-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مرداد ۲۱, پنجشنبه

Lastest News from Shahrgon for 08/12/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



سال ۱۹۸۶ محمد نوری مهمان هفته نامه شهروند ونکوور و هنرمند گرامی آقای هوشنگ لطیف‌پور بود.

تمام عزیزانی که در آن شب به کنسرت محمد نوری آمده بودند، شنیدن صدای این هنرمند مردمی را در خاطره‌شان جاودانه خواهند کرد.

هوشنگ لطیف‌پور استاد بزرگ دوبله و راوی سریال دایی جان ناپلئون، مستندهای راز بقا و... در ابتدای برنامه، به معرفی محمد نوری پرداخت. (بزودی به معرفی هوشنگ لطیف پور خواهیم پرداخت تا نسلی که در خارج از کشور و در ونکوور زندگی می‌کنند با این هنرمند والا و فروتن بیشتر آشنا شوند.)

هوشنگ لطیف‌پور پیش از اجرای کنسرت محمد نوری در سپتامبر ۱۹۸۶ وی را چنین معرفی کرده بود:

«محمد نوری متولد ۱۳۰۸ فارغ‌التحصیل هنرستان تئاتر، زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران و مبانی تئاتر از دانشکده علوم اجتماعی، آواز را نزد خانم اولین باغچه‌بان و سلفژ و تئوری موسیقی را نزد مصطفی پورتراب، سیروس شهردار و فریدون فرزانه از اساتید هنرستان موسیقی فرا گرفت.

نوری بافت و غنای آوازهای خود را متأثر از ساختار نغمات آهنگ سازانی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی، محمد سریر و فریدون فرزانه می‌داند.

پیوندهای دیرینه فرهنگی او با موسیقی علمی و هم چنین تجلی ویژگی‌های رنگ، رسایی صدا و شیوه ارایه موسیقی و کلام در آوازهای او طی سال‌های فعالیت هنری، حلقه فاخر و مستحکمی برای تداوم بخشیدن به همراهی و هم‌نشینی موسیقی و شعر در قلمرو اندیشه بوده است.

صدای گرم و پرطنین محمد نوری برای یک نسل، یادآور لحظه‌های خوب و مهربانی‌های سرشار و برای نسل دیگر آفریننده خاطرات شیرین خواهد بود.»

باری محمد نوری آن سال به اتفاق همسرش بیش از یک هفته مهمان هم‌میهنان شهر ما در ونکوور کانادا بود و حضور در میان مردم و خواندن برای مردم برایش از اولویت خاصی برخوردار بود. بر پایه همین نگاه، هیچگاه به مردم پشت نکرد و در سخت‌ترین شرایط زندگی‌اش، دل به مخالفان مردم نبست. او که مبتلا به بیماری سرطان مغز استخوان شده بود و در چند ماه آخر حیاتش اغلب در بیمارستان بستری بود، حاضر نشد کمک مالی دولت احمدی‌نژاد را بپذیرد و خود را همچنان در صف مردم و در آغوش مردم نگاه داشت. مروری به صحبت‌های پیش از کنسرت محمد نوری در ونکوور، به روشنی یادآور وفاداری، تعهد و مردمی بودن هنرش است. این سخنان کوتاه و پرنغز محمد نوری را با هم می‌خوانیم و یادش را گرامی می‌داریم:

40112«خانم‌ها و آقایان با سلام به حضورتان!

خانم‌ها به کنسرت ما خوش آمدید. اولا من را ببخشید اگر به جای من، ما می‌گویم چون من، من تنها نیست. منظور ما آهنگساز هست، شاعر هست و بعد خواننده. حرف کوتاهی داریم. تقدیس می‌کنیم هنرمندان والایی که نیستند و در نیستی‌شان زمزمه دارند در مسیر مردم و موسیقی. و همان تقدیس و تکریم حضور هنرمندان والا، که هستند و در هستی‌شان فریاد دارند در مسیر مردم و موسیقی. چون که به زعم ما در مسیر هنر، ما مردم را والاتر می‌دانیم. اگر هنرمندی مردم را عنوان کرد، ولی در کارش به دروغ پرداخت، و به روشنگری ذهن مردم و تعهد مردمی اقبال نکرد، ما آن را هنرمندی نیمه تمام یا تمام شده می‌دانیم.

ما از مردم الهام می‌گیریم و به عظمت همین اصالت الهام‌های مردمی، آوازهای مردمی می‌خوانیم. در مسیر آوازهای مردمی خواندن هم، آوازهای پوچ نمی‌خوانیم. غرض نگه داشتن و شریف نگه داشتن همین اصالت‌های مردمی است.

همیشه ایرانیان عزیز از ما مهربانی‌شان را دریغ نکردند. به من محبت کردند و من سر تعظیم دارم. حضور ایرانیان عزیز به ما توان داده‌اند و نگهداشت همین توان معنوی، قصه تعهد ماست به شما. اگر این مهر و محبت ایرانیان همیشه جاری باشد، اگر جسمم یاری بکند، من در آینده برای شما خواننده خوبی خواهم شد. اگر نشدم یک چیز می‌ماند و آن این که؛ چه دیروز، چه امروز و چه فردا، من هرگز با آوازهایم به شما دروغ نگفتم، نمی‌گویم و نخواهم گفت.

محبت داشته باشید تا من زیر سایه شما بایستم و فریاد بزنم: در برابر مردم، چگونه زیستن من، از خود زیستن مهم‌تر است. فریاد بزنم! من برای مردم می‌خوانم و به نام مردم ایستاده‌ام و ایستادگان همیشه پیروزاند، چون خود شما هستید.»

چشم‌ها تو واکن که سحر

تو چشم تو بیدار بشه

صدام بزن که از صدات

باغ دلم بهار بشه

باری، محمد نوری پیش از آنکه ترانه سانتا لوچیا را بخواند، توضیحی در باره این ترانه داد که بد نیست در این یادداشت به آن اشاره کنم:

«این ترانه برای یک قدیسه‌ای سروده شده که در قرن چهاردهم به دستور امپراتوری که این دختر با ازدواج با او مخالفت کرده بود، به عده‌ای پناه برده بود.

«سانتا لوچیا» یا «سنت لوچیا» یا «سانتالوسیا» که هم شعر انگلیسی و ایتالیائی‌اش هست و من شاعر آن‌ها را نمی‌دانم، شعر فارسی آن از آقای هدایت است و شعر گیلکی‌اش نیز از بزرگترین شاعر گیلان جهانگیر سرتیپ‌پوراست.»

یادآور می‌شویم که استاد محمد نوری علاوه بر آهنگسازی و خوانندگی به کار ترجمه نیز می‌پرداخت و تعدادی از آثار ترجمه‌ای او در نشریات ادبی و فرهنگی از جمله آدینه، چاپ و منتشر ‌شد.

متن صحبت‌های محمد نوری و هوشنگ لطیف پور از روی ضبط ویدیوئی که توسط دوست خوبمان پیمان پارسا از کنسرت محمد نوری در سال ۱۹۸۶ در ونکوور کانادا تهیه شده‌بود، پیاده شد.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به shahrgon-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به shahrgon@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته