
در حالی که روز دوشنبه گزارشهایی در باره توافق میان دولت و بازاریان بر سر نحوه تعیین و دریافت مالیات منتشر شده بود، خبرها حاکی از آن است که تعطیلی و اعتصاب در بازار تهران در روز سهشنبه نیز همچنان ادامه یافته است. در حالی که روز دوشنبه گزارشهایی در باره توافق میان دولت و بازاریان بر سر نحوه تعیین و دریافت مالیات منتشر شده بود، خبرها حاکی از آن است که تعطیلی و اعتصاب در بازار تهران در روز سهشنبه نیز همچنان ادامه یافته است. به نوشته خبر آنلاین، بخش بزرگی از بازار تهران در روز سهشنبه نیز در تعطیلی و اعتصاب به میبرد، این در حالی است که در آخرین ساعتهای روز دوشنبه خبرگزاریهای ایران از امضای تفاهمنامهای میان دولت و شورای اصناف بر سر افزایش پانزده درصدی مالیاتها خبر داده بودند. بیشتر بخوانید: «تفاهمنامه» دولت و بازاریان برای پایان اعتراض و اعتصاب کرکرهها همچنان پایین است؛ بازار تهران در سومین روز اعتصاب بر اساس اين گزارشها، اين تفاهمنامه پس از نشستی پنج ساعته در وزارت بازرگانی امضا شد و بر اساس آن، قرار است ماليات عملکرد سال ۸۸ اصناف نسبت به ماليات قطعی سال ۸۷ ، معادل ۱۵ درصد افزايش يابد. با این حال و با وجود پایان یافتن تعطیلات چهار روزه در ایران، بخش هایی از بازار تهران همچنان در تعطیلی به سر میبرد و بسیاری از مغازهداران به ویژه در بازار پارچه فروشان در روز سهشنبه نیز حاضر نشدند فعالیت عادی خود را از سربگیرند. علی.م، پسر یکی از تجار عمده پارچه در ایران با تاکید بر این که بازار پارچه تا مشخص شدن تکلیف مالیات تعطیل خواهد بود، میگوید: « دامنه اعتراض همچنان ادامه دارد.» از سوی دیگر در حالی که مقامهای رسمی دولت علت تعطیل اعلام کردن روزهای یکشنبه ودوشنبه در ایران را گرمای هوا اعلام کرده بودند، برخی سایتهای اینترنتی این کار را تلاشی از سوی دولت برای نافرجام گذاردن اعتصاب بازاریان قلمداد کردهاند. اعتصاب در بازار تهران از هفته گذشته و در اعتراض به «افزايش ميزان ماليات تا سقف ۷۰ درصد» آغاز شده و تا روز پنجشنبه ادامه یافته بود. همچنین برخی گزارشهای دیگر حاکی از آن است که همزمان با اعتصاب در بازار تهران، بازاريان در برخی نقاط ديگر ايران، مانند تبريز، کرمانشاه و مشهد نیز اعلام کرده بودند، به اين اعتصاب خواهند پیوست. از سوی دیگر سايت «امروز»، که به سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی نزدیک است، در گزارشی در مورد اعتصاب در بازار تهران نوشته است، که اعتراض بازاريان به سبب پيوندهايشان با حزب موتلفه و بخشهای سنتی محافظهکاران، که به سياستهای دولت و نيز در دست گرفته شدن امور اقتصادی توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ناراضی هستند، میتواند ريشه سياسی داشته باشد.
مراسم يادبود عنايتالله رضا بعدازظهر سه شنبه، در مرکز مرکز دايرةالمعارف بزرگ اسلامی برگزارشد. عنايت الله رضا، مدير بخش جغرافيا و عضو شورای عالی علمی مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی روز يکشنبه، ۲۰ تيرماه در سن ۹۰ سالگی گذشت. عنايتالله رضا ۱۸خرداد سال ۱۲۹۹ در خانوادهای روحانی در رشت به دنيا آمد. آقای رضا دارای درجه علمی دکترا در رشته فلسفه از دانشگاه دولتی شوروی بود. او در کنار تدريس در دانشگاهها به عنوان مشاور عالی علمی در پژوهشگاه علوم انسانی و سپس در مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی به عنوان مدير بخش جغرافيا و عضو شورای عالی علمی به همکاری پرداخت. از عنايت الله رضا، تاليفات ، مقالات و ترجمه های بسياری به جا مانده است. ترجمه آثاری همچون تمدن ايران ساسانی نوشته لوکونين، اسرار مرگ استالين نوشته آوتور خانوف وگفتگو با استالين نوشته ميلوان جيلاس، ايران از دوران باستان تا آغاز عهد مغول ايران و ترکان در روزگار ساسانيان و کمونيسم اروپايی در کارنامه ادبی و هنری عنایت الله رضا به ثبت رسيده است. مراسم يادبود اين انديشمند ايرانی روز يکشنبه ۲۷ تيرماه در سالن اجتماعات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار خواهد شد.
مير حسين موسوی از شبکه های جنبش سبز خواست تا به سمت درک مشکلات همه اقشار خصوصا کارگران، کشاورزان و معلمان پيش بروند. او خواستار آغاز خيزشی در اطلاع رسانی و ارائه راه حل های اين مشکلات شد. آقای موسوی در ديدار با جمعی از اساتيد دانشگاه تربيت مدرس، هدف جنبش سبز را حاکميت آرای مردم دانسته و گفته است اعتقاد دارد به زودی جنبش سبز پيروز خواهد شد، چون دنبال تحقق حقوق مردم است. مدافع آزادی های بشری،عقلانيت و منطق است و با ظلم و دروغ مخالف است. به گزارش سايت کلمه، آقای موسوی، پيوند با قانون اساسی را حلقه وصل هواداران جنبش سبز خواند و بار ديگر خواستار رعايت بدون کم و کاست قانون اساسی شد. او در عين حال تاکيد کرده است که قانون اساسی متنی جاودانی و وَحی ِ مُنزل نيست.
خانواده محسن روح الامينی، يکی از قربانیان بازداشتگاه کهریزک ، ابراز اميدواری کرده اند که پیگیری قضایی در این خصوص فراتر از سطح کنونی رفته و آمران اصلی «فاجعه کهريزک» محاکمه شوند. جزئيات تازه ای از حکم دادگاه متهمان پرونده بازداشتگاه «کهريزک» منتشر شده است و خانواده محسن روح الامينی، يکی از قربانیان اين بازداشتگاه، ابراز اميدواری کرده اند که آمران اصلی «فاجعه کهريزک» محاکمه شوند. سازمان قضايی نيروهای مسلح ايران نهم تیرماه حکم يازده متهم پرونده بازداشتگاه کهريزک را اعلام کرد که براساس اين حکم دو نفر از متهمان پرونده کهريزک از سوی دادگاه نظامی تهران به اتهام قتل اميرجوادیفر، محسن روحالامينی و محمدکامرانی به قصاص محکوم شدهاند و ۹ متهم ديگر نيز به «تحمل حبس، پرداخت ديه، جزای نقدی، انفصال موقت از خدمت و شلاق تعزيری» محکوم شده اند. خانم حقيقی، مادر محسن روح الامينی در گفت وگو با نشريه «مثلث» گفته است:« افرادی که در اين قضيه مقصر بودند، به دو دسته آمر و مباشر تقسيم میشدند. آنچه تا به حال مورد رسيدگی واقع شده است، در پايينترين سطح قرار دارد. يعنی افراد اجرايی و کسانی که با ضرب و شتم و بی تدبيری منجر به اين جنايت شدند، مورد محاکمه قرار گرفتند و اميدواريم از اين سطح فراتر برود و تا ردههای آمر که مسبب اصلی فاجعه کهريزک بودند، پای ميز محاکمه بيايند.» بازداشتگاه کهريزک که از سوی مقامات انتظامی و قضايی به عنوان يکی از محلهای نگهداری بازداشتشدگان وقايع پس از انتخابات تعيين شده بود، در مردادماه امسال و به دليل آنچه غيراستاندارد بودن بازداشتگاه اعلام شد، با دستور آيتالله خامنهای رهبر ايران تعطيل شد. اين بازداشتگاه پس از آن در کانون توجه قرار گرفت که گزارشهايی مبنی بر مرگ سه بازداشتی در اين بازداشتگاه مخابره شد. مقامات پليس ايران اما در واکنش به اين گزارشها با تأييد حکم بودن شرايط سخت در اين بازداشتگاه کشته شدن سه تن از بازداشتشدگان را انکار و مرگ آنها را به دليل ابتلا به مننژيت عنوان کردند. حکم تعليق مرتضوی عبدالحسين روح الامينی، پدر محسن روح الامينی نيز در ادامه اين گفت وگو تصريح کرده است که قوه قضاييه دستور تعليق سعيد مرتضوی، دادستان سابق تهران، را به دليل نقشی که در پرونده «کهريزک» داشته صادر کرده است، اما اين هنوز اقدامی در اين زمينه صورت نگرفته است. عبدالحسين روح الامينی گفته است:« آقای مرتضوی و معاون ايشان و همچنين دادياری که احکام آنها را به دستور دادستان سابق تهران نوشته بود، چندين ماه است که درخواست تعليق ايشان در دادسرای انتظامی قضات، کيفر خواستش صادر شده تا محاکمه آنها انجام شود؛ اما متأسفانه بنا به دلايلی که برای ما چندان معلوم نيست، متوقف مانده است. اميدواريم طبق وعدهای که رئيس محترم قوه قضائيه و رئيس دادگاه انتظامی قضات دادهاند رسيدگی به آن مرحله نيز شروع شود.» کميته ويژه مجلس در دی ماه گذشته در گزارش خود در مورد حوادث پس از انتخابات که در صحن علنی مجلس ارائه شد، تأکيد کرد که انتقال بازداشتشدگان ۱۸ تير به بازداشگاه کهريزک، با «دستور و اصرار» دادستان وقت تهران، سعيد مرتضوی، صورت گرفته و دستگاه قضايی بايد در اين زمينه پاسخگو باشد سعيد مرتضوی در طول مدتی که در به عنوان دادستان تهران فعاليت می کرد به نوعی نامش با توقيف مطبوعات و دستگيریهای پی در پی فعالان سياسی و مدنی و روزنامهنگاران عجين شده بود. سعيد مرتضوی در شهريور ماه سال گذشته پس از برکناری از دادستانی تهران به عنوان معاون غلامحسين محسنی اژهای، دادستان کل کشور، منصوب شد، ولی پس از مدتی به درخواست دولت محمود احمدینژاد با انتقال از قوه قضائيه به قوه مجريه، به عنوان رئيس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز آغاز به کار کرد. جزئيات حکم متهمان کهريزک درهمين حال، وب سايت خبری «روز» گزارش داده است که ابراهيم محمديان و محمد خميس آبادی دو متهمی هستند که دردادگاه غير علنی پرونده « بازداشتگاه کهريزک» به قصاص (مرگ) محکوم شده اند. هردوی اين متهمان افسر نگهبان و استوار دوم بودند. طبق اين گزارش متهم رديف اول «پرونده کهريزک» سرهنگ دوم فرج کميجانی، رئيس بازداشتگاه کهريزک است، که به اتهام « بی احتياطی، بی مبالاتی و عدم رعايت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی، محروم کردن بازداشت شدگان از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعايت حقوق شهروندی آنها، فراهم کردن موجبات بدبينی نسبت به ناجا (سازمان متبوعش) و همچنين مشارکت در تنظيم گزارش خلاف واقع داير بر اينکه مقتولين بازداشتگاه کهريزک به علت بيماری قبلی مننژيت فوت کرده اند» متهم شده است. طبق اين گزارش متهم رديف اول به به ۳۵ ماه حبس و ۷ ميليون ريال جزای نقدی بدل از حبس و ۶ ماه محروميت از خدمت محکوم شده است. ديگر متهم اين پرونده سرهنگ روانبخش فلاح، مدير کل بازرسی ناجا، نيز به اتهام «بی احتياطی، بی مبالاتی و عدم رعايت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی، محروم کردن بازداشت شدگان از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعايت حقوق شهروندی آنها، فراهم کردن موجبات بدبينی نسبت به ناجا (سازمان متبوعش) و همچنين مشارکت در تنظيم گزارش خلاف واقع»، جمعا به ۱۴ ماه زندان، ۷ ميليون جزای نقدی و ۴ ماه انفصال از خدمت دولتی محکوم شده است. متهم رديف سوم اين پرونده سرهنگ محمد عامريان با اتهامات مشابه با دو متهم رديف اول و دوم به ۱۷ ماه حبس، ۷ ميليون ريال جزای نقدی و ۳ ماه انفصال از خدمت محکوم شده است. طبق اين گزارش سرتيپ عزيز الله رجب زاده، فرمانده نيروی انتظامی تهران در سال ۸۸، يکی ديگر از متهم پرونده بازداشتگاه کهريزک از کليه اتهامات تبرئه شده است. محمدرضا کرمی معروف به «ممد بی سيل»، متهم غير نظامی اين پرونده که از او به عنوان يکی از زندانيان اراذل و اوباش نام برده می شود، به پرداخت ديه و حبس محکوم شده است. ستوان سوم سيد کاظم گنج بخش،به ۴ ماه حبس، ۳ ماه انفصال از خدمت، ۲ ميليون ريال جزای نقدی و همچنين شلاق محکوم شده است. استوار اکبر رهسپار، مسئول تدارکات داخل بازداشتگاه کهريزک، استوار دوم حميد زندی، از نگهبانان و پرسنل کهريزک، استور دوم مجيد وروايی، نگهبان و از پرسنل کهريزک و همچنين گروهبان دوم مهدی حسينی فر از پرسنل کهريزک، ديگر متهمان اين پرونده هستند که به حبس، شلاق و انفصال از خدمات دولتی محکوم شده اند.
علی شاطرزاده کاپيتان و مربی اسبق تيم ملی کاراته ايران در سن ۳۷ سالگی درگذشت. علی شاطرزاده پس از جدالی ۱۰ روزه با ضايعه مغزی، که به دليل سکته مغزی در حين تمرين برای او به وجود آمده بود در بيمارستان الزهرای اصفهان چشم از جهان فرو بست. علی شاطرزاده با ۴ عنوان قهرمانی آسيا، پرافتخارترين کاراته کای ايران در مسابقات آسيايی بود. وی در مسابقات جهانی ۱۹۹۸ برزيل به مقام نايب قهرمانی جهان دست يافت.
در پی انتقاد از سخنان محمود احمدینژاد در باره وجود تنها یک حزب در کشور به نام «حزب ولایت»، میرحسین موسوی نیز با مقایسه این سخنان با اظهارنظر آخرین شاه ایران ، نسبت به حمله به قانون اساسی و به بن بست کشاندن کشور هشدار داده است.همزمان با انتقاد شدید محمد خاتمی از سخنان محمود احمدینژاد در باره وجود تنها یک حزب در کشور به نام «حزب ولایت»، میرحسین موسوی نیز با مقایسه سخنان رئیس دولت دهم با اظهارنظر آخرین شاه ایران در باره حزب رستاخیز، نسبت به حمله به قانون اساسی و به بن بست کشاندن کشور هشدار داده است. به نوشته پایگاه اینترنتی کلمه، میرحسین موسوی، یکی از رهبران جنبش سبز در ایران روز سهشنبه در سخنانی با ابراز تاسف از گسترش دروغگویی در جامعه و حمله به «احزاب قانونی» در کشور نسبت به حمله به قانون اساسی در آینده هشدار داد. بیشتر بخوانید: محمد خاتمی: شاه هم میگفت فقط یک حزب داریم خاتمى و موسوى: همسویی بخشهایی از حکومت با دروغپردازان مایه شگفتی است متن کامل بیانیه هجدهم میرحسین موسوی؛ «منشوری برای جنبش سبز» محمد خاتمی: امروز گروه های خودسر امنيت دارند و احزاب قانونی ممنوع می شوند آقای موسوی که در دیدار با شماری از استادان دانشگاه تربیت مدرس سخن میگفت، با اشاره به انتشار نوار سخنان معاون وزارت اطلاعات ایران گفته است:« متاسفانه سطح دروغ گویی بسیار گسترده است. اخیراً متن سخنرانی یکی از مقامات امنیتی به طور گسترده در سطح جامعه توزیع شده است که پر از دروغهای شاخ دار و افسانهسازیهای مبتذل است.» معاون وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در سخنانی که گویا در آبان ماه سال گذشته خورشیدى در مشهد ایراد شده، با متهم کردن رهبران و شخصیتها و احزاب اصلاحطلب به تلاش براى «براندازى نظام جمهورى اسلامى» از طریق انتخابات، بارها تکرار کرده است که هدف اصلى اصلاحطلبان «به زیر کشیدن مقام رهبرى» بوده است. آخرین نخستوزیر جمهوری اسلامی در باره هدف از انتشار نوار این سخنان گفته است: « تهیه کنندگان این نوار روی جهل و نادانی که ممکن است افراد به دلایلی داشته باشند، طمع کردهاند و جالب است که این نوار با حمله به معدود احزاب قانونی کشور آغاز میشود و ما وقتی این نوار را در کنار این اظهار نظر میگذاریم که در کشور فقط یک حزب داریم و آن هم حزب ولایت است، میبینیم که عدهای کشور را دانسته و ندانسته به بن بست میکشانند.» اشاره آقای موسوی سخنان چند روز پیش محمود احمدینژاد است که در جمع نمایندگان رهبر جمهوری اسلامی در دانشگاهها گفته بود: «با تشکیل جناحبندیهای سیاسی، فاتحه بعضی از ارزشهای انقلاب خوانده شد، درحالی که نظام ما تنها یک حزب دارد و آن ولایت است.» میرحسین موسوی، یکی از نامزدهای معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران، با مقایسه این سخنان با سخنان آخرین شاه ایران گفته است: « این اظهار نظر شبیه اعلام حزب رستاخیز از سوی شاه است که مخالف صریح قانون اساسی است. من بعید نمیدانم که در آینده خود قانون اساسی هم با همین وضع مورد حمله قرار گیرد.» پیشتر نیز محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران، در واکنش به سخنان محمود احمدینژاد در این باره گفته بود: « اخیراً گفتهاند فقط یک حزب وجود دارد و همه تشکلها و احزاب ناباب و باطلند. واقعاً عجیب است! در زمان شاه نیز او گفت که یک حزب داریم و هرکه نمیخواهد عضو آن باشد از کشور خارج شود. امروز نیز بسیاری از مردم، اساتید، دانشجوها، متخصصان، روزنامهنگاران و سرمایههای کشور در حال خروج از کشور هستند. چرا جلوی این فجایع گرفته نمیشود؟» «پیروزی جنبش سبز نزدیک است» میرحسین موسوی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این که «دروغ و ظلم و قانونستیزی مشروعیت نظام را ذوب میکند» و «ظلم باقی ماندنی نیست»، هدف از جنبش سبز را حاکمیت آرای مردم برشمرد. این رهبر جنبش سبز در ایران افزود: « اعتقاد دارم انشالله به زودی جنبش سبز پیروز خواهد شد، چون دنبال تحقق حقوق مردم است. چون مدافع آزادیهای بشری است، چون مدافع عقلانیت و منطق است ، چون مخالف ظلم و دروغ و جور است.» آقای موسوی با تاکید بر اهمیت ایستادگی با هدف «رهایی از ظلم و جور و حرکت به سمت عدل و راستی»، اظهار داشت:« این شعار جنبش سبز است که برگرفته از روحیه آزادی خواهی حماسه سازان کربلا و در راس آنان امام حسین و ابالفضل العباس میباشد که در مقابل کژیها باید ایستاد و برای بازگشت به حق و عدالت تلاش کرد.» وی با اشاره به هزینههای مبارزه در این راه افزوده است: « این ایستادگیها سختیهایی دارد، اما بدانیم که وعده قرآن است که ان مع العسر یسری، با سختی گشایش است و ما این گشایش را در جامعه خود و در حوزه عمومی امروز ملاحظه می کنیم. علی رغم تحمل سختیها، زندانها، کشتارها، فشارها و کهریزکها امروز نشاطی در میان ملت به ویژه جوانان برای میل به جامعهای عادلانه و فارغ از ظلم و جور دیده میشود.» میرحسین موسوی ادامه داد: « سبزها امروز از ترس فارغ شدهاند آیا این یسر و راحتی نیست؟ سبزها امروز برای داشتن نظامی که در آن حاکمیت ملت به رسمیت شناخته شود و حقوق ملت که در قانون اساسی بدان تصریح شده است احیا شود تلاش می کنند. آیا این خود یک گشایش نیست؟ اینکه قتل و جنایت نیروهای به اصطلاح خودسر در گذشته و حال محکوم می شود، آیا گشایش نیست؟» «منشور جنبش سبز به سوی کمال حرکت میکند» این نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در بخش دیگری از سخنان خود بر اهمیت تلاش برای اصلاح منشور جنبش سبز تاکید کرده است. آقای میرحسین موسوی در نخستین سالگرد انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته هجدهمین بیانیه خود را منتشر کرده بود که به عنوان « منشور جنبش سبز» مشهور شده است. وی در سخنان روز سهشنبه خود در باره این منشور گفته است: « منشور جنبش سبز یک متن سیال و باز است و با تعامل بدنه جنبش انشالله به سمت کمال پیش خواهد رفت. به نظر بنده یکی از ایرادات و کاستیهای که منشور دارد این است که به حقوق اقلیتهای مذهبی نپرداخته است. گرچه به طور تلویحی بدان پرداخته شده است ولی در متن میتواند تصریح شود و به تعلق ایران به همه ایرانیان تکیه شود که یک فراز کلیدی است.» آقای موسوی همچنین با اشاره به یکی خواستههای طرح شده در منشور جنبش سبز در مورد اجرای کامل قانون اساسی اظهار داشت: « شعار رعایت بدون کم و کاست قانون اساسی با این فرض است که این متن نه جاودانی است و نه وحی منزل وهر نوع تغییری در سطح ملی میتواند مورد قبول باشد که امکانات انتخابات آزاد و رقابتی و غیر گزینشی را فراهم کند.» وی در این ارتباط همچنین افزود: « نمیتوان با تاکید بر خاطرهها یک وفاق ایجاد کرد ما احتیاج به متنی داریم که ما را به هم وصل کند و در شرایط فعلی جایگزین و بدیلی برای قانون اساسی وجود ندارد، طرح اجرای بدون تنازل قانون اساسی طرح مطالبات ملت است که بدانها بی اعتنایی شده است و پیوندهای دموکراتیک با قانون اساسی نقطه وصل ماست.» «جنبش سبز همه کسانی را که برای حاکمیت مردم تلاش میکنند دربر میگیرد» میرحسین موسوی بخش دیگری از سخنان خود با یادآوری این که جنبش سبز در خارج از کشور سخنگویی ندارد، گفته است: « ولی شبکههای جنبش سبز محدود به داخل کشور نیست. طبیعی است که این شبکهها با همه امکانات خود و با استفاده از رسانههای مجازی و طرق دیگر سخنان سبز خود را در فضای عمومی و زیبایی بوجود آمده طرح نمایند و این از نقاط قوت جنبش سبز است.» وی همچنین با اشاره به تنوع موجود در میان حامیان جنبش سبز اظهار داشته است: « از نظر بنده هر کس دنبال حق است و به صورت مسالمت جویانه برای رسیدن کشور به سمت حاکمیت مردم بر سرنوشت خود حرکت میکند و هر کس هرجا از حق و از قانون دفاع میکند جزو بدنه این جنبش است و همه باید باور کنیم که در نهایت میزان رای ملت خواهد بود.» این رهبر معترضان به نتایج انتخابات در ایران یک بار دیگر بر اهمیت ایجاد ارتباط فعالان جنبش سبز با همه اقشار به ویژه کارگران، کشاورزان و معلمان تاکید کرده و گفته است: « شبکههای جنبش سبز باید به سمت درک مشکلات همه اقشار خصوصاً کارگران و کشاورزان و معلمان پیش برود که متاسفانه رسانههای سبز در این زمینه فقیر هستند و باید خیزش در اطلاع رسانی و ارائه راه حل ها آغاز شود.» آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی در فراز پایانی سخنان خود مشکلات کنونی کشور مانند کمبود آب و برق را ناشی بیتوجهی به برنامهریزیهای بلند مدت در سالهای گذشته دانسته و اظهار داشت: « این را در سایر حوزهها نیز مشاهده میکنیم و مسئله قطعنامه و یارانه ها این مسائل را تشدید می کند که به نظر من دلیل اصلی آن حذف دستگاه برنامهریزی کشور در سالهای گذشته بوده است.»
به گفته معاون وزير نيروی دولت دهم در امور برق، از جيرهبندی برق صنايع و اعمال محدوديتهايی در مصرف برق خبرداد. محمد بهزاد در گفت وگو با سايت اينترنتی خبرآنلاين، می گويد، از هفته گذشته با هماهنگی مسوولان وزارت صنايع و نمايندگان استان ها محدويت هايی در مصرف برق صنايع اعمال شده است. او در توضيح اين محدوديتهای مصرف برق صنايع، به چرخشی شدن تعطيلات صنايع اشاره کرده و توضيح داده است که از اين پس روز تعطيل هرکدام از صنايع به روز خاصی محدود می شود و به گفته معاون وزير نيرو، روز جمعه صنايع در طول هفته پخش خواهدشد. براساس اظهارات آقای بهزاد، براساس اين توافقات، ساعات کاری صنايع نيز متفاوت از يکديگر خواهد بود و به ساعات مختلفی از شبانه روز منتقل میشود.
خانواده عبدالرضا تاجيک، روزنامهنگارِ زندانی در نامه ای به رييس قوه قضاييه خواستار رفتار عادلانه با اين زندانی سياسی شدند. در اين نامه خانواده عبدالرضا تاجيک، روزنامهنگارِفعال حقوق بشر تاکيد کرده اند که پيگيری هايشان برای گرفتن خبری از عبدالرضا تاجيک بی ثمر بوده واو تنها يکبار در روز بيست و نهم بازداشتش با خانه تماس گرفته است. خانواده عبدالرضا تاجيک در نامه خود به آيت الله لاريجانی، تاکيد کرده اند، نمیدانند طبق دستور کدام مقام و کدام فرمانده به او اجازه يک تماس تلفنی نمیدهند. سازمان گزارشگران بدون مرز نيز چندی پيش با انتشار اطلاعيه ای نسبت به قربانیشدن عبدالرضا تاجيک در زندانهای جمهوری اسلامی و تکرار حادثه ای مشابه با آنچه برای زهرا کاظمی اتفاق افتاد، هشدار داده بود.
پارلمان فرانسه روز سه شنبه، طرح منع پوشيدن روبنده برای زنان مسلمان در اماکن عمومی را تصويب کرد. ميشل اليو ماری، Michele Alliot-Marie، وزير دادگستری فرانسه، پس از تصويب اين طرح در مجمع ملی فرانسه گفت: اين مصوبه موفقيتی برای جمهوری و ارزشهای کشور است، ارزشهای مرتبط با آزادی از هر نوع سرکوب و خشونتی که هدفش تحقير افراد است. ارزش های برابری ميان زنان و مردان. مخالفان اين لايحه می گويند، تصويب چنين قانونی نقض آزادی ها و حقوق فردی است و ممکن است مغاير با قانون اساسی فرانسه باشد. بر اساس اين مصوبه که بايد در ماه سپتامبر در سنای فرانسه به رای گذاشته شود، متخلفين به پرداخت ۱۵۰ يورو جريمه محکوم می شوند و در مواردی بايد در کلاس های درس «شهروندی» شرکت کنند. نزديک به ۵ ميليون نفر که اصلا از کشورهای اسلامی به فرانسه رفته اند در اين کشور ساکنند اما آمار رسمی نشان می دهد تنها دو هزار نفر از آنها از روبنده استفاده می کنند.
سايت کلمه، نزديک به ميرحسين موسوی، از ادامه اعتصاب در بازار تهران در روز سه شنبه خبر داده است. به گزارش اين سايت اينترنتی، بازار تهران آرامش ندارد و روز سه شنبه فروشگاههای حد فاصل سبزه ميدان تا خود بازار تهران تعطيل بودند و فقط برخی از واحد های صنفی حاشيه اين مسير مشغول به فعاليت بودند. سايت اينترنتی خبرآنلاين هم با تاييد خبر تعطيل بودن بازار در روز سه شنبه نوشته است با وجود به پايان رسيدن تعطيلات، بازار تهران همچنان به تعطيلی خود ادامه داده است. پيش از اين، رييس شورای اصناف از توافق مالياتی بازاريان و سازمان امورمالياتی بر سر ميزان ماليات پرداختی اصناف خبر داده بود، اما به نوشته سايت خبر آن لاين، ادامه اعتصاب بازاريان نشان می دهد که بازار تهران زير بار توافق شورای اصناف نرفته است.
ايالات متحده امروز گفت شهرام اميری دانشمند هسته ای ايرانی آزاد است که به ايران بازگردد. فيليپ کراولی، Philip Crowley ، سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا، گفت: شهرام اميری با اختيار خود به آمريکا آمده و روشن است که برای خروج از خاک ايالات متحده آزاد است. پيشتراعلام شده بود که اميری به دفتر حافظ منافع ايران مستقر در محل سفارت پاکستان در واشينگتن پناه برده است. درهمين حال، منوچهر متکی، وزير امورخارجه جمهوری اسلامی نيز خواستار بازگشت فوریِ اميری به ايران شده است. علی شيرازی يک ديپلمات ايرانی دفتر حافظ منافع ايران در واشينگتن به راديو مشعل، بخش پاکستانی ِ راديو اروپای آزاد گفت: اين دفتر مدارک مورد دنياز برای سفر اميری را آماده کرده و شهرام اميری به زودی به ايران پرواز می کند. جمهوری اسلامی می گويد، شهرام اميری توسط عوامل اطلاعاتی و امنيتی آمريکا و با همکاری نيروهای امنيتی عربستان سعودی در حالی که او برای زيارت به عربستان سفر کرده بود، ربوده شده و به ايالات متحده برده شده است.
وزير اقتصاد و دارايی ايران در خصوص رقابتی بودن واگذاری سهام مخابرات به سپاه گفته است: به درخواست يکی از نهادهای امنيتی، يکی از رقبای خريد سهام مخابرات از عرصه رقابت حذف شد.شمسالدين حسينی، وزير اقتصاد و دارايی ايران، روز سه شنبه در پاسخ به پرسش نمايندگان مجلس در خصوص رقابتی بودن واگذاری سهام مخابرات کشور به کنسرسيومی متشکل از سپاه پاسداران و ستاد ماده ده امام ، گفته است: به درخواست يکی از نهادهای امنيتی، يکی از رقبای خريد سهام مخابرات از عرصه رقابت حذف شد. الياس نادران احمد توکلی و امير حسين رحيمی، سه تن از نمايندگان مجلس، روز سه شنبه از وزير اقتصاد خواستند تا دلايل خود را در خصوص رعايت نشدن قانون در واگذاری بيش از ۵۰ درصد سهام مخابرات پاسخ دهد. شمس الدين حسينی که در صحن علنی مجلس صحبت می کرد، در پاسخ گفت:« در حوزههايی که نهادهای امنيتی مباحثی را مطرح میکنند و کتباً به ما مینويسند ما اجرای امر خواهيم کرد. در مورد سهام مخابرات نيز به درخواست يکی از نهادهای امنيتی، يکی از رقبا از عرصه رقابت حذف شد.» سه کنسرسيوم «توسعه اعتماد مبين»، «پيشگامان کوير يزد» و «مهر اقتصاد ايرانيان» بر سر خريد ۵۰+۱ درصد سهام شرکت مخابرات ايران در مهرماه رقابت کردند. «پيشگامان کوير يزد» در آستانه برگزاری اين داد و ستد به دليل نداشتن صلاحيت امنيتی از رقابت کنار گذاشته شد و در نهايت رقابت دو کنسرسيوم برای سر تصاحب اين سهام ۷۸۰۰ ميليارد تومانی با پيروزی «توسعه اعتماد مبين» به پايان رسيد . وابستگی اين کنسرسيوم به تعاون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و کنار گذاشته شدن کنسرسيوم پيشگامان کوير يزد، ايرادها و شبهات بسياری را به دنبال داشت که با واکنش نمايندگان مجلس شورای اسلامی و سازمان بازرسی کل کشور همراه بود . در همين زمينه، الياس نادران، نماينده اصولگرای مجلس، روز سه شنبه گفته است:« هنگامی که صلاحيت يکی از خريداران لغو شده بود، بايد کار متوقف میشد تا اعلام عمومی شود و شرايط رقابتی شکل گيرد». به گزارش خبرگزاری کار ايران، ايلنا، الياس نادران همچنين تصريح کرده است که دولت در اجرای سياستهای کلی اصل ۴۴ عزم خود را نشان نداده است و «هنوز يک شرکت اجازه رقابت با شرکتهای دولتی را پيدا نکرده است و در واگذاریها نيز شرايطی به وجود آمده که ناامنی ايجاد میکند». واگذاری سهام و شرکت های بين المللی وزير اقتصاد و دارايی ايران در پاسخ به پرسش ديگری درارتباط با دليل عرضه نکردن سهام مخابرات در سطح بينالمللی، گفت:« ما بنا داشتيم بازاريابی بينالمللی انجام دهيم. اما به دلايل و ملاحظات بينالمللی، اعلام شد که از گرفتن شريک خارجی اجتناب شود. اين درحالی است که بورس کشور ما نيز هنوز بينالمللی نشده است و هيچ کدام از سهام ما به شکل بينالمللی عرضه نشده است.» درواکنش به اين اظهارات شمس الدين حسينی، الياس نادران، عضو فراکسيون اصولگرايان مجلس، گفته است: «می گويند شريک خارجی با در اختيار گرفتن ۲۸ درصد سهام مخابرات حاضر به سرمايه گذاری و ورود به اين موضوع نيست ، اما بايد اشاره کنم که ايرانسل در حال حاضر با شرايط مشابه با شريک خارجی کار می کند». الياس نادران در ادامه گفته است:« شما در اين واگذاری از طريق واگذاری مخابرات به يک کنسرسيوم عمل کرديد و اين سهام را در بورس ارائه نکرديد تا شريک خارجی حاضر به حضور در اين واگذاری شود. اينکه بگوييم ۵۰ درصد از سهام را به يک شرکت واگذار کرده ايم و تنها برای ارائه آن در بورس و واگذاری تنها همين شرکت حاضر بوده و شرکت ديگری که خواستار اين موضوع بوده به دلايل امنيتی کنار گذاشته شده است خنده دار است.» به گزارش خبرگزاری مهر، الياس نادران همچنين با اشاره به حضور ۹ ساله خود در سپاه پاسداران و انتقاد از واگذاری سهام مخابرات به اين نهاد نظامی گفته است:« از مرداد ماه سال گذشته پوست خربزه ای زير پای سپاه و ستاد ماده ۱۰ فرمان امام گذاشته شده که بايد مراقب آن بود.» اين نماينده اصولگرای مجلس همچنين گفته است:«وزير اقتصاد گفتند که در واگذاریها از مسير بورس عمل شده وقتی شما شرايط واگذاری را به نحوی تعيين کنيد که هيچ کس توان مالی ورود به اين حوزه را ندارد، چطور میتوانيد ادعا کنيد که رقابت را در واگذاری بورسی رعايت کرديد، شما انحصار دولتی را به انحصار غيردولتی تبديل کرديد. يعنی اگر تا ديروز میشد از وزير ارتباطات در مورد مشکلات مخابرات سوال کرد، امروز نمی توان، چرا که مخابرات شرکتی است که ظاهر خصوصی دارد، اما باطنش دولتی است.» الياس ناداران اضافه کرده است: «آيا وقتی شرکتهای خريدار سهام مخابرات مستقيما متصل به فرماندهی سپاه و ستاد اجرايی فرمان امام هستند میتوان گفت که غيردولتیاند؟ آيا رييس بنياد تعاون سپاه را فرمانده سپاه تعيين نمیکند؟ من هشدار میدهم که شما با اين کار شرايطی را فراهم کرديد که سرمايهگذاری خصوصی در حوزه مخابرات به معنای واقعی صورت نخواهد گرفت». در ادامه جلسه علنی روز سه شنبه مجلس درباره اظهارات وزير اقتصاد و دارايی ايران رای گيری انجام شد. نمايندگان با ۱۱۳ رای موافق، ۷۱ رای مخالف و ۱۰ رای ممتنع پاسخ شمسالدين حسينی را قانعکننده دانستند .
محمد خاتمی سخنان محمود احمدینژاد را در باره وجود تنها یک حزب در کشور به نام «حزب ولایت»، با سخنان محمدرضا پهلوی در باره احزاب مقایسه کرده و خروج «استادان دانشگاهها، دانشجوها، متخصصان و روزنامه نگاران » را یک فاجعه دانسته است.محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران، سخنان محمود احمدینژاد را در باره وجود تنها یک حزب در کشور به نام «حزب ولایت»، با سخنان محمدرضا پهلوی در باره احزاب مقایسه کرده و از خروج «استادان دانشگاهها، دانشجوها، متخصصان، روزنامهنگاران و سرمایههای کشور» به عنوان یک فاجعه یاد کرده است. به نوشته پایگاه اینترنتی کلمه، محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران، با انتقاد شدید از سخنان تازه محمود احمدینژاد در باره احزاب سیاسی، به مقایسه آن با دیدگاه محمدرضا پهلوی، شاه پیشین ایران پرداخت. بیشتر بخوانید: محمد خاتمی: امروز گروه های خودسر امنيت دارند و احزاب قانونی ممنوع می شوند محمد خاتمی بار دیگر خواستار انتخاباتی آزاد با «نظارت بیطرفانه» شد آقای خاتمی که روز سهشنبه در دیدار با شماری از جوانان احزاب و روزنامه نگاران اصلاح طلب سخن میگفت، در این باره گفته است: « اخیراً گفتهاند فقط یک حزب وجود دارد و همه تشکلها و احزاب ناباب و باطلند. واقعاً عجیب است! در زمان شاه نیز او گفت که یک حزب داریم و هرکه نمیخواهد عضو آن باشد از کشور خارج شود. امروز نیز بسیاری از مردم، اساتید، دانشجوها، متخصصان، روزنامهنگاران و سرمایههای کشور در حال خروج از کشور هستند. چرا جلوی این فجایع گرفته نمیشود؟» چند روز پیش محمود احمدینژاد در سخنانی در جمع نمایندگان رهبر جمهوری اسلامی در دانشگاهها گفته بود: «با تشکیل جناحبندیهای سیاسی، فاتحه بعضی از ارزشهای انقلاب خوانده شد، درحالی که نظام ما تنها یک حزب دارد و آن ولایت است.» این در حالی است که محمد خاتمی مخالفان جنبش سبز را خارج از نظام دانسته و گفته است: « ما میخواهیم در چارچوب نظام و قانون کار کنیم، اما عدهای نمیگذارند و به نظر ما آنها هستند که خارج از نظام هستند.» رئیس جمهور پیشین ایران همچنین افزوده است « متاسفانه کسانی وجود دارند که خود را معیار حق و باطل میدانند و به همین دلیل اگر کسی نیز با آنان مخالفت کند تبدیل میشود به فتنهگر، در حالیکه ما معتقد هستیم که قانون و ارزشهای انقلاب و مصالح کشور و مردم معیارهستند.» وی با اشاره به بالا گرفتن اختلافها میان دولت محمود احمدینژاد و مجلس، دولت را به بیقانونی متهم کرده و افزوده است:« متاسفانه به جایی رسیدهایم که حتی مجلس نیز نمیتواند جلوی بی قانونیها را بگیرد، از دولت انتقاد کند و اگر تصمیمی نیز میگیرد تحت فشار و هیاهو از جنس تهاجم به بیوت مراجع و اجتماعات آن را وادار به عقب نشینی میکنند و این فاجعه است که مجلسی که باید در راس امور باشد نیز مورد تعرض قرار میگیرد.» رئیس دولت اصلاحات همچنین به انتقاد از قوه قضائیه جمهوری اسلامی پرداخت و اظهار داشت: « من میگویم خیلیها مظلومند و فریادشان به جایی نمیرسد. صرف نظر از این همه گرفتار بند و زندان و محکومیتهای غیر موجه؛ این همه اتهامات زده شد، به بیوت مراجع حمله شد و در رسانه ملی یک طرفه هرچه که خواستند گفتند، بی آنکه مظلومان بتوانند از حق خود دفاع کنند و با افرادی نیز که به بیوت حمله کردند و به شخصیتها اهانت کردند هیچ برخورد قضایی صورت نگرفت.» آقای خاتمی افزود: « متاسفانه همه چیز امنیتی و نظامی و اطلاعاتی شده و این خوب نیست که اگر کسی برای دادخواهی به قوه قضاییه رفت احساس کند که حقش داده نمیشود. در حالیکه متهتکان و متجاوزان از امنیت برخوردارند.» وی همچنین با اشاره به دستگیری گسترده معترضان به نتایج انتخابات و نیز چهرههای سیاسی و رسانهای در یک سال گذشته، اظهار داشت: « ما از روز نخست معتقد بودیم که جرمی صورت نگرفته است و بعد از گذشت یک سال با تمام ادعاهای صورت گرفته و دیگر باید روشن شده باشد که واقعاً نسبتهایی که داده شد و فشارهایی که وارد آمد بی جا و بی اساس بود.» «سه خواسته مشترک مردم» محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود به تشریح خواستههای مشترک مردم و معترضان به نتایج انتخابات پرداخته و افزود: « نخست اینکه زندانیان سیاسی هرچه سریعتر آزاد شوند، دوم اینکه این فضای بسته امنیتی تبدیل به فضای آزاد، رقابتی و حزبی شود و سوم آنکه به سوی انتخابات سالم و آزاد حرکت کنیم. معتقد هستیم که اگر به خواستههای مردم توجه شود، میتوان با تحمل رنجهای گذشته و صرف نظر از آنها نسبت به آینده امن و آرام چشم دوخت.» وی همچنین با بیان این که جنبش سبز حرکتی مربوط به امروز و دیروز نیست و صد و پنجاه سال پیشینه دارد، گفت: «مردم ما همیشه به دنبال آزادی ، مردم سالاری، دموکراسی و عدالت سازگار با دین بودهاند.» رئیس جمهور پیشین ایران همچنین افزود: « جنبش سبز متعلق به مردم است و از متن جامعه بیرون آمده واینگونه نیست که چند نفر آن را ایجاد و اداره کنند و تصمیم بگیرند. این جنبش ضد خشونت است و نشانه رشد مردم... جنبش اعتراض مردم گرچه ممکن است متشکل از افراد و گروهها با سلائق مختلف وانگیزههای مختلف باشد اما خواست نخست مردم این بوده و هست که مردم به حساب آیند و رایشان مورد احترام باشد و انتخابات سالم و آزاد باشد.» محمد خاتمی یک بار دیگر با تاکید بر نفی خشونت در جنبش سبز اظهار داشت: « مردم نیز در این یک سال همین گونه عمل کردند و تمام تلاششان این بود که از خشونت دوری کنند. هرچند هزینه سنگینی پرداختند و چه زیبا و صبورانه مادر یکی از شهدای جنبش سبز گفت که اگر زندانیان را آزاد کنند از خون فرزندش میگذرد. این بزرگواری و از خود گذشتگی مردم را نشان میدهد و اینکه از گذشتهها برای ساختن آینده و آزادی حاضرند صرفنظر کنند، ولی باید به آینده و تامین حقوق و حرمت مردم مطمئن شوند.» «استفاده ابزاری از دین خطرناک است» رئیس بنیاد باران در بخش دیگری از سخنان خود از دین به عنوان یک شمشیر دو لبه نام برده و گفته است: « دین تا جایی که به دنبال احقاق حقوق مردم و برقراری عدالت و خیرخواه مردم باشد، موفق است اما زمانیکه از دین ابزاری برای توجیه نارواییها و نارساییها ساخته شود خطرناک و ناموفق میشود.» وی با بیان این که پیامبر اسلام به پیروان خود وعده خیر در دنیا و آخرت را داده، افزوده است: « خیر آخرت که مطمئناً در عمل به گفتههای خدا و اطاعت از او و انجام دستورات دینی حاصل میشود؛ اماخیر دنیا در چیست؟ آیا خیرجامعه در ظلم است؟ آیا خیر جامعه در گرسنگی است؟ آیا خیر جامعه در تبعیض است؟ در این است که افراد دارای امنیت نباشند و امنیت فقط برای بخشی از حاکمان باشد؟ قطعا اینها شر است.» آقای خاتمی همچنین گفته است: « در جامعهای که انسانها امکان بروز و ظهور شخصیت انسانی خود را نداشته باشند خیر وجود ندارد، جامعهای که در عرصه جهانی از نظر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی عقب افتاده است در آن خیری نیست.» وی همچنین با انتقاد از وضعیت کنونی جامعه و نیز با اشاره به بحرانهای خارجی ادامه داد: « کشور در حال حاضر در معرض تهدید است؛ دشمن توطئه میکند اما اگر مردم دلخور باشند مطمئن باشید که توطئهها کارگر میافتد. اگردولت به مردم پاسخگو بود و سیاستها و رفتارها درست بود بسیاری از این اتفاقها نمیافتاد.» رئیس جمهور پیشین ایران همچنین گفته است: « نارساییها، ظلمها، زندانهای بی جا و بی عدالتیها فقط سبب میشود که سرمایههای عظیم مادی و معنوی خود را از دست بدهیم و در دنیا نیز منزوی شویم. بیایید امروز ایران و ایرانی را با سالهای پیش مقایسه کنید. مردم میگفتند هر جا که می رفتیم محترم بودیم و افتخار میکردیم که ایرانی هستیم؛ ولی امروز بر خلاف ادعاهای گزاف وضع ما در دنیا چگونه است؟ آیا این است آن الگویی که می خواستیم برای جهان بسازیم؟»
به گزارش پایگاه اینترنتی کلمه، نزدیک به اصلاح طلبان، خانواده های جمعی از زندانیان سیاسی در نامه ای به عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران، خواستار توضیح وی درباره شنیده شدن صدای انفجار از زندان اوین شده اند. خانواده ی زندانیان سیاسی در این نامه افزوده اند: « یک شنبه هفته گذشته ۱۳ تیرماه در هنگام شب صدای چند انفجار مهیب در زندان اوین شنیده شد و متعاقب آن زندانیان اغلب بندها بویژه زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ شعله های آتـش حاصل از انفجارها را مشاهده کرده اند که سبب اضطراب شدید آن ها شده بود.» این خانواده ها همچنین خِطاب به دادستان تهران نوشته اند که آنها تا کنون این مساله را مسکوت گذاشته بوده اند اما «عدم پاسخگویی» آنها را به نوشتن نامه واداشته است. آنها در پایان یادآور شده اند که دادستان تهران به عنوان مسئول پرونده های پس از انتخابات و رئیس قوه قضاییه مسئولیت جان و سلامتی عزیزانشان را در زندان بر عهده دارند.
خبرگزاری رویترز از قول یکی از مسوولان آمریکایی که نامش فاش نشده می نویسد، شهرام امیری که جمهوری اسلامی از او با عنوان دانشمند هسته ای ایرانی یاد می کند، با تصمیم آزادانه خود به آمریکا آمده و اکنون نیز با تصمیم شخصی و آزادانه قصد بازگشت به ایران را دارد. این مسوول آمریکایی همچنین با تاکید بر این که قضیه شهرام امیری با قیه سه گردشگر آمریکایی زندانی در ایران متفاوت است، باردیگر خواستار آزادی، و بازگشت هرچه سریعتر آنها به آمریکا شده است. رویترز می افزاید: شهرام امیری هم اکنون منتظر دریافت جواز سفر از یک کشور سوم در مسیر حرکتش به سمت ایران است. این درحالیست که منوچهر متکی وزیر امور خارجه ی ایران نیز که در اسپانیا به سر می برد خواستار بازگشت امیری به ایران بدون هیچگونه مانعی شده است. در ساعات اولیه ی امروز، سه شنبه، خبرگزاری ها اعلام کردند: شهرام امیری که از سال گذشته در سفر حج ناپدید شده بود، شب گذشته به دفتر حافظ منافع ایران در سفارت پاکستان در واشنگتن پناه برده است.
هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا، روز سهشنبه با تأکید بر اینکه شهرام امیری، آزادانه به آمریکا سفر کرده است و آزاد است که از آمریکا بازگردد، افزوده است که تصمیم به سفر به آمریکا و بازگشت به ایران توسط خود آقای امیری و به تنهایی اتخاذ شده است. هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا، روز سهشنبه با تأکید بر اینکه شهرام امیری، آزادانه به آمریکا سفر کرده است و آزاد است که از آمریکا بازگردد، افزوده است که تصمیم به سفر به آمریکا و بازگشت به ایران توسط خود آقای امیری و به تنهایی اتخاذ شده است. بیشتر بخوانید: شهرام اميری چقدر میدانست؟ جنگ جاسوسی - امنیتی بین ایران وآمریکا خانم کلینتون در گفتوگو با خبرنگاران اضافه کرد که در واقع آقای امیری روز گذشته (دوشنبه ۲۱ تیرماه) برنامه سفر به ایران را تنظیم کرد اما قادر نبود که همه مقدمات لازم برای سفر به ایران از طریق یک کشور ثالث را فراهم کند. وزیر خارجه آمریکا همچنین بار دیگر از ایران خواست که سه کوهنورد آمریکایی را که از یک سال پیش در ایران زندانی هستند، آزاد کند و اطلاعات بیشتر در مورد رابرت لوینسون که در سال ۲۰۰۷ در قالب یک سفر کاری در ایران ناپدید شده است، فراهم نماید. رسانههای دولتی ایران روز سهشنبه از پناه بردن شهرام امیری، «کارشناس هستهای»، به دفتر حافظ منافع ایران واقع در سفارت پاکستان در واشینگتن خبر داده بودند. فیلیپ جی کرولی در حال پاسخ به خبرنگاران در مورد شهرام امیری در حالی که سخنگویان وزارت خارجه پاکستان، حضور آقای امیری را در دفتر حفاظت از منافع ایران در واشینگتن تأیید کردند، فیلیپ کراولی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایالات متحده، نیز روز سه شنبه، موضع وزارت خارجه این کشور را در مورد که نحوه حضور شهرام امیری در ایالات متحده را با خبرنگاران در میان گذاشت. به گزارش خبرگزاری فرانسه، فیلیپ کرولی، در این مورد گفت که «شهرام امیری به میل خود به اینجا آمده است و بدیهی است که آزاد است به ایران باز گردد». در همین حال یک مقام دیگر وزارت خارجه ایالات متحده در گفتوگو با رادیو فردا ضمن تأیید موضع این وزارتخانه در مورد شهرام امیری گفت این مسئله با حضور سه کوهنورد ایرانی که بدون میل شخصی و بدون هیچ اتهامی در ایران به سر میبرند، در تناقض است. وی همچنین اضافه کرد که آقای امیری اکنون در انتظار آماده شدن مدارک لازم برای بازگشت به ایران است. پیش از این، منوچهر متکی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در یک کنفرانس خبری در مادرید، ضمن اشاره به پناه بردن شهرام امیری به دفتر حافظ منافع جمهوری اسلامی در واشنگتن، اعلام کرده بود که شهرام امیری خواستار بازگشت به تهران شده است و ابراز امیدواری کرده بود که شهرام امیری بدون هیچ مشکلی به کشور خود باز گردد و ایالات متحده، مانع بازگشت وی به وطنش نشود. واحد مرکزی خبر، وابسته به رادیو و تلویزیون دولتی ایران، نیز گزارش کرد که شهرام امیری طی تماس با خبرنگار صدا و سیما در نیویورک گفته است که پس از انتشار ویدئوهای وی در اینترنت، آمریکاییها سعی داشتند برای «سرپوش گذاشتن» بر این آدم ربایی او را به صورت مخفیانه به ایران بفرستند، اما موفق نشدند. وی در ادامه افزوده است: «زمانی که ویدئوی من در اینترنت منتشر شد، آمریکاییها متوجه شدند که بازنده این ماجرا هستند». جمهوری اسلامی مدعی است که آقای امیری در خرداد ماه سال گذشته در عربستان سعودی توسط مأموران سیا ربوده شده است. مقامات ایرانی در یک سال گذشته همواره بر موضع خود مبنی بر ربوده شدن شهرام امیری توسط ایالات متحده آمریکا پافشاری کردهاند و این در حالی است که آمریکا میگوید شهرام امیری خود خواستار پناهندگی در این کشور بوده است.
نیروی دریایی اسرائیل روز سهشنبه به کشتی لیبیایی کمکرسانی به غزه تا نیمهشب سهشنبه برای تغییر مسیر به سوی مصر مهلت داد. اسرائیل تأکید کرده است که در غیر این صورت جلو حرکت کشتی را خواهد گرفت.نیروی دریایی اسرائیل روز سهشنبه به کشتی لیبیایی کمکرسانی به غزه تا نیمهشب سهشنبه برای تغییر مسیر به سوی مصر مهلت داد. اسرائیل تأکید کرده است که در غیر این صورت جلو حرکت کشتی را خواهد گرفت. خبرگزاری فرانسه در حالی این خبر را از قول یکی از مسافران این کشتی منتشر کرده است که دقیقاً شش هفته از حمله نیروی دریایی اسرائیل به یک کاروان کمکرسانی به غزه در آبهای دریای مدیترانه میگذرد. در نتیجه این حمله به یکی از کشتیهای این کاروان ۹ سرنشین ترک که یکی از آنها تابعیت آمریکا را نیز داشت جان خود را از دست دادند و ۴۸ نفر از جمله چند سرباز اسرائیلی مجروح شدند. از سوی دیگر اسرائیل در حالی به کشتی لیبیایی که از سوی سازمان خیریه پسر معمر قذافی ارسال شده ضربالاجل داده است که پیشتر نیز در روز یکشنبه گذشته هشدار داده بود که مانع از ورود کشتی حامل مواد ارسالی از جانب کشور لیبی به بندر غزه خواهد شد. به گزارش خبرگزاری فرانسه، این کشتی مولدووایی که تحت اجاره «مؤسسه خیریه قذافی» است روز شنبه از بندری در جنوب آتن حرکت خود را آغاز کرده و قرار بوده که روز چهارشنبه به غزه برسد. یونان پیش از این اعلام کرده بود که این کشتی که به گفته لیبی حامل دو هزار تن مواد غذایی و پزشکی و ۹ خدمه است، به مقصد بندر العریش در مصر اعزام شده است. در همین حال خبرگزاری فرانسه میگوید ارتش اسرائیل خبر دادن ضربالاجل به کشتی لیبیایی را تأیید یا رد نکرده، اما به گفته یک سخنگوی این ارتش کارهای مقدماتی برای جلوگیری از رسیدن این کشتی به بندر غزه در حال انجام است. این خبرگزاری از قول یک سرنشین کشتی لیبیایی میگوید که ارتش اسرائیل «تهدید کرده که اگر تغییر مسیر ندهیم کشتیهای خود را برای اسکورت این کشتی به بندر اشدود در جنوب اسرائیل خواهد فرستاد». در همین زمینه کاترین اشتون، رئیس روابط خارجی اتحادیه اروپا، روز دوشنبه گذشته با ابراز نگرانی از عاقبت کشتی لیبیایی از دو طرف درگیر خواست از «مواجهه غیرضروری» بپرهیزند. به دنبال حمله اسرائیل به کشتی ترکیهای در ۳۱ ماه مه گذشته و آغاز فشارهای بینالمللی بر این کشور، دولت اسرائیل مجبور به تغییر خط مشی خود در قبال غزه شده و اکنون به گفته خود تنها از واردات سلاح و کالاهایی جلوگیری میکند که ممکن است در ساخت اسلحه مورد استفاده قرار بگیرند.
شش تن از زندانیان سیاسی آزاده شده در کوبا همراه خانواده هایشان، بعد از ظهر امروز وارد مادرید شدند. این شش تن از جمله ۵۲ زندانی سیاسی هستند که قرار است کوبا، بر پایه توافق کلیسای کاتولیک با دیپلماتهای اسپانیایی، آن ها را آزاد کند. یک زندانی سیاسی آزاده شده ی دیگر نیز عصر امروز وارد اسپانیا خواهد شد. بر پایه گزارش ها در صورت آزادی همه ی ۵۲ زندانی سیاسی، این نخستین باری خواهد بود که دولت کمونیست کوبا، این شمار زندانی سیاسی را یکجا آزاد می کند. پیش از آزادی نخستین گروه زندانیان سیاسی کوبایی در هفته ی گذشته، و بگفته گروه های مدافع حقوق بشر در کوبا، ۱۶۷ زندانی سیاسی همچنان در زندانهای این کشور اسیرند. اقدام تازه دولت کوبا پس از آن صورت گرفت که یکی از زندانیان سیاسی ماه گذشته در زندان جان باخت و مرگ او با واکنش انتقاد آمیز و اعتراض جامعه ی بین المللی روبرو شد. دولت کوبا، به دلیل موقعیت اقتصادیش، در صدد برقراری رابطه ی نزدیک تر با جامعه ی جهانی است.
آژانس بین المللی انرژی IEA در گزارش ماهانه خود در زمینه بازار انرژی دنیا، می گوید صنعت نفت و گاز ایران، بر اثر تحریم هایی که شورای امنیت سازمان ملل متحد،و آمریکا و اتحادیه و اروپا بر جمهوری اسلامی اِعمال کرده اند، با مشکل روبرو شده است. این گزارش می افزاید تحریم های شدیدتر علیه ایران موجب شده است تا جمهوری اسلامی با انزوای بیشتر در جامعه ی بین المللی روبرو شود و منابع سوختش به شدت کاهش یابد. آژانس بین المللی انرژی همچنین می گوید: ایران، یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت و گاز جهان، هم اکنون با کمبود سوخت و جیره بندی بنزین روبرو است و مصرف کنندگان در این کشور از تصمیم دولت مبنی بر حذف یارانه ها موافق نیستند.
خبرگزاری فرانسه از قول ژنرال رِی اودیِرنو می نویسد، ستیزه جویان عراقی برای افزایش حملات علیه پایگاه های نظامی آمریکا در آن کشور، در ایران آموزش دیده اند. این فرمانده بلندپایه ارتش آمریکا امروز در بغداد به خبرنگاران گفت: از آنجا که اطلاعات نشان می دهد، یک گروه ستیزه جوی شیعی در ایران با نام «کتائِب حزب الله» در حال طرح ریزی برای حمله به پایگاه های آمریکایی است، تدابیر امنیتی شدیدتر در این پایگاه ها اتخاذ می شود. ژنرال اودیِرنو همچنین افزوده است که اطلاعات دقیق نشان می دهد که ستیزه جویان در صدد حمله به پایگاه های نظامی آمریکا هستند اما این که آیا دولت تهران در این مساله نقش مستقیم دارد یا نه، مشخص نیست. هم اکنون ۷۴ هزار نیروی آمریکایی در عراق مستقر هستند که قرار است به مرور از این کشور خارج شوند.
فرمانده ارشد نیروهای ایالات متحده در بغداد، روز سهشنبه اعلام کرد که برخی از شبهنظامیان عراقی برای حمله به پایگاههای نظامی ارتش آمریکا در خاک عراق، در ایران تحت آموزش قرار گرفتهاند.فرمانده ارشد نیروهای ایالات متحده در بغداد، روز سهشنبه اعلام کرد که برخی از شبه نظامیان عراقی برای حمله به پایگاههای نظامی ارتش آمریکا در خاک عراق، در ایران تحت آموزش قرار گرفتهاند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، ژنرال ریموند اودیرنو، روز سهشنبه، اعلام کرد که ارتش آمریکا در این زمینه «اطلاعات ویژهای» دریافت کرده است که نشان میدهد شورشیان در صدد هستند پایگاههای نظامی آمریکا در عراق را مورد حمله قرار دهند و افزود: «آنچه که ما میدانیم این است که افرادی که انجام این عملیات را بر عهده دارند، به ایران رفته، آموزشهای ویژهای دیده و بازگشتهاند». اودیرنو همچنین اظهار داشت که پس از گسترش اخباری مبنی بر احتمال حمله به پایگاههای نظامی آمریکا در عراق، توسط کتائب حزبالله، گروه شورشی شیعهای که به گفته وی از سوی جمهوری اسلامی حمایت میشود، ارتش آمریکا تمهیدات امنیتی پایگاههای خود را افزایش داده است. وی همچنین افزود که ایران طی چند ماه اخیر برای کمک به شورشیان و به انجام رساندن این حمله، اقدام به اعزام عدهای متخصص به عراق کرده است. اودیرنو در ادامه با اعلام این امر که نمیتوان دخالت مستقیم دولت ایران در این حمله را تأیید کرد، افزود: «این تهدید، نشاندهنده یکی دیگر از تلاشهای ایران و سایر شورشیان منطقه برای تخریب نقش ایالات متحده در عراق است». احتمال حمله شورشیان به پایگاههای نظامی آمریکا در عراق در حالی صورت میگیرد که واشنگتن اعلام کرده است نیروهای نظامی خود را به تدریج از عراق خارج خواهد کرد. با اینحال اودیرنو روز سه شنبه اظهار داشت که این تهدیدها بر روند خروج نیروهای آمریکایی از عراق تأثیری نخواهند داشت. در حال حاضر ۷۴ هزار نیروی آمریکایی در عراق مستقر هستند و واشنگتن متعهد شده است که از آغاز سپتامبر سال جاری، ۲۴ هزار نیرو را به تدریج از این کشور خارج کند. ایالات متحده اعلام کرده است که ۵۰ هزار نیروی باقیمانده، تا دسامبر ۲۰۱۱ در عراق باقی خواهند ماند.
انقلاب ۱۳۵۷ و جنگ هشت ساله ایران با عراق علیرغم هزینههای مالی و انسانی بسیار بزرگ و منتهی شدن به تحکیم قدرت مطلقه و استبدادی روحانیت دو دستاورد عمده برای مردم ایران داشت: تحکیم موازنه منفی بهواسطه کاهش نقش قدرتهای بزرگ و منطقهای در ایران در جهتدهی به تصمیمگیری در سیاستهای داخلی و بینالمللی، و تشکیل یک نیروی دفاعی ملی به نام بسیج که نقشی عمده در خروج نیروهای عراقی از کشور ایفا کرد. انقلاب ۱۳۵۷ و جنگ هشت ساله ایران با عراق علیرغم هزینههای مالی و انسانی بسیار بزرگ و منتهی شدن به تحکیم قدرت مطلقه و استبدادی روحانیت دو دستاورد عمده برای مردم ایران داشت: تحکیم موازنه منفی بهواسطه کاهش نقش قدرتهای بزرگ و منطقهای در ایران در جهتدهی به تصمیمگیری در سیاستهای داخلی و بینالمللی، و تشکیل یک نیروی دفاعی ملی به نام بسیج که نقشی عمده در خروج نیروهای عراقی از کشور ایفا کرد. فراتر از این که چه گروهها و اقشاری چه میزان برای این دستاوردها هزینه کرده باشند، این دستاوردها در چه جهتی بهرهبرداری شده باشند، یا چه سوءاستفادههایی از آنها شده باشد، هر ملتی (و دولت منتخب آن) موظف است که از این دستاوردها نگهبانی کند. حکومت خامنهای در بیست و اندی سال گذشته به تخریب این دو دستاورد مشغول بوده است. این رژیم برای مبارزه با غرب و درسآموزی از رژیمهای کمونیستی برای سرکوب شهروندان به ابرقدرتهای اقتدارگرا یعنی چین و روسیه گرایش پیدا کرد و عملا در بلوک سیاسی این قدرتها قرار گرفت (بدون آن که منافعی نصیب مردم ایران شود) و در نتیجه استقلال سیاسی خود را مخدوش کرد. رژیم خامنهای تصمیمات منطقهای خود را بر اساس خوشایند و ناخوشایند روسیه و چین تنظیم میکرده، بدون آن که پاسخ مناسبی دریافت کند. دشمنی ایدئولوژیک با غرب و تلقی شیطانی از آن چنین هزینه بزرگی را بر جامعه ایران بار کرده است. بیشتر بخوانید: پیام خامنهای در مرگ منتظری، خود خداپنداری رهبر آيتالله خامنهای خواستار وحدت جناحهای درون حاکميت شد خامنهای همچنین با تبدیل سپاه و بسیج به گارد ویژه رهبری و دستگاه سرکوب مخالفان، آنها را بر سیاست و فرهنگ و اقتصاد کشور مسلط ساخت و با استفاده از این نیروها برای سرکوب دگراندیشان و دگرباشان، حرمت و اعتبارشان را بر باد داد. نیروهای بسیجی که در دهه شصت علیرغم سرکوب دگراندیشان و دگرباشان به خاطر حضور در جنگ تحمل میشدند یا حداقل برخی از آنها در میان اقشار مختلف احترام داشتند در دوران خامنهای در فرهنگ و نگاه اکثر مردم به عوامل دست راستی حکومت پنهان و «شعبان بیمخ حکومت» تغییر ماهیت دادند («اگر زمان شاه يک شعبان بیمخ بود، اکنون اين حاکميت صدها شعبان بیمخ تربيت کرده است.» مهدی کروبی، ۸ تیر ۱۳۸۹). این حکومت دین و دینداری و بسیاری از منابع انسانی و طبیعی کشور را نیز تخریب کرده است، اما از آنجا که در اینجا تنها دستاوردهای جنگ با عراق و انقلاب ۱۳۵۷ مد نظر هستند به این موارد نمیپردازم. استقلال سیاسی زیر علامت سوال حکومت خامنهای نه بر اساس موازنه مثبت (باج دادن به همه قدرتهای بزرگ و رقیب که در دوران قاجار دنبال میشد) و نه بر اساس موازنه منفی (باج ندادن به هیچ طرف، سیاست مصدق) عمل میکند، بلکه مشی و سیاست خارجی حکومت باج دادن به چند طرف برای مقابله با دشمنی است که خود حکومت برای خود تراشیده است. مشی حکومت ایران مبارزه با آمریکاست، در حالی که دولت آمریکا در مسائل داخلی کشور دخالتی نمیکند. حکومت برای مقابله با تبعات اعمال خود در مبارزه با آمریکا به چین و روسیه باج میدهد تا در شورای امنیت یا دیگر مجامع بینالمللی طرف حکومت ایران را بگیرند یا سکوت کنند که در نهایت نیز چنین نمیکنند. حکومت همچنین برای پیدا کردن دوست به کشورهای آمریکای لاتین و آفریقایی باج میدهد تا در مجامع بینالمللی به نفع آن رای دهند یا رای ممتنع بدهند. سخنان خامنهای مبنی بر باج ندادن تنها برای نشان دادن مشت آهنین وی در برابر معترضان داخلی است. حکومت در سال ۲۰۰۵ حدود هشتصد میلیون دلار به روسیه برای خرید سامانه اس-۳۰۰ پرداخت کرد (الف، ۲۳ خرداد ۱۳۸۹)، اما هنوز این سامانه به ایران تحویل داده نشده است. حدود دو دهه است که روسها قرار است نیروگاه اتمی بوشهر را راهاندازی کنند، اما مدام به تاخیر میافتد. بسیج و سپاه، علیه مردم حکومت خامنهای برای سرکوب مخالفان، بسیج و سپاه را از نیروهایی که وظیفه دفاع از کشور را دارند به نیروهایی که مسئول سرکوب دگراندیشان و دگرباشان هستند استحاله کرده است. این کار با چندین خط مشی صورت گرفت: ۱) اخراج یا بازنشستگی آن دسته از نیروها که تابع محض خامنهای نبودند؛ ۲) تصفیه آن دسته از نیروها، بالاخص در سطوح فرماندهی، که مقلد خامنهای نیستند؛ ۳) وارد کردن هیئتهای محلی عزاداری در مناطق حاشیه شهر به سازماندهی سرکوب و قرار دادن آنها در تشکیلات بسیج؛ ۴) شکل دادن به یک تشکیلات سراسری تحت نظارت بیت [خامنهای] که به عنوان لباس شخصیها مشهور شدهاند؛ و ۵) ایجاد هماهنگی میان نیروهای اطلاعاتی و نظامی و انتظامی که لباس شخصیها را در شرایطی که وارد عملیات میشوند حمایت کنند. این اقدامات رفتهرفته فرهنگ بسیج را که غالبا در دفاع از کشور در دهه شصت شکل گرفته بود (در عین اقدامات برخی بسیجیان در سرکوب زنان و جوانان در سطح شهرها) به سمت تبعیت محض از رهبری و اِعمال سیاستهای تمامیتطلبانه حکومت سوق داد. این اقدامات تا آن حد گسترش یافت که امروز دیگر واژه بسیجی به معنای بیسواد و اراذل و اوباش و مزدور در فرهنگ عامه استفاده میشود. لطیفههای بسیجی که در دوران پس از انتخابات ساخته میشوند بسیجی را به صورت مثل اعلای فردی "ابله"، "مزدور"، "بیفکر" و "بیفرهنگ" معرفی میکنند. این امر نتیجه مستقیم سوءاستفاده از این نیرو برای سرکوب دگراندیشان و دگرباشان بوده است. علاوه بر آن سپاه و بسیج در دوران خامنهای به ازای سرکوب مخالفان و اطاعت محض از رهبری پاداشهای بزرگی مثل منابع مهم اقتصادی و مقامات کلیدی سیاسی و مدیریت بخش فرهنگ کشور را گرفتند و به مجتمعهای انحصاری اقتصادی و سیاسی تبدیل شدند. سپاهیان امروز به جایی رسیدهاند که ساعاتی از وقت خود را به رتق و فتق امور اقتصادی و شرکتهای شبهدولتی خود میگذرانند و ساعاتی دیگر را به طراحی عملیات سرکوب مردم در خیابانها. جمهوری اسلامی، نظام خود- تخریبگر نظام جمهوری اسلامی از روز استقرار نه تنها به تخریب دستاوردهای مردم ایران، بلکه به تخریب خود مشغول بوده است. این نظام از چهار جهت به تخریب بیوقفه خود مشغول بوده است. اول آن که این نظام فاقد سازوکارهای تصحیح خود است. فقدان آزادی رسانهها و احزاب این نظام را از بهرهبرداری از نتایج گفتوگوها و راه حلهای مطرحشونده در حوزه عمومی محروم کرده است. رهبران این نظام حتی به مشورت باورمندان به آن نیز توجهی نمیکنند. فراتر از آن که به اصلاحپذیری یا عدم اصلاحپذیری حکومت باور داشته باشیم، خود حاکمیت در جهت تصحیح خود عمل نمیکند. دوم این که این نظام مرتبا به دشمنان خود افزوده و از دوستانش کاسته است. سیاست حذف مرتبا دایره خودیها را کوچکتر و غیرخودیها را بزرگتر کرده است. ریزش نیروها در منظر حاکمیت خالص شدن آن را نوید میدهد. این خلوص در نهایت به سمتی مالیخولیایی و نابودکننده سوق پیدا کرده است. سوم آن که این نظام برای کنترل داخل کشور با تمسک به دشمنسازی و نظریه توطئه همواره به یک دشمن خارجی نیاز داشته است و تنشزایی به بخشی لاینفک از سیاست خارجی آن تبدیل شده است. از این جهت کشورهای غربی مرتبا به تضعیف نقش آن در منطقه و جهان میپردازند. حتی در مواردی که مصلحت نظام اقتضای کاهش تنش در روابط خارجی را داشته، نیاز به دشمن خارجی برای سرکوب منتقدان با متهم کردن آنها به همکاری با آن دشمن از این امر جلوگیری کرده است. و چهارم آن که فساد مثل خوره ستونهای این نظام را خورده است و امروز کمتر فردی را میتوان در حاکمیت یافت که از قدرت خویش سوءاستفاده نکرده باشد. حاکمان جمهوری اسلامی در عرض سی سال حکومت دستی در کشتن و حذف مخالفان و دستی دیگر در تصرف منابع کشور داشتهاند. *** بدین لحاظ حاکمیت جمهوری اسلامی نه تنها اخلاق و دین و منابع انسانی و طبیعی کشور را خرج منافع و قدرت یک گروه خاص کرده، بلکه دستاوردهای ملی را نیز چوب حراج زده است. منتظری بر این باور بود که جمهوری اسلامی «نه جمهوری است و نه اسلامی». میتوان به گفته وی افزود که این حکومت «نه جمهوری است، نه اسلامی، و نه ملی».
پاکستان گزارش های منتشر شده مبنی بر پناه بردن شهرام امیری، دانشمند هسته ای ایرانی، به دفتر حافظ منافع ایران در سفارت اسلام آباد در واشنگتن را تایید کرد. بنا بگفته ی جمهوری اسلامی سازمان های اطلاعاتی آمریکا و عربستان شهرام امیری سال گذشته و در جریان سفر حج ربوده شده بود. ندیم پاتیالا سخنگوی وزارت خارجه ی پاکستان در گفت و گو با رادیو مشعل، بخش پاکستانی ِ رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی، گفته است : « این اتفاق افتاده است. وی را، غروب گذشته، ساعت ۶.۳۰ شخصی به آنجا آورد. اما آنجا سفارت پاکستان نیست. پاکستان کاری با این مسئله ندارد و ما تنها به عنوان پل ارتباطی بین ایران و آمریکا عمل می کنیم. » رادیو دولتی جمهوری اسلامی امروز اعلام کرده بود که ، شهرام امیری ساعاتی قبل، از بخش حافظ منافع ایران در سفارت پاکستان خواسته است که هرچه سریعتر به ایران بازگردانده شود. به دلیل قطع روابط دیپلماتیک جمهوری اسلامی و آمریکا ، پاکستان حافظ منافع ایران در آمریکا محسوب می شود
اولین گروه از زندانیان سیاسی کوبا که دولت با آزادی آنها موافقت کرده، قرار است امروز وارد اسپانیا شوند. هفت زندانی سیاسی همراه خانواده هایشان، اولین گروه از ۵۲ زندانی سیاسی در کوبا هستند که طی توافق کلیسای کاتولیک با دیپلمات های اسپانیایی به آن کشور می روند. بر پایه گزارش ها در صورت آزادی همه ی ۵۲ زندانی سیاسی، این نخستین باری خواهد بود که دولت کمونیست کوبا، این شمار زندانی سیاسی را آزاد می کند. پیش از آزادی اولین گروه زندانیان سیاسی در هفته ی گذشته، و بگفته گروه های مدافع حقوق بشر در کوبا، ۱۶۷ زندانی سیاسی در زندانهای این کشور هستند. اقدام تازه ی دولت کوبا پس از آن صورت گرفت، که یک زندانی سیاسی ماه گذشته در زندان جان باخت و با واکنش جامعه ی بین المللی روبرو شد. دولت کوبا، به دلیل موقعیت اقتصادیش، در صدد برقراری رابطه ی نزدیک تر با جامعه ی جهانی است.
امروز سه شنبه، پارلمان فرانسه قانون منع پوشیدن روبنده برای زنان مسلمان را به رای خواهد گذاشت. مخالفان پوشیدن روبنده در فرانسه می گویند: این پوشش، با ارزش های سکولار یا عُرفی این کشور در تضاد است و همچنین ممکن است امنیت را تهدید کند. این در حالیست که مخالفان این قانون معتقدند که تصویب آن، آزادی های شخصی را تحت الشعاع قرار می دهد و می تواند با قانون اساسی فرانسه مغایرت داشته باشد. درصورتیکه این قانون امروز در مجلس نمایندگان فرانسه به تصویب برسد، در ماه سپتامبر در سنای آن کشور به رای گذاشته خواهد شد. بر پایه این قانون متخلفین به پرداختن ۱۵۰ یورو جریمه می شوند و در مواردی باید کلاس های درس "شهروندی" را بگذارنند. فرانسه میزبان بزرگترین جامعه ی مسلمان غرب اروپاست. نزدیک به ۵ میلیون مسلمان در این کشور ساکنند اما آمار رسمی نشان می دهد تنها دو هزار نفر از آنها از روبنده استفاده می کنند.
روزنامه وال استریت جورنال، چاپ آمریکا، امروز گزارش داد، مقام های این کشور، نفر دوازدهم از حلقه ی جاسوسی روسیه را در اختیار دارند. این روزنامه از قول یکی از مسوولان آگاه به این موضوع، که نامش فاش نشده، آورده است که نیروهای ضد جاسوسی ِ پلیس فدرال آمریکا از پاییز سال گذشته در حال بازجویی از یک مرد ۲۳ ساله روس هستند. این گزارش وال استریت جورنال، تنها چند روز پس از آن منتشر می شود که آمریکا، ۱۰ جاسوس روس را به کشورشان بازگرداند و روسیه، متقابلاً، ۴ فرد تبعه آن کشور را که متهم به جاسوسی برای دولت های غربی بودند، آزاد کرد. فرد یازدهم این پرونده هم که گفته می شود در قبرس بازداشت ، و به قید وثیقه آزاد شده بود، ناپدید شده است.
بر پایه گزارش ها دولت اوگاندا عده یی را در ارتباط با بمبگذاری های یکشنبه شب، در کامپالا، پایتخت آن کشور، بازداشت کرده است. این انفجارها که در دو رستوران، همزمان با پخش تلویزیونی بازی فینال جام جهانی فوتبال رخ داد، به کشته شدن ِ دست کم ۷۴ نفر و زخمی شدن ۷۰ نفر دیگر انجامید. پلیس اوگاندا درباره افراد بازداشتی و شمار آنها توضیحی نداده اما این بازداشت ها پس از یافتن یک بمب منفجر نشده دیگر در کامپالا انجام شده است. گروه ستیزه جوی الشباب در سومالی، که با القاعده در ارتباط است، مسوولیت این انفجارها را بر عهده گرفته است. نفرات ارتش اوگاندا برای یاری دادن به نیروهای حافظ صلح اتحادیه ی آفریقا، در سومالی حضور دارند.
ديدهبان حقوق بشر از ايران خواسته است تا تا همه اقدامهاى احتياطى را به كار گيرد تا در جريان گلولهباران مواضع شورشيان كرد به غيرنظاميان ساكن دهها روستاى كردستان عراق آسيبى نرسد.ديدهبان حقوق بشر از جمهورى اسلامى ايران خواسته است تا تا همه اقدامهاى احتياطى را به كار گيرد تا در جريان گلولهباران مواضع شورشيان كرد به غيرنظاميان ساكن دهها روستاى كردستان عراق آسيبى نرسد. ديدهبان حقوق بشر كه مقر آن در نيويورک است مىگويد كه حملات ايران به حزب حيات آزاد كردستان (پژاک) در اواخر ماه مه شدت يافت و باعث آواره شدن بيش از ۵۰۰ خانواده كرد عراقى و زخمى شدن تعداد نامشخصى از روستاييان و همچنين كشته شدن يک دختر نوجوان شده است. اين سازمان از روستاييان عراقى نقل قول مىكند كه به اعضاى ديدهبان حقوق بشر گفتهاند که مأموران مرزى ايران دامهاى آنها را هدف قرار داده و گاهى به سوى روستاييان نيز آتش گشودهاند. گروه پژاک كه شاخه ايرانى حزب كارگران كردستان تركيه (پ كاكا) است پايگاههاى خود را در شمال عراق و نوار مرزى با ايران قرار داده است و هر از چندگاهى به سربازان و نيروهاى مرزى جمهورى اسلامى حمله مىكند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در ماه هاى گذشته براى مقابله با حملات اين گروه اقدام به گلولهباران مناطق شمال عراق كرده است. در این شرایط جو استورک، معاون ديدهبان حقوق بشر، مىگويد: «ايران بايد كليه اقدامات احتياطى را براى جلوگيرى از آسيب ديدن غيرنظاميان در اثر آتش توپخانه و ساير حملات به كار گيرد». وى مىافزايد: «شليک توپ به مناطقى كه مردم زندگى مىكنند به خصوص اگر فاقد اهداف نظامى باشد و نيز هدف قرار دادن دامها نقض جدى قوانين جنگ است». اواسط خردادماه گذشته، يک سخنگوى نيروهاى امنيتى منطقه كردستان عراق، به خبرگزارى رويترز گفت كه بيش از ۳۰ تن از نيروهاى ايرانى با خودرو و ادوات نظامى تا عمق دو كيلومترى استان اربيل عراق وارد شده و موضع گرفتهاند. پيشتر نيز دولت اقليم كردستان عراق خبر داده بود كه نيروهاى نظامى ايران بيش از يک هفته است با آتش توپخانه و هلى كوپتر مناطق مرزى كردستان را به منظور مقابله با گروه پژاک زير آتش گرفتهاند. به گفته مقامهاى محلى، در جريان اين حملات، بيش از ۳۰۰ خانوار از مردم منطقه مجبور به ترک خانههاى خود شده و يک زن در جريان اين گلولهباران كشته شد. ديدهبان حقوق بشر مىگويد كه از روز سوم ژوئن تاكنون حدود ۵۰۰ خانواده از روستاهاى مرزى خود گريخته و به اردوگاههاى چادرى استانهاى اربيل و سليمانيه پناه بردهاند. پيش از آنها نيز ۲۵۰ خانواده ديگر، در ماه هاى گذشته از آتشبار توپخانه ايران فرار كرده و به اين چادرها آمدهاند. بر اساس گزارش اين سازمان بينالمللى حقوق بشرى، سازمانهاى امداد رسانى و مؤسسات محلى با مشكلات متعددى براى تأمین نيازهاى اوليه اين خانوادهها روبهرو بودهاند. این سازمان بینالمللی همچنین به نقل از چند مقام محلی نوشته است که مناطق محل استقرار نیروهای پژاک از مناطقی که مورد گلولهباران ایران قرار گرفتهاند فاصله دارد و تأکید کرده است که «دیدهبان حقوق بشر هیچ نشانهای حاکی از فعالیت پژاک در این منطقه و مناطق اطراف که بازدید کرد، ندید». ديدهبان حقوق بشر همچنین مىافزايد که گزارش سازمانهاى امدادرسانى حاكى است كه حملات تركيه به اندازه آتشبارهاى ايران بر غير نظاميان كرد عراقى تأثير نداشته است. گروه پژاک از سوى جمهورى اسلامى ايران و برخى از كشورهاى جهان در فهرست سازمانهاى تروريستى قرار گرفته است. اين گروه مىگويد كه به دنبال خودمختارى براى منطقه كردستان ايران است.
به دنبال به بنبست رسیدن مذاکرات ۵+۱ با شرکت دولت اوباما، معلق ماندن مذاکرات، و عدم تاثیر تحریمها در تغییر رفتار دولت ایران، افکار عمومی جوامع غربی بر سر یک دوراهی قرار گرفته است: حمله نظامی یا تشدید تحریمهای اقتصادی. به دنبال به بنبست رسیدن مذاکرات ۵+۱ با شرکت دولت اوباما، معلق ماندن مذاکرات، و عدم تاثیر تحریمها در تغییر رفتار دولت ایران، افکار عمومی جوامع غربی بر سر یک دوراهی قرار گرفته است: حمله نظامی یا تشدید تحریمهای اقتصادی. طبیعی است که هریک از گزینهها بنا به فرض پس از مذاکرات طولانی برای رسیدن به یک مصالحه انتخاب می شوند. با فرض دنبال کردن دیپلماسی برای رسیدن به مصالحه، اگر نتیجهای به دست نیاید که در شرایط حاضر بسیار غیرمحتمل به نظر میرسد، نمیتوان انتظار داشت که دول غربی دست روی دست بگذارند. سخن گفتن دیپلماتها (مثل سفیر امارات متحده عربی در ایالات متحده)، دانشگاهیان (مقاله آمیتای اتزیونی، استاد روابط بینالملل دانشگاه «جرج واشینگتن» تحت عنوان «آیا میتوان جلوی ایران اتمی را گرفت؟» در نشریه «مطالعات نظامی» ارتش آمریکا) و سیاسیون (سناتور جو لیبرمن) از احتمال یا ضرورت حمله نظامی علیه تاسیسات اتمی و زیربنایی ایران در اوایل ماه ژوییه ۲۰۱۰ ناشی از احساس در بنبست قرار گرفتن در بخشی از افکار عمومی در کشورهای غربی است. نوع واکنش به این بنبست نیز تا حدودی شکل گرفته است. بر اساس یک نظرسنجی انجام شده در روزهای هفتم آوریل و هشتم ماه مه ۲۰۱۰ در ۲۲ کشور، افکار عمومی ۱۶ کشور غربی و بعضی از کشورهای اسلامی برای درگیری احتمالی با ایران آماده است. در این نظرسنجی، ۶۶ درصد آمریکاییها، ۵۹ درصد فرانسویان، ۵۱ درصد آلمانیها، ۵۵ درصد مصریان، و ۵۳ درصد اردنیها به دخالت نظامی علیه ایران رأی موافق دادهاند. مذاکرات در تعلیق پس از چندین سال مذاکره و چهار قطعنامه شورای امنیت مبنی بر ضرورت توقف غنیسازی توسط جمهوری اسلامی و نیز یک سال مذاکره دولت اوباما با حکومت جمهوری اسلامی، در نیمه دوم سال ۲۰۱۰ وضعیت رابطه غرب با ایران در موضوع غنیسازی مبهمتر از همیشه مینماید. افکار عمومی در کشورهای غربی خواهان فشار دولتها بر ایران جهت رسیدن به یک مصالحه است و افکار عمومی در ایران خواستار کسب اطلاعات بیشتر در مورد برنامه تسلیحات اتمی حکومت. دول غربی مجبورند به افکار عمومی خود تن در دهند، اما حکومت ایران همچنان غنیسازی را با هدف تسلیحاتی کردن آن ادامه میدهد بدون آن که مردم در جریان کم و کیف آن قرار گیرند. همه قرائن و شواهد تکنیکی حاکی از تسلیحاتی بودن این برنامه است: از پنهانکاری همیشگی رژیم در این موضوع تا مقرون به صرفه نبودن غنیسازی برای نیروگاههای هستهای در داخل کشور، از میزان ظرفیت تاسیسات موجود تا قرار داشتن این برنامه تحت نظارت و عملیات سپاه پاسداران، و از برنامههای دیگر رژیم جهت دستیابی به کلاهک پرتاب تا منبع دریافت تکنولوژی (پدر بمب اتمی پاکستان). ناامیدی از افق تحریمها در شرایط عدم تمکین ایران به تصمیمات شورای امنیت و تعلیق جنبش سبز تنها راهی که در کوتاهمدت برای نیروهای غیر جنگطلب باقی ماند تحریم اقتصادی یکجانبه از سوی ایالات متحده و اتحادیه اروپا بود، چون امکان اجماع بر سر این تحریمها در شورای امنیت فراهم نشد. علیرغم تردیدهایی که در مورد تاثیر تحریمها بر تغییر رفتار حکومت وجود دارد تحریمها حداقل کاری است که این دولتها میتوانند کرد و توافق بر سر آن در میان سیاستمداران و افکار عمومی بسیار آسانتر از حمله نظامی بوده است. پس از تصویب این تحریمها در کنگره آمریکا و اتحادیه اروپا، این کشورها در حال فراهم کردن زمینههای اجرای این تحریمها با تمرکز بر حوزه انرژی و آوردن فشار به سپاه هستند. اما واکنش جمهوری اسلامی به تحریمها گردنکشی، تهدید، انکار، توهین، و جایزه دادن به خود بوده است. کارکرد این روشهای عوامفریبانه و غیردیپلماتیک کاهش اعتماد به مقامات ایران و آمادگی بیشتر افکار عمومی در کشورهای اروپایی و آمریکا برای برخورد حادتر با سیاستهای دولت ایران خواهد بود. حکومت ایران با این روشها بیش از همه زمینه را برای سخن گفتن از حمله نظامی فراهم آورده است. حمله نظامی و دلایل مقوم آن در صورت شکست کامل دیپلماسی، و نزدیک بودن ایران به آزمایش بمب اتمی خود، حمله نظامی تنها گزینه آمریکا یا اسرائیل برای توقف این برنامه خواهد بود و مقامات ایرانی نیز این را به خوبی میدانند. باراک اوباما در مصاحبه با شبکه ۲ تلويزیون اسرائيل (۱۷ تیر ۱۳۸۹) تصریح میکند که «دستيابی ايران به سلاح هستهای غيرقابل قبول است و ما برای جلوگیری از وقوع چنين اتفاقی، دست به هر اقدامی خواهيم زد». با عدم علم به این گزینه و جدیت آن، طرف ایرانی اصولا وارد مذاکرات پنج به علاوه یک نمیشد یا پس از هر قطعنامه تحریمی، سیگنالی برای تداوم مذاکرات ارسال نمیکرد. نتایج مباحث مطرح در هستههای فکری در کشورهای غربی نمایانگر عدم آمادگی دول غربی برای زیستن در کنار ایرانی با در اختیار داشتن بمب اتمی است. مقامات ایران غنیسازی تا هر مرحلهای را راه بدون بازگشت معرفی میکنند وهمه قرائن موید نظامی بودن این برنامه است. آن چنان که از مواضع رسمی حکومت برمیآید، حتی تحریم و محرکهای مقبول غنیسازی را در ایران متوقف نخواهد ساخت، چون هرگونه عقبنشینی در این امر از حیث سیاسی شکستی برای نظامیگرایان در برابر رقبای داخلی خود به شمار خواهد آمد. ماجرای غنیسازی اگر پیش از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ موضوعی محوری در سیاست خارجی بود، اکنون به موضوعی کلیدی در سیاست داخلی تبدیل شده است، گرچه از آن بحث چندانی در رسانهها صورت نمیگیرد. استدلال طرفداران حمله نظامی آن است که حمله نظامی حتی اگر برنامه اتمی را کاملا از میان برندارد آن را سالها به تاخیر خواهد انداخت و در این فاصله ممکن است موضوع با تغییر رژیم کلا حل شود. طرفداران حمله نظامی در برابر مشکلات این گزینه نیز بر این باورند که در مورد مخاطرات آن اغراق شده است. آنها معتقدند در امکان انتقامگیری ایران در عراق و افغانستان اغراق شده است. حکومت علیرغم دشمنی با آمریکا با دول این کشورها روابط دوستانه دارد و این عنصری محدودکننده در اقدام علیه نیروهای آمریکایی در این دو کشور است. علاوه بر آن، حکومت ایران در سالهای گذشته به حمله به نیروهای آمریکایی یا کمک به نیروهای مخالف آمریکا در منطقه مشغول بوده و کار جدیدی قرار نیست انجام شود. سخن دیگر طرفداران حمله نظامی در برابر موضع فعالان سیاسی جنبش سبز مبنی بر تضعیف جنبش در صورت حمله نظامی آن است که حمله نظامی آمریکا بیش از آن که به تقویت حکومت در برابر اپوزیسیون منتهی شود به تضعیف آن منجر میشود، چون حکومت باید در آن واحد در چند جبهه بجنگد. حمله نظامی به تاسیسات اتمی که هیچ سودی از آن متوجه مردم نیست یک حکومت سرکوبگر را به حکومتی مقبول مبدل نخواهد کرد. کسانی نیز که در مقابله حکومت و مخالفان ساکت ماندهاند در مقابله حکومت و قدرت خارجی نیز ساکت خواهند ماند. همچنین حمله خارجی منابع دولتی را برای سرکوب در داخل محدودتر خواهد کرد، چون جامعه امروز ایران جامعهای است که پول حرف اول را در آن میزند و حکومتی که پول کافی نداشته باشد از قدرت بسیج آن نیز کاسته میشود. نیروهایی که اکنون قدرت را در ایران در دست دارند بیاعتقادترین و ضعیفالنفسترین نیروها در تاریخ جمهوری اسلامی هستند و صرفا به امید کسب ثروت و قدرت در حال سرکوب نیروهای بیسلاح در داخل کشور هستند. مقایسه میان سپاه و بسیج امروز با سپاه و بسیج دهه شصت قیاس معالفارق است. راه حل جنبش سبز: دموکراسی اما از نگاه بخش عمدهای از فعالان جنبش سبز، نه تحریم اقتصادی و نه حمله نظامی راه حل مشکل حرکت حکومت دینی به سوی مسلح شدن به بمب اتمی نیست. بمباران ممکن است موثر واقع شود، اما پیامدهای ناگواری برای صلح بینالملل و روابط مفاهمهآمیز بینالمللی دارد. تحریمها قابل دور زدن و تاسیسات تخریب شده نیز قابل بازسازی هستند. تنها راه برای بازداری ایران از این امر سقوط رژیم استبداد دینی و شکلگیری حکومت دموکراتیک در ایران است. اما در شرایطی که دول غربی چشماندازی را برای دموکراتیزه شدن کشور نمیبینند و در این مسیر نیز چندان حرکتی نمیکنند، طبعا به دو گزینه فوق تمسک میجویند: بازها به حمله نظامی و پرستوها به تحریم اقتصادی (که به اعتقاد برخی مقدمه حمله نظامی است). تنها شرایط روز و نحوه عمل دولت ایران است که هر روز یک فایل را بالای فایل دیگری قرار میدهد. هر دو گزینه به ضرر مردم ایران است، اما گزینه نظامی علیه دولت و مردم، هر دو عمل خواهد کرد و تحریم اقتصادی در کوتاهمدت به ضرر حکومت و در درازمدت به ضرر مردم. با فرض ۱) حرکت حکومت جمهوری اسلامی به سوی در اختیار گرفتن تسلیحات اتمی، ۲) کشدار و طولانی و پر دردسر بودن فرایند دموکراتیزاسیون در ایران، ۳) غیرقابل اعتماد بودن رهبران ایران برای در اختیار داشتن سلاح اتمی و نیز ۴) امکان بسیار اندک محاکمه سران به اتهام جنایت علیه بشریت در دادگاه بینالمللی یا به طور کلی اِعمال رژیم حقوق بشر در سطح بینالمللی، از کسانی که هم با تحریم و هم با حمله نظامی مخالف هستند انتظار میرود بگویند چه راه حلی برای متوقف کردن سران حکومت از پیشبرد برنامه تسلیحات اتمی خود پیشنهاد میکنند. پیشنهاد نیروهای صلحطلب و دموکرات ایرانی کمک همه طرفهای ذینفع در داخل و خارج به تسریع برنامه دموکراتیزاسیون در ایران برای به سر عقل آمدن جمهوری اسلامی یا سقوط آن است. اما آن دسته از دول خارجی که در مبانی فکری خود صلحطلب نیستند و امیدی به نتیجهبخش بودن فرایند دموکراتیزاسیون در کوتاهمدت ندارند یا منافع ملی خود را بر دموکراتیک شدن دیگر جوامع ارجحیت میدهند نخست به تحریم اقتصادی و در صورت نتیجهبخش نبودن به حمله نظامی به تاسیسات اتمی یا زیربنایی رای میدهند.
وزیر خارجه اسپانیا روز دوشنبه در دیدار خود با منوچهر متکی از ایران خواست تا با از سرگیری گفتوگوها بر سر برنامههای اتمیاش به نگرانیهای جامعه جهانی پایان دهد.وزیر خارجه اسپانیا روز دوشنبه در دیدار خود با منوچهر متکی از ایران خواست تا با از سرگیری گفتوگوها بر سر برنامههای اتمیاش به نگرانیهای جامعه جهانی پایان دهد. خبرگزاری فرانسه به نقل از بیانیه وزارت خارجه اسپانیا گزارش داد که میگل آنخل موراتینوس، وزیر خارجه اسپانیا در دیدارش با همتای ایرانی خود از وی خواسته تا « سوءظن ایجاد شده در اذهان جامعه جهانی را درباره اهداف اتمی ایران برطرف سازد.» بیشتر بخوانید: دعوت به گفتوگو با هدف سازش و تسلیم در ماه اوت آمریکا: اگر ایران جدی باشد، آماده گفت و گو هستیم وزیر خارجه اسپانیا همچنین از تهران خواست تا با آغاز دور تازه گفتوگوها، به سؤالات باقیمانده درباره برنامه اتمیاش پاسخ دهد. ایران پس از دعوت اتحادیه اروپا برای از سرگیری گفتوگو، توافق کرده است که در صورت تحقق شرایطی که برای چنین گفتوگوهایی مد نظر دارد، از ماه سپتامبر به میز ماکره بازگردد. از سر گیری گفتوگوها پس قطعنامه ۱۹۲۹ چندی پیش نیز كاترين اشتون كه نمايندگى كشورهاى عضو گروه ۵+۱ شامل آمريكا، روسيه، فرانسه، بريتانيا و چين همراه با آلمان را بر عهده دارد روز ۲۴ خرداد در نامهاى به دبير شوراى عالى امنيت ملى ايران از وى دعوت كرد تا دور جديدى از مذاكرات بر سر پرونده هستهاى تهران آغاز شود. اما محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران در پاسخ به درخواست گروه ۵+۱ در نشستی مطبوعاتى با خبرنگاران گفت که : براى «ادب كردن »كشورهايى كه به قطعنامه چهارم رأى دادند، تا دو ماه ديگر با آنها درباره برنامه هستهاى مذاكرهاى صورت نخواهد گرفت. با اینحال یک هفته پس از اظهارات رئیس جمهور ایران ،سعید جلیلی، مذاکره کننده ارشد ایرانی در گفت و گوهای هستهای، در پاسخ به درخواست رئيس سياست خارجی اتحاديه اروپا، ضمن اعلام آمادگی برای آغاز گفتو گوهای «مشروط» گفت که دور جدید گفت و گو ها میتواند از سپتامبر سال میلادی جاری آغاز شود. آقای جلیلی در نامه ای شروط ایران را در این گفتوگوها، هدف اتحاديه اروپا ازگفتوگوها براى تعامل و همكارى است يا «ادامه روند دشمنى و تقابل ايران»، «التزام به منطق گفتوگو كه لازمه آن اجتناب از هرگونه تهديد به فشار باشد» و اعلام «نظر صريح و روشن» خانم اشتون درباره «سلاحهاى هستهاى» اسرائيل عنوان كرد. در واکنش به نامه آقای جلیلی ایالات متحده اعلام کرد که «به شرط جدی بودن ایران در گفتوگوها» از آغاز دور تازه گفتوگوها استقبال میکند. نامه آقای جلیلی از سوی دفتر کاترین اشتون نیز «مثبت» ارزیابی شد. درخواست گروه ۵+۱ از ایران چند روز پس از تصويب قطعنامه ۱۹۲۹ شوراى امنيت سازمان ملل عليه ايران ارسال شد. بر اساس اين قطعنامه، كه چهارمين دور تحريمها را عليه تهران اعمال مىكرد افراد و شركتهاى جديدى در فهرست تحريمهاى سازمان ملل عليه ايران قرار مىگرفت. قطعنامه ۱۹۲۹ در واكنش به امتناع ايران از متوقف كردن غنىسازى اورانيوم، عدم پذيرش پيشنهاد مبادله سوخت آژانس بينالمللى انرژى اتمى از سوى ايران و همچنين آغاز غنىسازى اورانيوم با غناى ۲۰ درصد در ايران تصويب شد. كشورهاى غربى نگران نظامى بودن فعاليتهاى هستهاى ايران و دستيابى اين كشور به سلاح اتمى هستند ولى تهران مىگويد كه اين برنامه ماهيت صلحآميز دارد.
تجربه سه دهه کنترل اجتماعی و فرهنگی نشان داده است که به جای آن که بسیج ولایت اینترنت را تغییر دهد، این اینترنت خواهد بود که بسیج و بسیجیان ولایت را تغییر خواهد داد. سردار محمدرضا نقدی، رئیس سازمان بسیج مستضعفین، از افزایش دو تا سه برابری قدرت ایران در فضای مجازی و سایتهای اینترنتی تا پایان سال جاری خبر داده است. فرماندهان بسیج با الگوگیری از فعالان جنبش سبز که به طور خوشهای با استفاده از اینترنت به سازماندهی، ارتباط و اطلاعرسانی میپرداختند میخواهند هدایت بسیجیان را به صورت خوشهای در کشور از طریق فضای مجازی انجام دهند. (فارس، ۱۸ تیر ۱۳۸۹) دو پرسش معمول در مورد این گونه اقدامات آن است که این گونه سازماندهی چگونه در سرکوب معترضان موثر واقع خواهد شد و چه تاثیری بر فضای مجازی خواهد داشت؟ اما پرسش دیگر در مورد نتایج درازمدت این گونه اقدامات است: حضور بسیجیان در فضای مجازی چه تاثیری بر بسیج و بسیجیان خواهد داشت؟ کمیتهها و کاسِتهای موسیقی و فیلم یکی از کارهای نیروهای کمیته در دهه اول عمر جمهوری اسلامی نظارت بر موسیقی و فیلمهایی بود که مردم دست به دست میکردند. ضبط و مصادره این مواد سمعی و بصری به جای آن که مردم عادی را از گوش دادن به موسیقی نامطلوب حکومت و فیلمهای ممنوعه منصرف سازد، نیروهای کمیته و کارگزاران فرهنگی کشور را که عمدتا انقلابی بودند با این محصولات آشنا کرد. همچنین این محصولات از مجرای دستگاههای انتظامی و قضایی به خانه مسئولان مکتبی راه پیدا کرده و نسل دوم آنها را در معرض این مواد قرار داد. امروز تقریبا همه افراد آن نسل انقلابی که در دستگاههای فرهنگی کار ایدئولوژیک میکردند بخشی از همان نوع موسیقی یا فیلمهای ممنوعه را مستقیم یا غیرمستقیم مصرف میکنند. آنها برای مقابله با این محصولات مجبور بودند آنها را مصرف کنند و این مصرف معمول آنها را که با پرهیز از دنیای هنر به نفی آن رسیده بودند به موسیقی و فیلم عادت داد. امروز دستگاه فرهنگی کشور همان نوع موسیقی لسآنجلسی را تولید و پخش میکند و بیشتر فیلمهای تولیدی نیز با زرورقی از حجاب در همان فضای فیلمفارسی دهه ۱۳۵۰ تنفس میکنند. انگاره تولید فیلم در ایران نیز از ژانرهایی از سینمای هالیوود گرتهبرداری شده است. سانسورچیان و تکثر فرهنگی اکثر افرادی که در کمیتههای بازبینی فیلمهای ایرانی و خارجی یا بازبینی کتاب (سانسور) یا نمایشنامهها یا آثار موسیقی در دهههای شصت و هفتاد حضور داشتند امروز به افرادی متساهل و مداراگر تبدیل شدهاند. درگیری با بخش فرهنگ و تنوع ایدهها و نگرشها در میان تولیدکنندگان و آثار فرهنگی به آنان نشان داد که نمیتوانند جهانی تکصدایی خلق کنند. به همین دلیل است که حاکمان جمهوری اسلامی هر از چند سال تقریبا همه اعضای این کمیتهها را تغییر میدهند. همچنین اصرار خامنهای بر آوردن نظامیان به این حوزهها به این دلیل است که این افراد اهل اطاعتاند و بر اساس اعتقاد و باور خویش تصمیم نمیگیرند. کسی که بر اساس باور خویش تصمیم میگیرد ممکن است تصمیمش را تغییر دهد. مدیران جمهوری اسلامی و سفرهای خارجی مدیران جمهوری اسلامی چه در دهه ۱۳۶۰ و چه در دهه ۱۳۸۰ در آغاز کار جلوی در اداره ایستاده و به خانمهای کارمند تذکر میدادهاند که حجابشان را درست کنند یا از حراست میخواستهاند چنین کنند. اما پس از چند سفر خارجی بهعینه احساس میکردند که حجب و حیا به نوع لباس و آرایش افراد مربوط نیست؛ آنها در ارتباط با افرادی که در کنفرانسها یا مجامع بینالمللی حضور مییافتند به سرعت درمییافتند که حجب و حیا به نحوه اندیشه و فضای اجتماعی و نظام روابط میان انسانها بستگی دارد و نه اندازه دامن یا رنگ روژ لب یا جنس پارچه لباس خانمها یا آقایان. به همین دلیل پس از مدتی ریاست با مجموعه کارکنان با تساهل بیشتری برخورد میکردند. پس از مدتی نیز اکثر همسران و بالاخص دختران خود آنها چادر را رها کرده و مانتو و روسری میپوشیدند. نیروی انتظامی و عروسیهای مختلط ممانعت مردم از برگزاری عروسی مختلط بدانجا نینجامید که افراد عروسی خود را بر اساس مدل مکتبی مثل عزاداری برگزار کنند: خواهران و برادران در دو قسمت جداگانه بنشینند و نه رقص و شادی در کار باشد و نه جذابیت خودنمایی و عرضه زیباییها. از این جهت بسیاری از خیر سالنهای تحت کنترل اداره اماکن گذشتند و به باغهای اطراف شهرها برای برگزاری مراسم عروسی خود روی آوردند. مشکل نیروی انتظامی و ورود سرزده آنان نیز با رشوه حل شد. بدین طریق ممر درآمدی دیگر برای کادر نیروی انتظامی که حقوق آنها در دورههایی کفاف زندگیشان را نمیداد فراهم آمد. در نتیجه، اصرار بر ایدئولوژیای که ظرف دنیای خارج دیگر تحمل آن را نداشت به فساد بیشتر دستگاههای دولت مکتبی منجر شد و با حفظ ظواهر احکام شریعت نیز رعایت شدند. بسیج و جنگ نرم در دنیای مجازی از روزی که بسیجیان در برابر کامپیوتر بنشینند و متوجه شوند که ۱) در دنیای اینترنت چه تنوع و تکثری وجود دارد، ۲) این تنوع و تکثر در واقع انعکاسی از جهان خارج است، ۳) هیچ کس قادر نیست این تنوع و تکثر را حذف کند، و ۴) این دنیای متکثر و متنوع به نفع همه از جمله بسیجیان است و نه به ضرر آنها، به غیر از معدود عناصر جاهطلب و سیاهکاری که میخواهند با انکار واقعیتها به مرکز قدرت نزدیکتر شوند بقیه به تدریج نگاه متفاوتی به جهان پیرامون خود خواهند یافت. درگیر شدن بسیجیان با اینترنت نه تنها خطری برای جنبش اعتراضی مردم ایران نیست، بلکه فرصتی است تا چشم نیروهای حاشیهشهری و کماطلاع و مورد سوءاستفاده واقع شده به روی دنیایی غیر از پایگاه مقاومت و محله و مسجدشان باز شود. هنگامی که بسیجی روی خط قرار گیرد دیگر نمیتوان وی را به پایگاه اینترنتی رهبری یا مراجع یا مواد روضهخوانی و مداحی محدود کرد. ذهن جستجوگر آدمی وی را به آنجا خواهد برد که اقتدارگرایان و تمامیتطلبان از آن حذر داشتهاند. *** البته جامعه ایران برای تحول نیروهای مکتبی و حکومتی هزینههای بسیاری پرداخته است: از صدها میلیون دلار که در این سی ساله خرج سفر مقامات شده تا میلیونها ساعت اتلاف وقت مردم در بازرسی اتومبیلها توسط نیروهای کمیته و بعد بسیج، از تحقیر توسط خواهر بسیجی تا بازداشت به جرم داشتن چند کاست فیلم بتامکس یا ویاچاس (که اولی به تاریخ پیوسته است)، از هجوم نیروهای انتظامی برای جمعآوری آنتنهای بشقابی تا حمله بسیجیان به کنسرتهای موسیقی، و از خون دل خوردن تولیدکنندگان کالاهای فرهنگی در راهروهای دستگاه سانسور تا عدم انتشار و پخش آثاری بزرگ از هنرمندان و نویسندگانی که فرصت باروری از آنها گرفته شده است. اما طرفی که در این تهاجمات و کنترلها تغییر کرده مکتبیهای حکومتی بودهاند، نه مردم که با مقاومت سبک زندگی خویش را حفظ کردهاند. تجربه سه دهه کنترل اجتماعی و فرهنگی نشان داده است که به جای آن که بسیج ولایت اینترنت را تغییر دهد، این اینترنت خواهد بود که بسیج و بسیجیان ولایت را تغییر خواهد داد.
ایران میگوید که شهرام امیری، «کارشناس هستهای» که ادعا میشود چند ماه پیش توسط مأموران سیا ربوده شده بود، به سفارت پاکستان در واشنگتن پناه برده است. یک مقام پاکستانی نیز در گفتوگو با سرویس پاکستان رادیو اروپای آزاد، حضور آقای امیری در دفتر حافظ منافع ایران را تأیید کرده است.رسانههای داخلی ایران روز سه شنبه، ۲۲ تیرماه اعلام کردند که شهرام امیری، «کارشناس هستهای» که جمهوری اسلامی میگوید چند ماه پیش در عربستان سعودی توسط مأموران سیا ربوده شده بود، به سفارت پاکستان در واشنگتن پناه برده است. خبرگزاری رویترز در این زمینه، به نقل از رادیوی دولتی ایران نوشت: «ساعاتی پیش، شهرام امیری به دفتر حفاظت از منافع جمهوری اسلامی، در سفارت پاکستان واقع در واشنگتن، پناه برده و خواستار بازگشت هرچه سریعتر به ایران شد». این درحالی است که سخنگوی سفارت پاکستان، بامداد سهشنبه در گفتوگو با رادیو مشعل، سرویس پاکستان رادیو اروپای آزاد، وجود چنین شخصی را در سفارت پاکستان انکار کرد. ساعاتی بعد اما، یکی از سخنگویان وزارت امور خارجه پاکستان در پاسخ به پرسش تلفنی رادیو مشعل، مراجعت شهرام امیری به سفارت پاکستان را تأیید کرد و گفت که وی شب گذشته، دوشنبهشب، به دفتر حافظ منافع جمهوری اسلامی در سفارت پاکستان پناه برده است. همچنین، یک سخنگوی دیگر وزارت امور خارجه پاکستان، عبد البسیط، به رویترز گفته است که آقای امیری در سفارت پاکستان نیست، بلکه در بخش حافظ منافع جمهوری اسلامی به سر میبرد و مسئولین سفارت پاکستان در این زمینه با بخش ایران در تماس هستند. وی اضافه کرد که مقامهای بخش ایران به ما گفتهاند که در تدارک بازگرداندن وی به ایران هستند. مصطفی رحمانی، سرپرست بخش حافظ منافع ایران در واشنگتن نیز در گفت و گو با آسوشیتد پرس، خبر پناه بردن آقای امیری به بخش حافظ منافع ایران را تأیید کرده و گفته است که وزارت امور خارجه ایران به زودی جزئیات این امر را به اطلاع خواهد رساند. مقامات ایران میگویند که شهرام امیری، «کارشناس هستهای و محقق دانشگاه صنعتی مالک اشتر»، در خردادماه ۸۸، زمانی که برای انجام مراسم حج به عربستان رفته بود، توسط سرویسهای اطلاعاتی سیای آمریکا و با همکاری استخبارات عربستان ربوده و به آمریکا منتقل شد. این درحالی است که عربستان سعودی ربودن شهرام امیری را رد کرده است و ایالات متحده نیز گفته است که شهرام امیری به میل خود به ایالات متحده پناهنده شده است. در این میان، انتشار چندین ویدئو از «شهرام امیری» بر روی اینترنت نیز به این شبهات دامن زده است. در یکی از ویدئوها که بارها توسط رسانههای داخلی ایران به نمایش گذاشته شد، فردی که خود را شهرام امیری معرفی میکند، میگوید که طی عملیات مشترکی توسط تیمهای اطلاعاتی سیای آمریکا و استخبارات عربستان ربوده شده و هم اکنون در شهر توسان در ایالت آریزونای آمریکاست. شهرام امیری همچنین در این ویدئو، هدف اصلی از این ربودن را «اعمال فشار سیاسی به جمهوری اسلامی و اثبات دروغهایی» دانست که «آمریکا علیه جمهوری اسلامی مطرح میکند». بلافاصله پس از این ویدئو، پیام ویدئویی دیگری در اینترنت منتشر شد که در آن «شهرام امیری» میگوید صرفاً برای تحصیل در زمینه فیزیک بهداشت به آمریکا رفته است و تجربه تحقیقات تسلیحاتی ندارد. با این حال، در ویدئوی سوم این فرد میگوید که توانسته است از دست مأموران اطلاعاتی آمریکا فرار کند و اظهار میکند در صورتی که نتواند به ایران برگردد، دولت آمریکا مسئول جان اوست. در نهایت و در ویدئوی چهارمی که در تاریخ ۲ تیرماه منتشر شد، شهرام امیری به خانوادهاش اطلاع میدهد که حالش خوب است و «تا چند روز آینده» به ایران باز خواهد گشت. ایران کماکان بر مواضع خود مبنی بر ربوده شدن شهرام امیری توسط ایالات متحده پافشاری میکند و میگوید اسناد و شواهد این امر را نیز به سفارت سوئیس در تهران که به عنوان حافظ منافع آمریکا نیز فعالیت دارد، ارائه کرده است و این درحالی است که ایالات متحده این ادعا را رد میکند و میگوید شهرام امیری به میل خود به ایالات متحده آمده است.
یک مقام ارشد آمریکایی اعلام کرد که ترکیه با کنار کشیدن از تلاشهای بینالمللی بر سر برنامه اتمی ایران موافقت کرده است. ترکیه به همراه برزیل طرح تازهای را برای تبادل سوخت هستهای ایران ارائه کرده بود.يک مقام ارشد آمريكايى اعلام كرد كه تركيه با كنار كشيدن از تلاشهاى بينالمللى براى اعمال فشار بر ايران به دليل برنامه اتمیاش موافقت كرده است. اين مقام آمريكايى به خبرنگاران گفت که هيلارى كلينتون، وزير امور خارجه ايالات متحده، در گفتوگوى ۴۵ دقيقهاى روز دوشنبه با احمد داود اوغلو، همتاى تركيهاى خود از وى خواسته است تا موضوع برنامه اتمى ايران را به قدرتهاى جهانى عضو شوراى امنيت و سازمان بينالمللى انرژى اتمى واگذار كند. به گزارش خبرگزارى آسوشيتدپرس، اين مقام آمريكايى كه به دليل خصوصى بودن مذاكرات نخواست نامش فاش شود، افزوده است كه وزير امور خارجه ترکیه با اين پيشنهاد آمريكا موافقت كرده است. این در حالی است که ترکیه به تازگی اعلام کرده بود که از نظر این کشور، توافقنامه تهران در مورد تبادل سوخت همچنان قابلیت اجرا دارد. بیشتر بخوانید: ترکیه: تبادل سوخت هستهای ایران همچنان امکانپذیر است مبادله سوخت هستهاى؛ از «موافقت اصولى» با پیشنهاد آژانس تا «توافقنامه تهران» سفارت تركيه در آمريكا واكنشى به اين خبر نشان نداده است. تركيه و برزيل اوايل خردادماه گذشته سندى را با ايران امضا كردند كه بر اساس آن تهران موافقت كرد تا بخش عمدهاى از اورانيوم غنى شده خود را براى تبديل به سوخت اتمى ۲۰ درصدى به تركيه ارسال كند. اما به رغم امضاى اين موافقتنامه، شوراى امنيت سازمان ملل متحد چهارمين قطعنامه تحريمى خود را عليه ايران به تصويب رساند. تركيه و برزيل به اين قطعنامه رأى منفى دادند و از عملكرد آمريكا به شدت انتقاد كردند. روابط آنكارا و واشينگتن از زمان تصويب اين قطعنامه در ماه گذشته دچار تنش شده است. جمهورى اسلامى ايران اميدوار است تا با وارد كردن برزيل و تركيه به جريان مذاكرات هستهاى خود با گروه ۵+۱ از فشارهاى بينالمللى بر برنامه اتمىاش كاسته و يكپارچگى جهانى در برخورد با ايران را متزلزل كند. محمود احمدى نژاد، رئيسجمهور ايران، هفتم تيرماه در كنفرانس خبرى با خبرنگاران گفت كه «تركيب مذاكرهكنندگان بايد مقدارى تغيير كند و حاضران در گفتوگوها نبايد به فقط پنج كشورى كه صاحب امتياز ناعادلانه حق وتو هستند، خلاصه شود و كسان ديگرى هم بايد در مذاكرات حضور داشته باشند.» از سوى ديگر، منوچهر متكى، وزير امور خارجه ايران، روز بيستم تيرماه، مدعى شد كه گروه وين براى مذاكره بر سر معامله سوخت اتمى ايران با حضور تركيه و برزيل در اين گفتوگوها موافقت كردهاند. اين در حالى است كه ديپلماتهاى غربى روز دوشنبه گفتند که قدرتهاى جهانى هنوز به طور رسمى در باره حضور يا كنار گذاشتن تركيه و برزيل از مذاكرات بر سر معامله سوخت اتمى تصميمگيرى نكردهاند. ايران مىگويد كه براى تأمین سوخت رآكتور تحقيقاتى تهران نياز به اورانیوم ۲۰ درصدى دارد و در صورتى كه آژانس بينالمللى انرژى اتمى و كشورهاى طرف مذاكره با تهران اين سوخت را تأمين نكنند خود راساً سوخت اين راكتور را توليد خواهد كرد. روز يكشنبه، على اكبر صالحى، رئيس سازمان انرژى اتمى ايران خبر داده بود كه ايران ۲۰ كيلوگرم سوخت ۲۰ درصدى توليد كرده و به دنبال ساخت ميلههاى سوخت اتمى است. آمريكا و ساير كشورهاى غربى تهران را متهم مىكنند كه در پوشش فعاليتهاى هستهاى خود به دنبال ساخت بمب اتمى است و از ايران خواستهاند تا تمام فعاليتهاى مربوط به غنىسازى اورانيوم را متوقف كند. روز دوشنبه نيز دميترى مدودف، رئيسجمهور روسيه در چرخشى آشكار اعلام كرد كه ايران در آستانه دستيابى به بمب هستهاى است. ايران بارها اتهام تلاش براى ساخت بمب اتمى را رد كرده است و مىگويد كه اين برنامه اهداف صلح آميز دارد.
روزنامههای همشهری، دنیای اقتصاد و خراسان اخباری از عقبنشینی کامل دولت برای جلب رضایت بازار و پایان دادن به اعتراض بازاریان منتشر کردهاند.روزنامههای همشهری، دنیای اقتصاد و خراسان اخباری از عقبنشینی کامل دولت برای جلب رضایت بازار و پایان دادن به اعتراض بازاریان منتشر کردهاند. روزنامه همشهری در این باره نوشته است که تنها يك روز پس از اظهارنظر وزرای اقتصاد و بازرگانی درباره توافق احتمالی دولت با اصناف و بازاریان برای تعيين ماليات و پس از پنج ساعت نشست پشت درهای بسته در روز دوشنبه که تعطيل بود «اعلام شد كه نه تنها ماليات سال ۱۳۸۸ اصناف كشور ۷۰ درصد افزايش نداشته، بلكه توافق اوليه بر سر افزايش ۳۰ درصدی ماليات اصناف هم نصف شده است». این روزنامه با اشاره به اعتصاب بازاریان و اعلام تعطیلی روزهای ۲۰ و ۲۱ تیرماه از سوی دولت نوشته است که «با تعيين تنها ۱۵ درصد افزايش ماليات سال ۱۳۸۸ اصناف نسبت به سال ۱۳۸۷ خبرها حكايت از آن دارد كه از امروز سهشنبه بازار پس از تعطيلات دوروزه به حال عادی برميگردد». روزنامه همشهری همچنین از قول قاسم نودهفراهانی، رئيس شورای اصناف ايران، نوشته است که «نظر اصناف به طور كامل تامين شد» و «همه دستورالعملهاي قبلی ملغي و قرار شد اصناف ۱۵ درصد به ماليات قطعي سال ۱۳۸۷ خود اضافه كنند». رئيس شورای اصناف به این روزنامه بر اساس توافق ايجاد شده فكر ميكند وضعيت بازار به حالت عادی برگردد، چرا كه خواسته اصناف اين بود كه ابهامها برطرف و وضعيت روشن شود و آن چه اصناف میخواستند اتفاق افتاد. همزمان روزنامه خراسان از قول یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی خبر داده است که در هر یک از دو روز تعطیلی اعلام شده از سوی دولت دو هزار میلیارد تومان خسارت به کشور وارد شده است. عوض حيدرپور، عضو کميسيون امنيت ملي مجلس، به این روزنامه گفته است که «بر اساس محاسبات کميسيون امنيت ملي هر روز تعطيلي که به کشور تحميل میشود دو هزار ميليارد تومان يا دو ميليارد دلار به کشور خسارت وارد میکند». این نماینده مجلس همچنین با اشاره به ادعای دولت مبنی بر «اعلام تعطیلی ناگهانی برای صرفهجویی در مصرف برق و آب» گفته است که «در مواقع بحرانی آسانترين راه يعنی تعطيلی ادارات دولتی و اجرايی اتخاذ میشود که کشور را به حال نيمهتعطيل درمیآورد». شیوع بيماریهای خطرناک به دنبال افزایش تعرفههای پزشکی روزنامه «تهران امروز» گزارشی از عوارض افزایش ۳۰ درصدی تعرفههای پزشکی منتشر کرده و نوشته است که «افزايش ۳۰ درصدی تعرفههای پزشكی سلامت مردم را تهديد ميكند». به نوشته این روزنامه، در حالی که مسئولان سازمان نظام پزشکی میگویند تنها ۱۵ درصد بر تعرفههای پزشکی در سال ۱۳۸۹ اضافه شده و وزارت بهداشت هم مدعی افزایش ۲۱ درصدی تعرفههای پزشکی بیمارستانها و مراکز پزشکی دولتی است، «مراجعه مردم به مطب پزشکان و مواجهه با ویزیت ۲۵ هزار تومانی چیز دیگری را نشان میدهد». «تهران امروز» همچنین از قول کارشناسان امور بهداشت و رفاه عمومی نوشته است که «گرانی درمان باعث بیتفاوتي مردم نسبت به بيماريها و در نتيجه شیوع بيماريهای خطرناک در جامعه» شده است. این روزنامه نوشته است که بر اساس ماده ۹۱ قانون بیمه همگانی در برنامه چهارم توسعه قرار بود سهم سرانه درمان مردم و دولت که ۵۵ به ۴۵ بود به ۳۰ درصد بیمار و ۷۰ درصد دولت برسد، اما نه تنها این قانون به اجرا درنیامده، بلکه اختصاص ۶۵۰۰ تومان برای سرانه درمان همگان را به اين نتيجه رساند كه بار بيشتر هزينههای درمان روی دوش مردم قرار دارد و اين مسئله وضعيت بهداشت عمومی را به طرز خطرناكی كاهش داده است. غیرقانونی بودن ۷۶ درصد خریدهای مخابرات روزنامه جمهوری اسلامی به نقل از علی مطهری، رئيس كميته مخابرات مجلس شورای اسلامی، از نهایی شدن گزارش تحقيق و تفحص از مخابرات خبر داده و نوشته است که رضا تقیپور، وزیر ارتباطات، قرار است روز سهشنبه با حضور در مجلس از عملکرد مخابرات دفاع کند. به گفته علی مطهری، در جریان تحقیق و تفحص از شرکت مخابرات برخی از تخلفات این شرکت آشکار شده و از جمله معلوم شده است که «حدود ۷۶ درصد اقدامات شركت مخابرات در راستای خريد تجهيزات شبكههای مخابراتی بدون تشريفات و غيرقانونی بوده است». تحقيق و تفحص از عملكرد شركت مخابرات ايران از اواخر سال ۸۷ و در ۱۴ محور در دستور كار كميسيون صنايع و معادن مجلس هشتم قرار گرفت كه بررسی نحوه هزينهكرد وجوه خارج از شمول در اختيار مديران، نحوه اجرای پروژهها و انجام هزينهها در بودجه سالانه، نحوه اجرای مناقصهها و مزايدههای چهار سال اخیر، خسارات وارده به مردم و مشتركين، گران شدن پيام كوتاه، عدم بهبود كيفيت ارتباطات تلفن همراه، تحقیق از خريدهای سنگين شرکت مخابرات در شهرهای بزرگ، و نحوه واگذاری برخی از زیرمجموعههای این مخابرات برخی از محورهای تحقیق و تفحص مجلس از شرکت مخابرات است. علی مطهری، رئيس كميته مخابرات مجلس، گفته است که پس از حضور و توضیحات رضا تقیپور گزارش تحقیق و تفحص از مخابرات در نوبت بررسی در صحن علنی مجلس قرار خواهد گرفت. دبیرکل حزب مردمسالاری احمدینژاد را به مناظره فراخواند روزنامه مردمسالاری در تیتر نخست شماره سهشنبه خود خبر داده است که دبیرکل حزب مردمسالاری در رد اظهارات اخیر محمود احمدینژاد وی را به مناظره دعوت کرده است. به گزارش این روزنامه، مصطفي کواکبيان، دبیرکل حزب مردمسالاری و نماینده سمنان در مجلس، با تاکید بر این که «قطعا هر نوع نظام مردمسالاري بدون احزاب به ديکتاتوري منجر خواهد شد» گفت که «آمادگي دارم در هر جا و هر زماني که آقای احمدینژاد صلاح بداند با ايشان به مناظره بنشينم تا ثابت شود که برعکس ديدگاه وی، تنها راه دستيابي به توسعه سياسي و مردمسالاري ديني واقعي همان تقويت احزاب گوناگون است». آقای کواکبیان همچنین گفته است که «به عنوان معلم علوم سياسي و مدرس فقه سياسي هشدار ميدهم که قطعا طرفداري از ساختار تکحزبي با مکتب سياسي آیتالله خميني منافات دارد و بايد به هر نحو ممکن از اين گونه ديدگاهها و برداشتهاي ناصواب جلوگيري کرد». محمود احمدینژاد دو روز پیش در سخنانی در جمع نمایندگان ولی فقیه در دانشگاه گفته بود که «نظام ما فقط یک حزب دارد و آن حزب ولایی است». روزنامه مردمسالاری در خبری دیگر اظهارات تازه احمدینژاد در حضور اعضای بسیج دانشآموزی درباره وظایف حکومت برای «تولید بسیجی» را منتشر کرده و نوشته است که «ما بايد بتوانيم هر سال يک ميليون بسيجي واقعي به جامعه تحويل دهيم و تمام اين اردوها براي رسيدن به اين هدف است». به نوشته این روزنامه، احمدینژاد همچنین گفته است که «خيلي بد است که افرادی ميگويند انقلاب در سي و يکمين سال خود شکست خورده است. ما کجا شکست خوردهايم؟» حمله و اهانت کیهان به زهرا رهنورد و میرحسین موسوی روزنامه کیهان به دنبال سخنان تازه زهرا رهنورد که گفته است «همه کسانی که به تغییر و تحول به سوی آزادی، دموکراسی، انتخابات آزاد، عدم دخالت نظام و حکومت در زندگی شخصی مردم اعتقاد دارند سبز هستند»، این استاد دانشگاه و همسر میرحسین موسوی را بهشدت مورد حمله و اهانت قرار داد. این روزنامه که تحت نظر مستقیم نماینده آیتالله خامنهای اداره میشود با استفاده از توصیفهایی چون «پیرزن پرحرف»، «گندهگو»، «پيرزن تئوریپرداز» ضمن اهانت به زهرا رهنورد از همسهر میرحسین موسوی به عنوان «مرشد میرحسین موسوی» نام برده است. کیهان همزمان در خبری دیگر میرحسین موسوی را به خاطر انتشار تحلیلی هشداردهنده در ارتباط با عواقب سیاست خارجی بحرانساز دولت فعلی مورد حمله قرار داده و نخست وزیر مورد حمایت آیتالله خمینی را به همصدایی با آمریکا و اسرائیل متهم کرده است. میرحسین موسوی چند روز پیش با انتشار بیانیهای در خصوص سیاست بحرانساز و جنگطلبی حاکمان فعلی ایران هشدار داد و خواستار آن شد تا مردم از عواقب چنین سیاستهایی بهویژه پس از قطعنامه ۱۹۲۹ آگاه شوند.
ایران اعلام کرد دانشمند هستهایاش به سفارت پاکستان در آمریکا پناه برده است. خبرگزاری رویترز به نقل از رادیوی دولتی جمهوری اسلامی ایران روز سه شنبه اعلام کرد دانشمند هسته ای ناپدید شده ایران که جمهوری اسلامی ادعا می کند توسط سازمان سیا ربوده شده ، به سفارت پاکستان در واشینگتن پناه برده است. به گفتۀ این رادیو ، شهرام امیری ساعاتی قبل ، از بخش حافظ منافع ایران در سفارت پاکستان خواسته است که هرچه سریعتر به ایران بازگردانده شود. به دلیل قطع روابط دیپلماتیک میان ایران و آمریکا ، پاکستان حافظ منافع ایران در آمریکا محسوب می شود.
ایالات متحده آمریکا با استقبال از سخنان اخیر رئیس جمهوری روسیه که گفته بود، جمهوری اسلامی به توانایی ساخت جنگافزارهای هستهای نزدیک میشود، این سخنان را به عنوان نشانه «همکاری و دیدگاه مشترک» دو کشور در باره مساله هستهای ایران دانسته است. دمیتری مدودف، رئیس جمهور روسیه، روز دوشنبه در انتقادی آشکار از برنامههای هستهای جمهوری اسلامی گفته بود: «ایران به راههایی که میتواند به ساخت بمب اتمی منتهی شود، نزدیکتر میشود.» فیلیپ کرولی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا در واکنش به ابراز نگرانی رئیس جمهور روسیه نسبت به برنامه اتمی ایران به خبرنگاران در واشنگتن گفته است: ادامه فعالیتهای حساس غنیسازی اورانیوم در ایران هر روز که میگذرد فاصله میان «یک برنامه هستهای غیر نظامی و یک برنامه هستهای نظامی» را کاهش میدهد.
دبير كل ناتو آندرس فوگ راسموسن Anders Fogh Rasmussen در مصاحبه اى كه امروز( سه شنبه) در نشريه ديلى تلگراف منتشر شد هشدار داد چنانچه حمايت هاى غرب از نيروهاى ائتلافى در افغانستان كاهش يابد، حملات طالبان افزايش خواهد يافت. آقاى راسموسن كشورهايى را كه به افغانستان نيرو اعزام كرده اند تشويق كرد تا هر مدتى كه لازم باشد نيروهاى شان در افغانستان باقى بمانند. دبير كل ناتو افزود چنانچه طالبان احساس كنند با حملاتشان مى توانند در تداوم حمايتهاى غرب خلل ايجاد كنند، اين حملات را افزايش خواهند داد. آقاى راسموسن اين سخنان را در پى ملاقات با ديويد كامرون David Cameron نخست وزير بريتانيا ابراز داشت.
وزير امورخارجه جمهورى اسلامى كه براى ديدارى دو روزه از اسپانيا وارد اين كشور شده است همزمان با ورود تيم ملى فوتبال اسپانيا وارد فرودگاه مادريد شد. منوچهر متكى در ديدار با همتاى اسپانيايى خود ميگل آنگل موراتينوس ، قهرمانى تيم ملى اسپانيا درجام جهانى آفريقاى جنوبى را به اوتبريك گفت . منوچهر متكى پيش از آن كه عازم مادريد شود اهداف سفر خود را بحث و تبادل نظر در خصوص آخرين تحولات و مسائل جهانى ومنطقه اى ، مباحث گروه وين درباره برنامه صلح آميز هستهاى ايران و گفتگو با مقامات اسپانيايى توصيف كرده بود.
اجرای طرح اسلامی کردن دانشگاه ها در شرایط کنونی برای برخی تحلیل گران مسایل ایران تنها یادآور انقلاب فرهنگی ایران است. طرحی که به باور آنها در تمام نظام های ایدئولوژیک جهان آزموده شده و به نتیجه نرسیده است. آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران به تازگی از حضور روحانیون جوان در دانشگاه ها به عنوان یک فرصت مغتنم نام برده و گفته است که «یکی از مظاهر اسلامی شدن دانشگاه ها همین است». آقای خامنه ای این اظهارات را در جمع روحانیون مسئول نهاده نمایندگی اش در دانشگاه های ایران بیان کرده است. یک روز پیش از گفته های اخیر رهبر جمهوری اسلامی ایران، محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران هم در همایش مسئولان نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها گفته بود که مدیران در تربیت دانشجویان غفلت کرده اند. اسلامی کردن یا اسلامی شدن دانشگاه ها اولین بار ۱۴ ماه پس از انقلاب اسلامی بهمن ۵۷ در پیام نوروزی آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، مطرح شد. آقای خمینی گفته بود باید انقلابی اساسی در تمام دانشگاه های سراسر ایران به وجود آید. گفته ای که مبنای انقلاب فرهنگی در آن سال ها قرار گرفت و اسلامی کردن دانشگاه ها را در دستور کار شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار داد. پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری دهم بحث اسلامی کردن دانشگاه ها بار دیگر در فضای جامعه طنین انداخت و در تریبون نماز جمعه مطرح شد. به اعتقاد سعید رضوی فقیه، تحلیل گر مسائل سیاسی ایران در تهران طرح دوباره این موضوع دو نتیجه متفاوت و متناظر را برای طراحان آن دنبال دارد؛ «از یک طرف قصد حاکمیت اینست که با موج اعتراضی که علیه سیاست های جاری در دانشگاه ها برخاسته و سال ها هم هست که تداوم دارد مقابله کنند و از طرف دیگر ایجاد تغییرات و تحولات محتوایی در دروس دانشگاه ها هم سال هاست که مد نظر بعضی از روحانیون عالیرتبه است از جمله شاید آیت الله خامنه ای و به ویژه آیت الله مصباح یزدی...» اما برخی هم مانند سعید پیوندی، استاد جامعه شناسی در پاریس که پژوهش هایی برای مسائل آموزشی انجام داده، معتقد است که جمهوری اسلامی ایران و دولتمردانش به دنبال شکاف عمیقی که با نسل جوان دانشجویان معترض پیدا کرده اند، به دنبال راهی برای ترمیم این شکاف می گردند و این واکنش فوری به این مسئله است. آقای پیوندی به رادیو فردا می گوید: «هر بار که یک بحران در حکومت به وجود می آید، به خصوص رابطه اش با جامعه دچار مشکل می شود، بحث کارکرد نظام آموزشی و دانشگاه ها پیش می آید و مسئولان نظام فکر می کنند که اگر یک بحران یا مشکلی در رابطه شان با جوان ها و جامعه وجود دارد، این بر می گردد به خوب کارنکردن نظام آموزشی که به اندازه کافی اسلامی نشده است.» محمود احمدی نژاد در گفته های بیستم تیرماه خود در جمع روحانیون خواستار تغییر موضع دانشگاه از علم و دانش به موضوع به گفته او «انسان» شده است و آیت الله خامنه ای بر وجود و بروز مجموعه روحانی در دانشگاه انگشت گذاشته است. اسلامی کردن یا اسلامی شدن دانشگاه ها اولین بار ۱۴ ماه پس از انقلاب اسلامی بهمن ۵۷ در پیام نوروزی آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، مطرح شد. اما اگر این گفته ها را در امتداد هم بدانیم، روحانیون منتسب به رهبر جمهوری اسلامی در دانشگاه ها تا چه اندازه می توانند این شکاف را پر کنند؟ سعید پیوندی می گوید: «اساساً آموزش را در یک بعد کاملاً انفعالی می بینند و فکر می کنند که جوان ها یک لوح سفیدی هستند که اینها هرچه بگویند آنها هم تبدیل به آن چیزی که اینها می خواهند می شوند. برای همین هم فکر می کنند که به اندازه کافی به اینها مطالب اسلامی گفته نشده است یا آموزش اسلامی داده نشده. کسانی که نماینده این تفکر هستند، روحانیت است. برای همین هم دائم بر این وحدت تکیه می شود.» در سال ۱۳۸۰ هم شورای عالی انقلاب فرهنگی پژوهشی را در این باره در دو بعد جامعه شناختی و نظری انجام داد. این پژوهش که زیر نظر نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها انجام شده بود، پیشنهاد می کرد که حرکتی که به گفته این پژوهش به سوی «ترکیب گرایی» است انجام گیرد. اما به ظاهر بعد از گذشت سه دهه، در بر همان پاشنه پیشین می چرخد. با این حال آیت الله خامنه ای در صحبت های اخیر خود لحن ملایم تری در برخورد با دانشجویان به کار گرفته و گفته است: «جوان دانشجوی ما انصافاً بی نظیر است. اساتید ما هم همینطور.» او همچنین در جمع روحانیون منتسب خود گفته است: «توی این دوره و در این مجموعه دولتی کار شما روان است. در بعضی از دولت ها به این روانی نبوده است. بعضی ها اصل قضیه را قبول نداشتند.» در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، رهبر جمهوری اسلامی ایران به انتقادات تند و تیز از مصطفی معین، وزیر علوم و تحقیقات و فنآوری وقت پرداخته بود و گفته بود: «در باب اسلامی شدن دانشگاه ها هم دیگر به من گزارش رسیده گفته اند به نظرم هفتاد و دو، سه جلسه تشکیل شده. آن شورای مربوط به اسلامی شدن دانشگاه ها. از آقای دکتر معین باید سئوال کنیم این مصوبات چند تا و چگونه در دانشگاه ها اجرا شده. من به ایشان گفتم. من اعتراض دارم. یک چیزهایی اش عکس شده. یعنی الان در دانشگاه های کشور ترویج موسیقی می شود. نباید بشود.» برخی اجرای طرح هایی را فاقد پشتوانه تئوریک می دانند و همچون سعید رضوی فقیه معتقدند که مجریان طرح تصور درستی از گفته های خود ندارند؛ «اگر قرار بود که دانشگاه ها اسلامی شوند، سه دهه فرصت کافی برای روحانیون و حکومت دینی بود که دانشگاه ها را با همه ابزار و وسایلی که در اختیار دارند، اسلامی کنند. محتوای دروس را تغییر دهند. دانشجویان و اساتید را طراز اسلامی سیاسی و حکومتی کنند. اگر نتوانستند به این معناست که احتمالاً چنین امری امکان پذیر نیست و چنین هدفی قابل وصول نیست. حداقل به سادگی قابل وصول نیست.» در حالی که تمام تمرکز صحبت های اخیر مقام های دولتی و مذهبی ایران بر دوش دانشگاه سنگینی می کند، محمد بنیادی، معاون پرورشی و تربیت بدنی سازمان آموزش و پرورش استان تهران از اعزام هزار روحانی به مدارس تحت عنوان افسران جنگ نرم خبر داده است. اما سعید پیوندی می گوید که در مجموع چنین تهدیداتی نمی تواند فضای دانشگاه ها را برای طولانی مدت تحت تاثیر خود قرار دهد. این جامعه شناس می افزاید: «حوزه علمیه چه در روش کارش و چه در موضوع کارش و چه در محتوای درسی اش چیز جدیدی برای اینکه به دانشگاه بدهد، ندارد و تاثیر دانشگاه روی حوزه علمیه در سی سال پیش به مراتب بیشتر از تاثیر حوزه روی دانشگاه بوده. دانشگاه یک جایی است که تفکر انتقادی، فکر کردن و پرسشگری در آن جزو اساسی ترین کارکردهاست. برای همین هم نمی شود دانشگاه را گفت که چطور فکر کند. چطور دانشجو تربیت کند. چه چیزهایی را به دانشجو بدهد. دانشجو هم آن چیزها را یاد بگیرد.» اجرای طرح اسلامی کردن دانشگاه ها در شرایط کنونی برای برخی تحلیل گران مسایل ایران تنها یادآور انقلاب فرهنگی ایران است. طرحی که به باور آنها در تمام نظام های ایدئولوژیک جهان آزموده شده و به نتیجه نرسیده است.
میخاییل کلاشنیکوف ، مردی که سلاح مرگبار AK-47 معروف به کلاشنیکوف را ساخت قسمتی از آرشیو شخصی خود را به موزۀ شهر محل اقامت خود کوریا Kuryaاهدا می کند. در میان وسایل این آرشیو ازجمله یونفورم نظامی آقای کلاشنیکوف ، اسناد، عکس ها و کتاب هایی از کتابخانۀ شخصی وی به چشم می خورد. اسلحۀ AK-47 که با نام های مختلفی چون «اتوماتیک» ، «کلاشنیکوف» و «1947» (سال طراحی این اسلحه) ، شناخته می شود به دلیل امکان استفاده در بدترین موقعیت های جوّی محبوب ترین اسلحه در جهان محسوب می شود و حتی تصویر آن در کنار نمادهای ملی چندین کشور قرار داده شده است.
رییس هیات سازمان ملل که قرار بود برای روشن شدن مسالۀ غرق شدن ناو جنگی کرۀ جنوبی امروز (سه شنبه) با مقام های کرۀ شمالی گفتگو کند طی بیانیه ای از به تعویق افتادن این گفتگو خبر داد. گفتگوی امروز قرار بود در دهکده مرزی پان مون جوم Panmunjom محل امضای آتش بس میان دو کره برگزار شود. در این بیانیه آمده است که کرۀ شمالی "به دلایل اجرایی" خواستار تعویق گفتگو شده و زمان دیگری را برای انجام آن ذکر نکرده است. یگ گروه بین المللی تحقیق درباره ی غرق ناو جنگی کره جنوبی، پیونگ یانگ را مسوول این اتفاق دانست که به کشته شدن ۴۶ خدمه ناو کره جنوبی منجر شد ، اما پیونگ یانگ این اتهامات را تا کنون رد کرده است.
فروردین ماه امسال فیفا با حضور دختران ایرانی با مقنعه در مسابقات جهانی مخالفت کرد و اصرار مسئولان ورزش ایران سبب شد که فیفا به طور مشروط حضور آنها را در مسابقات جهانی بی مانع بداند. با اینکه در نهایت مشکل در فیفا حل شد، اما مشکل در ایران هنوز باقی است. هفته ها و روزهای گذشته، تب فوتبال جهان را فرا گرفت. اما فوتبال زن و مرد نمی شناسد و در همه جهان زنان می توانند تیم های فوتبال خود را داشته باشند. اما همچنانکه در ایران زنان ایرانی با کنار زمین مشکل دارند گویا تیم فوتبال زنان ایرانی قرار است با وسط زمین هم مشکل داشته باشند. فروردین ماه امسال فیفا با حضور دختران ایرانی با مقنعه در مسابقات جهانی مخالفت کرد و اصرار مسئولان ورزش ایران سبب شد که فیفا به طور مشروط حضور آنها را در مسابقات جهانی بی مانع بداند. با اینکه در نهایت مشکل در فیفا حل شد، اما مشکل در ایران هنوز باقی است. با اینکه در نهایت مشکل در فیفا حل شد، اما مشکل در ایران هنوز باقی است. نسرین افضلی کارشناس مسائل زنان در تهران از درباره این مسئله می گوید: «متاسفانه آخرین خبر اینست که این لباس ها از طرف مسئولان فوتبال ایران رد شده است. لباس ها آنطور که در داخل طراحی شده با همه محافظه کاری ها و سلایق و دیدگاه های جمهوری اسلامی طراحی شده بود. اما وقتی این ها رد شد، می شود گفت آخرین امید هم از دست رفت.» دلیل این همه سخت گیری مسئولان فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی در مورد لباس دختران فوتبالیست چیست؟ آیا واقعاً ریشه در مبانی اسلامی دارد؟ آثار منفی حجاب اجباری در فعالیت های اجتماعی زنان ابعاد مختلفی دارد. سینما، آواز، ورزش بخشی است که خیلی بعد از انقلاب متاسفانه زنان به طور منفی از تبعات حجاب اجباری متاثر شدند. قبل از انقلاب در این سه بخش فعالیت هایی که در صورت می گرفت اکثراً در دست اقلیت های دینی بود. خیلی هم موفق بودند. تا زمانی که انقلاب شد و بحث حجاب اجباری پیش آمد و به صورت قانون در آمد و از حالت دینی خارج شد و یک دستور دینی تبدیل شد به یک فرم اجرایی همه گیر که حتی زنان اقلیت هم را تحت تاثیر قرار داد. یعنی اگر حتی می خواستیم این قانون را فقط در مورد زنان مسلمان اجرا کنیم شاید این بخش ها تا این حد به انحطاط کشیده نمی شد و از بین نمی رفت. الان هم می بینیم که بیشتر ورزشکاران زن ایرانی اقلیت ها هستند. ولی آنها از حق اولیه حقوق بشری محروم اند به خاطر این نگرش تحمیلی که به آنها در مورد حجاب شده است. حکومت می خواهد یک تصویر محجبه از جامعه داشته باشد و آن را ترجیح می دهد به سلامت جامعه و سلامت زنان. اولین اعزام زنان ایران به خارج در رشته هایی بود که یا به تحرک احتیاج نداشت یا نیاز به لباسی نبود که با استانداردهای جهانی در تعارض باشد مانند شطرنج و تیراندازی. خانم افضلی ضمن تاکید بر علاقه خاص جامعه ایران به فوتبال می گوید گمان نمی کند که امیدی برای شرکت زنان ایران در فوتبال بین المللی باشد. وی با اینهمه نسبت به آینده امیدوار است و می گوید «قطعاً زنان خواهند توانست به آزادی های خواست خود دست پیدا کنند زیرا همین مقدار را هم ذره ذره کسب کرده اند.» مرضیه اکبرآبادی معاون زنان سازمان تربیت بدنی که در مراسم رونمایی از لباس تازه مورد تایید فیفا شرکت کرده بود، آنرا مورد تایید ندانسته و گفته که زنان بهتر است با مقنعه به تمرین فوتبال بپردازند. به گزارش خبرگزاری ها وی با حالتی شبیه قهر محل تمرینات تیم ملی را ترک کرده است. فریدون شیبانی، کارشناس ورزش در ایران در این زمینه به رادیو فردا می گوید: «معلوم نیست تصمیم را چه کسی می گیرد. کاری نداریم که این مسئله به فدراسیون فوتبال مربوط است و کاری نداریم که اصلاً درست است یا غلط. ولی باید فدراسیون فوتبال با فیفا در تماس باشد و به یک توافقی برسد و گویا چنین چیزی هم بوده. نمونه ای که داده بود به صورت روسری یا مقنعه خطرناک است و باید به صورت مثلاً کلاه باشد. نمونه اش را دارند. اما وقتی رونمایی می شود، ایشان [مرضیه اکبرآبادی] می آیند و خودشان راساً تصمیم می گیرند. صحبتی که کردند اینست که این مورد قبول ما نیست و ما خودمان بر اساس عقاید و اعتقاداتمان باید لباس را انتخاب کنیم. در حالی که چنین چیزی نیست و باید مورد قبول فیفا باشد. کمااینکه چندی پیش در مورد آقایان هم تیم کامرون لباسی پوشیده بود که بدون آستین بود و تیم کامرون جریمه شد. بنابراین این آزادی باید همراه با استانداردهای فیفا باشد. ولی در این مورد می بینیم که یک تصمیم گیری شخصی شده و گفته اند من قبول ندارم. اینجا معلوم نیست چه کسی باید قبول داشته باشد، چون آقای کفاشیان هم گفته اند که مرجعی که تعیین کننده باشند نیستند و باید یک شخص صاحب نظر تصمیم بگیرد. شاید صاحب نظر در ایران تعریف دیگری داشته باشد. این ابراز نظر های شخصی چه تاثیری می تواند بر فوتبال زنان در ایران داشته باشد؟ فریدون شیبانی می گوید: ما با مسائلی در همین قضیه در ورود دختران زیر ۱۵ سال به بازی های المپیک نوجوانان رو به رو شدیم. اینها اول به دلیل پوششی که استاندارد نبود و قابل قبول نبود، محروم اعلام شدند. حتی تایلند جانشین شد. بعد لابی تشکیل دادند و تماس گرفتند توانستند دوباره برگردند. آنها هم قبول کردند. چون سیاست فیفا اینست که با تمام کشورها راه بیاید. فیفا بیشترین عضو را و حتی بیشتر از سازمان ملل دارد. اما در عین حال هم به اصول خودش پایبند است. وقتی تیم دختران ما را قبول می کند و بعد دوباره اینها می گویند نه ما نمی آییم و اصلاً تیم را نمی فرستیم، (صحبتی بود که خانم اکبرآبادی کردند) این به نوعی بازی کردن با یک فدراسیون جهانی می شود و اصلاً برایشان قابل قبول نیست که می تواند نه تنها برای ورزش بانوان که برای کل فوتبال ایران اثر نامطلوب بگذارد. مسئله حجاب ورزش بانوان ما را واقعاً متزلزل کرده است. سر مسئله حجاب به بازی های آسیایی هم نمی رویم. آقای شیبانی با این نظر موافق است که مسئولان ورزش بانوان بیش از آنچه که به فکر پیشرفت ورزش بانوان باشند، به فکر اعمال سلیقه های شخصی خود هستند و می افزاید: «متاسفانه در ایران کل مقامات ورزشی ما غیر ورزشی اند. اگر خانم ها خودشان مسئول ورزش خود باشند، بالطبع همه مسائل را از دید ورزشی پیش می برند. ولی این دید سلیقه ای که بر ورزش ما حاکم است از یک سری اعتقادات مذهبی و چیزهایی سرچشمه گرفته که این روزها در کشور ما مد است. این خانم یا خانم هایی که تصمیم گیرنده هستند کلاً ورزشی نیستند.» مرضیه مرتاضی لنگرودی، فعال مسائل زنان و از فعالان ملی مذهبی در تهران، که حجاب را مانعی نمی بیند، در همین زمینه می گوید: «حجاب نمادی است از هویت زن مسلمان ایرانی. اگر ما قائل باشیم که دغدغه حکومت حجاب زنان است، باید قائل باشیم که حکومتی که دغدغه اش اینهاست، چه لزومی دارد که بپذیرد زنان درعرصه های ورزشی حضور یابند. پس از انقلاب حجاب زنان یک رویکرد مهمی پیدا کرد. حکومت جمهوری اسلامی و زنان در ایران با انتخاب حجاب نه اینکه محدودیت هایی پیدا کردند، بلکه آنها می خواهند آن مدلی را که خودشان می خواهند در عرصه های مختلف اجتماعی، هنر، ورزش یا اقتصاد و اجتماع گام بردارند. یکی از بارزترین نمونه ها و نشانه های این هویت برای زنان مسلمان ایرانی در جمهوری اسلامی حجاب است.» به نظر می رسد که یکی از دغدغه های جمهوری اسلامی نه حفظ اصول و مقررات کلی حجاب است، بلکه در حال حاضر مسئولان فدراسیون زنان دارند روی جزییات حجاب اعمال سلیقه شخصی می کنند. یعنی در عین حال که فیفا لباس نمونه ای را که مسئولان فدراسیون فوتبال ایران برایشان فرستاده اند، مورد تایید قرار داده اند، مسئولان ورزش زنان ایران با جزیی نگری مردان مذهبی از آن ایراد می گیرند و عملاً مانع پیشرفت زنان می شوند. این نگاه ریشه در کجا ها دارد؟ مرضیه مرتاضی لنگرودی می گوید: بدیهی است که نگرش سنتی به مسئله حجاب دچار تناقض های عدیده ای است. اصولاً نگرش سنتی به مسئله زنان. این تناقضات را ما در اعمال سلایق مختلف در سیاست های کلان می بینیم. اگر سیاست کلان بر این است که زنان می توانند در میادین بین المللی در رقابت با سایر زنان در حوزه های ورزشی بپردازند، اعمال سلیقه ها دیگر مسائل جزیی است. متاسفانه وضعیتی که در سیستم هست سلیقه ها می توانند در آن اعمال نفوذ کنند. مجوز ورود زنان به عرصه های بین المللی ورزش داده شده. ما باید از این زاویه به مسئله نگاه کنیم. اعمال سلیقه ها چالش هایی است که البته در برابر یک چنین سیاستی مقاومت می شود از طرف نگرش سنتی که در جامعه وجود دارد اما این حضور خودش باعث تغییرات بعدی می شود برای اینکه گام های بعدی برداشته شود. خانم مرتاضی لنگرودی مورد ارغوان تنیس باز ایرانی را مثال می زند که بدون حجاب بود ولی رسانه های ایران از او به عنوان زن ایرانی افتخار آفرین یاد کردند. به گفته مرضیه مرتاضی لنگرودی این دستاوردها می تواند در پیشرفت زنان ایران در ورزش موثر باشد و راه را برای مدارا باز کند. گفتههای رحیم پور ازغدی درباره زنان هفته گذشته بینندگان شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی شنونده سخنان حسن رحیم پور ازغدی، استاد دانشگاه و عضو شورای انقلاب فرهنگی بودند که به تفاوت های خانواده مسلمان و خانواده اسلامی پرداخت. بخشی از سخنان وی در مورد ازدیاد جمعیت و زاد و ولد در جامعه بود. «تو این هیکل را می خواهی چکار کنی؟ غیر از اینکه می خواهی ببری توی قبر، یا اینکه می خواهی هیکلت را ببری توی خیابان نشان دهی؟ استفاده هیکلت برای شوهرت است و شوهرت برای تو.» از فریبا داووی مهاجر، فعال امور زنان در واشینگتن پرسیدم آقای رحیمپور ازغدی در این سخنرانی با لحن و واژگانی نه در شأن و در خور رسانه عمومی نسبت به زنان ایران صحبت کردند. ایشان گفتند که تو این هیکل را می خواهی چکار کنی؟ غیر از اینکه می خواهی ببری توی قبر، یا اینکه می خواهی هیکلت را ببری توی خیابان نشان دهی؟ استفاده هیکلت برای شوهرت است و شوهرت برای تو. آیا پیش از این هم سابقه داشته که فردی به عنوان استاد دانشگاه و عضو شورای انقلاب فرهنگی از چنین لحنی و چنین بیانی در خطاب به زنان ایرانی استفاده کند؟ فریبا داووی مهاجر: اگرچه این موضوع را با این شدت -که نشان دهنده حداکثر خصومت و کینه و دشمنی و تحقیر علیه یک جنس است- را از رحیم پور ازغدی و آن هم در رسانه ملی شاهد نبودیم. ولی تقریباً مانند این را از منابر نمازهای جمعه و در اظهار نظر های دیگری که وجود داشته توسط اصول گرایان و یا توسط افرادی که این دوره روی کار آمده اند، بسیار بسیار دیدیم. کلماتی که نشان دهند نگاه آنها نه تنها به جنس زن، بلکه به نظر من نسبت به انسان و انسانیت است. همانطور که گفتید آقای رحیم پور ازغدی دقیقاً از عبارتی استفاده کرده و گفته که (برای من هم سخت است که بگویم)... از عبارت «مرده شور هیکل را ببرد» استفاده کرده. نشان می دهد که ایشان چه نگاهی به زن دارند: نگاه ابزاری. بعد می گوید که بدن تو فقط برای مرد هست و برای نگهداری بچه و در واقع نقش های نه تنها اجتماعی بلکه حق زن بر بدن خودش را ندیده گرفته است. چه اتفاقی در جامعه ایران می افتد که رسانه های ایران به این صراحت زنان را به کناره گیری از فعالیت های اجتماعی تشویق می کنند؟ به نظر من اظهار نظر هایی که این اواخر می بینیم، عقایدی است که در این سی سال هم در مورد زنان در جمهوری اسلامی وجود داشته. فقط دارد پرده ها می افتد. هرچه احساس ترس بیشتری می کنند، از فعالیت های زنان و این حرکت های هویت خواهانه زنان، سعی می کنند که با تحقیر زنان آنها را به عقب برانند. یک عکس العمل تام و تمام در مقابل زن هایی است که نگاه هویت خواهانه دارند. خام داوودی مهاجر معتقد است که مسئولان نظام جمهوری اسلامی همواره مسئله زن را سیاسی دیده اند و از این رو خواهان تسلط بر زن برای تسلط بر کل جامعه اند. فریبا داوودی مهاجر بر این مسئله تاکید می کند که این فشارها نمی تواند سبب این شود که زنان به خانه ها بازگردند بلکه چالش بیشتری را در پیش روی زنان می گذارد: «شکاف را عمیق تر می کند. هر چه شکاف عمیق تر شود، شدت منازعه و شدت حق خواهی زنان بیشتر می شود. اینطور نیست که هر چه شدت خشونت را بیشتر کنید، زنان را به عقب برانید. مسئله زنان با زندگی و ادامه حیات آنها بستگی دارد. این مسئله برای زنان مسئله سیاسی نیست. برای آنها مسئله هویتی است گرچه کارکرد سیاسی دارد.» به باور خانم مهاجر، با اشاره به تبعیض در بسیاری از دیگر کشورهای جهان معتقد است، نیازی جهانی وجود دارد که با ستم ها و تبعیض هایی که بر علیه زنان در جهان می شود، به مبارزه برخیزد.
بسیاری از صاحبنظران، نصر حامد ابوزید را بزرگترین قرآن شناس قرن اخیر می دانند. این بزرگترین توصیف او و بزرگترین اتهام او در دوران ۶۷ ساله زندگانی اش بود. کاری که او بهای سنگین تکفیر را بابت آن پرداخت و البته بیشترین تمجید ها را هم از همین اندیشه خود شنید.نصر حامد ابو زید حالا دیگر در خاک آرام گرفته است... دیگر نه فرمان قتلش توسط ایمن الظواهری او را می رنجاند و نه صدور حکم طلاق همسرش توسط بنیادگرایان مصری. پیکر بی جان او اینک پس از ۶۷ سال زندگی جنجالی و تحمل ۲۰ سال تبعید پس از چاپ ده ها کتاب و به یادگار گذاشتن نام بزرگترین قرآن شناس قرن به روستای زادگاهش در مصر بازگشته و روشنفکران را با یک «دغدغه» بر جا نهاده است؛ محمدرضا نیکفر، پژوهشگر فلسلفه معتقد به جدایی دین از حکومت از این دغدغه می گوید: «کاش جهان اسلام ده ها تن ابو زید داشت و اینقدر زیاد داشت که نمی توانستند دیگر آنها را تکفیر کنند، اخراج کنند و حکم قتلشان را بدهند. متاسفانه هنوز تعداد کسانی مثل ابوزید کم هستند. کسانی که آگاهی و شجاعت داشته باشند تا نظراتشان را بیان کنند و بگویند این متن قدیمی، این متن سنتی را، این متنی که در کانون یک دین نشسته به این صورت می فهمم و در این فهم خود در عصر کنونی و در کل تاریخ تنها نیستم و می شود اینگونه فهمید و با فهمی به صورتی دیگر جهانی بهتر داشت و به تفاهم بیشتری رسید.» بسیاری از صاحبنظران نصر حامد ابوزید را بزرگترین قرآن شناس قرن اخیر می دانند. این بزرگترین توصیف او و بزرگترین اتهام او در دوران ۶۷ ساله زندگانی اش بود. کاری که او بهای سنگین تکفیر را بابت آن پرداخت و البته بیشترین تمجید ها را هم از همین اندیشه خود شنید. نصر حامد ابوزید در سال ۱۹۴۳ در یکی از روستاهای اطراف شهر طنطا در مصر به دنیا آمد. در جوانی به قاهره رفت و در دانشگاه قاهره به تحصیل مشغول شد. او دکترای خود را در سال ۱۹۸۱ در رشته مطالعات اسلامی از همین دانشگاه دریافت کرد. ماجرا اما از سال ۱۹۹۲ آغاز شد. زمانی که او کتاب های خود را به شورای استادان دانشگاه قاهره فرستاد تا به او درجه استادی بدهند. اما مطالعه کتاب هایش نه درجه استادی دانشگاه، که تکفیر را به همراه داشت. تکفیر وی در نهایت به صدور حکم جدایی از همسر مسلمانش منتهی شد. اما ابتهال یونس، استاد دانشگاه که به تازگی به عقد فیلسوف ۵۰ ساله درآمده بود، همپای او جلای وطن کرد و زندگی را در هلند پی گرفت. ابوزید در سال ۱۹۹۵ در دانشگاه لیدن هلند آغاز به کار کرد و به شهرتی بین المللی رسید. جلای وطن نصر حامد ابوزید هم خشم بنیادگرایان مصری را فروننشاند. آنها که حکم قتل او را داده بودند، مترصد فرصتی بودند که او را به اتهام آنچه «خروج از دین به دلیل اهانت به قرآن» می دانستند، به قتل برسانند. اما مردی که از هشت سالگی حافط کل قرآن بود چه گفته بود و چه نوشته بود که او را تا پای مرگ پیش برد؟ محسن کدیور، استاد مدعو دانشگاه دوک در آمریکا، درباره دیدگاه های نصر حامد ابوزید می گوید: «ما قرن هاست که در حوزه تفسیر قرآن قدم تازه ای برنداشته ایم. ابوزید یکی از رسالت های خودش را آزاد کردن قرآن کریم از بند تفکر سلفی و تفکر سنتی می داند. او معتقد است این غل و زنجیر سنگین کاری کرده است که زیبایی های زبان قرآن برای مخاطب امروزی اش قابل شناسایی نیست. ابو زید به صراحت می گوید قرآن مقدس ترین متن عربی است چه خواننده آن مسلمان باشد و چه نامسلمان. اما نمی تواند سهم بزرگی که قرآن بر زبان عربی را دارد، انکار کند. من ابوزید را قبل از اینکه متفکر قرآنی بدانم، یک ادیب زبان عربی می دانم، عالم ادبیاتی که در حوزه بیان و بلاغت قابل اعتناست و با رویکردی ادبی به قرآن می پردازد. لذا باید او را در حوزه تخصصی اش بشناسیم. ابوزید می گوید سهم هر متن در گروه افق عقلانی و فرهنگی آنست. ما نمی توانیم بدون شناخت مخاطب اولیه که قرآن به زبان و فرهنگ او نازل شده است، قرآن را بفهمیم. او به جای اینکه از کلمه تفسیر استفاده کند کلمه تاویل را انتخاب می کند. تفاوت تاویل و تفسیر در ادبیات ابوزید در اینست که در تاویل به نظر او مهمترین سهم از آن عقل است و نه نقل. او تفسیر را نقلی می داند و تاویل را عقلی. این نکته در اندیشه ابوزید بیش از بقیه موارد مورد استفاده واقع شده. اینکه متن قرآن از لحظه قرائت پیامبر از نص الهی به نص انسانی و قابل فهم تبدیل می شود. او معتقد است که حتی فهم پیامبر از قرآن، مقدس نیست. یک فهم است. یک فهم بشری است. نکته ای که اشاره کردم از جمله مهمترین مواردی است که مورد استفاده مفسران سنتی و فقهای الازهر و برخی عالمان سنتی ایران واقع شده.» نصر حامد ابوزید در گفت و گوی خود با اکبر گنجی از نواندیشان دینی، در سال ۲۰۰۶ میلادی گفته بود که به اعتقاد وی تمام قرآن تجربه پیامبر نیست. تجربه جامعه هم هست. جامعه در قرآن از طریق پرسش ها، ردکردن و حمله کردن به محمد، پیامبر اسلام، حضوری چشمگیر دارد. آنچه امروز به عنوان معجزه پیامبر اسلام معرفی می شود، در حقیقت فرآورده این فرآیند است با اینکه نصر حامد ابوزید در آخرین کتاب در معنای متن از قرآن به عنوان یک متن سخن گفته بود، کمی بعد خود نیز این تعبیر را تغییر داد و آن را یک گفتمان خواند. گفتمانی که چون توسط عثمان، خلیفه سوم جمع آوری شد به هیئت یک کتاب در آمد. نصر حامد ابوزید در گفت و گو با اکبر گنجی گفته است که اگر می خواهید قرآن را بفهمید آن را از اول به آخر نخوانید. بلکه معکوس از آخر به اول بخوانید. چون سیر تاریخی تحول آن را نشان می دهد. پرسش هایی در یک جا وجود دارد و پاسخ آنها جای دیگر. به اعتقاد ابوزید تصویر قرآن چون متن، به مشکل دیگری منتهی خواهد شد و آن اینکه گمان می رود که این کتاب نویسنده ای دارد و مولف آن خداست و لذا نباید هیچ تناقضی در آن وجود داشته باشد. در حالی که به اعتقاد او قرآن پر از تناقض است. ابوزید سپس با این پرسش رو به رو می شود که این تناقض ها را چگونه می توان حل کرد؟ نصر حامد ابوزید که در همه زندگی اش تحت تاثیر علقه های دینی بود، منتقدان مختلفی نیز داشت. در راس آنها منتقدان مصری اش بودند که تقدس زدایی ابوزید از قرآن را بزرگترین خطای او می دانستند. اما روشنفکران سکولار نیز انتقاداتی را علیه تفکر او مطرح می کنند. اکبرین: قرآن به صراحت در آیات خودش مدعی است که آمده زنجیرها را بردارد، حال خودش و متنش در خدمت کسانی دربیاید که جامعه را به زنجیر می کشند؟ محمدرضا نیکفر، فیلسوف سکولار ایرانی از جمله این منتقدان است که می گوید: «حق یک انسان است که اعتقاد خودش را داشته باشد. ولی وقتی وارد عرصه ای می شویم به اسم هرمنوتیک، یعنی دانش و هنر تفسیر، مفسر – یعنی هرمنوتیکر- می بایست این پیش داوری های خودش را مورد بررسی و نقد قرار دهد. هرمنوتیکی که ابوزید به کار می برد، یک هرمنوتیکی است مشهور به هرمنوتیک تفاهم که از مکتب هانس گئورگ گادامر می آید. هرمنوتیک تفاهم به این معناست که شما کتابی را می خوانید و نسبت به این کتاب تفاهم کامل دارید و کوشش می کنید استدلال های نویسنده را، تصویرهای نویسنده را، پیام کتاب را پررنگ تر کنید و دقیق تر کنید و برای خودتان بهتر حلاجی کنید و یک جور با تفاهم با آن رو به رو شوید که از طریق این تفاهم آن را بهتر بفهمید. ابوزید به این دسته از طرفداران هرمنوتیک تفاهم تعلق داشت و قرآن و سنت اسلامی را وقتی می خواند با این هرمنوتیک تفاهم می خواند. در برابر هرمنوتیک تفاهم، هرمنوتیکی هست که به آن می گوییم هرمنوتیک سوء ظن. کار این هرمنوتیک اینست که کتابی را که می خواند با پرسش های اساسی مواجه کند. به ویژه کتابی که در آن فرمان "قتل" وجود دارد. وقتی در کتابی فرمان قتل وجود دارد، ما نمی توانیم با تفاهم این کتاب را بخوانیم. اگر با تفاهم بخوانیم، به این معناست که باید استدلال های آن را، گرایش آن کتاب را در جهت قتل تقویت کنیم. اگر ابوزید و دیگران که شبیه ابوزید می اندیشند، با هرمنوتیک تفاهم با متنی برخورد کنند، وقتی یک متن برایش نوشته "بکُش" می بایست این "بکُش" را تقویت کنند. همانطور که بنیادگرایان افراطی این کار را می کنند. همانطور که این تفاهم با فرمان قتل در جایی مثل کهریزک ، اوین و شکنجه گاه ها انجام می شود. حداقل اگر یک هرمنوتیک تفاهم هست مثل ابوزید می بایست موضع خیلی روشن اش را نسبت به یک هرمنوتیک تفاهم ویژه ای که از توی آن شکنجه گاه در می آید و از توی آن تروریسم در می آِید، روشن کند و بیاید بگوید فرق این دو تفاهم در چیست و درگیر شود با این مسئله.» ابوزید اما پیش از این به این ایراد پاسخ داده بود. به عقیده او قرآن نمی تواند کتاب قانونی تلقی شود که در آن قواعد و مقررات عاری از کارکردهای اخلاقی و اجتماعی شان هستند. ابوزید معتقد است اگر به قرآن چون یک منبع فرهنگی نگریسته شود، می بینیم که در قرن هفتم میلادی هیچ راه دیگری برای تنبیه مجازات وجود نداشته است. محمدرضا نیکفر این استدلال ابوزید را کافی نمی داند و می گوید: «من نمی پذیرم که بگویم تنها راه آن بوده. همان موقع دنیاهای دیگری وجود داشتند که در آن دنیاها راه های بهتری داشتند. دوره تاریخی را که در نظر می گیریم به اسم دوره محور که در این دوره چهره هایی داریم مثل بودا، مثل عیسی، مثل محمد و چهره های بزرگی داریم مثل یونان، مثل سقراط، مثل افلاطون، مثل ارسطو. مجموعه اینها را که در نظر می گیریم می گوییم که در جهان آن موقع کُنسپت (مفهوم) ها و طرح های بهتری و اخلاقی تری وجود داشت. اگر بیایند و بگویند که به خاطر جهان عرب است، این را باید مشخص کنند که این کتاب پیامش پیام عربی است نه پیام جهانی. ولی از طرف دیگر گفته می شود که کتاب جهانی است و در عین حال محدود در جهان عرب است. می خواهم ببینم بین این محدودیت و جهان ابتدایی عرب آن موقع با پیام جهانی چگونه ارتباط برقرار می کنند. ابوزید استدلال می کند که قرآن گرایشی به سمت گسترش حقوق داشت و این را مبنا بگذاریم و بیاییم بگوییم که در عصرهای مختلف از همه امکانات برای گسترش حقوق باید استفاده کرد . قرآن این را می خواهد. درست است؟ خوشحال می شوم به عنوان فردی از این جهان و متعلق به این دنیای فرهنگی مشترک با ابوزید که این دیدگاه گسترش پیدا کند. ولی در عین حال خیلی اشکالات معرفتی دارد. می تواند برخی مشکلات را حل کند، خیلی انسانها را متوجه نکات دیگر کند و به اصطلاح این تفسیرها مفید باشد ولی مفیدیت یک طرف است و حقیقت هم یک طرف دیگر. یوسفی اشکوری: ضمن گفت و گویی که با ایشان داشتم بر من روشن شد که ایشان به تفکر آقای شبستری نزدیک تر است تا تفکر آقای سروش. با همه انتقاداتی که علیه ابوزید مطرح است، مسلمانان شیعه مهمترین منتقدان او نیستند. محمد جواد اکبرین، دین پژوه ساکن پاریس دلیل این امر را چنین توضیح می دهد: «در جامعه دینی ایران حتی در حوزه های علمیه، قرآن جایگاه مناسب خود را نیافته است. اساساً قرآن اگرچه مشهور است به لحاظ دینی، باید متن اصلی دین داران تلقی می شود یا لااقل در حوزه علمیه قم متن اصلی تلقی شود، اما چنین نیست. در جامعه دینی و حتی فقهی ایران این احادیث است که جایگاه اصلی را دارند و حتی گاهی احادیث متن مقدس را تحت شعاع خودشان قرار می دهند. برداشتی را که فقیهان از احادیث دارند برتر از برداشت شان از قرآن می نشاند. این است که در دهه های اخیر و روزگار معاصر ما تنها از دو مفسر قرآن در ایران می توان نام برد: مرحوم علامه طباطبائی و شاگردش آیت الله جوادی آملی که الان تنها کرسی جدی درتفسیر را در حوزه علمیه قم دارند.» با این همه ابوزید تفکرات انتقادی در حوزه علم حدیث نیز مطرح کرده است. محسن کدیور اعتقادات ابوزید را چنین توضیح می دهد: «از جمله نکات دیگری که او قائل است اینست که احادیثی که در دست داریم، حداکثر بیش از برداشت شخص محمد ابن عبدالله از پیام الهی نیستند. ما یک تفسیر برای همه اعصار نداریم. هر تفسیری متعلق به زمان خود است. او معتقد است که فهم پیامبر مقدس نیست. فهم پیامبر از قرآن یک فهم است. به نظر او فهم هیچکس مطلق نیست. هر فهمی نسبی است. هر فهمی متکی به ظرف زمانی مکانی خودش است. می دانیم که در میان مسلمانان اهل سنت به خصوص سنگینی تفاسیر گذشته بسیار زیاد است. ابوزید برای شکستن انحصار فهم قرآن در چارچوب تفاسیر سلفی و تفاسیر سنتی گذشته کوشش فراوان می کند. پیام ابوزید تعدد و تکثر در تفاسیر قرآن است.» حسن یوسفی اشکوری اسلام شناس ساکن ایتالیا نیز معتقد است که روشنفکری دینی در مصر پایگاهی دیرین دارد و همین سبب شده که روشنفکران دینی ایرانی از همتایان مصری خود پیروی کنند. وی می گوید: «مصر شاید ۸۵۰ سال پیش آغاز تحول فکری جدید دینی بود و دلیل هم داشت. دلیل اصلی اش این بود که مصر در شمال آفریقا نخستین کشور اسلامی است که با فتح شمال آفریقا به وسیله ناپلئون در حدود ۲۰۰ سال پیش با جهان غرب آشنا شده بود و سوابقی داشت و کشور متمدن با سابقه ای بود. آغاز گر نواندیشی دینی مصر است یا متفکران مصری. البته بعد به سوریه می رسد و بعضی از کشورهای دیگر خاورمیانه و ایران نسبت به آنها متاخر تر است. در دوران جدید هم همینطور است. افکار جدید که در سال های اخیر آقای سروش یا آقای شبستری مطرح کردند، در مصر سابقه بیشتری دارد. حتی کسانی مثل حسن حنفی یا ابوزید و اینها افکارشان به خصوص در ارتباط با مسئله وحی و توسل به روش های هرمنوتیکی روش این آقایان از نظر زمانی مقدم است بر متفکران ایرانی. اما در عین حال این به معنای این نیست که از هم اثر نپذیرفتند. آنها هم از این سو اثر پذیرفتند. ولی به نظرمن از نظر تاریخی با توجه به واقعیت ها آنها مقدم اند. خود ابوزید که سال گذشته من در لیدن هلند دیدار سه ساعته ای با ایشان داشتم، متفکران ایرانی را می شناخت، از دکتر شریعتی تا افراد جدید آقای شبستری، آقای سروش. ولی ضمن گفت و گویی که با ایشان داشتم بر من روشن شد که ایشان به تفکر آقای شبستری نزدیک تر است تا تفکر آقای سروش.» اما چه شد که روشنفکران دینی ایرانی به سوی تفکرات ابوزید گرایش پیدا کردند؟ کدیور: ابوزید برای شکستن انحصار فهم قرآن در چارچوب تفاسیر سلفی و تفاسیر سنتی گذشته کوشش فراوان می کند. پیام ابوزید تعدد و تکثر در تفاسیر قرآن است. این پرسش را محمد جواد اکبرین چنین پاسخ می دهد: «به اعتقاد من از آن روزی که نصرحامد ابوزید در جامعه ایران مخاطب پیدا کرد که جامعه دینی ایران تشنه زندگی در دنیای آزاد و مدرن بود و می خواست که در عین اینکه اندیشه و عاطفه مدرن داشته باشد، مسلمان هم باشد. با فقه موجود با برداشت های دینی موجود با مفسران رسمی دین حاکم بر ایران چنین زندگی ممکن نبود. در ایران ممکن نبود و نیست که انسان بخواهد مسلمان باشد و در عین حال عاطفه و اندیشه مدرن هم داشته باشد. راهی که ابوزید پیشنهاد کرد، راهی بود بود برای جمع بین مسلمانی و چشیدن لذت آزادی و زندگی در جهان جدید.» محمد جواد اکبرین معتقد است که بین روشنفکران مذهبی ایران و مصر یک علقه مشترک وجود دارد؛ «همه آنها بر این نکته اعتقاد دارند که قرآن بر دو عنصر همیشه تاکید کرده بود. در تمام سوره ها پیداست: یک، تقابل با هرچه که در مقابل عقلانیت قرار می گیرد. یعنی یک سئوال کلی قرآن افلا تعقلون... افلا تبصرون... که بارها تکرار می شود: آیا فکر نمی کنید، آیا اندیشه نمی کنید، آیا بصیرت به خرج نمی دهید؟ تمام دغدغه قرآن اینست که چرا انسان عقل خودش را به کار نمی گیرد. پس برای قرآن گوهر عقلانیت بسیار مهم است. و دوم اینکه اصلاً قرآن مدعی است که آمده زنجیرها را بردارد. قرآن به صراحت در آیات خودش مدعی است که آمده زنجیرها را بردارد، حال خودش و متنش در خدمت کسانی دربیاید که جامعه را به زنجیر می کشند؟ دغدغه روشنفکر مسلمان و دین دار در ایران اینست که قرآن در خدمت قدرت سرکوبگر و دیکتاتور و مستبد قرار نگیرد. در واقع در مقابل گوهر خودش بازتولید نشود. کسانی مانند آقای سروش، آقای کدیور، آقای مجتهد شبستری، آقای مصطفی ملکیان کسانی هستند که در این مورد وجه مشترک دارند و در این دغدغه وجه مشترک دارند با ابوزید.» هر چند فقهای سنتی ایرانی و مصری در مبانی عقیدتی خود تفاوت های فراوانی دارند، اما حداقل در یک نکته مشترک اند و آن رد اندیشه های نصرحامد ابوزید و همه اندیشمندانی است که به او شباهت فکری دارند. تنها در چند سال اخیر دو رسانه مطلوب به دلیل انتشار آثار ابوزید و مجتهد شبستری در ایران توقیف شدند. مجله کیان که تنها تریبون روشنفکران دینی در ایران محسوب می شد به دلیل انتشار مصاحبه ای با ابوزید توقیف شد و فصلنامه مدرسه به دلیل انتشار گفت و گویی با محمد مجتهد شبستری. چرا جمهوری اسلامی تحمل چنین عقایدی را ندارد؟ محمد جواد اکبرین می گوید: «من به صراحت عرض می کنم. کلید ویرانی بنای جمهوری اسلامی در آثار نصر حامد ابوزید و پیروان او نهفته است. جمهوری اسلامی بنای خود را بر بستر ضعف های جامعه بنا کرده است. معنی سخنم اینست که برخلاف کسانی که تصور می کنند که جمهوری اسلامی با همه ویژگی های استبدادی که دارد بنیاد بسیار محکمی است، من گمان می کنم بیشتر از اینکه جمهوری اسلامی محکم باشد، جامعه ضعیفی داریم که در بستر این جامعه ضعیف جمهوری اسلامی قوی به نظر می آید. این جامعه ضعیف جامعه ای است که به راحتی آیات قدرتش در خدمت استبداد دینی قرار می گیرند و نمی توانند اعتراض کنند. ما جامعه ای داریم که وقتی به استناد کتاب مقدس بر آنها ظلم می شود، گاهی می ترسند که اعتراض کنند، می گویند نکند این ظلم حق ماست، چون خدا این را برای ما خواسته. و گاهی فراموش می کنند که خدایی که بنا بود رحمان و رحیم باشد، از مادر به ما نزدیکتر باشد، نمی تواند صاحب آموزه هایی باشد که انسان را به زنجیر بکشد. اینست که جمهوری اسلامی خیلی خوب دریافته که آرای ابوزید، آرای پیروان او و نزدیکان او که بنا دارند قرآن را متناسب با آزادی ایمان تفسیر کنند و اجازه ندهند که این ستون در خدمت سرکوبگری و استبداد قرار گیرد، اینها چه ضرری برای بقای چنین نظامی دارند. نظام استبدادی با آرای امثال ابوزید ناسازگار است و بسیار از آن می ترسد. من حتی فکر می کنم اتفاقی که در مصر افتاد، در تکثیر ابوزید صرفاً در جامعه دینی و عالمان دینی مصر نبود. من فکر می کنم که آرای ابوزید چون نسبتی با آزادیخواهی داشت و کمک می کرد به نابودی هرگونه ایدئولوژی، حتی می توانست برای نظام استبدادی مصر هم خطرناک باشد. اگر چه آن نظام مدعی اسلامی بودن به معنی که در ایران هست، نیست. لذا حتی تکفیر ابوزید در مصر و ناچاری او به گریز از این کشور و زندگی در یک کشور دیگر را هم بی ارتباط با سیاست مستبد حاکم بر مصر نمی دانم.» نصر حامد ابوزید در زادگاهش در شهر طنطا در مصر به خاک سپرده شد. اما بحث بر سر اعتقاداتش میان موافقان و مخالفان همچنان ادامه دارد. محسن کدیور در مورد این قرآن شناس مصری می گوید: « ابوزید مسلمان بود، مسلمان زیست و مسلمان از دنیا رفت. اگرچه به کار او نقد وارد است، امروز شاید کسی امثال عبدالصبور شاهین، یا قاضی عبدالعلی موسی را نشناسد، کسانی که حکم ارتداد ابوزید را صادر کردند. اما یقیناً حتی من که در پاره ای از آرا ممکن است با ابوزید موافق نباشم در مجموع او را مسلمانی اندیشمند و قابل اعتنا ارزیابی می کنم. مسلمانی که می توان با او موافق نبود. اما نمی توان او را نادیده گرفت.»
کمیسیون تحقیق ارتش اسرائیل در گزارشی در باره حمله به کاروان کشتىهاى امدادى راهى غزه بروز «اشتباههایى در ردههاى نسبتاً بالا» را پذیرفت ، و استفاده تکاوران اسرائیلى از سلاحهاى گرم را «موجه و براى دفاع از خود» دانست. به گزارش خبرگزارى فرانسه کمیسیون تحقیق ارتش اسرائیل پس از حدود پنج هفته بررسی، روز دوشنبه گزارش خود را در باره حمله تکاوران این کشور به کاروان کشتىهاى امدادى راهى غزه ارائه کرد. بر اساس این گزارش در جریان حمله مرگبار تکاوران اسرائیلى به کشتىهاى امدادى در آبهاى بینالمللى اشتباههایى در تصمیمگیرى «در ردههاى نسبتاً بالا» صورت گرفته است. بامداد روز دهم خرداد ، تکاوران ارتش اسرائیل به کاروان کشتىهاى اعزام شده از سوى «جنبش غزه آزاد» حمله کردند که در این رویداد دستکم ۹ سرنشین ترکیهای یکى از این کشتىها جان خود را از دست داده و ۴۸ تن دیگر نیز زخمى شدند. این اقدام اسرائیل واکنش گسترده جهانى را به دنبال داشت.
رئيس سازمان قضايی نيروهای مسلح روز دوشنبه گفت: پرونده بازداشتگاه کهريزک مرحله نهايی تجديد نظر را سپری میکند. به گزارش خبرگزاری « فارس»، محمدکاظم بهرامی گفت: در اين پروندهها، هم محکومين و هم شکات، میتوانند اعلام تجديد نظر کنند و قرار است بعد از اعلام رای قطعی، مراحل اجرای احکام صادر شده، مطابق با قانون اجرا شود. سازمان قضايی نيروهای مسلح چند روز پيش اعلام کرد: دو نفر از متهمان پرونده کهريزک از سوی دادگاه نظامی تهران به اتهام قتل اميرجوادیفر، محسن روحالامينی و محمدکامرانی به قصاص محکوم شدهاند. سازمان قضايی نيروهای مسلح در اعلاميه خود به نام و سمت هيچ يک از ۱۱متهم اشاره نکرده بود.
۱۵۷ نفر از روزنامهنگاران و فعالان سياسی در نامهای خواستار آزادی اعظم ويسمه، خبرنگار سايت « پارلمان نيوز»، ارگان فراکسيون اقليت مجلس، و ساير روزنامه نگاران زندانی شدند. خانم ويسمه ۴۰ روز پيش توسط ماموران امنيتی بازداشت شد. امضا کنندگان اين نامه نوشته اند که اعظم ويسمه جز فعاليت در رسانه های رسمی کشور، خبررسانی و فعاليت حرفه ای و تخصصی مطبوعاتی در چهارچوب قانون، فعاليت ديگری نداشته است.
دادگاه بين المللی کيفری در لاهه روز دوشنبه حکم بازداشت عمر البشير، رئيس جمهوری سودان، را به جرم نسل کشی صادر کرد. اين دادگاه می گويد شواهدی در دست دارد که نشان می دهد عمرالبشير حداقل در سه مورد مرتکب نسل کشی شده است. دادگاه بين المللی کيفر پيشتر حکم بازداشت عمر البشير را به جرم جنايت عليه بشريت و جنايات جنگی در دارفور صادر کرده بود. اين دادگاه از سال ۲۰۰۵ ميلادی بر اساس قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل متحد، در مورد منطقه دارفور که از سال ۲۰۰۳ ميلادی، درگير جنگ داخلی است تحقيق می کند.
مهدی کروبی، از رهبران مخالفان دولت، با ابراز نگرانی ازتحریمهای جدید علیه ایران گفت که بخشی از حاکمیت و سپاه پاسداران به دنبال تحریم هستند. دبیرکل حزب اعتماد ملی که در جمع خانوادههای زندانیان سیاسی پس از انتخابات سخن گفت، افزود: «نباید با ندانمکاریها و سخنان سخیف، به دیگران بهانه و اجازه دهیم که به راحتی ایران را تحریم کنند». مهدی کروبی، از رهبران مخالفان دولت، با ابراز نگرانی ازتحریمهای جدید علیه ایران گفت که بخشی از حاکمیت و سپاه پاسداران به دنبال تحریم هستند. دبیرکل حزب اعتماد ملی که در جمع خانوادههای زندانیان سیاسی پس از انتخابات سخن گفت، افزود: «نباید با ندانمکاریها و سخنان سخیف، به دیگران بهانه و اجازه دهیم که به راحتی ایران را تحریم کنند». وی گفت:«بخشی از حاکمیت و سپاه پاسداران به دنبال تحریم هستند، چون در تحریم به سودهای کلان و نجومی دست پیدا میکنند و این مردمند که متضرر میشوند». مهدی فتاپور عضو شورای مرکزی اتحاد جمهوریخواهان ایران در آلمان، درباره سخنان مهدی کروبی به رادیو فردا می گوید: مهدی فتاپور: نکته مهمی که قبلاً هم طرح شده بود و ایشان مورد تاکید قرار دادند، این بود که مسئولیت اصلی تحریم هایی که اعمال می شود، با نیرویی است که امروز در ایران حکومت می کند. کسانی که در ایران حکومت می کنند، امروز با مطرح کردن اینکه تحریم ها اهمیتی ندارد و اینکه در گذشته از این مشکلات زیاد داشتیم، ابعاد خطری را که جامعه ایران را تهدید می کند، می پوشانند و سعی می کنند بر روی این موضوع سرپوش بگذارند که سیاستی که آنها پیش برده اند، شرایطی به وجود آورده است که در ماه های آتی، دشواری های اقتصادی بسیار جدی در پیش رو خواهد بود. بر همین اساس، تحریم ها این بار بسیار جدی خواهند بود و به طور قطع، تاثیر آنها، تاثیر درازمدتی خواهد بود و این خطر وجود دارد که این تحریم ها با توجه به سیاست نادرستی که توسط نیروهای حاکم در زمینه اقتصادی به خصوص در این سه چهار سال پیش رفت، منجر به این شود که موقعیت ایران را در عرصه بین المللی و حتی رقابت با سایر کشورهای منطقه در موقعیت بسیار نازل تری قرار دهد. آقای کروبی همینطور تاکید کرد در شرایطی که تحریم به وجود می آید، باید در انتظار آن بود که جنس ها به صورت قاچاق وارد شود، روال معمول اقتصادی به هم بخورد. در همین ارتباط، بخشی از نیروها که ارتباط نزدیکی با حاکمیت دارند یا در راس حکومت هستند، یا سپاه که اسکله ها را در اختیار دارد و بخش هایی از کسانی که در کارهای تجاری هستند و مستقیماً با حکومت مرتبط هستند، موفق می شوند از این شرایط استفاده کنند و سودهای کلانی به دست بیاورند، ولی من با این نکته که این بخش ها دلشان می خواهد ایران تحریم شود، و به این دلیل، این سیاست را پیش برده اند، زیاد موافق نیستم، چون تحریم هایی که صورت خواهد گرفت، همه در آن خواهند سوخت. در ماه های گذشته و همزمان با بحث تشدید تحریم ها علیه ایران، برخی کارشناسان معتقد بودند که این تحریم ها بیشتر بر روی مردم عادی تاثیر خواهد گذاشت که همین حالا هم به خاطر گرانی، تورم و سایر مشکلات اقتصادی مثل بیکاری در رنج هستند. این کارشناسان معتقد بودند که این تحریم ها، بیشتر این اقشار جامعه را تحت تاثیر قرار خواهد داد تا حاکمیت و یا سپاه پاسداران. نظر شما درباره این موضوع چیست؟ به طور قطع، بیشترین فشار تحریم ها بر روی مردم عادی خواهد بود. نیروهایی که در حکومت دست دارند، امکاناتی دارند که اثرات این تحریم را کمتر احساس کنند. ولی مسئله اینجاست که چون تحریم ها به کل اقتصاد لطمه می زند، در مجموع، کل جامعه ایران ضرر می کند. البته مردم عادی بیشتر ضرر می کنند و در عین حال، آنهایی که در راس حکومت هستند، ممکن است با گرسنگی و مشکلات اقتصادی و دارو و این مسائل مواجه نشوند. در حالی که مردم عادی با همین مشکلات مواجه خواهند شد، از جمله اینکه گرانی ابعاد بسیار سرسام آوری پیدا می کند و همچنین ممکن است قیمت ریال تغییر کند. همه این عوامل به وجود خواهد آمد. ولی مسئله اینجاست که کل اقتصاد جامعه ضرر می کند و همه نیروها، حتی کسانی که سرمایه بیشتری دارند، متضرر می شوند. آقای کروبی در رابطه با سیاست خارجی ایران که از آن به عنوان بی تدبیری نام برده و نیز عدم برخورداری از عقلانیت سیاسی، ابراز نگرانی کرده که ممکن است در آینده وضعیت بسیار نگران کننده ای در کشور به وجود بیاید و هزینه های گزافی برای کشور فراهم شود. میرحسین موسوی، رهبر دیگر مخالفان، نیز چندی پیش در مقاله ای همین موضوع را مطرح کرده بود. به نظر شما، ابراز نگرانی آقایان کروبی و موسوی ناشی از چه عواملی می تواند باشد؟ نگرانی آنها، نگرانی کاملا واردی است و ناشی از احساس مسئولیت آنهاست. وضعیت اقتصادی جامعه ایران چنین شده که بعد از بالارفتن پول نفت، به جای اینکه در سیاستی به کار گرفته شود، یعنی ثروت عظیمی که به داخل جامعه سرازیر شده بتواند در خدمت زیرساخت های اجتماعی باشد که بتواند در دوره بعدی جامعه ایران را در موقعیت بهتری قرار دهد، با سیاست نادرست، امکانات رقابتی تولید ایران را کاهش داده و ما همین امروز قبل از اینکه تحریم ها در ابعاد وسیع شرو ع شود، با بیکاری مواجه ایم. با ورشکستگی شرکت های اقتصادی مواجهیم. و در ماه های آینده این امر از طریق تحریم ها تشدید خواهد شد. آیا به نظر شما، این نگرانی ها می تواند در ارتباط با بحث احتمال برخورد نظامی بین آمریکا و ایران باشد؟ به هر حال، وقتی تنش وجود داشته باشد، این امکان هم وجود دارد که تنش ها حتی به درگیری های نظامی بکشد. البته خوشبختانه فعلاً این موضوع در دستور نیست. اگر چنین مسائل طرح شود، طبیعتاً ابعاد خطری که جامعه ایران را تهدید می کند، ابعاد گسترده تری پیدا می کند.
آمریکا با استقبال از ابراز نگرانی رئیسجمهور روسیه در مورد توان اتمی جمهوری اسلامی، از سخنان دمیتری مدودف به عنوان نشانه «همکاری و دیدگاه مشترک» دو کشور در باره مسئله هستهای ایران یاد کرده است.ایالات متحده آمریکا با استقبال از سخنان تازه رئیس جمهور روسیه که گفته بود، جمهوری اسلامی به توانایی ساخت جنگافزارهای هستهای نزدیک میشود، از این سخنان به عنوان نشانه «همکاری و دیدگاه مشترک» دو کشور در باره مسئله هستهای ایران یاد کرده است. به گزارش خبرگزاری فرانسه، ایالات متحده آمریکا روز دوشنبه از انتقادهای دمیتری مدودف، رئیس جمهور روسیه از ایران استقبال کرده و اعلام کرد، واشینگتن نیز همچون مسکو نگران ساخت جنگافزارهای هستهای توسط ایران است. بیشتر بخوانید: مدودف: ایران به توانایی تولید تسلیحات اتمی نزدیکتر میشود رئیس سیا: تحریم ممکن است موثر نباشد؛ ایران امکان ساخت دو بمب دارد دمیتری مدودف، رئیس جمهور روسیه، روز دوشنبه در انتقادی آشکار از برنامههای هستهای جمهوری اسلامی گفته بود: «ایران به راههایی که میتواند به ساخت بمب اتمی منتهی شود، نزدیکتر میشود.» فیلیپ کرولی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا در واکنش به ابراز نگرانی رئیس جمهور روسیه نسبت به برنامه اتمی ایران به خبرنگاران در واشنگتن گفته است: «این نشانه همکاری و دیدگاه مشترکی است که ایالات متحده آمریکا و روسیه در باره این مساله بدان دست یافتهاند.» به گفته سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحده ادامه فعالیتهای حساس غنیسازی اورانیوم در ایران هر روز که میگذرد فاصله میان «یک برنامه هستهای غیر نظامی و یک برنامه هستهای نظامی» را کاهش میدهد. آقای کرولی با تاکید بر نگرانی ایالات متحده از «ادامه روند کنونی» و دستیابی ایران به قابلیت ساخت جنگافزارهای هستهای افزود: «ما هر آنچه بتوانیم برای به تاخیر انداختن و جلوگیری از بروز چنین وضعیتی انجام خواهیم داد. همه کشورها باید هر کاری که میتوانند، برای متقاعد ساختن ایران به حرکت در مسیری دیگر انجام دهند.» کشورهای غربی و بهویژه ایالات متحده آمریکا جمهوری اسلامی را متهم میکنند که در پوشش برنامه هستهای غیرنظامی در صدد ساخت جنگافزارهای هستهای است، اتهامی که ایران همواره رد کرده و اهداف خود را کاملا صلحآمیز توصیف کرده است. تازهترین اظهار نظر رئیس جمهور روسیه درباره فعالیتهای هستهای ایران تاییدی است بر این که مواضع روسیه و آمریکا در قبال برنامه اتمی ایران بهویژه پس از امضای معاهده استارت دو، در پراگ بر سر کاهش کلاهکهای هستهای دو کشور به یکدیگر نزدیکتر شده است. اظهارات رئیس جمهور روسیه پس از آن ایراد شده است که ماه گذشته مسکو از دور چهارم تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران حمایت کرد، اقدامی که به شکایت و گلایه مقامات جمهوری اسلامی از این کشور انجامید. پیشتر رئیس جمهور روسیه در حاشیه کنفرانس گروه بیست در کانادا با «نگرانکننده» خواندن هشدار سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیآیای، در مورد کافی بودن دارایی اورانیوم کمتر غنی شده ایران برای تولید دو بمب اتمی، این اطلاعات را «در صورت تأیید» موجب وخیمتر شدن مسئله هستهای ایران ارزیابی کرده بود. این در حالی است که مقامهای جمهوری اسلامی ضمن رد ادعاهای رئیس سازمان سیا از آن به عنوان جنگ روانی علیه ایران یاد کردند. در پاییز سال ۲۰۰۹ آژانس بینالمللی انرژی اتمی به ایران پیشنهاد داد که ۱۲۰۰ کیلوگرم از اورانیوم ۳.۵ درصد غنیشده خود را به روسیه و فرانسه فرستاده و در قبال آن مقدار کمتری سوخت ۲۰ درصدی برای رآکتور تحقیقاتی تهران دریافت کند. ایران با این طرح که به پیشنهاد وین موسوم شد، در آغاز به طور اصولی موافقت کرد، اما پس از مدتی با خودداری از پذیرش شرایط آن اعلام کرد تنها در شرایطی حاضر به مبادله سوخت است که این سوخت در خاک ایران مبادله شود، شرطی که از سوی آمریکا و متحدان غربیاش پذیرفته نشد. سپس جمهوری اسلامی ایران در موافقتنامه تهران به مبادله سوخت با ترکیه به جای روسیه رضایت داد که مورد استقبال کشورهای غربی و روسیه قرار نگرفت. پس از آن شورای امنیت سازمان ملل متحد با تصویب چهارمین قطعنامه تحریمی علیه ایران، تحریمهایی را علیه جمهوری اسلامی وضع کرد و از ایران خواست که به فعالیتهای حساس هستهای خود که قابلیت کاربرد در ساخت جنگافزارهای هستهای را نیز دارد پایان دهد. با این وجود ایران همچنان با سرپیچی کردن از خواستههای شورای امنیت سازمان ملل به توسعه برنامه هستهای و بهویژه برنامه غنیسازی اورانیوم خود ادامه داده است.
دیوان بینالمللی کیفری در لاهه رئيس جمهوری سودان را به نسلکشی محکوم کرد.اين دادگاه میگويد شواهدی در دست دارد که نشان میدهد البشیر در سه مورد مرتکب نسل کشی شده است. روز دوشنبه دیوان بینالمللی کیفری در لاهه رئيس جمهوری سودان را به نسلکشی محکوم کرد. اين دادگاه می گويد شواهدی در دست دارد که نشان میدهد رئيس جمهوری سودان حداقل در سه مورد مرتکب نسل کشی شده است. دو سال پيش دیوان بینالمللی کیفری رئيس جمهوری سودان را به نسلکشی در دارفور متهم کرد. سال گذشته همين دادگاه به اتهام جنايت عليه بشريت و جنايات جنگی به محکوميت او رای داد. دو ماه پس از صدور آن حکم، عمر حسنالبشير ضمن رد اتهامات وارد شده، حکم دادگاه کیفری را توطئه غرب عليه کشورش توصيف کرد. در فوريه سال جاری ميلادی دیوان بینالمللی کیفری اعلام کرد مدارک کافی که نشان دهد عمرحسنالبشير در نسلکشی هم نقش داشته در دست ندارد. اين دادگاه سرانجام روز دوشنبه اعلام کرد مدارکی بدست آورده که نشان میدهد رئيس جمهوری سودان در کشتار گروههای قومی فور، ماساليت و زاقاوا مرتکب نسلکشی شده و از طريق کشتار – آسيبهای جسمانی و روحی برای نابودی اين سه قوم تلاش کرده است. در همين باره سازمان ملل متحد میگويد در جريان تنشهای سودان بيش از ۳۰۰ هزار نفر کشته و شمار نامعلومی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته و بيش از ۲.۵ ميليون نفر آواره شدهاند. اين در حالی است که رئيس جمهوری سودان شمار کشته شدگان را ۱۰ هزار نفر اعلام کرده است. از زمان صدور نخستین حکم دیوان بینالمللی کیفری در سال گذشته عمر البشير از چند کشور ديدن کرده اما حکم تازه اين دادگاه که نسل کشی را هم به پرونده او اضافه کرده محدوديتهايی را برای سفرهای خارجی او پيش خواهد آورد و او برای دريافت کمک از ساير کشورها با مشکلات بيشتری رو به رو خواهد شد. عمرحسنالبشير در ۲۶ آوريل سال جاری ميلادی در اولين انتخاباتی که پس از ۲۴ سال در آن کشور برگزار شد با ۶۸ درصد آرا به رهبری خود به عنوان ريئس جمهوری سودان ادامه داد. انتخاباتی که ناظران آن را فاقد استانداردهای جهانی اعلام کردند. رئيس جمهوری سودان پس از آن انتخابات گفت که به همراه سالوا گير – ديگر نامزد آن دوره از انتخابات که از بشير شکست خورده بود – دولت ائتلافی تشکيل خواهد داد. سالوا گير پس از شکست در آن انتخابات همچنان به عنوان رئيس جمهور بخش نيمه خودمختار جنوب سودان باقی ماند. قرار است سال آينده انتخاباتی برگزار شود که ممکن است جنوب سودان را از بقيه کشور جدا کرده و سودان به دو کشور تجزيه شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر