-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ تیر ۲۹, سه‌شنبه

Latest News from Emrooz for 07/20/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



سخنگوی فراكسیون خط امام(ره)مجلس با تشریح آخرین تصمیمات فراکسیون درباره «پارلمان‌نیوز»، تاكید كرد اعضای فراكسیون اقلیت بر پیگیری منافع ملی در بحث هسته‌ای تاكید كردند.

داریوش قنبری در گفتگو با ایلنا، در تشریح نتایج جلسه امروز فراكسیون خط امام(ره)مجلس با بیان اینكه در این جلسه ضمن محكوم كردن حوادث تلخ تروریستی در زاهدان بر شناسایی و برخورد قاطع با عوامل این حادثه تاكید شد اظهار داشت: در این جلسه در خصوص تداوم فعالیت یا تعطیلی پارلمان‌نیوز با توجه به فیلتر بودن این سایت و محدودیت‌های موجود بحث شد كه برخی از اعضا با توجه به فیلتر بودن سایت تداوم فیلترینگ سایتی كه منعكس‌كننده اخبار مجلس و دیدگاه‌های نمایندگان است را توهین و بی‌توجهی به نمایندگان دانستند و اعلام كردند در اعتراض به تداوم فیلترینگ باید سایت تعطیل شود.

وی ادامه داد: برخی از نمایندگان در مقابل استدلال كردند كه تعطیل كردن سایتی كه منعكس‌كننده دیدگاه‌های نظام با مدنظر قرار دادن خط قرمزها از جمله رهبری، منافع مردم و ارزش‌های نظام دارد و سعی در اطلاع‌رسانی شفاف دارد صحیح نمی‌باشد.

قنبری گفت: در پایان این بحث رای‌گیری انجام شد و با اكثریت بالایی تداوم فعالیت‌ سایت پارلمان‌نیوز به تصویب رسید و بنا شد دبیركل فراكسیون برای رفع فیلترینگ با مراجع قانونی صحبت كند.

نماینده مردم ایلام ادامه داد: تا به امروز هیچ مرجع قانونی‌ای مسوولیت فیلترینگ سایت فراكسیون اقلیت را قبول نكرده است و دلایلی برای آن اعلام نشده است.

سخنگوی فراكسیون خط امام(ره)مجلس با بیان اینكه آخرین وضعیت پرونده هسته‌ای در این جلسه مورد بررسی قرار گرفت گفت: در این خصوص از موضع‌گیری اخیر روسیه و نزدیكی این كشور با آمریكا و كشورهای غربی ابراز نگرانی شد و از اینكه برخی بدون توجه به پیشینه روابط كشورمان با روسیه با خوشبینی به روابط با این كشور می‌نگریستند اظهار تاسف شد.

قنبری تاكید كرد: در پایان جلسه اعضای فراكسیون اقلیت بر پیگیری منافع ملی در بحث هسته‌ای تاكید كردند


 


عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس گفت: وزیر علوم باید در خصوص حیف و میل بیت‌المال در دانشگاه پیام نور پاسخگو باشد.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، سیدفاضل موسوی، در گفتگویی با اشاره به سوال خود از کامران دانشجو وزیر علوم، تحقیقات و فناوری که در دستور کار روز سه شنبه کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس قرار دارد، گفت: محور این سوال در خصوص حیف و میل بیت المال در دانشگاه پیام نور، نبود مدیریت و سوءمدیریت و همچنین جابجایی غیرکارشناسی مدیران و روسای دانشگاه های پیام نور در سراسر کشور است.

نماینده خدابنده در مجلس خاطر نشان کرد: وزیر علوم باید با حضور در کمیسیون پاسخ های قانع کننده ای در این زمینه ارائه دهد.


 


رئیس دانشگاه شهید بهشتی از تصمیم هیئت ممیزه این دانشگاه برای اخراج، بازخرید یا بازنشستگی چهار عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی که مشمول مندرجات ابلاغیه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری درباره رکود علمی شده اند خبر داد.

به گزارش مهر، احمد شعبانی در تشریح ابلاغیه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری درباره ویژگیهای اعضای هیئت علمی دچار رکود علمی گفت: اگر یک عضو هیئت علمی سه سال متوالی نتواند یک پایه بگیرد، رکود علمی شامل حالش می شود. بررسیها نشان داد که از میان ۶۰۰ عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی چهار عضو هیئت علمی دچار رکود علمی هستند.

وی در تشریح منظور از "پایه" برای اعضای هیئت علمی گفت: در هر سال به یک عضو هیئت علمی که در مجموع با در نظر گرفتن شاخصهای مختلف نمره ای مطلوب کسب می کند یک پایه تعلق می گیرد. اگر یک عضو هیئت علمی با ۲۰ سال سابقه خدمت از نظر شاخصهای آموزشی، پژوهشی و مدیریتی دارای وضعیت خوبی باشد یک عضو هیئت علمی پایه ۲۰ خواهد بود.

رئیس دانشگاه شهید بهشتی در عین خودداری از اعلام اسامی اعضای هیئت علمی این دانشگاه که دچار رکود علمی هستند از تصمیم گیری برای وضعیت آنها توسط هیئت ممیزه دانشگاه خبر داد و گفت: هیئت ممیزه دانشگاه ممکن است چند تصمیم برای این اعضای هیئت علمی اخذ کند. ممکن است آنها بازنشسته شوند یا بدون اینکه مزایای بازنشستگی شامل حالشان شود عذرشان از دانشگاه خواسته شود.

شعبانی از بازنشستگی، بازخرید یا اخراج به عنوان گزینه های پیش روی اعضای هیئت علمی دچار رکود علمی خبر داد و به مهر گفت: تعیین اعضای هیئت علمی دچار رکود علمی در یک دهه گذشته تصویب شده و دانشگاه شهید بهشتی در سال ۸۸ تصمیم گرفت این مصوبه را عملیاتی کند.


 



عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس با انتقاد از تاخیر چهار ماهه دولت در پرداخت اعتبار مترو، از این اقدام دولت انتقاد کرد و گفت: طبق قانون باید دو میلیارد از صندوق ذخیره ارزی برای توسعه مترو، توسط دولت پرداخت می‌شد؛ اما با گذشت چهار ماه دولت هنوز این قانون را حتی ابلاغ هم نکرده است.

به گزارش پارلمان نیوز، مهرداد بائوج لاهوتی با انتقاد از تاخیر دولت در پرداخت اعتبار مترو، این کار دولت را باعث لطمه دیدن شهر تهران عنوان کرد و گفت: قرار بود به مترو نگاه ویژه ای وجود داشته باشد، تا با توسعه آن از ترافیک و آلودگی هوا کم شود و همچنین مصرف سوخت کاهش پیدا کند؛ اما تاخیر دولت در پرداخت اعتبار مترو باعث شده است که مترو با مشکل برخورد کند.

عضو کمیسیون عمران مجلس همچنین با اشاره به مشکلات عدیده بخش حمل و نقل در کشور، به قانون مصوب مجلس در مورد کمک به مترو اشاره کرد و گفت: قرار بود طبق مصوبه مجلس دو میلیارد دلار از صندوق ذخیره ارزی برای مترو برداشت شود تا پیشرفت مترو را تسریع کند ولی با گذشت ۴ماه از تصویب این قانون، هنوز دولت این قانون را ابلاغ هم نکرده است.

لاهوتی با بیان این مطلب که گلایه از دولت در بحث حمل و نقل زیاد است، به عدم تحقق ارقام اختصاص یافته برای بخش حمل و نقل در قانون بودجه مصوب مجلس اشاره کرد و گفت: ما بر اساس قانون سالیانه باید ۱۰ هزار میلیارد، یعنی ۴هزار میلیارد در بخش درون شهری و ۶هزار میلیارد در بخش برون شهری برای حمل و نقل هزینه شود؛ اما بخاطر برخی مشکلات این عدد تحقق پیدا نکرده است.

وی همچنین افزود: سال گذشته هم روال بر همین شکل بود و تنها ۷۰ درصد اعتبار تخصیص یافته تحقق پیدا کرد.

عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی با بیان این مطلب که تاخیر دولت در پرداخت اعتبار مترو قابل توجیه نیست، در مورد دلیل دولت برای پرداخت نکردن اعتبار مترو گفت: من فکر می کنم چون این قانون ابتدا به عنوان طرح از سوی نمایندگان مجلس مطرح شده و بعد تبدیل به قانون شده بخاطر این است که دولت در اجرای آن مقاومت می کند در غیر این صورت فکر نمی کنم دلیل دیگری داشته باشم.


 


یادآوری مهم: استفاده از واژه ای « ارزش » در این فصل ،  نباید به مفهوم جامعه شناسی آن  برگرفته شود .در جامعه شناسی ، ارزش ها به مجموعه ای از آرمان های انتزاعی و اعتقادات  اطلاق می شود  که اغلب دغدغه ی حقیقت را دارند ،  اما  آنچه دانش سیاست ،  به آن اهتمام می ورزد و  در آن « ارزش » محسوب می شود ، اغلب « هنجاری است که آسایش جامعه را به دنبال دارد » .  گاهی از این ارزش ها با واژه های مشترکی  یاد می شود  اما  اغلب تفاوت آنها محرز است . مثلا « عدالت » بسان یک آرمان  انتزاعی ،  یک ارزش بنیادی است و  اما  «عدالت اجتماعی»  بسان یک واقعیت ، یک ارزش سیاسی و یک هنجار اجتماعی است .

با این وصف ، آنچه در منشور سبز ، ذیل «ارزش های جنبش سبز » آمده است ، مجموعه ای از « هنجارها »  ست که جنبش سبز ، آنها را برای سیاست ورزی مطلوب   تجویز می کند و با استقرار آنها مشغول است .

جدول شماره ( ۶ ) : ارزش های جنبش سبز

ارزش ها ی

سیاسی

هنجار های کلان

مطلوب جنبش  سبز

هنجارهایی که  در ایران

باید تثبیت شوند

هنجاری هایی  که در ایران

که باید اصلاح / حذف شوند

کرامت

انسان ها

و

پرهیز

از خشونت

استقرار و تضمین موازین حقوق بشر

( دفاع از کرامت انسانی وحقوق بنیادین بشر فارغ از ایدئولوژی، مذهب، جنسیت، قومیت و موقعیت اجتماعی )

فعالیت آزاد رسانه های مستقل سانسور
دسترسی آزاد به اطلاعات
گسترش و تعمیق جامعه مدنی
احترام به حریم خصوصی افراد قواعد و مقرراتی که منجر به  هرگونه تبعیض میان شهروندان می شود
فعالیت آزادانه شبکه های اجتماعی غیر دولتی

پرهیز از خشونت

( حرکت در چارچوب موازین مبارزه مدنی )

گفتگو
راهکارهای غیر خشونت آمیز
استفاده از کلیه ظرفیت های مبارزه مسالمت آمیز

عدالت،

آزادی

و

برابری

توزیع عادلانه امکانات

(  چه در بعد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و چه در ابعاد دیگر حیات انسانی )

نظام حاکم بر کشور - در عرصه داخلی و خارجی- کاملا مستقل و فارغ از وابستگی به نهادها و قدرت های سیاسی، طبقاتی و اقتصادی عمل کند
توسعه اقتصادی و ترقی کشور  به نحوی که رفاه و عدالت اجتماعی برای همه مردم ایران فراهم شود

پیوند  با همه اقشار ضعیف

(اقشار متوسط و کم درآمد اجتماع که در برابر فشارهای اجتماعی ، سیاسی ضعیف‌تر هستند )

حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش سلب حقوق اساسی مردم به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور

رهایی مردم از سلطه

( سیاسی (استبداد و انحصار طلبی)، اجتماعی (تبعیض و نابرابری های اجتماعی) و فرهنگی (وابستگی و تقید فکری)

حقوق اقلیتها و اقوام انحصار فکری، رسانه ای و سیاسی
حذف فیزیکی  اندیشه ها
حقوق زنان هر گونه تبعیض جنسیت

برقراری امنیت

( امنیت برای مردم باید برقرار شود تا آزاد از ترس و رها از نیاز تحت حمایت قانون زندگی کنند)

استقلال قوه قضاییه مداخله نیروهای نظامی و انتظامی در امور سیاسی اقتصادی
عدم مداخله نیروهای نظامی در امور سیاسی و اقتصادی هر گونه دخالت افراد غیر مسول در امور انتظامی
سلطه نیروهای امنیتی و انتظامی بر مقامات قضایی
سازمان دهی و عضویت در گروههای موسوم به لباس شخصی

اجرای قانون اساسی

(تمامی اصول و به ویژه اصول ناظر بر حقوق ملت فصل سوم)

اجرای تمامی اصول قانون اساسی

اخلاق مداری و احترام به خلاقیت های فردی و اجتماعی

احیای اخلاق

(به مثابه فصل مشترک و پیوند دهنده حیات اجتماعی مردم ایران)

پایبندی کامل به اصول اخلاقی در مبارزات سیاست های نادرست سیاسی، اجتماعی، اقتصادی از سوی حاکمان

تکیه بر شبکه های اجتماعی

(جنبش سبز ،  نه  یک حزب متمرکز و نه مجموعه ای از افراد سازمان نایافته و بی هدف است )

تکیه بر قوای خلاقه برای دستیابی به اهداف
شکوفایی خلاقیت های فردی

قانون گرایی

و

مذاکره

پیگیری اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی

(برپایه میثاق مشترک مردم ایران یعنی قانون اساسی و به منظور دستیابی به آینده ای روشن برای ملت ایران )

بازخوانی انتقادی تحولات صورت گرفته پس از انقلاب


بازخوانی انتقادی  روابط ملت و دولت

اجرای بدون تنازل قانون اساسی

بازگشت به قانون

استفاده ابزاری از قانون توسط حاکمان

الزام نهادهای مختلف به رعایت قانون

برخورد با متخلفان از قانون در هر موقعیت و جایگاه

قانونی شدن خشونت، بی عدالتی و تبعیض

فراهم آوردن شرایطی که  قانون وسیله اعمال خشونت های ناروا و موهن، نقض حقوق بنیادین شهروندان قرار نگیرد

حق تغییر قانون اساسی

(هر ملتی این حق را داراست که با تصحیح سیر حرکتی خویش، به اصلاح در قوانین جاری اقدام کند. )

تغییر و اصلاح در قانون اساسی تنها در فرایند مذاکره و گفتگوی اجتماعی و با مشارکت همه اقشار و گروههای اجتماعی

تصلب و انحصارگرایی و زورگویی به منظور  تغییر در قانون اساسی

قدرت بخشی به اقتصاد کشور

( در صحنه بین‌المللی و سرمایه گذاری )

افزایش قدرت خرید مردم ایران


سیاست خارجی عقلانی و عزتمند

( ارتقاء شان ملت بزرگ و تاریخی ایران در جهان )

تعامل شفاف و سازنده با دنیا

دیپلماسی ماجراجویانه و عوام فریبانه

تحلیل سطح یک :

۱٫  ستون دوم در جدول شماره  (۶)  ، شامل هنجارهای کلانی است که جنبش سبز آنها را تجویز می کند و به آنها مشغول است .

۲٫ ستون سوم جدول شماره ( ۶ )،  به آن قسمت از هنجارهای کلی اشاره دارد که مغفول مانده اند و یا نهادینه نشده اند . جنبش سبز در صدد استقرار و تثبیت  این هنجارهاست .

۳٫ ستون چهارم در جدول شماره (۶ ) ، حاوی رفتار ها و ارزش های منفی است  که به زعم جنبش سبز   تا حدی نهادینه شده و بعضا به شکل هنجار های عمومی ( و اغلب دولتی ) در آمده اند . جنبش سبز بر حذف و اصلاح این گونه هنجارها تاکید دارد .

۴٫ در ستون سوم  جدول شماره (۶) ، حقوق اقلیت ها و اقوام و زنان  ، ذیل  « رهایی مردم از سلطه » آمده اند  که نشان می دهد ،  تامین این حقوق به رهایی از سلطه های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی  تعبیر شده است  و شامل ادعاهای تمامیت خواهانه و  تجزیه طلبانه نمی شود .

۵٫  دو بند از ارزش های مندرج در منشور سبز ، در جدول شماره ی(۶ ) غایب اند و این غیبت ناشی از آن است که موارد مندرج در آن ها ، در طبقه بندیِ ارزش های جنبش سبز قرار نمی گیرد !  در این دو بند ، «راهکارها» یی آمده اند که اغلب به  اتفاقات پس از   ۲۲ خرداد ۸۸  معطوف اند و با تو جه اهمیت آنها در خیزشِ جنبش سبز  ، منشور  آنها را برای  « حل بحران موجود »   پیشنهاد داده  و حاضر به مذاکره و گفتگوی شفاف در خصوص آنهاست . حضور این  راهکارهای « موردی و موضعی »  ،  در یک  « منشور   سیاسی ، اجتماعی »   اگر چه  امروز ممکن موجه باشند   و در شرایط فعلی طبیعی  به نظر بیایند ،  اما در نهایت می توانند   « مانع و  چارچوب شکن »   باشند . این دو بند عبارتند از :

  • گسترش جامعه مدنی و تقویت حوزه عمومی در زمره اصول اساسی جنبش سبز است. این جنبش بر این باور است که حفظ منافع ملی و دستیابی به اهداف انقلاب اسلامی و همچنین کاستن از تبعات ناخوشایند بحران موجود مستلزم مذاکره و گفتگو میان نمایندگان گروه‌های مختلف فکری و سیاسی است و در این راستا از هرگونه دعوت به مذاکره و گفتگوی شفاف به منظور دفاع از حقوق مردم و حل منازعات اجتماعی استقبال می کند.
  • آزادی زندانیان سیاسی، رفع محدودیت های غیر قانونی و نگاه امنیتی علیه فعالیت احزاب و گروهها و جنبش های اجتماعی چون جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش های کارگری، جنبش های اجتماعی و امثال آن، و همچنین محاکمه عادلانه آمران و عاملان تقلب در انتخابات، شکنجه و کشتن معترضان به نتیجه انتخابات، و افشاء و محاکمه نظریه پردازان و حامیان خشونت در لایه های مختلف حکومت از راهکارهای روشنی است که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد.

۶٫ اگر چه «قدرت بخشی  به  اقتصاد کشور »  و  « سیاست خارجی عقلانی و عزتمند » ، دو سطر از جدول شماره (۶) را به خود اختصاص داده اند ، اما در متن منشور ، این دو هنجار  در  بند آخر! با هم  و  باختصار  آمده اند .

تحلیل سطح دو :

۱. آن گونه که در جدول شماره (۶ ) پیداست ، « اجرای بدون تنازل قانون اساسی »  به مثابه ی «قانون مداری » یک هنجار است و اجرای قانون اساسی به منظور «برقراری عدالت و ازادی و برابری» هنجاری دیگر  . اجرای قانون اساسی  به منظور برقراری عدالت و آزادی و برابری  می تواند  مورد « انتقاد نظری » همراهان جنبش سبز قرار گیرد و منتقدان می توانند در این خصوص  به نمونه های عملی و تجارب تاریخی استناد کنند ، اما انتقاد به اجرای بدون تنازل قانون اساسی ، به مثابه ی «قانون مداری » نمی تواند مشمول این انتقاد قرار بگیرد . منتقدان به این رویکرد لازم است به این تفکیک توجه داشته و در کنار انتقادات خود ، به راهکارهایی بیاندیشند که امکان « بازخوانی انتقادی تحولات صورت گرفته پس از انقلاب» را فراهم سازد  و « حق تغییر قانون اساسی» را احیا ء کند .

۲. ممکن است استقرار  ارزش های جنبش سبز ( ستون های سوم و چهارم ) ، در ساختار فعلی  مورد تردید قرار گیرد  و چه بسا به « ناسازگاری درونی » در منشور  بیانجامد . مثلاً حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش  یا استقلال قوه ی قضائیه » ، با مفادی از قانون اساسی  در ستیز بوده و لاجرم  این دو با « اجرای کامل قانون اساسی » ناممکن می شوند . به نظر می رسد این تناقض ، «صوری » بوده  و با « اولویت گزینی هنجارها» ، این تناقض در عمل ، منحل شود . مثلاً در نمونه قبلی  ، اگر از تمام ظرفیت های « مبارزه ی مدنی » و « تکیه بر قوای خلاقه »  و « دسترسی آزاد به اطلاعات »  استفاده شود ، می تواند به  «اجرای اصل ۲۷  قانون اساسی » منجر شود و با بهره گیری  از آن ، حاکمیت را به پذیرش « حق تغییر قانون اساسی » واداشت   و از قبلِ آن این تناقض صوری را منحل کرد .

۳. یکی از هنجارهای مندرج در جدول شماره ۶ ،  « به استقلال عملی نظام حاکم بر کشور از  نهادها و قدرت های سیاسی، طبقاتی و اقتصادی » اشاره می کند .  ( جدول شماره ۶ ، ستون سوم ) . از طرفی منشور سبز ، در بندهای قبلی و ذیل هویت سبز ( جدول شماره ۵  ، ستون چهارم ) به « حفظ استقلال نهادهای دینی و روحانی از حکومت»  تاکیده کرده است . این دو بند ، اگر چه متمم یکدیگر محسوب می شوند ، اما نباید از آنها به  دو سویه بودن  استقلال  حکومت و دین از یکدیگر  ( سکولاریزم محض ) تعبیر شود . استقلال نهاد حکومت از نهادها ی دینی و.. یک استقلال عملی است ، نه نظری .  اما استقلال نهادهای دینی  از نهادهای حاکم یک  استقلال  نظری (و  نسبتاً  عملی)  است  . به عبارت دیگر حکومت در عمل برای نهادهای دینی امتیازی قائل نمی شود  ، اگر چه حاکم برخاسته از همان نهاد هم باشد و نهادهای های دینی هم نظرات خود را مصروف حاکمان و مجبور خواسته های حکومت  نمی کنند  ، اگر چه در عمل تابع قانون و حکومت اند  . منشور سبز بسیار عالمانه ، یکی از این دو  « استقلال نهادی » را ذیل  « ارزش های سیاسی »  آورده است  و دیگری را ذیل « ارزش های دینی » .

۴. « راهکارها» یی که برای حل بحران سیاسیِ  پس از  ۲۲ خرداد ، در منشور آمده اند  ، لازم است  به گونه ای « حذف » شوند ! این راهکار ها نه تنها مصداق و مدلول  «خاص»  دارند  ، بلکه  موقت و مقطعی هستند و در یک منشور عمومی ، درج راهکارهای موردی منطقی به نظر نمی رسد  و چه بسا تعمیم و تکثیر آنها به منشور لطمه بزند. . ( مثلا : محاکمه ی عاملان تقلب در انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸  با محاکمه ی عاملان تقلب در انتخابات ۸۴  با محاکمه ی عاملان  تقلب در ... با محاکمه ی .... با ... ) . این راهکار ها  به راحتی ذیل ارزش هایی چون آزادی و عدالت و امنیت   قرار می گیرند  و در صورت اصرار و تاکید جنبش ، لازم است شکل عمومی به خود بگیرند و یا در بیانیه ای جداگانه مطرح شوند . (

۵. گزاف نیست اگر ادعا کنیم ، جنبش سبز در مرحله  تعمیق و عقلانیت خود ، نسبت به معادلات بین المللی و مناسبات فرهنگی در سطح جهان «بی اعتنا»  و یا حداقل «بسیار کم اعتنا»  بوده است . قلت این مفاهیم در منشور  این ادعا را اعتبار می بخشد .

پیشنهادات و ملاحظات  :

۱٫ چارچوب منشور سبز،  اگر چه در  « ذاتِ خود »  یک چارچوب اصول گرا  است ( به سبب تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی )  ، اما به نظر می رسد  قابلیت تعمیم به عنوان « چارچوب مسلط » را داشته باشد و البته  این قابلیت با بسط و شرح « نظام عقلانیت توحیدی »  بیشتر می شود . منشور سبز اگر چه پیش از هر چیز آماده ی حضور گفتمان های اصول گرا ست،  اما حضور گفتمان هایی که خواهان تغییراتی  در قانون اساسی اند ،  اقلیت هایی که مطالبات  جنسیتی ، قومی و مذهبی  دارند و حتی جنبش هایی که تا کنون مجالی برای معرفی خود نداشته اند ، در منشور به « رسمیت » شناخته شده و « آثار ابتدایی » این گفتمان ها در آن پیداست و طبیعی است  قوت هر گفتمان و میزان نفوذ او در چارچوب مسلط ،  به عقلانیت نظری و عملی آن بستگی دارد . ( نگارنده در نوشتاری مستقل به این تعبیر خواهد پرداخت )

۲٫ به  چارچوب های موجود در جنبش پیشنهاد می شود ، خواسته ها و  تغییرات احتمالی خود را در سطح هنجارها و تفاسیر خود را در سطح  ارزشها و ریشه های جنبش  اعلام کنند تا امکان تقویت و ساختِ «  چارچوب مسلط »  فراهم شود. یادآوری می کنم که  میر حسین موسوی  بسیار متواضعانه و اخلاقی ، در ابتدای منشور آورده است : " طبیعی است که متن پیشنهادی نتواند پاسخگوی همه سلیقه ها و مطالبات باشد. دلگرمی این همراه کوچک برای این معضل، راه حلی بود که تعدادی از رای دهندگان در آستانه انتخابات سال گذشته پیدا کردند. در زنجیره سبز میدان تجریش تا میدان راه آهن بودند کسانی که می گفتند میان بد و بدتر، بد را انتخاب می کنند و این انتخاب پیوستگی آن زنجیره محکم به‌یاد ماندنی را ممکن ساخت. اصلاح واقعی از همین تمیز و مسئولیت پذیری برای انتخاب این و یا آن شروع می شود.این متن قدم اولین است و جنبش سبز در سیر تکاملی خود انشاءالله متن کاملتر و زیباتری خواهد آفرید. "

۳. بهتر است  منتقدانِ منشور ، مشخصاً اعلام کنند که آیا هنجاری هست که دیده نشده باشد ؟ آیا هنجاری هست که باید اصلاح شود ؟ آیا هنجاری هست که باید حذف شود ؟ آیا ناسازگاری در میان هنجارها وجود دارد ؟ آیا هنجاری هست که تضمین کافی نداشته باشد ؟ و شاید مهم تر از همه  امکان استقرار کدام هنجار در نظام فعلی ممکن نیست ؟

۴٫ ممکن است طرفداران  فدرالیسم سیاسی، سکولاریسم فلسفی و لیبرالیسم عملی ، امکان درج گفتمان خود را نبینند و یا بر جذب جنبش سبز به گفتمان خود  اصرار داشته باشند .  شخصاً  اعتقاد دارم که این گفتمان ها نه تنها در  چارچوب « جنبش سبز »  بسان یک جنبش اصلاح طلب ( و نه انقلابی ) جای نمی گیرد  ، بلکه  توقعی  رادیکال، ناممکن و نامعقول  در فضای فرهنگی  امروز ایران اند  . پیشنهاد می کنم  این چارچوب ها یا خواسته های خود را آگاهانه به چارچوب جنبش سبز متمایل سازند و یا به دنبال  آلترناتیو های  دیگری باشند .

۵٫ پیوند ِ ، گروهها و گفتمان های  خشونت طلب ،   به منشور سبز  را  غیر ممکن می بینم ، مگر آن که جنبش سبز  به جنبشی انقلابی مبدل شود و به مبارزه مسالمت آمیز پای بند نماند .

۶٫ سیاستمداران ( و شهروندان )  لازم است «معترف به استعداد خطا»  باشند ، نه صرفاً مستعد ارتکابِ خطا . آنها مطمئناً چنین هستند و پذیرش « نظام عقلانیت توحیدی »  به منزله ی تائید این «استعداد! » است  .  پیشنهاد می کنم این ارزش در لابلای ارزش های جنبش سبز به گونه ای بیاید که زمینه را برای تحکیم چارچوب مسلط و حتی پروژه های آشتی گرایانه در سطح ملی مهیا کند .

پی نوشت : این آخرین بخش  مقاله می باشد . متن کامل  به همراه دیاگرام منشور سبز ،  به شکل پی دی اف به همراه اصلاحات و تغییرات لازم به دوستان سایت کلمه ارسال خواهد شد . امیدوارم که مورد استفاده قرار بگیرد .


 



کلمه - گروه سیاسی : یک نماینده مجلس تاکید کرد که اندیشه تک حزبی اداره شدن کشور می تواند رویکر نظام را به سمت دیکتاتوری و تک صدایی هدایت کند .

نورالله حیدری ، نماینده اردل و فارسان در گفت و گو با خبرنگار کلمه گفت : هیچ کشوری تک حزبی نمی تواند اداره شود، حتی کشورهایی که ادعا می کنند تک حزبی اند چه بخواهند و چه نخواهند دارای حزبهای مختلف و متعددی هستند ، کشور مانیز در این زمینه ابدا مستثنی نیست .
وی با بیان اینکه انسانها متفاوتند ، حمعیت آنها هم متفاوت است و دردنیا هیچ دو انسانی پیدا نمی شود که درست مانند یکدیگر فکر کنند، افزود: ظرفیت احزاب ظرفیت مثبتی است ، با نظام تک حزبی اصلا نمی شود هیچ کشوری را اداره کرد کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست ، این نگاه به نظر من نگاه درستی نیست .

حیدری ادامه داد : ما باید سلایق ، اندیشه های ، گرایش ها مختلف را با همان نگاه کلان به مسائل اساسی نظام ارزیابی کنیم ؛ من طرح تک حزبی اداره شدن کشور را حرکت ناسالمی می بینم و به نظر باید به طور کاملا جدی با این تفکر تک حزبی در نظام مبارزه کرد.

وی با بیان اینکه طرح این اندیشه ها آسیبهایی جدی متوجه جامعه می کند تصریح کرد: این امر خطر آفرین است و جامعه را از عقلانیت و آزاد اندیشی که این همه شعار حضرت اقا است دور می کند و آفت بزرگی است .

نماینده مردم اردل و فارسان اظهار داشت : تمام نظامی های سلطنتی دنیا نیز از همین روش برای اداره کشورهایشان استفاده می کردند .

وی گفت: در نظام تک حزبی اندیشه ها رشد پیدا نمی کند ، انگیزه ها رو به افول می رود ، خلاقیت ها پدید نخواهد آمد ، چرا که اینجا دیگر باید یک گروه ، یک تفکر و یک جریان و یک حزب حرف بزند و بقیه در این جا دخالت داده نمی شوند در حالی که یک کشور باید از همه ظرفیتها و سلایق موجود خود استفاده شود.

عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با اشاره به وجود صنوف مختلف در کشور گفت: در یک کشور امکان ندارد که همه معلم ، مهندس، نانوا ، کشاورز شوند همانطور که به هر حال ما مشاغل و صنوف مختلف داریم و به آنها شدیدا نیازمندیم برای اداره و مدیریت کشور نیز باید ازهمه ظرفیت ها در جای خودش استفاده کنیم تا بتوانیم به رشد و بالندگی برسیم.


 



متن ذیل حاصل مطالعات یکی از همراهان جنبش سبز است در بیانیه های مهندس میر حسین موسوی.

به گزارش تحول سبز، نویسنده این مطلب یکی از ما صفرهای بیشماراست.

فضای سیاسی امروز کشور آن چیزی نیست که سی سال پیش از این ایرانیان آرزویش را داشتند. مردم اینک از خود می‌پرسند چه چیز ما را از رسیدن به آرمان‌هایمان بازداشت و به شرایط فعلی رساند. این سوالی اساسی است که جا دارد درباره کوشش‌های امروز و فردای‌ ما نیز پرسیده شود. ما چه باید بکنیم تا سی سال بعد از نو با همین پرسش روبرو نشویم؟ ما تنها در صورتی به این اطمینان می‌رسیم که دستاوردهای سیاسی - اجتماعی خود را به زندگی‌های روزمره‌مان متکی کنیم. در طول یک قرن گذشته مردم ما از این قبیل دستاوردها کم نداشته‌اند، اما همه آنها متکی به مبارزه بوده است؛ تا فضای جهاد و تلاش وجود داشت این دستاوردها زنده بود و همین که مردم خسته می‌شدند یا تصور می‌کردند باید به خانه‌هایشان بازگردند محصول از میان می‌رفت.

مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است.

میر حسین موسوی _بیانیه ۱۳″

-----------------------------------------------------

۱٫جنبش سبز_ چگونه آغاز شد

جنبش سبز جنبشی بود که در اعتراض به انتخابات ریاست جمهوری دهم شکل گرفت . اما آیا اعتراض ها فقط نسبت به همان نتایج بود ؟ چرا تفاوت انتخاب بین موسوی و احمدی نژاد تا اینجا بود که مردم پیروزی احمدی نژاد را بر نتافتند و به خیابان ها ریختند؟

مهندس موسوی این موضوع را به خوبی پاسخ داده است :

"از ما می‌خواهند که مسئله انتخابات را فراموش کنیم، گویی مسئله مردم انتخابات است. چگونه توضیح دهیم که چنین نیست؟ مسئله مردم قطعا این نیست که فلانی باشد و فلانی نباشد؛ مسئله‌ آنها این است که به یک ملت بزرگ، بزرگی فروخته می‌‌شود. آن چیزی که مردم را عصبانی می‌کند و به واکنش وا می‌دارد آن است که به صریح‌ترین لهجه بزرگی آنان انکار می‌شود_. بیانیه ۱۶″

جنبش سبز از انتخابات متولد شد ، تا کید بر اینکه هر کس حق انتخاب دارد و باید همه صدا ها شنیده شود و این مردم آنقدر بزرگ هستند که خودشان برای سرنوشت خویش تصمیم بگیرند و هیچ کس آنقدر بزرگ نیست که بتواند صدای همه ملت باشد .موسوی بدرستی تاکید دارد که خواست اصلی جنبش تحقق این شعار است که

"میزان رای ملت است"

۲.جنبش سبز _ اتحاد بر سر مطالبات حداقلی

"در زنجیره سبز میدان تجریش تا میدان راه آهن بودند کسانی که می گفتند میان بد و بدتر، بد را انتخاب می کنند و این انتخاب پیوستگی آن زنجیره محکم به‌یاد ماندنی را ممکن ساخت. اصلاح واقعی از همین تمیز و مسئولیت پذیری برای انتخاب این و یا آن شروع می شود_. بیانیه ۱۸ "

ما همواره در حال انتخاب و تصمیم گیری هستیم و سلیقه ها و افکار و خواسته های ما آنقدر گسترده هستند که به احتمال بسیار زیاد نمی توان ۲ نفر را یافت که در همه انتخاب ها و خواسته ها و افکار و آرزو و درد ها و دغدغه هایشان یکسان باشند .اما می توان درد ها و دغدغه ها و خواسته ها و مطالباتی را یافت که ملیون ها نفر بر سر آن توافق دارند و برای آنها تلاش خواهند کرد . دوستان عزیز، اگر بخواهیم دنبال جنبشی باشیم که بدنبال تحقق همه آرمان ها و خواسته هاو مطالبات ما باشد و رهبران آن کسانی باشند با کارنامه هایی درخشان تر از خورشید و گذشته ای آری از اشتباه که کاملا مثل ما فکر می کنند و بر نظرات ما تاکید دارند و خواسته هایشان خواسته های ماست . به نظر شما این به رویا بیشتر نمیماند؟

دوستانی که تاکید دارند موسوی تمام شده و باید از او عبور کرد و او جنبش را به زوال و پایان می برد ، راه حل جایگزینشان چیست ؟ چه کسی را می توانند معرفی کنند که اجماع بیشتری بر روی او وجود دارد؟

۳. جنبش سبز _نیازبه نقد و گفتگوی همیشگی

"جنبش سبز، یک حرکت اجتماعی فراگیر است که هرگز خود را مبری از خطا نمی انگارد و با نفی هرگونه مطلق نگری شرک آلود، بر گسترش فضای نقد و گفتگو در درون و بیرون جنبش تاکید دارد. دیده بانی سیر حرکت و تحول جنبش از سوی همه فعالان و به خصوص صاحبان اندیشه و عمل امری حیاتی است که می تواند جنبش را از لغزش به ورطه تمامیت خواهی و فساد بر حذر دارد._بیانیه ۱۸"

این وظیفه همه کسانی است که خود را سبز میدانند .هر کس به قدر توان باید بگوید، بنویسد و نقد کند، خواسته ها و مطالبات خود را مطرح کند و در برابر انحراف ها ، تند روی ها و کند روی ها و ... هشدار دهد .

مطمئن باشید اگر روزی رهبران جنبش دیکتاتوری تازه ای را بنا کنند .مقصر اصلی ما بوده ایم

البته باید توجه داشت که نقد های غیر منصفانه و غیر مستدل و تهمت ها و تخریب هایی که بوی تعفن غرض ورزی های شخصی و کینه های قدیمی و زخم های کهنه و.. از آنها به خوبی به مشام میرسد با جنبش و اتحاد ما همان می کند که تعریف و تمجید های بی مورد و پیروی هایی تنها از سر ارادت وعلاقه و سرسپردگی ......

به قول جناب مولانا: "سخت گیری و تعصب خامی است ................ تا جنینی کار خون آشامی است"

به نظر من اینکه مهندس موسوی خود را همراه کوچک جنبش سبز می داند بسیار بیشتر از یک ژست سیاسی و تعارف کلامی است .

"زندگی ادامه دارد و افراد موقتی هستند. هر جمعی و جماعتی که سرنوشت خود را به بود و نبودکسان پیوند زدند سرانجام - حداقل با فقدان او - سرخورده شدند.هرگاه مردمی برای تنی یا افرادی از همراهان عادی خود امتیازات بی‌دلیل قائل شدند سرانجام تشخیص عقلانی خود را در مقابل خواست آنان واگذار کردند و به جاه‌ طلبان مجال دادند که در آنان طمع کنند.مردمی که می‌خواهند سرپای خود بایستند و حیاتی کریمانه را تجربه کنند جا دارد که از نخستین قدم‌هایی که به ناکامی‌‌شان می‌انجامد بابیشترین دقت‌ها پیشگیری کنند. تولد اینجانب نه هفتم مهر که روز آشنایی با شماست. حتی اگر روز هفتم مهر به دنیا آمده بودم نیز جا نداشت حرکت شما به کیش شخصیت آلوده شود. امیدوارم این کلمات مرا صمیمانه و از سر نگرانی و نه یک شکسته‌ نفسی بی‌حقیقت و تعارف‌ گونه تلقی کنید.بیانیه ۱۳″

۴٫جنبش سبز _نشانه های بزرگی یک ملت

"ملت ما اینک دارد نشانه‌های بزرگی خود را به نمایش می‌گذارد؛ آن تحول شگرفی که جامعه ما در تکاپوی تجربه آن است، این است. البته چیزی که اهمیت دارد خود این بزرگی است و نه نشانه‌های آن. نشانه‌هایش را باز می‌گوییم تا خود آن را باور کنیم که چونان بهار از راه می‌رسد و حیات ما را دیگرگون می‌کند؛ تا به مبارکی آن ایمان بیاوریم و از تغییراتی که ایجاد می‌کند نترسیم _بیانیه ۱۶″

این که جنبش سبز در تمام طول این مدت و در زیر وحشیانه ترین سرکوب ها و شکنجه ها و تجاوز ها ، هیچ گاه احساسی برخورد نکرده و اصل اساسی تاکید بر مبارزه بی خشونت و مسالمت آمیز را همواره سر لوحه کار خود قرار داده است می تواند نشانه ای باشد بر بزرگی این ملت و اینکه اینبار قرار است طرحی نو در اندازیم و بدانیم که در خشونت و تند روی و رادیکالیسم این مردم و خواسته های بحقشان است که قربانی میشود .

"خشونت چاره ساز نیست ....خشم مرکبی است که سوار خود را به زمین می‌زند درمقابل رفتارهای زشت امنیتی و تحریک‌های مدوام تبلیغاتی مردم حق دارند عصبانی شوند،

اگرچه این حقانیت تغییری در تبعات خشم آنان ایجادنمی‌کند.

ما به اندازه‌ای که از خود صبر و خرد نشان بدهیم از کوشش‌هایمان نتیجه می‌گیریم و اگر به سوی تندروی‌های بی‌‌دلیل بلغزیم چه بسا که حاصل یک هفته و یک ماه تلاش را در یک روز و یک صحنه جا بگذاریم. مردم ما از آن رو خود را شایسته رفتارهایی مناسب‌تر از سوی حاکمان می‌بینند که هوشیار و خردمندند،‌ و خردمند کسی است که نه فقط میان خوب و بد، بلکه میان خوب و خوبتر و بد و بدتر تمیز بدهد .بیانیه_۱۳″

وقتی که میبینیم ملت ما با تمام این هزینه ها از مسیر خود خارج نمی شود و راه را گم نمی کند و بازی نمی خورد و بازهم تاکید می کنم احساسی عمل نمیکند و دست به خشونت نمیزند بیشتر باور می کنیم بزرگی این ملت را

صبر و استقامت نکته مهمی است که به نظر من یکی از متغیر های تعیین کننده در معادله بین ملت و حکومت است .هر کدام از طرفین اگر بدون تاُمل و بدون اینکه نقاط ضعف و قوت طرف مقابل را بررسی کنند وارد عمل شوند شکست می خورند . اگر از جنبش سبز صبر را بگیریم دچار افراط و تفریط خواهد شد . بر عهده رهبران و فعالان و اندیشمندان و نظریه پردازان و نقادان و صاحب نظران جنبش سبز هست تا بین تولید پتانسیل های جدید و بروز ظرفیت های فعلی تعادلی همیشگی ایجاد کنند و راهی فراهم آورند تا مردم ما این راه سبز را آهسته ولی پیوسته تا سرانجامی که شاسیته این ملت است طی کنند .

به صبر و متانتی که در حرکت مردم وجود دارد نگاه کنید؛ خواسته‌هایشان را چنان با حوصله‌ای زندگی می‌کنند که گویی می‌توانند صد سال آنها را زندگی کنند؛ حوصله‌ای که مخالفانشان را خسته کرده است، حوصله‌ای که از رشد حکایت می‌کند._بیانیه ۱۶

همین نشانه هاست که جهانیان را به تحسین واداشته است ولی مهمتر از همه این مردمند که باید این بزرگی ها را باور کنند و ایمان بیاورند که می توانند .

۵. جنبش سبز _ نگاه به گذشته، امید به آینده

"جنبش سبز حرکتی در تداوم تلاش مردم ایران برای دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی است که پیش از این در برهه هایی چون انقلاب مشروطیت، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی خود را جلوه گر ساخته است._ بیانیه ۱۸ "

اگر دوره کنونی و آنچه بر ملت ما میرود را از تاریخ پر فراز و نشیب خود و همچنین سرگذشت جوامعی که از دیکتاتوری به دموکراسی پایدار رسیدند جدا کنیم ،بیقین در مورد نگاهی واقع بینانه به جنبش سبز به بیراهه میرویم .آنچه که امروز میبینیم این است که حکومت توانسته صداها را خاموش کند و اعتراض ها را سرکوب نماید ولو به بالاترین قیمت و هزینه ...آری اگر تنها امروز را ببینیم باید اذعان کرد که جنبش در سطح خیابان قدرت قبل را ندارد و دیگر صدای الله اکبر کمتر بگوش میرسد و .... شاید اینطور به نظر برسد که شکست خورده است

اما اگر آنچه را که گذشته واقع بینانه تر نگاه کنیم درمیابیم که برای حکومت از میان تمام گزینه هایی که داشت ،تنها سرکوب باقی مانده و بس و اگر نشانه هایش را بپرسید خواهم گفت : لشگر کشی های ۲۲ بهمن، ۲۲ و ۲۵ خرداد از بارزترین آن ها است .

"و بدانیم که بالاتر از سیاهی رنگی نیست. ترساندن آخرین تیر ترکش است. مخالفانتان اشتباه کردند و در مقابل مسالمت و مقاومت شما آن را به کار بردند تا اگرکارگر نشود چاره‌ دیگری نداشته باشند بیانیه_ ۱۵″

بنابراین حکومت مجبور است اعمالی را که مدت ها مخفیانه و دور از نگاه جامعه و در سیاهچال ها انجام میداده را آشکارا در روز روشن به کف خیابان بکشاند و قید مشروعیت و آبرو را زده ، برای ترساندن مردم حتی به کار نکرده نیز اعتراف کند .

"برادران ما! اگر از هزینه‌های سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمی‌گیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفته‌اید؛ در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است_ بیانیه۱۶″

و مگر غیر از این هم ممکن است که یک حکومتی ۲۶سال سابقه خودش را خودش زیر سوال ببرد و با بحران مشروعیت مواجه نشود .فراموش نکنیم کسانیکه از مردم سالاری دینی دم میزدند امروز جرات برگزاری انتخابات شورا ها را هم ندارند ....

اختلافات درونی و ریزش نیروها و تفرقه ما بین آقایان به حدی رسیده است که به نوه آیت الله خمینی بر سر مزار پدربزرگ اجازه سخنرانی نمیدهند و از دست آیت الله خامنه ای هم جز بوسیدن روی وی کاری بر نمی آید ....

اگر دیروز اختلاف نظر بین مجلس و دولت با اشاره غیر مستقیم رهبری حل میشد .امروز کار به جایی رسیده که سخنان و تقاضاهای علنی وی هم موثر نیست و دوستان دیگر ابایی ندارند اگر حتی در روز روشن نیرو بسیج کنند و بروند به اسم دانشجو هرچه از دهانشان درآمد به مجلس خامنه ای (اصطلاحی که به حق آقای لاریجانی به کار بردند ) بگویند ....و مثال هایی از این دست فراوانند که همگی را میتوان جزو دستاوردهای جنبش سبز دانست

تا هنگامی که جنبش سبز که برسر یک خواسته های عقلانی و مطالبات حداکثری_ حداقلی و درد های مشترک شکل گرفته است وپویایی خود را با نقد خویشتن و ترمیم کاستی ها و اشتباهاتی که خواسته یا نا خواسته مرتکب شده ، حفظ می کند و تکثر و احیانا تضاد آرا را به رسمیت میشناسد و همچنین براین دو راه بی بدیلِ اصرار بر مبارزه مسالمت آمیز و پرهیز از هرگونه خشونت و همچنین گسترش آگاهی ها به عنوان چشم اسفندیار حکومت تاکید دارد. می توان به آینده درخشان آن امیدوار بود و صحبت از زوال آن بی مورد است

بنابراین باید به آنچه بر ما میگذرد از بالا بنگریم و موفقیت یا شکست جنبش را در موفقیت یا شکست برای برگزاری راهپیمایی در یک روز خاص ارزیابی نکنیم .

۶٫جنبش سبز_ هر ایرانی، یک جنبش

"جنبش سبز بر پایه اصول و مبادی بنیادین خود، با تکیه بر شبکه های اجتماعی، بر فهم، اندیشه و نوآوری های مدنی ملت ایران تکیه دارد و دستیابی به آرمان هایی چون عدالت و آزادی را به شکوفایی این خلاقیت ها منوط می داند. شعار "هر ایرانی، یک ستاد" اینک می تواند به شعار "هر ایرانی، یک جنبش" تبدیل شود._بیانیه ۱۸″

دوستان عزیز همان قدر که این حق ماست که از رهبران جنبش بپرسیم برای این جنبش چه کرده اند .باید از خودمان نیز بپرسیم که ما برای این جنبش چه کرده ایم. بهتر نیست هر کدام ازما در کنار نقد عملکرد رهبران جنبش ،عملکرد خودمان را هم نقد کنیم واز خود بپرسیم : تا بحال برای گسترش آگاهی های خود و دیگران چه کرده ایم ؟ آیا راه های اطلاع رسانی کم هزینه و موثری برای پیوند بین شبکه مجازی و حقیقی یافته ایم ؟ آیا توصیه های دیگران در این زمینه را تا بحال امتحان کرده ایم ؟ در مورد شبکه های اجتماعی چطور ؟ آیا تا بحال سعی کرده ایم از فرصت هایی که در جمع دوستان و خانواده و محل کار و تاکسی و مترو و... استفاده کنیم برای تبلیغ جنبش سبز؟ .... برای افزایش حساسیت جامعه چطور؟ و ...و آیا تا بحال یکبار وقت گذاشته ایم و منشور جنبش سبز را مطالعه کرده ایم؟ (دوستان عزیزم ، امیدوارم با طرح این موضوعات سوء تفاهمی پیش نیاید، من به هیچ عنوان در سطحی نیستم که بخواهم عملکرد اعضای فعال و خلاق جنبش سبز را نقد کنم و خدای نکرده زیر سوال ببرم )

به میزانی که ما برای گسترش آگاهی ها ، افزایش حساسیت و همینطور افزایش روح همبستگی در جامعه تلاش کنیم راه را برای ایجاد زمینه های بوجود آمدن یک دموکراسی پایدار هموارتر خواهیم کرد .

"این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟...... همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند... آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند بیانیه _۱۴″

۷٫جنبش سبز_ یک ...جلوش تا بینهایت سبزها

"آدمیزاد دور میزنه، مثل زمین ، مثل زمان ،مثل بهار ،مثل همه چیز ،آب،گل،درخت،زمین،ستاره،خورشید،منظومه ها ،کشکشان ها، مثل همه جهان !

هیچ بودی ، خاک بودی،دور زدی ، هیچ شدی ، خاک شدی

از تو چیزی که مونده :

کاری که کردی می مونه ،

هر کاری کردی می مونه

کاری اگر کردی می مونه ....

یک جلوش تا بینهایت صفر ها _دکتر علی شریعتی"

هموطنم ، همدردم

به خط کشی ها توجهی نکن ، نذار که نا امیدت کنن ، سبز بودن حق من و توست همانطور که این آب وخاک

نذار که این حق رو ازت بگیرن

نذار اونهایی که نمی خوان من و تو ، ما شویم ، به هدفشون برسن

بگو، بنویس ، اعتراض کن ، مخالفت کن ، توضیح بخواه ، مطالبه کن ، دغدغه هاتو فریاد بزن ، با صدای بلند

اما سبز باش

نذار توی ایدال ها غرقت کنن تا نتونی واقعیت ها رو ببینی . ما دو راه بیشتر نداریم یا باید انتخاب کنیم ، یا بذاریم دیگران به جای ما انتخاب کنن .تصمیم بگیر: بد یا بدتر( البته اگر معتقدی که سبز شدن انتخاب بین بد و بدتر هست و نه بیشتر!)

وقتی بین بد وبدتر بد رو انتخاب کنی پلی میسازی تا فردا بتونی بین بد و خوب رو انتخاب کنی و فرداتر بین خوب و خوب تر و این انتخاب ها تمومی هم نداره ... و این من و تو هستیم که یا باید فردا رو خودمون بسازیم یا باید بشینیم تا دیگران برامون بسازن

اگه دغدغه این خاک و این مردم رو داری ، اگه ظلم رو برنمی تابی ، اگه نمی خوای دیگری به جای تو و برای تو تصمیم بگیره ، اگه خسته شدی از این همه استبداد و استسمار و استحمار ، اگه مدافع حق و اجرای قانون هستی، اگه باور داری به درد مشترکی که من و تو می تونیم با هم درمان کنیم . پس تو سبز هستی مثل من، مثل دیگری، بیا تا تنها به این درد نمانیم که این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود .....

اعتبار و قدرت و مشروعیت جنبش ما به کسانی است که سبز شدن را برگزیده اند ، با همه ابهام ها و تردید ها و هزینه ها و پیروزی ها و شکست ها و نشستن ها و برخواستن ها و ضعف ها و قوت ها و اشک ها و لبخند ها..... و بر سر این انتخابشان ایستاده اند با قامتی سرافراز اگرچه مجروح و حبس کشیده ....

مردمی که شمار دقیقشان را کسی نمی داند و بهتر بگویم نمی تواند ،با تکثر فکر و اندیشه و مرام و تعلقات و آرزوها و دردها و دغدغه هایی که شاید تعدادشان از تعداد اعضای جنبش هم فراتر باشد ...ما بیشماریم ، همه تحت یک نام ،با هویت هایی مستقل که هر کدامشان محترمند وبرای فردایی زندگی می کنند که هر کس به معنای کلمه یک رای بیشتر ندارد.

یک نام، یک جنبش ، یک ایران ، یک تاریخ ، یک ملت ،یک فردا ،

یک .... جلوش تا بینهایت سبزها

بسیار گفتم و بسیار نیز ناگفته ماند ... سپاسگذار خواهم بود اگر نظرات خود را در نقد نوشته هایم بنویسید تا یکدیگر را در شکوفایی اندیشه هایمان یاری کنیم . به امید روز هایی بهتر _ارمیا


 


بر اساس تصمیم هیات امنای جهاددانشگاهی، دکتر محمدحسین یادگاری به عنوان رئیس جهاددانشگاهی انتخاب شد.

به گزارش «پارلمان‌نیوز»، استادیار دانشگاه تربیت مدرس بر اساس تصمیم اتخاذ شده به عنوان رئیس جدید جهاددانشگاهی انتخاب شد.

وی دارای مدرک دکترای قارچ شناسی پزشکی است و بر اساس اطلاعات رسیده فاقد سابقه فعالیت در جهاددانشگاهی است.

پیش از این دکتر حمیدرضا طیبی ریاست جهاددانشگاهی را بر عهده داشت.


 


احمد منتظری بدنبال درج مطلبی در سایت نزدیک به دولت،در جوابیه ای آورده است: تقاضای مرحوم آیت الله منتظری از مرحوم آیت الله بهاءالدینی جهت تأیید قائم مقامی رهبری ایشان کذب محض است.

متن این جوابیه به شرح ذیل است:

باسمه تعالی

مدیریت محترم سایت جهان نیوز

پس از سلام، پیرو درج خبری با کد: ۱۲۴۹۱۶ مورخ ۲۴/۴/۸۹ در آن سایت با عنوان «ماجرای رد قائم مقامی مرحوم منتظری توسط آیت الله بهاءالدینی» چنانچه خود را ملزم به رعایت قانون می‌دانید طبق ماده ۲۳ و تبصره ۳ ماده ۱ قانون مطبوعات دستور فرمایید جوابیه ذیل در آن سایت درج گردد:

۱- مسأله تقاضای مرحوم آیت الله منتظری از مرحوم آیت الله بهاءالدینی جهت تأیید قائم مقامی رهبری ایشان کذب محض است.

علی رغم اعلام مخالفت آیت الله منتظری، مسئولیت قائم مقامی رهبری با اصرار اکثریت قریب به اتفاق مجلس خبرگان رهبری من جمله حضرات آقایان خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی، به عهده ایشان گذاشته شد که معظم‌له طی نامه‌ای به آیت الله مشکینی، رئیس وقت مجلس خبرگان، یک بار دیگررسماً مخالفت خود را اعلام کردند.

مطلب مورد ادعای سایت شما با هیچ مبنایی سازگار نیست چون بنا نبوده که مصوبات خبرگان به تأئید حضرات مراجع و علما برسد.

مرحوم آیت الله منتظری در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سه بار با استاد خود مرحوم آیت الله بهاءالدینی ملاقات داشته‌اند و در هیچیک از این موارد مسائل مذکور در سایت شما اصلاً مطرح نشده است.

جناب حجه الاسلام و المسلمین آقای سید رضا برقعی که در آخرین ملاقات حضور داشته‌اند و از حسن اخلاق و تواضع مرحوم آیت الله بهاءالدینی تحت تأثیر قرار گرفته اند نقل می‌کنند: «آیت الله بهاءالدینی فرمود در بین طلبه‌ها آقای منتظری و آقای مطهری من را به زحمت می‌انداختند چون خوب مطالعه می‌کردند و من هم مجبور بودم زیاد مطالعه کنم تا از عهده آنان برآیم.»

۲- در مقاله مذکور مرحوم آیت الله بهاءالدینی یک آدم مدعی غیب گویی معرفی شده است که خودش با نخوت و به کار بردن ضمیر جمع مثل:" شما از ما قبول نمی‌کنید، ولی این دید ما نیست، نزد ما محرز است" این غیب‌گویی را ابراز می‌کرده است. اولاً: با توجه به آیه شریفه: "وعنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو" این ادعا از عالم وارسته ای چون آیت الله بهاءالدینی غیر ممکن است، ثانیاً: اینجانب مشروح ملاقاتی را که با آن عارف وارسته داشتم نقل می‌کنم تا این تهمت سایت جهان نیوز به ایشان بی جواب نماند.

در سال ۱۳۶۶ خانم مهندس جباری که همشاگردی دوران دانشگاه اینجانب بود به من تلفن زد که همسرش عضو واحد اطلاعات سپاه پاسداران بوده و حدود ۵ سال است در خاک عراق مفقودالاثر است و تقاضا نمود من به خدمت آیت الله بهاءالدینی بروم و با گفتن مشخصات او لااقل معلوم شود که همسرش زنده است یا شهید شده است.

اینجانب به اتفاق آقای سید احمد بلندنظر که با مرحوم آیت الله بهاءالدینی رفت وآمد زیاد داشت خدمت ایشان رسیدیم. معظم له با گفتن خاطراتی از پدر بزرگوارم و مرحوم شهید آیت الله مطهری بسیار لطف فرمودند و اینجانب را شرمنده بزرگواری‌های خود نمودند. سپس مسأله مورد نظر خانم مهندس جباری را مطرح نمودم. ناگهان متوجه شدم که رنگ چهره آیت الله بهاءالدینی عوض شد و به صورت عصبانی و ناراحت فرمودند:« هر کس هر چه در مورد من گفته دروغ گفته. من فقط توسل به خمسه طیّبه را بلدم. آن هم چرا من متوسل شوم، خودش متوسل شود اگر مصلحت باشد خبر شوهرش را پیدا می‌کند.»

من هم ناراحت بودم که چرا ناخودآگاه آقا را عصبانی کردم و هم ناراحت از اینکه جوابی برای خانم مهندس جباری پیدا نکردم و هم بسیار احساس افتخار می‌کردم که خدمت شخصیت بزرگی رسیده‌ام که آنقدر پاک است و حاضر نیست با تصورات نادرست امثال من آلوده گردد. اکنون که این سطور را می‌نویسم اشک در چشمانم حلقه زده که چقدر در حق آن بزرگوار ظلم شده و می‌شود و دوستان نادان و یا دشمنان آگاه، شأن و منزلتش را در حدّ یک مدّعی گزافه‌گو پایین می‌آورند.

امیدوارم همگی بتوانیم در هر حال طرفدار حق باشیم و در این راه هراسی نداشته باشیم.

والسلام علی عباد الله الصالحین و رحمة الله و برکاته

قم - ۲۸/۴/۸۹ - احمد منتظری


 


رئیس کمیسیون انرژی مجلس با بیان اینکه تذکرات به دولت برای ارائه قراردادهای بین المللی به مجلس همچنان ادامه دارد، از عدم پاسخگویی دولت به این اعتراضات خبر داد.

به گزارش خبرآنلاین، حمیدرضا کاتوزیان، درخصوص دستور رئیس مجلس برای پیگیری موضوع عدم بررسی قرارداد گازی ایران با پاکستان در کمیسیون انرژی به مهر گفت: با وجود پیگیری ها کمیسیون انرژی در این خصوص، مجلس همچنان از نحوه قرارداد گازی ایران و پاکستان بی اطلاع است.

وی گفت: ما از ابتدای کار مجلس هشتم در خصوص مسائل مرتبط با قراردادهای بین المللی مرتبا و مکررا تذکر داده ایم و نامه نگاری هایی صورت گرفته است که هنوز هیچ پاسخ و توجیه منطقی دریافت نکرده ایم.

کاتوزیان معتقد است: قرارداد گازی ایران و پاکستان قراردادی بین دولتها بوده است. این قرارداد طبق اصل ۷۷ قانون اساسی باید به مجلس ارائه می شد و در مجلس به تصویب می رسید.

نماینده تهران افزود: اگر این روند دولت در عدم ارائه قراردادهای بین المللی به مجلس ادامه یابد یکی از اصول مهم قانون اساسی زیر پا گذاشته می شود.بر اساس اصل ۷۷ قانون اساسی دولت باید تمامی توافقات بین‎المللی‎اش را به اطلاع مجلس برساند اما از اجرای این اصل خودداری می‎کند.

وی ادامه داد: مسئولان مربوطه مدعی هستند که با آمدن قراردادها به مجلس سرعت عمل پایین می آید ، همچنین آنها معتقدند که کار کارشناسی به طور کامل در دولت انجام می شود و نیازی به کار کارشناسی مجلس نیست، از سوی دیگر هم تاکید دارند که بسیاری از مفاد قراردادهای مذکور محرمانه است.

کاتوزیان با اشاره به پناسیل ها در این زمینه گفت: می توانیم سازوکاری برای بررسی این قراردادها در مجلس فراهم کنیم که هم سرعت کار حفظ شود هم کار کارشناسی دقیقی روی قراردادها انجام شود. از طرف دیگر بعد محرمانه آن نیز محفوظ بماند.

وی تاکید کرد:توجیهات دولت قابل قبول نیست زیرا نمی توان با بیان این دیدگاه اصل مهم قانون اساسی را مورد بی توجهی قرار داد اگر این دلایل را بپذیریم، می توان برای سایر اصول قانون اساسی نیز دلایل خاص خود را مطرح کرد و از رعایت آن شانه خالی کرد


 



عضو فراکسیون خط امام(ره) مجلس با انتقاد از عدم توجه اصلاح‌طلبان به لایه‌های درونی جامعه، تاکید کرد که آنها باید افکار خود را به جامعه آورند.

به گزارش ایلنا، احمدرضا دستغیب عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس، در پاسخ به سوالی در مورد اظهارات اخیر سیدمحمد خاتمی مبنی بر ضرورت تقویت فرهنگ مردمسالاری توسط اصلاح‌طلبان، اظهار داشت: اصلاح‌طلبان در دوران اصلاحات عجله کردند و روی اصول و مبانی تکیه کمتری داشتند. آنها به صرف داشتن مناصب سیاسی کفایت کردندکه در نتیجه آن تا حدی زیادی از لایه‌های درونی جامعه انقطاع یافته و همین باعث ضعف آنها شد.

وی با بیان اینکه سخنان خاتمی کاملاً صحیح است، افزود: اصلاح‌طلبان باید با برنامه‌ریزی برای آینده، اهداف خود را به لایه‌های پایین جامعه تزریق می‌کردند. زیرا تئوری‌هایی را که فقط مختص روشنفکران است باید با زبان لایه‌های جامعه مطرح کرد. چون اکثر تفکرات پایدار در جهان به این زبان سخن می‌گویند.

عضو کمیسیون صنایع معادن مجلس در ادامه گفت: اصلاح‌طلبان باید افکار خود را به جامعه آورند، زیرا در میان گذاشتن این موضوعات با روشنفکران کفایت نمی‌کند. هر چند که الان امکان این ارتباط هم وجود ندارد. البته معلوم نیست که اگر مردم از گفتمان اصول‌گرایی فعلی زده شدند، باز به افکار اصلاح‌طلبان گرایش می‌یابند یا به رهبران اصلاح‌طلب اقبال نشان می‌دهند.

به گفته وی، اگر جنبش اصلاحات به ۱۰ سال پیش بر گردد، بسیاری از حرکات را انجام نمی‌دهد و به طور مثال مانند انتخابات دوره نهم ریاست‌جمهوری با چند کاندیدا وارد عرصه نمی‌شوند. زیرا اصلاحات چوب اشتباهات خودرا می‌خورد و اگر به گذشته باز می‌گشتند شاید در رفتار خود کاملاً تغییر جهت می‌دادند.

دستغیب تصریح کرد: در انتخابات دهم ریاست‌جمهوری کنار رفتن خاتمی از عرصه یک اشتباه بزرگ ملی بود. زیرا شناخت مردم نسبت به وی، وصف ناشدنی است و جایگزینی موسوی برای ستادها و مردم دشوار بود.

عضو فراکسیون خط امام(ره) مجلس در ادامه در مورد تقویت گفتمان مردمسالاری در جامعه، اظهار داشت: بعد از انقلاب اسلامی، امام پایه‌های مردم‌سالاری را بنا نهاد. به نظر من سخنان امام(ره) هنوز می‌تواند برای عموم اقشار مردم در مسیر مردمسالاری روشنگرانه باشد که بهتر و کامل‌تر از آن نداریم؛ زیرا مورد قبول همه است.

وی در پایان گفت: امروز اگر کسی سخن از مردم‌سالاری بگوید به او انگ‌های مختلفی می‌زنند، اما کسی به سخنان اما‌م(ره) نمی‌تواند ایراد بگیرد.


 



تردید نکنید که اگر ظرفیت‌ها بالا برود و سینه‌ها فراخ شود و آزادی‌ها بیشتر شود و تنوع سلایق افزایش یابد، رسانه خیرش بیش از شرش است. صدای رسانه اگر بلند باشد، همه مسوولان مجبورند خودشان را جمع کنند اما وقتی رسانه جمع شد، هر کس هر کاری خواست می کند و جامعه به مرور فاسد می‌شود.

احمد توکلی را همه به عنوان یک استاد خوش‌فکر روزنامه نگاری می‌شناسند که علاوه بر کار آکادمیک تجربه تحریریه و کار عملی خوبی را هم داشته است، به عبارتی او در دو عرصه دانشگاهی و تجربی، روزنامه‌نگاری و تدریس کرده است. کتاب‌های او هم همواره مورد استقبال مخاطبان عام و خاص بوده است؛ این استاد روزنامه‌نگاری دارای دکترای مدیریت رسانه است و در سال ۱۳۶۰ کار مطبوعاتی‌ خود را با روزنامه جمهوری اسلامی آغاز کرد و در سال ۱۳۷۳ از موسسان تحریریه روزنامه ایران بود. از دیگر فعالیت‌های مطبوعاتی توکلی می‌توان به سردبیری و مدیرمسوولی روزنامه ایران ورزشی، سردبیری تهران امروز و ایران‌تایمز اشاره کرد. با او به بهانه انتشار کتاب جدیدش «خبرنویسی پیشرفته» گفت‌وگو کرده‌ایم.

وضعیت روزنامه نگاری در کشور را چطور ارزیابی می کنید به ویژه که نوعی قهر مردم و نخبگان با مطبوعات به خوبی مشهود است؟


رنگ رخسار خبر می دهد از سر درون، به عقیده من اگر تیراژ مطبوعات پایین آمده ، علتش این است که آن شادابی خبری از بین رفته است. آدم های خبرساز محدود شده اند، تنوع سلائق در تولید اطلاعات از بین رفته است و خلاصه اینکه بیش از همیشه رسانه ها باید دست به عصا راه بروند. این با ماهیت رسانه سازگاری ندارد. به عقیده من مهمترین کارکرد رسانه، نقد دولت حاکم- هر دولتی - در همه زمینه‌هاست هر کجا که فتیله نقد پایین کشیده شود، مردم خودشان را کنار می‌کشند. البته نه این که فکر کنید من به عنوان یک آدم رسانه‌ای فقط خیر رسانه را می‌بینم؛ نه، رسانه تالی فاسد هم دارد اما تردید نکنید که اگر ظرفیت‌ها بالا برود و سینه‌ها فراخ شود و آزادی‌ها بیشتر شود و تنوع سلائق افزایش یابد، رسانه خیرش بیش از شرش است. صدای رسانه اگر بلند باشد، همه مسوولان مجبورند خودشان را جمع کنند اما وقتی رسانه جمع شد، هر کس هر کاری خواست می کند و جامعه به مرور فاسد می‌شود.

چقدر در این وضعیت نابسامان بی مخاطبی؛ تکنیک روزنامه نگاری را سهیم می دانید؟

به نظرم حرف زدن درباره تکنیک در شرایط فعلی وارد جاده خاکی شدن است. مشکلاتمان اساسی‌تر از این حرف‌هاست. اینکه یک خبرنگار یا یک رسانه باید توانایی و حرفه‌ای‌گری لازم در نحوه ورود به اخبار و چگونی پوشش خبری و در یک کلام استاد کار خودش باشد شکی نیست و حتما هم در جذب مخاطب تاثیر گذار است اما الان مشکلمان جای دیگری است.

اخیرا روزنامه های ما به سمت برخی «شبه خبرها» با عناوین «ویژه»، «زلزله»، «شنیده ها» و ... رفته اند، علت چیست؟ در روزنامه‌نگاری جهانی و نوین آیا چنین اخباری جایگاهی رسمی دارند یا فقط در کشور ما اینگونه است؟

مشابه این گونه ستون‌ها در مطبوعات خارج از کشور هم هست، با وجود این فراگیر شدن آن می تواند نشان فقدان شفافیت اطلاع‌رسانی در جامعه باشد.

شما سال هاست در خصوص سبک‌های نوین خبرنویسی می‌نویسی؛ اما حتی برخی از شاگردان شما هم در روزنامه‌نگاری عملی یا تجربی ناتوانی‌هایی دارند، اشکال از نظام آموزشی ماست و یا محمل های تجربی کار روزنامه نگاری؟

با احترام به تمامی دانشجویانی که بنده افتخار آشنایی با آنها را در کلاس درس داشته‌ام، می‌خواهم بگویم به معنایی که شما مد نظرتان است من اعتقادی به استاد- شاگردی در ترم دانشگاهی ندارم. در فضای حوزوی شما می‌توانید بگویید فلانی شاگرد فلان آیت الله است چرا که این دانشجو علاوه بر حق انتخاب آزادانه‌تر استاد، سال‌ها در محضر او تلمذ کرده است. حال دانشجوی روزنامه‌نگاری را در نظر بگیرید که یک یا دو ترم نصف و نیمه می‌خواهد در یک نظام آموزشی کهنه و فشل درسش را پاس کند. لذا به عقیده من نمی‌توان کارکرد او را - خوب یا بد - خیلی به استاد و دانشگاه ربط داد. از طرف دیگر کار روزنامه‌نگاری حوزه ذوقی است و علاقه‌مندی و استعداد در آن حرف اول را می‌زند البته بستر مناسب هم که همان محیط تحریریه باشد لازم است. جامعه و فرهنگ عمومی را هم به آن اضافه کنید. اگر با عواملی که برشمردم موافق باشید، می‌بینید که موضوع کمی پیچیده است. از این موضوع که بگذریم من فکر می‌کنم دانشجویان را باید به دو گروه تقسیم کنیم دانشجویی که قبل از شروع به آموزش فی النفسه روزنامه‌نگار است و دانشجویی که نیست. ممکن است اکنون سوال این باشد که پس نقش معلم چیست؟ نقش من معلم این است که به آن دانشجوی اولی بگویم چگونه می‌تواند سریعتر به جمع حرفه‌ای‌ها بپویندد و به دومی هم نمره‌ای بدهم که بالاخره صندلیش را به دانشجوی بعدی که پشت در منتظر ایستاده است، بدهد و برود پی کارش!

نظام آموزشی کهنه و فشل را می‌شود بیشتر توضیح دهید؟

حدودا ۲۵ سال پیش دروسی برای آن روز جامعه رسانه‌ای کشور طراحی شده است که امروزه نیز همچنان در دانشگاه‌های کشور تدریس می‌شود. اگر حتی بزرگترین تحول جهانی که در حوزه ارتباطات اتفاق افتاده، اتفاق نیفتاده بود باز هم این دروس نیازمند بازنگری بودند، چه رسد به آنکه ما یک انقلاب جهانی ارتباطی را پشت سرگذاشته‌ایم و متاسفانه هنوز بر شیوه قدیم خود پایبندیم. تاکید می‌کنم بسیاری از دروسی که امروزه در دانشگاه در رشته روزنامه‌نگاری تدریس می‌شود محلی از تدریس ندارد و جای بسیاری از دروس خالی است حتی باید در شیوه تدریس بازنگری شود. واحدهای درسی موجود باید مورد بازنگری اساسی قرار گیرد. روزنامه‌نگاری شهروندی در دنیا دچار تحول می‌شود، در کشور خودمان و دانشگاه‌هایش آب از آب تکان نمی‌خورد. روزنامه‌نگاری بحران، روزنامه‌نگاری آنلاین، روزنامه نگاری شهروندی و ... در نظام آموزشی ما کجا قرار دارند؟ اخلاق روزنامه نگاری در کجا باید به دانشجو آموزش داده شود. حتی به عقیده من در نظام جذب استاد بهتر است تجدید نظر شود و از حالت مدرک محوری خارج شود تا پای افراد با تجربه به کلاس‌های دانشگاهی باز شود و گپ میان محیط علمی و عملی به حداقل برسد.

چرا این بازنگری اتفاق نمی‌افتد؟

چون تغییر و تحول هزینه دارد. چون هیچکس خودش را مسوول نمی‌داند. چون حفظ وضع موجود اصولا همیشه کم دردسرترین است. علاوه براین جامعه هم باید بخواهد و کشش لازم را داشته باشد. ممکن است کسانی هم باشند که بخواهند ولی با خودشان بگویند که تحول روزنامه‌نگاری کلاسیک برای کدام روزنامه‌نگاری؟ برخی همکاران من هم هستند که می‌گویند گیریم حالا دانشگاه «باب وود وارد» تربیت کرد جامعه باید نیکسونی داشته باشد که کله پایش کنی؟ نیکسون کجا بود؟

در این میان اقتصاد رسانه، مدیریت رسانه و محیط های رسانه ای چه مقدار نقش دارند؟

خیلی زیاد. محیط نامناسب رسانه‌ای روزنامه‌نگار خوب را می‌کُشد و بر عکس محیط خوب، روزنامه‌نگاری را که احیانا بد آموزش دیده اما دارای استعداد است، احیا می‌کند. اما توجه داشته باشید که اقتصاد رسانه در هر کشوری تابع محیط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. این‌ها مثل ظروف مرتبطه هستند، دانشگاه و محیط رسانه‌ای هردو تابعی از جامعه‌ای هستند که در آن زندگی می‌کنند. اگر محیط به گونه‌ای باشد که رسانه نتواند در آن به کارکرد و ماهیت خود عمل کند، اقتصاد رسانه دچار مشکل می‌شود در این صورت یا شما مجبورید بر مبنای نمایش توسعه، رسانه‌های صوری داشته باشید که خریدار ندارد و یا عطای آن را به لقایش ببخشید که در هر دو صورت روند روزنامه‌نگاری در همه سطوح خدشه دار خواهد کرد.

کمی راجع به کتاب جدیدتان «خبرنویسی پیشرفته» بگویید؛ گویا این کتاب تکمیل مباحث سبک های خبری است که شما در سایت خود بخشی از آن را منتشر کرده اید، این طور است؟

همینطور است. در این کتاب سعی کرده‌ام به زبانی ساده به مخاطب علاقمند شیوه خبرنویسی را آموزش دهم. البته در بخش دوم که سبک‌های جدید مطرح شده کمی موضوع سخت‌تر می‌شود.

همه مثال‌های کتاب از نمونه های خارجی است؛ آیا این بدین معنا نیست که هیچ موردی در خصوص سبک های مورد بحث شما در کشور یافت نشده است؟

چون در این زمینه کمتر در مطبوعات کشور کار شده و یا اصلا کار نشده است. می‌شد برای این سبک‌ها مثال‌های ایرانی ساخت لکن من فکر کردم که خبرنگار ایرانی وقتی مثال اصلی را می‌بیند، شاید بتواند برداشت دقیق تر و خلاقانه‌تری از موضوع پیدا کند.

انگیزه شما از چاپ این کتاب چیست؟ با وجودی که می‌دانید در کشور ما روزنامه نگاری سنتی حکمفرماست و حتی به گفته خودتان اراده ای برای تغییر در سبک های خبری و یا چینش های جدید خبری نیست.

وظیفه من به عنوان معلم این رشته و روزنامه‌نگار این است که یافته‌های علمی و تجربیات خودم را در اختیار دانشجویان و خبرنگاران بگذارم. برای تغییر فضا و تلنگر زدن به جامعه خبری این نوشته ها لازم است در عین حال من فکر می‌کنم روزنامه نگاران ایرانی جزو باهوش ترین خبرنگاران جهان هستند، آنها به راحتی قادرند تکنیک‌های پوشش‌های خبری را به خدمت بگیرند لاکن محیط رسانه‌ای و فضای حاکم بر مطبوعات اجازه خلاقیت را از خبرنگاران گرفته است. بخشی از این فضا مربوط به شرایط سیاسی عصر حاضر است و بخش دیگر فرهنگی است. به نظر من دایره تولید خبر در رسانه‌های ما تنگ و محدود به سخت خبرها و سیاسی است. حتی در حوزه‌های نرم‌تر هم، ما به مسائل، سیاسی نگاه می‌کنیم. به نظر شما کدام حوزه اجتماعی است که امروزه بشود فارغ از سیاست به آن ورود کرد؛ ورزش، هنر، محیط زیست و... همه سیاست‌زده هستند. علاوه بر آن اقتصاد بد رسانه به مدیریت رسانه اجازه نمی‌دهد که حوزه‌های تخصصی خودش را از نظر کمی و کیفی ارتقاء دهد، لذا خبرنگار یا سر جای خودش نیست و یا وقت سر خاراندن ندارد که بخواهد با بازی‌های خبری به خبر خود جان تازه‌ای ببخشد و البته زمانی هم که این فرصت را پیدا می کند چون خلاف عادتش است، بیاد نمی‌آورد که گونه دیگری هم می‌شود خبر را دید.

آینده روزنامه‌نگاری در کشور را چگونه می‌بینید؟ آیا روزنامه‌نگاری سنتی ما تداوم خواهد داشت؟ آیا اصلا مردم روزنامه‌نگاری نوین را می‌پذیرند؟

اینکه روزی و روزگاری روزنامه نگاری سنتی به معنای کاغذ در کشور از بین برود، بعید نیست ولی آیا این ۳۰ سال دیگر اتفاق خواهدافتاد یا ۵۰سال دیگر خیلی قابل پیش‌بینی نیست. روزنامه‌نگاری نوین اگر منظورتان دور شدن از کاغذ است باید بگویم میزان آن بستگی به سرعت الکترونیکی شدن جامعه، سرعت فراگیر شدن تکنولوژی‌های ارتباطی، سرعت تغییر سواد درکشور و... دارد. چون تردید نکنید که تکنولوژی‌های جدید ارتباطی و آنی شدن خبر و ارزان شدن فرایند دسترسی به خبر در فرمت جدید به سرعت دنیا را فراخواهد گرفت.

منبع: خبرآنلاین


 


احمد پورفلاح : رای هدفمند کردن یارانه‏ها تاکنون جداول و گزینه‏های متعدد و متنوعی مطرح و پیشنهاد شده است که بر مبنای آخرین اطلاعات، ۹ گزینه انتخاب و در معرض مطالعه و تصمیم‏گیری نهایی قرار گرفته است. ما فرض را بر گزینه‏ای می‏گذاریم که دولت از محل افزایش قیمت حامل‏های انرژی برابر جدول زیر که قرار است ظرف ۵ سال محقق شود، برای سال ۸۹ درآمدی معادل ۲۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ (بیست هزار میلیارد تومان یا بیست میلیارد دلار درآمد کسب نماید و به نسبت ۵۰ درصد آن میان آحاد جامعه، ۳۰ درصد به بخش مولد کشور و ۲۰ درصد برای تأمین نیازهای خود دولت بازتوزیع شود.

برمبنای یکی از گزینه‏های مربوط به روند تعدیل یا تصحیح قیمت‏های حامل انرژی قرار است:

بنزین موتور از هر لیتر ۱۰۰۰ ریال به ۴۰۰۰ ریال افزایش یابد.

نفت سفید از هر لیتر ۱۶۵ ریال به ۳۵۰۰ ریال افزایش یابد.

نفت کوره از هر لیتر ۹۵ ریال به ۲۰۰۰ ریال افزایش یابد.

گاز مایع از هر مترمکعب ۳۲ ریال به ۲۰۰۰ ریال افزایش یابد.

گاز طبیعی از هر مترمکعب ۱۸۵ ریال به ۱۳۰۰ ریال افزایش یابد.

برق از هر کیلووات ۱۳۹ ریال به ۱۰۰۰ ریال افزایش یابد.

با بررسی نتایج حاصل از پیاده‏سازی گزینه فوق و میزان تقریبی انرژی مصرفی در بخش صنعت و در یک‏سال، مشخص می‏شود که سهم صنعت از تأمین بیست هزار میلیاردتومان هدف‏گذاری شده (توسط مجلس شورای اسلامی در مقابل چهل هزار میلیارد تومان درخواستی دولت) معادل ۳۷۸۰ میلیارد تومان یعنی معادل ۱۸درصد از کل اضافه درآمدها می‏باشد. با یک بررسی اجمالی می‏بینیم که ۸۷ درصد بار این افزایش قیمت متوجه صنایع آسیب‏پذیر (با مصرف بالا) همانند صنعت، آهن و فولاد، سیمان، آهک، گچ، شیشه، تولید فرآورده‏های نفتی تصفیه شده، تولید مواد پلاستیکی، تولید کودشیمیایی و ترکیبات ازت، تولید آجر و محصولات آلومینیومی و ۱۳درصد آن متوجه صنایع با مصرف پایین انرژی می‏باشد. در مجموع حداقل افزایش هزینه ناشی از این لایحه را بطور میانگین ۵/۲۲ درصد و حداکثر ۸۲ درصد برآورد می‏نمایند البته صنایع انرژی‏بری هستند که تا ۱۵۰درصد هم قیمت تمام شده آنها افزایش می‏یابد. میانگین افزایش قیمت در کل اقتصاد ۹۱/۶۰ درصد و میانگین کل بخش صنعت ۷۰/۴۲ درصد تخمین زده می‏شود. اگر ۳۰درصد بازتوزیع سهم صنایع را بر مأخذ ۲۰ هزار میلیارد تومان درنظر بگیریم معنای آن این است که قرار است حدود ۶ هزار میلیارد تومان از درآمد حاصل شده (با سقف ۲۰ هزار میلیارد تومان) به صنایع بازگردانده شود. که با توجه به مبلغ ۳۷۸۰ هزار میلیارد تومان پیش گفته یعنی بار مالی اضافی که قراراست در سال ۸۹ متوجه صنعت شود حدود ۶۳ درصد رقم کل درنظرگرفته شده را تشکیل می‏دهد بنابراین درصورت محقق شدن این داستان نمی‏باید بخش صنعت دل نگرانی از افزایش هزینه‏های تولید خود در شرایط کنونی رکود و بد بودن وضعیت نقدینگی داشته باشد، ولیکن نکته مهم و اساسی این‏ جا ‏است که دولت می خواهد با چه روشی این مازاد دریافتی را به صنایع بازپرداخت نماید.

چگونگی بازتوزیع ناشی از افزایش بهای حامل‏های انرژی به صنعت، برابر آخرین تصمیمات با توجه به اینکه وضعیت ۷۰۰۰ بنگاه تولیدی را نمی‏توان از نظر مصرف انرژی و میزان تأثیرپذیری به دقت تجزیه و تحلیل و طبقه‏بندی نمود، رشته‏های آسیب‏پذیر در صنعت در ۲۳ رشته اولویت‏بندی شده است. در مورد روند افزایشی قیمت‏ها تاکنون ۹ مقاله نوشته شده که بعضی از آنها می‏تواند به صنایع صدمات جبران‏ناپذیری را بزند ولیکن در سطوح تصمیم‏گیری به حساسیت موضوع تولید توجه خاصی وجود دارد.

بازتوزیع یارانه‏ها در سرفصل جبرانی و با استفاده از مکانیسم‏های تغییر تعرفه، وام، جوایز صادراتی و پرداخت مستقیم دیده شده و در سرفصل بهره‏وری به مکانیسم‏های بازار، منابع انسانی، انرژی، صادرات و واردات و تأمین مالی توجه شده است.

کمیته ۴ نفره‏ای در وزارت صنایع تشکیل شده است که یکی از آنها نماینده تشکل‏ها می‏باشد که تا یکی دوهفته دیگر و با دادن پیش آگهی به صنایع، درمورد ۲۳ رشته آسیب‏پذیر بحث و بررسی و مصوبه نهایی تنظیم می‏گردد.

در مورد سایر رشته‏ها (خارج از ۲۳ رشته) قرار است کمیته‏ای در هریک از استان‏ها تشکیل شود و به موضوع بازتوزیع حق‏السهم این‏گونه صنایع از محل این ۳۰ درصد بپردازد. البته پیشنهاد به تعویق انداختن شمول این قانون به صنعت را برای مدت ۳ سال داده شده است و دلیل آن هم شرایط بد نقدینگی و فروش واحدهای صنعتی در شرایط بحرانی حاضر و لزوم عدم درگیری دولت در جبهه‏های مختلفی که در نتیجه پیاده نمودن این پروژه در بخش های مختلف و در جامعه ایجاد می‏گردد، می‏باشد.

امید است با استفاده از اطلاعات و آمار دقیق و استفاده از نظر کارشناسان بخش خصوصی و صاحبان تجربه و تخصص، عوارض ناشی از پیاده نمودن این قانون که اصل آن کاملاً مورد توافق و تأیید در بخش خصوصی کشور می‏باشد به کمترین میزان ممکن باشد حتی شاید با بازتوزیع این درآمد به میزان و درصد پیش‏بینی شده فرصت و فرصت‏هایی برای ایجاد گشایش بیشتر در زمینه گردش کار بنگاه‏های تولیدی فراهم گردد.

*نماینده اتاق بازرگانی در کمیته نهضت کاهش قیمت تمام شده


 



فائزه هاشمی می گوید که شوهرش هزینه و مخارج زندگیش را می پردازد . او در انتشار روزنامه بهار هیچ دخالتی نداشته است .دختر هاشمی از روزگار پدر کمتر سخن به میان می آورد و می گوید او نگران وضعیت نظام است .فائزه درباره اینکه چرا پدرش به نمازجمعه نمی رود می گوید:" او نه قهر است نه آشتی " . به گفته وی تا پیش از عید مرتب هر دفعه برای نماز جمعه با پدرش تماس گرفته می شد که آقای هاشمی زیربار نمی رفت. سایت خبری دی پرس به گفتگویی مشروح با فائزه هاشمی پرداخته است که در ادمه می خوانید:

خانم هاشمی، حدود سی سال از نظام جمهوری اسلامی می گذرد که به با هدف تحقق برخی آرمانها از جمله آزادی، عدالت و تحقق اراده مردم بر سرنوشت خود پایه ریزی شده بود در یک سال گذشته مسائلی در کشور رخ داد که به تعبیر برخی بزرگان ظلم هایی به شخصیت ها شده است چه با گفتار و چه با نوشتار، خواستیم ببینیم اگر اراده ای باشد برای اینکه ظلم هایی که شده، جبران شود از چه طریقی باید جبران شود آیا فکر می کنید اصلا ظلمی شده است؟

ما به طور خاص در مورد این یک سال صحبت می کنیم .اینکه ظلم شده من فکر می کنم برای خود من که بله. به نظر می رسد که عدالت آن گونه که باید اجرا نشده است و قوانین آن گونه که باید پیاده نشده است بسیاری از اصول قانون اساسی ما الان معطل است و اصلا اجرا نمی شود و زمانی که قانون اجرا نشود طبیعتا ظلم را به دنبال دارد حالا بعضی ها معتقدند این گروه دارند به آن گروه ظلم می کنند بعضی ها معتقدند برعکس آن گروه دارد به این گروه ظلم می کند. من هم چون خودم یک طرف دعوا محسوب می شوم طبیعتا هر حرفی بزنم از طرف گروه مخالف تلقی می شود که دارند از گروه خودشان دفاع می کنند یا فرافکنی می کنند.

بنابراین من فکر می کنم که باز خود قانون و خود قوه قضاییه مهمترین محک برای اینکه واقعا ظلم شده یا نشده است، می باشد و اگر ظلم شده چه فرد یا گروهی به دیگری ظلم کرده و مهمترین وسیله جبرانش هم باز همین قانون و قوه قضاییه است که براساس یک سری استانداردها که براساس خود قانون باید باشد - یعنی خود قانون بهترین راه حل است - ارزیابی شود و این ظلم جبران شود.

وقتی عملکرد طوری می شود که مثلا من نمی توانم چیزهای که صداوسیما به عنوان رسانه می گوید باور کنم و تا از یک جای دیگر تاییدیه نگیرم، برایم قابل باور نیست. خب این شک و تردید از کجا آمده است این به عملکرد این رسانه ها یا این دستگاه ها برمی گردد.

البته بعضی ها می گویند افرادی مثل شما که از عنوان آقازاده هم استفاده می کنند از پیگرد قضایی مصون هستید....

اینها به نظر من فقط یک جور فرافکنی است، چون من شخصا چندین بار دادگاه رفتم، زندان رفتم ولی ازهمه دادگاه هایی که رفتم تبرئه شدم و بیرون آمدم، اگر مصون هستم پس چرا پایم به دادگاه باز شده است؟ این پیگردها از همان روزنامه زن شروع شد و ادامه پیدا کرد و طی یکسال گذشته رفتارهایی که با ما می شود نشان دهنده این نیست که مصونیتی بر ما وجود دارد نمی شود من مصون باشم و این همه تهمت و دروغ و افترا وجود داشته باشد. نمی شود من مصون باشم و شکایت من یک دانه اش هم رسیدگی نشود. اگر اینها را در کنار همدیگر قرار بدهیم می بینیم که این حرف هایی که زده می شود واقعیت ندارد ولی ما از آن طرف می بینیم که متاسفانه یک گروهی که شاید گروه کمی نباشند با زور و با استفاده از جایگاه هایی که پیدا کردند با تهمت و افتراء و با هرگونه کار خلاف به اهدافشان می رسند. این موارد باید بررسی شود.

خانم هاشمی در آستانه هر حادثه ای که در کشور اتفاق می افتد یک سالگرد برایش در نظر می گیرند ما در آستانه سالگرد نماز جمعه تاریخی آقای هاشمی هستیم ایشان نماز جمعه های تاریخی زیادی اقامه کرده اند ولی نماز جمعه ۲۶ تیر بیشتر مورد توجه قرار گرفت آقای هاشمی کسی که به قول معروف از اول انقلاب در نماز جمعه بود اکنون یک سال است حضور پیدا نمی کند تاکنون از سوی خود ایشان هم جواب روشنی به این قضیه داده نشده است آیا واقعا آقای هاشمی از حضور در نماز جمعه قهر کرده است یا فشارهایی است که ایشان نماز جمعه را اقامه نکنند؟

نه قهر است و نه فشار تا آنجایی که می دانم تا قبل ازعید مرتب برای نمازجمعه به ایشان زنگ زده شد که مثلاً شما می روید این هفته برای نماز و ایشان می گفتند نه نمی روم. این جور هم نبود که آنها فشار بیاورند که ایشان نمازجمعه نروند فکر می کنم خودشان هم یکی- دوبار علت این موضوع را گفته است.چون آن روز( نماز جمعه۲۶ تیر)مردم خیلی آسیب دیدند، من شنیدم ایشان می گفتند چون اگر مجددا به نماز جمعه بروم همین اتفاق دوباره تکرار می شود و مردم آسیب می بینند من حاضر نیستم به نماز جمعه بروم.

بعد از عید هم به ایشان برای حضور در نماز جمعه زنگ می زدند؟

شاید الان زنگ بزنند ولی من در جریان نباشم تا جایی که من در جریان بودم مرتب هر دفعه برای نماز جمعه با ایشان تماس گرفته می شد که آقای هاشمی زیربار نمی رفت.

این روزهای آقای هاشمی چطور می گذرد؟

از خودشان بپرسید من در مورد ایشان ترجیح می دهم که حرفی نزنم چون به هر حال ایشان خودشان می دانند چه چیزی را بگویند و چه چیزی را نگویند.

شما به عنوان کسی که از نزدیک شاهد هستید، وقتی می آیند منزل یا با ایشان صحبت می کنید در چهره ایشان چه می بینید؟

نگران هستند ایشان، به شدت نگران آینده مملکت هستند.

یعنی کاری نمی کنند؟

خب در هر حال ایشان با سیاست خودشان کار می کنند و هر سیاستمداری روش خاص خودش را دارد.

در مورد مسائل اخیر که در مورد عفاف و حجاب مطرح شده است نظرتان چیست؟

در مورد حجاب البته من اشاره ای به صحبت‌های آقای احمدی نژاد ندارم ولی اکنون سی سال از انقلاب گذشته است یعنی اگر ما بیاییم یک ارزیابی داشته باشیم که از سی سال پیش که حجاب اجباری شد و بعد هم هر ازگاهی هر سال برخوردهایی کردیم و حالا در یک دوره هایی قوی تر می شود و در یک دوره هایی ضعیف تر، خب نتیجه اش چه بوده؟ اگر نتیجه بخش بود که الان نباید این معضل وجود می داشت و دوباره نیاز نبود که این کارها انجام شود من فکر می کنم اگر یک ارزیابی روی این قضیه داشته باشند بهتر است چون ما بی حجابی پنهان زیاد داریم. این که واقعا خانواده ها چقدر پایبند هستند و بعد بیاییم عوامل آن را ریشه ای مورد بررسی قرار دهیم که چه شده که به این جا کشیده آن وقت می توانیم ببینیم واقعا این ضرورت دارد یا نه من خودم این کارها را تاثیر بخش نمی دانم بلکه برعکس به نظر من نتیجه معکوس می دهد.

من یک سوال خصوصی دارم از شما اگر خواستید جواب دهید و اگر نخواستید جواب ندهید! این جایی که ما الان داریم مصاحبه می کنیم کجاست؟

فدراسیون اسلامی ورزشی زنان.

منبع درآمدی تان هم از همین جا تامین می شود؟

نه، من اصلا اینجا حقوق نمی گیرم. من از همان سال اولی که وارد فعالیت های اجتماعی شدم اصلا در المپیک نایب رئیس بودم من هیچ وقت مسئولیت های آنچنانی نداشتم ، تنها حقوقی که من گرفتم دوره چهار ساله مجلس ام بود.

اینجا زیرمجموعه سازمان تربیت بدنی است؟

نخیر. المپیک، زیرمجموعه المپیک است.

خانم هاشمی شما گفتید منبع درآمد شما اینجا نیست درآمد شما از چه طریقی است می گویند که شما خیلی پولدار هستید؟

بی خود می گویند. خب من هم یک زن معمولی هستم که همسر دارم و همسرم من را تامین می کند و من خودم درآمدی ندارم.

یعنی شما از همسرتان کسب درآمد می کنید؟

بله، ایشان هم دکتر روانپزشک هستند و مثل هر خانواده دیگری من هم از همان جا تامین می شوم. این پول هایی که می گویند هیچ کدام واقعیت ندارد و من در روزنامه بهار همه را انکار کردم، همه جوره همه دروغ است.


 



نطق چندی قبل احمد توکلی در مجلس اگر چه تیغ تیز انتقاداتش متوجه برخی رفتارها و عملکرد ها از سوی دولت بود اما تنها بخش اظهارات وی نبود.

به گزارش روزآنلاین، انتقاد از برخی مصوبات در مجلس که به زعم توکلی «مصالح ملی»در آن رعایت نمی شود، بخش متفاوت اظهارات رئیس مرکز پژوهش های مجلس بود.

توکلی در نطق خود با اشاره به برخی رفتاری ها که به گفته وی موجب تضعیف قوه مقننه بوده،تاکید کرد:«برای آنکه همگان به قانون احترام بگذارند، لازم است که قوانین مستحکم و عادلانه باشد و نباید اینگونه برداشت شود که منافعی جز منافع ملی انگیزه نمایندگان برای تصویب قانون است و اینگونه نباشد که منافع حوزه انتخابیه به منافع ملی در تصویب قوانین پیشی بگیرد. »

نارکارآمدی سیستم اداری کشور موجب شده سیل درخواست های مردمی به سوی نمایندگان ارائه شود و انان هم برای انکه جایگاه خود را در میان رای دهندگان از دست ندهند به نحوی تلاش می کنند این درخواست ها را اجابت کنند. اما این موضوع تنها دلیل برخی مصوبات نیست.

توزیع اعتبارات استانی هم از جمله مسائلی است که به ادامه این روند می انجامد.در شرایطی که به گفته ثروتی نماینده مجلس فاصله برخی استانها در شاخص های توسعه یافتگی ۳۰ تا ۴۰ سال از همتایان خود دورتر است طبیعی است درعمل تلاش کنند تا حوزه ای را که آن را نمایندگی می کنند، توسعه دهند.

تلاشی که منجر به لابی های با نمایندگان دولت می شود و در برخی موارد نمایندگان را از تذکر ، سوال و استیضاح دور می کند. اگر چه لابی گری عرف معمول نمایندگان هست و از ان گریزی نیست اما لابی های غیر اصولی موجب شد توکلی در نطق خود به ان اشاره کند و از استیضاح های سخن بگوید که با عزل و نصب مدیر یک اداره پس گرفته می‌شود

هشدار های توکلی اگر چه تلخ است اما اندیشیدن به ان و تلاش برای حل ان می تواند کارامدی قوه قانون گذاری کشور را افزایش دهد. در گفت و گو با نمایندگان مجلس تلاش کردیم دیدگاه انان را درباره انتقادهای انان به دولت و مجلس جویا شویم. اگر چه برخی از انها با دیده تردید به این سوال می نگریستند اما عده ای هم تلاش کردند تا بخشی از مشکلات خود را بیان کنند. در ادامه دیدگاه نمایندگان دراین باره را بخوانید.

اسم
کمیسیون
انتقاد به مجلس
انتقاد به دولت

حسن غفوری فرد
انرژی
در مجلس شاهد پیشنهادهایی هستیم که بعضا غیر کارشناسی است و تنها وقت مجلس را می گیرد.

عدم اجرای برخی مصوبات مجلس مثل مصوبه که درباره مترو تهران در مجلس تصویب شد.


عباسعلی نورا
برنامه و بودجه
در مجلس نظارت به شکل موثر انجام نمی شود و اقدامی هم برای رفع آن پیش بینی نشده است.

گریز از قانون


حسن نوروزی
انرژی
عدم مطالعه جدی برروی لوایح و طرح ها و عدم نظارت واقعی بر اجرای قوانین.

عدم استفاده از خرد جمعی نمایندگان مجلس

سلیمان جعفرزاده
اجتماعی
جایگاه نظارتی مجلس با تفویض اختیارات به معاونت اجرایی تضعیف شده است.

تعامل دولت و مجلس رو به سردی است.

شکور اکبر نژاد
اقتصادی
مجلس بیشترین هزینه های را دارد اما در مقابل اراده قوی در قانون گذاری و نظارت وجود ندارد.

دولت از بدنه کارشناسی کشور استفاده نکرده است و خط بازی کاملا غلبه دارد.


حسین ابراهیمی
امنیت ملی
روی موضوع فکر نکردم.

---

علی اصغر یوسف نژاد
عمران
نظارت مغفول مانده است. برخی مواقع تندروی های سیاسی انجام می شود و کارهای کارشناسی و مسائل اصلی مورد نیاز مردم کمتر پرداخته می شود.

بزرگنمایی برخی مسائل جزئی و فردی بر علیه مجلس.


محمد دهقان
فرهنگی
عدم حزبی بودن ساختار مجلس موجب شده که نمایندگان از

وظایف خود دور بمانند

عدم اجرای مصوبات مجلس موجب شده نماینده مدام پیگیرامور با مسئولان اجرایی باشد.

تقی رهبر
قضایی
این بحث یک خطی نیست.اگر وارد بحث شوم جنبه های زیادی دارد

--

جعفر قادری
برنامه و بودجه
مجلس به وظایف ومسئولیتش در بعد نظارتی عمل نکرده است


وظیفه دولت اجرا قوانین است و به صرف اینکه استنباط کند که قانونی مشکل دارد نمی تواند از اجرایش چشم پوشی کند.

حمید رضا فولادگر

بخشی نگری و توجه به امور محلی از جمله آفت های کار مجلس است.

دردولت فعلی علاوه برقانون گریزی و عدم تن دادن به نظارت گرایش به تجمیع اختیارات هم دیده می شود.


موسی الرضا ثروتی
برنامه و بودجه
عدم توجه به منافع ملی در تصویب قوانین در مجلس.

---

محمد رضا خباز
اقتصادی
عدم توجه به منافع ملی در تصویب قوانین در مجلس


دولت برای خدمت، هیچ مانعی حتی چارچوب های قانونی را نمی پذیرد.

اسماعیل کوثری
امنیت ملی
مجلس و دولت منیت ها را کنار بگذارند و برای پیش برد اهداف نظام جمهوری اسلامی کار کنند.

--

محمد کریم شهرزاد
برنامه و بودجه
تشکیلاتی که باید در کنار مجلس به دنبال تعیین اولویت های کشور و پاسخگویی به مطالبات مردم باشد وجود ندارد.

--

حسن اسلامی
اصل نود
مجلس فرقی بین حوزه تهران و شهرستانها قائل نیست. نمایندگان شهرستانها با ارباب رجوع زیادی سرو کار دارند اما کمکی ندارند.

دولت در قابل موارد، پاسخگوی نمایندگان نیست.


سید محمد مهدی پورفاطمی
اجتماعی
مجلس از ابزارهای نظارتی خود استفاده نمی کندو این موجب می شود شان قوه

مققنه رعایت نشود.

دولت مصوبات مجلس را اجرا نمی کند.

علی اکبرآقایی
عمران
سیکل طولانی گردش کاردرمجلس


کمبود و تخصیص پروژه های عمرانی از سوی دولت

جواد آرین منش
فرهنگی
مجلس در حال حاضر با انچه در آرمان امام راحل و مقام معظم رهبری به عنوان عصاره ملت فاصله ذکر شده فاصله دارد.

دولت با عدم اجرای قانون خودش را تضعیف می کند.


علی رضا محجوب
اجتماعی
عدم اجابت خواسته های مردم در عرصه نظارت و قانون گذاری

انتظاراتی که مجلس ازدولت دارد اجابت شود.


علی عباسپور
آموزش
باید روی این موضوع فکر کنم.

--

ابراهیم نکونام
اصل نود
در گزارش خود به هیات رئیسه به این موضوعات اشاره خواهم کرد.

--

هادی قوامی
برنامه و بودجه
وظیفه قانون گذاری و نظارت در مجلس جدی گرفته نمی شود. ۷۰ درصد مصوبات مجلس اصلاح قوانین گذشته است.

اجرا نکردن درست قوانین مصوب مجلس

محمد حسین فرهنگی
قضایی
این انتظار از مجلس وجود دارد که نمایندگان اولویت های اساسی کشور را پیش از پیش مورد توجه قرار دهند.
عدم اجرای مصوبات مجلس.


جبار کوچکی نژاد
برنامه و بودجه
گاهی اوقات نمایندگان در رابطه با وظایف نظارتی خود تحت تاثیر کمبود های حوزه نمایندگی قرار میگیرند و بعضی از اشکالات را تذکر نمی دهند


این مساله وجود دارد که

دولت به بسیاری از قوانین عمل نمی کند ودر برابر خیلی از قوانین گردن کشی می شود.


علی مطهری
فرهنگی
مهمترین مشکل برداشت غلط بسیاری از نمایندگان از ولایت فقیه است که گاهی باعث می شود و نمایندگان از زیر بار بسیاری از وظایف خود فرار می کنند

قانون گریزی











 



روح الله عالمی عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه تهران با بیان اینکه دارای ۲۲سال سابقه تدریس در دانشگاه تهران است گفت: حداقل ۱۴ سال دیگر می توانستم تدریس کنم اما خبر بازنشستگی ام را از طریق مسئولان دانشکده ادبیات و علوم انسانی شنیده ام.

به گزارش مهر، روح الله عالمی با تأیید خبر بازنشستگی اش از دانشگاه تهران گفت: این موضوع یک تصمیم درون دانشگاهی بوده است. مسئولان دانشکده ادبیات و علوم انسانی پیام رئیس دانشگاه مبنی بر بازنشستگی ام را ابلاغ کردند.

وی افزود: ۲۲ سال سابقه عضویت هیئت علمی دارم و حداقل ۱۴ سال دیگر می توانم به فعالیت خود ادامه دهم. از طرف دیگر چون دارای ۳۰ سال سابقه کار از اول انقلاب اسلامی هستم این اختیار برای رئیس دانشگاه ایجاد می شود که متوسل به این ۳۰ سال سابقه شود و حکم به بازنشستگی دهد. البته این جزء اختیارات رئیس دانشگاه است که هم می تواند متوسل به این ۳۰ سال شود و هم می تواند نشود.

این عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه تهران در توضیح بیشتر گفت: از اول انقلاب در آموزش و پرورش مشغول شدم و سپس به دانشگاه تهران منتقل شدم. سابقه ۳۰ ساله ام مربوط به مجموع فعالیت در آموزش و پرورش و دانشگاه تهران است. بر اساس قانون یک عضو هیئت علمی دانشگاه می تواند سنوات اداری قبل از عضویت هیئت علمی اش را به دانشگاه منتقل کند اما جزء سوابق هیئت علمی اش حساب نشود.

بنابراین می توانم مستند به سابقه ۲۲ ساله به عنوان عضو هیئت علمی ۱۴ سال دیگر نیز تدریس کنم اما تشخیص رئیس دانشگاه که از اختیارات وی نیز است این بوده که به ۳۰ سال سابقه کاری بنده استناد شود و بازنشسته شوم.

روح الله عالمی خاطرنشان کرد: هنوز به بنده اعلام نکرده اند که دیگر نمی توانم اصلا" تدریس کنم بنابراین احتمال این وجود دارد که به طور غیر رسمی باز هم بتوانم در کلاسهایم حاضر شوم.


 


عضو کمیسیون بهداشت ودرمان مجلس اعلام کرد: طبق گزارشات رسیده مبنی بر آلوده بودن آب تهران به حد بالایی از نیترات طی امروز و فردا با وزیر بهداشت جلسه‌ای برگزار می‌شود تا این موضوع دقیقا بررسی و راه‌حلی برای آن اندیشیده شود.

به گزارش ایلنا، شاهرخ رامین افزود: آب مصرفی بسیاری از کشورهای دنیا در شرایط اقتصادی بهتر از ایران متشکل از آب شرب و قسمت اعظمی مصارف بهداشتی است که همه آنها را تصفیه نمی‌کنند.

وی ادامه داد:این کشورها تنها کمی از آب شرب را تصفیه کرده و در بقیه موارد از آب بسته‌بندی استفاده می‌کنند. بنابراین اگر قرار باشد روزانه برای تصفیه آب مصرفی هزینه متحمل شویم و تمام آب مصرفی را در حد شرب تصفیه کنیم همه هزینه‌ها را باید صرف تصفیه کردن آب خرج کنیم.

نماینده مردم دماوند در مجلس گفت: با توجه به اینکه در مناطق خاصی از شهر تهران روزانه و ساعتی یک بار آب شرب نمونه‌برداری می‌شود و همچنین اعلام نتیجه‌ای که از سوی وزیر بهداشت نسبت به آلوده بودن آب تهران به نیترات بالا شده، به مردم توصیه می شود آب بسته‌بندی مصرف کنند.

رامین ادامه داد: باید محاسبه شود هزینه تصفیه آب شرب با استاندارد بالا و حذف نیترات موجود در مناطق خاص تهران بیشتر است یا مصرف آب بسته‌بندی شده با حمایت دولت؟!

وی گفت: در صورتی که با درصد جزئی از هزینه موفق به تصفیه کل آب مصرفی کشور شویم می‌توانیم آب شرب سالم را در اختیار شهروندان بگذاریم.

عضو کمیسیون بهداشت مجلس ادامه داد: آب حاوی نیترات باعث صدمه زدن مستقیم به زنان باردار و کودکان شیرخوار نمی‌شود بلکه رشد باکتری در آب را سبب می‌شود.


 



کنجکاوی، سوءاستفاده و یا هر نیت دیگر چندان تفاوتی با هم ندارد ؛ حاشیه امن خلاء قانونی برای دلالان و فروشندگان دستگاههای غیرقانونی فیلمبرداری و ضبط صدا به قدری فراهم است که هیچ مشتری دست خالی از این بازار مکاره برنمی گردد. و بدیهی است که سوداگران زیادی در صف خرید این ابزارند تا حرمت ها و حریم خصوصی جامعه را به تاراج ببرند.

به گزارش مهر ، دستگاه ضبط صدای قابل اختفا از راه دور که از چین وارد ایران شد حالا دیگر بازار پررونقی دارد ، به طوی که رواج خرید و فروش و استفاده از این دستگاهها که کاربرد معمولی و عادی ندارد نگرانیهای زیادی را در جامعه ایجاد کرده است. تکرار بی اخلاقیهایی همچون انتشار فیلم میهمانیهای خصوصی، استخر بانوان و یا فیلمهایی از زندگی خصوصی چهره های مشهور که علاوه بر حرمت شکنی های اخلاقی و نقض حریم خصوصی و وجدان جامعه ، گاه خسارات جبران ناپذیری نیز بر جای گذاشته است . این دستگاههای چینی توسط دلالان سفارش زیادی دارند و به ایران وارد می شوند ؛ البته به صورت قاچاق و یا حتی رسمی و در برخی موارد از مبادی گمرکی ایران.

جاسازی تجهیزات استراق سمع در لباسهای پاکستانی ؛ تجارت جدید و پولساز

به دلیل این که حجم عمده این محصولات به صورت قاچاق وارد کشور می شود ، امکان کنترل ورود آن از سوی مراجع رسمی به حداقل رسیده است. بر اساس اطلاعات بدست آمده تجار غیرقانونی از دو شیوه برای وارد کردن این تجهیزات استفاده می کنند، یکی به صورت مخفی در بین پالتهای اجناس دیگر دیجیتالی که از چین وارد کشور می شود و یا به صورت جاسازی در لباسهای وارداتی از پاکستان.

اگرچه امروز مانند ماههای اول ورود این دستگاهها به کشور ، به راحتی پشت ویترین مغازه ها دیده نمی شوند و خرید و فروششان چندان علنی نیست ،اما با گشت و گذاری کوتاه در مراکز خرید لوازم کامپیوتر و دستگاههای دیجیتالی به وفور می توان نمونه های مختلفی از این دستگاهها را خریداری کرد.

سرهنگ رضا غنی لو معاون اجتماعی نیروی انتظامی تهران بزرگ در این باره به مهر می گوید: برای خرید و فروش این دستگاهها باندهای حرفه ای مانند فروشندگان مواد مخدر تشکیل شده و دسترسی به آنها برای خواهانشان راحت است. امکان فیلمبرداری به صورت پنهانی و یا ضبط صدای محیط از قابلیتهای این دستگاه است. دستگاهی که هیچ کاربرد عام و معمولی ندارد و در دسترس بودن آنها به صورت گسترده به طور قطع آسیبهایی را به دنبال دارد.

گوش دادن به صدای دیگران از کیلومترها فاصله

یکی از انواع این دستگاهها یک گیرنده کوچک است که می توان آن را در محیطی نصب کرد و در هر فاصله حتی خارج از کشور با استفاده از سیم کارتی که برای آن تعریف می شود ، صدای محیط را به وضوح گوش داد. این دستگاه که به راحتی توسط شبکه های ماهواره نیز با یک تلفن به فروش می رسد بازار داغی در مراکز خرید صوتی و تصویری دارد.

یکی از پاساژهای حاشیه میدان امام خمینی پایتخت ، محل فروش چنین دستگاههایی است. اگرچه به صورت علنی نمی توان نمونه ای از آن را در ویترین دید ولی با یک نیم دور در هر طبقه و سئوال از فروشندگان می توان به راحتی آن را تهیه کرد.

اگر چه فروشنده ها احتیاط می کنند ولی بعد از دو دقیقه حضور در این پاساژ سراغ این دستگاه را از جوانی که مقابل درب مغازه ای ایستاده می گیرم . می گوید باید صبر کنم تا نمونه برایم بیاورد. بعد از چند دقیقه بازگشته و همکار خود را معرفی می کند. او که خوش را وحید معرفی می کند در توضیحاتی که در مورد این دستگاه ضبط صدای محیط می دهد مدعی است صدای محیطی به وسعت ۱۰۰ متر را با کیفیتی بالا ضبط می کند و از طریق تلفن می توان با سیم کارت این دستگاه تماس برقرار و در هر جایی حتی خارج از کشور صدای محیط را گوش داده و یا ضبط کرد!

پیمان یکی دیگر از فروشندگان دستگاههای گیرنده و ضبط صدا در این مورد می گوید: " قبلا این دستگاهها به صورت علنی در بازار خرید و فروش می شد ولی بعد از مدتی مراجع مسئول امنیتی با مغازه داران و فروشنده ها برخورد کردند و از آن زمان به بعد خرید و فروش این دستگاهها به صورت مخفی انجام می شود. دو سال پیش اولین نمونه این دستگاه ، ضبط صدای محیط وارد کشور شد. این دستگاه در محیط بسته نصب می شد و می توانست صدای محیط را ضبط و بر روی امواج فرستنده رادیویی پرت که شبکه ای بر روی آن نیز پخش نمی شود، ارسال کند. امکان دریافت صدای این فرستنده بسته به جنس عایق صوتی محیط از فاصله ای ۱۰۰ متری تا یک کیلومتری ممکن است."

میکروفن های جاسوسی ؛ فقط ۱۳۰هزار تومان

به گفته این فروشنده، دسترسی به صدای ضبط شده توسط این دستگاه به دلیل ارسال توسط امواج رادیویی نامحدود است و امکان گوش دادن به صدای آن برای افراد دیگر که به صورت اتفاقی از این فرکانس استفاده می کنند نیز وجود دارد. به تازگی دستگاه جدید دیگری وارد بازار شده که صدای محیطی به مساحت ۱۰۰ تا ۱۵۰ متر حتی در فضای باز را ضبط کرده و با استفاده از امواج بلوتوث روی دستگاهی که فرد برای آن مشخص می کند می فرستد ولی فاصله مکانی دریافت صدا توسط این دستگاه محدود است. صدای ارسالی توسط این فرستنده به صورت انحصاری در اختیار فرد قرار می گیرد.

وحید می گوید: " توسط این دستگاهها می توان از آنچه که در محیط نصب دستگاه می گذرد مطلع شد، کاربرد جاسوسی دارد، سارقان هم می توانند از آن استفاده کنند و یا وسیله ای برای سوء استفاده است. این دستگاهها به صورت محدود خرید و فروش می شود و نمی توان آن را در ویترین مغازه ها دید ولی خریدشان نیز کار چندان مشکلی نیست. قیمت فروش این دستگاههای ضبط صدا حدود ۱۳۰ هزار تومان است.

خودکاری با قابلیت فیلمبرداری ؛ جاذبه جدید سوداگران

علاوه بر این دستگاههای ضبط صدا، به تازگی دستگاههای ضبط تصویر به همراه صدا نیز وارد بازار شده است. دستگاهی که به راحتی می توان فیلمهای خصوصی از دیگران تهیه و از آن سوءاستفاده کرد.

گفته می شود دستگاههای مخفی ضبط تصویر انواع مختلفی دارد. ساعت، آدامس و غیره. ولی نمونه موجود آن در کشور خودکاری است که دوربین غیرقابل دید بسیار کوچکی در سر آن قرار دارد و قادر به فیلمبرداری از محیط است. تنها راه شناسایی این خودکار که ظاهری کاملا مشابه خودکارهای معمولی در بازار دارد این است که در هنگام ضبط چراغ بسیار کوچک آبی رنگی در سر آن روشن می شود که البته فروشنده آن راهنمایی می کند که می توان با یک نوار چسب مشکی این چراغ را نیز مخفی کرده و بدون این که کسی متوجه شود با آن فیلمبرداری کرد!

دوربین این خودکار دارای کیفیت بسیار بالایی است و تصاویر دریافتی از آن وضوح بالایی دارد و در حافظه ای دو گیگا بایتی خود تصویر و صدای ضبط شده را ذخیره می کند. این خودکارها از کشور چین به تعداد انبوه وارد بازار ایران شده و خریداران خود را نیز دارد.

وحید که جزو فروشنده های این خودکار هم هست می گوید: "این خودکارها حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ هزار تومان قیمت دارد. ولی قیمت دقیقش مشخص نیست چرا که هر کسی آن را به قیمت متفاوتی می فروشد. اگر پلیس فردی را با این دستگاه دستگیر کند با مشکل مواجه می شود چون مامورین شدیدا این موضوع را پیگیری می کنند. البته این خودکارها الان در بازار تا حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ هزار تومان هم به فروش می رسد اگر چه قیمت خرید اینها ۲۰ هزار تومان است. اوایل ورود این دستگاهها به بازار که زیاد پیدا می شد کمتر از ۱۲۰ هزار تومان فروخته نمی شدند ولی الان که فروششان محدودیت دارد قیمت آن کمتر از ۲۰۰ هزار تومان نیست."

شهرستانیها مشتری پر و پا قرص تجهیزات ضبط پنهانی صدا و تصویر!

یکی از وارد کنندگان این نوع خودکار از چین می گوید: قیمت تمام شده این خودکار با هزینه حمل تا تهران ۱۰ هزار تومان است و ما به صورت عمده و تعداد بیش از ۱۰۰ قلم به مغازه دارها به قیمت ۳۰ هزار تومان می فروشیم. البته قیمت فروش این خودکار در مغازه ها و به صورت خرده فروشی حدود ۵۰ هزار تومان است و استقبال خوبی هم از آن به خصوص در شهرستانها شده است.

او می گوید تنها وارد کننده این نوع دوربین در ایران نیست، "همکاران دیگری نیز هستند که از این خودکارها وارد می کنند چون سود خوبی دارد. از اول امسال یک کانتینر از این خودکارها را به بازار فروخته ام، البته از میزان خرده فروشی آن در بازار خبر ندارم. ولی تقاضا برای خرید بالاست و من هم با سفارشهای انبوه تر تخفیف بیشتری می دهم. اغلب خریداران این خودکار کنجکاو هستند تا طرز کار آن را ببینند و معمولا قصد خاصی از خرید آن ندارد ولی بقیه مردم اند که با قصد خاص و منفی آن را خریدای می کنند"، یک فرد معمولی چرا باید احتیاج به چنین خودکاری پیدا کند.

وی که برای بازاریابی این خودکار به یکی از شبکه های ماهواره ای آگهی هم داده ادامه می دهد: بسیاری از مشتریها از طریق این آگهی تماس می گیرند و ما به صورت رایگان این خودکار را به درب منزل آنها ارسال می کنیم. تلفنهای همراه اعتباری نیز برای فروش در نظر گرفته ایم تا علاوه بر غیرقابل شناسایی بودن بتوانیم مدام شماره تلفن خود را تغییر دهیم تا مشکلی هم ایجاد نشود.

خلاء قانونی در برخورد با ضبط پنهانی

یک وکیل دادگستری معتقد است به دلیل خلا قانونی و پیش بینی نشدن مجازات برای استفاده کنندگان از دستگاههای ضبط صوتی و تصویری پنهانی راه فرار از قانون و مجازات برای این افراد وجود دارد.

بهرام بهرامی ادامه می دهد: در قانون تنها برای آثار مجرمانه که در پی استفاده از این تجهیزات پدید می آید مجازات پیش بینی شده است.

وی به مهر می گوید: به طور نمونه در فصل هجدهم قانون مجازات اسلامی مواد ۶۳۸ تا ۶۴۱ قانونگذار مجازاتهایی برای فردی که به وسیله تلفن و یا دستگاههای مخابراتی دیگر برای اشخاص ایجاد مزاحمت کند پیش بینی شده البته استفاده از این ماده قانونی در صورتی است که بتوان این موضوع را با آن انطباق داد.

این استاد دانشگاه ادامه می دهد: در مواد ۶۴۸ تا ۶۵۰ قانون مجازات اسلامی آمده که اگر افراد به اشخاصی مراجعه کنند که به تناسب وضعیت شغلی شان محرم اسرار هستند و اقدام به سوءاستفاده از اطلاعات آنها شود به حسب جرم از سه ماه و یک روز تا یکسال و پرداخت جزای نقدی محکوم می شوند.

به گفته بهرامی، افرادی که از تجهیزات صوتی استفاده می کنند می تواند بر طبق این قانون مجازات شوند.

این قاضی سابق دیوان عالی کشور با بیان اینکه البته ماده ۶۳۸ هم به نوعی ممکن است با آثار ناشی از این اقدامات تطبیق پیدا کند می گوید: با توجه به پیشرفت و توسعه تجهیزات صوتی، تصویری و مخابراتی لازم است قانونگذار در خصوص استفاده از این ادوات مواد قانونی را به صورت مشخص به نحوی که بازدارنده باشد پیش بینی کند اما با استناد به قوانین فعلی در حال حاضر تنها در صورتی که فعلی انجام شده باشد فرد را مجازات می کنیم.

وی با تاکید بر اینکه نمی توان خرید و فروش و نگهداری این ادوات را جرم دانست ادامه می دهد: ممکن است برخی به دلیل تخصص و یا وضعیت شغلی از این وسایل استفاده کنند و صرف داشتن این وسایل نباید جرم تلقی شود ولی ورود آنها مقررات خاصی دارد و مشمول قانون قاچاق است. البته نگهداری این ادوات نیز باید با نظارت قوه قضائیه و در برخی موارد به صورت استثنا باشد چرا که دلیلی برای استفاده عمومی آن وجود ندارد.

پلیس چه می گوید

سرهنگ رضا غنی لو معاون اجتماعی نیروی انتظامی تهران بزرگ نیز در این زمینه به مهرمی گوید: خرید و فروش و نگهداری هر گونه تجهیزات جمع آوری صوتی، تصویری و اسنادی مدارک از مردم بدون اطلاع آنها ممنوع است مگر در حریم خصوصی و برای حفاظت اموال و ساختمان از سرقت.

وی ادامه می دهد: حتی اگر فردی در داخل منزل شخصی اش دوربین مدار بسته ای برای حفاظت اموال خود نصب کرده باشد ولی همین وسیله منجر به ثبت تصاویر و گفته هایی از میهمان وی شود که اطلاعی از روشن بودن دوربین ندارد و علی رغم میل باطنیش فاش شود این اقدام جرم محسوب می شود.

می افزاید: مبنا برای جرم بودن استفاده از این دوربینها اطلاع نداشتن افراد در خصوص ضبط تصاویر، صدا و اسناد است.

غنی لو می افزاید: خرید و فروش هر گونه وسایل صوتی و تصویری و وسایل الکترونیکی نیاز به مجوز اتحادیه دارد که طبق تحقیقات پلیس اتحادیه مربوطه هیچ اطلاعی از خرید و فروش این تجهیزات ندارد و مجوزی در این زمینه صادر نکرده است.

وی تصریح می کند: این وسایل میکرو به صورت غیرقانونی و غیرمجاز وارد کشور می شود چون واردات به کشور باید با مجوز گمرک و توسط اشخاص حقیقی و حقوقی شناخته شده انجام شود.

به گفته معاون اجتماعی پلیس تهران، اخیرا استفاده از این دستگاهها در سطح جامعه افزایش یافته است به همین دلیل شهروندان باید در صورت اطلاع از خرید و فروش و یا نگهداری این تجهیزات، اطلاعات خود را از طریق تلفن ۱۱۰ اعلام کنند.

معاون اجتماعی پلیس تهران می افزاید: اگر شهروندان می خواهند به صورت دقیق تر موضوع را پیگیری کنند می توانند از طریق ۱۱۰ آدرس پایگاه اطلاعات منطقه را جویا شده و با مراجعه به آنها اطلاعات خود را در اختیار این پایگاهها قرار دهند و در صورت احراز صحت اطلاعات علاوه بر جمع آوری و معرفی خاطی به دادگاه، نسبت به پلمپ آن مغازه به علت خرید و فروش با هماهنگی اتحادیه و اماکن عمومی اقدام می شود.

غنی لو در مورد قوانین ناظر برای برخورد با این جرایم اظهار می دارد: در اصل ۲۲ قانون اساسی به طور صریح آمده است که حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون مجاز دانسته مانند اجازه ای که قضات برای کشف جرم برای شنود و یا ورود پنهانی می دهند. همچنین بر اساس اصل ۲۵ قانون اساسی نیز ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، استراق سمع و تجسس مگر به حکم قانون ممنوع است.

مجازات زندان برای مجرمان براساس قانون جرایم رایانه ای

به گفته وی، در قانون جرایم رایانه ای مصوب خردادماه ۱۳۸۸ در سه بخش با عنوان دسترسی غیرمجاز، شنود غیرمجاز و بازرسی رایانه ای به صورت ریز به اینگونه جرایم پرداخته شده و مجازات زندان تا جریمه نقدی برای ارتکاب کنندگان تعیین شده است.

معاون اجتماعی نیروی انتظامی تهران بزرگ با بیان اینکه پلیس در صورت مشاهده از طریق گشتها و یا گزارش مردمی با این جرایم برخورد می کند می گوید: پلیس منکر خرید و فروش این تجهیزات نیست.

وی تاکید می کند: به زودی برخورد قاطع و ضربتی با اصناف متخلف و افرادی که به صورت سیار اقدام به فروش این دستگاهها می کنند آغاز می شود.

وی تصریح می کند: این افراد به علت اینکه می دانند پلیس نسبت به این مسئله حساس است و قوانین محکمی هم در زمینه وجود دارد به صورت پیچیده و سازمان یافته برای خرید و فروش این تجهیزات عمل می کنند مانند فروش مواد مخدر که طبق قانون جرم است ولی متاسفانه قابلیت دسترسی برای فرد خواهان در صورت جستجو وجود دارد.

غنی لو در مورد فروش این تجهیزات توسط شبکه های ماهواره نیز می گوید: بر اساس قانون موجود تبلیغات در شبکه های ماهواره به دلیل اینکه اغلب این شبکه ها مسئله دار هستند جرم است و با تلفنهای اعلام شده برای فروش در صورت شناسایی برخورد می شود کما اینکه بسیاری از این تلفنها امروز پاسخگو نیستند و عوامل آنها دستگیر شده اند.

وی ادامه می دهد: در اغلب آگهی فروش این تجهیزات، تلفنی در دبی اعلام می شود و از طریق این تلفن از تماس گیرنده ها آدرس گرفته شده و این تجهیزات برای خریدار فرستاده می شود. معمولا تلفنهای اعلام شده در حوزه ایران نیست و با واسطه این کار را انجام می دهند و یا بسیاری از اینها شماره تلفنها را مدام تغییر می کنند.

میکرو دوربینها ابزار جدید سوداگران

معاون اجتماعی نیروی انتظامی تهران بزرگ تاکید می کند: که این جرم تنها مختص به ایران نیست و سرقت اطلاعات شخصی از معضلاتی است که پلیس دنیا با آن مواجه است. در ایران این جرائم در حد نصب دوربین در استخر و محل تعویض لباس است ولی در کشورهای دیگر مجرمان از این طریق درآمدزایی می کنند.


 



عضو هیئت رئیسه مجلس تاکید کرد که بر خلاف اظهار نظر روز گذشته معاون پارلمانی رئیس جمهور در ارتباط با از سر گیری ارسال مصوبات هیئت دولت به مجلس، هنوز خبری از ارسال این مصوبات نیست.

به گزارش مهر، حجت الاسلام حسین سبحانی نیا درباره اینکه آیا ارسال مصوبات هیئت دولت به مجلس از سر گرفته شده است؟ گفت: آقای میرتاج الدینی روز گذشته اعلام کرده است که ارسال مصوبات دولت به مجلس از سر گرفته شده؛ اما عملا در این باره نتیجه ای حاصل نشده است.

وی با اشاره به اینکه کمیته ای با حضور تنی چند از اعضای هیئت رئیسه و دولت مشغول بررسی موضوع عدم ارسال مصوبات هیئت دولت به مجلس هستند، اظهار داشت: تاکنون نتیجه ای از سوی این کمیته درباره ارسال مصوبات هیئت دولت به هیئت رئیسه مجلس اعلام نشده است.

سبحانی نیا افزود: از اول اردیبهشت ماه رویه ارسال مصوبات هیئت دولت به مجلس متوقف شده است و ما تاکنون اثری از ارسال این مصوبات به مجلس ندیده ایم ، البته شاید طبق گفته آقای میرتاج الدینی دولت رویکرد جدیدی در پیش گرفته باشد.

طبق اصل ۱۳۸ قانون اساسی همه مصوبات پس از اینکه به تصویب هئیت وزیران رسید با امضای رئیس جمهور یا معاون اول به دستگاههای اجرایی ابلاغ می شود و همزمان باید یک نسخه از آن برای رئیس مجلس ارسال شود تا رئیس مجلس بررسی کند که آیا این مصوبه با قوانین کشور مغایرت دارند و یا خیر.

۱۵ تیر ماه امسال سید شهاب الدین صدر در صحن علنی مجلس خبر داده بود که مصوبات دولت در ماه های اخیر برای مجلس ارسال نمی شود. یک روز بعد سید محمد رضا میرتاج الدینی، معاون پارلمانی رئیس جمهور در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص عدم ارسال مصوبات هیئت دولت به مجلس برای تایید اظهار داشت: بعد از مطرح شدن این موضوع از سوی یکی از اعضای هیئت رئیسه مجلس بنده از دولت آن را پیگیری کردم که گفته شد در مقطع کوتاهی مشکلی به وجود آمده بود ولی هم اکنون این مشکل برطرف شده است و مرتبا مصوبات دولت به مجلس ارسال می شود.

میر تاج الدینی روز گذشته ( یکشنبه ) نیز در پی تشدید انتقاد نمایندگان از عدم ارسال مصوبات دولت به مجلس ، تاکید کرد که مصوبات به مجلس ارسال می شود، خبری که دقایقی بعد از سوی سید شهاب الدین صدر نایب رئیس مجلس باردیگر تکذیب شد.


 


مادر جواد ماه‌ زاده، نویسنده و منتقد ادبی، که فرزندش از سال گذشته در زندان اوین به سر می برد در نامه ای لاریجانی آملی، رییس قوه قضاییه، از بی توجهی به وضعیت پسرش گلایه کرده است و درخواست اعطای مرخصی به فرزندش را دارد.

جواد ماه‌ زاده مهر ماه سال گذشته زمانی که قصد داشت به محل کار خود مراجعه کند توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

به گزارش سایت تا آزادی روزنامه نگاران، متن این نامه به شرح زیر است:

ریاست محترم قوه قضاییه

با سلام و احترام

این نامه را مادری می نویسد که ۹ماه است فرزندش را آزادانه در آغوش نگرفته، ۹ماه است که از نگران سلامت جسمی و روحی جگرگوشه اش دنیا براو تیره شده. ۹ ماه است که با هر تلفن و هر زنگی چهره پسرش را می بیند که بازآمده . لابد خوب می‌دانید که یک مادر چه خون دل‌ها می‌خورد، وقتی فرزندش را در شرایطی این چنین می ببیند.

آقای قاضی

مهرماه سال گذشته زمانی که پسرم جواد ماه‌زاده را دستگیر کردند بسیاری متعجب شدند چرا که همیشه به آرامش وحسن رفتار شهره بود. نویسنده و منتقد ادبی که همواره سعی در خدمتگزاری به فرهنگ کشورش را داشت. جواد، نویسنده رمان "خنده‌ات را از من بگیر" ، است و در این رمان به دفاع مقدس و شور حاصل از آن در میان نوجوانان آن زمان می‌پردازد. در کنار این رمان، صدها مقاله درباره ادبیات، فرهنگ و هنر که در نشریات گوناگون منتشر شده حاصل تلاش او در راه اعتلای فرهنگ اسلامی و ایرانی‌مان است. حال به گناهی که نمی دانیم چیست پشت میله های زندان است.

ریاست محترم قوه قضاییه

درخواست ما یک چیز است اعطای مرخصی به فرزندمان، چیزی که تا پیش از این فکر می کردیم جزء حقوق یک زندانی است. اما با وجود تلاش هایی که کردیم درخواست ما نادیده گرفته شده است.

سه ماه است که من و همسرم بعد از اجرای حکم چهار سال حبس تعزیری فرزندمان، مراجعات پی‌در‌پی به دادستانی تهران برای ملاقات با دادستان محترم، جناب آقای دولت‌آبادی داشتیم، اما هنوز موفق به دیدار ایشان نشدیم و علی‌رغم ارسال نامه‌های مختلف به ایشان با دشواری‌های بسیار و صحبت های ضد و نقیضی روبرو شدیم. هر بار مراجعه ما به دادستانی با این پاسخ که: مرخصی به جواد تعلق نمی‌گیرد یا هنوز جواب استعلام در خواست‌مان نیامده بی‌نتیجه می ماند.

از جنابعالی به عنوان رییس قوه قضاییه تقاضا دارم با درخواست این مادر دردمند مبنی بر مرخصی فرزندش جواد ماه‌زاده موافقت کنید.

منصوره علی بابایی

مادر جواد ماه‌زاده


 


رئیس‌سازمان جوانان مجمع نیروهای خط امام گفت : انسجام بخشی و تشکل‌مند کردن اقشار و توده‌های جامعه با سلایق و اندیشه‌های مختلف و نقش اطلاع رسانی و عمق بخشی بر اندیشه‌ها و افکار جامعه از طریق برنامه‌هایی است که هر حزب و تشکیلاتی برای خودش تعبیه می‌کند.

به گزارش ایلنا، سعیدالله بداشتی در پاسخ به سوالی مبنی بر میزان انطباق سخنان اخیر رئیس‌جمهور در خصوص رد تکثر احزاب با نگاه امام و همچنین قانون اساسی، اظهار داشت: در بررسی فعالیت احزاب باید بر ۲ نکته اتفاق نظر داشت باشیم یکی بحث انسجام بخشی و تشکل‌مند کردن اقشار و توده‌های جامعه با سلایق و اندیشه‌های مختلف و دیگری نقش اطلاع رسانی و عمق بخشی بر اندیشه‌ها و افکار جامعه از طریق برنامه‌هایی که هر حزب و تشکیلاتی برای خودش تعبیه می‌کند.

رئیس سازمان جوانان مجمع نیروهای خط امام در ادامه افزود: معتقدم که ایران امروز با توجه به فضای سیاسی حاکم بیش از هر زمان دیگری نیازمند ایفای این دو نقش از طرف احزاب است هم به لحاظ انسجام بخشی به فعالیت‌های سیاسی و هم به لحاظ آگاهی بخشی خصوصا که شاهد صدمات سخت متعددی در اندیشه‌های نسل سوم و چهارم انقلاب هستیم.

وی تاکید کرد: امام همواره بر توجه به نقش تکثر اندیشه‌ها و سلایق جوانان تاکید می‌کردند. بیان این جمله که دانشگاه محور تمام تحولات است، نشانگر توجه امام به این مساله بوده است.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب خاطرنشان کرد: احزاب در کشور به مثابه نقشه راه هستند، فعالیت احزاب مختلف که البته با هدف مشترک سعادت و سلامت ملت و جامعه و اهداف ملی صورت می‌گیرد، اگرچه به شیوه‌های مختلف بدون اشکال است .

رئیس سازمان جوانان مجمع خط امام در ادامه افزود: کسانی که آگاهانه یا ناآگاهانه به فعالیت احزاب حمله می‌کنند به خوبی به نقش موثر احزاب در هدایت افکار عمومی و ایجاد تحرک و نشات اجتماعی آنها اذعان دارند ، بنابراین سعی می‌کنند در زمان‌های مختلف با حمله به احزابی که البته قانون صریحا حدود فعالیت آنها را مشخص کرده است مانع اثر گذاری در ساخت جامعه ایران شوند.

الله بداشتی تاکید کرد: این نوع نظرات کاملاً منسوخ و از مد افتاده شده‌اند، سیستم تک حزبی در نظام کمونیست سال‌ها قبل تجربه شده است که البته بی‌نتیجه بوده هرکس که کوچک‌ترین اطلاعاتی از اوضاع سیاسی کشور داشته باشد بر منسوخ بودن این نوع اندیشه‌ها اتفاق نظر دارند.

وی در ادامه افزود: تعارض و تناقض نگاه برخی از جریانات چند سالی است که متجلی شده است ، طی هفته‌های اخیر شاهد بروز بسیاری از تنش‌ها در جریانات اصولگرا بوده‌ایم که این جریانات حملات جدیدی را بر بعضی از چهره‌های دولت وارد می‌کنند و این خود نشانگر این است که این جریانات تمایلی به تمسک به این حزب ندارند.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب ادامه داد: با اشاره به نظرات امام این تعارض بیشتر آشکار می‌شود در کتاب صحیفه نور امام بر تعدد اندیشه‌ها و سلیقه‌ها و وجود تنوع در احزاب اشاره دارند.

وی افزود: نمونه‌ایی‌که هنوز هم باید به آن توجه شود، رسمیت بخشی شخص امام به فعالیت مجمع روحانیون مبارز بوده است. اگر اندیشه امام مبنی بر مخالفت با تکثیر فعالیت احزاب بود به بسیاری از آنها اجازه فعالیت نمی‌دادند، اما امام به گروهی بنام مجمع روحانیون مبارز که اندیشه متفاوتی داشتند اجازه فعالیت می‌دهند.

الله بداشتی در پایان تاکید کرد: چطور می‌شود از امام و پیروی از خط امام صحبت کرد و آن وقت به فعالیت احزاب سابقه داری که کاملاً شناسنامه سیاسی دارند و در زمان امام هم غریبه نبودند شک کرد.


 



یک عضو فراکسیون خط امام (ره)مجلس از عقلای قم درخواست کرد که نسبت به منزوی شدن افراطیون و خوارج سیاسی کمک کنند.

به گزارش ایلنا، علی اکبر اولیا نماینده یزد و صدوق با اشاره به شکل‌گیری خوارج سیاسی در کشور اظهارداشت: عده‌ای خارج از چارچوب و هنجارهای موجود در جامعه که خطوط قرمزی را طراحی کرده است، به خود حق می‌دهند در همه مسائل دخالت کنند. این دخالت‌ها همگی خارج از روابط قانونی شکل می‌گیرد.

این عضو فراکسیون خط امام (ره) با بیان اینکه عقلای قم باید به منزوی شدن این افراطیون کمک کنند، یادآور شد: لازم است با افراطیون که اخیرا در برخورد با مجلس و رئیس مجلس و حتی دیگر شخصیت‌ها هیچ حد و مرزی را نشناخته بودند و قصدداشتند با الفاظ نامناسبی خواسته خود را مطرح کنند، برخورد جدی صورت گیرد.

این نماینده مجلس معتقداست که باید به گونه‌ای عمل کردکه این افراد افراطی منزوی ودیگر قادر به میدان‌داری سیاسی نباشند.

به گفته اولیا، لازم است فضای عقلایی در کشور شکل گیرد تا بحث‌های منطقی فرصت ظهور پیدا کند. هیچ کس نباید در تلاش برای تحمیل نظر خود به دیگران باشد.

این عضو کمیسیون عمران مجلس تحمیل نظرات عده‌ای قلیل و افراطی به جامعه را ظلم به مردم و فرهیختگان عنوان کرد و گفت: لازم است که هر چه زودتر در برخورد با این افراد بکوشیم و نگذاریم تا پیش از این نظرات خود را در جامعه تحمیل کند.


 



رییس اتاق ایران دیروز در سی و پنجمین نشست هیات نمایندگان این اتاق با اشاره به روش غیر‌هدفمند دولت در مالیات ستانی از اصناف، گفت: در واردات غیررسمی و مرزهای ورودی ما گروه‌هایی هستند که هیچ گونه وصول مالیاتی ندارند، دولت باید برای افزایش درآمد مالیاتی به سراغ فراریان مالیاتی و افرادی برود که مالیات نمی‌دهند، نه اینکه افرادی را که در سال‌های گذشته مرتبا مالیات خود را پرداخت کرده‌اند مجبور کنند تا مالیات بیشتری بدهند. این روشی نیست که ما را به هدف برساند.

به گزارش ایلنا، محمد نهاوندیان با اشاره به وضعیت بازار تهران در هفته گذشته، گفت: اعتراضاتی درباره مالیات اصناف ابراز و برخی ناهماهنگی‌ها حادث شد که خود این اتفاق و پدیده فرصت خوبی بود تا توجه کنیم که اصلاح سیستم مالیاتی جزو اصلاح ساختار اقتصادی است و کسی در این شک ندارد، اما پرسش اصلی این است که راه تحقق این هدف چیست؟ درست است که درآمدهای مالیاتی باید رشد داشته باشد، آمار نشان می‌دهد که این درآمدها همواره جلوتر از برنامه بوده است، اما آیا این جلو بودن از اهداف برنامه باعث شده است تا اتکای دولت به منابع نفتی کمتر شود؟ جواب خیر است، چون هزینه‌های دولت مرتبا در حال افزایش است و به این نکته کمتر توجه شده است.

وی با بیان اینکه باید زندگی و حیات دولت به مالیات متکی باشد، گفت: در شرایطی که هزینه‌های دولت افزایش پیدا می‌کند، هیچ دونده‌ای نمی‌تواند به این دونده تیز‌پا برسد.

رییس اتاق ایران افزود: در مالیات عادلانه دستگاه مربوطه باید از واحد مربوطه سوال کند که آیا رشد درآمدی داشته است یا خیر؟ اگر رشد درآمد داشته باشد باید رشد مالیات هم داشته باشد، ولی اگر زیان کرده باشد نباید مالیات بیشتر بدهد. این کاهلی در کارشناسی مالیاتی را نشان می‌دهد.

نهاوندیان گفت: برای اخذ هر تصمیمی باید از راه گفت‌وگو عمل کرد، نمی‌توان با فعالان اقتصادی به صورت بخش‌نامه‌ای عمل کرد، کسی شک ندارد که اگر در مسائل اقتصادی رویکردهای غیراقتصادی وجود داشته باشد، به صلاح کسی نیست؛ بنابراین برای حل مسائل اقتصادی باید گفتمان اقتصادی حاکم شود.

غرفه خوبی نداشتیم

رییس اتاق بازرگانی ایران همچنین با اشاره به سفری که به چین داشته و از اکسپوی ایران بازدید کرده است، گفت: اکسپو محل عرضه توانمندی‌های فرهنگی و اقتصادی کشور‌ها است، ولی به نظر من مسابقه برنامه‌ریزی و توان برنامه‌ریزی در آن جا برگزار می‌شود. تلاش‌های صورت گرفته برای راه‌اندازی غرفه کشورمان خوب است، اما در مقایسه با سایر کشورها که در هیچ شاخصی قابل مقایسه با ایران نیستند غرفه خوبی نداشتیم، چرا که آنها از دو سال قبل یا حتی سه یا چهار سال قبل برای حضور در اکسپو برنامه‌ریزی‌ داشته‌اند؛ بنابراین اگر در چنین فرصت‌های بین‌المللی عزم حضور داریم باید از موقعیت‌ها بهتر استفاده کنیم.

وی با اشاره به روند تصویب برنامه پنجم و حضور موثر اتاق ایران در جلسات کمیسیون تلفیق اظهار داشت: این روزها کمیسیون تلفیق مواد پیشنهادی دستگاه‌های دولتی را بررسی می‌کند و ما شاهد این هستیم که وزارتخانه‌های دولتی موادی را که در لایحه دولت نبوده، جنس برنامه‌ای نداشته و با گشایش امور هم رابطه‌ای ندارد در کمیسیون مطرح می‌کنند و مورد تصویب هم قرار می‌گیرد.

اجازه دهید پیام برنامه پنجم توانمندسازی بخش خصوصی باشد

رییس اتاق بازرگانی ایران گفت: من به عزیزانمان در دولت محترم عرض می‌کنم، اجازه دهید پیام برنامه پنجم توانمندسازی بخش خصوصی و بهبود فضای کسب‌وکار باشد.

وی همچنین با اشاره به اهداف صندوق توسعه ملی گفت: یکی از اصلی‌ترین مسائل در حرکت اقتصادی کشور توانمند‌سازی بخش خصوصی است که از برنامه سوم توسعه شروع شده و مازاد درآمد نفت در صندوقی ریخته شده تا بتواند بخش خصوصی را تقویت کنند، اما اگر امروز نگاهی به عملکرد خود داشته باشیم، متوجه می‌شویم که از سال ۸۰ تا ۸۸ فقط ۹٫۷ درصد از منابع این حساب به اعطای تسهیلات به بخش غیردولتی اختصاص داده شده است، در حالی که حکم برنامه ۵۰ درصد و تکلیف قانون اصل ۴۴ برای دولت حداقل ۴۰ درصد بوده است که عملکرد آن در سال ۸۸ فقط ۱۴٫۵ درصد بوده که این موارد باید در تصویب صندوق توسعه ملی مدنظر قرار گیرد.

نهاوندیان در پایان بر این موضوع تاکید کرد که منابع صندوق توسعه ملی برای مصارف بودجه‌ای استفاده نشود و تمهیداتی برای جلوگیری از انحراف آن در نظر گرفته شود.

وی با بیان اینکه تشکل‌های بخش خصوصی موظفند تا خود در ارتقای جایگاه خود نقش‌آفرینی کنند با اشاره به اجلاس گروه ۲۰ گفت: در کشورهای گروه ۲۰ واقعا جای ایران خالی است، چرا که براساس محاسبات قدرت خرید و شاخص ppp رتبه ۱۷ جهان را دارد، بنابراین باید حواسمان باشد تا جای ما در این مجامع بین‌المللی پر نشود، البته الزامات سیاسی و فرهنگی هم می‌خواهد، بنابراین همه باید تلاش کنیم چه دستگاه دیپلماسی، چه بخش خصوصی و چه دستگاه‌های دولتی تا جایگاه خود را در اقتصاد جهانی از دست ندهند و حواسمان باشد آثار تحریم‌ها به دستیابی اهداف چشم‌انداز لطمه نزند


 


رئیس مرکز پژوهش های مجلس گفت: طرح نحوه اعطای آگهی ‌ها به تمام نشریات در مجلس در حال جمع آوری امضا است.

به گزارش جام جم آنلاین احمد توکلی با بیان اینکه طرح نحوه اعطای آگهی به تمام نشریات در مجلس در حال جمع آوری امضاست به دلایل تهیه طرح مذکور اشاره کرد و گفت: از آنجا که دولت تصمیم گرفته است تا آگهی های خود را انحصاراً به روزنامه دولتی دهد، برخی از نمایندگان درصدد تهیه طرح مذکور هستند تا آگهی های دولتی از انحصار روزنامه های دولتی خارج شود.

نماینده تهران افزود:" رئیس جمهور در تعیین ضوابط اجرایی بودجه‌ سال ۸۹ در بند ۱۸ تبصره ۲ضوابطی را مشخص کرده که آگهی های دولتی صرفاً در اختیار روزنامه ایران باشد و این موضوع درآمد انحصاری برای روزنامه دولتی ایجاد می‌کند و بقیه روزنامه ها از این درآمد حذف می‌شوند."

وی ادامه داد:" متاسفانه این اقدام رئیس جمهور با سیاست های اصل ۴۴ قانون اساسی سازگار نیست چرا که مطابق این سیاست هر امتیازی که دولت برای شرکت ها و موسسات دولتی قائل می شود باید برای شرکتها و موسسات غیردولتی هم قائل شود. بنابراین این اقدام رئیس جمهور با سیاست های کلی اصل ۴۴ و با قانون مربوط به آن مصوب مجلس، مغایر است."

توکلی تاکید کرد:" دولت نباید در دادن آگهی ها به نشریات، انحصاری عمل کند."


 



در یک دستورالعمل عجولانه و بدون هماهنگی با دستگاه‌های ذی‌ربط و حتی بدون هماهنگی با مجلس دولت اعلام نمود که کلیه مراکز پودمانی از امسال تعطیل و مرکز تحت عنوان مرکز ملی مهارت شکل خواهد یافت و کلیه امور مربوط به پودمانی‌ها و فنی و حرفه‌ای‌ تحت لوای این مرکز که متولی آن وزارت کار خواهد بود ادامه فعالیت خواهند داد.

به گزارش تابناک، این اقدام عجولانه در حالی صورت می‌پذیرد که آینده هیچ‌یک از حدود ۶۰۰ مرکز تأسیس یافته از سال ۸۱ تاکنون مشخص نشده و هیچ‌کس حتی جرأت پرسش این سؤال را ندارد که دانشگاه جامع زیر نظر وزارت علوم چرا به یک‌باره تصمیم به تعطیلی این ۶۰۰ مرکز که اکثر آنها خصوصی هستند را می‌گیرد.

با نگاهی به اهداف این اقدام عجیب و تأمل برانگیز شاید بتوان حدس و گمانه‌زنی‌های مطروحه را پاسخ گفت و اینکه چرا به یکباره ۶۰۰ مرکز پودمانی می‌بایستی تعطیل شده و به مؤسسات آموزش عالی آزاد که طی چند سال گذشته به شکل مرموز و آهسته اخذ مجوز نموده و آمادگی این انتقال را پیدا کرده‌اند منتقل گردد را توجیه نمود.

از سال ۸۱ که رشد گسترش پودمانی شروع شد دانشگاه جامع علمی کاربردی زیر نظر وزارت علوم با طرح موضوعاتی نظیر تبدیل وضعیت این مراکز به مراکز زیر نظر وزارت علوم، استانداردهایی را مطالبه نمود که انجام این استانداردها علی‌رغم سختی فراوان حرکت خود را به سمت جلو شروع کرد.

از جمله این مطالبات: شکل‌دهی اعضای هیأت‌های علمی برای مراکز، داشتن مالکیت محل دانشگاه (که کاری بسیار پرهزینه‌و مشقت‌بار بود)، عدم اشتغال مسئولان مراکز در مکان و دانشگاه‌های دیگر، داشتن امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، اتصال به شبکه‌های دانشگاه، داشتن سایت‌های مرتبط، به کارگیری پرسنل مورد تأیید دانشگاه، داشتن ID کارت مخصوص کلیه اساتید تنها بخشی از خواسته‌های دانشگاه جامع بود که توسط مراکز به اجبار محقق گردید.

علی‌رغم قول یک ساله مسئولان مبنی بر تبدیل وضعیت مراکز پس از گذشت ۸ سال هیچ اقدامی در جهت تبدیل وضعیت صورت نگرفت و مراکز هم حق اخذ هیچ مجوز دیگری مثل مؤسسه آموزش عالی آزاد را نداشتند و رسماً به آنها اعلام شده بود که اگر مجوز دیگری در مرکز داشته باشند به آنها دانشجو نخواهند داد. علی‌رغم همه این تهدیدات و فشارها کار پذیرش دانشجو هر ساله شکل گرفت و تاکنون حدود ۵۰۰ هزار دانشجو در این مراکز مشغول به تحصیل هستند و سالیانه حدود ۱۴۰ هزار دانشجو نیز به شکل ورودی جدید به این مراکز معرفی می‌شوند.

به ناگاه دست‌های پشت پرده به بهانه و عنوان خصوصی‌سازی و انتقال دانشجو به مرکز اشتغال و مراکزی که طی چند سال گذشته در سکوت اخذ مجوز کرده بودند توسط دولت و با یک بخش‌نامه از قبل اعلام نشده شکل جدید پیدا کرد و همه این ۶۰۰ مرکز پودمانی یک شبه نابود شدند. این تنها ضایعه این اقدام عجولانه نیست بخشی از پیامدهای این اقدام به شرح ذیل خواهد بود.

۱- دلسردی حدود ۵۰۰ هزار دانشجو و بخش عظیمی از فارغ‌التحصیلان این مراکز به دلیل اینکه دیگر این مراکز وابسته به وزارت علوم نیست و شاید منتسب به وزارت کار و یا مرکز خودساخته ملی اشتغال که هنوز هیچ هویتی ندارد گردند.( داشتن مدرک از وزارت علوم برای دانشجویان هویت به حساب می‌آمد).

٢-بیکاری و یا بلاتکلیفی حدود ۲۰ هزار استاد دارای ID و تجربه در مراکز پودمانی و علمی کاربردی

۳- اتلاف هزینه بسیار بالایی که به شکل‌گیری دانشگاه جامع و مراکز پودمانی در ستاد انجام شده

۴- اتلاف هزینه‌هایی که برای تأیید مرکز و تأیید اساتید تاکنون صورت گرفته است.

۵- بلاتکلیفی حدود ۵۰۰ ساختمان‌ خریداری شده توسط مراکز پودمانی که بیشتر آنها شکل کار خود را نیز جهت امور آموزشی تغییر کاربری داده‌اند و دارای وام‌های کلان هستند.

۶- بیکاری حدود ۱۰ هزار پرسنل این مراکز (به طور متوسط هر مرکز ۲۰ نفر پرسنل را استخدام نموده بود).

۷- دلسردی پرسنل و اساتید این مراکز و بی‌اعتمادی نسبت به مسئولین و تصمیمات آنها.

حال معلوم نیست تبدیل این همه فرصت به تهدید با چه انگیزه‌ای شکل گرفته و آیا این مراکز که اکثر آنها خصوصی هستند چرا باید قربانی این حرکت «اختصاصی‌سازی» گردند.

به طور قطع همه بر این باورند که این تصمیم فقط در جهت انتقال بخشی از منابع موجود در مکان دیگری است که عده‌ای از سالیان قبل با حرکتی در سکوت در صدد نابودی این مراکزوجایگزینی خود با آنها بوده‌اند.

سؤالی که ذهن همه را مشغول کرده آن است که چرا مجلس در قبال این تصمیم سکوت اتخاذ کرد و اجازه سوزاندن منابع و فرصت‌ها را به راحتی در اختیار قرار داده است


 


معروف است که شریعتی معلم انقلاب بود. اما ما در روزگاری به سر می بریم که با این هر دو مولفه، معلمی و انقلاب مشکل پیدا کرده ایم. نه معلمی چندان اعتباری دارد و نه از انقلاب - مقصود البته نفس مفهوم انقلاب - دل خوشی هست . معلمی که در بسیاری اوقات با کلیشه پروری، آگاهی های کاذب ، برانگیختن شور و انهدام ِ شعور، دادن دستورالعمل هایی برای رستگاری یکی انگاشته شد (و امروز می شنویم ویوا-آکادمیا viva académia)انقلاب هم که مستعد تخریب و خشونت . انقلابیون سابق یا معتقدند که: الف-انقلاب خوب بود، اما اصلاحات بهتر است . یا بر این باورند که ب- انقلاب خوب بود اما وای به حالت اگر همچنان به آن فکر کنی. پ- یا اینکه «رفته ایم این راه را نه بهرام است و نه گورش »و از همین رو عطای سیاست را به لقای آن می بخشند، چه به قصد کسب آن و چه به منظور در افتادن با آن. در نتیجه یا باید بشوی اصلاح طلب، یا کارگزار سازندگی و یا فعال فرهنگی. در هر سه حال، شریعتی با همان خاطره معلمی اش در انقلاب می ماند روی دستمان . چند راه می ماند:

۱- همه تجربه های تراژیک شخصی و تاریخی روزگارمان را بیندازیم به گردن او و انقلابی گری اش و از شر او وآموزه هایش خلاصی یابیم:

-«دیو خفته سنت را بیدار کرد»(شایگان- انقلاب مذهبی چیست|؟)

- اسطوره ها را به تاریخ کشاند و یا و تاریخ را اسطوره ای کرد و ما را بیچاره ساخت ( موقن- در گستره اسطوره .نقل به مضمون)

- رویکرد ایدئولوژیک به تاریخ ، بنیان آگاهی جدیدی را که با پیروزی مشروطیت کمابیش استوار شده بود، نابود و آگاهی کاذبی را جانشین آن کرد(جواد طباطبایی -ص۳۱ مکتب تبریز )

۲- سرخی شریعتی را از او بگیریم و لباس سبز سازندگی به تن اش کنیم و کلاه سپید صلح بر سرش بگذاریم و تیغ ها و میخ ها و سیخ های کلامش را از او بستانیم تا درست بشود مثل خودمان: واقعیت گرا و نه آن رادیکال اتوپیست. استاد سخن عشق و نه خشم انقلابی و مدام از قول او فریاد برآوریم که مثلاً : دوست داشتن از عشق بر تر است .

۳- یا اینکه بیفتیم به لجباز ی و اصرارو پافشاری واثبات همان تصور و یا توهم معروف ِ معلمی او در همان انقلابی که بهمن ِخونین می خوانیم و اسلامی اش می دانیم ، گیرم که دیگر نپسندند و از مد افتاده باشد. گیرم که با تفسیری متفاوت با قرائت رسمی از آن انقلاب و آن اسلام.

اما هر یک از این سه رویکرد اشکالات متدیک دارد. شریعتی نه آن کینگ -کونگی است که اولی ها می پندارند که ناگهان ظهور کرده و دیو را بیدار کرده و تاریخ را منحرف ساخته و تاریخ مشروطه را که می رفت اسباب آزادی ما را فراهم کند ، نابود کرد . نه او را می شود به این راحتی شبیه کرد به موجود ِ پر طمئنینه ی سرِ فرصتی ِ توبه کار امروز، آنچنان که دومی ها می پسندند و نه با لجبازی و حسرت برای زمانه های از دست رفته و متولی گری برای یک مرده ریگ می توان بقای او را تضمین کرد. (ناگفته نماند : به طریق اولی او را مصادره هم نمی شود کرد.شریعتی، ناسخ یا منسوخ، طی این سالها اسباب آزادی مار ا هم که نه، اسباب آزادی خود را فراهم ساخته است )

تنها راهی که می ماند شاید این باشد: سهم شریعتی را دراین اتفاقی که انقلابش می نامیم روشن کنیم و البته جنس معلمی اش را . چه به قصد محاکمه او و چه به قصد قدر دانی از او. نه! اصلاً به قصد اندازه گیری بزرگی او و روشن شدن قدرت تخریبش..

به دو پرسش مجزا و مشروع می شود پرداخت : شریعتی معلم انقلاب بود یا معلمی بود انقلابی؟ بوده اند معلمینی که انقلابی نبوده اند و شده اند سر چشمه انقلاب. مثلاً لوتر . یا برعکس معلمینی که در ستایش انقلاب گفته اند و کسی به حرفشان نکرده است . در مملکت خودمان بسیار.

از پرسش دوم شروع کنیم . آیا شریعتی معلمی بود انقلابی؟ در معلم بودنش که تردیدی نیست . در محتوای تعلیمش می شود تا اطلاع ثانوی بحث کرد. لااقل تا زمانی که مواد آموزشی او، بزنگاههای زیستی ما باشد: نسبت سنت و مدرنیته. نسبت شرق و غرب. نسبت عقل و ایمان . نسبت سنت و مذهب. ایدئولوژی و فرهنگ. اینکه پروژه اجتماعی اصلاح دینی ِ او همانی بود که بعداً نامش اسلام سیاسی شد و مبنای دین و حکومت؟بازگشت به خویشتن او رقیب بنیادگرایی بود و یا همدست او؟ اینکه عدالت طلبی او در برابر دموکراسی خواهی بود ؟ چپ بود یا لیبرال؟چیز دیگری خواست و چیز دیگری شد؟ و...شریعتی در زمان حیاتش متهم به نداشتن پاسخ های قاطع و روشن به این پرسش ها بود، در نتیجه نمی توان قطعیت های کلیشه پرور و کلیشه ساز پس از مرگش را ، در زمان انقلاب به او منسوب دانست . آن قطعیت ها محصول فرآیند دیگری بود . محصول آسیب ها و نابسامانی های فرهنگی ای که شخص شریعتی بارها و بارها نقد کرده بود. او نه قرار بود یک تنه پاسخ عقب ماندگی های ما باشد و نه می توانست یک تنه موجب عقب افتادگی های ما. سهم او در این میان چیست و مسئولیت او تا کجا؟

آیا شریعتی انقلابی بود ؟ به کدام معنا انقلابی بود ؟ درروش ؟در اهداف؟ در تفکر؟

روش : در سال ۱۳۵۰- اوج مبارزات مسلحانه - در کنفرانس فاطمه فاطمه است می خوانیم :

«....شیوه ای که در مبارزه اجتماعی برای اصلاح وجود دارد ، بر حسب بینش ها و مکنب های اجتماعی عبارت است از :۱-روش سنتی و محافظه کارانه.۲- روش انقلابی.۳-روش اصلاحی، رفرمیسم. محافظه کار به هر قیمت و به هر شکل تا آخرین حد قدرتش می کوشد که سنت ها را حفظ کند حتی بقیمت فداکردن خویش و دیگران . انقلابی همه چیز را می خواهد یک باره دگرگون کند و با یک ضربه در هم بریزد نابود کند و ناگهان از مرحله ای به مرحله ای بجهد، ولو جامعه آمادگی این جهش را نداشته باش،د ولو در برابرآن مقاومت کند . ناچار انقلابی، ممکن است به خشونت و دیکتاتوری و قساوت و قتل هام های وسیع و متوالی دست زند، نه تنها علیه قدرت های ضد مردم بلکه علیه توده مردم نیز . مصلح هم که همیشه به مفسد فرصت و مجال می دهد!(ص ۵۴ م.آ.۲۱) شریعتی از راه چهارمی سخن می گوید که شیوه پیامبر است : ۵۲ انقلاب در سنت ها با حفظ فرم اصلاح شده آن(ص ۵۲)دیدن واقعیت های موجود و نپذیرفتن آنها و تغییر انقلابی ماهیت آنها.

با رویکرد صرف نظری ، حداقل معلوم است که شریعتی نه محافظه کار سنتی است ، نه انقلابی ایدآلیست، و نه رفرمیست . محافظه کار را پاسدار سنت به هر قیمت می داند. تغییر ناگهانی و دفعتی را در معرض خطر توتالیتاریم و رفرمیسم را در معرض تهدید مفسد. نیذیرفتن واقعیت اما دیدن آن و تلاش برای تغییر انقلابی ماهیت آن ، نامش چیست؟ رفرمیست یا انقلابی؟ رفرمیست انقلابی یا انقلابی رفرمیست ؟ حتی اگر معلوم نباشد که چیست ، روشن است که چه چیر نیست . حفظ سنت ها و وضعیت موجود به هر قیمت نیست ، تغییر ناگهانی ِ جهشی ِخشن و اقتدار مآبانه به هر قیمت نیست، سرو صورتی متناسب دادن به یک امر نامطلوب و شیوه اصلاح تدریجی نیست (چرا که در طی این مدت طولانی عوامل منفی و قدرت های ارتجاعی و دست های دشمنان خارجی این نهضت اصلاح تدریجی را از مسیر خود منحرف می سازند و یا آن را متوقف می نمایند و حتی نابود می کنند(همان -ص ۵۲)

با این وجود رویکرد صرفاً نظری این مشکل را به دنبال دارد که با نادیده گرفتن واقعیت و تاریخ ، برای ایده ها و نظریات سهمی بیشتراز توانشان -چه در تخریب و چه در سازندگی- قائل شویم با این توهم که با رمی جمرات این بت های نظری اسباب رستگاری ما فراهم خواهد شد . حال آنکه به قول برودل، مورخ فرانسوی ، تاریخ یعنی شناخت داده ها و البته داده های انسانی ، داده های انسانی در دیالکتیک سه زمان : «زمان سریع حوادث»،« زمان کش آمده دوره ها» و «زمان کند و کشدار تمدنی». مشکلات و معضلات قدیمی مربوط به حوزه تمدنی ایران اسلامی را با مشکلات و معضلات یک دوره تاریخی ، یکی گرفتن و همه را به پای مشکلات مختص زمان سریع حوادث ریختن ، همین بلبشویی می شود که بدان گرفتاریم. شریعتی با آن تفکیکی که در شیوه های متعدد مبارزه اجتماعی بر می شمرد می کوشد که حل معضلات موجود ِ مختص ِ زمان سریع حوادث را در پرتو زمان طولانی ترِ زمانه و دوره ای که در آن قرار دارد بفهمد و آنها را در جایگاه تاریخی ِ فرهنگی درازمدت بنشاند . همین رویکرد است که او را وامیدارد که در بازگشت از اروپا راه دیگری را انتخاب کند متفاوت با دوستان قدیمی ملی اش و نیز متفاوت با رویکرد جدیدی که در سالهای چهل در حال شکل گیری بود. همان سالهایی که جنبش اجتماعی و سیاسی ، با خروج از رخوت سالهای سی ، سمت و سویی رادیکال می گیرد و به تعبیر امروزی ها از رفرمیسم شناخته شده مسلط عبور می کند. شریعتی در روش ، همچون بسیاری از هم نسلی های خود از رفرمیست های ملی گرا در رفتار سیاسی شان در برابر قدرت فاصله می گیرد اما رادیکالیزم و یا رویکرد انقلابی را نه معطوف به « زمان سریع حوادث » یعنی گرفتن سلاح به قصد تغییرات سریع ، بلکه در میدان دیگری پی می گیرد. شاید برای همه کسانی که سخنرانی پس از شهادت او را به یاد می آورند، گفتن این سخن تفسیر امروزی از آن دیروز به نظر آید، اما این پرسشی است مشروع که پس چرا نقد او به مبارزه مسلحانه به حاشیه رانده می شود؟ شاید به دلیل همین پتانسیل انقلابی موجود در جامعه بوده باشد و نه همدلی او با تغییرات سریع انقلابی. نگاهی به تاریخ آن سالها نیز این ادعا را ثابت می کند. گرفتن سلاح و سمت و سوی رادیکال مبارزات سیاسی ، چندین سال قبل از شروع حرکت شریعتی در حسینیه آغاز شده است. او با چنین مخاطبی است که «از کجا آغاز کنیم » را در میان می گذارد و از تصفیه منابع فرهنگی سخن می گوید و از پدرمادر ما متهممیم و...حتی تاریخ ادیان . تاریخ ادیان ، سلسله کنفرانسهای شریعتی در حسینیه ارشاد در سال پنجاه است، یعنی دراوج مبارزات مسلحانه(در همه طیف: مذهبی، چپ مذهبی؛ مارکسیستی و..)آیا ترس از مرگ است که شریعتی به این جریانات نمی پیوندد و می رود سراغ تدریس تاریخ ادیان ؟ آیا -چنانچه مجاهدین در آن سالها و سالها بعد نیز می گفتند- به دلیل خصلت محفلی روشنفکرانه او بود؟ آیا این نوع رویکرد را تائید می کرد اما در توان خود نمی دید؟ هیچ کدام. بی شک شریعتی چنانچه خود در همین دریغ ها و آرزوها نوشته است ، شهدای آن روزگار را «پیامبران بزرگ عصر خویش می داند ،پیامبرانی که از انبیا بنی‌اسرائیل برترند.» اما افسوس می خورد :« افسوس!بجای آنکه نهضتی تنها بر روی سرش راه برود، در حالیکه دستهایش در جیب است و پاهایش در هوا و معلق و رها، کاری میکرد که این مرد بر روی دو پاهایش راه برود و با دستهایش کار کند و با سرش بیاندیشد.(دریغها و آرزوها)

اهداف. آیا ابژکتیو شریعتی در اتخاذ همان مشی ای که نامش را اصلاح انقلابی می داند بر محورو یا با اولویت تغییر قدرت سیاسی می چرخد؟ اولویتی که همه احزاب و گروههای سیاسی دهه چهل و پنجاه بر آن پای می فشرند. پاسخ این سوال را می توان در مقاله ا ی به نام دریغ ها و آرزوها خواند: .

(در) مشروطه، ای کاش به‌جای آنکه به تغییر رژیم می‌پرداختیم، به تغییر خویش می‌پرداختیم. پس از جنگ، پس از شهریور بیست، ما - نهضت ملت ما - بیست سال اختناق را که می‌توانست بزرگترین عامل بیداری و آگاهی و حرکت و نجات و سرچشمه آموزشها و تجربه‌های بزرگی باشد، گذرانیم و از آزادی تنها بازگشت به ارتجاع عصر قاجاری را بنام مذهب، شعار خویش کردیم.... آنگاه که سیاست رو کردیم: نفت، ملیت، استقلال و نفی امپریالیسم و استعمار غربی. اما ای کاش بجای شعار «نفت»، ما یک شعار «فکر» می‌داشتیم بماند؛ همچنانکه روزی که شعارهای سیاسی‌مان را از ما گرفتند، دیگر از خویشتن خویش چیزی باقی نمانده است».شریعتی انقلابی چنین پیداست که از انقلاب، تغییر می فهمیده است و اما نه با اولویت تغییر قدرت . بینش. بینش شریعتی آیا انقلابی بود؟ خود می گوید: « تغییر انقلابی محتوا و اصلاح فرم آن. بر همین اساس است که شریعتی برای ایجاد انقلاب در بینش ها استحمار را علت بعید عقب ماندگی می داند و نارسیسیزم مذهبی- ملی را از یک سو و الیناسیون را از سوی دیگر دو آفت بزرگ تحقق آن انقلاب بر می شمرد. مخالف خود شیفتگی و خود باختگی. ..«.. اما دریغ، که نهضت مذهبی‌مان به تعظیم شعائر صفوی و قاجاری گذشت، و نهضت ملی‌مان به تبلیغ شعارهای روزمره سیاسی ...« اگر در آن سو، بجای مشتی نیرومند و کوبنده بر روی خصم، مشتی نیرومند و کوبنده بر این دیوارهای سترک قرون وسطائی که گرداگرد عقل و دین و اندیشه ما کشیده بودند، فرود می‌آمد و راه برای تابش نور به خلوتگاهها و تکیه‌گاهها و حجره‌ها و حوزه‌ها و اندیشه‌ها و احساسهای دینی‌مان باز می‌شد، آنگاه مذهب ما... ».(دریغ ها و آرزوها۱۳۵۵)

دریغ های شریعتی را که در سال ۵۴-۵۵نگاشته شده است را کنار هم که بگذاریم - یعنی سه سال قبل از انقلاب ایران می بینیم به گونه ای غریب شبیه افسوس های امروز ماست و یکی از معانی این تشابهات این است که آنچه را که امروز در دهه هشتاد شده است ذکر مصیبت بسیاری از روشنفکران، برای شریعتی امری واضح تلقی می شده است : امکان خشونت به دنبال حرکت های انقلابی جهشی. ضرورت یک حرکت بطئی فرهنگی قبل از هر گونه طرح اندازی فوری تغییر در حوزه سیاست. ضرورت بازنگری در جایگاه امر مذهبی و موقعیت دینداران و... همه این دریغ ها ، دریغ های معلمی است که از بی شاگردی می نالد. شریعتی می داند و می بیند که دارد بد فهمیده می شود . بر خلاف تصور و توهم تعمیم یافته ، گفتمان شریعتی ، گفتمان غالب زمانه خود نبود. راستی تقصیر چه کسی بود که این حرف ها شنیده نشد و آن شریعتی پر دریغ و پر افسوس سالهای ۵۴-۵۵ ، معلم امیدواری های انقلابی شد؟ تقصیر حرف های دو پهلوی او بود و یا مشکل از گوشهای دو پهلوی ما . ما را شریعتی انقلابی کرد یا ما انقلابی بودیم؟

شریعتی ، آنچنان که بود فهمیده نشد. چه جای شکایتی ؟ مگر خودش نگفته است :« همه می پندارند که هر کسی آنچنان فهمیده می شود که هست، اما نه، آنچنان که فهمیده می شود هست . به عبارتی دیگر، هر کسی آنچنان است که احساسش میکنند، نه آنچنان احساسش میکنند که هست» (هبوط) شریعتی را جامعه انقلابی برافروخته آن سالها، انقلابی احساس کرد حتی اگر خود او پر حسرت بود و پر دریغ. برای پاسخ به این پرسش که بالاخره او انقلابی بود یا خیر، کدام را باید ملاک گرفت ؟آنچه که خود بود یا آنچه که از او فهمیده شد؟. نزاع همچنان ادامه دارد. همه این حرف ها نه برای تطبیق دادن سخن شریعتی است با دیسکور مسلط این زمانه در باب مفهوم انقلاب و مضرات آن ، بلکه به قصد تکرار همان حرف قدیم او است که « انقلاب، قبل از اگاهی می تواند فاجعه باشد.». همین و بس.

و دست آخر ! بیایید لجبازی کنیم و امیدوار بمانیم : شریعتی سالها است که «ما» ی مذهبی را عصبانی می کند، « ما» ی اجتماعی را تحریک می کند و «ما» ی خلوت نشین را مضطرب و به این معنا «معلم انقلاب » باقی می ماند، حتی اگر معلمی و انقلاب امری از مد افتاده باشد.


 


به گزارش «ميزان خبر» ليلا توسلی، فرزند مهندس محمد توسلی و خواهر زاده ی دکتر ابراهيم يزدی، در دادگاهی به رياست قاضی مقيسه که تنها ۲۰ دقيقه طول کشيده است، به دو سال حبس تعزيری محکوم شد.

شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب ليلا توسلی را به اتهام حضور در راهپيمايی ۲۵ خرداد و روز عاشورا و با تأکيد بر عدم حضور وی در "اغتشاشات" و همچنين مصاحبه با راديو فردا و بی بی سی به عنوان شاهد عينی کشته شدن يکی از شهروندان توسط خودرو نيروی انتظامی و عبور از روی جسد وی، به استناد ماده ۶۱۰ قانون مجازات و با رعايت ماده ۴۶ قانون مجازات به تحمل دو سال حبس تعزيری محکوم کرده است.

فرد مقتول شهرام فرجی زاده است که در ميدان وليعصر به وسليه خودروی نيروی انتظامی کشته شد و خودرو اين نيرو به طرز عمدی از بدن وی عبور کرد.

ليلا توسلی ساعت يک بامداد نيمه شب عاشورا توسط تيم ماموران وزارت اطلاعات با مراجعه به منزل مهندس توسلی رئيس دفتر سياسی نهضت آزادی ايران بازداشت شد و بعد از تحمل دو ماه بازداشت در بند ۲۰۹ اوين سرانجام روز چهارم اسفند ماه با وثيقه از زندان آزاد شده است.

گفتنی است خواهر او دکتر سارا توسلی نيز در ۱۳ دی ماه سال گذشته بازداشت و پس از سپری کردن ۵۰ روز در بازداشت در بند ۲۰۹ زندان اوين،در دادگاه بدوی در شعبه ۲۶به ۶ سال حبس تعزيری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است و پرونده وی هم اينک به دادگاه تجديد نظر ارسال شده است.

همچنين مهندس فريد طاهری،همسر دکتر سارا توسلی و عضو شورای مرکزی نهضت آزادی، نيز که همراه ايشان در راهپيمايی روز عاشورا حضور داشته است، از روز ۲۷ ديماه بازداشت شده تا کنون زندان اوين به سر می برد.

حکم سه سال حبس تعزيری مهندس طاهری در دادگاه تجديد نظر، تاييد شده است


 



عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی گفت: قانون هدفمندسازی یارانه‌ها یک قانون درآمدی هزینه‌ای است که اگر اجرایی نشود نیز مشکل قانونی ایجاد نمی‌کند اما قطعا به اقتصاد کشور لطمه خواهد زد.

به گزارش خانه ملت، جمشید انصاری در خصوص عدم اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها در زمان اعلام شده توسط مجلس تاکید کرد: من معتقدم هدفمند سازی یارانه ها دشواری هایی دارد که هر چه زمان می گذرد با دشواری های آن بیشتر آشنا می شود.

دبیر کمیته سیاسی فراکسیون خط امام(ره)مجلس تصریح کرد: این طرح بسیار عظیمی است و دولت نیز در شرایط فعلی به این امر توجه بیشتری کرده است.

انصاری گفت: قانون هدفمند سازی بحثی درآمدی - هزینه ای است و اگر درآمد محقق نشود هزینه نیز ایجاد نخواهد شد. قوانین در این بخش لطمه نمی خورد البته این لطمه در کشور ایجاد خواهد شد ولی در قانون بودجه مسئله ای ایجاد نمی شود.

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با اشاره به این که دولت می خواست سال گذشته این کار را انجام دهد اما در حال حاضر پیچیدگی های آن اجرا را مشکل کرده است در ادامه گفت: من قبلا هم اعلام کرده ام که دولت نمی تواند با شرایط فعلی این طرح را اجرایی کند و این درحالی است که دولت و مجلس معتقد بودند اگر این اصلاح ساختاری انجام نشده و یا با تاخیر انجام شود عوارض زیادی برای کشور خواهد داشت.

وی در خصوص این که دولت اجرای آزمایشی این قانون را در حال حاضر آغاز کرده است و بنابراین عدم اجرا معنایی ندارد گفت: اجرای آزمایشی فرق دارد اگر بخواهد این قانون را اجرایی کند باید افزایش قیمت به صورت قانونی صورت بگیرد تا از طریق آن درآمد زایی ایجاد کند.

انصاری گفت: دولت نمی تواند در برخی از روستاها و یا شهرستان ها افزایش قیمت در فراورده های نفتی ایجاد کند و در سایر شهرها این کار را انجام ندهد. از طریق اجرای آزمایشی اصلاح قیمت ها به دست نمی آید.

نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی افزود: اجرای آزمایشی تنها در حد اصلاح اطلاعات آماری اقتصادی خانوارها معنا دارد که با اجرای قانون فرق دارد.


 


مجمع امور صنفی و خدمات فنی تهران از اجرای دستور صریح وزیر بازرگانی برای ادامه فعالیت صنفی رئیس سابق اتحادیه آرایشگران مردانه تهران و فک پلمپ سه ساله واحد صنفی وی سرپیچی کرده است.

بر اساس گزارش رسیده به پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌‌نیوز»، سه سال پیش بر اساس دستور غیرقانونی معاونت وقت اماکن نیروی انتظامی واحد صنفی رئیس سابق اتحادیه صنف آرایشگران مردانه تهران و رئیس کمیسیون رسیدگی به تخلفات اتحادیه‌های صنفی که پرده از تخلف مالی گسترده‌ای برداشته بود، پلمپ شد.

پس از سه سال پیگیری مداوم و صدور رای شعبه ششم رسیدگی دیوان عدالت اداری مبنی بر ابطال و رد اقدام اماکن نیروی انتظامی و همچنین دستور وزیر بازرگانی مبنی بر بازگشایی محل و فعالیت واحد صنفی محمد افتخاری راد، مجمع صنوف تولیدی تهران از اجرای رای دیوان عدالت اداری و دستور وزیر بازرگانی و رئیس هیات عالی نظات خودداری می کند.

حسین کشاورز غریب، مدیرکل دفتر ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات وزارت بازرگانی طی دو نامه جداگانه از رئیس مرکز اصناف و بازرگانان و دبیر هیات عالی نظارت و رئیس سازمان بازرگانی استان تهران خواسته است تا مطابق قانون نظام صنفی و آرا صادره، نسبت به بازگشایی واحد صنفی فوق اقدام نمایند.

کشاورز غریب، همچنین از رئیس سازمان بازرگاتی استان تهران خواست تا به واسطه گذشت بیش از بیست روز از امتناع و بی توجهی مجمع صنوف تولیدی تهران در اجرای دستور رئیس هیات عالی نظارت به استناد بند ب ماده 55 قانون صنفی، عزل هیات رئیسه مجمع صنوف تولیدی تهران در دستور کار کمیسیون نظارت قرار گیرد.

گفتنی است، پرونده‌ای در این خصوص در کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی تشکیل شده است.


 


" بهترین سالهای جوانی و عمرم را برای اسلام و کشور به امید آینده ای بهتر برای فرزندانم صرف نمودم و دیدم آنچه را که نباید می دیدم." این جملات پدریست که ۱۲۹ روز از اسارت فرزندش می گذرد. پدری که در غم ندیدن فرزندش غصه هر روز وجودش را بیش از پیش آب می کند. پدر محمد صابر عباسیان کسی است که خودش از انقلابیون سال ۵۷ بوده، او این روزها بدین فکر می کند که دیگر آرمان های انقلاب به رویا تبدیل شده.این پدر تمام دلنگرانی هایش را در یک جمله خلاصه می کند :"انگار نه انگار جوانی در بند است." او از مسولان می خواهد که لحظه ای فرزندان و خودشان را به جای فرزندان ما و خانواده های ما قراردهند. آیا باز هم این گونه قضاوت می کردند؟ آیا باز هم خود را در جایگاه مولای متقیان حضرت علی (ع) قرار می دادند؟

متن نامه پدر محمد صابر عباسیان که در اختیار کلمه قرار گرفته است بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

دری که بر راه برکس نپسند آنچه ترا نیست پسند

۱۲۹ روز از اسارت و بی خبری و انس با چهار دیواری سیمانی در آرزوی آزادی.

به من بگویید اگر فرزند شما بواسطه جو آشفته اقتصادی - فرهنگی - سیاسی و عدم دسترسی به حداقل خواسته های حقوق مدنی خود و دیگران از مسئولان امر انتقاد و خواهان فضایی بهتر برای جامعه باشد با او چه باید کرد؟ اسارت و محروم کردن وی از تحصیل، خانواده و دوستان؟ خفه کردن صدا در گلو و عدم دسترسی به وکیل جهت احقاق حقوق قانونی؟ پرونده سازی و تلقین و فشار روحی جهت گرفتن اعترافات دروغین و گناهان نکرده؟ بوجود آوردن جو سردرگمی و گرفتاری و دغدغه خاطر خانواده؟

چه زیبا و شیرین بود انقلاب ما در سال ۵۷ به فرمان امام خمینی(ره)، با رویای اسلام راستین و وحدت و برادری تمام مسلمین جهان و آزادی و شعار هیهات من الذله، و افسوس و صد افسوس که با سیاست های بعضی افراد مسئول این رویا در هم شکست و جای خود را به نفاق و خفقان و اسارت و فرار نسل روشنفکر انقلاب سپرد.

خود نیز یکی از خادمین انقلاب بودم که بهترین سالهای جوانی و عمرم را برای اسلام و کشور به امید آینده ای بهتر برای فرزندانم صرف نمودم و دیدم آنچه را که نباید می دیدم. فرزندم محمدصابر عباسیان که تنها پسر خانواده است در سال ۶۲ متولد و در سال ۸۴ موفق به اخذ مدرک مهندسی راه و ساختمان شد البته او به این اکتفا نکرد.به ادامه تحصیل پرداخت و به رشته کارشناسی ارشد علوم سیاسی مشغول شد.

قبل از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری جهت جذب جوانان به پای صندوق رای در ستاد ۸۸ جوانان حامی آقای خاتمی به طرفداری از کاندیدای مورد علاقه اش جناب آقای مهندس موسوی که به تایید شورای نگهبان و سایر ارگانهای وابسته انتخاباتی رسیده بود پرداخت. اما بعد از انتخابات،وی را به اتهام تبلیغ و توهین علیه مسئولین نظام بازداشت و پرونده ای مرکب از ۹۰۰ برگ از تحقیقات دانشگاهی، مطالب شخصی و اتهامات غیر واقعی برای وی تشکیل دادند که هیچ کدام واقعیت ندارد. زیرا وی بعد از انتخابات هیچ گونه فعالیت غیر قانونی که خارج از قوانین اسلامی و انسانی باشد انجام نداده و سرگرم درس و تحقیقات مربوط به رشته تحصیلی اش بوده است.

جالب توجه این است که در پی مراجعات مکرر به دستگاههای قضایی مورخ ۱۲/۴/۸۹ پس از ۱۱۸ روز بازداشت موقت و جلوگیری از ملاقات وکیل مربوطه از من خواسته شد که برای تکمیل پرونده و کپی از آن ۹۰۰ برگ، کاغذ A4 برای آنها ببرم تا زودتر نتیجه پرونده مشخص و حکم قانونی صادر گردد. با توجه به انجام این کار و گذشت ۱۱ روز دیگر پرونده همچنان سرگردان و هیچ گونه اقدامی در مورد آن انجام نشده است و فکر نمی کنند جوانی در بند است و خانواده ای نگران.

آیا گفته ها و اعمالی که در مورد جوانان ما که سرمایه های اصلی کشور هستند انجام می شود، توهین نیست؟ آیا به اسارت کشیدن و فرار جوانان تحصیل کرده و کشتن جوانان بی گناه توطئه علیه میهن عزیزمان و انقلاب سال ۵۷ نیست؟ چه خوب بود اگر مسئولان لحظه ای فرزندان و خودشان را به جای فرزندان ما و خانواده های ما قرار می دادند. آیا باز هم این گونه قضاوت می کردند؟ آیا باز هم خود را در جایگاه مولای متقیان حضرت علی (ع) قرار می دادند؟ خواهش من این است که به این مسئله توجه داشته باشید که :

خانمان سوز بود آتش آهی گاهی ناله ای می شکند پشت سپاهی گاهی


 


امروز: حجت السلام والمسلمین مهدی کروبی در دیدار خود با جمعی از دانشجویان شاهد و ایثارگر خود گفت: "جریان مشکوک کنونی، جریان انحرافی در مسیر انقلاب و اهداف امام و شهداست. در هیچ مقطع زمانی اینقدر واضح و بی شرمانه کسی به دروغ گویی و خرافه گویی مبادرت نمی ورزید

به گزارش سحام نیوز، جمعی از دانشجویان شاهد و ایثارگر با حضور در منزل مهدی کروبی با وی دیدار و گفتگو کردند. در این دیدار صمیمی که جمعی از نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی نیز حضور داشتند، میهمانان نسبت به شرایط اجتماعی و سیاسی کشور ابراز نگرانی نموده و مسائلی را در اینباره مطرح نمودند.

در ابتدای جلسه یکی از نمایندگان ادوار به قرائت بخشی از خطبه های نهج البلاغه در نکوهش دروغ و ریاکاری پرداخته و به گوشه ای از آسیب ها و فشارهایی که نمایندگان ادوار و دیگر اصلاح طلبان بعد از انتخابات متحمل شده اند اشاره نمود.

دانشجویان شاهد و ایثارگر نیز در بخشی از سخنان خود متذکر شدند: "امروز راهی را که امام راحل و شهداء بنام جمهوری اسلامی پیموده اند، در خطر انحراف می بینند." دانشجویان و میهمانان حاضر در جلسه در ادامه، وضعیت نابسامان اقتصادی مردم، عدم وجود آزادیهای مشروع، اعتیاد، فساد و فحشا، گریز از قانون و برخوردهای سلیقه ای و شخصی در مواجهه با قانون را از دیگر مشکلات حال حاضر کشور برشمردند که رواج روزافزون آنرا ناشی از بی کفایتی دولتمردان و سیاستهای آنان تحلیل کردند. دانشجویان از برخورد های خشن با معترضان بعد از انتخابات و انواع تجاوز ها به حریم شخصی افراد و برخورد های غیر انسانی با زندانیان سیاسی را از دیگر نگرانی های خود برشمرده و ابراز داشتند مگر گناه ما جز مطالبه ابتدایی ترین حقوق یک شهروند مسلمان بوده است. همه آنچه ما خواسته ایم احیای همه جانبه قانون و آزادیهای مشروع مذکور در قانون اساسی بوده است. متاسفانه هر فریاد اعتراض آمیزی با انواع برچسبها از جمله محارب، منافق و ضد انقلاب مواجه میشود و بسیاری از مسایل به دروغ! به نحو دیگری از رسانه های صاحبان قدرت انعکاس میابد.

دانشجویان در پایان بر لزوم ادامه راه جنبش مردمی ایران تاکید داشتند و جنبش سبز را یک جنبش عقلانی برای مبارزه با دروغ، ریا، خرافه و سوء استفاده از دین توصیف کردند که در جهت احیای قانون اساسی و احقاق حقوق شهروندی در جامعه حرکت میکند. واز حجت السلام والمسلمین مهدی کروبی به عنوان یکی از رهبران و چهره های شاخص جنبش، تداوم پایداری بر سر مطالبه حقوق مردم و تبیین استراتژی های جدید برای حرکت های رو به جلو را خواستار شدند.

به گزارش سحام نیوز؛ حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی ضمن خوش آمد گویی به میهمانان، به دغدغه های آنان پاسخ دادند.

تمامی شهروندان از اقلیتهای قومی گرفته تا افراد با سلیقه های مختلف سیاسی از حقوق یکسانی در کشور برخوردارند و هیچ ظلمی بر هیچ شهروندی مجاز نیست.

اقای کروبی در ابتدای سخنان خود ادامه ی راه ارزشمند امام و شهداء که همان نظام برخواسته از بطن مردم، در قالب نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد را وظیفه خود دانسته و ابراز نمودند که نه تنها در ایام پس از انتخابات بلکه از همان ابتدای تشکیل نظام تاکنون در هر سمتی برای احقاق حقوق قانونی و شرعی مردم کوشیده و همیشه به طور علنی یا غیر علنی در جلوگیری از انحرافات و حرکت در مدار قانون تلاش کرده اند، هر چند که افراد بسیاری نسبت به عملکرد بنده ایراد می گرفتند که مثلا چرا شما رئیس مجلس هستید و وقت خود را برای خانواده های زندانی تلف می کنید! اما بنده معتقد به دفاع از حقوق شهروندی بوده و هستم و از نظر بنده تمامی شهروندان از اقلیتهای قومی گرفته تا افراد با سلیقه های مختلف سیاسی از حقوق یکسانی در کشور برخوردارند و هیچ ظلمی بر هیچ شهروندی مجاز نیست. وی خاطر نشان کرد تاکنون در تمامی بیانیه ها و سخنرانی های خود بطور شفاف و صادقانه انحرافات را بدون مسامحه گوشزد کرده و مطمئن باشید تا پیروزی کامل در کنار مردم خواهم ماند.

. در هیچ مقطع زمانی اینقدر واضح و بی شرمانه کسی به دروغ گویی و خرافه گویی مبادرت نمی ورزید

دبیرکل حزب اعتماد ملی در ادامه گفت: "وقوع انقلاب اسلامی، یک اتفاق مبارک و عظیمی بود که منجر به شکل گیری نظامی بی بدیل مبتنی بر جمهوریت و اسلامیت در جهان شد. اما متاسفانه جریان مشکوک کنونی، جریان انحرافی در مسیر انقلاب و اهداف امام است. در هیچ مقطع زمانی اینقدر واضح و بی شرمانه کسی به دروغ گویی و خرافه گویی مبادرت نمی ورزید. اخلاق از بین رفته است و جای آنرا دروغ، تهمت، خرافه و تک تک رذایل اخلاقی همچون یک غده ی سرطانی در حال گرفتن و افزایش حوزه ی نفوذ خود می باشد."

مهدی کروبی در این زمینه افزود: " به همت برخی! و البته با هزینه های بیت المال! تهمت و دروغ بستن به دیگران، وظیفه و امری روزانه گشته!! به نحوی که اگر بخواهیم به آنها توجه کنیم، روزی یک یا حتی چند بار باید تکذیبیه صادر کرد!"

اسیب شناسی جریانات سیاسی می تواند راهکاری کارگشا برای پیشبرد اهداف مترقی جمهوری اسلامی باشد

مهدی کروبی، در بخش دیگری از سخنانش با لزوم بر وجود نقادی در کشور گفت: "در راستای پالایش ساختارهای سیاسی در دنیا به معنای اصلاحات و نه انقلاب، نقادی یک امر ضروری و مورد نیاز شناخته شده است و امروز بیش از پیش لزوم آن در کشور احساس می شود، اما باید توجه داشت که نقد ها با درک و تحلیل شرایط زمانی و مکانی خود می بایست صورت گیرد و در این امر مهم از غرض ورزی و احساسات باید دوری گزید."

وی همچنین افزود: " آسیب شناسی جریانات سیاسی می تواند راهکاری کارگشا برای پیشبرد اهداف مترقی جمهوری اسلامی باشد که متاسفانه هم اینک به لطف سکانداران اجرایی کشور و نهادینه سازی درغ و تهمت و ریاکاری و .. با آن فرسنگ ها فاصله گرفته ایم."

سودای تک حزبی در ایران محکوم به فناست

رئیس مجالس سوم و ششم شورای اسلامی درباره اظهارات اخیر مسوول اجرایی کشور، ضمن مشکوک برشمردن این اظهارات، گفت: " تکثر در دل و متن این نظام مستتر بوده و حاصل دهه ها تلاش و دسترنج یک ملت بزرگ و اندیشمندانی همچون شهید مطهری ها بوده است. جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم با آرای بی نظیر ملت به یک وفاق ملی در ایران مبدل گشت. وفاقی که تکثرگرایی جزء لاینفک آن است. جمهوریت، خود مبنای به رسمیت شناختن و احترام قائل شدن به تکثرگرایی است. وجود احزاب، گروه ها، اصناف و دسته های سیاسی، صنفی، فکری و اجتماعی و ... و فعالیتهای آنان در چارچوب قانون همان معنای واقعی جمهوریت است که در قالب رقابتهای سالم انتخاباتی و حضور در صحنه های تصمیم گیری و اجرایی کشور متبلور می گردد و اما از سوی دیگر اسلامیت نیز تکثرگرایی را در خود جای داده است. عبادات یا محرمات که صراحت دارد و مشخص و معین است، ولیکن اسلام در مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و در واقع مسائل روزمره مردم با تفاسیر و برداشتها و قرائتهای مختلفی همراه است. چنانچه ما از یکسو شاهد اسلام طالبانی هستیم و از سوی دیگر شاهد اسلام ربانی که مورد وفاق اندیشمندان و روحانیون شیعه و سنی است. بنابراین تکثر و تکثرگرایی در خود اسلام امری قابل قبول و محترم است که در سیره ی حکومتداری پیامبر عظیم الشان اسلام و ائمه اطهار نیز به وفور این رفتار مشاهده می گردد.

سودای تک حزبی در ایران نه تنها محکوم به فناست بلکه ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران آنرا نمی پذیرد. البته بوده اند افرادی که این سودا را در سر می پرورانده و حتی آنرا در رژیم گذشته بعنوان رستاخیز اعلام کردند اما این سودا و اندیشه را با خود به گور بردند."

کروبی در ادامه افزود: "بنا بود ولایت در راس باشد، به نحوی که زمینه ی مناسب را برای حضور حداکثری و رقابت سالم احزاب و گرو ها فراهم آورد و فضای نقادی را در کشور گسترش دهد نه آنکه بخواهند آنرا در این سطح خرد و در قالب تک حزبی نمایان کنند. "

پیروزی قطعا با ملت بزرگ ایران است

در پایان، مهدی کروبی روی سخن خود را به جوانان و دانشجویان حاضر در جلسه نموده و گفت: "هیچ دولتی با دروغ و ریا و سرکوب نتوانسته است باقی بماند. تجربه بشر اثبات نموده، آنانی که بدنبال حذف تکثر و ایجاد تک صدایی در جامعه هستند، درس بزرگ تاریخ را فرا نگرفته و خود را در مسیر انحطاط تاریخی قرار داده اند. مدیریت جهانی، عدم تمکین در قبال قانون، تضعیف نهادهای مردمی از طریق عدم تمکین و زورگویی، سوءاستفاده از مقدسات، دروغ گویی، دخالت و تصمیم گیری در حریم خصوصی خانواده ها (میزان بچه دار شدن)، خش و خاشاک خواندن ملت بزرگ ایران و .. بس نبود که امروز گستاخانه تک حزبی را مطرح می کنند!!

اما بدانید پیروزی قطعا با ملت بزرگ ایران است. چرا که هیچ دولتی در هیچ کجای جهان با چنین شیوه هایی باقی نمانده است و البته ملت ایران اثبات نموده که زیر بار زورگویی و خودکامگی نخواهد رفت.

شما از هم اکنون می بایست در اندیشه ی آن جامعه ای باشید که امام و شهداء و ملت بزرگ ایران برای آن مبارزه کردند. بازگشت به مسیر انقلاب و احیای قانونی اساسی از اهداف مهم جنبش مردمی ایران است و همین موضوع خود می تواند بهترین محک برای نقد اصولی اشخاص و جریانات سیاسی و .. باشد."

در پایان دانشجویان و میهمانان حاضر با مهدی کروبی عکس یادگاری گرفتند.


 


امروز: میرحسین موسوی نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس در پیامی اقدام تروریستی جنایتکارانه علیه جمعی از هموطنانمان را محکوم و با خانواده شهدا و آسیب دیدگان این حادثه ابراز همدردی کرد.

به گزارش کلمه متن این پیام به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

عملیات جنایتکارانه ای که در زاهدان صورت گرفت قطعا اقدامی در راستای اختلاف افکنی بین برادران شیعه وسنی و حرکتی نفرت انگیز علیه اتحاد ملت بزرگ ایران بوده است. از این اقدام هم بیگانگان بهره می جویند و هم کسانی که سود آنها در تفرقه بین فرهنگها و قومیتهاست. ضرورت دارد در شرایط حساسی که در آن به سر می بریم در سراسر کشورهمه مراقب توطئه هایی باشند که وحدت صفوف ملت را هدف گرفته است .

اینجانب به همه خانواده های شهدا وآسیب دیدگان وبرادران و خواهرانم در سیستان و بلوچستان تسلیت می گویم وامیدوارم آگاهی وبرادری اسلامی و وحدت ملی مردم غیور شرق کشور سر افرازمان خواسته های بدخواهانه دشمنان را نقش بر آب کند.

میرحسین موسوی


 


سال ۱۶۱۰ گاليله به اتهام انتشار یافته‌های علمی اش در تاييد نظر کوپرنیک مبنی بر ثابت نبودن زمین و گردش آن به دور خورشید ، از سوی کلیسا مورد سوال قرار گرفت چرا كه نظریه گاليله مخالف نص کتاب مقدس بود و آباء كليسا نهايتا او را مجبور كردند تا توبه نامه‌ای با این مضمون را امضاء‌كند كه « در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمده‌ام و در حالی که کتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دستهای خود لمس می‌کنم ، توبه می‌کنم و ادعای خالی از حقیقت حرکت زمین را انکار می‌کنم و آنرا منفور و مطرود می‌نمایم و نقل است پس از آن ، محكم پايش را به زمين كوبيد و زير لب زمزمه كرد "با توبه گالیله نيز زمین از گردش خود باز نمی ایستد".

قصه پر غصه اين سنخ از محاكمات ، دير زماني است كه سنت جاري در اين مملكت است. كارشناسان مسلط مسايل قومي و جتماعي را تارانده ايم . عده اي در محبس و عده اي را راهي ديار فرنگ كرده ايم ، علوم اجتماعي را به هر بهانه اي سركوب كرده ايم ، جامعه را از جامعه شناس و جمعيت شناس خالي كرده ايم و به جاي آنان عده اي نظامي را كت و شلوار پوشانده و به جاي پوتين كفش به پايشان كرده ايم و بوق ها رد اختيارشان قرار داده ايم تا هر روز و شب از رسانه هاي دروغ ، خيالات واهي را به خورد مردم دهند.

مدتي است عادت كرده ايم ، مهمترين رخدادهاي مهم اجتماعي را در قالب تيترهاي نظير " اعتراضات جنبش سبز پايان يافت" ، " اعتصاب بازاريان به پايان رسيد" ، " پرونده هسته اي ، بسته شد" ، " اسراييل در حال نابودي است " و " كار گروه جند ا... پايان يافت" در رسانه هاي قلع و قمع شده پس از انتخابات بخوانيم .

اين گزاره هاي اخباري در بطن خود ادبياتي امنيتي - نظامي را پنهان مي دارد كه نماد و نتيجه سياستي است كه 5 سال تمام در شئون اين ملك جريان دارد.

سياست هاي ناشي از مهندسي آراي ملت به تدريج سياست و مديريت كشور را از محتوي كارشناسي خود خارج كرده است و امروز نظاميان و ادبيات آنها ، فعال ما يشاء‌ در عرصه سياسي است.

بر خلاف كارشناسان كه نسبت به ابراز نظر در مورد پديده هاي اجتماعي با تزلزل و احتمال صحبت مي كنند ، نظاميان و ادبيات آنان همواره با قطعيت همراه است . آنها ريشه هاي اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي و تاريخي وقايع را جاهلانه ، ناديده گرفته و براي حل مسايل تنها به يك ابزار تمسك مي جويند و آن نيز قدرتي است كه از نوك اسلحه خارج مي شود.

امروز بر همگان روشن است كه نه اعتراضات سبزها پايان يافته است ، نه اعتصاب بازاريان خاتمه يافته ، پرونده هسته اي باز است ، اسراييل همچنان در جغرافياي خود مستقر است و جندا... نيز سبعانه تر و وحشيانه تر به اقدامات تروريستي خود ، ادامه مي دهد.

انفجار تروريستي در مسجد جامع زاهدان كه يكي از خونبارترين اقدامات گروه جند ا... است ، حدود 300 مجروح 27 كشته به دنبال داشته است و نمايندگان مردم استان در واكنش به عجز دولت در تامين امنيت استان تهديد به استعفاء كرده و يكي از نمايندگان نيز رسما استعفا داده است و گروههاي مختلف مردم فرياد انتقام سر مي دهند و بر روي هم اسلحه مي كشند.

بايد ديد چرا در استاني كه قريب به اتفاق مسئولان آن نگاه امنيتي و نظامي دارند و به طور مستقيم و غير مستقيم از وابستگان به نهادهاي امنيتي - نظامي هستند ، چنين وقايع خونباري رخ مي دهد؟

آيا همانگونه كه دولت مستقر در 5 سال گذشته تحليل كرده است ، مشكلات اين استان امنيتي است يا آنگونه كه در بيانيه جبهه مشاركت ايران اسلامي آمده است، این بحرانها ریشه در سیاست هایی دارد که ایرانیان را بطور نامساوی درجه بندی می کند و برای آنها حقوق متفاوت قایل است و به همين علت ، احساس تبعیض و نابرابری در آن سامان غوغا مي كند؟

چگونه است عواملي همچون فقر و بيکاری گسترده ، نابرابري هاي قومی و مذهبی منتج از اعمال سياست هاي ايدئولوژيک كه به طور نسبي در سراسر كشور كمابيش جريان دارد در اين سامان برخوردهاي ترور مي آفريند .

واقعيت اين است به رغم ادعاي حاكميت در اعمال اصل برابري حقوقي اتباع كشور ، قوم بلوچ كه اكثريت جمعيت آن سامان را تشكيل مي دهند ، شهروندان درجه يك در اين استان محسوب نمي شوند و آنگونه كه در نطق هاي نمايندگان اين استان هم مشهود است ، مسئولان غير بومي استان حتي در موقع حادثه هم در شهر حضور نداشته اند .

آيا به همراه اين حس شديد تبعيض ، نبايد منزوي و خانه نشين كردن افراطي داوران سنتي دعواهاي قومي در چند سال گذشته و خصوصا در يك سال گذشته و پس از آغاز اعتراضات ، حتي مولوي عبدالحميد را يكي از علل ضعف نهادهاي سنتي كنترل كننده جامعه دانست؟

اين ميانجيان و داوران همواره نقش نهادهای مدنی واسط بين دولت و مردم را در اين خطه بازي مي كردند وبه علت نفوذی که دربين عامه مردم داشتند ، درخيلی ازموارد نقش موثری در کنترل اعتراضات داشته اند.

در چنين شرايطي از فقر و مسكنت و احساس تبعيض مردم سيستان و بلوچستان و زمينگير شدن نهادهاي داوري سنتي و برخوردهاي خشونتبار با پديده هاي اجتماعي ، تخم كينه و نفرت در دسترس ترين بذري است كه در شوره زار كوير مي رويد.

انفجار خونبار مسجد جامع زاهدان نشان داد كه سیاست ارعاب، خشونت و سرکوب حتي چنانچه بتواند در كوتاه مدت اوضاع را آرام سازد ، به عنوان تنها دستاورد دولت کودتا ، سیاستی شکست خورده است و كالبد رو به احتضار جامعه ، نيازمند خون جديدي است كه بايد هرچه سريعتر به آن تزريق شود.


 


امروز: مهدی کروبی عصر روز شنبه جهت دیدار با خانواده منصوراسانلو به منزل این زندانی سیاسی رفت.

به گزارش خبرنگار سحام نیوز در این دیدار که تمامی اعضای خانواده اسانلو حضور داشتند، مادر منصور اسانلو ضمن تشکر از مواضع درست و بحق آقای کروبی در دفاع از حقوق ملت از حضور ایشان در منزل فرزندش ابراز خوشحالی نمود.

در این دیدار مادر منصور اسانلو شرحی از فشارها و آسیب های وارد شده به زویا صمدی -عروس خانواده اسانلو - را برای آقای کروبی توضیح داد. وی از برخورد شدید نیروهای امنیتی با زویا صمدی ابراز ناراحتی نمود و افزود: متاسفانه در روز ۲تیر ایشان را ربودند و پس از انتقال به مکانی نامعلوم توسط چند مامور مرد به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت. مادر منصور اسانلو در مورد ربودن عروسشان در ادامه گفت: آنها به شدت وی را کتک زدند به طوری که بسیاری از نقاط بدن وی کبود شده است و در ساعات پایانی شب زیر پل سیدخندان از ماشین به بیرون پرتابش می کنند.مادر اسانلو افزود که شدت ضرب و شتم تا حدی بوده که موجب سقط جنین زویا صمدی شده است.

به گزارش خبرنگار سحام نیوز، مهدی کروبی نیز در این دیدار ضمن ابراز تاسف و تاثر شدید از اینگونه برخوردها ابراز امیدواری کرد تا هرچه سریع تر منصور اسانلو به آغوش خانواده خویش بازگردد. ایشان با یادآوری دوران مبارزاتی خود در زمان شاه گفت: آن زمانی که ما مبارزه را شروع کردیم و امام نهضت خود را آغاز نمود، بنای انقلاب بر این اصل بود که به کسی ظلم نشود. رفتارهای وحشیانه ای که اکنون بر افراد و خانواده هایشان وارد می شود، ظلمیست که بر مردم وارد می گردد که نظام شاه هم با آنهمه فساد، انچنین رفتاری را با خانواده ها انجام نمی داد و من به عنوان عضوی از این نظام شرمنده شما هستم؛ ولی این رفتارها را به حساب اسلام و امام نگذارید.

آقای کروبی ابراز امیدواری کرد که در آستانه ماه مبارک رمضان حضور تمامی زندانیان سیاسی را در کنار خانواده و سفره های افطار شاهد باشیم.

مهدی کروبی در پایان ضمن عرض تسلیت به مردم سیستان و بلوچستان گفت: وقوع چنین حوادثی در کشور مایه شرمساری و ناراحتیست. من این حادثه را به مردم این استان تسلیت گفته و امیدوارم هرچه سریع تر شاهد دستگیری و محاکمه عاملین و آمرین این حوادث باشیم.

لازم به توضیح است منصور اُصانلو از رهبران سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه (شرکت واحد) و فعال سندیکالیست ایرانی که بارها بدلیل مبارزات کارگری و تلاش برای احقاق حقوق کارگران شرکت واحد و اتوبوسرانی در زندان‌ زندانی شده است.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به emrooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به emrooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته