
عزت الله سحابی، از فعالان ملی-مذهبی در نامه سرگشاده ای از «سپرده شدن اختیار پرونده های قضایی به ماموران امنیتی» انتقاد کرده است.
آقای سحابی در این نامه با اعتراض به بازداشت هدی صابر، از فعالان ملی-مذهبی، نوشته است: «بنده از مسئولان قضایی این پرسش را دارم که شما را چه شده است که این چنین در برابر بخش امنیتی (رسمی و غیررسمی و خودسر) خاضع و تسلیم شده اید.»
او افزوده «این تسلیم شدن تا آنجاییست که حوزه های تحت اختیار خود را نیز دربست به حضرات (ماموران امنیتی) سپرده اید و حیات و ممات و جسم و جان زندانیان شما ملک طلق آنها شده تا همچون خدایگان تصمیم به زندگی و مرگ و حبس و آزادی آنها بگیرند.»
سحابی در بخش دیگری از نامه خود یکی از معضلات اصلی گریبانگر ایران را «بی قانونی و مطلق العنانی های عده ای خاص و محدود و باز بودن دست عده ای بی تجربه، ماجراجو و قدرت طلب (و به دور از حس اخلاقی مذهبی و انسان دوستی و یا حس دلسوزی ملی و وطنی)، در همه امور کشور و جان و مال و آبروی مردم و این وطن» دانسته است.
او در پایان نامه خود نوشته است: «خداوند قدرت دو روزه دنیا را در حال چرخش و تداول می بیند تا آدمیان امتحان پس دهند. شما سال ها و بویژه اینک ماه هاست که در اذهان و قلب های بندگان آگاه اما مظلوم مردود شده اید. پس اصلاح کنید قبل از آنکه قلب هاتان سخت تر و سخت تر شود.»
منبع: وبسایت فعالان ملی مذهبی و بیبیسی
محمود خسروی، مدیر عامل شرکت ارتباطات گفت که «از این پس فیلترینگ، از ورودیهای اصلی در ایران اجرا خواهد شد.» بدین ترتیب با اجرای این طرح دست دولت در هر چه بیشتر کنترل کردن فضای اینترنت باز خواهد بود و از این پس، ارائهدهندگان اینترنت به شهروندان، دخالت چندانی در این مورد نخواهند داشت.
وی گفت: «فیلترینگ یکپارچه در کل کشور و از مسیر "گیت وی" انجام میشود و تعیین سایتهایی که مشمول این طرح قرار میگیرند از سوی کمیته تعیین مصادیق خواهد بود و شرکت ارتباطات زیرساخت آن را اعمال میکند.»
به گفتهی آقای خسروی «برابر قانون نیز هر سرویس دهنده اینترنت موظف است که این موارد را اجرا کند.»
وی افزود: «در بحث فيلترينگ کميتهای متشکل از نمايندگانی از مجلس، قوه قضاييه و نهادهای ديگر (به جزييات آن اشاره ای نشده است) با نام کميته تعيين مصاديق تشکيل شده است که وظيفه بررسی سايتها و اعمال فيلترينگ را دارد و از اين پس هيچ کدام از شرکتهای اينترنتی سرخود نمیتوانند هيچ سايتی را فيلتر کنند.»
خسروی در بخش دیگری از سخنان خود گفت که در مناقصه فيلترينگ يک شرکت داخلی برنده شده است، اما از اعلام نام اين شرکت خودداری کرد.
جمهوری اسلامی ارائهدهنده یکی از گرانترين و بیکيفيتترين خدمات اينترنت در جهان است. سازمان گزارشگران بدون مرز، سالانه فهرست «دشمنان اينترنت» را منتشر میکند که در اين فهرست، نام ايران در کنار کشورهايی چون چين، کوبا، ترکمنستان و ويتنام به چشم میخورد.
منبع: مهر و رادیو فردا
گزارش خبری
افکارنیوز درگزارشی که از روی سایت خود برداشته از صادرات نزديك به ۱۳ميليون كيلو خون ايراني خبرداده و نوشته بود: «در حالی که ایران خون را از کشورهایی چون انگلیس، سوییس، فرانسه، آمریکاو… با قیمت متوسط هر کیلو ۱۹۰دلار وارد می کند، در مقابل خون را به کشورهایی چون افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان و… به قیمت کمتر از یک دلار صادر می کند.»
در ابتدای این گزارش آمدهبود: «مشخص نيست اين خونها در كدام سازمان جمع آوري ميشود، اما صادرات آن زماني كه در گمرك به ثبت رسيده است، به معناي آن است كه كالايي با وزني مشخص ـ توسط فروشندهاي نامشخص ـ با ارزشي مشخص، فروخته و بهاي آن دريافت شده است.»
بخشی از این گزارش در شماره روز دوشنبه تهران امروز هم انعکاس یافته است. اما ظاهرا از آن دست گزارشهای سرگردان است که در روزنامه نگاری بی سر و سامان ایران بعد از چندماه دوباره منتشر می شود!
بخش اصلی این گزارش در فروردین ماه در روزنامه پول منتشر شده بود. ولی در مجموع ضمن اینکه خبر می دهد معامله حیرت انگیزی انجام شده اما داده های گزارش بشدت مغشوش و انتشار مجدد آن مشکوک است و ممکن است برای مصرف نزاعهای داخلی بین مدیران سازمانهای رقیب باشد.
روشن نیست که این حجم خون اگر خبر واقعیت داشته باشد در اختیار چه سازمانی بوده است. گزارش صادرات نزديك به ۱۳ميليون كيلو خون ايراني هم می پرسد: به راستي اين ميزان خون در اختيار چه شركت يا سازمان و ارگاني ميتواند باشد؟ در آمار گمرك نامي از صادر كننده خون برده نشده است.
بر اساس گزارش روزنامه پول صادرات خون در سال 88 به 3 هزار تن رسید. افزایش این رقم به 13 هزار تن موضوعی باورنکردنی است. ولی قیمت خون صادراتی به قول این روزنامه بین 1 تا 9 دلار است که تفاوت بزرگی را بین حداقل و حداکثر قیمت نشان می دهد.
بر اساس اعلام مدیرعامل سازمان انتقال خون ایران در رتبه اول اهدای خون در منطقه است اما مجموع خون اهدایی در سال به 1 میلیون و 800 هزار واحد رسیده است. رقمی که اگر گزارش بالا واقعیت داشته باشد تنها بخش کوچکی از خون معامله شده است. ولی روشن نیست که چنان حجمی از خون اصولا به روشهای قانونی تهیه شده باشد.
منبع:
صفحه این گزارش در افکارنیوز که حذف شده است
صفحه ذخیره شده در گوگل از این گزارش
خبر روزنامه تهران امروز
گزارش روزنامه پول در ماه فروردین
گزارش روزنامه پول در باره میزان خوان اهدایی مردم
حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی با اشاره به اینکه بخش اعظم بودجه «استکبار» برای اجرای «جنگ نرم» در ایران هزینه میشود گفت که «در جریان فتنه سال ٨٨ حدود ١٧ میلیارد دلار در ایران هزینه شد.»
وی که در نشست روسای آموزش و پرورش مناطق ایران سخن میگفت افزود: «بودجه یادشده هزینه آشکار آنهاست و هزینه های پنهان دیگری دارند که از طریق سرویس ها و مجموعه های اطلاعاتی هزینه می شوند.»
روشن نیست که این رقم ادعاشده بر چه اساسی محاسبه شده است و تا چه حد اصولا مبتنی بر محاسبه است یا صرفا نوعی جنگ روانی است.
پیشتر احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان نیز گفته بود که سندی در دست دارد که نشان میدهد آمریکا یک میلیارد دلار از طریق عربستان به «سران فتنه» داده است.
این سخنان وزیر اطلاعات درحالی مطرح میشود که انتقادات گستردهای از سوی مخالفان دولت نسبت به سخنان احمد جنتی مطرح شده است.
مصلحی در بخش دیگری از سخنان خود گفت «دشمن الگوهای خود را براساس لذتگرایی، سودانگاری، پوچگرایی و از خودبیگانگی جا میاندازد.»
وی مدعی شد که «استکبار در حوزه جنگ نرم سرمایه گذاری های جدی در مجموعه آموزش و پرورش و نوجوانان کرده است.»
به گفته آقای مصلحی «طرح مسیحی سازی جوانان در برخی مدارس از جمله این سرمایهگذاریهاست.»
وی گفت: «از دیگر فعالیت های آنان در مدارس ایجاد فرقه های نوظهور با رویکرد مفسده جویانه و بی بندوباری است و این جریان از طریق مدل های مو و لباس با علایم و آدم های مختلف درپی جذب دانش آموزان هستند.»
منبع: پایگاه اطلاعرسانی دولت
تا پایان فروردین ماه سال جاری، استان تهران با جمعیتی نزدیک به ۲۰درصد از جمعیت ایران(در طی روز)، بیش از ۵۵درصد از مجموع مانده تسهیلات بانکی کل کشور را به خود اختصاص داد. استان کهگیلویه و بویراحمد با تنها ۴دهم درصد، رتبه آخر را به خود اختصاص داده است.
برابر آمار ارائه شده از سوي بانک مرکزي، استان تهران با حدود ۲۶درصد افزایش در مانده تسهیلات بانکی، نزدیک به یک هزارو ۲۵۷میلیارد تومان از مجموع مانده تسهیلات بانکی کشور را به خود اختصاص داده است.
بر این اساس استانهای خراسان جنوبی، خراسان شمالی، ایلام و کهكیلویه و بویراحمد فقیرترین استانهای ایران محسوب میشوند.
مانده سپردههاي ريالي و ارزی شبکه بانکی کشور را که عاملي تعيينکننده در افزايش يا کاهش توانمندي بانکها در پرداخت تسهيلات است، میتوان یکی از شاخصهای مهم در محاسبه توزیع ثروت و معیاری قوی برای تفکیک مناطق فقیر از غنی و استانهای توسعه یافته از توسعه نیافته در کشور دانست.
منبع: پایگاه خبری تحلیلی اقتصاددان
مدیرکل شیلات گیلان با اشاره به فعالیت سه مرکز مهم تکثیر و رهاسازی انواع ماهیان گفت: این مراکز با هدف تکثیر و رهاسازی انواع بچه ماهیان به ویژه ماهی سفید که به عنوان شاخص ماهیان استان و همچنین انواع ماهیان خاویاری و چندگونه که در حال انقراض هستند مثل ماهی سیم و سوف ایجاد شده است.
رفیعی میگوید: بین 80 تا 85 درصد صید در دریای خزر وابسته به تکثیر ماهیان خزری است. به گفته وی، هرساله 200 میلیون بچه انواع ماهی به دریا رهاسازی میشود که 10 تا 15 درصد از این فعالیت نتیجه در برداشته است.
یک استاد دانشگاه نیز بر تکثیر گونههای مختلف آبزیان نظیر سیاه ماهی و رهاسازی لارو ماهی در رودخانهها تاکید کرد. شبانعلی نظامی صید بیرویه، ورود سالانه حدود 500 تن ازت و 50 تن فسفر و انواع زباله و آلودگی بیش از حد تالاب انزلی را عامل این مشکلات میداند.
فرم پاییزه ماهی سفید یکی از مهمترین و ارزشمندترین ماهیان اقتصادی دریای خزر محسوب میشود که بهطور رسمی در خطر انقراض قرار گرفتهاست. ماهی سوف و سیم از دیگر ماهیان با ارزش و اقتصادی دریای خزرند که به علت خطر انقراض نسل، تکثیر میشوند.
مهمترین دلیل کاهش جمعیت ماهیها صید بیرویه است که بدون در نظر گرفتن قوانین بومشناختی و بازگشت جمعیتی انجام میشود.
منبع: جهان صنعت
بر اساس گزارشها حامد صابر، از فارغالتحصیلان دانشگاه شریف و از نخبگان کشور از زندان اوین آزاد شده است. وی به مقامهای علمی متعددی نظیر اخذ مدال برنز المپیاد کامپیوتر کشوری دست یافته است.
آقای صابر، از عکاسان فعال حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری، که عکسهای وی در بسیاری از مجلات، خبرگزاریها و وبسایتهای خبری و اجتماعی بین المللی انتشار یافته بود در روز ٣١ خرداد ماه ۸۹ بازداشت شده بود.
پیشتر جمعی از دانشآموختگان دبیرستان استعدادهای درخشان و تعدادی از اساتید و دانشجویان دانشگاههای معتبر جهان با امضای بیانیهای خواستار آزادی حامد صابر شده بودند.
یاشار احمدیانتهرانی (دارنده مدال طلای المپیاد جهانی فیزیک)،سعید اخلاقپور (دانشجوی دکترا، دانشگاه مکگیل، کانادا)، محمد حافظی (مدال نقره المپیاد جهانی فیزیک و محقق دانشگاه هاروارد)، احسان مظفریپور (مدال جهانی مسابقات روبوکاپ آمریکا) و بابک مقیمی (مدال برنز المپیاد شیمی کشوری) برخی از امضا کنندگان این نامه بودند.
منبع: کلمه
پیشینه
درخواست جمعی از چهرههای علمی کشور برای آزادی یکی از نخبگان
| مهر در گزارشی اختصاصی می گوید جایگاه برخی سفیران ایران در خارج از کشور به عنوان نماینده ویژه رئیس جمهور «ارتقا می باید». |
| به گزارش مهر، محمود احمدی نژاد طی احکامی برخی افراد را به عنوان نمایندگان ویژه خود در خارج از کشور منصوب کرده است. این اقدام ظاهرا با هدف اعطای اختیارات بیشتر به سفرا و پیگیری ویژه و جدی تر موضوعات انجام شده است. از فهرست ارائه شده به عنوان نمایندگان ویژه احمدی نژاد که اختیاراتی فراتر از سفرا دارند اطلاعی در دست نیست، اما گفته می شود برخی کشورهای همسایه، آمریکای لاتین و آفریقایی بسته به حساسیت و اهمیت در این چارچوب قرار دارند. جانشین کردن سفیران که نمایندگی از «کشور» می کنند با کسانی که از «رئیس دولت» نمایندگی می کنند موضوعی است که قانونی بودن آن محل مناقشه است و تا کنون سابقه نداشته است. با این اقدام احمدی نژاد عملا وزارت خارجه را خود به دست گرفته است. |
منبع: مهر
اسفندیار رحیم مشایی گفت که ماموریت انسان بر روی زمین این است که جانشین خدا باشد، به جای خدا تصمیم بگیرد و به جای خدا اراده کند چراکه خدا ظرفیت خدا شدن را در انسان قرار داده است.
آقای رحیم مشایی که امروز در «همایش تجلیل از خبرنگاران حوزه زنان و خانواده» سخن میگفت، افزود: «انسان در طول تاریخ کوچک مانده چرا که به برنامه خدا و دستور او برای گزینشهای الهی عمل نکرده است. این همان تقابل بین حق و باطل، شیطان و انسان، پلیدی و زیبایی و نور و ظلمت است.»
وی در ادامه گفت با وجود اینکه ظرفیت تسخیر دنیا به انسان داده شده ولی هنوز آسمانها و زمین به تسخیر انسان در نیامده اند.
رئیس دفتر احمدینژاد در بخش دیگری از سخنان خود گفت که «ماموریت ما این است که به دنیا بگوییم اسلام ایرانیان متفاوت است.»
آقای رحیم مشایی چند روز پیش، در مراسم اختتامیه همایش ایرانیان مقیم خارج گفته بود بر معرفی «مکتب ایران» به دنیا، «اصرار» دارد که با انتقادات گستردهای از سوی اصولگرایان روبرو شد.
وی در پاسخ به این انتقادات گفت که «ایران اسلامی نور را به دنیا هدیه میکند ولی بر اساس قدرت مستکبران کسان دیگری در دنیا داعیهدار اسلام هستند.»
وی مدعی شد: «کشورها از ایران می ترسند چرا که حقیقت اسلام اینجاست و محفل نشینی با شیطان صفتان را برنمیتابد.»
پیشتر، احمد توکلی گفته بود که اظهارات اخیر اسفندیار رحیم مشایی درباره مکتب ایرانی و مکتب اسلامی، «توهمات ذهن بیماری است که با مبانی اسلام و قانون اساسی سازگار نیست.»
منبع: مهر
پیشینه:
توکلی: احمدینژاد تکلیف خود را نسبت به رحیم مشایی روشن کند
محمد نوری زاد
گاه نوشت
سپاه پاسداران، امروز به راهی در افتاده است که بازگشت او به هویت اولیه اش ناممکن به نظر می رسد. راستی چرا سپاه که این روزها، سه مقوله ی سیاست و اقتصاد و امنیت را هویتی همدوش و موافق طبع خود یافته است، درهمین سه وادی مالوف فرو نمی شود و سراز پنهان کاری ها و مردم فریبی ها به در نمی برد و آشکارا بر طبل ”این منم” نمی کوبد؟ چرا سپاه همچنان به واگویی شعارهایی اصرار دارد که فصل پرده برداری از آنها، سالهاست که سپری شده؟
آوازه ی هرز روی سپاه از شاکله ی شایسته اش ، همان حکایت شترسواری خمیده را به ذهن ما متبادر می سازد. که این خود، سپاه را به وادی مضحکه ی خاص وعام، چه در داخل و چه خارج درافکنده است. ای کاش قوه ی عاقله ای بود و دست کودکان امروز سپاه را می گرفت و به آنان می گفت: بچه ها، اگر مشتاق لغلغه اید، بفرمایید: این شما و این اسلام و انقلاب نیم بند و از نفس افتاده ای که امروزه لغلغه ی زبان شما شده است. شما را بخدا بیایید و کاری با تاریخ و جنگ و شهید و شهادت و انسان و انسانیّت نداشته باشید. شما را به خیر و مارا به سلامت.
شما اگر به اسکله های رسمی وغیر رسمی قاچاق کالا علاقه مندید، بفرمایید، همه ی اسکله های سواحل شمال و جنوب کشوراز آن شما. خود را با همین دل مشغولی ها سرگرم کنید وکاری به الفاظ فلک زده ای چون انقلاب و امام و قانون وحق مردم و خدا و قرآن واسلام و پیامبر وعلی و اولاد علی نداشته باشید.
ورود سراسیمه و همه جانبه ی سپاه به عرصه های سیاسی و امنیتی و اقتصادی، و چنگ اندازی او به عرض و طول مناسبات همگانی کشور، و عقب راندن غضبناک رقبای بی اسلحه، آنچنان به صورت گذشته ی غرورآفرین این نهاد مردمی و انقلابی تیغ انداخته است که ناگزیر هرمخاطب گمگشته ای را به یاد قلندران و سینه چاکان ادوار دور می اندازد. قلندرانی که دهان مردمان را به زورمی گشودند و دو قطره آب و یک دانه نخود دراو می انداختند تا هیچکس از اوضاع بندگی اش ، و این که این اوضاع بندگی به کجا بند است، غفلت نورزد.
سایه ای که سپاه از سالها پیش برسر وزارت اطلاعات انداخته، از جنس همان سایه ای است که سپاه برسر مواضع پولی کشور انداخته است. و همان سایه ای است که سیاست را به کف کفش های برّاق سرداران خود می کشد تا توصیه های اساسنامه ای سپاه را در ناکجای خود دفن کند. امروز سپاه، به موازات خروج از هویت ساختاری اش، چنگ به همه ی مناسبات کشور برده است تا به زعم خود انقلاب را برای آینده ای که عاقبتش معلوم نیست حفظ کند.
ورود سپاه به عرصه های بیمار اما میلیاردی اقتصاد کشور، همان پتانسیلی است که بیکاری را، و کارها و مشاغل کاذب را، و اعتیاد را، و تن فروشی دختران را، و مفاسد اجتماعی و اداری را، و میلیارد خواری خواص را، و حریص شدن پابرهنگان اسلحه به دست را، در سراسر کشور باب کرده است.
اگر سپاه، همان سپاه پیشین ما بود، بی تفاوت از کنارهرزگی های اقتصادی آدم های ریز و درشت عبور نمی کرد. اگر سپاه، همان سپاه پیشین ما بود، با هربار تن فروشی دخترکان باکره، خون می گریست. اگر سپاه، همان سپاه پیشین ما بود، سینه در برابر اعتیاد این همه جوان و مرد و زن سپر می کرد و گریبان می درید. اگرسپاه، همان سپاه پیشین ما بود درکنار مردم قرار می گرفت و خود را خادم مردم می دانست، نه آن که در برابر مردم بایستد. هم برسرشان بکوبد و به حبس شان دراندازد، وهم جیبشان را خالی کند.
سرداران امروز سپاه، آنانی که سخت برمواضع آلوده ی خود پای می فشرند، بدانند و آگاه باشند که مردمان ما، درهمین فردای روزگار، راه را بر عبور آنان خواهند گرفت و از آنان خواهند پرسید: چه شد آن همه سینه چاکی شما برای امام و راه امام؟ راه امام آیا همین است که شما سر به مناسبات پولی کشور فرو برید و خبر از فرود و فروپاشی یک به یک خیمه های انقلاب نداشته باشید؟
آهای، ای همه ی سرداران سپاه، ما، هرکه هستیم، تقاص سپاه پاک و بی آلایش دیروز خود را از شما خواهیم ستاند. سپاهی که برای مردمش آب می شد، و در ناکجای تشکیلاتش نیز روزی را نمی دید که یک روز در هیبت شرکت های اقتصادی ، اسلحه به دست ، برسرمیز مناقصه بنشیند و روان اقتصادی جامعه را بخراشد.
آهای، ای همه ی سرداران سپاه، بدانید و آگاه باشید که راز این همه اعتیاد و دریوزگی اقتصادی، در این است که شما به مشغله های دیگری روی برده اید. هروقت درهرکجا، از مناقصه ای پیروز باز گشتید، به صورت پسران ودختران از دست رفته ما بنگرید و رد پای خود را در وانهادن آنان در مخمصه های خانمان سوزی که به دست شما بجان آنان افتاده، رصد کنید.
کجایند همت های ما؟ کجایند باکری ها و بروجردی ها و کریمی ها ی ما ؟ آهای سرداران اسکناس آلود سپاه، شما را بخدا کاری به گذشته ی سپاه ما نداشته باشید. شما را بخیر و مارا بسلامت. شما باشید و مناقصه های پراز فریب و ارعاب، و میلیارد میلیارد پول بی زبان مردمی که توان اعتراض ندارند. شما را بخدا راه خود را از همت ها و باکری های ما جدا سازید. نان خود را بخورید و کاری به کار پاسداران بی نشان ما نداشته باشید. بگذارید این تنها خاطره های نیک دیروز ما، همچنان دست نخورده و نیالوده باقی بمانند. شما باشید و قراردادهای صوری و بی مناقصه ی عسلویه. شما را چه به تریلی تریلی انواع مواد افیونی که در امنیت کامل وارد کشور می شوند و درامنیت کامل نیز همگان جوانان ما را می بلعند. شما باشید و قدرت مخوفی که در سایه پرورانده اید. شما را چه به نگرانی از مردمی که از دست رفته اند و عمده ی علائق خود را از اسلام و انقلاب و امام و آینده به دور انداخته اند.
درست از روزی که شما از “همت” ها و ” باکری ” های ناب ما فاصله گرفتید، و با اقتداری که از سلامت و درستی و پاکی و پاک مردی آنان یافته بودید، سراسیمه به دل مواضع پولی کشور زدید، و یا درسواحل و مرزها و اسکله های رسمی وغیررسمی کشور، معرکه پرداز بلا منازع قاچاق کالا شدید، و یا درسایه های اختفا به کارهای امنیتی و دور از رسالت اولیه ی خویش پرداختید، ویا به پرونده سازی های فرساینده امنیتی و اطلاعاتی روی بردید، ویا به تزریق سرداران خود در بدنه ی مجلس ودولت اصرار ورزیدید، درست از همان روزها بود که بی کاری و اعتیاد و مصرف و تن فروشی و قاچاق و زد وبند و رشوه و ریاکاری وفروپاشی اقتصاد و اضمحلال تولید در کشور بالا گرفت. چرا؟ به این دلیل که برق پول ناشی از قراردادهای کلان، و جاذبه ی ورود به حوزه های اطلاعاتی و امنیتی ، حساسیت شما را در قبال دردهای اینچنینی جامعه به صفر و زیر صفر تنزل داد.
شمایی که یک روز باید درکمین کثافات انقلاب، راه را بر پرواری انگل های بی ریشه می بستید، خود به بالا زدن آستین های روبندگی روی بردید و بخود گفتید: چه کسی بخورد بهتر از خود ما؟ نتیجه این شد که سرداران یک لاقبایی چون صادق محصولی، با بهره مندی از پشتوانه هایی چون پادگان و اسلحه، یک شبه میلیاردر شدند و به این نیز اکتفا نکردند و در قامت وزیر- هرچند نالایق – بنا بر حق بجانبی خود گذاردند. که یعنی: برده ایم که برده ایم، خورده ایم که خورده ایم. تا کور شود هرآنکه نتواند دید! دیروز میلیارد میلیارد بالا کشیده ایم و امروز هم به کوری چشم شما وزیر و نماینده ی مجلس و استاندار و فرماندار و صاحب منصبیم. هر که اعتراض دارد جلوبیاید!
بله، شمایی که باید امنیت همه جانبه ای برای مردم خود فراهم می کردید، خود به جان امنیت روانی جامعه افتادید و با ورود به حریم حق مردمی که خود شما باید پناهشان می بودید ، به دریدن پوست از تن گذشته ی غمناک اما غرور آفرین سپاه پرداختید.
آهای ای همه ی سرداران سپاه، ای آنانی که از همت ها و باکری های ما فاصله گرفته اید و این فاصله را با دلارهای بی زبان پرکرده اید، این شما و این هرآن چه که به آن روی برده اید، از این پس، شما را به خدا، اگر که به خدا ایمان دارید ، کاری به مردم و امام ، و به آرمان های به خاک افتاده ی آنان، و کاری به سپاه دیروز ما نداشته باشید. بگذارید ما باشیم وخاطره های شورانگیز فرزندانی که به اسم پاسدار ، فدایی مردمشان بودند ، وعاشقانه ، غبار چهره ی مردمشان را می روفتند ، و به مردمی بودنشان غرور می ورزیدند.
اگر همت بود، اگر باکری بود، یا با شما نبود، یا اگر بود در برابر شما ایستاده بود. و ما، بهتر از هر کس به سرنوشت کسی که در برابر شما بایستد واقفیم. مثل نویسنده ی این سطور. ببینیم فردای انتشار این مطلب، با او که خواستار اعتبار از دست رفته ی سپاه دیروز خویش است، چه می کنید!
قطبالدین صادقی، نویسنده و کارگردان تئاتر گفت: «آنچه که دولت برای خانوادههای ما ترویج کرده، بیسوادی فرهنگی است، یعنی گسترش کارهای تلویزیونی که مخاطب جلوی تلویزیون لم میدهد،هرچه به خوردش دادند، مصرف میکند و انتخاب هم نمیکند.»
وی با انتقاد از عملکرد دولت در مورد تئاتر خصوصی گفت: «در کشور ما اصلا نمیتوان تئاتر خصوصی داشت، زیرا در سبد زندگی مردم جامعه ما آنقدر پول نیست که بخواهند زندگی هنرمند را تامین کنند.»
به اعتقاد صادقی: «اینکه مدیران تئاتری دم از تئاتر خصوصی میِزنند، فقط به این دلیل است که قصد دارند امکانات و بودجه را کم کنند، کنترل را زیاد کنند و درنهایت بار را روی دوش مردم بیاندازند.»
وی چند نمایشی را که با اسم تئاتر خصوصی در سالنهای تئاتری روی صحنه رفت را در زمره تئاتر خصوصی ندانست و توضیح داد: «اینها تئاتر بورژوا هستند یعنی تئاتری برای طبقات مرفه جامعه، هر کسی بیشتر پول دارد، میتواند جلو بیاید و دانشجویان و طبقه متوسط و پایین، مجبورند عقب بروند.»
او بهترین مخاطبان تئاتر را دانشجویان و کسانی که تحصیلات دانشگاهی دارند و متعلق به طبقه متوسط جامعه هستند دانست و گفت: « من در یک مقاله تحقیقی به این نتیجه رسیدم که این قشر درآمد زیادی ندارد، اما مخاطب واقعی تئاتر اینها هستند.»
به گفته وی: «در تمام دنیا یکی از اقلام مهم دولت، سوبسید و یارانههای فرهنگی و هنری است، و این کار به این خاطر است که ذوق عامه، تعیین کننده فرهنگ و هنر نشود و با خلق شاهکارها و آثار برتر بتوانند حد ذوق و سطح فکر مردم را بالا ببرند.»
صادقی معتقد است: «وقتی هنرمندان سراغ تئاترهایی میروند که بتوانند بلیط گران بفروشند، خود به خود باید کیفیت را پایین آورند و در این حالت، تئاتر فورا به یک کالای سبک و عوامانه تبدیل میشود.»
او سوبسید دولت را حق هنرمند دانست و با بیان اینکه این گدایی نیست، گفت: «دولت باید خزانه را درست توزیع کند و ازجمله جاهایی که باید به آن بپردازد، اندیشه، روح و فرهنگ است.»
این کارگردان تئاتر وضعیت تئاتر را از بلاروس که از آن به عنوان کشور درجه 4 یاد کرد پایینتر دانست و گفت: «وزارت ارشاد به عمد سالنهای تئاتری و تئاتر را توسعه نمیدهد و میداند اگر سالنها را توسعه دهد، باید گروههای تئاتری کار کنند تا مردم آنها را ببینند. درنهايت ارشاد هم باید پول خرج کند، اما چون نمیخواهد پول خرج کند و نمیخواهد مردم زیاد به تئاتر بروند، کاری هم نمیکند و این نابخشودنی است.»
منبع:ایلنا
سرو 4000 ساله ابرقو، که به تازگی به عنوان دومین درخت باستانی جهان معرفی شد، به علت نبود مراقبتهای لازم در آستانه خشک شدن قرار گرفت.
مصطفی خوشنویس، متخصص برجسته در حوزه درختان کهنسال ایران گفت: «بارها شاهد لمس و تکیه دادن مردم به تنه سرو ابرقو بودهام و هیچ کس ابایی از نزدیک شدن به آن ندارد چون هیچ حفاظتی از آن صورت نمیگیرد در حالی که این درخت کهنسال به خاطر ویژگیهای خاص و عمر طولانی نیازمند مراقبت ویژه است.»
به گفته وی: «روزانه 50 تا 100 نفر به این سرو نزدیک می شوند که حضور آنها باعث کوبیده شدن خاک، تراکم شدید در پای درخت، محدود شدن نفوذ پذیری آب و برهم خوردن میکرو ارگانیزمها می شود. این در حالی است که حداقل فضا برای نزدیک شدن به این درخت 2.5 متر است و از سایه انداز به سمت تنه نباید قدم برداریم.»
اخیرایک وبسایت چینی که بزرگترين و كهنسالترين درختان جهان را معرفی کرده، درخت «سرو ابرکوه» را در مقام دوم درختان باستاني جهان قرار داده است.
این درخت که در شهر ابرکوه (ابرقوه) در استان یزد قرار دارد، یکی از پیرترین موجودات زنده دنیا است. محیط تنه این درخت در روی زمین یازده و نیم متر است و بلندای آن بین ۲۵تا ۲۸متر برآورد شده است.
الکساندر روف از دانشمندان روسی عمر این سرو را بیش از ۴۰۰۰سال میداند.
مارکوپولو، سرو کهنسال ابرقو را به فوارهای سبز در دل کویر تشبیه کرده بود و ایرانیان، ثمر ندادن سرو را پای آزادگیش گذاشتهاند و از آن به عنوان «درخت آزادگی» یاد کردهاند.
سرو در ایران باستان نماد اهورامزدا بوده و در تاریخ نوشتهها آمده که بعضی از درختان سروی که در ایران وجود دارند، توسط زرتشت پیغمبر کاشته شدهاند.
منبع: مهر
پیشینه خبر: «سرو ابرکوه» دومین درخت باستانی جهان شناخته شد
محمد مصطفایی، وکیل دادگستری که اخیرا به طور مخفیانه به ترکیه رفته بود، اکنون وارد نروژ شده است.
آقای مصطفایی که از منتقدان دستگاه قضایی ایران است، روز یکشنبه در یک کنفرانس خبری در اسلو پایتخت نروژ گفت در ایران دفاع از صدها موکل، از جمله کسانی که به خاطر ارتکاب جرایمی در نوجوانی با اعدام روبرو بودند را به عهده داشته است.
او گفت: «اما پاداش من به خاطر این تلاشها چه بود؟ حکم جلب من و دستگیری همسر و برادر همسرم به خاطر آنکه نمیتوانستند من را دستگیر کنند.»
مصطفایی گفت که پس از فرار با اتومبیل، اسب و پای پیاده به ترکیه، با کمک سفارت نروژ در این کشور با روادید معمولی به این کشور رفته است.
آقای مصطفایی پیش از ترک ایران از جمله وکالت سکینه محمدی آشتیانی که به اتهام زنای محصنه به سنگسار محکوم شده را به عهده داشته است.
پیشتر همسر، برادر همسر و پدر همسر آقای مصطفایی دستگیر شده بودند که همگی آنها در چند روز اخیر آزاد شدند.
جوناس گار استوئر وزیر خارجه نروژ هم روز یکشنبه گفت که از به سلامت رسیدن محمد مصطفایی به نروژ خوشحال است.
او در گفتگو با خبرگزاری رویترز افزود: «ما همچنان نگران سرنوشت سایر مدافعان حقوق بشر در ایران و البته موکلان آنها هستیم و بر آنها تمرکز داریم.»
منبع: بیبیسی
پیشینه
محمد مصطفایی از کمیساریای عالی سازمان ملل در ترکیه درخواست پناهندگی کرد
محمد مصطفایی: اگر به روز قیامت اعتقاد دارید خانوادهام را آزاد کنید
مقامهای دبی، داراییهای یک بانک ایران را در راستای اعمال دور جدید تحریمهای شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی توقیف کردند.
وبسایت ریا نووستی نام این بانک ایرانی را Persia International Bank اعلام کرده است.
به گزارش نووستی، داراییهای این بانک در راستای اجرای «تصمیم مربوطه اتحادیه اروپا درباره توقیف داراییهای شرکتها، اشخاص حقیقی و نهادهای مرتبط با برنامه هستهای ایران توقیف شده است.»
مقامهای دبی با صدور بیانیهای اعلام کردهاند: «ما ارائه خدمات به پروژههای اقتصادی قبلی ایران را متوقف کرده و بدون تحقیقات مقدماتی و هماهنگی با مقامات امارات اجازه گشایش پروژههای تازه را نخواهیم داد.»
چهارمین قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد حاوی تحریمهایی علیه ایران به خاطر امتناع تهران از توقف غنیسازی اورانیوم روز چهارشنبه ۹ ژوئن صادر شده است.
در اوائل ماه جولای، باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا، قانون توسعه تحریمهای یکجانبه علیه ایران را امضا کرد.
در این فهرست تکمیلی بیش از ۳۰ کمپانی و اشخاص حقیقی ایرانی دیده میشود.
چندی پیش نیز کانادا، استرالیا و ژاپن تحریمهای مضاعف یکجانبهای علیه ایران اتخاذ کردند.
منبع: ریا نووستی
پیشینه
فرماندهان سپاه در فهرست تحریم های تازه آمریکا
تصویب تحریمهای جدید اتحادیه اروپا علیه ایران
آیتالله دستغیب، از اعضای مجلس خبرگان، با اشاره به اواخر حکومت پهلوی و تشکیل حزب رستاخیز گفت: «روش تمام مستکبرین در طول تاریخ، اداره مملکت با یک حزب و تشکل مدّاح حکومت بوده است.»
وی همچنین به نقصها و مشکلاتی در زمان آیت الله خمینی اشاره کرد و گفت: «مشکلات آن زمان به خاطر تندرویها و افراط و تفریطهای نیروهای انقلابی بود که نتوانستند خود را در عمل همراه مرحوم امام (ره) کنند.»
دستغیب پیشتر نیز با مقایسه شرایط فعلی ایران با دوران حکومت پهلوی، گفته بود: «عده ای مانند زمانی که شاه را سایۀ خدا قلمداد میکردند، به خاطر کارهای نکرده خود از مردم توقع تعریف و تمجید، دارند.»
او در یک سال اخیر انتقادات تندی از نظام و دولت کرده به طوری که در یکی از انتقاداتش عملکرد نهادهای زیر نظر ولی فقیه، یعنی صدا و سیما، شورای نگهبان، قوه قضائیه، پلیس، سپاه پاسداران و ارتش را زیر سوال برده و به طور تلویحی به مواضع و اختیارات فراقانونی رهبری جمهوری اسلامی اعتراض کرده بود.
محمود احمدینژاد پیش از این گفته بود: «تنها حزب نظام جمهوری اسلامی، ولایت است چرا که با تشکیل جناحبندیهای سیاسی فاتحه بعضی از ارزشهای انقلاب خوانده شده است.»
منبع: جرس
پیشینه خبر: آیتالله دستغیب: مانند زمان شاه، برخی انتظار تعریف و تمجید دارند
انتقاد تند آیتالله دستغیب از عملکرد نهادهای زیر نظر ولیفقیه
احمدینژاد: نظام ما یک حزب دارد و آن ولایت است
در حالی که بیش از ۱۴ روز از اعتصاب غذای ۱۷ زندانی سیاسی میگذرد، گزارشها از وخامت جسمی عیسی سحرخیز در زندان اوین حکایت دارد.
سحرخیز که بیش از یک سال است در بازداشت بهسر میبرد، به گفته فرزندش مهدی سحرخیز بسیار نامناسب است، به طوری که از دو روز پیش به «فلج» عمومی مبتلا شده و قادر به حرکت نیست.
فلج عضلانی، نوعی اختلال در سیستم عصبی است که با درد شدید همراه است و میتواند صورت، چشم و اندامها را فلج کند.
سحرخیز پیش از این در تیرماه ۸۹ به دلیل بیتوجهی مسئولان زندان به وضعیت بد جسمانیاش، برای مراقبهای ویژه به بیمارستان منتقل شده بود.
مهدی سحرخیز به وبسایت جرس گفته که پدرش «توانایی حرکت ندارد و نیاز مبرم به معالجه پزشکی دارد.»
به گفته فرزند این روزنامهنگار، پدرش به خاطر داشتن سابقه بیماریی، در حال حاضر «پای راستش از کار افتاده به طوری که توانایی حرکت و راه رفتن ندارند.»
مهدی سحرخیز افزوده که پدرش نیاز به مداوای پزشکی خارج از زندان دارد، چرا که امکانات پزشکی زندان برای مداوای وی مناسب نیست.
روز گذشته نیز کارگروه «بازداشتهای خودسرانه» سازمان ملل متحد، با ابراز نگرانی از وضعیت جسمی سحرخیز، خواستار آزادی فوری این روزنامهنگار شده بود.
عیسی سحرخیز، مدیر کل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته توسط ماموران امنیتی بازداشت شد و همچنان در زندان بهسر میبرد.
منبع: جرس
پیشینه
سازمان ملل: عیسی سحرخیز آزاد شود
محمدرضا رحیمی معاون اول احمدینژاد از تلاش برخی برای خرید مدرک دانشگاهی انتقاد کرد. این در حالی است که برخی از نمایندگان مجلس مدرک دانشگاهی وی را «نامعتبر» دانستهاند.
آقای رحیمی گفته است: «الان وضعیتی پیش آمده که هر کس به هر قیمت از طریق پول و هزاران راه دیگر و به بهانه جنگ و مسائل دیگر میخواهد مدرک بگیرد، در حالی که از سواد خبری نیست.»
به گزارش امروز دوشنبه خبرگزاری فارس، رحیمی افزوده که «دانشگاهها را تبدیل به کارخانه مدرک کردند و بسیاری از دانشگاهها برای مدرک فروختن ساخته شدهاند.»
انتقاد رحیمی از اعطای مدرک دانشگاهی در ازای دریافت پول در شرایطی ایراد میشود که برخی نمایندگان مجلس معتقدند مدرک دانشگاهی معاون اول احمدینژاد اعتبار ندارد.
محمدرضا رحیمی در زمان ریاست بر دیوان محاسبات، نامههای خود را با عنوان «دکتر» امضا میکرد و در زمان حضور در دولت هم، سایت رسمی سخنگوی دولت، وی را «دکتر محمدرضا رحیمی» مینامید.
الیاس نادران، احمد توکلی و علیرضا زاکانی به دلایلی «فراتر» از دروغگویی، علیه محمدرضا رحیمی به کمیسیون اصل 90 مجلس شکایت کرده و پیگیر رسیدگی به پرونده وی در قوه قضائیه هستند.
منبع: فارس
پیشینه
الف: دروغگویی معاون اول احمدینژاد ثابت شد
احمد توکلی با اننقاد به خودداری محمود احمدینژاد از ابلاغ قوانین مصوب مجلس به دستگاههای اجرایی، گفت که «مجلس نمیتواند در برابر این رفتار قانونگریزانه و سرکشانه نسبت به قانون بیتفاوت بماند.»
دولت احمدینژاد بیش از یک ماه است که مصوبات خود را به مجلس ارسال نمیکند و از اجرای برخی مصوبات مجلس نیز خودداری کرده است.
علی لاریجانی رئیس مجلس تاکنون چهار قانون مصوب مجلس را برای اجرا به دولت ابلاغ کرده است.
به گفته برخی تحلیلگران این روند نسبتا جدید در مناسبات قوای مقننه و مجریه است که در آن مجلس به جای دولت قوانین را ابلاغ میکند.
آقای توکلی افزوده است، سرپیچی دولت از اجرای قوانین «آموزش بسیار بدی برای مردم دارد و از آن بدتر این است که رابطه دو قوه را تیره و تاریک میکند.»
این نماینده مجلس گفته است چنانچه سرکشیهای دولت ادامه پیدا کند، مجلس «قاعدتاً به تدریج ناچار به مرحلهای میرسد که از اختیارات قانونی خود برای مقابله با این رفتار قانونشکنانه استفاده کند.»
پیشترعلی لاریجانی هم گفته بود که اگر دولت به خودداری از ارسال مصوبات خود به مجلس ادامه دهد، قوه مقننه «از طرق قانونی» با آن برخورد خواهد کرد.
منبع: مهر
پیشینه
لاریجانی دو قانون دیگر را برای اجرا به دولت ابلاغ کرد
پس از خودداری احمدینژاد، لاریجانی قانون اختصاص ۲ میلیارد دلار به مترو را ابلاغ کرد
لاریجانی: مجلس در برابر «گردنکشان از قانون» موضع میگیرد
جامعه اصناف سینمایی در بیانیه کوتاهی اعلام کرد گردهمایی سینماگران ایران که قرار بود امروز، دوشنبه در خانه سینما برگزار شود، به اجبار لغو شده است.
در متن این بیانیه با انتقاد از لغو این مراسم، این پرسش مطرح شده که «آیا لغو این گردهمایی خود نشانهای از فقدان امنیت شغلی سینماگران ایران نیست؟»
در این بیانیه افزوده شده که «میخواستیم در خانه سینما گردهم جمع شویم تا در فقدان امنیت شغلی سخن بگوئیم. اما ناچار به لغو گردهمایی شدیم.»
پیشتر برخی از سینماگران بر غیرسیاسی بودن این گردهمایی و صنفی بودن موضوعات آن تأکید کرده بودند.
روز یکشنبه ۱۷ مرداد ماه نیز شورای مرکزی اتحادیه تهیه کنندگان با انتشار نامهای، به مسئولان برگزاری جلسه هشدار داده بود «سینما را در ورطه نابخردان قرار» ندهند.
پس از آغاز اعتراضها به نتیجه انتخابات، فشارها بر هنرمندان و بسیاری دیگر از فعالان هنری، رسانهای، سیاسی و مدنی افزایش یافته است.
بسیاری از تشکلهای مستقل از دولت، طی یکسال گذشته برای برگزاری مراسمهای صنفی خود با محدودیتهای فراوانی روبرو بودهاند.
منبع: ایرنا، فارس، مهر، ایسنا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر