
خانواده کیوان صمیمی نگران سلامت وی هستند. وی یکی از این شانزده زندانی بود که گفته تا لحظه “انتقال” پانزده زندانی سیاسی از انفرادی به بند “عمومی” ۳۵۰ به اعتصاب غذایش ادامه خواهد داد.
به گزارش جرس، پانزده زندانی سیاسی در شانزدهمین روز اعتصاب غذای خود، پس از دریافت پیام های آقایان میرحسین موسوی و کروبی ، چهره های برجسته سیاسی و کنشگران مدنی و دیگر اقشار مردم که نگران سلامت آنها بودند، اعتصاب غذای خود را شکستند.
این در حالی است که خانواده و نزدیکان آقای صمیمی به شدت نگران وضعیت جسمانی ایشان هستند، به همین مناسبت جرس گفتگویی را با یکی از بستگان نزدیک ایشان انجام داده است که در پی می آید:
آیا بعد از شکستن اعتصاب غذای زندانیان و ادامه اعتصاب غذای آقای صمیمی به علت تحقق یافتن انتقال زندانیان به بند عمومی، اطلاعی از وضعیت ایشان دارید؟
آخرین اطلاعی که ما از ایشان داریم ملاقات سه هفته پیش خانواده ایشان در زندان بوده که حال ایشان خوب بوده است. بعد از این ملاقات بود که اعتصاب تعدادی از زندانیان سیاسی که ایشان یکی از این اعتصاب کنندگان بودند را شنیدم. آخرین خبری که ما از ایشان داریم مربوط به امروز صبح می شود که با خبر شدیم که اعتصاب کنندگان در پاسخ به حمایتهای مردمی و پیامهای آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و دیگر شخصیتهای برجسته سیاسی به اعتصاب خود پایان داده اند به جز آقای صمیمی. ایشان علت ادامه اعتصاب غذای خود را انتقال این زندانیان به بند عمومی اعلام کرده اند. البته با توجه به شاکله شخصیتی آقای صمیمی که همواره “مدافع” و “نگران” وضعیت زندانیان بودند این مسئله قابل پیش بینی بود اما ما به شدت نگران وضعیت جسمانی ایشان هستیم. ایشان الان شصت و دو سال دارند و در مدت زمان اعتصاب هم بسیار ضعیف شده اند و وضعیت جسمانی وخیمی دارند.
با توجه به اینکه شما یکی از نزدیکان آقای صمیمی هستید و روحیه ایشان را می شناسید چه نظری در خصوص ادامه اعتصاب ایشان دارید؟ و آیا این مسئله با توجه به شرایط جسمانی و سنی اشان برای وضعیت ایشان خطرناک نیست؟
آقای صمیمی انسانی هدف محور هستند و با انگیزه شخصی این اعتصاب را آغاز نکرده اند و به خاطر شرایط نامناسب زندانیان دیگر دست به اعتصاب زدند. به همین علت محکم بر سر حرفشان خواهند ایستاد تا زندانیان به بند عمومی منتقل شوند مگر اینکه ملاقاتی به خانواده شان با ایشان داده شود تا وی را قانع کنند که اعتصاب خود را بشکند، یا شرایطی دیگر که منجر به شکستن اعتصاب غذایشان شود. اگر اعتصاب آقای صمیمی شخصی بود، حتما قبل از اینکه دست به اعتصاب بزنند با خانواده اشان مشورت می کردند چون یکی از ویژگی های ایشان این است که در هر کاری همیشه اهل مشورت هستند. ما و خانواده ایشان به شدت نگران سلامت ایشان هستیم چون ایشان با توجه به سن بالایشان دارای بیماری فشار خون هستند و مشکل قلبی دارند و تداوم اعتصاب غذای می تواند برای سلامتی ایشان به “شدت” خطرناک باشد. همین که با این سن و وضعیت جسمانی باید حکمشان را بگذرانند کافیست، دیگر این فشارها برای چیست؟ امیدواریم مسئولین هر چه زودتر ملاقاتی به ایشان با خانواده اشان بدهند.
آیا می دانید واکنش آقای صمیمی به حکمشان چه بود؟
ایشان از روحیه ای بسیار محکم و قوی برخوردارند و در این یکسال هم این موضوع را ثابت کردند. وقتی خانواده ایشان گفتند چرا نسبت به این حکم غیرعادلانه ( شش سال حبس و محرومیت مادام العمر از فعالیت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی) سکوت کرده اید ایشان گفتند باید در این “راه” هزینه داد. حتی در زندان به ایشان لقب “معترض همیشگی بند ۳۵۰″ داده اند و تجربه های زندان های رژیم شاه ایشان را بسیار مقاوم کرده است.
در میان صحبتهایتان به شاکله شخصیتی آقای کیوان صمیمی اشاره داشتید می توانید در این خصوص بیشتر توضیح دهید؟
با توجه به روحیه آقای صمیمی که فردی از خود گذشته است و همیشه دغدغه کمک به دیگران را دارند مشکلات خودشان را فراموش می کنند. در زندان هم همه از روحیه انسان دوستانه ایشان باخبر هستند و سعی می کنند مشکلات دیگران را حل کنند اگرچه برای آن هزینه بپردازند. در زندان با جوان ها گپ می زند و با آنها بگو و بخند می کند تا به آنها روحیه بدهد تا جاییکه هرکس از زندان بیرون می آید از ایشان خیلی تعریف می کند و می گویند در زندان بچه ها را تنها نمی گذارد و همیشه در کنارشان حضور دارد تا به آنها روحیه و امید بدهد.
یکی دیگر از ویژگیهای برجسته آقای صمیمی این است که بر مشورت و گفتگو بسیار تاکید می کنند و می گویند هر مشکلی با گفتمان و گفت و گو حل خواهد شد که خودشان از تعبیر”معجزه گفت و گو” استفاده می کنند. به همین علت امیدواریم مسئولین زمینه ملاقات ایشان را با خانواده اشان فراهم آورند تا خانواده اشان بتوانند ایشان را با صحبت راضی به پایان دادن اعتصاب خود کنند.
منبع: جرس
مادر هنگامه شهیدی نامه ای را خطاب به دختر دربندش به نگارش درآورده است که طی آن با فرزندش درد دل کرده است.
به گزارش تا آزادی روزنامه نگاران زندانی، متن نامه مادر هنگامه شهیدی به شرح زیر است:
دراوایل شب خوابت را می دیدم که بیدار شدم. در خواب دیدم که با یک چادر سبز باز گشته ای و من با تو از ناگفته ها سخن می گفتم.دخترم تقدیر تو تقدیر همه کس نیست. اکنون که من بیدارم تو در ظلمکده اوین خفته ای .خسته و بیمار هستی. می خواهی بخوابی. آری بخواب هنگامه عزیزم که دیر است. اگر پلکهای زیبایت را بر روی هم نگذاری ظلمات این روزگار بدجوری دیدگانت را آزار خواهد داد.هنگامه جان به مادرت بگو وقتی در آن ظلمکده می خوابی چشمانت به شب نمی گوید که شب از “پارمیس” تو خالیست مادرجان ؟
عزیزکم هیچ مگذار که وجودت تسلیم شود واین تسلیم با نفرین به کسانی که ما را از هم جدا کردند آمیخته شود. شبهای ما از تو خالیست وشبهای تو هم از ما خالیست وشبهای خفاشانی که در ساعت ۲ نیمه شب طعمه هایشان را شکار می کنند از همه ما خالی تر است. عزیزکم یادم می آید که هر سال در را مشتاقانه می کوبیدی و به سمت من و پدرت می دویدی و می گفتی:”باز هم شاگرد اول شدم”. امااز سال گذشته که بیگناه و به جرم “دانستن”تو را به دخمه های ۲۰۹ بردند آرزو می کردم کاش دختری بی استعداد بودی که اگر روزی می دانستم عاقبت شاگرد اول شدن در دوران تحصیل و دانشگاه یعنی ختم به زندان اوین شاید مسیر دیگری را برای زندگی ات پایه گذاری می کردم. اما من هیچ وقت کسانی که تو را به حبس کشادند نفرین نخواهم کرد؛ چراکه نفرین نشانگر اوج درماندگی است و دختر من هنوز سرفراز و فاتحانه سرش رابالا گرفته است.
در روزی که تو را دستگیر کردند صدای فریاد سگها شب را در اعماق من و پدرت بیدار کرد.هنگامه!هنگامه!در آن لحظه های عذاب آفرین من و پدرت در کنارت بودیم. فقط دیواری میان ما فاصله بود دیواری بلند و خاردار اوین!دخترم همیشه ایران را سخت و بی حساب دوست داشتن محکومیت توست. باکت از دنیا نباشد که می گذرد حتی اگر بد گذرد.تو بار خفت نکشیدی و منت و ذلت.توآزادی را تکدی نکردی با اینکه سنگین ترین دردها ی اسارت را داشتی.
پس سرت را بالا بگیر که دیوار های اوین هم زندانی بودن تو را به سخره گرفته اند.با رفتن به جنگهای افغانستان و عراق به عنوان تنها زن روزنامه نگار ایرانی و حرام کردن خودت برای بشر و حقوق بشر ثابت کردی مانند همیشه این بار نیز مظهراستقامت ،مقاومت، ایستادگی و شجاعت خواهی ماند.بانوی اوین!حال که ۳۵ سالگیت در” شبه جزیره اوین” جاودانه شد دومین سالروزخبرنگاردر زندان بر تو و همکارانت مبارک مادر جان!اکنون تنها تو می توانی اثبات کنی که ما دوباره بنا خواهیم کرد. زندگی یکسره صحنه بازیست اما بدان تو برای بازیهای حقیر آفریده نشده ای.
تو امروز بر فرازی ایستاده ای که می توانی هزار راه را ببینی و دیدگان تو به تو امان می دهند که راهها را تا اعماقشان نظاره کنی. همه دوستانت به من گفته اند سلامشان را به تو برسانم. بیدار شو! هنگامه من و پدرت لبریز از گفتنیم. باید اینجا روبروی ما بنشینی و گوش کنی .درست است که آنجا ماندنت دل ما را میسوزاند اما بدان که غرور من و پدرت را آبیاری می کند…
مسعود پیوسته
در آستانه حلول ماه مبارک رمضان ( با عنایت به اینکه فقط دوروز تا آغاز این ماه مانده ) رسانه ملی با بسته بندی های رمضانی خود ( سریال های تولید شده ویژه این ماه ) و در شرایط " توجه به خود " جامعه ایرانی یعنی همان " خودسازی " های فردی معروف در این ماه و متفاوت بودن صورت و سیرت این ماه در مقایسه با ده ماه دیگر سال منهای محرم و صفر ، تاحدودی فارغ از فشارهای اجتماعی سیاسی چهارده پانزده ماه گذشته است . انگار نوعی زنگ تنفس برایش حاصل شده باشد . به خصوص که در این یکی دو ماه اخیر قبل از رمضان ، با دو سریال " زیر هشت " و " فاصله ها " توانسته به زعم خود ( بر اساس نشانی های مرکز تحقیقات این رسانه ) جلب قلوب کند و اعتماد از دست رفته اش را با دو سریال با دو طعم مجزا از یکدیگر ، به مخاطبان خسته و دلزده و گرفتار روزمرگی تقدیم کند که پس از عبور از روزهای طاقت فرسا و سنگین " خبردهی و اطلاع رسانی " و میز گردها و " دیروز ، امروز ، فردا " ها و حالاهم سریال های دور از هرچه سیاست ، نگاه مبهم و مات انبوه جامعه ایرانی نسبت به اتفاقات 14 ماه پیش در ایران بکاهد و همه چیز را " تمام شده " به مخاطبانش اصرار کند و بباوراند و به تعبیری صریح تر ، " حقنه " کند و هم اینکه اگر مخاطبانش به مدد نتایج برآمده از خبرها و میزگردها و دیروز،امروز، فردا ها و این ماه ها به کمک این دوسریال به طور خاص ، تا اینجا آمده اند بقیه راه مجعول را هم به اتفاق ، " کماکان " دور همی " طی کنند !
اگر بخش هایی از جامعه ایران دهه پنجاه ، روزهای تعطیلش به خصوص پنج شنبه و جمعه هایش را به سینمای فیلمفارسی اختصاص می داد و رویاها و آرزوهایش را نه در زندگی بلکه برپرده سینماهای تهران و شهرستان ها می دید ، به یکباره پس از 32 سال از زیرو رو شدن کشور ( همان انقلاب ) فیلمفارسی با طعم جمهوری اسلامی را می تواند هم برپرده سینماهای ایران و هم البته این بار با " زیر هشت "های تلویزیون جمهوری اسلامی ببیند با این تفاوت که در اینجا اولاً ربطی به رویاهایش ندارد و در ثانی ، در اینجا و این زمان ، کاباره و دو تا صحنه اروتیک نمی بیند ولی کماکان موضوع " زن " را به عنوان یک مسأله پایدار و همیشگی انگار در همه نظام های سیاسی می تواند ببیند و هنرپیشه هایش می توانند به جای به هم زدن کافه – کاباره ، حالا کافی شاپ را به هم بزنند !
از آن طرف هم می توانند " فاصله ها " را ببینند که نسل دیروز یا پریروز ، نسل امروز را نمی توانند بفهمند. و حاصل این " گسست نسلی " را ندانند گردن که بیندازند ولی " فاصله ها " را بفهمند .
اگر رسانه ملی با بوق های ممتد و بلند خود ، می خواهد بر قیل و قال های رسانه های بیگانه ، بد ، مهاجم ، دشمن و جنگ نرم و در یک کلام فشرده و خلاصه شده ، امریکایی شیطانی با این چند تا سریال و موسیقی و خبر و تحلیلش و همچنین با میدان دادن رسانه ای " مستقیم گویی " های هر روز و هر هفته یک طرفه ای همچون سخنرانی های ممتد و مطول برخی چهره های حامی و حافظ وضع موجود ، قاپ مخاطبانش را بدزدد وبه خیالش افکار عمومی را به منویاتش هدایت کند ، پس از دوره یک ماهه " توجه به درون " و به خودپردازی های جامعه ایرانی و از آن طرف ، خلسه رسانه ای صدا و سیما در این یک ماه ، از ماه شوال به بعد ، این فراگیرترین رسانه جمهوری اسلامی ( صدا و سیما ) احتمالا مبهوت تازه ترین عملیات یک تلویزیون ماهواره ای خواهد بود که تاکنون رنگ و رخسار چنین پدیده ای را شاید فقط در " خواب " می دیده است .
صدایی برآمده از نبض جامعه ایرانی و در امتداد اراده ملی .
اگر در سال نخست حضور آقای ضرغامی در رأس رسانه ملی ، این جمله کوتاه را مخاطبانش از وی شنیده اند که :
" داشتن تلویزیون خصوصی در ایران توهمی بیش نیست ".
حالا دیگر " توهم " نیست . اگر به تعبیر آقای ضرغامی در خاک ایران شدنی نیست و منع قانونی دارد ولی مخاطب ایرانی تشنه حقیقت و دانایی در ایران و هرجای زمین ، می تواند به سهولت شبکه خود را بیابد و بهره مند از داده ها و اطلاعات آن باشد و اساسا خود نیز در آن موثر و سهیم باشد .
رسانه ای که نه صدای دشمن معروف و یا دشمن فرضی است ! و نه صدای توجیه گر وضع موجود .
صدایی که نه صدای امریکاست و نه صدای بی بی سی و نه صدا و سیمای جمهوری اسلامی .
این صدا ، صدای رساست . صدای حق جو و صدای میانگین جامعه ایرانی و صدای اعتدال .
صدایی بازتابنده " راه سبز امید " .
دفتر مشاورت رهبري در امور بينالملل با تكذيب خبر خبرگزاري فرانسه به نقل از دكتر ولايتي مبني بر اينكه «ما آماده هستيم با اين كشور (آمريكا) درباره برنامه هستهاي گفتوگو كنيم» اعلام نمود كه اين خبر توسط خبرگزاري فرانسه تحريف شده است.
به گزارش جهان نیوز، دفتر مشاورت در توضيح اين خبر افزود: ولايتي كه به دعوت مقامات سوريه به اين كشور سفر كرده بود، در يك كنفرانس خبري با حضور بيش از 40 خبرنگار، در پاسخ به سؤال خبرنگار بي.بيسي عربي پيرامون اظهارات امور خارجه آمريكا مبني بر آمادگي كشورش براي مذاكره با ايران گفته بود: «ما هيچ اعتمادي به دولت آمريكا نداريم چون اين كشور رفتارهاي متناقضي را از خود نشان داده است، زيرا اولا اقداماتي را در شوراي امنيت عليه ايران انجام داده است، ثانيا در داخل قوانيني را بر ضد ايران به تصويب رسانده و دوستان خود را نيز عليه ايران تحريك كرده است كه البته با تجربه 31 ساله ما، اين نوع تحريمها تاثيري بر عزم ايران خواهد داشت. با اين حال، ايران هيچگاه مذاكره را رد نكرده و اين اختصاص به آمريكا ندارد، بلكه هرگونه مذاكرهاي بر اساس تصميمات ايران و برخي ديگر از كشورها مثل گروه 1+5 و گروه وين آن هم با تحفظاتي كه جمهوري اسلامي ايران دارد، انجام خواهد شد»
لذا اين خبر كه «ما آماده هستيم با آمريكا درباره برنامه هستهاي گفتوگو كنيم» تكذيب ميشود.
رئیس ستادكل نیروهای مسلح، با انتقاد از اظهارات اخیر رئیس دفتر محمود احمدی نژاد و طرح موضوعاتی چون "مكتب ایرانی"، تاكید كرد: این قبیل اظهارات را انحراف و جرم علیه امنیت ملی و حمله به اركان نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی می دانیم .
اسفندیار رحیم مشایی، در مراسم افتتاحیه دومین همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور، که ١١ و ١٢ امرداد ماه در تهران برگزار شد، گفته بود "کتب ایران چاره ساز و راهگشاست". وی در مراسم اختتامیه این همایش نیز سخنانش را چنین ادامه داد که "دریافت ما از حقیقت ایران و حقیقت اسلام، مکتب ایران است و ما باید از این به بعد مکتب ایران را به دنیا معرفی کنیم."
این سخنان جنجال برانگیز، با واکنش های تند اصولگرایان (از جمله خطیبان نماز جمعه و نمایندگان منتقد دولت) مواجه شده، که خواستار احضار و پاسخگویی وی شده اند. جدیدترین نمونه علی مطهری، عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس بود که در این زمینه معتقد است "رحیم مشایی سخنان دشمنان را تبلیغ می کند."
به گزارش فارس، در ادامه همین واکنش ها، سردار سرلشكر سیدحسن فیروزآبادی رئیس ستادكل نیروهای مسلح، روز سه شنبه ١۹ امرداد ماه، در جلسه دفاع از رساله دكترای یكی از دانشجویان دانشكده امنیت ملی دانشگاه عالی دفاع ملی با عنوان "بررسی تبیین تأثیر فرهنگ و تفكر بسیجی بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران "، به تشریح اهداف و راهبردهای جریان نوظهور اَبَرسرمایهداری در جهان پرداخت و گفت: من در جلسات گذشته درباره اَبَرسرمایهداری در حال ظهور كه بتدریج استكبار جهانی و امپریالیزم امریكا را به كنار زده و خود ایفای نقش جهانی سازی را دنبال می كند صحبت كرده ام و این بار در فهم علل و انگیزه ها و ضرورتهای توجه به فرهنگ بسیجی در مقابله با آن به بعضی از راهبردهای اَبَرسرمایهداری كه بی ارتباط با بعضی مسائل روز ما هم نیست اشاره كنم.
هوشیاری ها مانع صلح پلید اسرائیلی - فلسطینی شده است
به اعتقاد عضو شورای عالی امنیت ملی، "آمدند مسئله جنگ های لبنان، تهدیدات غزه و حوادث آنجا را بوجود آوردند و سعی كردند كه كشورهای عربی را بكشانند به سمت صلح نامیمون و پلید اسرائیلی - فلسطینی، كه الحمدالله در اثر هوشیاری ملت ها و عدم آمادگی رهبران آنان، این كار تاكنون به نتیجه نرسیده و پیوند جمهوری اسلامی ایران با كشورهای عربی به خوبی در سیر تقویت قرار گرفته و رفتارهای مشترك و برادرانه، صمیمانه و دلسوزانه با همدیگر و در جهت رفع مشكلات بین كشورهای اسلامی واقع شده و اكنون دفاع و كمك به سرزمین های اسلامی مورد تهاجم در رأس تصمیمات مشترك كشورهای مسلمان است. "
دولت نهم و دهم، دقیقاً در مقابل سیاست اَبَرسرمایهداری حركت كرد
این مقام نظامی حامی دولت، بدون اشاره به نتایج سیاست های ماجراجویانه و تحریک آمیز دولت در منطقه، ادعا کرد: "دولت نهم و دهم، دقیقاً در مقابل سیاست اَبَرسرمایهداری حركت كرد و نزدیكی كشورهای عربی، نزدیكی با كشورهای اسلامی و ارتباطات و مبادلات صمیمی را تا حضور كشورهای عربی در رزمایش های بزرگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارتش جمهوری اسلامی ایران ادامه داده تا ما را از خودشان بدانند."
معلوم نیست شأن مشایی در قانون چیست
عضو شورایعالی امنیت ملی كشور در ادامه تحلیل راهبرد اول اَبَرسرمایهداری گفت: حال چگونه است كه این وسط یك آقایی پیدا می شود از دفتر رئیس جمهور كه معلوم نیست شأنش در قانون چیست و می آید یك بحث هایی را مطرح می كند كه در جهت سیاست های راهبرد اَبَرسرمایهداری است.
وی افزود: این آقا می آید می گوید مكتب ایرانی. ببینید دقیقاً منطبق با آن راهبرد اَبَرسرمایهداری كه اتحادی نباید بین كشورهای اسلامی باشد و این همان بهانه صدام در بین كشورهای اسلامی بود كه می گفت شما ایرانی هستید
حرفهای مشایی خنثی كننده زحمات امام و رهبری
وی ادامه داد "اما وقتی فردی می آید در آن جایگاه می گوید مكتب ایرانی، یعنی كشورهای اسلامی، حساب ما از شما جداست، كشورهای عربی حساب ما از شما جداست این در جهت تجزیه جهان اسلام است این حرفها در جهت خنثی كردن خون های شهدا و زحمت هایی است كه امام و رهبری عزیز انقلاب برای اتحاد جهان اسلام كشیده اند. "
رئیس ستادكل نیروهای مسلّح با خطاب قراردادن استادان و پژوهشگران حاضر درجلسه در توجه به روند پیاده سازی راهبردهای اَبَرسرمایهداری در جهان ادامه داد: این حرف های كوچكی نیست، نمی دانم چطوری كسی جرأت می كند و به خود این اختیار را دهد در حالی كه هیچ حكم و حق قانونی ندارد این حرفها را بزند، اینها جرم است.
فیروز آبادی ضمن توجه دادن قوه قضائیه به این گونه امور بیان داشت: ورود تئوریسینها و نظریهپردازان جنگ نرم و جاسوسان سیا به كشور را چه كسی اجازه داده است؟
اشاره این مقام نظامی، دعوت جنجالی از هوشنگ امیراحمدی، دلال رابطه با آمریکا توسط رحیم مشایی به ایران می باشد.
فیروزآبادی تصریح کرد "وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی باید پاسخگو باشند و قوه قضائیه بایستی رسیدگی كند. چرا قوه قضائیه به این جرایم رسیدگی نمی كند، اینها جرایم امنیت ملی هستند، این اظهارات اركان نظام را مورد هدف قرار می دهند، وقتی كسی مكتب ایرانی را در نفی و كنار گذاشتن مكتب اسلام ناب محمدی، اراده می كند و ایران را در مقابل جمهوری اسلامی ایران بیان می كند مگر جز ادامه راه فتنه گران است؟
فیروزآبادی تصریح كرد: آنها هم می گفتند جمهوری ایرانی، جمهوری ایرانی دنبال حذف اسلام بود، این همان راهبرد اَبَرسرمایهداری است كه باید هم حذف اسلام و هم انزوای ایران در بین كشورهای اسلامی صورت گیرد با جدا كردن و تجزیه كشورهای اسلامی با تكیه بر ملی گرائی.
جریان مشكوك و مرموزی از دفتر رئیس جمهور سردرآورده است
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه سخنان خود با بیان اینکه چنین اظهاراتی را انحراف و جرم علیه امنیت ملی و حمله به اركان نظام مقدس جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی می دانیم كه دارد توسط یك شخصی به اسم مشایی زده می شود، گفت: علما فریاد می زنند اما مثل اینكه، ایشان افسار گسیخته است، یك بار می گوید با علم ریاضی می شود رفت به بهشت. كدام عالم الهی در طول تاریخ چنین حرفی را زده و یا كدام یكی از آیات قرآن و روایات اهل بیت معصومین (ع) دلالت براین دارد، مگر از بهشت و مسیرهای نیل به آن به جز اولیاء حق كسی می تواند تعبیری ارائه كند و تازه آن هم الهام الهی است، یك آقایی می آید در جمع ریاضی دانها می گوید ریاضی دان ها بهتر بهشت را می فهمند، یعنی خوب بالاخره لازمه رسیدن به بهشت فهم ریاضی است، شهید دستغیب می فرمودند: آدم باش تا شفاعتت كنند، حیوان را نمی شود شفاعت كرد. باید آدم باشی تا به بهشت بروی، با خوی حیوانی نمی توانی خود را به بهشت ببری.
رئیس هیأت امناء دانشگاه عالی دفاع ملّی گفت: این نكته راهبرد اول است، كه به هرحال جریان فتنه و این جریان مشكوك و مرموز ناشناخته كه از دفتر رئیس جمهور محترم سردرآورده است، در جهت راهبرد اَبَرسرمایهداری و برای تجزیه كشورهای اسلامی و جلوگیری از اتحاداسلامی و به انزوا كشانیدن مسلمانان هدف گیری شده است .
گزینه نظامی روی میز نیست ولی ما آمادهایم
این مقام نظامی خاطرنشان كرد: نماینده آمریكا در یكی از سازمانهای بینالمللی گفته است كه گزینه نظامی روی میز نیست ولی ما آمادهایم. بحمدالله 10 سال است كه جمهوری اسلامی ایران آماده است هرچند ما نظر آقای مایك مولن را تهدید نظامی نمیدانیم بخاطر اینكه مایك مولن رئیس ستاد مشترك نیروهای مسلح آمریكا بوده و نگاه صنفی به این قضیه دارد، اگر گزینه نظامی روی میز دولت مردان آمریكا نباشد بودجه 1000 میلیارد دلاری كه آقای مایك مولن میخواهد برای امور نظامی هزینه كند از كجا تأمین بشود، این بهانه را گذاشته است كه بتواند كنگره و مردم آمریكا را توجیه كند، در این بحران اقتصادی كمر اقتصاد مردم آمریكا شكست در حوادثی كه در آمریكا اتفاق افتاد نتوانستند سرمایهگذاری كرده و معیشت مردم را نجات بدهند لذا اگر بخواهند بودجه نظامی را اضافه كنند به چنین مطالبی نیاز مبرم دارند.
گفتنی است، در ادامه واکنش به اظهارات جنجالی مشایی، علی مطهری، نماینده اصولگرای مجلس شورای اسلامی، با اشاره به آن گوشه از سخنان وی مبنی بر اینکه "به دنبال ترویج مکتب ایرانی به جای مکتب اسلامی باشیم" گفت: رحیم مشایی در این زمینه حرفهای دشمنان انقلاب را تبلیغ می کند.
این عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس معتقد است: بیان اینگونه مطالب از سوی وی، به صلاح کشور نیست . اسلام مکتبی است که یکی بیشتر نیست و اینکه هر قومی بخواهد بگوید اسلام ما متفاوت از دیگران و راستین است خود موجب بروز تفرقه می شود.
ندای سبز آزادی: بر اساس اخبار رسیده از منابع آگاه دانشجوئی استان مازندران مشفق سمندری فعال سیاسی و شهروند بهائی در شهرستان بابل پس از سپری کردن دوران محکومیت خود آزاد شد. به گزارش منابع آگاه دانشجوئی دادگاه انقلاب اسلامی بابل مشفق سمندری را به اتهام " تبلیغ دیانت بهائیت " به 6 ماه حبس تعزیری محکوم کرده بود. مشفق سمندری شهروند بهائی بابل در فروردین 88 توسط ادراه اطلاعات شهرستان بابل در منزل شخصی خود دستگیر شد و مدت 80 روزه بازداشت خود را در سلول انفرادی در زندان اداره اطلاعات شهرستان ساری ( زندان شهید کچوئی ) و زندان متی کلای بابل سپری کرده بود. همچنین مشتاق سمندری برادر مشفق سمندری نیز به اتهام " تبلیغ دیانت بهائیت " در خرداد 89 توسط اداره اطلاعات شهرستان بابل دستگیر شد و پس از یک ماه بازداشت با پرداخت وثیقه 100 میلیون تومانی آزاد شده است.
مسئولین زندان متی کلا در راستای اعمال فشارها به دانشجویان دربند زندان متی کلای بابل، از اعطای مرخصی و امکانات دیگری که بر اساس اساسنامه سازمان زندان ها جز حقوق همه زندانیان به شمار می رود، به مشفق سمندری خودداری کرده بودند و دلیل این برخورد را دارا بودن آئین بهائیت این فعال سیاسی ذکر می کردند.
در ادامه این خبر منابع آگاه دانشجوئی گزارش می دهند مسئولین زندان متی کلای بابل از از اعطای مرخصی چند روزه به نیما نحوی خودداری کردند. یک منبع آگاه در زندان متی کلای بابل که خواست نامش فاش نشود، دلیل مخالفت مسئولین زندان را تماس های مکرر مهدی نیا رئیس اداره اطلاعات شهرستان بابل که به اسم مستعار شکری است با بابازاده رئیس زندان متی کلای بابل عنوان کرده است . وی عنوان کرد که شکری رئیس اداره اطلاعات بابل قویا با اعطای مرخصی چند روزه به نیما نحوی که بیش از 4 ماه از دوران محکومیتش می گذرد،مخالفت کرده است. گفتنی است خانواده نیما نحوی که ساکن تهران هستند و قادر نیستند که به صورت مداوم به زندان متی کلای بابل مراجعه کنند. نیما نحوی عضو انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل که در حوادث پس از انتخابات به اتهام تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی توسط اداره اطلاعات شهرستان بابل دستگیر شد و از سوی دادگاه انقلاب بابل به 10 ماه حبس تعزیری و 1 سال محرومیت از تحصیل محکوم شده است.
علی مزروعی : روز 17 مرداد روز خبرنگاراست . روز 17 مرداد سال 77 محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی در مزار شریف افغانستان به دست طالبان شهید شد و جان بر سر پیمان حرفه ای خویش نهاد. این واقعه تلخ ودردناک که در دومین سال استقرار دولت اصلاح طلب خاتمی و بهار مطبوعات ایران رخداد ، به پشنهاد انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران واستقبال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به تصویب شورای فرهنگ عمومی رسید و از آن پس اینروز بنام "روز خبرنگار"در تقویم کشور ثبت و گرامی داشته شد به امید آنکه زان پس جان خبرنگاری در ایران بواسطه شغلش گرفته نشود و به مهلکه نیافتد .
انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران ، که خود بانی این روز بود ، تاپایان دولت خاتمی که مجری مسابقه جشنواره مطبوعات بود ، اینروز را فرصت و مراسمی می دانست برای قدردانی از روزنامه نگاران برتر کشور ، اما با روی کارآمدن دولت احمدی نژاد وکنار زدن انجمن از جشنواره مطبوعات و سنگ اندازی ریز و درشت در مسیر فعالیت های این نهاد صنفی ، انجمن این روز را درسالن کوچک خود با حضور روزنامه نگاران گرامی می داشت تا اینکه سال گذشته درست درآستانه این روز و درحالی که قرار بود مجمع عمومی سالانه انجمن برگزار شود ، بدستور قاضی مرتضوی دادستان وقت تهران و قاتل مطبوعات و دشمن روزنامه نگاران ماموران شبانه به پلمپ درب ساختمان انجمن صنفی اقدام کردند و روز بعد که روزنامه نگاران برای برگزاری روز خبرنگار و مجمع عمومی به خانه خود مراجعه کردند ، در را بروی خود بسته دیدند و حاکمیت اقتدارگرا اینگونه به پاسداشت روز خبرنگار پرداخت !
در روز خبرنگار قرار بود از مقام و منزلت و جایگاه خبرنگاران تقدیر و تجلیل شود اما از زمان روی کارآمدن دولت احمدی نژاد ، حاکمیت یکدست اقتدارگرایان تلاش فراوان کرده است تا با مصادره این روز و برگزاری مراسم های تشریفاتی ، وضعیت اسف باری را که دامنگیر فعالیت های رسانه ای و روزنامه نگاران ایران کرده است پرده پوشی کند . خوشمزه اینکه نهادهایی که بیشترین نقش و سهم را درسرکوب آزادی مطبوعات و روزنامه نگاران ایران در یکسال گذشته داشته اند بمناسبت این روز با صدور بیانیه و برگزاری مراسم در پی ارج نهادن به خبرنگاران و اهالی رسانه برآمده اند .
توقیف پی در پی مطبوعات آزاد و مستقل و به بند و زنجیر کشیدن دهها روزنامه نگار دراین مدت کمترین تردیدی دراین باره که ایران بزرگترین زندان روزنامه نگاران است و مقامات زندانبان آنان ، برجای نمی گذارد . تنها در سال گذشته و در پی کودتای انتخاباتی بیش از 110تن از روزنامه نگاران بازداشت و زندانی و به مجازات های حیرت انگیز سال ها جس و محرومیت از فعالیت های مطبوعاتی محکوم شده اند و غالب اینان ماهها سلول انفرادی را تحمل وهنوز در بدترین شرایط در زندان به سر می برند . روزنامه نگارانی همچون احمد زیدآبادی ، عیسی سحرخیز ، مسعود باستانی ، کیوان صمیمی ، بهمن احمدی عمویی ، مهدی محمودیان و حسین نورانی نژاد ، که تنها و تنها بدلیل روزنامه نگاری و اطلاع رسانی درست گرفتار اینهمه بلیه و زندان شده اند . علاوه کنید براین وضعیت توقیف و تعطیلی بیش از ده روزنامه مستقل اصلاح طلب را که موجبات بیکاری بسیاری از روزنامه نگاران را فراهم آورده و برناامنی شغلی و عدم استقلال حرفه ای اهل رسانه دامن زده است ، و دراین مسیر پلمپ و تعطیلی دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران جای کوچکترین فریاد و حمایتی رااز اینهمه روزنامه نگار آسیب دیده و بیکار باقی نگذاشته است . و مجموعه این شرایط مهاجرت بسیاری از روزنامه نگاران را برای حفظ جان و شغلشان از کشور دامن زده و آنها را آواره دیار غربت کرده است ، و البته اینگونه نبوده است که حاکمیت اقتدارگرا به این بند و بست اهالی مطبوعات و روزنامه نگاران بسنده کند بلکه با اعمال فیلترینک در اینترنت وارسال پارازیت بر روی ماهواره ها در صدد برآمده است که چشم و گوش ایرانیان داخل را بروی هر پیام و خبری که افشاگر استبداد ومظالم ومفاسد قدرت حاکم است ببندد و تمام مجاری و منافذ اطلاع رسانی واقعی را بروی ملت مسدود نماید ، و قطعا اگر می توانستند همچون کشورهای کمونیستی سابق بدور کشور دیوارآهنین می کشیدند و به مردم اجازه نمی دادند که جز رادیوی یک موج داشته باشند ، اما روزگار ، روزگاری دیگر است ، روزگاری است که فن آوریهای ارتباطات همه دیوارهای آهنین و مرزهای ملی را فروریخته و اخباررا بردوش ماهواره ها سوارکرده وبر پستوی هرخانه ای در هرگوشه ای از عالم فرو می نشاند ، و از طریق یک رایانه دستی می توان با همه جهان پیوند خورد ودر این جهان "هرشهروند یک رسانه " شده است ، و اینگونه است که همه بگیر و ببندهای حاکمیت اقتدارگرا در ایران پس از کودتای انتخاباتی سال گذشته نقش برآب شده و واقعیات جامعه ایران و جنبش سبز همچون آفتاب برآفاق سایه افکن شده است و می رود تا عصری جدیدی را در حیات ایرانیان رقم زند . اینروز را به همه روزنامه نگارانی که در پی اطلاع رسانی درست به دیگران هستند و دراینراه همه سختی ها و بلایا را به جان خریده و می خرند و حاضرند جان بر سر حرفه خویش نهند تبریک گفته و سلامتی همه خبرنگاران متعهد و آزادی روزنامه نگاران در بند را آرزو دارم .
منبع: نوروز
سید فرزام فریاد
دیگر برای ما عادی شده است ،تفاوتی بین خبرگزاری های فارس ، ایرنا ، رجا نیوز ، ایلنا و دیگر خبرگزاری های وابسته به دولت با کیهان برادر حسین قائل نیستیم ...
دروغ و شایعه جز عناصر اصلی تشکیل دهنده ی این خبرگزاری هاست. یک روز خبر را تحریف می کنند ، روز دیگر خبر را دگرگونه نشان می دهند ، ای کاش اصلا سکوت می کردند...
این بار اما حدیث حبرگزاری فارس است که در بی شرمی ( در مقایسه با دیگر خبرگزاری ها ) هیچ کم از کیهان حسین شریعتمداری ندارد. روز سه شنبه 19 مرداد 1389 گزارشی در خروجی این خبرگزاری درج شد با عنوان " دروغگوهایی که همیشه در زندان بیمار می شوند"
در ابتدای این گزارش آمده است : " تقريباً هر روز بر روي سايتها، خبرگزاري و روزنامههاي وابسته به اين جريان ( جریان سبز )، خبر بيماري يك يا چند تن از اين زندانيان مخابره ميشود كه تقريباٌ در تمامي آنها وضع جسماني اين عده وخيم است و جالبتر آنكه پس از آزادي يا دريافت مرخصي توسط اين افراد، تنها پديده اي كه در آنها مشاهده نمي شود، بيماري حاد است"!!
در ادامه نویسنده ی گزارش به چند مورد از این افراد بیمار اشاره میکند و دلایلی برای بیمار نبود این عزیزان می آورد ، نگارنده ی این یادداشت هم تنها به همان مواردی که آن روزنامه نگار محترم! پرداخته به عنوان یک روزنامه نگار سبز که به صداقت پایبند هستم پاسخ می دهم:
1.گزارش نویس خبرگزاری فارس در اولین مثال خود به بیماری مصطفی تاجزاده ، جواد امام و بهزاد نبوی اشاره می کند و می نویسد : "مصطفي تاج زاده بعد از آزادي از زندان روانه بيمارستان شده است و جواد امام نيز بعد از آزادي دچار حمله قلبي و در بيمارستان بستري شده است. بهزاد نبوي، محسن امين زاده، فيض الله عرب سرخي و بسياري از زندانيان سياسي و مطبوعاتي ديگر نيز طي ماههاي گذشته بارها از زندان به بيمارستان منتقل شده اند..."
تا این جای قضیه هیچ دروغی از نویسنده عیان نشده و به بیان واقعیات پرداخته که جای تعجب هم دارد که چرا نویسنده از اساس بیماری این دوستان را تکذیب نکرده!! چون این گونه تکذیب ها برای فارسی ها و کیهانی ها کار دشواری نیست...لابد دستور از بالا اینگنه بوده...اما این جاست که نویسنده شروع به وظیفه ی اصلی خود که همانا دروغ پردازیست می کند : "تقريباً تمامي افراد فوق پس از آزادي، شرايط تقريباً عادي را طي كرده اند. به اين معني كه يا پايشان به بيمارستان نرسيد و يا مشكلات جزيي و گاه مزمني داشتند كه سالها با آن درگير بودند و اساساً ارتباطي با زندان نداشت؛ مانند كمردرد مصطفي تاجزاده كه به نظر مي رسد وي در طي دوره زندان به فكر درماناش افتاده بود."!!
نویسنده محترم! به کمر درد مصطفی تاجزاده اشاره کرده است ، در اینجا این پرسش پیش می آید که آیا تاکنون دوستان در سلولی که طولش 2 متر و عرض 1 متر باشد شب را به روز رسانده اند؟ آیا تاکنون در چنین سلولی رطوبت تا عمق جانشان نفوذ کرده است؟ حال در نظر بگیرید در این سلول تنها هم نباشید و شخص دیگری هم به با شما باشد !! در نظر بگیریم سنتان هم از 50 به بالا رفته باشد!! آیا با تمام این اوصاف اگر قبل از زندان هم سابقه ی کمر درد و پا درد نداشته باشید ، بعد بیرون آمدن به این درد ها دچار نمی شوید؟ ای کاش کمی انصاف داشتید...
سپس نویسنده ی گزارش به چند عکسی اشاره می کند که در همان روزهای اول آزادی مصطفی تاجزاده با آقای خاتمی گرفته است. و این عکس ها را دلیل بر سالم بودن تاج زاده می داند. باز هم این جا مجبورم دوستان را به عکس هایی که در بیمارستان از مصطفی تاجزاده گرفته اند رجوع دهم. همان عکس هایی را می گویم که بانو محتشمی پور مهربانانه غذا را در دهان تاج زاده میگذارند. آن عکس ها خود گویای حال خراب آقای تاجزاده هستند و نیازی به توضیح بیشتر نیست.
2. در قسمت دوم این گزارش نویسنده ی خبرگزاری فارس از زبان کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران به وضیعت بانو هنگامه ی شهیدی روزنامه نگار و عضو حزب اعتماد ملی می پردازد : " هنگامه شهيدي از روزنامه نگاراني كه پس از انتخابات دستگير و راهي زندان شد، هم اكنون در حالي دوران زندان شش ساله خود را در زندان اوين سپري مي كند كه از بيماري قلبي، ناراحتي معده، ديسك كمر، روماتيسم عصبي و همچنين افت شديد فشار خون رنج مي برد. "
همین بخش به تنهایی جای بحث دارد ، اصلا چرا باید یک روزنامه نگار و فعال سیاسی معتقد به نظام جمهوری اسلامی به زندان برود و در حال گذراندن 6 سال محکومیتش باشد!! در حالی که فرزند دخترش در خانه چشم انتظار اوست ، بنا بر چه حکم شرعی و عرفی بانو هنگامه شهیدی باید در چنین وضعیتی قرار گیرد تا دچار بیماری شود؟
در ادامه می خوانیم : "به فرض پذيرش اين ادعاي عجيب كه وي به همه اين بيماري هاي توآمان مبتلا شده است! آيا مخاطبان اين اخبار بايد باور كنند عده اي سالم و بي درد و مرض به زندان رفته اند و پس از چند ماه ناگهان به تمامي امراض خطرناك مبتلا شده اند؟! "
چرا مخاطب باور نکند آقای نویسنده!؟ مخاطبی که ابطحی را بعد از دو ماه با چنان وضعیت اسف بار و کمبود وزن بسیار در مقابل دوربین می بیند که در حال اعتراف به کارهای نکرده ی خود و اظهار پشیمانی از گذشته ی پاک خود است ، چرا نباید مبتلا شدن به چنین بیماری هایی را باور نکند. اصلا فرض می کنیم که این بانوی گرامی پیش از این هم این بیماری ها را داشته آیا زندان باعث تشدیدش نشده است؟ بروید مصاحبه ی مادر هنگامه ی شهیدی را پس از چند ماه زندانی شدن دخترش بخوانید همان جا می گوید که نمی گذارند حتی داروهای ضروری دخترش را به دستش برساند، آنگاه خواهید دانست که چرا مخاطب می تواند این خبر ها را باور کند...
3.در این قسمت به بیماری ریوی محمد نوری زاد اینگونه اشاره میکند : " در يكي ديگر از دروغ پردازيهاي رسانه هاي جريان فتنه، آمده بود كه محمد نوريزاد مستندسازي كه در مرخصي زندان به سر ميبرد، به علت عفونت ريه در بيمارستان بستري شد. بنا به اظهارات خانواده نوريزاد، وي در مدت شش ماهي كه در زندان بوده به اين بيماري مبتلا شده است. باز مي توان با اندك تحقيقي پي برد كه پس از بيرون آمدن نوري زاد از زندان خبري از بيماري حادش نيست. "
منظور از اندکی تحقیق آقایان یک عکس پس از آزادی محمد نوری زاد است که با استناد به آن کل بیماری این بزرگوار را دروغ می دانند ، چه می توان گفت... اگر سند و مدرکی مبنی بر دروغ بودن این بیماری دارید بفرمایید و بیان کنید از کجای این عکس می توان پی برد که این بیماری دروغ است؟
4.در این قسمت از گزارش نویسنده به وضیعت حمزه کرمی چنین می پردازد : " مورد جالب و تامل برانگيز اين است كه بسياري از اين زندانيان به ناگاه به بيماري قلبي دچار مي شوند كه گاه انسان را به شك مي اندازد شايد در منطقه "اوين- دركه " بيماري قلبي جزء امراض واگيردار است! در آخرين مورد از اين نوع بيماري اعلام شد كه حمزه كرمي مدير سايت جمهوريت و از مديران ارشد دانشگاه آزاد اسلامي در زندان به بيماري قلبي دچار شده و نيازمند درمان فوري است اما مسئولان با درخواست مرخصي وي مخالفت مي كنند."
نویسنده در حالی محیط زندان اوین را با عنوان "اوین – درکه " بیان می کند که بی شک با این عنوان قصد و غرضی در پی داشته است ، به گمان من او قصد دارد تا با عنوان نام "درکه" در ذهن مخاطب فضایی آزاد و خوش آب و هوا را در ذهن خواننده تداعی کند تا از پی آن به این نتیجه برسد که کسی در چنین محیط سالم و پاکی دچار بیماری قلبی هرگز نخواهد شد.
اما غافل از آنکه نام اوین را با هرچه که بیاوری چیزی جز محیط بسته و خفقان آور را برای خواننده تصویر نخواهد کرد و طبیعی ست که در چنین محیطی یک انسان دچار بیماری های قلبی نیز خواهد شد.
5.در اخرین مورد از این دروغ های بی اساس نویسنده به وضیعت عبدالله مومنی سخنگوی سازمان ادوار می پردازد : " آخرين مثال دراين مورد، موضوع جالب بيماري عجيب و لاعلاج! پوستي عبدالله مومني است. همسر وي در گفتوگو با ادوار نيوز ضمن اعلام بيماري وي مي گويد كه مومني بهدليل شرايط بد بهداشتي زندان به نوعي بيماري پوستي مبتلا شده كه امكان مداواي آن در زندان وجود ندارد. فاطمه آدينهوند وضعيت عبدالله مومني را نگران كننده دانست و افزود كه پزشكان زندان اوين، دستور خروج او را از زندان را داده اند ولي به رغم اين درخواست، مؤمني همچنان در زندان است. اما همسر وي اشاره نمي كند با توجه به مرخصي حدودا دو ماهه مومني چرا اين فرد كه نيازمند درمان فوري بود به مداواي بيماري اش نپرداخت و دائما مشغول فعاليت ها و ديد و بازديدهاي سياسي بوده است."
در این قسمت از فرمایشات نویسنده ی محترم خبرگزاری فارس گویا دیدگاه ایشان را باید از دیدگاه پزشکی رد کرد و آن هم یک توضیح کوتاه بیشتر نیست ، جناب نویسنده ! بیماری پوستی از آن دسته بیماری هایی نیست که بر مرور زمان ایجاد شود بلکه تحت شرایط خاص آب و هوایی و استفاده از آب نامناسب و در اختیار نداشتن امکانات بهداشتی لازم رخ می دهد پس لطفا کمی تحقیق کنید و آنگاه بیان دیدگاه !
در آخر چه میتوان گفت از این همه بی شرمی و وقاحت ، ای کاش این به اصطلاح روزنامه نگاران و اصحاب رسانه ی محترم که آبروی این کار را برده اند و از دروغ و شایعه چیزی کم نگذاشته اند ، راه درست را پیدا کنند و از خواب بیدار شوند و بدانند که هیچ دروغی نیست که رسوا نشود.
"ندای سبز آزادی" براساس وعده ای که از روز اول شروع به کار خود به مخاطبان داده است سعی بر این داشته و دارد تا اخبار و رویدادهای پیرامون جنبش سبز مردم ایران را به بهترین نحو ممکن پوشش دهد.
تلاشمان این است در این راه تحلیل ها و راهبردهای ضروری را در جهت زنده نگاه داشتن اهداف اصلاح طلبانه برای حامیان جنبش سبز در سراسر میهنمان و سراسر دنیا منتشر نماییم.
براساس همین رویکرد "ندای سبز آزادی" علاوه بر انتشار اخبار و تحلیل های جنبش به زبان فارسی، اقدام به راه اندازی بخش های مختلف و ترجمه اخبار به زبان های انگلیسی، فرانسه و عربی کرد.
با این حال با توجه به وجود اقوام و زبان های مختلف در میهن عزیزمان، به درستی این انتظار وجود داشت که انتشار اخبار به زبان های هموطنان غیر فارس در دستور کار قرار بگیرد.
امروز مفتخریم که در اولین گام موفق به راه اندازی بخش ترکی سایت شده ایم. و امیدواریم که به زودی بتوانیم دیگر زبان های اقوام ایرانی را نیز در "ندای سبز آزادی" ایجاد کنیم.
انشاء الله
کاوه قریشی
به سختی راه می رود، هنوز آثار شکنجه ها بر بدنش مشهود است. دندانهای پیشین اش افتاده است. می گوید آنها را در جریان شکنجه با “انبردست” کشیده اند. روحیه اش اما بد نیست. می گوید: “روزهای زندان سخت ترین روزهای زندگی اش بوده است”. در میان مصاحبه تلفن دستی اش زنگ می خورد. صدای آرام و کودکانه ای آنسوی خط است؛ صدای کودکی که “دلش برای پدر تنگ شده است”. می گوید: “کارو، پسر هفت ساله ام بود، همو که به هنگام بازداشت و ورود مسلحانه نیروهای امنیتی به خانه ام در مریوان، زبانش برای همیشه به لکنت افتاد”.
احمد باب، فعال اجتماعی اهل مریوان، در مجموع مدت ۱۹۵ روز را در زندان بسر برده و از آن مدت ۱۶۵ روز را تحت شدیدترین شکنجههای بدنی و روحی قرار گرفته است. هفته گذشته کمیته گزارشگران حقوق بشر، در گزارشی از شکنجه های غیر انسانی این زندانی سیاسی کرد در زندان پرده برداشت.
روز لایه های دیگری از شرایط احمد باب، قبل و بعد از زندان را در گفت و گو با او مورد بحث قرار داده است.
احمد باب در این مصاحبه با بیان اینکه چند بار در جریان بازجویی ها، بازجویان به تجاوز جنسی تهدیدش کرده اند، می گوید: “آنها می گفتند همان بلایی را سرت می آوریم که در کهریزک سر بقیه آوردیم”.
این مصاحبه در پی می آید.
گزارش هایی در مورد اعمال شکنجه های شدید در مورد شما منتشر شده است. احمد باب قبل از زندان چه کرده بود که متحمل این همه شکنجه شد؟
من از سالهای خیلی دور همیشه در مریوان به عنوان یک شهروند خود را در قبال آنچه در جامعه ام روی می داد مسئول می دانستم. با تشکلهای مردمی و اجتماعی در ارتباط بودم. در طول سالهای قبل از بازداشت به عنوان یک همکار با انجمن سبز “چیا” که یک انجمن مدافع محیط زیست است، همین طور با انجمن های زنان و تشکل های کارگری در ارتباط بودهم و به سهم خود انجام وظیفه کردم. در یک معنا می شود گفت من یک فعال اجتماعی بوده و هستم.
به عنوان عضو در این تشکل ها فعالیت داشتید، یا فقط همکار بودید؟
به غیر از انجمن زنان مستقل سنندج که در سال ۱۳۸۶ به عنوان یک عضو در گردهمایی های آن در سنندج شرکت کردم، هیچگاه به صورت رسمی با دیگر تشکل ها همکاری نداشته ام. اما در میان اهالی مریوان همواره به عنوان یک شهروند فعال اجتماعی شناخته شده بودم و در شکل دهی و سازماندهی حرکتهای اجتماعی ایفای نقش کرده ام. شاید یکی عمده ترین فعالیتهایم تلاش برای سازماندهی حرکت اعتراضی مردم مریوان نسبت به وضعیت کار در این شهر بوده باشد. سال ۱۳۸۷ به دنبال بسته شدن مرزها و بیکار شدن شمار زیادی از همشهریانم، اقدام به سازماندهی یک تجمع اجتماعی – اعتراضی مقابل فرمانداری مریوان کردیم که حدودا ۱۰۰۰ نفر از شهروندان مریوانی در آن شرکت کردند. شعار اصلی آن تجمع “نان، صلح، آزادی” بود. از جمله دیگر فعالیتهایم می شود به سازماندهی در مراسم های ویژه فصل زمستان مانند جشن های آدم برفی اشاره کرد. از سویی به علت آتش سوزی سالانه جنگل های مریوان به عنوان یک شهروند عادی و نه عضو، همواره در راستای خاموشی این آتش ها به شهر خود خدمت کرده ام.
یعنی شما بدنبال این فعالیتها بازداشت شدید؟!
ببینید! من در تمام این سالها همیشه در معرض تهدید و بازداشت بوده ام. مزید بر فعالیتهای خودم، به دنیا آمدن در یک خانواده سیاسی نیز باعث تشدید فشار و نظارت مخفیانه بر فعالیتهایم بود. میدانید که خانواده های سیاسی در ایران و به ویژه در کردستان در طول تمام این سالها همواره از سوی نیروهای امنیتی تحت فشار بوده اند. لذا دستگیری اخیر من، اولین مورد بازداشت ام نبود. سال ۱۳۸۲ برای اولین بار از سوی اداره اطلاعات مریوان بازداشت به مدت ۲۹ روز در سلول اداره اطلاعات شهر مریوان و ۱۸ روز در زندان مرکزی همین شهر نگهداری وبعد از آن با قید وثیقه آزاد و بعدها در دادگاه از یک سری اتهامات سیاسی تبرئه شدم. سال ۱۳۸۴ برای بار دوم به همان اتهامات قبلی به مدت ۱۱ روز بازداشت و بعد از اینکه در دادگاه نتوانستند اتهامات را ثابت کنند، یک بار دیگر تبرئه و آزاد شدم. ساعت پنج صبح روز ۲۳/۱۱/۸۶ مجددا از سوی نهادهای امنیتی در منزل شخصی ام دستگیر و به سلول های اداره اطلاعات سنندج منتقل شدم. بعد از یک ماه نگهداری بار دیگر به زندان مرکزی مریوان منتقل و بعد از ۱۸ روز نگهداری با قید وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد شدم.
به چه اتهاماتی دستگیر می شدید؟
فعالیت سیاسی از طریق همکاری با احزاب کرد مخالف دولت یکی از اصلی ترین اتهاماتی بود که هر بار در مراحل بازجویی و دادگاه ها در مقابلم مطرح می شد. بنا به سیاست های اداره اطلاعات، این اتهام نخ نما، البته یکی از اتهامات همیشگی برای فعالان اجتماعی بود.
آقای باب آخرین بار شما چگونه دستگیر شدید؟
غروب روز ۵ مهر ماه ۱۳۸۸ چند فرد ناشناس از نیروهای لباس شخصی که صورت خود را پوشانده بودند در حالی که اسلحه به دست داشتند و چند مامور اداره اطلاعات نیز آنها را همراهی می کردند از دیوار حیاط وارد خانه شدند و بدون ارائه هیچ حکم و یا مدرکی که دال بر حکم بازداشت من باشد، همانجا دستگیر و با دستبند و چشم بند به اداره اطلاعات منتقلم کردند. اولین و سخت ترین پیامد این شکل از بازداشت لکنت زبان کارو، پسر هفت ساله ام بود. در جریان این بازداشت فرزند خرد سالم از ترس و شوکی که در لحظه ورد به خانه به وی وارد آمده بود، دچار لکنت زبان شد. بعدها فهمیدم پس از آن حادثه، پسر خرد سالم که همان سال به مدرسه رفته بود، به مدت ۲۵ روز در بیمارستان بستری شده است. او در پی آن حادثه برای همیشه دچار لکنت زبان شد.
اما من به مدت ۳۳ روز در سلول های زندان مریوان نگه داشته شدم. سلول هایی که تنها تعداد خاصی از زندان سیاسی شهر مریوان ویژگی های اش را می دانند. بعد از این مدت به علت خونریزی معده و بیماری پوستی به اداره اطلاعات سنندج منتقل شدم. آنجا به خاطر وخامت حال، مسئولان از نگهداری من خودداری کردند و از آنجا توسط ماموران امنیتی و با دستور آنها به قرنطینه زندان مرکزی سنندج منتقل شدم. بعد از اینکه به صورت سطحی تحت مداوای پزشکان قرار گرفتم، یک بار دیگر به سلول های اداره اطلاعات سنندج منتقل شدم. در مجموع مدت چهار ماه در قرنطینه زندان و سلول بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج نگهداری شدم. اما به طور کلی در تمام مدت زمان زندان ۵ ماه و ۵ روز در انفرادی بودم.
این مدت چگونه گذشت؟ از مراحل بازجویی و چگونگی آن، از اتهامات وارده و علل بازداشت بگویید……
اجازه بدهید باز اولین روزهای بازداشت در مریوان بگویم. غروب همان روزی که بازداشت شدم، تنها پنج دقیقه بعد از اینکه به اداره اطلاعات رسیدم، بدلیل اینکه سابقه بازداشت داشتم حتی بدون گرفتن مشخصات فردی بازجویی ها شروع شد. آنها همان لحظه اول اتهام همکاری با احزاب کرد مخالف دولت و اقدام به برهم زدن نظم عمومی از طریق جمع کردن مردم بر علیه جمهوری اسلامی را مطرح کردند.
اتهامات را پذیرفتید؟
خیر، زیرا که این اتهامات از اساس کذب بودند. البته من در خصوص آتش سوزی جنگلها و تجمع اعتراضی به وضعیت کار در مریوان با رادیو فردا و یکی از کانال های ماهواره ای کردی با اسم مستعار مصاحبه کرده بودم، آنها فایل صوتی مصاحبه ها را به عنوان مدرک ارائه داند. البته همانطور که از محتوای مصاحبه ها مشخص بود، سخنان من تنها در خصوص مسائل اجتماعی بود. همان شب اول یکی از بازجوها گفت احمد باب اصلاح شدنی نیست، دندانهایش را بکشیم که برای دیگران عبرت شود و یاد بگیرد علی پسر کیست. دست ها و چشم هایم را بستند و از سوی سه نفر با مشت و لگد و فانوسقه (کمربند پهن نظامی) مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتم. سپس دستهایم را گرفتند و با انبردست شروع به کشیدن دندانهای فک پایینی ام کردند. با اینکه تمام بدنم خون آلود شده بود، باز به ضرب و شتم ادامه دادند و قفسه ی سینه ام را نیز شکستند. من دیگر قادر به حرف زدن و حتی آه و ناله نبودم. با این شرایط به انفرادی منتقل شدم، جایی که مساحت اش به اندازه یک پتوی سربازی بود. آنشب با اینکه احساس می کردم تا فردایش از فرط خونریزی می میرم، گذشت. در طول روزهای بعد در شرایط بسیار بد به لحاظ بهداشتی نگه داشته شدم. تا روزها نمی توانستم حتی یک لقمه غذا بخورم. دچار ضعف شدید شده بودم. آنها حتی آب هم نمی آوردند. تنها زمان ممکن برای آب خوردن زمانی بود که برای دستشویی از سلول خارجم می کردند و آنجا از آب دستشویی می خوردم.
زمانی که شما را شکنجه می کردند، می خواستند به چه چیزی اعتراف کنید؟
آنها می خواستند که افراد محارب شهر مریوان را که با احزاب سیاسی در تماس بودند معرفی کنم. از سویی آنها می خواستند افرادی را که در تشکل های اجتماعی فعال هستند و یا آنانی که با رسانههای خارجی در تماس هستند رامعرفی کنم. میگفتند چون تو یکی از فعالان شناخته شده مریوان هستی حتما از تمام این روابط مطلعی.
و به چه نتیجه ای رسیدند؟
چیزی برای گفتن وجود نداشت. چه چیزی را می توانستم به آنها بگویم. من جز فعالان اجتماعی کسی را نمی شناختم. آنها به دنبال هسته های تشکیلاتی احزاب بودند. درحالی که من هیچگاه با آنها در ارتباط نبوده ام. آنها هیچ سندی برای ادعاهای مطرح شده، ارائه نمی دادند. اصرار داشتند که تلفنی از وضعیت افراد مشخصی مطلع شوم و جهت بازداشت این افراد با آنها همکاری کنم. حتی سئوالهای از پیش طرح شده ای را آماده کرده بودند که در صورت اینکه بتوانند مرا وادار به همکاری و احضار آنها به سلول کنم، در مقابلشان مطرح کنم. من هیچگاه به این روابط نداشته اعتراف نکردم. آنها باز شکنجه ها را از سر گرفتند. چیزی که بیش از هر چیزی آزارم می داد، شلاق بود. وادارم می کردند روی زمین دراز بکشم، دستها و پاهایم را می بستند و بعد از قرائت آیه هایی از قران، شروع می کردند به شلاق زدن به کف پاهایم. تحمل شلاق ها سخت بود، معمولا بعد از بیست تا سی ضربه بیهوش می شدم. در طول این مدت تا جایی که از هوش نرفته بودم و هنوز به خاطر دارم، در هشت مرحله متحمل بیش از ۳۰۰ ضربه شلاق شدم. یک بار کف پاهایم را که در جریان شلاق کاری کبود شده بود با مته مو باریک سوراخ کردند تا چرک آن خارج شود. تا هفته ها نمی توانستم روی پا راه بروم. یکی دیگر از شکنجه ها آویزان کردن از پا بود. آنها پاهایم را به سقف می بستند و آویزانم می کردند و با انبر دست زبانم را می گرفتند و فشار می آوردند. چند بار هم در جریان بازجویی ها، تهدید به تجاوز جنسی شدم. بازجویان میگفتند همان بلایی را سرت می آوریم که در کهریزک سر بقیه آوردیم. از تمام این ها عذاب آورتر هم ماجرای اعدام فرضی بود.
این اعدام چگونه صورت گرفت؟
بعد از چهار ماه و پنج روز درحالی که ریش و موهایم بلند شده بود و به هیچ گونه مواد شوینده ای دسترسی نداشتم، یکی از بازجویان گفت حالا که تو اعتراف نمی کنی، به این نتیجه رسیدیم که اعدام شوی. برگی را که در پیشانی آن نوشته بود “وصیت نامه” برایم آوردند و خواستند وصیت خودم را بنویسم. من پیامهایی برای فرزند، خانواده و نزدیکانم نوشتم. آنها گفتند اعدام همین امروز عصر صورت میگیرد، آخرین خواسته ات چیست؟ از آنها خواستم اجازه بدهند به حمام بروم و اصلاح کنم. اجازه نظافت را به من دادند. بعد از نظافت به سلول برگشتم. عصر همان روز مرا به اتاقی بردند که به گفته بازجویان اتاق مخصوص اعدام است. وسط اتقاق یک صندلی چرخدار بود، مرا مجبور کردند روی صندلی بروم، طنابی را که از سقف آویزان بود به گردنم انداختند. من دیگر یقین پیدا کرده بودم که اعدام میشوم. در همان حال باز هم شروع کردند به بازجویی: تجمع سال ۸۷ مریوان کار کی بود؟ چه کسانی آنرا سازماندهی می کردند؟ همینطور بالای چوبه دار، به مدت ۴۵ دقیقه تمام مورد بازجویی قرار گرفتم. گاهی خسته میشدم، گردنم را به طناب تکیه می دادم. هر آن منتظر بودم صندلی را از زیر پایم بردارند و اعدام شوم. در آن هنگام یک بازجوی دیگر وارد آن اتقاق مخصوص شد و پرسید چه کسی را اعدام می کنید؟ آن یکی گفت: احمد باب است و حکم اعدامش صادر شده و می خواهیم آن را به اجرا بگذاریم. بازجوی تازه وارد گفت: احمد پسر خوبی است، لازم نیست بیاوریدش پایین. موقعی که از روی صندلی پایین آوردنم، نتوانستم روی پا بایستم. همانطور به مدت نیم ساعت افتادم روی زمین. غده های بذاقی ام ترشح نمی کرد. این مورد آخرین و در واقع سختترین شکنجه من در طول مدت زمان بازداشت بود.اما شکنجه ها تا آخرین لحظه ها، یعنی پنج روز قبل از اینکه از زندان سنندج دوباره به مریوان منتقل شوم، ادامه داشت.
شما طول زمان بازداشت باخانواده یا وکیل ملاقات نداشتید که مراتب شکنجه را به اطلاع آنها برسانید؟
تا حدود چهار ماه رابطه ام مطلقا با دنیای خارج قطع بود. نه ملاقاتی، نه تلفنی. بعد از این مدت از من خواستند که با خانواده تماس بگیرم و بخواهم به ملاقاتم بیایند. با اینکه نگران بودم که احضار آنها برای ملاقات، ممکن است نقشه ای برای بازداشتشان باشد، این کار را کردم. واقعا هم همینطور شد. هنگام مراجعه خانواده، همسرم را به مدت پنج ساعت بازداشت کردند و مورد بازجویی قرار دادند. اجازه ملاقات هم ندادند. در مورد وکیل هم باید بگویم که تا آخرین روزهای بازداشت، یعنی هنگامی که به مریوان بازگردانده شدم، حق داشتن وکیل نداشتم. آنجا خانواده شرایط ملاقات با آقای خلیل بهرامیان را فراهم آوردند و از آن زمان رسما پرونده من جهت دفاع به آنها سپرده شد. در اولین ملاقات من به صورت کلی ایشان را از مراتب شکنجه و آزار و اذیت های زندان مطلع کردم. ایشان هم بلافاصله جهت آزادی من به قید وثیقه اقدام کردند و در نهایت موفق شدند با قرار وثیقه ۷۰۰ میلیون ریالی از زندان آزادم کنند. هم اکنون پرونده من در شعبه اول دادگاه انقلاب مریوان به ریاست قاضی لطفی مفتوح است. بعد از آزادی یک جلسه دادگاه بدون حضور آقای بهرامیان- که آن زمان خارج از کشور بودند- برگزار شد. در آن دادگاه من به جرم اقدام علیه امنیت ملی، عضویت در گروهکهای ضد انقلاب، جاسوسی برای آمریکا و خروج از مرز محاکمه شدم. یک جلسه دیگر به دادگاه احضار شدم، اما از آنجایی که احتمال می دادم برای چندمین بار بازداشت شوم، مخفیانه از کشور خارج شدم و هم اکنون خارج از ایران زندگی می کنم.
آقای باب قصد دارید به فعالیت هایتان ادامه دهید؟ چه درخواستی از نهادهای مدافع حقوق بشر دارید؟
از تمامی نهادهای مدافع حقوق بشر و رسانه ها خواستارم تمرکز خود بر روی وضعیت فلاکت بار زندانیان سیاسی بگذارند. نمی دانید داخل زندان ها چه خبر است. آنچه در زندانهای ایران و به ویژه مناطق غیر مرکزی و بخصوص کردستان می گذرد به معنای واقعی کلمه یک فاجعه است. من بدون شک به فعالیتهای انساندوستانه خود ادامه خواهم داد. به نظر من این فعالیت ها مرز نمی شناسد، انسان اگر مسئولیت و تعهدی نسبت به جامعه اش داشته باشد، جا و مکان برای وی مهم نیست. هر جا که باشد می تواند به فعالیتهایش ادامه دهد. طبیعتا به فعالیتهایم ادامه خواهم داد.
منبع: سحام نیوز
شرکت ملی گاز ایران ساخت یک خط لوله ۲۷۰ کیلومتری را به ارزش حدود ۲۵۰ میلیون دلار به قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء وابسته به سپاه پاسداران واگذار کرده است.
خبرگزاری مهر گزارش داده که این پروژه به صورت ترک تشریفات (مناقصه) به قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء داده شده است.
این خط لوله ادامه خط لوله ای است که گاز میدان پارس جنوبی را به ایرانشهر در سیستان و بلوچستان منتقل می کند. قرار است این خط لوله جدید از ایرانشهر تا مرز پاکستان ساخته شود.
بخش اول این خط لوله که اکنون در دست ساخت است، حدود چهار سال پیش با قراردادی یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلاری به قرارگاه خاتم الانبیاء واگذار شد.
این بزرگترین پروژه در صنعت نفت بود که تا آن زمان به سپاه پاسداران داده شده بود. بعد ها قرارگاه خاتم الانبیاء وابسته به سپاه پاسداران اجرای پروژه های دیگری را در صنعت نفت بر عهده گرفت.
ساخت بخش اول این خط لوله بدون رعایت مقررات مربوط به برگزاری مناقصه به طور خاص به قرارگاه خاتم الانبیاء داده شده بود و بنابر گزارش ها، بخش دوم نیز به همین شکل به این نهاد وابسته به سپاه پاسداران داده شده است.
اخیرا قرارگاه خاتم الانبیاء در حالی از توسعه فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی کناره گیری کرد که وزارت نفت توسعه بخش بزرگی از پارس جنوبی را بدون برگزاری مناقصه در اختیار شرکت های وابسته به خاتم الانبیاء قرار داد.
در چهار سالی که از فعالیت خاتم الانبیاء در فازهای ۱۵ و ۱۶ می گذشت این قرارگاه مدام از کمبود منابع مالی شکایت داشت و حتی طرح استفاده از حساب ذخیره ارزی را نیز دنبال می کرد اما علت کناره گیری خاتم الانبیاء، تحریم های بین المللی علیه این نهاد وابسته به سپاه اعلام شد.
این در حالی است که چند روز پیش از کناره گیری خاتم الانبیاء از این فازها، وزارت نفت قراردادهایی به ارزش بیش از ۲۱ میلیارد دلار برای اجرای شش فاز پارس جنوبی با شرکت های داخلی امضا کرد که بخش عمده آن به شرکت های وابسته به خاتم الانبیاء رسید.
مشخص نیست که اگر علت اصلی کناره گیری، تحریم های بین المللی بوده این نهاد چگونه خواهد توانست پروژه های جدید را که چندین برابر پروژه قبلی است، اجرا کند.
ایران می گوید که با اجرای قرارداد جدید و ساخت خط لوله انتقال گاز ، این کشور از این خط لوله علاوه بر توزیع گاز در مناطق سیستان و بلوچستان، گاز صادراتی خود را به پاکستان منتقل خواهد کرد.
ایران بعد از سالها مذاکره با هند و پاکستان برای صادرات گاز تنها با پاکستان بر سر صادرات گاز به توافق رسید و قرار است این کشور از فروردین سال ۱۳۹۳ خورشیدی روزانه ۲۱ میلیون و ۵۰۰ هزار متر مکعب گاز طبیعی به پاکستان صادر کند.
البته حجم این قرارداد یک سوم، پیش بینی اولیه است. ابتدا قرار بود سهم گاز پاکستان در خط لوله موسوم به صلح، ۶۰ میلیون متر مکعب باشد و هند نیز ۹۰ میلیون متر مکعب گاز از ایران وارد کند.
هند به دلیل اختلافاتش با پاکستان و فشارهای آمریکا در نیمه راه از مذاکرات کنار رفت و ایران با پاکستان به توافق رسید.
نماینده رهبر جمهوری اسلامی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خواستار باز نشدن “جعبه سیاه جنگ” شد و گفت “اگر این جعبه سیاه رمزگشایی نشود، خیلی بهتر است.” حجت الاسلام علی سعیدی، این سخنان را در پاسخی مستقیم به هشدار اخیر میرحسین موسوی، نخست وزیر ایران در دوران جنگ هشت ساله عراق که تهدید کرده بود در صورت “ادامه تحریف های تاریخی” به بیان “ناگفته های جنگ” می پردازد، بیان داشت.
آقای سعیدی که با خبرگزاری فارس (وابسته به نیروهای امنیتی ـ نظامی) گفت و گو می کرد، البته در واکنش به این تهدید موسوی اظهار داشت: “آنها ناگفته ای از پایان جنگ ندارند.”
وی در عین حال اضافه کرد: “من تناقض هایی در رفتار و گفتار آقایان می بینم که فکر می کنم اگر این جعبه سیاه را رمزگشایی نکنند، خیلی بهتر باشد.”
نماینده آیت الله خامنه ای در سپاه در ادامه سخنانش همچنین آنهایی را که به گفته او “نقش اصلی را در اداره جنگ داشتند” متهم کرد که عملکردشان با نگاه آیت الله خمینی به جنگ مغایرت داشته به گونه ای که در شرایطی که بنیانگذار جمهوری اسلامی شعار “جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم” را سر می داده، آنها به دنبال شعار “جنگ جنگ تا یک پیروزی” بودند.
این سخنان آقای سعیدی نخستین واکنش مستقیم یک مقام رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به تهدید اخیر میرحسین موسوی درباره افشای ناگفته های جنگ است.
نخست وزیر مورد حمایت آیت الله خمینی در دوران جنگ ایران و عراق پیش از این تهدید کرده بود در صورت ادامه “تحریف های تاریخی”، ناگفته هایی را از دوران جنگ و از جمله دلایل استعفای خود در سال ۱۳۶۷ را بیان خواهد کرد.
موسوی این سخنان را در دیدار با تعدادی از اعضای تشکل های سیاسی کرج بیان کرد که از او درباره سخنان محسن رفیق دوست، وزیر سپاه در دولت خود او پرسیده بودند.
آقای رفیق دوست که اواخر تیر ماه به مناسبت سالگرد صدور قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد که به جنگ هشت ساله ایران و عراق پایان داد، با خبرگزاری فارس مصاحبه می کرد، گفته بود: “درست قبل از پذیرش قطعنامه ما احساس می کردیم که مملکت امکانات وسیع نداشت ولی این مهم نبود. مهم این بود که این امکانات آن طور که نظامی ها می خواستند در خدمت جنگ قرار نمی گرفت. یعنی اکثر اوقات در دولت با پیشنهادهایی که برای جنگ میشد مخالفت می کردند و دائم می گفتند شما که می دانید نمی توانید بغداد را بگیرید چرا ول نمی کنید؟ چرا جنگ را تمام نمی کنید؟”
پیش از او، محسن رضایی، فرمانده سپاه در دوران جنگ نیز مشابه این سخنان را بیان کرده بود. او در جمع تعدادی از فرماندهان سابق سپاه گفته بود: “اگر دولت امکانات کشور را در اختیار رزمندگان قرار می داد و همکاری های لازم با فرماندهان جنگ بعمل می آمد، می توانستیم در همان سال پنجم جنگ، بغداد را فتح کنیم.”
آقای موسوی در واکنش به این اظهارات، رفیق دوست را یک “وزیر تحمیلی” به خود معرفی کرده و گفته بود: “آن وزیر سابقی که خود می داند چگونه به این جانب تحمیل شد، در عین آن که بیش از همه در جریان سرریز شدن همه جانبه امکانات دولت به جبهه ها بود، حالا می گوید که اگر امکانات دولت در اختیار جبهه ها قرار می گرفت، ما بغداد را فتح می کردیم. شما باید جمله ایشان را این گونه معنی کنید که اگر دولت در اختیار بنده و دوستان مان قرار می گرفت ما چه فتوحاتی داشتیم.”
نخست وزیر دوران جنگ خطاب به رفیق دوست تصریح کرده بود: “شما که نمی دانم به تحریک چه کسانی در عرض یک هفته چندین مصاحبه علیه دولتی که در آن کار می کردید انجام دادید، اگر دولت را در اختیار می گرفتید بر سر کشور همان می آوردید که در طول مدیریت خود بر سر بیت المال و اموال مستضعفان و یتیمان در بنیاد مستضعفان آوردید.”
محسن رفیق دوست که از سال ۱۳۶۲ و همزمان با تاسیس وزارت سپاه به ریاست این وزارتخانه رسید، مدتی هم ریاست بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی را بر عهده گرفت و در سال ۱۳۶۸ از این سمت برکنار شد. بنیاد مستضعفان در زمان ریاست رفیق دوست به فساد گسترده مالی متهم بود. مرتضی رفیق دوست برادر محسن رفیق دوست در اوایل دهه ۷۰ به اتهام اختلاس ۱۲۳ میلیارد تومانی از بانک صادرات به ۱۵ سال حبس محکوم شد.
رفیق دوست در شرایطی این اتهامات را متوجه دولت موسوی کرد که نخست وزیر دوران جنگ معتقد است: “اگر پیوندی قوی تر بین جبهه ها و دولت وجود داشت و دولت را به بهانه درز خبرها از ماجرای طرح های جنگی و دفاعی کنار نمی گذاشتند نتیجه های بهتری از عملیات گرفته می شد.”
محسن رفیق دوست همچنین در مصاحبه مفصل خود با خبرگزاری فارس گفته بود در مقطعی از جنگ و بعد از آنکه دولت به طور کامل با نیروهای نظامی همکاری نمی کرد، اکبر هاشمی رفسنجانی که در آن زمان قائم مقام فرمانده کل قوا بود، “توپ را به زمین دولت انداخت”.
آقای رفیقدوست اضافه کرده بود: “آقای هاشمی من را صدا کرد و گفت: برو در وزارتخانه ات بشین، من می خواهم توپ را به زمین دولت بیندازم. سپس حکم داد که میرحسین موسوی رئیس ستاد، آقای بهزاد نبوی معاونت لجستیک و آقای خاتمی معاونت تبلیغات جنگ شوند.”
میرحسین موسوی در همان سخنانش به این ادعاهای رفیق دوست واکنش نشان داده و گفته بود: “بعد از آنکه به تعبیر این وزیر سابق، توپ در میدان دولت انداخته شد و اداره ستاد فرماندهی قوا به دولت سپرده شد، تحولات اساسی در همان مدت کم در جبهه ها ایجاد شد. بنده به دلایل گوناگونی فعلا فقط به اشاره می گویم که این توپ موقعی به زمین دولت پرتاب شد که به قول مرحوم ظهیرنژاد در کمیته پشتیبانی جنگ «زیپ مرزها در حال باز شدن» بود و فاو و جزایر موجود در هور از دست رفته بودند و ما در موقعیتی قرار داشتیم که در نخستین جلسه ستاد فرماندهی کل قوا که به ریاست این جانب تشکیل شد هم جناب رحیم صفوی جانشین فرمانده سپاه وهم جناب حسنی سعدی فرمانده نیروی زمینی در گزارش های خود به اعضای جلسه گفتند که شما خوزستان را از دست رفته فرض کنید.”
با وجود گذشت حدود ۲۲ سال از پایان جنگ ایران و عراق، هنوز نقاط مبهم زیادی در مورد تاریخ این جنگ، که یکی از طولانی ترین جنگ های قرن بیستم بود، وجود دارد و هر از چندی با انتشار سندی یا مصاحبه ای از یکی از مسئولان آن زمان ایران، زاویه های جدیدی از آن روشن می شود.
اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس ایران، که در سال های آخر جنگ با حکم آیت الله خمینی فرماندهی جنگ را بر عهده داشت، از جمله مسئولانی است که با انتشار بخش هایی از خاطراتش از دوران جنگ و به ویژه با انتشار نامه فرمانده وقت سپاه (محسن رضایی) در سال آخر جنگ، سهم زیادی در این میان داشته است.
سپاه و سرداران اسکناس آلودش
همزمان با ابراز نگرانی سران سپاه از افشاگری درباره جنگ هشت ساله ایران و عراق، محمد نوری زاد هم با انتشار یادداشتی، تاکید کرد که در شرایط کنونی چیزی از سپاه ابتدای انقلاب باقی نمانده است.
این نویسنده و فیلمساز که هم اکنون به قید وثیقه از زندان به مرخصی آمده است، با اشاره به اینکه “بازگشت سپاه به هویت اولیه اش ناممکن به نظر می رسد” خطاب به مقامات کنونی آن نوشت: “شما اگر به اسکله های رسمی وغیر رسمی قاچاق کالا علاقه مندید، بفرمایید، همه ی اسکله های سواحل شمال و جنوب کشوراز آن شما. خود را با همین دل مشغولی ها سرگرم کنید وکاری به الفاظ فلک زده ای چون انقلاب و امام و قانون وحق مردم و خدا و قرآن واسلام و پیامبر وعلی و اولاد علی نداشته باشید.”
وی با بیان اینکه “سپاه چه در داخل و چه در خارج مضحکه خاص و عام شده است” اضافه کرده: “ورود سراسیمه و همه جانبه ی سپاه به عرصه های سیاسی و امنیتی و اقتصادی، و چنگ اندازی او به عرض و طول مناسبات همگانی کشور، و عقب راندن غضبناک رقبای بی اسلحه، آنچنان به صورت گذشته ی غرورآفرین این نهاد مردمی و انقلابی تیغ انداخته است که ناگزیر هرمخاطب گمگشته ای را به یاد قلندران و سینه چاکان ادوار دور می اندازد. قلندرانی که دهان مردمان را به زورمی گشودند و دو قطره آب و یک دانه نخود دراو می انداختند تا هیچکس از اوضاع بندگی اش، و این که این اوضاع بندگی به کجا بند است، غفلت نورزد.”
نوری زاد سپس سپاه را به سیطره بر وزارت اطلاعات متهم کرده و افزوده است: “سایه ای که سپاه از سالها پیش برسر وزارت اطلاعات انداخته، از جنس همان سایه ای است که سپاه برسر مواضع پولی کشور انداخته است. و همان سایه ای است که سیاست را به کف کفش های براق سرداران خود می کشد تا توصیه های اساسنامه ای سپاه را در ناکجای خود دفن کند. امروز سپاه، به موازات خروج از هویت ساختاری اش، چنگ به همه ی مناسبات کشور برده است تا به زعم خود انقلاب را برای آینده ای که عاقبتش معلوم نیست حفظ کند.”
او تاکید کرده که: “ورود سپاه به عرصه های بیمار اما میلیاردی اقتصاد کشور، همان پتانسیلی است که بیکاری را، و کارها و مشاغل کاذب را، و اعتیاد را، و تن فروشی دختران را، و مفاسد اجتماعی و اداری را، و میلیارد خواری خواص را، و حریص شدن پابرهنگان اسلحه به دست را، در سراسر کشور باب کرده است.”
این نویسنده و فیلمساز که به جرم نامه نگاری های انتقادی به رهبر جمهوری اسلامی به سه سال زندان و شلاق محکوم شده است، در تشریح تفاوت های سپاه کنونی با سپاه دوران جنگ، نوشته: “اگر سپاه، همان سپاه پیشین ما بود، بی تفاوت از کنارهرزگی های اقتصادی آدم های ریز و درشت عبور نمی کرد. اگر سپاه، همان سپاه پیشین ما بود، با هربار تن فروشی دخترکان باکره، خون می گریست. اگر سپاه، همان سپاه پیشین ما بود، سینه در برابر اعتیاد این همه جوان و مرد و زن سپر می کرد و گریبان می درید. اگرسپاه، همان سپاه پیشین ما بود، درکنار مردم قرار می گرفت و خود را خادم مردم می دانست، نه آنکه در برابر مردم بایستد. هم برسرشان بکوبد و به حبس شان دراندازد، وهم جیبشان را خالی کند.”
نوری زاد اضافه کرده که: “سرداران امروز سپاه، آنانی که سخت برمواضع آلوده ی خود پای می فشرند، بدانند و آگاه باشند که مردمان ما، درهمین فردای روزگار، راه را بر عبور آنان خواهند گرفت و از آنان خواهند پرسید : چه شد آن همه سینه چاکی شما برای امام و راه امام؟ راه امام آیا همین است که شما سر به مناسبات پولی کشور فرو برید و خبر از فرود و فروپاشی یک به یک خیمه های انقلاب نداشته باشید؟”
وی خطاب به فرماندهان کنونی سپاه تصریح کرده است: “آهای، ای همه ی سرداران سپاه، ما، هرکه هستیم، تقاص سپاه پاک و بی آلایش دیروز خود را از شما خواهیم ستاند. سپاهی که برای مردمش آب می شد، و در ناکجای تشکیلاتش نیز روزی را نمی دید که یک روز در هیبت شرکت های اقتصادی، اسلحه به دست، برسرمیز مناقصه بنشیند و روان اقتصادی جامعه را بخراشد. آهای، ای همه ی سرداران سپاه، بدانید و آگاه باشید که راز این همه اعتیاد و دریوزگی اقتصادی، در این است که شما به مشغله های دیگری روی برده اید. هروقت درهرکجا، از مناقصه ای پیروز باز گشتید، به صورت پسران ودختران از دست رفته ما بنگرید و رد پای خود را در وانهادن آنان در مخمصه های خانمان سوزی که به دست شما بجان آنان افتاده، رصد کنید.”
نوری زاد سپس با اشاره به خلاء افرادی مانند همت و باکری در سپاه امروز، ادامه داده: “آهای سرداران اسکناس آلود سپاه، شما را بخدا کاری به گذشته ی سپاه ما نداشته باشید. شما را بخیر و مارا بسلامت. شما باشید و مناقصه های پراز فریب و ارعاب، و میلیارد میلیارد پول بی زبان مردمی که توان اعتراض ندارند. شما را بخدا راه خود را از همت ها و باکری های ما جدا سازید. نان خود را بخورید و کاری به کار پاسداران بی نشان ما نداشته باشید. بگذارید این تنها خاطره های نیک دیروز ما، همچنان دست نخورده و نیالوده باقی بمانند. شما باشید و قراردادهای صوری و بی مناقصه ی عسلویه. شما را چه به تریلی تریلی انواع مواد افیونی که در امنیت کامل وارد کشور می شوند و درامنیت کامل نیز همگان جوانان ما را می بلعند. شما باشید و قدرت مخوفی که در سایه پرورانده اید. شما را چه به نگرانی از مردمی که از دست رفته اند و عمده ی علائق خود را از اسلام و انقلاب و امام و آینده به دور انداخته اند.”
وی تصریح کرده: “شمایی که یک روز باید درکمین کثافات انقلاب، راه را بر پرواری انگل های بی ریشه می بستید، خود به بالا زدن آستین های روبندگی روی بردید و بخود گفتید : چه کسی بخورد بهتر از خود ما؟ نتیجه این شد که سرداران یک لاقبایی چون صادق محصولی، با بهره مندی از پشتوانه هایی چون پادگان و اسلحه، یک شبه میلیاردر شدند و به این نیز اکتفا نکردند و در قامت وزیر- هرچند نالایق ـ بنا بر حق بجانبی خود گذاردند. که یعنی : برده ایم که برده ایم، خورده ایم که خورده ایم. تا کور شود هرآنکه نتواند دید! دیروز میلیارد میلیارد بالا کشیده ایم و امروز هم به کوری چشم شما وزیر و نماینده ی مجلس و استاندار و فرماندار و صاحب منصبیم. هر که اعتراض دارد جلوبیاید! بله، شمایی که باید امنیت همه جانبه ای برای مردم خود فراهم می کردید، خود به جان امنیت روانی جامعه افتادید و با ورود به حریم حق مردمی که خود شما باید پناهشان می بودید، به دریدن پوست از تن گذشته ی غمناک اما غرور آفرین سپاه پرداختید.”
نوری زاد در انتهای یادداشت شدید اللحن خود خطاب به فرماندهان کنونی سپاه، نوشته است: “آهای ای همه ی سرداران سپاه، ای آنانی که از همت ها و باکری های ما فاصله گرفته اید و این فاصله را با دلارهای بی زبان پرکرده اید، این شما و این هرآن چه که به آن روی برده اید، از این پس، شما را به خدا، اگر که به خدا ایمان دارید، کاری به مردم و امام، و به آرمان های به خاک افتاده ی آنان، و کاری به سپاه دیروز ما نداشته باشید. بگذارید ما باشیم وخاطره های شورانگیز فرزندانی که به اسم پاسدار، فدایی مردمشان بودند، وعاشقانه، غبار چهره ی مردمشان را می روفتند، و به مردمی بودنشان غرور می ورزیدند. اگر همت بود، اگر باکری بود، یا با شما نبود، یا اگر بود در برابر شما ایستاده بود. و ما، بهتر از هر کس به سرنوشت کسی که در برابر شما بایستد واقفیم. مثل نویسنده ی این سطور. ببینیم فردای انتشار این مطلب، با او که خواستار اعتبار از دست رفته ی سپاه دیروز خویش است، چه می کنید!”
صفایی فراهانی: شکایتمان از سپاه را پی می گیریم
در همین حال، محسن صفایی فراهانی، یکی از امضا کنندگان نامه شکایت از فرماندهان سپاه تاکید کرد که این افراد خواسته قانونی خود در این رابطه را پیگیری می کنند.
هفت نفر از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در جریان کودتای انتخاباتی سال گذشته دستگیر و به زندان های طولانی مدت محکوم شده اند، با انتشار نامه سرگشاده ای خطاب به روسای قوه قضاییه و سازمان قضایی نیروهای مسلح از “عده ای از نظامیان قانون شکن در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم” شکایت و اعلام جرم کردند.
در این شکایت نامه به صراحت از “کودتای انتخاباتی” نام برده شده و “مداخلات غیرقانونی این گروه نظامی و اطلاعاتی در جهت پیروز کردن آقای احمدی نژاد در انتخابات دور دهم و جلوگیری از پیروزی نامزدهای دیگر… به مدد استفاده از اسلحه، سایر ابزار های پلیسی و اطلاعاتی و زندان” برملا شده است.
این نامه را محسن امین زاده، مصطفی تاج زاده، عبداله رمضان زاده، فیض الله عرب سرخی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی و بهـزاد نبـوی، امضا کرده اند.
صفایی فراهانی دیروز در گفت و گو با سایت خبری پارلمان نیوز با بیان اینکه انتشار این نامه توسط امضا کنندگان آن صورت نگرفته و با ابراز بی اطلاعی از اینکه چه کسانی ان را منتشر کرده اند، اظهار داشت: “آنچه منتشر شده «بیانیه سیاسی» یا «اقدام سیاسی» نبودهاست. باید توجه داشت که میان اقدام سیاسی و پیگیری مطالبات قانونی و فردی تفاوت وجود دارد. طیفی که دراظهارنظرهای این مسئول سپاه پاسداران مورد اتهام قرارگرفتهاند، همگی از حقوق قانونی برخوردارند و از همین روی میتوانند شکایت خود را خطاب به مسولان قضایی کشور ارائه دهند. ما هم با این هدف شکایت خود ارائه کردهایم و آن را به عنوان یک حق قانونی پیگیری خواهیم کرد.”
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با غیر سیاسی دانستن این نامه، گفت: “امضاء کنندگان تنها سعی داشتهاند، صدای اعتراض خود به اظهارنظرها وعملکرد برخی از نیروهای سپاه پاسداران را به گوش دستگاههای قضایی برسانند. این نامه تنها دراعتراض به نقلقولهای یکی از مسئولان سپاه پاسداران تهیه شده و امضاکنندگان این نامه شکایت از طریق مراجع قانونی را حق خود میدانند. به همین دلیل نامه اعتراضی درقالب شکواییه خطاب به رئیس قوه قضاییه، کمیسیون اصل ۹۰ مجلس و سازمان قضایی نیروهای مسلح ارائه شدهاست. ما اعتقاد داریم آنچه از سوی یکی از مسئولان سپاه پاسداران منتشر شده، قابل پیگرد قانونی است و حق خود میدانیم که از طریق مراجع قانونی این اظهار نظرها را پیگیری کنیم.”
استناد شاکیان به فایل صوتی است که در آن فردی به نام سردار مشفق، معاون اطلاعات قرارگاه ثارالله سپاه، اتهامات گسترده ای را علیه چهره های مختلف اصلاح طلب و رهبران جنبش سبز مطرح می کند.
قرارگاه ثارالله سپاه یکی از قرارگاههای عملیاتی سپاه پاسداران است که وظیفه آن، مدیریت امنیت پایتخت و دیگر شهرهای استان تهران است. در حقیقت فرمانده این قرارگاه، فرماندار نظامی تهران است. این قرارگاه مهمترین واحد امنیتی درون سپاه است و فرمانده آن معمولا یکی از سه مقام ارشد سپاه است ولی مسوولیت اصلی قرارگاه برعهده شخص فرمانده کل سپاه است. قرارگاه ثارالله در صورت بروز بحران به تشخیص شورای عالی امنیت ملی و تصویب مقام رهبری، مسئولیت برقراری امنیت شهر تهران را عهدهدار میشود.
منبع: سحام نیوز
در گفتگو با نیویورکر
درحالیکه جمع وسیعی از فعالان سیاسی، روزنامه نگاران، دانشجویان و همچنین مردم معترض به نحوه قدرت یابی و عملکرد دولت محمود احمدی نژاد، در زندان و محکومیت به سر می برند، وی طی مصاحبه ای با یک نشریه آمریکایی اعلام کرد "ایران كشوری آزاد است که همه به راحتی از هم انتقاد میکنند و امروز نیز همه رقبا و مخالفین من آزاد هستند. " رئیس دولت همچنین با ادعای اینکه "ایران هیچ نوع دیكتاتوری اعم از حزبی یا غیرحزبی را بر نمیتابد"، اظهار عقیده کرد "بدترین خفقان در آمریكا حاكم است."
به گزارش ایلنا، محمود احمدینژاد در مصاحبه با مجله آمریکایی «نیویورکر» در پاسخ به اینكه آیا ایران قصد دارد در بازی بزرگان شركت كند، گفت:این سخن نادرستی است، ملت ایران اهل بازی نیست. ایران مخالف معادلات یك سویه و ناعادلانهای است كه برخی از كشورها آن را تنظیم كردهاند. ما معتقدیم نظم و سیستمی كه پس از جنگ جهانی دوم بهوجود آمد، ظالمانه و ناتوان است و نمیتواند عدالت و امنیت را در دنیا برقرار و تهدیدات و ناامنیها را از بین ببرد .
احمدی نژاد در پاسخ به سوالی درباره كمك ایران به گروههای فلسطینی و عراقی گفت: طرح اینگونه ادعاها به دلیل حاكم بودن نظم ناعادلانه در جهان است.ایران هیچگاه حمایت معنوی خود از مردم فلسطین، لبنان و عراق را پنهان نكرده است و با افتخار از آنها به عنوان یك عمل انسانی حمایت میکند.
اسراییل در حال فروپاشی است
رئیس دولت دهم با بیان اینكه "اسراییل در سراشیبی اضمحلال قرار دارد"، اظهار عقیده کرد "اسراییل برای تامین منافع غرب تاسیس شد و از تصرف سرزمینهای نیل تا فرات سخن میگفت اما امروز غربیها برای نجات این رژیم به منطقه خاورمیانه لشكركشی كردهاند بنابراین فلسفه وجودی این رژیم از بین رفته است. آمریكاییها هنگامی میتوانند در منطقه زندگی كنند كه با ملتهای دیگر منطقه رابطهای منطقی و دوستانه داشته باشند. "
اروپایی ها اجازه دهند یهودیان به سرزمین خود بازگردند
احمدی نژاد سپس با اینكه اگر جنگ جهانی دوم در اروپا اتفاق افتاده چرا مردم فلسطین باید تاوان آن را بدهند، خاطر نشان کرد: آنها میتوانستند سرزمینی را در آلاسكا، كانادا و یا در گوشهای از آمریكا را به یهودیان بدهند در این صورت هیچ درگیری و اختلافی هم به وجود نمیآمد.
وی گفت "ملت فلسطین، انسان هستند و حق تعیین سرنوشت دارند آنها باید از حقوق قانونی و اولیه خود برخوردار باشند به همین دلیل اشغالگری را محكوم میكنیم زیرا اشغالگری در نقطه مقابل حقوق انسانی است و برای اجرای عدالت باید در برابر اشغالگری مقاومت کرد. "
صهیونیست ها یك حزب سیاسی هستند
احمدی نژاد با اشاره به وضعیت یهودیان در ایران گفت: در حالی كه در ایران به ازای هر 150 هزار نفر یك نماینده در مجلس وجود دارد یهودیان ایران كه كمتر از 20 هزار نفر هستند یك نماینده در مجلس دارند و این نشاندهنده رابطه خوب،انسانی و برابر ایرانیها با یهودیان است.
وی خاطرنشان كرد: مردم ایران با یهودیان دوست هستند.هیچ انسان دینداری ضدسایر دینداران نیست ما همه ادیان را یكی و واحد میدانیم اما صهیونیستها دیندار نیستند آنها یك حزب سیاسی هستند که می خواهند بر دنیا حكومت كنند.
احمدی نژاد با تأكید بر اینكه رژیم جعلی صهیونیستی ارتباطی به یهودیت ندارد، تصریح كرد: صهیونیزم یك حزب سیاسی است كه سعی دارد خود را یهودی معرفی كند.
از مشكلات اصلی سردمداران غرب كم اطلاعی آنها نسبت به مسایل ایران و جهان است
رییس دولت در پاسخ به سوالی درباره اوضاع داخلی ایران اظهار داشت: یكی از مشكلات اصلی سردمداران غرب كم اطلاعی آنها نسبت به مسایل ایران و جهان است. سال گذشته در ایران بالاترین تراز دموكراسی به نمایش گذاشته شد این در حالی است كه در هیچ یك از كشورهای غربی 85 درصد مردم درانتخابات شركت نمیكنند. ایران كشوری آزاد است که همه به راحتی از هم انتقاد میکنند و امروز هم همه رقبا و مخالفین من آزاد هستند.
كسانی كه ایران را به دیكتاتوری متهم می كنند از شاه حمایت می كردند
احمدینژاد تصریح كرد: ایران هیچ نوع دیكتاتوری اعم از حزبی یا غیرحزبی را بر نمیتابد. جالب است کسانی که ایران را به دیكتاتوری متهم میكنند در گذشته از رژیم شاه كه یك دیكتاتور شناخته شده وخشنی بود به طور مطلق حمایت میكردند حتی امروز هم ازكشورهایی كه دیكتاتوری مطلق هستند و هیچ انتخاباتی در آن برگزار نمیشود،كاملا حمایت میكنند.
وی افزود: به نفع سیاستمداران غربی است كه واقعیتهای ایران را مورد توجه قرار دهند زیرا با اظهارات آنها واقعیتهای ایران تغییر نمیکند و ایران هم هرگز مطابق خواسته و میل آنها عمل نخواهد كرد. مردم ایران درحالیکه باهم صمیمی هستند، در انتخابات آزادانه با هم رقابت میكنند ضمن اینكه در هر كشوری قانون وجود دارد اگركسی موجب شكسته شدن قانون شود، دستگاه قضایی با او برخورد می كند.
احمدینژاد گفت: سیاستمداران غربی در تحلیل مسائل ایران سردرگم هستند. آنها هیچگاه نمیخواهند واقعیت ایران را بپذیرند. ملت ایران ملتی یكپارچه و متحد است و از منافع جمهوری اسلامی در مقابل دشمنان حمایت و پشتیبانی میكنند.
بدترین خفقان در آمریكا حاكم است
رییس جمهور تصریح کرد: بدترین خفقان در آمریكا حاكم است. در دوره بوش بستههای پستی و مكالمات تلفنی را كنترل میكردند. در حالیكه در ایران هیچ گاه چنین چیزی وجود ندارد. درحال حاضر شما به عنوان خبرنگار، راحت و بدون واهمه با من صحبت میكنید در حالی كه هیچ یك از روسای جمهور آمریكا این جرات را نداشتند كه یك خبرنگار ایرانی، آزادانه از آنها سوال كند و در كنفرانسهای خبری مختلف نزدیك به 60 خبرنگار آزادانه از من سوال می كنند در حالیكه امكان ندارد سران آمریكا چنین كنفرانس خبری را برگزار كند.
احمدینژاد درپاسخ به اینكه در سال 2008 خوشبینی بسیاری برای تعامل میان ایران و آمریكا وجود داشت، اما به نظر میآید روابط در یك ونیم سال گذشته سختتر شده است، خاطرنشان كرد: متاسفانه فضا همین طور است البته ایران از این وضعیت استقبال نمیكند. بنده برای اوباما پیام تبریك فرستادم كه این اقدام بعد از سی سال اهمیت بسیاری دارد البته فشارهای زیادی بر من وارد شد و بسیاری از روزنامهها وگروههای سیاسی ایران به این اقدام اعتراض كردند. ایران با این اقدامات ،گام اول را برداشت و اعلام كرد اگر تغییرات واقعی باشد ایران همكاری خواهد كرد، اما پاسخی دریافت نشد. سپس آمادگی خود را برای گفتوگوی آزاد و در برابر رسانهها در جریان سفر نیویورك اعلام كردیم كه این نشانه صداقت ایران بود اما باز هم پاسخی دریافت نشد.
دو راه پیش روی آمریكا؛ اصلاح رفتار یا جمع آوری نیروهای نظامی از سراسر جهان
احمدی نژاد درباره پیشبینی خود از وضعیت روابط ایران و آمریكا در پنج سال آینده گفت: درآینده دو اتفاق خواهد افتاد یا دولتمردان آمریكا سیاستها و رفتارشان را اصلاح می كنند یا تحت فشار ملتها مجبور می شوند نیروهای نظامی خود را از تمام جهان جمع آوری كنند كه به نظر میرسد حالت اول بهتر است.
وی در پاسخ به سوالی درباره بیانیه تهران خاطرنشان كرد: ایران از تبادل هستهای استقبال كرد اما آنها با افزودن شروطی شروع به تهدیدكردند بنابراین نتیجهای حاصل نشد. پس از مدتی اوباما از لولا و اردوغان درخواست كرد كه بحث تبادل را هماهنگ كنند این بار هم با وجود بی اعتمادی تهران نسبت به غرب، به خاطر باز شدن مسیر تعامل آنرا پذیرفتیم.
اوباما در مسیری شكست خورده قرار دارد
احمدینژاد همچنین اظهار عقیده کرد "اوباما در مسیر شكست خورده قرار دارد وادامه مسیر فعلی هیچ آینده ای ندارد زیرا این مسیر در گذشته توسط بوش تجربه شده است. "
احمدی نژاد در پاسخ به ادعای آمریكا و اسراییل مبنی براینكه ایران تا دوسال دیگر به بمب هستهای دست می یابد،گفت: رسانهها و سیاستمداران آمریكایی اصرار دارند این نگرانی را القا كنند در حالیكه پاسخ نمیدهند اگر وجود یك بمب اتم تا این حد خطرناك است پس داشتن 5 هزار بمب اتم از سوی خودشان چقدر میتواند خطرناك باشد ؟دولتمردان آمریكا در شورای امنیت با امتیاز وتو حكومت می کنند و در شورای حكام وآژانس بینالمللی اتمی با زورگویی سیاستهای خود را جلو میبرند.
ایران آمادگی كمك به آمریكا را دارد
رییس دولت دهم با اعلام "آمادگی ایران برای كمك به آمریكا برای خروج از شرایط كنونی" تصریح كرد:ایران آمادگی دارد براساس عدالت و احترام به آنها كمك كند. اگر این موضوع را بپذیرند ملت ایران راه خروج از این بن بست را به آنها نشان میدهد.
احمدی نژاد در پاسخ به اینكه آیا حاضر به كمك و همكاری با آمریكا هستید، گفت:من هر سال اعلام آمادگی كردم اما فكر نمیكنم در بین سیاستمداران آمریكایی گوش شنوایی باشد اماآنكه باید بشنود مردم آمریكا هستند.
گزارش منابع خبری از خوزستان حکایت از آن دارد که مردم شهر اهواز، در اعتراض به وضعیت نابسامان آب آشامیدنی آن شهر، قصد برگزاری تجمعی مسالمت آمیز در مقابل استانداری خوزستان را دارند.
این گزارش که روز سه شنبه ١۹ امرداد ماه توسط منابع خبری جرس از استان خوزستان ارسال گردیده، خاطرنشان می سازد که از دلایل اعتراض مردم شهر اهواز، "وضعیت بسیار ناگوار آب آشامدینی (که مدتیست با آب فاضلاب شهری یکی شده)، "رشد بیکاری جوانان" و "وضعیت نابسامان بسیاری از خانواده ها در پی تعویق و عدم پرداخت حقوق هایشان و عدم پاسخگویی مسئولین" می باشد.
این منبع خبری همچنین گزارش داد که در اداره بنادر و دریانوردی منطقه آزاد آبادان و خرمشهر، هیئتی 7 نفره که از طرف دولت، شنبه تا چهارشنبه هر هفته در این مناطق حضور داشته و در روزهای آخر هفته به تهران بر می گردند، دست به فساد و رشوه خواری زده و در این میان پیمانکاران خویش را منتفع نموده اند.
این در حالیست که آنها از تمام امکانات رفاهی و بهداشتی و تفریحی برخوردار بود، و مردم این منطقه برای امرار معیشت شان دست و پنجه نرم می کنند .
ندای سبز آزادی : در خیابان شهید عراقی باشگاه ورزشی وزارت اطلاعات دایر است ، به تازگی مدیران این باشگاه ورزشی اقدام به جدا سازی سانس های استخر این باشگاه ورزشی میان کارمندان تازه وارد و کارمندان قدیمی این وزارت خانه کرده اند.
به گزارش ندای سبز آزادی علت این جدا سازی نا رضایتی کارمندان قدیمی این وزارت خانه از وظعیت موجود است ، آنها انتقادات شدیدی نسبت به رئیس دولت کودتا و شخص آیت الله خامنه ای دارند ، گفتنیست به همین دلیل مدیرانی که بعد از جابه جائی گسترده توسط دولت کودتا در این وزارت خانه سمت گرفته اند ، برای اینکه مانع تاثیر گذاری کارمندان قدیمی که اکثرا از رزمنده های دفاع مقدس هستند روی جوانان تازه کار و بی ریشه این وزارت خانه شوند سانس های باشگاه و استخر این مجموعه را با فاصله دو ساعته تنظیم کرده اند تا مانع ارتباط این دو قشر در وزارت اطلاعات شوند.
ندای سبز آزادی: پایگاه اطلاع رسانی نوروز رسانه رسمی جبهه مشارکت ایران اسلامی با طرح و قالبی نو برای وبسایت خود شروع به فعالیت کرد ، گفتنیست این سایت خبری و تحلیلی مدتی بود که در بخش خبری همانند گذشته فعال نبود ، اما با طراحی و قالبی جدید به عرصه خبر رسانی بازگشت ، نوروز با انتشار یاداشتی با عنوان جامه نو اینگونه آورد : طی بیش از سه سال نوروز فراز و فرودهای متعددی داشته است اما آنچه شاید این رسانه را از سایر رسانههای مشابه متفاوت میکند وابستگیهای فکری و عقیدی و تشکیلاتی آن و همچنین استمرار کار آن با وجود موانع فراوان بوده است. در جامه نو «نوروز» سعی شده است امکانات و دسترسیها ساده تر از نسخه پیشین در دسترس کاربران باشد و کاربران بتوانند به راحتی به آرشیو و نکات مهمی که احتیاج دارند دست پیدا کنند. در نسخه جدید صفحات مخصوصی در خصوص عملکرد جبهه مشارکت ایران اسلامی تهیه شده است که به مرور اطلاعات مربوط به هر بخش آن تکمیل خواهد شد. امید آن داریم که در جامه نو نوروز بتواند به رسالتهایی که از روز نخست به آن پایبند بوده است وفادار بماند و به راهی که سالها قبل آغاز شده بود و نوروز نیز همراه آن بود ادامه بدهد.
سایت ندای سبز آزادی بازگشت نوروز به عرصه خبر رسانی را به تیم مدیریتی و مخاطبان این وبسایت تبریک میگوید.
ندای سبز آزادی

میگه با اینکه از سال ۸۴ سعی کردیم به فرمایشات «مقام سروری» بیشتر گوش بدیم، ولی بازم دو سال نقشه رو اشتباه رفتیم. نقشۀ مهندسی فرهنگی رو میگه. یک چیزایی میگه که به قول بچه ها، مرغ پخته تو زودپر خندش میگیره. میگه: «طبق یک برآورد ماتریسی، مؤلفه های فرهنگساز احصا شده حدود 26 هزار مورد است که هرکدام به نوعی در فرهنگ مؤثر هستند» اینجا. به قول شیخ مهدی کروبی، اگه راست میگی ۶ تاشو بگو. جام ما بگو دیگه! آخه چطور از یک نمودار ماتریسی بیست و شیش هزار تا مولفه اونم از نوع فرهنگی در آوردین؟
یکی از بر و بچ می گفت این بنده خداها اولا با سهمیه تو دانشگاه قبول شدن، بعدشم که تو دانشگاه درس نمی خوندن که.همش در حال کفن پوشی و اعمال فشار بودن. حالا هم که رفتن سرکار، مسائل فرهنگی رو با درسای عقب موندۀ دانشگاهشون اشتباه گرفتن. برنامۀ فرهنگی مملکت رو هم مثل نقشۀ مهندسی میبینن. البته نکتۀ جالب اینجاست که این خبر رو که تو روزنامۀ «خبر» پیدا کردم، با این تیتر منتشر شده بود: «2سال مسیر تهیۀ نقشه را اشتباه رفتیم» اما همین خبر رو تو سایت همون روزنامه با یک تیتر دیگه کار کرده بود: «26هزار مولفه فرهنگساز را احصا کردهایم/ از سال 82 تا 86 مسیر را اشتباه رفتیم». دیدین گفتم اینا درس خون نبودن! آخه برادر (یا خواهر) از سال ۸۲ تا ۸۶ میشه ۴/۵ سال، نه ۲ سال. نقشۀ ممکلت رو همینطور تهیه کردین؟
اینجاست که باید به این بنده خدا گفت: «گل واژه نگو گالیور، نقشه رو رد کن بیاد.»
وزارت اطلاعات، با اعطای مرخصی به ارسلان ابدی، دانشجوی زندانی محبوس در بند ٣۵۰ زندان اوین، مخالفت کرده و با گذشت شش ماه و صدور حکم زندان، کماکان تحت فشار دستگاههای امنیتی قرار دارد.
به گزارش جرس، این دانشجوی عمران دانشگاه قزوین، از بازداشت شدگان حوادث روز عاشورا می باشد، که ابتدائا توسط دادگاه بدوی در شعبهی ۱۵ دادگاه انقلاب، به ۹ سال و نیم حبس محکوم گردید و پس از درخواست تجدیدنظر خواهی این حکم ناعادلانه توسط شعبه ۵۴ دادگاه انقلاب به ۶ سال حبس تعزیری تقلیل یافت.
کیفرخواست ارسلان ابدی، ابتدا “محاربه” و “فساد فی الارض” بوده که پس از چندی با توجه به فشار افکار عمومی و برخی از مسئولین تغییر نمود.
این دانشجو از روز عاشورای سال گذشته تا تاکنون از مرخصی استفاده ننموده و خانواده وی بعد از درخواست مرخصی با مخالفت وزارت اطلاعات در این خصوص مواجه گشته و بسیار امیدوارند که با آغاز ماه مبارک رمضان با مرخصی نامبرده موافقت گردد.
گفتنی است پیش از این، نهادهای امنیتی برای افزایش فشار بر خانواده ابدی، اقدام به دستگیری دو خواهر وی به نامهای المیرا ابدی فوق لیسانس دانشگاه تهران و ارغوان ابدی و همچنین همسر ایشان به نام صدف ضیایی دانشجوی دانشگاه بین المللی قزوین در رشته حقوق نموده بودند.
دادگاه انقلاب برای فشار بر ارسلان ابدی، بعد از یک ماه بازداشت موقت این سه نفر، برای همسر و دو خواهر وی یک پرونده تشکیل داده و در دادگاه بدوی هر یک را به دو سال حبس تعزیری محکوم می نماید که این حکم به تازگی در تجدیدنظر خواهی برای هر سه تبدیل به جریمه نقدی گردیده است. این در حالی است که ارغوان خواهر کوچک ارسلان ابدی با اینکه تنها ۱۷ سال دارد، چند روز در سلول انفرادی و در شرایط بسیار سخت نگهداری و بارها مورد بازجویی قرار گرفت.
در آستانه ماه مبارک رمضان جمعی از جوانان و دانشجویان استان های قم،خراسان رضوی و چهارمحال بختیاری با مهندس میر حسین موسوی و سرکار خانم زهرا رهنورد دیدار و گفتگو کردند. در این دیدار صمیمانه پس از ارائه گزارش از سوی نمایندگان استان ها مهندس موسوی و دکتر رهنورد طی سخنانی ضمن خوش آمد به بیان دیدگاه های خود پرداختند.
به گزارش خبرنگار کلمه، دکتر زهرا رهنورد در جمع جوانان و دانشجویان استان های قم،چهارمحال بختیاری و خراسان رضوی ضمن تبریک فرارسیدن ماه مبارک رمضان که در طلیعه آن شکستن اعتصاب غذای موفقیت آمیز زندانیان سیاسی هم می باشد گفت: ” اگر انقلاب اسلامی به تعبیر فوکو یک انقلاب پست مدرن و فاز اول آن استقلال طلبی ملت بود، جنبش سبز یک جنبش فرا پست مدرن است که آزادی، دموکراسی و قانون گرایی را دستور کار خود قرار داده است. “این استاد دانشگاه افزود: ” در شرایط فعلی سخن جنبش سبز قرائت دموکراتیک از قانون اساسی است.”
رییس سابق دانشگاه الزهرا سپس با تاکید بر اینکه برخی متفکران، هزاره سوم میلادی را هزاره دموکراسی از طریق انجمن ها و کانون های غیردولتی دانسته اند خاطر نشان کرد: این تئوری مهمی است که ضمن وجود و حضور تفکیک قوا در سطح دولت ها، ملت ها نیز امکان را می یابند که با کانون ها و تشکل های صنفی –علمی-سیاسی،اجتماعی، ادبی و نظایر آن ،دولت ها را مهار کنند.” او افزود: “در شرایط فعلی بخش بزرگی از حاکمیت با دیکتاتوری و استبداد مردم را در خیابان ها، زندان ها، دانشگاه ها و سایر فضاها سرکوب، شکنجه و محروم از حقوق انسانی کرده و بدین طریق حکومت می کند در نتیجه یکی از راه های ممانعت ملت از اینگونه اقدامات و دستیابی به مطالبات ملی تشکیل کانون ها و انجمن ها است. امروزه علاوه بر همه اینها تکنولوژی نیز به کمک آمده و سایت های اینترنتی و پا یگاه های مختلف رسانه ای به این دموکراسی کمک می کند.”
رهنورد گروه های مرجع تکیه گاه جنبش سبز را از همین نوع گروه های اجتماعی می داند و گروه های مرجعی مثل مراجع و علما که به طور خاص مورد وثوق ملتند، جنبش دانشجویان،جنبش کارگران، جنبش زنان ،جنبش معلمان و گروه های مرجعی چون هنرمندان و ورزشکاران را به نوعی مهار کننده استبداد و دیکتاتوری معرفی می کند.
این قرآن پژوه در ادامه با بیان اینکه از هرچه بگذریم سخن دوست خوش تر است افزود: ” اینک ماه مبارک رمضان با تمام ظرفیت های معنوی و عبادی خود فرارسیده ، ماهی که نیایش های ما به درگاه الهی شور و غوغایی در آسمان دلهایمان افکنده است. در حضور شما عزیزانی که از استان ها به دیدارمان آمده اید، ملت عزیز و ازاد منش را دعوت می کنم که نام “نیایش سبز” را بر تارک دعاهای خود قرار دهیم و دعاهای خود را در مسیر معنوی روانی و اجتماعی و سیاسی خود به سایتها و پایگاه های اطلاع رسانی مورد نظرمان اعلام نمائیم و این فستیوال و جشنواره عبادت و ادعیه را به ثبت برسانیم. دعا تا تحقق آزادی معنوی و درونی، دعا برای آزادی های اندیشه و قلم و بیان،دعا برای تحقق قانون گرایی و مردمسالاری.”
رهنورد در پایان تاکید کرد: ” در عین حال این ماه، برای حاکمیت هشداریست که از فرصت ماه رمضان استفاده کنند و با ازادی بدون قید و شرط همه زندانیان مشروعیت از دست رفته خود را تا حدودی در قلب و اندیشه مردم،جبران نمایند و به جای دروغ ها و تهمت های خنده دار مثل دریافت یک میلیارد دلار از بیگانگان به فکر مشروعیت از دست رفته حاکمیت باشند.”
در حالی که مشاور رهبری در امور بین الملل از آمادگی ایران برای مذاکره دو جانبه با امریکا در امور هسته ای خبر داده بود، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی امروز اعلام کرد "جمهوری اسلامی ایران بنا ندارد وارد مذاکره دوجانبه با آمریکا شود و کسی نیز تاکنون این حرف را اعلام نکرده است."
به گزارش خبرآنلاین، رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، روز سه شنبه ١۹ امرداد ماه ۸۹، طی نشست هفتگی با اصحاب رسانه ها، پیرامون مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا واکنش نشان داد و با تاکید بر اینکه "کشور ما بنای مذاکرات دو جانبه با آمریکا را ندارد" خاطرنشان کرد: "تا کنون نیز کسی این حرف را اعلام نکرده است."
وی که در واکنش به سوال خبرنگاری در خصوص پیش شرط های ایران برای مذاکره با آمریکا سخن می گفت افزود: بحثی که مطرح شد این بود که در خصوص بحران های بین المللی و مشکلاتی که برای جهان وجود دارد و برای راه حل آن ها منطق کشور ما مطرح شود.
سخنگوی دستگاه سیاست خارجی دولت دهم خاطرنشان کرد: منطق این سیاستها که توسط آمریکاییها و برخی کشورهای غربی اعمال میشود، باعث ایجاد این بحرانها شده و منطق جمهوری اسلامی ایران برای راهحلهای آن میتواند در هر فرصتی به اطلاع همه مردم جهان رسانده شود.
مهمانپرست تاکید کرد: ما آمادگی داریم در حضور همه ملت های جهان منطق خود را در این رابطه مطرح کنیم تا ببینیم منطق ما غلبه خواهد کرد یا منطق آن ها.
پیش از این محمود احمدی نژاد در همایش ایرانیان خارج از کشور تاکید داشت که حاضر است با بارک اوباما رودر رو راجع به "مدیریت جهان" گفت وگو کند.
همزمان علی اکبر ولایتی، وزیر اسبق امور خارجه و مشاور رهبر جمهوری اسلامی در امور بینالملل، امروز در کنفرانسی خبری در سفارت ایران در دمشق، گفت: بهرغم اینکه اعتقادی به دولت آمریکا نداریم، آماده هستیم با این کشور درباره برنامه هستهای گفتوگو کنیم.
این در حالی است که سخنگوی وزارت امور خارجه ایران امروز گفت: جمهوری اسلامی ایران بنا ندارد وارد مذاکره دوجانبه با آمریکا شود و کسی نیز تاکنون این حرف را اعلام نکرده است.
ولایتی همچنین گفته است: «ايران ملاحظاتي درباره تركيب گروه 1+5 دارد ولي همچنان به حل مسئله هستهاي از طريق گفتوگو متعهد است.»
هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا روز گذشته در مصاحبه با روزنامه نیویورک تایمز گفته بود که آمریکا همچنان برای گفتگو با ایران آمادگی دارد.
خانم کلینتون در مصاحبه با این روزنامه گفت که آمریکا از طریق مقام های اروپایی "پیام های خیلی روشنی" در هفته های اخیر برای رهبران ایران فرستاده است. البته آقای اوباما گفته بود که مستقیما هیچ تماسی با رئیس جمهوری یا رهبر ایران گرفته نشده است.
هفته گذشته احمدی نژاد از اوباما درخواست کرده بود برای حل مسایل جهان مناظره مستقیم داشته باشند که این درخواست از سوی کاخ سفید رد شد.
منبع: جرس
عیسی سحرخیز، روزنامهنگار و عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات که از درد شدید و ازکارافتادگی نسبی پای راست در رنج است، همچنان بدون هیچ مرخصی در زندان رجاییشهر کرج در حبس است.
به گزارش رسیده به جرس به نقل از بستگان این روزنامهنگار، پزشکان حاضر در زندان به مسئولان زندان گفتهاند که ویلچری برای او تهیه شود و قرار است در ملاقات آخر هفته (پنجشنبه)، خانواده وی، وسایل ضروری مورد نیاز ازجمله توالت فرنگی را به همراه ببرند.
این گزارش حاکی است، با توجه به مشخص نبودن علت ازکارفتادگی تقریبا کامل پای راست وی، و درد دائمی و شدید وی، پزشکان همچنین توصیه کردهاند که ازاو عکسهای رنگی و تخصصی MRI بهمنظور تشخیص دقیق، گرفته شود. سحرخیز درحال حاضر با استفاده از مسکن و داروهای آرامبخش، درد یادشده را تحمل میکند و بیشتر در حالت استراحت کامل، قرار دارد. چنانکه وی به بستگانش گفته است، قادر به راه رفتن نیست و از درد شدید و پیوسته ای که از ناحیه کمر شروع شده و تا انگشتان پای راست امتداد مییابد، در ناراحتی است.
سحرخیز، مدیرمسئول نشریه توقیف شده آفتاب، بیش از یکسال است که بهدنبال حوادث پس از انتخابات و به دلیل یادداشتهای سیاسی و دیدگاههایش، در بازداشت بسرمیبرد. او همچنین ازجمله معدود زندانیانی است که تاکنون و با وجود نیاز به معالجه و درمان، امکان استفاده از مرخصی نیافته است.
به مناسبت روز خبرنگار که مصادف با سالروز شهادت خبرنگار مظلوم شهید صارمی بدست خشونت طلبان مرتجع در افغانستان بود، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی به اتفاق احمد مسجد جامعی و چند تن از خبرنگاران و اصحاب رسانه در منزل این نویسنده و خبرنگار متعهد و مومن جواد ماهزاده حضور یافت.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، رئیسجمهور سابق کشورمان در این دیدار ضمن همدردی با پدر و مادر و برادر این خبرنگار دربند گفت:« امیدوارم که جواد عزیز و دیگر زندانیان هر چه زودتر آزادی خود را بازیابند و چون گذشته در خدمت دین و کشور و مردم انجام وظیفه کنند.»
وی افزود: «ماه زاده درد دین داشت و با آرمان خود زندگی میکرد؛آرمانی که آن را در انقلاب اسلامی و در وجدان حقیقت جو و آزادی طلب ملت ایران یافته بود.»
رئیس بنیاد باران تصریح کرد:« آثار او همه جانبداری از دفاع مقدس و رزمندگان عزیز و پاسداری از عظمت میهن و حق و حرمت مردم و مقابله با توطئههای بیرونی و درونی است.»
وی تاکید کرد:« آیا چنین شخصی باید در زندان باشد ولی دروغگویان که جز تهمت زدن و ناسزاگوئی و دروغ پردازی با سوء استفاده از عناوین رسمی و امکانات کشور کاری ندارند و با آزادی کامل به همه چیز و همه کس بیش و پیش از همه به انقلاب و نظام و مردم لطمه بزنند؟»
رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:«گرچه بعضی از دروغها چنان ناشیانه است که هیچ انسان منصفی آن را باور نمیکند ولی چون با آنها برخورد نمیشود به پای نظام می نویسند.آیا اینها فتنه واقعی نیست؟»
سید محمد خاتمی تصریح کرد:« علاوه بر روزخبرنگار، دو حادثه مهم دیگر هم در مرداد ماه رخ داده است، یکی مشروطیت است که در 1285 فرمان آن صادر شد و مردم در عین پایبندی به دین خواستار مهار استبداد و رفع استعمار و جبران عقبماندگیهای کشور و حاکمیت بر سرنوشت خود بودند و در مشروطیت آزادی اندیشه و بیان به رسمیت شناخته شد ومطبوعات رکن چهارم مشروطیت به حساب آمد که مراد ازآن مطبوعات آزاد بود که از زبان مردم قدرت را نقد کنند تا به وادی دیکتاتوری نیفتد.»
وی با بیان اینکه « جریانات بعد از مشروطیت با استقرار دیکتاتوری رضاخانی همراه و حتی مسبوق به سرکوب آزادیها و شکستن قلمهاست» ، اظهار داشت:« در 28 مرداد نیز تاریخ ایران شاهد وقوع کودتای آمریکائی-انگلیسی علیه دولت ملی و آزادی خواه وطن دوست بر آمده از نهضت ملی بود.»
رئیسجمهور سابق کشورمان افزود:« این کودتای ننگین سبب استقرار خودکامگی وابسته به بیگانه شد و اولین اقدام حکومت کودتا و رژیم استبدادی سرکوب آزادیها و محدود کردن مطبوعات و تعطیل فعالیت های سیاسی دینی و ملی و قلع و قمع همه کسانی بود که درد دین و میهن داشتند.»
خاتمی با تاکید بر اینکه « ما از این حوادث باید درس بگیریم»، اظهار داشت:« حکومتی که رضایت مردم را در نظر نگیرد و خشونت را پیشه کند و امکان حضور و مشارکت مدنی مردم و جریان ها را سلب نماید سبب میشود که حرکتهای خشن پیدا شود.»
وی یادآور شد:« اگر نبود نهضت اسلامی و آزادی خواهانه و ضد استبدادی و ضد استعماری به رهبری حضرت امام(ره) که بر کلام ومنطق استوار بود و پایگاهی جز آگاهی و حضور مردم نداشت. خدا میدانست که جریاناتی که میپندارند قهر را باید با قهر پاسخ گفت با خشونت متقابل رژیم سابق و جریانات خشونتگرای مسلح چه به روز ایران میآوردند.»
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:« در سایه انقلاب، ملت احساس رهایی کرد، حاکمیت مردم بر سرنوشت به رسمیت شناخته شد، رای مردم میزان قرار گرفت، آزادی بیان و قلم و اجتماعات جزء ارزشها محسوب شد و در قانون اساسی بر همه اینها تاکید شد و این همان راهی است که همه باید برویم.»
وی افزود:« امروز باعث تاسف است که در کنار سیاستمداران و فعالان علمی ودانشگاهی و اجتماعی شاهد گرفتاری عده زیادی از اصحاب مطبوعات و رسانه و خبرنگار هستیم.»
سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:«خدا کند که در این مدت و با این همه هزینه که پرداخته شده همه متوجه شده باشند که آنچه رخ داده است اشتباه بوده است و تداوم راه انقلاب و تقویت نظام بازگشت همه به قانون اساسی و تبدیل فضای امنیتی مبتنی بر سوء ظن های ناروا به فضای آزاد و امن برای همه کسانی است که سربلندی کشور را میخواهند.»




فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر (FIDH) و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران (LDDHI) از دولتمردان جمهوری اسلامی می خواهند هرچه سریعتر هفت رهبر جامعه بهایی که در حال حاضر در زندان اوین بسر می برند را آزاد کنند.
روز ۸ اوت، هفت رهبر جامعه بهایی به جرم “جاسوسی برای اسراییل، توهین به مقدسات دینی، تبلیغ برضد نظام و رواج فساد فی الارض” از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب در تهران محکوم شناخته شدند. آنان قبل از تصمیم دادگاه بیش از دو سال به صورت “موقت” در زندان بودند.
فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران خاطرنشان می سازد که در تاریخ ۱۴ مه ۲۰۰۸، شش تن از رهبران بهایی از سوی عوامل وزارت اطلاعات دستگیر و به زندان پرآوازه اوین در تهران منتقل شدند. یکی دیگر از رهبران بهایی نیز روز ۵ مارس پس از احضار به دفتر وزارت اطلاعات در مشهد دستگیر شد. این هفت نفر عبارتند از: خانم فریبا کمال آبادی، خانم مهوش ثابت، آقای جمال الدین خانجانی، آقای عفیف نعیمی، آقای سعید رضایی، آقای بهروز توکلی و آقای وحید تیزفهم. این افراد از اعضای گروه هماهنگ کننده فعالیت های جامعه بهاییان هستند که تعداد آنان ۳۰۰ هزار نفر تخمین زده می شود. وکلای این افراد قصد دارند در مورد رأی دادگاه، درخواست تجدید نظر کنند.
اعضای این جامعه مذهبی سالهاست از سوی دولتمردان جمهوری اسلامی تحت تعقیب هستند که ظاهراً به دلیل باورهای دینی آنهاست. درحقیقت، در سال ۱۹۹۳ یک سند محرمانه از سوی کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل منتشر گردید که در آن از وجود یک استراتژی دولتی دایر بر اذیت و آزار جامعه بهایی در ایران خبر داده شده بود. طی چند ماه اخیر به نظر می رسد که سرکوب آنان به شکل چشمگیری افزایش یافته، به طوری که براساس گزارش های به دست آمده، روز جمعه ۲ ژوئیه ۲۰۱۰ تعداد پنجاه خانه بهایی در روستای ایول در شمال ایران به شدت مورد تخریب قرار گرفته است.
عبدالکریم لاهیجی، نایب رییس فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و رییس جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران در این رابطه می گوید: “چند روز پس از اینکه وضعیت جمهوری اسلامی توسط کمیته رفع تبعیض نژادی سازمان ملل مورد بررسی قرار گرفت و گزارش فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر در مورد تبعیض اقلیت های قومی و مذهبی در ایران در این کمیته تسلیم شد، دولتمردان یک بار دیگر ثابت کردند که به قوانین و اصول بین المللی پایبند نیستند و همچنان مردم بی گناه را به خاطر حق برخورداری از آزادی دین مورد اذیت و آزار قرار می دهند.”
فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران از دولتمردان جمهوری اسلامی می خواهند که هرچه سریعتر و بدون هیچ گونه قید و شرطی هفت رهبر جامعه بهایی را آزاد کنند و به سیاست های دولتی خود مبنی بر اذیت و آزار اعضای این جامعه پایان دهند.
دولت جمهوری اسلامی باید براساس اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر عهدنامه های بین المللی که متعاهد آنهاست عمل کند.
بدرالسادات مفیدی دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران به ۶ سال حبس تعزیری و ۵ سال محرومیت از فعالیت مطبوعاتی از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب محکوم شد.
به گزارش «تا آزادی روزنامه نگاران زندانی»، اتهامات این روزنامه نگار اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام در دادگاه روز سه شنبه هفته گذشته که به صورت غیرعلنی برگزار شد، توسط قاضی احمدزاده عنوان شده است.
مفیدی پیش از این به مدت ۵ ماه ونیم در بازداشت موقت بوده و هم اکنون با قرار وثیقه آزاد است.
جمعی از خبرنگاران روزنامه توقیفشده حیاتنو و روزنامهنگاران اصلاحطلب به مناسبت روز خبرنگار با حجهالاسلام والمسلمین سیدهادی خامنهای دیدار کردند.
به گزارش خبرنگار کلمه، حجه الاسلام و المسلمین سید هادی خامنه ای در این نشست ضمن اظهار خشنودی از دیدار همکاران مطبوعاتی به برخوردهای صورت گرفته با اصحاب رسانه اشاره کرد و گفت: نحوه برخورد با جامعه مطبوعاتی و روزنامهنگاران نشان دهنده میزان نقشآفرینی و تاثیر کار این عده در سطح جامعه است. خبرنگاری و روزنامهنگاری در سالهای اخیر اهمیت زیادی پیدا کرده و همین اهمیت است که موجب میشود عدهای نفاقآلود و ریاکارانه مدعی حمایت و همراهی با خبرنگاران شوند. کسانی که از یک سو اسباب و زمینههای فعالیت آزاد مطبوعات را کنار میزنند و از سوی دیگر مدعی حمایت از خبرنگاران میشوند.
مدیرمسئول روزنامه توقیف شده حیاتنو با گرامیداشت یاد روزنامهنگاران زندانی گفت: تجربه زندان و حوادث یک سال گذشته از جهات مختلف پندآموز و سازنده است. اگر چه برخی از این حوادث، تلخ بود، اما در کشف حقیقت و ساختن انسانها تأثیر زیادی داشت.
وی ضمن انتقاد از گسترش نفاق و دروغ در جامعه گفت: به همان میزان که نفاق و دروغ رشد کرده، ما هم باید راستی و شفافیت را ترویج کنیم و در این راه از شیوهها و ادبیات متناسب با شرایط زمان بیش از پیش بهره ببریم تا مردم با حقایق امور بیشتر آشنا شوند.
دبیرکل مجمع نیروهای خط امام افزود: همانگونه که جریان دروغ با استفاده از امکانات مختلف برای فریب افکار عمومی تلاش میکند، ما هم بایستی از ابزارهای موجود بویژه رسانههای دیجیتال و گفتگوهای نزدیک با مردم به اطلاعرسانی و آگاهیبخشی بیشتر بپردازیم.
وی ادامه داد: جریان دروغ سعی دارد مردم را از رسیدن به حقوقشان ناامید کند و خود را مسلط بر اوضاع نشان دهد. درحالی که اگر اهرمها و نیروهای خاص به کمک این جریان نمیآمد، خیلی زودتر شاهد کنار رفتن آنها میبودیم. در حقیقت دوام امروز آنها مانند ورزشکاری است که با دوپینگ و شیوههای غیرقانونی در میدان حضور دارد.
این نماینده سابق مجلس گفت: تورم و گرانی، ازهم گسیختگی اجتماعی، مفاسد اخلاقی، بیکاری، تعطیلی واحدهای صنعتی و دهها بحران دیگر در ابعادی گسترده مشاهده میشود. اما نهتنها هیچ انعکاسی در صدا و سیما ندارد، که از طریق همین رسانه، مساجد و محافل مختلف و سایر رسانههای وابسته تبلیغ میکنند که هیچ مشکلی وجود ندارد. در حالی که مردم از نزدیک با همه وجود مشکلات را درک میکنند. مشکلاتی که چند برابر گذشته است.
سیدهادی خامنهای افزود: یکی از مشکلات امروز ما تحریف اخبار و اطلاعرسانی انحرافی است. تحریف اخبار عمدتا همراه با دروغ و تهمت است و در فاز دیگرش میشود با برجستهسازی برخی مسائل را منحرف سازند. مثلا گاهی بیحجابی را چنان علم میکنند که تمام نگاهها متوجه آن شده و مسائل مهم دیگر فراموش شود. این درحالی است که موضوعی مانند بیحجابی هم ریشه در برخی معضلات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارد که جریان مورد بحث حاضر نیست به آنها توجه کند و مسئولیتی در برابر آنها بهعهده بگیرد.
وی در پایان اظهار امیدواری کرد که با صبر و استقامت این روزها پایان یابد و عزیزان دربند بهویژه همکاران رسانهای هرچه سریعتر به آغوش خانوادههایشان باز گردند و امکان فعالیت آزاد و قانونمند رسانههای مستقل فراهم شود.
یکی ازنمایندگان مجلس درباره ادعای رسایی که گفته بود شخص سید محمد خاتمی یک میلیارد دلار مورد نظر آیتالله جنتی از عربستان گرفته است، میگوید: من درمورد اشخاص اظهار نظر نمیکنم و توصیه میکنم دیگران هم این کار را نکنند. چون باید در روز رستاخیز پاسخگو باشند.
به گزارش ایلنا، حسین اسلامی ، نایبرئیس کمیسیون اصل نود درباره امکان پیگیری ادعای آیتالله جنتی و رسایی در مورد پرداخت یک میلیارد دلار از سوی آمریکا که به بعضی اشخاص در ایران، گفت: سخنی که آیتالله جنتی گفتهاند در یک سخنرانی عمومی بوده و اگر ایشان بخواهند که این موضوع در مجلس پیگیری شود، باید اسناد مربوط به ادعای خود را هم ارائه دهند. وگرنه به صرف ادعای مطرح شده در یک سخنرانی، کمیسیون اصل نود مجلس وظیفه پیگیری ندارد.
اسلامی با بیان اینکه دستگیرشدگان حوادث پس از انتخابات در اعترافاتی که از تلویزیون هم پخش شد به دریافت مبالغی از خارج از ایران، اعتراف کرده بودند ادامه داد: حالا اینکه عددش در همین حدود یک میلیارد دلار است یا نه را نمیدانم. اما به هر حال بحث عدد و رقم را هم که کنار بگذاریم همه میدانند آمریکا هر سال مبلغی را در بودجه مجلس و یا کنگره برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی اختصاص میدهد.
اسلامی درباره ادعای رسایی نماینده تهران که گفته بود شخص سیدمحمد خاتمی یک میلیارد دلار از عربستان دریافت کرده است، نیزابراز عقیده کرد: من در مورد اشخاص اظهار نظر نمیکنم و به دیگران هم توصیه میکنم که رعایت کنند. چون در روز رستاخیز باید پاسخگو باشند.
عضو فراکسیون اصولگرایان همچنین درباره مباحثی که پیرامون دخالت قوه مجریه در امور دو قوه دیگر مطرح میشود، اظهار کرد: در قانون اساسی قوای سهگانه کاملا از یکدیگر تفکیک شدهاند و مستقل از یکدیگر کار میکنند.
وی تصریح کرد: اگر قوهای در امور دیگر قوا دخالت میکند، خلاف قانون اساسی رفتار کرده است.
با گذشت نزدیک به ۵ ماه از آخرین اخراج دسته جمعی کارگران نوشابهسازی ساسان هنوز تمامی این کارگران نتوانستهاند از حق قانونی خود مبنی بر دریافت مقرری بیمه بیکاری استفاده کنند.
به گزارش ایلنا، جمعی از کارگران قراردادی کارخانه نوشابهسازی ساسان اعلام کردند که هنوز موفق به دریافت مقرری بیمه بیکاری نشدهاند.
این کارگران در جریان تعدیلهای سال ۸۸ شرکت ساسان به اجبار از کار اخراج شده بودند و تعداد آنها به بیش از ۷۰۰ نفر می رسد.
کارگران اخراجی میگویند: پس از آنکه کارفرما حاضر نشد حتی با آنها بهعنوان کارگر ساده قرارداد ببندد، به سازمان تامین اجتماعی مراجعه کردند تا از مقرری صندوق بیمه بیکاری استفاده کنند.
به گفته یکی از کارگران در حال حاضر نزدیک به نصف اخراج شدگان به شرط شرکت در دورههای آموزش فنی و حرفهای توانستهاند تا حدودی از حق خود استفاده کنند اما تکلیف مابقی هنوز روشن نشده است.
این کارگران همچنین میگویند پس از اخراج آنها ،کارفرما نیروی جایگزین را با پرداخت حداقل حقوق و حذف سرویس و ناهار استخدام کرده است.
کارگران نوشابه سازی ساسان تنها مورد در این موضوع نیستند.
گزارش هایی که در سالیان اخیر انتاشر یافته است، نشانگر آن است که بسیاری از کارگران چنین مشکلی دارند.
کارشناس مرکز تحقیقات و پژوهشهای فلکی و نجومی قم با اشاره به این که در غروب روز بیست و نهم ماه شعبان امسال ماه و خورشید به طور هم زمان غروب میکنند، بیان داشت: امکان استهلال هلال ماه رمضان در بیست و نهم شعبان امسال وجود نخواهد داشت.
به گزارش مهر، حجت الاسلام سیدرضا اصفهانیان با بیان اینکه بیست و نهم شش ماه قمری در سال وضعیت ماه و خورشید به گونهای است که به طور همزمان غروب میکنند، اظهار داشت: این وضعیت در شش ماه از سال به صورت متناوب و نه متوالی اتفاق میافتد و در بیست و نهم ماه شعبان امسال نیز این وضعیت وجود دارد که به دلیل غروب هم زمان ماه و خورشید در پایان روز بیست و نهم ماه شعبان، امکان رؤیت ماه در آن شب وجود نخواهد داشت.
اصفهانیان با اشاره به این که این وضعیت علاوه بر ایران در کشورهای همسایه نیز وجود دارد تصریح کرد: بر اساس پیش بینیهای منجمان و قواعد علم نجوم به دلیل عدم رویت ماه در غروب بیست و نهم ماه شعبان، هلال ماه رمضان در غروب سی امین روز ماه شعبان قابل رؤیت خواهد بود و بنابراین روز پنج شنبه بیست و یکم مرداد ماه، اول ماه رمضان میباشد.
کارشناس مرکز تحقیقات و پژوهشهای فلکی و نجومی قم با توجه به اهمیت رؤیت هلال ماه مبارک رمضان خاطر نشان کرد: علاوه بر گروههایی که از سوی دفتر مقام معظم رهبری برای استهلال هلال ماه رمضان اعزام میشوند، در قم نیز علی رغم عدم امکان رؤیت ماه در غروب بیست و نهم شعبان، چهار گروه از رصدگران و گروههای حرفهای با تمام تجهیزات در ارتفاعات جنوب شهر و در تپههای بوستان علوی از امروز مستقر شدهاند که کار رصد آنها تا فردا ادامه پیدا خواهد کرد.
اصفهانیان در پایان اظهار داشت: در کنار گروههای حرفهای رصد، دوربینهایی قرار داده شده است که علاقهمندان و افراد آماتور نیز میتوانند به رؤیت هلال ماه رمضان بپردازند.
اخیرا در دانشگاه های کشور طرحی با عنوان "ضیافت اندیشه" تبلیغ شده است که در ماه رمضان به اجرا در خواهد آمد.
به گزارش دانشجونیوز، طرح مذکور وابسته به نهاد نمايندگي رهبری در دانشگاه ها می باشد که از تاريخ ۲۳ مرداد تا ۱۰ شهريورماه به مدت ۲۰ روز برگزار خواهد شد. ۳۰ دانشگاه بزرگ كشور در مراكز ۳۰ استان و ۵ دانشگاه بزرگ شهر تهران محل اجرای این طرح است. این در حالی است که ورود دانشجویان به دانشگاه های سراسری در مردادماه بسیار مشکل است و تنها دانشجویانی که در حال انجام پروژه خود هستند با طی کردن مراحل اداری اجازه ورود به دانشگاه را می یابند.
نکته جالب توجه در طرح "ضیافت اندیشه" که در دانشگاه های بزرگ کشور با نصب بنرهای بزرگی به تبلیغ آن پرداخته اند، معادل بودن شرکت در این طرح با ۴ واحد درسی می باشد. دراطلاعيه این مراسم آماده است " برای هر دانشجو با گذراندن ۹ عنوان درسی در طرح ضیافت اندیشه ۴ واحد درسی معارف ، از گرایش های گروه معارف احتساب میگردد ( اين طرح شامل تمامی دروس از تمامی گرايش های گروه معارف ميشود ). واحدهای تابستانی نبايد از نظر زمان برگزاری كلاسها با واحدهای طرح ضيافت تداخل داشته باشند و حضور دانشجويان در كلاسهای طرح ضيافت اجباری مي باشد و عدم شركت به منزله انصراف مي باشد."
اینکه چگونه در طول مدت ۲۰ روز مسولین برگزار کننده این طرح می خواهند ۹ عنوان درسی که معادل ۴ واحد درسی معارف میشود، را درس بدهند عجیب و تامل برانگیز است.
البته لازم به ذکر است که برگزاری چنین طرحی که در آن واحد های درسی نیز پاس می شود، مناسب دانشجویان بسیجی و سهمیه ای است که در وقایع بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ مشغول سرکوب مردم و دانشجویان بوده اند.
سرکوب دانشجویان طی سالهای اخیر، به خصوص وقایع یک سال گذشته باعث شکاف هر چه بیشتر بین دانشجویان و حکومت ایران شده است. اکنون مسئولین فرهنگی و امنیتی کشور برای کنترل وضعیت دانشگاه ها، به رانت دهی به اقلیت حامی خود دست زده اند، در حالیکه بسیاری از دانشجویان معترض با انواع احکام محرومیت از تحصیل و مشکلات بسیار برای ادامه تحصیل خود مواجه هستند.
به دلیل عدم حضور قاضی شعبه 26، پیرعباسی، جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات محبوبه کرمی برای بار دوم به تعویق افتاد. به گفته وکیل کرمی، جلسه دادگاه به روز شنبه 23 مردادماه انتقال یافت.
به گزارش تغییر برای برابری، اکنون 161 روز از بازاداشت محبوبه کرمی می گذرد و با وجود نظر پزشکی قانون و پزشک داخل زندان مبنی بر اینکه حضور در زندان باعث افزایش بیماری افسردگی وی می شود، قرار بازداشت وی تقلیل نیافته است.
محبوبه کرمی فعال جنبش زنان وعضو کمپین یک میلیون امضا، در تاریخ ۱۱ اسفند ماه ۱۳۸۸ ، پس از تفتیش منزل و ضبط برخی از وسایل شخصی برای پنجمین بار دستگیر و روانه بند ۲ الف سپاه شد.
وی بیش از ۸۰ روز در این بند نگهداری و سپس به سلول زندانیان سیاسی در بند نسوان اوین، اتاق ۵ ، بند ۲ بالا منتقل شد. بار اول و دوم بازداشت وی در رابطه با حوادث ۱۸ تیر بود. بار سوم، ۲۴ خرداد ۱۳۸۷ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت و پس از ۷۰ روز آزاد شد. باردیگر، ۶ فروردین ۱۳۸۸ به همراه ۱۱ تن از اعضای کمپین و فعالان جنبش زنان که قصد دیدار نوروزی با خانواده زهرا بنی یعقوب را داشتند به اتهام اخلال در نظم عمومی دستگیر و پس از ۱۳ روز آزاد شد.
در همه پرونده های فوق، حکم تبرئه برای وی صادر شده است.
پس از گذشت سه هفته از بازداشت دو جوان کرد هنوز از سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست.
به گزارش هرانا، دو جوان کرد اهل روستای " لون سادات" از توابع شهرستان کامیاران به نام های " حسن رحمانی و منت رحمانی" از حدود سه هفته پیش به ستاد خبری اداره اطلاعات این شهر احضار شدند که بعد از مراجعه آنها به اداره اطلاعات، نیروهای امنیتی اقدام به بازداشت این دو شهروند کرد کرده اند.
پیگیری خانواده های این دو بازداشت شده برای اطلاع از سرنوشت آنها تا کنون به جایی نرسیده است.
وقت آنست که از صمیم جان، با اخلاص و ایمان برای فرزندان غیور و با شعور،درد آشنا و مسئولیت پذیر با ایمانمان که اکنون در زندان با مرگ و شکنجه دست به گریبانند و از نهایت عسرت دست از جان شسته و برای احقاق کمترین حقوق انسانی خود، در اعتصاب غذایند علی الخصوص در لیالی متبرک قدر دعا کنیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تبارک و تعالی:
شهررمضان الذی انزل فیه القران
ملت شریف و مسلمان ایران
نسیم رحمت الهی از افق بی کران و زیبای ماه مبارک رمضان وزیدن گرفته است و شمیم عطرآگین بهار قران جان مشتاقان حضرت احدیت رابه وجد و سرور آورده.
- ماهی که بهترین ماه خداوند است و ساعاتش بهترین ساعات برای عبادت ، نفسها عطر تسبیح و دعا دارد و قدمها آهنگ جهاد. خوابش به نوعی عبادت و بیداریش طی طریق سعادت ، ماهی که ضیافت اله برپاست و همه بندگان را به آن راه! دراین ماه پاداش عبادت بی شمار عنوان شده است.
بار خدایا اصلاح و تسدیدی در وضعیت نابسامان ما فراهم آور و گرهی از کار فرو بسته این جامعه که به علت ندانم کاری ، سوءمدیریت و احیانا خیانت به جانب افول و سقوط پیش میرود بگشا!
خداوندا به مردم ما صبر و همتی و به مسئولین ما حمیت عطا فرما که بیش از این جامعه را در خطر فقر و انحطاط نیندازندو به قهقراء مذلت نکشانند.
وقت آنست که از صمیم جان، با اخلاص و ایمان برای فرزندان غیور و با شعور،درد آشنا و مسئولیت پذیر با ایمانمان که اکنون در زندان با مرگ و شکنجه دست به گریبانند و از نهایت عسرت دست از جان شسته و برای احقاق کمترین حقوق انسانی خود، در اعتصاب غذایند علی الخصوص در لیالی متبرک قدر دعا کنیم!
دعا کنیم و از خداوند بخواهیم که در کار این بندیان گرفتار ظلم حاکمان مدعی ایمان،فرجی حاصل آورد و موجبات استخلاص آنها را فراهم گرداند.
خدایا در این ماه توفیق دعا و همت عمل به مدعا را به همه ما عطا فرما!
خداوندا در ماه نزول قرآن و ماه شهادت “قران ناطق” علی مرتضی(ع) اولین مظلوم تاریخ! مارااز شر خدعه پردازان و قران برنیزه گیران و از شرسفیهان و ساده لوحان بر امان دار!
در پایان بر حسب وظیفه چند توصیه به همه دوستداران حضرت حق و سالکان طریقت و عاشقان حضرت احدیت که قاطبه شما مردم شریف ایران ایران در این زمره اید بعنوان برادر روحانی با شما در میان می گذارم و از همه شما خاضعانه التماس دعا دارم.
۱- بویژه در بهار قران به تلاوت هرچه بیشتر قران همت ورزیدند و جدا” از هرگونه تظاهر و ریا اجتناب کنید.
۲- به هر دلیل موجه یا غیر موجه از تظاهر به روزه خواری اجتناب ورزیده و شعائر شریعت را گرامی دارید.
۳- تلاش نمائید که همواره و بویژه در این ماه حتی الامکان علیرغم تمامی مشکلات و مصائب خوش خلق و خوشرو بوده و با خلق خدا مهربان باشید.
۴- دعا برای فرج و ظهور قائم آل محمد (عج) در این ماه بسیار توصیه شده است.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکته
مهدی کروبی
در حال حاضر از چاههای نفت مسجد سلیمان روزانه نزدیک به 40.000 بشکه نفت استخراج میشود و با اینکه سد شهید عباسپور و سد مسجد سلیمان، (از جمله بزرگترین سدهای ایران) در جوار این شهر قرار دارند، مردم از نظر آب هنوز در مضیقه بوده و بصورت ساعتی (سه تا چهار ساعت در روز) از آب استفاده میکنند. مردم بعضی مناطق مسجد سلیمان به جهت وجود میدانهای گازی، گاه دچار مسمومیتهای ناشی از استنشاق بوی گاز میشوند و در مواردی ساکنین شهر طی یک برنامه ضربتی مجبور به نقل و انتقال شدهاند. نشت گاز و نفت در مناطقی از شهر گاهی حادثه ساز شده و باعث بروز انفجار در منازل مسکونی میشود.
تصاویری که در ادامه می آید، گواهی بر بسیاری ناگفته هاست ...
نشت نفت در کف یکی از خانه های مسجد سلیمان

شعله زرد رنگ ناشی از سوخت گاز تصفیه نشده و غیر استاندارد

پیرمردی در حال گرفتن سوراخ های لوله و جلوگیری از نشت گاز

نشت گاز از لوله های غیر استاندارد گاز در سرتاسر شهر



زن مسجد سلیمانی که در اثر وجود گاز های ترش در هوا دچار بیماری شدید قلبی و ریوی شده است

زنی در حال پخت و پز با گاز ترش و لوله کشی و شیلنگ بلند و غیر استاندارد در حیاط منزلشان

فروختن آب به شهر وندان یکی از مشاغل کاذبی است که بعضی از کودکان به آن مشغولنند

بسیاری از مردم همچنان گاز منزلشان را از طریق کپسول های گاز تامین می کنند

منبع: جرس
صادق زیبا کلام بر این باور است که درگیری بر سر لحن بیادبانه نیست. به نظر میرسد این شروع اختلافاتی بسیار ریشهدارتر و قویتر در جناح راست است. به اعتقاد من همان تقسیمبندیهای دهه هفتادی هنوز در فضای سیاسی ایران وجود دارد.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران معتقد است اگر یك داوری، درباره بكارگیری ادبیات مناسب با شان و جایگاه مسئولان تشكیل شود، تنها احمدینژاد نیست كه نمره پایینی میگیرد. بلكه رئیسمجلس هم نمره قابل قبولی دریافت نمیكند.
صادق زیباكلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در گفتگو با ایلنا، درباره سخنان رئیس قوه قضائیه كه احمدی نژاد را به استفاده از ادبیات متین و قابل قبول جامعه دعوت كرده بود، با بیان مطلب فوق، افزود: ادبیات آقای علی لاریجانی نیز در مواردی مناسب نیست. البته انتظار از آقای لاریجانی كه دكترای فلسفه دارد، خیلی بیشتر از آقای احمدینژاد است. ضمن اینكه بسیاری دیگر از اصولگرایان هم هستند كه با همین لحن نامناسب با منتقدین خود مواجه میشوند.
وی با اشاره به ادعاهای مطرح شده از سوی گروههای مختلف اصولگرا كه تلاش میكنند خود را در مسائل كلی كشور متحد نشان دهند، خاطرنشان كرد: ادعاهایی از این دست بیشتر به بازی با كلمات و تعارف شبیه است و من را به یاد مباحث رایج در دهه هفتاد یعنی زمان ریاستجمهوری آقای رفسنجانی میاندازد.
به گفته وی، آن موقع غربیها میگفتند اختلافات در ایران جدی است و دو جناح در ایران در حال رقابت با یكدیگر هستند و آقای هاشمی رفسنجانی نمایندگی یك جناح واقعگرا را برعهده دارد. در حالی كه عدهای دیگر هستند كه جناح تندرو را رهبری میكنند.
وی افزود: در همان زمان هم آقای هاشمی مرتبا در خطبههای نماز جمعه اینطور عنوان میكرد كه این غربیها نمیفهمند كه میان گروههای سیاسی در ایران تا چه حد اتحاد و اتفاق وجود دارد. در صورتیكه اینطور نبود. الان هم اگر درست دقت كنید میبینید كه درگیری بر سر لحن بیادبانه نیست. به نظر میرسد این شروع اختلافاتی بسیار ریشهدارتر و قویتر در جناح راست است. به اعتقاد من همان تقسیمبندیهای دهه هفتادی هنوز در فضای سیاسی ایران وجود دارد.
زیباكلام درباره آرایش نیروهای سیاسی ایران در آینده نیز گفت: در ابتدا باید بگویم سبزها و اصلاحطلبان به دلیل اینكه نیروهایشان یا در زنداناند و یا از كشور مهاجرت كردهاند و دلایل دیگر، در آینده حداقل چند ساله ایران، جایگاهی نخواهند داشت. از این رو دینامیك سیاسی در ایران میان دو طیف اصولگرایان خواهد بود.
استاد دانشگاه تهران با تقسیمبندی اصولگرایان به دو طیف اصولگرایان عقلگرا و اصولگرایان رادیكال، ادامه داد: اصولگرایان عقلگرا یعنی افرادی مانند باهنر، لاریجانی، قالیباف، مطهری، نادران و امثالهم كه اكثرا نقطه ثقلشان در مجلس قرار دارد. اینها در مقابل اصولگرایان رادیكال كه بیشتر در دولت دهم و كمتر در مجلس حضور دارند صفآرایی كردهاند. آینده سیاسی ایران بیشتر تحت تاثیر رقابت این دو طیف خواهد بود.
زیباكلام در تحلیل نتیجه رویارویی میان این دو طیف اصولگرا، اظهار كرد: البته در كوتاهمدت كفه ترازو به سود اصولگرایان رادیكال خواهد بود. اما به نظر میرسد در بلندمدت با توجه به اینكه در عرصه اقتصاد سیاستهای اقتصادی دولت دهم ناكارآمدی خود را نشان میدهد و در عرصه سیاست خارجی هم سیاستهای دولت دهم كشور را با بحران مواجه كرده است؛ به مرور اصولگرایان عقلگرا خواهند توانست جای تندروها را بگیرند كه میتوان گفت دولت یازدهم و مجلس نهم عرصه این جایگزینی سیاسی خواهد بود.
اکبرگنجی به عنوان پنجاه و نهمین قهرمان آزادی مطبوعات جهان از سوی موسسه مطبوعات بین المللی برگزیده شد.
بر اساس گزارش پایگاه اینترنتی موسسه بین المللی مطبوعات این روزنامه نگار به خاطر مبارزهاش برای حقيقت و عدالت انتخاب شده است.
این گزارش می افزاید پنج داور اين مؤسسه برای انتخاب قهرمان آزادی مطبوعات، اکبر گنجی را به دليل دفاع از آزادی بيان و حقوق برابر برای همگان، شايسته تقدير دانستنه اند.
در این گزارش به مبارزات اکبر گنجی و سابقه زندان وی اشاره شده و آورده است که وی به رغم شرایط سخت زندان به نوشتن و افشاگری پرداخته است.
اکبر گنجی، پیش از این برنده جایزه ۵۰۰ هزار دلاری میلتون فریدمن موسسه کیتو برای پیشبرد آزادی در سال ۲۰۱۰ شده بود.
احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان به تازگی مدعی شد، که ایالات متحده، از طریق سعودیها، یک میلیارد دلار، به «سران فتنه» داده است که با واکنش گسترده اصلاحطلبان مواجه شد.
سعید رضوی فقیه، روزنامه نگار در تهران و عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ، درباره این اتهام و طرح ادعاهایی مشابه به رادیو فردا میگوید.
سعید رضوی فقیه: من فکر میکنم دستگاه قضایی پیش از هر چیز باید به شکایت آقای تاجزاده از آقای جنتی که سالها پیش ارائه شده، رسیدگی کند تا نشان دهد نسبت به شاکیان متفاوت بیطرف است.
نکته دیگر این که اگر واقعاً سندی برای حرفهایشان دارند خوب است به اطلاع افکار عمومی برسد یا مشخص کنند به کدام شعبه از دادگاه انقلاب این اسناد جهت رسیدگی به پرونده سران جنبش سبز یا سران فتنه ارائه شده است.
من فکر می کنم ادعای آقای جنتی اگر هم مستند به سندی باشد، این اسناد از آن دسته مستنداتی است که از برخی متهمان دستگیر شده تحت شکنجه اخذ شده است.
ما طی یک سال و نیم گذشته شاهد بودیم بسیاری از اتهاماتی که به هواداران یا سران جنبش سبز توسط دستگاه قضایی وارد شده فقط اعترافات بعضی از دستگیرشدگان بوده که بعدها ادعا کردند تحت شکنجه از آنها اعتراف گرفته شده است. من فکر نمیکنم تا به حال حتی یک سند محکمه پسند و مستند به افکار عمومی ارائه شده باشد.
- تاثیر این ادعا در فضای سیاسی ایران در حال حاضر چیست؟
این ادعاها نه تنها در دوره یک سال و چند ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر بلکه در دوران اصلاحات نیز وارد میشد، از جمله این که اشخاصی با چمدانهای پر از دلار به ایران آمدند و این دلارها را بین اصلاحطلبان پخش کردند. حتی رهبر جمهوری اسلامی زمانی در یک سخنرانی خود گفت من دست دشمن را در برخی از این روزنامهها میبینم، اما هرگز نه دستی از دشمن افشا شد و نه کسی که چمدانهای پر از دلار را به ایران آورده و بین اصلاحطلبان توزیع کرده بود شناسایی و دستگیر شد.
من فکر نمیکنم این ادعای آقای جنتی با کمترین سندی که در افکار عمومی قابل توجه و اعتنا باشد منتشر شود. بسیاری از رهبران جمهوری اسلامی از این دست ادعاها بارها و بارها مطرح کردهاند.
ـ چرا آقایان موسوی و کروبی به مراجع تقلید نامه نوشتند و چه امیدی به این نامهنگاری وجود دارد؟
آنها حتی اگر به دستگاه قضایی هم نامه بنویسند و از آیت الله جنتی شکایت کنند به رغم این که میدانند دستگاه قضایی به شکایتشان رسیدگی نمیکند، فقط باید برای ثبت در تاریخ و برای اطلاع افکار عمومی و برای رفع اتهام از پذیرفتن این اتهام سادهلوحانه میبایستی این کار را انجام دهند.
در جایی که نمی توانیم اقدام عملی انجام دهیم حداقل میتوانیم صدای خودمان را به اعتراض در مورد این حرفهای بیهوده بلند کنیم.
سیدعلی صالحی؛ شاعری است که کمترین دستاوردش امضای مشخص خودش پای کارش است. میتوان شعری را خواند و با اطمینان گفت سرودهی سیدعلی صالحی است.
به گزارش ایلنا، واژههای نرمخوی شعر صالحی، زبان غنایی و تلاش برای نزدیکی به جهان روزمرهی انسان امروز، اگرچه ذهنیت تجربهگرا را همواره راضی نگه نمیدارد، ابعاد دنیای شعری صالحی را خودبسنده و متکی به خود حفظ میکند. گزینه شعر صالحی در نمایشگاه امسال ازسوی انتشارات مروارید عرضه شد. همین طور مجموعه اشعاری که نگاه از او درآورده است به چاپ چهارم رسیده است. “ما نباید بمیریم” و ” ردپای برف…” امسال ازسوی نشر آگه منتشر شد. او برندهی جایزهی شعر فروغ در سال ۱۳۵۶، جایزهی اتحادیهی نویسندگان عرب
تحت عنوان مدال ابداع در سال ۱۳۸۲و جایزهی جشنواره گلاویژ از سلیمانیه کردستان عراق در سال ۱۳۸۴ است. چاپ دفتر شعر ” انیس آخر هفته میآید” بهانهای شد تا پای حرفهای آقای شاعر بنشینیم.
تازهترین مجموعه شعرتان یعنی «انیس آخر هفته میآید» در ۳ هزار نسخه منتشر شده است، آیا انیس واقعا آخر هفته میآید؟
ــ این تنها یک اسم است و بستگی دارد به تفسیر و تعبیر شما. اینجا انیس درواقع به معنای عام انسان آمده است.
دفتر دوم شما نیز پروانهی نشر گرفت…
ــ نام این مجموعه «ما نباید بمیریم،ر ویاها بیمادر میشوند» است. این مجموعه را موسسه انتشاراتی آگاه منتشر کرد. البته چاپ دفتر سوم را مجددا انتشارات نگاه به عهده دارد که هنوز مجوز نگرفته است.
شما را به عنوان شارح و مدافع شعر گفتاری میشناسند. به نظر شما بوطیقای شعر گفتار چیست؟
اگر میسر بود که در یک مصاحبه روزنامهای، بوطیقایی را در طبق آورد که دیگر معنی منش و روش و مولفه و شاخصه و کارنامه نمیداد. در ۲۷ سال، تا آنجاکه در وسعم بوده طی سخنرانیها، مقالات و مصاحبهها،
” در هر سنوسالی؛ تجاربو اندوختههایی دارم. فقط به صدای درون خود به آن شهود خلاق گوش میکنم. میآموزم و پیش میآیم. “
مبانی تئوریک این جریان را بازگفته و ثبت کردهام. شعر گفتار برای من تا امروز دارای ۳دوره بوده است تا این روزگار که دورهی سوم آن را تجربه میکنم.
دوره اول: از دفتر «منظومهها» تا «دیر آمدی ری را». دوره دوم: از«عاشق شدن در دی ماه، مردن به وقت شهریور» تا «دعای زنی در راه». دوره سوم: از«یوما آنادا» تا امروز که ادامه دارد. یعنی از کشف خام تا مرحله تاکید بر مضمون و این دوره که فرم و ساخت به قوام خود رسیده است.
تصور میشود که در دفتر «انیس …» از زبان کاملا غنایی و تعبیرات و استعارهها و تشبیهات دفترهای پیشین فاصله گرفتهاید. گرچه هنور هم میتوان گفت گرایش به آمیزهای از زبان غنایی و گفتار، از ویژگیهای این دفتر است. این گرایش تازه در شعرهای پیشین شما کمتر دیده میشود، آیا مسیر دیگری است و چرا؟
ـ این پرسشی دقیق است اما من پاسخی حرفهای و دقیق برای آن ندارم. من در هر سنوسالی؛ تجاربو اندوختههایی دارم. فقط به صدای درون خود به آن شهود خلاق گوش میکنم. میآموزم و پیش میآیم. اگر روزی این صدای درونی بگوید از شعر دست بردار، حتما اطاعت خواهم کرد. چون تا امروز به من دروغ نگفته است. من ممنونم که این نکته را بازگو کردید و این باعث میشود برخلاف عادتم یکبار دیگر «انیس…» را بخوانم و ببینم آیا اتفاقی رخ داده است؟
در تعداد قابل توجهی از شعرهای «انیس…» شاهد نوعی بیان کنایی هم هستیم. کنایات شاعرانه که سینهبهسینه سانسور میایستد. شعر اعتراض … که به دغدغههای مردم میپردازد و ارج مینهد، آیا اینطور است؟
اگر این را تایید کنم، میترسم آن را جمع کنند، اما حقیقتا اگرچه شاعر مردمی نیستم، اما شاعر مردم که هستم. من از اعماق جامعه به کلمه رسیدهام. دنیا را به من بدهند، مردم و آمال آنها را فراموش نمیکنم. اصلا من برای همین مردم شریف زندهام. با این حال از شعر سیاسی پرهیز میکنم، شعار میشود، حال آدم را میگیرد. شعر من سانسورپذیر نیست چون پهلوها و تعابیر عدیدهای دارد.
میتوانید از رابطه ادبیات و شعر با امر سیاسی بگویید؟
نه! شاید یک ربع قرن پیش از این اگر با چنین پرسشی روبهرو میشدم، کلی اسم و نقل قولهای مرعوبکننده ردیف میکردم و قسم و آیه که شعر نمیتواند سیاسی نباشد، اما راستش را بخواهید سیاست؛ زادهی هنر است و نه اینکه هنر مولود سیاست باشد. پس برای من پرونده بسته شده است. بعضی از دوستان با قرائت خود میگویند فلان شعرت سیاسی است. میگویم، بیتقصیرم. من عین زندگی را میسرایم، حالا اگر اعتراضی هست که هست، حق با ماست. مفاهمهی مدنی است.
به من چه که سیاسی از آب درآمده است.
این سوال که “تعهد در اثر هنری چیست؟” را باید در بقچه پیچید و دورانداخت، مثل پرسشگری درباره هنربرای هنر! اما آیا به ما کمک نمیکند کمی موضوع را بشکافیم؟
ـ تعهد؛ امری انسانی است. آن شیرپاک خوردهای که برای اولین بار این عبارت را از میان دو شقه کرد، موجود نازنینی نبوده است. چه کسی گفته هنر برای هنر یا قطعا هنر برای تعهد؟ نخیر!
به شعر برمیگردیم شعر هم باید شعر باشد هم مسئول. مثل شعر حافظ یا شاملو یا ریتسوس، لورکا، ناظم حکمت، پاز، محمود درویش و پابلو نرودا.
شاعر فطری به وقت خلاقیت، به این دستورالعملهای بیهوده نمیاندیشد. ذهنش مهیا و زبانش از پیش به آن تربیت لازم دست یافته است. به رفتن میاندیشد نه به راه. تعریف راه هم به عهدهی کاروان بعدی است.
چه عناصری بر سلیقه زیباییشناسی مردم تاثیر میگذارد؟
آیا اصلا قابل شمارش هست؟؛ اصل هر چیز به آزادی بیان برمیگردد. بدون این اصل، مکافات فراوان است. یک دنیا توضیح نیز شما را راضی نخواهد کرد. در این زمینه، شرط توسعه پایدار،همان آزادی بیان است. آدمی زیر آب نمیتواند آواز بخواند.
شعر دهه هفتاد تجربهای بیاد ماندنی را پشت سر گذاشت.هنوز بسیاری از این سنت ادبی بهره میبرند. نظر شما به عنوان یکی از پرمخاطبترین شاعران معاصر ایران، درباره شعر زبان و نوآوریها در عرصه فرم در دو دهه اخیر چیست؟
ای کاش فرصت بود تا لااقل در این دقیقه، نسبت به شعر دهه هفتاد به صورت مفصل ادای دین میکردم. سال شصت و هشت من در موخره دفتر«عاشق شدن در دی ماه» پیشنهاد کردم که شعر زبان را جانشین روایت کلان زبان شعر کنید. البته منظور من گرایش رادیکال به سوی بازی زبان و زبانیت صرف در شعر نبود. گفتم شعر را از دل زبان به درآورید و نه اینکه زبان را بر شعر تحمیل کنید. دوستانی با تلقی خود و در سایه تئوریهای
وارداتی؛ شعر زبان را در دهه هفتاد مطرح کردند که زنده باد! او که با نوآوری ساز بدکوک میزند، درک درستی از این جهان طغیانگر ندارد.همین از سایه دیگران درآمدن خود یک اتفاق بزرگ بوده است. درجه تحمل عدهای اگر پایین است، معنایش انکار خلاقیت نسلهای جوانتر نیست. تا پیش از طرح جریان شعرگفتار و سپس شعر زبان؛ فرار از سایه فروغ و شاملو غیرممکن مینمود. نه همه اما اکثرا در حاشیه همین دو جهان کار میکردند- سوای حرفهایهای نامدار- حالا باید انصاف داد که دادههای دهه هفتاد تجاربی بیاد ماندنی بودهاند. آیا خطا و انحراف نبوده است؟؛ بوده است و طبیعی است. آیا بحران آفریده؟؛ بیافریند،چهرههای بزرگ همواره از دل همین بحرانها پا به عرصه میگذارند.
شما این روزها چه حال و هوایی دارید؟
ـپرامید، به ظاهر آرام و از درون طوفانی. همه چیزدرست خواهد شد. میان مردم و برای این مردم بزرگ زیستن، نعمتی بیپایان است. اگر هزار بار دیگر دنیا بیایم، باز دلم میخواهد همینجا و میان همین مردم و همچنان شاعر باشم.
ناگهان هزار صفحه شعر در ۳ مجموعه، طی ۳سال. به زودی ۲ دفتر دیگر منتشر میشوند، پرکارتر از همیشه. چه رخ داده که بعداز ۵۰ سالگی چنین بیوقفه کار میکنید؟
دست خودم نیست. دفتر چهارم را هم دارم آماده میکنم. شعر خودش میآید و میگوید بنویسم! همان صدای درون است. شاید بعداز مرگ هم به سرودنم ادامه بدهم. آرامش در آفریدن.
حجت الاسالام غلامرضا مصباحیمقدم درباره اظهارات مشایی مسئول دفتر رئیس جمهوری درخصوص مکتب ایرانی، اظهار داشت: هماکنون جهان اسلام و پیروان مختلف اسلام نسبت به انقلاب اسلامی نگاه مثبتی دارند که اظهارات اخیر ایشان مبنیبر مکتب ایرانی ذهن پیروان مذاهب اسلامی را نسبت به شیعه و انقلاب اسلامی مخدوش میکند.
به گزارش آفتاب، غلامرضا مصباحیمقدم اظهار داشت: به نظرم آقای مشایی از قلمرو اطلاعات و معلومات تخصصی خود خارج شده است.
وی ادامه داد: او به حیطهای وارد شده است که در صلاحیت او نیست و جا دارد رئیس جمهور به او تذکر دهد و جلوی اظهارات غیرکارشناسی او را بگیرد.
عضو جامعه روحانیت مبارز تصریح کرد: گاهی این اظهارات برای ما هزینه بینالمللی سنگینی دارد. هماکنون جهان اسلام و پیروان مختلف اسلام نسبت به انقلاب اسلامی نگاه مثبتی دارند که اظهارات اخیرایشان مبنیبر مکتب ایرانی ذهن پیروان مذاهب اسلامی را نسبت به شیعه و انقلاب اسلامی مخدوش میکند.
مصباحیمقدم خاطرنشان کرد: امام (ره) از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تاکید داشتند که انقلاب ایران یک انقلاب اسلامی است و پرهیز داشتند که بر روی شیعی بودن آن تاکید شود چرا که نیت، توسعه این انقلاب در کشورهای اسلامی و دیگر کشورها بود و هدف این بود که پیروان مذاهب اسلامی به انقلاب اسلامی علاقمند شوند، همانطور که در ۳۰ سال گذشته این اتفاق رخ داده است و نتیجه این شد که هواداران زیادی در کشورهای مختلف دنیا پدید آمده اما سخن گفتن از مکتب ایرانی این علاقمندان را سرخورده میکند.
نماینده تهران گفت: این هزینه کمی نیست. به نظرم آقای مشایی اظهارات ناپخته خود را بسیار نسنجیده هم مطرح میکند بهتر است توصیه امیر المومنین (ع) مبنیبر اینکه “زبان انسان خردمند در پس قلب اوست” را اعمال کند.
وی افزود: یعنی انسان خردمند بتدا فکر میکند و ابعاد سخن خود را میسنجد و آثار آن را ارزیابی میکند و سپس اظهار میکند.
مصباحیمقدم گفت: اظهارنظر غیر متخصص در یک عرصه علمی و تخصصی غیر خردمندانه است معتقدم که بهتر است آقای مشایی در مورد قلمرو کاری خودش سخن بگوید. بگوید دفتر رئیس جمهور از مراجعاتی که این دفتر دارد و چگونه پاسخگویی میکند و مشکلات بسیار زیادی که مردم در مراجعه به دفتر رئیس جمهور دارند و این مراجعات منجر به مایوس شدن مردم از حل مشکلاتشان میشود و و در چرخه اداری قرار میگیرند.
نماینده تهران تصریح کرد: بهتر است آقای مشایی از بسیاری از مواردی از مراجعات مردمی را بگوید که به جایی نمیرسد اما از بلند پروازیها و خارج شدن از دایره آگاهی و اطلاعرسانی خودداری کند.
وی مجددا تاکید کرد: این اظهارات لطمه بزرگی به انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی میزند و آقای مشایی بهتر است از این اظهارات پرهیز کند.
رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ از کاهش آمار وقوع قتل در سال جاری خبر داد و گفت: آمار وقوع قتل در ۴ ماهه نخست سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲۳ درصد کاهش داشته است.
به گزارش مهر، سرهنگ عباسعلی محمدیان با بیان این مطلب افزود: آمار وقوع قتل در ۴ ماهه سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲۳ درصد کاهش داشته و در مقابل شاخص کشف قتلها نیز در طول این مدت ۶۵ درصد بوده است.
وی ادامه داد: شاخص کلی کشف قتل در تهران در طول سال جاری ۸۵ درصد بوده که این به معنای کشف ۸۵ درصدی قتلهای به وقوع پیوسته در تهران است که بخشی از آنها نیز به سال گذشته ارتباط دارد.
رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ تصریح کرد: وظیفه پلیس آگاهی کشف قتل و دستگیری قاتلان است و دادسراهای تهران مسئول بررسی علل و انگیزه وقوع قتلها هستند.
وی گفت: خوشبختانه در سال جاری وقوع قتل در تهران کاهش داشته که باید با اقدامات بیشتر این رقم را بیش از این کاهش داد.
سرهنگ محمدیان از اقدامات ویژه پلیس آگاهی به مناسبت ماه رمضان خبر داد و گفت: با تدابیر فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ در ایام ماه رمضان به خصوص شبهای قدر اقدامات ویژهای به منظور حفاظت از منازل مردم و تامین امنیت در محلهای برگزاری مراسم انجام میشود.
وی ادامه داد: فرماندهی انتظامی تهران بزرگ با تجهیز نیروها و امکانات و همچنین بهکارگیری نیروهای کمکی امنیت را در شبهای ماه رمضان برقرار میکند.
رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ عنوان کرد: پلیس آگاهی نیز با راه اندازی تیمهای گشت پوششی ویژه رمضان امنیت را در محدوده برگزاری مراسم تامین کرده و از سرقت موتورسیکلتها و لوازم خودرو جلوگیری میکند.
وی گفت: پلیس آگاهی تهران به واسطه تخصصی که در شناسایی سارقان دارد بیشترین حضور را در شبهای قدر دارد تا در محلهها و محلهای برگزاری مراسم سارقان را شناسایی کند.
سیدحسن نصرالله گفت: «اسرائیل توانست از ابتدا در اذهان بسیاری چنن القا کند که توطئههایی برای ترور رفیق حریری وجود دارد.»
به گزارش ایلنا، نصرالله گفت: «اسرائیل توان این را دارد که مرتکب عملیات تروری مانند ترور رفیق حریری شود و شواهدی زیادی در اینباره وجود دارد. اسرائیل به این دلیل با سوریه خصومت دارد که این کشور حقوق خود را مطالبه و از مقاومت و فلسطینیها حمایت میکند. دشمن از هر فرصتی برای نابود کردن مقاومت در لبنان استفاده میکند.»
سید حسن نصرالله افزود که «بشار اسد»، رئیسجمهوری سوریه به من اطلاع داد که یکی از سران عرب به او گفته است، آمریکاییهای با ادامه حضور نیروهای این کشور در لبنان مخالفت نمیکنند به شرط اینکه حزبالله و اردوگاه آوارگان فلسطینی خلع سلاح شوند.
دبیر کل حزبالله لبنان تصریح کرد: «اسرائیل توانمندی شناسایی هوایی و بهدست آوردن اطلاعات از طریق مزدوران، جاسوسان و نیروهای ویژه را برای ترور دارد.»
وی افزود: «امروز مشخص میشود اسرائیل شمار زیادی مزدور در عرصههای مختلف در داخل لبنان دارد.»
وی گفت: «پیش از ترور رفیق حریری اسرائیل از مزدورانش خواسته بود، اوضاع و تحولات در اطراف منزل نخستوزیر سابق و فرمانده ارتش لبنان را بررسی کنند.»
دبیرکل حزب الله لبنان افزود که چرا کمیته تحقیق بینالمللی از جاسوسان اسرائیلی در لبنان بازجویی نمیکند تا سرنخ های جدیدی در این باره کشف شود. جاسوسانی که در لبنان بازداشت شدهاند به بمبگذاری، ارتباط و تماس با اسرائیل و کارگذاشتن دوربین اعتراف کردهاند.
سید حسن نصرالله ادامه داد که «سعید علم»، از جاسوسان اسرائیلی اعتراف کرده است اسرائیل از او خواسته بود به زمانهای دیدار «سعد الحریری»، نخستوزیر کنونی لبنان در منزل سمیر جعجع پی ببرد.
وی گفت: «هدف از بمبگذاری اواخر سال ۲۰۰۵ که کشف شد، «نبیه بری»، رئیس مجلس لبنان بود. محمود رافع اعتراف کرده است شمار زیادی از مزدوران و جاسوسان اسرائیلی را در داخل لبنان ساماندهی میکرده است.»
وی در ادامه گفت که «فیصل مقلد»، از جاسوسان اسرائیلی در لبنان بود که در اعترافهای خود گفته است، در سال ۲۰۰۶ شماری زیادی از جاسوسان را به مدت چند هفته در لبنان سامان داده است.
سید حسن نصرالله ادامه داد که «محمود رافع» از دیگر جاسوسان اسرائیلی اعتراف کرده در چهار عملیات ترور شرکت داشته است و برای هدف قرار دادن مسئولان مقاومت تلاش میکرده است. شناسایی هوایی یکی از مهمترین اقدامات اسرائیل در لبنان است.
اسرائیل در اینباره از توانایی بالایی برخوردار است. رافع در اعترافات خود به عملیاتهای بمبگذاری اعتراف کرد که به «علی دیب» و «جهاد جبرئیل» و دو نفر دیگر منتهی شد. وی همچنین در جاسازی بمبهای دستی در سالهای ۱۹۹۹ و سال ۲۰۰۵ اعتراف کرده است.
دبیرکل حزبالله لبنان ادامه داد: «این جاسوس به بمبگذاری در برخی مناطق حساس لبنان اعتراف کرده است. وی در سال ۲۰۰۵ در منطقه «ظهرانی» بمبگذاری کرده بود که این بمب توسط ارتش لبنان شناسایی شد و آن بمب
عمل نکرد. اما پرسشی که مطرح است این است که این جاسوس با این بمب قصد ترور چه کسی را داشت و بمبی که وی جاسازی کرده بود بسیار دقیق و حساس بود و صددرصد ساخت اسرائیل بوده و کارشناسان فنی ما نیز این موضوع را تایید کردهاند که این بمب ساخت تلآویو بوده است. این شواهد نشان میدهد بمبی که در سال ۲۰۰۵ رفیق حریری را به شهادت رساند، بمبی اسرائیلی بوده است چون هیچ دولت دیگری توانایی ساخت اینگونه بمب را نداشته و کارشناسان فنی ما نیز این موضوع را تایید کردهاند.»
وی افزود: محمود رافع اعتراف کرده است که گروهی از اسرائیلی را در داخل لبنان مورد استقبال قرارداده و با آنها ملاقاتهایی داشته است. کاملا واضح است که اسرائیلیها در دیدار با رافع، وی را توجیه کردهاند که چگونه بمب را جاسازی کند. باید از محمود رافع پرسید که چه کسی این صهیونیستها را به داخل لبنان راه داده است و آنها چه برنامهای داشتهاند، آنها چه چیزهای دیگری به رافع گفتهاند، اگر دادگاه بینالمللی رفیق حریری واقعا به دنبال درک حقیقت باشد، باید این سوالات را از محمود رافع بپرسد.
در ادامه کنفرانس مطبوعاتی سید حسن نصرالله ماهیت دو جاسوس دیگر اسرائیل فاش شد.
ناصر نادر که در سال ۱۹۶۵ متولد شدهیکی دیگر از جاسوسان اسرائیل است که از سال ۱۹۹۶ تا سال ۲۰۰۹ فعالیت جاسوسی خود را برای اسرائیل انجام میداده است.
وی در ترور شهید “خالد العوانی ” نیز مشارکت داشته است. “فیصل مقداد “یکی دیگر از جاسوسان رژیم صهیونیستی بود که در این کنفرانس مطبوعاتی ماهیت کامل وی آشکار شد. مقداد از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ به فعالیت جاسوسی برای اسرائیل میپرداخته است.
وی در اعترافات خود تایید کرده است که از طریق دریا مواد منفجره و مواد مورد نیاز را به داخل لبنان منتقل می کرده است و همچنین کیفهای
سیاه و مواد پشتیبانی دیگری را نیز به داخل لبنان منتقل کرده است.
سید حسن نصرالله پس از پخش تصاویر این دو جاسوس و اطلاعات فاش شده مربوط به آنها گفت: این جاسوس با فاصله چند هفته از ترور رفیق حریری تحرکاتی را در لبنان داشته است. واضح است که صهیونیستها از طریق این جاسوسان مواد منفجره را به داخل لبنان منتقل کرده است.
وی تاکید کرد: «هواپیماهایی شناسایی و بدون سرنشین آن از نقاط مختلف لبنان تصویر برداری میکنند. نیروهای مقاومت حزبالله توانستند قبل از سال ۱۹۹۷ تصاویری را که یک هواپیمای اسرائیلی در اختیار داشت و در حال ارسال به اتاق عملیات بود، گرفته و در شبکه آن اخلال ایجاد کنند.»
دبیر کل حزبالله لبنان افزود: «عناصر مقاومت در سال ۱۹۹۷ توانستند در روستای «انصاریه» در مسیر نیروهای اسرائیلی کمین نصب کند.»
سید حسن نصرالله در ادامه افزود: «پس از ترور رفیق حریری من به دیدار خانواده او رفتم و آنها از من خواستند که حزبالله در انجام تحقیقات درباره ترور او کمک کند، به همین دلیل برای این منظور کمیتهای مشترک تشکیل شد.»
وی افزود: «صدها ساعت برای بررسی اسناد و تصاویر و فیلمهای موجود در آرشیو درباره ترور رفیق حریری صرف شد. به نتایجی بسیار مهمی رسیدیم.»
نصرالله گفت که اسرائیل در زمانهای مختلف و از زاویههای مختلف مشغول تصویر برداری از بیروت و مسیر حرکت روزانه شهید رفیق حریری بود.
بنا بر این گزارش، در ادامه کنفرانس سید حسن نصرالله تصاویری برگرفته شده از یک هواپیمای شناسایی اسرائیل از بیروت و مسیر حرکت روزانه رفیق حریری پخش شد که نیروهای حزب الله این تصاویر را از یک هواپیمای شناسایی اسرائیلی گرفته بودند.
دبیر کل حزب الله لبنان با اشاره به تصاویر گرفته شده از یک هواپیمای شناسایی اسرائیل از مسیر حرکت روزانه رفیق حریری پیش از ترور او گفت که آیا در این مسیرها و تصاویری که مشاهده شد، مسوولان حزبالله سکونت دارند؟ اسرائیل مسیر حرکت روزانه رفیق حریری را رصد میکرد.
وی گفت: «آیا اقدام اسرائیل در رصد مسیر حرکت رفیق حریری از زاویههای مختلف پیش از ترور او صرفا اتفاقی بوده است؟ هواپیماهای اسرائیلی مسیر منزل «شفیق حریری»، برادر رفیق حریری را نیز تحت کنترل داشتند.»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر