-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
آنچه در این بخش میآید فقط انتخابی از رادیو کوچه در بین رسانهها است و این رادیو دخل و تصرفی در آن ندارد.
کرمانشاه پست - به گزارش کرمانشاه پست در پی انتشار بیانیه انصار حزباله که در آن مسوولیت لغو کنسرت حسامالدین سراج را بر عهده گرفته و استاندار کرمانشاه تهدید به اقدام خشونتطلبانه شده است کرمانشاه پست گفتوگوی ویژهای با محمدعلی دادخواه وکیل برجسته کشور انجام داده که چکیده ای از آن را منتشر میکنیم .
محمدعلی دادخواه در این گفتگو جملات پایانی بیانیه انصار حزباله کرمانشاه را کاملن تهدید میداند که اقدام مجرمانه را تداعی میکند. در بخش پایانی این بیانیه خطاب به استاندار آمده است : «به احتمال قوی در این تقابل و رویارویی پیشرو، شما [استاندار] در پوشش برقراری نظم و … به حمایت از جبهه مقابل وارد خواهید شد که البته باید هزینه آنرا بپردازید، ما نیز متقابلن وصیتنامههای خویش را نوشته و امید به لطف و مدد الهی و دعای خیر حضرت ولیعصر(عج) داریم.»
دادخواه در اینباره میگوید : «این جملات کاملن تهدید است. ما در اینجا با یک تهدیدی روبهرو هستیم که افاده به یک اقدام مجرمانه را تداعی میکند. از نظر قوانین داخلی جرم و بینالمللی خلاف است.»
دادخواه در پاسخ به سوال کرمانشاه پست که آیا دستگاه قضایی میتواند موضوع را پیگیری کند میگوید : «بله، مقامات قضایی قاعدتن میتوانند پیگیری کنند.»
دادخواه در پاسخ بهاین سوال که چرا در بیانیه وصیتنامه سیاسی امام و سخنان رهبری ملاکی برای اقدامات خشونتطلبانه این گروه بوده میگوید: «این یک سو استفاده است. تفسیر و تعبیر شخصی از امری برای یک امر خلاف پذیرفتنی نیست. ما در کشور قانون داریم. هیچکس نمیتواند قانون را زیر پا بگذارد.»
وکیل برجسته کشور در پاسخ بهاین سوال که موازین اجتماعات از نظر قانون ایران چیست میگوید: در اصل ۲۷ قانون اساسی صراحتن تشکیل اجتماعات بدون حمل سلاح و بهشرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد میباشد. همچنین دولت ایران در سال ۱۳۵۴ به میثاقهای سیاسی سازمان ملل پیوسته که مطابق ماده ۹ قانون مدنی قابل اجراست. در اعلامیه جهانی حقوق بشر بر تساوی همه در برابر قانون تاکیده شده است. پس چنین اقداماتی هم مطابق قانون داخلی جرم است و هم مطابق قوانین بینالمللی خلاف است که حیثیت کشور را زیر سوال میبرد .
”The journey began when I looked away from ”here and now”; I mean that I looked into the past that has been named ”history”. One of Our Professors from Italy used to say that ”the past is a strange land”. And in fact when we look into the past, many human concepts- even fundamental- are dramatically different from what are commonly accepted today, and neither the understanding of concepts will be the same in the future.”
With the transition of time, everything is changing; even the concept of reality has changed or to put it in a better way, has been expanded. Reality, due to the diversity of human cognitive tools, such as five senses, is a very complex topic in philosophy and Epistemology even if it has more objective aspects that any other concepts.
Generally speaking we can say that the part of the reality that humans are able to perceive, analyze and explain is the truth.
If you agree with a general definition, we can conclude that quantity and quality of human understanding of truth has changed because the time changes our perceptions and analyzes capabilities. I mean that what man called reality two thousand years ago, was only a part of the reality that man knows today. So we can conclude that even the human perception of the truth is more than in the past.
Probably the only exception in this area can be considered by the difference between the intuitive science and the knowledge acquisition. Intuitive science is the pure awareness, beyond the boundaries of time and space. But who shares this unseen treasury, only God knows.
It is worthy to remember one of the immortal words of ”Socrates” when he said: ”He knows that he doesn’t know.” The prominent professor of philosophy and logic, Doctor ” Gholam Hossein Ebrahimi Dinani ” in the volume II of his book entitled ”General rules of philosophy in Islamic philosophy” he interprets the Socrates’s quotation:
”In this sentence we see clearly that ignorance becomes evident in the light of knowledge. That means that ignorance means ignorance when it is known. In a way that if the ignorance is not known, we can never recognize it. In another words, of unbeknownst ignorance, which is ”Combined Ignorance”, nothing can be said. A western contemporary philosopher on a protest speech against ”Socrates” has said: ” If Socrates knew that he didn’t know, I do not even know that.
quantity and quality of human understanding of truth has changed because the time changes our perceptions and analyze capabilities.
” But this philosopher has neglected the fact that there is no protest in his saying to what ”Socrates” had said, because in what he said, no new element exists in addition to the words of ”Socrates”. And this is because when he says that he does not know, and does not know that he does not know, in reality he knows that he does not know. If he ignored his ignorance, how could have he claimed that he did not know it?”[1]
Thank God that with this interpretation of the Professor- to whom I wish long and prosperous life- we know a little; I mean we know that we do not know.
[1] – Doctor Gholam Hossein Ebrahimi Dinani, General rules of philosophy in Islamic philosophy, Institute of human science and cultural studies, Tehran, Third edition, 2001, page 537.
اگر کسی تعبیرش این باشد که برخورد با روزنامهنگاران در ایران به حدود انتخابات دهم ریاست جمهوری میرسد ره به خطا برده است و اگر کسی تعبیرش این باشد که روزهای بد فقط برای روزنامهنگاران ایرانی بوده است بیشتر ره به خطا برده است. سال پیش هفتاد و شش روزنامهنگار در حین ماموریتهای محوله کشته شدهاند. صدها نفر زندانی شده و دهها نفر ربوده شدهاند و مورد آزار و ضرب و شتم قرار گرفتهاند.
ظاهر امر نشان میدهد روزنامهنگاران هم از سوی دولتهایی که منتقدشان بودهاند و هم از سوی کسانی که نوک حملهشان به سوی آنان بوده است مورد تعرض و تعدی قرار گرفتهاند.
سازمان گزارشگران بدون مرز یکی از سازمانهای حمایتی روزنامهنگاران و انتقال اخبار از کشورهایی که خبر خطر آفرین است، به حساب میآید که گستره فعالیت آن از آفریقا تا خاورمیانه و خاور دور تا اروپا است. اگر بخواهیم در مورد این سازمان و فعالیتهایش در خصوص ایران صحبت کنیم بیشک باید پای صحبتهای یکی از فعالترین نیروهای این سازمان بنشینیم.
«رضا معینی» مسوول بخش تاجیکستان، افغانستان و ایران سازمان گزارشگران بدون مرز است که در طول پانزده سال گذشته با انتقال مسایل و مشکلات روزنامهنگاران این بخش به ویژه ایران و مشکلات پیش روی روزنامهنگاران ایرانی مسوولیت سنگینی را بر عهده داشته است.
این سازمان علاوه بر وظایف اطلاعرسانی در خصوص شرایط روزنامهنگاران ایرانی -به نقل از معینی- بنابر ضرورت و شرایط حاد موجود نسبت به اسکان، حمایت و هماهنگی ادامه زندگی روزنامهنگاران ایرانی که در خطر مجبور به ترک کشور شدهاند، همت گمارده است.
با توجه به اشراف این سازمان به مسایل روزنامهنگاران در ایران و مشکلات آنان و آسیبهای وارده بر آنها رضا معینی در گفتوگویی به موضوعات پیرامون روزنامهنگاری امروز ایران و سرنوشت روزنامهنگاران ترک وطن کرده میپردازد که در پی میآید:
سفر از آنجا آغاز شد که به دورترهایی از امروز نگریستم؛ یعنی به گذشتههایی که دورند و بر آن تاریخ نام نهادهاند. به قول استاد ایتالیایی ما که «گذشته سرزمین غریبی است». و به واقع وقتی به گذشته مینگریم، بسیاری از مفاهیم – حتا بنیادین – انسان با آنچه امروز رایج و شایع است، تفاوتهای فاحشی دارد، آنچنان که برداشت منطبق با واقعیت از یک پدیده یا مفهوم، در گذار زمان همسان نخواهد بود.
در گذار زمان، که همواره دگرگونی را همراه دارد، حتا مفهوم واقعیت نیز تغییر – یا بهتر بگوییم – گسترش یافته است. واقعیت، با آنکه بیشتر از بسیاری از مقولات دیگر، جنبههای عینی و قابل ادارک دارد، به دلیل تنوع و تغییر ابزارهای ادراکی انسان، همچون حواس پنجگانه، موضوع بسیار پیچیدهای در مباحث فلسفی و شناختشناسی (Epistemology) است.
شاید به اجمال بتوان گفت: آن بخشی از حقیقت که توسط حواس انسان دریافت و به وسیلهی قوهی تعقل، تحلیل و تبیین میشود، واقعیت نام دارد. اگر با این تعریف اجمالی سر جنگ نداشته باشیم، میتوان به راحتی دریافت که کمیت و کیفیت شناخت انسان از حقیقت – با توجه به تغییر حواس و نیروی تعقل در گذار زمان – تغییر یافته است.
یعنی آنچه از منظر انسان دو هزار سال پیش واقعیت نامیده میشده، تنها بخشی از واقعیتی است که انسان امروز میشناسد، بنابراین میتوان نتیجه گرفت که حتا دریافت انسان از حقیقت نیز بیشتر از گذشتههاست.
شاید تنها مورد استثنایی در این زمینه را بتوان شناخت از طریق علم حضوری – در مقابل علم حصولی – دانست. علم شهودی و حضوری همان گذار آگاهی محض، فراتر از مرز زمان و مکان تا به بود انسانی است. اما اینکه چه کسی در این خزانهی غیب سهیم است، واجبالوجود داند و بس.
در اینجا یاد یکی از سخنان جاودانهی «سقراط» پر بیراه نیست که گفت: «میداند که نمیداند». استاد برجستهی فلسفه و منطق اسلامی، دکتر «غلامحسین ابراهیمی دینانی» در جلد دوم کتاب ارزشمند «قواعد کلی فلسفی در فلسفهی اسلامی»، این جملهی سقراط را چنین تفسیر میکند:
«در این جمله به وضوح میبینیم که حتا جهل و نادانی در پرتو نوعی علم و آگاهی آشکار میشود؛ یعنی نادانی هنگامی معنی نادانی را پیدا میکند که دانسته شود آن نادانی است؛ به گونهای که اگر خود نادانی دانسته نشود، هرگز از آن نشانی نمیتوان یافت. به سخن دیگر، از نادانی نادانسته، که همان «جهل مرکب» است، هیچگونه سخن نمیتوان گفت. یکی از فلاسفهی معاصر مغربزمین، بر سبیل اعتراض به سخن «سقراط»، گفته است، اگر سقراط میدانست که نمیداند، من همان را نیز نمیدانم. ولی این فیلسوف از این نکته غفلت کرده که در معنی سخن وی هیچگونه اعتراضی بر کلام «سقراط» دیده نمیشود، زیرا در معنی سخن وی هیچ عنصر تازهای علاوه بر آنچه در کلام سقراط آمده وجود ندارد. و این بدان جهت است که وقتی وی ادعا مینماید که او نمیداند، و نمیداند که نمیداند، در حقیقت دانسته است که نمیداند که نمیداند، زیرا اگر جهل به جهل خود را نمیدانست چگونه میتوانست ادعا کند که وی آن را نمیداند؟»[۱]
خدا را شکر که با این تفسیر استاد – که عمرش دراز و برپار باد – ما هم کمی میدانیم؛ یعنی میدانیم که نمیدانیم.
[۱] – دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی ، قواعد کلی فلسفی در فلسفهی اسلامی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، چاپ سوم، ۱۳۸۰، ص ۵۳۷٫
محمد خاتمی در واکنش به این گفته احمدینژاد که در نظام تنها یک حزب وجود دارد و آنهم حزب ولایت است، گفت که «شاه هم میگفت تنها یک حزب داریم.»
به نقل از سیمیل، محمد خاتمی در واکنش بهاین گفته محمود احمدینژاد که در جمهوری اسلامی تنها یک حزب وجود دارد و آن هم «حزب ولایت» است، گفت که محمدرضا شاه پهلوی هم میگفت: «یک حزب داریم و هر که نمیخواهد عضو آن باشد از کشور خارج شود.»
به گزارش پارلماننیوز، آقای خاتمی با انتقاد از چنین اظهاراتی افزود: «امروز نیز بسیاری از مردم، اساتید، دانشجوها، متخصصان، روزنامهنگاران و سرمایههای کشور در حال خروج از کشور هستند. چرا جلوی این فجایع گرفته نمیشود؟»
محمد خاتمی از اینکه برخی مسوولان جمهوری اسلامی معتقدند «همه تشکلها و احزاب ناباب و باطلند»، اظهار تاسف کرده است.
وی با تاکید بر اینکه جنبش سبز، جنبشی ضد خشونت است، افزوده که «ما میخواهیم در چارچوب نظام و قانون کار کنیم، اما عدهای نمیگذارند و به نظر ما آنها هستند که خارج از نظام خارج هستند.»
خاتمی در پاسخ به پرسشی درباره جنبش سبز نیز گفت که «جنبش سبز متعلق به مردم است و از متن جامعه بیرون آمده و اینگونه نیست که چند نفر آن را ایجاد و اداره کنند و تصمیم بگیرند.»
به گفته وی، «جنبش سبز گرچه ممکن است متشکل از افراد و گروهها با سلایق مختلف و انگیزههای مختلف باشد، اما خواست نخست مردم این بوده و هست که مردم به حساب آیند و رایشان مورد احترام باشد و انتخابات سالم و آزاد باشد.»
خاتمی افزود: «یک سال است که مردم در حال دادن هزینه هستند و حتا در بسیاری از جمعها اگر برگزار شود، نمیشود از آرمانهای انقلاب و امام دفاع کرد.»
رییس بنیاد باران تصریح کرد: «متاسفانه کسانی وجود دارند که خود را معیار حق و باطل میدانند و به همین دلیل اگر کسی نیز با آنان مخالفت کند تبدیل میشود به فتنهگر.»
محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد: «در حال حاضر سه خواست مشترک وجود دارد که مطالبه همه مردم نیز هست. نخست اینکه زندانیان سیاسی هرچه سریعتر آزاد شوند، دوم اینکه این فضای بسته امنیتی تبدیل به فضای آزاد، رقابتی و حزبی شود و سوم آنکه به سوی انتخابات سالم و آزاد حرکت کنیم.»
وی همچنین با انتقاد از روابط دولت با مجلس گفته که «متاسفانه به جایی رسیدهایم که حتا مجلس نیز نمیتواند جلوی بیقانونیها را بگیرد از دولت انتقاد کند و اگر تصمیمی نیز میگیرد تحت فشار و هیاهو از جنس تهاجم به بیوت مراجع و اجتماعات آن را وادار به عقبنشینی میکنند.»
خاتمی در عین حال از اینکه مهاجمان به دفاتر مراجع تقلید و اتهامزنندگان تحت تعقیب قضایی قرار گرفتهاند، اظهار تاسف کرده و افزوده است: «قوه قضاییه باید به گونهای باشد که هر مظلومی از اینکه داد او گرفته میشود، مطمئن باشد.»
به گفته خاتمی «متاسفانه همه چیز امنیتی و نظامی و اطلاعاتی شده و این خوب نیست که اگر کسی برای دادخواهی به قوهقضاییه رفت احساس کند که حقش داده نمیشود. در حالیکه متهتکان و متجاوزان از امنیت برخوردارند.»
وی اظهار داشت: «نارساییها، ظلمها، زندانهای بیجا و بیعدالتیها فقط سبب میشود که سرمایههای عظیم مادی و معنوی خود را از دست بدهیم و در دنیا نیز منزوی شویم.»
توضیح دادن برای حضرت اسرافیل از پاسخ سوالات نکیر و منکر دادن سختتر بود به خصوص اینکه گوشهایش هم از شدت صدای شیپورش سنگین بود و حرفهای من را درست نمیشنید و یا حداقل اینجوری وانمود میکرد. تا به خودم آمدم متوجه شدم از حوری خبری نیست و غیب شده است. جالب بود، یکبار دیگه هم که در آن مجتمع با اون حوری نطلبیده با همسر گرامی برخورد کردیم و ایشان شروع به سرو صدا کردند بازهم حوری غیبش زد. فکر کردم اینها یک سیستم مقابله با شرایط بحرانی دارند و تا حس میکنند فضا ملتهب است سریعن غیبشان میزند.
اسرافیل ول کن ماجرا نبود و میگفت باید مرا به «کانون مراقبت از بهشتیان ناآرام» ببرد. گفتم: «آنجا دیگر چه جایی است؟» اسرافیل انگار سوالم را نشنید مرا مثل پرکاهی بلند کرد و با خود به آسمان برد. داخل یک ساختمان بزرگ شبیه زندانهای آمریکا که از بیرون مثل قصر میمانند شدیم. کمکم داشت هول برم میداشت که نکند این فرشته مقرب کار دست من بدهد و در بهشت زندانی بشوم. به فکرم رسید از پارتی استفاده کنم و به او بگویم آشنای کی هستم ولی ترسیدم شاید برای نازنین بد بشود و اینکه برای هر کاری بخواهم از کوپن او استفاده کنم ممکن است فردا کار ضروریتری پیش بیاید و دیگر کمکم نکند.
وارد اتاق مدیر کانون شدیم. همه به احترام حضرت اسرافیل از جا برخاستند. مدیر کانون که آقای نسبتن مسنی بود با سری که کاملن بانداژ شده بود از پشت میزش به طرف اسرافیل آمد و در حالیکه دستهایش را روی سینهاش گذاشته بود تعظیمی کرد و گفت: «قربان چرا خودتون زحمت کشیدهاید میفرمودید یگان ویژه انتظامی ما میرفتند و این مردک را با خودشون به اینجا میآوردند.» صدایم در آمد که: «آقای محترم. درست صحبت کنید. من پزشک مسوول اورژانس بیمارستان مرکزی بهشت هستم. خجالت بکشید.» انگار تیری به قلب مدیر اصابت کرد. عصبانی شد و فریاد زد: «من یک پدری از تو و اون اورژانس بیمارستانتان در بیاورم. این قیافه من را که میبینی شاهکار همان اورژانس و گوسالههای شبیه تو در اوجاست. من …»
یکدفعه به خودش آمد و متوجه حضور حضرت اسرافیل شد و من و من کنان گفت: «ببخشید جناب اسرافیل. یکدفعه از کوره در رفتم. چشم. من خودم به کار ایشان رسیدگی میکنم. میتوانید بفرمایید خطایایشان از چه نوع و درجهای بوده است؟» اسرافیل گفت: «تولید صوت بالاتر از ۱۰۰ دسی بل بدون هماهنگی. طبق بند ۳ ماده ۱۲ متمم قانون اصلاحی عمل کنید.» من در حالیکه رنگم مثل گچ سفید شده بود با ترس و لرز پریدم وسط صحبتشان و گفتم: «این بند و مند چی هست؟ من فقط یک جیغ ساده کشیدم آن هم از خوشحالی.» مدیر کینه شتری کانون نگاه غضبآلودی به من انداخت و تشکری دوباره از حضرت اسرافیل کرد و تا دم در او را بدرقه کرد.
وقتیکه مطمئن شد اسرافیل از ساختمان خارج شده است به سمت من برگشت و گفت: «خوب آقای دکتر. پزشک و مسوول اورژانس. امشب یک آشی برای شما تدارک دیدهایم با دو وجب روغن حیوانی روی آن. فقط امیدوارم برای چربی خونتان ضرری نداشته باشد. تلافی همه بلاهایی که اون اورژانس خراب شده سر من آورد را شما به عنوان مسوول آن باید پس بدهید.» دیدم هوا خیلی پس است و چارهای نیست و باید از کوپن نازنین استفاده کنم وگرنه این مدیر عصبانی امشب خشتکمان را حتمن بادبان خواهد کرد. گفتم: «جناب مدیر. اولن من تازه مسوول اورژانس شدهام یعنی واقعیت قضیه یک روز است. ثانین من از آشنایان خانم نازنین …. نازنین .. نازنین؟؟» هرچی به مغزم فشار آوردم فامیل نازنین یادم نیامد. فکر کردم اصلن شاید اینجا او را به نام دیگری میشناسند.
ادامه دادم: «بعله من از آشنایان نزدیک معاون محترم اجرایی بهشت هستم. شما میتوانید با دفتر ایشان تماس بگیرید و از صحت و سقم ماجرا خبر بگیرید.» مدیر کانون که انگار عصبانیتر شده بود گفت: «آشنای هر که میخواهی باش. من فعلن با تو کار دارم. تا معاون اجرایی بهشت، بر فرض درست بودن ادعای تو، بفهمند که اینجا هستی ما کار خودمان را کردهایم و دلمان خنک شده است.» تیرم به سنگ خورد و امیدم را از دست داده بودم. با صدایی ضعیف و شبیه گریه گفتم: «حالا چه بلایی سر من میخواهید بیاورید؟» مدیر کانون گفت: «ما اینجا بلا سر کسی نمیآوریم. ما اینجا افراد را مبتلا میکنیم.» گفتم: «جان؟ به چی مبتلا میکنید؟ ایدز؟» خندید و گفت: «نه آقای دکتر. اون که بیماری جسمی است. ما اینجا افراد را به شرایط خاص روحی مبتلا میکنیم. مثلن عاشقی، اضطراب، وسواس، انواع ترسها و …»
با خودم گفتم: «بابا این بهشت هم جای عجیب و غریبی است. اون از تنبیههای بازداشتگاهشان و این هم از مبتلا کردنشان به انواع امراض روحی. خدا پدر جهنم را بیامرزد که حداقل از اول تکلیف آدم روشن است.» مدیر گفت: «میتوانی انتخاب کنی کدام شرایط روحی را تجربه کنی آقای دکتر؟ این هم چون پارتی کلفت داری.» جمله آخر را با تمسخر گفت و من هم برای اینکه کم نیاورم با ترس و لرز گفتم: «حالا وقتی پارتی کلفت من متوجه حضور من در اینجا شوند شما هم از این شرایط بینصیب نمیمانید جناب مدیر.» از این تهدید من کمی جا خورد و کمی لحن خود را عوض کرد و گفت: «البته ما در اینجا کار غیرقانونی انجام نمیدهیم و چون شما مقررات بهشت را زیر پا گذاشتهاید طبق قانون باید مدتی در کانون مهمان ما باشید. حالا در طی این مهمانی ما برای شما خدمات و شرایط ویژهای هم تدارک میبینیم که امیدواریم به شما خوش بگذرد.» با تمسخر گفتم: «ما را به خیر شما امیدی نیست. لطفن شر نرسانید.» این جمله آخر دوباره کوره آقای مدیر را شعلهور ساخت و رنگ صورتش کبود شد و داد زد: «یکی بیاد این دکتر پررو رو از جلوی چشم من دور کنه وگرنه یک بلایی سر خودم و اون میآرم.» تا مامور از بیرون اتاق بیاد داخل گفتم: «حالا میخواهید من یک معاینهای شما را بکنم ببینم همکاران چه بلایی سر شما آوردهاند. من مهارت تشخیصی و درمانی خوبی دارمها. البته تعریف از خود نباشد.» مدیر هوار زد: اون بیپدری که این بلا را سر من آورد هم همین رو میگفت. من احمق خر شدم و خام حرفهایش شدم. وگرنه کدام آدم عاقل در بهشت از دکتر میخواد که غدههای چربی روی پوست سرش رو جراحی کنه، اونم از دکتر عمومی توی اورژانس.» اینقدر برام حرف زد که من قبول کردم و الان یکماه است که هر روز پانسمان عوض میکنم و دارو و آنتی بیوتیک میخورم. پس فردا هم اگه خوب نشوم مرا به دیار مفلوکان منتقل میکنند و دیگر رسمن شروع بیچارهگی من خواهد بود. آخرهای شب شده بود مرا به سمت اتاقی در زیرزمین کانون بردند و چون از اتفاقات آن روز خیلی خسته شده بودم و سرم هنوز درد میکرد یک قرص مسکن خوردم و زود خوابم برد. صبح زود با صدای مامور از خواب بیدار شدم که میگفت: «ملاقاتی داری آقای دکتر علی.» چشمهایم رو باز کردم و گفتم: «اولن سر صبح ملاقاتی کجا بود. ثانین من رو از کجا میشناسی اخوی؟…..»(ادامه دارد)
مرضیه وحید دستجردی، وزیر بهداشت ایران از مردم خواست به خاطر مقابله با گرمای اخیردر برخی استانها تا حد امکان از خانههای خود خارج نشوند.
وی که در حاشیه جلسه هیت دولت با خبرنگاران سخن میگفت با اشاره به موج جدید گرما و احتمال گرمازدگی، از آمادگی بیمارستانهای اصلی کشور برای پذیرش و درمان سریع گرمازدگان و کسانی که دچار حادثه شدهاند، خبر داد.
دستجردی به مردم توصیه کرد که «در مقابل نور مستقیم خورشید حرکت نکرده و از چتر و کلاه استفاده کنند و حتمن سعی کنند در زمانهایی از خانه خارج شوند که شدت گرما در حد زیادی نباشد.»
وی در خصوص آمار گرمازدگی در کشور نیز گفت: «استانهای جنوبی کشور که گرمای طولانی را شاهد بودهاند طبق آمارها بیشترین تعداد مراجعه و گرمازدگیها در این استانها بوده است ولی در عین حال در سایر استانهای کشور (۱۹ استان اعلام شده) این موضوع وجود داشته است.»
گفتنی است دمای هوای تهران و بسیاری از استانهای ایران چند روز است که به شدت افزایش یافته به طوریکه رییس سازمان هواشناسی، گرمای هوا را در نیم قرن گذشته «بیسابقه» خوانده و گفته است که گرمای هوای تهران در روز ۱۹ تیرماه در وضعیت رکورد ثبت شده است.
صبح امروز سهشنبه مقامات پلیس اوگاندا از بازداشت چند متهم در مورد انفجارهای شامگاه یکشنبه این کشور خبر داده است.
به گزارش الجزیره مقام ارشد پلیس این کشور در این پرونده از بازداشت چند متهم به ایجاد دو انفجار روز یکشنبه در این کشور که باعث مرگ دستکم ۷۴ نفر و زخمیشدن بیش از ۷۰ تن شده خبر داده است. همچنین از کشف بمبگذاری در مکانی دیگر گفت: «خوشبختانه این بمب عمل نکرده است و ما توانستیم این بمب را خنثا کنیم.»
در حالی که روز گذشته شامگاه گروه الشباب سومالی که متعلق به القاعده است مسوولیت این بمبگذاری را بر عهده گرفته، اما رییس پلیس تحقیق پرونده از نام و تعداد بازداشتشدگان اطلاعاتی به رسانهها و خبرگزاریها نداده است.
لازم به ذکر است در دو انفجاری که در اوگاندا در محل تجمع مردمی که برای تماشای فوتبال به وقوع پیوسته است باعث کشتهشدن ۷۴ نفر و زخمیشدن ۷۰ تن از ملیتهای مختلف شده است.
روز گذشته دوشنبه فیدل کاسترو در یک مصاحبه تلویزیونی از سیاست آمریکا انتقاد کرد و اظهار داشت اعمال فشار بر ایران و کره شمالی از سوی آمریکا باعث شروع یک جنگ هستهای خواهد شد.
به گزارش سیانان، رهبر سابق کوبا روز گذشته در یکی از معدود مصاحبههای خود با رسانهها اعلام کرده است که آمریکا با اعمال فشار در مورد دو کشور ایران و کره شمالی باعث بروز مشکلات بیشتر و احتمال بروز جنگ آن هم از نوع هستهای خواهد شد.
وی در ادامه از رای مثبت چین و روسیه در مورد اعمال تحریمهای بیشتر علیه ایران به خاطر برنامههای هستهای در شورای امنیت سازمان ملل انتقاد کرد و گفت در این مورد کشورها باید به نتیجه این تحریمها توجه کنند زیرا تحریم یک عمل دوسویه است که باعث ضرر هر دو طرف تحریمکننده و تحریمشونده منجر میشود.
وی در ادامه افزود اگر به اعمال این تحریمها ادامه داده شود آمریکا با جنگی مانند عراق مواجه خواهد شد اما اینبار این جنگ هستهای است.
گفتنی است در قطعنامه اخیر سازمان ملل که بر علیه ایران صادر شده موارد بیشتر برای تحریمها در نظر گرفته شده و به گفته آمریکا این تحریمها به علت نامشخص بودن وضعیت برنامه هستهای ایران است.
گروهی از پژوهشگران استرالیایی فناوری جدیدی را توسعه دادهاند که تماس با تلفن همراه حتا در مناطق بدون آنتن را هم امکانپذیر میکند.
محققان مدرسه علوم رایانهای دانشگاه فلایندرز در آدلاید این فناوری را با استفاده از تداخل «وای- فای» که به طور عادی در اتصالات اینترنتی کاربر دارد توسعه دادهاند.
در این فناوری با کمک تداخل وای- فای و بدون نیاز به سیگنالهایی که از یک نقطه مرکزی (آنتن) صادر شدهاند میتوان صدا را منتقل کرد.
اکنون با استفاده از این فناوری سیگنال میتواند بین تلفنهای همراه مختلف منتقل شود هرچند درحال حاضر از فاصله چند صد متری امکان انتقال صدا با این روش وجود دارد اما در آینده با افزودن فرستندهها و تجهیزات جانبی جدید میتوان مسافت و کیفیت صدا را ارتقا داد.
براساس گزارش ABC NEWS، این محققان در این خصوص اظهار داشتند: «با استفاده از تداخل وای- فای که امروزه بسیاری از تلفنهای همراه به آن مجهز هستند میتوانیم صدا را انتقال دهیم. این سیستم میتواند در توسعه یک شبکه اضطراری تلفنهای همراه در زمان وقوع بلایایی چون زلزله که در آنها دکلهای آنتنهای موبایل میتوانند خراب شوند مورد استفاده قرار میگیرد.»
این محققان افزودند: «این سیستم میتواند در زمان وقوع زلزله و تنها پس از مدت چند دقیقه ارتباطات موبایل میان گروههای امدادرسانی و مردم منطقه را برقرار کند.»
سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا روز دوشنبه از هند خواست که تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را در مورد برنامهی هستهای به اجرا درآورد.
آمریکا اعلام کرده است این موضوع را به عهده دهلی گذاشته که تصمیم بگیرد چگونه تهران را به رها کردن برنامهی هستهای متقاعد سازد.
فیلیپ کروالی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا روز دوشنبه به خبرنگاران گفت: «مسئله خطر رقابت تسلیحات هستهای در خاورمیانه است که بر کشورهای خارج از منطقه از جمله هند تاثیر خواهد گذاشت.»
وی افزود: «بنابراین همه مسوولند که هر اقدامی را که میتوانند انجام دهند تا ایران را به تغییر مسیر کنونیاش متقاعد کنند.»
گفتنی است پس از تصویب قطعنامه تحریمها بر علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل، آمریکا از کشورهایی که با ایران در حال همکاری هستند درخواست بازنگری در مورد روابطشان با ایران شده است.
درپی وقوع انفجاری که یکشنبه شب در تاریخ ۱۳ تیر در محوطه زندان اوین رخ داده است خانوادههای زندانیان سیاسی این زندان در نامهای از دادستان خواستند درباره علت انفجارهایی که در محوطه این زندان رخ داده، تحقیق کند.
این خانوادهها همچنین خواستار تشکیل کمیتهای به منظور بررسی این موضوع شدهاند.
به نقل از سیمیل، به نوشته آنها «صدای انفجارها به اندازهای بوده که حتا ساکنان منازل نزدیک به زندان اوین هم متوجه آن شدهاند و هم اکنون سیاهی به جا مانده از آتـش سوزی در برخی تپههای زندان به خوبی قابل مشاهده است.»
این خانوادهها اعلام کردهاند که بستگانشان به هنگام ملاقات با آنها موضوع انفجارها را در میان گذاشتهاند و آنها تلاش کردهاند در سکوت کامل این مسئله را پیگیری کنند، اما بیتوجهی مسوولان، آنها را مجبور کرد تا این موضوع را علنی کنند.
آنها خطاب به عباس جعفری دولتآبادی نوشتهاند: «از هفته گذشته تاکنون مسوولان زندان و دستگاه قضایی هیچ توضیحی در مورد علت وقوع انفجار و ابعاد آن ندادهاند.»
در این نامه تصریح شده که «ما شخص شما {جعفری دولتآبادی} را که مسوول پروندههای قضایی پس از انتخابات هستید و همچنین ریاست محترم دستگاه قضایی را مسوول حفظ جان و سلامتی عزیزانمان میدانیم.»
گفتنی است یکشنبه هفته گذشته در هنگام شب صدای چند انفجار مهیب در زندان اوین شنیده شد و متعاقب آن زندانیان اغلب بندها بهویژه زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ شعلههای آتـش حاصل از انفجارها را مشاهده کردهاند که سبب اضطراب شدید آنها شده بوده است.
علی شاطرزاده کاپیتان و مربی اسبق تیم ملی کاراته ایران صبح امروز سهشنبه بر اثر ضایعه مغزی در سن ۳۷ سالگی درگذشت.
علی شاطرزاده با ۴ عنوان قهرمانی آسیا پرافتخارترین کاراتهکای ایران در مسابقات آسیایی بود. وی در مسابقات جهانی ۱۹۹۸ برزیل به مقام نایب قهرمانی جهان دست یافته است.
شاطرزاده پس از خداحافظی از دنیای قهرمانی مدتی سرمربیگری تیم ملی کاراته قطر را برعهده داشت و پس از بازگشت به ایران به عنوان سرمربی تیم فجر، نفت و در ۴ سال اخیر فولاد مبارکه سپاهان این تیمها را به مقام قهرمانی لیگ کاراته کشور رسانده است.
پدر محسن روحالامینی، از قربانیان بازداشتگاه کهریزک، روز سهشنبه در جدیدترین اظهارات پس از انتشار حکم دادگاه بدوی کهریزک به نقش مرتضوی و قضات دستور دهنده برای اعزام بازداشتشدگان به کهریزک اشاره کرد و گفت که بخش دیگری از این پرونده مربوط به دادستان سابق تهران و معاون وی است. این درحالی است که از درخواست تعلیق آنها چندین ماه گذشته ولی هنوز اقدامی در این رابطه صورت نگرفته است.
به گزارش جهان، عبدالحسین روحالامینی در خصوص سرنوشت پرونده متهمین دادگاه کهریزک گفت: «آقای مرتضوی و معاون ایشان و هم چنین دادیاری که احکام آنها را به دستور دادستان سابق تهران نوشته بود، چندین ماه است که درخواست تعلیقشان توسط دادسرای انتظامی قضات، کیفر خواستش صادر شده تا محاکمه آنها انجام شود، اما متاسفانه بنا به دلایلی که برای ما چندان معلوم نیست متوقف مانده است.»
وی اظهار امیدواری کرد: «طبق وعده ای که رییس قوه قضاییه و رییس دادگاه انتظامی دادهاند امیدواریم رسیدگی به این مرحله نیز شروع شود.»
پدر روح الامینی در گفتوگو با هفته نامه مثلث به نحوه رسیدگی به پرونده کهریزک اشاره کرد و گفت: «تا اکنون در مسیر رسیدگی به شکایت ما مانعی وجود نداشته است.»
گفتنی است چندی پیش به علت رفتارهای نامناسب در بازداشتگاه کهریزک دادگاهی برگزار شد و دو نفر از متهمان پرونده به حکم قصاص محکوم شدهاند.
امروز بیستودوم تیرماه مصادف با زادروز «عباس زریابخویی» مورخ، ادیب، نسخهشناس، نویسنده و مترجم ایرانی است او که متولد سال ۱۲۹۸ خورشیدی بود، از سال ۱۳۴۴ تا سال ۱۳۵۷ استاد تاریخ در دانشگاه تهران بود و در سال ۱۳۷۳ در اثر عارضه قلبی درگذشت.
«عباس زریاب خویی» در ۲۲ تیرماه ۱۲۹۸ خورشیدی در شهر «خوی» به دنیا آمد. سالهای کودکی او مصادف با دوران متلاطم در تاریخ ایران بود.
انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ میلادی سبب شده بود که سربازان «روسیه تزاری» که از مدتها پیش برای پیشبرد مقاصد استعماری آن دولت و برای از میان بردن نهضت مشروطیت به ایران آمده بودند، از شهرهای شمالی و شمالغربی کشور خارج شوند. این سربازان به هنگام خروج، شهرها، بازارها و کاروانسراها را آتش زده بودند و زادگاه زریاب نیز از این خشونت و بیرحمی در امان نماند.
او تحصیلات ابتدایی و دوره اول دبیرستان را در خوی گذراند و چون امکان ادامه تحصیل در آنجا وجود نداشت نزد یکی از روحانیون شهر به یادگیری صرف و نحو عربی، اصول و دیگر علوم حوزوی پرداخت. در سال ۱۳۱۶ به قم رفت و شش سال نزد علمای تراز اول حوزه علمیه قم به تحصیل مشغول بود، اما فوت پدر باعث شد تا او به شهر خوی بازگردد و مدتی به تدریس در دبیرستان بپردازد.
در شهریور ۱۳۲۴ همزمان با ناآرامیهای ناشی از ادامه اشغال آذربایجان، ناچار به ترک خوی شد و به تهران آمد و دو سال اول را با سختی در تهران زندگی کرد، و به نوشتن مقالات در نشریات علمی و ادبی پرداخت تا آنکه به کار در «کتابخانه مجلس شورای ملی» مشغول شد.
او همزمان دوره لیسانس را در دانشکده معقول و منقول (الهیات) دانشگاه تهران گذراند. در کتابخانه مجلس شورای ملی بود که با «حسن تقیزاده» آشنا شد و مورد توجه او قرار گرفت. بدین گونه بود که پس از تاسیس مجلس «سنا» و انتخاب تقیزاده به ریاست آن در سال ۱۳۲۸ و تاسیس کتابخانه مجلس سنا، رزریاب بهعنوان مدیر کتاب خانه مجلس سنا معرفی شد.
در سال ۱۳۳۴ بورس مطالعاتی بنیاد «هومبولت» در «آلمان غربی» در اختیار عباس زریاب قرار گرفت و او به مدت پنج سال در شهرهای «ماینز»، «فرانکفورت» و مونیخ به تحصیل و مطالعه در رشتههای تاریخ، علوم و معارف اسلامی، فلسفه و فرهنگ تطبیقی پرداخت.
در سال ۱۳۳۹ از دانشگاه «گوتنبرگ» شهر ماینز در رشتههای تاریخ و فلسفه درجه دکتری گرفت. عنوان رساله دکتری او «گزارش درباره جانشینان تیمور برگرفته از کتاب تاریخ کبیر جعفری» تالیف «ابن محمد حسینی» بود.
وی در سال ۱۳۳۹ به تهران بازگشت و مجدد در کتابخانه مجلس سنا مشغول به کار شد. دو سال بعد به دعوت «والترهنینگ» که آن زمان کرسی استادی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا را داشت به برکلی رفت و به مدت دو سال در آن دانشگاه به تدریس زبان و ادبیات فارسی مشغول شد.
با آنکه والتر پست دایمی در دانشگاه برای زریاب در نظر گرفته بود ولی او ترجیح داد که به ایران بازگردد و دانستهها و تجربیات خود را در اختیار دانشجویان ایرانی قرار دهد او از سال ۱۳۴۴ تا سال ۱۳۵۷ استاد تاریخ در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بود.
زریاب علاوه بر مقام استادی دانشگاه تهران در چند انجمن و موسسه علمی عضویت داشت. انجمن بینالمللی شرقشناسی آلمان، مجمع بینالمللی کمیتههای ایران در انگلستان، انجمن فلسفه، هیت امنای بنیاد فرهنگ ایران، فرهنگستان تاریخ و بنیاد شاهنامه فردوسی از جمله این موسسهها بود. زریاب سرانجام مجبور به ترک کرسی استادی شد و در سال ۱۳۵۹ از دانشگاه تهران بازنشسته شد.
او پس از ترک دانشگاه، در سال ۱۳۵۹ چند سال خانهنشین بود و در منزل به تحقیق و مطالعه پرداخت. نخستین جایی که پس از انقلاب در آن به کار پرداخت و برای آن مقالات متعدد و کوتاه نوشت دایرهالمعارف «تشیع» بود. سپس با دانشنامه جهان اسلام و دایرهالعمارف بزرگ اسلامی و به همکاری پرداخت.
عباس زریابخویی سرانجام به دلیل ابتلا به بیماری قلبی در سال ۱۳۷۳ در بیمارستان بستری شد و در ۱۴ بهمن سال ۱۳۷۳ و در تهران دیده از جهان بربست.
آزاد خوانچهزر، از فعالان سیاسی و مدنی، که از سوی دادگاه انقلاب شهر مریوان به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری و ۲ سال تعلیقی محکوم شده بود، جهت اجرای حکم، در روز یکشنبه ۲۰ تیرماه احضار و بازداشت شده است.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر این در حالی است که وی در اردیبهشتماه سال گذشته بازداشت شده و پس از تحمل دوماه حبس در بازداشتگاههای اطلاعات شهرهای مریوان و سنندج با تودیع وثیقه ۲۰ میلیون تومانی آزاد شده بود.
هم چنین کاروان درسید، مظفر روخنده و نجیبه سبحانی از دیگر فعالان مدنی و سیاسی شهر مریوان نیز از سوی دادگاه انقلاب این شهر با احکام حبس روبهرو شدهاند.
لازم به ذکر است این سه فعال مدنی نیز در اردیبهشتماه گذشته بازداشت شده و پس از دوماه با تودیع وثیقه آزاد شده بودند. نامبردگان، همگی از فعالان شناختهشده شهرهای مریوان و سنندج، در زمینه دفاع از حقوق کودکان، زنان و کارگران هستند.
در پی اعتصاب در بازار تهران و چند شهر دیگر ایران به علت افزایش مالیات روز گذشته دوشنبه طی یک نشست دولت ایران و نمایندگان اصناف و بازار، درباره افزایش ۱۵ درصدی مالیات به توافق رسیدهاند.
نمایندگان اصناف و سازمان امور مالیاتی روز دوشنبه در وزارت بازرگانی تفاهمنامهای را امضا کردند که مالیات سال ۱۳۸۸ اصناف و بازار را نسبت به سال ۱۳۸۷، ۱۵ درصد افزایش میدهد.
دولت ابتدا قصد داشت که این مالیات را ۷۰ درصد نسبت به سال گذشته افزایش دهد، اما بازاریان با اشاره به رکود اقتصادی در ایران، این میزان مالیات را غیرعادلانه میدانستند و خواستار تجدید نظر دولت در تصمیم خود بودند.
قاسم نوده فراهانی، رییس شورای اصناف گفت که «تعیین مالیات براساس میزان درآمد سال ۸۸ کاملن منتفی است و تفاهم حاصل شده به معنای مالیات قطعی سال ۸۸ است.»
وی افزود: «اصناف باید ۴۰ درصد مالیات را نقدی و بقیه را با مراجعه به ادارات دارایی به صورت تقسیط بپردازند.»
همزمان معاون وزیر بازرگانی نیز گفته است که تا ۳۱ تیر همه واحدهای صنفی باید اظهارنامه خود را براساس ۴۰ درصد مالیات قطعی سال ۸۷ ارایه کنند و مالیات قطعی سال ۸۸ با افزایش ۱۵ درصدی نسبت به ۸۷ باید توسط اتحادیهها تا ۳۱ مرداد تعیین و به ادارات مالیاتی تحویل داده شود.
گفتنی است در پی اعلام میزان مالیات اولیه که حدود ۷۰ درصد اعلام شده بود بازار طلا و پارچه تهران به مدت دو روز در اعتراض به این مسئله دست به اعتصاب زده بودند که منجر به بازداشت یکی از نمایندگان صنف پارچه شده است.
1534 میلادی – نیروهای «سلیمان قانونی» سلطان وقت عثمانی درجریان لشکرکشی تازه خود به ایران، شهر تبریز را تصرف کردند و سپس متوجه شروان، سلطانیه و حتا گیلان شدند. عثمانیها با استفاده از درگیری شاه طهماسب صفوی با ازبکان در شمال خاوری ایران و دشواریهایی که با برادرانش داشت، پای به ایران گذاشته بودند.
۱۲۸۸ خورشیدی – جنگ خیابانی میان مشروطهخواهان و قوای قزاق به فرماندهی لیاخوف در تهران آغاز شد. این جنگ بهمدت سه روز بهطول انجامید و سرانجام با پیروزی مشروطهخواهان و جاهدان پایان یافت. لیاخوف از ادامه جنگ دست کشید. پس از آن محمدعلی شاه به همراه درباریان طرفدار استبداد در پناه پانصد تن قزاق به سفارت روس در زرگنده شمیران پناهنده شد. لیاخوف فرمانده دولتی قوای قزاق نیز به اتفاق امیر مجاهد تقاضای تامین جایی کرد تا از ایران خارج شود. اندکی بعد محمدعلی شاه از سلطنت خلع و به روسیه پناهنده شد.
۶۴ میلادی – «نرون» امپراتور روم که در ۱۷ سالگی موجب قتل پدرخواندهاش شد، بهمدت ۱۴ سال بر مسند امپراتوری تکیه زد. حکومت وی با وعدههای طلایى آغاز شد، اما از آنجا که مردی ضعیفالنفس و تحت تاثیر اطرافیان بود به دیکتاتوری روی آورد. از حوادث مهم تاریخ حکومت نرون، وقوع آتشسوزی در شهر رم بود که به دستور وی در تاریخ ۱۳ جولای سال ۶۴ میلادی انجام گرفت. از آنجا که بسیاری از بناها در آن زمان از چوب بود، در مدت کوتاهی، قسمت اعظم شهر باستانی رم، در کام آتش فرو رفت و عده زیادی از اهالی این شهر کشته شدند. این آتشسوزی همه شهر را فرا گرفت و مدت ۶ روز ادامه داشت به طوریکه از ۱۴ محله شهر فقط ۴ محله باقی ماند. این آتشسوزی بهانه مناسبی به نرون داد تا با متهم کردن مسیحیان بهدست داشتن در ایجاد حریق رم، بیش از یکصد هزارتن از آنها را قتل عام کند. وی سپس طرح شهر جدیدی بر خاکسترهای شهر سوخته ریخت اما چهار سال بعد در پی قیام مردمی مجبور به خودکشی شد.
۱۳۸۸ خورشیدی – «فرخلقا هوشمند» بازیگر پیشکسوت تاتر، سینما و تلویزیون درگذشت. فرخلقا هوشمند سابقه حضور در بیش از ۷۰ فیلم سینمایی را دارد که از میان آنها میتوان به شب قوزی، خواستگار و مجوعه فیلمهای صمد اشاره کرد. او در سال ۱۳۱۰ در رشت بهدنیا آمد. بازی در تاتر را از سال ۱۳۲۴ تا سال ۱۳۳۵ در گیلان و سپس در تهران و بازی در سینما را سال ۱۳۳۶ با ایفای نقش کوتاهی در «نردبان ترقی»، با همکاری «پرویز خطیبی» آغاز کرد. سرانجام وی بهدلیل عارضه مغزی درگذشت.
۱۲۹۸ خورشیدی – «عباس زریابخویی» مورخ، ادیب، نسخهشناس، نویسنده و مترجم ایرانی در شهر خوی بهدنیا آمد.
۱۹۴۲ میلادی – «هریسون فورد» بازیگر آمریکایی و از چهرههای قدیمی هالیوود در ایالت شیکاگو بهدنیا آمد و فرزند «دوروتی نیدلمن» بازیگر و گوینده رادیو و «کریستوفر فورد» بازیگر تبلیغاتی است. اجداد مادری او یهودی بوده و از روسیه مهاجرت کردهاند. اما اجداد پدریش کاتولیک مذهب بوده و اصلیت آنها ایرلندی و آلمانی میباشد. رشد او در عرصه بازیگری بسیار بالا بوده است بهطوری که در این زمینه، نفر دوم میباشد.
روز گذشته دوشنبه مقامهای محلی در ولسوالی کرخ ولایت هرات با اعلام گزارشی از کشف اجساد دو دختر جوان که دو روز قبل از آن مفقود شده بودند، خبر دادند.
روز گذشته در روستای مجغندک ولسوالی از ولایتهای هرات دو جسد سربریده شده در اطراف ولسوالی که متعلق به دو دختر جوان از اهالی آن روستا که چندی پیش مقفود شده بودند کشف شده است.
یک مقام محلی که از اعلام نامش خودداری کرده است، گفت: «دو دختر سن آنها چهارده و هجده سال بوده دو روز قبل به قصد دعاخوانی از منزل خود واقع در ولسوالی کرخ بیرون شده بودند و بعد از گذشت چهل و هشت ساعت اجساد آنها پس از اطلاع مردم کشف گردید.»
وی از بازداشت دو فرد مظنون و شروع تحقیقات از آنها برای روشن شدن قضیه خبر داده است.
یک تن از مسوولان مدافع حقوق زنان در ولایت هرات میگوید: «قتل دو دختر یک فاجعه دیگر میباشد که به دلیل خصومتهای خانوادگی در این ولایت به وقوع میپیوندد.»
تاکنون شخص یا گروهی مسوولیت قتل این دو دختر جوان را به عهده نگرفته است.
گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود وان چنان پای گرفتست که مشکل برود
دلی از سنگ بباید به سر راه وداع تا تحمل کند آن روز که محمل برود
چشم حسرت به سر اشک فرو میگیرم که اگر راه دهم قافله بر گل برود
ره ندیدم چو برفت از نظرم صورت دوست همچو چشمی که چراغش ز مقابل برود
موج از این بار چنان کشتی طاقت بشکست که عجب دارم اگر تخته به ساحل برود
سهل بود آن که به شمشیر عتابم میکشت قتل صاحب نظر آنست که قاتل برود
نه عجب گر برود قاعده صبر و شکیب پیش هر چشم که آن قد و شمایل برود
کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست مگر آن کس که به شهر آید و غافل برود
گر همه عمر ندادست کسی دل به خیال چون بیاید به سر راه تو بیدل برود
روی بنمای که صبر از دل صوفی ببری پرده بردار که هوش از تن عاقل برود
قیمت وصل نداند مگر آزرده هجر مانده آسوده بخسبد چو به منزل برود
سعدی ار عشق نبازد چه کند ملک وجود حیف باشد که همه عمر به باطل برود
حکایتی نقل میکنند که راوی آن معلوم نیست، اما به گمان بسیار، باید از «فرصتالدوله شیرازی» باشد. میگویند که شبی از شبهای زمستان، قاآنی، فرصت الدوله و فروغی بسطامی و چند تن از هنرمندان نوازنده و خواننده، در منزل وصال شیرازی گرد آمده بودند. پس از آن که نوبت به هنرنمایی نوازندگان و خواننده رسید، این غزل سعدی خوانده شد «یک امشبی که در آغوش شاهد شکرم/ گرم چو عود بر آتش نهند غم نخورم»
تا آنجایی که خواننده به این بیت همان غزل میرسد «ببند یک نفس ای آسمان دریچه صبح/ بر آفتاب که امشب خوش است با قمرم». هنوز تحریر خواننده به پایان نرسیده بود که ناگهان قاآنی دست به دیوان غزل خود برد و آن را در بخاری افکند؛ و در پاسخ وصال که پرسیده بود «چه کردی؟» گفت «پس از سعدی غزل گفتن گناه است».
پرسش این است که قاآنی در شعر سعدی و به ویژه شاه بیت آن، چه دیده بود که چنان واکنشی از خود نشان داد؟ عوامل تاثیر غزل سعدی در قاآنی هر چه بوده، قطعن ویژگی فصاحت بیان و تسلط بر آن و احاطه بر واژگان و صنایع ادبی، نبوده است. چرا که خود وی از این توانایی، به اندازه کافی، برخوردار بود. آن ویژگی سخن سعدی را باید ناشی از نبوغ زبانی او دانست. یعنی بصیرت و شعوری که جز نبوغ تعریف دیگری ندارد.
آنچه بازگو شد بخشی از سخنان دکتر «هوشنگ رهنما» بود که در بیست و پنجمین مجموعه درسگفتارهایی درباره سعدی در مرکز فرهنگی شهرکتاب با عنوان «سهم سعدی در تکوین شعر غنایی فارسی» عنوان شد.
دکتر رهنما در ادامه ی سخنان خود عنوان کرد که سعدی واضع شعر غنایی نبود بلکه وارث آن بود. رد پای شعر غنایی، به شهادت آثار بازمانده از سده چهارم به این سو، از دوران کودکی رودکی و هم عصرانش پیداست. رودکی نمونه تمام عیار شاعر غنایی است و چند اثر بازمانده از او، نمونه دقیق تعریف بوطیقای شعر غنایی است. اما در این مرحله، شعر غنایی هنوز در اوان نوزادی است، یا به اعتباری هویت مستقل نوعی خود را نیافته و بیشتر تغزل است تا غزل. قرن چهارم و پنجم، قرن حماسه است و عصر شکوفایی آن به همت فردوسی. قرن ششم شاهد دو جریان ادبی است، از یک سو ادبیات روایی با نظامی تثبیت شد و از سوی دیگر با سنایی به مرحله بلوغ رسید.
وارث سنایی نه انوری بود و نه خاقانی. بلکه در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم، عطار نیشابوری بود. بیدلیل نیست که مولانا به سنایی و عطار اشاره میکند. اما تنها مولانا وارث میراث آن دو نبود، بلکه سعدی هم همزمان با او در تکوین شعر غنایی و تکمیل عناصر سازنده آن شراکت داشت. پس از سعدی، درک ایرانی از شعر غنایی برای همیشه دگرگون شد. در چنین وضعیتی بود که حافظ وارث امکانات شعر غنایی شد و این ژانر ادبی در کف او به اوج تعالی و کمال نوعیت خود دست یافت؛ اگر چه همچنان، به اعتراف خود حافظ، استاد غزل سعدی است.
حکایتی که در سعدی نامه امروز خواهید شنید از باب هفتم گلستان، در «تاثیر تربیت» انتخاب شده است.
فقیره درویشی حامله بود. مدت حمل به سر آورده و مرین درویش را همه عمر فرزند نیامده بود. گفت اگر خدای عزوجل مرا پسری دهد جز این خرقه که پوشیده دارم هر چه ملک منست ایثار درویشان کنم. اتفاقن پسر آورد و سفره درویشان به موجب شرط بنهاد. پس از چند سالی که از سفر شام باز آمدم به محلت آن دوست برگذشتم و از چگونگی حالش خبر پرسیدم. گفتند به زندان شحنه در است. سبب پرسیدم. کسی گفت پسرش خمر خورده است و عربده کرده است و خون کسی ریخته و خود از میان گریخته پدر را به علت او سلسله در نای است و بند گران بر پای. گفتم این بلا را به حاجت از خدای عزوجل خواسته است.
زنان باردار، اى مرد هشیار اگر وقت ولادت مار زایند
از آن بهتر به نزدیک خردمند که فرزندان ناهموار زایند
موسیقیای که در سعدی نامهی امروز میشنوید از آلبوم «مطرب مهتاب رو» به آهنگسازی «کیخسرو پورناظری» و خوانندگی «شهرام ناظری» انتخاب شده است که نوازندگان آن عبارتند از:
مطلبهایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر میشود یا بر اساس ارسال مدیر وبلاگ و یا انتخاب دبیر روز است و نگاهی بیطرفانه در آن حاکم است که میتواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. این رادیو باز نشر وبلاگستان را فرصتی برای نقد و بررسی آن میداند. این بخش با هدف ایجاد فرصت نقد و بررسی در فضای رسانهای وب منتشر میشود و بیشک نظر نویسندگان آن است و نه رادیو کوچه. کوچه خود را موظف به انتشار عمده نظرهایی میداند که در وبلاگستان منتشر میشود و از آن مطلع میشود.
گروهی از فعالین مطبوعاتی، سیاسی و روزنامهنگاری با صدور بیانیهای بازداشت اعظم ویسمه را محکوم کردند و خواستار آزادی هرچه سریعتر آنها و احترام مسوولان به حقوق اساسی و رکن چهارم دموکراسی هستیم.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
نیمه شب دوشنبه دهم خردادماه، گروهی از ماموران امنیتی با ورود به منزل خبرنگار باسابقه پارلمانی اعظم ویسمه، پس از تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی، بدون ارایه هیچ توضیحی وی را بازداشت و روانه زندان اوین کردهاند.
اعظم ویسمه، خبرنگار سایت پارلمان نیوز وابسته به فراکسیون خط امام مجلس شورای اسلامی اتهامی جز فعالیت در رسانههای رسمی کشور، خبررسانی و فعالیت حرفهای و تخصصی مطبوعاتی در چهارچوب قانون نداشته است و اکنون با گذشت نزدیک به دو ماه از بازداشت وی، ما جمعی از همکاران، همفکران و دوستان، اعتراض خود را به نقض حق آزادی بیان و بازداشت این عضو مطبوعات کشور و تداوم بازداشت سایر روزنامهنگاران دربند اعلام داشته و خواستار آزادی هرچه سریعتر آنها و احترام مسوولان به حقوق اساسی و رکن چهارم دموکراسی هستیم.
1(انتخابات شوراها با ریاست جمهوری یازدهم برگزار میشود.
سخنگوی شورای نگهبان گفت: «این شورا طرح مصوب مجلس شورای اسلامی را برای تجمیع انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا تایید کرد.» عباسعلی کدخدایی در مصاحبهای افزود: «خبر تفصیلی این مصوبه تا دو روز آینده اعلام خواهد شد و بخش دیگر طرح مجلس درباره تجمیع انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخابات مجلس خبرگان رهبری در دست بررسی است.» بدین ترتیب دوره سوم فعالیت شوراهای اسلامی شهر و روستا تمدید و انتخابات دوره چهارم شوراها همزمان با انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری در سه سال دیگر برگزار خواهد شد.
۲) دایرهای به دور خود نکشیم که اکثریت مردم بیرون بمانند.
رییسجمهوری در گردهمایی مسوولان بسیج دانشآموزی استانها تاکید کرد: «سالانه باید یک میلیون بسیجی واقعی به تعداد بسیجیها اضافه شود، کار و ماموریت کسانی که در بسیج و آموزش و پرورش فعال هستند باید سرچشمه گرفته از عشق به انسان و سرشار از نشاط و انگیزه باشد و در نهایت باید دلها و جانها را به سمت خط ولایت و امامت پیش ببرند.
۴) به خوانندگان لسآنجلسی مجوز نمیدهیم.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حاشیه همایش طلیعهداران عفاف و حجاب تاکید کرد که وزارت ارشاد به هیچ خواننده لسآنجلسی مجوز اجرای برنامه در کشور نداده است. دکتر سیدمحمد حسینی همچنین با تاکید بر این که شبکههای ماهوارهای و مجازی به دنبال ترویج فرهنگ برهنگی غرب هستند، تصریح کرد: «باید برای تقویت فرهنگ حجاب و عفاف، سرمایهگذاری کلانی انجام دهیم، گفتنی است آیتاله خاتمی امام جمعه موقت تهران در نماز جمعه نسبت به بازگشت برخی خوانندگان لسآنجلسی به کشور و تساهل و تسامح فرهنگی ابراز نگرانی کرده بود.»
آیتاله حائری شیرازی استاد جدید اخلاق هیت دولت از افراد و جریانهایی که تلاش دارند دیدگاهها و نظرات احمدی نژاد را به رحیم مشایی نسبت دهند انتقاد کرد.
به گزارش فارس، امام جمعه سابق شیراز که چند ماهی است چهارشنبههای هر هفته در جلسه هیت دولت به طرح مباحث اخلاقی میپردازد، گفت: «آنهایی که میگویند حرفهایی که آقای احمدینژاد میزند حرفهای مشایی بوده و ایشان دستآموز رییس دفترش است به رییس جمهوری تهمت و افترا میزنند.
۲) فقط با ۱۵ درصد افزایش، مالیات سال ۸۸ اصناف قطعی شد.
رییس ستاد مدیریت حملونقل و مصرف سوخت بهیک نگرانی شاغلان بخش حملونقل در سراسر کشور پایان داد و اعلام کرد: «سهمیه بنزین خودروهای عمومی قطع نمیشود اما براساس پیمایش اختصاص مییابد.» محمد رویانیان در گفتوگو با فارس در مورد میزان افزایش قیمت احتمالی و تک نرخی یا دو نرخی شدن قیمت بنزین سخنی نگفت و اعلام کرد: «پس از هدفمند شدن یارانهها از اول مهر، طرح تعلق سهمیه سوخت خودروهای عمومی براساس پیمایش اجرایی خواهد شد و مقدمات این طرح باید به وسیله مسوولان وزارت کشور و وزارت راه فراهم شود.»
۲) افزایش موج اعتراض به روند قانون گریزی در کشور.
جریان اعتراضی که نسبت به عدم اجرای قانون و درکل، قانون گریزی در کشور، از روزهای آغازین خردادماه سالجاری از درون مجلس به رسانهها راه پیدا کرده است، این روزها هنوز تداوم دارد.طی دو روز گذشته چهرههای اقتصادی مجلس مثل «غلامرضا مصباحیمقدم و محمدرضا خباز در کنار فرهاد تجری» عضو هیات تطبیق قوانین مجلس و عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس نسبت بهعدم ارسال مصوبات دولت به مجلس ابراز گلایه کردند و این حرکت را تخلف از قانون شمردند.
در عین حال، «علی لاریجانی» رییس مجلس شورای اسلامی که به مناسبت چهلمین روز درگذشت «محمدعلی حیاتی» نماینده مردم لامرد به این شهرستان سفر کرده بود، بر سوگند نمایندگان در پاسداری از قوانین تاکید کرد و با بیان اینکه بیاعتنایی به قانون، بیاعتنایی به ملت است، گفت: «ملت، مجلس را تکیهگاه خود قرار داده است تا کشور براساس قانون اداره شود.»
به مناسبت سالگرد جنایت رضاخان هزاران نفر از بانوان مشهدی دیروز همزمان با روز ملی عفاف و حجاب با شرکت در یک راهپیمایی پرشور و گسترده، خواستار ترویج این فرهنگ ارزشمدار در جامعه شدند.
به گزارش ایرنا از مشهد، بانوان شرکتکننده در این راهپیمایی که حد فاصل میدان شهدا تا حرم مطهر امام رضا (ع) برگزار شد، با سر دادن شعارهای «فریاد هر با ایمان حجاب است حجاب است، چادر حجاب برتر، خشنودی پیامبر، لبیک امر رهبر، مرگ بر آمریکا و اسراییل» بر تبیین و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه اسلامی تاکید کردند.
بزرگترین خط تولید کپسول ژلاتینی نرم کشور با حضور وزیر بهداشت در تهران افتتاح شد.
به گزارش موج، مرضیه وحیددستجردی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در آیین افتتاح این خط تولید توانمندی دانشمندان جوان کشور در پشت سر گذاشتن تحریمها را ستود و گفت: «افتتاح خط تولید کپسول ژلاتینی نرم با بهرهگیری از آخرین فناوریهای روز دنیا و در شرایط تحریم دستاورد جدیدی برای ایران محسوب میشود.»
افزایش ۳۰ درصدی تعرفههای پزشکی سلامت مردم را تهدید میکند. این در حالی است که مسوولان سازمان نظام پزشکی میگویند: «تنها ۱۵ درصد تعرفهها گرانتر شده است، اما مراجعه مردم به مطب پزشکان و مواجهه با ویزیت ۲۵ هزار تومانی چیز دیگری را نشان میدهد.» علیرضا اولیایی منش، رییس دبیرخانه سیاستگذاری بیمه و تعرفه وزارت بهداشت پیشتر نیز از افزایش ۲۱ درصدی تعرفه در بخش دولتی خبر داده بود.
ترکیه و برزیل به ترکیب مذاکره کنندگان هستهای اضافه میشوند، پس از آنکه محمود احمدینژاد، در کنفرانس خبری دو هفته پیش خود یکی از پنج شرط ایران برای ادامه مذاکرات با گروه ۵+۱ در ماه رمضان را پیوستن کشورهای جدید به فرآیند مذاکرات خواند و سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان نیز سه شنبه هفته گذشته در نامه خود به «کاترین اشتون» رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپا بهطور تلویحی به این موضوع اشاره کرد منوچهر متکی در این خصوص خبر جدیدی را اعلام کرد. وزیر خارجه کشورمان یک شنبه شب و پس از جلسه هیات دولت و قبل از سفر به کشور اسپانیا درخصوص دور جدید گفت و گوها گفت: «در دور جدید کشورهایی مثل ترکیه و برزیل مناسب است که حضور داشته باشند که این موضوع نیز مورد پذیرش طرفهای مقابل قرار گرفته است. به گزارش فارس وزیر امور خارجه افزود، فعلن چارچوب دستور کار گفت و گوها را در دست بررسی داریم.
خراسان
۱) پرونده کهریزک در دادگاه تجدیدنظر در حال رسیدگی است.
رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح گفت: «پرونده کهریزک هماکنون مرحله نهایی تجدید نظر را سپری میکند و به زودی حکم قطعی در مورد متهمان اجرایی میشود.حجتالاسلام محمدکاظم بهرامی در گفت و گو با فارس اظهار داشت: «حکم اولیه متهمان این پرونده صادر شده و با توجه به اعتراض متهمان و محکومین پرونده برای تجدیدنظر در مرحله رسیدگی نهایی است.» وی گفت: «در این پروندهها هم محکومین و هم شکات میتوانند اعلام تجدید نظر کنند و ما قرار است بعد از اعلام رای قطعی مراحل اجرای احکام صادره را مطابق با قانون اجرایی کنیم.»
۲) خسارت هر روز تعطیلی در کشور ۲ هزار میلیارد تومان است.
هر روز تعطیلی، ۲ هزار میلیارد تومان به کشور خسارت وارد می کند. دکتر حیدرپور عضو کمیسیون امنیت ملی با بیان این مطلب به خراسان گفت: «براساس محاسبات کمیسیون امنیت ملی هر روز تعطیلی که به کشور تحمیل می شود ۲ هزار میلیارد تومان یا ۲ میلیارد دلار به کشور خسارت وارد می کند.»
وی افزود: «متاسفانه در سالهای اخیر برای صرفهجویی در مصرف برق، گاز و آب در مواقع بحرانی آسانترین راه، یعنی تعطیلی ادارات دولتی و اجرایی اتخاذ میشود که کشور را به حالت نیمه تعطیل در میآورد. در حالی که با اجرای سیاستهای اصلاح الگوی مصرف میتوان در مصرف انرژی و آب صرفه جویی ایجاد کرد.»عضو کمیسیون امنیت ملی خاطرنشان کرد: «اگر دولت با اجرای سیاستهای اصلاح الگوی مصرف، میزان مصرف برق را ۱۰ درصد کاهش دهد نیازی به تعطیلی ادارات برای صرفه جویی در مصرف برق نخواهد بود.»
آفرینش
۱) متکی: «تحریمهای آمریکا و اروپا اشتباه مضاعف است.»
وزیر امور خارجه ایران تصمیم آمریکا و اروپا برای تحریم علیه ایران بعد از قطعنامه اخیر شورای امنیت را اشتباه مضاعف از سوی آنان دانست.به گزارش ایرنا، منوچهر متکی عصر یکشنبه پس از نشست هیات دولت در گفت و گو با خبرنگاران، گفت: «ما معتقدیم چنین اقداماتی نه تنها کمکی به حل مشکلات نمیکند بلکه بر سادهترین روابط مانند تجارت بین طرفین اثرات نامطلوبی خواهد گذاشت و ما در مذاکرات و دیدارهایمان با مقامهای اروپایی مواضع خود را در این رابطه اعلام خواهیم کرد.
سید فاضل موسوی، عضو کمیسیون اصل نود مجلس، طی اظهاراتی مصلحت اندیشیهای بیپایه را به ضرر نظام دانست و پیشنهاد کرد که یک شعبه اختصاصی از قوه قضائیه برای اجرای پرونده های کمیسیون اصل نود درباره عدم اجرای قوانین مصوب مجلس در نظر گرفته شود. وی افزود: « من درآغاز کار مجلس هشتم و در بدو ورود به کمیسیون اصل نود پیشنهادی برای نهادینه کردن اجرای قانون بین مسوولان ودستگاههای اجرایی ارایه کردم که تا کنون اجرایی نشده است.»
شهرام امیری کسی که دانشمند هستهای ایران خوانده میشود یکی از خبرسازان ماههای گذشته رسانههای داخل و خارج بوده است.
وقتی پیرامون او خبرسازیها افزایش یافت که گمانهزنیها حکایت از عدم بازگشت وی از مراسم حج در عربستان سعودی شدت گرفت. اما موضوع شهرام امیری وقتی جدیتر شد که دولت ایران، ایالات متحده را به ربودن وی در کشور عربستان متهم کرد و از سوی دیگر دولت آمریکا نیز اظهار داشت که وی به این کشور نه تنها پناهنده شده است بلکه دارای مدارک و مستندات مهمی در زمینه فعالیتهای هستهای ایران داشته است که آن را در اختیار سازمانهای مربوطه در آن کشور قرار داده است.
اما این اظهارات با انتشار ویدئوهایی از وی که به صورتی متناقض تهیه شده بود مورد شک قرار گرفت.
اینک شب گذشته به وقت محلی واشنگتن دوشنبه دوازدهم جولای دفتر حفظ منافع ایران در ایالات متحده آمریکا اعلام کرده که شهرام امیری به این دفتر پناهنده شده است.
این در حالی است که چندی پیش شبکه تلویزیونی ایبیاس آمریکا در گزارشی اعلام کرده بود که شهرام امیری دانشمند اتمی ایران که تابستان گذشته در سفر به مکه در عربستان ناپدید شده به آمریکا پناهنده شده و با سازمان سیا در حال همکاری است.
از سویی دیگر آقای متکی در یک نشست خبری در تهران اظهار داشته است: «با توجه بهاینکه آقای امیری در کشور عربستان سعودی ربوده شده است، ایران این موضوع را از طریق سفارت عربستان و دفتر حفظ منافع و دبیر کل سازمان ملل پیگیری میکند. در یکی از فیلمها که از تلویزیون ایران پخش شده است، شخصی که خود را شهرام امیری، کارشناس و محقق دانشگاه صنعتی مالک اشتر معرفی میکند میگوید که در جریان سفر حج در کشور عربستان سعودی توسط ماموران امنیتی آمریکا ربوده و بهاین کشور منتقل شده است.»
دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی از جزییات این خبر اطلاعات بیشتری را ارایه نداده است. برخی از کارشناسان امنیتی و نظامی به رادیو کوچه در رابطه با انتشار این خبر اظهار داشتند این حرکت میتواند در راستای معامله بین دو کشور در زمینه عودت برخی شهروندانشان در راستای تبادل مورد توافق باشد.
پیش از این نیز در روز پنجشنبه در تاریخ ۱۸ تیرماه اعلام شد ایالات متحده ده تن از جاسوسان روسی را در قبال بازگشت ۴ جاسوس خود به این کشور معامله کرده است.
آنچه در این بخش میآید فقط انتخابی از رادیو کوچه در بین رسانهها است و این رادیو دخل و تصرفی در آن ندارد.
انصارحزباله استاندار کرمانشاه را به رویارویی مجرمانه تهدید کرد
کرمانشاه پست- به گزارش کرمانشاه پست گروهک خشونتطلب موسوم به انصار حزباله که مسوولیت لغو کنسرت حسامالدین سراج در کرمانشاه را پذیرفته در بیانیهای ضدامنیتی استاندار کرمانشاه را به رویارویی خشونتطلبانه تهدید کرده است.
در این بیانیه که از وصیتنامه امام (ره) و سخنان مقام رهبری تفسیر به رای شده استاندار کرمانشاه را فاقد صلاحیت در زمینه فرهنگی دانستهاند. در بخشی از این بیانیه ضدامنیتی آمده است : «آقای استاندار چند ماه پیش طی جلسهای که به درخواست شما برگزار شد، مواردی در خصوص وضعیت اسفبار فرهنگی و اخلاقی شهر به جنابعالی یادآور شدیم …نکتهای که به اعتراض شدید علمای متعهد شهر بهویژه حاجآقا عبداللهی (امام جمعه محترم موقت شهر) در خطبههای نماز جمعه مورخه ۱۸/۴/۸۹ منجر گردید و لذا دیگر امیدی به اقدام سلبی و ایجابی شما در حوزه فرهنگی وجود ندارد.»
هنوز مشخص نیست چنین نگارشی بهمعنای حمایت امام جمعه موقت کرمانشاه از عملکرد این جریان کوچک و خشونتطلب و اختلاف با شخص دادوش هاشمی استاندار است یا خیر؟
در ادامه این بیانیه دادوش هاشمی متهم به کمکاری شده و آمده است : «از منظر ما جنابعالی ثابت نمودید که هیچگونه توجهی به فرمایشات مقام عظمای ولایت در تشکیل قرارگاههای فرهنگی و جبهه فرهنگی ندارید.»
در پایان این نوشته سراسر ضدامنیتی و خلاف قانون که در آن تهدید به اقدامات خشونتطلبانه و مجرمانه شده آمده است : «به احتمال قوی در این تقابل و رویارویی پیشرو، شما در پوشش برقراری نظم و … به حمایت از جبهه مقابل وارد خواهید شد که البته باید هزینه آنرا بپردازید، ما نیز متقابلن وصیتنامههای خویش را نوشته و امید به لطف و مدد الهی و دعای خیر حضرت ولیعصر(عج) داریم.»
از مسوولان قضایی استان میپرسیم چنین نگارشی یک عمل مجرمانه محسوب نمیشود؟
آیا چنین رویارویی با ارکان سیاسی انتظامی استان و تهدید اشخاص به اقدامات خشونتطلبانه قابل پیگرد نیست؟
چه تفاوتی میان چنین بیانیهای با نوشته گروههای تروریستی وجود دارد؟ مگر طالبان از خدا و ریگی از محرومیت مردم هزینه نکرد؟! نمونههای فراوانی از بسترهای تفسیر به رای در لوای دین و مردم برای عمل تروریستی در تاریخ معاصر کشورمان وجود دارد که این چند نفر در استان ذرهای بیش نیستند اما توصیه ما به مسوولان امنیتی، انتظامی و قضایی استان برای چندمین بار اینست که راه و بیراههای چنین اقدامات مجرمانه را بخشکانید.!
همه باستانشناسان متفقالقولند که هخامنشیان خط فکری دارند و فرهنگی که بر هنر آنها حاکم است، کاملن ایرانی است. و از اعتقادات و رسوم و سنن و خواستها و باورها و ایدهآلهای آنها سرچشمه میگیرد و بیانکننده آرزوها و اعتقادات آنان است. با مشاهده تختجمشید و بررسی آثار و کتیبههای باقیمانده از دوران هخامنشی و آنچه که عنوان عملکرد آنان در تاریخ ثبت شده است و تاریخنویسان یونانی نوشتهاند یا در کتاب تورات و عهد عتیق و کتب مسیحان باقیمانده است، بدین نتیجه میرسیم که این شاهان به اصولی که جزییات آن در این بخش خواهد آمد، اعتقاد داشتند. به دلایل مشروحه زیر، این شاهان زرتشتی بودند. هرچند که نمیتوان تمام اعمال و رفتار آنان را مطابق با دستورات این دین دانست. چنانکه نمیتوان اعمال و کردار مثلن یک فرمانده مسیحی را به حساب دین مسیح و مسیحیان گذاشت.
هخامنشیان همیشه سنگنوشتههای خود را با نام خدا شروع کردهاند و مینویسند. «میستایم اهورامزدا را که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که این مردم را آفرید، که مرا پادشاه کرد، که شادی را آفرید و ….» اهورامزدا را آفریننده همه چیز میدانستهاند و بهدنبال نام او، کارها و پیروزیهای خود را میآوردند و در پایان نیز ذکر میکردند که آنچه که بهدست آوردهاند، به خواست و یاری او بوده و از اهورامزدا میخواهند که به آنها عمر طولانی و عزت دهد.
به عنوان مثال در کتیبه بیستون بهستان نزدیک به پنجاه بار نام اهورامزدا همراه دو کلمه خواست و یاری آمده است، بهیاری اهورامزدا، به خواست اهورامزدا این کار یا آن عمل انجام گرفت و بهوضوح نشان میدهند که آنان یکتاپرست بوده و موفقیتهای خود را نتیجه کمک خداوند دانسته و تنها او را شکر میکردند. اینکه بعضی از باستانشناسان مینویسند: «در سنگنوشتههایی که در بابل، یا فلسطین یا مصر یافت شده، آنان از بتها و خدایان مقدس بین ملل دیگر نیز بهخوبی و با احترام یاد کردهاند، از آزاداندیشی و آزادمنشی ایشان و احترامی است که برای ملل دیگر و درنتیجه برای مقدسات آنها قایل بودهاند. و بههیچوجه از اعتقاد ایشان به خدای یکتا (اهورامزدا) نمیکاهد.
میدانیم که «اشوزرتشت» یکی از نخستین پیامبرانی است که در تاریخ از او نام برده شده و ایرانیان یکی از نخستین خداشناسان عالم هستند، خدای زرتشت «اهورامزدا» نام دارد که آفریننده کل هستی شناخته شده است. در گاتاها در عین حال زرتشتیان نیز مانند سایر ادیان اعتقاد دارند که در درگاه خداوند فرشتگانی هستند که اهورامزدا آنها را برای اداره و پاسداری بخشی از آفریدههای خود آفریده است که «ایزدان» نامیده میشوند و «آناهیتا» و «مهر» و «سروش» از بزرگترین ایزدان هستند.
در کیش زرتشتی «راستی» بسیار ستوده شده است و بدین حقیقت بزرگ اشاره شده که راستی، پایه و اساس رستگاری بشر و دروغ سرچشمه همه بدیها و پلیدیهاست (بندهای متعدد گاتاها). در کتیبهای در تختجمشید نیز داریوش از اهورامزدا میخواهد که کشور او را از جنگ و خشکسالی و دروغ دور نگه دارد، وی نیز اعتقاد دارد که دروغ و انتشار آن در جامعه میتواند به اندازه جنگ و خشکسالی به کشور آسیب برساند.
یا در سنگنوشته بیستون مینویسد: «تو که پس از من شاه خواهی شد، خود را سخت از دروغ دور نگاهدار، هر کس بخواهد بنای استقلال مملکت و سعادت ملتش را بر اساس نیکی استوار نماید، باید دروغ را از آن مرز و بوم از ریشه براندازد و راستی را به جای آن استوار کند.»
هخامنشیان به بقای روح اعتقاد داشتند و طریقه مومیاییکردن را از مصریان آموخته بودند و میتوانستند اجساد خود را مومیایی نمایند تا باقی بماند، اما آنها خواستار آن نبودند و جسدشان را در قبر گذاشته و به خاک سپردهاند. در آن زمان هنوز یونانیان که خود را خیلی متمدنتر ازایرانیان میدانستند، بتهای متعددی میپرستیدند که هرکدام از آنها را مظهر آفرینش بخشی از جهان طبیعت تصور میکردند. تنها ایرانیان و قوم یهود به خدای واحد ایمان داشته و یکتاپرست بودند.
در مذهب زرتشت، شادبودن و شادیکردن نوعی شکرگذاری به درگاه خداوند محسوب میشود و غم و غصهخوردن و اصراف و هدردادن آفریدهها، نوعی ناشکری و ناسپاسی بهحساب میآید. مردم ایرانباستان، هرساله حدود شصت روز را جشن داشتند که ضمن ستایش اهورامزدا به بذل و بخشش و جشن و شادی میپرداختند. هر روز اسمی داشت که وقتی آن روزها با نام ماه برابر میشد، جشن میگرفتند و خیرات میکردند. جشن نوروز و مهرگان و سده که از بزرگترین جشنهای ملی و مذهبی بود نیز جشن گرفته میشد. هخامنشیان نیز برای شادی و شادیکردن، ارزش زیادی قایل بوده و تقریبن در تمام کتیبههای خود، اهورامزدا را به خاطر آفرینش شادی، ستایش کرده و خدا را شکر میگویند.
مسئله اخلاق و وظیفه انسان در رعایت اصول اخلاقی، در دین زرتشت بسیار سفارش شده است، بهطوریکه او را معلم بزرگ اخلاق و اولین و بارزترین مبلغ آن میدانند و گاتاها، کتاب مقدس زرتشتیان پر است از متعالیترین اصول اخلاقی که اشوزرتشت رعایت دقیق این اصول را از انسان خواستار شده است. دین، کلمهای است اوستایی و بهمعنی «وجدان» است و کار دین وجدانسازی است و وجدان یعنی پایبندی انسان به اصول اخلاقی و بنابراین، کار وجدان، انسانسازی است.
«هرودوت» و «کتزیاس» و «گزنفون»، هرسه، کوروش را از جهت داشتن نیروهای سیاست و جوانمردی و درستی و مردانگی و بهخصوص آزادمنشی بهگونههای مختلف ستودهاند.
باستانشناسان هم عقیده دارند که کوروش همه مردم جهان را به یک چشم نگاه میکرد و در رفتار آزادهمرد بود، و با داشتن القاب و عناوین به شدت مخالف بودهاست. تاریخ نشان میدهد که شاهان هخامنشی به رعایت اصول اخلاقی، بسیار معتقد بوده و به تمام پیمانهایی که در دوران حکومت خود بستهاند، پایبند بودهاند.
گیرشمن در کتاب خود، متذکر شده که شاهان هخامنشی بهدنبال گسترش عدل و انصاف بوده و نه تنها با پیشروی خود در جهان تمدنی را نابود نکردهاند، بلکه به پیشرفت و گسترش تمدن و فرهنگ در جهان بسیار کمک کردهاند. پروفسور ماریکخ نیز با تکیه بر کتیبههای هخامنشیان پایبندی آنها را به اصول اخلاق و انسانیت بسیار ستوده است.
در دین زرتشت، آزادی عقیده و انتخاب راه، بسیار محترم شمرده شده است، بهطوریکه در «گاتاها» میفرماید هر مرد و زن حق دارد خود راه خویش را برگزیند و خداوند به انسان نیروی اراده بخشیده است تا هر کس برحسب اراده خویش رفتار کند.
تاریخ نیز گواهی میدهد که هخامنشیان دارای ایدئولوژی بسیار قوی بوده و به آن عمل میکردند، از طرفی بسیار آزاداندیش بودند و با وصفی که مدت دویستوسی سال بر بیش از نیمی از مردم جهان فرمان میراندند، هرگز باورهای خود و حتا خط و زبان خود را بر آنان تحمیل نکردند. در زمان هخامنشیان آنان تمام ملل تابعه خود را در پیروی از باورهای خویش آزاد میگذاشتند و فقط بعضی کارهایی را که بهنظر آنها بسیار غیرانسانی جلوه میکرد و با اعتقادات آنان بسیار مغایر بوده، در سراسر امپراتوری خود ممنوع کردند، مثلن در کارتاژ رسم بر این بود که والدین برای خشنودی بت بزرگ بهنام «مولوخ» فرزندان خود را روی دستهای بت گذاشته میسوزاندند یا در سوریه کودکان را در راه بت ملکارت قربانی میکردند، در مصر و بابل نیز مردم بنا به باورهای خود، فرزندان خود را قربانی میکردند، که هخامنشیان این نوع کارها را در سراسر امپراتوری خود ممنوع اعلام کردند.
با حمله هخامنشیان به کشورهای مختلف و تصرف آن کشورها نه تمدنی از تمدنهای قدیم از بین رفت و نه ملتی به نابودی کشیده شد.
درحالیکه هخامنشیان در زمانی میزیستند که شاهان همطراز آنها پس از حمله به کشورهای دیگر افتخار میکردند که آن شهرها را ویران کرده و هزاران نفر را از دم تیغ گذراند و حتا به حیوانات نیز رحم نکردهاند و از سرها تپهها ساختهاند، و یا دستها و گوشها و بینیها را قطع کردهاند.
درحالیکه همیشه هخامنشیان به این نکته افتخار دارند که پس از تصرف کشوری، به مردم آن کشور آزادی دادهاند و به سربازان خود اجازه ندادهاند که به کسی آزار برسانند و سعی کردهاند که عدل و داد را در آن کشورها برقرار کنند و میراث فرهنگی کشورهای دیگر را ارج مینهادند و امنیت و توسعه بازرگانی با آنها را به ارمغان میبردند.
ازدیگر موارد قبله زرتشتیان «نور» است و زرتشتیان همیشه رو بهسوی قویترین منبع نوری که در فراروی خود دارند، ایستاده و به ستایش اهورامزدا میپردازند. در طی روز، رو به خورشید و در شب رو بهسوی ماه و تنها در محل آتشکده استکه همگی آنها به طرف آتش موجود در آتشکده که به روش مخصوصی از قرنها پیش تهیه شده و همانند پرچم، مظهر تمامیت مذهبی و فرهنگی آنها است، ایستاده و به ستایش خدا میپردازند. هرگز دیده نشده که حتا کسی که در همسایگی آتشکده زندگی میکند موقع خواندن نماز، رو بهسوی آتشکده کرده، آن را قبله خود قرار دهد.
بنابراین آتش موجود در آتشکده درست حکم پرچم را دارد و به همان اندازه برای زرتشتیان مورد احترام است و از دیگر ملل نیز انتظار دارند که موقع بازدید از آن، به آن احترام گذارند.
در حجاریها و دیگر آثار باقیمانده در تختجمشید مشاهده میشود هرجا سران مملکت در حال نیایش هستند، در فراروی آنها خورشید و در بعضی طرحهایی از آتش قرار دارد، و ثابت شدهاست که قبله یا سوی پرستش هخامنشیان نیز نور بوده است و در تاریخ ذکر میشود که هخامنشیان به هرجا لشکرکشی میکردند، ارابهای حاوی آتش آتشکده را نیز بههمراه لشکر خود حمل میکردند که در سربازان خود یک نوع احساس خاصی ایجاد کنند که با انرژی بیشتری به نبرد بپردازند.
این اعتقاد که هخامنشیان آتشپرست یا خورشیدپرست بودند، تهمتی بیش نیست، هرگز در هیچ کتیبهای از دوره هخامنشیان از آتش یا خورشید گفتوگو یا ستایش نشده است و همه تاریخنویسان ذکر میکنند که تاکنون هیچ مجسمه بزرگ یا بتی در آثار هخامنشیان کشف نشده است، و هرودوت هم بارها ذکر کرده که ایرانیان برخلاف مردم کشورهای دیگر جهان برای خدای خود مجسمه نمیسازند، و در معبدی حبس نمیکنند.
پروفسور ماریکخ در کتاب خود با نام «از زبان داریوش»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر