
آیتالله دستغیب در پاسخ به نامه خانوادههای زندانیان سیاسی به مراجع، گفته است: «به اندازه خود از شما عذر خواهی می کنم که نمی توانم به دادخواهی و تظلّم شما رسیدگی کنم؛ امّا با امید به خدای بزرگ و کمک چهارده معصوم و اولیاء گرامش بشارت می دهم که روشنایی نزدیک است.»
پیشتر خانوادههای زندانیان سیاسی در نامهای سرگشاده به مراجع تقلید نوشته بودند که بیش از این نمی توانند صحت و سلامت جسم و روح عزیزانشان را در بند ظلم تاب آورده و سکوت کنند.
آیتالله دستغیب در نامه خود نوشته است: «هیئت حاکمه را گوشزد می کنم که احتمال بدهید این راهی که می روید اشتباه است برای یک دفعه هم که شده با چند نفر از علماء و مراجع در یک نشست دوستانه و بدون خوف و بدون قوای نظامی و انتظامی و اطلاعات آنچه را که واقع است بگویید؛ از وضع فتنه گران - به قول شما - و علت پیش آمدها و دستگیریها و زندانها و قضاوتها با توجیهات که لابد برای حفظ نظام است بگویید و نظر مراجع را با اطمینان از اینکه مورد حمله لباس شخصیها قرار نمیگیرند، بشنوند.»
وی در ادامه افزوده است: «بالاخره این وضع می گذرد و شما هم همیشه نیستید امّا اعمال شما در نزد خداوند و تاریخ ثبت می شود. حیف است که با این همه شهدا و جانبازان از پیش از انقلاب و پس از آن و استقبال مردم خوب این وضع بوجود آید.»
آیتالله دستغیب در پایان گفت: «اگر می گویید مقصّر تو و امثال تو هستید؛ من و امثال من که نه نیرویی در پشت سر داریم و نه زندانی و تشکیلاتی؛ و اگر می گویید که مردم را تهییج می کنید که آن هم واقعیت ندارد که جز نصیحت و خیرخواهی نبوده و نیست.»
منبع: پایگاه اطلاعرسانی آیتالله دستغیب
پیشینه:
خانوادههای زندانیان سیاسی در نامهای به مراجع: به داد ما برسید
آیتالله دستغیب: زندانیان را آزاد کنید، از مردم عذرخواهی کنید و به قانون اساسی بازگردید
خانواده های زندانیان از دادستان تهران میپرسند: «از کجا مطمئن باشیم که حال عزیزانمان پس از اعتصاب غذای دو هفتهای اکنون مساعد است. تنها شنیدن صدای آنها و انتقالشان به بند عمومی و اجازه ملاقات میتواند خیالمان را تا حدودی درباره سلامت این عزیزان راحت کند.»
بیخبری مطلق از زندانیان اعتصابکننده اوین که فقط دو روز است به اعتصاب غذایشان پایان دادهاند موجب نگرانی خانواده این زندانیان شده است.
پانزده زندانی سیاسی درشانزدهمین روز اعتصاب غذای خود، پس از دریافت پیامهای همراهان جنبش سبز، فعالان سیاسی، کنشگران مدنی و دیگر اقشار مردم که نگران سلامت آنها بودند، اعتصاب غذای خود را شکستند.
کیوان صمیمی، روزنامه نگار دربند همچنان در اعتصاب غذا به سر میبرد و اعلام کردهاست که تا بازگرداندن دیگر یارانش به بند عمومی دست از اعتصاب غذا نخواهد کشید.
به گزارش کلمه، شانزده زندانی که به مدت پانزده روز به خاطر اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ دست به اعتصاب غذا زدهبودند همچنان در سلول انفرادی به سر میبرند.
این زندانیان سیاسی همچنین برای مدت دو هفته متوالی از ملاقات با خانوادههایشان محروم شدهاند . خانواده این زندانیان از مسوولان زندان و مقامات قضایی میپرسند که چرا پس از هفده روز از انتقال این زندانیان به سلول انفرادی آنها همچنان در سلول انفرادی رها شده و اجازه هیچگونه تماسی با خانواده هاشان ندارند.
کلمه در پایان گزارش خود از کیوان صمیمی، بهمن احمدی امویی، حسین نورانینژاد، عبدالله مومنی، مجید دری، ضیا نبوی، علی ملیحی، علی پرویز، حمیدرضا محمدی، جعفراقدامی، ابراهیم (نادر) بابایی، کوهیار گودرزی، مجید توکلی، غلامحسین عرشی، محمدحسین سهرابیراد و پیمان کریمی نام میبرد و به هر یک چند خطی از این گزارش را اختصاص میدهد.
منبع: کلمه
پیشینه:
زندانیان سیاسی: به احترام رهبران جنبش، به اعتصاب غذا پایان میدهیم
ژیلا بنییعقوب: «برخی از زندانیانی که اعتصاب غذا کردند بیماری حاد داشتند. بازهم بگویم؟»
«درخواست آزادی زندانیان در اعتصاب غذا»
مهدی کروبی در اظهارنظری ابراز امیدواری کرد تلویزیون رسا بستر مناسبی برای «ترویج قرائت رحمانی از اسلام» باشد.
او با استقبال از تاسیس تلویزیون رسا، رسانه سبر ایرانیان، گفت: «کساني كه اين كار را راه انداختهاند، از همين جمهوري اسلامي هستند كه رفتهاند بيرون و برخي از آنها از هواداران من بودند كه در انتخابات اينجا حضور داشتند و فعاليت ميكردند.»
وی تاکید کرد: «هم به آنها تبريك ميگويم و هم توصيه ميكنم مراقب باشند و در همان چارچوبي كه ميگويند و همان اسلام رحماني فعاليت كنند.»
او با اشاره به این که شروع كار این تلویزیون در ماه رمضان است گفت: «ماه رمضان ماه خداست و من بازهم تبريك ميگويم و با كاري كه انجام ميشود موافقم.»
منبع: جرس
پیشینه:
شبکه تلویزیونی «رسا» آغاز به کار کرد
به دنیال بازنشر مطلب دیروز فاطمه شمس در سی میل به دلیل اهمیتی که آن تردیدها از طرف همسر یک زندانی داشت (وی همسر محمدرضا جلایی پور است)، او یادداشت تازه ای نوشته و به نوعی به تردیدهای خود جواب داده است. بنا به تمایل خانم شمس برای بازنشر مطلب در همان سطح مطلب قبلی این یادداشت در اختیار مخاطبان سی میل قرار می گیرد. - سی میل
فاطمه شمس
گوکل خوان
دیروز یادداشت کوتاهی نوشتم با عنوان چند سوال و دغدغه درباره اعتصاب آن هفده نفر که البته بدون اطلاع من در سایت سی میل هم منتشر شد و بعد از آن در شبکههای مجازی هم بحثها و واکنشهایی را در پی داشت. بسیار خوشحالم از اینکه آن مطلب را با هدف روشن شدن ابهامات نوشتم و خوشبختانه با نظرات و ایمیلها و پیامهایی هم که گرفتم اطلاعاتم در این باره بیشتر شد و فکر کردم بد نباشد که آنها را با کسانی که نوشته دیروز را خواندند هم در میان بگذارم. به خصوص اینکه محور بحثهای بیست و چهار ساعت گذشته بر سر این بود که چرا اصولن میرحسین و بقیه آن طور موضع گرفتند که خوشبختانه از منابع موثق مطلع شدم که چرا و در این نوشته هم آورده ام.
امیدوارم اعتصابیون خودشان خیلی زود آزاد شوند و بهتر کل جریان را برایمان توضیح دهند. چیزهایی که در زیر مینویسم را از منابع موثق دریافت کردهام و در حقیقت بیشتر نقل اطلاعاتی است که در این باره کسب کردهام تا اظهار نظر دوباره در این باره:
یکی از سوالاتی که در نوشته دیروز مطرح کرده بودم این بود که چه شد که آن هفده نفر بعد از شانزده روز ناگهان به این نتیجه رسیدند که بیانیهای خطاب به ملت صادر کنند؟ آن هم در حالی که هیچ ارتباطی با جهان بیرون (به زعم دیروز من) نداشته اند؟ بر اساس اطلاعاتی که از دیشب تا به حال از منابع موثق دستگیر من شد ظاهرن اعتصاب کنندگان را چند روز پیش برای دیدار با دادستان یا معاونانش به دادسرا برده بودهاند و همزمان با این دیدار چند زندانی مورد اعتماد دیگر از بندهای دیگر و چند نفر که برای پیگیری کارهای دادگاهشان به دادسرا رفته بودند ، اعتصابیون را دیده اند و موفق شدهاند که با آنها حرف بزنند و نظرات شان را به خانوادهها منتقل کنند. خلاصه گفته های اعتصابیون این بوده که عدهای از اعتصابکنندهها به خاطر بیماریهایی که داشتهاند نه اینکه نمیخواهند، نمیتوانند به این وضع ادامه دهند و برای جلوگیری از عدم انسجام و ضربه به آنان آن دیگرانی هم که آماده ادامه اعتصاب بودهاند و همین طور با توجه به پیام های شخصیت ها که نشان می دهد صدای اعتراض شان شنیده شده، نهایتن تصمیم گرفتهاند برای پرهیز از ضربه خوردن به دوستان بیمارشان اعتصاب را بشکنند.
زندانی های اعتصاب کننده همچنین مطلع شده بودند که پیام اعتصاب شان بازتاب گسترده ای در ایران و جهان داشته است و احساس شان این بوده وقتی توانسته اند پیام حق طلبی شان را به مردم برسانند، نباید سلامت برخی از دوستان را که به شدت بیمارند ،بیشتر از این به خطر بیفتد.
تاکید میکنم که عده ای هنوز آمادگی ادامه اعتصاب را داشتهاند و فقط به دودلیل به این نتیجه رسیدند که تصمیم به پایان اعتصاب بگیرند: یپام های همراهان جنبش سبز آنها را به این نتیجه رسانده بود که پیام اعتراض شان کاملا شنیده شده و حتما اثرات خود را خواهد گذشت. دوم اینکه واقعا برخی از دوستانشان بیماری های حاد داشتند و اوضاع جسمی شان به شدت رو به وخامت رفته بود.
نگرانی دیگر خانواده ها هم این است که این زندانیها زمانی که اعتصاب شان را می شکستند به مقامات زندان گفتهاند اگر تا چند روز آینده از انفرادی خارج نشوند دوباره دست به اعتصاب خواهند زد. خانواده ها امیدوارند که دادستان تهران و دیگر مقامات عقلانیت به خرج بدهند و این موضوع را زودتر حل کنند.
ابهام دومم درباره مشکوک بودن پیام اعتصابیون بود و اینکه آیا خودشان این پیام را شخصن تنظیم کردهاند یا افراد دیگری آن را نوشتهاند: پاسخ اینکه آنطور که من از منابع بسیار موثق مطلع شدم ظاهرن بیانیه را دو-سه نفر از اعتصابیون نوشتهاند و آن را با روش هایی که زندانی ها در زندان فرامی گیرند با بقیه اعتصابیون چک کرده اند و پیام توسط چند تن از زندانیان مطمئن و با یاری واسطه های فداکار به بیرون منتقل شده است و لذا این اطمینان وجود دارد که پیام از داخل خود زندان و با موافقت خود بچه ها صادر شده بوده است. لازم است اضافه کنم که در هیچ یک از این تماسها خانوادههای زندانیها به طور مستقیم دخیل نبودهاند، یعنی اصلن چنین امکانی را نداشتهاند و صرفن از طریق یک سری واسطههایی که البته معتمد بودهاند این نامه به بیرون منتقل شده.
ابهام و در واقع گلایهی دیگری که در نوشته دیروزم کرده بودم متوجه رفتار رهبران و پیشروان جنبش بود که در واکنش به این اعتصاب بیانیه دادند که اعتصابتان را بشکنید. تصور من و البته خیلیهای دیگر از این رفتار این بود که موسوی و کروبی به خاطر ملاحظات و فشارهایی این کار را کردهاند ولی در عمل پشت زندانیها را خالی کردهاند. البته هنوز هم تاکید می کنم بر حرف دیروزم که به خاطر ملاحظات و فشارهایی این موضع را گرفتند اما نفس آن ملاحظات و فشارها صرفن آن چیزهایی که به ذهن من می رسید نبود. ظاهرن میرحسین در برابر گرفتن چنین موضعی در ابتدا مقاومت کرده و گفته تا زمانی که مطمئن نشود که خود زندانیان و خانواده های زندانیان هم راضی به این کار ( یعنی شکستن اعتصابشان) هستند این بیانیه را نخواهد داد. حتی به خاطر این مقاومتش مورد انتقاد هم قرار گرفته که چرا سلامت اعتصابیون و درخواست خانواده ها برایش مهم نیست اما وقتی دیده که خانواده ها، به خصوص مادران این زندانیان به شدت در فشار و عذاب و نگرانی اند و خودشان درخواست این را دارند که از بچه هایشان خواسته شود به این اعتصاب پایان داده شود و همین طور وقتی از طریق واسطه های مطمئن از حال وخیم بعضی از اعتصابیون که به خاطر بیماری هایشان مجبور شده بودند چند روز زودتر از بقیه اعتصابشان را بشکنند مطلع شده بوده حاضر به دادن چنین بیانیهای شده تا بقیه هم تا سلامت شان بیش از این به خطر نیفتاده، اعتصاب شان را بشکنند.
با این اوصاف به نظرم می رسد که موسوی در این بین حداقل آن طوری که من دیروز فکر می کردم موضع نگرفته بوده و این کار با فشار و درخواست خانواده ها صورت گرفته بوده است. معنای این حرف این است که اگر میرحسین مطمئن نمی شد که شکستن اعتصاب به نفع زندانیان بیمار و خانواده هایشان نیست بعید بود این کار را بکند.
این راهم بگویم که در نوشته دیروز من، ابدن حرفی از اینکه چرا زندانی ها اعتصابشان را شکستند یا خدایی نکرده محکوم کردن آنها به هیچ وجه در میان نبود. من و امثال من که بیرون زندان و مرزهای آن کشوریم اصولن چنین اجازهای نباید به خودمان بدهیم که برای زندانیان دستورالعمل صادر کنیم، حرف من در آن نوشته صرفن این بود که چرا موسوی چنان موضعی گرفت و اینکه نفس آن بیانیه مشکوک بود. و خوشحالم که نوشتنش باعث شد این دو ابهام حداقل برای من یکی برطرف شود. اول اینکه مطمئن شدم موسوی بنا بر صلاحدید شخصی این بیانیه را نداده و تا وقتی که مطمئن نشده بوده که لااقل نظر خانواده زندانی ها هم بر همین است از نوشتن آن امتناع کرده بوده تا جایی که زمینه دلگیری برخی از اعضای خانواده های این اعتصابیون هم فراهم شده بوده و او در واقع با موافقت و فشار آنها چنین موضعی گرفته و دیگر هم اینکه بیانیه بر اساس اطلاع موثق از داخل زندان بیرون آمده و به تایید زندانیان و واسطههای معتمد رسیده است.
بازار طلافروشان مشهد در اعتراض به حمله مسلحانه به این بازار و قتل سه نفر از بازاريان دست به اعتصاب زدند.
در این حمله 3 نفر به نامهای رضا خجسته طوسى، حسام برنيايى و مجتبى ناصرآرا کشته شدند.
همچنین روز گذشته سرقت مسلحانه دیگری در خیابان کرمان تهران رخ داد که در آن سرقت هم 5 نفر از عابران در محل، بر اثر تيراندازي مجروح شدند که 3 نفر از آنها در ICU بیمارستان به سر میبرند.
البته فرمانده انتظامي تهران، از دستگيري چند تن از سارقان خبر داد و گفت: «سرقت مسلحانه شب گذشته از يك طلافروشي شرق پايتخت با دستگيري 3 تن از سارقان ناكام ماند.»
به گفته وی «5 فقره سرقت از طلافروشيهاي پايتخت طي دو هفته گذشته رخ داده که 2 مورد از اين سرقتها ناكام بوده و سرقت از 3 طلا فروشي به سرانجام رسيده است.»
همچنین در 24 ساعت گذشته، خبرگزاریها، خبر حمله به بانکی در کرج را هم مخابره کردند که اطلاعات بیشتری از آن در دسترس نیست.
منبع: تابناک و تابناک
خبرنگاران، نشست خبری استاندار چهارمحال و بختیاری را به دلیل صدور دستور وی مبنی بر قطع اشتراك تمامی روزنامههای كثیرالانتشار تحریم کردند و در جلسه مذكور شركت نكردند.
به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی، وی در پاسخ به تذكر سردبیر یكی از نشریات محلی گفت: «از این پس تصمیماتی خواهم گرفت كه به مذاق خیلیها خوش نمیآید اما منطقی نیست كه ما را تحریم كنند.»
به نوشته این روزنامه آقای استاندار در ادامه گفت: «اگر فكر میكنید حمایت ما در خرید روزنامه خلاصه میشود از این به بعد روزنامه نمیخریم اما پول آن را به روزنامهها میدهیم.»
منبع: جمهوری اسلامی
ژیلا بنییعقوب، با بیان این که «شنیدم برخی از شکستن اعتصاب غذای زندانیها ناراضی هستند» در وبسایتش نوشته: «نه فقط مادرها و همسرها نزدیک دو هفته بود چیزی نمیخوردند که مادر من هم که دامادش اعتصاب کرده بود نمیتوانست غذا بخورد.»
این روزنامهنگار و فعال زنان که همسر او، بهمن احمدی امویی، نیز از زندانیان اعتصاب کننده بود، نوشته: «امیرمهدی کوچولو که هرچه مخفی کاری کردیم فایدهای نداشت و از حرفهای درگوشی بزرگترها فهمید که دایی بهمنش غذا نمیخورد، شبها خوابش نمیبرد و میگفت نمیتوانم نفس بکشم. میگفت میترسم دایی بهمن از گرسنگی بیفته زمین و بعدش دیگه نتونه هیچوقت از جاش بلند بشه و راه بره.»
او نوشته: «دلم میخواست بهمن زنگ بزند بگویم اگر درخواست شخصیت ها برایت مهم نیست، لااقل به خاطر امیر کوچولو اعتصابت را بشکن. همین!»
بنییعقوب معتقد است همین که پیام اعتصابکنندگان به مردم رسیده، آنها به خواستهشان رسیدهاند. وی نوشته: «اگر شما هم مثل من حال آشفته و نزار مادرها را مقابل دادستانی و زندان اوین زیر آفتاب گرم تابستان میدیدید، با تمام وجود احساس میکردید که زندگی این مادران، کمتر از سلامت فرزندانشان درخطر نیست.»
بنییعقوب در پایان این یادداشت تاکید کرده: «ما طاقت اشکهای مادران را، طاقت غذا نخوردن آنها را، طاقت ذره ذره آب شدنشان را، بیشتر از این نداریم. برخی از اعتصابکنندگان بیماریهای حاد داشتند. بازهم بگویم؟»
منبع: وبسایت ژیلا بنییعقوب
پیشینه:
اعتصاب غذای گروهی از زندانیان سیاسی در اوین
زندانیان سیاسی: به احترام رهبران جنبش، به اعتصاب غذا پایان میدهیم
ژیلا بنی یعقوب به لاریجانی: اینهمه روزنامه نگار به خاطر خشونت بازداشت شده اند؟
رتبههای دانشاموزان ایرانی در المپیادهای بینالمللی سال 2010 نسبت به سالهای گذشته تنزل جدی داشته است. افتی که البته ناگهانی نیست و چند سالی است علیرغم هشدارها و درخواستهای حمایتی مكرر باشگاه دانشپژوهان جوان ادامه داشته است.
به اذعان رییس جوان باشگاه كه از المپیادیهای پیشین است، رقبای خارجی ایران به نحو فزایندهای در این حوزه سرمایهگذاری كرده و با برنامهریزی و بهرهگیری از اساتید مجرب هر ساله توان تیمهای اعزامی را افزایش میدهند، اما بودجه اختصاص یافته به این باشگاه طی چند سال اخیر نه تنها افزایش نداشته كه حتی هر ساله به نحو چشمگیری كاهش یافته به طوری كه باشگاه در تامین حقوق پرداختی به اساتید و تامین هزینههای اسكان و برگزاری دورههای علمی قبل از اعزام برای نخبگان المپیادی كشور هم با كمبود شدید بودجه مواجه بوده و حتی برخی جلسات باشگاه در كتابخانه برگزار میشود.
محسن جمالی میگوید: «در حال حاضر حدود 300 نفر را در دورههای تابستانی در باشگاه جا دادهایم كه با محدودیت بسیاری مواجه هستیم و مطمئنا به فضای بزرگتری نیاز داریم.»
او یادآوری میکند: «وزیر قبلی هم تاكید داشتند تا یكی از مراكز تربیت معلم در اختیار باشگاه قرار گیرد كه متاسفانه در آن زمان كارشكنیهایی انجام شد و مانع تحقق این وعده شد. به نظر میرسد در مراحل پایین و ردههای سوم و چهارم، یا توجه لازم وجود ندارد و یا كارشكنی میكنند.»
به گفته وی اعضای باشگاه دانشپژوهان جوان تاكنون بیش از 500 مدال طلا، نقره و برنز از المپیادهای جهان كسب كردهاند.
رییس باشگاه دانش پژوهان جوان در خصوص افت دانشآموزان در المپیادهای جهانی در كسب مدال و نزول رتبه جهانی ایران در المپیادهای سال جاری، تاكید كرد: «یكی از دلایل افت دانش آموزان در سال جاری این است كه كشورهای رقیب ایران، فعالیتهایشان را بیشتر كردهاند. به عنوان مثال کشورهای ترکیه و کره جنوبی به شدت فعالیتهای خود را در زمینه المپیاد افزایش دادهاند و در حال حاضر در چند المپیاد، تیم ملی دانشآموزی كره جنوبی و تركیه از ایران جلو زدهاند.»
منبع: جمهوری اسلامی
جزوه «حقوق متهم» نوشته عبدالفتاح سلطانی و مهناز پراکند، دو حقوقدان ایرانی در اینترنت انتشار یافت.
ویژگی این جزوه ۱۳ صفحهای، زبان ساده آن و استفاده از مثالهای متناسب در آن برای توضیح مفاهیم پیچیده حقوقی است.
جزوه «حقوق متهم» زیرمجموعهای از «حقوق به زبان ساده» به شمار میرود.
دریافت جزوه «حقوق متهم»
این جزوه در شرایطی منتشر میشود که شمار بسیاری از شهروندان ایرانی در سالهای اخیر و از جمله پس از وقایع انتخابات سال گذشته، خودسرانه بازداشت، احضار و دستگیر شدهاند.
برخی از این شهروندان هیچگاه علت دستگیری خود را درنیافتند. برخی متهم به جرمی شدهاند، بیآنکه دلیلی در اثبات جرمشان ارائه شده باشد. بسیاری هم تهدید و تا حد مرگ شکنجه شدهاند.
هم اکنون در برخی زندانهای ایران، گروهی از زندانیان سیاسی و عقیدتی بدون آنکه اتهام آنها مشخص شده باشند، نگهداری میشوند.
برخی از آنها بدون وکیل و بدون دادگاه، در برخی موارد در سلول انفرادی و بی هیچ ارتباطی با خانواده به سر میبرند.
جزوه «حقوق متهم» تنها در برگیرنده حقوق متهمان سیاسی عقیدتی نیست، بلکه حقوق همه زندانیان و متهمان را شامل میشود.
این راهنمای حقوقی حاوی اطلاعاتی است که فرد متهم با دانستن آن به این اطمینان دست مییابد که حقوقی وجود دارد که از او دریغ میشود و میتواند آنها را طلب کند.
عبدالفتاح سلطانی از بنیانگذاران کانون مدافعان حقوق بشر ایران است که جلوی فعالیت آن گرفته شده است.
مهناز پراکند وکیل مدافع هفت مسئول هماهنگی امور دینی بهاییان در ایران را بر عهده داشته است.
منبع: دویچهوله
به گفته وزير كار، آمار جدید مرکزآمار از بيكاري داراي خطاست، چراكه اگر چنين باشد مفهوم آن افزايش يكميليون بيكار به بيكاران در سال گذشته خواهد بود.
شيخالاسلامي گفت: «یا آمار سال قبل پایین اندازهگیری شده است یا آمار سال جاری دچار اشکال است.»
او تاکید کرد: «با اين وجود اگر از ما بپرسند نرخ بيكاري چقدر است، بهرغم ميل باطني، همین آمار مركز آمار را اعلام ميكنيم.»
آمار رسمي مرکز آمار ایران نشان ميدهد که نرخ بيكاري در بهار 89 به 14.6 درصد رسیده است که در مقایسه با مدت مشابه سال قبل یعنی بهار 88 به میزان 3.5 درصد افزایش نشان ميدهد.
وزیر کار گفت: افزایش 3.5 درصدی بيكاري یعنی اینکه از سال قبل تا به حال بايد دستکم یک میلیون نفر به افراد بیکار کشور اضافه شده باشند این در حالی است که تنها 20 هزار نفر به مقرری بگیران بيكاري اضافه شده. اگر مثلا 800 هزار، 500 هزار یا حتی 200 هزار نفر هم به مقرریبگیران بيكاري اضافه شده بود، باز هم آمار ارائه شده مورد قبول بود.»
گزارش منتشر شده از سوی مرکز آمار ایران در حالی نرخ بيكاري کشور در سال 88 را 11.9 درصد اعلام کرده که آمار بانک مرکزی نیز از رشد خزنده این نرخ از پاییز 87 به این سو حکایت دارد.
منبع: دنیای اقتصاد
«اعترافات» سکینه محمدی، زنی که به اتهام «زنا» به اعدام محکوم شده، شب گذشته از تلویزیون دولتی ایران پخش شد. وکیل وی گفته که موکلش پس از ضرب و شتم مجبور به اعتراف شده است.
جاوید کیان گفته است: «خانم محمدی را به اتاق ۳۷ زندان تبریز برده و علیه خودش از او اعترافات گرفتهاند، اما این اعترافات در شرایط عادی نبوده، چرا که به شدت خانم محمدی را مورد ضرب و شتم قرار داده و کتک زده و وادار به انجام چنین مصاحبهای کردهاند.»
این وکیل دادگستری همچنین افزوده که مقامهای قضائی «از چند نفر از اعضای خانواده و بستگان خانم محمدی هم علیه او فیلم گرفتهاند.»
سکینه محمدی آشتیانی ۴۵ ساله، از سال ۸۵ در زندان تبریز به سر میبرد.
او به اتهام رابطه نامشروع ابتدا در شعبه ۱۰۱ دادگاه جزایی اسکو به ۹۰ ضربه شلاق محکوم شد، اما پس از اجرای حکم، شعبه شش دادگاه کیفری آذربایجان شرقی با باز شدن پرونده قتل همسر خانم محمدی، مجددا به اتهام رابطه نامشروع (زنا) او را محاکمه کرد و حکم به سنگسار داد.
پس از واکنشهای بینالمللی نسبت به سنگسار خانم محمدی، حکم سنگسار او متوقف شد.
محمد مصطفایی که سابق بر این به همراه جاوید کیان، وکالت سکینه محمدی را بر عهده داشت، در واکنش به پخش این اعترافات گفت: «چرا با وکیل او در تلویزیون صحبت نمیکنند؟ ادعا میکنند که من اصلا سکینه را ندیدهام در حالیکه من وکیل او هستم.»
آقای مصطفایی افزوده که «اگر دستگاه قضایی درخواست عفو را پذیرفته بود این همه جنجال و اعتراض هم نمیشد. اما مسئولان دولتی و قضایی باید بدانند که با خشونت، زور، اغفال و دروغگویی نمیتوانند کاری پیش ببرند.»
این وکیل اظهار داشته است: «کاش آقایان به جای ساختن فیلمهای مستند دروغین، با آینده نگری راهکار درستی در پیش بگیرند که به نفع کشور، نظام و اسلام باشد.»
فیلم اعترافات سکینه محمدی را ببینید
منبع: روز آنلاین
پیشینه
سکینه محمدی سنگسار نمیشود
راجر واترز بنیانگذار گروه پینک فلوید میگوید از اینکه به یک گروه ایرانی در کانادا اجازه داده است از آهنگ معروف «آجر دیگری در دیوار» برای اعتراض به حکومت ایران استفاده کند، اصلا پشیمان نیست.
اخیرا یک گروه موسیقی در تورنتو به نام «بلرد ویژن» که دو برادر ایرانی خوانندگان آن هستند، با بازنویسی آهنگ «آجر دیگری در دیوار» (Another Brick in the Wall) به بیان خشمی که بسیاری از جوانان از حکومت ایران دارند، پرداخته استت.
«بلرد ویژن» یک مصرع از آهنگ اصلی (آهای معلم، بچهها را به حال خود بگذار) را به «آهای آیتالله، بچهها را به حال خود بگذار» تغییر داده است.
آقای واترز گفته است او هنرمندانی را که از این آهنگ برای مقاومت در برابر همه انواع سرکوب استفاده میکنند، تشویق میکند.
او افزوده است: «گروه بلرد ویژن نقشی حیاتی در مقاومت در برابر رژیمی که هم سرکوبگر و هم خشن است» بازی میکند.
برادران ایرانی گروه «بلرد ویژن» به خاطر نگرانی درباره امنیت اقوام خود در ایران، نام خانوادگی خود را فاش نمیکنند.
در ویدئوی آهنگ بازسازی شده پینک فلوید که توسط بابک پیامی ساخته شده، تصاویری از حوادث پس از انتخابات سال گذشته ایران دیده میشود.
این ویدئو تاکنون ۲۵۲ هزار بار در یوتیوب تماشا شده است.
این ویدئو را ببینید
منبع: بیبیسی و آسوشیتدپرس
اکبر کرمی، پزشک، نویسنده و فعال حقوق بشری در بند، به سه سال زندان، ۷۴ ضربه شلاق تعزیری و پنج سال تبعید به شهرستان خورموج محکوم شد.
آقای کرمی پیشتر به سه سال زندان محکوم شده بود که با صدور حکم جدید، مدت حبس این فعال حقوق بشر به شش سال افزایش یافت.
براساس رای دادگاه، طی این مدت پروانه طبابت این پزشک در شهر قم نیز لغو خواهد شد.
حکم سه سال زندان وی در دادگاه نخست، به اتهام «توهین به مقام رهبری و تبلیغ علیه نظام» صادر شده بود.
این کنشگرِ حقوق بشری، سوم آذر ماه سال گذشته در پی یورش مأموران امنیتى– نظامى به مطب و منزلش، بازداشت شد.
کرمی از جمله نویسندگان و تحلیلگران سیاسی در ایران است که برخی مقالات و یادداشتهای وی در وبسایتهای فارسیزبان در دسترس است.
منبع: جرس
گروهی از خانواده زندانیان سیاسی با حمایت از شکایت هفت فعال سیاسی از یک گروه نظامیـاطلاعاتی، خواستار رسیدگی هر چه سریعتر به این شکایت شدند.
در بیانیه این خانوادهها که امروز پنجشنبه در وبسایت کلمه منتشر شده، آمده است: «رسیدگی به این شکایت میتواند تکلیف انتخابات و حوادث دردناک پس از آن را روشن نماید و صف خادم و خائن را یکبار دیگر در پیشگاه مردم فهیم و آگاه ایران جدا سازد.»
در این بیانیه هشدار داده شده که «بیاعتنایی و مغفول و مسکوت گذاشتن این شکایت بسیار مهم و یا بدتر از آن تهدید و تنبیه شاکیان به جای رسیدگی به شکایت و دادخواهی شان، شائبه وابستگی قوه قضائیه و تأثیرات ارعاب کودتاگران بر آن را تشدید و اثبات خواهد کرد.»
این خانوادهها در بیانیه خود خطاب به مقامهای قضائی نوشتهاند «به جای اقدامات شتابزده چون تحت فشار قرار دادن امضاکنندگان شکایتنامه برای بازپس گرفتن شکایتشان و بازگرداندن آنها به زندان، هرچه سریعتر تمهیدات لازم برای رسیدگی به این شکایت حائز اهمیت را فراهم» کنند.
محسن امینزاده و محسن صفایی فراهانی، دو تن از امضاکنندگان این شکایتنامه هستند که در ارتباط با این شکایت احضار شدهاند.
خانوادههای زندانیان سیاسی با انتقاد از این برخورد قوه قضائیه به مسئولان آنها توصیه کردهاند: «بیایید عالم را نه فقط در شعار و وهم و خیال، بلکه به واقع محضر خدا بدانید و در محضر خدا آن هم در ماه خدا، بیش از این به بندگانش ستم نکنید.»
هفته جاری، هفت فعال سیاسی، شکایت خود از یک گروه نظامیـ اطلاعاتی و آمران و مباشران تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته را به رئیس قوه قضاییه و سازمان قضایی نیروهای مسلح تسلیم کردند.
این شکایتنامه به امضای محسن امینزاده، مصطفی تاجزاده، عبدالله رمضانزاده، فیضالله عرب سرخی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی و بهـزاد نبـوی رسیده است.
این هفت عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت، پس از انتخابات بازداشت و به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» به حبسهای طولانی محکوم شدهاند.
در بخشی از این نامه این افراد آمده است: «ما امضاءکنندگان این شکایت، تعدادی از قربانیان پرونده سازیها و خلاف کاریهای گروهی استبدادطلب از جمله عدهای از نظامیان قانون شکن، در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم و پس از آن هستیم.»
منبع: وبسایت کلمه
پیشیینه
شکایت هفت فعال سیاسی از یک گروه نظامیـاطلاعاتی
مهدی کروبی در گفتگو با روزنامه گاردین گفته است که تحریم های اقتصادی بین المللی، دولت محمود احمدی نژاد را تقویت می کند و به آن اهرمی برای سرکوب مخالفان می دهد و در نهايت اين تحريم ها مردم را متضرر خواهد کرد.
شورای امنیت سازمان ملل متحد در ماه ژوئن با هدف تغییر خط مشی اتمی ایران، چهارمین قطعنامه تحریمی را علیه این کشور تصویب کرد. این اقدام تحریم های یک جانبه آمریکا، اتحادیه اروپا، ژاپن، استرالیا و کانادا را علیه تهران در پی داشت.
مهدی کروبی در بخش دیگری از سخنانش گفته که نظام شاهنشاهی منحرف بود اما يکسری ملاحظات را در نظر می گرفتند و چارچوب هايی رعايت می شد اما جمهوری اسلامی که برآمده از رای و پشتيابی مردم بود اکنون منحرف شده است.
او افزوده است: «در جمهوری اسلامی که برآمده از رای وپشتيبانی مردم است حالا و توسط يک جريانی که رای مردم را به اندازه کافی ندارد، قوانين زيرپاگذاشته شده است.»
کروبی گفته: «رفتارهايی بامردم وزندانيان صورت می گيرد که دررژيم گذشته به خاطرفشارهای خارجی وافکارعمومی صورت نمی گرفت ماننداين اخباری که اخيراتوسط زندانيان مبنی برفروکردن سرهايشان درتوالت به جهت اعتراف گيری منتشرشده است که به خود من هم نامه هايی ارسال شده است.»
به گفته دبیرکل حزب اعتماد ملی «هرچند آنان (نظام شاهنشاهی) منحرف بودند اما يکسری ملاحظات را نيز در نظر می گرفتند و چهارچوب هايی رعايت می شد که متاسفانه اين ها رعايت نمی کنند وما هم صرفا به دنبال اصلاح جمهوری اسلامی هستيم.»
آقای کروبی در پاسخ به پرسشی در مورد ساختار جنبش اعتراضی و اين که چرا حضور فعال ندارد، گفته است: «اين جنبش مردمی مانند روزهای نخستين نيست که بيايند در خيابان ها و اعتراض کنند و درگير شوند. چون رژيم و دولت سخت ترين شرايط را برای مردم بوجود آورده است و مقدور مردم نيست که به خيابان ها بيايند و توصيه هم به مردم شده که در خيابان ها حضور نيابند چون متاسفانه حکومت با بدترين شيوه به مردم حمله می کند و اين باعث ايجاد تلفات می شود.»
وی افزود: «به نظر من جنبش ديگر ضروريتی به حضور در خيابان ها ندارد زيرا خواست و نظر اين جنبش هم برای حکومت و هم برای تمام مردم دنيا واضح و روشن شده است. اما جنبش کاملا وجود دارد و تحرک دارد و از هر فرصتی برای حضور استفاده می کند. مدام و مستمر با امکانات و فضای مجازی که در اختيار اين جنبش هست و با جلساتی که تشکيل می دهند.»
کروبی گفت: «به دليل برخورد های تند جريان حاکم اين جنبش حتی عميق تر هم شده است. هم اکنون شاهد هستيم که مدام جرايد حکومتی بر عليه اين جنبش می نويسند و هنوز دستگيری ها ادامه دارد و دادگاه ها هم همچنان رفتارهای خود را با اين متهمان ادامه می دهند. حکومت حتی از يک مراسم ترحيم که برای يک نماينده سابق مجلس برگزار می شود، می ترسد و اين نشان دهنده زنده بودن اين جنبش است.»
رئیس سابق مجلس در ادامه گفت: «من و خانواده ام، خود را برای هر حادثه ای آماده کرده ايم و از هيچ چيز ترس و ابايی نداريم. همان طور که تاکنون طی اين يک سال مسائل بسياری را برای من و خانواده ام بوجود آوردند. حتی در ۲۲بهمن سال قبل خودم موردحمله قرار گرفتم و فرزندم علی را دستگير و به بدترين شکل ممکن مورد شکنجه و آزار قرار دادند. در قزوين به سمت خودروی من تيراندازی کردند و بعد از آن نيز به منزل من حمله کردند و خساراتی را به ساختمان وارد کردند. روزنامه راتوقيف ودفترم را پلمپ کردند و اين فشارها هنوز هم ادامه دارد ولی همه اين مسائل نمی تواند جلوی حرکت و خواست برحق ما را بگيرد.»
مهدی کروبی در مورد اين که چرا جنبش اعتراضی يک رهبر واحد ندارد گفت: «درست است که رهبری واحدی در اين جنبش مردمی وجود ندارد، اما خواست واحدی ميان اکثريت مردم وجود دارد و آن حقوق مدنی و انتخابات آزاد است.»
آقای کروبی همچنين بزرگترين مشکل جنبش سبز را نداشتن رسانه توصيف کرد و گفت: «روزنامه ها همه تعطيل شده اند و معدود روزنامه مستقل هم که هست مدام زير فشار هستند و اجازه انتشار هيچ گونه مطلبی را در خصوص جنبش ندارند و تهديد به تعطيلی می شوند. حتی برای چاپ آگهی تسليت هم مورد عتاب قرار ميگيرند.»
منبع: سحام نیوز، بیبیسی و رادیو فردا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر