-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۱۶, شنبه

Latest news from Jaras for 08/07/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



جرس: جمعی از ایرانیان مقیم ایتالیا  برای همبستگی با زندانیان در اعتصاب غذای اوین، در مقابل سفارت ایران رم تحصن کردند.


 


 


جـــرس: فیلم کوتاهی تحت عنوان «آکاردئون»، ساخته جعفر پناهی، کارگردان حامی جنبش سبز، برای نخستین بار در بخش «روزهای مولفان» جشنواره بین المللی فیلم ونیز - هفته دوم شهریور ماه- به نمایش درخواهد آمد.


به گزارش سرویس جهانی بی بی سی و به نقل از سایت رسمی «روزهای مولفان» (مربوط به جشنواره ونیز)، هفتمین دوره این بخش در شصت و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم ونیز با فیلم آکاردئون، ساخته جعفر پناهی، افتتاح شود.


از جعفر پناهی دعوت شده است که روز اول سپتامبر (دهم شهریور)، در مراسم نخستین اکران آکاردئون در سالن سینمای سالن پالازو حضور یابد.


جشنواره فیلم ونیز از روز اول تا یازدهم سپتامبر امسال (۱۰ تا ۲۰ شهریور) در شهر ونیز ایتالیا برگزار خواهد شد.
فیلم کوتاه آکاردئون که در ایران فیلمبرداری شده، بخشی از یک پروژه با عنوان "آنگاه و اکنون؛ ورای مرزها و تفاوت ها" است؛ فیلم های این پروژه با محور ماده هجدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر ساخته شده اند: "هرکس حق دارد از آزادی فکر، وجدان و مذهب برخوردار باشد."


در سایت جشنواره ونیز، به نقل از جعفر پناهی آمده است: "من نسبت به هر پدیده تازه ای که در جامعه من به وجود می آید حساسم. طبیعتا به آن واکنش نشان می دهم، و شاید، آکاردئون واکنش مرا به رخدادهای پیرامونم و شیوه نگاهم را به واقعیت نشان می دهد."


داستان فیلم آکاردئون درباره دو نوازنده خیابانی کم‌سن‌وسال است که در پی یک اتفاق، آکاردئونشان از آنها گرفته می شود.


قرار است روز دوم سپتامبر (یازدهم شهریور) پناهی در نشستی ویژه به همراه مزدک طائبی (بازیگر و فیلمساز ایرانی ساکن تورنتو) درحضور رسانه های بین المللی، درباره موضوعات مرتبط با فیلم صحبت کند.


علاوه بر این، قرار است جعفر پناهی کارگاهی آموزشی برای علاقمندان جوان سینما که اهل کشورهای اروپایی هستند برگزار کند.


جورجیو گوزتی مدیر بخش روزهای مولفان گفته است: "بسیار امیدوارم آقای پناهی بتواند به ما در ونیز بپیوندد تا درست ۱۰ سال بعد از اینکه شیر طلایی ونیز را برای فیلم دایره دریافت کرد، چنان که سزاوار آن است، توسط علاقمندان پرشور سینما مورد تقدیر قرار گیرد."


پناهی بهمن ماه گذشته قرار بود در جشنواره برلین در میزگردی شرکت کند اما ممنوع الخروج شد و بعد از چند روز در ١١ اسفند به همراه ۱۷ نفر، از جمله همسر و دخترش، در منزل خود در تهران بازداشت گردید. اکثریت بازداشت‌ شدگان روزهای بعد آزاد شدند، اما این فیلمساز ۴۹ ساله نزدیک سه ماه در زندان اوین باقی ماند.


پناهی پس از نزدیک به ۸۰ روز بازداشت، دست به اعتصاب غذا زد و این موجی از همبستگی بین‌المللی را با او به دنبال آورد، تا اینکه ۴ خرداد (۲۵ مه) با پرداخت وثیقه آزاد شد.


او در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته از میرحسین موسوی حمایت کرد و پس از آن در تجمع‌های اعتراض به تقلب در انتخابات شرکت کرده بود.


پناهی بعد از زندان خاطرنشان کرده بود "فعلا ناچارم فقط توی سرم فیلم بسازم."



 


جـــرس: در دوازدهمین روز اعتصاب غذای هفده تن از زندانیان سیاسی زندان اوین، دو سازمان حقوق بشری تحت عنوان «فدراسيون بين المللی حقوق بشر» و «سازمان جهانی ضد شکنجه»، با صدور بیانیه ای مشترک، ضمن هشدار به مقامات جمهوری اسلامی برای رعایت قوانين بين المللی و تضمين سلامت و يکپارچگی جسمی و روانی اين زندانيان، خواستار آزادی آنان شدند.


هفده زندانی سياسی بند ٣۵۰ زندان اوین بنامهای زندانیان سیاسی، علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تجکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی، بابک بردبار عکاس خبری، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، کیوان صمیمی روزنامه نگار، غلامحسین عرشی، محمد حسین سهرابی راد همچنین پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا، از جمله زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی هستند که از دوازده روز گذشته در اعتصاب غذا به سر می برند.


به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، فدراسيون بين المللی حقوق بشر و سازمان جهانی ضد شکنجه، در بیانیه مشترک خود ضمن شرح وضعیت وخیم جسمانی اعتصابیون، از مقامات ايرانی خواستار آزادی فوری و بدون قيد و شرط اين زندانيان، که در شرايط بد جسمی هستند و همچنين ساير فعالان و مدافعان حقوق بشری شدند که پس ازاعتراضات به نتایج انتخابات سال گذشته، "بطور ناعادلانه" بازداشت شده اند.


فدراسيون بين المللی حقوق بشر و سازمان جهانی ضد شکنجه همچنين يادآوری می کنند که ايران طبق قوانين بين المللی حقوق بشر بويژه ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی که از امضا کنندگان آن است، موظف است که سلامت و يکپارچگی جسمی و روانی افرادی را که آزادی آن ها را سلب کرده است، بطور موثر تضمين کند.


علاوه بر همه اين ها، مقامات ايرانی در رعايت اعلاميه جهانی حقوق بشر و ساير اسناد بين المللی حقوق بشر که جمهوری اسلامی ايران ان ها را امضا کرده است، بايد به سرکوب خشونت بار و نقض شديد حقوق بشر عليه معترضين به انتخابات را پايان دهد.



 


سعید زندگانی
جرس:خاصه خرجی های اسفندیار رحیم مشائی رئیس دفتر احمدی نژاد و جانشین او در شورایعالی برگزاری "همایش بزرگ ایرانیان مقیم خارج از کشور"، بدجوری گریبانگیر او شده است. این بار دیگر تنها مخالفان دولت در داخل و خارج نیستند که از گشاده دستی مشائی در هزینه کردن از جیب ملت برای همایشهائی چنین بی فرجام و بی حاصل شکایت دارند، بلکه شرکاء وپشتیبانان احمدی نژاد نیز هر یک به نوعی از این همایش گله مندند. از یک طرف شریعتمداری در کیهان با تشبیه همایش به "حمام عمومی" از دعوت کارچاق کن هائی چون "هوشنگ امیراحمدی" ناراحت است و با انتشار تصویر دعوتنامه او که جاسوسانش از دفتر ریاست جمهوری ربوده اند، مچ مشائی را می گیرد و از طرف دیگر، سید احمد خاتمی امام جمعه موقت و تندرو تهران از رویکرد متظاهرانه مشائی به "ملی گرائی" برای به دست آوردن دل خارج نشین ها و استفاده از آن در انتخابات دور بعد ریاست جمهوری، صدایش بلند می شود.  

 

به گزارش خبرگزاری "فارس" که سخن گوی جناح تندرو حکومت است، سيد احمد خاتمي خطيب موقت نماز جمعه تهران طي سخناني در خطبه دوم این هفته، با بيان اينكه اصلاً ايران با اسلام هويت پیدا کرده است، بدون ذکر نام از مشائی به انتقاد از گفته های او در همایش ایرانیان مقیم خارج پرداخت و افزود: "ملي‌گرايي به اين مفهوم كه انسان اسلام را در مقابل ايران قرار دهد و بگويد كه اسلام مكتب‌هاي مختلف دارد و يك مكتب ايراني دارد، اين با وطن‌دوستي متفاوت است. وطن دوستي قابل قبول است و در متن اسلام هم آن را نشانه ايمان دانسته‌اند. اما مكتب ايران در برابر مكتب اسلام همان ملي‌گرايي شرك‌آلود است كه امت مسلمان ما هرگز نپذيرفته و نخواهد پذيرفت."

 

وي ادامه داد: "ما دلداده اسلام و ايران اسلامي هستيم ما همه چيزمان اسلام است، مقصد ما مكتب ماست؛ بنابراين زمزمه‌هاي اين‌چنيني تبار آن‌چناني دارد كه اول انقلاب يكي از سياسيون مي‌گفت و سرانجامش هم جمهوري ايراني است. اين حرف هيچ تفاوتي با جمهوري ايراني ندارد."

 

مچ گیری کیهان از مشائی

 

اما حسین شریعتمداری در کیهان از زاویه ای دیگر به مخالفت با مشائی و همایش ایرانیان خارج از کشور برخاسته است و آن نحوه مذاکره با آمریکاست که مشائی می خواهد آنرا با استفاده از روابط دوجانبه "هوشنگ امیر احمدی"، بی سر و صدا به نفع دولت احمدی نژاد ختم به خیر کند و شریعتمداری که خود را شریک این معامله می داند، برای اینکه احمدی نژاد و مشائی تنها به میهمانی کاخ سفید نروند، آنان را لو می دهد. مشائی می گوید امیر احمدی بی دعوت به همایش آمده اما شریعتمداری تصویر دعوتنامه ای را که  از ستاد همایش برای امیر احمدی ارسال شده، منتشر می سازد، بدون آنکه به کسی جوابگو باشد که آنرا از کجا به دست آورده و به اینهمه اطلاعات از کجا دست یافته است؟

 

در یادداشت پنجشنبه 14 مرداد ماه کیهان آمده است: "...افراد بدسابقه اي كه از قضا حضور خود آنها در ميان دست اندركاران همايش ياد شده مورد اعتراض بود و در مقابل مستندات مطرح شده در يادداشت كيهان پاسخي نداشتند و از سوي ديگر طي چند روز اخير با اعتراض گسترده اي روبرو شده بودند، به گونه اي ناشيانه دست به فرافكني زده و به زعم خود كوشيده اند مستندات ارائه شده از سوي كيهان را كه اثبات كننده خط انحرافي آنان است، تحت الشعاع قرار دهند. يكي از موارد اعتراض در يادداشت كيهان، دعوت از هوشنگ اميراحمدي، ضدانقلاب تابلودار مقيم آمريكا و معروف به «دلال رابطه» بود. كيهان با اشاره به بخشي از سوابق هوشنگ اميراحمدي از جمله، رابطه وي با سازمان «سيا»، و اهانت هاي مكرر او به اسلام وانقلاب و امام و تبليغات گسترده عليه جمهوري اسلامي ايران و... پرسيده بود كه دست اندركاران همايش ياد شده با چه انگيزه اي از اين ضدانقلاب شناخته شده براي شركت در همايش دعوت كرده اند؟!

 

و اما، دست اندركاران همايش ايرانيان مقيم خارج از كشور كه ظاهراً هيچيك از چند مورد اعتراض در يادداشت كيهان را قابل انكار نمي دانستند و از سوي ديگر دست خود را رو شده مي ديدند، در اقدامي ناشيانه- كه خنده دار نيز هست- ابتدا دعوت از هوشنگ اميراحمدي را انكار كردند ولي از آنجا كه حضور وي در همايش قابل انكار نبود، دست به ترفند ناشيانه ديگري زده و اعلام كردند هوشنگ اميراحمدي به دعوت مسئولان همايش به ايران نيامده است! و روزنامه دولتي ايران در شماره ديروز (چهارشنبه 13 مرداد) خود از قول اسفنديار رحيم مشايي، جانشين رئيس جمهور در شوراي ايرانيان خارج از كشور كه مسئوليت برپايي همايش و دعوت از ميهمانان را بر عهده دارد، نوشت «حضور اميراحمدي ربطي به نهاد رياست جمهوري ندارد»! و توضيح نداد كه مگر همايش ياد شده، حمام عمومي است كه هر كس بتواند بدون دعوت قبلي سرش را پائين انداخته و وارد آن شود؟! و اگر چنين است، آنهمه هزينه هنگفت- از كيسه بيت المال- براي حفاظت و تأمين امنيت همايش و صدور كارت ويژه ميهمانان و... براي چه بوده است؟!"

 

جاسوسهای شریعتمداری در ریاست جمهوری

 

این یادداشت بطور غیر مستقیم نشان می دهد که عوامل حکومتی در نهادهای مختلف برای همدیگر جاسوس گذاشته اند، از جمله جاسوسان شریعتمداری در ریاست جمهوری که مشائی رئیس دفتر آن است: "كيهان قبل از ورود هوشنگ اميراحمدي به خبر دعوت وي از سوي مسئولان همايش دست يافته بود و حتي نسخه اي از دعوتنامه اي كه دبيرخانه همايش در تاريخ 7 جولاي 2010-16تيرماه 1389- از طريق ايميل براي هوشنگ اميراحمدي ارسال شده بود را در اختيار داشت ولي ترجيح داد تا پايان همايش از انتشار آن خودداري كند. اما، اكنون كه آقاي مشايي دعوت از وي را انكار مي كند، متن دعوتنامه را براي ارزيابي ميزان صداقت و راستگويي آقايان به دست چاپ مي سپاریم."

 

بعد از انتشار دعوتنامه، کیهان بازهم تهدید می کند که دست از سر مشایی برنخواهد داشت: "گفتني است آقاي مشايي در مصاحبه خود بي آن كه متوجه باشد به انگيزه اصلي دعوت از هوشنگ اميراحمدي اشاره كرده است كه تاسف آور و به شدت سؤال برانگيز است، و در فرصتي ديگر به آن خواهيم پرداخت و همچنين، درباره تلاش دست اندركاران همايش براي جلوگيري از درز خبر دعوت از هوشنگ اميراحمدي- بعد از انتشار يادداشت كيهان- و توصيه به وي كه در همايش آفتابي نشود- كه شد!- گفتني هاي ديگري نيز هست كه به بعد موكول مي كنيم."

 

یکی از تحلیلگران سیاسی در گفتگو با جرس می گوید: که اینها را که می خوانی امیدوار می شوی که در مقابل ملت مظلوم، خداوند ظالمین را با یکدیگر مشغول کرده است!

 


 


یلدا آراسته
جرس: مسجد نور در میدان فاطمی تهران فعلا آخرین جایی است که مهدی کروبی نامزد معترض انتخابات دهم ریاست جمهوری مورد حمله لباس شخصی ها قرار گرفته است. حملات دامنه دار لباس شخصی ها به چهره های منتقد، این سوال را به اذهان متبادر می کند که اینها از کجا مورد حمایت قرار می گیرند؟
  خبرگزاری نیمه دولتی فارس یکی از نخستین منابعی بود که خبر این حمله را منتشر کرد. این خبرگزاری مدعی این شد که محافظان مهدی کروبی در واکنش به اعتراض مردم به سوی آنها گاز اشک آور پرتاب کردند و اسلحه کشیدند.   این روایت خبرگزری فارس را ساعاتی بعد پسر مهدی کروبی تکذیب کرد. حسین کروبی در گفتگو با جرس اعلام کرد که کسانی که گاز اشک آور و اسلحه به همراه داشته اند لباس شخصی هایی بوده اند که قصد حمله به مهدی کروبی را داشتند.   مهدی کروبی در مسجد نور حضور یافته بود تا در مراسم ختم یکی از دوستان قدیمی خود شرکت کند. این برای نخستین بار نیست که او هنگام حضور در مجامع عمومی مورد حمله قرار می گیرد.    حمله ای که منابع خبری ایران  آن را "اعتراض های خود جوش مردمی" به این نامزد معترض انتخابات می دانند اما نزدیکان کروبی این حملات را حرکاتی سازمان یافته توسط نیروهایی می دانند که " لباس شخصی ها" نامیده می شوند.   هر چند که در یکسال گذشته دیگر سران جنبش سبز هم مورد حمله لباس شخصی ها قرار گرفته اند و حتی سید حسن خمینی نوه بنیانگذار انقلاب نیز نتوانست به خاطر حضور آنها سخنرانی خود را به پایان برساند ، با این حال به نظر می رسد مهدی کروبی بیش از دیگران در معرض حملات فیزیکی این گروه بوده است.        حمله به منظور ضرب و شتم      این نیروها از ابتدا  تنها به شعار دادن علیه او بسنده نکردند. تیر ماه 88  مهدی کروبی در راه شرکت در نماز جمعه مورد حمله لباس شخصی ها قرار گرفت.   سحام نیوز آن روز به نقل از حسین کروبی نوشت : "  هنگامی که پیاده شد(مهدی کروبی) ، تعدادی از نیروهای لباس شخصی مقابل در ایستاده و به او حمله کردند و او را مورد تعرض قرار دادند، به طوری که عمامه او از سرش افتاد."   پسر کروبی گفته بود که از فرمانده لباس شخصی ها شنیده که با بی سیم ازنیروهای خود تشکر می کرده و به آنها می گفته که کارشان را بسیار "خوب انجام" داده اند.   این تنها حمله به مهدی کروبی رئیس مجلس ششم  بود که توسط مسولان حکومت مورد توجه قرار گرفت.    پس از پایان نماز جمعه مرتضی تمدن، استاندار تهران و رئیس شورای تأمین این استان، حمله به آقای کروبی را حادثه ای "مشکوک" توصیف کرد و از نیروهای انتظامی و امنیتی خواست که عاملان آن را شناسایی و به مراجع قضایی معرفی کنند.   این در حالی بود که دو روز قبل از این حادثه پسر محمد حسین صفار هرندی وزیر ارشاد دولت نهم در وبلاگ خود نوشته بود : " اگر موسوی و خاتمی به نماز جمعه بیایند شک نکنید که برای تکرار ماجرای فحش وکتک خوردن عبدالله نوری و مهاجرانی در تابستان ۷۷ آمده اند و وقتی به این نیت آمده اند معلوم است که این اتفاق نباید بیفتد."      نمایشگاه مطبوعات هم نا امن بود       نخستین روز آبان ماه نیز هنگامی که مهدی کروبی برای بازدید از نمایشگاه مطبوعات به مصلای تهران رفت مورد حمله لباس شخصی ها قرار گرفت .   آقای کروبی در حالی نمایشگاه را ترک کرد که عمامه از سرش افتاده بود و کسانی قصد ضرب و شتم او را داشتند .   آن روزهم خبرگزاری فارس ادعا کرد که محافظان آقای کروبی برای آنکه " مردم معترض" را متفرق کنند تیر اندازی هوایی کرده اند.   پس از این جریان اما آقای کروبی در یک پیام ویدیویی اتفاقاتی را که در نمایشگاه مطبوعات افتاده بود شرح داد و اعلام کرد که این اقدامات برای این است که می خواهند او را خانه نشین و منزوی کنند.   آقای کروبی خود علت این حملات را نامه سرگشاده و صریح اللهجه اش به آیت الله هاشمی رفسنجانی دانست که در آن به شرح شکنجه ها و تجاوزها در بازداشتگاه ها کهریزک پرداخته بود .   نامه ای که مقام های قضائی ایران هیچ گاه آن را تائید نکردند.     به تظاهرات نیائید     روز قدس عده ای در خیابان حجاب به سید محمد خاتمی حمله کردند این گروه عمامه آقای خاتمی را به زمین انداختند و با حضور پلیس و مردم معترض متفرق شدند. از سوی دیگر مهدی کروبی نیز در مسجد الجواد میدان هفت تیر مورد حمله قرار گرفت. روزنامه اعتماد همچنین خبر از حمله نیروهای لباس شخصی به اتومبیل شخصی میر حسین موسوی داد . به این ترتیب حملات این گروه ها اجازه نداد تا سران جنبش سبز در راهپیمایی این روز حضور داشته باشند.   خبرگزاری های داخلی نیز این اخبار را تائید کردند اما آنها در خبرهایشان سخن از مردمی به میان آوردند که معترضانه با شعارهایشان خواستار این بودند که این سران صحنه را ترک کنند و هیح کجا از خشونت و ضرب و شتم صورت گرفته توسط آنها سخنی به میان نیاوردند.   هر چند که بسیاری از گروه ها و حتی کسانی از اصولگرایان چون باهنر نیز این اقدامات را تقبیح کردند با این حال این روند همچنان ادامه داشت .   13 آبان  مهدی کروبی و میر حسین موسوی تصمیم داشتند در میان مردم حضور یابند و در راهپیمایی مجوز دار 13 آبان شرکت کنند.   آقای کروبی که از میدان هفت تیر قصد داشت به سمت سفارت اشغال شده آمریکا حرکت کند در همان جا مورد ضرب و شتم قرار گرفت و زخمی شد.   سایت کلمه نیز خبر از هجوم لباس شخصی ها به فرهنگستان هنر داد و نوشت :  "گروهی از لباس شخصی ها به داخل فرهنگستان هنر هجوم بردند که درنهایت این افراد از محوطه ی فرهنگستان هنر عقب نشینی کردند اما اتومبیل حامل آقای موسوی که قصد خروج از فرهنگستان را داشت با ممانعت پرحجم نیروهای امنیتی نتوانست از آنجا خارج شود."   این حمله به دو تن از شخصیت های نظام که سالیان دراز در ایران داری سمت های اجرایی بودند برخلاف انتظار واکنش هیچ کدام از مسوولان و نیروهای امنیتی را به دنبال نداشت و این حملات توسط حکومت ایران اعتراض های مردمی خوانده شد.       معترضان به حمله لباس شخصی ها       با این حال مرحوم آیت الله منتظری در تماس تلفنی با مهدی کروبی جویای احوال او شد و حملات روز 13 آبان را محکوم کرد.   محمد خاتمی رئیس جمهور سابق و عبدالله نوری نخستین وزیر کشور دولت خاتمی نیز از حمله به آقای کروبی اظهار تاسف کردند .   اما این راهی بود که برای هواداران حکومت هنوز پایان نیافته بود.       حمله به میر حسین موسوی در قم       آذر ماه هنگامیکه میر حسین موسوی برای شرکت در مراسم تشیع جنازه آیت الله منتظری به قم رفته بود ،مورد حمله لباس شخصی ها قرار گرفت.   سايت کلمه نوشت  هنگام بازگشت آقای موسوی از مراسم تشييع آيت الله منتظری، گروهی موتورسوار لباس شخصی، به اتومبيل او حمله کردند که موجب جراحت سطحی يکی از همراهانش شد.    موتورسواران که در بيرون منزل آيت الله صانعی کمين کرده بودند، ابتدا هنگام خروج ميرحسين موسوی به او فحاشی کردند.     موتورسواران با تعقيب کاروان حامل آقای موسوی در چند مرحله با سد مسير موجب توقف خودروها شدند. در يک مرحله نيز يکی از موتورسواران شيشه عقب اتومبيل آقای موسوی را شکست که يکی از همراهانش را زخمی کرد.          لباس شخصی ها مسلح می شوند       یک ماه قبل از برگزاری راهپیمایی 22 بهمن ماه آقای کروبی مورد حمله مسلحانه قرار گرفت. او که به قزوین سفر کرده بود 17 دی ماه اتومبیلش هدف اصابت گلوله قرار گرفت. در این حمله آسیبی به آقای کروبی نرسید اما مشخص هم نشد چه کسی تیر اندازی کرده است فرمانده نیروی انتظامی استان قزوین این خبر را در حالی تکذیب کرد که عکس هایی از حمله به اتومبیل کروبی منتشر شده بود.   پس این حادثه مهدی کروبی محافظان خود را مرخص کرد . او به سحام نیوز گفت : " "محافظینی که رسالت شان حفظ جان افراد است و در هنگام وقوع چنین حوادثی اختیار لازم را ندارند، عملا کارایی موثری نخواهند داشت."   این حمله پس از آن بود که آقای کروبی در بیانیه ای رفتار نیروهای امنیتی با مردم معترض در روز عاشورا را محکوم کرده بود.       خشن ترین روز اقدامات  لباس شخصی ها     با این همه 22 بهمن ماه خشن ترین روز اقدامات لباس شخصی ها بود.مهدی کروبی ، سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی هر سه مورد هجوم کسانی قرار گرفتند که خود را محافظان نظام می دانستند.   برای نخستین بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی از حضور مقام هایی از نظام در راهپیمایی روز 22 بهمن جلوگیری شد.   خبرگزاری های دولتی حضور نداشتن این سه تن در راهپیمایی 22 بهمن را نشانه اعتراض های خود جوش مردمی دانستند که با شعارهایشان اجازه نداند که آنها در مراسم حضور پیدا کنند.   اما اخباری که از شاهدان عینی   منتشر شد حکایت از حمله با گاز اشک آور و باتوم به آنها بود که در نهایت با دخالت مردم و نیروهای انتظامی پایان یافته بود.     پایان یک سال پر خشونت       سال 1388 با آغازی چنان خشونت با ر برای مهدی کروبی در حالی به پایان رسید که در روزهای آخر این سال عده ای در مقابل منزل او تجمع کرند و دیوارهای خانه اش را با شعارهایی بر ضدش پر کردند . این عده که باز هم " مردمی خود جوش" معرفی شدند در حالی پلاکاردهای آماده خود را در برابر منزل آقای کروبی بالا برده بودند و شعار می دادند که هیچ نیرویی به خاطر این تجمع بدون مجوز به آنها اعتراض نمی کرد.     یک ملاقات دیگر در قم     یک روز بعد از سالگرد انتخابات  مهدی کروبی یکبار دیگر هنگامی که در قم به ملاقات آیت الله صانعی رفته بود مورد حمله نیروهای لباس شخصی قرار گرفت .   این نیروها در حالی خانه آیت الله صانعی و بیت و دفتر آیت الله منتظری را محاصره کرده و مورد حمله قرار داده بودند و شعارهایی علیه آقای هاشمی رفسنجانی ،کروبی و آیت الله صانعی می داند که هیچ نیروی انتظامی و امنیتی در آن حوالی حضور نداشت.   محمد تقی کروبی معتقد بود که آنها از حمایت نیروهای امنیتی برخوردار هستند و در گفتگو با بی بی سی فارسی گفت : " "این مجموعه چون حمایت حاکمیت و بخش امنیتی و انتظامی را دارند بدون هراس در برابر منزل آیت الله صانعی عربده کشی می کنند و در کمال امنیت منزل ایشان را به محاصره خود درآورده اند و آنچه که می خواهند با اتومبیل هاییکه در منطقه بوده انجام می دهند."   حسین فرزند دیگر آقای کروبی نیز معتقد بود که این حملات سازماندهی شده است او در گفتگو با جرس تاکید کرد :" از نوع جمع شدن ناگهانی و رفتار این گروه پیدا است که خودسر نیستند و از طرف گروهی سازماندهی و فرماندهی می شوند".     مراسم ختم پدر دکتر عارف    چندی بعد هنگامی که کروبی در مراسم ختم پدر محمدرضا عارف معاون اول محمد خاتمی در دانشگاه شریف حضور یافت لباس شخصی ها  با شعار "مرگ بر منافق " به او حمله ور شدند.     این نیز از دیگر برگهایی از تاریخ جمهوری اسلامی ایران بود که در آن یک روحانی که سالها درسمت های اجرایی حکومت نقش داشت مورد حمله قرار می گرفت و هیچ نیروی انتظامی در این امر دخالت نمی کرد.     تا گرفتن حق مردم از پا نمی نشینم       حمله دیروز به مهدی کروبی داستانی ادامه دار است که از سال پیش آغاز شد  و تا زمانی که او معترضانه عملکردهای حکومت را نقد کند ادامه خواهد داشت.  گروهی که خود را معترض مردمی می دانند تنها مسوول حمله به مهدی کروبی نیستند ،بلکه هر وقت که لازم باشد در برابر مجلس شورای اسلامی، جایگاه سخنرانی نوه بنیانگذار انقلاب  و هر منتقد دیگری به دولت نیز قد علم خواهند کرد.   روند این حملات نشان داده است که هر گاه مهدی کروبی  در خصوص مسئله ای اظهار نظر کرده و یا بیانیه ای صادر کرده است مورد حمله کسانی قرار گرفته که خود را بسیار بیشتر از او صاحب این نظام می دانند.   آخرین حمله به او نیز شاید به دنبال اعتراض شدیدش به سخنان آیت الله احمد جنتی صورت گرفته است با این همه به نظر نمی رسد که آقای کروبی هراسی از این حملات داشته باشد.   تیر ماه سال گذشته و به دنبال اولین حملات لباس شخصی ها  مهدی کروبی در سخنانی اعلام کرده بود : " بنده می گويم اگر زمان شاه يک شعبان بی مخ بود، اکنون اين حاکميت صدها شعبان بی مخ تربيت کرده است و اين افراد بايد بدانند که مهدی کروبی تا آخر ايستاده است و آماده پرداخت هرگونه هزينه ای در اين راه است و تا گرفتن حق مردم از پا نخواهد نشست."        

 


مژگان مدرس علوم
جرس: در حالیکه نزدیک به یازده روز از اعتصاب هفده زندانی سیاسی می گذرد و شرایط جسمانی بسیاری از آنها نامناسب بوده و به بهداری منتقل شده اند، پیگیری های خانواده های آنان نیز تا به امروز به نتیجه نرسیده و مسئولین به جای پاسخگویی به تهدید آنها پرداخته اند.  

 

اخبار رسیده از داخل زندان نشان از وضعیت وخیم جسمانی این زندانیان داشته و بسیاری از چهره های برجسته از جمله میرحسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد، عبدالله نوری، دکتر احمد صدر حاج‌سیدجوادی و بسیاری از نهادها از زندانیان اعتصاب کننده خواسته اند تا اعتصاب خود را بشکنند.

 

 

اسامی زندانی هایی که در اعتصاب بسر می برند عبارتند از: علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت ، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تجکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی، بابک بردبار عکاس خبری، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم(نادر)بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، کیوان صمیمی روزنامه نگار ،غلامحسین عرشی، پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا.

 

خانم منوره هاشمی مادر مجید دری یکی از زندانیان اعتصاب کننده که حال وی وخیم گزارش شده است، در باره پیگیری های خانواده های زندانیان و نگرانی های خود با "جرس" به گفتگو پرداخته که در پی می آید:

 

 خانم هاشمی پیگیری های خانواده ها در خصوص وضعیت نامناسب عزیزان در بندشان به کجا رسیده است؟

 

هفده تن از زندانیان در اعتراض به برخورد "نامناسب" زندانبانان به زندان انفرادی برده می شوند که بعد از آن این زندانیان نسبت به شرایط  زندان دست به اعتصاب غذا می زنند. با پیگیری های ما یکی از افراد که نماینده معاون دادستان می باشد به نام آقای نوروزی تمام ماجرای اتفاق افتاده در زندان را برای خانواده ها توضیح می دهد که برخوردی بین زندانیان با مامورین صورت می گیرد که تمام می شود اما شب زمانی که خبر آزادی یکی از بچه ها داده می شود زندانیان خوشحالی می کنند و ابراز شادی می کنند که همین امر سبب می گردد که زندانبانان خوششان نیاید و در نهایت هفده نفر را به سلول انفرادی می برند.

 

آیا بعد از این ماجرا پیگیری های شما برای ملاقات با زندانیان به نتیجه رسیده است؟

 

البته ما دو روز بعد از این اتفاق با خبر شدیم و بعد شنیدم که پسرم و چند تن دیگر از این زندانیان حالشان بد شده و به بهداری منتقل شده اند، اما تمام پیگیری های ما تا الان به نتیجه نرسیده است. علی رغم اینکه آقای نوروزی و آوایی قول دادند که یک نماینده به داخل زندان می فرستند تا به این موضوع رسیدگی شود و طی روزهای آینده این مشکل به شکل صد در صد حل شود و گفتند نگران نباشید زندانیان اعتصاب کننده هم حالشان خوب است. اما تا به امروز هیچ پاسخی نگرفته ایم و فقط اخبار انتقال فرزندانمان به بهداری را می شنویم که بسیار نگران وضعیت سلامت آنها هستیم. حتی دو نفر از نمایندگان خانواده های زندانیان اعتصاب کننده که با آقای آوایی دیدار داشتند جواب شنیدند که این موضوع به ایشان ارتباطی ندارد و به زندان اوین مراجعه کنید. اما در زندان اوین هم هیچ مسئولی حاضر به دیدار با خانواده ها نشد و جوابی هم ندادند. و در آخر هم یگان ویژه ضد شورش آمد و مادران و همسران خسته را تهدید و پراکنده کرد. در این دو روز آخر هفته هم که تعطیل بوده ما هیچ خبری از فرزندانمان نداریم و تماسی با خانواده هایشان نداشته اند.

 

بنا به اخبار رسیده بسیاری از ماموران، خانواده ها را تهدید کرده اند که اگر با رسانه ها مصاحبه ای داشته باشند و به تجمعات ادامه دهند دستگیر خواهند شد و حکم فرزندانشان افزایش خواهد یافت. آیا می توانید در این خصوص توضیحاتی بدهید؟

 

بله چنین خبری صحت دارد این در حالی است که در مصاحبه ها و تجمعات هیچ توهینی به کسی نشده است و ما فقط واقعیات و نگرانی هایمان را گفته ایم.  فردا هم قرار بر این است وضعیت زندانیمان را پیگیری کنیم و مسئولین باید متوجه این قضیه باشند که با دستگیری مادران و همسران مشکلی حل نخواهد شد. به جای این کار بهتر است با خانواده ها صحبت کنند و خانواده ها بتوانند با بچه های خود تماس تلفنی داشته باشند تا آنان را از ادامه اعتصاب منصرف کنند. خانواده ها می خواهند که بچه ها از انفرادی بیرون بیایند و با آنها صحبت کنند تا اعتصابشان را بشکنند تا بعد مسائل دیگر حل شود، آیا به نظر مسئولین این خواسته زیادی است که به جای پاسخگویی، تهدید می کنند؟ در خصوص افزایش حکم زندانیان هم آقای نوروزی گفته اند یکی از موارد اتهامی که می شود به این زندانیان اعتصاب کننده داد این است که نظم زندان اگر برهم زده شود می تواند پیگرد قانونی داشته باشد و پرونده جدیدی برای آنها تشکیل شود این درحالی است که فرزندان ما به خاطر احقاق حقوق اولیه خودشان اعتصاب کرده اند نه به خاطر یک امر سیاسی و برهم زدن نظم زندان.

 

آیا فکر می کنید پیام آقای میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و پیامهای دیگر مبنی بر شکستن اعتصاب غذا به زندانیان اعتصاب کننده رسیده است؟

 

انشالله که پیام به گوش آنها رسیده باشد و حتی اگر مسئولین اجازه دهند که ما با عزیزانمان تماس داشته باشیم ما هم از آنها می خواهیم اعتصابشان را بشکنند. خواسته زندانیان هم خواسته نامعقولی نیست و خواهان احقاق حقوقشان در زندان شده اند که ملاقات با خانواده هایشان داشته باشند و رعایت مسائل بهداشتی بشود و خواهان برخورد مناسب ماموران با زندانیان هستند.

 

آخرین اطلاعی که از وضعیت فرزندتان دارید چه زمانی بوده است؟

 

ما در حدود دوازده روز قبل با ایشان ملاقات داشتیم و از آن زمان تا الان هیچ اطلاعی از وضعیت ایشان نداریم و خبرها یی که به بیرون از زندان درز می کند را می شنویم که وضع جسمانی زندانیان اعتصاب کننده وخیم است و به بهداری منتقل می شنوند. و در پیگیری هایمان نه دادستان و نه مسئولین زندان اوین، هیچکدام جوابمان را نمی دهند.

 

با توجه به صحبتهایتان که نه دادستان تهران و نه مسئولین زندان اوین پاسخ شما را نداده اند فکر می کنید چه مقامی می تواند در حل مشکلات زندانیان اعتصاب کننده و خانواده های آنان نقش داشته باشد؟

 

ما در جاهای مختلفی پیگیر وضعیت عزیزانمان شدیم که جوابی به ما ندادند و کلیه مسئولین از این موضوع اطلاع دارند و به یکسری دلایلی که ما اطلاع نداریم، نمی خواهند پاسخگو باشند تا مشکل حل شود. خانواده ها در طی این مدت پیگیری های زیادی داشتند و درخواست دیدار با مسئولین نهادهای گوناگون را کرده اند از آقای دولت آبادی و آقای آوایی و مسئولین زندان اوین به جز آقای نوروزی حتی حاضر به ملاقات ما نشدند. با این وضعیت دیگر نمی دانیم به چه کسی باید دادخواهی کنیم. البته ما قبل از این جریانات می خواستیم پیغامی از طریق نماینده رهبری آقای دری نجف آبادی در استان مرکزی به آیت الله خامنه ای برسانیم اما آقای نجف آبادی بعد از دو روز در گرما حاضر نشدند حتی به عنوان میهمان ما را ملاقات کنند. ما به همه جا مراجعه کردیم از طریق نماینده مجلس و نماینده ولایت فقیه و مسئولان دیگر پیگیری کردیم اما هیچکدام جواب ما را ندادند تمام درها به رویمان بسته است. اما از طریق این مصاحبه می خواهیم صدایمان به گوش تمام مسئولین  و رهبری برسد و پیغامی به آیت الله خامنه ای بدهیم که اگر می توانند وارد عمل شوند و مثل قضیه کهریزک که دستور به پیگیری دادند الان هم یک نماینده ای بفرستند که از این "فاجعه" ای که در حال رخ دادن است پیشگیری کنند. چون تا به امروز آنچه اتفاق افتاده نشان از آن دارد که مسئولین خواهان حل این مشکل نیستند و پاسخمان را نمی دهند ما هم سر درگم هستیم و نمی دانیم به کجا باید دادخواهی کنیم.

 

آیا با توجه به تهدید ماموران به ایجاد کهریزک دوم و برخورد نامناسب با زندانیان فکر می کنید با ماموران خاطی برخوردی صورت بگیرد؟

 

آقای نوروزی این موضوع را انکار کردند و گفتند اگر افراد رده پایین این تهدیدات را کرده باشند پیگیری شده و "برخورد" خواهد شد. اما فکر می کنم با توجه به اینکه آقای خامنه ای با حکم شخصی خودشان دستور به بستن کهریزک دادند، انشالله که در این مسئله دخالت کنند. چون ایشان در سال 48 در زندان "شاه" بودند و به مشکلات زندان و زندانیان واقف هستند و الان می توانند خانواده های زندانی و خود زندانیان را درک کنند که چقدر دارند رنج می کشند.

 

به عنوان آخرین سوال چه پیغامی برای پسرتان دارید؟

 

من از زمانی که پسرم را دستگیر کردند از حکمش و از شرایطش در زندان نگران هستم، مخصوصا در این دوازده روز خیلی "نگران" وضعیتش هستم. هیجدهم تیر سالگرد دستگیری اش بود پارسال این موقع دنبالش بودند، امسال هم که اینجوری. پارسال این موقع ازش بی خبر بودم و امسال هم بی خبرم. دوست دارم صدایش را بشنوم و قد و بالایش را نگاه کنم. به خدا روز و شب فکر می کنم آیا دیگه پسرم را می بینم؟ آیا دیگه صدایش را می شنوم؟ پسرم ضعیف و مریض است، الان که تو اعتصابه چکار می کنه؟ فقط می خوام صدایش را بشنوم، ببینمش ، دورش بگردم، قربون آن بدن ضعیفش برم. الهی من نفس نکشم ولی اون زنده باشه و من فقط می خوام "سلامت" باشه، من فقط می خوام ببینمش...( به علت گریه این مادر رنج دیده گفتگو ناتمام ماند)

 

با تشکر از فرصتی که در اختیار جرس قرار دادید.

 


 


جرس: عيسي سحرخير روزنامه نگار زنداني ازصبح جمعه 15 مرداد، به فلج عمومی مبتلا شده و قادر به حركت كردن نيست.

 
زندان رجايي شهر كه سحرخيز از سال گذشته و از هنگام اعدام چند شهروند كرد در زندان اوين به آنجا منتقل شد،شرايط بدي دارد و مسوولين زندان نسبت به حال عمومي زندانيان بي تفاوتند. اين در حالي است كه سحرخيزدر يكسال گذشته از كمردرد رنج مي برد و عوارض قلبي نيز او را تهديد مي كند، با اين همه مسوولين زندان حاضرنشده اند در يكسال گذشته حتي يك روز به سحرخيز مرخصي استعلاجي دهند.

بنا بر اخبار رسيده از زندان رجايي شهر، فلج عضلاني سحرخيز از جمعه گذشته آغاز شده و اين عارضه كه مي تواند تمام صورت و چشم و اندامها را فلج كند، براي درمان نياز مبرم به بستري شدن در بيمارستان دارد. این بیماری که نوعی اختلال عصبی است و همراه با احساس درد شدید در ناحیه صورت است. انتقال سحرخیز به بیمارستان مانع از ابتلا به فلج کامل وی خواهد شد با این حال مسئولان زندان همچنان نسبت به شرایط جسمانی وی بی تفاوت هستند.
اين روزنامه نگار زنداني بيش از يكسال است كه در زندان به سر مي برد .  دادگاه سحرخيز به جرم توهين به رهبري به صورت غيرعلني برگزار شد و همچنان مشخص نيست كه قاضي دادگاه آيا با مرخصي سحرخيز موافقت مي كند يا نه. 

سحر خيز در دفاعيه اي كه به صورت سر گشاده منتشر كرد، رهبر جمهوري اسلامي را به براندازي نظام متهم كرد و آنچه نوشته بود را از باب نهي از منكر دانست .اين روزنامه نگار زنداني دادگاه را نيز صالح براي بررسي به اتهاماتش ندانست. 
عيسي سحرخيز سالها نماینده خبری ايرنا در نيويورك بود و در دوران اصلاحات روزنامه اخبار اقتصاد را منتشر مي كرد كه توقيف شد . پيش از انتخابات رياست جمهوري نيز سحرخيز ماهنامه انديشه اي آفتاب را منتشر مي كرد كه اين نشريه نيز از انتشار باز ماند. 

عيسي سحر خيز بعد از انتخابات رياست جمهوري با ضرب و شتم دستگير و به زندان منتقل شد. اين روزنامه نگار در تمام يكسال گذشته در بازداشت موقت به سر برده است با اين حال وی در زندان هم به دفاع از عقايد خود پرداخته و همچنان معتقد است كه آنچه بر او مي گذرد ظلم آشكاري است كه از سوي رهبري نظام بر منتقدانش مي رود.

 


جرس: فعالان جنبش زنان، سومین نشست همگرایی سبز خود را به مناسبت یکصد و چهارمین سالگرد اعلام مشروطیت برگزار کردند. در این مراسم صمیمانه که توسط مینو مرتاضی اداره شد، تعدادی از حاضران به ایراد سخنرانی پرداختند.

پروین فهیمی، مادر سهراب اعرابی در این نشست در مورد افکار صلح طلبانه خود و سهراب سخن گفت و پس از آن زهره تنکابنی صحبت های خود را با عنوان «آسیب شناسی جنبش مشروطه» ارائه کرد.

شهلا لاهیجی گفتار خود را تحت عنوان «امروز، دیروز و فردا» مطرح ساخت و فریده ماشینی، سخنرانی خود را با عنوان « آنچه در یک سال گذشته بر زنان رفت» ارائه کرد.

در این نشست فاطمه راکعی، اشعاری را برای مادر سهراب و ندا آقاسلطان قرائت کرد و پس از آن نوشین احمدی خراسانی، صحبت خود را تحت عنوان «زنان از جنبش مشروطه تا جنبش سبز» ارائه داد.

ژیلا بنی یعقوب از وضعیت 17 زندانی که هم اکنون در اعتصاب غذا هستند و زنان زندانی سخن گفت و فخرالسادات محتشمی پور، صحبت خود را حول تاکید بر ثبت تجربه هایی که امروز بر تک تک زنان رفته است سامان داد .

به گزارش مدرسه فمنیستی، فاطمه گوارایی نیز بحث خود را حول ارتباط بین فعالان جنبش زنان در داخل و خارج مطرح کرد و پرستو سرمدی، همسر حسین نورایی نژاد که همراه با 16 تن دیگر در اعتصاب غذا بسر می برند از مقاومت و اقدامات زنان و مادران غیرسیاسی که فرزندانشان در زندان هستند سخن گفت و تاکید کرد که این اقدامات باید در جنبش سبز ثبت گردد.

در ادامه نشست، زهرا رهنورد به نقش زنان در مشروطه و نیز در جنبش سبز پرداخت. و در نهایت مینو مرتاضی، پیش نویس بیانیه «همگرایی سبز جنبش زنان» را که توسط جمعی از فعالان جنبش زنان تهیه شده بود قرائت کرد و پس از بحث در مورد این بیانیه، این نشست به پایان رسید.


همچنین در نشست همگرایی سبز جنبش زنان، حاضران با ابراز نگرانی از وضعیت ناگوار هفده زندانی سیاسی در حال اعتصاب غذا، پیامی را خطاب به آنها ارسال کردند که به مسئولان زندان هشدار می داد «به مطالبات هفده زندانی سیاسی ای که در حال حاضر در اعتصاب و در سلول های انفرادی هستند ؛ پاسخ دهند و نگذارند فاجعه ای دلخراش و ناگوار رخ دهد.» آنها طی این پیام همچنین هشدار دادند که هر حادثه ی ناگواری که برای زندانیان بیفتد بر عهده مسئولان زندان اوین خواهد بود.

آنها همچنین طی این نشست از زندانیان خواستند اعتصاب غذای خود را بشکنند:” از زندانیان سلحشور می خواهیم به اعتصاب غذای خود پایان دهند تا با سلامت کامل به آرمان های خود دست یابند.”
 

مینو مرتاضی: مشروطیت جامعه ایران را یک گام اساسی و بلند به سوی نوگرایی و نوآوری کشاند و برای همین ما امروز این جا دور هم گردآمده ایم که سالگرد این روز را گرامی بداریم. چرا که زنان در دوران مشروطیت در زمانه ای می زیسته اند که به قول علی اکبر دهخدا «همه کس این را می داند که میان ما اسم زنش را به اسم خودش صدا کردن عیب است و....» منظور این است که زنان در همچین فضایی زندگی می کرده اند ولی آرزوهای بلندی داشتند و بسیار تلاش کردند که باعث شد سرانجام، ما امروز اینجا و در این شرایط هستیم.

پروین فهیمی، مادر سهراب اعرابی: سهراب عاشق صلح بود و با دست خالی و با یک نوار سبز رفت بیرون و برنگشت. دوست دارم زمانی را ببینم که کسانی که بچه های ما را کشته اند خودشان اعتراف کنند که بچه ما را کشته اند و بگویند ما را ببخشید. من فقط همین یک جمله را از آنها می خواهم. چرا که شاید آن فردی که چنین جنایتی را مرتکب شده ، از روی ناآگاهی بوده است و اگر حقایق آشکارا گفته شود مطمئنم من خواهم بخشید. زیرا بدون شک با خشونت ، ما به هیچ چیز نخواهیم رسید.

زهره تنکابنی: چه چیزی باعث شد که مشروطیت به اهداف اش نرسد؟ به نظر من دو تا عامل اساسی در این میان وجود داشت، یکی تفرقه و یکی سوء استفاده از آزادی. آزادی یک تعاریفی برای خودش دارد و آزادی افراد در یک چهارچوب هایی تعیین می شود که به آزادی دیگران آسیب نزند. در هر صورت در هرج و مرج و بی قانونی آن هایی که قدرت طلب هستند از هر بلبشویی برای پیشبرد حرف خودشان استفاده می کنند که در واقع وقتی هرج و مرج حاکم شود این افراد می توانند کار خود را پیش ببرند و همین یکی از دلایل آسیب هایی بود که به مشروطه خورد. در مجموع این دو عامل سبب شد که مردم نهایتا به دنبال دیکتاتوری می گشتند که هرج و مرج را سر و سامان دهد.

شهلا لاهیجی: به من می گویند حرف هایم کمی تلخ است، فکر می کنم این خاصیت سن است، من خیلی آینده طولانی روبرو ندارم و امیدم این است که قبل از این که بمیرم ایران آزاد را ببینم.

امروز در اینجا گرد هم آمده ایم تا یکصد و چهارمین سال انقلاب مشروطیت ایران را گرامی بداریم. انقلابی که ایران پیش از تمام کشورهای منطقه حتی قدرتهای بزرگ جهانی آن روز (نظیر روسیه و عثمانی و هند) به آن دست یازید. انقلابی که در آن، زنان از جان خویش مایه گذاشتند اما در دستاوردهای آن یعنی حکومت مردم بر مردم، در صف مجانین و مجرمان و ورشکستگان به تقصیر، از حق مشارکت مردمی قرار نگرفتند و از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم شدند با این استدلال: « که هر چه گشتم در این موجود (دقت کنید «در این موجود» ! و نه در این انسان) عقلی ندیدم که بتواند بر سرنوشت خود حاکم شود و یا برای مردم تکلیف معین کند. او ناقص العقل است و باید تحت قیمومیت مردان اداره شود و خوب و بد خود را بشناسد.» (به نقل از مذاکرات مجلس برای تدوین قانون اساسی) و اما آنچه امروز در اینجا گفته شده و می شود، عمدتاَ در محدوده ی رفع تبعیض جنسی و احقاق حقووق کامل شهروندی و انسانی زنان و مبارزات آنان در سده اخیر است امروز زنان به عنوان نیمی از جمعیت کشور نمی توانند بر آنچه در دهه گذشته بر کشور ما گذشته و می گذرد و مصائب بی شمار یکسال اخیر که با خشونت عریان بر زن و مرد یکسان گذشت و در روند سرکوب، جنسیت و حتی پیری و جوانی محک و اندازه نبود و هر دو جنس که تنها خواهان پاسخ به یک سوآل «رأی من کجاست» بودند، یکسان به بند و زنجیر و سلول انفرادی کشید و حتی یکسان به چوبه دار سپرد، چشم ببندند.

فریده ماشینی: نقشی که فعالان جنبش زنان در طی یک سال گذشته داشتند به نظر من باعث شد که الان بتوانیم به جرات بگویم که جنبش زنان طی یک سال گذشته به بلوغ و تکامل دست پیدا کرده است، بلوغ و تکاملی که زاییده سختی ها و دشواری هایی است که طی یک سال گذشته فعالان جنبش زنان از سر گذراندند و نیز به واسطه پذیرش تکثر در درون جنبش زنان است که در یک سال گذشته به شکل عمیق تری تجربه شد. هر چند در آستانه انتخابات 1388 در همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات جرقه این گرایش به پذیرش یکدیگر را تجربه کردیم اما طی یک سال گذشته این روند به طور جدی تر و عمیق تر اتفاق افتاد. از طرف دیگر در یک سال گذشته، جنبش زنان توانست یک تجربه تازه را از سر بگذراند و همین مسئله همراهی با جنبش سبز، در عین تداوم استقلال اش بود که به نظرم این تجربه را به خوبی از سر گذراند. از طرف دیگر می توانم بگویم که در طول تاریخ جنبش زنان به نظرم هیج زمانی، مانند سال گذشته، فعالان جنبش های دموکراسی خواهی، فعالان جنبش زنان را چنین جدی نگرفته بودند و مورد پذیرش قرار نداده بودند. در واقع به نظرم به رسمیت شناختن و پذیرش جنبش زنان از سوی جنبش های دموکراسی خواهی، هیچ گاه در طول تاریخ جنبش زنان، به اندازه این پذیرش از سوی جنبش سبز نبوده است.

فاطمه راکعی در سخنرانی خود مادر سهراب اعرابی را مورد خطاب قرار داد و ابتدا شعر کوتاه زیر را قرائت کرد:
- در صبوری کوهی است
- در سخاوت دریایی است
- در بزرگی زنی است

وی سپس شعر زیر را به مادر سهراب و به همه مادران صلح تقدیم کرد:
- انسانم، شاعرم و زن ام
- و امروز رنجیده ام، نه
- ...
- از انسان بودن گریزی نیست
- با مادری که منم

نوشین احمدی خراسانی: از سال 1332 تا سال 1342 شکاف بین دولت و ملت در جامعه ما آغاز و به تدریج نهادینه شد و متاسفانه این شکاف سبب شد که جنبش زنان را هم دو پاره کند: یک پاره از فعالان جنبش زنان که سابقه طولانی در مبارزه اصلاح طلبانه برای احقاق حقوق زنان را در زندگی خود تجربه کرده بودند (و از ملی گرایانی همچون دکتر مصدق هم مأیوس شده بودند ـ چون دکتر مصدق با برقراری حق رأی زنان موافقت نکرده بود) با مساعد دیدن فضای درونی سیستم حکومتی و حمایت محمدرضاشاه از حقوق زنان، فعالیت شان را برای استقرار این حقوق و اصلاح قوانین زن ستیز، آغاز کردند بدون آنکه شعله های سرکش شکاف رو به تزاید میان دولت و ملت را در نظر بگیرند. پاره ی دیگر زنان ــ اعم از مذهبی یا سکولار ــ به اپوزسیون سرنگون ساز پیوستند و زندگی خود را در مسیر مبارزه قهرآمیز برای سرنگونی حکومت محمدرضاشاه وقف کردند. در نتیجه همصدا با مردان و برادران انقلابی عصر خود، اصلاحاتی که به نفع حقوق زنان صورت می گرفت را تخطئه و تحقیر می کردند. این زنان انقلابی و فداکار که در تحلیل نهایی خواستار بهبود زندگی خواهران هموطن خود بودند اما تحت تاثیر شکاف ایجاد شده بین دولت و ملت، خودشان هم از حقوق زنان خرج کردند تا بتوانند این شکاف بین دولت و ملت را افزایش بدهند و با هر رفرم و خواسته ای که از سوی حاکمیت به زنان داده می شد به مخالفت و دشمنی برخاستند و آن را توطئه شاه و آمریکا قلمداد کردند چرا که احتمالا به نظرشان می رسید که اگر مثلا حق رای زنان را از سوی محمدرضاشاه تایید کنند ممکن است که این «شکاف بین دولت و ملت» کاهش یابد. برای همین است که به نظرم می رسد که ما باید در مورد اتفاقاتی که در سال 57 برای زنان رخ داد، استراتژی های خود جنبش زنان را از دوران 1332 به بعد بررسی کنیم و ببینیم چه اشکالاتی داشته که سبب شده نتواند جنبش عمومی را طوری هدایت کند که حقوق زنان به «هیزمی» برای برافروختن شکاف میان دولت و ملت تقلیل نیابد. در حقیقت بخشی از مسئولیت آنچه در سال 57 افتاد، باز می گردد به استراتژی نادرستی که جنبش زنان در سال های 1332 تا 1342 شکل داد. این ما بودیم که دوراندیشی نداشتیم و خیلی ساده لوحانه دو پاره شدیم : پاره ای از ما زنان با خوش خیالی در سیستم حکومتی کار کردیم با این تصور که اگر قدرت سیاسی برای استقرار حقوق زنان چراغ سبز بدهد یا لااقل مخالفت نکند زنان برای همیشه از صدمات بی خقوقی و بی پشتوانگی نجات می یابند و اصلا وقعی به شکاف عظیم و رو به انفجار مردم و دولت، ننهادیم. بخشی دیگر از ما زنان هم که در سازمانهای سرنگون ساز و قهرآمیز که به طور مطلق، حکومت شاه را مظهر شرارت و شیطان می دیدیم و هر کاری که می کرد تحقیر می کردیم، قرار گرفتیم. حاصل این دو پاره گی و دوقطبی شدن، تازه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مشخص شد. در حالی که شاید اگر نیروی میانی بین این دو قطب، تقویت می شد می توانست روند حوادث را لااقل در مورد زنان به سمت دیگری سوق دهد. همانطور که با ظهور جنبش سبز، خوشبختانه جنبش زنان توانست نیروی میانی را تقویت کند که هم «شکاف پیش آمده بین دولت و ملت» را پس از انتخابات 88 می بیند و هم از حقوق زنان برای گسترش این شکاف خرج نمی کند که به نظرم سمبل و تبلور این نیروی میانه در همین «همگرایی سبز جنبش زنان» است.

ژیلا بنی یعقوب: من قبلا همیشه می گفتم همسر یک زندانی سیاسی بودن یک شغل تمام وقت است اما حالا که 17 نفر از جمله بهمن احمدی (همسرم) در اعتصاب غذا است می توانم بگویم که همسر یک زندانی سیاسی که در اعتصاب غذاست، شغل چند شیفته با اضافه کاری است. یعنی یک شغل متحصن بودن هم در این مدت به آن اضافه شده است. به هرحال این ها را گفتم که بگویم قرار بود امروز در مورد روزنامه نگاری زنان در دوران مشروطه تاکنون صحبت کنم ولی متاسفانه این اضافه کاری که به خاطر تحصن 17 زندانی بر دوش ما خانواده ها اضافه شد باعث شد که نتوانم روی این مسئله تمرکز کنم. در هر صورت فکر می کنم همه شهدا و همه زندانیان از مشروطه تا انقلاب و از انقلاب تا جنبش سبز، همگی شان شهدای راه دموکراسی و زندانیان راه آزادی هستند ولی در هر صورت خوب است یادی کنیم از زندانیان سیاسی زنی که همین الان در زندان هستند. الان حدود 25 زندانی زن در زندان داریم که وقتی من با یکی دو نفر از خانواده آن ها صحبت می کردم، می گفتند که همه این مسائل و مشکلاتی که زندانیان مرد با آن روبرو هستند، ما زنان زندانی علاوه بر همه آن مشکلات، مسائل مضاعف دیگری هم در زندان داریم ولی چون شاید از آن جایی که زندانیان زن در اقلیت هستند و همینطور به صورت پراکنده نگه داری می شوند، امکان اعتراض جمعی را کمتر دارند.

فخرالسادات محتشمی پور: زنان در صف اول جنبش سبز بودند و به نظرم همه ما باید تاریخ این جنبش سبز را بنویسیم، تا همه زوایای موقعیتی که در آن هستیم را بتوانیم به خوبی تصویر کنیم و مانند الان برای بررسی تاریخی حرکت های دموکراسی خواهی از مشروطه تاکنون، دچار این مشکل نشویم که نتوانیم به خوبی موقعیت هایی را که افراد و جریان ها و گروه ها در آن قرار داشته اند درک کنیم. چون به نظر می رسد برخی از مسائلی که اینجا در رابطه با بررسی تاریخی مطرح شد، به نظرم گاهی منصفانه نبود. در هر صورت منظورم این است که اگر امروز هم تک تک ما به عنوان پاسدار اتفاقاتی که امروز بر ما رفته است، تجربه هایمان را ننویسیم در آینده هم این موقعیتی که امروز برای ما اینقدر ملموس است، ممکن است باعث سوء تفاهم ها و کج فهمی ها در آینده شود.

در هر صورت نکته جالب برای من در بررسی تاریخ مشروطه تا امروز این مسیرهای میانبری است که زنان همیشه برای خود پیدا کرده اند و هر وقت به مانع برخورد کرده اند هیچ وقت شکست نخورده اند بلکه بلافاصله مسیر دیگری را انتخاب کرده اند، که هرچند این مسیر طولانی تر بوده ولی به هرحال آن مانع را دور زده اند.

فاطمه گوارایی: همه تحلیل گران معتقدند که زنان ایران در سه فراز عمده را در تاریخ معاصر ایران طی کرده اند، یکی جنبش مشروطه، یکی انقلاب 57 و جنبش سبز. تفاوت عمده ای که در دهه های کنونی به وجود آمده این است که جنبش زنان تا دهه 70 هویت مستقل نداشته است و تا قبل از آن همه حرکت های زنان تحت لوای حرکت های مردان یا احزاب و گروه های مردان شکل گرفته بودند. اما از دهه 1370 است که برای اولین بار جنبش زنان به صورت مستقل ظهور می کند. شاید تکامل یافته ترین شکل بروز و حضور زنان را در جنبش سبز ما داشته ایم. این نشست هایی که تاکنون در یک سال اخیر تحت عنوان همگرایی سبز شکل گرفته است به نظرم نشان دهنده آن است که جنبش زنان تداوم دارد و زنده است و خط بطلان می کشد بر تلاش هایی که می شود تا تحت شعارهای جذاب «استقلال جنبش زنان» بین جنبش زنان و جنبش سبز مرز ایجاد کنند. درحالی که همین تلاش هایی که در این نشست ها انجام شده و تداوم یافته نشان می دهد که این تلاش ها نتوانسته تاثیر بگذارد و خوشبختانه جنبش زنان آگاهانه و با هوشیاری توانسته بین جنبش زنان و جنبش سبز یک رابطه منطقی و درست ایجاد کند.

اما نکته دیگری که می خواستم این جا مطرح کنم این است که ما باید سعی کنیم جنبش زنان در داخل کشور با فعالان جنبش زنان در خارج از کشور ارتباط نزدیکی داشته باشد چرا که سیل مهاجرت فعالان جنبش زنان به خارج زیاد است و این مایه تاسف است چرا که با وجود این که فشار در داخل زیاد است اما در داخل باید نیرویی باشد که مقاومت بکند. ولی در هر صورت ارتباط بین داخل و خارج ضروری است چون متاسفانه می بینیم که وقتی دوستان به خارج می روند، مواضع شان از شرایط واقعی و حقیقی که در اینجا وجود دارد فاصله می گیرد و بخشی از این طبیعی است چون زندگی در خارج از کشور ذهنیت گرایی را تشدید می کند و برای همین باید این ارتباط داخل و خارج وجود داشته باشد که ذهنیت این دوستانی که می روند کمی واقعی تر شود.

زهرا رهنورد: سالگرد افتخارآفرین مشروطه را تبریک می گویم. امروز زنان در شرایط فعلی در دو جبهه بسیار فعال هستند: یکی جبهه مبارزه با قوانین قیم مآبانه ای که نسبت به زنان وجود دارد که این جبهه خیلی جبهه مهمی است و اگر بتوانیم در این جبهه موفقیت هایی کسب کنیم بخشی از مطالبات زنان پاسخ داده می شود. جبهه دومی هم که داریم برایش تلاش می کنیم، مبارزه برای دموکراسی و قانون گرایی است.

آن چیزی که در دوران مشروطیت به شکل امروزی وجود نداشت و الان وجود دارد، همین فاز درخواست های حقوقی زنان است. هر چند در دوران مشروطیت یک فعالیت های ضعیفی برای حقوق خاص زنان وجود دارد و زنان فرهیخته ای هم در این دوران داریم که تلاش می کردند.

تحقیر، یکی از خواسته های مطرح نشده است. در حقیقت انواع و اقسام تحقیرهایی وجود دارد که در درون و قلب و روح زنان وجود دارد و هم در سطح جامعه. اگر ما ذره بین مان را بگیریم روی تحقیرها خیلی رنج خواهیم برد برای همین ما فعلا روی فاز اول مسائل زنان کار می کنیم یعنی روی برابری و مسائل حقوقی زنان.

حضور زنان در جنبش سبز به عنوان یک جنبش در کنار جنبش های دیگر دو رابطه را کم دارد، یکی رابطه با توده زنان است که این مسئله خیلی مهمی است و دیگری ایجاد رابطه بهتر با زنان در خارج از کشور است. البته کل جنبش سبز باید با جنبش های بین المللی ارتباط داشته باشد ولی در این زمینه هم جنبش زنان می تواند تلاش کند.

پرستو سرمدی: ما خیلی نگران سلامت عزیزان دربند مان هستیم و فکر می کنم اگر پیام خانم رهنورد و یا پیام مادر سهراب را بشنوند حتما تاثیر مثبت خواهد گذاشت ولی مشکل ما این است که ما هیچ ارتباطی با آنها نداریم که بتوانیم این پیام ها را به آنها بدهیم.

اما مسئله دیگری که می خواهم مطرح کنم این است که اقداماتی که زنان معمولی همین مادران زندانیان انجام می دهند آنقدر شجاعانه است که ما هم از تعجب دهان مان باز می ماند. در واقع باید در تاریخ جنبش سبز، اقدامات این مادران گمنام ثبت شود. مثلا در همین اعتصاب غذا 17 زندانی، مادرانی که خیلی معمولی هستند و اساسا فعالیت اجتماعی ندارند، چنان عمل کردند که نیروهای امنیتی به آن ها گفته اند که شما دارید اغتشاشات را رهبری می کنید و برای همین، تهدیدشان کرده اند که آنها را دستگیر می کنند.

و اما...

سومین نشست سبز فعالان جنبش زنان به مناسبت سالگرد انقلاب مشروطیت با نظم و ترتیب و با قرائت تکه هایی از متون دوران مشروطیت در رابطه با زنان توسط مینو مرتاضی به طرزی شایسته برگزار شد.

پیش از این در اسفند ماه سال گذشته (1388) نخستین نشست سبز فعالان جنبش زنان به مناسبت روز جهانی زن برگزار شده بود.

 

 



 


 


از فرزندانم می خواهم که اعتصاب خود را بشکنند
جرس: دوران بدی را می گذرانیم ، شرایط روزنامه نگاران غم انگیز شده است، و مورد رضایت نیست ، قوه قضاییه هم استقلال خود را از دست داده و تحت فشار هستند . این روش ها برای بسیاری از مسوولین قوه قضاییه قابل قبول نیست اما تحت فشار هستند و نمی توانند کاری کنند. 



 مهدی کروبی در آستانه روز خبرنگار با جمعی از خانواده های روزنامه نگاران زندانی، دیدار کرد. در ابتدای این جلسه خانواده روزنامه نگاران دربند با بیان وضعیت و شرایط عزیزان دربند خود، از کروبی به خاطر حمایت ها و پیگیری هایش قدردانی کردند و خواهان توجه بیشتر مسئولان و بزرگان نظام به روزنامه نگاران شدند.
 

به گزارش سحام نیوز؛ مهدی کروبی ضمن اظهار نگرانی از برخوردهای صورت گرفته با روزنامه نگاران و اوضاع کشور گفت: من از اوضاع کشور و برخوردهایی که با روزنامه نگاران و خانواده های زندانیان صورت می گیرد، به شدت متاثر هستم.
 

دبیرکل حزب اعتماد ملی در خصوص اعتصاب غذای برخی از زندانیان سیاسی و اظهار نگرانی درباره وضعیت آنان گفت: من هر روز پیگیری می کنم و هر کاری که از دستم برآید انجام می دهم اما به شدت نگران وضعیت عزیزانی که اعتصاب غذا کرده اند، هستم. اعتصاب غذا آثار بسیار بدی دارد که تبعات آن در آینده خود را نشان می دهد، این عزیزان هم جوان هستند و ممکن است به بیماری هایی دچار شوند که نگران کننده است.
 

وی با انتقاد از لجاجت مسئولین در برخورد با خواسته های به حق زندانیان، افزود: باید نشست و به حرف های آنان گوش داد. من بسیار نگران تبعات این اعتصاب غذا و سلامت زندانیان هستم و از فرزندانم می خواهم که اعتصاب خود را بشکنند و مسئولین هم باید به خواسته های آنان توجه و رسیدگی کنند.
 

دبیرکل حزب اعتماد ملی در ادامه با اظهار تاثر از وضعیت کشور و برخوردهای صرت گرفته با فعالین مطبوعاتی و سیاسی، اظهار داشت: متاسفانه خبرهای بسیارنگران کنندهای از رفتاربازجویان با زندانیان می رسد که این شیوه حکومت قابل قبول نیست، در یک حکومت دینی، حکومتی که قانون اساسی آن متکی بر آرای مردم است و در یک حکومت که بر اساس ارزش های والایی شکل گرفته، چنین شیوه و روش هایی قابل قبول نیست، حتی در یک حکومت غیر دینی و مستبد هم چنین روش هایی دیده نمی شود. ما با حکومت فاسد، مستبد و وابسته به بیگانه شاهنشاهی مبارزه می کردیم اما بالاخره آن حکومت فاسد و مستبد هم یک چارچوب هایی را رعایت می کرد.
 

دبیر کل حزب اعتماد ملی با اشاره به حوادث پس از انتخابات و برخورد نامناسب با مردم معترض ، افزود: سال گذشته برخی گمان می بردند که می توانند با چند سرکوب قضیه را در مدت کمی خاتمه دهند، اما من همان زمان گفتم که این قضیه جمع شدنی نیست، این یک اراده و خواست مردمی است که با نشاط به پای صندوق های رای آمدند و یک باره با دزدیده شدن رایشان مواجه شدند. به آنها گفتم خواسته مردم رای شان است، نگذارید شعارها و مطالبات افزایش یابد . همان زمان پیشنهاد دادم هیات هایی تشکیل و موضوع بررسی شود، برای مثال نماینده کاندیداها و شورای نگهبان حضور داشته باشند و انتخابات بار دیگر بررسی شود.
 

کروبی با انتقاد از وضعیت اقتصادی و با اشاره به اختلافات میان مجلس و دولت تصریح کرد ؛ این مجلس که با رد صلاحیت دو هزار نفر تشکیل است را تحمل نمی کنند، حاضر نیستند به قوانین تصویب شده د ر مجلس احترام بگذارند و با مجلس درگیری دارند، روز به روز قضایا پیچیده تر می شود.
 

وی هم چنین به برخی اخبار مبنی بر هتک حرمت رضا تاجیک روزنامه نگار دربند ، اشاره و تاکید کرد برخوردهای تحقیر آمیز برای شکستن شخصیت زندانیان سیاسی، روشی است که در این یک سال استفاده شده و این برخوردها خلاف اسلام است و در اسلام دستور آمده که حق ندارید در زندگی شخصی افراد سرکشی کنید.
 

کروبی ادامه داد این مجموعه ای که حکومت را در دست گرفته اند واقعا چه کسانی هستند، اگر حکومت دست طیف راست تعریف شده بود این قدر نگران کننده نبود اما ما نمی دانیم این افراد چه کسانی هستند و از کجا آمده اند، فقط دعا می کنیم کاری نکنند تا کشور به شرایط بحرانی و غیر قابل برگشت برسد . به هر جهت شرایط اقتصادی کشور و انزوای ما بسیار نگران کننده است.
 

کروبی با گرامی داشت یاد مرحوم اسماعیل ططری نماینده مردم کرمانشاه در مجلس اظهار داشت: فرد محترمی به اسم آقای ططری که در جبهه ها حضور داشت و مسوول بسیج هم بود فوت کرده است، حتی اجازه ندادند برایش مجلس ختم بگیرند. سال ۴۹ آقای سعیدی بازداشت و سپس شهید شد ، در آن زمان مرحوم آیت الله طالقانی برایش نماز خواند در مسجد را باز کردند و برایش مجلس ختم گرفتند، حالا فردی فوت کرده اما در حوزه انتخابیه اش نمی گذارند مجلس ختم برگزار شود، وی ادامه داد این شیوه ها جواب نمی دهد.

دبیر کل حزب اعتماد ملی اظهار امیدواری کرد که این ماجراها با پیروزی حق به اتمام برسد و گفت: مردم برای این نظام هزینه بسیاری داده اند ان شاالله نظام و کشور به مسیر اصلی و صحیح خود برمی گردد.
 

کروبی هم چنین به روز خبرنگار اشاره و خاطر نشان کرد: ایران بنا بر آمارهای جهانی در زندانی کردن و برخورد با روزنامه نگاران اول شده است. از سال گذشته تا کنون تعداد زیادی روزنامه نگار بازداشت که عده ای ازآنان با قرار وثیقه آزاد شده اند و تعدادی هم از کشور رفته اند، این ها به هر حال سرمایه های کشور هستند، افراد تحصیل کرده، اهل قلم و اهل فکر که مایه افتخار هستند را از خود دور کرده ایم.
 

وی خاطر نشان کرد: به هر حال دوران بدی را می گذرانیم ، شرایط روزنامه نگاران غم انگیز شده است، و مورد رضایت نیست ، قوه قضاییه هم استقلال خود را از دست داده و تحت فشار هستند . این روش ها برای بسیاری از مسوولین قوه قضاییه قابل قبول نیست اما تحت فشار هستند و نمی توانند کاری کنند.


 


عبدالله نوری، حاج سید جوادی و آیت الله بیات زنجانی
جرس: دکتر احمد صدر حاج‌سیدجوادی، آیت الله بیات زنجانی و عبدالله نوری از زندانیان اعتصاب کننده درخواست کردند که به اعتصاب غذای خود پایان دهند.

 



در دهمین روز از اعتصاب غذای زندانیان بند 350 و در حالی که تعدادی از این زندانیان در شرایط جسمی بدی بسر می برند، میرحسین موسوی، عبدالله نوری، احمد صدر حاج سید جوادی، آیت الله بیات زنجانی، زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر و همگرایی جنبش سبز زنان با پیامهای جداگانه ای، با حمایت از خواسته های آنان، درخواست کرده اند که به اعتصاب غذای خود پایان داده و خانواده های خود را از نگرانی بدر آورند.


در این پیامها آمده است که جهانیان پیام آنان را شنیده اند و این زندانیان به اعتصاب خود پایان دهند چرا که ایران به وجود آنان نیازمند است. 

در پیام حاج سید جوادی آمده است: دوستان عزیز، فدا کاران آزادی و مردم‌سالاری، زندانیان بی‌گناه بازداشت شده در مخوفگاه اوینشنیده‌ام که آن یاران گرامی در مقام اعتصاب غذا به‌علت عدم توجه دستگاه فشار، با حالت ناراحت‌کننده‌ی خطرناکی درگیر هستند. بنده و یاران ظاهرا" آزاد از شما تقاضا داریم در این تصمیم خود تجدیدنظر کنید که وجود عزیز شما بسیار باارزش‌تر از چنین وضعی است که دستگاه جور با شما رفتار می‌کند؛ و این تقاضا را با سمع قبول تلقی کرده به‌حالت عادی رجعت بفرمایید که موجب خوشحالی همه‌ی دوستان خواهد بود.


عبدالله نوری،ضمن تاکید بر خواسته های قانونی زندانیان سیاسی از مسووولان قضایی ایران خواست به مطالبات قانونی آنها پاسخ گویند و ار سوی دیگر ضمن همدری با زندانیان دربند سلول انفرادی خطاب به آنها گفت : ایران ما به شما آزادگان شجاع احتیاج دارد . سلامت خودتان را به خطر نیاندازید. پیام روشنگرانه شما در حامعه ایران و حتی جهان به خوبی پژواک داشته است.من از شما تقاضا می کنم که هرچه زودتر به اعتصاب غذای خود پایان دهید خانواده،دوستان ومردم شما را برای آینده ایران سالم می خواند.


در واکنش به تداوم اعتصاب غذای گروهی از زندانیان سیاسی و خانواده های آنان و در پاسخ به نامۀ جمعی خانواده های اعتصابیون، آیت الله بیات زنجانی، ضمن پشتیبانی از تظلم خواهی آنان، خوستار توقف و شکستن این اعتصاب غذا شد.
 
خانواده های این زندانیان برای تظلم خواهی نامه ای به مراجع و علما نوشته اند و با تجمع در برابر دادستانی تهران در خواست ملاقات کرده اند. تاکنون به خواسته آنان پاسخ داده نشده و آنان با تهدید رو به رو شده اند.     رعایت کامل حقوق زندانیان، برخورد با خاطیان، افزایش فضای سرانه، اجرای فوری و کامل قوانین مرتبط با زندانیان و آزادی فوری بابک بردبار، پنج خواسته زندانیان بند 350 اوین برای پایان دادن به اعتصاب غذا، اعلام شده است.

علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تجکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی، بابک بردبار عکاس خبری، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، کیوان صمیمی روزنامه نگار، غلامحسین عرشی و محمد حسین سهرابی راد از جمله زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی هستند که در اعتصاب غذا به سر می برند.

در حال حاضر کيوان صميمی، مجيد توکلی و بهمن احمدی امويی در اعتصاب غذای خشک هستند.        



         

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به jaras-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به jaras@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته