
محمدرضا / رادیوکوچه
mohamadreza@koochehmail.com
سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس این روزها فضای کاملن متفاوتی را تجربه میکند، او در دوران بازیگریاش فوتبالیستی بسیار بزرگ بود که هیچکس، حتا آنان که وی را دوست نداشتند، نمیتوانستند منکر توانمندیها و اعتبار بیبدلیش شود، عالم پرنوسان مربیگری، اما، دنیای دیگری است که حتا بزرگترینها را هم به راحتی میتواند به خاک بیندازد.
اما با تمام اینها، حکایت لیگ دهم برای دایی، حکایت دیگری است. به جرات میتوان ادعا کرد عیار مربیگری بهترین مهاجم تاریخ ایران و آسیا تا حدود زیادی همین امسال روشن خواهد شد، جایی که او پرسپولیس خودش را روانه آزمون دشوار لیگ برتر میکند.
پرسپولیس لیگ دهم، از هر لحاظ حاصل سلایق دایی است. اگر سایپای لیگ ششم را «ورنرلورانت» آلمانی بست و اگر فاز کار در تیمملی بهواسطه محدودیتها کاملن متفاوت از حوزه باشگاهی است، امروز علی دایی یکی از محبوبترین تیمهای ایران را در اختیار دارد و همه منتظر کیفیت کار و نتیجهگیری او در مجموعهای هستند که از اواسط لیگ گذشته به وی سپرده شد، همه رخدادهای کلیدی، در حوزه فنی با ابتکار عمل او در آن اتفاق افتاد و حرف اول و آخر را خودش در آنجا زد.
خریدها هم بهطور کامل با صلاحدید دایی انجام شد، دامنه تغییر و تحولات در کادر فنی هم که از همان روزهای نخست حضور شهریار آغاز شده بود، در این فصل نقل و انتقالات توسعه پیدا کرد .
حتا اردوهای داخلی و خارجی سرخپوشان هم کاملن به ابتکار علی دایی تنظیم شد، آنجا که او پرسپولیس را در داخل کشور به زادگاه پدریاش برد و برای بیرون از مرزها هم روی کشور محبوبش سرمایهگذاری کرد. این داستان تا آنجا ادامه دارد که حتا شنیده میشود سرپرست موقت قرمزها هم برخی از تمایلاتش را کاملن نادیده گرفته و برابر اراده دایی دست به عصا حرکت میکند.

علیدایی را همه بهعنوان یک فوتبالیست تحصیلکرده میشناسند ،مهندس متالورژی دانشگاه صنعتی شریف (بهترین دانشگاه فنی ایران) و البته پرافتخارترین بازیکن فوتبال ایران که در بالاترین سطح بازی کرده است و بهجرات میتوان گفت سالهای سال شاید فوتبال آسیا چنین مهاجمی به خودش نبیند و در کنار تمام افتخاراتی که برایمان کسب کرده، عضو کمیته فنی فیفا و یکی از دوستان نزدیک «فرانتس بکنباویر» است بیشک همین میزان اطلاعات کافی است تا نسبت به علیدایی دیدی متفاوت نسبت به دیگر فوتبالیها داشته باشیم، ولی علیدایی علاقهای ندارد که ما چنین نگاهی به وی داشته باشیم.
فصل قبل دایی زمانی پرسپولیس را تحویل گرفت که «کرانچار» پساز ماهها عاقبت به شناخت نسبی از تیمش دست یافته بود، دایی خوب موقعی رسید و تیمی را که خوب بدنسازی و تمرین کرده بود تحویل گرفت و روحیه مبارزه و جاهطلبیهای او قهرمانی در جام حذفی و پیروزی در داربی را به همراه داشت.
بهجرات میتوان گفت که بردن در این داربی فقط کار خود علیدایی بود. او کریم باقری را تا آخر در زمین نگه داشت و اعتمادش هم جواب فوقالعادهای داد. در نهایت علیدایی در پایان فصل گذشته همان مردی بود که هواداران پرسپولیس میخواستند روی نیمکت تیمشان داشته باشند.
بهنظرتان چرا طرفداران پرسپولیس دایی را دوست دارند؟ آنها چرا قطبی را دوست داشتند و چرا علی پروین را در حدود سی سال بر تخت سلطنت حمایت کردند؟ پروین بهترین بازیکن ایران بود. درجوانی کاپیتان تیم ملی شد .فوتبال او در کنار جذبه و خاکی بودنش بهترین دلایل هستند. علی پروین مردی بود که از نظر هوادران تیم را با دندان قهرمان میکرد. میلیونها نفر با خواست خودشان او را بر تخت نشاندند و این یعنی پذیرفتهاند که سلطان در فوتبال از همه آنها بالاتر است.

قطبی اما کمی متفاوتتر و البته امروزیتر به امپراطوری رسید. مردی خوشقیافه و جذاب، فارغ التحصیل یو.سی.ال.ای، شاگرد چند تن از مربیان سرشناس پس از سالها به ایران آمده و در میان این همه تیم علیالخصوص رقیب سنتی، پرسپولیس را انتخاب میکند و حتا از برخی طرفداران پرسپولیسیتر هم میشود.
و بالاخره دایی که شهریار ملی است امروز در انتظار این است که شهریار پرسپولیس، تیم محبوبش شود.
خوب یا بد، دست روزگار دوباره دایی و منتقدانش را سر بزنگاه روبهروی هم قرار داد، درست مثل روزهای بازیگری که هر چند وقت یکبار، چنین حادثهای اتفاق میافتاد و دایی در اوج نقدها، پاسخ منتقدانش را در زمین میداد.
اینبار شهریار هیچ راه گریزی ندارد و خیلی زودتر از آنچه بتوان تصورش را کرد نتیجه آزمون مربیگری او روشن خواهد شد. این فصل دیگر سازمان تربیتبدنی یا علی کفاشیان هم در کار نیستند که حکم اخراج برای دایی صادر کنند و پروسهاش را بهحال تعطیل دربیاورند، او حالا خود خودش است با تیمی که مو به مو به اراده وی ساخته شده است.
این هم حتا فرصتی برای شهریار بوده که تیمش امسال در آسیا هم میتواند بهمصاف رقیبان برود و این، فرصتی گرانبهاست تا او شایستگیهای فنیاش را در مسابقات برون مرزی هم به رخ بکشد.
باید منتظر نشست و دید که دست سرنوشت چه برای او رقم میزند. آیا او از دشوارترین آزمون مربیگریاش سربلند بیرون میآید.
شکوفه/ دفتر ترکیه / رادیو کوچه
shokufeh@koochehmail.com
اینترنت و وبگردی، از جمله پدیدههایی است که در دهههای اخیر، تمامی افراد جامعه با هر دیدگاه و نگرش، به آن گرایش پیدا کردند. جذابیتهایی که در محیط مجازی اینترنت وجود دارد، و همچنین قدرت انتخاب مطالب با توجه به نیاز مخاطب؛ باعث شده است که خیلی زود در رقابت با سایر رسانهها مثل تلوزیون و ماهواره، پیروز میدان بشود.
اینترنت با اهدافی بسیار خوب و مفید شروع به کار کرده و منابع و اطلاعات بسیار مفیدی را در اختیار کاربران قرار میدهد.
اما آنچه اینترنت را مانند برنامههای ماهوارهای برای کودکان خطرناک جلوه میدهد، افزایش سایتهای بازیهای اینترنتی و سایتهای غیراخلاقی است که باعث ناهنجاریهایی در میان قشر نوجوان و جوان جامعه میشود.

در واقع کودکان، نه تنها در معرض اعتیاد به بازیهای اینترنتی قرار خواهند گرفت، بلکه در معرض آموزشهای غیراخلاقی نیز هستند.
در این زمینه، نقش والدین در تربیت کودکانشان برای مواجهه با این مسایل بسیار مهم است. امروز بعد از گفتوگو با مادرانی که در این زمینه با فرزندانشان ارتباط دارند، صحبتهای مشاور و روانشناس برنامهی امروز، خانم «شیرین رحمانیفر»، را میشنوید، که ضمن معرفی خطرات اینترنت، نکاتی را برای والدین و نحوهی برخورد آنها با کودکانشان در استفاده با اینترنت ذکر میکنند.
مطلبهایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر میشود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که میتواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.
جنبش زنان ایران
منصوره شجاعی
مدرسه فمینیستی:
از کی میشناسمت؟ هشتاد ساله حوا؟ از آن زمان که حداقل درخانه ما تنها هنگام مقایسه «فروغ» و دیگران از تو حرف میزدند… و من در کودکی خویش به زنی فکر میکردم که صورت آرایش کرده با «قوطی سرخاب » و لبان قرمز و زیبای خویش را از تمامی پچ پچهها تابانده و ترانه خویش ترنم میکند.
از کی میشناسمت ؟ لولی مست ؟ از آن زمان که در مدرسه ما درفضای مقایسه «پروین» و دیگران از تو حرف میزدند و من در نوجوانی خویش به زنی فکر میکردم که با رفتار خود خواسته و کلام بیپروای خویش تنها و مستقل راه از دیگران جدا کرده و چشمان ملامت را به سرمستی وبی اعتنایی کور کرده است.
از کی میشناسمت؟ گل صحرایی خود رسته ؟ از آن زمان که در بحبوحه انقلابیگری و حراج هر آنچه در طول تاریخی نه چندان دور به دست آورده بودیم در فضایی مردانه با کلامی ازکتابهای آسمانی برابری زن و مرد را یادآوری کردی و به چراهایی از هر دست و هر شکل پاسخی در خور دادی و بیاعتنا به طعن و لعنها راه خویش رفتی و من در آستانه زنانگی خویش از پس پرده تار علامت سوالی نگاهت کردم.

از کی میشناسمت؟ زن سودایی؟ از زمانی که به غزل سرایی تاریخ عشق نشستی و خود بیش و بیشتر از دیگران بر کوس سوداییات کوبیدی… و کور و کر شدگان عدالت گریز را به صوراسرافیل غزلیاتت به رعب واداشتی و من، زن، دم به سرنای کلامت دادم.
از همان سالهایی که شده بودیم ستاره مجالس ختمهای تهران ……کولیهای سیاهپوش خاکهای برگورشده… مجلس گردان و نقش خوان نمایشها و گردهمآییهای زنانه، موسس نهادهای به خون دل و به خشت جان بنا شده زنان … دادخواهان و حقطلبان تجمعهای به خشونت کشیده شده … مرهم گذاران آماس کبود تنهای زنانه از پس هر حمله خشونتبار در خیابانهای شهری که دیگر از آن ما نبود… دل یکیشدگان چهره به چهره در آن اجماع کوتاهی که بر تارک جنبش زنان درخشید و جست و رفت.
از همان روزهایی که همچون «دختر ترنج و پریزاد» به هزار ناز و نازکبینی لباس پوشیدی وخود آراستی و با حضوری تنانه در مجلس قانونگذاران از قانون ضدزن و ضدخانواده سخن گفتی … از آن روزیکه به شکوه و فروتنی به مجلس ختم مادر آمدی و شاعرانه اشک ریختی …از حضور باشکوهت در عروس پایتختهای جهان که خود عروس جنبش زنان ایران بودی … از همگرایی و همدلی در تصمیمهای سخت و صعب در فضای طعن و تمسخر و حسد … از آن روزهای تحریرِ بحر طویلهایی از مهر و بوس و کنار به گاه سختیها و بندی شدنها.
اوقات دلهره و اضطراب از برای خوانده شدن و جواب پس دادن ….روزهای ملبس در لباس مادران عزا به امید مادران صلح… گاه دل دل زدنهای بیتابی نه از برای خودت برای کسانی که در کنارت بودند… سر در پی رهایی و برابری در هیبت کولیان آوازه خوان با دامن پرچین غزل، کوی به کوی و برزن به برزن…
آی کولی، کولیِ پا به سفر، بهل. راه برایت حرام کردند و در آستانه هشتاد و سه سالگی هنوز «ای اسب فاخر میدان» یکه سفر در وطن میکنی و پیداست که تا فنای ظلم سر تازیدن داری. «چه وجود بوالعجبی هستی»
۲۷ تیر ۱۳۸۹
(عبارات درون گیومه ازمیان اشعار و اشارات سیمین بانوی شعر ایران انتخاب شده است.)
اردوان روزبه / رادیو کوچه
ardavan@koochehmail.com
داریوش قنبری سخنگوی «فراکسیون خط امام» مجلس میگوید که این فراکسیون اقدام خشونتطلبانه گروههای فشار و لغو کنسرت حسامالدین سراج در کرمانشاه را بررسی و از تمام ظرفیتهای ممکن برای پیگیری این اقدام غیرقانونی استفاده میکند.
مصطفا کواکبیان، دبیرکل حزب مردمسالاری و عضو شورای مرکزی فراکسیون خط امام میگوید این اقدام یعنی جلوگیری از برگزاری کنسرت سراج را به حتم در مجلس پیگیری خواهد کرد.
در روز بیستم تیرماه امسال حسامالدین سراج به همراه تماشاگران کنسرت نمیتوانند وارد سالن برنامه شوند. انصار حزاله این شهر با سیستمهای صوتی میآیند و در جلوی محل برگزاری کنسرت نوحه پخش میکنند.
حسامالدین سراج میگوید عدهای با اینکار خود بهاسم مذهب به مردم و ما توهین کردند.
جمعیت امام علی یعنی موسسه خیریهای که بنابود کنسرت به نفع آن انجام شود نیز میگوید: «عصر روز جمعه مصادف با شب مبعث پیامبر اعظم که قرار بود اولین روز اجرای کنسرت باشد، نیم ساعت قبل از ورود مردم، ناگهان عدهای از نیروهای خودسر به درب سالن ریختند و با نصب بلندگو و زنجیر کردن درب اصلی عملن باعث حبس مردم پشت درب ورود و حبس پرسنل اجرای مراسم در داخل سالن شدند.
با وجود حضور نیروی انتظامی، کمتر از ۳۰ نفر نیروی مخل امنیتی بهراحتی توانستند دست تمام مسوولان را عملن ببندند. اداره محترم ارشاد اسلامی نیز بلافاصله به بهانه یا دلیل حفظ امنیت مردم لغو سه شب اجرا را به جمعیت ابلاغ فرمود و به نیروهای خودسر اعلام کرد از طریق تریبون خودشان لغو کنسرت را به مردم اعلام نمایند.»
اما این انصار حزباله کرمانشاه به نظر میرسد نه تنها مردم و خیریه از پسشان بر نمیآید بلکه سایر اقتدار آنها بر سر استاندار این استان نیز سایه افکنده است. چنانچه در بیانیهای که خبرگزاری نیمه رسمی حامی دولت فارس منتشر کرده است آنها استاندار کرمانشاه را باعث فساد خواندهاند.

آنها در این بیانیه اشاره کردهاند: «آقای استاندار، چند ماه پیش طی جلسهای مواردی در خصوص وضعیت اسفبار فرهنگی و اخلاقی شهر به جنابعالی یادآور شدیم اما با گذشت زمان مشخص شد که با حمایت پنهانی و اصرار بر تشکیل مجالس رسمی بیبند و باری به بهانه کنسرت موسیقی که قلم از بیان آنها شرم دارد را آشکار نمودید.»
آنان افزودهاند: «پس از اتمام حجت در اولین اقدام در مقابل سالن انتظار حضور یافته و با عنایت الهی مانع برگزاری کنسرت موسیقی شدیم که براساس فرمایش صریح مقام معظم رهبری، ترویج آن برخلاف اهداف نظام اسلامی است.»
انصار حزباله کرمانشاه در نامهی خود تاکید کرده که «این نقطه آغاز راه است.»
محمدعلی دادخواه نیز میگوید، بیانیه انصار حزباله کرمانشاه کاملن تهدید است و اقدامی مجرمانه را تداعی میکند.
این اشاره به آغاز راه بودن، خود به نقل از برخی منابع محلی نشان از اقتدار و پشتوانه این گروه دارد. اما به گفته برخی از فعالها در این شهر این افراد کسانی هستند که حتا بنیادگرایان نیز از آنها تبرا میجویند. روزنامه کیهان از آنها به عنوان گروهی بیبنیاد و مسئلهدار یاد میکند.
برخی دیگر حمایت امام جمعه این شهر را پشتوانه اقتدار آنها میدانند. «فرزاد» یکی از روزنامهنگاران فعال در کرمانشاه به رادیو کوچه در این مورد توضیح میدهد.
امیر و کاملیا / رادیو کوچه
خشایارشا پسر داریوش بزرگ و مادرش آتوسا دختر کوروش بزرگ بود. نام خشایارشا از دو جز خشای (شاه) و آرشا (مرد) تشکیل شده و به معنی «شاه مردان» است. او در سن سی و شش سالگی به سلطنت رسید و در آغازسلطنت شورشی را که در مصر برپا شده بود فرونشاند و بعد به بابل رفت و شورشهای آنجا را نیز سرکوب کرد. خشایارشا نمیخواست به یونانیان حمله کند. اما اطرافیان وی از جمله مردونیه داماد داریوش شکست ماراتن را مایه سرشکستگی ایران میدانست و خشایارشا را به انتقام فرامیخواند. یونانیان مقیم دربار ایران نیز که از حکومت این کشور ناراضی بودند از خشایارشا درخواست میکردند که به یونان یورش برد.
سرانجام خشایارشا در بهار ۴۸۰ قبل از میلاد به سوی یونان حرکت کرد. عربها، هندیها، پارسها، مادها، سکاها، فنیقیها، مصریها و حتا ساکنان جزایر خلیج فارس نیز در این لشکرکشی حضور داشتند. به نظر مورخان تعداد افراد سپاه خشایارشا پانصدهزار نفر بوده است. به ابتکار خشایارشا پلی از قایق بر روی بغاز داردانل ساختند که نیروی زمینی ایران توانست از روی آن عبور کرده و وارد خاک یونان شود. در همین هنگام طوفانی سهمگین وزید و به کشتیهای ایران خسارت وارد کرد. سرانجام در دریای آرتمزیوم(Artemisium) بین کشتیهای دو سپاه جنگ درگرفت و یونان شکست خوردند.

نبرد دیگر در تنگه ترموپیل(Thermopylae) در گرفت. سرانجام یک یونانی به ایرانیان که در آستانه شکست بودند راهی را معرفی کرد که به پشت تنگه میرفت. یونانیان با آگاهی از این خیانت گریختند و فقط لئونیداس(Leonidas) حاکم اسپارت به همراه سیصد اسپارتی برجای ماندند و همگی کشته شدند. سپاه ایران بعد از این جنگ آتن را به تصرف درآورد و به تلافی سوزاندن آتشکده سارد توسط یونانیان در زمان داریوش، معبد آکروپولیس را به آتش کشیدند.
یکی از بزرگان آتن به نام تمیستوکلس(Themistocles) نامهای به شاه ایران نوشت و خود را از طرفداران یونان نشان داده گفت که چون آنان قصد فرار دارند وقت آن است که سپاه پارس آنان را یکسره نابود کند. خشایارشا پیغام را راست انگاشته ناوگان مصری تحت فرماندهی ایران جزیره پنسیلوانیا را تسخیر کرد.
یونانیان در جزیره سالامیس گیر افتادند، این همان چیزی بود که تمیستوکلس میخواست.
نیروی دریایی ایران برخلاف کشتیهای یونانی که آرایش صف را اختیار کرده بودند به دلیل تنگی جا بهطور ستونی اقدام به حمله کرد و ناگهان زیر آتش نیروهای دشمن قرار گرفت. جنگ تا شب ادامه داشت و در این جنگ بیش از نیمی از کشتیهای ایران نابود شد و سپاه ایران اقدام به عقبنشینی کرد.
در همین زمان اخبار بدی از ایران به خشایارشا رسید. بنابراین اقدام به مشاوره با سرداران خود کرد. نظر مردونیه این بود که خود وی با سیصد هزار سپاهی برای تسخیر کامل یونان در این سرزمین باقی بمانند و خود خشایار شاه به ایران بازگردد. شاه این نظر را پذیرفت.
مردونیه آتن را باز هم به تسخیر درآورد اما در محل پلاته(Plataea) صدهزار یونانی در مقابل وی صفآرایی کردند. در ابتدا تصور میشد که ایرانیان پیروز هستند چراکه نهایت دلاوری را نشان دادند اما این گونه نشد. مردونیه در آغاز جنگ در اثر تیری که به وی اصابت کرد کشته شد و سپاه بیسردار ایرانی نبرد بی حاصلی را آغاز کرد که تنها سه هزار ایرانی از آن جان سالم بهدر بردند.
بنابر نوشته مورخان علل شکست ایران در تسخیر یونان به این شرح است: زیادی شمار نفرات که تامین آذوقه و هدایت ارتش را مشکل میکرد. نامناسب بودن اسلحههای ایرانیان در برابر یونانیان سنگین اسلحه(به غیر از هنگ جاویدان باقی سپاه ایران از سلاحهای سبک نظیر تبر استفاده میکردند). عدم آشنایی ایرانیان به موقعیت جغرافیایی یونان اغفال شدن ارتش ایران در سالامیس. بازگشت ناگهانی خشایارشا، ناهمواری جلگههای یونانی و عدم عادت ایرانیان به جنگ در این سرزمینها که نیروهای دریایی و زمینی را از حمایت یکدیگر محروم میکرد.
درباره داستان استر و مردخای که به اشاره تورات در زمان خشایارشاه رخ داده مربوط به دختری یهودی است به نام استر(Esther) به معنی «ستاره» که همسرشاه و ملکه دربار بود. اما سعایتی که وزیر خشایارشاه از پسرعموی این دختر به نام مردخای(Mordecai) نزد شاه بهعمل آوردسبب دستور قتل عام یهودیان ایران از سوی خشایارشاه شد اما استر و مردخای با اثبات بیگناهی خویش موجب شدند که شاه دستور قتل وزیر خود و خانواده او را بدهد.
خشایارشا دارای صفاتی عالی بوده بهطوریکه یونانیان بزرگمنشی او را ستودهاند. مشهور است که اسکندر وقتی که تخت جمشید را به آتش کشید، مجسمه خشایارشا به روی زمین افتاد و اسکندر گفت: «آیا باید بهخاطر روح عالی و صفات نیکویت تو را از روی زمین بردارم یا بگذارم که روی زمین بمانی تا بهخاطر تاخت و تازت به یونان مجازات شوی؟»
خشایارشاه در تخت جمشید که بهدستور پدرش داریوش ساخته شده بود قصرهای دیگری بنا کرد که بر عظمت و شکوه این اثر باستانی افزود. همینطور کتیبههایی در کوه الوند و نیز در ارمنستان از خود به جای گذاشت. این پادشاه پس از بیست سال سلطنت (۴۸۵ تا ۴۶۵ پیش از میلاد) توسط یک خواجه به نام «میترادات» (مهرداد) به قتل رسید.
منابع: ویکی پدیا / ایران باستان
رادیو کوچه
روز گذشته یکشنبه پیمان فروزش نماینده زاهدان در اعتراض به ضعف مدیریتی مدیران امنیتی منطقه سیستان و بلوچستان به عنوان سومین نماینده این شهر، از سمت نمایندگی استعفا کرده است.
پیش از این نیز حسینعلی شهریاری و عباسعلی نورا دیگر نمایندگان زاهدان از سمت خود استعفا کرده بودهاند.
آقای شهریاری روز جمعه ۲۵ تیر در استعفانامه خود خطاب به علی لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی نوشته بود: «با وجود پیگیریهای فراوان اینجانب، متاسفانه مسوولان نتوانستند حداقل وظیفه خود را که همانا حفظ امنیت جان و مال مردم است، انجام دهند».
او در این نامه نوشته بود که “برای تأمین امنیت و احقاق حقوق شهروندی” مردم زاهدان از سمت خود استعفا میکند.
آقای شهریاری گفت که «دولت اجازه دهد مردم این استان همچون گذشته مشکلات امنیتی خود را با ریش سفیدی میان قبایل حل کنند».
یک روز بعد از استعفای اولین نماینده زاهدان، عباسعلی نورا نماینده دیگر این شهر استعفانامه خود را به رییس مجلس داد و در آن توضیح داد که چرا از سمت خود کنارهگیری میکند.
آقای نورا فهرستی از مشکلات موجود در منطقه را در استعفانامه خود آورده که از آن جمله میتوان به ضعف مدیران و عدم نظارت بر عملکرد متولیان امنیتی، بیتوجهی به فرهنگ بومی، انتصاب مدیران بدون توجه به شرایط منطقه و عمیق شدن شکافهای طبقاتی اشاره کرد.
این نمایندگان بعد از انفجار انتحاری روز پنجشنبه ۲۴ تیر (۱۵ ژوئیه) در برابر مسجد جامع شهر زاهدان که حداقل ۳۷ نفر کشته و ۱۶۹ نفر بر جای گذاشت، تهدید کرده بودند که در صورت تامین نشدن امنیت استان سیستان و بلوچستان از سمت نمایندگی استعفا خواهند کرد.
از جمله نگرانیهایی که سه این نماینده مطرح کردهاند، تشدید اختلافات قومی و مذهبی در اثر انفجارهای اخیر زاهدان است.
گفتنی است علی لاریجانی رییس مجلس، روز یکشنبه در صحن علنی مجلس، با اشاره به استعفای این سه نفر از آنها خواست که «با حضور قوی در مجلس خواستههای بر حق مردم را پیگیری و از استعفای خود صرفنظر کنند.»
آنچه در این بخش میآیدانتخابی از رادیو کوچه در بین رسانهها است.
جمعی از فعالان حرکت ملی آذربایجان – تهران
اینجا روشنفکران دستگیر، زندانی و اعدام میشوند و تاریکاندیشان برخاسته از قبور هزاران ساله سوار بر توسن خودکامگی بر سینه زخمخورده مردمانی بیزبان لگد میکوبند. اینجا بر سر و روی حقوق زنان سنگ فتنه میبارانند. اینجا هر فریادی را در حلقوم حقگوی خود خفه میکنند، اینجا ایران است.
اینجا مهمترین اسناد مشترک تمدنهای جهانی را از اعلامیه جهانی حقوق بشر گرفته، تا میثاق حقوق مدنی و سیاسی و اعلامیه حقوق اقلیتهای قومی، ملی، دینی و زبانی و… بیشرمانه بهسخره میگیرند. اینجا حتا اصول مهم قانون اساسی خودنوشته را نیز به کوری چشم طالبانش در طاق نسیان سیساله میپوسانند.
اینجا حقوق حداقلیای که در قانون اساسی نسبت به ملل و اقوام تصریح شده، مانند اصول ۱۵، ۱۹، ۲۰، ۲۲، ۳۲، ۳۵، ۳۸، ۱۶۸ و… آشکارا معوق و معطل ماندهاند. این، علیرغم وظیفه دولت (و مشخصن مقام ریاست جمهوری) در اجرای مفاد قانون اساسی است که در اصل ۱۱۳ قانون اساسی متجلی گردیده. اینجا حتا درخواست از دولت جهت اهتمام در وظیفه قانونی خود نسبت به تحقق حقوق اولیه مردم، نتیجهای جز تعقیب، بازداشت و شکنجه ندارد.
اینجا گلستان تاراجرفته زبانها و فرهنگهاست، در این کشور کثیرالمله ۷۴ میلیونی، علاوه بر ملل بلوچ، عرب، کرد، ترک، ترکمن و فارس، دهها قوم و اقلیتهای دینی و عقیدتی کار و زندگی میکنند. اما رژیم سیاسی در دست گروهی شوونیست است که هیچگونه حقوقی برای هر آنچه که خارج از دایره تکزبان و تکمذهب رسمی باشد، قایل نیست. این رژیم شیعونیستی (شیعه-شوونیستی) صدای هر اعتراضی را با بیرحمی هرچه تمام خفه میکند. جنبش حقطلبانه زنان، کارگران و معلمان را سرکوب میکند، حقوق شهروندی تکتک افراد جامعه را در پیشگاه خدایان خویش قربانی میکند و این همه مظالم بس نیست که کولهباری از ستم ملی را نیز بر دوش اقوام و ملل مینشاند تا آنان را علاوه بر حقوق مدنی از ابتداییترین حقوق طبیعی خویش نیز محروم سازد.
اعدام، ترور، شکنجه، تبعید، زندان و… خط مشی اصلی این رژیم در مقابله با فعالان سیاسی اجتماعی، روشنفکران، روزنامهنگاران، فعالان جنبشهای مدنی مخالف خود است.
رژیم از سویی نیز با فیتلرینگ سایتها، ممنوعیت رسانههای عمومی مانند ماهواره، توقیف روزنامهها و مجلات مستقل و نهادهای مدنی غیردولتی و ایجاد فضای رعب و اختناق، مانع از رسیدن فریاد مردم به گوش جهانیان میشود.
هرچند در بعضی موضوعات از جمله حقوق زنان، یا جنبش سبز با توجه به پوشش خبری رسانههای خارجی کم و بیش صداهایی به گوش انسانهای بیدار جهان رسیده، اما متاسفانه در بسیاری موارد و بهخصوص در مسایل مربوط به حقوقملل و اقوام پوشش خبری و حمایتهای بینالمللی بسیار اندک بوده(که بر سر تحلیل علل آن در این مقال نیستیم).
لازم به ذکر است در جامعهای ما، آموزش به زبان مادریمان جایگاهی در مدارس ندارد و اگر کسی بخواهد داوطلبانه و با هزینه شخصی زبان مادری را به محصلان آموزش دهد، این امر به مثابه جرم سیاسی انگاشته شده و با آن برخورد میشود.
ترکان آذربایجان، از این قاعده مستثنا نبوده و تحت شدیدترین فشارها قرار دارند. اقتصاد بهشدت دولتی ایران بهشیوهای تبعیضآمیز در مناطق مرکزی و جنوبی متمرکز گردیده، این امر منجر به جریان سیل مهاجرت از آذربایجان و تشدید روند آسیمولاسیون و بحران هویتی در میان آنان شده است.
در مقابله با این مظالم جنبشی ریشهدار در آذربایجان پای گرفته که هدف اصلی آن رفع تنگناهای رشد و توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی از منطقه و تامین و بسط دموکراسی، حقوق شهروندی، حقوق فردی و جمعی، تامین آزادی بیان و اندیشه در منطقه است.
رژیم هرگونه تلاش برای احقاق حقوق ملل تحت ستم را اقدامی در راستای تجزیه کشور و برخلاف امنیت ملی تلقی کرده و با آن برخورد چکشی میکند.
اما هرگونه اقدام مدنی فعالان این جنبش برای ایجاد تشکل و تحزب، بهشدت توسط نیروهای امنیتی سرکوب میشود و حبسهای طولانی برای چنین فعالانی صادر میشود. در طول بیست سالی که از عمر مرحله نوین جنبش ما میگذرد بارها شاهد امواج بگیروببندهای خودسرانه بودهایم و گاه احکام بسیار سنگینی صادر شده، چنانکه سعید متینپور روزنامهنگار زنجانی به جرم فعالیتهای مدنی خود به ۸ سال حبس محکوم گردیده است.
اخیرن نیز موج جدید دستگیریها از حدود دو ماه پیش تحت عنوان اقدام علیه امنیت ملی و به بهانه تشکیل گروه و عضویت در آن به ترتیب زیر شروع شده است.
در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ (۱۰ ماه می ۲۰۱۰) بازداشت آقای آیت مهرعلیبیگلو در صوفیان.
در ۲۹ اردیبهشت (۱۹ ماه می) بازداشت آیدین خواجهای فعال جنبش دانشجویی آذربایجان در تبریز.
در ۳۱ اردیبهشت (۲۱ ماه می) بازداشت بهبود قلیزاده در میاندوآب
در تاریخ ۱ خرداد (۲۲ ماه می) بازداشت دکتر علیرضا عبداللهی در اورمیه
در ۳ خرداد ۸۹ (۲۴ ماه می) بازداشت بهمن نصیرزاده در ماکو، شهرام رادمهر در مشکینشهر و دکتر لطیف حسنی در کرج.
در ۴ خرداد ۱۳۸۹ (۲۵ ماه می) دستگیری خانم حمیده فرجزاده (پینار) فعال شناخته شده زن آذربایجانی در ارومیه و استاد اکبر آزاد نویسنده، روزنامهنگار و فعال سرشناس سیاسی آذربایجان در تهران
در ۱۸ خرداد (۸ ماه جون) بازداشت مهندس محمود فضلی در تبریز و حیدر کریمی (یاشار) در خوی

در ۲۴ خرداد (۱۴ ماه جون) بازداشت نعیم احمدیخیاوی در تبریز و مهندس ابراهیم رشیدی روزنامهنگار و وبلاگنویس در اردبیل
در ۲۶ خرداد (۱۶ جون) بازداشت سعید بیدخت در تبریز.
در ۲۷ خرداد (۱۷ جون) بازداشت یونس سلیمانی، فعال جنبش دانشجویی آذربایجان در اردبیل.
در ۲۹ خرداد (۱۹ جون) دستگیری زهرا فرجزاده همسر آیت مهرعلیبیگلو (در جریان پیگیری وضیعت همسر بازداشتی خویش) در دادسرای تبریز.
۳۱ خرداد (۲۱ جون) بازداشت فیروز یوسفی در تهران (وی بعد از تحمل ۲۴ روز بازداشت انفرادی با سپردن وثیقه سنگین اخیرن آزاد میشود).
در ۱ تیر (۲۲ جون) بازداشت شکراله قهرمانی فرد در کلیبر.
در ۱۲ تیر ۱۳۸۹ (۳ جولای) مهندس حسن رحیمی بیات، عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر در تهران.
این بازداشتها عمومن بدون در دست داشتن حکم مقام قضایی و بدون رعایت هرگونه تشریفات قانونی صورت گرفته. تمامی بازداشتشدگان در سلولهای انفرادی در زندان تبریز نگهداری میشوند. از هرگونه حق ملاقات با خانواده و حق برخورداری از وکیل محرومند. از کم و کیف اتهامات وارده اطلاع دقیقی در دست نیست. زمان اتمام مدت بازداشتشان مشخص نیست و بهقرار اطلاع همگی تحت شکنجه سفید قرار گرفتهاند که به اعترافات ساختگی تن در دهند.
از جمله زهرا فرجزاده مادر کودکی سه ساله است. هر دو سرپرست این کودک در زندانند و اعضای این خانواده کوچک از دیدار همدیگر محرومند.
انسانهای آزاده، وجدانهای بیدار
ما بهعنوان جمعی از فعالان حرکت ملی آذربایجان تهران، ضمن محکوم نمودن هرگونه مصادیق خشونت، شکنجه و نقض حقوق فردی و جعمی از طرف سیستم حاکمه، معتقدیم که مبارزه با دیکتاتوری در ایران با حذف، بایکوت یا نادیده گرفتن، حقوق ملل ایرانی موفقیتی در پیش نخواهد داشت و پژواک نامیمون چنین رویکردی میتواند دامنگیر سایر جنبشها نیز گردد. (سکوت اغلب ملل غیرفارس در اعتراضات جنبش سبز، نمونهای بر این مدعاست) لذا برنده اصلی در این میان منحصرن حاکمیت مستبد خواهد بود. این وضعیت به رژیم این امکان را میدهد که با مخالفان خود تک به تک و با صرف هزینه اندک برخورد کند.
لذا با آرزوی آزادی تمامی فعالان عقیدتی سیاسی در بند، خواستههای زیر را عنوان میداریم:
۱- از فعالان اجتماعی و حقوق بشری درخواست میکنیم: در راستای اطلاعرسانی بیطرف، این فعالان در بند را یاری نمایند و مانع از گسترش روند این دستگیریها شوند.
۲- از فعالان آذربایجانی خارج کشور که امکان اعتراضات علنی دارند، میخواهیم: فارغ از طیفبندیهای داخلی خود، یک صدا از آزادی این عزیزان دربند حمایت نمایند.
۳- از سازمانها و ارگانهای حقوق بشری میخواهیم: با صدور بیانیه و مکاتبه با مسوولین و اولیا امور خواستار آزادی دستگیرشدگان اخیر شوند.
بیست و ششم تیرماه هشتاد و نه
پس از هفت ماه
احمد قابل
هرگاه ماهها از حضور در جمع و جامعهات بازمانده باشی و پس از آن به میانشان برگردی، در مییابی که باید پیشآمدهای آن چندماهه را با سرعت و دقت مرور کنی تا بتوانی همراه و همسفر خوب و آگاهی برای همراهان و همفکران خود باشی.
سرعت تحولات در ایران و خصوصن پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ و گوناگونی تحولات و دیدگاهها، گرچه جبران غیبت شش ماهه را دشوار ساخته و نسبت به شرایط عادی، زمان بیشتری را لزومن طلب میکرد ولی هرکه مشتاق دانستن باشد، این مرحله را ناگزیر طی خواهد کرد.
اکنون و پس از یک ماه که به کسب خبر و سنجیدن دیدگاهها و رصدکردن کنشها و واکنشها گذرانده ام، شاید بتوانم تا حدودی با همراهان و همفکران خود، راه بسپرم و به جمع گرمشان بپیوندم.
البته در مدت بازداشت و زندان نیز به کسب خبر و آشنایی با تحولات عملی و نظری، در حد مقدور، پرداختم و کم و بیش در جریان مسایل کشور و اقدامات حکومت و معترضان به سیاستهای حاکمیت، قرار گرفتم.
اما از یک بازداشت شده با اتهامات سیاسی همچون من، تنها «دفاع از راه و هدف جنبش اعتراضی، اصلاحطلبانه و مسالمتآمیز مردم ایران» انتظار میرفت. انتظاری که حق همهی ایرانیان همراه و همفکر، دوستان و بستگانم بود که از حقوق و عزت آنان باید درحد توان، نگهبانی میکردم و آنرا به قیمت اندک «آزادی فردی و بهرهمندی شخصی خود، در برابر عدول از حق حاکمیت ملت و پذیرش ظلم و ستم حاکمیت نسبت به آحاد ملت» نمیفروختم.
شاید مناسب باشد تا گوشهای از آنچه در بازجوییها گذشت و گزارشی از تنها جلسهی محاکمهای که برایم ترتیب دادند را در هنگامهای با همراهان و همفکرانم در میان گذارم که «پروندهام مفتوح و منتظر ادامهی محاکمه و صدور حکم است».
اینگونه است که من به «قسمی» که در بازجوییها و دیدار با مسوولان زندان خوردم که؛ «واله؛ اگر یک ساعت امکان حضور آزاد در بیرون از زندان را بیابم، ظلم و ستمهایی را که در مورد خود و دیگران دیدهام، بیان خواهم کرد و ستمگران را رسوا خواهم ساخت» پایبند بوده و به مفهوم آن وفادار خواهم ماند.
بنابراین، برخی اتفاقات را لازم است که خود به اطلاع افکار عمومی(که هدف اصلی از حضور هیت منصفهی پیشنهادی در قانون اساسی است) برسانم تا مبتنی بر حقایق و واقعیتها، داوری کنند و از اشتباهات کوچک و بزرگی که در گزارشهای خبری یا تحلیلی منتشره از گفتار و رفتار اینجانب در این مدت اتفاق افتاده و در ضمن مطالعهی آنچه گذشت، کم و بیش مشاهده کردهام (که گاه ناشی از دشواریهای تبدیل گزارش شفاهی به کتبی بوده است)نیز در امان بمانیم.
از سویی، همانگونه که در محکمه (که از نامبردن آن بهعنوان دادگاه، عمدن پرهیز میکنم) گفتم؛حاکمیت از علنی برگزار کردن محاکمات سیاسی افرادی که بر سخنان و افکار خود استوار مانده اند، شدیدن پرهیز کرده و تنها به انتشار محاکماتی اقدام کرده و میکند که سخنان مطلوب خود را از زبان متهمان بشنود. بنابراین و طبق اصل ۱۶۸ قانون اساسی، امثال من با اطلاعرسانی دقیق نسبت به آنچه بر آنان گذشته، از حق سلب شدهی خود استفاده میکنند و تخلف حاکمیت را در نقض اصل ۱۶۸ به گونهای شایسته و قانونی، آشکار ساخته و بخشی از مطلوب قانون که «داور بودن افکار عمومی است» را جبران میکنند. اینک شما و گزارشی مختصر از برخی مطالب مطروحه در تنها جلسهی محاکمه؛

یکم) وقتی در محکمه آغاز سخن کردم، قاضی از من خواست تا کلمه کلمه مطالبم را بیان کنم (و مثل دفاع یکی از وکلا، که دیکته گفت تا منشی محکمه، واژه به واژه یادداشت کند و مثلن یک متن شفاهی ۵ خطی را در چند دقیقه بنگارد) من با ناراحتا به قاضی پرخاش کردم که؛ «چگونه است که وقتی متهمان سخنان مطلوب حاکمیت را میگویند، محاکمه در حضور دوربینهای تلویزیونی و خبرنگاران و خبرگزاریهاتان تشکیل شده و پخش تلویزیونی میشود، ولی وقتی اطمینان دارید که متهم سخنان و عقاید خود را که برای شما نامطلوب است بیان میکند، حتا از تدارک یک ضبط صوت هم پروا می کنید. یک ضبط بگذارید و مطالب را ضبط کنید و بعدا به آن مراجعه کنید. من نمی توانم با سرعت نوشتاری منشی شما سخن گفته و دیکته بگویم».!
از سویی، متن کیفر خواست صادره، هرگز از طریق افرادی که عنوان قاضی یا دادستان یا بازپرس را داشتند، در اختیار من قرار نگرفت. حتا یادداشتهایی که من در زندان و با استفاده از فکر خود برای دفاع در برابر اتهامات نوشته بودم، در هجوم حفاظت زندان آن هم چند روز قبل از روز محاکمه، به تاراج رفت.
این نکته را در محکمه گفتم و چند روز بعد از آن، به دستور قاضی، دفتر حاوی دفاعیاتم را به من برگرداندند تا یادآور «نوشداروی پس از مرگ سهراب» شود.
البته متن رونوشت کیفرخواست را وکیلم به من رساند ولی این امر مانع از ثبت تخلف آشکار دستگاه قضایی در این پرونده و تذکر من به محکمه نبود که بر خلاف قانون، کیفرخواست را به متهم نداده و او را برای محاکمه برده اند.
دوم) متن رونوشت کیفرخواست به این شرح است؛ «ریاست محترم دادگاه انقلاب اسلامی مشهد. در پروندهی ۷۷۰۰۸۷۶ متهم آقای احمد قابل فرزند شیرمحمد متولد ۱۳۳۷ شغل آزاد اهل تربتجام ساکن فریمان دارای سابقهی محکومیت کیفری و بازداشت موقت؛ متهم است به اقدام علیه امنیت داخلی از طریق؛ تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و توهین به مقام معظم رهبری و توهین به حضرت امام(ره) و نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی و نگهداری تجهیزات دریافت از ماهواره. با توجه به کلیهی اوراق و محتویات پرونده، گزارش ادارهی محترم اطلاعات خراسان رضوی و تحقیقات انجام شده از وی در صفحات ۲۸۲ الی ۴۳۲ و دفاعیات متهم در صفحات ۴۴۳ و ۴۴۴ و ۴۴۵ و اظهارات و نظرات ایشان در صفحات ۱۳۳ و ۱۳۴ و مطالب و نوشتههای او در مصاحبههای نامبرده با رسانههای بیگانه و بهرهبرداری تبلیغاتی دشمن از اظهارات وی و سایر قراین و شواهد بر همکاری نامبرده محرز و مسلم است. لذا مستند به مواد ۶۹۸ و ۵۱۴ و ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی و بند الف مادهی ۹ قانون ممنوعیت نگهداری تجهیزات دریافت از ماهواره، تقاضای رسیدگی و تعیین مجازات او را دارم. ۱۱/۱/۸۹ ».
سوم) نتیجهگیری ادارهی اطلاعات خراسان رضوی از تمامی مراحل بازجویی و تحقیقات انجام گرفته در متن پرونده اینگونه گزارش شده است.
«با عنایت به اینکه متهم برمواضع خود همچنان ثابت و اصرار بر تداوم آن دارد و ضمن همراهی و همسویی با عوامل فتنه و جریانهای داخلی همسو با آنها و اینکه یکی از عوامل موثر تغذیه کنندهی سایتهای وابسته به جنبش سبز میباشد، طبق قانون مجازات اسلامی با وی برخورد شود.
خسارتهای ناشی از جرایم و اقدامات و فعالیتهای متهم که به کشور و اشخاص حقیقی و حقوقی وارد شده است عبارتند از:
۱- خدشهدار شدن وجهه نظام جمهوری اسلامی در نظام بینالملل به صورت اعم.
۲- زیر سوال رفتن انتخابات ریاست جمهوری.
۳- تشویش اذهان عمومی بخصوص با اظهارات و ادعاهای وی مبنی بر افزوده شدن تعداد مراجع و مخالفت آنان با نظام.
۴- تشویش اذهان عمومی نسبت به عملکرد نهادهای انقلاب چون شورای نگهبان و خبرگان.
۵- تشکیک در اعتقادات مخاطبین با طرح مسایل شبهه ناک چون؛ ارتداد و بحث مرتد بودن، حجاب از دیدگاه اسلام، زندگانی حضرت علی(ع) و مراسم ایام محرم و صفر.
۶- جسارت یافتن مستمعین و سخنرانیهای او برای معارضهی بیشتر و جدیتر با نظام جمهوری اسلامی.
۷- به هنگام رو نوشت از قلم افتاده
۸- مخالفت با قانون اساسی و درخواست بازنگری آن با طرح پیشنهادهای خود».
چهارم) همانگونه که در محکمه گفتم: ادعای «سابقهی محکومیت کیفری» دروغ آشکاری است که دادستان در کیفرخواست آورده است. من در سال ۱۳۷۷ برای اولین و آخرینبار با همین اتهامات سیاسی محاکمه شدهام که حکم یکسال حبس تعلیقی بهمدت ۵ سال نتیجهی آن بود. از آن به بعد، گرچه دو نوبت بازداشت شدهام ولی هیچیک از آنها بهخاطر اعمال حکم یادشده نبوده و پس از انقضای مدت ۵ سال تعلیق (از ۱۳۸۲ به بعد) نیز هیچگونه سابقهی محکومیتی نداشتهام. با توجه به اینکه از نظر قانون، احکام تعلیقی در صورت انقضای مدت تعلیق و عدم تنجیز، اساسن در سوابق کیفری افراد ثبت نمیشود، ادعای دادستان بیاساس و دروغی آشکار است.
پس از بیان این نکته، قاضی محکمه نیز سخن مرا تایید کرد.
پنجم) در محکمه گفتم: «من در سال ۱۳۸۷ و پس از اجرای حکم برادرم، متنی نوشتم و منتشر کردم که در آن رهبری کشور را به اقدامات مکرر علیه امنیت ملی، تبلیغات مکرر علیه نظام، نشر اکاذیب بصورت گسترده به قصد تشویش اذهان عمومی، توهینهای بیشمار به مخالفان سیاستهای حاکمیت، و در نهایت، «براندازی سخت نظام» متهم کرده و مواردی از مستندات را نیز آورده بودم. هیچ محکمهای پیدا نشد تا ایشان را بخاطر این اتهامات و جرایم تحت تعقیب قرار دهد و بازهم دستگاه امنیتی و قضایی ایشان، به محاکمه و بازداشت مخالفان این سیاستهای غیر قانونی و نامشروع اقدام کرده و میکند».
گفتم: «من در همان متن، نوشتهام که من به اقدام ناخواسته و ندانسته علیه امنیت ملی از طریق «رای دادن به آقای خامنهای به عنوان رییسجمهوری و قرار گرفتن ایشان در معرض انتخاب برای رهبری و شکل گیری ظلم و ستمهای بعدی از سوی ایشان» اعتراف میکنم. اگر از نظر محکمه این مصداق بهعنوان اقدام علیه امنیت ملی پذیرفته میشود، من حاضرم این اتهام را بپذیرم.
البته مصادیقی که مورد استناد دادستان در این کیفر خواست بوده، اقداماتی بوده که برای تامین امنیت ملی انجام دادهام و هرگز مصداق اتهام بیاساس دادستان نخواهد بود.
ششم) در محکمه گفتم: «آقای خامنهای مکررن به مخالفان سیاستهای خود در داخل کشور اهانت میکند. مثلن در دیدار با مردم تبریز در ۲۹ بهمن ۸۸ که در بازداشتگاه و از طریق رادیو شنیدم، اظهار داشت:«هرکس پیام راهپیماییهای ۱۰ دی و ۲۲ بهمن را (آنگونه که ایشان تحلیل میکرد) نفهمیده باشد، بی عقل است».
به قاضی خطاب کردم و گفتم: اگر کسی به شما بگوید: «بی عقل» شما آن را اهانت به خود می دانید یا خیر؟ ایشان به چه حقی به مخالفان خود اهانت میکند؟ مگر در ذیل اصل ۱۰۷ قانون اساسی تصریح نشده است که: «رهبر در برابر قوانین با سایر افراد مساوی است»؟ چرا هیچگاه ایشان را به جرم یا اتهام اهانت به مخالفان سیاستهایش مورد محاکمه قرار ندادهاید؟ مگر ایشان از امیرمومنان(ع) برتر و یا مخالفانش از یهودی مدعی علی(ع) پایینتراند؟ من در سال ۱۳۸۱ در سخنرانی دانشگاه اصفهان گفتم: یکجا نشان بدهید تا بتوانم از رهبر شکایت کنم و همگان امید عدل و انصاف داشته باشیم؟ اگر چنین جایی وجود ندارد و چنان امیدی نمیتوان داشت، نشانگر نبودن عدل و انصاف در دستگاه قضایی حکومت و حاکمان است.
هفتم) گفتم: آقای خامنهای در خطبههای نماز جمعهاش گفت: «اینکه برخی میگویند اقاریر انجام گرفته توسط متهم علیه خودش در جلسهی دادگاه و پیش قاضی و جلوی دوربینهایی که میلیونها بیننده آن را می بینند، اعتباری ندارد، سخن مهملی است».

ایشان میداند که این سخن تمامی فقیهان است و مستند آنها نیز این سخن امیر مومنان علی(ع) است که فرمود: «من اقر عند تجرید او حبس او تخویف او تهدد فلاحد علیه= هرکس در هنگامی که لباسش را درآوردهاند تا تنبیهش کنند یا درهنگام بازداشت و زندان یا در حالی که او را ترساندهاند یا او را تهدید کردهاند، به چیزی اقرار کند، هیچ کیفری برای او نمیتوان در نظر گرفت (چرا که اقرارش بیاعتبار است)». آقای خامنهای میتواند با این دیدگاه اجماعی فقیهان مخالف باشد و برای دیدگاه خود استدلال کند ولی «حق اهانت» به فقیهان و از آنها مهمتر «حق اهانت به امیر مومنان» را ندارد و اگر بین این دو دیدگاه یکی «مهمل» باشد، مطمئنن سخن آقای خامنهای مهمل است و نه سخن فقیهانی که مستندشان بیان امام علیبنابیطالب (ع) است. ایشان به چه حقی چنین اهانت و جسارتی به امیرمومنان(ع) میکند و چرا دستگاه قضایی در برابر این اهانت و جسارت سکوت کرده است و ایشان را تحت تعقیب قرار نمیدهد؟
هشتم) گفتم: من در زندان و هنگام مطالعهی روزنامه دیدم که بیانیهی دفتر رهبری منتشر شده مبنی بر اینکه «به مدت ۵ روز در حسینیهی امام خمینی، مراسم عزاداری برای حضرت زهرا(س) در حضور رهبری برپا میشود». آیا میدانید در روز اصلی عزا (سوم جمادیالثانی که مصادف با روز دوشنبه ۲۷/۲/۸۹ یعنی دو روز قبل از جلسهی محاکمهی من در ۲۹/۲/۸۹ بود) نوحه خوان مراسم چه کسی بود؟ فردی بهنام…(در دادگاه اسم بردم) که در نوحهای که سی دی آن در سطح جامعه منتشر شده با شعر و آواز میگوید: «اگر مردی و در قبر قرارت دادند و شب اول قبر نکیر و منکر آمدند و از تو پرسیدند؛ من ربک (چه کسی پروردگار تو است)؟ من نبیک (پیامبر تو کیست)؟ من کتابک؟ من قبلتک؟ در جواب اولی بگو علی. در جواب بقیه بگو حسین».
گفتم: «اینکه کسی بگوید در جواب من ربک، بگو علی» آیا کفر مسلم و آشکار نیست؟من نمیگویم که این فرد کافر است. میگویم: او احمق و بیشعور است. او جاهل است. ولی امروز همین فرد احمق و جاهل، باید مورد احترام و تکریم رهبری باشد و ایشان پای عربده کشیهای این جاهل بنشیند و به او اعتبار ببخشد و من عالم دین (که خود قاضی در جلسه محاکمه به آن اقرار کرده بود) با پابند و دستبند به محکمه آورده شوم. آیا این قضیه، شما را به یاد سخنی از امیر مومنان علی(ع) نمیاندازد که فرمود:«بارض عالمها ملجم و جاهلها مکرم = در زمینی که عالم و دانشمندش لگام زده میشود و نادان و جاهل آن مورد احترام قرار میگیرد»؟
نهم) در بخشی از دفاعیاتم (با اشاره به عکس رهبری که در سمت راست من روی دیوار بود) گفتم: این آقا در خطبههای نمازجمعه و پیش چشم همهی من و شما و در سایر سخنرانیهاشان، بارها و بارها حکومت پر از ظلم و جور خویش را با حکومت سراسر عدل امیر مومنان علی(ع) مقایسه میکند و بهاین وسیله صراحتن به مولای متقیان(ع) و پیامبر خدا(ص) و اسلام اهانت می کند. چطور است که شما به اتهام «اهانت احتمالی به رهبری» غیرت می رزید و صدها نفر را ماهها بازداشت کرده و برخی را به مدتهای طولانی زندانی میکنید، ولی من مدعی پیروی از امیرمومنان(ع) اینقدر بیغیرت باشم که در برابر این جسارتها و اهانتهای آشکار هیچ واکنشی نشان ندهم؟ مگر من بیغیرت باشم که سکوت کنم. واله در برابر این جسارتها و اهانتها میایستم حتا اگر به قیمت جانم تمام شود. البته این وظیفهی هر مسلمانی است که از حیثیت علیبن ابیطالب(ع) و ساحت دین خدا و پیامبر عزیز (ص) در برابر این جسارتها دفاع کند.
دهم) گفتم: سی سال است که از تصویب قانون اساسی می گذرد و هنوز دستگاه قضایی میگوید که چون قانونی برای تعریف «جرم سیاسی» نداریم، پس ما متهم یا زندانی سیاسی نداریم و به همین خاطر نیز از برگزاری دادگاه بر اساس اصل ۱۶۸ قانون اساسی طفره میروند.
اگر در طول این سی ساله بههر دلیلی حاکمیت کشور از وظیفهی تصویب قانون سرپیچی کرده است، چرا باید متهمان سیاسی تاوان این غفلت عمدی حاکمیت را بپردازند؟ قانون اساسی از نظر حقوقی و شرعی بهعنوان «پیمان بین ملت و حاکمیت» است و هرگونه تخلف حاکمیت از آن، عهد شکنی است و گناه کبیره.
اگر قانون تعریف جرم سیاسی و کیفرهای مناسب آن و چگونگی تشکیل هیت منصفه (که باید برآیند افکار عمومی ملت و نه حاکمیت باشد، چرا که حاکمیت بهعنوان مدعی در محکمه حضور پیدا میکند و چون نمایندهی مردم است، باید داوری به مردم واگذار شود) در این سی ساله تصویب نشده است (که نشده است) حاکمیت حق محاکمهی سیاسیون را اساسن نداشته و تمامی محاکمات انجام گرفته در طول سی سالهی پس از تصویب قانون اساسی، غیر قانونی و نامشروع بوده است و تمامی احکام صادره نیز نامشروع بوده است.
گفتم: سی سال است که به متهمان سیاسی در این کشور ظلم شده است و بهانهی این ظلم نیز «عدم انجام وظیفه از سوی دولت، مجلس و قوهقضاییه در لزوم تقدیم لایحه یا طرح برای تعریف جرم سیاسی و کیفر متناسب با آن و تصویب و اجرای بدون تبعیض تمامی اصول قانون اساسی است» که هزینهی آن را به «متهمان سیاسی» تحمیل کردهاند.
یازدهم) گفتم: من در زندان وکیل آباد با پدیدههایی مواجه شدم که تا قبل از این اگر میشنیدم، نمی توانستم در این حد از گستردگی، آنها را باور کنم.
گفتم: مگر ریاست قبلی قوهقضاییه در جمع شما قضات اظهار نکرد که؛ «اینقد دست و دلبازانه متهمان را در اختیار ماموران ادارهی آگاهی قرار ندهید تا آنان با وحشیگری، اقرار به گناهان ناکرده را از متهمان بگیرند»؟ اکنون در زندان وکیلآباد جوانی که بر اثر شکنجه در آگاهی قطع نخاع شده است نگهداری میشود. چه کسی میتواند پاسخگو باشد؟ چرا هنوز هم دست و دلبازانه متهمان در اختیار ادارهی آگاهی قرار میگیرند؟.
گفتم: در اسفند ماه در بند قرنطینهی زندان وکیلآباد مشهد بودم که تلویزیون جمهوری اسلامی، خبری از آبادان پخش کرد مبنی بر اینکه «فردی که محکوم به قصاص (اعدام) شده بود و حکمش در تهران تایید شده و برای اجرا به قاضی اجرای احکام آبادن ارجاع داده شده بود و با تاخیر سه روزه بنا بود اعدام گردد، با مراجعهی قاتل اصلی از اعدام نجات یافت». در ادامهی خبر توضیح داده شد که: «در این تاخیر سه روزه، قاتل اصلی به دادگاه مراجعه و مسوولیت قتل را بر عهده میگیرد. پس از اطمینان از صحت ادعای او، از متهم اولی محکوم به اعدام می پرسند که چرا تو مسوولیت قتل را به عهده گرفتی؟. و او در پاسخ گفته بود: مرا به جایی بردند و رفتاری با من کردند که حاضر بودم مسوولیت دهها قتل را برعهده گیرم تا از آن وضعیت نجات یابم».
گفتم: همهی این جنایات و فسادها در دستگاه قضایی و ضابطین آن به اسم «اسلام» و حکومتی که نام «جمهوری اسلامی» بر خود گذاشته تمام میشود. من نمیتوانم بپذیرم که این جنایات هولناک با نام دین و شریعت انجام گیرد و من مدعی خود را متدین و متشرع بدانم و ببینم که چهرهی دین خدا و شریعت محمدی (ص) را ملکوک میکنند و بخاطر ترس از جان و یا محرومیتهای دنیوی، از بیان حقایق و دفاع از شریعت رحمانی باز ایستم. من تا زنده باشم از انتساب این ظلم و ستمها به شریعت محمدی (ص) با بیان حقایق جلوگیری میکنم. حاشا به کرم اسلام که چنین جنایاتی را تجویز کند یا در برابر آن سکوت را بپذیرد. این رفتارهای نامشروع و غیرقانونی و غیر انسانی است که تیشه به ریشهی نظام جمهوری اسلامی میزند نه انتقادات امثال من که با بیان نکات منفی، از مسوولان میخواهیم که مانع از این جنایتها و خیانتهای آشکار شوند.
جالب است که چند روز پس از محاکمهام در ۲۹/۲/۸۹ و در هفتهی پایانی حضورم در زندان و قبل از آزادی، خبر مندرج در روزنامهی خراسان (فکر میکنم روز یکشنبهی آخری که در زندان بودم) توجهم را جلب کرد.
گویا چند روز قبل از آن، خبری به نقل از ادارهی آگاهی مشهد در خصوص مرگ یک زندانی در ورودی زندان وکیلآباد و قبل از تحویل به ماموران ادارهی آگاهی مشهد، نقل شده بود که باعث صدور تکذیبیهای از سوی ادارهی امور زندانهای مشهد شده بود.
مفاد این تکذیبیه این بود که «فردی در تاریخ مشخص، توسط قاضی به زندان وکیلآباد تحویل داده شده و پس از چند روز در سلامت کامل در اختیار ماموران آگاهی قرار گرفته و پس از ۳ روز از آگاهی به زندان وکیلآباد مشهد آورده میشود ولی در ورودی زندان از حال رفته و میمیرد». این تکذیبیه خبر منتشر شدهی قبلی که مسوولیت مرگ زندانی یاد شده را به زندان مشهد نسبت داده بود، تکذیب میکرد و آشکارا از سالم تحویل دادن او در سه روز قبل از مرگ، به ادارهی آگاهی پرده بر میداشت که به هنگام ارجاع مجدد از آگاهی به زندان، در ورودی زندان مشهد مرده است.
به عبارت دیگر، جنازهی او را از آگاهی به زندان منتقل کرده بودند. شتاب دروغگویان برای اینکه مرگ در زندان اتفاق افتد تا حقیقت آشکار نشده و مسوولیتی متوجه آگاهی نشود، با این اتفاق و دفاع مسوولان زندان از خود، بی اثر شد و جنایتی دیگر برملا گردید.
دوازدهم) گفتم: چند ماه است که هم من در بازداشت بسر میبرم و هم وثیقهی من بیش از ۸ سال است که در بازداشت است. آیا بودن همزمان من و وثیقه در بازداشت، قانونی است؟ آیا وجود دو پروندهی مفتوح در تهران و مشهد با اتهامات یکسان، قانونی است؟ من چهار بار بازداشت شدهام، آیا یک نوبت بوده است که با طی روند قانونی بازداشت شده باشم؟ مگر قوانین شما نمیگوید که ابتدا باید احضاریه و سپس اخطاریه داده شود و اگر متهم مراجعه نکرد، در محدودهی زمانی مشخص از نظر قانون، اقدام به بازداشت متهم شود؟ چرا هیچگاه این قانون برای من اعمال نشده است و مثل دزدهای سر گردنه، مرا یا در راه سفر به قم میدزدند یا در سرخس و به هنگام خروج رسمی و قانونی از سفرم ممانعت میکنند و اموالم را توقیف میکنند؟ چرا در ساعت ۲۳ و ۳۰ دقیقهی شب و با ترساندن همسرم برای بازداشت من میآیند؟
چرا اینهمه اصرار بر قانون شکنی از سوی دستگاه قضایی در بازداشت مخالفان سیاسی صورت می گیرد؟
کدامیک از دوستانم را پس از انتخابات به صورت قانونی بازداشت کردهاند؟ چه عنایتی است که قانون در برابر مخالفان سیاسی، برای حاکمیت هیچ ارزشی ندارد و مدام نقض میشود؟ آیا اینگونه میتوان اعتماد مخالفان را جلب کرد و قلب آنان را به خود جذب کرد؟
جالب است که قاضی هم مثل هر دو بازجوی اطلاعاتی و بازپرس دادسرای انقلاب، به غیر قانونی بودن بازداشت همزمان من و سند وثیقه، اعتراف میکردند. البته قاضی خود را معذور میدانست، با این استدلال که؛ «من از قضیه خبر نداشتم».
یکی از وکلا توضیح داد که من نامهای در اعتراض نوشتهام و خود آقای قابل هم چند بار در پاسخ بازجویان اطلاعات، کتبن به این مسئله تذکر داده و در متن پرونده کاملن این مطالب منعکس شده است.
من گفتم: بر فرض که تا کنون اطلاعی نداشتهاید، از همین حالا هر ثانیهای که بر این ماجرا بگذرد، جرم است و شما هم در این جرم شریک خواهید بود.
بازهم باید خدا را شکر کرد که پس از بیست و دو روز، با گرفتن وثیقهای دیگر (یعنی تخلف و جرمی مکرر که من رسمن و کتبن با آن مخالفت کردم و نهایتن با تلاش همسر و بستگان و دوستان و خصوصن یکی از وکلای محترم، برخلاف میل من، وثیقهی درخواستی قاضی تامین شد) از بازداشت من منصرف شدند، ولی هیچگاه نمیتوان از ظلم آشکاری که به دیگر دوستانم همچون آقای احمد زیدآبادی رفته است، فراموش کرد که برخلاف تمامی قوانین موجود، در همین پروندهی اخیر، هم وثیقهاش را بازداشت کردهاند و هم خودش را بیش از یکسال است که بدون مرخصی، در بازداشتگاه و زندان نگه داشتهاند. خدایش صبر و تحمل دهد و بر استواری و عزت او و دوست دیگرم آقای عیسا سحرخیز و سایر بندیان ستم و همسران و فرزندان و خانوادههاشان، بیافزاید.
برای پرهیز از طولانیشدن مطلب، این گزارش مختصر را به پایان میبرم تا اگر عمری باقی بود و اختیارم در دست، مختصری از مرحلهی بازجویی را نیز در گزارشی دیگر به اطلاع برسانم. همه را به خدا میسپارم.
من بدون هیچ تعارفی به این نکته ایمان دارم که هر توفیقی در زندگی داشتهام، سهم عمدهاش از اثر دعای خیر و دلگرمیها، همراهیها و یاریهای بی دریغ تمامی بستگان خصوصن همسر عزیز و فداکار و مادر دلسوز و مهربان و تنها دختر عزیزم و دوستان عزیزی بوده که در هیچ صحنهای من و خانوادهام را از یاد نبرده و خدای رحمان و قادر متعال را به یاریمان خواندهاند و او نیز به اعتبار خوبان یاد شده، ما را مشمول رحمت خویش قرار داده است. این نیازی همیشگی بوده و هست و متقابلن من و خانوادهام نیز گاه و بیگاه با دعا و تلاشی اندک، سعی در جبران حقوق معنوی یاران داشتهایم. خداوند این رابطهی معنوی و محبتآمیز را پایدار بدارد و تلاش اندکمان در حفظ عزت و حیثیت همفکران و همراهان و هم میهنانمان را با لطف بیپایان خود بپذیرد.
رادیو کوچه
تیم ملی والیبال نشسته ایران یکشنبه شب در رقابتهای جهانی در بازی فینال تیم ملی بوسنی و هرزگوین را شکست داد و عنوان نخست این رقابتها را از آن خود کرد.
در این دیدار تیم ملی ایران دو گیم اول را با نتایج ۲۵ بر ۱۷ و ۲۵ بر ۲۱ برنده شد و بوسنی نیز گیمهای سوم و چهارم را با امتیازات ۲۵ بر ۱۸ و ۲۵ بر ۱۹ از آن خود کرد تا قهرمانی ایران در گیم پنجم، با امتیاز ۱۵ بر ۱۱ رقم بخورد.
لازم به یادآوری است تیم ملی والیبال نشسته ایران پیش از رسیدن به دیدار فینال، تیمهای قزاقستان، صربستان، اوکراین، چین و مصر را با اقتدار و با نتیجه سه بر صفر شکست داده بود.
گفتنی است مسابقات والیبال نشسته قهرمانی جهان هر چهار سال یکبار برگزار میشود.
دوشنبه ۲۸ تیردماه ۱۳۸۹- ۱۹ جولای ۲۰۱۰
شروع پخش زنده از ساعت ۴/۰۰ بعداز ظهر – به وقت تهران
اجرا: دامون
استودیو: مارال
تقویم تاریخ – مریم
گزیده اخبار مطبوعات دوشنبه ایران
سوت – «تحلیلی بر آنچه پیش روی پرسپولیس است» - محمدرضا
بخش اول اخبار
روزنگاشت – «خسرویی که هامون ماند» - محبوبه
میکروفن – «دنیای بزرگ مجازی و چشمان باز کودک» – شکوفه
بخش دوم اخبار
گفتوگوی روز – «اقتدار حزباله به حمایت امام جمعه کرمانشاه» – ارداون روزبه
پارس نامه – «خشایارشا مردی با خصلت بزرگمنشی» – امیر و کاملیا
بخش سوم اخبار
خبر / رادیو کوچه
رشید آخکندی از زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در زندان سقز در شرایط امنیتی خاص بوده و از ملاقات با خانواده خود محروم است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، رشید آخکندی زندانی سیاسی که به اتهام محاربه در دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده است از ملاقات با خانوادهاش محروم شده است و علیرغم بیماریهای مختلف مسوولان زندان سقز تاکنون از درمان این زندانی جلوگیری کردهاند.
گفتنی است تاکنون دلایلی از منع ملاقات وی ارایه نشده است.
خبر / رادیوکوچه
صبح امروز دوشنبه فرزند چهارم اسامه بنلادن رهبر گروه القاعده از پیشنهاد کمک آمریکا به خانوادهاش در ایران خبر داده است.
به گزارش الجزیره و به نقل از العربیه عمر بنلادن فرزند چهارم اسامه بنلادن روز دوشنبه اعلام کرده که آمریکا حاضر به کمک به آنها در ایران و حتا دیگر اعضای خانواده در خارج از ایران شدهاند و از پذیرش خانواده بنلادن در آمریکا خبر دادهاند.
بر اساس گزارشهای رسیده فرزندان بنلادن به نامهای اتمن، سعد، محمد، عمر، فاطمه و همسر بن لادن (خیریا) که یک خانواده ۲۰ نفره را تشکیل میدهند در خانهای در ایران تحت مراقبتهای ویژه هستند.
گفتنی است اعضای خانواده بنلادن در تهران تحت مراقبتهای ویژه هستند و حق استفاده از تلفن و خروج از محل نگهداری بدون کسب اجازه نیستند.
مرتضا خسروی (هیچ) / رادیو کوچه

خبر / رادیوکوچه
براساس گزارشهای رسیده یک گروه از امدادگران و پزشکان نظامی ارتش مالزی برای اولین بار برای کمک به افغانستان اعزام خواهند شدند.
به گزارش خبرگزاریهای مالزی یک گروه ۱۲ نفره که متشکل از امدادگران و پزشکان نظامی هستند، روز پنجشنبه مالزی را به مقصد افغانستان ترک خواهند کرد.
به گفته معاون وزارت دفاع مالزی «صلواتی یحیا» قرار است ۲۸ نفر دیگر تا ماه سپتامبر بهاین گروه اضافه شود.
برنامه این گروه حضور در استان بامیان، شمالشرق کابل کمک به نیروهای اعزامی ناتو و ائتلاف در افغانستان است.
اعزام نیرو به درخواست کشور افغانستان بهعلت وجود سربازان مسلمان در بین زخمیهای نیروهای ائتلاف شمال شرق کابل صورت گرفته است.
گفتنی است این اولین اعزام نیرو از مالزی به افغانستان است. مالزی پیشتر یکی از مخالفان حضور آمریکا در افغانستان بودده است.
خبر / رادیو کوچه
صبح امروز دوشنبه افغانستان و پاکستان یک توافقنامه مهم تجارتی را امضا کردهاند که به کامیونهای افغانستان اجازه میدهد از طریق خاک پاکستان به هند کالای تجارتی انتقال دهند.
این توافقنامه همچنین به افغانستان اجازه میدهد تا با هدف تقویت روابط تجارتی خود با سایر کشورها، از امکانات ترانزیت کالا از طریق خاک پاکستان استفاده کند.
به گزارش بیبیسی، امضای این توافقنامه میتواند نقش مهمی را در کاهش تنش در روابط دو کشور همسایه داشته باشد.
این توافقنامه در جریان دیدار هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا از پاکستان، بین وزرای تجارت افغانستان و پاکستان امضا شده است.
وی همچنین تاکید کرد که دولت ایالات متحده انتظار دارد تا دولت پاکستان، در راستای مبارزه با تندروان اسلامگرا، جدیت بیشتری از خود نشان دهد.
خبر / رادیوکوچه
شامگاه روز گذشته یکشنبهبر اثر یک سانحه ترن در شرق هند ۵۹ تن کشته و ۱۳۰ نفر زخمی شدند.
به گزارش الجزیره بر اثر برخورد قطار سریعالسیر با دیوارهای ایستگاه «سنتیا» در مرکز غرب بنگال شامگاه روز یکشنبه دست کم ۵۶ نفر کشته و بیش از ۱۳۰ نفر زخمی شدند.
به گفته خبرگزاریهای داخلی تعداد کشتهها بین ۵۰ تا ۱۰۰ نفر بوده است.
به گفته پلیس محلی بخشی از اجساد و زخمیها به بیمارستان منتقل شده و تجسس برای باقی نفرات همچنان ادامه دارد.
رادیو کوچه
معاون پشتیبانی و توسعه منابع انسانی استانداری تهران از انتقال ۳۷۳ نفر از کارمندان تهرانی متقاضی خروج از پایتخت خبر داد و افزود: «تا پایان تیرماه باقی متقاضیان منتقل میشوند.»
نعمتاله ترکی با بیان اینکه تاکنون یکهزار و ۸۰ نفر از کارمندان ۵۶ دستگاه اجرایی تهران برای انتقال از پایتخت ثبت نام کردهاند گفت: «تا پایان تیرماه تمامی کارمندان متقاضی به شهرهای مورد نظر خود منتقل میشوند.»
وی در ادامه عنوان کرد: «تاکنون ۳۷۳ نفر از کارمندان ۲۵ دستگاه اجرایی به شهرهای مورد درخواست خود منتقل شدند که بیشتر این کارکنان را کارمندان رسمی و قراردادی ادارات کل کار و امور اجتماعی، آموزش و پرورش، دانشگاه علوم پزشکی، پست و فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران تشکیل میدهند.»
گفتنی است پیشتر به علت کنترل جمعیت در تهران بخشنامهای به ارگانهای دولتی جهت انتقال کارمندان به ادارات دولتی ارسال شده است.
خبر / رادیو کوچه
بر اساس اخبار رسیده از منابع دانشجویی استان مازندران روز گذشته یکشنبه سه دانشجوی دربند زندان متیکلای بابل با حکم دادگستری استان مازندران آزاد شدهاند. به نقل از منابع آگاه ایمان صدیقی، محسن برزگر و حسین جلیلنتاج پس از گذراندن نیمی از دوران محکومیت خود آزاد شدند. ایمان صدیقی و محسن برزگر که عضو فعال ستاد دانشجویی مهدی کروبی در شهرستان بابل بودهاند به همراه حسین جلیلنتاج، در حوادث پس از انتخابات ریاستجمهوری دستگیر شده و در جریان رسیدگی به اتهامات دانشجویان بازداشت شده دانشگاه صنعتی نوشیروانی به اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام متهم شدهاند و مدت یک ماهه بازداشت خود را در زندان اداره اطلاعات ساری و متیکلای بابل سپری کردند.
دادگاه انقلاب بابل، ایمان صدیقی (دبیر سیاسی سابق سیاسی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل) و محسن برزگر (دبیر فرهنگی سابق انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل ) را به ۱۰ ماه حبس تعزیری و یکسال محرومیت از تحصیل و حسین جلیل نتاج (فعال دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی بابل) را به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم کرده بود.
همچنین منابع آگاه گزارش میدهند پیش از حکم دادگاه انقلاب بابل، کمیته انضباطی دانشگاه صنعتی نوشیروانی این شهر طی حکمی ایمان صدیقی و محسن برزگر را به ۲ ترم محرومیت از تحصیل محکوم کرد و کمیته انضباطی دانشگاه علوم پزشکی بابل نیز طی حکمی حسین جلیل نتاج را به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل تبعید کرده است.
از سویی دیگر نیما نحوی و مشفق سمندری دو دانشجوی دیگر دربند زندان متی کلای بابل که هریک ۴ ماه و ۶ ماه از دوران محکومیتشان میگذرد همچنان در بلاتکلیفی به سر میبرند. شایان ذکر است که دادگاه انقلاب شهرستان بابل نیما نحوی را به ۱۰ ماه حبس تعزیری و ۱ سال محرومیت از تحصیل و مشفق سمندی را به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم کرده است.
محبوبه / رادیو کوچه
mahboobeh@koochehmail.com
بیست و هشتم تیرماه مصادف با سالروز درگذشت «خسرو شکیبایی» بازیگر معروف سینمای ایران است او زاده سال ۱۳۲۳ خورشیدی بود. بازی او در فیلم «هامون» یکی از ماندگارترین نقشهایی است که ایفا کرده است. شکیبایی در سال ۱۳۸۷ به دلیل سرطان کبد و نارسایی قلبی درگذشت.
«خسرو شکیبایی» در هفت فروردین ماه سال ۱۳۲۳ خورشیدی در خیابان مولوی تهران به دنیا آمد. در شناسنامه نامش «خسرو» بود ولی خانواده و نزدیکان او را «محمود» صدا میکردند. پدر خسرو سرگرد ارتش بود و وقتی خسرو ۱۴ ساله بود بر اثر سرطان از دنیا رفت.
شکیبایی قبل از اینکه وارد عرصه تاتر شود، در ضمن درس خواندن در حرفههایی چون خیاطی و کانالسازی و آسانسورسازی کار میکرد او فارغالتحصیل بازیگری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود.

او فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۴۲ با بازیگری تاتر آغاز کرد. در ۱۹ سالگی برای اولین بار روی صحنه تاتر رفت و بعد از مدتی به صورت حرفهای بازیگر تاتر شد. از جمله نمایشهایی که او در آنها ایفای نقش کرده است، میتوان به «سنگ و سرنا»، «همه پسران من»، «شب بیست و یکم» و «بیا تا گل بر افشانیم» اشاره کرد.
خسرو پنج سال پس از ورود به تاتر، یعنی در سال ۱۳۴۷ وارد حرفه دوبلوری شد و مدت کوتاهی نیز در زمینه دوبله به فعالیت پرداخت. نخستین بار در سال ۱۳۵۳ در فیلم کوتاه «کتیبه» مقابل دوربین رفت و در سال ۱۳۶۱ در حالی که مشغول بازی در نمایش «شب بیست و یکم» بود، مورد توجه «مسعود کیمیایی» قرار گرفت و با بازی در نقش کوتاهی در فیلم «خط قرمز» به سینما وارد شد.
او در فیلمهای «دزد و نویسنده»، «ترن» و «رابطه» ظاهر شد اما با وجود بازی خوبش چندان دیده نشد. اما با بازی در فیلم «هامون» به کارگردانی «داریوش مهرجویی» در سال ۱۳۶۸ بود که نام خسرو بر سر زبانها افتاد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.
او سه بار جایزه سیمرغ بلورین برای بازیهایش در «هامون»، «کیمیا» و «سالادفصل» را دریافت کرد و از آخرین جایزه شکیبایی هم دیپلم افتخار برای فیلم «اتوبوس شب» بود.
شکیبایی در نهم تیرماه ۱۳۸۷ در دومین جشن منتقدان سینمایی، جایزه یکی از برترین بازیگران سی سال سینمای پس از انقلاب را گرفت.
Click here to view the embedded video.
او در تلویزیون هم موفق بود. از همان بازی در نقش «سید حسن مدرس» گرفته تا کارهای به یاد ماندنیای همچون «روزی روزگاری»، «خانه سبز»، «کاکتوس»، «تفنگ سر پر» و «در کنار هم»، و آخرین نمایش فیلمش، «آشیانهای برای زندگی» بود که به مناسبت «روز پدر» از تلویزیون پخش شد.
او علاوه بر نقش آفرینی در سینما و تاتر و تلویزیون، برخی از سرودههای «فروغ فرخزاد»، «سهراب سپهری»، «سید علی صالحی» و «محمدرضا عبدالملکیان» را به صورت دکلمه اجرا کرده بود.
و اما سرانجام خسروشکیبایی در ساعت ۴ صبح جمعه ۲۸ تیرماه ۱۳۸۷ در سن ۶۴ سالگی در اثر بیماری عارضه قلبی، در بیمارستان «پارسیان» تهران درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا دفن شد او مدتها از عارضه سرطان کبد رنج میبرد.

در پی این رویداد، «محمد خاتمی» رییس جمهوری سابق ایران، «غلامعلی حدادعادل» رییس کمیسیون فرهنگی مجلس و «عزتاله ضرغامی» رییس سازمان صدا و سیما پیام تسلیت صادر کردند، همچنین وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، پیام تسلیت محمود احمدینژاد، رییس جمهوری اسلامی را در مراسم تشییع پیکر «خسرو شکیبایی» اعلام داشت.
منبعها:
ویکیپدیا
تبیان
محمدرضا / رادیو کوچه
mohamadreza@koochehmail.com
ایران
http://www.iran-newspaper.com/
1 (تامین ۱۱ هزار میلیارد تومان برای ۶۰۰ هزار شغل.
آقای احمدینژاد: «با تحقق یک میلیون و صد هزار شغل در سال جاری در کشور بخش عمدهای از دغدغه والدین به اشتغال فرزندانشان رفع میشود.»
۲) رای قاطع مجلس به تداوم غنیسازی ۲۰ درصدی.
نمایندگان مجلس کلیات طرح مقابله با توطئههای امریکا و انگلیس به منظور صیانت از دستاوردهای هستهای را با رای بالایی تصویب کردند. با تصویب نهایی این طرح دولت موظف خواهد شد نسبت به کشورهایی که به بازرسی هواپیماها و کشتیهای ایرانی مبادرت میورزند یا از تحویل سوخت به هواپیماهای ایرانی خودداری میکنند، مقابله بهمثل کند. در صورت تصویب نهایی این طرح سازمان انرژی اتمی موظف میشود جهت تامین نیازهای سوخت راکتورهای تحقیقاتی، آموزشی کشور برای مصارف پزشکی و صنعتی، تولید و تامین سوخت با غنای ۲۰ درصد را تمهید کند.
جام جم
۱) مصوبه شورای مناطق آزاد مغایر قوانین کشور است.
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100880796555
رییس مجلس شورای اسلامی در نامهای به رییس جمهور آییـننامه نحوه تعیین و میزان پرداخت حقوق و مزایای مدیران عامل و اعضای هیت مدیره سازمانهای مناطق آزاد مصوب وزیران عضو شورای هماهنگی مناطق آزاد تجاری ـ صنعتی و ویژه اقتصادی را مغایر با قوانین کشور دانست.
۲) تحکیم اتحاد.
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100880803145
سعد حریری نخست وزیر لبنان دیروز در دمشق با بشار اسد رییس جمهوری سوریه دیدار کرد. این دیدار در شرایطی صورت گرفت که این چهارمین سفر وی به سوریه میباشد سفری که نشانگر عمق روابط میان دو کشور است. امضای چندین توافقنامه برای ارتقای روابط اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خود نشانهای بر اراده دو کشور برای ارتقای روابط دو کشور میباشد.
رسالت
۱) ایران شایسته رهبری بر منطقه است.
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=32976
وزیر امور خارجه عربستان سعودی در مصاحبه با یک روزنامه فرانسوی، ایران را شایسته رهبری بر منطقه دانست. به گزارش فارس، «سعود الفیصل» در جریان سفر اخیر خود به پاریس در مصاحبه با روزنامه فرانسوی «لیبراسیون» درباره حمایت ریاض از تحریمها علیه ایران به خاطر برنامه هستهای این کشور گفت: «ما ترجیح میدادیم از اعمال تحریم علیه ایران اجتناب شود اما مقامات این کشور باید پیشنهاد۵+۱ را که با خواست آنها همسو بود، میپذیرفتند.»
۲) پیام کنگره آمریکا برای مذاکره با ایران از طریق سفیر سوییس.
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=32997
رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی خبر داد که کنگره آمریکا از طریق سفیر سوییس درخواست مذاکره با ایران را مطرح کرده است.
همشهری
۱) طرح توسعه شرکت آپادانا سرام قزوین افتتاح شد.
http://www.hamshahri.net/News/?id=119662
طرح توسعه شرکت آپادانا سرام استان قزوین با حضور رییسجمهوری به بهرهبرداری رسید.
به گزارش خبرنگار اعزامی خبرگزاری دانشجویان ایران، با حضور دکتر محمود احمدینژاد طرح توسعه شرکت آپادانا سرام مشتمل بر خط تولید طرح توسعه شرکت گرانیت با سرمایهگذاری بالغ بر ۹۰۰ میلیارد ریال و ۵۰ میلیون یورو به بهرهبرداری رسید.
۲) زیردریایی جدید ایران در راه است.
http://www.hamshahri.net/News/?id=119656
وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران از واگذاری زیر دریایی جدید به نیروی دریایی تا یک هفته دیگرخبر داد. به گزارش واحد مرکزی خبر، سردار احمد وحیدی درباره ویژگی این زیردریایی گفت: «این زیر دریایی دارای فناوری پیشرفته، قدرت مانور و عملیات زیرآبی قوی است و به سلاحهای پیشرفته مجهزاست.»
تهران امروز
۱) هشدارهای وزیر بهداشت درباره آب تهران و ایدز.
http://tehrooz.com/1389/4/28/TehranEmrooz/326/Page/15/?NewsID=38032
به خاطر آلودگی به نیترات، زنان باردار آب لوله کشی نخورند.
وزیر بهداشت دیروز با تایید آلودگی آب تهران از زنان باردار و کودکان شیرخوار خواست از آب بطری استفاده کنند و آب لوله کشی نخورند. در یک سال گذشته آلودگی آب تهران بارها تایید و تکذیب شده است.
۲) وزیران اطلاعات و کشور از سوی نمایندگان فراخوانده شدند.
http://www.tehrooz.com/
ارتباط تروریستها با آمریکا و اسراییل و مجازات عوامل حادثه تروریستی زاهدان، خبر و وعدهای بود که دیروز وزرای اطلاعات و کشور با حضور در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اعلام کردند. در این جلسه که با حضور حجتالاسلام ابوترابی، نایب رییس مجلس و سردار رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی حضور داشتند، ابعاد مختلف این حادثه بررسی شد.
آفرینش
۱) صندوق حمایت از نخبگان در دانشگاه آزاد اسلامی راه اندازی میشود.
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/News.aspx?NID=66661
رییس دانشگاه آزاد اسلامی از راه اندازی صندوق حمایت از نخبگان دانشگاه آزاد اسلامی خبر داد و افزود: چند سالی است که موضوع صندوق حمایت از نخبگان دانشگاه مطرح شده که هم اکنون به تصویب رسیده است و طی این مدت منتظر آییننامهها و دستورالعملها بوده که این کار نیز صورت گرفته و به زودی اجرایی میشود.
۲) برخورد دوگانه غرب با تروریسم پذیرفتنی نیست.
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/News.aspx?NID=66652
رییس قوه قضاییه با محکوم کردن جنایات کور گروهی پلید در به شهادت رساندن مردم مظلوم زاهدان گفت: «برخورد دوگانه و منافقانه آمریکا و اروپا در محکوم کردن این حادثه دلخراش در ظاهر و حمایت مادی و معنوی از اعمال فجیع این گروه خبیث در پشت پرده قابل قبول هیچ عقل سلیمی نیست.»
دنیای اقتصاد
۱) بحث داغ واردات در پارلمان.
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=215617
نمایندگان مجلس در یک جلسه پر حاشیه از توضیحات وزیر بازرگانی درباره واردات بیرویه قانع نشدند و به مهدی غضنفری کارت زرد دادند. دیروز غضنفری به جلسه علنی مجلس آمده بود تا به سوال نمایندگان مجلس درباره آنچه که تحت عنوان «دلیل واردات بیرویه به کشور» و ارایه آمارهای نادرست در مورد میزان واردات و صادرات کشور از او پرسیده شد، پاسخ بدهد. بهگفته نماینده سوالکننده، واردات به کشور در نه ماه سال ۸۸ به نسبت مدت مشابه سال ۸۷ از نظر ارزش ۶۶ درصد افزایش داشته است.
۲) خانههای خالی قابل شناسایی.
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=215601
اقدام جدید برای مقابله با احتکار مسکن در تهران که درست در نیمه تابستان آغاز شده، از نگاه یک اقتصاددان، حداقل تا پایان این فصل نمیتواند به تعدیل نرخهای اجاره منجر شود. کارشناسان اقتصاد مسکن با اشاره به اینکه اختصاص خط تلفن برای شناسایی خانههای خالی راهی پرهزینه و دیربازده برای ساماندهی بازار اجاره است که احتمالن فقط از بابت فشار روانی برای دورهای کوتاه محتکران را از بازار دور میکند، تصریح میکنند: «مالکان معمولن به دور از فشار و تهدید تصمیم به فروش یا اجاره میگیرند.»
خبر / رادیو کوچه
لیلا توسلی، فرزند محمد توسلی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه طی حکمی به دو سال حبس تعزیری محکوم شده است.
لیلا توسلی به اتهام حضور در راهپیمایی ۲۵ خرداد و روز عاشورا و با تاکید بر عدم حضور وی در «اغتشاشات» و همچنین مصاحبه با رادیو فردا و بیبیسی به عنوان شاهد عینی کشتهشدن یکی از شهروندان توسط خودرو نیروی انتظامی به استناد ماده ۶۱۰ قانون مجازات و با رعایت ماده ۴۶ قانون مجازات به تحمل دو سال حبس تعزیری محکوم کرده است.
فرد مقتول شهرام فرجی زاده است که در میدان ولیعصر به وسلیه خودروی نیروی انتظامی کشته شده است.
لیلا توسلی ساعت یک بامداد نیمه شب عاشورا توسط تیم ماموران وزارت اطلاعات با مراجعه به منزل پدر وی محمد توسلی رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران بازداشت شده و بعد از تحمل دو ماه بازداشت در بند ۲۰۹ اوین سرانجام روز چهارم اسفندماه با وثیقه از زندان آزاد شده است.
گفتنی است خواهر او سارا توسلی نیز در ۱۳ دی ماه سال گذشته بازداشت و پس از سپری کردن ۵۰ روز در بازداشت در بند ۲۰۹ زندان اوین، در دادگاه بدوی در شعبه ۲۶ به ۶ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است و پرونده وی هم اینک به دادگاه تجدید نظر ارسال شده است.
همچنین فرید طاهری، همسر سارا توسلی و عضو شورای مرکزی نهضت آزادی، نیز که همراه وی در راهپیمایی روز عاشورا حضور داشته است، از روز ۲۷ دیماه بازداشت شده تاکنون در زندان اوین بهسر میبرد.
لازم به ذکر است حکم سهسال حبس تعزیری طاهری در دادگاه تجدیدنظر، تایید شده است.
For the optimal realization of human possibilities and the enjoyment of human dignity, we at the ۱۲Petals Media Group (www.12Petals.org) reach out globally for Human Rights as a way of life. ۱۲Petals as a community-production based media group with an emphasis on the “culture of human rights” philosophy strives to be a union of interdependent visual artists, musicians, filmmakers, cinematographers, playwrights, socials entrepreneurs and more, all coming together to produce pieces that promote and encourage respect for those rights protected by the Universal Declaration of Human Rights. And, our most recent production is ready for view. This production is part of the 12Petals's Culture of Human Rights and Responsibilities Advocacy Production Series.
Click here to view the embedded video.
مریم / رادیو کوچه
maryam.m@koochehmail.com
- 2003 میلادی – «لیلا چیتنیس» از قدیمیترین بازیگران صنعت فیلم سینمایی هند در اینروز در ۹۳ سالگی درگذشت. وی از دهه ۱۹۳۰ وارد کار نمایش و سینما شده بود. معروفترین فیلم قدیمی او «آواره» عنوان داشت که در آن نقش مادر راج کاپور را برعهده داشت. لیلا در بیش از ۴۰ فیلم به ایفای نقش پرداخت. او سالها پیش از مرگ در مصاحبهای گفته بود: «در زمانی که من وارد کار نمایش شدم، این کار در هند به منزله قدم گذاشتن در فساد تلقی میشد. ولی من اعتنا نکردم و به خانوادهام که از طبقه متوسط بودند گفتم که بالاخره یک زن باید دل به دریا بزند و یک روز این سد را بردارد و وارد کار نمایش شود تا ذهن دیگران اصلاح شود و بدانند که کار نمایش هم حرفهای است مانند حرفههای دیگر و فساد نیست. با فداکاری افرادی نظیر لیلا صنعت سینمای هند رونق گرفته است به گونهای که «بالی وود» در بمبیی رقیب «هالی وود» لسآنجلس شده است.
- ۱۹۲۱ میلادی – تاریخ انتشار داستان «یکی بود، یکی نبود» مرکب از شش قصه نوشته «محمدعلی جمالزاده» را ۱۹ جولای در برلین ذکر کردهاند که چندین ماه بعد نخستین نسخه آن به تهران رسید و متن آن مورد انتقاد قرار گرفت. این دومین داستان این نویسنده بود که به پدر داستان کوتاهنویسی ایران معاصر معروف شده است. جمالزاده که نهم نوامبر سال ۱۹۹۷ در ۹۲ سالگی در ژنو درگذشت نخستین داستان خود تحت عنوان «گنج شایگان» را در سال ۱۹۱۷ منتشر ساخته بود.
- ۱۹۴۹ میلادی – دولت فرانسه به لائوس، مستعمره دیگر خود در شبه جزیره هندوچین، استقلال داد. این کشور کوهستانی که میان ویتنام، کامبوج، تایلند، برمه و چین قرار گرفته و پنج میلیون جمعیت دارد از دیر زمان دارای حکومت پادشاهی بود.
- ۱۹۷۴ میلادی – رهبران کودتای نظامی قبرس، «اسقف کاریوس» نخستین رییسجمهوری این کشور را که رهبر جنبش استقلال این جزیره پر حادثه بود بر کنار کردند و با این عمل بر دردسرهای کشورشان افزودند.
- ۱۹۸۳ میلادی – نخستین تصویر سهبعدی مقطعنگاری رایانهای (سیتیاسکن) از سر یک انسان منتشر شد.
- ۱۳۸۷ خورشیدی – درگذشت «خسرو شکیبایی» از بازیگران معروف سینمای ایران.
- ۱۳۶۵ خورشیدی – درگذشت استاد «سیدمحمدتقی مدرسرضوی». وی پس از اتمام دوران ابتدایی، نزد میرزا عبدالجواد ادیبنیشابوری اول به آموختن علوم قدیمه پرداخت و تا سطوح عالی حوزه را از استادان زمان فرا گرفت. مدرس رضوی در سال ۱۲۹۸ به تهران رفت و از محضر آقا سیدمحمد تنکانبی و میرزا محمدطاهر تنکابنی بهره برد و به تکمیل تحصیلات قدیم و جدید خود در مدرسه سپهسالار پرداخت. وی از سال ۱۳۱۰ به تدریس در مدارس تهران روی آورد و پس از تاسیس دانشگاه تهران به استادی دانشکده معقول و منقول و دانشکده ادبیات و علومانسانی انتخاب شد. «تصحیح آثار علوی، احوال و آثار خواجه نصیرالدین طوسی، تاریخ بخارا از جمله آثار پژوهشی و تحقیقی این دانشمند است. وی در ۹۱ سالگی درگذشت.
اردوان طاهری/ رادیو کوچه
a.taheri@koochehmail.com
برگزاری هر سالهی «لایف بال» در میدان شهرداری شهر وین و با حضور مهمانان بسیاری از سراسر جهان، یکی از مهمترین جشنهای فرهنگی کشور اتریش است. امسال، این جشن در روز ۱۷ جولای ۲۰۱۰، یعنی یک روز پیش از هجدهمین کنفرانس بینالمللی ایدز با حضور چهرههای سرشناس، فرهنگی، هنری، ورزشی و سیاسی برگزار شد. «بیل کلینتون»، رییسجمهوری سابق ایالات متحده آمریکا، «بوریس بکر» (Boris Becker)، تنیسباز مشهور آلمانی و قهرمان سابق جهان، «آلیسار آیلابونی» (Alisar Ailabouni)، تاپ مدل اتریشی سال ۲۰۱۰ آلمان و «ووپی گلدبرگ» (Whoopi Goldberg)، بازیگر برنده جایزه اسکار و مجری آمریکایی، از جمله مهمانان «لایف بال» امسال بودند که البته غیر از «بوریس بیکر» و «آلیسار آیلابونی» دیگران از روی فرش قرمز عبور نکردند.

لوازم آرایش شخصی مهمانان را کمپانی «لویی ویتان» (Louis Vuitton) با طراحی «شارون استون» (Sharon Stone) تهیه کرده بود. کمپانی «ب. ام. و./مینی» (BMW / MINI) نیز برای دهمین سال متوالی از حامیان اصلی «لایف بال» وین بود.
در بخشی از مراسم، شخصیتهای حاضر، فرش اهدایی «علی رحیمی» فرش فروش ایرانی مقیم اتریش را که کلاژ از چهره ۷۶ هنرمند سرشناس جهانی است حمل کردند. بافت این فرش ۹ متری که از ابریشم طبیعی بافته شده، مدت دو سال به طول انجامیده است.
خبر / رادیو کوچه
دولت مالزی برنامه جدیدی به منظور آموزش مهارتهای اساسی و مورد نیاز تازه فارغالتحصیلان و فارغ التحصیلان این کشور طرحریزی کرده است.
به گزارش روزنامه «استار» مالزی، «سوبرامانیام» وزیر منابع انسانی مالزی گفت: «این طرح که «برنامه اشتغال فارغالتحصیلان» نام دارد فارغالتحصیلان ضمن پیدا کردن فرصتهای شغلی با ابتکارات و نوآوریهای مرتبط با رشته تحصیلی خود آشنا میشوند.
این مقام مالزیایی افزود که دولت برای انجام شدن این طرح بیش از ۱۰میلیون رینگیت تخصیص داده است.
گفتنی است مشکلات سال گذشته بهعلت بحران مالی در جهان تعداد بیکاران را در اکثر کشورهای دنیا دچار افزایش کرده است.
خبر / رایدیو کوچه
چندین کشتی ویتنامی به خاطر مواجهه با طوفان در آبهای آزاد جنوب چین روز شنبه دچار آسیب شدهاند.
به گزارش خبرگزار رسمی مالزی (برناما)، تعداد آسیبدیدگان این حادثه تاکنون مشخص نشده است و تیم نجات همچنان به فعالیت خود ادامه میدهند.
گفتنی است که مقامات چینی گزارش این اتفاق را روز شنبه صبح دریافت کردند و در حال حاضر در جستجوی کشف تعداد کشتیها و مسافران این کشتیها هستند.
مهمترین عنوانهای رسانههای امروز مالزی:
خبرگزاری برناما
- نخست وزیر گفت که وی دورنمایی ۲۰۲۰ مالزی را که توسط دکتر ماهاتیر محمد معرفی شده بود را در نظر میگیرد و بر دستیابی به آن میکوشد.
- FRIM سمیناری برای دستگاههای پزشکی و دارویی در ۳ آگوست بر گذار میکند.
- بازخوردهای تشویقکنندهای برای نمایشگاه موبایل AADK دریافت شده است.
- دادگاه عالی مالزی در روز ۲۳ سپتامبر در مورد دادخواست خیری تصمیم میگیرد.
- کلانتان در نظر دارد موزه Wau در باچوک بسازد.
- یک شاخه از حزب مردم برای الحاق به جناح راست از آن حزب جدا شد.
- محیالدین به مبتکران برای اتحاد مالزی و مسلمانان خوش آمد گفت.
- قرارداد بین مالزی و فنلاند برای داشتن نیروی کار متخصص.
- شرکت ایرباس دهمین هواپیمای A380 خود را امسال تولید میکند.
- کشورهای عربی سالانه ۳ میلیارد دلار بهخاطر قاچاق مواد مخدر ضرر میکنند.
- کره جنوبی و ترکیه دومین دور گفتوگوهای تجارت آزاد را انجام دادند.
- سفیر سازمان ملل: «افغانستان برای مسوولیتپذیری بیشتری آماده میشود.»
روزنامه استار
- گروهبان سابق ارتش مالزی بهخاطر اشتباهش به زندان باز میگردد.
- مجوز فروشندگان بنزین در صورت فروش RON95 به خارجیان باطل میشود.
- قیمت غذا و نوشیدنی ثابت میماند.
- دولت خواستار جذب بیشتر دارندان گواهی SPM در دورههای تربیت معلم شد.
- کوتاهیکنندگان در ارایه وام مارا را نمیتوان از سفرهای خارجی منع کرد.
- یک دانشجوی آرژانتینی بهخاطر ارایه رشوه به پلیس دستگیر شد.
- ایریشیا طرح توافقی «فقط برای دو نفر» برای جذب مشتری بیشتر را معرفی کرد.
- سنگاپور یک نویسنده انگلیسی را بهخاطر تهمت زدن دستگیر کرد.
- حزب مردم برای مقابله با حزب پیشرو مجلس سراواک را تشکیل میدهد.
- دادگاه انوار به دوم آگوست موکول شد.
- ۱۴ نفر بهخاطر دو قتل در رستورانی در جوهور دستگیر شدند.
- دفترهای مسافرتی داخلی بهخاطر اجازه کار همکاران خارجی خود اعتراض کردند.
- سه اندونزیایی به خاطر قاچاق مواد مخدر اعدام شدند.
- مالزی بهدنبال آزادی دو شهروند اسیر خود در فیلیپین است.
- حشام: «یونیفرم پلیس باید در مجلات رسمی مورد اعلان عمومی قرار بگیرد.»
- وزارت توریسم مالزی انتظار دارد تا سال ۲۰۲۰ درآمد کشور از این راه به هفتهای ۳ میلیارد رینگیت برسد.
- کلینتون پیشنهاد کمک و روابط قویتر به پاکستان را داد.
- شرکت BP میگوید ۴ میلیارد دلار نفت به هدر رفته بوده است.
- مقام نظامی آمریکا در سئول برای گفتوگوهای با کره شمالی به سر میبرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر