها و نظراتشان را مطرح کنند.
وی با اشاره به خاطره دیگری از دیدارشان با امام راحل تصریح کرد: زمانی که خدمت امام خمینی(ره) در پاریس رسیدیم و اظهار داشتیم ما مفتخریم که فردی همانند شما را داریم که انقلاب را هدایت میکنید ایشان جواب دادند بنده کارهای نیستم این مردم هستند که انقلاب را هدایت میکنند.
رئیسخانه احزاب افزود: اگر مردم را در متن قبول نداشته باشیم و مردم را همه کاره نظام ندانیم ، این با نظرات امام منطبق نیست.
وی اضافه کرد: بحث تک حزبی به هیچ وجه نه با دیدگاههای امام راحل سازگار است و نه با قانون اساسی و گواه بر این گفته وجود احزاب بعد از انقلاب است.
رئیس خانه احزاب با اشاره به حضور مسوولین امروزه نظام در حزب جمهوری بعد از انقلاب تصریح کرد: رهبر انقلاب ، آیت الله هاشمی رفسنجانی و شخصیتهای دیگر در این حزب حضور داشتند ، لذا امام(ره) احزاب را قبول داشتند.
کاشفی در خصوص چگونگی فعالیت قویتر احزاب در کشور، بیان داشت: باید در کشور زمینهها و بسترهایی برای رشد تحزب در کشور فراهم شود نه اینکه فضا برای فعالیت احزاب بستهتر شود و افراد نظرات خودرابه قانون ارجحتر بدانند و یا جلوی فعالیت آنها را بگیرند چراکه با این رفتارها کار پیش نخواهد رفت.
وی در خصوص اصلاح قانون احزاب،گفت: قانون احزاب در حال بررسی است و بعد از بررسی به مجلس خواهد رفت و با تایید مجلس قانون میشود و همه به آن احترام خواهیم گذاشت. و اگر هدفمان برطرف کردن تنگناها میباشد که خوب است.
وی با اشاره به مشکلات و موانع خانه احزاب مثل یارانه احزاب، داشتن رسانه گفت: باید زمینهای فراهم شود تا کشور به سمت کار جمعی و علمی برود.
کاشفی با بیان اینکه امروزه در جهان تمام کارها براساس کارشناسیها و دانش جمعی انجام می شود، اذعان داشت: با کنار گذاشتن کار جمعی و گروهی کشور به عقب حرکت خواهد کرد .
رئیسخانه احزاب ضمن انتقاد از رشد اقتصادی کشور در چند سال اخیر علی رغم درآمد بالای کشور گفت: زمانی که احزاب در انتخاباتها حضور دارند احزاب به واسطه حضور مستمر به مشکلات پاسخگو خواهند بود نه اینکه یک فردی بیاید و برود و کسی هم پاسخگو نباشد.
کاشفی افزود: لذا باید زمینهای در کشور فراهم شود که فعالیت احزاب پیشرفت داشته باشد.
وی در مورد راهکارهای اصلاحطلبان برای آینده اظهار داشت: اصلاحطلبان بارها مطرح کردهاند که با محور قراردادن قانون، پرهیز از فعالیتهای فراقانونی، جلوگیری از برخوردهای خشن، دخالت نکردن در کاردیگران میتوان به وحدت رسید.
رئیس خانه احزاب با تاکید بر اینکه شناساندن قانون اساسی، حقوق مردم و کرامات انسانی باید مورد توجه قرار گیرد، بیان داشت: همه افرادی که دل در گرو رشد و ترقی کشور دارند براین مساله معتقدند که دروغ و تهمت، افترا، تملق گویی باید جای خود را به صداقت و اعتماد بدهد تا جوانها و مردم امیدوار شوند و کشور به سمت توسعه و پیشرفت حرکت کند.
عباسعلی نورا با اعلام خبر استعفای خود از نمایندگی زابل در مجلس هشتم، ضعف مدیریت یکپارچه، عدم تمرکز مدیریتی در تصمیمگیریها و نبود اقتدار مدیریتی در استان سیستان و بلوچستان را از عوامل اصلی تکرار حوادث تروریستی دانست که به دلیل آنها استعفا داده است.
به گزارش ایلنا، نماینده مردم زابل در مجلس با انتقاد از عملکرد مدیران استان زاهدان، اضافه کرد: متاسفانه مسوولین استان ما در زمان وقوع حادثه بیدار شده و پس از مدتی دوباره به خواب میروند.
نورا با اعتقاد بر اینکه غفلت ما باعث شد گروهک ریگی دوباره فعالیت خود را آغاز کند، افزود: یکی از دلایل استعفای بنده و آقای شهریاری از نمایندگی مجلس این است که ما نسبت به این اقدام از مدتها پیش تذکر داده بودیم.
نماینده زابل با اشاره به فرهنگ بومی مردم استان زاهدان، اضافه کرد: فرهنگ این منطقه، فرهنگ انتقام است. پس از اعدام ریگی ما به مقامات تذکر داده بودیم و حتی در کمیسیون امنیتملی جلسه گذاشتیم و به صورت انفرادی با برخی مقامات مطرح کردیم که این گروهک دست به اقدامات تلافی جویانه خواهد زد.
نورا افزود: حتی ما حدس میزدیم که این حادثه احتمالاً در چه روزهایی اتفاق میافتد. روزهای مربوط به ائمه شیعه از روزهایی بود که ما احتمال اقدامات تلافی جویانه را میدادیم.
نماینده مردم زابل دبا اشاره به اینکه تا زمان تصمیمی وی به استعفا تنها مقام معظم رهبری به مردم زاهدان تسلیت گفتهاند، ادامه داد: هیچ یک از مسوولان برای مردم استان پیام تسلیت نفرستادند و اگر عنایات معظم له به مردم این استان نبود، ما حقیقتا نمیدانستیم جواب مردم را چه بدهیم.
وی به پیام تسلیت رئیسجمهور به مردم بورکینافاسو و دیگر کشورها به دلیل اتفاقات مختلف اشاره کرد و افزود: آیا خون مردم مظلوم سیستان و بلوچستان از خون مردم بورکینافاسو کمرنگتر است؟
نورا در پاسخ به اینکه چه اقداماتی برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی میتواند مفید واقع شود؟، گفت: من معتقدم باید مدیریت واحد و مقتدری که در همه ارگانهای امنیتی و اجرایی از وی حرف شنوی داشته باشند، منصوب شود. همیچنین باید شرایطی که این مدیریت برای مقابله با این حوادث در نظر میگیرد، با شرایط بومی استان همخوانی داشته باشد.
گفتنی است روز گذشته نیز حسینعلی شهریاری طی نامهای به رئیس مجلس از نمایندگی زاهدان استعفا داده بود.
این روزها قطعی مکرر برق علاوه بر شهروندان صاحبان صنایع را نیز در برخی استانها به ویژه استان تهران با مشکلات جدی روبرو کرده است به گونه ای که این صنایع روزانه متحمل خسارات میلیاردی می شوند، موضوعی که برنامه ریزان به آن کمترین توجه نکرده اند.
به گزارش مهر، صنایع به عنوان موتور محرکه پیشرفت و توسعه کشور علاوه بر تامین نیازهای داخلی در سالهای اخیر تلاش کردند همگام با دیگر بخشها با بهره گیری ازعلم روز در تولید محصولات مورد نیاز کشور به خودکفایی رسیده و نیز اقدام به صادرات محصول کنند.
در این میان جذب سرمایه گذران خصوصی برای سرمایه گذاری در بخشهای تولیدی صنعت داخلی علاوه بر رونق بخشیدن به صنعت کشور اشتغالزایی برای شمار زیادی از فارغ التحصیلان کشور را نیز به همراه داشته است.
صنایع در سالهای اخیر با مشکلات زیادی نظیر عدم نقدینگی، افزایش مالیات بر ارزش افزوده و … مواجه بوده اند اما هیچ یک از مسائل فوق به اندازه قطعی برق به عنوان مهمترین منبع تولید انرژی برای سرپا بودن صنایع مهم و کلیدی نیست.
با گرم شدن هوا و افزایش مصرف انرژی در بخش خانگی و به ویژه افزایش مصرف برق، وزرات صنایع تصیم به اتخاذ تدابیری نظیر قطعی موقت و ساعتی برق صنایع گرفت که در این میان به دلیل وجود برخی کاستیها در تصمیم گیری و نیز اجرا و اطلاع رسانی به صنایع با کوتاهی های به وجود آمده صنایع استان تهران بویژه شهرکهای صنعتی جنوب، شرق و غرب استان تهران خسارات میلیاردی ناشی از قطعی برق را تجربه کردند.
قطعی برق صنایع که از ابتدای تیرماه جاری به تدریج آغاز شد، هفته گذشته شدت گرفت به گونه ای که برخی شهرکهای صنعتی استان تهران قطعی برقی روزانه هشت ساعت را در ساعات صبح و ظهر گزارش کرده اند.
قطعی برق ساعتی چند میلیون تومان به صنایع خسارت می زند
قطعی ناگهانی برق برای صنایع مشکلات زیادی را به همراه داشته که از آن میان می توان به صدمه دیدن دستگاهها، از بین رفتن و فاسد شدن موادخام،آلودگی هوا، تعطیلی خطوط تولید و بیکاری کارگران و از بین رفتن محصولات در هنگام انتقال میان خطوط تولید و در نتیجه وارد آمدن خسارات میلیاردی روزانه به صنایع اشاره کرد.
از طرفی صنایعی که محصولات را بر اساس روز و ساعت برنامه ریزی کرده و به خارج صادر می کنند در اجرای تعهدات خود با مشکل مواجه شده و متحمل خسارتهای فراوان می شوند.
یکی از فعالان صنعتی در شهرک صنعتی عباس آباد پاکدشت از توابع استان تهران در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: شهرک صنعتی عباس آباد با هزار و ۸۰۰ کارخانه و استقرار صنایع مهم و بزرگ و صاحب نام فراوان در آن طی هفته جاری به دلیل قطعی مکرر و طولانی مدت برق با وضعیت بحرانی مواجه شده است.
وی ادامه داد: هر روز از ساعت ۱۱ صبح تا شش بعدازظهر به مدت هفت تا هشت ساعت و گاهی بیشتر برق کارخانه های این شهرک بدون اطلاع قبلی قطع می شود.
اختلال در تامین آب و خطوط تلفن با قطعی مکرر برق
این مدیر ادامه داد: قطعی برق علاوه بر ایجاد مشکلات عدیده در زمینه تولید محصول موجب اختلال در آبرسانی به شهرک و نیز اختلال در شبکه تلفن ثابت و همراه منطقه نیز شده است.
وی خاطرنشان کرد: آب این شهرک خارج از آبرسانی محدوده تهران است و از داخل شهرک به صورت جداگانه تامین می شود که قطعی مکرر برق پمپاژ و تامین اب و در نتیجه ابرسانی به واحدها را دچار مشکل کرده است.
وی با ابراز گلایه مندی از مسئولان امر بیان داشت: وعده و وعیدهایی که مبنی بر وصل مجدد برق بعد از ساعتها و روزها قطعی داده می شود سرگردانی بیشتری را برای صاحبان صنایع به همراه داشته است،به گونه ای که وقتی برق منطقه ای پس از قطعی امروز، وصل مجدد آن در روز آتی را وعده می دهد، صنایع مواد خام را در دستگاهها قرار داده و برای فعالیت آماده می شوند اما با ادامه یافتن قطعی برق وقتی خبری از آمدن برق نشد، مواد خام از بین می رود.
وی افزود: گاهی نیز در اواسط کار و در حین انتقال محصولات بین خطوط با قطعی برق علاوه بر صدمه دیدن دستگاهها، محصولات نیمه آماده یا از بین می روند یا به صورت ناقص قابل بازگشت به چرخه تولید دوباره نیستند.
این فعال صنعتی خسارات بسیار زیاد وارد امده به برخی صنایع را ساعتی چند میلیون تومان و گاهی چند صد میلیون تومان برشمرد که به گفته وی معلوم نیست چه کسی باید پاسخگوی این خسارات باشد.
وی برای نمونه به آب شدن محصولات در چرخه تولید واحدهای ریخته گری اشاره کرده و گفت: در بسیاری از موارد و طی هفته جاری محصولات در واحدهای ریخته گری با قطع شدن برق در کوره باقی مانده وذوب شدند و گاهی کوره ها نیز از قطعی برق صدمه دیده و قابل استفاده مجدد نیستند.
عمل نکردن به جدول زمان بندی قطعی برق و وعده های بی اساس
صنایع شیشه، شیرآلات، پتروشیمی، پلاستیک، کفش، ظروف و صنایع غذایی هر یک از جمله واحدهای صنعتی و تولیدی هستند که در شهرکهای صنعتی استان تهران در هفته جاری به دلیل قطع مکرر برق و عدم اجرای صحیح جدول زمان بندی و نیز وعده های بی پایه برق منطقه ای، خسارات مالی جبران ناپذیری را متحمل شده اند.
یکی دیگر از فعالان صنعتی در استان تهران نیز به خبرنگار مهر گفت: وزارت صنایع در خصوص قطعی مکرر برق روزهای اخیر که ادامه حیات صنایع را با مشکل مواجه کرده است قول ارائه تسهیلات داده است که این مسئله تنها در حد حرف باقی مانده و اگرچه بر اساس قانون و مصوبات کارگروه صنایع و معادن هرگونه قطعی برق باید از قبل به اطلاع صنایع برسد اما قطعی های مکرر برق در هفته جاری بدون هیچ گونه اطلاع قبلی صورت گرفته است.
وی ادامه داد: برق منطقه ای نیز جدول زمان بندی قطعی را در مناطق مختلف صنعتی استان اعلام کرده است اما تاکنون هیچ یک از قطعیهای به وجود آمده بر اساس جداول اعلامی نبوده است و این اطلاع رسانی ناصحیح و مدیریت ضعیف مشکل صنایع خسارت دیده را دو چندان کرده است.
انجام عملیات بانکی در شهرکهای صنعتی امکان پذیر نیست
علاوه بر تمامی مشکلات فوق امور جاری و عملیات بانکی صنایع در بانکهای مستقر در شهرکها نیز با مشکل مواجه شده است به گونه ای که کارکنان و صاحبان صنایع به دلیل قطعی برق و از کارافتادن سیستم های بانکی قادر به انجام ساده ترین امور نقل و انتقالات وجوه از طریق حسابهای فراگیر نیستند.
از طرف دیگر عمده کارخانه های بزرگ و در بخشی از واحدهای صنعتی عده ای از کارگران و خانوادههای انها زندگی می کنند که قطعی ْآب و برق و افزایش آلودگی و گرما زدگی مشکلات زیادی را برای این افراد و خانواده و فرزندانشان به ویژه کودکان آنها به همراه داشته است.
فشارهای عصبی ناشی از ایجاد وقفه حین کار،گرمای طاقت فرسای سوله ها و کارخانجات و نیز ترس از بیکاری و تعطیل شدن کارخانه هخا علاوه بر مشکلات جسمی و بیماریهای ناشی از گرما زدگی و آلودگی ناراحتیهای روحی کارکنان و مدیران آنها را نیز به همراه داشته است.
بگویند تعطیل کنید خوشحال می شویم!
یکی دیگر از مدیران صنعتی در گفتگو با مهر با بیان اینکه تعطیلی موقتی صنایع بهتر از وارد آمدن خسارت میلیاردی روزانه است، گفت: تمامی مدیران و صاحبان صنایع در صورتی که از سوی مسئولان اعلام شود کارخانه ها را یک یا دو هفته موقتا تعطیل کنید خوشحال خواهند شد تا اینکه این گونه با قول ها بی پایه و وعده و وعیدهای غیر کارشناسی هر روز قول وصل مجدد برق را بدهند و صنایع را این گونه سرگردان کنند.
وی ادامه داد: مدیران شهرکهای صنعتی و مسئولان اداره کل شهرکهای صنعتی استان تهران تاکنون موفق نشدند برای بحران به وجود آمده کاری کنند.
موارد فوق در حالی از سوی فعالان صنعتی استان تهران مطرح شده است که معاون وزیر صنایع و معادن از توافق این وزارتخانه با وزارت نیرو خبر داد که براساس آن، شهرکهای صنعتی سراسر کشور دیگر قطعی برق نخواهند داشت.
شهرکهای صنعتی دیگر قطعی برق نخواهند داشت
خدامراد احمدی مدیرعامل سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی ایران با بیان اینکه شهرکهای صنعتی سراسر کشور به جز استان تهران کمترین قطعی برق را داشته است، گفت: برپایه توافق با وزارت نیرو خاموشی ها از شهرکهای صنعتی رخت بر می بندد.
خدامراد احمدی جزئیات بیشتری از مکاتبه اخیر وزارت صنایع با مسئولان وزارت نیرو ارائه نداد اما تأکید کرد که بر اساس توافقات صورت گرفته ، وزارت نیرو قول همکاری مساعد داده و از این پس شاهد خاموشی در شهرک های صنعتی نخواهیم بود.
براساس گزارش اتاق تهران، خدامراد احمدی یکی از محورهای توافق میان دو وزارتخانه صنایع و نیرو را “هماهنگی” در قطع برق واحدهای صنعتی بیان کرد.
وی همچنین از آمادگی وزارت صنایع برای ارائه تسهیلات در زمینه ساخت نیروگاه های کوچک یا همان CHB خبر داد و یکی از راهکارهای برون رفت بخش تولید برق از شرایط فعلی را احداث این نیروگاه ها دانست.
معاون وزیر صنایع از سرمایه گذاران فعال بخش خصوصی خواست در این راه قدم بگذارند و تسهیلات مورد نیاز را نیز از وزارت صنایع در کمترین زمان دریافت کنند.
خدامراد احمدی گفت: علاقمندان به سرمایه گذاری در این بخش علاوه بر اینکه از زمین رایگان در شهرک های صنعتی برخوردار خواهند شد برای دریافت تسهیلات مالی به بانک صنعت و معدن معرفی شده و هزینه خرید برق را نیز می توانند از وزارت صنایع دریافت کنند.
اطلاع رسانی صحیح در خصوص قطعی برق خسارات را کاهش می دهد
به هر روی به نظر می رسد با شرایط به وجود آمده و محدودیت منابع ومیزان بالای مصرف انرژی برق در روزهای اخیر صاحبان صنایع خود به اهمیت تامین سلامتی و انرژی مورد نیاز بخش خانگی واقف بوده و بارها نیز اعلام همکاری با اداره برق منطقه ای را داشته اند اما آنچه در این میان موجبات نارضایتی گسترده فعالان صنعتی را فراهم کرده عمل نکردن به وعده هایی از قبیل ارائه تسهیلات به صنایع و نیز عدم اجرای صحیح جدول زمان بندی قطعی برق به همراه دادن وعده های بی پایه و قولهای امروز و فردای وصل برق در این بخشها بوده است.
راهکارهای از قبیل تقسیم برق میان بخشهای مختلف شهرکهای به صورت ساعتی و روزانه و نیز تغییر در برنامه شیفتهای تولیدی، افزایش شیفتها در ساعتی غیر از ساعات اوج مصرف، تعطیلی با برنامه برخی واحدها و جبران خسارات ناشی از تعطیلات می تواند از جمله راهکارهایی باشد که وزارت صنایع آنرا در شرایط کنونی اتخاذ کند.همچنین سایر دستگاههای شهری استان نیزمی تواند با اتخاذ تدابیری نظیر آنچه پیش از این مطرح شده اما صورت عملیاتی به خود نگرفته به جبران کمبود فشار برق کمک کنند.
این تدابیر شامل خاموشی پارکها و معابر،روشنایی های تزئینی و … است.
فرهنگسازی و هشدار به شهروندان در خصوص صرفه جویی مصرف برق
همچنین هشدار به شهروندان و تلاش برای فرهنگسازی در مصرف انرژی به ویژه در شرایط بحرانی از طریق رسانه ها می توانند به هدر رفت برق در بسیاری از موارد بیانجامد.
تغییر زمانی سنسور تیرهای برق و تنظیم دقیق آن با تاریکی شب یا روشن کردن یکی در میان این چراغها نیز می تواند این روزها به جبران بخشی از انرژی مورد نیاز درآید.
ضمن اینکه مسئولان باید اطلاع رسانی شفاف، صحیح و صادقانه را در خصوص قطعی برق به ویژه برای بخش صنعتی در دستور کار خود قرار دهند تا از حجم خسارات وارده به این بخشها جلوگیری شود.
شهرک صنعتی عباس آباد پاکدشت، منطقه صنعتی حسین آباد، شورآباد، محدوده جاده قدیم قم، شهر سنگ، صنایع مستقر در محدوده دماوند، شهرک صنعتی بهارستان و اشتهارد در کرج، پرند و ساوجبلاغ نیز مناطق صنعتی حاشیه تهران از جمله مناطقی هستند که درهفته جاری با قطعی مکرر برق مواجه بوده و خسارات بسیاری را تاکنون متحمل شده اند که به نظر می رسد مسئولان وزرات نیرو و صنایع باید هرچه سریعتر برای مهار بحران به وجود آمده چاره اندیشی کنند.
رئیسجمهور سابق کشورمان با انتقاد از برخی که خود را مدعیان میراثداری انقلاب میدانند و دست به تحریف نظریات و روش و منش امام راحل زدند، گفت:« اگر شرائط به گونهای می شد که متفکران و اصلاحطلبان واقعی که هم به دین و هم به آزادی و پیشرفت پایبندند؛ به جای نشستن در مسند قدرت در جهت تقویت فرهنگ مردم سالاری و نیاز بیان و تبیین دینی که انقلاب ما در عمق وجدان جامعه ما وجود داشت میپرداختند امروز وضع بهتری داشتیم.»
به گزارش «پارلماننیوز»، حجت الاسلام و المسملین سیدمحمد خاتمی در دیدار با جمعی از دانشجویان ضمن تبریک اعیاد ماههای رجب و شعبان گفت:« انشالله این اعیاد برای ملت و کشور هم منشا خیر باشد و به برکت این اعیاد شاهد گشایش فضا به نفع مملکت و کشور و رفع و دفع توطئهها باشیم.»
وی افزود:« شما به عنوان نسلی که به کشور و سرنوشت خود علاقهمند است، احساس مسئولیت میکند و فراتر از خواستهای طبیعی فردی که هر انسان و جوانی دارد به اهداف بزرگتر و به دیگران هم میاندیشد لااقل باید تاریخ یکصد ساله ایران و نیز اوضاع و احوالی که امروز در دنیا حاکم است و نیز ظرفیت هایی که در ایران برای پیشرفت و رسیدن به آن اهداف وجود دارد را خوب مورد مطالعه قرار دهید و با واقع بینی با مسائل روبرو شوید.»
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:« در ایران قبل از تولد بسیاری از شما انقلاب بزرگی به نام انقلاب اسلامی رخ داده است، این انقلاب هم چیزی نیست که دفعتا و بیمقدمه در عرصه ظاهر شده باشد بلکه حرکتی از متن مردم و با قدمتی بیش از یکصد سال است.این انقلاب جایگاه دین و نگاه به دین آزادی و عزت بخشی در ایران و خواستها و مطالبات مردم ما را نشان میدهد.»
وی ادامه داد:«این انقلاب در ایران رخ داد؛کشوری بزرگ با ملتی شریف و پر ظرفیت و گشاینده راهی به سوی آینده بهتر که در خور این کشور و ملت است.»
خاتمی با اشاره به اینکه «ایران به لحاظ موقعیت سیاسی-راهبردی و ظرفیت های طبیعی و انسانی سرمایه های عظیم معنوی و تاریخی در موقعیتی ممتاز قرار دارد»، یادآور شد:« باید بتوانیم به تناسب این سرما یه های عظیم جایگاه واقعی ایران را در همه عرصه ها در جهان بالا ببریم.»
رئیسجمهور سابق کشورمان همچنین اظهار داشت:«به لحاظ جغرافیای سیاسی و راهبردی ایران بی نظیر است.به یک معنی قلب جهان و نقطه اتصال شرق و غرب و شمال و جنوب است و همین موقعیت سبب برخورداری این کشور و ملت از فرهنگ و تاریخ درخشان شده است.به لحاظ منابع سرشار و پرظرفیت انسانی و استعداد ایرانی نیز بسیار عالی است.»
وی با اشاره به سفر چند سال قبل خود به مالزی گفت:« در آن سفرجناب آقای دکتر مهاتیر محمد درباره برنامههای اطلاعات و ارتباطات الکترونیک به من توضیح می داد که مثلا درسال ۲۰۱۵ یا ۲۰۲۰ می خواهد مالزی را به چه جایگاهی برساند، ایشان به حال ایران غبطه میخورد و میگفت ما کشوری دورافتادهایم اگر جایگاه ایران را داشتیم این برنامه ۱۵-۲۰ ساله را در مدتی بسیار کمتر به سر انجام میرساندیم.»
رئیس بنیاد باران افزود:« من به یاد گذشته افتادم که ایران قلب جاده ابریشم بود و به خود گفتم میتواند قلب جاده الکترونیک باشد به همین سبب هم در دوران ما برنامه های it و ict مورد توجه قرار گرفت از جمله زیر ساختهای آن که ارتباطات فیبر نوری بود و کمتر از ۲۰۰۰ کیلومتر بود در آغاز دوره مسئولیت من به ۵۳ هزار کیلومتر افزایش یافت و همچنین تشکیل شورای ارتباطات و بعد تحول در اساسنامه وزارتخانه ذی ربط و ایجاد تشکیلات تکفا و آغاز کار برای ایجاد تجارت اکترونیک؛بانک الکترونیک و حتی دولت الکترونیک و امروز باید پرسید که در این ۵-۶ سال در ادامه کار چه پیشرفتی داشتهایم؟»
رئیس موسسه بینالمللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:« از نظر تاریخی هم ایران کشور بزرگی است؛ ما دارای تمدن بزرگی قبل از اسلام بودهایم و بعد از اسلام هم نقش عمده و اساسی را ایران در ایجاد و بسط تمدن اسلامی داشته است.»
به گزارش روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی ؛وی تاکید کرد:« در صد ساله اخیر، ملت ایران با این ظرفیت مادی و طبیعی و تاریخی، پیشتاز حرکت مدنی به سوی استقرار حکومت مردم بر مردم و دفع و نفی استبداد و استعمار بوده است.»
رئیس دولت اصلاحات اظهار داشت:«انقلاب اسلامی ایران واقعا پیروزی گل بر گلوله بود.»
وی با بیان اینکه «مردم ما چه می خواستند و امروز چه می خواهند؟»، گفت:« حرف افرادی چون ما که علاقهمند به اسلام و انقلاب و حقوق و شان مردم هستیم با حکومت و دنیا چیست؟، مردم ما با همه انگیزههای متفاوتی که داشتهاند خواست مشترکی در این صد؛صدو پنجاه سال داشتهاند و آن آزادی و استقلال و پیشرفت است البته مراد ما از آزادی ولنگاری نیست، ابدا این طور نیست.»
رئیسجمهور سابق کشورمان ادامه داد:« آزادی یعنی اینکه ما بر سرنوشت خود حاکم باشیم؛اینکه حکومت از آن ما و برآمده از اراده مردم باشد و بتوانیم حرف بزنیم،فکر بکنیم و آنرا بیان کنیم.مردم میخواهند هویت داشته باشند، فکر کنند، بیانشان و اجتماعاتشان آزاد باشد؛مراد آزادیهای اساسی که در حقوق اساسی از جمله قانون اساسی آمده است.»
خاتمی افزود:« مردم آزادی میخواستند یعنی استبداد را نمیخواستند، یعنی حکومتی را می خواستند و میخواهند از مردم و پاسخگو در مقابل مردم باشد.»
وی تاکید کرد:« ملت ما ضد استعمار بوده است، یعنی ملت ایران از اینکه سرنوشتش در دست بیگانگان باشد رنج میبرده، از اینکه تعیین کننده سرنوشتش سفارتخانهها باشند و حاکمانش به جای اینکه منافع کشور را در نظر بگیرند منافع دیگران را در نظر داشته باشند را نمیخواستهاند، از اینکه منابع کشور به تاراج بیگانه برود رنج میبردهاند.»
رئیس بنیاد باران افزود:« ایرانی با آن سابقه درخشانی که داشت پیشرفت میخواست چرا که معتقد بود با این موقعیت ژئواستراتژیک و ژئوپلوتیک و این منابع سرشارمادی و انسانی و معنوی نباید دچار عقب ماندگی باشد.»
خاتمی تصریح کرد:« مردم ما آزادی، استقلال و پیشرفت را می خواستند البته توام با معیارهای دینی و فرهنگی خودشان و نیز با استبداد، استعمار و عقب ماندگی مخالف بودند؛ امروز هم خواست مشترک همه اینهاست.»
به گفته رئیس دولت اصلاحات، در انقلاب اسلامی دین نقش ممتاز داشت؛دین در این انقلاب نه در برابر آزادی و استقلال و پیشرفت که مؤید آن بود.
وی ادامه داد:« امام خمینی(ره)، از موضع دین خواستار آزادی و استقلال و پیشرفت کشور شد، و امروز یکی از رنج های ما نسبت به کسانی که خود را مدافع انقلاب میدانند که اصلا چنین کار نمی کنند و حتی در هیاهوی تبلیغاتی یک طرفه خود چهرهای از امام برای توجیه کارها و روش ها نشان میدهند که هیچ سنخیتی با امام واقعی ندارد.»
سیدمحمد خاتمی افزود:« من واقعا تعجب میکنم کسانی امروز ادعای میراث داری انقلاب میکنند و خود را نظریه پرداز جمهوری اسلامی میدانند و امنیت کامل و امکانات وسیع هم در اختیار می گیرند و می گویند امام مردم را قبول نداشت یا تلویحا یا تصریحا یعنی وقتی امام می گفت میزان رای مردم است العیاذ بالله دروغ می گفت؟!که باید به خدا پناه برد.»
رئیس بنیاد باران یادآور شد:« امام گفتند جمهوری اسلامی همانکه در دنیا هست یعنی حکومت بر آمده از مردم و تحت نظارت مردم و حکومتی که مرد میتوانند بدون توسل به زور آن را جا به جا کنند، این دموکراسی است؛ البته جمهوری مورد نظر امام با محتوای اسلامی است اما کدام اسلام؟ همان اسلامی که علی ابن ابیطالب نمایندهاش بودوهمانگونه که علی (ع) درسیاست و اخلاق و مردم داری عمل میکرد.»
رئیس موسسه بینالمللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:« ما کشورو جامعه ای آزاد، مستقل، پیشرفته و پایبند به موازین اصلی دینی، اخلاقی و معنوی میخواهیم.»
وی یادآور شد:«عظمت انقلاب اسلامی این بود که خواست تاریخی مردم را با هویت تاریخی مردم منطبق کرد، آزادی، استقلال و پیشرفت خواست تاریخی یکصد ساله ملت ایران است و در انقلاب این خواست عمیق و مشترک از موضع دین بیان شد؛البته خواست تنها کافی نیست اول باید به سطح خود آگاه وجود انسان بیاید و بعد فرهنگ متناسب با آن مستقر شود.»
رئیس بنیاد باران افزود:« خواستن مردمسالاری کافی نیست به نظر من اگر شرائط به گونهای می شد که متفکران و اصلاحطلبان واقعی که هم به دین و هم به آزادی و پیشرفت پایبند به جای نشستن در مسند قدرت در جهت تقویت فرهنگ مردم سالاری و نیاز بیان و تبیین دینی که انقلاب ما در عمق وجدان جامعه ما وجود داشت میپرداختند امروز وضع بهتری داشتیم؛الان هم کار فرهنگی بسیار مهم است.»
وی با بیان اینکه « فرهنگ دموکراسی و با هم کار کردن در کشور ما جا نیفتاده است»، اظهار داشت:«ما از دموکراسی سازگار با دین حرف میزنیم ولی در کشور ما به لحاظ فرهنگی خلاءهای بزرگ داریم.»
رئیسجمهور سابق کشورمان با بیان اینکه « ما خواستار پیوند هر چه بیشتر مردم و حاکمیت هستیم و اگر نقدی هم به حکومت و حاکمیت داریم از این جهت است که باید به سوی تقویت و بسط این پیوند حرکت کند و دوری مردم از حکومت را یک خطر میدانیم»، تصریح کرد:« آیا کسانیکه چنین فکر و عمل میکنند ضد نظامند یا آنان که رفتارشان سبب میشود مردم و متدینین زده شوند و در دنیا منزوی شویم و منافع مملکت از بین برود؟»
سیدمحمدخاتمی خاطر نشان کرد:« اگر ما بتوانیم از روشهایی که متناسب با دین و معیارهای انقلاب ما نیست پرهیز کنیم؛ جمهوری اسلامی موفق خواهد داشت و آینده خوبی داشت وگرنه آنکه زیان میکند جمهوری اسلامی است، ولی مطمئنم مردم از جمهوری خواهی، آزادی خواهی واستقلال طلبی دست بر نمیدارند و این همه را سازگار با دین و فرهنگ خود میخواهند.»
به دنبال انتشار اظهارات ستار هدایت خواه در یکی از نشریات محلی، رمضان زاده از او شکایت کرده است.
عبدالله رمضانزاده سخنگوی دولت اصلاحات از ستار هدایتخواه مخبر کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم شکایت کرده است.
هدایتخواه نماینده بویراحمد و دنا در مجلس، با اعلام این خبر به ایلنا، گفت: تاکنون دوبار به شعبه دو دادسرای کارکنان دولت احضار شدهام که مصادف با تعطیلات پایتخت و حضور اینجانب در حوزه انتخابیهام بوده است. به همین دلیل در این جلسات حضور نیافتهام.
دبیر ستاد همکاریهای وزارت آموزش و پرورش و حوزههای علمیه از برگزاری طرح بصیرت فرهنگیان با همکاری ۱۳ نهاد حوزوی و بیش از ۱۳ هزار استاد حوزه و دانشگاه در سراسر خبر داد و افزود: محور آموزشهای این دوره شامل تربیت قرآنی و راهکارهای آن ، حکومت مهدوی و وظایف منتظران ، آشنایی با فرق، ادیان و مذاهب، فرهنگ و آداب پوشش و عفاف و حجاب، پرسشها و پاسخهای اعتقادی ، تربیت سیاسی و التزام به ولایت فقیه است.
به گزارش ایلنا، حجتالاسلام علی ذوعلم دبیر ستاد همکاریهای وزارت آموزش و پرورش و حوزههای علمیه، با اشاره به برگزاری طرح بصیرت فرهنگیان با عنوان« از بعثت تا ظهور» که از ۲۷ رجب مبعث حضرت رسول اکرم(ص) تا نیمه شعبان، ولادت حضرت مهدی(عج) در سراسر کشور در حال برگزاری است، گفت: برگزاری دورههای بصیرت فرهنگیان، اقدامی است مهم که با توجه به نقش تربیتی فرهنگیان و با توجه به تأکید رهبر معظم انقلاب در ضرورت و تعمیق بصیرت جامعه، از اهمیت خاصی برخوردار است.
وی افزود: در این طرح کارگاهها، همایشها و دورههای آموزشی کوتاه مدت برای فرهنگیان با استفاده از اساتید و نخبگان حوزوی پیشبینی و به مرحله اجرا در آمده است.
دبیر ستاد همکاریهای حوزههای علمیه و آموزش وپرورش هدف از اجرای این طرح را افزایش بصیرت و مهارت معلمان و مربیان در دستیابی عمیقتر به مبانی و ارزشهای تربیت دینی و پاسخگویی به شبهات دانشآموزان خواند و افزود: این دوره در ۶ عنوان برگزار میشود که شامل تربیت قرآنی و راهکارهای آن ، حکومت مهدوی و وظایف منتظران ، آشنایی با فرق، ادیان و مذاهب، فرهنگ و آداب پوشش و عفاف و حجاب، پرسشها و پاسخهای اعتقادی ، تربیت سیاسی و التزام به ولایت فقیه است.
وی در معرفی مجریان این طرح که از دو مجموعه حوزههای علمیه و آموزش و پرورش هستند، گفت: در حوزه علمیه، معاونت تبلیغ حوزههای علمیه، حوزههای علمیه استانهای خراسان و اصفهان، مرکز مدیریت حوزههای علمیه خواهران، سازمان تبلیغات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، مرکز تبلیغی و فرهنگی آیندهسازان، بنیاد بینالمللی نهجالبلاغه، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، تیپ ۸۳ امام جعفر صادق(ع)، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها و پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه دخیل هستند که در مجموع ۱۳ هزار استاد حوزوی در این طرح مشارکت دارند.
ارتباط بین حوزههای علمیه و آموزش و پرورش ارتباطی ریشهدار است
ذوعلم با اشاره به مشارکت ۳۰ در صدی فرهنگیان سراسر کشور در این طرح گفت: مدیران، کارشناسان، آموزگاران، دبیران، معلمان و مربیان در شهرستانها، ناحیهها و مناطق سطح اجرای طرح بصیرت مخاطبان طرح که از ۲۷ رجب مبعث حضرت رسول اکرم(ص) تا نیمه شعبان، ولادت حضرت مهدی(عج) در سراسر کشور در حال برگزاری است.
دبیر ستاد همکاریهای آموزش وپرورش ارتباط بین حوزههای علمیه و آموزش و پرورش ارتباطی ریشهدار عنوان کرد و افزود: از قبل انقلاب، این ارتباط به صورت پراکنده وجود داشته است و حضور کسانی مثل مرحوم شهید بهشتی و شهید باهنر در عرصه تعلیم و تربیت در واقع نشان دهنده ابعاد و جهتگیریهای این ارتباط است، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تقویت شده، ولی به گونهای منسجم و ساختارمند همکاریهایی که بین حوزه و آموزش و پرورش وجود دارد در چهار عرصه قابل طبقه بندی است.
تشکیل کمیتههای استانی همکاری با حوزههای علیمه زیر نظر ائمهجمعه
وی افزود: در حال حاضر در همه بخشهای آموزش و پرورش و همه موسسات و مراکز حوزوی در سراسر کشور کارگروهها و کمیتههای همکاری آموزش و پرورش تعریف شده و وجود دارد، در ادارات کل آموزش و پرورشها کمیته همکاریها شکل گرفته است.
ذو علم ادامه داد: مسئولیت این کمیتهها برعهده نماینده ولی فقیه و امام جمعه مرکز استان است و مدیران کل آموزش و پرورش به عنوان نایب رئیس این کمیتهها حضور فعال دارند خوشبختانه هم در استانها و همه مناطق و شهرستانها این کمیتهها شکل گرفته و کار به گونهای کاملاً غیر متمرکز و خودجوش انجام میشود. در این طرح نیز این کمیتهها نقش ناظر و محوری را ایفا میکنند.
وزیر کشور گفت: موضعگیری طوایف شیعه و سنی، اقدام تروریستی زاهدان را محکوم کرد.
به گزارش ایسنا، مصطفی محمدنجار وزیر کشور که برای تودیع و معارفه استاندار خراسان شمالی، وارد فرودگاه بجنورد شد،در جمع خبرنگاران، اظهار کرد: اقدام تروریستی توسط صهیونیستها با چند هدف برگزار شد که ایجاد اختلاف میان شیعه و اهل سنت از جمله آنهاست.
وی ادامه داد: اکثر مردم برای جشن مذهبی به مسجد رفته بودند که این حادثه رخ داد و این اقدام، اقدامی انتحاری و بیارزش است که با موضعگیری طوایف و علمای اهل سنت محکوم شد.
وزیر کشور گفت: اکنون دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی بر موضوع تسلط دارند و بر همه امور مشرف هستند.
محمدنجار همچنین با اشاره به بازگشت شهرام امیری به کشور بیان کرد: این یک نمونه آدمربایی از سوی غرب است و فضای جهان به این سمت رفت که این بیاعتباری را نشان دهد.
وی همچنین با اشاره به آیین تودیع و معارفه استاندار خراسان شمالی گفت: این آیین تقدیر از محمدحسین جهانبخش است که منشاء برکات و خدمات ارزشمند در استان بود و معرفی ابوطالب شفقت که امید است مردم استان از تجربه گرانسنگش در تصدی استانداری بوشهر و شمال کشور، بهرهمند شوند.
به گزارش آفتاب، بعد از دستگیری عبدالمالک ریگی رئیس گروه تروریستی “جندالله”، وزیر کشور طی اظهاراتی گفته بود که با دستگیری ریگی امنیت شرق کشور کاملا برقرار خواهد شد و مشکلی پیش نخواهد آمد.
پدر یکی از شهدای حوادث بازداشتگاه کهریزک در سال گذشته با صدور بیانیه ای از پیگریهای صورت گرفته در این خصوص تشکر و تاکید کرد: مسئولین قوه قضائیه و دادستان وقت که دستور انتقال این جوانان مظلوم به کهریزک را دادند پاسخگوی اصلی هستند. وی همچنین محاکمه و مجازات عاملین و آمرین این جنایت عبرتی برای آینده و زمینه اصلاح رویه ها خواهد بود و ما ضمن پیگیری حقوق این شهید اجازه هر گونه سوء استفاده را به جریانهای سیاسی داخلی و یا بیگانگان نخواهیم داد.
به گزارش مهرمتن کامل بیانیه علی کامرانی پدر شهید محمد کامرانی چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم
من قتل مظلوما لقد جعلنا لولیه سلطانا ( قرآن کریم )
حضرت امیر علیه السلام در نامه به مالک اشتر: ای مالک بر حذر باش از ریختن خون به ناحق …… اولین چیزی که در قیامت سئوال خواهد شد ، از خون به ناحق ریخته است( نامه ۵۳ نهج البلاغه)
یکسال گذشت ، یکسال به امتداد یک عمر با زخمی با عمق یک اقیانوس متلاطم ، با صبری به سنگینی کوه، فراقی جانسوز را تحمل کردیم و وجودمان چون شمع عمر فرزند دلبندمان ، آرام آرام آتش گرفت و آب شد . اکنون در اولین سالگرد جاودانگی جگر گوشه و میوه قلبمان شهید مظلوم محمد کامرانی ، با حمد و سپاس به درگاه الهی که به ما صبر عنایت فرمود و عرض ارادت به پیشگاه ائمه هدی و امام زمان علیه السلام که یادشان آرام بخش روح و تسلی قلبمان بوده است موارد زیر را به عنوان مهمترین دغدغه ها و مطالب خود مطرح می نمائیم.
۱- ما با همان سلاح برنده توکل و با همان امید نورانی توسل به اهل بیت علیهم السلام ، با قاطعیت ، پیگیر احقاق حق فرزند عزیزمان می باشیم و از تمامی امکانات و فرصت ها و ارتباطات حقوقی و قانونی کشور استفاده می کنیم و در عین حال از تمامی مسئولین و دست اندکاران نظام از مقام معظم رهبری ، رئیس محترم قوه قضائیه ، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی ، اصحاب رسانه و آحاد ملت ایران که هر کدام به نحوی التیام بخش درد جانکاه ما بوده اند تشکر می کنیم و اطمینان داریم که این حمایتها همچنان ادامه می یابد و البته در راس آنها « حسبنا الله و نعم الوکیل، نعم المولی و نعم النصیر».
۲- آنچه که سال گذشته در چنین روزهایی تلخ و تیره در کهریزک رخ داد لکه سیاه و ننگینی است که توسط عده ای جنایتکار از خدا بی خبر بر این ملت و نظام تحمیل شده و لذا علاوه بر اینکه از نظر فردی، اولیای دم حق پیگیری را دارند ، از نظر اجتماعی نیز فلب میلیونها ایرانی مسلمان و آزادگان جهان جریحه دار است و لذا باید با محاکمه و مجازات عاملین و آمرین این جنایت در هر سطح و مقام ، این لکه ننگ از دامان نظام پاک شود و عبرتی گردد برای آینده و زمینه اصلاح رویه ها باشد و تاریخ آینده نیز از این مقطع به نیکی یاد کند . و به همین دلیل نیز تمامی مسئولان نظام باید با حساسیت و دقت این موضوع را دنبال کنند.
۳- در دیدارهایی که همراه با سایر اولیای دم با مسئولین کشور و به خصوص مقام معظم رهبری داشته ایم ، به شکل خاص شخص مقام رهبری بر حمایت بیدریغ خویش و پیگیری موضوع تاکید فرموده اند، و لذا شایسته است سایر مسئولین و بخصوص قوه قضائیه با قاطعیت موضوع را دنبال کنند. از نظر ما نیز به حول و قوه الهی این تیری است که رها شده و دیر یا زود بر سینه جنایتکار و جانیان اصلی خواهد خورد و همانگونه که رهبر معظم فرموده اند : «چنانچه عنوان مجرمانه ثابت شود ، هیچکس در حاشیه امن نیست» . لذا مسئولین قوه قضائیه و دادستان وقت که دستور انتقال این جوانان مظلوم به کهریزک را دادند پاسخگوی اصلی هستند.
۴- ما ضمن تشکر از اقدامات دقیق ، خداپسندانه و زحمات شبانه روزی چندین ماهه مسئولین ذیربط در حوزه قوه قضائی نیروهای مسلح و ضمن اظهار رضایت و اطمینان و آرامش از روند دادگاه و احکام صادره امیدواریم این احکام هر چه سریعتر قطعی و اجرایی گردد. البته نه از بابت عقده گشایی حقیر بلکه از بابت درس عبرت برای آینده و اصلاح رویه ها.
۵- مطالبه اصلی و اولیه ما همان محاکمه ، و مجازات آمرین این جنایت می باشد و امیدواریم رئیس قوه محترم قضائیه و سایر مسئولین هر چه سریعتر مرحله بعدی پرونده را نیز اجرایی نمایند و نگذارند دشمنان این ملت و نظام سوء استفاده و بهانه جویی نمایند، و البته این حق مسلم ماست و خداوند برای ما مشروع قرار داده است که مطالبه خون به ناحق ریخته فرزندانمان را بنمائیم و به عنوان اولیای دم تا آخرین لحظه عمر خود از پای نخواهیم نشست.
۶- آخرین و بلکه یکی از مهمترین نکات اینکه ما نمی گذاریم خون پاک فرزند مظلوم و عزیزمان توسط جریانها ، احزاب ، جناحها و گروههای سیاسی از هر نوعی مورد سوء استفاده قرار گیرد و به آنها با قاطعیت اعلام می کنیم که با هوشیاری حرکات آنها را زیر نظر داریم و بخصوص بخوبی واقفیم که این جریانات و رسانه های آنها فقط در فکر امیال سیاسی آلوده خود هستند و بخصوص همچون گذشته هرگز اجازه نمی دهیم خارج نشینان بیگانه صفت، برای مطالع پست دنیوی خود از خون پاک فرزند ما سوء استفاده نمایند . در پایان به امام زمان علیه السلام که صاحب خون تمامی مظلومان و بخصوص سید مظلومان ابا عبدالله الحسین ( علیه السلام ) است توسل می جوئیم که : این الطالب بدم المقتول بکربلا…
در این غروب جمعه ۲۵/۴/۸۹ در روز میلاد پرچمدار قیام کربلا حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام که دقیقاً مصادف با اولین سالگرد عروج جانسوز فرزندمان می باشد ، از منجی عالم بشریت و منتقم خون مظلومان یاری می جوئیم و امیدواریم هر چه زودتر با ظهور آن عدالت گستر همه جهانیان طعم شیرین عدالت را بچشند.
وسیعلم الذین ظلمو ای منقلب ینقلبون
علی کامرانی ( پدر شهید )
خاتم الانبیا در اطلاعیه ای در وب سایت خود به «عمل ستمگرانه غرب» به شکل تحریم ها استناد می کند و می گوید همراه با شرکت های وابسته از مراحل ۱۵ و ۱۶ توسعه میدان گاز، که دست کم ۲۸ مرحله دارد، بیرون می رود.
گفته می شود پارس جنوبی بزرگترین منبع گاز طبیعی جهان است. ماه پیش، رسانه های ایران گفتند چهار شرکت ایرانی یک قرارداد ۲۱ میلیارد دلاری برای توسعه بیشتر میدان امضا کرده اند.
قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا و شرکت سپانیر – مجموعه های وابسته به سپاه پاسداران ازادامه اجرای طرح توسعه ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی انصراف دادند.
قرارداد فازهای ۱۵ و ۱۶ میدان مشترک پارس جنوبی به ارزش تقریبی دو میلیارد دلار در سال ۱۳۸۵ به کنسرسیومی از شرکت های داخلی – عموماً وابسته به سپاه پاسداران واگذار گردید. قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا رهبری این کنسرسیوم را بعهده گرفت. بر اساس گزارش های داده شده از سوی وزارت نفت جمهوری اسلامی عملیات اجرائی این دو فاز در دی ماه سال ۱۳۸۵ در منطقه عسلویه آغاز گردید وتا ابتدای تیر ماه سال جاری اجرای طرح جمعاً ۴۶ در صد پیشرفت کرده است.
شرکت ایزوایکو ( مجتمع کشتی سازی و صنایع فراساحل ایران) و چند شرکت زیر مجموعه ای دیگر هنوز در بخش دریائی این دو فاز به فعالیت های خود ادامه میدهند.
تا کنون مسئولان شرکت ملی نفت جمهوری هیچگونه اظهار نظری در باره دلایل انصراف قرارگاه خاتم الانبیا و شرکت سپانیراز ادامه مشارکت دردو فاز یاد شده، بعمل نیاورده اند.
در حالی که امروزه و در کشورهای پیشرفته با استفاده از علوم انسانی نظیر روانشناسی و جامعه شناسی آمار بزه و جنایت را تا حد صفر کاهش داده اند و در بسیاری از کشورها دادگستری ها تنها یکی دو روز در هفته کار می کنند، قاضی القضات شهر در اظهاراتی نا متعارف و نا مربوط از ترویج علوم جامعه شناسی و روانشناسی در کشور به شدت انتقاد کرد و اظهار داشت کشور به این چنین علومی نیاز ندارد ! این سخنان تعجب بر انگیز در حالی بیان می شود که آمار جرم و جنایت در کشور بیداد می کند و قاضی القضات اینگونه برای جامعه آکادمیک کشور نقشه راه ترسیم می کند !
وی همچنین با بیان اینکه مارکس و فروید دین را افیون توده ها می دانسته اند، حملات شدیدی را علیه علوم انسانی مطرح کرد . حملات مشابهی نیز سال گذشته از سوی رهبر جمهوری اسلامی علیه علوم انسانی مطرح شده بود!
صادق آملی لاریجانی همچنین پس از اظهارات مضحک آکادمیک در حوزه ای که خود تحصیل کرده است مطالب جالبی را عنوان کرد. در حالی که روشنفکران دینی از زمان مرحوم دکتر شریعتی بر این باورند که آموزه های دینی بی نیاز به هرگونه واسطه و دلال قابل درک و فهم است و مردم می توانند، خود با خدای عالمیان درارتباط باشند و الگوهای دینی ، نظیر ائمه نیز ، الگو های زمینی و قابل دسترس هستند، رییس دستگاه قضا، قرآن را برای مردم عادی غیر قابل فهم دانست !! و افزود:قرآن جز برای افراد مطهر قابل لمس و درک نیست!
منبع: تحول سبز
پس از نامه پیشین زهرا رهنورد به فاطمه شمس، همسر محمد رضا جلایی پور، این دومین نامه ای است که وی خطاب به همسر یک زندانی مظلوم می نویسد؛ این بار اما مخاطب این نامه، خود نیز به سی سال محرومیت از حرفه روزنامه نگاری محکوم شده است؛ حکمی که در تاریخ حقوقی و سیاسی ما بی سابقه است.
هر روز یک موقعیت بین المللی برای او… که با این ظاهر فروتن و نسبتا کم سن و سال به یک روزنامه نگار ورزیده تبدیل شده و نمونه ای از شجاعت، هویت و آزادی بیان زنان ایرانی است… جوایز خود را به مبارزانی چون نظرآهاری ها ،باستانی ها، زید آبادی ها و امرآبادی ها، احمدی امویی ها و دیگران هدیه می کند.
ژیلا جان! به من اجازه بده تا کمی از گمنامی های نام آورانه تو سخن بگویم:
روزی دخترک پانزده – شانزده ساله، دانش آموز دبیرستان، مضطرب اما مصمم، غمگین اما امیدوار را شناختم. او را در روند مبارزه با ظلم و دادخواهی شناختم، شگفتا! این دخترک، تنها با عریضه ای در دست، در مراجع اجرایی و قضایی چه می کند؟
فهمیدم او، دختر پدری * است شرافتمند، وطن پرست، متعهد، صادق و سالم در وظایف شغلی، که به تازگی شهید شده، آن مرد شریف که مسئولیت حفاظت انبوهی از بیت المال را بر عهده داشت، در نیمه شبی هولناک در یک شبیخون مخوف و طراحی شده به دست اشرار به شهادت رسیده بود و اینک این دختر شجاع با رجوع به مراکز مختلف اجرایی و قضایی، این در و آن در می زد تا با شناسایی عوامل اصلی آن حادثه غمبار که همه زندگی اش را تحت تاثیر قرار داد، از تکرار چنین تعدّی ها و حوادثی جلوگیری کند.
اما ژیلا جان ،دست تقدیر چه کار آموزی عجیبی را برای تو تدارک دیده بود… و این تازه اول راه بود.
ده-دوازده سال پس از آن حادثه هولناک، زن و مرد جوانی در دانشگاه به دیدنم آمدند، با یک جلد کتاب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی که نقدی هم بر دوران نخست وزیری موسوی داشت، نوشته بهمن احمدی امویی و یک جلد از کتاب روزنامه نگاران که روایتی از زندگی روزنامه نگاران ایرانی در سالهای اخیر بود، نوشته ژیلا بنی یعقوب.
همانجا فهمیدم ژیلا، فرزند سواحل نیلگون دریای خرز با یک روزنامه نگار برجسته اقتصادی ازدواج کرده است و به قول مردم ایران در روند جنبش سبز، حالا “عروس بختیاری” ها شده است.
البته اینگونه اصطلاحات جدید در واژه نامه انتخابات دهم هم حاکی از نوعی میل به وحدت با همه تنوع ها و تکثرهاست که مردم را از شدت شوق وحدت و تغییر جویی به نوعی به هم وصل و خویشاوند می کرد؛ مثلا لرها به من می گفتند، دختر لر، موسوی را داماد لرستان و ترکها هم مرا عروس اذربایجان صدا می کردند.
لرها، آقای کروبی را شیر مرد لرستان می نامیدند و مجذوب و فدایی آن همه شجاعت و فصاحت شده بودند و این نمادی است از آگاهی مردم آزادیخواه، نوعی از کثرت شناسی در کانون آرمانهای آنان که در وحدت و هویت ملی نهفته است که لر و ترک را در یک خویشاوندی ملی تعریف می کنند.
کیست که بر سر شوق نیاید، هنگامی که می بیند برای توافق بر آزادی و دمکراسی و قانونگرایی، وحدت شهری، ایلیاتی، روستایی، قومی، زبانی و نژادی سراسر ایران را فراگرفته است.
متاسفانه برخی از جناح های افراطی راست، از سرکینه توزی یا حسادت یا کم سوادی این اصطلاحات را به ریشخند می گیرند و نمی دانند و یا نمی خواهند بدانند در دنیای مدرن و تبعات و بارها و واژه شناسی های آن چه می گذرد؟ و چه اشکالی دارد که ژیلا بنی یعقوب که آزادگی و قلمش شهره خاص و عام در سطح ملی و جهانی است؛ در عین حال، فرزند گیلان و عروس بختیاری ها هم هست.
… من که از شدت شوق به ایران در سفرهایم وجب به وجب این خاک به خون عجین شده را بوسیده ام، آن را توتیای چشمم کرده ام، همیشه گفته ام که همه جای ایران سرای من است و بنابر شغل پدرم، چهار گوشه ایران زندگی کرده ام، زبانهای محلی را یاد گرفته ام ،که با تمام همشهری هایم در این سرزمین شکوهمند، در ایران بزرگ که یا فارس هستند یا ترک یا گیلک یا بلوچ و عرب یا کرد و لر، همنوایی و همدلی کنم و از این تلألوء زبان و قومیت به یاد بوستانهای پر طراوتی باشم که عطرشان مشام جان ملت ها را سیراب کرده است و امروز حق آنهاست که به فرهنگ و زبان خود ببالند اما خود را ایرانی بدانند… بگذریم!
آری! حالا ژیلا بزرگ و بزرگتر شده و با همسر محبوبش بهمن، دو نویسنده، دو روزنامه نگار، یا دو بال پرواز، به سوی تعالی ها رهسپار شده اند، یکی در زندان کوچک و یکی دیگر در زندانی بزرگتر اما همیشه با هم و با هدفی روشن.
ژیلاجان، چه خوب پا جای پدر گذاشتی، پا جای وطن پرستان واقعی، آزادیخواهان، حق طلبان، شهیدان جنگ تحمیلی… و کوله بار میراث پدر را که دفاع از منافع ملی و ارزش های انسانی است با همه عظمت و شکوهش به این سو و آن سو تداوم می بخشی؛ به افغانستان مظلوم ، عراق در هم شکسته، اردوگاههای فلسطینی صبرا و شتیلا و همه سرزمین هایی که اسیر ظلم و تجاوز است ،سفر می کنی و گزارشگر مصائب و رنج های مردمشان می شوی.
ژیلا جان، در جنبش سبز، تو گزارشگر زیبایی ها و تلخی ها بوده ای، تو روزنامه نگاری و جوهر قلمت تعهد و خون دل.
آخر ما، روشنفکران، هنرمندان، روزنامه نگاران، طرفداران حقوق بشر، ما که اسلحه ای نداریم جز قلم مان، قلمی که آنقدر شریف است که خداوند به آن سوگند خورده: “نون و القلم و مایسطرون” و اگر به قلم متعهد نباشیم پاک، باخته ایم؛ هم دنیا و هم آخرت را.
اما همه ی ما، تو و همسرت ژیلا و بهمن، به خاطر همین تعهد پاکباخته ایم و خدا را به نعمت انتخاب این راه شکر می گوییم.
زهرا رهنورد-تهران
بیست و دوم تیرماه ۱۳۸۹
*پدر ژیلا بنی یعقوب ،انبار دار یکی از واحدهای بزرگ کالا و خدمات بنیاد مستضعفان، به هنگام انجام وظیفه، در پی حمله اشرار به این انبار کالا جان باخت.
نیّره توحیدی پروفسور و مدیر دپارتمان مطالعات زنان و جنسیت در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا بر ضرورت همراهی و همدلی جنبش زنان با جنبش سبز و جنبش دانشجویی تأکید کرد. وی که در دومین روز از کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان در پاریس سخن می گفت حضور فمینیست ها را در جنبش های دانشجویی و جنبش سبز لازم دانست و تاکید کرد: "وجود چنین پیوندی و همراهی این جنبش ها با هم باید به این شکل حفظ شود که هر کار مثبتی تشویق شود و ضعف ها به چالش کشیده شود تا بتوان همه در کنار هم و همدل با یکدیگر به آنچه مطلوب همه است برسند".
به گزارش جرس، نیره توحیدی که موضوع بحث خود را به نقد و بررسی "جنبش زنان ایران در بستر جنبش سبز" اختصاص داده بود یکی از دستاوردهای مهم جنبش زنان در خارج از کشور را تداوم کنفرانس های سالانه ی بنیاد پژوهش ها ذکر کرد و گفت: "با توجه به استبداد حاکم بر ایران، جنبش زنان در ایران، یکپارچه نیست زیرا ما در ایران با یک مثلث قدرت، ولایت فقیه و سپاه و دولت احمدی نژاد مواجه هستیم که به هیچ جنبش مدنی اجازه ی قدرت یافتن نمی دهد و این تنها جنبش زنان نیست که با محدودیت مواجه است".
توحیدی افزود: "در ایران ما با یک جنبش مدرن روبرو هستیم و از خصوصیات آن میتوان به چند محوری و چند مرکزی بودنش اشاره کرد به طوریکه دارای کانون های مختلف هستند و به شکل شبکه ای کار می کنند".
این جامعه شناس ایرانی درباره بحث چالش برانگیز رهبر داشتن یا نداشتن یک جنبش گفت:
"افتخار ما شده بی رهبری، در حالیکه فمینیست ها نباید بدون رهبر باشند بلکه بایستی رهبری را باز تعریف کنند. حتی چند رهبری نیز ضدیتی با رهبری ندارد. در واقع همه کس همه چیز را نمی دانند و هیچ کاری بدون متخصصین پیش نمی رود".
وی افزود: "به علت جباریتی که از سوی حاکمیت در تاریخ به ثبت رسیده است، ما بدون در نظر گرفتن مفهوم رهبری و به علت تشابه سازی ناخودآگاه با حاکمان دیکتاتور، با آن مخالفت می کنیم. در حالی که برخی معتقدند نبود رهبری، جباریتِ بی قدرتی است".
توحیدی حضور فمینیست ها را در جنبش های دانشجویی و جنبش سبز لازم دانست دانست و تاکید کرد: "وجود چنین پیوندی و همراهی این جنبش ها با هم باید به این شکل حفظ شود که هر کار مثبتی تشویق شود و ضعف ها به چالش کشیده شود تا بتوان همه در کنار هم و همدل با یکدیگر به آنچه مطلوب همه است برسند".
وی در پاسخ به آنها که نسبت به رهبری موسوی و رهنورد معترضند گفت: "ممکن است عده ای بگویند موسوی و رهنورد قبلا چه کردند؛ اما آیا ما میتوانیم دموکرات پاک و منزه از آسمان بیاوریم".
نیره توحیدی با اشاره به ظلمی که به اقلیت ها می شود، تأکید کرد: "من میخواهم یک آذرباریجانی، کرد، ترکمن یا عرب در ایران به حقوق قومی خود برسند هر چند که به عنوان یک ناسیونالیسم قومی بسیار بد و سخت است. اما من خطاب به آنها که میگویند آنچه به قومیت ها نسبت داده میشود حقیقت ندارد باید گفت ما، در هر قومیتی مرتجع و غیر مرتجع داریم، این گونه نیست که تنها حاکمیت بر ما ظلم کند، ما ملتها هم به هم ستم می کنیم. تا اقلیت ها حرف میزنند میگوییم تجزیه طلب، در حالیکه باید اجازه داد تا حرف بزنند".
این استاد دانشگاه در پایان سخنان خود خطاب به موسوی و رهنورد یادآوری کرد: "قانون اساسی نیاز به تغییر دارد و ما با این شکل از قانون اساسی هیچ وقت به آزادی نخواهیم رسید".
گزارشی از دومین روز کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان در پاریس
از نظر شرکت کنندگان این کنفرانس، جمعه شانزدهم جولای، بحث ها متعادل تر و به روزتر از قبل بود به طوری که سخنرانان توانسته بودند بهتر از گذشته با مخاطبین خود ارتباط برقرار کنند.
در ابتدای برنامه ی صبح، گلناز امین، رئیس بنیاد پژوهش های زنان، ضمن مرور یکسال گذشته خطاب به حضار گفت: "من قصد و صلاحیت آن را ندارم که به تحلیل یکسال گذشته بنشینم اما جسارت زنان و مردان مان که دوشادوش هم اعتراض کردند، برایم افتخار آمیز است و آنرا نشانه ی تغییرات بسیار عمیق در ارتباط با تبعیض های جنسیتی می دانم".
او با اشاره به شدت تبعیض علیه زنان از اشکهای محمدرضا شجریان برای آزادی زنان نام برد و این که تا چندی پیش او نمیدانسته شجریان دختری هنرمند دارد و تنها از پسر او شنیده بود.
وی با اشاره بر سرکوب، بازداشت، شکنجه، آمار شهدا، دادگاه اقلیت ها، اعدام، سنگسار و نقش ویژه ی مادران عزادار در بستن دست دولت خاطرنشان کرد: "آخرین قربانیان تا امروز 5 تن از شهروندان کرد بودند و پس از آن جنبش از پا افتاده و ما از هیجان؛ اما سوال، همه ی وجود ما را فراگرفته است. سوالهایی مانند نقاط ضعف این جنبش و این که چرا زنانی که تا قبل از جنبش، نقش پررنگی داشتند چرا ساکتند؟"
وی تاکید کرد: "باور دارم وقتی با عقاید و باورهایمان رنگ خاصی بر میگزینیم، باید رنگها و عقاید دیگران را به رسمیت بشناسیم، وارد بحث و گفت و گو شویم تا زودتر به منشور مورد مطالبه مان برسیم".
اولین پانل روز دوم با حضور ناهید حسینی (فوق لیسانس روزنامه نگاری، آموزش و آموزش جنسیت و تحولات بین المللی از لندن)، فریبا امیرخیزی ( از بنیان گذاران کمیته ی دانشجویی بلژیک)، ژاله وفا (عضو هیات مدیره و مشاور امور تربیتی خانه ی دختران شهر کیل در آلمان) و آذر ماجدی (نویسنده و عضو هیات اجرائی ابتکار فمینیستی اروپا) با بحث پیرامون مذهب، بنیادگرایی، لائیسیته برگزار شد.
ابتدا خانم ناهید حسینی مطالب خود را در زیر مجموعه ی "تاثیر فرهنگ در آموزش زنان در جوامع سکولار و مذهبی" عنوان کرد.
از نظر او، "طبق تحقیقاتی که در خصوص زنان و آموزش داشته است؛ اساس آموزش در ایران جنسیتی است، به طوری که این تبعیض از دوران ابتدائی شروع می شود و شعر اول کتاب به خانواده ای تعلق دارد که پدر از کار خود به خانه بازگشته و شادی و غذا آورده، مادر به خاطر شوهرش لبخند میزند و دختر خوش حال است که خنده و شادی با حضور پدر به خانه آمده است. و این روند به اشکال گوناگون تا مراحل بالاتر و حتی دانشگاهی نیز قابل مشاهده است".
وی با انتقاد از کنترل شدید مردان بر زنان و خانواده پرسید: "چرا اگر زنی ده سال هم از طلاقش گذشته باشد برای مسافرت با فرزندان خود باید برای خروج آنها اجازه ی همسر را به همراه داشته باشد و حضور او کافی نیست؟".
فریبا امیرخیزی با ارائه ی آماری از خودکشی دانشجویان، حضور مسالمت آمیز در خیابانها را مورد نقد قرار داد و پرسید: "آیا وقتی برادر بسیجی، تفنگ خود را بر پیشانی ندا نشانه رفته، بازهم باید با گل سرخ از او پذیرایی کرد؟"
ژاله وفا که بحث خود را بر پایه ی جدایی دین و مرام از دولت و نقش قانون اساسی لائیک در حفظ حقوق همه ی زنان گذاشته بود گفت: "قرائت هایی از دین وجود دارد که همه را در حقوق برابر می داند و استقلال دین از دولت را ضرورت می شمارد". وی تاکید کرد: "حقوق بشر دادنی یا ستاندنی نیست و حقوق بشر و اقوام باید یک به یک ذکر شود".
آذر ماجدی، دیگر سخنران مراسم با تأکید بر تاثیرات عمیق جنبش زنان بر ایران و منطقه گفت: "نطفه ی جنبش توده ای زنان در انقلاب 57 شکل گرفت اما امروز جنبش حقوق زن این پتانسیل را دارد تا در تاریخ هم طراز جنبش های مطرح جهان عنوان شود و بعد از پیروزی اش ما شاهد تاثیرات عمیق آن بر جامعه و منطقه خواهیم بود".
او با اشاره به خاطرات دهه ی شصت خود و در مقایسه ی آن روز ها با امروز ایران گفت: "از شب سی ام خرداد 1360، به مدت چند شب، روزنامه ی اطلاعات هر شب لیست اعدامهای 300 نفره منتشر میکرد اما کسی جرات نداشت جلوی اوین برود و اعتراض کند، اطلاع رسانی هم وجود نداشت اما امروز اگر در کهریزک تجاوز میشود همه دنیا متوجه می شوند، زیرا امروز مردم در ایران سد ترس را شکسته اند".
وی در بخش دیگری از سخنانش ادعا کرد "نسل جوان ایرانی خواستار مذهب نیستند و جمهوری اسلامی و آزادی حجاب نیز با یکدیگر قابل جمع نیست".
در حاشیه ی سخنان وی، برخی از فعالان حقوق زنان نسبت به این ادعا اعتراض کردند.
پس از پایان یافتن پانل صبح، و استراحتی دو ساعته، به دلیل عدم حضور دو تن از سخنرانان؛ بهاره افقهی و مسافری از ایران، برنامه های بعد از ظهر با کمی تغییر زمانی از ساعت 2.30 دقیقه با حضور پرستو اله یاری که از ایران برای شرکت در این کنفرانس آمده بود، آغاز گردید.
حضور پرستو اله یاری (فعال سیاسی در دوران ریاست جمهوری خاتمی، عضو انجمن حقوق کودک و خانه ی کودکان کار، عضو کمپین یک میلیون امضا و وبلاگ نویس) شکلی متفاوت به کنفرانس داد.
وی به عنوان کسی که تنها دو روز پیش در ایران بوده، مورد توجه ویژه مخاطبان قرار گرفت.
وی با بررسی رسانه ها بعد از انتخابات و ارائه ی آماری دقیق از آنچه در ایران و در سایت های فمینیستی منتشر شده بود، به تاثیرات جنبش زنان و جنبش سبز بر یکدیگر پرداخت.
از نظر وی جنبش در اثر شکاف بین دولت و مردم پیش می آید و هرچه این شکاف بیشتر شود ممکن است تعداد جنبش ها هم بیشتر شود.
در ادامه برنامه، جایزه ی مرحوم حامد شهیدیان ( نویسنده، پژوهشگر و جامعه شناس فمینیسم) به خانم منیژه بدیعی اهدا شد.
منیژه بدیعی که در آمریکا متولد شده است، گفت: "من خودم پیدا کردم و به آن احترام گذاشتم. به عنوان یک ایرانی میخواستم از ایران زمین بدانم و برای همین تحقیق خود را در مورد زنان ایرانی شروع کردم".
شهلا شفیق، جامعه شناس و مدیر انجمن "توسعه ی روابط بین فرهنگی برای گسترش شهروندی" دیگر سخنران کنفرانس دیروز بود که بحث خود را زیر عنوان "آزادی و برابری جنسیتی در ایران و چالش هویتی؛ نقش و جایگاه مذهب" مطرح کرد.
وی گفت: " اسلام قابل تقلیل به یک ایدئولوژی سیاسی نیست و مانند هر دین دیگری قابل بحث و رفورم است اما اسلام گرایی در حقیقت یک ایدئولوژی است؛ پس مدرن است که علیه مدرنیت قد برافراشته و همین پارادوکس باعث شده جمهوری اسلامی تا به امروز باقی بماند".
وی خطاب به فعالان خارج از کشور گفت: "اشکال عمده ی ما اینست که ما به حرکتی که جنبش امروز ایران جلوی ما باز کرده توجه نمی کنیم و فقط گفتیم چرا حرف ما را نزده، در واقع به کاستی های آن از دید خودمان نگاه کردیم."
وی افزود: "در ایران، انتخاباتی وجود ندارد که آن را به نقد بگیریم. مردم ابتدا فکر کردند میتوانند بوسیله ی انتخابات به این حکومت "نه" بگویند، قرار بود این نه پای صندوق های رای باشد، نشد و به خیابان ها آمدند، مردم را در خیابان سرکوب کردند، امروز اعتراضات مردمی به شکل موجهای مختلف سرازیر شده است. اما امروز مهم اینست که اندیشه ای حاکم شود که شفافیت زبان و گفتار حامیان سبز را رعایت کند".
منبع: جرس
حسینعلی شهریاری نماینده مردم زاهدان در گفتگو با ایسنا اعلام کرد که :" تاكنون 26 نفر كشته و 312 نفر مجروح شدهاند كه تعدادی از آنها به صورت سرپایی درمان شده و تعداد دیگری در بیمارستان بستری شدهاند."
در همین حال پارلمان نیوز خبر از تهدید به استفای پیمان فروزش،عباسعلی نورا و حسینعلی شهریاری از نماینده گان مجلس شورای اسلامی در پی ضعف امنیتی سیستان و بلوچستان داد.
عباسعلی نورا در حالی از قصد خود برای استفا خبر داد که در اعتراض به عملکرد مسوولان گفت:"متاسفانه برخی مسوولان اجرایی استان خانوادههایشان را در تهران ساكن كردهاند و در هنگام انفجار مسجد زاهدان هیچیك از مسوولان اجرایی داخل استان نبودند." این عضو مجمع نمایندگان استان سیستان و افزود: در اعتراض به عملكرد مدیریت استان به همراه شهریاری ـ نماینده مردم زاهدان در مجلس ـ قصد استعفا از نمایندگی مجلس را داریم؛ البته بنده قبل از استعفا با رییس مجلس دربارهی این موضوع مشورت خواهم كرد.
وی در ادامه به سوالش از وزیر كشور اشاره و تاكید كرد: قطعا در صورت به نتیجه نرسیدن سوال از وزیر كشور، استعفایم را تقدیم رییس مجلس شورای اسلامی میكنم. در بخشی از نامه سوال از وزیر كشور نوشتهام آقای وزیر قلم از بیان شرایطی كه بر مردم استان میگذرد، عاجز است. كار ما شده تشییع و كار یزیدیان، سر بریدن. مظلومیت نیز حدی دارد، كاسه صبر ما لبریز شده است. آیا با گریستن بر مردم ولایی، مشكل حل میشود؟ آلام این دردها را مرهمی نیست و تسلی دادن بازماندگان برای ما تكراری شده است.
متن استفا متن استعفانامه شهریاری به گزارش پارلمان نیوز به شرح زیر است: جناب آقای دکتر علی لاریجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی احتراما اینجانب دکتر حسینعلی شهریاری نماینده مردم زاهدان در مجلس به اطلاع می رساند با توجه به پیگیریهای فراوان اینجانب متاسفانه مسئولان نتوانستند حداقل وظیفه خود را که همانا حفظ امنیت جان و مال مردم است را تامین نمایند.
از طرفی خواسته های فراوان و به حق مردمی از اینجانب جهت پیگیری برای تامین امنیت و احقاق حقوق شهروندی استعفای خود را در تاریخ 25 تیرماه 89 اعلام می دارم. امیدوارم مسئولان چاره ای بیندیشند که از این پس شاهد پرپر شدن عزیزانمان در این استان نباشیم.
دو انفجار پنجشنبه شب مقابل مسجد جامع زاهدان روی داد که بر اثر آن شماری از هموطنانمان شهید و مجروح شدند. انفجار اول در محل ورودی مسجد و انفجار دوم نیز هنگام خدمت رسانی بـه مجروحـان در خیابـان آزادی جنب مسجد جامع شهر زاهدان اتفاق افتاد.
شامگاه پنجشنبه مراسم دعای کمیل به مناسبت میلاد امام حسین (ع) در مسجد جامع زاهدان برپا بود.
ندای سبز آزادی: از روز چهارشنبه هفته جاری بیست و سوم تیرماه بخش هایی از بازار مشهد در همراهی با بازاریان تهران و دیگر شهرهای کشور دست به اعتصاب زدند.
به گزارش خبرنگار ندای سبز آزادی از مشهد از هفته گذشته و همزمان با آغاز اعتصابات در تهران ، تبریز و اصفهان زمزمه هایی از آغاز اعتصابات بازاریان مشهدی در سطح شهر پیچیده شد ولی تا روز چهارشنبه بیست و سوم تیرماه همچنان اعتصاب گسترده ای در بازار های مشهد شکل نگرفت.
اما از روز چهارشنبه و پنجشنبه هفته جاری بخش هایی از طلافروشان مشهدی و بخش عمده ای از کاسبان بازار رضا مشهد در اعتراض به افزایش مالیات ها دست به اعتصاب زدند.
این گزارش حاکیست در هفته جاری نیروهای امنیتی حضوری مشهود در بازار های مشهد ، خصوصا بازار رضا ، بازارچه فرش فروشان و بازارچه های طلافروشان داشته اند .
بنا به این گزارش نیروهای امنیتی همزمان با آغاز اعتصاب های بازاریان مشهدی، فضای رعب و وحشت دربازار این شهر و خصوصا کاسب های بازار رضا ایجاد نموده اند و بازاریان را تهدید به بازداشت در صورت پیوستن به اعتصاب ، کرده اند.
گفته میشود در روزهای آتی بخش های بزرگتری از بازاریان مشهد دست به اعتصاب خواهند زد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر