-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
صبح روز چهارشنبه رییس قوه قضاییه ایران با اتمام دوره فعالیت غلامحسین الهام، طی حکمی او را از شورای نگهبان کنار گذاشته است.
به نقل از ایسنا، رییس قوهقضاییه جمهوری اسلامی با کنارگذاشتن غلامحسین الهام و عباس کعبی، اسامی پنج حقوقدان را به به مجلس شورای اسلامی معرفی کرد تا نمایندگان مجلس از میان آنها ۳ نفر از ۶ عضو حقوقدانان شورای نگهبان را انتخاب کنند.
آیتاله صادق آملیلاریجانی در نامهای به رییس مجلس شورای اسلامی محمد سلیمی، رییس شعبه ۳۱ دیوان عالی کشور، احمد بیگی حبیبآبادی، مشاور رییس قوه قضاییه، محمدرضا علیزاده، عضو فعلی حقوقدان شورای نگهبان، محمدهادی صادقی، عضو هیت علمی دانشگاه شیراز، سیامک رهپیک، رییس دانشکده علوم قضایی و خدمات اداری را به عنوان ۵ حقوقدان به مجلس معرفی کرده تا سه نفر از آنان به عنوان حقوقدانان شورای نگهبان انتخاب شوند.
شورای نگهبان قانون اساسی از نهادهای نظارتی نظام جمهوری اسلامی است که از دوازده عضو تشکیل شدهاست.
شش عضو از این دوازده تن فقهایی هستند که با حکم رهبری جمهوری اسلامی عزل و نصب میشوند و شش عضو دیگر حقوقدانانی هستند که با معرفی رییس قوه قضاییه و اعلام نظر نمایندگان مجلس شورای اسلامی انتخاب میشوند.
گفتنی است احمد جنتی تنها عضو شورای نگهبان است که در تمام دوره های شورای نگهبان حضور داشته است.
«فریدون مشیری» در سیام شهریور ۱۳۰۵ در تهران به دنیا آمد. جد پدریاش به واسطه ماموریت اداری به همدان منتقل شده بود و از سرداران نادر شاه بود. پدرش ابراهیم مشیری افشار فرزند محمود در سال ۱۲۷۵ شمسی در همدان متولد شد و در ایام جوانی به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت شد. او نیز از علاقهمندان به شعر بود و در خانوده او همیشه زمزمه اشعار حافظ و سعدی و فردوسی به گوش میرسید. مشیری سالهای اول و دوم تحصیلات ابتدایی را در تهران بود و سپس به علت ماموریت اداری پدرش به مشهد رفت و بعد از چند سال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبیرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبیرستان ادیب رفت.
بخش اول
به گفته خودش: «در سال ۱۳۲۰ که ایران دچار آشفتگیهایی بود و نیروهای متفقین از شمال و جنوب به کشور حمله کرده و در ایران بودند ما دوباره به تهران آمدیم و من به ادامه تحصیل مشغول شدم. دبیرستان و بعد به دانشگاه رفتم. با اینکه در همه دوران کودکیام به دلیل اینکه شاهد وضع پدرم بودم و از استخدام در ادارات و زندگی کارمندی پرهیز داشتم ولی مشکلات خانوادگی و بیماری مادرم و مسایل دیگر سبب شد که من در سن ۱۸ سالگی در وزارت پست و تلگراف مشغول به کار شوم و این کار ۳۳ سال ادامه یافت. در همین زمینه شعری هم دارم با عنوان عمر ویران.» مادرش اعظمالسلطنه ملقب به خورشید به شعر و ادبیات علاقهمند بوده و گاهی شعر میگفته، و پدر مادرش، میرزا جواد خان موتمنالممالک نیز شعر میگفته و نجم تخلص میکرده و دیوان شعری دارد که چاپ نشده است.
مشیری همزمان با تحصیل در سال آخر دبیرستان، در اداره پست و تلگراف مشغول به کار شد، و در همان سال مادرش در سن ۳۹ سالگی درگذشت که اثری عمیق در او بر جا گذاشت. سپس در آموزشگاه فنی وزارت پست مشغول تحصیل شد.. روزها به کار میپرداخت و شبها به تحصیل ادامه میداد. از همان زمان به مطبوعات روی آورد و در روزنامهها و مجلات کارهایی از قبیل خبرنگاری و نویسندگی را به عهده گرفت. بعدها در رشته ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل ادامه داد. اما کار اداری از یک سو و کارهای مطبوعاتی از سوی دیگر، در ادامه تحصیلش مشکلاتی ایجاد میکرد .
بخش دوم
مشیری اما کار در مطبوعات را رها نکرد. از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۱ مسوول صفحه شعر و ادب مجله روشنفکر بود. این صفحات که بعدها به نام هفت تار چنگ نامیده شد، به تمام زمینههای ادبی و فرهنگی از جمله نقد کتاب، فیلم، تاتر، نقاشی و شعر میپرداخت. بسیاری از شاعران مشهور معاصر، اولین بار با چاپ شعرهایشان در این صفحات معرفی شدند. مشیری در سالهای پس از آن نیز تنظیم صفحه شعر و ادبی مجله سپید و سیاه و زن روز را بر عهده داشت .
فریدون مشیری در سال ۱۳۳۳ ازدواج کرد. همسر او اقبال اخوان دانشجوی رشته نقاشی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود. او هم پس از ازدواج، تحصیل را ادامه نداد و به کار مشغول شد. فرزندان فریدون مشیری، بهار ( متولد ۱۳۳۴) و بابک (متولد ۱۳۳۸) هر دو در رشته معماری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و دانشکده معماری دانشگاه ملی ایران تحصیل کردهاند.
مشیری سرودن شعر را از نوجوانی و تقریبن از پانزده سالگی شروع کرد. سرودههای نوجوانی او تحت تاثیر شاهنامهخوانیهای پدرش شکل گرفته که از آن جمله، این شعر مربوط به پانزده سالگی اوست:
چرا کشور ما شده زیردست
چرا رشته ملک از هم گسست
چرا هر که آید ز بیگانگان
پی قتل ایران ببندد میان
چرا جان ایرانیان شد عزیز
چرا بر ندارد کسی تیغ تیز
برانید دشمن ز ایران زمین
که دنیا بود حلقه، ایران نگین
چو از خاتمی این نگین کم شود
همه دیدهها پر ز شبنم شود
انگیزه سرودن این شعر واقعه شهریور ۱۳۲۰ بوده است. اولین مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگی با مقدمه محمدحسین شهریار و علی دشتی به چاپ رسید (نوروز سال ۱۳۳۴). خود او در باره این مجموعه میگوید: «چهارپارههایی بود که گاهی سه مصرع مساوی با یک قطعه کوتاه داشت، و هم وزن داشت، هم قافیه و هم معنا. آن زمان چندین نفر از جمله «نادر نادرپور»، «هوشنگ ابتهاج» (سایه)، «سیاوش کسرایی»، «اخوان ثالث» و «محمد زهری» بودند که به همین سبک شعر میگفتند و همه از شاعران نامدار شدند، زیرا به شعر گذشته ما بیاعتنا نبودند. اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر قدیم احاطه کامل داشتیم، یعنی آثار سعدی، حافظ، رودکی، فردوسی و … را خوانده بودیم، در مورد آنها بحث میکردیم و بر آن تکیه میکردیم.»
مشیری توجه خاصی به موسیقی ایرانی داشت و در پی همین دلبستگی طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ عضویت در شورای موسیقی و شعر رادیو را پذیرفت، و در کنار هوشنگ ابتهاج، سیمین بهبهانی و عماد خراسانی سهمی بهسزا در پیوند دادن شعر با موسیقی، و غنی ساختن برنامه گلهای تازه رادیو ایران در آن سالها داشت. «علاقه به موسیقی در مشیری به گونهای بوده است که هر بار سازی نواخته میشده مایه آن را میگفته، مایهشناسیاش را میدانسته، بلکه میگفته از چه ردیفی است و چه گوشهای، و آن گوشه را بسط میداده و بارها شنیده شده که تشخیص او در مورد برجستهترین قطعات موسیقی ایران کاملن درست و همراه با دقت تخصصی ویژهای همراه بوده است.
این آشنایی از سالهای خیلی دور از طریق خانواده مادری با موسیقی و تاتر ایران مربوط بوده است. فضلاله بایگان دایی ایشان در تاتر بازی میکرد و منزل او در خیابان لالهزار (کوچهای که تماشاخانه تهران یا جامعه باربد در آن بود) قرار داشت و درآن سالهایی که از مشهد به تهران میآمدند هر شب موسیقی گوش میکردند. مهرتاش، موسس جامعه باربد، و ابوالحسن صبا نیز با فضلاله بایگان دوست بودند و شبها به نواختن سهتار یا ویولون میپرداختند، و مشیری که در آن زمان ۱۴-۱۵ سال داشت مشتاقانه به شنیدن این موسیقی دل میداد.»
فریدون مشیری در سال ۱۳۷۷ به آلمان و آمریکا سفر کرد، و مراسم شعرخوانی او در شهرهای کلن، لیمبورگ و فرانکفورت و همچنین در ۲۴ ایالت آمریکا از جمله در دانشگاههای برکلی و نیوجرسی به طور بیسابقهای مورد توجه دوستداران ادبیات ایران قرار گرفت. در سال ۱۳۷۸ طی سفری به سوئد در مراسم شعرخوانی در چندین شهر از جمله استکهلم و مالمو و گوتبرگ شرکت کرد.
فریدون، هرگز در شعرش و به شعرش دروغ نمیگوید. شعر او، آیینه وجود خود او است. او به راستی وقتی از دورانی که به علت ماموریت پدرش در شهر مشهد به سر برده، حرف میزند، با یادها و یادآوریهایش از آن دوران درست همان احساسی را در آدمی بیدار میکند، که با شعر «سوقات یادش». وقتی از آنچه در دنیای ما میگذرد، حرف میزند و از «مرگ انسانیت» و «اشک یتیمان ویتنامی» و سرنوشت بشری که سرانجام باید به «کوهها وغارها پناه ببرد» شکوه میکند، همان مشیری صمیمی و حساسی است که در «اشکی در گذرگاه تاریخ» «خوشه اشک» و «کوچ» چهره مینماید .
اما مشیری، همیشه شاعر این شعرها نیست، و اصلن کمتر شاعر شعرهایی از این دست است. چون او شاعر است، نه «شعرساز» واین است که شعر، بیاراده و اختیار او، در وجودش جوانه میزند، شکوفه میدهد و یک وقت میبینی عطر شعر، باغ جان فریدون را مست کرده است. این دیگر فریدون، فریدون زندگی عادی، فریدونی که خانه و زندگی دارد، سوار اتومبیل میشود، به اداره میرود و سرماه حقوق میگیرد، نیست. اصلن فریدون نیست. آیینهای صاف و روشن است که میخواهد بازتاب روشنایی صمیمانهای باشد که ما از آن بیخبریم. اگر آفتابی نیست، دست کم چراغی، یا حتا شمعی …
وقتی به شعر معاصر نگاه میکنم، مخصوصن در اینجا که هیچ کتابی و جنگی و سفینهای هم در اختیار من نیست، شعرا در برابرم در چند صف قرار میگیرند:
یک صف، صف شاعرانی است که من با آنها گریستهام ؛ مثل گلچین گیلانی، حمیدی شیرازی، شهریار، لاهوتی، عارف قزوینی و چند تن دیگر.
یک صف، صف گویندگانی است که با آنها شادمانی داشتهام و خندیدهام نه بر آنها که با آنها و بر زمانه و تاریخ و آدمهای مسخره روزگار از سیاستمدار خائن تا زاهد ریاکار و همه نمایندگان ارتجاع و دشمنان انسانیت شاعرانی مثل سیداشرف، ایرج، عشقی، روحانی، وافراشته و بهروز و چند تن دیگر.
یک صف، صف شاعرانی است که شعرشان مثل چتری است که روی سرت میگیری تا از رگبار لجنی که روزگار بر سر و روی آدمیزادان پشنگ میکند، خود را محافظت کنی مثل شعرهای بهار و پروین و عقاب خانلری و شعر چند تن دیگر.
یک صف هم صف شاعرانی است که هر وقت نامشان را میشنوی یا دیوانشان را میبینی، با خودت میگویی: حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم.
یک «صف یک نفره» هم هست که ظاهرن در میان معاصران «دومی» ندارد و آن صف مهدیاخوانثالث است. که از بعضی شعرهایش در شگفت میشوی. من از شعر بسیاری ازین شاعران، که نام بردم، لذت میبرم ولی در شگفت نمیشوم؛ جز از چند شعر اخوان، مثل «آنگاه پس از تندر»، «نماز»، و «سبز»
فریدون مشیری، در نظرمن، در همان صف شاعرانی است که من با آنها گریستهام. شاعرانی که مستقیمن با عواطف آدمی سروکار دارند، من بارها با شعر گلچین گیلانی گریستهام، با شعر شهریار گریستهام، با شعر حمیدی گریستهام و با شعر مشیری نیز.
این نکته هم گفتنی است که فریدون، شاعر کلمات مهربان، کلمات پاک و نازنین است در تمام عمرش از فریادهای (عربدههای؟) متشاعرانه به دور بوده. او حتا وقتی دردی جهانی را در شعرش مطرح میکند، فریاد نمیکشد، با همان کلمات نازنین خود، گلایه میکند. چون او نه از جنگ افروزان آتش ریز است، نه فریاد او درمان دردی است. این را مشیری خوب میداند و از این رو هرگز نه خواسته پیروانی داشته باشد، نه شعرش را وجهالمصالحه زور و زر قرار داده. اگر شعر «کوچه» را ساخته، برای این است که در لحظه آفرینش «کوچه» نمیخواسته به خود دروغ بگوید، و اگر در شعرهای اخیرش، گلایههایی از دردهای همهگیر کرده نمیخواسته ادای «شاعران وطنی» را درآورد. این است راز شعر مشیری، رازی که ما را وا میدارد تا به هنگام خواندن اشعار مشیری، با او، بیش از بسیاری دیگر از شاعران احساس صمیمیت کنیم، یا – حتا گاه – گمان کنیم که این شعر را خودمان گفتهایم، یا خودمان باید میگفتیم …
زنده یاد، فریدون مشیری در سالهای آخر عمر از بیماری رنج میبرد و در بامداد روز جمعه ۳ آبان ماه ۱۳۷۹ خورشیدی در سن ۷۴ سالگی درگذشت. روحش شاد و یادش همواره گرامی باد.
مطلبهایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر میشود یا بر اساس تقاضای مدیر وبلاگ و یا انتخاب دبیر روز است و نگاهی بیطرفانه در آن حاکم است که میتواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. این رادیو باز نشر وبلاگستان را فرصتی برای نقد و بررسی آن میداند. این بخش با هدف ایجاد فرصت نقد و بررسی در فضای رسانهای وب منتشر میشود و بیشک نظر نویسندگان آن است و نه رادیو کوچه. کوچه خود را موظف به انتشار عمده نظرهایی میداند که در وبلاگستان منتشر میشود و از آن مطلع میشود.
سیاست در عصر دموکراسی به خانه شیشهای میماند که هرکس وارد آن شود، در معرض افکار عمومی است. زندگی شخصی سیاستمداران و خانواده آنان همیشه زیر ذرهبین قرار دارد. حساسیت بر چگونگی زندگی شخصی سیاستمداران خاص اینجا نیست. در همه دنیا کم و بیش این حساسیت وجود دارد. اما در ایران این حساسیت در اوج است و البته مردم هم حق دارند از فرزندان مسوولان خود بیشتر بدانند.
در سالهای بعد از انقلاب واژهای به واژگان سیاسی و اجتماعی ایران اضافه شد با عنوان «آقازاده». آقازادگان کسانی هستند که بهواسطه حضور پدر یا یکی از بستگان درجه اولشان در پستهای با نفوذ و قدرتمند از مصونیتهای ویژهای برخوردارند. سعی آقازادهها بیشتر این بود که راه و رسم پدر و وابستگان قدرتمند خود را پیش گیرند و جا پای او گذارند یا بی سر و صدا در کناری از مصونیت و امکانات خاص که به واسطه آقازادگی بهآن دست یافتهاند، بهرهمند شوند.
اما در این میان آقازادگانی هم بودند که پا جای پای پدر نگذاشتند و به سراغ سرنوشتی دیگر رفتند. گستره سرنوشت چنین آقازادگانی از مرگ و اعدام بود تا حبس خانگی و طرد سیاسی – اجتماعی.
رفتار فرزندان سیاستمداران و مسوولان ایرانی گاه آنچنان پرحاشیه بود که مسیر مبارزه پدر را تغییر داد و به مرور به حاشیه اصلی سیاست در ایران تبدیل شد.
چنین آقازادگانی در سالهای پس از انقلاب کم نبودند. این نوشته روایتی کوتاه از آقازادگانی است که راهی متفاوت از راه پدرانشان را انتخاب کردند.
خمینیها
اگرچه فرزندان بنیانگذار انقلاب، رهروان شایستهای برای امام بودند، بطوریکه حاجسید مصطفا جانش را در راه اهداف پدر از دست داد و حاج احمد آقای خمینی هم سایه به سایه امام همراه و همدم بودند و تا آخر عمر لحظهای از همراهی امام کوتاهی نداشتند، اما حساب نوهها جدا بود، چنانکه آنان سرنوشتی متفاوت از پدران خود پیدا کردند.
سیدحسین خمینی این خانواده بزرگ انقلاب را بیحاشیه نگذاشت و چنانکه این روزها برخی سید حسن خمینی را در مقایسهای دور از ذهن به سیدحسین نیز تشبیه میکنند.
سیدحسین خمینی تنها فرزند پسر سیدمصطفا خمینی است. حاشیههای پیرامون سیدحسین از زمانی آغاز شد که او در دوره اول انتخابات ریاستجمهوری ایران حمایت قاطعی از ابوالحسن بنیصدر کرد و آیتاله بهشتی و اکبر هاشمیرفسنجانی را به بوته نقد کشاند و به مرور با انقلابیون زاویه پیدا کرد. چنین موضعگیریهایی باعث شد که از وی بهعنوان یکی از مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران یاد شود. حسین خمینی در سال ۲۰۰۴ و بعد از حمله نظامی آمریکا به عراق، از ایران به عراق و از عراق به ایالات متحده آمریکا سفر کرد و با بعضی سران اپوزیسیون جمهوری اسلامی دیدارهایی صورت داد.
وی در سال ۲۰۰۵ با خانوادهاش به ایران برگشت و از آن پس کمتر رسانهای شد، تا آنجا که برخی از حبس خانگی او سخن میگویند. سیدحسین خمینی همچنین در ماه جون ۲۰۰۶ در مصاحبه با تلویزیون العربیه وی از حمله نظامی آمریکا به ایران به منظور آزادسازی ایران حمایت کرد و افزود:
«آزادی باید از هر راهی وارد ایران شود چه از طریق تحولات داخلی چه خارجی.» جدیدترین تصاویر سیدحسین خمینی مربوط میشود به مراسم درگذشت داماد امام خمینی (ره) که وی را در کنار دیگر نوههای امام نشان میدهد. اما سیدحسن خمینی شناختهشدهترین عضو حاضر خانواده امام است که این روزها تولیت آرامگاه رهبر کبیر انقلاب را بر عهده دارد.
اگرچه تا چند سال پیش او بهعنوان یکی از اعضای خانواده بنیانگذار انقلاب مورد احترام ویژه مسوولان قرار داشت، اما در بهمن سال ۱۳۸۶ سایت نوسازی، در نوشتهای با عنوان «راز لپهای گلانداخته سیدحسن خمینی» انتقادات بیپردهای را علیه سیدحسن مطرح کرد. کار این سایت به تعطیلی کشیده شد و محمدحسین نوبختیان مدیر سایت بازداشت شد، اما این سرآغاز طرح انتقادها به خانواده امام خمینی (ره) و سیدحسن بود.
سیدحسن که در انتخابات ریاستجمهوری سال ۸۸ بهطور رسمی از کسی حمایت نکرد اما در مراسم تنفیذ و تحلیف محمود احمدی نژاد برای دوره دوم ریاست جمهوری شرکت نکرد و در مراسم هفته دولت در آرامگاه امام خمینی، به استقبال از محمود احمدی نژاد نرفت.
اوج انتقادها از سیدحسن خمینی در سالگرد ارتحال امام در سال جاری بود. چند روز پیش از این مراسم عکسهایی از سیدحسن خمینی منتشر شد که همراه با سیدمحمد خاتمی، کروبی و مهندس موسوی در عروسی پسر میردامادی بر سر یک میز نشسته بود. همین باعث شد عدهای در روز ۱۴ خرداد زمانی که سیدحسن قصد سخنرانی داشت با سر دادن شعارهایی چون مرگ بر منافق و شعارهایی بر ضد محمد خاتمی، موسوی و کروبی اجازه ندادند وی به سخنرانی خود ادامه دهد.
مطهری
علی مطهری، پسر شهیدآیتاله مطهری، این روزها نماینده مردم تهران در بهارستان است، اما بسیاری از منتقدان وی که معمولن از حامیان دولت هستند معتقدند که علی مطهری از راه و روش پدر خارج شده است و تنها از نام او بهره میجوید.
صلاحیت علی مطهری ابتدا برای نامزدی در انتخابات رد شد اما در پی رایزنیها و تجدیدنظرخواهیها، شورای نگهبان رای به صلاحیت وی برای ورود به رقابتهای انتخاباتی داد و او توانست زیر تابلوی حمایت از احمدینژاد وارد مجلس شود. اما این روزها در صف اصولگرایان منتقد دولت قرار دارد که در عین حال از اصلاحطلبان نیز انتقاد میکند. مطهری پس از انتخابات به صراحت از حوادث روی داده انتقاد کرد و همین امر اعتراض چهرههای اصولگرا را بهدنبال داشت. انتقادهای مطهری از دولت و حامیانش کار را به آنجا کشاند که حتا بحث اخراجش از فراکسیون اصولگرایان مطرح شد، بحثی که مطهری از آن استقبال کرد، اما چنین نشد.
بهشتیها
شاید کسی فکرش را نمیکرد انتخابات ریاستجمهوری و حوادث بعد از آن روزی پسر شهید بهشتی را پشت میلههای زندان بفرستد، اما چنین شد. سیدعلیرضا بهشتی که از مشاوران اصلی میر حسین موسوی در انتخابات ریاستجمهوری بود و مدیر مسوولی روزنامه کلمه سبز را برعهده داشت. علیرضا بهشتی، فردای تظاهرات عاشورا، در روز ۷ دی ۱۳۸۸ در محل تدریس خود در دانشگاه بازداشت شد و چند هفته بعد آزاد شد. هر دو فرزند شهید بهشتی که در طول سالیان گذشته هیچگاه در معرض مناصب سیاسی نبودند، ناگهان در انتخابات ریاستجمهوری بهعنوان هسته اصلی حامیان میرحسین موسوی به صحنه انتخابات وارد شدند.
طالقانیها
فرزندان آیتاله طالقانی را میتوان در جمع آقازادههای پر حاشیه سالهای اولیه انقلاب قرار داد.
چنانکه ماجرای دستگیری دو پسر او در فروردین ماه ۱۳۵۸ حواشی زیادی را برای این خانواده به وجود آورد. ماجرا از این قرار بوده که ابوالحسن و مجتبی دو پسر آیتاله طالقانی نیمه شب ۲۳ فروردین بعد از خروج از سفارت فلسطین، توسط نیروهای شبه نظامی ناشناس بازداشت میشوند. در پی این حادثه، آیتاله طالقانی به حالت قهر دفاتر خود را تعطیل میکند و به مسافرتی اعلام نشده میرود. بهدنبال این موضوع فرزندان آیتاله طالقانی با میانجیگری موثر سیداحمد خمینی-که نقش واسط بین آیتاله طالقانی و امام خمینی را داشت- آزاد میشوند.
اما یکی از نکاتی که بازداشت مجتبا طالقانی فرزند آیتاله را با حساسیت خاصی مواجه میکرد، مارکسیست شدن وی در جریان گرایش بخشی از سازمان مجاهدین خلق به مارکسیسم در سال ۱۳۵۵ بود. مجتبا طالقانی با نگارش نامهای اعتراضی به پدر خویش علنن این دیدگاه خود را اعلام کرد. مجتبا طالقانی این روزها در فرانسه ساکن و عضو گروهی از روشنفکران ضدجنگ است. اعظم طالقانی دیگر فرزند آیتاله طالقانی نیز از فعالان ملی – مذهبی ایران و نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی ایران بود. او که اکنون دبیرکل جامعه زنان انقلاب اسلامی است، در دهه پنجاه چندین سال زندانی سیاسی حکومت پهلوی در زندانهای اوین و قصر بود. پس از آن وارد دانشگاه شد و در رشته ادبیات فارسی تحصیل کرد. اعظم طالقانی نخستین زنی است که خود را نامزد ریاستجمهوری در ایران کرد. او در سال ۱۳۷۶ و ۱۳۸۹ نامزد انتخابات ریاستجمهوری ایران شده بود. به گفته خودش «برای آزمایش قانون اساسی، هیچ دلیلی وجود ندارد که یک زن نتواند نامزد انتخابات شود.»
اعظم طالقانی در تابستان ۲۰۰۳ (۱۳۸۲) بهدلیل مرگ زهرا کاظمی روزنامهنگار کانادایی-ایرانی در زندان، برای اعتراض به نبود امنیت جانی زندانیان در مقابل زندان اوین تحصن کرد. وی در جریان انتخابات ۱۳۸۸ به طرفداری از میرحسین موسوی پرداخت.
سید مهدی طالقانی یکی دیگر از پسران آیتاله طالقانی اگرچه در عرصه سیاست حضوری پر رنگ نداشت اما، هر از چندی با موضعگیریهایش توجهها را به خود جلب میکند. وی در نیمه شهریور سال ۸۴ در آستانه سالگرد آیتاله طالقانی در جلسه هفتگی انصار حزباله شرکت کرد به انتقاد شدید از اصلاحطلبان پرداخت. او در سخنان خود تاکید کرد: بارها به کسانیکه در موقع انتخابات در میتینگهای خود عکس آیتاله طالقانی را علم میکنند اخطار دادهایم که وقتی نامزد مطرح شما در تهران ۱۲۰۰ رای میآورد، این توهین به مرحوم طالقانی است. در انتخابات اخیر هم دوباره بعضی از کاندیداها عکس ایشان را علم کردند و از بین هشت کاندیدا نفر هفتم شدند.
آیتاله طالقانی سه دختر با نامهای بدری، وحیده و اعظم و همچنین سه فرزند پسر با نامهای حسین، مجتبا طالقانی و مهدی داشت.
جنتیها
فرزندان آیتاله جنتی دبیر شورای نگهبان قانون اساسی هم از جمله آقازادگانی هستند که هر یک به سویی رفتند. آیتاله جنتی دو پسر بهنام علی و محمدحسین داشت. اگرچه علی راه سیاست هم سو با پدر را انتخاب کرد و دیپلمات شد، اما محمدحسین به راه پدر نرفت.
محمدحسین جنتی پس از اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین خلق علیه جمهوری اسلامی ایران، به حمایت از سازمان مجاهدین برخاست و فعالیت خود را شدت بخشید. او همراه با همسرش فاطمه سروری به زندگی مخفی روی آورد و بالاخره در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ در اصفهان کشته شد. آیتاله جنتی نذر کرده بوده که اگر پسرش حسین جنتی که فراری است و روند انقلاب را قبول ندارد دستگیر یا اعدام شود ۴۰ روز روزه شکر بگیرد.
علی جنتی پسر دیگر آیتاله جنتی سیاستمدار و دیپلمات ایرانی است که البته اگرچه دچار سرنوشت برادر نشد، اما در صفبندیهای سیاسی بیش از اینکه نزدیک به پدر باشد، بهعنوان چهرهای نزدیک به آیتاله هاشمیرفسنجانی شناخته میشود.
او در سال ۱۳۵۹ رییس صداوسیمای استان خوزستان و در سال ۱۳۶۳ استاندار خوزستان شد. وی همچنین در سال ۶۷ ریاست دفتر اکبر هاشمیرفسنجانی رییس مجلس را برعهده گرفت و در دوران ریاستجمهوری هاشمی به استانداری خراسان و سپس سفارت ایران در کویت برگزیده شد و تا پایان دوره ریاستجمهوری محمد خاتمی در این مقام باقی ماند. با پیروزی محمود احمدینژاد در انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۸۴ وی از کویت فراخوانده و بهعنوان معاون سیاسی وزیر کشور مصطفا پورمحمدی منصوب شود، اما در آستانه انتخابات شوراها و مجلس خبرگان در سال ۱۳۸۵، تحت فشار هواداران محمود احمدینژاد از این سمت کنار گذاشته و بار دیگر بهعنوان سفیر به کویت فرستاده شد. علی جنتی در خرداد سال جاری توسط متکی وزیرخارجه از مقام خود برکنار شد. چند هفته پیش از برکناری علی جنتی برخی مطبوعات کویتی در ادعایی بیپایه و اساس از نقش برخی از ایرانیان در گروههای جاسوسی در کویت خبر داده بودند. البته این اتهام هیچگاه توسط مقامهای رسمی کویت تایید نشد.
خلخالی
فاطمه صادقیخلخالی دختر حجتالاسلام خلخالی استاد دانشگاه است. وی در زمینه حقوق زنان فعالیت میکند و پیش از این با ماهنامه زنان نیز همکاری میکرد و عضو تحریریه فصلنامه گفتگو بوده است. فاطمه خلخالی همچنین مطالبی در دفاع از جنبش فمینیستی در ایران و بر علیه حجاب در سال ۱۳۸۷ ارایه کرد. پدر وی محمدصادق صادقیگیوی معروف به خلخالی، روحانی و حاکم شرع دادگاههای انقلاب پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ بود. خلخالی در دادگاههایی که ریاست آنها را بر عهده داشت و برای محاکمه و مجازات دستاندرکاران حکومت پهلوی تشکیل میشدند، حکم اعدام افرادی چون امیرعباس هویدا نخستوزیر رژیم پهلوی و نعمتاله نصیری رییس ساواک را صادر کرده بود.
ناطق نوری فرزند حجتالاسلام ناطق نوری از جمله آقازادههایی بود که تا پیش از تبلیغات و مناظرههای انتخاباتی ریاستجمهوری دهم، حرکت در سایه را به متن ترجیح میداد. او کمتر چهره رسانهای و سیاسی داشت و کسی از او خبر زیادی نداشت. اما این جریان بعد از مناظرههای انتخاباتی تغییر کرد. محمود احمدینژاد در مناظره معروف خود با میرحسین موسوی پیکان اتهامات خود را به فرزندان برخی سیاسیون ایرانی گرفت که پسر حجتالاسلام ناطق نوری یکی از آنها بود. بعد از اتهامهای احمدینژاد مصطفا ناطقنوری سکوت خود را شکست و در ۱۴ خرداد ۸۸ طی نامهای به میرحسین موسوی نامه شیوه مناظره تلویزیونی وی با رقیب انتخاباتی اش را ستود و از اتهام وارد شده بر خود و خانوادهاش در این مناظره گلایه کرد.
وی همچنین در گفتوگویی با روزنامه ابرار گفت: «پدرم سختترین روزهای عمرش را در ماههای پس از انتخابات تجربه کرد.»
هاشمیها
اگرچه فرزندان هاشمیرفسنجانی راهی به جز راه پدر نرفتند، فرزندانی که به پاشنه آشیل اقتدار پدر تبدیل شدند. به گمان بسیاری از منتقدان این خانواده راه و رسمی که فرزندان رییس مجمع تشخیص مصلحت برگزیدند مسیری نبود که از آنها انتظار میرفت. بدون شک در سالهای بعد از انقلاب و مخصوصن در چندین سال گذشته نام هاشمیها با تجارت گره خورده است. این موضوع همیشه همچون شایعهای در بسته بین مردم دهان به دهان میچرخید اما هیچگاه کسی اشاره مستقیم به آن نداشت. تا اینکه محمود احمدینژاد در مناظره جنجالیاش با میرحسین موسوی از فرزندان هاشمی بهعنوان کسانی نام برد که از جایگاه آقازادگی خود برای رسیدن به منافع شخصی استفاده میکنند.
پرحاشیهترین این آقازادهها مهدی هاشمی است. او که در سالهای پایانی جنگ تحمیلی به همراه مجتبا خامنهای در جبههها حاضر شده بود، در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۸۴ در ستاد انتخاباتی پدرش اکبر هاشمی رفسنجانی فعالیت میکرد، اما در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ از حامیان میرحسین موسوی بود و بسیاری معتقد بودند که وی از امکانات دانشگاه آزاد برای حمایت از موسوی استفاده میکند. اما پس از انتخابات ریاست جمهوری نام وی از سوی چند تن از متهمان دادگاه متهمان پرونده کودتای مخملی بهعنوان فرمانده پشت صحنه حوادث بعد از انتخابات مطرح شد.
حتا بعضی طرفداران احمدینژاد مدعی شدند که مهدی هاشمی مهمترین نقش را در انصراف سید محمد خاتمی و جایگزینی موسوی در این دوره از انتخابات بر عهده داشته است. مهدی هاشمی دو ماه پس از انتخابات بهعنوان رییس دفتر هیت امنای دانشگاه آزاد اسلامی جهت بازدید و رسیدگی دفاتر و شعبات دانشگاه آزاد اسلامی به خارج از ایران رفت که این سفر حواشی بسیاری را به همراه داشت که بعدها به سفر تحصیلی تعبیر شد که هنوز هم ادامه دارد.
در سال ۲۰۰۷ مدیرعامل و چند کارمند شرکت نفتی توتال توسط مقامات قضایی فرانسوی به اتهام پرداخت حدود ۶۰ میلیون یورو رشوه به مقامات ایرانی برای مشارکت در احداث میدان گازی پارس جنوبی بازداشت شدند و نام مهدی هاشمی بهعنوان فردی که بخشی از این مبلغ را دریافت کرده مطرح شد. توتال در سال ۱۹۹۷ به همراه شرکت گازپروم روسیه و پتروناس مالزی در مناقصه احداث این میدان گازی پیروز شده بود و در سال ۲۰۰۴ پلیس سوییس متوجه شده بود که چندین میلیون یورو از اموال شرکت توتال به حساب یک ایرانی مقیم سوییس واریز شده که به گفته رسانههای فرانسوی از کارمندان مهدی هاشمیرفسنجانی است.
محسن هاشمیرفسنجانی پسر ارشد آیتاله هاشمیرفسنجانی هم اگرچه همچون برادر کوچکترش پرحاشیه نبود، اما بحث حضور یازده ساله وی بهعنوان رییس متروی تهران بارها از سوی دولت احمدینژاد مورد نقد قرار گرفته است. این انتقادها کار را بهجایی رساند که محسن در مراسمی که برخی از فرماندهان نظامی نیز در آن حضور داشتند از حملات حامیان احمدینژاد به پدرش و خانواده هاشمی به شدت انتقاد کند.
فائزه هم پر حاشیهترین دختر آیتاله هاشمیرفسنجانی است که وارد وادی سیاست شده است. فائزه هاشمی نماینده دوم تهران در مجلس پنجم بود، اما شکست او در انتخابات مجلس ششم باعث کنارهگیری او از سیاست شد.
او در سال ۱۳۷۸ اولین روزنامه مربوط به زنان یعنی روزنامه زن را منتشر کرد. فائزه از مخالفین جدی محمود احمدینژاد رییسجمهوری کنونی ایران است که در اعتراضات پس از انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۸۸ حضور فعالی داشت و حتا در تظاهرات روز ۳۰ خرداد برای مدت کوتاهی دستگیر شد.
فاطمه خواهر فائزه اما سیاستمدار نیست و پیش از این رییس فدراسیون ورزشی بیماران خاص بود. فاطمه هاشمی در تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۸۸ از این سمت استعفا کرد تا هیچ سمت دولتی نداشته باشد.
یاسر هاشمی پسر کوچک هاشمیرفسنجانی هم اگرچه در مقطعی حاشیههایی داشت، اما حاشیههای مهدی او را به حاشیه راند، تا اینکه چندی پیش خبری مبنی بر دستگیری رییس دفتر وی منتشر شد.
حسنی
رشید حسنی پسر حجتالاسلام حسنی امام جمعه ارومیه نیز از جمله آقازادگانی بود که راه پدر را نرفت و به کمک پدر به مجازات رسید.
اگرچه حجتالاسلام حسنی از مبارزان با رژیم شاهنشاهی و نماینده دور اول مجلس شورای اسلامی بود، اما پسرش رشید، در اوایل انقلاب به عضویت گروهک فدائیان خلق در آمد. پس از این بود که حجت الاسلام حسنی محل پسرش را به کمیته انقلاب اطلاع داد و رشید حسنی پس از محاکمه اعدام شد.
گیلانی
پسر آیتاله محمدیگیلانی هم از جمله آقازادگانی بود که با حکم پدر به مجازات رسید. آیتاله محمدی گیلانی که از فعالان سیاسی پیش از انقلاب بود پس از پیروزی انقلاب به دستور امامخمینی (ره) تشکیل دادگاه انقلاب را بر عهده گرفت و پس از تشکیل شورای عالی قضایی به عضویت این شورای درآمد. آیتاله محمدیگیلانی سه پسر داشت که اوایل انقلاب از اعضای مجاهدین خلق بودند.
پسر اول و دوم آیتاله گیلانی یکی در تصادف و دیگری در درگیریهای خیابانی کشته شدند، اما پسر سوم با حکم پدر اعدام شد.
البته آنچنانکه تفاوتهای نسلی، شکافهای نسلی را ایجاد کرده است، مطالعه سرنوشت فرزندان مسوولان هم گویای شکافهای نسلی است. شکاف فرزندان و پدران، شکاف نسل اول فرزندان و نسلهای بعدی و …. در این میان شخصیتها و سیاستمداران بسیاری هم هستند که گرفتار شکاف نسلی فرزندان خود نشده اند و در کوران حوادث امتحان خوبی پس دادهاند.
آسیبشناسی جریان بعد از انتخابات ایران یکی از موضوعاتی است که رادیو کوچه قصد دارد به آن بپردازد. بنا است در این مسیر با صاحبان اندیشه و نظر و کسانی که در روزهای گذشته با این جریانها در تماس بودند، به گفتوگو بنشیند.
در همین مسیر در روزهای آینده شما شنوندهی گفتوگوهایی از اقشار مختلف اجتماعی و صاحبنظران پیرامون جنبش و جریان بعد از انتخابات دهم ایران خواهید بود.
در این بخش اولین گفتوگو با «سراجالدین میردامادی» روزنامهنگار در پاریس و صاحبنظر در حوزهی جنبش دانشجویی است.
سراجالدین میردامادی در این گفتوگو به نگاهش نسبت به جنبش موسوم به سبز و رویکردهای آتی آن میپردازد:
علىدایى سرمربى تیم فوتبال پرسپولیس تهران که بههمراه تیمش به تازگى از اردوى آلمان بازگشته در خصوص این اردو اظهار داشت: «اردوى بسیارخوبى را در آلمان برگزار کردیم و فکر مىکنم به خواستههاى خودم در آن حدى که برنامهریزى کرده بودم رسیدیم. در این میان چند بازیکن تستى هم در این اردو در تمرینات حاضر شدند که فقط یک نفر از آنها توانست رضایت مرا جلب کند.» دایى در خصوص بازىهاى تدارکاتى که قرمزپوشان در اردوى «دورتموند» انجام دادند خاطرنشان کرد: «بهدلیل اینکه ما در زمان بدنسازى بودیم نمىتوانستیم با تیمهاى قدرتمند بازى کنیم، به همین دلیل سه بازى دوستانه سبک را در «دورتموند» انجام دادیم و قصد داریم تا شروع رقابت هاى لیگ نیز با سه تیم لیگ برترى دیدار دوستانه برگزار کنیم.»
وى در خصوص جدایى برخى از بازیکنان پرسپولیس و اینکه آیا بازیکن جدیدى جذب خواهند کرد یا خیر تصریح کرد: «من با هیچ کسى مشکلى ندارم و براى آنهایى که رفتهاند از صمیم قلب آرزوى موفقیت مىکنم، اگر آنها جدا شدند دلیلش این نبود که ضعیف بودند، بلکه در تفکرات من جایى نداشتند و شاید نیمکتنشین مىشدند. در این میان سعى مىکنیم دو بازیکن دیگر را تا پایان فصل نقل و انتقالات به تیممان اضافه کنیم، البته بازیکن «بورکینا فاسویى» که در اردوى «دورتموند» او را پسندیدهایم امروز به تهران مىآید و با او قرارداد مىبندیم. وى فاکتورهاى خوبى دارد و به نظرم مىتواند به پرسپولیس کمک کند، در صورت جذب وى، تنها در خط دفاعى احساس ضعف خواهیم کرد به همین دلیل به دنبال جذب یک مدافع خوب هستیم.»
دایى در خصوص جذب وحید هاشمیان اظهار داشت: «هاشمیان از بزرگان فوتبال ماست که چند سال بهطور منظم در لیگ آلمان بازى کرده و عملکرد بسیار خوبى در اروپا داشته است، با وجود احترام خاصى که براى وى قایلم اما با توجه به برنامههاى تاکتیکى نمىتوانیم از او در پرسپولیس استفاده کنیم، البته من تا به امروز هیچ حرفى در خصوص جذب وى نزدهام چون ایشان در لیست ما قرار ندارد، من هرگونه خبرى مبنى بر مذاکره با وى را تکذیب مىکنم و او مىتواند تیم آیندهاش را انتخاب کند.» فکر مى کنم امسال تیم خوبى بستهایم و تمام بازیکنانى را که مىخواستیم نیز جذب کردهایم.
سرمربى تیم فوتبال پرسپولیس همچنین در خصوص اینکه شما اولین مربى هستید که بعد از قهرمانى تیم خود، فصل بعد مجددن مربى آن تیم شدید، گفت: «من این حرفها را قبول ندارم، قطبى پرسپولیس را قهرمان کرد و سال آینده هم مربى این تیم بود، تمام تلاش من بر این است تا با تفکرات خودم پرسپولیس را رو بهجلو حرکت دهم، فصل گذشته پرسپولیس در جامحذفى قهرمان شد و امیدوارم امسال هم به کمک هواداران بتوانیم در رقابتهاى لیگ برتر و لیگ قهرمانان آسیا رو سفید باشیم و به موفقیت برسیم.وى در خصوص اولین بازى لیگ دهم پرسپولیس مقابل تراکتورسازى تصریح کرد: »مىخواهیم با قدرت لیگ را شروع کنیم، توقعات از این تیم بالاست و با رسیدن به آمادگى صد در صد رقابتهاى لیگ را با موفقیت شروع خواهیم کرد.» علىدایى در پایان در خصوص قهرمانى اسپانیا در رقابتهاى جامجهانى گفت: «هیچ تیمى در این جام شایستهتر از اسپانیا براى قهرمانى نبود، اسپانیا با شیوه بازىاش درس بزرگى به فوتبال جهان داد، اسپانیا واقعن لایق قهرمانى بود و باخت مقابل سوئیس براى اسپانیا یک اتفاق بود که در ادامه ثابت کرد که یک تیم مىتواند همیشه موفق باشد و نه فقط یک نفر.»
همچنین مربی تیم فوتبال پرسپولیس هم طی اظهاراتی گفت: «باید شرح وظایف مربیان در پرسپولیس مشخص باشد تا هرکس امور مربوط به خود را بهنحو احسن برای موفقیت تیم انجام دهد.»
حسین عبدی ضمن بیان مطلب فوق در مورد غیبتش در تمرین صبح دیروز پرسپولیس گفت: «با هماهنگی و برای انجام امور شخصی در این تمرین حضور نداشتم و از تمرین بعدی در کنار سایر اعضای کادرفنی در مراحل آماده سازی تیم شرکت خواهم کرد.»
مربی تیم فوتبال پرسپولیس با ابراز تاسف از حرف و حدیثهای بسیاری که در زمان غیبتش در ایران در مورد او مطرح شده است، گفت: «اختلافی با علیدایی ندارم و باید بگویم در نیمه دوم فصل گذشته که با یکدیگر همکاری کردیم، توانستیم در آن شرایط سخت با کسب عنوان قهرمانی در جامحذفی نتایجی به مراتب عالیتر از فصل گذشته را هم بدست آوریم.»
مربی تیم فوتبال پرسپولیس خاطر نشان کرد: «یکشنبه شب به ایران بازگشتم و حتا از حضور تارتار هم در کادرفنی خبر نداشتم اما باید شرح وظایف مربیان در پرسپولیس مشخص باشد تا هرکس امور محوله را بهنحو احسن برای موفقیت تیم انجام دهد و در ادامه کار مشکل خاصی پیش نیاید.»
وی اظهار داشت: «منتظر نشست با علیدایی هستم تا با توجه به اضافه شدن نفرات جدید به کادرفنی پرسپولیس شرح وظایف مشخص شود، ضمن اینکه هنوز قرارداد مربیان هم منعقد نشده که البته این قرارداد هم بهزودی بسته خواهد شد.»
عبدی در مورد اینکه آیا احتمال جداییاش از پرسپولیس وجود دارد، تاکید کرد: «فکر نمیکنم چنین بحثی پیش بیاید و من به همکاری با پرسپولیس ادامه خواهم داد، مگر اینکه اتفاق خاصی رخ دهد.»
وی در مورد بازیکنان جدید تیم پرسپولیس تصریح کرد: «مطمئنن بازیکنان خوبی جذب شدهاند اما باید در زمین مسابقه آنها را ارزیابی کرد. بازی در پرسپولیس و استقلال با تیمهای دیگر متفاوت است و شاید بازیکنی در تیمش خوب بوده اما اینکه با شرایط موجود در پرسپولیس هم بتواند بازیهای گذشتهاش را تکرار کند، بحث دیگری است که امیدوارم این بازیکنان برای پرسپولیس هم مفید و موثر باشند.»
مربی تیم فوتبال پرسپولیس در پایان گفت: «مطمئنن سال فوقالعاده سختی را پیش رو داریم اما در صورتیکه از نظر بازی، بازیکن و امکانات جانبی مهم از جمله تغذیه، پزشکی، پشتیبانی و … بتوانیم خود را به استانداردهای بینالمللی نزدیک کنیم، حتمن میتوانیم در لیگ ایران و لیگ قهرمانان آسیا نتایج قابل قبولی را بدست آوریم.»
با گذشت بیش از ۲۰۰ روز از بازداشت کوهیار گودرزی و شیوا نظرآهاری، دو فعال حقوق بشر، مسوولان قضایی همچنان با آزادی آنها مخالفت کرده و از رسیدگی به پروندههایشان خودداری میکنند.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، به گفته مادر کوهیار گودرزی، عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، مسوولان دادسرای انقلاب علیرغم تهیه وثیقه و اعلام آمادگی برای تودیع آن، اعلام کردهاند «پرونده گودرزی به دادگاه تجدیدنظر ارسال شده و او پیش از اعلام حکم تجدیدنظر آزاد نخواهد شد.»
این درحالی است که مراجعه مادر کوهیار گودرزی به شعب دادگاه تجدیدنظر بینتیجه بوده و مشخص نیست کدام شعبه به پرونده این فعال مدنی رسیدگی میکند.
گودرزی در حال حاضر در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری میشود و گزارشها حاکی از وضعیت نامناسب و تعداد زیاد زندانیان این بند است.
از سوی دیگر، شیوا نظرآهاری، دیگر عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز، پس از گذشت بیش از ۲۰۰ روز از بازداشت دومش در یک سال اخیر، همچنان بلاتکلیف در بند عمومی زندان اوین به سر میبرد و هیچ دادگاهی برای رسیدگی به پرونده وی تشکیل نشده است.
این درحالی است که تاریخ برگزاری دادگاه نظرآهاری برای خردادماه تعیین شده بود اما برگزاری آن به تعویق افتاد و با وجود اظهارات قاضی، وی همچنان بلاتکلیف است.
شیوا نظرآهاری از خردادماه سال گذشته بیش از ۳۰۰ روز را در زندان اوین گذرانده که نزدیک به ۱۰۰ روز آن در سلولهای انفرادی بوده است.
شیوا نظرآهاری و کوهیار گودرزی، دو فعال برجسته حقوق بشر، از ۲۹ آذر سال گذشته در بازداشت بهسر میبرند.
در تازهترین ردهبندی فیفا، که روز گذشته اعلام شد تیم ملی اسپانیا قهرمان جام جهانی در صدر جدول قرار گرفته و تیم ایران هم مانند ماههای گذشته به سقوطش ادامه داده است.
پس از پایان جام جهانی ۲۰۱۰، فیفا امروز تازهترین ردهبندی تیمهای ملی جهان را اعلام کرد که تیم ملی اسپانیا با توجه به قهرمانی در این رقابتها به صدر جدول رفت.
اسپانیا با کسب ۱۸۸۳ امتیاز به صدر جدول رفته و هلند نایب قهرمان جهان هم با صعود دو پلهای و کسب ۱۶۵۹ امتیاز در رده دوم این ردهبندی ایستاده است. برزیل که پیش از جام جهانی، صدرنشین ردهبندی فیفا بود با دو پله سقوط در جایگاه سوم قرار گرفته است.
در آسیا هم تیم ایران که از جام جهانی ۲۰۰۶ سیر نزولیاش آغاز شد، با سه پله سقوط نسبت به ردهبندی ماه قبل در رده ۶۴ جهان و چهارم آسیا ایستاده است. ایران در این ردهبندی ۵۲۲ امتیازی است.
گزارش مراسم گرامیداشت سالگرد ۱۸ تیر در تورنتو کانادا
۱۸ تیر قداست فقها شکسته شد
جبهه متحد دانشجویی در کانادا - به مناسبت یازدهمین سالگرد وقایع ۱۸ تیرماه سال ۱۳۷۸، مراسم باشکوهی در شهر تورنتو کانادا به میزبانی جبهه متحد دانشجویی در کانادا و دفتر برون مرزی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی برگزار شد. در این برنامه، منوچهر محمدی، غلامرضا مهاجرینژاد و حسن زارعزاده اردشیر، سه نفر از فعالان سابق دانشجویی که از زندانیان ۱۸ تیر به شمار میروند از جمله سخنرانان برنامه بودند.
گرامیداشت یازدهمین سالگرد جنبش ۱۸ تیر ۷۸ در روز شنبه ۱۹ تیرماه در سالن اجتماعات شهرداری منطقه نورتیورک در تورنتو برگزار شد و دکتر فرخ زندی استاد دانشگاه یورک، دکتر رضا مریدی نماینده پارلمان، فراز صانعی نماینده سازمان دیدهبان حقوق بشر از نیویورک، ماشااله عباسزاده کارمند ارشد سابق وزارت کشور در زمان وقایع ۱۸ تیر، منوچهر محمدی زندانی ۱۸ تیر، غلامرضا مهاجرینژاد زندانی ۱۸ تیر، حسن زارعزادهاردشیر زندانی ۱۸ تیر، و نمایندگان انجمنهای دانشجویی دانشگاههای تورنتو و فدراسیون دانشجویان کانادا سخنرانی کردند.
همچنین در این برنامه دو گروه موسیقی، حسام فریاد و نیمهها، برنامه اجرا کردند که با استقبال حاضران روبهرو شد.
در این مراسم یاد و نام زندانیان سیاسی گرامی داشته شد و با نصب تصاویر تعدادی از آنها در قسمتهای مختلف سالن از آنها تقدیر بهعمل آمد.
دکتر فرخ زندی استاد دانشگاه یورک و سخنگوی انجمن سکولارهای سبز ایران در تورنتو اولین سخنران برنامه بود. وی گفت: «۱۸ تیر به درستی نقطه پایانی بود به تمام خوش باوریهای کسانی که امید به اصلاح دستگاه ولایت فقیه داشتند.»
دکتر زندی به سخنان حشمتاله طبرزدی از پایهگذاران جبهه متحد دانشجویی در ایران اشاره کرد که گفته بود در اردوی سیزدهم اتحادیه دانشجویان در مشهد در سال ۱۳۷۶، دیدگاههای رهبر جمهوری اسلامی را نقد کرده و سپس تاکید کرده بود که تا زمانیکه دین و سیاست از هم جدا نشوند حکومت راه به جایی نمیبرد.
سخنگوی انجمن سکولارهای سبز در تورنتو در ادامه گفت: «راه نجات سرزمین ما انحلال رژیم و برقراری جمهوری سکولار بدور از هرگونه ایدئولوژی و مذهب و مبتنی بر منشور حقوق بشر است.»
سپس دکتر رضا مریدی نماینده مردم ریچموندهیل در پارلمان انتاریو در جایگاه قرار گرفت و گفت: «دمکراسیخواهی دانشجویان سوابق طولانی دارد و ۱۸ تیر تداوم جنبش آزادیخواهی است که از زمان مشروطیت شروع شده و تا روزیکه به ثمر برسد ادامه خواهد داشت.»
دکتر رضا مریدی افزود: «آنهایی که صحبت از اصلاحات میکردند و یا میگفتند افراد میانهرویی در رژیم است اشتباه میکردند چون در سیستمی که بر مبنای ظلم و ستم و تحجر پایهگذاری شده اصلاحات معنایی ندارد.»
وی گفت: «برخی فکر میکنند با سیستم پارلمانی و وجود انتخابات آزاد میتوان دمکراسی را برقرار کرد. احزاب و مطبوعات آزاد جایگاه مهمی در دمکراسی دارند و باید در سیستم آینده مطبوعات آزاد را بهعنوان یکی از ارکان دمکراسی برقرار کرد.»
دکتر رضا مریدی در ادامه افزود: «این رژیم با سیاستهای بسیار خطرناکش نه تنها کشور عزیز ما ایران بلکه منطقه خاورمیانه را با بحران مواجه کرده است. این رژیم بیلیاقت است و باید از مملکت ما برود.»
وی در پایان سخنانش بهایجاد یک شورایی از کوشندگان دمکراسی خواه اشاره کرد و خطاب به اپوزیسیون ایرانی گفت: «چرا امروز دور هم جمع نمیشوید تا دنیا بداند با چه کسانی باید گفتوگو کند. نباید اشتباه شود که عدهای در داخل اگر رنگ سبز پوشیدهاند رهبران جنبش هستند.»
در ادامه، محمدرضا نماینده دانشجویان دانشگاه واترلو گفت: «بعد از گذشت یکسال از حوادث انتخابات و اعتراضات گسترده مردمی که با شعار رای من کجاست آغاز و شعار استقلال آزادی جمهوری ایرانی ادامه یافت، مردم ایران همچنان به دنبال حقوق پایمال شده خود هستند.»
او افزود: «فریاد بیصدای مردم ایران را به صدا تبدیل کنیم و بگوییم این روزها در کشور عزیز ما ایران چیزی که وجود ندارد دمکراسی، عدالت و آزادی است و جواب حقخواهی زندان و شکنجه است.»
تایاز، نماینده دانشجویان دانشگاه رایرسون و فدراسیون دانشجویان کانادا با شرح کوتاهی از تجربه دوران دانشجویی خود در دانشکده فنی دانشگاه تهران از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۷، گفت: «برای کمک به آینده جنبش دانشجویی، او و دیگر دانشجویان ایرانی در کانادا دست به فعالیتهای مختلفی از جمله راهاندازی نشریه و تشکلهای دانشجویی زدهاند. نشریه دانشجویی پرسپولیس و تاسیس فدراسیون دانشجویان ایرانی در کانادا از جمله گامهایی است که دانشجویان ایرانی برداشتهاند و تایاز به آنها اشاره کرد.
او گفت: «تلاش میکنیم نیروهای پراکنده دانشجویی را در قالب فدراسیون سازماندهی کنیم و برای همین منظور از دانشجویان دعوت به همکاری کرد.»
در ادامه فراز صانعی پژوهشگر امور خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان دیدهبان حقوق بشر بهعنوان نماینده این سازمان بینالمللی مدافع حقوق بشر در جایگاه قرار گرفت. وی در سخنان خود تاکید کرد که سازمان دیدهبان حقوق بشر همواره مدافع حقوق دانشجویان و پیگیر وضعیت سرکوب دانشجویان در ایران است.
فراز صانعی گفت: «سازمان دیدهبان حقوق بشر بهدنبال وقوع ۱۸ تیر در نامهای به رهبر جمهوری اسلامی، حمله بیرحمانه به دانشجویان در ۱۸ تیرماه را شدیدن محکوم کرد و از مقامات دولتی خواست تمام اشخاصی که مسوولیت حمله به دانشجویان را به عهده دارند و در سرکوب دانشجویان نقش داشتهاند محاکمه کند و کلیه دانشجویانی که بازداشت شده بودند آزاد کند.»
به گفته وی، دیدهبان حقوق بشر یک هفته بعد از این نامه، از مقامات دولت خواسته بود تا اسامی صدها دانشجو و دیگرانی که در طی عملیات سرکوبگرانه ۱۸ تیر بازداشت شدهاند را اعلام کرده و افرادی که به هیچ جرمی متهم نشدهاند را آزاد کند.
فراز صانعی گفت: «ما از تشکلهای دانشجویی حمایت میکنیم و میخواهیم اطمینان حاصل کنیم که صدا و پیام آنها به جامعه بینالملل برسد.»
این مدافع حقوق بشر در ادامه تاکید کرد که سازمان دیدهبان حقوق بشر ۶ سال پیش در بیانیهای گفته است با آنکه جامعه بینالمللی حملات به کوی دانشگاه را محکوم کرده اما مقامات جمهوری اسلامی به هیچوجه اتفاقات ۱۸ تیر را بهطور جدی رسیدگی نکرده و آنهایی که مسوولیت این حملات را برعهده دارند تا بحال مجازات نشدهاند.
وی افزود: «در ادامه پیگیریهای موضوع ۱۸ تیر، دیدهبان حقوق بشر در جولای ۲۰۰۴ خواستار محاکمه عوامل حمله به کوی دانشگاه شد. همچنین در سال ۲۰۰۶ پس از درگذشت اکبر محمدی در زندان، این سازمان خواستار تشکیل کمیسیون مستقلی از حقوقدانان و پزشکان برای تحقیق درباره مرگ اکبر محمدی شده بودند.»
نماینده سازمان دیدهبان حقوق بشر همچنین از بهروز جاوید تهرانی یاد کرد که از متهمان کوی دانشگاه تهران است و همچنان در شرایط بدی در زندان بهسر میبرد.
منوچهر محمدی از پایهگذاران جبهه متحد دانشجویی در ایران و از متهمان اصلی وقایع کوی دانشگاه تهران سخنران بعدی بود که سخنان خود را با یاد شهدای دانشجویی کوی دانشگاه، عزت ابراهیمنژاد، فرشته علیزاده، تامی حامیفر، سعید زینالی و اکبر محمدی آغاز کرد. او با اشاره به اینکه به تازگی از موضوع کشتهشدن سعید زینالی عضو جبهه متحد دانشجویی در کوی دانشگاه آگاه شده است، گفت افتخار میکنم که دو شهید از طرف جبهه متحد دانشجویی، اکبر محمدی و سعید زینالی، دادهایم.
او سپس از حشمتاله طبرزدی بهعنوان بزرگمرد تاریخ یاد کرد که با تشویق حاضران روبهرو شد. منوچهر محمدی گفت: «نشریه پیام دانشجو به مدیریت طبرزدی اولین نشریهای بود که توانست انتقاد کند و حرمت رهبری را بشکند و از هاشمیرفسنجانی که آن موقع کسی جرات انتقاد نداشت انتقاد کند.»
او با شجاع نامیدن طبرزدی، که اینک در زندان رجاییشهر به سر میبرد، از برخی سازمانهای حقوق بشری بهدلیل عدم اعطای جایزه به طبرزدی انتقاد کرد و گفت: «بهجای اینکه فرهنگ صحیح اخلاقی حاکم باشد فرهنگ روابط حاکم است و در طول ۸ سال یک جایزه بهاو تعلق نگرفته است. محمدی افزود: «یکی از دلایلی که نتوانستیم بعد از ۳۰ سال به آزادی برسیم به خاطر این بیعدالتیها است که در درون خودمان ادعای مبارزات میکنیم اما تبعیض را در کارمان قرار میدهیم.
منوچهر محمدی در سخنان خود از زندانیان سیاسی از جمله خالد هردانی، بهروز جاویدتهرانی، مجید توکلی، احمد زیدآبادی، بهاره هدایت، شبنم مددزاده و ابوالفضل عابدینی نیز یاد کرد.
او در پایان گفت: «اگر امروز کسانی بهعنوان رهبران سبز مطرح هستند و به مردم نزدیک شدهاند تا مردم آنها را ببخشند پس مردم هم خواهند بخشید چون مردم امروز انتقام را در شان خود نمیدانند. در غیراینصورت فرقی میان مردم و رژیم نمیتوانند داشته باشند.
او تاکید کرد: آنهایی که از جنس اندیشه نیستند و به کلمه سبز حساسیت دارند همان اندازه ناآگاه هستند که رژیم ناآگاه است.
سخنران بعدی ماشاله عباسزاده، کارمند ارشد سابق وزارت کشور در زمان ۱۸ تیر بود. او در نگاهی به ۱۸ تیر گفت: «ترس رژیم از دانشجویان و دانش محوران و اینکه دست بهاین همه سرکوب زده ، از آن تعارض و تضاد ذاتی سرچشمه میگیرد که بین دانش و توسعهگرایی از یک سو و قوم فقها و فقیهان از سوی دیگر شکل پرفته است. به گفته وی، فقیهان در قبال قشر پیشرو دانشگاهی سرخوردگی تاریخی دارند.
ماشااله عباسزاده گفت: «در ۱۸ تیر قداست قوم فقها شکسته شد و برای نخستین بار ولی فقیه و ساختار حکومت به چالش کشیده شد. شعار قاتلین فروهر زیر عبای رهبر مصداق این ادعاست.»
وی در مورد بازداشتگاه منهای ۴ در وزارت کشور گفت: «این بازداشتگاه در زمان ۱۸ تیر مورد استفاده برای سرکوب قرار نگرفت و آقای تاجزاده آنجا را به محل انبار صندلی تبدیل کرده بود. اما سال گذشته و پس از حمله به کوی دانشگاه بهعنوان بازداشتگاه استفاده شد.»
وی تاکید کرد که در زمان حضور در وزارت کشور جدال قدرت جناح جای حاکم را از نزدیک شاهد بوده است.
غلامرضا مهاجرینژاد عضو سابق شورای مرکزی جبهه متحد دانشجویی در تهران و از متهمان وقایع ۱۸ تیر سخنران بعدی بود که به صورت ویدیویی در برنامه حضور داشت. او گفت: «جمهوری اسلامی فکر میکرد با سرکوب دانشجویان میتواند صدای آزادیخواهی مردم ایران را خفه کند اما ده سال بعد این صدا با قدرت بیشتری طنینانداز شد و مردم ایران نشان دادند که ایرانی میمیرد ذلت نمیپذیرد.»
مهاجرینژاد به ارتباط جنبش ۱۸ تیر و سبز اشاره کرد و گفت: «وقتی نداها و سهرابها و کیانوشها در راه آزادی ایران جان باختند راهی را برگزیدند که اکبرها و عزتها برگزیده بودند.»
این فعال دانشجویی و نویسنده کتاب نسل زنده، همگان را به همبستگی دعوت کرد و گفت: «امروز باید برای ساختن ایرانی آزاد و آباد در کنار هم قرار بگیریم و از جنبش آزادیخواهی حمایت کنیم.»
سخنران پایانی برنامه حسن زارعزادهاردشیر، دبیرکل کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، سخنگوی سابق جبهه متحد دانشجویی در تهران و دیگر زندانی و متهم ۱۸ تیر بود.
زارعزاده اردشیر سخنان خود را با یاد شهدای جنبش دانشجویی اکبر محمدی، عزت ابراهیمنژاد و کیانوش آسا آغاز کرد و از اینکه در این برنامه، دانشجویان ۱۸ تیری حضور دارند ابراز خوشحالی کرد.
او افزود: «خوشحالم عضو جبهه متحد دانشجویی در ایران بودم که در زمانی که بذر اصلاحات کاشته میشد از بانیان سکولار دمکراسی در کشور بود و بر عدم اصلاحپذیری رژیم جمهوری اسلامی تاکید میکرد. چه بسا که فعالیتهای آن در ۱۸ تیر به اوج خود رسید و پس از آن هم تداوم یافت.
زارعزادهاردشیر گفت: «اتفاق مهمی که در ۱۸ تیر افتاد این بود که پایه های رژیم اسلامی متزلزل شد و با بحران مشروعیت روبهرو شد و امروز نتیجه این بحران مشروعیت بدانجا رسیده که حتا بازاری که در اختیار و نفوذ رژیم بوده در برابر آن قرار گرفته است.»
این زندانی سابق ۱۸ تیر، در پایان با تاکید بر ایکه جنبش آزادیخواهی بهترین فرصتها را در اختیار دارد، گفت بعد از یک دهه مبارزه، فصل جدیدی در آن ایجاد شده و از سال گذشته نیز ورق جدیدی زده شده است. پس این فرصت را باید مغتنم بشماریم برای همبستگی، اتحاد و ائتلاف و قدرت بخشیدن به جنبش آزادیخواهی در ایران.
در این مراسم بیانیه جبهه متحد دانشجویی در سالگرد ۱۸ تیرماه که از تهران ارسال شده بود، توسط مهدی حویزی قرائت شد. اجرای این مراسم بر عهده علی علوی و آزاده ایرانی دو دانشجوی دانشگاه رایرسون و همکاران جبهه متحد دانشجویی در کانادا بود.
صبح امروز چهارشنبه با یورش افراد مسلح به ساختمان مرکزی اطلاعات و امنیت یمن در جنوب این کشور منجر به کشتهشدن ۲ تن و ایجاد درگیری شده است.
به گزارش الجزیره، به نقل از شاهدان عینی، این گروه مسلح با یورش به ساختمان مرکزی اطلاعات و امنیت شهر «زنگبار» در استان آبیان در جنوب یمن باعث کشته شدن دو تن شدهاند.
اما به گفته مقامات محلی تعداد کشتهشدگان حداقل سه نفر که دو تن از این افراد از نیروهای اکنیتی و یک تن دیگر از مهاجمان هستند.
این مقامات محلی اطلاعات بیشتری را ارایه ندادهاند.
لازم به ذکر است هیچ گروهی تا کنون مسوولیت این یورش را بر عهده نگرفته است.
کشتی کمکرسان لیبیایی «امید» که به سمت غزه در حال حرکت بوده روز گذشته سهشنبه توسط نیروی دریایی اسراییل به سمت مصر بازگردانده شده است.
به گزارش الجزیره، این کشتی لیبیایی که چند روز پیش علیرغم هشدار اسراییل و مذاکرات آنها با سازمان ملل برای متقاعد کردن به توقف این کشتی به صورت دیپلماتیک به راه خود به سمت غزه در حرکت بوده، شب گذشته با هشدار نظامی نیروی دریایی اسراییل به سمت مصر بازگردانده شده است.
مقامات اسراییل در مصاحبه تلوزیونی داخلی این هشدار نظامی را یک هشدار عادی طبق قوانین مرزهای دریایی عنوان کردهاند.
گفتنی است این کشتی حامل ۲۰۰۰ تن مواد خوراکی و دارویی بوده که برای کمک به مردم غزه به سمت آن در حرکت بوده است.
به گزارش رویترز، شهرام امیری کارشناس هستهای ایران که در مدت یکسال گذشته در آمریکا بوده است پس از جریانات مختلف و گمانهزنیهای دو کشور آمریکا و ایران از طریق کشور سوم یعنی پاکستان قصد برگشت به ایران را دارد.
یک نماینده اصولگرا در اظهارنظری امروز چهارشنبه اعلام کرد که خسارت تعطیلی در روزهای یکشنبه و دوشنبه به دولت حدود ۴ هزار میلیارد تومان بوده است.
به گزارش خبرآنلاین، عوض حیدرپور عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی اظهار داشت: «این رقم خسارت به خاطر تعطیلات بیبرنامه در روزهای بیستم و بیست و یکم تیرماه در حالی به کشور وارد میشود که میتوانستیم با این پول کل مشکلات بخش بهداشت، درمان را رفع کنیم.»
وی همچنین از دولت خواست تا نسبت به تعطیلی در روزهای یکشنبه و دوشنبه پاسخگو باشد.
گفتنی است در تهران و چند استان دیگر کشور به علت گرمای هوا روزهای یکشنبه و دوشنبه تعطیل اعلام شده و این درحالی است که پرویز رضازاده مدیر کل پیشبینی آب و هوای ایران روز شنبه اعلام کرده بود که این سازمان توصیهای برای تعطیلی این روزها نداشته است.
امروز چهارشنبه علی مطهری نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در اظهارنظری وضعیت رابطه دولت و مجلس را وخیم پیشبینی کرده است و نگاهی خوبی به آینده این دو ندارد.
وی در ادامه با مفید خواندن این وخامت عنوان کرد چون در جهت اصلاح امور است باعث برطرف شدن عیوب دولت میشود.
وی با اشاره به استیضاح مرحوم کردان در مجلس، افزود: «آن واقعه یک درگیری بین مجلس و دولت بود که در مجموع به حال نظام مفید واقع شد.»
این عضو فراکسیون اصولگرایان با تاکید بر اینکه حتا سوال از رییسجمهوری توسط مجلس مفید است، خاطرنشان کرد: «اما متاسفانه رسانهها به سرعت این موضوع را سیاسی میکنند و یک هیجان خاصی به آن میدهند و باعث میشوند سوال از مسیر اصلی خود خارج شود و آثار مثبت خود را از دست بدهد.»
وی تاکید کرد: «مجلس خوب به معنای مجلس مرده نیست بلکه هرچه نظارت بیشتر داشته باشد و در جای خودشان مسوولان سوال بکند این موضوع به حال نظام مفید است.»
مطهری مهمترین نقد به مجلس را برداشت غلط بسیاری از نمایندگان از ولایت فقیه عنوان کرد که گاهی باعث فرار آنها از مسوولیتهایشان میشود و از این طریق نمایندگان از زیر بار بسیاری از وظایف خود فرار میکنند.
لازم به یادآوری است علی مطهری پیشتر نیز از وضعیت دولت و برخی اصولگرایان مجلس انتقاد کرده است که منجر به ایجاد یک جلسه رایگیری و ارایه توضیح برای باقی ماندن وی در فراکسیون اصولگرایان شده است. همچنین او پیش از این جلسه رایگیری از ایجاد یک فراکسیون از اصولگرایان و اصلاحطلبان خبر داده بوده است.
بیست و سوم تیرماه برابر با زادروز «لیلی گلستان» مترجم و نگارخانهدار ایرانی است او در سال ۱۳۲۳ زاده شد و با ترجمه «زندگی، جنگ و دیگر هیچ»، اثر «اوریانا فالاچی»، به عنوان مترجم مطرح شد، وی هماکنون عضو کانون نویسندگان ایران است.
«لیلی گلستان» در ۲۳ تیر ۱۳۲۳ در تهران بهدنیا آمد. پدرش ابراهیم گلستان در آن زمان کارمند شرکت نفت بود و مادرش معلم و هر دو عضو حزب توده ایران بودند.
با منتقل شدن پدر به آبادان لیلی دوران خردسالی خود را در آن شهر گذراند و در همین شهر به مدرسه رفت و در همانجا بود که برادرش کاوه به دنیا آمد و در همان سالهای نخست تحصیل ابتدایی به تهران بازگشتند. پدرش در اطراف روستایی به نام «دروس» خانهای میسازد و در آنجا زندگی میکنند.
لیلی خود درباره این خانه مینویسد: «بعدها آن خانه تبدیل شد به مرکز فرهنگی هنری تهران، همه نقاشها و نویسندهها و شعرا جمعهها خانه ما بودند. آلاحمد، چوبک، پرویز داریوش، اخوان ثالث، بعدها یداله رویایی، فرخ غفاری، جلال مقدم، سیمین دانشور و گاهی جوانترها مثل بیضایی، سپانلو یا احمدرضا احمدی به آنجا میآمدند و من هم تماشاگر یک تئاتر بزرگ بودم.»
او تا کلاس نهم دبیرستان در تهران تحصیل کرد و سپس راهی فرانسه شد بعد از یک سال تحصیل در فرانسه به پاریس رفت و سه سال هم در پاریس درس خواند. در سالهای اقامت در پاریس به جشنواره «ونیز» رفت و با دنیای سینما آشنایی نزدیکتری پیدا کرد.
در بازگشت به ایران به عنوان «طراح پارچه» در کارخانجات پارچهبافی استخدام شد. پس از بیرون آمدن از آنجا در ۱۳۴۵ به سازمان تازه تاسیس «تلویزیون ملی ایران» رفت و به عنوان طراح لباس استخدام شد و اما پس از مدت کوتاهی به مدیریت برنامه کودکان و نوجوانان برگزیده شد.
او در آنجا با «نعمت حقیقی» که فیلمبردار تلویزیون بود آشنا شد و در تیرماه ۱۳۴۷ با او ازدواج کرد، این ازدواج شش سال بیشتر دوام نداشت و با وجود داشتن سه فرزند به نامهای مانی، صنم و محمود از هم جدا شدند، و سرپرستی بچهها را لیلی به عهده گرفت.
لیلی گلستان درباره زندگیش با نعمت حقیقی گفته: «شش سال زندگی مشترک داشتیم و تمام این مدت حس میکردم زندگیام با معیارهایی که از زندگی مشترک دارم نمیخواند و تفاوت دارد. تمام مدت در حال سعی کردن بودم تا خودم را وفق بدهم و موفق نشدم. نخواستم خودم را گول بزنم و با وجود عشق بسیار، تصمیم به جدایی گرفتم، از لحاظ احساسی کار بسیار سختی بود، اما جدا شدم. این کار دوستانه انجام شد و همیشه هم با هم دوست باقی ماندیم. نه به دلیل وجود سه بچه، بلکه به دلیل صمیمیتی که بین ما وجود داشت.»
تلویزیون را نیز پس از هفت سال فعالیت ترک کرد و به نوشتن در روزنامهها و مجلات و ترجمه روی آورد. با ترجمه «زندگی، جنگ و دیگر هیچ»، اثر «اوریانا فالاچی»، به عنوان مترجم مطرح شد، در ۱۳۶۰ کتابفروشی «گلستان» را دایر کرد و در سال ۱۳۶۸ کتابفروشی را به نگارخانه «هنرهای تجسمی» تبدیل کرد، که هنوز دایر است و جزو نگارخانههای سرشناس ایران محسوب میشود.
پس از مرگ برادرش «کاوه گلستان» که عکاس نامداری بود، لیلی به همراه تنی چند از دوستان کاوه «بنیاد کاوه گلستان» را تاسیس کرد و جایزه کاوه گلستان به دبیری او هر سال به عکسهای خبری برگزیده شده توسط هیت داوران بنیاد اهدا میشود.
نام چند ترجمه از لیلی گلستان:
چطور بچه به دنیا میاد، زندگی، جنگ و دیگر هیچ، قصه شماره ۳، میرا، تیستوی سبز انگشتی،
گزارش یک مرگ، مردی که همه چیز همه چیز همه چیز داشت، مردی با کبوتر، قصهها و افسانهها،.
اگر شبی از شبهای زمستان مسافری، حکایت حال، شش یادداشت برای هزاره بعدی، مصاحبه با
مارسل دوشان، درباره رنگها، زندگی با پیکاسو، زندگی در پیش رو، پیکاسو، مارک روتکو و وان گوگ.
در پی کشتهشدن سه نظامی بریتانیایی به وسیله یک سرباز ارتش افغانستان در ولایت هلمند، حامد کرزی از بریتانیا عذرخواهی کرده است.
به گزارش بیبیسی، این عذرخواهی پس از آن رخ داد که یک سرباز ارتش افغانستان، به سوی یک گروه از نظامیان بریتانیایی در نهر سراج در هلمند تیراندازی و باعث کشته شدن سه نظامی و مجروح شدن یک نپالی شده است.
وزارت دفاع افغانستان و پیمان آتلانتیک شمالی، ناتو از آغاز تحقیقات مشترک در این مورد خبر دادهاند.
آقای کرزی و دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا در یک تماس تلفنی بر اهمیت آغاز سریع تحقیقات درباره این حادثه تاکید کردهاند.
آقای کامرون این حادثه را «منزجرکننده» دانسته است.
ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده نیروهای ناتو و ائتلاف در افغانستان، از مرگ این سربازان ابراز تاسف کرده اما افزوده است که بروز این حوادث نباید به «اعتماد» میان سربازان افغان و ناتو آسیب برساند.
این در حالی است که در گذشته چندین بار سربازان افغان در اثر بمببارانهای نیروهای ناتو در افغانستان کشته شدهاند، اما آنچه حادثه تازه در هلمند را متمایز میسازد، احتمال تیراندازی «عمدی» سرباز افغان به نیروهای ناتو است.
پس از اعتصابات گسترده بازاریان در روزهای سهشنبه، چهارشنبه و پنجشنبه هفته گذشته که منجر به قتل یک نفر از بازاریان سرشناس شد، بازاریان تهران و تبریز امروز نیز دست به اعتصاب زدند. به گزارش شاهدان عینی، بازاریان در واحدهای صنفی خود حضور یافتهاند اما خرید و فروشی را انجام نمیدهند و فقط با تلفن به پیگیری امور خود فعالند تا بهاین شکل اعتراض خود را نشان دهند.
این در حالی است که یکروز پس از اظهارنظر وزرای اقتصاد و بازرگانی دولت دهم درباره «توافق احتمالی دولت با اصناف برای تعیین مالیات اصناف»، سازمان امور مالیاتی امروز سهشنبه اعلام کرد مالیات سال ۸۸ اصناف کشور۷۰ درصد افزایش نخواهد داشت .
در این اعتصاب علاوه بر بخشهایی از بازار که در طی یک هفته گذشته در اعتصاب بهسر میبردند، بازار طلافروشها و تیمچه حاجبالدوله و نقاطی چون چهارسوق بزرگ و کوچک، پارچه فروشها و بازار ساعت فروشها در اعتصاب کامل قرار دارند و اکنون نیز اعتصابات به نقاط دیگری مانند گلوبندک و مولوی و سایر نقاط سرایت کرده است.
همچنین گزارش شده است، ماموران لباس شخصی بهطرز مشهودی در بازار حضور دارند. این نیروها از صبح امروز در نقاط مختلف بازار مستقر شدهاند و به صورت دستههای چند نفره در حال گشتزنی هستند و بازاریان اعتصابی را تهدید میکنند و با کسانی که اقدام به گرفتن عکس و فیلم میکنند برخورد میکنند.
از تبریز نیز خبر میرسد بازار امیر، بازار طلافروشان و بلورفروشان، بازار امیرکبیر و بازار نور در اعتصاب کامل بهسر میبرند.
این اعتراضات در حالی شکل گرفته است که کمتر از پانزده روز پیش نماینده بازاریان بهعنوان رییس شورای اصناف بر سر رویکرد مالیاتی با دولت به توافق رسیده بود، اما نایبرییس نخست پارلمان صنفی کشور نخستین فردی بود که از اقدامات یکجانبه سازمان امور مالیاتی انتقاد کرد: «آن زمان که دولت و سازمان امور مالیاتی خود، مالیاتها را وصول میکردند، سالانه هشت تا ۱۰ درصد مالیات تعیین میکردند و با اتحادیهها به توافق میرسیدند ولی اکنون با اعلام اخذ مالیات ۷۵ تا ۸۰ درصدی به مجامع استانها، یک شوک ناگهانی را به اصناف تحمیل کردهاند.»
تنها چند ساعت بعد از اظهارات جلالالدین شکریه، رییس شورای اصناف ایران نیز گفت: «زمانیکه به ما اعلام کردند مالیات سال ۸۷ اصناف افزایش یافته است، سوال کردیم که این رقم چهقدر است؟ به ما گفتند: ۷۵ درصد و وقتی پرسیدیم که چند درصد این مالیات مربوط به غیر اصناف است؟ اعلام کردند ۱۵ درصد که آن هم شامل حال پزشکان، داروخانهها، وکلا و شرکتهای حمل و نقل است.»
این اعتراضات به حدی به دولت فشار آورد که در روز دوشنبه هفته جاری و درست در روزیکه از سوی دولت تعطیل اعلام شده بود، به دستور وزیر بازرگانی در محل این وزارتخانه با حضور نمایندگان وزارت بازرگانی، سازمان امور مالیاتی، شورای اصناف، سازمانهای صنفی کشور و جامعه اسلامی اصناف و بازاریان تهران جلسه شد و در پی توافق صورت گرفته میزان افزایش مالیات اصناف نسبت به مالیات قطعی سال ۸۷ از ۷۵ درصد به ۱۵ درصد کاهش یافت و بدین ترتیب دولت از مواضع خود عقبنشینی کرد.
گفتنی است این تنها باری نیست که دولت در مقابل بازار عقبنشینی میکند. دوسال پیش نیز در واکنش به طرح مالیات بر ارزش افزوده و بهدنبال آن اعتراض و اعتصاب گسترده بازاریان در شهرهای مختلف، دولت مجاب شد اجرای این طرح را به تعویق بیاندازد.
با وجود این عقبنشینی دولت، همچنان بازاریان در اعتصاب بهسر میبرند و میتوان گفت این اعتصابات با دامنه وسیعتری ادامه پیدا کرده است و گمان میرود این اعتراضات علاوه بر صنفی جنبه سیاسی نیز داشته باشد.
روز گذشته سهشنبه هاروی پکر نویسنده و طنزپرداز و خالق مجموعه کتابهای تحسین شده درباره تاریخچه عذابهای دنیوی زندگی آمریکایی در سن ۷۰ سالگی در خانهاش درگذشت.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از گاردین، وی که در سالهای اخیر از سرطان پروستات رنج میبرد دچار بیماریهای فشار خون، افسردگی و آسم بوده است.
هاروی لارنس پکر در ۸ اکتبر ۱۹۳۹ به دنیا آمد. وی نویسنده کتابهای کمیک و منتقد موسیقی بود که در طول حیاتش جوایز متعددی از جمله جایزه کتاب آمریکا را در سال ۱۹۸۷ از آن خود کرد.
وی سرانجام پس از سالها تلاش در ۱۲ جولای (۲۲ تیر) به جنگ با زندگی پایان داد و تسلیم مرگ شد.
1789 میلادی – آزادیطلبان فرانسوی زندان «باستیل» را که محل نگهداری زندانیان سیاسی و مخالفان نظام سلطنتی فرانسه بود و به مظهر استبداد شهرت داشت تصرف، زندانیان را آزاد و در ساختمان آتش افکندند. با فتح باستیل، انقلابیون جرات بیشتری بهدست آوردند، در کار خود راسخ شدند و انقلاب فرانسه ادامه یافت که نظام سیاسی-اجتماعی نه تنها فرانسه بلکه سراسر جهان را دستخوش دگرگونی ساخت و از آن زمان ۱۴ جولای «روز ملی» فرانسویان و به روز آزادی معروف شده است.
۱۳۶۵ خورشیدی – دکتر «مهدی حمیدیشیرازی» شاعر، محقق و نویسنده معاصر درگذشت. وی در شیراز بهدنیا آمد و تحصیلاتش را در رشته زبان و ادبیات فارسی تا اخذ درجه دکترا ادامه داد. دکتر حمیدی در عرصه شعر فارسی آثار متعددی به رشته تحریر درآورده که «شکوفهها، سالهای سیاه، عروض حمیدی، دریای گوهر در سه جلد، زمزمه شب، شعر فارسی در قرن سیزدهم، بهشت سخن و سبکسریهای قلم» از آن جملهاند. این محقق و نویسنده معاصر در زبانشناسی ترجمه و عروض نیز استاد بود و در این علوم آثاری چند از خود به یادگار گذاشته است.
۱۳۷۲ خورشیدی – دکتر «عبدالهادی حائری» استاد تاریخ در دانشگاه فردوسی مشهد در اثر ابتلا به بیماری سرطان خون درگذشت. دکتر حائری پس از پایان تحصیلات ابتدایی و متوسطه در رشته الهیات فارغالتحصیل شد و سپس طی سفری به کانادا تا اخذ درجه دکترا در رشته اسلامشناسی تحصیلاتش را ادامه داد. تخصص اصلی دکتر حائری در زمینه انقلاب مشروطیت و نقش علمای شیعه در آن بود که نتیجه تحقیقاتش در قالب کتاب «تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق» به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر شده است. کتاب «آنچه گذشت» حائری که به واقع زندگینامه اوست در اوج بیماری وی نوشته شده و آخرین اثر این مورخ مشهور معاصر است.
۱۳۲۵ قمری – «سیداشرفالدین حسینیقزوینی» از شاعران و روزنامهنویسان دورهی نهضت مشروطه بود که روزنامهی نسیم شمال را تاسیس و منتشر کرد. روزنامهی نسیم شمال که پس از پیروزی مشروطه خواهان، در تهران منتشر میشد، حاوی مقالات و اشعار فکاهی و طنز بود و این مطالب در نکوهش بیعدالتیهای محمدعلی شاه قاجار و عوامل دستنشاندهی وی منتشر میشد. نسیم شمال مقبولیت عام یافت و خود سیداشرفالدین حسینیقزوینی نیز به مناسبت روزنامهاش، به نسیم شمال معروف شد.
۱۹۲۶ میلادی – اولین کلنگ ایجاد بزرگترین مجسمه مسیح در بزریل طی مراسمی پرشور که نماینده پاپ نیز در آن شرکت داشت به زمین زده شد. پول ساختمان این مجسمه که بیشک یکی از عجایب دنیای جدید محسوب میشود از طرف طرف مردم داده شد و بزرگی آن بهقدری است که برای رسیدن به سر مجسمه باید ۳۰۰ پله مرتفع را پیمود.
داور نبیلزاده شهروند بهایی ساکن مشهد صبح روز سهشنبه ۲۲ تیر ماه طبق احضاریهای خود را به دایره اجرای احکام دادگاه انقلاب مشهد، معرفی و در همان محل بازداشت و برای گذراندن محکومیت ۵ ساله به زندان وکیل آباد مشهد منتقل شده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، نامبرده به همراه هشت شهروند بهایی دیگر اهل مشهد بر اساس پرونده مختومهای مربوط به سال ۸۴ در پاییز سال پیش محاکمه و طبق رای دادگاه بدوی و تجدیدنظر به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.
قابل ذکر است نامبرده در سال ۱۳۶۲ نیز یک سال به دلیل عضویت در تشکیلات بهایی دوره حبس را گذرانده است و در ضمن فرزند ۲۲ ساله وی به نام «نورا نبیلزاده» هم بیش از دو هفته است در بازداشت اداره اطلاعات مشهد است.
متکی، وزیر امور خارجه: آمریکا مانع بازگشت شهرام امیری به ایران و پیوستن وی به خانوادهاش نشود.
شهرام امیری، پژوهشگر فیزیک بهداشت دانشگاه مالکاشتر: «پس از انتشار فیلم من در اینترنت و رسوایی دولت آمریکا بهخاطر این آدمربایی، آنها میخواستند مرا بی سروصدا و از طریق خطوط هوایی برخی کشورها به ایران بازگردانند تا بتوانند با انکار اصل قضیه، بر این آدمربایی سرپوش بگذارند. در ۱۴ ماه گذشته تحت فشارهای روحی فراوان بودم و افراد مسلح من را تحت نظر داشتهاند. از روزی که سخنان من در اینترنت منتشر شد آمریکاییها خود را بازنده این ماجرا دیدند.
کراولی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا: «شهرام امیری قرار بود دوشنبه به ایران برگردد، اما بهدلیل اینکه نتوانست ترتیبات لازم را انجام دهد از سفر بازماند.
۲) پرواز هواپیمای ساخت ایران در آسمان اروپا
منوچهر منطقی: «هواپیمای ملی«ایران ۱۴۰» تا پایان برنامه پنجم در کشورهای اروپایی به پرواز درخواهد آمد و همچنین صادرات این نوع از هواپیماها آغاز میشود.»
ایران در ساخت هواپیماهای کوچک و متوسط تمام پتانسیلها و قابلیتها را دارد و برای ساخت قطعات هواپیماهای پهنپیکر آمادگی کامل دارد .ایران به ۴ تا ۶ هزار فروند هواپیمای منطقهای با ظرفیت ۹۰ تا ۱۱۰ نفر نیاز دارد.
با گذشت بیش از سه دهه اجرای سیاست تکفرزندی در چین این طرح با عواقب غیرمنتظرهای روبهرو شده است. بهدلیل سنت ترجیح دادن پسران به دختران در این کشور هزاران زوج چینی به سقط جنینهای دختر روی آورده و دولت چین اعلام کرده که سال گذشته در برابر هر ۱۱۹ نوزاد پسر فقط ۱۰۰ نوزاد دختر بهدنیا آمده است. کمبود زن در چین موجب رشد پدیده قاچاق انسان در این کشور شده و خانوادهها با هدف یافتن همسری برای پسران خود به قاچاق دختران و زنان روی آوردهاند.
۲) تکلیف اموال مجهولالمالک از سوی ولی فقیه تعیین میشود
نمایندگان مجلس شورای اسلامی تاکید کردند: «تکلیف اموال مجهولالمالک در پروژههای اجرایی طرحهای احیا و نوسازی شهری باید از سوی ولیفقیه مشخص شود. رییس قوه مقننه با بیان اینکه اموال مجهولالمالک در اختیار رهبری است، گفت: «بر این اساس این اموال باید در اختیار مقام معظم رهبری باشد نه دولت.»
رییسجمهوری در نوزدهمین مجمع سراسری فرماندهان و مسوولان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سپاه را سنگر مستحکم صیانت از همه ارزشهای الهی خواند. به گزارش ایسنا دکتر محمود احمدینژاد در این نشست، فرا رسیدن روز پاسدار را به تمامی پاسداران انقلاب اسلامی تبریک گفت و اظهار امیدواری کرد که برگزاری این نشست گامی بلند در شناخت ماموریتها و برنامههای آینده سپاه پاسداران باشد. وی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را نه تنها نقطه اطمینان و امنیت خاطر ملت ایران بلکه همه یگانهپرستان آزادیخواه و عدالتطلب جهان دانست و تصریح کرد: «امروز سپاه به نماد تعالی انسان، شکوفایی و خودباوری یک ملت در برابر ستمگران و دفاع از مظلومان جهان تبدیل شده است.»
۲) کارشکنی آمریکا و اسراییل در برنامه هستهای اردن
درحالیکه مقامهای آمریکا و اردن در طول هفتههای گذشته رسانهها را به بزرگنمایی اختلاف هستهای ۲کشور متهم کرده بودند، اکنون گزارشها نشان میدهد که کاخ سفید انان را تهدید به قطع کمکهای مالی درصورت عدم هماهنگی این کشور با اسراییل در رابطه با برنامه هستهای خود کرده است. گزارشها نشان میدهد که این تهدید واشنگتن پس از آن صورت گرفت که دولت اردن درخواست اسراییل را برای مشارکت در استخراج و غنیسازی اورانیوم این کشور نپذیرفت.
علی لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی، حجتالاسلام سیداحمد خاتمی، عضو مجلس خبرگان رهبری، حجتالاسلام پورمحمدی، رییس سازمان بازرسی کل کشور و نبی حبیبی، دبیرکل حزب موتلفه، اصولگرایانی بودند که دیروز در اظهاراتی جداگانه از سیاستهای اقتصادی، فرهنگی و مدیریتی دولت احمدینژاد انتقاد کردند. لاریجانی که در روزهای اخیر، در زمینه قانونگرایی، تذکراتی به دولت داده بود، اینبار در زمینه عدم اجرای مطلوب اصل ۴۴ لب به انتقاد گشود. احمد خاتمی به روال ماههای اخیر در حوزه فرهنگ منتقد بود و به بهانه سخنان رییسجمهوری درباره کراوات و تراشیدن ریش، از رییسجمهور خواست که از ورود چالشزا در مسایل فرهنگی و دینی بپرهیزد و پورمحمدی باز هم از عدم رعایت ضابطه و قانون در دستگاههای اجرایی سخن به میان آورد. حبیبی نیز از اظهارات اخیر رییسجمهوری درباره احزاب انتقاد کرد.
۲) آمریکا مدعی کنارهگیری ترکیه از پرونده هستهای ایران شد.
یک مقام آگاه آمریکایی مدعی شد که ترکیه رضایت داده است تا خود را از دخالت در پرونده هستهای ایران کنار بکشد که این توافق در پی مکالمه تلفنی ۴۵ دقیقهای بین «هیلاری کلینتون» وزیر امور خارجه آمریکا با «احمد داوود اوغلو» همتای ترک خود شکل گرفته است.
رییس مجلس شورای اسلامی با اظهار اینکه توسعه کشور ما مدلی ایرانی – اسلامی میطلبد، تاکید کرد: «هدفمند کردن یارانهها باید به تولید و افزایش سرمایهگذاری در کشور کمک کند نه اینکه جلوی آن سنگاندازی کند.» وی اعلام کرد: «هرچند دولت تلاش کرده است و خدمات زیادی صورت گرفته، اما هنوز به نتیجه مطلوب دست نیافتهایم. وی با بیان اینکه اصل این نیست که چند کارخانه را به فروش برسد بلکه باید فضای کسب و کار در کشور تسهیل شود. لاریجانی یکی از اهداف مهم سیاستهای اصل ۴۴ را کوچک کردن دولت دانست و اظهار داشت: «باید تلاش کرد که بودجه کشور از درآمدهای نفتی منفک شود و آنچه از فروش نفت و گاز بهدست میآید صرف آبادانی کشور شود.»
۲) فضای جامعه اسلامی و تعلیم و تربیت کشور را به انفاس قدسی و روحانی قرآن مجید معطر کنیم.
با پیام دکتر جاسبی رییس دانشگاه آزاد اسلامی سومین جشنواره قرآنی دانشآموزان و دانشجویان سما سراسر کشور از روز سهشنبه بهمدت سه روز به میزبانی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد در مشهد الرضا(ع) کار خود را آغاز کرد. در خاتمه این پیام آمده است: از مسوولین و متولیان فرهنگی کشور بهویژه از مدیران و مربیان دلسوز سما انتظار میرود تا با کار و کوشش بیشتر و مداومت در برنامههای آموزش قرآن، نسل جوان و تشنه معارف دینی را با روح متعالی قرآن کریم آشنا کرده و زمینه عمل به احکام و اخلاق الهی را در جامعه اسلامی فراهم کنند.
کیهان
۱) اجاره نشین دیگر خوشنشین نیست دربهدر بهدنبال یک خانه اجارهای
علیرغم وعدههای داده شده از سوی مسوولان برای کنترل قیمت اجاره بها، در حال حاضر قیمت اجاره واحدهای مسکونی آنطور که باید و شاید پایین نیامده و پیدا کردن یک واحد اجارهای در شهر تهران این روزها بهراحتی میسر نیست. بازار آشفته اجاره مسکن بیش از این نیازمند قانون مداری است. از اینها گذشته و به گفته مردم نباید نقش برخی آژانسهای زنجیرهای را در افزایش کرایه مسکن اجارهای بی تاثیر دانست.
رییس شورای اصناف کشور با تاکید بر اینکه با توجه به تعامل سه جانبه اصناف از مالیات تعیین شده راضی هستند گفت: «اعتصابی در بازار رخ نداده است.»
قاسم نودهفراهانی در گفتوگو با مهر با اشاره به رضایت اصناف از مالیات تعیین شده برای سال جاری گفت: «تعیین مالیات و وصول آن به عهده وزارت امور اقتصادی و دارایی است و این وزارتخانه هر سال می تواند بخشی از این مسوولیت خود را تفویض اختیار کند.»
رییس شورای اصناف کشور با رد بروز هرگونه اعتصاب در بازار بهدلیل افزایش مالیات افزود: «چنین موضوعی صحت ندارد و بازار کشور، تعطیلی نداشته است.»
وی تصریح کرد: «براساس تعامل وزارتخانههای بازرگانی و امور اقتصادی و دارایی با جامعه صنفی کشور مبنی بر تعیین مالیات برای سال ۸۹، رضایت اصناف کشور جلب شده است.»
ادعای جدید روسها علیه فعالیت هستهای ایران با واکنش مقامات تهران مواجه شده است. در همین حال آمریکا با استقبال از تازهترین اظهارات دیمیتری مدودف، رییسجمهوری روسیه مدعی شد که مسکو در نگرانی واشنگتن درباره اینکه برنامه هستهای ایران میتواند به «نقطه بدون بازگشت» برسد، شریک است. بهدنبال ادعای مدودف، رییسجمهوری روسیه مبنی بر اینکه ایران به توانایی ساخت سلاح هستهای نزدیک شده است، منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران اظهارات وی را خلاف واقع دانست و بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز به وی هشدار داد که فریب اطلاعات سرویسهای امنیتی آمریکا و انگلیس را نخورد.
بورس اوراق بهادار روز گذشته شاهد اوجگیری شاخص کل بود و شاخص توانست برای نخستین بار از مرز ۱۵هزار واحد عبور کند. همزمان، تازهترین آمار فدراسیون جهانی بورسها که تحولات ۵۴ بورس عضو خود را طی ۶ ماه اول ۲۰۱۰ مورد بررسی قرار داده است، نشان میدهد که بورس تهران توانسته رتبه دوم بیشترین رشد «شاخص» و رتبه سوم بیشترین رشد «ارزش بازار» را بهدست آورد.
روز گذشته سهشنبه کاخ سفید در اظهارنظری این احتمال که خروج قریبالوقوع شهرام امیری، کارشناس هستهای ایرانی از آمریکا، بخشی از معامله پنهانی یا مبادله زندانی با تهران است را رد کرد.
رابرت گیبز، سخنگوی کاخ سفید، سهشنبه ۲۲ تیر (۱۳ جولای) به خبرنگاران گفت که موضوع آقای امیری و پرونده سه جوان آمریکایی که از سال گذشته در ایران زندانی بودهاند، با هم ارتباطی ندارد.
سخنگوی دولت باراک اوباما درباره شهرام امیری گفت: «ما او را نگاه نداشتهایم و بنابراین وی جز هیچ مبادلهای نیست.»
به گفته دولت آمریکا، ریچارد فلتمن، معاون وزیر امور خارجه این کشور در امور خاورنزدیک، دوشنبه شب به وقت واشنگتن از طریق دولت سوییس رسما به ایران خبر داد که شهرام امیری در آمریکا بوده است و قصد بازگشت به ایران را دارد.
وی همچنین از ایران خواست که سه آمریکایی که از ماه جولای سال ۲۰۰۹ به اتهام ورود غیرقانونی به ایران بازداشت شدهاند را آزاد کند و سرنوشت رابرت لوینسون، مامور بازنشسته پلیس فدرال آمریکا که گفته می شود بیش از سه سال پیش در جزیره کیش ناپدید شد را روشن کند.
لازم به یادآوری است شهرام امیری دوشنبه حدود ساعت شش بعد از ظهر به وقت واشنگتن، به دفتر حفاظت از منافع ایران مستقر در سفارت پاکستان در پایتخت آمریکا مراجعه کرد و خواهان بازگشت به ایران شده است.
روز گذشته سهشنبه پس از رایگیری در پارلمان فرانسه طرح منع استفاده از حجاب کامل (چادر) در تمامی مکانهای عمومی تصویب و به قانون تبدیل شد.
به گزارش بیبیسی، پارلمان فرانسه در رایگیری روز گذشته خود برای طرح منع استقاده از حجاب کامل (چادر) در مکانهای عمومی از ۵۵۷ کرسی با ۳۳۵ رای موافق و تنها ۱ رای مخالف موفق به تصویب آن شده است. قرار است این قانون از ماه سپتامبر پس از تایید در مجلس سنای این کشور به کلیه مکانهای عمومی ابلاغ شود.
نیکولای سارکوزی رییسجمهوری فرانسه در اظهارنظری هدف از این طرح و تصویب آن را مشخص شدن هویت واقعی فرانسه اعلام کرده است. این در حالی است که مخالفان این طرح از دولت برای اعمال نفوذ بر مجلس برای تصویب این طرح انتقاد کردهاند.
پس از انجام رایگیری، وزیر دادگستری فرانسه از تصویب این طرح به عنوان یک پیروزی و موفقیت یاد کرده است.
گفتنی است پیش از این نیز طرح منع استفاده از حجاب کامل (چادر) در مکانهای عمومی در کشورهای اسپانیا و بلژیک به صورت قانون تصویب و اجرا شده است.
گزارش ها از تهران حاکی از آن است که روز سهشنبه، ۲۲ تیر بخشی از بازار تهران در ادامه اعتراض هفته گذشته بازاریها به افزایش مالیات از سوی دولت ایران، همچنان تعطیل بوده است.
به نقل از بیبیسی، با آنکه نمایندگان شورای اصناف با دولت برای افزایش ۱۵ درصدی مالیات توفق کردهاند، اما بخشی از مغازهداران در بازار پارچهفروشان و فرش فروشان هنوز پس از تعطیلات چهار روزه در ایران، فعالیت عادی خود را از سر نگرفتهاند.
علی عسکری، رییس کل سازمان امور مالیاتی کشور در تلویزیون ایران اعلام کرد که در پی توافق نمایندگان شواری اصناف و دولت بر افزایش ۱۵ درصدی، مالیاتدهندگان میتوانند بیش از نیمی از مالیات خود را به صورت قسطی بپردازند.
مسوولان شورای اصناف کشور هم از رضایت بیشتر اصناف از این توافق صحبت کردهاند و گفتهاند که اصناف باید اظهارنامههای مالیاتی خود در سال ۱۳۸۸ را با توجه به افزایش ۱۵ درصدی نسبت به سال ۱۳۸۷ تا پایان تیرماه ارایه کنند.
هفته گذشته در پی اعلام خبر افزایش مالیات بر درآمد تا ۷۰ درصد و عدم توافق سازمان امور مالیاتی و اصناف با خواستههای بازاریان «در زمینه مالیات عملکرد سال ۱۳۸۸»، بخشی از واحدهای صنفی در بازار تهران از جمله صنف طلا و جواهر، سراج، نساج و پارچه مغاره خود را تعطیل کردند.
هیلاری کلینتون با تاکید بر اینکه شهرام امیری، آزادانه به آمریکا سفر کرده و آزاد است که از آمریکا بازگردد، گفته است که تصمیم به سفر به آمریکا و بازگشت به ایران توسط خود آقای امیری و به تنهایی اتخاذ شده است.
خانم کلینتون در گفتوگو با خبرنگاران افزود که در واقع آقای امیری روز دوشنبه ۲۱ تیرماه برنامه سفر به ایران را تنظیم کرد اما قادر نبود که همه مقدمات لازم برای سفر به ایران از طریق یک کشور ثالث را فراهم کند.
این اظهارات در زمانی منتشر میشود که منابع خبری ایران چند ساعت پیشتر از مراجعه آقای امیری به دفتر حفاظت از منافع ایران در واشنگتن (مستقر در سفارت پاکستان) و ابراز تمایل او برای بازگشت به ایران خبر داده بودند.
یک دیپلمات سفارت پاکستان، حضور آقای امیری در این سفارتخانه را تایید کرده و گفته است که او حدود ساعت ۶:۳۰ عصر روز دوشنبه در نزدیکی این سفارتخانه پیاده شده و از آن هنگام در ساختمان سفارت حضور دارد.
پیش از این، منوچهر متکی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در یک کنفرانس خبری در مادرید، ضمن اشاره به پناه بردن شهرام امیری به دفتر حافظ منافع جمهوری اسلامی در واشنگتن، اعلام کرده بود که شهرام امیری خواستار بازگشت به تهران شده است و ابراز امیدواری کرده بود که شهرام امیری بدون هیچ مشکلی به کشور خود باز گردد و ایالات متحده، مانع بازگشت وی به وطنش نشود.
جمهوری اسلامی مدعی است که آقای امیری در خرداد ماه سال گذشته در عربستان سعودی توسط ماموران سیا ربوده شده است.
مقامات ایرانی در یک سال گذشته همواره بر موضع خود مبنی بر ربوده شدن شهرام امیری توسط ایالات متحده آمریکا پافشاری کردهاند و این در حالی است که آمریکا میگوید شهرام امیری خود خواستار پناهندگی در این کشور بوده است.
لازم به یادآوری است، با هم کاری سفارت پاکستان در واشنگتن روز گذشته شهرام امیری آمریکا را از طریق کشور ثالث به مقصد ایران ترک کرده است.
پس از این که ریاستجمهوری جرج بوش پایان یافت و جای آنرا باراک اوباما گرفت لحن کاخنشیان آمریکا و حکومت اسلامی تا حدودی تغییر کرد و حتا گامهایی از سوی طرفین برای مذاکره نیز برداشته شد. اما ظاهرن این مذاکرات نهان و آشکار تاکنون نتیجه چندانی نداده است.
بهعلاوه تصویب قطعنامه اخیر شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران و همچنین تحریمهای اقتصادی یک جانبه آمریکا، ۲۷ کشور اتحادیه اروپا و برخی کشورهای دیگر و لغو یا تعلیق قراردادهای شرکتهای بزرگ بینالمللی با ایران بهویژه در عرصه مهم نفت و گاز، حکومت اسلامی را در تنگنای جدی قرار داده است. از اینرو، سران و مقامات حکومت اسلامی، از یک سو ادعا میکنند که این تحریمها و قطعنامهها کاغذ پارهای بیش نیستند و از سوی دیگر، به شورای امنیت و اتحادیه اروپا و آژانس نامه مینویسند و پیغام میدهند که حاضر به مذاکره هستند. یعنی حکومت اسلامی، پس از بازیهای سیاسی – دیپلماتیک و به کارگیری ترفندها و مانورهای زیاد، منتظر گل نود دقیقهای میماند. اما بهنظر میرسد اینبار تصمیمات شورای امنیت و دولت آمریکا و اتحادیه اروپا، جدیتر از گذشته است. در عین حال زمزمه حمله نظامی به ایران نیز از سوی مقامات اسراییل و کنار نگذاشتن گزینه نظامی بار دیگر از سوی باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا و مقامات دیگر کاخ سفید و همچنین کارشناسان در رسانههای معتبر بینالمللی شنیده میشود.
اخیرن واشنگتن پست، طی مطلبی تاکید کرده است که «تحریم ها علیه حکومت تهران باید با گزینه نظامی همراه باشد.»
این روزنامه در شماره روز جمعه ۹ ژوئیه ۲۰۱۰ خود نوشت، تحریمها برای اثبات میزان تاثیر خود به زمان کافی نیاز دارند تا بتوانند از طریق اعمال فشار بر حکومت، سیاست هستهای آنرا تغییر دهند. در عین حال هر روز بر ذخیره اورانیوم غنی شده حکومت ایران افزوده میشود و زمان برای متوقف ساختن حکومت به سرعت رو به پایان میرود. بهاین ترتیب وقوع دو سناریو در ماههای آینده محتمل به نظر میرسد که احتمال وقوع سناریوی دوم بیشتر است:
سناریوی اول: روند کنونی بر دستیابی رژیم تهران به سلاح هستهای تا پایان سال جاری دلالت میکند و حکومت اسلامی دارای سلاح هستهای، آمریکا را با شرایط استراتژیکی دشواری در منطقه روبهرو خواهد ساخت و بهاین ترتیب رقابت هستهای در سراسر خاورمیانه آغاز خواهد شد. در این اثنا، حکومت اسلامی تسلط خود بر خلیجفارس را افزایش خواهد داد و با دامنزدن به بیثباتی در عراق، افغانستان و کشورهای عربی میانهرو، ضمن گسترش تروریسم در تمامی منطقه موجب جلوگیری از ایجاد صلح میان اسراییل و فلسطینیان خواهد شد.
سناریوی دوم: اسراییل به تاسیسات هستهای حکومت تهران حمله نظامی خواهد کرد که موجب پاسخ تلافیجویانه از سوی حکومت تهران خواهد شد و در این شرایط ایالات متحده نمیتواند نسبت به هم پیمان خود در منطقه، بیطرف بماند. آمریکا نمیتواند تا ابد منتظر بماند تا دیپلماسی و تحریم به نتیجه برسد. تحریمها تنها در صورتی موثر هستند که با آغاز روندی جهت آمادهسازی استفاده از گزینه نظامی بهعنوان آخرین گزینه، همراه باشند. دولت آمریکا باید برای حکومت تهران و همچنین مردم آمریکا روشن سازد که در صورت عدم توفیق دیپلماسی راهی جز حمله نظامی باقی نخواهد ماند.
از سوی دیگر، نشریه «بررسیهای نظامی» ارتش آمریکا، اخیرن مقالهای را منتشر کرده است که در آن حمله نظامی علیه ایران برای مهار اهداف هستهای حکومت اسلامی تصریح شده است.
آمیتای اتزیونی، استاد روابط بینالملل دانشگاه «جرج واشینگتن» در آمریکا، در مقالهای تحت عنوان «آیا میتوان جلوی ایران اتمی را گرفت؟» میگوید: «برای حل مساله هستهای ایران چهار گزینه وجود دارد که عبارتند از: «تعامل، تحریم، حمله نظامی و بازدارندگی.»
اتزینونی مینویسد که گزینه گفتگو و تعامل با ایران را که هم دولت آمریکا و هم دولتهای اروپایی آزموده اند، نتیجهای به بار نیاورده است.
به باور این استاد دانشگاه، گزینه تحریم هم کارساز نیست و تجربه اعمال تحریم علیه کشورهایی مانند کوبا و سوریه نشان داده است که این گزینه موثر نیست و راه بهجایی نخواهد برد.
به نوشته نویسنده مقاله، حمله به تاسیسات هستهای ایران نمیتواند چندان موثر باشد زیرا بیشتر این تاسیسات زیرزمینی است و به خوبی از آنها محافظت میشود و حمله نظامی صرفن برنامه هستهای ایران را به تعویق خواهد انداخت.
اما در مورد گزینه بازدارندگی، او میگوید که آمریکا بهجای حمله به تاسیسات هستهای باید تغییر رفتار حکومت اسلامی را مد نظر قرار دهد و با حمله به تاسیسات زیربنایی و حیاتی ایران به حکومت اسلامی نشان دهد که ادامه رفتار کنونیاش هزینه سنگینتری را میتواند به دنبال داشته باشد.
این مقاله در تشریح تاسیسات زیربنایی و غیرهستهای ایران که میتوانند هدفهای خوبی برای حمله باشند، می نویسد: «در مرحله اول میتوان مراکز فرماندهی و مقرهای سپاه پاسداران، تاسیسات راداری و پدافند هوایی، سامانههای موشکی و ناوهای ایران را که قادرند در خلیج فارس مسئلهساز باشند، هدف قرار داد.»
نویسنده مقاله میافزاید: «در مرحله بعد میتوان تاسیسات دیگر ایران از جمله پلها و خطوط راه آهن ایران را بمباران کرد و حتا اگر لازم باشد، میتوان آسمان ایران را منطقه پرواز ممنوع اعلام کرد، همانگونه که در زمان حکومت صدامحسین در بخش شمالی عراق عملی شد.»
آمیتای اتزینونی، که در سیاستهای استراتژیک آمریکا نیر تاثیرگذار است به دولت آمریکا هشدار میدهد که زمان در حال سپری شدن است و اگر آمریکا هرچه زودتر با حمله نظامی در مقابل ایران نایستد، فرصت باز داشتن ایران از دسترسی به سلاح هستهای از بین خواهد رفت.
پرفسور پل راجرز، استاد مطالعات صلح دانشگاه برادفورد بریتانیا، در یک مقاله تحلیلی درباره تلفات انسانی و غیرانسانی ناشی از حملات احتمالی هوایی به تاسیسات هستهای و زیربنایی ایران می نویسد که در هر نوع حمله هوایی غافلگیرانه شمار بسیار زیادی از مردم، چه نظامی و چه غیرنظامی، کشته خواهند شد.
به برآورد این استاد دانشگاه تلفات نظامیان در موج اول حملات هوایی به هزاران نفر خواهد رسید، به ویژه اگر حملات علیه پایگاههای هوایی و تاسیسات و مقرهای سپاه پاسداران باشد و میزان این تلفات با واکنش ایران به حملات هوایی و بمباران بیشتر آمریکا، بهعبارت دیگر گستردهتر شدن حملات، بیش از پبش افزایش خواهد یافت.
سفیر امارات متحده عربی در ایالات متحده، روز سهشنبه ۸ ژوییه ۲۰۱۰، از حمله نظامی به تاسیسات هستهای ایران، در صورت شکست تحریمها، استقبال کرد و سودهای ناشی از این حمله را بیش از زیانهای آن دانست.
به گزارش فاکس نیوز، یوسفالعتیبه در تاریخ ۱۵ تیرماه، در یک نشست مطبوعاتی در واشنگتن ضمن بیان این مطلب که این اقدام بهطور حتم اعتراضاتی را در سطح جهان بر خواهد انگیخت و به روابط تجاری میان ایران و امارات ضربه خواهد زد، تصریح کرد: «با این وجود ما نمیتوانیم در کنار ایران هستهای زندگی کنیم. من حاضرم برای امنیت امارات هر چیزی را به جان بخرم.»
ایران و امارات روابط تجاری گستردهای با هم دارند اما روابط سیاسی میان دو کشور در سالهای اخیر تحت تاثیر ادعای امارات در مورد مالکیت جزایر سهگانه خلیجفارس بوده است، تا آنجا که در سال گذشته وزیر خارجه امارات حضور ایران در جزایر سهگانه را به اشغال سرزمینهای فلسطینی توسط اسراییل تشبیه کرد.
با این حال در حوزه اقتصادی نیز امارات به تازگی اقدام به مسدود کردن حساب بانکی ۴۱ شخصیت حقیقی و حقوقی ایرانی در این کشور کرده است.
بانک مرکزی امارات مسدود شدن این حسابها را در راستای اجرای تحریمهای سازمان ملل عنوان کرد و همچنین از موسسات مالی و اعتباری این کشور نیز خواست که از پرداخت وجه به ایرانیان مشمول تحریم خودداری کند.
این کشور همچنین چند روز پیش از این اقدام، از تعطیل شدن ۴۰ شرکت محلی و بینالمللی در امارات که تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را زیر پا گذاشته بودند، خبر داد.
یک روز پس از حمایت سفیر امارات از حمله نظامی به تاسیسات هستهای، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی ایران، این اظهارات را «دریده گویی» خواند و از دولت امارات خواست تا با اعلام نظر در مورد اظهارات سفیر خود در سازمان ملل، این اظهارات را تصحیح کند، گفت: «برخی دولتمردان امارات باید بدانند در همین شرایط بحرانی اقتصادی که آنها درگیر هستند این سفرهای ایرانیها به امارات بود که اقتصاد بحرانزده امارات، خصوصن دوبی را از وضعیت بدتر نجات داد.»
فولکر پرتس، مدیر «بنیاد دانش و سیاست» در برلین، معروف به «اتاق فکر» دولت آلمان، مقاله «حال و هوایی چون وضعیت پیش از جنگ» را درباره اوضاع خاورمیانه منتشر کرده است. او در این مقاله به عوامل جنگزای منطقه پرداخته است.
فولکر پرتس، کارشناس آلمانی، در مقاله خود مینویسد که خطر جنگ در خاورمیانه و خاور نزدیک در هفتههای اخیر بهشدت افزایش یافته است. او چهار عامل را برمیشمرد که بهنظر او هر یک موجب بیثباتی در منطقه شده و به مرور تشدید یافتهاند.
ناامیدی و بیاعتمادی، بیثباتی در منطقه از «سیاستهای نادرست حکومتهای منطقه»، خلا قدرت و و سرانجام چهارمین عامل تقویتکننده بیثباتی در خاورمیانه از نظر مدیر «بنیاد دانش و سیاست» عبارت است از «نبود واسط خارجی.»
این کارشناس آلمانی، بهعنوان عامل دوم بیثباتی در منطقه از «سیاستهای نادرست حکومتهای منطقه» نام میبرد و مینویسد: «نقشآفرینان مهمی چون دولتهای اسراییل و ایران با سیاستی که اعمال میکنند بر لبه پرتگاه گام میزنند. آنان یا به دور از واقعیت بهسر میبرند و حسی برای محیط اطرافشان ندارند یا با رفتار تحریک کننده خود در تلاش کسب جایگاهی مهمتر برای خود هستند. مدت هاست در مورد دولت نتانیاهو گفته میشود که دچار کوری استراتژیک است، چون این دولت چنان به سیاست کوتهبینانه خود در مورد مناطق اشغالی و شهرکها چسبیده است که علایق درازمدت اسراییل را در ارتباط با برقراری تعادل در روابطش با فلسطینیها به مخاطره میافکند… و طبیعتن اسراییل دشمنانی واقعی دارد که از چنین نقطه ضعفهایی استفاده میکنند. دولت ایران و حزباله لبنان در آن میان نقش تحریک کننده را بازی میکنند… یک برخورد میتواند به آسانی موجب ایجاد درگیری سخت میان حزب اله و اسراییل شود.»
مدیر «بنیاد دانش و سیاست»، مینویسد: «… سیاست آمریکا در برابر خاورمیانه در آغاز پرقدرت می نمود. اما دستی که باراک اوباما برای نزدیک شدن به سوی ایران دراز کرده بود، به مرور حالت مشت به خود گرفته است. تجربه نشان داده است که تنشهای خاورمیانه و خاور نزدیک بندرت خود به خود و با گذشت زمان برطرف میشوند. همین تجربه میگوید که بهترین راه برای رفع تنش در این منطقه فعال شدن عوامل تاثیرگذار جهانی و منطقهای است، وگرنه این تنشها تنها با خشونت حل خواهند شد.»
باراک اوباما، رییسجمهوری آمریکا، در مصاحبه با یک شبکه تلویزیونی اسراییلی گفته است برای حل مناقشه هستهای ایران هیچ گزینهای را کنار نگذاشته است.
رییسجمهوری آمریکا میگوید: «دستیابی ایران به سلاح هستهای غیرقابل قبول است و ما برای جلوگیری از وقوع چنین اتفاقی، دست بههر اقدامی خواهیم زد.»
گفتههای باراک اوباما، در حالی از شبکه تلویزیونی اسراییلی پخش میشود که دولت اسراییل، با کشتار امداگران در آبهای بینالمللی که راهی کمک به مردم غزه بودند در سطح جهانی رسوا و در تنگنا قرار گرفته است و طرح حمله نظامی به ایران نیز یکی از آن تبلیغاتهایی است که دولت نژادپرست و اشغالگر اسراییل از جمله با هدف انحراف افکار عمومی به مسئله دیگری صورت میگیرد.
حکومت اسلامی، بهدلیل اینکه در جهان، حامی تروریسم و به ویژه تروریسم گروههای اسلامی در منطقه خاورمیانه است و در داخل ایران نیز اکثریت مردم، این حکومت جانی و آدمکش را نمیخواهند متاسفانه محاصره اقتصادی ایران و حتا حمله نظامی به تاسیسات اتمی و نظامی حکومت اسلامی، مخالفت آن چنانی که در حمله به عراق و افغانستان وجود داشت در جمله به ایران کمتر خواهد بود. بنابراین، اگر تبلیغات و طرح حمله نظامی به ایران را در کنار موضعگیریهای غیرمسوولانه و جنگطلبانه خامنهای، احمدینژاد، امام جمعهها، فرماندهان سپاه و غیره بگذاریم به سادگی بهاین نتیجه میرسیم که احتمالن حکومت اسلامی و حکومت اسراییل، برای برون رفت از بحرانهای اقتصادی و سیاسی خود، به یک جنگ تازه ویرانگر نیاز دارند.
بنا به گزارش خبرگزاری فرانسه، اسراییل که تنها دارنده سلاح هستهای در خاورمیانه محسوب میشود، حکومت اسلامی را اصلیترین تهدید برای خود میداند. محمود احمدینژاد، رییسجمهوری ایران، از زمان روی کار آمدن خواستار محو اسراییل شده است.
اسراییل میگوید برای حل مناقشه هستهای ایران همه گزینهها و از جمله گزینه نظامی را مد نظر خواهد داشت.
اسراییل در سال ۱۹۸۱ تاسیسات هستهای عراق را بمباران کرد و در سال ۲۰۰۷ تاسیساتی را در سوریه بمباران کرد و مدعی شد این تاسیسات اتمی سوریه بوده است.
باراک اوباما، رییسجمهوری آمریکا و هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه آمریکا، با رایزنیهای گستردهای که چه با کشورهای متحد خود و چه با کشورهای رقیبشان چون روسیه و چین و غیره انجام دادهاند و به رایزنیهای خود به ویژه در کشورهای عربی و شیخ نشینهای حوزه خلیج فارس ادامه میدهند. آنها، احتمالن در این رایزنیهای خود در برخورد با مسئله هستهای ایران، در رابطه راه حل نظامی نیز تبادل نطر میکنند.
اوباما در پاسخ به این پرسش که «آیا نگران نیستید که اسراییل با حمله به تاسیسات هستهای ایران، آمریکا را غافلگیر کند؟» میگوید: «ما هیچ تلاشی برای غافلگیر کردن دیگری نمیکنیم.» معنای این جواب اوباما این است که اولن گزینه نظامی روی میز ما قرار دارد و همچنین اسراییل بدون مشورت و توافق دولت آمریکا نمیتواند دست به چنین اقدام ماجراجویانهای بزند که احتمالن به یک جنگ تمام عیار در منطقه بحران خاورمیانه منجر شود. تمام قلدریهای سیاسی-نظامی دولت اسراییل در منطقه و ادامه اشغال سرزمینهای فلسطینی و هر از چند گاهی تجاوز نظامی به لبنان، بهاین دلیل ادامه دارد که دولت آمریکا و برخی کشورهای اروپایی در هر شرایطی حامی دولت اسراییل هستند. برای بحرانی نگهداشتن خاورمیانه، حماس، جهاد اسلامی، القاعده، حزباله لبنان، حکومت اسلامی و حکومت اسراییل لازم و ملزوم یکدیگرند. تغییر پایهای دولت اسراییل و روی کار آمدن گرایشات غیرمذهبی و غیرنظامی در این کشور و خروج همه نیروهای اشغالگر اسراییلی از سرزمینهای فلسطینی، نخستین گام در راه صلح خاورمیانه و اضمحلال حماس و حاشیه کردن نقش حکومت اسلامی در امور داخلی مردم فلسطین است. چه بسا تشکیل یک دولت مشترک اسراییلی – فلسطینی میتواند به سرعت دشمنی حدود پنج دهه را به یک دوستی و هم زیستی مسالمتآمیز ماندگار تبدیل کند. مردم اسراییل و فلسطین مانند همه مردم جهان، هیچ خصومت و دشمنی با همدیگر ندارند و این دولتها هستند که جنگ و دشمنی و خشونت را طراحی و اجرا میکنند و انسانهای بیشماری را نیز قربانی این رقابتهای اقتصادی و نظامی و سیاسی خود میکنند. اگر روزی روزگاری القاعده و حماس و جهاد اسلامی و… به درد دولت آمریکا و اسراییل میخورد که در مقابل گرایشات چپ و سکولار بایستند امروز ظاهرن بلای جان خودشان نیز شده است. یعنی این جریانات تروریستی دست پخت دولتهای بورژوازی و در راس همه دولت آمریکا و متحدانش بر علیه شوروی سابق و رقابتهایشان با این بلوک بوده است. هنگامی که این بلوک نتوانست به رقابتهایش بهویژه در عرصه اقتصادی و تکنولوژی با غرب ادامه دهد از هم پاشید پدر بوش رییس جمهوری وقت آمریکا، با محاصره اقتصادی عراق و بمباران این کشور و جدا کردن کردستان عراق، نوید «نظم نوین جهانی» را به جهانیان داد و تئوریسنهای کاخ سفید نیز سوت پایان تاریخ را بهصدا درآوردند اما دیری نپایید که جهان مجددن چند قطبی شد و با اشغال عراق و افغانستان و تجزیه یوگسلاوی و جنگهای طولانی و هولناک در قاره آفریقا، تاخت و تاز کشورهای امپریالیستی همچنان ادامه یافت. بنابراین، نظم نوین جهانی چیزی نبود جز لشکرکسی و جنگ و تروریسم دولتی آمریکا در جهان. اساسن ماهیت دولتهای بورژوازی و در راس همه کشورهای قدرتمند امپربالیستی، استثمار شدید مزدبگیران با هدف کسب سود بیشتر و سرکوب جنبشهای آزادیخواه و عدالتجو و کارگری کمونیستی و همچنین سازماندهی جنگ و خونریزی در نقاط مختلف جهان است.
دولت آمریکا که خود نخستین سازنده و بهکار گیرنده بمب اتمی در جهان بود و اسراییل را نیز به دژ نظامی خود و مرکز سلاحهای مخرب و بهویژه کلاهکهای اتمی تبدیل کرده است ادعاهایشان در جلوگیری از تولید بمب اتمی توسط حکومت اسلامی ایران، ادعایی متناقض و غیرواقعی است. پیش شرط جلوگیری واقعی و جدی از تولید بمب اتمی توسط حکومت اسلامی ایران و هر حکومت دیگری، نابودی سلاحهای اتمی و شیمایی موجود در سطح جهان بهویژه توسط دولتهای آمریکا، اسراییل، روسیه، چین، پاکستان و غیره است.
جامعه جهانی هنوز فراموش نکرده است که ادعای دولتهای غربی مبنی بر وجود سلاحهای اتمی در عراق، دروغی بیش نبوده است. آمریکا و متحدانش برای اشغال عراق، ادعا میکردند که دولت وقت عراق، خطر جهانی است و بمب اتمی دارد. هنوز هم پس از گذشت هفت سال از اشغال نظامی این کشور توسط آمریکا و متحدانش، اثری از بمب اتمی دیده نشده است. اکنون نیز با وجود اینکه سران حکومت اسلامی، تلاشهای پیگیری در جهت دسترسی به بمب اتمی به خرج میدهند اما در واقعیت توان و ظرفیت و دانش ساختن بمب اتمی را ندارد. آن هم در شرایطی که تمام حرکات و روابط و مناسبات این حکومت با شرکتهای بزرگ و دولتها زیر نظر همه دولتها و شورای امنیت سازمان ملل قرار دارد. حکومت اسلامی، از زمانیکه خمینی گفت با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل مبنی بر آتش بس در جنگ ایران و عراق «جام زهر» را سرکشیدم»، مسئله دسترسی به جنگافزار مدرن و بهویژه بمب اتمی، یکی از مسایل مهم حکومت شد. آنها فکر میکنند ایران اتمی میتواند با قدرت بیشتری وارد بازی های سیاسی و بده و بستانهای اقتصادی سیاسی و نظامی با رقبایش شود. اما واقعیت این است که نیروهای دریایی، زمینی و هوایی ارتش و سپاه حکومت اسلامی، به لحاط تکنولوژی بسیار عقب مانده هستند و قدرت رقابت با هیچ کشوری را ندارند. موشک هوا کردنها و مانورهای نظامی و ادعاهای سران و فرماندهان حکومت اسلامی در رابطه با توانایی نظامیشان، همگی پوچ و غیرواقعی است. مهمتر از همه، حکومت اسلامی، کمترین پایگاه اجتماعی در نزد مردم ایران ندارد و فقط با اتکا به نیروهای پلیسی – امنیتی و سرکوب وحشیانه مخالفین خود سر پا مانده است در سطح جهانی نیز یکی از بی اعتبارترین حکومتهاست.
در چنین شرایطی، نه محاصره اقتصادی و نه حمله نظامی، هیچ کدام راه حلهایی نیستند که حکومت اسلامی را به زانو درآوردند و مهمتر از همه محاصره اقتصادی و هرگونه حمله نظامی به ایران به ضرر مردم این کشور است.
حمله نظامی به عراق و افغانستان هر چند که باعث سرنگونی حکومتهای وقت این کشورها شد، اما آمریکا و متحدانش برای مردم این کشورها، آسایش و امنیت و رفاه و آزادی به ارمغان نیاوردند و قرار هم نبود نتیجه جنگ و کشتار و اشغال به رفاه و آسایش و امنیت این کشورها منجر شود. با گذشت سالها از اشغال این کشورها و سرنگونی دولت حزب بعث در عراق و طالبان در افغانستان، نه تنها دمکراسی و آزادی نسبی در این کشورها برقرار نشده است، بلکه مردم لحظه به لحظه و ساعت به ساعت در طول شبانهروز در معرض ترور و کشتار و جنگ و فقر و فلاکت و گرسنگی قرار دارند. تروریسم و جنگ و خشونت در افغانستان و عراق صدها بار بیشتر از گذشته جان و مال و امنیت شهروندان این دو کشور را تهدید میکند. بعلاوه شیرازه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در این کشورهای اشغالی آنچنان از هم پاشیده است که شاید با تغییر چندین نسل نیز عوارض و عواقب مخرب آن از بین نخواهد رفت. مردم ایران در کنار گوش خود، شاهد این همه فجایع انسانی در عراق و افغانستان هستند طبیعتن دلشان نمیخواهد به فجایعی که مردم این کشورها دچار شدهاند، دچار شوند. بر این اساس، آلترناتیو موثر سیاسی و بدون این که زیست و زندگی مردم را تحت فشار قرار دهد، بایکوت سیاسی حکومت اسلامی است. در این راستا از معاملات دولتها و شرکتهایی که به حکومت اسلامی ابزارهای جنگی و دستگاهها و تکنولوژیهایی میفروشند که برای جاسوسی و کنترل مردم، شکنجه زندانیان در زندانها و سرکوب اعتراضات مردمی بهکار گرفته میشوند، جدن جلوگیری شود. تروریست – دیپلماتهای حکومت اسلامی، بهویژه از کشورهای غربی و نهادهای بینالمللی اخراج شوند و سفرای خود از ایران فرا بخوانند و دفاتری جای سفارتها و کنسولگریها را بگیرد که محدود به خدمات مردمی و اداری، مثلن ویزا صادر کند. از سفر سران و مقامات حکومت اسلامی به کشورهایشان جلوگیری کنند و در دستگیری آنها بهدلیل جنایت علیه بشریت جدیتر باشند کمک بزرگی به مردم ایران و همبستگی با مبارزات آنها کردهاند.
باین ترتیب، گزینه نظامی بر علیه ایران، همچنان خواست جدی برخی از محافل جنگطلب در هیت حاکمه آمریکا و اسراییل و هم فکران و متحدان آنهاست. این تبلیغات نگرانکننده و هشدار دهنده است. بر این اساس، باید با هرگونه حمله نظامی احتمالی به ایران، باید شدیدن مخالفت کرد.
مردم ایران، بهویژه در سال گذشته با تظاهراتها و راهپیماییهای میلیونی خود، با صدای بلند اعلام کرده اند که این حکومت ارتجاعی، جانی و تروریست را نمیخواهند. این حکومت، هم اکنون علاوه بر بحرانهای سیاسی و اقتصادی فزاینده دچار کشمکش بزرگی نیز در درون خودش است. تورم و گرانی روزبهروز در حال افزایش است و میلیونها نفر بیکارند. اگر تحریمهای اقتصادی جدیدتر پیگیری شوند نخست آوار آن بر مردم محروم و مزدبگیران فرو خواهد ریخت. بنابراین، جریانات و کسانیکه طرفدار محاصره اقتصادی و یا احیانن حمله نظامی به ایران هستند محدودند در حالیکه بایکوت سیاسی حکومت اسلامی با استقبال گسترده افکار عمومی مردم ایران و جهان روبهرو میشود و یاری بیشتری به مبارزات مردم ایران میکند. در چنین فضایی است که مردم ایران قادر خواهند شد با این حکومت جانی تعیین تکلیف نهایی کنند.
دولتهای غربی و همچنین روسیه و چین، اگر بهمعنای واقعی دست از معامله و بده و بستان با حکومت اسلامی بردارند مردم ایران با حمایت و پشتیبانی افکار عمومی مردم آزادیخواه جهان، این قدرت و پتانسیل و آگاهی را دارد که حکومت اسلامی را سرنگون کنند و حکومتی را به قدرت برسانند که حرمت انسانی را در داخل و خارج کشور پاس دارد و حامی کارگران، مردم آزادیخواه و عدالتجو در سطح جهان و منطقه باشد. اما هیچ انسان آگاهی توهم ندارد که دولتها دست از معاملات نهان و آشکار و منافع اقتصادی خود دست بکشند و حامی مبارزات تودههای جان به لب رسیده ایران باشند. دولتها تا اینجا و بهخصوص در یک سال گذشته که رویارویی مردم با نیروهای سرکوبگر حکومتی شدیدتر شده بود نشان داده اند که اولن نمیخواهند حکومت اسلامی سرنگون شود چون که نگرانند طبقه کارگر و نیروهای آزادی خواه و برابریطلب دست بالا را بگیرند و منافع آنها را در این کشور به خطر بیندازند و از سوی دیگر، در بهترین حالت آن هم با تردیدهای زیاد از جناح اصلاحطلبان حکومتی دفاع میکنند. در واقع آلترناتیو نخست شان، اصلاح همین حکومت ترور و وحشت و همراه کردن آن با سیاستهایشان به ویژه در منطقه بحرانی خاورمیانه است. بنابراین، کارگران، زنان، دانشجویان و مردم آزاده و ستم دیده ایران، در درجه نخست باید به نیروی مستقیم و بلاواسطه خود و مبارزه پیگیرشان علیه حکومت اسلامی اتکا کنند و در درجه دوم، روی حمایت و پشتیبانی نیروهای آزادیخواه جهان حساب کنند.
امروزه جنگ همسو با سیاستی است که بازتاب آن را میتوان در تحول عمیق ساختار جوامع غربی و در راس همه آمریکا دید. آیا میتوان جلو یک جنگ دیگر در خاورمیانه را گرفت؟ هیچ کس نمیداند. اما میدانیم اراده صلح در پرتو آزادی حاصل میشود و آینده به آزادی و برابری انسانها تعلق داشته باشد.
در ایران اتفاقات عجیبی رخ میدهد که هیچ کس هیچ پاسخی برایش ندارد. اگر شما قرار باشد مشهور باشید و کوچکترین خطایی در پروندهتان ثبت شود، از همه جا بایکوت میشوید. چه نویسنده باشید، چه خبرنگار، چه بازیگر، فرقی نمیکند. یک اشتباه کوچک میتواند آینده شغلیتان را نابود کند. اما آقای حمید ماهیصفت در تلویزیون ظاهر میشود و برنامه اجرا میکند، در حالی که همیشه کثیفترین جوکها را تعریف میکند.
اگر میخواهید در ایران خواننده باشید، باید ارزشی باشید. شما فکر میکنید آقای عباس قادری، چطوری در تهران زندگی میکند و کسی هم بهشون کاری ندارد؟ برای این که فردی مذهبی هستند. آقای قادری در یکی از قطعات زیابی خود، به نکات آموزنده هم توجه داشتهاند و فرد عاشق را امر به معروف میکنند. به آن گوش دهید…
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر