-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ تیر ۲۳, پنجشنبه

Best of Balatarin for 07/14/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.




فاطمه معتمد آریا امروز در جمع خبرنگاران با اشاره به محدودیت‌هایی که در شش سال اخیر برای فعالیت او ایجاد شده، کار خود را فرهنگی و نه سیاسی دانست و با تاکید بر اینکه "در حرفه خودم دارای تفکر هستم و به اصولی که با آن تربیت شدم پایبند هستم"، افزود: از کودکی به من آموزش دادند به شرایطم معترض باشم. اگر قرار باشد از یک هنرمند اعتراضش را نسبت به شرایط حرفه ای خودش بگیرند که دیگر هنرمندی وجود ندارد. من برای خودم یک فکر دارم که برای این فکر احترام قائل هستم، که هنرمند تحت هیچ شرایطی قرار نیست فرمانبرداری بی هدف باشد. به گزارش خبرگزاری سینمای ایران، "فاطمه معتمدآریا" امروز در یک نشست خبری درباره بازی خود در فیلم سینمایی "اینجا بدون من" به سوالات خبرنگاران پاسخ داد. این بازیگر سینما در ابتدا با اشاره به برخی محدودیت های اخیر در مورد پخش تصویرش، گفت: محدودیت ها خیلی به من مربوط نیست چون من قانون گذار نیستم و مجری موقعیتی هستم که در آن قرار گرفتم اینکه روزی اجازه می دهند تصویر من پخش شود روزی اجازه نمی دهند خیلی به من مربوط نمی شود و این همه تضادی که در نمایش یک کار فرهنگی وجود دارد را نمی فهمم. معتمدآریا افزود: همه ابزار من، روح و روانم است و با روح مخاطبان ارتباط دارم. درنتیجه این محرومیت ها من را خیلی آزار نمی دهد، چون من نمی توانم فکر کنم که نمی خواهم مهربان باشم یا فیلم خوب بازی کنم اگر کسی از این هنر من استفاده نکرد به من ضربه نمی زند. وی با اشاره به اینکه مبنای کارش ساختن زیبایی ها و روابط صحیح انسانی است، ادامه داد: فقط می توانم در مورد این محدودیت ها بگویم، که ما بخش مثبتی از یک جریان را حذف می کنیم. برای من بهتر است که بگویند فیلم های مستهجن پخش نشود و یا تصاویر مملو از جراحی های زیبایی که تنها فرهنگ سازی منفی می کند، وجود نداشته باشد. بازیگر "اینجا بدون من" با بیان اینکه من کار خود را ادامه می دهم، تصریح کرد: همچنان که در شش ساله اخیر فیلمی از من دیده نشده اما من کار خودم را انجام دادم. تئاتر ، سریال تلویزیونی و فیلم بازی کرده ام و بخشی که از تنگ نظری ها توانسته عبور کند، نمایش داده شده است. وی در ادامه خاطرنشان کرد: مگر من چقدر در تمام مسائل سیاسی به عنوان یک بازیگر تاثیرگذار هستم. من نه انسان سیاسی هستم و نه توان سیاسی بودن دارم، من کار فرهنگی انجام می دهم که حد و اندازه اش خیلی فراتر از یک کار سیاسی است. وی افزود: به کسانی که سیاست ها را پایه گذاری می کنند و یا مجریان سیاسی هستند، بی احترامی نمی کنم. منظور من این است که موقعیت و کار من به آنچه مرا با آن در این نظام هل می دهند، ربطی ندارد. معتمدآریا در پاسخ به این سوال که آیا می شود با ایجاد محدودیت یک هنرمند را به سمت اهداف مورد نظر هدایت کرد، گفت: من در حرفه خودم دارای تفکر هستم و نه می خواهم چیزی را تغییر دهم و نه کسی را عوض کنم و به اصولی که با آن تربیت شدم پایبند هستم. وی افزود: اینکه بخواهند عده ای را مثل فیلم ها و بازیگرانی که در حال حاضر می بینید، تربیت کنند کار ساده ای است اما اصراری برای تغییر من نداشته باشند. خاصیتی در حرفه من هست که از کودکی به من آموزش دادند به شرایطم معترض باشم. معتمدآریا اظهار داشت: اگر قرار باشد از یک هنرمند اعتراضش را نسبت به شرایط حرفه ای خودش بگیرند که دیگر هنرمندی وجود ندارد. من برای خودم یک فکر دارم که برای این فکر احترام قائل هستم، که هنرمند تحت هیچ شرایطی قرار نیست فرمانبرداری بی هدف باشد. وی در مورد دلیل حضورش بعد از هفت سال در فیلم "اینجا بدون من" توضیح داد: در ابتدا که فیلم به من پیشنهاد شد به دلیل نداشتن فرصت کافی نپذیرفتم اما در آخرین مراحل وقتی شنیدم قرار است این کار توسط آقای سعدی تهیه شود، چون تجربه خوبی در فیلم گیلانه با ایشان داشتم با ایشان تماس گرفتم و گفتم شما کمی دیرتر شروع به فیلمبرداری کنید و من هم کمی زودتر کارهام را تمام می کنم تا به فیلم برسم. معتمدآریا فیلمنامه "اینجا بدون من" را فیلمنامه ای خاص دانست که ایراد چندانی در آن وجود ندارد و یادآور شد: بعد از سال ها متنی را می خواندم که برگرفته از نوشته تتسی ویلیامز بود و خیلی خوب با مسائل ایرانی منطبق شده بود. به گفته معتمدآریا، دیگر دلیل پذیرش نقشش در فیلم سینمایی "اینجا بدون من" حضور بهرام توکلی به عنوان کارگردان است که بسیار خلاق و با استعداد است. وی ادامه داد: سال ها بود که به دنبال کار با کارگردان جوانی بودم که با هم همخوانی داشته باشیم. کار با افرادی که هم نسل بازیگر نیستند، نیاز به زمانی دارد که با صحبت بتوان به روشنگری بیشتری رسید. کمی در ابتدا سخت بود چون نمی فهمیدم در ذهن توکلی چه می گذرد و من هم که بازیگری هستم که اگر در کار ابهام وجود داشته باشد برایم کار سخت می شود. بازیگر فیلم "صد سال به این سالها" در ادامه با اشاره به اینکه شیوه بازیگری اش "سرسپردگی" به کارگردان است، تصریح کرد: از آنجا که هر کارگردان که می خواهد کار کند برای فکرش احترام قائل هستم و در فیلم بازی من تجلی ذهن آن کارگردان محسوب می شود، ترجیح می دهم همه حرفهایم را قبل از فیلمبرداری مطرح کنم. وی در پاسخ به این سوال که همبازی های شما در فیلم بیشتر نسل جوان بودند آیا سبک کار این جوان ها را می پسندید، خاطرنشان کرد: با بازیگران این فیلم، قبلا هم بازی کرده بودم. آنها بازیگرانی هستند که از لحاظ حرفه ای و دانش نسبت به نسل من بیشتر پایبند هستند. معتمدآریا با ذکر این مطلب که دوست ندارد به تنهایی در یک فیلم دیده شود، گفت: فکر نمی کنم با بیشتر دیده شدن، کار بهتری بتوانم ارائه دهم بلکه با همسان دیده شدن مفهوم بهتری را می توان در یک سکانس نشان داد. تلاش اولیه ما این بود که همه با هم جلو برویم و اینکه چه کسی تجربه یا جاذبه بیشتری دارد را کنار بگذاریم و سعی کنیم به صورت موازی حرکت کنیم. وی در ادامه عنوان داشت: من تا به حال چنین نقشی بازی نکرده بودم؛‌ هرچند نقش مادرهای زیادی بازی کردم، اما این‌گونه مادری را بازی نکرده‌ام؛ مادری که از عشق وافرش به فرزندانش دچار توهم باشد و تمام سختی‌ها و نبودها و کاستی‌ها را می‌خواهد درست و خوب و طبیعی جلوه دهد و به جای اینکه نقص فرزندان را به آنان یادآوری کند سعی می‌کرد آن را مرتفع کند. معتمدآریا گفت: برای من این نقش بسیار خاص و استثنایی بود به خصوص اینکه در تمامی کارهایی که تاکنون انجام داده‌ام تلاش کردم نقش‌هایی بازی کنم که دیالوگ کمتری داشته باشد و حرکتش بیشتر باشد. اصولا دیالوگ‌نویسی در ایران خیلی سخت است و کمتر می‌توانیم دیالوگ‌هایی را پیدا کنیم که صحیح نوشته شده باشد. آقای بیضایی در نوشتن دیالوگ استثنایی بود، گاهی اوقات آقای الوند در برخی فیلم‌ها دیالوگ‌های خوبی می‌نویسند. این بازیگر اظهار داشت: این اولین بار بود که می‌دیدم هرچه نوشته شده فوق‌العاده است تا جایی که مجبور می‌شدیم بعضی بخش‌های آن را حذف یا کوتاه کنیم. وقتی زمان صداگذاری رفتم تا بخش‌هایی از کار را اصلاح کنم برای خودم جالب بود که چطور توانستم این حجم از دیالوگ را بگویم. تکرار آن برای خود من سخت بود و وقتی می‌دیدم این همه دیالوگ درست در این فیلم وجود دارد برایم دوست‌داشتنی بود. وی همچنین درباره سبک کارگردانی توکلی گفت: خوبی کار ما این بود که تکلیف آقای توکلی با کار خودش روشن بود. هرچه که به ایشان پیشنهاد می‌شد برای بهتر شدن ایده‌هایشان حتما استقبال می‌کردند و آنچه را منطبق بر کار و نگاهش نبود خیلی راحت و ساده کنار می‌گذاشتند. اصولا آقای توکلی کارگردانی است که تکلیف روشنی با خودش و کارش دارد و اگر کسی ایده‌ای بدهد که او را به کارش نزدیک کند از آن استقبال می‌کند.
با ۱۹۲ امتیاز و ۱۹ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیات
نظرات

 


ندای سبز آزادی: پگاه آهنگرانی بازیگرجوان سینمای ایران توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت شده است. به گزارش العربیه نت، این بازیگر سینما سه روز است در بازداشت به سر می برد . بنا بر اخبار رسیده در این مدت پگاه آهنگرانی با خانواده خود تماسی نگرفته و از محل نگهداری او اطلاعی در دست نیست. هنوز در مورد اتهامات احتمالی این بازیگر خبری منتشرنشده است.پگاه آهنگرانی بازیگر وفرزند منیژه حکمت از کارگردانان ایرانی و جمشید آهنگرانی کارگردان فیلم های " جوانمرد " و " شبیخون " است. او در دوره انتخابات ریاست جمهوری دو سال پیش ایران در ستاد میرحسین موسوی نامزد معترض به انتخابات ریاست جمهوری فعال بوده است. پگاه آهنگرانی در روزهای پس از انتخابات احضار و مورد بازجویی قرار گرفته بود. پیش از این اعلام شده بود پگاه آهنگرانی قصد دارد جام جهانی فوتبال زنان را برای شبکه خبری دویچه وله آلمان پوشش دهد. آهنگرانی پیش از این جشنواره فیلم برلین را برای این شبکه پوشش داده بود.
با ۱۸۷ امتیاز و ۸ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


شاید در میان مخالفین جمهوری اسلامی هیچ گروه منفورتر از " منافقین" نباشند. این گروه در طول 32 سال گذشته، به خصوص در طول 8 سال جنگ، از هیچ خیانتی در حق مردم ایران دریغ نکرده‌اند. بنابراین لکه ننگ این گروه با هیچ آبی قابل تطهیر نیست. مشکل از جایی شروع می شود که این کروهگ عزم خود را جزم کرده تا ماهیت خود را با جنبش آزادی خواهانه مردم ایران گره بزند. "بوی بدی" از این کار به مشام می‌رسد. این کار می‌تواند بهانه‌ای مضاعف به دست حکومت دهد تا به سرکوب و دستگیری بیشتر معترضان بپردازد. چه بسا این کار با اشاره خود حکوت انجام شده باشد، منافقین نشان داده‌اند هر کجا پای پول به میان آید دست به هر کاری می زنند. ممکن است دلارهای نفتی حکومت برای مریم خانم جذاب شده باشد!
با ۱۵۲ امتیاز و ۱۱۷ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


فاطمه معتمد آریا امروز در جمع خبرنگاران با اشاره به محدودیت‌هایی که در شش سال اخیر برای فعالیت او ایجاد شده، کار خود را فرهنگی و نه سیاسی دانست و با تاکید بر اینکه "در حرفه خودم دارای تفکر هستم و به اصولی که با آن تربیت شدم پایبند هستم"، افزود: از کودکی به من آموزش دادند به شرایطم معترض باشم. اگر قرار باشد از یک هنرمند اعتراضش را نسبت به شرایط حرفه ای خودش بگیرند که دیگر هنرمندی وجود ندارد. من برای خودم یک فکر دارم که برای این فکر احترام قائل هستم، که هنرمند تحت هیچ شرایطی قرار نیست فرمانبرداری بی هدف باشد. به گزارش خبرگزاری سینمای ایران، "فاطمه معتمدآریا" امروز در یک نشست خبری درباره بازی خود در فیلم سینمایی "اینجا بدون من" به سوالات خبرنگاران پاسخ داد. این بازیگر سینما در ابتدا با اشاره به برخی محدودیت های اخیر در مورد پخش تصویرش، گفت: محدودیت ها خیلی به من مربوط نیست چون من قانون گذار نیستم و مجری موقعیتی هستم که در آن قرار گرفتم اینکه روزی اجازه می دهند تصویر من پخش شود روزی اجازه نمی دهند خیلی به من مربوط نمی شود و این همه تضادی که در نمایش یک کار فرهنگی وجود دارد را نمی فهمم. معتمدآریا افزود: همه ابزار من، روح و روانم است و با روح مخاطبان ارتباط دارم. درنتیجه این محرومیت ها من را خیلی آزار نمی دهد، چون من نمی توانم فکر کنم که نمی خواهم مهربان باشم یا فیلم خوب بازی کنم اگر کسی از این هنر من استفاده نکرد به من ضربه نمی زند. وی با اشاره به اینکه مبنای کارش ساختن زیبایی ها و روابط صحیح انسانی است، ادامه داد: فقط می توانم در مورد این محدودیت ها بگویم، که ما بخش مثبتی از یک جریان را حذف می کنیم. برای من بهتر است که بگویند فیلم های مستهجن پخش نشود و یا تصاویر مملو از جراحی های زیبایی که تنها فرهنگ سازی منفی می کند، وجود نداشته باشد. بازیگر "اینجا بدون من" با بیان اینکه من کار خود را ادامه می دهم، تصریح کرد: همچنان که در شش ساله اخیر فیلمی از من دیده نشده اما من کار خودم را انجام دادم. تئاتر ، سریال تلویزیونی و فیلم بازی کرده ام و بخشی که از تنگ نظری ها توانسته عبور کند، نمایش داده شده است. وی در ادامه خاطرنشان کرد: مگر من چقدر در تمام مسائل سیاسی به عنوان یک بازیگر تاثیرگذار هستم. من نه انسان سیاسی هستم و نه توان سیاسی بودن دارم، من کار فرهنگی انجام می دهم که حد و اندازه اش خیلی فراتر از یک کار سیاسی است. ...
با ۱۱۳ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : برخی رسانه ها مدعی شدند پگاه آهنگرانی بازداشت شده است اما به علت آن اشاره نكرده اند. خبرنگار آینده در تماس با منیژه حكمت مادر پگاه آهنگرانی، پیگیر صحت و سقم این خبر شد كه این كارگرادان سینما با گفتن «فعلا حوصله ندارم، خداحافظ» توضیحی در این باره نداد. پگاه آهنگرانی بازیگر و فرزند منیژه حكمت از كارگردانان ایرانی و جمشید آهنگرانی، كارگردان فیلم‌های جوانمرد و شبیخون است. هم اكنون فیلم "ورود آقایان ممنوع" با بازی پگاه آهنگرانی در حال اكران است. پیش از این اعلام شده بود پگاه آهنگرانی قصد دارد جام جهانی فوتبال زنان را برای شبكه خبری دویچه وله آلمان پوشش دهد. بنابر این خبر، وی قرار بود مشاهدات خود را در سفرش به آلمان و دیدن بازی های جام جهانی فوتبال زنان در وبلاگی ویژه بازتاب دهد. آهنگرانی پیش از این جشنواره برلین را برای این شبكه پوشش داده بود.
با ۱۰۵ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیات
نظرات

 


به هيجده كه ميرسدطاقتم را لرزشي ميگيرد از هراس پاشنه هاي سربي وقتي لگد ميكردند قلم دستهايمان را جمعی از مادران پارک لاله برای همدردی به دیدار مادر محمد مختاری شهید 25 بهمن 1389 رفتند مادر با رویی باز و صمیمی همراه دخترش به پیشواز مادران آمد. پس از پذیرایی و تشکر از ما ، مادر محمد از پسرش گفت ، از شخصیت پسندیده پسرش صحبت کرد از روحیه مهربان و دلسوزش ، از روحیه ورزشکاری او و با بغض جریان 25 بهمن 89 را این گونه توصیف کرد : محمد آن روز با من و خواهرش نهار خورد و بعد به خواهرش گفته بود ، این آخرین نهار من است. به او گفتم محمد جان بیرون نرو خطرناک است، گفت یک دور می زنیم و برمی گردم، بعد از دو ساعت که از منزل رفت دوستش تماس گرفت و گفت محمد بیمارستان است و حالش خوب نیست . خیلی ترسیدم چون بارها شده بود که محمد در ورزش زخمی شده بود و یا به بیمارستان می رفت حتی پانسمان می شد ولی هیچوقت دوستانش تماس نمی گرفتند ، دلهره تمام وجودم را گرفت و با سرعت خودم را به بیمارستان که نه غسالخانه امام خمینی رساندم گفتند که یک عمل بسیار ظریف 4 ساعته دارد باید چیزی را از سرش دربیاورند صورت محمد را دیدم تمام صورتش باندپیچی بود، روی پیشانیش یک سوراخ بود من شروع کردم به بوسیدنش و اینکه محمد جان مادر پیشت است و به او دلداری دادم که همه چی درست خواهد شد . بعد از عمل جراحی او را به قسمتی دیگر بردند و جالب این است با اینکه عمل طولانی بود و حال محمد بد ولی او را از ساختمانی به ساختمان دیگر که فاصله اش کم هم نبود با برانکارد بردند در حالی که سر محمدم از گردن به بالا از روی برانکارد آویزان بود پاهایش سرد سرد بودند، کمی راه نرفته بودیم که دیدم لوله ی اکسیژنش قطع است معترض شدم ولی با عکس العملی بی تفاوت روبرو شدم . نمی دانید چه حالی داشتم .وقتی او را به آی سی یو بردند گفتند شما کاری نمی توانید بکنید بروید فردا صبح اگر به هوش بیاید خبر می کنیم . من تمام وقت فکر می کردم که او تصادف کرده. تا اینکه خودشان محمد را در یک تابوت که اجازه نمی دادند درش را باز کنیم آوردند دم خانه نفهمیدم که مراسم چگونه گذشت فقط خیلی شلوغ بود. هر لحظه که می گذرد درد م بیشتر می شود . اجازه نمی دهم کسی به لباسهایش دست بزند ، به هیچکدام از وسایلش ، هنوز لباسی که 25 بهمن درآورد تا لباس بیرون را بپوشد روی جا لباسی است و فقط روی آنرا کاور کشیده ام و مدام آنرا بو می کنم و گریه می کنم . خدا نصیب هیچ مادری نکند خیلی سخت است . چهلمش آقایان آمدند و گفتند که برای مراسم چهل چه کار می خواهید بکنید همسرم گفت ماشین گرفته ایم و همه کارها را آماده کرده ایم ، گفتند می خواهید ما کمک کنیم و ما مراسم را بگیرم ، همسرم گفت همه کارها را ما کرده ایم و وقتی مامور اطلاعات می خواست برود همسرم به او گفت : قاتلش چه شد؟ او گفت همانطور که قاتل آن دیگری را پیدا کردیم، قاتل محمد را هم پیدا میکنیم . ولی مگر این چیزها دیگر محمد را بر می گرداند. مادر دوباره شروع کرد به توضیح در مورد شخصیت بسیار دوست داشتنی و مهربان پسرش و اینکه سنگ مزار او را روی سنگ مزار دوستش روزبه کاهه که سه سال قبل در آپارتمانش در اثر گاز گرفتگی فوت کرده بود و محمد و دوستانش او را در حالی که کبود شده بود بیرون آوردند و اینکه این سه سال بر او خیلی سخت گذشته بود و هر هفته از شاهرود به تهران می آمد و با دوستانش سر مزار روزبه می رفتند. مادر محمد می گفت : محمد روزبه را خیلی دوست داشت و همیشه می گفت که اگر زنده بود بهترین دوستم بود و بعد هم به اتفاقاتی دل بست که فقط یاس و ناامیدی را برای او به ارمغان آوردند. اتفاقات بعد از انتخابات و ... چند روز قبل از شهادتش به من گفت به چشمانم نگاه کن من فکر کردم از من چیزی می خواهد ولی او فقط لحظاتی به من نگاه کرد. انگار چشمانش بی نور شده بود، انگار دیگر تحمل این همه زجر را نداشت. مادران برای اینکه کمی از بار غم مادر را کم کنند شروع کردند به شرح جنایاتی که در حق زندانیان اتفاق افتاده بودو با شکنجه به شهادت رسیده بودند پرداختند، بیان زجری که اسیران و خانواده آنان در راه پی گیری وضعیت آنان کشیدند. مادری از محسن گفت، مادری از جواد.... و مادر دیگری از مجروحین و مادری دیگر از مفقودین و اینکه همه ی شهیدان ، زندانیان ، مجروحان و مفقودان فرزندان ما هستند و اینان برای همیشه در قلب این ملت ماندنی شدند و هیچ گاه مردم قهرمانی ها و شجاعتشان را از یاد نمی برند.و بهر حال این خون ها پایمال نخواهد شد و مردم روزی طعم آزادی را خواهند چشید . مادران پارک لاله
با ۱۰۲ امتیاز و ۷ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


امروز ٢٢ تیرماه، بیست و دومین سالروز ترور ناجوانمردانه شهید دکتر عبدالرحمن قاسملو است. مردم کردستان امروز را در اعتصاب عمومی به سر میبرند. این تصاویر مربوط به اعتصاب مردم بوکان در این روز است
با ۱۰۱ امتیاز و ۷ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


فاطمه معتمد آریا امروز در جمع خبرنگاران با اشاره به محدودیت‌هایی که در شش سال اخیر برای فعالیت او ایجاد شده، کار خود را فرهنگی و نه سیاسی دانست و با تاکید بر اینکه "در حرفه خودم دارای تفکر هستم و به اصولی که با آن تربیت شدم پایبند هستم"، افزود: از کودکی به من آموزش دادند به شرایطم معترض باشم. اگر قرار باشد از یک هنرمند اعتراضش را نسبت به شرایط حرفه ای خودش بگیرند که دیگر هنرمندی وجود ندارد. من برای خودم یک فکر دارم که برای این فکر احترام قائل هستم، که هنرمند تحت هیچ شرایطی قرار نیست فرمانبرداری بی هدف باشد. به گزارش خبرگزاری سینمای ایران، "فاطمه معتمدآریا" امروز در یک نشست خبری درباره بازی خود در فیلم سینمایی "اینجا بدون من" به سوالات خبرنگاران پاسخ داد. این بازیگر سینما در ابتدا با اشاره به برخی محدودیت های اخیر در مورد پخش تصویرش، گفت: محدودیت ها خیلی به من مربوط نیست چون من قانون گذار نیستم و مجری موقعیتی هستم که در آن قرار گرفتم اینکه روزی اجازه می دهند تصویر من پخش شود روزی اجازه نمی دهند خیلی به من مربوط نمی شود و این همه تضادی که در نمایش یک کار فرهنگی وجود دارد را نمی فهمم. معتمدآریا افزود: همه ابزار من، روح و روانم است و با روح مخاطبان ارتباط دارم. درنتیجه این محرومیت ها من را خیلی آزار نمی دهد، چون من نمی توانم فکر کنم که نمی خواهم مهربان باشم یا فیلم خوب بازی کنم اگر کسی از این هنر من استفاده نکرد به من ضربه نمی زند. وی با اشاره به اینکه مبنای کارش ساختن زیبایی ها و روابط صحیح انسانی است، ادامه داد: فقط می توانم در مورد این محدودیت ها بگویم، که ما بخش مثبتی از یک جریان را حذف می کنیم. برای من بهتر است که بگویند فیلم های مستهجن پخش نشود و یا تصاویر مملو از جراحی های زیبایی که تنها فرهنگ سازی منفی می کند، وجود نداشته باشد. بازیگر "اینجا بدون من" با بیان اینکه من کار خود را ادامه می دهم، تصریح کرد: همچنان که در شش ساله اخیر فیلمی از من دیده نشده اما من کار خودم را انجام دادم. تئاتر ، سریال تلویزیونی و فیلم بازی کرده ام و بخشی که از تنگ نظری ها توانسته عبور کند، نمایش داده شده است. وی در ادامه خاطرنشان کرد: مگر من چقدر در تمام مسائل سیاسی به عنوان یک بازیگر تاثیرگذار هستم. من نه انسان سیاسی هستم و نه توان سیاسی بودن دارم، من کار فرهنگی انجام می دهم که حد و اندازه اش خیلی فراتر از یک کار سیاسی است. وی افزود: به کسانی که سیاست ها را پایه گذاری می کنند و یا مجریان سیاسی هستند، بی احترامی نمی کنم. منظور من این است که موقعیت و کار من به آنچه مرا با آن در این نظام هل می دهند، ربطی ندارد. معتمدآریا در پاسخ به این سوال که آیا می شود با ایجاد محدودیت یک هنرمند را به سمت اهداف مورد نظر هدایت کرد، گفت: من در حرفه خودم دارای تفکر هستم و نه می خواهم چیزی را تغییر دهم و نه کسی را عوض کنم و به اصولی که با آن تربیت شدم پایبند هستم. وی افزود: اینکه بخواهند عده ای را مثل فیلم ها و بازیگرانی که در حال حاضر می بینید، تربیت کنند کار ساده ای است اما اصراری برای تغییر من نداشته باشند. خاصیتی در حرفه من هست که از کودکی به من آموزش دادند به شرایطم معترض باشم. معتمدآریا اظهار داشت: اگر قرار باشد از یک هنرمند اعتراضش را نسبت به شرایط حرفه ای خودش بگیرند که دیگر هنرمندی وجود ندارد. من برای خودم یک فکر دارم که برای این فکر احترام قائل هستم، که هنرمند تحت هیچ شرایطی قرار نیست فرمانبرداری بی هدف باشد. وی در مورد دلیل حضورش بعد از هفت سال در فیلم "اینجا بدون من" توضیح داد: در ابتدا که فیلم به من پیشنهاد شد به دلیل نداشتن فرصت کافی نپذیرفتم اما در آخرین مراحل وقتی شنیدم قرار است این کار توسط آقای سعدی تهیه شود، چون تجربه خوبی در فیلم گیلانه با ایشان داشتم با ایشان تماس گرفتم و گفتم شما کمی دیرتر شروع به فیلمبرداری کنید و من هم کمی زودتر کارهام را تمام می کنم تا به فیلم برسم. معتمدآریا فیلمنامه "اینجا بدون من" را فیلمنامه ای خاص دانست که ایراد چندانی در آن وجود ندارد و یادآور شد: بعد از سال ها متنی را می خواندم که برگرفته از نوشته تتسی ویلیامز بود و خیلی خوب با مسائل ایرانی منطبق شده بود. به گفته معتمدآریا، دیگر دلیل پذیرش نقشش در فیلم سینمایی "اینجا بدون من" حضور بهرام توکلی به عنوان کارگردان است که بسیار خلاق و با استعداد است. وی ادامه داد: سال ها بود که به دنبال کار با کارگردان جوانی بودم که با هم همخوانی داشته باشیم. کار با افرادی که هم نسل بازیگر نیستند، نیاز به زمانی دارد که با صحبت بتوان به روشنگری بیشتری رسید. کمی در ابتدا سخت بود چون نمی فهمیدم در ذهن توکلی چه می گذرد و من هم که بازیگری هستم که اگر در کار ابهام وجود داشته باشد برایم کار سخت می شود. بازیگر فیلم "صد سال به این سالها" در ادامه با اشاره به اینکه شیوه بازیگری اش "سرسپردگی" به کارگردان است، تصریح کرد: از آنجا که هر کارگردان که می خواهد کار کند برای فکرش احترام قائل هستم و در فیلم بازی من تجلی ذهن آن کارگردان محسوب می شود، ترجیح می دهم همه حرفهایم را قبل از فیلمبرداری مطرح کنم. وی در پاسخ به این سوال که همبازی های شما در فیلم بیشتر نسل جوان بودند آیا سبک کار این جوان ها را می پسندید، خاطرنشان کرد: با بازیگران این فیلم، قبلا هم بازی کرده بودم. آنها بازیگرانی هستند که از لحاظ حرفه ای و دانش نسبت به نسل من بیشتر پایبند هستند. معتمدآریا با ذکر این مطلب که دوست ندارد به تنهایی در یک فیلم دیده شود، گفت: فکر نمی کنم با بیشتر دیده شدن، کار بهتری بتوانم ارائه دهم بلکه با همسان دیده شدن مفهوم بهتری را می توان در یک سکانس نشان داد. تلاش اولیه ما این بود که همه با هم جلو برویم و اینکه چه کسی تجربه یا جاذبه بیشتری دارد را کنار بگذاریم و سعی کنیم به صورت موازی حرکت کنیم. وی در ادامه عنوان داشت: من تا به حال چنین نقشی بازی نکرده بودم؛‌ هرچند نقش مادرهای زیادی بازی کردم، اما این‌گونه مادری را بازی نکرده‌ام؛ مادری که از عشق وافرش به فرزندانش دچار توهم باشد و تمام سختی‌ها و نبودها و کاستی‌ها را می‌خواهد درست و خوب و طبیعی جلوه دهد و به جای اینکه نقص فرزندان را به آنان یادآوری کند سعی می‌کرد آن را مرتفع کند. معتمدآریا گفت: برای من این نقش بسیار خاص و استثنایی بود به خصوص اینکه در تمامی کارهایی که تاکنون انجام داده‌ام تلاش کردم نقش‌هایی بازی کنم که دیالوگ کمتری داشته باشد و حرکتش بیشتر باشد. اصولا دیالوگ‌نویسی در ایران خیلی سخت است و کمتر می‌توانیم دیالوگ‌هایی را پیدا کنیم که صحیح نوشته شده باشد. آقای بیضایی در نوشتن دیالوگ استثنایی بود، گاهی اوقات آقای الوند در برخی فیلم‌ها دیالوگ‌های خوبی می‌نویسند. این بازیگر اظهار داشت: این اولین بار بود که می‌دیدم هرچه نوشته شده فوق‌العاده است تا جایی که مجبور می‌شدیم بعضی بخش‌های آن را حذف یا کوتاه کنیم. وقتی زمان صداگذاری رفتم تا بخش‌هایی از کار را اصلاح کنم برای خودم جالب بود که چطور توانستم این حجم از دیالوگ را بگویم. تکرار آن برای خود من سخت بود و وقتی می‌دیدم این همه دیالوگ درست در این فیلم وجود دارد برایم دوست‌داشتنی بود. وی همچنین درباره سبک کارگردانی توکلی گفت: خوبی کار ما این بود که تکلیف آقای توکلی با کار خودش روشن بود. هرچه که به ایشان پیشنهاد می‌شد برای بهتر شدن ایده‌هایشان حتما استقبال می‌کردند و آنچه را منطبق بر کار و نگاهش نبود خیلی راحت و ساده کنار می‌گذاشتند. اصولا آقای توکلی کارگردانی است که تکلیف روشنی با خودش و کارش دارد و اگر کسی ایده‌ای بدهد که او را به کارش نزدیک کند از آن استقبال می‌کند.
با ۹۸ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیات
نظرات

 


پگاه آهنگرانی بازیگرجوان سینمای ایران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. به گزارش العربیه این بازیگر سینما سه روز است در بازداشت به سر می برد . بنا بر اخبار رسیده در این مدت پگاه آهنگرانی با خانواده خود تماسی نگرفته و از محل نگهداری او اطلاعی در دست نیست. هنوز در مورد اتهامات احتمالی این بازیگر خبری منتشرنشده است.پگاه آهنگرانی بازیگر وفرزند منیژه حکمت از کارگردانان ایرانی و جمشید آهنگرانی کارگردان فیلم های " جوانمرد " و " شبیخون " است. او در دوره انتخابات ریاست جمهوری دو سال پیش ایران در ستاد میرحسین موسوی نامزد معترض به انتخابات ریاست جمهوری فعال بوده است. پگاه آهنگرانی در روزهای پس از انتخابات احضار و مورد بازجویی قرار گرفته بود. پیش از این اعلام شده بود پگاه آهنگرانی قصد دارد جام جهانی فوتبال زنان را برای شبکه خبری دویچه وله آلمان پوشش دهد. آهنگرانی پیش از این جشنواره فیلم برلین را برای این شبکه پوشش داده بود.
با ۹۳ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیات
نظرات

 


مادر با رویی باز و صمیمی همراه دخترش به پیشواز مادران آمد. پس از پذیرایی و تشکر از ما ، مادر محمد از پسرش گفت ، از شخصیت پسندیده پسرش صحبت کرد از روحیه مهربان و دلسوزش ، از روحیه ورزشکاری او و با بغض جریان 25 بهمن 89 را این گونه توصیف کرد : محمد آن روز با من و خواهرش نهار خورد و بعد به خواهرش گفته بود ، این آخرین نهار من است. به او گفتم محمد جان بیرون نرو خطرناک است، گفت یک دور می زنیم و برمی گردم، بعد از دو ساعت که از منزل رفت دوستش تماس گرفت و گفت محمد بیمارستان است و حالش خوب نیست . خیلی ترسیدم چون بارها شده بود که محمد در ورزش زخمی شده بود و یا به بیمارستان می رفت حتی پانسمان می شد ولی هیچوقت دوستانش تماس نمی گرفتند ، دلهره تمام وجودم را گرفت و با سرعت خودم را به بیمارستان که نه غسالخانه امام خمینی رساندم گفتند که یک عمل بسیار ظریف 4 ساعته دارد باید چیزی را از سرش دربیاورند صورت محمد را دیدم تمام صورتش باندپیچی بود، روی پیشانیش یک سوراخ بود من شروع کردم به بوسیدنش و اینکه محمد جان مادر پیشت است و به او دلداری دادم که همه چی درست خواهد شد بعد از عمل جراحی او را به قسمتی دیگر بردند و جالب این است با اینکه عمل طولانی بود و حال محمد بد ولی او را از ساختمانی به ساختمان دیگر که فاصله اش کم هم نبود با برانکارد بردند در حالی که سر محمدم از گردن به بالا از روی برانکارد آویزان بود پاهایش سرد سرد بودند، کمی راه نرفته بودیم که دیدم لوله ی اکسیژنش قطع است معترض شدم ولی با عکس العملی بی تفاوت روبرو شدم . نمی دانید چه حالی داشتم .وقتی او را به آی سی یو بردند گفتند شما کاری نمی توانید بکنید بروید فردا صبح اگر به هوش بیاید خبر می کنیم . من تمام وقت فکر می کردم که او تصادف کرده. تا اینکه خودشان محمد را در یک تابوت که اجازه نمی دادند درش را باز کنیم آوردند دم خانه نفهمیدم که مراسم چگونه گذشت فقط خیلی شلوغ بود. هر لحظه که می گذرد درد م بیشتر می شود . اجازه نمی دهم کسی به لباسهایش دست بزند ، به هیچکدام از وسایلش ، هنوز لباسی که 25 بهمن درآورد تا لباس بیرون را بپوشد روی جا لباسی است و فقط روی آنرا کاور کشیده ام و مدام آنرا بو می کنم و گریه می کنم . خدا نصیب هیچ مادری نکند خیلی سخت است . چهلمش آقایان آمدند و گفتند که برای مراسم چهل چه کار می خواهید بکنید همسرم گفت ماشین گرفته ایم و همه کارها را آماده کرده ایم ، گفتند می خواهید ما کمک کنیم و ما مراسم را بگیرم ، همسرم گفت همه کارها را ما کرده ایم و وقتی مامور اطلاعات می خواست برود همسرم به او گفت : قاتلش چه شد؟ او گفت همانطور که قاتل آن دیگری را پیدا کردیم، قاتل محمد را هم پیدا میکنیم . ولی مگر این چیزها دیگر محمد را بر می گرداند. مادر دوباره شروع کرد به توضیح در مورد شخصیت بسیار دوست داشتنی و مهربان پسرش و اینکه سنگ مزار او را روی سنگ مزار دوستش روزبه کاهه که سه سال قبل در آپارتمانش در اثر گاز گرفتگی فوت کرده بود و محمد و دوستانش او را در حالی که کبود شده بود بیرون آوردند و اینکه این سه سال بر او خیلی سخت گذشته بود و هر هفته از شاهرود به تهران می آمد و با دوستانش سر مزار روزبه می رفتند. مادر محمد می گفت : محمد روزبه را خیلی دوست داشت و همیشه می گفت که اگر زنده بود بهترین دوستم بود و بعد هم به اتفاقاتی دل بست که فقط یاس و ناامیدی را برای او به ارمغان آوردند. اتفاقات بعد از انتخابات و ... چند روز قبل از شهادتش به من گفت به چشمانم نگاه کن من فکر کردم از من چیزی می خواهد ولی او فقط لحظاتی به من نگاه کرد. انگار چشمانش بی نور شده بود، انگار دیگر تحمل این همه زجر را نداشت. مادران برای اینکه کمی از بار غم مادر را کم کنند شروع کردند به شرح جنایاتی که در حق زندانیان اتفاق افتاده بودو با شکنجه به شهادت رسیده بودند پرداختند، بیان زجری که اسیران و خانواده آنان در راه پی گیری وضعیت آنان کشیدند. مادری از محسن گفت، مادری از جواد.... و مادر دیگری از مجروحین و مادری دیگر از مفقودین و اینکه همه ی شهیدان ، زندانیان ، مجروحان و مفقودان فرزندان ما هستند و اینان برای همیشه در قلب این ملت ماندنی شدند و هیچ گاه مردم قهرمانی ها و شجاعتشان را از یاد نمی برند.و بهر حال این خون ها پایمال نخواهد شد و مردم روزی طعم آزادی را خواهند چشید . تير به هيجده كه ميرسد طاقتم را لرزشي ميگيرد از هراس پاشنه هاي سربي وقتي لگد ميكردند قلم دستهايمان را مادران پارک لاله
با ۸۳ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


ین روزها که نظام به اصطلاح جمهوری و بازم به اصطلاح اسلامی با طرح برخورد با بدحجابی به خیابون ها ریختن و دارن مردم بدبخت رو با گشت های ارشاد سرکیسه و تلکه میکنن بازیگران این نظام به اصطلاح مقدس با لباس و ظاهری 100 برار بدتر از مردم توی خیابون برای خودشون جشن میگیرن.....
با ۸۲ امتیاز و ۹ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


کردستان در بیست و دومین سالروز ترور رهبر فقید حزب دموکرات کردستان - دکتر قاسملو- در اعتصاب به سر میبرد.
با ۷۹ امتیاز و ۱۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


پدرم عاشق دم پختک بود. دم پختک یک جور غذایی است زرد و بدمزه که با ترشی لیته نوش جان می کنند. پدرم هر وقت می خواست خودش را لوس کند به مادرمان می گفت : خانوم! برای ما یک دمپختک نمی پزی؟ مادرم هم می گفت : وای! ذله شدم از این خرده فرمایش های شماها! اسیری اوردین؟هر روز یکی ،یک هوسی میکنه! واقعیت این بود که هیچ کس به مامانم کاری نداشت. برای همین هم مامانم برای اینکه نقشش را مهم جلوه بدهد هر ازگاهی باید داد می زد تا ما یادمان بیاید که مادر داریم و از این بابت شکر گذار باشیم. بابام خودش می رفت تو آشپزخونه غذا می پخت. خیلی هم دست پنجول خوبی داشت . به گمانم این رو از عمه بلقیس به ارث برده بود. بابام راستش خیاطی اش هم خوب بود.یک روز دختر خاله ام از در اومد تو دید بابام داره سوزن نخ می کنه و خشتکش را می دوزه. یکهو زد تو صورتش و گفت : اوا، خاک به گورم هوشنگ خان! شما چرا؟ بابام سوزنش را مثل نیزه ی دن کیشوت گرفت تو هوا و عینکش را برداشت و گفت: پس خانم کی؟ لباس خودم جر خورده، خودم باید بدوزم. دختر خاله ام گفت ولی دوخت و دوز یک کار زنونه است !دوید که سوزن نخ را بگیرد اما بابام سوزن را مثل اسلحه گرفته بود و کوتاه نمی آمد . اگه بهش پا می دادی به اون بیچاره فوفوله دوزی هم یاد می داد. گفت ببخشید خانم، من ، هر کاری که یک زن بتونه انجام بده را می تونم انجام بدم… شاید هم بهتر! بعد یک کم به فکر رفت و گفت : به جز زایمان . آن هم به دلایل کاملا فیزیولوژیک ! بین خودمان بماند ، فکر کنم بابام از اینکه واژن نداشت همیشه یک جورایی شرمنده بود. خلاصه بابام همچین آدمی بود. منظورم اینه که دم پختک خیلی دوست داشت. اما مادرم سرجمع چهار بار هم براش دمپختک نپخت. برای اینکه ما از دمپختک های مامانم متنفر بودیم. شایدم مامانم بلد نبود درست دمپختک درست کند. بابام می گفت دمپختک باید پیاز داغش زیاد باشد ، بعد هم می گفت زیاد این که چی میخوری مهم نیست. چون هرچی خوردی را باید دیر یا زود دفع کنی. مهم اینه که آدم باشی. مهم اینه که هر شب که میخوابی به اندازه خوراکت کار کرده باشی وگرنه داری غذای یکی دیگه رو میخوری. کلا با مفت خوری موافق نبود. مامانم همیشه به بابام می گفت خاک به سرت کنن ! هوشنگ. این دخترها پس فردا خرج دانشگاه دارن، هزار کوفت و زهر مار می خوان… اما بابام شونه اش رو می انداخت بالا و می گفت: میگی چیکار کنم؟ از دیوار مردم برم بالا؟ مامانم ته نگاهش یک چیزی تو مایه های این بود که خوب برو بالا دیگه مرتیکه الدنگ! اما روش نمی شد بگه. نه اینکه بابام آدم بی خیالی باشه.. بابام آدم خوبی بود. از اون آدمهایی که این روزها بهشون میگن آدمهای بیخودی. از آدمی که غذای مورد علاقه اش دمپختک باشد چه انتظاری دارید. هیچ وقت به ما نگفت کجا میرین یا چرا و چجوری. البته بابام نگران آینده ما بود. برای همین یک بار اومد در اطاق رو زد و گفت: بچه جون! داری درس میخونی؟ بیشتر بخون. چون من پول ندارم خرج دانشگاه آزاد بدم. سعی کن دولتی قبول شی . برای خودت هم بهتره! خلاصه اینجور آدمی بود. با همه اینها بابام همیشه می خندید. از در که میومد با همه شوخی می کرد.. به نظر می اومد زیاد هم ناراحت نیست.. تا اون شب که من از مامانم خواسته بودم که از بابام بخواد که یک پول اضافه ای برای یک کار مدرسه به ما بده. نمی دونم مامانم چقدر اصرار کرد یا چطوری بابام رو چزوند. من هیچی نشنیدم. می دونم که همه چی تو آشپزخونه می گذشت و ما قرار نبود بشنویم. من اومدم رد بشم که دیدم پدرم با اون قد بلند دم در یخچال تا شد. انگار شکست. باورم نمی شد که این بابای منه که اینجوری زانو زده. بعد به گریه افتاد. گفت : ندارم، من یک کارمندم، ندارم، ندارم…من هم نمی خواستم چرخ اینجوری بچرخه … و هق هق زد. من تو زندگیم صحنه های گه زیادی دیدم. اما این گه ترین چیزیه که تا حالا دیدم. من تا اون موقع گریه ی یک مرد رو ندیده بودم. اونم گریه ی مردی که همیشه سعی می کرد بخنده. دویدم تو اطاقم و کیفم را برداشتم و از خونه زدم بیرون. رفتم نشستم تو یک باجه تلفن و تا صبح لرزیدم، مثل سگ. تا شده بودم تو کیوسک تلفن و گریه می کردم. صبح با چشمهای پف کرده برگشتم خونه. بابام و مامانم از نگرانی چشم هاشون داشت در می اومد. اما هیچ کی به من چیزی نگفت. و این آخرین دعوای مامان بابام سر پول بود. آره چی می گفتم؟ بابام دمپختک دوست داشت. ما رو هم دوست داشت. همون قدر که هر بابایی بچه هاش رو دوست داره.ما هم دوستش داشتیم. این روزها بابام پیر شده، دمپختک نمی خورد اما دود و غصه می خورد. دوست داشتم انقدر پول داشتم که می آوردمش اینجا و براش تا آخر عمرش هر روز دم پختک درست می کردم. حیف که پول ندارم. می خواهم دم یخچال خم شوم و گریه کنم و بگویم که ندارم…. ندارم…ندارم. اما دو تا مشکل دارم یک اینکه کسی را ندارم که نگاهم کند ، دو اینکه حتی یخچال به درد بخوری هم ندارم.
با ۷۷ امتیاز و ۷ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


وقتی میگیم هزار و چهارصد سال پیش اعراب با زور شمشیر مردم ما را مسلمان کردند ، بسیاری از اسلامگرایان عربده میکشن که خیر ! اینطور نیست ، مردم ایران خودشان با تصمیم خودشان اسلام را پذیرفتند . جالب است بعد از هزار و چهارصد سال ، هنوز سربازان اسلام سر کوچه و خیابان با اسلحه می ایستند ، و مردم را مجبور به " پذیرش اسلام زوری " میکنند . اگر مدعی هستید که مردم ایران مذهبی هستند ، پس دیگر این همه گشت ارشاد و بگیر و ببند چی هست؟-توضیحات نوشته کاربر با هوش در یک کامنت می باشد
با ۷۶ امتیاز و ۹ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


جمعی از مادران پارک لاله برای همدردی به دیدار مادر محمد مختاری شهید 25 بهمن 1389 رفتند مادر با رویی باز و صمیمی همراه دخترش به پیشواز مادران آمد. پس از پذیرایی و تشکر از ما ، مادر محمد از پسرش گفت ، از شخصیت پسندیده پسرش صحبت کرد از روحیه مهربان و دلسوزش ، از روحیه ورزشکاری او و با بغض جریان 25 بهمن 89 را این گونه توصیف کرد : محمد آن روز با من و خواهرش نهار خورد و بعد به خواهرش گفته بود ، این آخرین نهار من است. به او گفتم محمد جان بیرون نرو خطرناک است، گفت یک دور می زنیم و برمی گردم، بعد از دو ساعت که از منزل رفت دوستش تماس گرفت و گفت محمد بیمارستان است و حالش خوب نیست . خیلی ترسیدم چون بارها شده بود که محمد در ورزش زخمی شده بود و یا به بیمارستان می رفت حتی پانسمان می شد ولی هیچوقت دوستانش تماس نمی گرفتند ، دلهره تمام وجودم را گرفت و با سرعت خودم را به بیمارستان که نه غسالخانه امام خمینی رساندم گفتند که یک عمل بسیار ظریف 4 ساعته دارد باید چیزی را از سرش دربیاورند صورت محمد را دیدم تمام صورتش باندپیچی بود، روی پیشانیش یک سوراخ بود من شروع کردم به بوسیدنش و اینکه محمد جان مادر پیشت است و به او دلداری دادم که همه چی درست خواهد شد . بعد از عمل جراحی او را به قسمتی دیگر بردند و جالب این است با اینکه عمل طولانی بود و حال محمد بد ولی او را از ساختمانی به ساختمان دیگر که فاصله اش کم هم نبود با برانکارد بردند در حالی که سر محمدم از گردن به بالا از روی برانکارد آویزان بود پاهایش سرد سرد بودند، کمی راه نرفته بودیم که دیدم لوله ی اکسیژنش قطع است معترض شدم ولی با عکس العملی بی تفاوت روبرو شدم . نمی دانید چه حالی داشتم .وقتی او را به آی سی یو بردند گفتند شما کاری نمی توانید بکنید بروید فردا صبح اگر به هوش بیاید خبر می کنیم . من تمام وقت فکر می کردم که او تصادف کرده. تا اینکه خودشان محمد را در یک تابوت که اجازه نمی دادند درش را باز کنیم آوردند دم خانه نفهمیدم که مراسم چگونه گذشت فقط خیلی شلوغ بود. هر لحظه که می گذرد درد م بیشتر می شود . اجازه نمی دهم کسی به لباسهایش دست بزند ، به هیچکدام از وسایلش ، هنوز لباسی که 25 بهمن درآورد تا لباس بیرون را بپوشد روی جا لباسی است و فقط روی آنرا کاور کشیده ام و مدام آنرا بو می کنم و گریه می کنم . خدا نصیب هیچ مادری نکند خیلی سخت است .
با ۷۴ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


با وجود فشارهای گسترده رژیم به مردم کرد، اعتصاب عمومی کردها در بیست و دومین سالروز ترور ناجوانمردانه دکتر عبدالرحمن قاسملو رهبر شهید حزب دموکرات کردستان، با استقبال گسترده مناطق کردنشین ایران همراه شده است. با وجود اینکه رژیم از دیروز صبح با ارسال پارازیت های شدید روی خطوط ارتباطی حزب دموکرات مانند شبکه تلویزیونی تیشک، دفتر مرکزی حزب در فرانسه، خطوط تلفن و فاکس و سایتهای حزب، تقریبا ارتباط حزب را با داخل ایران از کار انداخته است اما خبرهای رسیده از شهرهای مهاباد، ارومیه، سقز، اشنویه، مریوان و... حاکی از تعطیلی مغازه ها و اماکن کسب و کار و خشونت بی سابقه رژیم در جهت بازگشایی این اماکن است. رژیم در اقدامی هماهنگ قفل مغازه ها را میشکند و میکوشد تا از این راه کاسبکاران را مجبور به حضور در مغازه ها کند.
با ۷۴ امتیاز و ۴ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


منابع مطلع روز چهارشنبه ۱۳ – ۷ – ۲۰۱۱ درگفتگو با العربیه نت به نقل از خانواده آهنگرانی گفتند که این بازیگر سینما سه روز است در بازداشت به سر می برد . بنا بر اخبار رسیده در این مدت پگاه آهنگرانی با خانواده خود تماسی نگرفته و از محل نگهداری او اطلاعی در دست نیست. هنوز در مورد اتهامات احتمالی این بازیگر خبری منتشرنشده است. وفرزند منیژه حکمت از کارگردانان ایرانی و جمشید آهنگرانی کارگردان فیلم های " جوانمرد " و " شبیخون " است.
با ۷۳ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


فاطمه معتمد آریا امروز در جمع خبرنگاران با اشاره به محدودیت‌هایی که در شش سال اخیر برای فعالیت او ایجاد شده، کار خود را فرهنگی و نه سیاسی دانست و با تاکید بر اینکه "در حرفه خودم دارای تفکر هستم و به اصولی که با آن تربیت شدم پایبند هستم"، افزود: از کودکی به من آموزش دادند به شرایطم معترض باشم. اگر قرار باشد از یک هنرمند اعتراضش را نسبت به شرایط حرفه ای خودش بگیرند که دیگر هنرمندی وجود ندارد. من برای خودم یک فکر دارم که برای این فکر احترام قائل هستم، که هنرمند تحت هیچ شرایطی قرار نیست فرمانبرداری بی هدف باشد.
با ۶۹ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیات
نظرات

 


مقصر تمام این حوادث خود مائیم. خود مائی که انسان بودن انسان زندانی برای ما در درجه معلوم نیست چندم اهمیت قرار دارد. اینکه می گویم معلوم نیست چندم، چون متاسفانه در درجه دوم هم نیست. وضعیت فعلی نشان از این دارد که اگر این دیدگاه غیر انسانی و تفرقه محور در بین فعالین سیاسی ایرانی ادامه یابد، سود برنده اصلی این بازی اقتدارگرایی حاکم بر جمهوری اسلامی است اخبار بد ناگهان می رسد. شب می خوابیم و صبح بلند می شویم و خبر است که بر سرمان آوار می شود. فلانی در زندان بر اثر اعتصاب غذا مرد. دیگری در زندان بر اثر ضرب و شتم ماموران امنیتی جان سپرد. آن یکی در زندان بر اثر فشار عصبی خودکشی کرد و به دلیل عدم رسیدگی به موقع جان خود را از دست داد. راستی واکنش ما نسبت به این وقایع چگونه است؟
با ۶۸ امتیاز و ۵ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


فاطمه معتمد آریا امروز در جمع خبرنگاران با اشاره به محدودیت‌هایی که در شش سال اخیر برای فعالیت او ایجاد شده، کار خود را فرهنگی و نه سیاسی دانست و با تاکید بر اینکه "در حرفه خودم دارای تفکر هستم و به اصولی که با آن تربیت شدم پایبند هستم"، افزود: از کودکی به من آموزش دادند به شرایطم معترض باشم. اگر قرار باشد از یک هنرمند اعتراضش را نسبت به شرایط حرفه ای خودش بگیرند که دیگر هنرمندی.....
با ۶۷ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


براستی تاکنون هرگز از خود پرسیده ایم که پول ایران از چه زمانی به این فلاکت و بی ارزش افتاد ؟ یا پرسیده ایم که عوامل تعیین کننده ارزش واحد پول ملی یک کشور چیست ؟ عواملی نظیر : - پشتوانه - امنیت سرمایه گزاری - سلامت اقتصادی حاکمان - اقتصاد پویا و اقتصاد دانان غیر تقلبی - شفافیت سیاسی و اقتصادی - حسابرسی از تمام ارکان حاکمیت و پاسخگو بودن آنها - برنامه ریزی و و و .... پول ایران کدام یک از این عوامل را داراست ؟ در واقع آنچه ارزش پول ملی ایران را پایین آورده است ، نظام جمهوری اسلامی است که با بیکفایتی روزافزون هر روز مملکت را بیشتر در گنداب فلاکت و فقر و فساد و تباهی فرو می برد ! بهتر است آقایان به فکر حذف کردن خودشان باشند ، بدین ترتیب سریعتر و بهتر به نتیجه می رسیم
با ۶۵ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


هرانا -دستگاه قضایی کشور در پی اعتراض شهروندان آذربایجان به سکوت و بی‌عملی در مقابل فاجعه زیست محیطی در استان آذربایجان غربی (خشک شدن دریاچه ارومیه) اقدام به محاکمه ۲۰ تن از شهروندان و فعالان مدنی کرد...ادامه
با ۶۴ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


نظام ولایی به تولییت آیت الله علی خامنه ای مدتی است که از رسیدگی به حال زندانیان سیاسی در بند خودداری می کند.نمونه دردناک آن مرگ مرحوم رضا هدی صابر فعال سیاسی-اجتماعی در اثر عدم رسیدگی به وضعیت بیماری وی در زندان و ممانعت زندانبانان از رساندن وی به مراکز درمانی و نیز کتک کاری وی در شرایط بیماری بوده است.هم اکنون نیز جان مریم مجد عکاس ورزشی در اوین در خطر است وی از ناراحتی کلیه رنج میبرد و اجازه مداوا به وی یا ملاقات اعضای خانواده با وی را نداده اند. به گزارش جرس": مریم مجد عکاس ورزشی در شرایط جسمی نامناسب در بند ۲۰۹ اوین بسر می برد. به گزارش کلمه، منابع خبری نزدیک به وی اعلام کردند این عکاس روز گذشته در تماسی که با خانواده خود داشت گفت از درد شدید کلیه رنج می‌برد و از جمعه گذشته نتوانسته غذا بخورد. وی به بیماری‌های قلب و کلیه مبتلا ست و مدتی پیش از بازداشتش در بیمارستان بستری شده بود. مریم مجد، عکاس – خبرنگار تخصصی ورزش زنان است که سابقه همکاری با مجله زنان، خبرگزاری ایسنا و روزنامه ورزشی تماشا دارد. وی قرار بود روز ٢٧ خرداد به آلمان برای پوشش خبری رقابت های جام جهانی زنان سفر کند که نرفتن وی شبهاتی را ایجاد کرد و در نهایت اعلام شد وی در بازداشت بسر می برد. " عیسی سحرخیز طی نامه ای به نماینده ویژه حقوق بشر سازمان مللچنین نوشته است:" مرگ خاموش ما را تدارک دیده اند؛ عامدانه می خواهند نابودمان کنند
با ۶۳ امتیاز و ۱۸ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


مديركل آموزش و پرورش استان بوشهر گفت: طرح نهادينه كردن پوشش اسلامي با محوريت چادر از اول مهرماه سال تحصيلي جديد در 39 مدرسه خاص راهنمايي و دبيرستان اين استان اجرائي مي شود. به گزارش "پایگاه اطلاع رسانی بُنا"؛ محمد حاجي زاده سه شنبه در شوراي آموزش و پرورش استان بوشهر افزود: اين طرح در مدارس خاص نمونه، شاهد و تيزهوشان استان بوشهر با همكاري 500 همكار فرهنگي براي 7600 نفر از دانش آموزان اجرا مي شود. وي با بيان اينكه اين طرح به مرور در همه مدارس استان بوشهر اجرايي خواهد شد اضافه كرد: ثبت نام دانش آموزان براي سال تحصيلي جديد از اول تيرماه آغاز مي شود و با ابلاغ منشور اخلاقي به مدارس اولياء دانش آموزان مي بايست نسبت به امضاي يك فرم تعهد نامه اقدام كنند در غير اين صورت از ثبت نام ممانعت به عمل مي آيد.
با ۶۰ امتیاز و ۶ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


جنبش ما الگوی بهار عربی شد بعد ما فروکشیدیم و از جنبش اعراب درس نگرفتیم حالا مثل همیشه که به گذشته تاریخیمان مثل تخت جمشید میبالیم نشستیم زیر سایه دیکتاتور کری برای خودمان می خوانیم که ما الگوی بهار عرب شدیم .عجب رسمی داریم ما.! سه شب ببینیم چه میکنیم برای زندانیان سیاسی،پنجشنبه،جمعه،شنبه.روز یک شنبه هم همه سبز بپوشیم و مچ بند داشته باشیم.
با ۶۰ امتیاز و ۱۴ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


جرس: مراسم چهلم مهندس عزت الله سحابی و هاله سحابی فردا پنج‌شنبه برگزار می شود. به گزارش رسیده به جرس، درپی ممانعت نهادهای امنیتی از برگزاری آیین چهلم سحابی ها در مکان عمومی، این مراسم در منزل مرحوم سحابی در لواسان برگزار خواهد شد. نهادهای حکومتی اجازه برگزاری مراسم چهلم را در مکان عمومی (مسجد، حسینیه، و سالن های سخنرانی) نداده اند؛ به این ترتیب، مراسم یادبود مهندس سحابی و هاله سحابی ساعت 19 (7 عصر) روز پنج شنبه 23 تیرماه 1390 در منزل مهندس سحابی واقع در لواسان (بلوار امام خمینی، بعد از میدان امام خمینی، خیایان پیام، خیابان صحرای ناران، کوچه گلستان، پلاک 10) برگزار خواهد شد. قابل اشاره است که نهادهای امنیتی و حکومتی از برگزاری مراسم ختم و هفت مهندس سحابی و دختر ایشان نیز جلوگیری کرده بودند. ضمن اینکه آیین تشییع و تدفین زنده یاد سحابی در فضایی امنیتی و با دخالت توهین آمیز و آکنده از تهدید گروه های فشار و نیروهای امنیتی برگزار شد. و درنهایت در مراسم مزبور، مرحومه هاله سحابی به شکلی غیرمترقبه و دردناک به شهادت رسید.
با ۵۹ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


فریاد اعتراض به مرگ در سکوت زندانیان سیاسی ، با مرگ بر دیکتاتور ساعت 10 شب با اعتراض به وضعیت زندانیان سیاسی ، و مرگ در سکوت تدارک دیده شده آنها ، در سه شب مانده به نیمه شعبان ، در ساعت 10 شب ، به بامها میرویم ، و فریاد اعتراضمان را بگوش دیکتاتور میرسانیم الله اکبر ، مرگ بر دیکتاتور .
با ۵۸ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


جرس-خانواده رامین آقا زاده قهرمانی چهارمین قربانی کهریزک، پس از دو سال سکوت، از پیگیریِ قضاییِ پرونده جان باختنِ این جوانِ ۳۰ ساله خبر می دهند. رضا آقازاده قهرمانی برادر رامین آقازاده قهرمانی در گفتگویی با جرس، از خواست خانواده‌اش (همچون دیگر خانواده های شهدای کهریزک) برای محاکمه آمران پرونده کهریزک سخن می گوید. او تاکید می کند: محاکمه ی آمران پرونده ی کهریزک شاید منجر به کم شدنِ تنها بخشی از رنجِ دو ساله ی این خانواده ها و درس عبرتی برای عدم تکرار این فاجعه در کشور شود.
با ۵۸ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


بازخوانی سخنان مهندس میرحسین موسوی:همین فیلم هایی که با تلفن همراه از تظاهرات گرفته می شه،همین نماهنگ ها؛موسیقی هاُگسترش شبکه های اجتماعی و سایت ها بسیار موثر و مفیده...اینها مانند یک ارتش واقعی عمل میکند....یک ابتکاره که به نام ایرانیان در کتب تاریخ،و درسی ثبت خواهد شد.
با ۵۷ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


در دومین سالگرد فجایع کهریزک، خانواده های جان باختگان این بازداشتگاه غیرقانونی در مصاحبه با روز اعلام کردند همچنان در انتظار محاکمه آمران فاجعه کهریزک به سر می برند. خانواده های محمد کامرانی و امیر جوادی فر به "روز" گفتند که پس از اعتراض محکومان پرونده دادسرای نظامی به حکم صادره، از سرنوشت این حکم بی خبر هستند و از سوی دیگر همچنان پی گیر و در انتظار محاکمه قضاتی هستند که دستور انتقال معترضان بازداشت شده به کهریزک را صادر کرده بودند. سعید مرتضوی، حسن حداد و علی اکبر حیدری فر سه قاضی ای هستند که خانواده های جان باختگان بازداشتگاه کهریزک خواستار محاکمه آنها شده اند. در شهریور ماه سال گذشته محسنی اژه ای، دادستان کل کشور اعلام کرده بود سه مقام قضایی در ارتباط با پرونده کهریزک از سمت خود تعلیق شده‌اند. هرچند او نامی از این سه قاضی نبرد اما جعفری دولت آبادی اعلام کرد که یکی از این قضات سعید مرتضوی است. به گفته دادستان کل کشور، مرتضوی از سمت قضایی خود به عنوان معاون دادستان‌کل معلق شده، اما همچنان به عنوان مشاور محمود احمدی‌نژاد و رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز فعالیت می‌کند. 18 تیر ماه 88 معترضان به انتخابات مخدوش 22 خرداد پس از دستگیری به بازداشتگاهی منتقل شدند که در جریان پاکسازی منطقه خاک سفید تهران پارس ساخته شده و از سوی نیروی انتظامی در جریان طرح امنیت و برخورد با کسانی که از نظر پلیس اراذل و اوباش نامیده می شدند، مورد استفاده قرار می گرفت. معترضانی که به این بازداشتگاه منتقل شده بودند به شدت تحت شکنجه و ضرب و شتم قرار گرفتند و برخی گزارش ها از تجاوز به برخی زندانیان این بازداشتگاه نیز حکایت دارد. پس از کشته شدن برخی از بازداشت شدگان و ازادی برخی دیگر از کسانی که در این بازداشتگاه بودند قضیه کهریزک علنی شد. بعد از آن بود که آزادشدگان به بیان وقایعی پرداختند که بر آنها در این زندان غیرقانونی گذشته بود.کشته شدن فرزند مشاور محسن رضایی در همین بازداشتگاه باعث شد مساله تا سطح مقامات عالی رتبه نظام نیز کشیده شود. مجلس شورای اسلامی کمیته ای ویژه تشکیل داد و دادستان وقت تهران را مقصر اصلی فاجعه کهریزک معرفی کرد، دادسرای نظامی هم به محاکمه سربازان و افسرانی پرداخت که در کهریزک مشغول خدمت بودند، اما با گذشت دو سال هیچ یک از عاملان و امران اصلی این بازداشتگاه محاکمه و مجازات نشده اند. جمهوری اسلامی تاکنون مرگ سه تن از قربانیان این بازداشتگاه یعنی محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیر جوادی فر را رسما پذیرفته اما هیچ توضیحی درباره رامین آقازاده قهرمانی و عباس نجاتی کارگر که بعد از آزادی از این بازداشتگاه و به دلیل شکنجه های صورت گرفته در آن، جان باختند، داده نشده است. همچنان پی گیر محاکمه هستیم محمد کامرانی، جوان 18 ساله ای بود که در جریان اعتراضات 18 تیر سال گذشته بازداشت و در حالیکه خود را برای کنکور پزشکی آماده میکرد به دلیل شکنجه و جراحات شدید، در بیمارستان مهر جان باخت. کمیته ویژه مجلس شورای اسلامی در گزارشی درباره کهریزک در خصوص نحوه جان باختن محمد کامرانی نوشت: "مرحوم محمد کامرانی پس از دستگیری بدون بازجویی به زندان کهریزک منتقل می شود و در آنجا نیز همچون سایر زندانیان مورد ضرب و شتم و تحقیر قرار می گیرد. وی تحمل صدمات وارده را نداشته و پس از بازگشت به زندان اوین به بیمارستان لقمان منتقل می شود و در بیمارستان نیز رسیدگی لازم صورت نمی گیرد. وضعیت بحرانی نامبرده پس از ۳۰ ساعت از انتقال به بیمارستان به خانواده وی اطلاع داده می شود. آنها همان شب فرزند خود را به بیمارستان مهر منتقل نموده، اما انتقال ایشان ثمره ای نداشته و وی در بیمارستان مهر جان خود را از دست می دهد". علی کامرانی، پدر محمد کامرانی پیش از این به "روز" گفته بود که در جریان محاکمه عاملان فاجعه کهریزک در دادسرای نظامی فهمیده بودند که چه فجایعی رخ داده: "زمانی که از زبان بچه ها و سایر کسانی که شاکی بودند و در دادگاه می گفتند چه بلاهایی سرشان آورده اند می شنیدیم تازه فهمیدیم که چه جنایت هایی شده و انگار تازه از خواب بیدار شدیم. خدا ازشان نگذرد. امیدوارم زنده باشم و مجازات تمام کسانی را که در این جنایت ها دست داشتند و آمر بودند ببینم". او اکنون در مصاحبه با "روز" و در پاسخ به این سئوال که بعد از دو سال هنوز امران فاجعه کهریزک محاکمه وتحت تعقیب قرار نگرفته اند می گوید: ما موظف هستیم پی گیری کنیم و تا جایی که بتوانیم پی گیری خواهیم کرد. ما از ابتدا خواهان معرفی و محاکمه امران بودیم و سال گذشته که از آنها سلب مسئولیت قضایی شد به محاکمه آنها امیدوار شدیم. الان هم همچنان پی گیری میکنیم و انشا الله دعای خیر مردم و یاری خدای منان اجازه نخواهد داد خون بچه های ما پایمال شود. شما هم دعا کنید این مساله به سرانجام برسد. آقای کامرانی می افزاید: دو سال است که پی گیر هستیم؛ همین پی گیریها باعث شد قضات متهم پرونده تعلیق شوند و باز هم پی گیری خواهیم کرد. دادسرای نظامی تهران پیش از این 11 متهم پرونده کهریزک را محاکمه و در حکم صادرهدو متهم این پرونده را به اعدام و 9 متهم دیگررا به حبس، شلاق، انفصال از خدمت و پرداخت دیه محکوم کرد. این دادسرای نظامی، سردار رجب زاده، فرمانده نیروی انتظامی تهران در سال 88 را امااز اتهامات وارده تبرئه کرد. خانواده های قربانیان کهریزک از قصاص نفس دو متهم پرونده گذشت کردند و اکنون پدر محمد کامرانی اشاره می کند که اینک آنها منتظرند پرونده نهایی شده و حکم زندان، انفصال از خدمت و جریمه این محکومان اجرا شود. آقای کامرانی پیش از این به "روز" گفته بود : "من شخصا اداره کنندگان امور کشور را مسئول می دانم و کسانی که چنین شرایطی را ایجاد کردند. بر اساس گفته های متهمان در دادگاه، این نابسامانی ها به قوه قضائیه و مسئولین وقت قوه قضائیه برمیگردد و امیدوارم دادگاه آنها برگزار شود و این رااز مسئولین نظام هم که در راس امور هستند میخواهم. ایشان به من قول داده اند که حتما آمران به مجازات خواهند رسید. توقع به جای ما از مسئولان نظام این است که با توجه به اظهارات متهمان، حداقل برای اصلاح رویه و تکرار نشدن جرم و مستندات و ادله، حداقل برای اصلاح رویه و تکرار نشدن این جرم و جنایات، اقدام کنند و دادخواهی ما را انجام دهند شاید درصدی روح و روان ما را التیام بخشند. چرا باید چنین مکانی دایر شود؟ چه کسی باید جوابگوی چراهای ما باشد؟ بچه های ما را ناجوانمردانه به شهادت رساندند؛ چه کسی باید به داد ما برسد؟ خدای بزرگ باید به فریاد ما برسد و آمران و عاملان را به سزای اعمالشان برساند". پدر محمد کامرانی اکنون و بعد از گذشت دوسال از جان باختن فرزندش از مردمی که خانواده اوو سایر قربانیان را تنها نگذاشتند تشکر می کند و می گوید: در طول دو سال گذشته نهایت محبت و همدلی و همراهی را مردم با ما داشتند و این همراهی و همدلی ها به ما قوت قلب بخشید از خدا میخواهم، من که کسی نیستم و قدرتی ندارم، روزی بتوانم کاری کنم و پاسخ این همه محبت را بدهم و از طرفی نگذارم خون عزیزان ما پایمال شود. او می گوید که برای دومین سالگرد جان باختن فرزندش روز پنج شنبه مراسمی برگزار خواهند کرد. آمران با کدام قرار تامینی آزاد هستند؟ "من برای یک اعتراض مدنی بیرون رفتم نه سلاح داشتم نه دشنام دادم فقط در سکوت ایستاده بودم. کاری نکردم که از چیزی بترسم، می روم و برمیگردم". این آخرین جملات یکی از قربانیان بازداشتگاه کهریزک است که روز 18 تیر، ضرب و شتم شدیدنیروهای بسیجی، پس از بازداشت، او راروانه بیمارستان کرد؛ اما او و خانواده اش به احترام قانون و با گمان صدور قرار وثیقه و کفالت از سوی قاضی به دلیل وضعیت نامساعد جسمانی او، به پلیس پیشگیری تهران مراجعه کردند و برخلاف تصورشان حتی فرصت خداحافظی از هم را نیز نیافتند. امیر جوادی فر ۲۵ ساله و دانشجوی رشته مدیریت دانشگاه آزاد قزوین دیگر قربانی بازداشتگاه کهریزک بود. کمیته ویژه مجلس شورای اسلامی در گزارش خود درباره جان باختن امیر جوادی فر نوشته است: "ایشان در زمان دستگیری مورد ضرب و شتم قرار گرفته و قبل از انتقال به کهریزک مداوا گردیده ولی با این حال نامبرده از لحاظ جسمی ضعیف شده بود و توان مقاومت در برابر صدمات جسمی و روحی بازداشتگاه کهریزک را نداشته است و در چهار روز حضور در کهریزک یک بار به پزشک وظیفه زندان مراجعه کرده که مداوای خاصی نسبت به ایشان انجام نمی پذیرد. به هر حال ایشان با حالت وخیم سوار اتوبوس می شود و در همان آغاز حرکت اتوبوس ها نامبرده وضعیت بحرانی پیدا نموده و در بیرون از اتوبوس جان می دهد". علی جوادی فر، پدر امیر، روز خاکسپاری فرزندش به روز گفته بود که او فرزندش را به دست قانون سپرد اما جنازه او را تحویل گرفت در حالیکه چند جای بدن فرزندش شکسته بود و.... خانواده آقای جوادی فر همچون خانواده آقای کامرانی بارها اعلام کرده اند که خواهان محاکمه علنی آمران فاجعه کهریزک هستند.اکنون در دومین سالگرد جان باختن امیر، برادر او به "روز" می گوید که در پاسخ به پی گیری های خانواده های قربانیان و وکلای آنها درباره محاکمه آمران پرونده کهریزک، تنها پاسخی که داده می شود این است که "پرونده در مرحله تحقیقات است". بابک جوادی فر توضیح میدهد: مرداد سال گذشته حکم تعلیق و سلب مصونیت قضایی قضاتی که متهم پرونده هستند صادر شد. بعد از آن وکلای ما و خانواده ها پی گیری که می کنند می گویند پرونده در مرحله تحقیقات است و تا این لحظه قرار مجرمیت برای دادستان تهران و دو قاضی دیگر صادر نشده و همچنان مرحله تحقیقات مقدماتی است. ما خانواده ها هم نمیدانیم این سه نفر با چه قرار تامینی ای آزاد هستند چون اتهاماتی متوجه آنها است که هم در گزارش مجلس شورای اسلامی آمده بود و هم در گزارش سازمان قضایی نیروهای مسلح و با توجه به این اتهامات، نمی دانیم آنها با چه قراری آزاد هستند. به آقای جوادی فر می گویم چند روز پیش عکس قاضی مرتضوی در کنار محمود احمدی نژاد منتشر شد و او همچنان سمتی دولتی داردو در کنار رئیس دولت است. او می گوید: مرتضوی رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و نماینده رئیس جمهور در این ستاد است؛نمی دانم از نظر قانونی با توجه به اتهاماتی که او دارد آیا می تواند مسئولیت دولتی داشته باشد یا نه. ما انتظار داشتیم حداقل با توجه به گزارش مجلس و شواهدی که وجود دارد و منجر به سلب مصونیت قضایی او شده، او در این پست و مقام نباشد. بابک جوادی فر تصریح میکند: ما طبق قانون رفتار کردیم امیر را تحویل دادیم و انتظار داشتیم و داریم که در چارچوب قانون با آمران برخورد شود و آنها محاکمه شوند. انتظار ما این است که در یک دادگاه علنی به اتهامات آمران رسیدگی شود و زوایای تاریک پرونده برای همه روشن شود. برادر امیر جوادی فر سپس درباره سرانجام حکم صادره از سوی دادگاه نظامی برای عاملان پرونده کهریزک می گوید: در این مورد اطلاع دقیقی هنوز نداریم؛ پس از گذشت ما از قصاص نفس، پرونده به دیوان عالی کشور رفته بود و نمیدانیم حکم نهایی برای متهمان انتظامی صادر شده یا خیر. او پیشتر به "روز" گفته بود: "اعلام کرده اند که همزمان با ضرب و شتم، شرایط نگهداری هم در شهادت بچه ها دخیل بوده است پس باید به این پرداخته شود که چرا بازداشتگاهی وجود داشته که زیر نظرسازمان زندان ها نبوده و بگویند بودجه این بازداشتگاه، توسط کدام نهاد تامین می شده است و اگر غذایی به بچه ها می دادند از کجا تامین می شد؟ آیا مقامات بالاتر خبر داشتند؟ چرا بازداشت شدگان بعد از انتخابات به این بازداشتگاه منتقل شدند؟ همه این مسائل باید در دادگاه انتظامی قضات بررسی شود و ما بی صبرانه منتظر برگزاری این دادگاه هستیم. مساله اساسی این است که اگر دستور قضایی وجود نداشت که بچه ها را به کهریزک منتقل کنند، عملا سایر اتفاقات نمی افتاد و اگر این بچه ها به اوین یا بازداشتگاه دیگری که زیر نظر سازمان زندان ها اداره می شد منتقل می شدند این اتفاقات نمی افتاد. لذا باید هر چه زودتر دادگاه قضات برگزار شود". پنج شنبه؛ مراسم دومین سالگرد سه قربانی کهریزک بابک جوادی فر اکنون و در آستانه دومین سالگرد جان باختن برادرش می گوید: "از مردم تشکرمیکنم که در این دو سال در کنار ما بودند و هرجا که رفتیم و هر جا ما را شناختند اظهار محبت کردند. مردم هم پی گیر این پرونده هستند و انتظار ما از مسولان این است که این پرونده ملی به نتیجه برسد و همچنان که می گویند نظام در برابر خطا گذشت نمیکند و هر مسئولی در هر رده ای خطایی کند باید پاسخگو باشد لذا در این پرونده نیز چنین عمل کند. " از بابک می پرسم امسال مراسم امیر را چگونه برگزار خواهید کرد ؟او می گوید: طبق هر سال در منزلمان مراسم داریم اما علاوه بر آن هر سه خانواده یعنی خانواده ما و خانواده های روح الامینی و کامرانی روز پنج شنبه ساعت 6 در مسجد نور تهران مراسم خواهیم داشت. در پرونده قضات هیچ اقدامی نشده محسن روح الامینی، فرزند مشاور محسن رضایی، دیگر قربانی بازداشتگاه کهریزک است که خانواده اش خواهان محاکمه سعید مرتضوی و قضات متهم در پرونده کهریزک هستند. کمیته ویژه مجلس شورای اسلامی درباره جان باختن آقای روح الامینی نوشته :"مرحوم روح الامینی در مسیر انتقال از کهریزک به اوین وضعیت وخیمی داشته که هر چه بازداشت شدگان به مأموران محافظ در این خصوص متذکر شده اند، آنان بدون توجه از این مسئله گذشتند. انتقال از کهریزک به اوین با اتوبوس های نامناسب و با ازدحام بسیار زندانیان، آن هم در اوج گرما در ساعت 10 صبح تا 2 بعدازظهر انجام شد و در اوین نیز علیرغم وخیم بودن وضعیت مرحوم روح الامینی از ساعت 14الی 17 در نوبت قرنطینه بوده و در ساعت 17 پزشک وی را جهت مداوا به بیمارستان اعزام نمود". عبدالحسین روح الامینی، پدر محسن روح الامینی بارها در مصاحبه با نشریات مثلث و خراسان اعلام کرده: درباره بخشی از پرونده کهریزک که مربوط به دادستان سابق تهران و معاون او به عنوان قضات دستور دهنده اعزام بازداشت شدگان به کهریزک بوده، اقدامی انجام نشده است. او هم خواهان محاکمه آمران فاجعه کهریزک شده و از اینکه سعید مرتضوی در دولت سمتی دارد ابراز تاسف کرده و گفته : انتظار داشتم دولت به احترام خون کشته شدگان جنایت کهریزک از دادن پست به مرتضوی خودداری می‌کرد. آقای روح الامینی از "آقای مرتضوی و معاون ایشان و همچنین دادیاری که احکام آن‏ها را به دستور دادستان سابق تهران نوشته بود" به عنوان آمران فاجعه کهریزک نام برده و گفته: "چندین ماه است که درخواست تعلیق ایشان در دادسرای انتظامی قضات و کیفر خواستش صادر شده تا محاکمه آنها انجام شود، اما متاسفانه بنا به دلایلی که برای ما معلوم نیست، متوقف مانده است". مادر محسن روح الامینی هم درباره حکم دادگاه نظامی تهران که دو نفر از عاملان کهریزک را به اعدام و 9 نفر را نیز به زندان، شلاق، انفصال از خدمت و پرداخت دیه محکوم کرده است به هفته نامه مثلث گفته بود: "افرادی که در این قضیه مقصر بودند، به دو دسته آمر و مباشر تقسیم می‏شدند. آنچه تا به حال مورد رسیدگی واقع شده است، در پایین‏ترین سطح قرار دارد. یعنی افراد اجرایی و کسانی که با ضرب و شتم و بی تدبیری منجر به این جنایت شدند، مورد محاکمه قرار گرفتند و امیدواریم از این سطح فراتر برود و تا رده‏های آمر که مسبب اصلی فاجعه کهریزک بودند، پای میز محاکمه بیایند. چون این‏ها با وجود آنکه از فضای آنجا اطلاع داشتند و می‏دانستند چه اتفاقاتی در آنجا رخ داده است، دستور انتقال جوانان را به کهریزک صادر کردند. با توجه به اینکه حکم مربوط به محدوده‏ای است که اتفاق در آنجا روی داده و فقط اجرا کنندگان را در سطح رئیس، افسر نگهبان و … شامل می‏شود نه فراتر از آن، امیدواریم آمران قضیه نیز مانند مباشران مورد محاکمه قرار گیرند".
با ۵۳ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به unsubscribe@balatarin.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به subscribe@balatarin.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته