
ایران شرایط از سرگیری مذاکرات هسته ای با اتحادیه اروپا را اعلام کرده است.
روز سه شنبه، 15 تیر (6 ژوئیه)، سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و سرپرست مذاکرات هسته ای ایران در اشاره به پیشنهاد اتحادیه اروپا برای آغاز مذاکرات اتمی گفت "جمهوری اسلامی ایران حول بسته ای که برای موضوع گفتگوها در اردیبهشت سال 1387 پیشنهاد کرد حاضر به گفتگوست."
شبکه رادیو و تلویزیون دولتی ایران ضمن پخش این خبر، گزارش کرده است که آقای جلیلی با ارسال نامه ای برای کاترین اشتون، نماینده عالی اتحادیه اروپا در امور خارجه و سیاست امنیتی، با مردود دانستن "راهبرد اعلام شده فشار و گفتگو"، گفته است که "جامعه جهانی، گفتگو در سایه فشار را دیکتاتوری و دور از تمدن لازم برای گفتگو می داند."
کاترین اشتون یک روز پس از تصویب قطعنامه جدید شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی، اعلام کرد که اتحادیه اروپا مایل به از سرگیری مذاکرات اتمی با ایران به منظور حل و فصل بحران ناشی از برنامه های هسته ای این کشور است.
آقای جلیلی در نامه خود به خانم اشتون به زمان خاص طرح این پیشنهاد اشاره کرده و گفته است که "برای من جالب است که به رغم پیگیری های وزرای محترم برزیل و ترکیه و عدم آمادگی جنابعالی برای گفتگو در سه ماه گذشته، درست یک روز پس از صدور قطنامه در نامه ای خواهان گفتگو شدید."
بعضی از تحلیلگران زمان طرح پیشنهاد مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا را به سیاست "چماق و هویج" نسبت دادند که هدف از آن وادار کردن مقامات ایرانی به گردن نهادن بر خواست جامعه بین المللی در مورد برنامه های هسته ای این کشور است.
سرپرست مذاکرات هسته ای ایران اقدامات بعدی ایالات متحده و اتحادیه اروپا در وضع تحریم های یکجانبه علیه جمهوری اسلامی را نیز یادآور شده و آن را نشانه ای از روش غیرقابل قبول "فشار و گفتگو" توصیف کرده و اظهار داشته است که "گفتگو برای اعمال فشار و دشمنی با یک ملت، هم چون گذشته حرکت در مسیری بن بست، پر هزینه و بی فایده خواهد بود."
دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در نامه خود به سرپرست سیاست خارجی اتحادیه اروپا نوشته است که "امروز شما بیش از هر زمان دیگر به جلب اعتماد ملت ما نیاز دارید" و از او خواسته است دست به اقداماتی بزند که نشان دهد "راهبرد غلط دو مسیره را کنار گذاشته و در صدد جبران خطاها هستید و می خواهید آنگونه که فرهنگ گفتگو اقتضا می کند، عمل کنید."
پیشنهادهای متقابل
آقای جلیلی در شرح پیش شرط خود برای آغاز مذاکره با اتحادیه اروپا، با اشاره به "بسته پیشنهادی" جمهوری اسلامی که در اردیبهشت سال 1387 مطرح شد، گفته است که پس از آن نیز در موارد متعددی اعلام کرده که جمهوری اسلامی "حول بسته مزبور حاضر به گفتگوست" و این موضوع را در ملاقات های خود با خاویر سولانا، سرپرست سابق سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم مورد تاکید قرار داده است.
به گفته سرپرست مذاکرات هسته ای ایران "هر گونه جهتگیری متفاوت، حرکتی ارتجاعی و غیرسازنده است که مورد پذیرش ملت ایران قرار نمی گیرد."
دو سال پیش، در حالیکه کشورهای عضو گروه 1+5، شامل آمریکا، روسیه، چین، بریتانیا، فرانسه و آلمان به عنوان نماینده اتحادیه اروپا، خواستار پاسخ ایران به "بسته پیشنهادی" این گروه بودند، مقامات ایرانی گفتند که متقابلا بسته پیشنهادی دیگری را مطرح کرده اند و آماده انجام مذاکره براساس این بسته هستند.
بسته پیشنهادی گروه 1+5 شامل مجموعه ای از کمک ها و منافع تجاری، فنی و سیاسی برای ایران در برابر تصمیم این کشور به تعلیق بخشی از برنامه های هسته خود بود و بسته پیشنهادی جمهوری اسلامی، موضوعات عمومی تری از جمله اعلام آمادگی دولت برای مشارکت و مدیریت روند حل و فصل مسایل عمده جهانی را در بر داشت.
سرپرست مذاکرات هسته ای ایران در نامه خود به مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در شرح محتوای بسته پیشنهادی جمهوری اسلامی، گفته است که "ایران آمادگی خود را برای گفتگو و همکاری در زمینه خلع سلاح هسته ای، جلوگیری از اشاعه سلاح های هسته ای و نیز بررسی چگونگی همکاری برای استفاده همه کشورهای امضا کننده پیمان منع گسترش جنگ افزارهای اتمی از فن آوری صلح آمیز هسته ای اعلام کرده است."
وی افزوده است که برای آغاز مذاکرات، لازم است طرف های گفتگو نسبت به این پیمان متعهد باشند و همچنین در مورد فعالیت های خارج از این پیمان، از جمله فعالیت های هسته ای اسرائیل، مواضع صریح خود را اعلام کنند.
اسرائیل از امضا کنندگان پیمان منع گسترش جنگ افزار هسته ای نیست و اگرچه گفته می شود که به فن آوری تولید اینگونه تسلیحات دست یافته و زرادخانه ای با دهها کلاهک هسته ای را در اختیار دارد، امابه ارائه گزارشی به آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد فعالیت های اتمی خود و یا دنبال کردن این فعالیت ها زیر نظر بازرسان آژانس ملزم نیست.
آقای جلیلی در بخش دیگری از نامه خود نوشته است که به منظور روشن شدن مسیر انجام گفتگوها، جمهوری اسلامی آمادگی دارد تا "متکی به ظرفیت های سیاسی، اقتصادی، منطقه ای و بین المللی خود که شما به خوبی از آنها آگاه هستید، در جهت تحقق همکاری های سازنده بین المللی برای رفع نگرانی های مشترک گفتگو نماید."
لزوم پاسخ به سئوالات احمدی نژاد
وی از مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا خواسته است تا برای آغاز گفتگو، به چند سئوال، که مورد نظر رئیس جمهوری ایران هم بوده، پاسخ دهد.
سئوالاتی که این مقام جمهوری اسلامی مطرح کرده و خواستار پاسخ اتحادیه اروپا به آنها شده است عبارتند از:
هدف از گفتگوها برای تعامل و همکاری است و یا ادامه روند دشمنی و تقابل با حقوق ملت ایران؟
آیا به منطق گفتگو که لازمه آن اجتناب از هرگونه تهدید به فشار است التزام خواهید داشت؟
برای روشن شدن مبانی مشترک گفتگو، نظر روشن و صریح شما درباره سلاح هسته ای رژیم صهیونیستی چیست؟
سعید جلیلی پاسخ مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به این سئوالات را زمینه ساز آغاز مذاکرات بر سر بحران هسته ای ایران دانسته و گفته است که "پاسخ شما به موارد فوق می تواند زمینه را برای چگونگی شکل گیری گفتگوها برای رفع نگرانی های مشترک جهانی در جهت تحقق صلح، عدالت و سعادت ملت ها با حضور سایر کشورهای علاقمند از 'اول سپتامبر' فراهم نماید."
بعد از صدور قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی، محمود احمدی نژاد تهدید کرد که شرایطی را برای از سرگیری گفتگو با طرف های خارجی مطرح خواهد کرد که آنان را از تصویب این قطعنامه "پشیمان" سازد و بعدا در اجرای این تهدید خود، اعلام داشت که ایران تا دو ماه حاضر به مذاکره بر سر موضوع برنامه های هسته ای خود نیست و مذاکرات می تواند پس از آن انجام شود.
در خبری دیگر در مورد برنامه های هسته ای ایران، روز سه شنبه رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه، در یک نشست خبری، با اشاره با اظهارات آقای احمدی نژاد در مورد زمان از سر گیری مذاکرات گفت "اگر با دقت کافی سخنان رئیس جمهوری را مرور کنیم، وی گفت که در اواخر مرداد مذاکرات دنبال خواهد شد و شروطی را هم برای آن اعلام کرد اما برای دانستن جزئیات بیشتر، باید صبر کرد تا زمان مذاکرات فرا رسد."
آقای مهمانپرست افزود "به هر حال رئیس جمهوری تاکید کرد که چارچوب مذاکرات، بیانیه تهران خواهد بود."
براساس بیانیه تهران، ایران بخش عمده ذخیره اورانیوم غنی شده خود را با سوخت مخصوص استفاده در رآکتور پزشکی و تحقیقاتی تهران مبادله می کند.
منبع:بی بی سی

قرارست از نیمه دوم سال، بنزین از قید سهمیه بندی آزاد شود؛و این خبر نه از سوی وزیر نفت ومسئولین نفتی که از سوی سردار رویانیان اعلام می شود. به گزارش مهر، محمد رويانيان دیروز به خبرنگاران گفت: "بر اساس تصميم گيرى هاى انجام شده از نيمه دوم امسال، قيمت سوخت (بنزين و گازوئيل) به صورت نيمه يارانه اى ارائه مى شود.بر اين اساس، سهميه بندى بنزين حذف مى شود ولى دولت براى بخش حمل و نقل عمومى تاكسى و وانت بار يارانه سوخت به صورت نقدى اختصاص مى دهد." این در حالی است که این روزها شایعه بنزین 900 تومانی در تهران شنیده میشود؛شایعه ای که رویانیان آن را رد کرد اما قیمتی هم اعلام نکرد. گفته می شود باسیاست جدید دولت، ابتدا بنزین به قیمت هایی پایین تر مانند 600یا 700 تومان عرضه و به تدریج آزاد می شود.
هنوز جمع بندی نشده
به گزارش مهر، در 90 روز نخست امسال، متوسط مصرف بنزین کشور حدود 63 میلیون لیتر در روز بوده که نسبت به مدت مشابه سال گذشته با کاهشی سه درصدی همراه بوده اما مصرف بنزین آزاد (با نرخ نیمه یارانه ای 400 تومان) در این مدت افزایشی 16 تا 17 برابری داشته است.
در این میان، فروش بنزین آزاد از متوسط یک میلیون لیتر در سال گذشته با افزایشی قابل توجه از نیمه دوم خرداد ماه امسال حتی به 16 تا 17 میلیون لیتر در روز نیز رسیده است.
گزارش ها حاکی از آن است که سناریوهای مختلفی برای تعیین قیمت بنزین آزاد تک نرخی در دولت در حال بررسی بوده اما تاکنون هیچ گونه جمع بندی در خصوص تعیین قیمت بنزین آزاد نشده است. به همین خاطر بود که دیروز سردار قیمت بنزین را اعلام نکرد.
فارس چندی پیش در توجیه این موضوع نوشته بود: "در حال حاضر با توجه به رابطه قیمت بنزین در افزایش هزینه های خانوار به یکی از پیچیده ترین فعالیتهای کارگروه اقتصادی دولت تبدیل شده است و از این رو سعی می شود با در نظر گرفتن تمامی جوانب یک قیمت برای بنزین آزاد تعیین شود."
سناریوهای مختلف وتردید های دولت
تاکنون سناریوهای مختلفی برای تعیین قیمت آزاد بنزین بررسی شده که آیا بنزین با همان قیمت واقعی تمام شده عرضه شود و یا آنکه با یک روند تدریجی، آزادسازی قیمت انجام گیرد. مسعود میرکاظمی وزیر نفت پیشتر در خصوص تعیین قیمت آزاد بنزین در جمع خبرنگاران گفته بود: "در حال حاضر هزینه تمام شده یک لیتر بنزین در کشور با در نظر گرفتن مالیات ارزش افزوده هزینه های حمل و نقل و توزیع حدود 750 تومان برآورد شده است."
ولی معاون وی قیمت بنزین را بالاتر از این میداند. به گزارش ایسنا علیرضا ضیغمی با اشاره به اینکه در حال حاضر قیمت هر لیتر بنزین وارداتی برای ایران حدود 900 تا 950 تومان هزینه دارد، گفته است: "بنزین 400 تومانی یک قیمت نیمه یارانه ای برای بنزین به شمار می رود."
در یک سناریوی مطرح شده قرار است قیمت بنزین به صورت مرحله ای افزایش یابد به طوری که بهای آزاد این فرآورده استراتژیک از اول مهر با حذف سهمیه بندی به صورت نرخ نیمه یارانه ای 400 تومان عرضه شود.
اما سناریوی دیگر این است: حذف سهمیه بندی و عرضه بنزین آزاد با نرخی بیش از 600 تومان. هم اکنون قیمت هر لیتر بنزین یارانه ای 100 تومان، بنزین سوپر یارانه ای 150 تومان، بنزین نیمه یارانه ای 400 تومان، وبنزین نیمه یارانه ای سوپر 550 تومان است.
کمتر از 900 تومان
رویانیان دیروز نگفت بنزین و گازوئیل با چه قیمتی در اختیار مصرفکنندگان قرار خواهد گرفت، اما رئیس ستاد حملونقل در پاسخ به پرسش یکی از خبرگزاریها توضیح داد: "قطعا قیمتبنزین در نیمه نخست سالجاری کمتر از این خواهد بود، زیرا در فاز نخست، بنزین به صورت تکنرخی و نیمه یارانهای عرضه میشود."
به گفته رویانیان، در پایان عرضه بنزین سهمیهای، دولت یارانه صاحبان تاکسی، وانتبار و سایر خودروهای بخش حملونقل عمومی را، به صورت نقدی به آنان پرداخت خواهد کرد.
به گزارش بی بی سی ایران هماکنون روزانه ۴۳ میلیون لیتر بنزین تولید میکند. این ۴۰ درصد کمتر از نیاز داخلی است. وزارت نفت اعلام کرده تولید بنزین ایران تا پایان سال آینده ۱۷ میلیون لیتر افزایش مییابد و این کشور ظرف دو سال آینده از واردات بنزین بینیاز میشود. وزارت نفت توضیح نداده است که با قطع برنامههای بازسازی و توسعه پالایشگاهها و توقف طرح ایجاد پالایشگاههای جدید، این امر چگونه تحقق خواهد یافت. اواخر خردادماه امسال، عبدالرضا رحمانی فضلی رئیس دیوان محاسبات جمهوری اسلامی به خبرگزاری ایسنا گفت که تولید نفت ایران نسبت به سال گذشته ۸ درصد کاهش و مصرف داخلی آن ۳ درصد افزایش یافته است. به این ترتیب، جمهوری اسلامی حتی اگر دارای پالایشگاههای کافی باشد، در عرصه تامین نفتخام مورد نیاز این پالایشگاهها برای تولید بنزین با مشکل روبرو خواهد بود.بزرگترین پالایشگاه در دست ساخت ایران یعنی ستاره خلیج فارس با مشکلات عجیب مالی رو به رو است وهر ماه تقریبا چند روزی کارگران مشغول درآن دست به اعتصاب میزنند.این پالایشگاه قرار بود با تولید روزانه 300هزار بشکه بنزین در روز خودکفایی تولید بنزین را در سال 90 رقم زند که بسایر بعید است در آن تاریخ به بهره برداری برسد.
روز پنجم تیرماه سال ۱۳۸۶، هنگامی که دولت برای نخستین بار به صورت ناگهانی و بدون اعلام قبلی بنزین را سهمیه بندیکرد، مردم در سراسر ایران به پمپهای بنزین هجوم بردند. در بسیاری مناطق کار به درگیریهای خشونتآمیز میان مردم خشمگین و نیروهای انتظامی انجامید. ظرف چند ساعت، ۱۸ پمپ بنزین در تهران به آتش کشیده شد. در آن زمان، سهمیه ماهانه خودروهای شخصی ۱۰۰ لیتر، سهمیه تاکسیها ۸۰۰ لیتر و سهمیه شخصیهای مسافرکش ۶۰۰ لیتر در ماه تعیین شده بود که بعدا در چند مرحله کاهش یافت.
میزان کنونی متوسط مصرف روزانه بنزین در ایران حدود 63 میلیون لیتر است و در همین حال میزان تولید پالایشگاههای داخلی ۴۴ تا ۴۵ میلیون لیتر اعلام شده است. به این ترتیب ایران باید روزانه بیش از ۲۰ میلیون لیتر بنزین وارد کند.
با احتساب این میزان واردات بنزین، و با فرض فعالبودن تمام ظرفیت پالایشگاههای داخلی، آنچه از آن با عنوان "ذخایر استراتژیک بنزین" نام برده میشود تنها برای ۷۰ روز کفایت میکند.
این در حالی است که محمود احمدینژاد گفته ایران میتواند در عرض یک هفته با تغییراتی در خط تولید، "تمام بنزین مورد نیاز خود را تأمین کند."
كنگره آمريكا اوايل تيرماه جارى طرحى را به تصويب رساند كه به موجب آن شركتهاى صادركننده بنزين به ايران، هدف تحريم ايالات متحده قرار مىگيرند؛ با اين حال حتى پيش از تصويب اين طرح، شمارى از شركتهاى عمده صادركننده بنزين، صادرات خود به ايران را قطع كرده بودند .شركت هاى شل، ويتول، لوك اويل و توتال از جمله كمپانى هایی هستند كه در ماه هاى اخير فروش بنزين به ايران را متوقف كرده اند.
منبع:روزآنلاین/اردلان صیامی

آنکارا روز دوشنبه لحن خود را در قبال اسراییل تندتر کرد و اسراییل را تهدید کرد چنانچه به خاطر حمله به کشتی صلح حامل کمکهای انسانی به نوار غزه عذرخواهی نکند و به خانواده قربانیان غرامت نپردازد، روابط خود با اسراییل را قطع خواهد کرد.
این در حالیست که ترکیه اعلام کرده حریم هوایی خود را بر روی پرواز هواپیماهای نظامی اسراییل بسته است.
احمد داود اوغلو وزیر خارجه ترکیه گفت: «اگر اسراییل از حمله به کشتی صلح که در ۳۱ ماه مه گذشته رخ داد، عذرخواهی نکند، ترکیه روابط دیپلماتیک خود با اسراییل را قطع خواهد کرد».
وزیر خارجه ترکیه افزود: «اسراییل یا باید از این حمله عذرخواهی کند و یا اینکه نتیجه تحقیق کمیته بینالمللی را بپذیرد، زیرا در غیر این صورت هیچ راهی جز قطع رابطه وجود نخواهد داشت».
اسراییل: عذرخواهی نخواهیم کرد
اسراییل نیز بلافاصله به سخنان وزیر خارجه ترکیه پاسخ داد، بطوریکه یک مسئول بلندپایه در دفتر بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسراییل گفت: «اسراییل هرگز از حادثهای که رخ داد عذرخواهی نخواهد کرد».
این مسئول اسراییلی که نخواست نامش فاش شود گفت: «اسراییل هرگز از دفاع از شهروندانش عذرخواهی نخواهد کرد. ما حق داریم از انتقال اسلحه از طرف ایران برای غزه جلوگیری کنیم».
ایگال بالمور سخنگوی وزارت خارجه اسراییل نیز گفت: «هنگامی که خواستار عذرخواهی میشوید نباید این امر را با تهدید و تعیین مهلت همراه کنید. همه چیز دست به دست هم داده تا ما باور کنیم که ترکیه در این موضوع هدف دیگری دارد».
پیش از این بنیامین نتانیاهو نیز جمعه شب تاکید کرده بود که اسراییل از حمله کماندوهای خود به کشتی صلح عذرخواهی نخواهد کرد.
وزیر خارجه ترکیه برخلاف اظهارات سابق خود، این بار با کمیته تحقیقی که اسراییل برای بررسی حمله به کشتی صلح تشکیل داده، مخالفتی نکرد و گفت: «اگر کمیته تحقیق به این نتیجه برسد که حمله ظالمانه بوده و اسراییل نیز عذرخواهی کند، برای ترکیه کافی است. آنکارا همچنین بر پرداخت غرامت از طرف اسراییل به خانواده قربانیان تاکید دارد».
ترکیه پیش از این خواستار تشکیل کمیته تحقیق بینالمللی و بیطرف در مورد حادثه ۳۱ ماه مه شده بود.
ترکیه حریم هوایی خود را بر روی اسراییل بست
وزیر خارجه ترکیه در اقدامی اجرایی همچنین اعلام کرد: «ترکیه حریم هوایی خود را بر روی تمامی هواپیماهای نظامی اسراییلی بسته است. این تصمیم برای یک یا دو پرواز اتخاذ نشده و ممکن است دامنه آن گسترش یابد، بطوریکه هواپیماهای غیرنظامی اسراییل را نیز شامل شود».
در حالیکه ترکیه و اسراییل در سال ۱۹۹۶ پیمان همکاری نظامی با یکدیگر را امضا کردهاند، دولت ترکیه هفته گذشته اعلام کرد که حریم هوائی خود را بر روی دو هواپیمای نظامی اسراییل بسته است.
حمله اسراییل به کشتی صلح و کشته شدن نه سرنشین ترک آن باعث بروز بحران سیاسی بیسابقهای میان ترکیه و اسراییل شد و ترکیه سفیر خود در تلآویو را فراخواند.
وزیر خارجه ترکیه در پایان سخنان خود گفت که ترکیه تا ابد منتظر پاسخ اسراییل نخواهد ماند.
نگرانی جامعه بینالمللی از بحران میان ترکیه و اسراییل
در همین حال بشار اسد رئیسجمهور سوریه نیز در کنفرانسی مطبوعاتی در مادرید گفت: «قطع رابطه دیپلماتیک میان ترکیه و اسراییل آرامش منطقه را بیش از پیش بر هم خواهد زد. ترکیه بازیگری اصلی در منطقه است و کاسته شدن از نقش این کشور در روند صلح، به امنیت منطقه لطمه میزند».
اسد افزود: «موضوع ساده نیست، چرا که آن چیزی که باعث عدم استقرار و امنیت در منطقه شده، سیاست و تجاوزهای اسراییل و ادامه محاصره نوار غزه است. مدتها به دنبال صلح بودیم، ولی در ماههای گذشته به نظر میرسد که فرصت برای برقراری صلح کم شده و در مقابل به احتمال بروز جنگ افزوده شده است».
رئیسجمهور سوریه در پایان گفت: «دمشق بر این باور است که تا زمانی که اشغالگری وجود داشته و گروههای فلسطینی نیز با یکدیگر همپیمان نشدهاند، امکان برقراری صلح در خاورمیانه وجود ندارد».
بحران جاری میان ترکیه و اسراییل همچنین باعث واکنش غرب شده است. فرانکو فراتینی وزیر خارجه ایتالیا روز دوشنبه در این زمینه گفت: «ما از افزایش تنش میان ترکیه و اسراییل احساس نگرانی میکنیم».
فراتینی افزود: «ایتالیا بر این باور است که باید منتظر نتیجه تحقیقات باقی ماند، تا مشخص شود که دقیقا چه اتفاقی افتاده است. باید توجه داشت که در کمیته تحقیقات، متخصصان بینالمللی از جمله یک برنده جایزه نوبل حضور دارند».
در همین حال آویگدور لیبرمن وزیر خارجه اسراییل در پاسخ به درخواست عذرخواهی ترکیه تاکید کرد: «اسراییل قصد ندارد خواسته ترکیه مبنی بر عذرخواهی را بپذیرد، بلکه عکس آن صحیح است».
منبع:رادیو دویچه وله
میزان:عضو شاخه جوانان نهضت آزادی ایران در شرایط بد جسمانی همچنان در زندان به سر می برد.
به گزارش «میزان خبر» امیر حسین کاظمی، در تماس تلفنی با منزل خود خبر از شرایط بد جسمانی خود و بی توجهی مسئولین زندان علی رغم درخواستهای مکرر وی برای درمان داده است.
این در حالی است که حکم سه سال حبس تعزیری پس از یک دادگاه ده دقیقه ای، هفته ی گذشته به او ابلاغ شده است و علی رغم قول قاضی پرونده، وی همچنان در زندان به سر می برد.
گفتنی است این فعال سیاسی و وبلاگ نویس همچنان در بند امنیتی 209 زندان اوین به سر می برد و به خاطر شرایط این بند از ملاقتهای هفتگی با خانواده ی خود نیز محروم شده است.
امیرحسین کاظمی 15 اسفندماه سال گذشته به دنبال احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در زندان اوین به سر میبرد.
نوشابه امیری: سردار برادر بازجو، حسین شریعتمداری دو روز پیش در روزنامه توپخانه، با نماینده هفته نامه آمريكايي نيويوركرملاقات کرد تا در پاسخ به این سئوال که "آیا انقلاب فرزندان خود را می خورد؟" روشن کند: "در ايران اسلامي، انقلاب فرزندان خود را نخورده و نمي خورد، بلكه فرزندان ناخلف انقلاب و يا منافقان نفوذ كرده در آن را تصفيه مي كند و كنار مي گذارد!"
حیف که ما در این مصاحبه نبودیم تا همراه با جان لي آندرسن، خبرنگار کهنه کار آمریکایی، لیست "تصفیه شدگان" را باز خوانی کنیم تا روشن شود این انقلاب اصلا جز فرزند ناخلف، فرزند دیگری نداشته است؛ والبته مشتی خود فرزند خوانده بازجوـ شکنجه گر، جنگ نرفته جنگ طلب، جبهه ندیده مدعی خون شهدا، سردار متجاوز، قاضی قاتل، صادق بیت المال، محمود دروغگو، رحیمی جاعل....
به فهرست تصفیه شدگان نگاه کنید: آیت الله شریعتمداری، آیت الله طالقانی، آیت الله منتظری، آیت الله بیات زنجانی، آیت الله صانعی، آیت الله طاهری اصفهانی، آیت الله عبدالله نوری، آیت الله گلزاده غفوری، آیت الله لاهوتی، محمد خاتمی، میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، اعظم طالقانی، هاشمی رفسنجانی، هادی غفاری، صادق قطب زاده، ابراهیم یزدی، مهندس بازرگان، آیت الله موسوی خویینی ها، احمد طاهر زاده...
باز هم هستند و هر روز هم افزون می شوند: سید حسن خمینی، خانواده دکتر بهشتی، مطهری، باکری، همت، اعضای دفتر تحکیم وحدت، حزب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، جامعه روحانیون مبارز، نهضت آزادی، جامعه مسلمانان مبارز....
از اینها هم بیشترند؛ مردمانند.همه آنان که گروه گروه در شوفاژخانه های اوین بردار شدند، همه آنان که در گورهای دستجمعی خاوران، به خاک سپرده شدند؛ همه آنان که انگشتان شان از خاک ها بیرون ماند؛ همه آنان که به سنگ های سیاه گورشان نیز، رحم نشد و هر روز، کسی مانند حسین شریعتمداری باتیشه به جان سنگ مزارشان افتاد.همه آنان که در طول سال گذشته، در کهریزک و اوین و خیابان حذف شدند: سهراب، ندا، کیانوش، امیرجوادیفر، رامین پوراندرجانی، محسن روح الامینی، فرزاد کمانگر، میثم عبادی، محرم چگینی، عباس دیسناد، فاطمه سمسارپور، داوودصدری، مصطفی غنیان، سجاد سبزعلی پور، شهرام فرج زاده، شبنم سهرابی، شیرین علم هولی، مریم سود براتیان، مهدی کرمی، حسام حنیفه، بهزاد مهاجر، علی فتح علیان، آرش رحمان پور، محمد رضا علی زمانی.......
این فهرست، طولانیست؛ خط خط و نقطه نقطه اش هم، باجنایت و سبعیت، به رشته تحریردرآمده؛ هر حرفش، یک داستان سوگناک از زندگی فرزندانیست که انقلاب اسلامی، نه فقط آنان را خورد که بر هفت پشت آنان نیزداغ اندوه و ماتم زد.فرزندانی که هنوز هم که هنوزست، به جور جلاد و سردار، ایمان و عشق وانگذاشته اند؛ فرزندانی که دلشان مچاله شده ست در اندوه ایران؛ از همین روست که با پای خویش به قتلگاه های آقایان می روند و دلاورانه دروبلاگ هایشان می نویسند: "دوستان عزیزم! از آنجایی که بیست روز دیگه باید خودم رو به شعبه چهارم بازپرسی دادگاه انقلاب معرفی کنم و در غیر این صورت وثیقه ی ملکی پدرم توقیف میشود، به همه بدرود عرض می کنم."
آری؛ همه مادرانی که نام فرزند روی لبان شان خشکیده و نگاه شان به درهاماسیده؛ همه پدرانی که کمرشان شکسته در غم فرزند؛ همه زنانی که جوانی شان مرد؛ همه مردانی که عشق را نچشیدند؛ همه فرزندانی که در غیاب پدران بردار شده و مادران دربند، از چند ماهگی، گرد یتیمی برسرشان نشست؛ همه خانه هایی که چراغ شان خاموش شد؛ همه خیابان ها با پیش نام شهید.همه شهیدانی که خون شد دل بازماندگان شان.
و از این سوبنگریم؛ خود فرزند خوانده های انقلاب اسلامی:اسدالله لاجوردی، سعید مرتضوی، سردار رادان، سردار نقدی، محمود احمدی نژاد، صادق محصولی، محمد رضا رحیمی، حسین طائب، رسایی، ملاحسنی، احمد جنتی، احمد خاتمی، محمد یزدی، مصباح یزدی...
و اینان نیزشمارشان کم نیست: همه آن لباس شخصی ها که فرزندان مارا از تونل های وحشت شان گذراندند و کوی دانشگاه را، قتلگاه جوانان میهن کردند؛ همه آنان که خاک خانه آیت الله منتظری برتوبره کشیدند؛ همه آنان که تفنگ هایشان، مستقیم برقلب فرزندان ما نشانه رفت؛ همه آنان که تن پاک فاطمه ها درزیر چرخ ماشین های نظامی، له کردند؛ همه درنده خویانی که بر تن نازک دردانه های میهن، رد تازیانه گذاشتند و روح و جانشان، عرصه تجاوز کردند؛ همه آنان که اثر انگشتان دستانش، روی گردن رامین پوراندرجانی ماند؛ آنان که از چاقوهایشان خون می چکد هنوز؛ خون فروهر ها.همه آنان که صدایشان به فرمان مرگ می ماند؛ همه آنان که در خلوت چه کارها که نمی کنند و در منابر نماز جمعه، خون می طلبند روز و شب.همه آنان که "مجلس آزاد" نمی خواهند، همه آنان که ترجیع بندشان این است: "عاقبت طلحه و زبير نمونهاي تاريخي از ضرورت توجه به حال كنوني افراد است."
و چه "حالی" دارند این آقایان که هنوز هم می گویند: "این قصه سردرازدارد". "حالی" که موجب شده فراموش کنند شاهنامه را پایانش خوش است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر