-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۱۶, شنبه

Posts from Khodnevis for 08/07/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



آیا سحرخیز را نیز فلج می‌کنند؟

امروز یک منبع نزدیک به خانواده سحرخیز خبر از وضعیت سخت این فعال رسانه‌ای داد. تا کنون تعدادی از فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران زندانی دچار فلج موقت شده‌اند که این مساله باعث نگرانی پزشکان زندان نیز شده است.

چندی پیش، نرگس محمدی نیز در زندان دچار فلج عضلانی شده بود.

 بنا به گزارش‌های رسیده، سحرخیز صبح امروز قادر به حرکت نبوده و حالت فلج عمومی به وی دست داده است و نیاز مبرم به انتقال به بیمارستان برای مداوا و جلوگیری از فلج کامل دارد.

این زندانی سیاسی که اکنون بیش از یک سال است در زندان بوده و حتی یک روز هم به وی اجازه مرخصی نداده‌اند، با مشکلات جسمی معتددی دست و پنجه نرم می‌کند از جمله کمر درد شید که احتمالا عامل فلج عمومی وی بوده است که طبیعتا باید سریع تر تحت نظر پزشک مخصوص به درمان بپردازد.


 


مصطفایی: ضمانت بدهند، بر می‌گردم ایران

محمد مصطفایی که هم اکنون در شهر استانبول به سر می‌برد، امروز در گفتگو با خودنویس گفت که فشار بازپرس دادسرای زندان اوین و تلاش برای بازداشت او باعث شد که تصمیم به خروج از ایران بگیرد.

مصطفایی که هفته پیش در دادسرای اوین برای ادای توضیحاتی به پازپرس حاضر شده بود، چند ساعتی پس از خروج متوجه شد که ماموران برای بازداشتش اقدام کرده‌اند و به دفترش رفته‌اند. وکیل سکینه محمدی می‌گوید که دستگیری همسر و برادر همسرش به شکل گروگانگیری، او را مجاب کرد که نمی‌تواند به فعالیت‌هایش برای نجات موکلینش به راحتی ادامه دهد و به همین دلیل از کشور خارج شده است.

این وکیل دادگستری می‌گوید که قضات کم سواد در دستگاه قضایی که دستیابی به قدرت برای آنها مهم‌تر از قانون است، باعث آبروریزی ایران در سطح بین‌المللی شده‌اند. از جمله بازپرسی که هفته پیش او را احضار کرده بود. مصطفایی می‌گوید که این بازپرش او را نمی‌شناخته و از او سوال‌هایی در باره علل تلاش برای بخشش و نجات محکومین به اعدام نوجوان پرسیده است. مصطفایی پس از نشان دادن پروانه وکالت به این بازپرس گفته است که به عنوان وکیلی وظیفه خود دانسته تا به هر نحو ممکن جان موکلینش را نجات دهد.

مصطفایی که ویزای شینگن نیز دارد و می‌تواند به اتحادیه اروپا وارد شود، گفت که پس از ورود به ترکیه به نهادهای حقوق بشری ورودش را اطلاع داده، چون از طریق قانونی وارد ترکیه نشده و برای خروج از این کشور نیاز به طی مراحل جداگانه قانونی داشته است. او پس از سفر به استانبول توسط مقام‌های پلیس فرودگاه بازداشت شد.

گفته می‌شود که اطلاعات در باره بازداشت این وکیل ایرانی از طریق یکی از افسران پلیس به روزنامه «رادیکال» ترکیه لو رفته و همین امر موجب توجه رسانه‌های این کشور به ماجرا شده است. فشار رسانه‌ای می‌تواند یکی از مجموعه عواملی باشد که مانع بازگردانی مصطفایی به ایران شده است. همچنین حمایت نهادهای بین المللی و سازمان ملل از این وکیل در تسریع آزادی او نقش مهمی بازی کرده است.

مصطفایی امروز به دنبال دخالت مقام‌های اتحادیه اروپا آزاد و تحت مراقبت نهادهای امنیتی این اتحادیه قرار گرفته است.

این وکیل دادگستری که در طول سال‌های اخیر، وکالت پرونده‌های متعدد محکومین به اعدام و سنگسار را بر عهده گرفته، عملا جان ۵۰ نفر از این محکومین اکثرا نوجوان را نجات داده است.

مصطفایی گفت: «مقام‌های امنیتی و قضایی ایرانی ضمانت کنند که مشکلی برای فعالیت‌های قانونی و حقوقی من بوجود نمی‌آورند، به ایران باز خواهم گشت تا به موکلینم کمک کنم.»

مصطفایی ادامه داد: «اما اگر چنین تضمینی داده نشود، ترجیح می‌دهم از خارج از ایران به موکلینم کمک کنم و پرونده‌های‌شان را از طریق همکارانم پی بگیرم.»

همسر این وکیل هم اکنون در بازداشت به سر می‌برد و گروگان دستگاه قضایی است. مصطفایی گفت که عمل بازپرس در گروگان‌گیری غیر قانونی است و چون مطابق قانون، جرم جنبه شخصی دارد، نمی‌توان کسی را برای اتهام فردی دیگر بازداشت کرد.

مصطفایی گفت مایل نبوده تقاضای پناهندگی بدهد، اما به خاطر مسائل حقوقی و قانونی از طریق کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل اقدام کرده تا بتواند به طور قانون از ترکیه خارج شود.

 

------

پادکست بعد از گفتگوی نخست با مصطفایی تهیه شده است.


 


احمد خاتمی : دختر چرا درخیابانهای عمومی تهران دوچرخه سواری می‌کنی

 

 

بدحجاب‌ها و بدپوشش‌ها روز خطر نه تنها صحنه را خالي مي‌كنند بلكه دست تسليم بلند مي‌كنند؛ بنابراين كار فرهنگي و اجرايي هر دو لازم است. نبايد طوري حرف بزنيم كه بدحجاب‌ها و بي‌حجاب‌ها دلشان خنك شود صحبت اين نيست كه برخي مي‌گويند كار فرهنگي انجام دهيم و برخي مي‌گويند كار انتظامي بايد انجام شود. طرح اين مسئله به اين شكل غلط است. كدام عالم ديني است كه بگويد در مقابله با بدحجابي از همان اول بزن بزن كنيم؟ هيچ عالم و رساله اين را نمي‌گويد، بلكه تأكيد بر كار فرهنگي و كار اجرايي به صورت همزمان است.

ما هرگز نگفتيم فقط كار اجرايي شود. برگزاري برخي جشنواره‌هاي مبتذل و برخي افتتاحيه‌هاي مبتذلي كه در آن خواننده‌هاي زن و مرد دف بزنند. يا خبرهاي نگران‌كننده از برخي سواحل درياها مي‌رسد. يا خبر دوچرخه سواري بانوان در خيابان‌هاي عمومي تهران، يا به وجود آمدن فروشگاه‌هاي آن‌چناني در برخي مناطق تهران از جمله شمال كه فروشندگان زن با لباس مبتذل و بد براي جلب مشتري حاضر مي‌شوند.


 


مگر این یاد به فریاد رسد*

http://www.iran-emrooz.net/image/zeydabadi87.jpg

 

دگر طاقت بیش از اینم نیست. هر چه می‌مانم که به هر روشی، منطقی، سیاستی،...آزادت کنند، بی‌فایده است. تنها در این یکسال، کمتر فعال سیاسی و نویسنده ی آزاد منشی از بازجویی و زندان در امان بوده است و چه جانها که نثار نشد. یاد همه ی آنها در حافظه ی ملت خواهد ماند.

 

 اما در میان همه‌ی این هزینه پردازان، می‌خواهم برای تو بنویسم که می خواهم به نیت آزادیت بنویسم. در تمام این مدت هر وقت خواستم صدای اعتراضم را بلند کنم، می‌دیدم که هر چه نامِ آشنا که بیرون زندان جا مانده‌اند، صدای‌شان بلندتر است ، گوش مقابلشان کرتر. در میان این همه نامِ آشنا، صدای خود را بی اثرتر از آن می‌دانستم که لیاقت ابراز وجودش باشد. حرف ناامید کننده‌ای است، نه؟ حق با توست. شرمسار شدم از این ناامیدی و این شد که صدایم را رها می‌کنم. در تمام این سال‌ها که می‌شناسمت، برای ما نوشتی. برای ما که نا آشناییم، دستی در قدرت نداریم و سابقه‌ی وزارت و وکالت نیز. آنگاه که در میان اعضای دفتر تحکیم وحدت و اصلاح طلبان، اگر چه افراد صادق و ثابت قدم نیز کم نبودند، اما تعدادی هم به امید آینده‌ای تضمین شده، خود را قاطی ماجرا می‌کردند و ما از این فضای دو رویی دلمان به درد می‌آمد، نوشته‌ها و سخنرانی‌های تو آراممان می‌کرد. حرف‌های خوب از جانب افراد مختلف زیاد زده می‌شد اما یا در گذشته‌ی افراد مواردی بود که اطمینان به آنها را دشوار می‌کرد و یا به مرور زمان و مثلاً نزدیک شدن به انتخابات، مواضعی می‌گرفتند که از درجه ی اعتبار ساقطشان می کرد**. اما مشی تو همواره ثابت بود. قلمت و کلامت همواره متین، خیرخواهانه و پاکیزه بود. در حالی که با عملکرد بعضی افرادِ عضو دفتر تحکیم وحدت از یک سو و دخالت مدیران سرجهازی وزارت علوم در انتخابات داخلی انجمن‌ها و تشکیل انجمن‌های موازی از طرف دیگر، از اعتبار دفتر تحکیم وحدت کاسته بود، فعالیت ادوار تحکیم وحدت که نام تو را به عنوان دبیرکل بر پیشانی داشت، اعتبار مجددی به نام «دفتر تحکیم وحدت» داد. این است که در میان همه‌ی نام‌های عزیزی که این روزها دربندند، بیش از همه به تو میاندیشم.

نه هوایم که به سلولت راه بیابم
و نه نوری که بر تو بتابم
نه پرم
که پر پرواز تو باشم
فریاد رسایی نیز نیستم
که به دادت برسم
که فریاد هم اگر باشم
و نور
و هوا
در نبردی نابرابرم
صلح در برابر خشونت
و من خشن نیستم و نمی شوم
که از تو فقط  صلح آموختم
اسلحه ات قلمت بود
و گلوله ات، کلام و اندیشه ات
در این نبرد نابرابر
نه هوا
نه نور
و نه فریادم.
من فقط یک یادم
مگر این یاد به دادت برسد


------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

*_ این مطلب را آذرماه ۱۳۸۸ برای دل خودم نوشتم

 

**_ البته  حتی در میان کسانی که سمتی هم داشتند، افرادی مانند تاج زاده، رمضان زاده، امین زاده و ... کم نیستند

 


افشای حقیقت
 


برای یک مرد بزرگ

 

 

 

بی شک اشعاری که برچسب این نام را یدک می کشند ، اعتباری مضاعف همراه خود دارند.

 

فریدون مشیری .

 

 متولد ۱۳۰۵. در تهران به دنیا آمده و در ۱۳۷۹ در همین تهران فوت میکند.اما زندگی اش به همین سرعت که ۷۴ سال را با دو جمله گذراندم خلاصه نمی شود. زندگی اش چند کتاب است.از تشنه طوفان سال ۱۳۳۴ تا از دریچه ماه در سال ۱۳۸۴.و در این بین ۱۳ مجموعه شعر دیگر از این شاعر منتشر شده.

 

شاید معروف‌ترین شعرش، کوچه باشد. مشیری کوچه را با صدایش جلوی چشم‌های شما ترسیم می‌کند. این شعر شما را سرشار می‌کند از خاطره. می‌توانید از اینجا امتحان کنید.

 

اشعارش در عین سادگی و بی تکلف بودن، شما را در روح خود غرق می‌کنند. این زیبایی و لطیف بودن اشعارش را میتوان درک کرد وقتی که فریاد می‌زند:

 

من واژه واژه، مثل شما حرف می‌زنم
من سال‌هاست بين شما با همين زبان
فرياد می‌كنم:
- اين گونه يكدگر را درخون ميافكنيد
- پرهای يكدگر را اين گونه مشكنيد

 

دکتر شفیعی کدکنی درباره او می‌گوید: او جزو آن دسته شاعرانی است که با اشعارشان گریسته‌ام.

 

در ستایش این هنرمند، بزرگان دیگری همچون دکتر زرین کوب، سیمین بهبهانی ،سیروس الهامی، نادر نادرپور و .....لب  به سخن گشوده‌اند.

 

اولین شعری را که از  فریدون مشیری شنیدم، شعر دست بود. کلیپی که خودش آنرا اجرا می‌کند.آدرس لینکش را برای شما هم می‌گذرام تا از شنیدنش لذت ببرید.اینجا

 


 

به  کسانی که تا به حال اشعار ایشان را نشنیده‌اند توصیه می‌کنم اندکی وقت بگذارند. مطمئن باشید پشیمان نمی‌شوید.

 

در آخر هم چند شعر زیبا از فریدون مشیری عزیز می‌گذارم و امیدوارم نامش همیشه در شعر و هنر فارسی بدرخشد.

 


 


 

ای عشق، شكسته‌ايم، مشكن ما را

 

اينگونه به خاك ره ميفكن ما را

 

ما در تو به چشم دوستی می‌بينيم

 

ای دوست مبين به چشم دشمن ما را

 

***

 


 


 

                                                *********************************

 


 

از دل افروز ترين روز جهان،

 

خاطره‌ای با من هست.

 

به شما ارزانی:

 


 

سحری بود و هنوز،

 

گوهر ماه به گيسوی شب آويخته بود

 

گل ياس

 

عشق در جان هوا ريخته بود 

 

من به ديدار سحر می‌رفتم

 

نفسم با نفس ياس درآميخته بود 

 

***

 

می گشودم پر و می رفتم و می گفتم : ((های !

 

 بسرای ای دل شيدا، بسرای 

 

اين دل افروزترين روز جهان را بنگر !

 

تو دلاويز ترين شعر جهان را بسرای !

 


 

آسمان، ياس، سحر، ماه، نسيم

 

روح درجسم جهان ريخته‌اند

 

شور و شوق تو برانگيخته‌اند،

 

تو هم ای مرغك تنها، بسرای!

 


 

همه درهای رهائی بسته ست،

 

تا گشائی به نسيم سخنی، پنجرهای را، بسرای !

 

بسرای ... ))

 


 

من به دنبال دلاويزترين شعر جهان می‌رفتم !

 

***

 

در افق، پشت سرا پرده نور

 

باغ های گل سرخ،

 

شاخه گسترده به مهر

 

غنچه آورده به ناز

 

دم به دم از نفس باد سحر؛

 

غنچه‌ها می شد باز 

 


 

غنچه‌ها می‌رسد باز،

 

باغ‌های گل سرخ

 

باغ‌های گل سرخ

 

يك گل سرخ درشت از دل دريا برخاست! چون گل افشانی لبخند تو،

 

در لحظه شيرين شكفتن‌!

 

خورشيد!

 

چه فروغی به جهان می‌بخشيد!

 

چه شكوهی ...!

 

همه عالم به تماشا برخاست!

 


 

من به دنبال دلاويزترين شعر جهان می‌گشتم !

 

***

 

دو كبوتر در اوج،

 

بال در بال گذر مي كردند .

 


 

دو صنوبر در باغ

 

سر فرا گوش هم آورده به نجوا غزلی می‌خواندند 

 

مرغ دريائی، با جفت خود، از ساحل دور

 

رو نهادند به دروازه نور ...

 


 

چمن خاطر من نيز ز جان مايه عشق،

 

در سرا پرده دل

 

غنچه ای می پرورد،

 

- هديه ای می آورد -

 

برگ هايش كم كم باز شدند !

 

برگ ها باز شدند :

 

ـ « ... يافتم ! يافتم ! آن نكته كه می‌خواستمش !

 

با شكوفائی خورشيد و ،

 

گل افشانی لبخند تو،

 

آراستمش!

 

تار و پودش را از خوبی و مهر،

 

خوشتر از تافته ياس و سحربافته‌ام:

 

«دوستت دارم»  را

 

من دلاويز ترين شعر جهان يافته‌ام !

 

***

 

 اين گل سرخ من است!

 

دامنی پر كن ازين گل كه دهی هديه به خلق،

 

كه بری خانه دشمن!

 

كه فشانی بر دوست!

 

راز خوشبختی هر كس به پراكندن اوست!

 


 

در دل مردم عالم، به خدا

 

نور خواهد پاشيد

 

روح خواهد بخشيد»

 


 

تو هم، ای خوب من! اين نكته به تكرار بگو !

 

اين دلاويزترين حرف جهان را، همه وقت،

 

نه به يك بار و به ده بار، كه صد بار بگو !

 

« دوستم داری » ؟ را از من بسيار بپرس !

 

« دوستت دارم » را با من بسيار بگو !

 

****

 


 


مردم تهران: دولت در پرونده هسته‌ای ناموفق بوده است


براساس نتایج یک نظرسنجی که توسط خبرگزاری ایسنا منتشر شده است، اکثریت مردم تهران بر این عقیده‌اند که دولت محمود احمدی‌نژاد، در پیش‌برد پرونده هسته‌ای ناموفق بوده است.


این نظرسنجی توسط موسسه ایسپا – وابسته به جهاد دانشگاهی -  برگزار شده و نتایج آن به تفصیل در سایت خبرگزاری ایسنا، آمده است.


براساس این نظرسنجی ۲۲.۱ درصد از افراد مورد بررسی گفته‌اند دولت در زمينه پرونده انرژی هسته‌ای خيلی زياد و زياد موفق بوده است که اين نسبت در مقايسه با نظرسنجی قبل که در مرداد ۸۷ انجام شده و ۴۵.۲ درصد پاسخ دهندگان چنين نظری داشته‌اند، کاهش قابل توجهی پيدا کرده است. ۴۱ درصد پاسخگويان نيز دولت را در پرونده هسته ای به ميزان کم و خيلی کم موفق دانسته اند. در نظر سنجی قبلی اين ميزان ۲۱.۱ درصد بوده است.


همچنین در این نظرسنجی از میان ۱۱۷۲ شهروند تهرانی که نمونه آماری این نشرسنجی بوده‌اند، ۶۵.۵ درصد پاسخ دهندگان اعلام کرده‌اند از مفاد بيانيه تهران اطلاعی ندارند. اين نظرسنجی نشان می دهد فقط ۹.۵ درصد مردم بيانيه تهران را راه حل مناسبی برای حل و فصل مسائل و مشکلات پرونده هسته‌ای می‌دانند.


نکته ديگر هم اين که اکثريت پاسخ دهندگان، کشورهای ترکيه و برزيل را شريک مطمئنی برای ايران در پرونده هسته‌ای قلمداد نمی‌کنند.


نتایج کامل این نظرسنجی به همراه جزییات را می‌توان در اینجا زیر مشاهده کرد.

 

مشخصات پاسخگويان
۱- جنسيت
جدول شماره۱: توزيع فراوانی پاسخگويان بر حسب جنسيت

بر اساس نتايج بدست امده ۵۱٫۹ درصد نمونه مردو۴۸٫۱درصد زن هستند.
۲- سن
جدول شماره۲: توزيع فراوانی پاسخگويان بر حسب سن

حداقل سن در نمونه ۱۸سال و حداکثر ۷۷ سال و ميانگين سنی ۳۷٫۹ سال بوده است.
۳- وضعيت تاهل
جدول شماره۳ : توزيع فراوانی پاسخگويان بر حسب وضعيت تاهل

۶۳٫۱ درصد متاهل، ۳۱٫۶درصد مجرد، ۴٫۲ درصد فوت همسر بوده و۵٫۹ درصد نيز طلاق گرفته اند.
۴- تحصيلات
جدول شماره۴: توزيع فراوانی پاسخگويان بر حسب تحصيلات

بر طبق جدول فوق توزيع پاسخگويان در سطح مختلف تحصيلی بدين گونه است،۲٫۶ درصد پاسخگويان بی سواد،۷٫۷ درصد دارای تحصيلات ابتدايی،۵٫۱ درصد راهنمايی،۴۴٫۵ درصد دارای تحصيلات متوسطه و ديپلم،۳۴٫۶ درصد فوق ديپلم و ليسانی و همچنين۵٫۴ در صد پاسخگويان نيز دارای تحصيلات فوق ليسانس وبالاتر بوده اند.

۵- وضعيت اشتغال
جدول شماره۵: توزيع فراوانی پاسخگويان بر حسب وضعيت اشتغال

يافته های نظر سنجی
جدول شماره ۶: توزيع فراوانی پاسخگويان در خصوص اطلاع از بيانيه تهران

همان طور که ملاحظه می شود اکثريت مردم از مفاد بيانيه تهران اظهار بی اطلاعی کرده اند.

جدول شماره ۷ : توزيع جمعيت نمونه بر اساس موضوع اصلی بيانيه تهران

اين جدول نشان می دهد اکثريت کسانی که از مفاد بيانيه اظهار اطلاع کرده اند، موضوع اصلی آن را تبادل سوخت هسته ای از طريق کشور ترکيه می دانند در حالی که در تبليغات انجام شده توسط دولت اين بيانيه فراتر از تبادل سوخت و به عنوان نشانه ای از موفقيت ايران در اقناع جامعه جهانی عنوان می شد. يافته ها نشان می دهد مردم نقشی برای برزيل در بيانيه تهران قائل نيستند. نکته قابل توجه آن جاست که از ميان کل پاسخگويان تنها و تنها ۲۲.۷درصد آنان به درستی از موضوع بيانيه تهران اطلاع داشته اند.

جدول ۸: ارزيابی مردم از ميزان تاثير بيانيه تهران در حل مسئله هسته ای ايران

از مطلعين موضوع بيانيه سئوال شده است که ميزان تاثير بيانيه در حل و فصل مسئله هسته ای را چقدر ارزيابی می کنند که طبق يافته های جدول فوق، ۴۴.۵ درصد ميزان آن را کم و خيلی کم دانسته اند در حالی که ۲۸.۲ درصد بيانيه را خيلی زياد و زياد مفيد دانسته اند. به طور کلی اگر نسبت چنين عقيده ای را به کل جامعه نمونه تعميم دهيم تنها ۹.۵ درصد مردم اين بيانيه را در حل مشکلات راهگشا می دانند.

جدول شماره ۹: ميزان قابل اعتماد بودن ترکيه و برزيل به عنوان تامين کننده منافع هسته ای ايران

در مجموع نيمی از سئوال شوندگان معتقدند که کشورهای ترکيه و برزيل برای تامين منافع هسته ای ايران قابل اطمينان نيستند و تنها ۱۴ درصد اين دوکشور را قابل اطمينان دانسته اند. نکته قابل توجه اين است که حدود ۲۰ درصد پاسخ گويان در اين زمينه اظهار بی اطلاعی کرده اند.

جدول شماره ۱۰: ارزيابی از ميزان موفقيت دولت در حل پرونده هسته ای ايران

 

 


 


توضیحی در مورد مقاله «شرایط دشوار ایران امروز»

بسیاری از دوستان عقیده داشتند که نظام اصلاح‌ناپذیری خود را ثابت نموده و تنها گزینه در برابر چنین نظام‌هایی براندازی کامل آن است. از نظر نگارنده هیچ چیزی آن‌قدر مقدس نیست که نتوان آن را نقد کرد، لذا به هیچ روی اعتقاد ندارم که الی الابد باید نظام جمهوری اسلامی (ویا هر نظام دیگری) در ایران روی کار بماند. اگر نظامی نتواند شرایط دینامیک و پویای خود را حفظ کند ناگزیر باید تغییر کند ولی مهم نحوه این تغییر و تحول است. خرداد ۸۸ که به دنبال انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری دهم موج گسترده اعتراضات خیابانی به راه افتاد، جهان متوجه خواست مردم ایران به تغییر شرایط حاکم بر ایران گردید. در آن روزها همگان بر مسالمت آمیز و دموکراتیک بودن تاکید کرده و آن را نشانه شعور و بالندگی سیاسی ایرانیان می‌دانستند. ولی در طول زمان و با به کارگیری خشونت از سوی حاکمیت در سطح خیابان‌ها و انتشار اخباری مبنی بر شکنجه و تجاوز در زندان‌ها به ویژه بازداشتگاه مخوف کهریزک برخی را در موثر بودن روش‌های مسالمت آمیز دچار تردید نمود.


اصلی ترین سوالی که در اینجا مطرح می شود اینست که در برابر رژیمی که تنها زبان خشونت را می فهمد آیا روشی جز مقابله به مثل وجود دارد؟ نگاهی به تاریخ نشان می‌دهد که حکومتهای توتالیتر فراوانی وجود داشته‌اند که از هیچ خشونتی فروگذار نکرده‌اند. به عبارت دیگر و به تعبیر اینیاتسیو سیلیونه (در کتاب مکتب دیکتاتورها) چون افراد در هنگام ترس به طور غریزی واکنش نشان می‌دهند و دیگر تفاوتی بین روشنفکر و افراد عادی نیست، لذا اینگونه حکومت‌ها سعی دارند تا از طریق به کارگیری خشونت عریان و شدید و با تحریک این حس غریزی، باعث عقب‌نشینی حرکت‌های آزاد‌ی‌خواهانه مردمی شوند. حکومت ژنرال‌ها در آرژانتین، رژیم پینوشه در شیلی، حکومت سرهنگ‌ها در یونان و مثال‌های بارزی از به کار گیری خشونت افراطی هستند و نشان می‌دهند که تنها ملت ما در برابر این‌گونه سرکوب‌ها قرار نگرفته اند. مثلا در زمان دیکتاتوری نظامیان در آرژانتین، صبح‌ها اهالی محل هنگام خروج از منزل با سر بریده شده یکی از معترضان در جوی آب یا کف خیابان روبرو می‌شدند. ولی نکته تامل برانگیز اینکه در همان رژیم، جنبش مادران سفیدپوش شکل گرفت، جنبشی که اعضای آن مادران داغداری بودند که فرزندانشان کشته و یا مفقود شده بودند. آنها با پوشیدن لباس‌های سفید و برگزاری راهپیمایی سکوت در برابر این روش‌های وحشیانه قد علم کردند و در نهایت پیروز شدند. کاری که مشابه آن را در تجمعات شنبه شب‌های مادران داغدار ایرانی در پارک لاله شاهد هستیم.


هرگز نباید تصور کرد که این روشها به سرعت جواب می‌دهند بلکه آنچه موثر است استمرار و گسترش آن است. روشی که باعث فرسایش ماشین سرکوب شده و هزینه‌های سرکوب را بالا می‌برد. به کارگیری خشونت در برابر اینگونه حرکات باعث ایجاد حس همدردی در بین اقشار مختلف جامعه با معترضین و متقابلا نفرت از خشونت ورزان شده و حتی در طول زمان در بین صفوف عوامل خشونت نیز بذر تردید و تفرقه افکنده، باعث ریزش نیروهای‌شان می‌شود. فراموش نکنیم بخش عمده‌ای از پیاده نظام حکومت تحت شستشوی مغزی تصور می‌کنند که در جهت اهداف عالیه نظام عمل کرده و در حال جنگ با دشمنان اسلامند. زمانی‌که این نیروها در مواجهه مستمر با معترضینی قرار می گیرند که با آرامش ولی صلابت به دنبال تحقق خواست‌های خود هستند، رفته رفته افرادی را مقابل خود می‌بینند که شبیه خودشان هستند، همان‌هایی که هر روز در کوچه و خیابان با آنها برخورد می‌کنند و اصلا شبیه آمریکایی‌ها و اسرايیلی‌ها هم نیستند!

هرگونه رفتار خشونت طلبانه – بجز در هنگام دفاع از خود و همقطاران – می‌تواند این حس را در آنها  تضعیف و تلقینات رژیم را در ذهن‌شان تقویت نماید.


توجه به تاریخچه مبارزات ماندلا نیز می‌تواند راهگشا باشد. درست است که در بخشی از دوران مبارزات ماندلا، جنبش آزادیخواهی سیاهان رو به خشونت آورد و حتی در چند مورد دست به انفجار نیز زد ولی نکته اساسی اینجاست که ماندلا از چه زمانی ماندلا شد و توجه جهانی را به خود جلب کرد؟ زمانی که خشونت‌ورزی را بخشی از مبارزه می‌دانست و یا زمانی که در زندان به سمبل مقاومت مدنی سیاهان تبدیل شده بود؟ اگر وی در سال‌های پایانی همچنان بر ادامه روش‌های خشونت آمیز پافشاری می‌کرد آیا فشار گسترده بین‌المللی برای رهایی وی از زندان بر رژیم آپارتاید وارد می‌شد؟ نمونه داخلی آن را در یک‌سال گذشته دیده‌ایم. چه چیزی باعث شد موج همراهی جهانی با مردم ایران به راه بیفتد جز آنکه حرکتی مسالمت آمیز با خشونت کور روبرو شده بود؟ صحنه حمایت از سرباز یگان ویژه که در بین مردم تنها مانده بود(در روزهای آغازین جنبش) و ایجاد سپر دفاعی در برابر سربازان محاصره شده در روز عاشورا به طور مکرر از شبکه‌های خبری دنیا پخش می‌شد همانطورکه جان باختن مظلومانه «ندا» سمبل مظلومیت ملت ایران در سراسر جهان گردید.


کوتاه سخن آنکه اگر ملتی خواستار تغییر نظام حاکم بر خود شود، بهترین، کم هزینه‌ترین و البته پایدارترین روش، اقدام در مسیر قواعد دموکراتیک است همانگونه که به تعبیر فوکویاما رکن دوم دموکراسی تعریف شده است: حق نه گفتن اکثریت به آنچه که روزی به آن رای مثبت داده بودند. در این راه، همانقدر که خشونت‌ورزی ما را از هدف اصلی دور می کند، عدم انتقاد از سران جنبش به بهانه حفظ وحدت مشکل آفرین است. نباید فراموش کنیم که هدف اصلی جنبش استقرار دموکراسی در ایران است نه صرف تغییر یک نظام. بیاد داشته باشیم اقدام پدرانمان در سال ۵۷ نسل ما را دچار مشکلات فراوانی کرد. برای آنکه در پیشگاه فرزندانمان متهم نشویم سنجیده‌تر گام برداریم.



 


هم‌گرایی سبز زنان: به اعتصاب خود پایان دهید

به گزارش سایت کلمه – نزدیک به میرحسین موسوی - آنها همچنین از زندانیان خواستند اعتصاب غذای خود را بشکنند: «از زندانیان سلحشور می‌خواهیم به اعتصاب غذای خود پایان دهند تا با سلامت کامل به آرمان‌های خود دست یابند.»


آن‌ها در این پیام به مسوولان زندان هشدار دادند که هر حادثه‌ی ناگواری که برای زندانیان بیفتد بر عهده مسئولان زندان اوین خواهد بود بنابراین به مطالبات زندانیان پاسخ دهند و نگذارند فاجعه ای جدید رخ دهد.


دوشنبه گذشته هفده زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین در اعتراض به رفتار نا مناسب مسئولان زندان به سلول های انفرادی منتقل شدند. این گروه از زندانیان از دوازده روز پیش تا کنون اعتصاب غذا کرده‌اند و خانواده‌های آنها نگران سلامتی عزیزان شان هستند‌.


 


 


در ایران آزادی نزدیک به مطلق است


همه‌ی عالم در پاسخ به سوالات بالا در مانده‌اند- و شاید برای همین عدم امکان درک و فهم و توجیه منطقی‌ است که با ایران چپ افتاده‌اند-. برای پاسخ به سوالات بالا بهترین راه مراجعه به خود محمود است:

محمود انسانی‌ ساده و صمیمی است، روایت او از آزادی در ایران اصلا پیچیده نیست، حدیث نفسی ساده است که در قالب آن جمله ی کلی‌ ریخته شده. بنابراین، وقتی‌ می‌گوید در ایران آزادی نزدیک به مطلق است، به صورت خیلی‌ ساده منظورش این است که «آقا جون! ۵ ساله که تو این مملکت هر کاری خواستم کردم و هیچ کس‌ و هیچ چیز‌ جلودارم نبود و نیست و ظاهرا نخواهد بود، سرم هم به هیچ سنگی‌ نخورد. در این پنج سال طعم شیرین آزادی مطلق رو حس کردم- چیزی که رئیس جمهور‌ کشور‌های دیگر در خواب هم نمی بینند-. پس حق دارم بگویم تو ایران آزادی (نزدیک به) مطلق داریم!».
آخه کدوم رئیس جمهوری جرات می‌‌کنه- وقتی‌ همه‌ی دنیا علیه کشورش هم داستان شده‌اند- راست راست بایستد و تو چشم همه عالم نگاه کند و بگوید «این قدر تحریم کنید تا تحریم‌دان‌تان پاره بشو»؟! آخه، کدوم رئیس جمهوری، جرات میکنه وقتی‌ کشورش زیر انبوه مسائل و مشکلات دست و پا می‌زند، رئیس جمهور ابرقدرت دنیا را به مناظره فرا بخواند تا راه حل‌هایش برای مسایل و مشکلات جهان و برنامه اش برای اداره ی جهان را مطرح کند؟!

حالا می‌‌توانیم برگردیم و به دنیا بگوییم: آی‌! کسانی‌ که نمی‌‌فهمید چرا رئیس جمهور ما اینجوری با شما حرف می‌‌زند! بدانید و آگاه باشید! ما در ایران «مطلقاً آزادیم» پس هر جور خواستیم با شما حرف می‌‌زنیم!


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته