
شاید کمتر کسی در ایران به اندازه هاشمی رفسنجانی به این میزان در تاریخ سیساله نظام جمهوری اسلامی نقشآفرینی کرده باشد. او در دوران مبارزه علیه رژیم پهلوی و بهویژه بعد از پیروزی انقلاب همواره یکی از محوریترین چهرههای شطرنج سیاسی ایران بوده است.شاید کمتر کسی در ایران به اندازه هاشمی رفسنجانی به این میزان در تاریخ سیساله نظام جمهوری اسلامی نقشآفرینی کرده باشد. او در دوران مبارزه علیه رژیم پهلوی و بهویژه بعد از پیروزی انقلاب همواره یکی از محوریترین چهرههای شطرنج سیاسی ایران بوده است. پرسش اینجاست که هاشمی رفسنجانی کیست و نسبتش با مراکز قدرت چگونه وضعیت کنونی وی را رقم زده است. حوزه خصوصی، خانواده و اطرافیان هاشمی از نزدیک داغ مصیبت از دست دادن نزدیکانش را به خاطر اعمال خشونتهای ایدئولوژیک دهه شصت لمس کرده است بیتردید یکی از مهمترین دلایل رشد و سر آمد شدن هاشمی رفسنجانی، خاستگاه خانوادگی اوست. هاشمی از معدود مبارزانی محسوب میشد که پیش از انقلاب از تمکن مالی موروثی مناسبی برخوردار بود و درست به همین دلیل، بر خلاف سایر روحانیونی که اغلب به دلیل فقر و تنگدستی دارای پایگاه طبقاتی فرودست بودهاند، متعلق به طبقه متوسط جامعه است. وجود افرادی با تحصیلات جدید در خانواده او نیز زمینه رشد نوعی نگاه مدرن و جدید به دنیای اطرافش را به او داده است. محمد هاشمی برادرش تحصیلکرده آمریکا است و دو تن از فرزندانش تحصیلکرده اروپا و بقیه دانشگاه رفته هستند و برخلاف آیتالله خامنهای هیچیک از فرزندانش راه حوزه علمیه را در پیش نگرفتهاند و او نیز اصراری به این مسئله نداشته است. بر همین پایه همسر و فرزندانش دارای گرایش شدید به مدرنیته و باز بودن هستند. از سوی دیگر پدر دامادهایش مرحوم لاهوتی، قربانی خشونت نظام اسلامی بر علیه منتقدان شد و برادر دامادش نیز اعدام شد و هاشمی از نزدیک داغ مصیبت از دست دادن نزدیکانش را به خاطر اعمال خشونتهای ایدئولوژیک دهه شصت لمس کرده است. علاوه بر این هوش و ذکاوت فردی و نظم در امور شخصی، او را از سایر روحانیون کلاسیک ایرانی متمایز میکند. بهویژه آنکه هاشمی عادت به نگارش یادداشتهای روزانه دارد و این خود کار دشواری است چرا که معمولاً روحانیون از کارهای دشوار و مستمر و منظم خصوصاً اگر نیاز به تفکر و تعمق داشته باشد پرهیز دارند. نگارش یادداشتهای روزانه یکی از کارهای ثابت هاشمی در طول ۳۱ سال گذشته بوده است. از همه اینها مهمتر شناخت و ارتباط مستقیم او با رسانههای مدرن به ویژه اینترنت و ماهواره است که معمولاً روحانیون سنتی در ایران انس و علاقهای به آن نشان نمیدهند. هاشمی به گفته خودش شخصاً از کامپیوتر استفاده میکند و روزانه سایتهای اینترنتی را میخواند کاری که آیتالله خامنهای و دیگر سران نظام جمهوری اسلامی شخصاً انجام نمیدهند و گروهی برای ایشان اخبار اینترنت را گزینش و به رؤیتشان میرسانند. نزدیکی به کانون قدرت شاید مهمترین نهادی که حوزه نفوذ هاشمی را نمایندگی میکند دانشگاه آزاد اسلامی باشد هاشمی رفسنجانی دانشآموخته حوزه علمیه قم است. مراحل رشد علمی و سیاسی او در این حوزه شکل گرفته است و به همین دلیل از ابتدا ارتباط نزدیکی با کانون مبارزات سیاسی روحانیون داشت. از سوی دیگر دوستی و رفاقت نزدیک او با احمد خمینی و پدرش او را تبدیل به یکی از نزدیکترین یاران رهبری مبارزات سیاسی علیه رژیم پهلوی کرد. این ارتباط نزدیک با آیتالله خمینی قبل و خصوصاً بعد از پیروزی انقلاب به اندازهای بود که هاشمی دیوار به دیوار منزل آیتالله خمینی در جماران سکنی گزید و به گفته خودش از زیر زمین منزلش به بیت آیتالله خمینی دری را گشوده بود که هر وقت میخواست میتوانست به دیدار آیتالله خمینی برود. ارتباط نزدیک او با خمینی پدر و پسر (احمد) و بهویژه در اختیار داشتن اسناد و برگههای زرینی از تاریخ ۳۰ ساله نظام او را به مخزنالاسرار نظام تبدیل کرده است، چنان موقعیت و امکانی که تقریباً برای هیچیک از روحانیون بلند پایه فراهم نبود. هاشمی با استفاده از این ارتباط نزدیک با کانون قدرت، موقعیت خود را در ۱۰ سال زمامداری بنیانگذار جمهوری اسلامی تحکیم نمود تا آنجا که آیتالله خمینی معضل پایان جنگ را به او سپرد و چند ماه بعد از آنکه به حکم آیتالله خمینی، هاشمی رفسنجانی فرمانده جنگ شد، قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران پذیرفته شد و جنگ پرخسارت هشت ساله ایران و عراق پایان یافت. اعتماد آیتالله خمینی و روابط نزدیک هاشمی با وی به اندازهای بود که رهبر فقید جمهوری اسلامی همواره در امور مهم کشوری با او مشورت میکرد و اغلب توصیههای او را میپذیرفت و هرگز هاشمی مورد عتاب قرار نگرفت حال آنکه آیتالله خامنهای دو بار در زمان رهبری آیتالله خمینی از وی اخطار دریافت کرد و با پا در میانی هاشمی روابط میان این دو ترمیم شد. پس از درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی، در فرایند انتخاب دومین رهبر جمهوری اسلامی نیز هاشمی نقشی محوری بازی کرد و بدون نقشآفرینی او ای بسا آیتالله خامنهای به رهبری برگزیده نمیشد اما در هر صورت به مرور زمان این نقشآفرینی موجب نشد که موقعیت مستحکم او در ۱۰ ساله اول حیات نظام جمهوری اسلامی همچنان استمرار یابد. در نگاه منتقدان در نگاه منتقدان به ویژه نخبگان و روشنفکران، مهمترین انتقاد به هاشمی رفسنجانی نوع نگاه او به مقوله توسعه اقتصادی و اولویت آن بر توسعه سیاسی و اجتماعی است. از ویژگیهای هاشمی رفسنجانی ارتباط گسترده با روحانیون تراز اول کشور است منتقدان میگویند در دوره ریاست جمهوری هاشمی، اهالی فرهنگ و هنر و نیز منتقدان سیاسی از آزادی لازم برای فعالیت و خلاقیت برخوردار نبودند و هاشمی بیشتر دنبال ساخت سد و افتتاح کارخانه و رشد صنعتی بود. محمد خاتمی، مصطفی معین و عبدالله نوری که وزرای فرهنگ، علوم و کشور کابینه نخست آقای هاشمی بودند نیز در دولت دوم وی با فشار رهبری کنار گذاشته شدند. از دیگر انتقاداتی که متوجه هاشمی است ورود فرزندان وی به فعالیتهای اقتصادی است. این در حالی است که آیتالله خامنهای مانع از ورود فرزندانش به پستهای رسمی سیاسی و نیز فعالیتهای اقتصادی شد. امری که برای تودههای فرودست جامه ایرانی امتیازی برای خامنهای و نکته منفی برای هاشمی تلقی میشود. از سوی دیگر بخش قابل توجهی از طبقات فرودست جامعه ایرانی همچنان ترجیح میدهند سران نظام، آنچنان که رهبری نظام عمل میکند، بیشتر بر روی زمین و یا صندلیها و مبلمان ساده به سخنرانی و دیدارهای عمومی بپردازند و عدم رعایت این مسئله از سوی هاشمی باعث شده که زمینه اتهام گسترش اشرافیت و تجملگرایی به هاشمی فراهم شود. شاید از مهمترین انتقادات به هاشمی، عدم وفاداری و حمایت قاطع از حامیان و هوادارانش باشد که بارزترین نمونه آن ماجرای پرونده غلامحسین کرباسچی شهردار اسبق تهران و عدم حمایت قاطع هاشمی از او بود. حوزه نفوذ یکی از ویژگیهای هاشمی رفسنجانی ارتباط گسترده او با روحانیون تراز اول کشور است. هاشمی فارغ از گرایشها و جناحبندیهای سیاسی با اغلب روحانیونی که در طول حیات جمهوری اسلامی در مناصب مختلف فعالیت داشته و دارند، همچنان ارتباط نزدیکی دارد. هاشمی با بخش مهمی از مدیران سیاسی، اقتصادی و فرهنگی سیسال گذشته جمهوری اسلامی روابط نزدیکی دارد او خود از پایهگذاران جامعه روحانیت مبارز تهران بود و با اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و مراجع تقلید و سایر ارکان حوزوی ارتباط و مراوده نزدیکی دارد. از دیگر سو، هاشمی با بخشی از بدنه و فرماندهان ارشد سپاه پاسداران که جنگ را هدایت میکردند ارتباط و همسویی فکری زیادی دارد. محمدباقر قالیباف، شهردار کنونی تهران، و محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت، دو تن از فرماندهان ارشد سپاه از نزدیکان فکری هاشمی محسوب میشوند. علاوه بر اینها هاشمی با بخش مهمی از مدیران سیاسی، اقتصادی و فرهنگی سیسال گذشته جمهوری اسلامی و حتی با بخش مهمی از نیروهای روشنفکر، اصلاحطلب و حتی فعالان صنعتی و اقتصادی روابط نزدیکی داشته و دارد. از روحانیون و سیاسیون که بگذریم، شاید مهمترین نهادی که حوزه نفوذ هاشمی را نمایندگی میکند دانشگاه آزاد اسلامی باشد. درست به همین دلیل رهبری و دولت دهم عزم جزم دارند تا این دانشگاه را از حوزه نفوذ هاشمی خارج کنند. بعد از دانشگاه آزاد میتوان به این نهادها به عنوان حوزه نفوذ هاشمی رفسنجانی اشاره نمود؛ مجمع تشخیص مصلحت نظام، بخشی از مجلس خبرگان رهبری، متروی تهران، که توسط پسر ارشد او اداره میشود، و فدراسیون اسلامی ورزش بانوان مناسبات با رهبری پس از مناظره جنجالی محمود احمدینژاد و میرحسین موسوی و انگشت اتهام مستقیم رئیس دولت دهم نسبت به آقای هاشمی و عدم حمایت رهبری از دوست پنجاه سالهاش آیت الله خامنه ای در یک تدریجی با شیبی ملایم (جهت کاهش تبعات داخلی و خارجی) پروژه حذف کامل هاشمی را کلید زد. در این فرایند رهبری و دولت دهم با هماهنگی گروه میدانی لباسشخصیها تلاش میکنند که ابتدا هیمنه و حرمت آقای هاشمی ریخته شود و مرحله به مرحله با محدودتر کردن قدرت او، راه را برای حذفش هموار کنند. بین آقایان هاشمی و خامنهای نوعی نزاع کلامی همراه با رعایت تعارفات مرسوم نیز جریان دارد بازداشت یک روزه نوه آقای هاشمی و صدور حکم زندان برای حسین مرعشی، از نزدیکانش، تهدید به بازداشت مهدی هاشمی در صورت بازگشت به ایران، حمله شبانه به دفتر فائزه هاشمی و ایجاد مزاحمت برای او و سایر اعضای خانواده، همه و همه حکایت از آن دارد که مجموعه حاکمیت اعم از دولت و نهادهای قضایی و امنیتی با کسب مجوز از رهبری نظام تلاش دارند که پروژه هاشمیزدایی را تا انتها به پیش ببرند. از سوی دیگر نوعی نزاع کلامی همراه با رعایت تعارفات مرسوم نیز بین آقایان هاشمی و خامنهای جریان دارد که در جای خود حائز اهمیت است. به طور مثال آیتالله خامنهای با انتقاد از «خواص بیبصیرت» امثال هاشمی را مورد انتقاد تلویحی قرار میدهد و متقابلاٌ آقای هاشمی چنین پاسخ میدهد : «مشفقانهترین انتقادها را برنمیتابیم و نقشههای شوم دشمنان دوستنما را درنمییابیم. نفاق را صداقت، توهین را صراحت، دروغ را درایت، تهمت را شجاعت و شعار را بصیرت میدانیم...» این نزاع کلامی رفته رفته با شدت گرفتن برخورد عریان حاکمیت با هاشمی و نهادهای زیر نفوذ وی در کلام هاشمی و رهبری از تعارفات مرسوم بیشتر فاصله میگیرد. نتیجهگیری آیتالله خمینی به دلیل اطمینان از جایگاه خودش و نیز به دلیل هاضمه فراخی که داشت در زمان حیات خودش به چند جریان سیاسی اجازه فعالیت میداد. اول؛ جریان موسوم به جامعه روحانیت مبارز، دوم؛ جریان موسوم به مجمع روحانیون مبارز و نیز آقای هاشمی که تلاش میکرد در عین حال که عضوی از روحانیت مبارز است نقش خط میانه را بازی کند و میاندار رقابت دو جریان اصلی باشد. بنیانگذار جمهوری اسلامی البته یک شرط بقا برای فعالیت سیاسی تعیین کرده بود و آنهم وفاداری به اصل نظام بود و نه لزوماً وفاداری و تبعیت از شخص خودش. در موارد زیادی جریان موسوم به روحانیت مبارز با نظرات آیتالله خمینی مخالفت میکرد اما هرگز از دایره فعالیت سیاسی کنار گذاشته نشد و آقای هاشمی هم سعی میکرد به عنوان واسطه میان این دو جریان اصلی نقشآفرینی نماید. اما اکنون به ویژه بعد از بحران اخیر آیتالله خامنهای به دلیل اینکه جایگاه خود را متزلزل میبیند عملا جغرافیای سیاسی جناحهای درون نظام را بهم ریخته و تنها یک جریان سیاسی جدید را مجاز به فعالیت سیاسی کرده است که آنهم شرط اصلیاش تبعیت و فرمانبرداری از شخص ایشان است و لاغیر. بر این اساس دیگر دو جناح اصلاحطلب و اصولگرایی وجود ندارد که هاشمی همچنان نقش جناح میانه را بازی کند و در نتیجه رهبری نظام دیگر به کارکرد هاشمی نیازی ندارد و با حذف او موافقت کرده و هاشمی هم به خوبی این را فهمیده است. در واقع در دوره آیتالله خمینی شرط بقا برای فعالیت سیاسی احزاب و گروههای سیاسی درون نظام، وفاداری به اصل نظام و انقلاب بود حال آنکه شرط بقا در مقطع کنونی تبعیت بی چون و چرا از رهبری نظام است که با این اوصاف نه اصلاحطلبان، نه هاشمی و هوادارانش و نه حتی اصولگرایان میانهرو در این تعریف نمیگنجند و عملاً صفبندی سیاسی درون نظام تغییر کرده است. -------------------------------------------------------------------------- دیدگاههای طرح شده در این یادداشت الزماً بازتاب نظرات رادیو فردا نیست.
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران، با غیر قابل اعتماد خواندن سه کشور فرانسه، روسیه و آمریکا، میگوید که بر اساس اعلام شورای عالی امنیت ملی «در صورت تأمین سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران، ایران هیچ اصراری بر ادامه تولید این سوخت در داخل ندارد».رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران میگوید که بر اساس اعلام شورای عالی امنیت ملی «در صورت تأمین سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران، ایران هیچ اصراری بر ادامه تولید این سوخت در داخل ندارد». بیشتر بخوانید: لاوروف از پیشنهادی تازه برای مبادله سوخت اتمی ایران خبر داد موضع تازه تهران: توقف غنیسازی ۲۰ درصدی در صورت تامین سوخت علاءالدین بروجردی در گفتوگو با خبرگزاری دولتی ایران، ایرنا، همچنین خواستار تغییر در رفتار و موضعگیریهای سه کشور روسیه، فرانسه و آمریکا شده است و در عین حال افزوده است که «تجربه نشان داده است که هیچگاه نمیتوان به این کشورها اعتماد کرد». سه کشور روسیه، فرانسه و آمریکا در مهرماه سال گذشته به ایران پیشنهاد دادند که در ازای تحویل ۱۲۰۰ کیلوگرم از اورانیوم کمتر غنیشده خود، نزدیک به ۱۲۰ کیلوگرم سوخت مورد نیاز برای رآکتور تحقیقاتی تهران را دریافت کند. ایران به رغم پذیرش اولیه این پیشنهاد، در ارائه پاسخ نهایی به آن تعلل کرد و پس از طرح شرایطی در این زمینه که با موافقت غرب مواجه نشد، اعلام کرد که رأساً به غنیسازی ۲۰ درصدی در داخل کشور دست میزند. موضوعی که تنش بر سر برنامه اتمی ایران را افزایش داد و به تصویب چهارمین دور از تحریمهای بینالمللی علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد انجامید. با این حال قدرتهای جهانی اعلام کردند که به رغم تصویب این تحریمها علیه تهران، همچنان باب مذاکره بر سر برنامه اتمی ایران باز است و روسیه نیز به تازگی اعلام کرد که در صورت توقف غنیسازی ۲۰ درصدی در ایران، کارشناسان سه کشور، روسیه، فرانسه و آمریکا بر سر مبادله سوخت با مقامهای تهران مذاکره میکنند. در واکنش به این موضوع اکنون، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران گفته است که «مبنای ادامه راه دیپلماسی هستهای بیانیه تهران است و در امضای این بیانیه و توافق با کشورهای برزیل و ترکیه فرض بر این بود که قطعنامهای علیه ایران صادر نشود و اقداماتی نیز درخارج از چارچوب این بیانیه انجام نشود». آقای بروجردی افزوده است که بیانیه تهران همچنان پایه و اساس مذاکرات آینده ایران خواهد بود. سه کشور ایران، ترکیه و برزیل، اندکی پیش از تصویب دور جدید تحریمها در شورای امنیت سازمان ملل، در تهران توافقنامهای را امضا کردند که بر اساس آن مبادله سوخت اتمی با شرایطی نزدیک به آنچه پیشتر به تهران پیشنهاد شده بود، صورت گیرد و در همین چارچوب ترکیه و برزیل خواستار پرهیز از افزایش تحریمهای ایران شدند. «صیانت از دستاوردهای هستهای» در دستور کار مجلس علاءالدین بروجردی همچنین از بررسی یک فوریت طرح «صیانت از دستاوردهای هستهای» در جلسه روز سهشنبه مجلس خبر داده است. آقای بروجردی به ایرنا گفته است که «این طرح برای به خطر نیفتادن جان بیش از ۸۵۰ هزار بیمار در کشور تهیه شده است» چراکه به گفته وی «نباید جان این بیماران به دلیل آماده نبودن سوخت رآکتور تهران به خطر بیفتد». خبرگزاری مهر نیز در گزارش مشابهی به نقل از علاءالدین بروجردی نوشته است که این موضوع پس از بررسی پیشنهادهای نمایندگان «ظرف ۲۴ ساعت برای تصویب به صحن علنی مجلس خواهد آمد». ایران هدف از غنیسازی ۲۰ درصدی را تأمین سوخت مورد نیاز رآکتور تهران که تولیداتش مصارف پزشکی دارند عنوان میکند و همواره ادعای غرب در مورد نظامی بودن اهداف برنامه اتمیاش را رد کرده است. کشورهای غربی اما برنامه اتمی ایران را پوششی برای دستیابی به سلاح هستهای میدانند و خواهان آن هستند که ایران با شفافسازی برنامه اتمی خود، غنیسازی را که علاوه بر مصارف غیرنظامی میتواند در مصارف نظامی نیز کارد داشته باشد، متوقف کند.
به دنبال انتشار گزارشهایی درباره خودداری چند کشور از تحویل سوخت به هواپیماهای مسافربری ایرانی، برخی از مقامهای ایرانی «تحریم فروش سوخت هواپیما به ایران» را در راستای تحریمهای یکجانبه آمریکا ارزیابی کردهاند و رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز از بررسی موضوع در این کمیسیون خبر داده است.به دنبال انتشار گزارشهایی درباره خودداری چند کشور از تحویل سوخت به هواپیماهای مسافربری ایرانی ، برخی از مقامهای ایرانی «تحریم فروش سوخت هواپیما به ایران» را در راستای تحریمهای یکجانبه آمریکا ارزیابی کرده و رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز از بررسی این مساله در این کمیسیون خبر داده است. خبرگزاری جمهوری اسلامی روز یکشنبه گزارش داده بود که در چند روز گذشته کشورهای امارات متحده عربی، کويت و آلمان از تحويل سوخت به هواپيماهای مسافربری ايرانی خودداری کردهاند. بیشتر بخوانید: وزارت بازرگانی ایران از تشکیل کارگروه ویژه تحریمها خبر داد منوچهر متکى: براى مقابله با قطعنامه حرکتهاى ایذایى طراحى کردهایم به دنبال تصویب چهارمین قطعنامه تحریمی شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران که محدودیتهای تازهای را علیه شرکتها و افراد مرتبط با برنامه موشکی و هستهای جمهوری اسلامی در نظر گرفته است، ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا نیز تحریمهای یکجانبهای را علیه ایران وضع کردهاند که به مراتب فراگیرتر از تحریمهای شورای امنیت است. کاظم جلالی، مخبر کميسيون امنيت ملي مجلس شورای اسلامی با مرتبط دانستن خودداری از تحویل سوخت به هواپیماهای ایرانی با تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه ایران گفته است: «عدم تحويل سوخت به هواپيماهای مسافربری ايرانی در فرودگاه کشورهای خارجي از مفاد قطعنامه ضد ايرانی شوراي امنيت سازمان ملل نيست و اين نوع تحريمهاي غيرانسانی را رئيسجمهور آمريکا در ادامه سياستهای يکجانبه و خصمانه کاخ سفيد در قبال ايران به تصويب رسانده است.» وی همچنین با «ضد حقوق بشر و خلاف معاهدات بين الملل» دانستن تحريم فروش سوخت هواپيما به ایران افزوده است: «اين اقدامات يکجانبه آمريکا براين اساس صورت گرفته تا دسترسی ايران به واردات فرآوردههاي نفت پالايش شده همچون بنزين و سوخت جت و همچنين دسترسی کشور ما را به سيستم بانکداری بينالمللی غيرممکن سازد.» به گفته این نماینده حامی دولت، جمهوری اسلامی میتواند با استناد به معاهدههای بينالمللی از کشورهایی که اقدام به تحریم فروش سوخت هواپیما به ایران کردهاند، نزد سازمان ملل و سازمان بينالمللی هواپيمايی کشوری، ایکائو، شکايت کند. کاظم جلالی همچنین از تشکیل کمیته ویژهای در مجلس برای بررسي تحريم سوخت هواپيما خبر داده و گفته است این کمیته کار خود را از عصر روز يکشنبه کرده است. از سوی دیگر علاءالدين بروجردی، رئيس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس نیز از بررسی موضوع «تحريم فروش سوخت هواپيما به ايران از سوی آمريکا» در جلسه ظهر روز یکشنبه کمیسیون با حضور وزير راه و ترابري و مسوولان سازمان هواپيمايی کشوری خبر داده بود. با این حال تاکنون هیچ گزارشی در باره برگزاری این جلسه و نتایج آن منتشر نشده است. در همین ارتباط مهدي سنايی، یکی دیگر از اعضای کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شوراي اسلامی نیز تحريم فروش سوخت هواپيما به ایران را ناشی از «دشمنی آمريکا با ملت ايران» دانسته و گفته است: «هرچند اعمال اين تحريمها ممکن است تا حدودی هزينهها را افزايش دهد، اما تأثير اين تحريمها انتظارات مورد نظر وضعکنندگان آن را تأمين نخواهد کرد.»
هيلاری کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا، روز يکشنبه در ادامه سفر دوره ای خود به کشورهای اروپای شرقی و قفقاز وارد ايروان، پايتخت ارمنستان، شد. وی در فرودگاه ايروان با همتای ارمنی خود ديدار کرد و قرار است که با سرژ سرکيسيان، رئيس جمهوری ارمنستان، نيز ديدار و گفت و گو کند. خانم کلينتون در سخنانی در فرودگاه ايروان از ترکيه خواست تا در جهت عادی سازی مناسبات با ارمنستان تلاش کند و مرزهای دو کشور را بازگشايی کند. وزير امور خارجه آمريکا از باکو و پس از ديدار با مقام های جمهوری آذربايجان وارد ايروان شد. وی در باکو اعلام کرد که واشينگتن آماده کمک به جمهوری آذربايجان و ارمنستان برای رسيدن به پيمان صلح بر سر منطقه قره باغ است.
مراسم تشييع پيکر آيت الله محمد حسين فضل الله، مرجع تقليد شيعيان لبنان، روز سه شنبه در بيروت، برگزار می شود. آيت الله فضل الله که به دليل خونريزی شديد معده ، در بيمارستان بستری شده بود، روزيکشنبه در سن ۷۵ سالگی درگذشت. به گزارش خبرگزاری « ايسنا»، به دنبال درگذشت آیت الله فضل الله، حزب الله لبنان سه روز عزای عمومی اعلام کرده است. سعد حريری، نخست وزير لبنان، نيز در بيانيهای گفت : لبنان با از دست دادن آيت الله فضلالله، به عنوان يک مرجع ملی و معنوی ، ضربه شديدی را متحمل شد. همچنين ميشل عون، رهبر مارونیهای لبنان و رئيس فراکسيون تغيير و اصلاح در پارلمان اين کشور، گفت که آيت الله محمد حسين فضل الله نقش بسيار گستردهای در وحدت ملی داشت و رفتن او زيان بزرگی برای لبنان تلقی میشود.
نرگس محمدی، نايب رئيس کانون مدافعان حقوق بشر، روز ۱۲ تيرماه به دليل وخامت وضع جسمانی ، در بيمارستان « ايران مهر» تهران بستری شد. خانم محمدی روز دهم تيرماه با توديع وثيقه و در حالی که از وضعيت بد جسمانی رنج می برد، از زندان آزاد شده بود. اين فعال حقوق بشر روز ۲۱ خرداد ماه گذشته ، توسط ماموران امنيتی بازداشت شد. او از آن زمان دچار فلج عضلانی شده و قادر به انجام کارهای روزانه نيست. در اين ميان، هنوز وضعيت عبدالرضا تاجيک، عضو ديگر کانون مدافعان حقوق بشر، مشخص نيست. آقای تاجيک روز ۲۲ خرداد ماه سال جاری برای سومين بار در يک سال گذشته بازداشت شد و از آن زمان در مورد محل نگهداری و دليل بازداشت مجدد وی اطلاعرسانی نشده است.
جو بايدن، معاون رئيس جمهوری آمريکا، روز يکشنبه در ديدار با رهبران عراق در بغداد ، از آنها خواست بن بست چهار ماهه پس از انتخابات پارلمانی اين کشور را با تشکيل دولت بشکنند. از زمان برگزاری انتخابات در هفتم ماه مارس سال جاری تاکنون، رهبران احزاب عراقی برای تشکيل دولت به توافق نرسيده اند. آقای بايدن همچنين در ديدار با نوری المالکی، نخست وزير عراق، و اياد علاوی، رهبر ائتلاف العراقيه، برحمايت آمريکا از روند دموکراسی در آن کشور تاکيد کرد. معاون رئيس جمهوری آمريکا پس از آن، با جلال طالبانی، رئيس جمهوری عراق نيز، ديدار کرد.
ژنرال ديويد پتريوس روز يکشنبه به طور رسمی فرماندهی نيروهای ائتلاف در افغانستان را برعهده گرفت. ژنرال پتريوس روز يکشنبه در يک سخنرانی با اشاره به «شرايط ويژه» در افغانستان گفت که «ما برای پيروزی آمدهايم.» با اين حال، وی گفت:« شکی نيست که اين جنگی آسان با پيروزیهای زودهنگام نخواهد بود.» سخنان فرمانده جديد نيروهای ائتلاف در افغانستان در حالی بيان شد که بر اساس گزارش های منتشر شده، شمار تلفات نيروهای ائتلاف در ماه های اخير افزايش يافته است.
همزمان با اعلام تقلیل محکومیت داود سلیمانی در دادگاه تجدیدنظر، داسرای تهران اعلام کرد که عباس جعفری دولتآبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، روز یکشنبه با برخی از زندانیان زندان رجاییشهر، دیدار کرده است.همزمان با آنکه از تقلیل محکومیت داود سلیمانی در دادگاه تجدیدنظر خبر میرسد، داسرای تهران اعلام کرد که عباس جعفری دولتآبادی روز یکشنبه با برخی از زندانیان زندان رجاییشهر، از جمله داود سلیمانی، منصور اسانلو، احمد زیدآبادی و عیسی سحرخیز دیدار کرده است. بیشتر بخوانید: شکوائیه داود سلیمانی در مورد وضعیت زندانیان سیاسی در زندانهای ایران کمتر از یک متر مربع برای هر زندانی؛ «وضعیت موکلانم بدتر شده است» داود سلیمانی عضو ارشد جبهه مشارکت ایران اسلامی، تنها چند روز پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری خرداد سال گذشته بازداشت شد و بیش از چهار ماه از دوران بازداشت خود را در سلولهای انفرادی زندان اوین سپری کرد. دادگاه انقلاب تهران، پس از ماهها بازداشت، این فعال سیاسی اصلاحطلب را به اتهام «نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی و نیز تبانی و اجتماع و تبلیغ علیه نظام» مجموعاً به شش سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از فعالیتهای حزبی و مطبوعاتی محکوم کرد. اکنون دادسرای تهران در اطلاعیهای خبر داده است که محکومیت شش ساله آقای سلیمانی در دادگاه تجدید نظر به سه سال حبس کاهش یافته است. آقای سلیمانی به تازگی در نامهای خطاب به رهبر جمهوری اسلامی به تشریح وضعیت بازجوییها در زندان پرداخته و خواستار رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی شده بود. محکومیت شش ساله آقای سلیمانی در دادگاه تجدید نظر به سه سال حبس کاهش یافته است وی در این نامه با بیان اینکه به علت «اطاله دادرسی و فشارها و ایذا و آزار جسمی و روحی» در زندان به بیماری عصبی مبتلا شده است، آنچه که بر او و امثال او گذشته است را «بیرون از تصوری» که نسبت به برخورد وزارت اطلاعات و قوه قضائیه داشت، توصیف کرده بود. دادستان تهران همچنین روز یکشنبه با مرخصی مسعود لواسانی و حسین باستانینژاد و نیز تمدید مرخصی فتاح سبحانی موافقت کرده است. دستگاه امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی، از نخستین ساعات اعلام نتایج انتخابات و حتی پیش از شکلگیری اعتراضها در تهران و دیگر شهرهای کشور، اقدام به بازداشت دهها روزنامهنگار و فعال سیاسی و مدنی کردند که در این میان، برخی از این بازداشتشدگان به رغم گذشت نزدیک به یکسال از بازداشتشان همچنان به مرخصی نرفتهاند. دادسرای تهران همچنین در اطلاعیهای اعلام کرده است که عباس جعفری دولتآبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، روز یکشنبه با شماری از زندانیانی که در زندان رجاییشهر کرج به سر میبرند، دیدار کرده و «به طور مستقیم» در جریان مسائل و خواستههای آنان قرار گرفته است. داود سلیمانی، احمد زیدآبادی، منصور اسانلو، حشمتالله طبرزدی، مهدی محمودیان، رضا رفیعی فروشانی، مصطفی اسکندری، مسعود باستانی و رسول بداغی زندانیانی هستند که روز یکشنبه در دیدار با دادستان تهران به طرح مسائل و خواستههای خود پرداختهاند. دادسرای تهران به جزئیات بیشتری از این دیدارها اشاره نکرده است و تنها به ذکر این نکته اکتفا کرده است که آقای دولتآبادی در هر مورد دستور رسیدگی صادر کرده است. به نوشته کلمه آقای سحرخیز هماکنون «بدون هیچ امکان مرخصی و ملاقات منظمی» در زندان رجاییشهر کرج به سر میبرد این دیدار در حالی صورت گرفته است که اکنون نزدیک به یک سال از دستگیری احمد زیدآبادی و عیسی سحرخیز میگذرد، و خانوادههای این دو روزنامهنگار زندانی به تازگی نسبت به وضعیت آنها ابراز نگرانی کرده بودند.[ بیشتر بخوانید: عیسی سحرخیز، زندانی سیاسی در بیمارستان ] سایت کلمه نزدیک به میرحسین موسوی، به نقل از مهدی سحرخیز، فرزند آقای سحرخیز نوشته است که «وضعیت پدر من از وضع مجرمین و قاتلانی که در رجاییشهر هستند بدتر است و او حتی نمیتواند با خانواده تماس تلفنی داشته باشد و این تماسها به صورت نامنظم و چند دقیقهای است». سایت کلمه یادآور شده است که آقای سحرخیز در تمام یکسالی که در بازداشت موقت به سر میبرد به مرخصی نیامده و حتی اعتصاب غذای او در نوروز ۸۹ با بی توجهی مسئولان زندان روبهرو شده و به رغم وضعیت وخیم وی، مسئولان زندان حاضر اعطای مرخصی درمانی به وی نشدهاند. به نوشته کلمه آقای سحرخیز هماکنون «بدون هیچ امکان مرخصی و ملاقات منظمی» در زندان رجاییشهر کرج به سر میبرد. مهدیه محمدی، همسر احمد زیدآبادی نیز به تازگی از وضعیت همسرش ابراز نگرانی کرده است و گفته است که به دلیل شرایط ملاقات در زندان رجاییشهر، دو فرزندش از نوروز به این سو موفق به دیدن پدرشان نشدهاند. در مورد منصور اسانلو نیز گزارش اخیر سازمان بینالمللی کار آمده بود که مقامهای قضایی جمهوری اسلامی با «درخواست وزیر کار و امور اجتماعی برای عفو وی» موافقت کردهاند. گرچه این گزارش هنوز توسط مقامهای دولتی و قضایی جمهوری اسلامی تأیید نشده است.
محمد علی رامين، معاون مطبوعاتی وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، در يک سخنرانی در شهر رفسنجان، بدون نام بردن از اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس مجلس خبرگان، از عملکرد سياسی او از دهه ۷۰ خورشيدی تاکنون انتقاد کرد. به گزارش خبرگزاری دولتی « ايرنا»، محمد علی رامين در اين سخنرانی آقای هاشمی رفسنجانی را به سبب مطرح کردن موضوع تقلب در انتخابات رياست جمهوری دوم خرداد ۱۳۷۶و تاسيس دانشگاه آزاد ، آغازگر جريان فتنه در ايران ناميد. محمد علی رامين در همين ارتباط رئيس جمهوری پيشين ايران را متهم کرد که با تاسيس يک حزب به دنبال تغيير قانون اساسی و مادام العمر کردن رياست جمهوری خود در آن ژمان بوده است. پس از آغاز اعتراض ها به نتايج انتخابات رياست جمهوری در شهرهای ايران، هواداران محمود احمدی نژاد از مير حسين موسوی، مهدی کروبی، محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان سران فتنه نام می برند.
دادستان عمومی و انقلاب تهران روز يکشنبه با شماری از زندانيان زندان رجايیشهر کرج، از جمله عيسی سحرخيز، احمد زيدآبادی، داوود سليمانی، حشمتالله طبرزدی، منصور اسانلو، مهدی محموديان، مسعود باستانی و رسول بداغی ديدار کرد. به گزارش خبرگزاری « ايسنا»، اين زندانيان مسايل و خواستههای خود را به طور مستقيم با عباس جعفری دولت آبادی در ميان گذاشتند، که او در هر مورد، دستور رسيدگی صادر کرد. زندانيانی که در اين گزارش از آنان نام برده شد، فعالان مدنی و سياسی هستند که بسياری از آنان پس از انتخابات رياست جمهوری سال گذشته بازداشت شده اند.
دادگاه تجديدنظراستان تهران محکوميت به زندان داوود سليمانی، از اعضای ارشد جبهه مشارکت، را از شش سال به سه سال کاهش داد. آقای سليمانی پس از اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوری سال گذشته بازداشت شده بود. وی از سوی دادگاه انقلاب اسلامی تهران به شش سال زندان و ۱۰ سال محروميت از فعاليت در احزاب و مطبوعات محکوم شده بود. خبرگزاری ايسنا همچنين گزارش داد : عباس جعفری دولتآبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، با مرخصی مسعود لواسانی و حسين باستانینژاد، دو تن از بازداشت شدگان پس از انتخابات رياست جمهوری، موافقت کرد.
معاون مبارزه با جرايم رايانهای، جعل و کلاهبرداری پليس آگاهی روز يکشنبه گفت که ميزان اين جرايم در سه ماهه اول سال جاری، نسبت به مدت مشابه سال قبل دو برابر شده است. به گزارش خبرگزاری « فارس»، سرهنگ مهرداد اميدی در اين زمينه گفت که در سه ماهه اول سال جاری، ۱۱۱ پرونده مربوط به جرايم رايانهای تشکيل شده است. اين مقام پليس درباره پروندههای جرايم رايانهای گفت: ۲۰ درصد از اين پروندهها منجر به شناسايی متهمان، دستگيری و زندانی شدن آنها شده است. وی همچنين در ارتباط با پروندههای کلاهبرداری گفت: کلاهبرداری در ايران، ۹ درصد رشد داشته و ۳۶۰۰ پرونده مربوط به کلاهبرداری در سه ماهه اول امسال تشکيل شده است.
سازمان هواپيمايی کشوری اعلام کرد: « خطرات احتمالی که ممکن است جان مردم را تهديد کند، با خروج هواپيماهای توپولف از ناوگان برطرف میشود.» به گزارش خبرگزاری « فارس»، روابط عمومی سازمان هواپيمايی کشوری، در باره خروج هواپيماهای توپولف از چرخه حمل و نقل هوايی کشور توضيح داد: با بروز چند سانحه کشنده در سالهای گذشته، خروج توپولف ۱۵۴ در دستور کار قرار گرفت. در دوره نخست رياست جمهوری محمود احمدی نژاد، استفاده از هواپيماهای مسافربری از نوع توپولف در دستور کار قرار گرفت و شمار زيادی از اين نوع هواپيما در ناوگان هوايی ايران به کار گرفته شد. اين در شرايطی بود که شماری از کارشناسان حمل و نقل با اشاره به ايمن نبودن اين نوع هواپيماها و کشته شدن حدود ۴۰۰ نفر در ايران، از اين اقدام انتقاد کرده بودند.
فرمانده هنگ مرزی شهرستان خوی در استان آذربايجان غربی روز يکشنبه از دستگيری ۳۲ تبعه خارجی در اين منطقه خبر داد. به گزارش خبرگزاری « ايلنا»، سرهنگ موسايی گفت که اين عده قصد خروج غير مجاز از ايران را داشتند و افزود که اين عده از اتباع کشورهای پاکستان، افغانستان و بنگلادش بودند. وی توضيح بيشتری درباره اين عده نداد.
معاون توسعه خارجی وزارت بازرگانی جمهوری اسلامی ایران با اعلام خبر تشکیل کارگروهی ویژه برای بررسی مشکلات ناشی از اعمال دور تازه تحریمها علیه ایران، گفته است که تاکنون هیچیک از کشتیهای ایرانی [در چارچوب تحریمهای جدید] مورد بازرسی قرار نگرفتهاند.معاون وزیر بازرگانی جمهوری اسلامی با اعلام خبر تشکیل با اعلام خبر تشکیل کارگروهی ویژه برای بررسی مشکلات ناشی از اعمال دور تازه تحریمها علیه ایران، گفته است که تاکنون هیچیک از کشتیهای ایرانی [در چارچوب تحریمهای جدید] مورد بازرسی قرار نگرفتهاند. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، بابک افقهی، معاون توسعه خارجی وزارت بازرگانی ایران روز یکشنبه اعلام کرد که کارگروه ویژهای در این وزارتخانه در مورد تحریمها ایجاد شده است. بیشتر بخوانید: منوچهر متکى: براى مقابله با قطعنامه حرکتهاى ایذایى طراحى کردهایم امارات محدودیتهای تازهای بر ۴۱ شخص حقوقی و حقیقی ایرانی اعمال کرد وی در این باره گفته است: «سازمان توسعه تجارت ایران برای بررسی مشکلات ناشی از اعمال تحریم چهارم، کارگروه تدابیر ویژه با حضور افراد متخصص و کارشناس خبره و صاحب نظران امور تجاری و بانکداری و بیمه را تشکیل داده است و وظیفه این کارگروه بررسی مسائل و مشکلات ارجاعی به کارگروه و ارائه راهکارهای مناسب و پیشنهاد به تجار برای برونرفت از مشکلات احتمالی ناشی از این تحریمهاست.» پیشتر نیز منوچهر متکی، وزیر امور خارجه جمهورى اسلامى از صدور قطعنامه تازه شوراى امنیت سازمان ملل علیه ایران با عنوان «تکرار تجربههاى شکست خورده» یاد کرده و اعلام کرده بود، تهران براى مقابله با این قطعنامه «حرکتهاى ایذایى» طراحى کرده است . شورای امنیت سازمان ملل متحد به تازگی با تصویب قطعنامه دیگری تحریمهای تازهای علیه جمهوری اسلامی و به ویژه نهادها و مؤسسات وابسته به سپاه پاسداران وضع کرده و از تهران خواسته است به فعالیتهای حساس هستهای خود پایان بخشد. در قطعنامه تازه شورای امنیت محدودیتهایی در مورد یک دانشمند هستهای، ۲۲ شرکت مرتبط با برنامههای اتمی و موشکی ایران، ۱۵ مؤسسه متعلق به سپاه و نیز سه نهاد زیر مجموعه خطوط کشتیرانی ایران در نظر گرفته شده است. این قطعنامه همچنین فروش برخى از جنگافزارهاى سنگین به جمهورى اسلامى را منع کرده و محدودیتهاى تازهاى نیز براى سرمایهگذارى خارجى در ایران در نظر گرفته است. علاوه بر تحریمهای تازه شورای امنیت، ایالات متحده آمریکا و کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز تحریمهای یکجانبهای را علیه جمهوری اسلامی وضع کردهاند که به مراتب گستردهتر از تحریمهای وضع شده از سوی شورای امنیت است. در این میان معاون وزیر بازرگانی جمهوری اسلامی در تشریح وظایف کارگروه مقابله با تحریمها گفته است: «حیطه اختیارات این کارگروه تصمیمسازی و ارجاع آن برای اجرای به مقامهای ارشد است. در این کارگروه مسائل و مشکلات را بررسی میکنیم و برای تصویب فوری به مراجع ذیربط ارسال خواهیم کرد.» وی یکی از وظایف این کارگروه را «حمایت ویژه» از اشخاص حقیقی و حقوقی اعلام کرده است که نام آنها در قطعنامه شورای امنیت و نیز در قوانین تحریمهای یکجانبه ذکر شده است. بابک افقهی در این ارتباط به ۴۱ شرکت ایرانی اشاره کرده است که به تازگی حسابهایشان در امارات متحده عربی مسدود شده است . پیشتر نیز امارات متحده عربی ۴۰ شرکت محلی و بینالمللی را که تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را زیرپا گذاشته بودند تعطیل کرده بود. بانک مرکزی امارات اقدام خود را در مسدود کردن حساب شرکتهای ایرانی در راستای اجرای قطعنامه تازه شورای امنیت علیه ایران دانسته و از تمام بانکها، صرافیها، و شرکتهای سرمایهگذاری و مالی در این کشور خواسته است، از پرداخت پول به اشخاص حقیقی و حقوقی که نام آنها در این قطعنامه ذکر شده، خودداری کنند. این در حالی است که بابک افقهی، معاون وزارت بازرگانی جمهوری اسلامی با تشریح وظایف کارگروه ویژه تحریمها در این وزارتخانه گفته است: «ما در حال بررسی تبعات عام و خاص ناشی از تحریمها هستیم و سیاستهای عام و خاص حمایتی و تسهیلاتی مورد نیاز را بررسی میکنیم تا در این محورها فعالیتهایی صورت بگیرد که گزندی به بخش تجارت کشور وارد نشود.» وی همچنین درباره بازرسی از کشتیهای ایرانی در آبهای بینالمللی بر اساس قطعنامه شورای امنیت اظهار داشته است: «تاکنون مشکل خاصی گزارش نشده و شایعاتی مبنی بر بازرسی کشتیهای ایرانی بیمورد است و هنوز کسی به خود اجازه نداده کشتیهای حامل بارهای جمهوری اسلامی ایران را مورد بازرسی قرار دهد.» پیشتر برخی از مقامهای جمهوری اسلامی و از جمله علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران با هشدار نسبت به بازرسی از کشتیهای ایرانی از «واکنش خاص» ایران خبر داده بودند. از جمله رئیس مجلس شورای اسلامی تهدید کرده بود که در صورت بازرسی محموله هواپیماها و کشتیهای ایرانی، جمهوری اسلامی نیز در خلیج فارس و دریای عمان «به خدمت کشتیهای آنان خواهد رسید .» بر اساس تحریمهای تازه مصوب شورای امنیت سازمان ملل، همه کشورها مجازند کشتیهایی را که مظنون به حمل کالاهای ممنوعه برای جمهوری اسلامی هستند، در آبهای خود مورد بازرسی قرار دهند.
وزیر خارجه ایران در واکنش به سخنان هیلاری کلینتون که بار دیگر هدف از استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا را مقابله با «تهدید موشکی ایران» اعلام کرده بود، گفته است که این موضوع به آمریکا و روسیه مربوط میشود.منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران، در واکنش به سخنان هیلاری کلینتون که یک بار دیگر هدف از استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا را مقابله با «تهدید موشکی ایران» اعلام کرده بود، گفته است که این موضوع به آمریکا و روسیه مربوط میشود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، منوچهر متکی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی روز یکشنبه به اظهارات تازه هیلاری کلینتون در باره هدف از استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا واکنش نشان داده است. بیشتر بخوانید: آمریکا: سپر موشکی اروپا برای مقابله با تهدید فوری ایران انتقاد شدید وزیر دفاع آمریکا از مواضع روسیه در قبال ایران وی در جمع خبرنگاران در تهران در این باره گفته است: «مردم منطقه و دنیا حرفهای خانم كلینتون را خیلی جدی نمیگیرند. این موضوعی است كه میان آمریكا و روسیه است و به آنها توصیه میكنیم، این موضوع را مسالمتآمیز حل كنند.» روز شنبه خانم هیلاری کلینتون، وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا در حاشیه مراسم امضای قرارداد میان آمریکا و لهستان برای استقرار سپر موشکی در این کشور گفته بود، هدف از استقرار سامانه ضد موشکی آمریکا در خاک اروپا مقابله با تهدید موشکی ایران است. وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا با تاکید بر این که سپر موشکی آمریکا علیه زرادخانه موشکی روسیه نیست، ابراز امیدواری کرده بود، مسکو از مخالفت خود با استقرار سامانه ضد موشکی آمریکا در خاک اروپا دست برداشته و به پیشنهاد آمریکا مبنی بر همکاری در زمینه توسعه فنآوری مربوط به دفاع موشکی پاسخ مثبت دهد. هر چند پیشتر نیز مقامهای آمریکایی در وامنش به نگرانىهاى روسیه نسبت به عملى شدن طرح سپر دفاع موشکى آمریکا تاکید کرده بودند که این سامانه ضدموشکى از قابلیت لازم براى مقابله با «موشکهاى دوربرد و پیشرفته روسیه» برخوردار نیست، با این حال مسکوهمواره سامانه دفاع موشکی آمریکا را تهدیدی برای توان موشکی خود دانسته و با استقرار چنین سامانهای در اروپا مخالفت کرده است. این در حالی است که چندی پیش رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا گفته بود، دانستههاى سرویسهاى اطلاعاتى ایالات متحده آمریکا درباره توانایى موشکى ایران در تصمیم دولت آمریکا به استقرار یک سامانه دفاع موشکى در اروپا موثر بوده است. ایالات متحده آمریکا در سپتامبر سال گذشته اعلام کرده بوددر نظر دارد براى مقابله با «تهدید موشکى روزافزون» ایران سامانههاى دفاع موشکى قابل استقرار در دریا و خشکى را براى حفاظت از متحدان اروپایى خود در مناطق مختلف مستقر کند. پیشتر، جرج بوش، رئیس جمهور پیشین آمریکا، خواستار ایجاد سپر دفاع موشکى در خاک جمهوری چک و لهستان شده بود، اما به دنبال مخالفتهای شدید با این طرح، دولت باراک اوباما آن را کنار گذاشته و از طرح تازه خود خبر داد. تمرکز طرح سپر دفاع ضدموشکى تازه آمریکا که گفته میشود، استقرار کامل آن تا سال ۲۰۲۰ به طول خواهد انجامید، مقابله با موشکهاى کوتاهبرد و میانبرد است. وزیر دفاع آمریکا در توجیه این طرح گفته بود: «یکى از عواملى که منجر به اتخاذ این تصمیم شده، این واقعیت است که چنانچه ایران اقدام به حمله موشکى به اروپا کند، این حمله محدود به (شلیک) یکى دو موشک یا چند موشک نخواهد شد و احتمالاً صدها موشک به سوی اروپا شلیک خواهد کرد.» «احتمال نشست سه جانبه ایران، ترکیه و برزیل» از سوی دیگر منوچهر متکی در بخش دیگری از سخنان روز یکشنبه خود از احتمال برگزاری نشست تازهای میان وزرای امور خارجه سه کشور ایران، ترکیه وبرزیل در «زمانی مناسب» خبر داده است. تاکید مقامهای ایرانی بر ادامه رایزنیها با کشورهای ترکیه و برزیل در باره مساله هستهای ایران در حالی است که با وجود توافق صورت گرفته در جریان سفر همزمان نخست وزیر ترکیه و رئیس جمهور برزیل به تهران در اواخر اردیبهشت ماه، شورای امنیت سازمان ملل متحد به تازگی چهارمین قطعنامه تحریمی علیه جمهوری اسلامی را تصویب کرده است. وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی با انتقاد دوباره از تشدید تحریمها علیه ایران با وجود توافقنامه تهران گفته است: «باید به آنها گفت شما افرادی را كه در حال مذاكره بودند را فرا خواندید كه به نیویورك بیایند و در پروسه تصویب قطعنامه شركت كنند. این دوگانگی در برخورد با وجودی كه خود آنها متقاضی بودند به هیچ وجه قابل دفاع نبود و هیچكس نتوانست از آن دفاع كند.» برزیل و ترکیه به عنوان دو عضو غیردائم شورای امنیت سازمان ملل متحد به قطعنامه شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی رای منفی داده بودند. تلاش کشورهای غربی برای تشدید تحریمها علیه ایران پس از آن آغاز شده بود که جمهوری اسلامی از پذیرفتن پیشنهاد آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای ارسال بخش عمدهای از اورانیوم غنیشده خود به روسیه و فرانسه برای تبدیل آن به سوخت هستهای رآکتور تحقیقاتی تهران خودداری کرده و به جای آن به گسترش فعالیتهای خود در زمینه غنیسازی اورانیوم پرداخته بود.
چهارم ژوئیه سال ۱۹۵۰ رادیو اروپای آزاد فعالیت خود را با پخش اولین برنامه خود برای کشور کمونیستی چکسلواکی سابق که از ساختمان معروف امپایر استیت در نیویورک مخابره شد، آغاز کرد. فعالیت رادیو اروپای آزاد با این جمله آغاز شد که خود را به پخش اخبار «به سنت آمریکا در احترام به آزادی بیان» متعهد میداند.چهارم ژوئیه سال ۱۹۵۰ رادیو اروپای آزاد فعالیت خود را با پخش اولین برنامه خود برای کشور کمونیستی چکسلواکی سابق که از ساختمان معروف امپایر استیت در نیویورک مخابره شد، آغاز کرد. فعالیت رادیو اروپای آزاد با این جمله آغاز شد که خود را به پخش اخبار «به سنت آمریکا در احترام به آزادی بیان» متعهد میداند. در چهارم ژوئیه امسال، درست پس از شصت سال از آن زمان، برنامههای رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی ، به گوش بیست میلیون شنونده میرسد . این برنامهها به ۲۸ زبان مختلف و برای ۲۰ کشور از جمله روسیه، ایران، عراق، افغانستان و پاکستان پخش میشوند و برای مردمانی که در مناطق جنگی و بحرانزده و یا تحت حاکمیتهای استبدادی زندگی میکنند و در جستجوی اخبار و اطلاعات قابل اتکا هستند، یک شریان حیاتی است. هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا سال گذشته گفت: «رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی یک قدرت هوشمند است و نماد هر آن چیزی است که ما میخواهیم به آن دست یابیم.» سالهای اولیه با پایان سال ۱۹۵۴ رادیو اروپای آزاد و رادیو آزادی به ۲۵ زبان مختلف برای اروپای شرقی و اتحاد جماهیر شوروی برنامه پخش میکرد. این رادیو در پشت دیوار آهنینی که در آن دگراندیشان و مخالفان حتی به رسانههای محلی دسترسی نداشتند، بلندگویی بزرگ در اختیار آنان قرار میداد تا بدون سانسور و محدودیت با هم وطنان خود سخن بگویند. سالها بعد وقتیکه از لخ والسا، برنده جایزه صلح نوبل، سؤال شد که آیا این رادیو نقش مهمی در مبارزه لهستان در مسیر آزادی داشت، وی گفت: «آیا میتوان کره زمین را بدون خورشید تصور کرد؟» سالهای بلوغ در سال ۱۹۶۸ طی هفت ماه مبارزات آزادیبخش در چکسلواکی که به بهار پراگ معروف شد، رادیو اروپای آزاد یک منبع غیرقابل جایگزین برای انتشار اخبار مستقل بود. در دو دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ که اتحاد شوروی دوران اقتدار خود را میگذراند و مخالفان و دگراندیشان تحت فشار شدیدی بودند، مأموریت و رسالت رادیو اروپای آزاد اهمیت دو چندانی پیدا کرد. همانطور که واتسلاو هاول، رئیس جمهور سابق جمهوری چک، گفته است: «در تمام دوران طولانی کمونیسم، رادیو اروپای آزاد تنها راه تبادل آزاد اطلاعات و خبرنگاری مستقل و همینطور تنها و یا مهمترین وسیله تماس نیروهای مخالف با ملت بود. به اعتقاد من جامعه چک به خاطر نقش مهم رادیو آزادی رد تحولات کشور دین بزرگی به آن دارد.» یکی از معیارهای موفقیت رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی تلاش دائم و شدید حکومتهای اقتدارگرا برای مختل کردن پخش برنامهای این رادیو بوده است. در سال ۱۹۸۱ انفجار یک بمب در مقر مرکزی رادیو در شهر مونیخ چندین نفر از کارکنان این مؤسسه را مجروح کرد و بیش از دو میلیون دلار خسارت به جا گذاشت. اسناد محرمانهای که پس از سال ۱۹۸۹ علنی شد، نشان دادند که این حمله به دستور نیکلای چائوشسکو، دیکتاتور رومانی ، و توسط تروریست معروف، کارلوس موسوم به شغال، اجرا شده بود. در زمان وقوع فاجعه هستهای چرنوبیل در سال ۱۹۸۶ رسانههای اتحاد شوروی سعی کردند این حادثه را پنهان کنند. اما همانطور که آرچ پادینگتون، مورخ سرشناس، آن را «بهترین مقطع کار رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی» توصیف کرده است، این مؤسسه خبررسانی ساعتها و روزها در برنامههای خود به شنوندگان رهنمود میداد که چگونه مواد غذایی و پوشاک خود را از مواد هستهای پاک کنند و چگونه از کودکان خود در برابر اشعه هستهای محافظت کنند. یک رسالت مداوم در سال ۱۹۹۴، همزمان با تشدید جنگ و بحران در منطقه بالکان، رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی پخش برنامه برای کشورهای یوگسلاوی سابق را آغاز کرد. در جریان کارزار حملات هوایی ناتو به صربستان در سال ۱۹۹۹ رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی تنها رادیویی بود که در ساعات شب صدای آن شنیده میشد. گزارشهای زنده از بلگراد، بروکسل و تمام منطقه تنها منبع خبر و اطلاعات برای مردمی بود که به دنبال اخبار بمبارانها و اطلاعات درمورد چگونگی حفاظت از خود بودند. در ۱۵ سال گذشته رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی بر دامنه پخش برنامهها و فعالیت خود افزوده و اکنون کشورهای ایران، افغانستان، عراق و کشورهای قفقاز شمالی را نیز پوشش میدهد. در افغانستان رادیو آزادی پرطرفدارترین رسانه است و بیش از ۱۵ هزار پیام و نامه از سوی دوستداران و شنوندگان خود دریافت کرده که برخی از آنها در مارس سال ۲۰۱۰ در کتابخانه کنگره آمریکا به نمایش گذاشته شد. رادیو فردا، بخش فارسی رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی، یک منبع رسانهای با نفوذ برای پخش اخبار مستقل، به خصوص از طریق آنلاین است، و در دوره سرکوب مخالفان و رسانهها پس از انتخابات سال گذشته نقش مهمی ایفا کرده است. دهه هفتم در ژانویه سال ۲۰۱۰ رادیو اروپای آزادی/ رادیو آزادی، پخش برنامههای خود به زبان پشتو را برای مناطق قبیلهای پشتوننشین در پاکستان آغاز کرد تا به این وسیله با گسترش تبلیغات و نفوذ ایستگاههای رادیویی اسلامگرایان افراطی دراین منطقه مقابله کند. دو ماه قبل نیز رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی، پخش برنامههای روزانه را به زبان روسی برای مناطق اوستیای جنوبی و آبخازیا، که از گرجستان اعلام جدایی کرده بودند، آغاز کرد. رسالت و مأموریت ما مثل هر زمان دیگری بسیار مهم است. هر چند که فناوری رسانهها و مخابرات متحول شده و ما اکنون پخش برنامههای رادیویی را با بخشهای آنلاین، ویدئو و حتی تلویزیون تکمیل کردهایم اما سخنپراکنی برونمرزی هنوز همان رسالت گذشته را دارد. رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی یکی از مؤثرترین و مقرون به صرفهترین ابزارها و تولیدات رسانهای است که دولت آمریکا برای توسعه دموکراسی و گسترش منافع امنیت ملی خود میتواند از آن حمایت کند.
مقامهای وزارت کشور افغانستان می گويند در دو روز گذشته، ۶۳ قاچاقچی مواد مخدر در جنوب افغانستان کشته شده اند. وزارت کشور افغانستان روز يک شنبه اعلام کرد، در نتيجه عمليات دو روزه نيروی های مبارزه با مواد مخدر، ۱۰ فرد مسلح و قاچاقچی غيرافغان نيز، در جنوب افغانستان نزديک به مرز پاکستان دستگير شده اند. بر اساس گزارشهای منتشرشده، در جريان اين عمليات، ۱۵ تُن مواد مخدر و مواد شيميايی موردنياز برای ساختن مواد مخدر، از بين برده شده است.
هيلاری کلينتون وزير خارجه آمريکا که در آذربايجان به سرمی برد، گفت: واشينگتن آماده است تا به آذربايجان و ارمنستان برای حل مسالمتآميز مناقشه قره باغ، کمک کند. هيلاری کلينتون که در جريان کنفرانس مطبوعاتی مشترک با المار محمد ياروف، وزير خارجه آذربايجان، سخن می گفت، تاکيد کرد، ايالات متحده، صلح را، هم ممکن و هم ضروری می داند. خانم کلينتون، صبح روز يک شنبه، با الهام علی اف رييس جمهوری آذربايجان ملاقات کرد و درباره مسايل منطقه ای با وی بحث و گفت وگو کرد. قرار است هيلاری کلينتون در جريان سفر ۵ روزه اش به اروپای شرقی و منطقه قفقاز، از ارمنستان و گرجستان نيز ديدن کند.
حکم اعدام محمدرضا حدادی، نوجوانی که به اتهام ارتکاب قتل در ۱۵ سالگی دستگيرشده بود قرار است روز چهارشنبه، ۱۶ تيرماه اجرا شود. محمدرضا حدادی، در جريان يک فقره سرقت منجر به قتل، در حاليکه فقط ۱۵ سال سن داشت، به اتهام ارتکاب به قتل دستگيرشد و در تحقيقات اوليه به انجام قتل اقرار کرد. محمدرضا حدادی، در سال ۱۳۸۲، با نوشتن نامه ای خطاب به دادگاه مدعی شد يکی از متهمين پرونده که قتل را مرتکب شده، در قبال دادن پول، از او خواسته است تا قتل را باتوجه به صَغَرسن برعهده بگيرد، چراکه اعدام نخواهدشد. جمهوری اسلامی، به رغم پيوستن به کنوانسيون حقوق کودک و کنوانسيون حقوق سياسی و مدنی، که مجازات مرگ را برای افرادی که هنگام ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال دارند منع کرده است، اين متهمان را تا رسيدن به ۱۸ سالگی، در زندان نگاه می دارد و سپس آنان را اعدام می کند.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد از تأسیس نهادی مستقل و مجزا به منظور رسیدگی به امور زنان و دختران سراسر جهان، در آینده نزدیک خبر داد. مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز جمعه از تأسیس نهادی مستقل و مجزا به منظور رسیدگی به امور زنان و دختران سراسر جهان، در آینده نزدیک خبر داد. به گزارش وب سایت رسمی سازمان ملل متحد، اعضای مجمع عمومی روز جمعه، ۱۱ تیرماه، با تأسیس نهادی مستقل و مجزا تحت عنوان نهاد «زنان» در این سازمان موافقت کردند. مقامات سازمان ملل میگویند این نهاد که از ابتدای سال آینده میلادی کار خود را آغاز خواهد کرد، تمامی امور زنان از جمله مواردی نظیر برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان و دختران سراسر جهان را مورد بررسی قرار خواهد داد. بان گی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد در بیانیه ای پیرامون تاسیس این نهاد اظهار داشت: «نهاد زنان سازمان ملل متحد به طور ویژه در مسیر پیشبرد تلاشهای سازمان ملل متحد در امور زنان، از جمله برابری جنسیتی، گسترش فرصتها و مبارزه با تبعیض جنسیتی در سراسر جهان گام برخواهد داشت.» وی همچنین افزود: «نهاد زنان سازمان ملل متحد بیانگر یک حقیقت است: برابری برای زنان و دختران نه تنها یک حقوق اولیه انسانی، بلکه یکی از واجبات اجتماعی و اقتصادی است. هر کجا که زنان از مزایای تحصیل برخوردار بودهاند و قدرت داشتهاند، اقتصاد سازنده و پیشرو بوده است. هرکجا که زنان به طور کامل حضور خود را نشان دادهاند، شاهد جوامعی آرام و استوار بودهایم.» آشا رز میگیرو، معاون دبیر کل سازمان ملل متحد نیز ضمن انقلابی خواندن این اقدام سازمان ملل تصریح کرد: «این نهاد جدید، برای اولین بار هدفی واحد و مشخص برای ارتقاء امور زنان را پیش پای سازمان ملل قرار خواهد داد.» گزارش ها حاکی است که بحث بر سر تأسیس این نهاد مجزا چهار سال به طول انجامید. دیپلماتهای سازمان ملل متحد میگویند دلیل این تأخیر، عدم توافق کشورهای غربی و برخی کشورهای در حال توسعه بر سر اختصاص دادن یک بخش مستقل به امور زنان در سازمان ملل بوده است. پیش از این رسیدگی به امور زنان در چهار بخش مختلف سازمان ملل مورد بررسی قرار میگرفت؛ بخش پیشبرد زنان، مؤسسه بینالمللی پژوهشی و آموزشی پیشبرد زنان، دفتر مشاوره ویژه مسائل جنسیتی و پیشبرد زنان و صندوق توسعه برای زنان که از ژانویه ۲۰۱۱ میلادی تمامی این بخشهای در نهاد «زنان» سازمان ملل متحد ادغام خواهد شد.
«داويد وى يا» بار ديگر منجى اسپانيا شد و تك گل او در دقيقه ۸۳ طلسم گل در بازى با پاراگوئه را شكست تا قهرمان اروپا چهارمين و آخرين تيم راه يافته به مرحله نيمه پايانى جام جهانى ۲۰۱۰ باشد. «داويد وى يا» بار ديگر منجى اسپانيا شد و تك گل او در دقيقه ۸۳ طلسم گل در بازى با پاراگوئه را شكست تا قهرمان اروپا چهارمين و آخرين تيم راه يافته به مرحله نيمه پايانى جام جهانى ۲۰۱۰ باشد. پيش از اين «وى يا» در مسابقه حذفى با پرتغال تك گل پيروزى تيم اسپانيا را به ثمر رسانده بود. پيروزى بر تيم شجاع پاراگوئه باعث شد تا اسپانيا در مسابقه چهارشنبه شب نيمه پايانى در دوربان، پيكارى سخت و قابل توجه با تيم ملى آلمان داشته باشد. آخرين حضور اسپانيا در مرحله نيمه پايانى در جام جهانى ۱۹۵۰ بود كه در آن دوره اين مرحله به صورت دوره ای انجام می شد. در حالى كه دو تيم نيمه نخست را بدون گل سپرى كردند، در اواسط نيمه دوم ابتدا پاراگوئه و كمى بعد اسپانيا فرصت گلزنى را در برابر كاپيتان ايكر كاسياس و كاپيتان خوستو ويلار، به ترتيب دروازه بانان اسپانيا و پرتغال، از دست دادند تا بازى در آستانه تداوم در وقت اضافى قرار گيرد. اما در فاصله هفت دقيقه به پايان مسابقه حركت پا به توپ آندرس اينيستا – بازيكن برتر اين مسابقه – در قلب دفاع پاراگوئه و پاس عالى به پدرو در جناح راست، با شليك محكم اين بازيكن به ديرك عمودى مخالف خورد و توپ بازگشته را گلزن اول اين جام مهار و بى درنگ شليك كرد كه پس از خوردن به ديرك عمودى راست و سپس ديرك عمودى چپ دروازه به درون آن پيچيد تا ياران دل بوسكه به تك گل پيروزى بخش برسند. در حال حاضر «داويد وى يا» با پنج گل در صدر گلزنان اين دوره جام جهانى قرار دارد. پاراگوئه در اين بازى حريفى تمام عيار و سرسخت براى اسپانيا بود و حتى لحظه اى كه صاحب پنالتى نخست مسابقه شد مى توانست براى پيروزى و نخستين صعود تاريخى به مرحله نيمه پايانى جام جهانى حساب باز كند. اما... در ورزشگاه اليس پارك ژوهانسبورگ مسابقه با خطرهاى نه چندان جدى يك ساعت را پشت سر گذاشته بود كه در فاصله يك دقيقه دو خطاى پنالتى پياپى و كم سابقه در جام جهانى ولوله اى در ميان تماشاگران ايجاد كرد. در دقيقه ۶۲ به دنبال يك ضربه كرنر از جناح راست دروازه اسپانيا با خطاى پنالتى جرالد پيكه روى اسكار كاردوزو، مهاجم پاراگوئه منجر شد. ضربه پنالتى را خود كاردوزو در حالت متزلزل روحى زد و كاسياس توپ را مهار كرد. در دقيقه ۶۳ خطاى پنالتى در دهانه دروازه پاراگوئه توسط آنتولين آلكاراز روى وى يا رخ داد كه ضربه نخست ژابى آلونسو به دليل ورود پيش از ضربه دو بازيكن اسپانيايى به داخل محوطه جريمه تكرار شد و ضربه تكرارى آلونسو را ويلا دفع و حتى در پى دفع سرگردان، روى مهاجم تيم اسپانيا خطاى پنالتى ديگرى آشكارا مرتكب شد كه داور از آن چشم پوشيد. برخلاف تيم دل بوسكه كه همان آرايش تيم پيروز بر پرتغال را داشت، پاراگوئه به رهبرى جراردو مارتينو با شش تغيير نسبت به تيمى كه ژاپن را با ضربه هاى پنالتى شكست داد، به ميدان آمد. غايبان بزرگ اين بازى روك سانتا كروز، ادگار بنيتز و لوكاس باريوس، سه مهاجم اين تيم بودند كه سانتا كروز و باريوس به عنوان بازيكن جانشين به ميدان آمدند و پس از گل «وى يا» تلاش ديرهنگام سانتا كروز در يك جدال بر سر توپ رها شده از مهار كاسياس به نتيجه نرسيد و دروازه بان اسپانيا با پا دفع خطر كرد.
يک زن بمبگذار انتحاری روز يک شنبه، با انفجار بمب همراه خود ، در نزديکی ورودی يکی از ادارات دولتی در شهر رمادی عراق، دست کم ۴ نفر را کشت. درهفته های اخير، حملات تروريستی و خشونت بار در استان انبارعراق و مرکز آن رمادی Ramadi افزايش يافته است. روز سه شنبه گذشته، سربازان يک بمبگذار انتحاری را در شرق شهرستان رمادی کشتند. اين بمبگذار قصد داشت به نمازگزاران مسلمان که خود را برای برگزاری نمازصبح آماده می کردند، حمله کنند.
وزير امور خارجه جمهوری اسلامی، از تلاش مقام های تهران برای برگزاری نشست سه جانبه ايران، ترکيه و برزيل خبر داد. منوچهر متکی گفته است، برای برگزاری اين نشست سه جانبه، تماس های مکرری با وزيران خارجه برزيل و ترکيه داشته و وزيران خارجه هرسه کشور به دنبال فرصت مناسبی هستند تا اين نشست را برگزار کنند. آقای متکی، مرور بيانيه تهران و رايزنی برای ادامه مسير گفت وگوها را از جمله برنامه های کاری اين نشست سهجانبه برشمرد. براساس توافقات مندرج در بيانيه تهران، ايران موافقت کرده بود، ۱۲۰۰ کيلوگرم از ذخاير اورانيوم کمغنی شده خود را در کشور ترکيه به امانت بگذارد و به جای آن نزديک به ۱۲۰ کيلوگرم سوخت برای رآکتور تحقيقاتی تهران از کشورهای غربی دريافت دارد. اين توافق با استقبال سرد کشورهای غربی به ويژه آمريکا مواجه شد که خواستار تعليق کامل غنی سازی اورانيوم توسط ايران هستند.
به گزارش خبرگزاری فارس، صبح روز يکشنبه، دو نفر به اتهام محاربه و افسادِ فیالارض در زندان مرکزی زاهدان به دار آويخته شدند. روابط عمومی دادگستری سيستان و بلوچستان، اعلام کرده است امانالله پوريان و يونس رحمانی به اتهام محاربه و مفسد فیالارض بودن از طريق راهبندی، سرقت مسلحانه و ايجاد رعب و وحشت در بين مردم ايرانشهر، تيراندازی به سمت ماموران، مشارکت در آدمربايی مسلحانه، سرقت ، فروش ۶۰ کيلوگرم ترياک، اعتياد و عبور غيرمجاز از مرز به اعدام محکوم شدند.
معاون وزيربازرگانی ايران در توسعه خارجی، بابک افقهی، گفت: شايعات مبنی بر بازرسی کشتیهای ايرانی بی مورد است و تاکنون مشکل خاصی گزارش نشده است. وی اين مطلب را چنين عنوان کرد که:« هنوز کسی به خود اجازه نداده کشتیهای حامل بارهای جمهوری اسلامی را مورد بازرسی قرار دهد». او همچنين از تشکيل کارگروه ويژه ای در مورد تحريمها، در وزارت بازرگانی خبر داد. براساس قطعنامه چهارم تحريم های شورای امنيت سازمان ملل متحد عليه ايران، بازرسی کشتی ها و هواپيماهائی که مظنون به حمل کالاهای مشکوک برای ايران باشند ، مجاز است. اين بازرسی مشروط به موافقت کشوری است که کشتی، تحت پرچم آن کشور حرکت می کند.
الهام علیاف، رييس جمهوری آذربايجان، با هيلاری کلينتون، در مورد يافتن راه حلی برای مناقشه آذربايجان و ارمنستان بر سر مساله قره باغ گفت وگوکرد. آقای علیاف گفت در اين ديدار از وزيرامورخارجه ايالات متحده خواسته است تا از نزديک با همکاری ديگر طرف های درگير، راه حلی بر اساس قوانين و مقررات بين المللی پيداکند، هيلاری کلينتون نيز اين موضوع را يکی از موضوعات مهم برای ايالات متحده عنوان کرد. هيلاری کلينتون در ادامه سفر خود به اين منطقه، پس از ديدار از آذربايجان راهی ارمنستان و گرجستان خواهدشد.
سرتيپ پاسدار رستم قاسمی، فرمانده قرارگاه سازندگی خاتمالانبياء، از ورود اين قرارگاه به عرصه بهينهسازی انرژی، خبرداد. قرارگاه خاتم الانبيا، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در سال های اخير حضور چشمگيری در عرصه های مختلف اقتصادی داشته است. قرارگاه خاتم الانبيا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بسياری از پروژه های نفت و گاز، سدسازی و راهسازی در ايران را عهدهدار است.
مهرداد لاهوتی، نماينده مردم لنگرود در مجلس شورای اسلامی، از کليدخوردن طرح استيضاح وزير جهادکشاورزی خبرداد. اين نماينده مجلس شورای اسلامی، دليل تدوين طرح استيضاح وزير جهادکشاورزی دولت دهم را واردات بی رويه محصولاتی همچون برنج ، ماهی و حمايت نکردن از توليدکنندگان داخلی برشمرد. آقای لاهوتی گفته است، امضاهای اين استيضاح تا هفته آينده تکميل شده و تحويل هيات رئيسه مجلس شورای اسلامی میشود.
سيد محمدحسين فضل الله، مرجع تقليد شيعيان لبنان، روزيکشنبه در سن ۷۵ سالگی درگذشت. علامه محمد حسين فضل الله از چند روز پيش به دليل خونريزی شديد معده در بيمارستان بهمن در بيروت بستری شده بود. وی در ۱۶ نوامبر سال ۱۹۳۵ ميلادی در نجف به دنيا آمد. علامه فضل الله در زمان حيات خود نظراتی درباره زندگی فاطمه زهرا، دختر پيامبر اسلام، بيان کرد که با موافقت ها و مخالفت های بسياری در ميان صاحب نظران علوم اسلامی روبرو شد. ابراز ترديد او درباره روايت شيعيان از ماجرای آتش زدن خانه فاطمه زهرا و شکستن پهلوی دختر پيامبراسلام که منجر به سقط جنين اوشد، از جنجالی ترين نظرات علامه فضل الله بود. اين نظر اگرچه با استقبال اهل سنت روبرو شد، اما با مخالفت های شديدی در ميان حوزه علميه قم همراه بود.
هیلاری کلینتون روز شنبه از ایران، زیمبابوه، ونزوئلا، چین و روسیه به عنوان کشورهایی یاد کرد که به دور خود دیوار کشیده و درهای خود را به روی سازمانهای مدنی بسته اند.هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، روز شنبه در کنفرانس بینالمللی «ارتقاء دموکراسی و حقوق بشر»، از کشورهایی نظیر ایران، زیمبابوه، ونزوئلا، چین و روسیه به عنوان کشورهایی یاد کرد که به دور خود دیوار کشیده و درهای خود را به روی سازمانهای مدنی بسته اند. در این گردهمایی که به مناسبت دهمین سالگرد تأسیس سازمان جامعه دموکراسی در ورشو، پایتخت لهستان، برپا شده بود، خانم کلینتون از کشورهایی سخن به میان آورد که در آن سازمانهای مدنی نظیر اتحادیه ها، گروههای مذهبی، فعالان حقوقی و سایر سازمانهای غیر دولتی که به دنبال ایجاد تغییرات اجتماعی هستند، حق ابراز وجود ندارند. وی همچنین با اشاره به اینکه برخی از این کشورهای غیر دموکراتیک، مدعی دموکراسی نیز هستند، افزود: «دولت های دموکراتیک از مردم خود وحشتی ندارند. آنها میدانند که این حق شهروندان است که گرد هم جمع شوند، از حقوق خود دفاع کنند و به فعالیت سیاسی بپردازند.» خانم کلینتون در ادامه در مورد دولت های متعصبی که به تدریج در حال در هم شکستن «جوامع مدنی» و «روح بشریت» هستند هشدار داد و خاطرنشان کرد که امروزه فعالان مدنی در سرتاسر جهان مورد آزار و اذیت قرار میگیرند، بازداشت و بازجویی میشوند و به قتل می رسند. در همین رابطه، باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا نیز در بیانیهای عنوان کرد آنچه که به ویژه ایالات متحده را نگران میکند، «گسترش محدودیتها برای جوامع مدنی است.» وی در این بیانیه افزود: «در حال حاضر قوانین، بیش از آنکه به ارتقاء آزادی بپردازند، سعی در محدود کردن آن دارند و فساد فراگیر موجب شده است که شهروندان ایمان شان را به دولت های خود از دست بدهند.» هیلاری کلینتون در ادامه این کنفرانس اظهار داشت که ایالات متحده به منظور حمایت از فعالیت گروههای غیر دولتی، بودجهای دو میلیون دلاری را برای سازمان جامعه دموکراسی در نظر گرفته است. وی همچنین به سازمان جامعه دموکراسی توصیه کرد تا به طور مستقل سرکوب گروههای فعال مدنی را مورد پیگیری قرار دهد و همچنین از نهاد حقوق بشری سازمان ملل متحد درخواست کرد تا بیش از پیش به پاسداری از جوامع مدنی بپردازد. جامعه دموکراسی یک سازمان بینالمللی میان-دولتی است که در سال ۲۰۰۰ و با هدف ارتقاء دموکراسی در شهر ورشو پایه گذاری شد. در حال حاضر ۱۶ کشور عضو این سازمان هستند که از جمله این کشورها میتوان به ایالات متحده آمریکا، لهستان، جمهوری چک، فیلیپین، مغولستان، شیلی، مالی، مکزیک و هندوستان اشاره کرد.
تازه جنگ دو کره شروع شده بود. دو ابرقدرت خارج از مرزهای خود در برابر هم صف کشیده بودند. دیگر همه میدانستند که سالهای پیش رو، سالهای رقابت کمونیسم روسی و دموکراسی آمریکایی است. همین روزها بود که از رادیوی بزرگ و ترانزیستوری خانواده اشتپانک در پراگ، صدای گوینده ناشناسی در بالا و پایین رفتن امواج شنیده شد: اخبار را از اروپای آزاد میشنوید.تازه جنگ دو کره شروع شده بود و دو ابرقدرت خارج از مرزهای خود در برابر هم صف کشیده بودند. دیگر همه میدانستند که سالهای پیش رو، سالهای رقابت کمونیسم روسی و دموکراسی آمریکایی است. همین روزها بود که از رادیوی بزرگ و ترانزیستوری خانواده اشتپانک در پراگ، صدای گوینده تازه و ناشناسی در بالا و پایین رفتن امواج شنیده شد: اخبار را از اروپای آزاد میشنوید. پدر خانواده که آن موقع هنوز مرد جوانی بود، برای پسرش تعریف میکند که چطور با دقت به رادیو گوش میداد تا بداند «اروپای آزاد» چه میگوید. این صدای جدید، اول از همه برای مردم چکسلواکی پخش شد. تنها چند ماه پیش از آنکه امواج «اروپای آزاد» به لهستان و مجارستان و یوگسلاوی و کشورهای ریز و درشت دیگری برسد که در آن سوی اروپای آزاد زندگی میکردند؛ پشت پرده آهنی. پسر اشتپانک هم تا سالیان سال همین کار را انجام میداد. عصرها یواشکی موج را پیدا میکرد، صدا را کمی بلند میکرد و در حالی که گوشش را به رادیو میچسباند اخبار را میشنید؛ اخباری از جنس دیگر. صدا را نمیشد بلندتر کرد، چون گوش دادن به «اروپای آزاد» جرم بود و دردسر داشت. کافی بود تا همسایهای ناباب صدای رادیو را میشنید، آن موقع بود که شنونده به ضدیت با نظام متهم میشد. استودیو یکی از بخشهای رادیو در مونیخ. رادیو حتی تئاتر هم پخش میکرد. چهارم ژوئیه سال ۱۹۵۰ رادیو اروپای آزاد برنامههایش را به طور کامل آغاز کرد. اما تاریخچه شصت ساله «اروپای آزاد» کمی به قبل از این زمان باز میگردد، اندکی پیش از آنکه اولین برنامه برای چکسلواکی پخش شود. ایالات متحده تصمیم گرفته بود با کمک روزنامهنگاران ضد کمونیستی کشورهای اروپای شرقی رادیویی راه بیاندازد. پیش از آن در سال ۱۹۴۹ کمیتهای ۵۰ نفره برای حمایت از آزادیخواهان اروپای شرقی تشکیل شد. این کمیته هدفش را «حمایت از فعالان و روشنفکران کشورهای شرق و مرکز اروپا که در تبعید به سر میبرند و در فقدان آزادی در سرزمین خود، به آمریکا پناه آوردهاند» اعلام کرد. رادیویی برای سرزمینهای کمونیستی اروپا از جمله برنامههای این کمیته بود. در این کمیته ۵۰ نفره علاوه بر نمایندگاه هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات، کسانی مانند ژنرال آیزنهاور و آلن دلس، یکی از روسای سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا، سی آی ای، نیز حضور داشتند. حضور سی آی ای و ارتباط آن با رادیو هنوز هم یکی از داغترین موضوعات مربوط به «اروپای آزاد» است. رادیو از همان آغاز فعالیتش کسری بودجه داشت. نخست قرار بر این شد که برای راهاندازی آن بودجهای کمکی جمع شود. ژنرال کلی مسئول این کار شد. اما پولی که جمع شد، کافی نبود. از سوی دیگر دولت آمریکا نمیخواست مستقیماً مسئولیت برنامههای «اروپای آزاد» را بر عهده بگیرد و در حالی که در کشورهایی که برنامه برای آنها پخش میشد سفارتخانه داشت، بودجه رادیو را نیز خودش تأمین کند. در نتیجه بودجه رادیو تا سال ۱۹۷۱-۱۹۷۲ از بودجه عمومی کشور ولی از کانال سی آی ای تأمین و عملاً بخشی از بودجه سی آی ای محسوب میشد. از سال ۱۹۷۱-۱۹۷۲ به بعد کنگره آمریکا مستقیماً مسئول تأمین بودجه «اروپای آزاد» شد. ارتباط «اروپای آزاد» و سی آی ای نیز از آن پس قطع شد. از آغاز فعالیت «اروپای آزاد»، و طی دو سه سال، رادیویی بینالمللی به راه افتاد که به قول یان نوواک یژورانسکی، اولین مدیر بخش لهستانی آن «شهروندان به شهروندان در باره مسائل و مشکلاتشان بگویند...». رادیویی که هدف آن پخش اخبار درست از کشورهای کمونیستی بود، اما نه به هر بهایی. نوواک در مرامنامه خود در مورد رادیو میآورد «هرکسی آزاد است نظر خود را بگوید، اما درباره سه چیز همه، همپیمان و همعقیده میمانیم: استقلال، دموکراسی و تمامیت ارضی.» مبارزه با تبلیغات حکومتی و واررونه جلوه دادن حقایق تاریخی و روزمره، از دیگر اهدافی بود که هم در این مرامنامه به آن اشاره شد و هم بخشهای دیگر «اروپای آزاد» تلاش میکردند از آن پیروی کنند. یک آگهی تبلیغاتی قدیمی رادیو اروپای آزاد؛ «چگونه از پشت پرده آهنی، واقعیت را میبینی؟» ۵۰۰ کیلومتر دورتر از خانه خانواده اشتپانک در پراگ، در دهی کوچک در خاک لهستان در نقطه مرزی با چکسلواکی، همه این مرامنامه را میشناختند. آقای میهنیاک در ده ویتوف در سن هفتاد و چند سالگی هنوز هم به خوبی یادش میآید که هدف «اروپای آزاد» چه بود. با اینکه این رادیو عملاً پس از فروپاشی کمونیسم در سال ۱۹۸۹ برنامهای برای لهستان پخش نمیکند، اما کسی نیست که نام آن را نشنیده باشد؛ پیر و جوان. یکی از نوههای آقای میهنیاک دو سه سالی است که در دانشگاه مشغول تحصیل روزنامهنگاری است. «اروپای آزاد» امروز بخشی از مواد تحصیلی او را در بر میگیرد. اما بیش از ۲۰ سال پیش، در زمانی که پدربزرگش جوانتر بود، مقامهای رسمی «اروپای آزاد» را رادیوی سی آی ای خطاب میکردند و اگر کسی با آن همکاری میکرد یا از طریق آن نظرخود را میگفت به همکاری با «سازمان جاسوسی آمریکای امپریالیست» متهم میشد. اما در خود رادیو گوناگونی آرا بیش از آن چیزی بود که حکومتهای کمونیستی تصور میکردند. در زمان تأسیس رادیو، مدیران بخشهای مختلف تلاش کردند تا جایی که میتوانند صداهای مختلفی را کنار هم قرار دهند. این شد که از سوسیالیستهای مخالف تا ملیگرایان دور هم جمع شدند. رادیو در آمریکا به راه افتاد، اما برنامههای خود را برای مدتی طولانی از مونیخ در آلمان غربی پخش میکرد. «اروپای آزاد» از ادغام دو رادیو رادیو اروپای آزاد و رادیو آزادی (اسووبودا) شکل گرفت. در حالی رادیو در مونیخ و آن هم به فاصله پنج سال پس از پایان جنگ جهانی دوم کار خود را آغاز کرد، که بسیاری از کارکنان آن از لهستانیها تا چکها، اسلواکها و یوگوسلاوها و مجارها تا چند سال پیش در گروههای زیرزمینی علیه آلمان مبارزه میکردند. کمتر کسی آن روزها فکر میکرد، روزی روزگاری رادیویی با نام آزادی از کشوری که زادگاهشان را اشغال کرده است، برای زادگاهشان برنامه پخش کند. یان نوواک، اولین رئیس بخش لهستانی رادیو و یکی از چهرههای پرنفوذ اروپای آزاد: هرکسی آزاد است نظر خود را بگوید، اما در باره سه چیز همه، همپیمان و همعقیده میمانیم: استقلال، دموکراسی و تمامیت ارضی. رادیو به بیش از ۱۰ زبان مختلف حدود ۵۰۰ ساعت در هفته برنامه تولید میکرد. همه برنامهها بر روی امواج کوتاه پخش میشد و موضوعات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هنری را در بر میگرفت. از میان خاطرات نوشته شده کارکنان و رؤسای رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی همه جا چند نگرانی وجود دارد؛ امنیت جانی از ترس شوروی، امنیت شغلی از ترس پایان گرفتن بودجه رادیو و تعطیلی زودهنگام آن و البته ترس و نگرانی از امنیت کسانی که ممکن است به دلیل گفتوگو با رادیو مورد خشم و غضب کمونیستها قرار گیرند. یان نوواک زمانی درهمان آغاز کار رادیو اروپای آزاد گفته بود: «هیچ برنامه بینظیر و فوقالعاده رادیویی، ارزش جان یک انسان را ندارد.» وی و همکارانش در بخشهای مختلف تلاش کردند بر سر قولهای خود بمانند. در نبود اینترنت و ماهواره، «اروپای آزاد» بخشی از مشهورترین رسواییهای سیاسی دولتهای کمونیستی را فاش کرد. امروزه مشخص است که اکثریت شهروندان کشورهای بلوک شرق، شنوندگان پنهانی رادیو بودند. آقای اشتپانک به شوخی میگوید: حتی نمایندههای مجلس خلق هم برنامهها را گوش میدادند تا روز بعد حرفی برای گفتن داشته باشند. البته بر رادیو انتقادهایی هم رفته است که یکی از مهمترین آنها به قیام مجارستان در سال ۱۹۵۶ باز میگردد. بخش مجارستانی «اروپای آزاد» متهم شد، با پخش اخبار نادقیق در مورد احتمال کمک ناتو یا آمریکا به معترضان، مردم را بیش از حد به خیابانها آورده و سرکوب خونین آنها را منجر شده است. نوواک در یکی از کتاب خاطراتش «جنگ با واژگان» درباره دو کارکرد اصلی اروپای آزاد چنین مینویسد: باز ساختن احساس همبستگی اجتماعی و زنده نگه داشتن امید. عمده کشورهای بلوک شرق تا زمان فروپاشی کمونیسم تحت پوشش برنامههای اروپای آزاد بودند، اما به فاصله چند سال پس از فروپاشی این برنامهها قطع شدند و سرویسهای اروپای شرقی و مرکزی جای خود را به کشورهای خاورمیانه و آسیای مرکزی دادند. بوق استکبار: کاریکاتور روسی علیه رادیو با این همه در برخی از کشورها مانند روسیه، هنوز برنامههای رادیو آزادی پخش میشود و در برخی از کشورها مانند کروواسی تا چند سال پیش، شهروندان میتوانستند مجلههای اروپای آزاد را از رادیوهای معمولی بشنوند. خانم یوزفیچ در شهر ساحلی سنی در غرب کروواسی تا سه سال پیش هنوز مجلههای اروپای آزاد را گوش میداد. این بار اما به راحتی و بدون پارازیت. چون این مجلهها در لابهلای برنامههای کانالهای دیگر پخش میشد و نه کسی نگران نقادی آنها بود و نه بر روی آن پارازیت میانداخت. اما خانم یوزفیچ هنوز یادش هست که پیدا کردن موج اروپای آزاد و شنیدن آن کار سخت و طاقتفرسایی بود. شوروی از آغاز پخش برنامههای اروپای آزاد بر روی آن پارازیت میانداخت. تا سال ۱۹۸۸ این پارازیتها آنقدر قوی بودند که بلغارستان، چکوسلوواکی و لهستان را هم پوشش میدادند. در لهستان به کسی که برخی از دستگاههای پارازیتانداز را ساخته بود (شخصی با اسم مهندس شمیت) جایزه داده شد. از دهه هفتاد کشورهایی غیر از شوروی نیز برای پارازیت انداختن روی برنامههای اروپای آزاد با یکدیگر همکاری میکردند. در همان دهه و در واقع پس از سرکوب بهار پراگ در سال ۶۸ بر روزنامهنگاران و روشنفکرانی که به اروپای آزاد پیوستند، افزوده شد. عملاً سانسور و سرکوب هم بر شنوندگان اروپای آزاد افزود، هم بر همکاران آن. «اروپای آزاد» در تبلیغات رسمی یکی از دشمنان حکومتی محسوب میشد. لقبی که حاکمان به آن داده بودند «بوق امپریالیسم» بود. در برخی از پوسترهای طراحی شده حکومت کمونیستی لهستان علیه این رادیو، از جاسوسی و سرمایهداری تا ارتباط با لابیهای صیهونیستی به کارکنان رادیو نسبت داده شد. با گذشت دههها از تشکیل این رادیو و سالها از فروپاشی کمونیسم، از آن پوسترها تقویمی درست شده است با عنوان: کمونیسم، پروپاگاندا، نوستالژی. از آن پوسترها، امروز تنها خاطراتی باقی مانده است که چه آقای اشتپانک میانسال در پراگ، پایتخت هزار رنگ چک، چه آقای میهنیاک سالخورده در ده کوهستانی ویتوف در لهستان و چه خانم یوزفیچ، مادر بزرگ پیر در شهر ساحلی سنی در کرواسی، به آن میخندند. البته در زادگاه این سه تن و در ۱۰ کشوری که رادیو برای اولین بار برای آنها برنامه پخش کرد، کمتر کسی خبر دارد که «اروپای آزاد» هنوز زنده است.
سيد محمد حسين فضل الله، مرجع عالى شيعيان لبنان و از هواداران گروه حزب الله روز يكشنبه در سن ۷۴ سالگى و بر اثر خونريزى شديد معده در بيمارستانى در جنوب بيروت درگذشت.سيد محمد حسين فضل الله، مرجع عالى شيعيان لبنان، روز يكشنبه در سن ۷۴ سالگى و بر اثر خونريزى شديد معده در بيمارستانى در جنوب بيروت درگذشت. گزارش هاى رسيده از بيروت حاكى است كه آيت الله فضل الله از چند روز پيش در بيمارستان بسترى شده بود و سرانجام روز يكشنبه به دليل تشديد بيمارى اش درگذشت. سيد محمد حسين فضل الله داراى پيروانى در كشورهاى مختلف اسلامى از لبنان گرفته تا آسياى مركزى و خليج فارس بود و از هواداران انقلاب اسلامى ايران به شمار مى رفت. از وى به عنوان رهبر معنوى گروه حزب الله لبنان كه در سال ۱۹۸۲ تاسيس شد نام برده مى شد. سيد محمد حسين فضل الله از منتقدان ايالات متحده آمريكا به شمار مى رفت و در نماز جمعه هر هفته خود در منطقه شيعه نشين بيروت از سياست هاى واشينگتن در خاورميانه، بويژه در ارتباط با اسرائيل انتقاد مى كرد. وى ابتدا از باراك اوباما، رييس جمهور آمريكا، به دليل بيان اين نكته كه آمريكا با اسلام در جنگ نيست، ستايش كرد ولى بعد سياست هاى وى را دنباله روى از اقدام هاى دولت جرج بوش، رييس جمهور سابق آمريكا، در قبال خاورمیانه دانست. به گزارش خبرگزارى رويترز، ديدگاه هاى وى در باره مقاومت عليه اشغال جنوب لبنان و سرزمين هاى فلسطينى از سوى اسرائيل سبب شد که چندين عمليات ترور بر ضد او صورت گيرد كه در جريان يكى از اين بمب گذارى ها در سال ۱۹۸۵، بيش از ۸۰ نفر در جنوب بيروت كشته شدند. گرچه سيد محمد حسين فضل الله ارتباطى با گروه حزب الله لبنان نداشت ولى بسيارى از رهبران و چهره هاى شاخص اين گروه از شاگردان و هواداران وى به شمار مى رفتند و به همين دليل بارها متهم شد كه در جريان گروگانگيرى ها و بمبگذارى هاى دهه ۱۹۸۰ در لبنان عليه نيروهاى غربى دست دارد. ولى وى گفته بود كه با هر گونه گروگانگيرى مخالف است و خواستار آزادى آنها است. سيد محمد حسين فضل الله به عنوان يك روحانى بلندپايه ميانه رو شناخته مى شد كه ديدگاه هاى او بويژه در ارتباط با مسائل زنان شهرت زيادى داشت. وی در يكى از فتواهاى خود اعلام كرد در صورتى كه زنان مورد آزار و اذيت شوهران خود قرار گيرند آنها در دفاع از خود مى توانند مقابله به مثل كنند. این روحانی بلندپایه شیعه در طول عمر خود فتواهاى مهمى صادر كرد كه يكى از آنها ممنوعيت قمه زنى شيعيان در مراسم روز عاشورا، سالروز كشته شدن امام سوم شيعيان، بود. سيد محمد حسين فضل الله در زمان حيات خود نظراتى درباره زندگى فاطمه زهرا، دختر پيامبر اسلام، بيان كرد كه با موافقت ها و مخالفت هاى بسيارى در ميان صاحب نظران علوم اسلامى روبرو شد. ابراز ترديد او درباره روايت شيعيان از ماجراى آتش زدن خانه فاطمه زهرا و شكستن پهلوى دختر پيامبر اسلام كه منجر به سقط جنين او شد، از جنجالى ترين نظرات وى بود. اين نظر اگرچه با استقبال اهل سنت روبرو شد، اما مخالفت هاى شديدى را در حوزه علميه قم برانگيخت. سيد محمد حسين فضل الله در سال ۱۹۳۵ در شهر نجف عراق به دنيا آمد و در سن ۹ سالگى تحصيلات حوزوى خود را در اين شهر آغاز كرد. سپس در سال ۱۹۵۲ و در سن ۱۷ سالگى به لبنان سفر كرد. وی سپس در سال ۱۹۶۶ به لبنان بازگشت و تا زمان مرگ در اين كشور زندگى مى كرد. سيد محمد حسين فضل الله در طول حيات خود بيش از ۷۰ عنوان كتاب منتشر كرد كه حاوى ديدگاه هاى او در ارتباط با اسلام، سياست و زنان است. از وى چندين مجموعه شعر نيز به چاپ رسيده است. اين روحانى بلندپايه همچنين چندين مدرسه علوم دينى و موسسه هاى خيريه تاسيس كرد كه براى افراد فقير خدمات اجتماعى و پزشكى ارائه مى كنند.
ژنرال دیوید پترائوس که روز یکشنبه به طور رسمی فرماندهی نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا را در افغانستان برعهده گرفت در سخنانی گفت که ما برای پیروزی در افغانستان هستیم. به دنبال برکناری ژنرال مک کریستال از فرماندهی نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در افغانستان، ژنرال دیوید پترائوس، روز یکشنبه به طور رسمی فرماندهی این نیروها را برعهده گرفت. ژنرال پترائوس که همزمان رهبری نیروهای آمریکا در خاورمیانه، شرق آفریقا و آسیای میانه را بر عهده دارد از این پس فرماندهی ۱۳۰ هزار نیروی بین المللی در افغانستان را برعهده خواهد گرفت. بیشتر بخوانید: هشدار گیتس به نظامیان آمریکایی درباره مصاحبههای مطبوعاتی وی در مراسمی که با حضور یک هزار و ۷۰۰ نفر از دعوت شدگان از جمله مقامهای رسمی افغانستان و فرماندهان ارشد نظامی در سفارت آمریکا در کابل برگزار شد پرچمِهای ناتو و آمریکا را دریافت کرد. آقای پترائوس در سخنرانی خود در این مراسم ضمن اشاره به «شرایط ویژه» در افغانستان گفت که «ما برای پیروز شدن آمدهایم.» با این حال وی اضافه کرد :« شکی نیست که این جنگی آسان با پیروزیهای زودهنگام برای ما نخواهد بود.» سخنان فرمانده جدید نیروهای ائتلاف در افغانستان در حالی بیان میشود که بر اساس گزارش های منتشره، شمار تلفات نیروهای ائتلاف در ماه های اخیر افزایش یافته و بدبینی ها نسبت مسیر جنگ ۹ ساله افغانستان رو به فزونی است. ژنرال پترائوس پس از برکناری ژنرال استنلی مک کریستال در ماه گذشته، به عنوان فرمانده جدید نیروهای ناتو و ائتلاف در افغانستان تعیین شد. ژنرال مک کریستال پس از مصاحبهای جنجال برانگیز با مجله «رولینگ استون» به واشینگتن احضار و از مقام خود عزل شد. وی در گفت وگوی خود با مجله «رولينگ استون» از دولت آمريکا، رییس جمهور ايالات متحده، معاون رییس جمهور و همچنين سفير آمريکا در افغانستان انتقاد کرده بود. با این حال ژنرال پترائوس ضمن تقدیر از خدمات ژنرال مک کریستال از وی به عنوان فرماندهی «پرتوان و تیزبین با کارنامه ای درخشان» یاد کرد. ژنرال اگون رامز، فرمانده نیروهای آلمانی ناتو در افغانستان، نیز از خدمات ژنرال مک کریستال تقدیر و برای وی آرزوی موفقیت کرد. در ماه ژوئن که خونین ترین ماه برای نیروهای ائتلاف از سال ۲۰۰۱ تا کنون بوده است۱۰۲ تن از نیروهای ائتلاف در افغانستان کشته شدند. ژنرال پترائوس که همواره به همکاری نیروهای نظامی و محلی برای جنگ با شورشیان اولویت داده است در سخنرانی خود گفت: «ما همه، نظامی و غیرنظامی، افغان و یا خارجی، بخشی از یک تیم با یک ماموریت مشترک هستیم، پیروزی شما در جنگ ، پیروزی ماست.» ژنرال پترائوس پیشتر در جنگ عراق، با افزایش نیروهای آمریکایی دراین کشور و همکاری با نیروهای محلی در توانست خشونت ها در این کشور را به گونه ای چشمگیر کنترل کند.
روزنامه آرمان تيتر نخست شماره يك شنبه خود را به « انتقاد هاشمى رفسنجانى از اهانت به مجلس » اختصاص داده و نوشته « رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام خواستار جلوگيرى مسئولان از دعواهاى بى نتيجه سياسى و جناحى شد. »روزنامه آرمان تيتر نخست شماره يك شنبه خود را به « انتقاد هاشمى رفسنجانى از اهانت به مجلس » اختصاص داده و نوشته « رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام خواستار جلوگيرى مسئولان از دعواهاى بى نتيجه سياسى و جناحى شد. » به نوشته اين روزنامه اكبر هاشمى رفسنجانى در جلسه روز شنبه مجمع تشخيص مصلحت با اشاره به افزايش تحريم ها و فشار بين المللى به جمهورى اسلامى گفته « مسئولان در دولت ، قواى مقننه و قضائيه و ساير دستگاهها ، مراكز و نهادها بايد تلاش كنند از حركات افراطى ، تندروى ها و دعواهاى بى نتيجه و بى اثر سياسى و جناحى و باندى جلوگيرى كنند. » وى همچنين با « محكوم كردن اهانت به ساحت مجلس شوراى اسلامى و رئيس آن » از اقدامات افراطى حاميان دولت محمود احمدى نژاد انتقاد كرده و گفته « انتظار مى رود مراقبت شود حركات نسنجيده و افراطى گروه خاصى موجب تضعيف قواى سه گانه ، نهادهاى رسمى و مسئولان در كشور نشود. » روزنامه مردمسالارى نيز هشدار يكى از نمايندگان مجلس نسبت به تندروى را منعكس كرده و از قول وى خطاب به حاميان دولت نوشته « مراقب باشيد ابزار دست بيگانگان نشويد. » به نوشته اين روزنامه غلامرضا مصباحى مقدم كه خود از روحانيان نزديك به جناح حاكم به شمار مى رود درباره تشديد انتقادات و برخى ابرازمخالفت ها نسبت به مجلس و رييس آن گفته « به برادرانى كه اين حركت ها را انجام مى دهند هشدار مى دهم كه توجه كنيد مبادا مسائل تسويه حساب هاى گروهى ، جناحى و خطى موجب شود كه نيروهاى انقلاب اسلامى را مخدوش كنيد و آن ها را حذف يا حداقل براى مديريت و مسووليت آن ها چالش ايجاد كنيد. » روزنامه مردمسالارى نوشته كه آقاى مصباحى مقدم با تائيد اختلاف درونى در جناح حاكم گفته « در درون جريانات مختلف اصولگرا نيز اختلاف نظر وجود دارد » اما « اختلاف نظرها نبايد منجر به ايجاد شكاف، شقاق، دودستگى ها، ايستادن درمقابل يكديگر و حذف يكديگر شود. » « اجراى احكام اسلامى جاى اعمال عاطفه نيست » روزنامه كيهان سخنان جديد آيت الله مصباح يزدى در باره ضرورت اجراى احكام اسلامى و برخورد با مردم را منتشر كرده و نوشته « كارفرهنگى جاى خود دولت وظيفه جلوگيرى دارد. » به نوشته اين روزنامه مصباح يزدى در ديدار با اعضاى بسيج دانشجويى درباره برخورد نيروهاى انتظامى با زنان و جوانان به اتهام بدحجابى گفته « هنگامى كه اين مساله مطرح مى شود عده اى مى گويند مگر مى شود با مردم مبارزه كرد و با استناد به آيه "لااكراه فى الدين" مى گويند دين براى فشار نيست » اما « قرآن كريم مى فرمايد اگر پسر و دخترى عمل منافى عفت انجام دادند بايد در حضور مردم به آن ها ۱۰۰ تازيانه زد ، و سپس سفارش مى كند كه مبادا تحت تاثير عاطفه قرار بگيرد و اين نشان مى دهد كه اجراى احكام جاى اعمال عاطفه نيست ، بلكه بايد قاطعانه برخورد كرد. » روزنامه كيهان همچنين نوشته كه مصباح يزدى با تقدير از برخوردهاى تند نيروى انتظامى با زنان و جوانان در خيابان ها و شهرها گفته « حضرت على با تازيانه وارد بازار مى شد و اگر از كسى خلافى سرمى زد وى را تازيانه زده و تعزير مى كرد. » اين روحانى تندور همچنين با تاكيد براينكه « كسى كه در مقابل قانون ايستادگى مى كند بايد پليس با وى مقابله كند مساله چه امنيتى باشد و چه غيرامنيتى » گفته « انقلاب اسلامى براى اجراى احكام الهى در جامعه بود و اگر هدف ما اجراى دينى بود كه در كليساها و معابد برقرار است، پس براى چه انقلاب كرديم. » ديدار خامنه اى با مسئولان صدا و سيما روزنامه تهران امروز گزارشى از ديدار روز شنبه آيت الله خامنه اى با مسئولان صدا و سيماى جمهورى اسلامى منتشر كرده و نوشته كه رهبر جمهورى اسلامى با تاكيد براينكه « عبور از خط قرمزهاى اخلاقى ، دينى و فرهنگى را داراى ضررهاى فراوان است » گفته « مسائلى كه شرع مقدس لازم دانسته ، در توليدات هنرى كاملا رعايت شود. » به نوشته اين روزنامه آيت الله خامنه اى با تاكيد براينكه « ترويج ارتباط غلط زن و مرد را از جمله مسائل كاملا غيرلازم است » به مسئولان صدا و سيما تاكيد كرده كه در انتقاد از دولت و ساير نهادهاى حكومتى « به موازات طرح نقاط منفى و تاريك جامعه ، بايد با طرح نقاط مثبت و ترسيم مبارزه شخصيتها و قهرمانهاى سريال با زشتىها و پليدىها، به گونهاى عمل كنند كه در نهايت آن نقاط منفى طرد و مغلوب شوند. » وى همچنين گفته كه « در غير اين صورت، طرح نقاط منفى ، عملا به نقزدنهاى مكرر و سياه نمايى تبديل مى شود و در جامعه ياس و نوميدى ترويج مى كند. » رهبر جمهورى اسلامى در عين حال با وارد دانستن برخى انتقادها به صدا و سيما آن را « دانشگاه » خوانده اما گفته كه در شرايط فعلى « هر كار نمايشى سياسى، بايد با هوشيارى كامل صورت گيرد تا در جهت اهداف دشمن نباشد. » روزنامه تهران امروز همزمان در سرمقاله خود با عنوان « صدا و سيماى صداوسيما شنيده و ديده مىشود؟ » نسبت به كاهش مخاطبان صدا و سيما هشدار داده و نوشته « در اينكه شمار برنامههاى توليدى در صداوسيما براساس آمارها و روى كاغذ ، قابل توجه به نظر مىرسد ترديدى نيست اما بايد اين پرسش را نيز مطرح كرد كه چرا هنگامى كه برخى از شبكههاى تلويزيونى ماهوارهاى ، سريالهاى آنچنانى را براى بينندگان ايرانىشان پخش مىكنند شمار بينندگان صداوسيما كاهش چشمگيرى مىيابد؟ » اين روزنامه با اشاره به اينكه « به جز شمارى از سريال ها چندان در مركز توجه مديران سيما نيستند، در راديو نيز وضع چندان بهتر از اين نيست » نوشته « حقيقت اين است كه فقر توليدات فرهنگى و هنرى ، خبرى و اطلاعرسانى نه تنها در صداوسيما مشهود است بلكه به نظر مىرسد كه صدا و سيماى صداوسيما ، زير بار سنگين گيرندههاى ماهوارهاى، كمر خم كرده است. » تهران امروز در پايان با انتقاد « نوسانها در خبررسانى، اطلاعرسانى و توليد برنامههاى سرگرمكننده از جمله سريالها، فيلمها » در صدا و سيما نوشته « در شرايط كنونى به نظر نمىرسد كه صداوسيما را مردم همچون دانشگاهى تلقى كنند كه امام و رهبرى مىخواستند و اين ضعف هر چه زودتر برطرف شود ، بهتر است. » روزنامه جام جم روزنامه وابسته به سازمان صدا و سيماى جمهوى اسلامى اما ضمن انتشار گزارشى از ديدار مديران اين سازمان با آيت الله خامنه اى در ياداشتى آن را « ديدارى متفاوت » ارزيابى كرده و نوشته « واقعيت آن است كه ديدار با رهبرى بار ديگر اين نكته مهم را به مسوولان ارشد كشور از جمله رسانه ملى يادآورى نمود كه جنگ كنونى جنگ نرم است. » اين روزنامه نوشته توجه و اولويت به ساختارهاى نمايشى، فيلم و سريال بايد حرف اول را در تلويزيون بزند ، و افزون بر اين « لزوم بالا رفتن آستانه تحمل مسوولان از انتقادها ، اختصاص بودجه و اعتبارات لازم براى رسانه ، تسريع در ساخت و احداث شهرك تلويزيونى جديد و حمايتهاى بيشتر از اين سازمان » بايد در دستور كار قرار گيرد. مشكلات هزاران كودك پناهجوى افغانى در ايران روزنامه جهان صنعت گزارشى از وضعيت بحرانى كودكان افغانى در ايران منتشر كرده و خبر داده كه « ۴۰۰ هزار كودك پناهنده افغانى در حالى در ايران روزگار سپرى مى كنند كه اغلب اين كودكان دچار بيمارى بوده و مورد سوء استفاده هاى شديدى قرار مى گيرند كه هرگز فاش نمى شود. » روزنامه جهان صنعت با اشاره به اينكه نهادهاى رسمى در كشور هيچ گونه آمارى از آسيب هاى وارده به كودكان پناهندگان افغانى در ايران منتشر نمى گنند ، نوشته كه اغلب اين كودكان افغانى « از هرگونه امكانات تحصيلى و بهداشتى محروم هستند و نهايت خاموشى عمر و آينده شان تلف مى شود. » روزنامه جهان صنعت شمار خانواده هاى افغانى در ايران را كه به طور رسمى مدارك پناهندگى دارند نزديك به يك ميليون نفر اعلام كرده اما نوشته كه اغلب كودكان افغانى در طى روز در سطح شهرها و محلات شهرهاى ايران به مشاغل سخت در كارگاه ها و مشاغلى چون فال فروشى و ديگر مشاغل مشابه گمارده مى شوند و برخى از ان ها از كودك آزارى رنج مى برند. نصب ۶ مجسمه به جاى مجسمه هاى مفقود شده در تهران روزنامه همشهرى از جايگزينى مجسمههاى جديد با مجسمههاى مفقود شده در ميادين و پارك هاى مختلف تهران خبر داده است. اين روزنامه از قول مديرعامل سازمان زيباسازى شهردارى تهران نوشته كه نمونه هاى تازه ساخته شده ۶ مجسمه از جمله « مجسمههاى صنيع خاتم، دادمان ، استاد معين ، ستارخان ، باقرخان و اثر انتزاعى محمدعلى مددى هفته گذشته بر روى پايه هاى مجسمه هاى به سرقت رفته در تهران نصب شده اند. به گفته جواد شوشترى مجسمههاى فوق به جز اثر محمد على مددى مجسمه ساز فقيد در پارك ايرانشهر ، توسط همان هنرمندان قبلى دوباره ساخته شدهاند، اما « مجسمههاى جديد از جنس فايبرگلاس است كه در همان ابعاد ساخته و در محل قبلى نصب شدهاند. » اين مقام شهردارى تهران تاكيد كرده كه نصب اين مجسمه ها « براى حفظ جايگاه آثار به سرقت رفته در نگاه مردم » صورت گرفته و « اگر مجسمههاى به سرقت رفته كشف شوند حتما جايگزين مجسمههاى جديد خواهند شد. » روزنامه همشهرى از قول محمدباقر قاليباف شهردار تهران سرقت مجسمه ها از ميادين پايتخت را « سازمان يافته » توصيف كرده و با يادآورى اينكه سرقت مجسمههاى شهر تهران اسفندماه سال گذشته شروع شد ، نوشته به رغم وعده هاى مكرر فرماندهان نيروى انتظامى و دادستان تهران درباره پيگيرى پرونده سرقت اين مجسمه ها از ميادين تهران با گذشت بيش از ۳ ماه تاكنون عاملان اين سرقتها مشخص نشدهاند. اين روزنامه از قول احمد مسجد جامعى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى ر دوره رياست جمهورى محمد خاتمى و عضو فعلى شوراى شهر تهران نوشته « اين سرقتها نوعى لجبازى و بىاعتنايى به افكار عمومى، هنر، هنرمندان و مشاهير ملى است و به اعتماد اجتماعى لطمه مىزند. »
یک مقام وزارت بهداشت ،درمان و آموزش پزشکی توصیه کرد که مردم برای پیشگیری از ابتلابه بیماری تب برفکی ، از خرید گوشت چرخ کرده آماده از قصابی ها خودداری کنند. به گزارش ایرنا، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، محمدرضا شیرزادی رییس اداره بیماری های مشترک انسان و حیوان روز یکشنبه گفت: این بیماری از طـریق باد ، آب ، گوشت و شیر آلوده در دامها منتشر می شود و موجب لنگی پـا ، زخم و تاول در دهـان و زبـان دام می شود . این مقام مسوول در وزارت بهداشت با بیان اینکه مردم گوشت را حتما از کشتارگاههای مورد تایید سازمان دامپزشکی تهیه کنند، گفت : به دلیل واگیردار بودن این بیماری بهتر است مردم گوشت چرخ کرده را نیز به صورت بسته بندی با مهر مورد تایید سازمان دامپزشکی خرید کنند. شیرزدای تصریح کرد: اگر فردی تمایل دارد گوشت چرخ کرده را از قصابی تهیه کند، ابتدا گوشت را ملاحظه کرده و در حضور وی ، قصاب گوشت را چرخ کند.
انتخابات ریاست جمهوری لهستان امروز – یکشنبه- برگزار می شود. نخست وزیر لهستان یاروسلاو کاچینسکی Jaroslaw Kaczynski و سخنگوی مجلس لهستان برونیسلاو کوموروفسکی Bronislaw Komorowski که ماه گذشته موفق به کسب بیشترین آراء در دور اول این انتخابات شدند هم اکنون در دور دوم با یکدیگر به رقابت می پردازند. اين انتخابات پس از آن انجام مى شود كه رييس جمهورى سابق لهستان لخ كاچينسكى و بيش از ۹۰ نفر از شخصيت هاى سياسى و نظامى اين كشور حدود دو ماه پيش در حادثۀ سقوط هواپيما در غرب روسيه جان باختند.
ژنرال دیوید پترائوس فرماندۀ جدید نیروهای آمریکایی و ناتو امروز – یکشنبه – به طوررسمی کار خود را آغاز می کند. آقای پترائوس روز شنبه در کابل خواستار «هماهنگی تلاش ها» میان شهروندان و نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان شد. ژنرال پترائوس جانشین ژنرال مک کریستال می شود که به دلیل انتشار مقاله ای انتقادی و بحث برانگیز در نشریۀ «رولینگ استون» از مقام خود عزل شد. انتصاب ژنرال پترائوس در حالی صورت می گیرد که حملات طالبان به نیروهای ائتلافی شدت گرفته است.
هیلاری کلینتون وزیر امور خارجۀ آمریکا در آخرین مرحله از سفر خود به پنج کشور اروپای شرقی و منطقۀ قفقاز وارد جمهوری آذربایجان شد. انتظار می رود خانم کلینتون و الهام علی اف رییس جمهوری آذربایجان دربارۀ مسائل منطقه ای و مناقشه بر سر ناگورنو- قره باغ، ناحیۀ ارمنی نشین جمهوری آذربایجان بحث و تبادل نظر کنند. در اجلاس اخیر گروه هشت در تورنتو، آمریکا و روسیه خواهان حل و فصل این مناقشه شده بودند.
سازمان عفو بینالملل روز شنبه در واکنش به انتشار گزارشی در مورد محاکمه متهمان بازداشتگاه کهریزک و محکوم شدن دو نفر از آنها به قصاص بیانیهای صادر کرده و از دولت جمهوری اسلامی خواسته است، اطلاعات کاملی را درباره متهمان این پرونده و نقش آنها در حوادث کهریزک منتشر کند. به دنبال انتشار گزارشی در باره محکوم شدن «دو نفر از متهمان پرونده بازداشتگاه کهریزک به قصاص»، سازمان عفو بینالملل جمهوری اسلامی را به ادامه پنهانکاری در ماجرای بازداشتگاه کهریزک متهم کرده است. سازمان قضايی نيروهای مسلح ايران روز چهارشنبه اعلام کرده بود، دو نفر از متهمان پرونده کهريزک از سوی دادگاه نظامی تهران به اتهام قتل اميرجوادیفر، محسن روحالامينی و محمدکامرانی به قصاص محکوم شدهاند. این در حالی است که سازمان قضايی نيروهای مسلح ايران در اعلامیه خود به نام و سمت هیچ یک از ۱۱متهم اشارهای نکرده است. عفو بینالملل انتشار جزئیات مربوط به پرونده متهمان بازداشتگاه کهریزک را برای « تضمین حقوق قربانیان و اعضای خانواده آنها» ضروری ارزیابی کرده است.
زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی، با فهرست کردن آنچه «ظلمهایی که به زندانیان سیاسی در ایران روا میرود» خوانده، به مقامهای جمهوری اسلامی هشدار داده و خواستار رسیدگی به وضعیت آنها شده است. به نوشته پایگاه اینترنتی «کلمه»، زهرا رهنورد روز شنبه با انتشار بیانیهای با بیان این که زندانها در ایران میزبان «نخبگان علمی، دانشجویان، استادان، روزنامهنگاران، المپیادی ها و طرفداران حقوق بشر» هستند، یک بار دیگر از مقامهای جمهوری اسلامی خواسته است، بازداشتشدگان رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری را آزاد کنند. خانم رهنورد همچنین از آنچه جابه جایی های مکرر و بی منطق در درون زندانها خوانده، لغو بدون توجیه مرخصی زندانیان و جلوگیری از آزادی مشروط زندانیانی که نیمی از دوران محکومیت خود را گذراندهاند، به عنوان موارد دیگر ظلم در حق زندانیان سیاسی در ایران نام برده است.
در تازه ترین کنفرانس خبری محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، وقتی خبرنگاری از او خواست نظرش را در این باره که اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام صحبت از تمایل به کناره گیری کرده، بگوید، آقای احمدی نژاد به گفتن «خیلی ممنون» اکتفا کرد. در تازه ترین کنفرانس خبری محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، وقتی خبرنگاری از او خواست نظرش را در این باره که اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام صحبت از تمایل به کناره گیری کرده، بگوید، آقای احمدی نژاد به گفتن «خیلی ممنون» اکتفا کرد. اکبر هاشمی رفسنجانی از چهره های تاثیرگذار در حیات سی ساله جمهوری اسلامی ایران به تازگی اعلام کرده است که مایل به کناره گیری از مناصب حکومتی خود است، اگر نگران پیامدهای آن نباشد. این سیاستمدار نزدیک به آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران یکی از چهره های اصلی مبارزاتی بود که منجر به پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ شد و پس از آن هم همواره نقشی مهم چه در دوران جنگ هشت ساله ایران و ایران و چه در دوران موسوم به سازندگی ایفا کرد و بعدها نیز با تکیه بر صندلی ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام به حیات سیاسی تاثیرگذار خود ادامه داد. با اینحال از زمان انتخابات ریاست جمهوری نهم که صحنه را به محمود احمدی نژاد واگذاشت، به منتقد اصلی رویکردهای اقتصادی و سیاسی دولت بدل شد و کار به جایی رسید که محمود احمدی نژاد صحنه انتخابات دهم را رقابت خود با سه تن که به گفته او آقای هاشمی رفسنجانی آن را حمایت می کرد، توصیف کرد. بیشتر بخوانید: رفسنجانى: مىترسم كنارهگيرىام از قدرت عوارض بد سياسى داشته باشد رابطه رفسنجانی و خامنه ای؛ عشقی که نافرجام ماند؟ پیش از برگزاری این انتخابات و پس از طرح اتهام محمود احمدینژاد علیه خانواده هاشمی رفسنجانی در مناظره های تلویزیونی، اکبر هاشمی رفسنجانی در نامه ای سرگشاده و صریح به رهبر جمهوری اسلامی ایران با تشبیه شرایط کنونی به دوره زمامداری ابوالحسن بنی صدر، اولین رئیس جمهور ایران درباره این وضعیت هشدار داد و خواستار مداخله رهبر جمهوری اسلامی ایران شد. نامه ای که با امضای «همرزم امروز، دیروز و فردای شما» خاتمه یافت، اما هیچگاه رهبر جمهوری اسلامی ایران پاسخی به آن نداد. اما حوادثی که پس از برگزاری انتخابات روی داد، چهره دیگری از اکبر هاشمی رفسنجانی به نمایش گذاشت. او در اولین و آخرین خطبه نماز جمعه خود پس از انتخابات با تاکید بر شبهه وجود تقلب در انتخابات و نقش مردم در ادامه حیات جمهوری اسلامی ایران تاکید کرد. در یک سال گذشته هم وی که اکنون ریاست مجلس خبرگان رهبری را نیز به عهده دارد، هرجا که لب به سخن گشود، از این موضوع دفاع کرد. اگرچه در کنار این موضوع همواره تدبیر رهبر جمهوری اسلامی ایران را تنها راه حل برای خروج از بحران بر می شمرد. با اینحال در آخرین یادداشتی که اکبر هاشمی رفسنجانی به مناسبت سالگرد حادثه هفتم تیرماه ۱۳۶۰ در وبسایت خود منتشر کرد، شرایط کنونی را آشفته بازار خواند و از رخنه دشمنان دوست نما سخن به میان آورد. اکنون پرسش اینجاست که بعد از یک سال رابطه کجدار و مریز میان اکبر هاشمی رفسنجانی و جمهوری اسلامی ایران، چه چیز او را بر آن داشته است که علناً تمایل به کناره گیری از سمت های خود کند و موقعیت کنونی او چیست. این پرسش را با میهمانان این هفته برنامه دیدگاه ها در میان گذاشته ایم: با محمد صادق جوادی حصار، مسئول اطلاع رسانی ستاد مهدی کروبی در انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ در مشهد، ماهان عابدین، تحلیلگر سیاسی و پژوهشگر در موسسه مطالعات دفاعی دهلی نو، در سفر به آتن و علیرضا حقیقی، تحلیلگر سیاسی و مدرس دانشگاه تورونتو. آقای جوادی حصار با پاسخ شما آغاز کنیم. علت گفته های اکبر هاشمی رفسنجانی درباره کناره گیری، اگر بد تعبیر نمی شد، به گفته او، چیست؟ محمد صادق جوادی حصار: دلایل متعددی باید وجود داشته باشد تا ایشان را در مجموع به کناره گیری متمایل کرده باشد. شاید یکی از عمده ترین آنها هجمه های سنگینی بود که طی یک سال گذشته و دقیقاً بعد از موضع گیری های ایشان بعد از انتخابات متوجه ایشان شد. آقای هاشمی هم در گفتار و هم در رفتار سیاسی این چنین نشان دادند که دلسوز انقلاب و سرباز نظام جمهوری اسلامی و بنیانگذاران این ساختار سیاسی است و با چنین رفتار و کرداری توقع ایشان هم در جایگاه حقوقی و حقیقی ایشان این بوده است که فکر و رای و نظرشان مورد توجه قرار گیرد و به دلسوزی ها و دغدغه های ایشان درباره جمهوری اسلامی حداقل توسط مسئولان عالی کشور از جایگاه حقیقی و حقوقی آنها و در رفتارهای سیاسی و تصمیم گیری ها مد نظر باشد. در این مدت این اتفاق که نیافتاد، هیچ، در منظر افکار عمومی آقای هاشمی مورد شدید ترین هجمه های سیاسی و اخلاقی قرار گرفت تا جایی که از تلویزیون جمهوری اسلامی و رسانه های مکتوب اهانت هایی به ایشان روا داشته شد که توقع نمی رفت و شاید یکی از عمده ترین آنها در این مقطع زمانی این باشد که ایشان تصور کرده اند و شاید به این نتیجه رسیده اند که دیگر در ساختار سیاسی عنایتی به آرا و نظرات او نیست و دولت به ویژه کمر به مخالفت جدی با آرا، رفتار و گفتار ایشان بسته و در پی حذف و کمرنگ کردن حضور ایشان در عرصه های تصمیم سازی و تصمیم گیری است. آقای جوادی حصار با اشاره به اقدامات برخی سازمان ها و رسانه های دولتی معتقد است که همه اینها گویای اینست که دولت تصمیم به کمرنگ کردن حضور اکبر هاشمی رفسنجانی در زندگی سیاسی جامعه ایران گرفته است: «طرفداران دولت هم به تخریب ایشان می پردازند و در چنین فضایی آقای هاشمی می تواند دل شکسته باشد و مایوس از نقشی که می تواند ایفا کند. من گمان می کنم که ایشان به رغم میل باطنی شان و تمایلات شخصی شان باز هم در عرصه سیاسی خواهند ماند و نقش آفرینی خواهند کرد.» آقای عابدین، چند روز پیش در کنفرانس خبری محمود احمدی نژاد وقتی پرسیده شد که چنین تصمیمی را آقای هاشمی رفسنجانی دارند، ایشان به گفتن خیلی ممنون اکتفا کرد و بار دوم هم در مقابل این پرسش، همان را تکرار کرد. اختلاف نظر میان رئیس جمهور و رئیس توامان مجمع تشخیص مصلحت نظام و خبرگان رهبری آیا شخصی است، اختلاف نظر جناحی است، اختلاف نظر میان مکتب و مصلحت است یا چیست؟ دلایل متعددی باید وجود داشته باشد تا ایشان را در مجموع به کناره گیری متمایل کرده باشد. شاید یکی از عمده ترین آنها هجمه های سنگینی بود که طی یک سال گذشته و دقیقاً بعد از موضع گیری های ایشان بعد از انتخابات متوجه ایشان شد. محمد صادق جوادی حصار ماهان عابدین: مخالفت ها با آقای هاشمی رفسنجانی خیلی گسترده تر و فراتر از دولت است. یک سری مخالفت های جدی و عمیق از سوی مجموعه نظام و بسیاری از اقشار جامعه ما وجود دارد. درست است که آقای هاشمی رفسنجانی خدمات ارزنده ای به انقلاب و کشور کرده اند، در سی سال گذشته، ولی در کنار این سوء استفاده های کلانی هم بوده که از طرف ایشان و خانواده ایشان اعمال شده و این فقط در بین نخبگان و هواداران نظام مطرح نیست. در مجموع جامعه ما، سوء استفاده های نجومی ایشان زبانزد خاص و عام است. حالا ممکن است این اطلاعات دقیق نباشد. این فقط به نخبگان جامعه ما محدود نمی شود. در کنار خدماتی که ایشان به انقلاب کرده اند، همیشه مخالف جابجایی قدرت بودند. این به نظر من بزگترین عیب آقای هاشمی است. الان ما در کشور خود به نقطه ای رسیده ایم که معادلات قدرت به شدت جابجا شده اند در یک سال گذشته و حتی از این فراتر در پنج شش سال گذشته. الان صحنه سیاسی ایران با ده سال گذشته خیلی فرق دارد و به نظر می آید جایگاهی برای ایشان متصور نیست و ایشان هم تا آنجا که می توانست سعی کرد در این معادلات و مناسبات قدرت خودش را حفظ کند، ولی به نظرم خودش و اطرافیانش احساس می کنند که مخالفت ها با ایشان دیگر کیفی، جدی و عمیق است. این به نظر من اشتباه استراتژیک است که نوک حملات و مخالفت ها را به دولت منحصر کنید. از این فراتر می رود حتی به نهادهایی بالاتر از دولت. آقای عابدین با اشاره به تلاش های رهبر جمهوری اسلامی در حفظ احترام آقای هاشمی رفسنجانی و انتقاد از حملات علیه وی، معتقد است، نطق اکبر هاشمی رفسنجانی پس از رویدادهای انتخابات سال پیش نطق بدی بود: «یکی از بدترین نطق های ایشان بعد از انقلاب بود. پر از ابهام بود. به نوعی تعبیر می شد که انگار ایشان از مجموعه انقلاب و نظام فاصله گرفته است. به عنوان یک نوع فرصت طلبی تعبیر شد آن هم زمانی که کشور و نظام با یک بحران جدی رو به رو بود و احساس می شد که به صورت عمدی دارد بین خودش و نهادهایی که بالاتر از دولت هستند، فاصله ای ایجاد می کند. این به یک نوع گسست در ارتباط بین آقای هاشمی رفسنجانی و رهبر تعبیر می شود.» ماهان عابدین با تاکید بر عمق اختلافات نظام با اکبر هاشمی رفسنجانی، نتیجه گیری می کند که این عوامل سبب تصمیم وی برای کناره گیری از صحنه سیاسی شده است. علیرضا حقیقی در همین زمینه و در پاسخ به سخنان آقای عابدین می گوید: «منظری که آقای عابدین تحلیل می کند، از موضع درون نظام است. یعنی بیشتر از موضعی که دولت آقای احمدی نژاد به مسئله آقای رفسنجانی نگاه می کند. چند تا تناقض در صحبت است. اولاً اگر این صحبتی که ایشان می کند که کل خانواده آقای رفسنجانی و فسادهایی که می گوید، مسئولیتش بر می گردد به رهبری انقلاب. به این مفهوم که آقای رفسنجانی پس از خروج از ریاست جمهوری هم حکم ریاست مجمع تشخیص مصلحت گرفت. این مقام حکم ساده ای نیست. بنابراین اگر این فساد وجود دارد، بر می گردد به نهادهای بالای قدرت. علاوه بر این اگر یادتان باشد، موقعی که دوره آقای رفسنجانی تمام شد، ایت الله خامنه ای گفتند که هیچکس برای من هاشمی رفسنجانی نمی شود. اگر این حرف ها صرفاً همین طوری است که مسئولیت اخلاقی دارد. نکته دوم که باید اشاره کنم اینست که آقای احمدی نژاد در مناظرات انتخاباتی شان فقط اتهام فساد مالی به ایشان نزد. اتهام کودتا به ایشان زد که ایشان در ارتباط با یک دولت خارجی که در سخنرانی مشهدشان اعلام کردند عربستان سعودی است، برای زدن آقای احمدی نژاد و سرنگونی دولت پول گرفتند. هر کشوری اگر بود فردا صبح یا باید آقای رفسنجانی در زندان بود یا آقای احمدی نژاد. چون یک اتهامی به یک شخص مهم مملکتی زده اید. ولی کسی رسیدگی نکرد. معلوم نشد که چه بود. نکته سوم، همه آن شاخص هایی که نیروهای طرفدار آقای احمدی نژاد در مورد جناح آقای رفسنجانی می گویند، منابع مالی پیدا می کنند، پول های بادآورده به دست آورده اند، رفتار آریستوکراتیک دارند، از موضع بالا نگاه می کنند، فکر می کنند مملکت مال آنهاست، همه اینها که مطرح می کنند، بخش عمده ای از آن به خود دولت احمدی نژاد هم بر می گردد. شما آقای محصولی را نگاه کنید، پولدارترین شخصیتی است که در کل دولت بعد از انقلاب داریم. اگر در دولت آقای رفسنجانی شما کسی را پیدا کردید که ثروتش به اندازه آقای محصولی باشد، حرف شما درست است. نکته چهارم، معاون اول رئیس جمهور، آقای رحیمی، مداح ترین فرد بوده در مورد آقای رفسنجانی. شما تمام صحبت هایی را که افراد مداحی کرده اند و خیلی شأن آقای هاشمی را بالا برده اند، بعد از انقلاب نگاه کنید، بیشترین آنها متعلق به آقای رحیمی است. آقای رحیمی تنها استانداری بود که وقتی آقای رفسنجانی سفر می کرد، دست ایشان را می بوسید. الان ایشان معاون اول رئیس جمهوری است. چطور ممکن است دولتی که می گوید من می خواهم با این جناح با این شیوه اشرافی گری مبارزه کنم، ایشان را معاون اول رئیس جمهور کرده؟ نکته بعدی خود آقای احمدی نژاد، موقعی که استاندار اردبیل که من در مقاله ام چهار نکته آن را یادآور شده ام، گفت هر کس که به دولت سازندگی انتقاد کند، خیانتکار است. یعنی کسی که خودش می گفت دولت سازندگی سمبل افتخار بعد از انقلاب است و هر کس به این دولت انتقاد کند، خیانتکار است، الان معتقد است که دوره سازندگی دوره دزدی بوده است. درست است که آقای هاشمی رفسنجانی خدمات ارزنده ای به انقلاب و کشور کرده اند، در سی سال گذشته، ولی در کنار این سوء استفاده های کلانی هم بوده که از طرف ایشان و خانواده ایشان اعمال شده و این فقط در بین نخبگان و هواداران نظام مطرح نیست. ماهان عابدین آقای حقیقی نتیجه گیری می کند که انتقادهایی که به آقای هاشمی رفسنجانی می شود، غالباً به دیگران نیز وارد است. آقای عابدین با تاکید بر اینکه نظرات او منعکس کننده دیدگاه های دولتی نیست، می گوید: «بزرگترین مسئله بر می گردد به مخالفت آقای هاشمی رفسنجانی با جابجایی قدرت،» و این نکته را یادآور می شود که «... به هرحال نکشانیم به کودتا، کودتا یک چیز خیلی بزرگی است، ولی مداخلاتی که آقای هاشمی رفسنجانی انجام می دادند، سوء استفاده از اموال و دارایی ها و فرصت های دانشگاه آزاد، اینها شبهات و سوء تفاهماتی ایجاد کرده که آقای هاشمی رفسنجانی متاسفانه در ۱۲ ماه گذشته نتوانسته پاسخ قانع کننده ای به اینها بدهد. عملکرد ایشان طی این مدت این طور تعبیر شده که ایشان تا یک حدی با دشمنان جمهوری اسلامی همسو شده است. یک مسئله امنیتی ایجاد کرده برای نظام و این یک دغدغه بسیار جدی است، نه فقط در محافل عمومی سیاسی، در محافل امنیتی و اطلاعاتی کشور دغدغه ایجاد کرده. یک سری نگرانی هایی را به وجود آورد که هنوز برطرف نشده است.» آقای جوادی حصار، نظرتان را در همین مورد می خواستم بپرسم و در عین حال هم از هر سه خواهش می کنم جمعبندی تان را در پاسخ به این پرسش هم بکنید که رهبر جمهوری اسلامی ایران چه محاسباتی را در موضع گیری در مورد مناقشه میان آقای هاشمی رفسنجانی و آقای احمدی نژاد باید در نظر بگیرد و چه هزینه هایی را در صورت حمایت آشکار از یکی از دو طرف متحمل می شود؟ محمد صادق جوادی حصار: در مقطع کنونی رهبری نظام در جاهای مختلفی از آقای احمدی نژاد به صورت شفاف حمایت کرده اند که این متعرض به جایگاه دولت است که رهبری خودشان را حامی دولت تلقی می کنند. بحث بعدی اینست که در پاره ای از مناقشاتی که فعلاً بین دولت (یا تفکر دولت) و هاشمی رفسنجانی و یاران ایشان وجود دارد، به آن غلظت و شدتی که از آقای احمدی نژاد حمایت شده، حمایتی از آقای هاشمی صورت نگرفته که حداقل موازنه پتانسیل بین دو طرف به وجود بیاید و ظرفیت و جایگاه هر دو در نگاه رهبری حداقل یک سان تلقی شود. ماهان عابدین: به چه دلیل باید موازنه ایجاد شود؟ آقای هاشمی رفسنجانی الان در مملکت ما کاره ای نیست. به چه دلیلی باید این موازنه ایجاد شود؟ محمدصادق جوادی حصار: الان خیلی کاره هستند. به خواست من و شما ربط ندارد. ایشان رئیس مجمع تشخیص مصلحتی است که این نظام برای آن مجمع تعریف کرده. حتی اختلافاتی که بین مجموعه های عالی نظام به وجود می آید و دستگاه قانونگذاری و اجرایی نمی توانند به صورت قانونی آن مشکلات را حل کنند، جایگاه حل آن مشکلات مجمع تشخیص مصلحت نظام است. ماهان عابدین: این نهاد مشورتی است. قدرت اجرایی ندارد. محمدصادق جوادی حصار: آقای هاشمی رئیس این مجمع است. درگیری های بعد از انتخابات ۲۲ خرداد توسط نیروهای دولت و مخالفان دولت در هر دو جنبه متعرض امنیت و منافع ملی کشور بود. یعنی در حقیقت آنها هم می گویند این کنش و واکنش ها باعث به خطر افتادن منافع نظام است، امنیت نظام است، آنها هم می گویند همین است. بعد بین دو طرفی که هر دو مدعی هستند، تنها جایگاه قانونی که می توانست با توجه به حضور همه پتانسیل های درون نظام تصمیم گیری شود، این مجمع بود. در مجمع تشخیص مصلحت هم نیروهای طرفدار آقای هاشمی هستند و هم نیروهای طرفدار دولت و هم نیروهای بینابین همه وجود داشتند. حتی نیروهای نظامی و امنیتی. لذا نمی شود گفت او جایگاهی نداشته. ایشان در همین شرایط فعلی رئیس دستگاه کنترل کننده و نظارت بر رفتار رهبری است. یعنی رئیس مجلس خبرگان رهبری هستند. مجلس خبرگان رهبری را اگر واقعاً برایش جایگاهی قائل باشیم، تنها جایگاهی است که می تواند در منازعات فیمابین بین منافع ملی و منافع مردم و دستگاه رهبری حکمیت کند، نظارت کند، تنها این مجلس است و ایشان رئیس این مجلس. چطور می توانیم بگوییم ایشان کاره ای نیست. اگر همین الان در کشور یک اتفاقی بیافتد، شما که می گویید ایشان هیچ نقشی ندارد، جزو اولین کسانی خواهید بود که خواهید گفت آقای هاشمی جزو سران نظام است و چرا در این مورد سکوت کرد و حرف نزد و یا همراهی نکرد با دستگاه حاکمه؟ من ضمن احترام به سخنان دوست مان [ماهان عابدین] که می فرمایند ایشان [اکبر هاشمی رفسنجانی] جایگاهی ندارد، من عرض می کنم که ایشان از منظر اجرایی و منظر حقوقی کاملاً در جایگاهی قرار گرفته اند که باید اشراف به همه این مسائل داشته باشند و حق دخالت و اظهار نظر. دستگاه مجمع تشخیص در حقیقت هدایت کننده مناسبات و تصمیمات کشور در بحران های پیش بینی نشده است. و الاّ مجمع تشخیص مصحلت اگر این تعریف برایش وجود نداشته باشد، تعریف قابل توجه دیگری برایش وجود نخواهد داشت. کل خانواده آقای رفسنجانی و فسادهایی که گفته می شود، مسئولیتش بر می گردد به رهبری انقلاب. به این مفهوم که آقای رفسنجانی پس از خروج از ریاست جمهوری هم حکم ریاست مجمع تشخیص مصلحت گرفت. این مقام حکم ساده ای نیست. بنابراین اگر این فساد وجود دارد، بر می گردد به نهادهای بالای قدرت. علیرضا حقیقی ماهان عابدین: رهبر انقلاب در بیست سال گذشته از مداخله صریح در این مسائل جلوگیری کردند و سعی کردند این موازنه را حفظ کنند. بلافاصله بعد از انتخابات رهبر انقلاب در آن سخنرانی که در نماز جمعه ایراد کردند، از حملاتی که به آقای هاشمی رفسنجانی صورت گرفت، به ویژه اتهامات مالی، گلایه کردند و گفتند که تا آنجا که خود ایشان اطلاع دارند، آقای هاشمی از موقعیت خودشان برای ثروت اندوزی استفاده نکردند. این یک حمایت آشکار است از جایگاه آقای هاشمی رفسنجانی در میراث انقلاب و به نظر من مداخله بیشتر رهبر در این مسئله فکر نمی کنم چیز مثبتی باشد. یک دعوایی وجود دارد و طرفین فقط دولت و یا تفکر دولتی موجود و آقای هاشمی رفسنجانی نیست. تا آنجا که من اطلاع دارم آقای هاشمی رفسنجانی محبوبیتی در اجتماع ندارد. یک کسانی هستند که از ایشان دفاع می کنند به هرحال کسانی که نفع بردند از زمامداری ایشان. ولی تا آنجا که به پایگاه های اجتماعی بر می گردد، احساس می شود که آقای رفسنجانی محبوبیت اجتماعی ندارد. آقای رفسنجانی وقتی در آزمایش افکار عمومی قرار گرفت، در مجلس شورای اسلامی ده سال پیش بود و انتخابات ریاست جمهوری پنج سال پیش که هر دوبار هم با شکست مفتضحانه ای رو به رو شد. علیرضا حقیقی: مجلس خبرگان اول شد آقای عابدین. ماهان عابدین: یک نکته دیگر که به نظرم جدی ترین مسئله اینست؛ در زمان ریاست جمهوری ایشان و دهه اول انقلاب که ایشان ریاست مجلس را عهده دار بودند، مسائلی به وجود می آمد که بسیار بسیار فجیع تر از مسائل یک سال گذشته بود. حالا شکر خدا که در کشور ما یک سری پیشرفت هایی حاصل شده، عملکرد نهادهای نظامی، نهادهای امنیتی از دهه ۶۰ و یا ۷۰ به نظر من پیشرفت هایی حاصل شده. البته ما با مسائل زیادی رو به رو هستیم. دوست ما در تهران [محمدصادق جوادی حصار] این مسئله را توضیح دهند که آقای هاشمی رفسنجانی و موضع گیری های ایشان، چرخش های گوناگونش را چطوری می خواهند توضیح دهند. اینکه آقای هاشمی رفسنجانی در برخی از صحبت هایشان طوری صحبت کردند که احساس می شد یک همسویی بین آقای هاشمی و دشمنان سرسخت جمهوری اسلامی در خارج از کشور به وجود آمده است. وقتی خبرنگاری از او خواست نظرش را در این باره که اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام صحبت از تمایل به کناره گیری کرده، بگوید، آقای احمدی نژاد به گفتن «خیلی ممنون» اکتفا کرد. علیرضا حقیقی: درست است که در جامعه ایران میان نخبگان و طبقات متوسط انتقادهایی به خط مشی سیاسی و اقتصادی آقای هاشمی وجود دارد. اگر مصاحبه ایشان را بخوانید، رهبر جمهوری اسلامی ایران انتقاداتی را که به فرزندان ایشان شده، کم و بیش پذیرفته و به هر حال احساس اینست که نقش اقتصادی فرزندان ایشان مورد انتقاد گروه های اجتماعی وسیعی در جامعه ایران است. اما اگر ایشان ملاکش نخبگان است، هیچ دولتی به اندازه آقای احمدی نژاد از نخبگان فاصله نگرفته. نظرسنجی هایی که میان دانشگاهیان ایران وجود دارد، همه مخالف احمدی نژاد اند. اقتصاد دانانی که در جامعه ایران هست، نگاه کنید، در مقایسه با دوره های قبلی بعد از انقلاب، هیچ دوره ای به اندازه الان نخبگان با دولتی که سر کار هست، مخالف نبودند. پس اگر ایشان [ماهان عابدین] ملاک را نخبگان بگیرند، دولت آقای احمدی نژاد پر فاصله ترین شخصیت سیاسی از نخبگان است. اگر ملاک نقد آقای رفسنجانی را بگیرند. اما دولت آقای رفسنجانی اگر فرزندان ایشان یا خودشان این کار را کرده، دولت باید پرونده ها را تکمیل کند و بدهد دادگاه در افکار عمومی منتشر کند و آنها هم باید پاسخگو باشند. اینکه ابهام گویی کند، این ها روش های تبلیغاتی سیاسی است. نکته سوم، در مورد امنیت، اگر امنیت مطرح است، مشاور آقای احمدی نژاد یک شهروند آمریکایی تبار است که دارد خلاف قانون آمریکا رفتار می کند؛ پروفسور مولانا. اما در مورد نظر رهبر انقلاب اگر می خواهید بگویید، به نظر من ایشان معتقد است آقای رفسنجانی بایستی موقعیت و کارویژه اش باید دوباره بازتعریف شود، قصد حذف ایشان را از قدرت ندارد، اما معتقد است در مسائل اساسی آقای رفسنجانی باید از کلیت انقلاب و مسائل اساسی حمایت کند و با دشمنان انقلاب مرزبندی کند. در مورد فرزندان ایشان هم نظر انتقادی دارد که مطرح شد. دیدگاهی که مثل آقای احمدی نژاد معتقد به حذف کامل آقای هاشمی است، به نظر من رهبری مخالف است با آن دیدگاه. اما معتقد است نقش آقای هاشمی باید بازتعریف شود. محمدصادق جوادی حصار، به پرسش های آقای عابدین پاسخ می دهد: «آقای هاشمی در آخرین انتخاباتی که برای خبرگان برگزار شد، ایشان نفر اول تهران شد و با اختلاف بسیار تعیین کننده ای. ایشان دستگاه نظارتی بر انتخابات را کاملاً کنترل کرد و دخالت قانونی کرد که نگذارد آن اتفاقاتی که در انتخابات ها می افتد، در مورد خودش رقم بخورد و دوباره حیثیتش زیر سئوال برود. بحث دوم اینکه آقای هاشمی اگر قرار است ایرادی از او گرفته شود، ایرادهای خیلی جدی تر باید گرفت و آن ایرادها در حوزه ای نیست که در مناسبات بین احمدی نژاد و هاشمی تعریف شود. آقای احمدی نژاد، شاغول نظام نیست که اگر کسی با او مخالف بود، همسو با منافع دشمنان ملت ایران حرکت کرده باشد. ماهان عابدین: این سئوال من نبود. شما می خواهید طرفین را آقای احمدی نژاد و آقای رفسنجانی تعبیر کنید. سئوال من این بود که عملکرد و موضع گیری های نامناسب آقای هاشمی رفسنجانی... محمدصادق جوادی حصار: به چه مناسبتی؟ آخر مناسبت را چه کسی باید تعریف کند؟ مناسبت در همسویی با احمدی نژاد است که ایشان چون با آقای احمدی نژاد همسو نیست، مناسب نیست یا هست؟ من حرفم اینست که اگر شاغول کشور قانون باشد و منافع نظام را قانون تعریف کرده باشد، مجمع تشخیص مصلحت نظام و جایگاه ایشان در مجلس خبرگان رهبری کاملاً تعیین کننده است که ایشان باید حرف بزند و باید دخالت کند. این که شما می فرمایید کاره ای نیست، بنده عرضم اینست که از شما توقع نمی رود. چون جایگاه قانونی ایشان را حداقل کسی نمی تواند در جایگاهی که الان هست، انکار کند. اما اینکه آقای هاشمی دارد سخن می گوید که خلاف منافع ملی است، ما باید ببینی که منفعت ملی را بر اساس چه چیزی تعریف می کنیم؟ اگر آنچه که آقای هاشمی می گوید خلاف منافع ملی است، ۱۶ میلیون به تعبیر شما و دقیقش ۱۴ میلیون رای به آقای موسوی داده شده، اینها خلاف منفعت ملی تلقی می شود. ماهان عابدین: شعله ور کردن این بحران در راستای منافع ملی بود؟ کاری که ایشان خیلی آگاهانه انجام داد در نطقی که در نماز جمعه ایراد کردند؟ محمدصادق جوادی حصار: من در صحبتی که آقای علیرضا حقیقی کردند که شما از موضع دولت حرف می زنید یک مقدار تردید داشتم. ولی الان دیگر کاملاً مطمئن شدم که شما دارید از موضع امنیتی داخل نظام حرف می زنید. اشکالی هم ندارد. ما حاضریم که حرف حتی نیروهای امنیتی را هم از تریبون های رسمی بین المللی بشنویم. اما یک مطلب را نباید فراموش کرد. برای ملکوک کردن چهره مخالف که نباید به هر وسیله ای متوسل شد. اگر قرار است که ما با این طور شاغول هایی که شما سخن می گویید حرف بزنیم، صحبت هایی هست که آقای احمدی نژاد از خیلی از طرفداران آقای احمدی نژاد که می شود گفت ولی ما آنها را به منفعت کشور نمی دانیم که بگوییم و از تریبون رسمی بین المللی بگوییم که آقای احمدی نژاد این کار را کرده و آن کار را کرده. ایرادهای بسیاری به آقای هاشمی وارد است و یکی از بزرگترین ایرادها سکوت ایشان در هشت سال ریاست جمهوری در برابر این شعار بود که «مخالف هاشمی، مخالف رهبر است، مخالف رهبری دشمن پیغمبر است»، یعنی هر کس با هاشمی مخالفت کند و با رهبری مخالفت کند دشمن پیغمبر است و خونش مباح. آقای هاشمی هشت سال این را شیند و سکوت کرد.
امام جمعه های ایران روز جمعه در اغلب شهرها، از برخورد نیروهای انتظامی با مسئله بدحجابی حمایت کردند. درتهران آیت الله امامی کاشانی گفت در برخورد با اوباشی که مزاحم نوامیس مردم هستند باید از نیروی انتظامی حمایت کرد. امام جمعه های ایران روز جمعه در اغلب شهرها، از برخورد نیروهای انتظامی با «مسئله بدحجابی» حمایت کردند. درتهران آیت الله امامی کاشانی گفت در برخورد با اوباشی که مزاحم نوامیس مردم هستند باید از نیروی انتظامی حمایت کرد. در قم نیز حجت الاسلام محمد سعیدی، امام جمعه این شهر گفته است که «این اقدام نیروی انتظامی در برخورد با مظاهر بدحجابی، خواست مردم است و حمایت مردم را به دنبال دارد.» حمایت امامان جمعه از نیروی انتظامی در مسئله برخورد با «بدحجابی» در حالی است که محمود احمدی نژاد پیش از این تلویحا از اقدامات نیروی انتظامی انتقاد کرده بود. محمود احمدی نژاد گفته بود: « [این موضوع] ربطی به دولت ندارد. دولت واقعا در اینها دخالت ندارد. ما اینها را توهین می دانیم که یک زن و مردی توی خیابان راه می روند، کسی بیاید و بپرسد که چه نسبتی با هم دارند؟ به توچه؟ ما حق نداریم؟ هیچ کس حق ندارد سوال کند. بعضی ها هستند که تا اسم زن می آید ناراحت می شوند. خوب! بعضی ها باید خودشان را درست کنند.» کلید این مخالفت با محمود احمدی نژاد را یکی از ذی نفوذترین امام جمعه های ایران و سنتی ترین روحانیون کشور، یعنی احمد جنتی، زد. احمد جنتی اندکی پس از سخنان احمدی نژاد گفت: «این چه حرف هایی است که یک عده حساب نکرده می زنند؟ نیروی انتظامی ما دارد کار می کند. چرا دستش را ببندیم؟ چرا بهانه جویی کنیم؟ ما با تخلف یک مامور ، کار را زمین بگذاریم؟ من نمی دانم چطور شد اینجا که می رسد باید کار فرهنگی کرد؟ هیچ جای دیگر نباید کار فرهنگی کرد؟» منتقدان جریان حاکم در جمهوری اسلامی بر این باورند که ستاد ائمه جمعه که زیر نظر رهبر ایران اداره می شود، هر هفته مطالب مهمی را برای امام جمعه ها ارسال می کند. این مطالب معمولا در چهارچوب یک بولتن تهیه شده و به امام جمعه ها ابلاغ می شود که بهتر است چه چیزی را بگویند. درست به همین دلیل است همه امامان جمعه تقریبا مشابه همدیگر سخن می گویند. اما چرا نهاد ائمه جمعه که نهادی منتصب به آیت الله خامنه ای است، حالا ترجیح داده در مسئله حجاب از محمود احمدی نژاد حمایت نکند که هیچ، بلکه بر منبرها بدون بردن نامش از او انتقاد کند؟ مجید محمدی، جامعه شناس مقیم آمریکا این وضعیت را جنگ قدرت بین روحانیون از یک طرف و نظامی – امنیتی ها از طرف دیگر می داند. مجید محمدی به رادیو فردا میگوید: با توجه به اینکه اکثر این انتقادات از سوی روحانیون عرضه می شود که یا در ارتباط با بیت رهبری هستند و یا رانت خوار حکومتند، مثل برخی مراجع. من این را کمتر به حساب دغدغه های دینی و مذهبی این روحانیون می گذارم. بیشتر به نظر من باید رفت به سراغ عوامل سیاسی . در یکسال گذشته با توجه به برآمدن نظامیان در مسئله قدرت در ایران، دو احساس خطر از سوی روحانیت در برابر دولت آقای احمدی نژاد به چشم می خورد، یک احساس خطر این است که نظامی ها که عمدتا آقای احمدی نژاد منافع آنان را نمایندگی می کند، دست بالاتر را در قدرت به دست گرفته اند. و امروز روحانیت برای ادامه حکومت، به آنان وابستگی پیدا کرده است. نکته دوم اینکه خود بیت هم به نوعی در شرایط امروز از سوی آقای احمدی نژاد و همراهانش احساس خطر می کند. علت اصلی آن هم این است که الویت اول برای نظامیان، کسب منافع اقتصادی است و نه پیشرفت برنامه های اجتماعی روحانیت. اما چرا محمود احمدی نژاد در مسئله مبارزه با بدحجابی نمی خواهد سخت گیری محافظه کاران سنتی را داشته باشد؟ آیا محمود احمدی نژاد طرفدار مطالبات زنان است؟ یا در پی منافع سیاسی خاص خود است؟ مجید محمدی، تحلیلگر سیاسی و جامعه شناس در آمریکا می گوید: من بعید می دانم که این دیدگاه شخصی آقای احمدی نژاد باشد. این مجموعه نیروهای نظامی که از سپاه به قدرت سیاسی دست یافتند، برای بالا رفتن از پلکان قدرت، به این نیاز داشتند که وانمود کنند که خودشان پیروان و هواداران بسیار خاص ایدئولوژی اسلام گرایی هستند. نکته دوم اینکه که به نظر من وجود دارد این است که دولت آقای احمدی نژاد، خود ایشان و همراهانش به خوبی متوجه شده اند که امروز دیگر روحانیت گروه مرجعی برای جوانان جامعه نیست. و دولت آقای احمدی نژاد اگر بخواهد به حیات نظامی ها ادامه دهد، باید تا حدودی با نسل جوان و مطالبات اجتماعی آنان کنار بیاید. و حداقل یک نوع تساهل و تسامح برای جوانان ایجاد کند که یکباره جمعیت میلیونی علیه حکومت به خیابان ها نریزند. در مجموع به نظر می رسد طیف گسترده انتقادات علنی و غیر علنی امروز روحانیون از مواضع دولت در مورد مسئله مبارزه با بدحجابی می تواند نشانگر این موضوع باشد که روحانیون سنتی و محافظه کار، همچنان می خواهند حکومت ایران به عنوان حکومت روحانیون شناخته شود. گر چه مدت هاست که بسیاری از مخالفان و منتقدان جمهوری اسلامی بر این باورند که این دیگر حکومت روحانیون نیست که بر کشور حاکم است، بلکه حکومت نظامیان و نیروهای امنیتیست. و به همین دلیل صدای اعتراض روحانیون هم درآمده است.
تولید و صادرات نفت خام ایران که طى یکصد سال گذشته به تنهایى بار اقتصاد یک پایه کشور را بر دوش داشته بدلیل ادامه و تشدید شرایط بحرانى چهار سال اخیر در خطر جدى توقف کامل قرار گرفته است. تولید و صادرات نفت خام ایران که طى یکصد سال گذشته به تنهایى بار اقتصاد یک پایه کشور را بر دوش داشته بدلیل ادامه و تشدید شرایط بحرانى چهار سال اخیر در خطر جدى توقف کامل قرار گرفته است. هشدار هاى تازه عماد حسینى سخنگوى کمیسیون انرژى مجلس شوراى اسلامى دایر بر تولید روزانه ۴۰۰ هزار بشکه نفت غیر صیانتى، باز گوى تنها بخشى از بحران کنونى در صنایع بالا دستى نفت ایران است. اظهارات عماد حسینى در زمینه تولید نفت غیر صیانتى تنها به نیمى از ارقام واقعى بحران تولید نفت خام اشاره داشت. در واقع روزانه بیش از ۸۰۰ هزار بشکه از نفت خام ایران با شیوه هاى غیر صیانتى تولید می شود و ارقام ارائه شده از سوى آقاى حسینى بسیار محافظه کارانه و محتاطانه است. در حال حاضر ایران داراى دو هزار حلقه چاه فعال است. بیش از ۸۰ درصد از تولید نفت ایران از میدان هایى صورت می گیرد که نقطه اوج تولید خود را پشت سر گذاشته و با مشکل افت فشار و در نتیجه کاهش بازدهى روبهرو هستند. به این دلیل برداشت صیانتى از میدان هاى نفتى در این شرایط از اهمیت بیشترى برخوردار است. کاهش متوسط تولید طى دهه پنجاه و سال هاى پیش از انقلاب متوسط برداشت روزانه از هر حلقه چاه ایران ۱۸.۰۰۰ بشکه بود. در حال حاضر متوسط برداشت چاه ها به کمتر از ۲۰۰۰ بشکه در روز تقلیل یافته است . در صورت ادامه روند برداشت ارزان قیمت و بى توجهى به موضوع افزایش بازدهى چاه هاى سالمند که اصطلاحا برداشت غیر صیانتى خوانده می شود، صادرات نفت خام ایران در شش یا هفت سال آینده متوقف خواهد شد و در کمتر از ۱۰ سال ایران نیازمند واردات نفت خام از خارج خواهد بود. در صورتى که انتقال بخش بزرگى از مصرف نفت و بنزین به گاز طبیعى صورت نمى گرفت و چنانچه ذخایر گاز پارس جنوبى کشف نمی شد، صادرات نفت خام ایران در یک یا دو سال پیش عملا متوقف شده بود. این اتفاق در صورت عدم تغییر در ساختار مدیریت سیاسى کشور، با توجه به توقف کنونى افزایش تولید گاز ایران و ادامه روند مصرف نفت و گاز در چند سال آینده روى خواهد داد. عدم تناسب تولید ایران با در اختیار داشتن ۱۳۰ میلیارد بشکه ذخایر ثابت شده نفت، بعد از عربستان سعودى در مقام دوم جهان قرار دارد. هزینه تولید نفت خام در ایران نیز نسبت به بسیارى از کشور هاى نفت خیز بسیار پایین است. از جمله هزینه تولید نفت در حوزه خزر پنج برابر بیشتر از هزینه تولید نفت در ایران است. با این وجود در صورت عدم استفاده از تکنولوژى پیشرفته در تولید و غفلت از سرمایه گذارى کافى در جهت برداشت صیانتى از میدان هاى نفتى امکان ادامه بهره بردارى از این منابع تدریجا از دست خواهد رفت. در صورت کاهش فشار چاه و قطع تولید، ذخایر باقى مانده در چاه هرگز قابل بازیافت نخواهد بود ( دست کم با تکیه بر تکنولوژى شناخته شده کنونى). در حال حاضر میزان متوسط باز یافت چاه هاى نفت ایران در حدود ۲۰ در صد است. مفهوم هشدار عماد حسینى این است که در صورت ادامه و افزایش میزان بهره بردارى غیر صیانتى که ارزان ترین شیوه استخراج نفت و در عین حال غیر مسئولانه ترین راه بهره بردارى از ذخایر غیر قابل جایگزینى کشور است، ۸۰ در صد از این دارایى ها براى همیشه از دست خواهد رفت. میزان بازیافت نفت در کشور هاى همسایه ایران از میدان هاى در دست بهر بردارى و ذخایر شناخته اینک مابین ۳۵ تا ۴۰ در صد است. در آمریکا و کانادا این میزان را تا ۴۵ در صد نیز بالابرده اند. در ایران بدلیل پرهیز از سرمایه گذارى کافى در تولید نفت و محروم ماندن از تکنولوژى پیشرفته بخصوص طى سال هاى اخیر، صد ها میلیارد دلار دارایى هاى ملى عملا در خطر انهدام کامل قرار گرفته اند. روش هاى صیانتى یکى از روش هاى برداشت صیانتى از میدان هاى نفت، حفر چاه هاى بیشتر و همچنین تزریق گاز به چاه هاى قدیمى است. در آمریکا سالانه ۲۵۰۰ حلقه چاه نفت جدید حفر میشود. عماد حسینى نیز اذعان کرده است که ایران بمنظور دست یافتن به هدف تولید ۵.۱ میلیون بشکه نفت در روز نیازمند حفر ۶۰۰۰ چاه تازه است. مطابق گزارش مرکز تحقیقات مجلس شوراى اسلامى صنایع نفت و گاز ایران طى ۱۵ سال آینده و بمنظور دست یافتن به هدف هاى چشم انداز ۲۰ ساله که یک چهارم زمان آن سپرى شده، نیازمند ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه گذارى است. آقاى احمدى نژاد طى شش سال گذشته حدود ۴۰۰ میلیارد دلار درآمد هاى ناشى از صادرات نفتى ایران را هزینه کرده است. دست کم ۲۵ در صد از این درآمد ها می باید در جهت صیانت و افزایش بازیافت منابع غیر قابل تجدید نفت ایران هزینه می شد. زیان هاى این غفلت بزرگ از میزان درآمد هاى نفتى دولت بیشتر بوده است. در حال حاضر تعداد چاه هاى حفر شده در یک سال و میزان سرمایه گذارى در صنایع بالا دستى نفت ایران به یک دهم حد اقل مورد نیاز نیز نمی رسد. در زمینه تزریق گاز نیز ایران دست کم نیازمند تزریق روزانه ۲۵۰ میلیون متر مکعب گاز به چاه هاى نفت است. دولت بمنظور تامین نیازمندى هاى مصرف داخلى و ترس از توسعه نارضایتى ها از پرداختن به این امر حیاتى در حد اقل کفایت نیز باز مانده است. روى کردن روز افزون به برداشت غیر صیانتى هم اکنون عوارض تلخ خود را در قالب کاهش ظرفیت تولید نفت خام ایران نمودار ساخته است. این عوارض با ادامه وضع موجود هر ساله تشدید خواهد شد. کاهش تولید هم اکنون تولید میدان نفتى مارون که زمانى به بیش از ۹۲۰ هزار بشکه در روز می رسید به حدود ۴۰۰ هزار بشکه در روز تقلیل یافته است. میدان نفتى اهواز نیز که در گذشته ۲۵ در صد از تولید نفت کشور را بخود اختصاص داده بود اینک به ظرفیت روزانه مابین ۱۰ تا ۱۵ هزار بشکه رسیده است. با این وجود وضعیت تولید نفت در حوزه زیر مدیریت فلات قاره از این هم دردناکتر است. منطقه فلات قاره براى حفظ روند تولید و بهره بردارى صیانتى نیازمند سرمایه گذارى هاى بیشتر از میدان هاى قرار گرفته در خاک ایران است. در نتیجه این بى توجهى در طول چهار سال گذشته، ۱۶ میدان نفتى ایران در آب هاى خلیج فارس که عموما در مناطق مشترک با همسایگان قرار دارند، با کاهش تولید روبهرو بوده اند. مطابق آمار موجود در ابتداى خرداد ماه تولید نفت از منطقه بهرگان که داراى چهار میدان بهرگان سر، هندیجان، سروش و نوروز است ۱۸۲.۱ بشکه در روز بوده حال آنکه برنامه تعیین و اعلام شده تولید از این منطقه ۱۹۶ هزار بشکه در روز است. منطقه عملیاتى خارک با سه حوزه ابوذر، درود و فروزان که با عربستان سعودى مشترک است داراى برنامه اعلام شده تولید ۳۳۷ هزار بشکه در روز است حال آنکه تولید کنونى آن در حد ۳۱۱ بشکه در روز باقى مانده است. در منطقه لاوان ایران داراى چهار میدان رشادت، رسالت، بلال و سلمان ( مشترک با امارات) است. در حال حاضر تولید این منطقه نیز بجاى ۱۰۵ هزار بشکه برنامه اعلام شده در روز تنها محدود به ۹۴.۱هزار بشکه رسیده است. در منطقه سیرى با دارا بودن ۵ میدان نفتى سیوند، دنا، الوند، اسنفد و نصرت ( مشترک با امارات ) برنامه اعلام شده تولید ۹۴ هزار بشکه در روز بوده که تولید بدست آمده روزانه به ۸۵ هزار بشکه کاهش یافته است. بهانه وزارت نفت در توجیه کاهش تولید نفت از مناطق فلات قاره پیروى از سهمیه اعلام شده اوپک است، حال آنکه به نسبت تولید مجموع نفت ایران، تحمیل این کاهش سهمیه تولید به حوزه هاى مشترک که در آنها هزینه تولید بالاتر از میدان هاى واقع شده در خشکى است قابل قبول بنظر نمی رسد. بى تردید قطع صادرات و توقف تولید نفت و نیاز ایران به واردات نفت خام در زمان دولت دهم اتفاق نخواهد افتاد. اما در صورت ادامه وضع موجود این خطر بالقوه هر سال نزدیک تر شده و پس از سپرى شدن دوران دولت کنونى اجتناب ناپذیر خواهد شد. آقاى احمدى نژاد طى شش سال گذشته حدود ۴۰۰ میلیارد دلار درآمد هاى ناشى از صادرات نفتى ایران را هزینه کرده است. دست کم ۲۵ در صد از این درآمد ها می باید در جهت صیانت و افزایش بازیافت منابع غیر قابل تجدید نفت ایران هزینه می شد. زیان هاى این غفلت بزرگ از میزان درآمد هاى نفتى دولت بیشتر بوده است. در عمل دولت کنونى در برابر هر دلار برداشت بدون زحمت از منابع ملى ایران بیش از ۲ دلار از این منابع را به باد داده است. ادامه این روش در آینده اى نه چندان دور به نابودى کامل این ثروت ملى خواهد انجامید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر