
| |
| آنچه در این بخش میآیدانتخابی از رادیو کوچه در بین رسانهها است. منبع: همگرایی سبز جنبش زنان ایران / مدرسه فمینیستی سومین نشست سبز فعالان جنبش زنان همزمان با یکصد و چهارمین سالگرد انقلاب مشروطیت در تهران برگزار شد. در این نشست که نمایندگانی از طیفهای مختلف جنبش زنان در آن شرکت داشتند، علاوه بر سخنرانیهایی حول و حوش زنان در مشروطیت و نیز مسایل گریبانگیر امروز جامعه از جمله اعتراض به ادامه بازداشت زندانیان سیاسی و نگرانی از سلامت ۱۷ زندانی که در اعتصاب غذا بهسر میبرند، بیانیهای نیز به مناسبت سالگرد انقلاب مشروطه صادر و قرائت شد. متن کامل این بیانیه به شرح زیر است: بیانیه همگرایی سبز جنبش زنان به مناسبت سالگرد انقلاب مشروطیت از آغاز شکلگیری جنبش مشروطهخواهی تا به امروز، چگونگی تعامل میان جنبش زنان با جنبشهای دموکراسی خواهی، همواره چالشی مهم و سرنوشتساز برای زنان بوده است. تاریخ جنبش زنان در ایران نشان میدهد که میزان تاثیرگذاری زنان بر جنبشهای بزرگ اجتماعی با توجه به قدرت و میزان تشکلیابی آنان و همچنین نفوذ گفتمان «برابری طلبی» در افکار عمومی جامعه متفاوت بوده است. حرکتهای زنان در اکثر موارد، در عین همراهی، مطالباتشان را از درون و با حضور در این جنبشها پی گرفتهاند، هر چند در نهایت با توجه به «نیروها و پایگاه اصلی تشکیل دهنده» هر یک از این جنبشها، نتایج متفاوتی را از این همراهی به دست آوردهاند. مرور تاریخ یکصد ساله اخیر کشورمان نشان میدهد که در دورههای مختلف مفهوم «مردم» و «ملت» در گفتمانهای حاکم بر جنبشهای دموکراسیخواهی و مصلحانه که با هدف محدود ساختن «قدرت مطلقه» و افزایش «قدرت مردم» حرکت کردهاند، تغییر یافته است و طی یکصد سال اخیر، با مبارزات و تلاشها و جانفشانیهای زنان، بار جنسیتی و پدرسالارانه مفهوم مردم و ملت به تدریج رنگ باخته، تا آنجا که امروز زنان توانستهاند بهعنوان «انسانی مستقل» در زمره آحاد مردم و ملت وارد گفتمان دموکراسی خواهی شوند. در حقیقت با ظهور جنبش مشروطیت، اولین بارقههای «شهروندی» و «عضویت زنان» در میان آحاد مردم کلید میخورد و از همین روست که جنبش مشروطیت برای جنبش زنان از اهمیت ویژهای برخوردار است. جنبش مشروطیت سرآغاز ورود مستقل زنان به حوزه عمومی از طریق «نظام آموزشی» است. یعنی زنان از حق برخورداری از آموزش و سواد، بهعنوان یکی از حقوق شهروندی برخوردار میشوند و در پی آن، «گرد هم آمدن» و ایجاد تشکل، و قلم به دست گرفتن و نوشتن و انتشار نشریه است که با چالشهای فراوان میان نوگرایان با سنتگرایان، در جنبش مشروطیت متحقق میشود، هرچند هنگامی که نوبت به حقوق شهروندی زنان در عرصه سیاسی میرسد، اکثریت نوگرایان و حتا بخشهایی از خود جامعه زنان نیز هم ردیف سنتگرایان، بر محرومیت زنان از «حق رای» صحه میگذارند. طی صد سال گذشته، جنبش زنان فراز و فرودهای بسیاری را پشت سر گذاشته، اما پیوسته آرام و رو به جلو با همکاری مردان آزادیخواه و برابری طلب حرکت کرده است. به طوریکه اگر در جنبش مشروطه، زنان صرفن بهعنوان «موضوعی» برای چالش میان مردان نوگرا و سنتگرا قلمداد میشدند و این مردان بودند که باید تصمیم میگرفتند که حق زنان را بدهند یا ندهند، امروز زنان در جنبش سبز خود الهام بخش و سازنده «گفتمان دموکراسی خواهی» و از نیروهای مهم تشکیل دهنده این جنبش هستند. 
از جنبش مشروطیت که بیبی خانم، از بنیانگذاران مدارس دخترانه در ایران، همراه با لچکاش نامهای به مجلس میفرستد و ندا سر میدهد: «یا برای حفظ مشروطه پایداری کنید یا لچک مرا سر کنید» تا امروز که در جنبش سبز، مردان نوگرا و دموکرات، خودخواسته «لچک» به سر میکنند تا به مردان واپس گرا نشان دهند که تفاوتی بین خود و زنان قایل نیستند، و از زمانی که در جنبش مشروطیت، زنان حتا سخنگویان و نمایندگان خود را از میان مردان بر میگزیدند تا امروز که در جنبش سبز دموکراسی خواهی، جنبش زنان آنچنان مشروعیت و قدرت یافته و حق اهلیت کسب کرده که سرانجام موفق شده نمایندگاناش را به سطح رهبری جنبش متکثر دموکراسیخواهی، ارتقا دهد و مطالبات خود را در سطحی برابر، در حوزه عمومی و سیاسی، مطرح نماید، راهی سرشار از تلاش و ایثار و مبارزهی خیل عظیم زنان ثابت قدم از گروههای مختلف: معلم، پرستار، کارمند، خانهدار، روزنامهنگار، روشنفکر، و … طی نموده است. در مجموع میتوان ادعا کرد که بذر گفتمان برابریطلبی و آزادیخواهی که یک قرن پیش و در جریان جنبش مشروطیت پاشیده شد، امروز از یک سو به همت مدافعان حقوق برابر و مبارزات جنبش زنان و از دیگر سو به واسطه تحولات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی چنان نفوذ و مشروعیتی در جامعه یافته که بدون حضور زنان، مفهوم مردم و ملت قابل تصور نیست و بهعنوان بخشی از «آگاهی جنسیتی» (برابری در حقوق شهروندی دو جنس) به ناخودآگاه جنسیتی جامعه تبدیل شده و نیروی مخالف برابریطلبی نه تنها درون جنبش سبز بلکه حتا در دولت و حاکمیت نیز آنچنان فاقد مشروعیت شده که صرفن با ضرب و زور قوانین و آییننامههای ضد زن خود را به جامعه تحمیل میکند. اما بهرغم همه این پیشرفتها، همواره بیم این میرود که تحولات مثبت در جامعه متوقف و یا گاه حتا سیر قهقرایی طی کند، چرا که تاریخ نشان داده است که گاه در مقاطعی با گسترش «خشونت» و با ایجاد فضاهای «قطبی شده» بازگشت و عقب گرد نیز میتواند امکان پذیر شود. تجربه تاریخی ما و نیز تاریخ جوامع مختلف نشان داده است که وقتی خشونت و «جنگ» به راهی برای حل و فصل اختلافها و چالشها (چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی) تبدیل میشود، قبل از همه، این زنان هستند که تخریب دستآوردهایشان را تجربه میکنند و آن زمان است که جنبشهای مدنی همچون جنبش زنان به حاشیه میروند. بی شک همه اینها صرفن چشماندازهای کلی و عمومی ما را باز میتاباند، چشماندازهایی که دغدغه ها و نگرانیها و نیز آرزوها و تعهدات اخلاقیمان را در سالگرد انقلاب مشروطیت که نشانهای از ظهور انسجام یافته جنبش زنان در ایران است ترسیم میکند
از این روست که ما فعالان همگرایی سبز جنش زنان، در یکصد و چهارمین سالگرد جنبش مشروطیت: با توجه به تجربه اجداد مادریمان در دوران مشروطیت، با حضوری متنوع و متکثر و «مطالبه محور»، خود را متعهد به مشارکتی خلاق و تاثیرگذار از زاویه منافع زنان در عرصههای سرنوشت ساز اجتماعی و همگامی با دیگر جنبشهای «حق مدار»، خشونت پرهیز و تسهیلگر دموکراسی میدانیم. با توجه به تجربه مادربزرگهایمان در دوران «ملی شدن صنعت نفت»، خود را متعهد به مفهومی از ملیگرایی میدانیم که پذیرای نوگرایی و تکثر درون خود است و حضور برابر و نقشآفرینی همه اقوام، مذاهب، زبانها و جنسیتها و تمامی ایرانیان در هر جای دنیا را در سرنوشت خود بر میتابد و بهرغم احترام به سنتهای غیربازدارنده با پدیدههای نو و فرهنگهای متفاوت سر جنگ ندارد. با توجه به تجربه مادرهایمان در انقلاب ۵۷، خود را متعهد به حضور تمامی گروههای زنان با دیدگاهها و سبکهای مختلف در عرصه عمومی میدانیم و نیز در مقابل قوانین و مقررات تبعیضآمیز، خود را متعهد به گسترش گفتمان برابریطلبی و دفاع از حقوق شهروندی زنان میدانیم. با توجه به تجربه زندگی دختران جوانمان، که سخت مشتاق حضور و مشارکت در تمامی عرصههای حیات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی کشور خود هستند، اما از بیآیندگی و نبود شغل و مشارکت اجتماعی و اقتصادی در رنجاند، و از اینرو در برابر بیم گسترش انواع و اقسام آسیبهای اجتماعی، فقر، فحشا، خودکشی و اعتیاد فزاینده که زندگی نسل جوان زنان را احاطه کرده است، خود را متعهد به احقاق حقوق اقتصادی و اجتماعی آنان میدانیم. چرا که هر روز به بهانههای مختلف همچون کاهش ساعت کار زنان و خانه نشین کردن آنان و… عرصه فعالیتهای اقتصادی بر روی آنان تنگتر میشود و تورم و بیکاری فزاینده و بسته شدن واحدهای صنعتی و تخریب کشاورزی و… سبب افزایش آسیبهای اجتماعی و کاهش سطح زندگی و سلامت زنان و کودکان میشود. با تکیه بر تجربه خواهرانمان در افغانستان و عراق و دیگر کشورهای جنگ زده: خود را متعهد به مشی پرهیز از «خشونت» در عرصه سیاسی و اجتماعی در سطح ملی و مشروعیت زدایی از «جنگ و خشونت» در روابط بین دولتها میدانیم. زیرا یقین داریم گسترش و نهادینه ساختن فرهنگ گفتگو در عرصه عمومی به جای فرهنگ «حذف»، «تخطئه» و «دشمن تراشی» در حل و فصل معضلات و اختلافها در سطح ملی و نیز جایگزینی مذاکره بین دولتها و گفتوگو در سطح بینالمللی به جای قطبی کردن فضای بینالمللی و جنگ و تحریم و «شاخ و شانه کشیدنهای خشونتآفرین»، میتواند به بهترین و کم هزینهترین راه برون رفت از بحران بیانجامد و نیز تضمین کننده حرکت رو به جلوی زنان و پیشرفت کل جامعه ایران باشد. 
با توجه به تجربه خواهرانمان در عرصه بینالمللی، خود را هم سرنوشت با همه خواهرانمان در سراسر جهان که مورد خشونت قرار گرفتهاند، میدانیم: از زنان بلاکش افغانستان و زنان دردمند فلسطینی تا زنان سفید و رنگین پوست آزادیخواه آمریکایی، اروپایی و آفریقایی. و با پوست و گوشت خود لمس کرده ایم که زنانی که در سراسر جهان به بهانه های ایدئولوژیک مورد خشونت و کشتار قرار می گیرند، نه قربانی «جنگ بین اسلام و ضدیت با اسلام» و یا «جنگ تمدن ها و مذاهب» بلکه آنان قربانی خشونت بی رحمانه «قدرت هایی» هستند که برای تداوم «قدرت شان» در هر دوره ای «جنگ های خیالی» می سازند و از احساسات مذهبی یا حتا غیرمذهبی مردمان و از شرایط سخت اقتصادی و فقر آنان، ایدئولوژی های خشونت طلب می سازند و در پشت آن، منافع خود را پنهان می سازند و همواره زنان و کودکان قربانیان اصلی آنان هستند. و در نهایت با تکیه بر تجربه سه دهه اخیرمان در قالب هم اندیشیها، کمپینها و ائتلافها در جنبش زنان، به ویژه «همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات»، با تاکید و پافشاری بر حفظ استقلال جنبش زنان و طرح خواستهها و مطالبات زنان در این مقطع تاریخی، بر این باوریم که حضور آگاهانه جنبشهای اجتماعی و مدنی چون جنبش زنان، دانشجویان، معلمان، اقوام، کارگران، روزنامه نگاران، جوانان و… در همراهی و همبستگی با جنبش سبز، هرگز به معنای ادغام و یکسان سازی اندیشهها، نگرشها، و هویتهای رنگارنگ فعالان این جنبشها نبوده و نیست و به مفهوم به فراموشی سپرده شدن اهداف و خواستهها و راهکارهای گوناگون و متکثر هم نیست چرا که این همگرایی سبز با پذیرش این تنوع، از سویی بر همراهی و کنار هم بودن و از سوی دیگر بر تکثر این حرکتهای رنگارنگ صحه میگذارد. زیرا معتقدیم که تقویت کثرتگرایی، مهمترین مانع و محکمترین دژ، در برابر دیکتاتوری ساختارها و یکسان سازی در عرصه عمومی است. بی شک همه اینها صرفن چشماندازهای کلی و عمومی ما را باز میتاباند، چشماندازهایی که دغدغه ها و نگرانیها و نیز آرزوها و تعهدات اخلاقیمان را در سالگرد انقلاب مشروطیت که نشانهای از ظهور انسجام یافته جنبش زنان در ایران است ترسیم میکند. میدانیم که امروز نه تنها گروههای گوناگون زنان، در تلاشاند تا با ابزارهای محدودشان هر یک گوشهای از این دغدغهها را پاسخ گویند، بلکه کنش و مجاهدت فردی و مجزا از یکدیگر زنان نیز که معطوف به دغدغهها، اهداف و آرزوهای مشترک است سبب انسجامی شبکهای و غیرمتمرکز در میان بخش بزرگی از زنان کشورمان شده است و ما نیز خود را بخش کوچکی از این دریای گسترده جنبش و تلاش خستگیناپذیر زنانه (که بخشی سازمان یافته و بخشی سازمان نایافته اما قوی و پویاست) میدانیم، اما به رغم همه اینها، توان و قدرت جنبش زنان با همه تنوع و گستردگیاش، محدود است و یارای پاسخگویی به همه این دغدغهها را ندارد، اما به قولی «آرزو» بر جنبش جوانی همچون جنبش زنان اگر حسن نباشد، «عیب نیست.» |
حمید جعفری / رادیو کوچه
hamid@koochehmail.com
کتاب «حدیث آرزومندی» نوشته «محمدرضا اسدی» شامل سه بخش است. در بخش اول بررسی جایگاه علمی و تاریخی هایدگر، بخش دوم موقعیت تاریخی و بررسی هدف و مقصد ملاصدرا و بخش سوم مقایسه ذهن و زمانه و زبان و بررسی تطبیقی آرا و اندیشههای ملاصدرا و هایدگر آمده است. یکی دیگر از نشستهای هفتگی مرکز فرهنگی شهرکتاب تهران به بررسی کتاب حدیث آرزومندی، بررسی آرا انسان شناسانهی هایدگر و ملاصدرا اختصاص داشت که دکتر محمدرضا اسدی، مولف کتاب به همراه دکتر «بیژن عبدالکریمی» و دکتر «عبداله نصری» در آن به ایراد سخنرانی پرداختند. در فرهنگستان امروز گزاشی از این نشست را خواهید شنید.
این کتاب دو پیوست مهم دارد؛ پیوست اول «کدام فلسفه کدام تطبیق» و پیوست دوم «بنیان متافیزیکی زندگی» نام دارد.
محمدرضا اسدی عضو هیت علمی دانشگاه علامهطباطبایی که پیش از این دو ترجمه دیگر از آثار هایدگر را روانه بازار کتاب کرده است، در ابتدای جلسه گفت: «این کتاب رساله دکترای من است لذا در آن اشتباهاتی از قبیل ناقص بودن اصطلاحات وجود دارد که باید اصلاح و در برخی موضوعات هم باید تکمیل شود.»
محمدرضا اسدی در ادامه گفت: «بحث در مورد فلسفه تطبیقی، بحث طولانی است. از طرفی هایدگر جزو فیلسوفان مطرح است و درباره وی گرایشهای متفاوتی در کشور وجود دارد، مثل این که عدهای هایدگر را دینی میدانند وعده دیگری غیر دینی. همچنین گروه دومی هستند که معتقدند تفکر دینی مانع تفکر فلسفی است، پس اساسن تفکر دینی با تفکر فلسفی یکجا جمع نمیشود.
وی در ادامه از وجود ترجمههای ناصحیح از آثار هایدگر اشاره کرد و گفت: متاسفانه شناخت ما از هایدگر شناخت دقیقی نیست و به همین دلیل ترجمههای مطمئن در این حوزه نداریم، بهویژه ترجمه از زبان آلمانی به فارسی که کار سختی است.»

اسدی به شایع شدن آرای هایدگر در چند دهه اخیر اشاره کرد و گفت: «هایدگر در ایران بهویژه سه دهه بعد از انقلاب بسیار معروف شد اما معرفی وی، عمدهترین کارهایی که بود که در این راستا انجام شد. به عبارتی نسبت ترجمه آثار و معرفی وی به نقد او ۹۰ به ۱۰ بوده است یعنی فقط ۱۰ درصد نقد جدی در مورد وی داشتیم که بنده این رقم را هم با احتیاط میگویم.»
نویسنده «حدیث آرزومندی» در ادامه گفت: «در این اثر کوشش کردم ضمن انجام نقد جدی، نقد خود را در دو زمینه بنایی و معنایی بیان کنم و در مقایسه از بخشهایی که امکان مقایسه میان دو فیلسوف است، استفاده کنم. در واقع میوه و محصول این کتاب فصل سوم آن است که در هفت قسمت این مقایسه مطرح شده است.»
اسدی در پایان گفت: «مقایسه تطبیقی یعنی بیان مشابهات و تمایزات در مورد مسایلی که امکان مقایسه وجود داشته باشد. حجم مقایسه آرای هایدگر و ملاصدرا بسیار زیاد بود و من فقط حجم کمی از این مقایسه را آوردهام و اگر بازخورد خوبی ببینم، این تحقیق را گسترش میدهم. در واقع این کتاب یک آزمایشگاه برای آثار بعدی من است.»
بیژن عبدالکریمی به عنوان دومین سخنران این مراسم گفت: «کاری که اسدی انجام داده، بحثبرانگیز است. او کسی است که پیش از این هم در این حوزه کار کرده، بنابراین با فرد تازهکاری مواجه نیستیم حدیث آرزومندی به جز رساله علیآبادی، دومین اثری است که هایدگر را نقد کرده است.»
عبدالکریمی تکراری نبودن مطالب کتاب را ویژگی مثبت این اثر ارزیابی کرد و گفت: «خوشبختانه عمده مطالب برای خود مولف است و از آثار دیگران کپیبرداری انجام نشده و زبان استفاده شده در اثر زبان سالم، قابل فهم و رایجی است، نقل قولها و ارجاعات بهجا صورت گرفته و فلسفه تطبیقی را به خوبی برای ما روشن کرده است.»
وی گفت: «تب هایدگر در ایران بسیار شایع و بر روی این مساله بسیار کار شده است. من هم در حال تکمیل اثری هستم به نام «هایدگر در ایران» که انحطاط تاریخ خودمان را در مقابل تاریخ غرب و بحران موجود در جامعهمان نسبت به هایدگر را در آن مطرح کردم، لذا با این کار اسدی که خواسته هیمنه و وصف کاریزماتیک هایدگر را فرو بریزد، موافقم.»
عبدالکریمی در ادامه گفت: «با این که کار اسدی را از هر لحاظ قبول دارم، اما میخواهم با بیرحمی تمام نقد کنم و همینجا اعلام میکنم که این رساله با وجود ایراداتی که بنده مطرح خواهم کرد، به امضای بزرگان مثل «غلامحسین دینانی»، «غلامرضا اعوانی» و «رضا داوری اردکانی» رسیده است.

وی گفت: «نقد انواع متفاوتی دارد؛ نقد روانشناسی که در واقع نقد نیست بیان عقدههای فرد است. نقد سیاسی که برای جوامع سیاست زده است و همچنین نقد نهیلیستی که در جامعه ما رایج است که در این نقد همهچیز نفی میشود، نقد آزادیبخش مثل نقدهای مکتب فرانکفورت و در آخر هم نقد استعالی که هدفش بررسی حقیقت متعالی است که امیدوارم نقد بنده جزو این دسته از نقدها قرار بگیرد.»
عبدالکریمی بیان کرد: «برای نقد یک شخصیت چند شرط اساسی لازم است. اول این که فهم و همدلی با متفکر داشته باشیم و در مرحله بعدی مرتبت و منزلت وی را بشناسیم و در مرحله آخر برای نقدمان مبنا داشته باشیم چون بدون مبنا بحث جدلی میشود و اگر نقد ما این شروط را نداشته باشد، به شوخی تبدیل میشود.»
وی ساختار کتاب حدیث آرزومندی را نادرست ارزیابی کرد و گفت: «حجم کتاب بسیار زیاد است (۴۳۸ صفحه) و مطالب تکراری و اضافه هم بسیار دارد. زبان کتاب ایدئولوژیک است که ناشی از یک تفکر ایدئولوژیک است و اشتباهات و غلطهای املایی و ترجمههای ناصحیح هم در آن بسیار دیده میشود.»
نویسنده حوزه فلسفه در ادامه گفت: «در متن پارهای از عبارات وجود دارد که حتا برای من که با این حوزه آشنا هستم، متصور نیست یا این که بیدقتیهای فلسفی خواننده را برآشفته میکند؛ به عنوان مثال این که در جایی از کتاب آمده «بر خلاف این که شعار سقراط خودت را بشناس بوده است اما سقراط هیچ شناختی ازانسان نداشته است.» که اصلن اینطور نیست. یا این که در بخشی دیگر اشاره شده که هایدگر مذهبی نیست اما این یک مسئله واضح و روشن است که مبنا و آغاز مطالعات هایدگر از الهیات بوده واصل اعتقادش هم بر این استوار است که امکان دفاع از تفکر دینی و قدسی وجود دارد. در واقع هایدگر فیلسوف فراسوی کفر و ایمان است.
وی افزود: «فکر میکنم نویسنده از همان ابتدا اشتباه در راه قدم گذاشته چون با نقد شیفتگی هایدگر در ایران آغاز کرده و در مقابل ملاصدرا را مبرا از این انتقادات خوانده است. حتا در کتاب برای نقلقولهای هایدگر از الفاظی نظیر: هایدگر ادعا میکند یا به زعم هایدگر استفاده کرده که اینها نوعی فاصلهگذاری تصنعی است.»
عبدالکریمی در پایان گفت: «با وجود ایراداتی که که پارهای از آنها را گفتم، فکر میکنم فهم درستی از هایدگر در این کتاب ارایه نشده است.»
عبداله نصری آخرین سخنران این مراسم گفت: «من هم با نقد عبدالکریمی مشکل دارم، هم با نقد اسدی، چرا که هیچیک از این دو برای حقیقت و حرفهایشان معیار خاصی نداشتند و ما تا ندانیم معیار حقیقت چیست، مشکلمان حل نمیشود.»
وی گفت: «انتقادم به اسدی این است که مبنای تفکر هایدگر را از متافیزیک جدا کرده که کار اشتباهی است و نقدم به عبدالکریمی درباره دو مرحله اول شرایط نقد است زیرا نمیتوانیم هم با نویسنده همدلی داشته باشیم و هم فاصله بگیریم.»
نصری گفت: «ما تا تعریف دقیقی از سکولار و دینی نداشته باشیم، نمیتوانیم در این حوزه حرف بزنیم، زیرا هریک از این اصطلاحات چند شاخه دارد. نکته مهم دیگر این است که در ایران نسبت به هایدگر نگاه عرفانی وجود دارد که این اشتباه است و هابرماس هم پس از این که از ایران به کشورش بازگشت، به این نکته اشاره کرد.»
وی مطرح شدن فلسفه تطبیقی را مفید ارزیابی کرد و گفت: «فلسفه تطبیقی از این جهت خوب است که هر دو متفکر به خوبی شناخته میشوند اما این دلیل نمیشود که چون زبان هایدگر آلمانی است و ترجمهها نامعتبر است، بر روی آثار وی کار نشود.»
نصری در پایان گفت: «ین که اسدی در اثرش روششناسی هر دو متفکر را معلوم کرده (پدیدارشناسی و برهان عقلی) خوب است و به اشتراکات و تمایزات به خوبی اشاره و انصاف علمی رعایت شده است. نویسنده هم تلاش بیهوده نکرده است، اما من معتقدم بهتر بود فصل آخر در ابتدا میآمد که ملاصدرا و هایدگر با هم مقایسه میشدند و سپس به معرفی آرای هریک پرداخته میشد و در نهایت این که میبایست نقل قولها بهطور دقیق در اثر میآمد تا داوری و قضاوت بهتر صورت میگرفت.»
ریحانه/ پاریس/ رادیو کوچه
کمبود بنزین جایگاهها را به تعطیلی کشاند،
ترکیه با نادیده گرفتن تحریمهای آمریکا علیه ایران در ماه ژوئن ۱۳۸ هزار تن بنزین به ایران صادر کرد که این رقم بیشتر از ماه قبل از آن بوده است.
اما افزایش واردات بنزین ایران از ترکیه در حالی مطرح میشود که بر اساس محاسبات صورت گرفته ایران هر لیتر بنزین را ۱۲۹ تومان گرانتر میخرد.
طی ماه ژوئن ۱۳۸ هزار تن بنزین از ترکیه به ایران صادرشده و ایران در برابر این حجم واردات ۱۲۱٫۸ میلیون دلار پرداخت کرده است که به ازای هر تن ۸۷۸ دلار میشود.
به این تریتب ایران هر تن بنزین ترکیه را ۱۷۴ هزار و ۲۷۹ تومان بیش از رقم جهانی خریداری میکند.
طی ماه ژوئن میانگین قیمت هر لیتر بنزین ۵۲۰ تومان بوده در حالیکه ایران بنابر اطلاعات رویترز هر لیتر بنزین از ترکیه را ۶۴۹ تومان وارد کرده است. براساس این گزارش هر تن بنزین معادل ۱۳۵۱ لیتر است که در این صورت هر لیتر بنزین از ترکیه حدود ۶۴۹ تومان یعنی بیش از قیمت جهانی آن است.
افزایش واردات بنزین با قیمت بالاتر در حالی صورت گرفته که در حال حاضر شماری از گزارشها درباره ایران حکایت از آن دارد که کمبود «بنزین» در برخی مناطق کشور مردم را با دشواری روبهرو ساخته است. به گزارش «باشگاه خبرنگاران جوان»، صفهای طولانی در جایگاههای بنزین «یاسوج» و نرسیدن تانکرهای سوخترسان به شماری زیادی از جایگاههای استان «کهکیویه» و «بویراحمدی» و بعضی دیگر از شهرستانهای استان فارس از جمله «نورآباد ممسنی» این جایگاهها را با تعطیلی روبهرو کرده است.

این خبرگزاری حکومتی ایران همچنان گزارش داده است که یکی ازجایگاه داران بنزین در شیراز در گفتوگو با این خبرگزاری گفته است که از روز پنجشنبه هفتم مرداد ماه به اکثر جایگاههای شیراز اعلام شده که جایگاههای عرضه سوخت از هفته آینده در این استان چند روزی را به دلیل اتمام سوخت مخزن در تعطیلی به سر خواهند برد.
ایران از حمله ناموفق دزدان دریایی به یک نفتکش خود خبر داد
ایران میگوید یک کشتی شرکت ملی «نفتکش» روز پنجشنبه در حال بازگشت از بندر سوخنا در کشور مصر، در تنگه بابالمندب در دریای سرخ مورد حمله ناموفق دزدان دریایی قرار گرفته است.
خبرگزاری مهر از قول مدیرعامل شرکت «نفتکش» میگوید که خدمه این کشتی ایرانی پس از دو ساعت تعقیب و گریز با دزدان دریایی همگی سالماند.
این نفتکش ایرانی با عنوان «دیلم» پس از تخلیه نفت خام خود در بندر سوخنای مصر و در مسیر بازگشت مورد حمله دو قایق تندرو قرار گرفته است.
اوایل فروردینماه سال جاری نیز خبرگزاریهای ایران از قول رییس واردات میوه تازه و اتحادیه صادرکنندگان اعلام کردند که دزدان دریایی سومالیایی یک کشتی ایرانی حامل چهار میلیون دلار پرتقال مصری را در سواحل یمن ربودهاند.
در تیرماه گذشته نیز یک نفتکش ایرانی دیگر به نام «سوسنگرد» در راه اسپانیا مورد حمله دزدان دریایی قرار گرفت. به گفته خبرگزاری مهر، این حمله نیز ناموفق بوده است.
پیشنهاد ایران برای تشکیل مجمع صادرکنندگان محصولات پتروشیمی
شرکت ملی صنایع پتروشیمی، برنامه تشکیل مجمع کشورهای صادرکننده محصولات پتروشیمی را طراحی و به عنوان یک پیشنهاد به دفتر آیتاله خامنهای ارایه کرده است.
«عبدالحسین بیات»، معاون وزیر نفت با اعلام این خبر گفت: «کشورهای روسیه، ترکیه، عربستان، قطر، و امارات در اولویت عضویت این مجمع قرار دارند.»
این پیشنهاد در حالی از سوی ایران مطرح میشود که پیش از این نیز ایران پیشنهاد تشکیل مجمع صادرکنندگان گاز را پیشنهاد کرده بود اما در نهایت پس از تشکیل اپک گازی ایران در مقش یک پیشنهاد دهنده تنها به عنوان یک عضو عادی در این مجمع حضور دارد.
کارخانهها به علت بدهی تعطیل نمیشوند
معاون پارلمانی وزیر صنایع از اجرای طرح صیانت در صنعت خبر داد و افزود: «باید این طرح در سطح وسیع انجام شود. زیرا اصلن درست نیست که یک کارخانه به خاطر بدهی تعطیل شود.»

ایرج ندیمی ادامه داد: «با اجرای این طرح از توقف فعالیت کارخانه جلوگیری شده و کارخانه با فعالیت بدهی خود را تسویه خواهد کرد.»
پول کشاورزان را پرداخت کنید
یک عضو کمیسیون اجتماعی مجلس از عدم پرداخت پول کشاورزان انتقاد کرد.
«مجید نصیرپور» با انتقاد از بیتجربگی وزیر بازرگانی اظهار داشت: «بار کوتاهی وزیر بازرگانی به دوش مردم افتاده است و با وجود آنکه در فصل برداشت گندم قرار داریم و موضوع خرید گندم در دستور کار سازمان غله قرار دارد، اما معاون بازرگانی وزیر بازرگانی از پرداخت پول کشاورزان خودداری میکند.»
به گفته وی، در حال حاضر کشاورزان آذربایجان شرقی محصولات خود را به سیلوها تحویل دادهاند، اما عدم پرداخت پول کشاورزان موجب نارضایتی مردم شده است و با ادامه این روند کشاورزان دچار مشکل خواهند شد که درنهایت لب به اعتراض خواهند گشود.
وی با بیان اینکه بیش از ۱۵ روز از عدم پرداخت پول کشاورزان میگذرد، یادآور شد: «وزارت بازرگانی باید همزمان با تحویل گندم پول کشاورزان را به صورت نقد تحویل دهد اما در حال حاضر برای این عدم پرداخت هیچ توجیهی ندارد.»
واردات به ایران از مرز ۱۸ میلیارد دلار گذشت
مدیرکل دفتر واردات گمرک ایران گفت: «در چهار ماهه نخست امسال ۱۸ میلیارد دلار کالا وارد کشور شد.»
ناصر ابراهیمی افزود: «سال گذشته حدود ۶۰ میلیارد دلار واردات داشتیم که ۲۵ درصد این کالاها برای مصرف مستقیم مردم بود.»
مدیرکل دفتر واردات گمرک ایران تصریح کرد: «کالاهای اساسی مانند گندم جزو این دسته از کالاها نیستند و اگر این کالاها را نیز وارد کنیم، حجم واردات بیش از این رقم خواهد بود.»
خبر / رادیو کوچه
روز گذشته جمعه شبکه تلویزیونی مستقل «رسا» همزمان با آغاز فعالیتش، با صدور بیانیهای، منشور ۱۰ مادهای چشمانداز این رسانه سبز را ترسیم کرد.
به نقل از سیمیل، این رسانه که در آدرس اینترنتی www.rasatv.net هم قابل دسترسی است، همزمان با یکصد و چهارمین سالگرد نهضت مشروطیت در روز جمعه ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ آغاز به کار کرده است.
مسوولان این رسانه اعلام کردهاند که رسا «در نخستین دهه ماه مبارک رمضان به یاری خدا مهمان سفره افطار هموطنان خواهد بود.»
در بیانیه این تلویزیون که در متن کامل آن در وبسایت کلمه منتشر شده، آمده که تلویزیون رسا، شبکهای است که به زبان فارسی (و در صورت لزوم به زبانهای دیگر) برای ایرانیان راهاندازی شده و به انعکاس و پخش اخبار، تحلیل، گزارش و برنامههای فرهنگی، هنری، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی میپردازد.
در این بیانیه اعلام شده که رسا، موسسهای است «غیرانتفاعی و مستقل از احزاب، سازمانها و نهادهای سیاسی دولتی و غیردولتی که به دلیل خفقان موجود در کشور، خارج از ایران ثبت شدهاند.»
در بخش دیگری این بیانیه افزوده شده که «منابع مالی این شبکه {رسا} تنها از طریق کمکهای مردمی و تبلیغات خواهد بود و از هیچ دولت و یا سازمان دولتی خارجی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم مطلقا کمکی دریافت نخواهد کرد.»
متن کامل بیانیه را از این جا مشاهده کنید.
منبع: دکتر غفار پوربختیار
علیقلی خان سردار اسعد بختیاری، رجل برجسته و مشروطهخواه و یکی از دو فاتح برجسته تهران، درسال ۱۲۷۴ق./۱۸۵۸م. دریکی از سیاه چادرهای ایل بختیاری متولد شد. پدرش حسینقلیخان ایلخانی بختیاری و مادرش بیبی مهریجان بود. حسینقلیخان، ایلخانی بختیاری – که قدرت و نفوذ بسیاری در چهارمحالوبختیاری و خوزستان داشت و توانسته بود نظم و امنیت را تا مدتها در آن مناطق برقرار کند- در رجب۱۲۹۹ق./۱۸۸۲م. طی دسیسهای به دستور ناصرالدین شاه و به دست فرزندش شاهزاده مسعود میرزا ظلالسلطان (حاکم اصفهان وفرزند ناصرالدین شاه) به قتل رسید.
در همان هنگام علیقلیخان و برادر بزرگترش اسفندیارخان، که همراه پدر بودند پس از کشته شدن او به دستور ظلالسلطان به زندان افتادند. علیقلیخان پس از چندین سال با وساطت و حمایت میرزا علی اصغرخان اتابک امینالسلطان، صدر اعظم ناصرالدین شاه آزاد گردید. وی پس از ورود به تهران، به درجه سرتیپی رسید و به فرماندهی تیپ سوار صد نفره بختیاری (گارد ویژه صدراعظم) منصوب شد.*
بعد از کشتهشدن ناصرالدین شاه در ۱۳۱۳ق./۱۸۹۶م. و درفاصله چهل روزه قتل شاه تا ورود مظفرالدین میرزای ولیعهد به پایتخت، علیقلی خان و سواران بختیاری تحت امر او از جان امینالسلطان – که اداره امور دولت را بر عهده داشت – محافظت کردند.
سرداراسعد بر خلاف آنها مقوله فرهنگ را بسیار مهم میدانست و گرامی میداشت و در این راستا، تلاش و کوشش فراوانی کرد
**درسال ۱۳۱۸ق./۱۹۰۰م.علیقلی خان از طریق هند به اروپا رفت و پس از دو سال اقامت در آنجا، به تهران بازگشت. اقامت وی دراروپا او را با تحولات و پیشرفتهای اروپاییان آشنا کرد و باعث شد اندیشه و ذهن وی متحول گردد. این مسافرت در وسعت دید و افق فکری علیقلی خان تاثیر بسزایی داشت. پس از بازگشت به تهران بار دیگر فرماندهی محافظان امینالسطان – که در آن هنگام صدراعظم مظفرالدین شاه شده بود – پذیرفت. روابط دوستانه و صمیمی علیقلیخان و برادرانش با امینالسلطان – که از زمان تولد ایلخانی آغاز شده بود- همچنان ادامه یافت. علیقلیخان،پس از درگذشت برادر بزرگترش اسفندیارخان سرداراسعد درسال ۱۳۲۱ق./۱۹۰۶م.،ملقب به سردار اسعد(دوم) گردید.
***با برکنار شدن امین السلطان از صدارت عظما، سرداراسعد نیز تهران را ترک کرد و به زادگاه ایلی خود یعنی سرزمین بختیاری بازگشت علیقلیخان سردار اسعد درسال ۱۳۲۴ق./۱۹۰۶م. برای معالجه چشمهایش ،دیگر بار رهسپار اروپا گردید و این بار سه سال در فرانسه اقامت گزید. سردار در پاریس بود که محمدعلی شاه مجلس ملی را به توپ بست و باسرکوبی مشروطه خواهان، استبداد صغیر خود را آغاز کرد. همین که وی در پاریس از این رخداد تاسف بار آگاه شد ، سخاوتمندانه به حمایت مادی و معنوی مشروطهخواهان فراری پرداخت و بهطور منظم در جلسات آنها شرکت کرد.

به درخواست مشروطهخواهان ایرانی مقیم پاریس، سرداراسعد سرانجام مصمم شد تا با بسیج ایل بختیاری، برای نبرد با استبداد و دفاع از مشروطیت وارد صحنه شود. او نامههایی مبنی بر حمایت از مشروطیت برای برادران خود بهویژه برادر بزرگترش، نجفقلی خان صمصامالسلطنه فرستاد و خود نیز بلافاصله روانه ایران گردید، وی با ورود به ایران، به حمایت از مشروطیت و پیکار با استبداد محمد علیشاه برخاست. سردار اسعد با ترتیب و تجهیز تعداد بیشتری از سواران بختیاری به اصفهان رفت و فرماندهی سپاه بختیاری را از برادر خود صمصام السلطنه تحویل گرفت و به سوی تهران حرکت کرد.
دو سپاه مشروطهخواه شمال و جنوب به رهبری علیقلی خان سرداراسعد و محمدولی خان تنکابنی ،سرانجام در ۲۴جمادی الثانی ۱۳۲۷ق./۱۶ ژوییه ۱۹۰۹م. پس از سه شبانه روز زد و خورد وارد تهران شدند و با سرنگون ساختن استبداد محمدعلیشاه، مشروطیت را دوباره برقرار کردند. محمدعلی شاه از سلطنت برکنار شد و پسرش، احمدشاه را، فاتحان پایتخت به جانشینی وی برداشتند.
دراولین کابینه پس از فتح تهران، سردار اسعد، وزیر داخله شد و اصلاحاتی دراین وزارتخانه صورت داد. چندی بعد به منصب وزارت جنگ رسید و در آن مقام نیز دست به اقدامات و اصلاحاتی زد. با تشکیل کابینه مستوفیالممالک، هر دو فاتح تهران، مناصب وزارتی خود را ترک گفتند و نماینده مجلس شورای ملی شدند. با تشکیل مجدد کابینه سپهدار تنکابنی، سرداراسعد با وجود اصرار او و دیگران حاضر به پذیرش منصب وزارت نگردید.
سردار نوشتهها و کتابهای خارجی را برحسب علاقه و سلیقه خود به گروه مترجمان میسپرد و در فرایند ترجمه بر کار آنان نظارت داشت
در جمادیالثانی ۱۳۲۹ق./ژوئن۱۹۱۱م.، آزرده از بیثباتی امور دولت برای ادامه معالجه چشمان خود روانه اروپا گردید. پس از معالجه، در زمستان همان سال به ایران بازگشت، اما مدتی بعد کاملن نابینا، فلج و خانهنشین شد. سردار از آن پس باقی زندگانی خود را با فعالیتهای علمی و فرهنگی ویا رهنمونی سیاستمداران مشروطهخواه بهویژه راهبری خوانین بختیاری سپری کرد و سرانجام در ۱۴محرم ۱۳۳۶ق./۳۰ اکتبر۱۹۱۷م. درسن ۶۲ سالگی درگذشت.
دولت و ملت ایران، به پاس خدمات وی به وطن جنازه او را طی مراسم با شکوهی تشییع کردند و پیکرش رادر تکیه «میر» قبرستان تخت فولاد اصفهان، درآرامگاه خانوادگی خوانین بختیاری به خاک سپردند.
علیقلی خان سرداراسعد، نه تنها در امور سیاسی و نظامی دارای لیاقت، شایستگی و کاردانی بود، بلکه در امور علمی و فرهنگی نیز علاقه، استعداد و پشتکار فراوانی داشت.
وی در زمینههای علمی و فرهنگی آثار و خدمات بسیاری ازخود به یادگار گذاشت. سرداراسعد، از این لحاظ چه درمیان خانواده خود و چه درمیان دیگر خوانین بختیاری کمنظیر بود، این درحالی بود که خیلی از بزرگان و رجال ایران در آن روزگار توجه چندانی به دانش و فرهنگ نداشتند.
سرداراسعد بر خلاف آنها مقوله فرهنگ را بسیار مهم میدانست و گرامی میداشت و در این راستا، تلاش و کوشش فراوانی کرد. وی سفرهایی به اروپا و بهویژه فرانسه کرد و مدتها در آن دیار اقامت داشت، در آنجا بود که با عمق تحولات و پیشرفتهای اروپای آن روزگار بهویژه تحولات علمی و فرهنگی آن سامان آشنا شد. این مهم البته باعث تحول فکری وی شد و در بازگشت به میهن تلاش کرد در ایجاد تحول وپیشرفت در کشور بهویژه تحول علمی و فرهنگی کارساز باشد.

کوششهای علمی و فرهنگی سرداراسعد را میتوان به دو دسته پژوهشی و آموزشی تقسیم کرد. سردار به شخصه علاقه و اشتیاق زیادی به امر نگارش و ترجمه داشت و کار پژوهش را بزرگ میشمرد. او یا مستقیمن خود به کار پژوهش میپرداخت یا دیگران را به نوشتن و ترجمه وامیداشت و در این راستا از حمایت مادی و معنوی نویسندگان، مترجمان و پژوهشگران دریغ نمیورزید. سردار اسعد محققان و مترجمانی را استخدام کرد و با خود به قریه جونقان، ملک اربابیاش برد و در آنجا به کار نگارش و ترجمه گماشت.(۱۱)
با حمایت و تشویق همیشگی سرداراسعد، این پژوهشگران موفق به تدوین و ترجمه کتابهای زیادی شدند. سردار نوشتهها و کتابهای خارجی را برحسب علاقه و سلیقه خود به گروه مترجمان میسپرد و در فرایند ترجمه بر کار آنان نظارت داشت و آنها نیز با حمایت وی توانستند آثار فراوانی پدید بیاورند یا به فارسی برگردانند. سرداراسعد خود نیز اهل مطالعه، نوشتن و ترجمه بود و کتابهایی را نوشت یا از زبانهای فرانسه و عربی به فارسی برگردانید. او، در این امر چندان کوشید که سرانجام چشمانش را بر سر اینکار گذاشت. برخی از آثار قلمی و ترجمهای سردار اسعد به قرار زیر است:
۱- تاریخ بختیاری:این کتاب را سرداراسعد به کمک عبدالحسین سپهر و شماری از نویسندگان و مترجمان دیگر نوشته است.
۲- ترجمه تاریخ حمیدی (داستانی تاریخی درباره سلطان عبدالحمید، پادشاه عثمانی) نوشته پیرکیارد، پادشاه ۱۳۲۷ق./۱۹۰۹م.
۳-ترجمه دختر فرعون، الکساندر دوما، تاریخ انتشار۱۳۲۴ق./۱۹۰۶م.
۴-ترجمه عشق پاریس، الکساندردوما،۱۳۲۲ق./۱۹۰۴م.
۵-غاده الانگلیس (بولینا)، جرجی زیدان،۱۳۲۱ق/۱۹۰۳م.
۶-ترجمه هانری سوم، نویسنده نامشخص،۱۳۲۳ق./۱۹۰۵م.
۷-هرمس مصری،۱۳۲۲ق./۱۹۰۴م.
اما درکنار فعالیتها وتلاشهای علمی و پژوهشی، یکی دیگر از دغدغهها و دل مشغولیهای سرداراسعد، مسایل فرهنگی و آموزشی بود. او علاقه و توجه بسیاری نسبت به تعلیم و تربیت کودکان ایرانی نشان میداد.
در اولین مجلسی که در سال ۱۳۱۵ق./۱۸۹۸م. برای ترویج و گسترش معارف تشکیل شد، حضور داشت.(۱۲)
درسال ۱۳۲۹ق./۱۹۱۱م نیز برای تاسیس مدرسه صنایع مستظرفه (مدرسه نقاشی)، با کمالالملک و حکیمالملک همراهی کرد و مجوز واگذاری قسمتی ازاراضی باغ نگارستان را برای ساختن این مدرسه ،همراه با مبالغ زیادی پول از مجلس شورای ملی گرفت. (۱۳) پس از فتح تهران ساخت و تاسیس مدارس نوین برای تعلیم و تربیت دانشآموزان ایرانی، مهمترین مسئلهای بود که ذهن سرداراسعد را به خود مشغول ساخته بود. در۶ربیعالثانی ۱۳۲۹ق./۴ژوئن ۱۹۱۱م. دولت مشروطه به پاس خدمات و زحمات فراوان سرداراسعد در سرنگونی استبداد و برقراری مشروطیت مبلغ پانصد تومان حقوق ماهیانه برای وی در نظر گرفت.(۱۴) اما سردار اسعد در نامهای به تاریخ ۱۷ ربیعالثانی به وزارت مالیه اطلاع داد که این مبلغ را – که درآن هنگام مبلغ هنگفتی بهشمار میرفت – برای گسترش معارف و تاسیس مدارس در تهران و تعلیم و تربیت کودکان ایرانی اختصاص داده است ( ۱۵) سرداراسعد در این نامه ضمن تشکر و امتنان از مراحم و الطاف دولت از بابت برقراری این مواجب خطاب به وزیر مالیه نوشت :
…چون امروزه مملکت زیاد از هرچیز محتاج به معارف است و دولت باید در ترویج معارف زیاد از هر چیز سعی فرماید، استدعا میکنم که این ششهزار تومان(حقوق سالیانه)مرحمتی دارا شورا از طرف دولت به مصارف معارف رسانند…(۱۶)
سرداراسعد، درهمین نامه تقاضا کرد تا مبلغ مذکور با اطلاع چهارنفر از رجال بزرگ ترقیخواه و معارف پرور ایران یعنی موتمنالملک (حسین پیرنیا)، رییس مجلس شورای ملی، حاجی سیدنصراله، ذکایالملک (محمدعلی فروغی) و حکیمالملک(ابراهیم حکیمی) و با نظارت آنها به برهزینه کرد آن و نیز با اطلاع وزارت معارف به مصرف معارف برسد.(۱۷)
حقوق ماهیانه سرداراسعد با توافق و صلاحدید شخص وی، برای مخارج احداث و تعمیرات مدرسه فرهنگ (شرکت علمیه فرهنگ) اختصاص یافت.(۱۸)هیت وزیران در جلسه ۲۱حمل ۱۳۳۱ق./۱۰آوریل ۱۹۱۳م.به موجب پیشنهاد و تایید وزارت معارف و اوقاف تصویب کرد که مبلغ چهارهزار تومان از بابت سنوات گذشته سرداراسعد، به موجب تقاضای او برای انجام بنای مدرسه شرکت فرهنگ داده شود مشروط بر اینکه سردار از بابت حقوق گذشته خود، برای مخارج مدرسه فرهنگ به همین مبلغ بسنده کند و از آن پس حقوق ماهیانه پانصد تومان وی برای مصارف یک باب مدرسه متوسطه – که وزارت معارف تاسیس آنرا لازم دانسته است-اختصاص یابد. اما چون سرداراسعد محل بنای این مدرسه را کالسکه خانه سلطنتی پیشنهاد کرده بود ولی اولیای دولت قبول این تقاضا را صلاح ندانستند، تصویب شد که زمینی از اراضی نگارستان به اندازه کفاف برای بنای مدرسه داده شود.(۱۹)
درابتدا سرداراسعد علاقه زیادی به حمایت از ترویج معارف و مدرسهسازی در تهران داشت، اما چند سال بعد نظر خود را تغییر داد و علاقهمند شد تا به گسترش علم و فرهنگ و توسعه معارف و تعلیم و تربیت کودکان در چهارمحال وبختیاری کمک کند. ملکزاده دراین خصوص نوشته است:
پیش از طلوع مشروطیت سرداراسعد در میان خوانین و روسای ایلات ایران یگانه کسی بود که دبستانی به سبک جدید در بختیاری تاسیس نمود و شیخ علی تاری را با چند نفر معلم از تهران استخدام کرد و به بختیاری برد و مردم را تشویق کرد که اطفال خود را برای تحصیل به دبستان نوبنیان وارد کنند و نیز پس از ظهور مشروطیت عدهای از فرزندان بختیاری را که فارغالتحصیل همان دبستان بودند، برای تکمیل تحصیلات به اروپا فرستاد.(۲۰)
حسن وثوقالدوله، رییسالوزرا نیز در حکمی به وزارت مالیه در تاریخ ۲۲ سنبله ۱۳۳۴ق./۴دسامبر ۱۹۱۵م. تغییر نظر سردار اسعد را از کمک به بنای مدرسه در تهران ذکر کرده است:
سابقن موافق نظریه حضرت اشرف آقای سردار اسعد، مقرر گردیده بود که معادل شش هزار تومان مواجب سالیانه شخصی معظمله را از وزارت معارف در تحت نظر خودشان به مصرف یک باب مدرسه در طهران برسانند و اکنون مطابق شرحی که آقای سردار اسعد مرقوم داشتهاند ،معظمله نظریه خود را تغییر داده ومیخواهند مبلغ مزبور را به مصرف یک باب مدرسه – که در بختیاری تاسیس شده- برسانند. نظر به مراتب مزبوره، لازم است قدغن فرمایید از این به بعد این مواجب را مستقیمن به معظمله بپردازند که به مصرف مدرسه مذکوره برسانند…وثوق الدوله.(۲۱)
از سرنوشت این مدرسه وکمکهای سردار اسعد به آن در منابع و اسناد خبری نیست و سردار اسعد نیز –که درآن هنگام نابینا و خانهنشین گردیده بود –دو سال بعد چشم از جهان فرو بست. هیچکدام از خوانین بختیاری وحتی فرزندان او نتوانستند در حوزه معارف پروری و حمایت از علم و فرهنگ ، آوازهای همانند وی بدست آورند.
پینوشتها
۱.الیزابت مکبین راس، با من به سرزمین بختیاری بیایید، ترجمه مهراب امیری (تهران:آنزان،۱۳۷۳)،ص ۲۱۲(یادداشتهای مترجم).
۲.علیقلی سردار اسعد، عبدالحسین لسانالسلطنه سپهر، تاریخ بختیاری، به اهتماسم جمشید کیانفر(تهران:اساطیر،۱۳۴۷۶)،ص ۴۷۲.
۳.همان،ص ۱۷۶.
۴.مکبین راس ،پیشین،ص ۲۱.
۵.Iranica(encyclopedia)
۶.Ibid
,Newyork,۱۹۸۹,vol.۳,p.۵۴۳.
۷.مهدیقلی مخبرالسلطنه هدایت ،خاطرات و خطرات، چاپ ۴(تهران:زوار،۱۳۷۵)،ص ۱۱۸
رامین/ ترکیه/ رادیو کوچه
همه چیز از آنجا شروع میشود که یک ستارهی چگالتر، سوخت خود را تمام میکند و دیگر نمیتواند خودش را در مقابل گرانشاش حفظ کند. آن موقع است که به سیاه چاله تبدیل میشود.
در واقع وقتی ستاره، سوختش را تمام میکند، به اندازهی شعاع شوارتز شیلد منقبض میشود که به این عمل فروپاشی درونی میگویند. زیرا نه تنها کوچکتر میشود، بلکه جرماش ثابت میماند و این امر باعث زیاد شدن چگالی و در نهایت زیاد شدن سرعت گریز میشود. سپس به طور کلی و به بیانی سادهتر زمانی جرمی شعاعش به شعاع شوارتز شیلد میرسد که سرعت گریز آن به سرعت نور برسد. حال طی این فرایند هرچه ستارهی نوترونی بزرگتر باشد، کشش جاذبهی داخلی آن بیشتر خواهد بود.
در سال ۱۹۳۹ «اوین هایمز» فکر میکرد که نوترونها نمیتوانند در برابر همه چیز مقاومت نشان بدهند. به نظر او اگر جرم در حال پاشیدن، بزرگتر از ۲٫۳ برابر اندازهی خورشید باشد، نه تنها الکترونها بلکه نوترونها نیز در هم میشکنند و در آن موقع چیز دیگری وجود نخواهد داشت که از فروپاشی ستاره جلوگیری کند و فروپاشی کامل به وقوع میپیوندد.

فروپاشی کامل به آن معنا نیست که سیاه چالهها از روی صفحهی جهان محو شوند. چون طبق قاعدهی فضا-زمان انیشتین فروپاشی کامل در این را نقض میکند. به جای آن یک انحنای غیرمادی و البته واقعی در فضا به وجود میآید. برای درک بهتر فیزیکی سیاه چالهها میتوان به مثالی توجه کرد که میتوان آنها را به مردی چاق با وزنی زیاد تصور کرد که البته نامرعی باشد. روی یک نیمکت نشسته باشد که او را نمیتوانیم ببینیم ولی فرو رفتگی که در میز به خاطر وزن زیاد آن به وجود آمده میتواند مشاهده کرد. طبق صحبتهایی سیاه چالهها را میتوان به بیانی سادهتر تعریف کرد که قسمتی از فضا هستند که جرم بسیار زیادی در آن متمرکز شده است و هیچ جرمی نمیتواند در مجاورت آن از گرانشش بگریزد حتا نور.
برای همین هم هست که نمیتوان آنها را به طور واضح رویت کرد. چون نور را به درون خود میکشند و از باتاب شدنشان جلوگیری میشود. برای همین به رنگ سیاه شناخته میشوند.
اختر شناسان نیز در این زمینه برای تشخیص و شناسایی سیاه چالهها دو راه کلی را پیشبینی کردهاند که:
۱) از روی جرم سحابی. جرم تمام ستارگان موجود در یک خوشهی پر از ستارههای مرعی به طور قابل ملاحظهای کمتر از جرم خوشه باشد. مرکز کهکشانها به عنوان مکانی تلقی میشود که در آنها سیاه چالهها وجود دارند.
۲) اگرچه از سیاه چالهها هیچ تشعشعی خارج نمیشود اما اجرامی که در سیاه چالهها سقوط میکنند به دلیل زیاد شدن ناگهانی جرم آنها اشعهی ایکس از خود منتشر میکنند.
رادیو کوچه
فیلمی از جعفر پناهی با عنوان آکاردئون برای نخستین بار در بخش روزهای مولفان جشنواره بینالمللی فیلم ونیز به نمایش درخواهد آمد.
بر اساس سایت رسمی روزهای مولفان جشنواره ونیز قرار است هفتمین دوره این بخش در شصت و هفتمین جشنواره بینالمللی فیلم ونیز با فیلم آکاردئون، ساخته جعفر پناهی، افتتاح شود.
از جعفر پناهی دعوت شده است که روز اول سپتامبر (دهم شهریور)، در مراسم نخستین اکران آکاردئون در سالن سینمای سالن پالازو حضور یابد.
جشنواره فیلم ونیز از روز اول تا یازدهم سپتامبر امسال (۱۰ تا ۲۰ شهریور) در شهر ونیز ایتالیا برگزار خواهد شد.
گفتنی است آقای پناهی بهمن سال ۸۸ قرار بود در چارچوب جشنواره برلین در میزگردی شرکت کند اما از خروج او از ایران جلوگیری شد.
گفتنی است او ۱۰ اسفند سال گذشته (اول مارس ۲۰۱۰) به همراه ۱۷ نفر، از جمله همسر و دخترش، در منزل خود در تهران بازداشت شد. بیشتر افراد بازداشت شده روزهای بعد آزاد شدند، اما فیلمساز ۴۹ساله نزدیک سه ماه در زندان اوین باقی ماند.
علی خردپیر / پاریس / رادیو کوچه
میهمان امروز کافه کوچه، آفرینشگر شعر است و ترانه. جامعهشناسی خوانده اما استاد ادب فارسی است. کتابهایش را روی میز کافه که ورق میزنم، برگ برگش تاریخ ایران است. با او درباره یک ترانه سخن گفتم. ترانهای که بر دل میلیونها ایرانی نشست ولی نام شاعر را کس ندانست. «بزن باران». ترانهای که حالا خوانندهاش در تهران و میان شماست. گویا قرار است که شهرداری هم سالن کنسرتی در اختیارش بگذارد و به جای لسآنجلس در تهران بخواند. تهرانی که هنوز خون سهرابها و نداها روی آسفالت خیابانهایش خشک نشده است.
با «محمد جلالی چیمه»، متخلص به «م. سحر» از ترانهای که تا پس کوچههای دورترین شهرهای سرزمینم رفته است سخن گفتیم که چه بسیار زمزمه کردند خونیندلان آن دیار :
بزن باران و شادی بخش جان را
بباران شوق و شیرین کن زمان را
به بام غرقه در خون دیارم
بپا کن پرچم رنگین کمان را
خبر دارید که «محمد نوری» به تازگی درگذشت، میدانم که با او آشنا بودید، اگر دربارهاش سخنی دارید بفرمایید تا در ادامه به موضوع این برنامه از سری برنامههای کافه کوچه بپردازیم .
درگذشت محمد نوری به عنوان هنرمند بزرگ موسیقی برایمان فقدان بزرگی است و به تمامی اهل فرهنگ و هنر تسلیت میگویم. نوری شخصیت ویژهای داشت و علاوه بر اینکه صدای استثنایی داشت، مردی خودساخته بود و انسانی بافرهنگ بود و این درک را داشت که در یک شرایط تاریخی خاص، جای خالی سرود ملی را با صدای خود پر کند و موقعی که ایران در منتهای مظلومیت خود از لحاظ اجتماعی و فکری بود، چراکه حاکمان چندان با ایران و ایرانیت میانهای نداشتند، نوری ستایش ایران را در صدای خود آواز کرد. از این بابت به نظرم نوری در دو دهه اخیر یک خواننده استثنایی بود و اتفاقن پس از وفاتش دیدیم که مردم و جامعه ایران چگونه این هنر و ذوق و اقدام نوری را پاسخ گفت .
شما خالق ترانه «بزن باران» هستید . ترانهای که همنسلان من با آن زیستهاند . ترانهای که حرفهای بسیاری در خود دارد . «بزن باران بهاران فصل خون است». در رابطه با چگونگی زاده شدن این ترانه برایمان بگویید.
حقیقت این است که من قصد سرایش تصنیف یا ترانه نداشتم و موقعی که این شعر را نوشتم مطلقن به این فکر نبودم که روزی بر آن آهنگی گذاشته شود و خوانده شود. من در دهه شصت دانشجوی جامعه شناسی در پاریس بودم که اتفاقن دهشتناکی در ایران روی داد. پس از خرداد ۱۳۶۰ تصمیم گرفته شده بود که نسل جوان و نسلی که تازه سربرآورده بود را قربانی کنند. کشتارها شروع شده بود و روزی نبود که جوانان آرمان خواه و کسانی که آنچنان هم از سیاست اطلاعی نداشتند و به قول معروف تازه سر از تخم به در آورده بودند و فکر میکردند که میخواهند جامعه را به سوی آزادی و عدالت ببرند قربانی میشدند. پس از کشتارهای نخستین و به ویژه قتل «سعید سلطانپور» که از هم دورههای ما در دانشکده هنرهای زیبا و شاعر و کارگردان تاتر بود بسیار متاثر شدم. روزی باران تندی گرفت و من این را نوشتم: «بزن باران بهاران فصل خون است…» و در واقع شرایط تاریخی سروده شدن این شعر همان اختناق دینی دهه شصت به رهبری خمینی است .
فکر میکنم همین ترانه «بزن باران» هم نرخ ایشان را بالا برده و خواسته از این فرصت استفاده کند
درباره روزی که خبر اعدام سعید سلطانپور را شنیدید و لحظاتی که قلم بر دست گرفتید و این شعر را نوشتید، برایمان بگویید .
آنچه که دقیقن به خاطر دارم این است که ما مدام به رادیو گوش میدادیم و وقتی که فهرست اعدامیان آن روز را میخواندند و شنیدم که سعید سلطانپور نفر اول است دیگر مابقی را گوش ندادم. بیاختیار از منزل دوستم بیرون زدم و به یاد دارم که در کوچه فریاد میزدم. این وضعیت روحی من ادامه داشت تا نوزدهم تیر ۱۳۶۰که ترانه را نوشتم. ما هر روز با چنین فهرستی رو به رو بودیم که جلادها با تفرعن و تبختر خاصی قربانیان خود را به مردم معرفی میکردند که البته هدف ایجاد وحشت بود. من از قدیم شعر مینوشتم و حساسیتهایم را با شعر بیان میکردم. در زمان که این شعر را نوشتم باران میبارید و داشتم نگاه میکردم از پشت پنجره و البته باید بگویم که آن نسخه نخستین، بعدها تغییر پیدا کرد .
اولین باری که شعر را چاپ کردید چه زمانی بود؟
در نشریاتی مثل «روزگار نو» و دیگر نشریاتی که در پاریس منتشر میشد این شعر چاپ شد اما برای نخستین بار در دومین دفتر شعرم به نام «به یاد میهن خونین» در ۱۳۶۰ منتشر کردم. این کتاب مقدمهای از «غفار حسینی» دارد که آن زمان در پاریس زندگی میکرد و با روی کار آمدن آقای خاتمی به ایران بازگشت اما از قربانبان قتلهای زنجیره شد. غفار از دوستانم بود که در افشای ماجرای اتوبوس ارمنستان هم نقش داد .

چند سال پس از چاپ این ترانه در پاریس، آواز خوانی به نام «حبیب» روی آن آهنگی گذاشت و آن را خواند . چه زمانی از سرنوشت «بزن باران» مطلع شدید؟
من هرگز این شخص را نمیشناختم و تا همین دو سال پیش هم نامش را نشنیده بودم. خوانندههای زیادی در لسآنجلس بودند که من هرگز نه توجهای به کارشان داشتم و نه حتا به آنجا سفری داشتهام . دو سال پیش به صورت اتفاقی نام این ترانه را دیدم و دنبال کردم و دیدم که شخصی به نام حبیب آن را خوانده و حتا نام آلبوم خود را هم «بزن باران» گذاشته است. ترانه را که گوش دادم متوجه شدم که ایشان حتا در دو سه بند، این ترانه را اشتباه خوانده است. نامی از سراینده ترانه در کار نبود. بعدها متوجه شدم که این شعر مورد توجه مردم واقع شده است اما متاسفانه خواننده، بدون در نظر گرفتن اینکه باید تماسی با سراینده میگرفت اقدام کرده بود. حتا یادداشتی روی وبلاگ خود نوشتم و چند ایمیل هم ارسال کردم اما پاسخی داده نشد.
شما با شرکتی که آن آلبوم موسیقی را منتشر کرده بود تماسی گرفتید؟
نه. من از طریق ایمیل با چند وبسایت که آلبوم مورد نظر را معرفی کرده بودند تماس گرفتم و پیغام دادم که اگر با خواننده آن، ارتباطی دارند اطلاع دهند که وی با من تماس گیرد و لااقل اشتباهاتش را در اجرایهای آتی جبران کند.
یعنی اشتباه میخوانند؟
بله. در سه چهار مورد اشتباه میخوانند و اصلن شعر را نفهمیدهاند. البته با توضیحی که دادم در رابطه با شرایط اجتماعی که در آن این شعر نوشته شد، فکر نمیکنم چنین خوانندهای در این عواطف و عوالم سیر میکرده و میدانسته که اساسن موضوع شعر چیست. اما چون شعر از دل برآمده بود لاجرم بر دل هم نشست. حرف مردم و جوانان و جامعه ایران بود و شد زمزمه دل بسیارانی. من حتا بعدها ایمیلهایی دریافت کردم از جوانانی که فهمیده بودند شاعر آن ترانه کیست. برایم مینوشتند که تمام دوران دبیرستانشان را با این ترانه سر کرده بودند. این برایم از سویی شوقآور بود که کارم وارد جامعه شده بود و از سویی به بیحرمتی که به مولف شده بود و آن بیپرنسیپی اعتراض داشتم .
خبر رسید که حبیب به ایران بازگشته است و قصد دارد که کنسرت هم اجرا کند. شما هم این خبر را شنیدهاید . در اینباره چه نظری دارید؟
من ایشان را نمیشناسم اما با دنبال کردن کارهایش و آشنا شدن با فضایی که در آن بوده، انتظاری بیش از این نداشتم. به ویژه در پی بی پرنسیپی صورت گرفته و بیپاسخ ماندن ایمیلهایم مشخص شد که با آدم چندان با فرهنگی روبهرو نیستم. در هر صورت در اینباره چندان شوکه نشدم. فکر میکنم همین ترانه «بزن باران» هم نرخ ایشان را بالا برده و خواسته از این فرصت استفاده کند.
رادیو کوچه
وزیر بهداشت ایران روز پنجشنبه از نگرانی این وزارتخانه درباره افزایش سقط جنین غیرقانونی در کشور خبر داده است.
به گفته مرضیه وحید دستجردی، سقط غیرقانونی بهدلیل مخفیانه بودن اعلام نمیشود و افراد بعد از مراجعه نیز اعلام نمیکنند که به انجام سقط غیرقانونی مبادرت کردهاند بههمین دلیل وزارت بهداشت و سایر نهادهای حکومتی مانند پزشکی قانونی، تنها از موارد نادری مطلع میشوند که آمار دقیق موجود نیست.
این در حالی است که تنها آمار رسمی ارایه شده درباره سقطهای غیرقانونی را سه سال پیش رییس پژوهشکده فنآوریهای نوین علوم پزشکی ابنسینا اعلام کرده بود.
لازم به ذکر است دکتر محمدمهدی آخوندی سه سال پیش اعلام کرده بود سالانه ۸۰هزار سقط جنین غیر بهداشتی و به عبارت دیگر ۲۰۰مورد در هر روز در ایران انجام میشود.
رادیو کوچه
هفته سوم دهمین دوره رقابتهای فوتبال لیگ برتر ایران در شرایطی برگزار شد که تیم تازه صعود کرده به لیگ برتر صنعت نفت آبادان، در میان همه تیمهای مدعی صدرنشین شد و قهرمان فصل گذشته با کسب یک تساوی دیگر به روند سقوطش ادامه داده و در رده سیزدهم قرار گرفته است.
به گزارش مهر، هفته سوم لیگ برتر روز جمعه با برگزاری ۶ بازی به اتمام رسیده است.
در پایان هفته سوم لیگ برتر این نتایج بهدست آمد:
استیل آذین تهران یک – نفت تهران یک
ملوان بندرانزلی ۲ – مس کرمان یک
پاس همدان یک – پیکان قزوین صفر
راه آهن شهرری صفر – صنعت نفت آبادان ۲
پرسپولیس ۲ – سایپا کرج یک
فولاد خوزستان یک – سپاهان اصفهان یک
شاهین بوشهر صفر – صبای قم صفر
گفتنی است روز پنجشنبه دیدار تیمهای شهرداری تبریز با تراکتورسازی تبریز و ذوب آهن اصفهان با استقلال تهران با نتیجه یک بر یک به پایان رسیده است.
رادیو کوچه
محققان کانادایی روز پنجشنبه ۵ آگوست توانستند با استفاده از تصاویر ماهوارهای سازمان هوا-فضا آمریکا، ناسا، جدا شدن یک صفحه یخ بزرگ به مساحت ۲۶۰ کیلومتر مربع از یخچالی در گرینلند را مشاهده کنند.
محققان دانشگاه دلاور در آمریکا میگویند این کوه یخ از یخچال پیترمن در شمالغربی این کشور جدا شده است.
به گفته آندرئاس مونچاو، استاد دانشگاه دلاور، این کوه یخ بزرگترین صفحه یخی است که از سال ۱۹۶۲ در محدوده قطب شمال جدا شده است.
وی میافزاید: این کوه یخ آنقدر بزرگ است که میتواند تمام آب لولهکشی آمریکا را به مدت ۱۲۰ روز تامین کند.
محققان میگویند ممکن است این کوه یخ به سمت آبهای بین گرینلند و کانادا حرکت کند یا در طول زمستان در مکان خودش منجمد و ساکن شود، اما اگر این کوه یخ به سمت جنوب حرکت کند، به تهدیدی برای کشتیرانی تبدیل خواهد شد.
آقای مونچاو اضافه کرد هنوز معلوم نیست که جدا شدن این کوه یخ به گرمایش زمین مربوط است یا عوامل دیگری در آن دخالت داشتهاند.
شکوفه / دفتر ترکیه/ رادیو کوچه
shokufeh@koochemail.com
گاهی اوقات در زندگی روزمره و در برخورد با آدمهای دور و برمان، حساس میشویم. شاید تنها زندگی کردن این مشکلات را ندارد چود دیگر کسی نیست که از دستش عصبانی بشویم یا سرش داد بکشیم. اما به هر حال زندگی کردن در بین اجتماعی از مردمان با فرهنگهای متفاوت گاهی باعث شادی و گاهی موجب عصبانیت میشود.
این عصبانیت تنها در محیط بیرون از خانه نیست. جر و بحثهایی هم حتh ممکن است در بین اعضای یک خانواده اتفاق بیفتد. اینها را دیگر نمیتوانیم تفاوت در فرهنگ بدانیم. چون مسلمن، یک خواهر و برادر که سالها با یک نوع تربیت بار آمدهاند، دارای فرهنگ یکسانی هستند.
شاید خیلی از آدمهای عصبانی؛ به خاطر نداشتن کنترل در زمان خشم، دوستانشان را از دست بدهند. آیا شما از این دسته هستید یا از آنهایی که همه دوست دارند در کنارتان شاد باشند و همیشه در کنارتان وقتشان را بگذرانند؟
این انتخاب صرفن یک انتخاب شخصی است که در هنگام بروز مشکلات، و گذشتن آنچه بر وفق مرادتان نیست، از کوره در بروید یا آرام بمانید.
گروه سلامت سیمرغ، سیمرغ دات کام، راهکارهای زیر را برای کنترل خشم توصیه کرده است:

۱ ورزش کنید.
فعالیت جسمی به شما کمک میکند که عصبانیت شما طول مدت کوتاهتری داشته باشد. با افزایش توان جسمی قدرت غلبه شما بر عصبانیت بیشتر میشود.
۲ شروع به نوشتن کنید.
کلماتی که موقع عصبانیت بیان میکنید را روی کاغذ بنویسید و سعی کنید دیگر هنگام مشاجره و عصبانیت آنها را تکرار نکنید.
۳ یک لحظه تفکر کنید.
در مراحل شدید عصبانیت بهتر است از مواجهه با فردی که از دست او عصبانی هستید دور شوید و در مقابل او قرار نگیرید. به جای این چند لحظه به خود فرصت بدهید تا آرام شده و در مورد روشهای ابراز عصبانیت کمی فکر کنید.
۴ خشمتان را خالی نکنید.
این یک باور غلط اجتماعی است که میگویند بیرون ریختن غضب و خشم و عصبانیت همیشه بهترین راه احساس راحتی است. خالی کردن خود با فریاد و عصبانیت میتواند باعث بروز مشکلات بیشتر شود به جای اینکه آنها را حل کند. این کار میتواند روابط بین افراد را بدتر کرده و شیوه خوبی برای الگو بودن برای کودکان نیست.
۵ حرف بزنید به جای داد زدن.
در مورد چیزی که دارید میگویید کمی فکر کنید و صدایتان را بلند نکنید. در مورد چیزی که شما را عصبانی کرده با آرامی توضیح دهید. سعی کنید قبل از اینکه پاسخ بدهید به آنچه فرد مقابلتان هم میگوید گوش کنید.

۶ تنوع را فراموش نکنید.
اگر میبینید که ترافیک و شلوغی خیابانها شما را عصبانی میکند، از وسیله دیگری به غیر از اتومبیل خود برای رفت و آمد استفاده کنید یا اگر امکان دارد مکان شغل خود را نزدیک محل زندگیتان انتخاب کنید.
۷ به فواید و مضرات عصبانیت فکر کنید.
بعد از اینکه عصبانیتتان فروکش کرد با خود فکر کنید این عصبانیت چه فوایدی برای من و فرد مقابل داشت؟ آسیبها و اثرات منفی آن روی من و دیگری چهقدر بود؟ آیا مشکل را برطرف کرد؟
۸ از مهارت حل مشکل استفاده کنید.
با خود فکر کنید و راهحلهای دیگری را به غیر از عصبانیت برای حل مشکل پیدا کنید.
۹ موقعیت را بپذیرید.
برخی چیزها را نمیتوان تغییر داد. گاهی باید به جای عصبانی شدن وضعیت کنونی را پذیرفت و با آن سازگاری پیدا کرد. در این صورت لازم است شیوههای مقابله با مشکلات را یاد گرفته و یا آنها سازگار شوید.
۱۰ به سلامت خود بیندیشید.
عصبانیت موجب افزایش هورمون استرس و عصبانیت در بدن شما میشود که این خود موجب افزایش فشار خود شما میشود. پس بگذارید با آرامش مشکلات برطرف شود، چرا که عصبانیتهای طولانی مدت و شدید سلامت قلب شما را هم به خطر میاندازد.
خبر / رادیو کوچه
روز پنجشنبه طی گزارشی قرار بازداشت سه تن از فعالان بازداشت شده آذربایجانی به مدت یک ماه دیگر تمدید شده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، قرار بازداشت سهتن از فعالان آذربایجانی به نامهای اکبر آزاد، لطیف حسنی، محمود فضلی که از خرداد ماه سالجاری در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهرستان تبریز بهسر میبرند به علت عدم حضور قاضی پرونده به مدت یک ماه دیگر تمدید شد.
خانواده اکبر آزاد اعلام کرد که وی همچنان در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر تبریز بهسر می برد و تحت بازجویی قرار دارد، این خانواده که هفته گذشته موفق به ملاقات با وی شدند وضعیت جسمی وی را نامناسب توصیف کردند.
آقای اکبر آزاد روزنامهنگار و فعال مدنی آذربایجانی به مدت ۳۵ روز در سلول انفرادی بهسر برده و هم اکنون در سلولی دو نفره نگهداری میشود، وکیل نامبرده به دلیل عدم اتمام بازجوییها قادر به ملاقات با موکل خود نشده است.
خانواده لطیف حسنی نیز عنوان کرده به مدت ۱۰ روز از وضعیت وی بیاطلاع هستند و تلاش این خانواده برای دریافت مجوز ملاقات تاکنون به جایی نرسیده است.
منبع : جمعیت دفاع از حقوق مردم ایران در اتریش
روز پنجشنبه نامهای در وین به دعوت جمعیت دفاع از حقوق مردم ایران – اتریش و تشکل سبز وین به مناسبت سالگرد انقلاب مشروطه و با شرکت هموطنان ایرانی در وین برگزار شد.
در اطلاعیه فراخوان این برنامه از جمله آمده بود: اکنون که بعد از گذشت بیش از یک قرن از انقلاب مشروطه مردم ایران همچنان برای دستیابی به حقوق مندرجه در این قانون یعنی حق حاکمیت ملت مبارزه میکنند، لازم است که به رسم هر ساله با بزرگداشت این روز تاکید نماییم که استوار در راه استقرار حکومت قانون و دستیابی ملت به حق حاکمیت خود قدم بر میداریم. به همین جهت دفاع از حقوق مردم ایران و مبارزات آنها در یکسال گذشته نیز جزیی از این برنامه بود که در عکسها، شعارها و فیلمی که در پایان این برنامه نشان داده شد، تبلور داشت.

در آغاز درشکهای حامل پرچم ایران و شعار در حمایت از آزادی زندانیان سیاسی در مرکز شهر به مدت نیم ساعت حرکت کرد و سپس در محل تجمع در مقابل تاتر Burg به سایرین پیوست. برنامه با پخش سرود ای ایران و سایر ترانههای مربوط به یک سال گذشته، و پخش اطلاعیه، صف شعار و … ادامه یافت و با پخش فیلمی از تظاهرات یکسال گذشته در ایران پایان یافت.
گزارش تصویری از میز اطلاعات و برنامههای دیگر را در زیر میبینید.
خبر / رادیو کوچه
بر اثر آتشسوزی در معدنی واقع در شرق چین ۱۶ تن جان خود را از دست دادهاند و ۷ نفر دیگر نیز در زیرزمین حبس شدهاند.
به گزارش شبکه خبری آسیا، این حادثه که در شهر «ژویوآن» استان «شاندونگ» چین رخ داد تا این لحظه آخرین حادثه معدنی در چین است.
هیت کارگری این شهر درچین در مورد این حادثه اظهارنظری نکرده است.
همچنین در این معدن بیش از ۳۲۹ نفر کار میکردند که پس از آتش سوزی ۲۹۷ نفر از آنها به بخش زیرزمین پناه بردند.
گفتنی است که چین از نقاط حادثه در مورد انفجار معادن است به طوری که از اویل هفته جاری تاکنون بیش از ۳۲ نفر در معادن این کشور جان خود را از دست دادهاند.
شنبه ۱۶مردادماه ۱۳۸۹- ۷ آگوست ۲۰۱۰
شروع پخش زنده از ساعت ۴/۰۰ بعداز ظهر – به وقت تهران
اجرا: اعظم
استودیو: مارال
تقویم تاریخ – مریم
گزیده اخبار مطبوعات ایران
میکروفن – «خشمات رو بخورم الهی» - شکوفه
بخش اول اخبار
روزنگاشت – «اولین آسیایی دارنده نوبل» - مریم
مجلهی خبری کابل – نجیب امیری
کافه کوچه – «داستان بزن باران از زبان شاعر» – علی خردپیر
بخش دوم اخبار
بریم فضا
مجلهی اقتصادی – ««کمبود بنزین جایگاهها را به تعطیلی کشاند» - ریحانه
فرهنگستان – «بررسی آرا انسان شناسانهی هایدگر و ملاصدرا» - حمید جعفری
بخش سوم اخبار
خبر / رادیو کوچه
بر اساس گزارشهای رسیده از وضعیت جسمانی عیسا سحرخیر روزنامهنگار زندانی، وی از صبح جمعه ۱۵ مرداد، به فلج عمومی مبتلا شده و قادر به حرکت کردن نیست.
به گزارش جرس، سحرخیز از سال گذشته که از زندان اوین به زندان رجاییشهر منتقل شده، با شرایط نامناسب جسمی روبهرو است.
این در حالی است که بر اساس این گزارش با وجود وضعیت بد جسمانی از یکسال پیش تاکنون با مرخصی درمانی این زندانی سیاسی موافقت نشده است.
این روزنامهنگار زندانی در یک دادگاه غیرعلنی به اتهام توهین به رهبری به دفاعیات خود پرداخته اما تاکنون بدون حکم و در بازداشت موقت به سر میبرد.
سحر خیز در دفاعیهای که به صورت سرگشاده منتشر کرد، رهبر جمهوری اسلامی را به براندازی نظام متهم کرد و آنچه نوشته بود را از باب نهی از منکر دانست .این روزنامهنگار زندانی دادگاه را نیز صالح برای بررسی به اتهاماتش ندانسته است.
خبر / رادیو کوچه
روز گذشته جمعه دفتر رییسجمهوری پاراگوئه از ابتلای رییسجمهوری این کشور به بیماری سرطان خبر داده است.
به گزارش الجزیره روز گذشته دفتر ریاستجمهوری پاراگوئه اعلام کرد که رییسجمهوری این کشور فرناندو لوگو به بیماری سرطان از نوع لنفوم مبتلا شده اما پزشکان شانس بهبودی وی را در سطح بالایی پیش بینی کرده اند.
پزشکان مدعی شدهاند که این نوع سرطان از سرطانهای خوشخیم و قابل درمان است زیرا در مراحل اولیه این بیماری قرار دارد و میتوان به درمان آن امید داشت.
رییس دفتر ریاستجمهوری پاراگوئه از ادامه کار در این دفتر و رییسجمهوری خبر داد و گفت کارهای اداری مانند قبل و طبق روال هر روز ادامه خواهد یافت.
گفتنی است فرناندو لوگو یکی از اسقفهای کلیسای کاتولیکها بوده که پس از خروج از کلیسا به عنوان رییس جمهوری این کشور انتخاب شده است.
خبر / رادیو کوچه
صبح امروز شنبه سکینه محمدی آشتیانی که به اتهام زنا محکوم به سنگسار شده، در مصاحبهای اعلام کرد مقامهای ایرانی در مورد اتهام وی دروغ میگویند تا بتوانند او را در خفا اعدام کنند.
به نقل از گاردین، خانم محمدی آشتیانی که از طریق شخص دیگری به سوالات روزنامهی بریتانیایی گاردین پاسخ میداد در عین حال افزود: «آنها فکر میکنند در این کشور هرچه بخواهند میتوانند بر سر زنان بیاورند.»
یک مقام قضایی ایران، مصدق کهنمویی، در پاسخ به کمیته رفع تبعیض سازمان ملل در ژنو گفت که جمهوری اسلامی در مورد سرنوشت سکینه محمدی آشتیانی که به جرم زنا محکوم به سنگسار شده، هنوزتصمیمی نگرفته است.
سکینه محمدی آشتیانی در مصاحبهاش که روز شنبه منتشر شد گفت به دلیل جرم زنا گناهکار شناخته شده ولی از اتهام قتل همسرش تبرئه شده است. وی افزود مردی که همسر وی را کشته، شناسایی و دستگیر شده اما محکوم به مرگ نشده است.
خبر / رادیو کوچه
روز گذشته جمعه سفیر اسراییل در آنکارا برای ارایه توضیح درباره اظهارات اخیر وزیر جنگ این کشور برای دومین بار طی سه روز گذشته به وزارت خارجه ترکیه فراخوانده شده است.
به نقل از روزنامه حریت چاپ ترکیه، وزارت خارجه ترکیه سفیر اسراییل در آنکارا را برای دومین بار طی سه روز گذشته به نشانه اعتراض به اظهارات «ایهود باراک» وزیر جنگ اسراییل در این باره که «هاکان فیدان» رییس جدید سرویس اطلاعاتی ترکیه «حامی ایران» است، فرا خواند.
به نوشته این روزنامه ترک، معاون وزارت خارجه ترکیه به لوی گفت که آنکارا این بار صبر و بردباری خود را از دست داده است و بار دیگر از تل آویو میخواهد تا توضیحات خود را درباره اظهارات اخیر وزیر جنگ خود هرچه سریعتر ارایه دهد.
لازم به یادآوری است باراک اخیرن عنوان کرده بود انتخاب رییس جدید سرویس اطلاعات ترکیه که حامی ایران است، ما را نگران میکند.
گفتنی است «هاکان فیدان» در ۲۷ ماه مه گذشته (ششم خردادماه) به عنوان رییس جدید سرویس اطلاعاتی ترکیه انتخاب شده است.
خبر / رادیو کوچه
سخنگوی شورای نگهبان صبح امروز شنبه در نشست خبری در خصوص اظهارات آیتاله جنتی خطیب نماز جمعه تهران در رابطه با دریافت کمکهای میلیاردی از سوی برخی افراد عنوان کرد هر زمان به جرم افرادی که مقابل نظام ایستادهاند رسیدگی شود، اسناد دریافت کمکهای میلیاردی نیز به دادگاه ارایه خواهد شد.
به گزارش فارس، عباسعلی کدخدایی در خصوص سخنرانی اخیر احمد جنتی اظهار داشت اول اینکه آمریکا و غرب در دشمنی با نظام اسلامی اصرار دارند و مورد دیگر اینکه در طول جنگ تحمیلی آنها علنن به صدام کمک و بعد هم تکذیب میکردند ولی بعد از فروپاشی رژیم صدام به کمکهای خود اقرار و از آن اظهار پشیمانی کردند و دیگر اینکه در تلاشهای دشمن بر علیه نظام اسلامی اساسن تردیدی وجود ندارد و آیتاله جنتی نیز حتمن اسنادی در این خصوص داشته است و هر زمان به جرم افرادی که مقابل نظام ایستادهاند رسیدگی شود، اسناد دریافت کمکهای میلیاردی نیز به دادگاه ارایه خواهد شد.
این در حالی است که آیتاله جنتی در سخنرانی اخیر خود از داشتن برخی اسناد دریافت مبلغ یک میلیارد دلار توسط رهبران معترض به نتایج انتخابات خبر داده است.
خبر / رادیو کوچه
احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران در خطبههای نماز این هفته آمریکا را تهدید کرد که حتا در صورت حمله اسراییل به ایران منافع آمریکا با برخورد طوفانی و براندازانه ایران اسلامی مواجه خواهد شد و در ادامه سخنان خود ملیگرایان ایرانی را به خیانت به وطن متهم کرده است.
احمد خاتمی که روز جمعه در نماز جمعه تهران سخنرانی میکرد، به اظهارات اخیر مایکل مولن رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا در مورد طرح حمله نظامی به ایران اشاره کرد و گفت: «جا دارد که رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا از حمله به ایران نگران باشد زیرا میداند حمله به ایران همان و به خطر افتادن منافع آمریکا در سراسر جهان همان.»
حجتالاسلام احمد خاتمى که یکی از روحانیان محافظهکار حامی محمود احمدینژاد است در بخشى از خطبه دوم نماز افزود: «باید از این دولت که برآمده از مشارکت ۴۰ میلیونی مردم و ۲۴ میلیون رای است در مقابل جریان فتنه که تمام تلاش خود را حتا برای کاستن یک روز از عمر این دولت به کاربستهاند؛ حمایت کرد.»
خاتمی در ادامه سخنرانی خود با انتقاد از ملیگرایان ایرانی گفت: «تاریخ نشان داده است که متدینان در خط اول دفاع از وطن بودهاند در حالیکه ملیگرایان و داعیهداران ملیگرایی به این وطن خیانت کردهاند.»
خطیب نماز جمعه تهران در ادامه با دفاع از برخوردهای اخیر نیروی انتظامی در مورد حجاب گفت : «این پنجمین بار است که مرثیه دردناک حجاب را سر میدهم.»
سپس افزود: «کار فرهنگی به تنهایی جواب نمیدهد؟ اگر کار فرهنگی جواب میدهد چرا با دزد مقابله میکنید ؟ هم کار فرهنگی کنید و هم حدود الهی را اجراکنید.»
لازم به ذکر است احمد خاتمی پیشتر از روند برخورد با حجاب انتقاد کرده و اظهار داشته است نیروی انتظامی باید محکمتر و جدیتر با این مسئله در جامعه مبارزه کند.
مریم / رادیو کوچه
maryam.m@koochehmail.com
روزنگاشت امروز به بهانه درگذشت «رابیندرانات تاگور» شاعر، فیلسوف، موسیقیدان و چهرهپرداز اهل بنگال هند است که در ششم می سال ۱۸۶۱ میلادی در کلکته هندوستان به دنیا آمد و در هفتم آگوست ۱۹۴۱ میلادی درگذشت.
تاگور از خاندان برهمنان هند بود. بنیادگذار خاندانش مردی بهنام «پنچامن کوشاری» بود. او در آغاز در جسور در بنگال جنوبی میزیست ولی پس از پیدا کردن اختلاف با مرزبان آن سامان در سالهای پایانی سده هفدهم از شهر خویش به دهکده ماهیگیری کوچکی بهنام گوویندپور کوچید. مردم این دهکده که از طبقههای پایین هندوستان شمرده میشدند زیستن خانوادهای از طبقه برهمنان را در میان خویش ارج نهادند و به پنچامن لقب «تاکور» دادند که معنای سرور را در زبان هندی میرساند.
پس از چندی که این خاندان با انگلیسیها ارتباط برقرار کردند و به داد و ستد با هم پرداختند نزد انگلیسیها «تاگور» خوانده شدند که تغییر شکل داده همان تاکور بود و رفته رفته بهعنوان نامخانوادگی بر این خاندان بهجای ماند. پس از چندی دهکده زیستگاه آنان و دهکدههای گرد آن به شهر تبدیل شد و نام کلکته را به خود گرفت. خاندان تاگور هم که داد و ستد گستردهای با انگلیسیها داشتند به رونق و سود و دارایی بسیاری دست یافتند.

اوج پیشرفت این خاندان در زمان پدربزرگ رابیندرانات تاگور که «دورکانات» نام داشت پدید آمد. وی که در ۱۷۹۴ دیده به جهان گشوده بود به جوانمردی و بخشندگی شهرت داشت و همچنین رهبر آیین راج راموهوم روی» (Raja Rammohum Roy) بود. دورکانات دوبار به انگلستان رفت که بار دوم در سال ۱۸۴۴ بود. وی از این سفر باز نگشت و در سال ۱۸۴۶ در شهر لندن درگذشت. از او سه پسر بهجای ماند که بزرگترین آنها «دبندرانات» پدر رابیندرانات تاگور در سال ۱۸۱۷ زاده شد. از آنجا که وی مردی دیندار و پارسا بود از سوی هندوان لقب «ماهاریشی» را که لقبی است ویژه رهبران دینی یافت. ماهاریشی چهارده فرزند داشت که رابیندرانات کوچکترین آنها بود.
رابیندرانات را در میان خانواده «رابی» میخواندند. سیزده سال و ده ماه از زندگیش گذشته بود که مادرش را از دست داد. از آنجا که پدرش که زمیندار بزرگی بود پیوسته در سفر بود نگهداری وی بر عهده برادرانش افتاد.
وی زیر تاثیر خانواده از کودکی با فلسفه و چهرهپردازی و موسیقی و شعر و نویسندگی آشنا شد. خواندن و نوشتن را در خانه آموخت. او از کودکی شعر میگفت. وی را به آموزشگاههای گوناگون فرستادند ولی وی با مدرسه خو نمیگرفت و از آن گریزان بود چنانکه در بزرگسالی مدرسه را آمیزهای از بیمارستان و زندان خواند.
در چهارده سالگی نخستین شعر خود را در جشن ملی – فرهنگی بنگالیها خواند.
تاگور به همراه پدر به سیر و سفر پرداخت و در هفده سالگی به همراه برادر به انگلستان سفر کرد و در رشته حقوق به تحصیل پرداخت. او در آن کشور شروع به مطالعه زبان انگلیسی و تحقیق و جستجو درباره شاعران انگلیسی کرده و خود نیز کتابهایى را که به زبان بنگالی نوشته بود به انگلیسی ترجمه کرد.
رابی خیلی زود به اصول تعالیم کهن و مکتبهای فلسفی هند روی آورد و به آثار شاعران گذشته بنگالی و انگلیسی دلبستگی یافت. وی تا قبل از ۱۸ سالگی ۷۰۰۰ بیت شعر سرود و در این کار تبحر یافت.
رابیندرانات به خواست پدر در هنگامی که ۲۲ ساله بود با دختری از گروه برهمنان بهنام «بهاوا تارینی ری چودری ازدواج کرد. رابیندرانات پس از آن همسرش را «مرینالینی» میخواند.

در ۲۲ دسامبر ۱۹۰۱ وی به شانتینیکتان رفت و در آنجا آموزشگاهی با نام «خانه صلح» تاسیس کرد. این آموزشگاه در آغاز پنج شاگرد داشت که یکی از آنان بزرگترین پسر خود تاگور بود. همچنین آنجا پنج آموزگار نیز داشت. از آنجا که از میان آموزگاران پنج تن مسیحی بودند برپایی چنین جایی بر هندوان دیندار خوش نیامد.
در همان سال همسرش سخت بیمار شد، وی را به کلکته بردند ولی وی در ۲۳ نوامبر ۱۹۰۳ درگذشت. از او پنج فرزند بهجای ماند. چندی پس از آن دومین دخترش رنوکا بیمار شد و سرانجام نه ماه پس از مادر و در سیزده سالگی در گذشت. چندی پس از آن با مرگ یکی از شاگردانش به بیماری آبله روبهرو شد و چون این بیماری واگیر بود به ناچار آموزشگاه را بهجای دیگری به نام شلیدا برد. در ۹ ژانویه ۱۹۰۵ پدرش مهاریشی در هشتاد و هشت سالگی جان سپرد. در نوامبر ۱۹۰۷ جوانترین پسرش سامیندرا مرد و پدر را داغدار کرد. وی هنگام مرگ سیزده ساله بود. این رویدادهای تلخ بر شعرهای تاگور اثر بسیاری گذارد.
تاگور در سال ۱۹۱۲ به فکر افتاد تا شعرهای دفتر شعر پرآوازه خود «گیتانجلی» را به انگلیسی برگرداند. وی در ۲۷ مارس همان سال با پسرش راتیندرانات و همسر او به لندن رفت، در آنجا برگردان گیتانجلی را به پایان رساند. این شعرها در انگلستان بسیار پذیرفته شد و با اقبال اهل ادب روبهرو شد. وی چندی پس از آن به زادگاهش بازگشت. در نوامبر همان سال در شانتینیکتان آگاه شد که شعرهای گیتانجلی برایش جایزه نوبل را به ارمغان آورده است. او نخستین آسیایی است که به جایزه نوبل دست یافت. تاگور به سال ۱۹۱۴ جایزه نوبل و نشان فرهنگستان سوئد را از دست «لرد کار مایکل» مرزبان بنگال دریافت داشت.
آموزشگاه تاگور در سال ۱۹۲۱ میلادی توسعه یافت و به دانشگاه تبدیل شد. تاگور به موازات نشر مقالات و کتابهای گوناگون، درباره مسایل تربیتی و فرهنگی، همچنان به خلق آثار ادبی محض، ادامه داد.
از میان آثار منثور تاگور که بیان کننده فلسفه اوست، شاید دلانگیزتر از همه، مجموعه نامههای خارجی است که در سال انتشار یافت. همچنین از رابیندرانات تاگور حدود ۶۰ دیوان شعر، چهل داستان کوتاه و بلند، پنجاه نمایشنامه و تعدادی رساله و کتاب فلسفی به جای مانده که بیشتر آنها به زبان انگلیسی ترجمه شده است.
وی در سپتامبر ۱۹۴۰ به کوههای هیمالیا – همانجا که در کودکی پدرش وی را بدانجا برده بود – رفت. ناگهان ناخوش شد و به ناچار به کلکته بازگشت. پس از درمان به شانتینیکتان رفت. دوباره بیمار شد و او را در ۲۵ جولای ۱۹۴۱ به کلکته بردند. او را جراحی کردند ولی حالش بدتر شد. سرانجام در هفتم آگوست همان سال در حالی که هشتاد سال و سه ماه از زندگیش میگذشت جان سپرد.
منابع:
راسخون
ویکی پدیا
گوگل
نجیب امیری / دفتر کابل / رادیو کوچه
حامد کرزی رییس جمهوری افغانستان خواهان توقف فعالیت کمپنیهای امنیتی خصوصی شد. وی که امروز در انستیتوت خدمات ملکی افغانستان حضور یافته بود، گفت سربازان کمپنیهای امنیتی شبها به دزدی و اعمال تروریستی دست میزنند.
آقای کرزی با لحن تندی افزود که حکومت افغانستان دیگر تحمل موجودیت قوای موازی با قوای مسلح کشور را ندارد.
مسوولان دولت افغانستان از چندی به این سو کمپنیهای امنیتی را به قانونشکنی و اعمال تخریبی متهم میکردند، اما این اولین بار است که رییسجمهوری کرزی با جدیت خواهان توقف فعالیت آنها می شود.
در حال حاضر ها کمپنی خصوصی در افغانستان فعالیت میکنند، که شماری از این کمپنیها افغانی و شماری نیز امریکایی میباشد.
وزارت داخله افغانستان که مسوولیت نظارت بر فعالیت کمپنیهای امنیتی را دارد، قانونی را برای فعالیت این کمپنیها طرح کرد، اما بهدلیل مخالفت پارلمان کشور با فعالیت این کمپنیها این قانون را نیز تصویب نکردند.
نهادهای امنیتی افغانستان کارمندان کمپنیهای امنیتی را به دزدی، قاچاق مواد مخدر و نا امنیهای در این کشور متهم میکند.
در حال حاضر کمپنیهای امنیتی خصوصی مسوولیت تامین امنیت سفارت خانهها، سازمانهای بین المللی و برخی نهادهای داخلی را به عهده دارند.
مریم / رادیو کوچه
maryam.m@koochehmail.com
- 1359 خورشیدی – نخستین شورای عالی «جهاد دانشگاهی» با تصویب ستاد انقلاب فرهنگی تشکیل شد و شورای عالی جهاد دانشگاهی فعالیت خود را بهطور رسمی در زمینههای فرهنگی – تحقیقاتی با جذب نیروهای مستعد آغاز کرد.
- ۱۹۹۶میلادی – قرارداد «موستار» با توافق مسلمانان و کرواتها در خصوص تشکیل دولت محلی امضا شد. این توافقنامه برای پایان دادن به بحرانها در شهر موستار میان کرواتها و مسلمانان و اتحادیه اروپا به امضا رسید. طبق قرارداد موستار نمایندگان اتحادیه اروپا شش ماه پس از امضای این قرارداد در شهر موستار حضور یافتند و بهطور رسمی اداره آن را بهعهده گرفتند. در این توافقنامه همچنین مسایلی چون تاسیس اداره شهرداری موثر با فرستاده ویژه اتحادیه اروپا، تشکیل گردهمایی شورای شهرداری در ماه آگوست، انتخاب شهردار و معاون آن و کروات بودن شهردار قید شده بود.
- ۱۶۴۱ میلادی – درگذشت «آنتونی فان دیک» نقاش بلژیکی. فان دیک مدتی در ایتالیا زندگی کرد و از آثار نقاشان ونیزی بهره برد. دوره ایتالیایى کار فاندیک با چهرهنگاری و نقاشی موضوعات مذهبی، به شیوهای شخصی، براساس دستآوردهای استادان ونیزی مشخص میشود. وی سالیانی نیز در انگلستان حضور یافت و به مقام نقاش دربار چارلز اول پادشاه انگلیس رسید. فان دیک در انگلستان شیوهای در چهرهنگاری و رسم پرتره یا صورت ابداع کرد که با سلیقه اشرافیت انگلیسی سازگار بود بهطوری که پرترههای او از اشراف و بچههایشان در میان زیباترین آثار فان دیک قرار دارند. فان دیک استانداردهای ویژهای برای پرتره انگلیسی وضع کرد که از ویژگیهای آن پوشاک فراوان بود. او یک سری گراور و نقاشی سیاه قلم از نویسندگان و هنرمندان روزگار خویش پدید آورد که در شمار شاهکارهای نقاشی قرار دارند.
- ۱۹۴۱ میلادی – درگذشت «رابیندرانات تاگور» فیلسوف، نویسنده و شاعر هندی.
- ۱۳۷۱ خورشیدی – درگذشت «فریدون فرخزاد»، خواننده، بازیگر و شاعر ایرانی. فریدون مدتی در دبستان رازی و بعد در دبیرستان دارالفنون درس خواند و سپس به آلمان رفت. در مونیخ، وین و برلین حقوق سیاسی خواند. تز خود را درباره تاثیر عقاید مارکس بر کلیسا و حکومت آلمان شرقی نوشت و با درجه (M.A) از دانشگاه مونیخ فارغالتحصیل شده بود. از آثار وی میتوان به «در نهایت آغاز جمله است عشق» و «من از مردن خستهام» و مجموعه اشعار « فصلی دیگر» اشاره کرد.
مطلبهایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر میشود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که میتواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.
الهه باقری
منبع : مدرسه فمینیستی
شما زنان ترکیب پیچیده و بیکران رنج و شادی ، تنها و رها شده به خود، ولی به وجود آورندهی کل بشریت. رنجدیده ، ناکام و خوار و در عین حال منبع بیپایان شادمانی و لذت برای همه ما و منبع عاطفی ماورای قیاس و الهامبخش حرکتهای شجاعانه هستید. ضعیف خوانده شدید ، اما سرشار از قدرت ناگفته ای هستید که الهامبخش ما برای کسب افتخار بوده است و بنابر همین حقایق است که باید محقانه مدعی تساوی حقوق خود در جشن پر شکوه پیروزی انقلاب باشید.
(توماس سانکارا ، اعتلای زن و انقلاب آفریقا ، ص ۴۱ )
یافتن ردپای زنان در کشوری که تاریخ نگاری از دید و نگاهی کاملن مردانه صورت گرفته است، کاریست بس دشوار. فرهنگ ما همچنان و کماکان فرهنگ شفاهی است و آنچه مکتوب است، بندرت از دخالت علایق شخصی، فکری، ایدئولوژیک و گروهی، بر حذر مانده است. پیشداوری، تعصب و اصرار بر اثبات درستی درک ایدئولوژیک و طرح سیاسی خود از طریق تحریف تاریخ، نگفتن همهی واقعیتها، حذف کردن این یا آن بخش، محکوم کردن یا پذیرفتن تام، حکم صادر کردن در مورد وقایع تاریخی بدون در نظر گرفتن اوضاع سیاسی و اجتماعی خاص هر دوره، و نتیجه گیریهایی که به جای روشن کردن ابهامات بر آنها افزوده است، در مجموع باعث شده که در بسیاری از زمینهها با کلاف سردرگمی روبهرو شویم که باز کردن آن کاریست گاه ناممکن.
با وجود همه این مشکلات و سر در گمیها اما مردم و کشور پهناور ما ایران در مسیر پیمودن تاریخ پر فراز و فرود خویش، با وقایع و حوادث فراوان روبهرو بوده است، بویژه در طول سالهای طولانی سلطنت قاجاریه، مناسبات اجتماعی سیاسی ما دستخوش تحولات بسیار بوده است. وضعیت اجتماعی زنان هم در طول دورههای مختلف تاریخی و فرهنگی بویژه در سالهای پایانی سلسله قاجاریه با تغییر و تحولات فراوان روبهرو بوده است . مثلن ما در تاریخ متلاطم کشورمان با حمله ی اقوام مختلف از جمله عربها روبهرو بودهایم. حمله عربها به ایران موجب پذیرش ارزشهای عربی – اسلامی در میان ایرانیان شد. حملهی مغولها به ایران نیز تاثیر زیادی بر فرهنگ و جامعهی ایران گذاشت. این تاثیرات به تبع بر وضعیت زنان ایرانی تاثیر گذار بود.(۱)
هرچند که جامعه ما در دورهی قاجاریه و سالهای پایانی حکومت آنان، وارد مرحلهی تازهایی شد و با شکلگیری حرکت مشروطه خواهی ایرانیان در تحولات سیاسی – اجتماعی و فرهنگی تاثیر و تحولات زیادی در همه ابعاد زیست اجتماعی مردم بهوجود آمد. ولی در این راستا بیشتر زنان در حوزهی اجتماعی جامعه، در رنج و مشقت بودند. چون نه تنها در حوزهی اجتماعی بلکه در حوزهی سیاسی هم به آسانی نمیتوانستند به اقدامات گروهی و جمعی دست بزنند. هرچند که در حرکتها و جنبشهای مخالف با دولت، نقش و حضور زنان هم میبینیم ولی نخستین نمودهای حضور جدی و مؤثر زنان را در جنبش مشروطه می بینیم . در این دوران شرایط سیاسی، اجتماعی، زندگی زنان تا حدود زیادی محدود شده بود. با وجود این، آنان در برخی فعالیتهای اجتماعی، مانند تفریحات دستهجمعی (در جمع زنان)، امور خیریه، گردهمآییها و مراسم مذهبی، دخالت و مدیریت مستقیم در اداره منزل و تربیت فرزندان و در موارد معدودی نیز امور اقتصادی مانند اداره امور زمینهای کشاورزی یا تولیدات صنایع دستی شرکت میجستند.(۲)
ضمن آنکه آنان در صحنهی سیاست حضوری پنهان داشتند. به این ترتیب که بهعنوان مادر، خواهر یا همسران شاه، با نفوذ بر وی بهطور غیرمستقیم و بهصورت واسطه قدرت بر برخی تصمیمات شاهانه اعمال نفوذ میکردند.(۳)
اما زنان به دلیل نبودن شرایط اجتماعی و سیاسی مناسب نمیتوانستند جایگاه مستقل و مناسب خود را در اجتماع بهدست آورند.

فرمان انقلاب مشروطه که در سال ۱۴ جمادی الثانی ۱۳۲۴ برابر با ۱۴ مرداد ماه ۱۲۸۵ خورشیدی صادر شد و بعد از فرمان مشروطیت علما در قم و بازاریان و اصناف در باغ سفارت جمع میشدند و ۱۷ جمادیالثانی متمم فرمان مشروطیت صادر میشود، چون روشنفکران اعتراض میکنند که آن کامل نیست و پاره میکنند و شاه دوباره آنرا مینویسد و در اولی اسم ملت را نیاورده بودند و بعد در متمم آن به ملت اشاره شده است. بعد از این که فرمان صادر شد در طهران تلاش کردند نظام نامهی انتخابات را تعیین کنند و در حدود ۱۷ شهریور نظام نامهی انتخابات امضا شد. مظفرالدین شاه بیمار بود و میترسیدند که شاه فوت کند و تمام تلاشها نقش بر آب شود و شروع کردند به انتخابات نمایندگان که در طهران تعداد ۶۰ نفر بودند. تبریز کانون دوم برای مشروطه بود .
زنان در لحظه لحظهی این حرکت مهم سیاسی اجتماعی حضوری چشمگیری داشتند. هنگامی که مخالفت با دولت آغاز شد و مردم در مسجد شاه طهران بارها و بارها بست نشستند، زنان نیز عهده دار مسوولیتهای مهمی بودند. آنان ضمن همراهی با مردان در آوردند علما به مسجد برای سخنرانی، مسوولیت حفظ جان علما را هم بر عهده داشتند.(۴)
یکی از زنان به نام «زن حیدر خان تبریزی و گروهش وظیفه داشتند در موقع شلوغی با چماقهایی که در زیر چادر خود پنهان کرده بودند از جان علما محافظت کنند.» در مهاجرت صغرا هم همراه با سید محمد طباطبایی و سید عبداله بهبهانی زنان نیز حضور داشتند. همانطور که میدانیم عینالدوله سعی می کرد مظفرالدین شاه را در بیخبری قرار دهد در چنین شرایطی زنان برای آگاه کردن شاه از وضع موجود پیش قدم میشوند و هنگامی که شاه برای دیدار امیر بهادر به منزل وی میرفت، فرصت را غنیمت شمرده و گرد کالسکه ی او را می گیرند و فریاد میزنند: «ما آقایان و پیشوایان دین را می خواهیم، عقد ما را آقایان بستهاند… ای پادشاه اسلام اگر روس و انگلیس با تو طرف شوند، شصت کرور ملت ایران، به حکم این آقایان جهاد میکنند.»(۵)
حتا در جریان آزاد کردن شیخ محمد واعظ از عاملان فعال مهاجرت صغری، زنان نقش زیادی را ایفا کردند به طوریکه ما شاهد درگیری آنها با سربازان هستیم. در مورد تحصن در سفارت انگلیس هم زنان تصمیم به مشارکت گرفتند- اما هنوز نگرانی از تماس نزدیک با اجانب نامسلمان مانع ا ز تحقق خواست آنان میشد. با این حال زنان ناامید نشدند. در همین جریان تحصن در سفارت انگلیس زنی یک دسته اسکناس به حاجی محمدتقی نامی میدهد و میگوید: «این پول را خرج متحصنین کنید. سرانجام مشروطهخواهان پیروز شدند اما…اما از آنجا که اکثرن اندیشهی مرد ایرانی بسته بوده و استبداد و مرد سالاری در جز جز بدنهی این جامعه ریشه دوانده است، متاسفانه با تشکیل مجلس ،زنان نه حق انتخاب داشتند و نه حق انتخاب کردن…..
با توجه به دگرگونیهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و رویارویی ایرانیان با تمدن غرب مسئلهی وضعیت زن در جامعهی ایرانی و مقایسه آن با زن غربی مورد توجه گروههای تجدد طلب قرار گرفت
درواقع «در ردیف اطفال و اتباع بیگانه به حساب آمدند.»(۶)
و این جز استبداد مطلقه و استقرار نظام مرد سالار هیچ چیز دیگری نمی تواند باشد. در جریان تضعیف مشروطه توسط محمدعلی شاه، اتحادیهی غیبی نسوان از متمم قانون اساسی دفاع کرد. محمد علی شاه افراد زیادی را جهت ضربه زدن به مشروطه تحریک میکرد. دراین دوره شاهد حمله، قتل و غارت زیادی هستیم. در این برههی زمانی نیز زنان از هیچگونه کمک جانی و مالی دریغ نکردند و این مطلب موید ایثار و شعور فوقالعادهی زن ایرانی است. اوج مخالفت محمدعلی شاه به توپ بستن مجلس بود. در این حادثه و قتل عام مشروطهخواهان ،تنها زنان جرات یافتند پیکر جوانان مجاهد را از زمین بردارند و بعد از استیلای مجدد مستبدین، منزل عمهی میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل محل استقرار مشروطه خواهان بود.(۷)
سرآغاز جنبش زنان برای رسیدن به حقوق حقهیشان بود تا آن زمان زنان تجددخواه که تعداد آنان کم شمار بود در محافل و مجالس خود به بحث و گفتوگو دربارهی شرایط زندگی و موقعیت فردی و اجتماعی زن ایرانی در سنجش با زن اروپایی میپرداختند و به اقدامات لازم برای دگرگون کردن این وضع میاندیشیدند. زنان روشنفکر ایرانی در اجتماعاتی که تشکیل میدادند و در نشریاتی که منتشر میساختند، از زندگی زنان تازه رهاشده و فارغ از ستم روسیهی شوروی مثال میآوردند و در راه مبارزه با خرافات و قید و بند فئودالی، همچنین در راه کسب آزادی از زنان شوروی الهام میگرفتند.(۸)
همچنین با دایر کردن موسسات علمی و فرهنگی، از قبیل مدارس دخترانه، قرائتخانه، نشر روزنامه و کتاب و … سعی کردند، پردهی سیاه نادانی و خرافات را به کنار زنند و با آگاهی به پیکار با ستم اجتماعی و جنسی برخیزند.(۹)
انقلاب مشروطه تا حدودی توانست خواستهها و هدفهای خود را از محافل دربسته به پهنهی (سطح ) جامعه بکشاند.(۱۰)
در ایران جنبشهای آگاهانه زنان برای احقاق حقوق خود به طور مشخص از دوران مشروطه که دوران آگاهی عموم مردم از حقوق دموکراتیک خویش است آغاز میشود و پس از آن نیز در پیوندی انکار ناپذیر با جو سیاسی حاکم در هر یک از رژیمها ادامه می یابد.(۱۱)
در انقلا
ب مشروطه حضور زنان چشمگیرتر شد. آنان در اعتراض ها و بستنشینیهایی که به صدور فرمان مشروطه منجر گردید، شرکت داشتند. در حالی که زنان در واقعهی رژی تنها به واسطهی فتوای علما حضور یافتند، در مبارزههایی که به انقلاب مشروطه انجامید به طور خودجوش و البته باز هم به رهبری روحانیون شرکت نمودند.
پس از امضای فرمان مشروطیت در ۱۹۰۶ میلادی. زنان فعالیت خود را شدت بخشیدند و در زمینههای سیاسی و اقتصادی، بهویژه برپایی بانک ملی و تحریم منسوجات خارجی تلاش کردند و از اینرو در پی رسیدن به حقوق از دست رفتهی خود، وارد عرصهی سیاست شدند و اعتصاب میکردند و در مواردی از نظر مالی و اخلاقی به مشروطهخواهان یاری میرساندند.
برای نمونه: در سال ۱۹۰۵ که علما در صحن حضرت عبدالعظیم بست نشستند زنان برای مصون نگاه داشتن ایشان از نیروهای مسلح دولتی، موانعی انسانی پدید آوردند.(۱۲)
در آستانهی انقلاب مشروطیت برخی از روشنفکران و فعالان سیاسی دوره قاجاریه در بررسی عامل ضعف و ناتوانی اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران، موقعیت زن ایرانی را مورد توجه قرار دادند. آنان دریافتند که تحول و نوسازی جامعه ایران بدون احقاق حقوق زنان و فعال نمودن آنان در عرصهی حیات اجتماعی امکان پذیر نیست.(۱۳)
در این دوره به دلیل اینکه تعدادی از خانم های فرنگی به ایران سفر کردند و از دیدهها و شنیدههای خود گزارشهایی برجای گذاشتند، اطلاعات مبسوطتری به ویژه در خصوص زندگی اندرونی زنان دربار، که پای مردان بدان جا نمیرسید و نیز در مورد زنان طبقات دیگر هم در دست داریم.(۱۴)
حتا در اواخر دورهی مشروطه گاه به کتابها و رسالاتی برخورد میکنیم که توسط خود زنان ایرانی نوشته شدهاند که بهعنوان نمونه میتوان از خاطرات تاجالسلطنه (دختر ناصرالدین شاه قاجار ) اشاره کرد.
با توجه به دگرگونیهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و رویارویی ایرانیان با تمدن غرب مسئلهی وضعیت زن در جامعهی ایرانی و مقایسه آن با زن غربی مورد توجه گروههای تجدد طلب قرار گرفت. تلاش گروههای تجدد طلب در عصر قاجار آغاز و پس از مشروطیت اوج گرفت.(۱۵)
مبارزهی زنان برای تغییر نگرش عمومی نسبت به زن و فرهنگ مردسالار، یکی دیگر از عرصههای فعالیت زنان تجدد طلب ایران در دورهی اول مجلس شورای ملی است
زنان تجدد طلب ایرانی در شرایطی برای احقاق حقوق مدنی و تغییر شرایط زنان به پا خواستند که مردم ایران برای دگرگونسازی و نوسازی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه مبارزه میکردند. به این ترتیب مبارزه زن ایرانی در پیوند با دو نهضت ملی و بینالملل یعنی انقلاب مشروطه و جنبش زنان قرار گرفت و فعالان حقوق زنان اطلاع چندانی از تمایزات فطری در درون جنبش جهانی زنان نداشتند از این رو تا دهه ی ۱۳۲۰٫ فعالیت زنان ایرانی در چارچوب نگرش دموکراتیک بورژوایی قرار داشت و همین نگرش تغییرات جدی در زندگی و اندیشهی زن ایرانی پدید آورد.(۱۶)
لزوم تغییر در وضعیت زنان، در دورهی مشروطه و از طریق انجمنهای زنان به شکلی سازمان یافته مطرح گردید. موجی که در جهان آن روز آغاز شده بود، به هر روی در حال نشو و نما بود. حرکت مشروطه خواهی زمینهی مساعدی را برای مردم ایران جهت اعلام خواستههای خود فراهم کرد. زنان نیز این فرصت را غنیمت شمردند و در صحنههای مختلف ابراز موجودیت و همیاری با مردان حاضر شدند. انجمنهای زنان که در ابتدا به منظور پیشبرد اهداف دولت مشروطه تشکیل شده بودند، به تدریج خواستار توجه به حقوق زنان و بهبود موقعیت آنان در خانواده و جامعه شدند. مبارزهی زنان برای تغییر نگرش عمومی نسبت به «زن » و فرهنگ مردسالار، یکی دیگر از عرصههای فعالیت زنان تجدد طلب ایران در دورهی اول مجلس شورای ملی است. تلاش آنان در این دوره بیشتر در زمینهی فراهم کردن شرایط احقاق حقوق اجتماعی و حضور زنان در عرصههای مختلف اجتماع بود و به موقعیت و جایگاه زنان و دختران در محیط خانواده نمیپرداختند.(۱۷)
در جامعهی استبدادی، مرد سالار و پدرسالار ایران پس از گذشتن از انقلاب مشروطیت صدیقه دولت آبادی جزو زنانی بود که برای دستیابی به این حقوق به صحنهی مبارزه آمد زیرا چنین راه و سرنوشتی نصیب اندک شمار از زنان نسل او شده است. مسیر این زندگی سیاسی – اجتماعی سرنوشتی را برایش رقم زده که با سرنوشت آن دسته از زنانی که زندگی شان عمدتن با مسایل و حوادث روزمره و شخصی و خانوادگیشان مرتبط بوده است، متمایز مینماید.
منابع و پانوشتها:
۱ – الیزساناساریان ، جنبش حقوق زنان در ایران. ترجمه نوشین احمدی خراسانی، نشر توسعه. ۱۳۸۴ . ص ص ، ۲۸ و ۲۹ .
۲ – بشری دلریش. زن در دوره قاجار. تهران، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۵، چاپ اول. صص ۶۸-۸۸ .
۳ – مهدیقلیخان هدایت. خاطرات و خطرات. تهران، زوار، ۱۳۴۴٫ چاپ دوم. ص ۶۵ .
۴ – عبد الحسین ناهید، زنان ایران در جنبش مشروطه ، تبریز، احیا،۱۳۶، ص۵۵٫
۵ – احمد کسروی تبریزی ، تاریخ مشروطه ی ایران،تهران، امیرکبیر، چاپ پانزدهم،۱۳۶۹،ص۶۹٫
۶ – ناظم الاسلام کرمانی،تاریخ بیداری ایرانیان،تهران،آگاه ،نوین،چاپ چهارم۱۳۶۲،ص۶۲٫۶۳٫
۷ – بشری دلریش،زن در دوره ی قاجار، ص۱۸۰
۸ – زنان ایران در جنبش مشروطه ، ص ۱۰۵٫
۹ – همان ، ص ۱۰۲ .
۱۰ – اطلاعات سیاسی اقتصادی ، ش ۲۳۰ تا ۲۲۷ ، مرداد – آبان ۱۳۸۵ ، ص ۳۱۶-۴۲۵٫
۱۱ – ( پایان نامه )
۱۲ – آفاری ، ژانت ، انجمن های نیمه سری زنان در نهضت مشروطه ، تهران ، نشر بانو ، ۱۳۷۷ ، ص ۱۰٫ دولت آبادی ، یحیی ، ( ۱۳۷۱ ) ، حیات یحیی ، چ ششم ، تهران ، انتشارات عطار و انتشارات فردوسی ، ج ۲ ، ص ۲٫
۱۳ – (پایان نامه )
۱۴ – جهت کسب اطلاع بیشتر رجوع کنبد به : لیدی شیل ، خاطرات لیدی شیل، همسر وزیر مختار انگلیس در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه ، ترجمه : حسین ابوترابیان ، تهران ، نشر نو ، ۱۳۶۸ ؛ دیولافوآ،سفرنامه مادم دیولافوآ، ترجمه : فره وشی ،نشر خیام ، چ ۲ ، ۱۳۶۱؛ مادام کارلاسرنا ،مردم و دیدنی های ایران ، ترجمه : غلامرضا سمیعی ، نشر نو ، ۱۳۶۳ ؛ کلارا رایس، زنان ایران و راه ورسم زندگی آنان ، ترجمه : اسدالله آزاد ، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۶۶٫
۱۵ – (کانون بانوان-مریم فتحی )
۱۶ – پایان نامه – رشته ی علوم اجتماعی
۱۷ – گازری ، گل مهر ، (۱۳۸۴) ، زنان نمایش نویس ایران ، تهران ، روشنگران و مطالعات زنان ، ص
محمدرضا / رادیو کوچه
mohamadreza@koochehmail.com
مهمترین عنوانهای مطبوعات امروز ایران:
ایران
http://www.iran-newspaper.com/
1) رهبر معظم انقلاب در دیدار با روسای جمهوری ایران، تاجیکستان و افغانستان:
آمریکای امروز با آمریکای ۲۰ سال پیش بسیار متفاوت است زیرا مسایل گوناگون از جمله بیداری اسلامی، توانایی آنها را محدود کرده است. ایران، تاجیکستان و افغانستان کشورهای خویشاوند هستند که مصالح هر سه کشور در گرو همکاری بسیار نزدیک و اجرایی کردن توافقهای انجام شده است. ایران آماده است تجربیات و پیشرفتهای خود را در زمینههای مختلف علمی و فناوری در اختیار تاجیکستان و افغانستان قرار دهد.
۲) هیچ شرکت ایرانی حق فروش کالاهای اسراییلی را ندارد.
معاون پارلمانی رییس جمهوری گفت: «با وجود برخی کاستیهای قانونی، در جمهوری اسلامی ایران هیچ شرکت دولتی و غیردولتی حق ندارد کالاهای رژیم صهیونیستی را بهفروش برساند و دولت نیز بر این موضوع نظارت دارد.»
جام جم
۱) رژیم صهیونیستی خطر جدی برای صلح جهانی.
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100882373443
آیت اله سید احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران گفت: «اگر دنیا نگران صلح و آرامش جهانی است باید بداند که خطر اساسی رژیم صهیونیستی است و با وجود این رژیم جنایتکار، صلح و آرامش در جهان برقرار نمیشود.»
۲) حمایت دولت از نشریات محلی و استانی.
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100882378142
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد: «حمایت از نشریات محلی و استانی یکی از مصوبههای سفرهای استانی دور سوم هیات دولت است.» به گزارش واحد مرکزی خبر، «سید محمد حسینی» درآستانه ۱۷ مرداد روز خبرنگار در جمع اصحاب رسانههای استان سمنان گفت: «صندوق حمایت از خبرنگاران و هنرمندان برای حمایت از این صنف در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل شده است.»
کیهان
۱) ۲۰۰ مصوبه، دستاورد سفر استانی رییس جمهوری به همدان.
http://www.kayhannews.ir/890516/14.htm#other1402
معاون اول رییس جمهور گفت: «در دور سوم سفر هیات دولت به استان همدان بیش از ۲۰۰ مصوبه به تصویب رسید. «محمدرضا رحیمی» در جمع خبرنگاران با بیان اینکه دور سوم سفرهای استانی هیات دولت رویکرد فرهنگی دارد گفت: «در این سفر بیش از دو هزار و ۲۵۰ میلیارد ریال برای فعالیتهای بخش فرهنگ پایتخت تاریخ ایران زمین به تصویب رسید.»
۲) هشدار مسوولان سابق اطلاعاتی آمریکا به اوباما، اسراییل با حمله به ایران نابود خواهد شد.
http://www.kayhannews.ir/890516/2.htm#other204
جمعی از کارشناسان و مقامات سابق اطلاعاتی آمریکا با ارسال نامهای به باراک اوباما هشدار دادند که هرگونه حملهای از سوی «تل آویو» به ایران نابودی کامل اسراییل را در پی خواهد داشت.
تهران امروز
۱) ترفندهای اوباما برای حل مشکلات آمریکا در افغانستان و عراق.
http://tehrooz.com/1389/5/16/TehranEmrooz/341/Page/4/?NewsID=40549
مذاکره با ایران، استمداد از آیتاله سیستانی.
منوچهر متکی وزیر امور خارجه: «ما هم این صحبتها را رصد میکنیم اما از حرف تا عمل فاصلهای است که هیچکس غیر از خود آنها نمیتواند این فاصلهها را بردارد.»
۲) وعده احمدینژاد برای اعزام ایرانیان به فضا.
http://tehrooz.com/1389/5/16/TehranEmrooz/341/Page/2/
رییس جمهوری اعلام کرد: «ماهواره مخابراتی سنجشی ساخت محققان ایرانی در آینده نزدیک به فضا پرتاب میشود.» به گزارش ایسنا، دکتر احمدینژاد که در هفتاد و سومین سفر استانی دولت در یک گفتوگوی زنده تلویزیونی با صدا و سیمای استان همدان سخن میگفت، با بیان این که به زودی اخبار خوشی در زمینه پیشرفتهای کشورمان در عرصه هوافضا اعلام خواهد شد، اظهار کرد: «در آیندهای نزدیک ماهواره مخابراتی سنجشی را به فضا پرتاب میکنیم که عمر این ماهواره یک سال است.»
رسالت
۱) وزارت اطلاعات با گروههای نظام یافته احتکار برخورد میکند.
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=35051
به گفته وزیر بازرگانی اگر اخلال سازمان یافتهای در بازار شود، توسط نهادهای نظارتی با موضوع برخورد خواهد شد. «مهدی غضنفری» در گفتگو با ایسنا، درباره اینکه آیا این وزارتخانه برای افرادی که کالاهایی را برای گرانفروشی در روزهای نزدیک به ماه رمضان در انبارها ذخیره کنند، برنامه یا برخوردی خواهد داشت، اظهار کرد: «من از شورای اصناف به این خاطر که بحث نظارت و بازرسی را برعهده گرفتند خواهش کردم بهطور قاطع موضوع بازرسی و نظارت را انجام بدهند، این بازرسی و نظارت بر گرانفروشی و اجحافهایی که ممکن است اتفاق بیفتد، خواهد بود.»
۲) برخورد دو هواپیما در فرودگاه مهرآباد.
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=35049
برخورد دو هواپیمای فوکر در فرودگاه مهرآباد موجب اختلال در انجام پروازها در این فرودگاه شد. یک مقام مسوول در فرودگاه مهرآباد در گفتوگو با مشرق با تشریح این اتفاق گفت: «یک فروند هواپیمای فوکر ۱۰۰ شرکت هوایی «کیش ایر» صبح دیروز بر اثر بیاحتیاطی با هواپیمای فوکر ۱۰۰ شرکت هواپیمایی نفت برخورد کرد که منجر به ورود خسارت به هر دو هواپیما شده است. بهگفته وی کارشناسان در حال برآورد خسارت وارده به این دو هواپیمای فوکر و تلاش برای جایگزینی هواپیما برای پروازهای لغو شده هستند.»
همشهری
۱) کسری تجاری فرانسه به ۳۲٫۳ میلیارد دلار رسید.
http://www.hamshahrionline.ir/news-113218.aspx
وزارت اقتصاد فرانسه اعلام کرد، کسری تجاری فرانسه در نیمه نخست سال ۲۰۱۰ بهخاطر کاهش ارزش یورو و افزایش قیمت نفت به ۲۴٫۵ میلیارد یورو (۳۲٫۳ میلیارد دلار) رسید. خبرگزاری آلمان از پاریس گزارش داد، رقم کسری تجاری فرانسه در نیمه دوم سال ۲۰۰۹ میلادی ۲۰ میلیارد یورو بود.
۲) لاریجانی: «دشمنان اسلام از ارتباط کشورهای اسلامی با هم وحشت دارند.»
http://www.hamshahrionline.ir/news-113181.aspx
رییس مجلس شورای اسلامی در دیدار با سفیر کشورمان در عربستان با بیان اهمیت روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان اظهار داشت: «دشمنان جهان اسلام بهویژه رژیم صهیونیستی از نزدیکی و ارتباط دو کشور و سایر کشورهای اسلامی با یکدیگر وحشت دارند.»
آفرینش
۱) احمدی نژاد: «۵۰سال ازمسیر توسعه درست جا ماندهایم.»
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/News.aspx?NID=67672
رییس جمهوری با تاکید بر اینکه باید مدل مبتنی بر مسایل فرهنگی خود را طراحی کنیم، گفت: «۵۰ سال از مسیر توسعه درست جا ماندهایم و در مسیری حرکت کردهایم که مبتنی بر نیازهای جامعه ایرانی نبوده است.»
۲) بروجردی: «جایگاه تصمیم گیری مذاکره با آمریکا شورای عالی امنیت ملی است.»
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/Article.aspx?AID=12350#67673
رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی جایگاه تصمیمگیری درباره مذاکره با آمریکا را شورای عالی امنیت ملی دانست. «علاالدین بروجردی» درگفتوگو با خانه ملت، با اشاره به حساسیت موضوعهای مربوط بهروابط با آمریکا، گفت: «از آنجا که جایگاه تصمیمگیری برای مذاکره با آمریکا، شورای عالی امنیت ملی است، بنابراین درموضوعات حساس ابتدا باید بحثهای کارشناسی انجام شود و سپس در شورای عالی امنیت ملی درباره آن موضوعات تصمیمگیری صورت گیرد.
خراسان
۱) فرمانده ارتش لبنان: «ذرهای در دفاع از مرزها و مقابله با اسراییل کوتاهی نخواهیم کرد.»
http://www.khorasannews.com/Page.aspx?pageid=40&type=1&year=1389&month=5&day=16
فرمانده ارتش لبنان تاکید کرد که ارتش لبنان حتی ذرهای در دفاع از مرزها، وطن و مقابله با دشمن اسراییلی کوتاهی نخواهد کرد.
۲) مدودف: «به ادامه روابط نزدیک با آمریکا اعتقاد دارم.»
http://www.khorasannews.com/Page.aspx?pageid=40&type=1&year=1389&month=5&day=16
«دیمیتری مدودف»، رییسجمهوری روسیه به مناسبت سالروز تولد «باراک اوباما» همتای آمریکایی خود در پیام تبریکی خواستار گسترش روابط واشنگتن و مسکو شد.
دنیای اقتصاد
۱) طرح جدید برای بازار اجاره.
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=218165
تعیین دستوری نرخهای اجاره در مناطق مختلف تهران، طرحی است که احتمالن از سال آینده برای مهار اجارهبها در فصل نقل و انتقال بهکار گرفته میشود تا بهموجب آن، مالکان واحدهای اجارهای مجبور شوند دامنه مشخصی از قیمت را رعایت کنند. وزیر مسکن روز گذشته با اعلام اینکه هماکنون از طریق دریافت اطلاعات مردمی و قبوض آب و برق منازل، در پی شناسایی مهرههای احتکار مسکن در تهران هستیم، گفت: «بعد از شناسایی افرادی که مالک حداقل ۳ تا ۴ واحد مسکونی خالی از سکنه هستند، از طریق قانون تعزیرات اقدام میکنیم تا این واحدها یا به بازار اجاره عرضه شوند.»
مهمترین عنوانهای رسانههای امروز مالزی:
خبرگزاری برناما
- اتحادیه کارکنان دولتی از بخش خدمات عمومی خواستند که در آزمون سطح کارایی تجدید نظر کند.
- ۵۰۰،۰۰۰ رینگیت ارزش طرحهای تفویض اختیارات به زنان.
- محیالدین: «فارغالتحصیلان باید یاد بگیرند که متکی بر خود باشند.»
- شرکت SHSB منتظر دریافت اجازه برای پر کردن سد باکون است.
- حزب گراکان ۱۷۰ شعبه جدید تاسیس میکند.
- شرکت Polypulp 10 درصد از سهام شرکت Tegas را به ارزش ۳ میلیون رینگیت خریداری میکند.
- شرکت BII به سود خالصی به مبلغ ۳۲۶ میلیارد روپیه در نیمه نخست سال دست یافت.
- ۱۴ نفر در شورشهای زندانی در شمال مکزیک کشته شدند.
- سناتور آمریکایی اطلاعات بیشتری را در مورد حادثه لاکربی از انگلیس طلب کرد.
- محققان میگویند که آزار و اذیت جنسی تبدیل به رویهای عادی شده است.
روزنامه استار
- حدود نیم میلیون نفر از مردم مالزی بهخاطر نپرداختن بدهی و وامهای خود ممنوعالخروج شدند.
- اعتیاد بچهها به اینترنت باعث نگرانی والدین شده است.
- فدراسیون کارگران کشور اظهار میدارد که اصل زمان باید در بازنگری قوانین کار لحاظ شود.
- تمامی قربانیان قاچاق انسانی ازKLIA به پناه گاه هایی در ملاکا منتقل میشوند.
- وزیر منابع انسانی میگوید: «ما برای حل مشکلات کارگران ساختمانی بهترین کارهای ممکن را انجام دادهایم.»
- اتحادیه چینیتباران برای انتخابات عمومی سال آینده آماده میشود.
- یک عفونت باکترییایی هشتمین قربانی خود را نیز گرفت.
- وزارت زنان، خانواده و توسعه اجتماعی مسوول صادر کردن گواهینامههای رانندگی برای افراد معلول در سرتاسر کشور خواهد بود.
- با دستگیری دو تبعه اندونزی باند توزیع حشیش متلاشی و از آنها ۳۰ کیلوگرم از این نوع ماده مخدر به ارزش ۷۶،۸۰۰ رینگیت بهدست آمد.
- ایالت پنانگ خواستار دریافت بودجهای ۲ میلیاردی برای ایتکاراتی در زمینه فنآوری زیستی شد.
- نگرانیها در مورد بیماریهای مربوط به کیسه صفرا افزایش یافته است.
- اخطار شدید به رستورانداران در مورد فروش غذا به مسلمان در ماه رمضان داده شد.
روزنامه نیو استریت تایمز
- پاکستان در معرض خطر در مورد غذاهای تازه قرار دارد.
- ۲۵ دانشجوی دانشگاه UiTM برای دانشگاه آکسفورد بورسیه گرفتند.
- دو مرد در شاهعلم بهجرم قاچاق مواد مخدر اعدام شدند.
روزنامه مالایی میل
- یک طلا فروشی در جایا جاسکوی در پایتخت مورد سرقت قرار گرفت.
- پست مالزی نسخههای جدیدی از تمبر را به نمایش میگذارد.
- پلیس گزارش فوت مشکوک داتوک عبدالعزیز، نماینده سلانگور را آماده کرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر