-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
دو هفته مانده بود به انتخابات رياست جمهوري دوره نهم و از ميان قاليباف و هاشمي و معين و كروبي و در آخر احمدي نژاد، كسي حدس نمي زد كه اين نفر آخر، در ميان پراكندگي راي اصلاح طلبان با بسيج آرای مهندسي شده، رئيس جمهور بعد از خاتمي باشد. روزنامه شرق ويژه نامه اي را براي انتخابات رياست جمهوري آماده مي كرد و با همه نامزدها مصاحبه اي شده بود و حتي هاشمي كه چندان اهل مصاحبه در روزنامه ها نبود. تنها مانده بود احمدي نژاد، اين آخري را ما رفته بوديم، چند نفري از روزنامه و عكاس.
ستاد مركزي احمدي نژاد يك ساختمان چند طبقه در كارگر جنوبي بود، بيشتر به هياتي مذهبي شباهت داشت و از همان دم در چهره هايي ايستاده بودند كه سالها بود در تجمعات دانشجويي ديده بوديمشان. نه به عنوان دانشجو، همانهايي بودند كه يكباره حيدر حيدر مي گفتند و با مشت و لگد و چوب و چماق مي زدند به دل جمعيت. صداي نوحه سعيد حداديان هم كل ساختمان را برداشته بود و من به دوستان گفتم كه بخت با ما يار است كه اين بابا ریيس جمهور نمي شود وگرنه كل مملكت هيات خواهد شد.
احمدي نژاد سر رسيد و گفتند كه گروهي آمده اند از شرق به قصد مصاحبه، گفتند نماز بخواند و بعد. از شيراز آمده بود و يكساعت بعد عازم مشهد بود. سفرهايي ديوانه وار كه كمتر كسي معنايش را آن روز مي دانست.
رفت و آمد و روبرويمان ايستاد. گفتيم همه نامزدها مصاحبه كرده اند و مانده است شما. گفت: "من با شرق مصاحبه نمي كنم اصلا از اين روزنامه خوشم نمي آيد. شما مگر قائل به دموكراسي نيستيد، به جاي عكس من گل چاپ كنيد." گفتيم آقاي احمدي نژاد شما كه بنابر آمار نفر آخر انتخابات هستيد، گفت: "واقعا اين طور فكر مي كنيد؟" پوزخندي زد و رفت.
در اتاق سردبير نشسته بوديم و سر ها در گريبان و ساعت دو نصف شب بود، احمدي نژاد ريیس جمهور شده بود و هاشمي هم شكايتش را از تقلب به خدا ارجاع داد و اين يعني تمام. شرق در سومين سالش بود و از همان سال اول اصلاحات و رياست جمهوري خاتمي اين بار اولي بود كه يك روزنامه اصلاح طلب طول عمري 3ساله يافت. آن همه خاطره به من هجوم مي آورد. روزي كه سربازان گمنام به روزنامه عصر آزادگان كه پس از چند بار بسته شدن به اخبار اقتصاد، تغيير نام داده بود ريختند و همه ما را از روزنامه بيرون كردند، جلايي پور آخرين نفر بود كه داد مي زد و مقاومت مي كرد. در روزنامه را پلمپ كردند تا سالها بعد. اين سرنوشت ما بود در آن شب مي شد چنين روزهايي را ديد، شهريور ماه همان سال اتفاق افتاد، خيلي راحت، خيلي راحت شرق توقيف شد. در همان بلوار گلشهر روي صندلي هاي آهني سرد نشسته بوديم و همديگر را نگاه مي كرديم. در روزنامه را مي بستند و از فردا هيچ آغاز مي شد. روزنامه نگار ايراني حافظه زماني اش را از دست داده، درست مثل خانواده اي كه بارها از هم جدا مي شوند و دور، يكباره نگاه مي كني مفهوم خواهر و برادر و مادر در اين همه گسست، بي معنا مي شود. از همان سال و قدري زودتر شايد شروع شده بود، مهاجرت.
رفتن از ديار مادري براي آنها كه تخصصي در علمي و فني دارند يا سرمايه به كف، جنس و نوعش با رفتن يك روزنامه نگار فرق مي كند. روزنامه نگار همه تخصصش زيستن در زمان معاصر يك اقليم است. زيستن درمفهوم يك ديار و اين تخصص از مرز كه بگذري هيچ، مگر اينكه دولتي و كسي نگاهي به ايران داشته باشد كه به كار آيد، و گرنه يك روزنامه نگار ايراني در هر جاي دنيا، اگر هم زبان بداند، به حكم زيستنش اش در دشت و كوير و جنگل و شهر و روستاي ايران، باز همه آنچه دارد، ايران است.
به مالزي آمده ام جايي كه هنوز در مرزهاي اسلام است گرچه نه شيعي، اما اينجا مساله ايران نيست، مالايي ها به زمان و زمين جور ديگري نگاه مي كنند، روشنفكري ديني، حكومت اسلامي و آن همه كشاكش كه در ايران داريم تبديل شده است به شوق مومنانه اي در ساختن آسمانخراش. گرچه راننده تاكسي در نهايت آرامش مي گويد صدام يك قهرمان براي جهان اسلام بود و آمريكا قصد سلطه بر ممالك اسلامي را دارد و ايران و ليبي و سوريه در مقابل اين جهانخوار ايستاده اند. اما من مي دانم كه اين حرفها از باب تفنني است بعد از گشت و گذار توريستي درچهار سايت و دو سه سخنراني مذهبي و همين راننده تا كسي چه احترامي به توريست هاي غربي مي گذارد كه دلارها را به رينگيت تبديل كرده اند.
روزنامه نگار ايراني در جامعه بلازده اي كه هر روز تاريخش دگر و عوض مي شود در خط مقدم زمان نشسته است، جايي كه جاي نشستن نيست ، همه بلاياي طبيعي و غير طبيعي درست بر اين نقطه نازل مي شوند و حتي وقتي از ايران مي رود، باز اين زمان او را رها نمي كند. ما آسمانمان را به همراهمان مي بريم هر جا كه باشد اين است يك رنگ بيشتر ندارد. مي بينم حالا كه در مالزي هستم باز همه چيز به من ربط دارد، همه اتفاقات خرد و كلاني كه در خيابانهاي تهران مي افتد و همه حر فهاي بيراهي كه سياستمداران مي زنند و اعتصاباتي كه زندانيان روزنامه نگار مي كنند، با اين فاصله به من نزديك تر است از برجهاي دو قلوي كوالالامپور كه از پشت پنجره مي بينم. هنوز ساعتم را با وقت ايران تنظيم مي كنم. روزنامه نگار بودن سرنوشت ما شد.
سازمان محیط زیست پس از پنج سال سکوت، مهر تایید را روی مجوز محیط زیستی احداث «تونل انتقال آب سبزكوه» که موجب تخریب تالاب بینالمللی چغاخور چهارمحال و بختیاری میشود، زد و هنوز مجوز زیستمحیطی به شهركرد نرسیده صدها تن خاك، سطحی بالغ بر دو هكتار از نیزارهای اطراف تالاب را دفن كردند.
كامیونهای زیادی خروار خروار خاك را در نیزارهای پایین دست روستای ساكی آباد خالی كردند تا علاوه بر مرگ تدریجی رویشگاههای گیاهی، آشیانه پرندگان مهاجر زیادی نیز برای همیشه در دل خاك مدفون شود. این زیستگاهها، یكی از مناسبترین محلهای حضور حیات وحش، بهویژه پرندگان و آبزیان مهم جهان و گونههای درحال انقراض بوده و از همینرو، از اهمیت زیست محیطی فراوانی برخوردارند.
قرار است با احداث تونلی به طول ۱۰كیلومتر در كوه كلار، آب سبزكوه به منظور تامین آب بخشهای صنعتی و كشاورزی به داخل تالاب چغاخور هدایت شود. به این ترتیب تالاب بینالمللی چغاخور که سدی نیز روی آن احداث شده به دریاچهای تبدیل میشود تا چهارمحال و بختیاری برای همیشه تنها تالاب بینالمللی خود را از دست بدهد.
«محمد درویش» كارشناس و فعال محیط زیست اعتقاد دارد كه تالاب بینالمللی چغاخور به لحاظ علمی دیگر تالاب نیست و به دریاچه سد تبدیل شده است.
هومان بختیاری کارشناس آبخیزداری نیز میگوید: «اگر ارتفاع آب در این زیستگاهها از شش متر بیشتر شود، سبب میشود نور كافی به بستر تالاب نرسیده و رویشگاه گیاهی كف تالاب از بین برود.»
به گفته بختیاری در اثر نابودی این رویشگاههای گیاهی، زیستگاههای جانوری تالاب هم آسیب دیده و بخش عمدهای از موجودات تالاب از بین خواهند رفت.
هومان بختیاری معتقداست هدایت آب در كانالی در حاشیه تالاب و بردن آن از طریق رودخانه آقبولاغ و سپس انتقال به مراكز صنعتی و كشاورزی با هزینه كمتری امكانپذیر است، حیات چغاخور را تضمین میكند، و تالاب پایین دست یعنی گندمان نیز حقآبه طبیعیاش را دریافت كرده و از وضعیت بحرانی خارج میشود.
با این وجود وزارت نیرو اصرار دارد به بهانه تامین آب بخش صنعتی، آب بیشتری را وارد تالاب چغاخور كرده و اوضاع تالاب را وخیمتر كند. با احداث سد بر روی این تالاب، علاوه بر از بین رفتن شناسههای تالابی چغاخور، تالاب گندمان نیز به سبب نادیده گرفتن حقآبههای طبیعی پایین دست، به وضعیت بحرانی رفته است.
در پی تحرکات غیر عادی افراد سازماندهی شده بر ضد آیت الله دستغیب شیرازی که با دادن شعار در روز جمعه و رنگ پاشی بر روی تابلو دفتر وی و تجمع مقابل مسجد قبای شیراز همراه بود، این مرجع تقلید نسبت به تداوم این رفتارها به مسئولین برخی نهاد ها و لباس شخصی ها هشدار دادند.
آیتالله دستغیب در این باره گفته است: «به آقایانی که به نظر خودشان میخواهند با حمله مجدد به مسجد وضع را اصلاح کنند، ولی درصدد فساد هستند سفارش میکنم که مبادا در آن جلسات مخفیانهای که دارید در صدد حمله به مسجد باشید و بخواهید دوباره آن وضع را تکرار کنید که این به صلاحشان نمیباشد و امتحان خوبی در آن قضایا از جانب شما داده نشد.»
شماری از طرفداران دولت روز جمعه و پس از نماز جمعه، با تجمع روبروی مسجد قبا، محل سخنرانی آیتالله دستغیب، شعارهای تندی علیه وی سر داده بودند.
همچنین در روز پنجشنبه نیز عدهای موتور سوار که صورتهای خود را با کلاه ایمنی پوشانده بودند، اقدام به پاشیدن رنگ روی تابلوی دفتر آیتالله دستغیب کرده بودند.
این اقدامات پس از آن صورت گرفته است که آیتالله دستغیب پیشتر خطاب به هیئت حاکمه گفته بود: بگذارید مراجع بدون تهدید لباسشخصیها نظرشان را بگویند.
این عضو مجلس خبرگان رهبری، که به دنبال گسترش اعتراضها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته درایران بارها از اقدامهای حاکمیت در سرکوب معترضان انتقاد کرده است، همچنین گفته بود: «آن شخصی که مدام دم از مَن میزند و خود را همه کاره مردم میداند و میگوید باید همه از من پیروی کنند، یک همچین شخصی مصداق شجره خبیثه میباشد.»
آیتالله دستغیب درباره واکنش هواداران خود به اقدامهای گروههای فشار گفته است: «دوستان ما بحمدالله با صبر و استقامتشان امتحان خوبی دادند و خدا را شکر که فتنهای پیش نیامد و بنده از آنها متشکر هستم. هدف بنده و دوستانمان از جمع شدن در این مسجد، شنیدن قرآن و روایات و عمل کردن به آنهاست و الحمدلله از برکت امام زمان واقعاً ایمانشان خوب است و بنایی هم بر براندازی ندارند. آنها میخواهند عدالت برپا و به قانون اساسی عمل شود واین خواست ما و همه دوستانمان است.»
آیتالله دستغیب چند روز قبل در درس تفسیر قرآن خود با انتقاد از حاکمیت گفته بود: «در جمهوری اسلامی بسياری از افراد صالح كه به خاطر نظام زندانها كشيدند و شكنجهها ديدند اکنون کنار گذاشته شده و به جای آنها افرادی جایگزین شدهاند که دوست مىدارند دروغ بگويند يا خيانت كنند.»
در حالی که محمود احمدینژاد از زمان به دست گرفتن قدرت در ایران، همواره داعیه مخالفت با نظام حزبی را داشته، حامیان دولت او به فکر تاسیس احزاب جدیدند.
نماینده قوه مقننه در کمیسیون ماده 10 احزاب که مسؤول دادن مجوز فعالیت به احزاب است از «دو، سه درخواست» که از سوی افراد ائتلاف رایحه خوش خدمت به این کمیسیون داده شده خبر داده است.
حمیدرضا فولادگر گفته: «دولت دهم خود به این نتیجه رسیده که به کار حزبی نیاز دارد و حامیان دولت به فکر این افتادهاند که کار حزبی انجام دهند.»
نماینده اصفهان در مجلس با یادآوری این که «اواخر دولت گذشته تشکیلات رایحه خوش خدمت فعال شد» گفت: «الان نیز احزابی نزدیک به این ائتلاف در حال تاسیس است. یعنی حتی خود این افراد که منتقد کار حزبی بودند به این نتیجه رسیدهاند که به حزب نیاز دارند.»
درخواست تاسیس «دو، سه حزب» از سوی حامیان دولت در حالی مطرح شده که محمود احمدینژاد پیشتر گفته بود: «در جمهوری اسلامی تنها یک حزب وجود دارد و آن هم حزب ولایت است.»
رئیس دولت دهم با تاکید بر این که «احزاب حق دخالت در امور داخلی و خارجی کشور را ندارند» همواره مدعی بوده وامدار هیچ حزب و جریان سیاسی نیست.
فاطمه رجبی، همسر غلامحسین الهام و نویسنده کتاب «احمدینژاد، معجزه هزاره سوم» نیز چندی پیش با بیان اینکه «حزب تأسیسات فاسدی است» گفته بود: «من با حزب مخالفم»
کانون صنفی معلمان با انتشار بیانیهای نسبت به افزایش شش درصدی حقوق شاغلان و بازنشستگان دولت که از نرخ تورم اعلام شده توسط بانک مرکزی یعنی 9/9 درصد، نیز کمتر است، گلایه کرده است.
اعضای این کانون میگویند «علیرغم افزایش سرسام آور قیمت خدمات مختلف اعم از کرایه تاکسی، مترو، ویزیت پزشک ها، قیمت دارو و درمان و نیز ارزاق عمومی نظیر گوشت، مرغ، مواد لبنی تا میوه و سبزیجات فقط 6 % به حقوق شاغلان و بازنشستگان دولت افزوده شده و خانواده هایشان به مراتب بیش از افزایش حقوقشان را با تمام پوست و گوشت خود احساس کردند.»
به گفتهی کانون صنفی معلمان «طبق ماده 125 قانون مدیریت خدمات کشوری حداقل افزایش سالیانهی [حقوق کارکنان دولت] به اندازه ی نرخ تورمی است که از طرف بانک مرکزی اعلام گردد.» اما این مهم در افزایش حقوق معلمان تاثیری نداشته است.
آنها افزودهاند: «اگر تاثیر عدم تناسب حقوق با نرخ تورم واقعی در کیفیت فعالیت معلمان و میزان بازدهی آموزش و پرورش که مهمترین و زیر بنائی ترین نهاد در تربیت نسل فردای جامعه است مورد بررسی قرار گیرد روشن می شود که فرایند آموزش و کیفیت آن به طور کامل به شرایط روحی و روانی کادر آموزشی و مخاطبین آنها و شرایط جامعه وابسته است.»
در ادامه این بیانیه آمده است: «هم اکنون چهره های نزار دانش آموزان که ناشی از سوء تغذیه آنان و ناراحتی ها و استرس های خانوادگی و اجتماعی است در کلاس ها با نمود رفتاری افسرده یا پرخاشگر بازدهی کلاس درس را کاهش می دهند و دردناک تر از این هم زمانی است که برخی دانش آموزان یکی یکی مدرسه را ترک می کنند تا با کار کردن به اقتصاد خانواده شان کمک کنند.»
اعضای کانون صنفی معلمان در پایان تاکید کردهاند: «برنمایندگان مجلس است که دولت را به اجرای قانون، یعنی افزایش حقوق کارکنان دولت به میزان تورم واقعی سالانه ملزم نماید و با نظارت مؤثر خود مانع افزایش مشکلات معلمان و سایر کارکنان دولت گردد.»
مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران گفت: «پنهان شدن عده ای پشت طرح نوسازی بافت فرسوده بهانهای برای تخریب بافت تاریخی تهران شده است.»
محمد ابراهیم لاریجانی با اعلام اینکه مدیریت شهری همواره اقدامات نافرجام خود را به ضوابط و مقررات سازمان میراث فرهنگی نسبت میدهد، خاطرنشان کرد: «شهرداری تهران اقداماتی برای جلب نظر مساعد مردم و سرمایهگذاران در نوسازی بافت فرسوده در دستور کار خود قرارداده که اجرای این برنامهها در بافت تاریخی به هیچ وجه متضمن حفظ و احیای بافت تاریخی نیست، بلکه آنرا از بین خواهد برد.»
وی با اشاره به ناچیز بودن مساحت بافت تاریخی تهران در برابر مساحت بافت فرسوده آن گفت: «خارج از بافت تاریخی، اثری از الزامات و قوانین میراث فرهنگی وجود ندارد پس چرا مردم هنوز اثری از نوسازی بافت فرسوده شهر تهران نمیبینند.»
لاریجانی در پایان گفت: «در نوسازی بافت فرسوده محور فعالیتها بر روی تخریب بناها و خانهها قرار داده شده در حالیکه در بافت تاریخی، احیا و مرمت و همچنین حفظ کاربریهای فرهنگی مورد نظر است و بر این اساس تفکیک بافت تاریخی از بافت فرسوده شهر تهران ضروری است.»
روزنامه مردمسالاری در گزارشی به طرح «یک میلیون تومان واریزی دولت برای هر نوزاد» پرداخته و نوشته است: «1500 میلیاردتومان، حداقل بودجهای است که باید برای این طرح اختصاص یابد و همچنان منبع تامین چنین بودجهای در هالهای از ابهام قراردارد.»
علیرغم تحلیلهای متعددی که در مورد آثار مخرب این طرح بر اقتصاد ملی مطرح شده، با توجه به تولد حدود یک و نیم میلیون نوزاد در سال 88، و حتی با فرض عدم افزایش زاد و ولد، سالیانه حداقل بودجهای 1500 میلیارد تومانی برای تحقق این وعده مورد نیاز خواهد بود.
بودجهای که قاعدتا در سالهای آینده، از یک طرف به دلیل تشویق زاد و ولد و در نتیجه افزایش تولد سالیانه نوزادان افزایش خواهد یافت، و از طرف دیگر به دلیل تعهد دولت در زمینه واریز سالیانه 100 هزارتومان پول جدید به حساب هر نوزاد این مبلغ افزایش مییابد.
این در حالی است که فریاد دولت از کمبود بودجه بلند است و با استناد به همین کسری بودجه، دولت از پرداخت بدهی خود به فرهنگیان و صندوقهای بازنشستگی خودداری میکند، پرداخت بدهی خود به پیمانکاران برق، آب و فاضلاب و نیز پیمانکاران راهسازی را به تعویق میاندازد، قیمت خرید تضمینی محصولات کشاورزی کشاورزان را بسیار کمتر از نرخ تورم بالا میبرد، دستمزد کارکنان خود را فقط در حدود 6 الی 9 درصد افزایش میدهد، و . . .
مساله زمانی بغرنجتر خواهدشد که سوال مشابهی را در مورد منبع تامین بودجه پرداخت یارانه نقدی در 3 ماه ابتدایی (تا قبل از افزایش چند برابری قیمت انواع انرژی) مطرح کنیم.
با فرض مشخص بودن منبعی برای تامین این بودجه، تا کنون هیچ طرح یا لایحهای در مورد نحوه تخصیص این بودجه در مجلس بررسی نشده و بسیاری از نمایندگان مجلس تا پیش از اعلام آقای احمدینژاد، به کلی از اجرای چنین طرحی بیخبر بودهاند.
آیا اگر دولت به منابع مالی هنگفتی دسترسی دارد که از چشم نمایندگان مجلس و کارشناسان اقتصادی پنهان است منطقیتر نیست که منبع تامین آن به اطلاع عامه مردم رسانده شود و دولت بخشی از آن منابع مالی را به پرداخت بدهیهای گوناگون خود اختصاص دهد؟
شاید هم اصلا قرار نیست پولی به حساب نوزادان ریخته شود و تا 20 سال دیگر که این نوزادان به سن قانونی و حق برداشت این پول برسند، دولتمردان فعلی اصلا در مسند امور نباشند، چه رسد به اینکه خود را پاسخگوی نسل آینده ببینند.
در حالیکه شرایط جسمانی عیسی سحرخیز روز بروز وخیمتر گزارش میشود اما مسئولان زندان همچنان با اعطای مرخصی به او مخالفت میکنند.
مهدی سحرخیز، فرزند عیسی سحرخیز، شرایط جسمانی پدرش را وخیم و نگران کننده توصیف کرده و گفته است: پدرم را در زندان گروگان گرفتهاند.
او در گفتگو با وبسایت جرس افزوده: «طی ملاقاتی که مادرم روز پنج شنبه با آقای سحرخیز داشتند فشار خون ایشان بشدت بالا و بیست روی دوازده و نیم بوده و علت نوسان شدید فشار خون اصلا مشخص نیست واین مسئله خطرناک می باشد، به همین علت وضعیت جسمانی نگران کننده ای دارند. از سوی دیگر به علت درد شدید پا توانایی راه رفتن ندارند و مجبور به استفاده از ویلچر هستند.»
به گفتهی مهدی سحرخیز «این اتلاف وقت از سوی مسئولین زندان در دادن مرخصی می تواند در وخیم تر شدن وضعیت جسمانی عیسی سحرخیز تاثیر بگذارد.»
وی در ادامه با اشاره به شکایت عیسی سحرخیز از شرکت نوکیا زیمنس گفته است: «بعد از پیگیری هایی که انجام دادیم ما یک شکایتی از شرکت نوکیا زیمنس ترتیب دادیم روز بعد از اینکه ما این شکایت را دادیم این شرکت گفت که هیچ صحبتی در این باره انجام نمی دهد و دو روز بعد حرف خود را تغییر داد و گفت ما هیچ کاره هستیم.»
مهدی سحرخیز افزوده: «این اظهارات ضد و نقیض نشان دهنده این است که شرکت نوکیا از روی آگاهی و به خاطر منفعت مالی این سیستم ها را به ایران می فروشد که نتیجه اش زندانی شدن پدر من است که شرکت نوکیا آنقدر مجرم است که درجایی که این شکایت را رد می کند در اصل خودش را زیر سوال می برد.»
او در ادامه تاکید کرده که به همراه وکلای این پرونده همچنان این شکایت را پیگیری خواهد کرد.
سحرخیز در پایان دلیل عدم اعطای مرخصی به پدرش را «کینه شخصی» عنوان کرده و گفته: «سران حکومت از اینکه این "قهرمان ملی" به جامعه برگردد واهمه دارند و به همین جهت ایشان را به صورت گروگان در شرایط بسیار نامناسب جسمی نگه داشته اند.»
کمسیون اصل ۹۰ مجلس، کمیته ای را برای تهیه طرح نظارت بر عملکرد نمایندگان مجلس تعیین کرده که امکان رد صلاحیت نمایندگان مجلس در طول دوره نمایندگی خود توسط شورای نگهبان را فراهم میکند.
براساس این طرح از این پس نظارت شورای نگهبان تنها در بررسی صلاحیت کاندیدا نخواهد بود و در طول دوره نیز این نظارت وجود خواهد داشت.
بر همین اساس درصورت عدم صلاحیت نماینده در طول دوره، اعتبار نامه وی باطل خواهد شد. به این ترتیب بررسی اعتبار نامه نیز تنها در ابتدای دوره نخواهد بود و در طول دوران نمایندگی امکان بررسی خواهد داشت.
همچنین مطابق این طرح هیاتی تشکیل می شود تا بر عملکرد نمایندگان نظارت کنند.مطابق این طرح دارائی و مکاتبات نمایندگان نیز در طول دوره ثبت خواهد شد.
کمیسیون اصل نود یکی از کمیسیونهای تخصصی مجلس شورای اسلامی است که وظیفه محول شده به مجلس در اصل نودم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را انجام میدهد.
علی لاریجانی، محمد حسن ابوترابی، حمیدرضا حاجی بابایی، محمدرضا میر تاج الدینی، محمد آشوری، محمدرضا فاکر، علی بنایی، عبد الحسین ناصری، ابراهیم نکونام، حسین اسلامی، سید فاضل موسوی، حسین فدایی و سید حاجی محمد موحد از اعضای فعلی کمیسیون اصل ۹۰ هستند.
حسامالدین سراج كه چندی پیش كنسرتش در كرمانشاه توسط «برخی عوامل خودسر» لغو شده بود، گفت: «در جامعه ما شرایط نامشخصی بر موسیقی حاکم است، که با این شرایط، موسیقی و موسیقیدان هر روز بیشتر از دیروز تضعیف میشوند. در این راه هنرمندان باید از حمایت دولت برخوردار باشند اما تشویقی هم ازسوی دولت در این عرصه انجام نمیگیرد.»
خواننده شمسالضحی با تاکید بر این که «هیچ حمایتی از موسیقی سنتی در ایران صورت نمیگیرد» گفت: «باوجود اینکه این موسیقی متعلق به این سرزمین است و ایران مهد این نوع موسیقی است، ولی هیچ حمایت جدیای از آن انجام نمیشود و هرچه هست، ظاهری است.»
وی با بیان این که «اگر در رشته تحصیلیام یعنی معماری فعالیت میكردم وضعیت مالی بهتری داشتم» گفت: «امروز مانند من بسیار وجود دارد که به دلیل علاقهمندی به حوزه موسیقی در این حوزه ماندگار شدهاند.»
به گفته سراج، در ایران موسیقی جایگاه اصلی خود را پیدا نکرده و این موضوع هنرمندان را با موانع بزرگی روبرو میکند.
این هنرمند با اشاره به اینكه موسیقیدانان به دلیل مشكلات اقتصادی از مسیر اصلی دور میشوند، خاطرنشان كرد: «این دوری از هدف اصلی، مشکلات اساسی را هم برای موسیقیدان و هم برای خود موسیقی ایجاد میکند. در این شرایط، طبیعی است که وضعیت موسیقی اصیل ایرانی هر روز بدتر و بدتر خواهد شد.»
وی موسیقی را که بتواند در زمان لازم آرامشبخش باشد، در موقع لزوم هیجان بدهد، به فراخور حال، ایجاد حالت حماسی کند و زمانی هم، بتواند اندوه ایجاد کند، موسیقی سازنده دانست.
سراج ادامه داد: «عدم برگزاری کنسرت، نبود سالن، طولانی بودن پروسه مجوز و بسیاری از مسایل دیگر، موسیقی سنتی را تحت فشار قرار میدهد و این هنر برای باقیماندن و سرپا ایستادن همیشه باید مجاهده کند.»
مهدی خزعلی میگوید: احمدینژاد در زندگینامهاش شیطنتی کرده و نوشته «مادر و همسر من مثل مادر و همسر رزمندگان اسلام سختیها را تحمل کردند» و میخواسته بگوید من هم جبهه بودهام، اما حتی یک روز هم جبهه نبوده است. خزعلی افزوده که ادبیات احمدینژاد به قدری سخیف است که دیگر حتی برای اصولگرایان هم قابل تحمل نیست. او در بخش دیگری از سخنان خود میگوید خطاهای انقلاب از روز اول بسیار زیاد بوده و باید بگوییم «غلط کردیم»، گاهی گفتن «غلط کردیم» کار را سبکتر میکند اما ما از این میسوزیم که اینها نمیخواهند بگویند ما غلط کردیم.
روز گذشته مدرسه ماندگار مروي پلمپ و بنري با عنوان «حوزه علميه مروي» بر سر در اين مدرسه نصب شد که اين اقدام تجمع اعتراض آميز اولياء و دانشآموزان مدرسه مروي را به همراه داشت.
پلمپ مدرسه ماندگار مروي در صورتي انجام شد كه به اذعان جمع كثيري از فرهيختگان داخل و خارج از كشور مدرسه ماندگار مروي به عنوان پرافتخارترين مدرسه كشور در عرصههاي علمي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي محسوب ميشود.
مدرسه مروی از آثار ملی است، هرگونه دخل و تصرف در آن پیگرد قانونی دارد
حسن محسني سخنگوي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در رابطه با هرگونه تخريب، دخل و تصرف مدرسه ماندگار مروي ميگويد: «مدرسه ماندگار مروي تهران در آثار ثبت شده ملي قرار دارد و بيشك هر گونه دخل و تصرف درآن اقدامي خلاف قانون محسوب ميشود.»
وي افزود: «بر اساس مواد 558 و 560 قانون مجازات اسلامي و تعزيرات، سازمان ميراث فرهنگي با عاملان يا آمران تخريب، تغيير يا دخل و تصرف در آثار فرهنگي تاريخي ميتواند، برخورد قانوني كند.»
محمدرضا صديقي اولياء يكي از دانشآموزان این مدرسه میگوید: «مدرسه مانگار مروي كه يكي از تاريخيترين مدارس كشور با سوابق بسيار عالي است مورد تاخت و تازهايي قرار گرفته است.»
صدیقی افزود: «آموزش و پرورش با مشاركت خيّرين مدرسهساز اقدام با بازسازي و ساخت مدرسهها ميكند ولي شاهد هستيم در اقدامي غير قابل توجيه هيچگونه اقدام شايستهاي در راستاي عدم تخريب مدرسه ماندگار مروي انجام نميدهد.» پیش از این نیز دانشآموزان و خانوادههای آنها در اعتراض به تخلیه و تخریب دبیرستان قدیمی مروی در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کرده بودند.
تخریب مدرسه مروی به بهانه احداث حوزه علمیه یا مجتمع فروش لوازم آرایشی
«مدرسه ماندگار مروي» در خيابان "ناصر خسرو " مقابل "شمس العماره " ابتداي "كوچه مروي " واقع شده است كه افرادي به بهانه احداث حوزه علميه در صدد تخريب آن هستند؛ ولي شنيدهها حاكي از آن است كه قصد اصلي از تخريب اين مدرسه احداث مجتمعي براي فروش لوازم آرايشي است.
مدرسه ماندگار مروی به همراه مدارس البرز و دارالفنون، از قدیمیترین مدرسه های پایتخت ایران است که بسیاری از چهرههای علمی و فرهنگی کشور نظیر عبدالحسین زرینکوب، محمد ابراهیم باستانی پاریزی، حمید مولانا، موسی زرگر و کاظم معتمد نژاد به همراه برخی از چهرههای سیاسی معاصر نظیر میرحسین موسوی، هادی منافی و محمد علی نجفی از فارغ التحصیلان آن به حساب میآیند.
محمد نوری زاد، نویسنده و کارگردان در بند، با انتشار نامهای خواستار دیدار با رهبر جمهوری اسلامی شده است. این نامه که در دوران قبلی بازداشت وی نگاشته شده، امروز بر روی وبسایت او قرار گرفته است.
نوریزاد با مقایسه این درخواست با درخواست «منافقین» از آیتالله خمینی برای دیدار وی خطاب به آیتالله خامنهای نوشته: «یادتان هست یک روز، پیش از آن که منافقین به ستیز مسلحانه و ترورهای کور و ناجوانمردانه روی برند، از امام خمینی تقاضای ملاقات و دیدارحضوری کردند؟ می دانم که تقاضای آنان را نیک به یاد دارید. و باز می دانم که هنوز زنگ پاسخ امام خمینی در گوش مبارکتان هست. آنگاه که فرمود: شما (مجاهدین) اسلحه های خود را زمین بگذارید، من خمینی خود به دیدار شما خواهم آمد.»
او افزده: «اکنون ما فتنه گران، به همراه سران خویش، از شما تقاضای دیداری دوستانه و صمیمانه داریم و پیش از آن برای اعتماد و اطمینان شما، دست روی قرآن میگذاریم و سوگند میخوریم که ما جملگی از سلاح تهی هستیم و بنای فروپاشی نظام را نداریم.»
آقای نوریزاد ادامه داده: «دوست داریم در این دیدار تاریخی، که حتما در دایرهی فهم مطلق خدا از خیر و خوبی سرشار است، حضرت شما درجایگاه شریف رهبری بنشینید و ما – فتنه گران دیروز و بخشی از مردمان انکار ناپذیرامروز- با فرزندان و همسران و پدران و مادران خویش، در مقابل شما بنشینیم و با هم سخن از درستی و پاکی و مهر و خدا و پیغمبر و ایران و آینده و عدل و انصاف بگوییم.»
وی در پایان نوشته: «اگر صدای تقاضای ما از اعماق زندان به شما رسید و پاسخی هرچند مختصر در حد یک "نه" حتی دریافت کردیم، معلوم می شود که رهبر فرزانه ی ما در جریان چند و چون جامعه ی خویش است. وگرنه، به ما، و به همان فتنه گرانی که خود را "مردم" می دانند حق بدهید که شما را و دیدار شما را دور از دسترس خویش ببینند وباور کنند.»
محمد نوریزاد درباره این نامه نوشته است: «این مطلب در راستای نامه های پیشین من به رهبری نیست. بلکه برای خود خواستگاه مستقلی دارد که تقدیم حضرت ایشان میگردد.»
فرمانده پايگاه مقاومت بسيج شهيد «حسين حاجموسايي» گفت: « اين پايگاه در طول 6 سال اخير با ارائه كلاسهاي قرآني، فرهنگي، تربيتي و نظامي به صورت ويژه، تاكنون 23 كودك بسيجي را تربيت كرده است.»
به گفته وی 23 نوزاد بسيجي دختر كه مادرانشان از اعضاي این پايگاه بسيج هستند عنوان «غنچههاي حاجموسايي» بر خود گرفتهاند.
زهره عباسی گفت: «40 روز پس از تولد نوزادان دختر، مادران بسيجي با ارائه مدارك و شناسنامه، فرزندان خود را در پايگاه مقاومت ثبتنام ميكنند.»
او همچنین براي تربيت و تعليم اين كودكان بسيجي گفت: «سعی داریم با هزينه والدين اين فرزندان، آنها را در مدارس شاهد ثبتنام كنيم.»
عباسی تعداد زنان عضو این پایگاه بسیج را 420 نفر اعلام کرد و گفت: «به تازگي 2 نوزاد ديگر متولد شدهاند كه پيگير تشكيل پرونده براي اين نوزادان بسيجي هستيم.»
مرضیه فرنیا، مدیرکل بهداشت و درمان سازمان زندانها گفت که در ۲۰ درصد زندانیان کشور همزمان دو بیماری سل و ایدز با هم دیده شده است.
سل و ایدز بیماریهای واگیرداری هستند که با توجه به عدم تفکیک زندانیان، به خصوص در زندان قزلحصار کرج احتمال انتقال این بیماری ها به دیگر زندانیان بسیار بالاست.
خانم فرنیا که در جریان بازدید وزیر بهداشت از زندان قزلحصار کرج، سخن میگفت، افزود: «کل بودجه سالانه این بخش 140 میلیارد ریال، سرانه غذا و پوشاک زندانیان 888 تومان و سرانه بهداشت و درمان هر زندانی روزانه 240 تومان است.»
به گفتهی مدیرکل بهداشت و درمان سازمان زندانها «بیش از 50 درصد از زندانیان با علائم مصرف مواد مخدر وارد زندانها میشوند.»
فرنیا همچنین گفت: «تنها منبع مالی ما برای رسیدگی به این زندانیان کمک ستاد مبارزه با مواد مخدر است که امسال یک میلیارد تومان در اختیار ما گذاشتهاند که این رقم برای درمان 4 هزار نفر زندانی معتاد کافی است در حالی که در زندانهای کشور 25 هزار نفر تحت پوشش برنامههای ترک اعتیاد بوده و تاکنون 15 هزار نفر از آنان سمزدایی شدهاند.»
فرهاد دانشجو عضو شوراي گسترش آموزش عالي وزارت علوم، با بیان اینکه روند تغيير روساي دانشگاهها در يك مسير منطقي به جلو میرود گفت: «از مجموع بيش از 80 دانشگاه زيرمجموعه وزارت علوم، روساي 50 تا 60 درصد آنها ابقا خواهند شد.»
وی همچنین برخي از اين تغييرات را به دليل اتمام دوره چهارساله مسووليت افراد دانست و گفت: «برخي از روساي دانشگاهها هم نيز مانند من به دلخواه خود از رياست دانشگاه كناره گيري كردند كه دكتر سهراب پور، رييس دانشگاه صنعتي شريف از آن جمله است.»
به گفته دانشجو «تغيير معاونان وزير علوم، اتفاق نخواهد افتاد، اما در سطح مديران اين وزارتخانه ممكن است تغييرات جزيي صورت گيرد.»
بر اساس پیش بینی وی تا يكي دو سال آينده، حداكثر رياست 10 تا 20 دانشگاه كشور تغيير پيدا كند.
پیش از این عبدالرضا سیف، مدیرکل دفتر ریاست دانشگاه تهران خبر از بازنشستگی ۳۰استاد دانشگاه تهران در تابستان داده و گفته که ۲۰نفر از این تعداد «خودشان درخواست بازنشستگی دادهاند.»
این درحالیست که گزارش شده برخی از اساتید به اجبار بازنشسته شدهاند.
کامران دانشجو وزیر علوم نیز پیشتر گفته بود اساتیدی که جهانبینی اسلامی را قبول ندارند، برای دانشگاههای کشور مناسب نیستند و باید در جای دیگری مشغول کار شوند.
به گفته آقای دانشجو، دانشگاهیان ایران «همراه ولایت، مردم و انقلاب» بوده و آماده «شهادت» هستند و نیازی به اساتید «سکولار» ندارند.
این اقدامات در دانشگاههای ایران بعد از مباحث مربوط به «اسلامی شدن دانشگاهها» همزمان با شکلگیری کابینه دولت دهم مطرح شده است.
زهرا رهنورد در یادداشتی خطاب به نمایندگان مجلس، خواستار خروج لایحه حمایت از خانواده از دستور کار مجلس شده است.
خانم رهنورد از نمایندگان مجلس خواسته تا بررسی لایحه حمایت از خانواده را به «کارگروهی از زنان و مردان کارشناس و پیشرو» بسپارند تا موارد اضطراری را تشخیص دهند.
او در نامه خود نوشته: «در شرایطی که خانوادهها به دلایل فقر اقتصادی و مسائل طبقاتی یا نابسامانی های سیاسی و اجتماعی روبروست چرا دولت نهم لایحه به اصطلاح حمایت از خانواده و به زعم من و سایر معترضان لایحه انهدام خانواده را به مجلس داده است و چرا مجلس در وضعیت بحرانی فعلی کشور لایحه مذکور را در دستور کار قرار داده است؟»
نامه خانم رهنورد در حالی منتشر میشود که بسیاری از فعالان حقوق زنان، نویسندگان و شخصیتهای مذهبی از این لایحه که به وسیله دولت تهیه و در اختیار مجلس گذاشته شده، به شدت انتقاد کردهاند.
به موجب این لایحه، شرط موافقت همسر اول برای ازدواج مجدد مردان لغو و مجوز قضایی جایگزین آن میشود.
رهنورد افزوده: «چه اصراریست که با این لایحه به عهد قاجار برگردیم و نگرش قاجاری به خانواده را زنده کنند و فراموش کنند که در عصر مدرن وانسان های فرهیخته و پیشرفته به سر می بریم نه در جنگل توحش شهوترانان و مرفهان که اصولا این گونه اقشارنیاز به قانون ندارند.»
خانم رهنورد در پایان نوشته: «خارج کردن لایحه به اصطلاح حمایت از خانواده نه یک درخواست زنانه بلکه نماد درخواستی ملی و با هدف سعادت ملت ایران و دوام خانواده های ایرانی است.»
بر اساس آمار مرکز آمار ایران روند اشتغالزایی و ایجاد شغل طی 40 ماه گذشته منفی بوده و تعداد شاغلین کشور بیش از 132 هزار نفر کاهش یافته است.
این در حالی است که مسئولان دولت نهم در توضیح چرایی فوریت اجرای طرح بنگاههای زودبازده به این موضوع اشاره میکردند که در سالهای بعد (منظور همان سالهای 1386 تا 1389)، کشور با ورود وسیع نیروی کار به بازار مواجه خواهد شد که ضروری است طرحهایی برای اشتغال این نیروها تنظیم شود.
جهرمی، وزیر وقت کار از ورود سالانه یک میلیون و 200 هزار نیروی کار جدید به بازار کار خبر میداد و مدعی بود که با ایجاد سالانه حداقل یک میلیون و 200 هزار شغل میتوان به کاهش نرخ بیکاری در کشور دست یافت.
اما آمار نشان میدهد که نه تنها طی 4 سال گذشته 4 میلیون و 800 هزار شغل جدید در کشور ایجاد نشد، بلکه تعدادی شغل از مشاغل موجود کشور کاسته شده است.
در تازهترین گزارش مرکز آمار درباره نرخ بیکاری در فصل بهار سال 1389 عنوان شده است که از جمعیت فعال 24 میلیون و 204 هزار و 201 نفری در ایران، 3میلیون و 525 هزار و 640 نفر بیکار و 20 میلیون و 678 هزار و 551 نفر دارای حداقل یک ساعت کار در هفته بودهاند.
این به این معناست که در 3 ماه نخست سال 1389نه فقط شغلی ایجاد نشده است بلکه 322 هزار و 152 شغل نیز از بین رفته است.
طبق آمار از ابتدای سال 1386 تا ابتدای تابستان 1389، نه فقط شغلی افزوده نشده است، بلکه بیش از 135 هزار شغل نیز از دست رفته است. البته شکی نیست که تعدادی شغل طی این سالها ایجاد شده است، ولی از بین رفتن برخی مشاغل و تفاضل مشاغل ایجاد شده به مشاغل از بین رفته عدد 135 هزار شغل را نشان میدهد که فاجعهای برای کشور محسوب میشود.
و این روند منفی اشتغالزایی در دولت احمدینژاد در حالی است که در 5 سال اخیر افزایش نقدینگی و چاپ پول رشد 400 درصدی داشته، هزینههای 5 ساله دولت بیش از 300 هزار میلیارد تومان بوده و حجم بدهیهای دولت به بیش از 130 هزار میلیارد تومان رسیده است.
خبرگزاری مهر از صدور حکم تعلیق سه مقام قضایی مرتبط با تخلفات و جنایات سال گذشته بازداشتگاه کهریزک خبر داد.
این خبرگزاری امروز یکشنبه به نقل از یک مقام آگاه گزارش کرده که شعبه یک دادگاه انتظامی قضات با بررسی پرونده اتهامی سه مقام ارشد دادستانی تهران در وقایع پس از انتخابات، حکم تعلیق آنها را صادر و ابلاغ کرده است.
نام این افراد اعلام نشده است، اما به نظر میرسد سعید مرتضوی دادستان وقت تهران جنجالیترین قاضی سالهای اخیر باشد که از قضاوت خلع شده است.
براساس گزارش مجلس، سعید مرتضوی متهم ردیف اول وقایع بازداشتگاه کهریزک است که بر اثر خشونتهای صورت گرفته در آن دستکم چهار تن جان خود را از دست دادند.
آنطور که خبرگزاری مهر اعلام کرده است، این حکم «وفق نظر کارشناسان قضایی و وکلا در تاریخ احکام قضایی قبل و بعد از انقلاب اسلامی بیسابقه است.»
براساس این حکم «افراد یاد شده باید از سمت ایشان عزل شده و در خصوص اتهامات مطروحه در پرونده مسئولیت خویش را پذیرفته و خارج از مصونیت قضایی مانند شهروندان عادی پاسخگو باشند.»
این حکم تعلیق قضایی بر اساس پروندههای مشروح جداگانه و در تاریخ 24 مرداد ماه 1389 صادر شده است.
نهم تیر ماه 1389 سازمان قضایی نیروهای مسلح با صدور اطلاعیهای از صدور حکم قصاص نفس عاملان قتل در بازداشتگاه کهریزک خبر داده بود.
وزارت اطلاعات در واکنش به گفتههای علیاکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی مبنی بر جاسوس نبودن تیم مذاکرات هستهای در دوران خاتمی، بار دیگر ادعا کرد حسین موسویان «جاسوس» بوده است.
وزارت اطلاعات در اطلاعیهای که امروز یکشنبه منتشر کرده، آورده که «با توجه به رای صادره از شعبه ۱۵دادگاه انقلاب اسلامی، اقدام حسین موسویان مصداق روشن و کامل جاسوسی است.»
در این اطلاعیه آمده است: «موسویان به جرم جمع آوری اطلاعات طبقه بندی شده با پوشش مسولان نظام و ماموران دولت و در اختیار قراردادن اطلاعات مزبور به دیگران به دو سال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از مشاغل دیپلماتیک در وزارت امور خارجه و اشتغال در امور بینالملل سایر نهادها و ارگانهای کشور محروم گردیده است.»
این در حالی است که علیاکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی اخیرا گفته که اعضای تیم مذاکره کننده هستهای در دولت محمد خاتمی جاسوس نبودهاند.
آقای صالحی گفته است: «بنده از همان ابتدا در این پرونده {هستهای} بودهام و تا جایی که اطلاع دارم در تیم مذاکره کننده ما جاسوسی وجود نداشته است.»
حسین موسویان ۱۰ اردیبهشت سال ۱۳۸۶ به اتهام جاسوسی بازداشت شد و پس از هشت روز بازداشت، نوزدهم همان ماه با وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.
بعدها سخنگوی قوه قضائیه از بیگناهی وی در خصوص اتهامات جاسوسی و ارائه اسناد نظام به بیگانگان توسط قاضی خبر داد.
سیمیل: خبر زیر ظاهرا از طریق عوامل ناراضی در بیت خامنهای و از طریق منابع اطلاعاتی درباره وضع افسران فعال در کودتا درز کرده است.
افشای اسامی واقعی برخی از این افراد برای نخستین بار صورت میگیرد.
سیمیل بدون اظهار نظری در باره متن خبر آن را منتشر میکند. طبعا اگر اطلاعات تازهتری دریافت کنیم در اختیار مخاطبان خود خواهیم گذاشت:
عبدالله ضیغمی مشهور به سردار مشفق معاون اطلاعات قرارگاه ثارالله یک هفته پس از رسوایی نوار، تشویق شده و ترفیع گرفته است.
ضیغمی از درجه سرهنگی به سرتیپی ارتقا یافته است. برای وی با وجود بازنشستگی، سه سال تمدید حکم ارتقا به گروه 17 درخواست شده است.
همچنین مسعود شرفا مشهور به نبوی، رابط حقوقی اطلاعات سپاه و پشت صحنه بازداشتهای حوادث 88 هم در حال ارتقا به درجه سرتیپی است.
سردار حسن محقق معاون اطلاعات قرارگاه ثارالله نیز در حال ارتقا به سرتیپ تمامی از سرتیپ دومی است.
این اتفاقات تنها چند روز پس از رسوایی نوار صوتی ضیغمی که موجب آشفتگی در سران کشور شد و توبیخ شدید این گروه توسط خامنهای بدلیل انتشار ناشیانه اتهامات علیه شخصیتهای مطرح نظام و تایید تلویحی کودتای انتخاباتی را به همراه داشت، رخ داده است.
از سوی دیگر با توجه به لزوم موافقت رهبر (به عنوان فرمانده کل قوا) با این ترفیعات، مشخص نیست آیا توبیخ محرمانه واقعی بوده یا صرفا نمایشی بوده است.
گفته میشود سرهنگ رضا سراج گرداننده پشت پرده فارس، 30: 20 و جوان و عامل اجرای پروژه کودتای مخملین و دادگاههای فرمایشی نیز در حال ارتقا به سمت سرتیپی است.
وی پس از انتصاب حسین طائب به عنوان رییس سازمان اطلاعات سپاه بعنوان معاون بررسیهای این سازمان مشغول به کار شده است.
این نخستین بار است که اسامی عوامل نظامی کودتای 88 به طور همزمان در ردههای نظامی و امنیتی کشور منتشر میشود.
براساس تعهدنامه کتبی که در سامانه وزارت رفاه آمده، یارانه نقدی تنها به کسانی تعلق میگیرد که گزینه «قبول دارم» را انتخاب کنند، در غیر این صورت نام آنها از فهرست دریافت یارانه نقدی حذف میشود.
خبرگزاری مهر با اعلام این خبر نوشته که این «تعهدنامه» مغایر قانون هدفمندی یارانهها، سایر قوانین و حتی حقوق شهروندی است.
در این تعهدنامه از متقاضیان دریافت یارانه خواسته شد به مقامهای دولتی اجازه دهند «در صورت احراز عدم صحت اطلاعات ارائه شده در فرم اطلاعات اقتصادی خانوار» مبالغ واریز شده به حساب آنها را پس بگیرند.
خبرگزاری مهر نوشته است این تعهدنامه زمینه دخالت دولت در کنترل حسابهای شخصی افراد را فراهم کرده و اختیارات مطلقی به سازمان هدفمندی یارانهها میدهد.
آنطور که این خبرگزاری نوشته است، کسانی که این تعهدنامه را امضا کنند «عملا حق اصلاح اطلاعات را از خود سلب» خواهند کرد.
بر خلاف آنچه در این تعهدنامه آمده است، بر اساس بند الف ماده هفت قانون هدفمندی یارانهها، دولت موظف به پرداخت این یارانه در قالب پرداخت نقدی و غیر نقدی با لحاظ میزان درآمد خانوار نسبت به کلیه خانوارهای کشور به سرپرست خانوار است.
گفته میشود این موضوع قرار است توسط نمایندگان مجلس بررسی شده و تذکرهای لازم به دولت داده شود تا نسبت به اصلاح این تعهد کتبی اقدام شود.
هم اکنون بیش از ۸۰ درصد مردم براساس محاسبات سیستم بانکی دارای حساب بانکی هستند.
برآوردها نشان میدهد ۱۹ میلیون سرپرست خانوار واجد شرایط دریافت یارانه نقدی هستند که ۱۲ تا ۱۳ میلیون نفر آنها حساب بانکی دارند.
رئیس سندیکای صنایع آسانسور و پله برقی ایران میگوید شهرداری تهران قرارداد خرید ۱۱۷ دستگاه آسانسور از چین را امضا کرده است، اما آن را تکذیب میکند.
علیمحمد منصوری به خبرگزاری ایسنا گفته که متروی تهران «با نمایندگان یک برند چینی در ایران برای تحویل این ۱۱۷ دستگاه آسانسور قرارداد امضا کرده است.»
آقای منصوری افزود: «اگر مترو تهران این موضوع را تکذیب کند، مستندات مربوط به مناقصههای برگزار شده، قرارداد منعقده و نام برند مربوطه را افشا خواهیم کرد.»
وی اظهار داشت: «مترو تهران اگر میتواند نام برند و شرکت برنده مناقصه ۱۱۷ دستگاه را اعلام کند تا همه متوجه شوند که این برند چینی بوده و مترو تهران در این قرارداد برخلاف مصوبات مجلس شورای اسلامی عمل کرده است.»
این اظهارات در حالی از سوی رییس سندیکای آسانسور و پله برقی مطرح شده است که پیش از این شرکت راهآهن شهری تهران و حومه امضای قرارداد با شرکتهای چینی را تکذیب کرده بود.
یک مقام استانداری تهران از اتمام مهلت خروج کارکنان دولت از تهران خبر داد و گفت در حال حاضر هفت هزار کارمند برای خروج از این شهر ثبتنام کرده و هزار کارمند نیز از تهران خارج شدهاند.
نعمتالله ترکی معاونت پشتیبانی و منابع انسانی استانداری تهران گفته که «طبق آمار باید 20 هزار کارمند دستگاههای دولتی از تهران خارج شوند که این رقم جدا از کارمندان وزارتخانهها و سازمانهاست.»
طرح کاهش جمعیت شهر تهران که از اواخر فروردین ماه در دستور کار دولت قرار دارد، با گذشت پنج ماه هنوز نحوه اجرای آن شفاف نیست.
انتقال 40 درصد کارمندان از تهران در شرایطی از سوی هیات دولت به تصویب نهایی رسیده که انتقال حدود هزار نفر از کارمندان سازمان میراث فرهنگی با اعتراض بسیاری از آنها و برگزاری تجمع در مقابل مجلس همراه شده است.
مسئولان هنوز دلیلی برای شتابزدگی این انتقالها عنوان نکردهاند و کماکان انتقال کارمندان از پایتخت با توجیه مقابله با خطر زلزله انجام میشود.
در حال حاضر تمامی برنامههای دولت تنها بر روی خروج ادارات و دستگاهها از تهران متمرکز شده، بدون توجه به اینکه انتقال این کارمندان چه تبعاتی را برای شهرهای مقصد ایجاد خواهد کرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر