در پی انفجار دو بمب در بازار شهر بصره، دستکم ۲۰ نفر کشته شدند. در اين انفجارها که عصر شنبه به فاصلهی کوتاهی پس از يکديگر در بازار «عَشار» در مرکز شهر بصره روی داد، بيش از ۱۰۰ نفر نيز مجروح شدند. هرچند برخی مقامهای امنيتی که خواستند نامشان فاش نشود علت انفجارها را يک بمب دستساز و يک خودروی بمبگذاری ده اعلام کردند، اما عادل دَحام، رئيس پليس بصره نقص فنی در مولدهای برق را علت انفجارها دانست. در همين حال ايالات متحده روز شنبه، آخرين حوزهی عمليات نظامی خود در عراق را تسليم مقامهای نظامی آن کشور کرد. آمريکا اعلام کرده است که مأموريت نظامی نيروهای آن کشور در عراق، آخر ماه جاری ميلادی به پايان میرسد.
فيدل کاسترو، رئيس جمهوری سابق کوبا، در سخنرانی خود در برابر پارلمان آن کشور در مورد رو در رويی آمريکا و ايران بر سر برنامهی اتمی جمهوری اسلامی، هشدار داد. سخنرانی روز شنبهی آقای کاسترو، نخستين حضور وی، پس از چهار سال، در انظار عمومی محسوب میشود. رئيس جمهوری سابق کوبا، هشدار داد که در صورت صدور فرمان حمله ی آمريکا به ايران:«فرمان مرگ آنی صدها ميليون نفر صادر خواهد شد که در ميان آنها تعداد بیشماری از مردمان خودشان، و نيز ملوانان ناوگانهای آمريکا در آبهای ايران خواهند بود». آقای کاسترو در نطق ۱۲ دقيقهای خود، که به طور مستقيم از تلويزيون کوبا پخش شد، گفت که ايالات متحده و متحدانش بر سر مسئلهی اتمی ايران، جهان را در آستانهی يک جنگ هستهای قرار دادهاند.
فرشته حلیمی، همسر محمد مصطفایی، روز شنبه با قرار کفالت از زندان آزاد شد. خانم حلیمی به همراه برادر خود، فرهاد حلیمی دوم مرداد ماه پس از خودداری محمد مصطفایی از معرفی خود به دادستانی انقلاب، توسط مأموران امنیتی بازداشت شده بودند. چند روز پس از این پدر خانم حلیمی نیز توسط مأموران امنیتی بازداشت شد. محمد مصطفایی، حقوق دان و وکیل دادگستری که از ایران خارج شده و در ترکیه تقاضای پناهندگی کرده است، پیشتر از وضعیت نزدیکانش ابراز نگرانی کرده و نگهداشتن آنها در زندان را گروگانگیری مقامهای امنیتی و قضایی ایران، قلمداد کرده بود. پیش از آزادی فرشته حلیمی، پدر و برادر وی نیز از زندان آزاد شده بودند.
بابک بردبار، عکاس و یکی از ۱۷ زندانی سیاسی، که در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده بود، شنبه شب از زندان آزاد شد و بدین ترتیب یکی از شروط پنجگانه زندانیانی اعتصابی محقق شد. بابک بردبار در حالی آزاد شده است که هنوز ۱۶ زندانی دیگر در اعتصاب غذا به سر میبرند.بابک بردبار، عکاس خبری و یکی از ۱۷ زندانی سیاسی، که در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده بود، شنبه شب از زندان آزاد شد و بدین ترتیب یکی از شروط پنجگانه زندانیانی اعتصابی محقق شد. بیشتر بخوانید: درخواست خانوادههاى زندانیان سیاسى از صادق لاریجانی برای پایان اعتصاب غذا در اوین بابک بردبار که خود نیز به جمع اعتصابیون پیوسته بود، قرار بود به مناسبت نیمه شعبان آزاد شود که این امر محقق نشد، به طوریکه این گروه از زندانیان آزادی وی را جز شروط خود برای پایان دادن به اعتصاب غذا قرار دادند. بابک بردبار، ششم دیماه سال گذشته که مقارن با اعتراضات گسترده در روز عاشورا بود، هنگام عکاسی در تهران بازداشت شد؛ وی در اردیبهشت ماه امسال برای ۱۵ روز به مرخصی آمد و پس از آن دوباره به زندان اوین بازگشت. بابک بردبار در حالی آزاد شده است که هنوز ۱۶ زندانی دیگر در اعتصاب غذا به سر میبرند و تاکنون تلاش خانوادهها برای تماس تلفنی یا ملاقات با آنها بینتیجه بوده است. علی مليحی فعال دانشجويی و عضو ادوار تحکيم وحدت، بهمن احمدی امويی روزنامهنگار، حسين نورانینژاد روزنام نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجويی و سخنگوی ادوار تحکيم وحدت، علی پرويز فعال دانشجويی، حميدرضا محمدی فعال سياسی، جعفراقدامی فعال مدنی، ضيا نبوی دانشجوی محروم از تحصيل، ابراهيم بابايی فعال مدنی، کوهيار گودرزی فعال حقوق بشر، مجيد دری فعال دانشجويی، مجيد توکلی فعال دانشجويی، کيوان صميمی روزنامهنگار، غلامحسين عرشی و محمد حسين سهرابیراد ۱۶ زندانیای هستند که از نزدیک به دو هفته پیش در اعتصاب غذا به سر میبرند. تاکنون شماری از شخصیتهای برجسته سیاسی از این زندانیان خواستهاند که به اعتصاب غذای خود پایان دهند. روز پنجشنبه میرحسین موسوی نیز با صدور پیامی از این زندانیان سیاسی خواست که به اعتصاب غذای خود را بشکنند. آیتالله بیات زنجانی، از مراجع تقلید، عبدالله نوری، وزیر کشور دولت خاتمی، احمد صدر حاج سید جوادی، وزیر کشور دولت بازرگان و از فعالان ملی مذهبی، از دیگر شخصیت های برجستهای هستند که از این زندانیان درخواست کردهاند به اعتصاب غذای خود پایان دهند. مهدی کروبی نیز، روز جمعه در دیدار با جمعی از خانوادههای روزنامهنگاران زندانی، از زندانیان اعتصابی خواست به خاطر سلامت خود به اعتصاب غذا پایان دهند. درهمین حال خانوادههاى زندانیان اعتصابی روز شنبه با انتشار نامهاى خطاب به صادق لاریجانى، رئیس قوه قضائیه جمهورى اسلامى، خواستار رسیدگى به وضعیت بستگان زندانى خود و انتقال آنها به بند عمومى به منظور پایان اعتصاب غذاى آنها شدهاند. در بخشى از نامه خانوادههاى این گروه از بازداشتشدگان رویدادهاى پس از انتخابات خطاب به رئیس قوه قضائیه که رونوشتى از آن براى رئیس و نمایندگان مجلس، رئیس سازمان زندانها، رئیس دادگسترى استان تهران و رئیس زندان اوین نیز ارسال شده، آمده است: «از جنابعالى تقاضا داریم با اشرافى که به مقوله عدالت دارید، در این امر دخالت فرموده و ترازوى عدالت را بین قوه غضبیه- شهویه- عقلیه مسئولین امور زندانیان، در حد اجراى دستورالعملهاى ناقص زندان اعمال فرمایید و جهت رفع نیازهاى اولیه این این محبوسان و اسیران اقدام نموده و با دستور انتقال زندانیان از سلولهاى انفرادى به بند عمومى به اعتصاب غذاى آنان پایان دهید و نگذارید از قبل جهالت و بىتدبیرى برخى از مامورین، خطر فاجعه انسانى در رخداد مرگ ناشى از اعتصاب غذا گریبانگیر زندانیان و مسئولان شود و ارزشهاى اسلامى و ملى بیش از این مخدوش گردد.»
همزمان با نتشار خبرهايی مبنی بر وخامت اوضاع جسمانی عيسی سحرخيز، روزنامه نگار زندانی، کارگروه «بازداشت های خودسرانه» سازمان ملل متحد، از مقامات ايران خواست او را فورا آزاد کند.همزمان با انتشار خبرهايی مبنی بر وخامت اوضاع جسمانی عيسی سحرخيز، روزنامه نگار زندانی، کار گروه «بازداشتهای خودسرانه» سازمان ملل متحد، با محکوم کردن بازداشت يک ساله آقای سحرخيز، از مقامات ايران خواست او را فورا آزاد کند. متن نامه کار گروه «بازداشت های خودسرانه» سازمان ملل متحد به مقامات ايران توسط خانواده و وکيل مدافع عيسی سخر خيز روز شنبه منتشر شده است. در اين نامه علاوه بر در خواست آزادی فوری و بی قيد شرط عيسی سحر خيز، از مقامات جمهوری اسلامی ايران خواسته شده است تا «دادگاهی عادلانه بر اساس استانداردهای بينالمللی برای رسيدگی» به اتهامات عيسی سحرخيز تشکيل شود. عيسی سحرخيز، مدير کل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد در دوران رياست جمهوری محمد خاتمی، پس از انتخابات رياست جمهوری سال گذشته توسط ماموران امنيتی بازداشت شد و بنا به نوشته دفاعيهاش، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت، که از جمله منجر به شکستگی دنده وی شد. مهدی سحرخيز، فرزند اين روزنامه نگار زندانی، در این باره به رادیو فردا گفت :«شکايتی توسط وکيل عيسی سحر خيز به سازمان ملل متحد ارائه شده بود و پس از يکسال پاسخ دادند و اين نامه را برای مقامات ايرانی فرستادند که مقامات ايرانی پاسخی به اين نامه ندادند. طبق اظهار نظر اين گروه بازداشت پدر من غير قانونی است». نگرانی از وضعيت جسمی عيسی سحر خيز مهدی سحرخيز درباره وضعيت جسمی عیسی سحرخیز میگويد:«پدرم ديشب ساعت سه نصف شب زمين خورده است و به سختی می توانند ده قدم راه بروند . ديسک کمر ايشان مشکل پيدا کرده و روی دو رگ سياتک امده است، ايشان نياز خيلی مبرمی به مراجعه به بيمارستان و دکتر دارند.» مهدی سحرخيز می افزايد:« تنها چيزی که الان می تواند ايشان را سرپا نگه دارد قرص های مسکن است و آمپول های فراوانی که به ايشان می زنند که بتواند درد را تحمل کند. ايشان الان قادر به حرکت نيست». مهدی سحرخيز می گويد شرايط بد زندان اصلی ترين دليل وخامت شرايط جسمی پدرش است. مهدی سحرخيز هم چنين تاکيد کرده است که پدرش پيش از زندان هيچ مشکلی نداشت است و بيماری وی در جريان بازداشت در يکسال اخير رخ داده است. اخبار تاييد نشده ای درباره صدور حکم محکوميت عيسی سحرخيز به زندان منتشر شده است. ولی مهدی سحرخيز از صدور چنين حکم اظهار بی اطلاعی کرده است. اتهام های عيسی سحرخيز تحت عنوان «شرکت در اغتشاشات پس از انتخابات» و «تشويق مردم به اغتشاش»، که هنگام بازداشت عليه وی اعلام شد، پيش از برگزاری دادگاه به «توهين به مقام رهبری» و «فعاليت و تبليغ عليه نظام» تغيير يافته بود.
شماری از فعالان جنبش سبز در خارج از یک شبکه تلویزیونی با نام «شبکه سبز ایران» راهاندازی کردهاند که پخش اینترنتی آن آغاز شده و پخش ماهوارهای آن نیز تا چند روز دیگر آغاز خواهد شد.شماری از فعالان جنبش سبز در خارج از یک شبکه تلویزیونی با نام «شبکه سبز ایران» راهاندازی کردهاند که پخش اینترنتی آن آغاز شده و پخش ماهوارهای آن نیز تا چند روز دیگر آغاز خواهد شد. به نوشته پایگاه اینترنتی کلمه، روز جمعه ۱۵ مرداد ماه و همزمان با یکصد و چهارمین سالگرد نهضت مشروطیت ایران پخش اینترنتی برنامههای شبکه تلویزیونی رسا آغاز شده است. بیشتر بخوانید: تاثیر رسانههای فارسی زبان خارج از کشور در فرهنگ و جامعه ايران رسانههای اختصاصی جنبش سبز: رونق، مورد تهاجم، تثبیت بنیانگذاران این شبکه که خود را «جمعی از همراهان جنبش سبز مردم ایران» معرفی کردهاند، با انتشار بیانیهای اعلام کردهاند، پخش ماهوارهای «شبکه سبز ایران» در دهه اول ماه رمضان آغاز خواهد شد. زمینه فعالیت این شبکه تلویزیونی تازه تاسیس نیز «انعکاس و پخش اخبار، تحلیل، گزارش و برنامه های فرهنگی، هنری، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی» اعلام شده است. این شبکه تلویزیونی در حالی آغاز به کار کرده است که به دنبال گسترش اعتراضها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران، مقامهای جمهوری اسلامی اغلب روزنامهها و نشریات متعلق به اصلاحطلبان را توقیف کرده و سایتهای اینترنتی آنها را نیز مسدود کردهاند. مقامهای جمهوری اسلامی همچنین با صرف هزینههای هنگفتی، پخش ماهوارهای شبکههای فارسی زبان مستقر در خارج از کشور را نیز مختل کردهاند و هنوز معلوم نیست که آیا این تلویزیون رسا نیز به چنین سرنوشتی دچار خواهد شد یا خیر. در این میان بنیانگذاران شبکه تلویزیونی رسا در بیانیه خود با تشریح منشور ده مادهای «شبکه سبز ایران»، هدف از تاسیس این شبکه را انعکاس «صدای ملت ایران با کیفیت بهتر و موثرتر» عنوان کردهاند. در این بیانیه همچنین آمده است: « صدای ملت ما صدای آزادی، عدالت و حاکمیت قانون است. صدایی که با گلوله، زندان، شکنجه، تحقیر و تهمت نه تنها خاموش نشده است، بلکه طنینی جهانی یافته است.» موسسان شبکه تلویزیونی رسا مخاطب اصلی خود را ایرانیانی دانستهاند که «به دلیل انسداد فضای سیاسی و اجتماعی از خبر محروم ماندهاند.» آنها همچنین اعلام کردهاند که به هیچ دولت، سازمان و نهادی که از بودجه خارجی استفاده میکند، وابسته نیستند و بودجه خود را از طریق «تبلیغات و کمکهای مردم ایران» تامین خواهند کرد. در منشور «شبکه سبز ایران» در این باره آمده است: « رسا موسسهای است غیر انتفاعی و مستقل از احزاب، سازمانها و نهادهای سیاسی دولتی و غیر دولتی که به دلیل خفقان موجود در کشور، خارج از ایران ثبت شده و در چارچوب اصول مطرح شده در این منشور فعالیت میکند. منابع مالی این شبکه تنها از طریق کمکهای مردمی و تبلیغات خواهد بود و از هیچ دولت و یا سازمان دولتی خارجی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم مطلقاً کمکی دریافت نخواهد کرد.»
طبق گزارش برخی از سایت های نزدیک به اصلاح طلبان، بابک بردبار، عکاس خبری روز شنبه از زندان آزاد شد. آقای بردبار که برای آژانس خبری عکس کار می کرده در روز عاشورای سال گذشته در تهران بازداشت شده بود. بابک بردبار به همراه چند تن از دیگر زندانیان سیاسی از هفته گذشته تا کنون دست به اعتصاب غذا زده بود.
حمید رسایی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی، می گوید محمد خاتمی، رییس جمهوری سابق ایران، دریافت کننده یک میلیارد دلارِ مورد ادعای آیت الله جنتی است. آقای رسایی در گفت و گو با سایت خبری "شبکه ایران" ادعا کرد، آقای خاتمی این پول را در جریان سفری به عربستان از ملک عبدالله، پادشاه این کشور، دریافت کرده است. محمد خاتمی، رییس جمهوری سابق ایران، پیشتر ادعای آیت الله احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، درباره اینکه سران اصلاح طلب برای سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی از آمریکا یک میلیارد دلار پول دریافت کرده اند، "دروغ پردازی" خوانده و خواستار پیگیری قضایی موضوع شده بود.
عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان، با تکرار اتهام مالی دبیر این شورا به سران اصلاح طلب گفت، آیت الله جنتی در این باره اسنادی در اختیار دارد. به گزارش خبرگزاری ایرنا، آقای کدخدایی روز شنبه در جمع خبرنگاران افزود، این اسناد در صورت برگزاری دادگاهی برای محاکمه رهبران مخالفان دولت ارایه خواهد شد. آیت الله احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، چندی پیش گفته بود، اسنادی دارد که نشان می دهند آمریکا به سران اصلاح طلب یک میلیارد دلار پول داده است تا حکومت جمهوری اسلامی را سرنگون کنند. شخصیت ها و احزاب اصلاح طلب با رد این اتهام خواستار انتشار این اسناد شدند.
فرانسه و آلمان کشتن ۸ امدادگر خارجی را در افغانستان محکوم کردند. این امدادگران که جسدشان روز جمعه در شمال افغانستان کشف شد، شامل یک زن آلمانی، ۶ آمریکایی و یک نفر دیگر است که ملیتش مشخص نیست. یک سخنگوی شورشیان روز شنبه اعلام کرد اعضای گروه طالبان، این افراد را کشته اند چرا که آنها "برای آمریکا جاسوسی" و "برای مسیحیت تبلیغ" می کرده اند. دولت آلمان خواستار تحقیق درباره این رویداد شده و وزیر خارجه فرانسه آن را "بزدلانه و بیرحمانه" خوانده است.
اسفنديار رحيم مشايی دعوت نامه منتشر شده برای هوشنگ امير احمدی جهت شرکت در همايش ايرانيان مقيم از خارج توسط روزنامه کيهان را «جعلی» خوانده است، در همین زمینه آقای امير احمدی به راديو فردا گفته است حضور وی در هتل همايش تصادفی بوده است.اسفنديار رحيم مشايی، رئيس دفتر و جانشين رئيس جمهوری ايران در شورای ايرانيان خارج از کشور، دعوت نامه منتشر شده برای هوشنگ امير احمدی جهت شرکت در همايش ايرانيان مقيم از خارج توسط روزنامه کيهان را «جعلی» خوانده است، در همین زمینه آقای امير احمدی به راديو فردا گفت حضور وی در هتل همايش تصادفی بوده است. «همايش ايرانيان مقيم خارج» از ۱۱ تا ۱۴ مردادماه در تهران برگزارشد، اما انتشار خبر حضور هوشنگ امير احمدی، رئيس شورای ايرانيان- آمريکاييان، در اين همايش، اين کنفرانس را تحت الشعاع خود قرار داد. در واکنش به خبر حضور هوشنگ امير احمدی در اين همايش، روزنامه کيهان روز سهشنبه ۱۱ مرداد روزنامه به موضوع دعوت و حضور اميراحمدی در همايش پرداخت و در روز پنجشنبه ۱۴ مرداد تصوير دعوتنامهای را بهعنوان «دعوتنامه اميراحمدی»منتشر کرد. اين در حالی است که اسفنديار رحيم مشايی روز شنبه، گفته است: «اگر ايشان دعوت میشد در همايش حضور پيدا میکرد. ايشان اصلا دعوت نشده و آن دعوتنامهای که در اين روزنامه منتشر شده جعل اين روزنامه است و يک دروغ بزرگ است». درهمين حال هوشنگ امير احمدی در پاسخ به اين پرسش راديو فردا که آيا اصولا از وی دعوت شده بود يانه؟، گفت:«اين وظيفه دولت است که به اين پرسش جواب بدهد اين وظيفه من نيست و اميدوارم دولت هم با شفافيت به اين پرسش پاسخ دهد.» هوشنگ امير احمدی میگويد با هزينه خود به ايران سفر کرده است و هيچ نقشی در سازمان دادن اين کنفرانس نداشته است. هوشنگ امير احمدی همچنین گفته است حضوری وی در هتل استقلال که شرکت کنندگان همايش ايرانيان مقيم خارج در آن حضور داشتند کاملا «تصادفی» بوده است. هوشنگ امير احمدی گفته است:«من دراين يکسال گذشته بيش از چهار يا پنج بار به ايران سفر کرده ام و هربار که به ايران می روم محل اقامتم هتل استقلال بوده است و همه دوستانم نيز اين را میدانند.» «رجانيوز » وب سایت نزدیک به دولت محمود احمدی نژاد نیز نوشته است آقای اميراحمدی «در تاريخ دو مردادماه ۱۳۸۹ وارد تهران شده و ۱۳ مرداد تهران را ترک کرده است. البته اسم او در مدعوين دعوت شده هتل استقلال وجود ندارد و در سالن همايش ايرانيان نيز حضور نداشته است.» هوشنگ امير احمدی درباره دلايل پاسخ ندادن به اين پرسش که آيا به همايش دعوت شده بود يانه میگويد: «دو جناح در داخل کشور بر سر قضيه من و دعوت به کنفرانس میخواهند تسويه حساب کنند به ويژه کيهان و آقای (حسين) شريعتمداری که هميشه عليه من خزعبلات زيادی مینويسد حالا بهانهای به دست آورده که آقای رحيم مشايی و دوستانشان را دچار دردسر کند و من نمیخواهم (عامل) حرکت آنچه که آقای شريعتمداری (میخواهد) عليه آقای مشايی به پيش ببرد بشوم». هوشنگ امير احمدی میافزايد: «آقای رحيم مشايی را آدم خيلی خوبی میدانم، فکر میکنم، فکر خيلی خوبی دارد کار های خيلی خوبی را انجام میدهد؛ الان نمی خواهم اينجا کيسه بکس آقای شريعتمداری عليه آقای مشايی بشوم». هوشنگ امير احمدی میگويد نمیخواهد وارد بازیهای «سياسی» بشود، به همين دليل از پاسخ صريح به اين پرسش خودداری میکند. هوشنگ امير احمدی میافزاید: «من وارد بازی های جناحی نمیشوم و يک آدم ملی و فرا جناحی هستم مخصوصا در اين بازی که الان وجود دارد من را وسط گذاشتهاند مطمئنم که هدف نيرويی که مشخصا با کيهان کار میکند اين است که میخواهد از اتفاقی که افتاده برعليه آقای رحيم مشايی و دوستانش و در تحليل نهايی عليه آقای احمدی نژاد سوء استفاده بکند». به دنبال اوج گیری جنگ لفظی کیهان و رییس دفتر رییس جمهوری ایران، اسفنديار رحيم مشايی روز چهارشنبه گفته بود: «حضور اميراحمدی ربطی به نهاد رياست جمهوری ندارد». اما روزنامه کيهان در روز پنجشنبه در واکنش به اين اظهارات اسفنديار رحيم مشايی نوشته بود: «مگر همايش ياد شده، حمام عمومی است که هر کس بتواند بدون دعوت قبلی سرش را پائين انداخته و وارد آن شود؟! و اگر چنين است، آنهمه هزينه هنگفت- از کيسه بيتالمال- برای حفاظت و تأمين امنيت همايش و صدور کارت ويژه ميهمانان و... برای چه بوده است؟!» موضوع حضور هوشنگ امير احمدی در ايران پيش تر نيز باعث رويارويی کيهان و اسفنديار رحيم مشايی شده بود. سال گذشته روزنامه کيهان نوشته بود که هوشنگ امير احمدی از سوی اسفنديار رحيم مشايی به ايران دعوت شده است. اما آقای رحيم مشايی ضمن تکذيب اين اين ادعا از روز نامه کيهان شکايت کرد. روز نامه کيهان که زیر نظر حسين شريعتمداری مدير مسئول این روزنامه و نماينده ولی فقيه در مؤسسه کيهان، اداره می شود از هوشنگ امير احمدی به عنوان «دلال رابطه» ايران و آمريکا نام میبرد.
منابعی در ایران که نخواسته اند نامشان فاش شود به رادیو فردا گفته اند منصور اسانلو، رییس زندانی هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، بار دیگر به زندان محکوم شده است. اتهام آقای اسانلو "ارتباط با مخالفان نظام جمهوری اسلامی" اعلام شده است. محاکمه این فعال کارگری هفته گذشته در دادگاه انقلاب کرج بدون حضور وکلای او برگزار شده است. میزان محکومیت منصور اسانلو هنوز مشخص نیست. آقای اسانلو در سال ۸۶ به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" و "تبلیغ علیه نظام" به ۵ سال زندان محکوم شده بود و هم اکنون در حال گذراندن این دوره است. سازمان بین المللی کار چندی پیش اعلام کرده بود که قوه قضاییه جمهوری اسلامی با آزادی وی موافقت کرده است.
ادامه بارش باران سبب شده است تا دولت پاکستان عملیات انتقال خانواده هایی را که در معرض سیل قرار دارند آغاز کند. تاکنون بیش از نیم میلیون نفر از کسانی که در اطراف رودخانه «سِند» زندگی می کنند، به مناطق امن منتقل شده اند. جاری شدن سیل در پاکستان تا کنون ۱۶۰۰ کشته بر جای گذاشته و به حدود ۱۵ میلیون تن آسیب وارد کرده است. یوسف رضا گیلانی، نخست وزیر پاکستان از جامعه بین الملل درخواست کمک فوری کرده است.
در پی ادامه آتش سوزی های گسترده در روسیه، آسمان شهر مسکو امروز (شنبه) بار دیگر با لایه ضخیمی از دود پوشیده شد. مقام های روس می گویند میزان مونوکسید کربن در هوای پایتخت کشورشان، ۵ برابر، بیش از میزان قابل تحمل برای انسان است. گرمای بی سابقه در روسیه در روزهای گذشته سبب بروز آتش سوزی های گسترده در این کشور شده است. کارشناسان هواشناسی پیش بینی کرده اند، گرما در روزهای آینده نیز ادامه داشته باشد.
محمد مصطفایی وکیل دادگستری، روز جمعه پس از چند روز بازداشت در استانبول آزاد شد و اکنون در ترکیه منتظر است تا مقدمات سفرش به اروپا فراهم شود؛ محمد مصطفایی پس از آن که از سوی دادسرا احضار شد، خاک ایران را ترک کرد؛ این درحالی است که همسر وی هچنان در بازداشت به سر میبرد. محمد مصطفایی وکیل دادگستری، روز جمعه پس از چند روز بازداشت در استانبول آزاد شد و اکنون در ترکیه منتظر است تا مقدمات سفرش به اروپا فراهم شود؛ محمد مصطفایی پس از آن که از سوی دادسرا احضار شد، خاک ایران را ترک کرد؛ این درحالی است که همسر وی هچنان در بازداشت به سر میبرد. محمد مصطفایی در گفتوگویی که با رادیو فردا انجام داده، از آخرین وضعیت خود میگوید. محمد مصطفایی: من بعد از اینکه به صورت غیرقانونی وارد خاک ترکیه شدم، این موضوع را هم به سازمان ملل و هم عفو بینالملل و چند تا از نهادهای بینالمللی اعلام کردم و آنها هم به دولت ترکیه این موضوع را اطلاع دادند. در شهر وان به سمت استانبول سوار هواپیما شدم. در فرودگاه استانبول اسم و فامیل مرا صدا کردند و من به پلیس رفتم. از روز جمعه پلیس مرا تحت نظارت خودش نگاه داشت . من سه روز در پلیس فرودگاه استانبول بودم. به دلیل تعطیلاتی که وجود داشت؛بعد از سه روز مرا آوردند جای دیگری که پناهندهها آنجا بودند. کلا چهار روز در آن مکان بودم. تا اینکه یکی از روزنامههای ترکیه به نام رادیکال خبر بازداشت مرا در ترکیه منتشر کرد. وقتی این خبر منتشر شد، میشود گفت تمام روزنامههای ترکیه دیروز و امروز در مورد من نوشته بودند. تا اینکه از طرفی هم سازمان ملل و هم اتحادیه اروپا و هم سفارتخانههای مختلف به خصوص سفارت نروژ پیگیر کار من شدند و دولت ترکیه پذیرفت که من دیگر روز جمعه آزاد شوم. در حال حاضر اتحادیه اروپا حالا خواسته که امنیت مرا حفظ کنند و آنها هم پذیرفتهاند که امنیت مرا حفظ کنند. بنابراین مرا به یک محل دیگر آوردند تا اینکه تکلیف من مشخص شود. ـخودتان میدانید که از ترکیه به کجا خواهید رفت یا هنوز روشن نیست؟ سفارت نروژ خیلی پیگیر بود که زودتر خارج شوم و چون ویزای من از سفارت نروژ بود، آنها پذیرفتند که مرا به نروژ ببرند. من فکر میکنم که نروژ خواهم رفت. ـآیا متداول است که هر کسی که به صورت غیر مجاز وارد خاک ترکیه بشود، بازداشت بشود؟ وقتی کسی به صورت غیرقانونی وارد خاک ترکیه میشود، یک پروسهای را باید بگذراند. این پروسه، پروسه خیلی طولانی است. ولی بعد از اینکه خبر من در روزنامههامنتشر شد و سازمانها و کشورهای مختلف متوجه شدند که من در ترکیه هستم، پیگیری کردند، نامهنگاری کردند و در نهایت دولت ترکیه را مجبور کردند کار مرا خیلی سریع انجام دهند که من زودتر کشور ترکیه را ترک کنم. ـآقای مصطفایی! شما چرا مجبور شدید این تصمیم را بگیرید که ایران را ترک کنید؟ من کارنامهای که در این چند سال داشتم، کارنامه بدی نبود. لااقل این افتخار را کسب کردم که توانستم در حدود ۵۰ نفر را از اعدام و قصاص و سنگسار نجات دهم و تمام مدارکش هم وجود دارد. پرونده من همهاش هست. حتی اگر وکیل اولیای دم هم بودم، خواستهام این بود که یک نفر از مرگ نجات پیدا کند. به هر حال خیلی دوست داشتم در ایران کار کنم. ولی متاسفانه عدهای مانع شدند. اگر خانم من دستگیر نمیشد، روز بعد من خودم میرفتم به بازپرسی، پاسخ میدادم. هیچ واهمهای هم از زندان نداشتم. قبلاً هم رفته بودم زندان. هیچ ترسی هم نداشتم که بخواهم محاکمه شوم. ولی وقتی دیدم که این روند رسیدگی در این قسمت از دادگستری که مجزا است از دستگاه قضایی ولی به اسم دستگاه قضایی دارد کار میکند، من ترجیح دادم که خودم را معرفی نکنم و حاضر شدم که حتی خطرات آمدن به اینجا را بپذیرم، چندین ماه هم اینجا بمانم و در زندان اینجا هم بمانم ولی نروم در مرجع قضایی محاکمه شوم که بازپرس آن مرجع متاسفانه بدیهیترین اصول اولیه دادرسی را اطلاع نداشته باشد و بر خلاف قانون حکم جلب مرا صادر کند و متعاقب آن بیاید همسرم و برادرشان را دستگیر کنند. بدتر از همه اینست که وقتی که پدر خانمم رفت برای اینکه بچهاش را ملاقات کند، ایشان را هم بازداشت کنند.
اسفندیار رحیم مشایی، در واکنش به انتقادهای گستردهای که به وی درباره اظهارات اخیرش شده است، گفت سخنانی که درباره «مکتب ایران» زده حرف تازهای نیست.اسفندیار رحیم مشایی، روز شنبه در واکنش به انتقادهای گستردهای که به اظهارات اخیرش درباره «مکتب ایران» شده است، گفت که وی حرف تازهای نزده و در عین حال منتقدان خود را «به خدا واگذار» کرد. بیشتر بخوانید: واکنش تند اصولگرایان به اظهارات رحیم مشایی درباره «مکتب ایران» اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر محمود احمدینژاد، در جمع خبرنگاران گفت: «متاسفانه مثل همه صحبتهای قبلی من برخی دوست دارند كه فحشی به من بدهند خب، بدهند، اگر دوست دارند. اگر دوست دارند فحش بدهند، بدهند ولی من فكر میكنم ملت ایران انتظار دارد كه حرفها را منطقی بزند.» رئیس دفتر محمود احمدینژاد به تازگی در مراسم اختتامیه همایش ایرانیان خارج کشور گفته بود: «از مکتب اسلام دریافتهای متنوعی وجود دارد اما دریافت ما از حقیقت ایران و حقیقت اسلام، مکتب ایران است و ما باید از این به بعد مکتب ایران را به دنیا معرفی کنیم.» اکنون اسفندیار رحیم مشایی در توضیح گفتههای خود میگوید:« این حرف من حرف جدیدی نبود، بارها گفتهام و این حرف، حرف امام(ره) است. امروز حرفهای مختلفی در دنیا به نام اسلام زده میشود؛ آیا ما قبول داریم؟ ما قبول نداریم. ما اسلامی را قبول داریم كه امروز در ایران مستقر است. در سخنرانی خود نیز تصریح كردم كه اسلام ناب این است، اندیشه ناب این است. تعجب میكنم از برخی از صحبتهایی كه در مورد این مطلب گفته میشود.» پیش از این علی مطهری، احمد توکلی، دو نماینده اصولگرای مجلس و احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران به شدت به سخنان رئیس دفتر محمود احمدینژاد واکنش داده بودند. روز شنبه در ادامه این واکنشها، محمد یزدی، عضو مجلس خبرگان گفت: «بار دیگر آقای مشایی در بحثهایی كه در شان وی نیست، وارده شده و اظهارنظرهای غلط و نابهجا كرده است.» محمد یزدی با اشاره به «مکتب ایرانی» که اسفندیار رحیم مشایی از آن یاد کرده بود، تاریخ ایران را زیر سئوال برد و گفت: «ایران شاهنشاهی در طول تاریخ، جز ظلم و ستم و وابستگی به شرق و غرب كار چشمگیری نداشته(است).» روز شنبه نمایندگان دیگری نیز به جمع منتقدان رئیس دفتر محمود احمدینژاد پیوستند و خواستار توضیح رئیس دولت دهم در این باره شدند. زهره الهیان، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: «باید دكتر محمود احمدینژاد به طور صریح نظرات خود را در خصوص اظهاارت رئیس دفتر خود بیان كند.» وی افزود: «انتظار علما و امت حزب الهی از رئیس جمهور اصولگرا و ارزشی این است كه نسبت به اظهارات شخصی در مقوله فرهنگ و اسلام برخوردهای قاطعی صورت گیرد.» علی بنایی، نماینده قم در مجلس، نیز گفته است که اظهار نظرهایی که اسفندیار رحیم مشایی میکند «تعمدی» است تا به گفته وی «بازخورد» آن دیده شود. این نماینده مجلس گفت: «آقای مشایی هر چند ماه یک بار حرفی را مطرح میکند اما پس از مدتی این اظهارات را فراموش میشود؛ در صورتیکه با در کنار هم قرار دادن این اظهارات محتوای آن کاملاً مشخص میشود .» علی بنایی، با بیان اینکه «باید مشخص شود که این حرف ها متعلق به خود ایشان است یا نه»، گفت: «عدهای معتقدند که مشایی اینگونه مطالب را به احمدینژاد خط میدهد که سرانجامش ایجاد فشار بر روی شخص رئیس جمهور و دولت است؛ عدهای دیگر نیز بر این باورند که احمدینژاد نژاد نفر دوم کشور است و به دلیل زیرکی هیچ وقت از مشایی خط نمیگیرد. اما به هر حال در این موارد تنناقضاتی وجود دارد.» مهدی کوچکزاده دیگر نماینده مجلس نیز در وبلاگ شخصیاش محمود احمدینژاد را خطاب قرار داده و نوشت: «اگر ادعا شود همه خصلتهای نیکو و علوم قدیم و جدید و . . . در وجود آقای مشائی جمع است،..اگر مصاحبت با آقای مشائی تا آن حد لذت بخش و مسرت آفرین باشد که انسان خود را در او ببیند و . . . همه اینها برای علاقه مندان شما که با نگرانی وقایع این روزها را آنهم در مسمومترین فضای رسانهای دنبال می کنند، نیاز به اثبات در عمل دارد و ممکن است زمانی طولانی برای اثبات این ادعاها مورد نیاز باشد که اگر بخواهید چنین زمانی را به این امر اختصاص بدهید ممکن است با خسارتهای غیر قابل جبرانی مواجه شوید و شویم که پشیمانی از آن سودی نبخشد.» اسفندیار رحیم مشایی در دولت نهم سمت ریاست سازمان گردشگری و معاونت رییس جمهوری را بر عهده داشت و پس از انتخابات رایست جمهوری ۱۳۸۸ و پیش از برگزاری مراسم تنفیذ و تحلیف، از سوی محمود احمدینژاد به عنوان «معاون اول» انتخاب شد؛ با این حال این معاون اولی وی چند روزی طول نکشید و در پی مخالفت رهبر جمهوری اسلامی وی از سمت خود استعفا داد و محمود احمدینژاد این بار وی را به عنوان ریاست دفتر خود انتخاب کرد. اسفندیار رحیم مشایی در تیرماه ۱۳۸۷ گفته بود که «ایران امروز با مردم آمریكا و اسرائیل دوست است» که انتقادهای فراوانی در اصولگرایان برانگیخت و رهبر جمهوری اسلامی هم شخصا به این گفته واکنش نشان داد. وی که سابقه آشناییاش با رئیس دولت به دوران فرمانداری محمود احمدینژاد در خوی برمیگردد، پدر عروس محمود احمدینژاد نیز است. به تازگی، مرتضی نبوی، از چهرههای سرشناس اصولگرا، در مصاحبهای، ابراز نگرانی کرده است که طیفی از اصولگرایان به دنبال اسلام منهای روحانیت هستند. مرتضی نبوی در این باره گفت: «این طیف از اصولگرایان طرفدار كنار گذاشتن نقش روحانیت در جامعه در همه امور دینی، فقهی و سیاسی هستند. اینها به ولایت فقیهی كه حضرت امام راحل تبیین كرده و ما به آن معتقدیم، اعتقادی ندارند.»
خانوادههاى ۱۷ تن از زندانیان سیاسى زندان اوین که از چندین روز پیش در اعتصاب غذا به سر مىبرند، در نامهاى به رئیس قوه قضائیه، از وى خواستهاند، براى پایان اعتصاب غذاى زندانیان دستور انتقال آنها را از سلولهاى انفرادى به بند عمومى صادر کند..در حالى که خانوادههاى ۱۷ تن از زندانیان سیاسى زندان اوین که از چندین روز پیش در اعتصاب غذا به سر مىبرند، در نامهاى به رئیس قوه قضائیه، از وى خواستهاند، براى پایان اعتصاب غذاى زندانیان دستور انتقال آنها را از سلولهاى انفرادى به بند عمومى صادر کند، انجمن اسلامى جامعه پزشکى نسبت به عوارض جسمانى اعتصاب غذا هشدار داده و خواستار رسیدگى فورى به درخواست زندانیان شده است. بیشتر بخوانید: اعتراض سازمان دیدبان حقوق بشر به «آزار و اذیت» ۱۷ زندانی سیاسی جمعی از خانواده های زندانيان سیاسی در مقابل دادستانی و دادگستری تهران تجمع کردند جلوگیری نيروهای ضد شورش از تجمع خانواده های زندانيان سياسی در مقابل دادستانی «گروهی از زندانيان سياسی زندان اوين دست به اعتصاب غذا زدند » به نوشته پایگاه اینترنتى کلمه، خانوادههاى ۱۷ تن از زندانیان سیاسى در زندان اوین تهران روز شنبه با انتشار نامهاى خطاب به صادق لاریجانى، رئیس قوه قضائیه جمهورى اسلامى خواستار رسیدگى به وضعیت بستگان زندانى خود و انتقال آنها به بند عمومى به منظور پایان اعتصاب غذاى آنها شدهاند. مجید توکلى، غلامحسین عرشى، عبدالله مومنى، کیوان صمیمى، على ملیحى، بهمن احمدى امویى، حسین نورانىنژاد، على پرویز، حمیدرضا محمدى، بابک بردبار، کوهیار گودرزى، مجید درى، محمد حسین سهرابىراد، جعفر اقدامى، ضیا نبوى، ابراهیم بابایى و پیمان کریمىآزاد ۱۷ نفرى هستند که از حدود ۱۳ روز پیش در اعتراض به بدرفتارى زندانبانان و شرایط نامناسب زندان دست به اعتصاب غذا زدهاند. به دنبال این اعتصاب غذا جمعى از اعضاى خانوادههاى این زندانیان در تاریخ ۹ مرداد با در دست گرفتن عکسهاى بستگان زندانى خود در مقابل دادستانى و دادگسترى تهران تجمع کرده و خواهان رسیدگى به خواستههاى این زندانیان شده بودند که پلیس ضد شورش با حمله به این تجمع، اعتراض کنندگان را مورد ضرب و شتم قرار داده و آنها را تهدید به بازداشت کرده بود. همچنین میرحسین موسوى و مهدى کروبى، دو تن از رهبران اصلاح طلب، آیت الله بیات زنجانى از مراجع تقلید، عبدالله نورى، وزیر کشور دولت خاتمى و احمد صدر حاج سیدجوادى، وزیر کشور دولت موقت مهدى بازرگان نیز پیش از این از زندانیان اعتصاب کننده خواستهاند، براى حفظ سلامتى خود به اعتصاب غذایشان پایان دهند. در این میان در بخشى از نامه خانوادههاى این گروه از بازداشتشدگان رویدادهاى پس از انتخابات خطاب به رئیس قوه قضائیه که رونوشتى از آن براى رئیس و نمایندگان مجلس، رئیس سازمان زندانها، رئیس دادگسترى استان تهران و رئیس زندان اوین نیز ارسال شده، آمده است:« فرزندان ما که در عارضه مستحدثه ناشى از انتخابات متهم و محکوم شدهاند و تقدیر شومى براى آنان به ناحق رقم خورده است، اینک درون زندان با نقض ابتدایىترین حقوق انسانى خود در مقام یک زندانى مواجه شدهاند.» خانواده زندانیان سیاسى زندان اوین با اشاره به «برخورد خارج از شئونات و خشونتآمیز» زندانبانان و مسئولان زندان با زندانیان و انتقال آنها به سلول انفرادى افزودهاند: « در چنین شرایطى که حقوق اولیه زندانیان و شئونات انسانى آنان، آگاهانه توسط مسئولین زندان اوین نقض شده است، آنها متوسل به قاعده «اکل میته» در شرایط اضطرار شده و به ناچار براى دستیابى به حقوق انسانى خود به اعتصاب غذا متوسل شدهاند.» در این نامه همچنین با ابراز تاسف از بىتوجهى مسئولین زندان و به ویژه دادستان تهران نسبت به «شرایط حاد جسمانى و خطرى که سلامتى و جان این زندانیان را تهدید مىکند»، آمده است: «این زندانیان از نیمه شعبان تاکنون بیش از دوازده روز است که در اعتصاب غذا به سر مىبرند و سلامتى آنان در معرض خطر جدى قرار گرفته و در این وضعیت آچمز دوازده روزه، هیچ مسئولى حاضر به پاسخگویى به آنان و خانوادههاى دردمند و نگران آنان نیست و گوش شنوایى براى اعمال عدالت وجود ندارد.» خانوادههاى زندانیان سیاسى در پایان خطاب به رئیس قوه قضائیه جمهورى اسلامى نوشتهاند: « اینک از جنابعالى تقاضا داریم با اشرافى که به مقوله عدالت دارید، در این امر دخالت فرموده و ترازوى عدالت را بین قوه غضبیه- شهویه- عقلیه مسئولین امور زندانیان، در حد اجراى دستورالعملهاى ناقص زندان اعمال فرمایید و جهت رفع نیازهاى اولیه این این محبوسان و اسیران اقدام نموده و با دستور انتقال زندانیان از سلولهاى انفرادى به بند عمومى به اعتصاب غذاى آنان پایان دهید و نگذارید از قبل جهالت و بىتدبیرى برخى از مامورین، خطر فاجعه انسانى در رخداد مرگ ناشى از اعتصاب غذا گریبانگیر زندانیان و مسئولان شود و ارزشهاى اسلامى و ملى بیش از این مخدوش گردد.» از سوى دیگر به نوشته سایت اینترنتى جرس، انجمن اسلامى جامعه پزشکى ایران نیز روز شنبه با انتشارنامهاى خطاب به صادق لاریجانى، با هشدار نسبت به پیامدهاى اعتصاب غذا براى سلامت زندانیان خواستار «رسیدگى سریع و و درمان کامل» این زندانیان پیش از «بروز عوارض جبرانناپذیر» شده است. در بخشى از این نامه مىخوانیم: « اعتصاب غذاى خشک سه نفر از این عزیزان در مرحله بحرانى قرار دارد. ادامه این شرایط و عدم تأمین خواستههاى به حق این عزیزان تهدید جدى جانى این جوانان برومند را از یک سو و نمایش شرایط نابسامان قضا و بدرفتارى با زندانیان سیاسى را از سوى دیگر به دنبال خواهد داشت.» انجمن اسلامى جامعه پزشکى افزوده است: « حتى در صورتى که اعتصاب غذا پس از این مدت طولانى با توصیه و درخواست رهبران و بزرگان قطع شود، نیز صدمات جبرانناپذیر پزشکى در سیستمهاى گوارشى، کلیوى و کبدى این جوانان عزیز تا سالیان دراز باقى خواهد ماند و یقیناً مسئولیت آن به عهده کسانى است که این شرایط را به آنان تحمیل کرده و موجب اعتصاب غذاى اعتراضى آنان و نیز تداوم آن شدهاند.»
از زمانی که وبسایت ویکیلیکس با انتشار دهها هزار سند محرمانه خبرساز شد، در بسیاری از محافل آمریکایی، گمانهزنیها بر سر این برخورد دولت آمریکا با دستاندرکاران این وبسایت، بالا گرفته است.از زمانی که وبسایت ویکیلیکس با انتشار دهها هزار سند محرمانه خبرساز شد، در بسیاری از محافل آمریکایی، گمانهزنیها بر سر این برخورد دولت آمریکا با دستاندرکاران این وبسایت، بالا گرفته است. خبرگزاری آسوشیتدپرس از واشینگتن واکنشهای احتمالی حقوقی- فنی و یا حتی نظامی دولت آمریکا به این وبسایت را بررسی کرده و پرسش کلیدی این گزارش این است که آمریکا با ویکیلیکس چه کار میتواند بکند؟ کوتاهترین پاسخی که به ذهن نویسنده این مقاله در آسوشیتدپرس میرسد این است که آمریکا کار چندانی از دستش بر نمیآید. او مینویسد قفل و کلیدهایی که وبسایت ویکیلیکس با آنها از اطلاعاتش محافظت میکند از یکطرف، قوانین موجود در ایالات متحده آمریکا از طرف دیگر و همچنین انتشار وسیع اطلاعات در اینترنت دست و بال دولت این کشور را برای مقابله با ویکیلیکس بسته است. ویکیلیکس اعلام کرده که سرگرم بررسی هزاران سند دیگر است تا آنها را نیز از طریق اینترنت در دسترس عموم قرار دهد. آسوشیتدپرس مینویسد اگر دولت آمریکا بیم آن دارد که این اطلاعات امنیت ملی ایالات متحده را تهدید میکند و یا جانهای بیشتری را در معرض خطر قرار میدهد ممکن است تصمیم بگیرد که با کمک کارشناسان اینترنتیاش به این وبسایت حمله کند، آن را از کار بیاندازد و اطلاعاتش را از بین ببرد. نرمافزاری که ویکی لیکس با آن از پروندههایش محافظت میکند از امنیت بسیار بالایی برخوردار است و به راحتی نمیتوان قفل آن را باز کرد اما آسوشیتدپرس معتقد است که کارشناسان تیم امنیت ملی آمریکا احتمالاً قادر خواهند بود این وبسایت را هک کرده و به داخل آن رخنه کنند. با اینحال، این خبرگزاری به نقل از کارشناسان سیستمهای امنیتی کامپیوتر مینویسد که هک کردن چنین وبسایتی به زمان بسیار زیادی نیاز دارد و تا آینده نزدیک قابل اجرا نیست. راه دیگر برخورد با ویکی لیکس استفاده از قانون است. در چارچوب قوانین آمریکا، دولت میتواند با مسایلی که امنیت ملی این کشور را تهدید میکند به طور قانونی برخورد کند. بر اساس همین قوانین، انتشار اطلاعات طبقهبندی شده خلاف قانون است. اما جولین اسانج، بنیانگذار و مدیر وبسایت ویکیلیکس، شهروند آمریکا نیست و آدرس دائمی در این کشور ندارد. بر اساس اظهارات یکی از وکلای آمریکایی، که کارشناس جرایم اینترنتی است، هنوز مشخص نیست که دولت آمریکا از نظر قانونی این حق را داشته باشد که مدیر استرالیاییتبار ویکیلیکس را به پای میز محاکمه بکشاند. راه حل سومی که پیش پای دولت آمریکاست این است که وبسایت ویکیلیکس را مسدود کند و نگذارد کاربران اینترنتی به آن دسترسی داشته باشند. به گزارش آسوشیتدپرس این گزینه هم نمیتواند مشکل دولت آمریکا را حل کند. این خبرگزاری به نقل از کارشناسان امور اینترنت مینویسد که فیلتر کردن یک وبسایت حس کنجکاوی مردم را درباره آن وبسایت افزایش میدهد و کاربران را تشویق میکند که با استفاده از فیلترشکن به اطلاعات موجود در آن وبسایت دسترسی پیدا کنند. آسوشیتدپرس در پایان جنجال ویکیلیکس را با انتشار اوراق محرمانه پنتاگون در سال ۱۹۷۱ مقایسه میکند که نیویورک تایمز اسرار بسیار محرمانه دولت آمریکا درباره جنگ ویتنام را منتشر کرده بود. این خبرگزاری به نقل از یک کارشناس امور آمریکا مقالهاش را این طور پایان میدهد که در آن سال چیزی که باعث سقوط دولت ریچارد نیکسون شد، انتشار آن اطلاعات محرمانه نبود بلکه تلاش نیکسون برای محروم کردن مردم از دسترسی به اخبار بود که دولتش را ساقط کرد.
سازمان ديدبان حقوق بشر با انتشار بيانيه ای از مقام های زندان اوين درخواست کرد تا به آنچه « آزار و اذيت زندانيان سياسی» ناميد، پايان دهد. اين سازمان از مقام های زندان خواست تا به حبس انفرادی ۱۷ زندانيان سياسی بند ۳۵۰ اوين پايان داده و آنها را از حقوق و مزايايشان، از جمله حق ديدار با خانواده و وکيل، بهرهمند کنند. جو استورک، معاون بخش خاورميانه ديدبان حقوق بشر، گفته است: «انتقال اين زندانیها به سلول انفرادی به جای پاسخ دادن به نگرانیهای مشروع آنها، تنها موجب آزار ديدن بيشتر اين زندانيان خواهد شد». آقای استورک تلاش اين زندانيان برای اخذ حقوق اوليه خود به عنوان زندانی را، نشاندهنده آن دانست که حقوق بشر در ايران در وضعيتی بحرانی قرار دارد. ۱۷ نفراز زندانيان سياسی و عقيدتی بند ۳۵۰ زندان اوين، از سيزده روز پيش، در اعتراض به بدرفتاری زندانبانان و شرايط نامناسب زندان دست به اعتصاب غذا زدهاند.
جعفر پناهی، کارگردان و فيملساز ايرانی، با فيلم کوتاه «آکاردئون»، يکی از بخشهای جشنواره فيلم ونيز ۲۰۱۰ را کليد خواهد زد. به گزارش وبسايتِ جشنواره فيلم ونيز، هفتمين مرحلۀ «روز مؤلفان؛ روزهای ونيز» که يکی از بخشهای جشنواره فيلم ونيز است، در تاريخ ۱۰ شهريورماه و با اکران فيلم «آکاردئون» جعفر پناهی افتتاح خواهد شد و قرار بر اين است که جعفر پناهی نيز در زمان افتتاح در ونيز حضور داشته باشد. آقای پناهی در «آکاردئون»، دو نوازنده دورهگرد در تهران را به تصوير میکشد که بر حسب اتفاق، آکاردئون خود را گم میکنند. جعفر پناهی، برنده شير طلايی جشنواره ونيز درسال ۲۰۰۰ است که دهم اسفندماه پارسال توسط مأموران امنيتی در ايران بازداشت و پس از گذراندن حدود سه ماه حبس، در تاريخ سوم خردادماه به قرار وثيقه ۲۰۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد.
ک سازمان تحقيقاتی غربی میگويد: جمهوری اسلامی به رغم تحريمهای سازمان ملل با استفاده از تجهيزات تازه در تأسيسات نطنز، موفق شده است که روند غنیسازی اورانيوم را بهبود ببخشد و آن را با کارايی بيشتری به انجام برساند. خبرگزاری رويترز به نقل از مؤسسه علوم و امنيت بينالملل، که منبع اطلاعات خود را فاش نکرده است، میگويد: اين همان روندی است که ايران اگر میخواهد اورانيوم را به سطح تسليحاتی برساند بايد طی کند.
سازمان پزشکی قانونی اعلام کرد، در بهار امسال ۲۷۷ نفر بر اثر غرق شدگی جان خود را از دست داده اند، که اين تعداد نسبت به مدت مشابه پارسال، هفت درصد افزايش يافته است. به گزارش خبرگزاری « ايسنا»، اين سازمان اعلام کرد که ۹۰ درصد جان باختگان، مرد و ۱۰ درصد زن بودهاند. بر اساس اين گزارش، استان خوزستان با ۶۰ نفر و استان تهران با ۳۰ نفر بيشترين تعداد غرق شدگان در بهار امسال داشتهاند.
خانواده های ۱۷ زندانی سياسی بند ۳۵۰ اوين که سيزده روز است در اعتصاب غذا به سر می برند، با نوشتن نامه ای به رئيس قوه قضائيه، از او خواستند با دادن دستور انتقال اين زندانيان از سلول اتفرادی به بند عمومی، به اعتصاب غذای آنها پايان دهد. اين خانواده ها در نامۀ خود به آيت الله صادق لاريجانی نوشتند: در روزهايی که اين ۱۷ زندانی سياسی اعتصاب کرده اند، هيچ مسئولی حاضر به پاسخ گويی نيست و گوش شنوايی برای اعمال عدالت وجود ندارد. آنها از رئيس قوه قضائيه جمهوری اسلامی خواستند که نگذارد به گفته آنها، از قِبَل جهالت و بی تدبيری برخی از مامورين، خطر فاجعه انسانی در رخداد مرگ ناشی از اعتصاب غذا گريبانگير زندانيان و مسئولان شود. به نوشته خانواده اين زندانيان، در غير اينصورت به زعم آنها، ارزش های اسلامی و ملی بيش از اين مخدوش خواهدشد.
یک هفته پس از آنکه رئیس مجلس ایران در موضوع عدم اجرای مصوبات مجلس توسط دولت تهدید کرد که مجلس از «ابزارهای نظارتی» خود استفاده خواهد کرد، سخنگوی شورای نگهبان گفت که این شورا کاری جز توصیه به اجرای مصوبات نمیتواند بکند، چرا که «ابزار قانونی بیشتری نداریم».یک هفته پس از آنکه رئیس مجلس ایران در موضوع عدم اجرای مصوبات مجلس توسط دولت تهدید کرد که مجلس از «ابزارهای نظارتی» خود استفاده خواهد کرد، سخنگوی شورای نگهبان گفت که این شورا کاری جز توصیه به اجرای مصوبات نمیتواند بکند، چرا که «ابزار قانونی بیشتری نداریم». بیشتر بخوانید: علی لاریجانی: دولت مصوبات را اجرا نکند، از ابزارهای نظارتی استفاده میکنیم کدخدایی: دولت و مجلس حاضر نیستند به نقطه مشترکی برسند پس از آنکه دولت محمود احمدینژاد از اجرای مصوبات مجلس شورای اسلامی سر باز زد، کشمکشی میان دولت و مجلس جمهوری اسلامی آغاز شد که هنوز پس از چند هفته به پایان نرسیده است. علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، هفته گذشته در گفتوگویی با خبرگزاری کار ایران، ایلنا ، بر استفاده مجلس از ابزارهای نظارتی در رویارویی با عدم اجرای مصوبات از سوی دولت آقای احمدینژاد تاکید کرد، اما توضیح نداد که این «ابزارهای نظارتی» چیست. حال سخنگوی شورای نگهبان که از بالاترین مراجع رسیدگی به دعواها میان دولت و مجلس است در روز شنبه گفته است که این شورا جز توصیه به اجرای مصوبات مجلس «کار دیگری نمیتوانیم بکنیم». عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان، روز شنبه در نشست مطبوعاتی خود گفت: «ما از همه نهادها تقاضا میکنیم مصوباتی که مراحل قانونیشان را طی کردهاند اجرا کنند. کار دیگری نمیتوانیم بکنیم.» او در پاسخ به خبرنگاری در مورد پیگیری بیشتر در این زمینه و بازخواست از دولت آقای احمدینژاد افزود که پیگیری بیشتری در کار نخواهد بود، چون «ابزار قانونی بیشتری در اختیار نداریم». سخنگوی شورای نگهبان در عین حال خبر داده که «مذاکراتی با معاونت دولت انجام شد» و ابراز امیدواری کرده است که «انشالله بهزودی این مسئله حل شود». اختلافات مجلس شوراى اسلامى و دولت اصولگراى محمود احمدىنژاد در سالهاى اخير بر سر تغيير لوايح دولت بارها بالا گرفته و در بحث بر سر لوايح بودجه و هدفمند كردن يارانهها تنش ميان طرفين به اوج خود رسيد. محمود احمدینژاد در این دوره همچون دوره پیشین ریاست خود بر دولت جمهوری اسلامی همواره اصرار داشته است که لوايح دولت به طور كامل و بدون كمترين تغييرى از سوى مجلس به تصويب برسد. آیتالله جنتی «حتماً مستنداتی داشتند» سخنگوی شورای نگهبان همچنین درباره اظهارات اخیر دبیر این شورا در مورد کمک «یک میلیارد دلاری آمریکا به سران اصلاحات» گفت که «ایشان مطالبی را بیان کردند و حتماً مستنداتی برای آن داشتند». احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان و از حامیان پروپاقرص محمود احمدینژاد، در روز ششم مردادماه در جمکران قم گفت: «من سندی را به دست آوردم که آمريکاییها يک ميليارد دلار از طريق افراد سعودی که هم اکنون عامل آمريکا در کشورهای منطقه هستند به سران فتنه دادند.» در واکنش به این اتهام آقای جنتی، ميرحسين موسوی و مهدی کروبی نیز در نامهای به مراجع شيعه از آنان خواستند که برای حفظ آبروی «اسلام و روحانیت» وارد صحنه شده و از دبير شورای نگهبان بخواهند مستندات و مدارکش درباره این کمک «يک ميليارد دلاری» را ارائه کند. اما عباسعلی کدخدایی ارائه اسناد از طرف آقای جنتی را به زمان دادگاهی شدن «افرادی که در این زمینهها دخالت داشتند» موکول کرده است. او گفت: «اگر روزی پرونده افرادی که در این زمینهها دخالت داشتند در دادگستری رسیدگی شود، ایشان هم اسناد خود را ارائه خواهند کرد.» احمد جنتی در انتخابات رياست جمهوری سال گذشته از سوی اصلاحطلبان و حتی برخی از اصولگرايان متهم شد که به طور علنی پيش از انتخابات از محمود احمدینژاد حمايت کرده، در حالی که صيانت از انتخابات به عهده شورای نگهبان بوده است.
صادق لاریجانی، با تکرار گفتههای خود در زمینه علوم انسانی و غیررسانهای خواندن این بحث، به انتقادهای میرحسین موسوی از گفتههایش واکنش نشان داد. این سومین بار در هفتههای اخیر است که رئیس دستگاه قضایی ایران به بحث در زمینه علوم انسانی میپردازد.صادق لاریجانی، رئیس دستگاه قضایی ایران، با تکرار گفتههای خود در زمینه علوم انسانی و غیررسانهای خواندن این بحث، به انتقادهای میرحسین موسوی از گفتههایش واکنش نشان داد. آقای لاریجانی که برای سومین بار در هفتههای اخیر، و این بار در قالب سخنانی در گردهمایی مبلغان دینی، در مورد علوم انسانی اظهار نظر میکرد، بار دیگر علوم انسانی را دارای پیشفرضهایی غربی دانست و تصور اینکه علوم کلاً عینی و بدون پیشفرض ارزشی باشند را موهوم خواند. بیشتر بخوانید: ميرحسين موسوی: حمله به علوم انسانی يادآور تجربه حکومت های توتاليتر است صادق لاریجانی: چه معنی دارد در کشور روانشناسی و جامعهشناسی ترویج کنیم رئیس قوه قضائیه ایران بدون نام بردن از میرحسین موسوی، از رهبران مخالفان دولت، گفت که متأسفانه در داخل کشور «افراد ناواردی» گفتند که حمله سازمان یافتهای به علوم انسانی شده است و این پرسش را طرح کرد که «ما که ۳۰ سال در علوم انسانی کار کردهایم، به علوم انسانی حمله میکنیم و شما که مشغول هنر و معماری بودید فهمیدید که علوم انسانی چیست و به آن مشغول شدید؟» اشاره آقای لاریجانی به انتقاداتی است که پس انتشار سخنانش در مورد علوم انسانی از سوی میرحسین موسوی مطرح شده بود. آقای موسوی حمله به علوم انسانی را یادآور تجربههای استالینی و دیگر حکومتهای توتالیتر در اروپای شرقی و سازمان یافته ارزیابی کرده بود. وی در تشریح تجربه حکومتهای توتالیتر در قبال علوم انسانی، یادآور شده بود که «حریم و محدودیت این رشتهها چشم آنها را روی روند تغییرات سریع جهان و جامعه خودشان بست و انعطافپذیری نظامشان را در مقابل تحولات اجتماعی کشورهای خود و چهان از بین برد و باید یکی از دلایل سقوط این نظامها را نبود دانشمندان و نظریهپردازان خبره در علوم انسانی دانست». در واکنش به این سخنان صادق لاریجانی بار دیگر گفتههای خود در این زمینه را «بسیار فنی و دقیق» خوانده و تأکید کرده است که این بحث بحثی رسانهای نیست. وی افزوده است که «ما زمانی بحث مبانی علوم انسانی و لزوم نقادی را مطرح کردیم و برخی رسانهها عجیب سر و صدا به پا کردند. یک آقایی در بیبیسی صحبت کرد و گفت حرفهای ما برای حمله به علوم انسانی است. اینها حرفهای دروغ و کذبی است زیرا بنده و امثال بنده نه مخالف علوم انسانی هستیم و نه بحثمان ربطی به فلسفه اسلامی دارد بلکه میگوییم که علوم انسانی که وارد کشورمان شده دارای پیش فرضهای خاص خود است و بحث ما در مورد همین پیش فرضهاست». آقای لاریجانی همچنین از اینکه در کشور که به گفته وی «بنایش بر مفاهیم و تصورات ایمانی استوار است» سیل ترجمههای غربی در دانشگاهها و حوزهها بدون اجتهاد و استنباط تلقین شود ابراز تأسف کرده است. جهادی برای فهم و پاسخگویی به علوم انسانی رئیس دستگاه قضایی ایران «تهاجم فرهنگی» را یک واقعیت برشمرده و القای فرهنگ و تعالیم غربی را با پیشفرضهایی که به آن توجه نمیشود، از مصادیق تهاجم فرهنگی خوانده است. وی افزوده است که متفکرین غربی نیز در نقادی مدرنیته همین را میگویند و ادامه داده است که «به عقیده من، جهادی لازم است که ما اولاً تلاش کنیم حرفها را بفهمیم و ثانیاً از معادن وحی پاسخهای متین دینی ارائه کنیم». آقای لاریجانی همچنین دنیای امروز را دنیایی پیچیده در مفاهیم و تصوراتی خوانده است که از غرب هجوم آورده و آرای غربی را منافی دین یا طالب دین اقلی دینی است که فقط رابطه شخص و خالق باشد، ارزیابی کرده و گفته است که مفاهیم و تصورات غربی «با هر دینی که بخواهد روابط انسان را با همه ابعاد زندگی تنظیم کند مخالف است». بحث مخالفت با گسترش علوم انسانی، پیش از این در گفتهها و دیدگاههای برخی دیگر از مقامهای جمهوری اسلامی نیز منعکس شده بود و از جمله آیتالله علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی، در شهریور ماه سال ۱۳۸۸ و در پیوند با رویدادهای پس از انتخابات، علوم انسانی در ایران را هدف قرار داد و به صراحت از تحصیل دو ميليون دانشجو در رشتههای علوم انسانی انتقاد کرد و این علوم را مروج شكاكيت و ترديد در مبانى دينى و اعتقادى دانست. علوم انسانی و نظریههای جامعهشناسی، همچنین یکی از محورهای اصلی کیفرخواست دادستان تهران علیه اعضای حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب در همان نخستین دادگاه موسوم به «کودتای مخملی» در شهریور ماه سال گذشته بود. در تیرماه امسال نیز محمد تقی مصباح یزدی، عضو مجلس خبرگان و رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، با صراحت بیشتری به پژوهشگران علوم انسانی در ایران تاخت و گفت: «بسیاری از کسانی که در فتنهها نقش کلیدی داشتند، از تربیتشدگان همین اساتید فاسد دانشکدههای حقوق و علوم سیاسی بودند».
وزارت کشور عراق می گويد، بر اثر درگيری مسلحانه در منطقه سنی نشين بغداد در روز شنبه، چهار افسر پليس کشته و ۱۰ نفر ديگر زخمی شدند. اين حادثه در ساعت اوليه صبح روز شنبه در منطقه « سيديه» رخ داد؛ منطقه ای که در زمان جنگ های با شورشيان در عراق، از قرارگاه های القاعده در جنوب بغداد بود.
جبهه مشارکت در پيامی به ۱۷ زندانی سياسی اعتصاب کننده در زندان اوين از آنها خواست برای حفظ سلامتی و رفع نگرانی خانوادههايشان و مردم به اين اعتصاب پايان دهند. در پيام اين حزب اصلاح طلب به درخواست ميرحسين موسوی، مهدی کروبی و ديگر شخصيتهای سياسی – مدنی، که از زندانيان سياسی اعتصاب کننده خواسته اند به اعتصاب غذای خود پايان دهند، اشاره شده و آمده است: « شما با اعتصاب غذايتان تاکنون ظلم و جفايی که بر زندانيان می رود را افشا کرديد و به گوش همگان رسانديد. » ۱۷ زندانی سياسی بند ۳۵۰ زندان اوين سيزده روز است در اعتراض به وضعيت زندان و رفتار زندانبانان، اعتصاب غذا کرده اند.
با گذشت چندین روز از آغاز اعتصاب غذای ۱۷ زندانی سیاسی عقیدتی بند ۳۵۰، سازمان دیدبان حقوق بشر روز گذشته از مقامات زندان درخواست کرد تا به آزار و اذیت زندانیان سیاسی پایان دهد و آنها را از حقوق و مزایایشان، از جمله حق دیدار با خانواده و وکیل، بهرهمند کنند.با گذشت چندین روز از آغاز اعتصاب غذای ۱۷ زندانی سیاسی عقیدتی بند ۳۵۰، سازمان دیدبان حقوق بشر روز گذشته از مقامات زندان درخواست کرد تا به آزار و اذیت زندانیان سیاسی پایان دهد. سازمان دیدهبان حقوق بشر در بیانیهای مورخ ۱۵ مردادماه از مقامات زندان خواست تا به حبس انفرادی ۱۷ زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین پایان داده و آنها را از حقوق و مزایایشان، از جمله حق دیدار با خانواده و وکیل، بهرهمند کنند. جو استورک، معاون بخش خاورمیانه دیدبان حقوق بشر در این زمینه گفته است: «انتقال این زندانیها به سلول انفرادی به جای پاسخ دادن به نگرانیهای مشروع آنها، تنها موجب آزار دیدن بیشتر این زندانیان خواهد شد». آقای استورک خاطر نشان کرد که این زندانیان خواستار برخورداری از حقوق اولیه خود هستند و جمهوری اسلامی بر طبق قانون موظف به انجام آن است و از مقامات زندان خواست تا زندانیان را به بند عمومی منتقل کرده، آنها را تحت درمان قرار داده و امکان دیدار آنها با نزدیکانشان را فراهم کنند. وی تصریح کرد که تلاش این زندانیان برای اخذ حقوق اولیه خود به عنوان زندانی، نشاندهنده آن است که حقوق بشر در ایران در وضعیتی بحرانی قرار دارد. به نوشته وبسایت سازمان دیدهبان حقوقبشر ، از زمان آغاز اعتصاب مسئولان زندان برخی از این زندانیان را جهت دریافت سرم و خدمات اولیه پزشکی به بهداری زندان منتقل کرده و پس از مدت کوتاهی بار دیگر به سلول انفرادی بازگرداندهاند و این در حالی است که به گفته این سازمان برخی از این زندانیان نیازمند درمان فوری هستند و از بیماریهایی نظیر دیابت، ام اس و نارسایی قلبی رنج میبرند. مجید توکلی، غلامحسین عرشی، عبدالله مومنی، کیوان صمیمی، علی ملیحی، بهمن احمدی امویی، حسین نورانینژاد، علی پرویز، حمیدرضا محمدی، بابک بردبار، کوهیار گودرزی، مجید دری، محمد حسین سهرابی راد، جعفر اقدامی، ضیا نبوی، ابراهیم بابایی و پیمان کریمی آزاد ۱۷ نفری هستند که از تاریخ در روزهای اخیر در اعتراض به بدرفتاری زندانبانان و شرایط نامناسب زندان دست به اعتصاب غذا زدهاند . در این میان مجید توکلی، بهمن احمدی امویی و کیوان صمیمی، اعتصاب غذای خشک کرده و از نوشیدن آب نیز خودداری میکنند. اعتصاب غذای این سه نفر امروز وارد سیزدهمین روز خود شده است. به دنبال این اعتصاب غذا جمعی از اعضای خانوادههای این زندانیان در تاریخ ۹ مرداد با در دست گرفتن عکس زندانیان در مقابل دادستان عمومی انقلاب و همچنین دادگستری تهران جمع شده و خواهان رسیدگی به خواستههای این زندانیان شدند که پلیس ضد شورش با حمله به این تجمع، اعتراض کنندگان را مورد ضرب و شتم قرار داده و آنها را تهدید به بازداشت کردند. همچنین ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، از سران اصلاح طلب، آيت الله بيات زنجانی از مراجع تقليد، عبدالله نوری، وزير کشور دولت خاتمی و احمد صدر حاج سيدجوادی، وزير کشور دولت موقت مهدی بازرگان، نیز پیش از این از اين زندانيان خواستند تا برای حفظ سلامتی خود به اعتصاب غذايشان پايان دهند. یکی از بستگان این زندانیان به رادیو فردا گفته است که با گذشت چندین روز از اعتصاب غذای این افراد، خانوادههای آنان هنوز موفق به ملاقات با آنها نشدهاند و آنها همچنان در سلول انفرادی به سر میبرند. این در حالی است که گروه نظارت بر «بازداشتهای خودسرانه» سازمان ملل متحد، در سال ۲۰۰۴ از حبس انفرادی در زندانهای ایران انتقاد کرده و حبس طولانی مدت افراد در زندان انفرادی را بر طبق «کنوانسیون ضد شکنجه» امری غیر انسانی عنوان کرد.
مقامهای افغان در حال تلاش هستند تا ۱۰ جسد کشف شده در ولايت بَدَخشان را شناسايی کنند. روز پنجشنبه، مقام های پليس محلی، ۱۰ جسد ازجمله جسد هشت خارجی و دو افغان را در منطقه ای دور افتاده در ولايت بَدَخشان کشف کردند. آقا نور کينتوز، رئيس پليس ولايت بدخشان، گفته است اين افراد به ضرب گلوله کشته شده اند و در ميان اجساد، جسد شش آمريکايی، يک آلمانی و يک جسد که مليت آن مشخص نيست وجود دارد. پيش از اين، سخنگوی سفارت ايالات متحده گفته بود، چند شهروند آمريکايی نيز در ميان قربانيان وجود دارد. يک مرد افغان که از اين حمله تروريستی جان سالم به در برده، گفته است: اين گروه، متشکل از پزشکانی از يک موسسه خيريه پزشکی بود که تا پيش از اين برای درمان مشکلات و بيماريهای چشمی به مناطقی از پنجشير، نورستان و بدخشان سفر کرده بودند. در اين حال، يک سخنگوی طالبان، گفت که اعضای طالبان، گروهی متشکل از خارجیها را که «مبلغان مسيحی» ناميد، به قتل رسانده اند.
تأکید هفته گذشته باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا در بیرون بردن ۵۰ هزار نفر از نیروهای آمریکایی از عراق تا پایان ماه اوت (نهم شهریور ماه)، که بر اساس همه نشانهها میرود که وضعیت راهبردی جدیدی در منطقه ایجاد کند، اسرائیل و کشورهای میانهروی عربی را شریک نگرانی جدی و جدیدی کرده است.تأکید هفته گذشته باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا در بیرون بردن ۵۰ هزار نفر از نیروهای آمریکایی از عراق تا پایان ماه اوت (نهم شهریور ماه)، که بر اساس همه نشانهها میرود که وضعیت راهبردی جدیدی در منطقه ایجاد کند، اسرائیل و کشورهای میانهروی عربی را شریک نگرانی جدی و جدیدی کرده است. وضعیت بحرانی عراق بویژه از این نظر مایه نگرانی اسرائیل و حکومتهای میانهروی عربی است که حتی پنج ماه پس از انتخابات پارلمانی در آن کشور، نه تنها دولت جدید بغداد روی کار نیامده که چشمانداز روشنی نیز برای تحقق این هدف در آینده نزدیک دیده نمیشود. اما نگرانی عمده اسرائیل و حکومتهایی مانند عربستان سعودی و اردن صرفاً به خاطر نبود یک دولت با ثبات و به خاطر خود عراق نیست. نگرانی اصلی از ایران است؛ از دیدگاه اسرائیل و برخی حکومتهای میانهروی عربی، در سالهای اخیر جمهوری اسلامی ایران مترصد دست یازیدن بر عراق بوده و اکنون که در شرایط بیثباتی عراق، آمریکا بیش از نیمی از نیروهایش را از عراق بیرون میبرد، فرصتهای پرارزشی در اختیار حکومت ایران قرار میگیرد. روزنامه اسرائیلی هاآرتص سوم اوت نوشته بود که اعلام ناگهانی تصمیم باراک اوباما به بیرون بردن ۵۰ هزار نفر از نیروهای آمریکایی تا پایان اوت ازعراق، تنها و تنها با کاهش محبوبیت باراک اوباما در میان مردم آمریکا ارتباط دارد چه او دل نگران از ناکامی دموکراتها در انتخابات میاندورهای کنگره در نوامبر است و لذا بدون هیچ تأمل و تعمقی درباره عواقب اقدامی که انجام میدهد، این تصمیم را خلقالساعه اتخاذ و بیان کرده و اصرار در اجرای آن هم دارد. به نوشته هاآرتص، اوباما تنها میخواهد به حامیانش در آمریکا که حق رأی هم دارند، نشان دهد که «قول من قول است و جدول زمانی وعده شده را رعایت میکنم»، و به توصیف هاآرتص؛ «مانند شاگرد مدرسهای ضعیف در دروس اصلی که تنها نمره قویاش، انضباط است». در عراق هر چند از کشتارهای فجیع و حملات انتحاری سالهای اخیر با تلفات سرسامآوری که صدها نفر در هفته بود، تا حدی کاسته شده و دادههای سال ۲۰۱۰ (تا پیش از ژوئیه) نشان میداد که به طور میانگین هفتهای «تنها» ۵۰ نفر در این گونه حملات قربانی شدهاند، اما باز در ماه ژوئیه، شمار تلفات افزایش یافت و از ۵۰۰ نفر فراتر رفت. هرچند شمار قربانیان و تعداد حملات تنها یک مؤلفه از وضعیت نابسامانی است که آمریکا در عراق باقی میگذارد اما در نبود دولتی در بغداد که مورد تفاهم و اجماع عراقیها باشد و در حالی که رقبای سیاسی به وخیمتر کردن شرایط تا سر حد جنگ داخلی هم تهدید میکنند، ادامه خلأ سیاسی عراق در خدمت منافع حکومت ایران خواهد بود. دولت ایران، به آرامی و بدور از جنجال، اما با صبوری و پیگیرانه تلاش کرده است که نخستوزیری عراق به فردی سپرده شود که به رهبران نزدیکی و پایبندی نشان دهد نه به حکومتهایی مانند عربستان سعودی. دولت ایران ماه گذشته به سفارت حسن کاظمی قمی در بغداد پایان داد و به جایش حسن داناییفر را به سفارت منصوب کرد که او خود زاده عراق و از اعضای پیشین سپاه بدر، وابسته به سپاه پاسداران بوده است؛ همان سپاهی که نزدیک به جواد نوری المالکی نخستوزیر شیعه مورد اختلاف کنونی است. برای ایران ادامه نخستوزیری نوری المالکی همچنان مطلوب است؛ نخستوزیری که غرب به او مشکوک است که نهان و آشکار مجری منویات دولت ایران بوده است. هرچند ایاد علاوی رهبر « فهرست العراقیه » و برنده انتخابات پارلمانی نیز مانند نوری المالکی شیعه است، اما از نظر ایران نه تنها او یک شیعه لائیک است بلکه کم نبودهاند مقامات و سخنگویانی در ایران که علاوی را مهره سیا میدانند. (حملات ایران علیه علاوی در دوره اول نخستوزیری او شدید بود و بویژه هنگامی که وی از این مقام برافتاد، رسانه های ایران با صراحت بیشتری به او تاختند و مزدور آمریکایش نامیدند). علاوی که در پنج ماه اخیر، علیرغم گزارشهای متعدد مطبوعاتی، ظاهراً قرار بوده از ایران دیدار کند و هرگز آن را عملی نکرده است، دو هفته پیش به سوریه رفت و در حالی با بشار اسد رئیسجمهور سوریه ملاقات کرد و خواهان حمایت او از صدارت خود شد که مقتدی صدر، رهبر شیعیان صدری عراق، نیز از محل اقامت سالهای اخیر خود که قم در ایران است، به دمشق دعوت شده بود تا در دیدار مشترک علاوی با اسد حضور یابد. مقتدی صدر گفته بود که بشار اسد به ایران پیام داده که در قبال عراق نقش مثبتی ایفا کند؛ مفهوم این فاشگویی مقتدی صدر این است که حتی سوریه نیز از «نقش ایران» در عراق ناخشنود است. علیرغم تلاشهای بشار اسد برای اعلام نخستوزیری علاوی در عراق از طریق ایجاد همپیمانی میان وی با صدر، این تکاپوهای سیاسی به دلیل مخالفت جدی سایر نیروهای شیعه عراقی که اکثراً دلبستگیها و منافعی با ایران دارند، ناکام ماند. نبود دولتی با ثبات دربغداد که مسئولیتهای زمینمانده نیروهای آمریکایی در عراق پس از بیرون رفتن آنها را بر عهده گیرد، خواب را از هماینک از چشمان حاکمان عربستان سعودی و اردن میرباید؛ چه این دو همواره از تقویت شیعیان افراطی در خاورمیانه نگران بوده و آن را خطری جدی برای خود و سایر حکومتهای میانهروی عربی دانستهاند. عربستان برای نخستوزیری علاوی فعالیت ناکامی داشته است. «هلال شیعی» عبارت ابداعی ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن هاشمی، است که از زمان سقوط صدام حسین آن را مطرح کرده و در سالهای اخیر بارها به طور آشکارا از «هلال شیعی که ایران میخواهد آن را تا لبنان بکشد» و در یمن نیز تکمیلش نماید و همپیمانان افراطی دیگر خود در منطقه مانند حماس سنی را هم تقویت کند، ابراز نگرانی کرده است. پادشاهی عربستان و اردن که همواره از همپیمانی سوریه و ایران ناخشنود بودهاند و نزدیکیهای اخیر حاکمان سنی ترکیه به محور دمشق- تهران را نیز با طیب خاطر پذیرا نشدهاند، قویاً نگرانند که بازوی ایران با تأکید بر شیعی بودن اکثریت مردم عراق، سرانجام عراق را نیز از « دامان مام عرب » جدا کند. هماینک نیز ایران عمدهترین شریک بازرگانی عراق است، هرچند که کالاهای صادراتی ایرانی چندان مرغوب تشخیص داده نمیشود و گزارشهایی که از آنها به عنوان «بنجل» یاد میکنند، در روزنامههای آزاد عراق کم نیست. ایران میگوید که نخستین کشوری بود که پس از سرنگونی صدام در عراق سفارتخانه گشود درحالی که کشورهای عربی با هزار اما و اگر و تردید به این کار اقدام کردند. شمار کنسولگریهای ایران در عراق نیز افزایش یافته و کنسولگری ایران در مناطق کردنشین عراق نیز رسماً گشایش یافته است. از همه اینها مهمتر، نفوذ عوامل مرتبط با ایران در ارتش عراق است که مایه نگرانی همپیمانان غرب است. شیعیان سپاه بدر که سالها در ایران تحت آموزش و حمایت قرار داشتند، اکنون بخشی از ارتش عراق هستند. نوری المالکی و بسیاری دیگر از مقامات عراق خود از نزدیکان به همین سپاه هستند. احتمال اینکه این نیروهای نظامی وفاداریشان به جکومت ایران بیشتر باشد تا منافع عربی، جای آسودگی چندانی برای حاکمان عرب منطقه، بویژه اردن که ارتشی چندان قوی ندارد، باقی نمیگذارد. به خطر افتادن ثبات اردن، تنها پادشاه را در کاخش در امان نگران نمیکند بلکه برای اسرائیل و حتی برای تشکیلات خودگردان فلسطین که مناسبات نزدیکی با اردن دارد و ملک عبدالله را در کنار حسنی مبارک رئیسجمهور مصر پدرخوانده تماسهای سیاسی خود با اسرائیل میبیند، مایه دغدغه خاطر است. هاآرتص نوشته بود که در دیدار ماه گذشته بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در واشینگتن با باراک اوباما و نیز با وزیران دفاع و خارجه آمریکا، نتانیاهو نگرانی اسرائیل را از وضعیت و آینده عراق بیان کرد. به نوشته هاآرتص، نتانیاهو در دیدار هفتم ژوئیه به رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا گفته است که تقویت جبهه شرق علیه اسرائیل میتواند تهدید جدیتری از گذشته برای اسرائیل باشد. اگر نتانیاهو در نشست در بسته این نگرانی را بیان کرده، شائول موفاز، وزیر دفاع پیشین اسرائیل این هفته صریحاً در مصاحبهای با بخش عبری رادیو اسرائیل گفت که در پی تصمیم آمریکا در قبال عراق، خطر از شرق به دروازه اسرائیل نزدیک میشود. عراق از پس از زمان سقوط صدام حسین که زیر سلطه عملی آمریکا، این بزرگترین همپیمان اسرائیل درآمد، دیگر طبق قوانین اسرائیل، حکومت خصم برای اسرائیل محسوب نمیشود. اما این وضعیت ممکن است که به زودی دوباره تغییر کند هرچند که پروفسور عاماتسیا برعام، کارشناس امور عراق در دانشگاه حیفا در شمال اسرائیل معتقد است که ایران یک عراق بیثبات و ضعیف را هزار بار بیشتر از یک عراق باثبات و قوی میخواهد زیرا به عنوان کشوری که هشت سال با عراق جنگیده، حق خود میداند که وضعیت را به سود خود تغییر دهد. اما از نظر دولتمردان و سران ارتش اسرائیل، «اژدهای سیریناپذیر ایران» منتظر بلعیدن عراق در برنامهای با هدف احیای هژمونی شیعه ایرانی بر منطقه است؛ نظری که عربستان و حکومتهای میانهروی عرب نیز در آن شریکند. با نزدیک شدن ابرهای تیرهای که میرود طوفانی جدید برای همپیمانان غرب به وجود آورد، شمال کردنشین عراق میتواند مورد توجه بیشتر باشد. هرچند همواره سرزمینهای کردنشین عراق در مظان اتهام ثابتنشده نزدیکی و برخی همکاریها با اسرائیل بودهاند و مخالفان کردها در منطقه نیز ادعای «موافقت کردهای عراق با حمله اسرائیل از آسمان کردستان به ایران» را کردهاند، اما در شرایط جدید عراق پس از بیرون رفتن بخش عمده سربازان آمریکایی که به افزایش نفوذ حکومت ایران در این همسایه غربی خود منجر شود، ممکن است که مناطق کردنشین شمالی برای اسرائیل، عربستان و دیگرعوامل منطقهای اهمیت بیشتری یابد.
اعتصاب غذای ۱۷ زندانی سياسی و عقيدتی بند ۳۵۰ زندان اوين وارد سيزدهمين روز خود شد. اين زندانيان سياسی در اعتراض به بدرفتاری زندانبانان و شرايط نامناسب زندان، سيزده روز است در اعتصاب غذا به سر می برند و از آن روز تاکنون به سلول های اتفرادی منتقل شده اند. يکی از بستگان اين زندانيان سياسی در گفت وگو با « راديو فردا» گفته است، اين زندانيان همچنان ممنوع الملاقات هستند و نتوانسته اند با خانواده های خود تماس بگيرند. به گفته وی، خانوادههای زندانيان سياسی اعتصابی، نامه ای خطاب به مقام های قوه قضائيه نوشته اند که قرار بود امروز شنبه به دست آنها برسد. ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، از سران اصلاح طلب، آيت الله بيات زنجانی از مراجع تقليد، عبدالله نوری، وزير کشور دولت خاتمی و احمد صدر حاج سيدجوادی، وزير کشور دولت موقت مهدی بازرگان، از اين زندانيان خواسته اند تا برای حفظ سلامتی خود به اعتصاب غذايشان پايان دهند.
سکینه محمدی آشتیانی، زنی که به اتهام رابطه جنسی خارج از چارچوب ازدواج، به سنگسار محکوم شده، در گفتوگو با روزنامه بریتانیایی گاردین اعلام کرده است که مقامهای ایرانی در مورد اتهام وی دروغ میگویند تا بتوانند راه را برای اعدام وی در خفا هموار کنند.سکینه محمدی آشتیانی، زنی که به اتهام رابطه جنسی خارج از چارچوب ازدواج، به سنگسار محکوم شده، در گفتوگو با روزنامه بریتانیایی گاردین اعلام کرده است که مقامهای ایرانی در مورد اتهام وی دروغ میگویند تا بتوانند راه را برای اعدام وی در خفا هموار کنند. این زن ۴۳ ساله تبریزی که مادر دو فرزند است و پرونده وی در هفتههای اخیر موضوع کارزار بینالمللی تازهای علیه سنگسار در ایران بوده و واکنشهای شدید بینالمللی را به دنبال داشته است، اکنون به پرسشهای روزنامه گاردین در مورد اتهامش پاسخ داده است، پرسش و پاسخی که به نوشته گاردین از طریق رابطی که به دلایل امنیتی حاضر به افشای نامش نشده، صورت گرفته است. حکم سنگسار خانم محمدی آشتیانی در پی واکنشهای شدید بینالمللی به اعدام با طناب دار تبدیل شد و مقامهای قضایی ایران مدعی شدند که وی علاوه بر ارتکاب زنا در قتل همسرش نیز دست داشته است. بیشتر بخوانید: گاردین: سکینه محمدی آشتیانی در زندان تحت فشار است عبادی: حقوق جزایی ایران حاوی خشنترین مجازات برای زنان است از جمله روز پنجشنبه مصدق کهنمویی که از مقامهای قضایی ایران معرفی شده، در پاسخ به کمیته رفع تبعیض سازمان ملل در ژنو گفت که این زن علاوه بر زنا در قتل همسرش نیز مجرم شناخته شده،اما جمهوری اسلامی در مورد سرنوشت وی هنوز تصمیمی نگرفته است. این در حالی است که خانم محمدی به گاردین گفته است که مقامهای قضایی در نظر دارند که با افزودن اتهام قتل همسرش به پرونده وی، حکم اولیه سنگسار را در مورد وی به اجرا در آورند. سکینه محمدی آشتیانی در مصاحبهاش با گاردین همچنین عنوان کرده است که وی به دلیل زنا گناهکار شناخته شده، ولی از اتهام قتل همسرش تبرئه شده است. وی افزوده است مردی که همسرش را به قتل رسانده، شناسایی و دستگیر شده، اما به مرگ محکوم نشده است. خانم محمدی دلیل این موضوع را زن بودن خود عنوان کرده و افزوده است که مقامهای جمهوری اسلامی میپندارند که میتوانند هر چه بخواهند در حق زنان روا کنند. وی ادامه داده است که از دید مقامهای قضایی جرم زنا از قتل سنگینتر است، آن هم نه هر زنایی، مرد زناکار شاید حتی به زندان هم نرود، اما برای زنان زناکار این جرم به منزله پایان زندگی آنهاست. وی افزوده است من در کشوری زندگی میکنم که زنان حتی حق طلاق ندارند و از حقوق اولیه خود نیز محروم هستند. خانم محمدی همچنین به گاردین گفته است زمانی که حکم سنگسار برای وی صادر شده وی متوجه حکم نشده، چرا که واژگان عربی که دلالت بر سنگسار دارد را نفهمیده است، اما پس از آن زمانی که با امضای حکم صادره به زندان بازگشته است، از طریق همسلولیهایش متوجه شده که در آستانه سنگسار قرار دارد. اشاره خانم محمدی به کلمه «رجم» است که در ادبیات حقوقی و قضایی ایران برای اشاره به حکم سنگسار به کار میرود. وی با قدردانی از تلاشهای بینالمللی در حمایت از خود گفته است که مأموران زندان همواره سعی داشتهاند بذر حس یک زن زناکار و یک مادر غیرمسئول و جانی را در ذهن وی بکارند، اما حمایتهای بینالمللی باعث شد به بیگناهی خود اعتقاد داشته باشد. خانم محمدی همچنین از جامعه بینالمللی خواسته است که نگذارند در برابر چشمان فرزندش سنگسار شود. وی همچنین افزوده است که مقامهای قضایی خواستهاند وکیل من را از پرونده دور نگهدارند تا بتوانند بدون آنکه او چیزی در این باره بگوید، مرا به هر چه که خواستند متهم کنند. محمد مصطفایی، وکیل خانم محمدی آشتیانی، در روزهای گذشته پس از تشدید فشارها بر وی از سوی مقامهای جمهوری اسلامی، ایران را به مقصد ترکیه ترک کرد و در آنجا به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل اعلام پناهجویی کرد. آقای مصطفایی که علاوه بر پرونده سکینه محمدی در برخی از دیگر پروندههای حقوق بشری نیز فعال بود، اوائل مرداد ماه به دادسرای اوین احضار شد و پس از آن همسر و برادر همسر وی بازداشت شدند و به خانواده آنها اعلام شد که این دو در قبال تحویل آقای مصطفایی آزاد خواهند شد. مقامهای قضایی ایران، هنوز در مورد اتهامی که آقای مصطفایی به دلیل آن احضار شده، اطلاعرسانی نکردهاند اما فعالان حقوق بشر، احضار و پیگرد این وکیل دادگستری را بی ارتباط با پرونده خانم محمدی آشتیانی نمیدانند.
یک سازمان تحقیقاتی غربی روز جمعه در گزارشی اعلام کرد که جمهوری اسلامی بهرغم تحریمهای سازمان ملل با استفاده از تجهیزات تازه در تأسیسات نطنز موفق شده روند غنیسازی اورانیوم را بهبود ببخشد و آن را با کارایی بیشتری به انجام برساند.یک سازمان تحقیقاتی غربی روز جمعه در گزارشی اعلام کرد که جمهوری اسلامی بهرغم تحریمهای سازمان ملل با استفاده از تجهیزات تازه در تأسیسات نطنز موفق شده روند غنیسازی اورانیوم را بهبود ببخشد و آن را با کارایی بیشتری به انجام برساند. خبرگزاری رویترز به نقل از مؤسسه علوم و امنیت بینالملل که منبع اطلاعات خود را فاش نکرده است میگوید ایران اکنون از یک مجموعه تازه از ماشینهای سانتریفیوژ در تأسیسات نطنز بهره میگیرد و به همین دلیل توانسته است روند غنیسازی اورانیوم را بهبود ببخشد. به گفته این مؤسسه، این همان روندی است که ایران اگر میخواهد اورانیوم را به سطح تسلیحاتی برساند باید طی کند. جمهوری اسلامی که پیشتر اورانیوم کمغنیشده تولید میکرد در ماه فوریه گذشته، بهمنماه ۱۳۸۸، اعلام کرد که غنیسازی اورانیوم را به سطح بالاتر ۲۰ درصد رسانده تا از آن در رآکتور تحقیقاتی تهران استفاده کند. بیشتر بخوانید: صالحی از تولید بالای ۱۷ کيلوگرم اورانيوم ۲۰ درصدی در ایران خبر داد شورای امنیت چهارمین قطعنامه تحریمی علیه ایران را تصویب کرد در همان زمان تحلیلگران غربی چنین اظهار نظر کردند که تک آبشار غنیسازی که ایران در اختیار دارد و از آن استفاده میکند کارایی کافی ندارد. به گفته خبرگزاری رویترز، این تحلیلگران برای ادعای خود این دلیل را مطرح کردند که آبشار غنیسازی در تأسیسات نطنز در کنار اورانیوم ۲۰ درصد غنیشده، «مقدار زیادی نیز اورانیوم کمغنیشده بر جای میگذارد». آژانس بینالمللی انرژی اتمی بعداً در تازهترین گزارش خود اعلام کرد که ایران آبشار دوم سانتریفیوژ خود را نصب کرده، اما از آن استفاده نکرده است . خبرگزاری رویترز به نقل از «یک دیپلمات آشنا به تحقیقات آژانس انرژی اتمی از برنامه هستهای ایران» میگوید که ایران در هفتههای اخیر «شروع به آمادهسازی آبشار دوم تأسیسات نطنز کرده است». به این ترتیب دانشمندان ایرانی میتوانند با استفاده از آبشار دوم اورانیوم کمغنیشده برجای مانده از آبشار اول را با سهولت بیشتر بار دیگر وارد چرخه غنیسازی کرده و کار را با اثر بیشتر به سرانجام برسانند. مؤسسه علوم و امنیت بینالملل در گزارش خود که بر وبسایت این مؤسسه منتشر شده میگوید: «این مؤسسه مطلع شده است که ایران اکنون در تأسیسات نطنز برای بازیافت اورانیوم بر جای مانده در آبشار اول از یک آبشار جدید بهره میگیرد». بنا بر این گزارش، به این ترتیب ایران برای تولید مقدار واحدی اورانیوم ۲۰ درصدی به مقدار کمتری اورانیوم کمغنیشده نسبت به گذشته نیاز دارد. مؤسسه علوم و امنیت بینالملل با این حال در گزارش خود تأکید کرده است که بهرهبرداری از آبشار دوم باعث کارایی بیشتر است، اما الزاماً به معنای بالا رفتن تولید اورانیوم یا سطح غنیسازی آن نیست. اما این مؤسسه معتقد است که «اقدامات کنونی ایران» در تأسیسات خود عمدتاً به این معناست که دانشمندان ایرانی میخواهند بدانند «چگونه میتوان مقدار چشمگیری اورانیوم با غنای بالا را با اثر و کارایی فراوان تولید کرد». قدرتهای غربی از این واهمه دارند که مقامات جمهوری اسلامی در پی ذخیره اورانیوم درصد بالا برای استفاده احتمالی در تسلیحات هستهای باشند، اتهامی که تهران همواره رد کرده و هدف خود از فعالیتهای اتمیاش را صلحآمیز توصیف کرده است. این در حالی است که دیپلماتهای غربی پیشتر گفته بودند که از آبشار دوم میتوان برای رساندن اورانیوم به سطحی استفاده کرد که برای تسلیحات اتمی لازم است، همان آبشاری که اکنون گفته میشود ایران به کار انداخته است. تهران میگوید تنها به این دلیل «وادار» به تولید اورانیوم ۲۰ درصدی شده که قدرتهای غربی توافق تهران بین ایران و برزیل و ترکیه برای مبادله سوخت اتمی را نپذیرفتند. بر اساس توافق موسوم به توافق تهران ميان رؤساى جمهور دو كشور ایران و برزیل و همچنین نخست وزیر ترکیه، ايران قرار بود ۱۲۰۰ كيلوگرم سوخت ۳.۵ درصدى خود را به تركيه ارسال كرده و در مقابل ۱۲۰ كيلوگرم سوخت ۲۰ درصدى برای رآکتور تحقیقاتی تهران دريافت كند.
براثرتصادفهای روزهای پنج شنبه و جمعه در جادههای ايران ۱۰۸ کشته و بيش از يک هزار نفر مجروح شدند. احمد ضياءالدين، رئيس مرکز کنترل ترافيک پليس راه کشور، گفته است در تصادف های دو روز آخرهفته، خودروهای سواری ۵۱ درصد در تصادفات نقش داشته و پس از آن موتورسيکلت با ۱۸ درصد و کاميون با ۹ درصد قرار دارد. اين مقام پليس راه، مهم ترين دلايل تصادفات دو روز گذشته را، بیتوجهی به جلو، انحراف به چپ و تخطی از حداکثر سرعت اعلام کرد.
وزير مسکن و شهرسازی از تعيين قيمت اجاره بها برای مناطق ۲۲ گانه تهران از سال آينده خبرداد. علی نيکزاد، با اشاره به اينکه گروهی خاص در جامعه با دلال بازی به دنبال افزايش اجاره بها هستند، گفت: بسته سياستی اجاره بها برای سال آتی تدوين شد. وزير مسکن و شهرسازی دولت دهم، همچنين از برخورد با محتکران مسکن خبر داد و گفت: مطابق قانون تعزيرات با احتکار کنندگان مسکن برخورد خواهد شد.
جعفر پناهی، کارگردان و فیملساز ایرانی برنده شیر طلایی جشنواره ونیز سال ۲۰۰۰ که اخیراً حدود سه ماه را در زندان اوین به سر برده بود، با فیلم کوتاه «آکاردئون» یکی از بخشهای جشنواره فیلم ونیز ۲۰۱۰ را کلید خواهد زد.جعفر پناهی، کارگردان و فیملساز ایرانی برنده شیر طلایی جشنواره ونیز سال ۲۰۰۰ که اخیرا حدود سه ماه را در زندان اوین به سر برده بود، با فیلم کوتاه «آکاردئون» یکی از بخشهای جشنواره فیلم ونیز ۲۰۱۰ را کلید خواهد زد. به گزارش وبسایت «روز مؤلفان؛ روزهای ونیز» جشنواره فیلم ونیز، هفتمین مرحله «روز مؤلفان؛ روزهای ونیز» که یکی از بخشهای جشنواره فیلم ونیز است، در تاریخ ۱۰ شهرویرماه و با اکران فیلم «آکاردئون» جعفر پناهی افتتاح خواهد شد و قرار بر این است که جعفر پناهی نیز در زمان افتتاح در ونیز حضور داشته باشد. «آکاردئون» بخش مختصری از فیلم بلند در دست ساخت آقای پناهی به نام «آنگاه و اکنون؛ ورای مرزها و تفاوتها» است که بر اساس اصل ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر که آزادی اندیشه، فکر و مذهب را حق هر فرد میداند، ساخته شده است. جعفر پناهی در «آکاردئون» دو نوازنده دورهگرد در تهران را به تصویر میکشد که بر حسب اتفاق آکاردئون خود را گم میکنند. به نوشته این وبسایت، فیلم کوتاه آقای پناهی سراسر دنیای هنری این فیلمساز ایرانی را به تصویر میکشد و استعارهای است از نسلهای جدیدی که در مقابل ناسازگاریها قد علم کرده و استقامت به خرج میدهند. این وبسایت به نقل از جعفر پناهی نوشته است: «من نسبت به هر پدیده جدیدی که در جامعه رخ میدهد حساس هستم و طبعاً در مقابل آن عکسالعمل نشان میدهم. به طور حتم آکاردئون نمایانگر واکنش من نسبت به وقایع پیرامونم و نحوه نگاهم به واقعیت است. جورجیو جوزتی، نماینده ارشد بخش «روز مؤلفان» جشنواره در مورد حضور پناهی در جشنواره گفته است: «عمیقاً امیدوارم که آقای پناهی بتواند در ونیز در کنار ما باشد تا ۱۰ سال پس از زمانی که به خاطر فیلم دایره برنده شیر طلایی شد، به حق و کمال از جانب آنانی که به سینما عشق میورزند، مورد تحسین واقع شود». همچنین به نوشته این وبسایت قرار بر این است که در تاریخ ۱۱ شهریورماه، آقای پناهی به همراه مزدک طائبی، بازیگر ایرانی که در تورنتو ساکن است، در حضور رسانههای بینالمللی در مورد موضوعات مرتبط با کار خود نشستی برگزار کند. علاوه بر آن، در همان تاریخ آقای پناهی کارگاه آموزشی را برای علاقهمندان به سینما از سراسر اروپا برگزار خواهد کرد. جعفر پناهی در تاریخ دهم اسفندماه توسط مأموران امنیتی در ایران بازداشت و پس از گذراندن حدود سه ماه حبس، در تاریخ سوم خردادماه به قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد . در زمان حبس نام جعفر پناهی در فهرست داوران بخش مسابقه جشنواره کن درج شده بود و در تمام مدت جشنواره، در جایگاه هیئت داوران یک صندلی خالی به صورت سمبلیک برای وی در نظر گرفته شده بود .
روزنامه جام جم از « ورود دولت به تعيين نرخ اجاره بهاى مسكن » خبر داده. وزير مسكن و شهرسازى با تاكيد براينكه دولت قصد دارد « اجارهبها براى مناطق ۲۲ گانه تهران » را تعيين كند گفته دولت با استفاده از قانون تعزيرات حكومتى با احتكاركنندگان مسكن برخورد مى كند.روزنامه جام جم از « ورود دولت به تعيين نرخ اجاره بهاى مسكن » خبر داده و نوشته « در حالى كه وزارت مسكن و شهرسازى پيش از اين افزايش اجارهبها در تهران را تكذيب يا بسيار ناچيز مىخواند ، در آخرين اظهارات خود ، افزايش نرخ اجاره در تهران و برخى شهرها را غيرطبيعى عنوان كرد و از تدوين بسته سياستى اجارهبها » سخن گفت. به نوشته اين روزنامه على نيكزاد با ادعاى اينكه « گروهى خاص در جامعه با دلالبازى دنبال افزايش اجارهبها هستند و دليل افزايش قيمت اجارهبها غيرفنى است » گفته « در اين زمينه شناسايىهاى لازم صورت گرفته و ستادى نيز در اين رابطه تشكيل دادهايم، ضمن اينكه قانون تعزيرات نيز به نحوى پشتوانه اجرايى در اختيار ما قرار مىدهد. » وزير مسكن و شهرسازى با تاكيد براينكه دولت قصد دارد « اجارهبها براى مناطق ۲۲ گانه تهران » را تعيين كند گفته دولت با استفاده از قانون تعزيرات حكومتى با احتكاركنندگان مسكن برخورد مى كند چرا كه اين قانون به دولت اجازه داده تا « هرگاه فردى بخواهد كالايى را احتكار كند دولت مىتواند به صورت مستقيم وارد عمل شده و حتى بدون اجازه مالك ، آن را در اختيار افراد ديگر قرار دهد. » « ورود وزارت اطلاعات به برخورد با مخالفان دولت در بازار » تنها چند هفته پس از اعتصاب بازاريان تهران در اعتراض به افزايش نرخ ماليات كه عقب نشينى فورى دولت را به دنبال داشت روزنامه هاى رسالت و كيهان از ورود وزارت اطلاعات به برخورد با بازاريان معترض گزارش داده اند. روزنامه رسالت جزئياتى ربيشتر از برخورد امنيتى با بازاريان را منتشر كرده و از قول وزير بازرگانى نوشته « اگر مواردى هم هست كه اخلال در بازار به صورت سازمان يافته شكل گرفته باشد، با آن برخورد مى شود ، و اگر اين اخلال سازمان يافته نوعى تلقى مخالفت با دولت يا برنامه هاى دولت باشد ، ممكن است برخورد امنيتى شود. » مهدى غضنفرى در خصوص دلايل « برخورد امنيتى » با بازاريان معترض و « ورود وزارت اطلاعات » به مقابله با اعتراضات بازاريان گفته « ما داريم به شرايط هدفمند شدن وارد مى شويم و انتظار داريم كه دست هاى پنهان توسط سيستم هاى امنيتى مراقبت شوند و با آنها برخورد شود. » روزنامه رسالت همچنين نوشته كه وزير بازرگانى « به طور قاطع موضوع بازرسى و نظارت » از بازار را در دستور كار قرار داده و از شوراى اصناف نيز خواسته تا با استفاده از « بازرسى و نظارت با گران فروشى و احتكار » برخورد كنند. « دولت نتوانسته انتظارات مصباح يزدى را بر آورده كند » روزنامه تهران امروز با انتشار هشدار محمد تقى مصباح يزدى درباره احتمال تكرار « فتنه شديدتر در آينده » تحليلى تازه از اختلافات درونى جناح حاكم ارائه داده و نوشته كه دولت احمدى نژاد نتوانسته رضايت مصباح يزدى و شاگردانش را فراهم كند. به نوشته اين روزنامه مصباح يزدى در ديدار با مديران دانشگاه تربيت مدرس گفته « بعيد نيست در آينده فتنهاى شديدتر توسط افرادى صورت گيرد كه امروز آنها را به عنوان نيروهاى ارزشى مىشناسيم همانگونه كه در فتنه اخير كسانى كه قبلا نخست وزير ، رئيسجمهور و رئيس مجلس نظام بودند ، حضور داشتند. » وى همچنين با تاكيد براينكه « بايد يك جهش و به يك معنا انقلابى فرهنگى ايجاد شود » گفته « انقلاب ما در اصل يك انقلاب فرهنگى بود اما نه تنها در زمينه فرهنگ صحيح اسلامى فعاليتى صورت نگرفت بلكه نيروهاى انقلابى نيز در اين زمينه تنزل كردهاند » و « ما هنوز به نقطه آغاز انقلاب هم نرسيدهايم. » تهران امروز اين اظهارات مصباح يزدى را انتقاد ضمنى از دولت توصيف كرده و نوشته « اين انتقادات از آن جهت حائز اهميت است كه در طول سالهاى ۸۴ تا ۸۸ ، همواره از مصباحيزدى به عنوان برجستهترين روحانى همراه و حامى فعاليتهاى دولت در حوزه دين و فرهنگ به شمار مىرفت و بسيارى بر اين باور بودند كه سياستگذارى فرهنگى دولت از سوى مصباحيزدى و بهويژه شاگردان وى كه در دولت نيز حضور دارند ، صورت مىگيرد. » اين روزنامه تاكيد كرده « برخى مواضع جديد آيتالله مصباح يزدى و همچنين استعفاى اخير سقاى بىريا و سكوت نسبى مرتضى آقاتهرانى نشان از آن دارد كه دولت نتوانسته انتظارات اين طيف از روحانيون را نيز برآورده است. » « پيشنهاد تشكيل كميتهاى براى مقابله با تحريمها در مجلس » روزنامه آرمان از پيشنهاد « تشكيل كميتهاى براى مقابله با تحريمها » خبر داده و نوشته يك عضو سرشناس كميسيون انرژى مجلس تشكيل چنين كميته اى را « ضرورى » دانسته است. به نوشته اين روزنامه حسن غفورى فرد همزمان با گسترش دامنه تحريم هاى بين المللى عليه جمهورى اسلامى « بر لزوم تشكيل كميتهاى براى برخورد با تحريمها » تاكيد كرده و گفته « ما سابق بر اين هم در مورد مقابله با تحريمها و آثار آن نشستهايى داشتهايم و همچنين در كميسيون انرژى هم پيرامون اين موضوعات بحث و تبادل نظر كردهايم. » اين روزنامه در سرمقاله شماره شنبه خود با عنوان « معامله بزرگ ميان مسكو ـ واشنگتن » نوشته « اظهارات مدودف درباره برنامه هستهاى ايران تحت تاثير معامله بزرگ ميان مسكو و واشنگتن است. » سرمقاله نويس روزنامه آرمان در ادامه با اشاره به اينكه « توافقات مهم متقابل ميان مسكو، واشنگتن مربوط به بحث افغانستان، كشورهاى CIS، ايران و طرح دفاع موشكى است » نوشته « از اين رو اظهارات اخير مدودف ـ رئيسجمهور روسيه ـ درباره ايران خيلى عجيب نيست و بايد در چارچوب توافقات مسكو و واشنگتن به آن نگريسته شود. » اين روزنامه به مقام هاى حكومتى در ايران توصيه كرده « اقدامات متقابل در برابر فضاى سياسى بينالمللى جديد عليه ايران به ويژه پس از تصويب قطعنامه ۱۹۲۹ شوراى امنيت بايد به گونهاى باشد كه مانع تصويب قطعنامههاى ديگر عليه ايران شود و ديپلماسى ايران بايد تلاش كند از تسلسل تصويب قطعنامهها جلوگيرى كند » و « همچنين ايران نبايد روابطش با روسيه را متشنج كند و بايد با درايت سعى كند بر موضعگيرىهاى روسيه تاثير بگذارد و از حركت بيشتر آنها به سمت آمريكا جلوگيرى كند. » سيدرضا اكرمى از چهره هاى مطرح اصولگرايان منتقد دولت نيز در يادداشتى « بر تنش زدايى در داخل » تاكيد كرده و نوشته « بايد دنبال تنشزدايى باشيم نه ايجاد تنش و تشنج. عاقلانه، عالمانه و خيرخواهانه اين است كه هركسى وظيفه قانونى خود را انجام دهد ، حتى گفته شده قانون بد، بهتر از بىقانونى است، زيرا با بىقانونى نمىتوان جامعه را اداره كرد و به رشد مورد نظر رسيد. » وى نوشته « شرايط ما چه عادى باشد يا ويژه ، بالاخره بايد قانون در كشور حاكم باشد و هركسى هم بايد كار خود را قانونى انجام دهد.»
محمد نهاوندیان، رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران، در نشست تازه ای با خبرنگاران از وخیم تر شدن وضعیت اقتصادی کشور صحبت کرد و گفت که یکی از نشانه های این وخامت، افزایش چشمگیر چک های برگشتی است. محمد نهاوندیان، رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران، در نشست تازه ای با خبرنگاران از وخیم تر شدن وضعیت اقتصادی کشور صحبت کرد و گفت که یکی از نشانه های این وخامت، افزایش چشمگیر چک های برگشتی است. فریدون خاوند، استاد دانشگاه و تحلیلگر امور اقتصادی در این مورد به رادیو فردا میگوید: و افزایش تعداد و همینطور مبلغ چک های برگشتی، که به گفته آقای نهاوندیان زنگ هشداری هست در مورد وضعیت اقتصادی کشور، چند ماهی است که موجب نگرانی شدید محافل کسب و کار جمهوری اسلامی شده. این که دریافت کننده چک نمی تواند پول آن را وصول کند، نشانه آشکاری است از بر هم خوردن فضای اعتماد در کشور و ناتوانی معامله گران انجام در تعهدات مالی خودشان. در سال های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸، همزمان با رویداد های انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی، که طبعا آشفتگی شدیدی وجود داشت در جامعه ایران، نسبت چک های برگشتی به کل چک های مبادله شده رسید به بالای ده در صد. ولی بعد از آن این نسبت مدام زیر ده در صد بود و حتی در سال ۱۳۸۶ برگشت به حدود پنج در صد. ولی بعد از آن نسبت چک های برگشتی به چک های مبادله شده دوباره شروع کرد به بالا رفتن و این که رئیس اتاق بازرگانی نسبت به این پدیده هشدار می دهد، نشانه آن است که طی چند ماه گذشته این نسبت باز هم بیشتر شده. مبلغ چک های برگشتی هم زیاد شده، و مثلا در سال گذشته رسید به بیست و سه هزار میلیارد تومان معادل بیست و سه میلیارد دلار که البته به گفته بعضی از دست اندر کاران مبلغ واقعی از این هم بیشتر است. چه دلایلی برای افزایش چک ها برگشتی وجود دارد؟ آقای نهاوندیان ارتباط برقرار کرده است بین بحران اقتصادی، تحریم های بین المللی و افزایش چک های برگشتی. رئیس اتاق ایران در صحبت های خودش کاهش اعتماد اجتماعی و التزام اخلاقی در جامعه را هم یکی از دلایل افزایش تعداد چک های برگشتی میداند. ولی دلیل اصلی این پدیده، همان از نفس افتادن چرخ فعالیت اقتصادی در کشور هست و نرخ رشدی که به احتمال زیاد به زیر دو در صد رسیده و آقای نهاوندیان هم البته با احتیاط خیلی زیاد هشدار می دهد که تحریم پیش روی اقتصاد ایران قرار دارد و باید آن را جدی گرفت. خلاصه این که فروریزی فعالیت های اقتصادی و تولیدی و بازرگانی، دلیل اصلی افزایش تعداد چک های برگشتی است. در حالی که مبادلات اقتصادی بدون استفاده از چک غیر ممکن است، افزایش چک های برگشتی چه تاثیری بر وضعیت مبادلات در ایران دارد و اعتمادی که باید میان مبادله کنندگان کالا ها و خدمات وجود داشته باشد؟ تاثیر شدیدا منفی افزایش چک های برگشتی انکار نکردنیست. به تازگی در رسانه های ایران مطلبی دیدم در مورد افزایش معاملات تهاتری در ایران یا معاملاتی که بدون استفاده از پول انجام می گیرد. مثلا فعالان بازار خرما به جای پرداخت پول به شرکت هایی که به آنها جعبه و کارتون فروخته اند، برای تسویه حساب خرما به آنها تحویل می دهند. به عبارت دیگر در این معامله، خرما جای پول یا چک را می گیرد و کارتون ساز بیچاره، برای رسیدن به پولش، باید خرما بفروشد.
تلویزیون اینترنتی رسانه سبز ایران (رســا)، در روز جمعه ١۵ مرداد ١٣۸۹ روی خروجی وب قرار گرفت و تلویزیون ماهواره ای آن نیز، در نخستین دهه ماه رمضان آغاز به کار خواهد کرد. به گزارش وبسایت جنبش راه سبز ایران – جرس - ، همزمان با آغاز یکصد و چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب مشروطه،این رسانۀ دیداری و شنیداری توسط گروهی از فعالان جنبش سبز، با هدف آنچه "تحقق استراتژی جنبش سبز ملت ایران،آگاهی بخشی عمومی و ممانعت از دروغ" و در جهت انعکاس مطالبات برحق ملت ایران" خوانده شده، راه اندازی شد. در بیانیه آغاز کار این رسانه اینترنتی آمده است تلویزیون «رسا» به هیچ دولت و سازمان و نهادی که از بودجه خارجی استفاده کند، پیوندی نخواهد داشت.
مدیرعامل جدید بانك سپه رامین پاشاییفام گفت: شورای امنیت سازمان ملل با پرچمداری آمریكا درصدد هستند كه بانك سپه را در جهان ناكام كنند. وی افزود این بانک بر تحریم ها پیروز می شود. بانک سپه به همراه بانک های صادرات، ملت و توسعۀ صادرات از سوی آمریکا به اتهام ارائۀ خدمات به برنامه های هسته ای و موشکی ایران تحریم شده اند. پاشایی فام از تدوین و ارائه برنامههایش از حدود دو هفته دیگر در بانك سپه خبر داد و از رسانهها خواست در زمینههای مختلف بانك سپه را یاری كنند. وی در این زمینه توضیح بیشتری نداد.
محمد تقی مصباح يزدی، گفته است: بعيد نيست در آينده نا آرامیهايی شديدتر از رويدادهای پس انتخابات رياست جمهوری توسط کسانی که امروز به عنوان نيروهای «ارزشی» شناخته میشوند، به وقوع بپيوندد. محمد تقی مصباح يزدی، روحانی تندرو و عضو مجلس خبرگان، در ديدار با هيئت رئيسه دانشگاه تربيت مدرس گفته است: «بعيد نيست در آينده فتنهای شديدتر توسط افرادی صورت گيرد که امروز آنها را به عنوان نيروهای ارزشی میشناسيم همانگونه که در فتنه اخير کسانی که قبلاً نخست وزير، رئيس جمهور و رئيس مجلس نظام بودند، حضور داشتند». در ماه های اخير، شماری از شخصيت ها و تشکل های اصولگرا از عملکرد محمود احمدی نژاد در سياست داخلی و خارجی انتقاد کرده اند. مصباح یزدی از جمله روحانیون افراطی است که برخی معتقدند محمود احمدی نژاد و دولت او تحت تاثیر آموزه هایش هستند. هشدار این روحانی تندرو چه مفهومی دارد و چرا همینک بیان می شود؟ مخاطب آن چه کسی یا کسانی هستند؟ سراج الدين ميردامادي، روزنامه نگار و تحليلگر سياسي در پاريس، در مورد سخنان آيت الله مصباح يزدي به رادیو فردا می گوید: به دليل عملکرد تند و خودکامگی رئيس دولت و حمايت همه جانبه رهبر جمهوری اسلامی از اين خودکامگی و خودمحوری آقای احمدی نژاد و اطرافيان او، بخشی از اصولگراها که در سخنان آقای مصباح يزدی از آنها به عنوان نيروهای ارزشی ياد می شود از دولت و حاکميت عملاً جدا شده اند و بخشی ديگر هم پيش بينی می شود در آينده ای نزديک جدا شوند و آقای مصباح به اين امر اشاره دارد. هشدار آيت الله مصباح يزدی در مورد ايجاد فتنه ای شديد، در شرايطی است که پيش از اين برخی ها در ميان اصولگرايان از جمله طرفداران محمود احمدی نژاد وجود هر گونه اختلاف و تفرقه را در ميان اين نيروها تکذيب می کردند. اکنون چه اتفاقی افتاده که اين هشدار از زبان يکی از حاميان پر و پا قرص محمود احمدی نژاد بيان می شود؟ منطق حاکم بر قدرت مطلقه در تمامی نظام های سياسی اين را ايجاب می کند که مرتب اين سيکل تغيير و تحولات، پوست اندازی ها و جدا شدن افراد وجود داشته باشد که از روزهای اول انقلاب هم بوده است. به ويژه در يک سال اخير حتی کسانی که زير علم آقای احمدی نژاد و از حاميان او بودند از او جدا شدند. چهار سال قبل هم امثال آقای افروغ و ابوطالب از حاميان آقای احمدی نژاد بودند، ولی کمتر از يک سال بعد برائت جستند و عملاً در انتخابات بعدی کنار گذاشته و جزو صف غيرخودی ها محسوب شدند. اين سيکل همچنان ادامه دارد و آقای مصباح هشدار می دهد هر کسی از اين صف جدا شود و ساز ديگری بنوازد، عملاً از بدنه نظام جدا شده و بايد با او برخورد شود. البته اين حرف نوعی تحذير و ارعاب است. اين اختلاف نظرهايی که بين اصولگرايان به وجود آمده و آخرين نمونه آن انتقادات علی لاريجانی، رئيس مجلس و برخی ديگر از نمايندگان مجلس و يا تشکل های اصولگرا از محمود احمدی نژاد و سياست های او است، منجر به چه رويدادی خواهد شد؟ بعد از انتخابات اينها به اين نقطه رسيدند که منشاء اصلی مشکلات در بعد فرهنگ و به ويژه در دانشگاه ها است، به خصوص در علوم و دروسی که در علوم انسانی تدريس می شود و اين پروژه را دولت دهم به آقای مصباح و شاگردان او واگذار کرده است. دولت به اين نتيجه رسيده که يکی از کارهايی که برای مقابله با اين شکاف ها و اختلاف ها بايد انجام دهد اين است که علوم انسانی را تصفيه کند و با انقلاب فرهنگی جديد تلاش می کنند هم اتحاد درونی جريان اصولگرا را با حمايت گسترده رهبری حفظ کنند و از طرفی تلاش کنند ريشه های مخالفت در توده های نخبه جامعه را که برخاسته از دروس جديد علوم انسانی مدرن است و به تعبير آنها ريشه در افکار غربی دارد، بخشکانند و مخالفت های خود را در جامعه به صورت ريشه ای حل کنند.
مذاکرات پیرامون احداث خط لوله "ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هند" موسوم به پروژه «تاپی» که رقیب پروژه خط لوله «صلح» (ایران) است بهصورت ملموسی فعالتر شده است. درحالی که رئیس جمهور ایران آقای احمدی نژاد از تحریمات بین المللی به مثابه «آرزوی ملت ایران برای خودکفایی» تعبیر می کند و شرکت خاتم الانبیاء سپاه پاسداران بخاطر آنچه که «حفظ منافع ملی» می نامد، بعد از چندین سال تاخیر فاز ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی را نیمه کاره رها می کند، ترکمنستان همسایه شمالی ایران طی هفته جاری رکورد تولید گاز مایع خود را تا سقف ۷۵ هزار تن در کارخانه مایع سازی گاز طبیعی «نیب» شکست. از سوی دیگر مذاکرات پیرامون احداث خط لوله "ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هند" موسوم به پروژه «تاپی» که رقیب پروژه خط لوله «صلح» (ایران) است بهصورت ملموسی فعالتر شده است. روزنامه «نیترال ترکمنستان» امروز (پنج شنبه) طی گزارشی از نشست نمایندگان هر چهار کشور (ترکمنستان، افغانستان، پاکستان وهند) و مذاکرات پیرامون احداث خط لوله «تاپی» در عشق اباد خبر داد. این نشست سومین نشست پیرامون پروژه «تاپی» طی ده روز گذشته است. طی ده روز گذشته آقای بردی محمداف رئیس جمهور ترکمنستان در حاشیه کنفرانس کابل مذاکراتی با رؤسای هر سه کشور پیرامون این پروژه انجام داد و بلافاصله چند روز بعد در ۲۷ ژوئیه، جایانت پراساد، سفیر هند در کابل، طی سفری به عشق آباد رایزنی ها پیرامون این پروژه را ادامه داد. آقای محمد اف در سفر ماه می امسال به هند نیز با برجسته کردن پروژه «تاپی» از «پتانسیل های گسترده دو کشور برای افزایش میزان همکاری اقتصادی و تجاری طرفین» خبر داد. پروژه تاپی که برخلاف خط لوله صلح مورد حمایت آمریکا است و بانک توسعه آسیا پشتیبانی مالی آن را بر عهده گرفته است، با طول ۱۶۸۰ کیلومتر و با ظرفیت سالانه ۳۰ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی از "دولت آباد" ترکمنستان شروع شده و از مسیر هرات و قندهار (افغانستان)، کویته (پاکستان) تا فزلک در مرز هند و پاکستان عبور خواهد کرد. دهلی از سال ۱۹۹۰ راه های مختلف واردات گاز به هند و از جمله احداث خط لوله گاز "ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هند" - TAPİ ، خط لوله "ایران-پاکستان-هند" - İPİ (یا همان خط لوله صلح)، خط لوله "برمه (میانمار)-بنگلادش-هند" MBI و همچنین پروژه نقل گاز خاورمیانه (قطر و عمان) به هند از طریق خط لوله زیردریا را مورد بررسی قرار داده است. با اینهمه، با منتفی شدن خط لوله "برمه-بنگلادش-هند" و توقف مذاکرات پیرامون خط لوله صلح، گزینه پروژه تاپی برجسته تر از قبل شده است. اگر چه ترکمنستان هم اکنون قرارداد فروش سالانه ۳۰ ملیارد متر مکعب گاز به چین، ۱۴ میلیارد به ایران و ۵۰ میلیارد متر مکعب به روسیه را بسته در مورد توانایی این کشور برای ساپورت پروژه «تاپی» اطلاعات روشنی در دست نیست و از طرفی ناآرامی های افغانستان و پاکستان یکی از مشکلات امنیتی این پروژه حساب می شود، با اینهمه رشد سریع تولید گاز ترکمنستان و ذخایر هنگفت آن چشم انداز مثبتی از پروژه «تاپی» نشان می دهد. جدیدتری گزارش شرکت بی پی حاکی از وجود ۸.۱ تریلیون متر مکعب ذخایر ثابت شده گاز ترکمنستان بوِیژه بعد از تثبیت ذخایر میادین «یولاتان-عثمان جنوبی» است. از طرفی، طبق سند ۳۰ ساله نیازهای انرژی هند، تا سال ۲۰۱۵ نیاز به گاز طبیعی در آن کشور دو برابر میشود. با اجرای پروژه خط لوله گاز "تاپی"، افغانستان علاوه بر تامین سالانه پنج میلیارد متر مکعب از نیازهای گازی خود، سالانه ۳۰۰ میلیون دلار نیز حق ترانزیت دریافت خواهد کرد و این می تواند هم درآمد خوبی برای افغانستان باشد و هم فرصت های شغلی جدیدی برای کشوری که ۱۱ میلیون بیکار دارد ایجاد کند. مزیت های ذکر شده برای افغانستان، در مورد پاکستان هم صادق است. مذاکرات پیرامون پروژه تاپی در حالی انجام می شود که افتتاح خط لوله هفتم سراسری (بخشی از پروژه خط لوله صلح) که قرار بود گاز مورد نیاز استان های هرمزگان، کرمان و سیستان و بلوچستان را تأمین کند به تعویق افتاده است.
سکینه محمدی آشتیانی که به اتهام زنا محکوم به سنگسار شده، در مصاحبه ای اعلام کرد مقام های ایرانی در مورد اتهام وی دروغ می گویند تا بتوانند او را در خفا اعدام کنند. خانم محمدی آشتیانی که از طریق شخص دیگری به سوالات روزنامۀ بریتانیایی گاردین پاسخ می داد در عین حال افزود:«آن ها فکر می کنند در این کشور هرچه بخواهند می توانند بر سر زنان بیاورند.» یک مقام قضایی ایران، مصدق کهنمویی، در پاسخ به کمیتۀ رفع تبعیض سازمان ملل در ژنو گفت که جمهوری اسلامی در مورد سرنوشت سکینه محمدی آشتیانی که به جرم زنا محکوم به سنگسار شده، هنوزتصمیمی نگرفته است. سکینه محمدی آشتیانی در مصاحبه اش که روز شنبه منتشر شد گفت به دلیل جرم زنا گناهکار شناخته شده ولی از اتهام قتل همسرش تبرئه شده است. وی افزود مردی که همسر وی را کشته ، شناسایی و دستگیر شده اما محکوم به مرگ نشده است.
با افزایش نگرانیها درباره وضعیت ۱۷ زندانی سیاسی که در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زدهاند، مهدی کروبی از آنان خواست که اعتصاب خود را بشکنند تا سلامتشان آسیب نبیند. به گزارش سحامنیوز مهدی کروبی، از رهبران اصلاحطلب، روز جمعه و در آستانه روز خبرنگار با جمعی از خانوادههای روزنامهنگاران زندانی دیدار کرد و مسئولان جمهوری اسلامی را به خاطر برخورد با این قشر به باد انتقاد گرفت. روز پنجشنبه میرحسین موسوی نیز با صدور پیامی از این زندانیان سیاسی خواست که به اعتصاب غذای خود پایان دهند. آیتالله بیات زنجانی، از مراجع تقلید، عبدالله نوری، وزیر کشور دولت خاتمی و احمد صدر حاج سید جوادی، وزیر کشور دولت بازرگان و از فعالان ملی مذهبی، از دیگر شخصیت های برجستهای هستند که از این زندانیان درخواست کردهاند به اعتصاب غذای خود پایان دهند.
یک مسئول وزارت بهداشت ،درمان و آموزش پزشکی ایران هشدار داد سیگارهای قاچاق که به کشور وارد می شوند به دلیل عدم بررسی آزمایش بر روی آنها ممکن است به مواد رادیواکتیو آلوده باشند. به گزارش ایرنا خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ، خدیجه محصلی مسوول دبیرخانه کنترل دخانیات افزود: تمامی سیگارهای تولید داخل و وارداتی مجاز از سوی کارشناسان وزارت بهداشت، مورد آزمایش قرار می گیرند و برچسب تاییدیه می خورند. این مقام وزارت بهداشت افزود: بر اساس معاهده جهانی دخانیات وزارت بهداشت موظف است سیگارهای تولید داخل و وارداتی را آزمایش کند. محصلی تصریح کرد: وزارت بهداشت روی سیگارهای قاچاق هیچ نظارتی ندارد و سیگارهای فاقد تصاویر هشداردهنده مورد تایید این وزارتخانه نیست .
هوشنگ اسدی فعال سیاسی سابق که در سالهای اخیر به کار روزنامهنگاری مشغول است در دوران حکومت آخرین شاه ایران زندانی شد. پس از انقلاب و در دوران حکومت اسلامی نیز دوباره بازداشت شد و شش سال را در زندان گذراند. او خاطرات خود را از آن دوران در کتابی منتشر کرده است و همین بهانهای شد برای گفتوگو با کسی که با علی خامنهای همبند بوده است.هوشنگ اسدی فعال سیاسی سابق که در سال های اخیر به کار روزنامه نگاری مشغول است در دوران حکومت محمد رضا پهلوی شاه آخرین شاه ایران زندانی شد. پس از انقلاب و در دوران حکومت اسلامی نیز او دوباره بازداشت شد و شش سال را در زندان گذراند. هوشنگ اسدی که اکنون ۵۹ ساله است و در پاریس زندگی می کند خاطرات خود را از آن دوران در کتابی به نام «نامه هایی به شکنجه گرم: عشق، انقلاب و زندان در ایران» منتشر کرده است. هوشنگ اسدی در گفتوگویی با رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی می گوید که شرایط زندان و شکنجه ها در دوران حکومت اسلامی به مراتب از شرایط زندان در دوران حکومت شاه بدتر بود. در این گفتگو هوشنگ اسدی از یکی از همبندان خود در زندان های شاه می گوید که اکنون رهبرجمهوری اسلامی است و همینطور در مورد شکنجه گر خود موسوم به «برادر حمید» می گوید که اکنون جزو دیپلمات های جمهوری اسلامی است. شما در دهه ۵۰ خورشیدی زندان دوران حکومت شاه را تجربه کردید و در دهه ۶۰ نیز در زندانهای جمهوی اسلامی اسیر بودید. این دو دوران زندان با یکدیگر چه تفاوت هایی داشتند. از نظر انواع شکنجه و شرایط عمومی زندان به تجربه شما کدامیک بدتر بود؟ من شخصا در دوران زندان شاه شکنجه نشدم فقط یک بار مرا با سیلی زدند. اما من شاهد شکنجه بسیاری از دوستان خود در زندان بودم. اما در زندان حکومت اسلامی من را به اشکال مختلف شکنجه کردند. به نظر من تفاوت اصلی در فضای کلی و نوع رفتار با زندانیان در این دو دوره تفاوت بین یک سازمان ایدئولوژیک و یک سازمان غیر ایدئولوژیک بود. او به گریه افتاد و گفت : «هوشنگ، زمانی که اسلام به قدرت برسد، حتی یک قطره اشک نیز از چشم کسی جاری نخواهد شد.» من دوست دارم از او بپرسم: «آقای خامنهای آن چه را که در آن روز گفتید به یاد دارید؟ در دوران شاه ماموران دستگاه امنیتی به نوعی کار خود را انجام می دادند و به خاطر کسب اطلاعات از زندانیان متاسفانه آنها را شکنجه می کردند. اما در زندان های جمهوری اسلامی ما یا با زندانبان ها و بازجوهای معتقد و ایدئولوژیک روبهرو بودیم و یا افرادی که تظاهر به اعتقاد می کردند. اولین کار و وظیفه این افراد درهم شکستن زندانی بود و پس از آن بود که آنها به دنبال کسب اطلاعات می رفتند. آنها با خورد کردن زندانیان می خواستند برتری ایدئولوژیک خود را اثبات کنند. برای آنها کسب اطلاعات امر ثانوی بود. به همین خاطر شکنجه در زندان های جمهوری اسلامی به ابعاد وحشتناک و باورنکردنی رسید. به هیچ وجه آنرا نمی توان با شکنجه های دوران شاه مقایسه کرد. بازجوهای زندان جمهوری اسلامی کاری کردند که در مقایسه با آنها حتی وحشی ترین شکنجه گران زمان شاه افرادی بی آزار و آرام به نظر می رسند. در سال ۱۳۵۳ شما با آیت الله خامنه ای که بعدها رهبر جمهوری اسلامی شد مدتی در یک سلول زندانی بودید. هر دو شما با حکومت شاه مخالف بودید. شما در کتاب خود او را فردی خوشایند و یک انسان توصیف کرده اید که به ادبیات و لطیفه های غیر توهین آمیز علاقمند بود. برخی به خاطر ارائه این تصویر از مردی که به اعتقاد آنها یک دیکتاتور است از شما انتقاد کرده اند. در مورد مناسبات خود با سید علی خامنه ای در دوران زندان کمی بیشتر توضیح دهید. آنچه که من در کتاب خود در مورد دوران زندان با خامنه ای نوشته ام مربوط به حدود ۴۰ سال پیش است. از آن زمان تاکنون جهان دستخوش دگرگونی های عمیقی شده است. خامنه ای که زمانی همراه با من مدتی را در سلولهای زندان شاه سپری کرد اکنون رهبر جمهوری اسلامی است. به خاطر توصیف شخصیت وی در آن دوران نباید از من انتقاد شود. آنچه که من نوشته ام حقیقت دارد. زمانی که من با خامنه ای در زندان ملاقات کردم او یک فرد ملایم و خوش برخورد بود و همیشه لبخند به لب داشت. او یک معتقد و مومن واقعی بود. او مرتب قرآن می خواند دعا می کرد و پس از نماز با صدای بلند می گریست. او طبیعت شادی داشت و از ادبیات آگاه بود. به طور کلی او یک انسان مثبت بود. از زمانیکه به قدرت رسیده جهان تغییر کرده است. حقیقت این است که آن تصویری که من از خامنه ای ارائه داده ام و موقعیت و تصویری که وی اکنون دارد به خوبی نشان می دهد که قدرت تا چه حد افراد را تغییر می دهد. به خوبی نشان می دهد که قدرت چگونه یک فردی را که خود زندانی و یا شکنجه شده است به رهبر و مسئول نظامی بدل می سازد که در آن صدها و هزاران نفر شکنجه می شوند. اگر شما می توانستید با خامنه ای صحبت کنید به او چه می گفتید؟ در یک روز سرد زمستانی سال ۱۳۵۴ قرار بود من را از سلولی که در آن بودم منتقل کنند. خامنه ای که خیلی لاغر و تکیده بود از سرما می لرزید. من یک بلوز بافتنی داشتم، آنرا از تن در آورده و به خامنه ای دادم. او ابتدا کمی مقاومت کرد و بلوز را نگرفت. ولی در نهایت که آنرا پذیرفت و به تن کرد ما یکدیگر را بغل کردیم. او گریه افتاد و گفت : «هوشنگ، زمانیکه اسلام به قدرت برسد، حتی یک قطره اشک نیز از چشم کسی جاری نخواهد شد.» من دوست دارم از او بپرسم « آقای خامنه ای آنچه را که در آن روز گفتید به یاد می آورید؟ اکنون که تو پر قدرت ترین حاکم در تاریخ سیاسی ایران هستی آیا هیچ قطره اشکی جاری نمی شود؟ یا درست برعکس ما شاهد فجایعی هستیم که در تاریخ ایران سابقه نداشته است؟ شما در کتاب خود شکنجه های جسمی و روحی را که تجربه کرده اید توضیح داده و اینکه بازجوی شما به نام «برادر حمید» شما را مجبور کرد تا اعتراف کنید که برای دستگاه های امنیتی بریتانیا و روسیه جاسوسی می کنید. در مورد روش های بازجویی و شکنجه کمی توضیح دهید. سخت ترین شکنجه ای که شما تجربه کردید چه بوده؟ من خیلی خلاصه توضیح می دهم چون به تفصیل در این مورد در کتاب خود توضیح داده ام. بازجوی من از هر نوع شکنجه ای که می توانست و می دانست استفاده می کرد تا از من اطلاعات بگیرد. ولی آن نوع اطلاعاتی که او در جستجوی آن بود نداشتم. من یک روزنامه نگار بودم و هیچ اطلاعات ویژه ای نداشتم. حقیقت این بود که او یک داستان یا سناریوی جعلی را تنظیم کرد و در نهایت زیر فشار شکنجه مجبورم کرد که به یک چنین داستانی اعتراف کنم. هوشنگ اسدی: شکنجه در زندان های جمهوری اسلامی به ابعاد وحشتناک و باورنکردنی رسید. به هیچ وجه آنرا نمی توان با شکنجه های دوران شاه مقایسه کرد. بازجوهای زندان جمهوری اسلامی کاری کردند که در مقایسه با آنها حتی وحشی ترین شکنجه گران زمان شاه افرادی بی آزار و آرام به نظر می رسند. بدترین چیز، شکنجه های روحی بود چون عوارض و نشانه های شکنجه جسمی به مرور زمان ترمیم شده و پاک می شوند اما شکنجه های روحی که من تجربه کردم هنوز هم مرا اذیت می کند. شکنجه های روحی برای همیشه در ذهن و خاطره افراد باقی می ماند. من آن لحظاتی را که بازجو من را با شلاق می زد و جاسوس خطاب می کرد، و یا لحظاتی را که وانمود می کرد همسر مرا بازداشت کرده و او را شکنجه خواهند داد به خوبی به یاد دارم. این لحظات برای من بسیار دردناک تر از تحمل شکنجه های جسمی بود. و همینطور موقعی که صدای شکنجه شدن رفقا و دوستان و یا صدای فریادهای آنها را می شنیدم برای من این لحظات دردناک تر از شکنجه های جسمی بود. گروه های مدافع حقوق بشر و برخی از افرادی که سال گذشته به زندان افتادند می گویند که همین روش های بازجویی در مورد افرادی که پس از ناآرامی های سال گذشته بازداشت شدند به کار گرفته شده است. به نظر می رسد که با وجود تمام این شکنجه ها و فشارها اکثر بازداشت شدگان هنوز بر موضع خود پافشاری می کنند. شما این موضوع را چطور تشریح می کنید؟ در حال حاضر همان روش های سیستماتیک شکنجه که در سال های دهه ۶۰ خورشیدی به کار گرفته می شد در اشکال متفاوتی تکرار می شوند. هنوز هم در هم شکستن فرد زندانی، هدف اصلی است اما چون اکثر این زندانیان به یک جنبش اجتماعی تعلق دارند زندانبان ها توانسته اند تعداد کمی از آنها را خورد کنند. اکثر افرادی که بازداشت شده اند هنوز مقاومت می کنند و صدای آنها در خارج از زندان نیز به خوبی شنیده می شود. ما می بینیم که زنان، روزنامه نگاران، جوانان ما شجاعانه در برابر بازجوها ایستادگی می کنند. آنها با وجود تمام شکنجه ها و فشارها بر اعتقادات خود پافشاری می کنند. این خبر بسیار خوبی است. وقتی که مقاومت زندانیان سلول های زندان را در هم می شکند معنایش این است که آینده روشنی در راه است. می خواهم به موضوع بازجوی شما « برادر حمید» برگردم که شما نام واقعی او را ناصر سرمدی پارسا معرفی کرده اید. شما می گویید که بعدها با دیدن عکسی از وی متوجه شدید که او دوره ای سفیر ایران در تاجیکستان بوده است. آیا می دانید که او هنوز هم شغل دولتی دارد؟ اگر آدرس او را داشتید آیا نسخه ای از کتاب خود را برای وی می فرستادید؟ پس از آنکه من در برنامه های صدای آمریکا در مورد او صحبت کرده و تصویری از وی را در این تلویزیون نشان دادیم. او از مقام خود کنار گذاشته شد. من نمی دانم که او اکنون مشغول به چه کاری است. من خیلی دوست دارم که این کتاب به دست او برسد. کتاب من در اصل به انگلیسی منتشر شده، ولی نسخه فارسی آن به زودی وارد بازار خواهد شد. در واقع من فکر می کنم که در سیستم جمهوری اسلامی به خاطر جمع آوری اطلاعات حتما این کتاب به نوعی به دست وی رسیده است. من امیدوارم که این کتاب را بخواند و آن روزها را به خاطر بیاورد و حداقل به این خاطر که در آینده دیگر کسی را شکنجه نکند. به نظر می رسد که شما در مورد آینده ایران و « جنبش سبز» با وجود سرکوب شدید و پایان اعتراضات خیابانی هنوز هم خوشبین هستید. شما معتقدید که آینده روشنی برای ایران به زودی از راه خواهد رسید. دلایل شما برای این خوشبینی چیست؟ در ظاهر امر ممکن است اینطور به نظر برسد که حکومت توانسته معترضان را کنترل و حتی جنبش را به طور کلی سرکوب کند. ولی من فکر نمی کنم که اینطور باشد. این جنبش ریشه های عمیقی دارد به خصوص در میان طبقات متوسط ، زنان و جوانان. دیر یا زود خواهیم دید که این جنبش مثل آتش زیر خاکستر دوباره سربلند خواهد کرد و سرنوشت ایران را تغییر خواهد داد. یک جنبش اجتماعی را نمی توان از بین برد، می توان آن را محدود یا به طور موقت متوقف کرد و یا به تاخیر انداخت ولی نمی توان این جنبش را به کلی حذف کرد چون پایه های و ریشه های اجتماعی دارد. بر اساس ارقام و آمار دولتی که پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته منتشر شد ۱۳ میلیون نفر به میرحسین موسوی و مهدی کروبی رای داده اند. فکر می کنید چه بر سر این ۱۳ میلیون نفر آمده است؟ همه آنها کشته و یا زندانی نشده اند، همه آنها هنوز هم در جامعه ایران زندگی می کنند. در عین حال نباید فراموش کرد که این ۱۳ میلیون نفر رقمی است که دولت ایران اعلام کرده و من مطمئن هستم که رقم واقعی افرادی که به نامزدهای مخالف احمدی نژاد رای داده اند بیشتر از این است. این جمعیت راه های جدید مبارزه و مقاومت را خواهند آموخت و تاثیر گذار خواهند بود. هفته گذشته فرمانده سپاه پاسداران به شکل علنی گفت که برخی از نیروهای سپاه پاسداران از جنبش مخالف حکومت حمایت می کردند. بنابراین وقتی که جنبش تا این حد گسترده است که حتی در صفوف سپاه پاسداران نیز نفوذ کرده چگونه می توان آنرا از بین برد؟ ممکن است فعلا متوقف شده باشد ولی بدون شک از بین نرفته است.
یوسف رضا گیلانی نخست وزیر پاکستان اعلام کرد تلفات انسانی و خسارت های سیل ویرانگر این کشور بسیار «عظیم » است و خواستار کمک جامعۀ جهانی به پاکستان شد. آقای گیلانی این پیام را روز جمعه در تلویزیون دولتی پاکستان و در حالی بیان کرد که مسئولان گفته اند زندگی بيش از ۱۲ ميليون نفر از سیل متاثر شده و صدها هزار خانه در استان های خیبر، پختون خوواPakhtunkhwa ،پنجاب و سند Sindh ویران شده است. یوسف رضا گیلانی گفت در تاريخ ۶۳ سالۀ پاكستان، اين مخرب ترين سيلی است كه تا كنون در این کشور رویداده است. مقام هاى پاكستانى گفته اند سيل دو هفته اى اين كشور بسيارى از روستاها را به طور كامل از ميان برده و منجر به مرگ ۱۶۰۰ نفر شده است. مقام های سازمان ملل می گویند بیش از نیم میلیون نفر از خانه های خود در استان جنوبی سند آواره شده اند. مسئولان هشدار می دهند بارش باران های بیشتر می تواند به شدت گرفتنِ ِ بحران بیانجامد و تلاش ها برای رساندن دارو،غذا و ایجاد سرپناه برای قربانیان را پیچیده کند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر