-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
این خبر در بخش شایعه رادیو کوچه قرار دارد و رادیو کوچه صحت و سقم آن را تایید نمیکند.
از روز چهارشنبه هفته جاری بیست و سوم تیرماه بخشهایی از بازار مشهد در همراهی با بازاریان تهران و دیگر شهرهای کشور دست به اعتصاب زدند.
به گزارش خبرنگار ندای سبز آزادی از مشهد از هفته گذشته و همزمان با آغاز اعتصابات در تهران، تبریز و اصفهان زمزمههایی از آغاز اعتصابات بازاریان مشهدی در سطح شهر پیچیده شد ولی تا روز چهارشنبه بیست و سوم تیرماه همچنان اعتصاب گستردهای در بازارهای مشهد شکل نگرفت.
اما از روز چهارشنبه و پنجشنبه هفته جاری بخشهایی از طلافروشان مشهدی و بخش عمدهای از کاسبان بازار رضا مشهد در اعتراض به افزایش مالیاتها دست به اعتصاب زدند.
این گزارش حاکیست در هفته جاری نیروهای امنیتی حضوری مشهود در بازارهای مشهد، به خصوص بازار رضا، بازارچه فرش فروشان و بازارچههای طلافروشان داشتهاند.
گفته میشود در روزهای آتی بخشهای بزرگتری از بازاریان مشهد دست به اعتصاب خواهند زد.
به گزارش رسانههای داخلی ایران «لیویا لئو آگوستی»، سفیر سوییس در تهران روز چهارشنبه ۲۳ تیرماه هنگام بازدید از یک روستای مرزی در استان خراسان شمالی به مدت چند ساعت در بازداشت نیروهای مرزبانی ایران به سر برده است.
روز شنبه وزارت امور خارجه ایران با تایید خبر بازداشت موقت سفیر سوییس در استان خراسان شمالی، اعلام کرد که سفر این دیپلمات اروپایی با هماهنگی این وزارتخانه انجام شده است.
به نقل از خبرگزاری فارس، بازداشت خانم آگوستی در روز چهارشنبه ۲۳ تیرماه و به هنگام حضور وی در روستای «کلانه زمانه» از توابع شهرستان شیروان صورت گرفته است.
اتهام سفیر سوییس «سفر به یکی از روستاهای مرزی بدون اطلاع دستگاههای ذیربط» عنوان شده است، اما پس از آن که از هماهنگ بودن این سفر با دستگاههای مربوطه مطلع شدهاند، این دیپلمات اروپایی را آزاده کردهاند.
روستای «زمانه کلانه»، محل دستگیری موقت سفیر سوییس، در نزدیکی روستای خیرآباد از توابع بخش قوشخانه شهرستان شیروان قرار دارد.
یکی از مسوولان وزارت امور خارجه ایران تایید کرده است که نیروهای امنیتی محلی ۲۳ تیرماه سفیر سوییس را به دلیل عدم شناسایی به طور موقت بازداشت کردهاند که پس از هماهنگی با دستگاههای مسوول، وی به سرعت آزاد شده است.
به نقل از همین مقام مسوول در وزارت خارجه، همچنین خبر اخراج یک دیپلمات سوییس را به دلیل رابطه نامشروع با یک زن ایرانی رد کرده و افزوده است که این موضوع از نظر ما مشروعیت ندارد.
گفتنی است بازداشت این دیپلمات عالیرتبه سوییسی در ایران در حالی صورت گرفته که بر اساس ماده ۲۹ کنوانسیون وین درباره روابط سیاسی کشورها که ایران نیز از امضاکنندگان آن است «مامور سیاسی مصون است و نمیتوان او را به هیچ عنوان مورد توقیف یا بازداشت قرار داد».
ادبیات کودک و نوجوان گونهای از ادبیات است که جداسازی آن از بخشهای دیگر ادبیات با مخاطبان آن شناخته میشود. این گونه ادبی هنگامی پدید آمد که بزرگسالان متوجه شدند کودکان و نوجوانان به سبب گنجایشهای شناختی و ویژگیهای رشدی خود آمادگی پذیرش متنهای سنگین را ندارند و به متن هایی نیاز دارند که پاسخگوی دوره رشد آنها باشد. یکی دیگر از نشستهای هفتگی مرکز فرهنگی شهر کتاب تهران به بررسی چیستی و زیباییشناسی ادبیات کودک اختصاص داشت که «شهرام اقبالزاده»، «محسن هجری» و «حسین شیخالاسلامی»، در آن به ایراد سخن پرداختند.
در آغاز این نشست، «علیاصغر محمدخانی» با اشاره به اینکه تاکنون نشستهای شهر کتاب بیشتر در حوزهی ادبیات و فلسفه بزرگسال بوده است گفت: «البته ما نشستهای محدودی هم دربارهی مباحث نظری در حوزهی ادبیات کودک داشتهایم اما میخواهیم در آینده به نقد و بررسی کتابهای این حوزه هم بپردازیم.»
وی افزود: «اگر ما به تاریخ ادبیات فارسی نگاه کنیم میبینیم که مفهوم ادبیات کودک و نوجوان مفهومی جدید است. در گذشته هدف از آموزش ادبیات به کودکان بیشتر تعلیم و تربیت بوده اما امروزه مباحث جدیدی در این حوزه مطرح شده است. البته پرداختن به پیشینهی ادبیات کودک در ایران مهم است و در کنار آن باید به ادبیات کودک و نوجوان در کشورهای دیگر هم پرداخت. ویژگیهای ادبیات کودک و نوجوان و تفاوت آن با ادبیات بزرگسال و نیز انواع ادبیات کودک و نوجوان از موضوعاتی است که باید به آنها پرداخته شود.»
پس از سخنان معاون فرهنگی شهر کتاب، شهرام اقبالزاده، دبیر انجمن کودکان و نوجوانان با بیتی از مولانا سخنانش را آغاز کرد:
حاصل عمرم سه سخن بیش نیست/خام بدم، پخته شدم، سوختم.
وی سپس کودکی را مترادف خامی عنوان کرد و این پرسش را طرح کرد که ادبیات کودک یک پدیده است یا یک مفهوم؟ اقبالزاده در ادامه متنی را که آماده کرده بود برای حضار قرائت کرد.
در ادامه محسن هجری، پژوهشگر حوزهی ادبیات کودک و نوجوان، سخنانش را با تاکید بر زیباییشناسی ادبیات کودک آغاز کرد و گفت: «ادعایی مطرح است که ادبیات کودک را به عنوان یک ابزار و محملی برای انتقال مفاهیم آموزشی و تربیتی به کودک میبیند. این نگاه باعث میشود که ادبیات کودک به خوبی دیده نشود و به این نوع از ادبیات به عنوان یک ابزار نگاه شود. من امروز میخواهم این ادعا را به چالش بکشم و حتا ثابت کنم که اصلیترین مخاطبان ادبیات، کودکان هستند. پرسش اصلی من این است که آیا کودک میتواند مخاطب ادبیات باشد و آیا میتواند درکی زیباییشناسانه از ادبیات داشته باشد؟»
وی ادامه داد: «به زعم برخی، چون مخاطب ادبیات کودک از آغاز مشخص میشود طبیعتن محدودیتهایی در این نوع از ادبیات میتوان دید و از طرف دیگر نگاهی ابزاری به آن وجود دارد اما آیا کودک میتواند لذت متن را بچشد و حتیا متن را نقد کند؟ برخی میگویند کودک فاقد عقلانیت انتزاعی است و قدرت تجزیه و تحلیل را ندارد. در اینجا این سوال مطرح میشود که کودک چگونه میتواند مخاطب جهانی باشد که زیباییها خودشان را در آن در قالب واژهها نشان میدهند؟»
هجری با اشاره به کوشش خود برای یافتن پاسخی برای این سوال افزود: «من پیش از این مقالهای در پژوهشنامه کودک و نوجوان منتشر کردم و این سوال را مطرح کردم که آیا کودک میتواند درکی زیباییشناسانه داشته باشد؟ من کتاب «نقد قوه حکم» کانت را خواندم. کانت این پرسش را طرح میکند که چگونه میتوان دربارهی چیزی حکم کرد؟ کانت میگوید برای دادن هر حکمی در امور جزیی ما نیاز به قاعدهای کلی داریم. اما سوال این است که آن معیار و قاعدهی کلی از کجا آمده است؟ دربارهی بزرگسال میتوان پاسخهایی داد اما دربارهی کودک و نوجوان چهطور؟ ما از ابتدا گفتیم که کودکان فاقد عقلانیت انتزاعی هستند. کانت جوابی میدهد که به نظر من این جواب قابل تامل است.
کانت میگوید اساسن قاعدهی کلی زیباییشناسی در درون انسان نهفته است. دریافت این قاعده هیچ نیازی به اثبات ندارد. شما از هر چیزی که انسجام، هدفداری و هماهنگی داشته باشد میتوانید لذت ببرید که از این زاویه کودک و نوجوان هم مستثنا نیستند. بنابراین میتوان نتیجه گرفت صدور احکام زیباییشناسی در کودک ممکن است و حتا میتوان گفت کودک بهتر از بزرگسال میتواند حکم زیباییشناسی بدهد چون طبقهبندیهای ذهنی بزرگسالان را ندارد. به همین دلیل است که فقدان و کمبود عقلانیت انتزاعی هیچ گونه نقصی برای کودک محسوب نمیشود.»
هجری سپس به ویژگی دوم در کودکان که آن را از ارسطو الهام گرفته است پرداخت و گفت: «ارسطو در فن شعر میگوید هر متن منظومی را شعر نمیگویند. ارسطو میگوید شعر متنی است که خیالانگیز باشد. ویژگیای که ادبیات دارد عنصر خیال است که آن را از متون رئالیستی جدا میکند. بنابراین من عنصر خیال را به عنوان محوریترین مفهوم در ادبیات فرض میگیرم. گام بعد این است که ما میتوانیم ادعا کنیم کودک به عنوان استاد خیالورزی شایستگی آن را پیدا میکند که با متن ادبی همنشین شود.»
هجری در ادامه ادعا کرد که میتوان ادبیات کودک را به عنوان جدیترین ژانر ادبی مطرح کرد. وی افزود: «شما زمانی از یک متن لذت میبرید که باور کنید جهان آن متن موجود است. این باورپذیری متن را در اوج و نهایتش در کودک میتوان مشاهده کرد. این مسایلی که طرح شد اجازه میدهد که نوع ادبیای به نام ادبیات کودک خلق شود و در چارچوب زیباییشناسی هم میتوان گفت ادبیات کودک میتواند محقق شود.»
این پژوهشگر ادبیات کودک در ادامه این نکته را طرح کرد که ممکن است گفته شود که در کودک محدودیت دایرهی واژگانی و مفهومی وجود دارد: در پاسخ میتوان گفت که این محدودیت برای همه مطرح است و نه فقط برای کودکان. بنابراین من این ادعا را هم رد میکنم که کودک به خاطر محدودیت دایرهی واژگانی نمیتواند مخاطب ادبیات باشد.
در ادامه نشست حسین شیخالاسلامی دربارهی رابطهی آفرینندهی متن و خوانندهی کودک سخن گفت. وی در سخنان خود که متن آن را در این نشست قرائت کرد هدف اصلیاش را ارایهی پیشنهادی نظری برای ادبیات کودک عنوان کرد و گفت: «برای مایی که در حوزهی ادبیات کودک فعالیت میکنیم این سوال مطرح است که ما از چه چارچوبی برای بحث دربارهی ادبیات کودک میتوانیم استفاده کنیم. نوشتهی من پاسخ به این پرسش است.»
هاشم خواستار، مهندس کشاورزی، معلم بازنشسته و رییس کانون صنفی معلمان مشهد که در هنرستان کشاورزی تدریس میکرد، در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ دستگیر و بعد از یک ماه و نیم با وثیقه ۳۵ میلیون تومانی آزاد شد. وی در تاریخ ۲۵ شهریور ۸۸ در پارک ملی مشهد، بازداشت و به زندان وکیلآباد مشهد، منتقل و در دادگاه بدوی به شش سال حبس، محکوم شد. حکم او در دادگاه تجدیدنظر به دوسال حبس تعزیری کاهش یافته است.
وی در وضعیت جسمانی نامناسبی قرار دارد و به علت آسیبدیدگی شبکیه چشم راست بیناییاش تا حد زیادی کاهش یافته است.
در این خصوص همسر هاشم خواستار، در گفتوگویی با کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران گفت که همسرش با وضعیت جسمانی نامناسبی مواجه و بیناییاش به دلیل آسیب دیدگی شبکیه چشم راست تا حد زیادی کاهش یافته است. او گفت مسوولین به وی گفتهاند دلیل آزاد نکردن همسرش این است که هنوز «متنبه» نشده است.
صدیقه مالکیفر، همسر هاشم خواستار، در گفتوگویی با کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران گفت: «همسرم در شرایط بد جسمی بهسر میبرد، بیماری قلبی و فشار خون، موجب آسیبدیدگی شبکیهی چشم راست وی شده و بیناییاش تا حد زیادی کاهش یافته است. او دچار مشکل گوارشی شده و به شدت از بیماری آرتروز رنج میبرد.»
خانم مالکی به کمپین گفت: «پیش از انتخابات، ستاد آقای موسوی از افرادی که در زمینهی دفاع از حقوق معلمان، تلاش کرده بودند تقدیر کرد. بعد از انتخابات همهی افرادی که از آنها تجلیل شده بود، دستگیر شدند و شوهر من هم یکی از آن افراد بود. در آخرین نشستی که همسرم در کانون صنفی در رشت داشت، اعلام کرد، جلسهی بعدی در مشهد برگزارخواهد شد. سه روز پیش از برگزاری جلسه، ایشان احضار شدند و اخطار داده شد که جلسه برگزار نشود، ولی آقای خواستار گفتند: «جلسه را در خانهام برگزار خواهم کرد و امنیتش را هم تضمین میکنم. «برادران اطلاعات از حضور معلمها ممانعت کردند و جلسه برگزار نشد.»
وی همچنین درخصوص کسری یک هشتم حقوق آقای خواستار عنوان کرد: «هیت رسیدگی به تخلفات اداری به بازنشستگی همسرم رای داده بود، ولی زمان تجدیدنظر به دلیل این که همسرم سیسال سابقه کار داشت، گفتند که فقط یک هشتم حقوقشان کسر شود.»
صدیقه مالکی از رییس حوزهی نظارت در زندان سوال کرده بود: «چرا به همسرم مرخصی نمیدهید چرا آزادش نمیکنید؟ گفتند: ایشان متنبه نشدند. سوال کردم از چه چیزی متنبه نشدهاند داخل زندان که نمیتوانند فعالیتی داشته باشند؟ گفتند: خودشان میدانند تا متنبه نشوند، نه مرخصی میدهیم، نه آزادش میکنیم.»
وی در ادامه افزود: «حتا آذر ماه سال گذشته که درخواست مرخصی کرده بود، منزلمان دعای کمیل بود. دوستان و همکارانشان هم در خانه جمع بودند. وقتی همسرم تلفن زد ما تلفن را روی آیفن گذاشتیم، چند وقت بعد که در مورد آزادیش با آقای دادستان صحبت کردم، گفتند: شما خیال میکنید ما شما را تعقیب نمیکنیم؟ شوهر شما از زندان با دوستانش صحبت کرده، گفتم اگر شما از این ناراحت هستید که ایشان با دوستانش خوشحال و سر زنده صحبت کرده است، یک مرد که نمیتواند گریه کند و از زندان شکایت کند. گفتند: از زندان اینطور با دیگران صحبت میکند وای به حال این که آزاد بشود. ولی امیدوارم برادران اطلاعاتی این مطلب را متوجه باشند که دوست گفت: گفتم و دشمن گفت: خواهم گفت. کسانی که اعتراض میکنند، مملکتشان را دوست دارند و به اصلاح رژیم اعتقاد دارند، شوهر من تنها برای حفظ منزلت اجتماعی معلمها تلاش می کرد.»
مطلبهایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر میشود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که میتواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.
انفجار دو بمب در ۲۵ تیرماه در مسجد زاهدان بار دیگر پرسشهایی راجع به علتهای بهوجود آمدن چنین حوادثی را در چند سال اخیر در منطقه بلوچستان مطرح میکند. عواملی همچون فقر و بیکاری گسترده ، تبعیضات شدید قومی و مذهبی، که ریشه در سیاستهای ایدئولوژیک حکومت دارد، از فاکتورهای اصلی ایجاد و استمرار اینگونه حوادث است. این انفجارها بار دیگر اقتدار نیروهای امنیتی در این منطقه را به چالش کشید.
مسئله قابل توجه این است که این حادثه در مدت زمان کوتاهی پس از دستگیری و اعدام «عبدالمالک ریگی»، لیدر گروهک جنداله که مسوولیت اقداماتی ازاین دست را در چند سال اخیر بر عهده داشته است، اتفاق افتاد. حکومت ایران بر سر دستگیری عبدالمالک ریگی تبلیغات فراوانی به راه انداخت و تا آنجا که میتوانست از قدرت مدیریت و تواناییهای دستگاههای اطلاعاتی تعریف و تمجید کرد و ادعا میکردند که با عملیات پیچیده اطلاعاتی قادر به فریب دادن و از کار انداختن این گروه معاند شدهاند. اما اکنون جنداله دوباره اقدام به ترور افراد بیگناه در خاک ایران نمود و دستگاههای امنیتی نیز توانایی جلوگیری از آن را نداشتند.
پرسشی که اکنون مطرح است این است که چرا جنداله هنوز پابرجاست و چرا سیستمهای اطلاعاتی و امنیتی در منطقه بلوچستان قادر به تامین امنیت جانی مردم وحتا نخبههای نظامی، که خود آنها مسوول برقراری امنیت در سطح جامعه هستند، نمیباشد؟
نارضایتی عمومی مردم در بلوچستان از سیاستهای تنگ نظرانه حکومت باعث موفقیت گروههایی مثل جنداله در یارگیری و جذب افراد جدید میشود. منطقه بلوچستان از منظر حقوقی و عدالت اجتماعی به دلیل تبعیضهای بیشمار شبیه به یک استان یا یک ایالت ایرانی نیست، بلکه بیشتر شباهت به یک منطقه غیر ایرانی دارد که توسط نیروهای غیر بلوچ و با دید نظامی-امنیتی اداره میشود. بلوچها بهدلیل تفاوت مذهب و قومیت از دید حکومت مرکزی غریبه محسوب میشوند که نه تنها صلاحیت مناصب حکومتی در سطح ملی را ندارند بلکه از توانایی اداره امور خویش نیز عاجزند و باید این امر به دیگران سپرده شود. این تفکر پس از انقلاب ۵۷ بهدلیل دیدگاههای ایدئولژیک مذهبی از سوی حکومت تشدید شد که در اثر آن فشارهای زیادی به مردم و جامعه بلوچستان تحمیل گردید.
عدم اجرای طرحهای اشتغالزایی و سرمایهگذاریهای دولتی و ایجاد زیر ساختهای لازم برای کشاورزی و در بعضی موارد متوقف شدن و معطل ماندن پروژههای نیمهکارهای که در زمان قبل از انقلاب آغاز شده بود باعث گسترش بیکاری و روی آوردن مردم به قاچاق شد. از طرفی اعدامهای بیرویه و حبسهای طویلالمدت افراد بهدلیل قاچاق موادمخدر باعث بهوجود آمدن خانوادههای بیسرپرستی شد که فرزندان آنها بهدلیل نداشتن سرپرست و نانآور خانواده تبدیل به قاچاقچیهای جدید شدند. عدم استخدام نیروهای بلوچ در ادارات دولتی باعث سرخوردگی خانوادهها شد. اعمال محدودیتهای مذهبی، ایجاد تفرقه و جنگ بین طوایف و عقب نگهداشتن برنامهریزی شده و هدفمند از جمله این فشارها بودند که به تبعیضهای مدنی و فقر باقیمانده از حکومت شاه دامن زد.
یکی از دلایل اصلی ضعف امنیتی در بلوچستان عدم به کارگیری نیروهای بومی بلوچ در نهادهای امنیتی و نظامی است. واضح است که افراد بومی هر منطقه به دلیل آشنایی بیشتر با شرایط و فرهنگ وزبان و قوانین نانوشته و یا حتا شرایط جغرافیایی آن منطقه از توانایی تجزیه و تحلیل دقیقتر و اتخاذ تصمیمات صحیحتر نسبت به افراد غیربومی برخوردارند و بهدلیل بومی بودن بهتر مورد اعتماد مردم قرار میگیرند. سپاه، وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و حتا ارتش از استخدام افراد بلوچ حتا در حد کارمند جزو بهدلیل سیاستهای مذهبی خودداری نمودهاند و این مسئله در مورد سازمانهای حقوقی مانند قوهقضاییه با شدت بیشتری اجرا شد. گرچه همیشه نهادهای امنیتی ادعای همکاری و ارتباط سازنده با معتدمین و سران طوایف را داشتهاند ولی این رابطه همیشه یکسویه و مقطعی و با دید ابزاری بوده است و منافع بلند مدت مردم منطقه را دنبال نکرده است.
از طرفی حکومت پس از انقلاب از حمایت نهادهای حقوقی سنتی مانند ریشسفیدان و روحانیون سنی مذهب دست کشید که این نهادهای سنتی در واقع نقش میانجی و نهادهای مدنی بین دولت و مردم را ایفا میکردند و بهعلت نفوذی که در بین عامه مردم داشتند در خیلی از موارد نقش موثری در کنترل مردم از قانونگریزی ایفا میکردند. حکومت این نهادها را نادیده گرفت و این باعث تخریب و بیاعتبار ساختن آنان نزد مردم شد و از سوی دیگر یک نهاد حقوقی عادل و مردمی را نیز جایگزین آنها نشد. این امر باعث احساس بیگانگی و دور شدن مردم از پیگیری خواستههایشان بهصورت حقوقی و قانونمند شد و دست آنها را از پیگیری قانونی خواستههایشان بیش از پیش کوتاه نمود.
طبیعی است که مجموعه این اقدامات باعث دلسردی و ایجاد شکاف میان مردم و حکمرانان میشود. زمانی که فرد احساس میکند مورد ظلم واقع شده و ازحقوق ابتدایی محروم گشته و هیچ پناهگاه قانونی برای اعاده حقوق خود ندارد به انتقامهای کور و خشونتآمیز روی میآورد. گرچه با این کاربه حقوق خود دست پیدا نمیکند اما احساس میکند که انتقام خود را گرفته است. اقدامات حکومت درحل این مسئله از قبیل اعمال مجازاتهای شتابزده به قصد ارعاب تا کنون راهحلهای سطحی و یک نوع دور و تسلسل باطل برای حل مقطعی این مشکل بوده است. در حالیکه اگر بهصورت ریشهای به این مسئله پرداخته نشود خطر پیوستن ناراضیان جدید به گروههای مشابه جنداله در آینده نه چندان دور افزایش خواهد یافت و «ریگی» های جدید متولد خواهد شد که هم به ضرر مردم عادی و هم به ضرر جامعه خواهد بود.
سیاستهای تبعیضآمیز مذهبی باید تعدیل شود زیرا این سیاستها همیشه تاثیر معکوس داشته و باعث گسترش بنیادگرایی میشوند. تقویت ظرفیتهای اقتصادی و اشتغالزایی مانع از جذب جوانان بی کار به سمت گروههای بنیادگرا خواهد شد. باید نگاههای گزینشی و غیرخودی به مردم بلوچستان کنار گذاشته شود و بهاین منطقه بهعنوان جزیی از خاک ایران نگریسته شود که مردم آن به اندازه مناطق دیگر صاحب حق و حقوق شهروندی در همه بخشهاست.
بر اساس گزارش رسیده از شاهدان عینی به رادیو کوچه، در پی انفجارهای شهر زاهدان، روز گذشته جمعه گزارشهای محلی از این شهر خبر از به آتش کشیده شدن مکانهای کسب برخی از بازاریان اهل سنت میدهند. همچنین برخی دیگر از تعدی به منازل تعدادی از اهل سنت می گویند.
این تعرض ها از زمانی آغاز شده است که برخی از ساکنان شیعه شهر زاهدان این انفجارها را به اهل سنت نسبت دادند و موجب واکنش آنها شده است. این در حالی است که «مولوی عبدالحمید» رهبر معنوی اهل سنت، امامجمعهی شیعیان زاهدان و همچنین استاندار سیستان و بلوچستان پس از این انفجارها برای وحدت گروهای شیعه و سنی اقدام به انتشار بیانیهای در همان ساعات اولیه این انفجارها کردهاند.
به گفته شاهدان عینی در ساعات اولیهی این یورشها از حجم بالایی برخوردار بوده و در مناطق مرکزی شهر نظیر چهارراه رسولی و پاساژ قائم دود در فضا پراکنده شده بوده است.
به نقل از همین شاهدان نیروی انتظامی سعی در کنترل این وضعیت داشتهاند اما هنوز در شهر خبرهایی از درگیریهای پراکنده به گوش میرسد.
از سوی دیگر گزارشهای تایید نشده حاکی از آن است که نماینده مردم زاهدان در اعتراض به حوادث این شهر از سمت خود استعفا داده است که تعدادی از مردم این شهر در حمایت از نماینده مستعفی خود به خیابان ریخته که این گزارش تایید نشده اشاره به دستگیری ۴۰ تن و کشته شدن ۲ نفر در درگیریها دارد.
لازم به یادآوری است در زاهدان به علت این انفجارها سه روز عذای عمومی و تعطیلی اعلام شده و شهر نسبت به قبل خلوت شده است.
گفتنی است انفجارهای شامگاه پنجشبه در برابر مسجد جامع زاهدان که گروه جنداله مسوولیت آن را بر عهده گرفته، موجب کشته شدن بیش از ۳۷ تن و زخمیشدن ۱۵۰ نفر شده است.
اردوان روزبه با حمید یکی از شهروندان این شهر گفتوگو کرده است و آخرین وضعیت شهر را از او جویا شده است.
بله، البته من هم انسان هستم، به طور کلی اگر بخواهم توضیح بدهم باید بگویم اگر یک انسان هرگز عصبانیت خودش را نشان ندهد فکر میکنم یه جای کار مشکل دارد. این قضیه در مورد عملکرد مغز انسان صحیح نیست.
شما چگونه میتوانید تا این حد خوشبین و باایمان باشید، زمانی که تا این حد در این دنیا نفرت وجود دارد؟
من همیشه به هر مسئلهای از زاویهی بازتری نگاه میکنم.
مشکلات همیشه وجود دارند،
همه روزه و در همه جا شاهد قتلها و جنایتها یا رسواییها هستیم. اما اگر بخواهید فکر کنید که در تمام دنیا این مسایل اتفاق میافتد، اشتباه کردهاید. از میان شش بیلیون انسانی که وجود دارد، این افراد فقط تعداد کمی را تشکیل میدهند.
از زمانی که شما تبدیل به دالای لاما شدید، نقش شما چهقدر تغییر کرده است؟
من برای دالای لاما شدن، داوطلب نشدم. چه میخواستم و چه نمیخواستم مجبور به مطالعهی فلسفهی مکتب بودایی بودم. درست مانند یک شاگرد و راهب معمولی در این مکتب بزرگ رهبانی. سرانجام به این نکته پی بردم که وظیفهای دارم. گاهی اوقات سخت است، در حقیقت زمانی که مبارزه هست، فرصت برای خدمت کردن بیشتر وجود دارد.
آیا فکر میکنید در زمان حیات شما، امکان مصالحه با دولت چین وجود خواهد داشت؟
بله، این امکان وجود دارد. اما من فکر میکنم تجارب قبلی نشان داده است که این آسان نیست. بسیاری از این افراد سختگیر، بسیار کوته فکر و بدون بصیرت هستند. آنها به این قضایا دید کلینگری ندارند. با این وجود، در میان مردم جمهوری چین، ارتباط وسیعتری با دنیای خارجی وجود دارد. صدای اعتراض و ناخوشنودی مردم به خصوص افراد روشنفکر در این میان بیشتر به گوش میرسد. تغییرات بسیاری رخ خواهد داد و این اتفاق به طور حتم خواهد افتاد.
چگونه به کودکان خود بیاموزیم که بر خشم خود غلبه کنند و عصبانی نشوند؟
بچهها همیشه دنبالهرو والدینشان هستند. والدین باید آرامتر باشند. میتوانید به فرزندانتان بیاموزید که در زندگی با مشکلات زیادی روبهرو خواهند شد. اما باید با ذهنی آرام و منطقی با آن مشکلات روبهرو شوند. من همیشه این دیدگاه را دربارهی سیستم پیشرفتهی آموزش و پرورش داشتهام: ما به توسعهی مغز توجه میکنیم اما به اهمیت بسط و توسعهی مهربانی و محبت کمترین توجهی نداریم.
آیا تا کنون به این موضوع فکر کردهاید که به جای دالای لاما بودن، یک انسان معمولی باشید؟
بله، دوران جوانی گاهی اوقات احساس میکردم، این یک وظیفهی سنگین است که به دوش میکشم. آرزو میکردم یک تبتی ناشناس باشم. در آن صورت آزادتر بودم. اما بعدها فهمیدم که موقعیتی که داشتم برای دیگران مفید بود. این روزها، از اینکه دالای لاما هستم، احساس خوشحالی میکنم. و در عین حال حس نمیکنم که فرد خاصی هستم. یکی بودن- ما همه یکی هستیم.
بله، فرهنگ تبتی نه تنها یک فرهنگ باستانی است بلکه به دنیای امروز نیز مرتبط است. پس از دیدن مشکلات و خشونت، فهمیدم که فرهنگ تبتی بسیار دلسوز و بدون هیچگونه خشم و غضبی است. در هند در طول فصل بارش بارانهای موسمی، هوا بسیار مرطوب است. من دلم بسیار برای تبت تنگ میشود.
به مردمی که از مذهب به عنوان دستآویزی برای خشونت و کشتار استفاده میکنند، چه میگویید؟
آنها مردمی با ایمان و بیگناه هستند که توسط مردمی دیگر با علایقی دیگر کنترل میشوند.
آنها به مذهب علاقهای ندارند بلکه به دنبال قدرت و گاهی اوقات پول هستند. آنها از اعتقادات مذهبی سو استفاده میکنند. در چنین مواقعی، باید وجه تمایزی قایل شویم: این اتفاقات به خاطر وجود مذهب نیست.
جمهوری اسلامی در نوامبر سال ۲۰۱۰ ( از ۳۰ آبان تا ۲ آذر ۱۳۸۹ ) میزبان روز جهانی فلسفه خواهد بود. یونسکو به عنوان سازمان فرهنگی، علمی و تربیتی جهانی با انتخاب ایران به عنوان محل برگزاری این کنگره بینالمللی درصدد گسترش صلح و ایجاد تفاهم میان فرهنگهای مختلف است اما از سویی دیگر این انتخاب مورد انتقاد نیز قرار گرفته است.
اتفرید هوفه، (Otfried Höffe) مسوول بخش فلسفه سیاسی دانشگاه توبینگن آلمان در مقالهای در روزنامه فرانکفورتر آلگماینه (جمعه ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۰) عدم شرکت خود در چنین کنگرهی مهمی را اعلام کرده و گفته است که «مایل نیست در تهران سخنرانی کند.»
اتفرید هوفه به مناسب «کنگره جهانی کانت»، فیلسوف سرشناس آلمانی، در سال ۲۰۰۴ سفری به ایران داشت و به عنوان نخستین اندیشمند خارجی به عضویت افتخاری موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران درآمد. این انجمن در خارج به نام «موسسه ایرانی فلسفه» (Iranian Institute of Philosphy) شهرت دارد.
گفتنی است هوفه دو سال پیش در روز جهانی فلسفه در استانبول نیز شرکت داشته، اذعان میکند که برغم تردیدهای اولیه درباره نتایج چنین نشستهای وسیعی، تبادل نظر میان فیلسوفان فرهنگهای مختلف در ترکیه به خوبی صورت گرفته است.
مالزی و چین مرکز ساخت داورهای سنتی به منظور تولید و توزیع این داروها در کشورهای جنوب شرق آسیا (آ.سه.آن) راه اندازی میکنند.
به گزارش روزنامه «استریتتایمز» مالزی، «لیئو تیونگ لای» وزیر بهداشت مالزی با طرح این موضوع گفت جزییات طرح تاسیس این مرکز به پایان رسیده است.
این مقام مالزیایی در دیدار با همتای چینی خود گفت این مرکز به منظور ارایه خدمات دارویی، آموزش و تحقیق در ایالت «سلانگور» مالزی تاسیس میشود.
این مقام مالزیایی همچنین اضافه کرد که این طرح میتواند ضمن به کارگیری نیروهای متخصص در این زمینه در زمینه اقتصادی و برنامه دهم اقتصادی دولت به این کشور کمک کند.
وزیر بهداشت چین نیز تحت تاثیر سیستم بهداشتی مالزی قرار گرفته است تاکید کرد این سیستم میتواند در زمینه بهداشتی الگویی مناسب برای کشور چین باشد.
مطلبهایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر میشود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که میتواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.
پدری که خودش به دنبال قاتل یکی از کشتههای ۲۵ خرداد رفت
این عکس متعلق به داوود صدری یکی از شهدای ۲۵ خرداد است که خواهرزاده کوچکش آن را در مراسمی که به نام «سالگرد شهدای فتنه» در مهدیه تهران برگزار شده بود، بالا برده است بدون آنکه بدانند کودتاگران چه نامی برای این مراسم برگزیده بودند. به چشمهایشان که نگاه میکنی گواه درد است هر دو انگار…این عکس را خبرگزاریهای هوادر دولت منتشر کردهاند از آن مراسمی که به گفته خودشان برای شهدای بسیجی برگزار شده بود؛ باز هم حکایت همان کسانی است که وقتی رای را میدزدند، دزدیدن هویت آدمها برایشان کاری ندارد.
پدر داوود دلیل شرکت در آن مراسم را توضیح میدهد که چقدر مظلومانه از عکسها و نامهای کشته شدگان هم سو استفاده میشود. خانوادههای برخی از کشتهشدگان روزهای انتخابات این روزها از برخی از خبرنگاران رسانههای هوادار کودتا سخت دلگیرند و گاهی به سختی به ما هم اعتماد می کنند. واگویههای پدر داوود در جرس منتشر شده است که برای آسان در دسترس بودن میگذارمش همین جا…
جرس: «پسر من بسیجی نبود خانم، تو را به خدا دروغ ننویسید،
روزنامههای داخل ایران یکبار زنگ زدند و هرچه که خودشان دوست داشتند را نوشتند. ما به کی اعتماد کنیم؟ مزد سیسال خدمت صادقانه من به مملکتم این بود که پسر جوان مرا کشتند بعد در بنیاد شهید به من گفتند باید افتخار هم بکنید که بچه شما بسیجی باشد، گفتم وقتی پسر من بسیجی نبود، چرا باید دروغ بگویم، پسرم یک کارمند معمولی بود که کشتند و حالا هم به مصلحت خود کشور است که قاتلش را معرفی کنند.»
این واگویههای پدر شهید داود صدری جوان ۲۶ سالهای است که در روز ۲۵ خرداد سال گذشته و پس از راهپیماییهای اعتراضی مردم ایران به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در خیابان مورد هدف گلوله قرار گرفت و سپس در بیمارستان جان سپرد. یک سال بعد، خبرگزاریهای هوادار دولت عکس این شهید و خانواده او را در مراسم سالگرد «شهدای فتنه» که به مناسبت گرامیداشت یاد و نام شهدای بسیجی برگزار شده بود، منتشر کردهاند.
طاهره صدری خواهر داوود صدری در مراسم یادبود شهدای بسیجی که در مهدیه تهران برگزار شده بود حضور داشت. وی در مورد عکسی که رسانههای هوادار دولت از خانواده این شهید منتشر کرده اند، به جرس چنین توضیح میدهد: «آن عکس متعلق به دختر من است که قاب عکسی از دایی شهیدش را در مراسم مهدیه تهران بالا برده بود اما نه برادرم بسیجی است و نه هیچ یک دیگر از اعضای خانوادهام بسیجی هستند، تنها بهاین دلیل که به خانه ما زنگ زده بودند و گفته بودند در آن مراسم شرکت کنید ما هم رفتیم.»
پدر داود صدری نیز در تایید حرف دخترش شرحی از آنچه بر آنها در این یک سال رفته است را بازگو میکند و در عین حال یادآور میشود اگرچه تاکنون به شکایتهای آنان رسیدگی نشده است و هیچ نهاد رسمی قاتل فرزندشان را معرفی نکرده است اما خود او بهعنوان پدر، چندین بار به محلی که پسرش مورد هدف گلوله قرار گرفته بود، مراجعه کرد و از نزدیک با شاهدان گفتگوهایی را انجام داد که نشان میدهد کسانی از بالای بام پایگاه بسیج مقداد به قلب فرزند او شلیک کردهاند.
شرح این واقعه را در گفتوگویی که جرس با پدر داوود صدری انجام داده است پی بگیرید:
آقای صدری وقتی از دستگاه قضایی پیگیر پرونده شکایتتان و شناسایی قاتل فرزندتان بودهاید، در این یک سال مشخصن چه جوابی به شما دادند؟
جواب مشخصشان این است که لباس شخصیها بچه ما را کشتهاند، بازپرس پرونده آدم خوبی است و اوایل به ما میگفت متولی و بانی این قتل هر کسی که باشد به پای میز محاکمه خواهیم کشاند ولی یک مدت که گذشت دیگر صریحن به ما میگویند: «لباس شخصیها به بچه شما شلیک کردهاند.»
آیا همان لباس شخصیها را هم شناسایی کردهاند؟
اتفاقن سوال ما هم همین است که وقتی این همه آدم را دستگیر کردهاند پس چطور تا بهحال حتا یک لباس شخصی که میگویند به بچههای ما شلیک کردند، شناسایی نشدهاند؟ لباس شخصی کجا بود؟ همه میدانند که بالای پشت بام پایگاه بسیج مقداد به سمت پسرم شلیک شده است.
یعنی بازپرس پرونده این را تایید میکند که از بالای پشتبام به مردم شلیک شد ولی توسط لباس شخصیها این کار صورت گرفت؟
آنها که قاتل را معرفی نمیکنند الان دست ما از همه جا کوتاه است. ما هیچ قدرتی نداریم و هیچ کاری از دستمان بر نمیآید. کسانی که قدرت دارند هم که برای شناسایی قاتل بچه ما کاری نکرده اند، من خودم بهعنوان یک پدر دوبار راه افتادم به سمت جایی که بچهام گلوله خورد و از نزدیک در مورد وقایع روز ۲۵ خرداد پرسوجو کردم. شاهدان میگویند از بالای پشتبام پایگاه بسیج مقداد به سمت بچهها شلیک شده است.
به جز پسر شما دیگر چه کسانی دقیقن در همان منطقه و از سوی بام پایگاه بسیج هدف گلوله قرار گرفتند؟
بله. کسی که خودش شاهد بود چگونه یک مادر و دختر را در مهد کودک به رگبار بستند برایم هم چیز را تعریف کرد مردم و اهالی منطقه میگویند یکی از دلایلی که ناگهان مردم به کوچه و خیابان آمدند شنیدن صدای شلیک تیر هوایی بود. یعنی با صدای تیر مردم به کوچهها ریختند بعد کشته شدند.
جریان مادر و دختری که در مهدکودک کشته شدند خیلی غمانگیز است. این مادر و دختر از ترسشان به مهدکودک پناه میآورند، در را میبندند و به در تکیه میدهند. اما از بالا آنها را به رگبار میبندند و گلوله از درها هم عبور میکند و به آنها میرسد. فردی که من نمیتوانم اسمش را بیاورم در همان منطقه ساکن است میگفت؛ وقتی تیراندازیها قطع شد یک صدای ضعیفی از داخل مهدکودک میآمد. مردم با نردبان وارد شدند و قفل در را هم شکستند اما خونریزی مادر و دختر خیلی زیاد بود و تا بیمارستان جان دادند. مردم از ترسشان آنجا را ترک کردند شاید اگر کسی زودتر به دادشان میرسید آنها الان نجات پیدا کرده بودند.
شما خودتان رفتید از نزدیک صحنههای شلیک به درهای مهدکودک را دیدهاید؟
بله، اول دیوارها را رنگ کردند تا جای گلولهها مشخص نباشد و حالا هم که در مهدکودک را عوض کردهاند
در مورد پسرتان و نحوه تیر خوردن او شاهدان به شما چه می گفتند؟
میگفتند از بالای پایگاه بسیج تیری به بازوی سمت چپ پسرم شلیک شد. دستش را سوزاند و از پهلو به قلبش رسید. یک نفر این حرف را نزده که بگوییم دروغ میگوید. همه کسانی که آنجا هستند آن روز دیدند که در بالای پشت ام پایگاه بسیج چه کسانی ایستاده بودند.
پسر شما در راهپیمایی شرکت کرده بود؟
پسرم دنبال کارش رفته بود، ولی حتا اگر در تظاهرات هم شرکت کرده بود، آیا جواب یک شعار «رای من کو» گلوله بود؟ یعنی نمیتوانستند صبوری کنند تا این همه مردم شب به خانههایشان برگردند و باید تظاهرات را با گلوله تمام میکردند؟ من خودم نظامی بودم زمان شاه و اگر قانون تغییر نکرده باشد تا جایی که میدانم شلیک گلوله در دو صورت ممکن است. برای حفظ جان و اسلحه. یعنی برای مراقبت از این دو. تازه باید به سمت کمر به پایین را هدف قرار داد نه قلب و سینه یک بچه را. اینکه میگویند لباس شخصیها به بچه من شلیک کردهاند، خب چرا باید دست این لباس شخصی ها اسلحه داد؟ اگر واقعن راست میگویند آیا به نفع خود کشور نیست که همین لباس شخصیها را شناسایی و معرفی کنند؟
شما الان به عنوان خانواده شهید محسوب میشوید و در مراسم شهدایی هم که برای بسیجیان تشکیل شده بود شرکت کردهاید، آیا همه اینها موجب نشد حداقل به شما در روند پیگری پرونده شکایتتان کمک کنند؟
ما وقتی بیناد شهید بهما گفت شما باید خیلی افتخار هم بکنید که بچه شما بسیجی باشد، گفتیم وقتی پسرم کارمند ساده یک شرکت خصوصی بود چرا دروغ بگوییم. قبل از سالگرد هم که از طرف بسیج آمدند خانه ما و گفتند میخواهند برای شهدا سالگرد بگیرند و بعد هم پسرم را جزو شهدایی اعلام کردند که کارت هم بهما دادند، من گفتم مگر این کارت برای ما بچه میشود. من روی تخت افتاده بودم، مریض بودم، این پسر عصای دستم بود، کمک حال خانواده بود، همه زندگی ما بود…(گریه آقای صدری این بخش از مصاحبه را ناتمام باقی میگذارد)
آقای صدری از مقامات مسوول چه کسانی به خانه شما آمدهاند و وعده پیگیری پرونده را دادهاند؟
از استانداری آمدند خانه ما که من نحوه کشتهشدن پسرم را برایشان گفتم، خود آقای سردار جعفری یکبار قرار بود بیاید که نتوانست و از طرف ایشان آمدند که ما گفتیم هیچ خواستهای جز معرفی قاتل نداریم.
هیچ گاه مشکلی برای سایر اعضای خانواده پیش نیامد که به عنوان مثال تذکر یا اخطاری به شما بدهند؟
اینها ریز و درشت زندگی ما را میدانند، الان هم این تلفن کنترل میشود و همه حرفهای ما را دارند میشنوند، تلفن تمام فامیلهای ما کنترل است. یکبار خواهرزاده مرا که در شهرستان زندگی می کند بردند و بازجویی کردند. مگر گناهش چه بود. روزهای اول بود که داوود را از دست داده بودیم. یکی از هم کلاسیهای خواهرزادهام از انگلیس زنگ زد و طبیعی است که او هم در حال عصبانیت به آنها گفت این بسیجیهای… پسردایی مرا کشتند، همین را. حرفی را زد که مردم در کوچه و خیابان هم میگویند ولی او را بردند و از او تعهد گرفتند که دیگر به انگلیس زنگ نزند. به من هم از تمام دنیا زنگ میزنند. از آلمان، از اتریش، از انگلیس. در خانه من هم به روی همه باز است مگر میشود ما به آقای کروبی و موسوی بگوییم به دیدار ما نیاید، مگر میشود من به مردم بگویم به خانه ما نیایید. هیچی نگوییم و هیچ کس را هم نبینیم وقتی بچه ما را کشتند؟ اگر میخواهند همین قدر را هم نگوییم، بیایند مرا هم اعدام کنند.
مگر برای رفت و آمدهای افراد به خانه شما تذکری هم دادند؟
وزارت اطلاعات شهریار مرا خواستند، رفتم، تمام زیر و بم زندگی ما را میدانند. ۲۳ سال ارتش بودم و هیچ مشکلی نداشتم، دلیلی نمیشود چون آقای کروبی آمد خانه ما مرا ببرند …خودشان آمدند خانه ما مگر در خانه ما به روی آنها باز نبود الان هم در خانه ما به روی موسوی باز است، آقای خاتمی هم بیاید در خانه ما به روی ایشان هم باز است مگر وقتی از سپاه و بسیج و استانداری آمدند من در خانه ام را به روی کسی بستم؟
آیا خواسته ای از مسوولان به جز شناسایی قاتل داشتهاید که رسیدگی نکرده باشند؟
پسرم زمانی که گلوله خورد کیفی همراه او بود که کلیه مدارک اعم از گواهینامه، کارت ملی، کارت پایان خدمت، دفترچه بانک به همراه سه میلیون تومان پول نقد که همان روز از بانک گرفته بود در همان کیف بود. همه مدارک را بهما برگرداندند به جز مبلغ نقدی را. وقتی مراجعه کردیم، گفتند حتمن همانجا که تیر خورد، کیفش را دزدیدند. سوال من این است اگر کیف پسرم را مردم دزدیده بودند، کلیه مدارکی که در کیف بود را پس چطور بهما برگرداندند؟ من به اطلاعاتیها میگویم کیف دست شماست، اما آنها میگویند دزد برده است. همان شب هم که رفتم بیمارستان وقتی ما را راه نمی دادند، تا اسم بچهام را گفتند اجازه ورود دادند، یعنی اسم بچه مرا از روی مدارکی که در کیف همراهش بود شناسایی کرده بودند، برای من مسئله فقط این است که چرا راست نمیگویند.
اخیرن کسانی که در کهریزک آدم کشتهاند را معرفی و محاکمه کردند، چه حالی دارید وقتی می گویند کسانیکه در خیابان به آدمها شلیک کردهاند را نمیتوانند شناسایی کنند؟
من شنیدهام خانوادههای کسانی که در کهریزک کشته شدهاند، خواستار محاکمه مرتضوی هستند ولی هنوز او را محاکمه نکردهاند. من خودم بارها شاهد بیاحترامیها و توهینهایی که در دادگاه انقلاب بهما شده است بودهام. کارهای غیر انسانی که ایشان کردهاند، هیچ کس دیگری انجام نداده است. من نمیگویم دادسرای جنایی با من بدرفتاری کرد اما در مورد دادگاه انقلاب فقط میشود گفت بیدادگاه است. درست است که در دادسرای جنایی جوابی بهما ندادند ولی توهین هم نکردند اما چقدر ما در همین دادگاه انقلاب توهین شدیم.
تیم ملی والیبال پاراالمپیک نشسته جانبازان و معلولان ایران روز جمعه با شکست ۳ بر ۰ چین، به مرحله یک چهارم نهایی این دور از مسابقات در اوکلاهما آمریکا رسید.
ایران پیش از این هم توانسته بود، قاطعانه بر تیمهای ملی قزاقستان، صربستان، اوکرایین پیروز شود.
ایران امروز شنبه به مصاف مصر میرود که با پیروزی مقابل این تیم به دیدار فینال راه خواهد یافت.
روز گذشته جمعه میکل اولاسیرگی از سمت خود به عنوان رییس قدیمیترین و معتبرترین رویداد سینمایی دنیای اسپانیاییزبان سن سباستین کنارهگیری کرد.
به گزارش خبرآنلاین، هیت مدیره جشنواره فیلم سن سباستین بعد از ظهر همان روز جلسهای فوقالعاده برگزار و خوزه لوییس ربوردینوس را به عنوان جایگزین اولاسیرگی معرفی کرد.
ربوردینوس در حال حاضر به عنوان جانشین رییس جشنواره منصوب شده و از ابتدای سال ۲۰۱۱ ریاست جشنواره را به عهده میگیرد. اولاسیرگی بر دوره پنجاه و هشتم جشنواره فیلم سن سباستین نظارت خواهد داشت که ۱۷ تا ۲۵ سپتامبر (۲۶ شهریور تا سوم مهر) برگزار میشود.
اولاسیرگی حدود دو دهه با سن سباستین همکاری داشت. او از سال ۱۹۹۳ به عنوان مدیر، از ۱۹۹۹ به عنوان جانشین رییس و از ۲۰۰۱ رییس جشنواره بود و یکی از بزرگترین دغدغههای او رقابت به اهمیت روزافزون جشنواره تورنتو بود که تقریبن همزمان با سن سباستین برگزار میشود.
خوزه لوییس ربوردینوس که یک فیلمنامهنویس پرکار است از دهه ۱۹۹۰ با سن سباستین همکاری دارد و سالهاست به عنوان رییس بخش کوچک، اما بسیار مورد توجه «هفته فیلم فانتزی و ترسناک» فعالیت میکند.
گفتنی است اولین دوره جشنواره سن سباستین سال ۱۹۵۳ برگزار شد و از آن به عنوان قدیمیترین و معتبرترین رویداد سینمایی اسپانیاییزبان یاد میشود.
«در حالیکه آمار گمرک نشان میدهد در سه ماهه امسال بیش از ۲۲ میلیون دلار ایران صادرات بنزین به دو کشور عراق و افغانستان داشته، اما گفتههای مسوولان حاکی از این است که این میزان ترانزیت است نه صادرات.»
به گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران(econews.ir)، در حالیکه کارنامه فصل بهار واردات ایران نشان میدهد میزان واردات بنزین در این مدت در مقایسه با مدت مشابه سال ۸۸ کاهش یافته است و فعالان بخش خصوصی نیز تنها اجبار را عامل تولید بنزین در ایران به جای واردات عنوان میکنند، آمار گمرک حاکی از صادرات بنزین از ایران است.
براین اساس، طی سه ماهه نخست امسال بیش از پنج هزار و ۵۰۰ تن بنزین به ارزش بیش از ۱۳ میلیون و ۷۰۰ دلار به کشور افغانستان و همچنین بیش از ۱۳ هزار ۳۰۰ تن بنزین به ارزش حدود ۹ میلیون دلار به کشور عراق صادر شده که عضو اتاق بازرگانی ایران در این مورد به مانند مقامات دولتی تصریح میکند که این میزان ترانزیت است نه صادرات.
به مانند مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی معتقد است که این ترانزیت نمیتواند صادرات باشد.
حمید حسینی که رییس اتحادیه صادرکنندگان فرآوردههای نفتی است در این مورد تصریح میکند: «هرچند این کار صادرات نیست اما برای ایران درآمد خواهد داشت که مثلا ایران هزینه حمل آن را دریافت میکند.»
پیش از این نیز مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی با اشاره به اینکه گاهی در شمال کشور نیاز به بنزین بیشتر داریم که در حالت عادی باید از جنوب کشور به شمال حمل کنیم و هزینهبر است، به ایسنا توضیح داده بود: «ولی اگر بنزین مناسب در شمال ایران موجود باشد، خرید میکنیم و معادل آنرا در مرکز یا جنوب کشور به مشتریها تحویل میدهیم. اینکار صادرات محسوب نمیشود، زیرا مقداری بنزین گرفتهایم و در مقابل، همان مقدار را تحویل دادهایم.
عامری با تاکید بر اینکه بنابراین مطلب مورد نظر گمرک، بنزین ترانزیت شده بوده است، تشریح کرد: «عمده این بنزین از آسیای میانه یا آذربایجان وارد کشور میشود که بخش زیادی از آن به عراق و بخش خیلی کمی از آن هم به افغانستان ترانزیت میشود.»
مقوله ترانزیت تحت نظارت سازمان حملونقل و راهداری کشور و گمرک است.
دو انفجار پیاپی در شب پنج شنبه در زاهدان منجر به کشته شدن نزدیک به سی و هفت نفر و مجروحیت بیش از یک صد و پنجاه نفر شده است. گروه جنداله مسوولیت این عملیات را با اعلام از طریق سایتاش پذیرفته و انفجار پنجشنبه شب را در راستای انتقام اعدام عبدالمالک ریگی دانسته است. این گروه عملیات کننده گان را دو جوان عضو جنداله به نام های محمد ریگی و عبدالباسط ریگی معرفی کرده است.
احمد توکلی که در مراسم سالگرد محسن روح الامینی در مسجد ولیعصر تهران حضور یافته بود، با تقدیر از پیگیری پرونده کهریزک از سوی دستگاه قضایی خواستار تعقیب آمران اصلی این مسئله بهویژه دادستان سابق تهران شد.
توکلی با استناد به گزارش کمیته حقیقتیاب مجلس، دادستان سابق تهران را از مسببین این حادثه دانست و تاکید کرد که باید به پرونده او نیز رسیدگی شود.
پس از رسیدگی به اتهامات متهمان حادثه کهریزک در دادگاه نظامی تهران، طبق حکم بدوی، دو نفر از متهمان محکوم به قصاص و برای مابقی احکامی دال بر حبس و انفصال از خدمت و جزای نقدی صادر شده است.
گفتنی است سال گذشته در پی حوادث بوجود آمده بعد از انتخابات، بویژه حمله به کوی دانشگاه، مجتمع سبحان و مجتمع مسکونی نمایندگان و حادثه کهریزک، دو کمیته از سوی رییس مجلس مشغول بررسی ابعاد این حوادث شدند.
روز جمعه اتحادیه اروپا و وزارت امور خارجه آمریکا در اطلاعیهای جداگانه حملات تروریستی در مسجد جامع زاهدان را محکوم و بر همکاری بینالمللی برای مقابله با تروریست تاکید کردند و کاترین اشتون سخنگو و مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، این عملیات را «عملیاتی بزدلانه» خواند و عنوان کرد: «هیچ توجیهی برای این حمله پذیرفتنی نیست.»
در اطلاعیه اتحادیه اروپا که در روز جمعه (۱۶ ژوئیه) منتشر شد، خانم اشتون همدردی خود را با خانواده قربانیان این حادثه اعلام کرده است.
این در حالی است که هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه آمریکا نیز انفجار بمب در زهدان را محکوم کرد. خانم کلینتون در موضعگیری خود بار دیگر بر ضرورت همکاری بینالمللی برای مقابله با تروریسم جهانی تاکید کرده است.
گفتنی است مقامهای جمهوری اسلامی تاکنون بارها دولت آمریکا را به حمایت از گروه جنداله متهم کردهاند. یداله جوانی، رییس دفتر سپاه، نیز چند ساعتی پس از حادثه تروریستی زاهدان، آمریکا را مقصر معرفی کرد. واشنگتن تاکنون هرگونه پشتیبانی از گروه جنداله را تکذیب کرده و اتهامات مقامات جمهوری اسلامی در اینباره را بیاساس خوانده است.
صبح روز شنبه بر اثر حمله گروهی از شورشیان در غرب پاکستان به چند دستگاه اتوبوس حامل مسافر، دست کم ۱۶ تن کشته شدند.
به گزارش خبرگزاریهای محلی صبح امروز شنبه، بر اثر حمله گروهی از افراد مسلح به تعدادی اتوبوس حامل مسافر در نزدیکی روستای چارخل ایالت کورام در شمالغرب پاکستان دست کم ۱۶ نفر کشته شدند.
به گفته مقامات محلی این اتوبوسها از منطقه پاراچینار به سمت پیشاور که یکی از شهرهای مهم در شمال غرب پاکستان است، در حال عبور بودند.
به گفته پلیس، مسافران این اتوبوسها، مسلمانان شیعه بودهاند. شهر کورام با جمعیت قالب شیعه یکی از ناامنترین مکانهای پاکستان است.
گفتنی است پیش از این در ماه می حدود ۱۲ نفر از این شهر ربوده شدهاند که تا کنون خبری از مکان آنها در دست نیست.
هفدهم جولای برابر است با زادروز «آنخلا دوروتئا مرکل» سیاستمدار آلمانی و دبیر کل اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان. وی در هامبورگ آلمان متولد شد. او از ۲۲ نوامبر ۲۰۰۵ صدراعظم کنونی و اولین بانوی صدراعظم در تاریخ آلمان شناخته شده است.
وی در سال ۱۹۵۴ در هامبورگ متولد شد. پدرش یک کشیش و مادرش معلم بود. اندکی بعد از تولد وی، خانوادهاش به آلمان شرقی مهاجرت کردند. در زمان تحصیل در دبیرستان همیشه شاگرد اول بوده است. وی در جوانی آرزو داشته روزی معلم شود.
آنخلا در سال ۱۹۷۳ در دانشگاه لایپزیگ به تحصیل فیزیک پرداخت که آن را در سال ۱۹۷۸ به پایان رسانید و دکترای خود را در مقطع شیمی فیزیکی در سال ۱۹۸۶ بهدست آورد.
مرکل که از ایالت «مکلنبورگ- فورپومرن» به بوندستاگ راه یافته از سال ۲۰۰۰ تا کنون رییس اتحادیه دموکرات مسیحیها بوده و از ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ رییس ائتلاف پارلمانی این حزب با اتحادیه سوسیال مسیحی بود.
تا قبل از فروپاشی دیوار برلین، مرکل جایگزین آخرین سخنگوی دولت آلمان شرقی بود. در سال ۱۹۹۰ مرکل عضو حزب مسیحی دموکرات شد و در پایان همین سال بهعنوان نماینده این حزب وارد مجلس آلمان شد. در ژانویه ۱۹۹۱ هلموت کهل (صدراعظم وقت آلمان) او را به عنوان وزیر بانوان و جوانان نامید و سپس وی پست خود را به وزیر محیطزیست، حفظ طبیعت و بالاخره به امنیت راکتورها تغییر داد و این وزارت را تا سال ۱۹۹۸ که به قدرت گرفتن حزب سوسیال دموکرات آلمان به رهبری «گرهارد شرودر» انجامید، نگه داشت. بعد از آن سعی به ائتلاف با سوسیال-دموکراتها برای حکومت در بعضی از ایالات کرد که به نتیجهای نرسید.
آنجلا مرکل در سال ۲۰۰۰ بهعنوان دبیر کل حزبش انتخاب شد. با این وجود در سال ۲۰۰۲ ادموند شتویبر دبیر کل حزب مسیحی سوسیال آلمان که با دموکرات-مسیحیها در پارلمان متحد است بهعنوان نماینده دو حزب متحد برای صدر اعظمی کاندید شد. این دو حزب با رهبرانشان بارها شرودر و سوسیال-دموکراتها را به خاطر سیاستهای غلط اقتصادی، افزایش بدهیهای کشور و مهمتر از همه تعداد بسیار زیاد بیکاران مورد سرزنش قرار میدادند. با این وجود اتحاد آنها بار دیگر در سال ۲۰۰۲، بیشتر به خاطر سیاستهای اشتباه آنها در مورد جنگ با عراق از ائتلاف سبز-قرمز به رهبری شرودر و یوشکا فیشر شکست خورد.
با افزایش بدهیها و بیکاران کشور در سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ ، فشار بر شرودر و متحدانش بیشتر شد تا آنجا که دموکرات-مسیحیها در سایر ایالتهای آلمان به پیروزی رسیدند . سوسیال-دموکراتها و شرودر برای جبران این شکستها پیشنهاد به عقب کشاندن انتخابات پارلمانی در سال ۲۰۰۵ را دادند، تا به رقبای خود محبوبیتشان را میان مردم به اثبات برسانند. در حالی که کارشناسان امیدی دیگر برای سوسیال-دموکراتها نمیدیدند.
در انتخابات بوندستاگ در سال ۲۰۰۵ مرکل خود را نامزد صدراعظمی از طرف دو حزب متحد کرد. بر خلاف انتظار همه، سوسیال-دموکراتها رای بالایی آوردند بهطوری که دموکرات-مسیحیها و سوسیال-مسیحیها نتوانستند به اهداف خود برسند. البته هیچ حزب یا اتحادی در انتخابات برنده از آب در نیامد. به این ترتیب دو حزب بالا مجبور شدند برای اداره کشور با سوسیال-دموکراتها ائتلاف بزرگ تشکیل دهند. بر طبق مذاکرات ائتلاف بزرگ، سوسیال-دموکراتها به صدراعظمی مرکل و کنارهگیری شرودر از سیاست رضایت دادند به شرط اینکه ۸ وزارتخانه بزرگ در دستان آنها باقی بماند. بهاین صورت آنخلا مرکل اولین صدر اعظم زن در کشور آلمان معرفی شد.
درباره مرکل و در واقع سیاست کنونی حزب او گفته میشود که او گرایش سنتی آلمان به فرانسه که پایه تشکیل یک اتحادیه قوی اروپایی است را میشکند و مثل تونی بلر و مارگارت تاچر بیشتر گرایش به نزدیکی با آمریکا دارد. این برای اتحادیه اروپا مساله مهمی است وگرنه در زمینه سیاستهای اقتصادی اختلاف احزاب بزرگ حاکم در اروپا بسیار کم شده است. او بهعنوان مارگارت تاچر قرن بیست و یک یاد میشود.
در پی انفجارهای روز پنجشنبه زاهدان که باعث کشته شدن تعدای از شهروندان این شهر شد «عبدالحمید اسماعیل زهی» امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبههای جمعه مسجدمکی از این حمله انتقاد کرد و آن را گناه دانسته است.
به گزارش ایرنا، وی در ادامه سخنرانی گفت: «نباید اجازه داد عدهای امنیت عامه مردم را به خطر بیاندازند، استان را دستخوش ناامنی کنند و مردمی که قرنها در کنار هم زیستهاند را به جان هم بیاندازند.»
اسماعیل زهی با تاکید بر برنامهریزی و کارهای کارشناسی کردن توسط مسوولان، همکاری با مردم را دلیل موفقیت در هر امری اعلام کرده است.
گفتنی است بر اثر این انفجار ۳۷ نفر کشته و بیش از یکصدوپنجاه تن زخمی شدهاند. مسوولیت این انفجارها را گروه جنداله بر عهده گرفته است.
1290 خورشیدی – محمدعلی شاهقاجار پس از خلع از سلطنت و پناهندگی به سفارت روسیه در تهران، از ایران خارج شد و در روسیه ساکن شد. وی پیوسته در پی بازگشت به ایران و تصرف تاجوتخت از دست رفته بود. بدین منظور در مسافرتهایی به شهرهای اروپایی با هواداران ایرانی و خارجی خود ملاقات و گفتوگو میکرد تا اینکه در ۲۶ تیر ۱۲۹۰ با یارانش به همراه مقدار زیادی مهمات جنگی، از راه روسیه به دشت گرگان روی آورد. دولت نیز برای دفع وی نیرویی مجهز کرد و پس از اعلام حکومت نظامی، برای زنده و مرده شاه سابق، جایزهای هنگفت معین کردند که همین امر، بیم و هراسی سخت بر دل محمدعلی میرزا و نیروهایش افکند. با وجود کمکهای فراوان روسها به محمدعلی میرزا، سرانجام نیروهای وی در برابر قوای دولتی شکست خورد و مجبور به فرار شد. پس از این واقعه، دولت، حقوق سالیانهای را که به او پرداخت میشد، قطع کرد.
۳۱۳ قمری – درگذشت «محمدبن زکریای رازی». وی ابتدا به کیمیاگری پرداخت و در نهایت به شیمی روی آورد. رازی سالهای بسیاری از عمر خویش را در تجزیه و ترکیب عناصر و مواد طبیعی صرف کرد و موفق به کشف الکل و تهیهی اسید سولفوریک شد. محمدبن زکریا علاوه بر تحقیقات علمی و طبابت، به تدریس و تربیت شاگردان نیز میپرداخت. تالیفات وی را تا حدود ۲۵۰ اثر در رشتههای مختلف علمی ذکر کردهاند که در زمینههای طب، طبیعیات، منطق، ریاضی و نجوم، تفسیر، فلسفه، مابعدالطبیعه، الهیات و… نگاشته است. از مهمترین کتابهای محمدبن زکریا، «الحاوی و المنصوری» است.
۱۴۸۷ میلادی – زادروز «شاه اسماعیل یکم» از دودمان صفویان. او در سال ۱۵۰۱ میلادی پس از پیروزی بر ترکمانان آق قویونلو به قدرت رسید.
۱۶۵۱ میلادی – «توماس هابز» مولف هفت کتاب مهم که یکی از آنها در ۱۱ جلد چاپ شده است پس از یک دیدار طولانی از اروپای قارهای و گفتوگو و تبادل نظر با اندیشمندان وقت فرانسه و ایتالیا از جمله گالیله و مطالعه وضعیت مردم و رفتار حکومتها،۱۷ جولای به انگلستان بازگشت و به تنظیم عقاید فلسفی خود پرداخت و در سال ۱۶۷۹ درگذشت.
۸۳۰ میلادی – طبق مندرجات دایرهالمعارف، ایرانیانی که بهعنوان مشاور با مامون خلیفه عباسی همکاری داشتند و عمدتن با او از خراسان به بغداد رفته بودند در این شهر موسسهای دایر کردند که بیشباهت به بنگاه تالیف و ترجمه کتاب نبود که ۲۶۵ سال پیش از آن به تصمیم خسرو انوشیروان، شاه وقت ساسانی ایران در تیسفون دایر شده بود و ترجمه کلیله و دمنه از زبان سانسکریت به فارسی از کارهای آن است.
۱۸۴۱ میلادی – «پانچ» نخستین مجله طنز جهان در این روز اولین شماره خود را منتشر کرد که الگوی نشریات طنز بعد از خود قرار گرفته است.
۱۹۱۷ میلادی – خاندان سلطنتی انگلستان به خاطر ماندن در این مقام، نام خانوادگی خود را از «هانور» به «ویندسر» تغییر داد زیرا که جنگ جهانی اول جریان داشت و انگلیسیها، ژرمنها را آغازگر آن میدانستند و از آنان رویگردان شده بودند. خانواده سلطنتی آلمانیتبار انگلستان به خاطر راضی کردن مردم این کشور و جلوگیری از مخالفت آنان با ادامه سلطنت، نام خانوادگی خود را از هانور به ویندسر تغییر داد.
۱۹۵۵ میلادی – در جریان یک مراسم تلویزیونی «دیسنیلند آناهایم» کالیفرنیا که بهوسیله «والت دیزنی» ساخته و اداره میشد افتتاح شد.
آرمان رضاخانی نخبه ۱۹ ساله که در اواخر آذرماه سال ۸۸ بازداشت شده، روز پنجشنبه از سوی شعبه ۲۸ دادگاه تجدید نظر نامبرده به سه سال حبس تعزیری محکوم شده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، علیرغم گفته جعفری دولتآبادی مبنی بر عدم تایید حکم حبس برای این زندانی این حکم صادر شده است.
دستگاه قضایی در مرحله تجدید نظرخواهی هیچگونه توجهای به دفاعیه این زندانی نکرده و از دخالت و حضور وکیل در پرونده این زندانی ممانعت بهعمل آورده است.
گفتنی است خانواده این زندانی صدور مجدد حکم برای این زندانی را بهدلیل سابقه پدر آرمان رضاخانی میدانند و نسبت به حکم صادره برای فرزندشان معترض هستند. محمدرضا رضاخانی پدر آرمان مترجم کتاب «امپریالیسم ژاپن» است که در سال ۷۱ با شلیک گلولهای کشته شده است.
مطلبهایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر میشود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که میتواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.
مدرسه فمینیستی: هفت ـ هشت سال پیش دوست فرزانهای از شرق آمریکا برای دیدار به منزل ما آمده بود و عکس دکتر مصدق را روی طاقچه اطاق ناهارخوری دید و گفت: «عکس قشنگی از مصدق است». گفتم، آری، دیگر به این قرار رسیدهام که از میان مردان سیاست که رفتهاند تنها عکس او را بر دیوار خانهام نصب کنم چرا که او را چهرهای موجهتر و وحدت بخشتر از بقیه یافتهام. آن دوست که فمینیست و پژوهشگر توانایی در تاریخ زنان است، گفت: «اما یادت نرود که مصدق هم برای زنان کار چندانی نکرد و بر سر حق رای برای زنان تلاشی در خور انجام نداد». گفتم آره میدانم، اما من مجموع عملکرد و دیدگاههای مصدق را در نظر میگیرم و معتقدم او طرفدار حق رای زنان بود اما نتوانست در آن دوره تاریخی، این حق را، قانونی کند.
حال میخواهم در اینجا بر همین نکته انگشت بگذارم که چرا دکتر مصدق نه تنها در مسیر دموکراسی خواهی برای مردم ایران و منطقه خاورمیانه چهره بسیار مهمی است .
امروز جنبش سبز به نمادی چون مصدق بسیار نیازمند است، بلکه بهطور مشخص و خاص، در جنبش زنان و جنبش دانشجویان و جوانان نیز میتواند به پاس دیدگاه هایش مورد احترام قرار بگیرد و این جنبشها نیز می توانند در ارتقای مقام نمادین و الگووار مصدق در جنبشهای خود بکوشند.
اما پیش از این میخواهم یادآوری کنم که من دکتر مصدق را بت نمیکنم و اگرچه او را به صورت یک مصلح بزرگ، یک دموکرات شاخص و تاثیرگذار، یک چهره ملی بسیار قابل احترام و ماندگار میستایم، ولی به خود و همه، حق میدهم ضعفها و اشتباهاتش را نیز گوشزد کنیم و از آنها عبرت بگیریم.
اهمیت دکتر مصدق برای جنبش دموکراسی خواهی امروز
دکترمصدق هنوز و بهویژه برای جنبش کنونی دموکراسی خواهی ما یک الگوی مثبت، مهم و یک نماد ضروری و موثر است، از همین روست که جنبش سبز که به نمایندگی از جوانان مبارز امروز، نمادهایی چون ندا آقا سلطان، سهراب اعرابی، محسن روحالامینی و… را با خود حمل میکند، شایسته است که به نمایندگی از نسل پدران و مادران و پدربزرگها و مادربزرگهایش نیز نمادهایی را بازپردازی و ترویج نماید، نمادهایی همچون مصدق (و احتمالن افراد دیگری همچون طالقانی، بازرگان، خیابانی، ستارخان، روزبه، فاطمی، مختاری، پوینده، پروین اعتصامی، فروغ فرخزاد، مهرانگیز منوچهریان، صدیقه دولت آبادی ،سیمین بهبهانی، شیرین عبادی، مهرانگیز کار و …).
اما چه عواملی این مشروعیت، حقانیت و مقبولیت را بیش و پیش از همه به نماد مصدق میبخشد؟ اگر سه جنبه از زندگی دکتر مصدق، یعنی شخصیت و منش، شیوه کار و روش، و بالاخره دیدگاهها، باورها و نگرش مصدق را بررسی کنیم، شاید بهراحتی بتوانیم به این پرسش پاسخ دهیم.
بررسی خصوصیات شخصی افراد میتواند یکی از معیارهای مهم باشد. فمینیسم در همان شعار معروف «هر چیز شخصی، سیاسی است» بهدرستی نشان داده که زندگی خصوصی با زندگی عمومی و سیاسی افراد ارتباط دارد.
دکتر مصدق در زندگی شخصی و خصوصیاش، بهطور کلی شخصی سالم، صادق، متعهد به اخلاق، شرافت و دارای عزت نفس بود. از قول یکی از دستیارانش میخواندم که مصدق از امکانات دولتی هرگز به سود منافع شخصیاش استفاده نکرد، از چاپلوسی و رشوه گریزان بود، از مردان چند زنه خوشش نمیآمد، از خیانت به همسر و همینطور از صیغه ابراز نفرت میکرد. مصدق دو یتیم را به خرج خود بزرگ میکرد و… او به رغم آنکه از خانواده طبقه بالا و مرفه بود، اما همیشه ساده زیست بود.
از سوی دیگر مصدق دارای تواناییها، دانش، اعتماد به نفس و مهارتهای بسیار هم بود. او اولین ایرانی بود که دکترای حقوق گرفت. مصدق شخصیت محکمی داشت. همچنین در فن بیان و خطابه، مهارت و خلاقیت بسیاری از خود نشان میداد… او فردی مقتدر و قوی بود. البته منظورم این نیست که او فردی «اقتدارگرا» بود، چرا که شخصیت مقتدر با شخصیت اقتدارگرا متفاوت است. مصدق نه نظامی بود، نه ایدئولوژیک و نه پارتیزان، بلکه وکیل مردم (وکیل مجلس) بود و دغدغهاش به جز دفاع از منافع مردم نبود.
گذشته از سلوک روحی و شخصیتیاش، شیوه و روش کار و مبارزهاش نیز، قابل اطمینان بود. او فرا ایدئولوژیک، فرامسلکی، فراحزبی، عملگرا، فراطبقاتی و به شیوه ائتلافی عمل میکرد. پراگماتیسم او به معنای زیر پا گذاشتن اصول نبود، او وقتی در ۱۹۴۹ جبهه ملی را تشکیل داد با نیروهای گوناگون مانند سوسیالیستها، سکولارها و مذهبیها از گرایشهای مختلف بر سر اهداف ملی، ائتلاف تشکیل داد.
باورها و دیدگاههای دکتر مصدق نیز، نشاندهنده جنبه مثبت دیگری از زندگی اوست. زیرا مصدق یک دموکرات لیبرال و سکولار بود و در عین همکاری با نیروهای مختلف سیاسی، در مسیر استقرار و تحکیم یک دولت ملی، دموکراتیک و سکولار نیز صادقانه تلاش میکرد. در حقیقت هر چند محمد مصدق از لحاظ اخلاقی و آرمانهای ملیگرایی به مهدی بازرگان شباهت داشت اما امتیاز مصدق نسبت به بازرگان این بود که سکولار بود.
او به لحاظ نظری، فردی عملگرا، مدرن، قانونمدار و به دور از تعصبات ایدئولوژیک بود. از این رو تنها در دوران مصدق بود که حتا احزاب کمونیست مثل حزب توده هم میتوانستند بهطور قانونی فعالیت کنند و در خیابان تظاهرات ترتیب بدهند و…
در این میان به نظر میرسد که برای شناخت دقیقتر دکتر مصدق باید به دیدگاههای ناسیولیستی و تجددخواهی و مبارزات ضداستعماری ایشان نیز با ظرافت بیشتری برخورد کرد. چرا که میتوان سه نوع ناسیونالیسم متفاوت را از یکدیگر تمیز داد: اول ناسیونالیسم دولتمدار، اقتدارگرا و استبدادی است که آن را میتوان در دیدگاههای رضاشاه و محمدرضاشاه یافت.
ناسیونالیسم نوع دیگر، ناسیونالیسم پوپولیستی و مذهبی است که ضدیتاش با استعمار از زاویه ترقیخواهانه نیست. این نوع ناسیونالیسم، تفاوتی بین مدرنیت و استعمار قایل نیست و با غرب و دموکراسی لیبرال خصومت دارد نمونه آن نومحافظه کاران حاکم بر ایران است.
اما ناسیونالیسم مصدق، ماهیت ضدیت با مدرنیت و یا غرب را نداشت، بلکه مصدق میخواست مانع استثمار و سو استفاده غرب شود و خواهان گسترش دموکراسی لیبرال و تجدد در ایران بود. او دموکراسی لیبرال را تبدیل به بدیل در مقابل استبداد و استعمار کرد. البته او، هم با استعمار مشکل داشت و هم با کمونیسم و خطر شوروی. اما افسوس که غرب این تفاوت او را درک نکرد و از اینرو آمریکا از وحشت این که حزب توده دارد قوی میشود و با این توهم که مصدق دارد به طرف حزب توده و شوروی کشانده میشود، با انگلیس همکاری کرد و کودتای ۲۸ مرداد را مهندسی نمود.
در هر صورت، تفاوت این سه نوع دیدگاههای ناسیونالیستی بسیار است، بهطوری که نام دکتر محمد مصدق را از نمادهای آن دو ناسیونالیسم دیگر، کاملن مجزا میکند. هرچند همه حاکمانی که در ایران حکم راندهاند هیچگاه سر سازگاری با مصدق را نداشتند بهطوری که حتا یک خیابان و پارک و یا حتا یک سالن را بهنام مصدق نگذاشتند، درحالیکه به اسم خالد استامبولی، یعنی قاتل انور سادات رییسجمهور مصر، خیابانی را در تهران نامگذاری کردند.
در اوایل انقلاب خود مردم بهطور خودجوش و ابتکاری، نام خیابان پهلوی را به خیابان مصدق تغییر دادند اما دولت با فاصله کوتاهی آن را تغییر و نام ولیعصر بر آن نهاد. اما به رغم عنادورزی حاکمان، مردم ما همواره یاد و خاطره دکتر مصدق را پاس داشتهاند بهطوری که به گفته شاهرخ اخوی در ۱۶ اسفند ۱۳۵۸ یک میلیون نفر در احمدآباد برای بزرگداشت مصدق جمع شدند ولی هیچکس بزرگداشتی برای آیتاله کاشانی برگزار نکرد، جز عده معدودی در منزل یکی از دوستان آیتاله طالقانی. هرچند در آن مراسم خود آیتاله طالقانی به صراحت و روشنی اظهار کرد: «نام دکتر مصدق همان اندازه که برای هشیاری، بیداری، نهضت مقاومت و قدرت ملی خاطرهانگیز است، به همان اندازه برای دشمنان ما، دشمنان داخلی و خارجی، استعمار خارجی و عوامل استعمار داخلی وحشتآور و نگرانیآور است.» شاید از همین رو بود که سال گذشته (۱۳۸۸)، پس از انتخابات حتا اجازه برگزاری سالگرد کوچکی برای دکتر مصدق را ندادند، چرا که به نظر میرسد آنها حتا از نام مصدق گریزانند تا چه برسد که برای او سمینار و کنفرانس و یا بزرگداشت برگزار کنند.
مصدق و حقوق زنان
در شرایط دهه ۱۹۴۰ و اوایل دهه ۱۹۵۰، ایران تجربه دموکراسی پارلمانی را به شکلی کوتاه از سر میگذراند. در این دوران تحرکات سیاسی و حزبی گسترش یافته بود و احزاب مختلف بهصورت رسمی فعالیت میکردند. در این دوران با توجه به فضای باز نسبی که ایجاد شده بود، شمار انجمنهای زنان و نشریات زنان به سرعت افزایش یافت. «جمعیت زنان ایران» در همین دوران فعالیت داشت که آنرا بدرالملوک بامداد هدایت میکرد. بدرالملوک بامداد در همان دوره نشریه «زن امروز» را هم منتشر می کرد. از سوی دیگر، نشریه «بانو» نیز که بین سالهای ۱۹۴۴ تا ۴۷ به چاپ میرسید توسط نیره سعیدی منتشر میشد و نیز انتشار نشریه «حقوق زنان» که در سال ۱۹۵۱ صورت میگرفت.
در سال ۱۹۴۲ «حزب زنان ایران» با هدایت صفیه فیروز و فاطمه سیاح به راه افتاد و نشریه «زنان ایران» به سردبیری دکتر فاطمه سیاح و نویسندگانی همچون فروغ حکمت، زهرا خانلری، سیمین دانشور، و… در میان نشریات زنان میدرخشید.
می دانیم که در این دوره محور فعالیت جنبش زنان، درخواست «حق رای برای زنان» بود. بنابراین اکثر سازمانها و نشریات زنان برای گرفتن این حق، تلاش میکردند و البته در این میان، برخی از احزاب سیاسی نیز این درخواست را مورد حمایت قرار میدادند. از جمله حزب دموکرات به رهبری احمد قوام و نیز حزب توده. اما بخشی از روحانیون محافظهکار مخالف حق رای برای زنان بودند.
حزب توده و یا در واقع بخش زنان حزب توده در سال ۱۹۴۶ برای تصویب حق رای زنان در مجلس تلاش کرد، اما این تلاش به نتیجه نرسید. در ۱۹۴۹، مصدق که نماینده مجلس بود کوشید تا یک لایحه اصلاحی در زمینه قانون انتخابات را در مجلس به تصویب برساند که این قانون در ابتدا شامل حق رای برای زنان هم میشد. در این دوره انجمنهای زنان تلاش بسیار کردند تا با طرح این مسئله در افکار عمومی و نیز لابی با نمایندگان مجلس، حق رای برای زنان را در مجلس شورای ملی به تصویب برسانند، اما مخالفت بخش مذهبی جبهه ملی و نیز روحانیون محافظهکار مانع این کار میشد، به طوری که حتا یک نماینده مجلس، حق رای به زنان را ضد اسلام دانست. و در قم، علیه حق رای زنان تظاهراتی به راه افتاد و یک نفر کشته و ۱۵ نفر زخمی شدند. بعد از مخالفتهای گسترده، بند مربوط به حق رای برای زنان از لایحه اصلاحی حذف شد.
در حقیقت در این دوره ما شاهد اتحاد سکولارها و مذهبی ها، علیه حقوق زنان هستیم.
حسن نزیه که یک ملی گرای سکولار بود و ۳۰ سال بعد در مخالفت با جمهوری اسلامی نقش مهم و فعالی باز کرد یکی از کسانی بود که در آن زمان با دادن حق رای به زنان مخالفت کرد و گفت: «چنان که میدانیم زنان ظرفیتهای روانشناختی لازم برای تصدی مقامات و امور سیاسی را ندارند… زنان بیش از مردان اسیر هوا و هوسها هستند. جاهطلبی و حسادت و غرور در میان زنان بیش از مردان یافت میشود. حال اگر آنها مجاز گردند که در امور سیاسی شرکت کنند و در انتخابات رای دهند هرج و مرج باور نکردنی در دنیای زنان ایجاد خواهد شد. زنان خواهند توانست که مردان را به خود جذب کنند و در عین حال ثابت کنند که برتر از مرد هستند. خواهید دید که حتا دختر مدرسهایها خواب و رویای وکیل مجلس شدن را در سر میپرورانند. برای آنها وظایف طبیعی زنان، نظیر مادریت و امثال آن، یا کاملن فراموش میشود و یا بیاهمیت خواهد شد» (محمد گلبن، ۱۹۷۵، نقد و سیاحت، مجموعه مقالات و تقریرات فاطمه سیاح، انتشارات توس، ص ۱۴۴).
سالها بعد از کودتا هم در دوره نخستوزیری علی امینی در سال ۱۹۶۲، باز هم عدهای از سکولارها، با روحانیون مخالف حق رای زنان و تغییر در قونین خانواده، همزبان شدند. در حقیقت در طول تاریخ معاصر ایران و نیز در نقاط دیگر جهان، ما معمولن شاهد آن بودهایم که حقوق زنان وجهالمصالحه قرار گرفته است. اما آنچه میخواهم در این جا تاکید کنم آن است که مصدق به رغم آنکه مدافع حق رای زنان بود، اما در آن زمان در موقعیتی قرار گرفته بود که او را به عقبنشینی در مقابل مخالفان واداشت. او خودش دلیل اینکار را چنین توضیح میدهد: «نمیخواهم در چندین جبهه جنگ کنم، حقوق زنان جبهههای چالش را بیش از حد امکانات موجود، گسترش میدهد.»
مصدق و مسئله اقوام
در دهه ۱۹۴۰ علاوه بر مسئله حقوق زنان، مسئله اقوام، و بحث خودمختاری و فدرالیسم نیز یکی از محورهای چالش در جامعه ایران بود. در آن دوره تحرکهای قومی و مبارزات در جهت خودمختاری ـ و حتا جداییطلبی ـ مطرح بود بهطوری که جمهوری مهاباد و اتفاقات آذربایجان دو واقعه مهم آن دوره محسوب میشود.
دکتر مصدق اولویتاش ایجاد ایرانی یکپارچه، نوین و دموکراتیک بود و از ترس نفوذ شوروی و دستکاریهای این کشور در مسئله قومی، ناچار به مسئله اقوام اولویت نداد. هرچند او معتقد به مجالس ایالتی و ولایتی بود که خود میتوانست زیربنای محکم و مناسبی برای برقراری نوعی فدرالیسم باشد. به یاد دارم آقای یوسف بنیطرف، در تحقیقاش در مورد دکتر مصدق نوشته است که مصدق هیچگاه با فدرالیسم مخالفت نکرد ولی او آن زمان را مناسب حرکت بهآن جهت نمیدید. البته عمر صدرات دکتر مصدق کوتاهتر از آن بود که بتوانیم انتظارات زیادی از آن داشته باشیم.
سخن پایانی
با توجه به آنچه که در طول تاریخ معاصرمان میبینیم مخالفت با حقوق زنان و یا اقوام به گروه و دسته خاصی مختص و منحصر نیست و افراد اعم از سکولار یا مذهبی میتوانند در جبهه مخالف حقوق زنان حرکت کنند، بنابراین میتوان نتیجه گرفت که معیار اصلی ما امروز «دموکرات بودن» و پایبندی به «حقوق شهروندی» است و نه مذهبی بودن یا سکولار بودن. چه بسیارند سکولارهایی که ضد حقوق زنان، ضد حقوق اقوام و اقلیتها و بهطور کلی ضد دموکراسی هستند و بسا مذهبیهایی وجود دارند که دموکراتاند و حقوق زنان را میپذیرند. بنابراین معیار و محک ما برای سنجش نیروها و افراد اگر بر دموکرات بودن تاکید نداشته باشد میتواند به راحتی به کژراهه برود چرا که امروز سکولار بودن وقتی ارزش دارد که فرد، دمکرات هم باشد. بدون شک مصدق نمونه روشنی از چنین معیاری بود، پس می توانیم او را پاس داریم.
این مقاله، متن تحریر شدهی نکات اصلی سخنرانی دکتر نیره توحیدی است که در «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در تاریخ ۱۳ ژوئن ۲۰۱۰ ایراد شده است.
رییس شورای اصناف: «مجامع امور صنفی کشور از توافق مالیاتی سال ۸۸ راضی هستند و تمامی اظهارنامهها را تا ۳۱ تیرماه تحویل ادارات کل مالیاتی میدهند.
حسینی رییس شورای اصناف اعلام کرد: «تا ظهر روز جمعه بیش از یک میلیون و ۳۰۰ هزار اظهارنامه مالیاتی توسط اصناف کشور به ادارات کل مالیاتی ارایه شده است»
۲) اعلام شماره حساب برای واریز یارانه نقدی در شش استان دیگر.
محصولی وزیر رفاه خبر داد: «از روز ۲۷ تیر سرپرستان خانوار استانهای آذربایجان شرقی، خوزستان، فارس، کردستان، لرستان و مرکزی یک هفته فرصت دارند تا شماره کارت یا حساب بانکی خود را برای دریافت نقدی یارانهها ثبت کنند، سرپرستان خانوار این شش استان که فرم اطلاعات اقتصادی خانوار را پر کردهاند، میتوانند با مراجعه به سامانه www.refahi.ir به ثبت شماره کارت یا حساب بانکی خود اقدام کنند.
در پی انفجار دو بمب انتحاری در مسجد جامع زاهدان ۲۷ نفر شهید و ۳۱۶ نفر مجروح شدند.
به گزارش خبرگزاریها، استاندار سیستان و بلوچستان با تشریح حادثه تروریستی ساعت ۲۱ و ۲۰ دقیقه پنجشنبه شب مقابل مسجد جامع زاهدان گفت: «پنجشنبه شب پس از برپایی نماز مغرب هنگامی که مردم مشغول برگزاری دعای کمیل و مراسم جشن سالگرد ولادت امام حسین علیه السلام بودند، نخستین عامل انتحاری، قصد ورود به مسجد را داشت.»
وی گفت: «عامل نخست انتحاری پس از آنکه با کنترل امنیتی هنگام ورود به در مسجد مواجه شد، خود را منفجر کرد که تعدادی از ماموران کنترل امنیت شهید شدند.»
او افزود: «بعد از انفجار نخست، ماموران امنیتی و مردم عادی برای کمکرسانی به حادثهدیدگان حضور یافته بودند که عامل انتحاری دوم خود را در میان جمعیت منفجر کرد.»
تظاهرکنندگان خطاب به وزیرخارجه اسراییل، «قاتل برو بیرون»
صدها تن از فعالان ضد صهیونیست و طرفدار فلسطین در اعتراض به سفر وزیر خارجه اسراییل به آستانه پایتخت قزاقستان تظاهرات کردند. تظاهرکنندگان با سر دادن شعارهای «مرگ بر اسراییل»، «قاتل کودکان فلسطینی باید از کشور اخراج گردد»، «فلسطین پیروز است» اعتراض خود را نسبت به سفر «آویگدور لیبرمن» وزیر خارجه اسراییل ابراز کردند.
جام جم
۱) دست پلید آمریکا از آستین انسانهای خودفروخته بیرون آمد.
امام جمعه موقت تهران گفت: «هدف از جنایت تروریستی زاهدان، تحتالشعاع قرار دادن شکست و فضاحت آمریکا در ماجرای شهرام امیری است.» به گزارش واحد مرکزی خبر، حجت الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی در خطبه دوم نماز افزود: «با جنایت اخیر در زاهدان بار دیگر دست پلید آمریکا از آستین، آدمهای جاهل خود فروخته بیرون آمد.»
همزمان با سالروز ولادت باسعادت ابوالفضل العباس و روز جانباز، سه هیت از جانب رهبر معظم انقلاب اسلامی در منازل تعدادی از جانبازان در مناطق مختلف شهر تهران حضور یافتند، و ضمن گفتوگو با این جانبازان و کسب اطلاع از نحوه زندگی، کار و مشکلات آنان، از ایثارگری و فداکاری جانبازان سرافراز انقلاب اسلامی، قدردانی و تشکر کردند.
امام جمعه موقت زاهدان با اشاره به اقدام تروریستی در مسجد جامع زاهدان گفت: «دشمنان به دلیل اطاعت محض مردم از رهبری عصبانی هستند به این خاطر دست به چنین حرکات خصمانهای میزنند.»
۲) مشروعیت مسوولان مملکتی، به وابستگی آنها به ولایت، بستگی دارد
امام جمعه مشهد گفت: «هیچ مسئلهای برای مردم غیرقابل تحملتر از زاویه پیدا کردن افراد با ولایت نیست.
به گزارش ایسنا، حجت الاسلام و المسلمین سید احمد علمالهدی در خطبههای نماز جمعه مشهد تاکید کرد: «مشروعیت مسوولان مملکتی از کارمند ساده تا مسوول درجه یک به وابستگی آنهابه ولایت بستگی دارد.»
همشهری
۱) انتصاب سه نفر از فقهای شورای نگهبان برای دوره جدید.
آیتاله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی به استناد اصل نود و یکم قانون اساسی سه نفر از فقهای شورای نگهبان را برای دوره جدید منصوب کردند. آیتاله حاجشیخاحمد جنتی، آیتاله شیخ غلامرضا رضوانی و حجتالاسلام سیدمحمدرضا مدرسی یزدی.
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در پایان سفرش به پرتغال با همتای ترک خود در «لیسبون» دیدار کرد. به گزارش واحد مرکزی خبر، وزرای امور خارجه ایران و ترکیه در این دیدار ضمن مرور آخرین وضع روابط دوجانبه، مسئله تبادل سوخت هستهای و بیانیه تهران درباره سایر اقدامات اعضای گروه وین و اتحادیه اروپا تبادل نظر کردند.در این دیدار بر ظرفیت تاثیرگذار توافقنامه تهران از جانب سه کشور ایران، ترکیه و برزیل در ایجاد فضای مناسب برای توسعه همکاریهای هستهای صلح آمیز تاکید شد.
برای ما هم جالب است بدانیم هدف آمریکا از این آدمربایی چه بود، معاون وزیر امورخارجه کشورمان گفت: «شهرام امیری دانشمند هستهای نیست و ما این موضوع را تکذیب میکنیم. از این پس این آمادگی وجود دارد که برای جبران خسارتهای وارد شده به شهرام امیری پیگیریهای حقوقی از طریق مجامع بینالمللی دنبال شود. موضوع رهایی امیری هم هیچ ارتباطی با آزادی سه آمریکایی حاضر در ایران ندارد.»
اطلاعیه «معتمدین امام و رهبری در بازار» با امضای حبیباله عسگراولادی منتشر شد. انتشار اطلاعیهای با امضای عضو ارشد شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی، روز گذشته ماجرای مناقشات میان دولت و بازار بر سر مالیات اصناف را وارد فاز تازهای کرد. حبیباله عسگراولادی در اطلاعیهای که عنوان آن به نام «معتمدین امام و رهبری در بازار و اصناف» ثبت شده است، از بازاریان خواسته است تا با پایبندی بر توافق انجام شده میان سازمان امور مالیاتی و اصناف، اظهارنامه مالیاتی خود را تا پایان تیرماه به وزارت اقتصاد تحویل دهند و دکانهای خود را در بازار باز کنند.
آیتاله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دیدار اساتید، داوران و شرکت کنندگان در بیست و هفتمین دوره مسابقات بین المللی قرآن کریم، که همزمان با میلاد پر برکت امام حسین علیه السلام در حسینیه امام خمینی برگزار شد، قرآن را ریسمان مستحکم الهی دانستند و خاطرنشان کردند: «قرآن حیات طیبه را وعده داده است و این حیات طیبه همان زندگی همراه با عزت، امنیت، رفاه، استقلال، علم، پیشرفت، اخلاق، حلم و گذشت است که در پرتو انس با قرآن و چنگ زدن به این ریسمان الهی، محقق میشود.»
نایب رییس مجلس شورای اسلامی اعلام کرد: «گزارش جامع و دقیقی در خصوص کوی دانشگاه توسط شورای عالی امنیت ملی و مجلس با همکاری دانشگاه تهران تهیه و به دستگاه قضایی ارسال شده است.»
طرح «افزایش قدرت خرید مسکن» بدون تاثیر برقیمتها در دستور کار است.
طرح افزایش تسهیلات ساخت با هدف تقویت قدرت خرید مسکن، در دوطرح جداگانه توسط وزارت مسکن و بانک مسکن در حال پیگیری است. .طرح موسوم به «وام ترکیبی» به این صورت است که انبوهسازان ۲۰ میلیون تومان نزد بانک سپردهگذاری خواهند کرد و بعد از شش ماه ۴۰ میلیون تومان تسهیلات ساخت دریافت خواهند کرد که ۳۰ میلیون آن به خریدار منتقل میشود.
از مهمترین مصوبات مجمع عمومی عادی سالانه بانک ملت تصویب صورتهای مالی عملکرد سال ۱۳۸۸ و تقسیم ۲۴۱ ریال سود هر سهم برای عملکرد سال مالی یاد شده بود که مبلغ آن برای سهامداران با کمتر از ۵۰۰ هزار سهم در روز مجمع پرداخت شد.
بر اساس گزارشهای رسیده حجتالاسلام احمدرضا احمدپور عضو جبههی مشارکت مرکزی قم و وبلاگ نویس (پژواک خاموش) و محقق حوزه علمیه قم در این چند ماه اخیر برای سومین بار دست به اعتصاب غذا زده است.
بر اساس این گزارش از درون زندان خبرها حاکی از وضعیت بد جسمانی احمدرضا احمدپور میدهد.
وی پس از اتمام مرخصی و بازگشت به زندان لنگرود قم تمامی وسایل شخصی و پزشکی او توسط مامور زندان ضبط و تاکنون بازگردانده نشده و بر همین اساس از روز یکشنبه ۱۹ تیرماه برای بار سوم دست به اعتصاب غذا زده است.
طبق اطلاعات بهدست آمده احمدرضا احمدپور هم اکنون در بخش حفاظت زندان برای جلوگیری از اعتصاب غذای دیگر زندانیان قرار دارد و هیچگونه اطلاعی از زمان ورود به بخش حفاظت در دسترس نیست.
لازم به ذکر است وی به علت داشتن مشکلات جسمی بهخاطر حضور در جنگ نیاز به متخصص اورتوپد دارد که تا این لحظه مامورین زندان مانع از معاینهی پزشک متخصص برای احمدرضا احمدپور شدهاند.
در برنامهی امروز مخاطب من مدیران و مسوولان و تمامی کسانی هستند که مسوولیت اداره یک سازمان یا یک مجموعه را عهدهدار هستند.
مدیریت دانشی است که برای اداره هر مجموعه هر چقدر هم کوچک باشد مورد نیاز است و مدیران موفق افرادی هستند که با پیروی از اصول صحیح مدیریت و با بهرهگیری از اندکی خلاقیت و نوآوری میتوانند به بهترین شیوه در اداره مجموعه تحت کنترل خود برسند.
اما بسیاری از اوقات مسایلی در محل کار، ادره آن مکان را با مشکل روبرو میکند و یک مدیر توانمند با بهرهگیری از دانش و تجربه کافی میتواند بحران را مدیریت کرده و به اهداف نهایی خویش برسد.
یکی از این مشکلات بروز «منفیگرایی» در محل کار است. هیچ چیز بدتر از منفیگرایی در محل کار، روحیه کارکنان را تحت تاثیر قرار نمیدهد. منفیگرایی انرژی سازمانی را تحلیل برده و توجه را از کار و عملکرد کارمندان منحرف میکند و در رفتار، دیدگاهها و سخنان اعضای سازمان یا پاسخها و واکنشها به تصمیم و اتفاقات محل کار دیده میشود.
اما باید دید یک مدیر توانمند چگونه آن را تشخیص میدهد و چه روشی را برای از بینبردن آن اتخاذ میکند؟
شما به عنوان یک مدیر و کارفرما با کارکنان زیادی در شرکت در تماس هستید. در نتیجه بیشتر ازهر فرد دیگری میتوانید منفیگراییهای داخل سازمان را مشاهده کنید. میتوانید اولین چراغهای چشمکزن هشدار برای شروع این منفی گراییها را تشخیص دهید و با آن برخورد کنید. شکایتهای کارمندان همه به شما میرسد، مصاحبههای کارمندانی که از کار برکنار میشوند پیش شماست و خودتان بیشتر از هر فرد دیگر در مجموعه از اعتبار آن در شهر آگاهید.
بحثهای بین کارمندان را میشنوید، قیمتها را تعیین میکنید، مراحل انجام و نتیجه کار تمام و کمال در دست شماست و این شما هستید که هر کس را در موقعیت مناسب خودش مینشانید. این اطلاعات میتواند به شما برای تشخیص علایم منفیگرایی، قبل از اینکه تاثیر بدی روی روحیه کارکنان بگذارد و جو شرکت را خراب کند، کمک میکند.
تشخیص منفیگرایی و روشهای مبارزه
«گری اس. تاپچیک»، در کتاب خود با عنوان «برخورد با منفیگرایی در محل کار»، منفیگرایی را یک مشکل فزاینده در محل کار عنوان میکند. او اعتقاد دارد که منفیگرایی به طور معمول درنتیجه فقدان اعتماد به نفس، کنترل، یا اجتماع به وجود میآید. اینکه بدانید کارمندان نسبت به چه چیز تصور منفی دارند اولین قدم برای حل آن مشکل است.
اولین قدم برای حل مشکل این است که بدانید کارمندان نسبت به چه چیز تصور منفی دارند
زمانی که منفیگرایی و شکایت در شرکت آغاز میشود، حرف زدن با کارمندان به شما کمک میکند که مشکل اصلی را فهمیده و میزان تاثیر آن بر عملکرد کارمندان را نیز دریابید. باید آندسته از کارمندانی که دچار این منفیگرایی شدهاند را مشخص کرده و دلیل اصلی نارضایتی آنها را پرس و جو کنید.
ممکن است شرکت تصمیمی اتخاذ کرده که موجبات نارضایتی آنها را فراهم کرده یا شایعاتی درمورد رکود بازار و کمکاری به گوش کارمندان رسیده باشد. شاید کارمندان احساس میکنند کمتر از زحمتی که میکشند، دریافت میکنند. شاید فکر میکنند با یکی از کارمندانشان بدرفتاری شده یا مستحق ترفیع بوده و نادیده گرفته شدهاند.
علت منفی گرایی محل کار هر چه که باشد، باید مستقیم آن را هدف قرار دهید، درغیر اینصورت خیلی زود همه شرکت را فرا میگیرد. بهترین راه برای برخورد و مقابله با این منفیگراییها این است که در مرحله اول از بروز آن جلوگیری کنید.
هفت نکتهای که در زیر عنوان میشود کمک میکند منفیگرایی محل کار را به حداقل برسد:
۱٫ موقعیتهایی فراهم کنید که در آن کارمندان درمورد کار خود تصمیمگیری کنند. یکی از مهمترین دلایل بروز منفیگرایی و نارضایتی این است که مدیران بدون مشورت با کارمند، برای کار او تصمیمگیری میکنند.
۲٫ موقعیتهایی فراهم کنید که در آن کارمندان نظرات خود را درمورد سیاستهای شرکت و فرایندهای آن ابراز کنند. تاثیر تغییرات در ساعت کار، دستمزدها، سودها، محل شرکت، نیازهای کاری و موقعیتهای کار را بسنجید. این تغییرات به ذهن، قلب و وجود فیزیکی هر فرد نزدیک است. تغییر در این فاکتورها میتواند واکنشهای منفی زیادی را در بر داشته باشد. برای بررسی سوالات و دغدغههای کارمندان وقت بگذارید.
۳٫ با کارمندان با عدالت و انصاف برخورد کنید. سیاستهای سازمان را طوری طرحریزی کنید که عملکرد کار را بالا ببرد و این سیاستها را برای همه پیاده کنید. وقتی فقط چند نفر از هنجارها سرپیچی میکنند، برای همه کارمندان «قانون» نگذارید. با کارمندانتان مثل افراد بزرگسال رفتار کنید؛ آنوقت طبق انتظارات شما و انتظارات خودشان رفتار خواهند کرد.
۴٫ همه کارمندان دوست دارند عضوی از گروه به شمار برود. همه اطلاعات را باید در اختیار همه آنها قرار دهید. موقعیت تصمیمگیری برایشان فراهم کنید و همیشه با آنها در ارتباط مستقیم باشید.
۵٫ موقعیت رشد و پیشرفت را برای همه مهیا کنید. آموزش، ایجاد موقعیت ترفیع و امثال آن نشانه تعهد شرکت به کارمندانش است.
۶٫ رهبری و مدیریت شما باید صحیح باشد و چارچوبی استراتژیک داشته باشد. این چارچوب شامل رسالت شرکت، رویکرد آن، ارزشها و اهداف آن است. افراد دوست دارند فکر کنند که جزئی از مجموعهای بزرگتر از خودشان هستند. وقتی جهت و مسیر شرکت را بدانند و خودشان را بخشی از نتیجه به دست آمده قلمداد کنند، مطمئنن عملکرد بهتری پیدا میکنند.
۷٫ پاداش تعیین کنید تا کارمندان بدانند که به کارشان ارزش گذاشتهاید. تشویق و پاداش از موثرترین ابزارهایی است که شرکت میتواند برای بهبود روحیه کارمندان از آن استفاده کند.
این توصیهها میتواند به شما برای بهبود روحیه کارمندان و از بین بردن نارضایتیها و منفیگراییها کمک کند.
کمی زمان بگذارید و ببینید سازمان شما چگونه از این توصیهها بیشترین بهره را میبرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر