-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ تیر ۱۶, پنجشنبه

Posts from Khodnevis for 07/07/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



دکتر هما کاتوزیان: من مهدی هاشمی بهرمانی را نشناختم

پس از گذشت ماه‌های متمادی از طرح مشکلاتی در پذیرش فرزند رییس سابق جمهوری ایران در دانشگاه آکسفورد، خبرهای متفاوتی از این شهر به گوش می‌رسد. از حضور مهدی هاشمی در دوبی و حاضر نشدن در جلسه ویژه بررسی مجدد پرونده تا قسم یک استاد دانشگاه بر نوشته شدن «پروپوزال» مهدی هاشمی توسط یک دانشجوی دیگر.

با این حال، یکی از نخستین اسامی مطرح شده در این پرونده، نام استاد تاریخ برجسته دانشگاه آکسفورد و مرتبط با «بنیاد میراث ایران»، یعنی دکتر همایون کاتوزیان بود. کاتوزیان کسی بود که گفته می‌شد پرونده دانشجو را بررسی و ارزیابی کرده است. گفته می‌شود مدیر «بنیاد» با مهدی هاشمی بی‌ارتباط نیست.

بعد از طرح ادعای غیرمعمول بودن پذیرش مهدی هاشمی در دانشگاه آکسفورد، دکتر کاتوزیان به رسانه‌ها گفته بود که متوجه نشده است که نام خانوادگی «بهرمانی» متعلق به کیست و پرونده‌ای که ارزیابی کرده متعلق به فرزند هاشمی رفسنجانی بوده است.

منتقدین و طرفداران، نظرهای مختلفی ارائه کردند. یک استاد ایرانی-آمریکایی که با دکتر کاتوزیان نیز آشناست معتقد بود این ادعا واقعیت ندارد و از کاتوزیان به عنوان محقق تاریخ معاصر بعید است که چنین چیزی را فراموش کرده باشد.

با این همه، در نخستین مواقعیتی که برای‌ ما پیش آمد، با دکتر همایون کاتوزیان در این باره گفتگو کردیم.

دکتر کاتوزیان در باره این موضوع که آیا می‌دانسته «درخواست پذیرش» چه کسی را ارزیابی می‌کرده گفت: «من "بهرمانی" به خاطرم نبود و تازگی این کلمه را یاد گرفته‌ام و وقتی مساله طرح شد من می‌گفتم "برهمنی"...البته از نامی که روی "اپلیکیشن" آمده، من فقط "مهدی هاشمی" را به خاطر داشتم...اما این ربطی به موضوع نداشت و در قضاوت آکادمیک موضوع فرقی نمی‌کند.»

کاتوزیان همچنین در باره میزان سواد انگلیسی مهدی هاشمی گفت: «من اپلیکیشینی که خواندم اشکالی نداشت. به کمیته مربوطه هم نوشتم که اگر برای این دانشجو سرپرست پیدا کنید، از نظر آکادمیک قابل قبول است.»

او همچنین در این باره که سطح زبان انگلیسی مهدی هاشمی که چرا حاضر نمی‌شود در گفتگو با شبکه‌های انگلیسی زبان شرکت کند و از موقعیت خود دفاع نماید، گفت: «اپلیکیشنی که من دیدم از نظر انگلیسی هیچ اشکالی نداشت. من هیچ ارتباطی با آقای هاشمی ندارم که دانش انگلیسی ایشان را محک بزنم. اما این واقعیت هست که دانشجویان خارجی ما، سطح زبان انگلیسی‌شان در سطح دانشجویان انگلیسی نیست و کمک می‌گیرند.»

کاتوزیان در پایان گفت که دانشگاه بعد از بررسی ادعاهای طرح شده در سه ماه پیش گفته که پرونده مشکلی ندارد.

این درحالی است که بنا به گزارش خبرنگار خودنویس، پرونده همچنان مفتوح است و پس از طرح شهادت‌نامه دکتر رضا شیخ‌السلامی، مبنی بر نوشته شدن «پروپوزال» توسط فردی به جز مهدی هاشمی، فرزند هاشمی رفسنجانی چند بار برای دادن توضیح دعوت شده اما در شهر آکسفورد حاضر نبوده است. تماس تلفنی چند نفر با مهدی هاشمی میسر نشده و تنها صدای پشت خط، پیام‌گیر عرب زبانی است که احتمالا متعلق به خطوط موبایل دوبی بوده است.

با این حال هنوز هیچ خبری که تایید کند مهدی هاشمی کماکان دانشجوی آکسفورد است یا دانشگاه را رها کرده در دست نیست و باید تا ابتدای سال جدید تحصیلی در سپتامبر صبر کرد.


 


بنی صدر: اروپا بر حفظ جمهوری اسلامی، روی اصلاح‌طلبان سرمایه‌گذاری کرده است

گزیده ای از مصاحبه آقای بنی صدر با رادیو بین المللی فرانسه که در این این نکته مطرح شده را در زیر میخوانید.  اصل مصاحبه را می‌توانید اینجا بشنوید.

رادیو بین المللی فرانسه: آیا فکر می‌کنید آقای واحدی در حال حاضر بیانگر نظرات آقای کروبی نیستند؟

بنی صدر: این موضعی که آقای واحدی گرفته موضع یک آدمی است که دریافته که ولایت مطلقه را نمی‌شود اصلاح کرد در جهت خلاف او، یعنی در جهت خلاف قدرت مطلق، این ناممکن است و این را دارد اظهار می‌کند. از آقای کروبی ما چنین موضعی نشنیده‌ایم، ما نشنیده‌ایم یعنی باید دقیق بود و بخواهیم دقیق باشیم می‌گوییم این موضع ایشون است در خارج از کشور [البته] من امیدوارم که آقای کروبی هم به این نتیجه رسیده باشند. اما آقای امیر ارجمند که بازگشت به آن دوران سیاه را طلایی تصور می‌کند و می‌خواهد به آن بازگردد این در واقع یک نوع عقبگرد است، دوتا جهت نایکسان این دو نفر درپیش گرفته‌اند.  آقای موسوی هم آرام آرام داشت اون دوران طلایی را -- برای اینکه دید خیلی مشکله دیگه در این دنیا بشود آن دوران کشتار و جنگ و قحطی و ویرانی را دوران طلایی گفت -- از آن حرف فاصله می‌گرفت، دور می‌شد، نزدیک می‌شد به خط اینکه گویا مردم حقوقی دارند، دموکراسی لازم است و از این حرف‌ها. اینکه ایشان می‌گوید که هنوز آن دوره را طلایی می‌داند این یک عقب‌گرد است.  پس ما دو رفتار مشاهده می‌کنیم، یکی به پیش، به آینده نظر دارد، یکی به گذشته. از جهت این تحول که در درون کشور هم چنین خط تحولی وجود دارد، قطعا اینطور است، و اطلاعات من هم می‌گوید که در درون کشور هم جریان رو به آینده دارد روز به روز قوی‌تر می‌شود.

 

رادیو بین المللی فرانسه:  ممکنه بفرمائید به چه دلیل اروپایی‌ها بیشتر آقای امیر ارجمند را مورد مشورت قرار می‌دهند و با آقای واحدی دور هستند محافل اروپایی؟

 

بنی صدر:  دلیلش روشن است، برای اینکه این محافل سرمایه‌گذاری کرده‌اند بر جریان اصلاح‌طلب در درون رژیم. تغییر رژیم چیزی است که از ذهن اینها دور است که متصور باشد. و دوم اینکه اینها منافع‌شان هم همین را اقتضا دارد.  آنها دموکراسی نمی‌خواهند در کشور ما، اینها می‌خواهند یک رژیم هایی که منافع آنها را تامین کند، همین و بس.  صورت ظاهری هم داشته باشد چه بهتر، اما نداشت هم نداشت.  مثل عربستان، خوب این الان دارد نقش ضد انقلاب بازی می‌کند، در یمن، در بحرین، در مصر، در سوریه، در لیبی، هیچکس هم نمی‌گوید چرا بالای چشمت ابروست!  نه، آنها آنچه که می‌خواهند یک رژیمی است حافظ منافع آنها، خوب آقای واحدی از آن خط دور شده و خطی در پیش گرفته که تغییر رژیم را ایجاب می‌کند، حال آنکه آن یکی ماندن در رژیم را و اصلاح کردن آن رژیم را، به ترتیبی که توقعات غرب هم برآورده شود...


 


عشوه قاطری‌نیا مموتی!


ماموت احمدی‌نژاد طی نامه‌ای به وزراء علوم و بهداشت خواهان پایان دادن به اقدامات «سطحی» و «غیر عالمانه»ای از قبیل بازنشسته کردن اساتید، تفکیک جنسیتی و ول می‌کردی اصولاً رفتار بی‌شرمانه‌ی اجبار حجاب، اقدام دیوانه‌وار برخورد با آستین کوتاه، طرح حمال مآبانه‌ی جلوگیری از زید بازی در دانشگاه‌ها و امثالهم شد. وی با بیان اینکه دانشگاه چشم و چراغ و همه جای من است افزود «دانشجو باید آزادانه بتواند در محیط دانشگاه‌ها به حکومت و ترجیحاً بیت رهبری فحش خواهر مادر بدهد و هیچ قدرت زورگوئی در جهان نمی‌تواند جلوی روابط کاملاً طبیعی دختر و پسر در دانشگاه یا هر جای دیگری را بگیرد». وی با انتقاد از استبداد حاکم در دانشگاه‌های امریکا و فرانسه و شرایط خفقان برای زنان خصوصاً در دانشگاه‌های انگلیس آمادگی کامل خود و سه چهارتا از همکارانش که هنوز توسط رهبری و حوزه علمیه قم اداره نمی‌شوند را برای «فضاگشائی» و «مدیریت هوا فضا» در دانشگاه‌های جهان اعلام کرد. متن نامه‌ی مموتی که چون ترسید اگر پست بکند وسط راه پاره بشود بیفتد در چاه مستراح برای همین در سایت ریاست جمهوری منتشر شده به این شرح است:

اللهم عجل لولیک ال... ولش کن

البته ما هنوز خودمان هم دقیقاً نمی‌دانیم که شما دوتا وزارت‌خانه را در هم ادغام کرده‌ایم یا نه لیکن بدلیل اجراء موفقیت آمیز طرح تفکیک جنسیتی در دولت از آنجا که وزیر بهداشت زن است ولی وزیر علوم هم کاش زن بود بعید می‌دانیم تا حالا اینکار را کرده باشیم هر چند که واقعاً هیچ کاری از ما بعید نیست. بدین‌وسیله طی این نامه اگر از بیت اجازه دادند و خواندید از شما دو نوگل ناپژمرده می‌خواهم تا با توجه به بسیج تمام امکانات دولت در جهت ضایع نمودن رهبری علی الحساب طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها را که عین تفکیک بقیه‌ی چیزها قبلاً خودمان داده بودیم بیندازید توی کشو باشد تا ما بعدش به همه اعلام بنمائیم که علیرغم فشارهای وارده از طرف بیت رهبری مبنی بر اجراء این طرح ، دولت با جدیت با آن مخالفت نموده و تا پای جان از کسب آزادی‌های مشروع ملت ایران فروگذار نخواهد بود.

کامی که الآن وزیر علوم است ولی تخصص کلی تقلب در انتخابات از آکسفورد هم دارد بخوبی می‌داند که در زمان نزدیک شدن به انتخابات خصوصاً انتخابات مجلسی که می‌خواهد دولت را از حیث خشتک به انجام برساند ما باید با شدت تمام اقدام به توزیع گونی‌های سیب زمینی در اذهان عمومی نموده، در زمان شمارش آراء نیز کاری کنیم که انشالله اوضاع دست خودمان بیافتد تا ببینیم حالا مجلس ما را استیضاح می‌کند یا رهبری را. اگر هم نشد فوراً با اصلاح قانون اساسی‌بندی به آن اضافه می‌کنیم که طی آن مجلس بتواند در صورت فحش دادن نمایندگان به حداکثر پنج تا آخوند فوراً رهبری را ابتدا برای ادای توضیحات و سپس استیضاح و بعد عزل از رهبری به مجلس بیاورد. از خانم وحید دستجردی می‌خواهم تا در این زمینه یک کمی با کامی معاشرت بیشتری بنماید و چه بسا که ما بدلیل نیازی که سر شمارش آراء به کامی داریم تا پس فردا زدیم وزارت‌خانه‌های بهداشت و علوم را هم با هم ادغام کردیم کنتراتی دادیم دست تو!


 


هاشمی، حلقه لندن و کارگزاران به دنبال شرکت در انتخابات

عدم مشاهده لکه خاکستری در ردای رهبری می‌توانست عالیجناب سرخ‌پوش را خوشحال کند، چه، عضو خارج شده از نظام کارگزاران هم نشان می‌داد که به رهبری احترام می‌گذارد و حاضر است برای معظم‌له تبلیغ هم بکند. کسانی که در آن جلسه در کنزینگتون لندن حاضر بودند، احتمالا منتظر شنیدن این سخنان عطا مهاجرانی، وزیر ارشاد منتخب رهبری در دوران خاتمی نبوده‌اند. اما چه شد که ناگهان تیر از چله در رفت و مهاجرانی به ناگهان لباس رهبری را پاک و تمیز دید؟

به نظر می‌رسد توافق‌های هاشمی رفسنجانی با نزدیکان رهبری برای گرفتن امتیازهایی جهت شرکت در انتخابات مجلس را می‌توان تدریجا در جلسات دانشگاه‌ها و رسانه‌های خارج از کشور نیز مشاهده کرد. اگر مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی نیز حرفی بزند که با مذاق طرفداران هاشمی رفسنجانی خوش نیاید، حمله به او را شدت می‌بخشند، به نحوی که کسی متوجه نشود که ماجرا چیست. از نظر طرفداران هاشمی که در رسانه‌های خارج از کشور قلم می‌زنند، باید هزینه انتقاد از سردار سازندگی را بالا برد تا کسی پیش از انتخابات نتواند برنامه شیخ اکبر را به هم بزند.

گفته می‌شود که هاشمی مخالف راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۳۸۸سبزها بود و برنامه‌ای که سایت‌های حامی هاشمی برای حضور مردم در این روز داشتند به شکست منتهی شد. کمتر کسی پیگیر حواشی آن برنامه‌ریزی شد. با این حال یک منبع نزدیک به هاشمی می‌گوید که این ادعا واقعیت ندارد.

همچنین گفته شده هاشمی مخالف شرکت مردم در راهپیمایی ۲۲ خرداد ۱۳۸۹نیز بوده است. همان راهپیمایی‌ای که از سوی رهبران جنبش سبز لغو شد. اما بزرگ‌ترین واکنش هاشمی رفسنجانی به حضور مردم در خیابان‌ها بعد از ۲۵ بهمن بود. وقتی پیش از انتخابات هیات رییسه مجلس خبرگان اعلام کرد که کسانی که در ۲۵ بهمن حضوری اعتراضی در خیابان‌ها داشته‌اند، مرتکب فعل «حرام» شده‌اند.

سکوت سایت‌های نزدیک به جنبش سبز که گاه به طور روزانه تیترهای خود را هماهنگ می‌کنند، باعث تعجب بسیاری شد.

هاشمی اما خیال می‌کرد جبهه‌گیری علیه جنبش سبز می‌تواند به حفظ کرسی ریاست مجلس خبرگان بیانجامد، اما چنین نشد. گروه‌های رقیب از قبل برای کنار زدن او از ریاست مجلس خبرگان برنامه چیده بودند.

با این حال موضع‌گیری‌های هاشمی گرچه به ضرر رقیب سابقش احمدی‌نژاد بود اما در بیشتر در راستای نزدیک شدن به رهبری قابل ارزیابی است.

به نظر می‌رسد از این پس، از اعضای حلقه لندن حرف‌های خوبی در جهت لزوم شرکت در انتخابات مجلس بشنویم. کسانی از این حلقه که رابطه رسانه‌ای خوبی با دوستان مشارکتی و سازمان مجاهدین انقلاب دارند نیز احتمالا تا زمان انتخابات، حرف‌های تندی که ممکن است رهبری را بیازارد را از سایت‌های خود حذف خواهند کرد و انتقاد تند و حمله به رهبری دیگر در برنامه سایت‌هایی که به دنبال تبلیغ حضور در اتنخابات هستند را نخواهیم دید. بعد از سخنان اخیر خاتمی نیز، مواضع سایت‌های سبز و اصلاح‌طلب نشان از تاکتیک جدید احزاب دنباله‌روی خاتمی می‌داد.

شورای هماهنگی نیز که احتمالا از چند نفر از مشاورین باز مانده موسوی در داخل ایران و جمعی از پاریس نشینان تازه وارد را در خود دارد با حضور در انتخابات مشکلی نخواهد داشت، موضع‌گیری‌های اخیر اردشیر امیرارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی و سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید در مورد شرکت در انتخابات آتی می‌تواند موید عدم تمایل این گروه به «تحریم» انتخابات باشد.

اردشیر امیر ارجمند که تا کنون از عنوان کردن اسامی اعضای شورای هماهنگی خودداری کرده، هیچگاه منکر حضور هاشمی رفسنجانی در این شورا نشده است و هم او و هم شورا حاضر نشده‌اند در برابر «حرام» خوانده شدن حضور در راه‌پیمایی اعتراضی ۲۵ بهمن موضعی رسمی بگیرند.

باید دید که مشغولیات حامیان هاشمی در ماه‌های آینده متوجه انتخابات است یا رفع و رجوع ماجراهای «آکسفورد»؟  دانشگاه آکسفورد هم در دوبی شعبه ندارد، گرچه دانشگاه آزاد در آکسفورد شعبه‌ای باز کرده.


 


لزوم تشکیل جبهه متحد

 

این تضاد بار دیگر در آستانه وقوع انقلاب بهمن که نظریه اتحاد و پشتیبانی روشنفکران سکولار از معتقدین به حکومت دینی که در راس آن آیت الله خمینی قرار داشت خود را در مقابل آن دسته از روشنفکران مخالف همکاری و همراهی با دین‌سالاران که در راس آن دکتر شاپور بختیار قرار گرفت و هشدار میداد  «که ممکن است دیکتاتوری نعلین جای دیکتاتوری چکمه را بگیرد» بار دیگر نشان داد و با تولد حکومت جمهوری اسلامی وارد فاز جدیدی شد.

آن دسته از روشنفکران و فعالان سیاسی معتقد به سکولاریسم سریعا با شدیدترین برخوردها از صحنه سیاسی حذف شدند و لائیسیته و سکولاریسم در تریبون‌های رسمی حکومت که روحانیون حاکم  و هم‌پیمانان آنان در اختیار داشتند به عنوان  دشنام برای مخالفین به کار برده شد و مورد بیشترین هجمه‌ها قرار گرفت.

 

اسلام سیاسی

معتقدین به اسلام سیاسی  را می‌توان به دو دسته عمده سنتی و نواندیش دینی تقسیم کرد که دسته نخست در پی برداشت‌های سنتی از اسلام و فقه هستند و با هر گونه تجدد مخالفت دارند و بر این عقیده هستند که جامعه بر اساس احکام اسلامی باید اداره شود و  ولایت فقیه را که حتی در فقاهت شیعی نظریه‌ای ضعیف و سست بنیاد است و نظام سیاسی مشروع در دوران غیبت امام معصوم  را توضیح می‌دهد ارائه کرده‌اند و آیت الله خمینی  جمهوری اسلامی را  بر اساس همین نظریه تأسیس کرده است.

 دسته دوم که نو اندیشان دینی هستند، عمدتاً تحصیل کردگان و دانشگاهیانی مذهبی بودند که الزاما همگی در پی اختلاط و در هم آمیختن سیاست و دیانت نیستند.

آنان که در این راه یعنی همظرف کردن اسلام و سیاست بودند عمدتاً پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرکوب شديد متعاقب آن و ضربه سنگينی  که به جريان‌های سياسی آن دوره و به خصوص به جبهه ملی ایران زده شد و بسیاری از فعالان آن تحت تعقیب و سرکوب قرار گرفتند و حتی اعدام شدند و آن‌ها را به انفعال کشاند به صورت سازمان یافته تری پا به عرصه فعالیت گذاشتند که از جمله فعالین نام آشنا این عرصه  میتوان به مهندس مهدی بازرگان، دکتر علی شریعتی اشاره کرد.

و دسته نوظهوری که پس از انقلاب از درون گفتمان دینی تلویحا بدنیال گونه ای دیگر از سیاست‌ورزی بودند که چندان ارتباطی با نوع در هم آمیخته آن نداشت و صرفا بر گذاره‌های اخلاقی درون دین و تاثیر بایدی آن بر سیاست‌ورزی تکیه می‌کردند.

 

سکولاریسم
فلسفه سکولاریسم بر این پایه بنا شده است که زندگی با در نظر گرفتن ارزش‌ها پسندیده‌است و دنیا را با استفاده از دلیل و منطق، بدون استفاده از تعاریفی مانند خدا یا خدایان و یا هر نیروی ماورای طبیعی دیگری، بهتر می‌توان توضیح داد.

در امر حکومت داری مفهوم سکولاریسم، عدم دخالت باورهای مذهبی در امر حکومت و برتری دادن اصول حقوق بشر بر سایر ارزش‌های متصور هر گروه و دسته‌ای است.

به تعبیری دیگر، سکولاریسم  یعنی انسان، نهاد دین را از نهاد دولت جدا کند و حکومت نسبت به تمام فرقه‌ها و مذاهب نگاهی یکسان داشته باشد و تکثر آنها را به رسمیت بشناسد و نسبت به همه آنها بی‌طرف باشد.



ارتباط این مفاهیم با جنبش سبز و دستاوردهای آن

جنبش سبز که خاستگاه انتخاباتی و درون حاکمیتی داشت در ابتدا به کمپین انتخاباتی مهندس موسوی اطلاق می‌شد، پس از کودتای انتخاباتی خامنه‌ای -  احمدی‌نژاد شهروندان معترض با تفکرات و عقاید مختلف را در اعتراض به عملکرد حاکمان و کودتای انتخاباتی گرد هم آورد تا از فرصت پیش آمده استفاده کرده و بقض سی سال سرکوب و اختناق و عدم مدیریت صحیح جامعه به دست حاکمان جمهوری اسلامی را فریاد بزنند.

جوانان فعال در جنبش سبز، از اصلاح‌طلب، ملی‌گرا، چپ و ...  که همان شهروندان کف خیابان بودند به زیبایی در عمل نشان دادند چگونه برای گرفتن حق خود دست به دست هم می‌دهند و آگاهانه برای دست یابی به دمکراسی و برقراری حاکمیت ملت از جان خود می‌گذرند.


 شهروندان فعال در این جنبش از آغاز تا به امروز شاهد تحولات بسیاری بوده اند و  بر اساس واقعیات و مشاهدات‌شان، مطالبات خود را از «رای من کو»  به «مرگ بر اصل ولایت فقیه»  و «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» رسانده‌اند.

آنچه که مشهود می باشد این است که نسل جوان حامی جنبش سبز رابطه ای منفی با مداخله دیانت در امر سیاسی قائل است و به این مسئله به دیده‌ای ناخوشایند می‌نگرد و در پی گذار از گفتمانی شکست خورده به تکیه گاهی روشن است که قطعا اسلام سیاسی به آن مفهومی که سرنوشت کشور را به اینجا کشانده نیست.

حال با توجه به این تحولات است که شاهدیم گروه‌هایی که به صورت فرقه‌ای و با تکیه بر تفکر خودی و غیر خودی همچون شورای هماهنگی  راه سبز امید که بیشتر شباهت به شورای هماهنگی اصلاح‌طلب‌های حکومتی (که همچنان بر طبل اسلام سیاسی میکوبند و مخالفت علنی با ولایت فقیه ندارند) دارد با وجود اینکه خود را متصل به آقای  مهندس موسوی معرفی می‌کنند و سعی دارند از محبوبیت ایشان بهره‌مند شوند مورد استقبال شهروندان قرار نمی‌گیرند و فراخوان‌های آنان مورد بی توجهی قرار می‌گیرد.

دلیل اساسی این عدم استقبال عدم مرزبندی چنین جریان‌هایی با گفتمان شکست خورده گذشته است.

برای تقابل با چنین گروه‌ها و فرقه‌هایی که بیشتر باعث ضرر برای جنبش مردم می‌شوند باید کاری اساسی کرد.

آنچه امروز بیش از پیش برای تقویت جنبش سبز نیاز است، تشکیل شبکه و سازمان است، که در این راستا همگام با مردم عبور از فرقه گرایی و  تشکیل شورایی با حضور شخصیت‌های آزادی‌خواه و خوش‌نام از طیف‌های مختلف سیاسی  که برخاسته از بطن جامعه ایران هستند، بسیار لازم و مفید است .  

 با توجه به مطالبات مردم، افرادی از طیف‌های مختلف فکری  را می‌توان برای عضویت در این شورا  با  حدعقل ویژگی‌هایی برای عضویت در این شورا متصور بود:

۱.    پایبندی به منشور جهانی حقوق بشر.

۲.    اعتقاد به حق حاکمیت ملت بدون در نظر گرفتن هیچ گونه حق ماوراء طبیعه، خونی و نژادی برای هیچ فرد وگروه و قومی.

۳.     تمامیت سرزمینی ایران.


 


بادامچيان: نظر هاشمي نسبت به فتنه منفي است و از رهبری اطاعت می‌کند

اسدالله بادامچیان، نماینده مجلس و عضو موتلفه در اشاره با دیدار اعضای موتلفه با هاشمی رفسنجانی در گفتگو با خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، گفت: «ديدارهاي ما با مسئولان از جمله آقاي هاشمي رفسنجاني علاوه بر بخش عمومي كه در رسانه‌ها منتشر مي‌شود، يك بخش خصوصي نيز دارد كه محرمانه است و نمي‌توانيم درباره آن سخني بگوييم، اما در اين صحبت‌هاي خصوصي، صادقانه و صميمانه نظراتمان را به افراد مي‌گوييم، بنابراين اين كار را در امتداد خط ولايت براي حفظ ارتباط با همه افراد و جذب حداكثري و دفع حداقلي مي‌دانيم.»

بادامچیان همچنین درباره نوع نگاه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام نسبت به مسائل روز، گفت: «آقاي هاشمي طبق معمول نظرش نسبت به جريان فتنه منفي و نسبت به جريان انحرافي هم به شدت منفي بود و اعلام كرد كه مطالب زيادي دارم اما نمي‌گويم، چون نظر مقام معظم رهبري براي من مطاع است.»

تا کنون کسی از سوی دفتر هاشمی رفسنجانی سخنان بادامچیان را تکذیب نکرده است. هاشمی رفسنجانی بعد از راهپیمایی ۲۵ بهمن، کسانی را که در اعتراض به خیابان آمده بودند مورد انتقاد قرار داده بود و گفت که «مرتکب فعل حرام» شده‌اند.

اما رسانه‌های «سبز» و حامی هاشمی که گفته می‌شود به نحوی با نمایندگان او در اروپا در ارتباط هستند از انتشار این خبر خودداری کرده‌اند. همچنین سایت‌هایی که رسانه‌های جناح راست را مانیتور می‌کنند این خبر را منتشر نکرده‌اند.


 


محمود روشن‌فكر مي‌شود!!

«محمود احمدي‌نژاد در نامه‌اي به وزير علوم و بهداشت خواستار لغو اجراي طرح برگزاري كلاس‌هاي تك جنسيتي  در دانشگاه شد.»

در طول عمر دولت نهم و دهم تمامي صاحب نظران و حتي مردم عادي نسبت به خود رایي و خودشيفتگي احمدي‌نژاد انتقاداتي را وارد نموده و بر اين امر كه محمود احمدي‌نژاد خواستار دولتي تك نفره است اتفاق نظر داشته‌اند.


در اين مدت از كوچك‌ترين تا بزرگ‌ترين طرح‌هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و .... توسط شخص ریيس دولت در رسانه‌هاي جمعي تشريح گشته و به شبهات آن پاسخ داده مي‌شد.


در برخي موارد مانند طرح هدفمندي يارانه‌ها، حتي وزير اقتصاد در مورد زمان و نحوه اجراي اين قانون اظهار بي‌اطلاعي مي‌كرد و اعلام آن را به تصميم و نظر رئيس دولت منوط مي‌نمود.


در چند هفته اخير طرح تك جنسيتي دانشگاه‌ها، كه در نزد افكار عمومي و بخصوص جوانان جامعه ايران بحث مهمي است توسط وزارت علوم مطرح گرديد و جاي تعجب فراوان بود كه در اين مورد غايب بزرگ ميدان  راي و نظر محمود خان احمدي‌نژاد سكوت نموده و گويي از اين طرح بي‌اطلاع است.


در دولتي كه بحث و بررسي و اعلام انواع واقسام طرح‌هاي كوچك و بزرگي چون: ساعت كاري مدارس، تغيير ساعت رسمي كشور، استخدام معلمان، اضافه حقوق بازنشستگان و... جولان‌گاه افاضات محمودخان است جاي تعجب بود كه ايشان چند هفته اي خوددار بودند اما در نهايت با اعلام لغو اين طرح، از خود، درجايگاه يك روشنفكر مصلح، پرده‌برداري كردند.


البته خواست طراحان اين بازي مسلما تحريكات بيشتر در جامعه و پيوستن گروه بزرگ‌تري از اصول‌گرايان و نيروهاي تندروي مذهبي (كه در نزد توده‌ها منفورتر هستند) بوده است و به خيال آقايان در آن صورت لغو اين طرح براي محمودخان اعتبار و محبوبيت بيشتري رابه خصوص در ميان جوانان به وجود مي‌آورد.


به هر روي در نزد اهل نظر محمود همان است كه بود چه در عباي مصباحي و چه در رداي روشنفكري.


واين حركات هم چيزي نيست جز دست و پايي كه مغروق مي‌زند!


 


پوزش بابت انتشار خبری تایید نشده

شب گذشته، این خبر در بخش هنری منتشر شد و بامداد امروز، یکی از همکاران رسانه‌ای، عدم درستی خبر را به «خودنویس» اطلاع داد.

این خبر از روی سایت برداشته شده است.

صمیمانه از همکارمطبوعاتی‌ام، آ.ح. بابت این تذکر تشکر می‌کنم.

 


 


مادر زهرا رهنورد از وضعیت دختر و دامادش می‌گوید

به گزارش سایت کلمه که گفتگو با مادر زهرا رهنورد را منتشر کرده است، دیدار با میرحسین و موسوی و زهرا رهنورد در حضور دیگران انجام می‌شود و دیدار کنندگان سخنی از سیاست نباید به میان آورند چون می‌تواند منتهی به قطع تماس هم بشود. خانم کاظمی در باره برخورد ماموران با دختران میرحسین موسوی می‌گوید: «طفلک نوه هایم با من زیاد صحبت نمی کنند. چرا که صحبت کردن راجع به این قضیه با کنترل دائمی مکالمه ها و دیدارهای خانوادگیمان سخت است در ضمن آنها نمی خواهند مرا نگران کنند. اما حتما بودن نیروهای امنیتی و کنترل کردن و بازرسی بدنی دختران ایشان و حتی مواد خوراکی که برده‌اند و لوازم نوه‌های دختر و دامادم برایشان خیلی آزاردهنده بوده است. حتی وقتی بچه‌ها می‌روند موهای سر آن ها را هم گشته‌اند که ببینند چه چیزی قایم کرده‌اند. گل سرشان راباز کرده‌اند. آخر این رفتار درست است؟»

مادر زهرا رهنورد در باره سلامتی دختر و دامادش می‌گوید: «من که مدام نمی بینمشان و به هرحال دیدارها هم محدود بوده چون اونها زندانی هستند. اما از روی ظاهر می توانم بگویم که نسبت به ملاقات های اخیر، دفعه آخر متوجه رنگ پریدگی و لاغری شدید و ناگهانی دختر و دامادم شدم. و این از نظر من که مادر هستم پنهان نبود. من نمیدانم واقعا بر آنها چه گذشته است. البته خودشان برای اینکه ناراحتی ما را دیدند و خواستند من را از نگرانی در آورند گفتند گاهی روزه می گیرند. اما بی شک دلیلش این نمی تواند باشد و تغییر ناگهانی ظاهری آنها و رنگ کاهی پوست و از دست دادن وزنشان به شدت نگران کننده است. دخترم و دامادم پیش از این سالم سالم بودند و همه هم این را می دانستند. اصلا اگر غیر از این بود که نمی توانستند اینهمه فعالیت و جنب و جوش در این دو ساله داشته باشند .الان را طبیعتا نمی توانم بگویم، فقط از روی ظاهر و جسمشان می توانم قضاوت کنم. این نگرانی البته برای دخترانش و بقیه اعضای خانواده هم پیش آمد و همه پیگیر شدند. اما آنها گفتند که خودمان دکتر داریم و پیگیری می‌کنیم. ولی پزشک از طرف ما نبوده است. معلوم است که تا زمانی که پزشک از طرف ما نباشد نگرانی ما همچنان باقی‌است.»

احترام السادت نواب صفوی در باره حبس دامادش و دخترش می‌گوید: «هیچ معلوم نیست علت این زندان بی دلیل چه بوده است و تنها خبری که ما داریم وجود چند در و دیوار در یک کوچه کوچک است. نوه‌هایم می‌گویند که کوچه را با چند دیوار بلند آهنی مسدود کرده اند و هیچ کس هم نمی‌داند اصلا داخل این محدوده چه می‌گذرد؟ چه تعدادی نیرو هست و آیا نیروها اصلا داخل خانه مقیم هستند یا خارج از آن و تا کی قرار است ادامه پیدا کند. البته باید تذکر بدهم که من این را حبس و حصر نمی‌دانم. این دقیقا آدم ربایی است. دختر و داماد من که کاری نکردند که زندانی شوند اینها جز خدمت به کشورشان هیچ کاری نکردند.»



 


گزارشی از وضعیت حسین رونقی ملکی در دومین سالروز تولدش در زندان



حسین رونقی ملکی، وبلاگ نویس و فعال حقوق بشر در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۸۸ در منزل پدری‌اش در ملکان تبریز بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. مدت زیادی را تحت فشارهای روحی و جسمی در سلول های انفرادی بند الف الف سپاه پاسداران گذراند. در خرداد ماه سال ۸۹ به دلیل شرایط سخت زندان و عدم رسیدگی پزشکی نسبت به بیماری کلیوی‌اش دست به اعتصاب غذا زد.

در تیرماه ۸۹ پرونده وی برای رسیدگی به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی فرستاده شد. وثیقه ۳۰۰ میلیونی وی برای آزادی با مخالفت مسئولین بند و کارشناس پرونده‌اش روبرو شد تا سر انجام در مهر ماه همان سال به اتهام «عضویت در شبکه ایران پروکسی و توهین به ریاست جمهوری و رهبری»، به حکم صادره از شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شود. آبان ماه ۸۹ وکلای پرونده‌ی حسین رونقی اعتراض خود را به حکم صادره اعلام و پرونده به دادگاه تجدید نظر ارسال شد. ۱۰ آذر ۸۹، شعبه ۵۶ دادگاه انقلاب پس از تجدید نظر و بررسی مجدد پرونده، حکم صادره از شعبه ۲۶ را عینا تائید کرد.

حسین رونقی ملکی بعد از ۶ ماه ممنوع الملاقات بودن، در آذر ماه ۸۹ خانوادۀ وی موفق به دیدار با ایشان می‌شوند. حسین رونقی بعد از برگزاری دادگاه تجدید نظر به بند عمومی ۳۵۰ سپاه زندان اوین منتقل می‌شود.

حسین رونقی که در دوران بازداشت و زندان از ناراحتی کلیوی رنج می‌برد، یکشنبه ۴ اردیبهشت ۹۰ در بیمارستان هاشمی‌نژاد تحت عمل جراحی شش ساعته قرار می‌گیرد. بنا بر نظر پزشکان معالج، این زندانی می‌بایست در محیطی خارج از زندان دوران نقاهت خود را بگذراند که این امر بار دیگر با مخالفت مسوولین زندان مواجه شد. حسین رونقی ملکی ۱۷ اردیبهشت بعد از بازگرداندن وی به زندان دچار خونریزی از محل جراحی می‌شود که به بهداری زندان منتقل شد. با وخامت حال حسین رونقی، بار دیگر به بیمارستان منتقل و تحت عمل جراحی دوم قرار می‌گیرد. پزشکان معالج این زندانی به مسوولین زندان تذکر داده‌اند که این زندانی نیاز مبرم به استراحت و نظارت پزشکی دارد. درخواست مرخصی استعلاجی حسین رونقی مجددا با مخالفت مسوولان اوین مواجه می‌شود و ۳۱ خرداد به زندان بازگردانده می‌شود.

مخالفت مسوولان زندان با مرخصی حسین رونقی ملکی در شرایطی صورت می‌گیرد که کمیسیون حقوق بشر اسلامی پیشتر طی نامه‌ای به مسوولان زندان خواهان مرخصی دادن به این زندانی شده‌اند. خانواده‌ی حسین رونقی بارها طی نامه‌هایی به دادستان تهران، کمیسیون حقوق بشر اسلامی و همچنین پزشکی قانونی، خواستار رسیدگی به وضعیت وخیم فرزندشان و درخواست مرخصی استعلاجی جهت بهبود حال این زندانی شده‌اند که تاکنون تلاش این خانواده بی‌پاسخ مانده است.

چهاردهم تیر، تولد حسین رونقی ملکی ست که برای دومین سال پیاپی در زندان به سر می‌برد. امید است که مسوولان زندان با اعطای مرخصی و رعایت هر چه بیشتر حقوق ابتدایی یک زندانی، موانع را برای مرخصی استعلاجی حسین رونقی برداشته و به بهبود شرایط وخیم ایشان بعد از دو جراحی سخت کمک کنند. عدم استراحت مطلق این زندانی و تحت نظر پزشک معالج نبودن می‌تواند آسیب های جبران ناپذیری را به این زندانی سیاسی وارد کند.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته