-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
حبیبالله پیمان، عزتالله سحابی، احمد صدرحاج سیدجوادی و ابراهیم یزدی، چهار تن از فعالان ملی مذهبی، در نامهای از زندانیان در بند ۳۵۰ اوین خواستند اعتصاب غذایشان را متوقف کنند.
در این نامه آمده است: «دیر زمانی است که ملت ایران برای به دست آوردن آزادی و عدالت و حاکمیت قانون و اراده عمومی مبارزه می کند ولی به رغم پیروزی بزرگی که یکصدسال پیش در این راه با انقلاب مشروطیت نصیب آنان گردید، و قانون اساسی به عنوان میثاق میان ملت و دولت به تصویب رسید، ولی تا امروز اکثر دولت ها از تمکین به آن ها و رعایت حقوق اساسی ملت خودداری ورزیده اند.»
این فعالان ملی مذهبی خطاب به زندانیان اعتصاب کننده افزودهاند: «آنچه شما برای به دست آوردنش دست به اعتصاب غذا زده اید، تنها بخشی از حقوق پایمال شده ملت است که جز در سایه خودآگاهی،همبستگی و پایداری درازمدت ملت تحقق پذیر نیستند.»
در ادامه این نامه آمده است: «شما با اقدام شجاعانه خود ندای مظلومیت خود را به گوش همگان در داخل و خارج کشور رساندید و وجدان های خفته را بیش از پیش بیدار و متوجه مسئولیت دشواری که همگی برعهده دارند نمودید. ما تردید داریم آسیبی که از ادامه اعتصاب غذا بر سلامت و زندگی شما وارد می شود نوعی اعمال خشونت علیه خویش تلقی نگردد.»
فعالان ملی مذهبی در پایان این نامه، خواستار توقف اعتصاب غذا از سوی زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین شدهاند.
پیش از این نیز میرحسین موسوی، مهدی کروبی و آیتالله بیات زنجانی خواستار پايان اعتصاب غذای زندانیان سياسی در زندان اوين شده بودند.
اخبار صدا وسیما در تازه ترین اقدام خود برای مقابله با نفوذ شبکه بیبیسی فارسی گزارشی پخش کرده و مدعی شده این شبکه کلا در خدمت بهاییهاست و مدیران ارشدش هم یا بهایی هستند یا حامی آنها هستند و به همین دلیل برنامههایش را نباید دید.
صادق لاریجانی با انتقاد از سخنان اخیر احمدینژاد گفت: در سخنرانی دیروز آقای احمدینژاد مطرح شده است که قوه قضاييه مساله آزادي خبرنگاران را تحت تاثير قرار داده و گاهي خبرنگاران براي پاسخگويي به مطالبي که درج و نقل ميکنند محکوم يا روزها و ماهها در راهروهاي دادگاه ها کشانده ميشوند.
محمود احمدینژاد روز گذشته گفته بود که «فردی در مقاله خود بدون نام بردن از کسی مطلبی را درباره یک شیوه نادرست نوشته است اما میگویند چون به فلان آقا خورده است باید پیگیری شود. بالاخره مقاله مینویسند که به فلان آقا بربخورد، دردش بیاید و خود را اصلاح کند.»
لاریجانی ادامه داد: «ايشان مدعي ميشوند که قوه قضاييه ميگردد تا خبرنگاري که به نقد دستگاهي يا مسئولي پرداخته را يک جوري محکوم کند بعد به فردي اشاره ميکند که هيئت منصفه گفتهاند او جرمي مرتکب نشده ولي قاضي او را محکوم کردهاست.»
وی افزود: «این چه ادبیاتی است که مثلا خورد که خورد بگذار بخورد تا دردش بیاید، توقع ما از رئیس جمهوری این است که ادبیاتش متین و فاخر و با تعابیر جا افتاده و البته صحیح و منصفانه باشد.»
لاریجانی گفت: ««این سخن رئیس جمهوری که گفته است دادستان در موارد توهین به رئیس جمهوری ورود نکرده، مسأله خلاف واقعی است. من قبلا به خودشان هم تذکر دادهام.»
احمدی نژاد روز گذشته گفته بود که «طبق قانون شخصیتهای امام راحل، رهبری و رییس جمهوری باید حفظ شود و اگر کسی به این شخصیتها اهانت کرد باید به طور مستقیم وارد شد و نیاز به شکایت ندارد اما این موضوع درباره رییس جمهوری اتفاق نیفتاده است.»
محمود احمدینژاد اخیرا از علی مطهری شکایت کرده است که به نظر میرسد سخنان دیروز او، بیارتباط با این موضوع نباشد.
لاریجانی در پاسخ به احمدینژاد گفت: «دادستان اعلام کرده که ایشان در چند مورد اقدام کرده است چهار مورد خود دادستان از باب مدعیالعموم و شانزده مورد هم حسب شکایت رئیس جمهوری وارد عمل شدهاند. حالا اینکه شکایتها به محکومیت بیانجامد یا نه ربطی به دادستان ندارد.»
دادگاهی در تهران هر یک از هفت مدیر جامعه بهاییان در ایران را که از حدود سه سال پیش در بازداشت هستند، به بیست سال زندان محکوم کرده است.
پیش از این بارها جلسات دادگاه این افراد به تعویق افتاده بود اما در ماههای اخیر و پس از برگزاری چندین جلسه دادگاه سرانجام حکم ۲۰ سال حبس به وکلای ایشان ابلاغ شد.
شیرین عبادی، یکی از وکلای این هفت نفر با تایید این خبر گفته است که برای لغو این حکم درخواست تجدیدنظر خواهد کرد و تقاضای صدور حکم تبرئه برای موکلانش خواهد داشت.
خانم عبادی حکم صادر شده را «سیاسی» دانسته است.
فریبا کمال آبادی، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی، وحید تیزفهم و مهوش ثابت، هفت بهایی محکوم شده هستند که در زمان بازداشت عضو گروهی بنام «یاران» بودند که سرپرستی جامعه بهایی در ایران را برعهده دارد.
دستگیری و بازداشت موقت دو ساله این افراد انتقادات زیادی را به ویژه در آمریکا در پی داشت و از جمله کنگره آمریکا در قطعنامه ای در سال ۲۰۰۹ خواهان آزادی آنها شد.
ايدز جوانان 25 تا 29 سال ايران را نشانه رفته و بنابه آمارهاي رئيس انجمن ايدز ايران موج سوم شيوع آن، از راه جنسي دانشآموزان و دانشجويان را هدف گرفته است.
حميدرضا شاعري ميگويد: «براي جلوگيري از ورود به موج سوم اين بيماري، نهادهاي آموزشي مربوط به جوانان مانند دانشگاهها و مدارس بايد به ايدز بپردازند ولي متاسفانه جمعيت هدف (جوانان)، آموزش نميبينند و اقدامات انجام شده در اين زمينه، هرز ميرود.»
شاعري آموزشهاي موجود در زمينه ايدز را مهارتمحور نميداند به اعتقاد او اين آموزشها كاربردي نيست و به تغيير رفتار منجر نميشود. شاعري ميگويد: معذوريتها و محدوديتهاي مختلف رسانهاي، اخلاقي وعرفي باعث نپرداختن به جزييات اين بيماري ميشود.
به گفته او تلاشهايي براي ارائه دفترچه بيمه به مبتلايان به ايدز شده اما چون اين اقدام فراگير نبوده به نتايج مطلوب نينجاميده است. از سوي ديگر، متاسفانه چون همه امور مربوط به ايدز در ايران از طريق دولت انجام ميشود، بسياري از مبتلايان به ايدز تمايلي به ثبت شدن نام و وضعيت خود ندارند.
مينو محرز رئيس انجمن تحقيقات ايدز نيز از وجود 1600 پرونده جديد ابتلا به ايدز در انجمن تحقيقات ايدز خبر ميدهد و ميگويد تمام موارد جديدي که در انجمن به ثبت ميرسد مربوط به تماسهاي جنسي و استفاده از سرنگ در معتادان تزريقي است.
براساس آمارهاي او بيشترين شيوع ايدز در ايران ميان جوانان 25 تا 29 ساله است. مردان 93.9 درصد و زنان 6.1 درصد از مبتلایان را تشکيل ميدهند.
با آن که کمتر از يک درصد کودکان از طريق مادر مبتلا به ايدز شدهاند محرز نسبت به افزايش شمار زنان باردار مبتلا به ايدز در کشور هشدار ميدهد وميگويد:پنهانكاري و پاك كردن صورت مسئله نه تنهامشكلي را حل نخواهد كرد بلكه كشور را با مشكلات وبحرانهاي بيشماري روبهرو كردهاست.
فرهاد عبادي، كارشناس ارشد پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي گفت: «طبق آخرين آمار، ايران رتبه چهارم طلاق را در دنيا دارد.»
به گفته وی: «رشد طلاق در ایران 8 درصد و رشد ازدواج 5/5 درصد بوده كه اين زنگ خطري براي خانوادهها است.»
همچنین طبق آمار رسمی سازمان ثبت احوال کشور شمار موارد طلاق در ایران نسبت به پارسال بیش از ۸درصد افزایش داشته و هر ساعت به طور متوسط ۱۴مورد طلاق ثبت میشود.
همچنین پیشتر محمدصادق اکبری، معاون هماهنگی امور مجلس با بیان اینکه آمار سال گذشته در کشور از افزایش ۱۳درصدی طلاق در بین خانوادهها خبر میدهد، گفته بود: «از هر چهار ازدواج در کشور یک مورد به طلاق منجر میشود.»
به گفته وی میزان طلاق در سال 88 به ۱۲۵هزار و ۷۴۷مورد رسیده بود.
زندانیان بند ۳۵۰ که ۱۳ روز است در اعتصاب غذا به سر میبرند، با اشاره به اینکه «جنبش در زندان زنده است» از مردم و رهبران جنبش سبز تشکر کرده و گفتهاند که حاضر به شکستن اعتصاب خود تا رسیدن به خواستههایشان نیستند.
گزارش شده که ۱۶ نفر زندانی در اعتصاب غذای بند ۳۵۰ زندان اوین، همچنان در انفرادی هستند.
این گزارش میافزاید که بابک بردبار، عکاسی که روز گذشته از زندان اوین آزاد شد، امروز مجددا به دادسرای اوین احضار شده است.
این زندانیان در اعتراض به رفتار زندانبانان و ایجاد محدودیت و مانعتراشی در ملاقات با خانوادههایشان بیش از ۱۳ روز است که در اعتصاب غذا بهسر میبرند. کیوان صمیمی، بهمن احمدی امویی و عبدالله مومنی از جمله این افراد هستند.
رعایت کامل حقوق زندانیان، برخورد با خاطیان، افزایش فضای سرانه، اجرای فوری و کامل قوانین مرتبط با زندانیان و آزادی فوری بابک بردبار، پنج خواسته زندانیان بند ۳۵۰ اوین برای پایان دادن به اعتصاب غذا، اعلام شده است.
دبير انجمن صنفي كاريابيهاي بينالمللي از فعاليت غيرقانوني 80 تا 100 شركت مهاجرفرست در شهرهاي بزرگ ایران خبرداد.
حسن کرباسی با بيان اين كه ضربه فعاليت شركتهاي مهاجرتي در ايران حتي از شركتهاي هرمي نيز بيشتر است، فعاليت غيرقانوني شركتهاي مهاجرتي را موجب توقف فعاليت كاريابيهاي بينالمللي عنوان كرد و گفت: عدم برخورد جدي با فعاليت شركتهاي مهاجرتي موجب شده است كه ساليانه ميزان قابل توجهي ارز از كشور خارج شود.
او خروج ارز را موجب بروز آسيبهاي جدي به اقتصاد كشور دانست و تصريح كرد: شركتهاي مهاجرتي براي اعزام هريك نفر نيرو به كشور كانادا حداقل 240 هزار دلار به عنوان سرمايه اوليه خارج ميكنند.
مراسم روز خبرنگار حدود ساعت 10 صبح روز شنبه 16 مرداد در هتل هویزه تهران برگزار شد و اگرچه تمام تلاشم را کردم تا از اول مراسم حضور داشته باشم، اما یکی دیگر از تصادف های جاده رودهن – تهران، که این روزها به موضوعی روتین تبدیل شده است، باعث شد حدود ساعت 11:30 به جلسه برسم. وقتی رسیدم محمد نبی حبیبی، دبیر کل موتلفه، حميدرضا ترقي، معاون بین الملل و محمد کاظم انبارلویی، رییس مرکز سیاسی حزب حضور داشتند. سید حامد حسینی معاون تبلیغات و روابط عمومی حزب هم مجری برنامه بود. دو نفر دیگر هم کنار مسئولان حزب نشسته بودند که نشناختم.
نوبت خبرنگار همشهری بود که صحبت کند. او صحبت هایش را با انتقاد از تقسیم خبرنگاران و روزنامه نگاران به خودی غیر خودی آغاز کرد و شاکی بود از این که چرا برخی خبرنگاران به خاطر کوچکترین انتقادی متهم می شوند به صهیونیستی بودن و ضد نظام بودن و هزاران هراز اتهام بی اساس دیگر.
خبرنگار همشهری گفت که قصد سوال پرسیدن ندارد و از مسئولان موتلفه خواست تا کمی به صحبت های او گوش کنند. می گفت که چرا مسئولان تحمل انتقاد ندارند و کوچکترین انتقادی منجر به بسته شدن مطبوعات می شود؟ در مقابل خبرنگاران به اصطلاح خودی هرچه می توانند می نویسند و کسی کاری به آنها ندارد.
البته در میان صحبت های خبرنگار همشهری انبار لویی رییس دفتر سیاسی حزب این سوال را از خبرنگار همشهری مطرح کرد که آیا او به نظام و حکومت اعتقاد دارد و به آن پایبند است یا نه. با این که جناب انبار لوئی خیلی تاکید داشتند که خبرنگاران را باز هم به دو دسته تقسیم کند، اما خبرنگار همشهری در پاسخ گفت که این نوع تقسیم بندی را قبول ندارد.
خبرنگار همشهری در ادامه صحبت هایش به انتقاد از تحزب در ایران پرداخت و حزب و حزب داری در ایران را شوخی دانست. دلیلش هم این بود که وقتی یک حزب نمی تواند کوچکترین تاثیری در روند اداره کشور داشته باشد، بود و نبودش با هم فرقی نمی کند. او صحبت هایش را این طور ادامه داد که این روزها حتی نمی توان در اعتراض به گرانی قیمت تخم مرغ از وزارت کشور درخواست مجوز کرد. او در ادامه به زندانی بودن فعالان سیاسی اشاره کرد و گفت که افرادی مثل مسئولان موتلفه رسانه دارند و سخن می گویند و در مقابل برخی در سلول های یکی دو متری هستند، این نه تنها جنگ نرم نیست که یک جنگ سفت و محکم به حساب می آید. خبرنگار همشهری انتقاد های دیگری هم داشت که شاید همه آنها در خاطرم نباشد، اما صحبت هایش با نگاه تحسین آمیز دیگر خبرنگاران همراه بود.
بعد از تمام شدن صحبت های خبرنگار همشهری، سید حامد حسینی مجری و معاون تبلیغات حزب که عصبانیت در چهره هاش کاملاً مشخص بود و چند بار بین صحبت های خبرنگار همشهری از او خواسته بود صحبت هایش را تمام کند، با لحنی تمسخر آمر و همراه با عصبانیت خطاب به خبرنگار همشهری گفت: پس حضور شما در اینجا هم شوخی است. گویا همین حرف جناب مسئول روابط عمومی حزب موتلفه باعث شد که خبرنگار همشهری بعد از لحظاتی جلسه را ترک کند.
بعد از صحبت های خبرنگار همشهری نوبت به ترقی، معاون بین الملل حزب موتلفه رسید. جناب آقای ترقی از همان اول شروع کرد به انتقاد از خبرنگاران. ترقی هم مثل انبار لوئی علاقه خاصی به تقسیم بندی خبرنگاران داشت، به نوعی دیگر. ترقی در دسته بندی توهین آمیز خود عده ای خبرنگاران را به مگس هایی تشبیه کرد که تنها دور زخم ها جمع می شوند و تنها انتقاد می کنند.
خبرنگاران بعد از شنیدن این صحبت ترقی، یکدیگر را نگاه می کردند و متعجب بودند از نوع ادبیات جناب آقای ترقی که معاون بین الملل حزب هستند. پیش خودم گفتم البته وقتی آقای احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور مورد قبول و حمایت حزب موتلفه در جلسه ها و همایش هایی که انعکاس بین المللی دارد از «ممه و لولو» صحبت می کند و تاکید می کند که «آب را باید جایی ریخت که می سوزد و نه جای دیگر» و رییس دفتر ایشان برخی کشورها را «زپرتی» خطاب می کند، انتظار زیادی هم نباید از ترقی داشت.
اما به هر حال این سخن ترقی با واکنش خبرنگاران مواجه شد و هر کدام به نوعی به این گفته اعتراض کردند. بعد از صحبت های گلایه آمیز خبرنگار سیاست روز از مگس خواندن برخی خبرنگاران توسط ترقی، نوبت به من رسید که به عنوان خبرنگار روزنامه ابتکار در این جمع حضور داشتم.
بعد از تبریک روز خبرنگار به حاضران جلسه، از عبارتی که توسط معاون بین الملل حزب درباره برخی خبرنگاران استفاده شد انتقاد کردم و چرایی به کار بردن این نوع ادبیات را خواستار شدم. آقای ترقی هم که در هنگام انتقاد های دوستان لبخند معنا داری به لب داشت، پشت میکروفون خطاب به من گفت: شما چرا به خودتان می گیرید؟
پاسخ دادم که بالاخره شما در این جمع از خبرنگاران که احتمالاً خبرنگار منتقد هم بین آنها هست، برخی را «مگس» خواندید و این نوع صحبت کردن شما درست نیست.
ادامه صحبت هایم چنین بود که تا وقتی برخی مثل آقای ترقی خبرنگار را مگس می دانند و برای رسانه ارزشی قائل نیستند مشکلات هم در کشور وجود دارد. در همه جای دنیا رسانه از پایه های اصلی هر حکومت است، اما در ایران رسانه ها جرات نوشتن چند خط انتقاد را هم ندارد که نکند تعطیل شوند و روزنامه نگار مورد نظر بازداشت شود. این روزها یک خط انتقاد در کشور به عنوان خط قرمز نظام محسوب می شود و این درست نیست. اگر قرار این چنین است تمام روزنامه ها را تعطیل کنیم و با چند حزب مثل موتلفه و چند رسانه خودی که همیشه از دولت تعریف می کنند، کشور را بچرخانیم. همه هم راضی خواهند بود. همه خبرنگاران از جمله من به این نظام اعتقاد داریم و جانمان هم برای کشور می رود، اما به همین نظام انتقاد هم داریم که باید به این انتقاد ها رسیدگی شود. چرا نظام ما و رسانه های ما به جایی رسیده است که فردی مانند مشائی به خط قرمز رسانه ها تبدیل شده است و روزنامه ها کوچکترین انتقادی درباره ایشان نمی نویسند. حزب موتلفه هم در این چند سال نتوانسته تکلیفش را با دولت مشخص کند. اگر تصمیم دولت به سود حزب باشد حمایت می کند و اگر نباشد انتقاد می کند. چنانچه بعد از این که احمدی نژآد چند سال پیش گفت به احزاب باج نمی دهد، حبیبی دبیر کل حزب اولین فردی بود که از این گفته انتقاد کرد. این رفتار حزب قابل قبول نیست و باید رویکرد خود درباره دولت فعلی را مشخص کنید.
نکات دیگری را هم مطرح کردم که دقیقاً یادم نیست. اینجا آقای عسگر اولادی دبرکل جبهه پیروان خط امام که قبل از صحبت های وارد مجلس شده بود، پشت میکروفن گفت که صحبت ها تکراری شده است و نباید صحبت های تکراری مطرح شود. من هم در جواب گفتم: حدود 5 سال است این صحبت ها تکرار می شود، اما گوش شنوایی نیست و کسی توجه نمی کند.
بعد از تمام شدن صحبت های من آقای عسگر اولادی شروع به سخنرانی کرد. درباره این که باید فضا دوستانه باشد و انتقاد ها دوستانه مطرح شود. او از دو طرف بحث انتقاد کرد و خواست این جلسات ادامه داشته باشد.
بعد هم نوبت به سخنرانی محمد نبی حبیبی رسید. او هم به بیان خاطراتی از دوران انتخابات پرداخت و مثل خیلی های دیگر که از سکوت طرف مقابل استفاده می کردند به انتقاد از آقای موسوی و کروبی پرداخت . او از خبرنگاران این سوال را پرسید که چرا در مقابل شایعه و ادعای تقلب سکوت کردند و حتی این جریان را تائید کردند. مگر به نامزدها اجازه بازشماری آرا داده نشد؟ چرا آقایان کروبی و موسوی این موضوع را قبول نکردند؟
بین صحبت های حبیبی چند بار اجازه صحبت گرفتم که مجری اجازه نداد. بعد از چند دقیقه به وسیله یکی از افرادی که در سالن حضور داشتند این پیغام را به من رساند که بعد از جلسه می توانید با آقایان حبیبی و عسگر اولادی صحبت کنید و اگر خواستید وقتی برای مصاحبه هم به شما داده می شود.
بعد از صحبت های آقای حبیبی من از او این سوال را پرسیدم که اگر بحث تقلب مطرح نبود، چرا ستاد قیطریه مهندس موسوی در شب انتخابات آتش زده شد و جمعی از فعالان سیاسی ایران به فاصله چند ساعت بعد از انتخابات دستگیر شدند؟
آقای حبیبی نگاهی به من انداخت و بدون این که پاسخ بدهد، دوباره سوال خود درباره بازشماری آرا و موضوع تقلب مطرح کرد.
بعد از جلسه و موفقع خداحافظی آقای حسینی مسئول روابط عمومی حزب بار دیگر تاکید کرد که اگر خواستم می تواند وقت مصاحبه اختصاصی با مسئولان موتلفه مشخص کند، من هم تشکر کردم و خداحافظی.
پی نوشت: این جلسه با تمام بی احترامی هایش به خبرنگاران، جلسه بدی نبود. برخی حرف ها زده شد و حداقل مسئولان موتلفه بدون سانسور این حرف ها را شنیدند.
رییس سازمان بسیج مستضعفین گفت: «علومی که امروز در دانشگاههای ایران فراگرفته میشود با معارف دینی ما سازگار نیست.»
به گفته محمدرضا نقدی «این علوم وارداتی هستند و در شأن مردم با بصیرت کشور ما نیستند.»
وی با بیان اینکه امروز مسئولیت سنگینی داریم، گفت: «فرصتهایی به وجود آمده است که رسالت جهانی کردن اسلام را بر دوش ما گذاشته است.»
وی در ادامه گفت: «انقلاب ما محدود به ایران نیست، این انقلاب زمینهساز انقلاب بزرگ جهان به پرچمداری حضرت حجت است.»
پیش از این نیز صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه با انتقاد از «گسترش علوم انسانی» در کشور گفته بود: «چه معنی دارد در کشور خود تئوریهايی درباب روانشناسی و جامعه شناسی ترويج کنيم که بر پيش فرضهايی استوار است که به با پيش فرضهای دينی ما هماهنگی و همخوانی ندارد؟»
این چندمین بار است که مقامات جمهوری اسلامی درباره ترویج علوم انسانی در جامعه و دانشگاهها موضع میگیرند. آقای لاریجانی پیشترخواستار «مهار» ترجمه کتابهای غربی در ایران شده بود.»
احمدرضا رادان میگوید در ماه رمضان، خودروهايي كه سرنشينان آن روزهخواري كنند، توقيف ميشوند. او همچنین نسبت به «بدحجابی» و «آلودگی صوتی» در این ماه هشدار داده است.
وی که در جمع خبرنگاران سخن میگفت، در ادامه سخنان خود با اشاره به تجهيز خبرنگاران به سلاح سرد گفت: «اين هنوز مصوب نشده است كه بخواهيم برايش اطلاعرساني عمومي كنيم و تصويب اين كار يعني اشاره به ناامني.»
چند روز قبل ناصر سیفیان، رييس مرکز انتظامي پليس پيشگيري ناجا گفته بود که خبرنگاران به تجهیزات دفاع شخصی مجهز خواهند شد.
آقای رادان در عین حال افزود: «كساني كه درخواست (مجهز شدن به سلاح) را داشته باشند اگر معاونت اجتماعي تشخيص دهد كه واقعا امنيت آنها در خطر است به گاز اشكآور مجهز ميشوند.»
جانشین فرمانده نیروی انتظامی در ادامه، امنیت تهران را در مقایسه با دیگر پایتختهای جهان «بینظیر» خواند.
وي در پايان با اشاره به اينكه «ناامني خاصي در كشور وجود ندارد» گفت: «كار جدياي نيز در بحث تجهيز افراد به سلاح سرد قرار نيست صورت بگيرد تنها بحث تجهيز پليسهاي افتخاري به سلاح سرد بود كه هنوز درباره آن تصميمگيري نشده است.»
محمدرضا خباز عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، شعارهای احمدی نژاد، مبنی بر اینکه با هدفمند سازی یارانهها دیگر فقیری نداریم را، همان شعار آوردن نفت بر سر سفره مردم دانست و گفت: «ما در گذشته هم شاهد بودیم که رئیسجمهور گفت نفت را بر سر سفره مردم میآوریم اما دیدیم که نان را هم از سر سفره مردم بردند.»
وی با بیان اینکه هدفمند کردن یارانهها به منزله جراحی در اقتصاد کشور است و جراحی طبیعتا مقداری درد و سختی خواهد داشت گفت: «اینکه از همین اول گفته شود ما یک فقیر هم نخواهیم داشت، واقعیت ندارد.»
به اعتقاد او: «ابتدا با تورم 30 درصدی مواجه خواهیم شد پس از آنکه مردم ریاضت را پذیرفتند و تبعات آن را قبول کردند و دولت تمام تلاش خود را بهکار برد که درد کمتری نصیب مردم شود میتوان گفت کار خوب انجام شده است.»
به گفته خباز: «مسئولان نباید از ابتدای کار صحبتهایی بکنند که در مردم منجر به توقعات فزاینده شود به نحوی که در اجرا با مشکل مواجه شوند و سپس وعدهها را پس گرفته و خود را کنار بکشند.»
«از اول و قبل از فراهم شدن مقدمات اجرای هدفمند کردن یارانهها صحبت از دادن 75 هزار تومان پول نقد بود سپس به 50، 40 و 30 هزار تومان کاهش یافت و امروز مبلغی مطرح است که خودشان هم رویشان نمیشود بگویند چقدر است.»
وی در ادامه گفت: «دولت شعار هدفمند کردن یارانهها را داده، از آن طرف هم گفته پول میدهیم و بهره سیاسیاش را هم برده، حال میگوید سختو سنگین است و احساس میکند از عهده کار بر نمیآید و میخواهد عقبنشینی کند.»
این نماینده مجلس با بیان اینکه از همان ابتدا کارشناسان معتقد بودند که دولت از عهده کار بر نمیآید، توضیح داد: «اگر قرار باشد کار درست انجام شود دولت ابتدا باید به کار کارشناسی تن دهد و نه اینکه فقط نظرات خود را قبول داشته باشد.»
مديرعامل بنياد تعاون بسيج از افزایش پرداخت تسهیلات به بسیجیان خبر داد.
غلامحسين كلولي با بیان اینکه پرداخت تسهيلات تكليفي بسيج در موسسه مالي و اعتباري مهر ايلام از رشد مطلوبي برخوردار بوده است گفت: «پرداخت اين تسهيلات، با هيچ دورهاي قابل مقايسه نيست.»
همچنین مديركل امور شعب موسسه مالي و اعتباري مهر استان ايلام نیز پرداخت تسهيلات تكليفي بسيج را در اولويت كاري اين موسسه دانست و گفت: «اين موسسه مفتخر است كه بتواند با پرداخت تسهيلات تكليفي بسيج، گوشهاي از مشكلات اين قشر زحمتكش جامعه را در ابعاد مختلف برطرف كند.»
به گفته وی «در سالهاي اخير كليه تسهيلات تكليفي بسيج در موسسه مالي و اعتباري مهر در قالب عقود اسلامي و قرضالحسنه شامل ازدواج، مسكن، خوداشتغالي، درمان و ساير بخشها به صورت 100٪ در استان ايلام پرداخت شده است.»
وی همچنین از پرداخت 40٪ از 50٪ تسهیلات تکلیفی بسیج در سال جاری خبر داد.
منصور اسانلو، رییس زندانی هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، بار دیگر به زندان محکوم شده است.
محاکمه این فعال کارگری هفته گذشته در دادگاه انقلاب کرج بدون حضور وکلای او برگزار شده اما هنوز میزان محکومیت وی مشخص نیست.
اتهام منصور اسانلو "ارتباط با مخالفان نظام جمهوری اسلامی" اعلام شده است و به نظر میرسد دوران زندانی وی طولانی تر خواهد شد؛ این در حالیست که سازمان بین المللی کار چندی پیش اعلام کرد که قوه قضاییه جمهوری اسلامی با آزادی وی موافقت کرده است.
منصور اسانلو در سال ۸۶ به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" و "تبلیغ علیه نظام" به ۵ سال زندان محکوم شده بود و هم اکنون در حال گذراندن این دوره است.
همزمان با انتشار خبرهایی مبنی بر وخامت اوضاع جسمانی عیسی سحرخیز، کارگروه «بازداشتهای خودسرانه» سازمان ملل متحد، خواستار آزادی فوری این روزنامهنگار شد.
متن نامه این کارگروه به مقامهای ایران توسط خانواده و وکیل مدافع عیسی سحرخیز روز شنبه منتشر شده است.
در این نامه علاوه بر درخواست آزادی فوری و بیقید شرط عیسی سحرخیز، از مقامهای جمهوری اسلامی خواسته شده «دادگاهی عادلانه بر اساس استانداردهای بینالمللی برای رسیدگی» به اتهامات وی تشکیل شود.
عیسی سحرخیز، مدیر کل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته توسط ماموران امنیتی بازداشت شد و همچنان در زندان بهسر میبرد.
سحرخیر در متن دفاعیهاش نوشته که در مدت بازداشت به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
مهدی سحرخیز، فرزند این روزنامهنگار زندانی، گفته که «شکایتی توسط وکیل عیسی سحرخیز به سازمان ملل متحد ارائه شده بود و پس از یکسال پاسخ دادند و این نامه را برای مقامات ایرانی فرستادند که مقامات ایرانی پاسخی به این نامه ندادند.»
وی هم چنین تاکید کرده است که پدرش پیش از زندان هیچ مشکلی نداشته و بیماری وی در جریان بازداشت یک سال اخیر رخ داده است.
اخبار تایید نشدهای درباره صدور حکم محکومیت عیسی سحرخیز به زندان منتشر شده است. ولی مهدی سحرخیز از صدور چنین حکمی اظهار بیاطلاعی کرده است.
هفت فعال سیاسی، شکایت خود از یک گروه نظامیـ اطلاعاتی و آمران و مباشران تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته را به رئیس قوه قضاییه و سازمان قضایی نیروهای مسلح تسلیم کردند.
به گزارش وبسایت جرس، این شکایتنامه به امضای محسن امینزاده، مصطفی تاجزاده، عبدالله رمضانزاده، فیضالله عرب سرخی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی و بهـزاد نبـوی رسیده است.
این هفت عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت، پس از انتخابات بازداشت و به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» به حبسهای طولانی محکوم شدهاند.
در بخشی از این نامه این افراد آمده است: «ما امضاءکنندگان این شکایت، تعدادی از قربانیان پرونده سازیها و خلاف کاریهای گروهی استبدادطلب از جمله عدهای از نظامیان قانون شکن، در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم و پس از آن هستیم.»
در این نامه تاکید شده است: «هزینههای تحمیل شده به ما امضاء کنندگان این شکایت کمترین خسارات فعالیت این جریان مداخله گر در انتخابات و نفوذ آنان در نهادهای رسانهای، قضایی و انتخاباتی کشور است.»
این هفت فعال سیاسی نوشتهاند: «ما قبل از هرچیز نسبت به استقلال ملی، تمامیت ارضی کشور، آزادیها و حقوق شهروندی، بنیانهای انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران احساس نگرانی میکنیم.»
آنها در عین حال نوشتهاند: «{ما} در مورد خطرات فعالیت و نفوذ جریانی خطرناکی در نهادهای مختلف به ویژه نهادهای نظامی و اطلاعاتی کشور هشدار میدهیم.»
این هفت فعال سیاسی به طور مشخص اعلام کردهاند از سردار مشفق یکی از مسئولین ارشد اطلاعاتی قرارگاه ثارالله و یک گروه نظامیـ اطلاعاتی که نامی از آن نبردهاند، شکایت کردهاند.
شکایت این فعالان سیاسی براساس متن منتشرشده سخنرانی سردار مشفق تهیه و تنظیم شده است.
آنها در این نامه به موارد متعددی از سخنرانیهای این مقام نظامی درباره انتخابات سال گذشته و مداخلات نیروهای نظامی در دستگیریهای پس از آن اشاره کرده و این اظهارات را قابل پیگیرد دانستهاند.
در پایان این نامه با اشاره به شکایت محمد خاتمی در مورد تخلفات انتخاباتی برخی از فرماندهان نظامی در سال ۱۳۸۴ آمده است: «این شکایت با توجه به اظهارات مکرر مقامات عالی نظام مبنی بر ضرورت پیگیری شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی از طریق مراجع قانونی ذیربط، تقدیم شده است.»
آنها نوشتهاند: «امیدواریم این اعلام جرم به سرنوشت شکایت جناب آقای خاتمی رئیس جمهور وقت در سال ۱۳۸۴ در مورد تخلفات برخی فرماندهان نظامی در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری دچار نشود.»
این فعالان سیاسی افزودهاند که اگر در آن زمان به شکایت محمد خاتمی رسیدگی میشد «دیگر شاهد دخالتهای مکرر غیر قانونی این گروه از مسئولان نظامی و اطلاعاتی در انتخابات، بویژه انتخابات ریاست جمهوری دهم، حوادث خیابانی ناشی از آن و هزینههای گزاف و غیرقابل جبران آن برای کشور و ملت ایران نبودیم.»
آنها تاکید کردهاند: «به باور ما امروز نیز در صورت عدم توجه به این جرایم و عدم رسیدگی به مداخلات غیرقانونی این گروه و آمرین و مباشران آنها در انتخابات ریاست جمهوری دهم، علاوه بر اینکه ابعاد عدم سلامت این انتخابات» و ریشههای وقایع پس از آن روشن نمیشود، بلکه «در آینده نیز انتخابات قانونی، سالم، آزاد و رقابتی در کشور ما بطور کلی بلاموضوع خواهد شد.»
سازمان سنجش آموزش کشور وابسته به وزارت علوم به همراه برخی دیگر از سازمانهای متعلق به این وزارتخانه از تهران به استان دیگری منتقل میشوند.
خبرگزاری فارس امروز یکشنبه با اعلام این خبر، پیشبینی کرده که دفاتر رئیس و معاونان سازمان سنجش آموزش کشور از تهران به دیگر قسمتهای این سازمان در مشکین دشت کرج انتقال داده خواهد شد.
براساس این گزارش، دفاتر ریاست و معاونان سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران نیز از تهران به پایگاه اصلی آن در شهریار منتقل خواهد شد.
خبرگزاری فارس در ادامه این گزارش، این پرسش را مطرح کرده که «آیا تنها هدف خروج دستگاههای حکومتی همچون وزارتخانهها از تهران مربوط به موضوع جمعیت و کاهش ترافیک و آلودگی هواست؟ یا اینکه ملاحظات دیگری در اخذ این تصمیم مؤثر بوده است.»
طرح کاهش جمعیت تهران که اخیرا از سوی محمود احمدینژاد و دولت او مطرح شد، مخالفت بعضی از کارشناسان و مسئولین این شهر را به همراه داشته است.
به نظر آنها اجرای چنین طرحی با توجه به سطح امکانات رفاهی، آموزشی و درمانی در سایر شهرها در مقایسه با شهر تهران «غیرعملی» است.
موضوع خروج شرکتهای دولتی و کارمندان از تهران، در پی اظهارات احمدینژاد، درباره زلزله خیز بودن تهران اعلام شد که گفته بود: «حداقل پنج میلیون نفر باید از تهران بروند.»
هفتهنامه آلمانی اشپیگل خبر داد پلیس گمرک این کشور مانع ارسال یک محموله شرکت زیمنس به ایران از فرودگاه فرانکفورت شده است.
بر اساس این گزارش، قرار بوده تجهیزات ضبط شده از طریق روسیه به نیروگاه هستهای بوشهر منتقل شود.
شرکت زیمنس ژانویه سال جاری میلادی اعلام کرده بود هیچ معامله جدیدی با جمهوری اسلامی انجام نخواهد داد.
مسئولان زیمنس پس از انتشار خبر توقیف این تجهیزات اعلام کردهاند همچنان بر سر این تصمیم هستند.
زیگفرید روسوورم، یکی از اعضای هیات مدیره زیمنس که مسئولیت تجارت با ایران را بر عهده دارد به اشپیگل گفته است هیچ نشانهای مبنی بر سرپیچی از قوانین با ارسال مستقیم تجهیزات زیمنس به ایران وجود ندارد.
بنابر این گزارش قرار بوده تجهیزات ساخت زینمس در قالب معامله با یکی از شرکتهای زیر مجموعه «اتم استروی اکسپورت»، در اختیار این کمپانی روسی قرار بگیرد.
شرکت روسی، طرف قرارداد جمهوری اسلامی برای تکمیل و راهاندازی نیروگاه بوشهر است.
به نوشته اشپیگل، گمرک آلمان از پایان سال ۲۰۰۹ تا کنون، حدود شش محموله که اغلب آنها باید از مسیر روسیه به ایران میرسید را توقیف کرده است.
در ارتباط با تجارت غیرقانونی با ایران هم اکنون در چند دادگاه فرانکفورت و نوردراین وستفالن پروندهایی در دست بررسی است. دستکم سه شرکت آلمانی در این ماجرا درگیر هستند.
بابک بردبار، عکاس خبری و یکی از ۱۷ زندانی سیاسی که اعتصاب غذا کرده بودند، از زندان آزاد شد.
آزادی فوری و بیقید و شرط بابک بردبار یکی از پنج خواسته زندانیان اعتصابکننده بود.
بردبار در حالی که مشغول عکاسی از تظاهرات اعتراضی روز عاشورا در ششم دی ماه سال گذشته بود، بازداشت شد.
قرار بود این عکاس خبری حدود دو هفته پیش از این و به مناسبت نیمه شعبان (تولد امام دوازدهم شیعیان) آزاد شود.
با اعلام خبر آزادی قریبالوقوع بابک بردبار در بند ۳۵۰ زندان اوین در دوم مرداد، زندانیها به شادمانی میپردازند که همین شادمانی موجب درگیریهایی بین زندانبانان و زندانیان میشود.
گفته میشود بعد از این درگیریها بوده که ۱۷ نفر از زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین، از جمله بابک بردبار، به سلولهای انفرادی منتقل شدند و از همان زمان دست به اعتصاب غذا زدند.
با وجود آزادی آقای بردبار، هنوز خبری از دیگر زندانیانی که اعتصاب غذا کردهاند در دست نیست و مشخص نیست آیا آنها اعتصاب غذای خود را شکستهاند یا نه.
میرحسین موسوی، مهدی کروبی و جبهه مشارکت از این زندانیان خواستهاند به اعتصاب غذای خود پایان دهند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر