-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۲۱, پنجشنبه

Latest News from Kaleme for 08/12/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



کلمه :بهمن دارالشفایی ،روزنامه نگار و وبلاگ نویس در تازه ترین یادداشت وبلاگی خود در باره کیوان صمیمی یکی از ۱۷ زندانی اعتصاب کننده اوین نوشته است که او به خاطر همه پسرانش که اعتصاب کرده بودند و همچنان د رانفرادی نگه داری می شوند ،حاضر به شکستن اعتصاب غذای خود نیست.

متن یادداشت این وبلاگ نویس به این شرح است :

کیوان صمیمی را تا حالا ندیده‌ام. اگر هم دیده‌ام، در جمع بوده و یادم نمانده. منظورم این است که، بر خلاف خیلی از زندانی‌های دیگر، خاطره شخصی ازش ندارم. اما احساس آشنایی عجیبی با او می‌کنم. شاید چون همسن پدرم (شصت و یکی دو ساله) است و کمی هم شبیه او.

این چند روز که بیانیه‌های مربوط به اعتصاب غذا را می‌خواندم، یک چیزی توجهم را جلب کرده بود و آن هم این‌که در بیش‌تر این بیانیه‌ها از «جوانان» رعنایی یاد کرده بودند که با جانشان با ظلم مبارزه می‌کنند. من هی توی دلم می‌گفتم بابا این آقای صمیمی با هیچ معیاری جوان نیست، جایش (از قلم ) نیندازید.

انگار این تصویر پدری که من از آقای صمیمی داشتم اصلاً بی‌راه نبود. حتماً خواندید که اعتصابش را نشکسته تا همه «پسر»هایش را از انفرادی به عمومی ببرند و عملاً او آن‌جا منتظر ایستاده تا دست‌کم یکی از خواسته‌ها برآورده شود.

خلاصه که اگر راهی پیدا کردید، بهش بگویید خیلی ارادت دارم.


 


کلمه :بی خبری مطلق از زندانیان اعتصاب کننده اوین که فقط دو روز است به اعتصاب غذای شان پایان داه اند موجب نگرانی خانواده این زندانیان شده است .

براساس گزارش های رسیده از اوین به کلمه ،شانزده زندانی که به مدت پانزده روز به خاطر اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ دست به اعتصاب غذار زده بودندهمچنان در سلول انفرادی به سر می برند.

کیوان صمیمی، روزنامه نگار دربند همچنان در اعتصاب غذا به سر می برد و اعلام کرده است که تا بازگرداندن دیگر یارانش به بند عمومی دست از اعتصاب غذا نخواهد کشید .

این زندانیان سیاسی دو هفته متوالی هم هست که از ملاقات با خانواده هایشان محروم شده اند . خانواده این زندانیان از مسوولان زندان و مقامات قضایی می پرسند که چرا پس از هفده روز از انتقال این زندانیان به سلول انفرادی آنها همچنان در سلول انفرادی رها شده و اجازه هیچگونه تماسی با خانواده هایشان ندارند .

خانواده های زندانیان از دادستان تهران می پرسند که از کجا مطمئن باشیم که حال عزیزانمان پس از اعتصاب غذای دو هفته ای اکنون مساعد است . تنها شنیدن صدای آنها و انتقال شان به بند عمومی و اجازه ملاقات می تواند خیال مان را تا حدودی درباره سلامت این عزیزان راحت کند .

پانزده زندانی سیاسی درشانزدهمین روز اعتصاب غذای خود، پس از دریافت پیام های همراهان جنبش سبز، فعالان سیاسی و کنشگران مدنی و دیگر اقشار مردم که نگران سلامت آنها بودند، اعتصاب غذای خود را شکستند.

آنها در این پیام همچنین خطاب به مردم ایران گفتند : ما همچنان برخواسته های بر حق خود که حقوق انسانی و اولیه یک زندانی است پافشاری می کنیم و با شما عهد می بندیم به مبارزه خود برای تحقق کامل حقوق قانونی همه زندانیان که بخشی از حقوق ملت است ،ادامه بدهیم

در اینجا مروری کوتاه بر آخرین وضعیت این شانزده زندانی خواهیم داشت .

کیوان صمیمی ۶۲ ساله که هم اکنون نیز در اعتصاب غذا به سر می برد یکی از زندانیانی است که به گفته خانواده اش همیشه “مدافع" و "نگران" وضعیت زندانیان بوده است .اکنون خانواده این روزنامه نگار دربند به شدت نگران سلامت او هستند .

معترض همیشگی بند ۳۵۰ لقبی است که صمیمی به آن مشهور شده است . او روحیه ای بسیار محکم و قوی دارد و تجربه های زندان های رژیم شاه از او انسانی مقاوم ساخته است اما با این همه خانواده او به شدت نگران سلامتش هستند .این روزنامه نگار به شش سال حبس تعزیری محکوم شده است .

«بهمن قوی است ، اما باور کنید سالهاست که به این باور رسیده ام که انسان فولاد نیست که با ضرباتی که بر سرش فرود می آید آبدیده تر شود .انسان مشتی گوشت و خون و استخوان است که ضربه هایی که بر او فرود می اید می تواند آنقدر ضعیف و ضعیف ترش کند که تا مرز نابودی پیش برود.»

این نوشته ای از ژیلا بنی یعقوب است که در مدت اعتصاب غذای همسرش بهمن احمدی امویی نوشته و نگرانی اش را نسبت به سلامت او یادآور ی کرده است . او از بهمن و صبوری اش گفته است .صفتی که به آن معروف است و زندانیان بند ۳۵۰ نیز با همین صفت او را می شناسند و همیشه ازآن یاد می کنند .

یک سال از زندانی بودن حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و رییس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت می گذرد.به قول همسرش پرستو سرمدی یک سال است که حسین تمامی مسیرها را پیموده است و آخرین حربه اش گرسنگی بوده است برای رسیدن به هدف. حسین را یک سال است که دوستانش ندیده اند . روزها می گذرند و زمان آزادی اش نزدیک تر می شود هرچند که روزهای پایانی زندانی بودن اش هم همچون زمان دستگیری مهمان سلول انفرادی است .

عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تحکیم وحدت است . مهربان و صمیمی . وقتی برای مرخصی آمد بارها و بارها تهدید به بازگشت به زندان شد. به قول همسرش برای این بود که به خواسته ‌های بازجویانش تن نمی داد بازجوهایی که می خواستند عبدالله مطابق میل آنها رفتار کند .برای همین دوباره دیوارهای بلند پذیرایش شدند و اکنون در گوشه سلول انفرادی است.بدون اینکه کسی کوچکترین خبری از او داشته باشد .

مجید دری و ضیانبوی ستاره دارهای اوین هستند. ستاره دارهایی که هر کدام به تبعید و زندان های طولانی مدت تهدید شده اند . اما باز هم سر بلند کردند و از تنها حربه ای که یک زندانی سیاسی در زندان در اختیار دارد استفاده کردند . آنها هیچ چیز نخوردند و اکنون در سلول انفرادی نگهداری می شوند .ضیا نبوی که حتی بازجوهایش را نیز دوست دارد و دلیلی برای رفتارهای عجیب شان می آورد .به قول هم بندانش همه چیز را در دستگاه خاموش ناشدنی معرفت شناسی اش به نحوی توجیه می کند، گویی هیچ خطا کاری در این عالم وجود ندارد.

علی ملیحی دیگر زندانی است که این روزها مهمان سلول های انفرادی است او هم فعال دانشجویی است . دوستانش می گویند اعتصاب غذای او اعتصاب خنده های آنها بوده است . آنها عهد بسته اند تا او بازنگردد دوباره نمی خندند .

علی پرویز فعال دانشجویی،فقط ۱۹ سال دارد و جوانترین اعتصاب کننده اوین به حساب می آید . مادرش هنوز نگران اوست و چشم به راهش .

حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی، ، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق است .کمتر کسی درباره آنها گفته و نوشته است .اما آنها هم دو هفته تمام برای احقاق خق شان لب بر غذا بستند و اکنون تنها در گوشه سلول هایشان نشسته اند .اما مادر حمید رضا محمدی به شدت دلتنگش است او روزهاست که بدون فرزندش لقمه ای آسان از گلویش پایین نرفته است .

کوهیار گودرزی ، فعال حقوق بشر و وب نگار،تنها فرزند پروین مخترع است او این روزها بارها راه کرمان -تهران را پیموده است تا شاید بتواند یک لحظه فرزندش را ببیند . اما حتی تاکنون موفق نشده صدای او را از پشت سیم ها بشنود.

مادر مجید توکلی،فعال دانشجویی هم کمتر از مادر کوهیار نگران فرزندش نیست .روزها است که فرزندش را ندیده است . او در شیراز زندگی می کند و تنها چشم به راه دوباره شنیدن صدای فرزندش است . صدایی که می داند بعد از اعتصاب غذاهای متعدد هچنان پر صلابت است .

غلامحسین عرشی ، محمد حسین سهرابی راد و پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا هستند . هنوز کسی نمی داند بر پیمان کریمی آزاد که مبتلا به بیماری دیابت است چه گذشته است .او همچنان همراه بقیه یاران دربند در سلول انفرادی نگهداری می شود .


 


خانواده زندانیان سیاسی از اعلام جرم هفت قربانی انتخابات  برنامه ریزی شده علیه  یکی از مسئولان سپاه  حمایت کردند.

به گزارش کلمه در بخش از این بیانیه آمده است: “براساس شکایت این عزیزان طرح داستان واهی انقلاب مخملین تنها دستاویزی برای پوشاندن کودتای نظامی است که آقایان به آن مبادرت نموده اند و دخالت در آراء مردم و نتیجه انتخابات عوارض دردناک و جگرسوزی را به وجود آورد که همه ایران بلکه جهان شاهد و ناظر بر آن بوده اند و ما خانواده های زندانیان سیاسی و عزیزان دربندمان از قربانیان و آسیب دیدگان آن هستیم.”

هفت فعال سیاسی نامدار کشور که خود را تعدادی از قربانیان پرونده سازی ها و خلاف کاری های گروهی استبداد طلب ازجمله عده ای از نظامیان قانون شکن، درجریان انتخابات ریاست جمهوری دهم و پس از آن نامیده اند، در شکایتنامه ای که درواقع سندی است درباره ظلم ها و کارشکنی های عده ای متوهم که متاسفانه لباس نظامی و امنیتی کشورمان  را بر تن کرده اند، به اظهارات فردی موسوم به "سردار مشفق " اشاره کرده و آن را سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن و اقدامات خلاف قانون گروه استبداد طلب پیش گفته، در جریان انتخابات و پس از آن دانستند؛ اقداماتی که در افکار عمومی کودتای انتخاباتی نام گرفته است.

متن بیانیه خانواده های زندانیان سیاسی در حمایت از شکواییه هفت تن از فعالان سیاسی از مقام  منتسب به سپاه که در اختیار  کلمه قرار گرفته است، به شرح ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم

«شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن»

یک سال و اندی از انتخابات دهم می گذرد. یک سال و ماه هایی پر از حادثه، پر از التهاب، پر از دغدغه. دغدغه آسیب دیدگان و رنج کشیدگانی که صبورانه ایستادند و فریب و دروغ و سالوس را برنتافتند و به سپاه مهاجم ظلم «نه» گفتند. آسیب دیدگانی که به بازی از پیش تعیین شده برای پذیرش اتهامات واهی تن در ندادند و برخی از آنان هم که در زیر فشارهای غیرقابل تحمل از سوی از خدا بی خبران در سلول های انفرادی، دروغ نبشته های علیه خود و دیگران را امضا کردند، به فضل و رحمت الهی که خود والاترین هدیه و ارمغان یعنی «کرامت انسانی» را به اشرف مخلوقاتش عطا نموده است، در فضای بیرون از زندان به انکارآن ها پرداختند.

یک سال و اندی از انتخابات دهم می گذرد و طی این مدت به فضل پروردگار و سعی و جدیت مردم، شجره طیبه معرفت و دانایی، تناورتر و پرثمرتر شده است.

و این روزها هم زمان با بی حرمتی ها و تحقیرها و بدرفتاری هایی که در زندان های کشور اسلامی مان با زندانیان سیاسی می شود که تعدادی از آنان را به تنگ آورده و برای رساندن صدای اعتراضشان مجبور به اعتصاب غذا کرده است، به دنبال انتشار گسترده سخنان سراسر دروغ و افترای سردار مشفق نامی که ظاهرا مسئولتی امنیتی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارد، ساکنان چندماهه سلول های انفرادی و چندنفره ۲ الف متعلق به سپاه، متن حقوقی ای را علیه اظهارات کذب و مفتریانه وی تهیه و با ارسال نامه ای به رئیس قوه قضائیه و سازمان قضایی نیروهای مسلح و کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی، از وی شکایت کرده اند.

براساس شکایت این عزیزان طرح داستان واهی انقلاب مخملین تنها دستاویزی برای پوشاندن کودتای نظامی است که آقایان به آن مبادرت نموده اند و دخالت در آراء مردم و نتیجه انتخابات عوارض دردناک و جگرسوزی را به وجود آورد که همه ایران بلکه جهان شاهد و ناظر بر آن بوده اند و ما خانواده های زندانیان سیاسی و عزیزان دربندمان از قربانیان و آسیب دیدگان آن هستیم.

اینک، ما خانواده های زندانیان سیاسی با اذعان به آن چه ذکر شد، ضمن حمایت از امضاء کنندگان این شکایت نامه حقوقی که سندی ارجمند از دادخواهی شهروندان پاک و صادق و خدوم این دیار و دل سوختگان کشور و متأثرین از انحراف از مسیر انقلاب و آرمان های والای آن است، از مقامات قضایی می خواهیم به جای اقدامات شتابزده چون تحت فشار قرار دادن امضاکنندگان شکایت نامه برای بازپس گرفتن شکایتشان و بازگرداندن آن ها به زندان که از زمان ارسال نامه با احضار مجدد محسن امین زاده آغاز و به محض انتشار آن در رسانه های عمومی با بازگرداندن محسن صفایی فراهانی ادامه یافته است، هرچه سریع تر تمهیدات لازم برای رسیدگی به این شکایت حائز اهمیت را فراهم نموده ادعای استقلال کامل قوه قضائیه و عدم تأثیرپذیری از عوامل و شرایط خارجی و پیرامونی را در عمل ثابت کنند.

بدیهی است رسیدگی به این شکایت می تواند تکلیف انتخابات و حوادث دردناک پس از آن را روشن نماید و صف خادم و خائن را یک بار دیگر در پیشگاه مردم فهیم و آگاه ایران جدا سازد.

هم چنین بی اعتنایی و مغفول و مسکوت گذاشتن این شکایت بسیار مهم و یا بدتر از آن تهدید و تنبیه شاکیان به جای رسیدگی به شکایت و دادخواهی شان، شائبه وابستگی قوه قضائیه و تأثیرات ارعاب کودتاگران بر آن را تشدید و اثبات خواهد کرد.

خطاب ما ستم دیدگان پس از انتخابات به آمرین به معروف و ناهیان از منکر بزرگ حمایت از ستمگران به مقامات قضائی این است: بیایید عالم را نه فقط در شعار و وهم و خیال، بلکه به واقع محضر خدا بدانید و در محضر خدا آن هم در ماه خدا، ماه ضیافت پرشکوه الهی، بیش از این به بندگانش ستم نکنید و بیش از این قهر خالق مطلق را برنیانگیزید.

والله خیرالمنتقمین


 


گزارش وزارت امور خارجه آمریکا درباره تمایل سران فرقه رجوی به انجام عملیاتهای تروریستی و آمادگی این فرقه برای انجام عملیاتهای تروریستی – برای رسیدن به اهداف – تکمیل کننده این فرضیه است که منافقین به صورت غیر مستقیم در عملیاتهای تروریستی زیادی – از زمان خلع سلاح اجباریشان – شرکت کرده اند.

به گزارش مهر، دادگاه استیناف آمریکا از آموزش دختران برای عملیات انتحاری در کربلا توسط گروهک تروریستی منافقین پرده برداشته است.

مروری بر تمام تصمیمات به اصطلاح بزرگ و سرنوشت ساز در فرقه منافقین نشان می دهد که اجرای هر تصمیم در این فرقه – به فرمان مسعود رجوی – همیشه با بزرگ‌ نمایی و آسمان و ریسمان بافتن‌ های بسیار زیادی همراه بوده است. به دلیل گنگ و مبهم بودن چرایی تصمیمات جدید رجوی برای اعضای فرقه،‌ اصل مهم، قبل از اجرای این تصمیمات ایجاد کمیته توجیه و رفع ابهام بوده تا به زعم رجوی همه نیروها نسبت به فلسفه اجرای یک عمل، کاملاً توجیه باشند.

اما مسئله اینجاست که اکثریت قریب به اتفاق تصمیمات آنقدر دور از عقل و منطق بود که در مدت زمان کوتاهی با بازخورد منفی از جانب اعضا روبرو می شد. طلاق‌های اجباری یکی از نمونه‌های بارز این تصمیمات بود. رجوی اعتقاد داشت، طلاق‌های اجباری و ایدئولوژیک سبب رهایی زنان و مردان می شود. به عنوان یک تئوری، این را در سازمان مجاهدین به عنوان جامعه کوچک تر مطرح کرد تا شاید آن را در آینده در جامعه بزرگتر و در ایران اعمال کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کانون هابیلیان(خانواده شهدای ترور ایران)این فرقه در سال ۱۳۶۸ به طور محرمانه و گسترده، اعضای خود را مجبور به طلاق های ایدئولوژیک کرد، بدین معنا که همه اعضا باید برای همیشه حق ازدواج را از خود سلب کرده و در صورت داشتن همسر، با نهایت تنفر از هم جدا شوند. طلاق اجباری مشکلات متعددی برای کودکان، زنان و مردان وفادار به این فرقه ایجاد کرد. از دیگر موارد قابل ذکر در این فرقه می توان به عملیات مرصاد اشاره کرد که قبل از آغاز آن مسعود رجوی با منطق و معیار دور از عقل خود تعداد زیادی از نیروهای فرقه را برای یک ماجراجویی کودکانه به قتلگاه فرستاد و آنها را ذبح کرد. این عملیات بعد‌ها سبب ایجاد تشکیکات زیادی در عقیده و مرام اعضای این سازمان نسبت به عملکرد سران شد.

آنچه در دوره‌های مختلف و در مرام مسعود رجوی به عنوان سرکرده منافقین وجود داشت، دستاویزی از آرمانهای مشمئز کننده‌ای است که قبل از هر کس، مهره‌های اجرای این آرمان را از مسعود رجوی بیزار می کند. آنها که قربانی نادانی، زیاده خواهی بی حد و اندازه، جهالت و خودنمایی مسعود رجوی شده و می شوند.

زنان و دختران؛ قربانیان همیشگی فرقه رجوی

با وجود آنکه مسعود رجوی با تصاحب مریم قجر عضدانلو و با طرح کذایی انقلاب ایدئولوژیک، تلاش کرد از آن به عنوان جایگاه و اعتبار بخشیدن و به زنان یاد کند، اما تصاحب یک به یک این زنان توسط مسعود رجوی، چنانکه بتول سلطانی به عنوان یکی از زنان شورای رهبری همین فرقه از آن یاد کرد، جای هیچ تردیدی باقی نگذاشته که زنان در این فرقه بیش از هر موجود دیگری قربانی هوا و هوس رجوی شده‌اند و تاکنون ابزار خوشگذرانی و بازیچه بسیاری از سران این فرقه، فرماندهان حزب بعث و مواردی از این دست شده‌اند.

اما سوء استفاده‌های این فرقه اززنان همچنان ادامه دارد و زنان و دخترکان این فرقه همواره و در برنامه‌های بهره کشی، مهره‌های اول این بهره‌کشی بوده و هستند.

واقعیت تلخی که محمد جواد هاشمی نژاد چند روز قبل و در یک گفتگوی رسانه ای صریح و شفاف به آن اشاره کرد، نشان دهنده عمق استثمار زنان و دختران در این فرقه است. اشاراتی که وی با مرور یک سند طبقه بندی شده وزارت امور خارجه آمریکا از آن یاد کرد نشان می دهد سران این فرقه دختران دانش ‌آموز را برای انجام عملیات انتحاری به کربلا آموزش می دهند.

در طول سالهای اخیر و از زمان حضور آمریکاییها در عراق، بارها عملیاتهای انتحاری توسط دختران کم و سن و سالی انجام شده که با استفاده از کمربند انتحاری، به میان جمعیت رفته و خود را منفجر کرده اند.

دو سال قبل نیز هابیلیان با انتشار خبری مشابه، پرده از اقدامات مشابه منافقین در این خصوص برداشت. افشاگری کانون خانواده شهدای ترور کشور، در آن زمان خشم و عصبانیت جنون آمیزی را در رسانه‌های منافقین رقم زده و هابیلیان آماج حملات سایتهای آنها قرار گرفت. آن زمان اعلام شد که منافقین از دختران و پسران کم سن و سال استفاده کرده، با مبالغ اندکی پول و استفاده از آبمیوه‌های آلوده به مواد مخدر، با خارج کردن دختران و پسران کم سن و سال از حالت طبیعی، از آنها می خواهد در عملیاتهای انتحاری بر ضد مردم عراق، در اماکن شلوغ و اماکن مذهبی شرکت کنند. “آمارها نشان میدهد که از سال ۲۰۰۳ تاکنون ۵۵ مورد عملیات انتحاری در عراق توسط زنان و به ویژه دختران کم سن و سال صورت گرفته است و زنان انتحاری برای انجام عملیاتهای انتحاری خود، در استان‌های دیالی، بغداد، الانبار، بابل، نینوا، کربلا و کرکوک پراکنده هستند.”

در این خصوص البته گفته‌های نماینده پارلمان عراق نیز قابل تامل است : ” سمیره موسوی، رئیس کمیته‌ زنان و خانواده در پارلمان عراق می گوید: گروه‌های تروریستی با شستشوی مغزی، از زنان ناتوان و ناامید که دچار مشکلات اقتصادی هستند برای انجام عملیات تروریستی استفاده می کنند”

پیش از انتشار این خبر توسط هابیلیان و بعد از آن، تا زمان حاضر عملیاتهای انتحاری زیادی علیه مردم عراق با همین شیوه و روش صورت گرفته است که نتایج آن شهادت تعداد زیادی از مردم عراق بوده است؛ عملیاتهایی که هنوز هم ادامه دارد و هنوز هم قربانی می گیرد.

رد پای منافقین در عملیاتهای تروریستی در عراق

آموزش دختران کم سن و سال برای انجام عملیاتهای نظامی در کربلا، تنها گوشه‌ای از روند ناآرام سازی عراق است که توسط منافقین دنبال می شود. منافقین در برنامه‌ ریزی و اجرای عملیاتهای خود تلاش گسترده‌ای به کار می برند تا ردّی از خود بر جای گذارند .

آموزش دختران دانش‌آموز، سازماندهی و آموزش نیروهای القاعده در پادگان اشرف و به کار گرفتن جوانان بیکار – به بهای اندک – برای انجام عملیاتهای تروریستی، استراتژی مهم سرکردگان منافقین است برای انجام عملیاتهای تروریستی و ایجاد فضای ناآرام در عراق و از این رو است که می توان رد پای منافقین را به نوعی غیرمستقیم، در تعداد زیادی از عملیاتهای تروریستی انجام شده و در حال انجام در عراق جستجو کرد.

عملیاتهایی که از سال ۲۰۰۳ و با حضور آمریکا درعراق و از زمان خلع سلاح اجباری منافقین توسط آمریکا، با سرمایه ‌گذاری منافقین بر روی تروریستهای کم سن و سال، بیشتر از گذشته رشد پیدا کرده است.

امروزه شنیدن اخبار کشتارهای ضد بشری در عراق هر چند هم که خسارات و تلفات بسیار سنگینی برجای می گذارد تقریبا عادی شده است شاید نتوان رقم دقیقی از تعداد عملیات انتحاری عراق که وحشیانه ترین و غیر انسانی ترین شیوه تروریسم است را مشخص کرد.

گزارش وزارت امور خارجه آمریکا درباره تمایل سران این فرقه به انجام عملیاتهای تروریستی و آمادگی این فرقه برای انجام عملیاتهای تروریستی – برای رسیدن به اهداف – تکمیل کننده این فرضیه است که منافقین به صورت غیر مستقیم در عملیاتهای تروریستی زیادی – از زمان خلع سلاح اجباریشان – شرکت کرده اند.

عملیاتهایی که برای سران این فرقه بسیار مهم است که ردّی از سازمان تروریستی مجاهدین خلق در آن نباشد. آنچه مسلم است اینکه شمار عملیاتهای تروریستی که منافقین در عراق و از زمان حضور آمریکاییها انجام داده‌اند،‌ مشخص نیست، اما شیوه‌های آنها در به کارگیری دختران کم سن و سال عرب برای این عملیاتها کاملاً آشکار شده و نکته دیگر اینکه این عملیاتهای مشخصاً با هدایت منافقین، همچنان ادامه خواهد یافت.

به گزارش مهر، دولت عراق پرونده امنیتی اردوگاه عراق جدید(اشرف) را اوایل سال گذشته میلادی از نظامیان آمریکایی تحویل گرفت و نیروی امنیتی ویژه ای برای حمایت از این اردوگاه تشکیل داد؛ حدود ۳۴۶۶ عضو گروهک منافقین در این اردوگاه به سر می برند.

از سوی دیگر، دادگاه عالی جنایی عراق چندی پیش حکم بازداشت دو سرکرده اصلی گروهک تروریستی منافقین را صادر کرد و از پلیس بین الملل خواست آنها را دستگیر و به بغداد تحویل دهد.

گفتنی است اخیرا طی مراسمی که مقامات ارتش عراق و آمریکا در آن حضور داشتند پرونده امنیتی اردوگاه اشرف (محل اقامت گروهک منافقین) در استان دیاله به نیروهای عراقی واگذار شد. امنیت این محل از سال ۲۰۰۳ تاکنون یعنی از زمان اشغال عراق توسط نیروهای چندملیتی در اختیار نظامیان آمریکایی بود.

اردوگاه اشرف دراستان دیاله عراق حدود ۳۵۰۰ نفر از اعضای گروهک تروریستی منافقین را در خود جای داده است. گروهک تروریستی منافقین از دهه هشتاد پادگان نظامی اشرف دراستان دیاله (۵۷ کیلومتری شمال شرق بغداد) را به عنوان مقر خود برگزید. گروهک تروریستی منافقین علاوه بر اقدامات تروریستی علیه ملت ایران در همکاری با رژیم دیکتاتوری بعث و القاعده جنایتهای فراوانی نیز علیه ملت عراق مرتکب شده است.


 


حمزه کرمی ،از زندانیان حوادث پس از انتخابات که به دلیل عارضه قلبی و عوارض ناشی از آن در بخش CCU بستری و به تازگی مرخص شده بود ،عصر امروز چهارشنبه به دستور دادستان تهران و علیرغم نظر پزشکان متخصص و پزشکی قانونی مبنی بر ضرورت ادامه معالجات در محیطی به دور از فشار و استرس ، به اوین بازگردانده شد . این در حالی است که پزشکان عمل آنژیوگرافی را برای وی در اسرع وقت تجویز کرده بودند .

به گزارش خبرنگار کلمه، خانواده وی باتوجه به وضعیت نامطلوب جسمی اش ، به شدت نگران سلامت او هستند .

حمزه کرمی، مدیر سایت جمهوریت و از مدیران ارشد دانشگاه آزاد اسلامی است که در دادگاه بدوی به ۱۶سال زندان محکوم شده بود.

شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر تهران، حمزه کرمی را به ۱۱ سال حبس قطعی و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم کرد.

کرمی از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۴، فرماندار ورامین و از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۰، مدیرکل سیاسی دفتر رئیس جمهوری در دولت‌های اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی بود.

وی در جریان انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری، مسئول ستاد مطبوعات هاشمی رفسنجانی بود و در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، مدیریت وب‌سایت جمهوریت را بر عهده داشت.

به تازگی برخی از سایت ها بخش هایی از نامه منتسب به او را منتشر کردند که خبر از شکنجه شدید ش در دوران تحت بازجویی می داد .وی در این نامه نوشته بود اعترافات او زیر شکنجه از او اخذ شده است


 


زمین لرزه ای به بزرگی پنـج ریشتر حوالی شهر راز در استان خراسان شمالی را لرزاند.

به گزارش خبرآنلاین، شبکه لرزه نگاری وابسته به مرکز لرزه نگاری کشوری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران،‌ زمان دقیق وقوع این زلزله را ساعت ۲۱ و ۵۶ دقیقه و ۱۹ثانیه اعلام کرد.

تاکنون جزئیات بیشتری دراین باره منتشر نشده است .


 


بهزاد عرب گل، از فعالان ستاد میرحسین موسوی و جانباز جنگ تحمیلی به دادگاه انقلاب احضار شد.

همچنین این جانباز جنگ تحمیلی  از دریافت دو احضار نامه توسط دادگاه انقلاب و بازپرسی اوین خبر داد.

وی گفت: احضاریه اول توسط دادگاه انقلاب فرستاده شده و مرا در تاریخ ۱۷/۶/۸۹ به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب احضار کرده اند. و احضاریه دوم توسط بازپرسی بازداشتگاه اوین همزمان فرستاده شده و در تاریخ ۵/۶/۸۹ احضار شده ام.

عرب گل افزود: ضمن مشورتی که با وکیل خود کردم متوجه شدم که شماره پرونده احضارنامه ها یکی نیست. ظاهرا دو پرونده متفاوت در دو محل مختلف در مورد من تشکیل شده است.

به گزارش هم میهن، بهزاد عرب گل جانباز جنگ تحمیلی است، او از فعالین ستاد میرحسین موسوی در شرق تهران بود. او تاکنون از هیچیک از حقوق و مزایای جانبازی استفاده نکرده است.

او تنها ۱۷ سال داشت که برای دفاع از وطنش به جبهه رفت و مجروح شد، او اکنون دو فرزند دارد و تا قبل از بازداشت برای تامین زندگی به کار ساختمانی مشغول بود.

پس از وقایع روز عاشورا به بهانه اینکه او شبیه کسی بوده که در تظاهرات روز عاشورا حضور داشته شبانه به منزل او یورش بردند اما عرب گل آنروز برای انجام کاری در شهرستان به سر می برد.

حمله های چندین و چند باره به منزل او و تحت فشار قرار دادن خانواده او باعث می شود او در اسفند ماه خود را به اداره اطلاعات معرفی کند. او مدت دوماه در سلول انفرادی تحت فشار های شدید بازجو ها بود، بازجو ها اصرار داشته اند او اتهام حمله به گارد و ضرب و شتم را بپذیرد. اما علی رغم تمامی فشار ها او هیچ یک از این اتهامات را نپذیرفت.

او روز چهارشنبه ۱۶ تیر ماه با وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. و اکنون مجددا به بازپرسی زندان اوین و دادگاه انقلاب احضار شده است.


 


کلمه: پدر محمد رضا جلایی پور می گوید او دارد رکورد حضور در انفردی را می زند چرا که دفعه پیش ۴۰ روز و این بار ۶۰ روز است که در زندان انفردای بسر می برد و خانواده اش نیز در بلا تکلیفی به سر می برند. این دومین بار است که از سال ۸۸ تا کنون محمد رضا جلایی پور دستگیر شده است و از خرداد ماه سال گذشته در فرودگاه دستگیر شد نتوانسته همسرش فاطمه شمس را که در خارج از کشور مشغول تحصیل است ببیند.  البته گفته می شود یکی از دلایل دستگیری اخیر او می تواند گروکشی برای بازگشت فاطمه شمس به ایران باشد. کلمه برای آگاهی بیشتر از وضعیت این اسیر آزاده سبز با پدر او دکتر حمید رضا جلایی پور گفتگو کرده است.

از آخرین وضعیت محمدرضا چه خبر دارید؟

نزدیک به دو ماه است که در انفرادی است. ظاهراً الان زندان اوین است. دارد رکورد انفرادی می زند دفعه قبل چهل روز انفرادی بود این دفعه نزدیک شصت روز شده است.

تاکنون ملاقات داشته اید؟

متأسفانه دو ماه است که من را سرگردان کرده اند و ملاقات نمی دهند. فقط یک بار آن هم برای چند دقیقۀ کوتاه با من یک تماس تلفنی داشت.

سایر اعضای خانواده ملاقات نداشته اند؟

یک بار مادرش در تهران و پدرخانم و مادرخانمش در زندان مشهد برای بیست دقیقه با او ملاقات داشته اند و می گفتند خیلی لاغر شده است. از قول او هم می گفتند رژیم گرفته است.

تا حالا کارتان را پیگیری نکرده اید؟

پیگیری زیادی کرده ایم ولی دست ما به جایی نمی رسد. فقط سرگردانی و انتظار بوده است. ظاهراً مسئولین مربوطه از اینکه خانوادۀ زندانی سرگردان باشد و در انتظار و  رنج به سر ببرد، ابایی ندارند. قبلاً به دادگاه انقلاب خیابان معلم می رفتیم، اقلاً بعد از چند ساعت یکی بود که به خانوادۀ زندانی جواب بدهد، الان شعبۀ امنیت دادگاه انقلاب را هم به زندان اوین منتقل کرده اند و دیگر دست خانواده ها به دادسرای انقلاب هم نمی رسد. این یعنی اینکه خانواده ها بی پناه تر شده اند، و ادارۀ دستگاه قضایی به جای آنکه بیاید نزدیک مردم، رفته است در زندان و دور از دسترس ارباب رجوع. من چند روز بین خیابان معلم و زندان اوین سرگردان بودم تا این جا به جایی را فهمیدم. بعد به من گفتند باید برای پیگیری به دادستانی، دفتر آقای جعفری دولت آبادی مراجعه کنید تا جواب شما را بدهند. به آنجا مراجعه کردیم، در آنجا هم دو تا سرباز گذاشته اند که به خانواده ها می گویند تقاضای خود را به صورت نامه بنویسید و شماره تلفن بگذارید تا آقای دادستان جواب بدهد. من هم نامه نوشتم، الان پانزده روز است که هیچ جوابی نداده اند. بازپرس پروندۀ محمدرضا هم در مشهد هست (به نام آقای حیدری) که اخیراً به جای جواب دادن به تلفن، تلفن ما را قطع می کند.

چرا این کارها را می کنند؟

من هم دوماه است که دنبال یک مسئول رسمی می گردم که پاسخ همین سؤال را هم به من بدهد ولی تاکنون جز سرگردانی و انتظار چیزی نصیب ما نشده است. اما در پاسخ به سؤال شما، تحلیلی می توان جواب داد. من فکر می کنم یکی از علل این سرگردانی ها این است که الان دربارۀ پروندۀ فرهیخته ترین و نخبه ترین جوانان و شخصیت های این کشور ما با “قاضی سالاری” روبرو نیستیم. قاضی ها در برابر کارشناسان امنیتی پرونده کاره ای نیستند. “کارشناسان امنیتی ” هم دستشان باز است. فعلاً خود را قدرقدرت می بینند و به ارباب رجوع سرگردان هم پاسخ گو نیستند.

آقای جلائی پور، این کسانی که این کارها را می کنند اتفاقاً خود را نیروهای متعهد و ارزشی می دانند. شما هم خانوادۀ سه شهید هستید، سالها در مناطق جنگی خدمت کرده اید، سالها هست که در کار آموزش زحمت می کشید و گچ می خورید، فرزند شما غیر از اینکه یک نخبۀ المپیادی است ، یک فرد کاملاً قانونی و مذهبی هم است. آیا از این لحاظ به شما ارفاقی نمی کنند، عنایتی ندارند؟

اتفاقاً برعکس، بیشتر به ما فشار می آورند. ببینید در یکسال سه بار است محمدرضا را گرفته اند این آخری دوماه است که او را در انفرادی نگه داشته اند و به ما پاسخ نمی دهند و سرگردان هم کرده اند. حرف من این است که این آقایان محترم همان حقوقی را که برای قاچاقچیان بالای صدکیلو هروئین و برای قاتلان قائل هستند برای ما بندگان خدا و خانوادۀ شهدا هم قائل باشند. یعنی بگذارند بعد از دوماه زندان انفرادی فرزندم را ملاقات کنم؛ بگذارند به او کتاب های درسی اش را بدهیم؛ اصلاً بعداً از دو ماه تکلیف او را معلوم کنند، ولی ما را بی دریغ در سرگردانی و انتظار گذاشته اند. شما بروید دم در زندان اوین خانواده های قاچاقچیان بزرگ راحت می آیند و با زندانی خود ملاقات می کنند. اتفاقاً این کار خوبی است و خودش یک پیشرفت شهروندی است. چون یک قاچاقچی هم حقوق شهروندی دارد، انسان است. خانواده های آنها هم شهروندان صاحب حق این کشورند و آدم های شریفی هستند. با کمال تأسف باید بگویم این آقایان مدعی ارزش‌مداری کینۀ خاصی به خانواده های شهیدی دارند که منقاد آنها نیستند. فعلاً دور، دور تازه مکتبی شده های پر مدعا است.

شما خودتان چه ارزیابی از رفتار محمدرضا دارید؟

ببینید محمدرضا مثل هزاران دانشجوی دیگر این کشور، درس‌خوان، اخلاقی، مذهبی و متعهد است. ویژگی اصلی شخصیتش این است که در درجۀ اول فردی مذهبی ـ فرهنگی است. در جریان انتخابات گذشته احساس مسئولیت کرد و صادقانه فعالیت انتخاباتی کرده، و از این کارش هم شرمنده نیست. اصلاً اهل انجام کار غیرقانونی نیست. این حرفی که من می زنم حرف من نیست، حرف تمام دوستانش و استادانش است. او مثل هزاران جوان دیگر، یک جوان مدنی، مسلمان و سرافراز است، پاچه‌خوار، فرصت طلب و دورو نیست، تا حالا دروغ نگفته، غیبت کسی را نکرده، همان روزی هم که دستگیرش کردند روز دوشنبه با زبان روزه بود.

پس فکر می کنید چرا محمدرضا را دو ماه است که در انفرادی نگه داشته اند؟

ببنید در دورۀ اول که محمدرضا را گرفتند، پس از سه ماه زندانی و انفرادی نهایتاً قاضی پرونده او را مجرم نشناخت و قرار منع تعقیب صادر کرد و وثیقۀ دویست میلیونی او آزاد شد، حتی برگ بازگرداندن پاسپورت او را هم صادر کردند.

ظاهراً این دفعه محمدرضا گرفتار همان کسانی است که مخالف “قاضی سالاری” در روند قضایی هستند. اینکه او را دوماه است در انفرادی نگه داشته اند، اینکه به من ملاقات نمی دهند، حدس می زنم (و شواهد و قرائنی را هم دارم) که هدف از این انفرادی ها این است که او را بشکنند تا راضی به مصاحبه و اعتراف بشود. وگرنه چه دلیلی دارد یک جوان نخبۀ این کشور دوماه در یک اتاق حبس کنند و به پدر او هم ملاقات ندهند و دایم ما را سرگردان و منتظر بگذارند.

شما در مصاحبه های خود روی سرگردانی و دروغ هی تکیه می کنید، چرا؟

ببینید الان دو ماه است که ما به هرجا مراجعه می کنیم به ما جواب نمی دهند و وقتی هم که جواب می دهند حرف خلاف واقع می زنند. بگذارید حرفم را برای شما مستند بکنم. من تاکنون سه بار روزهای پنجشنبه از صبح تا ظهر رفتم به زندان اوین برای ملاقات. ولی ملاقات ندادند و ما را در انتظار مستمر نگه داشتند و هر دفعه یک چیز گفته اند. یک بار گفتند شما بروید در وسط هفته ملاقات می دهیم. یک بار گفتند همانجا بایستید همین امروز ملاقات می دهیم بعد فهمیدیم محمدرضا در زندان مشهد است! بعداً مادرش برای ملاقات به مشهد رفت، به او گفتند که محمدرضا در زندان تهران است! ببینید سرگردانی و خلاف واقع گویی یعنی همین. ظاهراً بخشی از اهداف کارشناسان امنیتی آزار خانوادۀ محمدرضا است. وگرنه چه دلیلی دارد دوماه خانواده را سرگردان کنند. ما هم در ماه رمضان به خاطر این لطفشان دعای خیر می کنیم.

اصلاً چرا محمدرضا را به زندان مشهد برده اند؟

به خاطر اینکه حکم دستگیری محمدرضا را آقای حیدری بازپرس دادگاه انقلاب مشهد داده است. شما می دانید همسر محمدرضا پدر و مادرش در مشهد زندگی می کنند. یکی از دلایلی که به محمدرضا فشار می آورند همین است که می گویند چرا همسرت به تهران نمی آید تا او را هم دستگیر کنیم.

حرف محمدرضا هم این است که اولا: همسر من کاره ای نیست. ثانیا اصلا حرف من را گوش نمی کند که بیاید. شما می دانید همسر محمدرضا،فاطمه شمس، خودش یک دانشجوی نخبه المپیادی است و خیلی مستقل و عاطفی است و حرف زور را هم گوش نمی کند.

در همین مدت برای آنکه خانواده فاطمه شمس را هم زیر فشار بگذارند، خواهر بی گناه او را و دانشجویان بی گناه دیگری را در همین ارتباط دستگیر کردند. همه آنها هم غیرسیاسی بودند. لذا برای آنکه این بار فشار را تکمیل کنند،حکم بازداشت محمدرضا را از مشهد پیگیری کردند و به سلاح انفرادی دو ماهه متوسل شدند. ببینید این برخوردی که با صدها دانشجو مثل محمدرضا می شود در هیچ کشوری در کره زمین نمی توان پیدا کرد. البته درگذشته پیدا می شد و الان در زیمباوه هم اینجوری نیست!

شما سخن ناگفته ی دیگری هم دارید؟

ما چه حرفی داریم، حرف ما این است که حقوق همه زندانیان از جمله زندانیان فرهیخته این کشور را مثل قاچاقچیان و قاتلان رعایت کنند. اینقدر زندانی را در انفرادی نگه ندارند، خانواده های آنها را ماه ها سرگردان نکنند و به آنها جواب بدهند نه حرف خلاف واقع بزنند.

ببنید بگذارید یک نکته را در اینجا به عنوان یک محقق اموراجتماعی خدمتتان بیان کنم، شاید برای این آقایان که از نعمت برخوردار بودن از کارشناس مستقل و حقیقت گو محرومند، مفید باشد. ببینید این کارشناسان امنیتی در شرایطی که قاضی در مسیر پرونده ها نقش اصلی را ندارد، تا می توانند زندانی را در انفرادی نگه می دارند، خانوادۀ او را سرگردان می کنند. خوب همین کار اینها باعث این می شود که خانوادۀ زندانی و زندانی را عاصی می کنند. بعد این آقایان از خانواده های عاصی انتظار دارند آرام باشند و مصالح کشور را رعایت کنند.

ببینید در همین دو هفته گذشته ده ها خانوادۀ زندانی در جریان اعتصاب غذا بال بال می زدند، چرا؟ برای اینکه عاصی شده اند. بعداً آقایان اینها را نصیحت می کنند که این کار را نکنید چون دشمن سوء استفاده می کند. در صورتی که برای اینکه دشمن خارجی سوء استفاده نکند مسئولین نباید خانواده ها را عاصی کنند. آخر این چه نوع تدبیر امور است؟!

اجازه بدهید سخنم را در آغاز ماه رمضان با یک دعا تمام کنم: خدایا زندانیان بی گناه ما را از این بی تدبیری ها نجات بده.

با تشکر از زمانی که در اختیار کلمه گذاشتید


 



 


پایگاه اطلاع رسانی نوروز رسانه رسمی جبهه مشارکت ایران اسلامی با طرح و قالبی نو برای وبسایت خود شروع به فعالیت کرد ، گفتنیست این سایت خبری و تحلیلی مدتی بود که در بخش خبری همانند گذشته فعال نبود ، اما با طراحی و قالبی جدید به عرصه خبر رسانی بازگشت.

به گزارش ندای سبز آزادی، نوروز با انتشار یاداشتی با عنوان جامه نو این گونه آورد : طی بیش از سه سال نوروز فراز و فرودهای متعددی داشته است اما آنچه شاید این رسانه را از سایر رسانه‌های مشابه متفاوت می‌کند.وابستگی‌های فکری و عقیدی و تشکیلاتی آن و همچنین استمرار کار آن با وجود موانع فراوان بوده است.

در جامه نو «نوروز» سعی شده است امکانات و دسترسی‌ها ساده تر از نسخه پیشین در دسترس کاربران باشد و کاربران بتوانند به راحتی به آرشیو و نکات مهمی که احتیاج دارند دست پیدا کنند. در نسخه جدید صفحات مخصوصی در خصوص عملکرد جبهه مشارکت ایران اسلامی تهیه شده است که به مرور اطلاعات مربوط به هر بخش آن تکمیل خواهد شد. امید آن داریم که در جامه نو نوروز بتواند به رسالت‌هایی که از روز نخست به آن پایبند بوده است وفادار بماند و به راهی که سالها قبل آغاز شده بود و نوروز نیز همراه آن بود ادامه بدهد.

کلمه  بازگشت نوروز به عرصه خبر رسانی را به تیم مدیریتی و مخاطبان این وبسایت تبریک می گوید.


 


سعیده منتظری در وبلاگ شخصی خود  که “قلم نوشته ها نام دارد” درباره ماه رمضان نوشته است :”دل ما از سنگ است و گذر زمان این سنگدلی را به اثبات می رساند. روزهایی که یک لحظه از آن را در مخیله مان تصور نمی کردیم پشت سر می گذاریم. روزهای هجرت و فرقت پدر را می گویم، و نیز مادر را. فرا رسیدن ماه مبارک رمضان غم هجرانشان را دو چندان می نماید.”

متن این نوشتار به شرح ذیل است:دل ما از سنگ است و گذر زمان این سنگدلی را به اثبات می رساند. روزهایی که یک لحظه از آن را در مخیله مان تصور نمی کردیم پشت سر می گذاریم. روزهای هجرت و فرقت پدر را می گویم، و نیز مادر را. فرا رسیدن ماه مبارک رمضان غم هجرانشان را دو چندان می نماید.”

مگر می شود ماه رمضان بیاید و درب آن سرای که همواره مأمن همگان بود باز نباشد؟!

مگر می شود ماه رمضان بیاید و آن شور و غوغا برای اثبات هلال ماه از آن سرای برنخیزد؟!

مگر می شود ماه رمضان بیاید و آن صوت دلنشین قرائت قرآن از آن سرای برنیاید؟!

مگر می شود ماه رمضان بیاید و پای درس “اخلاق” و گذشت و ایثار و مبارزه و شجاعت و آزادگی و ظلم ستیزی او ننشینیم؟!

مگر می شود ماه رمضان بیاید و فقیه عالیقدر برایمان : از محمد و رسالتش، از علی و عدالتش، از زهرا و نجابتش، از حسن و کرامتش، از حسین و شجاعتش، از سجاد و عبادتش، از محمدباقر و وجاهتش، از جعفر صادق و فقاهتش، و از دیگر ائمه معصومین (ع) نگوید؟!

مگر می شود ماه رمضان بیاید و در فراق پدر و مادر سفر کرده فقط خون دل خوریم؟! و مگر خون دل خوردن مبطل روزه ماه مبارک نیست؟!

مگر می شود ماه رمضان بیاید و …؟!

مگر می شود…؟!

اولین ماه رمضان را بدون حضور سبزشان تجربه می نماییم و چه بسا رمضانهای دیگر را. آری دل ما از سنگ است و گذر زمان این سنگدلی را به اثبات می رساند.

اما ای پدر آسمانی! هر روز هجرانت را بیشتر و بیشتر حس می نماییم و خلأ وجودت و حضورت نمایانتر می گردد.

در ظاهر دلسنگ شده ایم اما عجیب دلتنگ توایم. دلتنگ صدایت، دلتنگ سیمایت، دلتنگ رهنمودهایت، و دلتنگ خون دل خوردنت برای اسلام و برای مردم و برای زندانیان بی گناه و بی پناه.

« گوشم شنید قصه ایمان و مست شد

کو قسم چشم؟ صورت ایمانم آرزوست »

امید این که خداوند ما را صبر عنایت فرماید و از جمله صابران درگاهش باشیم.

و امید این که پوینده راه حق و حقیقت باشیم.


 


با نزدیک شدن به فصل برداشت برنج،باردیگردغدغه کشاورزان برای فروش این محصول استراتژیک افزایش یافته است و نمایندگان مردم درسه استان شمالی کشور نیز در تکاپو هستند تا زمینه‌ای فراهم شود که کشاورزان برنج کار کشور کمترین آسیب را ببینند و با خیال راحت و بدون دغدغه برنج‌های خود را برداشت کنند و با قیمت مناسب به فروش برسانند. بحث واردات بی‌رویه برنج، برنج‌های ارزان قیمت و بی‌کیفیت و همچنین برنج‌های آلوده از جمله موضوعاتی است که هر ساله مطرح می‌شود، اما خیلی راحت از کنار آنها می‌گذریم. در حال حاضر کشور حداکثر به واردات ۴۰۰ هزار تن برنج احتیاج دارد، اما واردات برنج گاه به میلیون‌ها تن می‌رسد. این مساله موجب می‌شود برنج‌های تولید داخل در انبارها بمانند و کشاورزان متحمل ضررهای سنگین مالی شوند. این ضررهای پی در پی کشاورزان را دلسرد می‌کند و زمینه‌ای را فراهم می‌سازد تا بسیاری از آنها کشاورزی را کنار بگذارند و به دنبال تغییر کاربری زمین هایشان بروند؛ موضوعی که کشاورزی و برنج‌کاری ما را با تهدیدی جدی روبه رو می‌کند. محسن نریمان، نماینده مردم بابل و عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس در گفتگو با هفته نامه وارش درباره تبدیل زمین‌های کشاورزی به واحدهای مسکونی هشدار داده است.

به اواسط تابستان و فصل برداشت برنج نزدیک می‌شویم. درباره برنج و حمایت از کشاورزان صحبت‌های زیادی شده است. مساله برنج‌های وارداتی آلوده نیز همچنان در مجلس درحال پیگیری است. ادامه روند واردات برنج با این حجم را شما چگونه ارزیابی می‌کنید؟

علی رغم اینکه کلیه نمایندگان گیلان، مازندران و گلستان در زمینه حمایت از کشاورزان و محصول برنج متفق القول هستند و در این زمینه اصلاً مسائل جناحی تأثیر‌گذار نیست و همه با هم از حمایت جدی از کشاورزان سخن می‌گویند، اما همچنان با واردات بی‌شمار برنج روبه رو هستیم و کشاورزان با دغدغه فراوان به آینده خود نگاه می‌کنند. میزان این دغدغه در چند سال اخیر به واسطه ضررهای کشاورزان به حدی است که باید حمایت ویژه‌ای از کشاورزان بشود و اگر در این زمینه بی‌تدبیری صورت بگیرد، شاهد تبدیل و تغییر کاربری زمین‌ها خواهیم بود.

یعنی تبدیل زمین‌های کشاورزی به مسکونی؟

بله، درواقع با ادامه روند فعلی زمین‌هایی که باید زیر کشت بروند، زیر خشت می‌روند و تبدیل به آپارتمان و واحدهای مسکونی و تجاری می‌شوند. ما شاهد این مساله بوده‌ایم، یعنی متأسفانه این تغییر کاربری در برهه‌ای از زمان انجام شده است. در این صورت محصول استراتژیک داخلی که با کمی حمایت دولت به مرز خودکفایی می‌رسد، به کلی نابود می‌شود و زمین‌های زیر کشت آن تغییر کاربری می‌یابد. این مساله به کرات بیان شده است، اما متأسفانه واردات بی‌رویه همچنان ادامه دارد.

راهکار شما برای حمایت از برنج داخلی دربرابر برنج‌های وارداتی چیست؟

به هر حال می‌پذیرم که برنج داخل هنوز به خودکفایی نرسیده و ما نیاز به واردات برنج داریم، اما می‌گویم چطور در زمینه واردات خودرو که کالایی لوکس محسوب می‌شود، برای حمایت از تولید داخلی و ورشکست نشدن آن این قدر حساسیت نشان می‌دهیم و تعرفه‌های سنگین به محصولات وارداتی می‌بندیم، اما این مساله درباره برنج که محصولی مصرفی است، اتفاق نمی‌افتد؟ اتفاقاً در زمینه خودروسازی ما سال هاست می‌گویم زمان آن رسیده تا تعرفه‌ها پایین بیاید تا قدرت رقابت بالا برود، اما طرفداران صنعت داخل نمی‌پذیرند. حالا نمی‌دانم این طرفداران کشاورزی داخلی کجا هستند که نه تنها برنج خارجی بدون تعرفه وارد کشور می‌شود، که بدترین و بی‌کیفیت‌ترین برنج با قیمتی بسیار پایین وارد می‌شود.

اولویت‌های شما برای حمایت از برنج کاران چه مواردی را دربر می‌گیرد؟

واقعیت این است که در این زمینه وعده‌های زیادی داده شده که یکی از آنها سهام دولت برای برنج کاران یا تعلق گرفتن سوبسیدبه برنج بوده تا با قیمت پایین‌تری به دست مردم برسد، اما به عقیده من برنج کاران هیچ کدام از این‌ها را نمی‌خواهند، همین که جلوی ورود بی‌رویه برنج خارجی گرفته شود، کفایت می‌کند. این‌ها قدم‌های بعدی است که قطعاً در صورت اجرایی شدن، برنج کشور در عرض دو سال به خودکفایی خواهد رسید، اما در شرایط فعلی صحبت از خودکفایی چندان جدی و امیدوار‌کننده نیست زیرامتأسفانه با وجود همراهی نمایندگان هر سه استان کشور در زمینه حمایت از کشاورزان، ورود بی‌رویه برنج صادراتی و عدم حمایت از تولید داخل موجب شده کشاورزان با بی‌اعتمادی به آینده نگاه کنند.

با این حساب به نظر می‌رسد برنج کاری به معضلی اساسی در شمال کشور تبدیل شده است.

بله، برنج کاری در استان‌های شمالی با پیچیدگی‌ها و اما و اگرهای بسیاری روبه روشده است. گاهی برای رسیدن به یک هدف پروسه طولانی لازم است اما در زمینه مشکل برنج این مساله وجود ندارد، یعنی به جرأت می‌توان گفت مشکل موکلین ما تنها با یک نشست با دولت حل شدنی است، اما باید به مطالبات آنها که کاملاً معقول و شدنی است، جامه عمل پوشاند.

متأسفانه این معضل در زمینه مرکبات هم وجود دارد و ورود بی‌رویه مرکبات نیز آینده این محصول را با خطر جدی روبه رو کرده و . متأسفانه همه شعارها حکایت از حمایت دارد، اما این شعارها همچنان مسکوت مانده و به منصه ظهور نرسیده است.


 


وکیل مدافع محمد معین از محکومیت موکلش به ۶ ماه حبس تعلیقی از سوی دادگاه انقلاب خبر داد.

به گزارش ایسنا، محمود علیزاده طباطبایی با بیان این مطلب اظهار کرد: محمد معین به اتهام اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در راهپیمایی از سوی شعبه‌ ۲۶ دادگاه انقلاب به شش ماه حبس محکوم شد که این حبس به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمده است.

محمد کریمی دانشجوی فوق‌لیسانس دانشکده فنی دانشگاه تهران از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اتهام اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت از طریق شرکت در راهپیمایی به یک سال حبس تعزیری محکوم شده است.


 


یکی از اعضای فراکسیون خط امام می‌گوید که با افزایش تعرفه کالاهای کشورهایی که در تحریم علیه ما شرکت می‌کنند موافق است اما نرخ این تعرفه را وزارت بازرگانی باید کارشناسانه تعیین کند.

به گزارش ایلنا، محمدرضا خباز نماینده کاشمر، درباره اظهارات معاون اول رئیس‌جمهور درباره تغییر سبد ارزی ایران از دلار و یورو به ارزهای دیگر گفت: از چند سال پیش دولت به این فکر افتاد تا همانطور که در اقتصاد نباید تک محصولی باشیم، در ارز هم نباید تک ارزی بمانیم. دولت به این نتیجه رسید که ما باید ماجرای ارز را به گونه‌ای مدیریت کنیم تا به جای که ارزی بودن، سبد ارزی داشته باشیم. همان زمان هم قرار شد ترکیب سبد ارزی را هیات وزیران تعیین کند.

وی افزود: این راهکار برای این اندیشیده شد که اگر قرار شد استکبار از این راه به ما ضربه بزند، ما بتوانیم از این طریق پادزهر آن را تولید کنیم. این فکر درستی است و منطق کارشناسی دارد. اما اینکه به کلی دلار و یورو را بخواهیم از سبد ارزی خارج کنیم کار سختی است و به منافع ملی هم کمکی نمی‌کند.

نماینده مردم کاشمر تصریح کرد: می‌شود دلار و یورو را در سبد ارزی به حداقل رساند، اما به کلی نمی‌توان این دو ارز را به کناری نهاد. چون معنای آن این است که ما به کشورهایی که به دلار و یورو خرید می‌کنند نفت نفروشیم.

خباز در مورد افزایش تعرفه واردات از کشورهایی که ما را تحریم می‌کنند نیز گفت: در این مورد من با آقای رحیمی موافقم. زیرا ما نباید تبدیل به بازار مصرف کشورهایی شویم که علیه ما رای می‌دهند. این سیاست را هم می‌توان با مکانسیم افزایش تعرفه به پیش برد. یعنی کشوری که دارد علیه ما رای می‌دهد و ما را تحریم می‌کند آنقدر تعرفه واردات از آن را افزایش دهیم که بازار مصرف آن کشور نباشیم.

نماینده کاشمر در باره درصد تعرفه که رحیمی آن را تا ۲۰۰ برابر اعلام کرده بود، یادآور شد: تعیین تعرفه جزء سیاست‌های وزارت بازرگانی است که درصدد تعرفه‌ها را تعیین کند. این‌کار هم باید کارشناسانه انجام شود.

خباز ادامه داد: خود بنده چند سال پیش هم گفتم که در میان کشورهای اسلامی رایزنی کنیم که یک واحد پولی اسلامی داشته باشیم. حتی می‌توانیم یک بازار خرید و فروش داشته باشیم و نگذاریم کشورهای اسلامی محل مصرف کالاهای بیگانه شوند.


 


فخرالسادات محتشمی پور در مطلبی با عنوان” هشت ماه گذشت” یادی از زندانی سیاسی دربند شیوا نظرآهاری کرده است.شیوا نظرآهاری هشت ماهی هست که از دومین بازداشتش می گذرد.

به گزارش ندای سبزآزادی ، متن کامل مطلب همسر تاج زاده به شرح ذیل است:

صدایش نرم و آرام و نجیب می نشیند در گوشم: هشت ماه گذشت از جداشدنمان

هشت ماه؟!!!

بله چهار ماه دیگر که بگذرد می رسیم به یک سالگی حبس مجدد شیوا. و دیروز او از بند نسوان اوین به یاد من آورد که این روزها که ما مشغول زندگی عادی خود هستیم، او روزها و شب ها و ساعت ها و لحظه های اسارتش را شماره می کند با همان تقویم های دست ساز کذایی که بسته به هنرمندی زندانی خلق می شود. نمی دانم شاید هم گذر زمان را برحسب مشغولبت هایش اندازه می گیرد. هر دستبند بافته شده از نخ حوله که به یادگار هدیه می کند به عزیزانش، چند ساعت و هر لوح چوبی که نقش می کند بر آن عبارت های حکیمانه ماندگار را، چند روز. و تعداد قرص هایی هم که مجبور است بخورد تا شر مزاحمت های ناشی از عوارض سرماخوردگی کم شود، سرماخوردگی هایی که براثر استحمام های مکرر با آب سرد سراغش می آید، کمکش می کند برای اندازه گیری زمان. روزها و ماه ها گذشته و رسیده به عدد هشت. و من چرا به صرافت نیفتاده بودم که با استفاده از نعم در دسترس این زمان را حساب کنم و غصه هایم را شماره کنم در پس گذرش؟ آن شب قرار نبود من مسافر باشم. قرار بود صبح زود به اتفاق یکی از دوستان راه بیفتیم ولی پیشنهاد سفر جمعی را خصوصا به دلیل مطرح شدنش توسط خانواده های زندانیان سیاسی، نمی شد رد کرد. آن شب در میدان هفت تیر، میوه فروش و فروشنده سوپرمارکت وقتی فهمیدند ما آذوقه را برای قدم گذاشتن در چه راهی تدارک می بینیم، التماس دعا گفتند و نمی خواستند پولی از ما بگیرند ولی ما تشکر کردیم و تا اتوبوس رسید سوار شدیم. انگار یک تکه از رنگین کمان جنبش سبز را کنده بودند و سوار این اتوبوس کرده بودند. جوان، میانسال، زن و مرد، جانباز جنگ تحمیلی، خانواده شهید، خبرنگار، فرهنگی، فعال جامعه مدنی، مدیرسابق، خانه دار با اعتقادات و گرایش های متفاوت اما ملتزم به الزامات سبزها. اتوبوس حرکت کرد و ما شروع کردیم به جمع کردن کرایه ها تا یک جا پرداخت کنیم و داشتیم فکر می کردیم لازم است یک نفر جمع را نمایندگی کند. اصلا نفهمیدیم چگونه رسیدیم به میدان انقلاب و نفهمیدیم چرا اتوبوس متوقف شد و چگونه مهاجمین از پله ها بالا آمدند و با خشونت مدارک شناسایی را طلب کردند و شیوا را که قبل از این که ما بتوانیم تدبیری کنیم خودش را معرفی کرد و … چه شبی بود آن شب که اتوبوس دم به دم با ذکر صلوات و فاتحه های مسافرانش برای شادی و علو روح مرجع عالیقدر به لرزه می افتاد و هیچ پاسخی برای سوال ما نبود: تشییع جنازه ممنوع شده یا زیارت حضرت معصومه؟؟؟ و اگر چنین است چرا قبلا اعلام نکرده اید.

قصه عجیبی داشتیم ما آن شب که خبرش فی الفور به همه ایران بلکه جهان رسید. چه خبر زشتی. مثل خیلی خبرهای زشت دیگر یک سال گذشته و این دوماه پسینش. مثل هجوم به مراسم دعای کمیل آن هم در خانه یکی از خانواده های زندانیان سیاسی. مثل هجوم به مراسم یادبود شهدا و …

بیرون بستگان مسافرین اتوبوس یکی یکی داشتند باخبر می شدند از آن چه گذشته و نگرانی های شدت می گرفت و اینجا ما داشتیم دودوتا چهارتا می کردیم که فایده این برخوردهای زشت و سخیف و غیرعقلانی چگونه می تواند هزینه های گزافش را برای طراحان و اقدام کنندگان توجیه کند؟!!!

باری آن شب غائله با بازداشت چهار مسافر عزیز و رها شدن بقیه ختم شد و چهره آرام و نجیب شیوا که موقع خروج به سوی ما برگشت و با لبخندی دستش را برای خداحافظی تکان داد، برای همیشه در خاطر ما باقی ماند. تصویر یک قهرمان: شیوای عزیز، شیوای صبور، شیوای استوار، شیوای مدافع حقوق بشر، مدافع حقوق مظلوم، شیوای قهرمان.

حالا او باز هم همانگونه متین و آرام از آن سوی دیوارهای اوین مرا که میهمان خانه اش هستم، یادآور می شود به آن لحظه شوم. می گویم شیواجان دوست داشتم این بار که به خانه ات می آیم خودت درب را به رویم باز کنی ولی افسوس. می خندد و می گوید: تمام می شود، تمام می شود و من می گویم: در خانه ات سوره نمل را می خوانیم در خانه تو که مدافع حقوق زنان هم هستی داریم داستان ملکه سبأ را مرور می کنیم و مدیریت قابل تحسینش را که پیامبر خدا را به شگفتی آورد. می گویم به همه بچه سلام برسان، به بهاره و هنگامه بقیه ای که نمی شناسمشان و بگو ماه رمضان نزدیک است ما را از دعا فراموش نکنند.می گویم شما هم آن سوی دیوارها این آیه شریفه از سوره نمل را با ما تکرار کنید: «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء» و گوشی را می دهم به مهسا تا صدای مهربانش برای خواهر دربندش امیدبخش باشد. و به فکر فرو می روم. خدایا از ما چه برمی آید؟ چه می توانیم کرد برای جلوگیری از ظلم جز افشای آن؟ خودت تکلیف ما را برما الهام کن به قدرت و عظمتت ای خدای مظلومان.

آیات پایانی را خودم قرائت می کنم با صدایی محزون به نیت سلامت همه عزیزان دربند به ویژه کیوان صمیمی که مردانه بر خواست های حقوقی و شرعی و انسانی اش برای زندانیان اعتصاب کننده در انفرادی ها پای می فشارد، در حالی که چهره مظلوم و موقر فرزندانشان امین و عادله یک آن از ذهنم دور نمی شود.

پروردگارا تو را به حق سوره نملی که دوبار نامت در آن آمده و رحمانیت و رحیمیتت در آن تصدیق شده، فرزند نازنین این خانه و دیگر خانه های امید و ایمان را به نزد خانواده هایشان بازگردان.

آمین یا رب العالمین


 


عضو هیئت رئیسه مجلس با بیان اینکه روحیه قانون گریزی در طبیعت عده ای وجود دارد، گفت: مطمئنا اولین ضربه در عدم اجرای قانون به نظام وارد می شود و مناسب آن است که دولت قبل از اعمال فشار مضاعف از جانب رئیس مجلس و نمایندگان و انعکاس در رسانه ها به وظایف خود عمل کند.

به گزارش مهر، حسین سبحانی نیا با بیان اینکه متاسفانه قانون گریزی در کشور رواج یافته است، گفت: عمل به قانون یک وظیفه ملی و شرعی است و تردیدی نیست که مصوبات مجلس لازم الاجراست اما روحیه قانون گریزی در طبیعت برخی افراد وجود دارد.

وی ادامه داد: متاسفانه قانون گریزان نقد پذیر هم نیستند و همچنان نظارت بر اعمالشان را سنگین می دانند و حاضر به پذیرش آن نیستند.

عضو هیئت رئیسه مجلس تصریح کرد: کسی که از ابلاغ قانون سر باز می زند نسبت به اجرای قوانینی هم که باب میلش نباشد تمکین نخواهد داشت.

سبحانی نیا گفت: قانون گریزی و بی اعتنایی به قوانین کشور آثار سویی در جامعه می گذارد به طوری که شهروندان و عموم مردم نیز به افراد بالادستی و صاحب پست و مقام می نگرند وقتی می بینند در رده های بالاتر کشور قوانینی که باید اجرا شود به درستی اجرا نمی شود یا نسبت به آنها بی اعتنایی وجود دارد معلوم است که آنان نیز در تن دادن به مقررات اهمال خواهند کرد.

نماینده نیشابور یادآور شد: بحث تاکید بر اجرای قانون صرفا بحث میان مجلس و دولت نیست. صحبت از یک قوه تاثیر گذار در کشور است، اگر مجلس آسیب ببیند نظام آسیب خواهد دید . بنابراین مجلس از ابزاری که در اختیار دارد برای توجه به قانون به شکل جدی استفاده می کند و از دولت هم انتظار دارد قبل از آنکه مجلس به ابزار نظارتی خود متوسل شود خود در راه اجرای قانون گام بردارد.

عضو کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی مجلس گفت: مجلس همواره تلاش دارد بدون تنش و التهاب در رابطه دو قوه مجریه و مقننه مسیری باز شود که قانون در بهترین شرایط اجرایی شود. ما انتظار نداریم دولت پس از سروصداها و ایجاد تنش در جامعه مجبور به تمکین از قانون شود، چه بهتر است که کاری که در نهایت باید انجام شود در همان آغاز و پس از ابلاغ قوانین اجرایی شود تا بدون هزینه کارها در کشور انجام شود.

وی خاطرنشان کرد: مطمئنا اولین ضربه در عدم اجرای قانون به نظام وارد می شود و مناسب آن است که دولت قبل از اعمال فشار مضاعف از جانب رئیس مجلس و نمایندگان و انعکاس در رسانه ها به وظایف خود عمل کند.

سبحانی نیا گفت: نظام و کشور نباید هزینه کم کاری یا عدم عمل به وظیفه مسئولان را پرداخت کنند.


 


آیت الله دستغیب در پاسخ به نامه میرحسین موسوی و مهدی کروبی به مراجع پس از اظهارات احمد جنتی مبنی بر “دریافت یک میلیارد دلار از آمریکا توسط سران فتنه” اظهار امیدواری کرده که مسئولان حاکم در عوض پافشاری بر مطالب غیرصحیح، در صدد آزادی مردم به معنای صحیح آن باشند، از مردم عذرخواهی نموده و زندانیان را آزاد کنند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله دستغیب، وی عنوان کرده است: هیئت حاکمه بر مردم مظلوم رحم کند و به قانون اساسی بازگشت نماید و زندانیان را آزاد کرده و از آنها و مردم عذر خواهی کند؛ و انتخابات مردمی بدون دخالت ناصحیح شورای نگهبان و یا دیگری برگزار شود.

چندی پیش مهدی کروبی و میرحسین موسوی در نامه‌ای مشترک به آیات عظام و مراجع تقلید از آنان خواستند تا برای “حفظ آبروی اسلام و روحانیت وارد صحنه شده و با افرادی که در لباس روحانیت به‌صورت آشکار و بی‌پروا قصد خدشه‌دار نمودن چهره اسلام و روحانیت را دارند برخورد کنند”.

متن کامل پاسخ وی به نامه آنان به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

حضور محترم جناب مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام و المسلمین کروبی

پس از تحیّات به عرض می رسانم که چنانچه سندی هم علیه شما گزارش کرده باشند، شرعا و عقلا جایز نیست آن را در ملأ عام و در بوق و کرنا ارائه دهند؛ که ریختن آبروی نظام در دنیا و اجراء حکم پیش از اثبات آن است. چه رسد به اینکه دامن شما از این مطالب بریء است.

اینجانب امیدوارم هیئت حاکمه بر مردم مظلوم رحم کند و به قانون اساسی بازگشت نماید و زندانیان را آزاد کرده و از آنها و مردم عذر خواهی کند؛ و انتخابات مردمی بدون دخالت ناصحیح شورای نگهبان و یا دیگری برگزار شود؛ و در عوض پافشاری بر مطالب غیر صحیح، در صدد آزادی مردم به معنای صحیح آن باشند؛ و بودجه مملکت را صرف ایجاد کارخانه ها و اشتغال واقعی مردم نمایند و آن قدر پافشاری بر رأی و نظر عدّه قلیلی در پنهان و آشکار ننمایند؛ و با احترام به مردم با صدق و صفا گفتگو کنند و خدا را در نظر بگیرند که جمهوری اسلامی بیش از این به سوی انحطاط نرود؛ و عقیده مردم را با گفتار و عمل خوب، به دین اسلام سوق دهند.

سیدعلی محمد دستغیب

۱۸/۵/۱۳۸۹


 


معطلی ۳ ماهه برای یک اجبار قانونی! شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری که پس از اردیبهشت و تیر ماه قرار بود پنجشنبه ۲۱ مرداد ماه تشکیل جلسه دهد بار دیگر در انتظار تاریخی جدید ماند تا به یک اجبار قانونی که مقرر بود تا پایان اردیبهشت ماه به آن جامه عمل بپوشاند رسیدگی کند.

به گزارش مهر، بند ۲۶ ماده واحده قانون بودجه که ناظر بر گزارش اعتبارات پژوهشی است مقرر کرده بود که این گزارش پس از تصویب در شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری (عتف) تقدیم مجلس شورای اسلامی شود. پایان اردیبهشت ماه حداکثر زمان قانونی برای تقدیم این گزارش به مجلس بود. بر همین اساس محمد مهدی‌نژاد نوری دبیر شورای عالی عتف در بهمن ماه سال گذشته اعلام کرده بود که جلسه این شورا باید حداکثر تا نیمه اردیبهشت ماه ۸۹ برگزار شود.

مهدی‌نژاد نوری با اعلام خبر برگزاری جلسه شورای عالی عتف در اردیبهشت ماه ۸۹ به ریاست محمود احمدی‌نژاد گفته بود: به دلیل اجبار قانونی که در زمینه گزارش اعتبارات پژوهشی بند ۲۶ ماده واحده قانون بودجه داریم این جلسه باید اردیبهشت ماه برگزار شود.

با توجه به این اجبار قانونی مصوبات باید قبل از ارائه به مجلس در شورا تصویب شود بنابراین در نظر داریم در نیمه اردیبهشت ماه سال آینده جلسه بعدی شورا را با حضور رئیس‌جمهور تشکیل دهیم.

وقتی جلسه شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری در اردیبهشت ماه ۸۹ برگزار نشد دبیر این شورا که معاون وزیر علوم، تحقیقات و فناوری نیز است مورد پرسش قرار گرفت.

مهدی‌نژاد نوری در پی عدم برگزاری این جلسه در اردیبهشت ماه که قرار بود با حضور رئیس جمهوری برگزار شود اعلام کرد: درخواست تشکیل جلسه اواخر سال ۸۸ برای هماهنگی به دفتر ریاست جمهوری ارسال شد اما به دلیل تراکم کاری رئیس جمهور تا کنون وقت جلسه مشخص نشده است.

معاون وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در خرداد ماه از درخواست کامران دانشجو وزیر علوم از رئیس جمهوری برای برگزاری جلسه شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری خبر داد و گفت: برگزاری جلسه شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری توسط وزیر علوم به طور مستقیم از رئیس جمهوری در حال پیگیری است.

حسن قدسی‌پور قائم مقام شورای‌عالی علوم، تحقیقات و فناوری نیز که در تیر ماه در حاشیه چهل‌و یکمین جلسه کمیسیون دائمی شورایعالی علوم، تحقیقات و فناوری از سوی خبرنگاران درباره علل تعویق جلسه این شورای عالی مورد پرسش قرار گرفته بود از برگزاری این جلسه در تیر ماه ۸۹ خبر داد تا بالاخره گزارش عملکرد بودجه های عملیاتی امور پژوهشی دستگاه‌ها به طور رسمی در این جلسه تصویب و سپس به مجلس ارائه شود.

محمد مهدی‌نژاد نوری معاون وزیر علوم، تحقیقات و فناوری نیز در حاشیه همان جلسه‌ای که قدسی‌پور صحبت از برگزاری جلسه شورای عالی عتف در تیر ماه کرده بود در جمع خبرنگاران گفت: جلسه شورای عالی علوم، تحقیقات‌و فناوری به ریاست وزیر علوم و بدون حضور رئیس جمهور در تیر ماه برای ارائه گزارش بند ۲۶ قانون بودجه سال ۸۸ و آیین نامه هزینه کرد بودجه های تحقیقاتی برگزار می‌شود.

جلسه‌ای که قائم مقام شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری و دبیر آن قول داده بودند تا بالاخره در تیر ماه برگزار شود تشکیل نشد و این شورای عالی رفت تا بار دیگر معطل ماندن یک اجبار قانونی که مقرر بود تا پایان اردیبهشت ماه جامه عمل بپوشد را رقم بزند. تعطیلی دستگاه‌های اجرایی در آن مقطع از سوی دولت به عنوان دلیل عدم برگزاری این جلسه عنوان شد.

پس از آنکه تعطیلی دستگاه‌های اجرایی توسط دولت منجر به بی‌نتیجه ماندن وعده برگزاری جلسه شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری در تیر ماه شد دبیر شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری که یک‌بار دیگر در مقام اطلاع رسانی درباره زمان تشکیل این جلسه برآمده بود به یک روز در مرداد ماه به عنوان روز برگزاری آن جلسه اشاره کرد.

پنج‌شنبه ۲۱ مرداد ماه به عنوان روز برگزاری شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری اعلام شده بود اما علی عباسپور تهرانی فرد رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس که عضو این شورای عالی نیز است سه‌شنبه‌شب‌، از لغو این جلسه به دلایلی نامعلوم خبر داد. به این ترتیب بار دیگر نمایندگان مجلس در انتظار گزارش اعتبارات پژوهشی ماندند.


 


مراجع عظام تقلید در قم، امروز را روز آخر ماه شعبان اعلام کردند.

دفاتر مراجع عظام وحید خراسانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، نوری همدانی، شبیری زنجانی، علوی گرگانی و موسوی اردبیلی امروز را روز آخر ماه شعبان اعلام کردند.

بنابراین از نظر این مراجع، فردا اول ماه مبارک رمضان است.


 


عضو کمیسیون اقتصادی مجلس تاکید کرد: تغییر واحد ارزی کشور به ضرر ایران تمام می‌شود.

به گزارش ایلنا، مصطفی ذوالقدر نماینده بندرعباس در مجلس، در پاسخ به سوالی در مورد سخنان اخیر معاون اول رئیس‌جمهوری مبنی‌بر تغییرواحد ارز کشور به منظور کاهش وابستگی به دلار و یورو و به شکست کشاندن تحریم‌های اعمالی علیه ایران، اظهار داشت: این اقدام به ضرر ما تمام می‌شود و رحیمی لابد شوخی کرده است، زیرا واحد ارز مبادلات ما باید یورو باشد.

عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس خاطر نشان کرد: دلار سال گذشته ۱۰۰۰ تومان و امسال ۱۰۵۰ تومان است. اما اگر واحد پول مبادله تغییر یابد، پول ایران بی‌ارزش خواهد شد. ولی اگر همان دلار باقی باشد، غربی‌ها نمی‌توانند آن را بی‌ارزش کنند.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به kaleme-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به kaleme@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته