-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ شهریور ۱, دوشنبه

Posts from Khodnevis for 08/23/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



فیفا با تایید کلاه شرعی بر سر دختران فوتبالیست، از دخالت سیاست و مذهب در فوتبال حمایت کرده است

 

 

حال انچه که  جمهوری اسلامی ایران درباره فوتبال زنان بر فیفا عرضه داشته است تا تیم فوتبال زنان ایران بتواند در مسابقات بین الملی بازی کند پوشش غیر متعارف و مضاعفی است که زنان فوتبالیست ایرانی را با دیگر بازیکنان کشورهای جهان مجزا می‌کند.

 

عجیب انکه فیفا هم زیر بار رفته است و به این خواسته فدارسیون فوتبال جمهوری اسلامی گردن نهاده  و پوشش غیرمتعارف را فعلا در بازیهای المپیک دختران قبول کرده است. همان فیفایی که یکی از تیم‌های افریقایی را به خاطر لباس ورزشی محروم کرده بود

 

سپ بلاتر رییس فیفا برای سرکشی از بازی‌ها و مدل لباس جدید  تیم ملی  بانوان فدارسیون جمهوری اسلامی ایران به جنوب شرق اسیا سفر کرد و در دیدار  تیم ج.ا.ا  با  تیم ملی  ترکیه حاضر شد و بین دونیمه  از اینکه دختران ایرانی کلاه گشادی بر سر دارند گلایه کرد و خواستار کوچک شدن کلاه دختران فوتبالیست ایرانی شد.

 

توجه کنید به دختران تیم رقیب که کشوری مسلمان هستند و ترکیه نام دارد چطور این کشور مسلمان به قوانین فیفا احترام می‌گذارد و با لباس استاندارد به زمین می‌آید . تیم جمهوری اسلامی ایران  با لباس من در اوردی پا به زمین می گذارد و جز مایه بی‌آبرویی و مضحکه شدن پیزی برای جمهوری اسلامی ندارد و سپ بلاتر نیز ضمن تمجید از فوتبالیست‌های ایرانی نحوه پوشش فوتبالیست‌های ایرانی را مایه شرمساری جمهوری اسلامی معرفی می‌کند.

 

فیفا همواره اعلام کرده است تاکید کرده است ورزش از سیاست  و مذهب جداست و نباید سیاست و دین در فوتبال دخالت کند. ایا تحمیل پوشش اسلامی که جمهوری اسلامی به صورت اجبار به زنان افوتبالیست تحمیل کرده است عمل مذهبی و سیاسی محسوب نمی‌شود.

 

فیفا با توافق با جمهوری اسلامی عملا به دخالت سیاست در ورزش دامن زده است و رویه خود را مبنی برعدم دخالت سیاست  و مذهب در فوتبال را بی اعتبار کرده است. هرچند دختران ایرانی با پوشش مضاعف توانستند به نیمه نهایی صعود کنند ولی این احتمال وجود دارد فیفا از ادامه استفاده از این پوشش مضاعف در بازیهای بزرگسالان ومسابقات رسمی دیگر جلو گیری کند. البته فرش و پسته خیلی کارها را درست می‌کند.

 چندی پیش هم علی کریمی به دلیل روزه خواری اخراج شد و این بار هم  برخلاف قوانین فیفا  هیچ تیمی حق ندارد ورزشکاری را به دلایل مذهبی و شخصی تحت فشار قراردهد.

از نظر قوانین فیفا اخراج بازیکن به خاطر مسایل مذهبی و سیاسی غیرقانونی است. یکی از سختگیرانه‌ترین قوانین فیفا مشاهده شده، دخالت هیچ یک از مجموعه‌های سیاسی، یو پی اس و افکار مذهبی  در بازی فوتبال است.
 طبق قانون ۴ فیفا:

«بازیکنان نباید آشکارا شعائر مذهبی یا تبلیغاتی را نشان بدهند. اجباری در اظهارات سیاسی مذهبی یا شخصی نیست هرگونه اجبار سیاسی مذهبی شخصی و یا اظهارات در شعائر مذهبی در برگزاری مسابقات با تحریم فیفا روبرو خواهد شد».


 


احمدی نژاد: همه گزینه ها روی میز است و شعاع عکس العمل ما کل کره زمین است

به گزارش خبرگزاری‌ها از جمله ایسنا و واحد مرکزی خبر، محمود احمدی‌نژاد در مراسم رونمایی از جت بمب افکن بدون سرنشین کرار گفت: «اجازه نمی‌دهیم یک مشت آدم بی سر و پای جنایتکار حاکم شوند. آمدند گفتند همه گزینه‌ها روی میز است، ما هم می‌گوییم همه گزینه‌ها روی میز است.»

آقای احمدی‌نژاد در سخنرانی امروز  حرف‌های روز گذشته خود را تکرار کرد و اظهار داشت در صورت «تعرض» به ایران، «دایره شعاع عکس العمل ما کل کره زمین است.»

به گزارش  واحد مرکزی خبر احمدی نژاد، بیان داشت: «تعارف نداریم. اجازه نمی‌دهیم یک مشت آدم بی سر و پای جنایتکار حاکم شوند و با هفت تیر کشی نا امنی ایجاد کنند». احمدی نژاد ادامه داد: «هر روز از ننه‌شان قهر کردند، آمدند گفتند همه گزینه ها روی میز است؛ ما هم می گوییم همه گزینه‌ها روی میز است.»

محمود احمدی‌نژاد در بخش دیگری از سخنان خود خطاب به کشورهای غربی گفته است: «گزینه اول این است که آدم شوید؛ از آن برج غرور پایین بیایید و مثل بچه آدم از موضع برابر حرف بزنید.»

وی افزود: «اگر پایین نیامدید، پس می خواهید بگردید! پس بگردید؛ تجربه نشان داده است، وقتی بگردید، زمان علیه ما نشده، بلکه علیه شما شده است.»

احمدی‌نژاد درباره دورنمای پیشرفت دفاعی جمهوری اسلامی می‌‌گوید: «باید در زمینه صنايع دفاعی به جايی برسیم كه دشمنان بشريت در گام اول از تعرض به ملت ايران و در گام های بعدی از تعرض به هر ملت آزاده‌ای مايوس شوند.»

احمدی‌نژاد ادامه داد:  بايد با بسيج همه توان كشور، به ارتفاع بالای ۱۰۰۰ كيلومتری زمين دست پيدا كنيم زیرا از آن ارتفاع به راحتی می‌توان بر تمام امور تسلط داشت و به سهولت امور را اداره كرد.


 


مواضع قاطع نمایندگان مجلس هشتم در قبال بادنجان

هشدار: هر گونه شباهت بین دو حکایت ذیل کاملا تصادفی است.

 

 حکایت اول (منبع : خبرگزاری‌ها):

 

دویست و چهل و نه نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با صدور بیانیه‌ای حمایت کامل خود را از سیاست «جذب حداکثری» که اخیرا توسط مقام رهبری مطرح شده، اعلام کردند. گفتنی است که تنها چند ماه پیش همین نمایندگان با صدور بیانیه‌ای در راستای رهنمودهای معظم له خواستار محاکمه سران فتنه شده بودند. رهبر جمهوری اسلامی طی سخنان اخیر خود توصیه کرده بود که با لحاظ کردن سیاست جذب حداکثری، آنها را که از خانواده نظام بوده‌اند ولی اخیرا به اشتباه فریب خورده و رو گردان شده‌اند، با نصیحت به آغوش نظام بازگردانند.

 

مفسران سیاسی از اینکه قرار است سران فتنه (طلحه و زبیر) بازجذب شوند، اظهار تعجب کردند. این اظهار تعجب از آنجا ناشی می‌شود که طبق اسناد متقن تاریخی و همچنین روایات، طلحه و زبیر هیچگاه مشمول جذب حداکثری نشدند و حال چگونه ممکن است که این اتفاق در زمان کنونی به وقوع بپیوندد حال آنکه در آن زمان به وقوع نپیوسته است.

 

اما تعجب مضاعف مفسران در این سال مبارک مضاعف ، نه از چرخش سیاست رهبر که از چرخش سریع السیر نمایندگان در مجلس بود. یک شاهد عینی به خبرنگاری گفت که دیروز در صحن علنی مجلس، نمایندگان در یک حرکت دشمن شکن دسته جمعی، بلانسبت مثل فرفره به دور خود و همگی به دور رئیس مجلس شروع به چرخیدن کردند. بعضی از نمایندگان که در ضل عنایات سربازان گمنام امام زمان از فیزیک بدنی مناسب‌تری برخوردار بودند، با تمام اعضا و جوارحشان به چرخش آمده بودند. اما عده ای که نسبت وزن بالاتنه به پایین تنه‌شان از عدد ۱۸ بیشتر بود، به چرخش از کمر بسنده کرده بودند. اعضای فراکسیون اقلیت هم گرچه فقط سر و گردن را به گردش آورده بودند، اما در عوض با دست زدن، هورا کشیدن، و سوت بلبلی سایرین را تشویق می‌کردند. شنیده‌ها حاکی است که نماینده ای بنام کوچکف با پیراهن صورتی بر تن و دستمال آبی در دست آنقدر چرخید و چرخید که همه را از میدان به در برد. یک منبع آگاه دلیل این تمرین استراتژیک را آماده نگه داشتن بدن نمایندگان در وضعیت مطلوب و انعطاف پذیر ذکر کرد. گفته می‌شود نمایندگان مجلس هشتم از لحاظ انعطاف پذیری در تاریخ نظیر نداشته‌اند تا آنجا که بعضی از زیست شناسان منحط غربی که سرشان دائم در آخور علوم انسانی است و اغلب مثل سگ دروغ می‌گویند، به اشتباه افتاده و نمایندگان مجلس اسلامی را در ردۀ نرم تنان طبقه بندی کرده‌اند.

 

حکایت دوم ( منبع: کلیات عبید زاکانی):

 

سلطان محمود را در حالت گرسنگی بادنجان بورانی پیش آوردند. خوشش آمد؛ گفت: «بادنجان طعامی است خوش». ندیمی در مدح بادنجان فصلی پرداخت. چون سیر شد گفت: «بادنجان سخت مضر چیزی‌است». ندیم باز در مضرت بادنجان مبالغتی تمام کرد. سلطان گفت: «ای مردک! نه این زمان مدحش می‌گفتی!؟»

گفت: «من ندیم توام نه ندیم بادنجان. مرا چیزی می‌باید گفت که تو را خوش آید نه بادنجان را.»

 

توضیح: همان‌طور که در ابتدا ذکر شد، هیچ شباهتی میان این دو حکایت یافت نمی‌شود. پرواضح است که حکایت اول مربوط به عصر حاضر است و حکایت دوم مربوط به تاریخ. بنابراین هیچ ارتباط منطقی بین آنها وجود ندارد. و این درست مثل سران فتنه است که در عصرحاضرند و طلحه و زبیر که قرنها پیش می زیسته‌اند و در نتیجه کاملا به هم مربوطند.

 


 


پیش‌نویسی برای یک حزب با «این» اصول اعتقادی

 

۱- تلاش در جهت خرافه‌ستیزی؛ مبارزه با ریا و گسترش دینداری واقعی با:

الف - حذف کامل بودجه نهادهای دینی و تبلیغی اعم از حوزه‌های علمیه؛ هیئت های مذهبی؛ مساجد؛ شورای تبلیغات اسلامی و… و واگذاری اداره آنها به مردم مومن برای عمل در کمال استقلال در چارچوب قانون

ب – حذف همه حقوق ویژه‌ای که مومنان به صفت مومن بودن خویش دارند و اعطای حقوق برابر به همه بر اساس شهروند بودن

ج – بی طرفی کامل دولت در برابر آخرت ملت. با این شعار محوری که ما دنیای شما را می‌سازیم تا اگر اعتقاد داشتید و مایل بودید خودتان آخرت تان را بسازید.

 

۲- لغو حق رای برای افرادی که فاقد تحصیلات کافی هستند. ( مثلا لغو حق رای افراد زیر دیپلم) با این توضیح واضح که هر کس که «راس» دارد؛ لزوما «رای» ندارد و نباید اجازه داد «رای سازها» با ساختن و در اختیار گرفتن رای این افراد؛ نتیجه انتخابات را برخلاف رای «صاحبان رای» رقم بزنند.

۳- لغو حق کاندیداتوری برای افرادی که فاقد پیشینه و تعلق حزبی سیاسی هستند. انتخابات مطلقا نباید عرصه رقابت افراد باشد. تنها باید احزاب با برنامه مشخص و اعلام شده برای اداره مملکت؛ افراد واجد صلاحیت (از دید حزب) را برای پیاده کردن آن برنامه ها معرفی نمایند تا آن افراد به نمایندگی از حزب؛ با داشتن امکانات برابر تبلیغی با دیگر احزاب رقابت نمایند. حزب پیروز هیچ مانعی برای دسترسی به اهدافش نخواهد داشت. ضمن این که احزاب در اقلیت هیچ محدودیتی در تلاش برای اکثریت شدن در انتخابات بعدی نخواهند داشت.

۴- حذف کامل درآمد حاصل از فروش نفت از بودجه دولت و اداره کشور بر اساس مالیات مردم

۵- باور به «منافع ملی» به عنوان تنها آرمان قابل پیگیری در عرصه سیاست خارجی

۶- امکان تاسیس و نشر آزادانه و بدون نیاز به کسب مجوز همه نشریات؛ کتب؛ سایت‌های اینترنتی و رادیو تلویزیون‌های ماهواره ای با قید ممنوعیت ترویج محتوای پورنو.

۷- اصلاح همه قوانین در جهت اهداف ذکر شده.


 


نیروگاه هسته‌ای بوشهر؛ هزینه‌ها از ملّت، دست‌آوردها برای دولت

وقتی در ۳۴ سال پیش ساخت تأسیسات بوشهر آغاز شد بدبین‌ترین‌ها هم گمان نمی‌کردند با وجود پیش‌رفت ۸۵ درصدی یکی از راکتورها و در حال ساخت بودن راکتور دیگر -راکتوری که احتمالا به موزه تغییر ماهیت خواهد داد- و مطالعات عمیق هیئت مطالعه‌ی آمریکایی که با توصیه‌ی آنان و مشاوران داخلی، شاه تصمیم گرفته بود به جای بهره‌گیری از نفت برای تولید انرژی، آن را برای مصارف دیگر نظیر تولید محصولات پتروشیمی به کار ببرد و برای تولید انرژی از ذخایر اورانیوم استفاده کند، راه‌اندازی آن تا سال‌ها بعد به تعویق بیافتد.

 

روندی که در این سال‌ها برای این مجموعه طی شد آن را از تأسیساتی که برای تولید برق مقرون به صرفه باشد، به تجهیزاتی تبدیل کرد که حیثیت جمهوری اسلامی به آن گره بخورد. آخرین قراردادی که برای ساخت این نیروگاه امضا شد برابر یک میلیارد دلار خرج روی دست ملّت ایران گذاشت -از این رو «ملّت» و نه «دولت» که ساخت چنین تأسیساتی برای برق‌رسانی به منازل مردم صورت می‌گیرد و طبیعتن هزینه‌های آن نیز از جیب ملّت خرج می‌شود- و در این مدّتِ ۳۴ ساله نیز چندین برابر چنین هزینه‌هایی صرف ساخت این نیروگاه و تأسیسات وابسته‌ی آن -از استخراح اورانیوم تا غنی سازی و تولید سوخت- شده است. از سوی دیگر مدّت بسیار طولانی ساخت این نیروگاه را در نظر بگیرید و به این توجّه کنید ظرفیت نهایی تولید انرژی آن از ۱۲۰۰ مگاوات به ۱۰۰۰ مگاوات رسیده است که به نظر می‌رسد به هیچ وجه حتی جواب‌گوی بخشی از نیاز کشور نیست؛ چه، این عدد تنها ۳% از مصرف برق کشور را تأمین می‌کند. حال در نظر بگیرید اصرار ایران بر ساخت این نیروگاه و هم‌چنین تأکید حکومت بر تولید سوخت در داخل کشور هزینه‌هایی از قبیل تحریم‌های گسترده و قطع‌نامه‌های متعدّد شورای امنیت را بر ملّت -از این رو «ملّت» و نه «دولت» که ساخت چنین تأسیساتی برای برق رسانی به منازل مردم صورت می‌گیرد و طبیعتن هزینه‌های آن از جیب ملّت خرج می‌شود- تحمیل کرد، علاوه بر آن توجّه کنید به کم‌هزینه‌بودن ساخت یک نیروگاه گازی در مقایسه با ساخت یک نیروگاه اتمی -این هزینه‌ها حتی در برابر ساخت یک نیروگاه در شرایط عادی و بدون هزینه‌های سیاسی نیز بسیار اندک‌اند- در کنار ذخایر عظیم گاز ایران که صاحب دوّمین ذخیره‌ی گاز دنیا ست و عدم وجود هیچ‌گونه فشار بین‌المللی در صورت ساخت چنین نیروگاهی، تا مانند من به این نتیجه برسید که به هیچ وجه به دلایلی نظیر به صرفه بودن، این نیروگاه ساخته نشده است.

 

پس از آن که دیدگاه نظام در مورد این نیروگاه و اصولا فن‌آوری هسته‌ای از دیدگاه غالب در ابتدای انقلاب -که چنین فن‌آوری‌ای اساسن «امپریالیستی» و مطابق نظر «طاغوت» است- به این تغییر یافت که شاید بد نباشد ما هم تأسیسات هسته‌ای داشته باشیم به سوی بازسازی نیروگاهی که در دوران جنگ تخریب شده بود گام برداشتند، فشارهای جهانی آغاز شد و با روی کار آمدن دولت تندروی احمدی‌نژاد روزبه‌روز افزایش پیدا کرد. این در حالی ست که دولت‌مردان جمهوری اسلامی می‌دانستند از همان آغاز حکومت در سال ۵۷ جامعه‌ی جهانی با دست‌یابی جمهوری اسلامی ایران به این فن‌آوری مخالف بود و دلیل این مخالفت این احتمال بود که بنیادگرایان اسلامی چه بسا از این فن‌آوری در مسیری غیر از استفاده‌های صلح‌آمیز استفاده کنند. در بررسی دلیل پافشاری بر ساخت چنین تأسیساتی باید به یکی از جنبه‌های هویتی نظام جمهوری اسلامی پرداخته شود و آن (سوء؟) استفاده از روحیه‌ی مخالفت و ایستاده‌گی در برابر دولت‌های قدرت‌مند و زورگوی بی‌گانه‌ی ایرانیان است. به هر دلیل -از جمله پیشینه‌ی تاریخی دخالت‌های گسترده‌ی دولت‌های خارجی در سرنوشت ایران- این ملّت نوعی خصلت ایستاده‌گی در برابر زور -مخصوصن از نوع خارجی‌اش- دارد و جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف -از انقلاب که شاه را آمریکایی معرفی کردند تا جنگ که تمامن تبلیغ بر این بود که جبهه‌ی مقابل ایران از تمام دولت‌های استعماری دنیا تشکیل شده است- از این حربه استفاده کرده است که این حس را در ایرانیان برانگیخته و با آن به مقاصد خود رسیده است. این بار هم جمهوری اسلامی دست‌یابی به این فن‌آوری را در اذهان عمومی برای جلب موافقت دستِ کم درصدی از ملّت به نوعی ایستاده‌گی در برابر زور تفسیر کرد و به این ترتیب این مسئله به مسئله‌ای حیثیتی تبدیل شد که هر نوع سازش یا عقب‌نشینی در آن منجر به از دست رفتن هویت نظام نزد هواداران داخلی و خارجی‌اش می‌شد. در این که در کوشش برای دست‌یابی به این فن‌آوری چه هدفی را واقعن دنبال می‌کردند هنوز تردید وجود دارد، با این وجود گمان می‌کنم هدف والایی که در پس این همه هزینه وجود دارد نباید چیزی جز دست‌یابی به دانش تولید جنگ‌افزار هسته‌ای باشد.

 

با پذیرش تمام هزینه‌های اقتصادی و غیر اقتصادی که بر ملّت تحمیل شد بالأخره به نقطه‌ای رسیدند که نام «جمهوری اسلامی ایران» در «باشگاه هسته‌ای دنیا» ثبت شود. این رخ‌داد اعتبار جمهوری اسلامی را نزد هوادارانش مضاعف کرد و نشان داد این حکومت از هزینه‌دادن ابایی ندارد، ضمن این که مطابق معمول از چنین عضویتی با صفاتی مانند «افتخار ملّی» یاد شد؛ غافل از آن که کشوری نظیر پاکستان که این روزها توان مدیریت بحران عظیمی که مردمانش با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند را ندارد و پیش از آن هم با انواع مشکلات از اقتصادی تا مسئله‌ی تروریسم روبه‌رو بوده است در باشگاهی که افتخار عضویتش نصیب جمهوری اسلامی شده هم‌عضو کشوری مانند فنلاند است که آن چنان در احقاق حقوق شهروندی پیش رفته که حقّ دست‌رسی به اینترنت با سرعت بالا یکی از حقوق شهروندی این کشور شده است. با این تفاسیر به نظر می‌رسد عضویت جمهوری اسلامی در این باشگاه کم‌ترین سودی برای ملّت نداشته باشد؛ چه، صرف نظر از تمام هزینه‌هایی که در این ۳۴ سال بر ملّت به خاطر دست‌یابی به این فن‌آوری تحمیل شده است، اصولا چنین فن‌آوری‌هایی آن قدر سطح بالا هستند که باید پیش از آن مسائل ابتدایی‌تر دیگری حل شده باشند. ضمن آن که حتی در چنین حالتی نیز باید با توجّه به هزینه‌ها و مزایا اقدام کرد؛ موضوعی که حتی در اروپا هم رعایت می‌شود و به همین خاطر است که اروپا با وجود توان ساخت نیروگاه هسته‌ای هنوز به دلیل کم‌هزینه‌تر بودن وابسته‌گی‌اش به نفت و به‌ویژه گاز وجود دارد.


 


دستور سانسور موسوی، کروبی و خاتمی


به گزارش ندای سبز آزادی، براساس دستورالعملی که وزارت ارشاد صادر کرده است، روزنامه‌های سراسری و خبرگزاری‌های ایسنا و ایلنا موظف شده‌اند «از آوردن خبر یا تصویر آقایان میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی خودداری کنند.»


وزارت ارشاد این دستورالعمل را به مصوبه شورای عالی امنیت ملی ارجاع داده و همچنین از ملاحظات «مراجع ذی‌صلاح امنیتی» سخن گفته که معتقدند «بازتاب خبر این افراد دارای آثار منفی» است.


در متن این دستورالعمل وزارت ارشاد آمده است: «به اطلاع می‌رساند با توجه به این که فضای آرامش‌بخش در جامعه و افکار عمومی وظیفه ذاتی رسانه‌ها می‌باشد و از آن‌جا که مراجع ذی‌صلاح امنیتی، نسبت به آثار احتمالی منفی انتشار اخبار، تصاویر و سخنان آقایان «میرحسین موسوی»، «مهدی کروبی»، «سیدمحمد خاتمی» برای کشور دارای ملاحظاتی هستند، با رعایت تبصره ۲ ماده ۵ قانون مطبوعات از انعکاس خبر، تصویر و یا گزارش درمورد افراد فوق خودداری نمایید.»


این درحالی است که محمود احمدی‌نژاد، هفته گذشته در یک مصاحبه مدعی شده بود، اعتراضات پس از انتخابات که از آن با عنوان «فتنه ۸۸» نام می‌برد، با کمترین هزینه، خاموش شده است.


 


خامنه‌ای دوباره به التماس افتاد

با توجه به ترس دولت کودتا از حرکت خود جوش مردم در حمایت از جنبش سبز در روز قدس، خامنه‌ای دوباره وارد میدان شد و با اعلام اینکه گروه‌های داخل نظام باید وحدت خود را حفظ کنند، خواهان برگرداندن کسانی شد که به گفته ی او بر اثر اشتباه از نظام دور افتاده‌اند.

البته واضح است که منظور ایشان آقایان موسوی و کروبی هستند و ترس حکومت از تکرار وقایع سال قبل در روز قدس می باشد که با تکرار آن  وجهه‌ی جمهوری اسلامی را در حمایت از فلسطین و دشمنی با اسرائیل در جوامع بین‌المللی به زیر سوال  خواهد برد و این پرسش را به وجود می‌آورد که حکومتی که به مردم خود رحم نمی‌کند وآنان را به خاک و خون می‌کشد چگونه برای مردمانی در کشوری دیگر نقش قیم را بازی می‌کند. 


 


وزارت اطلاعات: موسویان جاسوس است

این اطلاعیه بعد از آن منتشر شد که صالحی در نشستی با گروهی از روحانیون، وجود جاسوس در تیم مذاکره کننده هسته‌ای در دولت محمد خاتمی را رد کرده و گفته بود: «من چنین چیزی را قبول ندارم که آنها جاسوس بودند. بنده از همان ابتدا در این پرونده بوده‌ام و تا جایی که اطلاع دارم در تیم مذاکره کننده هسته ای ما جاسوسی وجود نداشته است.»


سه روز بعد از انتشار این سخنان، وزارت اطلاعات با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرده که اقدام حسین موسویان که در دادگاه به دو سال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از مشاغل دیپلماتیک محکوم شده «مصداق روشن و کامل جاسوسی می باشد.»


موسویان حدود سه سال پیش به اتهام در اختیار داشتن اسناد دولتی و دادن اطلاعات به مراکز خارجی و جاسوسی بازداشت و پس از هشت روز با سپردن وثیقه آزاد شد.


دادگاه این عضو سابق شورای عالی امنیت ملی و از اعضای هیات مذاکره کننده هسته ای را از اتهام جاسوسی تبرئه کرد ولی در ارتباط با اتهام اخلال در امنیت ملی مجرم شناخت و براساس ماده ۵۰۷ قانون کیفری، به دو سال حبس تعلیقی محکوم کرد. همان زمان غلامحسین محسنی اژه‌ای که وزیر اطلاعات بود، رای دادگاه را نپذیرفت و گفت که از نظر وزارت اطلاعات آقای موسویان مجرم است: «دادگاه ممکن است ادله ما را قبول نداشته باشد و لازم هم نیست که وزارت اطلاعات نیز این حکم را قبول داشته باشد، اما در هر حال، دادگاه خود فصل الخطاب است.»


در همان زمان احمدی نژاد نیز گفته بود که تصمیمی که در مورد پرونده حسین موسویان گرفته شده نمونه اعمال نفوذ برخی افراد در مقابل اجرای عدالت است. وی اعلام کرده بود: «اتفاقی افتاده، مطالبی منتقل شده است و کسانی که در نقطه مقابل ما هستند از اطلاعات آگاهی دارند، از این رو شایسته است متن اطلاعاتی که داده شده منتشر شود تا ملت بدانند ما نگران چه هستیم و چه اطلاعاتی به دیگران؛ یعنی به غیر از ملت ایران داده شده است تا ملت ایران نیز از این اطلاعات مطلع شوند». به گفته احمدی‌نژاد، حسین موسویان ده-پانزده جلسه ملاقات با «بیگانگان» داشته و در این ملاقات‌ها حرف‌هایی زده و اطلاعاتی منتقل کرده است.


موسویان در زمان بازداشت، معاون مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. وی پیش از آن نیز در پست‌های حساسی چون معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی در دوره اصلاحات و عضو تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای و سخنگوی این گروه مشغول بوده است. موسویان چند سالی هم سفیر جمهوری اسلامی در المان بود. در دوره‌ای که اتفاقاتی چون قضیه فرج سرکوهی و رستوران میکونوس به وقوع پیوست.


موسویان چندی است که در آمریکا ساکن است. خبری که نخستین بار توسط «خودنویس» منتشر شده بود.

 


 


بازداشت حسن اسدی زیدآبادی و علی جمالی

 

 گفتنی است حسن اسدی‌زیدآبادی آبان ماه سال گذشته نیز بازداشت و پس از ۴۰ روز با قید ضمانت از زندان آزاد شده بود. دادگاه رسیدگی به اتهامات وی، به تازگی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه، برگزار شده بود. علی جمالی نیز در طی هفته‌های اخیر، به نهادهای امنیتی احضار و مورد تهدید قرار گرفته بود.

 

هم اکنون احمد زیدآبادی (دبیرکل)، عبدالله مومنی (سخنگو) و علی ملیحی(مسوول روابط‌عمومی) سازمان دانش‌آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) در زندان به سر ‌می‌برند.

 

 


 


آبرو

لبخندی زد و گفت : دیکتاتور که آبرو نداره

 

گفتم : خب ... شاید حق با تو باشه، حالا منظورت چیه؟

 

گفت: هیچی داشتم با خودم فکر می‌کردم، راجع به اون دیکتاتور و این یکی

 

گفتم: این یکی که هیچی، ولی باز اون شاه بیچاره دو شاهی آبرو داشت

 

گفت: آبرو؟ جا برای مردن پیدا نمی‌کرد.... یک دوست نداشت،  هنوز خیلی نگذشته از اون موقع

 

گفتم: بابا، عکساش هست، تو اروپا می‌رفت، رئیس جمهورا و نخست وزیرا تا زانو خم می‌شدند ...... چه خبر بوده ..... خبر نداری

 

گفت: خبر دارم، منم دیدم، ولی دیدیم آخرش رو هم ...... تا وقتی سر کیسه شل بود، همه چاکرم مخلصم می‌گفتیم

 

گفتم: بی‌انصافی می‌کنی

 

گفت: بی‌انصافی اونایی کردند که ما رو به این روز انداختن ..... قانون اساسی رو تو سطل زباله ریختند

 

اونایی که کودتا‌چی هستند و کودتا زاده و کودتا منش و کودتا صفت

 

اونایی که فرزندان کشور رو، مردان بزرگ رو تو زندان می‌کنند 

 

تبعید می‌کنند.

 

گفتم:

 

حالا چرا این قدر یهو داغ کردی؟

 

گفت : این روزا، روزهای شروع دیکتاتوری هست

 

سال روز بیست و هشت مرداد هست.

 

روزهای آغاز استبداد سیاه تو ایران

 

روزهایی که تا امروز ادامه پیدا کرده

 

کودتاچی که آبرو نداره

 

دیکتاتور که آبرو نداره

 

 

خواستم بگم حالا درست می‌شه که اون زود تر گفت 

درستش می‌کنیم ، باید درستش کنیم


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته