-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۲۶, سه‌شنبه

Latest News from Koocheh for 08/17/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



علی خردپیر / پاریس / رادیو کوچه

یک ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ : «کسانی که سن و سال مرا دارند می‌دانند که در زمان شاه‌، مردم ایران از همه آزادی‌ها بهره‌مند بودند جز آزادی سیاسی‌. یعنی اگر شعار ملت بود‌: استقلال آزادی جمهوری اسلامی‌؛ جز آزادی سیاسی مطرح نبود. کدام آزادی دیگر بود که ما نداشتیم.»

«آقا مصطفا»، عنوانی است که اعضا و هواداران جبهه مشارکت ایران اسلامی مصطفا تاج‌زاده را خطاب می‌کنند‌. تاج‌زاده از جمله اصلاح‌طلبانی است که ضمن عضویت در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و هم‌زمان در جبهه مشارکت‌، پیش از دوم خرداد با سید «محمد خاتمی» از نزدیک در دولت کار کرده بود‌. در سال‌های ۱۳۶۳ تا ۶۷ معاون بین‌الملل وزیر ارشاد بود‌. پس از دوم خرداد‌، معاون سیاسی وزیر کشور و در نهایت سرپرستی وزرات کشور را عهده‌دار شد.

تاج‌زاده که نفر اول کنکور سراسری کارشناسی ارشد در سال ۱۳۷۱ است تا مقطع دکترا در رشته علوم سیاسی تحصیل کرد اما هرگز پایان نامه‌اش را تحویل نداد‌. سال‌های ۷۵ و ۷۶ وقتی که ستاد انتخاباتی خاتمی را سازمان‌دهی می‌کرد به عنوان عضوی از هیت تحریریه نشریه عصر ما ارگان مطبوعاتی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی «محمد قوچانی» که آن زمان در مطبوعات ایران ناشناخته بود را به یاری گرفت.

تاج‌زاده در دوران اشتغال در وزارت کشور دولت اصلاحات پا به پای شیخ «عبداله نوری» مورد هجمه‌ی اصول‌گرایان بود و تنها یک روز پس از انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری بازداشت شد‌. او که در یکی از سخن‌رانی‌هایش در آستانه‌ی برگزاری انتخابات کودتا را به عنوان یک گزینه نامحتمل عنوان کرده بود‌، چهار ماه از دوران ۹ ماهه بازداشت را در سلول انفرادی گذراند.

تاج‌زاده پیش از انتخابات گفته بود که رای محمود احمدی‌نژاد در سراسر کشور حداکثر ۱۰ میلیون خواهد بود که برای برنده شدن در انتخابات کفایت نمی‌کند اما با مشارکت بالای مردم پای صدوق‌های رای‌، امکان تقلب بزرگ کاهش می‌یابد و به دلیل هزینه بالا‌، کودتا صورت نخواهد گرفت. فایل صوتی این سخن‌رانی به تازگی در اینترنت منتشر شده است و قابل دسترسی است‌. تاج‌زاده بر این باور بود که دادن پیغام مبنی بر این‌که «میرحسین موسوی» در انتخابات شرکت نکند برای نظام هزینه کم‌تری خواهد داشت .

در آمریکا شنودگذاری رییس جمهوری در ستاد رقیب در نهایت منجر به استعفای نیسکون شد اما در ایران یک گروه کودتا‌گر رسمن اعتراف می کنند که ستاد انتخاباتی رقیب، ستاد دشمن است و نحوه از کار انداختن نظارت آن بر انتخابات را با افتخارشرح می‌دهند

تاج‌زاده گفته بود که در سی سال گذشته هیچ رییس جمهوری به اندازه محمود احمدی‌نژاد از رانت قدرت سو استفاده نکرده است و او را نماینده «کاهن بزرگ» با اشاره به سریال تلویزیونی «یوسف پیامبر» لقب داده بود‌. وی توزیع قدرت در ساختار را امکانی برای تنفس سیاسی جامعه ایران عنوان کرده و گفته بود که اگر قرار می‌شد تا با آمدن خاتمی کارهای «علی فلاحیان» – وزیر اسبق اطلاعات – در ایران ادامه یابد‌، بهتر از خاتمی برای ویترین جمهوری اسلامی کسی نبود .

تاج‌زاده که پس از آزادی از زندان به هم‌راه شش تن دیگر از هم‌فکرانش از یکی از سرداران سپاه پاسداران با عنوان سردار «مشفق» شکایت به قوه قضاییه برده است‌، به زندان اوین بازگردانده  شد .

مشفق که به نظر می‌رسد نامی مستعار است‌، در یک سخن‌رانی اصلاح‌طلبان را با ذکر نام به توطئه متهم کرده بود .

تاج‌زاده پیش از بازگشت به زندان به خبرنگار سایت کلمه نزدیک به میرحسین موسوی گفت که «‌‌سخن‌رانی مقام نظامی- امنیتی که مستند شکایت ما است بیان‌گر یک کودتای انتخاباتی است. در آمریکا شنودگذاری رییس جمهوری در ستاد رقیب در نهایت منجر به استعفای نیسکون شد اما در ایران یک گروه کودتا‌گر رسمن اعتراف می کنند که ستاد انتخاباتی رقیب، ستاد دشمن است و نحوه از کار انداختن نظارت آن بر انتخابات را با افتخارشرح می‌دهند.»

وی سال ۱۳۷۸ نیز از «احمد جنتی» دبیر شورای نگهبان در اعتراض به ابطال ۷۰۰ هزار رای مردم تهران شکایت کرده بود که هرگز به این شکایت رسیدگی نشد .

این چهره اصلاح‌طلب ۵۴ ساله،  که سال ۵۷ در کمیته استقبال از آیت اله خمینی بود و تحصیل در ایالات متحده را به شوق انقلاب رها کرده بود‌، ۲۶ خرداد امسال در نامه‌ای خطاب به ملت ایران از هم‌راهی با برخی از انقلابیون در سال‌های شصت عذر‌خواهی کرد .

تاج‌زاده یک ماه پیش از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در سخن‌رانی خبر داد که «حتا منشی‌های دفتر «صادق محصولی»– وزیر کشور – نیز در حال تغییرند و نمی‌داند که چه اتفاقی قرار آن‌جا بیافتد که باید ماجرا این همه محرمانه باشد.»

تاج‌زاده که یکی از محبوب‌ترین اصلاح‌طلبان ایرانی میان هواداران این گرایش سیاسی است‌، به شش سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از فعالیت حزبی و مطبوعاتی محکوم شده ولی به این رای اعتراض نکرده است‌. پیش از آن در تیر ماه سال گذشته شایعه صدور حکم اعدامش در ایران پیچیده بود که تکذیب شد .


 


ریحانه/  پاریس/ رادیو کوچه

از نرخ رشد صنعتی تا رکود در صنایع

«محرابیان»‌، وزیر صنایع و معادن از رشد ۸ درصدی بخش صنعت کشور در سال ۸۷خبر می‌دهد و در مقابل آن «محمود بهمنی»  میزان رشد صنعتی را ۷ درصد اعلام می‌کند.

در این بین اگرچه اختلاف آماری بین این ارقام می‌توان دید اما واقعیت این است که حتا با در نظر گرفتن رشد ۸ درصدی نیز باید گفت صنعت ایران در طول چهار سال گذشته تنها دوران رکود را طی کرده تا آن‌جا که در حال حاضر بسیاری از صنایع در ایران به مرز ورشکستگی رسیده‌اند.

گواه این مدعا را می‌توان از این‌جا تشخیص داد که هنوز هیچ یک از این دو ارگان که همواره در بیان آمار با یکدیگر اختلاف نظر داشته‌اند نتوانسته‌اند رقمی برای میزان رشد اقتصادی در سال ۸۸ را ارایه دهند.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که در دولت‌های قبلی نیز با همین فرمول میزان نرخ رشد این بخش اعلام می شده و در سال پایانی دولت هشتم نرخ رشد صنعت و معدن به بیش از ۱۱ درصد رسیده و از آن سال به بعد همواره تنزل یافته و از هشت درصد فراتر نرفته است، به طوری که بسیاری از کارشناسان اقتصادی اعلام می‌کنند با توجه به وضعیت کلی اقتصاد در سال ۸۷ نرخ رشد صنعت و معدن تنها حدود پنج تا شش درصد خواهد بود.

«محمد موسوی»، رییس خانه صنعت‌کاران ایران در این زمینه می‌گوید: «متاسفانه کشور ما از نداشتن سیاست‌گذاری کلان صنعتی رنج می‌برد و توسعه صنعتی مشخصی برای نقشه راه صنایع مشخص نشده است.»

بحران موجود در بخش صنعت ایران را می‌توان در عدم پرداخت یک‌ساله بدهی ۶۷۰۰ واحد تولیدی مشاهده کرد که این حجم بدهی بالغ بر ۲۵ هزار میلیارد ریال برآورد شده است.

بنابر اظهارات فعالان بخش خصوصی طی سال‌های اخیر بسیاری از واحدهای تولیدی کشور از ادامه فعالیت بازمانده‌اند که در این ارتباط رییس اتاق بازرگانی هم از توقف کامل تولید در ۵۰ درصد از واحدهای تولیدی کشور خبر داده بود.

حتا بسیاری از تولیدکنندگان داخلی مدعی هستند تنها ۳۰ تا ۴۰ درصد از ظرفیت‌های تولیدی آن‌ها فعال است و به دلیل وجود مشکلاتی مانند کمبود شدید نقدینگی، مطالبات معوق بانکی، رشد هزینه‌های تولید و عدم رقابت‌پذیری تولیدات داخلی در مقایسه با کالاهای مشابه خارجی امکان ادامه فعالیت برای آن‌ها وجود ندارد.

در چهار سال گذشته به همان میزان که دولت مدعی است در بخش صنعت و معدن شغل ایجاد کرده، تعداد زیادی واحد تولیدی از عرصه تولید خارج شده و بسیاری از فرصت‌های شغلی حذف شده است.

دعوت ایران از بنگلادش برای پیوستن به خط لوله گاز

به گفته مقام‌های بنگلادش، ایران از این کشور دعوت کرده است تا به پروژه چند میلیارد دلاری خط لوله گاز بپیوندد که به منظور انتقال گاز ایران به پاکستان احداث می‌شود.

گفته می‌شود که سفیر ایران در داکا، پایتخت بنگلادش، این پیشنهاد را مطرح کرده است.

یک مقام ارشد رسمی بنگلادش به بی‌بی‌سی گفت این اولین‌بار است که این کشور چنین پیشنهادی از جانب ایران دریافت کرده است.

واردات میوه کشاورزان ایران را زمین‌گیر کرد

تنها در ۲ ماه ابتدایی امسال بیش از ۲۱۲ هزار تن میوه وارد ایران شد. این میوه‌ها که شامل نارگیل، موز، آناناس، گلابی، سیب، پرتقال، نارنگی، انگور، هلو، انبه و… می‌شود، به قیمت ۱۱۷ میلیون و ۶۹۶ هزار دلار خریده شده است.

باغ‌داران می‌گویند که واردات میوه‌های خارجی به کشاورزی ایران صدمه بسیاری زده و باعث شده است که میوه‌های داخلی خریده نشوند یا دلالان آن‌ها را به قیمت بسیار پایین پیش‌خرید کنند.

«علی‌رضا شجاعی»، مشاور وزیر بازرگانی سهم واردات میوه‌های گرم‌سیری را برای ۶ ماهه نخست سال گذشته ۷۰ درصد اعلام کرده است.

کاهش صادرات نفت ایران تکذیب شد

نماینده ایران در اوپک با تکذیب کاهش صادرات نفت ایران، تعمیرات پالایش‌گاه‌ها را عامل اصلی ذخیره‌سازی نفت عنوان کرد و گفت: «در حال حاضر با پایان یافتن دوره تعمیرات، ذخیره‌سازی نفت در خلیج فارس کاهش یافته است.»

«محمد‌علی خطیبی» در گفت‌وگو با مهر درباره ادعای برخی از رسانه‌های غربی مبنی بر تحریم نفت صادراتی ایران در سال جاری میلادی، گفت: «تاکنون تحریم‌ها علیه صنعت نفت ایران برای ایجاد محدودیت در سرمایه‌گذاری و توسعه طرح های مختلف نفت و گاز کشور بوده است.»

نماینده ایران در هیت عامل اوپک با اشاره به این‌که در ماه‌های اخیر تحریم‌هایی برای فروش بنزین به ایران اعمال شده است، تصریح کرد: «اما حتا اعمال این تحریم‌ها هم مشکلی در تامین بنزین مورد نیاز کشور ایجاد نکرده است.»

گاز مشترکان پرمصرف قطع می‌شود

مدیر گازرسانی شرکت ملی گاز ایران اعلام کرد این شرکت مجاز است در صورت عدم توجه مشترکان گاز به اخطاریه‌های مربوط به مصارف از خارج از الگو نسبت به قطع جریان گاز اقدام کند.

«مجتبا شیخ‌بهایی» با اشاره به اجرای طرح افزایش جرایم مشترکان پرمصرف گاز از ۱۵ مرداد ماه سال جاری، گفت: «در حال حاضر مجوزهای لازم از سوی دولت برای قطع جریان گاز برای شرکت ملی گاز ایران صادر شده که در مراحل ابتدایی با افزایش جرایم و صدور اخطاریه مشترکان را نسبت به مصرف بیش از الگوی تعیین شده مطلع می‌کنیم.»

مدیر گازرسانی شرکت ملی گاز ایران تاکید کرد: «چنان‌چه این روش‌ها منجر به کاهش مصرف گاز مشترکان نشود گاز این مشترک قطع خواهد شد.»


 


این خبر در بخش شایعه رادیو کوچه قرار دارد و رادیو کوچه صحت و سقم آن را تایید نمی‌کند.

یکی از منابع مطلع به کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گفت که به‌دنبال بازخوانی برخی از زندانیانی که درمرخصی به سر می‌بردند و درحالی که از سرنوشت زندانیانی که درسلول انفرادی به سر می‌برند خبری در دست نیست، مسوولان بند ۳۵۰  اوین ، مسجد این بند را در ماه رمضان تعطیل کردند. این منبع مطلع به کمپین گفت این عمل برای فشار بر زندانیان سیاسی توسط مقامات امنیتی صورت گرفته است.

اعتراض زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین به مسوولان زندان در خصوص رعایت نکردن قوانین سازمان زندان‌ها درنگه‌داری زندانیان و هم‌چنین بی‌احترامی و توهین برخی مامواران به زندانیان طی چند هفته گذشته موجب اعتصاب غذای ۱۷ نفراز زندانیان را به دنبال داشت. هم اکنون مسجد بند که در آن زندانیان فرصت داشتند با یک‌دیگر گفت‌وگو کنند نیز از زندانیان دریغ شد.

منبع یادشده به کمپین گفت زندانیان بند ۳۵۰ که عمدتن از زندانیان اعتراضات بعد از انتخابات سال گذشته می‌باشند، در این مسجد جمع می‌شدند و نماز جماعت اقامه می‌کردند. اکنون مسوولان زندان اوین برای جلوگیری از برگزاری نماز جماعت زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین این مسجد را تعطیل کرده‌اند.

این گزارش حاکی‌ست هم‌چنان از ۱۷ زندانی اعتصاب کننده این بند هیچ خبری در دست نیست و آن‌ها هم‌چنان ممنوع‌الملاقات و ممنوع التلفن هستند. امری که نگرانی خانواده‌های این ۱۷ زندانی در مورد سلامت فرزندانشان را تشدید کرده است.

شایان ذکر است تلفن‌های همه زندانیان بند ۳۵۰ از روز نمیه شعبان تاکنون هم‌چنان قطع می‌باشد


 


مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.

منبع : ریور

ما هیچ‌وقت به اندازه دوران اشغال توسط آلمان‌ها آزاد نبوده‌ایم. ما همه حقوقمان و اولن حق بیان را از دست داده بودیم. هر روز، رو دررو، به ما توهین می‌شد و باید سکوت می‌کردیم؛ ما را دسته‌دسته تبعید می‌کردند، به نام کارگر، یهودی و زندانی سیاسی؛ هر جایی، روِی دیوارها، در روزنامه‌ها و بر رو‌ی پرده سینما، آن تصویر بی‌روح و دل به هم‌زنی را می‌دیدیم که جباران می‌خواستند از خودمان به خوردمان بدهند و، به خاطر همه این‌ها، ما آزاد بودیم.

از آن جایی که به نظر می‌رسید زهر نازی در ذهن ما رخنه کرده است، هر اندیشه صحیحی یک پیروزی به شمار می‌آمد؛ از آن جایی که یک پلیس تمام عیار در پی آن بود که ساکتمان نگه دارد، هر سخنی اعلام دوباره اصولمان محسوب می‌شد؛ از آن جایی که ما را به دام انداخته بودند، هر حرکت ما ارزش یک تعهد را می‌یافت. اوضاع و احوال غالبن دهشتناک مبارزه ما‌، نهایتن این امکان را برایمان فراهم می‌آورد که، بدون نقاب و بدون حجاب، آن وضعیت بی‌قرار کننده و تحمل‌ناپذیری را زندگی کنیم که شرایط انسانی می‌خوانندش.

تبعید، اسارت و علی‌الخصوص مرگ (که از مواجهه با آن در دوران‌های خوش‌تر شانه خالی می‌کنیم) دغدغه دایمی ما می‌شد. می‌آموختیم که این‌ها نه اتفاقات قابل اجتنابند و نه حتا تهدیدات همیشگی و ظاهری: این‌ها سهم ما، سرنوشت ما و اساسن واقعیت ما به مثابه انسان است؛ هر لحظه از زندگی‌مان تعبیر کامل این عبارت پیش پا افتاده بود: «انسان فانی است» و هر تصمیمی که هریک از ما برای خود می‌گرفت تصمیمی معتبر به حساب می‌آمد چرا که رو در روی مرگ گرفته می‌شد، چرا که هر بار می‌توانست به صورت مرگ بهتر است تا… بیان شود.

من در این جا روی سخنم آن دسته سرآمد از ما نیست که در نهضت مقاومت بودند، بلکه همه آن فرانسویانی است که در هر ساعت شبانه روز در این چهار سال گفتند نه! اما سبعیت دشمن هریک از ما را به منتهی الیه این طیف سوق داد و از خودمان سوالاتی را پرسیدیم که کسی از خود در زمان صلح نمی‌پرسد؛ هریک از آن‌هایی بین ما که از جزئیات مقاومت اطلاع داشتند و کدام فرانسوی دست کم یک بار در این موقعیت قرار نگرفته بود؟ – با اضطراب از خود می‌پرسیدند: «آیا اگر شکنجه شوم، تاب می‌آورم؟»

به این ترتیب پایه‌ای‌ترین پرسش آزادی مطرح می‌شد و ما مشرف به ژ‍رفترین معرفتی بودیم که انسان می‌تواند از خودش داشته باشد. چرا که راز انسان عقده اودیپ یا عقده حقارت نیست، بلکه حد آزادی خویش است، توانایی وی در مقاومت در مقابل مصیبت و مرگ است. شرایط کوشش کسانی که درگیر فعالیت‌های زیرزمینی بودند برایشان تجربه جدیدی فراهم آورد؛ آن‌ها مانند سربازان در روز روشن نمی‌جنگیدند. آن‌ها تنها به دام می‌افتادند و در تنهایی در بند می‌شدند.

بی‌یار و یاور و بی‌دوست و رفیق مقاومت می‌کردند، تنها و برهنه پیش روی جلادانی قرار می‌گرفتند که صورتشان تراشیده بود، خوب خورده و خوب پوشیده بودند و بر جسم بی‌نوای آن‌ها می‌خندیدند، شکنجه‌گرانی که وجدان بی مشکل و قدرت اجتماعی‌شان ایشان را محق جلوه می‌داد. تنها، بدون دستی محبت‌آمیز یا کلامی تشویق کننده. به هر حال، در بن تنهایی‌شان، داشتند از دیگران حمایت می‌کردند، همه دیگران، همه رفقای آن‌ها در نهضت مقاومت. یک کلمه کافی بود که ده‌ها و صدها دستگیری دیگر رخ دهد. مسئولیت تمام عیار در تنهایی تمام عیار – آیا این همان تعریف آزادی ما نیست؟

این محرومیت، این تنهایی، این مخاطره عظیم برای همه یک‌سان بود. برای رهبران و افراد آن‌ها؛ مجازات برای کسانی که پیغام‌ها را می‌رساندند، بی‌آن که بدانند محتوای آن‌ها چیست و برای کسانی که کل نهضت مقاومت را فرماندهی می‌کردند یکسان بود؛ اسارت، تبعید و مرگ. هیچ ارتشی در جهان وجود ندارد که خطر برای فرمانده کل آن با یک سرجوخه چنین یک‌سان باشد و برای همین نهضت مقاومت یک جمهوری راستین بود؛ سرباز و فرمانده در معرض همان خطر، همان طردشدگی، همان مسوولیت تمام عیار و همان آزادی مطلق درون این نظام بودند.

به‌این ترتیب، در خون و تیرگی قوی‌ترین جمهوری‌ها بنا شد. هر یک از شهروندان این جمهوری می‌دانست که مدیون همه دیگر است و فقط می‌تواند بر خودش تکیه کند؛ هر کدام از آن‌ها در تنهایی‌اش به نقش تاریخی خود واقف بود. هر یک از آن‌ها، در مقابله با جباران، پای قراردادی آزادانه و غیرقابل فسخ با خود ایستاده بود‌ و با انتخاب آزادانه خود، آزادی را برای همه انتخاب می‌کرد. این جمهوری بدون نهادها، بدون ارتش و بدون پلیس چیزی بود که هر فرانسوی می‌بایست در هر لحظه به‌دست می‌آورد و بر آن علیه نازیسم شهادت می‌داد. کسی در وظیفه‌اش در نماند.

ما امروز در آستانه جمهوری دیگری هستیم: باشد که این جمهوری که در روشنی روز برپا می‌شود فضایل تلخ آن جمهوری شب و سکوت را حفظ کند.

ژان پل سارتر – ۱۹۴۴

برگرفته از وبلاگ فلسفه علم / ترجمه از مهدی نسرین


 


اردوان طاهری/ رادیو کوچه

a.taheri@koochehmail.com

«پرونده‌ی «سکینه محمدی آشتیانی»، زنی که امروز در بسیاری از رسانه‌های جهان نامی آشنا دارد، هم‌چون دیگر پرونده‌های مطرح‌شده در مورد مصادیق نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی، به یکی از داغ‌ترین موضوعات رسانه‌ای و بین‌المللی مربوط به ایران و حکومت جمهوری اسلامی تبدیل شده است. وی که از سال ۱۳۸۴ در زندان تبریز روزگار می‌گذراند، طبق قوانین جمهوری اسلامی و به اتهام «زنای محصنه» و قتل همسر به سنگ‌سار محکوم شده است. تمرکز روزنامه‌نگاران و فعالان حقوق بشر بر چنین پرونده‌هایی، علی‌رغم این که نتایج خوشایندی در راستای اهداف مبارزه با نقض حقوق بشر در ایران – از جمله رهایی موردی برخی از قربانیان نقض حقوق بشر از مجازات‌هایی غیر انسانی هم‌چون سنگ‌سار – داشته است، آسیب‌هایی را نیز بر پیکره‌ی فرشته‌ی عدالت وارد آورده است. از آن جمله می‌توان به رهایی یک مجرم احتمالی از مجازات و یا به فراموشی سپرده شدن صدها فعال دانشجویی، اجتماعی و سیاسی اشاره کرد که در بوق و کرنای رسانه‎های سراسر دنیا برای نجات جان یک انسان شاید گناه‌کار، تحت شدیدترین فشارها و شکنجه‌های روحی و جسمی در زندان‌، تنها امید خود، یعنی توجه جهانی را از دست می‌دهند.»

هر چند اجرای مجازات‌هایی هم‌چون سنگ‌سار و اعدام، به‌دلیل صورت بسیار خشنی که دارند، مخالفت‌های بسیاری از شهروندان ایرانی‌ و فعالان اجتماعی و سیاسی ایرانی و خارجی را همواره در پی داشته است، اما این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که نفس مخالفت با مجازات اعدام، سنگ‌سار یا قصاص، نباید به اصل عدالت خدشه وارد کند. آن‌چه مرا بر آن داشت تا این میزگرد مجازی را با حضور چند روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر در «کوچه مهتابی» برگزار کنم، این بود که در جریان بسیاری از پرونده‌های منجر به حکم اعدام، اصرار فعالین حقوق بشر بر مخالفت موردی با این گونه مجازات‌ها، روند اجرای چنین احکامی را – چه از طرف ولی دم که داغ‌دار بوده‌اند – و چه از طرف مراجع قضایی جمهوری اسلامی ایران – که توقف اجرای احکام را نوعی عقب‌نشینی در برابر خواسته‌های فعالان اجتماعی و سیاسی می‌دانند – سرعت بخشیده است و در واقع در برخی موارد، اثر معکوس نیز داشته است. پرونده‌ی «دل‌آرا دارابی» و بسیاری دیگر نیز از همین دست بوده ‌است که همواره اصالت عدالت – با توجه به عدم اطلاع دقیق از جزییات پرونده – در سایه‌ی فعالیت‌های به نام حقوق بشر به فراموشی سپرده است.

روزبه صداقت: در مورد این پرونده‌ی خاص با دلیل و مدرک می‌شود گفت که این فشار و پافشاری بدون دلیل جمهوری اسلامی – با توجه به نداشتن شاکی خصوصی – چیزی غیر از این نیست که این‌ها می‌خواهند به مردم بقبولانند که آن چیزی را که ما می‌خواهیم خواهد شد و اگر ما بخواهیم کسی را محکوم کنیم و اگر بخواهیم سنگ‌ساری باشد، ما خواهیم کرد

«روزبه میرابراهیمی»، روزنامه‌نگار مقیم نیویورک بر این باور است که در مورد این گونه پرونده‌ها باید دو جنبه را از هم جدا کرد:

«خیلی از این اعتراضات، هم‌راهی‌ها و این به اصطلاح پررنگ کردن‌ها در مورد این «کیس»‌ها، به این دلیل انجام می‌شود که با نفس خود مجازاتی که در مورد یک پرونده‌ اجرا می‌شود، مخالفت وجود دارد. مثلن در مورد بد بودن سنگ‌سار، مبارزه با سنگ‌سار و جلوگیری از سنگ‌سار، این یک بحثی است که خیلی از گروه‌هایی که در مورد این کیس‌ها وارد میدان می‌شوند و نظر می‌دهند به خاطر این موضوع است؛ یعنی یک بحث کلی‌تری وجود دارد: مخالفت با سنگ‌سار.»

«روزبه میرابراهیمی»، سردبیر هفته‌نامه ایران در جهان جنبه‌ی دوم پرونده‌های افرادی هم‌چون «سکینه محمدی آشتیانی» را چنین توضیح می‌دهد:

«دومین بحثی که مطرح می‌شود و می‌تواند آسیب برساند به این ماجرا، این است که خیلی از این پرونده‌ها، به هر حال همان‌جور که افراد مختلفی هم نظر داده‌اند در مورد این قضیه، در مورد جزییات آن‌ها آن‌قدر آگاهی وجود ندارد، اما در مورد کیس‌هایی که این چنین و در سطح جهانی مطرح می‌شود، این اطلاعات اولیه از طرف وکلایی که به یک نوع مورد جزییات پرونده مطلع هستند، شروع و اعلام می‌شود. مثلن نمونه‌ی اخیر، خانم «سکینه»، از طرف وکیل ایشان شروع شده؛ وکیل ایشان که از پرونده تا حد ممکن اطلاع داشته است. حالا با هر نیتی بوده، سعی کرده – چون وظیفه‌ی یک وکیل نجات موکل خودش است و از ابزارهای مختلفی می‌تواند در این زمینه استفاده کند. یکی از ابزارهایی که این آدم استفاده کرده، طرح موضوعات این پرونده در سطح جهانی بوده که بتواند یک توجه جهانی را به وجود بیاورد و در کنار این قضیه، گروه‌های دیگری که وارد این کمپین شده‌اند، بخش وسیعی از آن‌ها – به نظر من – مخالف سنگ‌سار هستند و بحث جزییات پرونده برای آن‌ها فرع قضیه است.»

سارا امت‌علی: اساسن بستر فعالیت کلان در ایران وجود ندارد

«روزبه میرابراهیمی» با نظر به این که در این گونه موارد امکان این که آسیبی هم به وجود آید، با اشاره به برنامه‌ی «بیست و سی» و پروژه‌ی تکراری اعتراف‌گیری می‌گوید:

«به هر حال همه‌ی این کیس‌هایی که به طور خاص مطرح می‌شوند، علی‌رغم این که مثبت است، در جهت آن اهدافی که در مورد مخالفت با اعدام یا مخالفت با سنگ‌سار است، مثبت است، در عین حال یک سری آسیب‌هایی هم می‌تواند داشته باشد؛ از جمله این که خیلی وقت‌ها، اظهار نظرها و قضاوت‌ها در مورد بعضی از این اتهامات – اگر ما آن بحث کلی را جدا کنیم – امکان دارد، همان جوری که نظر بعضی‌هاست، عادلانه نباشد یا بر اساس اطلاعات کافی نباشد. »

«سارا امت‌علی»، روزنامه‌نگار مقیم واشنگتن، دیگر شرکت‌کننده در میزگرد مجازی ما در رادیو کوچه است که نظر خود را چنین بیان می‌کند:

«به هر حال در هر مسئله‌ای چه روزنامه‌نگار، چه فعال اجتماعی بدون اطلاع وارد شود، این مشخص است که روند طبیعی ندارد و قطعن آثار سو آن خیلی بیش‌تر از آثار مثبت آن است، اما این دو تا کاملن از هم جداست، یعنی دلیل بر این نیست اگر الان عده‌ای می‌گویند این حکم سنگ‌سار باید متوقف شود به این معنی است که خانم محمدی اگر که عمل خلاف قانونی انجام داده، از زندان بیاید بیرون و مثل همه‌ی آدم‌هایی که در جامعه زندگی می‌کنند و جرمی هم در ظاهر مرتکب نشده‌اند بتواند به زندگی ادامه دهد.»

«سارا امت‌علی» در مقابل نظر من که به فعالیت‌های کلان – و نه مصداقی – در حوزه‌ی حقوق بشر بیش‌تر از تمرکز روی پرونده‌های خاص معتقد هستم، چنین می‌گوید:

«اساسن بستر فعالیت کلان در ایران وجود ندارد و همین‌طور کسانی و رسانه‌هایی که الان دارند فعالیت می‌کنند یا اگر توی خبرنگار داری گزارش تهیه می‌کنی یا اگر که هر خبرنگار ایرانی هر جای دنیا دارد مخالفت می‌کند و کمپین راه می‌اندازد و امضا جمع می‌کند، همه‌ی این‌ها فردی است و کانالیزه نشده که بتوانیم این توقع را داشته باشیم که یک فعالیت هم‌گرا باشد.»

«روزبه صداقت»، روزنامه‌نگار مقیم بنگلور که برنامه‌ی «بیست و سی» را عقده‌گشایی حکومت جمهوری اسلامی نسبت به مهاجرت «محمد مصطفایی»، یکی از وکلای خانم «محمدی» به نروژ می‌داند، در مورد پرونده‌ی «سکینه محمدی» می‌گوید:

«در مورد پرونده این خانم یک سری حقانیت‌هایی هست که این حقانیت‌ها و واقعیت‌ها مطلبد که در حق این خانم بعضی از دوستان و جوامع بین‌المللی بخواهد فعالیت‌هایی را داشته باشند. روی پرونده همین خانم اگر شما بخواهید بررسی کنید، می‌بینید که در جای جای این پرونده صحبت از حقانیت ایشان است. در مورد این پرونده‌ی خاص با دلیل و مدرک می‌شود گفت که این فشار و پافشاری بدون دلیل جمهوری اسلامی – با توجه به نداشتن شاکی خصوصی – چیزی غیر از این نیست که این‌ها می‌خواهند به مردم بقبولانند که آن چیزی را که ما می‌خواهیم خواهد شد و اگر ما بخواهیم کسی را محکوم کنیم و اگر بخواهیم سنگ‌ساری باشد، ما خواهیم کرد.»

روزبه میرابراهیمی: خیلی از این اعتراضات، هم‌راهی‌ها و این به اصطلاح پررنگ کردن‌ها در مورد این کیس ها، به این دلیل انجام می‌شود که با نفس خود مجازاتی که در مورد یک پرونده‌ اجرا می‌شود، مخالفت وجود دارد

«احمد باطبی»، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر مقیم واشنگتن نیز از جمله کسانی است که مخالفت‌های موردی و مصداقی فعالین حقوق بشر با مجازات‌هایی هم‌چون سنگ‌سار را نتیجه‌بخش می‌داند و چنین ادامه می‌دهد:

«من گمان می‌کنم، مصداقی هم اگر بررسی شود، خیلی نتیجه خوبی خواهد داشت، نه در مورد مسایل حقوق بشر یا مثلن در مورد سنگ‌سار. جامعه‌ی ایرانی در این موقعیت، در شرایطی قرار گرفته که تک‌تک آدم‌ها، چه آدم‌های عادی، چه فعالین سیاسی، چه فعالین حقوق بشری، حتا فعالین اجتماعی و فرهنگی در مورد یک سری مسایل باید تکلیف خود را برای همیشه روشن کنند. حقوق بشر هم یکی از این موارد است. یعنی اگر که مردم ایران، تک‌تک و یا فعالین اجتماعی – سیاسی آن‌ها در این موقعیت تکلیف خود را با برخی مسایل روشن کنند، ما در آینده راحت‌تر پیش خواهیم رفت در رشد و تکامل اجتماعی.

مسئله‌ی سنگ‌سار چیزی است که خیلی‌ها تا حالا موضع خودشان را نسبت به آن مشخص نکرده‌اند. و یا اگر حتا در مورد سنگ‌سار مخالفتی اعلام کرده‌اند، این مخالفت به صورت عمل‌گرایانه که به درد بخورد نبوده؛ لذا تمرکز بر موارد این چنین باعث می‌شود که بعضی چهره‌هایی که حضور و کلام آن‌ها تاثیرگذار است بر عمل‌کرد حقوق بشر در ایران، موضع‌گیری مشخص‌تری انجام بدهند، لذا من گمان می‌کنم که باید به صورت مصداقی به آن پرداخته شود.»

احمد باطبی: مجاب کردن خانم محمدی که مقابل دوربین بیاید، به هر حال یک کارکرد سیاسی برای حاکمیت دارد و بهره‌ی سیاسی آن بیش‌تر از بهره‌ی مشروعیت خود اقدامی است که دارد انجام می‌دهد

«احمد باطبی» با اشاره به سیاسی بودن این رفتارهای حکومت جمهوری اسلامی، موضع خود را چنین تبیین می‌کند:

«اما در مورد سنگ‌سار و در مورد خانم «محمدی آشتیانی» که مطرح شده، متاسفانه در ایران، خصوصن پس از انقلاب و خصوصن پس از انتخابات در سال گذشته، همه چیز رنگ سیاسی گرفته و حاکمیت هم از هر اتفاق و هر پدیده‌ی غیر سیاسی هم در اطرافش – حتا حقوق بشر که مسئله‌ی جان انسان‌هاست، در راستای اهداف سیاسی استفاده می‌کند. ما دیدیم و قطعن اسناد و مدارکی هم هست در طول این مدت از عمل‌کرد حاکمیت ایران که از مثلن مسئله‌ی سنگ‌سار که باعث حساسیت جامعه‌ی جهانی است، به عنوان یک گروکشی استفاده می‌کند برای رسیدن به هدف خود یا هر چیز دیگری.»

«احمدی باطبی» برنامه‌ی «بیست و سی» را نمونه‌ای از کارکرد سیاسی موضوعاتی از این دست برای جمهوری اسلامی می‌داند:

«مجاب کردن خانم «محمدی» که مقابل دوربین بیاید، به هر حال یک کارکرد سیاسی برای حاکمیت دارد و بهره‌ی سیاسی آن بیش‌تر از بهره‌ی مشروعیت خود اقدامی است که دارد انجام می‌دهد. فعالین حقوق بشری این‌جا مقابل یک انتخاب سخت قرار می‌گیرند و ناگزیرند و مثل زمانی است که یک نفر در دریا دو آدم را ببیند که دارند در دریا غرق می‌شوند. باید انتخاب کند که یک نفر را نجات دهد؛ به همین سختی و به همین حساسیت است. یا باید فعالین حقوق بشری بپذیرند که دست روی هر فردی – نه لزومن خانم «محمدی»، نه در مورد لزومن سنگ‌سار – که بگذارند، حاکمیت بعد از مطرح شدن «کیس» ایشان در جامعه‌ی جهانی، اولین کاری که می‌کند، بهره‌برداری سیاسی است.

یا باید فعالین حقوق بشری بپذیرند که باید این هزینه را بپردازند و مسئله‌ی حقوق بشر را پی‌گیری کنند؛ حالا یک قربانی، دو قربانی، ۱۰ قربانی، هر چه‌قدر تا به نتیجه برسد، یا این‌که کنار بنشینند. در مورد خانم «محمدی» هم همین حالت است. حالا خانم «محمدی» به صورت مصداقی – همان‌طور که شما فرمودید – ممکن است برای ایشان اتفاق بیفتد، ولی این نمونه‌ای می‌شود برای آینده و فعالیت‌ها و تجربه‌ی بعدی. من یک نگاهی به این ترتیب به این قضیه دارم تا نگاه اخلاقی یا به لحاظ اجتماعی.»

در این میزگرد مجازی، جای «محمد مصطفایی»، وکیل خانم «سکینه محمدی آتشتیانی» خالی بود، چراکه علی‌رغم هماهنگی قبلی، آقای «مصطفایی» در دسترس نبود.


 


خبر / رادیو کوچه

ایرج ملک‌شاهی و احسان میرزاپور دو نفر از دراویش سلسله نعمت‌اللهی گنابادی ساکن الشتر صبح روز دوشنبه توسط نیروهای امنیتی مقابل دادگستری این شهرستان دستگیر و تحویل بازداشتگاه اطلاعات شده‌اند.

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور، صبح روز دوشنبه ۲۵ مردادماه، آقایان ایرج‌ملک‌شاهی و احسان میرزاپور که‌ جهت پرس وجو و کسب اطلاع  از وضعیت  بازداشتی‌های روز‌های اخیر الشتر به دادگستری این شهرستان مراجعه کرده بودند، از سوی ماموران اداره اطلاعات دستگیر و با قرار دادستانی، تحویل بازداشتگاه  این نهاد امنیتی شدند.

گفتنی است با دستگیری این دو درویش، تعداد بازداشتی‌های الشتر به ۷ نفر رسید.

گفته می‌شود این افراد تا‌کنون از داشتن وکیل محروم ‌و اجازه ملاقات با وکلا و خانواده خود را ندارند.


 


خبر / رادیو کوچه

صبح امروز سه‌شنبه نماینده گرمی از منتفی‌شدن پیگیری استیضاح مهدی غضنفری وزیر بازرگانی در مجلس خبر داده است.

به گزارش مهر، ولی اسماعیلی با اعلام این خبر اظهار داشت: «پس از تهیه طرح استیضاح وزیر بازرگانی استیضاح‌کنندگان با وزیر جلسه‌ای برگزار کردند که در آن جلسه قول‌هایی برای هم‌کاری و رفع مشکل کشاورزان داده شد.»

وی در ادامه افزود: ‌«طبق شرطی که برای وزیر و ادامه پیگیری استیضاح گذاشته بودیم قرار شد ظرف یک هفته تا ۱۰ روز پول کشاورزان به حساب آنان واریز شده و دیگر مشکلات حل و فصل شود.»

اسماعیلی در پایان اضافه کرد: «وزیر بازرگانی در مدت تعیین شده به وعده‌های داده شده عمل کرد بنابراین استیضاح کنندگان موضوع پیگیری طرح استیضاح را متوقف کردند.»

گفتنی است پیش‌تر وزیر بازرگانی به علت عمل‌کرد ضعیف خود به‌خصوص در بخش کشاورزی مورد انتقاد نمایندگان مجلس قرار گرفته بود.


 


فرورتیش / رادیو کوچه

lichar@koochehmail.com

در مدیتیشن هر کسی دوست دارد خودش را توی فضایی که دوست دارد تصور کند. بعضی‌ها جنگل بارانی، کوه‌های بلند، زیر اقیانوس یا زندگی توی یک دهکده دور افتاده در سوییس یا یک خانه درختی وسط استوا را انتخاب می‌کنند، ولی ما ایرانی‌ها به چیزهای دیگری علاقه داریم. امروز در مدیتیشن رادیو کوچه، «رانندگی با هامر در تهران» را تجربه خواهید کرد…

همین الان هر جایی که هستی، چشم‌هایت را ببند و هرچی میگویم را تصور کن…


 


خبر / رادیو کوچه

صبح امروز سه‌شنبه افراد مسلح یک پاسگاه پلیس را در جنوب افغانستان مورد حمله قرار داده و باعث کشته شدن شش مامور پلیس شده‌اند. این حادثه شب گذشته در ولسوالی دند ولایت قندهار، صورت رخ‌داده است.

یک مقام محلی افغان در قندهار گفت که افراد مسلح، ابتدا ماموران پلیس را مسموم و بعد آن‌ها را به ضرب گلوله کشته‌اند.

هم‌زمان با این، نیروهای ناتو از کشته‌شدن سه سرباز خود در حوادث جداگانه در افغانستان خبر داده‌اند.

این سربازان به گفته مقام‌های ناتو، در اثر انفجار بمب‌های کنار جاده‌ای در شرق و غرب افغانستان کشته شدند.

هویت این سربازان و محل حوادث هنوز اعلام نشده است.

لازم به ذکر است تلفات سربازان خارجی در افغانستان از زمان آغاز جنگ علیه طالبان، از مرز دو هزار نفر گذشته است.


 


رادیو کوچه

صبح امروز سه‌شنبه‌ پژوهش‌گران دانشکده مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی امیرکبیر خبر از  مدل‌سازی پیل سوختی متانولی در دما و فشار نزدیک به محیط داده‌اند.

به گزارش ایسنا، محمد مهدی فروزان، دانش‌جوی کارشناسی ارشد مهندسی شیمی پیش‌رفته در بیان جزییات این پروژه اظهار داشت هر سوختی که بخواهد به انرژی تبدیل شود تولید آلودگی می‌کند اما متانول که در این پیل سوختی به برق تبدیل شود، آلودگی کمی ایجاد کرده و مقدار تولیدش نیز افزایش می‌یابد و بسیار به صرفه است.

وی ادامه داد: متانول انرژی پاکی تولید می‌کند و به راحتی می‌توان برق را به هر انرژی دیگری تبدیل کرد و مزیتی که این پیل سوختی نسبت به پیل‌های دیگر دارد این است که در دما و فشار نزدیک به محیط کار می‌کند یعنی دما به محیط نزدیک است زیرا اگر دما زیاد باشد استفاده از پیل مشکل می‌شود.

لازم به ذکر است بزرگ‌ترین کاربرد پیل‌های سوختی در لپ‌تاپ و موبایل است که متانول را به برق تبدیل کرده و علاوه بر مقرون به صرفه‌بودن، آلودگی کمی ایجاد می‌کند.

فروزان در بیان قابلیت‌های این پیل سوختی تصریح کرد کسانی که بر روی مدل‌سازی این پیل‌ها کار کرده‌اند از غشای خاصی که «نفیون ۱۱۷» نام دارد استفاده کرده‌اند اما در این پروژه این غشا را تعویض کرده که انجام این کار موجب افزایش کارایی پیل شده است.


 


رادیو کوچه

صبح امروز سه‌شنبه، مدیر جهاد کشاورزی محلات خبر از اعلام آمادگی ۷۰ شرکت داخلی و خارجی برای حضور در دهمین نمایشگاه و جشنواره بین‌المللی گل وگیاه را داده است.

به گزارش ایرنا، علی صفری این شرکت‌ها را شامل ۳۹ شرکت در بخش صنایع جانبی و ۳۱ شرکت در بخش گل وگیاه بیان کرده و افزود در بخش صنایع جانبی ۱۱ شرکت از کشورهای چین، هلند، آلمان، ایتالیا، آمریکا، بلژیک وکنیا در این نمایشگاه حضور خواهند داشت.

آقای صفری ادامه داد ثبت‌نام از متقاضیان تا اواخر مرداد‌ماه ادامه دارد و این جشنواره از ۲۳ تا ۲۷ شهریورماه در محل دهکده گل و گیاه گشایش می‌یابد.

لازم به ذکر است این جشنواره از چهار بخش گل‌و‌گیاه زینتی، صنایع جانبی مرتبط، نمایشگاه توانمندی شهرستان و صنایع دستی و ایران‌گردی تشکیل می‌شود.


 


خبر / رادیو کوچه

روز گذشته مجید توکلی، فعال دانشجویی از بند ۲۴۰ زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج منتقل شده است.

به گزارش‌ هرانا، علی توکلی برادر مجید با اعلام این خبر افزود که هنوز با برادرش نتوانسته ارتباطی برقرار کند اما یکی از زندانیان محبوس در رجایی شهر، وی را هنگام انتقال دیده است.

برادر مجید توکلی هم چنین در رابطه با اعتصاب غذای وی و اطمینان از شکسته شدن آن گفت که دادستان تهران پس از ملاقاتی که با مجید داشته، خبر شکسته شدن اعتصاب را هم شخصن به اطلاع وکیل وی رسانده است.

مجید توکلی یکی از ۱۶ زندانی اعتصاب‌کننده بوده که در پانزدهمین روز اعتصاب غذا و درپی وخامت شرایط جسمانی به بهداری زندان اوین منتقل شده بود.

لازم به یادآوری است وی که از شانزده آذرماه ۸۸ تاکنون در زندان اوین به سر می‌برده، بر اساس حکم دادگاه بدوی به تحمل هشت و نیم سال حبس تعزیری محکوم شده است.


 


خبر / رادیو کوچه

صبح امروز سه‌شنبه یک مقام نظامی عالی‌رتبه‌ی اسراییل در اظهار نظری عنوان کرد که آمریکا باید به صورتی جدی تهدید کند که به ایران حمله خواهد کرد، اگر دولت این کشور در کشمکش اتمی از خود انعطاف نشان ندهد.

به گزارش دویچه‌وله، این مقام نظامی، که نام او فاش نشده، گفته است، این‌که آمریکا فقط بگوید که در برابر ایران در مورد یک گزینه‌ی نظامی هم فکر شده، تاثیرگذار نیست. احتمال دارد اشاره‌ی این مقام اسراییلی به گفته‌ی اخیر مایکل مولن، رییس ستاد فرماندهی کل ارتش آمریکا در خصوص یکی از گزینه‌های برخورد با ایران در مورد حمله به این کشور باشد.

مقام نظامی اسراییل، که «فایننشال تایمز آلمان» با او گفت‌وگو کرده، معتقد است که تهدید آمریکا علیه ایران نباید در حد اعلام داشتن یک نقشه‌ی حمله بماند.

لازم به ذکر است به نظر او خروج از عراق فرصت خوبی به آمریکا می‌دهد تا این تهدید را جدی‌تر کند. او گفته است: «وقتی آدم خود را از یک معرکه بیرون می‌کشد، آن‌گاه می‌تواند بر روی یک ریسک امنیتی دیگر متمرکز شود که برای ما چنین چیزی ایران است.»


 


رادیو کوچه

تکواندوکار وزن منهای ۵۵ کیلوگرم ایران روز گذشته دوشنبه، اولین مدال طلای ایران را در بازی‌های المپیک ۲۰۱۰ نوجوانان سنگاپور به‌دست آورده است.

به نقل از ایرنا، کاوه رضایی نماینده تکواندوی ایران در رقابت‌های وزن ۵۵ کیلوگرم بعد از استراحت در دور نخست، نمایندگان کشورهای هاییتی و سنگاپور را با نتایج شش بر صفر و دوازده بر صفر شکست داده است.

وی در دیدار فینال این دوره از بازی‌ها مقابل «مامایف» از قزاقستان قرار گرفت که موفق شد این حریف خود را نیز با نتیجه ۴ بر ۲ شکست داده و به اولین مدال طلای کاروان ورزشی ایران دست یابد.

لازم به ذکر است محمد سلیمانی در ۴۸ کیلوگرم دیگر نماینده ایران روز گذشته و در آستانه حضور در دیدار فینال به‌علت آسیب دیدگی به مدال نقره این دوره از رقابت‌ها بسنده کرده است.


 


رادیو کوچه

مدیر مشمولان ستاد کل نیروهای مسلح روز گذشته خبر داد در صورت تدوین آیین‌نامه آموزش دفاعی توسط آموزش و پرورش و سپاه پاسداران و تایید آن از سوی این ستاد دو ماه از خدمت سربازی دانش آموزان کسر می‌شود.

به گزارش مهر موسا کمالی ادامه داد این طرح به‌‌منظور تحقق ارتش ۲۰ میلیونی و ایجاد علاقه و آمادگی دفاعی در میان دانش آموزان اجرایی می‌شود.

وی تصریح کرد تا کنون آیین نامه‌ای از سوی وزارت آموزش و پرورش با هم‌کاری سپاه پاسداران تهیه نشده اما پس از تهیه و تایید آن توسط ستاد کل نیروهای مسلح، آیین‌نامه برای تایید نهایی و ابلاغ به هیت وزیران ارسال خواهد شد.

لازم به ذکر است افرادی که بر اساس آیین‌نامه این دروس را سپری کنند در زمان خدمت نظام وظیفه دو ماه از خدمت آنان کسر می‌شود.


 


سه‌شنبه۲۶ مردادماه ۱۳۸۹-  ۱۷آگوست ۲۰۱۰

شروع پخش زنده از ساعت ۴/۰۰ بعداز ظهر – به وقت تهران

note3اجرا:  دامون

note3استودیو: دامون

note3 تقویم تاریخ – مریم

note3گزیده‌ی اخبار مطبوعات ایران

note3کوچه‌ی مهتابی – «خدشه به عدالت یا دفاع از حقوق بشر» –  اردوان طاهری

note3بخش اول اخبار

note3 روزنگاشت – «از سلطان‌ کمدی تا گاو خشمگین» –  محبوبه

note3مجله‌ی اقتصادی – «از نرخ رشد صنعتی تا رکود در صنایع» – ریحانه

note3رادیو لیچار – «رانندگی با هامر در تهران را تصور کنید» – (قسمت ۷۶) - فرورتیش

note3بخش دوم اخبار

note3 آقای گجت – دامون

note3مجله‌ی خبری کابل – نجیب امیری

note3کافه کوچه – «زمان شاه فقط آزادی سیاسی نداشتیم» – علی خرد‌پیر

note3سعدی‌نامه – «سعدی در کافه» – حمید جعفری

note3بخش سوم اخبار


 


نجیب امیری / دفتر کابل / رادیو کوچه

ناتو امروز با نشر خبرنامه‌ی از کشته‌شدن یک سرباز این نیروها در غرب افغانستان در اثر انفجار ماین خبر داده است.

این در حالی‌ست که بر اساس آمارهای ارایه شده از سوی سایت (iCasualities.org)، از سال ۲۰۰۱ تا حال ۲۰۰۲ تن از نظامیان خارجی در افغانستان کشته شده که بیش‌ترین آن‌را نیروهای آمریکایی تشکیل می‌دهد.

از جمع کشته شده‌گان ۱۲۲۶ تن آنان آمریکایی، ۳۳۱ انگلیسی و ۴۴۴ سرباز مربوط به دیگر کشور‌های عضو ناتو می‌باشد.

وحید عمر سخن‌گوی رییس‌جمهوری افغانستان آمار ارایه شده را تکان دهنده خواند.

وی افزود رییس‌جمهوری افغانستان هفته گذشته طی نامه به آمریکا بارک اوباما رییس‌جمهوری از تلفات نیروهای خارجی و افغان‌ها یاد کرده و خواهان بازبینی استراتیژی مبارزه با تروریزم شده است.

آقای عمر گفت رییس‌جمهوری افغانستان خواسته است تا این بازبینی در روشنی اسناد ویکی لیکس که در آن در مورد مراکز اصلی تروریزیم معلومات داده شده است صورت بگیرد.

اشاره سخن‌گوی رییس‌جمهوری کرزی به پناه‌گاه‌های تروریستان در آن سوی مرکز در پاکستان می‌باشد.

بر اساس معلومات سایت (iCasualities) نیروهای ایتلاف بین‌المللی بیش‌ترین تلفات را در سال ۲۰۰۹ متحمل شده‌اند و در این سال ۵۲۱ سرباز آنان کشته شده‌اند.

استان‌های هلمند و کندهار در جنوب افغانستان خطرناک‌ترین محلات برای نیروهای بین‌المللی بوده و بیش‌تر تلفات نیز در این دو استان رخ داده است.

انفجار ماین‌های کارگذاری شده در کنار جاده و حملات انتحاری دو شیوه بوده که سبب افزایش تلفات نیروهای ایتلاف بین‌المللی شده است.

نیروهای ایتلاف بین‌المللی به رهبری آمریکا پس از حمله یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ در  آمریکا به افغانستان حمله کرده و با شکست طالبان قدرت را به دولت افغانستان به رهبری حامد کرزی تسلیم کرد.


 


محبوبه / رادیوکوچه

mahboobeh@koochehmail.com

هفدهم آگوست برابر با زادروز «رابرت دنیرو»  بازیگر، کارگردان و تهیه‌کننده ایتالیایی، آمریکایی و متولد سال ۱۹۴۳ میلادی‌ است. او به عنوان یکی از بزرگ‌ترین و استثنایی‌ترین بازیگران تاریخ سینما شناخته می‌شود. او تاکنون دوبار جایزه اسکار را برای فیلم‌های «گاو خشمگین» و فیلم «پدر خوانده دو» به‌دست آورده است تا کنون شش بار نامزد جایزه اسکار شده است.

ما در زندگی واقعی تلاش نمی‌کنیم احساسات‌مان را نشان دهیم، بلکه بیش‌تر در پی پنهان کردن آن هستیم

«رابرت دنیرو» در هفدهم آگوست سال ۱۹۴۳ در نیویورک در خانواده‌ای هنرمند به‌دنیا آمد. او کودکی‌اش را در محله‌ی «ایتالیای کوچک» نیویورک گذراند. ده ساله بود که کارش را با تاتر آغاز کرد و در نمایش‌نامه «جادوگر شهر اُز» هنرنمایی کرد و بعدها به کلاس بازیگری «لی استراسبرگ» رفت و بازیگری را نزد او آموخت.

بسیاری از منتقدان او را تواناترین بازیگر تاریخ سینما می‌دانند و این هیچ اغراق و بزرگ‌نمایی نیست زیرا دنیرو در بسیاری از ژانرهای سینمایی نقش آفرینی کرده است. برای مثال می‌توان در سینمای وحشت آثاری هم‌چون «فرانکشتاین» و «موهبت الهی» را نام برد و در سینمای کمدی هم شاه‌کاری هم‌چون «سلطان کمدی»، که در آن مقابل غول دنیای کمدی آن عصر یعنی «جری لوییس» نقش آفرینی می‌کند، را نام برد.

و آثار دیگری مانند «ملاقات با والدین» و «ملاقات با فاکرها» و در ژانر ورزشی هم او در اثر جاودان «گاو خشمگین» نقش آفرینی کرده است که از دیدگاه بسیاری از صاحب نظران سینمایی، بهترین اثر ورزشی سینماست و هم‌چنین از دیدگاه «ای اف آی» انیستیتوی فیلم آمریکا پس از فیلم‌‌های «هم‌شهری کین»، «پدرخوانده» و «کازابلانکا» بهترین فیلم تاریخ سینما است اما در سبک گانگستری هم دنیرو شاهکاری دیگر هم‌چون «رفقای خوب» و «تسخیرناپذیران» را داراست.

دنیرو برای بازی در نقش «جیک لاموتا» بوکسور موفق آمریکایی در فیلم گاو خشمگین برنده اسکار بازیگری شد. او برای ایفای این نقش ۲۵ کیلوگرم وزن اضافه کرد

و اما «تنگه وحشت» یک فیلم تکان دهنده در مورد وحشت از انتقام بود. او برای این فیلم دندان‌های خود را با اورتودنسی به هم ریخت و تنش را با جوهر گیاهی که بعدها جذب بدن می‌شد خالکوبی کرد تا نقش یک جنایت‌کار جنسی را بازی کند.

در فهرست موسسه فیلم آمریکا که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد فیلم گاوخشمگین در رده چهارمین فیلم برتر تاریخ سینما قرار گرفت. او هم اکنون ۶۷ ساله است و در بیش از هشتاد فیلم بازی کرده‌ است و هنوز باقدرت به کار خود ادامه می‌دهد.

درسال‌های اخیر در ایران تماشاگران بسیاری آثار او را از طریق شبکه ویدئویی تماشا کرده‌اند دوبلورهای او تاکنون در ایران مرحوم ایرج ناظریان، حسین عرفانی ،بهرام زند، منوچهر اسماعیلی، خسرو خسروشاهی،چنگیز جلیلوند و منوچهر والی‌زاده، بوده‌اند.

حکایت وسواس‌های بیش از حد او هنگام ساخت فیلم، نیز زبان‌زد کارگردانان است. گفته می‌شود او به سبب سابقه تاتری‌اش بشدت به تمرین و روخوانی فیلم‌نامه معتقد است و هنگام فیلم‌برداری هم به هر نتیجه‌ای رضایت نمی‌دهد.

«ما در زندگی واقعی تلاش نمی‌کنیم احساسات‌مان را نشان دهیم، بلکه بیش‌تر در پی پنهان کردن آن هستیم.»

نماهای او به در خواست خودش به برداشت‌های بسیار می‌انجامد تا سرانجام احساس کند که بهترین بازی ممکن را ارایه داده‌ است. این تلاش و سخت‌گیری در کنار استعداد فراوان وی، او را درفهرست بزرگ‌ترین بازیگران تاریخ سینما جای داده‌ است.

بسیاری از نقش‌های او فراتر از خود فیلم‌ها جاودان و در یادها ماندگار شده‌اند. به نظر می‌رسد که درسال‌های اخیر نقش‌های کمدی به تدریج نسبت بیش‌تری از شخصیت‌هایی که او ایفا می‌کند را به خود اختصاص داده‌ است و بازی خوب او در نقش‌های کمدی سبب بروز جنبه دیگری از استعداد فراوان او است.

مارلون براندو در مورد او گفته ‌است: «به گمان من حتا خود دنیرو هم نمی‌داند که تا چه حد مهارت دارد.» رابرت دنیرو در سال ۲۰۰۸ میلادی جایزه دوربین طلایی را به خاطر یک عمر حضور جاودان در عرصه سینما تحت عنوان شاه‌کار جهانی در برلین از دستان «مارتین اسکورسیزی» دریافت کرده است.

منبع:

ویکیپدیا


 


خبر / رادیو کوچه

روز گذشته دوشنبه دادگاهی در اسراییل دولت این کشور را در ارتباط با کشته‌شدن یک دختر فلسطینی مقصر شناخته است.

به گزارش بی‌بی‌سی، دادگاهی در بیت‌المقدس پس از رسیدگی به شکایت خانواده یک دختر ده ساله فلسطینی که سه سال پیش در جریان تظاهراتی در شمال بیت‌المقدس کشته شده بود، مرگ او را در نتیجه اصابت گلوله لاستیکی شلیک شده از سوی نظامیان اسراییلی تشخیص داد.

در جریان تظاهرات جوانان فلسطینی در ژانویه سال ۲۰۰۷، تظاهرکنندگان به پرتاب سنگ به سوی نیروهای اسراییلی مبادرت کردند و پاسداران مرزی اسراییل برای متفرق کردن آنان، به شلیک گلوله لاستیکی مبادرت کردند.

این در حالی است که نظامیان اسراییلی پیش‌تر مسوولیت کشتن این دختر فلسطینی را متوجه فلسطینیان دانسته و گفته بودند که وی در نتیجه سنگ‌پرانی تظاهرکنندگان جان خود را از دست داده است.

قاضی دادگاه با رد این نظر، گفت که دختر فلسطینی قطعن توسط گلوله لاستیکی شلیک شده توسط پاسداران مرزی اسراییلی زخمی و در اثر این جراحت، کشته شد.


 


مریم / رادیو کوچه

maryam.m@koochehmail.com

  • 1923 میلادی – انتشار یک تمبر پست در عراق و زمانی که این سرزمین هنوز کاملن از کنترل انگلستان خارج نشده بود به صورت یک جنجال جهانی درآمده بود. نمای «طاق کسرا» در تیسفون بر این تمبر چاپ شده بود و همین تصویر بود که تفسیرهای گوناگون به دنبال داشت.
  • ۱۹۳۲ میلادی – «وی اس نیپال» نویسنده هندی‌تبار متولد ترینیداد (آمریکای مرکزی) به‌دنیا آمد و برنده جایزه ادبی نوبل سال ۲۰۰۲ شد. وی جوایز ادبی دیگر و عنوان بهترین نویسنده دهه ۱۹۹۰ در زبان انگلیسی را هم به‌دست آورده است.
  • ۱۸۷۰ میلادی – دکتر «فردریک راسل» کاشف نهایی «واکسن تیفویید» به‌دنیا آمد. او در آغاز کار، پزشک ارتش آمریکا بود که از سوی این دولت برای بررسی اوضاع پزشکی اروپا به فرانسه و آلمان فرستاده شده بود.
  • ۱۸۵۰ میلادی – «خوزه‌سن مارتین» قهرمان استقلال آرژانتین که در این کشور دارای احترام خاص است در‌گذشت. در جوانی به اسپانیا رفته و در ارتش این کشور افسر شده بود. در همان‌جا، اندیشه استقلال آرژانتین و سایر سرزمین‌های تحت سلطه اسپانیا در قاره آمریکا به او راه یافت.
  • ۱۸۳۶ میلادی – قانون اجباری‌شدن ثبت تولد، مرگ و نکاح در انگلستان به اجرا درآمد و کشورهای دیگر که تا آن زمان این قانون را نداشتند به تدریج چنین کردند.
  • ۱۹۱۵ میلادی – مردم شهر ماریتای ایالت جورجیای آمریکا «لئو فرانک» یهودی آمریکایی را به‌دلیل کشتن یک دختر ۱۳ ساله کشتند.
  • ۱۹۸۲ میلادی – نخستین لوح‌های فشرده در آلمان عرضه شدند.
  • ۱۹۸۸ میلادی – در یک سانحه‌هوایی، ژنرال «محمد ضیاالحق» رییس‌جمهوری پاکستان و شماری از ژنرال‌های بلندپایه این کشور کشته ‌شدند.
  • ۱۹۹۰ میلادی – پس از آن‌که صدام‌حسین رییس دولت عراق، معاهده «‌الجزایر» را پذیرفت، نخستین گروه اسرای ایرانی جنگ ایران و عراق، آزاد و وارد خاک ایران شدند.
  • ۱۹۹۹ میلادی – زمین‌لرزه‌ای با شدت ۷٫۴ ریشتر در شمال ترکیه ۱۷ هزار کشته و نیم میلیون بی‌خانمان برجای گذاشت.
  • ۱۸۴۰  میلادی – زادروز «ویلفرد بلانت» نویسنده و شاعر انگلیسی. گذشته از مجموعه اشعار و دو مجموعه نامه‌ها و مکاتبات، وی کتاب‌های متعدد نوشته است که از مسافرت‌های دور و دراز او مایه گرفته‌‌اند. بلانت از هند و خاورمیانه دیدار کامل به‌عمل آورده و مدتی را هم در مصر به‌سر برده بود. سفر او در خاورمیانه بیش‌تر با اسب و شتر صورت گرفت.
  • ۱۹۷۰ میلادی – «ونرا ۷» سفینه شوروی که به سوی زهره فرستاده شده بود به آرامی بر سطح این ستاره زیبا فرود آمد.

 


خبر / رادیو کوچه

صبح امروز سه‌شنبه یک فروند هواپیمای جنگی F4 ارتش ایران در نزدیکی بوشهر جنوب این کشور سقوط کرده است.

به گزارش گروه مجلات همشهری،  این هواپیما که گفته می‌شود متعلق به هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی بوده، که ساعت ۱۰: ۱۰ دقیقه صبح امروز سه شنبه در ورودی شهر بوشهر نزدیک منطقه ویژه اقتصادی  حدفاصل جزیره شیف و جاده صدرا که منطقه عملیاتی نیروی هوایی است سقوط کرد.

هر دو خلبان این جنگنده پیش‌ از سقوط از هواپیما خارج شده‌ و پس از آن برای بررسی‌های درمانی به یکی از بیمارستان‌های بوشهر منتقل شده‌اند.

معاونت سیاسی استان‌دار بوشهر گفت: «علت سقوط هواپیمای F4 در بوشهر نقص فنی بوده است.

محمد حسن شنبدی در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: «هواپیمای F4 امروز در حال تمرین به دلیل نقص فنی حوالی شهرک صنعتی بوشهر سقوط کرد ولی تلفات جانی نداشت.»

وی افزود: «این هواپیما از سمت شهر برازجان به بوشهر در حرکت بود و به دلیل مشکلات فنی سقوط کرد.»

معاون استاندار بوشهر با بیان این‌که این حادثه ساعت ۱۰:۱۰ دقیقه امروز اتفاق افتاد گفت: «به دلیل این‌که هواپیما در منطقه بیابانی سقوط کرد مشکلی برای کسی به وجود نیامد و دو نفر از سرنشینان هواپیما نیز نجات یافتند.»


 


خبر / رادیو کوچه

روز گذشته دوشنبه کاخ سفید سخنان باراک اوباما در خصوص هشدار به رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، در مورد خط مشی دولتش در قبال ایران و اسراییل را رد کرده است.

پس از اظهارات رییس جمهور آمریکا به رجب طیب اردوغان و هشدار به ترکیه در این خصوص که مواضع این کشور در قبال اسراییل و ایران می‌تواند بر روند فروش تسلیحات به ترکیه تاثیر منفی بگذارد بیل برتون، معاون سخن‌گوی کاخ سفید، تاکید کرد که باراک اوباما به نخست وزیر ترکیه هشداری نداده است و درباره این خبر گفت: «من واقعن نمی‌دانم که از کدام منبع الهی این (اطلاعات) را دریافت کرده‌اند.»

آقای برتون تایید کرد که ده روز پیش رهبران ترکیه و آمریکا تماس تلفنی داشته‌اند و درباره موضوعاتی از قبیل ایران و واقعه مرگ‌بار حمله کماندوهای اسراییلی به کاروان دریایی ترکیه که عازم غزه بود صحبت کرده‌اند.

او هم‌چنین تاکید کرد: «روشن است که گفت‌وگوی ما با آن‌ها ادامه دارد، اما هیچ هشداری داده نشده است.»

لازم به ذکر است روز گذشته برخی رسانه‌های خبری بین‌المللی در اخبار خود از هشدار باراک اوباما به ترکیه در خصوص فروش سلاح در قبال تغییر مواضع برابر ایران و اسراییل خبر داده‌اند.


 


محمدرضا / رادیو کوچه

mohamadreza@koochehmail.com

مهم‌ترین عنوان‌های مطبوعات امروز ایران:

ایران

http://www.iran-newspaper.com/

1) تصمیم ایران برای ساخت سومین مرکز غنی‌سازی اورانیوم

رییس سازمان انرژی اتمی: «مرکز جدید غنی‌سازی اورانیوم ایران، سومین مرکز پس از سایت‌های نطنز و فردو به شمار می‌آید که ساخت آن در جریان مکان‌یابی احداث ۱۰ مرکز غنی‌سازی، قطعی شده است. رییس‌جمهوری در گفت‌وگو با شبکه پرس‌تی‌وی: بیانیه تهران فرصت‌های برابری برای همه ملت‌ها برای مذاکره و نه مقابله فراهم آورده است. رییس‌جمهوری با ابلاغ قانون مصوب مجلس، پاسخ به درخواست‌های فراتر از ان‌پی‌تی را ممنوع کرد.»

۲) آمریکا در آستانه موج دوم بحران اقتصادی

در شرایطی که میلیون‌ها آمریکایی بی‌کار هستند و روند رشد اقتصادی این کشور در حال افزایش است، نگرانی‌ها درخصوص وقوع موج دوم بحران و رکود اقتصادی آمریکا روندی صعودی را طی می‌کند.

جام جم

۱) چین دومین قدرت اقتصادی جهان شد

http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100883280025

بر اساس گزارش‌های منتشره در روز دوشنبه، اقتصاد چین در سه ماهه دوم سال جاری میلادی با پیشی گرفتن از ژاپن جایگاه دومین اقتصاد جهان را پس از ایالات متحده آمریکا از آن خود کرده است.

۲) قانون پیش‌فروش، ساخت و ساز را رونق می‌دهد

http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100883277442

لایحه پیش‌فروش مسکن پس از حدود سه سال معطلی در مجلس شورای اسلامی سرانجام هفته جاری تصویب و جهت تایید به شورای نگهبان ارسال شد.

کیهان

۱) خشم اوباما از اردوغان ترکیه دیگر متحد آمریکا نیست

http://www.kayhannews.ir/890526/2.htm#other202

اقدامات اخیر دولت ترکیه در خصوص حمایت از مردم غزه با به راه انداختن کاروان آزادی، فاصله گرفتن از رژیم صهیونیستی و محکوم کردن اقدامات جنایت‌کارانه این رژیم و هم‌چنین تلاش گسترده برای احیای مذاکرات هسته‌ای میان ایران و گروه ۱+۵ بر مبنای بیانیه تهران، خشم مقامات کاخ سفید را برانگیخته است.

۲) ورود ۱۷ فروند ایرباس به ناوگان هوایی کشور

http://www.kayhannews.ir/890526/4.htm#other406

وزیر راه و ترابری اعلام کرد: «تاکنون پنج فروند هواپیمای ایرباس به کشور وارد شده و قرار است شش فروند دیگر از نوع ام دی به زودی وارد شود. بهبهانی افزود: یکی از شرکت‌های هواپیمایی داخلی هم شش فروند هواپیمای مسافربری از نواع ام دی خریده است که آن‌ها نیز به زودی به ناوگان هوایی کشور اضافه خواهد شد.»

همشهری

۱) واکنش مقامات مذهبی عربستان به حکم اخیر پادشاه این کشور

http://www.hamshahrionline.ir/news-114027.aspx

ادامه صدور فتاوی بی‌اساس از سوی علما و مفتی‌های وابسته به برخی جریان‌های سیاسی و مذهبی در عربستان باعث شد تا ملک «عبداله بن عبدالعزیز» پادشاه این کشور برای اولین بار با هدف جلوگیری از بروز تنش‌های احتمالی در این کشور راسن وارد عمل شود.

۲) هجوم متولدین دهه ۶۰ به بازار کار

http://www.hamshahrionline.ir/news-114056.aspx

ولی‌اله صالحی عضو شورای‌عالی کار در گفت‌وگو با مهر از ورود متولدین دهه ۶۰ به بازار کار خبر داد و گفت: «در دهه ۶۰ فرزندان زیادی بودند که به مدرسه می‌رفتند و این موضوع باعث ۲ و حتا ۳ شیفته‌شدن مدارس در برخی مناطق کشور شده بود. حال پس از چند سال این موضوع حل شده و امروز شاهد هستیم که اکثر مدارس به‌صورت تک شیفت برای دختران یا پسران فعال هستند. ولی‌اله صالحی افزود: همان کودکانی که در دهه ۶۰ به مدارس ۲ شیفته می‌رفتند امروز به بازار کار وارد شده‌اند و متقاضی شغل هستند.»

رسالت

۱) واشنگتن حمایت خود را از برنامه‌های رژیم صهیونیستی خاتمه دهد

http://www.resalat-news.com/Fa/?code=36281

اتحادیه عرب خطاب به واشنگتن گفت:حمایت خود را از برنامه‌های هسته‌ای سری رژیم صهیونیستی خاتمه دهیداتحادیه عرب بدون توجه به فشارهای واشنگتن، در پی این است تا از آمریکا و دیگر قدرت‌های جهانی بخواهد حمایت خود را از برنامه های هسته‌ای رژیم صهیونیستی خاتمه دهند.

۲) پهن کردن سفره افطاری ازبودجه بیت‌المال ممنوع است

http://www.resalat-news.com/Fa/?code=36262

استان‌دار تهران از مدیران ادارات دولتی استان خواست از برپایی مراسم ضیافت افطاری با هزینه‌های عمومی پرهیز کنند. به گزارش خبرنگارما، مرتضا تمدن درجلسه شورای معاونان استان‌داری از تمامی مدیران ادارات دولتی استان درخواست کرد، مراقبت کنند تا هزینه ضیافت‌های افطاری از بودجه بیت‌المال صرف نشود.

آفرینش

۱) مسوولان قدر آزادگان را بدانند

http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/News.aspx?NID=68248

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام به مسوولان توصیه کرد که قدر آزادگان را بدانند و خطاب به آزادگان نیز گفت: «اگر کم توجهی و غفلتی در رسیدگی به مطالبات بر حق خویش احساس می‌کنید، مانند سال‌های اسارت صبوری کنید.»

۲) وحدت و دوری از هرگونه اختلاف، مهم‌ترین راه مبارزه با جنگ نرم است

http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/News.aspx?NID=68255

دکتر عبداله جاسبی با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری درخصوص جنگ نرم دشمن تصریح کرد: «مهم‌ترین اقدام در مقابله با این جنگ، ایجاد وحدت و دوری از هرگونه اختلافات سلیقه‌ای بین مسوولان است.» رییس دانشگاه آزاد اسلامی در گفت وگو با ایسکانیوز، با بیان این‌که دشمنان انقلاب از همان ابتدا درصدد مقابله با ما بوده اند، خاطرنشان کرد: «در این راستا آن‌ها از هر کوششی در این زمینه فروگذار نکرده و چون در هر مرحله از اقدامات شوم خود با شکست روبه‌رو شده‌اند امروز با به راه انداختن جنگ رسانه‌ای و جنگ نرم علیه کشورمان می‌خواهند به افکار پلید خود دست یابند.»

خراسان

۱) رییس‌جمهوری مقابله به مثل با بازرسی کشتی‌های ایران را ابلاغ کرد.

http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1389&month=5&day=26&id=253754

دکتر محمود احمدی‌نژاد، رییس‌جمهوری قانون صیانت از دستاوردهای صلح‌آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران را ابلاغ کرد. وی افزود: «دولت باید در مقابل کشورهایی که به بازرسی کشتی‌های ایرانی و یا محموله‌های باری کشورمان مبادرت می‌ورزند عمل مقابله به مثل را به‌هر صورت ممکن انجام دهد.»

دنیای اقتصاد

۱) کنترل قیمت با تمام ظرفیت

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=219782

معاون اول رییس‌جمهوری با حضور در جلسه کارگروه تنظیم بازار بر ضرورت به‌کارگیری تمام ظرفیت‌های کشور برای تنظیم بازار و کنترل قیمت‌ها تاکید کرد. وی افزود: «برخی افراد سو‌استفاده‌گر از طریق احتکار و بالا بردن قیمت‌ها در زمان هدفمندسازی به دنبال افزایش سود خود هستند، ولی دولت به شکل جدی و با تمام قوا دست سو‌استفاده‌گران را کوتاه خواهد کرد و اجازه نخواهد داد مردم کشورمان متحمل فشارهای ناشی از تحریم و دیگر مشکلات شوند.»

۲) دریاچه ارومیه سرخ شد

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=219776

تالاب بین‌المللی دریاچه ارومیه که در سال‌های اخیر با انواع بلاهای طبیعی و انسانی دست و پنجه نرم کرده و به اعتقاد کارشناسان نفس‌های آخرش را می‌کشد، این روزها در اتفاقی غیرمنتظره به رنگ سرخ گراییده است.


 


خبر / رادیو کوچه

صبح امروز سه‌شنبه بر اثر یک بمب‌گذاری انتحاری در پایتخت عراق دست‌کم ۴۸ تن کشته و ۱۰۸ نفر زخمی شده‌اند.

به گزارش الجزیره صبح امروز یک انتحار کننده با بستن بمب و انفجار آن در یک پایگاه نظامی در پایتخت عراق، بغداد باعث کشته‌شدن ۴۸ تن و زخمی‌شدن دست‌کم ۱۰۸ نفردر این محل و خارج از مرکز فرماندهی این پایگاه شده است.

به گزارش نیروی امنیتی عراق از زمان اعلام خروج نیروهای آمریکایی از عراق تعداد حرکت‌های انتحاری در ماه‌های اخیر به خصوص مناطق امنیتی و پایگاه‌های نظامی افزایش یافته است.

این در حالی است که به گفته مقامات ارشد عراق گروه‌های شورشی و شبه‌نظامی در تلاش‌اند تا پس از انتخابات بی‌نتیجه ۷ مارس رهبری این کشور را بر عهده بگیرند.

تا کنون هیچ گروهی مسوولیت این عملیات را به عهده نگرفته است.


 


مهم‌ترین عنوان‌های رسانه‌های امروز مالزی:

خبرگزاری برناما

  • آمادگی برای تغییرات در جهت پیش‌رفت کشور میان افراد دانشگاهی در قدم‌های اولیه قرار دارد.
  • به مناسبت عید فطر در سیستم حمل و نقل تخفیف‌هایی در نظر گرفته شده است.
  • اندونزی ۷ ماهی‌گیر مالایی را آزاد کرد.
  • مالزی به‌خاطر خسارت دیدن سفارتش در جاکارتا، اعتراض نامه‌ای به وزارت خارجه اندونزی تسلیم کرد.
  • به‌خاطر تاثیر اخبار بد بر روی مردم، از رهبران جناح راست خواسته شد که دعوا‌های درون حزبی را کنار بگذارند.
  • دارندگان MasterCard در مالزی ۶۷٫۱ میلیون دلار خرج کرده‌اند.
  • شرکت بویینگ اجازه تعلیم خلبان برای هواپیما‌های ۷۸۷ را دریافت کرد.
  • شرکت Xingquan به سود پیش از مالیات ۱۳۰٫۱۸۱ میلیون رینگیتی دست یافت.
  • نخست وزیر تایلند به رشد اقتصادی در سال جاری خوش‌بین است.
  • شورشیان در شمال یمن به یک دفتر دولتی و یک بیمارستان تسلط یافتند.
  • جولیا گیلارد: «استرالیا باید یک جمهوری بشود.»
  • رابرت گیتس می‌گوید که خروج آمریکا از افغانستان در سال ۲۰۱۱ محقق می‌شود.
  • سیل‌زدگان در پاکستان برای نشان دادن اعتراض‌های خود، یک اتوبان را بستند.
  • فضا‌نوردان سیستم خنک‌کننده ایستگاه فضایی را احیا کردند.

روزنامه استار

  • مقام وزارت توریست مالزی، داتوک میزان محمد طیب دوباره به دادگاه احضار شد.
  • تغییر قوانین خواب‌گاهی در پی آزار رساندن به یک دختر ۱۴ ساله.
  • وزارت توریسم از اداره مهاجرت خواست برای جذب گردش‌گران چینی قوانین را ساده‌تر کند.
  • تمامی صاحبان مشاغل باید از ۱۹ الی ۳۱ آگوست پرچم‌های مالزی را به احتزاز در بیاورند در غیر این صورت مجوز فعالیت آن‌ها باطل خواهد شد.
  • داتوک میزان اتهام ۸۸۸،۰۰۰ رینگیت CBT را رد کرد.
  • پلیس می‌گوید که سست شدن رابطه در خانواده و دست‌رسی گسترده به موارد غیر‌اخلاقی باعث بالا رفتن مرگ و میر و آزار به کودکان شده است.
  • ۳۸ درصد مردم اعتقاد دارند که عمده تصادفات به‌خاطر بی‌ملاحظه بودن رانندگان در شاه‌راه‌ها اتفاق می‌افتد.
  • پس از کشف ۱۲٫۳۷ میلیون رینگیت مواد مخدر در ۶۰ مانکن پلاستیکی، پلیس ۱۷ نفر را دستگیر کرد.
  • نجیب از مردم درخواست کرد که در ماه رمضان به مسافرت‌های خارج از کشور نروند.
  • ۱۷ نقطه حادثه خیز در جوهور شناسایی شد.
  • انتظار می رود ۳۰،۰۰۰ نفر از نمایشگاه گردش‌گری Matta Perak امسال که از ۳ تا ۵ سپتامبر در ایپاه برگزار می‌شود باز‌دید کنند.
  • کمپین قیمت‌های ارزان ایریشیا به‌مدت سه روز آغاز شد.
  • در حادثه هوایی کلمبیا تنها یک نفر کشته شد.
  • اسراییل به‌دنبال مذاکره مستقیم با فلسطینی‌ها در آینده نزدیک است.
  • در انفجار یک کارخانه در شمال شرقی چین، ۱۹ نفر کشته و ۱۵۳ نفر زخمی شدند.

روزنامه نیو استریت تایمز

  • پایین‌تر آمدن سود شرکت هواپیمایی مالزی به‌خاطر به بالا رفتن قیمت سوخت.
  • شمار مالایی‌های دستگیر شده در چین روبه افزایش است و تاکنون به ۱۳۹ نفر رسیده.
  • اداره زمین‌های فدرال مالزی در‌خواست غرامت ۲۰۰ میلیون رینگیت از حزب مردم کرد.

روزنامه مالایی میل

  • تصمیم‌گیری برای ساخت خانه‌های ییلاقی در دامن‌سرا به ماه آینده موکول شد.
  • گینتینگ با انبوهی از فعالیت‌های متنوع جشن‌های مرداکا را گرامی می‌دارد.

 


نجیب امیری / دفتر کابل / رادیو کوچه

طالبان یک مرد و یک زن را به اتهام داشتن رابطه نامشروع جنسی در استان کندز افغانستان سنگ‌سار کردند.

این روی‌داد در روستای دشت ارچی استان کندز محلی که طالبان بر آن تسلط دارد، دو روز پیش رخ داده است.‌

محمدعمر استان‌دار کندز این روی‌داد را تایید کرده و آن را عاملی برای وحشت مردم عنوان کرد.

طالبان اجساد این مرد و زن را به خانواده‌های‌شان تسلیم کرده‌اند.

مسوولان کمیسیون حقوق بشر در استان کندز این اقدام طالبان را محکوم کرده و کشتن انسان‌ها بدون برگزاری دادگاه را جنایت و عمل ضدبشری خوانده است.

طالبان تاکنون این رویداد را تایید نکرده‌اند.

این در حالی‌ست که هفته گذشته نیز طالبان یک زن را در استان بادغیس افغانستان به اتهام رابطه نامشروع کشته بودند.


 


مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.

منبع : گاه نوشت نوری زاد

در نامه به رهبری

نوری‌زاد که این نامه را در وب‌سایت شخصی‌اش و با عنوان «آخرین نامه» منتشر کرده است، می‌نویسد: «خدایا، در دوره‌ی رهبری سیدعلی، قانون، و تن سپردن مسوولان به قانون، خوار و خفیف شد. خواص، از قانون، نردبانی برای بالا رفتن از فرصت‌ها پرداختند. یک فلک‌زده بی‌نشان، بخاطر یک میلیون بدهی، به زندان حکومت می‌افتاد، اما رییس‌جمهوری مطلوب او، و معاون اول رییس‌جمهوری، و برخی از وزرا و مدیران دولتی او، با میلیاردها اختلاس و کلاشی، در ماراتن فریب مردم، دکمه‌های بیخ گلو را به رخ می‌کشیدند و به ریش قانون و به ریش مردم می‌خندیدند.»

او پیش از این به دلیل نامه‌هایی که خطاب به آقای خامنه‌ای، رهبر ایران نوشته بود، بازداشت و زندانی شد.

متن کامل نامه محمد نوری‌زاد به شرح زیر است:

مرگ، بی‌گمان سر خواهد رسید، و ما را و شما را به کام خود فرو خواهد کشید. جنازه‌ ما را که ناشناس و بی‌کس و کاریم، با شتاب، به آغوش سرد گور می‌سپرند، و جنازه‌ شما را که معروف عالمید، مردمان بی‌شمار، بر سر دست می‌برند و اشک‌ریزان و بر سر زنان، جلوی چشم صدها دوربین و صدها خبرنگار و صدها میهمان خارجی، در آرامگاه ابدی‌تان می‌نهند.

سلام و درود به محضر رهبر گرامی ما حضرت آیت‌اله خامنه‌ای

مرگ، بی‌گمان سر خواهد رسید، و ما را و شما را به کام خود فرو خواهد کشید. جنازه‌ ما را که ناشناس و بی‌کس و کاریم، با شتاب، به آغوش سرد گور می‌سپرند، و جنازه‌ شما را که معروف عالمید، مردمان بی‌شمار، بر سر دست می‌برند و اشک‌ریزان و بر سر زنان، جلوی چشم صدها دوربین و صدها خبرنگار و صدها میهمان خارجی، در آرامگاه ابدی‌تان می‌نهند. مزار ما، گذرگاه باد و باران و محل تابش آفتاب داغ می‌شود، و مزار شما، با گنبد و بارگاهی مجلل، با تالارها و شبستان‌ها و رواق‌ها و صحن‌ها و هتل‌ها و دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه، و با فروشگاه‌ها و کتابخانه‌ها و بوستان‌هایی پر از گل و گیاه، آذین خواهد یافت.

ما، که غریب و گم‌گشته‌ایم، زود از خاطره‌ها محو خواهیم شد، شما اما، که از سامان‌دهندگان بخش‌هایی از تاریخ این سرزمین‌ هستید، تا روزگاران دراز بر سر زبان‌ها خواهید بود. با هر آن‌چه که ما نخواهیم داشت، و با همه‌ آن‌چه که شما خواهید داشت، یک سرنوشت مشترک، ما را و شما را به هم پیوند می‌زند. و آن پوسیدن و خوراک مار و مور شدن جسم‌هایمان، و پاسخ‌گویی به رفتار و اعمال دنیوی‌مان در سرای باقی است، و باز این که ترازوی دقیق و مویین خدا، به یک جهش، تکلیف خرد و کلان ما بی‌نشانان را مشخص می‌کند، و تعیین تکلیف شما، به خاطر مسوولیت‌های فراوانتان به درازا خواهد کشید.

خدایا، در زمان رهبری سیدعلی، کارهای خوب و فراوانی صورت گرفت، با آن همه اما، اعتیاد و بی‌کاری و مصرف فراوان، عضو موثری از شاکله‌ کشور شد

گرچه در دستگاه سریع‌الحساب خدا، زمان به کشداری ایام عمر ما نخواهد بود، با شما اما، تا به ریز ریز امضاها و امر و نهی‌ها و خنده‌ها و اخم‌ها و طردها و جذب‌هایتان رسیدگی نشود، زمان بر شما به کندی گام‌های مور، گذر خواهد کرد.

ما را و شما را یک به یک بر بلندی‌های محشر می‌ایستانند تا راضیان و ناراضیان با عبور از مقابل ما، ما را و شما را شناسایی کنند و فریاد هواخواهی و دادخواهی سر دهند. ما را که آوازه‌ای با ما نیست، مردمان فراوانی نخواهند شناخت، شما را اما دوستان راضی، و شاکیان ناراضی بسیار خواهد بود.

دوستان و دوست‌داران شما، از نیکی‌های شما خواهند گفت که:

خدایا، ما شاهد بودیم که سید علی خامنه‌ای، سخنوری شجاع و نترس و صاحب نفوذ بود. ما را در همه حال به تقوای الهی دعوت می‌نمود. صدای خوشی در نماز داشت. از مال دنیا هیچ برای خود برنداشت. یک تنه دست به گلوی آمریکا و اسراییل فشرد و جلوی چشم مردمان دنیا، با این زورگویان خدانشناس درافتاد. سید عزیز، کشور ما را از هزار توی فتنه‌ها عبور داد و به هر بهانه، ما را از دشمنان در کمین باخبر کرد و بر حذر ساخت. در زمان دراز رهبری او، کشور ما گرچه درفقر و فساد ریشه‌داری دست و پا می‌زد، هم‌زمان اما از سلول‌های بنیادین به شلیک موشک‌های یک و دو و سه‌ شهاب، و از آن‌جا به غنی‌سازی اورانیوم، و از آن‌جا به پرتاب ماهواره‌ امید، و حتا به پیروزی حزب‌اله لبنان در جنگ ۳۳ روزه بر اسراییل دست یافت. ما ای خدا، در زمان رهبری او، از انزوای فقر به در آمدیم و به نوا رسیدیم. خدایا، ما که در دنیا از او، و از رهبری او خوش و خشنود بودیم، تو نیز بیا و از او راضی باش و حساب و کتاب دنیا را بر او آسان بگیر و در بهشت خودت جا و مرتبه‌ مناسبی برای او مهیا کن.

رهبر گرامی،

همه‌ی ما قبول داریم که شما هوشمندی‌ها و درایت‌های موثری را به روان جامعه جاری فرمودید، اما شرمنده‌ام که فراتر از دوستان و دوستداران شما، که عمدتن از بهره‌مندان رهبری شمایند، جماعتی نیز از شما به خدا شکوه خواهند کرد. من، از باب دوستی و رفاقت، و از باب فردای نیکی که برای شما آرزو دارم، شمارگانی از این شکوه‌ها را برای شما واگویه می‌کنم تا مگر در این فرصت باقیمانده، خود را برای پاسخ‌گویی به مطالبات رها مانده‌ مردم در پیش‌گاه عدل خدا آماده کنید. با این اشارت، که دستگاه حسابگری خدای متعال، خود به ذات رفتار ما و شما واقف است، و ابراز رضایت و شکایت مردمان، تنها تراشه‌ نوری است از عدالت او تا حجت بر همگان ما و شما تمام شود. از زبان شخص شما بارها و بارها شنیده‌ایم که مراقب «حق الناس» باشید. هرآن‌چه که من در این‌جا از شکواییه‌ مردمان‌مان در محشر عدل خدا بر می‌شمرم، گزیده‌ای از میلیون‌ها حق پنهان و آشکاری است که شما چه بخواهید و چه نخواهید، باید بدان‌ها پاسخ گویید.

شاید دوستان چشم‌بسته‌ حضرت شما که در دستگاه‌های قضایی و امنیتی به انجام وظیفه مشغولند، از نمونه‌ پرسش‌هایی که من برای شما آورده‌ام برآشوبند و با من آن کنند که با صدها بی‌گناه کرده و می‌کنند، شما اما بزرگوارانه به آن‌ها بفرمایید: «چه نوری‌زاد را خاموش کنید و چه نکنید، و چه او را به داغ و درفش بسپرید و چه به تبعید و آوارگی‌اش دراندازید، من خامنه‌ای در فردای حسابرسی نافذ خدا با همین پرسش‌ها مواجهم. او را رها کنید که او حق دوستی را با من بجای آورده و مرا از فردای بی‌کسی‌ام باخبر کرده است. پس با این مقدمه، شما را به عرصه‌ محشر می‌برم. به همان بلندی مشرف. شما هستید و مردمان معترض. و خدایی که قاضی منصف این عرصه حساس و حتمی است.»

در آن وادی پراضطراب، شاکیان شما از شما به خدا شکوه خواهند کرد و ندا در خواهند داد:

۱- ای خدا، سیدعلی خامنه‌ای، درکنار خوبی‌هایی که باید می‌داشت و داشت، و با کارهای خوبی که باید انجام می‌داد و داد، از همان بدو رهبری اما، برطبل تفرقه‌ آحاد مردمان کوفت و با علم کردن بیرق «خودی و غیرخودی» جامعه را رو به انشقاق هرچه بیشتر شتاب داد. وی، هیچ‌گاه به ما که موافق او و کارهای او نبودیم، روی خوش نشان نداد و تا توانست، راه‌های عبور ما را مسدود کرد. خدایا، مگر نه این که او، علاوه بر آن که رهبر موافقان خود بود، رهبر ما مخالفان و منتقدان خود نیز بود؟ از او بپرس چرا حق رهبری را درباره‌ ما مخالفان ادا نکرد؟ چرا بیهوده ما را به تنگنای دشمنی درانداخت؟ چرا حقوق ما را به هیچ گرفت؟ چرا در همه جا، گزینش‌گران او، راه را بر ما و بر فرزندان ما بستند و حیثیت اجتماعی و شهروندی ما را منکر شدند؟

۲- خدایا، دوره‌ی طولانی رهبری سیدعلی خامنه‌ای، مرهون هم‌راهی و هم‌دلی ما مردمان ایران بود. او  سیدعلی  هیچ‌گاه از جانب ما مردم به مشکلی که ناشی از عدم هم‌راهی ما باشد، در نیفتاد. ما ایرانیان، جز هم‌راهی با هر آن‌چه که او می‌خواست و بدان متمایل بود، دغدغه‌ای نداشتیم. اما عجبا که درهمان سال‌های رهبری او، جو جامعه، به لایه‌های تودرتوی خوف و هراس آلوده شد. جمعی از مردمان، به خاطر کمترین اعتراض و نقد از بزرگان تحمیلی، به حبس و شکنجه در می‌افتادند و دچار آسیب‌های روانی و اجتماعی فراوان می‌شدند. شب‌ها و روزهای خانواده‌های بسیاری، در متن اضطراب سپری می‌شد. تا بدانجا که امنیت روانی جامعه مخدوش گردید. فضای تلخ پلیسی، جان جامعه را خراشید. امنیتی هم اگر بود، برای موافقان او بود. نصیب مخالفان، گرچه نخبه و برجسته و کاردان و کارآمد، جز هراس، هیچ نبود.

۳- خدایا، در دوره‌ی رهبری سیدعلی، قانون، و تن سپردن مسوولان به قانون، خوار و خفیف شد. خواص، از قانون، نردبانی برای بالا رفتن از فرصت‌ها پرداختند. یک فلک‌زده بی‌نشان، بخاطر یک میلیون بدهی، به زندان حکومت می‌افتاد، اما رییس‌جمهوری مطلوب او، و معاون اول رییس‌جمهوری، و برخی از وزرا و مدیران دولتی او، با میلیاردها اختلاس و کلاشی، در ماراتن فریب مردم، دکمه‌های بیخ گلو را به رخ می‌کشیدند و به ریش قانون و به ریش مردم می‌خندیدند. همین قانون، درمجلس، فرش زیر پای نمایندگان بزدل مجلس می‌شد. تا در دستگاه قضایی توسط برخی از قاضیان مرعوب و رشوه‌خوار ذبح شود، و پوستش به دست جمعی از ماموران وزارت اطلاعات دریده گردد، و تا مایملک‌اش، به یغمای آن دسته از سپاهیانی رود که در چارچوب قانون می‌ایستادند و هیکلش را رنگ می‌زدند.

چه نوری‌زاد را خاموش کنید و چه نکنید، و چه او را به داغ و درفش بسپرید و چه به تبعید و آوارگی‌اش دراندازید، من خامنه‌ای در فردای حسابرسی نافذ خدا با همین پرسش‌ها مواجهم

۴- خدایا، در زمان رهبری سیدعلی، کارهای خوب و فراوانی صورت گرفت، با آن همه اما، اعتیاد و بی‌کاری و مصرف فراوان، عضو موثری از شاکله‌ کشور شد. آبروی کشور در سطح جهان، فرو کشید و به انتهای جدول آبروداران جهان نزول کرد. علتش این بود که هم خود سیدعلی، و هم دولت‌مردان، و هم مجلسیان، و هم قاضیان، و هم پاسداران، و خلاصه همه و همه، مشغله‌هایی پیدا کرده بودند که سخت مشغولشان کرده بود و فرصتی برای آنان باقی نمانده بود تا به سالم‌سازی فضای کلی جامعه بپردازند. وقتی هر یک از اینان به کارهای متعددی گرفتار بودند، کسی نمی‌ماند که به اعتیاد گسترده‌ مردان و زنان و جوانان کشور، و به بیکاری آنان، و به مصرف‌گرایی فراوان‌شان، و به کج‌روی‌های مکررشان رسیدگی کند.

۵- در زمان سیدعلی، خدایا، ریا و چاپلوسی و دروغ و مسوولیت‌ ناپذیری مردم و مسوولان، به فرهنگی رایج منجر شد. مسوولان، پیوسته دروغ گفتند و کج رفتند، و مردم، با نگاه به آنان، از آنان آموختند آن‌جا که فرد نامتعادلی چون رییس‌جمهوری دروغ می‌گوید و پول و فرصت مردم را بالا می‌کشد و دوستان خود را نیز دراین حرام‌خواری و به باد دادن فرصت‌های بی‌بازگشت کشور تهییج می‌کند، پس چرا آنان نخورند و مصرف نکنند و دروغ نگویند و دوستان و هم‌کیشان خود را به نوا نرسانند.

۶- نخبگان، خدایا، به دلیل بر سر کار بودن ناشایستگان و نالایقان، و به دلیل تخریب وجهه‌ قانون، و به خاطر امنیتی که وارونه عربده می‌کشید، ناگزیر به خارج از کشور پناه بردند. و کشور، روز به روز، به فقر نخبگی درافتاد. کارهای محوری کشور بر زمین ماند. مدیریت کودنانه‌ مبتنی بر نفت‌خواری، نشان داد که جز شعارهای سطحی سال به سال، هیچ تحرک قابلی برای اقتصاد غیرنفتی کشور در کار نبود. خدایا بزرگان ما، ما را جوری تربیت کردند که جز مصرف و کم‌کاری و کج‌روی، دغدغه‌ای نداشته باشیم. نخبه‌ها رفته بودند و کشور، دربست در دست آنانی بود که با نخبگی نسبتی نداشتند. و همین آفت نخبه‌کشی و گرایش به بی‌نخبگی، باعث شد که کارها بدست نااهلان و بی‌سوادان بیفتد و دارایی‌های کشور به باد داده شود.

۷- خدایا، در زمان سیدعلی، به‌ویژه در اواخر عمر او، مردمان، که طبق قانون، از حق انتقاد و اعتراض و اعتصاب برخوردار بودند، هیچ‌گاه فرصتی برای ابراز خواسته‌های خود نیافتند. کمترین تقلای نقد و اعتراض آنان به‌حساب دشمنی و جاسوسی و براندازی گذارده می‌شد، و در حرکتی همه‌ جانبه، همه‌ معترضان به شکنجه و زندان و انفرادی درمی‌افتادند و در احکامی مضحک و از پیش مشخص، به سه سال و پنج سال و ده سال و اعدام، محکوم می‌شدند.

ما را و شما را یک به یک بر بلندی‌های محشر می‌ایستانند تا راضیان و ناراضیان با عبور از مقابل ما، ما را و شما را شناسایی کنند و فریاد هواخواهی و دادخواهی سر دهند

۸- خدایا، دیدی که خامنه‌ای، در کنار همه‌ خصلت‌های خوبی که داشت، برای تداوم رهبری‌اش اما، مقوله‌ای به اسم نظارت استصوابی را در انتخابات مجلس خبرگان باب کرد تا مبادا، نماینده‌ای مستقل و منتقد و صاحب‌رای، به آن مجلس راه یابد و به ساحت رهبری او و خطاهای رهبری او متعرض شود. نتیجه این شد که نقد از رهبری به گناهی نابخشودنی تغییر ماهیت داد و کسی را جرات اعتراض و ایراد و پرسش نماند. و باز نتیجه این شد که هاله‌ای از تقدس به ساحت رهبری او راه یافت و بکلی سیدعلی را از دسترس ما مردم جدا کرد و به دوردست‌های تقدس برد و بر سریر سروری نشاند. قدرت مطلقه‌ای که او برای خود سامان داده بود، هرگز به کسی و جریانی اجازه‌ ورود به حریم آسیب‌شناسی خیرخواهانه رهبر نداد. نتیجه این شد که خلاف‌کاری، به بدنه‌ بیمار و تب‌آلود ارکان اصلی کشور رسوخ کرد. و کسی نبود از کسی مطالبه‌ حق مردم کند. کشور سال به سال، از جهات گوناگون فرو کشید و در زباله‌ی روابط تو در توی مناسبات سخیف طایفگی فرو رفت و پس کشید و با همه‌ی هزینه‌ها و شهیدها و آسیب‌ها و زحمت‌ها، به جایی نیز نرسید.

۹- در ادامه‌ی این فروپاشی‌های همه‌جانبه، به چهره‌ی کلی کشور نقابی از دروغ بسته شد. به نحوی که: صدا و سیما، خشن‌ترین دروغ‌ها را آذین بست، و وجهه‌ی ملی بودن خود را در سانسوری سراسیمه و گسترده، به فریبی مشمئزکننده تنزل داد. و سایر رسانه‌ها نیز، به تلمبه‌ای مانند شدند که از چاه آب، به جای آب، سرگین‌های بویناک بیرون می‌کشیدند و جبارانه آن را بر طبق نیاز مردم می‌نهادند.

۱۰- خدایا، سیدعلی، رسمن در دفاع از فرد کم‌خردی چون احمدی‌نژاد به میدان رفت و سیمای مستقل رهبری خود را خرج او کرد تا به زعم خویش حفظ نظام را که از اوجب واجبات بود، جامعیت بخشد. و حال آن که، حفظ نظامی که تا گلو در پلشتی و دروغ و فریب و ورشکستگی فرو رفته بود، جفا به مقام خداوندگاری تو، و جفا به ما مردم و نسل‌های بعدی ما بود. باید آن نظام آلوده به دروغ، جایش را به یک نظام درست می‌داد اما خامنه‌ای راه را بر هرگونه تغییر بست تا بساط قدرت، هم‌چنان در اختیار او باشد.

۱۱- خدایا، در زمان دراز رهبری سیدعلی، نمایندگان روحانی او، به هر کجای مقدرات جامعه سر فرو بردند و بی آن که مسوولیتی بپذیرند، در بایدها و نبایدها و حیثیات کلی کشور دخالت کردند. و چون سواد و آگاهی و تخصصی در آن امور نداشتند، روند اوضاع کشور را به قهقرا بردند. سال به سال، کشور، به لحاظ علمی، و به لحاظ توسعه و رشد در موازین حقوقی و اجتماعی و فرهنگی، فرو کشید. تا آن که در انتهای رهبری او، جمهوری اسلامی ایران، در کنار کشورهای ورشکسته، به آمار جهانی راه یافت. اختناق و سانسور و حق‌پوشی، به رویه‌ای متداول بدل شد. هم در میان مردم، و هم حتا در میان روحانیان. روحانیتی که جذابیت منبر و خطابه‌اش در آزادگی‌اش بود، و در سخنوری شورانگیز و منتقادانه و روشن‌گرانه‌ی او، به آن‌چنان بهتی از ترس و خط قرمزهای حکومتی در افتاد که در منبر او هیچ فصل مشترکی از درد و داغ مردمان مشاهده نشد. این بهت ناشی از ترس، به خانه‌ی معنوی روحانیان که حوزه‌های علمیه باشد نیز راه یافت و از او چهره‌ای مخوف پرداخت. هیچ روحانی مستقلی پیدا نشد که ترس را زیر پا بگذارد و سخن از بغض‌ها و درد‌های مردم بگوید و انگشت بر نقد مراجع و حوزه‌ها و حاکمیت بگذارد. روحانیتی که هویتش در استقلال و عدم وابستگی‌اش به حکومت‌ها بود، به آن‌چنان روزی از بی‌هویتی دچار شد که جز روحانیان مجیزگو را فرصت منبر و تبلیغ نماند. چرا که روحانیان منتقد، به اسم منافق، از گردونه‌ی مجامع و حوزه‌های علوم دینی کنار گذارده می‌شدند. در عوض، مداحان سطحی و فریبکار، فرصت جولان یافتند و طی سال‌های متمادی، بلایی بر سر اسلام و شرافت دینی مردم آوردند که اگر کینه‌توزترین دشمنان اسلام نیز به واژگونی تشیع در کشور ما اراده داشتند، هرگز به این سهولت به آرزوی خود نمی‌رسیدند.

۱۲- خدایا، سیدعلی، با گماردن افراد سست و بی‌دانشی چون شیخ محمد یزدی بر راس دستگاه قضا، حیثیت قضا و قضاوت را در کشور ما به خاک انداخت. در کشورهای کافر دنیا، عدالت ناشی از قانون، حتا به رییس‌جمهور و دولت و بزرگان آن کشور می‌پرداخت و به محض تشخیص خطا، آنان را از بلندای قدرت به زیر می‌کشید. اما در کشور ما، قانون و قضا، به طنزی بدل شد که جز شوخی از آن چیزی مستفاد نمی‌شد. ظاهرا همگان، و بویژه بزرگان، راه‌های گریز و دور زدن قانون را به خوبی دریافته بودند و دلیلی برای هراس از گرفتاری نداشتند. آن‌چنان که گویا جمعی از قاضیان به رشوه، و جمعی به نابخردی، و جمعی به انتشار نکبت در دستگاه قضا مامور شده بودند. و در آن میان، از دست قاضیان صادق و قلیل نیز کاری ساخته نبود. اوج فلاکت دستگاه قضا آن‌جا پا گرفت که روحانی خالی‌الذهنی چون صادق لاریجانی به حکم سیدعلی بر مسند قاضی‌القضاتی کشور نشست. در طول تاریخ و در همه جای دنیای فهم، قاضی‌القضات به کسی گفته و می‌گویند که در کار قضا و قضاوت، هم بلحاظ علمی، و هم از حیث تجربه، کارآمد قاضیان و کارکشتگان دستگاه قضا بوده باشد. اما این شیخ، بدون این که ذره‌ای تجربه، و ذره‌ای دانش قضایی داشته باشد، بر مسندی نشست که هرگز مستحقش نبود. وی، نیامده آستین‌ها را بالا زد و گوش بفرمان شد و هرچه را که ماموران وزارت اطلاعات و پاسداران امنیتی به او دستور فرمودند، در دستور کار خود قرار داد و برای اولین بار در تاریخ قضا و قضاوت، به خلق جرم‌هایی مبادرت ورزید که از فرط سستی، کودکان را نیز به خنده وا می‌داشت. اما همین جرم‌های خنده‌دار، باعث شد که با امضای این شیخ قضاوت نکرده و قضاوت ندیده، ناگهان صدها مرد جوان و پیر و زن و دختر به زندان‌های انفرادی و شکنجه در افتادند. خدایا، ما به چشم خود دیدیم که انسانیت، در آن ژولیدگی قضایی، چگونه به هیچ گرفته شد، و عدالت و علی و اولاد علی، و همه‌ی آموزه‌های دینی، به اسم دین چگونه به مسلخ برده شدند.

هیچ‌گاه به رواج تن‌فروشی دخترکان و زنان سرزمینش، و به فروپاشی روال رایج فعالیت‌های اقتصادی مردمش، و به اسلامی‌که زیر دست و پای ماموران قلدر و بی‌خرد، و مسوولان بی‌کفایت، و قاضیان مرعوب و ناسالم پرپر می‌زد

۱۳- البته خدا، در همه‌ی این سال‌ها، سیدعلی، فرهنگ شعارگویی و شعارخواری را در جامعه‌ی ما به اعلا درجه رساند. تا توانست، با الفاظی تند و گزنده، و با ادبیاتی که دوره‌اش سپری شده بود، با قدرت‌های برتر جهان سخن گفت. بی آن‌که پا به پای مرگ بر آمریکاهای مکررش، در داخل، مقدمات درستی و عدل و انصاف و کار و تولید و معیشت و رشد و توسعه و بالندگی را فراهم آورد. این ادبیات، از گنجینه‌ی دارایی‌های خود، فرد منطبقی چون احمدی‌نژاد را برگزید و برکشید و بر مسند نشاند تا بلندگوی شعارگویی فعال‌تر شود، و سفره‌ی شعارخواری عوام، با همه‌ی فلاکتی که گرفتارش بودند، آذین یابد. این شعارها، کشور ما را بر صدر جدول نفرت مردمان جهان نشاند. هر کجا در هر نقطه از جهان فهم، تا اسم ما ایرانیان شنیده می‌شد، ای خدا، بی آن که دیرینگی چند هزار ساله‌ی ما، و دارایی‌های علمی و فرهنگی ما متبادر شود، تندی و عبوسی و هیمنه‌ی تروریستی ما تبلیغ می‌شد.

۱۴- خدایا، ما از همین صحرای محشر، با صدای بلند اعلام می‌داریم: ماموران سیدعلی ممکن است از مطالعه‌ی این نوشته برآشوبند و برای نویسنده‌ی صادق آن برنامه‌ای تدارک ببینند. به آنان بگو که اگر نوری‌زاد در زمان علی (ع) بود و این نامه را از سر خیرخواهی و حتا انتقاد صرف برای او می‌نوشت، با آغوش گشوده‌ی علی و یاران او مواجه می‌شد و هرگز کسی متعرض او نمی‌شد. اما چرا در جامعه‌ی ما، علی و اولاد علی، برای حکومتی هزینه شدند که نسبتی با عدل و سیره‌ی علی نداشت اما مرتب از علی سخن می‌گفت و از همگان انتظار هم‌راهی داشت و همگان را نیز به عاقبت کوفیان و خائنان کوفه احاله می‌داد.

۱۵- خدایا، سیدعلی، با همه‌ی مراتب علمی‌اش، و با همه‌ی زیرکی و شم شریف سیاسی‌اش، و با همه‌ی ذکاوت‌های منحصر بفردش، بی آن که خود به عاقبت رفتارش بیندیشد، به برآوردن قدرتی مخوف و پنهانی دست برد. سپاه را که باید از مراودات سیاسی و اقتصادی و اطلاعاتی به دور می‌بود، به هر کجای مواضع کشور نفوذ داد و مستقیمن دایره‌ی سیاست را که به سلامت روانی آحاد مردم و برجستگان سیاسی کشور محتاج است، به قمه و کلت و ضرب و شتم و زندان و شکنجه آلوده کرد. به موازات دستگاه رسمی وزارت اطلاعات، سپاه را واداشت تا او نیز به کارهای اطلاعاتی و امنیتی ورود کند و بساط موازی و مشرف بر وزارت اطلاعات را در همه جا بگستراند. این قدرت پنهان، هم خود قاچاقچی فعالی بود و سالانه میلیاردها دلار از مبادی رسمی و غیررسمی به واردات کالا مبادرت می‌کرد، و هم با کلت و بی‌سیم و مسلسل خود در مناقصه‌های اقتصادی شرکت می‌نمود و در همه جا نیز برنده‌ی بلامنازع این مناقصه‌ها بود، و هم به تنظیم روان امنیتی کشور – آن‌گونه که خود می‌خواست – دست می‌برد.

مشغله‌های این چنینی، ای خدا، باعث شد که سیدعلی، هرگزبه میزان مصرف مواد مخدر در کشورش که در صدر جدول جهانی بود، نیندیشد. و هم‌چنین، هیچ‌گاه به رواج تن‌فروشی دخترکان و زنان سرزمینش، و به فروپاشی روال رایج فعالیت‌های اقتصادی مردمش، و به اسلامی‌که زیر دست و پای ماموران قلدر و بی‌خرد، و مسوولان بی‌کفایت، و قاضیان مرعوب و ناسالم پرپر می‌زد و استمداد می‌طلبید، توجه نکند.

۱۶- تا این که ندانم‌کاری‌ها و شعارگویی‌ها و فریبکاری‌های فرد نالایقی چون احمدی‌نژاد، سرنوشت سوزناک ما را به تحریم و تقبیح و تحقیر جهانی درانداخت. بله ای خدا، جهانیان، با هر نیت و با هر آواری که برای ما تدارک دیده بودند، در تحریم همه‌جانبه‌ی ما متحد شدند. التماس‌های پنهان و آشکار رییس‌جمهور آشفته حال ما به جایی نرسید. تا این که متحدان جهانی، با همین تحریم‌های همه‌جانبه، بساط کاذب برقراری و برپایی ما را برچیدند و بر زمین گرممان کوفتند.

رهبر گرامی‌ما،

کامتان شیرین. اگر که، از مطالعه‌ی این نوشته کامتان تلخ شده است. ما به همگان، و حتا به کودکانمان آموخته‌ایم: دوستی در صداقت است، گر چه تلخ. اگر مرا بنا بر چاپلوسی و فریب بود، شما را با الفاظی نرم و سراسر مداحانه می‌ستودم. اما چه کنم که هنوز شما را دوست دارم و به نام نیک شما در پهنه‌ی تاریخ این سرزمین، سخت مشتاقم. پس، این آخرین نوشته‌ای است که مستقیم، رو به شما می‌نویسم. و خود، به عاقبت تلخ آن واقفم. چرا که ماموران و قاضیان گوش بفرمان ما، در کار خود استادند. آنان نیک می‌دانند چگونه یک معترض و منتقد را با شکنجه و فحش‌های ناموسی به تنگنای روحی و روانی در اندازند. من همه‌ی این ابتلائات آتی را بجان می‌پذیرم تا صدای سخن خود را به گوش حضرت شما برسانم.

ای کاش بعد از پنج نامه‌ای که چه در بیرون زندان و چه از داخل زندان برای جنابعالی نوشتم، مرا فرا می‌خواندید و بر من می‌آشفتید که فلانی، تو را چه می‌شود؟ مرگت چیست؟ و من، با شما، نه از فرصت‌های از کف رفته، نه از بسیج و سپاه واژگون شده، نه از بن‌بست حتمی و فروپاشی عن‌قریب، نه از مردم از کف رفته، نه از فلاکت جهانی مردمان ایران، بلکه از ضربه‌هایی می‌گفتم که بر در خانه‌ی شما می‌خورد و شما آن‌ها را نمی‌شنوید. و آن، ضربه‌های کف دست مرگ است که بر خانه‌ی دل ما و شما می‌خورد و ما بی‌اعتنا به او، سر به کار دلخواه خود فرو برده‌ایم. بله رهبر گرامی، مرگ، بی‌گمان سر خواهد رسید، و ما و شما را به کام خود فرو خواهد کشاند. جنازه‌ی ما را که ناشناس و بی‌کس و کاریم، با شتاب، به آغوش سرد گور می‌سپرند، و جنازه‌ی شما را که معروف عالمید، مردمان بی‌شمار، بر سر دست می‌برند و اشک‌ریزان و بر سر زنان، جلوی چشم صدها دوربین و صدها خبرنگار و صدها میهمان خارجی، در آرامگاه ابدی‌تان می‌نهند.

رهبر گرامی‌ما،

این که «آخرین نامه» را به این نوشته عنوان داده‌ام، نه از این روی است که امیدم از شما و اصلاح امور کشور سلب شده است، بلکه آرزو دارم در این روزهای پایانی عمر، نام نیکی از خود به یادگار گذارید و خطاهای رفته را به سامان خویش باز آورید. فردا، مردم از ما که بی‌نشان و بی‌آوازه‌ایم، هیچ نخواهند گفت، اما از شما، به محافل مردمان، سخنان فراوانی راه خواهد یافت. آنان با غرور خواهند گفت: خامنه‌ای، رهبری فهیم و باخرد بود. گرچه در مقطعی از اواخر عمرش، رشته‌های اداره‌ی کشور از دستش به در رفت و خسارت‌ها بالا گرفت، در سال‌های بعد اما، وی به مجاهدتی شبانه روز پرداخت. دل‌های رمیده را از هر سو بر سر سفره‌ی هم‌دلی باز آورد و برای ایرانیان پراکنده آغوش گشود. اشک‌ها را سترد. قدرت‌های در سایه را از هر کجای کشور به زیر کشید. به نمایندگان مردم اقتدار بخشود. خود را، هم‌چون نلسون ماندلا، از منصب‌های کلیدی کشور کنار کشاند و راه را بر حاکمیت قانون هموار ساخت. بساط رابطه‌های مخوف را برچید. آدم‌های کم‌خرد خانه کرده بر مسندها را به زیر آورد و برجستگان و شایستگان را بر سر کارها گمارد. مرز مضحک میان خودی و غیرخودی را محو کرد و شرافت مخدوش ایران و ایرانی را ترمیم کرد و برکشید.

آن، ضربه‌های کف دست مرگ است که بر خانه‌ی دل ما و شما می‌خورد و ما بی‌اعتنا به او، سر به کار دلخواه خود فرو برده‌ایم

آری رهبر گرامی،

همه‌ی ما دوست داریم شما را بر بلندای سربلندی ببینیم و نام نیک شما را بر تارک هماره‌ی تاریخ سرزمین خویش تماشا کنیم. شما اکنون، در دو قدمی یک چنین افق مبارکی ایستاده‌اید. در این یک سال گذشته، مردمان ما توسط همان قدرت‌های در سایه، به آسیب و تفرقه و انشقاقی بزرگ دچار شده‌اند. به امید روزی در همین نزدیکی‌ها، که با درایت شما، همه‌ی دورنگی‌ها به یک‌رنگی، و همه‌ی جدایی‌ها به یکتایی منجر شود. و این، ممکن نخواهد شد الا با به بازی گرفتن فهم مردمان. حکومتی که بر جهل مردمان خویش خانه بسازد، شایسته‌ی حتمی‌فروپاشی است. و شما نیک‌تر از ما می‌دانید که: ما را جز به فرا بردن فهم‌ها، و اعتنا بخشودن به خواست مردمان‌مان چاره‌ای نیست.

رهبر گرامی،

اگر پرسش شما این است که از کجا می‌توان آغاز کرد، پاسخ می‌دهم: به یک دستور شریف شما همه‌ی زندانیان بی‌گناه ما به آغوش عزیزان خویش باز می‌گردند. این همان بارقه‌ی پربرکتی است که امید بارش آن را به شما دل بسته‌ایم. مابقی راه را خود خدا پیش روی شما خواهد گشود. و من، نام نیک شما را می‌بینم که مردمان ما با غرور بر زبان می‌آورند و بدان مباهات می‌کنند. یا علی!

فرزند شما: محمد نوری‌زاد


 


منبع :  خبرگزاری مهر

گزارش و عکس از سکینه اسمی و حامد عاطفی‌فرد

تالاب بین‌المللی دریاچه ارومیه که در سال‌های اخیر با انواع بلاهای طبیعی و انسانی دست و پنجه نرم کرده و به اعتقاد کارشناسان نفس‌های آخرش را می‌کشد، این روزها در اتفاقی غیرمنتظره به رنگ سرخ شده است.

به گزارش خبرنگار مهر در ارومیه، این پدیده از اواخر هفته گذشته از سواحل دریاچه ارومیه در حوزه آذربایجان شرقی آغاز شد و کم‌کم همه دریاچه را فرا گرفت، اتفاقی که برخی کارشناسان از آن به عنوان شکوفایی جلبکی و در اصطلاح، کشند قرمز یاد می‌کنند.

برخی کارشناسان علت این امر را ورود پساب‌های حاوی مواد مغذی به ویژه پساب‌های حاوی ازت و فسفر به محیط‌های کم عمق دریاچه ارومیه می‌دانند که اغلب از طریق زهاب‌های کشاورزی و فاضلاب‌های شهری و صنعتی به دریاچه ریخته می‌شود.

اختلاف نظر درباره ماهیت وضعیت جدید دریاچه ارومیه

در حالی‌که برخی شایعات از بروز پدیده شکوفایی جلبکی یا کشند قرمز در دریاچه ارومیه خبر می‌دهند اما عده‌ای دیگر از کارشناسان در برابر این اظهارنظرها واکنش نشان داده و ایجاد این پدیده را رد می‌کنند.

مسعود باقرزاده کریمی، کارشناس مسوول تالاب‌های ایران در سازمان محیط زیست یکی از این افراد است که بروز پدیده کشند قرمز در دریاچه ارومیه را به شدت رد می‌کند.

این کارشناس سازمان محیط زیست به خبرنگار مهر گفت: شوری آب دریاچه ارومیه آن قدر زیاد است که جلبک‌های عامل کشند قرمز نمی‌توانند در این محیط، زیست کنند.

تغییر ترکیبات نمک عامل تغییر رنگ دریاچه است

مشاور معاون محیط زیست طبیعی سازمان محیط زیست، عامل تغییر رنگ دریاچه ارومیه را تغییر ترکیبات نمک دانست و افزود: وقتی شوری آب از حد استاندارد فراتر رفته و به حد فوق اشباع رسید ترکیبات نمک عوض می‌شود و برخی از انواع نمک‌ها به ویژه نمک‌های دارای ترکیبات سدیم که رنگ بلورهای آن سفید است رسوب می‌کنند اما برخی دیگر از نمک‌ها به ویژه نمک‌های منیزیم‌دار که نارنجی رنگ یا نارنجی مایل به قرمز هستند، به‌علت مقاومت بالا هم‌چنان به‌صورت محلول در آب دریاچه باقی می‌مانند.

اگر پسماندها موثر بودند از سال‌ها قبل دریاچه قرمز می‌شد

باقرزاده کریمی، دخیل بودن پسماندها در تغییر رنگ دریاچه ارومیه را نیز رد کرد و افزود: پسماند نمی‌تواند در تغییر رنگ آب موثر باشد زیرا اگر این فرضیه صحت داشت، سال‌ها قبل آب دریاچه قرمز می‌شد.

برخی از کارشناسانی که اعتقاد دارند این پدیده نوعی از کشند قرمز است حاضر به اظهار نظر صریح در این مورد نشدند.

گرچه بین کارشناسان زیست محیطی بر سر دلیل سرخ شدن دریاچه ارومیه اختلاف نظر وجود دارد اما آن‌چه مسلم است اینکه پدیده‌ای غیرعادی در حال وقوع است که در صورت عدم توجه و کشف دلیل واقعی آن شاید این تالاب کم نظیر بین‌المللی را وارد بحرانی دیگر کند.

به نظر می‌رسد باید در سریع‌ترین زمان ممکن و با استفاده از تجهیزات ماهواره‌ای که امکان تشخیص زودهنگام را فراهم کرده است، مطالعات دقیقی درباره علت تغییر رنگ دریاچه ارومیه به‌عمل آید و به دنبال آن اقدامات لازم برای مقابله با پیامدهای این تغییر و تحول اتخاذ و اجرایی شود. استفاده از تجارب سایر کشورها در این زمینه می‌تواند راهگشا باشد.

کاهش ۴۵ سانتی‌متری آب دریاچه ارومیه/ بحث کشند قرمز منتفی است

مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی نیز شایعه بروز کشند قرمز در سواحل دریاچه ارومیه را تکذیب و وجود این پدیده را در آب‌های شور منتفی دانست.

حسن عباس‌نژاد در گفت‌وگو با خبرنگار مهر در خصوص مشاهده قرمز شدن آب سواحل دریاچه ارومیه به‌خصوص در سواحل شرقی اظهار داشت: بحث بروز پدیده کشند قرمز در آب‌های شور از نظر علمی و کارشناسی مطرود است.

وی علت بروز این پدیده را در وضعیت کنونی تشرح شکوفه‌های جبلکی با نام علمی «دونالی لاسالینا» ذکر کرد و گفت: این جبلک به جهت بالا رفتن میزان غلطت نمک دریاچه ارومیه برای سازگاری با محیط زیست و تنفس بهتر اقدام به تشریح ماده‌ای قرمز رنگ برای مقابله با شوری و ادامه حیات خود کرده است.

عباس‌نژاد شایعات مبنی بر وجود کشند قرمز در سواحل دریاچه ارومیه را رد کرد و بیان داشت: پدیده کشنده قرمز از نظر علمی تنها در آب دریاهای آزاد که میزان شوری آن‌ها حداکثر ۴۰ گرم بر لیتر باشد مطرح است.

مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی ادامه داد: با مشاهده قرمز شدن آب سواحل دریاچه ارومیه بررسی‌های اولیه صورت گرفت و به عقیده کارشناسان این پدیده تنها تشرح رنگ‌دانه از سوی جلبکی به‌نام دونالی لاسالینا است.

کاهش ۴۵ سانتیمتری آب دریاچه ارومیه

عباس‌نژاد نسبت به کاهش آب دریاچه ارومیه هشدار داد و خاطرنشان کرد: متاسفانه آب دریاچه ارومیه در حال حاضر نسبت به خردادماه سال‌جاری ۴۵ سانتی متر کاهش نشان می دهد.

وی یادآورشد: تراز آب دریاچه ارومیه در خردادماه سال جاری ۱۲۷۲ سانتی‌متر بود که این میزان در حال حاضر ۱۲۷۱٫۵۵ سانتی‌متر رسیده است.

مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی بالابودن میزان تبخیر آب دریاچه ارومیه به‌دلیل افزایش گرمای هوا را از عمده علل کاهش آب دریاچه ارومیه عنوان کرد و گفت: متاسفانه هم‌اکنون میزان ورودی به آب دریاچه ارومیه به صفر رسیده است.

به گفته عباس‌نژاد در حال حاضر میزان شوری و غلظت نمک در دریاچه ارومیه ۳۵۰ گرم بر لیتر است که این امر ادامه حیات تنها موجود زنده دریاچه ارومیه به نام آرتمیا را با مشکل اساسی مواجه کرده است.

۲۵هزار هکتار حواشی دریاچه ارومیه به شوره زار تبدیل شد

معاون امور عمرانی استاندار آذربایجان غربی در گفت‌وگو با مهر از تبدیل‌شدن ۲۵ هزار هکتار حواشی دریاچه ارومیه به شوره‌زار خبر داد.

جواد محمودی تراز آبی دریاچه ارومیه را در حال حاضر هزار و ۲۷۱ متر اعلام کرد و افزود: در شرایط کنونی ارتفاع آب دریاچه ارومیه چهار متر از تراز اکولوژیکی آن پایین‌تر بوده که تبدیل‌شدن بیش از ۲۵ هزار هکتار از حاشیه دریاچه به شوراه زار، معضلات متعددی در منطقه ایجاد کرده است.

وی نیاز آبی سالیانه دریاچه ارومیه را سه میلیارد و ۱۰۰ میلیون مترمکعب دانست و بیان داشت: خشک‌سالی سال‌های اخیر، افزایش میزان دما و تبخیر آب، افزایش سطح زیرکشت محصولات و تبدیل اراضی دیم به آبی و افزایش مصرف آب کشاورزی در کنار احداث سدها در حوزه آب‌ریز دریاچه از عوامل تاثیرگذار کاهش میزان آب دریاچه است.

معاون امور عمرانی استاندار آذربایجان غربی در ادامه سخنان خود ظرفیت تولید آب حوزه آبریز دریاچه ارومیه را شش میلیارد و ۹۰۰ میلیون متر مکعب عنوان کرد و گفت: از این میزان آب سه میلیارد و ۸۰۰ میلیون مترمکعب در حوزه‌های مختلف کشاورزی، صنعتی و شرب مصرف شده که این امر لزوم اجرای طرح‌هایی به منظور صرفه جویی و مدیریت بهینه آن را دو چندان می‌کند.

محمودی با اشاره به تصویب طرح‌های مختلف نجات دریاچه ارومیه در کارگروه ویژه رسیدگی به وضعیت این دریاچه به ارزش ۴۰ هزار میلیارد ریال، افزود: اجرای این طرح‌ها در قالب برنامه‌ای پنج ساله دریاچه را از شرایط بحرانی خارج کند.

وی با بیان اینکه ۹۰ درصد آب مصرفی در حوزه آبریز دریاچه به بخش کشاورزی اختصاص دارد اظهار داشت: با توجه به این میزان آب مصرفی، مدیریت مصرف آب در حوزه کشاورزی بسیار مهم و ضروری است و باید با اصلاح الگوی کشت، مدیریت آب در مزارع، اصلاح شبکه‌های آبیاری و استفاده از شیوه های مدرن آبیاری تحت فشار، بجای گسترش مساحت زیر کشت، میزان تولید در واحد سطح را ارتقا و ظرفیت آب ورودی به دریاچه را افزایش داد.

خبرنگار خبرگزاری مهر برای بررسی بیش‌تر قرمز شدن سواحل دریاچه ارومیه سراغ مسوولان و کارشناسان مرکز آرتمیای کشور و دانشگاه ارومیه رفت که گزارش تکمیلی آن متعاقبن اعلام خواهد شد..

از سال آبی ۷۵ – ۷۴ تا کنون رقوم ارتفاعی سطح تراز آب دریاچه ارومیه سیر نزولی پیدا کرده و در طول سال‌های اخیر آب دریاچه بالاتر از شش متر کاهش داشته است که نیاز به یک عزم ملی و منطقه‌ای برای نجات این اکوسیستم با ارزش و بحران زده است.

بنا بر تحقیقات انجام شده از ۱۲ سال پیش تا کنون نمودار تراز آب پارک ملی دریاچه ارومیه رو به پایین است و مطالعات مدیریت زیست بوم حوضه آبریز دریاچه ارومیه که با هم‌کاری بانک جهانی به اتمام رسیده، نشان می‌دهد دریاچه ارومیه به‌عنوان دومین دریاچه شور جهان تا کمتر از ۲۰ سال آینده با بحران شدیدی مواجه خواهد شد.

پارک ملی دریاچه ارومیه با ویژگی‌های خاص خود بعد از دریاچه شور بحرالمیت در دنیا به‌عنوان دومین دریاچه شور و بزرگ در جهان به شمار می‌رود، این دریاچه به‌عنوان بزرگ‌ترین تالاب دایمی با دارا بودن ۱۰۲ جزیره بزرگ و کوچک در استان قابلیت‌های زیادی را در دل خود جای داده است.

مساحت این دریاچه بیش از ۵۷۰ هزار هکتار است. با به خطر افتادن وضعیت این دریاچه علاوه بر تهدیدات زیست محیطی استان، حیات گونه‌های با ارزش و نادر کشور از جمله گوزن زرد ایرانی و… نیز به خطر خواهد افتاد.

به‌هر حال گویی این بار دریاچه ارومیه خون می‌گرید تا تمام فریادهای باصدا و بی‌صدایش را به گوش دوست‌داران محیط زیست برساند.


 


علی خردپیر / پاریس / رادیو کوچه

«رضا ناصحی»‌، تحلیل‌گر سیاسی و فعال حقوق بشر مقیم پاریس‌، میهمان امروز کافه کوچه است‌. با وی درباره تحریم‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی ایران سخن گفته‌ایم‌. ناصحی بر این باور است که تحریم‌ها‌، به جنبش سبز یاری می‌رساند و در نهایت باید از فروش نفت ایران جلوگیری شود .

پس از گذشت بیش از یک سال از جنبش سبز‌، می‌بینیم که تحریم‌ها و تنش‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی افزایش  یافته است‌. آیا از نظر شما ارتباطی میان این دو مقوله وجود دارد یا خیر؟

نمی‌توان در سیاست فاکتور‌های مختلف را نادیده گرفت‌. به طور طبیعی فضای بین‌المللی در سیاست داخلی تاثیر گذار است و همین‌طور نحوه‌ی سیاست‌گذاری داخلی بر تنش‌های بین‌المللی تاثیر‌گذار است‌. به نظرم فشارهای بین‌المللی بدون در نظر گرفتن نوع آن‌؛ به بنیان گرفتن جنبش داخل کشور و حتا ایجاد نوعی حریم امنیتی برای رهبران جنبش کمک می‌کند .

اما می‌دانید که رهبران جنبش سبز با تحریم‌های بین‌المللی مخالف‌اند‌. چه طور تحریم‌ها کمک کننده جنبش است؟

یکی از مشکلاتی که ما در تحلیل سخنان رهبران جنبش سبز داریم آن است که لابه‌لای خطوط در متن را نمی‌خوانیم‌. ما باید ناگفته‌ها را در مجموع در نظر بگیریم‌. آقایان موسوی و کروبی مانند هر کس دیگری در ایران صراحت لهجه لازم را ندارند و ما الزامن نمی‌دانیم که آیا همه آن‌چه را که فکر می‌کنند را می‌گویند یا نه‌؟ .

هر قدر که رژیم دستش از منابع نفت کوتاه‌تر شود‌، جنبش مردم منفعت بیش‌تر خواهد برد‌

این درست است که گفته‌هایشان بر اساس تفکرشان است اما ناگفته‌هایی هم در افکارشان وجود دارد‌. من اخیرن دیدم که آقای موسوی درباره کشتار ۶۷ گفته‌اند که محذوریت دارند‌. من این محذوریت را درک می‌کنم و می‌دانم که بر اساس فضای داخلی کشور است‌. برای مثال درمورد  ماجراجویی اتمی ایران‌، رهبران به صراحت سخن نگفته‌اند و به نظرم یکی از نقاط ضعف فعالان و رهبران این جنبش است‌. اصل و اساس تنش‌های بین‌المللی همین ماجراجویی اتمی است اما در این‌ باره سخن نمی‌گویند یا به صراحت سخن نمی‌گویند‌. ما دقیقن مواضع آقایان موسوی و کروبی را نمی‌دانیم.

یعنی فکر می‌کنید درباره تحریم‌های بین‌المللی آن‌چه را که تاکنون رهبران جنبش سبز گفته‌اند شفاف نبوده است‌؟ می‌توانم این‌گونه از سخن شما برداشت کنم که «ممکن است» آنان حتا با این تحریم‌ها موافق باشند؟

من نمی‌دانم که ممکن است موافق باشند یا نه‌. اما می‌توانم حدس بزنم که این فشارها در مجموع به جنبش داخل ایران کمک خواهد کرد .

این کمک چگونه است‌؟ در حالی که اکثریت تحلیل‌گران بر این مسئله اتفاق نظر دارند که تحریم‌های بین‌المللی تشنج بیش‌تری را ایجاد خواهد کرد و بازی را از دست نیروهای اصلاح‌طلب درون کشور می‌گیرد‌؟

من با این تحلیل‌ها موافق نیستم‌. حسی را در سطح جنبش ایران می‌بینیم که آنانی که تحریم کننده نبوده‌اند مورد حمله در شعارها قرار می‌گیرند و تحریم کنندگان هرگز هدف واقع نمی‌شوند‌. من از این نتیجه می‌گیرم که مردم ترجیح می‌دهند تحریم‌ها بیش‌تر شود‌. در ایران سنج افکار عمومی میسر نیست و نمی‌دانیم که دقیقن مردم چه می‌خواهند اما از یک سری تجارب می‌توانیم کمک بگیریم‌. از تجارب کشورهایی که سرکشی و یاغی‌گری‌هایی داشته‌اند در برابر قوانین بین‌المللی و در نهایت تحریم آنان موثر بوده است. آفریقای جنوبی و اروپای شرقی نمونه است‌. کوتاه کردن دست جمهوری اسلامی از جامع بین‌المللی و در ارسال اسلحه و کمک مالی در منطقه از نتایج فشارها است‌.

هر چه بیش‌تر جمهوری اسلامی زیر فشار قرار گیرد فضا برای فعالیت‌های مردمی بازتر می‌شود‌. من هم موافق نیستم که مواد غذایی یا نیازهای ضروری مردم تحریم شود و خوش‌بختانه تا امروز هم این موارد در نظر تحریم کنندگان نبوده است ولی بالاخره باید راهی یافت برای جلوگیری از ماجراجویی‌های رژیم اسلامی در منطقه و سطح جهانی‌. یا باید فشارهای دیپلماتیک و تحریم‌ها را در نظر داشت یا جنگ‌؛ چراکه راه دیگری وجود ندارد‌. تاکنون جمهوری اسلامی وقت‌کشی کرده است و هرگز حاضر نیست به صورت عملی قطعنامه‌های سازمان ملل را بپذیرد‌. بنابراین مقابله با این سرکشی‌ها و ماجراجویی‌ها راه دیگری ندارد اگر شما راه دیگری می‌شناسید بگویید.

امروز چهار قطعنامه از سوی شورای امنیت سازمان ملل علیه جهوری اسلامی صادر شده است‌. تحریم‌های یک‌جانبه نیز وجود دارد. آیا به نظر شما این فشارهای بین‌المللی تاکنون موفق بوده‌اند‌؟

اکنون زود است که اثرات تحریم‌ها را بررسی کنیم. به نظرم باید تحریم‌ها تشدید شوند‌. به ویژه درباره جلوگیری از فروش نفت ایران‌، چرا که مهم ترین منبع درآمد دولت و ابزار سرکوب همین درآمد نفت است‌. تا وقتی که پول نفت و نیروی مسلح وجود دارد‌، می‌توان سال‌ها حکومت کرد‌. من معتقدم که تحریم‌ها باید به جلوگیری از فروش نفت ایران کشیده شود‌. البته به نظرم تاکنون تحریم‌ها اثرات خود را داشته است‌. انزوای ایران در روابط بین‌المللی گویای این امر است . برزیل با آن همه باج سبیل به سوی تحریم کنندگان آمد و ترکیه هم با کاستن از صادرات بنزین به ایران اولین گام را برداشت‌.

این‌ها در مجموع دست حکومت را در مانور و تحرکات خود کوتاه می‌کند‌. هر قدر که رژیم دستش از منابع نفت کوتاه‌تر شود‌، جنبش مردم منفعت بیش‌تر خواهد برد‌. ما به سرعت این دو معادله را نمی‌توانیم با هم درنظر بگیریم اما به مرور زمان‌، اثرات مشخص می‌شود‌، کمااین‌که با مروری بر نشریات اقتصادی داخل ایران‌، اثر تحریم‌ها را می‌توان به وضوح متوجه شد.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به koocheh-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به koocheh@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته