-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ تیر ۱۷, جمعه

Best of Balatarin for 07/08/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.




من مدل نیستم. من مانکن نیستم. فاحشه و تحریک کننده هم نیستم. من فقط گرمم است… برادر می‌فهمی؟ گرمم است. من فقط گرمم است برادر! امروز کم مانده بود از گرمای وسط ظهر، که داشتم برای خودم، مردم، برای دولت، برای کشور عزیزمان، از یک محل کار به یک محل کار دیگر می‌رفتم، کم مانده بود از گرمای وسط ظهرش گریه کنم. می دانم این تازه اول گرماست… وای …به خرما پزان تابستان و تموز… گرمم …بود و به خودم که نگاه می‌کردم دلم به هم می‌خورد. می‌خواستم مقنعه و مانتو مشکی بلندم را در بیاورم. فقط گرمم بود همین. من مدل نیستم. من مانکن نیستم. فاحشه و تحریک کننده هم نیستم. من فقط گرمم است… برادر می‌فهمی؟ گرمم است. می‌خواهم این گرما را توی صورتت بالا بیاورم. می‌خواهم این مقنعه را که با سیلی نگاهت و لحن کثبفت گفتی "بکش جلو " دور گردنت بیندازم و بگویم یک روز تمام این را سرت کن، بعد با همان خفه‌ات کنم. همین. خفه‌ات کنم؛ می‌دانی چرا؟ برای اینکه آنقدر به من گفتی من کثیف و پلیدم، من عامل فسادم، من چنین و چنانم که اصلا خودم را دوست ندارم… من انگار احساس می‌کنم باید خیلی قشنگ و عروسک باشم. من باید دل هر مردی را از دور ببرم. من باید بوی تحریک آمیز، راه رفتن و حرف زدن پر عشوه داشته باشم. من باید دماغم را عمل کنم. فکٌم را هم، چون اندکی به قشنگی آن عروسکی که تو می‌گویی نیست. من باید هیکل جنیفر لوپز را داشته باشم ولی برایش ورزش نکنم. چون بد است. دختر که نمی‌دود. دختر که کوه نمی‌رود. دختر که دوچرخه سواری… . پس رژیم می‌گیرم. چاره ندارم. رژیم طولانی و سخت. رژیم بیماری. رژیم اعتماد به نفس… پس خودم را از خوردن هم محروم می‌کنم. مثل همه‌ی لذتهای دیگری که ندارم. باید خوشگل به نظر برسم. همین. زن در نظر من، در نظر جامعه من، در نظر مردان من، در نظر زنان من یعنی همین. من اصلا خودم را دوست ندارم چون من می خواهم کار کنم. موقع کار کردن نمی‌رسم و نمی‌توانم آرایش کنم یا حتی موهایم را شانه کنم. من وقتی وقتم را به درس و کار و تحقیق می‌گذرانم نمی‌توانم روی لحن صدایم کار کنم. نمی‌توانم ناخنهایم را دائم پدیکور کنم. نمی‌رسم همیشه دلبر باشم. من میان یک پارادوکس عمیق، بین آینه و تصوُر، گیر کرده‌ام. دست و پا می‌زنم. ولی من باید زیبا به نظر برسم برادر. و تو تا کی می‌خواهی نان هیزی‌ات را بخوری؟ تا کی می‌خواهی توی چشم من و مادرم، یا به پاهای خواهرت نگاه کنی و شب هم با دخترت سر سفره بنشینی و نان همین هیزی‌ها را در گلویش فرو کنی.
با ۱۵۷ امتیاز و ۵۶ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


دختر جلو نشسته بود و برادر عقب. برادر با حجب و حیای برادر وارش سرش رو جلو کشید و به دختر گفت : خواهر موهاتون از پشت روسری افتاده بیرون. گفتم شاید خبر نداشته باشین. دختر برگشت یکم نگاش کرد و با حالت اشمئزاز گفت: چرا برادر خبر دارم. اگر می دونی حالت بد می شه برو خودتو به دکتر نشون بده. مرد یهو حجب برادروارش رو کنار گذاشت و با خشم گفت: عجب پر رو و وقیحی. بهت گفتم موهاتو بکن تو. دختر با نفرت برگشت و بهش توپید: برادر، سی سال پدر و مادرامون پر روگی نکردنو احترام تو و امثال تو رو داشتن رو فرق سرمون نشستید و ریدید به مملکت. ولی ما مثل اونا نیستیم. پس خفه شو و بشین سرجات وگرنه بیشتر فحشت می دم. برادره دیگه هیچی نگفت ولی همینطور زیر لب غر می زد.. :)
با ۱۲۹ امتیاز و ۱۳ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


حسین رونقی ملکی وبلاگ‌نویس ۲۵ ساله‌ای که باید ۱۵ سال در زندان بماند، در حالی که یک کلیه‌ش را از دست داده و کلیه دیگرش نیز ۸۰ درصد فعال است و سنگی هم در کیسه صفرا دارد، از مرخصی و تماس تلفنی محروم است. خیلی‌ها هنوز هم او را با نام "بابک خرمدین" می شناسند. برای بعضی دیگر هم او همان "ایران پروکسی" است که گفته می‌شود فعال‌ترین گروه در زمینه ساخت نرم‌افزارهای فیلترشکن بود. اما نام واقعی‌اش حسین رونقی ملکی است، وبلاگ‌نویس ۲۵ ساله‌ای که تخصصش در فیلتر شکنی و عبور از فیلترهای گوناگون بود. هرچند در دنیای امروز این کار یعنی قد علم کردن مقابل سانسور و تلاش برای آزادی بیان، اما در ادبیات کنونی جمهوری اسلامی این کار یعنی "تلاش برای براندازی نرم" که حسین رونقی ملکی باید ۱۵ سال از عمرش را به خاطر آن در زندان بگذراند. از بازداشت تا بیماری نویسنده وبلاگ "بابک خرمدین" روز ۲۲ آذر سال ۸۸ در منزل پدری‌اش در تبریز بازداشت و یک روز بعد به بند ۲ الف سپاه در زندان اوین منتقل شد. وی چندین ماه در سلول انفرادی و تحت شکنجه بود. به گفته‌ی پدرش او زمانی که در سلول انفرادی بوده تنها می‌توانسته از دستشویی داخل سلول آب بخورد و به همین دلیل به بیماری کلیه مبتلا شده است. در حال حاضر حسین، ۸۰ درصد کلیه چپ و ۲۰ درصد کلیه راستش را از دست داده و یک سنگ ۱۷ میلی‌گرمی نیز در کیسه صفرا دارد. احمد رونقی ملکی پدر حسین در مورد وضعیت جسمی پسرش چنین می‌گوید: «حسین حالش وخیم است و ماموران تاکنون اجازه نداده‌اند که با منزل تماس بگیرد. او دو مورد عمل جراحی داشته. پزشکان کتباً به مقامات قضایی و مسئولان زندان نوشته‌اند که باید در خانه استراحت کند. متأسفانه مسئولان زندان و بازجویان و بازپرس شعبه‌ی ۲۶ آقای پیرعباسی و آقای ستاری رئیس دفتر ایشان و آقای مهدی ستاری برادر آقای ستاری در وزارت اطلاعات و پسرعمه ایشان آقای پرویز سهرابی تاکنون اجازه نداده‌اند که مسئولین با مرخصی ایشان موافقت کنند». تشنج در زندان پدر حسین می‌گوید روز چهارشنبه ۱۵ تیرماه در راه تهران به تبریز بوده که خانواده‌اش با او تماس می‌گیرند و می‌گویند یک نفر از زندان اوین تلفن کرده و گفته حسین دچار تشنج شده است. آقای رونقی بلافاصله به سمت تهران باز می‌گردد و مستقیم به اوین می‌رود. او می‌گوید: «دیروز که شنیدم، بلافاصله رفتم زندان. هرچه قدر التماس کردم که او را برسانید بیمارستان، گفتند مریض نیست و در حمام است و در بند است. گفتم حداقل اجازه بدهید با مادرش تماس بگیرد، گوش ندادند. من مسئولین قضایی دادستانی را در جریان گذاشتم که وضعیت فرزند من وخیم است و اگر چنین باشد، جانش را از دست می‌دهد. من تقاضای کمک دارم و تقاضا دارم که به این موضوع رسیدگی شود. من به استحضار مسئولین قضایی هم رساندم. پسرم الان وضعش خیلی وخیم است و اگر توجه نشود، جانش را از دست می‌دهد». آقای رونقی تاکید می‌کند که پسرش هیچگونه بیماری قبلی نداشته و کلیه‌هایش سالم بوده است و تنها در اثر شکنجه و ماندن در سلول انفرادی به این بیماری‌ها مبتلا شده است. او با تکرار چند باره اسامی مسئولان پرونده پسرش، تاکید می‌کند که این افراد مانع آزادی وی می‌شوند و قصد دارند او را آنقدر در زندان و در شرایط سخت نگه دارند تا جانش را از دست بدهد. احمد رونقی ملکی به دویچه‌وله می‌گوید:« از رئیس قوه قضائیه و از رهبر جمهوری اسلامی می‌پرسم آیا سزای یک زندانی این است که به اراده‌ی مسئولین پرونده‌اش جانش را از دست بدهد؟» دویچه وله
با ۱۰۵ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


حسین رونقی ملکی وبلاگ‌نویس ۲۵ ساله‌ای که باید ۱۵ سال در زندان بماند، در حالی که یک کلیه‌ش را از دست داده و کلیه دیگرش نیز ۸۰ درصد فعال است و سنگی هم در کیسه صفرا دارد، از مرخصی و تماس تلفنی محروم است.خیلی‌ها هنوز هم او را با نام "بابک خرمدین" می شناسند. برای بعضی دیگر هم او همان "ایران پروکسی" است که گفته می‌شود فعال‌ترین گروه در زمینه ساخت نرم‌افزارهای فیلترشکن بود. اما نام واقعی‌اش حسین رونقی ملکی است، وبلاگ‌نویس ۲۵ ساله‌ای که تخصصش در فیلتر شکنی و عبور از فیلترهای گوناگون بود. هرچند در دنیای امروز این کار یعنی قد علم کردن مقابل سانسور و تلاش برای آزادی بیان، اما در ادبیات کنونی جمهوری اسلامی این کار یعنی "تلاش برای براندازی نرم" که حسین رونقی ملکی باید ۱۵ سال از عمرش را به خاطر آن در زندان بگذراند. از بازداشت تا بیماری نویسنده وبلاگ "بابک خرمدین" روز ۲۲ آذر سال ۸۸ در منزل پدری‌اش در تبریز بازداشت و یک روز بعد به بند ۲ الف سپاه در زندان اوین منتقل شد. وی چندین ماه در سلول انفرادی و تحت شکنجه بود. به گفته‌ی پدرش او زمانی که در سلول انفرادی بوده تنها می‌توانسته از دستشویی داخل سلول آب بخورد و به همین دلیل به بیماری کلیه مبتلا شده است. در حال حاضر حسین، ۸۰ درصد کلیه چپ و ۲۰ درصد کلیه راستش را از دست داده و یک سنگ ۱۷ میلی‌گرمی نیز در کیسه صفرا دارد. احمد رونقی ملکی پدر حسین در مورد وضعیت جسمی پسرش چنین می‌گوید: «حسین حالش وخیم است و ماموران تاکنون اجازه نداده‌اند که با منزل تماس بگیرد. او دو مورد عمل جراحی داشته. پزشکان کتباً به مقامات قضایی و مسئولان زندان نوشته‌اند که باید در خانه استراحت کند. متأسفانه مسئولان زندان و بازجویان و بازپرس شعبه‌ی ۲۶ آقای پیرعباسی و آقای ستاری رئیس دفتر ایشان و آقای مهدی ستاری برادر آقای ستاری در وزارت اطلاعات و پسرعمه ایشان آقای پرویز سهرابی تاکنون اجازه نداده‌اند که مسئولین با مرخصی ایشان موافقت کنند».
با ۹۸ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


پیر مرد81ساله ای که با بدنی لاغر تر از زندانی های آشویتس هیتلر و آفریقایی های گرسنه مجبور هست برای گذران زندگی هر روز در کوشک اصفهان به ته چاه بره و زغال درست کنه چون پسر 45 ساله ای داره که در جنگ شیمیایی شده و مدارک جبهه اون در یک آتش سوزی سوخته حالا مجبور هست با 81 سال سن کار کنه تا هزینه دوا و درمان فرزندش را تامین کنه .
با ۹۲ امتیاز و ۱۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


امروز (پنج‌شنبه، 16 تیر 1390 ) برخی رسانه ها خبر از بازگشت عباس آقا زمانی (ابوشریف) از موسسین و اولین فرمانده سپاه پاسداران به ایران داده اند. ابوشریف در سال ۱۳۴۲ به عضویت حزب زیر زمینی ملل اسلامی به رهبری سید محمد کاظم موسوی بجنوردی در آمد. حزب ملل اسلامی، در آن سال‌ها، با مرام اسلامی و انقلابی و مشی مسلحانه برای سرنگونی حکومت پهلوی و تاسیس حکومت اسلامی بنا نهاده شده بود. با لو رفتن تشکیلات این حزب توسط ساواک، آقازمانی در آبان ۱۳۴۴ به همراه سایر اعضای حزب دستگیر شده و به ۵/۳ سال حبس محکوم شد. وی با گذراندن حدود نیمی از دوره محکومیت خود، در سال ۱۳۴۶ از زندان آزاد شد. عباس آقازمانی در سال ۱۳۴۶ و با گذشت زمان اندکی از آزادی، با گردآوری عده‌ای از همرزمان سابق خود در حزب ملل اسلامی از جمله احمداحمد، جعفر منصور و جواد منصوری، سازمان مخفی حزب الله را بنا نهاد. از سال ۱۳۴۸ همراه حزب الله به فعالیت ضد رژیم در پوشش برپایی کلاس‌های تدریس علوم اسلامی و عربی در محافل مذهبی و برخی مساجد تهران اقدام کرد. وی همچنین در سال‌های ۱۳۴۷ -۱۳۴۸ با انجمن حجتیه آن زمان در مواجهه با بهائیان همکاری داشت. در همان ایام در رشته معقول(حقوق اسلامی) از دانشکده الهیات فارغ التحصیل شد. وی علاوه بر تحصیل در علوم دینی، بسیار علاقه مند به فراگیری و تسلط بر زبان‌های دیگر بوده‌است. در سال ۱۳۴۹ به بهانه معالجه پدر به اتریش رفت. از آنجا به لبنان و سپس پایگاه‌های فلسطینی برای طی دوره‌های چریکی و عملیات نظامی عزیمت نمود. وی پس از آن به ایران بازگشت اما دوباره جهت ادامه تحصیل راهی اتریش شد. در این زمان با آشکار شدن روابط او با آموزش دیده‌های دوره‌های چریکی در الفتح، دستور دستگیری وی توسط ساواک داده شد و بار دیگر در ۳۰ تیر ۱۳۵۱ و هنگام ورود به ایران دستگیر شد.در آبان سال 51 پس از مرخصی در فرصتی مناسب و با همکاری برادرش احمد آقازمانی که او نیز از اعضای بازداشت شده حزب ملل اسلامی بود و برخی دیگر ا اقوام خود با فریب ساواک و مخفیانه از راه زمینی به کشور پاکستان فرار کرد. وی پس از آن به مدت ۲ سال بصورت طلبه‌ای ناشناس در خارج از کشور زندگی می‌کرد. . آقازمانی در سال ۱۳۵۴ بار دیگر به لبنان رفت و مدتی در اردوگاه‌های فلسطینی به آموزش و فعالیت نظامی مشغول شد. او که هیچگاه فکر نمی‌کرد بت
با ۹۱ امتیاز و ۵۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


نزدیک به یک ماه پیش مطلبی انتقادی نسبت به سطح کیفی بالاترین نوشتم که یکی از دوستان آن را به بالاترین فرستاد و خوشبختانه مورد توجه هم قرار گرفت. اما پس از آن، وقتی بازتاب آن انتقاد را در رسانه‌های داخل دیدم، تعجب کردم! بگذریم که نوشته را قلع‌وقمع کردند و جملات را پس‌و پیش نوشتند، استفاده از یک نوشته ساده یک کاربر عادی که تنها از محیطی که در آنجا بوده‌است و برایش غریب شده بود، به عنوان یک ابزار برایم جالب بود...
با ۸۹ امتیاز و ۹۲ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


ترقی در گفت و گو با سايت «آتی نيوز» با اشاره به اختلاف های دولت محمود احمدی نژاد با مجلس شورای اسلامی، گفته است: «تا اين اندازه حمله به دولت و اصطکاک بين قوا را تقريبا در هيچ دوره ای شاهد نبوديم. در دوره رياست جمهوری بنی صدر هم اين وضعيت فقط برای چند مدت به طول انجاميد. يعنی از ۱۴ اسفند ۵۹ تا خرداد ۶۰ که در نهايت منجر به عزل بنی صدر شد...در واقع موضوع بنی صدر تا اين اندازه کش پيدا نکرده بود.
با ۸۶ امتیاز و ۲۳ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


پایگاه خبری تحلیلی انتخاب /- احمد خاتمی خود با بیان این که در حال حاضر در تمامی بیمارستان‌ها، خیابان‌ها، پارک‌ها و مراکز عمومی بوی آلوده و متعفن فرهنگ بدحجابی و بی‌حجابی پیچیده است، گفت: امیدوارم کسانی که هنجار شکنی می‌کنند ،متنبه شوند و بدانند بی‌حجابی آنان دهن کجی به خون شهداست. خاتمی در اولین کنگره کشوری شهدای امدادگر با طرح این سوال که آیا به راستی این بدحجابی و بی‌حجابی در اماکن عمومی با فرهنگ شهادت سازگار است، گفت: به صراحت می‌گویم هر چه در این وضع غیر خدایی بدحجابی و بی‌حجابی دمیده شود، تلاش در کمرنگ کردن فرهنگ شهادت است. خاتمی افزود: یکی از ظلم‌هایی که در این عرصه دیده می‌شود، این است که تا در مورد بحث عفاف و حجاب صحبت می‌کنیم برخی می‌گویند این دلسوزان دینی موافق بزن بزن هستند. خطیب موقت نماز جمعه‌ی تهران افزود: مصوبه‌ی سال ۸۶ شورای انقلاب فرهنگی که برای ۲۶ دستگاه ۳۱۲ ماده مشخص کرده بود، چرا تاکنون اجرا نشده و چرا با توجه به اصرار مقام معظم رهبری در مورد اجرای این مصوبه تاکنون ما شاهد اجرای آن نیستیم؟ به گفته‌ی وی مساله‌ی حجاب نیازمند تدبیر است و مصوبه‌ی سال ۸۶ شورای عالی انقلاب فرهنگی به خوبی به این مسائل پرداخته است. خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود ولایت ستیزی را شاخصه‌ی مقابله با فرهنگ شهادت دانست و گفت: یک بخش ولایت ستیزی مبوط به موضع‌گیری صریح و علنی درمقابل رهبری ست و بخش دیگر عدم اطاعت است.
با ۷۹ امتیاز و ۴۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


3 نفر از اعضا بسیج برادران بدون هیچ دلیل موجهی وارد خوابگاه شده و برای دختران به بهانه مشکوک بودن به عده ای مزاحمت ایجاد میکنند, به گفته یکی از ناظران یکی از این بسیجیان که با نام مستعار حمید صدا زده میشد وارد یکی از اتاق ها شده و موهای یکی از دختران را با قیچی کوتاه میکند , این عمل خشم دختران خوابگاه ر ابرانگیخته وبه درگیری منتهی میشود , مسئولان دانشگاه برای سرپوش گذاشتن بر این حرکت زشت بسیج به بهانه ای خوابگاه را پلمپ و دختران را به خوابگاه پاسگاه منتقل میکنند تا به طور موقت آن شب را آنجا بمانند.
با ۷۸ امتیاز و ۶ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


گاهی از دیدن برخی واکنش های اهالی دنیای مجازی حیرت زده می شوم. اینها در خوابند، کلاً توی جامعه نمی گردند یا فکر می کنند همه جامعه ونک به بالاست؟ مسعود بهنود در پارازیت گفت مشارکتی حدود 60 درصد را برای انتخابات پیش بینی می کند. حالا همه مفسر شده اند و هر آنچه ناسزاست به او تقدیم کرده اند، که دروغ می گویی و اشتباه می کنی و ... . یک روز نیک آهنگ انتقاد معمولی به میرحسین وارد می کند، همان ها که از بت پرستی ولایتمداران می نالند و گمان دارند با لایک زدن در بالاترین و فیسبوک چگوارا شده اند، او را تکفیر می کنند. دیگر روز بهنود تحلیل واقع گرایانه ای از اوضاع می دهد و افرادی که فکر می کنند با تماشای سرسری خالی بندی های برخی تحلیلگران VOA برژینسکی شده اند، به او می تازند. دنیای واقعی فیسبوک و فرندفید نیست. دنیای واقعی ده کوره های خوزستان و بلوچستان و کهگیلویه و آذربایجان است. مردم واقعیِ دنیای واقعی برای نیل به دموکراسی و سکولاریسم و اندیشه های والای حقوق بشری رأی نمی دهند. آنها بنا به مشکلات معیشتیِ واقعی و ملموس خودشان، به علاوه ی فاکتورهایی از قبیل تمایلات قبیله ای، نظرات شیوخ و بزرگان قبایل، تبلیغات صدا و سیما، تاثیرپذیر از دعوای زرگری رأس هرم قدرت و فاکتورهای کاملاً ساده و واقعیِ اجتماعی و اقتصادی رأی می دهند. چگواراهای عزیز، چامسکی های محترم، لطفاً یک لیوان آب خنک میل بفرمایید و در سکوت سعی کنید حالا حالاها فقط یاد بگیرید!
با ۷۵ امتیاز و ۱۵ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


نشریه اقتصادی فوربس در گزارشی که به بررسی عملکرد اقتصادی 177 کشور جهان طی سه سال گذشته پرداخته، ایران را در کنار 9 کشور دیگر از جمله کشورهای ماداگاسکار، ارمنستان، گینه، اوکراین، جامائیکا، ونزوئلا، قرقیزستان، سوازیلند و نیکاراگوئه به عنوان بدترین اقتصاد‌های جهان معرفی کرده است.فوربس در این گزارش چهار فاکتور «رشد تولید ناخالص داخلی»، «تورم»، «تولید ناخالص داخلی سرانه» به اضافه «تراز حساب‌های جاری» را ملاک قرار داده و با توجه به میانگین آمارهای سه ساله در این خصوص 10 کشور را از میان 177 کشور به عنوان بدترین اقتصادها دانسته است.این گزارش در حالی منتشر می‌شود که چندی پیش بانک جهانی در آخرین گزارش خود رشد اقتصادی ایران در سال 2010 را یک درصد اعلام و پیش‌بینی کرد این رقم در سال‌جاری میلادی به صفر و در سال آینده به سه درصد برسد.
با ۷۱ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اقتصاد
نظرات

 


صدها تن از مردم افغانستان در یک راهپیمایی علیه رژیم آخوندی، شعارهای مرگ بر رژیم ایران و مرگ بر احمدی‌نژاد سر دادند. تظاهرات ابتدا از پارک‌ شهرنووالا شروع شد و پس از توقفی کوتاه در مقابل ساختمان یوناما (دفتر همیاری سازمان ملل‌متحد در افغانستان) قطعنامه تظاهرات به این نمایندگی داده شد. تظاهر‌کنندگان سپس در مقابل سفارت رژیم ایران در کابل تجمع کردند و به سردادن شعار علیه آخوندهای دژخیم پرداختند. حاجی نجیب‌الله کابلی، رهبر حزب مشارکت افغانستان، طی سخنانی در این تظاهرات گفت: «تظاهرات امروز به‌خاطر هم‌میهنان افغان ما است که در ایران به ناحق اعدام شده‌اند». وی در سخنانش به قتل‌عام افغانها در مهریز که طی آن حداقل 10تن کشته و بیش از 100تن مجروح شدند، اشاره کرد. وی گفت: «مردم افغانستان هرگز خون به ناحق ریخته شده افغانها به دست رژیم آخوندی را فراموش نکرده و نخواهند کرد». حاج نجیب‌الله: «تظاهراتی که امروز راه انداخته‌ایم به‌خاطر افغانهای ماست در ایران اعدام شده‌اند، که ناحق اعدام شده‌اند، البته به جای کسانی که، به جای ایرانیهایی بودن که اونها اعدام می‌شدن و بجایش افغانی تبادل اعدام شده، هم‌چنان به‌خاطر آزادی است که در شهرستان یزد شهرک مهریز، تعدادی خانه‌های افغانیها به آتش کشیده شده، مالشان چپاول شده تقریباً بیش از 10نفر از افغانها آن‌جا کشته شده، تقریباً 100نفر از افغانهای ما در شهر، در شهرستان یزد، در شهرک مهریز زخمی‌شده‌اند، 7-8… خانه افغانی را بنام… با خانمش برده‌اند، به اون خاطر ما امروز خواستیم یک تظاهرات داشته باشیم، به دنیا نشان بدهیم که افغانها دارای انگیزه هستند، دارای قدرت هستند، هیچ‌وقت خون ناحق افغانهای خود را فراموش نمی‌کنند و نخواهند کرد، من و شما شاهد هستیم که ما از پارک‌ شهرنو والا، دفتر یونامی، تا سفارت ایران تظاهراتمان را به‌راه انداخته‌ایم و میریم، و قطعنامه‌ای داریم که ما به دفتر یونامی میتیم (می‌دهیم)، به ملل‌متحد میتیم (می‌دهیم)، در قطعنامه خواهش کرده‌ایم از تمام کشورهای جهان بالخصوص ملل متحد، کنفرانس کشورهای اسلامی، از ملت شریف ایران که سر نظام خود فشار بیاورند که تا جلوگیری کنند، تعداد 3هزار نفری که به‌سر می‌برند، انتظار اعدام را می‌کشند، که باید اونها اعدام نشن، حداقل از جزئیات کارشان از کارشان دولت افغانستان را در جریان کردن، و هم‌چنان ضعیفی خود وزارت‌خارجه افغانستان و عملکرد نظام ما در مقابل از اونها، هم مظاهره ما به همان خاطر هم هست که انشاءالله رحمان به موفقیت می‌انجامد، هم‌چنان فشارست از طرف ما بالای نظام ایران و ما از جامعه بین‌المللی هم خواهش می‌کنیم که فشارهای خود را گسترده‌تر کنند تا این‌که بتوانیم که 3هزار افغان ما که آن‌جا انتظار اعدام می‌کشند، آنها باید از اعدام بجند (خلاص شوند)، و جلوگیری از آتش زدن خانه افغانها در شهرستان یزد در شهرک مهریز».
با ۷۰ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


بازجویان وزارت اطلاعات که در پشت صحنه تصمیم‌گیرندگان اصلی در مورد سرنوشت زندانیان سیاسی در هر محله می‌باشند به‌جای این‌که زندانی سیاسی زهرا جباری را به بیمارستان جهت درمان ناراحتی قلبی و رماتیسم اعزام کنند او را به بیمارستان روانی امین آباد شهر ری منتقل می‌کنند تا تحت فشار روحی و جسمی قرار دادن و وضعیت جسمی وی را وخیم‌تر نمایند. بازجویان (شکنجه گران) وزارت اطلاعات دستور دادن که به پاها و دستانش پابند و دست‌بند بزنند و تحت نظارت ۴ مأمور خود به‌طور شبانه روزی قرار دهند و از این طریق فشارهای روحی را علیه او تشدید نمایند. زندانی سیاسی زهرا جباری به آنها هشدار داده بود که در صورت عدم انتقال به بیمارستانی که در ارتباط با بیماری وی و عدم رسیدگی به بیماریش، او اقدام به اعتصاب‌غذای خشک نامحدود خواهد زد
با ۶۱ امتیاز و ۵ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


مدیرکل تامین و توزیع کالای وزارت بازرگانی اعلام کرد: برهمین اساس، افزایش قیمت سیمان به میزان 12 تا 13.5 درصد تایید و ابلاغ شده است. معاونت بازرگانی داخلی وزارت بازرگانی این مجوز را به عنوان مسئول کمیته سیمان صادر کرده، ضمن اینکه واحدهای تولیدی از دیروز چهارشنبه مجوز افزایش قیمت را براساس درصدهای اعلام شده دریافت کردند. تولید کنندگان از امروز پنجشنبه قیمت هر تن سیمان فله و پاکتی را شش هزار و 800 تومان افزایش دادند. تا پیش از این قیمت هر تن سیمان فله در بازار حدود 50 هزار تومان بود که به 56 هزار و 800 تومان رسید، همچنین قیمت هر تن سیمان پاکتی تاکنون 56 هزار و 500 تومان بود که به 63 هزار و 300 تومان بالغ شده است.
با ۶۰ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش اقتصاد
نظرات

 


خبرگزاری هرانا -از سرنوشت بهروز جاوید تهرانی پس از انتقال ایشان به بند ۲۰۹ زندان اوین اطلاعی در دست نیست و این موضوع نگرانی خانواده وی را در پی داشته است. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پس از آنکه بهروز جاوید تهرانی به همراه سه زندانی سیاسی دیگر به نامهای صالح کهندل، محمد علی منصوری و فرزاد مددزاده در تاریخ ۷ تیرماه سال جاری از زندان رجایی شهر کرج به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند، علیرغم پیگیریهای خانواده‌ها از سرنوشت آنان اطلاعی حاصل نشده است. این انتقال مبهم در حالی صورت گرفته است که آقای جاوید تهرانی آخرین سال از محکومیت ۷ ساله زندان خود را تحمل می‌نمود و زمینه‌ای برای این انتقال وجود نداشته است،این وضعیت تمام زندانیان منتقل شده یا بازجویی شده روزهای اخیر را نیز در بر می‌گیرد. در این رابطه بعضی منابع مطلع به هرانا گفته‌اند یک پرونده سازی گسترده از سوی دستگاه امنیتی بر علیه تعداد زیادی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج در جریان است و علاوه بر چهار زندانی نام برده که تحت بازجویی در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می‌برند، روزهای گذشته سه زندانی سیاسی دیگر در زندان رجایی شهر به نامهای منصور رادپور، رضا جوشن و افشین بایمانی نیز جهت بازجویی به بند اطلاعات سپاه واقع در‌‌‌ همان زندان منتقل و مورد بازجویی قرار گرفته‌اند.
با ۵۷ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


این انتقال مبهم در حالی صورت گرفته است که آقای جاوید تهرانی آخرین سال از محکومیت ۷ ساله زندان خود را تحمل می‌نمود و زمینه‌ای برای این انتقال وجود نداشته است،این وضعیت تمام زندانیان منتقل شده یا بازجویی شده روزهای اخیر را نیز در بر می‌گیرد.
با ۵۵ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


محجوب، با امتناع از اظهارنظر روشنی درباره آمار فرصت‌های شغلی ایجاد شده در سال ۸۹، تأکید کرد: آنچه مهم به نظر می‌آید وضعیت کنونی اشتغال در کشور است که با ادامه روند تعطیلی کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی، کارشناسان را نگران ایجاد بحرانی کار کرده است.
با ۵۳ امتیاز و ۶ نظر فرستاده شده در بخش اقتصاد
نظرات

 


مدیر کل تامین و توزیع کالای وزارت بازرگانی از کاهش 16 درصدی تعرفه واردات شکر و ابلاغ مصوبه افزایش 12 تا 13.5 درصدی قیمت سیمان خبر داد. تولید‌کنندگان از امروز پنج‌شنبه قیمت هر تن سیمان فله و پاکتی را شش هزار و 800 تومان افزایش دادند. تا پیش از این قیمت هر تن سیمان فله در بازار حدود 50 هزار تومان بود که به 56 هزار و 800 تومان رسید، همچنین قیمت هر تن سیمان پاکتی تاکنون 56 هزار و 500 تومان بود که به 63 هزار و 300 تومان بالغ شده است.
با ۵۱ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اقتصاد
نظرات

 


نمی بخشیم وفراموش نمیکنیم به ياد محمد مختاری و در گراميداشت سالروز 18 تير تجديد ميثاق با دانشجوی جانباخته راه آزادی جمعه 17 تير، بهشت زهرا ساعت 15 عصر - قطعه 249 رديف 83 قبر 6 جمعه 17 تیر ساعت 10 شب با فریاد مرگ بر دیکتاتور و به یاد دانشجویانی که در سحرگاه 18 تیر 78 به خاک و خون کشیده شدند، به استقبال راهپیمایی18 تیر خواهیم رفت. روز شنبه 18 تیر از ساعت 18 تا 20 از چهار راه ولیعصرتا تجریش حضور خواهیم یافت
با ۴۹ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


ما "جمعیت نویسندگان کرد اعلام می‌داریم که: اولا. با رئیس منطقه کردستان همصدا می‌شویم و توپ‌باران مناطق مرزی اقلیم کردستان و تجاوز نیروهای جمهوری اسلامی به خاک اقلیم کردستان را قویاً محکوم می‌کنیم ثانیا. اظهارات مقامات جمهوری اسلامی را غیرواقعی و دروغ آشکار دانسته و از حکومت عراق، حکومت منطقه و مقامات هر دو حکومت می‌خواهیم که دخالتهای آشکار جمهوری اسلامی ایران در کشورمان قویاً پاسخ دهند. ثالثا. بستن کمپ اشرف هیچ ربطی به خواست و اراده مردم عراق و کردها ندارد و آن را نقض حقوق‌بشر و دیکته‌شده توسط جمهوری اسلامی ایران می‌دانیم.
با ۴۹ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


خبرگزاری هرانا - در ادامه بروز حوادث معادن در استان کرمان در اولین حادثه سال جاری معدن کروم صوغان فرو ریخت و موجب کشته و زخمی شدن کارگران این معدن شد. در حالی طی سال گذشته بار‌ها شاهد ریزش معادن زغالسنگ شمال کرمان بودیم که این بار در نخستین حادثه معادن استان کرمان در سال جاری بر اثر ریزش معدن کروم صوغان در شهرستان تازه تاسیس ارزوئیه تعدادی از کارگران معدن کشته و زخمی شدند. به گزارش مهر، فرماندار ارزوئیه در خصوص حادثه معدن صوغان گفت: عصر چهارشنبه تونل معدن کروم صوغان دچار ریزش شد و بر اثر این حادثه دو نفر از کارگان این معدن دچار جراحت شدند که به بیمارستان منتقل شدند. محمد برآوردی افزود: متاسفانه یکی از افراد آسیب دیده در این سانحه به دلیل جراحت حاصل از ریزش معدن جان باخته است. وی با تاکید بر پیگیری دلایل این حادثه گفت: علت ریزش این معدن هم اکنون توسط کار‌شناسان درحال بررسی است و به زودی اعلام می‌شود. فرماندار ارزوئیه اضافه کرد: این معدن دارای ۳۵۰ کارگر رسمی و پیمانی است و رعایت نکات ایمنی در معدن صوغان برای سلامت کارگران ضروری است. معادن کرمان یکی از بیشترین فراوانی حوادث را به خود اختصاص داده است و یکی از دلخراش‌ترین حوادث معادن کرمان پس از حادثه معدن بانیزوئیه و کشته شدن ۱۱ نفر اواخر سال گذشته در معدن هجدک روی داد که چهار معدنچی جان خود را از دست دادند و جسد سه نفر از آن‌ها پس از سه ماه تلاش از عمق ۶۰۰ متری زمین خارج شد.
با ۴۹ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


در آستانه روز فراموش نشدني هيجده تير ۱۳۷۸ هستيم روزي كه دانشجويان و مردم قهرمان تهران با قيام يک‌هفته‌يي خود زمين را در زير پاي آخوندهاي دژخيم به‌لرزه درآوردند. اين روز روزي ستايش انگيز و يك نقطه عطف در تاريخ جنبش دانشجويي است. در اين روز دانشجويان در برابر سراب اصلاح طلبي و بساط شعبده بازي يك آخوند شياد و حيله گر و مانور اصلاح طلبي قلابي اش كه هدفي جز حفظ و بقاي همين رژيم پليد و سركوبگر را نداشت به پا خواستند و آن را در هم پيچيده و كمر شكن نمودند. قيام 18تير خيزش اعتراضي دانشجويان عليه اختناق رژيم آخوندي بود که با شرکت گسترده مردم و جوانان دلير از ديگر نقاط به‌سرعت به ‌يک قيام بزرگ در تهران، تبريز و شانزده شهر ديگر ايران تبديل شد و به‌مدت يک هفته، رژيم ولايت فقيه را به‌لرزه درآورد. در آستانه اين روز تاريخي رژيم و عواملش در شبكه هاي اجتماعي بويژه در سايت بالاترين تلاش مي كنند با تفرقه اندازي و راه انداختن دعواهاي حيدري نعمتي اذهان را از توجه به اين روز و گراميداشت آن كه در تجمعات و گردهمايي هايي اعتراضي و ضد ديكتاتوري تجلي پيدا مي كند منحرف و مانع از اتحاد و همبستگي براي تبليغ و تدارك گراميداشت اين روز بشوند. با مروري کوتاه و فشرده به ‌رويدادهاي مهم اين قيام پرده از چهره ي رژيم و مزد وران سركوبگرش بر مي گيريم كه در تلاش براي گسترش خفقان و سركوب از دانشگاه وخيابانهاي ميهن به دنياي مجازي و شبكه هاي اجتماعي كه وسيله اي براي تبليغ و ترويج و اطلاع رساني هستند مي باشند بر مي گيريم و با اين يادآوري و اعلام آمادگي براي حمايت از جنبش دانشجويي و قيام دليرانه آنان و ساير جوانان و مردم ميهنمان به وظيفه ملي و ميهني خود با فرياد دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد قيام مي كنيم و به پيشواز گراميداشت هيجده تير مي رويم. جمعه 18تير: در ساعتهاي اوليه بعداز نيمه‌شب، جمع کثيري از دانشجويان در خوابگاه دانشجويي تهران به ‌تظاهرات ضدحکومتي دست‌زده و عليه اختناق و سانسور رژيم شعار مي‌دهند. صبح جمعه 18تير: ـ ساعت 4صبح يکانهاي سرکوبگر، منطقه خوابگاه دانشجويان را به ‌محاصره درآورده با پرتاب گاز اشک‌آور به‌ د‌انشجوياني که شعار مي‌دادند، حمله بردند و آنان را که بالغ بر ۱۳۰۰تن بودند با باتون، چماق و قنداق تفنگ مورد ضرب‌وشتم قراردادند. واحدهاي سرکوبگر سپس به‌ خوابگاهها حمله برده و ضمن تخريب ساختمانها، وسايل و اتاقها، چندتن از دانشجويان را براثر واردکردن ضربات مرگبار و يا پرتاب از پنجره، به‌شهادت مي‌رسانند. تلويزيون سي.ان.ان در گزارشي به نقل از شاهدان عيني مي گويد:" تعداد کشته‌ها در اين تهاجمها حداقل ده نفر بوده است". ظهر 18تير: ـ پس‌از نمازجمعه بار ديگر عده‌يي از اوباش به‌ همراه نيروهاي انتظامي به ‌کوي دانشگاه حمله کرده و تعدادي از دانشجويان را با چاقو، قمه و پنجه‌بکس مجروح و مصدوم مي‌کنند. عصر 18تير: ـ دانشجويان به ‌ماشين وزير کشور و نماينده خامنه‌اي حمله کرده و شيشه‌هاي آن‌ را مي‌شکنند، دانشجويان شعار مي‌دادند: مي‌کشم مي‌کشم آن‌که برادرم کشت، خامنه‌اي حيا کن رهبري را رها کن‌ ! مرگ بر استبداد، زنده‌باد آزادي! ـ درجريان هجوم سبعانه مزدوران، دست‌کم 6تن از دانشجويان از‌جمله نعيمي، ياوري و سهرابي جان خود را از دست مي‌دهند. يکي از آنها به‌دليل اين‌که توسط پاسداران از طبقه‌هاي فوقاني ساختمان به ‌پايين پرتاب شده و ديگري به‌دليل ضربه‌هاي شديد باتون به ‌سرش، شهيد شده‌اند. در اين درگيري بيش‌از ۱۰۰۰تن از دانشجويان با سرودست و پاي شکسته و با بدنهاي مجروح بدون کمترين امکان رسيدگي در بحبوحه درگيري رها مي‌شوند. از هرسو صد‌اي ناله به‌گوش مي‌رسد. ـ پاسداران با حمله به‌ بيمارستانها که تعدادي از دانشجويان مجروح در آن بستري بودند، کليه زخميها را به ‌مکان نامعلومي منتقل مي‌کنند
با ۴۸ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


خبرگزاری هرانا – حسین رونقی ملکی زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین که از بیماری کلیوی رنج می‌برد، در طی دو روز گذشته دوبار دچار تشنج شده است. منابع آگاه به هرانا گفتند وی به دلیل نامعلومی دوبار دچار تشنج شده است و مسئولین زندان تا کنون اقدامی موثری برای انتقال وی به بیمارستان و یافتن علت آن انجام نداده‌اند. همبندیان وی تشنج این زندانی را توام با حمله قلبی تشخیص داده‌اند. خانواده این زندانی به گزارشگر هرانا اعلام داشتند اطلاعی از وضعیت اخیر فرزندشان ندارند و در آخرین اقدام قانونی برای تدوام درمان وی در خارج از زندان دادستانی بر اساس گزارش پزشکی قانونی با مرخصی ۴۰ روزه وی موافقت کرده است. نزدیکان این زندانی می‌گویند علی رغم موافقت دادستانی وزارت اطلاعات با صدور مرخصی برای این زندانی بیمار مخالفت کرده است. حسین رونقی ملکی که به تازگی و دو بار جهت انجام عمل جراجی کلیه به بیمارستان منتقل شده است برای تدوام درمان بیماری‌اش می‌بایست در محیط مناسب استراحت کند.
با ۴۸ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


حسین رونقی ملکی زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین که از بیماری کلیوی رنج می‌برد، در طی دو روز گذشته دوبار دچار تشنج شده است. به گزارش دانشجو نیوز، منابع آگاه به هرانا گفتند وی به دلیل نامعلومی دوبار دچار تشنج شده است و مسئولین زندان تا کنون اقدامی موثری برای انتقال وی به بیمارستان و یافتن علت آن انجام نداده‌اند. همبندیان وی تشنج این زندانی را توام با حمله قلبی تشخیص داده‌اند. خانواده این زندانی به گزارشگر هرانا اعلام داشتند اطلاعی از وضعیت اخیر فرزندشان ندارند و در آخرین اقدام قانونی برای تدوام درمان وی در خارج از زندان دادستانی بر اساس گزارش پزشکی قانونی با مرخصی ۴۰ روزه وی موافقت کرده است. نزدیکان این زندانی می‌گویند علی رغم موافقت دادستانی وزارت اطلاعات با صدور مرخصی برای این زندانی بیمار مخالفت کرده است. حسین رونقی ملکی که به تازگی و دو بار جهت انجام عمل جراجی کلیه به بیمارستان منتقل شده است برای تدوام درمان بیماری‌اش می‌بایست در محیط مناسب استراحت کند.
با ۴۷ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


-اتحادیه اروپا مکرراً از دولت عراق خواسته است که طبق التزامات حقوق‌بشری خود در قبال ساکنان اشرف عمل کند. - اتحادیه اروپا فعالیتهای سازمان ملل را که نقش برجسته‌یی برای یافتن یک راه‌حل مسالمت‌آمیز و درازمدت ایفا می‌کند، کاملاً مورد حمایت قرار می‌دهد. از مدیریت خاورمیانه و مدیترانه اتحادیه اروپا به سازمان پاکس کریستی
با ۴۶ امتیاز و ۴ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


۱.تسلیم ناپذیری و مقاومت با وجود هزاران کشته وزخمی ۲. راهپیمایی های مکرر ضد نظام در شب ۳.نیاز نداشتن به رهبر وهر فرد یک رهبر ۴.یک دست بودن تظاهرات در مناطق خاص ۵. اطلاع رسانی به موقع توسط جوانان در صفحات اجتماعی نت ۶.فیلم برداری به هر شگرد ممکن،برای پوشش خبری ۷.آتش زدن مکرر تصاویر دیکتاتور ونشان دادن تلویحی نفرت مردم به جهان
با ۴۶ امتیاز و ۵ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


پس از نان سرانجام نوبت به شیر رسید. در سال‌های جنگ، توزیع شیر یارانه‌یی پاستوریزه با آن شیشه شیرهای معروف به راه افتاد. صف‌های شیر جلوی مغازه‌ها هر روز صبح تشکیل می‌شد و هنوز خبری از این همه تنوع شیر نبود. جنگ تمام شد و باز هم شیر یارانه‌یی در بازار بود، دوره سازندگی تمام شد و باز هم دولتی روی یارانه شیر دست نگذاشت، اما در دولت اصولگرا، اول شکل شیرها بطور وسیع تغییر کرد. بعد نوبت به هدفمندی یارانه‌ها رسید؛ یارانه‌ها از یارانه بنزین و گاز و آب و برق گرفته، تا نان قطع و به جای آن مبلغی به عنوان یارانه نقدی به مردم اختصاص داده شد. امروز حسب قاعده و طبق مصوبه دولت، باید یارانه شیر حذف شود. اگر امروز هم نشود، سرانجام حرف آن به میان آمده و نهایتا خواهد شد. حال اینکه جلسه تعیین تکلیف قیمت شیر پس از حذف شیر یارانه‌یی چرا یک روز مانده به حذف آن باید برنامه‌ریزی شود و همان هم تشکیل نشود، موضوع جالب دیگری است. ۲۴ اردیبهشت امسال، دولت تصمیم گرفت توزیع شیر یارانه‌یی را برای یک ماه دیگر یعنی خرداد، تمدید کند تا در این فاصله، برای نحوه توزیع یارانه شیر تصمیم‌گیری نهایی از سوی ستاد طرح تحول اقتصادی صورت گیرد. دولت پیش‌تر گفته بود، سالانه ۳/۲ میلیون تن شیر توزیع می‌کند که به ازای هر کیلوگرم، ۲۵۰ تومان به مصرف‌کننده یارانه پرداخت می‌شود، یعنی دولت سالانه بالغ بر ۴۸۰ میلیارد تومان منابع مالی به عنوان یارانه شیر پرداخت می‌کرد. همین هم مبنای حذف یارانه‌ها قرار گرفت. پس از آن همه امروز و فردا برای حذف شیر یارانه‌یی، نهایتا قرار شد دیروز کمیته‌یی پنج نفره تشکیل و برای قیمت شیر نیمه‌یارانه‌یی پس از حذف آن تصمیم‌گیری شود. اما در همین حال روز گذشته مشاور مدیرعامل صنایع شیر ایران به فارس گفت: در جلسه (۱۵ تیر) تعیین تکلیف قیمت شیر استان تهران لغو و جلسه بعدی به زمان نامعلوم دیگری موکول شد. حسین چمنی اظهار کرده است: روز۱۴ تیر جلسه‌یی متشکل از نمایندگان سازمان جهاد کشاورزی استان تهران، انجمن صنفی لبنیات و نمایندگان دامداران تشکیل شد اما منجر به نتیجه نشد. مشاور مدیرعامل صنایع شیر ایران افزود: قرار بود دیروز هم جلسه‌یی در ادامه جلسه دیروز پیرامون تعیین قیمت شیر در استان تهران برگزار شود که لغو و به زمان دیگری موکول شد. چمنی درباره دلیل به نتیجه نرسیدن جلسه(۱۴تیر) قیمت شیر گفت: اعضا و ترکیب شرکت‌کنندگان در جلسه ناقص بود و حضور نمایندگان سازمان حمایت و سازمان بازرگانی استان تهران هم در این جلسه ضروری است. مشاور مدیرعامل صنایع شیر ایران ادامه داد: فعلا زمان بعدی تشکیل جلسه مشخص نشده است. اگرچه مسوولانی که قرار بود قیمت شیر نیمه‌یارانه‌یی را در جلسه دیروز مشخص کنند، اما با عدم تشکیل جلسه به هر دلیل، این قیمت تعیین نشده است. مسوولان دولتی همواره از ابتدای طرح بحث حذف شیر یارانه‌یی گفته‌اند قطعا قیمت شیر نیمه‌یارانه‌یی کمتر از قیمت شیر آزاد که هم‌اکنون ۹۵۰ تومان است، خواهد بود. از دیگر سو قیمت شیر یارانه‌یی هم اینک ۳۵۰ تومان است. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت، قیمت شیر نیمه‌یارانه‌یی چیزی بین ۳۵۰ تا ۹۵۰ تومان خواهد بود. با این حال، این تنها یک گمانه‌زنی است و وظیفه تعیین قیمت شیر نیمه‌یارانه‌یی، بر عهده کمیته پنج نفره‌یی بود، که یک روز قبل از حذف شیر یارانه‌یی، با غیبت در جلسه، کمیته را از رسمیت انداختند و هنوز برای مردم مشخص نیست نتیجه چه خواهد بود و شیر را پس از این با چه قیمتی باید خریداری کنند. منبع: روزنامه اعتماد تحول سبز
با ۴۵ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش اقتصاد
نظرات

 


بعد از ظهر روز گذشته، پانزدهم تیرماه، دو زندانی محکوم به اعدام به دستور مسئولین زندان مرکزی ارومیه به قرنطینه این زندان منتقل شدند. مسعود شمس نژاد وکیل یکی از این افراد در گفتگو با موکریان نیوز ضمن تأیید این خبر اسامی این دو تن را "صدیق نعمانی" اهل روستای برازان از توابع مرگور واقع در شهرستان ارومیه و "مهدی کهن" اهل کرمانشاه اعلام نمود. این دو تن پیشتر توسط دادگاه های انقلاب به اتهام قاچاق مواد مخدر به اعدام محکوم شده بودند. گفتنی ست از علت انتقال این افراد هیچ گونه اطلاعی در دست نیست
با ۴۵ امتیاز و ۴ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


خانواده حسین رونقی ملکی در مصاحبه با "روز" از وضعیت جسمانیاین وبلاگ نویس ابراز نگرانی می کنند و می گویند روز گذشته فردی از زندان با انها تماس گرفته و از تشنج و بی هوش شدن فرزندشان خبر داده است. زلیخا موسوی که روز دوشنبه فرزندش را به صورت کابینی ملاقات کرده بود گفت که وضعیت جسمانی حسین رونقی ملکی مساعد نبوده و علیرغم تجویز پزشکان و توصیه پزشکی قانونی مبنی بر مرخصی این زندانی سیاسی، بازجو و رئیس دفتر قاضی پیرعباسی از این امر جلوگیری میکنند. عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری و عضو کانون مدافعان حقوق بشر نیزکه همسرش روز سه شنبه بازداشت شده به "روز" می گوید خانم دهقان هیچ فعالیت سیاسی نداشت و بازداشت او برای فشار بیشتر بر وی صورت گرفته است. به گفته او قصد دارند با این فشارها مانع از این شوند که وکلا، وکالت پرونده های سیاسی و عقیدتی را بپذیرند. وضعیت نگران کننده حسین رونقی ملکی حسین رونقی ملکی، وبلاگ نویس و فعال حقوق بشر از 22 آذر ماه 88 بازداشت و به اتهام "عضویت در گروه اینترنتی ایران پروکسی و تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری و توهین به رئیس جمهور" به 15 سال حبس تعزیری محکوم شده است. این در حالی است که محمد علی دادخواه، وکیل آقای رونقی از او به عنوان یک نابعه نام برده و پیشتر به "روز" گفته بود:"بزرگترین سرمایه هر کشوری، سرمایه انسانی است که می تواند کشور را به پیشرفت و ترقی برساند آقای رونقی هم یکی از این سرمایه هاست و نظام دادرسی مترقی به جای انتقام جویی باید تعلق خاطر به سرزمین و حفظ منافع کشور داشته باشد". زلیخا موسوی، مادر حسین رونقی ملکی که روز دوشنبه همزمان با سالروز تولد فرزندش با او ملاقات کرده، به "روز" می گوید به شدت نگران وضعیت جسمی اوست. او توضیح میدهد: حسین 13 ماه در انفرادی بود و فشارهای زیادی را تحمل کرد، کلیه هایش در زندان عفونت کرد و تاکنون دوبار به بیمارستان منتقل شده و مورد جراحی قرار گرفته. متاسفانه یک کلیه اش از دست رفته است. او را 31 خرداد از بیمارستان به زندان بازگردانده اند، روز دوشنبه که او را دیدم حالش زیاد خوب نبود. گفتم چه خبر است؟ گفت حالم بد شده بود باز بردند بیمارستان. بعد شنیدیم که تشنج کرده بود. من برگشتم و پدرش در تهران ماند که پیگیر کارهای حسین باشد تا دیروز که یک نفر از زندان زنگ زد و گفت حسین تشنج کرده و بی هوش شده.... مادر آقای رونقی ملکی می افزاید: خیلی نگران شدیم اما هیچ خبری نتوانسته ایم بگیریم. به پدر حسین زنگ زدم و گفتم اینطور است، رفته بود جلو زندان اما کسی جوابی نداده، بعد رفته دادستانی و باز هم جوابی نگرفته بود. الان که با شما صحبت میکنم پدر حسین باز رفته جلو اوین و انجا نشسته به امید اینکه خبری بگیرد. خودم هم زنگ زدم دادستانی و گفتم این چه نوع مسلمانی است؟ اگر حسین به من زنگ نزند و خبری از حالش ندهد خودم می آیم تهران و جلو زندان یا جلو دادستانی اینقدرمی نشینم تا بالاخره یک کسی پیدا شود و جوابی بدهد. این فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس تاکنون یک روز هم به مرخصی نیامده؛ مادرش میگوید: بارهادرخواست مرخصی دادیم اما قبول نکردند. این بار که جراحی شد پزشکان تجویز کردند که باید در آرامش و در محیطی بهداشتی باشد ودو ماه مرخصی نیاز دارد، پزشکی قانونی هم تایید کرد اما باز مرخصی ندادند. از خانم موسوی می پرسم چه دلیلی برای عدم موافقت با مرخصی فرزندتان ذکر میکنند؟ او می گوید: دادستان موافقت کرد و ما حتی وثیقه 330 میلیون تومانی هم گذاشتیم که به مرخصی بیاید اما بازجوی حسین مخالفت کرد و نگذاشت. بازجوی او و قاضی پرونده اش و همچنین مسئول دفتر قاضی، یعنی ستاری مخالفت می کنند. در زندان هم گفتند که دادستان کاره ای نیست و بازجو باید موافقت کند. او می افزاید: می گویند مرخصی دهیم حسین فرار میکند. آخر کجا فرار کند؟ بارها گفتم بگذارید بیاید درمانش کنیم خودم حالش که خوب شد تحویلتان میدهم باز ببرید زندان اما این آقای ستاری و بازجوی پسرم خیلی مشکل ایجاد می کنند. باور میکنید پسر مرا در بیمارستان، دست و پایش را به تخت بسته بودند آن هم در حالی که سه مامور بالای سرش بود؟ چند دقیقه فقط در بیمارستان گذاشتند او را ببینیم سه مامور بالای سرش بود و دست و پایش را به تحت بسته بودند به او گفتم من به تو افتخار میکنم تو مرد هستی و اینقدر اینها ترسو هستند که دست و پایت را به تخت بسته اند و سه مامور بالای سرت گذاشته اند. به ماموران هم گفتم خجالت بکشید با یک مریض که جراحی کرده چنین رفتاری می کنید؟ مادر آقای رونقی می گوید که هزینه کامل هر دو بیمارستان فرزندش را خانواده او پرداخته اند و می افزاید: میخواهند با این فشارها و رفتارهایی که می کنند روحیه حسین را بشکننداما حسین روحیه ای بسیار عالی دارد. من همیشه به او می گویم تحمل داشته باش، همیشه دلداری اش میدهم و می گویم که در زندان جوان تر از تو هم هستند، زنان هم هستند که مقاوم ایستاده اند تو هم قوی باش، ما به تو افتخار میکنیم. خانم موسوی اشاره میکند:هیچ کسی نیست کمکی بکند. از دیروز که گفتند حسین تشنج کرده دیگر تاب و توانی ندارم اما من دیگر از کسی نمی ترسم از هیچ کسی نمی ترسم. اگر حسین زنگ نزند و از سلامت خود خبر ندهد میروم تهران. من یک مادرم، میروم وفریاد میزنم نمیگذارم بچه ام از دست برود.... بازداشت برای فشار بر وکیل حقوق بشر معصومه دهقان، همسر عبدالفتاح سلطانی روز سه شنبه پس از احضار به شعبه 2 بازپرسی دادسرای مستقر در اوین بازداشت شد و آقای سلطانی به "روز"می گوید بازداشت همسرش برای فشار بیشتر به اوست. سلطانی که وکیل بسیاری از فعالان سیاسی، مطبوعاتی و دانشجویی از سالیان گذشته تا کنون بوده درباره بازداشت همسرش می گوید: همسر من فعال مدنی بوده و در زمینه ایتام و مستمندان کمک میکرد؛ بیشتر در کارهای خیریه بود و هیچ نوع فعالیت سیاسی نداشت. شنبه او را به شعبه 2 دادسرای اوین احضار کردند. در احضاریه نوشته بودند برای پاره ای توضیحات. ایشان هم روز سه شنبه مراجعه کرد و تاکنون که بازنگشته و بازداشت شده است. از آقای سلطانی می پرسم آیا پیش از این هم همسرتان احضار شده بود یا مساله ای قضایی برایشان به وجود آمده بود؟ می گوید: نه هیچ مشکلی نبود و احضار هم نشده بود و این اولین بار بود. همسر من دبیر بازنشسته آموزش و پرورش است و از دوره نوجوانی اش هم فعال مدنی بوده. از این حقوقدان نظرش را درباره علت بازداشت همسرش می پرسم؛می گوید: یک احتمال این است که بخواهند به خود ایشان فشار بیاورند که فعالیت های مدنی نکند اما این احتمال بسیار ضعیف است؛ احتمال قوی این است که شاید میخواهند به بنده فشار بیاورند. هر وکیلی که پرونده های حقوق بشری را می پذیرد به هر حال عده ای ممکن است خوششان نیاید و بخواهند با فشار وکلا را مجبور کنند که پرونده های سیاسی و عقیدتی را نپذیرند. آقای سلطانی می افزاید: کانون مدافعان حقوق بشر را از سه سال پیش تعطیل کرده اند و تمام کسانی که به نحوی با این کانون ارتباط داشتند یا همکاری میکردند و یا موسس آن بوده اند را به نوعی بازداشت یا زندانی و با آنها برخورد کرده اند. حکم آقای دادخواه یا آقای سیف زاده یا بازداشت خانم محمدی را که در جریان هستید. همین مسائل نشان میدهد که هر کسی بخواهد به هر نحوی روی قضیه حقوق بشر کار کند تحت فشار قرار می گیرد. این حقوقدان بعد از انتخابات 88 بازداشت و با قرار وثیقه آزاد شده بود؛ از او درباره پرونده خودش می پرسم. می گوید: بعد از انتخابات 4 پرونده برای من باز شد، دو پرونده منع تعقیب خوردم و بسته شد اما دو پرونده دیگر همچنان باز است. او می افزاید: بعد از انتخابات مرا بازداشت و بعد از 72 روز انفرادی آزاد کردند؛ گفتند جرم ات تشکیک در انتخابات است در حالیکه بر اساس فقه حتی کسی در خدا هم شک کند جرم نیست اما به من گفتند اتهامت تشکیک در انتخابات است. بعد از آزادی هم بازپرس دید اتهام واهی است منع پیگرد صادر کرد. یک پرونده دیگر هم داشتم که منع پیگرد خورد اما الان 6 سال است که ممنوع الخروجم و می گویند به نفع کشور نیست شما خارج سفر کنی! این پرونده ممنوع الخروجی ام همچنان باز است و من هنوز نمیدانم اتهامم چیست. یک پرونده دیگر هم دارم که باز نمیدانم اتهام من چیست. اما ظاهرا باز دوباره شروع به پرونده سازی کرده اند. از آقای سلطانی می پرسم بعد از احضار همسرتان احتمال بازداشت ایشان را میدادید؟ می گوید: از نظر قانونی نه. چون کاری نکرده بود اما وقتی فضای بی قانونی حاکم باشد هر چیزی قابل پیش بینی می شود. وقتی فضایی حاکم باشد که هر کسی بتواند به راحتی قانون را زیر پا بگذارد و هر کاری دلش بخواهد بکند طبیعی است که احتمال هر چیزی وجود دارد حتی اینکه خود مرا بازداشت کنند همانطور که بعد از انتخابات ریختند دفتر کار من و با یک حکم کلی از طرف سعید مرتضوی مرا بازداشت کردند و بعد از 72 روز آزاد کردند و گفتند بی گناهی. هیچ کس هم نگفت چرا و چطور؟
با ۴۵ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به unsubscribe@balatarin.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به subscribe@balatarin.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته