
آلبالوهای قرمز زندگی
سو تفاهم پیش نیاید، من خودم دهاتی هستم و هدفم از نوشتن این سطور، خوب یا بد دانستن دهاتی بودن یا شهری بودن نیست. از نظر من آدم شهری کسی است که حداقل دو نسل قبل از خودش یعنی پدر و مادر و والدین پدر و مادرش در شهر های بالای پونصد هزار نفر جمعیت زندگی کرده باشند. عبارت "دو نسل قبل" در این تعریف به شدت ضروری است، اما میزان جمعیت شهر و تاثیرش در تعریف شهر میتواند به هر شکلی تعبیر شود.
در واقع میخواهم بگویم شما در این تعریف میتوانی هر جوری که دلت خواست شهر را تعریف کنی، مهم این است که تقریبا" هر دو میدانیم از چه چیزی حرف میزنیم. من فکر کردم با خودم که تعداد زیاد جمعیت در یک محیط باعث میشود، افراد خود به خود برای بقا، تن به یک سری قواعد جمعی بدهند. از نظر من این حداقلی از مدنیت محسوب میشود. حالا شما ممکنه شهر را بر اساس الگوی تقسیمات کشوری تعریف کنی یا هرچی. به هر حال تفاوت آدم شهری با آدم روستایی در ذهن من به راحتی پر شدنی نیست. یکسری رفتار های عادت شده و ریشه دار در این بین هست که به این راحتی ها تغییر نمیکند.
چیزی که میخواهم بگویم راجع به یک آمار نسبتا" تکان دهنده است. چند سال پیش برای پروژه ای مطالعات جمعیتی انجام میدادم و بررسی های جمعیتی نشان میداد که درحالی که در سال 1335 حدود 70 درصد مردم ایران روستا نشین بوده اند، درسال 1385 این نسبت به حدود 30 درصد رسیده است. این نشان میدهد که نسبت تعداد افراد شهری به روستایی طی 50 سال معکوس شده و شهرنشینی به شدت گسترش پیدا کرده است (لینک مرتبط 1 و لینک مرتبط 2) یعنی 6 میلیون جمعیت شهر نشین سال 35 به 49 میلیون نفر در سال 85 افزایش پیدا کرده.
از نظر من ساده انگاری است که فکر کنیم طی این سال ها تمام این جمعیت به معنای واقعی شهرنشین شده اند یعنی با آداب زندگی در شهر و قوانین و پیچیدگی های آن آشنا شده اند. نه اینکه شهری بودن تحفه ای باشد اما ضرورت زندگی در شهر، شهری بودن است و ضرورت زندگی در روستا، دهاتی بودن. حقیقتش چند موضوع به شدت ذهن من را مشغول کرده بود که به این شکل از تحلیل رسیدم. صراحتم را ببخشید.
به نظر من یک روستایی توان حل معادلات پیچیده را ندارد. مخصوصا" معادلات پیچیده ی روابط بین افراد یک جامعه انسانی. جامعه یک روستا در روابط، بسیار ساده است و اصلا" بقای آن وابسته به همین سادگی است. در این رابطه نکته ها و نشانه ها، از معیشت و اقتصاد و فرهنگ گرفته تا معماری و صنایع و اوقات فراغت بسیار زیاد است و فکر میکنم پروژه های درس روستای بچه های رشته معماری پر باشد از این نشانه ها. میخواهم بگویم که همراهی کنید و این را بپذیرید فعلا" که زندگی روستا همراه است با سادگی و مدنیت و شهر نشینی همراه است با مقداری پیچیدگی. درک پیچیدگی شهر برای روستایی ممکن نیست و درک سادگی روستا برای شهری. برای همین مداخلات مثلا" نهاد هایی مثل بنیاد مسکن در روستا ها معمولا" به نتایج خوبی منجر نشده، چون برای درک آن مناسبات باید عمیقا" روستایی بود و برای درک مناسبات مدنی و شهری هم باید شهرنشین بود.
خیلی از مسولین سیاسی و اجرایی و اقتصادی و حتی فرهنگی که در تلوزیون مصاحبه دارند، کاملا" واضح است که نه تنها با تعرف اول این نوشته از شهری بودن، مطابقت ندارند که حتی به راحتی میتوان گفت که احتمالا" تا همین چند ساعت پیش داخل مناسبات روستایی بوده اند. از نظر من سپردن کار اداره ی مثلا" حمل و نقل یک شهر 3-4 میلیون نفری به چنین آدمی یعنی فاجعه. میدانم که ابتدا کمی فاشیستی به نظر میرسد این گزاره، اما نشانه ها بسیار زیاد است. لب مطلب اینکه منابع مملکت ما دراثر دهاتی بودن و نفهمیدن مناسبات تمدن و شهرنشینی در حال هدر رفتن است.
ساعات اوج ترافیک در تابستان و زمستان در شهر تهران متفاوت است. به این معنی که ساعت 9.5 شب دی ماه، مثلا" در خیابانی مثل جردن ترافیک به شدت کمتر از همین ساعت در تیر ماه است. به همین نسبت ساعات اوج ترافیک در کل شهر از تابستان تا زمستان حدود دو ساعت تفاوت دارد. تابستان ها ترافیک دیرتر شروع میشود و دیرتر تمام میشود. این نشان میدهد که الگوی حمل و نقل شهری وابسته به ساعت (بعنوان یک قراردادِ اجتماعی) نیست، بلکه وابسته به طلوع و غروب خورشید بعنوان یک عامل طبیعی است. یعنی درک ما در ابرشهر تهران از ساعات فعالیت و کار هنوز از الگوی ساعات فعالیت و کار روستایی پیروی میکند. ببینید منظور این نیست که ساعت کار ادارات در دو فصل متفاوت است، منظوراین است که الگوی ذهنی عمومی ما همان است که پیش از این بوده. این یعنی اینکه ما در عمق وجودمان هنوز شهر و مناسباتش را نمیدانیم، با اینکه از کلیه ابزار حمل و نقل شهری مثلا"، برخورداریم.
حالا گاهی یک رییس جمهور هم هست که دو سال زمان میبرد تا متوجه شود، اصلا" تغییر قراردادی زمان در دو فصل سال یعنی چه و به چه منظوری انجام میشود! گرفتاری این است که آنقدر هم اعتماد به نفس- تو بگو حماقت- داریم که تا جایی که نفس داریم، به آن ضرورتهای شهر نشینی حمله میکنیم و وقتی که دیگر خسته شدیم و هزینه هایش را دادیم، ساکت میشویم. (همین الگوی رفتاری به نظرتان آشنا نیست؟!)
تبلیغات تلوزیونی عمدتا" متکی بر فرهنگ شفاهی است. هر کسی برای این که اطمینانش جلب شود، باید از یک نفر دیگر تعریف چیزی را بشنود. به تبلیغات بانک ها و اجناس نگاه کنید. عمدتا" یک نفر به دیگری میگوید برو فلانجا خوبه یا من فلان چیز رو خریدم خوبه و... حتی فروش فیلم های سینمایی اکران، وابستگی شدیدی به تبلیغات دهان به دهان مردم دارد تا نظراتی که در رسانه های مکتوب توسط منتقدین ابراز میشود. این فرهنگ متکی بر گفتگوی سینه به سینه، كه به شدت از نشانه های فرهنگ روستایی است.
تا حالا در ایستگاه های مترو یا در خیابانها، چند نفر را دیدید که به جای سوال از اطرافیانشان که هر آدمی میتواند باشد، به نقشه ها و علایم توجه کنند. تقریبا" میتوانم بگویم چنین آدمی به شدت در این جامعه غریب به نظر میرسد و تا حدودی پپه! چرا؟ چون ما هنوز روستایی هستیم. به همین دلیل تابلو اعلام ورود و خروج پرواز ها به شدت کم طرفدارتر از میز اطلاعات داخل سالن های فرودگاه است. اطلاعاتی که از طریق یک موجود زنده نقل نشود، چندان قابل اطمینان نیست. یا در واقع تکنولوژی-مثل هر غریبه ای- هنوز کمی ترسناک و غیر قابل اعتماد است!
چراغ های راهنمایی و رانندگی مجهز به ثانیه شمار شده اند. اما زمان را که موضوعی قراردادی است تبدیل به موضوعی انتزاعی کرده اند و هیچ کس سوال نمیکند فلسفه وجودی این تابلوهای دیجیتال آویزان از چراغهای راهنمایی، که تبدیل به چراغهایی بی معنی شده اند، چیست. هر یک ثانیه تعریف مشخصی دارد و بعنوان واحد سنجش زمان باید ارزش واحدی داشته باشد اما در این چراغها گاهی ثانیه 3 به اندازه 8 برابر ثانیه 22 ارزش دارد و گاهی ثانیه های بین 16 تا 5 اصلا" وجود ندارند! در واقع فرقی نمیکند که آنجا عدد نقش ببندد یا حروف زبان چینی مثلا". درک ما از هر دو در رابطه با زمان به یک اندازه است. چون ربطی به زمان قراردادی ندارد! و فکر میکنید چرا این هزینه چند سال پیش شد و الان هم تبدیل به چیز بی مصرفی شده که اصلا" جلب توجه نمیکند و حتی بی مصرف هم به نظر نمیرسد؟ ساده است ...چون ما و مسوول راهنمایی رانندگی شهرمان همگی روستایی هستیم و زمان را با همان عوامل طبیعی بهتر میفهمیم تا با قراردادهای متریک.
واقعیت این است که ریشه بسیاری از سوء تفاهمات و رفتار های عجیب و غریب و آنچه تحت عنوان ملغمه ای از فرهنگ و سنت اطراف ما را گرفته، درهمین سو تفاهم زندگی در شهر نهفته است.ما غریب افتاده ایم. چندین میلیون با نگاه روستایی، با ذهن روستایی، با توان روستایی دور هم جمع شده ایم و "شهر" ساخته ایم. طبیعی است که این شهر کار نمیکند. گرفتاری بزرگتر اینکه امورمان را هم به دست فاصله دارترین افراد از درک مناسبات مدنی سپرده ایم، اگر نگوییم کینه داران ِ مدنيت. ما انتظار داشته ایم طی 50 سال بیش از 40 میلیون آدم شهر نشین تربیت کنیم در حالی که چنین کاری تقریبا" غیر ممکن است. خصوصا" از طریق افراد غیر شهری، غیر ممکن است.
نباید به ما بربخورد، به ما روستاییان ساده دل، اما از نظر من نظام حاضر تبلور کامل یک نظام روستایی با مناسبات و ذهنیات روستایی ولی ساکن در شهر شده است. منظور فقط نظام سیاسی نیست-که البته روستایی ترین بخش این مجموعه است- بلکه اساس روابط جمعی ما هنوز روستایی است.این نظام البته ویژگی های بسیار مثبتی دارد اما نه در اداره شهر.
عیسی سحر خیز از شرکت نوکیا زیمنس و دیگر شرکتهای مرتبط بابت فروش و ارایه فن آوری و تجهیزات لازم برای شنود اطلاعاتی که موجب دستگیری و شکنجه او و دیگر شهروندان ایرانی شده است به دادگاه فدرال آمریکا شکایت کرد.
وکیل آقای سحرخیز با اعلام این خبر افزود که امروز دادخواست شکایتی را تسلیم دادگاه فدرال آمریکا کرده که در آن موکلش مدعی است «شرکت نوکیا زیمنس با توجه به آگاهی نسبت به تخطیهای دولت ایران از قوانین بین المللی و کارنامه حقوق بشر که همگی دال بر تجاوز به حقوق مدنی است نمیباید تجهیزات برای فیلترینگ، استراق سمع و مونیتورینگ را به ایران می فرخت.»
آقای سحرخیز همچنین مدعی است از آنجا که شرکت نوکیا زیمنس آگاهانه و عامدانه این تجهیزات را در اختیار ایران قرار داده، شریک تخطی های ایران در تجاوز به حقوق مدنی مردم این کشور و مسئول صدمات ناشی از این تجاوزات بر شهروندان ایرانی و عیسی سحرخیز است.
عیسی سحرخیز در این دادخواست خواهان قطع فروش دستگاه های مشابه، قطع پشتیبانی و پایان دادن به سرویس های موجود در تجهیزات فرخته شده توسط نوکیا زیمنس به ایران است.
آقای سحرخیز پیشتر نیز در نامه سرگشادهای بر حق خود در پیگیری شکایت علیه علی خامنهای، غلامحسین محسنی اژهای و محمود احمدینژاد از طریق مراجع قضایی بینالمللی تاکید کرده بود.
منبع: بیبیسی
تالاب بین المللی دریاچه ارومیه که در سالهای اخیر با انواع بلاهای طبیعی و انسانی دست و پنجه نرم کرده و به اعتقاد کارشناسان نفسهای آخرش را میکشد، این روزها در اتفاقی غیرمنتظره به رنگ سرخ گراییده است.
این پدیده از اواخر هفته گذشته از سواحل دریاچه ارومیه در حوزه آذربایجان شرقی آغاز شد و کم کم همه دریاچه را فرا گرفت، اتفاقی که برخی کارشناسان از آن به عنوان شکوفایی جلبکی و در اصطلاح، کشند قرمز یاد می کنند.
برخی کارشناسان علت این امر را ورود پسابهای حاوی مواد مغذی به ویژه پساب های حاوی ازت و فسفر به محیط های کم عمق دریاچه ارومیه می دانند که اغلب از طریق زهابهای کشاورزی و فاضلاب های شهری و صنعتی به دریاچه ریخته می شود.
پیشتر کارشناسان محیط زیست هشدار داده بودند که دریاچه ارومیه در آستانه تبدیل به شورهزاری بزرگ است. به گفتهی این کارشناسان، خشک شدن دریاچه، موجودیت دشتهای اطراف آن و کشاورزی و دامداری منطقه را تهدید میکند و نابودیاش به از میان رفتن حیات وحش و گونههای گیاهی محل خواهد انجامید.

در حالی که مشاور معاون محیط زیست طبیعی سازمان محیط زیست، عامل تغییر رنگ دریاچه ارومیه را تغییر ترکیبات نمک دانسته، برخی از کارشناسان اعتقاد دارند این پدیده نوعی از «کشند قرمز» است و حاضر به اظهار نظر صریح در این مورد نشدند.
این درحالیست که مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی نیز شایعه بروز کشند قرمز در سواحل دریاچه ارومیه را تکذیب و وجود این پدیده را در آبهای شور منتفی دانسته است.
گرچه بین کارشناسان زیست محیطی بر سر دلیل سرخ شدن دریاچه ارومیه اختلاف نظر وجود دارد اما آنچه مسلم است اینکه پدیده ای غیرعادی در حال وقوع است که در صورت عدم توجه و کشف دلیل واقعی آن شاید این تالاب کم نظیر بین المللی را وارد بحرانی دیگر کند.
از سوی دیگر مدیر کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی نسبت به کاهش آب دریاچه ارومیه هشدار داده و گفته: «متاسفانه آب دریاچه ارومیه در حال حاضر نسبت به خردادماه سالجاری 45 سانتی متر کاهش نشان می دهد.»
معاون امور عمرانی استاندار آذربایجان غربی نیز از تبدیل شدن 25 هزار هکتار حواشی دریاچه ارومیه به شوره زار خبر داده است.
دریاچه ارومیه دومین دریاچه آب شور جهان و بزرگترین دریاچه ایران است. سازمان یونسکو این دریاچه را به دلیل بوم مناسب برای زیست دایمی و موقت انواع پرندگان کمیاب و زیباییهای بکر کرانهها و جزیرههایش، در شمار ۹ ذخیرهگاه طبیعی محیط زیست جهان بهشمار میآورد.
این دریاچه یکی از جاذبههای گردشگری در آذربایجان غربی بوده و خواص درمانی لجن آن زبانزد مردم است.
منبع: مهر
پیشینه:
دریاچه ارومیه در حال خشکیدن است
مهرزاد معدنچی گفته بازیكنان استیل آذین در روز بازی با استقلال در رستوران ناهار خوردهاند. این در حالی است که باشگاه استیل آذین در بیانیهای از اخراج علی کریمی به دلیل حرمتشکنی و تظاهر به روزهخواری خبر داده بود.
معدنچی گفته: «95 درصد فوتبالیستها روزه نمیگیرند. واقعا با این شرایط روزه گرفتن برایمان مشكلساز است.»
معدنچی با تایید این که كنار زمین تمرین تیم استیل آذین بطریهای آب هست اما ندیده که علی کریمی آب بخورد، پیشبینی کرده كریمی به استیل آذین برخواهد گشت.
گرچه مسئولان باشگاه استیلآذین اعلام کردهاند کریمی به خاطر روزهخواری از این باشگاه اخراج شده اما این تصمیم مدیران باشگاه استیلآذین دقیقا در شرایطی گرفته شده که او مصاحبههای انتقادی تندی علیه مصطفی آجرلو مدیرعامل این باشگاه کرده است.
کریمی شنبه شب نیز دوباره به انتقاد از آجرلو پرداخته و گفتهبود: «رییس باشگاه استیل آذین باید مدیرعاملی را بیاورد که بتواند ضعفهای این تیم را برطرف کند. ما نباید با اجبار و زور و با وعده کیک و ساندیس دادن، تماشاچیانی را برای تشویق تیم به استادیوم بیاوریم.»
در پی انتشار خبر اخراج کریمی از استیل آذین هواداران جنبش سبز در فیس بوک نیز صفحهای در حمایت از او ساختهاند(+).
علی کریمی از بازیکنانی بود که در بازیهای مقدماتی جام جهانی در مقابل کره جنوبی مچ بند سبز به دست کرده بود و پیش از انتخابات ریاست جمهوری نیز به حمایت از میرحسین موسوی در همایشی در برج میلاد حضور یافته بود.
منبع:ایلنا، خبرآنلاین
پیشینه:
علی کریمی به دلیل «روزه خواري» از استیل آذین اخراج شد
گروهی از لباس شخصیها به خودروی حامل محسن رضایی که قصد داشته در مراسم منصور ارضی از مداحان تندرو حامی دولت شرکت کند، حمله کردند.
این اتفاق در نخستین شب ماه رمضان افتاده اما خبر آن به تازگی در برخی وبسایتها منتشر شده است.
آقای رضایی وقتی وارد حیاط مسجد ارک تهران برای حضور در جلسه مداحی حاج منصور ارضی شد، به همراه محافظانش در دو قدمی درب حیاط، توسط حسین الله كرم (از رهبران انصار حزب الله و لباس شخصی ها) متوقف گردید و مجبور شد بر روی زمین بنشیند.
به گزارش وبسایت جهان نیوز عملكرد انتخاباتی محسن رضایی، مورد انتقاد تند برخی از حضار در آن محل قرار میگیرد و «عدهای» نیز، به خودروی وی آسیب رساندند.
بر اساس این گزارش، منصور ارضی از این حمله انتقاد کرده اما دفاع او از محسن رضائی، مورد انتقاد و اعتراض تعدادی از شرکت کنندگان در آن مجلس قرار گرفته است.
منبع: جرس، آفتاب و جهان نیوز
خانوادههای شانزده زندانی اعتصابکننده اوین، در اعتراض به ممنوعالملاقات بودن این زندانیان امروز در مقابل در اصلی زندان اوین تحصن کردند. ممنوعالملاقات شدن این شانزده زندانی در حالی صورت میگیرد که خانوادههای آنان با ارسال نامهای به مسئولان مختلف قضایی خواستار دیدار با فرزندان خود شدهبودند.
این در حالی است که مقامهای دادستانی تهران و مسئولان زندان اوین پیش از این به خانوادههای اعتصابکنندگان وعده ملاقات و برقراری تماس تلفنی با آنها را داده بودند.
بنا بر این گزارش، مأموران زندان، اعتراض و اعتصاب غذا در زندان را «جرم» دانسته و حبس انفرادی زندانیان را «درس عبرتی» برای آنان عنوان کردهاند. صداقت، رئیس زندان اوین نیز در روزهای گذشته در بند ۳۵۰ اوین حضور یافته و به زندانیان سیاسی این بند گفته است که سرنوشت بد اعتصابکنندگان «درس عبرتی» برای بقیه خواهد شد.
پروین مخترع، مادر کوهیار گودرزی، یکی از زندانیان ممنوعالملاقات، دلیل رفتن خانوادهها به جلوی درب این زندان را نگرانیهای این خانوادهها از «قطع شدن تماس تلفنی زندانیان» عنوان کرد.
به گفته او، مقامات زندان اوین، زندانیان اعتصاب کننده را به شش ماه حبس انفرادی و تبدیل شدن محل زندان آنها به «رجاییشهر و کهریزک دوم» تهدید کردهاند.
علی ملیحی، بهمن احمدی امویی، حسین نورانینژاد، عبدالله مومنی، علی پرویز، حمیدرضا محمدی، جعفر اقدامی، ضیا نبوی، ابراهیم بابایی، کوهیار گودرزی، مجید دری، مجید توکلی، غلامحسین عرشی، محمدحسین سهرابی راد، پیمان کریمی و کیوان صمیمی شانزده زندانی معترض بند ۳۵۰ اوین هستند.
منبع: کلمه و رادیو فردا
پیشینه
اعتصاب غذای گروهی از زندانیان سیاسی در اوین
مصطفی تاجزاده پیش از بازگشت به اوین در گفتگو با خبرنگار وبسایت کلمه گفت: «مقامات نظام بارها اعلام کرده اند که شکایت خود را از راه قانونی پیگیری کنید. اکنون ۷ نفر از قربانیان انتخابات سال ۸۸ که در سه دهه گذشته سمت های دولتی داشته اند و به لحاظ زندگی شخصی و اخلاقی از پاک ترین مدیران کشور بوده اند علیه یک گروه مداخله گر در انتخابات که نهادهای نظامی و امنیتی را به خدمت گرفته است شکایتی تسلیم قوه قضاییه کردند.»
او ادامه داد: «اکنون به جای آنکه هرچه سریعتر به شکایات رسیدگی شود تا تخلف و تقلب در انتخابات ریشه کن شود فرماندهان نظامی که به نظر می آید که در این پروژه شرکت داشته اند برای ما خط و نشان می کشند، غافل از آنکه ورود هریک از فرماندهان نظامی به این وادی و توجیه اقدام سردار مشفق و تیم کودتاچی و محکوم کردن شاکیان خود بهترین دلیل بر مداخله گسترده نظامیان در امر انتخابات است.»
آقاى تاجزاده از جمله هفت شاکى سردار مشفق، از فرماندهان ارشد قرارگاه ثارالله است که به همراه شش اصلاحطلب دیگر دادخواستى را به قوه قضاییه ارائه کرده و خواستار تعقیب قانونى برخى از فرماندهان سپاه به اتهام دخالت در انتخابات و سرکوبهاى سال گذشته شده است.
وی افزود: «سخنرانی مقام نظامی – امنیتی که مستند شکایت ما است بیانگر یک کودتای انتخاباتی است. در آمریکا شنود گذاری رییس جمهور در ستاد رقیب در نهایت منجر به استعفای نیسکون شد اما در ایران یک گروه کودتا گر رسما اعتراف می کنند که ستاد انتخاباتی رقیب، ستاد دشمن است و نحوه از کار انداختن نظارت آن بر انتخابات را با افتخارشرح می دهند.»
تاجزاده در ادامه با هشدار نسبت به اینکه «مافیای جدیدی در حال شکل گرفتن است» گفت: «در اینجا از فرصت استفاده می کنم تا توجه جامعه را به مافیای قدرت و ثروت جدید و خطرناکی که محور و مدار آن نظامیان هستند جمع کنم و از همین جا آقای حسین شریعتمداری را به یک مناظره ولو در کیهان دعوت می کنم تا معلوم شود آنچه در ۲۲ خرداد ۸۸ اتفاق افتاد انقلاب مخملی بود و یا کودتای یک اقلیت استبداد طلب در درون حکومت و با استفاده غیر قانونی از همه ابزارهای اطلاعاتی و امنیتی و قضایی علیه رقبای قانون گرای خود بود.»
مصطفی تاج زاده در پایان تاکید کرد: «از همه کسانیکه به من لطف دارند نیز می خواهم که محبت خود را به خادمان خویش از طریق تلاش برای پیگیری ای شکایت دنبال کنند. این شکایت نباید به فراموشی سپرده شود و ان شاءالله نیز نخواهد شد.»
منبع: کلمه
پیشینه:
سومین شاکى قرارگاه ثارالله سپاه احضار شد
صفایی فراهانی: به اوین باز میگردم اما شکایت خود را پس نمیگیرم
شکایت هفت فعال سیاسی از یک گروه نظامیـاطلاعاتی
داریوش مهرجویی در پی درگذشت فرامرز فرازمند تهیهکننده فیلم «سنتوری» متنی منتشر کرد که در آن گفت: «به علت سقوط سنتوری در طول چهار پنج سال گذشته و بدهیهای متعدد حاصل از آن، بیتفاوتی و بیمسئولیتی وام دهندگان چنان عرصه بر او تنگ شد که به ناچار دق کرد.»
وی گفت: «بسیار مایه تاسف است که دوست و همکار عزیزم را بدین گونه از دست رفته میبینم، او در این چند سال اخیر بسیار زجر کشید و به هر دری زد گشایشی ایجاد نشد.»
فرامرز فرازمند تهیهکننده فیلمهای «لیلا»، «درخت گلابی» و «سنتوری» است و جمعه 22 مردادماه به دلیل ایست قلبی در 55 سالگی درگذشت.
فیلم سنتوری در سال ۱۳۸۶ساخته شد و در جشنواره فیلم فجر همان سال به عنوان بهترین فیلم تماشاگران انتخاب شد.
بهرام رادان بازیگر نقش اصلی فیلم نیز توانست سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد این جشنواره را از آن خود کند.
فیلم سنتوری قرار بود در مردادماه همان سال در ۴۵سینمای ایران به نمایش در بیاید که چند روز مانده به آغاز نمایش آن، از سوی وزارت ارشاد توقیف شد.
محمدحسین صفارهرندی وزیر ارشاد سابق، در دفاع از توقیف سنتوری گفته بود «دوستان ما به حق جلوی اکران این فیلم را گرفتند و سنتوری به احترام سینما، هنرمندان، اعتقادات مردم و فرهنگ عمومی ما هرگز نمایش داده نمیشود.»
سنتوری فیلمی است اجتماعی با رویکردی انتقادی که تم اصلی آن تضاد سنت و مدرنیته در جامعه امروز ایران و موضوع آن سقوط هنرمند و خود ویرانگری او در جامعه ای است که هنر واقعی را برنمی تابد و مدام آن را محدود و سرکوب می کند.
همچنین فرامرز فرازمند، تهیه کننده این فیلم، نیز در اعتراض به توقیف سنتوری گفته بود: «چه فایده که دستهایی در کار بود که سنتوری تعطیل و ورشکست شود. چرا باید مسئولین به درخواستها، نامههای ما جواب ندهند و اثری نگذارند، چون حتما ما جزو ناخودیهای سینما هستیم و باید از گردونه خارج شویم.»
فرازمند و مهرجویی در رابطه به آیت الله خامنه ای، رهبر ایران هم نامه نوشتند و خواهان وساطت وی در این ماجرا شدند که در نهایت نتیجهای در بر نداشت.
منبع: خبرانلاین و بیبیسی
زهرا رهنورد خطاب به اسرای دوران جنگ ایران و عراق گفت: «با کمال تاسف باید بگویم که آیا در روزگار اسارت فکر می کردید وقتی از چنگ اسارت صدام آزاد می شوید؛ در کشور خودتان با اسارت وزندانی شدن صدها بلکه هزاران آزادی خواه روبرو خواهید شد؟»
او در این دیدار که به مناسبت فرارسیدن سالروز آزادی اسرای جنگ برگزار شد، با اشاره شکایت نامه هفت نفر از قربانیان انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ تاکید کرد: «آیا فکر می کردید هفت آزادیخواه که من نام آن ها را هفت دلاور آزادیخواهی نام نهاده ام به خاطر شکایت از اقدامات کودتاچیان به زندان افکنده شوند در حالی که می توانستند در یک دادگاه عادل شکایت را مطرح و پاسخ آن را نیز با دلایل موجه دریافت کنند.»
خانم رهنورد ادامه داد: «اما حاکمیت آن ها را به زندان می اندازد و نمی دانند که این که این ندای حق طلبی و سوال ملت است که از حلقوم این هفت دلاور به شکوائیه تبدیل شده است. در هر حال بخشی از حاکمیت مستقر در حالی به صدام فحش می دهد که خودش بدتر از صدام با انسان ها رفتار می کند؟»
وی در پایان گفت: «در این ماه مبارک رمضان از درگاه الهی مسئلت می کنم که دعاهای ما مورد استجابت قرار گیرد و حاکمیت سرکوب گر فعلی نیز توبه کند و از سرکوب ملت دست بردارد.»
منبع: کلمه
زهره الهیان، عضو فراکسیون زنان، یکشنبه 24 مرداد ماه، از ارائه «طرح امنیت زنان» با موضوعاتی مانند امنیت اجتماعی و خشونتهای خانگی علیه زنان و راههای مقابله با آن در ابعاد فرهنگسازی و مسائل حقوقی و حمایتی توسط نمایندگان مجلس خبرداد.
اين نماينده تهران با اینکه تاكيد کرد كه وضع امنيت زنان در جامعه مناسب است، اما گفت:«اين طرح برلزوم نهادينه شدن امنيت زنان تاكيد دارد.»
منيره نوبخت، رئيس سابق شوراي فرهنگي ـ اجتماعي زنان نيز با اشاره به اینکه اين طرح خيلي زودتر بايد به مجلس ارائه ميشد گفت: «اميدوارم روزي تعرض به زنان به جرمي سنگين تبديل شود تا كسي نتواند براي آنان مزاحمت ايجاد كند.»
خانم الهیان، نماینده اصولگرای مجلس درحالی از طرح امنیت زنان سخن میگوید که اکنون زنان ایرانی از تبعیض جنسیتی به ویژه به دلیل ابهامات قوانین جمهوری اسلامی در نابرابری زن و مرد رنج میبرند.
همچنین از دید بسیاری از فعالان حقوق زن، عملکرد دولت نهم و دهم نیز در مورد زنان، در راستای کم کردن هر چه بیشتر حضور زنان در فضای اجتماعی بوده است.
پیش از این زهرا رهنورد گفته بود که بخشی از حاکمیت ایران، زنان را برای خود «تهدید جدی» تلقی میکند.
منبع: جامجم و مردمک
پیشینه خبر: رهنورد: حاکمیت زنان را تهدید خود میداند
مجید توکلی، فعال دانشجویی و یکی از هفده زندانی اعتصاب کننده غذا ، امروز از زندان اوین به زندان رجایی شهر منتقل شد.
او اخیرا در نوشتهای از زندان اوین، نظرات خود را در مورد وضعیت فعلی ایران، جنبش سبز و دانشجویان ایران بیان کرده و گفته که «دیکتاتور از شجاعان، صادقان و آگاهان میترسد.»
توکلی در این نامه همچنین نوشته است: «بحران کنونی ایران به ریشه دواندن خرافه و چاپلوسی و دروغ در کنار اشاعه و گسترش خشونت در ساختار حاکمیت برمیگردد.»
مجید توکلی، عضو انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیر کبیر و از فعالان دانشجویی است که در پی یک سخنرانی در گردهمایی دانشجویان در روز دانشجو در شانزدهم آذرماه در بازداشت به سر می برد.
وی به همراه شانزده نفر دیگر از زندانیان بند ۳۵۰ اوین در اوایل مردادماه امسال، برای دو هفته در اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ و همچنین توهین ماموران زندان دست به اعتصاب غذا زده بود.
شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران وی را به هشت سال و شش ماه حبس تعزیری، پنج سال محرومیت از فعالیتهای سیاسی و نیز پنج سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرده است.
منبع: کلمه
پیشینه:
مجید توکلی: دیکتاتور از شجاعان، صادقان و آگاهان میترسد
پژوهشی نشان میدهد که ایرانیان خیلی زیاد از واردات محصولات ساخته شده در خارج از کشور استقبال میکنند و گرایش مسلط خانوادهها به خریداری کالاهای وارداتی با برند ومارک امریکایی است.
براساس این پژوهش، که توسط سید علی فلاح دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات انجام شده، نه تنها مصرف کنندگان ایرانی کالاهای ساخت خارج را با آغوش باز میپذیرند بلکه آنها در مورد تصمیم به خرید محصولات و نام و نشانهای امریکایی، به رغم دعواهای سیاسی احساس بدی نمیکنند.
همچنین این پژوهش نشان میدهد که محیط عمومی دشمنی سیاسی بین دو کشور ایران و امریکا بر محیط خصوصی مصرف در خانواده ایرانی و ترجیحات خرید آن تاثیری ندارد.
این پژوهش که تصاویر متضاد یعنی موقعیت ضد امریکایی از یک سو و رشد دسترسی به محصولات امریکایی از سوی دیگر را مورد توجه قرار داده، تاکید کرده:« درکل این گونه پنداشته میشود که کالاهایی که در خارج از کشور ساخته میشوند خصوصا آنهایی که متعلق به اروپا و ایالات متحده هستند دارای کیفیت بالاتر از کالاهای ساخت داخل هستند.»
منبع: آفتاب
رئیس سازمان توسعه تجارت ایران از توقف ثبت سفارش واردات خودرو به کشور خبرداد.
بابک افقهی در یک کنفرانس خبری گفت که کمیتهای درباره شرایط جدید واردات خودرو تصمیمگیری خواهد کرد.
به گفته افقهی، همه ساله این کمیته در پایان اسفند فهرست خودروهای مشمول واردات را برای ثبت سفارش به سازمان توسعه تجارت اعلام میکند.
وی افزوده است: «امسال فهرست مشخصی از مدل خودروها و همچنین تعداد خودروهای وارداتی به این سازمان اعلام نشده و ثبت سفارش خودروهای وارداتی متوقف شده است.»
هفته گذشته نیز شرکت خودروسازی تویوتا که تولیدات آن در ایران به شکل گستردهای توزیع میشود، از توقف صادرات محصولات خود به این کشور خبر داده بود.
این شرکت در بیانیه خود اعلام کرده است که این تصمیم را به دلیل تحریمهای اخیر شورای امنیت سازمان ملل تا زمان نامعلومی به کار گرفته است.
منبع: واحد مرکزی خبر
وبسایت اکبر هاشمی رفسنجانی بخشی از خاطرات وی در سال ۱۳۶۴ را منتشر کرده که کنایهای معنادار به ادامه دروغگوییهای محمود احمدینژاد است.
در این خاطرات که مربوط به ابوالحسن بنیصدر، رئیس جمهوری پیشین ایران و سخنرانیهای وی است، هاشمی نوشته که «بگذارید مصاحبه مطبوعاتی بکند! بگذارید سخنرانی بکند! بگذارید برود بالای برج ایفل برای همه مردم داد بزند!»
هاشمی نوشته که بنیصدر «با همین زبانش، با همین سخنرانیهایش، با همین حرفهایی که در دانشگاه زد و با همان سخنرانیهای میدان آزادی و میدان ۱۷ شهریور، خودش را شکست داد.»
در بخش دیگری از این خاطرات آمده است که مردم نمیتوانستند در آن زمان «۱۱ میلیون رای را به زور» از بنیصدر پس بگیرند، بلکه او با سخنرانیها و مواضعش باعث شد که «این مردم پیروز شوند.»
ماجرای کامل بنیصدر را اینجا بخوانید
آقای هاشمی در خاطرات خود نوشته که «او {بنیصدر} خیلی بد حرف میزند. علیرغم این که مدعی تبلیغات است، ضدتبلیغ عمل میکند.»
انتشار خاطرات آقای هاشمی در شرایطی که محمود احمدینژاد و دولتش در مقابل مخالفان و معترضان به دروغگویی، تهمتزنی و پروندهسازی روی آوردهاند، انتقادی تلویحی از دولت وی و اقدامات آن است.
احمدینژاد سال گذشته در جریان رقابتهای انتخاباتی، اتهاماتی متوجه خانواده هاشمی کرد که این مسئله باعث افزایش تنشها میان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس دولتهای نهم و دهم شد.
علی خامنهای در نماز جمعه ۲۹ خرداد ماه سال گذشته در اظهارات صریح و روشنی گفت که این دو با یکدیگر اختلاف دارند، اما او نظرات احمدینژاد را به نظرات خود نزدیکتر میداند.
منبع: وبسایت اکبر هاشمی رفسنجانی
آیتالله علیمحمد دستغیب میگوید «آن شخصی که مدام دم از مَن میزند و خود را همه کاره مردم میداند و میگوید باید همه از من پیروی کنند، یک همچین شخصی مصداق شجره خبیثه است.»
آقای دستغیب گفته که «شخص فقیه و ولیامر باید با تقوا و خدا ترس باشد و به دنبال هوای نفس و ریاست بر مردم نباشد و قصد و غرضی جز خدایتعالی نداشته باشد.»
به گفته این مرجع تقلید «ولیفقیه هم {باید به} قانون اساسی عمل کند نه اینکه ولی فقیه مسلّط بر قانون اساسی باشد.»
این مرجع تقلید افزوده است: «مردم از بزرگان توقع دارند که دروغ نگویند، خیانت در امانت نکنند و بیجهت کسی را متهم نکنند.»
وی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از عملکرد خبرگان رهبری گفت: «مجلس خبرگان رهبری وظیفه دارد به همان نحوی که قانون برای آنها مقرر کرده است نظارت داشته باشند نه اینکه اگر کسی انتقادی کرد او را تخطئه کنند.»
به گفته آقای دستغیب «اگر برخلاف قانون اساسی عمل شود وضع همین است که الان در جامعه مشاهده میکنید که یک عده افرادی که واقعا آدمهای خوبی هستند و قابل استفاده هستند در اثر بیمبالاتی و عمل نکردن به قانون یا کنار گذاشتهاند و یا در زندانها هستند.»
اظهارات این مرجع تقلید در شرایطی ایراد میشود که در یک سال گذشته انتقادهای تندی متوجه عملکرد آیتالله علی خامنهای شده است.
آقای خامنهای در جریان اعتراضهای پس از انتخابات، طرف شورای نگهبان و وزارت کشور را گرفت و در خطبههای نماز جمعه ۲۹ خرداد ماه سال گذشته به طور تلویحی دستور سرکوب گسترده مخالفان را صادر کرد.
منبع: کلمه
علی مطهری نماینده محافظهکار مجلس از فشار دولت برای ممانعت از رسیدگی به پرونده برخی اعضای هیات دولت در قوه قضائیه خبر داد.
آقای مطهری که از منتقدان سرسخت دولت محمود احمدینژاد است، خواستار رسیدگی به پرونده این مقامها در جلسه سران قوا شده است.
وی گفته که «در جلسات سران قوا، پروندههای مفاسد بزرگ اقتصادی را هم میتوان پیگیری کرد.»
اظهارات این عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس در شرایطی ایراد میشود که محافظهکاران نزدیک به احمدینژاد در روزهای اخیر حملات تندی متوجه وی کردهاند.
مطهری هفته گذشته گفته بود تفکر دولتیها شبیه تفکر گروه «فرقان» است که در دهه شصت مرتضی مطهری (پدرش) را ترور کردند.
گروهی از نمایندگان مجلس نزدیک به احمدینژاد خواستار برخورد قوه قضائیه با علی مطهری و احمد توکلی دیگر نماینده منتقد دولت هستند.
محمدرضا رحیمی معاون اول احمدینژاد یکی از جنجالیترین شخصیتها در کابینه دهم است که به اعتقاد برخی نمایندگان مجلس، دارای پرونده فساد اقتصادی در قوه قضائیه است.
پرونده فساد مالی رحیمی آنطور که منتقدان دولت میگویند ماههاست بر اثر فشار دولت در قوه قضائیه مسکوت مانده است.
منبع: ایلنا
پیشینه
نماینده مجلس: پرونده رحیمی به دستور خامنهای مسکوت ماند
نادران: رحیمی رئیس حلقه فساد خیابان فاطمی است
گروهی از هنرمندان، نویسندگان و سیاستمداران جهان با انتشار بیانیهای در روزنامه فرانسوی لیبراسیون، خواستار توقف اجرای حکم اعدام سکینه محمدی آشتیانی شدند.
این روزنامه در شماره روز دوشنبه خود فراخوان گروهی از روشنفکران را منتشر کرده که در عنوان آن آمده است: «بایستی مانع از سنگسار سکینه محمدی شد.»
این فراخوان را ۱۷ نویسنده، هنرمند و سیاستمدار امضا کردهاند.
ژولیت بینوش و میا فارو (هنرپیشه)، سگولن رویال و رشیده داتی (سیاستمدار)، میلان کوندرا (نویسنده)، مرجان ساتراپی (نویسنده و انیماتور)، باب گلدوف (خواننده)، یان ریشار (ایرانشناس) و برنار-آنری لوی (فیلسوف) از جمله امضا کنندگان این فراخوان هستند.
فراخوان این ۱۷ روشنفکر، کل سیستم قضایی جمهوری اسلامی را که منجر به صدور چنین احکامی میشود، زیر سوال برده و از جمله بر این نکته دست میگذارد که متهم حتی این امکان را نداشته که با زبانی روشن دریابد در محکمه او چه میگذرد.
این فراخوان یادآور میشود که سکینه محمدی آشتیانی، زن است و «او در کشوری زندگی میکند که در آن پایهایترین حقوق را از زنان دریغ میدارند.»
روشنفکران امضاکننده این بیانیه از جهانیان خواستهاند که برای جلوگیری از اعدام سکینه تلاش کنند.
امضاکننده فراخوان در پایان به تاریخ و فرهنگ ایران اشاره کردهاند و نوشتهاند که سرنوشت سکینه به طور نمادین سرنوشت هزاران زن و مایه تأسف برای کشوری باستانی با یک چنین غنای فرهنگی است.
منبع: لیبراسیون و دویچهوله
پیشینه
سکینه محمدی سنگسار نمیشود
سکینه محمدی وادار به اعتراف تلویزیونی شد
رئیس سازمان بازرسی کل کشور کاهش ساعت کاری ادارات در ماه رمضان را خلاف قانون دانست.
مصطفی پورمحمدی گفته که «طبق آخرین قانونی که مجلس تصویب کرد و همچنین بر اساس لایحه خدمات کشوری، ساعت کاری ۴۴ ساعت در هفته میباشد که صریح و غیرقابل تخصیص است و نمیتوان آن را تغییر داد.»
آقای پورمحمدی افزوده است: «در حال حاضر کاهش ساعت کاری ادارات در ماه مبارک رمضان خلاف قانون است.»
سال گذشته نیز پس از آن که دولت احمدینژاد ساعت کاری ادارات در ماه رمضان را کاهش داد، سازمان بازرسی کل کشور گزارشی را تهیه کرد مبنی بر اینکه این اقدام خلاف قانون است و دولت حق اتخاذ چنین تصمیمی را ندارد.
سازمان بازرسی کل کشور این گزارش را برای ابطال مصوبه دولت به دیوان عدالت اداری ارسال کرد، اما پس از کش و قوسهای متعدد این مسئله در هیات عمومی دیوان مطرح نشد.
پس از آن، هیأت تطبیق مقررات و قوانین در مجلس این مصوبه را بررسی کرد و نظر داد که مصوبه دولت خلاف قوانین است و دولت نمیتواند چنین مصوبهای را بگذراند.
تصمیم دولت ایران برای کاهش ساعت کاری ادارات دولتی در طول ماه رمضان با انتقاد بعضی از نمایندگان مجلس هم رو به رو شده است.
در حالی که یک سال پیش مرکز پژوهشهای مجلس، این مصوبه دولت را غیر قانونی اعلام کرده بود، امسال نیز دولت مصوبه مشابهی را تصویب کرده است.
این سومین سالی است که دولت احمدینژاد ساعات کاری ادارات را در ماه رمضان کاهش داده است.
بر اساس بخشنامه هیات دولت، در ماه رمضان فعالیت کارکنان دولت در سراسر ایران به جز تهران، با یک ساعت تاخیر در صبح آغاز میشود و بعد از ظهرها یک ساعت و نیم زودتر به پایان میرسد.
در تهران نیز زمان آغاز به کار ادارات در ماه رمضان ساعت ۹ صبح و پایان آن ساعت ۱۴ اعلام شده است.
منبع: خبرگزاری فارس
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر