-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ آذر ۱۷, پنجشنبه

Latest New from Green Correspondents for 12/08/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 


خبرنگاران سبز/حقوق بشر:
 نسرين ستوده ، حقوقدان و فعال حقوق بشر که به ۱۱ سال حبس ، ۲۰ سال محروميت از وکالت و خروج از کشور از سوی دادگاه بدوی محکوم شده است. او ۱۱ ماه است که در زندان اوين در حالی در بازداشت به سر می برد که هنوز حکم قطعی او اعلام نشده است. خانم ستوده بارها به علت عدم شرايط قانونی در زندان و روند پرونده اش دست به اعتصاب غذا زده است و همسرش نيز در بيرون از زندان به علت مصاحبه هايش با رسانه های خارجی زير فشار است.


نسرين ستوده وکيلی است که سال‌ها در ايران کار کرده و با استفاده از شيوه‌های قانونی و معمول در ايران به دفاع از هموطنان ايرانی خود پرداخته است. اما امروز خود او در بازداشت است و در انتظار محاکمه به سر می‌برد.» دادستان‌ تهران اتهام مبهم «اقدام عليه امنيت ملی» را عليه او مطرح کرده  اما اتهام اصلی او در واقع دفاع شجاعانه و آشکار کردن بی‌عدالتی‌هايی است که حکومت  ترجيح می‌دهد پنهان بمانند.






 
 

"اميرارشد راهش را خودش انتخاب کرده بود؛ او خودش رفت، در تمام اعتراضات همپای مردم حضور داشت و من سرم بالاست و به وجودش افتخار ميکنم، خوشحالم که شرافتمندانه جوانی ايران دوست و ايرانی دوست تحويل جامعه دادم که اگر من، مادر خوبی نبودم اما فرزندم سرم را بلند کرد، او مرا سربلند کرد اما کمرم شکست. فرزند من خودش رفت و با شجاعت؛ اوميدانست که در نهايت بازداشت اش ميکنند و شکنجه است؛ اما رفت و کشته شد در حاليکه فرياد ميزد اينها ناموس ما و هم وطن ما هستند…."
خبرنگاران سبز/حقوق بشر/خانواده شهدای جنبش سبز:
 شهين مهين فر، مجری باسابقه راديو و تلويزيون و مادر اميرارشد تاجمير، همزمان با دومين سالگرد عاشورای خونين تهران سکوتش را شکست و در مصاحبه با "روز" گفت که فرزندش راه خود را انتخاب کرده بود: "او در تمام اعتراضات بعد از انتخابات همراه و همپای مردم بود و با شرافت و سربلندی جان داد". او بر اين باور است که يک امير داده و هزاران امير گرفته است.

امير ارشد تاجمير، روز عاشورای سال ۸۸ در جريان اعتراضات مردمی به انتخابات مخدوش ۲۲ خرداد، جان باخت. خانواده او تاکنون سکوت اختيار کرده بودند، اما مادرش همزمان با دومين سالگرد عاشورای خونين تهران تصريح می کند که فرزندش زير ماشين نيروی انتظامی له شده است.

او توضيح داد که فرزندش برای نجات دو دختر جوان از دست ماموران، جانش را با افتخار از دست داد: "به امير گفتم نرو، گفت به خاطر وطنم ميروم. گفتم تو وطن من هستی، گفت خودخواه نباش مادر، وطن تو امير است اما وطن من ۷۰ ميليون ايرانی است و برای آنها ميروم. او با اين حرفش مرا شرمنده کرد و رفت و ديگر بازنگشت…"

در عاشورای ۸۸، بيش از ۹ نفر جان باختند و خيابان های تهران به خون نشست. شبنم سهرابی، شهرام فرج زاده، شاهرخ رحمانی و امير ارشد تاجمير زير خودروهای نيروی انتظامی له شدند و مصطفی کريم بيگی، سيد علی موسوی، محمدعلی راسخ نيا و مهدی فرهادی راد هدف گلوله قرار گرفتند و جان باختند. جهان بخت پازوکی ديگر جان باخته اين روز است که تاکنون عکس يا جزئياتی از نحوه جان باختن او منتشر نشده است.

يک امير دادم، هزاران امير گرفتم

شهين مهين فر، مادر اميرارشد تاجمير می گويد که به فرزندش افتخار ميکند.

او سکوتش را بعد از دوسال با گله از رسانه ها می شکند و می گويد: "شنيدم که تلويزيون های خارج از کشور، نام فرزند مرا حذف کرده اند؛ فيلم شهادت فرزندم را پخش می کنند و نام عزيز ديگری را می گويند، آن عزيز نيز، عزيز من و جگرگوشه من است اما بنويسيد و لطفا تصحيح کنيد آن کسی که در فيلم ماشين نيروی انتظامی از رويش سه بار می گذرد و له اش ميکند اميرارشد من است."

مادر اميرارشد تاجمير می افزايد: "اميرارشد همان جوانی است که برای نجات دو هموطنش رفت اما جانش را گرفتند. دو دختر را گرفته بودند و به شدت می زدند؛ بعدها يکی از دختران آمد سرخاک اميرارشد و همه را برای من تعريف کرد… آنها را می زدند و مردم هو ميکردند، اميرارشد فرياد زده که هو کردن شما دردی دوا نمی کند نجاتشان بدهيد و خود جلو ميرود و يکی از ماموران را هل ميدهد مردم هم می آيند که کمک کنند و نجات دهند اما ماموران می ريزند؛نميدانم بچه من چقدر باتوم خورد، نميدانم چقدر کتک خورد اما از پشت، ماشين نيروی انتظامی با سرعت به او می زند و او را می اندازد و همان موقع يک ماشين ديگر که آن هم مال نيروی انتظامی بود و همان جا پارک کرده بود می آيد و از روی اميرارشد من سه بار رد می شود. خواهش ميکنم بنويسيد تا تصحيح شود همان طور که روز اول پخش کرده و اعلام کردند اين اميرارشد تاجمير فرزند شهين مهين فر است."

خانم مهين فر می گويد که هرگز تصور چنين مساله ای را نداشته: "نهايت او را بازداشت ميکردند، می گرفتند و می بردند ولی کشتند، بدجور کشتند، سه بار اميرارشد مرا کشتند، سه بار از روی او رد شدند و هيکل نازنين بچه ام به وسيله ماشين نيروی انتظامی اول خورد شد ولی او هنوز زنده بوده و سه بار او را کشتند…. نميدانم نام اين را چه بايد گذاشت هيچ اسمی پيدا نميکنم؛ من برای حيوان هم شرافت قائلم و معتقدم حيوان هم شرافت دارد اما…"

از او درباره حضور فرزندش در اعتراضات می پرسم؛ می گويد: "اميرارشد راهش را خودش انتخاب کرده بود؛ او خودش رفت، در تمام اعتراضات همپای مردم حضور داشت و من سرم بالاست و به وجودش افتخار ميکنم، خوشحالم که شرافتمندانه جوانی ايران دوست و ايرانی دوست تحويل جامعه دادم که اگر من، مادر خوبی نبودم اما فرزندم سرم را بلند کرد، او مرا سربلند کرد اما کمرم شکست. فرزند من خودش رفت و با شجاعت؛ اوميدانست که در نهايت بازداشت اش ميکنند و شکنجه است؛ اما رفت و کشته شد در حاليکه فرياد ميزد اينها ناموس ما و هم وطن ما هستند…."

به چه کسی شکايت کنيم؟

مادر امير ارشد تاجمير سپس می گويد که اوتاکنون شکايتی نکرده و توضيح ميدهد: "به من خرده می گيرند که چرا شکايت نميکنی؟ آخر من به چه کسی شکايت کنم؟ اين همه آدم شکايت کردند به کجا رسيد؟ من هم يک مادرم مثل همه مادران ديگر که دلشان سوخته و جگرشان تکه تکه است؛ آخر فقط امير من که نبود؛ مگر امير فقط فرزند من بود؟ نه، مصطفی هم فرزند من بود، ندا، سهراب و همه جگرگوشه گان ما که در خون خود غلتيدند فرزندان من بودند و من به همه آنها افتخار ميکنم که برای آزادی جان دادند. جرم آنها فقط بی گناهی بود و شما هم گريه نکنيد چون من دو سال است دارم گريه ميکنم هيچ نتيجه ای نگرفته ام بچه من برنگشت او ديگر برنميگردد بچه های ديگر من ديگر برنميگردند…"

او می افزايد: "هرچند ديگر آدم سالمی نيستم و مرده متحرکم اما چه کنم؟ به چه کسی پناه ببرم که داد بستاند و بگويم که ۲۵ سال شب تا صبح جان کندم و زحمت کشيدم تا اميرارشد من زندگی کند. ۲۵ سال شب ها نخوابيدم تا اميرارشد من بخوابد… کسی هست که بفهمد؟ با همه اين دردها اما تا اين ساعت نميدانم چرا نتوانسته ام حتی قاتلان بچه ام را نفرين کنم. نه اينکه بلد نباشم اما دلم اجازه نميدهد آخر بچه های قاتلان بچه من هم بچه های من هستند آنها که گناهی ندارند اما شرمنده ام از اينکه آدم هايی در مملکت ما زندگی ميکنند که سه بار با ماشين از روی يک جوان ۲۵ ساله رد می شوند و او را له می کنند فقط به جرم انسان دوستی، و شرف هم ندارند و می گويند که صحنه سازی بوده و… شما بگوييد آخر من به چه کسی پناه ببرم؟ آيا شب راحت سر بر بالين ميگذارند؟"

سکوت من از ترس نيست

مادر اميرارشد تاجمير می گويد که سکوت دوساله او و خانواده اش از ترس نبوده است:

"می گويند که ما از ترس سکوت کرديم و حرف نزديم. اما خواهش ميکنم بنويسيد و بگوييد که سکوت مرا به حساب ترس نگذاريد؛ من از هيچی نمی ترسم، من ديگر زنده نيستم، مرده متحرکی هستم که زندگی ام مثل هر پدر و مادری بچه هايم بوده اند آرزوهايی داشتم، نه پولدار بودم نه پدر يا شوهر پولدار داشتم ساليان سال زحمت کشيدم که انسانی سالم تحويل جامعه بدهم؛ اکنون برای من چه مانده که بترسم؟ الان هم ميدانم که تلفنم کنترل می شود اما می گويم که از ترس، سکوت نکردم بلکه نميخواهم يک اميرارشد ديگر از دست بدهم نميخواهم يک مادر ديگر داغدار شود".

خانم مهين فر به بازداشت تعدادی از مادران عزادار در سالگرد تولد فرزندش در بهشت زهرا اشاره می کند و می گويد: "باور می کنيد من ديگر حتی سر خاک بچه ام هم نمی روم. ميدانيد چرا؟ به خاطر اينکه اگر بروم ممکن است باز لباس شخصی و پليس و… بريزند و باز مشکلی برای کسی پيش بيايد. نمی روم و می ترسم برای جوان ديگری مشکلی پيش آيد يا مادر ديگری داغدار شود. آن موقع من چه جوابی دارم بدهم؟ جوان های ديگر وطنم هم، فرزندان من هستند؛من نميخواهم برای هيچ کسی مشکلی پيش بيايد. من که توانی ندارم يک پيرزن ۶۳ ساله هستم که توان حضور درجمع را هم ديگر ندارم؛ سر خاک بچه ام نمی روم و گاهی اما مثل دزدها می روم و مثل دزدها برميگردم بدون اينکه کسی بفهمد."

۱۴ آذرماه سال گذشته خانواده اميرارشد، مراسم تولدش را بر مزار او برگزار کردند اما ماموران امنيتی با هجوم بر سر مزار اميرارشد، مادر سهراب اعرابی، مادر رامين رمضانی و مادر و خواهر مصطفی کريم بيگی را بازداشت و بعد از بازجويی چند ساعته در همان محل آزاد و پدر رامين رمضانی و دو تن از مادران عزادار را به بازپرسی شهر ری منتقل و برای آنها قرار بازداشت صادر کردند. آنها پس از ماهها بازجويی و زندانی در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ اوين، با قرار وثيقه آزاد شدند.

مادر اميرارشد تاجمير سپس می گويد: "من و پدر پير امير به او افتخار ميکنيم که برای نجات دو انسان خود را به کشتن داد اما آرزو ميکنيم هيچ پدر و مادری، حتی دشمنان و قاتلان فرزند و فرزندان ما، داغ جوان هايشان را نبينند. اين را با تمام وجودم می گويم؛ آخر ميدانم داغ فرزند، داغ جگر گوشه يعنی چی؟ من کشيدم اما برای دشمن ام هم نمی خواهم، امير از بطن من جدا شد، شيره جان مرا خورد. او رفت اما اين روزها هر جوانی ما را می بيند خود را اميرارشد ما معرفی ميکند من ديگر چه ميخواهم؟ يک امير دادم هزاران امير گرفتم. قاتلان امير من خود نمی دانند چه کردند اما من ميدانم بچه ام چه کرد، می دانم جوانمردم چه کرد و دو سال است سرم بالاست؛ ۶ دی می شود دو سال و من سرم بالاست اما می توانی کاری کنی که کمر شکسته ام راست شود؟ می توانی کمکم کنی قد راست کنم؟ هنوز صدای امير در گوشم است که شب يلدا توی گوشم گفت عاشقتم؛ يعنی ميخواست با من خداحافظی کند و من نميدانستم؟"

خانم مهين فر سرانجام می پرسد: "جرم بچه های ما چه بود جز خواستن آزادی و امنيت برای هموطنانشان که با آنها چنين کردند؟ دو سال گذشته ولی هر لحظه برايم زنده می شود و هر لحظه جلو چشمم بچه ام را می کشند و من هيچ کاری نميتوانم بکنم. اما تنها من که نيستم همه مادران مثل من کشيدند و می کشند مگر مادر ندا نکشيد اين دردها را؟ مادر مصطفی، مادر سهراب و ساير عزيزان ما مگر نکشيدند اين دردها را؟ من هم مثل آنها. فقط گاهی می گويم خدا اين ناله های مادران دلسوخته را نمی شنود؟ اين همه سال، ناله ها و نفرين های مادران را نمی شنود؟ کجاست آن خدای عادلی که به ما ياد داده بودند؟…"

منبع: روزآنلاين/ مصاحبه از: فرشته قاضی



 
 


موشکهای دی اف ۳۱ بیش از ۴۰ تن وزن و حداقل ۷۰۰۰ کیلومتر برد دارند. این موشک قابلیت حمل انواع کلاهک هسته‌ای را دارد.حکومت ایران ۶ فروند از این موشکهای قاره پیما را خریداری کرده است


خبرنگاران سبز/ کار‌شناسان ایران سبز: حکومت ایران متخصصان موشکی کره شمالی را برای فعال سازی موشک‌های بالستیک به ایران فراخواند.
سپاه پاسداران ایران که طی سالهای اخیر بخش عمده‌ای از تلاش نظامی خود را برتوسعه توان موشکهای دور برد با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای متمرکز کرده است عملا در تولید این سلاح توفیقی نیافته وعلیرغم صرف هزینه‌های بسیار گزاف صدمات جبران ناپذیری را هم متحمل شده است. نخستین قرارداد موشکی دوربرد بین سپاه پاسداران و چینی‌ها با دریافت ۱۱ فروند موشک دی. اف. ۳. آ با برد بیش از ۳۰۰۰ کیلومتر آغاز شد. اما در سال ۲۰۰۹ میلادی و همزمان با بالا رفتن تنش میان حکومت ایران با جامعه جهانی و بحران مشروعیت در داخل، سپاه پاسداران همانند بسیاری دیگر از موارد نظامی و غیر نظامی، مذاکرات متفاوتی را با چینی‌ها آغاز کرد که به امضای قراردادی ۱۱ میلیارد دلاری برای دریافت موشکهای بالستیک قاره پیما منجر شد. موشکهای دی. اف. ۳۱ با وزن کامل بیش از ۴۰ تن و حداقل ۷۰۰۰ کیلومتر برد مسافتی و قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای.

بر اساس این قرارداد چینی‌ها پذیرفتند که طراحی برخی برنامه‌های موشکی و آموزش نیروهای متخصص در ایران را بر عهده گیرند. بعلاوه توافق شد چین این محموله را که مشتمل بر ۶ موشک بالستیک، ۶ واحد متحرک سازی موشک و ۴۰ محفظه انفجاری مجزاست را بصورت قطعات آماده مونتاژ تحویل سپاه پاسداران دهد تا در صنایع نظامی مونتاژ گردد. البته محفظه‌های انفجاری مازاد برای مواقعی کاربرد دارند که توان تولید موشکی سپاه به مرحله‌ای رسیده باشد که تنها نیاز باقیمانده آن صرفا همین محفظه‌های انفجاری باشند!

تحویل این موشک‌ها دراواخر سال ۲۰۱۰ صورت پذیرفت ولی بخش عمده‌ای از تلاش‌های سپاه برای راه اندازی این سامانه عظیم موشکی ناموفق بود. بخصوص با بالاگرفتن روز افزون تنش‌ها با برنامه اتمی حکومت ایران چینی‌ها هم اعلام کردند امکان افزایش فعالیت‌های نظامی با ایران را ندارند مگر اینکه بتوان با دور زدن تحریم‌ها و دریافت چند میلیارد دلار دیگر راهی برای حل مسئله پیدا کرد. البته سوابق امر نشان می‌داد که این نوع موشک بالستیک که محصول دهه ۶۰ میلادی (در روسیه) است اصولا نسبت به نسل موشکهای بالستیک بعد از خود همواره نواقص تکنیکی داشته و بخصوص دو مشکل عمده دارند. نخست اینکه عملا برای دوران پیش از شناسایی‌های دقیق ماهواره‌ای طراحی و تولید شده‌اند و به این سبب صرفا تا پیش از نصب سامانه امکان جابجایی دارند. در غیر اینصورت پس از استقرار در محل پرتاب که معمولا ۳ روز زمان لازم است امکان جابجایی نداشته و شناسایی محل استقرار آن توسط ماهواره سریع خواهد بود. دوم آنکه به دلیل جامد بودن سوخت موشک و اضافه شدن برخی سیستمهای جدید به آن طی مرور زمان، ماشه اصلی موشک به شکل استاندارد طراحی نشده و عدم انطباق لازم آن با کارکرد الکترونیکی موشک، همواره در از رده خارج کردن آن از سیستم نظامی کشورهایی مانند روسیه و چین موثر بوده است. زیرا طبق گزارش‌های موثق تاکنون دستکم ۶ انفجار موشکی مشابه آنچه در پادگان نظامی تهران رخ داد در چین هم رخ داده است. (جالب توجه اینکه متخصصان چینی سالهاست که اشکالات ماشه‌ای و سایر ضعف‌های تکنیکی این موشک را رفع کرده‌اند و به موشک بالستیک قاره پیمای مدرنی با برد بسیار بیشتر و قدرتی بالا‌تر دست یافته‌اند که به موشک‌های دی. اف. ۴ معروفند و به هر دلیلی سپاه موفق به خرید این سامانه موشکی نشده است اگر چه کره شمالی تعدادی از آن‌ها را به خدمت گرفته است).

به گزارش کار‌شناسان ایران سبز، برای حل مشکلات بنیادی این سامانه‌های موشکی، ۹ ماه پیش هیاتی مشترک از متخصصان چینی و کره شمالی به ایران سفر کردند و نهایتا موافقت شد که چینی‌ها به ازاء دریافت ۷ میلیارد دلار، علاوه برتحویل مقادیری سخت افزار، تکنولوژی نصب و راه اندازی و آموزشهای رفع اشکال این سامانه را به کره‌ای‌ها واگذار نماید تا دولت پیونگ یانگ هم که محظورات سیاسی و نظامی چین در برابر ایران را ندارند، این محموله و آموزش‌ها را به سپاه پاسداران تحویل دهد. بعلاوه قرار شد متخصصان کره شمالی با ایجاد پایگاهی مشترک با سپاه، مقدمات فعالیت‌های گسترده ترو مشترک را فراهم آورند. فقط بخش نخست قرارداد سپاه پاسداران با کره شمالی ۳ میلیارد دلار است.

طبق این قرارداد کره شمالی متعهد شده بود سامانه‌های موشکی سپاه پاسداران را تقویت کند و با بهره‌مندی از تکنولوزی مشترک با چینی‌ها، خدمات لازم را برای ارتقاء سامانه‌ها از حیت توان هجومی و تکثیر سلاح‌های مشابه ارائه نماید بعلاوه آن‌ها پذیرفته‌اند درشرایط بحرانی برای عملیاتی کردن موشک‌ها درخاک ایران مستقر شوند گزارش‌های اخیر کار‌شناسان سبز نشان می‌دهد که پس از انفجارهای اخیر سامانه‌های موشکی ، افزایش شدید تنش های بین المللی در رابطه با ایران و اعلام وضعیت اضطراری در تمامی نهادهای نظامی کشوراخیرا جلسه‌ای بین فرماندهان سپاه و نمایندگان دولت پیونگ یانگ برگزار شد و مقرر گردید تا ۱۰ دسامبر ۲۰۱۱ متخصصان موشکی کره شمالی برای آماده باش عملیاتی و استقرار سامانه موشک‌های بالستیک دی. اف. ۳۱. در خاک ایران مستقر شوند.

 
 

ساعت ۹ ماموران امنيتی نزد ايشان آمده و خواسته بودند که آماده شوند تا ايشان را بهشت زهرا ببرند. پس از آن خواب و رويا، اکنون اين فرصت برای ايشان مهيا شده بود که سر قبر پدر و مادر و خواهرشان که مادر شهيد بودند وبه تازگی فوت کردند حاضرشده و فاتحه‌ای بخوانند. آنچنانکه پدر تعريف می‌کردند، در راه بازگشت، ماموران به ايشان خبر داده‌بودند که قصد دارند ايشان را به منزلی که خانواده به تازگی در جماران خريداری کرده‌اند ببرند و امکان بازديد ايشان از خانه تازه‌شان را فراهم آورند. اينچنين بود که با تماس مادرم ملاقات نيم ساعته ما انجام پذيرفت.
عکس دیدار قبلی شیخ مهدی با خانواده
خبرنگاران سبز/اخبار خانواده رهبران سبز:
 محمد حسين کروبی، فرزند ارشد مهدی کروبی با انتشار روايتی از روز شنبه و ديدار با پدر خود بر روی صفحه فيس بوک شخصی اش، در خصوص وضعيت مهدی کروبی سخن گفته است.

به گزارش سحام نيوز، در اين روايت، حسين کروبی از گفتگوی کوتاه و نيم ساعته با پدرش گفته و آورده است: "مشخص بود که اوضاع حصر او به نسبت ماه‌هايی که در آپارتمانی کوچک به همراه ماموران امنيتی در شرايط سخت و دشواری به سر می‌برده، بهتر شده ‌است".

مهدی کروبی ده ماه گذشته را در دو آپارتمان با حضور ماموران امنيتی و بدون همراهی همسرش، فاطمه کروبی؛ گذرانده بود. ماموران اجازه حضور فاطمه کروبی در کنار ايشان را نداده بودند. اکنون پس از ده ماه، آقای کروبی توصيف ساده ای از محل زندگی خويش ارائه داده است که نشان دهنده شرايط سخت و ناگوار پيشين بوده است. مهدی کروبی با نام بردن از نام دو روزنامه کاملا خنثی و بدون خاصيت خبری و تحليلی، سعی در نشان دادن ترس موجود در حاکميت، در خصوص بسته نگه داشتن فضای خبری و تحليلی پيرامون وی را، دارد. آقای کروبی در اين خصوص خطاب به فرزندش مگويد : "دو هفته است که روزنامه "جام‌جم" و "اطلاعات" را برای مطالعه دراختيارم می‌گذارند و برخلاف گذشته از امکان هواخوری و قدم زدن هر روز برخوردار شده ام."

متاسفانه طی ايام زندان خانگی، خواهر آقای کروبی که مادر شهيد نيز بود، به رحمت خدا رفتند و حکومت به ايشان اجازه حضور در هيچ مراسم مربوط به ايشان را نداد. گويا ترس حکومت از مراسمات ترحيم بايد همچنان ادامه ميداشت. روز شنبه سرانجام فرصتی برای آقای کروبی مهيا شد تا بتوانند به زيارت قبور مادر، پدر و خواهر مرحومه شان بروند.

به گزارش سحام، متن کامل اين روايت که در صفحه شخصی فيس بوک محمد حسين کروبی منتشر شده است بدين شرح است:

شنبه بعدازظهر با تلفن مادرم مطلع شدم که امکانی برای ديدار پدر مهيا شده است و قرار است ايشان را تحت‌الحفظ به خانه شخصی‌شان بياورند. به سرعت خود را به خانه رساندم و امکان ديد و بازديد و گفتگويی برای نيم ساعت مهيا شد. پدر را کمی بشاش‌تر و سلامت‌تر از قبل يافتم، مشخص بود که اوضاع حصر او به نسبت ماه‌هايی که در آپارتمانی کوچک به همراه ماموران امنيتی در شرايط سخت و دشواری به سر می‌برده، بهتر شده ‌است و همچنانکه خودش نيز توضيح می‌داد اکنون بخشی از يک آپارتمان به صورت مستقل دراختيار اوست و ماموران امنيتی در طبقه ديگری مستقر شده‌اند. می‌گفت نزديک دو هفته است که روزنامه "جام‌جم" و "اطلاعات" را برای مطالعه دراختيارم می‌گذارند و برخلاف گذشته از امکان هواخوری و قدم زدن هر روز برخوردار شده ام.

پدرم تعريف کرد که شب گذشته قبل از اذان صبح در خواب پدر و مادرشان را ديده و با آنها گفتگو کرده‌اند. ساعت ۹ ماموران امنيتی نزد ايشان آمده و خواسته بودند که آماده شوند تا ايشان را بهشت زهرا ببرند. پس از آن خواب و رويا، اکنون اين فرصت برای ايشان مهيا شده بود که سر قبر پدر و مادر و خواهرشان که مادر شهيد بودند وبه تازگی فوت کردند حاضرشده و فاتحه‌ای بخوانند. آنچنانکه پدر تعريف می‌کردند، در راه بازگشت، ماموران به ايشان خبر داده‌بودند که قصد دارند ايشان را به منزلی که خانواده به تازگی در جماران خريداری کرده‌اند ببرند و امکان بازديد ايشان از خانه تازه‌شان را فراهم آورند. اينچنين بود که با تماس مادرم ملاقات نيم ساعته ما انجام پذيرفت.

اگرچه در ده ماه حصر، سه ملاقات کم است و ناچيز، اما ديدار با پدر هرچند کم و کوتاه بسيار است وغنيمت. اگرچه در حصر بودن پدر و محروميت از زندگی و همراهی با ايشان برای من ناراحت‌کننده و دلگيرکننده است اما مسرور و خوشحال‌ام از اينکه اکنون با تجربه چنين حصری، نام پدرم درکنار نام نيک روحانيون بزرگوار، همچون شهيد مدرس و آيت‌الله العظمی منتظری قرار می‌گيرد که حاضر نشدند نام خود را به ننگ بفروشند و البته ازطرفی ديگرمتاسفانه ميبينم روحانی فرصت طلبی همچون شيخ محمد يزدی برای تصاحب قدرت و تصرف اموال بيت‌المال در سالهای کوتاه باقی مانده از زندگی‌شان حاضرند فرصت‌طلبانه مجيزه‌گوی حاکمان شوند و لطمه ای بزرگ به آبروی روحانيت بزنند.

 
 


 جمهوری اسلامی به جای رفتارهای غيرعقلانی و خلاف عرف و خطرساز برای امنيت ملی، بايد برای حل بحران موجود بر سر سياست های هسته ای اقدام موثر انجام دهد.  توقف موقت غنی‌سازی اورانيوم، ‌همکاری شفاف با آژانس انرژی هسته‌ای ، اجرای قطعنامه های شورای امنيت و ديگر تعهدات بين المللی  در اين زمينه گام‌های لازم برای خروج از تنگنای فعلی و رفع فشارهای اقتصادی و سياسی بر جامعه است که اثرات منفی آن زندگی مردم سرزمين ما را از آنچه هست سخت تر می کند. 
خبرنگاران سبز/سياست/بيانيه ها و مواضع:
بيش از ۲۳۱ تن از فعالین مخالف جنگ در بيانيه ای حمله سازمان يافته به سفارت بريتانيا را محکوم و خواستار پاسخگويی مقامات جمهوری اسلامی به نگرانی های بين المللی و تنش زدايی در بحران هسته ای شده اند. در اين بيانيه امضا کنندگان راه برون رفت از وضعيت خطرناک فعلی را حذف کامل گروه های فشار و پايان بخشی به غوغاسالاری و خشونت پراکنی در عرصه سياست ايران  و قربانی شدن منافع ملی در جنگ قدرت جناح های حکومتی عنوان کرده اند.

اين فعالين مخالف جنگ در بيانيه اشان همچنين جامعه جهانی و بخصوص کشور‌های غربی را نيز به خويشتن‌داری، رعايت حقوق مردم ايران و اجتناب از جنگ فرا خوانده اند و هرگونه اقدام نسنجيده، تهديد های تحريک کننده همانند حمله نظامی به تاسيسات هسته ای ،را خسارت آور برای مردم ایران و کشور دانسته اند.

اينان در انتهای نامه اشان راه حل موثر برای پايان بخشی به بحران های داخلی و خارجی  جمهوری اسلامی را واگذاری قدرت به مردم و فراهم کردن فضا برای انتخابات آزاد با مشارکت  و همبستگی همه گروه های سياسی آزاد انديش، دموکرات  و معتقد به سربلندی ايران دانسته اند. علی افشاری، ،عبدالعلی بازرگان ،احمد باطبی ،حسين باقرزاده، نيره توحيدی ،فريدون خاوند، ،يوسف عزيزی بنی طرف، کاظم علمداری، مهرانگيز کار ،عباس معروفی و حسن يوسفی اشکوری از جمله امضا کنندگان اين نامه هستند.

متن کامل اين بيانيه که نسخه ای از آن در اختيار خبرنگاران سبز قرار گرفته است به شرح زير است:

 تنش‌آفرينی‌های بين‌المللی نظام جمهوری‌اسلامی وارد مرحله‌ای بسيار خطرناک شده است.  حکومت نه تنها گام موثری در جهت رفع ابهامات روزافزون در مورد برنامه‌ هسته‌ای‌اش برنداشته، بلکه به سياست‌های ماجراجويانه خود نيز افزوده است. حمله سازمان يافته به سفارت بريتانيا، انزوای بيشتر بين‌المللی و تشديد تحريم‌ها به عنوان پيامدهای آن، گام بلندی برای کشيدن مردم ايران به جنگی ناخواسته است. مسئولان نظام درحالی سرنوشت ملت ايران را به سوی رويارويی با جامعه جهانی می‌برند که بی‌کفايتی اقتصادی حکومت روزبه‌روز بر وخامت وضعيت رفاه و معيشت مردم ايران افزوده است. محکوميت فراگير بين‌المللی ايران در حمله به سفارت بريتانيا، دور جديد تحريم‌ها و بخصوص در تنگنا قرارگرفتن بانک مرکزی، نتايج اسفناکی برای کشورمان خواهد داشت.

جمهوری اسلامی بمانند هميشه  برای حل بحران‌های داخلی و خارجی،‌ سياست  غير مسئولانه تهاجمی خود را که همواره در سرکوب مردم  و تعرض به  اموال آنها استفاده می‌کند، اين بار در عرصه ديپلماتيک بکار گرفته است. برای دومين بار در تاريخ ۳۳ ساله جمهوری اسلامی  با تاراج اموال سفارت‌خانه‌ بريتانيا توسط شبه‌ نظاميان حکومتی و برخی مسئولان و عوامل بسيج دانشجويی (از نهاد های سرکوب در دانشگاه ها) ،شاهد نقض بديهی‌ترين تعهدات ديپلماتيک و تصرف سفارتخانه ای خارجی هستيم.

 ملت ايران به عنوان يکی از پايه‌گذاران تمدن بشری،‌ به عرف و آداب ديپلماتيک احترام می‌گذارد و جهان نيز می‌داند که مسئول اين اقدام شرم‌آور جمهوری اسلامی است.

حکومت درحالی به اين مخالف‌خوانی‌های خطرناک دامن می‌زند که نمی‌تواند ايمنی يکی از حساسترين مراکز تحقيقات نظامی خود را در پادگانی نزديک به مناطق مسکونی اطراف تهران حفظ کند.  سرداران سپاه يک به يک از هر تريبونی استفاده کرده اند و بارها از واکنش پشيمانی آور  در صورت تجاوز به ايران سخن می‌گويند،‌ اما تاکنون از دلايل انهدام يکی از پيشرفته ترين مراکز تحقيقات موشکی خود و از دست دادن يکی از کليدی‌ترين فرمانده‌های سپاه سخنی نگفته‌اند. اکنون پرسش جدی اين است که چه کسانی امنيت ملی مردم را به بازی گرفته‌اند و تا چه حد قادر به دفاع از مردم در قبال پيامدهای سياست‌های ماجراجويانه خود هستند؟

ما به عنوان مخالفان فعال جنگ، برای اين تنش‌آفرينی‌های روزافزون و آينده ميهن‌مان بيمناکيم و خروج از وضعيت خطرناک فعلی را ضروری می‌دانيم. نيروهايی که به حريم ديپلماتيک کشور بريتانيا تجاوز کرده‌‌اند،‌ سال‌هاست که به حريم شهروندی مردم ايران تجاوز می‌کنند. حمله وحشيانه‌ای که سفارت بريتانيا اين بار قربانی آن بود نمونه‌ای بيش نيست از آنچه جنبش راستين دانشجويی (که نمايندگان بر حق آن در زندان هستند)،  فعالان حقوق بشری، مدنی، دگر انديش، قوميتی و سياسی در ايران روزانه با آن مواجه اند. ما خواستار انحلال کامل گروه های فشار و پايان بخشی به غوغاسالاری و خشونت پراکنی در عرصه سياست ايران  و قربانی شدن منافع ملی در جنگ قدرت جناح های حکومتی هستيم. مقامات حکومت ايران در صورت سکوت و تحت تعقيب قرار ندادن عاملان حمله به سفارت ثابت کرده اند که مسئول و شريک سازماندهی اين تهاجم خطرناک هستند و ادعای رهبری  در خصوص دنبال کردن عزت ، مصلحت و حکمت در سياست خارجی  ،شعاری بی پايه بيش  نيست.

جمهوری اسلامی به جای رفتارهای غيرعقلانی و خلاف عرف و خطرساز برای امنيت ملی، بايد برای حل بحران موجود بر سر سياست های هسته ای اقدام موثر انجام دهد.  توقف موقت غنی‌سازی اورانيوم، ‌همکاری شفاف با آژانس انرژی هسته‌ای ، اجرای قطعنامه های شورای امنيت و ديگر تعهدات بين المللی  در اين زمينه گام‌های لازم برای خروج از تنگنای فعلی و رفع فشارهای اقتصادی و سياسی بر جامعه است که اثرات منفی آن زندگی مردم سرزمين ما را از آنچه هست سخت تر می کند. 

ما ضمن تاکيد بر حق ملت ايران در  استفاده صلح آميز از انرژی هسته ای ، با هر تلاشی برای دست يابی به قابليت توليد جنگ افزارهای هسته‌ای توسط جمهوری اسلامی مخالف هستيم و آن را خلاف منافع و اولويت های ملی و صلح جهانی می‌دانيم. حاکمان جمهوری اسلامی بايد بدانند که در جهان امروز، خشونت، تهاجم و تخريب ديگر کاربردی ندارد، و تنها عدم اعتماد فعلی در داخل و خارج را عميق تر می سازد.  عدم اعتماد و عدم مشروعيت داخلی با اختلال در روابط بين‌المللی هردو ريشه يک بحران و دو روی يک سکه هستند.

جمهوری اسلامی بايد يکبار برای هميشه اين سياستهای ناکام و اعتمادسوز را کنار بگذارد. هرگونه تنش زايی با جهان خيانت به مردم ايران و آينده وطن ما خواهد بود.

ما جامعه جهانی و بخصوص کشور‌های غربی را نيز به خويشتن‌داری، رعايت حقوق مردم ايران و اجتناب از جنگ فرا می‌خوانيم. هرگونه اقدام نسنجيده، تهديد های تحريک کننده و  حمله نظامی به تاسيسات هسته ای ،خسارات غيرقابل جبرانی را به آب و خاک ايران وارد می کند که تا سالها آلودگی آن مردم ما را رنجور خواهد کرد و به ديدگاه مبتنی بر رابطه خصمانه با غرب  دامن خواهد زد.

به باور ما سعادت و رفاه مردم ايران و امنيت جامعه  نه با ادامه فضای امنيتی و نقض گسترده حقوق شهروندی در داخل، و نه با ماجراجويی‌های بين‌المللی، بلکه با پذيرش اراده ملت، آزادی فوری رسانه های عمومی و نشر کتاب، لغو سانسور  در همه زمينه ها، الغاء بی درنگ تبعيضات جنسيتی، قوميتی و مذهبی و صلح و همکاری شرافتمندانه با ساير کشورهای جهان تحقق می‌يابد. از اين رو ما نسبت به هر اراد‌ه‌ای که فضا را برای درگيری نظامی مساعد گرداند هشدار داده، و تلاش برای توقف بحران‌سازی‌های مصيبت بار نظام  جمهوری‌اسلامی و تحقق حاکميت اراده مردم ايران را وظيفه خود می‌دانيم. راه حل موثر برای پايان بخشی به بحران های داخلی و خارجی ،واگذاری قدرت به مردم و فراهم کردن فضا برای انتخاب آنان با مشارکت  و همبستگی همه گروه های سياسی آزاد انديش، دموکرات  و معتقد به سربلندی ايران است.

در شرايطی که  اقتدارگرايان حاکم با اينگونه اقدامها به سوی جنگ و مقابله با جهان و ويرانی ايران حرکت می کنند، تنها قدرت مردم است که می تواند از طريق مخالفت فعال با ماجراجويی هسته ای  مانع حرکات و تصميمات  لجام گسيخته حکومت شود.

امضا کنندگان:
حامد ابراهيمی ، ميترا ابراهيمی ،عبدالرضا احمدی ،فريدون احمدی ،احمد احمديان ،کمال ارس ،اردوان ارشاد ،جمشيد اسدی ،ليلا اصفاری ،مرتضی اصلاحچی ،امير حسين اعتمادی ،بيژن افتخاری ،علی افشاری ،کوروش افطسی ،مريم اکبری ،محمد جواد اکبرين ،بهرام امامی ،کيان امانی ،مهرزاد اميد مهر ،مهدی امينی ،فريبا امينی ،مريم اهری ،ونداد اولاد عظيمی ،فرامرز آذر نوشا ،فرشيد آذرنيوش ،کمال آذری ،احمد آزاد ،آينده آزاد ،صمد آقايی ،کاوه آهنگری ،جمشيد بابايی ،رحيم باجغلی ،عبدالعلی بازرگان ،احمد باطبی ،حسين باقرزاده ،مهناز بديهيان ،فرزانه بذر پور ،مهران براتی ،بهداد بردبار ،رضا برومند ،مقداد بريمانی ،عشرت بستجانی ،فريبا بستجانی ،فرزين بستجانی ،خسرو بندری ،شهلا بهاردوست ،بهروز بيات ،عباس بيگدلی ،امير بيگلری ،ميثاق پارسا ،کوروش پارسا،حبيب پرزين ،بهزاد پرنيان ،سهيل پرهيزی،سعيد پور حيدر ،مريم پير موذن ،بيژن پيرزاده ،سعيد پيوندی ،حبيب تبريزيان ،محمود تجلی مهر ،محمد تقديری ،نيره توحيدی ،امير حسين توسطی ،محمد علی توفيقی ،کيانوش توکلی ،ستاره ثابتی ،مهدی جامی ،جهانشاه جاويد ،محمد حسين جعفری ،رضا جعفريان ،مهدی جلالی ،آرش جنتی عطايی ،مهران جنگلی مقدم ،محمد جهان پرور ،آيدين جهانبخش ،پويا جهاندار ،جواد جواهری ،رضا چرندابی،سعيد حبيبی ،آرام حسامی ،سعيد حقجو ،بيژن حکمت ،هرمز حکمت ،عباس حکيم زاده ،فريدون خاوند ،عباس خرسندی ،نازنين خسروشاهی ،سالار خسروی ،آريا خسروی ،کمال داوودی ،فريبا داوودی مهاجر ،مهرداد درويش پور ،عبدالستار دوشوکی ،فريبا راد ،نيما راشدان ،احمد رافت ،امير رشيدی ،آرمان رضاخانی ،پوران رضايتی ،شيده رضايی ،فرامرز رفيعی ،علی اصغر رمضانپور ،مريم روزبهانی ،مينا زند سيگل ،گيو زندی ،متين سالمه ،بهروز ستوده ،امير سراجی ، نسيم سرابندی ،حسن سربخشيان ،سلمان سيما ، رضا سياووشی ،رحيم شامبياتی ،کريم شامبياتی ،حميد شاهسيا ،مسعود شب افروز ،داراب شباهنگ ،منصوره شجاعی ،حسن شريعتمداری ،عباس شيرازی ،فرح شيلاندری ،محمد صادقی ،کوروش صحتی ،علی صدر حاج سيد جوادی ،بيژن صفسری ،سياوش صفوی ،رامين صفی زاده ،حسن طالبی ،اسفنديار طبری،رويا طلوعی ،ميثم طهماسبی ،شهره عاصمی،مزدک عبدی پور ،رويا عراقی ،مهدی عربشاهی ،يوسف عزيزی بنی طرف ،خسرو علاف اکبری ،کاظم علمداری ،حسين علوی ،مهرنوش علی آقايی ،مسيح علی نژاد ،حسين عليزاده ،پويا غلامرضايی ،سپيده فارسی ،باقر فاطمی ،امير حسين فتوحی ،آذر فخر ،پويان فخرائی ،تاياز فخری ،خير الله فرخی ،منصور فرهنگ ،ويدا فرهودی ،روزبه  فروزان،کيوان فروزان ،کامبيز فروهر ،شهلا فريد ،دخی فصيحيان ،شروين فکری ،فيروزه فولادی ،شهاب فيضی ،ايران قادری ،امير قاسمی ،اختر قاسمی ،سعيد قاسمی نژاد ،آيدا قجر ،رضا قريشی ،مهدی قلی زاده اقدم ،فرزاد قنبری،مهرانگيز کار ،منير کاشف ،حجت کسرائيان ،کيانوش کلانتر ،امير کلينی ،عليرضا کيانی ،تقی کيميايی اسدی ،امير حسين گنج بخش ،حسن ماسالی ،حميد مافی ،پروين مالک ،رضا مبين ،داريوش مجلسی ،حميد محبی ،مجيد محمدی ،رحيم محمدی ،فرشاد محمدی ،امير حسين محمدی،پويان محموديان ،پرويز مختاری ،احمد مدادی ،فريبا مرزبان ،مصطفی مريد ،علی مستشاری ،تراب مستوفی ،ويدا مشايخی ،نريمان مصطفوی ،فواد مظفری ،منصور معدل ،عباس معروفی ،امير معماريان ،حسن مکارمی ،الهام ملک پور ،رويا ملکی ،اشکان منفرد ،علی مهتدی ،محمد مهديان ،بهناز مهرانی ،بهزاد مهرانی ،سيد داوود موسوی ،محسن موسوی ،زيبا مير حسينی، احمد مير فخرايی ،مهران مير فخرايی ،آرسان ناظريان ،حسن نايب هاشم ،يوحنا نجدی ،روجا نجفی ، پری نشاط ،بورگان  نظامی نرج آباد ،علی نظری ،شروين نکوئی ، مرتضی نگاهی ،شيوا نوجو ،مهدی نوربخش ،پرتو نوری اعلا ،کامران نوزاد ،نادر  هاشمی ،محمد هدايتی ،رضا هيوا ،سجاد ويس مرادی ،سپيده يوسف زاده ،حسن يوسفی اشکوری


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به greencorrespondents-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به greencorrespondents@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته