سپاه پاسداران ، امروز به راهی در افتاده است که بازگشت او به هویت اولیه اش ناممکن به نظر می رسد. راستی چرا سپاه که این روزها ، سه مقوله ی سیاست و اقتصاد و امنیت را هویتی همدوش و موافق طبع خود یافته است ، درهمین سه وادی مالوف فرو نمی شود و سراز پنهان کاری ها و مردم فریبی ها به در نمی برد و آشکارا بر طبل " این منم" نمی کوبد ؟ چرا سپاه همچنان به واگویی شعارهایی اصرار دارد که فصل پرده برداری از آنها ، سالهاست که سپری شده ؟
آوازه ی هرز روی سپاه از شاکله ی شایسته اش ، همان حکایت شترسواری خمیده را به ذهن ما متبادر می سازد . که این خود ، سپاه را به وادی مضحکه ی خاص وعام ، چه در داخل و چه خارج ، درافکنده است . ای کاش قوه ی عاقله ای بود و دست کودکان امروز سپاه را می گرفت و به آنان می گفت : بچه ها ، اگر مشتاق لغلغه اید ، بفرمایید : این شما و این اسلام و انقلاب نیم بند و از نفس افتاده ای که امروزه لغلغه ی زبان شما شده است. شما را بخدا بیایید و کاری با تاریخ و جنگ و شهید و شهادت و انسان و انسانیّت نداشته باشید . شما را به خیر و مارا به سلامت .
شما اگر به اسکله های رسمی وغیر رسمی قاچاق کالا علاقه مندید ، بفرمایید ، همه ی اسکله های سواحل شمال و جنوب کشوراز آن شما . خود را با همین دل مشغولی ها سرگرم کنید وکاری به الفاظ فلک زده ای چون انقلاب و امام و قانون وحق مردم و خدا و قرآن واسلام و پیامبر وعلی و اولاد علی نداشته باشید.
ورود سراسیمه و همه جانبه ی سپاه به عرصه های سیاسی و امنیتی و اقتصادی ، و چنگ اندازی او به عرض و طول مناسبات همگانی کشور، و عقب راندن غضبناک رقبای بی اسلحه ، آنچنان به صورت گذشته ی غرورآفرین این نهاد مردمی و انقلابی تیغ انداخته است که ناگزیر هرمخاطب گمگشته ای را به یاد قلندران و سینه چاکان ادوار دور می اندازد. قلندرانی که دهان مردمان را به زورمی گشودند و دو قطره آب و یک دانه نخود دراو می انداختند تا هیچکس از اوضاع بندگی اش ، و این که این اوضاع بندگی به کجا بند است ، غفلت نورزد.
سایه ای که سپاه از سالها پیش برسر وزارت اطلاعات انداخته ، از جنس همان سایه ای است که سپاه برسر مواضع پولی کشور انداخته است . و همان سایه ای است که سیاست را به کف کفش های برّاق سرداران خود می کشد تا توصیه های اساسنامه ای سپاه را در ناکجای خود دفن کند . امروز سپاه ، به موازات خروج از هویت ساختاری اش ، چنگ به همه ی مناسبات کشور برده است تا به زعم خود انقلاب را برای آینده ای که عاقبتش معلوم نیست حفظ کند .
ورود سپاه به عرصه های بیمار اما میلیاردی اقتصاد کشور ، همان پتانسیلی است که بیکاری را ، و کارها و مشاغل کاذب را ، و اعتیاد را ، و تن فروشی دختران را ، و مفاسد اجتماعی و اداری را ، و میلیارد خواری خواص را ، و حریص شدن پابرهنگان اسلحه به دست را ، در سراسر کشور باب کرده است .
اگر سپاه ، همان سپاه پیشین ما بود ، بی تفاوت از کنارهرزگی های اقتصادی آدم های ریز و درشت عبور نمی کرد. اگر سپاه ، همان سپاه پیشین ما بود ، با هربار تن فروشی دخترکان باکره ، خون می گریست . اگر سپاه ، همان سپاه پیشین ما بود ، سینه در برابر اعتیاد این همه جوان و مرد و زن سپر می کرد و گریبان می درید . اگرسپاه ، همان سپاه پیشین ما بود ، درکنار مردم قرار می گرفت و خود را خادم مردم می دانست ، نه آن که در برابر مردم بایستد . هم برسرشان بکوبد و به حبس شان دراندازد ، وهم جیبشان را خالی کند .
سرداران امروز سپاه ، آنانی که سخت برمواضع آلوده ی خود پای می فشرند ، بدانند و آگاه باشند که مردمان ما ، درهمین فردای روزگار ، راه را بر عبور آنان خواهند گرفت و از آنان خواهند پرسید : چه شد آن همه سینه چاکی شما برای امام و راه امام ؟ راه امام آیا همین است که شما سر به مناسبات پولی کشور فرو برید و خبر از فرود و فروپاشی یک به یک خیمه های انقلاب نداشته باشید ؟
آهای ، ای همه ی سرداران سپاه ، ما ، هرکه هستیم ، تقاص سپاه پاک و بی آلایش دیروز خود را از شما خواهیم ستاند . سپاهی که برای مردمش آب می شد ، و در ناکجای تشکیلاتش نیز روزی را نمی دید که یک روز در هیبت شرکت های اقتصادی ، اسلحه به دست ، برسرمیز مناقصه بنشیند و روان اقتصادی جامعه را بخراشد .
آهای ، ای همه ی سرداران سپاه ، بدانید و آگاه باشید که راز این همه اعتیاد و دریوزگی اقتصادی ، در این است که شما به مشغله های دیگری روی برده اید . هروقت درهرکجا ، از مناقصه ای پیروز باز گشتید ، به صورت پسران ودختران از دست رفته ما بنگرید و رد پای خود را در وانهادن آنان در مخمصه های خانمان سوزی که به دست شما بجان آنان افتاده ، رصد کنید .
کجایند همت های ما ؟ کجایند باکری ها و بروجردی ها و کریمی ها ی ما ؟ آهای سرداران اسکناس آلود سپاه ، شما را بخدا کاری به گذشته ی سپاه ما نداشته باشید . شما را بخیر و مارا بسلامت . شما باشید و مناقصه های پراز فریب و ارعاب ، و میلیارد میلیارد پول بی زبان مردمی که توان اعتراض ندارند . شما را بخدا راه خود را از همت ها و باکری های ما جدا سازید . نان خود را بخورید و کاری به کار پاسداران بی نشان ما نداشته باشید . بگذارید این تنها خاطره های نیک دیروز ما ، همچنان دست نخورده و نیالوده باقی بمانند . شما باشید و قراردادهای صوری و بی مناقصه ی عسلویه . شما را چه به تریلی تریلی انواع مواد افیونی که در امنیت کامل وارد کشور می شوند و درامنیت کامل نیز همگان جوانان ما را می بلعند . شما باشید و قدرت مخوفی که در سایه پرورانده اید . شما را چه به نگرانی از مردمی که از دست رفته اند و عمده ی علائق خود را از اسلام و انقلاب و امام و آینده به دور انداخته اند.
درست از روزی که شما از "همت" ها و " باکری " های ناب ما فاصله گرفتید ، و با اقتداری که از سلامت و درستی و پاکی و پاک مردی آنان یافته بودید ، سراسیمه به دل مواضع پولی کشور زدید ، و یا درسواحل و مرزها و اسکله های رسمی وغیررسمی کشور ، معرکه پرداز بلا منازع قاچاق کالا شدید ، و یا درسایه های اختفا به کارهای امنیتی و دور از رسالت اولیه ی خویش پرداختید ، ویا به پرونده سازی های فرساینده امنیتی و اطلاعاتی روی بردید ، ویا به تزریق سرداران خود در بدنه ی مجلس ودولت اصرار ورزیدید ، درست از همان روزها بود که بی کاری و اعتیاد و مصرف و تن فروشی و قاچاق و زد وبند و رشوه و ریاکاری وفروپاشی اقتصاد و اضمحلال تولید در کشور بالا گرفت . چرا ؟ به این دلیل که برق پول ناشی از قراردادهای کلان ، و جاذبه ی ورود به حوزه های اطلاعاتی و امنیتی ، حساسیت شما را در قبال دردهای اینچنینی جامعه به صفر و زیر صفر تنزل داد .
شمایی که یک روز باید درکمین کثافات انقلاب ، راه را بر پرواری انگل های بی ریشه می بستید ، خود به بالا زدن آستین های روبندگی روی بردید و بخود گفتید : چه کسی بخورد بهتر از خود ما ؟ نتیجه این شد که سرداران یک لاقبایی چون صادق محصولی ، با بهره مندی از پشتوانه هایی چون پادگان و اسلحه ، یک شبه میلیاردر شدند و به این نیز اکتفا نکردند و در قامت وزیر- هرچند نالایق - بنا بر حق بجانبی خود گذاردند . که یعنی : برده ایم که برده ایم ، خورده ایم که خورده ایم . تا کور شود هرآنکه نتواند دید ! دیروز میلیارد میلیارد بالا کشیده ایم و امروز هم به کوری چشم شما وزیر و نماینده ی مجلس و استاندار و فرماندار و صاحب منصبیم . هر که اعتراض دارد جلوبیاید !
بله ، شمایی که باید امنیت همه جانبه ای برای مردم خود فراهم می کردید ، خود به جان امنیت روانی جامعه افتادید و با ورود به حریم حق مردمی که خود شما باید پناهشان می بودید ، به دریدن پوست از تن گذشته ی غمناک اما غرور آفرین سپاه پرداختید .
آهای ای همه ی سرداران سپاه ، ای آنانی که از همت ها و باکری های ما فاصله گرفته اید و این فاصله را با دلارهای بی زبان پرکرده اید ، این شما و این هرآن چه که به آن روی برده اید ، از این پس ، شما را به خدا ، اگر که به خدا ایمان دارید ، کاری به مردم و امام ، و به آرمان های به خاک افتاده ی آنان ، و کاری به سپاه دیروز ما نداشته باشید . بگذارید ما باشیم وخاطره های شورانگیز فرزندانی که به اسم پاسدار ، فدایی مردمشان بودند ، وعاشقانه ، غبار چهره ی مردمشان را می روفتند ، و به مردمی بودنشان غرور می ورزیدند .
اگر همت بود ، اگر باکری بود ، یا با شما نبود ، یا اگر بود در برابر شما ایستاده بود . و ما ، بهتر از هر کس به سرنوشت کسی که در برابر شما بایستد واقفیم . مثل نویسنده ی این سطور . ببینیم فردای انتشار این مطلب ، با او که خواستار اعتبار از دست رفته ی سپاه دیروز خویش است ، چه می کنید !
محمد نوری زاد ۱۸ مرداد / ۱۳۸۹
منبع: وبلاگ شخصی نویسنده
دیروز رفتم گواهی عدم سوءپیشینه بگیرم، رییس مرکزتشخیص هویت با شرمساری برگه ای به دستم داد، سخن از چهار اتهام دربازداشت ۲۵ خرداد ۸۸ بود! نمی دانم، من که هنوز در مرحله بازپرسی و تحقیق هستم، هنوزکیفرخواستی صادر نشده ، دادگاهی تشکیل نشده است، تازه بعد از تجدید نظرخواهی و رای دادگاه تجدید نظر و اجرای احکام، نهایتاً سوءپیشینه می شود، ظاهراً در پرونده های امنیتی اول سوءپیشینه می شود و بعد اتهام وارد می شود!
راستش ما برای همکاران پزشکمان که مطب شلوغی داشتند، به طنز می گفتیم، نسخه ها را از قبل چاپ می کنند که در وقت صرفه جویی شود! اما در اتاق بازجویی بند ۲۰۹ اوین، با این صحنه مواجه شدم، یک بسته کاغذ (A4) روی میز بود، اول فکر کردم سفید است، دیدم خیر، این ها برگ تفهیم اتهام است که برای تسریع در کار یک نفر با خط خوش نوشته و در تیراژ بالا تکثیر شده است، با خود گفتم : چه می شود، همین ها را در دولت الکترونیک درسایت قراردهند وهمه مردم تفهیم اتهام شده و بصورت آنلاین و پیپرلس به اتهام همه رسیدگی شود، می دانید چه انقلابی در دادرسی بوجود می آید، شما می توانید در عرض ۲۴ ساعت هفتاد میلیون برگ تفهیم اتهام داشته باشید! ورود اطلاعات آنهم برایتان رایگان می شود! اصلاً می توانید به هر نوزاد متولد ۱۳۸۹ همراه دفترچه حساب پس انداز یک برگ تفهیم اتهام هم بدهیم.
بگذریم و اما اتهامات من:
اتهام نخست: " اقدام علیه امنیت کشور! ": خجالت نمی کشید؟ کشوری که در آن آقایی و حکومت می کنید حاصل تلاش ما رزمندگان بسیجی بوده است، به قول آن بسیجی خیبری:" اگر ما برای شما امنیت نیاورده بودیم، امروز به صدام می فرمودید: آق بابا یا شاید هم آق دایی! " یا معنی امنیت را نمی دانید یا منظور شما از کشور چیز دیگری است! واضح بفرمایید، کشور چیست؟ زید و عمر و بکر کشور است؟ یزدی و مصباح و جنتی کشور است؟ احمدی و مشایی و کردان کشورند؟ ما امنیت چه کسانی را به خطر انداخته ایم؟ امنیت دزدان و رهزنان، امنیت کشور است؟ چه شده است؟ جاعلان و دروغگویان، بر مسند وزارت و وکالت نشسته اند و بسیجیان و جان برکفان در بندند! امنیت کشور یعنی معادن سنگ حضرت آیت الله، پرونده لاستیک دنای حجه الاسلام و المسلمین، کارخانه قند معظم له یا املاک دماوند مد ظله العالی! کدام به خطر افتاده است؟ امنیت کشور را شما با ندانم کاری و ماجراجویی به ورطه خطر کشانده اید نه ما! تمامیت ارضی ما دارد فدای قدرت طلبی عده ای خاص می شود، منابع ، ذخایرو توان بالقوه و بالفعل ما به حراج می رود، همه کشورها کوچک عالم از کیسه خان بهره برده اند تا شهوت جلب توجه او ارضاء شود. از بولیوی و مالی گرفته تا سنت وینسنت!
اتهام دوم: " فعالیت تبلیغی علیه نظام" ، باز همان سئوال، نظام چیست و کدام است؟ نگویید نظام شخص است، که این بزرگترین خیانت در حق ملت است که سرنوشت او را به جان اشخاص گره بزنیم، مدیر خوب کاری می کند که امور شرکتش به او وابسته نباشد و در غیاب او، همه کارها منظم انجام شود. اگر دیدید که کشوری به افراد خاصی وابسته است و بدون آنها منافع ملی به خطر می افتد، بدانید که آنها خائنند!
این اتهام آنقدر بی پایه و اساس، بی در و پیکر و گل و گشاد است که به هر کس که بخواهید می چسبد، چون نظام یعنی هر کس و هر چیزوهرحیوان مرتبط با آقایان، اگر حرفی بزنید که به گوشه عبای آقایان برخورد، یا اگر به اسبشان بگویید یابو، یا خدای ناکرده ، زبانم لال بگویید که بالای چشمان مبارک دو قواره ابروست، مصداق تبلیغ علیه نظام است! نه، مسئله بغرنج تر از این حرفهاست، سلسله مراتب را که یادتان نرفته است، درهمه پاسگاه ها نصب است، اگر به رفتگر محله انتقاد کنید، به شهردار و فرماندار و استاندار و وزیر کشور و رییس جمهور خرده گرفته اید، اوهم که توسط رهبر تنفیذ می شود، پس تو به رهبر تعریض کرده ای و رهبر هم که نایب امام عصر است و امام هم خلیفه خداست ! پس کارت به جایی رسیده که بر حق تعالی خرده می گیری، تو پاک مرتدی و مهدور الدم، خونت حلال و مالت مباح و زنت حرام ( البته بر تو!) است.
اتهام سوم: "همکاری با دولت متخاصم! " قانون دولت متخاصم را تبیین کرده است، دولتی متخاصم شناخته می شود که یا با اعلان جنگ، با او در حال جنگ باشیم یا آتش بس بین جنگ، تا آن جا که من می دانم، با هیچ دولتی در جنگ نیستیم، پس دولت متخاصم چه معنایی دارد؟ از دادیار- که جوانی خام بود- پرسیدم، گفت:" آمریکا، اسرائیل، انگلیس و فرانسه ، دول متخاصم اند!" عرض کردم، خوب ما را در جریان جنگ می گذاشتید، بسیجی نمی خواستید که روی مین برود؟ در ثانی؛ من با کدام یک از این دول متخاصم همکاری داشته ام؟، من که حتی با آبدارچی پستخانه هیچ دولتی همکاری یا کمترین ارتباط نداشته ام!
گفت:" با رادیو فردا، بی بی سی و صدای آمریکا مصاحبه کرده ای! عرض کردم: " اولاً؛ رادیو و رسانه دولت نیستند، در ثانی ؛ خبرنگاری زنگ می زند و نظر مرا جویا می شود، اگر مصاحبه با رسانه های خارجی همکاری با دول متخاصم است، اول مجرم، احمدی نژاد است، ۹۰ درصد مصاحبه های او با خارجی هاست و آمریکایی ها سهم ویژه ای دارند! او را در بندش کنید، تازه دارد جغرافیای جهان را هم عوض می کند، انگلیس را به غرب آفریقا می فرستد و ۱۰۲ هزار کیلو متر مربع به مساحت ایران اضافه می کند( کشور گشایی پشت تریبون!)، آقای محصولی را که می شناسید، می آید بر اساس فرمایش ایشان، ۱۰۲ هزار کیلو متر مربع قطعه بندی می کند و برای نورچشمی ها و فلان ارگان و بهمان سازمان سند می زند، فردا این زمین ها صاحب پیدا می کند و خر بیار و باقالی بارش کن!
اتهام چهارم من از همه جالب تر است! در برگه نوشته بود: " تشویق اذهان عمومی" نمی دانم از کی تا به حال " تشویق" هم جرم است! نگویید: " شنونده باید عاقل باشد " می دانم گوینده را حرجی نیست! اما اگر منظور آقایان تشویش اذهان عمومی است که آقای احمدی نژاد را باید هزار بار گرفته باشند! و سخت در زنجیرش کنند!
علی ای حال، این روزها مردم به این برگه ها افتخار می کنند! آنرا حسن سابقه دانسته و قاب می گیرند، من نیز آنرا در اتاقم نصب خواهم کرد، در کنار پلاک های جبهه، در کنار عکس برادر شهیدم، درکنار آلبوم رد صلاحیت! بالاتر ازلوح های ناشر برگزیده و کتاب سال و تقدیر نامه ها، اتاق من پر است از برگ افتخار! به همه آنها می بالم. اما این چیز دیگری است، این از همه خالص تر است! این " حسن پیشینه "را قاب می گیرم.
امروز:یک روز پس از روز خبرنگار، هیات منصفه دادگاه مطبوعات نظر مدیران مسئول نشریههای "آفرینش " و "اندیشه نو " را مجرم شناخت.
به گزارش روابط عمومی و ارتباطات دادگستری کل استان تهران؛ جلسه رسیدگی به کیفرخواستهای مطروحه علیه مدیران مسئول نشریات آفرینش و اندیشه نو، دیروز یکشنبه در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان به ریاست قاضی مدیر خراسانی و با حضور اعضاء هیات منصفه مطبوعات برگزار شد.
هیات منصفه مطبوعات استان تهران با اکثریت آراء مدیر مسوول نشریه آفرینش را درخصوص اتهام نشر مطالب خلاف واقع به قصد تشویش اذهان عمومی، مجرم و با اکثریت آراء متهم را مستحق تخفیف دانست.
هیات منصفه مطبوعات استان تهران همچنین با اتفاق آراء مدیر مسوول نشریه اندیشه نو را به اتهام نشر مطالب خلاف واقع و مخالف موازین اسلامی و عفت عمومی، اتهام اختلاف ما بین اقشار جامعه و تشویق و تحریص افراد وگروهها به ارتکاب اعمال علیه امنیت، اتهام اهانت به مقامات و نهادها، اتهام انتشار مذاکرات و تحقیقات مراجع قضایی بدون مجوز، اتهام نقل مطلب از مطبوعات و احزاب و گروههای منحرف و مخالف اسلام، اتهام نقض بند ب ماده ۷ و بند د ماده ۲ تبصره ۲ از قانون مطبوعات به اتفاق آرا مجرم دانست.
از مشخصه های دوره حکومت محمود احمدی نژاد از سال ۱۳۸۴ تاکنون، تشدید برخورد با فعالان مدنی بوده است. یکی از گروه هایی که در این بخش، هدف قرار دارند، فعالان کارگری و سندیکایی بوده اند که در این پنج سال و اندی فشارهای گوناگونی را متحمل شده اند؛ از احضار و اخراج تا بازداشت و حتی تحمل ضربات شلاق.
به گزارش خبرنگار کلمه،این فشارها به شکلی بوده است که حتی فعالان و تشکل های کارگری از برپایی روز جهانی کارگر منع شده اند و یا مشکلاتی بر سر راه برگزاری این جشن جهانی به وجود آمده است.
اما برگزاری روز جهانی کارگر تنها عامل برای اعمال فشار بر فعالان کارگری و سندیکایی نبوده است.
نگاهی به اخبار و گزارش های انتشار یافته، حتی به شکل محدود آن در رسانه ها، نشانگر آن است که بین اعتراض های صنفی کارگری در مناطق گوناگون ایران و فشار پلیسی و قضایی بر روی این فعالان ارتباط مستقیم وجود دارد.
به عبارت دیگر، هر اندازه که این اعتراض ها رو به افزایش بوده است، فعالان کارگری بیشتری به دستگاه های امنیتی یا دادگاه هااحضار می شوند، فعالان بیشتری در محیط کار مورد تهدید قرار می گیرند، یا کار خود را از دست می دهند و شمار بیشتری از آنان بازداشت و به اتهام های سیاسی و امنیتی زندانی می شوند.
نمونه ها از این دست بسیارند؛ بازداشت منصور اسانلو، ابراهیم مددی، محمود صالحی( که در زندان سنندج به دلیل عدم رسیدگی پزشکی، با از دست دادن یک کلیه خود دچار بیماری حاد کلیوی شد و اکنون نیازمند پیوند کلیه است)، رضا رخشان، فریدون نیکوفر، محمد اشرفی، محسن حکیمی، علیرضا ثقفی، علی اخوان، سعید ترابیان، رضا شهابی، رمضان علیپور، علی نجاتی، جعفر عظیم زاده، شاپور احسانی، بهنام ابراهیم زاده، مهدی فراهی شاندیز و .... ، که شماری از آنان پس از بازداشت در سالیان قبل با قید قرار وثیقه یا کفالت آزاد شده اند و برخی دیگر هنوز زندانی اند.
در این میان، در کنار بازداشت ها و برخوردها که علیه فعالان کارگری و سندیکایی در جریان است، منصور اسانلو، رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران، هفته گذشته در دادگاه انقلاب کرج به اتهام ارتباط با ضد انقلاب محاکمه و محکوم شده است.
تاکنون از حکم آقای اسانلو خبری در دست نیست، اما درباره محاکمه این فعال کارگری دو نکته مهم وجود دارد. اول آنکه ، به وکلای مدافع او برای شرکت در جلسه محاکمه اطلاع داده نشده بود و نکته دوم به اتهام وی باز می گردد.
اقدام قوه قضاییه در مطلع نکردن وکلای مدافع منصور اسانلو برخلاف آیین دادرسی غیرقانونی بوده است، البته این اقدام غیرقانونی تنها در مورد این فعال کارگری صورت نگرفته بلکه نقض قانون در قبال دیگران هم این چنین است.
در تیر سال ۱۳۸۶ نیز که چند روز پس از اینکه این فعال سندیکایی بازداشت شد، حکم بازداشتش به وی ابلاغ شد، در حالی که این اقدام باید پیش از بازداشت صورت می گرفت.
در مورد بعدی نیز منصور اسانلو در شرایطی به ارتباط با ضد انقلاب متهم شده است، که حتی از امکان مرخصی پزشکی برای درمان بیماری های خود و یا ملاقات مرتب با خانواده اش محروم بوده است.
حال در چنین شرایطی، چگونه وی توانسته است با ضدانقلاب تماس بگیرد؛ آن هم در زندان رجایی شهر، زندانی که تحت تدابیر شدید امنیتی قرار دارد.
در عین حال، بر اساس گزارش هایی که هفته های پیش منتشر شده بود، اتهام ارتباط با ضد انقلاب از پرونده منصور اسانلو حذف شده و به جای آن، اتهام تبلیغ علیه نظام به وی وارد شده بود. پس چگونه است که اتهام اولیه دوباره زنده شده است.
بررسی مورد آقای اسانلو که سابق بازداشت و زندان را در چند سال اخیر، پس از اعتصاب بزرگ کارگران شرکت واحد در سال ۱۳۸۴ در پرونده خود دارد، نشان می دهد که مقام های امنیتی به شدت به وی حساسند و نمی خواهند که او دوباره فعالیت های سندیکایی خود را از سر بگیرد، آن هم در شرایطی که سندیکای بزرگ شرکت واحد همراه با سایر تشکل های کارگری مانند سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه تحت فشارهای گسترده ای قرار دارند.
از طرف دیگر، اتهام ارتباط با ضدانقلاب پس از آن به منصور اسانلو وارد شده است که در چند ماه گذشته، گروهی اخبار و گزارش هایی را در مورد او ویا سندیکای شرکت واحد منتشر کرده بودند که واکنش خود این سندیکا را به دنبال داشت، اما اقدام این گروه، زمینه ساز فشارهای بیشتر بر منصور اسانلو از جمله انتقال او به بند زندانیان معتاد و خطرناک و نیز بند انفرادی و سرانجام وارد شدن این اتهام شد.
این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که پرونده سازی جدید برای منصور اسانلو پس از قول جمهوری اسلامی ایران به سازمان بین المللی کار برای آزادی او صورت گرفته است؛ به عبارت دیگر، حتی اگر وی برای مدتی آزاد شود، به واسطه همین حکم جدید دوباره بازداشت خواهد شد.
اما نکته مهم آنکه پرونده جدید علیه منصور اسانلو حامل یک پیام برای سایر فعالان کارگری و سندیکایی است و آن اینکه اگر تا قبل، اتهام های اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام و یا حتی تشویش اذهان عمومی به این فعالان وارد می شد، از این پس، آنان باید در انتظار اتهام سنگین امنیتی باشند که می تواند مجازات های شدید تری در پیش داشته باشد.
این در حالی است که اکثریت فعالان کارگری و سندیکایی، تنها در چهارچوب صنفی و برای دریافت حقوق و مزایای عقب افتاده خود و نیز بهبود شرایط کار و زندگی همکاران خود اقدام کرده اند.
این روند امنیتی که بی ارتباط با تشدید برخوردها با فعالان دیگر جنبش های مدنی نیست، به معنای تلاش حاکمیت برای مقابله با اعتراض های روزافزون صنفی کارگری، آنهم در آستانه اجرای هدفمند شدن یارانه ها و چشم انداز بروز مشکلات گسترده اقتصادی در ایران است؛ تلاشی که تجربه بیش از یک سالی که از آغاز جنبش سبز می گذرد، ناکارآمدی آن را نشان داد.
امروز: عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس با ابراز تاسف از سخنان مطرح شده از سوی برخی مسئولان و نمایندگان درباره کمک یک میلیارد دلاری آمریکا به سران اصلاحات و شخص سیدمحمدخاتمی، با اشاره به سابقه اینگونه سخن پراکنیها گفت:« همواره وقتی نمیتوانند فردی را با منطق و استدلال و با صندوق رای از صحنه بیرون کنند به این روشها روی میآورند.»
نصرالله ترابی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، گفت:« در دنیای سیاست و در دنیای مدیریت مخصوصا از نوع مدیریت مکتبی بحث اخلاق جایگاه اصلی را دارد و باید محور همه کارها و بخصوص رقابتها قرار بگیرد.»
وی افزود:« اگر بنا باشد رقیب را با روشهای غیر اخلاقی از صحنه خارج کنند هم مردم متوجه میشوند و هم به نتیجه دلخواه نمیرسند.»
نماینده اصلاحطلب شهرکرد تصریح کرد:« همواره سه روش غلط از قدیم وجود داشته، یکی تهمت زدن مسائل اخلاقی به مسئولین و ایجاد شبهه در روابط اخلاقی مسئولین و سیاستمداران، روش دیگر نسبت دادن رشوه و دزدی و روش سوم هم متهم کردن فرد به ارتباط با کشورهای خارجی برای اقدام علیه حکومت.»
وی تاکید کرد:« متاسفانه همیشه از این حربهها برای خارج کردن حریفی که نمیتوانند با منطق و استدلال و صندوق رای او را از صحنه خارج کنند وجود داشته، بنابراین وقتی در منطق و استدلال کم میآورند باید هم از جو تهمت استفاده کنند.»
ترابی ادامه داد:« نمیدانم چرا شخصیتی مثل آقای خاتمی با آن سابقه و اصالت خانوادگی، با سابقهای که پدرش، خودش و خانوادهاش در انقلاب داشتند اینگونه برخورد میکنند،
آیا واقعا مملکت ما دست افرادی بوده که دست نشانده آمریکا و پادشان سعودی بوده، این چه خدمتی است که آقایان به نظام و انقلاب میکنند؟»
وی در بخش دیگری از سخنانش یادآور شد:« در انتخابات مجلس هم وقتی حریف کم میآورد هزینه تبلیغاتی اینها را آمریکاییها داده، نوار سخنرانیهای این افراد هم موجود است
وقتی در استانها که یک اقلیت در حالی که بسیاری اجازه حضور نیافتند در انتخابات شرکت میکنند برای مغشوش کردن ذهن مردم اینگونه دروغگویی میکنند و اطلاعات غلط میدهند که معلوم است با شخصیتهای تاثیر گذار و محبوب مردم به خاطر اینکه آنها را از نظر مردم بیایندازند اینگونه و آن هم در تریبون رسمی، بدون آنکه طرف مقابل فرصت دفاع از خودش را داشته باشند برخورد میکنند که این رفتار یک هجمه است و اسمش چیزی نیست جز یک بداخلاقی در رقابت سیاسی.»
عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس افزود:« این مسئله بخصوص برای بزرگانی که خودشان را پرچمدار ارزشها را میدانند و خود را راهنمای دیگران میدانند زیبنده نیست و انتظار این نیست که این بحثها و مطالب را مطرح کنند.»
وی در پاسخ به سئوالی که آیا شما از انتشار سند مورد اشاره آیتالله جنتی استقبال میکنید، اظهار داشت:« قطعا، نه تنها من که همه مردم با این صحبتی که ایشان از تریبون رسمی مطرح کردند منتظر انتشار مدرک هستند، ایشان هم باید هر چه سریعتر اینکار را انجام دهد و به بعد موکول نکند.»
ترابی افزود:« به هر حال ایشان اتهام را وارد کرده، اگر این اتهام درست است دستگاه قضایی باید دست به کار شود و سند بخواهد، افکار عمومی به دنبال جواب و سند میگردد چرا که این حرف از تریبون رسمی زده شده است و اگر پاسخ به این اتهام داده نشود بزرگترین سرمایه انقلاب ما که اعتماد مردم است ضربه میخورد، اگر نتوانیم اعتماد مردم را جلب کنید نمیتوانیم سرمایههای دیگرمان را نگه داریم.»
نماینده اصلاحطلب شهرکرد در پاسخ به سئوال دیگری درباره اینکه آیا مجلس به سخنان رسایی که این اتهام را متوجه خاتمی کرده است، رسیدگی خواهد کرد؟ گفت:« متاسفانه این دوستان از حاشیه امن برخوردار هستند به راحتی میتوانند جلوی مجلس به نمایندگان فحش بدهند و از تریبون مجلس به مسئولان سابق و از هرکسی که خوششان نمیآید تهمت بزنند، باید منتظر بود و دید که کمیسیون اصل 90 و دیگر دستگاهها وارد این قضایا میشوند یا خیر، درست است که نماینده در حدود وظایفش مصونیت دارد اما سئوال اینجاست که آیا تهمت زدن به افراد بدون سند و مدرک هم جزو وظایف نمایندگی است؟»
امروز: عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس در واکنش به اظهارات اخیر درباره کمک یک میلیارد دلاری آمریکا به اصلاحطلبان و شخص رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد که سیدمحمد خاتمی حتما باید شکایت کند و دستگاه قضایی هم سریعا به این شکایت رسیدگی کند.
محمدعلی کریمی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، گفت:« بسیار متاسفم که امروز به راحتی اینگونه قضاوت میکنند و افرادی را نسبت به موضوعی که با هیچ شاهد و قرینهای امکانپذیر نیست، متهم میکنند.»
وی افزود:« قطعا افرادی که چنین ادعایی را کردند بایستی مدارک مستند و قابل قبولی ارائه کنند، در غیراینصورت نه تنها در پیشگاه خدای متعال مسئولند و باید پاسخگو باشند بلکه در پیشگاه ملت هم باید پاسخگو باشند که چرا به اینگونه تردیدها در جامعه دامن زده میشود.»
استاندار دولت اصلاحات تصریح کرد:« به نظر من حتما آقای خاتمی باید شکایت کند و دستگاه قضایی هم باید به این شکایت سریعا رسیدگی کند و چنانچه مستند قابل قبولی ارائه نشد مطابق قانون مجازات، لازم را اعمال کند.»
نماینده اصلاحطلب کرمان تاکید کرد:« فرقی نمی کند که این حرف را یک فرد عادی که فاقد هر گونه مسئولیت حقوقی، سیاسی یا قضایی است یا یک مقام مسئول، بلکه وقتی که یک مقام مسئولی که آن حرف را میزند باید خیلی بیشتر مراقب حرف خودش باشد و عواقب آن را بپذیرد.»
وی با بیان اینکه «من با شناختی که از آقای خاتمی مطمئنم که چنین چیزی اساسا غیرممکن است»، اظهار داشت:« خاتمی فردی معتقد و وفادار به نظام و انقلاب و خط امام و وفادار به همه ارزشهای برآمده از انقلاب هست و انسانی است که مطمئنا به جز در چارچوب و دلسوزی حرکت نمیکند و من واقعا نمیدانم اینگونه برخورد کردن با سرمایههای نظام واقعا چه توجیهی میتواند داشته باشد.»
کریمی خاطر نشان کرد:« امیدوارم مسئولین با برخورد قاطع خود بساط این حرف زدن هایی که اینروزها خیلی عادی و آسان شده و به راحتی افرادی افرادی را متهم می کنند جمع شود چرا که این سخنان به جز اینکه سرمایه اصلی نظام را که اعتماد مردم است را مخدوش کند حاصل دیگری ندارد و درست نیست که ما برای اثبات یک مسئلهای ولو اینکه درست باشد از هر ابزاری استفاده کنیم.»
امروز: رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران گفت: نباید صحنه بینالمللی را به افراطیونی سپرد که میخواهند باعث انزوای ایران شوند.
به گزارش مهر، محمد نهاوندیان امروز در جلسه هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران گفت: بنیاد صحنه بینالمللی را به افراطیونی سپرد که میخواهند باعث انزوای ایران شوند بلکه باید از فرصتهای مذاکره هوشمندانه و مدبرانه استفاده کرد.
رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران افزود: دیپلماسی عمومی یک ابزار جدی در این میان است، ضمن اینکه از علاقمندی بخش خصوصی سایر کشورها برای کار با ایران حتماً باید استفاده شود.
وی تصریح کرد: تحریمهای اقتصادی و صدور قطعنامه علیه ایران در شورای امنیت اتحادیه اروپا و کنگره آمریکا نشانه موج جدید تهدید اقتصاد ایران است؛ این در حالی است که تحریم عرصه نبرد اقتصادی و تحریم اقتصادی ایران تعرض به حقوق فعالان اقتصادی، سلب حق پیشرفت و حضور در عرصه بینالمللی به شمار میرود. به همین علت؛ نمیتوان با سادهانگاری از کنار آن گذشت و باید همانند یک جنگ نظامی آن را جدی گرفت و برای آن تدبیر کرد.
به گفته نهاوندیان نادیده گرفتن تحریمها موجب نادیده گرفتن اقدامات تحریم کنندهها بوده و موجب خسران میشود. بنابراین همچنان که نباید دشمن را در یک جنگ نظامی نادیده گرفت باید حرکات دشمن را مورد مطالعه قرار داد و با تدبیر برای آن چاره اندیشی کرد.
وی ادامه داد: فشار تحریمها برخلاف دلسوزی برخی تحریمکنندگان بر مردم وارد میشود چرا که تحریمها هزینه حمل و نقل را ارتقا داده و هزینههای تامین مالی بالا میرود. ضمن اینکه توان رقابتی و کیفیت کالاها را نیز کاهش میدهد.
رئیس پارلمان بخش خصوصی افزود: حاصل تحریمها بالا رفتن قیمت کالاها و آثار آن در بیکاری است و گرانی را در سطح جامعه افزایش میدهند. از سوی دیگر، مردم ایران زبان فشار و تحمیل را نمیپسندند و در مقابل آنها نمیتوان یک موضع سیاسی را تحمیل کرد.
نهاوندیان گفت: با این نگاه واقعبینانه هر گونه کمک به گسترش تحریم و به استقبال آن رفتن و نیز هرگونه اقدامی که دشمن را برای افزایش تحریمها ترغیب کند معقول نیست، بنابراین تلاش برای کاهش آثار تحریم وظیفه همگان است.
وی تحریمها را مانع پیشرفت و مسبب عقب نگه داشتن نسل آینده دانست و تاکید کرد: با گسترش تحریم در هر مرحلهای باید به صورت جدی مقابله شود، ضمن اینکه باید از ظرفیتهای بخش خصوصی و دیپلماسی عمومی و پیدا کردن میانروها که بتواند اعتمادسازی کرده و سوءتفاهمها را برطرف کند باید بهره گرفت.
به اعتقاد رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران برای مقابله با تحریم باید فضا برای حرکت چابکانه فعالان اقتصادی فراهم شود و موانع بر سر راه آنها برطرف شود. وی در پایان تاکید کرد: باید به کمک بخش خصوصی شتافت تا مشکلات تحریمها را بگذارند.
وی درخواست کرد تا کمیتهای ویژه با اختیارات ویژه تشکیل شود تا آزادی لازم را برای فعالیتهای اقتصادی در فضای تحریم فراهم سازد.
امروز :زندانیان اعتصاب کننده اوین برای دومین هفته متوالی و پس از انتقال به سلول انفرادی از ملاقات با خانواده هایشان محروم شدند .
به گزارش خبرنگار کلمه، شانزده زندانی سیاسی زندان اوین که از پانزده روز پیش به خاطر اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ به سلول انفرادی منتقل شده و دست به اعتراض زده بودند، همچنان به اعتصاب غذای خود ادامه می دهند.
برخی از این زندانیان برای دومین هفته و برخی برای سومین هفته متوالی از ملاقات با خانواده هایشان محروم شده اند . این در حالی است که مقام های دادستانی تهران و مسئولان زندان اوین به خانواده زندانیان اعتصاب کننده که در این مدت بارها برای پی گیری وضعیت عزیزان شان به آنها مراجعه کرده، قول های مساعدی داده بودند.از جمله این وعده ها ملاقات با عزیزان شان و تماس تلفنی آنان بود وعده هایی که تاکنون تحقق نیافته است .
بی خبری مطلق از وضعیت این زندانیان بر نگرانی خانواده ها افزوده است. آنها می گویند اصلا نمی دانیم چه بلایی بر سر عزیزانمان آمده است. آنها پانزده روز تمام است که بدون غذا در گوشه سلول هایشان رها شده اند و کوچکترین تماسی هم با خانواده هایشان نداشته اند .
همچنین خانواده سه زندانی که گفته می شود در اعتصاب غذای خشک به سر می برند بیش از سایر خانواده ها نسبت به سلامت عزیزان شان ابراز نگرانی می کنند .
بهمن احمدی امویی ، کیوان صمیمی روزنامه نگاران دربند و مجید توکلی ،فعال دانشجویی از شش روز پیش در اعتصاب غدای خود از پذیرفتن آب و چای نیز خودداری کرده اند .از وضعیت این سه زندانی نیز هیچ اطلاعی در دست نیست .
رضاملک یکی دیگر از زندانیان بند ۳۵۰ نیز که از پنج روز پیش به سلول انفرادی منتقل شده ،به اعتصاب غذای ۱۶ نفر پیوسته است .به این ترتیب علی رغم آزادی بابک بردبار یکی از زندانیان اعتصابی تعداد زندانیان اعتصاب کننده بند ۳۵۰ دوباره به ۱۷ نفر رسیده است.
گفته می شود احسان عبده تبریزی ،یکی دیگر از زندانیان بند ۳۵۰ نیز همچنن در اعتصاب غذا به سر می برد.
علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تحکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم (نادر) بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، کیوان صمیمی روزنامه نگار، غلامحسین عرشی و محمد حسین سهرابی راد ،رضا ملک و پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا از جمله زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی هستند که در اعتصاب غذا به سر می برند
امروز:علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: در حال حاضر انتقاد را مساوی نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی، توهین و افترا میدانند. الان فضا خیلی بسته شده و کمتر مجال اظهار نظر صریح و انتقاد داده میشود.
به گزارش تهران امروز، مطهری با تاکید بر اینکه "الان فضا خیلی بسته شده"، افزود: آقای رامین چند روز پیش گزارش دادند که ۶۰۰ نشریه از دولت انتقاد میکنند. چگونه انتقادی؟ اگر انتقاد صریح از رئیسجمهور باشد، تحمل نمیشود. من این فضا را تجربه کردهام یعنی مصاحبههایی که پیشتر چاپ میشد، در شرایط فعلی چاپ نمیشود، بعد آقای رئیسجمهور میگویند آزادی در کشور در بالاترین حد است، این درست نیست.
وی ادامه داد: فکر نمیکردم که به اینجا برسیم که علیه من در نماز جمعه شعار بدهند. البته آن عده که شعار دادند، گروه خاصی بودند و فقط شعار بیبصیرتی دادند و شعار نفاق ندادند. شهید مطهری میگوید، مصلح واقعی کسی است که در مقابل توهینهایی که به شخص او میشود، بیحس و کرخت است، اما در مقابل ضایعشدن حقوق مردم حساس است.
مطهری همچین اظهار داشت: برداشتم این است که وقتی عکسالعملها و اتهامپراکنیها زیاد میشود، به معنی تاثیرگذاری زیاد است، یعنی برخی احساس میکنند که آگاهی بخشی و روشنگری برای مردم مانع کار آنهاست و سعی میکنند با این اتهامات مانع اثرگذاری شوند. در مورد استفاده از اعتبار شهید مطهری من نمیتوانم این انتساب را از بین ببرم ولی سوءاستفادهای نکردهام.
وی با تاکید بر این که "اگر انتقاداتم از دولت نبود، هنجارشکنیهای بیشتری انجام میشد" گفت: به علاوه اکنون چهره فرهنگی دولت برای قشر متدین آشکارتر شده است. همچنین اگر تا یک سال پیش فقط من از این لیبرالیسم فرهنگی سخن میگفتم اما اکنون افراد زیادی از مراجع تقلید و ائمه جمعه گرفته تا استادان دانشگاه و نمایندگان مجلس و حتی برخی حامیان دولت در این باره صحبت میکنند.
مطهری با اشاره به این که "دولت چون قدرت دارد، نقش اساسی را ایفا میکند"، تاکید کرد: یعنی می توانیم بگوییم ۳۰ درصد مسئولیت به عهده سایر نهادها مثل آموزش و پرورش، وزارت علوم، صدا و سیما و روحانیت است، ۷۰ درصد آن به عهده دولت است.
وی همچنین اظهار کرد: الان مشکل جریان اصولگرایی این است که مبانی مشخص و مورد توافقی ندارند. همه از یک اصولی دم میزنند اما معنای واحدی از آن ندارند. مثلا همه میگوییم ولایت فقیه، اما مراد همه یکی نیست. فردی معتقد است که هر کاری میخواهیم بکنیم باید با ولی فقیه هماهنگ کنیم مثلا اگر بخواهیم در مجلس وزیری را استیضاح کنیم باید دید که ایشان موافق است یا مخالف یا در زمان انتخابات ریاستجمهوری اول باید ببینیم که نظر ایشان چیست و خودمان مجاز نیستیم که ابتکار عمل داشته باشیم. بعد هم هر کسی مخالف این نگاه بود، باید با او برخورد کرد. ولی گروه دیگر میگویند فقط در احکام حکومتی باید مطیع باشیم. فتوای اخیر مقام معظم رهبری درباره مرز التزام عملی به ولایت فقیه هم موید همین نگاه است که من سالهاست درباره آن سخن گفتهام.
مطهری افزود: من این دستهبندیها را به این صورت که دیوار ضخیمی بین آنها باشد، قبول ندارم چون برخی اصلاحطلبان از اصولگرایان اصولگراتر هستند و برعکس.
نمایندهتهران در مجلس گفت: اگر ما عده کمی از اصلاحطلبان را که ساختارشکن و دنبال تغییر نظامند کنار بگذاریم، بقیه آنها افراد منطقی هستند و به نظر من نگاه آنها به ولایتفقیه و آزادی بیان نگاه درستتری است و امکان همکاری با آنها وجود دارد.
وی یادآور شد: در زمان امام (ره) هم آن ۹۹ نمایندهای که برخلاف نظر امام به نخست وزیری آقای موسوی رای منفی دادند، مورد نکوهش قرار نگرفتند و امام مطلبی به این مضمون فرمودند که آنها به وظیفه خود عمل کردند.
امروز:رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: مسئولان باید با حفظ وحدت و افزایش روحیه مردم اجازه ندهند تا توطئه و آرزوهای بدخواهان علیه انقلاب اسلامی ایران تحقق یابد.
جمعی از نخبگان حوزوی و مسئولان فرهنگی استان خراسان رضوی بعدازظهر دیروز با حضور در تالار آستان قدس رضوی با آیتالله هاشمی رفسنجانی دیدار و گفتو گو کردند.
به گزارش آفتاب، رئیس مجلس خبرگان رهبری در این دیدار با اشاره به نقش روحانیت در طول تاریخ اسلام و ایران گفت: روحانیت همواره پناهگاه و طرفدار مردم در همه ادوار بوده و هست.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، نقش روحانیت و حوزههای علمیه را در آگاهیبخشی به جامعه بهویژه در زمینههای فرهنگی و مذهبی ممتاز خواند و افزود: روحانیت در طول قرنهای متمادی با استفاده از دانش روز و توان نقادی و آزاداندیشی حوزه، توانسته است تکیهگاه مناسبی برای مردم باشند.
هاشمی رفسنجانی، احیاء روحانیت با تشکیل حوزه علمیه زیرنظر آیتالله العظمی بروجردی را خاطرنشان کرد و گفت: بعد از آن امام خمینی(ره) مبارزات خود علیه رژیم پهلوی را ادامه داد و برای اولین بار در تاریخ اسلام با حمایت خیل عظیم مردم، حکومت براساس مکتب اهل بیت(ع) که دستاوردی کاملاً بدیع و بیسابقه بود را بهطور رسمی با ساختار نظام و قانون اساسی مترقی و اسلامی شکل داد.
رئیس مجلس خبرگان رهبری با تبیین فراز و نشیبهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران از جمله دوران جنگ تحمیلی و تحریمها و همچنین شرایط بینالمللی از جمله دو دوره اشغال افغانستان، فروپاشی شوروی سابق و اشغال عراق، شرایط کنونی را حساس خواند و گفت: مسئولان باید با حفظ وحدت و افزایش روحیه مردم اجازه ندهند تا توطئه و آرزوهای بدخواهان علیه انقلاب اسلامی ایران تحقق یابد.
اعضای شورای برنامهریزی مدیریت حوزه علمیه خراسان نیز در دیداری جداگانه با رئیس مجلس خبرگان رهبری گزارشی از آخرین فعالیتها و عملکرد این حوزه را به اطلاع ایشان رساندند.
هاشمی رفسنجانی در این دیدار بر ضرورت آگاهی طلاب از شرایط دنیای امروز گفت: طلاب با افزایش سطح اطلاعات و یافتههای علمی خود، در پاسخگویی به نیازهای فکری جامعه بشری موفقتر خواهند بود.
امروز:حجت الاسلام والمسلمین سید هادی خامنهای دبیر کل مجمع نیروهای خط امام(ره) همزمان با ۱۷ مرداد روز خبرنگار با خانواده مسعود باستانی روزنامه نگار دربند دیدار و از خداوند برای آنان آرزوی صبر و توفیق روز افزون کرد.
به گزارش خبرنگار کلمه، در این دیدار مهسا امرآبادی، همسر این روزنامه نگار با توضیح شرایط و وضعیت مسعود باستانی در زندان رجایی شهر، از عدم اعطای مرخصی استعلاجی و قانونی به همسرش برای درمان مشکلات فک و دندان و برخی تبعیض ها گلایه کرد.
مدیر مسئول روزنامه توقیف شده حیات نو در این دیدار با گرامیداشت روز خبرنگار ضمن انتقاد از برخورد با خبرنگاران و روزنامهنگاران، ابراز امیدواری کرد که خبرنگاران دربند هرچه سریع تر آزاد شوند.
در این دیدار حجت الاسلام والمسلمین سید هادی خامنه ای برای دقایقی تلفنی با مسعود باستانی صحبت کرد و از خداوند آزادی او و همه زندانیان سیاسی را خواست.
امروز:سایت لغتنامه دهخدا فیلتر شد. هنوز هیچ اظهار نظری درباره دلیل فیلترینگ این سایت از سوی مسئولین ابراز نشده است.
به گزارش فرارو، سایت لغتنامه دهخدا، این دایره المعارف عظیم را به صورت آنلاین در اختیار کاربران اینترنت قرار میدهد و در رتبه ۳۸۹ سایتهای پربازدید ایرانی قرار دارد.
امروز:سفیر سابق ایران در پاریس در رابطه با مذاکراتی که قرار است طی ماه های آتی میان ایران با اعضای گروه ۱+۵ برگزار شود ،اظهار داشت: اساسا من این زمان و فضا را برای مذاکره مناسب نمیدانم.ضمن اینکه با نفس مذاکره موافقم و معتقدم ما در نهایت باید مشکلات را در پشت میز مذاکره حل کنیم و نه در سخنرانیها.
به گزارش ایلنا، صادق خرازی در رابطه با پاسخ اوباما برای مذاکره با ایران حول محور طالبان و مسائل افغانستان و اینکه پس از طرح پیشنهاد احمدینژاد برای گفتوگو با اوباما وزارت امورخارجه آمریکا یکبار اعلام کرد که این پیشنهاد را جدی تلقی نمیکند، اما تنها چند روز پس از آن اوباما گفت که پیرامون مسائل افغانستان با احمدی نژاد مذاکره میکند، اظهار داشت: اینها که شما میگوئید موضوع را دقیق روشن نمیکند. گفتههای دو طرف فقط در لفظ "گفتوگو" و "مذاکره"، اشتراک و یا مشابهتهائی دارند. ولی "موضوع و دستور کار" مذاکره در صحبتهای احمدینژاد و اوباما کاملا با هم متفاوت هستند.
وی افزود: آنطور که من از صحبتهای آقای احمدینژاد میفهمم، منظورایشان از گفتوگو، مناظره کلان وگسترده قابل پخش از رسانهها در باب مسائل جهانی ،از جهانبینیهای متفاوت، و بحثهای کلامی و جدلهای فلسفی گرفته تا مسائل هستهای و افغانستان و...را میتواند شامل شود .اینکه امریکائیها گفتهاند "این پیشنهاد را جدی تلقی نمیکنند" احتمالا ناظر بر متدولوژی مذاکره، گستردگی دستور کار و موضوعیت نداشتن است. ولی اینکه اوباما بگوید حاضر به مذاکره با احمدینژاد پیرامون مسائل افغانستان حول محور طالبان است، مطلب دیگری است.
این مسوول سابق وزارت امورخارجه تصریح کرد: روشن است که آنها در تله افغانستان گیر کردهاند و کمک ایران میتواند ذیقیمت باشد.این موضوع قابل بده و بستان است و میتواند نرخ داشته باشد. اینکه آیا ایران این استراتژی غلط را بپذیرد، که فقط در یکی از نادر مواردی که دست بالا را دارد، جداگانه و فارغ از حل سایر معضلات گریبانگیر، مذاکره کند مطلب جداگانهای است که بستگی به هوشمندی تصمیم گیرندگان دارد.
وی همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا طرح درخواست ایران برای مذاکره با آمریکا پیش از برگزاری نشست آتی ایران با گروه ۱+۵ میتواند تامین کننده اهداف ایران باشد یا آمریکایی ها همچنان به رویکرد خصمانه خود علیه ما ادامه می دهند نیز گفت: این تاکتیک از این باب میتواند صحیح جلوه کند که اگر شما با اعضا یک خانواده میخواهید منزلی را معامله کنید برای رسیدن به توافق،اولویت دارد و اصلح آن است که کوشش کنید موافقت پدر خانواده را که "اتوریته" دارد و میتواند چک بکشد و در در دفترخانه سند را امضا نماید را جلب نمائید و وقتتان را با سایر اعضا خانواده که نمیتوانند حرف آخر را بزنند تلف نکنید، اگرچه آنها بعضا حرفهایشان موثر ومفید هم باشد.
خرازی ادامه داد:اینکه میگوئید امریکا رویکرد خصمانه دارد، خوب ببینید اگر رویکرد طرفین نسبت بهم اینگونه نبود که مذاکره موضوعیت پیدا نمیکرد. شما هیچگاه شنیدهاید که مثلا سوئد و نروژ که سالهاست با رابطه حسن همجواری دوستانه در کنار هم زندگی میکنند با هم دعوای" مذاکره بکنیم و یا نکنیم"، داشته باشند؟! موضوع اصلی داشتن اراده سیاسی برای مذاکره توام با حسن نیت وارزیابی صحیح طرفین از توان یکدیگر برای رسیدن به یک توافق است.
وی در پاسخ به این سوال که ایران باید با چه سیاستی در نشست آتی ایران با اعضای گروه۱+۵ شرکت کند تا بتواند اندکی از هجمههایی که علیه ما در جامعه بینالمللی به راه افتاده است بکاهد نیز اظهار داشت: ایران قبلا هم با ۵+۱ در مقاطع مختلف مذاکره کرده است و تجربه کافی دارد.اگرچه به دلائل مختلف تجربیات تیمهای مذاکره کننده بگونهای منسجم و منطقی با هم تبادل پیدا نکردهاند.
وی افزود: در یک مقطعی که امریکا تازه عراق صدام حسین را درهم کوبیده بود و نئوکانها زیر علم وکتل جرج بوش "قروم قروم" میکردند، و"هل من مبارز" میطلبیدند، برای اینکه در معرض تهدید قرار نگیریم و یا با تصویب قطعنامه در تقابل با جامعه جهانی قرار نگیریم "دٌر غلطان دادهایم و شکلات گرفتهایم". در یک مقطعی دیگر ما چیزی ندادیم، ولی درعوض "شکلات" ندادند که هیچ بلکه به ما "قطعنامه" دادهاند، و باز در معرض تهدید نظامی قرار گرفتهایم و در شرائط نامساعدی برگشتهایم سر جای اول، و تلاش برای واسطه دست دوم تراشیدن، که بیائید با ما مذاکره کنید.
خرازی همچنین ارزیابی خود را از رفتار روسیه و چین در نشست آتی ایران با گروه ۱+۵ با توجه به این موضوع که روسها و چینی ها در زمان تصویب قطعنامه ۱۹۲۹ بی تفاوت به مراودات دوستانه با ایران رای خود را به نفع آمریکاییها در سبد انداختند با این وجود با تحریمهای یکجانبه اروپا و آمریکا علیه ایران مخالفند اینگونه بیان کرد: روسها و چینیها رای خودشان را به نفع امریکائی ها در سبد نینداختند. مساله آری یا نه که نبود و سبدی هم در کار نبود. بلکه آنها دستشان را به علامت رای مثبت به قطعنامهای که در جلسات متعدد و کلمه به کلمه آن را مثقالی بر طبق منافع خودشان سنجیده و مذاکره وتصحیح و حک و اصلاح کرده بودند، بالا بردند. این قطعنامه یک محصول و دستپخت مشترک بود، ویا بعبارتی مخرج مشترک "حداکثر منافع قابل حصول" تهیه کنندگان آن بود.
وی تاکید کرد: صرفنظر از این مساله، زمانی پالمرستون وزیر خارجه قرن نوزدهم بریتانیا گفته بود: "انگلستان دوستان همیشگی ندارد، منافع ابدی دارد".حالا هم من نمیدانم روسیه و چین گفتهاند که جدی با ما دوست هستند، یا اینکه بطور یکجانبه ما خودمان را به آنها میچسبانیم. قدر مسلم انکه فعلا دشمن ما نیستند.ولی اگر روزی ما بازارهای خودمان را با کالاهای نا مرغوب چینی پر نکنیم، آیا باز هم با لبخندهای محبت آمیز چشم بادامیها روبرو خواهیم بود؟ویا حجم مبادلات میلیاردی ما با روسیه ثلث شود باز هم همین رفتار را با ما خواهند داشت؟
این مسوول سابق دستگاه سیاست خارجی تاکید کرد: در مورد قسمت دوم سوالتان، واضح است چین و روسیه چون در تصمیمات یکجانبه اتحادیه اروپا ویا تحریمات یکجانبه امریکا مشارکت نداشتهاند و ملاحظات واحتمالا سهم آنها در این بخش از تحریمها وحتی نحوه تصمیمگیری لحاظ نشده است، با آن موافق نباشند. در مورد مذاکره هم قبلا نظرم را گفتم. فقط یک نکته را اضافه کنم که ما نباید بگونهای عمل کنیم که به صورت کارت بازی و ابزار بهرهبرداری برای دیگران قرار بگیریم.
وی در پاسخ به این پرسش که ایران با چه شیوهای میتواند از تصویب قطعنامههای بعدی در شورای امنیت سازمان ملل جلوگیری کند، گفت: باید با شیوههائی که قبلا عمل کرده و منتهی به صدور قطعنامه شده است عمل نکند! میگویند مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود.
امروز: نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، پیرامون اینکه "اخیرا برخی گفتهاند ناگفتههای خود را از پایان جنگ بازگو خواهند كرد"، ادعا کرد "آنها ناگفتهای از پایان جنگ ندارند، كه با توجه به تناقض ها، فكر میكنم اگر این جعبه سیاه را رمزگشایی نكنند، خیلی بهتر باشد. "
برخی شخصیت ها و فعالان کشور، طی ماههای اخیر، از افشای پشت پرده های نحوه و انجام پایان جنگ هشت ساله، توسط رهبران وقت نظام خبر داده بودند. از جمله میرحسین موسوی، نخست وزیر ایران در دوران جنگ هشت ساله با عراق در دهه ۱۳۶۰ ، در جواب برخی ادعاهای محسن رفیقدوست، خاطرنشان کرده است که در صورت ادامه "تحریف های تاریخی"، ناگفته هایی را از دوران جنگ و از جمله دلایل استعفای خود در سال ۱۳۶۷ را بیان خواهد کرد.
به گزارش فارس، علی سعیدی با بیان اینکه "من اطلاعاتی از تناقضات بین گفتهها و رفتار این آقایان در گذشته و حال دارم"، اظهار عقیده کرد "دو طرف نقطه ضعفهایی در آن زمان داشته و دارند، مثلا وقتی امام شعار جنگ، جنگ تا رفع فتنه را سر میدادند، كسانی كه نقش اصلی را در اداره جنگ داشتند بدنبال شعار جنگ، جنگ با یك پیروزی بودند تا بتوانند جنگ را تمام كنند و این با شعار امام سازگاری نداشت. "
وی ادامه داد "اینها در پی تبدیل شدن حركت نرمافزاری به سختافزاری، مثلا تكیه بر لیزر و مسائل دیگر بود كه امام به شدت از این موضوع نگران بودند. "
نماینده ولی فقیه در سپاه تاکید کرد "معتقدم نباید خیلی به این موضوعات دامن زده شود."
سعیدی در خصوص برخی اظهارنظرها مبنی بر اهمیت مكتب ایرانی، که اخیرا توسط رئیس دفتر محمود احمدی نژاد در همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور ابراز شد، گفت "باید از خود این افراد خواست تا منظورشان را توضیح دهند، هرچند بنده معتقدم این مسائل، مسائل اصلی كشور نیست و نباید جامعه را درگیر این گونه مسائل كنیم. ما در كشور مسائل مهمتری داریم و نباید به این موضوعات دامن زده و آنها را رسانهای كرد.
امروز: نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی گفت: رسالت مطبوعات و رسانه ها این نیست که اشتباهات تصمیم گیرندگان را جبران کنند.
به گزارش ایسنا، جمشید انصاری در مراسم تجلیل از خبرنگاران که از سوی خانه مطبوعات استان زنجان برگزار شد، با بیان اینکه نباید از خبرنگاران توقع این را داشت که پیامدهای منفی برخی تصمیمات را لاپوشی کنند، ابراز کرد: مطبوعات وظیفه اطلاع رسانی واقعی ترین اتفاقات را به مردم دارند.
وی تصریح کرد: اگر خبرنگاران به دنبال ارائه اخبار از تصمیمات نادرست و موجه جلوه دادن آن باشند، عده ای دچار این توهم می شوند که تصمیماتشان درست بوده و هیچ اشتباهی وجود ندارد.
نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی افزود: طی سال های گذشته برخی از مسئولان دولتی تصور می كنند که باید اقدامات آنها از هر نوع نقدی مصون بماند.
انصاری معتقد است كه یكی از تهدید های اصلی نظام جمهوری اسلامی، عملکردهایی است که منافع ملی را به مخاطره می اندازد.
وی اظهار کرد: اگر خبرنگاران به رسالت خود عمل نکنند و این موارد را به بوته نقد نکشند، دیگر دلیلی برای انتشار مطبوعات در کشور وجود نخواهد داشت.
عضو كمیسیون خط امام (ره)مجلس با بیان اینکه تعدادی از مسئولان نیاز به نقد را احساس نمی کنند، افزود: اصلی ترین گرفتاری خبرنگاران در شرایط فعلی ریشه در این تفکر غلط دارد. در چنین شرایطی فعالیت برای فعالان عرصه خبر بسیار دشوار می شود.
این نماینده مجلس در ادامه با اشاره به قانون مطبوعات، گفت: این قانون کامل نیست و آنجا که باید حقوق افراد و رسانه ها رعایت شود، به طور كامل در نظر گرفته نشده است. در حال حاضر مشکلات مالی در نشریات مستقل باعث شده است که بسیاری از حمایت هایی که باید از خبنرگاران صورت گیرد، انجام نمی شود.
وی تصریح کرد: صاحبان قدرت باید در دیدگاه های خود نسبت به رسانه ها تجدید نظر کنند و همچنین باید نظام جامعی برای رسانه ها پیش بینی شود.
انصاری اظهار داشت: وجود مطبوعات مستقل و منتقد برای صاحبان قدرت مفید است و قطعاً کمک حال قدرت خواهد بود.
امروز:جایگاه برخی سفیران ایران در خارج از کشور به عنوان نماینده ویژه احمدی نژاد ارتقا می باید.
به گزارش مهر، محمود احمدی نژاد طی احکامی برخی افراد را به عنوان نمایندگان ویژه خود در خارج از کشور منصوب کرده است.
این اقدام با هدف اعطای اختیارات بیشتر به سفرا و پیگیری ویژه و جدی تر موضوعات انجام شده است.
از فهرست ارائه شده به عنوان نمایندگان ویژه احمدی نژاد که اختیاراتی فراتر از سفرا دارند اطلاعی در دست نیست ، اما گفته می شود برخی کشورهای همسایه ، آمریکای لاتین و آفریقایی بسته به حساسیت و اهمیت در این چارچوب قرار دارند.
امروز: یک استاد دانشگاه و کارشناس روابط بین الملل معتقد است: احمدی نژاد تمایل بسیار دارد تا با آمریکا گفتگو و رابطه بر قرار کند، ولی نمی داند چگونه باید این کار را بکند.
دکتر احمد بخشایشی کارشناس روابط بین الملل و سیاسیت خارجی در گفتگو با فردا با اشاره به اظهار تمایل احمدی نژاد برای گفتگوی مستقیم با رئیس جمهور آمریکا گفت: مذاکره سه نوع است؛ اصولی، سخت و نرم. مذاکره نرم با دوستان است، سخت با دشمنان و مذاکره اصولی هم بر سر منافع است.
بخشایشی ادامه داد: مذاکره و گفتگو روندی دارد که باید رعایت شود. یعنی ابتدا باید موضوع مذاکره مشخص شود، کارشناسان دو طرف با هم گفتگو کنند و به تفاهماتی دست یابند، آنگاه روسا وارد میدان گفتگو می شوند. مثلا آمریکایی ها هر گاه شرایط اقتضا کرده و نیاز داشته اند اعلام آمادگی کرده اند برای گفتگو. آنها با توجه به سابقه موفقیت آمیز گفتگو هایشان با ایران بر سر عراق الان هم آعلام آمادگی کرده اند که درباره افغانستان با ایران گفتگو کنند.
وی افزود: اما آنچه احمدی نژاد در دیپلماسی عمومی و در نامه نگاری هایش با روسای کشورها انجام داده، مخاطبش افکار عمومی داخل کشور است. وقتی می گوید حاضرم با اوباما گفتگو کنم مرادش نوعی رقابت با او در میان افکار عمومی داخل است. این مذاکره نیست.
بخشایشی ادامه داد: آنچه احمدی نژاد می خواهد بوی مذاکره سیاسی نیست بلکه بوی تنه زدن و تحقیر کردن طرف است. آقای احمدی نژاد بیشتر مناظره را می خواهد تا مذاکره. فکر می کند در مناظره های انتخاباتی حریفان را از صحنه بدر کرده و حالا دوست دارد با بوش و اوباما هم این کار را بکند. او در پی یادآوری و بازسازی خاطره دانشگاه کلمبیا است.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: احمدی نژاد تمایل بسیار دارد تا با آمریکا وارد گفتگو شود همان طور که رحیم مشایی رئیس دفترش از طریق هوشنگ امیر احمدی تلاش های زیادی می کند، اما نمی داند چگونه. دو پهلو حرف می زند. یک پهلویش مردم و اصول گرایان هستند و پهلوی دیگرش تمایل وی برای گفتگو.
بخشایشی گفت: احمدی نژاد به خاطر واکنش های احتمالی به طرح بحث گفتگو با آمریکا، تمایل گفتگو با این کشور را در قالب مناظره بیان می کند. در حالی که مناظره متعلق به رقابت های انتخاباتی است. در طول گفتگو ممکن است مناظره ای هم صورت بگیرد اما این مناظره در اتاق های در بسته است با موضوع و سرفصل های مشخص.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: مشخص است که طرف آمریکایی درخواست احمدی نژاد برای مناظره را قبول نمی کند. آنها به دنبال مناظره نیستند. هر گاه نیاز داشته باشند برای گفتگو اعلام آمادگی می کنند. اما گفتگو هم باید اولا موضوع مشخص باشد، بعد کارشناسان وزرات خارجه بنشینند و گفتگو کنند بعد که تفاهماتی حاصل شد معاونین وزارت خارجه و وزرای خارجه و در نهایت نوبیت به روسای جمهور می رسد که کنار هم بنشینند و گفتگو کنند.
اما آقای احمدی نژاد چون به عرف و تشریفات دیپلماتیک چندان توجهی ندارد، گاها صحبت هایی می کند که خیلی ثمر بخش نیست.
امروز:رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی با اشاره به امتناع رئیسجمهور از ابلاغ قوانین مصوب مجلس به دستگاهها و ابلاغ این قوانین توسط رئیس مجلس به روزنامه رسمی تصریح کرد: مجلس نمیتواند در برابر این رفتار قانونگریزانه و سرکشانه نسبت به قانون بیتفاوت بماند.
"احمد توکلی" در گفت و گو با خانه ملت، با اشاره به این بیت شعر "اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی / برآورند غلامان درخت از بیخ"، درباره اقدام رئیس مجلس درباره ابلاغ برخی قوانین اظهار نظر کرد.
طبیعی است وقتی رئیسجمهور که مجری قانون اساسی است و به اجرای آن قسم خورده است از اجرای قانون سرپیچی میکند آموزش بسیار بدی برای مردم دارد و از آن بدتر این است که رابطه دو قوه را تیره و تاریک میکنند و کشور را که علیالاصول باید با همکاری و همیاری قوای سهگانه اداره شود دچار ضرر و آسیب میکند.
اقدام رئیس مجلس برای ابلاغ مستقیم قوانین به روزنامه رسمی و کمک به اجرایی شدن آن مبتنی بر قانونی است که این کار را برای رئیس مجلس برای معطل نماندن قانون الزامی میکند.
طبق قانون، رئیسجمهور موظف است بعد از ارسال یک قانون توسط رئیس مجلس ظرف پنج روز آن را امضاء کرده و برای اجرا ابلاغ کند .
همزمان با طی این روند، روزنامه رسمی نیز باید این قانون را چاپ کرده و بعد از گذشت 15 روز، قانون باید اجرایی شود اما متاسفانه در دولت نهم و دهم پیش آمده است که رئیسجمهور به این وظیفه مصرح قانونی خود عمل نمیکند و استدلالهای نادرستی میآورند که قانون را نمیپسندند و یا اجرای آن مشکل است و یا به ضرر ملت آن را قلمداد میکنند.
در اینگونه موارد، طبق قانونی که مجالس گذشته تصویب کردهاند رئیس مجلس برای آنکه قوه مقننه از اعمال اراده مردم محروم نشود، باید خود راساًً نامه نوشته و قانون را به روزنامه رسمی ارسال کند .
از آنجا که این موارد اخیراً مکرر پیش آمده و رییس جمهور از انجام وظیفهای که قانون اساسی برای آن حکم کرده است و ایشان هم به اجرای آن قسم خورده، استنکاف میکند طبیعتاً موارد استفاده از قانونی که رئیس مجلس را ملزم به انجام وظیفه میکند، زیاد شده است.
امروز: معاون اول رئیس دولت، با بیان اینکه "الان وضعیتی پیش آمده كه هر كس به هر قیمت از طریق پول و هزاران راه دیگر و به بهانه جنگ و مسائل دیگر میخواهد مدرك بگیرد در حالی كه از سواد خبری نیست"، اظهارعقیده کرد "دانشگاههای کشور را تبدیل به كارخانه مدرك كردند و بسیاری از دانشگاهها برای مدرك فروختن ساخته شدهاند. " این مقام ارشد دولت، همچنین اظهار داشت "باید از تحریم و تهدید بوجود آمده، فرصتی بسازیم كه قدرتهای بزرگ را به زمین بزنیم و جمهوری اسلامی را برای ایجاد یك نظم جدید اقتصادی بر دنیا حاكم كنیم. "
به گزارش فارس، محمدرضا رحیمی، دوشنبه ١۸ امردادماه، در سومین روز از اجلاس رؤسای آموزش پرورش مناطق سراسر كشور كه در سالن اجلاس سران در تهران برگزار شد، تغییر و تحول را اساس كار در مدارس خواند و گفت "در نظام اسلامی مدرسه از مسجد منشعب شده اما هرگز از او [آن] جدا نشده، بلكه این دو در كنار هم هستند و چون در كنار قرار دارند كامل بوده و موجب تحول هستند. "
الگوی ژاپن
رحیمی با بیان اینكه "با حضور معلم، نیروی انسانی تحصیل كرده و سالم وارد جامعه میشود"، به نظام آموزشی كشور ژاپن اشاره كرد و گفت: در مغز دانش آموزان ژاپنی به خاطر تحول اساسی در مدرسه توسعه رخ میدهد و این دانشآموزان جامعه را میسازند و به این خاطر است كه اقتصاد و صنعت این كشور در جهان زبان زد شده است اما در مقابل ژاپن نیز یك كشور وجود دارد كه با وجود نفت خیز بودن و ثروت زیاد و جمعیت كم، هیچ توسعهای نیافته و اگر شیر نفت آن كشور را ببینیم متوقف میشود و اگر از هواپیما پیدا شوند سوار شتر میشوند.
به بهانه بروز جنگ، همه می خواهند مدرک بخرند
معاون اول رئیس دولت، همچنین اعتراف کرد "الان وضعیتی پیش آمده كه هر كس به هر قیمت از طریق پول و هزاران راه دیگر و به بهانه جنگ و مسائل دیگر میخواهد مدرك بگیرد در حالی كه از سواد خبری نیست. "
این اعتراف رحیمی در حالیست که بحث مدرک دکترای جعلی این مقام ارشد دولت، که نمونه دیگر آن را وزیر کشور اسبق دولت احمدی نژاد (علی کردان) ارائه کرده بود - علیرغم پیگیری نمایندگان مجلس - هنوز مسکوت مانده است.
معاون اول احمدی نژاد، سپس با بیان اینكه بعضی از اینكه بعضی از مدعیان اقتصاد حتی نمیتوانند اقتصاد مقدماتی را در دوره راهنمایی آموزش بدهند، گفت: دانشگاهها را تبدیل به كار خانه مدرك كردند و بسیاری از دانشگاهها برای مدرك فروختن ساخته شدهاند.
قدرتهای بزرگ را به زمین بزنیم
رحیمی سپس گفت "تقاضای دولت از وزیر آموزش و پرورش و همكارانش این است كه دولت را یاری كنند تا از این تحریم و تهدید فرصتی بسازیم كه قدرتهای بزرگ را به زمین بزنیم و جمهوری اسلامی را برای ایجاد یك نظم جدید اقتصادی بر دنیا حاكم كنیم.
رحیمی این كار را مقدمه سازی ظهور امام زمان دانست و ادامه داد: یكی از فرصتهایی كه به دست ما آمده و میتوانیم خودمان را برای مدد از حضرت مهدی آماده كنیم شكست تحریم است.
انگلیسی ها یك مشت خرفت هستند كه مافیا بر آنها حاكم است
معاون اول رئیس دولت، در اشاره به سابقه تحریمها و قطعنامههای صادر شده علیه جمهوری اسلامی در تاریخ پرداخت و مدعی شد "تا قبل از دولت احمدی نژاد، حتی پیچ و مهرههای مورد استفاده صنعت نفت را از انگلیس میخریدند. اما در دولت احمدی نژاد كاری صورت گرفت كه قرار است تا سال آینده صد در صد قطعات بخش نفت در داخل تولید شود. "
رحیمی در توصیف انگلیس، که مدرک جعلی مورد ادعایش را نیز از دانشگاهی در انگلیس ارائه کرده، آن کشور را چنین توصیف کرد "این كشور هیچ ندارد و نه آدمهایش آدم و نه مسئولانش مسئول هستند و حتی منابع زیر زمینی ندارد و یك مشت خرفت هستند كه مافیا بر آنها حاكم است. پانصد سال دنیا را غارت كردند و جوانی كه الان آمده است (آمریکا)، احمقتر از قبلی است و گویا خداوند آنها را نوكر آمریكا و صهیونیستها آفریده است."
ریال را جایگزین دلار یورو می کنیم
معاون اول رئیس دولت سپس تاكید كرد: "برای مقابل با تحریمها دلار و یورو را از سبد ارزی كشور خارج میكنیم و جای آن ریال و پول هر كشوری كه با ما همكاری كند را قرار میدهیم."
وی با اشاره به صدور قطعنامههای مختلف علیه ایران از سال ٢۰۰۶ تاكنون، اظهار عقیده کرد: این قطعنامهها به زعم آنها فلج كننده بود، اما ما با اقدامات حساب شدهای آنها را دور زدیم و مزه تحریمها را فهمیدیم و بر بخشهای مختلف از جمله ساخت هواپیما، تانك و ماشین و همچنین اختراعات و اكتشافات پیشرفت كردیم و استعدادهایمان درخشان شدند.
معاون اول رئیس دولت ادامه داد: ایرانی شایستگی دارد كه زمینه را برای حكومت منجی زیبا بی نظیر فراهم كرده و عدالت و محبت را در دنیا مستقر كند.
سازمان ملل؛ بی خاصیت و وابسته
معاون اول رئیس دولت، سپس سازمان ملل را "بی خاصیت و وابسته" توصیف كرد و گفت: ٢۷ كشور اروپایی تحریم جدیدی علیه ایران انجام دادند و استرالیاییها كه یك مشت گله دار هستند نیز به آنها پیوستهاند.
حتی اگر بخواهیم بمب اتمی بسازیم چه كسی را میخواهیم با آن بزنیم؟
رحیمی با اشاره به متهم كردن ایران به تلاش برای ساخت بمب هستهای از سوی آمریكا و متحدانشان گفت "صهیونیستها بر اقتصاد جهان مسلط شدند و دویست كلاهك هستهای دارند اما زمانی كه ایران میخواهد از انرژی هستهای برق تولید كند آنها ایران را به ساخت بمب اتمی متهم میكنند در حالی كه بمب در مكتب ما حرام است و حتی اگر بخواهیم بمب اتمی بسازیم چه كسی را میخواهیم با آن بزنیم؛ اگر به اسرائیل حمله كنیم كه تشعشعات آن به مسلمانان آسیب میزند.
به ریش آنها بخندیم
رحیمی با بیان اینكه در مقابله با تحریم باید یك شیوه جدید اقتصادی طراحی كنیم و به ریش آنها بخندیم، بی بی سی را به "ایجاد جنگ روانی در ایران درباره تحریمها" متهم کرد و گفت "بی بی سی فیلم پخش كرد كه در آن یك زن به یك تعمیر كار تماس میگیرد وقتی تعمیر كار میآید، میگوید تحریم هستیم و قطعات در كشور وجود ندارد. اما شما ببینید اینها چقدر بی شرف هستند كه فیلم درست میكنند و جنگ روانی راه میاندازند. "
معاون اول رئیس دولت یادآور شد: از شش ماه پیش میدانستیم كه آنها چه میخواهند بگویند و به همین دلیل جلسه گذاشتیم و راه ها را همواره كردیم كه یك ایرانی در اثر تحریم ضرر نكند.
اروپا فقط به ما خوراک چهارپایان می فروشد
وی با اشاره به ٢١میلیارد دلار مبادلات اقتصادی ایران با اروپا ادعا کرد "از این مبلغ سه میلیارد آن را ایران میفروشد و ١۷ میلیارد را اروپاییها به ایران میفروشند كه آن هم سویا ذرت و گندم درجه سه برای خوراك چهارپایان است كه این را قطع خواهیم كرد و وسایل و قطعات حساس را جوانان ایرانی خواهند ساخت كه البته این موضوع زمان نیاز دارد.
رحیمی با اشاره به جلسه روز گذشته ای که با رهبر جمهوری اسلامی برگزار شده یادآور شد: در خدمت رهبری گزارشی دادیم كه آقا گفتند كم كم به سوی قطع نیازها از آنها بروید.
وی با بیان اینكه آنها در سی سال گذشته یك لحظه با ما خوش رفتاری نكند، گفت: البته عدهای در این راه جا زدند اما خداوند یك آدم از جنس خود شما را مامور كرده كه در مقابل همه آنها مثل كوه ایستاده و همه آنها را دست انداخته است و در آینده نزدیك در سازمان ملل ضربه آخر را به آنان خواهد شد.
اقتصاد اروپا را با بیکاری مواجه خواهیم کرد
معاون اول رئیس دولت درباره راهكارهای مقابل با تحریمها گفت: ساخت همه قطعات را به دانشگاههای مهندسی و فنی و بخش خصوصی واگذار كردیم كه در این صورت با قطع مبادله با اروپا ١۵۰ تا ٢۰۰ هزار نفر در اروپا بیكار میشوند و به همین میزان در ایران اشتغال ایجاد میشود كه این ضربه اول به آنها است.
گفتنی است طی ماههای اخیر و سالی که گذشت، بسیاری از واحدهای تولیدی و قطعه سازی و صنعتی - بنا به گزارش کارشناسان کشور- بدلیل مشکلات اقتصادی، عدم پرداخت حقوق کارگران، ورود بی رویه و حجیم کالاها و محصولات چینی، و همچنین سوء مدیریت در واگذاری ها به بخش های به ظاهر خصوصی، به تعطیلی و رکورد کشیده شده اند.
رحیمی همچنین ادعا کرد "بزودی از ساخت قطعاتی كه به غرب وابسته بودیم، برای همیشه رها میشویم و آن موقع نوبت ما میشود كه غربیها را تهدید كنیم و معلمان ما آنها را ادب كنند و درس انسانیت و اخلاق به آنها بدهند. "
اگر چهارراه ایران را ببندیم...
معاون اول رئیس دولت دهم، به جایگاه جغرافیایی ایران اشاره كرد و گفت: ایران روی یك چهار راه ارتباطی بین قارهها قرار دارد و اگر راه را ببندیم آنها باید برای یك مبادله و تبادل كالا، یك مسیر ١١روزه را ١١ ماه طی كنند.
رحیمی بدون اشاره به پروژه نیمه تمام و انتخاباتی قطار شیراز- اصفهان که بعد از یکسال مانور انتخاباتی احمدی نژاد، کماکان نیمه کاره مانده، ادعا کرد "قطار چین تركمنستان، ایران، تركیه و اروپا را راه میاندازیم كه در این صورت بار ١١روز جابه جا میشود، تصریح كرد: هرمزگان را به آستارا از طرف دیگر به عراق و سوریه و آذربایجان وصل خواهیم كرد.
اهداف غرب از تحریم
معاون اول رئیس دولت، "ایجاد بیكاری" در ایران را یكی از اهداف غرب از تحریم علیه ایران ذكر كرد و گفت: شش ماه قبل در شورای عالی اشتغال تصمیم گرفتیم كه قدرت خرید معلمان را بالا ببریم و در همین راستا كارت اعتباری یك و نیم میلیون تومانی قرض الحسنه برای خرید كالاهای ایرانی به معلمان دادیم كه خداوند امروز این را برای ما یك مائده آسمانی قرار داده است و با خرید كالای ایرانی توسط معلمان تغییر و تحول و گردش مالی در كشور اتفاق میافتد و تمام انبار كارخانههای كه تولید استاندارد دارند، خالی میشود و البته باید غیرتها را تحریك و تبلیغ كنیم كه مردم كالای خارجی نخرند.
رحیمی "انزوای سیاسی، اختلال در واردات و صادرات، خارج كردن كالاهای ایرانی از دور رقابت و نارضایتی مردم" را از جمله اهداف تحریمهای صورت گرفته علیه ایران برشمرد و تاكید كرد: باید مردم را توجیه كرد و در این راه آموزش و پرورش مدیریت ساختن افكار عمومی و هدایت آنها به سمت واقعیت را بر عهده دارد.
رحیمی "جلوگیری از جذب سرمایه گذاری خارجی" را نیز، یكی دیگر از اهداف تحریمها ذكر كرد و با بیان اینكه امسال در جذب سرمایه گذاری در دنیا رتبه ششم را كسب كردیم، افزود: دلار و یورو را از سبد ارزی خارج خواهیم كرد و جای آن ریال و پول هر كشوری كه با ما همكاری كند را قرار میدهیم چرا كه این ارزها را نجس میدانیم و نفت را هم به دلار و یورو نخواهیم فروخت چرا كه اگر دلار و یورو شكسته شود آنها شكست میخورند.
وی "اخلال در فعالیت بانكها" را هدف دیگر تحریمها دانست و گفت: برای مقابله با این كار به اندازه كافی هم بانك خریدیم و هم بانك تأسیس كردیم.
معاون اول رئیس دولت به بیمه P&D كه مخصوص كشتیهای باری و آلودگیها است اشاره كرد و گفت: برای این بیمه میلیونها پول به جیب آنها میریختیم كه آنها تحریم كردند اما ما درحالی كه ١۴ شركت بیمه P&D وجود دارد، ایران چهاردهمین آنرا تاسیس كرد و اعلام كردیم تا كشتیهای خارجی بیایند و آنها را بیمه كنیم.
صادر کننده بنزین خواهیم بود
رحیمی با اشاره به تحریم بنزین علیه ایران خاطرنشان كرد: باید روزانه ١۵ میلیون لیتر بنزین وارد كنیم اما جوری طراحی كردیم كه در یكی دو سال آینده همین مقدار را صادر كنیم.
وی تحریمها در بخش كشتیرانی را مورد اشاره قرار داد و اضافه كرد: بخشنامهای ابلاغ كردیم كه تمام بخشهای خصوصی، حقوقی و حقیقی بارهای خود را فقط به كشتیهای ایرانی بدهند.
شما خیابانهای تهران را ببینید كه چه وضعی دارد؟
معاون اول رئیس دولت، تحریم كالاهای دشمن را یكی از راههای مقابله با تحریم غرب علیه ایران ذكر كرد و خاطرنشان كرد: شما خیابانهای تهران را ببینید كه چه وضعی دارد؟ به آقایان میگوئیم شما كه مدعی هستید چرا در خیابانهای تهران اجناسهای آلمانی، انگلیسی و كرهای را تبلیغ میكنید. كه از دفتر رهبری كمك گرفتم و به این آقایان توصیه كردیم كه این تبلیغات را از سطح شهر جمعآوری كنند.
كرهایها باید به خاطر تحریم ایران سیلی بخورند تا آدم شوند
وی با بیان اینكه كرهایها هم باید سیلی بخورند تا آدم بشوند، تاكید كرد: تعرفهها را دویست درصد بالا میبریم و آنقدر زیاد میكنیم تا كسی نتواند كالاهای خارجی را بخرد چرا كه نباید اجناس دشمن خود را خریداری كنیم.
رحیمی با تاكید بر پرهیز از تبلیغات مسموم، این نوع تبلیغات را نیاز به خارجیها دانست و اظهار داشت: روزنامه همشهری روزی نیست كه هیچ چیزی را تبلیغ نكند. مثلا میگویند سه برابر برنج مورد نیاز كشور برنج وارد كردهایم كه این موضوع والله دروغ است و حتی یك سوم آنرا هم وارد نكردهایم.
رحیمی ادامه داد: اگر راست میگفتند، ایرادی نداشت هرچند الان راست گفتن هم ایراد دارد و دشمن نباید متوجه آن بشود. مثلا اعلام میكنند كه ماه رمضان آمد و گرانیها شروع شد اما شما كه دوست و برادر هستید و سابقه رزمندگی دارید و مدیر مسئولی فلان روزنامه را در اختیار دارید با این كارها میخواهید چكار كنید؟ چند سال بیشتر از دولت احمدینژاد نمانده است بنابراین مروّت خرج دهید و دروغ ننویسید.
با مفاسد باید با جدیت مبارزه كرد
این مقام ارشد دولت، که پرونده فساد اقتصادی، جعل و زد و بندش، در قوه قضاییه و همچنین مجلس شورای اسلامی، به صورت جدی و مستند مطرح شده، اما بدلیل دستور رهبری و محافل فراقانونی، رسیدگی به آنها مسکوت مانده، در بخش دیگری از سخنان خود درباره "مبارزه با مفاسد اقتصادی" تاكید كرد: با مفاسد باید با جدیت مبارزه كرد گرچه بسیار سخت است و تا وارد میشویم یك ضربه میخوریم و اگر غفلت كنیم باز هم ضربه میخوریم هرچند غفلت هم نكنیم باز هم ضربه خواهیم خورد چرا كه تیم آنها بسیار قوی است.
امروز: آیت الله دستغیب در جلسه تفسیر قران با مروری به آیات قرآن و تاریخ حکومتها ااظهار داشت: «روش تمام مستکبرین در طول تاریخ، اداره مملکت با یک حزب و تشکل مدّاح حکومت بوده است».
وی در ادامه افزود: در اواخر دوران پهلوی، شاه باداشتن دستگاه جاسوسی قدرتمندی مانند ساواک که از حمایت آمریکا و اسرائیل برخوردار بود، خود را بسیار قدرتمند میدانست و آنچنان مردم را در رعب و وحشت قرار داده بود که کسی جرأت نطق کشیدن نداشت. شاه برای اینکه علمای راستین و مؤمنینی که کلمات حقی میگفتند و انتقاداتی میکردند را تحت فشار قرار دهد، حزبی را تشکیل داده بود به نام «حزب رستاخیز» و اعلام کرد فقط کسانی که در این حزب وارد شوند، عضو این مملکت هستند و بقیه باید از این مملکت بروند!
آیت الله سید علیمحمد دستغیب در جلسهٔ هفتگی تفسیر قرآن کریم با اشاره به مشکلاتی که در زمان حضرت امام (ره) وجود داشت، اظهار داشت: «مشکلات آن زمان به خاطر تندرویها و افراط و تفریطهای نیروهای انقلابی بود که نتوانستند خود را در عمل همراه مرحوم امام (ره) کنند».
این مرجع در ادامه با اشاره به روش انبیای الهی اظهار داشت: وضع اولیاء و شخص «عالم ربانی» این طور است که برای به دست آوردن یا حفظ مقام و موقعیّت،دست به لشکر کشی و ایجاد رعب و وحشت در بین مردم نمیزند؛ بلکه به تبعیت از پیامبران الهی وائمه اطهار (ع) محور را خدایتعالی قرار میدهد و در مقابل مردم با سعه صدر و مهربانی برخورد می کند.
قسمتهایی از سخنان آیت الله دستغیب در جلسه تفسیر قران به شرح زیر است:
«وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکُم مِّنْ أَرْضِنَآ أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَیْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِکَنَّ الظَّالِمِینَ.وَلَنُسْکِنَنَّکُمُ الأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ ذَلِکَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِی وَخَافَ وَعِیدِ».
کافران به پیامبران خود گفتند: «ما قطعاً شما را از سرزمین خود بیرون خواهیم کرد، مگر اینکه به آیین ما بازگردید!» در این حال، پروردگارشان به آنها وحى فرستاد که: «ما ظالمان را هلاک مىکنیم!و شما را بعد از آنان در زمین سکوت خواهیم داد، این (موفقیّت)، براى کسى است که از مقام (عدالت) من بترسد؛ و از عذاب (من) بیمناک باشد!»
بیان
در آیات قبل بیان شد که هدف و غرض پیامبران الهی از دعوت مردم و کافران به سوی خدایتعالی این بوده است که همه را متوجه فطرت خود کنند؛ به این معنی که خدایتعالی شما را بیهوده خلق نکرده است، بلکه هدف و غرضی از خلقت شما داشته است؛ و آن هدف و غرض این است که به وسیله اعمال صالحی که انجام میدهید، به شما عنایت کرده، رحمت خودش را برای شما ظاهر میکند.
آنها ( کافران) در مقابل این سخنان، پیامبران را مورد تمسخر قرار میدادند و در جواب میگفتند: «ما دست از دین و آئین پدرانمان که همان بت پرستی و شخص پرستی است، بر نمیداریم و شما هم بشری همانند ما هستید و هیچ گونه برتری نسبت به ما ندارید و منظورتان از دعوت ما چیزی نیست جز اینکه میخواهید ما را فریب داده و بر ما حکومت کنید». پیامبران وقتی با این سخن سخیف آنها روبرو میشدند، در مقام احتجاج میگفتند: «بله! ما هم همانند شما بشری هستیم؛اما به ما از جانب خدایتعالی وحی میشود و ما مأمور شدهایم که شما را دعوت به یکتا پرستی کنیم، هرچند مورد پذیرش شما نباشد؛ البته شما هم قهراً ما را مورد اذیّت و آزار قرار میدهید که ما در مقابل این گونه اذیّت و آزاری که از شما به ما میرسد صبر کرده، برخدای خود توکّل میکنیم».
صبر کردن و استقامت نمودن بر آزار و اذیّت مستکبرین و مردم نادان تابع آنها، رویه هر شخص عالم، مبلّغ، و کسی است که میخواهد مردم را متوجه خدا کند. خوب، قهراً یک عدهای هستند که مطالب حق برایشان ناخوشایند است و دوست دارند که علماء وبزرگان، تابع آنها باشند؛ همانطور که کافران و مشرکان آن زمان (زمان پیامبران) دوست داشتند که پیامبران تابع آنها باشند و همین طور در زمان اهل بیت (ع) صاحبان قدرت و مستکبرین توقع داشتند که ائمه (ع) تابع و پیرو آنها باشند؛ و چون میدیدند که انبیاء و اولیاء مطابق با میل و هوای نفس آنها عمل نمیکنند، شروع به آزار و اذیت آنها به نحوههای مختلف میکردند.
اما وظیفه انبیاء و اولیاء و همین طور عالم ربانی در مقابل این آزار و اذیت مستکبرین،فقط صبر، تحمل و استقامت است. وضع اولیاء و شخص «عالم ربانی» این طور است که برای به دست آوردن یا حفظ مقام و موقعیّت،دست به لشکر کشی و ایجاد رعب و وحشت در بین مردم نمیزند؛
بلکه به تبعیت از پیامبران الهی وائمه اطهار (ع) محور را خدایتعالی قرار میدهد و در مقابل مردم با سعه صدر و مهربانی برخورد می کند. چرا که ایشان در اساس به دنبال مقام و موقعیتی نیستند و جز رضای خدا برنامههای ندارند.همان طور که پیامبر اکرم (ص) سالها در مقابل آزار و اذیتهای مشرکان مکه صبر کردند و بعد هم که در مدینه حکومت تشکیل دادند، یک حکومت کاملاً مردمی بود. رسول خدا (ص)با آن درجات قربی که نسبت به خدایتعالی داشتند، مع ذلک خود را مانند یک فرد عادی و مانند سایر مردم قرار میدادند نه محافظی داشتند نه جای مخصوصی! در کوچه و بازار با مردم بود، با مردم نشست و برخاست میکرد و با آنها مأنوس بود؛ تا جایی که اگر شخصی وارد مجلس ایشان میشد تشخیص اینکه کدامیک از این افراد، پیامبر (ص) است، کار آسانی نبود. و در تمام لحظات، حضرت نشان دادند که فقط بنده خدا هستند. رحمت پیامبر (ص) نه تنها نسبت به مومنین بلکه شامل کفار و مشرکین هم میشد. با اینکه مشرکین در تمام این سالها چه در مکه و چه در مدینه، پیامبر (ص) و مؤمنین را مورد اذیّت و آزار قرار دادند،با این حال پس از فتح مکه توسط مسلمانان، حضرت با آن مشرکان با مهربانی برخورد کردند و حتی درخواست عدهای تندرو و افراطی که اطراف پیامبر (ص) بودند را مبنی بر اینکه «امروز روز تلافی است» نپذیرفت و مشرکان را مورد عفو و بخشش قرار داد تا آنجا که خانه ابوسفیان را که رئیس کافران و مشرکان مکه و اول دشمن رسول خدا (ص) بود را محل امن قرار داد تا هرکس که به آنجا رود، در امن و امان باشد.رحمت و رضوان خدایتعالی به حضرت امام خمینی (ره) ایشان هم به تبعیت از سیره جدشان، افرادی را که از باقیماندههای رژیم شاهنشاهی بودند و مسئولیتی داشتند،مورد عفو و بخشش قرار داد؛ الّا یک عده معدودی که جنایتهای بزرگی کرده بودند و آدمهای زیادی را کشته بودند.و رویه همه علمای راستین همین بخشش و گذشت نسبت به مردم میباشد.
حکومت تک حزبی، روش حکومت مستکبران در طول تاریخ است
اما وقتی کافران با جوابهای پیامبران مبنی بر عدم قبول اعتقاداتشان مواجه شدند، آنان را بین دو امر مخیّر کردند: «یا دین و آئین و کیش کافران و حکومت و ولایت آنها را انتخاب کنند، یا اینکه از سرزمین آنها بیرون رفته، کوچ کنند». خوب، این گونه برخورد با سخنان «حق» رویّه همیشگی مستکبران بوده است و از این به بعد هم تا زمان حضرت مهدی (عج) به نحوههای مختلف انجام میشود. در اواخر دوران پهلوی، شاه باداشتن دستگاه جاسوسی قدرتمندی مانند ساواک که از حمایت آمریکا و اسرائیل برخوردار بود، خود را بسیار قدرتمند میدانست و آنچنان مردم را در رعب و وحشت قرار داده بود که کسی جرأت نطق کشیدن نداشت. شاه برای اینکه علمای راستین و مؤمنینی که کلمات حقی میگفتند و انتقاداتی میکردند را تحت فشار قرار دهد، حزبی را تشکیل داده بود به نام «حزب رستاخیز» و اعلام کرد فقط کسانی که در این حزب وارد شوند، عضو این مملکت هستند و بقیه باید از این مملکت بروند!بنابراین وضع همیشه این بوده است مگر زمانهای محدودی که مردم خواستند و خدا هم به لطف خود مردم را به پیروزی رساند. در هر دورهای بوده است و در زمان ما هم خواست مردم برای رهایی از مستکبران و ظالمان منجر به پیروزی انقلاب به رهبری مرحوم امام (ره) شد. وقتی همه دلها متوجه خدا شد و خدا خواست که قلوب مردم متوجه امام شود، در این حالت که همه مردم تغییر را خواستند و پس از سالها که هم مردم و هم مرحوم امام امتحانهایی را پس دادند، خدا هم پیروزی را نصیب کرد.
امام(ره) شخصی بود فقیه، مهذّب، عارف، زاهد، و خداترس. شخصی بود که تمام مراجع و علماء ایشان را قبول داشتند و مورد پذیرش قریب به اتفاق مردم ایران بود. خوب، یک همچین شخصی با یک همچین خصوصیاتی را می گویند ولی فقیه؛ همانطور که عارف بالله و فقیه صمدانی حضرت آیت الله العظمی نجابت (ره) در کتاب ولایت فقیه خود فرمودند: «دلها متوجه حضرت امام خمینی شد» وایشان واقعاً به عنوان شخصی است که نیابت عام از امام زمان (ع) داشت. اما غالب زمانها اینطور نبوده است و از این به بعد هم ...
دفاع بد از اسلام، بزرگترین مصداق ظلم میباشد
به هر حال، خدایتعالی در ادامه این آیات پس از محاجههای صورت گرفته میان پیامبران و کافران و اینکه کافران دست از اذیتهای خود برنداشتند و پیامبران هم استقامت کردند، میفرماید: «لَنُهْلِکَنَّ الظَّالِمِینَ». ما حتماً حتماً ظالمین را هلاک میکنیم.یکی از مصادیق «ظالم» کفار و مشرکین هستند و مصداق دیگر آن، کسانی هستند که به مردم ظلم می کنند، به اینکه سدّ راه خدایتعالی میشوند ویا اینکه به جان و مال و ناموس مردم تعرض میکنند. مصداق دیگر ظلم گناهانی است که انسان انجام میدهد که آن در حقیقت ظلم به خود میباشد. بالاخره یکی دیگر از مصادیق ظالم، «مسلمانان ظاهری» هستند که دفاع مناسبی از اسلام و شرعیات و احکام نمیکنند که در نوع خود یک ظلم بزرگی میباشد. فرض کنید در یک خانواده که پدر و مادر متدین هستند، فرزندان آنها با مسائل شرعی فاصله داشته باشند؛ اگر پدر مثلاً با پسر خود تند برخورد کند، با دختر خود با عصبانیت و ناسزا گفتن برخورد کند بعد هم نماز بخواند، معلوم است که آن جوان میگوید اگر دین و نماز این آثار را دارد، من دین نمیخواهم. این یک مثال در خانواده است؛ در اجتماع هم همین طور است که خود بهتر میدانید.
پیروزی انقلاب،هم عنایت الهی بود و هم یک امتحان
در ادامه آیات قبل، خدا میفرماید که «ما شما مؤمنین را بعد از آن کافران و مستبدان،در زمین ساکن میکنیمو این بشارت است برای کسانی که ترس دارند از مقام من». وارث زمین کسانی هستند که به قول حضرت امام (ره) «عالَم را محضر خدایتعالی بدانند و در محضر او معصیت نکنند». توضیح این آیه همان آیه ۱۲۹ سوره اعراف است که خدایتعالی به حضرت موسی و قومش وعده میدهد که «کافران را هلاک میکنم و شما را جایگزین آنها مینمایم تا این امتحانی باشد برای شما که چگونه عمل خواهید کرد». یکی از مصادیق این آیه بشارتی بود که خدایتعالی باطناً به مردم ایران داد و حکومتی اسلامی را که در رأس آن یک شخص مهذب و خداترسی مانند امام خمینی (ره) قرار داشت را جایگزین یک نظام ستمگری همچون رژیم شاهنشاهی کرد. اما این پیروزی برای این است که خدا ببیند شما چگونه با مردم برخورد میکنید: «فَیَنظُرَکَیْفَتَعْمَلُون» (اعراف، آیه ۱۲۹) آیا روش صحیحی در حکومت دارید یا شما هم مثل فرعون میشوید؟! خوب، هوای نفس است و قدرت، وهمه که مانند امام خمینی (ره) اینطور نبودند که خداترس و مهذب شده باشند. البته این سخنان بنده درباره حضرت امام، بدین معنی نیست که ایشان معصوم بود و هر کاری کرد درست بوده است؛ همچنانکه خود ایشان در قضایایی گفتند: «بنده اشتباه کردم». اما به هر حال با علمی که از وضع ایشان داریم،معلوم است که از خدا میترسید.اما متأسفانه اینگونه نبود که همه به روال خودش راه بروند بلکه افراط و تفریطهایی وجود داشت. مسائلی که نباید اتفاق میافتاد، اما متأسفانه پیش آمد.
از جمله افراط هایی که وجود داشت، برخوردهای بی مورد عدهای با مردم بود. یکی از مسئولین خدمت مرحوم امام(ره) میرسد و عرض میکند: «از دروازه فلان شهر قصد عبور داشتم که یکی از این (بسیجیها، سپاهیها یا افراد کمیته) جلوی بنده را میگیرند و از من خواستند که پیاده شوم و کُتم را در آورم. پیاده شدم و همین کار را کردم. بعد گفتند موردی ندارد میتوانید بروید! گفتم برای چه این کار را کردید؟ گفتند میخواستیم ببینیم لباس آستین کوتاه نپوشیده باشی!» خوب اگر هم آستین لباسش کوتاه بوده است که این بندهٔ خدا روی آن کت پوشیده است. این میشود افراط. یکی از اقوام اینجانب تعریف میکرد: «در راه مسافرت، شخصی را سوار اتومبیل خود کردم. در بین راه از او سئوال کردم شما مقلد چه کسی هستید؟ در جواب گفت: حضرت آیت الله گلپایگانی (ره). پس از شنیدن این پاسخ، به نشانه اعتراض این شخص را از ماشین پیاده کردم». خوب، خود حضرت امام خمینی (ره) میفرمود که بنده دست همه مراجع را میبوسم و همه خوب هستند؛ آن وقت یک عدهای از بچههای خوب ما به عنوان حزب اللهی باید اینطور عمل کنند؟!خوب، نظر اسلام این نیست؛ نظر امام این نبود؛ ایشان مرتب تذکر میداد، اما بعضی وقتها عمل نمیشد. اینها نمونهای از افراطهایآن موقع و الآن هم که میبینید: هر کس تا کوچکترین انتقادی کرد فوری به او مارک ضدّ ولایت فقیه میچسبانند؟! این تازه افراط خوب و کوچکش است، دیگر آنجاهایی که ... حرف نزنیم بهتر است!
در هیچ موقعیتی نباید از خدا و امید به فرج و پیروزی مأیوس شد
در خاتمه عرائضم همه دوستان عزیز را نصیحت میکنمکه در هر موقعیتی که هستید، اگر ناراحتی برای شما پیش آمد؛ چه ناراحتی از جهت فقر یا بیماری ویا ناراحتیهای اجتماعی که این روزها وجود دارد، توسّل به خدایتعالی داشته باشید و از خدای خود ناامید نباشید و همواره منتظر فرج باشید حتی در سختترین حالات.
امروز:یک کارشناس اقتصادی معتقد است با توجه به سیاستهای انبساطی دولت در بخشهای مالی و پولی و همین طور رکود بازار مسکن، افزایش شاخص بورس طبیعی است. به عقیده او شاخص بورس باید از ۳۰ هزار فراتر برود و ۱۶هزار واحدی بودن آن در این شرایط نشان از بیرونقی بازار بورس دارد.
سعید لیلاز تحلیلگر و کارشناس مسائل اقتصادی معتقد است در واقع در بازار بورس هیچگونه رونقی وجود ندارد. او برای این ادعا دلایل متعددی دارد: رکود بازار در بخشهای دیگر، مقایسه شاخص با سال ۸۳ بر اساس نرخ تورم و حجم نقدینگی، سیاستهای انبساطی مالی و پولی، رقابت شبه دولتیها و دولتیها؛ همه و همه از جمله دلایلی است که وی به آنها اشاره میکند.
رشد بیسابقه شاخصهای بورس و رکوردزنیهای مداوم آن همه ذهنها را به این سمت معطوف کرده است؛ از دبیر کل بورس که از مجموعه خود دفاع میکند تا مجلس که به این فرآیند مشکوک است و بنای تحقیق و تفحص دارد. با این حال لیلاز معتقد است نه تنها این رشد شاخص نشانه رونق نیست، بلکه ظرفیت بورس رسیدن به شاخصی بالای ۳۰هزار است.
این روزنامهنگار در ابتدا به سیاستهای انبساطی دولت اشاره کرد و به خبرنگار فرارو گفت: «پس از یک دوره کوتاه ریاست دکتر مظاهری بر بانک مرکزی که سیاستهای پولی انقباضی اتخاذ شده بود؛ این سیاستها انبساطی شده اند. در حال حاضر سرعت رشد نقدینگی افزایش یافته است و پیشبینی میشود از نیمه دوم امسال باز شاهد دو رقمی شدن نرخ تورم باشیم. این سیاستها بر کل بازار سایه میافکند؛ از جمله بورس که بخشی از این نقدینگی وارد آنجا شده است».
وی ادامه داد: «جهت اطلاع عرض میکنم که به عنوان مثال در سه ماهه سوم سال ۸۸ که هنوز سیاستهای انبساطی چندان جدی نشده نبود، رشد نقدینگی بیش از ۱۴ درصد بوده است. فقط در ۹ ماهه نخست سال ۸۸؛ ۲۰هزار میلیارد تومان به نقدینگی کشور اضافه شده است. تنها اگر بخشی از این نقدینگی به بورس رفته باشد، موجب رونق بورس خواهد شد».
لیلاز معتقد است علاوه بر سیاستهای پولی، سیاستهای مالی نیز در سال ۸۹ انبساطی بوده است. وی به رشد ۳۰ درصدی بودجه عمومی دولت اشاره کرد و گفت: «در حالی که این بودجه در سال،۸۸ ۱۰۰هزارمیلیارد تومان بود، برای امسال از ابتدا ۱۳۰هزار میلیارد تومان پیشبینی شده است؛ آن هم به شرطی که دولت انضباط مالی و پولی خود را حفظ کند و کسری بودجه نیاورد». وی افزایش بودجه دولت و انبساطی بودن سیاستهای مالی را نیز بر بازار بورس اثرگذار دانست.
این تحلیلگر اقتصادی سپس گفت: «در واقع چیزی که در بورس اتفاق میافتد، یک پنجم آن چیزی است که باید باشد. در حقیقت اصلاً رونقی در کار نیست». وی افزود: «نکته سوم که در حال اتفاق افتادن است به حوزه اقتصاد واقعی (در برابر اقتصاد مالی، یعنی حوزه تولید) مربوط میشود. ما دومین سال رکود در حوزه اقتصاد واقعی را پشت سر گذاشتیم و در حال آغاز سومین سال رکود هستیم».
وی در تشریح وضعیت رکود گفت: «بخش مسکن و دیگر بخشهای تولیدی راکد هستند و این باعث میشود بخش بزرگی از سرمایههایی که بنا بود وارد حوزه مسکن یا دیگر حوزهها شود، وارد بورس شود». لیلاز با اشاره به این که بخش مسکن، بیشترین میزان سرمایههای سرگردان را در ایران جذب میکند؛ افزود: «در صورت رکود بخش مسکن، حتی اگر درصد کوچکی از این سرمایهها به بخش بورس سرریز کند؛ میتواند بورس را منفجر کند».
وی برای تبیین نظر خود اظهار داشت: «مثلاً سالانه صد میلیون متر مربع مسکن در ایران ساخته میشود، اگر متوسط ارزش هر متر مربع مسکن ساخته شده در منطقه شهری را ۱ میلیون تومان در نظر بگیریم، سالانه صدهزار میلیارد تومان مسکن در ایران عرضه میشود. ۱۰ درصد این رقم میشود ۱۰ تریلیون تومان که از مجموع معاملات خصوصی یک ساله بازار سرمایه ایران در بورس بیشتر است. یعنی وقتی بخش مسکن در سومین سال رکود خود است، این نقدینگی که در اثر سیاستهای انبساطی افزایش یافته به جای این که به بخش مسکن برود، به بورس میرود».
چنین است که هیچ رونقی نیست...
سعید لیلاز گفت: «مسئله بسیار ساده است؛ دولت در حال پمپاژ پول به بازار است، بخش اصلی جذبکننده پول نیز کار نمیکند، حتی اگر بخش کمی از آن پول هم به بورس برود، قاعدتاً اگر بورس میخواست رونق واقعی داشته باشد باید به شدت تحت تاثیر قرار میگرفت. اما رونقی در کار نیست».
وی سپس به مقایسه وضعیت بورس با سال ۸۳ بر اساس «نرخ تورم» پرداخت. او در این خصوص گفت: «شاخص بورس اوراق بهادار در نقطه اوج خود در سال ۸۳، ۱۳-۱۴هزار بوده است. اگر نرخ تورم ۵ سال اخیر را ملاک قرار دهیم، شاخص بورس بر اساس قیمت ثابت سال ۸۳ باید در حال حاضر بالای ۳۰هزار باشد. شاخص بورس هنوز به نصف آن چه که در سال ۸۳ بوده هم نرسیده است».
او با ارزیابی شاخص بورس بر اساس «نقدینگی» اظهار داشت: «بر این اساس شاخص بورس باید بالای ۴۵ هزار باشد. چون نقدینگی در قیاس با پایان سال ۸۳؛ ۳٫۵ تا ۴ برابر شده است. یعنی بر اساس نرخ تورم شاخص ما نصف سال ۸۳ و بر اساس نقدینگی شاخص یک سوم آن سال است؛ در صورتی هم که چنین اتفاقی میافتاد، تازه به سطح سال ۸۳ بازگشته بودیم».
لیلاز در ادامه این نکته را یادآوری کرد که اتفاقی که در سال ۸۳ افتاد، حباب قیمت نبود. او با بیان این مطلب گفت: «حجم معاملات بورس در سال ۸۳، ۱۰تریلیون تومان بود. اگر بنا بود با همان نسبت نقدینگی حجم معاملات بورس را میداشتیم، معاملات امسال باید به ۳۵تریلیون تومان میرسید، در حالی که قطعاً به نصف این هم نمیرسد».
لیلاز بخشی از این رونق را به دلیل سیاستهای مالی و پولی دولت و همچنین تورم، طبیعی خواند و افزود: «در قیاس با سال ۸۳، اساساً رونقی اتفاق نیافتاده است».
رشد شاخصها در اثر بورسبازی دولتیها و شبهدولتیهاست
وی در پاسخ به این پرسش که دلیل نگرانی نمایندگان مجلس و این ادعا که شاخصها دستکاری شده چیست، پاسخ داد: «بیشتر خرید و فروش سهام و سرمایهای که به بورس تزریق میشود، سهام ناشی از ورود دستگاههای شبهدولتی است. وقتی بیش از نیمی از خصوصیسازی توسط این دستگاهها صورت میگیرد؛ آنها با یک حجم بسیار بسیار کمی از پول نفت قادر به متلاطم کردن بازار بورس خواهند بود».
این کارشناس مسائل اقتصادی ادامه داد: «این روند باعث داده شدن علامت غلط به سرمایهگذاران کوچک بخش خصوصی میشود. سرمایهگذاران بزرگ دلیل این اتفاق را میفهمند و وارد بازی نمیشوند؛ اما وقتی بازار از تلاطم بیافتد با تعدادی سهامدار کوچک به خاک سیاه نشسته روبرو خواهیم شد».
وی با بیان این مطلب گفت: «یکی از تفاوتهای اساسی سال ۸۳ با الآن که من معتقدم حباب نبوده است، این بود که بخش عمده آن ۱۰ تریلیون تومان معامله را بخش خصوصی خرید. ضمن این که مدتها طول کشید که شاخص از ۱۳هزار به ۱۲ هزار رسید. این اتفاق در تیرماه سال ۸۴، آنهم به دلیل انتخابات رخ داد. یعنی واکنش بازار بورس به انتخابات سیاسی بود. و الّا حباب قیمت به شکلی که الآن نگران آن هستیم، وجود نداشت. ضمن این که یادآوری کنم چیزی که در حال حاضر وجود دارد، حباب قیمت نیست، شاخص بورس بر اساس قیمت سال ۸۳ باید حداقل، آنهم حداقل روی ۳۰ تا ۳۲هزار باشد».
لیلاز سپس بیان داشت: «آن نگرانی که آقایان دارند و به نظر هم درست میآید این است که حتی همین رونق صوری( و نه نسبی) ناشی از ورود دستگاههای شبهدولتی و شبهنظامی به بازار بورس است. اسم این بورسبازی و سفته بازی است که میتواند منجر به رشد شاخص در بعضی حوزهها شود و بعد سهامداران خرد گول بخورند، وارد صحنه شده و ببازند. شبیه اتفاقی که بر سر سهام سایپا افتاد».
وی در تشریح وضعیتی که در معامله سهام سایپا اتفاق افتاد؛ اظهار داشت: «سهام سایپایی که در بورس ۲۰۰ تومان است، به قیمت ۸۰۰، ۹۰۰ تومان فروخته شد. حتی اگر جلوگیری مقامات بالاتر نبود، این سهام در رقابت دولتیها و شبهدولتیها به ۱۲۰۰ تومان هم میرسید». لیلاز در تشبیه به این وضعیت گفت: «در یکی از فیلمهای لورل و هاردی، این دو نفر برای خرید ساعت به حراجی رفته بودند. وقتی لورل قیمت ۳۰۰ دلار را میگفت، هاردی ۳۰۵ دلار میگفت. این دو نفر در شرایطی که میخواستند ساعت را با یک پول بخرند، خودشان با خودشان رقابت میکردند و بعد هم کالا را گران میخرند. این گران خریدن در بورس ایران هم به این دلیل است که قرار نیست پولی داده شود».
سعید لیلاز در یک جمعبندی کلی گفت: «رشد شاخصها میتوانست اتفاق بیافتد و نه ۱۶هزار که باید به ۳۲ هزار برسد. چون اوّلا شرکتهایی که در حوزه اقتصاد واقعی مشغول به کار هستند، همچنان کار خود را انجام میدهند، در ثانی به نرخ امروز هم که نرخ تورم ۱۲۰ درصد افزایش یافته، ثالثاً دارایی این شرکتها نیز که کمتر از قبل نشده است؛ پس چرا قیمت سهام آنها افزایش نیافته است؟ ممکن است به سود دادن شرکتها استناد کنید؛ اما سود داده شده هم کمتر از نرخ تورم بوده است. متوسط بازدهی بورس تهران نیز بالاتر از متوسط نرخ تورم در سالهای اخیر نبوده است».
وی با بیان این که تصویر کلی بازار بورس را با یک جمله سیاسی نمیتوان انتقال داد؛ در پیشبینی وضعیت گفت: «در حال حاضر مقدار زیادی سرمایه سرگردان در بازار وجود دارد که کسی نمیداند با آن چه کار کند. اگر سیاست خارجی ایران امروز به آرامش میرسید، شاخص بورس از مرز ۳۲هزار هم میگذشت. دلیل رکود در اقتصاد همین است که بازار دلار و بازار طلا (که بخش زیادی از سرمایه را در ماههای اخیر به سمت خود کشیده است) پر از ابهام است. بازار خودرو اشباعشده است؛ کسی امید به افزایش قیمت آن ندارد، ضمن این که خودرو سالهاست که صرفاً قابلیت مصرف دارد و قابلیت سرمایهگذاری ندارد. مسکن به عنوان بزرگترین بازار جذب سرمایه خصوصی ایران ثبات و اطمینان ندارد. در این اوضاع بورس باید منفجر میشد که به دلیل نبود چشمانداز روشن اتفاقی که باید نیافتاده است».
سهام در ایران شناور نیست
سعید لیلاز در ادامه تحلیل خویش با اشاره به شناور نبودن بازار بورس ایران گفت: «مکانیسم افزایش شاخص در بورس ایران این گونه است که اگر ۵ درصد سهام شرکتی در بورس عرضه شود، و قیمت آن دو برابر شود؛ قیمت آن ۹۵ درصدِ خارج از بورس که هرگز هم وارد این بازار نمیشود، دو برابر میشود. بازار بورس در ایران اساساً شناور نیست. اغلب سهامی که در بورس هست بلوکه شده است و عرضه نمیشود».
این تحلیلگر اقتصادی نظر خود را این گونه تشریح کرد: «فرضا من یک آجر از خانهام را هزار تومان بفروشم؛ ممکن است شما این گونه حساب کنید که خانه من ۱۰۰۰ آجر دارد، بنابراین ارزش این خانه ۱ میلیون تومان است؛ اما در حقیقت اگر من هر هزار آجر را عرضه میکردم، ارزش این آجر نه هزار تومان، که ۲۰۰ تومان میشد». به همین دلیل وی استدلال کرد: «اگر کسی با دو، سه میلیارد تومان و به کمک سفتهبازی بتواند سهامی را دو برابرکند؛ ممکن است اثری شگفتانگیز بر شاخص بورس بگذارد؛ اما واقعیت این است که همه سهام شرکت در بازار نیست. فولاد مبارکه، ایران خودرو و سایپا همه چنین وضعیتی دارند».
لیلاز سپس اظهار داشت: «به دلیل شناور نبودن بیشتر سهامها با درصد کمی از ارزش کل بازار بورس میتوان آن را متلاطم کرد. در شرایطی که به دلیل انحصار، رکود و ناامیدی بازیگران بازار بسیار کم است، در حقیقت شاخصها دستکاری میشود. در یک کلام باید گفت همه اینها مصنوعی است».
بورس کوچکی داریم
وی با استناد به آمار مجله اکونومیست گفت: «در سال ۲۰۰۹، گردش بازار بورس ۳۰۹ درصد ارزش آن بوده است. یعنی سرمایه طی یک سال ۴ بار چرخیده و بازار کاملاً دست به دست شده است. در بازار بورس ایران این رقم یک هفتم کل ارزش بورس است. یعنی اگر بازار بورس آمریکا هر سه ماه یک بار دست به دست میشود، بازار بورس ایران هر هفت سال یک بار به طور کامل میچرخد. سرعت گردش در بازار آمریکا ۲۸ برابر ایران است».
این تحلیلگر اقتصادی در ادامه به مقایسه این شاخص با کشورهای جهان سومی پرداخت و گفت: «در هند سرمایه سالی یک بار میگردد. یعنی سرعت گردش سهام در بازار هند، ۶ تا ۷ برابر ایران است. در برزیل هر دو سال یک بار این سهام میگردد. با این ترتیب بازار ایران یکی از کمرونقترین بازارهای بورس جهان است که با بازی کردن با ۵ درصد سهام در طول یک سال، ۱۰ تا ۱۳ کل سهام میچرخد که دو سوم آن هم دولتی است. (بر خلاف دیگر کشورها که همه آن خصوصی است)»
وی سپس به مقایسه ارزش بازار بورس با تولید ناخالص داخلی پرداخت و گفت: «ارزش بورس نیویورک حدود ۱۱۰ درصد GDP آمریکاست. اگر بنا بود این اتفاق در ایران بیافتد ارزش بورس ایران در سال جاری باید به ۵۰۰ میلیارد دلار میرسید. در حالی که هفتاد میلیارد دلار است و یک هفتم آن چیزی است که باید باشد». وی در پایان تاکید کرد: «بورس تهران، بورس کوچکی است که نه تنها در قیاس با بورسهای دیگر دنیا قابل ذکر نیست، بلکه در قیاس با تولید ناخالص داخلی ایران نیز بسیار کوچک است».
امروز:مجید توکلی که به همراه ١۶ زندانی دیگر از ٢ هفته پیش تاکنون دست به اعتصاب غذا زده است، همچنان با ادامه اعتصاب غذای خشک و عدم نوشیدن حتی آب خواستار رعایت حقوق زندانیان شده و در وضعیت به شدت نگران کننده ای به سر می برد.
به گزارش دانشجو نیوز، زندانیان سیاسی که اعتصاب خویش را از چهارده روز قبل و در اعتراض به نقض حقوق قانونی خود توسط مسئولان قضایی و زندان آغاز کرده بودند، همگی به سلول انفرادی منتقل شده و تمامی تماس های آنان با خارج از زندان قطع شده است. طولانی شدن مدت این اعتصابات موجی از نگرانی را در میان خانواده های زندانیان اعتصاب کننده و نیز فعالین سیاسی ایجاد کرده است، به گونه ای که تعداد زیادی از فعالین و گروه های سیاسی از جمله رهبران جنبش سبز با صدور پیام های جداگانه ای از ایشان درخواست کرده تا اعتصاب خود را بشکنند.
علی توکلی، برادر مجید توکلی ضمن ابراز نگرانی از وضعیت برادر خود که دست به اعتصاب غذای خشک زده است از مسولین قوه قضائیه درخواست دارد تا امکان برقرای تماس تلفنی با برادرش را فراهم کنند تا بلکه مجید به درخواست مادر و سایر اعضای خانواده، اعتصاب خود را بشکند.
علی توکلی گفت: "شرایط را خیلی سخت گرفته اند. از خانواده ها تعهد کتبی گرفته اند که در مقابل دادستانی و زندان اوین جمع نشوند. در غیر این صورت بازداشت خواهند شد. حتی تماس تلفنی هم می گیرند و تهدید می کنند. تا جایی که حال مادرم از نگرانی و این تهدیدها به شدت وخیم شده است".
وی می افزاید: "متاسفانه هیچ خبری از مجید نداریم. هیچ راه ارتباطی برای تماس نیست. وضعیت جسمانی مجید به شدت نگرانمان کرده. مجید برای سومین باری است که اعتصاب غذای خشک کرده است. می گوییم لااقل بگذارید با مجید تماس بگیریم تا قانعش کنیم که اعتصابش را بشکند، ولی نمی گذارند. اگر دین ندارند لااقل آزادمرد باشند".
توکلی در توصیف شرایط سایر زندانیان اعتصاب کنندهمی گوید: "سایرین هم همین وضعیت را دارند. همه نگران اند و درخواست دارند تا مسئولین زندان اجازه دهند تا خانواده ها بتوانند با ایشان تماس بگیرند و در خواست شکستن اعتصاب غذا را مطرح کنند. بالاخص خانواده های آقای صمیمی و آقای امویی که عزیزان آنها هم اعتصاب خشک کرده اند خیلی نگران اند".
امروز:عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با ابراز تاسف شدید از مسائل اخیر مطرح شده در مورد کمک یک میلیارد دلاری آمریکا به برخی افراد و تفسیر این حرف از سوی بعضیها به دریافت این کمک از سوی خاتمی تاکید کرد که این سخنان برای سرگرم کردن مردم و در نتیجه فراموش شدن مشکلات اقتصادی، معیشتی و سیاسی و همچنین دامن زدن به فضای تهمت و افترا است.
گزارش پارلمان نیوز، به حجت الاسلام قدرت الله علیخانی در پاسخ به سئوالی در مورد اظهارات و تفسیرهای اخیر مطرح شده در مورد کمک یک میلیارد دلاری آمریکا به سران اصلاحات و سپس خاتمی گفت:« دو نکته در مورد این سخنان وجود دارد، نکته اول این است که امام راحل همواره نگران ایجاد اختلاف در جامعه و بین مسئولان بودند و همچنین رهبر انقلاب نیز بارها در فرمایشات خود بر وحدت که نیاز جامعه امروز است تاکید کردند که به نظرم من این سخنان بر خلاف آن نگرانیها و هشدارهایی است که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و رهبر انقلاب دادهاند.»
وی افزود:« من بسیار متاسف هستم از این سخنان و هرگز فکر نمیکردم که در جمهوری اسلامی شخصیتها اینگونه مورد هجمه و حمله قرار بگیرند و بدتر از آنکه به آنها دریافت یک میلیارد دلار از آل سعود و آمریکا نسبت داده شود.»
عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس تصریح کرد:« نباید هرگز از یاد ببریم که مردم ایران چه آرزوها و انتظارات بلندی از مسئولان اجرایی خود داشته و دارند، ملت مومن و انقلابی ایران انتظاری جز اخلاص و خدمت به مردم از مسئولان نداشتند و فکر نمیکردند که روزی در جمهوری اسلامی که نظامی پیوند خورده با اسلام و اخلاق است اینگونه مباحث بخصوص از ناحیه برخی بزرگان و شخصیتهای مورد احترام مطرح شود.»
علیخانی افزود:« چرا کار باید به اینجا کشیده شود که بزرگانی علیه بزرگان دیگر مباحثی را بدون ارائه سند و مدرک مطرح کنند و افرادی را به این سادگی در معرض اتهام قرار دهند؟ طرح این مسائل به نظر من جز آسیب زدن به نظام و انقلاب و اصل روحانیت هیچ ثمره دیگری ندارد.»
نماینده قزوین ادامه داد:«نکته دوم این است که این اتهامات متوجه فردی شده که در نظام سابقه درخشانی داشته است، دوست و دشمن خاتمی به تقوا و پاکدستی ایشان معترفند، به خاتمی چه در زمانی که هشت سال در راس دولت بودند و چه تا امروز هیچ موردی از سوءاستفاده و مواردی از این دست نسبت داده نشده بود که این خود سند محکمی بر پاکی خاتمی است.»
عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس تاکید کرد:« در زمان دولت اصلاحات هم اگر نقدی به ایشان از ناحیه برخی افراد وارد میشد در مورد مسائل فرهنگی بود و نه مسائلی از این دست که امروز مطرح شده، خاتمی همواره از این مسائل منزه بوده و هست و اینگونه سخن گفتن جفای به خاتمی است.»
علیخانی یادآور شد:« اینکه فردی که مورد بخش اعتماد و شناخت بخش قابل توجهی از مردم بوده و هست اینگونه متهم شود جای تاسف بسیار دارد و باید جفای صورت گرفته جبران شود.»
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس تصریح کرد:« باز هم تاکید میکنم اتهام زدن به افراد و تلاش برای بردن آبرو آنها نه صلاح نظام و نه به صلاح روحانیت که حتی یک گناه است، باید حیثیت افراد را و بخصوص افردی خدوم و نجیبی مثل خاتمی را رعایت کرد.»
وی با بیان اینکه « نمیدانم طرح مسائلی از این دست کشور و نظام را به کجا خواهد کشید»، اظهار داشت:« به اعتقاد من طرح اینگونه مسائل با هدف سرگرم کردن مردم و در نتیجه فراموش شدن مشکلات اقتصادی، معیشتی، کارگری و مشکلاتی است که از ناحیه تحریمها به وجود آمده و خواهد آمد، اما به تنهایی طرح این مسائل که دامن زدن به فضای تهمت و افترا است، ضربات جبران ناپذیری را به نظام خواهد زد.»
علیخانی خاطر نشان کرد:« در ابتدا مطرح که سران اصلاحات این مبلغ را دریافت کردند اما دیدیم در طی مدت کوتاهی از یک جمع به یک فرد تقلیل پیدا کرد که خود همین روند نشان می دهد که اساس این مسئله دروغ است.»
امروز: انتشار نامهای به از سوی جمعی از اصلاحطلبان خطاب به مسولان قضایی كشور در اعتراض به اظهار نظرهای یكی از مسئولان سپاه پاسداران موجی از واكنشها را به همراه داشته است.
در همین ارتباط محسنصفایی فراهانی در گفتگو با پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، به بیان دلایل انتشار چنین نامهای پرداخت.
آقای مهندس، نامهای از قول گروهی از فعالان سیاسی اصلاحطلب در سایتها و رسانههای مجازی با عنوان«بیانیه سیاسی» منتشر شدهاست. آیا قصد شما از انتشاراین نامه اقدامی سیاسی بودهاست یا این اقدام را در جهت شكایت از یكی از اعضاء سپاه پاسداران صورت دادهاید؟ اساسا قصد شما برخورد با طرف مقابل بودهاست؟
آنچه منتشر شده «بیانیه سیاسی» یا «اقدام سیاسی» نبودهاست. باید توجه داشت كه میان اقدام سیاسی و پیگیری مطالبات قانونی و فردی تفاوت وجود دارد. طیفی كه دراظهارنظرهای این مسئول سپاه پاسداران مورد اتهام قرارگرفتهاند، همگی از حقوق قانونی برخوردارند و از همین روی میتوانند شكایت خود را خطاب به مسولان قضایی كشور ارائه دهند. ما هم با این هدف شكایت خود ارائه كردهایم و آن را به عنوان یك حق قانونی پیگیری خواهیم كرد.
این نامه را به چه شكلی به مسئولان قضایی ارائه كردهاید؟ اصلا این نامه به نهادی برای پیگیری ارائه شدهاست؟
بله، این نامه دو هفته پیش از طرف ما به دفتر رئیس قوه قضاییه، كمیسیون اصل نوده مجلس و سازمان قضایی نیروهای مسلح ارائه شدهبود. ما این نامه را به دفتر آقایان تحویل دادیم و آن را منتشر نكرده بودیم. این نامه هم به هیچ عنوان« سرگشاده» نبوده است. از سوی دیگر این نامه را هم ما منتشر نكردیم و نمیدانیم چه افرادی و با چه قصد و نیتی آن را منتشر كردهاند ولی به طور حتم انتشار آن از طرف ما نبودهاست.
اصل این نامه چه بودهاست؟
انتشار این نامه اقدامی سیاسی نبوده و امضاء كنندگان تنها سعی داشتهاند، صدای اعتراض خود به اظهارنظرها وعملكرد برخی از نیروهای سپاه پاسداران را به گوش دستگاههای قضایی برسانند. این نامه تنها دراعتراض به نقلقولهای یكی از مسئولان سپاه پاسداران تهیه شده و امضاكنندگان این نامه شكایت از طریق مراجع قانونی را حق خود میدانند. به همین دلیل نامه اعتراضی درقالب شكوایه خطاب به رئیس قوه قضاییه، كمیسیون اصل 90 مجلس و سازمان قضایی نیروهای مسلح ارائه شدهاست. ما اعتقاد داریم آنچه از سوی یكی از مسئولان سپاه پاسداران منتشر شده، قابل پیگرد قانونی است و حق خود میدانیم كه از طریق مراجع قانونی این اظهار نظرها را پیگیری كنیم.
پس اصل آن شكایتنامه بودهاست؟
بله، این یك شكایتنامه بودهاست و نه نامه سرگشاده. آنچه منتشر شده بیانیه سیاسی هم نبودهاست. آنچه منتشر شده در واقع شكایت از این مسول سپاه بودهاست.
این شكایت را تا چه اندازه پیگیری میكنید؟
تمامی امضاءكنندگان نامه پیگیری چنین اظهار نظرهایی از طریق مراجع قانونی را حق خود میدانند و این خواسته قانونی را پیگیری خواهند كرد.
امروز: هنگامه شهيدى، روزنامه نگار و مشاور مهدی کروبی كه در حوادث پس از انتخابات، بازداشت و روانه زندان شد، در وضعيت چندان مناسبى به سر نمى برد. او كه پس از بازداشت به بيمارى هاى متعدد مبتلا شده است؛ به عمل جراحى هم نياز دارد، وی محکوم به شش سال حبس است.
به گزارش رادیو فردا، مادر هنگامه شهيدى درباره وضعیت دخترش در زندان می گوید: هنگامه همه اش در بهدارى است، مريض است كلاً. با اينكه بيشتر وقت ها كتاب مى نويسد. ولى مريض احوال است. فكر كنيد كسى كه فشارش پائين باشد، افت فشار داشته باشد، قلبش مشكل داشته باشد، كليه اش مشكل داشته باشد، دوبينى پيدا كرده باشد، معده اش مشكل داشته باشد، كمرش مشكل داشته باشد، اينها همه چيزهايى است كه از پارسال به وجود آمده.
وی ادامه می دهد: هنگامه اين طور نبوده. الان يك چند روزى است دارند مى برندش ام آى آر، نوار قلبش را مى گيرند كه اگر نياز دارد منتقلش كنند بيمارستان.
مادرهنگامه شهیدی درباره آخرین وضعت حقوقی دخترش می گوید: شش سال زندان برای وی بريده شده است. هنگامه از ۹ تير پارسال اوين بوده. از ۹ تير تا آبان. آبان هم دوباره دو ماه، سه ماه آمد بيرون با وثيقه. دوباره ششم اسفند رفت. هنوز هم از ششم اسفند داخل اوين است. دو سه ماهى است كه توى بند عمومى است. قبلش ۲۰۹ بود. با اينكه حكم داشت اجرا مى شد ۲۰۹ بود. فعلاً هست ولى من هيچ ملاقات حضورى نداشتم. در صورتى كه حكم دارد اجرا مى شود. يك بار ملاقات داشتم و همه اش ملاقات كابينى است. مى دانيد الان هنگامه بى وكيل است.
وی با اظهار تاسف از حکم طولانی مدتی که برای فرزندش در نظر گرفته شده ادامه می دهد: در ميان خانم ها برای هیچ کسی نه حكمى بريده شده و نه به اين سنگينى است. آخر چه كار كرده؟ هنگامه كه در ايران زندگى نمى كرد. لندن زندگى مى كرد. هنگامه براى ديدن خانواده اش آمد، يك مقدارعمل داشتم آمد. بعد هم خورد به داستان انتخابات. بعد از انتخابات هم كه ديگر اين داستانى است كه يك سال و خورده اى... من اصلاً در اين راه فلج شده ام. مى روم، توان ديگر ندارم. يك سال، يك سال و نيم است دارم مى دوم. ولى هيچ كارى برايش نتوانسته ام بكنم
امروز:براساس تصميم هيات وزيران، در ماه مبارک رمضان در کليه استانها به استثنای تهران، فعاليتهای اداری، صبحها با يک ساعت تاخير شروع و بعدازظهرها نيز يک ساعت و نيم زودتر خاتمه میيابد.
به گزارش ايلنا، محمدرضا رحيمی سخنگوی دولت با تشريح مصوبات شب گذشته هيات دولت گفت: به منظور ايجاد زمينه لازم برای استفاده مطلوب کارکنان دولت از فضايل و معنويتهای ماه مبارک رمضان، هيات دولت در جلسه عصر ديروز خود به رياست احمدینژاد، کاهش ساعات کار ادرات دولتی در ماه مبارک رمضان را تصويب کرد.
تبليغات خبرنامه گويا
advertisement@gooya.com
محمدرضا رحيمی افزود: هيات وزيران در جلسه عصر ديروز خود ضمن تاکيد بر اجرای مصوبات سنوات گذشته درخصوص تعيين ساعت کار ادارات و بانکها در ماه مبارک رمضان مقرر کرد امسال نيز مطابق سالهای گذشته در کليه استانها به استثنای تهران، فعاليتهای اداری، صبحها با يک ساعت تاخير شروع و بعدازظهرها نيز يک ساعت و نيم زودتر خاتمه میيابد. هرگونه فعاليت فوقبرنامه قبل يا بعد از پايان ساعت کار انجام گيرد.
به گفته وی، براساس اين تصميم در تهران هم ساعت شروع فعاليت اداری نه (۹) صبح و ساعت پايان کار چهارده (۱۴) تعيين میشود.
سخنگوی دولت تصريح کرد: همچنين ساعات کار ادارات و بانکها در روزهای نوزدهم (۱۹) و بيست و سوم (۲۳) با يک ساعت تاخير نسبت به ساير روزهای ماه مبارک رمضان شروع خواهد شد.
در مصوبه هيات وزيران آمده است: بانک مرکزی ساعت فعاليت بانکها را به گونهای تنظيم کند که آغاز آن حداقل ۳۰ دقيقه قبل از شروع به کار ادارات و سازمانها باشد. هرگونه فعاليت فوق برنامه قبل از آغاز ساعت کار يا بعد از پايان ساعت کار انجام شود.
رحيمی افزود: همچنين در اين جلسه با موافقت هيات دولت خبرنگارانی که کمتر از ۲۰ سال پيوسته و يا ۲۵ سال متناوب در شغل خبرنگاری مشغول خدمت بودهاند، مستمری بازنشستگی آنها به تناسب ايام اشتغال در شغل خبرنگاری با ضريب ۱.۵ محاسبه خواهد شد.همچنين در اين جلسه، دولت با اختصاص ۷۵۰ ميليارد ريال برای تامين بسته حمايتی کالای ماه مبارک رمضان برای بازنشستگان کشوری و لشکری نيز موافقت کرد.
به گفته سخنگوی دولت، در اين جلسه همچنين هيات وزيران در راستای اجرای قانون سياستهای اصل (۴۴) مقررات لازم برای فراهم شدن زمينه خصوصیسازی شرکتهای هواپيمايی دولتی را تصويب کرد.
امروز:محمود احمدینژاد دولت ایران را به دلیل اینکه هم رای ملت را دارد و هم تنفیذ شده است، تنها دولتی دانست که بهطور کامل در دنیا مشروعیت دارد.
به گزارش آفتاب محمود احمدینژاد در هشتمین همایش گرامیداشت هفته جهانی مساجد با تاکید بر نقش ائمه جماعات، ادامه داد: مساجد محل عملیاتی کردن برنامههای امام عصر(عج) برای اداره جامعه هستند.ائمه جماعات هم نقش مهمی در اداره جامعه دارند زیرا دین منهای امام بیمعنا ست.
وی افزود: امروز شاهد سنگینترین و گستردهترین دشمنیهای تاریخ علیه ملت ایران هستیم زیرا ایران یک ظرفیت عظیم و تنها مجموعهای است که میتواند با بسیج ملتها در برابر دشمنان بایستد. همچنین آنان میدانند که هرگاه در طول تاریخ، ملت ایران فرصتی پیدا کرده است امواج انسانی آن همه دنیا را فرا گرفته است.
احمدینژاد گفت: چه طور کسی میتواند قرآن بخواند و خود را پیرو اسلام بداند اما با رژیم صهیونیستی دوست باشد. برخی از کشورها، ملتها را به اسلامی دعوت میکنند که رژیم صهیونیستی را به رسمیت میشناسد، در مقابل کشتار غزه سکوت میکند و چپاول استعمارگران را مخفی میکند. در واقع این اسلام مردم را بهجای دعوت به پرستش خداوند به پرستش طاغوت دعوت میکند. آنها از ایران وحشت دارند زیرا اگر ایران حرکت کند بساط این تفکر، برچیده خواهد شد.
احمدینژاد با بیان اینکه اقتصاد ایران ۹۰۰ میلیارد دلاری است در حالی که رقم مبادله ایران با اروپا ۲۴ میلیارد دلار است بنابراین اگر این تبادل انجام نشود مطمئناً ملت ایران جشن خواهد گرفت، افزود: حتی اگر تحریمها اثری بگذارد به دوره ریاست جمهوری اوباما نمیرسد، اما قطعاً تاثیر عمیق تحریمها موجب شکوفایی، خودکفایی و قدرتمندتر شدن اقتصاد ایران خواهد شد.
وی گفت: برای اداره دنیا برنامهای را تهیه کردهام در این برنامه دشمنان هم نقشی دارند و آنها امروز دقیقاً کاری را که ایران میخواهد، انجام میدهند بهطوریکه با صدور قطعنامه علیه ایران ظالمانه بودن شورای امنیت و سایر سازمانهای بینالمللی را با سند اثبات میکنند.
احمدینژاد با اشاره به اینکه اگر ایران بخواهد بمب اتم بسازد از دشمنان هراسی ندارد، تصریح کرد: اما به دلیل ادای تکلیف دینی خود این کار را انجام نمیدهد زیرا تکلیف دینی و دستور رهبری عزیز، ساختن بمب اتم را ممنوع کرده است ضمن اینکه بمب را در مناسبات جهانی موثر نمیدانیم.
وی ادامه داد: دولت ایران تنها دولتی است که به طور کامل در دنیا مشروعیت دارد.زیرا هم رای ملت را دارد و هم تنفیذ شده است. همچنین بالاترین پشتیبانی از یک دولت در ایران محقق شده است. مطمئناً دشمنان آرزوی وارد کردن کوچکترین فشاری را بر دولت ایران از طریق ملت با خود دفن خواهند کرد.
احمدینژاد گفت: افرادی که تصور میکنند به واسطه دشمن میتوانند به جایی برسند و جام زهر را آماده کردند، بدانند دوره آنها به پایان رسیده و دیگر تکرار نخواهد شد و ملت ایران جام زهر را به کام بدخواهان فرو خواهد کرد.
امروز:در حالیکه بیش از چهارده روز است از اعتصاب غذای هفده زندانی سیاسی دراعتراض به شرایط نامناسب زندان، برخورد نامناسب ماموران این بند و رعایت نشدن حقوقشان به عنوان یک زندانی می گذرد، از سوی دیگر وضعیت جسمانی عیسی سحرخیز، روزنامهنگار زندانی که بیش از یک سال است در بازداشت بهسر میبرد بسیار نامناسب گزارش شده است به طوری که از دو روز پیش به "فلج" عمومی مبتلا شده و قادر به حرکت نیست.
به گزارش جرس، فلج عضلانی، نوعی اختلال در سیستم عصبی است که با درد شدید همراه است و میتواند تمام صورت، چشم و اندامها را فلج کند. وی پیش از این در تیرماه ۸۹ به دلیل عدم توجه مسئولان زندان به وضعیت بد جسمانی اش برای مراقبهای ویژه به بیمارستان منتقل شده بود.
به همین مناسبت جرس با مهدی سحرخیز فرزند این روزنامه نگار به گفتگو پرداخته است که در پی می آید:
آقای سحرخیز طبق اخبار منتشر شده وضعیت جسمانی آقای سحرخیز مناسب نبوده و نیاز به پیگیری های فوری پزشکی دارند، آیا می توانید در این خصوص توضیحاتی را بفرمایید؟
الان ایشان توانایی حرکت ندارند و نیاز مبرم به معالجه پزشکی دارند. بخاطر سابقه بیماریی که داشتند، پای راستشان از کار افتاده بطوریکه توانایی حرکت و راه رفتن ندارند. حدود دو ماه است که به دستور خود دکتر زندان قرار براین بوده که ایشان یکسری آزمایشاتی انجام دهند که تاکنون هیچکدام از این رسیدگی های پزشکی صورت نگرفته است. فقط تنها کاری که کرده اند این است که مقداری قرص های مسکن به ایشان داده اند تا دردش کمتر شود.این قرص های مسکن مقطعی عمل می کنند و به درمان اساسی بیماری هیچ کمکی نمی کند، به همین منظور باید به وضعیت پزشکی ایشان فورا رسیدگی شود. امکانات کم است و زندانی سیاسی بی گناه زیاد و نمی توانند به هیچکدام رسیدگی کنند. باید ایشان در خارج زندان تحت درمان قرار بگیرند که بتوانند آزمایشات ضروری را انجام دهند، چون در داخل زندان امکانات پزشکی نیست و باید سریعا به وضعیت ایشان رسیدگی شود نه اینکه به حال خود رها شود.
آخرین باری که خانم سحرخیز توانستند با ایشان ملاقات داشته باشند چه زمانی بوده است؟
حدود دو هفته پیش توانستند ایشان را ملاقات کنند که آن زمان حالشان خوب بود اما الان حالشان بسیار نامناسب است. البته فشار خون و مشکلات دیگر داشتند اما نه به این شدت وضعیت جسمانی اشان بد باشد که مربوط به سه و چهار روز اخیر است و ایشان نتوانسته اند بعد از این قضیه با پدرم ملاقاتی داشته باشند چون ملاقات های رجایی شهر دوهفته یکبار صورت می گیرد.
آیا ایشان می توانند به مرخصی بیایند؟
همانطور که تا الان به ایشان مرخصی نداده اند اینبار هم بی نتیجه خواهد بود فقط ما منتظر نتیجه حکمشان هستیم.
می خواهند یک استعلامی از آن دادگاه اول بکنند که ایشان به پانزده ماه حبس تعزیری به اتهام تبلیغ برعلیه نظام محکوم شده بودند.آیا درست است یا نه؟
می گویند پروسه طولانی را طی می کند در حالیکه تمام اینها آنلاین هستند و می توانند از طریق اینترنت انجام بگیرد دیگر احتیاج به این همه معطلی ندارد.
آیا از سوی مسئولین زندان وعده ای مبنی بر رسیدگی پزشکی به وضعیت ایشان داده نشده است؟
در این زمینه که قولی نداده اند، فقط گفتند سه شنبه دکتر متخصص ایشان را خواهند دید اما اگر دکتر متخصص هم بگوید وضعیت جسمانی ایشان وخیم است و نیاز به بستری شدن در بیمارستان را دارد، آنها عمل نخواهند کرد زیرا پیش از این در خصوص بیماری قلبشان دکتر متخصص گفته بود باید در بیمارستان بستری شود اما هیچ کسی به دستور پزشک متخصص هم عمل نکرد.
شرایطی که الان در زندان است، به هیچ عنوان مناسب یک بیمار نیست نه رختخواب مناسب، نه توالت فرنگی و مسائل دیگر که با توجه به بیماری ایشان باید درنظر گرفته شود. ایشان از یک سال بیشتر است که در زندان هستند و بیست کیلو وزن کم کرده اند و انرژی زیادی را از نظر بدنی از دست داده اند و با توجه به سنشان که پنجاه و هشت سال دارند وقتی مریضی به سراغشان بیایید به سرعت برطرف نمی شود. در زمان وضعیت وخیم جسمانی سریعا باید مورد مداوا قرار بگیرد نه اینکه در زندان با امکانات محدود و کیفیت پایین غذایی و بهداشتی نگه داشته شوند.
وضعیت روحی آقای سحرخیز چطور است؟
از نظر روحی مثل همیشه خیلی قوی و محکم هستند و همه اطرافیانش از ایشان روحیه می گیرند و الان هم که گروه ویژه سازمان ملل بازداشت ایشان را "غیرقانونی" دانسته اند و به شکایات ما پاسخ داده اند به گوش ایشان رسیده است.
آیا مسئولین تاکنون واکنشی به این خبر نشان داده اند؟
خیر، وقتی جلوی معاون دادستان، مردم هتک حرمت می شوند از اینکه بخواهند به کسانی که در خارج از کشور هستند جواب دهند، بدور از ذهن است.
امروز:به دنبال درج خبری در جوان آنلاین، حجت الاسلام و المسلمین احمد منتظری در جوابیه ای با تکذیب ادعای سایت نزدیک به سپاه آورده است که هیچگاه با کمک به خانواده زندانیان مخالف نبوده است.
به گزارش جرس، فرزند آیت الله منتظری در بخشی از این نامه با ابراز تاسف از فیلتر کردن رسانه ها افزوده است: بعضی سایتها بدون هیچ جرمی فیلتر میشوند و بعضی دیگر آن قدر آزاد و رها هستند که اخبار دروغ جعل میکنند و به تشویش اذهان عمومی میپردازند و خیالشان راحت است که مجازاتی در انتظارشان نیست.
متن پاسخ فرزند آیت الله العظمی منتظری که در اختیار جرس قرار گرفت به شرح زیر است:
بسمه تعالی
مسئول محترم سایت جوان آنلاین
پس از سلام - پیرو درج خبر سراسر دروغ با کد خبری ۳۰۸۹۸۶ مورخ ۱۳/۵/۸۹ در آن سایت لطفاً طبق ماده ۲۳ و تبصره ۳ ماده ۱ قانون مطبوعات، تکذیبیه ذیل را در اولین فرصت در آن سایت درج نمایید:
اینجانب هیچ گاه با کمک به خانواده زندانیان مخالف نبوده و نیستم، اگر بر فرض زندانی گناهکار باشد، خانواده اوکه جرمی را مرتکب نشده اند. من چگونه میتوانم با این امر خداپسندانه و بشردوستانه مخالف باشم. آیت الله العظمی منتظری (رضوان الله علیه) در طول بیش از چهل سال گذشته همواره به این مهم توجه داشت و کمک به این خانوادههای مظلوم را وظیفه خود می دانست و تا آخرین روزهای حیات خود به انجام آن تأکید داشت و اکنون نیز در حد مقدور ادامه دارد.
علاوه بر این، از ابتدای تشکیل انجمن دفاع از حقوق زندانیان، اینجانب عضو آن بودم و در جلسات آن شرکت داشتم و انجام وظیفه مینمودم. انجمنی که به جای تشویق و تقدیر، مورد خشم و غضب حاکمیت قرار گرفت و متلاشی شد و مسئول دلسوز آن جناب آقای عمادالدین باقی دستگیر و زندانی گردید.
بسیار موجب تأسف است که بعضی سایتها بدون هیچ جرمی فیلتر میشوند و بعضی دیگر آنقدر آزاد و رها هستند که اخبار دروغ جعل میکنند و به تشویش اذهان عمومی میپردازند و خیالشان راحت است که مجازاتی در انتظارشان نیست. امیدوارم خداوند همه را هدایت فرماید.
۸۹/۵/۱۸ - احمد منتظری
امروز:به گزارش خبرنگار مهر، سيد شمسالدين حسينی امروز در نشستی با خبرنگاران در خصوص تحريمها و بيانيه اخير اتحاديه اروپا گفت: ايران به هيچ وجه از تحريمها استقبال نمیکند و از اينکه قطعنامه جديدی بر عليه ايران صادر شود خوشحال نمیشويم.
سخنگوی اقتصادی دولت با بيان اينکه به هيچ وجه حاضر نيستيم آينده را فدای امروز کنيم، افزود: در حال حاضر سعی میکنيم فشارها از اين ناحيه را مديريت کرده تا توليدکنندگان، صنعتگران و بازرگانان از اين مرحله عبور کنند.
وی تاکيد کرد: قطعنامههای اخير اتحاديه اروپا و خزانهداری امريکا نشان داد به رغم تسلط اين گونه کشورها بر نهادهای بينالمللی، نفس اين سلطهطلبیها موفقيتآميز نبوده است.
حسينی تاکيد کرد: اين گونه تحريمها به هيچ وجه موثر نيست و با گذشت زمان به عهدنامهای شبيه "عهدنامه شعب ابوطالب" که موريانهها آن را خوردند تبديل خواهد شد.
وزير امور اقتصادی و دارايی در بيان صحت اين گونه گفتهها اعلام کرد: شاخص بورس هم اکنون از مرز ۱۶ هزار و ۶۰۰ واحد گذشته و نسبت به ابتدای امسال (طی ۴ ماه و ۱۷ روز) ۶/۳۲ درصد رشد داشته است، همچنين شاخص صنعت با رشد ۷/۳۲ درصدی مواجه شد.
وی ارزش بازار سرمايه را هم اکنون ۷۸ هزار و ۶۰۰ ميليارد تومان با رشد ۲۰.۶ درصد اعلام کرد و افزود: همچنين آمارهای گمرک نشان میدهد که صادرات کشور طی ۴ ماهه گذشته با رشد ۲۱ درصدی نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود ۹ ميليارد و ۱۴۵ ميليون دلار بوده است.
وی ادامه داد: بدون احتساب ميعانات گازی يعنی حجم صادرات غيرنفتی طی همين مدت بالغ بر ۷ ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار بوده، اين در حالی است که در مدت مشابه سال قبل اين رقم ۶ ميليارد و ۳۰۰ ميليون دلار بوده است.
وزير امور اقتصادی و دارايی همچنين حجم واردات کشور براساس آمار گمرک طی مدت مذکور را ۱۸ ميليارد و ۵۰۰ ميليون دلار با رشد ۳/۱۷ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل اعلام کرد و افزود: حجم تجارت خارجی طی اين مدت مثبت بوده و با وجود فشارها و هياهوها رشد صادرات غير نفتی ۴ واحد درصد از رشد واردات بيشتر بوده است.
حسينی در بخش ديگری از سخنان خود در پاسخ به سئوالات خبرنگاران گفت: کاهش مطالبات معوق بانکی نشاندهنده توانمندی فعالان اقتصادی است.
سخنگوی اقتصادی دولت با اشاره به محدوديتهايی که شرکتهای بيمه اروپايی برای شرکتهای بيمه ايرانی با توجه به تحريمها به وجود آورده است گفت: اين شرکتها به شرکتهای بيمه ايرانی اعلام کردهاند که نمیتوانند پوششهای بيمهای را به ما ارايه نمايند. ما نيز در پاسخ آنها تصميم گرفتيم که شرکتهای بيمه ايرانی را جايگزين پوششهای بيمهای اين گونه کشورها قرار دهيم و از ظرفيتهای داخلی استفاده کنيم.
وی در خصوص موانع سرمايه گذاری خارجی در کشور گفت: هم اکنون سازمان سرمايه گذاری خارجی با توجه به وظايف قانونی خود مرجع و مسئول و متولی سرمايه گذاران خارجی است اما برای تسريع در روند سرمايهگذاری خارجی اختياراتی را به مقامات استانی ارايه کرديم که آيين نامه آن نيز تصويب و ابلاغ شد که براساس آن دامداران به عنوان رئيس ستادهای استانی مسئول هستند.
حسينی گفت: همچنين در راستای پشتيبانیهای مالی اصلاحاتی در مقررات مربوط به سرمايه گذاری خارجی انجام گرفت که بر اين اساس سرمايهگذاری در بورس تصويب شد و از اين محل نيز بخشی از رشد شاخص بورس به جذب منابع خارجی باز می گردد و همچنين محدوديتهای سرمايهگذاران خارجی برای استفاده از منابع داخلی نيز تصويب شد.
وی مناسبات دو جانبه و معرفی فرصتهای سرمايهگذاری در ايران توسط بخشهای مختلف را به سرمايهگذاران خارجی از ديگر اقدامات اعلام کرد.
امروز:سوسن شریعتی، در یادداشتی برای عبدالرضا تاجیک روزنامه نگار دربند، نوشته است: عبدالرضا تاجیک ، بابت «حقوق» باشد یا بابت «بشر»، هر از چندی غیبش می زند. او را می گیرند و میبرند و لابد به قصد ارزیابی اندازه ظرفیت و توانش. دفعه دیگر چگونه خواهد بود؟ پیرتر، تکیده تر، مثلاً تلخ تر ، بی اعتنا به جهان جادویی ِ افسانه. عشق باشد یا سیاست؟
به گزارش تا آزادی روزنامه نگاران زندانی، متن کامل یادداشت سوسن شریعتی به شرح زیر است:
« نه تسلیم ابتذال میتوانستم شد و نه تسلیم خیال»
علی شریعتی
آخرین باری که عبدالرضا تاجیک را دیدم به او قول دادم که در باره «در باغ ابسرواتوار» - مقاله ای از شریعتی در کتاب کویر -مطلبی بنویسم. طی این ده سال آشنایی با او که هربار نوشتن یادداشتی بهانه اش بود این اولین بار است که مقاله ای می خواهد از این نوع و از این دست. این نکته را به او گوشزد می کنم و او مثل همیشه محجوب، آرام ، محزونتر شاید، درخود-فرورفته تر گویا، بی رودربایستی تر قطعاً، لبخندی می زند و با طنزی می گوید :
-خوب! قبلاً ضرورتی نداشت.
آن جوان ده سال پیش معلوم است تجربه های تلخ و شیرین بسیاری را بی سر و صدا طی کرده و نگاهش را به انسان، انسانی تر کرده. میدیدی که احتیاط را کنارگذاشته است و خود را راحت تر از پیش در میان می گذارد. همین نکته را گوشزد می کنم و با همان حجب همیشگی باز پاسخ می دهد:
-خوب! احتمالاً پیرتر شده ام.
پیرترشده است ، اما مثل این است که آرزوهایش را مراقبت می کند تا از پیری زودرس مصون بمانند. همین نکته را گوشزد می کنم و بی هیچ فخری و هیجانی، خونسرد اما قاطع وهمان لبخند پر شرم :
-خوب! پیر نشده اند اما بالغ تر چرا. آرزوهایم.
با این وجود از آن دست آدمهایی است که به کهولت آن دیگری و یا از نفس افتادگی آرزوهایش احترام می گذارد :
-خوب! هرکس به اندازه ظرفیتش و توانش.
عبدالرضا تاجیک ، بابت «حقوق» باشد یا بابت «بشر»، هر از چندی غیبش می زند. او را می گیرند و میبرند و لابد به قصد ارزیابی اندازه ظرفیت و توانش. دفعه دیگر چگونه خواهد بود؟ پیرتر، تکیده تر، مثلاً تلخ تر ، بی اعتنا به جهان جادویی ِ افسانه. عشق باشد یا سیاست؟
راستی اصلاً این مقاله را درست وسط این معرکه برای چی می خواست ؟ اگر می بود لابد می گفت:
-خوب! انزجار از میان مایگی. سر باز زدن از پذیرفتن واقعیت آنچنان که هست ، عشق باشد یا سیاست. فراروی از ابتذال . قهرمان ابسروانوار همین را می گوید.
عبدالرضا تاجیک نکند در این آخرین تجربه- در این رویارویی با انهدام انسان، با انسان منهدم - همچون قهرمان باغ ابسرواتوار دست خالی برگردد ، رو دست خورده از آرزوهایش، بدبین به امکان رستگاری بشر، نومید از ظرفیتها و توانایی هایش؟ برگردد و شهادت دهد مرگ انسان را . او ، جوانی که به بلوغ نشسته و از پیری سر باز می زند.
امروز: محمد داوری، روزنامه نگار و سردبیر سایت سحام نیوز به قرنطینه بند هفت زندان اوین منتقل شد.
به گزارش دانشجونیوز، محمد داوری بعد از حدود يك سال زنداني بودن در بند امنيتي ۲۰۹ به قرنطينه بند هفت زندان اوين منتقل شد. این عضو شورای مرکزی کانون معلمان ایران که اخیرا به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد در تاریخ ۱۷ شهریورماه سال گذشته، در دفتر حزب اعتماد ملی بازداشت شد و از آن تاریخ در زندان اوین بهسر میبرد.
گفته می شود علت بازداشت محمد داوری، "جمعآوری و تهیه مدارک مربوط به تجاوز جنسی در زندانها" بوده است.
پیش از این نیز مهدی کروبی در نامهای به دادستان تهران، مسئولیت تمام اسناد و فیلمهایی را که به عنوان مستندات وجود شکنجه و تجاوز جنسی در زندانهای ایران ارائه کرده بود، به عهده گرفته بود
امروز: وزیر خارجه آمریکا گفت که كشورش همچنان برای گفتوگو با ایران آمادگی دارد.
به گزارش ايلنا به نقل از بيبيسي، «هیلاری کلینتون» در مصاحبه با روزنامه «نیویورکتایمز» گفت كه مقامهای ايرانی بايد با حرف و عمل خود به جامعه جهانی در مورد هدف برنامه هستهاي تهران اطمينان خاطر بدهند.
وي همچنين تاكيد كرد كه آمریکا حاضر به نشستن پشت میز مذاکره است.
کلینتون گفت كه آمریکا صرفنظر از مسئله زمان، همان خطی را دنبال خواهد کرد که تا کنون کرده است، زیرا تصور میکند این مسير به طور بالقوه بهترین راه است.
وي عمدتا همان نکاتی را تکرار کرد که «باراک اوباما»، رئیسجمهوری آمریکا چند روز پیش در مصاحبه با شمار معدودی از خبرنگاران در واشنگتن گفته بود.
نیویورک تایمز در گزارش خود نوشت كه هم رئیسجمهوری و هم وزیر خارجه آمریکا اقرار ميكنند که شاید رهبران ایران بهرغم هزینههای روزافزون، تمایلی به دست کشیدن از برنامه هستهاي نداشته باشند.
کلینتون در مصاحبه با این روزنامه گفت که آمریکا از طریق مقامهای اروپایی «پیامهای خیلی روشنی» در هفتههای اخیر برای رهبران ایران فرستاده است. البته اوباما گفته بود که به طور مستقیم هیچ تماسی با رئیسجمهوری ايران گرفته نشده است.
اوباما پيش از اين در جريان ديدار با «ديويد كامرون»، نخستوزير انگليس گفته بود: «همراه با گروه 1+5 همچنان به راهحلي دیپلماتیک براي حل مسئله هستهاي ايران متعهد هستیم.»
وي تاكيد كرد كه هنوز براي گفتوگو با ايران فرصت باقي است.
امروز: هیئت مدیر خانه سینمای ایران در نامهای کوتاه از لغو همایشی خبر داد که قرار امروز دوشنبه 18 مرداد به منظور پیگیری تامین امنیت شغلی و رفاه اجتماعی اهالی سینما برگزار شود.
به گزارش خبرآنلاین، در این نمابر ارسالی خطاب به خانواده بزرگ سینما آمده است: «میخواستیم در خانه سینما گرد هم جمع شویم تا از فقدان امنیت شغلی سخن بگوییم، اما ناچار از لغو گردهمایی شدیم.»
سینماگران ایرانی قرار بود امروز ساعت 18 در محل ساختمان شماره دو خانه سینما در خیابان وصال گرد هم بیایند. خانه سینما با هدف حمایت از اعضای اصناف 29 گانه این همایش را تدارک دیده بود. این تصمیم با واکنش متفاوت سینماگران روبرو شد.
گروهی از سینماگران از جمله بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی، ابراهیم حاتمیکیا، ناصر تقوایی، رخشان بنیاعتماد و ... برای حضور در گردهمایی اصناف سینمائی از اهالی سینمای ایران دعوت کرده بودند و گروهی دیگر به دلایل مختلف با برگزاری این گردهمایی موافق نبودند.
شورای مرکزی اتحادیه تهیهکنندگان روز یکشنبه با انتشار نامهای مخالفت خود را با گردهمایی سینماگران اعلام کرد و معاونت سینمایی هم اعلام کرده بود برنامهای برای حضور در این مراسم ندارد.
امروز: سخنگوی فراکسیون خط امام(ره) مجلس با بیان اینکه «عدهای در قوه مجریه منافع شان ایجاب میكند تا كینه در جامعه وجود داشته باشد و نانشان در همین منازعات است» تاکید کرد: نهادهای نظارتی باید گروهی را که نمیگذارند كشور به سمت آرامش و امنیت رود، سر جایشان بنشانند.
داریوش قنبری نماینده ایلام، در گفتگو با ایلنا، در پاسخ به سوالی در مورد اینكه چه كسی میتواند كینههای سیاسی را از جامعه بزداید؟، اظهار داشت: در شرایط فعلی نخبگان جامعه و در راس آنها مقام معظم رهبری، میتوانند نقش بسیار تعیینكنندهای در حركت به سمت تنش زدایی، از بین بردن كینهها و نزدیك كردن قلوب ایفا كنند تا وحدت واقعی در بین آحاد جامعه ملت ایجاد شود.
وی با بیان اینکه شرایط كنونی برای این كار مهیا است، افزود: با توجه به مسائلی كه در حوزه سیاست خارجی داریم، بیش از پیش نیاز به وحدت احساس میشود. البته به نظر من مدتی است كه دلسوزان نظام این حركت را آغاز كردند و در سخنان مقام معظم رهبری نیز این امر دیده میشود، اما عدهای در قوه مجریه منافع شان ایجاب میكند تا كینه در جامعه وجود داشته باشد و نانشان در همین منازعات است. لذا نمیگذارند كشور به سمت آرامش و امنیت رود و دائما ایجاد تنش میكنند.
سخنگوی فراكسیون خط امام(ره) مجلس تصریح كرد: باید با این گروه برخورد جدی شود و نهادهای نظارتی كشور این خطر را ببینند و درجهت مقابله با آن گام بردارند تا سر جایشان بنشینند.
قنبری یادآور شد: این گروه سال گذشته نیز از برخی فرصتها استفاده كرد تاكینهتوزی نسبت به رقبایشان را شدت بخشند. جالب است كه شعار این دولت نیز مهرورزی است، اما در جهت خلاف آن عمل میشود.
وی همچنین گفت: ماه رمضان فرصت خوبی است تا اخلاقیات مورد توجه همگان قرار گیرد. زیرا پیام این ماه علاوه بر نخوردن و نیاشامیدن پرهیزكاری و تقوا ست و از این طریق میتوان دلها را به یكدیگر نزدیك كرده، از تهمت افترا پرهیز شود و زبانشان در جهت خیر بچرخد.
نماینده مردم ایلام در پایان تصریح كرد: رمضان فرصتی خوبی برای زدایش كینهها وایجاد وحدتی است كه از دل آن توسعه و رشد كشور بروید.
امروز:رئيس قوه قضاييه با انتقاد شديد از اظهارات رئيس جمهور در رابطه با اينکه قوه قضاييه مساله آزادی خبرنگاران را تحت تاثير قرار می دهد، گفت:من از باب يک شهروند عادی اين مملکت چنين توقع حقی را از ايشان دارم. اين چه ادبياتی است که مثلاً خورد که خورد بگذار بخورد تا دردش بيايد،توقعما از رئيس جمهور اين است که ادبياتش متين و فاخر و با تعابير جا افتاده و البته صحيح و منصفانه باشد.
به گزارش خبرگزاری ايلنا،رئيس قوه قضاييه در جليه مسئولان عالی قضايی با انتقاد شديد از اظهارات رئيس جمهور در رابطه با اينکه قوه قضاييه مساله آزادی خبرنگاران را تحت تاثير قرار می دهد، گفت: قبل از ورود به مباحث دستور جلسه مطلبی را بايد عنوان کنم و آن اينکه ديروز در روز خبرنگار مطالبی غيرمنصفانه راجع به قوه قضاييه مطرح شده و متاسفانه شخص رئيس جمهور هم در اين مطالب غيرمنصفانه شرکت کردهاند.
تبليغات خبرنامه گويا
advertisement@gooya.com
رئيس دستگاه قضا افزود: در آن جلسه مطرح شده است که قوه قضاييه مساله آزادی خبرنگاران را تحت تاثير قرار داده و گاهی خبرنگاران برای پاسخگويی به مطالبی که درج و نقل میکنند محکوم يا روزها و ماهها در راهروهای دادگاه ها کشانده میشوند.
وی با تاکيد براينکه از خبرنگاری که مطالب خلاف واقع میگويد شايد چندان انتظاری نباشد تا از شخص رئيس جمهور، ابراز داشت: البته لحن خبرنگار و پاسخ رئيس جمهور نشان میدهد که مساله از پيش طراحی شده است و ناشی از تحريک محرکان و تشويق مشوشان. آنچه در اين مساله مهم است نحوه گفتار و نسبتهايی است که شخص رئيس جمهور به قوهقضاييه دادهاند.
وی ادامه داد: ايشان مدعی میشوند که قوه قضاييه میگردد تا خبرنگاری که به نقد دستگاهی يا مسئولی پرداخته را يک جوری محکوم کند بعد به فردی اشاره میکند که هيئت منصفه گفتهاند او جرمی مرتکب نشده ولی قاضی او را محکوم کردهاست بعد هم اشاره و اشکالی به دادستان که مدعی العموم است و در مواردی که به شخص رئيس جمهور توهين شود بايد بدون شکايت به مسئله رسيدگی کند و ما تاکنون نديدهايم که دادستان وارد شود نيازی هم البته نداريم ما خادم مردم هستيم.
توقعما از رئيس جمهور اين است که ادبياتش متين و فاخر و با تعابير جا افتاده و البته صحيح و منصفانه باشد
آملی لاريجانی با اشاره به اينکه توقعما از رئيس جمهور اين است که ادبياتش متين و فاخر و با تعابير جا افتاده و البته صحيح و منصفانه باشد، اظهار داشت: ايشان اضافه می کند در مواردی هم که حتی اسمی از کسی برده نشده است قاضی میگويد اين مطلب به فلان شخص میخورد، در حالی که وقتی مطلبی نوشته میشود و نقد میشود اگر به کسی هم خورد، خورد. بايد بخورد تا دردش بيايد. اينها تقريباً مطالب روز گذشته ايشان است. اولاً توقعما از رئيس جمهور اين است که ادبياتش متين و فاخر و با تعابير جا افتاده و البته صحيح و منصفانه باشد.
وی افزود: من از باب يک شهروند عادی اين مملکت چنين توقع حقی را از ايشان دارم. اين چه ادبياتی است که مثلاً خورد که خورد بگذار بخورد تا دردش بيايد و در جلسه رسمی آن هم رئيس جمهور اين کشور چنين سخنانی قابل توجيه نيست و دوستانه عرض میکنم صحيح نيست.
قوه قضاييه برخلاف ميل خيلیها کار میکند
رئيس دستگاه قضا در اداکه تاکيد کرد: مطلب اصلی چيز ديگری است و آن اينکه اين نسبتها به قوه قضاييه خلاف است اينکه گفته شود میگردند تا کسی را محکوم کنند نسبت کاملاً خلافی است. البته قوه قضاييه برخلاف ميل خيلیها کار میکند و قوه قضاييه شخص بنده نيست. بسياری اوقات برخلاف ميل من هم رأی میدهند.
نبايد متوقع باشيم که قضات باب ميل ما رأی بدهند
آملی لاريجانی ادامه داد: قاضی مستقل است و رأيی که انشاء می کند در اختيار خودش است والبته مسئول رأيی است که صادر میکند. و نبايد متوقع باشيم که قضات باب ميل ما رأی بدهند. اين چه توقع نادرستی است که رأی حسب ميل ما باشد و گرنه متهم شوند به اينکه قوه قضاييه میگردد تا کسی را محکوم کند.
وی افزود: اين که گفتهاند شخصی در نوشتهاش با اينکه اسم از کسی نبرده است اما باز هم محکوم شده، ناشی از عدم درک صحيح مفاد قانون و کيفيت صدور رأی است.
رئيس قوه قضاييه با استناد به مواد قانونی گفت: در ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی تصريح شده است که هر کس به قصد اضرار به غير يا تشويش اذهان عمومی يا مقامات رسمی به وسيله نامه يا شکواييه يا مراسلات يا عرايض يا گزارش يا توزيع هرگونه اوراق چاپی يا خطی با امضا يا بدون امضا اکاذيبی را اظهار نمايد يا با همان مقاصد اعمالی را برخلاف حقيقت رأساً يا به عنوان نقل قول به شخصی حقيقی يا حقوقی يا مقامات رسمی تصريحاً يا تلويحاً نسبت دهد اعم از اينکه از طريق مزبور به نحوی از انحاء ضرر مادی يا معنوی به غير وارد شود يا نه علاوه بر اعاده حيثيت در صورت امکان، بايد به حبس از دو ماه تا دو سال و يا شلاق تا ۷۴ ضربه محکوم شود.
وی ادامه داد: اين قانون تصريح میکند که يا به صورت صريح يا تلويحاً ، ظاهراً معنای تلويح را نمیدانند . تلويح يعنی اسم نبرند اما طوری بگويند که به کسی تطبيق شود نص قانون اين است « يا تلويحاً ». بنابراين برای وقوع جرم و اثبات مجازات لازم نيست اسم بياورند. قاضی بر اساس همين قوانين حکم می کند. البته ممکن است قاضی هم اشتباهی بکند .بحث بر سر روشهاست .
لاريجانی تاکيد کرد: اين درست نيست که در يک جلسه رسمی بدون بررسی رأی و ادله آن و بررسی قانون قضات را محکوم کنيم . انتظار از مقامات رسمی کشور اين نيست اين را هم اضافه کنم که واضح است که نقد بابش با توهين و نشر اکاذيب جداست.
رئيس قوه قضاييه با بيان اينکه آنچه قابل قبول است اين است که در کشور بايد باب نقد باز باشد، ابراز داشت: قضات ما نيز در مجموع تحملشان در اين امور کم نيست . گاهی حکمی دادهاند که کاملاً مستند است اما مورد انتقادات شديد واقع شدهاند، ولی تحمل کردهاند. بحث اصلی اين است که آيا بگذاريم هر کسی هرجور خواست حرف بزند. پس قوانين را برای چه کسی نوشتهاند. قوانين را نوشتهاند که مردم رعايت کنند. بنا نشود هرکسی به هرکسی توهين کند و هر تهمتی بزند.
وی ادامه داد: آيا اين نحوه آزادی مطلوب است که برخی خبرنگاران برای اينکه روزنامهها جلب توجه و نظر مردم را بکنند هر چه خواستند بنويسند؟ فراموش نکنيم که همين مطبوعات در تاريخ صدساله اخير بارها ابزار دست برخی شدهاند تا نگذارند رجال سياسی وظايف خود را پيش ببرند.
وی ادامه داد: با همين مطبوعات به نحوی جلوی آزادی را گرفتند که هر کسی خواست سخن حقی هم بگويد در مقابلش ايستادند. مرحوم مدرس را همين طور کوبيدند.
اکنون کار به جايی رسيدهاست که میگويند مجلس را به توپ میبنديم و به رئيس مجلس توهين می کنند
لاريجانی با بيان اينکه کسانی که چکمه پوشيدند و مجلس را به توپ بستند با مقدماتی اين کار را کردند و حالا میبينيم که به رئيس مجلس توهين می کنند، افزود: اکنون کار به جايی رسيدهاست که میگويند مجلس را به توپ میبنديم. همه ما صد در صد وظيفه داريم مسير قانون را طی کنيم.
وی با تاکيد بر اينکه اين بساط بايد جمع شود که افرادی لاابالی باشند و هرچه خواستند بگويند، افزود: در اين مسائل اگر قوه قضاييه وارد نشود مسئول است. اين چه کاری است که عدهای را تشويق میکنيد که اين مسير غيرقانونی را بروند و اسمش را نيز نقد میگذاريد. يعنی قاضی ما فرق بين نقد و توهين را نمی فهمد؟ فرق بين نقد و اشاعه کذب را نمیفهمد؟! بعد اعلام میکنند هيئت منصفه گفتهاند جرم نيست ولی قاضی گفته جرم است.
رئيس دستگاه قضا ادامه داد:اولاً يک قاضی نبوده بلکه در دادگاه کيفری استان ۳ تا قاضی است و بالاتفاق جرم تشخيص داده اند و آن هم قضاتی که علی الاصول اهل دقت هستند.
وی افزود: ثانياً اين مسئله چند سال پيش در شورای نگهبان مطرح بود، آنجا در قانون نوشته بودند که هيئت منصفه اگر رأی به مجرميت شخصی داد قاضی می تواند تبرئه کند ولی اگر رأی به تبرئه داد قاضی ديگر نمیتواند جرم تلقی کند، اين قانون، ظاهراً در مجلس ششم به تصويب رسيده بود. ما در شورای نگهبان به آن ايراد شرعی گرفتيم، ايراد هم همين بود که الان میگويم که قاضی در حکمش مستقل است، قاضی تابع هيئت منصفه نيست بنابراين اطلاق الزام قاضی به اينکه نمیتواند در صورت مذکور حکم به مجرميت کند، خلاف شرع است. شما نمیتوانيد الزام کنيد که هرچه هيئت منصفه بگويد، قاضی بايد تبعيت کند.
اظهارات رئيس جمهور بر خلاف واقع است، من قبلاً به خودشان هم تذکر دادهام
آملی لاريجانی در ادامه صحبت های رئيس جمهور مبنی بر اينکه دادستان در موارد توهين به رئيس جمهور ورود نکرده است را خلاف واقع عنوان کرد و افزود: اما اين سخن رئيس جمهور که گفته است دادستان در موارد توهين به رئيس جمهور ورود نکرده و متاسفانه اين حرف را چند بار تکرار کردهاند مسئله خلاف واقعی است. من قبلاً به خودشان هم تذکر دادهام.
بساط توهين بايد جمع شود
وی ادامه داد:دادستان اعلام کرده که ايشان در چند مورد اقدام کرده است چهار مورد خود دادستان از باب مدعیالعموم و شانزده مورد هم حسب شکايت رئيس جمهور وارد عمل شدهاند. حالا اينکه شکايت ها به محکوميت بيانجامد يا نه ربطی به دادستان ندارد . پس اين چه سخن خلاف واقعی است که میگوييد. توقع از نهادهای رسمی اين است که منصفانه و مستند سخن بگويند
وی در پايان تاکيد کرد:در نهايت مجدداً تکرار میکنم همگان بدانند مسير ما، مسير قانون است. بساط توهين بايد جمع شود، اين مسئله که توهين با نقد فرق میکند را نه تنها همه قضات و مسئولان بلکه عموم مردم هم میدانند و میدانند که آيا در حرف زدن و سخن گفتن يا نوشتن شما نشر اکاذيب میکنيد يا نقد میکنيد.
امروز :جمعی از فعالان مدنی ،سیاسی و فرهنگی با صدور بیانیه ای از اعتصاب کنندگان و خانواده هایشان که برخی از انها نیز به اعتصاب کنندگان پیوسته اند، خواسته اند تا جانشان را برای خود، خانواده هایشان و سرزمینی که به آنها نیازمند است، حفظ کنند.
بیش از چهارده روز است که هفده زندانی سیاسی در بند ۳۵۰ زندانیان سیاسی اوین، در اعتصاب غذا به سر می برند. اعتراض آنها به شرایط نامناسب زندان، برخورد نامناسب ماموران این بند و رعایت نشدن حقوقشان به عنوان یک زندانی است. ۳۷۰ تن از فعالان اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، روزنامه نگاران و هموطنانی که نگران سلامتی این زندانیان هستند و در میان آنها نام چهره های شناخته شده اجتماعی و حقوق بشری و زنان به چشم می خورند، با انتشار بیانیه ای خطاب به مسوولان کشور گفته شده که مسوولیت حفظ جان زندانیان سیاسی با آنهاست و لازم است تا با حفظ حقوق آنها، خطری که جانشان را تهدید می کند رفع کنند.
متن کامل بیانیه که نسخه ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است :
بیش از دوازده روز است که هفده رادمرد پرشکیب ایران، در بند ۳۵۰ زندان اوین، بدنهای نحیفشان را در اعتراض به شرایط نامناسب و ستم مضاعفی که به زندانیان این بند شده است، بر پرچم اعتصاب برافراشته اند. آنها زبانشان را بر غذا بسته اند تا مگر زبانهای دیگرانی که بیش از آنها آزادی سخن گفتن دارند، به سخن در آیند و فریاد خاموش آنها را به گوش جهان برسانند.
هموطنان، جان فرزندان ما در خطر است. هفده تن از زندانیانی که به جرم فعالیتهای اجتماعی، سیاسی یا مدنی، در زندان بوده اند به شرایط نامناسبشان، اعتراض و برای نشان دادن این اعتراض اعتصاب غذا کرده اند. در میان آنها روزنامه نگاران و وبنگارانی هستند، که ما بسیاری از خبرها و تحلیلهای سالهای اخیر کشورمان را از قلم آنها شنیده ایم. در بین آنها دانشجویانی هستند که مثل همه فرزندان این خاک، به عشق خدمت به مهین، راهی دانشگاه شدند. در میان آنها فعالان مدنی و حقوق بشری هستند که همه تلاششان در سالهای اخیر ، حفظ کرامت و شان آدمیت در کشور ما بوده است. در میان آنها فعالان سیاسی بوده اند که درد وطن داشته اند و راهی پیشه کرده اند که برای آنها وعده عدالت و انصاف داشت. اما اینک این هفده تن یار تنها مانده ما در اوین، در پی بیدادی که برآنها رفته است و در گزیر از هرگونه چاره جویی و پاسخ دهی عادلانه مسوولان قضایی و امنیتی کشور، مرگ را به سفره بدنشان فراخوانده اند! تا مگر به این شرح، این فریاد و این داد بیداد شنیده شود! و در این راه، خانواده ها و برخی از مادران و همسرانشان نیز به آنها پیوسته اند.
خبرها حکایت از وضعیت وخیم چندین تن از اعتصاب غذا کنندگان و همچنین برخی از مادرانی که در اعتصاب به سر می برند، دارد.
ما جمعی از فعالان اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و همچنین عده ای از هموطنانی که نگران سلامتی فرزندان رنج کشیده مان در زندان اوین هستیم، از ایشان و خانواده های نگرانشان که تا کنون پاسخی برای قانون شکنی های پی در پی در حفظ حقوق زندانیانشان دریافت نکرده اند، با حفظ حق رسیدگی درخواستهای بحق آنها، می خواهیم که اعتصاب غذایشان را بشکنند و همانگونه که روح بلندشان در برابر بیداد تا کنون پایدار مانده است، اجازه دهند تا جسمشان نیز در این راه، پایدار بماند. از ایشان می خواهیم تا وجود گرانقدرشان را برای ایران عزیز، سالم نگه دارند. از آنها می خواهیم که امید را به تن رنجورشان درهم نشکنند و از آنها می خواهیم که زنده بمانند.
درخواست ما از ایشان به معنای این نیست که در این راه با آنها همراه نبوده ایم. بلکه به این دلیل است که جان عزیز آنها باید برای خودشان، خانواده هایشان و برای سرزمین ما ایران، سالم و در امان بماند.
همچنین روی دیگر این سخن با همه مقامهای مسوول در ایران، بویژه در سیستم قضایی است. با همه ستمی که در یک سال گذشته بر بسیاری از مردم رفته است، آنچه از جانب شما شنیده شد، تنها سکوت تحقیر آمیز یا ادامه تهدیدها بوده است. آنچنانکه چندی پیش ، ماموران زندان نیز در پاسخ به خواسته های زندانیان بند ۳۵۰ به آنها گفتند اوین را کهریزکی دیگر خواهند کرد!
پس به چه باید امید بست؟ با بی پاسخ نگه داشتن کسانی که فرزندانشان را، همسران، یا خویشانشان را در خیابان یا زندان از دست داده اند، با منتظر نگه داشتن زندانیان و خانواده هایشان و احکام غیر منصفانه ای که در هیچ ترازوی عدالتی ، هم وزنش یافت نمی شود و با برخوردهای پر خشونت و حق کشی های مدام، با اعدام، با زنجیر و زندان، با تهدید و بازداشت، به درگاه کدام محکمه ای، دادخواهی باید کرد؟
اگر چه رعایت انصاف و عدالت، به نظر آرزوی دور و درازی است، اما تنها به این دلیل که جان فرزندان ما همچنان در دست شماست، از شما می خواهیم که در حفظ این جانهای عزیز بکوشید. آنها را همانگونه که بسلامت تحویل گرفته اید، سالم و ایمن به خانواده هایشان بازدهید. از شما می خواهیم و هشدار می دهیم که آینده کشورمان را با به خطر انداختن جان بهترین فرزندانش، اینگونه همچون پلی بی بازگشت، پشت سر خود و دیگران خراب نکنید!
امروز: بهشتی شیرازی در دوران نخست وزیری موسوی دبیر هیات دولت بودو پس از کناره گیری موسوی او نیز به کار های فرهنگی مشغول شد و همواره به عنوان یک شخصیت فرهنگی به فعالیت ادامه می داد. وی با حضور موسوی در عرصه انتخابات به عنوان سردبیر کلمه سبز و مشاور موسوی به عرصه ی سیاست بازگشت. بهشتی شیرازی از جمله نزدیکترین شاگردان عارف بزرگوار مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی بود. وی همچنین تالیفات عرفانی و مذهبی دارد . او ماههاست به اتهام همکاری با موسوی زندانی است. هر چند که مدت بازداشت موقت بر طبق قوانین دوماه بیشتر نیست اما با گذشت ماهها از بازداشت بهشتی به مانند بسیاری از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات، در اوین و همراه با بلاتکلیفی به سرمی برد. طبق اعلام قرار بود دادگاه بهشتی شیرازی ۱۱ مرداد ماه برگزارشود. اما برای چندمین بار دادگاه وی به تاخیر افتاد تا عزم دستگاه عدالت را برای ماندن بهشتی شیرازی در بازداشت موقت! و آن هم پس از چند ماه مشخص شود. زمان بعدی که برای بهشتی مشخص شده است مهرماه است و این یعنی حداقل نه ماه بازداشت موقت. خبرنگار کلمه برای جویا شدن از نتیجه دادگاه و پرس و جو درباره روند بررسی پرونده علیرضا بهشتی از ابتداتا کنون با سید صدرالدین، فرزند این آزاده دربند تماس گرفت . در این تماس پسر علیرضا بهشتی گفت که دادگاه پدرش به تعویق افتاده و همچنان بعد از هفت ماه وی باید در زندان اوین بماند.
آقای بهشتی شیرازی چه زمانی و کجا بازداشت شدند؟
ماموران امنیتی بعد از روز عاشورا به دفتر پدر آمدند. او را بازداشت کردند.دفتر را هم پلمپ کردند. پلمپ دفتر یک کار احساسی بود. این کار ماموران امنیتی باعث شد یک ماه و نیم بدویم تا بتوانیم دفتر را بازکنیم .البته ماموران به منزل ما هم آمدند. خانه را بازرسی کردند و اطمینان دادند که پدر در محلی راحت به سر می برد.
وقتی به منزلتان برای بازرسی آمدند، ماموران حکم قانونی نشان دادند؟
حکم بازرسی منزل را نداشتند یا حداقل نشان ندادند اما حکم بازداشت پدرم را داشتند.از ما خواستند بنویسیم که رفتارشان خوب بوده، ما هم نوشتیم که چیز خاصی ندیدیم . .
اولین تماس آقای بهشتی با منزل چه زمانی بود؟
دو روز بعد از اینکه بازداشت شدند، تماس گرفتند وگفتند در سلول انفرادی اوین هستند.
اولین ملاقات شما با آقای بهشتی کی بود؟
بعد از ۲گذشت ماه و نیم ما او را دیدیم. آن روز به خانواده های دیگر مشاوران آقای موسوی چون عرب مازار و بهزادیان نژاد هم ملاقات داده بودند. واقعا در اولین ملاقات پدرم را نشناختم. من تا به حال اشک پدرم را ندیده بودم، در این ملاقات او گریه کرد. پدرم هفتاد روز در انفرادی بود .من همین جا یک سوال دارم، آیا این مصداق بارز ظلم کردن و شکنجه نیست؟ اگر هست این تناقض چیست. اینکه آقایان می گویند زندان های ما بهترین زندان های جهان هستند، انگار مسولان سرشان را داخل برف کرده اند و ظلم هایی که به زندانیان می شود را نمی بینند.
شما در این مورد به مسئولان اعتراض نکردید؟
من درباره هفتاد روز انفرادی پدرم به مسولان دادگاه انقلاب اعتراض کردم که آنها گفتند که این کار درست نبوده و ما موافق این انفرادی ها نبودیم..
بعد از اینکه آقای بهشتی از انفرادی بیرون آمدند، اوضاع بهتر شد و با شما بیشتر در ارتباط بودند؟
پدرم بعد از این انفرادی ها با فردی هم سلول شد. این فرد در اوین دچار اختلال روانی شده بود و قرص اعصاب مصرف می کرد. وضعیت این زندانی طوری بود که پدرم در خواست کرد که به انفرادی برگردد.
آقای بهشتی در مدت بازداشت دسترسی به وکیل داشتند؟
۵ ماه اولی که پدرم در بازداشت بودند، حق داشتن وکیل را نداشتند. تازه دو ماه است که ایشان توانسته از وکیل برخوردار شود و وکالتنامه امضا کند..
پرونده در کدام شعبه دادگاه انقلاب است و در چه وضعیتی است؟
پرونده پدرم در دادگاه انقلاب پیش آقای مقیسه فرستاده شده بود که بعد از چند ماه خودشان تغییر شعبه دادند و پرونده رو به نزد قاضی پیر عباسی فرستادند و وضعیتش بلاتکلیف است چون از پدرم هیچ مدرکی دال بر جرم ندارند.
تاکنون دادگاهی برای پدرتان برگزار شده؟
یک بار تعیین وقت کردند و بدون اعلام خودشان زمان دادگاه را تغییر دادند. مقرر بود که در تاریخ ۱۱ مرداد ماه دادگاه تشکیل شود که جلسه دادگاه تشکیل نشد. روز دادگاه پدرم را با دستبد آوردند که من اعتراض کردم نه تنها به اعتراضمان رسیدگی نکردند بلکه دو مامور انتظامات خبر کردند که ما با پدر حرف نزنیم . این در حالی بود که ما می توانستیم در روز دادگاه با پدرمان ملاقات کنیم و حرف بزنیم.
زمان بعدی دادگاه را به شما اعلام کردند؟
۷ مهرزمان دادگاه بعدی است.
ممکن است پیش از دادگاه به قرار تامین آزاد شوند؟
در کوتاه مدت بعید است که بتوانند با تبدیل قرار بازداشت به وثیقه آزاد شوند.
به نظر شما چرا به پرونده آقای بهشتی رسیدگی نمی کنند؟
برای اینکه به پرونده سر و سامان بدهند هیچ مدرکی وجود ندارد به همین دلیل پرونده و زمان بازداشت را کش می دهند. اصلا به وقتی که مردم برای رسیدگی به پرونده عزیزانشان می گذارند اهمیتی نمی دهند.
برای پیگیری پرونده آقای بهشتی پیش چه کسانی رفتید؟
وقتی از مسئولان ناامید شدیم و مسئولان دادگاه انقلاب و زندان اوین به حرف های ما ترتیب اثری ندادند، پیش مراجع عظام رفتیم البته مسئولان دولتی که برای آنها حرمتی قایل نیستند. پس از آن دیدار ماموران امنیتی ما را تهدید کردند. سوال اینست که اگر حکومت کاری نکرده چرا از رفتن ما پیش مراجع باک دارد؟ چراپس از دیدارما را تهدید می کنند؟
چه انتظاری از مسئولان دارید؟
من یک خواهر شش ساله دارم. مسئولان تا به حال شده هشت ماه فرزند خردسالشان را نبینند . تصور کنید به آن فرزند و آن پدر در این مدت چه گذشته ..یک لحظه خودشان را به جای این پدر و دختر بگذراند. آخر چه گناهی کرده خواهر کوچکم . او در اتاق را می بندد و گریه می کند. دایم سوال می کند که کی پدرم از مسافرت می آید .ما حتی نتوانستیم به او بگوییم پدرم کجاست .
اگر نکته ای باقی مانده بفرمایید؟
در آخر این را بگویم که به نظرم روند بازداشت پدرم روند قضایی نیست بیشتر شبیه یک گروگانگیری است. کسی باورش نمی شود که بهشتی تبانی کرده و اقدام کرده علیه امنیت. این عملکرد مسئولان در حافظه تاریخی ملت می ماند. مردم حافظه تاریخی قوی دارند. فقط به مسئولان می گویم این قدرتی که از آن استفاده می کنید، یک روز از میان می رود و خیلی ما صبوریم و پادزهر این قدرت همین صبر است.
ممنون از وقتی که در اختیار کلمه قرار دادید.
امروز:محمدرضا خباز، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس گفت: ما در گذشته شاهد بودیم که رئیسجمهور گفت نفت را بر سر سفره مردم میآوریم اما دیدیم که نان را هم از سر سفره مردم بردند. یا اینکه گفته شد اسامی مفسدان اقتصادی را اعلام میکنیم اما رئیسجمهور گفت که این حرف را نزده است.
به گزارش آفتاب، نماینده کاشمر در مجلس، درخصوص هدفمند کردن یارانهها و چگونگی اجرای آن اظهار داشت: هدفمند کردن یارانهها به منزله جراحی در اقتصاد کشور است بنابراین وقتی بیمار وارد اتاق عمل میشود و جراحی روی آن انجام میشود طبیعتا مقداری درد و سختی خواهد داشت.
وی ادامه داد: بیمار باید دوره نقاهت را هم پشت سر بگذارد پس از آنکه درد را تحمل کرد تا به بهبودی برسد. هدفمند کردن یارانهها نیز چنین است، ابتدا با تورم ۳۰ درصدی مواجه خواهیم شد پس از آنکه مردم ریاضت را پذیرفتند و تبعات آن را قبول کردند و دولت به عنوان دکتر تمام تلاش خود را بهکار برد که درد کمتری نصیب مردم شود و دوران نقاهت را هم با همراهی هم به پایان برسانند آنگاه میتوان گفت کار خوب انجام شده است.
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با اشاره به اظهارات محمود احمدینژاد مبنیبر اینکه با اجرای این طرح یک فقیر هم نخواهیم داشت، تصریح کرد: اما اینکه از همین اول گفته شود ما یک فقیر هم نخواهیم داشت از آن حرفهایی که است که باید گفته شود آرزو بر جوانان عیب نیست، اما واقعیت ندارد.
خباز گفت: ما تنها کشوری نیستیم که این طرح را اجرا میکنیم، هرجا که این طرح اجرا شد مردم ریاضت کشیدند و این تحمل کردنها و قبول گرفتاریها به منزله روشن بودن پایان کار نیست، معتقدم این حرفها که پیشاپیش زده میشود، برای مردم توقعاتی ایجاد میکند و بعدا مجبور خواهیم شد بگوییم نمیتوانیم و از عهده آن برنمیآییم مثل همان شعار " آوردن نفت بر سر سفره مردم" است.
نماینده کاشمر تصریح کرد: ما در گذشته شاهد بودیم که رئیسجمهور گفت نفت را بر سر سفره مردم میآوریم اما دیدیم که نان را هم از سر سفره مردم بردند. یا اینکه گفته شد اسامی مفسدان اقتصادی را اعلام میکنیم اما رئیسجمهور گفت که این حرف را نزده است، به نظر من خبرنگاران رسالت بزرگی در تذکر به مسئولان دارند و باید این سخنان را مستند کنند و به مسئولان یادآوری شود که شما این سخنان را گفتهاید و نمیتوانید به راحتی از آن بگذرید.
خباز گفت: مسئولان نباید از ابتدای کار صحبتهایی بکنند که در مردم منجر به توقعات فزاینده شود به نحوی که در اجرا با مشکل مواجه شوند و سپس وعدهها را پس گرفته و خود را کنار بکشند. از اول و قبل از فراهم شدن مقدمات اجرای هدفمند کردن یارانهها صحبت از دادن ۷۵ هزار تومان پول نقد بود سپس به ۵۰، ۴۰ و ۳۰ هزار تومان کاهش یافت و امروز مبلغی مطرح است که خودشان هم رویشان نمیشود بگویند چقدر است.
وی ادامه داد: رئیس جمهوری هنوز کار را شروع نکرده صحبت از تشکیل ستاد میکند در حالی که ما در مجلس خبری از این ستاد نداریم، از اینرو میبینم مجلس با مماشاتی که به خرج داد سعی کرد بهانه را از دولت برای عدم اجرا بگیرد.
خباز یادآور شد: مجلس از قانون خود عقبنشینی کرد تا دولت برای اجرا پشیمان نشود. دولت شعار هدفمند کردن یارانهها را داده، از آن طرف هم گفته پول میدهیم و بهره سیاسیاش را هم برده، حال میگوید سختو سنگین است و احساس میکند از عهده کار بر نمیآید و میخواهد عقبنشینی کند.
نماینده کاشمر گفت: اما مجلس میگوید چارهای جز اجرای صحیح قانون ندارد. در کشور کسی مخالف اجرای هدفمند کردن نیست که برای آن ستادی هم تشکیل شود بلکه نگرانی از شیوه اجرا است که از همان ابتدا کارشناسان معتقد بودند که دولت از عهده کار بر نمیآید زیرا اگر قرار باشد کار درست انجام شود دولت ابتدا باید به کار کارشناسی تن دهد و نه اینکه فقط نظرات خود را قبول داشته باشد.
وی خاطرنشان کرد: اگر در اجرای هدفمند کردن پزشک و پرستار و بیمار مثلث تشکیل دهند این قانون با موفقیت اجرا میشود اما اگر پرستار و پزشک بیمار را وسط کار جراحی رها کنند نمیتوان انتظاری برای موفقیت آن داشت.
احمدی نژاد در سفر به همدان، خبر از تشکیل ستاد داده و ادعا کرده بود: اینان حتی با طرح هدفمند کردن یارانهها که بیست سال شعار آن را میدادند به مخالفت برخاسته و هر روز یک دروغ منتشر میکنند تا بلکه این طرح اجرا نشود و حتی در این زمینه ستادی ایجاد کردند تا وقتی اجرای طرح شروع شد آن را خنثی کنند.
پس از این سخنان نمایندگان مجلس در اظهار نظرهای جداگانه ای از وجود چنین ستادی ابراز بی اطلاعی کرده اند.
دولت بر خلاف مصوبه مجلس هنوز قانون هدفمند کردن یارانه ها را اجرا نکرده و گفته می شود با توجه به اختلاف نظر مجلس و دولت در این خصوص، احمدی نژاد از اجرای این قانون نیز سربار خواهد زد.
امروز:یک عضو فراکسیون خط امام مجلس معتقد است که رفع کینهها و کدروتهای سیاسی در شرایط فعلی از کسی انتظار میرود که قدرت در دست اوست.
به گزارش ایلنا، مسعود پزشکیان نماینده تبریز، در ارتباط با لزوم رفع کینههای سیاسی اظهار داشت: به طورکلی کینهورزی، پروندهسازی و تهمت و افترا به افراد به علت سلایق و نظریات آنها به نفع کشور، انقلاب و جامعه نیست.
به گفته این عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، هدف از فرستادن قرآن و پیامبران به میان انسانها توسط خداوند، ایجاد وحدت و انسجام در میان آنان بوده است نه اینکه شاهد اختلاف و درگیری در میان آنان باشند.
وی در ادامه یادآور شد: در شرایط فعلی انتظار میرود فردی که قدرت در دست اوست با گذشت و عطوفت رفتار کند و کسی که در مقام قدرت قرار دارد در مسائل امروز گذشت کند. رفع کینهها و کدورتها از او انتظار میرود.
امروز:در مراسم افطاری که در هبستگی زندانیان سیاسی اعتصاب کننده غذا از سوی خانواده نورانی نژاد برگزار شد، جمعی از میهمانان و همچنین خانواده حسین نورانی نژاد سخنانی را ایراد کردند.
به گزارش خبرنگار کلمه، در ابتدای مراسم افطار سیاسی، مادر حسین نورایی نژاد که اخیرا در منزلش با تهدید به بازداشت و متهم به رهبری اغتشاشگران شده بود، از حضور جمعی که برای اعلام حمایت از این خانواده گردهم آمده اند تشکر کرد.
مادر نورانی نژاد درباره حسین گفت:" تنها چیزی که مرا به یاد حسین می اندازد این است که هر سال نزدیک ماه رمضان می گفت من می خواهم افطاری دهم".
مادر این زندانی سیاسی که صبحتهایش با بغض همراه است، افزود:"همیشه به حسین می گفتم هرکاری می خواهی انجام بده.قبلا کانون توحید بود ، من هم همراهش بودم بیشتر مواقع مجری بود؛ بعضی اوقات موقع اذان می رسید.همه دعای کمیل ها و کارها بدرقه راهش بود که یک ماه دیگر محکومیتش به پایان می رسد.خادم حضرت علی بود.خادم حضرت علی را به زندان بردند.امیدوارم دراین ماه خادمش برگردد."
پرستو سرمدی درباره اعتصاب غذای نورانی نژاد گفت: " حسین اهل این نبود که چنین تصمیمی بگیرد؛ حتما شرایط زندان به گونه ای شده که دست به اعتصاب زده است."
پرستو سرمدی افزود: "تاکنون این حرکت برای اعتصاب کنندگان چیزی جز خیر به همراه نداشته است؛ بی شک برای عاملان آن هم غیر از شر نخواهد داشت. امیدوارم پیام موسوی و کروبی به آن ها رسیده باشد و اعتصاب را شکسته باشند؛ این امید ماست."
دبر اساس این گزارش، پس از پرستو سرمدی، محمد نوری زاد که چند ماهی است از اوین آزاد شده، صحبت می کند.او در چنین شبی از خاطره روزهای آخرش در بند ۳۵۰ گفت .
محمد نوری زاد با اشاره به اینکه "روزهای آخر زندان یک هفته با حسین همبند بودم و از اندرزگاه به بند ۳۵۰ منتقل شدم، گفت:" عمادالدین باقی که دید من تخت ندارم گفت بیایید کنار من.عماد با رییس زندان صحبت کرده بود تا کف اتاق را سرامیک کنند، روزی که من وارد شدم بنایی را شروع کردند کاری که انجام آن با حذف کتابخانه همراه شد."
نوری زاد با اشاره به تلاش های عماد الدین باقی در زندان گفت:"عماد تلاش می کرد تا کتابخانه بند ۳۵۰ را احیاء کند و پتوهایی که ۲ سالی بود شسته نشده بود را تعویض کنند و به ازای آن نامه نوشته بود؛ حسین مخالف نامه بود.این موضوع گذشت تا وقتی باقی در حال آزادی بود یک بحث سرپایی شد .حسین که مخالف نامه بود می گفت وقتی تشکر کنیم که اجازه دادند کتابخانه و پتو باشد ، این تشکر بابت کاری می کنیم که جزء وظیفه آن ها است و امضاء ما در بین تشکرکنندگان از آن ها باقی می ماند.نورانی نژاد و بهمن احمدی مخالف بودند."
نوری زاد ادامه داد: "حسین جزء کسانی بود که به فراوانی سخن می گفت و خوب صحبت میکرد؛ اطمینان دارم این ها جزء پایداران و خوبان سرزمین ما هستند.جز پاکی در این ها چیز دیگری ندیدم .اگر در پیشگاه خدا، بخواهم کسی را نزدش برم همین ها را می برم که با هر گرایش و عقیده جزء پاکترین های سرزمین ما هستند؛ بی هیچ خطایی و گناهی از خانواده خود محروم ماندند.حسین آقا و همه حسین آقاها."
سپس "محسن صفایی فراهانی " به تشکر از خانواده حسین نورایی نژاد به خاطر استقامت شان اکتفا می کند.
پس از آن محمدرضا خاتمی درباره این مراسم گفت :" نسبت به این جمع یک احساس دوگانه دارم ؛ از یک طرف نگران دوستانی هستند به خاطر رنجی که متحمل شدند؛ نگران سلامت آن ها و بالاتر از آن و سوی دیگر افتخار است که دوستی مثل این آقایان و فرزندی مثل این ها است که همین چند نفر سند پیروزی برای ما ست. دوران سختی است ؛ سختی های آن در این مدت طی شده و از این پس باید شاهد روزهای گشایش و فرج باشیم و بدانیم که ظلم پایدار نمی ماند؛ آنچه سبب تسریع ظلم می شود، این است که بر حق خود ایستادگی کنیم که البته برای آن باید هزینه پرداخت و پرداختن این هزینه راحت است.شب های عزیزی در پیش است؛ دعا می کنیم آزادی دوستان را.هم کسانی را که می شناسیم و هم زندانیانی را که نمی شناسیم و ممکن است وضعیت آن ها بهتر از عزیزان ما نباشد. برای من و امثال من که در انقلاب نقش داشتند از آرمان های انقلاب باید دفاع کرد آن هم در دوره ای که به نام اسلام و دین جفا صورت می گیرد."
همچنین در این مراسم، شکوری راد حضور در کنار خانواده نورایی نژاد را فرصت مغتنمی برای ادای دین به خوبی های حسین خواند.
وی گفت:"در جوانان حزب کسی که خوب مسایل را درک می کرد و می فهمید حسین بود.اولین بار که با وی از نزدیک در ارتباط قرار گرفتم نزدیک انتخابات مجلس هفتم بود ؛ درآن فضای سرخوردگی و یاس باکمک جوانانی چون حسین فضا درحال تغییر بود که آن رد صلاحیت های گسترده شکل گرفت. یک مایه های درونی غنی در حسین بود که باعث می شد بدرخشد و متشعشع شود؛ کاریزمایی که مبتنی بر تفکر و اندیشه بودوعمیق فکر و سوال می کرد؛ این طور نبود که در یک فضای ماجراجویی و هیجانی حرف بزند و یا راجع به افراد بی گدار قضاوت کند؛ بعد از انتخابات ایشان پیش قدم شد برای فعالیت در دارالزهرا که بسیار اثرگذار بود و با آن که می دانست این فعالیت می تواند خطرناک باشد اما با اخلاص کار می کرد.اعتقادی فعالیت می کرد."
شکوری راد از مهدی اقبال هم یاد کرد که با معرفی حسین آقا آمد و گفت: بعد دیدیم چقدر با شهامت و اعتقاد است.
نوبت به "نعیمی پور" می رسد که جمله "شکوری راد" را تکرار کند و از اعتقاد نورایی نژاد سخن بگوید.
نعیمی پور درباره نورانی نژاد گفت:"حسین آقا با اعتقاد کامل کار انجام می داد؛ مطالعه کرده بود ، انتخاب کرده بود و پای انتخابش ایستاد.به همین خاطر فرد ارزشمندی است.به خاطر همین حسین آقا بیرون زندان و داخل زندان مشابه هم است، چون با بصیرت و دانش دست به انتخاب شده بود.امثال حسین که کم نیستند ما که سنی را پشت سرگذاشتیم همین جوانان و امثال حسین هستند که امیدوار می کنند که راه برای عدالت خواهی ، دموکراسی و سربلندی کشور با قوت زیادی دنبال شود.با این جوانان راه کوتاه تر می شود."
"فخری محتشمی پور" نیز در این مراسم گفت: "حضور در این منزل که پرورش دهنده حسین نورایی نژاد است برای من افتخار بزرگی است. پدر وی که سختی های زیادی را متحمل شده است؛ مادر وی که هاجر وار مسیر خانه تا زندان را طی می کند؛ پرستو که سنبل جوانان و نهال های سبز است.پرستو سنبل زن آزاده و مقاوم ایرانی است، زنی که زینب گونه صدای اعتراضش را بلند کرده و هر گز در پستو پنهان نکرده است."
محتشمی پور درباره نورانی نژاد گفت:"دریافت من از وی متفاوت است ؛نجابت ،متانت، فروتنی ، عزت نفس و ویژگی های مثبت دیگری که در او دیدم نتیجه تربیت اصیل وی است که در بند بودنش مثبت بوده است.به خانواده اش تبریک می گویم." وی ادامه می دهد :"حسین به تمام معنا مدافع حقوق زنان است؛ انتخاب پرستو هم از این رو بود و در جلسه کمیسیون زنان بحث های زیادی در این مورد داشتیم." محتشمی پور تاکید می کند که وظیفه ماست که تا آزادی آخرین زندانی سیاسی از زندان همبستگی مان را حفظ کنیم که این همبستگی خود دشمن شکن است می افزاید: " این روزها بر همه ما می گذرد؛ مهم عبرت از شرایط است؛ فقط در دایره حزب نباشیم؛ جنبش سبز متکثر است.به قول یکی از دوستان ترکیبی از رنگ ها است که غیبت هر کدام لطمه به آن وارد می کند." محتشمی پور یادآور می شود:" آن ها که در زندان اند؛ به خاطر حرکت سبز اصیل ارزنده است؛ برای آزادی همه آن ها دعا می کنیم؛ حقوق انسانی دریغ شده که هر یک از ما باید صدای این عزیزان باشیم."
امروز:جمعی از اعضای تحریریه ماهنامه توقیف شده نامه با انتشار بیانیه ای خطاب به مجامع بین اللملی حقوق بشری، آزادی خواهان و مردم آزاده کشور نسبت به وضعیت زندانیان در اعتصاب غذا به ویژه سه زندانی که اقدام به اعتصاب غذای خشک کرده اند، اظهار نگرانی کرده و خواستار رسیدگی به شرایط آنان شدند.
بنا به گزارش های رسیده به جرس، این جمع در بیانیه خود با اشاره به وضعیت کیوان صمیمی، مجید توکلی و بهمن احمدی امویی که در اعتصاب خشک به سر می برند، می نویسند: اینک این هر سه انسان آزاده، تنها برای حفظ حقوق و حرمت انسانی زندانیان عقیدتی سیاسی و ضرورت تمکین مسولان و مدیران زندان به همان قوانین ناقص و محدودی که بر حسب وظیفه باید ملزم به اجرای آن باشند، به استقبال مرگی ناخواسته می روند. معمولاً اعتصای غذای خشک پس از چند روز اول به خونریزی معده می انجامد و سپس فعالیت مغز به شدت آسیب دیده و با تحلیل قوای جسمی و روانی فرد می تواند به کما بیانجامد و زندانی را با مرگ هم آغوش نماید.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
هم میهنان شریف و آزاده،
آزادی خواهان و کوشندگان را ه عدالت و دموکراسی،
مجامع بین المللی حقوق بشری و تلاشگران عرصه ی مطالبه واستیفای حقوق شهروندی، درنگ جایز نیست، تهدید به مرگ جدی است،وخامت حال اعتصاب غذا کنندگان بند ۳۵۰ اوین به ویژه کیوان صمیمی ، بهمن احمدی اموئی و مجید توکلی " را در یابید
اکنون ۲ هفته است که هفده تن از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین در اعتصاب غذا به سر می برند و سه تن از ایشان بیش از یک هفته است که اعتصاب خود را به اعتصاب غذای خشک تبدیل کرده اند.
فرزندان آزاده این مرز و بوم تنها برای دستیابی به ابتدایی ترین حقوق انسانی که حتی توسط ارکان خود نظام برای زندانیان شناخته شده و در آیین نامه زندان ها منعکس است، به ملاقات مرگی چنین جان گداز می روند.
این سه تن به نمایندگی از سه نسل مبارزان عدالت و آزادی و حاکمیت قانون در این سرزمین، اینک در سلول های انفرادی با تسلیم ناپذیری، عدالت جویی، آزادی خواهی و در مصاف با بی رحمی و قانون گریزی زندان بان ها و متولیان و زمام به دستان دستگاه های امنیتی - قضایی جمهوری اسلامی مرگ را فریاد می کنند.
مجید توکلی دانشجوی جوان، پرشور و آرمان خواهی که به نمایندگی از نسل سوم میهنمان که علیرغم چند بار دستگیری و زندانی شدنش، سر تسلیم به درگاه قدرت بی محابای خشونت طلبان آزادی کش فرود نیاورد و علیرغم تمامی شکنجه ها، فشار ها و انفرادی رفتن های پیایی با درج مقالاتی از درون زندان، به جمع بندی تجارب دهه ها دستاورد جنبش دانشجوئی این کشور پرداخت و با مقاومت بی نظیرش ظهور نسل جدیدی از گلسرخی ها،پاک نژاد ها و مهدی رضائی ها را بشارت داد. او با دفاع جانانه اش در پستو های ظلم و بی عدالتی بی دریغی که "دادگاه انقلابی" می خوانند، هیمنه ی آستان قدسی قدرت بی حد و مرز را به چالش کشید.
بهمن احمدی امویی روزنامه نگاری برآمده از خیل جوانان سر برآورده از نسل دوم انقلاب سال ۵۷ ،انسانی متواضع، محجوب و آرمان گرا که برای ترسیم شرایط مصیبت بار اقتصادی کشور و بی توجه بودن صاحبان قدرت مسلط بر گنجینه های این سرزمین، به توسعه اقتصادی کشور، سوء مدیریت و بی تدبیری و بی کفایتی آنان را در مصاف با عقب ماندگی و گسترش فقر و بی عدالتی و اتلاف منابع ملی، قلم خود را به چرخش در می آورد.
انسان فروتنی که به هنگامه افزایش فشار ها بر زندانیان جوان و تلاش زندانبانان برای تحقیر و خرد کردن شخصیت انسانی آزادگان سر افراز دربند، پیشاپیش زندانیان، سینه به سینه ماموران امنیتی زندان،حقوق قانونی و انسانی زندانیان را مطالبه می کرد و با مقاومتش جوان تر ها را به حفظ روحیه و پا فشاری بر حقوق قانونی خود دعوت می کرد.
کیوان صمیمی دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف که اینک پا بر جا و سر فراز بر تارک پیشتازان نسل اول انقلاب بهمن ۵۷ می درخشد، ششمین دهه زندگی پر بار و سراسر مبارزه خویش را می گذراند. او از اواخر دهه ۱۳۴۰ شمسی تا کنون بارها در هر دو رژیم طعم شکنجه و زندان را چشیده است، اعدام دو برادر مبارز و سر افراز خود پیش و پس از انقلاب را تجربه کرده است و اینک سر سختانه ایستاده بر ایمان خود و تا پای جان بر مطالبه آرمان های دیرین عدالت و آزادی پای می فشارد و خواهان ستاندن حقوق قانونی شهروندی خویش از دست غاصبان آن است.
کیوان صمیمی که در دوران جوانی شکنجه های دژخیمان ساواک در کمیته مشترک ضد خرابکاری را به دفعات از سر گذرانده و به دست مردم و با اوج گیری انقلاب از زندان شاه به در آمده ،هرگز از آرمان های بلند و انسانی اش کوتاه نیامد و با وجود برخورداری از هر گونه امکان بهره جویی وکام ورزی شخصی از مواهب و رانت خواری های ناشی از حضور در نظام مدیریتی و تصمیم گیری کشور، به عافیت طلبی و آستان بوسی بارگاه قدرت ،تن در نداد.
او از موسسین حزب آزادی مردم ایران، از فعالان ملی مذهبی، از بنیان گزاران نهاد حمایت از دانشجویان محروم از تحصیل، از کوشندگان کانون صلح، کمیته دفاع از آزادی مطبوعات، حلقه پیش برنده جریان مطالبه محور در انتخابات گذشته بوده است. وی همچنین همکار ماهنامه دریچه گفتگو ، ایران فردا و در اواخر دهه شصت بانی و مدیر مسئول نشریه نامه در سالهای اصلاحات و بنیانگذار سایت سیاسی و اجتماعی "خرابات" بود و با هر تشکل مدنی و جریان قانونی و کوشنده ی راه آزادی و حقوق مدنی مردم این سرزمین، فعالانه همکاری می کرد.
هم وطنان بیدار و آگاه،
کیوان صبور و پاک باخته ما ، طی سال های گذشته بارها توسط ماموران امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی احضار شده و بار ها صاحبان قدرت به او هشدار داده اند که کوچکترین پی آمد فعالیت های قانونی و مدنی او ، زندان و بازداشگاه است. اما پاسخ کیوان تنها یک کلام بود: " از حقوق شهروندی خود ذره ای کوتاه نخواهم آمد". چنین بود که در نیمه شب همان روز اعلام نتایج انتخابات بازداشتش کردند و چون هرگز از خواسته های قانونی خود کوتاه نیامد بار ها و بارها وی را به انفرادی برده و حتی از زندانی کردنش در مستراح زندان نیز خودداری نکردند.
اما کیوان، آشتی ناپذیر بر سر معامله با به یغما برندگان حقوق و عرض و آبروی مردم، بر حقوق قانونی و انسانی و شهروندی خود پای فشرد و سر تسلیم بر درگاه قدرت بی محابای قانون گریز، فرود نیاورد. او ضمن سر سختی و پایداری بر ایمان خلل ناپذیرش به بر حقی مطالبات قانونی و یقین ورزی بر درستی مسیر مبارزه مدنی اش، در عین حال صحنه ی بازجویی پس دادن به ماموران اطلاعاتی را به صحنه ی طرح مجدد مطالبات بر حق خویش و بیهودگی و عبث بودن تلاش های آنان برای بازداشتن وی از مسیر مردم و منافع ملی کشور بهره جست.
همه آنان که کیوان شکیبا و بیداردل و عارف مسلک ما را می شناسند نیک می دانند که او ضمن بی همتایی و یگانه بودنش در ستبری دل و مرزشکنی در دلیری و بی باکی و داشتن سری نترس در هزینه پردازی و آمادگی بی شائبه و تمام عیارش برای از خود گذشتگی و پاکبازی در راه آرمان های آزادی خواهانه، عدالت جویانه و میهن پرستانه اش، درعین حال به گفتگو و به تعبیر خودش" معجزه گفتگو" فارغ از مرز بندی های ایدئولوژیک و سیاسی باوری عمیق داشت.
کیوان بر پایه ی همین باور حتی در فرصت کوتاهی که برای شرکت در مراسم جشن عروسی یگانه دخترش به مرخصی چند روزه آمده بود با هدف دستیابی احتمالی به روزنه های امیدوار کننده ای برای خروج از وضعیت امنیتی سیاسی میهن بر باد ده کنونی، اوقات و ساعات زیادی را به دیدار و گفتگو با زعما و سر کرده گان و چهره های شاخص موسوم به اصول گرا ،صرف کرد. چهره های شاخصی که بازجویان و صحنه گردانان دستگاه های امنیتی- اطلاعاتی کشور افتخار شاگردی در محضر ایشان را برای خود به ثبت رسانده اندو همین بازجویان اینک باید در کسوت بازجو در برابر منطق روشن و مستحکم کسی باز جویی پس دهند که در موضع یک میهن پرست راستین، با استادانشان به بحث و گفتگو و تحلیل ورزی نقادانه می نشینند.
عزیزان هم وطن
اینک این هر سه انسان آزاده، تنها برای حفظ حقوق و حرمت انسانی زندانیان عقیدتی سیاسی و ضرورت تمکین مسولان و مدیران زندان به همان قوانین ناقص و محدودی که بر حسب وظیفه باید ملزم به اجرای آن باشند، به استقبال مرگی ناخواسته می روند.
معمولاً اعتصاب غذای خشک پس از چند روز اول به خونریزی معده می انجامد و سپس فعالیت مغز به شدت آسیب دیده و با تحلیل قوای جسمی و روانی فرد می تواند به کما بیانجامد و زندانی را با مرگ هم آغوش نماید.
از این رو اعتصاب خشک در زندان انفرادی که اعتصاب کننده حتی از مراقبت سایر زندانیان بی بهره است می تواند مرگ را بسیار سریع تر به ارمغان آورد. شاید بردن این سه تن به انفرادی و نگه داشتن این سه مبارز نستوه تحت شرایط اعتصاب خشک در انفرادی نیز عمداً برای راحت شدن زندانبانان از جسارت و مقاومت مدنی این سه آزاده در بند صورت گرفته باشد. چه بسا که حتی پیام آزادگان سر افراز زندان رجائی شهر، برخی چهره های روحانی و رهبران جنبش سبز و فعالان مدنی و اجتماعی برای خاتمه ی اعتصاب از این سه تن دریغ کنند تا با مرگ این سه آذرخش ،بی پروائی زندانبانان و متولیان امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی در اعمال قدرت لجام گسیخته و به دور از هر گونه ضابطه برای سایر زندانیان به نمایش بگذارند .مقامات نظام با بی اعتنایی به خواسته های حداقلی و قانونی اعتصاب کنندگان و درگیر شدگان در بازی رو کم کنی نامسولانه با این نمایندگان جنبش مدنی ایران، می خواهند به صراحت بیان کنند که قانون تنها ابزاری برای سرکوب وانقیاد است و آن بخش از قوانین جمهوری اسلامی که اعمال قدرت را ضابطه مند میسازد و یا در هر سطحی به حقوق شهروندان اشاره دارد، تنها نقش تزئینی داشته و برای مشروعیت بخشی صوری و ظاهری به اعمال قدرت بی پروا و انقیادطلبی بی چون و چرای شهروندان است. شهروندانی که صاحبان قدرت آن ها را رعیتی بیش نمی بینند، آن هم رعیتی که تنها موظف به اطاعت کورکورانه از این نایبان خدا در زمینیند.
از این روست که رساندن صدای مظلومیت این آزادگان در بند، امروز وظیفه ای همگانی است. غفلت، تعلل و بازی با زمان به هر شکل و هر بهانه تنها ارمغان آورنده ی مرگ بی صدای این آزادگان سر افراز خواهد بود. همتی گستره لازم است تا از وقوع تلخ این رویداد پیش گیری شود.
آری، ای همه انسانهای با وجدان و دردمندی که قلب تان برای انسان و حقوق بدیهی اش می تپد، درنگ جایز نیست.
یک نفر در آب دارد می سپارد جان، یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید.
جمعی از اعضای تحریریه ماهنامه توقیف شده نامه
امروز: مهدی کلهر با انتقاد شدید از صدا و سیما و مسئولان رسانه ای گفت: اینکه صدا و سیما شنبه بعد از انتخابات سکوت کرد و از راهپیمایی 25 خرداد هیچ تصویری پخش نکرد یک اشتباه بزرگ بود.
به گزارش مهر، مشاور فرهنگی احمدی نژاد ادامه داد: رسانه های ما آنقدر کوتوله بودند که این پیروزی بزرگ فراملی را تبدیل به یک جریان تخریبی بسیار سطح پایین کردند. رادیو تلویزیون هم یکی از این رسانه ها بود. اصلا اینکه صدا و سیما شنبه بعد از انتخابات سکوت کرد و از راهپیمایی 25 خرداد هیچ تصویری پخش نکرد یک اشتباه بزرگ بود. حتی اگر آن راهپیمایی غیر قانونی بود دو نمره از آن مردم کم می کردیم می شدند 18، ولی به یاد داشته باشیم انقلاب اسلامی هدفش این بود که مردم بی تفاوت بار نیاورد.
وی افزود: اینها کسانی بودند که تقلب را باور کرده بودند. اینها معترض بودند، اینها خیلی هایشان محترمند. اینها خیلی بهتر از آن کسانی هستند که درخانه نشستند و به هر دو طرف خندیدند و به هیچکس هم رای ندادند. مخاطب من دربرنامه گزارش ویژه شبکه دو که اینها را گفتم در همان زمان مردم و بزرگانی چون آقای مهدوی کنی و ... انقلاب سازهای سال 42 بود. من این موضوع را به هم بزرگان گفته و آنها هم تایید کردند. ما باید از این مردم تشکر می کردیم. چرا رسانه ملی که در 18 تیر 78 مستقیم تخریب ها را از جلوی دانشگاه نشان می داد، روز راهپیمایی بعد از انتخابات حتی یک فیلم بردار در محل نداشت.
کلهر با بیان این که ضرغامی هنوز پاسخ قانع کننده ای راجع به این که این عمل خودسانسوری بوده یا مدیریت اخبار گفت: معتقدم جریانی در صدا و سیما حضور داشت و می خواست تصور وجود سانسور در کشور جا بیفتد، که متاسفانه افتاد. کشوری که به راحتی در روزنامه هایش در تمام زمانها به بالاترین مقامات نظام حمله می شد و در همین رادیو تلویزیون در دوره چهار ساله دولت نهم بارها به رئیس جمهور هتاکی شده چطور چنین سانسوری را صورت می دهد. بالاخره خود این دولت اعلام کرده بود که آنها حدود 14 میلیون رای آورده اند. کسی که این میزان رای آورده است آیا نمی تواند یک راهپیمایی یک میلیون نفره راه بیاندازد؟ قطعا می تواند. پس این مساله مهمی نبود.
وی تاکید کرد: مسئولان رسانه های ما رسانه ای نیستند اگر بگویم رسانه ای هستند خیلی از آنها باید محاکمه شوند چون کاملا در یک آشوب ملی و یک سوء تفاهم سیاسی که هنوز آثارش هست، مجرمند.
کلهر همچنین اظهار کرد: من معتقدم هم صدا و سیما و هم تمام رسانه های مشهور ما به جز رسانه های حزبی بد عمل کردند. رسانه های حزبی چون تابلو دارند هر چه در مسیر منافع حزبی خود بنویسند محترم است ، اتفاقا من با تعطیل کردن اینها مخالفم مگر اینکه یک موضوع خلاف واقعی و خلاف امنیت ملی بگویند. اما رسانه معمولی نباید کار حزبی انجام دهد. اصلا مطبوعات اصلاح طلب مطبوعات اصولگرا نداریم و نباید داشته باشیم.
امروز: نشست مطبوعاتی نماینده مردم یزد و صدوق در مجلس شوراي اسلامي شب گذشته در رستوران سنتي والي یزد برگزار شد.
به گزارش ایلنا، علی اکبر اولیاء در این نشست با اشاره به جایگاه مطبوعات و خبرنگاران در نظام کنونی کشور گفت : باید راهکاری طراحی شود تا اصحاب رسانه کمترین وابستگی را به دولت داشته باشند تا بتوانند مستقل بمانند.
وی افزود : یکی از مصیبت های ما این است که حیات و ممات همه چیز در دست دولت است. اولیاء تاکید کرد: مطبوعاتی که همیشه چشم انتظار کمک دولت هستند نمی توانند مستقل باقی بمانند.
او ادامه داد : ما باید بدانجا برسیم که مطبوعات دولت را مدیریت کنند. وی در عین حال متذکر شد تا اصحاب رسانه راهکارهای انتشار اخبار را با هزینه کمتر فرابگیرند.
این نماینده مجلس دو حوزه قانونگذاری و نظارت را از اهم وظایف یک نماینده مردم دانست و گفت : در حوزه نظارت تاکنون 3 پیشنهاد تحقیق و تفحص ارائه كرده ام که مهمترین آن ها نظارت بر چگونگی اجرای برنامه چهارم توسعه کشور و قاچاق کالا در کشور بوده است.
وی در خصوص ضرورت تحقیق و تفحص در مورد اجرای برنامه چهارم گفت : متاسفانه دولت یک بسته قانوني و نسبتا پیشرفته را کنار گذاشته بود و در مجلس هم متاسفانه علیرغم آنکه این برنامه در مجلس هفتم اصولگرا تصویب شده بود، بحث به حاشیه رفت.
علی اکبر اولیاء افزود : امور مربوط به نظارت یک نماینده به تذکر، سوال و استیضاح وزیران و رئیس جمهور نیز مربوط می شود که البته دولت دارد کاری می کند که باب این بحث ها هم باز شود.
وی در عین حال یادآوری کرد که سوال ها از وزیران را با توجه به مساتل فراگیر در استان و کشور مطرح کرده است و سوال ها در جهت تقویت جایگاه مجلس بوده و باب تازه ای نیز با وزارتخانه ها باز شده است.
عضو فراکسیون خط امام گفت : یک نماینده مسئولیت مستقیمی نسبت به استان ندارد و نمی تواند بطور مستقیم در کار اجرایی استان و عزل و نصب مدیران دخالت کند و این همه از وظایف دولت است. اولیاء در عین حال متذکر شد که تلاش کرده تا از رابطه اش با وزیران برای نصب افراد مناسب در پست ها بهره ببرد.
عضو کمیسیون عمران با بیان اینکه حوزه یزد حوزه مهمی است، تصریح کرد: متاسفانه انسان های ضعیفی برای سمت های مهمی گذارده می شوند و ما مرتبا اعتراض خود را به وزرای مربوطه اعلام می کنیم. وی افزود: متاسفانه کسانی را برای برخی از پست ها می گذارند که حداقل شرایط احراز آن پست را هم ندارند و در حال حاضر در این سطح از حقوق مردم دفاع می کنیم.
نماینده مردم یزد و صدوق در خصوص مطرح نکردن برخی از مسائل در مجلس گفت : با توجه ظرف مچلس و فضای حاکم بر آن مباحث مهم را مطرح کرده ایم تا تذکرات و سخنرانی ها مثمرثمر باشد.
علی اکبر اولیاء همچنین به آفت های نمایندگی اشاره کرد و گفت : مهمترین آفت، وابستگی یک نماینده است و گاهی اوقات آزادی یک نماینده در گرو دریافت يا عدم دريافت یک میلیارد تومان از مسئولین برای کارهای استانی است.
او همچنین در خصوص تعامل استانداری يزد با نمایندگان گفت : استانداری دوست دارد متکلم وحده باشد و هیچ تعاملی با نمایندگان مردم ندارد البته اخیرا کمي ارتباط بهتر شده است. وی تاکید کرد که استاندار بعنوان بخشي از مجموعه وزارت كشور در خصوص عمکرد خود بایستی پاسخگو باشد.
عضو کمیسیون عمران در خصوص دو نماینده شدن مرکز استان نيز گفت : تلاش های بسیاری را از سال گذشته آغاز كرده ايم که خوشبختانه با رایزنی های انجام گرفته با وزارت کشور، این موضوع مورد پذیرش قرار گرفته است. اولیاء همچنین یادآور شد که نظر نماینده ولی فقیه در استان هم موید این موضوع است.
وی همچنین در خصوص پیگیری خط دوم انتقال آب به یزد گفت: اخیرا جلسات مربوط به پروژه خط انتقال آب با سرعت بیشتری در حال پیگیری است. علی اکبر اولیاء همچنین از تذكر یک مقام ارشد به وزیر نیرو جهت تسریع در اجرایی شدن این پروژه خبر داد.
این نماینده مجلس در پایان در خصوص رابطه دولت و مجلس تصریح کرد : متاسفانه دولت آشکارا و پنهان نشان می دهد که مجلس را قبول ندارد.
او با تاکید بر تبدیل شدن مطبوعات به مرکز فکر مشکلات جامعه، از خبرنگاران خواست تا اگر موضوع فوري و مهمی در استان مشاهده می کنند به دفتر وی منتقل کنند تا با مسئولین کشوری مطرح شود.
در اين جلسه كه بيش از 3 ساعت به طول انجاميد مباحثي همچون ممانعت برخي دستگاه ها از ورود برخي از نشريات منتقد به داخل سازمان ها، افزايش هزينه هاي خبرنگاران و كار مطبوعاتي طي چند سال اخير، عدم تناسب افزايش حقوق كاركنان دولت در قياس يا تورم موجود، افزايش قيمت كالاهاي ضروري مردم پيش از پرداخت يارانه ها و در آستانه ماه مبارك رمضان، عدم وحدت قابل قبول ميان مسئولان كشور، عدم حمايت ارشاد از وب سايت هاي خبري مستقل، تصميمات سليقه اي در مديران كشور، اختصاص آگهي هاي دولتي محلي به روزنامه ايران، تخصيص برخي از بودجه هاي استان به شهرستان هاي خاص، عدم اطلاع رساني مناسب در خصوص جلسات مجمع نمايندگان استان و سپرده شدن مسئوليت ها به جوانان از سوي خبرنگاران حاضر در جلسه مطرح گرديد.
امروز:بنابه اطلاع گزارشگران خبرگزاری حقوق بشر ايران "هرانا" رضا ملک باسابقه ترين زندانی سياسی بند ۳۵۰ که سال گذشته فيلم تهيه شده از وی در زندان توسط مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران منتشرشد، از حدود ۲۰ روز پيش مجددا به انفرادی بند ۲۴۰ منتقل گرديده است وی از ۵ روز پيش به اعتصاب غذای ۱۷ زندانی سياسی ديگر پيوست و به صورت خشک اعتصاب غذا نموده است.
وضعيت جسمانی اين زندانی سياسی ۷۴ ساله به علت اعتصاب غذا در معرض خطر قرار گرفته است.
شايان ذکر است مدت محکوميت رضا ملک در خرداد ماه سال ٨٨ به پايان رسيده و ماموران وزارت اطلاعات از آزادی وی ممانعت به عمل آورده و از قوه قضائيه در خواست صدور حکم مجددا برای اين زندانی نمودند.
هم اکنون علی مليحی فعال دانشجويی و عضو ادوار تحکيم وحدت، بهمن احمدی امويی روزنامه نگار، حسين نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجويی و سخنگوی ادوار تحکيم، علی پرويز فعال دانشجويی، حميدرضا محمدی فعال سياسی، جعفراقدامی فعال مدنی، ، ضيا نبوی دانشجوی محروم از تحصيل، ابراهيم (نادر) بابايی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ايران و عراق، کوهيار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجيد دری فعال دانشجويی، مجيد توکلی فعال دانشجويی، کيوان صميمی روزنامه نگار، غلامحسين عرشی و محمد حسين سهرابی راد و پيمان کريمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا از جمله زندانيان منتقل شده به سلول انفرادی هستند که در اعتصاب غذا به سر می برند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر