-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۲۵, دوشنبه

Posts from Khodnevis for 08/16/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



«نزدیک‌تر»شناسی مقدماتی

چون شناخت مناسبات قدرت سیاسی برای هر شهروندی که می‌خواهد عمر طبیعی داشته باشد لازم است، این یادداشت با هدف آشنائی بیشتر شهروندان گرامی آماده شده است.

 

همه می‌دانیم که در نظام ولائی ایران نسبت همه چیز با «مقام ولایت» سنجیده می‌شود. تا قبل از ۲۹ خرداد ۸۸، با توجه به این گفته‌ی رهبر که «هیچکس برای من آقای هاشمی نمی‌شود» و «دوستی ۵۰ ساله» با ایشان، و همچنین خدمات شگفت‌آور هاشمی به انقلاب (فقط کافی است نگاهی به خطبه‌های نمازجمعه‌ی او که در سایت‌اش آمده بیاندازید)، همه فکر می‌کردند آقای هاشمی از همه به آقا «نزدیکتر»ه. ولی در این روز با شکوه همه فهمیدند که احمدی‌نژاد از هاشمی هم «نزدیکتر» هست. تا همین جا هم خیلی‌ها گیج شدند و حساب مناسبات قدرت رو که اهمیت شناختش اول همین نوشته گوشزد شد گم کردند. بعد هم که انواع اظهارات و کنش‌ها و واکنش‌ها پیش آمد و به کلی حساب کار از دست عده‌ی زیادی در رفت. در ضمن و به خصوص این اواخر هم ظهور پدیده‌ی «مشائی» بود، که با توجه به این که خیلی‌ها رابطه‌ی او با احمدی‌نژاد را از نوع «مرید و مراد» می‌دانند، عنوان قوزبالاقوز بهترین اسمی است که می‌شود به نقش «رئیس‌دفتر» رئیس‌جمهور در بهم ریختن مناسبات داد.

 

همانطور که اول گفتم هدف از این نوشته رفع مقداری از تمام پیچیدگی‌هایی هست که در این یک سال پیش آمده. خودم می‌دانم که فهم وضع فعلی برای افرادی با درجه‌ی هوش متوسط کمی مشکل است، و برای این که کار برای شما راحت‌تر بشود از تعدادی نمودار استفاده می‌کنم.

 

برای شروع کلاً مشائی را کنار بگذارید. با اظهاراتی از رهبری که مقداری‌اش را گفتم و خیلی‌ از آن را  نگفتم و شما شنیدید، وضع فعلی را می‌شود با نمودار زیر نشان داد:

 

 

 

چون عرض صفحه محدود هست من ادامه‌ی محور رو در زیر هر قسمت کشیدم. به علاوه، در شکل بالا مقیاس‌ها رعایت نشدن، چون در این‌صورت تقریباً همه‌ی محور رو «ناحیه‌ی عوام بی‌بصیرت» تشکیل می‌داد (نزدیک ۷۰ میلیون نفر) و آن‌وقت دیدن بقیه‌ی ناحیه‌ها ممکن نبود. قبل از هر چیز باید در مورد دو کلمه‌ای که زیاد شنیدید ولی ممکن است معنی دقیق آن را ندانید توضیح بدهم، و آنها هم چیزی نیستند جز «خواص» و «عوام». این دو با نوع «برخورد قضائی» که با ایشان می‌شود مشخص می‌شوند، که مهم‌ترین وجهش «سقف مجازات» است. مثلاً اگر یک عوام، حتا از نوع «بابصیرتش»، از چراغ‌قرمز سهواً رد بشود کمترین مجازاتش برگ جریمه‌است؛ بیشترش هم ضبط گواهینامه و خواباندن ماشین است. اما اگر یک خواص، حتی از نوع «بی‌بصیرت» یا «پیاده‌شده از کشتی‌اش»، ۱۰ بار هم به عمد در حضور پلیس از چراغ رد بشود، بیشترین عواقبش همون برگ جریمه‌است. متوجه شدید، ها؟ یک نمونه دیگر این که مثلاً اگر من بگویم «اگر مردم نخوان، حکومت باید بره»، کمترین مجازاتش از دست دادن شغل و ۶ ماه حبس و دربدری است، ولی اگر همین حرف را خواص بی‌بصیرتی مثل هاشمی بزند – که زده - حداکثر عواقبش یک مقدار بدوبیراه است که خواص بابصیرت بهش می‌دهند.

 

خب فکر می‌کنم تا حالا شکل بالا برای‌تان خوب جا افتاده باشد. حالا می‌رسیم به این که مشائی کجاست. قطعاً اون در ناحیه خواص بابصیرت است. حالا سوال این است که چپ احمدی‌نژاد یا راستش. باز هم دو وضعیت رو با نمودار نشان می‌دهم، و برای سادگی تنها روی قسمت مربوط به مشائی تمرکز می‌کنم.

 

حالت ۱- مشائی چپ احمدی‌نژاد است، که می‌شود شکل زیر:

 

 

 

خب این شکل چه ایرادی دارد؟ آفرین! در این صورت احمدی‌نژاد به مشائی «نزدیکتر» است تا به رهبری، که این قبول نیست (یا حداقل نباید اینطوری باشد)، چون آن‌وقت احمدی‌نژاد به اندازه‌ی کافی «ولایت‌پذیر» نیست. به عبارت ساده‌تر مشائی نمی‌گذارد احمدی‌نژاد رهبر را راحت‌ ببیند. دیدید با استفاده از شکل مسئله خیلی آسان‌تر است. ایراد دیگری این شکل را با توجه به اظهارات بسیار اخیر یکی از مداحان می‌شود فهمید که گفته «مشائی عورت احمدی‌نژاده». چون همه می‌دانیم مداح‌ها فقط با تحقیق و بررسی حرف می‌زنن، با این اظهارات شکل بالا خیلی بی‌تربیتی می‌شود، و نمی‌تواند درست باشد. ‌پس می‌گذاریمش کنار.

 

حالت ۲- مشائی راست احمدی‌نژاد است، که می‌شود شکل زیر:

 

 

 

توجه کنید که شکل آخر طوری باید باشد که فاصله‌ی احمدی‌نژاد تا رهبر کم‌تر از فاصله‌ی احمدی‌نژاد تا مشائی باشد، وگرنه همان ایراد «ولایت‌پذیری» پیش می‌آید. با توجه به تمام مطالب گفته شده شکل صحیح همین شکل آخر است.

 

ممکن است گفته شود که اینها همه‌اش دکان است و احمدی‌نژاد پایش بیافتد، رهبر حالی‌اش نیست و صد تا رهبر را می‌دهد یک مشائی می‌گیرد و ... ولی خب اینها همه‌اش نظریه‌ است و من تا خودم به چشم خودم نبینم باور نمی‌کنم.

 

اقرار می‌کنم که یه نکته در نظام فعلی ایران وجود دارد که حتی آدم‌هائی با درجه‌ی هوش بالا مثل من هم متوجه نمی‌شوند. اون نکته این هستش که «مگه مشکل حاکمیت قبل از احمدی‌نژاد چی بود؟» مردم کاری به نظام نداشتن، نظام هم کاری با آنها نداشت – هر دو هم، علیرغم دلخوری‌هائی که از هم داشتند، سعی می‌کردند احترام هم را حفظ کنند. الان هم قالیباف یا لاریجانی یا رضائی رئیس‌جمهور بودند. چرا نظام این کار را کرد؟

 

 


 


رسانه شمایید


دیروز سالگرد علی حاتمی بود.اما امروز نمی‌خواهم در مورد او صحبت کنم. سرکار او الان با خداست و از همان خدا میخواهم او را بیامرزد. همین.





اما سخن امروز در مورد یک استاد دیگر است. کسی که سرکارش فعلا با ماست. بهترین وصف او را می‌توانید در سطر اول صفحه مخصوص او در ویکی پدیا بخوانید"محمدرضا شجریان )۱ مهر ۱۳۱۹ در مشهد :: ( خواننده، موسیقی‌دان وخطاط ایرانی . وی پرآوازه‌ترین هنرمند موسیقی اصیل ایرانی و یکی از نام‌دارترین هنرمندان در عرصه موسیقی جهان است".


برنده جایزه پیکاسو از یونسکو. دریافت نشان موتزارت از همین سازمان. ۲ سال نامزد جایزه گرمی. اصلا همین چند وقت پیش بود که در لیست ۵۰ خواننده برتر تاریخ موسیقی جای گرفت. اما حیف. حیف که این ها را نمی‌فهمیم. تا زمانی که او هم مانند حاتمی از میان‌مان برود.


اما مطمئنم فرزندان من و شما در آینده از او به خوبی و در خور شانش یاد خواهند کرد.این را مطمئنم. مطمئنم در خاطره‌ها به بزرگی یاد می‌شود از کسی‌که همراه با مرغ سحر ترانه‌ی امید را برای هم‌وطنانش می‌خواند.


و اما اصل مطلب....

دیروز تیتر خبری را دیدم در مورد ممنوعیت استفاده از ربنا در صدا و سیما.

چه می‌شود گفت؟

نمی‌دانم چرا این‌ها دقیقا دست می‌گذارند روی خواسته‌ها و علایق مردم ؟ در کودکیم نوروز را با عمو نوروز و عیدی می‌شناختم. تابستان را با تعطیلی مدارس.و رمضان را با سحری و افطار و صدای مردی که ناله می‌زد ربنا.


تا همین ۴ ، ۵ سال پیش هم نمی‌دانستم که این مرد همان شجریان است. و حالا امروز به ما می‌گویند ممنوع شده است. شما ممنوع کنید، مانند آن ۱۰۰۰ قلم دیگری که برای مردم فاکتور گرفتید .ولی پاسخ مردم را هم می‌دانید و دیده‌اید که جز پیروی از خواسته‌هاشان و بی‌اعتنایی به شما چیز دیگری برایتان نگذاشته‌اند.

و جای تعجب در اینجا خالی‌است که بررسی کنیم و ببینیم چرا فارسی 1 رونق گرفته؟ آیا جز بی‌کفایتی خودتان عامل دیگری هم دارد؟

و اما آخر داستان...

این جمله را بارها شنیده‌اید. رسانه شمایید.

شاید دلیلش این است که سابقه‌ی خوبی دارید و از عهده‌اش بر آمده‌اید. می‌دانید چه کنید و از هر کس دیگری هم در اینجور کارها خبره‌ترید...لینک دانلود ربنا‌ی این مرد را می‌گذارم تا هرکاری که فکر می‌کنید لازم و مفیده، باهاش انجام بدهید.

لینک دانلود ربنا با صدای استاد محمد رضا شجریان

در ضمن اگه حال و حوصله‌ی نوشتن هم ندارید همین مطلب را با لینک دانلود در وبلاگتان قرار بدید.


 


علی کریمی به خاطر دست‌بند سبز و انتقاد از مدیریت دولتی اخراج شد نه روزه‌خواری...!

علی کریمی از اولین کسانی بود که اعتراض خود را به احمدی‌نژاد و دار و دسته‌اش علنی کرد وقتی که در اردوی تیم ملی پیش از رقابت‌های مقدماتی جام جهانی در مصاحبه‌ای اعلام کرد: در ۱۰ سال گذشته اردوی تیم ملی و امکانات آن به این ضعیفی نبوده! بعد از این مصاحبه علی کریمی از تیم ملی کنار گذاشته شد و علی دایی هم در این یارکشی طرف فدراسیون را گرفت!


اشتباهی که علی دایی انجام داد و تاوان آن نتایج ضعیف و اخراج علی دایی از مربیگری تیم ملی بود. در عرض چند ماه دو ستاره فوتبال ایران از تیم ملی رانده شدند. علی کریمی دوباره توسط افشین قطبی به تیم ملی دعوت شد و بدون تردید به عشق مردم به تیم ملی برگشت. اما شاهکار علی کریمی در بازی با کره جنوبی به نمایش درآمد جایی که به همراه چند ملی پوش دیگر مثل مهدوی‌کیا و کعبی از دستبند سبز به نشانه حمایت از جنبش سبز و اعتراضی مردم و همچنین رای دزدیده شده آنها استفاده کرد. عکس‌های بازیکنان سبز تیم ملی در تمام دنیا منتشر شد و دولت به دلیل حساسیت فیفا روی  این بازیکنان و همچنین مسائل داخلی از جمله ادامه اعتراضات مردمی نتوانست با این بازیکنان برخوردی انجام دهد.


در روز قدس پارسال و پس از اعتراض میلیونی سبزها، در بازی استقلال و استیل آذین که به دلیل همین اعتراضات با تاخیر پخش شد زمانیکه علی کریمی می‌خواست ضربه کرنر به طرف دروازه استقلال بزند به شدت مورد تشویق تماشاگران استقلال قرار گرفت تا جاییکه علی کریمی با دست زدن از آنها تشکر کرد و همه می‌دانند که تماشاگران استقلال چرا جادوگر پرسپولیسی را تشویق می‌کردند چون جادوگر و مارادونای فوتبال آسیا در کنار مردم و در قلب آنها جای داشت.


از آن ماجرا یکسالی می‌گذرد...افشین قطبی هم همان راه علی دایی را به تازگی پیشه کرده و در جواب انتقاد کریمی به مکان اردوی تیم ملی در یک گاوداری او را از تیم ملی کنار گذاشت. خبرگزاری دولت کودتا یعنی فارس نیوز نیز از هفته پیش مشغول پرونده سازی برای این اسطوره فوتبال ایران است که کریمی در مکان‌های عمومی روزه خواری می‌کند! و امروز هم که آجرلو اخراج وی را علنی کرده است. جالب اینجاست که علی کریمی یکی از کم حاشیه‌ترین و بی‌ادعاترین بازیکنان فوتبال ایران است و همیشه به خاطر صداقتش مورد احترام تماشاگران فوتبال...


وقتی مصاحبه‌های علی کریمی را نگاه می‌کنی به نجابت او پی می‌بری که سرش پائین است و حتی به دوربین نگاهم نمی‌کند برعکس خیلی‌ها که راست راست در دوربین و در واقع در چشم ما نگاه می‌کنند و دروغ می‌گویند چه رسد به اینکه علی کریمی فوتبالیست محجوب و دوست داشتنی بخواهد در مکان عمومی روزه خواری کند! بیچاره سردار آجرلو که می‌خواهد از این راه به پست و مقامی برسد...! شکی نیست که علی کریمی جادوگر فوتبال ایران و مارادونای فوتبال آسیا از گذشته محبوب‌تر خواهد شد و وظیفه‌ی ما حمایت از این بازیکن سبز تیم ملی ایران است...


 


خبر تایید نشده اعدام هفتاد نفر در مشهد

 

برخی گزارش‌های غیررسمی (از جمله گزارش سایت  ندای سبز ایران) حکایت از آن دارد که طی هفته گذشته، بیش از هفتاد نفر از زندانیان زندان مشهد، به صورت ناگهانی اعدام شده‌اند. اکثر این افراد مجرمان موادمخدر بوده‌اند و گفته می‌شود، احکام خود را نیز پیش از این دریافت کرده بودند و مشغول گذراندن دوران محکومیت خود بودند.

 

هنوز از دلایل صدور حکم قضایی برای اعدام این هفتاد نفر، گزارشی منتشر نشده است، اما سایت «ندای سبز آزادی» به نقل از منابع خود اعلام کرده است که اعدام این افراد با دستور نهادهای امنیتی انجام شده است. این سایت در خبر خود نوشته است که :« ، پيش از نيز در پرونده ای مشابه در همين شهر، در اوايل روی کار آمدن دولت نهم هنگامی که رابطۀ يکی از مامورين رده بالای انتظامی-امنيتی با گروههای مواد مخدر روشن می شود، ناگهان بيش از شصت نفر از افراد مربوط به آن پرونده  - که اغلب از اهالی تربت جام و تايباد بوده اند - اعدام می شوند که در بين آنها چند نفر از بستگان مامورين نيروی انتظامی نيز وجود داشته اند».

 

برخی گزارش‌ها حکایت از آن دارد که چندین نوجوان زیر هجده سال نیز، در میان اعدامیان قرار داشته‌اند.

 

برخی از گزارش‌ها همچنین حکایت از این دارد که برخی از افراد اعدام شده، تنها به پرداخت جریمه نقدی محکوم شده بودند، اما به طور ناگهانی اعدام شدند.

 

این اعدام‌ها در حالی صورت می‌گیرد که جمهوری اسلامی در سال ۲۰۰۹ آمار بالاترین اعدام را با توجه به جمعیت در جهان، به خود اختصاص داد. بر طبق آماری که سازمان عفو بین‌الملل منتشر کرد، جمهوری اسلامی در سال ۲۰۰۹، حدود ۳۸۸ نفر را اعدام کرده است. در همین سال ۲۶ مورد اعدام نوجوانان زیر ۱۸ سال گزارش شده است. بر اساس گزارش‌های سازمان عفو بین‌الملل،  از سال ۲۰۰۵ تا کنون هر سال آمار اعدام در ایران افزایش پیدا کرده است.

 

از سوی دیگر، هفته گذشته، برخی منابع خبری، گزارش دادند که آیت‌الله صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه، گزارشی را برای رهبر جمهوری اسلامی ارسال کرده است و در آن از خبر صدور حکم اعدام برای ۱۱۲۰ نفر، داده و با ذکر این نکته که دیوان عالی کشور نیز این احکام را تایید کرده و قوه قضاییه منتظر اجازه رهبر جمهوری اسلامی برای اجرای این احکام است.

 

این منابع دلیل ارسال چنین گزارشی از سوی رییس قوه‌قضاییه، فشار افکار عمومی دنیا بر مقامات ایران برای توقف حکم اعدام در جمهوری اسلامی بوده است.

 

گفته می‌شود موضوع محکومیت اغلب این اشخاص که احکام اعدام برای آنان صادر شده، مواد مخدر است. اما با توجه فشارهای بین المللی و آمار اعدام در ایران و بازتاب بین‌المللی و سیاسی آن، اجرای احکام به تاخیر افتاده و رئیس قوه قضائیه در این گزارش از بلاتکلیفی این افراد و قوه قضائیه در اجرا و یا عدم اجرای آن سخن گفته است. در همین حال طبق گزارشی که رئیس سازمان زندان‌ها به رییس قوه قضائیه ارایه داده؛ هم اکنون تعداد زندانیان شش برابر بیش از ظرفیت زندان‌های موجود است.

 


 


تناقضات در متن خط مشی خبرگزاری ایسنا

متن خط مشي خبري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) كه توسط اعضا و مديران ايسنا طي جلسه‌هاي متعدد تدوين شده، به تصويب مديريت وقت و رياست جهاد دانشگاهي رسيده و در مراسم يادشده توسط دكتر محمدحسين يادگاري به علي متقيان  در مورخه ۱۹/۵/۸۹ تحويل داده شد، به شرح زير است:


تعريف:

خط مشي خبري خبرگزاري دانشجويان ايران شامل كليه اصول و ارزش‌هاي اعتقادي و حرفه‌اي حاكم بر تحريريه خبر است كه مي‌تواند خبرگزاري را در مسير دستيابي به اهداف اصلي مندرج در اساسنامه آن قرار دهد و همه اعضا ملزم به رعايت آن هستند.


مقدمه:

اين خط مشي با توجه به اهداف اصلي تاسيس ايسنا شامل ايفاي نقش دانشگاهيان در توسعه فضاي رسانه‌اي كشور و ارتقاي آگاهي‌هاي علمي، فرهنگي، ديني، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و شكل‌گيري حلقه واسط بين حاكميت، نخبگان و مردم و همچنين تلاش براي دست‌يافتن به موجوديتي جامع و كامل از يك خبرگزاري معتبر و تعيين‌كننده در عرصه داخلي و بين‌المللي، در دو فصل اصول كلي و اصول حرفه‌اي تدوين شده است.


فصل اول:

اصول كلي


اصول كلي حاكم بر تحريريه خبرگزاري دانشجويان ايران همان اصول اعتقادي و باورهاي جهادگران جهاد دانشگاهي، موسسان و اعضاي خبرگزاري دانشجويان ايران و شامل شش اصل زير است:

 

1- اسلام، 2- ارزش‌هاي انقلاب اسلامي و نظام مقدس جمهوري اسلامي، 3- قانون اساسي 4- انديشه‌هاي حضرت امام خميني(ره) 5- ولايت فقيه 6- منافع و ارزشهاي ملي


1- اسلام:


 

اعتقاد و التزام عملي به آموزه‌هاي اسلام ناب محمدي (ص) و ترويج آن از اصول كلي خدشه‌ناپذير حاكم بر تحريريه خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) است. ايسنا در راستاي حفظ هويت اسلامي و عمل به رهنمودهاي بزرگان دين، اشاعه فرهنگ و آموزه‌هاي اصيل اسلامي را همواره وظيفه خود مي‌داند.


 

خبرگزاري دانشجويان ايران، هم‌چنين تلاش در راستاي تحقق وحدت مسلمانان جهان را از مباني مهم خبري خود مي‌داند.



2- ارزش‌هاي انقلاب اسلامي و نظام مقدس جمهوري اسلامي:


 

پايبندي به آرمان‌ها و ارزش‌هاي انقلاب اسلامي و پاسداري از محتواي شعار جاودانه «استقلال، آزادي ، جمهوري اسلامي» به عنوان عصاره‌ مطالبات ملت بزرگ ايران همواره سرلوحه فعاليت‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران قرار دارد.

 

ايسنا در اين زمينه، با تاكيد بر اشاعه گفتمان ، ادبيات و فرهنگ اصيل انقلاب اسلامي، حمايت از اصول ، ارزش‌ها و اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي را وظيفه خود مي‌داند.


3- قانون اساسي:

 

اعتقاد و التزام به قانوني اساسي و دفاع از آن به عوان ميثاق ملي و تلاش در جهت حاكميت و اجراي حداكثري تمام اصول قانون اساسي از اصول موكد حاكم بر تحريريه خبرگزاري دانشجويان ايران است.


 

4-انديشه‌هاي حضرت امام خميني(ره):

پايبندي به آرمان‌ها و آموزه‌هاي و الاي حضرت امام خميني(ره)، بنيان‌گذار جمهوري اسلامي و تلاش در جهت ترويج انديشه‌ها و رهنمودهاي ايشان، به ويژه تكيه بر وصيت‌نامه سياسي – الهي ايشان از اصول خدشه‌ناپذير ايسناست.



5- ولايت فقيه:

اعتقاد و التزام عملي به ولايت مطلقه فقيه به همراه دفاع از اصل ولايت مطلقه فقيه و تبيين و ترويج ديدگاههاي مقام معظم رهبري، اصل هميشگي حاكم بر سياست‌هاي خبري و تحريريه خبرگزاري دانشجويان ايران است.


 

6- منافع و ارزشهاي ملي:

 

تحريريه خبرگزاري دانشجويان ايران همواره در جهت حفظ و تقويت وحدت ملي و تبيين منافع و مصالح ملي و صيانت از آن‌ها تلاش مي‌كند. در همين راستا حفظ هويت اصيل ايراني – اسلامي و حراست از آن، اشاعه فرهنگ و باورهاي درست كهن و عميق مذهبي و ملي، توجه جدي به مساله امنيت ملي ، پاسداري از تماميت ارضي و اقتدار نيروهاي مسلح و هم‌چنين ترويج و تقويت روحيه اميد، خودباوري و مشاركت در عرصه‌هاي ملي با تاسي به پيام مقام معظم رهبري براي آغاز بكار ايسنا ( اخبار خوب، مفيد و اميدبخش مخابره كنيد، ان‌شاءالله موفق باشيد) از وظايف خبرگزاري دانشجويان ايران است.


 

فصل دوم:



اصول حرفه‌اي


 


اصول حرفه‌اي اصلي‌ترين اصول حاكم بر تمامي مراحل و سطوح تهيه و انتشار خبر(شامل هرآنچه بر روي سايت خبري ايسنا قرار مي‌گيرد) در خبرگزاري دانشجويان ايران است. اين اصول دو بخش «اصول خبري» و« اخلاق و روشهاي حرفه‌اي» را شامل مي‌شود.


 


بخش اول:


 

اصول خبري


 


اصول خبري خبرگزاري دانشجويان ايران، اصولي غير قابل تغيير و خدشه است كه در كليه سطوح توليد و انتشار خبر در تحريريه خبرگزاري از سوي خبرنگاران ، دبيران ، سردبيران ، مديران و مديرعامل رعايت مي‌شود.


 


اين اصول شامل شش اصل «صحت»، «دقت»، «سرعت»، «بي‌طرفي»، « استقلال «تحريريه» و «جامعيت» هستند.


 

1- صحت:

 

صحت اخبار به معناي روايت واقعي و دقيق رويدادها، مورد تاكيد جدي ايسناست و تحريريه خبرگزاري دانشجويان ايران صحت خبر را مقدم بر سرعت انتشار آن مي‌داند. در همين راستا اخبار ايسنا تنها پس از اطمينان كامل از صحت آن برمبناي منابع موثق ، يا اسناد معتبر خبري ارسال مي‌شود.


 


2- دقت:


 


رعايت اصول حرفه‌اي خبرنويسي از جمله انعكاس و نگارش صحيح خبر بر مبناي روش‌هاي حرفه‌اي و علمي، ذكر دقيق جزئيات موجود در خبر، روشني و وضوح متن خبر و رعايت آيين نگارش صحيح زبان فارسي، مجموعا تعريف «دقت» در نگاه تحريريه ايسناست و رعايت آن پس از اصل صحت، مقدم بر سرعت ارسال خبر است.


 


3- سرعت:


 


ارسال خبر در سريع‌ترين زمان ممكن پس از رعايت صحت و دقت يكي از اصول خبري حاكم بر تحريريه ايسنا محسوب مي‌شود.


 


4- بي‌طرفي:


 


ايجاد امكان برابر و غيرجانبدارانه براي طرح ديدگاههاي مختلف افراد، تشكل‌ها و نهادهاي قانوني در موضوعات گوناگون، در چارچوب قانون و اصول كلي خط مشي خبرگزاري، از جمله اصول خبري حاكم بر تحريريه خبري ايسناست.


 


5- استقلال تحريريه:


 


حفظ استقلال تحريري و عدم وابستگي به جريان‌ها، تشكل‌ها، نهادها، سازمان‌ها و اشخاص دولتي و غير دولتي و همچنين عدم پذيرش نظرات غير قانوني مراجع خارج از مجموعه خبرگزاري، از اصول مهم خبري حاكم بر تحريريه خبرگزاري دانشجويان ايران محسوب مي‌شود.


 


6- جامعيت:


 


نگاه فراگير، همه‌جانبه، و متكثر به مسائل مختلف خبري و ترويج چند صدايي با رويكرد كارشناسانه در چارچوب قانون، فارغ از ملاحظات جغرافيايي، نژادي، قومي، زباني، فكري و عقيدتي از اصول خبري حاكم بر تحريريه خبرگزاري دانشجويان ايران است.


 


بخش دوم:


 


اخلاق و روش‌هاي حرفه‌اي



1- پاسخگويي:

 

خبرگزاري دانشجويان ايران نسبت به اخبار منتشره خود با احساس مسووليت و تعهد، به مخاطبان اعم از مردم و مراجع كسب خبر پاسخگوست؛ در اين ارتباط «توضيحات»، «تكذيبيه‌ها» و «اصلاحيه‌هاي» ارسالي به خبرگزاري بر اساس قانون مطبوعات، رعايت كامل اصول اخلاقي و با ارزيابي صحت ادعاهاي مطرح شده منتشر مي‌شود و ايسنا درصورت لزوم توضيحات و مستندات خود را نيز در انتهاي اين مطالب ارائه مي‌كند.

 

خبرگزاري دانشجويان ايران پاسخگوي اخبار ديگر رسانه‌ها نيست و الزامي به انتشار تكذيبيه‌ها، توضيحات و اصلاحيه‌هاي مربوط به اخبار ديگر رسانه‌ها ندارد، بديهي است اطلاعيه‌هاي رسمي در مورد برخي شايعات و اخبار از اين قاعده مستثني است.



2-اعتماد:

 

جلب اعتماد مخاطبان اعم از مردم و مراجع خبري روح كلي حاكم بر تحريريه ايسناست و مواردي همچون اطمينان يافتن از صحت خبر، تكيه بر منابع موثق خبري، پاسخگويي و احترام به سليقه مخاطبان مختلف از اركان اين اعتمادسازي است.

 

ايسنا در همين زمينه سخنان كسي را كه قبل از انتشار خبر به نحوي قابل استناد نارضايتي خود را نسبت به انتشار بخش و يا كل سخنانش اعلام كند، منتشر نمي‌كند.

 

هم‌چنين در گفت‌وگوهاي اختصاصي، پرسش از مصاحبه‌شونده درباره لزوم يا عدم لزوم اخذ تاييديه پيش از انتشار خبر ، از روش‌هاي ايسنا براي اعتمادسازي با مراجع خبري است.


3- نقد:

 

ايسنا نقد را از وظايف ذاتي رسانه‌ها مي‌داند. روش كلي نقد در خبرگزاري دانشجويان ايران «نقد منصفانه» به معني ايجاد فرصت برابر براي همگان در بيان نكات مثبت و منفي يك موضوع به همراه ارائه راهكارها از منظري علمي است كه با هدف آگاهي و اصلاح امور صورت مي‌گيرد.

 

ايسنا درصورت انتشار انتقاد از يك شخصيت حقيقي يا حقوقي، اخذ و انتشار توضيحات طرف مورد انتقاد را نيز وظيفه خود مي‌داند.


 

4- افكارعمومي:

 

ايسنا توجه و پاسخگويي به پرسش‌ها و موضوعات مورد علاقه و توجه افكار عمومي درچارچوب قانون و هم‌چنين احترام به احساسات، عقايد و هنجارهاي عمومي و رعايت حرمت آن‌ها را وظيفه خود مي‌داند.


 

5- اعتدال:

تقويت گرايش‌ها و رويكردهاي عقلاني و ميانه‌روانه در تمام موضوعات و عرصه‌ها و دوري از حركات و نگاههاي افراطي و تفريطي مشي كلي حاكم بر سياست‌هاي خبري تحريريه ايسناست.



6- حقوق شهروندي:

 

خبرگزاري دانشجويان ايران توجه كامل به هرآنچه در قوانين و مقررات كشور از آن به عنوان حقوق شهروندي ياد مي‌شود، به ويژه رعايت حريم خصوصي، اجتناب جدي از ايراد تهمت و افترا و پاسداري از حقوق انساني فرد فرد اعضاي جامعه را، سرلوحه سياست‌هاي خبري خود مي‌داند و در همين راستا در جهت توسعه فرهنگ رعايت حقوق شهروندي با رويكردهاي علمي و آموزشي گام بر مي‌دارد.


 

7- دسترسي آزاد به اطلاعات:

 

خبرگزاري دانشجويان ايران بر ضرورت احترام به حق مردم در دستيابي به اطلاعات در چارچوب قانون و شكستن انحصارات خبري تاكيد دارد و هرگونه تحديد اطلاع‌رساني و اعمال خطوط قرمز خبري را تنها در چارچوب قانون و خط مشي خبري خود و اخلاق حرفه‌اي به رسميت مي‌شناسد.


 

تحريريه ايسنا عدم انتشار مطالب طبق چارچوب‌هاي قانوني را «سانسور» تلقي نمي‌كند.


 

8- ذكر منبع:

 

كليه مطالب در سايت خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) با ذكر منبع و احترام به مالكيت معنوي منتشر مي‌شود.


 

9- حريم خبر:

 

اعضاي تحريريه خبرگزاري دانشجويان ايران حريم خبر را پاك و منزه از هرگونه منافع اقتصادي، اغراض سياسي و يا نگاه‌هاي شخصي مي‌دانند.


 

نپذيرفتن هداياي حوزه‌هاي خبري از سوي اعضاي تحريريه ايسنا و جدا بودن كامل هرگونه فعاليت اقتصادي خبرگزاري از بخش خبري آن از جمله روش‌هاي ايسنا براي رعايت حريم خبر محسوب مي‌شود.


تحريريه خبرگزاري دانشجويان ايران هيچ تعهدي در قبال فعاليت‌هاي بازرگاني و اقتصادي ساير بخش‌هاي ايسنا ندارد، به عبارت ديگر در ايسنا« خبر، فروشي نيست.»


 

10- نوآوري‌هاي خبري:

 

تحريريه ايسنا پيشرو بودن در پرداخت بهنگام به موضوعات جاري و جريان‌سازي‌هاي مثبت با رويكردهاي خلاقانه و ابداعات خبري ، همراه با روش‌هاي نوين تكنولوژيكي و رسانه‌اي را از اصول حرفه‌اي خود مي‌داند.


 

11- نگاه دانشجويي:

 

ايسنا وظيفه خود مي‌داند در جهت تقويت نگاه دانشجويي با رويكردهاي علمي – تخصصي، جستجوگرانه، آرمان‌خواهانه ، حقيقت‌جويانه و جسورانه به پيگيري و انتشار اخبار بپردازد.



12- توجه به نگاه‌هاي غير رسمي:

 

به منظور حفظ رويكردهاي دانشجويي ، كمك به طرح نگاه‌هاي غير رسمي قانوني فاقد تريبون فراگير و افزايش تنوع و جذابيت خبري، در تحريريه ايسنا نگاههاي غير رسمي مورد توجه ويژه قرار دارد.


13- عدم افشاي منبع خبر:

درصورتيكه خبرگزاري دانشجويان ايران تشخيص دهد خبري حاوي ارزشهاي خبري قابل اعتناست و مي‌تواند پاسخگوي حداقل يكي از پرسشهاي مهم افكار عمومي باشد، اما منبع خبر مي‌خواهد از تبعات نامطلوب احتمالي انتشار آن به اسم خود محفوظ بماند، مي‌تواند پس از اطمينان از صحت، عدم مغايرت آن با خط مشي ايسنا و ثبت و ضبط مستندات، خبر را بدون ذكر نام منبع منتشر كند، بديهي است در اين صورت نام منبع خبر در ايسنا محفوظ است و بدون حكم مراجع رسمي قضايي قابل افشا شدن نخواهد بود.


 

14- حمايت از محرومان:

 

ايسنا همواره حامي گفتمان حمايت از محرومان و مستضعفان و مدافع جدي حقوق اين قشر به عنوان صاحبان اصلي انقلاب شكوهمند اسلامي است.



15- توجه ويژه به اخبار علمي و دانشگاهي:

 

تحريريه ايسنا علاوه بر حفظ رويكرد علمي نسبت به كليه موضوعات خبري، توجه خاصي به اخبار علمي و دانشگاهي به ويژه در موارد مربوط به پيشرفت‌هاي علمي كشور دارد.


 

«رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود، رهرو آن است كه آهسته و پيوسته رود»


 


تهدید زندانیان اعتصاب کننده

علی ملیحی، کوهیار گودرزی، بهمن احمدی امویی، غلام‌حسین عرشی و کیوان صمیمی‌بهبهانی پنج زنداتنی هستند که مورد تهدید این مسوولان قرار گرفته‌اند. همچنین به دیگر زندانیان اعتصاب‌کننده نیز گفته شده است که تا ۲۰ روز دیگر در سلول انفرادی خواهند بود.


گفته می‌شود، صداقت، ریاست زندان اوین، این افراد را تهدید کرده است که آن‌ها را به سلول انفرادی خواهد فرستاد و هرگونه رابطه آن‌ها با خارج از زندان را نیز قطع خواهد کرد.


چهار نفر از تهدیدشدگان -  علی ملیحی، بهمن احمدی امویی، کوهیار گودرزی  و کیوان صمیمی روزنامه نگارند، علی ملیحی همچنین  عضو ادوار تحکیم وحدت نیز هست.


غلام‌حسین عرشی نیز که به تحمل شش ماه انفرادی تهدید شده از شهروندان معترض به نتیحه انتخابات است که به خاطر شرکت در تظاهرات عاشورای تهران بازداشت شده است. گفته می‌شود وی در دوران بازجویی به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته تا جایی که پس از ماه‌ها همچنان آثار ضرب و شتم بر نقاط مختلف بدنش مشاهده می شود.


گفتنی است ۱۷ زندانی سیاسی در بند ۳۵۰ زندان اوین در اعتراض به شرایط دشوار خود و نبود امکانات دست به اعتراض زدند که به همین دلیل به سلول‌های انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شدند. این زندانیان در اعتراض به این شرایط، دست به اعتصاب غذا زدند. اعتصاب کنندگان چند روز پس از آغاز اعتصاب، خواسته‌هایی را برای شکستن اعتصاب اعلام کردند که عبارت بود از: «رعایت کامل حقوق زندانیان، توهین نکردن و خفیف نشمردن زندانی‌ها و رعایت حق استفاده از نشریه و کتاب،برخورد قانونی با زندان‌بانانی که به حقوق زندانی‌ها تجاوز کرده‌اند و بازگشت زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی به بند عمومی، آزادی بابک بردبار، عکاس خبری دربند که قرار بود روز نیمه شعبان آزاد شود، افزایش فضای سرانه، زمان تلفن، امکانات بهداشتی و درمانی برای هر زندانی و اجرای فوری و کامل قوانین و موارد مصوب مرتبط با زندانیان به مثابه حق آنها و نه امتیاز».


 آن‌گونه که سایت «کلمه» - نزدیک به میرحسین موسوی – اعلام کرد، این زندانیان پس از ۱۷ روز اعتصاب غذای خود را شکسته‌اند، گرچه هیچ منبع دیگری هنوز این خبر را تایید نکرده است. کیوان صمیمی‌بهبانی، همچنان اعتصاب غذای خود را ادامه داده است و اعلام کرده تا زمان انتقال تمامی زندانیان به بند عمومی، اعتصاب غذا را ادامه خواهد داد.



 


اخراج علی کریمی به دلیل روزه‌خواری


این در حالی است که بسیاری، این تصمیم را پروژه‌ای برای حذف علی کریمی می‌دانند. این افراد معتقدند که بستن دست‌بند سبز از سوی علی کریمی به همراه ۵ بازیکی دیگر، در جریان بازی تیم ملی فوتبال ایران با کره جنوبی، دلیل اصلی چنین تصمیمی است.

این شش بازیکین، در جیان این بازی، دست‌بندهای سبزی را در حمایت از جنبش سبز به دست خود کردند. این مساله با واکنش مسوولان ورزشی و امنیتی مواجه شد، به گونه‌ای که در نیمه دوم بازی، بازیکنان مجبور شدند، این دست‌بندها را از دست خود باز کنند.

از سوی دیگر، بیانیه باشگاه استیل‌آذین، اشارهبه نکاتی دیگر نیز دارد:«از آنجایی که تعظیم شعائر الهی و حرمت نهادن به مقدسات دین مبین اسلام در اولویت باشگاه فرهنگی ورزشی استیل آذین قرار دارد و متاسفانه این موضوع از جانب بازیکن مذکور رعایت نشده و حتی با توهین وی به مسئولان فدراسیون فوتبال و مقررات همراه بوده و علیرغم تذکرات سرپرست تیم ، وی به اقدام خود ادامه داده و اصرار بر انجام این تخلف داشته است ، این بازیکن از همراهی تیم فوتبال استیل آذین محروم می باشد.»

به نظر می‌رسد این بند از بیانیه، اشاره به درگیری لفظی علی کریمی با حجت‌الاسلام علی‌پور رییس منشور اخلاقی فدراسیون فوتبال دارد. گفته می‌شوداین شخص، بر سر تمرینات تیم فوتبال استیل‌آذین حاضر بوده و پس از آشامیدن آب  از سوی کریمی در جریان تمرینات، با وی درگیری لفظی پیدا کرده است.

از سوی دیگر علی کریمی، در گفت‌وگویی با خبرگزاری ایسنا، گفته است:« نبايد با اجبار و زور و با وعده كيك و سانديس دادن تماشاچياني را براي تشويق تيم به استاديوم بياوريم.»

وی درباره سردار مصطفی آجرلو نیز چنین اظهارنظر کرده است:«اميدوارم رييس باشگاه هر چه سريع‌تر فكري كند تا مشكلات اين تيم برطرف شود. من با اسم اشخاص كاري ندارم اما بايد يكي را بياورد تا او فضايي فراهم كند تا ما بتوانيم با تلاش زياد اين تيم را قهرمان ليگ كنيم.»


 


فعالان سیاسی و فعالان حقوق بشر (قسمت دوم)

در نوشته پیشین در باب خاستگاه‌های «فعالیت سیاسی» و «فعالیت حقوق بشری» قدری توضیح داده شد. در این نوشته نشان خواهیم داد که خط سیر هر کدام از آنها چیست و چگونه می‌توان میان آنها تمایز قائل شد.


واژه اروپایی «علم سیاست» بر گرفته از اصلی یونانی است که آن هم بر گرفته از خود واژه «شهر» است. «پولیتس» یونانی که به معنای «شهروند» است، به معنای کسی است که در شهر زندگی می‌کند و دارای حقوق اجتماعی است. پولیتس کسی است که می‌تواند در ساختار حقوقی «پولیس» نقشی فعال داشته باشد. از طرفی برای فرد یونانی، به حق، زیستن در خارج از پولیس، اگر چه قابل تصور بود، اما در تعریف انسان مشکل پدید می آورد. چرا که برای فرد یونانی انسان آن کسی است که در پولیس زندگی می‌کند. نکته اما در این است  که به مناسبات پولیس و پولیتس، پولیتت می‌گفتند که در واقع نسبتی بود که میان آن دو برقرار می‌شد. همین پولیتت ریشه واژه «پولیتیک» در زبان‌های اروپایی است. در واقع آنچه در زبان‌های اروپایی بر امر سیاسی اشاره دارد، به لحاظ لغوی (نیز) بر مناسبات میان شهر و شهروند اشاره دارد، در صورتی که در میان ما، یکی از معانی «سیاست»، تنبیه کردن و کتک زدن است و به همین دلیل است که ما در فهم سیاست مدرن و نقش سیاستمدار، به تفاوت میان برداشت‌های گوناگون پی برده و «پولیتیکچی» را جعل کردیم.


و اما بحث در مورد «جامعه مدنی» در اندیشه سیاسی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. «مدنی» واژه‌ای است که از «مدینه» گرفته شده و در عبارت  civil society، در مقابل  civil قرار گرفته است. اما اگر «مدینه» را به سیاق فارابی همان «اجتماع» بدانیم، در ترکیب جامعه مدنی از جامعه‌ای سخن خواهیم گفت که اجتماعی است، که البته به وضوح سخن بی‌ربطی گفته‌ایم. چرا که جامعه همان جایی است که در آن عمل اجتماعی انجام می‌شود. در جامعه است که افراد زیست می کنند و دارای مناسبات اجتماعی خاصی هستند. پس این پرسش مطرح می‌شود که جامعه مدنی چیست و چگونه می‌توان آنرا متحقق کرد؟


 اگر چه واژه جامعه مدنی و جعل آن به چند دهه پیش باز می‌گردد، اما راهیابی آن به ادبیات سیاسی ما از دوره اصلاحات آغاز شد. در دوره اصلاحات بود که گمان کردیم چیزی در حوزه اجتماع کم داریم و تلاش کردیم جامعه‌ای مدنی ایجاد کنیم. اگرچه بسیاری از کسانی که در دوره اصلاحات اینگونه مباحث را ترویج می‌کردند، درک درستی از این واژه نداشتند، اما باید به این نکته اشاره کرد که همان تلاش‌های دست و پا شکسته و بعضا نادقیق، ثمرات مثبتی در حوزه اجتماعی برای جامعه ما به همراه داشت.


اما جامعه مدنی چگونه چیزی است؟ اگر چه واژه اروپایی جامعه مدنی دارای سابقه‌ای طولانی است و می‌توان ریشه‌ی آنرا تا سده هفده و هجدهم نیز ردیابی کرد، اما معنایی که در آن دوره از آن عبارت مستفاد می‌شد، با معنایی که بعدها سوار بر این واژه شد دارای تفاوت‌های بنیادی است. برای مثال جان لاک فیلسوف انگلیسی که همانقدر که در حوزه فلسفه دارای اهمیت است، در زمینه اندیشه سیاسی نیز موثر بوده است، برای بیان اندیشه عرفی در سیاست تلاش‌های بسیار موثری نمود. اما  آنچه که او از عبارت جامعه مدنی بیان می کند، در واقع همان جامعه سیاسی است. او این عبارت را در مباحثی در مورد جامعه و قانون طبیعی مطرح کرد که از روسو تا کانت و بعدها در هگل بسیار به آن پرداخته‌ شده است.


هگل اما با تمایزی که میان «دولت» و «جامعه مدنی» بر قرار می‌کند، جامعه مدنی را پدیده‌ای در حال شکل‌گیری می‌داند که اگر چه در حوزه عمومی فعالیت دارد، اما در تمایز خود از دولت فهمیده می‌شود. این متمایز بودن از دولت که هگل به آن اشاره می‌کند، سیاق فهم آن را نیز متمایز می‌کند. به عبارتی دیگر اگر چه دولت نیز در حوزه عمومی است، اما در اندیشه کلاسیک، فرد به عنوان اتم اجتماعی، در خانواده قرار داشت و پس از آن بلاواسطه در محدوده دولت قرار می‌گرفت. هگل اما قائل به امری است که در میان خانواده و دولت قرار دارد و بدون شک آن میان‌بودگی را در سیری ارزشی و شاید طولی نمی‌فهمد. بلکه به این امر قائل است که حوزه‌ای متفاوت از دولت، ولی همچنان در حوزه عمومی در حال شکل‌گیری است. اگر چه بیان تفاوت آن دو نیازمند نوشته‌ای مستقل است، اما به این سخن اکتفا می‌کنیم که برای هگل، جامعه مدنی حوزه‌ی بی‌نهایتِ «منافع شخصی» است، که این منافع شخصی، در سیری پیچیده و بسیار با اهمیت، به «منفعت جمعی» تبدیل می‌شود. مختصر اینکه تمام بحث هگل به باور نگارنده در این زمینه، نشان دادن همین مطلب است که چگونه در اجتماع، حوزه منافع فردی می تواند به منفعت جمعی تبدیل شود و به بیانی الاهیاتی و اخلاقی، «رذیلت» به «فضلیت» تبدیل شود. تمام سوء برداشت‌هایی که در خصوص اندیشه هگل رخ داده است ناشی از درک نشدنِ همین مطلب است.


اما نسبت این بحث با آنچه که بیان نمودیم در چیست؟ در نوشته  پیشین بیان کردیم که در نظریه‌های مدرن سیاسی، قدرت امری تک افتاده در جایی ثابت نیست، و اینگونه نیست که فرد می‌باید تلاش کند که به آن دست پیدا کند. بلکه ذات قدرت، سیالیت است و همانند هوا در اجتماع پخش شده است. هر کس، اگر وجود دارد، دارای بخشی از قدرت است. خواه به شکل ایجابی، یعنی قدرت فعال و اِعمال کننده، و خواه به شکل سلبی و قدرت بازدارنده. اما تا اینجا شاید مشکل خاصی در میان نباشد. مشکل از آن جایی آغاز می‌شود که تلاش می‌کنیم در ایران به حوزه جامعه مدنی قدرت بیشتری داده و از آن طریق در قدرت سهم بیشتری از آن خود کنیم. در اینجاست که با این مشکل مواجه می‌شویم که بنا بر آن، اصولا در ایران حوزه جامعه مدنی، نه تنها درست تعریف نشده است، بلکه نه در سیر منطقی خود، از خانواده به دولت، که در مقابل دولت قرار گرفته است.


در نتیجه در وضعیت کنونی، می‌باید نظریه‌ای دیگر در مورد جامعه مدنی بیان نمود. در این تعریف جامعه مدنی در ایران جایی است که می‌تواند حوزه‌ای اجتماعی در مقابل قدرت مرکزی یا دولت فراهم آورد و به این ترتیب، در قدرت - به معنای سیال آن- بیشتر سهیم شود. تا اینجا نیز اگر چه در ایران به شکل نظریه بیان نشده است، اما می‌توان گمان نمود که پیش فرض اساسی اموری مانند جنبش سبز اینچنین است. آنها تلاش می‌کنند با تقویت کردن حوزه مدنی، به تعریفی که در پیش آمد، در مقابل دولت قرار بگیرند و خواسته‌های خود را عملی کنند. به عبارتی دیگر در اینجا، قدرت سیری طولی ندارد، بلکه در جهت تقویت خود، به شکل عرضی حرکت می‌کند.


ادامه دارد.


 


رهبر: سران فتنه، برای محاکمه، دم دست نظام هستند

رسایی، این سخنان را در گفتگویی با هفته‌نامه «یالثارات الحسین» – نشریه وابسته به انصار حزب‌الله - بیان کرده است. رسایی در این گفتگو، درباره این ملاقات چنین می‌گوید: «چند ماه قبل از عید به دلیل تغییر و تحولاتی که در صحنه سیاسی کشور می‌دیدیم بویژه در درون مجلس و با توجه به عملکرد راس فراکسیون اصولگرایان در مقابله با فتنه و مواجه با دولت، نامه ای خطاب به رهبری معظم انقلاب تنظیم شد که در آن به صورت اجمال این دغدغه‌ها مطرح شده بود و در آخر هم درخواست ملاقات حضوری از ایشان شده بود. بیش از ۳۰ نفر از نمایندگان این نامه را امضا کردند که بعد از مدتی هم این درخواست پذیرفته شد.  به طور کلی این نامه در چند محور تنظیم شده بود که بیشترین بخش‌های آن (شاید حدود پنج صفحه) در مورد نگرانی‌های ما راجع به فراکسیون اصولگرایان و مواضع رییس مجلس بود و همچنین یک صفحه از آن به انتقاداتی از رییس دولت و صفحه ای هم در باره نحوه برخورد با سران فتنه بود. جالب است بگویم متن این نامه آن‌قدر صریح بود که برخی از مسئولان بیت رهبری حاضر در جلسه ابرو در هم کشیدند و معلوم بود که کمی برافروخته شدند، حتی خود ما هم احتمال می‌دادیم با واکنش انتقادی از جانب معظم له روبرو شویم اما قرار بود راحت حرفمان را بزنیم!»


رسایی در پاسخ به سوال این نشریه که در دیدار این جمع «تندرو» با رهبر جمهوری‌اسلامی، چه برخوردی با آن‌ها شد، با اعلام این که «خطاب به این جمع فرمودند وقتی هسته‌ای مثل شماها در مجالس وجود دارد پافشاری بر مبانی در مجلس‌ها می‌ماند». رسایی اضافه کرد که: «تعبیر ایشان این بود که در گذشته گاهی پافشاری بر اصول هزینه‌های بیشتری داشت و الان هم شاید شرایط سخت تراز این هم بشود و شماها باید خودتان را برای آن شرایط سخت هم آماده کنید.»


این نماینده اصول‌گرا با اشاره به این‌که در نامه فوق‌الذکر «نظر ما این بود که پس از نهم دی با توجه به حضور میلیونی مردم اگر با سران فتنه برخورد نشود، مردم احساس می‌کنند که نظام در برخورد با سرا فتنه ناتوان است»اما «آقا اصلا نسبت به سران فتنه هیچ دغدغه ای نداشتند».


وی با نقل قول  از آیت‌الله خامنه‌ای، اعلام کرد که محاکمه سران فتنه انجام خواهد گرفت، اما مهم‌تر از آن، خشکاندن «ریشه‌های فتنه» است.


نقل قول‌هایی حمید رسایی از رهبر جمهوری اسلامی، شاید صریح‌ترین سخنانی بوده که تاکنون درباره امکان محاکمه میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو تن از سران مخالفان دولت، بیان می‌شود. پیش از این همواره برخی مقامات قضایی و امنیتی و امامان جمعه، از «تدبیر» رهبر جمهوری اسلامی درباره عدم دستگیری و انجام نشدن محاکمه این دو تن سخن گفته بودند. گرچه برخی از نیروهای بسیجی و حامیان محمود احمدی‌نژاد، دست به شکایت از موسوی و کروبی زده بودند.


مدیرکل سابق ارشاد قم، در این مصاحبه، همچنین به انتقاد از علی لاریجانی، رییس مجلس، و برخی دیگر از اصول‌گرایان پرداخت، که «از فتنه حمایت کرده بودند» و دلیل این مساله را نیز  «حب و بغض‌ها، کینه‌های سیاسی ناشی از شکست در انتخابات نهم، حسادت‌ها و صف‌بندی‌های سیاسی از یک طرف و برخی رفتارهای غلط دولت نهم» دانست.


رسایی کیست؟


حمید رسایی که در حوزه علمیه، شاگرد افرادی چون آيت الله استادي، ‏سيد احمد خاتمي، مکارم شيرازي و فاضل لنکراني بوده است، ‏ ‏سابقه تدريس زبان عربي در دانشگاه امام صادق در تابستان سال ۶۹ را در کارنامه اش ثبت کرده است. وي از جمله ‏طلابي بود که در ايام تبليغي به شهرها و مناطق مختلف کشور اعزام مي شد. درسال ۱۳۶۹ از آنجا که طراحي و ‏خطاطي هم مي کرد، در بخش آماده سازي و طراحي کتابهاي مرکز تحقيقات سپاه شروع به کارکرد، اما در سال ‏‏1371 با تغيير جهت کاري، همکاري با تيم تحقيقاتي کتاب ميزان‌الحکمه را که با نظر آيت الله ري‌شهري در حال اجرا ‏بود، آغاز کرد. با تأسيس مرکز تحقيقات دارالحديث، فعاليت تحقيقي خود را در رشته حديث آغاز کرد.


رسايي در سال ۱۳۷۴ توسط انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، اولين کتاب خود با عنوان «روحانيت و سلامت انتخابات» ‏به چاپ رساند و تا کنون پانزده عنوان کتاب از وي به چاپ رسيده است. وي پس از کار به عنوان دستيار محقق، ‏محقق، مسئول ويرايش و نشر مراکز سياسي-حوزوي، در سال ۱۳۷۹-۱۳۸۰ دفتر «جريان شناسي تاريخ معاصر» را ‏بنيان نهاد. اين دفتر تا کنون حدود ۱۶ عنوان تحقيق در موضوعات سياسي ـ فرهنگي منتشر کرده است. منش سياسي ‏او، راديکال است، وابسته به جناح راست افراطي است و از منتقدان جدي هرگونه حرکت اصلاح طلبي به شمار مي ‏آيد. وي از جمله برگزار کنندگان اصلي اولين تحصن حوزه علميه قم عليه اهانت به مقدسات و وزارت ارشاد دولت ‏اصلاحات به شمار مي‌رود. او يکي از سفراي تبليغي حوزه علميه است و تا کنون به کشورهاي آفريقايي مانند اوگاندا ‏‏[سال ۷۶]، اروپايي از جمله بلغارستان [سال ۸۶] و آلمان [سال ۸۷]، آسيايي نظير فيليپين [۱۳۸۴] و لبنان [۱۳۸۵] ‏سفر تبليغي کرده است. مهدي نصيري، که امروز با نام حجت الاسلام مهدي نصيري شناخته مي‌شود و سردبير سال ‏هاي دور کيهان و سردبير نشريه صبح بود، از دوستان اوست. رسايي همچنين با اشخاصي همچون علي مطهري، ‏ثقفي، اشکوري و طائب نيز آشنايي و رفاقت دارد. ‏


وي در سال ۱۳۸۶ از حوزه انتخابيه تهران نامزد انتخابات مجلس و جايگزين علي ثمري در ليست جبهه متحد ‏اصولگرايان از حوزه انتخابيه تهران شد. او همچنين در ليست آبادگران نيز حضور داشت. جالب آنکه ستاد تبليغاتي ‏معلم اخلاقي دولت يعني مرتضي آقاتهراني و رسايي يکي بود و پوستر تبليغاتي نيز بصورت مشترک و دو نفره تهيه ‏شده بود. در اسفندماه رسايي توانست با کسب افزون بر ۳۸۰ هزار راي تهراني‌ها در دور دوم انتخابات مجلس شوراي ‏اسلامي به مجلس شوراي اسلامي راه يابد. او عضو کميسيون فرهنگي مجلس هشتم و از حاميان دولت احمدي نژاد ‏محسوب مي‌شود و ارتباط نزديکي با شوراي فرماندهي سپاه نيز دارد. وي علاوه بر کار درحوزه مطبوعات و چاپ ‏کتاب، آنچنان که خود مي‌گويد با تاتر وسينما آشناست و به زبان‌هاي انگليسي و عربي تسلط دارد. او از آن نسل جديد ‏روحانيون تندروي راديکال است که ارتباطات مدرن را مي شناسد و از حضور سنتي ترين جريان روحانيت با مدرن ‏ترين ابزار دفاع مي کند.‏


‏ رسايي فعاليت‌هاي سياسي‌اش را از سال ۱۳۷۴ با تاليف اولين کتاب سياسي‌اش با عنوان «روحانيت و سلامت ‏انتخابات» آغاز کرد. پس از تغيير و تحولات سياسي در بدنه اجرايي کشور و پيروزي اصلاح‌طلبان در ۲ خردادماه ۷۶، به مخالفت با اين جريان فکري برخاست و به برگزاري جلسات انتقادي پرداخت. آنچنان که مي‌گويد تمام تلاشش آن بود که «با آشنايي انحرافات فکري و سياسي در لايه‌هاي جريان اصلاح طلبي، به آگاه‌سازي سياسي و فرهنگي ‏در اين باره بپردازد». از مهمترين آثار وي در اين دوران ميتوان به «بازي ترور» دو جلد کتاب «پايان داستان غم ‏انگيز» اشاره کرد که به ماجراي ترور سعيد حجاريان و حکم حکومتي رهبري درباره قانون مطبوعات و تطبيق ‏عملکرد جريان مطبوعاتي در سالهاي ۵۷ تا ۶۰ به عملکرد اين جريان در سال‌هاي پس از خرداد 76 ميپردازد.‌‌‌‎‎‏


‏ او در خلال سال‌هاي ۷۶ تا ۷۸ در کشورهاي آفريقايي مشغول تدريس دروس حوزوي بود، اما آنچنان که خود مي ‏گويد« شارلاتانيزم مطبوعات، توهين به مقدسات و مقاماتي از جمله آيات خامنه‌اي و مصباح يزدي سبب شد که وي در ‏زمان بازگشت، عليه جريان اصلاحات موضع تندي بگيرد.» رسايي در سال ۷۸، از برگزار کنندگان تحصن حوزه ‏علميه در مسجد اعظم عليه دولت اصلاحات بود. رسايي مي گويد پس از اين تحصن بود که درگيري‌هايش براي گرفتن ‏مجوز چاپ کتاب با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي شروع شد، گرچه که با حمايت مطبوعات اصولگرا از جمله ‏کيهان پس از مدتي مشکل وي براي گرفتن مجوز کتاب «تحصن چرا و چگونه» برطرف شد.‏


وي در سال ۷۹-۸۰ همزمان با راه‌اندازي و تاسيس دفتر «جريان شناسي تاريخ معاصر»، ۱۵ عنوان کتاب در ‏موضوعات مختلف سياسي روز و آسيب شناسي فرهنگي به چاپ رساند، که اغلب آنان در مخالفت با جريان اصلاح ‏طلبي بود. از آثار مهم تهيه شده در اين دفتر، «بررسي عملکرد چهار ساله مجالس ششم و هفتم» بود. در اين پژوهش، ‏عملکرد نمايندگان مجلس از ۱۰ جهت مورد بررسي قرار گرفت. وي در اين کتاب از شيوه بررسي تحليل محتوا استفاده ‏کرد و بطور مثال گفته شد که هر نماينده مجلس چند کلمه نطق پيش از دستور داشته، چند کلمه آن سياسي، اقتصادي، ‏فرهنگي يا به موضوعات اختصاص داشته است. تذکرات آئين نامه اي و تذکرات قانون اساسي، ميزان تلاش نمايندگان ‏در بررسي طرح‌ها و لوايح، اعلام ميزان تاخير و غيبت نمايندگان، ميزان فعاليت نمايندگان در سوال از وزرا و.. از ‏جمله مواردي بود که در اين پژوهش به آنها پرداخته شده بود. اين کتاب، تحسين جنتي دبير مادام العمر شوراي نگهبان ‏را برانگيخت و اين تحقيق را اقدامي بزرگ در تقويت دوره‌هاي آينده مجلس شوراي اسلامي دانست.  آنچنان که حاميان وي نوشته‌اند رسايي در طول هشت سال حاکميت اصلاح طلبان و اصولگرايان آرمانگرا در بيش از ‏‏۲۵۰ جلسه سخنراني، ميزگرد و مناظره شرکت کرده که البته خروجي اين جلسات همه گاه ارتباط مستقيمي به جريان ‏اصلاح طلبي، وابستگي آن به آمريکا، انتقاد از آن و همچنين حمايت از آيت‌الله مصباح يزدي و انديشه‌هايش داشته ‏است.‏


حميد رسايي که با سخنراني‌هاي جانبدارانه در حمايت از احمدي‌نژاد و ارتباطاتي که با تيم تبليغاتي دولت نهم برقرار ‏کرده بود، پس از روي کار آمدن دولت نهم با دعوت صفار هرندي، مسئوليت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي قم را ‏پذيرفت و با توجه به سوابقش در هشت سال مخالفت با جريان اصلاح‌طلبي همزمان به عنوان مشاور وزير نيز ‏معرفي شد. تلاش‌هاي وي و ارتباط نزديک با علماي عظام و مراجع تقليد سبب شد، که وي به عنوان بازوي ارتباطي ‏دولت و حوزه معرفي شود. او توانست در سال ۸۶ دو نمايشگاه فرهنگي و هنري خود را در داخل حرم حضرت ‏معصومه برپا کند. همچنين در زمستان ۸۶ با راه‌اندازي و مديريت جشنواره فرهنگي و هنري طليعه ظهور در ۱۶ ‏رشته فرهنگي و هنري، به عنوان ايده برتر در دکترين بين المللي مهدويت از احمدي نژاد نشان تقدير دريافت کرد.


حميد رسايي با حضور در انتخابات هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي از حوزه انتخابيه تهران ثبت نام کرد ‏و نهايتا جبهه متحد اصولگرايي، پس از بررسي کانديداهاي جريان اصولگراي کشور در تهران، پس از خط خوردن ‏علي ثمري به دليل عدم تاييد مدرك معادل فوق ليسانس ثمري از سوي شوراي نگهبان، وي را به عنوان يکي از ۳۰ ‏کانديداي مورد حمايت خود انتخاب کرد.‎‎‏

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته