-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ تیر ۱۵, سه‌شنبه

Posts from Khodnevis for 07/06/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



اعتراض شدید نروژ به حکم اعدام سکینه آشتیانی در جلسه اضطراری با سفیر ایران



به گزارش NRK News اسپن بارت اَیده، منشی‌ دولت در وزارت امور خارجه نروژ، امروز با احضار سفیر ایران به حکم سنگسار مادر دو فرزند بخاطر زنا اعتراض کرد. سفیر ایران سید حسین رضوانی روز دوشنبه به یک جلسه اضطراری با منشی‌ دولت در وزارت امور خارجه خوانده شد.

  این مقام نروژی گفته است که: «من دیگر بار نگرانی‌های عمومی خود را در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران تکرار کردم و مشخصا از سه قضیه نام بردم. یکی‌ از آنها در رابطه با سکینه آشتیانی که محکوم به مرگ از طریق سنگسار است، بود. دومین مربوط به محکومیت اعدام محمد رضا حدادی میشد که بخاطر قتلی که در زیر ۱۵ سالگی مرتکب شده به مرگ محکوم گردیده است. اعدام وی بهمین خاطر با کنوانسیون سازمان ملل در رابطه با حقوق کودک در تناقض است.»

منشی‌ دولت همچنین وضعیت مجید توکلی دانشجوی زندانی را که تنها بخاطر مخالفت‌های خود با رژیم از طریق سخنرانی در ایزوله بسر میبرد عنوان کرد. مجید توکلی در زندان از وضعیت بد جسمی‌ رنج میبرد.

ابزار اعتراضی شدید

احضار یک سفیر به یک جلسه اضطراری در سطح سیاسی یکی‌ از شدیدترین ابزار است و بخوبی بیانگر مواضع نرو

- بارت اَیده همچنین اشاره کرد که ما با دقت روند رسیدگی این پرونده‌ها را دنبال می‌کنیم.


در همین رابطه مازیار کشوری، عضو حزب سیاسی  FRPکه خود زاده ایران است نیز خواهان عکس‌العمل شدیدتری که شامل فرخواندن سفیر نروژ از ایران و ایجاد محدودیتهای مسافرتی‌ برای سران رژیم است شد.*

در معرض اعدام

سکینه آشتیانی، مادر ایرانی دو فرزند به اتهام زنا به سنگسار محکوم شده است. بنا بر ادعای وکیل وی خطر اجرای این حکم فوری است. فرزندان این خانم ۴۳ ساله قبل از شروع تعطیلات آخر هفته‌ ای که گذشت کمپینی جهانی‌ را برای تبدیل حکم مادرشان آغاز کردند.

سجاد که پسر این خانم است به روزنامه انگلیسی‌ گاردین میگوید مادر ما بیگناه است.

وکیل ایشان محمد مصطفایی نیز اشاره می‌کند که هیچ مدرکی‌ برای اثبات جرم در پرونده ثبت نشده است.

- بر اساس گفته مصطفایی به گاردین او به سنگسار محکوم شد چون سه نفر از پنج قاضی پرونده بنا بر استنباط شخصی‌ حکم به گناهکاری وی داده اند.

اسپن بارت اَیده به این موضوع اشاره می‌کند که این خانم قبلا برای همین جرم محکوم به ۹۹ ضربه شلاق شده بوده است.

- به گفته اسپن بارت اَیده به موسسه
NTB
این حکم مرگ با موازین پایه ‌ای حقوقی بدلیل آنکه نمی‌شود کسی‌ را برای یک جرم دو بار محکوم کرد در تناقض
آشکار است.

دیپلماتهای نروژی اطلاعی از قریب الوقوع بودن اجرای این حکم در دست ندارند.

کم سالان هم اعدام می‌شوند

به گفته سازمان حقوق بشر برای ایران که یک سازمان تشکیل شده در تبعید است در چهار شنبه آینده خطر بوقوع پیوستن یکی‌ از همین اعدام ‌های جنجالی وجود دارد. در اینروز خطر اعدام محمد رضا حدادی ۲۲ ساله که به ادعای مسئولان مسولیت قتلی که در زمان زیر ۱۵ سالگیش مرتکب شده را به عهده گرفته وجود دارد. پدر وی مدعیست که فرزندش بیگناه است و بدلیل تطمیع مجرمین اصلی‌ که مدعی پرداخت رقم بالایی‌ پول به خانواده ‌اش شده بودند گول قبول ارتکاب به جرم را خورده است. بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر ایران در سال ۲۰۰۹ پنج تن از این کمسالان حکم اعدام در موردشان اجرا شده است.


از نشخوار دیالوگ بیرون بیایید

مازیار کشوری، مشاور امور شهری حزب FRPدر اسلو خواهان عمل مشخص از طرف نروژ و کشور‌های دیگر در قبال این اعتراضات شده است:

- کشوری می‌گوید ایران کشوری است که به نسبت میزان جمعیت بالاترین رغم اعدام‌ها را دراست. آنها با اعدام کم سالان کنوانسیون سازمان ملل در مورد حقوق کودکان را آشکارا نقض می‌کنند. و مجازات عقب افتاده سنگسار در مورد پرونده‌های "اخلاقی‌" همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرد. دیپلماسی و دیالوگ عدم کارایی‌ خود را در قبال سران تهران اثبات کرده است. مقامات نروژ باید از « نشخوار» کردن دیالوگ بیرون بیایند و بگذارند که حرف با عمل تعقیب شده و سفیر خود در ایران را فراخوانند. در کنار آن ما باید تلاش کنیم که همراهی اتحادیه اروپا و کشورهای دیگر برای اعمال محدودیت ‌های سفر برای سران حکومتی، مشابه آنچه که برای سران زیمبابوه اعمال شد، جلب کنیم.

بر اساس آمار خبرگزاری فرانسه، تا کنون در سال جاری ۸۴ نفر در ایران اعدام شده‌اند. در سال گذشته دستکم حکم اعدام برای ۲۷۰ نفر اجرا شد.


NTB

*این حزب یکی‌ از دست راستی‌‌ترین احزاب نروژ است که محور سیاست خود را در مبارزه با مهاجرین و تشدید و تحدید مقررات عدم قبول مهاجر و پناهجویان قرار داده است.( توضیح مترجم)*


 


تلویزیون جنبش سبز، وپرهیز از صدا و سیمایی شدن - ۲

امروز در فضای آنلاین، بحث‌های زیادی در باره رسانه تلویزیونی سبز مطرح شده است. بسیاری آنرا تلویزیون آقای مهاجرانی خوانده‌اند، که البته با توجه به پیشدستی آقای کدیور در اعلام راه‌اندازی چنین تلویزیونی، می‌توان آنرا سیمای آقای کدیور هم خواند.

به هر روی، اگر چنین باشد و حامیان مالی جرس با همراهی گروه‌های دیگر چنین شبکه‌ای راه‌اندازی کنند، می‌توان امیدوار بود که تا ابد سوژه در اختیار دیگر رسانه‌های مستقل و نیمه مستقل خواهد بود!

اما برای من چند سوال وجود دارد؛

هفته پیش که در پاریس بودم، با برخی محدودیت‌های این رسانه آشنا شدم که چون تکذیب نشد، احتمالا واقعیت هم داشته است، از جمله سخن نگفتن از وقایع دهه ۶۰ که بررسی مسوولیت افراد در آن دوران و میزان دخالت و اطلاع‌شان از وقایع را عملا «ماست‌مالی» می‌کند.

یا بر فرض، اگر کسی خود را عضو جنبش سبز بداند، اما توسط آقای مهاجرانی ردصلاحیت شود چون اعتقادی به آیت‌الله خمینی و روند جاری در کشور در دوران طلایی نداشته، حق حضور در برنامه‌های تلویزیونی «سبز» را دارد؟

یا مثلا چنین رسانه‌ای در باره حقوق اقلیت‌های دینی، اقلیت‌های قومی و اقلیت‌های جنسیتی چه خواهد گفت؟ فرض کنید یک همجنس‌خواه از رهبران سبز در باره نحوه برخورد با او بر اساس سوابق «دوران طلایی امام» بپرسد، و در ضمن بگوید که به خود به عنوان بیمار نگاه نمی‌کند و نمی‌خواهد برای حفظ جان، جنسیت جدیدی برگزیند.

طبیعتا چنین رسانه‌ای با توجه به محدودیت‌هایی که گفته می‌شود بر سر راه خود گذاشته، با سوال‌های بسیاری روبرو خواهد شد. یکی از راه‌های رفع این مشکل، تلاش برای از سر راه برداشتن منتقدین است که به نمونه‌های آن اشاره شود بهتر است!

اما راه دیگر طبیعتا اعلام خطوط قرمز چنین رسانه‌ای است که مخاطب بداند رسما منتظر ورود برنامه‌سازان به چه حوزه‌هایی نباشد.

اما این سوال در ذهن من شکل گرفت که طبیعتا چنین رسانه‌ای حتما برنامه‌های اجتماعی خواهد داشت. اگر در خلال برنامه‌سازی‌ها، یکی شیطنت کرد و در باره «تعدد همسر» برنامه‌ای ساخت و از پرداخت نکردن حقوق کامل همسران سابق و فرزندان و ...آیا این برنامه از این تلویزیون پخش خواهد شد؟ و اگر برنامه‌ای تک‌سویه ساخته شود که با اعتراض تعدادی از مخاطبان روبرو شد، آیا زمان برابر به معترضان و احیانا کسانی که اطلاعات ویژه‌ای دارند داده خواهد شد؟


 


برای فرزاد کمانگر










چنانم قُرص درایمـــان پیروزیّ مردم، این ستمـگررا

که باور می‌کنم صبر دماوند و سخــــای ماه واختررا

جـــــدایی سپیدی از سیــــــاهیّ شب اما، نرم و آهسته

چه سان آرد سحر، آنگه‌ برآردشاه آتش‌زای خاوررا

شکست تیغهٔ تیز تبردرجنگ با جنـــــگل، همه شمشاد

اگرچه برزمین‌ انداخته قــامت، بسی سرو و صنوبررا

گذار مـــــاهی آزاد دریا‌ها، زصــــد‌ها سدّ ودام مرگ

رسد برمقصد مقصود وگیردعاقبت، رود مقـــــدّر را

به آرش،پهلوان ایران‌پرست‌ جان‌به‌کف‌، درموقع پرتاب

فداکردجان‌ وجابگذاشت‌ مردانی چو"فرزاد کمانگر"را

عقاب تیزچنــــگ و تیز پـــــروازی به نام پاک آزادی

که اوج آسمان خواهد، گشاید راستین شهبال و شهپررا

هلایزدان پاک حامی میهن! به‌جان خواهم که بازآری

نجات ملّت ایران، زاهریمن به سرقت برده افسر را


 


خامنه‌ای در حکم حکومتی گفت: اکبر جان این بار نظرم به شما نزدیک‌تر است


 

متن پیام عارفانه سیاسی  روحی الفدای حضرت مستطاب آیت‌الله‌العظمی کبیر  سید علی خامنه‌ای (قدس سره شریف و غیرو) :

با سلام به اکبر خان رفیق شفیق ۵۳  ساله خودم که در برخی از نقطه نظرات باهات مشکل دارم و البته نظر دکترررر احمدی نژاد به بنده نزدیک‌تر است ولی در مورد دانشگاه آزاد اسلامی نظر بنده به نظر شما نزدیک‌تر است. دیدم جریان باغ فدک هم همینجوری بود که لعن و نفرین ابدی را پشت سرخودش داشته است. گفتم بده که باغ دانشگاه غیر انتفاعی آزاد اسلامی را از شما باز پس بگیرم  لذا با این حکم حکومتی اعلام می‌کنم هرکی قصد تعرض به باغ و حیاط خلوت یار گرمبه و گلستانه  ۵۴ ساله‌ام ( همین الان دقیقا شد ۵۴ سال) را داشته باشه دیگه سر وکارش با کرام‌الکاتبین  ونیروهای  امداد غیبی است. اصلا چه معنی میده کسی که ۲۸ ساله باغی را آباد کرده و آبیاری کرده و با اجازه امام مرحول تاسیس کرده را یه شبه با ورق پاره شورای عالی انقلاب فرهنگی مصادره کنه. صرحتا عرض می‌کنم  این بار نظر من به نظر شخص علی اکبر هاشمی رفسنجانی نزدیکتر است.

دکتررر جون این بار کوتاه بیا و به ساندیسی‌ها بگو جلوی شیره‌کش خونه بهارستان تجمع نکنند تا آبها از آسیاب بخوابه و دیگه هیچ معاند و محاربی نباید به خودش اجازه بده درین باره حرفی بزنه.

از علی لاریجانی رییس مجلس اسلامی  که شجاعانه از حق برادر مظلوم استوانه انقلاب اسلامی حاج شیخ علی اکبر رفسنجانی در شیره‌کش خانه بهارستان دفاع کردند ممنون هستم  وجدان خفته را در ضمیر من به کمک امام زمان (عج)  روشن کردند تا از این  حق خوری آگاه شوم. ساندیس مداران عزیزم که چشم وچراغ من هستید از شما نیز مچکرم که با صبر  و استقامت مضاعف مشکلات کشور را تحمل می کنید و دندان به جیگر بگیرید.

 

والسلام سید علی خامنه‌ای


 


علیرضا رضایی
 


"گروه بيست" و حكایت دنیای امروز

آماده به سوی اجلاس ریاضت كشی

اجلاس سالانه كشورهاي صنعتي گروه های ٨ و ٢٠ (G8 & G20) امسال در شهر تورنتو كانادا برگزار شد. از ماه‌ها قبل این شهر برای این موضوع آماده می‌شد. قریب به اتفاق ساكنین این شهر مثل نویسنده این سطور، قبل از اینكه خبر برگزاری این اجلاس را بشنویم، خبر آماده شدن پلیس از یك طرف و معترضین به این اجلاس از طرف دیگر برای جنگی تن به تن را شنیدیم. هرچه به هفته آخر این ماه نزدیكتر می‌شدیم، فضای شهر میلیتاریزه‌تر می‌شد. با چنین میلیتاریزمی البته بحث‌های سیاسی، و شك و تردید درباره دلیل این میلیتاریزم و اهداف پشت پرده آنها نیز آغاز می‌گردد. هیچ كسی، نه مدیا، نه مردم، و نه حتی مقام‌های دولتی از موضوعات احتمالی مورد بحث در این اجلاس و «اهمیت» آنها چیزی نمی‌گفتند. هر آنچه كه بود بحث درباره بی‌ربطی آنها به زندگی مردم و دور گرفتن دوره دیگری از اعتراضات بود. پلیس شهر تورنتو، به ادعای رقمی كه خودشان ارائه داده اند، ١،٢ میلیارد دلار (١۲۰۰ میلیون دلار) فقط خرج به اصطلاح امنیت شركت كنندگان و مهمانان این اجلاس كرده بود. این رقم هزینه اقدامات پنهانی را شامل نمي‌شود.  هزینه مسدود كردن نصف شهر ٥ میلیونی و اینكه در این مدت بزرگترین شهر كانادا و یكی از بزرگترین شهرهای آمریكای شمالی، حالت یك شهر جنگ زده بخود گرفته بود را هنوز كسی جائی اعلام نكرده است. سال گذشته این اجلاس در شهر پیتزبورگ آمریكا برگزار شد و هزینه اقدامات انجام شده برای تورنتو در آنجا ١٨ میلیون دلار اعلام شد. بزرگترین رقم اعلام شده در این خصوص در تاریخ این اجلاس ١٠٠ میلیون دلار اعلام شده است. با این ١،٢ میلیارد دلار اما چكار كردند؟! در چشم مردم قدرت سركوب خود را مانور دادند. جامعه به درست بر ولخرجی از كیسه خلیفه ابراز تنفر كرد و مرتب به مقامات دولت این را یادآوری كرد كه تا بحال یك چنین شل كردن سر كیسه را به هیچ منظوری شاهد نبوده‌اند. هر دو نفری كه به هر دلیلی انجمن و جمع و نهادی درست كرده اند، خود را در مقابل این "سخاوتمندی" دولت فدرال دید. در شهری كه در چند سال گذشته چندین نهاد علیه فقر و بیكاری و ریاضت اقتصادی و سیاسی تشكیل شده است، چنین هزینه كردنی برای سركوب از انظار دور نمی‌ماند.

 

پایان یك دوره

روز ٢٦ ژوئن در كانادا پایان یك دوره بود. نگرانی دیوید میلر و بسیاری از كسان مثل ایشان بیجا نبود كه خود را ناگهان با جمعیتی روبرو می‌دیدند كه نه تنها در خیابان‌ها این وضعیت را دیگر قابل تحمل نمی‌دیدند و برای جنگی تن به تن با پلیس آماده شده بودند، بلكه آنچه كه توسط مدیا از افكار عمومی هم مخابره شد، برایشان خوشایند نبود. گرچه پلیس و مدیای طرفدار ایشان سعی كردند بر "خشن" بودن اعتراضات و به آتش كشیده شدن چند ماشین پلیس و شكستن شیشه بانك‌ها و دیگر مظاهر سركوب تمركز كنند، مردم خشم مردمی را دیدند كه از وضعیت زندگی و ریاضتی كه بر آنها تحمیل شده است جانشان به لبشان رسیده است. در عرض چند ساعت تغییری واضح در شیفت كردن از مقابله با اعتراض به همدردی با اعتراضات در رادیو و تلویزیون‌ها مشاهد شد. مردم كه به صفحه تلویزیونهای‌شان چسبیده بودند، ناگهان صحنه‌های دل خنك كننده حمله به بانك‌ها و دیگر مظاهر سرمایه داری را دیدند. حمله پلیس به هر جنبنده‌ای و دستگیری بیش از ٩٠٠ نفر و از جمله تعداد وسیعی از خبرنگاران، دیگر شك و تردیدی برای كسی باقی نگذاشت كه عناوینی چون دمكراسی و حق و حقوق مدنی و آزادی بیان و آزادی اعتراض و غیره، فقط به درد ویترین‌های پارلمانی و عكس گرفتن با این عناوین می‌خورند. در عرض فقط چند ساعت، و این اغراق نیست كه می‌گویم چند ساعت، شیفت عجیبی در افكار عمومی مشاهده شد. حتی كسانی كه یكی دو ساعت پیش رتوریك‌های شهردار و رئیس پلیس و رئیس كنگره كار كانادا را قورت داده بودند كه «معترضین كانادا را به كشوری از نوع "جهان سومی" تبدیل كرده‌اند"» اكنون به این فكر می‌كردند كه هزینه اعتراض در این كشور چقدر بالا رفته است؟ كه حد و حدود قلدری پلیس و دولتش چیست؟

 

دوره رخوت سیاسی و دست روی دست گذاشتن به پایان رسیده است و این مختص كانادا نیست. در عرض چند روز گذشته اعتراضات عظیمی در دستور جامعه در اروپا و مشخصا در ایتالیا، اسپانیا، یونان و بسیاری از جاهای دیگری قرار گرفته است.

 

این حكایت دنیای امروز ماست

شهردار شهر تورنتو اعتراضات روز ٢٦ ژوئن را محكوم كرد و گفت كه «این تورنتوی ما نیست. تورنتوئی ها گردنگذار به قانون و حاكمیت قانون هستند.» و «شركت كنندگان در این اعتراض جنایتكارانی هستند كه با آنها به شدت برخورد خواهد شد.» این شهردار كه نیروهای مترقی از جمله فعالین اتحادیه‌های كارگری تا چندی پیش از ایشان حمایت می‌كردند، متوجه این موضوع نیست كه در عرض ده پانزده سال گذشته وضع معیشت مردم «تورنتوی ایشان» با شدتی باورنكردنی تنزل كرده است. قدرت خرید مردم عادی (٨٠ درصد) به حداقل نصف آن ده پانزده سال پیش رسیده است. اكنون هر رقم از اجناسی را كه ٥ سال پیش یك دلار خرید و فروش می‌شد، امروزه به حداقل دو دلار رسیده است. دستمزد هیچ كارگر و كارمند جزئی در این ٥ سال ١٠ درصد هم افزایش نیافته است. در این ٥ سال حداقل ٣٠ درصد مردم «تورنتوی ایشان» كارهای با درآمد و مزایای نسبتا بهتر و شرایط كاری دوره نسبتا غیربحرانی خود را از دست داده و به بازار كارهای با حداقل دستمزد و حداقل مزایا و شرایط كاری «جهان سومی» پیوسته‌اند. مردم به این شرایط اعتراض خواهند كرد و هیچ ربطی هم به تورنتوئی و یا غیرتورنتوئی بودن ندارد. مردم بیخود به مظاهر سركوب و ثروت حمله نمی‌كنند.

 

هیچكدام از آنچه را كه مردم در این مدت به آن اعتراض كرده‌اند، از سر تحلیل نیست. اقداماتی است كه مقامات رسمی اعلام كرده‌اند كه ریاضت كشی را بر سر میز خود گذاشته‌اند. نخست وزیر كانادا در یكی از این نشست‌های این دو اجلاس گفت كه دولت ایشان در نظر دارد در عرض چند سال آینده كسری بودجه را به حداقل نصف برساند! و این را جز با زدن خدمات عمومی و معیشت مردم نمی‌تواند تأمین كند. مارك كارنی، رئیس بانك مركزی كانادا روز ١٦ ژوئن در یك سخنرانی رسما اعلام كرد كه كانادا رهبری كشورهای غربی برای كنترل كردن این وضع را در دست خواهد گرفت. رسما گفت كه این عصر «عصر ریاضت» است و «عصر ریاضت» بدون دردسر پیش نخواهد رفت. این «عصر» اعتراض، و اعتراض تند و رادیكالی را هم به دنبال خواهد آورد. این حكایت عصر ماست.

 

بروید كیك تان را بخورید!

شبكه های تلویزیونی برنامه های عادی خود را در این مدت تعطیل كرده و به پوشش خبری اعتراضات پرداختند. یكی از شبكه‌های نسبتا محافظه كار تورنتو برای اینكه "تعادل" را حفظ كند، دو خبرنگار ویژه برای پوشش اخبار به خیابان‌ها فرستاد. كرگ كیلبرگر (Craig Kielburger) را شاید تعدادی از خوانندگان این مقاله بخاطر داشته باشند. وی زمانی كه كودكی بیش نبود، در دوره‌ای كه اقبال مسیح در اوایل دهه نود قرن گذشته در پاكستان بخاطر مقاومت در برابر زورگویان كشته شد، كمپینی را بر علیه كار كودكان و برای گرامیداشت اقبال مسیح به پیش برد. همان زمان در كانادا فعالین حزب كمونیست كارگری با وی مصاحبه ای در نشریه "كارگر امروز" آن دوره ترتیب دادند. از شرح حال كرگ بگذریم. ایشان خبرنگار چپ، عامل "تعادل" شبكه تلویزیونی مزبور بود. كرگ با معترضینی كه در اعتراضات شركت كرده بودند و از جمله تعدادی از كسانی كه از زندان آزاد شده بودند، مصاحبه كرد و به نظر من تأثیر خوبی هم در انعكاس واقعی وضعیت هولناك زندان‌ها و برخورد پلیس با تظاهرات كنندگان داد. بخش "راست" پوشش خبری بر عهده یک افسر بازنشسته پلیس بود. او پیغام یكی از مخالفین تظاهرات كنندگان را قرائت كرد كه می‌گفت: «این معترضین بجای اینكه شهر را شلوغ كنند، بهتر است بروند كار كنند.» طنز مسئله هم همینجاست. ژان ژاك روسو در جائی می‌گوید به شاهدختی گفتند مردم گرسنه‌اند. بعدها معلوم شد كه این شاهدخت همان مری آنتونت، همسر لوئی ١٦، پادشاه فرانسه در انقلاب ١٧٨٩ بود. جواب آن شاهدخت به مسئله گرسنگی مردم این بوده كه «چرا گرسنگی می‌كشند، بروند كیك با شیر بخورند.» تمام مسئله هم همینجاست. مردم اعتراض می‌كنند چرا كه شغلشان را از دست داده‌اند؛ چرا كه زندگی‌شان را همین مصوبات جی ٢٠ و جی ٨ تباه كرده است. گرسنه‌اند برای اینكه دیگر كیك و شیری در چنته ندارند! پلیس با تمام وحشیگری‌ای كه فقط از پلیس سر می‌زند، با معترضین برخورد كرد. هیچكدام از معترضین كوچكترین توهمی به پلیس و پدیده پلیس نداشت. كسی نمی‌خواهد بی‌خود با باتوم و وحشیگری پلیس روبرو شود. شرایط وحشتناكی را كه «تدابیر» سازمان بین المللي پول توسط دولت‌های امروزی به زندگی انسان‌ها تحمیل می‌کند، هر تورنتوئی و غیرتورنتوئی را به مبارزه دعوت می‌كند و این روبروئی را اجتناب ناپذیر می‌كند.

 

شبح رادیكالیسم چه كسانی را رم داد؟

 

هر كسی كه خود را پاره ای از تن نظم موجود می‌دانست رسما بر علیه رادیكالیسم اعتراضات تورنتو ایستاد. شهردار تورنتو كه شهرداری رادیكال نسبت به چند شهردار قبل از خود است، با آن زبان ذكر شده با تظاهرات كنندگان حرف زد. برخورد رؤسای اتحادیه‌ها برای كسی جایی برای شك و شبهه باقی نگذاشت كه در كجای دنیای سیاست ایستاد‌ه‌اند. كن جورجیتی (Ken Georgetti)، رئیس «كنگره كار كانادا» در بیانیه‌ای گفته است كه «كنگره كار كانادا از خرابكاری معترضین در اعتراضات ابراز انزجار می كند.» سید رایان (sid ryan) رئیس «فدارسیون كار انتاریو» هم در اولین حرفی كه در تلویزیون محلی زد، همین ابراز انزجار و محكوم كردن آن بود. شبح رادیكالیسم همه را بر علیه خود متحد كرد: رئیس پلیس، شهردار، نخست وزیر كانادا، نخست وزیر استان انتاریو، رئیس فدارسیون كار و تعداد كمی از روزنامه‌نگاران محافظه‌كار هم. اما این شبح جامعه را به تكان در آورد. تكانی همچون زلزله ٥ و نیم ریشتری ای كه یك هفته پیش تورنتو را لرزاند.

 

آغاز دوره ای دیگر

 

گفتم كه ٢٦ ژوئن پایان یك دوره بود؛ دوره رخوت. اما دوره‌ای دیگر كه شروع شده است، دوره‌ای است كه سیستم سرمایه‌داری را به چالش طلبیده است. این موضوع صرفا با اعتراض به اجلاس جی ٢٠ و جی ٨ شروع نشد. حداقل در كانادا با تظاهرات روز ٢٨ ژوئن شروع شد. تمام شركت كنندگان در اجلاس جی ٢٠ و جی ٨ روز ٢٧ ژوئن شهر را ترك كرده بودند. جو شهر اما همچنان در حال و هوای اعتراض بود. بیش از ٩٠٠ تن از رفقایمان را در شرایطی وحشتناك زندانی كرده بودند. صبح روز ٢٨ ژوئن در سطحی وسیع خبر برداشتن قدمی دیگر برای آزادی آنها دهن به دهن و ایمیل به ایمیل شد. ساعت ٥ و نیم عصر هزاران نفر جلوی ستاد مركزی پلیس شهر تجمع كردند. حدود ١٠ هزار نفر در عرض چند ساعت از این موضوع خبردار شدند و خود را به این مركز رساندند. شعارهای تندی بر علیه حكومت پلیسی و در محكومیت دستگیری‌های سیاسی سر داده شد. هزاران پلیس خود را برای مقابله با این تظاهرات، كه دیگر ظاهرا بهانه‌ای نداشت كسی را دستگیر كند، دست بر باتوم‌ها آماده بودند. جمعیت خشمگین خود را برای حمله به پلیس آماده كرده بود. سخنرانان یكی بعد از دیگری از ضرورت مقابله با حكومت پلیسی و دفاع از آزادیهای سیاسی تأكید كردند. هر كدام به نحوی بر ضرورت مبارزه بر علیه ریاضت و نظم موجود تأكید كردند و با شعارهای كوبنده و تأیید كننده تجمع كنندگان جواب مثبت گرفتند.

 

یكی از خبرنگاران شبكه رادیو و تلویزیون CBC در مصاحبه كوتاهی نظرم را از این اعتراضات پرسید. گفتم كه اینجا هستیم و خواهان آزادی زندانیان سیاسی در كانادا هستیم. گفتم كه شاهد محدود شدن حقوق مدنی و آزادی های سیاسی در چند سال گذشته بوده‌ایم. مردمی كه شاهد كاهش قدرت خرید خود هستند، به این وضعیت اعتراض خواهند كرد. آزادی سیاسی چه موقعی قرار است آزاد باشد؟ در روزهای آفتابی؟ گفتم كه به درد چنین روزهائی می‌خورد و وقتی كه این نقض بشود، یعنی حكومت پلیسی و ما اینجا دقیقا شاهد یك حكومت پلیسی هستیم كه برای اعتراض به آن اینجا جمع شده‌ایم. با اشاره به اسمم، پرسید كجائی هستم. گفتم كه زاده شده ایران؛ همانجائی كه در عرض یكسال گذشته مبارزه‌ای سخت و میلیتانت بر علیه وضعیت غیرانسانی و بر علیه حكومت پلیسی در جریان بوده است. گفتم كه جهان امروز وارد عرصه دیگری از مبارزه شده است و ابدا به مبارزه‌ای دفاعی نمی‌ماند!

 

جهان وارد تقابلات حاد دو قطب شده است

می گویم این حكایت عصر ماست. حكایتی مهم. با تمام رقص و پایكوبی‌ای كه به راه انداخته بودند، معلوم بود كه آمدن و رفتن شوروی پایان كار نیست؛ گرچه تئوريسين‌هاي سطحی‌تر رفتنش را پایان تاریخ خواندند. یك مسئله‌ای كه برای بسیاری از تحلیلگران مدیای رسمی جا نمی‌افتد این است كه چرا دولت مركزی كانادا تصمیم گرفت جلسه جی ٢٠ را در مركز شهر تورنتو برگزار كند. شهر چندین میلیونی تورنتو از ٢٣ نماینده مجلس فدرال در چند دوره گذشته حتی یك نماینده از حزب محافظه كار به پارلمان نفرستاده است. چرا حزب محافظه كار این چنین از امن بودن فضای شهر در رابطه با طرح‌های خود اطمینان دارد؟ وقتی كه كسی همه تكه‌های این معما را جلو خود می‌گذارد، به نظر می‌رسد كه می‌خواهند «عصر ریاضت» خود را بدون پرده پوشی جلو ببرند. وقتی كه رئیس بانك مركزی كانادا استارت «عصر ریاضت» را می‌زند و این چنین اعلام هم می‌كند و می‌داند كه این عصر بدون تقابل رادیكال از سر گذرانده نخواهد شد، بورژوازی خود را رسما برای تقابل با اعتراضات آماده می‌كند. بورژوازی نمی‌تواند اعلام كند كه می‌خواهد از هر طرف خدمات اجتماعی را بزند و سطح زندگی مردم را به دوره قرن ١٩ برگرداند، اما انتظار مقابله به مثل نداشته باشد. اگر چنین اجلاسی را در اروپا شروع می‌كردند، با تقابلاتی كه در یونان، ایتالیا و اسپانیا شروع شده است، دامن آن بسیار فراتر می‌رفت و چه بسا كه از دستشان هم در می ‌رفت. مجبورند كه از موش آزمایشگاهی كانادا شروع كنند و عواقب آن را برای بعدها بسنجند.

 

دوره حاد شدن تقابلات بین دو قطب طبقه كارگر و بورژوازی شروع شده است. باید به جوانب بیشتر این موضوع پرداخت و زوایای پوشیده آن را باز كرد. فعلا آنچه را كه كم داریم، احزاب قدرتمندی هستند كه قطب طبقه كارگر را در كشورهای غربی نمایندگی كنند.

 


 


لاریجلانی تهدید غرب را بی‌خیال جواب قمی‌ها را بده

علی لاریجانی  در شرایطی به سر می برد که جمهوری اسلامی در سر جریان دانشگاه ازاد اسلامی و حمایت از باند هاشمی و جاسبی با مخالفت گسترده وشدیدی از سوی بسیجیان و اصولگریان مستقر در نهاد ریاست جمهوری واقع شد که حتی قمی‌ ها که علی لاریجانی نماینده شان در مجلس است خواستار باز پس گیری رای‌شان شدند «آقای لاریجانی رأی ما را پس دهید، شما دیگر نماینده ما نیستید». 

ولی همچنان  علی لاریجانی برای غرب خط ونشان می‌کشد و دیروز  گفته است:

(در صورت بازرسی کشتی‌ها، مقابله به مثل می‌کنیم و  دولت باید به غنی سازی اورانیوم ادامه دهد. غرب را به فریبکاری متهم کرده و هشدار داده که ایران در مقابل تحریم‌ها و بازرسی کشتی‌ها مقابله به مثل خواهد کرد.)

 علی لاریجانی  خودش را زده به کوچه علی چپ که انگار نه انگار داره از اصولگریایی خارج می‌شود. آیا بلایی که دامنگیر دیگر سیاستمداران رانده شده از جمع خودی  شد سر این  یکی لاریجانی خواهد آمد و برادرانش در نهایت او را تکفیر خواهند کرد  یا اینکه تواب شده و هم چنان در جمع خودی ابقا خواهد شد.


 


مچ‌گیری از روزنامه دولت به روش فائزه هاشمی

متن کامل اطلاعیه دفتر فائزه هاشمی به شرح زیر است:


تلاش برای دورنگاه داشتن افکار جامعه  از مسائل اساسی و اصلی کشور وسرگرم نمودن مردم با اکاذیب  و شایعه پراکنی  بویژه درسال های اخیر مسئله جدیدی نیست.
 آنان هر روز یک بازی جدیدی را جهت به انحراف کشیدن افکار عمومی از اعمال و سوء مدیریت خود رو می کنند. در تبعیت از این روش،  روزنامه ایران که با بودجه بیت المال چاپ می گردد در ویژه نامه خود تحت عنوان «رمز عبور» در خرداد 1389 در یک مطلب دو صفحه ای (صفحات 203و204)،با ثبت 14 دروغ درباره فائزه هاشمی بالاترین رکورد را نصیب  خود کرد. دروغ های چاپ شده در این مقاله در دو  دسته  به شرح زیر ارایه می گردد:

الف ـ مواردی که بصورت مستقیم از فائزه هاشمی نقل شده است:
۱."من پشتوانه  محکمی دارم که در وجود صراحتم  بی تأثیر نیست"
۲."دوچرخه سواری دختران وزنان با کت و دامن در خیابان با دین و عرف متضاد نیست
۳." اگر کت ودامن ومانتو حجاب محسوب می شود پس چگونه است که کارکنان نمایندگی
       ایران در خارج از کشور از این نوع پوشش استفاده میکنند."
۴.فائزه هاشمی با براه انداختن مراسم حمایت ازکرباسچی گفت" نتیجه محاکمه هر چه باشد
       فاقد  ارزش قانونی است"


ب  ـ موارد کذبی که درباره فائزه هاشمی بیان گردیده است:
۵.فائزه هاشمی باند ویژه ای را برای دو چرخه سواری بانوان تهیه ودر حال گرفتن مجوز  موتور سواری است.
۶.تصویب سخت اعتبار نامه فائزه هاشمی در مجلس پنجم
۷.حمایت از نهایی نشدن گزارش تخلفات کمیته تحقیق و تفحص حوادث کوی دانشگاه به مجلس پنجم و اینکه فائزه هاشمی بعنوان رئیس کمیته تحقیق و تفحص مجلس از حادثه کوی دانشگاه تعلل کرد که قضیه راجدی نگیرند.
۸. مـجـرم شـناخـته شــدن روزنـامـه زن و فـائـزه هـاشمی  بـه علت عدم اثـبات حـضور 
    جناب آقای نقدی درحمله به دو وزیر کابینه  آقای خاتمی ( آقایان نوری و مهاجرانی)         
۹.انتشار اخبار کذب درباره مسئولین در روزنامه زن

۱۰.  انجام مصاحبه با مصاحبه گر شبکه CNN و مـعرفـی وی بـه عنـوان الگوی عملی زنان ایران
۱۱.فائزه هاشمی از راهپیمایی به لیست ۳۰ نفره جبهه مشارکت باز ماند
۱۲.تجمع تعدادی از خانواده معظم شهدا در مقابل دفتر کار فائزه هاشمی به نشانه اعتراض
۱۳.جبهه مشارکت تصمیم گرفت جلسه انتخاباتی فائزه هاشمی وکارگزاران را بهم بزند
۱۴.توصیه آیت الله هاشمی در مورد تعطیلی روزنامه زن


هم اکنون کـه فـضای جامعه را موج گسترده‌ای از دروغ افکنی‌های آشکار، شایعه‌سازی، اتهام‌های واهی، وارونه جلوه دادن عملکرد معماران انقلاب، را فراگرفته و رسیدگی و برخوردی نیز با متخلفین از قانون وجود ندارد، روزنامه ایران نیز از چنین موقعیتی سوء استفاده کرده و با تحریف جملات،  ناقص استفاده کردن و یا جابجا کردن سخنان نـهایـت  بهره‌برداری را، البته با پول ملت، در جهت  انحراف افکار عمومی و تثبیت جایگاه غصب شده خود می‌نماید لذا تکذیب کامل کلیه موارد فوق که هرکدام توضیحات جـداگانه ای را می‌طـلبد  جهت روشـن شدن  افکـار عـموم اعلام می‌گردد.


 


توانمندی‌های فراموش شده

ایران امروز در حال یک جنگ است یک جنگ کامل بین مردم ایران و یک حکومت دیکتاتوری .


این جنگ و نبرد فقط یک پیروز دارد و آن مردم هستند، فقط مسئله زمان است؟ مردم شکست نمی خورند ولی زمانی به پیروزی میرسند که بتوانند دیکتاتوری را در این جنگ به زیر بکشند.


ما در این جنگ نیاز به گام های پیروزمندانه داریم، و برای برداشتن این گام‌ها نیازمند که مبارزات ما در شرایط توامندی ما و ناتوانی دشمن باشد‌.


پس اولین کاری که باید انجام شود این است که توانمندی‌های خود و دشمن را بشناسیم و مبارزات را به سمتی ببریم که ما در آن توانمند هستیم و دشمن در آن ناتوان . این توانمندی و برتری های ما همیشه شناخته شده بوده ولی زمان‌های یا فراموش شده‌اند و یا نادیده گرفته می‌شوند. و این اشکال اساسی است که گام‌های پیروزمندانه ما را به تاخیر می‌اندازد. در یک نگاه ساده به راحتی می‌توان توانمندی‌ها و ضعف ها را دید

































































توانمندی مردم برتری های دشمن
تعداد بسیار زیاد ( در صد بالای مردم ) تجهیزات و امکانات
حمایت های گسترده مردم جهان پول و حمایت دستگاه اجرایی
خواست و هدف درست و منطقی عدم پایبندی به هیچ اخلاق و قانونی
گستردگی و پراکندگی توان نظامی برای مقابله با مردم در نقاط مشخص
قدرت بیشتر در فضای مجازی کنترل رسانه های قانونی
توانایی تاثیر زیاد در صورت رفتار هماهنگ توانایی متمرکز شدن زیاد و سریع
قبول وجود اندیشه های گوناگون و نقد پذیری توانایی هماهنگی
کم توانی های جنبش ناتوانی های دیکتاتور
مشکل در اطلاع رسانی بی منطقی و نداشتن توضیح قابل دفاع
عدم توانایی در استفاده از درگاه های قانونی تعداد کم و نامشخص از نظر وفاداری
هماهنگی کمتر وابستگی به مردم
مشکلات مالی گریبانگیر مردم عدم قبول وجود اندیشه های گوناگون و نزاع قدرت داخلی
ترس از خشونت ، زندان ،شکنجه ی خود یا خانواده عدم مشروعیت و محبوبیت در داخل و خارج
عدم آگاهی همگانی برخورد دولت های خارجی و از دست دادن حامیان خارجی

البته نکات دیگری هم به این لیست می توان اضافه کرد ولی در یک نگاه ساده این نکات آشکار است .(از دید من )


به نظر من این ضعف‌ها و توانمندی‌های موجود است، بی‌توجهی به این نکات باعث می‌شود کم کم افراد شرکت کننده در مبارزه به اجبار کاسته شوند(به دلیل بالا رفتن هزینه مبارزه و یا نا امید شدن افراد و … ) و این یعنی تاخیر در پیروزی.

شاید برای بعضی افراد سخت باشد که به نکات برتری دشمن و یا ضعف‌های خود نگاه کنند ولی این مسئله واقیت دارد و به شدت تاثیر گذار است حتی اگر دیده نشود.


مورد قابل بررسی این است که جنبش در بعضی از موارد به این نکات توجه نمی‌کند و از رخ داد‌ها و تجربه‌ها درس نمی‌گیرد و یا آنها را فراموش می‌کند و در طرف مقابل دیکتاتور از این تجربه‌ها بهتر استفاده می‌کند.

ما دراین مدت مبارزات و پیروزی‌های داشتیم که در طول این یک سال به جای استمرار و تقویت‌، به مرور کم رنگ شده‌اند. برای نمونه، تحریم کالا‌های تبلیغاتی در تلوزیون برای فشار مالی بر صداوسیمای حکومتی که در زمان اجرا بسیار موفق بود و صدا و سیمای غیر مردمی را در تنگنای مالی قرار داده بود، این مبارزه با همه موفقیت به مرور کمرنگ شد. و یا شعار نویسی بر روی اسکناس که در زمان رواج این مبارزه کار به اظهارات بی‌منطق و غیر قابل عمل بانک مرکزی رسید، مبارزه‌ای که بسیار بی‌خطر و در محدوده توانمندی های مردم قرار داشت، ولی به جای استمرار و توجه بیشتر در رویداد های روزمره جنبش کمرنگ شد. این دو نمونه بسیار آشکار است.

و زمان‌هایی هم از تجربه‌ها پند نگرفتیم و اشتباهاتی را تکرار کردیم که نتیجه آن روز های مثل ۲۲ بهمن و شرایط امروز است. و یا در این مدت کمتر روشی برای شهر‌های کوچک معرفی شد، شهرهای که شرایط ویژه‌ای دارند و مبارزاتی مانند راهپیمایی و یا الله اکبر گفتن در آن کاربرد ندارد.

به نظر من بی‌هیچ شک باید تجدید نظری در انتخاب و ارائه روش‌ها و راهکارها انجام دهیم. باید از قدرت خلاقیت کم نظیر ایرانی استفاده کنیم. مبارزه فقط تجمع و راهپیمایی در میدان آزادی نیست. البته جنبش به کلی بی‌تجربه عمل نکرده، برای نمونه در روز ۲۲ خرداد نشان دادیم که تجربه ۲۲ بهمن را تکرار نمی‌کنیم، ولی این کافی نیست. باید راهکارهای گوناگون با توجه به شرایط و توامندی‌های خود ارائه کنیم و البته مبارزات موفق خود (مانند نمونه های ذکر شده ) را دوباره گسترش دهیم و تقویت کنیم.

ما باید روش تظاهرات را تغییر دهیم، روش‌های مبارزه را گسترش دهیم، از روزمرگی در رویدادهای جنبش فاصله بگیریم و مهمتر اینکه به همدیگر راه و هدف را یادآوری کنیم.


 


نظريه اشتراكات اديان

از تاریخی که اولین روش زندگی به نام دین به انسان عرضه شد تا آنروز که درب آسمان‌ها بسته شده و پیغامبری برای هدایت خلق مبعوث نشد. چند دين شناخته شده در جهان حيات يافت.

مومنين به اين اديان همگي بر صحت و درستي اديان ديگر گواهي مي‌دهند و قائل به اين حقيقتند كه همگي از جانب خدايي واحد به انسان عرضه شده است. اما تك تك اين اديان مسرا به حقانيت بيشتر، در روش پرستش خود اصرار مي‌ورزند.

مسئله اساسي اينكه اگر اين اديان از جانب خدايي واحد به انسان عرضه شده است پس دليل اين حجم از احكام متغيير و متناقض كه در هر دوره و در هر ديني متفاوت است چست؟

اساسا با تعبير تكامل اديان متاخر، مخالفم چرا كه در هر ديني از جمله اسلام اغلب حدود الهي مثل سنگسار، قطع يد و شلاق پيش از ظهور اسلام نيز وجود داشته است پس در اين حدود نشاني از تكامل يك دين در مرور زمان مشاهده نمي‌شود.


در بررسي اديان با مجموعه احكامي مواجه هستيم كه از جانب خدايي واحد به انسان ، در اعصار مختلف عرضه شده است.

اين تكثر از جانب خدايي واحد به چه معناست؟

تفاوت بين انسان‌هايي كه در معرض نزول اين احكام قرار داشته اند چه بوده؟

آيا از نظر فكري با رشد بيشتري در دوران اديان متاخر مواجه بوده‌ايم؟


بطور مثال اعراب باديه نشين فهم بيشتري از مردم يونان و مصر باستان داشته‌اند؟ تا معتقد باشيم كه دين كامل‌تري بر اعراب عرضه شده كه يونانيان و مصريان از درك پيچيدگي آن عاجز بوده‌اند.

آري با اين تفاسير به نظر مي‌آيد تنها تفاوتي كه باعث تضاد بين احكام و حدود در اديان مختلف شده است تفاوت‌هاي تاريخي، جغرافيايي ، فرهنگ و آداب و رسوم مرسوم در جغرافياي مورد بحث مي‌باشد.


پس تعميم احكام و حدودي كه در يك زمان مشخص و در يك جغرافياي مشخص براي مردماني با فرهنگ و آداب و رسوم معين نازل شده ، به همه اعصار و حدود جغرافيايي اشتباه خواهد بود.

خواه ناخواه احكامي كه براي ديروز قومي ارائه شده و مسلما در آن زمان براي آن قوم معقول و منطقي بوده است، با گسترش دانش و فهم بشري و با رشد جوامع دچار تناقض شده و خود عاملي براي نفي دين خواهد بود.

از اين گذشته مشكل بزرگ ديگري كه وجود دارد تفاوت‌هاي اعتقادي بين اديان مختلف و حتي مذاهب متفاوت در دل يك دين مشترك است كه روز به روز باعث بروز مشكلات فرهنگي و حتي جنگ و خونريزي بوده و خواهد بود.

راه حلي كه بنظر مي آيد مشاركت حداكثري در مشتركات اديان است.

آنچه در تمامي اديان به آن توجه شده بنيان‌هاي اساسي چون توحيد، معاد و پايبندي به اصول ارزشي از قبيل بازداري از دروغ، تهمت، غيبت و در مجموع رعايت اصول اخلاقي است.

آنچه امروز جهان به آن نياز دارد يك انسان موحد است بدور از تناقض‌هاي دشمن تراش گذشته، انساني كه اصول اخلاقي و توحيدي زينت بخش زندگي اوست.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته