-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
آنچه در این بخش میآید فقط انتخابی از رادیو کوچه در بین رسانهها است و این رادیو دخل و تصرفی در آن ندارد.
پس از مناقشات بسیار درباره تصویب طرح وقف دانشگاه آزاد، دبیرخانه هیت موسس دانشگاه آزاد اسلامی اعلام کرد: «رهبری در احکام جداگانهای خطاب به رییس هیت امنای دانشگاه آزاد اسلامی و رییس شورای عالی انقلاب فرهنگی اعلام کردند فعلن از تصرف مبنی بر وقف دانشگاه آزاد اسلامی و هرگونه اقدام مبتنی بر اساسنامه جدید مصوب دانشگاه آزاد خودداری شود.»
به گزارش مهر، دبیرخانه هیت موسس دانشگاه آزاد با ارسال اطلاعیهای اعلام کرد: «به اطلاع مردم بزرگوار و به ویژه دانشجویان دانشگاه آزاد و خانوادههای آنان میرسانیم که پس از اتفاقات اخیر حضرت آیتاله خامنهای رهبر معظم انقلاب در دو حکم جداگانه خطاب به آیتاله هاشمی رفسنجانی به عنوان رییس هیت امنای دانشگاه آزاد و دکتر محمود احمدینژاد به عنوان رییس جمهوری و رییس شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره دانشگاه آزاد مواردی را مطرح کردند.»
در ادامه این اطلاعیه آمده است: «رهبری در این احکام «از آنجا که مجادلات پیرامون دانشگاه آزاد اسلامی گفتوگوهای ملالانگیز و غیرلازمی را بر مناسبات برخی از مسوولان تحمیل کرده و اختلافات ملالانگیزی در مورد مسایل دانشگاه آزاد اسلامی پیش آمده» دستور فرمودند فعلن از تصرف مبنی بر وقف دانشگاه آزاد اسلامی و هرگونه اقدام مبتنی بر اساسنامه جدید مصوب دانشگاه آزاد خودداری شود و اجرای اساسنامه جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی متوقف شود».
این دبیرخانه در این اطلاعیه ضمن اشاره به برخی از اخبار در این خصوص همچنین به رسانهها توصیه کرده است که از اقدام منافی با دستورات رهبری پرهیز شود.
گفتنی است، در آخرین روز خرداد ماه، در پی تصویب طرح اجازه وقف اموال دانشگاه آزاد اسلامی، گروههای حامی دولت در مقابل مجلس با تجمع و اعتراض، نمایندگان موافق این طرح را تهدید کردند. در نهایت و پس از این فشارها، مجلس رای خود پس از دو روز با تصویب طرح «معتبر بودن مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی در خصوص دانشگاه آزاد اسلامی» در حقیقت رای خود را پس گرفت. هر چند طرح اولیه نیز پس از چندی از سوی شورای نگهبان رد شد.
پس از آن هیت موسس دانشگاه آزاد با برگزاری جلسهای به ریاست هاشمی رفسنجانی و با شرکت میرحسین موسوی در محل مجمع تشخیص مصلحت نظام، همچنان بر طرح وقف اموال دانشگاه آزاد پای فشرد.
حس ایران دوستی در وجود من شعله میکشید. مدتها بود که با خودم کلنجار میرفتم اما هربار که تصمیم گرفتم یک مشکل خانوادگی و روزمرگی پیش میآمد و مانع میشد تا اینکه یکباره همه چیز را کنار زدم و قصد دیار کردم.
حبیب محبیان خوانندهای که پس از انقلاب از ایران خارج شده بود اکنون بههمراه خانواده خود در تهران ساکن است در گفتوگوی اختصاصی با روزنامه «راه مردم» از دلایل رفتن خود از ایران و زندگیاش در ینگه دنیا و علت بازگشتش به ایران گفته است.
حبیب گفته درباره نظام جمهوری اسلامی گفته است: «نظام با ابتذال مخالف است نه با موسیقی و هنر. آنهایی که سودای رفتن دارند بدانند آنجا خبری نیست هیچ کجای دنیا کشور خود آدم نمیشود. از فضایی که در ایران برای کسانی که بخواهند به اصل خویش برگردند بهوجود آمده و از لطف مردم و مسوولان تشکر میکنم.»
تبدیل ایران به قدرت بلامنازع باعث فخر ایرانیان است
از مدتها قبل زمزمه بازگشت «حبیب محبیان» معروف به حبیب در محافل مختلف مطبوعاتی و رسانهای به خصوص سایتهای خبری مطرح شده است که ابتدا با رضا رشیدپور مجری صدا و سیما در سایت شخصیاش همراه با عکس مشترکش با وی این خبر را اعلام کرد که بهدنبال آن این خبر در بسیاری از سایتها منعکس شد.
در این میان سایتهای مختلف و مراجع رسمی دولتی اظهارنظرهای مختلفی را اعلام کردهاند، همانند اینکه آقای حبیب محبیان تقاضای کنسرت در تهران کرده است. ولی مسوولین هنری وزارت ارشاد طی اظهار نظری اعلام داشتند تقاضای مجوز آلبوم موسیقی حبیب در دست بررسی دارند.
روزنامه «راه مردم» به منظور اینکه به ابهامات، تکذیبها و تاییدهای افراد و مراجع مختلف پایان دهد، مصاحبهای چالشی با آقای حبیب محبیان انجام داده است که از نظر خوانندگان گرامی میگذرد.
آقای محبیان بفرمایید چه شد که بعد از یک فاصله طولانی به ایران بازگشتید؟
حس ایراندوستی در وجود من شعله میکشید. مدتها بود که با خودم کلنجار میرفتم اما هر بار که تصمیم گرفتم یک مشکل خانوادگی و روزمرگی پیش میآمد و مانع میشد تا اینکه یکباره همه چیز را کنار زدم و قصد دیار کردم.
شما که وطندوست بودی چرا رفتی؟
اوایل انقلاب احساس این بود که فضای مناسبی برای اجرای موسیقی میسر نیست من هم با شدت علاقهای که بهکار آهنگسازی و خواندن داشتم تصمیم به رفتن گرفتم، اما باید به جرات بگویم که متاسفانه آن مدینه فاضله خیالی ۱۵ سال مرا از علایقم یعنی موسیقی دور و خانهنشین کرد. جالب اینکه بدانید در این مدت از دو جنبه زجر میکشیدم. یکی فاصله از مملکت خود و دیگری از موسیقی.
چه مدت در آنجا کار موسیقی انجام ندادید؟
حدود پانزده سال در منزل درگیر فعالیتهای اقتصادی بودم و برای خودم آهنگ میساختم اما پس از آن با دیدن مشکلات موسیقیهای موجود تصمیم گرفتم مجددن کارهای خود را ارایه دهم.
با این روحیه فکر نمیکنید دیر تصمیم به بازگشت گرفتید؟
شاید. اما زندگی در غربت گرفتاریها و مشکلات خاص خودش را دارد.
چه شد تصمیم برای بازگشت گرفتید؟
فشار غربت و علاقه شخصی به وطن و تشویق همسر و فرزندم برای زندگی در ایران. اما مستحضر هستید از بینبردن زندگی که با آن همه سختی و مشقت در آمریکا درست کردم به شدت و ریسک پذیر بود. من برای رسیدن به اهدافم ضررهای زیادی متحمل شدهام اما اینبار بالاخره با هر دشواری که بود توانستم تمام زندگی خود را در آنجا رها کرده و به سمت اصالت واقعی خود یعنی کشورم بازگردم، ضمنن متوجه شدم که حاکمیت نظام با هنر و موسیقی مخالف نیست بلکه با ابتذال و دور شدن از فرهنگ مردم مخالف است. ایران و زندگی در آن با تمام خاطرات و فرهنگ و عقاید دینی و مذهبی در واقع شروع دوباره زیستن پس از سه دهه دوری و غربت است که برای من لذت و شیرینی وصفناپذیر عجیبی به همراه دارد.
تعبیر و نگاه سی ساله شما نسبت به ایران چیست؟
مردم دوستداشتنی ایران همیشه لبریز از احساس، محبت و مهربانی هستند. در هیچ کجای دنیا این زندگی سراسر عاطفه و نوعدوستی و باهم بودن را ندیدم. اراده قوی این ملت واقعن غرورآفرین است. باور کنید ایران به یک قدرت بلامنازع تبدیل شده است. این باعث فخر ایرانیان است.
یعنی ورود شما بهاین دلایل بستگی داشت؟
بلی، اما مسایل دیگری هم دخیل بود از جمله تهاجم بیمنطق و مبتذل به فرهنگ و بهویژه موسیقی ایرانی. متاسفانه هر چند وقت یکبار متوجه میشدم که فلان خواننده بعد از کسب شهرت در ایران از کشور خارج شده و به کشورهای دیگر و شبکههای ماهوارهای پناه میبرند. من برگشتم تا به آنهایی که سودای رفتن دارند ثابت کنم که آنجا خبری نیست. هیچ کجای دنیا کشور خود آدم نمیشود.
حالا که برگشتید قصد دارید مجددن به عالم هنر برگردید؟
فعلن بهدنبال آرامش زندگی و لذتبردن از موهبت معاشرت با مردم بزرگوار و صمیمی و آداب و رسوم ارزشمندی که مدتها با آن فاصله داشتهام، هستم. از آنجا که من هم مثل همه ایرانیان متعلق به این سرزمین هستم، چنانچه بتوانم خدمتی در جهت رشد و شکوفایی موسیقی کشورم داشته باشم با کمال میل ادای دین میکنم. البته در این مدت حدود یکسالی که در ایران هستم تقاضای همکاری در زمینه هنر را در چارچوب قوانین و مقرارت کشور داشتهام.
یعنی برای فعالیت مشکلی ندارید؟
ببینید من هیچگاه بهدنبال ابتذال نبودهام. حتا قبل از انقلاب در طول این سی سال هم تلاش کردهام. هیچگاه از معیارهای اصولی موسیقی کلاسیک و فاخر و فرهنگ اصیل ایرانی خارج نشوم. بهنظرم همیشه نحوه فعالیت من با بقیه متمایز بوده. شما سابقه کارهای من را ملاحظه کنید. من همیشه و در هر حالتی با عقاید و باورهای خودم زندگی کردم. من این حرف را برای اینکه به ایران آمدم نمیزنم بلکه در طول این سی سال گذشته کارنامهام کاملن واضح و روشن است. وقتیکه طی سالهای قبل آثاری در مورد رزمندگان، امام علی (ع)، عید غدیر و چندین قطعه مذهبی دیگر که خواندم در ایران نبودم که گفته شود بهخاطر اینکه تاییدی بگیرم آنها را اجرا کردهام. در واقع اجرای اینکارها صرفن بهخاطر اعتقادات من بوده، در عین حال از فضایی که در ایران برای کسانی که بخواهند به اصل خویش برگردند بهوجود آمده و از لطف مردم و مسوولان تشکر میکنم.
آیا این اواخر کار جدیدی از خود ارایه کردهاید که از طرف شبکههای تلویزیونی پخش شده باشد؟
نه به هیچوجه. الان حداقل بالغ بر ۲ سال است که هیچ همکاری نداشته و اساسان من با هیچ شبکهای قراردادی ندارم و رسمان به همه شبکههای ماهوارهای اعلام کردهام موافق پخش برنامههایم در آن شبکهها نیستم. اما علیرغم این اقدام ممکن است شبکهای این درخواست را رعایت نکرده باشد که متقابلان من هم باید راهکارهای قانونی عدم پخش آثارم را در آن شبکهها پیگیری کنم.
اما کارهایی که از شما مطرح میکنند که با برخی ارزشهای مورد قبول مردم همخوانی ندارد در این رابطه چه توضیحی دارید؟
همانطور که اشاره کردم من شخصن تاکنون تلاش کردهام در آثارم هنجارشکنی نشود و سعی کردهام ارزشهای مورد قبول مردم را رعایت کنم اما از جانب تهیهکننده یا طرف قراردادم متاسفانه ممکن است تنها در چند اثر (از مجموعه حدود ۱۳۰ اثر تولید شده) این موضوع رعایت نشده باشد که اینکار صرفن توسط قراردادم بوده و این تنها به فضای نامناسب لسآنجلس بر میگردد و اینجانب در آن نقشی نداشتم.
در واقع اثر خریداری شده به نحوی میکس شده که برای فروش در شبکههای ماهوارهای جذاب باشد و اینکار به من ربطی نداشته است. در عین حال جا دارد که از این بابت از مردم عزیز عذرخواهی کنم ،اما همانطور که در محتوای روند کلی تولیدات من مشخص میباشد در اکثریت قریب به اتفاق در کارهایم من این مراقبت و حساسیت وجود داشته است. زیرا همیشه خود را پایبند ارزشهای ملت خوب و با صفای خودم میدانم مضاف بر اینکه کارهایی نیز قبل از انقلاب اجرا کردهام که محتوای مذهبی داشته است.
شما در حال حاضر با این سابقه چه پیغامی برای نسل جدید این هنر دارید؟
در موسیقی و محتوای اشعار سلامت نفس و احترام به ارزشهای انسانی و فرهنگی کشور قبل از هر چیز مهم است .نسل جدید باید بداند موسیقی یک زبان انتقال فرهنگ است. پس در انتخاب شعر ،آهنگ و اجرا باید دقت عمل داشته باشند زیرا یک هنرمند از توانایی وجودی و ذاتی خود بر خواسته و تنها اثر اوست که ماندگار است. پس در تولید آن دقت عمل اجتنابناپذیر است و باید تلاش کنیم که فرهنگ اصیل خودمان را تولید و با زیبایی هر چه بهتر منتقل کنیم.
سارا محبوبی، دانشجوی محروم از تحصیل بهایی و فعال حق تحصیل در بازداشتگاه اطلاعات ساری روز گذشته یکشنبه موفق به ملاقات خانوادهاش شده است.
به گزارش جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی این دانشجوی محروم از تحصیل بهایی و فعال حق تحصیل پس از گذشت ۱۱ روز بازداشت، دیروز بعد ازظهر ۱۴ تیرماه با خانواده خود دیدار کرد.
در تاریخ ۲۹ خرداد ماه، مامورین امنیتی با مراجعه به منزل سارا محبوبی قصد بازداشت این فعال حق تحصیل را داشتهاند که به دلیل عدم حضور این دانشجوی محروم از تحصیل در شهر ساری موفق به بازداشت وی نشدند و پس از ضبط وسایل شخصی نامبرده منزل را ترک کرده و از خانواده ی وی خواستار معرفی دخترشان به اداره اطلاعات ساری شده بودند که این فعال پس از مراجعه به اداره اطلاعات ساری در تاریخ ۳ تیر بازداشت شده است.
لازم به ذکر است تاکنون در ایران تعدادی از دانشجویان بهایی با مشکلاتی برای ادامه کار و تحصیل روبهرو هستند.
مطلبهایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر میشود یا بر اساس تقاضای مدیر وبلاگ و یا انتخاب دبیر روز است و نگاهی بیطرفانه در آن حاکم است که میتواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. این رادیو باز نشر وبلاگستان را فرصتی برای نقد و بررسی آن میداند. این بخش با هدف ایجاد فرصت نقد و بررسی در فضای رسانهای وب منتشر میشود و بیشک نظر نویسندگان آن است و نه رادیو کوچه. کوچه خود را موظف به انتشار عمده نظرهایی میداند که در وبلاگستان منتشر میشود و از آن مطلع میشود.
نتبازی معطوف به روزنامهنگاری شهروندی، آفاتی دارد که شایعه مرگ «فری کثیف» یکی از همین آفات است.
از میان هزاران «روزنامهنگار شهروندی» که در نت هستند، به اندازه انگشتان دو دست هم کسی به خود زحمت نداد (اگر در ایران و البته تهران زندگی میکند) به بهانه یک پرس سیبزمینی، سری به میدان نیلوفر بزند و صحت و سقم این شایعه را جویا شود.
شایعه سهخطی درگذشت «فری کثیف» چهار روز پیش در بالاترین (+) پخش شد و تاکنون حدود ۹ هزار بازدیدکننده داشته است.
این خبر آنطور که کاربران بالاترین گفتهاند، ابتدا در شبکههای اجتماعی فرندفید و توییتر پخش شد و بعد از مدتی از بالاترین و فیسبوک و برخی وبلاگها (+) و سایتهای خبری (+) سر در آورد.
شهرت «فری کثیف» کمتر از «ممد اناری» سلطان انار ایران نبوده و نیست. مرگ «ممد اناری» در زمانی رخ داد که نه از قدرت کنونی شبکههای اجتماعی خبری بود و نه از نتبازی معطوف به روزنامهنگاری شهروندی.
خبر درگذشت «ممد اناری»، شهریور سال ۱۳۸۵ در گزارش کوتاهی در روزنامه شرق منتشر شد، اما با گذشت بیش از چهار روز از شایعه مرگ «فری کثیف»، رسانههای رسمی این شایعه را نه تکذیب و نه تایید نکردهاند یا اگر هم کردهاند من ندیدهایم.
دو ماه پیش از این نیز شایعه مرگ حسن شماعیزاده در بالاترین (+) پخش شد که چند ساعت بعد تکذیب شد.
شایعه مرگ شماعیزاده در ساعتی منتشر شد که این خواننده در خانه خود (آمریکا) در خواب خوش صبحگاهی بود و طبیعتن نمیشد برای صحت و سقم این شایعه پنج صبح به خانهاش تلفن زد و از او پرسید: «آقای شماعیزاده شما زندهاید؟»
اما شایعه مرگ «فری کثیف» که اینطور نیست. او پایینتر از میدان نیلوفر شهر تهران، مغازهای دارد که بیشتر انتشاردهندگان این شایعه دستکم یک بار استیک آن را خوردهاند.
روزگاری در نبود اینترنت، ماهواره، تلفن همراه، شبکه اجتماعی و هزار راه ارتباطی دیگر، شایعه با مصیبت انتشار مییافت و تکذیب آن مصیبتبار تر بود.
حالا که همه این وسایل در اختیار است چرا تکذیب شایعه درگذشت «فری کثیف» در همین بالاترین کمتر از ۱۹۰ بازدید کننده دارد؟ (+)
جوگیر شدن اصلن چیز خوبی نیست، به خصوص برای ما ایرانیها که خدای جو هستیم. در این یکسال گذشته دهها شایعه ساخته و پرداخته شد که بعد از مدتی برخی از این شایعهها به عنوان «خبر» به خورد مخاطبان داده شد، بدون آنکه خبرنگار و رسانه مستقل و تیزبینی صحت و سقم آنها را بررسی کرده باشد.
شایعه گسترده مرگ «فری کثیف» معلوم میکند که یک جای کار فضای مجازی ما فارسیزبانها اشکال دارد. هرچند این فضای مجازی نسبت به سالهای گذشته هوشیارتر شده است، اما همچنان از داشتن حساسیت خبری رنج میبرد.
گمان میکنم در کنار فعالیت شبکه اجتماعی مشهوری همچون بالاترین، دنباله، سبزلینک، فیسبوک، تویتتر و فرندفید و گودر باید رسانهای با رویکردی کاملن حرفهای به بررسی مجموعه اخبار، گزارشها و شایعاتی بپردازد که در فضای مجازی جریانساز میشوند.
نتبازی، گودرچرخی و بالاترین بازی خوب است، جلوی شایعه را هم نمیتوان در فضای مجازی گرفت، اما دستکم میتوان دایره اثرگذاری آن را با بالا بردن حساسیتهای خبری مخاطبان و نتبازان کم کرد.
در همین رابطه یکی از رسانههای اینترنتی که دچار گاف شده رادیو زمانه بود که پس از پخش شدن این شایعه دست به تهیه خبر زد و به شرح مفصلی از این واقعه پرداخت.
پایینتر از میدان نیلوفر ساندویچی کوچکی است که صاحب مهربان و کهنهکارش را از دست داد. «فریدون اسدی» معروف به «فری کثیفه» که سالها محبوب دل تهرانیها بود درگذشت، در حالیکه خلق مهربانش و طبع شوخش که البته گاهی آنرا به مشتریهای پر و پا قرصش نشان میداد در خاطر ماند. محبوبیت او را به خصوص بعد از ساعت ۹ شب وقتی صف عریض و طویلی در خیابان نیلوفر راه میافتاد میشد دید. از جوانان شهرک غرب وفرمانیهنشینها تا اهالی شهر ری در این صف میایستادند. مشتریها سالهاست که ترجیح میدهند او را نه بهعنوان «فریدون» که روی سر در مغازه نوشته شده، بلکه بهنام فری کثیفه بشناسند. این پسوند بر خلاف ظاهرش حس خوشایندی را به مشتریها منتقل میکرد و لقبی دوستداشتنی برای مردی بود که نزدیک چهار دهه، هموغمش مشتریهایش بود. حال اینکه چرا ساندویچهای فریدون بهاین شهرت رسید، علت اصلیاش این بود که در دادن سرویس به مشتریهایش دست و دلباز بود. همه درست وقتی سراغ ساندویچ فریدون میروند که میخواهند دلی از عزا دربیاورند. ساندویچهای حجیم انباشته از گوشت و پرسهای بزرگ سیبزمینی با سس معروفی که میگویند فرمولش را فقط و فقط خود فریدون میدانست و بس.
روایتهای زیادی از قدمت و سابقهی تاسیس این ساندویچی و همچنین علت مشهورشدنش بهاین نام وجود دارد. برای دانستن این روایتها و همچنین دانستن احساس مشتریها نسبت به این پاتوق قدیمی و دوستداشتنی چه جایی بهتر از خواندن سایتها و وبلاگهای طرفدارانش؟ یکی از این طرفداران فری کثیفه در وبلاگ «پرسه» نوشته شده:
قدمت مغازه فریدون اسدی، صاحب ساندویچی «فریدون» در خیابان آپادانا – نیلوفر تهران که به «فری کثیفه» شهرت دارد به ۳۷ سال پیش میرسد. شاید بسیاری از ما ندانیم که چرا فریدونخان با لقب فری کثیفه به شهرت رسید. به گفتهی منابع موثق همچنین نزدیکان نگارنده به ویژه دایی جان محترم در دوران خوش اختناق (پیش از انقلاب شکوهمند اسلامی) فریدون در خیابان نیلوفر پایینتر از«میدان نیلوفر» که در آن هنگام جز اراضی عباسآباد تهران بود و شمالشهر محسوب میشد، مغازهای به نیت گشایش یک «بار» خریداری کرد و دیری نپایید که بار آقا فریدون به مغازهی فری کثیفه شهره خاص و عام بهویژه دوستداران جوان «آبجو» شد و بهاین دلیل که لیوانها در اغلب مواقع از وضعیت بهداشتی مناسب برخوردار نبود و این موضوع بارها و بارها تکرار شد، لقب کثیفه به صاحب بار تعلق گرفت. اما از آنجا که لیوانهای آبجو، هر تشنهای را سیراب میکرد و همراه آن مقادیر بسیاری از پسته و فندق بهعنوان مزه ارایه میشد، همه دوست داشتند تا دمی به خمرهی آقا فریدون بزنند. تا اینکه انقلاب به سرانجام رسید و بساط بار آقا فریدون برچیده شد و همچون اغلب صاحب بارهای تهران به ساندویچی تغییر شغل داد. این بار نیز ساندویچی آقا فریدون همان سبک منحصر بهفرد و دوستداشتنی سابق را ادامه داد.
در وبلاگ دیگری هم نوشته شده: مدیر فری کثیفه، مغازهاش را از سال ۴۵ خورشیدی، به قیمتی کمتر از ۲۰ هزار تومان خریده است. آن زمان کسی گمان نمیکرد که این مغازه، در نزدیکی تپههای عباسآباد، در یک کوچهی فرعی بتواند به یک نهاد تجاری در شهر تهران بدل شود تا آن حد که حتا بر املاک تجاری آن محله نیز تاثیر بگذارد.
اما در گفتوگویی که فریدون اسدی درسال ۸۴ با همشهری محله انجام داده بود نیز میشود بخشهای دیگری از تاریخچهی این مکان را پیدا کرد. بر اساس گفتهی خود او قدمت این اغذیهای کوچک ۳۸ سال است. او از اینکه ساندویچیاش بهنام فری کثیفه معرف شده بود ناراحت بود و در این باره روایت دیگری را چنین گفته بود:
«سال ۷۱ بود که حدود صنفی از مشاغل برداشته شد و تعدادی مغازه در خیابان نیلوفر شروع بهکار کردند. تا قبل از آن تاریخ، مغازهی من از دو تا شش بعدازظهر تعطیل بود. بعد از آنکه تعدادی مغازه در خیابان نیلوفر ساندویچی شدند من تصمیم به رقابت سالم گرفتم. حتا پسرانم را هم وارد کار کردم، متاسفانه تعدادی از کسانیکه با من دشمنی داشتند نتوانستند این وضعیت را تحمل کنند و با همکاری یک سایت اینترنتی مطلبی علیه من منتشر کردند که در آن مغازه منرا با عنوان فری کثیفه معرفی کرده بودند، خب من مشتریهای زیادی داشتم، همیشه «فر» مغازهام روغنی بود و کارگران دایم درحال طبخ ساندویچ بودند. اینها از این موضوع سواستفاده کردند و فری کثیفه را روی زبانها انداختند. بهنظر من این کارها نامردی است من خودم کشتیگیر هستم و به این مسایل بسیار حساسم.»
خلاصه اینکه تلفیق نام فریدون صاحب مغازه و فر آشپزخانهای که همیشه روغنی یا کثیف بوده، نام ساندویچی را به «فری کثیفه» شهره کرد.
اما فریدون اسدی تا چند سال پیش خودش پشت فر میایستاد و تا همین اواخر از ساعت هشت صبح تا دوازده شب در مغازهاش بود از هشت سال پیش منزلش را هم به خیابان نیلوفر منتقل کرده بود و در همان خیابان هم درگذشت.
او گفته بود: «هیچوقت نمیخواستم این مغازه ساندویجی باشد. هیچوقت از شغلم لذت نبردهام. باور کنید تاکنون همهی اعضای خانواده با هم سر یک سفره غذا نخوردیم. همیشه یکی از ما در مغازه بودهایم. تاکنون یک سفر، یک عروسی و یا حتا یک عزای دستهجمعی نرفتهایم.»
اگر چه فریدون اسدی ملقب به فری کثیفه، هرگز با همه افراد خانوادهاش به یک عزای دستهجمعی نرفت ولی جمع کثیری از دوستدارانش در عزای از دستدادن فری کثیفه هر وقت به آن مغازهی کوچک دوستداشتنی بروند جای خالیاش را گرامی میدارند. جای خالی کسی را که «لذت» را ساندویچی میکرد و به دست مردم میداد بدون آنکه به قول خودش طعم لذت را چشیده باشد
حذف آرژانتین قابل پیشبینی بود، آرژانتینیها قبل از این دیدار بهزمین سفت نخورده بودند. «مارادونا» نشان داد که با بغلکردن بازیکنان نمیتواند بازی را متحول کند، چرا که پیش از آغاز رقابتهای جامجهانی، خیلیها آرژانتین را مدعی قهرمانی میدانستند. البته تکنیکهای تمرینی عجیب مارادونا، صحبتهای جنجالی او در کنفرانسهای خبری و سیگار کشیدن او در جلسات تمرینی پیش از دیدار، اینها همه نکاتی بود که در مورد مربی تیمملی آرژانتین جلب توجه میکرد. «مسی» انصافن هرچه داشت رو کرد اما کسی کنار او نبود.
خط دفاع آلمان حساب همهچیز را کرده بود. هیچ خلایی برای نفوذ نبود هیچ راهی برای تو رفتن یا تک بهتک شدن داده نشد. خط دفاع آلمان چنان ماشینی و برنامهریزی شده مقابل مهاجمان آرژانتینی صفآرایی کرد که کوچکترین فرصتی برای نفسکشیدن به آنها داده نشد. ظاهرن مارادونا از بازی انگلیس و آلمان درس نگرفته بود. دیهگو باید متوجه میشد که ناتوانی مهاجمان انگلیس در مغلوب کردن مدافعان آلمان میتواند برای مهاجمان خودش تکرار شود. او باید بهفکر راه چارهای میبود. شاید بهتر بود آرژانتین جای حملات بیمحابا بهتقویت خط دفاع باز خود میپرداخت. آلمان گل اول را زود زد و پس از آن بهاداره حملات احساسی حریف پرداخت.
مارادونا در جام امسال و در غیاب فرانسه، ایتالیا و انگلیس، بار احساسی مسابقات را بردوش کشید. حرکات او عکاسان را شادمان کرد و خاکی بودنش، تماشاگران را. جامجهانی ۲۰۱۰ آفریقا بخشی از هیجان و مردمی بودنش را بهاو مدیون است. خط دفاع بدون رهبر آرژانتین در این بازی آخر بود که غیبت صخرههای باتعصبی مثل «کامبیاسو و زانتی» را حس کرد. «دومنش» پس از تحقیر فرانسه اعتراف کرد که در انتخاب مردانش اشتباه کرده، آیا مارادونای مغرور حاضر است به اشتباهات خود در انتخاب بازیکنان اعتراف کند.
مرد رویافروش، بهترین تعبیری است که میتوان در مورد مارادونا بهکار برد. او با آن کاریزمای ذاتی، با آن دیوانهبازیهای تاثیرگذار، که در بسیاری از موارد به «پوپولیسم» تنه میزد، رویاهای زیادی را فروخت. رویای آخر او اما در حساسترین مرحله خریداری پیدا نکرد. او به آلمانی رسید که برای رویاهایش نقشه و برنامه داشت.
روزنامه «ولت» در اینباره نوشت: «تیم جوان آلمان دارد با فوتبالی که دنیا را مفتون خود ساخته در هر بازی توفانی بهپا میکند.» ولت حتا بین «اشتایگر و مسی» هم مقایسه انجام داده و البته هافبک آلمانی را برتر دانسته وگفته: «بهتر از مسی، اشتایگر، شاهکارش را تکمیل کرد. او بهترین بازیاش در جامجهانی را انجام داد.»
حتا مصدومیت «میشاییل بالاک» هم توفیقی اجباری قلمداد شده. مصدومیت بالاک، درست است که برای او سخت بود اما برای «لو» خوب شد. این بازیکن ۳۳ ساله آخرین بازیکنی بود که میخواست لیدر تیم باشد و بازی را دیکته کند و تصمیم بگیرد. «لو» بدون «بالاک» توانست به لام، اشتایگر و پودولسکی مسولیت بیشتری بدهد و بهاین ترتیب تیمی سرشار از قدرت، انرژی و لذت بهوجود آمد.
روزنامه «بیلد» هم از قهرمانان ستایش کرده و گفته: «تمام دنیا پیروزیهای آلمان را جشن میگیرند.»
دیهگومارادونا در حالی در نشست خبری پس از بازی با آلمان شرکت کرد که خبری از شور و نشاط کنفرانسهای پیشین او نبود.
او گفت: «امروز، پس از نزدیک به ۵۰ سال عمر، این بدترین چیزی بود که تجربه کردم. انگار محمدعلی کلی به من مشت زده باشد. من هیچ قدرتی در خود احساس نمیکنم. روزیکه فوتبال را کنار گذاشتم میتوانست بدترین روز من باشد، اما امروز حتا از آن هم بسیار سختتر بود.»
این بدترین شکست آرژانتین در جامهای جهانی پس از شکست شش بر یک مقابل چکاسلواکی در ۱۹۵۸ بود. آرژانتین پس از سال ۹۰ تاکنون بهجمع چهار تیم برتر راه نیافته است.
مارادونا میگوید: «باید کاملن بهآینده فکر کنیم. باید با بازیکنانم صحبت کنم، بحثهای بسیاری باید انجام دهم. هنوز مشخص نیست چه میشود، اما هر کسی بیاید باید اینراه را ادامه دهد، راهی که آرژانتینیها دوست دارند. از بازیکنان و کادر فنی بهدلیل کاری که کردند تشکر میکنم، اما درباره آینده حرفی نمیزنم. شاید من فردا بروم، اما میخواهم این بازیکنان، فوتبال واقعی آرژانتین را همچنان نشان دهند. بهعنوان مربی و بازیکن فهمیدهام که فوتبالی که مردم کشورم دوست دارند بهاین ترتیب است. آنها مرتب بهدنبال گل، بازی خوب و پشت سر گذاشتن حریفان هستند. من آرژانتین را بهسبک دیگری نمیپسندم.»
همچنین او درباره حریف گفت: « آلمانها بازی بسیار خوبی انجام دادند. آنها خیلی خوب بازی ما را مورد مطالعه قرار داده بودند. پس از گل اول همه چیز تغییر کرد و ما شرایط را برای آنها آسان کردیم. آلمان پس از گل اول ایدههایی در سر پروراند که پیش از این در جامجهانی ندیده بودیم. میدانم نتیجه بازتاب اتفاقات زمین نبود و همچنان به بازیکنانم افتخار میکنم. آنها موقعیتهای خود را بهگل تبدیل کردند و ما هم چند موقعیت داشتیم و بههمین دلیل غرور من را خدشهدار نمیکند. میخواهم این بازیکنان در آینده نشان دهند که از چه ارزشی برخوردارند و فوتبال آرژانتین دقیقن چیست. بهبازیکنانم افتخار میکنم و از همه آنها تشکر میکنم. ما به آنچه میخواستیم نرسیدیم اما باید به راهی که در پیش گرفتهایم، ادامه دهیم.»
مارادونا همچنین در مورد مسی که بدون زدن حتا یک گل جام را ترک کرد گفت: «او گل نزد اما جام جهانی فوقالعادهای را پشتسر گذاشت. دیدن گریههای مسی در رختکن واقعن ناراحت کننده بود. آنهایی که میگویند او برای آرژانتین تمام تلاشش را انجام نمیدهد، احمق هستند.»
مسی البته در چهار بازی اول آرژانتین بارقههایی از نبوغش را نشان داده بود، اما نتوانست در بازی یکچهارم نهایی کاری از پیش ببرد. اما در پایان رفتار مارادونا با هواداران آلمان بار دیگر بر حاشیههای غیرحرفهای این مرد خبرساز افزود.
مارادونا که سابقه بسیار طولانی در رفتارهای غیرحرفهای با مردم و خبرنگاران دارد، پس از شکست تیمش برابر آلمان و پس از آنکه چند هوادار آلمانی از وی خواستند با آنها عکس بگیرد نسبت به آنها فحاشی کرد و اگر افسر خبری آرژانتین نبود امکان داشت با آنها درگیری فیزیکی داشته باشد.
مارادونا هرگز تصور نمیکرد جام نوزدهم اینگونه برایش تمام شود و به احتمال فراوان ناگفتههای بسیاری را همچنان در دل نگه خواهد داشت تا وقتش برسد.
بهاین ترتیب روند توهین وی به پله، پلاتینی، بلاتر، خبرنگاران و مردم بدون آنکه پاسخی از سوی آنها داشته باشد ناگهان نیمهکاره ماند و او باید با مردانش به آرژانتین بازگردد، مردانیکه بیصبرانه در انتظار آغاز بازیهای باشگاهی و شمردن پولهای نجومی خود هستند.
از نکات قابل توجه این دیدار، میتوان به حضور دختر دیهگو اشاره کرد، چرا که پس از شکست تیمملی آرژانتین مقابل ژرمنها «دالما» دختر بزرگتر دیهگو مارادونا وارد زمین مسابقه شد تا پدرش را در این غم بزرگ همراهی کند. او در کنار پدر حرکت میکرد و بهاو دلداری میداد، دیهگو آرماندو مارادونا بیشک یکی از جنجالیترین چهرههای رقابتهای جامجهانی بود ولی حذف مقابل آلمان قطعن برای «دن دیهگو» بهشدت دردناک بود.
«یواخیم لو» سرمربی تیمملی آلمان، پس از پایان بازی در مصاحبه به خبرنگاران گفت: «بازیای که در نیمه دوم ارایه دادیم، واقعن از کلاس متفاوتی برخوردار بود. این تیم شور و اشتیاقش برای قهرمانی را نشان داد. بزرگی این پیروزی قابل تصور نیست.»
او همچنین تاکید کرد که باید مراقب بازی نیمهنهایی باشند، ما در بین چهار تیم برتر دنیا قرار داریم اما هنوز برای قهرمانی راه سختی در پیش داریم. ما دو بازی بزرگ در پیش داریم اما همه چیز در دستان خود ماست و میتوانیم کارهای بزرگتری انجام بدهیم.
اقلیتهای اجتماعی و دینی بیشک در طول سه دهه پس از انقلاب در ایران بیشترین ضربهها را از عدم اجرای قانون، خود محوریها و تصمیمگیریهایی که در بعضی موارد حتا مغایر با قانون اساسی کشور در زمینه حقوق اقلیتها بوده است، خوردهاند.
نگاههای متفاوت و متناقض در مسوولان وقت اجرایی کشور گاه تفاوتهای فاحشی را در زمینه برخورد با اقلیتها در ایران به وجود آورده است که همراه برای این قشر از جامعه زندگی توام با تزلزل و دور از فردای روشن را فراهم کرده است.
این نوع برخورد در سالهای اخیر روندی خشنتر و بیمهاباتر نیز به خود گرفته است. بیشک اگر اخبار ایران را دنبال کنید روزانه خبری در زمینه عدم رعایت حقوق اقلیتها خواهید شنید. گاه خانههای بهاییها را با بلدوزر تخریب میکنند و گاه محل کسب درویشهای نعمتالهی را پلمب میکنند و شهروندان بهایی را از حق تحصیل محروم میکنند.
در شرایطی که در کشور ایران حاکمیت شیعهای وجود دارد که امام اول آن وقتی خلخال از پای زن یهودی میکشند به عنوان خلیفه مسلمین اشک بر روی جاری میکند و فریاد وا اسفا سر میدهد، این رفتار را نسبت به اقلیتهای مذهبی چگونه میتوان تعبیر کرد.
این مقدمهای بود برای پرداختن به یکی از همین سلب حقوق قانونی در مورد یک اقلیت دینی که دست بر قضا بیشترین انطباق را با فقه شیعه دارد. درویشهای نعمتالهی که دیری است بر خلاف نص صریح قانون مورد آزار قرار میگیرند. طی چند روز گذشته دستگاههای امنیتی تعداد زیادی از این درویشها را احضار و یا بازداشت کردهاند در شرایطی که جرم روشنی نیز بر آنها متصور نبوده است.
اینک برخی از رسانههای نزدیک به این درویشها اشاره میکنند وزارت اطلاعات با ارسال بخشنامهای به کلیه ادارات خود در سطح شهرستانها، دستور برخورد با دراویش، برخی اقلیتهای مذهبی و همچنین دگراندیشان عقیدتی را صادر کرده و از دوماه پیش نیز، براساس همین بخشنامه، برگزارکنندگان مجالس هفتگی دراویش در شهرستانها به ادارات اطلاعات احضار شدهاند.
این گزارش با بیان اینکه «طبق بخشنامه اخیر وزارت اطلاعات، دراویش گنابادی و اهل تسنن و بهاییان در تمام شهرهای ایران باید تحت نظارتهای امنیتی قرار بگیرند و با آنها برخورد شود» خاطرنشان کرد در ماه گذشته، مجلسداران دراویش شهرهای بهبهان، بندر گناوه، بندرلنگه، قائمشهر، ساری، مسجدسلیمان، کوار، اهواز، شهرکرد، گلپایگان، کاشان، بیدخت گناباد و چندین شهر دیگر به ادارات اطلاعات احضار و مورد تهدید واقع شدهاند.
در همین رابطه، نهم تیرماه، ماموران با مراجعه به مغازه یکی از دراویش بهنام «حسین دهقان» در بیدخت (گناباد)، اقدام به ارعاب و تهدید به پلمپ مغازه وی بهدلیل استفاده از عبارت «هو ۱۲۱» کردند. «عباس صالحیانبرزکی» از دراویش گنابادی ساکن گلپایگان نیز، صبح روز نهم تیرماه، توسط نیروی انتظامی گلشهر گلپایگان بهصورت تلفنی احضار و پس از مراجعه وی توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت شد. همان روز سه تن از دراویش گنابادی به نامهای «حسین کاوهنوشآبادی » موذن نماز دراویش در کاشان و «عبداله علیمددکاشی» و «ناصر رحیمی» از دراویش این سلسله از سوی اداره اطلاعات کاشان تلفنی احضار و با مراجعه نامبردگان به ستاد خبری اطلاعات بازداشت شدند.
این در حالی است که «غلامعباس زارعحقیقی»، از دراویش گنابادی و متصدی مزار سلطانی بیدخت دستگیر و روانه زندان وکیل آباد مشهد شد. طی سالهای اخیر و بهویژه یکسال گذشته، فشار زیادی بر دراویش و دگراندیشان عقیدتی در سراسر ایران وارد آمده است.
برای بیشتر دانستن در مورد این اعمال فشارها و مشکلات وارده بر درویشان نعمتالهی گنابادی با «مصطفا دانشجو» حقوقدان صحبت کردهام. «آزمایش» خود یکی از وکیل های پرونده تخریب حسینیه درویشهای گنابادی در قم بود که به دلیل حضور در این پرونده پروانه وکالتش لغو شد.
گفتوگوی اردوان روزبه با مصطفا دانشجو را از این جا بشنوید:
Whenever there is conflict between the ruling Governments willingly or if People should be involved in the clashes. But humanity and Communication always have a new word. Subject of Ardavan Roozbeh's interview has story tonight.
Every year, nearly ten years that an American aircraft carrier in Malaysia Side is a group of volunteers that this ship and the Marines Commanders and crew volunteer to help new bar and cleaning center Maintenance of children who are mentally retarded and disabled. They come three days or more to paint the walls and repair failure.
This volunteer work is a big contradiction. Soldiers with the phantom ship , missiles are always ready for battle but now they paint the wall here.
Now would be interesting to know that the Central Board in children Held and named "Dice Putra" is an Iranian – Malaysian Ms." Elahe".
This opportunity was a little beyond paint wall in center to speak about the American Marine Listen to the Ardavan Roozbeh's interview with Ms." Elahe":
we saw an article in a local newspaper in Malaysia in connection with American Navy who work on ship and cooperate with you and clean the center which you keep children.
Explain that what do these soldiers in the center of America Navy do In your Maintenance center of Mentally retarded children?
Institute "Taspotra" is an institution of NGO and non-governmental organization. And we should ask all people in society in terms of financial and social help to run it. We have a relationship with all people And ask them for help. One of the countries want to help us is America. When American ships Navigator arrive to Kuala Lumpur, help in NGOs organizations.
Before that some one who is responsible comes from America Embassy, and says where soldiers go and we will talk. Asks us what Things we need to do to soldiers. They do Electrical, technical, paint and cleaning up stuffs. Of About five thousand people work on the ship , at least 60 of whom sign the paper and help in non-governmental organizations. We had a chance to includes the American Embassy's list and they help us.
It began about eight years ago and it was very welcome. They not only clean place, but they make sense there in Malaysia which is encouraging for the people. This time the ship had 50 people Came to help. Second Central Branch “Taspotra” needs painting. So they came for three days. They take necessary Accessories. The council knows that America Embassy Sends these guys for help, so gives us cars in transporting waste things. They even cut the trees and clean. Because in normal process it takes about three months that the council turns our will and cut Trees. But when the power comes from outside this work Is done earlier .They play with kids, play music and sing the song, and this is very interesting for kids.
You live in a country that large sections of it are Muslims. How is Statesmen look to American soldiers here?
I think when people are helping organizations NGOs, each one will welcome it. Especially those organizations keep elderly people and children. And know that these organizations do not have a lot of money. That's why all welcome and no one has problem with being American. These soldiers are not only in Malaysia but every where do these things. And encourage others to kindness and to help fellow.
Malaysia is a safe country and has a consistent policy so they Come to Malaysia and are fine. If The political problem occur the police Will care. The press publishes this work.
Americans and Iranians Governments have tensions together of the past few years. Noting that you are Iranian – Malaysian and soldiers are American, did you feel conflict or You feel there is no sense in troops?
I had a strange feeling of the early work. The first time that we were invited to the party to a ship, we were at the part of the ship that Bombs were on top of our heads, and they said this ship anchors in the “Persian Gulf”, I told myself, how is it possible that these people who are so kind, falls the bombs over people's head ? At first that was difficult for me but when I saw they work with sincerity, I agree. Even there was a Polish man who taught Islam and Before the ship gets to Malaysia, teach the soldiers how to treat Muslims to be accepted. It was interesting for me. I think one reason is behind the heart of anyone who is religious. Because all Religions of the world persist on having a sense of cooperation and being good.
For the first time that American soldiers came to the center, of what food did you cook?
We have a very limited budget and cannot pay for it. Many times people brought food for them. But this time more friendship I Loved to cook my own meals for them. I served chicken which was filled with Iranian and Malaysian vegetables. And always serve fresh coconut juice to drink. The time between eating there is an opportunity to speak. Some of them were Filipino, Mexican, and the number of South American countries , all told that: "We have Many Iranians friends." Iran is not a country to hide. They knew I am Iranian and when I talked to them about my country, they really loved.
You mean soldiers who come to the center regardless of color and policy, come for friendship?
America is like a trading company. They like the social connections. Like people to know that in spite of political relations but they are human like us.
And they have feeling. We as a Muslim should strengthen Cooperatives and friendship feeling inside ourselves and we tell that Muslims are good people. Good and bad people are everywhere with every religion and nationality. I cannot tell because I’m Iranian I am good and an American is politics.
I remember the critical situation in Iraq and America did a lot of destruction there. At that time director general hotel “Renaissance” that has branches in the world told me: “I am feelings of inferiority of being an American."
در ناحیه جنوبی ایران و در شمال خلیج فارس ایالتی واقع شده است. در ۶ کیلومتری تختجمشید که از روزگار باستان پارس (فارس) نام داشته و در حاشیه شرقی مرودشت کوهی است که کوه «مهر» یا «کهمهر» نام دارد که این کوه بعد از حمله عرب، مهر نامیده شده و در نهایت (کوه مهر) بر آن ماندگار شده است که این نام کهن دلالت بر تقدس و روحانیت آن نزد ایرانیان باستان است.
«نقش رستم» از آثار مهم تاریخی دورههای عیلامی، هخامنشی و ساسانی است که بهعلت در دسترس نبودن، آسیب کمتری دیده است. تنوع آثار در این منطقه چشمگیر است. نقش رستم مجموعهای از آثاری است که در دل کوه کنده شده است. در پایین کوه نقشهای برجسته دوره ساسانی شامل هفت نقش حجاری شده از مجالس مختلف ساسانیان و بر بالای کوه آرامگاه شاهان هخامنشی را میتوان یافت. چهار آرامگاه موجود در نقش رستم به داریوش اول، خشایاراول، داریوش دوم و اردشیر اول تعلق دارد.
در آرامگاه داریوش اول سنگ نوشتههای بزرگی به خط پارسی باستان به چشم میخورد که حاوی نیایش یزدان و مضامین مذهبی است. داریوش اول نام کشورها و سرزمینهای تابع خود و اندرزهای معنوی فراوانی را در این نوشتهها برشمرده است. نقشهای برجسته کوه که از دوران ساسانی بهجا مانده شامل تصاویر پسر شاپور اول، جنگ بهرام دوم با دشمن و پیروزی او بر دشمن و مجلس اردشیر بابکان است.
یکی از نقوش، پیروزی هرمز دوم پادشاه ساسانی را نشان میدهد که دشمن خود را با اسب روی زمین غلطانده است. بالای این نقش آثار دیگری بهجا مانده است که از شواهد تاریخی میتوان احتمال داد که نقش برجسته مربوط به شاپور دوم معروف به شاپور ذوالاکتاف است. مجللترین و بزرگترین حجاری عهد ساسانی در نقش رستم صحنه پیروزی شاپور اول بر والرین امپراتور روم است (که در تاریخ ۲۴۲ تا ۲۷۱ میلادی رخ داده است). در این صحنه والرین در مقابل شاپور اول که با حشمت بر اسب نشسته زانو زده است.
بنای نقش رستم
از آثار دیگر باقی مانده در نقش رستم که از آسیب دوران مصون مانده میتوان از بنایی موسوم به کعبه زرتشت نام برد که بنایی از عهد هخامنشی است. در عصر شاپور ساسانی نبشتههایی به خط پهلوی اشکانی و ساسانی و یونانی بر دیوار کعبه زرتشت حکاکی شده است. کعبه زرتشت که بهدلیل مکعبی شکل بودن بنا بهاین نام شهرت یافته، دقت و تراش منظم تخت سنگهای بزرگ سفید و تناسب شگرف این بنای مهم از مهارت استادان عهد هخامنشی حکایت میکند .
برج مکعب مستطیل شکلی است با قاعده مربع که نزدیک ۵/۱۲ متر بلندی و ۵/۳ متر طول هر ضلع آن است. در ساختمان این برج بهجز از سنگ آهک سفید رنگ و خاکستری رنگ از هیچ مصالح دیگری استفاده نشده است. سنگها به طرزی بسیار صیقلی و دقیق چنان بر روی هم قرار گرفتهاند که احتیاج به ملات نیز نداشتهاند. سقف این بنا نیز تنها از سنگ ساخته شده است. سقفی متشکل از چهار قطعه سنگ که طرز تراش آنها شکل هرم کوتاهی را بهآنان بخشیده است که هنوز هم کاملن سالم است.
آیا هیچ یک از ساختمان سازان و مهندسان امروزی میتوانند نه فقط با سنگ، بلکه با پیشرفتهترین مصالح و مواد و امکانات امروزی، ساختمانی بسازند که ۲۵۰۰ سال سلامت آن را ضمانت کنند؟ در روزگاری که ساختمانهای ۲۵ ساله کلنگی به حساب میآیند؟
در دوره اسلامی این حجاریها را به جمشید و به پادشاهی کیانی نسبت دادهاند و چون جنگها و پیروزیها وپهلوانیهای بزرگ ملی ایرانی را به رستم زال، که زبانزد همه بوده است نسبت میدادند و این سنگتراشیها نیز چیرگی پهلوانان ایران بر دشمنانشان را نشان میدهد اندک اندک نقشهای مورد بحث را به رستم پهلوان بازخواندهاند و این محل را نقش رستم گفتهاند.
بنای نقش رستم از چهار جهت اصلی به اندازه ۱۸ درجه انحراف دارد که اگر ۳ درجه میل مغناطیسی منطقه را از آن کم کنیم، انحراف آن از چهار جهت اصلی به ۱۵ درجه میرسد. در سوی شمال (و در واقع شمال غربی) این بنای پلکانی متشکل از ۳۰ پله ۲۵ سانتیمتری قرار دارد. بر هر یک از سه ضلع شرقی، غربی و جنوبی بنا ۶ شاخص خورشیدی یا آفتاب سنج به شکل پنجرهنما دیده میشود که از سنگهای خاکستری رنگ ساخته شده است. در سه سوی شرق، غرب و جنوب بنا دیواری وجود داشته است که امروزه بقایای آن در زیر خاک مدفون است. بر پایین دیوار سنگ شیشهای از دوره ساسانی دیده میشود که ارتباطی به بنای نقش رستم ندارد. بنای نقش رستم به لحاظ شکل ظاهری آن تا کنون به «کعبه زرتشت» مشهور بوده است. این بنا همچنین با نامهای: «کرنای خانه»، «نقاره خانه» و «بن خانه» نیز نامیده شده است.
کاربرد بنای نقش رستم
درباره کاربرد این بنا تا کنون نظریههای بسیار متفاوتی عرضه شده بود. گروهی این بنا را آتشکده یا نیایشگاه میدانستند و گروهی دیگر آن را دخمه یکی از پادشاهان هخامنشی فرض میکردند، بعضی آن را دژنبشت و محل نگهداری کتابها و اسناد بهشمار میآورند و بعضی دیگر آن را مرده شویخانه یا خانه مومیایی اجساد میپنداشتند و یا آتشکدهای بوده است که در تاریکی شب انوار آتش را به کوه و به آرامگاه شاهان هخامنشی میتابانده است. اما برای اثبات هر یک از این نظریهها هیچگاه دلیل قابل قبولی عرضه نشد.
به موجب تحقیقات جدید این بنا و نیز بنای مشابه آن در پاسارگاد، یک رصدخانه خورشیدی برای سنجش گردش خورشیدی و به تبع آن نگهداشتن حساب سال و سال شماری و استخراج تقویم و تشخیص روزهای اول هر ماه خورشیدی و انقلابهای تابستانی و زمستانی و اعتدال بهاری و پاییزی و بعضی دیگر رویدادهای مربوط به سالنامه نگاری بوده است. پس این بنا رصدخانه خورشیدی یا به تعبیر دیگر «زمان سنج» یا «شاخص خورشیدی» است.
دلایل رصدخانه بودن بنای نقش رستم
هر یک از اضلاع بنای نقش رستم با چهار جهت اصلی ۱۵ درجه غربی انحراف دارد. اگر این بنا با زاویهای غیر از این ساخته میشد، هیچیک از محاسبههای خورشیدی یاد شده در اینجا قابل انجام نمیبود. تغییرات زاویه بین گوشههای آفتابسنجهایی که در سه سوی بنا کار گذاشته شده است با تغییرات زاویه طلوع خورشید در ماههای گوناگون سال برابر است. در آفتابسنجهای ردیف دوم ساز و کاری اندیشیده شده است که به موجب آن میتوان نزدیک شدن سال نو را هفته به هفته تشخیص داد. ضلعهای عمقی آفتابسنجها بر اضلاع دیگر آن کاملن عمود نیستند. بلکه به میزان کمی انحراف دارند تا سایه گوشههای درونی منطبق شود، اگر این انحراف اندک وجود نمیداشت چنین سایههایی تشکیل نمیشد.
ساختمان در فاصله و تناسبی از کوه واقع شده است که طلوع خورشید در زمان انقلاب تابستانی بلافاصله در کنار لبه شرقی کوه و غروب خورشید در زمان اعتدال بهاری و پاییزی در لبه غربی کوه دیده میشود. هر چهار گوشه بنا به شکلی ساخته شده است که سایه آن بر روی زمین به شکل فلش و عقربه اندازه گیری در میآید. لبه بام بنا کلا صاف و بدون هر گونه برآمدگی یا فرو رفتگی است، تا در ایجاد سایههای تشکیل شده بر پلهها خللی پیش نیاید.
پلههایی که در سوی شمال بنا وجود دارد، تنها وسیلهای برای بالا رفتن یا پایین آمدن نیست. چرا که عرض ۲۵ سانتیمتری پلهها برای این کار مناسب نیست. این پلهها در واقع در حکم درجههای یک صفحه مدرج است و از آنجا که وظیفه آنان محاسبه زمان از راه ارتفاع خورشید بوده است. زاویه شیب آن نسبت به سطح زمین دقیقن برابر با زاویه بین بالاترین و پایینترین حد ارتفاع خورشید در ظهر خورشید یعنی ۴۷ درجه است: ۴۷ = ۵/۳۶ – ۵/۸۳ و یا به عبارت دیگر برابر با زاویه فاصله انقلاب تابستانی از انقلاب زمستانی: ۴۷ = ۵/۲۳ + ۵/۲۳
پلهها همچنین وضعیتی دارند که سایه لبه عمودی بنا در هنگام طلوع خورشید در هر یک از ماههای سال به ترتیبی خاص بر روی آنها میافتد. در پلهها ترتیبی وجود دارد که میتوان نزدیک شدن آغاز سال هخامنشی را روزبهروز تشخیص داد و معین کرد. نتیجه این تحقیقات پرده از راز بسیاری از بناهای باستانی ایران برخواهد داشت و نیز موجب حل بسیاری از مجهولات تاریخ علم در ایران و جهان باستان خواهد بود.
منابع:
رضایی، دکتر عبدالعظیم، تاریخ ده هزار ساله ایران، جلداول، چاپ ۱۶. تهران: اقبال، ۱۳۸۴
زرین کوب، عبدالحسین. تاریخ مردم ایران. تهران: انتشارات امیر کبیر، ۱۳۶۴
پیرنیا، حسن (مشیرالدوله)، ایران باستان. تهران: انتشارات دنیای کتاب، ۱۳۶۲
فره وشی، بهرام. ایرانویچ. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، سال ۱۳۶۸
توانگر زمین، محمد کاظم، ترجمه کتیبههای هخامنشی. ناشر: فاتحان راه دانش مرو دشت.۱۳۸۵
سرنوشت نامعلوم هر فردی به همراه حس کنجکاویاش نسبت به آینده، گاهی او را به این فکر میاندازد که از راههای گوناگون، دست به کار شود تا به آنچه نمیداند و قرار است برایش اتفاق بیفتد آگاهی پیدا کند. در راه دانستن این مجهولات، چه بسیار جیبها که در راه فالگیرها، کف بینها و دعا نویسهای قلابی خالی شده و چه اتفاقهای ناگوار در خانوادهها رخ نداده است.
در طی برنامهی امروز از صحبتهایی که بین من و یک فالگیر قلابی رد و بدل شده ، نظرات متفاوت راجع به پیشگویی آینده، و در نهایت نظر مهمان برنامهی امروز، خانم ب.شریفی، مشاور و روانشناس، در مورد علت استقبال مردم از فال و شلوغ بودن اتاق انتظار فالگیران به نسبت مطبهای روانشناسان میشنوید.
سید رضا حسینی ( مدحی ) / کارشناس ارشد علوم سیاسی و علوم استراتژیک مسایل نظامی
امروزه بهانهای که حاکمیت بهآن نیاز دارد تا به اصطلاح معروف یا رست ( قمار بزرگ با دارایی پنهان) کرده تا برنده بازی شود (با تثبیت وضیعت موجود خود و پذیرش ایران هسته ای) و یا جنگ جهانی سوم آغاز شود تا میلیونها انسان بیگناه در اقصا نقاط جهان به خاک و خون کشیده شوند، در غیر این دو حالت خود و چندین کشور را بازنده این بازی کثیف سیاست کند.
و جالب اینکه این بهانه را غربیها و آمریکاییها دانسته در اختیار این حاکمیت بیرحم قرار میدهند.
خبرگزاری حکومتی فارس در تاریخ ۷ تیرماه ۱۳۸۹ شماره : ۸۹۰۴۰۶۰۷۸۳ که در اینجا میتوانید مشاهده نمایید، گفتگویی با آقای دکتر «علیاصغر جلالی» کارشناس مباحث شیمیایی و میکروبی در سمنان بهعمل آمده را تحت عنوان «در حال حاضر حدود ۱۰ تا ۱۲ کشور مانند روسیه، آمریکا، رژیم صهیونیستی ( اسراییل )، چین و هند متهم به داشتن برنامههای سلاحهای بیولوژیک تهاجمی هستند و شمار قربانیان این سلاحها تاکنون به ۹ میلیون نفر رسیده است» منتشر نمود ولی از حدود ۱۰ تا ۱۲ کشور فقط نام ۵ کشور را مطرح نمود؟ در بین اینجا فرضیههای گوناگونی شکل میگیرد اما حقیر قصد دارم بهطور خلاصه به چند فرضیه نزدیک به واقعیت بپردازم.
فرضیه اول : آیا جمهوری اسلامی قصد دارد بهصورت سربسته از داشتن توان و قدرت سلاحهای میکروبی خود گوشزدی به آمریکا و متحدانش بنماید؟
یا اینکه تهدیدی به سایر کشورهای دارنده این نوع سلاحها مینماید که نامشان را افشا خواهد نمود؟
یا اینکه قصد معامله سیاسی با آنان دارد؟
در خوشبینانه و بدبینانهترین حالت این را نمیتوان تهدید به افشا یا معامله تلقی نمود بلکه با توجه به لشگرکشی و ناوکشی و تهدیدات روزافزون و تشدید تحریمهای آمریکا فقط میتوان این مقاله را یک تهدید ظریف و زیرکانه و مانور پنهان از توان نظامی خود تلقی نمود.
اکنون میبایست از ملت ایران این پرسش را نمود که خود سرنوشتشان را تغییر میدهند یا اینکه منتظر فاجعه جهانی خواهند بود.
ونیز ایالات متحده آمریکا و هم پیمانانش نیز این پرسش را داریم آیا میدانند که حاکمیت ایران که اینگونه سرسختانه مقابلشان ایستاده قطع و یقین یا در دست چیزی دارند و یا اینکه فوایدی بزرگتر از وضع فعلی نصیبشان خواهد شد.
آنچه مسلم است سرویسهای بیگانه بسیار بیشتر و دقیقتر از این جانب نسبت به توان حاکمیت غیر مردمی مطلع هستند حال با این وجود چرا میخواهند بهجای روح و جانبخشیدن به حاکمیت فعلی به طرحهای دیگر که در طی زمان بیشتر اما بسیار بسیار کم هزینهتر بیندیشند؟ آیا همگان بدان نقطه رسیدهاند که لازمه ادامه حیات جنگ جهانی سوم است؟
در ادامه مبحث فقط صرف استحضار مردم شریف ایران مطالبی در ارتباط با آنچه که حاکمیت در سر و چه در دست دارد پرداخته خواهد شد.
با توجه به کسالت حقیر ادامه مطلب در اسرع وقت تحت عنوان بخش دوم منتشر میشود.
بخش دوم
قسمت دوم : سایه شوم جنگ و لشگرکشی بر سر مام میهن
آیا احمدینژاد در پی جنگ افروزی در ابعاد داخلی و خارجی است؟
نیات باطنی آمریکا و کشورهای منطقه از بحرانآفرینی چیست؟
نقش نفت و امنیت انتقال انرژی کدام است؟
آیا آمریکا بهدنبال سوق دادن احمدینژاد به ارتکاب اشتباه استراتژیک همچون صدام است؟
امکانات مقابله و توسعه انتقامجویی ایران به چه میزان است؟
ملت ایران چه میخواهد و واکنش آن چه خواهد بود؟
بهعقیده اینجانب در صورتیکه هرگونه جنگی از جانبه بیگانگان رخ دهد جز به اتحاد و انسجام نیروی های حاکمیت و حتا ازدیاد و تحکیم آنان با پیوستن مردم، سود دیگری نخواهد داشت.
اما چنانچه از درون روند اعتراضات کنونی ادامه یابد ضمن انشقاق در بین ارکان حاکمیت پیروزی از آن مردم شده و حکومت مردمی ایجاد خواهد شد.
در قسمت اول به سلاحهای میکروبی و توان نظامی ایران اشاره اجمالی صورت گرفت. اینکه امروزه دولت ایران بهدنبال بهانهای بههر قمیت ممکن است برای تثبیت وضیعت موجود خود حتا با بروز جنگ خانمانسوز و تحمیل ایران هستهای به جهان، شکی در آن نیست.
اما اینکه چرا غربیها و آمریکاییها دانسته این بهانه را در اختیار این دولت بیرحم قرار میدهند، جای تامل است؟
آنچه مسلم است اینکه تهدید دولت ایران با دستانی پر ولو اینکه منتخب مردم ایران نیست، جدی است. دولت ایران این توان و ظرفیت، اگر نگوییم هستهای، یقینن توان رازآمیز و نیروی انسانی خرابکار فراوان، پخش شده و آمادهباش در سراسر جهان را دارد تا در سطوح منطقهای و فراتر از آن سطح تقابل را عمق و توسعه بخشد.
آیا آمریکا و متحدانش با وجود اینکه میدانند ایران در کشورهای اروپایی و حتا آمریکا و قاره آمریکا مبادرت به ایجاد ایستگاههایی و شائبه استقرار افرادی مجهز به سلاحهای میکروبی کرده است باز گزینه اشتباه جنگ را مجدد بر روی میز قرار دادهاند؟
شواهدی که از جدیشدن روی میز قرارگرفتن گزینه جنگ، از سوی آمریکا و متحدانش در مقابل ایران حکایت دارد از جمله گسیل ناوهای جنگی آمریکایی و پیش از آن ترددات مکرر و خاموش وزیران دفاع متحدانش به کشورهای یکدیگر، اعلام مواضع اخیر وزیر دفاع اسراییل، زیادهگوییهای پادشاه سعودی بدون هیچ مقدمهای دلالت بر این دارد که آمریکا بدون هیچگونه تصویر درستی از ایران و توان بازدارندگی در حوزه دفاع عامل و غیرعامل، پسلرزههایی که پس از شروع جنگ از سوی آمریکا،ایران به نمایش خواهد گذاشت و از همه مهمتر روحیه دلاورانه ملت ایران در دفاع از کیان و تمامیت ارضی بدون در نظر گرفتن دیدگاههای سیاسی تصمیم بهاین اشتباه بزرگ گرفته است.
شنیدیم و دیدیم آمریکا پس از حمله به افغانستان و عراق تمامی سیستمهای امنیتی و انتظامی کشورهای مذکور را برای مدتها در دست گرفت تا جاییکه اگر ماشین نظامی آمریکایی در خیابانی از عراق آژیر میکشید تمامی ماشینها موظف بودند تا خروج کامل آن ماشین از آن خیابان در کنار توقف کنند، آیا آمریکا تصور میکند ایرانیان به دور از هر باور سیاسی اینچنین روحیه ذلتپذیری داشته باشند؟
میشنویم که مدام این موضوع و هراس مطرح میگردد که اگر جنگی اتفاق بیافتد این جنگ با جنگ ۸ ساله ایران و عراق که قریب به ۸۶ کشور از آن حمایت میکردند و از ۱۶ کشور اسیر جنگی داشتیم بسیار متفاوت است و مدام از توان بالای هوایی آمریکا سخن به میان میآید صرف نظر از توان دفاع موشکی ایران که بهصورت تخصصی در پایین قسمتی از آن نقل خواهد شد. آیا اگر جنگی اتفاق بیافتد مادامالعمر میخواهند موشک به سوی ایران شلیک کنند؟ آیا هلیبرد نیروها در خاک ایران در برنامه آنها قرار نمیگیرد؟ بیشک جنگ زمینی نیز رخ خواهد داد، باید پذیرفت ایران، عراق یا افغانستان نیست.
ضمن آن ج.ا.ا برای ثبات و حفظ بقای از قدرت فرهنگی (ابزار قدرت جنگ روانی و ترویج انقلاب و تفکر اسلامی خود و بهوجود آوردن جریان مهدویت و بسط و فراگیر کردن آن در داخل و خارج کشور) ایجاد ایستگاههای امنیتی و فرهنگی با اهداف امنیتی دفاعی و پرورش نیروهای ایرانی و حتا بهکارگیری از ملیتهای دیگر( غیر ایرانی ) نیز از برای و به چالشکشاندن منطقه و گرهزدن سرنوشت خود با امنیت سایر کشورها و همچنین ستون نظامی (تلاش برای اشرافیت اطلاعاتی و جنگ اطلاعاتی و روانی داخلی و خارجی به چالشکشانده کشورهایی که احساس خطر میکند کرده.)
همچنین با پایگاههای سری در منطقه، غرب برای ایجاد بحرانجهانی در صورت مواجهه با هرگونه تهدید جدی، برای این امر با استقرار ایستگاههای قابل توجه خود در منطقه اعم از کشورهای همجوار ، منطقه، کشورهای غربی(اروپا) و حتا کشورهای آمریکایی تا اقیانوسیه بهره بیشتر میبرد و این ایستگاه که با بهرهگیری از ملیتهای مختلف و تاثیرگذاری و یا بهعبارتی مشغول کردن کشورهای مختلف به مسایل داخلی و ایجاد جنگ برونخانگی سعی در اخلال در سیتم حکومتی کشورهایی که میتواند حتا در آینده تهدید و یا خطر جدی برای حاکمان ج.ا.ا و اهداف آنان باشد برنامهریزی و در مقام طرح دمکراسی و ایجاد شکاف نماید. این امر میتواند حتا یک حکومت بر فرض پادشاهی را تبدیل به یک حکومت غیر پادشاهی کند.
حال بهاین موضوع اشاره میکنم که برای مواجهه با تهدید و ایجاد امنیت ۴ مکتب وجود دارد و پس از تشریح یادآور میشوم که دکترین امنیت ملی ایران در طول ۳۰ سال بقا از کدام مکتب بهره برده است.
مکتب اول مکتبی است که کاری با تهدید ندارد و فقط آسیب را پوشش میدهد یعنی آسیبپذیری های خودش را پوشش میدهد بیشتر کشور روسیه از این مکتب استفاده میکند کشور روسیه در طول تاریخ خودش به خصوص در ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال گذشته نوع مکتب امنیتیش به خصوص در سیاست خارجی این بوده است که همواره تمرکز کارشناسان امنیتیش بر شناسایی آسیبها و از بینبردن آنها معطوف بوده است البته در زمانهایی از فرمول های دیگر نیز بهره بردهاند که در اینجا مجال پرداختن به آنها نیست. به این مکتب اصطلاحن ضدآسیب پایه اطلاق میشود.
مکتب دوم مکتبی است که کاری با آسیبپذیری خودش ندارد و اصولن پتانسیل پوشش آسیبهای خود را در درون مرزهای خود ندارد در حوزه آسیبشناسی کمتر وارد میشود و تمام تمرکزش را بر تهدیدشناسی معطوف میکند و پس از تهدیدشناسی تهدیدات را از بین میبرد. در حوزه دکترین سیاست خارجی خود شناسایی و از بینبردن تهدیدات و یا ایجاد تهدید غیرمحسوس متقابل یا حتا ایجاد بحران و تبدیل به فرصت پایداری را در دستور کار خود دارد.
این مدل در کشورهایی که از لحاظ جغرافیایی ضعیف هستند و نمیتوانند در درون خود تهدید را خنثا کنند. کشورهایی مانند انگلیس، شیلی، اسراییل و کشورهایی اینچنین از این مکتب استفاده میکنند به این مکتب اصطلاحن مکتب ضد تهدید پایه اطلاق میشود.
به مکتب سوم اصطلاحن مکتب اپورتنیسم یا مکتب اصالت فرصت اطلاق میشود. در این مکتب تهدید را تبیین میکنند سپس که مشخص شد تهدید چیست تبدیل میشود به فرصت. مثلن تهدیدی به نام سیل، زمانیکه ما نمیتوانیم این تهدید در بیرون خودمان خنثا کنیم آن را تبیین میکنیم سپس با سدسازی یا کانالهای متفاوت این تهدید را برای خودمان تبدیل به فرصت میکنیم. فرصتی که درآن میتوان از نیروگاههای برق آبی، دریاچههای پرورش ماهی و غیره بهره برد در سیاست دفاعی داخلی نیز دقیقن میتوان از این مکتب بهره برد، اما نقطه ضعف این مکتب این است تا زمانیکه تهدیدی وجود نداشته باشد نمیتوان آنرا تبدیل به فرصت کرد.
اساسن کارشناسان از آنجاییکه این مکتب فواید بسیاری در پی دارد معتقدند که اگر تهدید وجود ندارد آنرا در خارج از مرزها به وجود آوریم و سپس به سمت فرصتسازی سوق دهیم.
مکتب چهارم اصطلاحن به مکتب اوکازیونالیستی، مکتب اصالت موقعیت مشهور است. بین تهدید و آسیب موقعیت ایجاد میکند زیاد منتظر فرصت نمیماند.
جمهوری اسلامی ایران اساسن در طول ۳۰ سال حیات خودش از هر ۴ مکتب استفاده کرده است که مصادیق آن در سیاست دفاعی خارجی و سیاست دفاعی داخلی که از این ۴ مکتب سیراب شدند را در این نوشتار خواهم آورد.
دکترین امنیت ملی دو حوزه کنش و واکنش دارد که از سال ۵۷ تا ۶۰ رژیم در حوزه واکنش یا اصطلاحان تمرکز بر ضربه دوم سیاستهای دفاعی داخلی و خارجی خود را تبیین میکرد. ازسال ۶۰ تا ۶۸ یعنی درست تا روی کارآمدن دولت هاشمی موسوم به دولتسازندگی در حوزه کنش قرار گرفتند. یعنی خیلی تهاجمی و عینی که در سیاست خارجی تابع این دکترین میبینیم در موضوع لبنان رسمن وارد عمل میشوند و کارشناسان نظامی خود را برای سازماندهی و آموزش نیروهای مردمی به آنجا اعزام میکنند تا خط مقدم خود را به آنسوی مرزهای کشورهای همجوار ترسیم کند.
از سال ۶۸ تا ۸۴ مجددن در موضع واکنش قرار گرفتند البته تنها در عرصه سیاست دفاعی خارجی. آن هم برای تمرکز دو دولت بهاصطلاح بر مناطق آزاد تجاری، سدسازی، راهسازی و در مجموع عرصه سازندگی و توسعه سیاسی فرهنگی که در کل بر اصل تنشزدایی مبتنی بر منافع ملی استوار بود .
آنهم دلیل عمدهاش دریافت اعتبار و وام از صندوقهای جهانی و مجامع بینالمللی بود. در واقع دکترین امنیت ملی ایران اقتصاد پایه و مبتنی بر منافع ملی بود، از سال ۸۳ جریان مهدویت با جدیت و میداندار وارد عملیات اجرای در ساختار داخلی و خارجی میشود، که تمامن بر اصل ضربه اول معتقد هستند و میگویند از زمانیکه در موضع واکنش و ضربه دوم قرار گرفتیم شدیدن منزوی شدیم و دشمن تا حیات خلوتهای ما و تا دروازههای ما آمده است .
حال آنکه مادامیکه در موضع کنش قرار داشتیم این موضع منتج به پدیدههایی مانند حزباله لبنان میشود که در بین ۴۰۰ گروه چریکی در دنیا تنها گروه چریکی است که روز روشن در جلوی چشمان تمام دوربینهای دنیا رژه میروند و عکس رهبر جمهوری اسلامی و امام خمینی(ره) را بر سینههاشان نصب میکنند. همچنین اینکه مطابق آموزههای حکومت دینی و ایران تازشی در دنیا است. هیچگاه نباید در مرحله واکنش و منتظر ضربه اول بماند و یا به ۲۸ مرتبهای که در قرآن به کلمه جهاد یا مشتقاتش اشاره شده است و یا به امنیت ملی مبتنی بر فرهنگ دینی اشاره میکنند و شدیدن معتقدند که در عرصه داخلی و خارجی میبایست تازشی و ضربه اولی حرکت کرد. میبینیم در عرصه خارجی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی ایران میآید و میگوید ما را از لولوی شورای عالی امنیت نترسانید و پرونده هستهای ایران را به آنجا بفرستید یا احمدینژاد در سخنان خود رسمن میگوید که اسراییل از صحنه روزگار باید حذف شود.
یا در سیاست دفاعی داخلی میبینیم از حوزه واکنش به کنش تغییر موضع میدهند و رهبر ج.ا.ا در آن سخنرانی معروف خود که گفت امامخمینی هدیهای از سوی خدا برای ایران بود و او نیز دو هدیه به ایران داد: انقلاب اسلامی و نیروی مقاومت بسیج، در آن سخنرانی از بسیج بهعنوان بدنه سپاه پاسداران یاد کرد.
سردار سیدیحیا رحیمصفوی را که شدیدن معتقد بود دیگر بسیج بیشتر از این نباید آرایش نظامی به خود بگیرد از فرماندهی سپاه عزل و سردار عزیز جعفری را بهعنوان فرمانده سپاه منصوب میکند. چرا که رهبری در شرایط موجود بر این موضوع اصرار داشت که بسیج باید با نیروی زمینی سپاه تلفیق و یگان رزم آن شدیدن تقویت شود. پس از آن مشاهده کردیم نمسا (نیروی مقاومت بسیج) در نیروی زمینی تلفیق و بهجز چند معاونتش در عرصه شهری بیشتر فعالیت نمیکند .
از آنجاست که بسیج بهعنوان نیروی بلامنازع بازدارندگی با یک پشتوانه ایدئولوژیک در کشور معرفی میشود که مطابق آخرین اعلام روابط عمومی سپاه پاسداران در پنجم آذر ماه ۱۳۸۷ حدود ۱۳میلیون و ۶۰۰ هزار بسیجی جذب، آموزش و سازماندهی کرده است و در این بین میبینیم ۱۲۰۰ گردان عاشورا مجهز به سلاح گرم از انواع مختلف سبک و سنگین میشوند و ۴۰ هزار گروهان رزمی کربلا در قالب بسیج، جذب، سازماندهی و آموزش آنها در تمام سطوح جامعه (اصناف، کارگری، دانشجویی، دانشآموزی، ادارات، جامعهپزشکی، جامعهاساتید، اقشار و غیره ) صورت پذیرفته است.
ایجاد و سازماندهی میشوند یا نمایندگان مجلس به تخصیص ۳۵۰ میلیون دلار از محل حساب ذخیره ارزی برای تجهیز و تقویت گردانهای عاشورا و الزهرا رای میدهند در صورتیکه این اولین باری بود که از منابع حساب ذخیره ارزی در اختیار یک نیروی نظامی قرار میگیرد. همچنین قانون اساسی ما سند زنده ایست بر این نوشتار که چگونه بسیج بهعنوان نورچشمی نظام مورد توجه قرار میگیرد. زیرا تمام کارشناسان امنیتی دنیا بر این مهم وحدت نظر دارند که زمانی امنیت پایدار حاصل میشود که حکومتی سازماندهی حداکثری مردم را در دستور کار خود داشته باشد در زیرتنها سرفصل مفادی از قانون اساسی و الحاقیات آن در خصوص نیروی مقاومت بسیج و تقویت بنیه دفاعی را میآورم.
۱ – بند ۷ و ۹ وظایف و ماموریتهای سپاه در خصوص ارتش بیست میلیونی مصوب ۳۰/۳/۱۳۶۹ به شماره ۲۹۱۳۶-۲۰۱/۵۰-د
۲ – ماموریتها و وظایف نیروی مقاومت بسیج مصوب فرمانده کل قوا شماره ۴۸-۵-۲۰۱/۵۰-د مورخه ۵/۹/۱۳۶۹
۳ – اهداف تشکیل ارتش بیست میلیونی ابلاغیه ۸/۷/۷۱
۴ - فصل چهارم و نهم قانون خط مشی کلی اصول و برنامه های صدا و سیما مصوب ۱۷/۴/۶۱
۵ – اصل ۱۵۱ قانون اساسی تبصره ۱ و ۲
۶ – بند ۱ قسمت خط مشی های کلی قانون برنامه اول توسعه کشور در خصوص تقویت بنیه دفاعی
۷ – بند ج ماده ۳ وظائف و اختیارات مرکز تحقیقات استراتژیک در خصوص تحقیقات و مطالعات مربوط به بسیج
۸ – تبصره ۴۷ قانون برنامه دوم توسعه در خصوص صرف ۲ درصد از سود خالص شرکتها و موسسات جهت تقویت بسیج
۹ – قانون حمایت قضایی از بسیج
و قانونهایی از این دسته که زمینه را برای موضوع هموار کرده است( البته نکته بسیار مهم تصویب این قوانین تا حدود سال ۷۰ است تا زمانیکه رویکرد رژیم را ترسیم کردیم و سپس ما شاهد ایست در این مرحله بودیم و تنها امور مربوط به جذب، سازماندهی و آموزش پشتیبانی میشد تا مجددن روند پشتیبانیهای همه جانبه از سال ۸۴ آغاز شد)
تمام این موارد تغییر جهت رژیم و بازگشت بهضربه اول تلقی میشود و شدیدن تهاجمی و تازشی حرکت میکنند مانند طرح ارتقای امنیت اجتماعی، مبارزه با اراذل و اوباش، طرح مقابله با بدحجابی که در اصل تمامن بر ضربه اول متمرکز است یا در جریانات اخیر در سرکوب گسترده مردم ما ضربه اول را بهوضوح مشاهده میکنیم. در سیاست دفاعی (بخش نظامی) نیز به شکل زیر قابل بررسی است.
پس از ۳۰ سال از گذشت انقلاب اسلامی و با پشتسر نهادن یک جنگ خونین ۸ ساله در حالیکه همچنان از سوی نیروهای فرا منطقهای و منطقهای در کانون توجه قرار دارد استراتژی دفاعی خاصی را برای دفاع از خود ساماندهی کرده است. چنانکه از قراین و شواهدی که در پی خواهد آمد استنتاج میشود دکترین دفاعی ایران (صرفنظر از استراتژی سازمان دفاع غیرعامل) در حال حاضر بر مبنای ۵ رکن بازدارندگی ۱- راز آمیز ۲- تحمل ضربه اول در برخی دوران و بازگشت به موضع کنش ۳- ضربه متقابل موشکی ۴- اجبار دشمن به جنگ زمینی ۵- غافلگیر کردن متجاوز در خاک خود ( مطابق آنچه در مبحث ایستگاههای خارجی ذکر شد) استوار است با نگاهی گذرا میتوان دریافت که ارکان این دکترین چگونه و چرا سامان یافتند.
با پایان جنگ تحمیلی نیروهای مسلح ایران در وضع بسیار وخیمی قرار داشتند. تسلیحات غربی ارتش که بیش از ۹۰ درصد ادوات را شامل میشدند یا در طول جنگ از بین رفته و یا بهدلیل فقدان قطعات یدکی و خدمات تعمیر و نگهداری از کار افتاده بودند که با برخی خریدهای تسلیحاتی از روسیه و چین اعم از جنگندههای میگ ۲۹ و سوخو ۲۴ موشکهای کرم ابریشم و ناوچههای کلاس تندر مشکل خود را مرتفع کردهاند.
از سوی دیگر کارشناسان نظامی کشور در دو مسیر اصلی فعالیتهای خود را متمرکز کردند که عبارتند از: ۱-نوسازی و بهسازی تسلیحات غربی با ابزار و ادوات شرقی که بهعنوان مثال میتوان به تجهیز جنگندههای فانتوم با موشکهای روسی و چینی و یا تجهیز ناوچههای موشکانداز فرانسوی کمباتانت با موشکهای سی-۸۰۲ چینی اشاره کرد.
۲-تولید جنگ افزار در داخل کشور به روش مهندسی معکوس و سایر روشها که دستآوردهایی چون جنگنده آذرخش، تانک ذوالفقار٬ بالگرد شبآویز و ناوچه موشکانداز پیکان داشته است. میتوان از دستآوردهای قطعی صنایع دفاعی ایران٬ با تلاشهای انجام شده به توان موشکی کشور و برخی تجهیزات و ادوات زرهی و جنگافزارهای پیشرفته پنهان اشاره کرد که بنا بهدلایل و شواهدی چند بومی شده که میتوان از آنها به تولید موشکهای بالستیک با برد ۱۳۰۰ الی ۲۰۰۰ کیلومتر را دارا میباشند نام برد.
در چنین شرایطی با توجه به آگاهی از وضع موجود توسط کارشناسان دفاعی کشور و وقوف بهاین مهم همانطورکه پیشتر گفته شد دکترین دفاعی ایران بر پایه پنج مولفه ذکر شده (بازدارندگی راز آمیز، تحمل ضربه اول در برخی دوران و بازگشت به موضع کنش، ضربه متقابل موشکی، اجبار دشمن به جنگ زمینی و غافلگیر کردن متجاوز در خاک خود) بنا شد که شرح مختصر هریک از مولفههای فوقالذکر در ذیل ارایه میشود.
۱ – بازدارندگی رازآمیز : در این روش تلاش میشود نیروی تهاجمی و دفاعی کشور در هالهای از ابهام قلمداد شود. بر مبنای همین روش در فضای ابهام ادوات نظامی بارها آزمایش میشود. از پیشرفتهای عظیم تکنولوژیک در تولید جنگافزار سخن رانده میشود تا متجاوز خارجی از بیم واکنش شدید ایران در ضربه متقابل دوم از خیال تجاوز منصرف شود. این مولفه تمامن بر جنگ روانی و ایجاد فضای ابهام در باب حجم ضربه متقابل دوم تاکید شده است.
۲ – تحمل ضربه اول : افرادیکه در داخل و یا خارج مدام به از بینرفتن تاسیسات در دقایق ابتدایی جنگ در اثر حمله آمریکا اذعان دارند و مدام میگویند با حجم حملات موشکی ما قابلیت دفاع نخواهیم داشت باید بدانند در راستای استراتژی تحمل ضربه اول بر مبنای تجارب جنگ ۸ ساله، ایران به پراکنده ساختن منابع اصلی دفاعی خویش با توجه به گستره پهناور کشور پرداخته است تا امکان از بین رفتن تمام ظرفیتهای دفاعی با یک حمله از میان رود. در بخش جنگافزارسازی مشاهده میشود تاسیسات تانکسازی، صنایع الکترونیک٬ صنایع موشکی و صنایع هواپیمایی در مناطق مخلتف مستقر شدهاند و یا در مورد صنایع هستهای کارخانه آبسنگین در اراک٬ تاسیسات غنیسازی در نطنز و راکتور هستهای در بوشهر طراحی و اجرا شدهاند. این چنین مشخص میشود هیچ دشمنی در ضربه اول نمیتواند تمام توان دفاعی ایران برای ضربه دوم متقابل را از کشور سلب کند و بدینسان نوعی توازن وحشت بر مبنای ظرفیت حمله متقابل ایران شکل میگیرد.
۳ – ضربه متقابل موشکی : با دستیابی ایران به موشکهای با برد بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر در واقع هر نقطهای از خاورمیانه در تیررس موشکهای ایران قرار دارند. از پایگاه هوایی اینجرلیک در ترکیه تا پایگاه هوایی دیه گوگارسیا اقیانوس هند و از تل اویو تا مراکز نظامی آمریکا در دریای سرخ دربرد اقدام متقابل ایران هستند.
از اینرو هر متجاوز فرا منطقهای و منطقهای یقین مییابد از مکافات تجاوز خود در امان نخواهد بود.
۴ – اجبار دشمن به جنگ زمینی : در بحث اجبار دشمن به جنگ زمینی باید گفت تجربه سالهای جنگ به برنامهریزان دفاعی ایران اثبات کرد که استفاده از امواج انسانی و نیروی زمینی که با سلاحهای سبک و نیمه سنگین بهویژه موشکهای ضد تانک مجهز شده باشند ( که نمونههای آن در جنگ ۳۳ روزه در مقابل تانکهای مرکاوای اسراییلی که مدعی بودند هیچ چیز قابلیت از بین بردن آنها را ندارد مشاهده کردند) تا حد زیادی جایگزین استراتژیهای دیگر میشود.
۵ – غافلگیر کردن متجاوز در خاک خود: مطابق آنچه در مبحث ایستگاههای خارجی ذکر شد استوار است. بهویژه که شور ایرانی، میهندوستی و مقابله با تجاوز بیگانه همراه با شهادتطلبی از نیروی پیاده ایرانی٬ رزمندگانی دلاور و بدون ترس از مرگ میسازد. بر این اساس است که با اوج گرفتن تهدیدات آمریکا بر استراتژی دفاع نامتقارن تاکید میشود که بر اساس جنگ نامنظم٬ درگیری پارتیزانی و شهری و واداشتن دشمن به استفاده از نیروی انسانی بهجای جنگافزار برای وارد کردن تلفات سنگین بهاوست. این استراتژی از ویتنام تا افغانستان علیه دشمنانی قویتر و بسیار مجهزتر بهکار گرفته شده و موفق نیز بوده است.
در این میان مجددن آنچه قابل ذکر است نقش راهبردی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی است و چنانچه از قراین بر میآید رهبران سیاسی کشور در دو بخش اکتیو این دکترین ضربه موشکی و جنگ فرسایشی به سپاه پاسداران بیش از سایر نیروهای مسلح متکی هستند. این مهم که توان عمده موشکی ایران امروزه در سپاه پاسداران مستقر است و همچنین جذب، سازماندهی و آموزش و راهبری نیروهای بسیج بهعنوان ستون فقرات جنگ زمینی در اختیار سپاه قرار دارد بر نقش ویژه سپاه در این دکترین میافزاید. نقشی که با توجه به تحولات سیاسی کشور روزبهروز پررنگتر میشود.
مادامیکه فعالیتها و مبارزات تهی از پشتیبانی کارشناسی باشد و تا زمانیکه ما یک حرکت علمی سیستماتیک را آغاز نکردهایم با اقبالی مواجه نخواهیم شد.
در اینجا این گمانه مطرح میشود عدهای که میگویند آمار منتشره از سوی روابط عمومی سپاه پاسداران دال بر جذب، آموزش، سازماندهی و بهکارگیری ۱۳ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر نیروی مردمی در قالب بسیج غلو و غیر واقعی میباشد در خوشبینانهترین حالت ما ۹/۱۰ از آن را کسر میکنیم و تنها به یک دهم آن بسنده میکنیم با ۱ میلیون و ۳۶۰ هزار نفر بسیجی آموزش دیده، مسلح به انواع سلاح سبک و سنگین با یک پشتوانه ایدئولوژیک که مدام میگویند «آیتاله خامنهای از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن» چه باید کرد؟ با ۷ تیپ استشهادی که بهانواع آموزشهای نظامی و اطلاعاتی اشرافیت دارند چه باید کرد؟
فرض بر اینکه رژیم فردا سقوط کرد با طرح نهضت مقاومت با محوریت سپاه پاسداران که رژیم ۵ سال پس از سقوط خود را بررسی و ارایه راه حل کرده است و با تدابیری قصد ایجاد شبکههای زیرزمینی در منطقه و غرب را دارد چه باید کرد؟
مجددن معروض میدارم رژیم حرکت به سمت بازدارندگی و سیاست دفاعی علمی در قالب موسسات و گروههای مختلف را شروع کرده است و اگر ما بهاین سمت و سو حرکت نکنیم فرصتهای بیشمار دیگری را به رژیم خواهیم داد.
به عقیده اینجانب در صورتیکه هرگونه جنگی از جانبه بیگانگان رخ دهد جز به اتحاد و انسجام نیرویهای صدرالذکر و حتا ازدیاد و تحکیم آنان با پیوستن مردم سود دیگری نخواهد داشت.
اما چنانچه از درون این روند اعتراضات کنونی ادامه یابد ضمن انشقاق در بین ارکان حکومت و نیروهای فوق پیروزی از آن مردم شده و حکومت مردمی ایجاد خواهد شد.
بنابراین، اینکه جلوی ایران را بگیرند تا به یک نیروی هستهای تبدیل نگردد تا اندازهای بهانه تراشی است چون دولت کنونی ایران بدون دستیابی به توان هستهای نیز تهدید جدی و قدرت جنگی، دفاعی و تخریبی بالایی را دارا میباشد. دولت ایران با داشتن سلاح هستهای نیز به دلیل دریافت پاسخهای متقابل کوبندهتر و نشستن در یک قایق با جهان قادر به استفاده از آن نبوده و از این لحاظ دستیابی به توان هستهای هرگز برای حاکمیت ایران امنیت زا نخواهد بود. اما در صورت حمله آمریکا و متحدین آن به ایران و بهویژه با استفاده از امکانات دول منطقه، دولت نامشروع احمدینژاد این قدرت را دارد که جهان را با امکانات غیرهستهای خود ناامن سازد. باید توان بیولوژیکی ایران را جدی گرفت. اما نیات آمریکا در سوقدادن ایران به سمت گزینه جنگ از چند جهت قابل تامل و تاسفبار است.
واشنگتن فکر میکند اگر احمدینژاد را همچون صدام به سمت اشتباه استرتژیک سوق دهد زودتر به مقصد میرسد. اوباما باید بهاین مهم توجه داشته باشدکه در این حالت متضرر اصلی مردم و سرزمین ایران خواهد بود و نه دولت نامشروع آن. با این حال، همین دولت نیز با استفاده از ایدئولوژی و پول طرفدارانی را در داخل و خارج بهدور خود جمع کرده است. بنابراین دولت امریکا در تحمیل جنگ به ایران و واردکردن صدمات جبرانناپذیر شبیه آنچه که در عراق مرتکب شده است، باید چندباره تامل کند و میباسیت این سوال را از دولت آمریکا و متحدانش پرسید چه میزان از اطلاعاتی از مولفههای پنجگانه دفاعی ایران که پیشتر ذکر شد با خبر هستند؟
نیات دولت شرور احمدینژاد از جنگافروزی
دولت نامشروع، شرور و تشنجآفرین احمدینژاد میخواهد بههر قمیتی سرکار باشد. این دولت برای حفظ و ماندن در قدرت ننگ کودتا، تخلف، تقلب، کشتار، تجاوز، حبس، تبعید، حمله به مراجع عظام و محروم ساختن اقشار مختلف مردم را بهحساب دین و تشیع بهجان خریده است. حاکمیت در حوزه سیاست داخلی در حال غرقشدن در منجلاب رفتارهای غیر کارشناسانه و اقدامات جنونآمیز خویش است. برای او فرق نمیکند جهت زنده ماندن به چه چیزهایی متوسل شود. چون در حال نابودی است بنابراین سعی خواهد کرد همه جهان را با خود در این گرداب فرو برد. بنابراین، جهان باید خیلی مراقب و جویای راههای بهتر و با هزینه کمتر باشد. قطعن ملت ایران تحمیل جنگ که ویرانگر خواهد بود را نمیپذیرد و در صورت وقوع جنگ دشمنان داخلی و خارجی خود را هرگز نخواهد بخشید.
هشدار به عربهای منطقه
متاسفانه دول عربی منطقه بار دیگر آتشافروزی میکنند. ظاهرن آنان نجابت ملت ایران در چشم پوشی از خطاهای مهلک اعراب منطقه بهویژه خلیجفارس در تشوق و حمایت از صدامحسین در حمله به ایران و کشتار جوانان و مردم مسلمان و غیرتمند ایران و تخریب کاشانهها و شهرها و بنادر و زیرساختهای صنعتی ایران را بهدست فراموشی سپردهاند. گویا اعراب بهدنبال بازگشت به دوران تحمیل جنگهای خانمانسوز صدها ساله به برادران خود هستند.
ایران قدرتمند هیچگاه تهدیدی برای اعراب منطقه نخواهد بود. در سی سال گذشته این اعراب بودند که همواره برای ایران مشکلآفرین بودند و نه بالعکس. اگر اعراب بهدنبال امنیت هستند و اگر به درستی نمیتوانند احمدینژاد نامشروع را تحمل کنند راهش جنگافروزی نیست. چون هر دو از یک قماش بوده و اصولن باید زبان یکدیگر را بهتر درک کنند. اعراب و ایران در یک کاخ شیشهای نشسته اند و در نتیجه نمیتوانند تهدیدی برای امنیت یکدیگر باشند بلکه امنیت دو طرف به یکدیگر وابسته است.
سخنی با ملت شریف ایران
اکنون ملت ایران بر سر راه یک تصمیم حیاتی قرار گرفته و آن تغییر سرنوشت بهدست خود است. در غیر اینصورت باید منتظر فاجعه جهانی باشیم ملت شریف ایران باید جرثومه فساد یعنی دولت نامشروع احمدینژاد را از دامن پاک مام میهن بزداید و از این طریق ایران عزیز، اسلام و تشیع و نیز جهان را از خطر شرارتهای خطرناکتر یعنی حمله آمریکا و متحدانش برهاند.
آنچه قلمی گردید جز از برای آگاهی دادن صادقانه به محضر ملت شریف ایران و هشدار برای بیگانگان که به واقع دریافتم اطلاع دقیق از توان حاکمیت را نداشته و لذا هرگونه عمل غیرمنطقی آنان میتواند منجر به بهانهدادن از برای سرکوب جنبش مردمی توسط حاکمیت باشد.
همزمان با روز عفاف و حجاب (بیستم تیرماه) بهمنظور پیشگیری از ترویج مدلهای غربی و شرقی و ابلاغ مدل موی ایرانی، مدلهای مورد تایید وزارت ارشاد رونمایی میشود.
به گزارش ایلنا این برنامه که با همکاری اتحادیه آرایشگران برنامهریزی شده بهمنظور پیشگیری از ترویج مدلهای غربی و شرقی و ابلاغ مدل موی ایرانی برگزار میشود، جلوگیری از اشاعه مدلهای غیرمتعارف در ایران از مهمترین اهداف است.
عباس جعفریدولتآبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران روز یکشنبه با شماری از زندانیان زندان رجاییشهر کرج دیدار کرد.
به گزارش ایسنا، در این ملاقات که چند ساعت طول کشید، عیسا سحرخیز، احمد زیدآبادی، داود سلیمانی، حشمتاله طبرزدی، منصور اسانلو، مهدی محمودیان، رضا رفیعیفروشانی، مصطفا اسکندری، مسعود مرادیباستانی و رسول بداغی مسایل و خواستههای خود را بهطور مستقیم با دادستان در میان گذاشتند.
براساس این گزارش جعفریدولتآبادی ضمن شنیدن اظهارات زندانیان فوق در هر مورد دستور رسیدگی صادر کرده است.
تیم فوتبال دختران کمتر از ۱۵ سال ایران در نخستین دیدار تدارکاتی خود در راه بازیهای المپیک سنگاپور به یک پیروزی پرگل دست یافت.
به گزارش خبرگزاری مهر، تیم فوتبال دختران ایران که خود را برای حضور در نخستین دوره المپیک نوجوانان در سنگاپور آماده میکند در دیداری تدارکاتی مقابل تیم منتخب کرج به برتری ۹ بر ۱ دست یافت. تیم فوتبال دختران نوجوان ایران روز چهارشنبه ۱۶ تیر در دومین دیدار تدارکاتی به مصاف تیم منتخب تهران میرود.
تیم فوتبال دختران نوجوان ایران قرار است از ۲۸ تیرماه لغایت ۷ مرداد اردوی آمادهسازی خود را در کشور تایلند برپا کند. این تیم قرار است از ۱۸مرداد تا ۴ شهریور در نخستین دوره رقابتهای المپیک سنگاپور شرکت کند.
لازم به ذکر است تیم ایران در این رقابتها با تیمهای ترکیه و گینهنو همگروه است.
آرتین غضنفری از شهروندان بهایی دستگیر شده پس از حوادث ۶ دیماه (عاشورا) از سوی دادگاه انقلاب به یکسال حبس تعزیری محکوم شد.
به گزارش سرویس خبری جامعه بهایی، آرتین غضنفری، در ۱۳ دیماه ۸۸ بههمراه ۹ شهروند بهایی دیگر به بهانه وقایع ۶ دی ماه(عاشورا) دستگیر و تا ۱۴ فروردین ماه ۸۹ در در زندان رجاییشهر و اوین نگهداری شده است. وی کمتر از یک هفته پس از آزادی، بار دیگر دستگیر و در ۲۹ فروردینماه به قید وثیقه آزاد شد.
لازم به ذکر است دادگاه آرتین غضنفری در ۳۰ خردادماه برگزار شده است.
دولت افغانستان میگوید، در نتیجه یک عملیات سه روزه در جنوب این کشور، بیش از شصت نفر از شبه نظامیان و قاچاقچیان موادمخدر کشته شدهاند.
این عملیات در ولایت هلمند، از ناامنترین مناطق افغانستان انجام شده و هدف آن از بینبردن ذخیرههای موادمخدر در این ولایت خوانده شده است.
مقامات میگویند، در جریان عملیات، بیش از شانزده تن موادمخدر را یکجا با اسلحه، مواد انفجاری و جلیقههای انتحاری، ضبط کردهاند. در این عملیات، سربازان افغان دو مرکز تولید موادمخدر را نیز از بین بردهاند. این بزرگترین عملیات علیه قاچاقچیان موادمخدر و شبه نظامیان در ولایت هلمند، ظرف ماههای اخیر بوده است.
گفتنی است هلمند بزرگترین مرکز تولیدکننده موادمخدر در افغانستان قرار دارد.
روز یکشنبه سیزدهم تیرماه، جلسهی دادگاه رسول بداغی، عضو زندانی هیت مدیرهی کانون صنفی معلمان ایران و از مسوولان سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، برگزار شده است.
در این جلسهی دادگاه که در شعبهی پانزده دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی برگزار شده است، رسول بداغی بههمراه وکیلش مسعود شفیعی، به دفاع از خود در برابر اتهامات وارد شده در کیفرخواست پرداختهاند.
به گزارش رهانا، وی همچنین لایحهی دفاعیهای در هشت صفحه، به دادگاه تحویل داد. وکیل آقای بداغی، در پایان جلسهی دادگاه، با اشاره به فضای مثبت این جلسه، از ارایه درخواست فک قرار بازداشت به دادگاه خبر داد و اظهار امیدواری کرد که با توجه به سبکبودن اتهامات وارده، شاهد آزادی موقت موکلش تا زمان صدور رای قطعی از سوی دادگاه باشد.
گفتنی است رسول بداغی از دهم شهریورماه سال گذشته در بازداشت بهسر میبرد و از اردیبهشتماه سال جاری به زندان رجاییشهر در کرج تبعید شده است.
تعداد تماشاگران سینمای ایران و مقایسه آن با سایر کشورها نشان میدهد سینمای ایران در آسیا در میان کشورهای صاحب سینما آخرین رتبه را در اختیار دارد.
به گزارش ایسنا، مدیران سینمایی ایران در حالی وضعیت مناسبی برای این سینما در سطح بینالملل قایل هستند که آمار و ارقام وضعیتی کاملن متفاوت با این اظهارات را نشان میدهد.
بررسی جایگاه کشورها در عرصه بینالمللی نشانگر سطح کیفی سینمای کشور، اعتبار آن در داخل و خارج و از سوی دیگر میزان رونق سینما در کشورهاست و در همه این موارد و بهطور خاص میزان تماشاگران سینمای ایران وضعیت نامناسبی در سطح بینالملل دارد.
این در حالی است که «جواد شمقدری» به تازگی در اظهار نظری گفته است که سینمای ایران در عرصه بینالمللی در رتبه دوازدهم قرار دارد.
شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران محکومیت حبس داود سلیمانی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و استاد دانشگاه را از ۶ سال به ۳ سال کاهش داد.
به گزارش آفتاب، دادگاه تجدیدنظر با استناد به تبصرههای ۲ و ۴ از ماده ۲۲ قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب تهران، ۶ سال حبس وی را جمعن به ۳ سال کاهش داد. همچنین عباس جعفری دولتآبادی، دادستان تهران، روز یکشنبه با مرخصی «سیدمسعود لواسانی» و «حسین باستانینژاد» و تمدید مرخصی «فتاح سبحانی» موافقت کرد.
دادستانی تهران اضافه کرد: «به دستور دادستان، مادر «اعظم ویسمه» نیز روز یکشنبه با دخترش در زندان ملاقات کرده است.
اشاره میشود پیشتر شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران وی را به استناد مواد ۶۱۰ و ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به ۶ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از فعالیت در احزاب و مطبوعات محکوم کرده بود.
سه فعال دانشجویی دانشگاه خواجهنصیر روز گذشته یکشنبه به تعلیق از تحصیل و محرومیت از امکانات خوابگاه محکوم شدند.
به گزارش هرانا روز یکشنبه آوات پورعبدالهی، کیانوش سوری و یک تن دیگر از دانشجویان این دانشگاه که از گفتن نامش خودداری کرده، توسط کمیته انضباطی دانشگاه بهمدت یک ترم از تحصیل تعلیق و تا پایان دوران کارشناسی از حضور در خوابگاهها، حتا بهصورت مهمان، محروم شدهاند.
رهبری اعتصابات و تجمعات دانشگاه، تلاش در جهت به تعویقانداختن امتحانات، همکاری با نشریات دانشجویی و تشویق دانشجویان به شعاردادن در روز ۲۲ خرداد از اتهامات این افراد عنوان شده است.
بر اساس این گزارش، این احکام تحت فشار نهادهای امنیتی صادر شده و نامههای متعددی ازسوی ریاست حراست دانشگاه به کمیته انضباطی برای برخورد با این افراد با تاکید بر این مسئله که در صورت عدم برخورد با این دانشجویان در داخل دانشگاه، آنها بازداشت خواهند شد، نوشته شده است.
گفتنی است در همین راستا پیشتر تعدادی دانشجو و فعال دانشجویی نیز توسط پلیس امنیت تهران فراخوانده شدهاند.
«احمد داوود اوغلو» وزیر امورخارجه ترکیه در اظهار نظری اعلام کرد درصورتیکه اسراییل از حمله به کاروان امدادرسانی به مردم غزه عذرخواهی نکند، آنکارا اقدام به قطع روابط خود با «تل آویو خواهد کرد.
خبرگزاری فرانسه از آنکارا گزارش داد: «روزنامه «حریت» روز دوشنبه نوشت وزیرخارجه ترکیه یکشنبه شب گذشته هنگام بازگشت از قرقیزستان به آنکارا اظهار داشت: «اسراییل یا باید عذرخواهی کند یا به نتایج کمیته تحقیق بینالمللی تن دهد و آنرا بپذیرد.»
کاروان آزادی حامل کمکهای بیش از ۴۰ کشور جهان برای مردم غزه در ۱۰ خرداد سال جاری در آبهای بینالمللی مورد حمله کماندوهای اسراییل قرار گرفت. در این حمله ۹ فعال حقوق بشری ترکیه کشته و چند نفر از اتباع دیگر کشورها زخمی شدند.
نرگس محمدی، فعال حقوق زنان و حقوق بشر، روز ۱۲ تیرماه بهدلیل وخامت اوضاع جسمانیاش در بیمارستان بستری شده است.
به نقل از ندای سبز آزادی، نرگس محمدی شب ۱۰ تیرماه با تودیع وثیقه و در حالیکه در وضعیت بد جسمانی قرار داشته از زندان آزاد شده، اما وخامت حال این مدافع حقوق زنان، وی را سرانجام راهی بیمارستان کرده است.
محمدی از زمانیکه آزاد شده است هر چند ساعت یکبار، دچار فلج عضلانی شده و قادر بهانجام کارهای روزانه و حتا حرفزدن نیست. به گفته تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی، فلج عضلانی محمدی در زندان شروع شده و تاکنون ادامه داشته است.
هرغم آزمایشات متعدد اما هنوز پزشکان موفق به کشف علت فلج موضعی دست و پا و عضلات بدن نرگس محمدی نشدهاند. محمدی که در سال ۲۰۰۹ برنده جایزه بینالمللی بنیاد الکساندر لانگر شد، روز پنجشنبه ۲۱ خرداد بازداشت شد. در آن شب ماموران وارد منزل مسکونی نرگس محمدی و تقی رحمانی شدند و پس از دو ساعت تفتیش منزل، خانم محمدی را در مقابل چشمان دو فرزند خردسالش بازداشت کردند.
همزمان با روز عفاف و حجاب (بیستم تیرماه) بهمنظور پیشگیری از ترویج مدلهای غربی و شرقی و ابلاغ مدل موی ایرانی، مدلهای مورد تایید وزارت ارشاد رونمایی میشود.
به گزارش ایلنا این برنامه که با همکاری اتحادیه آرایشگران برنامهریزی شده بهمنظور پیشگیری از ترویج مدلهای غربی و شرقی و ابلاغ مدل موی ایرانی برگزار میشود، جلوگیری از اشاعه مدلهای غیرمتعارف در ایران از مهمترین اهداف است.
در اطلاعیه ستاد برگزاری جشنواره روز عفاف و حجاب آمده است: «با توجه به اینکه نقش آرایشگران در اجرای عفاف و حجاب در جامعه میتواند نقش موثری باشد، بهمنظور ترویج فرهنگ اسلامی و گرامیداشت روز عفاف و حجاب موسسه فرهنگی متین رویان با همکاری دانشگاه تهران و مراکز فرهنگی از سراسر ایران و مراکز آموزشی برای تغییر نگرش فرهنگ زیبایی با الگوهای اسلامی و ایرانی و ترویج آن بین خانوادهها بهویژه جوانان این مرز و بوم و جلوگیری از اشاعه مدلهای غیرمتعارف این مرز و بوم نقشه راهی برای آرایشگران سراسر ایران ارایه میکنند. بنابراین گزارش، یکی از مهمترین برنامههای این جشنواره رونمایی از مدلهای موی ایرانی برای جوانان است که به تایید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رسیده است.
این همایش با اهدافی چون ایجاد بستر فرهنگ مناسب در جهت ترویج رعایت عفاف و حجاب در جامعه، ایجاد بستر و فرهنگ مناسب در جهت پیشگیری از ترویج مدلهای غربی و شرقی و ابلاغ مدل موی ایرانی، گرامیداشت روز عفاف و حجاب، ایجاد بستر و فرهنگ مناسب جهت ارتقا این رشته بهعنوان هنر در جامعه، گرامیداشت سال همت مضاعف و کار مضاعف در اتحادیههای صنفی آرایشگران سراسر کشور، آموزش و ارتقا مهارت شغلی در زمینه تبلیغات، شناخت توانمندیهای بخش خصوصی و تقویت آنها، بررسی راهکارهای ارتقا سطح کارآفرینی بانوان، تجلیل از زحمات و خدمات آرایشگران و… برگزار میشود.»
براساس دستور رییسجمهوری ۲۰ میلیون کنتور برق باید طی یکسال هوشمند شود هزینه نصب هر دستگاه کنتور هوشمند بهطور متوسط برای هر مشترک ۱۰۰ هزار تومان است که این مبلغ بهصورت اقساط دو ساله در قبوض برق محاسبه خواهد شد تمام کنتورهای هوشمند ساخت داخل هستند که با تزریق دو هزار میلیارد تومان اعتبار بهتولیدکنندگان داخلی در کمتراز یک سال تولید میشود مدیرعامل شرکت پست گفت: «با ابلاغ طرح تجمیع قبوض پستی بهاستانداریها، تمام قبوض مشترکان در یک پاکت جمع شده و به آنها تحویل داده میشود.»
۲) وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: ۲۰۰ نشریه در ۹ ماه اخیر مجوز انتشار گرفتهاند
در ۳۱ سال گذشته تعامل مسوولان وزارت ارشاد با نشریات، مجلهها و خبرگزاریها سابقه نداشته است
تذکرهای وزارت ارشاد بهنشریات بهرغم حجم گسترده مطالب در آنها بسیار اندک بوده است
۳) نابغه بیامو یک ایرانی است
طراح خودروهای بیامو آلمان یک مهندس جوان ایرانی است که فوقلیسانس طراحی خودرو را از یکی از دانشگاههای مونیخ گرفته است. نادر فقیهزاده که از ۱۴ سالگی بهآلمان رفته، آدم رازداری است و تاکنون در مورد طراحیهایش با هیچ مجموعهای صحبت نکرده است.
جام جم
۱) امکان معافیت مشمولان کفیل خواهر مجرد فقط تا پایان سال ۸۹
سردار کمالی مدیرکل مشمولان ستادکل نیروهای مسلح از فراهم شدن امکان استفاده از معافیت مشمولانی که کفالت خواهر مجرد خود را بر عهده دارند خبر داد و گفت: «براساس مصوبه ستاد کل نیروهای مسلح تنها تا پایان سال جاری، مشمولانی که تنها برادر سالم بالای ۱۸ سال بوده و پدر خود را از دست داده و یا پدر بهشدت بیمار بوده و نیاز بهمراقبت دارد، میتوانند در صورت داشتن خواهر بدون همسر از کفالت خواهر برای معافیت از سربازی استفاده کنند.»
قیمت گوشت قرمز که از سال گذشته روند صعودی یافته بود، در پی شیوع تب برفکی و محدودیت ورود دام بهاستان پرمصرفی چون تهران، بازهم با افزایش قیمت مواجه شد و در حال حاضر نیز با نزدیکشدن به ماه رمضان که هر ساله در این مقطع قیمت بسیاری از مایحتاج روزانه مردم تحتتاثیر قرار میگیرد، باعث شده است تا اثرات روانی ناشی از افزایش تقاضا بر قیمتها تاثیر مضاعف بگذارد.
پس از برکناری ژنرال استنلی مککریستال از فرماندهی نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در افغانستان، ژنرال دیوید پترائوس، روز یکشنبه ۴ جولای رسمن فرماندهی این نیروها را برعهده گرفت.
خراسان
۱) ارزش بورس ایران به ۷۲هزار میلیارد تومان رسید
مدیرعامل شرکت بورس و اوراق بهادار حجم معاملات ۳ ماه ابتدای امسال بازار سرمایه را ۶ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان با رشد ۲۵۰ درصدی اعلام کرد و گفت: «ارزش بازار سرمایه به ۷۲ هزار میلیارد تومان رسیده است.»
۲) تاسیس کانون های ازدواج آسان برای ارایه خدمات به زوجها آغاز شد.
در راستای اجرای قانون تسهیل ازدواج، تاسیس کانونهای ازدواج آسان در برخی از استان ها و شهرهای کشور آغاز شد و تا پایان سال این کانون ها در تمامی استان ها راه اندازی میشود.
آفرینش
۱) رئیس قوه قضاییه اینطور گفت: حمایت رهبری وظیفه ما را سنگینتر کرد.
این روزنامه از قول رییس قوه قضاییه اعلام کرد: رهنمودهای مقام معظم رهبری در کنار تاکیدات ایشان مبنی بر ضرورت ایجاد اطمینان عمومی در جامعه نسبت بهدستگاه عدلیه وظیفه ما را تا رسیدن دستگاه قضایی به جایگاه مطلوب سنگینتر کرده است.
رییس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مجلس نه به کسی امر کرده و نه از دیگران امربری می کند در رابطه با انتقادهای دولت از تغییرات لوایح در مجلس گفت: «این ادعا اصالت ندارد. تغییر و تکمیل لوایح حق مجلس است و فقط شورای نگهبان است که می تواند در مورد مغایرت مصوبات با شرع یا قانون اساسی اعلام نظر کند»
1) تلاش شتابزده واشنگتن برای تغییر نامزد منتخب مردم عراق
تضعیف مالکی، تقویت علاوی در سفر مقامات آمریکایی به بغداد
با ورود معاون رییسجمهوری و یک سناتور بانفوذ آمریکایی به بغداد، فشار بر «نوری مالکی» با هدف جداسازی ائتلاف وی از شیعیان و تقویت جایگاه «ایاد علاوی»، ابعاد تازهای گرفت.
۲(درگیری نظامیان صهیونیست با کودکان و نوجوانان فلسطینی در کرانه باختری
صدها کودک و نوجوان فلسطینی در راماله واقع در کرانه باختری با برپایی تظاهراتی نسبت به ساخت شهرکهای صهیونیستی در این منطقه اعتراض کردند.
دنیای اقتصاد
۱) بانک مرکزی اعلام کرد : «تداوم کاهش تورم در خردادماه»
روند کاهشی نرخ تورم که از اواسط سال ۱۳۸۷ به دنبال سیاستهای انقباضی بانک مرکزی آغاز شد، همچنان ادامه دارد. به طوریکه در تازهترین آمار رسمی بانک مرکزی به ۴/۹ درصد در خردادماه رسید.
خصوصیسازی «خدمات حفاظتی و مراقبتی» با مخالفت کمیسیون تلفیق مجلس مواجه شد
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، نظر کارشناسی خود را در مورد وظایف و تکالیف دولت در لایحه برنامه پنجم توسعه اعلام کرد، بازوی پژوهشی پارلمان، با بیان این مطلب که در ۳۷ درصد از احکام برنامه پنجم مشخص نیست که تکلیف یا اختیار به کدام دستگاه داده شده است.
کارگروهی ویژه متشکل از کارشناسان امور بانکداری ،بیمه و تجارت راهکارهایی را برای جلوگیری از بلوکه شدن اموال ایرانیهای خارج از کشور وممانعت از آسیب واردشدن به تجارت خارجی ایران ارایه میدهند. آنگونه که بابک افقهی معاون وزیر بازرگانی خبر داده است تشکیل این کارگروه ویژه در چارچوب اقدام برای مقابله با تحریمهای جدید علیه ایران انجام شده است و این کارگروه به تجار ایرانی مشاورههای خاص میدهد.
۲) وزیر ارتباطات: بهره برداری از شبکه ملى اینترنت تا پایان سال
تهرانامروز: وزیر ارتباطات و فنآوری اطلاعات گفت: «شبکه ملی اینترنت بهاین معناست که یک شبکه گسترده با پهنای باند زیاد در داخل کشور برای پاسخگویی به نیازهای دولت الکترونیک در فازهای مختلف راهاندازی شود که فاز اول آنرا امیدواریم ظرف امسال بتوانیم به نتیجه برسانیم.»
همشهری
۱) بزرگترین واحد ذوب و تولید فولاد خاورمیانه با حضور رییسجمهوری افتتاح شد
معاون سازمان سنجش در پاسخ به اظهارات برخی مبنی بر بالابودن سطح دشواری سوالات کنکور امسال گفت: «سوالات بهطور میانگین برای داوطلبان متوسط طراحی شده است.
معاون وزیر بازرگانی ایران در توسعه خارجی با اعلام خبر تشیکل کارگروه تدابیر ویژه در مورد تحریمها، اختیارات و رویکردها، این کارگروه را تشریح و شایعاتی مبنی بر بازرسی کشتیهای ایرانی بیمورد عنوان کرده است.
بابک افقهی در گفتوگو با خبرنگار بازرگانی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پس از اعلام خبر تشکیل کارگروه تدابیر ویژه در مورد تحریمها اظهار کرد: «سازمان توسعه تجارت ایران برای بررسی مشکلات ناشی از اعمال تحریم چهارم، کارگروه تدابیر ویژه با حضور افراد متخصص و کارشناس خبره و صاحبنظران امور تجاری و بانکداری و بیمه را تشکیل داده است و وظیفه این کارگروه بررسی مسایل و مشکلات ارجاعی به کارگروه و ارایه راهکارهای مناسب و پیشنهاد به تجار برای برونرفت از مشکلات احتمالی ناشی از این تحریمهاست.
وی در ادامه عنوان کرد: «البته تاکنون مشکل خاصی گزارش نشده و شایعاتی مبنی بر بازرسی کشتیهای ایرانی بیمورد است و هنوز کسی به خود اجازه نداده کشتیهای حامل بارهای جمهوری اسلامی ایران را مورد بازرسی قرار دهد.»
معاون وزیر بازرگانی در مورد این رویکردها توضیح داد: «رویکرد اول مربوط به اشخاص حقیقی و حقوقی هستند که در متن قطعنامه و متن لایحه اتحادیه تحریم اروپا نامشان ذکر شده است و نیازمند حمایت ویژه هستند.»
وی تعداد این افراد را ۴۱ شرکت عنوان و تایید کرد که اینها همان شرکتهایی هستند که حسابشان در بانکهای امارات مسدود شده است. به گفته افقهی رویکرد دوم این کارگروه مربوط به نتایجی است که از تحریم میشود استنتاج کرد و محدودیتهایی که به صراحت در متن قطعنامه درج شده است اما توسط برخی از دولتهای تندروتر با شدت بیشتری اعمال میشود.
گفتنی است چندی پیش سفیر ایران در امارات بسته شدن حساب بانکی ایرانیها را دراین کشور تکذیب کرده است.
در عملیات انتحاری روز گذشته ساختمان استانداری شهر «رمادی» در عراق، دستکم چهار نفر کشته و بیش از ۲۰ نفر زخمی شدند.
به نقل از الجزیره و بنا به گزارش پلیس محلی این انفجار که روز گذشته، یکشنبه در شهر رمادی عراق اتفاق افتاده بود توسط یک زن انتحارکننده که وارد ساختمان استانداری شده، رخ داده است. بر اثر این انفجار چهار نفر کشته و بیش از ۲۰ نفر زخمی شدند.
به گفته شاهدان عینی، این انتحار کننده زن، با ورود به اتاق ملاقات در ساختمان استانداری که عدهای از مردم منتظر دیدار با استاندار شهر رمادی بودند باعث انفجار در این اتاق و کشته و زخمیشدن تعدادی در این مکان شده است.
گفتنی است رمادی مرکز استان انبار، مقر اصلی جنگجویان سنی است.
«برونیسلا کموروسکی» بعد از شمارش آرای صبح روز دوشنبه ریاستجمهوری لهستان توانست رقیب خود «جاروسلا کاژینسکی» را پشتسر بگذارد و بهعنوان رییسجمهوری این کشور انتخاب شود.
به گزارش الجزیره، پس از شمارش ۹۵ درصد آرای انتخابات ریاستجمهوری لهستان، برونیسلا کموروسکی توانست به سمت ریاستجمهوری دست یابد. وی با کسب ۵۲٫۶ درصد آرا توانست رقیب خود جاروسلا کاژینسکی که برادر «لخ کاژینسکی» است را با ۴۷٫۲ درصد آرا پشت سر بگذارد. نتایج نهایی این انتخابات امروز بعدازظهر دوشنبه اعلام خواهد شد.
لازم به یادآوری است این انتخابات پس از سانحه هوایی که برای لخ کاژینسکی رییسجمهوری سابق لهستان رخ داده برگزار شده است.
مسوولان و هنرمندان صدا و سیما صبح روز ۱۲ تیرماه با آیتاله خامنهای رهبر جمهوری اسلامی دیدار و گفتوگو کردهاند. در این مراسم هنرمندانی از جمله کیانوش عیاری، داود میرباقری، ضیاالدین دری، مسعود جعفری جوزانی، ابوالقاسم طالبی، محمدحسین لطیفی، داریوش کاردان، حسن جوهرچی، شهاب حسینی، محسن علیاکبری، سیروس مقدم، مسعود دهنمکی، پروانه معصومی، افسانه بایگان، بهاره افشاری، سعید آقاخانی، حمید لولایی، نادر طالبزاده، شهریار بحرانی، احمد نجفی، مجید مظفری، بهاره افشاری، کامبیز دیرباز، دانیال حکیمی، مسعود آبپرور، اسماعیل عفیفه، شهره لرستانی و … حضور داشتند.
شهاب حسینی بازیگر سریالها و فیلمهای مختلف تلویزیونی و سینمایی نیز در این دیدار با اشاره به روزهای پایانی فیلمبرداری سریال شوق پرواز و پرداختن به زندگی سرلشکر شهید خلبان عباس بابایی در این سریال گفت: «باید با پرداخت زیبا و هنرمندانه شخصیت بزرگان و نخبگان اجتماعی – سیاسی – علمی – فرهنگی – دینی و ورزشی، نسل جوان کنونی را در درک هویت ملی خود کمک کرد.»
شهاب حسینی گفت: «هنرمندان، سربازان عرصه فرهنگ هستند و باید همچون «رزمندگان شجاع، مبتکر و مصمم دفاع مقدس» به وظیفه سنگین خود در عرصه فرهنگ عمل کنند.»
«محمدرضا حدادی» نوجوان محکوم به اعدام متولد ۲۷ اسفند ۱۳۶۶ است. در زمان دستگیری در سال ۸۲، ۱۵ ساله بوده و از آن تاریخ در زندان به سر میبرد. این نوجوان در جریان پرونده رسیدگی به یک فقره سرقت منجر به قتل دستگیر شد و در تحقیقات اولیه به قتل با تسمه پروانه اعتراف کرد. وی در تاریخ ۸/۸/ ۸۲ در دادگاه، دوباره اتهام سرقت و قتل را به عهده گرفت و به ارتکاب جرم اقرار کرد.
محمدرضا چند روز پس از دادگاه و در ملاقاتی با مادرش از «عدم پرداخت موعود» به خانواده مطلع میشود. وی طی نامهای در ۱۶ آبان ۸۲ به اطلاع دادگاه میرساند که یکی از متهمین با وعدهی پرداخت پول از وی خواسته با توجه به صغر سن ارتکاب قتل را بر عهده بگیرد. وی فریب متهم دیگر را خورده و در ارتکاب فعل هیچ نقشی نداشته است.
روز گذشته (یکشنبه) خانواده حدادی اعلام کردند که تاریخ اجرای حکم اعدام، برای چهارشنبه ۱۶ تیرماه به آنان ابلاغ شده است. در این زمینه با پدر محمدرضا گفتوگو کردهام.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر