-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
حسین نصیری فعال مدنی آذربایجان در جریان اعتراض به خشکیده شدن دریاچه اورمیه، در ۱۳ فروردین ماه ۸۹ همزمان با روز طبیعت از سوی نیروهای امنیتی حکومت حاکم بر ایران بازداشت شده است.
حسین نصیری پس از بازداشت در کنار پل میانگذر دریاچه اورمیه، به اطلاعات شهرستان اسکو و سپس به وزارت اطلاعات تبریز منتقل و با پروندهسازی جدید و غیرقانونی دیگر روبهرو شده و پس از تحمل دو ماه انفرادی به زندان مرکزی تبریز انتقال یافته است.
اضافه میشود که برای آزادی موقت این فعال مدنی علاوه بر دادگاه اسکو که وثیقه ۳۰ ملیون تومانی صادر کرده، وی به پرداخت وثیقه و ضمانت ۱۰۰ میلیون تومانی از دادگاه انقلاب تبریز برای پرونده جدید روبهرو است. در حقیقت برای آزادی موقت این فعال مدنی آذربایجان ۱۳۰ میلیون تومان قرار وثیقه صادر کردهاند.
لازم به یادآوری است که در هفتههای اخیر دستگیریها و فشارها بر فعالان سیاسی و مدنی حرکت ملی آذربایجان اعمال شده است.
بهقتل شخصیتهای سیاسی و اجتماعی مخالف نظام جمهوری اسلامی در دهه هفتاد خورشیدی در داخل و خارج از ایران گفته میشود که بهگفته برخی منابع با صدور فتوا توسط روحانیون بلندپایه از جمله «قربانعلی درینجفآبادی» وزیر وقت اطلاعات توسط پرسنل وزارت اطلاعات و بهدستور «سعید امامی» معاون امنیتی این وزارتخانه در زمان تصدی «علی فلاحیان» (وزیر اطلاعات دوران ریاستجمهوری هاشمیرفسنجانی) و درینجفآبادی (اولین وزیر اطلاعات در دولت محمد خاتمی)، مصطفا موسوی (کاظمی) معاون وقت وزارت اطلاعات و «مهرداد عالیخانی» صورت گرفت. وزارت اطلاعات طی اطلاعیه بیسابقهای عوامل قتلها را خودسر نامید. محمد خاتمی رییسجمهور وقت تیمی خارج از وزارت اطلاعات و بدون حضور وزیر وقت را مسوول رسیدگی بهپرونده کرد. این تیم پس از یکماه تحقیق، دستداشتن مقامات بلندپایه وزارت اطلاعات در قتلها را اعلام و عوامل را دستگیر کرد. درینجفآبادی وزیر وقت اطلاعات بلافاصله توسط خاتمی برکنار و یونسی جایگزین وی شد. جلسات دادگاه پس از توقیف مطبوعات در بهار ۷۹، دستگیر و زندانیکردن روزنامهنگاران پیگیر موضوع (اکبر گنجی و عمادالدینباقی) بدون حضور هیاتمنصفه و در حالیکه خانواده مقتولان در اعتراض به نحوه رسیدگی در جلسات دادگاه حضور نیافتند، با محکومکردن عوامل وزارت اطلاعات بهچند سال زندان بسته شد.
محمدجعفر پوینده(پژوهشگر و نویسنده)، محمد مختاری (نویسنده) پروانه اسکندری و داریوش فروهر (رهبر حزب ملت ایران) از قربانیان قتلهای زنجیرهای بودند. سعید امامی پنجم بهمنماه سال ۷۷ بازداشت شد ولی نام او و سایر متهمان بازداشتشده بهرسانهها راه نیافت تا آنکه آخرین روزهای خرداد ۷۸ اخباری از برخی از بازداشتشدگانی که سمتهایی در حد مدیرکل را در وزارت اطلاعات بر عهده داشتند در برخی از روزنامهها انتشار یافت. رییس وقت سازمان قضایی نیروهای مسلح سعید امامی را یکی از چهار عامل اصلی قتلهای زنجیرهای معرفی کرد و گفت: «عاملان اصلی با توجه به تحقیقات انجام گرفته مصطفا کاظمی، مهرداد عالیخانی، خسرو براتی و سعید امامی هستند.» نیازی کمترین مجازات سعید امامی را اعدام اعلام کرد و گفت: «با توجه بهمدارک موجود و اعتراف های صریح سعید امامی، وی هیچگونه راه فراری نداشت و اگر با این اتهامات بهدادگاه میرفت حکم او اعدام بود».
خودکشی
چند ماه بعد، در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۳۷۸، دادستان مجتمع قضایی نیروهای مسلح طی اطلاعیهای مدعی شد که سعید امامی که بالاترین عضو و مسوول اصلی قتلهای خودسرانه معرفی شده بود، در زندان اوین، هنگام استحمام، با خوردن داروی نظافت، خودکشی کرده است. اما از آنجاییکه خوردن داروی نظافت، معمولن بهمرگ شخص مسموم منجر نمیشود و هیچ مطلبی از اعترافات و بازجوییهای امامی در دسترس عموم قرار داده نشد، این خودکشی مشکوک بهنظر میرسید. روزنامه همشهری نوشت که روز پنجشنبه ۲۷ خرداد، پزشکان بیمارستان لقمان حال امامی را خوب توصیف کرده و برای او اجازه مرخصی صادر کرده بودند. اما در حالیکه برای اطمینان، خواسته بودند که او دو ساعت دیگر هم در بیمارستان بماند، بر اثر ایست قلبی و در فاصله همان دو ساعت، سعید امامی از دنیا رفته بود. بسیاری احتمال دادند که او برای جلوگیری از افشای بسیاری از مسایل مربوط بهقتلها و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی میشد در زندان کشته شده است.
مطبوعات ایران، امامی را نهتنها در قتل فروهرها، مختاری، پوینده و شریف مسوول دانستند، بلکه از او بهعنوان یکی از عوامل قتلهای دهه هشتاد و نود میلادی شامل ترور سعیدی سیرجانی، واقعه ترور میکونوس، عملیات ناموفق بهدرهافکندن اتوبوس حامل ۲۱ تن از نویسندگان و روشنفکران و مرگ غیر منتظره احمد خمینی فرزند روحاله خمینی نام بردند.
هجدهم تیر ۱۳۷۸ حادثهی کوی دانشگاه :
وقایع هجده تیر یا وقایع کوی دانشگاه تهران بهمجموعه ناآرامیها و درگیریها بین روزهای هجدهم تا بیست وسوم تیرماه ۱۳۷۸ میان دانشجویان، نیروهای انتظامی و افراد موسوم بهلباسشخصیها، اطلاق میشود که طی آن دو نفر «عزتاله ابراهیمنژاد، فرشته علیزاده» کشته شدند (شورای متحصنین در بیانیه ۲۶ تیر مرگ تامی حامیفر را نیز تایید کرد و سعید زینالی نیز از هنگام دستگیری توسط ماموران ناپدید شده است)، چشم یک دانشجوی پزشکی بر اثر اصابت گلوله تخلیه، دست و پای عدهای شکسته و تعداد زیادی دانشجو ضربوشتم شدند. از این حادثه بهعنوان بزرگترین چالش جنبش دانشجویی در ایران بعد از انقلاب ۱۳۵۷ نیز یاد میشود. انصار حزباله در پی تظاهرات دانشجویان در اعتراض بهتوقیف روزنامه سلام بهداخل کوی دانشگاه و خوابگاههای دانشجویی حمله بردند و ضمن تخریب اموال دانشجویان آنان را مورد ضربوشتم قرار دادند و صدها نفر را بازداشت کردند. حمله و ضربوشتم دانشجویان تا صبح ادامه داشت. در این حمله حتا خوابگاه دانشجویان خارجی نیز در امان نماند.
آقای صفوی (فرمانده سپاه) زنگ زد به آقای ابطحی و گفت که خط قرمز ما خیابان جمهوری است، هر کسی از این خیابان پایینتر بیاید، میزنیم.
این حمله بهاعتراضات گسترده و چند روزه دانشجویان و مردم در تهران و شهرستانها انجامید. در دانشگاه تبریز نیز روز شنبه ۱۹ تیر درگیریهای گستردهای روی داده که به کشتهشدن چندین نفر (مانند عزتاله ابراهیمنژاد ، فرشته علیزاده ، تامی حامیفر) انجامید. نیروهای انتظامی و امنیتی دستکم ۳۰۰ دانشجو را دستگیر و تحت بازجویی و شکنجه قرار دادند (مانند احمد باطبی، اکبر محمدی، میثم لطفی)
نقش سپاه
طبق نوار صوتی که بهدست آمده است در جریان حمله بهکوی دانشگاه و دیگر مسایل دانشجویی کسانی مانند سردار ذوالقدر سردار سپاه پاسداران بههمراه سردار ذوالقدر و نقدی و دیگران طرح سرکوب دانشجویان و حتا عزل محمد خاتمی رییسجمهور وقت را داشتند.
تظاهرات مردم بهسوی بیت رهبری
دانشجویان نیروی انتظامی را عامل یورش بهکوی دانشگاه دانسته و خواستار عزل فرمانده آن بودند. همچنین توقیف روزنامه سلام نیز توسط دادگاه ویژه روحانیت که زیر نظر رهبر قرار دارد انجام شده بود. اما آیتاله خامنهای درحالیکه این رویداد را محکوم کرده بود حاضر بهبرکناری سردار لطفیان و همچنین نظری فرمانده پلیس تهران نشد. همین امر باعث شد تا در روزهای بعد تظاهرات بهسمت دفتر علی خامنهای و مجموعهای که وی در مرکز تهران در آن مستقر است (موسوم بهمجموعه مطهری) شود. سعید حجاریان در اینباره میگوید:
«وقتی دانشجوها از کوی دانشگاه بیرون آمدند، بین میدان ولیعصر بودند تا حرکت کنند بهسوی خیابان آذربایجان، من در آن هنگام دفتر آقای خاتمی بودم. آن زمان من عضو شورای شهر تهران بودم. اعضای شورای شهر را برده بودم بهکوی دانشگاه تا خرابیها را ببینند و برای بازسازی و اختصاص بودجه اقدام کنیم. من بهخاطر اینکار رفته بودم دفتر خاتمی که آقای صفوی (فرمانده سپاه) زنگ زد به آقای ابطحی و گفت که خط قرمز ما خیابان جمهوری است، هر کسی از این خیابان پایینتر بیاید، میزنیم. متوجه شدیم که بچههای دانشجو دارند رو بهپایین حرکت میکنند، بهمن گفتند که بروم با آنها صحبت کنم، رفتم با دانشجوها صحبت کردم، یکطرف بچههای رحیم بودند، یکطرف هم بچههای دانشجو، با قسم و آیه و من بمیرم تو بمیری، سر راهپیمایی را کج کردم بهسمت کوی دانشگاه و گفتم برید من هم میآیم به کوی …»
نامه تهدیدآمیز فرماندهان سپاه بهخاتمی:
خاتمی گرچه دفاع چندانی از دانشجویان نکرد، اما در سخنرانی خود این رویداد را نتیجه پیگیری قتلهای زنجیرهای دانست. پس از تظاهرات دانشجویان بهسمت دفتر خامنهای و همچنین گسترش اعتراضات بهسایر شهرستانها و سایر نقاط تهران از جمله میدان سپه و باراز تهران، در شرایطیکه تهران از جمعه ۱۸ تیر شاهد بیسابقهترین درگیری بین مردم و سپاه، بسیج و هوادارن نظام بود، ۲۴ تن از فرماندهان بلندپایه سپاه در نامهای به محمد خاتمی وی را تهدید کردند که اگر در سرکوب اعتراضات قویتر عمل نکند خود دست بهکار میشوند. بعید است که این نامه بدون اطلاع و تایید علی خامنهای منتشر شده باشد. در بخشهایی از آن خطاب بهخاتمی آمده است:
… اما آیا حرمتشکنی و توهین بهمبانی این نظام، تاسف و پیگیری ندارد؟ آیا حریم ولایت فقیه کمتر از کوی دانشگاه است؟ آیا حریم امام، آن انسان کمنظیر، کمتر از جسارت بهیک دانشجو است؟ آیا چند روز امنیت کشور را دچار اخلالکردن و بههر مومن و متدین حملهکردن و آتشزدن فاجعه نیست؟ آیا زیر سوالبردن جمهوری اسلامی، این یادگار دهها هزار شهید و شعار علیه آن دادن فاجعه نیست؟ جناب آقای خاتمی، چند شب پیش وقتی گفته شد عدهای با شعار علیه رهبر معظم انقلاب بهسمت مجموعه شهید مطهری در حرکتند، بچههای کوچک ما در چشم ما نگریستند، انگار از ما سوال میکردند غیرت شما کجا رفته است..
یکی از امضا کنندگان این نامه «محمدباقر قالیباف» (فرمانده وقت نیروی هوایی سپاه بود) که چندی بعد از سوی خامنهای جانشین سردار لطفیان در نیروی انتظامی شد. سایر امضاکنندگان نامه : «غلامعلی رشید، عزیز جعفری، قاسم سلیمانی، جعفر اسدی، احمد کاظمی، محمد کوثری، اسداله ناصح، محمد باقری، غلامرضا محرابی، عبدالحمید رئوفینژاد، نورعلی شوشتری، علی احمدیان، احمد غلامپور، یعقوب زهدی، نبیاله رودکی، علی فدوی، غلامرضا جلالی، امین شریعتی، حسین همدانی، اسماعیل قاآنی، علی فضلی، علی زاهدی و مرتضی قربانی»
محاکمه عاملان
۲ سال پس از این رویداد قوه قضاییه همه نیروهای پلیس و شبه نظامیان وابسته را تبرئه کرده و فقط یک سرباز ساده بهنام اروجعلی ببرزاده ب]خاطر دزدیدن یک دستگاه ریشتراش محکوم شد. ۱۵۹ نماینده مجلس ششم این اقدام دستگاه قضایی را محکوم کردند. این درحالیاست که صدها دانشجو در دادگاهها محاکمه و یک نفر از آنان در زندان درگذشت.
گرچه در مجموع، قتلها در طول چندین سال اتفاق افتاده و تعداد قربانیان بهبیش از هشتاد نویسنده، مترجم، شاعر، فعالسیاسی و شهروندان عادی میرسد، در سال ۱۹۹۸ میلادی و هنگام بهقتل رسیدن سه نویسنده مخالف نظام، یک فعال مطرحسیاسی و همسرش در عرض ۲ ماه بهعنوان یک بحران جدی مطرح شدند.
«جواد معروفی»، فرزند «موسا معروفی» موسیقیدان معروف ایران در سال ۱۲۹۴ در تهران متولد شد. جواد معروفی پس از دریافت گواهینامه ابتدایی در سال ۱۳۰۵، یعنی سه سال پس از تاسیس مدرسه عالی «موسیقی کلنل» وارد مدرسه «موسیقی وزیری» شد و تحصیلات موسیقی را که مقدماتش را نزد پدر هنرمند خود آموخته بود، نزد «علینقی وزیری» تکمیل کرد. علینقی وزیری مدتی شخصن به تعلیم جواد معروفی همت گماشت و بعد او را برای تکمیل نواختن پیانو به خانم «خاراطیان» سپرد. معروفی در سال ۱۳۱۱ دیپلم خود را از مدرسه وزیری دریافت کرد، ولی چون دریافت که علاوه بر جنبههای علمی، میبایست با مبانی علمی موسیقی بینالمللی نیز آشنا شود، به فراگیری علمی موسیقی پرداخت و توانست دیپلم هنرستان عالی موسیقی را در زمینه علمی موسیقی به دست آورد.
نخست «تار» مینواخت، ولی بعد از چند سال سازش را عوض کرد و به نواختن «پیانو» مشغول شد. در سال ۱۳۱۲ به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و هنرآموز موسیقی شد. چندی هنرآموز سرود بود، سپس از هنرستان موسیقی دیپلم گرفت و به تعلیم سلفژ و دیکته موسیقی در همان هنرستان پرداخت.
از آغاز تاسیس انجمن موسیقی سلویست ارکستر آن انجمن بود. پس از تاسیس هنرستان موسیقی ملی هنرآموز آن هنرستان شد. در نواختن پیانو برای موسیقی ایرانی، از استادانی که در این ساز کار کردند، روش مشیر همایون را بیشتر از محجوبی اقتباس کرده است، ولی خود دارای سبکی مخصوص و ممتاز شد که تکنیک در آن بیشتر به کار گرفته شده است.
جواد معروفی از جمله موسیقیدانی است که آشنایی و علاقه فراوانی به موسیقی غربی داشت و معتقد بود که برای اجرای موسیقی ایرانی، با پیانو باید به تکنیک موسیقی غربی آشنا شد. او احترام فراوانی نیز به استاد خود وزیری داشت.
جواد معروفی آهنگهای بسیاری ساخته که تعدادی از آنها مخصوص پیانو است. در ساختههای او همه جا لطف موسیقی ملی نمایان است. در ارکسترهای ایرانی که همه ملودی خالص را مینواختند و هماهنگی در کار نبود، او با ذوق و سلیقه خاص خود، به شیوهای پیانو مینواخت که از عهده دیگران بر نمیآمد. او اولین کسی است که قطعاتی در دامنه موسیقی ایرانی برای پیانو نوشته است. نخستین آفریده وی در سال ۱۳۱۵ بود که قطعاتی بر رباعیات خیام است. از میان قطعاتی که ساخته است «راپسودی اصفهان» و «فانتزی ژیلا» بسیار معروف هستند، ولی او خود به ۲ سوئیتی که در دستگاه ماهور و دشتی آفریده، بسیار علاقه داشت. اولین کاری که برای ارکستر نوشت و آواز روی آن گذاشته شد، دیلمان نام دارد که بنان آن را اجرا کرد. دیلمان در مایه دشتی است و چهار مضراب آن را صبا ساخته است. موزیک متن فیلم «طلوع» نیز از آفریدههای معروفی است.
معروفی از آغاز تاسیس رادیو با این موسسه همکاری داشت و سالها تکنواز پیانو، رهبر ارکستر شماره ۱ و رهبر ارکستر بزرگ گلها بود و در تنظیم آهنگهای «شیدا»، «عارف»، «رکنالدین مختار» و «درویشخان» و قطعات بسیار دیگری از آهنگسازان معروف ایرانی شرکت جست و از قواعد هماهنگی علمی مکتب وزیری یعنی هارمونی بر اساس ۲۴ بخشی پیروی میکرد. در نواختن پیانو از شیوه دست چپ که نقشی جدا از دست راست دارد، نیز استفاده میکرد. معروفی سالها نیز در شورای عالی موسیقی رادیو انجام وظیفه میکرد.
دومین یادواره «جواد معروفی» استاد فقید پیانو ایران جمعه شب در خانه کنسرت (کنسرت هاوس) شهر موسیقی جهان (وین) با حضور صدها تن از علاقهمندان موسیقی ایران زمین برگزار شد.
در این یادواره که با تلاش «ساسان محبی» آهنگساز و نوازنده ایرانی پیانو مقیم اتریش برگزار شد، قطعاتی از ساسان محبی و فردریک ببر به رهبری «نصیر حیدریان» استاد برجسته ایرانی دانشگاه موسیقی گراتس توسط گروه ارکستر سمفونیک ایرانی اجرا شد که بارها مورد تحسین و تشویق شرکتکنندگان قرار گرفت.
ارکستر سمفونیک ایرانی متشکل از نوازندههایی ازکشورهای ایران، اتریش، دانمارک، ارمنستان، مجارستان، لهستان و ژاپن بود که به اجرای قطعات ارکسترال و آوازی به زبانهای فارسی، انگلیسی و آلمانی توسط دو خواننده سوپرانو به نامهای «کرینا هردن» و «دنیس بک» از کشورهای آمریکا و دانمارک پرداخت.
همچنین «ساسان محبی» سولیست این کنسرت، قطعاتی از پیانو را اجرا کرد که با استقبال گرم شرکتکنندگان مواجه شد و به درخواست آنان چندین قطعه دیگر از جمله قطعه معروف «خوابهای طلایی» اثر زنده یاد معروفی را به اجرا در آورد.
محبی متولد ۱۳۵۱ در تهران و دانشآموخته رشته آهنگسازی و نوازندگی پیانو از دانشگاه موسیقی وین است که در نخستین یادمان استاد جواد معروفی در سال ۱۳۷۳ در تهران نیز به اجرای قطعاتی از ایشان در تالار وحدت پرداخت.
استاد معروفی از ۱۴ سالگی به نواختن پیانو مشغول شد و از آغاز تاسیس انجمن موسیقی سولیست ارکستر آن انجمن بود و از آغاز تاسیس رادیو ایران نیز به عنوان تکنواز پیانو همکاری خود را با رادیو آغاز کرد و همزمان با بزرگانی چون «ابوالحسن صبا»، «حبیب سماعی»، «حسین تهرانی»، «احمد عبادی»، «علی اصغر بهاری»، «روح اله خالقی» و دیگر بزرگان موسیقی به خلق آثار گرانبها و ماندنی پرداخت.
اولین کاری که معروفی برای ارکستر نوشت و تنظیم کرد، «دیلمان» نام داشت که با صدای استاد «بنان» و چهار مضرابی از ساختههای «ابوالحسن صبا» اجرا شد.
از استاد معروفی آثار موسیقایی بسیاری از جمله قطعه اصفهان، فانتزی ژیلا، خوابهای طلایی، عاشورا، فراق راز خلقت، رومینا و طبیعت، خزان، روزگار من، چه شورها، خوابهای خوش، بر باد رفته و هفت دستگاه موسیقی ایرانی (برای پیانو) به یادگار مانده است.
وی مدتها در رادیو تکنواز پیانو بود و پس از آن رهبری ارکسترهای مختلف رادیو را به عهده داشت.
استاد معروفی با بیش از ۴۰ سال سابقه در زمینه آهنگسازی نخستین کسی بود که قطعاتی در دامنه موسیقی ایرانی برای پیانو ساخته وتنظیم کرده است.
استاد جواد معروفی تکنواز، آهنگساز و رهبر ارکستر و از تواناترین نوازندگان پیانو در ایران در ۱۶ آذر سال ۱۳۷۲ در سن ۸۱ سالگی درگذشت.
آنچه در این بخش میآید فقط انتخابی از رادیو کوچه در بین رسانهها است و این رادیو دخل و تصرفی در آن ندارد.
ملک عبداله در دیدار با وزیر دفاع فرانسه گفته است: «دو کشور در جهان هستند که شایستگی و لیاقت موجودیت را ندارند، یکی ایران و دیگری اسراییل».
عصرایران : سیدجواد سیدپور- روزنامه فرانسوی فیگارو خبری را از عبداله پادشاه عربستان منتشر کرد که در نوع خود بیسابقه است. ملک عبداله در دیدار با وزیر دفاع فرانسه گفته است: «دو کشور در جهان هستند که شایستگی و لیاقت موجودیت را ندارند، یکی ایران و دیگری اسراییل».
هرزگوییهای پادشاه عربستان درباره ایران نشاندهنده ضمیر بیمار فردی است که نه جایگاه خود را میداند و نه مقام سخن را. چرا که اگر او اندکی – تنها اندکی – فهم مناسبی از اسلام و سیره حضرت رسول(ص) داشت بهعنوان یک مسلمان، همکیشان خود را در برابر «کافر حربی» اینگونه مورد تعریض قرار نمیداد.
این نشان میدهد که او نه تنها از حکومتداری چیزی نمیداند که فاقد درک اسلامی و انسانی از موقعیت خود و موقعیت اسلام است. رنجی که او و دیگر سران عرب از موقعیت ویژه انقلاب اسلامی با رهبری امامخمینی(ره) در ۳۰ سال گذشته میبرند قابل درک است، زیرا پرچم رهبری جریان اسلامگرایی را از دست آنها ستاند و آنان را بههمان گوشه حرمسراها و لعبتکدههای خود نشاند.
کینه آنها کینه منافع نیست که آنان از بابت منافع مادی در ۳۰ سال گذشته بهواسطه تحریمهای غرب و آمریکا بر علیه ایران حسابی پروار شدند و آخورآباد کردند. کینه آنها، کینه قدرت سیاسی و رهبری هویت اسلامی است.
عربستان وقتی میبیند بهرغم حسابهای انباشته از دلارهای نفتی نمیتواند سیاستهای خود را در لبنان، عراق، افغانستان و در جایجای خاورمیانه پیاده کند و همهجا ایران بسان خاری در چشم آنان عمل میکند و طرحها و ترفندهای آنان را باطل میسازد، به عقده حقارتی دچار میشود که راهی جز درشتگوییهای نامعقول ندارد تا بتواند حداقل ضمیر آشوبزده خود را تسکین دهد.
اکنون همه میدانند که ملک عبداله برای تضعیف دولت عراق هزینه تروریستها در اقصا نقاط دنیا را میپردازد تا با آمدن به عراق و ناامنکردن آن و حمله به مراکز و اماکن مقدس شیعیان به تفرقه و نقار در بین ملت عراق و سرنگونی حکومت قانونی عراق بپردازد.
ملک عبداله از طریق یکی از برادرانش و با تشکیل بنیادی به ظاهر خیریه در مصر، اردن و کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس و پاکستان و افغانستان به تروریستها کمک میکند تا با رفتن به عراق به امور خرابکارانه بپردازند.
او از اینراه و با کمک علمای وهابی به افرادیکه با این کارها آسیب میبینند وعده بهشت و به خانوادههای آنان وعده دلارهای بسیار میدهد.
ملکعبداله و برادرانش رسمن «بارانداز تروریست» درست کردهاند و برای مقابله با شیعیان از هیچ اقدامی فروگذار نمیکنند. اگر این شاه واشنگتنی و دیگر سران عرب بهجای مقابله با شیعیان به فکر اتحاد مسلمانان بودند اکنون وضعیت غزه و فلسطین بدین شکل نبود و دشمنان اسلام تا بدین پایه گستاخ نمیشدند.
اما در تفکر منجمد سران عربستان حمله به شیعیان اولاتر از اتحاد و یکپارچگی اسلامی است و این را عملن و علنن هم مطرح میکنند و شیعیان را با مشکل مواجه میسازند مخصوصن از نوع شیعه ایرانی که در ۳۰ سال گذشته با وجود آنهمه دشمنی اعراب نه تنها به زانو درنیامد بلکه توانست قدرت خود را هم گسترش بدهد و بسیاری از دولتهای عربی را به چالش بکشد و این در حالی است که قاطبه علمای عقل اندیش و اسلامشناس اهل سنت، بر دوری از تفرقه و همدلی همه فرقههای اسلامی تاکید و تصریح دارند.
حجم کمکهای مادی و معنوی حاکمان عرب به صدام نه چیزی است که آن ها پنهان کنند و نه مسئلهای است که از چشم ایرانیان دور مانده باشد. آنهمه کمک برای چهچیزی صورت گرفت؟ آیا آن زمان هم مسئله هستهای در کار بود؟ آیا ایران انقلابی منافع مادی آنها را تهدید کرده بود؟ چرا شیوخ عرب سیاستهای خود را براساس ساعت واشنگتن تنظیم میکنند؟
یادش بهخیر امام خمینی(ره) که میگفت اسلام اینها، «اسلام آمریکایی» است، آنوقتها هنوز ابعاد این سخن امام به عینه آشکار نشده بود ولی حالا چیزی نیست که در پرده مانده باشد و کسی نداند که «اسلام ناب آمریکایی» یعنی چه.
با این حال و مزید اطلاع ملک عبداله باید گفت افتخار ایران و ایرانی این است که با همه اختلافها و گرایشها و سلیقهها و گروهها در برابر دشمن وطن و متاجسران به خاک پاک ایران لحظهای درنگ نخواهند کرد و جواب شایستهای به کسانیکه آرزوی حذف موجودیت ایران را دارند خواهند داد. زیرا این مردم مفتخرند که خود حاکم خود باشند نه ایالت اسلامی غیرمختار آمریکا.
آقای عبداله، عبداله باش و نه عبدالشیطان، آنهم عبد «شیطان بزرگ» و حداقل از سرنوشت صدام که او نیز آرزوی نابودی ایران را داشت درس بگیر و مهملات خود را واگویه نکن.
سلام کوچولوهای من، سلام گوگول مگولیا، داستان امشب خیلی عجبیه و به طور کامل ایرانیه… یکی نبود، یکی بود، یه روز توی یک شهر… ادامه قصه را بهتر است که بشنوید.
محققان موفق شدهاند با استفاده از ژندرمانی در سلولهای بنیادی انسان و حذف ژن کدکننده گیرنده ویروس ایدز از ژنوم سلولهای ایمنی حاصل از تمایز این سلولها راه ورود این ویروس را به بدن سد کنند.
محققان موفق شدهاند با مهندسی ژنتیکی سلولهای بنیادی انسان، تزریق آنها به موشهای آزمایشگاهی و تکثیر آنها به شکل جزیی از سیستم ایمنی، راه ورود ویروس مرگبار ایدز را سد کنند.
به گزارش هلثدیلی، در این تحقیق شیوه متفاوتی برای آزمایش روی حیوانات بهکار گرفته شده و به عبارت دیگر موشها «انسانی» شدهاند.
آنها به بخشی از سیستم ایمنی بدن انسان مجهز شدهاند تا در برابر بیماری که انسانها را درگیر میکند، مقاومت کنند.
پائولا کانن یکی از محققان این روش و یکی از نویسندگان مقاله آنلاین منتشر شده در نیچربیوتکنولوژی که دانشیار میکروبیولوژی مولکولی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی است میگوید: «اگر به نتیجه برسیم بهیک درمان یک مرحلهای و دایمی دست یافتهایم».
در ژندرمانی پزشکان تلاش میکنند با ایجاد تغییراتی در ساختار ژنتیکی انسان، بدن را بهانجام کاری تازه که تا پیش از این قادر بهانجام آن نبوده وادارند. در این نمونه محققان از ژندرمانی برای بالابردن توان سیستم ایمنی بدن و مقابله با ویروس ایدز استفاده کردهاند. در این مطالعه جدید، محققان از سلولهای بنیادی انسان (سلولهایی که امکان تمایز و تبدیل بهانواع متفاوتی از سلولها را دارند) استفاده کردهاند تا نوعی در زیستی را که محل ورود ویروس ایدز به بدن افراد است، برای همیشه ببندند.
برخی منابع آگاه از مثبتشدن نمونهی دوپینگ ۹ وزنهبردار ایران خبر دادهاند.
به گزارش خبر آنلاین، در حالیکه طی روزهای گذشته فدراسیون وزنهبرداری ایران بهدلیل مشکوکبودن نمونهی دوپینگ تعدادی از وزنهبرداران از اعزام چهار تیم ایرانی به رقابتهای وزنهبرداری باشگاههای آسیا جلوگیری کرد، امروز یکشنبه برخی از منابع آگاه از مثبتشدن ۹ نمونه دوپینگ وزنهبرداران ایرانی خبر میدهند.
البته این خبر هنوز از سوی ستاد ملی مبارزه با دوپینگ و یا فدراسیون وزنهبرداری و باشگاههای وزنهبرداری اعزامی به رقابتهای قهرمانی آسیا بهصورت رسمی تایید نشده است، اما گویا آزمایشگاه کلن آلمان نتایج وزنهبرداران را اعلام کرده و در این میان نمونه ۹ تن از آنها مثبت اعلام شده است.
«ژنرال پترائیوس» در جلسه معارفه امروز صبح یکشنبه با حضور در دفتر فرماندهی کابل به سخنرانی برای نیروهای ناتو و ائتلاف آمریکا در افغانستان پرداخته است.
وی در این سخنرانی به بحرانیبودن وضعیت افغانستان اشاره و خاطر نشان کرد که بعد از ۹ سال حضور در افغانستان باید بهاین جنگ خاتمه داد.
وی همچنین با ابراز خوشحالی از حضور در افغانستان به نیروهای ناتو و نظامیان افغانستان وعده پیروزی داده است.
گفتنی است ژنرال دیوید پترائیوس روز جمعه با حکم باراک اوباما جایگزین استنلی مک کریستال بهعنوان فرمانده نیروهای نظامی ناتو در افغانستان شده است.
«سکینه محمدیآشتیانی» زنی است که از سال ۱۳۸۴ در زندان تبریز در انتظار اجرای حکم سنگسارخود است. وکیل او محمد مصطفایی میگوید: «او به اتهام گناه ناکرده زنای محصنه به سنگسار محکوم شده است.»
حکم سنگسار بر اساس قوانین ایران در مواردی صادر میشود که فردی متاهل با فردی دیگر غیر از همسر خود رابطه جنسی برقرار کند و این رابطه با شهادت چهار شاهدی که دادگاه آنها را عادل تشخیص میدهد یا چهاربار اعتراف فردیکه مرتکب این عمل شده، ثابت میشود. برای اجرای مجازات سنگسار محکوم مرد را تا کمر و محکوم زن را تا گردن در زمین دفن میکنند و سپس بدنش را هدف پرتاب سنگ قرار میدهند. این سنگها نباید آنقدر بزرگ باشد که محکوم را در جا بکشد بلکه باید به تدریج باید سبب مرگ او شود. این مجازات قرون وسطایی در هیچ کجای سرتاسر این جهان پهناور اجرا نمیشود جز در ایران و کشورهایی که حکومت اسلامی برپاست، آن هم بنا به شرع و فقه اسلامی. اما در هیچ کجای احادیث و روایات این نوع مجازاتی ذکر نشده است، چرا و چرا بهنام شرع در سرزمینمان ایران اینگونه مجازات وحشیانه اجرا میشود؟
ابتدا به تاریخچهای از سنگسار مراجعه میکنیم
سنگسار چیست؟
سنگسار، یک نوع مجازات مرگ است که از طریق پرتاب سنگ (که بهصورت گروهی انجام میشود) به طرف مجرم صورت میگیرد. جامعه بینالمللی اعدام از طریق سنگسار را «عملی وحشیانه و سبعانه» تلقی میکند.
مجازات سنگسار دارای پیشینه تاریخی بلندی است. در کتب تاریخی بهرواج سنگسار بهعنوان مجازات در یونان باستان اشاراتی شده است.
سنگسار استفانوس. اثر رامبرانت بهسال ۱۶۲۵ میلادی.
اعمال سنگسار در عصر حاضر
سنگسار امروزه در برخی از کشورهای مسلمان که حکومت آنان اسلامی است و یا احکام بر اساس اسلام است، بهاجرا گذاشته میشود از این میان میتوان به کشورهای ایران، افغانستان، نیجریه، سودان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی اشاره کرد. در این کشورها کسیکه به سنگسار محکوم میشود باید در پارچهای سفید پوشانیده شده اگر مرد است تا لگن خاصره و اگر زن است تا کمر او را در خاک دفن میکنند و سپس با سنگهایی که یکباره محکوم را نمیکشد بلکه به تدریج و با تحمل درد موجب مرگ وی میشود به پرتاب سنگ بهسوی شخص قربانی میپردازند.
سنگسار در ایران
مجازات سنگسار کماکان در قانون مجازات اسلامی ایران در نظر گرفته شدهاست. در سالهای اخیر چندین مورد سنگسار گزارش شدند که باعث فشار به ایران برای توقف اجرای سنگسار شد. محمود هاشمی شاهرودی رییس قوهقضاییه در ۲۰۰۳ گفته است: «اجرای حکم سنگسار در اختیار حاکم شرع است و در حال حاضر جمهوری اسلامی بهدنبال تعیین مجازات جایگزین برای این نوع از جرایم است.»
آیتاله سیدمحمد موسوی بجنورد با نظر امام، بخشنامه شد دادگاهها حکم سنگسار ندهند ۷ مرداد ۱۳۸۶
اما قرآن چه میگوید؟
یک آیه مهم در رد سنگسار و آن آیه ۲۵ از سوره نسا است که در مورد تخلفات ناموسی کنیزان شوهردار، میفرماید: «فانکحو هن باذن اهلهن و آتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غیر مسافحات و لامتخذات اخذان فاذا احصن فان آتین بفاحشه فعلیهن نصف ما علیالمحصنات منالعذاب».
پس ازدواج کنید با آن زنان با اجازه اهلشان و اجرشان را بهطور شایسته بدهید (از طریق شوهرداری و نه زناکاری). پس هنگامی که شوهردار شدند، سپس فحشایی آوردند، پس علیه آنها عذابی (تنبیهی) است نصف زنان شوهردار آزاد (غیر کنیز).
فکر می کنم خواندن دقیق آیه (عربی یا ترجمه آن) برای هر انسان حتا تازه آشنا با قرآن هم روشن کننده این موضوع است که عذاب (تنبیه) کنیز زناکار شوهردار نصف عذاب (تنبیه) زن آزاد شوهردار است.
حال سوال این است که اگر عذاب (تنبیه) زن آزاد شوهردار سنگسار است، عذاب (تنبیه) کنیز زناکار شوهردار چیست؟ آیا سنگسار قابل نصفکردن است؟ (در صورتی که ۱۰۰ ضربه شلاق کاملن قابل نصف کردن است).
بهدلایل زیر بایستی اجتهاد جدیدی صورت بگیرد و همانطور که آیتاله هاشمیشاهرودی ریاست سابق قوهقضاییه چند سال پیش به قضات دستور دادهاند، دیگر نبایستی حکم به سنگسار داده شود:
۱ _ نه تنها هیچ آیهای از قرآن کریم به این حکم اشاره نمیکند بلکه برعکس، آیه ۲۵ سوره شریفه نسا بر ضد آن حکم میکند.
۲_ حضرت رسول (ص) (۷) و حضرت امام باقر (ع) (۸) و حضرت امام صادق (ع) (۹)، هر سه بزرگوار صحت احادیث منقول از خود را عدم مغایرت آنها با آیات نورانی قرآن ذکر کردهاند، پس با همین استدلال تمامی احادیث مربوط به سنگسار چون با آیه ۲۵ سوره شریفه نسا مغایرند، همگی از درجه اعتبار ساقط میشوند.
آیا نخواندهایم: «تلک حدود اله فلاتعتدوها و من یتعد حدود اله فاولئک هم الظالمون» سوره شریفه بقره آیه ۲۲۹ (این است حدود خدا، پس از آن تعدی نکنید و کسانیکه از حدود خدا تعدی کنند، پس همانا ظالم هستند). در پایان لازم است اشارهای هم به ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی داشته باشیم:
«هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد، می تواند در همان حال آنان را به قتل برساند و در صورتیکه مکره باشد فقط مرد را میتواند به قتل برساند»
ایراداتی که بهاین ماده قانونی وارد است به شرح زیر میباشد:
۱ _ اگر استدلالات بالا در رد حکم سنگسار را بپذیریم، به مراتب اولی شوهر حق کشتن زن خود و مرد زناکار را ندارد.
۲ _ اگر هم استدلالات بالا را نپذیریم، چون طبق همین قانون هم، پس از دفاعیات زن، باید اثبات شود که زن شوهردار دسترسی به شوهر داشته (یعنی شوهر دارای ناتوانی جنسی نبوده، در مسافرت نبوده و نیز ترک منزل نکرده بوده) حال چگونه زن کشته شده (قبل از دفاع) مستحق مرگ دانسته می شود؟ حال آنکه حکم قرآنی در این مورد کاملن روشن و بدون ابهام است: چقدر زیباست که به آیات نورانی قرآنی رجوع کنیم و کمی به محتوای عیمق آن بیاندیشیم (ایات ۶، ۷، ۸ و ۹ از سوره نور).
«والذین یرون ازواجهم و لم یکن لهم شهداء الا انفسهم فشهادة احدهم اربع شاهدات بالله انه لمن الصادقین والخاسمه ان لعنت الله علیه ان کان من الکاذبین و یدروا عنها العذاب ان تشهد اربع شهادات بالله انّه لمن الکاذبین و الخامسه ان غضب الله علیها ان کان من الصادقین.»
(و کسانیکه به همسران خود نسبت زنا میدهند و جز خودشان گواهی ندارند، پس شوهر چهار بار بهنام خدا شهادت دهد که راستگو است و بار پنجم شهادت دهد که اگر دروغ بگوید، لعنت خدا بر او باد و عذاب از آن زن برداشته میشود به شرط آنکه ۴ بار بهنام خدا شهادت دهد که شوهرش دروغگو است و بار پنجم شهادت دهد که لعنت خدا بر او باد در صورتیکه دروغگو باشد.)
اما سوال من در پایان اینجاست که: وقتیکه سنگسار کردن نوعی شکنجه کردن قبل از مرگ است و از آن جاییکه دین مبین اسلام شکنجه کردن حیوانات را حرام دانسته، و حتا آیتاله خمینی هم فتوا داده است چرا حکم آن اجرا می شود وچگونه میتوان باور کرد که حکم سنگسار کردن زناکار، خلاف عقل نباشد؟
سید رضا حسینی ( مدحی ) / کارشناس ارشد علوم سیاسی و علوم استراتژیک مسایل نظامی
امروزه بهانهای که حاکمیت بهآن نیاز دارد تا به اصطلاح معروف یا رست ( قمار بزرگ با دارایی پنهان) کرده تا برنده بازی شود (با تثبیت وضیعت موجود خود و پذیرش ایران هسته ای) و یا جنگ جهانی سوم آغاز شود تا میلیونها انسان بیگناه در اقصا نقاط جهان به خاک و خون کشیده شوند، در غیر این دو حالت خود و چندین کشور را بازنده این بازی کثیف سیاست کند.
و جالب اینکه این بهانه را غربیها و آمریکاییها دانسته در اختیار این حاکمیت بیرحم قرار میدهند.
خبرگزاری حکومتی فارس در تاریخ ۷ تیرماه ۱۳۸۹ شماره : ۸۹۰۴۰۶۰۷۸۳ که در اینجا میتوانید مشاهده نمایید، گفتگویی با آقای دکتر «علیاصغر جلالی» کارشناس مباحث شیمیایی و میکروبی در سمنان بهعمل آمده را تحت عنوان «در حال حاضر حدود ۱۰ تا ۱۲ کشور مانند روسیه، آمریکا، رژیم صهیونیستی ( اسراییل )، چین و هند متهم به داشتن برنامههای سلاحهای بیولوژیک تهاجمی هستند و شمار قربانیان این سلاحها تاکنون به ۹ میلیون نفر رسیده است» منتشر نمود ولی از حدود ۱۰ تا ۱۲ کشور فقط نام ۵ کشور را مطرح نمود؟ در بین اینجا فرضیههای گوناگونی شکل میگیرد اما حقیر قصد دارم بهطور خلاصه به چند فرضیه نزدیک به واقعیت بپردازم.
فرضیه اول : آیا جمهوری اسلامی قصد دارد بهصورت سربسته از داشتن توان و قدرت سلاحهای میکروبی خود گوشزدی به آمریکا و متحدانش بنماید؟
یا اینکه تهدیدی به سایر کشورهای دارنده این نوع سلاحها مینماید که نامشان را افشا خواهد نمود؟
یا اینکه قصد معامله سیاسی با آنان دارد؟
در خوشبینانه و بدبینانهترین حالت این را نمیتوان تهدید به افشا یا معامله تلقی نمود بلکه با توجه به لشگرکشی و ناوکشی و تهدیدات روزافزون و تشدید تحریمهای آمریکا فقط میتوان این مقاله را یک تهدید ظریف و زیرکانه و مانور پنهان از توان نظامی خود تلقی نمود.
اکنون میبایست از ملت ایران این پرسش را نمود که خود سرنوشتشان را تغییر میدهند یا اینکه منتظر فاجعه جهانی خواهند بود.
ونیز ایالات متحده آمریکا و هم پیمانانش نیز این پرسش را داریم آیا میدانند که حاکمیت ایران که اینگونه سرسختانه مقابلشان ایستاده قطع و یقین یا در دست چیزی دارند و یا اینکه فوایدی بزرگتر از وضع فعلی نصیبشان خواهد شد.
آنچه مسلم است سرویسهای بیگانه بسیار بیشتر و دقیقتر از این جانب نسبت به توان حاکمیت غیر مردمی مطلع هستند حال با این وجود چرا میخواهند بهجای روح و جانبخشیدن به حاکمیت فعلی به طرحهای دیگر که در طی زمان بیشتر اما بسیار بسیار کم هزینهتر بیندیشند؟ آیا همگان بدان نقطه رسیدهاند که لازمه ادامه حیات جنگ جهانی سوم است؟
در ادامه مبحث فقط صرف استحضار مردم شریف ایران مطالبی در ارتباط با آنچه که حاکمیت در سر و چه در دست دارد پرداخته خواهد شد.
با توجه به کسالت حقیر ادامه مطلب در اسرع وقت تحت عنوان بخش دوم منتشر میشود.
بخش دوم
قسمت دوم : سایه شوم جنگ و لشگرکشی بر سر مام میهن
آیا احمدینژاد در پی جنگ افروزی در ابعاد داخلی و خارجی است؟
نیات باطنی آمریکا و کشورهای منطقه از بحرانآفرینی چیست؟
نقش نفت و امنیت انتقال انرژی کدام است؟
آیا آمریکا بهدنبال سوق دادن احمدینژاد به ارتکاب اشتباه استراتژیک همچون صدام است؟
امکانات مقابله و توسعه انتقامجویی ایران به چه میزان است؟
ملت ایران چه میخواهد و واکنش آن چه خواهد بود؟
بهعقیده اینجانب در صورتیکه هرگونه جنگی از جانبه بیگانگان رخ دهد جز به اتحاد و انسجام نیروی های حاکمیت و حتا ازدیاد و تحکیم آنان با پیوستن مردم، سود دیگری نخواهد داشت.
اما چنانچه از درون روند اعتراضات کنونی ادامه یابد ضمن انشقاق در بین ارکان حاکمیت پیروزی از آن مردم شده و حکومت مردمی ایجاد خواهد شد.
در قسمت اول به سلاحهای میکروبی و توان نظامی ایران اشاره اجمالی صورت گرفت. اینکه امروزه دولت ایران بهدنبال بهانهای بههر قمیت ممکن است برای تثبیت وضیعت موجود خود حتا با بروز جنگ خانمانسوز و تحمیل ایران هستهای به جهان، شکی در آن نیست.
اما اینکه چرا غربیها و آمریکاییها دانسته این بهانه را در اختیار این دولت بیرحم قرار میدهند، جای تامل است؟
آنچه مسلم است اینکه تهدید دولت ایران با دستانی پر ولو اینکه منتخب مردم ایران نیست، جدی است. دولت ایران این توان و ظرفیت، اگر نگوییم هستهای، یقینن توان رازآمیز و نیروی انسانی خرابکار فراوان، پخش شده و آمادهباش در سراسر جهان را دارد تا در سطوح منطقهای و فراتر از آن سطح تقابل را عمق و توسعه بخشد.
آیا آمریکا و متحدانش با وجود اینکه میدانند ایران در کشورهای اروپایی و حتا آمریکا و قاره آمریکا مبادرت به ایجاد ایستگاههایی و شائبه استقرار افرادی مجهز به سلاحهای میکروبی کرده است باز گزینه اشتباه جنگ را مجدد بر روی میز قرار دادهاند؟
شواهدی که از جدیشدن روی میز قرارگرفتن گزینه جنگ، از سوی آمریکا و متحدانش در مقابل ایران حکایت دارد از جمله گسیل ناوهای جنگی آمریکایی و پیش از آن ترددات مکرر و خاموش وزیران دفاع متحدانش به کشورهای یکدیگر، اعلام مواضع اخیر وزیر دفاع اسراییل، زیادهگوییهای پادشاه سعودی بدون هیچ مقدمهای دلالت بر این دارد که آمریکا بدون هیچگونه تصویر درستی از ایران و توان بازدارندگی در حوزه دفاع عامل و غیرعامل، پسلرزههایی که پس از شروع جنگ از سوی آمریکا،ایران به نمایش خواهد گذاشت و از همه مهمتر روحیه دلاورانه ملت ایران در دفاع از کیان و تمامیت ارضی بدون در نظر گرفتن دیدگاههای سیاسی تصمیم بهاین اشتباه بزرگ گرفته است.
شنیدیم و دیدیم آمریکا پس از حمله به افغانستان و عراق تمامی سیستمهای امنیتی و انتظامی کشورهای مذکور را برای مدتها در دست گرفت تا جاییکه اگر ماشین نظامی آمریکایی در خیابانی از عراق آژیر میکشید تمامی ماشینها موظف بودند تا خروج کامل آن ماشین از آن خیابان در کنار توقف کنند، آیا آمریکا تصور میکند ایرانیان به دور از هر باور سیاسی اینچنین روحیه ذلتپذیری داشته باشند؟
میشنویم که مدام این موضوع و هراس مطرح میگردد که اگر جنگی اتفاق بیافتد این جنگ با جنگ ۸ ساله ایران و عراق که قریب به ۸۶ کشور از آن حمایت میکردند و از ۱۶ کشور اسیر جنگی داشتیم بسیار متفاوت است و مدام از توان بالای هوایی آمریکا سخن به میان میآید صرف نظر از توان دفاع موشکی ایران که بهصورت تخصصی در پایین قسمتی از آن نقل خواهد شد. آیا اگر جنگی اتفاق بیافتد مادامالعمر میخواهند موشک به سوی ایران شلیک کنند؟ آیا هلیبرد نیروها در خاک ایران در برنامه آنها قرار نمیگیرد؟ بیشک جنگ زمینی نیز رخ خواهد داد، باید پذیرفت ایران، عراق یا افغانستان نیست.
ضمن آن ج.ا.ا برای ثبات و حفظ بقای از قدرت فرهنگی (ابزار قدرت جنگ روانی و ترویج انقلاب و تفکر اسلامی خود و بهوجود آوردن جریان مهدویت و بسط و فراگیر کردن آن در داخل و خارج کشور) ایجاد ایستگاههای امنیتی و فرهنگی با اهداف امنیتی دفاعی و پرورش نیروهای ایرانی و حتا بهکارگیری از ملیتهای دیگر( غیر ایرانی ) نیز از برای و به چالشکشاندن منطقه و گرهزدن سرنوشت خود با امنیت سایر کشورها و همچنین ستون نظامی (تلاش برای اشرافیت اطلاعاتی و جنگ اطلاعاتی و روانی داخلی و خارجی به چالشکشانده کشورهایی که احساس خطر میکند کرده.)
همچنین با پایگاههای سری در منطقه، غرب برای ایجاد بحرانجهانی در صورت مواجهه با هرگونه تهدید جدی، برای این امر با استقرار ایستگاههای قابل توجه خود در منطقه اعم از کشورهای همجوار ، منطقه، کشورهای غربی(اروپا) و حتا کشورهای آمریکایی تا اقیانوسیه بهره بیشتر میبرد و این ایستگاه که با بهرهگیری از ملیتهای مختلف و تاثیرگذاری و یا بهعبارتی مشغول کردن کشورهای مختلف به مسایل داخلی و ایجاد جنگ برونخانگی سعی در اخلال در سیتم حکومتی کشورهایی که میتواند حتا در آینده تهدید و یا خطر جدی برای حاکمان ج.ا.ا و اهداف آنان باشد برنامهریزی و در مقام طرح دمکراسی و ایجاد شکاف نماید. این امر میتواند حتا یک حکومت بر فرض پادشاهی را تبدیل به یک حکومت غیر پادشاهی کند.
حال بهاین موضوع اشاره میکنم که برای مواجهه با تهدید و ایجاد امنیت ۴ مکتب وجود دارد و پس از تشریح یادآور میشوم که دکترین امنیت ملی ایران در طول ۳۰ سال بقا از کدام مکتب بهره برده است.
مکتب اول مکتبی است که کاری با تهدید ندارد و فقط آسیب را پوشش میدهد یعنی آسیبپذیری های خودش را پوشش میدهد بیشتر کشور روسیه از این مکتب استفاده میکند کشور روسیه در طول تاریخ خودش به خصوص در ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال گذشته نوع مکتب امنیتیش به خصوص در سیاست خارجی این بوده است که همواره تمرکز کارشناسان امنیتیش بر شناسایی آسیبها و از بینبردن آنها معطوف بوده است البته در زمانهایی از فرمول های دیگر نیز بهره بردهاند که در اینجا مجال پرداختن به آنها نیست. به این مکتب اصطلاحن ضدآسیب پایه اطلاق میشود.
مکتب دوم مکتبی است که کاری با آسیبپذیری خودش ندارد و اصولن پتانسیل پوشش آسیبهای خود را در درون مرزهای خود ندارد در حوزه آسیبشناسی کمتر وارد میشود و تمام تمرکزش را بر تهدیدشناسی معطوف میکند و پس از تهدیدشناسی تهدیدات را از بین میبرد. در حوزه دکترین سیاست خارجی خود شناسایی و از بینبردن تهدیدات و یا ایجاد تهدید غیرمحسوس متقابل یا حتا ایجاد بحران و تبدیل به فرصت پایداری را در دستور کار خود دارد.
این مدل در کشورهایی که از لحاظ جغرافیایی ضعیف هستند و نمیتوانند در درون خود تهدید را خنثا کنند. کشورهایی مانند انگلیس، شیلی، اسراییل و کشورهایی اینچنین از این مکتب استفاده میکنند به این مکتب اصطلاحن مکتب ضد تهدید پایه اطلاق میشود.
به مکتب سوم اصطلاحن مکتب اپورتنیسم یا مکتب اصالت فرصت اطلاق میشود. در این مکتب تهدید را تبیین میکنند سپس که مشخص شد تهدید چیست تبدیل میشود به فرصت. مثلن تهدیدی به نام سیل، زمانیکه ما نمیتوانیم این تهدید در بیرون خودمان خنثا کنیم آن را تبیین میکنیم سپس با سدسازی یا کانالهای متفاوت این تهدید را برای خودمان تبدیل به فرصت میکنیم. فرصتی که درآن میتوان از نیروگاههای برق آبی، دریاچههای پرورش ماهی و غیره بهره برد در سیاست دفاعی داخلی نیز دقیقن میتوان از این مکتب بهره برد، اما نقطه ضعف این مکتب این است تا زمانیکه تهدیدی وجود نداشته باشد نمیتوان آنرا تبدیل به فرصت کرد.
اساسن کارشناسان از آنجاییکه این مکتب فواید بسیاری در پی دارد معتقدند که اگر تهدید وجود ندارد آنرا در خارج از مرزها به وجود آوریم و سپس به سمت فرصتسازی سوق دهیم.
مکتب چهارم اصطلاحن به مکتب اوکازیونالیستی، مکتب اصالت موقعیت مشهور است. بین تهدید و آسیب موقعیت ایجاد میکند زیاد منتظر فرصت نمیماند.
جمهوری اسلامی ایران اساسن در طول ۳۰ سال حیات خودش از هر ۴ مکتب استفاده کرده است که مصادیق آن در سیاست دفاعی خارجی و سیاست دفاعی داخلی که از این ۴ مکتب سیراب شدند را در این نوشتار خواهم آورد.
دکترین امنیت ملی دو حوزه کنش و واکنش دارد که از سال ۵۷ تا ۶۰ رژیم در حوزه واکنش یا اصطلاحان تمرکز بر ضربه دوم سیاستهای دفاعی داخلی و خارجی خود را تبیین میکرد. ازسال ۶۰ تا ۶۸ یعنی درست تا روی کارآمدن دولت هاشمی موسوم به دولتسازندگی در حوزه کنش قرار گرفتند. یعنی خیلی تهاجمی و عینی که در سیاست خارجی تابع این دکترین میبینیم در موضوع لبنان رسمن وارد عمل میشوند و کارشناسان نظامی خود را برای سازماندهی و آموزش نیروهای مردمی به آنجا اعزام میکنند تا خط مقدم خود را به آنسوی مرزهای کشورهای همجوار ترسیم کند.
از سال ۶۸ تا ۸۴ مجددن در موضع واکنش قرار گرفتند البته تنها در عرصه سیاست دفاعی خارجی. آن هم برای تمرکز دو دولت بهاصطلاح بر مناطق آزاد تجاری، سدسازی، راهسازی و در مجموع عرصه سازندگی و توسعه سیاسی فرهنگی که در کل بر اصل تنشزدایی مبتنی بر منافع ملی استوار بود .
آنهم دلیل عمدهاش دریافت اعتبار و وام از صندوقهای جهانی و مجامع بینالمللی بود. در واقع دکترین امنیت ملی ایران اقتصاد پایه و مبتنی بر منافع ملی بود، از سال ۸۳ جریان مهدویت با جدیت و میداندار وارد عملیات اجرای در ساختار داخلی و خارجی میشود، که تمامن بر اصل ضربه اول معتقد هستند و میگویند از زمانیکه در موضع واکنش و ضربه دوم قرار گرفتیم شدیدن منزوی شدیم و دشمن تا حیات خلوتهای ما و تا دروازههای ما آمده است .
حال آنکه مادامیکه در موضع کنش قرار داشتیم این موضع منتج به پدیدههایی مانند حزباله لبنان میشود که در بین ۴۰۰ گروه چریکی در دنیا تنها گروه چریکی است که روز روشن در جلوی چشمان تمام دوربینهای دنیا رژه میروند و عکس رهبر جمهوری اسلامی و امام خمینی(ره) را بر سینههاشان نصب میکنند. همچنین اینکه مطابق آموزههای حکومت دینی و ایران تازشی در دنیا است. هیچگاه نباید در مرحله واکنش و منتظر ضربه اول بماند و یا به ۲۸ مرتبهای که در قرآن به کلمه جهاد یا مشتقاتش اشاره شده است و یا به امنیت ملی مبتنی بر فرهنگ دینی اشاره میکنند و شدیدن معتقدند که در عرصه داخلی و خارجی میبایست تازشی و ضربه اولی حرکت کرد. میبینیم در عرصه خارجی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی ایران میآید و میگوید ما را از لولوی شورای عالی امنیت نترسانید و پرونده هستهای ایران را به آنجا بفرستید یا احمدینژاد در سخنان خود رسمن میگوید که اسراییل از صحنه روزگار باید حذف شود.
یا در سیاست دفاعی داخلی میبینیم از حوزه واکنش به کنش تغییر موضع میدهند و رهبر ج.ا.ا در آن سخنرانی معروف خود که گفت امامخمینی هدیهای از سوی خدا برای ایران بود و او نیز دو هدیه به ایران داد: انقلاب اسلامی و نیروی مقاومت بسیج، در آن سخنرانی از بسیج بهعنوان بدنه سپاه پاسداران یاد کرد.
سردار سیدیحیا رحیمصفوی را که شدیدن معتقد بود دیگر بسیج بیشتر از این نباید آرایش نظامی به خود بگیرد از فرماندهی سپاه عزل و سردار عزیز جعفری را بهعنوان فرمانده سپاه منصوب میکند. چرا که رهبری در شرایط موجود بر این موضوع اصرار داشت که بسیج باید با نیروی زمینی سپاه تلفیق و یگان رزم آن شدیدن تقویت شود. پس از آن مشاهده کردیم نمسا (نیروی مقاومت بسیج) در نیروی زمینی تلفیق و بهجز چند معاونتش در عرصه شهری بیشتر فعالیت نمیکند .
از آنجاست که بسیج بهعنوان نیروی بلامنازع بازدارندگی با یک پشتوانه ایدئولوژیک در کشور معرفی میشود که مطابق آخرین اعلام روابط عمومی سپاه پاسداران در پنجم آذر ماه ۱۳۸۷ حدود ۱۳میلیون و ۶۰۰ هزار بسیجی جذب، آموزش و سازماندهی کرده است و در این بین میبینیم ۱۲۰۰ گردان عاشورا مجهز به سلاح گرم از انواع مختلف سبک و سنگین میشوند و ۴۰ هزار گروهان رزمی کربلا در قالب بسیج، جذب، سازماندهی و آموزش آنها در تمام سطوح جامعه (اصناف، کارگری، دانشجویی، دانشآموزی، ادارات، جامعهپزشکی، جامعهاساتید، اقشار و غیره ) صورت پذیرفته است.
ایجاد و سازماندهی میشوند یا نمایندگان مجلس به تخصیص ۳۵۰ میلیون دلار از محل حساب ذخیره ارزی برای تجهیز و تقویت گردانهای عاشورا و الزهرا رای میدهند در صورتیکه این اولین باری بود که از منابع حساب ذخیره ارزی در اختیار یک نیروی نظامی قرار میگیرد. همچنین قانون اساسی ما سند زنده ایست بر این نوشتار که چگونه بسیج بهعنوان نورچشمی نظام مورد توجه قرار میگیرد. زیرا تمام کارشناسان امنیتی دنیا بر این مهم وحدت نظر دارند که زمانی امنیت پایدار حاصل میشود که حکومتی سازماندهی حداکثری مردم را در دستور کار خود داشته باشد در زیرتنها سرفصل مفادی از قانون اساسی و الحاقیات آن در خصوص نیروی مقاومت بسیج و تقویت بنیه دفاعی را میآورم.
۱ – بند ۷ و ۹ وظایف و ماموریتهای سپاه در خصوص ارتش بیست میلیونی مصوب ۳۰/۳/۱۳۶۹ به شماره ۲۹۱۳۶-۲۰۱/۵۰-د
۲ – ماموریتها و وظایف نیروی مقاومت بسیج مصوب فرمانده کل قوا شماره ۴۸-۵-۲۰۱/۵۰-د مورخه ۵/۹/۱۳۶۹
۳ – اهداف تشکیل ارتش بیست میلیونی ابلاغیه ۸/۷/۷۱
۴ - فصل چهارم و نهم قانون خط مشی کلی اصول و برنامه های صدا و سیما مصوب ۱۷/۴/۶۱
۵ – اصل ۱۵۱ قانون اساسی تبصره ۱ و ۲
۶ – بند ۱ قسمت خط مشی های کلی قانون برنامه اول توسعه کشور در خصوص تقویت بنیه دفاعی
۷ – بند ج ماده ۳ وظائف و اختیارات مرکز تحقیقات استراتژیک در خصوص تحقیقات و مطالعات مربوط به بسیج
۸ – تبصره ۴۷ قانون برنامه دوم توسعه در خصوص صرف ۲ درصد از سود خالص شرکتها و موسسات جهت تقویت بسیج
۹ – قانون حمایت قضایی از بسیج
و قانونهایی از این دسته که زمینه را برای موضوع هموار کرده است( البته نکته بسیار مهم تصویب این قوانین تا حدود سال ۷۰ است تا زمانیکه رویکرد رژیم را ترسیم کردیم و سپس ما شاهد ایست در این مرحله بودیم و تنها امور مربوط به جذب، سازماندهی و آموزش پشتیبانی میشد تا مجددن روند پشتیبانیهای همه جانبه از سال ۸۴ آغاز شد)
تمام این موارد تغییر جهت رژیم و بازگشت بهضربه اول تلقی میشود و شدیدن تهاجمی و تازشی حرکت میکنند مانند طرح ارتقای امنیت اجتماعی، مبارزه با اراذل و اوباش، طرح مقابله با بدحجابی که در اصل تمامن بر ضربه اول متمرکز است یا در جریانات اخیر در سرکوب گسترده مردم ما ضربه اول را بهوضوح مشاهده میکنیم. در سیاست دفاعی (بخش نظامی) نیز به شکل زیر قابل بررسی است.
پس از ۳۰ سال از گذشت انقلاب اسلامی و با پشتسر نهادن یک جنگ خونین ۸ ساله در حالیکه همچنان از سوی نیروهای فرا منطقهای و منطقهای در کانون توجه قرار دارد استراتژی دفاعی خاصی را برای دفاع از خود ساماندهی کرده است. چنانکه از قراین و شواهدی که در پی خواهد آمد استنتاج میشود دکترین دفاعی ایران (صرفنظر از استراتژی سازمان دفاع غیرعامل) در حال حاضر بر مبنای ۵ رکن بازدارندگی ۱- راز آمیز ۲- تحمل ضربه اول در برخی دوران و بازگشت به موضع کنش ۳- ضربه متقابل موشکی ۴- اجبار دشمن به جنگ زمینی ۵- غافلگیر کردن متجاوز در خاک خود ( مطابق آنچه در مبحث ایستگاههای خارجی ذکر شد) استوار است با نگاهی گذرا میتوان دریافت که ارکان این دکترین چگونه و چرا سامان یافتند.
با پایان جنگ تحمیلی نیروهای مسلح ایران در وضع بسیار وخیمی قرار داشتند. تسلیحات غربی ارتش که بیش از ۹۰ درصد ادوات را شامل میشدند یا در طول جنگ از بین رفته و یا بهدلیل فقدان قطعات یدکی و خدمات تعمیر و نگهداری از کار افتاده بودند که با برخی خریدهای تسلیحاتی از روسیه و چین اعم از جنگندههای میگ ۲۹ و سوخو ۲۴ موشکهای کرم ابریشم و ناوچههای کلاس تندر مشکل خود را مرتفع کردهاند.
از سوی دیگر کارشناسان نظامی کشور در دو مسیر اصلی فعالیتهای خود را متمرکز کردند که عبارتند از: ۱-نوسازی و بهسازی تسلیحات غربی با ابزار و ادوات شرقی که بهعنوان مثال میتوان به تجهیز جنگندههای فانتوم با موشکهای روسی و چینی و یا تجهیز ناوچههای موشکانداز فرانسوی کمباتانت با موشکهای سی-۸۰۲ چینی اشاره کرد.
۲-تولید جنگ افزار در داخل کشور به روش مهندسی معکوس و سایر روشها که دستآوردهایی چون جنگنده آذرخش، تانک ذوالفقار٬ بالگرد شبآویز و ناوچه موشکانداز پیکان داشته است. میتوان از دستآوردهای قطعی صنایع دفاعی ایران٬ با تلاشهای انجام شده به توان موشکی کشور و برخی تجهیزات و ادوات زرهی و جنگافزارهای پیشرفته پنهان اشاره کرد که بنا بهدلایل و شواهدی چند بومی شده که میتوان از آنها به تولید موشکهای بالستیک با برد ۱۳۰۰ الی ۲۰۰۰ کیلومتر را دارا میباشند نام برد.
در چنین شرایطی با توجه به آگاهی از وضع موجود توسط کارشناسان دفاعی کشور و وقوف بهاین مهم همانطورکه پیشتر گفته شد دکترین دفاعی ایران بر پایه پنج مولفه ذکر شده (بازدارندگی راز آمیز، تحمل ضربه اول در برخی دوران و بازگشت به موضع کنش، ضربه متقابل موشکی، اجبار دشمن به جنگ زمینی و غافلگیر کردن متجاوز در خاک خود) بنا شد که شرح مختصر هریک از مولفههای فوقالذکر در ذیل ارایه میشود.
۱ – بازدارندگی رازآمیز : در این روش تلاش میشود نیروی تهاجمی و دفاعی کشور در هالهای از ابهام قلمداد شود. بر مبنای همین روش در فضای ابهام ادوات نظامی بارها آزمایش میشود. از پیشرفتهای عظیم تکنولوژیک در تولید جنگافزار سخن رانده میشود تا متجاوز خارجی از بیم واکنش شدید ایران در ضربه متقابل دوم از خیال تجاوز منصرف شود. این مولفه تمامن بر جنگ روانی و ایجاد فضای ابهام در باب حجم ضربه متقابل دوم تاکید شده است.
۲ – تحمل ضربه اول : افرادیکه در داخل و یا خارج مدام به از بینرفتن تاسیسات در دقایق ابتدایی جنگ در اثر حمله آمریکا اذعان دارند و مدام میگویند با حجم حملات موشکی ما قابلیت دفاع نخواهیم داشت باید بدانند در راستای استراتژی تحمل ضربه اول بر مبنای تجارب جنگ ۸ ساله، ایران به پراکنده ساختن منابع اصلی دفاعی خویش با توجه به گستره پهناور کشور پرداخته است تا امکان از بین رفتن تمام ظرفیتهای دفاعی با یک حمله از میان رود. در بخش جنگافزارسازی مشاهده میشود تاسیسات تانکسازی، صنایع الکترونیک٬ صنایع موشکی و صنایع هواپیمایی در مناطق مخلتف مستقر شدهاند و یا در مورد صنایع هستهای کارخانه آبسنگین در اراک٬ تاسیسات غنیسازی در نطنز و راکتور هستهای در بوشهر طراحی و اجرا شدهاند. این چنین مشخص میشود هیچ دشمنی در ضربه اول نمیتواند تمام توان دفاعی ایران برای ضربه دوم متقابل را از کشور سلب کند و بدینسان نوعی توازن وحشت بر مبنای ظرفیت حمله متقابل ایران شکل میگیرد.
۳ – ضربه متقابل موشکی : با دستیابی ایران به موشکهای با برد بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر در واقع هر نقطهای از خاورمیانه در تیررس موشکهای ایران قرار دارند. از پایگاه هوایی اینجرلیک در ترکیه تا پایگاه هوایی دیه گوگارسیا اقیانوس هند و از تل اویو تا مراکز نظامی آمریکا در دریای سرخ دربرد اقدام متقابل ایران هستند.
از اینرو هر متجاوز فرا منطقهای و منطقهای یقین مییابد از مکافات تجاوز خود در امان نخواهد بود.
۴ – اجبار دشمن به جنگ زمینی : در بحث اجبار دشمن به جنگ زمینی باید گفت تجربه سالهای جنگ به برنامهریزان دفاعی ایران اثبات کرد که استفاده از امواج انسانی و نیروی زمینی که با سلاحهای سبک و نیمه سنگین بهویژه موشکهای ضد تانک مجهز شده باشند ( که نمونههای آن در جنگ ۳۳ روزه در مقابل تانکهای مرکاوای اسراییلی که مدعی بودند هیچ چیز قابلیت از بین بردن آنها را ندارد مشاهده کردند) تا حد زیادی جایگزین استراتژیهای دیگر میشود.
۵ – غافلگیر کردن متجاوز در خاک خود: مطابق آنچه در مبحث ایستگاههای خارجی ذکر شد استوار است. بهویژه که شور ایرانی، میهندوستی و مقابله با تجاوز بیگانه همراه با شهادتطلبی از نیروی پیاده ایرانی٬ رزمندگانی دلاور و بدون ترس از مرگ میسازد. بر این اساس است که با اوج گرفتن تهدیدات آمریکا بر استراتژی دفاع نامتقارن تاکید میشود که بر اساس جنگ نامنظم٬ درگیری پارتیزانی و شهری و واداشتن دشمن به استفاده از نیروی انسانی بهجای جنگافزار برای وارد کردن تلفات سنگین بهاوست. این استراتژی از ویتنام تا افغانستان علیه دشمنانی قویتر و بسیار مجهزتر بهکار گرفته شده و موفق نیز بوده است.
در این میان مجددن آنچه قابل ذکر است نقش راهبردی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی است و چنانچه از قراین بر میآید رهبران سیاسی کشور در دو بخش اکتیو این دکترین ضربه موشکی و جنگ فرسایشی به سپاه پاسداران بیش از سایر نیروهای مسلح متکی هستند. این مهم که توان عمده موشکی ایران امروزه در سپاه پاسداران مستقر است و همچنین جذب، سازماندهی و آموزش و راهبری نیروهای بسیج بهعنوان ستون فقرات جنگ زمینی در اختیار سپاه قرار دارد بر نقش ویژه سپاه در این دکترین میافزاید. نقشی که با توجه به تحولات سیاسی کشور روزبهروز پررنگتر میشود.
مادامیکه فعالیتها و مبارزات تهی از پشتیبانی کارشناسی باشد و تا زمانیکه ما یک حرکت علمی سیستماتیک را آغاز نکردهایم با اقبالی مواجه نخواهیم شد.
در اینجا این گمانه مطرح میشود عدهای که میگویند آمار منتشره از سوی روابط عمومی سپاه پاسداران دال بر جذب، آموزش، سازماندهی و بهکارگیری ۱۳ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر نیروی مردمی در قالب بسیج غلو و غیر واقعی میباشد در خوشبینانهترین حالت ما ۹/۱۰ از آن را کسر میکنیم و تنها به یک دهم آن بسنده میکنیم با ۱ میلیون و ۳۶۰ هزار نفر بسیجی آموزش دیده، مسلح به انواع سلاح سبک و سنگین با یک پشتوانه ایدئولوژیک که مدام میگویند «آیتاله خامنهای از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن» چه باید کرد؟ با ۷ تیپ استشهادی که بهانواع آموزشهای نظامی و اطلاعاتی اشرافیت دارند چه باید کرد؟
فرض بر اینکه رژیم فردا سقوط کرد با طرح نهضت مقاومت با محوریت سپاه پاسداران که رژیم ۵ سال پس از سقوط خود را بررسی و ارایه راه حل کرده است و با تدابیری قصد ایجاد شبکههای زیرزمینی در منطقه و غرب را دارد چه باید کرد؟
مجددن معروض میدارم رژیم حرکت به سمت بازدارندگی و سیاست دفاعی علمی در قالب موسسات و گروههای مختلف را شروع کرده است و اگر ما بهاین سمت و سو حرکت نکنیم فرصتهای بیشمار دیگری را به رژیم خواهیم داد.
به عقیده اینجانب در صورتیکه هرگونه جنگی از جانبه بیگانگان رخ دهد جز به اتحاد و انسجام نیرویهای صدرالذکر و حتا ازدیاد و تحکیم آنان با پیوستن مردم سود دیگری نخواهد داشت.
اما چنانچه از درون این روند اعتراضات کنونی ادامه یابد ضمن انشقاق در بین ارکان حکومت و نیروهای فوق پیروزی از آن مردم شده و حکومت مردمی ایجاد خواهد شد.
بنابراین، اینکه جلوی ایران را بگیرند تا به یک نیروی هستهای تبدیل نگردد تا اندازهای بهانه تراشی است چون دولت کنونی ایران بدون دستیابی به توان هستهای نیز تهدید جدی و قدرت جنگی، دفاعی و تخریبی بالایی را دارا میباشد. دولت ایران با داشتن سلاح هستهای نیز به دلیل دریافت پاسخهای متقابل کوبندهتر و نشستن در یک قایق با جهان قادر به استفاده از آن نبوده و از این لحاظ دستیابی به توان هستهای هرگز برای حاکمیت ایران امنیت زا نخواهد بود. اما در صورت حمله آمریکا و متحدین آن به ایران و بهویژه با استفاده از امکانات دول منطقه، دولت نامشروع احمدینژاد این قدرت را دارد که جهان را با امکانات غیرهستهای خود ناامن سازد. باید توان بیولوژیکی ایران را جدی گرفت. اما نیات آمریکا در سوقدادن ایران به سمت گزینه جنگ از چند جهت قابل تامل و تاسفبار است.
واشنگتن فکر میکند اگر احمدینژاد را همچون صدام به سمت اشتباه استرتژیک سوق دهد زودتر به مقصد میرسد. اوباما باید بهاین مهم توجه داشته باشدکه در این حالت متضرر اصلی مردم و سرزمین ایران خواهد بود و نه دولت نامشروع آن. با این حال، همین دولت نیز با استفاده از ایدئولوژی و پول طرفدارانی را در داخل و خارج بهدور خود جمع کرده است. بنابراین دولت امریکا در تحمیل جنگ به ایران و واردکردن صدمات جبرانناپذیر شبیه آنچه که در عراق مرتکب شده است، باید چندباره تامل کند و میباسیت این سوال را از دولت آمریکا و متحدانش پرسید چه میزان از اطلاعاتی از مولفههای پنجگانه دفاعی ایران که پیشتر ذکر شد با خبر هستند؟
نیات دولت شرور احمدینژاد از جنگافروزی
دولت نامشروع، شرور و تشنجآفرین احمدینژاد میخواهد بههر قمیتی سرکار باشد. این دولت برای حفظ و ماندن در قدرت ننگ کودتا، تخلف، تقلب، کشتار، تجاوز، حبس، تبعید، حمله به مراجع عظام و محروم ساختن اقشار مختلف مردم را بهحساب دین و تشیع بهجان خریده است. حاکمیت در حوزه سیاست داخلی در حال غرقشدن در منجلاب رفتارهای غیر کارشناسانه و اقدامات جنونآمیز خویش است. برای او فرق نمیکند جهت زنده ماندن به چه چیزهایی متوسل شود. چون در حال نابودی است بنابراین سعی خواهد کرد همه جهان را با خود در این گرداب فرو برد. بنابراین، جهان باید خیلی مراقب و جویای راههای بهتر و با هزینه کمتر باشد. قطعن ملت ایران تحمیل جنگ که ویرانگر خواهد بود را نمیپذیرد و در صورت وقوع جنگ دشمنان داخلی و خارجی خود را هرگز نخواهد بخشید.
هشدار به عربهای منطقه
متاسفانه دول عربی منطقه بار دیگر آتشافروزی میکنند. ظاهرن آنان نجابت ملت ایران در چشم پوشی از خطاهای مهلک اعراب منطقه بهویژه خلیجفارس در تشوق و حمایت از صدامحسین در حمله به ایران و کشتار جوانان و مردم مسلمان و غیرتمند ایران و تخریب کاشانهها و شهرها و بنادر و زیرساختهای صنعتی ایران را بهدست فراموشی سپردهاند. گویا اعراب بهدنبال بازگشت به دوران تحمیل جنگهای خانمانسوز صدها ساله به برادران خود هستند.
ایران قدرتمند هیچگاه تهدیدی برای اعراب منطقه نخواهد بود. در سی سال گذشته این اعراب بودند که همواره برای ایران مشکلآفرین بودند و نه بالعکس. اگر اعراب بهدنبال امنیت هستند و اگر به درستی نمیتوانند احمدینژاد نامشروع را تحمل کنند راهش جنگافروزی نیست. چون هر دو از یک قماش بوده و اصولن باید زبان یکدیگر را بهتر درک کنند. اعراب و ایران در یک کاخ شیشهای نشسته اند و در نتیجه نمیتوانند تهدیدی برای امنیت یکدیگر باشند بلکه امنیت دو طرف به یکدیگر وابسته است.
سخنی با ملت شریف ایران
اکنون ملت ایران بر سر راه یک تصمیم حیاتی قرار گرفته و آن تغییر سرنوشت بهدست خود است. در غیر اینصورت باید منتظر فاجعه جهانی باشیم ملت شریف ایران باید جرثومه فساد یعنی دولت نامشروع احمدینژاد را از دامن پاک مام میهن بزداید و از این طریق ایران عزیز، اسلام و تشیع و نیز جهان را از خطر شرارتهای خطرناکتر یعنی حمله آمریکا و متحدانش برهاند.
آنچه قلمی گردید جز از برای آگاهی دادن صادقانه به محضر ملت شریف ایران و هشدار برای بیگانگان که به واقع دریافتم اطلاع دقیق از توان حاکمیت را نداشته و لذا هرگونه عمل غیرمنطقی آنان میتواند منجر به بهانهدادن از برای سرکوب جنبش مردمی توسط حاکمیت باشد.
روز یکشنبه دور دوم انتخابات ریاستجمهوری در لهستان برگزار شده این در حالی است که در دور نخست که ابتدای ماه ژوئن برگزار شده بود این انتخابات برندهای را مشخص نکرده است.
این انتخابات در حالی برگزار شده است که جایگزینی برای رییسجمهوری سابق لهستان «لخ کژینسکی» که در یک سانحه هواپیمایی جان خود را از دست داده بود مشخص شود. نتیجه این انتخابات که تا ساعت ۸ بعدازظهر بهوقت محلی ادامه خواهد داشت صبح روز دوشنبه اعلام خواهد شد.
لازم بهیادآوری است در انتخاباتی که در ماه ژوئن برگزار شد «برونیسلا کموروسکی» سخنگوی پارلمان لهستان که بهعنوان یکی از نامزدهای ریاستجمهوری در این کشور اعلام شده بود از زمان سانحه هواپیمایی لخ کژینسکی تا کنون نتوانسته به ۵۰ درصد آرا در پارلمان دست یابد.
حسن رحیمی بیات، مهندس عمران و از فعالان حرکت ملی آذربایجان و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر بعد از ظهر روز شنبه ۱۲ تیرماه ۸۹ در محل کار خود دستگیر شده است.
بنا به گزارش شاهدان عینی چهار نفر از نیروهای اطلاعات به محل کار وی مراجعه، وی را بازداشت و به زندان اوین منتقل کردهاند.
گفتنی است رحیمی بیات دو سال پیش از این نیز در شهریورماه ۱۳۸۷ همراه با یک گروه ۲۰ نفره در یک مراسم افطاری بازداشت شده و در بندهای ۲۴۰ و ۲۰۹ اوین به مدت قریب به ۴۰ روز در انفرادی به سر میبرده است.
سیاستمداران و هنرمندان سینما و تاتر فرانسه روز شنبه در مراسم درگذشت «لورن ترزیف» بازیگر سرشناس سینما و تاتر این کشور شرکت کردهاند.
ترزیف که روز جمعه در ۷۵ سالگی درگذشته است در فیلمهای فیلمسازان بزرگ چون لوئیس بونوئل، ژان لوکگدار و پییر پائولو پازولینی ایفای نقش کرده بود. البته این بازیگر فرانسوی بیشتر عمرش را وقف بازی و کارگردانی در دنیای نمایش کرده است.
گفتنی است او دو بار برنده جایزه بهترین کارگردانی برای نمایشهای «سقوط» و «زمانی دیگر» و یکبار هم برنده جایزه بهترین بازیگر از جوایز تاتری مولیر شد.
بنابر اعلام خانواده محمدرضا حدادی، نوجوانی که به اتهام ارتکاب قتل در ۱۵ سالگی دستگیر شده بود، حکم اعدام وی روز چهارشنبه، ۱۶ تیرماه اجرا خواهد شد.
خانواده این نوجوان محکوم به اعدام ابراز داشتند که «احضاریهای برای روز چهارشنبه به دست آنان رسیده و در آن قید شده که محمدرضا، روز چهارشنبه اعدام خواهد شد.»
نهادهای بینالمللی مدافع حقوق بشر بارها نسبت به اعدام نوجوانان در ایران اعتراض کردهاند. از جمله در یکی از بیانیههای سازمان دیدهبان حقوق بشر آمده است: «مجازات مرگ برای نوجوانانی که زیر ۱۸ سال مرتکب جرم می شود طبق قوانین بینالمللی ممنوع شده و این ممنوعیت مطلق است.
این در حالی است که ایران کنوانسیون حقوق کودک را در سال ۱۹۹۴ به تصویب رسانده که حکم اعدام حدادی خلاف بر این کنوانسیون است.
۱) دستور ویژه وزیر بهداشت برای برخورد قاطع با پدیده زیرمیزی
دستگاههایی همچون نظام پزشکی، دانشگاههای علوم پزشکی سراسر کشور، تعزیرات و دادسرای جرایم پزشکی باید با پدیده زیرمیزی برخورد قاطع کنند بهزودی در این زمینه تفاهمنامهای از سوی معاون درمان وزارت بهداشت و معاون سازمان نظام پزشکی امضا خواهد شد.
۲) آخرین مهلت به شرکتهای دولتی برای ترک تهران
معاون نوسازی و تحول اداری معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی ریاستجمهوری از برگزاری جلسه ویژهای در هفته جاری با حضور رییسجمهوری خبر داد که در این جلسه، موضوع زمان و اولتیماتوم آخر برای خروج شرکتهای دولتی از تهران تعیین تکلیف میشود.
۳) مقابله شدید با باندهای مخوف قاچاق کالا
دکتر احمدینژاد: دولت تکلیف کالاهای قاچاق را روشن خواهد کرد و جلوی اقدامات برخی باندهای داخلی و خارجی را که قصد وارد کردن کالاهای بیکیفیت برای نابودی تولیدات داخلی را دارند، خواهد گرفت. البته در این راه باید از مصرفکنندگان و تولیدکنندگان به طور همزمان حمایت شود و تعرفههای گمرکی به نفع مردم و تولیدکنندگان به سرعت اصلاح میشود.
جام جم
۱)رهبر معظم انقلاب دردیدار رییس و هنرمندان رسانه ملی:
مسایل شرع مقدس در تولیدات هنری کاملن رعایت شود.
حضرت آیتاله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار رییس سازمان صدا و سیما و جمعی از کارگردانان، نویسندگان،هنرمندان و دست اندرکاران مجموعههای نمایشی صدا و سیما،جایگاه رسانه ملی و بهخصوص بخش «هنرهای نمایشی و فیلم و سریال» را،مهمتر از هر زمان دیگر دانستند و با تشکر صمیمانه از تلاشهای ارزنده مدیران و هنرمندان رسانه ملی در این زمینه افزودند: با استفاده ازامکانات سخت افزاری و نرم افزاری از جمله تاریخ و فرهنگ جذاب و پر فراز و نشیب ایران، میتوان فاصله زیاد وضع موجود با وضع مطلوب را کاهش داد و پر کرد.
۲) درگیری مارادونا با هواداران آلمان
دیه گو مارادونا سرمربی تیم ملی فوتبال آرژانتین پس از باخت مقابل آلمان با چند هوادار آلمانی درگیر شد.به نقل از رویترز، رفتار بسیار زشت مارادونا با هواداران آلمان بار دیگر بر حاشیههای غیرحرفهای این مرد خبرساز افزود.
۳) به این هشدار توجه کنید: مالاریا در کمین ساکنان جنوب کشور
بیماری مالاریا یک عفونت انگلی بسیار شایع در مناطق گرمسیری است. تخمینزده میشود هر ساله قریب به ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان به مالاریا مبتلا میشوند که از این تعداد بیش از یک تا ۳ میلیون نفر جان خود را از دست میدهند. بیشتر قربانیان مالاریا را کودکان زیر ۵ سال و زنان باردار تشکیل میدهند.همچنین کل موارد مالاریا در جهان بیشتر از مجموع بیماریهای شایع مانند سل و ایدز است.
خراسان
۱)طرح حمایت از مراکز آموزش عالی غیردولتی مغایر قانون اساسی شناخته شد
سخنگوی شورای نگهبان درباره سرانجام طرح حمایت از تاسیس و تقویت مؤسسات و مراکز آموزشی غیردولتی گفت: این طرح در شورای نگهبان مورد بررسی قرار گرفت و دو ایراد کلی نسبت به آن وارد شد که بر همین اساس مغایر قانون اساسی و شرع اعلام شد.
۲) توافق جامعه مدرسین و جامعه روحانیت مبارز برای تشکیل کمیته مشترک، در نشستی با حضور حضرات آیات یزدی و مهدوی کنی صورت گرفت
سخنگوی جامعه روحانیت مبارز در گفت وگو با ایسنا با اعلام این مطلب، از توافق طرفین برای تشکیل کمیته مشترک میان این دو تشکل خبر داد.حجت الاسلام والمسلمین سالک اظهار کرد: این جلسه عصر روز جمعه با حضور آیت ا… یزدی دبیرکل جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و آیت ا… مهدوی کنی دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تهران و اعضای این دو جامعه تشکیل و در آن توافق شد که این کمیته مشترک تشکیل شود.وی افزود: این کمیته مشترک با هدف تحکیم روابط و همکاری بیشتر بین جامعه روحانیت و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تشکیل شد و محورهای اصلی آن، پس از تدوین کامل به طور مشخص تر اعلام خواهد شد.
آفرینش
۱)آیت الله هاشمی رفسنجانی:«مسوولان قوا از تند روی جلوگیری کنند»
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام خواستارجلوگیری مسوولان از دعواهای بی نتیجه سیاسی و جناحی شد و گفت: این که رییس جمهوری آمریکا به طور رسمی اعلام می کند که قلب برنامه هسته ای ایران را هدف گرفته ایم و اروپایی ها نیز از آن حمایت می کنند، اقدامی زورگویانه آشکار علیه ایران است.
۲) بشاراسد خواستار حمایت از بیانیه تهران شد
رییس جمهوری سوریه حمایت از بیانیه مشترک ایران-برزیل-ترکیه در خصوص مبادله اورانیوم را خواستار شد.خبرگزاری فرانسه دیروز گزارش داد، بشاراسد در پایان دیدار با “کریستیان کرشنر” همتای آرژانتینی اش در “بوینوس آیرس” گفت: دمشق “تلاش آرژانتین را در چارچوب گروه “مرکوسر” (بلوک تجاری آمریکای لاتین ) در خصوص حمایت از اقدامات برزیل درباره ی فعالیت های هسته ای ایران، خواهان است و بیانیه یاد شده را “عامل اصلی حل بدون تنش و مشکل” توصیف کرده بود. بر اساس این بیانیه، تهران باید یکهزار و ۲۰۰کیلوگرم از اورانیوم با غنای ۵٫۳درصد را در ازای دریافت ۱۲۰کیلوگرم اورانیوم با غنای ۲۰درصد برای مصارف پزشکی، در خاک ترکیه معاوضه کند. چند کشور غربی که در شورای امنیت سازمان ملل حضور دارند با نادیده گرفتن این بیانیه، اقدام به تشدید تحریم ها علیه ایران کردند.
کیهان
۱) گلباران محل شهادت ۲۹۰ مسافر ایرباس در خلیج فارس
محل شهادت ۲۹۰ مسافر هواپیمای ایرباس توسط خانواده های شهدا و مردم شهیدپرور گلباران شد.
به گزارش خبرنگار کیهان مراسم بزرگداشت ۲۹۰ شهید پرواز ۶۵۵ هواپیمای مسافربری ایرباس که توسط رزم ناو آمریکایی وینسنس مورد اصابت قرار گرفت صبح روز گذشته در محل این حادثه برگزار شد.
۲) مدیر مرکز رسانه های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: ۹۰درصد بازی های رایانه ای وارداتی ضدفرهنگ ایرانی است
مدیر مرکز رسانه های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: تولید انبوه برنامه های رایانه ای را پیگیری می کنیم.عیسی زارع پور با بیان این خبر در همدان، افزود: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برنامه ویژه ای برای ساماندهی فعالیت های رسانه های دیجیتال و حمایت از آنها و با لحاظ کردن چشم اندازها، تدوین کرده است.
دنیای اقتصاد
۱)در همایش روز صنعتومعدن وامهای میلیاردی برای صنعتگران وعده داده شد
درهمایش گرامیداشت روز صنعت و معدن رییسجمهور و رییس کل بانک مرکزی از برنامههای جدید دولت برای پرداخت تسهیلات ارزی به این بخش خبر دادند؛ رییس جمهور با اشاره به اینکه بانک مرکزی با اعطای ۱۲ میلیارد دلار تسهیلات به بخش صنعت موافقت کرده است، خاطرنشان کرد: با رایزنیهایی که با رییس کل بانک مرکزی در این رابطه انجام شده، مقرر شده است که ۲میلیارد دلار به طور اختصاصی در اختیار بانک صنعت و معدن قرار گیرد تا به عنوان سرمایه در گردش به صنعتگران اعطا کند.
۲)اعتراض شدید رییس «توتال» به تحریم بنزینی ایران
کریستف دومارژری، مدیر عامل شرکت نفتی فرانسوی توتال گفت : فروش بنزین به ایران را از سر میگیریم.
شرکت توتال عرضه فرآوردههای نفتی خود به ایران را در اولین فرصت از سرخواهد گرفت. این جمله بخشی از تازهترین سخنان کریستف دومارژری، مدیرعامل شرکت نفتی توتال فرانسه در یک نشست اقتصادی است که در صدر اخبار رسانههای داخلی و خارجی قرار گرفته است.مدیرعامل شرکت نفتی توتال فرانسه همچنین با انتقاد از تحریمها علیهایران، تحریم صادرات فرآوردههای نفتی بهایران را «اشتباه» خوانده است که به مردم عادی لطمه خواهد زد.
تهران امروز
۱) رد مصوبه مجلس درباره دانشگاه آزاد
روز گذشته همزمان با انتشار برخی اخبار غیر رسمی در سایتهای اینترنتی درباره دلایل لغو جلسه هیات امنای جدید دانشگاه آزاد و موضوع انتخاب رئیس این دانشگاه، عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان خبر ازآن داد که مصوبه بحث برانگیز مجلس در خصوص دانشگاه آزاد، در شورای نگهبان رد شده است.
۲) معتادانی که ترک یا درمان نکنند، مجرمند
مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب کرد
معتادانی که مبادرت به درمان یا ترک اعتیاد ننمایند، مجرمند. این جمله بخشی از کلیاتی است که دیروز در مجمع تشخیص مصلحت نظام برای اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر مصوب سال ۱۳۷۶ به تصویب رسید. در بخش دیگری از این مصوبه آمده است که معتادان مکلفند با مراجعه به مراکز مجاز دولتی، غیردولتی یا خصوصی یا سازمانهای مردم نهاد ترک و کاهش آسیب، اقدام به ترک اعتیاد نمایند. معتادی که با مراجعه به مراکز مذکور نسبت به درمان خود اقدام و گواهی تحت درمان و کاهش آسیب دریافت نماید، چنانچه تجاهر به اعتیاد ننماید از تعقیب کیفری معاف میباشد. معتادانی که مبادرت به درمان یا ترک اعتیاد ننمایند، مجرمند. مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین وزارت رفاه و تامین اجتماعی را موظف کرد که ضمن تحت پوشش درمان و کاهش آسیب قرار دادن معتادان بیبضاعت، تمام هزینههای ترک اعتیاد را مشمول بیمههای پایه و بستری قرار دهد.
همشهری
۱) ۵۰ درصد والدین ایرانی تنبیه بدنی کودکان را حق خود میدانند
مسئول واحد مددکاری انجمن حمایت از کودکان گفت: نتایج یک تحقیق میدانی در ایران نشان میدهد که بیش از ۵۰ درصد والدین تنبیه بدنی کودکان را حق خود و یکی از راههای تربیت کودکان میدانند.
۲) سند دوره زندان هیتلر ۲۷ هزار یورو فروش رفت
اسنادی درباره دوره حبس آدولف هیتلر در لاندزبرگ در لخ (غرب مونیخ) که تاکنون ناشناس مانده بود، ۲۷ هزار یورو به فروش رفت.
خبرگزاری اتریش از فورت گزارش داد، آنگونه که مسوول برگزاری مزایده اعلام کرد، این مجموعه را که شامل حدود ۵۰۰ دستنوشته و سند است، یک شخص حقیقی از آلمان به مزایده گذاشته بود.بنا به این گزارش، این شخص خود در جلسه مزایده حاضر نشد و به صورت کتبی روند را دنبال کرد.
۳) وضعیت تجارت خارجی کشور در سه ماهه نخست ۱۳۸۹
صادرات غیرنفتی کشور در سه ماهه نخست سال ۱۳۸۹ بدون احتساب میعانات گازی به ۵ میلیارد و ۷۹۵ میلیون دلار رسید که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲۷ درصد افزایش یافتبه گزارش روابط عمومی گمرک ایران، وزن این میزان صادرات غیرنفتی ۱۳ میلیون و ۹۹۵ هزار تن بود که به لحاظ وزن نیز ۳۵ درصد رشد داشت.
طی تماس وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی با دراویش گنابادی، دستکم پانزده تن از دروایش شهرهای مختلف ایران، طی روزهای اخیر احضار و بازداشت شدهاند این در حالی است که در برخی موارد این گروه از دراویش با پلمب محلهای کسب خود نیز مواجه و منازل آنها مورد تفتیش واقع شده است.
به گزارش سایت مجذوبان نور، وزارت اطلاعات با ارسال بخشنامهای به کلیه ادارات خود در سطح شهرستانها، دستور برخورد با دراویش، برخی اقلیتهای مذهبی و همچنین دگراندیشان عقیدتی را صادر کرده و از دوماه پیش نیز، براساس همین بخشنامه، برگزارکنندگان مجالس هفتگی دراویش در شهرستانها به ادارات اطلاعات احضار شدهاند.
این گزارش با بیان اینکه «طبق بخشنامه اخیر وزارت اطلاعات، دراویش گنابادی و اهل تسنن و بهاییان در تمام شهرهای ایران باید تحت نظارتهای امنیتی قرار بگیرند و با آنها برخورد شود» خاطرنشان کرد در ماه گذشته، مجلسداران دراویش شهرهای بهبهان، بندر گناوه، بندرلنگه، قائمشهر، ساری، مسجدسلیمان، کوار، اهواز، شهرکرد، گلپایگان، کاشان، بیدخت گناباد و چندین شهر دیگر به ادارات اطلاعات احضار و مورد تهدید واقع شدهاند.
در همین رابطه، نهم تیرماه، ماموران با مراجعه به مغازه یکی از دراویش بهنام «حسین دهقان» در بیدخت (گناباد)، اقدام به ارعاب و تهدید به پلمپ مغازه وی بهدلیل استفاده از عبارت «هو ۱۲۱» کردند. عباس صالحیانبرزکی از دراویش گنابادی ساکن گلپایگان نیز، صبح روز نهم تیرماه، توسط نیروی انتظامی گلشهر گلپایگان بهصورت تلفنی احضار و پس از مراجعه وی توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت شد. همان روز سه تن از دراویش گنابادی بنامهای حسین کاوهنوشآبادی ماذون نماز دراویش در کاشان و عبداله علیمددکاشی و ناصر رحیمی از دراویش این سلسله از سوی اداره اطلاعات کاشان تلفنی احضار و با مراجعه نامبردگان به ستاد خبری اطلاعات بازداشت شدند.
اداره اطلاعات شهرکرد چند تن از دراویش سلسله گنابادی را تلفنی احضار و به منزل نعمتاله ریاحی وارد شده و در غیاب وی، منزل وی را تفتیش و بازرسی کردند. حسینیه دراویش نعمتالهیگنابادی در شهر کرج نیز، در ساعات پایانی روز چهارشنبه دوم تیرماه، شاهد حضور و ایجاد ارعاب قریب به بیست تن از افراد لباس شخصی بود که خود را از ماموران معاونت اطلاعات سپاه پاسداران این شهرستان معرفی کردند. در این ارتباط شش نفر از درویش گنابادی به اسامی سعید کریمایی، پوریابراتی، محمد ساکی، کمیل رحیمزاده، احسان و سعید دشتی، از سوی بخش اطلاعات سپاه پاسداران شهر کرج به اداره اطلاعات سپاه احضار شدند و منازل شخصی دو تن از دراویش به نامهای رحیمزاده و دشتی نیز مورد تفتیش و بازرسی ماموران قرار گرفت.
غلامعباس زارعحقیقی، از دراویش گنابادی و متصدی مزار سلطانی بیدخت دستگیر و روانه زندان وکیل آباد مشهد شد. طی سالهای اخیر و بهویژه یکسال گذشته، فشار زیادی بر دراویش و دگراندیشان عقیدتی در سراسر ایران وارد آمده است.
«فریدون فروغی» چهارمین، کوچکترین و تنها فرزند پسر خانوادهی فروغی، در نهم بهمن ماه سال ۱۳۲۹ در تهران به دنیا آمد. فریدون سه خواهر دیگر به نامهای «پروانه»، «عفت»، و «فروغ» داشت که هر سه آنها هم اکنون در قید حیات هستند.
«ویگن دردریان» در ۲۹ نوامبر سال ۱۹۲۹ میلادی برابر با ۲ آذر سال ۱۳۰۸شمسی در شهر همدان به دنیا آمد. وی از کودکی به موسیقی علاقهمند بود؛ و در همان دوران کودکی اولین گیتارش را از یک سرباز روسی خرید و سالها بعد آنچنان پیشرفت کرد که به عنوان آغازگر موسیقی پاپ در ایران مطرح گشت.
«کوروش یغمایی» در سال ۱۳۲۳ در شاهرود و در خانوادهای که بیش از یک سده به ادب و هنر در منطقه کویر مشهور بودند، بهدنیا آمد. از جمله بزرگان خانوادهی وی میتوان به «یغمای جندقی» و «حبیب یغمایی» از شاعران بهنام ایران زمین اشاره کرد.
در ایران باستان هنگام برآمدن و فرو رفتن خورشید گروهی به نواختن طبل و کوس و کرنا میپرداختند. در اوستا بخش یسناها آمده که پزشکان بیماران خود را با موسیقی ایرانی درمان میکردند. در آن دوران سه نوع موسیقی آیینی (دینی)، بزمی و رزمی مرسوم بوده است، همچنین در جشنهای طبیعت و روزهای تاریخی و ملی، نواها و موسیقی ایرانی ویژهای اجرا میشد.
صوت در این دسته از سازها بر اثر کوبیدن جسمی با نرمی یا سختی معین بر پوستی که بر سطح دایرهای شکل حلقه، استوانه یا کاسهای کشیده شده یا بر اثر کوبیده شدن دو جسم سخت حاصل میشود. در برخی از سازها که پوست برحلقه یا استوانه کشیده شده ممکن است یکی از سطوح بدون پوست باشد و در نوع دیگر هر دو سطح با پوست پوشانده شود.
همهی ما با نام و نوشتههای زندهیاد «حسین پناهی» آشنا هستیم؛ همهی ما سکانسها، نوشتهها، جملهها و حتا لحن متفاوت او را به خاطر داریم. «حسین پناهی» متولد ششم شهریور سال ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع استان کهکیلویه و بویر احمد، پدرش «علیپناه» و مادرش «ماهکنیز» نام داشتند. پدرش را در سال ۱۳۳۷ زمانی که تنها دو سال داشت، از دست داد.
قانون یکی از قدیمیترین سازهای ایرانی است که توانایی بیان گوشههای موسیقی ایرانی را دارد، ولی متاسفانه مانند بسیاری دیگر از سازها، مدت مدیدی است که در سرزمین ما ناشناخته مانده، در حالی که در کشورهای همجوار سالهاست که از این ساز استفاده شده و میشود. ساز «قانون» در زیرمجموعه سازهای مضرابی (زهی-زخمهای) سازهای ایرانی قرار میگیرد. این ساز به شکل ذوزنقه قایمالزاویه است.
از آنجا که ایران در مسیر جاده ابریشم بین شرق و غرب بوده و به دلیل تغییر دایمی مرزها تحت کشورگشاییهای متعدد، فرهنگها نیز مرتب دستخوش تحول شده و این تحولات، آلات موسیقی را بینصیب نگذاشته است؛ به طوریکه به درستی معلوم نیست سنتور ابتدا در کدام کشور مورد استفاده بوده؛ ولی با اطمینان میتوان گفت که ایرانیها قبل از ظهور اسلام با این ساز آشنا بودند و آن را «کونار» مینامیدند.
«تار» یکی از سازهاییست که میتوان آن را به عنوان یکی از اصیلترین سازهای ایرانی، از دسته سازهای سیمی مضرابی معرفی کرد؛ تار و سهتار را میتوان مانند دو برادر از یک خانواده به شمار آورد؛ با اندک تفاوتی از قبیل اندازه، نوع و شیوهی نواختن، سیمها، هارمونی صدا و … تار از نظر معنوی به معنای «تار مو»، «تار ابریشم»، «زه»، «وتر»، «رشته»، و به اصطلاح امروز «سیم» و امثال آن است؛ همچنین در سازشناسی لفظ «تار»، به معنای یک ساز مستقل اطلاق میشود.
طنبور یا تنبور یکی از سازهای زهی است که در آن سیمها از روی دستهای بلند و کاسهای عبور کردهاست و با ضربه انگشتان به صدا درمیآید. امروزه از تنبور میتوان به ساز محلی با دستهای بلندتر و کاسهای بزرگتر و منحنیتر از سهتار، دارای دو یا سه سیم و چهارده پرده که به فاصله اکتاو در ساز پردهبندی شدهاند، تعبیر نمود. تنبور یکی از سازهایست که در نواحی باختری ایران به ویژه در انجمن تنبورنوازان، قلندران و درویشهای اهل طریقت و اهل حق کردستان و کرمانشاهان استفاده میگردد
کاملترین و ظریفترین آلات موسیقی صدای انسان است و موثرترین لحنها در موسیقی، نواییست که از حنجره شخص خوش آواز بر آید. علمای سازشناسی احتمال میدهند که نخستین باری که بشر خواست نغمههایی را که به اقتضای حالات مختلف خود از حنجره در میآورد، تقلید کند، به اختراع انواع نای دست یافت. نوای «نی» بیش از صدای سازهای زهی به صدای انسان شباهت دارد و از این رو به طبیعت نزدیکتر است.
علیاشرف درویشیان از مهمترین و قدیمیترین اعضای کانون نویسندگان ایران است. این داستاننویس نامآشنای ایرانی تاکنون داستانها و آثار بسیار مهم و تاثیرگذاری را از خود به جای گذاشته. ادبیات ایران به همت او سالهای بسیاری به خود بالیده است.درویشیان طی این سالها علاوه بر داستاننویسی به پژوهش در زمینه فرهنگ عامه نیز پرداخته است که حاصل آن در کتابهای متعددی منتشر شده است. همچنین آثار او به زبان های: فرانسه، آلمانی، انگلیسی، عربی، کردی، ترکی، ارمنی، روسی، سویدی، نروژی و اخیرا به زبان فنلاندی نیز ترجمه شده است.
در میان صفحات کتابهای درسی دوره دبیرستان، داستانی وجود دارد که به رغم سادگی و نگاه نوستالژیک، ما را با یک نویسنده بیادعا و فراموش شده روبه رو میکند. این داستان که به دفعات در میان کودکان و نوجوانان ایرانی دست به دست شده و شاید از درونمایههای آن، امتحانی هم گرفته شده باشد، «قصه عینکم» از نوشتههای رسول پرویزی است. رسول پرویزی حداقل با این داستانش توانست، لبخندی معصومانه را بر لبان دانش آموزان ایرانی بنشاند.
ابراهیم گلستان کارگردان، داستان نویس، روزنامه نویس، مترجم، روزنامه نگار و عکاس ایرانیست. او، نخستین فرد در تاریخ سینمای ایران است که موفق به اخذ جایزهی بینالمللی شد.همچنین وی از نخستین نویسندگان معاصر ایران بود که برای زبان داستان اهمیت ویژهای قائل شد و کوشید نثری آهنگین را در قالب های داستانی مدرن بکار گیرد؛ از این جهت نقش او در سیر پیشرفت داستان معاصر فارسی قابل توجه است.
از دیرباز در ادبیات عارفانه مابین عشق و عقل جدل بوده است. این جدل در نوشته های شاپور و فروغ هم به چشم می خورد؛ فروغ بیشتر تابع احساس بود و پرویز تابع اندیشه. احساس به طرف شعر رفته و اندیشه به طرف طنز. گاهی نیز این دو در کنار هم نشسته اند و روی هم تاثیر گذاشته اند.
«بسیاری از افرادی که در زندگی شخصی من حضور داشته و تاثیری بر من گذاشتهاند در داستانهای من هم حضور دارند. تصور اینکه نویسنده چیزی به کلی خیالی مینویسد اشتباه است. نویسنده نمیتواند با خیال چیزی بنویسد. البته نویسنده میتواند چیزی از کشف و شهود را مطرح کند که حتا زندهتر از واقعیت است.»
خاکستر گذشته را با انبر اشتیاق از روی مجمر خاطرات پیش و پس نمود و یادگاریهای گرانبهای جوانی مانند گلهای آتشین بر افروخته ، یک به یک از زیر غبار فراموشی سر بیرون دوانید. قطعهای بود از نوشتههای محمد علی جمالزاده، یکی از بنیان گزاران اصلی ادبیات داستانی معاصر فارسی. مارال برنامه این هفته زیر باران را به این نویسنده اختصاص داده است.
ن نوشته متعلق به مردیست با موهای ژولیده، صدایی قاطع و انگشتانی که از فرط قلم و سیگار ورم کرده اند، نشسته و دارد به داستان هایی فکر می کند که ننوشت. نویسنده ای که او را بعد از صادق هدایت تاثیرگذارترین نویسنده ی ایرانی دانسته اند و «شازده احتجاب» او را در زمره ی قوی ترین داستان های ایرانی می دانند.
بهرام صادقی نمایشگر طبقه ی متوسط و سرگردان و سردرگمی بود که همه ی اعضای آن بلاتکلیفاند ونمیدانند که به کجا آویزاناند. نکته ی مهم کار او این بود که برای نمونه زندگی یک کارمند در داستان او با همهی رمز و رازش به صورت مضحک و طنزآمیزی تصویر میشد. کارمند او نه تنها خود تسلیم شده بود که بختک حاکم نیز بر او سوار بود. در آثار او همه معصوم و بیچاره و مچاله شدهاند با این که استعداد کافی برای زندگی بهتر دارد اما دست و پایشان را با تار عنکبوت بستهاند.
یژن نجدی در سال ۱۳۲۰ در خاش متولد شد و ۵۶ سال بعد با مدرک کارشناسی ارشد ریاضیات و چندین سال سابقهی تدریس در سال ۱۳۷۶ در لاهیجان فروخفت. وی یکی از نمونههای شهرت پس از مرگ است. نویسندهای که اولین و مهمترین کتابش «یوزپلنگانی که من دویدهاند» را سه سال پیش از مرگ به چاپ سپرد و با آن توانست خود را به عنوان نویسندهای معتبر تثبیت کند ولی آن چه نجدی را متمایز کرد از همنسلانش، مرگی بود که خود شعری بود دردناک .
«اسماعیل فصیح» که نام کاملش فصیحزاده بود، یکی از رماننویسان و مترجمان ایرانی است که دوم اسفندماه سال ۱۳۱۳ در محلهی خونگاه تهران به دنیا آمد. فصیح با ادبیات آمریکا به خوبی آشنا بود و سادگی و شیوایی زبان داستان همراه با صحنهآراییهای سینمایی را از نویسندگان امریکایی آموختهبود.
دو شهروند بلوچ بهنامهای «اماناله پوریان» و «یونس رحمانی» سحرگاه یکشنبه سیزدهم تیرماه، به اتهام محاربه و افساد فیالارض اعدام شدند.
بر اساس گزارش دادگستری سیستان و بلوچستان، احکام اعدام این دو تن که توسط داگاه انقلاب صادر شده بود در محوطه زندان مرکزی زاهدان بهاجرا درآمد. گفته میشود این احکام توسط مراجع عالی قضایی نیز تایید شده بود. دادگاه برخی اتهامات نظیر تیراندازی، آدمربایی و راهبندان مسلحانه در ایرانشهر را بهاین افراد منتسب کرده است که هیچگونه از این اتهامات توسط منابع رسمی تایید نشدهاند.
گفتنی است به گزارش هرانا، پیشتر نیز بر اثر حملهی موشکی سپاه پاسداران به منطقه زعمران بلوچستان شش تن از شهروندان این منطقه نیز بهشدت مجروح شدند. این حمله ساعت یک بامداد چهارشنبه نهم تیرماه رخ داده است.
مسوول دفتر اطلاعرسانی علامه فضلاله لحظاتی پیش از درگذشت این مرجع شیعیان لبنان خبر داد. محمد عمرو لحظاتی قبل اعلام کرد که «علامه فضلاله» که از چند روز پیش بستری بود امروز بهعلت خونریزی شدید داخلی در بیمارستان بهمن بیروت درگذشت.
گفتنی است علامه فضلاله از شخصیتهای مذهبی و سیاسی لبنان و منطقه بوده است.
«سیدکاظم دلخوش» در حاشیه جلسه علنی امروز یکشنبه مجلس در جمع خبرنگاران با اشاره به تجمع دو هفته پیش عدهای از افراد مقابل مجلس گفتکه تعداد این تجمعکنندگان بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر بوده و آنان هیچ ارتباطی به بسیج نداشتهاند چرا که بسیج دارای جایگاه حقیقی و حقوقی بوده و اگر عدهای بخواهند این افراد را به بسیج وصل کنند به بیراهه رفتهاند.
عضو فراکسیون اکثریت مجلس افزود: «این عده عوامل تعدادی از آقایان بودند که میخواستند در مجلس حرف خود را به کرسی بنشانند.»
وی با بیان اینکه بعد از تذکرش در صحن مجلس علیه تجمعکنندگان مقابل مجلس اسناد جعلی علیه وی در نمازجمعه توزیع و اساماسهایی علیهاش پخش شد، گفت: «ما این افراد را میشناسیم که آنها ارتباطی با برخی از گروهکها دارند و مدارکشان هم موجود است.»
لازم به یادآوری است چند هفته گذشته عدهای از معترضان به وضعیت دانشگاه آزاد مقابل مجلس دست به تجمع زده بودهاند.
بر اساس آمارهای بینالمللی بیش از هفت میلیون معلول در ایران زندگی میکنند که این آمار بهدلیل کوتاهی سازمان آمار و خودداری خانوادهها از بیان معلولیت فرزندان خود در سرشماری سال ۸۵ به اشتباه دو میلیون و ۷۰۰ هزار معلول گزارش شده است.
محمود کاری مدیرعامل انجمن ندای معلولان ایران با انتقاد نسبت به بیتوجهی به مناسبسازی شهری برای معلولان در برنامه پنجم توسعه گفت: «پس از گذشت ۶ سال از تصویب قانون حمایت از معلولان در مجلس شورای اسلامی تنها ۲۵ درصد از مصوبات این قانون در کشور اجرا شده که یکی از آنها مناسبسازی شهری است.»
مدیرعامل انجمن ندای معلولان ایران با اشاره به پرداخت مستمری ۳۲ تا ۶۰ هزار تومانی به معلولان کشور گفت که در برنامه چهارم توسعه آمده است که مستمری معلولان باید بر اساس نصف حداقل حقوق قانون کار «۱۵۰هزار تومان» محاسبه و پرداخت شود در حالیکه با پرداخت مستمری ۶۰ هزار تومانی سازمان بهزیستی این قانون عملن اجرا نشده است.
این در حالی است که به گفته محمود کاری در بیشتر کشورها خدمات ویژهای به معلولان به خصوص خدمات شهری مانند اتوبوسها و تاکسیهای این قشر از جامعه ارایه میشود.
مطلبهایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر میشود یا بر اساس ارسال مطلب توسط مدیر وبلاگ و یا انتخاب دبیر روز است و نگاهی بیطرفانه در آن حاکم است که میتواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. این رادیو باز نشر وبلاگستان را فرصتی برای نقد و بررسی آن میداند. این بخش با هدف ایجاد فرصت نقد و بررسی در فضای رسانهای وب منتشر میشود و بیشک نظر نویسندگان آن است و نه رادیو کوچه. کوچه خود را موظف به انتشار عمده نظرهایی میداند که در وبلاگستان منتشر میشود و از آن مطلع میشود.
۱۲ تیرماه ۱۳۸۹ – کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران از مقامات قضایی ایران خواست تا با مرور مجدد پرونده «سکینه محمدیآشتیانی» یا پذیرش تقاضای عفو او، مانع سنگسار سکینه محمدی آشتیانی زن ۴۲ ساله و مادر دو فرزند شوند. سکینه محمدی به اتهام زنا محکوم به اعدام شده و با سنگسار روبهروست. کمپین بینالمللی حقوق بشر همچنین از مجلس شورای اسلامی خواستار لغو فوری مجازات سنگسار شد. حکم صادره برای خانم آشتیانی در قوانین ایران به معنای کشتهشدن با سنگهایی متوسط است تا او با عذاب فراوان و به تدریج جان دهد. سکینه محمدیآشتیانی تا همین الان هم بهخاطر روابط نامشروع ۹۹ ضربه شلاق تحمل کرده است و دوباره برای همین رابطه نامشروع متهم به زنا شد که در قوانین ایران برای آن مجازات مرگ پیشبینی شده است. به گفته محمد مصطفایی وکیل وی در پرنده سکینه محمدی هیچ چیزی که توجیهکننده حکم زنا باشد وجود ندارد. عجز سکینه محمدی در درک زبان فارسی در دادگاه مانع دادرسی عادلانه بوده است. سکینه از اقوام آذربایجانی است و عاجز از فهمیدن زبان فارسی در دادگاه بوده است.
«ارون رودز» سخنگوی کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران در مورد سنگسار سکینه محمدی گفت: «سنگسار وحشیانه خانم آشتیانی بخصوص با وضعیتی که پرونده او دارد تاییدکننده این نظر است قوه قضاییه کاملن خارج از هنجارهای شرافت انسانی و معیارهای بینالمللی حقوق بشر عمل میکند.»
ارون رودز در ادامه گفت که ما خواستار توقف اعدام و ارجاع پرونده برای بررسی جدید هستیم. کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران یادآوری میکند که قوانین خانواده در ایران در وضعیتی که در ازدواج بحرانی بهوجود بیاید، به زنان فشار وارد میکند و ضررهای بسیاری را به آنها تحمیل میکند. زنانی که ازدواج آنها با مشکل روبهرو میشود و قربانی خشونت خانگی هستند نمیتوانند طلاق بگیرند و همین امر باعث افزایش این احتمال است که زنان برای رهایی از ازدواجهای تجاوزگرانه به خشونت علیه شوهران خود متوسل بشوند.
هیچ شواهدی در پرونده سکینه محمدی توجیهکننده حکم سبعانه سنگسار برای او نیست
سکینه محمدیآشتیانی در روابط زناشویی گیر کرده بود که در آن مورد خشونت قرار میگرفت. سکینه با مرد دیگری آشنا شد و روابط آنها منجر به قتل شوهر سکینه با همدستی این مرد شد. خانواده شوهر سکینه تقاضای قصاص نکردند و این مرد به ده سال زندان محکوم شد. سکینه هم بهعنوان شریک جرم محکوم به ده سال زندان شد.
متعاقب این احکام، هیتی مرکب از ۵ قاضی تصمیم گرفتند که سکینه را بهخاطر روابط نامشروع با این مرد محاکمه کنند، در حالیکه هیچ موردی در پرونده در این زمینه وجود نداشت. مصطفایی به کمپین گفت که دو قاضی حکم دادند که مستندات برای اتهام ناکافی است اما سه قاضی بر اساس علم قاضی و ارزیابی خود چنین تصمیم گرفتند که سکینه را محکوم به سنگسار کنند.
ارون رودز در مورد حکم سکینه گفت: «هیچ سندی در پرونده آشتیانی برای توجیه حکم اعدام نیست و این حکم باید لغو بشود.»
کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران بهخاطر فقدان آشکار عدالت در این پرونده با شدت تمام به رییس قوه قضاییه اعلام میکند که این پرونده باید برای بازبینی به دادگاه دیگری ارجاع داده شود. کمپین همچنین یادآوری میکند که باید به تقاضای عفو خانم سکینه محمدیآشتیانی اولویت فوری داده شود.
بیستویکمین روز مسابقات جامجهانی با دو پیروزی دنبال شد و تیمهای آلمان و اسپانیا توانستند حریفانشان را شکست دهند و جواز حضور در مرحله نیمهنهایی را کسب کنند.
آلمانیها در یک روز فوقالعاده با ارایه بهترین نمایش ممکن بهمرحله نیم نهایی مسابقات صعود کردند و آرژانتین سومین حریف چهار گله ژرمنها شد.
تیمملی فوتبال آرژانتین با هدایت «دیه گو مارادونا» بازیکن افسانهای خود با شکست سنگین برابر آلمان از رقابتهای جامجهانی ۲۰۱۰ آفریقایجنوبی حذف شد.
لحظاتی که امروز مارادونا تجربه کرد درست مثل بازی فینال جام ۹۰ بود. زمانی که او اسیر «گیدوبوخوالد» مدافع آلمانی شده بود که در تمام بازی بهاو چسبید، و اجازه کوچکترین فعالیت را بهوی نداد.
در ایندیدار که در ورزشگاه «گرین پوینت» شهر «کیپ تاون» برگزار شد، تیمملی آلمان با چهار گل حریف خود را در هم کوبید و گام بهمرحله نیمهنهایی گذاشت.
«توماس مولر» در دقیقه سه، «میروسلاو کلوزه”»در دقایق ۶۸ و ۹۰ و «آرنه فردیش» در دقیقه ۷۴ برای تیم آلمان در ایندیدار گلزنی کردند.تا این تیم بدون تردید پدیده جام جهانی ۲۰۱۰ شود.
بازیکنان تیم آلمان در نیمه نخست با ارایه یک بازی هوشیارانه توانستند ارتباط میان خطوط میانی و حمله تیم آرژانتین را با تجمع در میانه زمین خودی قطع کنند.
دفاع فشرده آلمانیها در یکسوم خط میانی زمین خودی باعث شد تا هافبکهای آرژانتینی نتوانند سه مهاجم سرشناس خود را بهخوبی تغذیه کنند بهطوری که در نیمه نخست آنان فرصت گلزنی ایده آلی را برای گلزنی به دست نیاوردند.
آلمانیها که بازی را با تفکرات تهاجمی آغاز کرده بودند در دقیقه سه بر روی یک ضربه ایستگاهی از جناح چپ بهگل رسیدند.
در این صحنه، «باستین شواین اشتایگر» بازیکن تاثیرگذار آلمانیها سانتر زیبایی را برروی دروازه «سرجیو رومرو» ارسال کرد که مولر مهاجم جوان این تیم با ضربه سر توپ را درون دروازه آرژانتینیها جای داد تا چهارمین گل خود را در جام نوزدهم بهثمر برساند.
پس از این گل، آلمانیها با تمرکز در میانه زمین خودی، سعی در کنترل و گرفتن سرعت بازی را داشتند تا اجازه خودنمایی بهبازیکنان خلاق آرژانتینی را ندهند.
آنان در این نیمه بر روی ضد حملات سرعتی صاحب دو موقعیت گلزنی شدند که ضربات «میروسلاو کلوزه و لوکاس پودولسکی» بهخارج از دروازه رفت.
آرژانتینیها که در نیمه نخست اسیر دفاع منطقی آلمانیها شده بودند در اواخر نیمه نخست روی بهشوتزنی آوردند، اما ضربات «فابین دی ماریا»و «گونزالز هیگواین» را «مانوئل نویر» دروزاهبان آلمانها مهار کرد تا آرژانتینیها با شکست بهرختکن بروند.
بازیکنان آرژانتین در نیمه دوم سعی داشتند تا توپ را در یکسوم میانی تیم آلمان حفظ کرده و با پاسهای کوتاه فرصتهای گلزنی برای مهاجمان خود طراحی کنند، اما ضربات «دی ماریا» «کارلوس ته وز» و «گونزالز هیگواین» بیثمر ماند تا فشار بر روی آنان افزایش یابد.
آلمانیها در نیمه دوم، با ارائه یک بازی منطقی، یارگیری نفر به نفر بازیکنان حریف و بستن فضاهای خالی مانع از درخشش مهاجمان آرژانتینی شدند.
آلمانیها در اواسط نیمه دوم با استفاده از ضعف مفرط جناح چپ تیم آرژانتین سه گل وارد دورازه این تیم کردند تا شکست سنگینی را در کارنامه تیم مارادونا و آرژانتین بهثبت برسانند.و این بدترین بازی آرژانتین در جامجهانی بود که هرگز از یاد طرفداران فوتبال این کشور نخواهد رفت.
در دیگر دیدار این روز که در ورزشگاه «الیس پارک» شهر « ژوهانسبورگ» برگزار شد، تیمملی فوتبال اسپانیا توانست با یک گل تیم پاراگوئه را شکست دهد تا حریف آلمان در مرحله نیمهنهایی جامجهانی ۲۰۱۰ شود.
در نیمه نخست تلاش دوتیم بجایی نرسید و در نهایت، تساوی بدون گل در تابلو نقش بست . اسپانیا در این نیمه، برتری نسبی داشت اما در نهایت بازی دو تیم در ۴۵ دقیقه نخست از شادابی لازم برخوردار نبود.
این بازی پرالتهاب در وقت دوم ، شکل و شمایل بهتری بخود گرفت و هجومیتر از نیمه نخست دنبال شد تیم پاراگوئه در دقیقه ۵۸ بدنبال خطای «جرالد پیکه»مدافع اسپانیا بر روی «اسکار کاردوسو» صاحب ضربه پنالتی شد که این فرصت طلایی از دست رفت . این ضربه پنالتی توسط «کاردوسو» زده شد اما «ایگرکاسیاس» سنگربان و کاپیتان اسپانیا توپ را مهار کرد.
دو دقیقه بعد داور گواتمالایی برای تیم اسپانیا ضربه پنالتی اعلام کرد که «ژابی الونسو» هافبک باتجربه این تیم آن را از دست داد . ابتدا ژابی توپ را بهگل تبدیل کرد که داور رای بهتکرار پنالتی داد که در نوبت دوم «خوستو الکاراز» دروازهبان و کاپیتان پاراگوئه ضربه دوم را خنثی کرد.
تیم اسپانیا سرانجام در دقیقه ۸۳ توانست مزد برتری خود را با ضربه «ویا» بگیرد. در این لحظه ابتدا ضربه پدرو بازیکن تازه وارد اسپانیا بهتیر دروازه پاراگوئه اصابت کرد ولی در برگشت «ویا» توپ را وارد دروازه حریف نمود و سند صعود تیمش را امضا کرد.
بدین ترتیب تیمملی اسپانیا چهارشنبه شب هفته جاری در مرحله نیمهنهایی با آلمان پیکار خواهد کرد و دیگر بازی نیمهنهایی سهشنبه شب میان تیمهای هلند و اروگوئه برگزار خواهد شد.
چهارم جولای برابر با سالروز درگذشت «باب نورمن راس» نقاش معروف آمریکایی است او در سال ۱۹۴۲ زاده شد، باب با آرامش و شکیباییای که داشت، سازنده و مجری برجسته برنامه تلویزیونی «لذت نقاشی» بود او در سن ۵۳ سالگی در سال ۱۹۹۵ درگذشت.
«باب نورمن راس» در بیست و نهم اکتبر سال ۱۹۴۲ میلادی در شهری ساحلی در «فلوریدا» زاده شد سال نهم دبیرستان بود که مدرسه را رها کرد و به نیروی هوایی پیوست و بههنگام اقامتش در «آلاسکا» با نقاشی آشنا شد.
او علاقه خاصی به نقاشی داشت و به این سبب بعد از پایان دوران خدمتش به مدارس زیادی برای یادگیری نقاشی رفت، اما از کندی رسم تابلوها با روشهای کلاسیک خسته و ناکام شد و تصمیم گرفت در نقاشی تحولی ایجاد کند تا بتواند بسیار سریعتر نقاشی بکشد.
باب بعد از امتحان کردن روشهای بسیاری در نقاشی، از جمله نقاشی آبرنگ، توانست روش ویژه خود را که برگرفته از روش «تر روی تر» است ابداع کند. در شیوه سنتی نقاشی رنگ روغن پس از رسم هر لایه از نقاشی باید تا خشک شدن رنگ روی بوم صبر کرد و بعد لایه دیگر را اضافه کرد ولی باب راس این شیوه را متحول نمود و کاری کرد تا بتوان در زمانی کمتر از یک ساعت یک تابلوی کامل و زیبا را خلق کرد.
ویدیوهای او تحت نام «لذت نقاشی با باب راس» از سال ۱۹۸۳ شروع به تولید شدند که میلیونها نفر در سراسر دنیا این برنامههای تلویزونی را مشاهده میکرند. او در برنامههایش به همه ثابت کرد که همه میتوانند مانند او نقاشی بکشند.
باب با ابزار سادهای که در اختیار دارد به طور حیرتآوری کار میکند او با انواع قلمموهای سوزنی و باد بزنی با سرعت و به راحتی هر چه تمام کار میکند، به طور مثال او با استفاده از کمی رنگ سبز و یک قلمو ی باد بزنی و با دو حرکت به قول خودش «چپ راست، چپ راست» با آرامش یک بوته استثنایی و اعجاب انگیز را خلق میکند.
او با کلام شیوا و استعارات پر معنا و خاصاش بینندگان بسیاری را جذب برنامههایش کرد.
برنامههای تلویزیونی باب راس در ایران از سال ۱۳۸۰ در صدا و سیما آغاز به پخش شدند و در این مدت بینندگان بسیاری داشت.
و یکی از دلایل جذابیت این برنامه تلویزیونی در ایران به دلیل این بود که دوبلر صدای باب در ایران صدایی مشابه باب، نرم و آرام، دارد بههنگام دیدن فیلم دوبله شده باب به ذهن بیننده ایرانی این میرسد که گزافه نیست اگر تصور کند این خود باب است که دارد به آرامی به فارسی سخن میگوید.
باب در سخنانش میگوید: «هر روز، روز خوبی برای زندگی کردن است» و این جمله بسیاری از بینندگانش را به زندگی و آرامش تشویق میکرد. به همین دلیل است که میلیونها نفر در سراسر دنیا برنامههای او را میبینند و او بهحق عمق دوستی را با وجود خود نمایش میدهد.
اما باب راس هنرومند در چهارم جولای سال ۱۹۹۵، در سن ۵۳ سالگی بر اثر ابتلا به سرطان درگذشت اما بهراستی او را در برنامههایش میتوان زنده و شاد دید، گویی جاودانه مانده است.
هر چند که باب درگذشت اما میتوان تصور کرد که او با همان موهایی که مانند برگهای یک درخت بر سر او سایه انداخته، آرام و با همان صدای آرام، به فرشتگان تعلیم نقاشی میدهد!
بعد از فوت باب، یکی از دوستانش بهنام «آنیت کوالسکی» روش باب را برای نقاشی گلها توسعه داده است.
489 پیش از میلاد – «داریوش بزرگ» شاه هخامنشی که بر تمرکز امور و ایرانیبودن هر کار تعصب میورزید و پیدایش ناسیونالیسم نیرومند ایرانی را بهاو نسبت میدهند تصمیم گرفت که قلمرو ایران به ۳۰ ایالت تقسیم شود و هر ایالت را ساتراپی نامید. داریوش شرح این ساتراپیها را در سنگنبشته داده است که باقیمانده است و تاریخنگاران جهان آنرا «سند مالکیت ایران» خواندهاند. مصر یکی از ساتراپیهای ایران آن زمان بود که داریوش توجه خاصی به آبادکردن آن داشت.
۹۷۹ میلادى – مطابق اسناد متعدد، کار ساختن «بند امیر» در این روز کاملن بهپایان رسید. عضدالدوله دیلمى از دودمان بوییان ایران این سد را بر روى رود «کر»(Kor) در استان فارس نزدیک شیراز ساخته است.
۱۷۶۸ میلادی – «فرانسوا رنهدشاتوبریان» معروف به «شاتوبریان» نویسنده، شاعر و سیاستمدار فرانسوی در «سنمالو» بهدنیا آمد. او را بهعنوان بنیانگذار رمانتیسیسم در ادبیات فرانسه میشناسند.
۱۹۶۶ میلادی – «لیندن جانسون» رییسجمهوری وقت آمریکا قانون «آزادی اطلاعات» را که به تصویب کنگره این کشور رسیده بود امضا کرد. این قانون که کار روزنامهنگار را آسان ساخته است درست در همین روز از سال بعد (۱۹۶۷) به اجرا درآمد. روزنامهنگار، تاریخنگار و هر پژوهشگر میتواند در ایالات متحده آمریکا به استناد این قانون خواستار مطالعه و نسخهبرداری از اسناد عمومی شود و منتشر کند.
۱۳۵۰ خورشیدی – دکتر «محمد معین» استاد زبان و ادبیات فارسی پس از سالها تلاش در امر فرهنگ و ادب پارسی درگذشت. وی نخستین ایرانی بود که موفق به اخذ درجه دکترا در رشته زبان و ادبیات فارسی شد. وی در اوان جوانی صرف، نحو و بعضی از علوم را آموخت و پس از اتمام تحصیلاتش در دارالفنون به دانشکده ادبیات و دانشسرای عالی راه یافت و در رشتههای ادبیات، فلسفه و علوم تربیتی فارغالتحصیل شد. آنگاه از طریق مکاتبه با موسسات روانشناسی بلژیک، روانشناسی علمی و رشتههای خطشناسی، چهرهشناسی و مغزشناسی را آموخت. ستارههای ناهید، داستان خرداد و مرداد ،حکمت اشراق و فرهنگ ایران، آیینه اسکندر ودوره کامل فرهنگ فارسی از جمله آثار او است.
۱۳۵۹ خورشیدی – دولت آمریکا کلیه داراییهای ایران را در بانکهای آمریکا توقیف کرد. این عمل به دستور «جیمی کارتر» رییسجمهوری وقت آمریکا انجام شد.
۱۸۰۷ میلادی – «جوزپه گاریبالدی» یکی از مبارزان اصلی میهنی در جنگ استقلال ایتالیا بر ضد اتریشیها در شهر «نیس» فرانسه بهدنیا آمد. وی از یک خانواده ماهیگیر برخاسته و در نیروی دریایی سلطنتی خدمت کرد. او ابتدا در راه وحدت ایتالیا و ضد اتریش و بعدن ضد دولت پادشاهی ناپلئون و حکومت پاپ مبارزه کرد. گاریبالدی در سال ۱۸۳۴ میلادی پس از یک قیام ناکام، دستگیر و بهاعدام محکوم شد اما توانست از طریق فرانسه به آمریکایجنوبی فرار کند و با شرکت در جنگهای آزادیخواهی آن دیار به تجارب نوینی در مبارزات چریکی دست یابد.
بهتازگی کتاب «فلسفه و ساحت سخن» به قلم دکتر «غلامحسین ابراهیمیدینانی» و به همت انتشارات «هرمس» منتشر شده است. مولف در این اثر تلاش کرده رابطه میان فلسفه و سخن را معلوم کرده و نشان دهد نقش سخن در عالم اندیشه تا چه اندازه عمده و بنیادی است. روز سهشنبه، هشتم تیرماه در مرکز فرهنگی شهرکتاب تهران نشست بررسی کتاب «فلسفه و ساحت سخن» با حضور مولف اثر دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، برگزار شد. در فرهنگستان امروز گزارشی از این نشست را خواهید شنید.
«فکر» به مانند «وجود» فعل است
دکتر غلامحسین ابراهیمیدینانی با طرح این سوال که آیا هر فکری فلسفه است؟ تاکید کرد: «ما یک فکر را بشناسیم شاید بتوانیم بگوییم فلسفه است و همین جاست که بلافاصله فکر یک ارتباط وسیع با نحو پیدا میکند. فکر و فهم مصدر است. فکر به عنوان اسم چیز معینی را در نظر میگیرد، ما معمولن از فکر به عنوان یک جعبه یاد میکنیم اما چو نیک بنگریم این فکر نیست فکر شاید در نحو اسم باشد اما به واقع مانند «وجود» فعل است.
وی افزود: «فلسفه یعنی فکر کردن اما همه مردم فکر میکنند؟ فکر کردن به چه؟ علم داشتن به چه؟ علم یعنی علم به چه و فکر یعنی درباره چه؟ فکر بدون متعلَق و علم بدون معلوم و عشق بدون معشوق بیمعناست.»
دکتر دینانی تاکید کرد: «فکر در همه جا است اما فکر در بنیادی ترین مسایل هستی «فلسفه» است و او را فیلسوف میگویند ولو اینکه اصطلاحات فلسفی نداند. صرف اصطلاحات فلسفه نیست و برخی تنها اصطلاحات فلسفی میدانند و فکر فلسفی ندارد. ممکن است یک روستایی فکر فلسفیاش از کسی که چندین سال فلسفه خوانده بیشتر است.»
اشاعره به کلام نفسی قایل هستند
وی در پاسخ به این سوال که فکر(اندیشه) کجا ظاهر میشود؟ افزود: «یکی از اختلافاتی که ۱۴۰۰ سال میان متکلمان اسلامی است و امروز زندهترین مسئله است، اختلاف بین اشاعره و معتزله است. اشاعره به کلام نفسی قایل هستند یعنی کلام تنها صوت و لفظ نیست بلکه آنچه در درون است کلام است. من با اینکه ضد اشعری هستم اما در اینجا برای اشاعره اهمیت قایل هستم. آنها معتقدند که کلام در درون است و آنچه به صوت میآید دلیل آن فکر است.»
دکتر دینانی افزود: «سر همین مسئله خونها ریخته شد و چرا این مسئله سالهای متمادی مسئله عمده متکلمان اسلامی بود؟ به این دلیل که اولین مسئلهای که در ایمان با آن برخورد میکردند کلام خدا و قرآن بود. قرآن کلام خداست یا کتاب خداست؟ «ذلک الکتاب لاریب فیه». چرا خداوند میفرماید ذلک و نمیفرماید هذا؟ از همین جا کلی بحث است و در اینجا فرق کتاب و کلام مطرح شد و اشاعره و معتزله بسیار بر آن بحث کردند.
وی تاکید کرد: «اگر همین مسایل که مربوط به ۱۴۰۰ سال پیش است درست طرح شود امروز جدیدترین مسایل فلسفههای تحلیل زبان است، فلاسفه تحلیلی زبان مغرب زمین نمیدانند در اسلام چه گذشته و الا خیلی تعجب میکنند.»
وی بحث دیرینه فرق میان کلام و کتاب را ناشی از کتاب خدا دانست و گفت: «از همین جا منفعت دین برای فکر و بالعکس مشخص میشود. حالا کلام مهمتر است یا کتاب؟ گفتن مهمتر است یا نوشتن؟ یکی مثل سقراط به کتابت قایل نبود و یک کلمه ننوشت و هرچه از او به ارث رسیده توسط شاگردش افلاطون نوشته شده است چراکه سقراط معتقد بود وقتی اندیشه در من میماند میزاید اما وقتی مینویسم خالی میشوم و زایش آن کم میشود. اما افلاطون قایل به نوشتن بود.»
فکر در سخن ظاهر میشود
وی با بیان اینکه «فلسفه» اندیشیدن اندیشههاست افزود: «اگر تمام اندیشههای عالم را در حافظه داشته باشید اما به آن نیندیشید، اندیشمند نیستید مثل کامپیوتر. اما انسان اندیشهها را میاندیشد و این در سخن ظاهر میشود و فکر در سخن ظاهر میشود و ذهن و زبان دو چهره از یک واقعیت است.
وی با اشاره به اینکه عین، ذهن، کلام و کتاب چهار مرحله است، افزود: «ذهن بر عالم عین دلالت کرده و کتابت بر کلام دلالت میکند اما باز اینجا مسایل اختلافی وجود دارد. دنیای امروز مثل فلاسفه تحلیلی یا هرمنوتیکیها به فهم از کتاب معتقدند و میگویند آنچه از این کتاب میفهمم تفسیر میکنم. اما به عقیده قدما کلام بر ذهن متکلم دلالت میکند و از سخن هر کسی به قصد درونی او پی میبریم و کتابت بر کلام دلالت میکند.»
هر ذهنی زبان متناسب خود را دارد
وی با بیان اینکه دلالت نوشته بر کلام قراردادی است، به چگونگی دلالت ذهن بر عین پرداخت و گفت: «میان ذهن و عین دلالت طبیعی حاکم است. ذهن بر عین خود به خود دلالت دارد. اما اینها چه ارتباطی به فلسفه و سخن دارد؟ از آنجایی که فلسفه بنیادیترین فکر انسان درباره بنیادیترین مسئله هستی است در زبان خود را نشان میدهد. اگر زبان نبود عالم نبود. چون زبان ظهور ذهن است و اگر هیچ ذهنی در عالم نبود اصلن علم نبود- که ما همان ذهن تعبیر میکنیم- آن وقت آیا عالمی وجود داشت؟ و اگر هم عالمی بود «آشوب» بود.
وی با بیان اینکه ذهن بدون زبان نیست، افزود: «هر ذهنی زبان متناسب خود را دارد حتا افرادی که لال هستند زبان متناسب خود را دارند. بنابراین ذهن و زبان یک چیز است و زبان ظهور ظاهری در عالم صوت است.»
کسی که ذهن ندارد عالم ندارد
وی به ارتباط زبان و فلسفه اشاره کرد و گفت: «از آنجایی که فلسفه اندیشیدن است و فلسفه کار ذهن است و بدون زبان نمیتوان ذهن داشت، پس عالم شما تصور شماست. بنابراین هر کسی که ذهن وسیعی دارد عالم وسیعی هم دارد.»
دکتر دینانی تصریح کرد: «فلسفه با زبان ارتباط مستقیم دارد و این زبان در دستور زبان میآید و چه حکمتی در دستور زبان به ویژه عربی وجود دارد و عجیب آنکه ایرانیان برای زبان خود کمتر دستور ساختهاند و ۹۹ درصد نگارشگران دستور زبان عربی، ایرانی هستند و صرف و نحو عربی را ایرانیان نوشتهاند.»
نحویون فکر فلسفی داشتند
دکتر دینانی با اشاره به خدمات ایرانیان در دستور زبان عربی تصریح کرد: «ایرانیان به دین خود میخواستند خدمت کنند و برای فهم قرآن دستور زبان عربی را نگاشتند.»
دکتر دینانی به نقش زبان در تمدن اشاره کرد و گفت: «کلمه بر سه قسم اسم، فعل و حرف است و تمام قواعد صرف و نحو بر همین تقسیمبندی استوار است و یک دنیا فلسفه در آن نهفته است و به همین دلیل علمای علم نحو فکر فلسفی داشتند چون ایرانی بودند و تمدن و فرهنگ داشتند.»
That is not far that Malaysian Government tends to control the growth of drug trafficking and addicting in their country to keep the youth away from the drugs in all types.
One of the ways that they are following is using strict and serious rules and sentences to whom causes the problems as the dealers or traffickers. This rule is "death".
So Behnam invites Mr. Tvijayandran, attorney of law, with 17 years experience in judicial matters to this program for further information about drugs and the death sentence for drug traffickers and dealers.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر