-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۳۰, شنبه

Posts from Khodnevis for 08/21/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



مادر شیوا نظر آهاری: نگرانیم، بیشتر از گذشته

شهرزاد کریمان، مادر شیوا نظر آهاری در گفتگو با خودنویس گفت که تا زمانی که حکم خانم بدرالسادات مفیدی از سوی دادگاه اعلام نشده بود، چندان نگران اتهام محاربه  نبودیم، اما بعد از حکم خانم مفیدی که بر خلاف انتظار بسیار سنگین بود، دکتر محمد شریف دل‌نگران برخوردی است که ممکن است در زمان دادرسی پرونده صورت گیرد.

به گفته مادر شیوا نظرآهاری، حقوق انسانی زندانیان برای او اهمیت داشت، نه موقعیت اجتماعی متهمین و او حتی به کمک اراذل و اوباشی رفته بود که در کهریزک بازداشت شده بودند و کمتر کسی به آنها توجه داشت: «شیوا در طرح جمع‌آوری اراذل که هیچ‌کس برای‌شان کاری نمی‌کرد، بعد از آنکه معلوم شد در کهریزک چه بلایی سرشان آمده بود شیوا مقالات زیادی در باره اینها نوشت (در باره تجاوز به حقوق انسانی‌شان) و از آنها دفاع می‌کرد و حتی بچه‌هایی که با او کار می‌کردند معتقد بودند که نباید خودش را درگیر این گروه کند...شیوا نگران حقوق بهایی‌ها و اقلیت‌ها و زنان  همه بود و هرجا مشکلی وجود داشت، می‌شد ردپای شیوا را در دفاع از حقوق نقض شده همه مشاهده کرد.»

خانم کریمان معتقد است که با توجه به حمایت آقای میرحسین موسوی و خانم رهنورد از شیوا، قاعدتا اتهام همکاری او با گروه‌های ضدانقلاب  و وابستگی به سازمان‌های سیاسی بی اساس است. مادر شیوا نظر آهاری می‌گوید که خانم رهنورد پس از بررسی زندگی شیوا معتقد است که تمامی اتهامات وارده به شیوا واهی و بی اساس است.

بنا به گفته خانم کریمان، اتهام محاربه وارد شده به شیوا، بعد از انتخابات صورت گرفته است. این در حالی است که شیوا نظر آهاری تنها دو روز بعد از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ دستگیر شد و در هیچیک از راه‌پیمایی‌های بعد از انتخابات نمی‌توانست حاضر باشد و پس از آزادی موقت نیز به واسطه اینکه از سوی وزارت اطلاعات تحت نظر بوده نمی‌توانسته کاری کند که مشمول چنین اتهامی باشد.

گفتگوی کامل با مادر شیوا نظر آهاری را می‌توانید در بخش پادکست خودنویس بشنوید.


 


اظهار نگرانی جان مک‌کین برای وضعیت شیوا نظر آهاری

شیوا نظر آهاری که نخستین بار به خاطر حضور در مراسم سوگ‌واری برای کشته شدگان ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱دستگیر شده بود، بارها به خاطر فعالیت‌های بشردوستانه‌اش به زندان افتاده است و تا کنون از سوی بسیاری از فعالان حقوق بشر و شخصیت‌ها سیاسی حمایت شده است. جان مک‌کین یک بار دیگر در ماه جون امسال در کنفرانس بنیاد دموکراسی آمریکا نگرانی خود در باره آنچه بر سر شیوا آمده را ابراز کرده بود.

جان مک‌کین در این بیانیه ادامه می‌دهد: «اتهامات وارد شده بر خانم نظر آهاری و زندانیان سیاسی نظیر او، خلاف تعهدات بین‌المللی حکومت ایران است که باید به کنوانسیون جهانی حقوق بشر و میثاق حقوق مدنی و سیاسی پایبند باشد.»

مک‌کین ضمن بی‌پایه بودن و غیر عادلانه خواندن دلیل بازداشت شیوا نظر آهاری، خواستار آزادی فوری این مدافع حقوق بشر شده است.


 


نماز جمعه این هفته تهران و قم

رافت اسلامی، محور خطبه‌های نماز جمعه این هفته تهران بود. حجت الاسلام کاظم صدیقی، خطیب جمعه این هفته تهران با استعانت از سخنان رهبری، جذب حداکثری و دفع حد اقلی را محور سخنان خود قرار داد، حجت الاسلام صدیقی گفت: «در این ماه خدا هم دل‌ها را به همدیگر متحد می‌کند، کمک کنیم رمیده ها را بر گردانیم ، سراغ آنها که با ما نبودند برویم، ببینیم مشکل ودردشان کجاست، با دیدی که پیامبر به جامعه نگاه می‌کرد، نگاه کنیم، اگر ما نتوانیم همدیگر را تحمل کنیم، آنوقت مسیحیان و یهودیان ما را تحملمی کنند؟ ».


امام جمعه موقت تهران با اشاره به جذب حداکثری گفت «به این سیاسیونی که بیخود خود را از مردم جدا کرده‌اند بگویم، شما ضرر کردید، آمریکا برای شما بهتر از جمهوری اسلامی نیست، آمریکا هم شما را تحمل نخواهد کرد، شما برای او مثل یک پل هستید، بیائید، ملت شما را قبول می‌کند و سعه صدر نظام زیاد است ، باید روی جذب حداکثری کار شود و کار گروههائی این مشکل را حل کنند، چرا خودی را دشمن تلقی کنیم؟».


صدیقی به مسئله عصبانیت و خویشتن داری اشاره کرد و گفت «سیاسیون، باید خود را پائین بکشند و خود را بزرگ نبیینند، عصبانیت خود را به جامعه تسری ندهند و سعادت جامعه را تباه نکنند، مسئله دیگر نبودذ همدلی در میان قشری از جامعه ماست، نیاز بشر به این است که یک خانواده باشد، بخصوص ما باید اینطور باشیم.»


مسئله رابطه با آمریکا بخش دیگری از سخنان حجت الاسلام صدیقی بود و گفت :«رابطه ما با آمریکا رابطه گرگ ومیش است، تا وقتی که می‌خواهد ما را بخورد، چه رابطه‌ای؟»


در انتهای خطبه مسئله امام زمان هم مورد بعدی سخنان صدیقی بود که گفت «کسی دم از امام زمان بزند، اما فقاهت و مرجعیت و رهبریکه مرجع جهانی است را قبول نکند و برای خود دارو دسته درست کند، این کجای کار از امام زمان خبر دارد ؟ و از کجا امام زمان را شناخته است؟ امام زمان او غیر از آن است که خدا برای نجات بشر بر قرار کرده است، در خط او حرکت کردن، کار می‌کند و نه دم زدن از او»


از سوی دیگر در قم خطیب جمعه این هفته، حجت الاسلام سید هاشم بوشهری نیز بر جذب حداکثری و دفع حد اقلی تاکید کرد و از گسترش عدالت، فرو بردن خشم، ایجاد وحدت، فرو نشاندن آتش‌هائی که در جامعه وجود دارد و گرد آوردن افرادی که به هر دلیلی از ما جدا شده اند ، پرداخت و این ها را از محور های کلیدی سخنان رهبری دانست و گفت: « ایشان به نکته کلیدی توبه اشاره کردند که باید سرمشقی برای مسئولان نظام باشد.»


حسینی بوشهری نیز به مسئله آمریکا وارد شد و مذاکره با آمریکا را مشروط با لغو تحریم‌ها و تهدیدها و دست بر داشتن از ژست ابر قدرتی دانست و در بخشی از سخنانش گفت: «جبهه مقابل جمهوری اسلامی خواهان حذف نظام است ، همانگونه که ما خواهان حذف موجودین اسرائیل هستیم، آمریکائی‌ها سخن از مذاکره با جمهوری اسلامی را می‌زنند، اما بدنیال آن در پی ایجاد جنگ روانی و اختلال سیاسی و خلافکاری در داخل کشور هستند »


 


تجمع برای حمایت از پناه‌جویان ایرانی در یونان


ایرانیان مقیم آلمان در بیانیه‌ای که به همین منظور صادر کرده‌اند، آورده‌اند: «روند بررسی وضعیت پناهجویان در یونان فاجعه انگیز و ضد انسانیست. طبق اخبار ارسالی ازآتن پناهجوبان بایستی برای درخواست تقاضای پناهندگی ازهر جمعه شب در صفی طولانی منتظر نوبت برای صبح روز شنبه شوند تا شانس خود را برای داخل شدن به ساختمان بیازمایند. هر شنبه جمعیتی بین ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ نفر برای ارایه تقاضای خود در آنجا انتظار می کشند. از میان تنها ۳۰۰ نفر می‌توانند تقاضای خود را ارایه دهند و نوبت مصاحبه بگیرند. بسیاری از این پناهجویان ماه‌هاست که به طور غیرقانونی با نگرانی و ترس از دستگیری توسط پلیس یونان زندگی می کنند تا شانس خود را در شنبه ای دیگر بیازمایند. آنهایی هم که موفق به درخواست شوند تا روشن شدن وضعیت پناهندگیشان از امکانات بسیار بدی از نطر بهداشت، مسکن، غذا و پوشاک برخوردارند. روند پناهندگی در یونان نقض آشکار حقوق پناهندگی مندرج در کنوانسیون جهانی سازمان ملل است.»


این بیانیه می‌افزاید: «در این میان ایرانیانی که جان خود را از استبداد رژیم جمهوری اسلامی با سختی زیاد رهانیده و خود را به ترکیه و از انجا به یونان رسانده اند، وضعیت بسیار ناگواری دارند. عده ای از این ایرانیان از روز دوشنبه ۴ جولای در برابر دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در آتن دهان خود را دوختند و دست به اعتصاب غذای نامحدود زدند. در روز جمعه ۱۳ آگوست پلیس یونان به آنان یورش برد و با ضرب و شتم، آنان را دستگیر و به مقر پلیس انتقال داد.»


ایرانیان مقیم المان همچنین اضافه کرده‌اند:«ما در همبستگی با اعتصاب غذا و تحصن این پناهجویان و اعتراض به نقض آشکار حقوق پناهندگان، مندرج درکنوانسیون جهانی سازمان ملل،توسط دولت یونان و دراعتراض به بی توجهی دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل در آتن، گردهمایی در مقابل کنسولگری یونان در برلن برگزار می کنیم و خواستاریم که سیاستهای پناهنده پذیری در یونان در جهت یک سیاست حقوق بشری و انسان دوستانه تغییریابد. ما همچنین از دولت فدرال آلمان و نهادهای مسئول خواهانیم ، تا زمانی که پناهجویان در یونان امنیت ندارند، از اخراج آنان به این کشور خودداری کنند.»


این بیانیه زمان اعلام برگزاری این مراسم را روز سه‌شنبه اعلام کرده است.


این در حالی است که در حالی که حدود ۲۶ روز از اعتصاب غذای پناه‌جویان ایرانی در مقابل دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل در یونان می‌گذرد، هنوز هیچ خبری درباره تغییر وضعیت این دو ایرانی و یا ایجاد تحول در پرونده آن‌ها گزارش نشده است. این در حالی است که برخی گزرش‌ها حاکی از آن است که دو تن از افراد اعتصاب غذا کننده، به بیمارستان منتقل شده‌اند.


این پناه‌جویان ایرانی مدت‌هاست به کشور یونان رفته‌اند، اما هنوز موفق به دریافت برگه پناهندگی نشده‌اند. این دو ایرانی پناه‌جو در اعتراض به وضعیت دشوار و بحرانی خود در کشور یونان، دست به اعتصاب غذا زده‌اند.


رضا کمالی، حسین رستمی، سعید محمودی، محمد عظیمی، عبدالله بختیاری، امیرحسین عبدل ملکی، فرج غلامی و حمید صادقی پناه‌جویانی هستند که در مقابل دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل در یونان، دست به اعتصاب غذا و تحصن زده‌اند.


اعتصاب غذای پناه‌جویان پس از ملاقات آن‌ها با مقامی از وزارت کشور یونان صورت گرفته است. آن‌گونه که این پناه‌جویان گفته‌اند، معاون وزیر کشور یونان به پناه‌جویان گفته است یونان به خاطر «روابط بسیار صمیمانه ای که با ایران دارد نمی تواند شما را به عنوان پناهنده بپذیرد». معاون وزیر کشور یونان همچنین گفته است هم اکنون بیش از 3 هزار نفر از پناهجویان ایرانی بدلیل ارتکاب جرم در زندان‌های یونان بسر می برند.


این پناه‌جویان اعلام کرده‌اند که به دلیل شرایط سخت زندگی در یونان و همچنین بلاتکلیفی دست به اعتصاب غذا زده‌اند و تا سیدن به نتیجه مشخص، به اعتصاب خود ادامه خواهند داد.


برخی از این افراد می‌گویند که پناه‌جویان در یونان از هیچ مزایای قانونی برخوردار نیستند تنها چیزی که به پناه‌جویان در یونان تعلق می گیرد یک کارت قرمز است که آن‌هم به نشانه داشتن اقامت موقت است که هر ۶ ماه یک بار تمدید می‌شود. همچنین گفته می‌شود رفتار پلیس یونان با پناه‌جویان غیر قابل تصور است و روزانه ده‌ها پناه‌جو مورد ضرب و شتم و هتک حرمت قرار می گیرند. برخی از افراد بازداشت شده خبر از ضرب و شتم شدید خود در بازداشت‌گاه‌های پلیس یونان خبر می‌دهند.


از سوی دیگر برخی منابع در یونان گفته‌اند که پلیس امنیتی یونان به کمپین اعتصاب کندگان مقابل دفتر کمیساریای عالی پناهندگان در آتن حمله کرده است. بنا بر این گزاش‌ها نیروهای پلیس امنیتی «حمید صادقی» و «وحید فرش‌باف» را با دست بند و پا بند به مکان نا معلومی برده‌اند.


پلیس همچنین سه نفر از همراهان کمپین به نام های «صادق فراهانی»، «فرج غلامی» و «رئوف پاک طینت» را دستگیر کرده و آنان را به مقابل سفارت جمهوری اسلامی در نزدیکی کمیساریای عالی سازمان ملل برده است.


همچنین برخی خبرها از آتن حاکی از ان است که نیروهای «اسفالیا» - پلیس امنیت یونان - به درب منزل «یانی اعظمی» مراجعه کرده و در تعقیب وی می‌باشند . این پناهنده سیاسی ایرانی، بیشتر گزارش‌ها را از  وضعیت پناه‌جویان اعتصاب‌کننده مخابره کرده بود.




 


امنیت پرواز
 


سواد اندک ما، ناشی از نامحرمی است...

دو شب پیش، در مراسم افطاری خانه یکی از رفرمیست‌های درس خوانده در لندن، ذکر خیری از بنده به عمل آمده است که باعث خوشحالی است که دوستان قدیم، بنده را از یاد نبرده‌اند. طبیعتا بحث آن شب دوستان دخالت حقیر در مباحث سیاسی بوده است. با عنایت به اینکه بنده سواد سیاسی لازم را ندارم، طبیعتا حق سوال را هم از منظر این دوستان از دست داده‌ام. ضمن آرزوی قبولی روزه و طاعات و عبادات این دوستان اهل غیبت، ذکر چند نکته را واجب می‌شمارم؛

 

۱- اکثر دوستان جوان روزه‌دار آن مجلس که پریروز «رای اولی» بودند و دیروز «پویشی» و امروز سبز، انقلاب را از دریچه ذهن کسانی درک کرده‌اند که بخش بزرگی از مردم و جامعه را نامحرم شمرده‌اند. به عبارتی، بخشی از جوانان روزه‌دار آن مجلس، چیزی از سوابق دوستان انقلابی آن زمان در مناطق کردنشین در سال ۱۳۵۸ نمی‌دانند. می‌توانند برای دانستن، قدم رنجه کرده و به کردستان و مناطق کردنشین آذربایجان غربی بروند و اندکی تحقیق کنند...شاید رفتن به برخی قبرستان‌های مناطق مرزی و بردن دسته گلی بر سر مزار اعدامی‌های سال ۵۸ کمک زیادی بکند. همه حرف من و امثال من این است که دوستان بزرگوار صاحب مجلس واقعیت‌های آن سال‌ها را عیان کنند، نه بر اساس آنچه دوست دارند، بلکه بر اساس آنچه واقع شده.

 

۲- بسیاری از سوال‌های مطرح شده ناشی از وجود تناقض‌هایی در گفته‌های فعلی و عملکرد گذشته رهبران است. برخوی دوستان «پویشی» گمان می‌کنند که تغییر منش سیاسی پاسخ‌گوی همان سوال‌ها است. من گمان نمی‌کنم. سواد اندک بسیاری از ما که شاهد وقایع بی‌شماری در تاریخ انقلاب بوده‌ایم چیز دیگری را ثابت می‌کند. من خانواده‌ای را می‌شناسم که پدرشان در روابط عمومی ساواک یکی از شهرستان‌ها کار کرده بود و بازنشسته شده بود. فرزندان این خانواده بعد از انقلاب از حق ادامه تحصیل منع شدند و زمین‌های خانواده ضبط شد. از آن سو می‌شنوم که وقتی آیت‌الله منتظری در دوران شاه در زندان بوده، فرزندانش از هیچ حقی محروم نشده بودند. این نقض حقوق شهروندان از سال ۵۸ شروع شد و کماکان ادامه دارد. در طول ۳۱ سال گذشته، ۸ سال از اداره دولت که دست میرحسین موسوی بوده، ۸ سالش دست هاشمی رفسنجانی، حامی جنبش و ۸ سالش هم دست سید محمد خاتمی. توضیح دوستان صاحب سواد و کمالات  در باب روند ادامه دار نقض حقوق شهروندان و سکوت در برابر باطل کردن حق مردم را باید شنید و خواند.

 

۳- اگر منشور جنبش سبز را بخوانید، با این بند شروع می‌شود:

«بروز انحرافات گوناگون و موانع بتدریج سازمان یافته در مسیر تحقق اهداف و آرمان هایی چون عدالت، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی که مردم به خاطر آنها انقلاب شکوهمند اسلامی را به پا کردند، ظهور گرایشات تمامیت خواهانه در میان برخی از مسوولین حکومتی، نقض حقوق بنیادین شهروندان، بی حرمتی به کرامت انسانی، سوءمدیریت دولتی، افزایش فاصله طبقاتی و محرومیت های اقتصادی و اجتماعی، قانون گریزی بل قانون ستیزی برخی مجریان قانون، نادیده گرفتن منافع ملی و ماجراجویی های عوامفریبانه در تعاملات بین المللی، فراموشی تدریجی و دردناک اخلاق و معنویت برای قدرت عواملی است که به نضج گیری نگرش های اعتراضی در میان دلسوختگان، دردمندان و قاطبه مردم ایران در سال های اخیر انجامید که بروز بارز و نیرومند آن در جنبش سبز مردم ایران پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸  جلوه کرد»

آیا به اعتقاد دوستان باسواد «پویشی» که دانش‌شان طبیعتا از بسیاری از ما بیشتر است، «بروز انحرافات گوناگون و موانع بتدریج سازمان یافته» و «ظهور گرایشات تمامیت خواهانه در میان برخی از مسوولین حکومتی، نقض حقوق بنیادین شهروندان، بی حرمتی به کرامت انسانی، سوءمدیریت دولتی، افزایش فاصله طبقاتی و محرومیت های اقتصادی و اجتماعی، قانون گریزی بل قانون ستیزی برخی مجریان قانون، نادیده گرفتن منافع ملی و ماجراجویی های عوامفریبانه در تعاملات بین المللی، فراموشی تدریجی و دردناک اخلاق» مربوط به همین چند سال اخیر است؟ یعنی دوستان عزیز اینقدر بی‌اطلاعند که نقض گسترده و سازمان‌یافته حقوق بشر در طول ۳۱ سال گذشته را ندیده‌اند و درک نکرده‌اند؟

اگر جناب موسوی با نوشتن بیانیه شماره ۱۸ و منشور جنبش، خواسته باشد حق طلبی رهبران را نشان دهد، طبیعتا می‌تواند با نگاهی انتقادی به گذشته‌ای که خود بخشی از آن بوده به پیدا شدن راه‌کاری برای جلوگیری از نقض بیشتر حقوق شهروندان و مراقبت از کرامت انسانی ارائه دهد. گمانم نمی‌کنم در این زمینه با هم مخالفتی داشته باشیم. تنها نکته اختلاف احتمالا این است که شما عملا معتقدید که نسل جوان را باید از دانستن آنچه در این ۳۱ سال بر کشور رفته محروم کرد.

البته آقای موسوی در بند دوم می‌گوید که:

«جنبش  سبز با پایبندی به اصول و ارزش‌های بنیادین انسانی، اخلاقی و دینی و ایرانی، خود را پالایش‌گر و اصلاح‌گر روند طی شده در نظام جمهوری اسلامی ایران در سال‌های پس از انقلاب می‌داند و بر این اساس حرکت در چارچوب قانون اساسی و احترام به نظر و رای مردم را وجه همت خویش قرار خواهد داد.»

این مساله جای قدردانی دارد. پس برای پالایش روند بایستی قدمی رو به جلو نهاد و به دور از «محذورات» در باره آنچه اتفاق افتاده حرف زد. گمانم نمی‌کنم با سکوت و ندیدن بتوان به جایی رسید. سکوت در برابر جنایت‌های سال‌های اول انقلاب، آدم‌کشی‌ها در خارج از کشور، تهدید، آدم‌ربایی، قتل‌های زنجیره‌ای در دوره‌های مختلف، قتل و اعدام اقلیت‌های دینی، کشتن دراویش و بزرگان اهل سنت و ...باعث می‌شود که من و امثال من که سواد لازم را برای بررسی نداریم دست به دامن پرسش‌گری شویم که مایه ناراحتی دوستان شده است.

۴- جناب موسوی می‌نویسند: جنبش سبز با پذیرش تکثر درون جنبش بر استمرار حضور دین رحمانی سرشار از رحمت، شفقت، معنویت، اخلاق و تکریم انسان تاکید دارد و راه تقویت ارزش های دینی در جامعه را تحکیم وجه اخلاقی و رحمانی دین مبین اسلام و نظام جمهوری اسلامی ایران می‌داند.

طبیعتا من و امثال من که سواد روشنفکران دینی طرفدار دخالت اسلام رحمانی در زندگی روزمره هستند را نداریم، چیزی از این حرف‌ها نمی‌فهمیم. تنها فهمیده‌ایم که گروهی اندک، دوام خود و امکان بازگشت به قدرت و مناسب‌های مالی گذشته را در بقای ساختارت غیر سکولار می‌بینند. من که البته به دلیل فقدان سواد سیاسی نمی‌دانم سکولاریسم چیست، اما گمانم چیزی توی مایه‌های «دمت گرم» باشد، بدون درد اضافه. دوست محترمی می‌گفت اسلام رحمانی دوستان همان اسلام خودمان است که با استفاده از تسهیل کننده ( Lubricant) تحمیل می‌شود.

۵- سوال بزرگی که باعث ناراحتی بسیاری از دوستان سابق بنده شده است، همانا بررسی سکوت رهبران جنبش در قبال جنایت‌های دهه ۶۰ است. جنایت‌هایی که حتی معتقدم دستی در آنها نداشته‌اند، اما هم در برابرشان سکوت کرده‌اند و هم با اطلاع از خطاهای انجام شده از «امام» نخواسته‌اند جنایت‌ها را پایان بخشند. اگر «امام» و آرمان‌هایش باعث پدید آمدن «دوران طلایی» ویژه‌ای شده که هنوز در باره‌اش می‌گویند و به یاد آن روزگاران مانده‌اند، و اگر «امام» همان کسی است که هر مشکلی پیش می‌آمد، از نخست وزیر خودش حمایت می‌کرد، پس قاعدتا می‌شد از «امام راحل» خواست تا راهی برای نکشتن بی‌گناهان پیدا کند. می‌شد از «امام» خواست تا حقوق انسان‌ها را پاس بدارد...البته این در صورتی است که اعتراضی به فرامین و دستورهای «امام راحل» داشته‌اند، که با عنایت به سخنان مختلف ایشان، بعید می‌نماید. البته اینکه پذیرفته‌اند انقلاب از مسیر خود منحرف شده و امام هم معصوم نبوده‌اند، جای تقدیر دارد. لازم است اما به هیچ عنوان کافی نیست. ممکن است برای «پویشی»ها کافی باشد، اما برای کسانی که تابع ایدئولوژی نیستند و احتمالا سواد لازم برای توجیح خود را ندارند، نیست.

۶- به نظر من بخش بزرگی از دوستان باسواد ما، اعلامیه جهانی حقوق بشر را سندی با ارزش نیافته‌اند و دوست ندارند آنرا هر از گاهی بخوانند. بر پایه این سند مهم بررسی کنند که مقام‌ها محترم نزدیک به جنبش که در ۲۴ سال از ۳۱ سال گذشته، حرف اول را زده‌اند، تا چه حد این سند معتبر را جدی گرفته‌اند. طبیعتا فضای کشور در دوره‌های مختلف متفاوت بوده گاهی هم به حقوق بشر توجه بیشتری شده است، اما نگاه تبعیض آمیز به اقلیت‌ها و غیرخودی‌ها را آیا می‌توان ندیده گرفت؟ من و امثال من به دلیل بی اطلاعی سوال می‌کنیم. دوستان جوان باسواد «پویشی» که می‌توانند مصادیق نقض همه بندهای اعلامیه جهانی حقوق بشر در ۳۱ ساله گذشته را کشف و منعکس کنند چرا علاقه‌ای به انجام این کار ندارند؟

۷- به نظرم، «منافع سیاسی» با «سواد» ارتباطی ویژه دارد. طبیعتا بنده به دلیل فقدان منافع، دچار فقدان سواد هم شده‌ام. از این بابت عذر می‌خواهم، تنها می‌توانم برای دانستن بیشتر، بپرسم و بپرسم و بپرسم، اما اشکال کار اینجاست که وقتی در سال ۸۴ دکتر معین قول داد سوال‌های مرا جواب دهد، بعد از دیدن سوال‌ها عقب نشینی کرد و قرار شد تاج‌زاده جوابگو باشد که آقا مصطفی هم چون حدس می‌زد باید سال‌ها بعد عذرخواهی کند، جواب نداد.

 

ادامه دارد


 


هفت ماه بلاتکلیفی شیوا نظرآهاری


شهرزاد کریمیان، مادر شیوا نظر آهاری، در گفت‌وگویی اعلام کرده است که فرزند وی به «محاربه» متهم شده است. اتهامی که در بازداشت قبلی هم به نظرآهاری تفهیم شده، اما: «دخترم و وکلایش، چون فکر می‌کردند دلیلی ندارد این موضوع را جدی نگرفتند و از کنار این مساله گذشتند».


وجود اتهام محاربه در پرونده شیوا نظرآهاری نخستین بار توسط محمد شریف، وکیل وی اعلام شد. وی اعلام کرد که در پرونده موکل خود اتهام «محاریه» را مشاهده کرده است، در حالی که «حتی یک برگ سند یا مدرکی دال بر این اتهام در پرونده» وجود ندارد.


آن‌گونه که مادر شیوا نظرآهاری اعلام کرده، قرار است دادگاه این فعال حقوق کودکان، روز سیزدهم شهریورماه برگزار شود.


پیش از این و در پی اعلام اتهام محاربه برای شیوا نظرآهاری، زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی، در مقاله‌ای که توسط سایت «کلمه» - نزدیک به میرحسین موسوی – منتشر کرده بود، ضمن دفاع از شیوا نظرآهاری، نسبت به طرح اتهامی چون «محاربه» برای وی، ابراز نگرانی شده بود.


رهنورد در این یادداشت نوشته بود که : «ما نیمی از جمعیت ایران، ما زنان همه شیوا نظر آهاری هستیم. به گفته شیوا، به او سه اتهام تفهیم شده است. محاربه، تبانی برای ارتکاب جرم و در نهایت تبلیغ علیه جمهوری اسلامی».


رهنورد در یادداشت خود با تاکید بر این که نظرآهاری هیچ یک از این اتهامات را نپذیرفته است، از مقامات قضایی جمهوری اسلامی خواسته بود که «توهین به زنان» را پایان بخشند.


نظرآهاری در نخستین روزهای پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری – بیست و چهارم خردادماه – در محل کار خود بازداشت و پس از تفتیش منزل، به زندان اوین منتقل شد. نظرآهاری روز اول مهر با وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی به طور موقت از زندان آزاد شد، اما روز سی‌ام آذرماه و در راه رفتن به شهر قم برای شرکت در مراسم ختم ایت‌الله منتظری، توسط نیروهای امنیتی به همراه کوهیار گودرزی و محبوبه عباس‌قلی‌زاده آزاد شد. گرچه محبوبه عباس‌قلی‌زاده چند روز بعد ازاد شد، اما نظرآهاری به همره کوهیار کودرزی، همچنان در بازداشت به سر می‎‌برند.


برخی از افرادی که به همراه شیوا نظرآهاری چند ساعتی مورد بازداشت و بازجويی قرار گرفته‌اند، اتهام اصلی که برای نظرآهاری مطرح شده، ايجاد «کمپين عاطفه نبوی» بوده است.


نظرآهاری در زمان بازداشت اول خود، با «عاطفه نبوی» در زندان ملاقات می‌کند و از وی به عنوان یکی از قربانیان «شکنجه‌های جسمی و جنسی» نام می‌برد و کمپینی برای آزادی وی تشکیل می‌دهد.


گفتنی است «عاطفه نبوی» به دليل شرکت در راهپيمايی ۲۵ خرداد به چهار سال حبس تعزيری از سوی شعبه ۱۲ دادگاه انقلاب اسلامی محکوم شده و در حکم صادره اعلام شده که او به دليل فعاليت خانواده‌اش به چنين مجازات سنگينی محکوم می‌شود.


شیوا نظرآهاری از فعالان حقوق بشر، عضو هیات موسس، دبیر سابق و سخن گوی کمیته گزارشگران حقوق بشر و فعال دفاع از زندانیان سیاسی است. او همچنین فعال حقوق کودکان کار، عضو انجمن زنان تارا، کمپین یک میلیون امضا، روزنامه‌نگار، وبلاگ نویس، و از دانشجویان محروم از تحصیل (برای کارشناسی ارشد مهندسی عمران) می‌باشد. در مرداد ماه ۱۳۸۳ شیوا نظرآهاری، دبیر وقت کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی بود که در تجمع کمیته مزبور در جریان تجمع خانواده‌های زندانیان سیاسی در مقابل سازمان ملل بازداشت شد.




 


نقد آيات

در فرهنگ لغات، مقابل واژه معجزه آورده شده: «امر خارق العاده اي كه ديگران از آوردن مثل آن عاجز باشند.»

در وجهه ايهامي و كنايت‌هايي كه در قرآن وجود دارد و كلا در مورد آرايه‌هاي ادبي بكار رفته در اين كتاب بحث كارشناسي، با علماي ادبيات. اما آنچه در قدر فهم نگارنده است آنكه كتب و داستان‌هايي بس زيباتر و جذاب‌تر از قرآن را ديده و خوانده‌ام كه انسان را ياراي زمين گذاردنشان نبوده تا سطر آخر را نخوانده است.


بعضي شايد بگويند كه قرآن به زبان عربي نازل شده و چون ما فارسي زبانان ترجمه اين كتاب را مي‌خوانيم از زيبايي بي‌بديل آن نا آگاهيم.


پاسخ به اين نظرات بسيار ساده است، كافي است ليست بلندبالايي از شاهكاراي ادبي كه توسط مترجمان به زبان فارسي ترجمه شده‌اند را شاهد بياوريم كه با وجود ترجمه بودن متن، از زيبايي و كشش و ايجاز جملات و كليات اثر كاسته نشده است. قرآن را معجزه پيامبر مي‌خوانند، آنچه از معجزات سراغ داريم يد نوراني مسيح، شكافتن رودخانه توسط موسي، دم مسيحايي عيسي، عصاي ابراهيم و.... است كه نمود بيروني و اثر آن به وضوح مشخص است و تاثير اين اعمال خارق‌العاده در همان زمان و همان لحظه ديده شده و به عنوان يك معجزه تا به امروز باقي است. سوال مهم در مورد قرآن در همين جا پيش مي‌آيد كه قرآن را چه نسبتي است با تعريف معجزه؟


آنگاه كه متوني زيباتر و شيواتر از قرآن وجود دارد و مهم‌تر از همه جنبه عملي آن است كه مغفول مانده. قرآن به عنوان معجزه بايد كه نمود بارز بيروني داشته باشد. از پس اين يك‌هزارو چهارصد سال اين كتاب بر چه كساني تاثير معجزه گونه‌ای گذارده است؟


خوارج، كه همگي از حافظان قرآن بودند؟


يا نسلهاي ماضي چون وهابيان، طرفداران القائده، جندالله و يا همين هموطنان شيعه خودمان، مسئولاني چون سردار زارعي‌ها، رفيق دوست‌ها سعيد امامي‌ها و....


تاثير اين آيات كه معجزه خوانده مي‌شود بر سي ميليون دانش آموز نسل سوم كه هر روز و هر روز بر سر صف‌هاي مدرسه، اين آيات را نوش كرده‌اند چه بوده، كه امروز همين‌ها جزء سرسخت‌ترين ناقدان همان آياتند؟


 


سردار وحیدی: موشک قیام ۱ با موفقیت کامل آزمایش شد

 

 .به نقل ازخبرگزاری‌ها سردار احمد وحيدی وزير دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح جمهوری اسلامی ايران، اعلام کرد که ايران آزمايش موشک جديدی به نام «قيام ۱» را با موفقيت‌ به انجام رسانده است. سردار وحيدی گفت: «نداشتن بالک می‌تواند قدرت تاکتيکی زيادی به اين موشک بدهد و احتمال اصابت موشک‌های ديگر به آن را کاهش می‌دهد و اين توان جديدی در نيروهای مسلح است.» ايران در سال‌های اخير چندين موشک جديد را توليد و آزمايش کرده است؛ از جمله در سال ۱۳۸۵ موشک زير دريايی «فجر ۳» که «رادارگريز» است؛ آزمايش‌های موشک شهاب ۳، اولين موشک بالستيک ميان‌برد ايران، از سال ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۷؛ در سال ۱۳۸۷ موشک ميان‌برد «سجيل»، که در آن از سوخت جامد مرکب استفاده می‌شود


 همچنین به نقل از.newstrackindia کلمات «یا مهدی» در کنار موشک نوشته شده بود، و امام مهدی، یکی از ۱۲ امامان شیعه اسلام است  که در کودکی غیب شد و  وفادارند به یک روز را برای رستگاری بشر است به رهبری امام زمان .
به گزارش خبرگزاری ایسنا  سردار وحيدی در سخنرانی پيش از خطبه‌های نماز جمعه تهران، گفت: ‌«اين موشک از کلاس جديد موشک‌های ايرانی است که دارای ويژگی‌های فنی جديد و قدرت تاکتيکی منحصر به‌فرد است».

وي تاكيد كرد: «صنعت دفاعي امروز نماد آن است كه جمهوري اسلامي به عهد خود با شهيدان استوار مانده و خط روشن شهيدان را دنبال كرده است، آن خط حضرت امام را كه فرمودند مغزها را به كار اندازيد هر چه مي‌خواهيد بسازيد خدا با شماست، امروز هم صنعت دفاعي ما نشان مي‌دهد كه جمهوري اسلامي در همان خط به جلو مي‌رود، صنعت دفاعي نماد اين است كه مردم اين كشور و سربازان شما و فرزندان شما به آنچه بخواهند مي‌توانند برسند، وقتي در اين صنعت كه پيچيده‌ترين و بالاترين تكنولوژي است به خودكفايي مي‌رسيم يعني در همه حوزه‌ها مي‌توانيم و اين يعني همان شعار درستي كه انقلاب از ابتدا مطرح كرد و آن استقلال همه جانبه بود. اين اثبات اين است كه ما مي‌توانيم ما نيازي به ديگران نداريم.»


به گزارش خبرگزاری مهر، وزیر دفاع ضمن تشریح ویژگی این موشک گفت: «موشک قیام ۱ نسل جدیدی از موشک‌های زمین به زمین جمهوری اسلامی ایران با سوخت مایع است که به صورت کاملا بومی طراحی و ساخته شده است. وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با بیان اینکه موشک قیام ۱ به شکلی طراحی شده که امکان رهگیری آن توسط سامانه های ضد موشکی دشمن به شدت کاهش یافته، اضافه نمود: «حذف بالکها در این موشک موجب کاهش ابعاد و در نتیجه افزایش چابکی آن شده است.»

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته