-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ تیر ۲۶, شنبه

Latest News from Kaleme for 07/17/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



دکتر زهرا رهنورد به همراه جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی با حضور در منزل نرگس محمدی از وی دلجویی و برای وی آرزوی سلامت کرد.

به گزارش کلمه، زهرا رهنورد ساعتی پس از ترخیص نرگس محمدی از بیمارستان به دیدار او در منزلش رفت.

محمدی در این دیدار شرح کاملی از انواع فشارهایی که در زندان از سوی بازجویان به او وارد آمده بود ،به رهنورد ارائه داد .توضیحاتی که باعث اندوه و تاسف شدید رهنورد و دیگر دیدار کنندگان شد .

رهنورد پس از شنیدن توضیحات نرگس محمدی از آنچه بر او رفته بود اظهار تاسف شدید کرد و گفت :”وقوع چنین حوادثی در زندان های کشوری که مقاماتش ادعای عدالت دارند ،شرم آور است.”

گفتنی است، نرگس محمدی،  نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر که روز دهم تیرماه پس از ۲۲ روز بازداشت آزاد شده بود، به دلیل اختلالات عصبی ناشی از دوران بازجویی در بیمارستان بستری شد.

محمدی اولین بار در روز ۲۷ خرداد یعنی یک هفته پس از بازداشتش دچار بیهوشی ناگهانی می‌شود اما مسئولان زندان از آزادی او خودداری کرده و بازجویی از او در شرایط سخت و ناگوار را ادامه میدهند.


 


مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه اهل سنت زاهدان در پی جنایت بمب‌گذاری مسجد جامع زاهدان ابرازهمدری جامعه اهل سنت زاهدان و استان را طی بیانیه‌ای بیان کرد.

به گزارش فارس، در این بیانیه آمده است بار دیگر فتنه‌گران و ایادی استکبار جهانی با حمله به خانه خدا مسجد جامع شهر زاهدان تعدادی از برادران شیعه و مسلمان ما را به شهادت رسانده و تعدادی را مجروح کردند.

این بیانیه می‌افزاید: این جنایت هولناک را محکوم کرده و از مسؤلان می‌خواهیم هر چه زودتر این ‌جنایت‌کاران را دستگیر و به‌سزای اعمال ننگین‌شان برسانند.

در این بیانیه آمده است: از تمام برادران و خواهران هم‌استانی به‌ویژه برادران اهل سنت می‌خواهم با برادران و خواهران دینی خود ابراز همدردی نموده و آرامش و صبر اختیار کرده و هوشیاری خود را حفظ کنند.

این بیانیه می‌افزاید: ما جامعه اهل سنت زاهدان و استان، خود را در غم شهدا شریک دانسته و ضمن اینکه خود را عزادار می‌دانیم از خداوند متعال دستگیری و مجازات آنان را خواستاریم.


 


عضو فراکسیون خط امام(ره) مجلس دلیل سخنان اخیر رئیس‌جمهور در مورد احزاب را تمایل وی به توزیع قدرت در میان طیف نزدیک به خود می‌داند.

داریوش قنبری در گفتگو با ایلنا، در پاسخ به سوالی در مورد اظهارات اخیر رئیس‌جمهور مبنی بر اینکه تنها یک حزب در کشور وجود دارد، اظهار داشت: این صحبت‌ها سخنان خاصی است که در چارچوب رقابت‌های درون جناحی و درون گروهی توسط احمدی‌نژاد بیان می‌شود و دلیل آن این است که وی می‌خواهد سهمی از قدرت به دست آمده را میان هم جناحی‌های خود تقسیم نکند.

وی معتقد است: احمدی‌نژاد گرچه با حمایت طیف موسوم به راست به قدرت رسید، اما در عمل نشان داد که اعتماد چندانی به این جناح ندارد و بیشتر به دنبال آن بود تا تعدادی از افراد نزدیک و همکاران سابق خود را در محفلی جمع کنند و قدرت را میان آنها توزیع کنند به همین دلیل هم همواره میان جناح احمدی‌نژاد و آن محفل تازه تشکیل شده برخورد وجود داشته است.

نماینده مردم ایلام در مجلس با یادآوری اینکه از ابتدای کار دولت نهم این رقابت‌ها بروز کرد، افزود: البته چون رئیس‌دولت دهم به انتخابات آتی ریاست‌جمهوری چشم داشت و به حمایت جناح راست احساس نیاز می‌کرد سعی کرد تا بخشی از قدرت را به آنها دهد، اما در دوره دهم چرخش کاملاً آشکاری در نحوه نگرش وی به جناحش ایجاد شد و پست‌ها را میان هم محفلی‌های خودش تقسیم کرد، به همین دلیل موج گسترده افزایش انتقادات در جناح راست را شاهد هستیم.

قنبری گفت: به دلیل همین مساله احمدی‌نژاد نمی‌خواهد هویت احزاب را به رسمیت بشناسد، چه رسد به اینکه سهمی از قدرت را به آنها بدهد؛ همانگونه که پیش از این وی گفته بود احزاب نباید در قدرت اجرایی دخالت کنند که مشخص است منظور وی اصولگرایان هستند، زیرا اصلاح‌طلبان با توجه به نوع نگرش و جایگاهی که دارند نمی‌توانند دخالتی در قدرت اجرایی داشته باشند.

نماینده مردم ایلام در مجلس با تاکید بر اینکه نفس صحبت‌های احمدی‌نژاد خلاف قانون اساسی است، تصریح کرد: البته وی اخیرا ادعاهای فراقانونی دیگری را مطرح کرده است از جمله اینکه گفته است برخی قوانین را به دلیل مغایرت با قانون اساسی اجرا نمی‌کند در حالی که این حرکت خودش خلاف قانون است.

قنبری در پاسخ به سوال دیگری در مورد عدم ارسال مصوبات دولت و مجلس، اظهارداشت: نفرستادن مصوبات مجلس برای این است که مبادا این قوه جلوی برخی مصوبات مغایر قوانین دولت را بگیرد که این حرکت فرار کردن از نظارت مجلس است و به تضیف مجلس می‌انجامد، لذا مجلس باید از ابزارهای نظارتی خود در مقابل دولت استفاده کند.

وی در پایان گفت: البته تا حدی ضعف مجلس در جریحه‌تر شدن مجلس موثر بوده است، زیرا حداقل کار ممکن که سوال از رئیس‌جمهور است هم انجام نشده است و در نتیجه بی‌توجهی به شان مجلس رخ می‌دهد.


 


عضو شورای مرکزی خانه احزاب گفت: دور ریختن احزاب با این عنوان که تنها یک حزب در کشور وجود دارد، صحیح نیست.

به گزارش ایلنا، حجت‌الاسلام محمد اشرفی اصفهانی در خصوص ضرورت تعامل احزاب سیاسی در کشور، اظهار داشت: طبیعی است که جناح و گروه‌های سیاسی مختلف باید با هم متحد بوده و در جهت منافع ملت حرکت کنند.

وی افزود: اصولا هدف از تشکیل احزاب نیز این است که ضمن برداشت‌های مختلف از مسائل کشور در جهت منافع ملی حرکت کنند، یعنی علیرغم نظرات متفاوت در جزییات، اما در اصول کلی متناسب با منافع نظام موضع‌گیری کند.

عضو شورای مرکزی خانه احزاب ادامه داد: طبیعی است که هر حزب و جناحی برداشتی مخصوصی را از اوضاع دارد و نمی‌شود که نظرات همه احزاب یکی باشد، اما آنچه مهم است این است که مسیر کلی احزاب با هم همسو باشد.

این استاد دانشگاه در خصوص اظهارات اخیر سید محمدخاتمی مبنی بر اینکه تعامل به معنای تسلیم شدن در برابر جناح مقابل نیست، تاکید کرد: اصولا تسلیم شدن کار درستی نیست، زیرا هدف از تشکیل احزاب این است که در برابر نابسامانی‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی اظهار نظر کنند و منافع ملت را با سلایق مختلف فریاد بزنند.

اشرفی اصفهانی در خصوص اظهارات اخیر رئیس‌جمهور مبنی بر اینکه یک حزب بیشتر در کشور وجود ندارد و آن حزب‌الله ولایی است، گفت: این نه به آن معنا که تنها یک حزب فعالیت کند، بلکه احزاب می‌توانند در حالی که هدفشان الله است دیدگاه‌های متفاوتی داشته باشند.

وی با بیان اینکه گفته رئیس‌جمهور در این خصوص مطابق قانون اساسی و وحی منزل نیست به تشکیل حزب جمهوری اسلامی پس از انقلاب اشاره کرد و گفت: حضرت امام با حمایت‌های گوناگون از احزاب، شخصا به فعالیت‌های حزبی اهمیت می‌دادند.

عضو شورای مرکزی خانه احزاب اضافه کرد: اصولا تا افکار و ارای متفاوت نیز وجود نداشته باشد نمی‌توان به نتیجه رضایت‌بخش رسید، اینکه جارو برداشت و همه را جارو کرد و دور ریخت با این عنوان که یک حزب بیشتر وجود ندارد؛ صحیح نیست.

وی گفت: باید پرسید چه کسی تشخیص می‌دهد حزب‌الله کیست؟ زیرا بسیاری ادعا می‌کنند که حزب‌الله هستند.

اشرفی اصفهانی با بیان اینکه امروز تمام کشورهای دنیا با احزاب اداره می‌شوند به دیدگاه‌های مقام معظم رهبری و آیت الله هاشمی رفسنجانی در خصوص احزاب اشاره کردو گفت: اصولا نقش خانه احزاب نیز این است که همه آرا را در یک جا جمع کرده و به تعامل آنها کمک کند.

وی در خصوص الزامات تعامل احزاب به نقد‌پذیری جناح حاکم اشاره کرد و گفت: این درحالی است که امروز خیلی‌ها در کشور زیر بار نقد نمی‌روند و آن را بر نمی‌تابند.


 


آیت‌الله العظمی وحید خراسانی در توصیه‌ای به منتظران حضرت مهدی(عج)، دعا و توسل عمومی جهت تعجیل ظهور امام عصر علیه السلام در شب نیمه شعبان را یادآور شد.

به گزارش «پارلمان‌نیوز»، در آستانه نیمه شعبان آیت‌الله وحید خراسانی در توصیه‌ای به عموم مردم برای غنیمت شمردن شب نیمه‌ شعبان تاکید کرد: « با توجه به روایات نقل شده از اهل بیت علیهم السلام در مورد تأثیر دعای همگانی، شب نیمه شعبان دارای اهمیت فوق‌العاده‌ای است چراکه هم شب میلاد آن امام رحمت و مهربانی است و هم با فضیلت‌ترین شب سال پس از شب قدر محسوب می‌شود.»

آیت‌الله العظمی وحید خراسانی تاکید کرد: « سزاوار است عموم مؤمنین و مؤمنات در آن شب عزیز پس از قرائت سوره یس و اهداء آن به آستان مقدس ولیعصر ارواحنا فداه و خواندن زیارت سلام علی آل یس، رأس ساعت ۱۱ شب نیمه شعبان دعای فرج را بخوانند و تعجیل ظهور مولود نیمه شعبان را از خداوند متعال درخواست کنند.»

« همچنین مناسب است تا در تمامی مکان‌های مقدس و مجالس جشن و سروری که در آن شب تشکیل می‌گردد قرائت سوره یس و دعا و توسل همگانی انجام گیرد.»


 


عیسی‌خان حاتمی، روزنامه نگار و فعال سیاسی، به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش آفتاب، حاتمی، که مدیر مسئول نشریه «ایرانمهر» است، به اقدام علیه امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام و عضویت در جبهه ملی ایران محکوم شده بود.

در رای صادر شده از سوی دادگاه، به عضویت عیسی‌خان حاتمی در جبهه ملی ایران نیز اشاره شده است.

همچنین جلسه دادگاه محمد صادقی، عضو سازمان دانش آموختگان ایران، روز ۱۳ مرداد در تهران برگزار خواهد.

صادقی به اجتماع و تبانی علیه نظام، توهین به رهبری، تبلیغ علیه نظام و توهین به رییس‌جمهوری متهم شده است.


 


جانباز کسی است که ایرانی‌های امروز از کودکی، از وقتی دست چپ و راستشان را شناخته‌اند او را می‌شناختند، ایرانی‌ها صدا و سیما را با داستان شهدا و جانبازان به یاد می‌آورند، دیوار خیابان‌ها را با عکس شهدا، برنامه‌های مدرسه را با جانبازانی که از خاطرات جنگ و جانبازیشان می‌گویند، ایران کشوری است که در آن هر کس در خانواده یا آشنایانش جانبازی را می‌شناسد.

به گزارش ایلنا، بر اساس آمار جانبازان کشور در سال ۱۳۸۶، تعداد جانبازان ۲۵۶ هزار و ۳۹۶ نفر است و استان‌های خراسان‌رضوی با ۵۱ هزار و ۳۶۲ جانباز، اصفهان با ۴۵ هزار و ۸۰۲ جانباز، تهران بزرگ با ۴۲ هزار و ۶۷ جانباز و فارس با ۳۶ هزار و ۶۷۶ جانباز و خوزستان با ۳۳ هزار و ۸۹۶ جانباز، بیشترین جانبازان کشور را دارند.

بنابراین آمار، جانبازان همچنین یک میلیون و ۲۰۰ هزار و ۶۲۴ نفر را تحت تکلف دارند، اما با این وجود بنیاد شهید و امور جانبازان که مکلف است به مسائل مربوط به جانبازان رسیدگی کند، چقدر در جلب رضایت این خانواده بزرگ موفق بوده‌است؟! در زیر گزارشی می‌خوانیم از برخی مسائلی که جانبازان با آن دست به گریبانند.

***

«کمال» در آخرین حمله به شلمچه وقتی سربازان ایرانی محاصر شده بودند، جانباز می‌شود، او را به بیمارستانی در شیراز انتقال می‌دهند، نماینده بنیاد شهید اسم و مشخصاتش را می‌نویسد، یک ماه بعد به شهر منتقل می‌شود، ۲ ـ ۳ ماهی را آنجا بستری می‌ماند، پس از مرخص شدن از بیمارستان درگیری با پزشک و رفت و آمد به بیمارستان و هزینه‌های درمان همچنان ادامه دارد، با پیشنهاد خانواده به بنیاد شهید مراجعه می‌کند به او می‌گویند: ارتش اسمش را به عنوان جانباز فرستاده است. پس از سازماندهی بنیاد شهید و تشکیل کمیسیون برای تعیین درصد جانبازی در مرحله اول به ارومیه فرستاده می‌شود و ۵۷ درصد جانباز شناخته می‌شود؛ دو سال بعد بنیاد شهید اعلام می‌کند، جانبازان باید مجددا تعیین درصد شوند، این بار ۴۰ درصد جانباز شناخته می‌شود و به اواعلام می‌شود، که تا دو سال اجازه اعتراض ندارد. این در حالی است که قوانین تبعیض‌های بسیاری بین جانبازهای زیر ۵۰ درصد و بالای ۵۰ درصد قائل می‌شود، برای مثال به جانبازان بالای ۵۰ درصد خودرو تعلق می‌گیرد، فرزندان و همسران جانبازان بالای ۵۰ درصد در کلیه مقاطع تحصیلی مشمول سهمیه می‌شوند و در خصوص تقسیم حقوق نیز بین این دو گروه عدالت رعایت نمی‌شود، در حالی‌که آنها کار واحدی انجام داده‌اند، از جان خود برای کشورشان گذشته‌اند و این‌گونه تبعیض‌ها در شان آنها نیست.

کمال پس از گذشت دو سال در سال ۷۶ مجددا برای تعیین درصد اقدام می‌کند، در تهران و در بیمارستان کوثر کمیسیون تشکیل می‌شود و به او می‌گویند: «درصد جانبازیش از آنچه گفته شده بیشتر است و بعد به او ابلاغ می‌شود.» پس از دو ماه به او ۷۰ درصد جانبازی می‌دهند و اکنون با گذشت ۱۳ سال حقی که از زمان جانبازی تا سال ۷۶ از او ضایع شده‌بود به او پرداخت نکرده‌اند.

کمال از ناحیه شکم مجروح است نمی‌تواند زیاد راه برود، زیاد بنشیند، نمی‌تواند هر غذایی را بخورد، در مکان‌های پرازدحام در هوای آلوده و در گرد و غبار نمی‌تواند خوب نفس بکشد، کمال هنوز خانه ندارد و سال‌هاست در تهران مستاجر است، وقتی بنیاد شهید در شهر زادگاهش به او خانه می‌دهد، به آنجا اعلام می‌کند که ساکن تهران است و از آنها می‌خواهد، آن خانه‌ را پس بگیرند و جایی را در تهران برای سکونت او در نظر بگیرند، این اتفاق نمی‌افتد تا در و پنجره خانه را هم دزد می‌برد، کمال خانه را می‌فروشد تا خانه‌ای در تهران بخرد، اما اکنون سال‌هاست که از این خانه به آن خانه اسباب‌کشی می‌کنند، مگر می‌شود با فروختن خانه‌ای در یک شهرستان کوچک در کلان‌شهر گرانی همچون تهران، خانه خرید، هر چند کوچک!

***

رسول ۱۴ ساله بود، که با خواهرش برای گشت و گذار به دشت‌های اطراف سردشت رفتند، آخرین روز نوجوانی‌اش جمعه‌ای بود در سال۸۴، دست چپ، چشم راست و پای چپ در حین دویدن روی تپه ماهورها، روی مین می‌دود، مین منفجر می‌شود و رسول می‌شود یک جانباز ۷۰ درصد، جانبازی که بدون دخالت در جنگ قربانی آن است و پس از ۲ـ۳ سال دویدن در بنیاد شهید سال گذشته درصد جانبازیش تائید می‌شود، رسول در روستا زندگی می‌کند و باید خرج پدر پیر و سه خواهرش را نیز بدهد و معتقد است: حقوقی که دریافت می‌کند با کفالتی که دارد، تقارن ندارد.

عثمان مزین با اشاره به قانون حمایت از قربانیان مین می‌گوید: ما معتقدیم مین یک سلاح دفاعی است، زمانی استفاده از مین در ایران برای دفاع از کشور لازم بوده و این مین کاشته شده است، اکنون هم بر اساس قانون و هم از نظر فقهی کسی که از مال سودی می‌برد باید ضرر آن را هم پرداخت کند.

این حقوقدان می‌افزاید: مین‌ها زمانی برای سودی که در راستای دفاع به کشور می‌رساندند، کاشته شده بودند پس حالا دولت ایران موظف است آنها را جمع‌آوری کند.

وی با اشاره به این‌که دولت در سال ۸۷ اعلام کرد کل مناطق آذربایجان پاکسازی شده گفت: این در حالی است که سال گذشته، ۱۴ مورد انفجار مین داشته‌ایم که از میان ۳ نفر کشته شده‌اند‌.

وی تصریح کرد: این افراد در اثر سهل‌انگاری دولت در جمع‌آوری مین‌ها قربانی می‌شوند و در آن روزهای اولیه که بیش از همیشه احتیاج به حمایت، به خصوص حمایت مالی دارند، کسی به داد آنها نمی‌رسد، تا پرونده آنها مورد تائید کمیسیون قرار بگیرد.

مزین می‌گوید: از طرفی اصلاح این قانون در سال ۸۷ اشکالاتی را به آن اضافه می‌کند که طی آن سختی رسیدگی به پرونده‌ها دوچندان می‌شود، برای مثال انتقال کمیسیون از استانداری به فرمانداری، تنها باعث افزایش بروکراسی شده‌است ضمن اینکه تعداد افرادی که به فرمانداری‌ها مراجعه می‌کنند بسیار کم است و تا این پرونده‌ها به حد نصاب برسد تا کمیسیونی تشکیل شود، زمان بسیاری می‌گذرد، کوچک‌ترین کاری که می‌شد کرد این بود که همچون جانبازان شیمیایی برای رسیدگی به پرونده‌ها محدوده زمانی قائل شوند.

***

بهمن آزاده جانباز ۷۰ درصد است، او هفت سال در خاک عراق اسیر بوده‌است، از آن سال‌ها تاکنون ویلچر رفیق جدانشدنی اوست، اما تحمل این دوست(ویلچر) به تنهایی به همان اندازه سخت است که تحمل او با دیگران.

بهمن نه می‌تواند به تنهایی از خانه خارج شود، نه حتی برخی از مکان‌ها را می‌تواند برود، به این خاطر که حمل ویلچر برای همراهان او کار دشواری است از رفتن به بسیاری مکان‌ها، حتی‌مهمانی‌ها اجتناب می‌کند زیرا آگاهی دارد به کمک همراهانش نیازمند می‌شود و تصور می‌کند باعث آزار آن‌ها می‌شود.

بهمن می‌گوید: هر بار که کسی این ویلچر را بلند می‌کند و از جایی به جای دیگر می‌گذارد، از خجالت دیگر سرم را بلند نمی‌کنم تا چشمانم با چهره نفس‌زنان او برخورد کند.

بهمن از ناکامی‌هایش در تنها بیرون رفتن، خاطرات زیادی دارد روزی که برای رسیدن به یک پل عابر پیاده مجبور می‌شود مسافت‌ زیادی را از کنار اتوبان برود و وقتی به پل می‌رسد، به خاطر گاردی که در کنار اتوبان است، نمی‌تواند ازآن استفاده کند، تمام راه را از کنار اتوبان بازمی‌گردد و ماشین‌هایی که سرشان را از پنجره بیرون می‌کنند و به او توهین می‌کنند، او از رفتن پشیمان می‌شود و به خانه باز می‌گردد یا روزی که برای گذر از پیاده‌رو و رسیدن به خیابان مدت‌‌ها دنبال پلی بر روی جوی می‌گردد، یا وقتی که برای استفاده از نمازخانه محل کارش، سعی می‌کند از قسمتی که در کنار پله نمازخانه برای معلولان طراحی شده بالا برود، اما از آنجایی که آن قسمت برای معمارش تنها به عنوان کاری در نظر گرفته شده بود که برای پروانه ساختمان به آن نیاز داشت و از زاویه استاندارد برخوردار نبود، ویلچرش به عقب بازمی‌گردد و زمین می‌خورد.

او مانند دیگر ویلچرنشینان از این‌گونه خاطرات بسیار دارد واین در حالی است که قانون مناسب‌سازی محیط شهری می‌گوید طراحی‌ها باید طوری باشد که آحاد جامعه بتوانند از هر محیطی استفاده کنند و در سطح شهر اماکن خصوصی و عمومی مسکونی چهار واحد به بالا (اماکن عمومی مانند مساجد، سینماها، پارک‌ها و مراکز تجاری) شرایطی داشته باشند که تمام افراد جامعه با هر شرایط فیزیکی بتوانند در آن حضور پیدا کنند.

در بین سال‌های ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۳ که توسط سازمان ملل دهه معلولان نامیده شد، در دستور کار همه دولت‌ها قرار گرفتند در کشور ما هم با وجود درصد قابل توجهی جانباز و معلول، بر اساس مصوبه شورای عالی معماری و شهرسازی و به استناد بند (ج) ماده ۱۹۳ برنامه توسعه کشور که در سال ۱۳۷۹ آیین‌نامه اجرایی آن به تصویب هیات وزیران رسید اما در عمل اجرای آن با چالش‌ها و درگیری‌هایی روبرو بود.

همان‌طور که در اماکن عمومی دیده می‌شود با گذشت ده سال از آغاز اجرایی شدن قانون فوق هنوز تفاوت چندانی در این باره احساس نمی‌شود، برای مثال خیابان ولیعصر، خیابانی مناسب‌سازی شده است، اما وقتی در آن راه می‌روی، هر چند که کارشناس هم نباشی ضعف‌های آن را می‌بینی، پیاده‌روی کنده شد، ستون‌های کوتاهی که ناگهان سر از خاک بیرون آورده‌اند‌، غیر هم سطح بودن کوچه‌ها و پیاده‌رو‌ها از نمونه‌های این ضعف‌ها هستند، همچنین در حالی که به مناسب‌سازی فضاهای شهری و روستایی برای جانبازان و معلولان جسمی ـ حرکتی و اعمال ضوابط آن در اماکن و ساختمان‌های دولتی تا پایان برنامه چهارم توسعه تاکید شده، حتی مشاهده می‌شود در برخی از ساختمان‌های خود بنیاد شهید هم تغییری ایجاد نشده‌است، آنجا که روزانه صدها جانباز نیازمند رسیدن به طبقات مختلف آن هستند.

***

خس‌خس‌ نفس‌‌ها، پوست‌های تاول‌زده، چشمان نابینا مشخصات جانبازان شیمیایی است، نشانه‌هایی که در نقاطی که بمباران شیمیایی شده‌است، برای همه آشنا هستند.

سارا جانباز شیمیایی است که نشانه‌های آن کاملا مشهود است، سارا فرزند شهید هم هست، در دومین کمیسیون‌ تعیین درصد جانبازان شیمیایی، درصد جانبازی‌اش ده درصد اعلام شد، در حالی که در اولین کمیسیون او را جانباز ۳۰ درصد شناخته بودند، بنا بر تسهیلاتی که بنیاد شهید برای جانبازان شیمیایی در نظر گرفته است، جانبازان زیر ۲۵ درصد تنها تحت پوشش بیمه درمانی قرار می‌گیرند، این در حالی است که به جانبازان بالای ۲۵ درصد حقوق تعلق می‌گیرد.

سارا نه تنها از حقوقی برخوردار نشده است بلکه برای تهیه بسیاری از داروها مجبور است خودش هزینه کند، سارا می‌گوید: بنیاد شهید تنها داروهای ایرانی را بیمه می‌کند، در حالی که کیفیت داروهای ایرانی و داروهای خارجی واقعا متفاوت است و در برخی موارد واقعا لازم است از داروهای خارجی استفاده کرد.

سارا معتقد است: جانبازان شیمیایی و جانبازان اعصاب و روان همیشه مظلوم واقع می‌شوند زیرا جانبازی اینها قابل رویت نیست به همین خاطر کسی که آنها را می‌بیند، از ظاهر سالم آنها نتیجه می‌گیرد که سالم هستند و خبر از ریه‌های به هم چسبیده‌ و اعصاب ضعیف آن‌ها ندارد.

***

آنچه که باید درباره جانبازان به آن توجه کرد خانواده‌های آنها هستند، مسائلی که خانواده‌های جانبازان با آن درگیرند، کمتر خانواده‌ای حتی به آن فکر می‌کند، استرس همیشگی از شدت یافتن بیماری، ترس از مرگ و فکر این که هیچ کاری نمی‌شود کرد، از یک طرف و شناختن و کنار آمدن با مسائل روحی جانباز از طرف دیگر، حس‌های ناشناخته‌ای است که گاهی حتی در خانواده جانبازان هم جدید است و افراد خانواده نحوه برخورد را در برخی شرایط خاص نمی‌دانند.

نتایج تحقیقی با عنوان «بررسی مشکلات همسران جانبازان قطع نخاع» نشان می‌دهد این‌گونه افرادی که با فرد پس از جانباز شدن ازدواج کرده‌اند تنها به وضعیت جسمی جانباز فکر کرده‌اند و با انگیزه ادای تکلیف الهی، خواستار تشکیل زندگی با جانباز شده‌اند اما با گذر زمان متوجه می‌شوند، زندگی با جانباز هم روال عادی خود را دارد، یعنی عدم توجه به مشکلات و تبعات طبیعی زندگی و شرایط روحی جانباز که از برخورد اطرافیان با وضعیت فعلی او نشات می‌گیرد، ممکن است خانواده را دچار بحران کند.

در این‌گونه خانواده‌ها زن‌ها بعد از ازدواج متوجه می‌شوند جانباز علاوه بر مشکلات جسمی و شرایط روحی خاص ناشی از آن، فردی است با تمام خصوصیات یک همسر در زندگی مشترک و ممکن است تفاوت‌هایی که بین همه زوج‌ها است در این خانواده‌ها هم وجود داشته باشد، اما از آن جایی که این زوج پیش از ازدواج تنها روی مسائل جسمی جانباز تمرکز کرده‌است، پس از مواجه با این اختلاف‌ها نمی‌دانند باید چه رفتاری نشان دهند و در واقع غافلگیر می‌شوند.

نتیجه اینکه همسران جانبازان بیشتر نیازمند هم‌فکری روحی هستند و دولت نیزمی‌تواند با پاک کردن فکرهای اضافه از ذهن این خانواده‌ها مثل دغدغه مسکن،‌ تحصیل، تهیه دارو و از این قبیل از خانواده جانبازان حمایت کند و راه را برای مقابله با دیگر مشکلات هموارتر سازد.


 


کلمه – گروه معارف: سلام و درود خدا بر ابو فاضل ، فرزند خلف ام البنین

او که آینه تمام نمای وفا و ادب و غیرت

و مظهر شجاعت و جوانمردی و سلحشوری است.

او که بارزترین اسوه دلباختگی و جانبازی ، در راه عقیده و آزادی است.

او که صاحب بصیرتی ژرف ، در جبهه نبرد است و تا مرز جان به جانبداری از حق می شتابد؛

و همانکه به  عالمیان می آموزد ، آنچه را که حاصل عمرتان است در نیمروزی به امتحان خواهید نشست و چه سخت است سربلندی در این امتحان!

و چه زیبا روز میلاد ماه روی قبیله آزادگی را، روز جانباز نامیده اند و جانبازان عزیز ما امتحانی سخت شده اند و حتما به امید جرعه نوش شدن از دریای پر مهر عباس علی اند که در فراز و فرودهای بعدی نیز آنها را یاری کند.

وای جان بر کف در راه عشق و آزادی ، امروز که علم عشق و دلدادگی د رراه رسیدن به کمال برافراشته شده ،دوستداران  مسیر آزادگی تاریخ را دریاب که جملگی درس صبر و شجاعت ا ز تو آموخته اند.

گر سرو تو را خوانم، زین گفته خجل گردم                   کی سرو کسی دیده است با این همه رعنایی

گر ماه تو را خوانم ، از عجز فرو مانم                        زیرا که ندارد ماه ، این جمله در افشانی

ای مهر سپهر حسن ، ای ماه بنی هاشم                        مه را نبود هرگز ، با روی تو همتایی

در عقل نمی گنجد ،این نکته که در عالم                      لب تشنه بماند کس ، با منسب سقایی


 


در پی انفجارهای تروریستی روز گذشته در زاهدان و کشته و زخمی شدن جمعی از هموطنان‌مان، تعدادی از نمایندگان استان سیستان ‌و ‌بلوچستان رسیدگی جدی به این موضوع از سوی مسوولان امنیتی ـ انتظامی کشور را خواستار شدند.

به گزارش پارلمان نیوز، حسین‌علی شهریاری ـ نماینده‌ی مردم زاهدان در خانه‌ ملت ـ در گفتگو با ایسنا، عملیات تروریستی روز گذشته در زاهدان را اقدام گروهک جندالشیطان و طرفداران عبدالمالک ریگی عنوان کرد و گفت: تاکنون ۲۶ نفر کشته و ۳۱۲ نفر مجروح شده‌اند که تعدادی از آن‌ها به صورت سرپایی درمان شده و تعداد دیگری در بیمارستان بستری شده‌اند.

او افزود: عملیات انتحاری اول از سوی مردی صورت گرفته که پوشش زنانه داشت و عملیات بعدی ۲۰ ـ ۱۵ دقیقه بعد صورت گرفت که بیش‌ترین تلفات مربوط به این عملیات بوده است.

شهریاری تاکید کرد: کسانی که اقدام به این کار کرده‌اند قصد دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی را داشته‌اند و به تصور خودشان می‌خواستند انتقام خون افرادی که به درک واصل شده‌اند را بگیرند.

نماینده‌ی مردم زاهدان در مجلس شورای اسلامی، اظهار کرد: متاسفانه از سال ۷۴ تاکنون هر چند ماه یکبار شاهد بروز این اتفاقات در استان بوده‌ایم که در نتیجه‌ی آن تعداد زیادی از عزیزان‌مان شهید یا مجروح شده‌اند.

فروزش:عملیات تروریستی اخیر با هدف ایجاد تفرقه در استان شکل گرفته است

دیگر نماینده‌ مردم زاهدان در مجلس شورای اسلامی نیز در گفتگو با ایسنا، با بیان این که عملیات تروریستی اخیر مسجد زاهدان منشا بیرونی داشته، گفت: این عملیات با هدف ایجاد تفرقه بین قومیت‌ها و مذاهب شکل گرفته چرا که آمریکا و اسراییل می‌خواهند که در مناطق مرزی ایجاد ناامنی کنند و از این ناامنی استفاده کنند اما تاکنون نتوانسته‌اند به هدف‌شان برسند.

پیمان فروزش با ابراز تاسف و محکوم کردن کشته و زخمی شدن جمعی از مردم زاهدان در عملیات تروریستی روز گذشته، اظهار کرد: متاسفانه این مردم زاهدان هستند که به خاطر نیات شوم تروریست‌ها برای ایجاد تفرقه هزینه پرداخت می‌کنند.

وی هم‌چنین تامین امنیت استان از سوی مسوولان امنیتی ـ انتظامی و برخورد جدی با عاملان این عملیات را خواستار شد.

نماینده‌ی زابل در مجلس: از وزیر کشور در این‌باره سوال می‌کنم

عباسعلی نورا ـ نماینده‌ی زابل در مجلس ـ نیز در گفتگو با ایسنا، با اشاره به پذیرش مسوولیت انفجار مسجد زاهدان از سوی گروهک تروریستی جندالله، گفت: تناقضی در اعلام محل انفجار، از سوی رسانه‌ها اتفاق افتاده است. برخی رسانه‌ها انفجار مسجد علی بن ابیطالب را که ماه‌ها قبل از سوی گروهک جندالله اعلام شده بود با انفجار مسجد زاهدان اشتباه گرفتند به همین دلیل نوعی ابهام در انفجار مسجد زاهدان و پذیرش آن از سوی گروهک جندالله به اذهان خطور کرد.

وی با تاکید بر این که مسوولیت انفجار مسجد زاهدان نیز از سوی گروهک تروریستی جندالله پذیرفته شده است، با انتقاد از وضعیت امنیتی شهر زاهدان، رسیدگی فوری و جدی مسوولان به این امر را خواستار شد.

نماینده‌ی مردم زابل و زهک در خانه‌ی ملت، با تاکید بر این که مردم ما را به چشم مسوولان تامین امنیت استان می‌پندارند، از آن چه آن را فقدان مدیریت مقتدر و یکپارچه در استان می‌خواند و هم‌چنین ادغام معاونت سیاسی و امنیتی استان در هم به شدت انتقاد کرد.

او گفت: متاسفانه برخی مسوولان اجرایی استان خانواده‌های‌شان را در تهران ساکن کرده‌اند و در هنگام انفجار مسجد زاهدان هیچ‌یک از مسوولان اجرایی داخل استان نبودند.

این عضو مجمع نمایندگان استان سیستان و بلوچستان از قصدش برای استعفا از نمایندگی مجلس خبر داد و افزود: در اعتراض به عملکرد مدیریت استان به همراه شهریاری ـ نماینده مردم زاهدان در مجلس ـ قصد استعفا از نمایندگی مجلس را داریم؛ البته بنده قبل از استعفا با رییس مجلس درباره‌ی این موضوع مشورت خواهم کرد.

وی در ادامه به سوالش از وزیر کشور اشاره و تاکید کرد: قطعا در صورت به نتیجه نرسیدن سوال از وزیر کشور، استعفایم را تقدیم رییس مجلس شورای اسلامی می‌کنم. در بخشی از نامه سوال از وزیر کشور نوشته‌ام «آقای وزیر قلم از بیان شرایطی که بر مردم استان می‌گذرد، عاجز است. کار ما شده تشییع و کار یزیدیان، سر بریدن. مظلومیت نیز حدی دارد، کاسه صبر ما لبریز شده است. آیا با گریستن بر مردم ولایی، مشکل حل می‌شود؟ آلام این دردها را مرهمی نیست و تسلی دادن بازماندگان برای ما تکراری شده است.»

این سه نماینده مجلس در عین حال تامین امنیت استان سیستان و بلوچستان را خواستار شدند و تاکید کردند که در صورت تامین نشدن امنیت از سمت نمایندگی استعفا می‌دهند.

هم‌چنین نامه استعفای شهریاری به دفتر رییس مجلس شورای اسلامی ارسال شده است.


 


شب گذشته مراسم سالگرد درگذشت محسن روح الامینی از جان باختگان حادثه سال ۸۸ کهریزک با حضور شخصیت‌های سیاسی و با سخنرانی محمد حسن ابوترابی‌فرد نائب رئیس اول مجلس شورای اسلامی در مسجد ولیعصر برگزار شد.

به گزارش ایلنا، حالا تقریبا یک سال بعد از آنکه جنازه محسن جوان تحویل خانواده روح‌الامینی شد. روح‌الامینی که لباس مشکی‌اش را درآورده و با لباس روشن رنگی که در این یک سال اخیر به تنش ندیده ورودی درب مسجد ولیعصر ایستاده و به مردم خوش‌آمد می‌گوید.

احمد توکلی از اولین شخصیت‌های سیاسی است که وارد مراسم می‌شود و محسن رضایی هم زمانی وارد می‌شود که آیت‌الله راستی مشغول بیرون آمدن از مراسم است. در پیاده‌رو جلو درب مسجد چهره‌ای که بیش از همه آشنا است، حسن روح‌الامینی برادر بزرگتر محسن است.

می‌گوید در این یکسال سیاه نپوشیده. برادرها تا حالا مصاحبه نکرده‌اند. می‌گوید قصدش را هم ندارند از من هم می‌خواهد گپ و گفتمان پیش خودم بماند.

اما حسن آنقدر روحیه‌اش بالا هست که به مادر رامین قهرمانی دیگر کشته شده کهریزک، تسلی خاطر می‌دهد. خانم قهرمانی را معرفی می‌کند. پیداست داغ پسرش چه بر سرش‌ آورده مدام اشک می‌ریزد به قول بیهقی: می‌گریست به درد.

وقتی خانم قهرمانی همانطور با چشمان اشکبار می‌رود دکتر روح‌الامینی خودش را به او می‌رساند و تشکر می‌کند. بعد اطمینان می‌دهد که قضیه در دست پیگیری است.

از خطوط چهره مادر نمی‌توانم تشخیص بدهم، از این خبر راضی شد، یا نه.

پسر دیگر خانم قهرمانی می‌گوید جمعه آینده مراسم سالگرد برادر ماست. مسجد امیر.

خانواده روح‌الامینی مراسم پسرشان را با خیال راحت برگزار کردند. وقتی این را به حسن می‌گویم تائید می‌کند و می‌گوید: ما برای مراسم اصلا اذیت نشدیم.

داخل مسجد سخنرانی حجت‌الاسلام ابوترابی‌فرد در حال انجام است که صدای اعتراض گونه‌ای سخنرانی را قطع می‌کند. حرف شمادرست جناب ابوترابی …. اما چرا مسبب اصلی این حوادث باید مدال بگیرد و هنوز خبری از بررسی اتهامات او نیست؟» ابوترابی‌فرد گویی انتظار این اعتراض را داشته بلافاصله جواب می‌دهد: شما بدانید که مبارزه با چنین مفاسدی به مراتب از مبارزه با مفاسد اقتصادی سخت‌تر است که انشاءالله به ثمر خواهد نشست.

بیرون که می‌آیم معصومه ابتکار دارد به روح‌الامینی تسلیت می‌گوید.

مراسم با فاتحه و صلوات تمام می‌شود و جمعیت رو به امام رضا و کربلا و مدینه سلام می‌دهند که بیرون مسجد ابوترابی‌فرد دوباره با اعتراض همان فرد مواجه می‌شود. مرد خود را سردار سپاه معرفی می‌کند و در حالی که گفت‌وگوی این دو نفر توجه همه حتی ماشین‌های عبوری خیابان را هم به خود جلب کرده می‌گوید که از سال ۵۷ که به فرمان امام از سربازی فرار کرده با انقلاب بوده و درجبهه بوده،‌ اما این یک سال اخیر برایش سخت‌ترین دوران این ۳۰ ساله است.

درجواب ابوترابی‌فرد می‌گوید: تا مسئولیت اجرایی نداشته باشید نمی‌توانید درست قضاوت کنید پاسخ می‌دهد که تا حد معاون وزیر هم مسئولیت داشته لهجه‌اش خوزستانی است و مباحثه‌اش هم به جایی نمی‌رسد و قرار می گذارند بعدا مفصل‌تر صحبت کنند. محافظ ابوترابی‌فرد حاج‌آقا را از دست سردار و خبرنگاران بیرون می‌کشد و داخل ماشین می‌فرستد ظاهرا مسجد ولیعصر خود را برای مراسم دیگری آماده می‌کند.


 


موسسه ای‌.تی‌.سی که برگزاری آزمون تافل در سراسر جهان را بر عهده دارد اعلام کرد متقاشیان آزمون تافل در ایران فعلا قادر نخواهند بود در داخل ایران ثبت‌نام کنند و در این آزمون شرکت نمایند.

به گزارش تحول سبز، این موسسه آمریکایی در وب‌سایت خود نوشته که بدلیل تحریم‌ها، رابطه با بانک‌های ایرانی محدود شده ولی این موسسه به دنبال «را‌ه‌حل جایگزین» برای دریافت هزینه متقاضیان این آزمون است.

آزمون تافل، آزمون زبان انگلیسی برای غیرانگلیسی زبانان است و توانایی آنان در تسلط به این زبان را می‌سنجد. شرکت در این آزمون از جمله پیش‌شرط‌های تحصیل در عمده دانشگاه‌های جهان است که حد نصاب نمره آن بسته به دانشگاه‌های مختلف، تفاوت دارد.

بر اساس سایت رسمی موسسه ای.تی.اس، بیش از هفت هزار موسسه در بیش از ۱۳۰ کشور جهان برای پذیرش دانشجویان خارجی، اعطای بورس تحصیلی و فارغ التحصیلی، نمره تافل را ملاک قرار می‏دهند.

در حالی این موسسه تصمیم به تعلیق موقت آزمون‌ تافل در ایران گرفته که پیش از این نیز بدلیل حجم بالای متقاضیان شرکت در این آزمون، گاها دیده شده که متقاضیان به کشورهای همسایه بویژه امارات متحده عربی و یا ترکیه سفر کنند و در آزمون‌های آن کشور شرکت نمایند.


 


پنجشنبه شب همزمان با مراسم جشن ولادت حضرت امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل العباس (ع) ، دو انفجار انتحاری در مقابل در ورودی مسجد جامع زاهدان، بیش از ۲۰۰ مجروح و ۲۷ شهید برجای گذارد.

به گزارش فرارو، استاندار سیستان و بلوچستان به شبکه ی اول سیما گفت: ” پس از برپایی نماز مغرب هنگامی که مردم در مسجد جامع زاهدان مشغول برگزاری دعای کمیل بودند نخستین عامل انتحاری قصد ورود به مسجد را داشت. عامل نخست انتحاری پس از آنکه با کنترل امنیتی هنگام ورود به در مسجد مواجه شد، خود را منفجر کرد که تعدادی از ماموران کنترل امنیت شهید شدند. بعد از انفجار نخست، ماموران امنیتی و مردم عادی برای کمک رسانی به حادثه دیدگان حضور یافته بودند که عامل انتحاری دوم خود را درمیان جمعیت منفجر کرد.”

آقای علی محمد آزاد درباره عوامل این حادثه تروریستی گفت: گروهی مسوولیت این انفجارها را برعهده گرفته اما با توجه به نوع اطلاعیه هایشان تفاوتهایی وجود دارد که موضوع در دست بررسی است.

استاندار سیستان و بلوچستان گفته است که نقش سرویس های جاسوسی بیگانه در انفجار تروریستی زاهدان محرز است.

علی محمد آزاد روز جمعه در گفت و گو با خبرگزاری جمهوری اسلامی گفت: دشمنان از آن سوی مرزها در تلاش هستند تا امنیت ایران را تحت الشعاع قرار دهند.

علاء الدین بروجردی، رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی نیز آمریکا را مسوول این انفجارها دانسته و خواهان دخالت سازمان ملل متحد شده است.

محمد کریم عابدی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، هم در گفت‌وگو با خبرنگار فارس، گفته است: پس از رسوایی که با ربودن شهرام امیری برای آمریکا به وجود آمد و بازگشت این شهروند ایرانی به کشور، آنها دست به این حرکت مذبوحانه‌ زدند تا این رسوایی بزرگ تحت الشعاع قرار گیرد.

وی با اشاره به ناامنی پاکستان و نقش آمریکا در ایجاد و گسترش این ناامنی، اظهار داشت: متأسفانه استان شرقی ما نیز از این ناامنی بی نصیب نبوده و هر از چند گاهی مشکلاتی از این دست را شاهد هستیم.

عضو کمیسیون امنیت ملی با بیان اینکه ریگی و گروهک آن محصول وهابیت هستند و آنها قصد دارند نشان دهند که این گروهک تروریستی هنوز فعال است، یادآور شد: وهابیت دست نشانده انگلیس بوده و حساب آن از اهل سنت جداست.

عابدی ادامه داد: وهابیت نیز همچنین رژیم صهیونیستی طراحی شده غرب است تا ملت‌های منطقه را از یکدیگر جدا کند.

سه روز عزاری عمومی

استاندار سیستان و بلوچستان در پی وقوع دو انفجار تروریستی مقابل مسجدجامع زاهدان و شهادت جمعی از هموطنان مظلوم، از امروز جمعه در این استان به مدت سه روز عزای عمومی اعلام کرده است.

در دو انفجار تروریستی دیشب مقابل مسجدجامع زاهدان تاکنون۲۷ نفر شهید شده اند که هویت ۲۰ شهید همراه با اسامی آنان اعلام شده و هفت شهید دیگر هنوز شناسایی نشده اند.

به گزارش ایرنا، هویت ۲۰ شهید شناسایی شده به شرح زیر است:

۱- محمد رضا راغی

۲- محمد اکبری

۳- مصطفی نجار

۴- محمود کیانی

۵- عارف شهرکی

۶- سجاد حاجیان

۷- سیدجواد حسینی

۸- مصطفی آبیاری

۹- محمد سرگزی

۱۰- علی غلامحسین تهرانی

۱۱- کاظم نجار

۱۲- رضا میر

۱۳-رضا شهرکی

۱۴- غلامرضا توکلی

۱۵- احسان فرازمند

۱۶- محمد حسینی

۱۷- حمید سرحدی راد

۱۸- محمد گلدوی

۱۹- علیرضا کرد

۲۰ -مجتبی ثریا


 


دادستانی تهران طی چند روز گذشته بار دیگر به خانواده حسین نورانی نژاد اعلام کرد که پاسخ استعلام از وزارت اطلاعات در مورد موافقت با مرخصی وی منفی بوده است.

به گزارش خبرنگار «تا آزادی روزنامه نگاران زندانی» نورانی نژاد روزنامه نگار و رییس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت، که شهریور سال گذشته بازداشت شد تا کنون به مرخصی نیامده است و حتی در تعطیلات نوروز نیز وزارت اطلاعات مانع مرخصی وی شد.

این در حالی است که طبق قانون برخورداری از مرخصی های ماهانه و همچنین مرخصی متصل به آزادی در ماه های آخر حبس از حقوق اولیه زندانیان است.

نورانی نژاد که در حال حاضر در بند ۳۵۰ اوین به سر می برد، پنج ماه را در بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ این زندان حضور داشت که از این زمان نزدیک به سه ماه را در انفرادی به سر برد.


 


محمد نوری پس از چند روز بستری شدن در بیمارستان شام‌گاه گذشته بعد از بهبودی نسبی به منزل رفت.

به گزارش مهر، محمد نوری که به علت نارسایی خونی از چند روز پیش در بیمارستان و در بخش آی سی یو بستری بود شامگاه گذشته بدون اطلاع دوستان و همکارانش و به درخواست شخصی از بیمارستان مرخص و به منزل رفت.

پزشک معالج نوری با اعلام اینکه حال استاد مطلوب و رضایتبخش است، گفت: ایشان می‌توانست برای چند روز دیگر و تا بهبودی کامل در بیمارستان باشد اما خودش خواست که زودتر به منزل برود.

نوری کلیه هزینه‌های بیمارستان را شخصا پرداخت کرده و منتظر هیج نهادی برای تسویه حساب با بیمارستان نماند.


 


معاون سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهر تهران با بیان اینکه متکدیان از خلاء‌های قانونی آگاهی دارند افزود: آنها می‌دانند با در دست داشتن پاکت‌های فال، جوراب و سایر اجناس قابل فروش از جرم تکدی‌گری مبرا و به عنوان دست‌فروش محاکمه می‌‌شوند که نتیجه آن آزادی است.

صادق اوالی با بیان اینکه در جوامع پیشرفته دنیای امروز آسیب‌ها و مشکلات اجتماعی به‌طور گروهی مورد بررسی و درمان قرار می گیرد گفت: در ایران ده‌ها سازمان به‌‌طور موازی با هدف کاهش آسیب‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند درحالی که مدیریت واحدی برعملکرد آنها نظارت ندارد.

وی گفت: در بسیاری از کشورها مدیر شهر”شهردار” به عنوان هسته مرکزی در ساماندهی آسیب‌های اجتماعی انتخاب می‌شود و تمام سازمان‌های دولتی وغیر دولتی با محوریت شهردار آسیب‌های اجتماعی، فرهنگی و مشکلات شهر را بررسی، مطالعه و با تقسیم وظایف نسبت به رفع چالش‌ها اقدام می‌کنند در حالی که شهرداری تهران تنها برای جمع‌آوری متکدیان و معتادان با چالش‌های بزرگی روبه‌رو است.

اوالی تصریح کرد: شهرداری بر حسب وظیفه متکدیان را از سطح شهر جمع‌آوری کرده و در مرکز خاوران نگهداری می‌کند تا پس از تکمیل پرونده و دستور ضابطان قضائی به سازمان‌های ذی‌صلاح تحویل داده شوند در حالی که نمایندگان قوه قضائیه پس از شنیدن اظهارات متکدیان اعلام می‌کنند این اشخاص متکدی نبوده و فال‌فروش هستند و بر اساس قانون دست‌فروشی به آنها اخطار داده و آزاد می‌شوند.

معاون سازمان خدمات اجتماعی شهر تهران افزود: میلیاردها تومان هزینه شهرداری برای جمع‌آوری، استحمام، نگهداری و اشتغال متکدیان با یک حکم ضابط قضائی و به دلیل وجود مبالغ زیادی پول در جیب متکدی و اظهارات وی مبنی‌بر دستفروش بودن بی‌نتیجه مانده و متکدی دوباره به آغوش خیابان‌ها و پارک‌ها بازمی گردد.

وی با بیان اینکه در میان متکدیان و مافیای تکدی‌گری افرادی با مدارک تحصیلی بالای کارشناسی هم پیدا می‌‌شود، گفت: به جرات می‌توان گفت بسیاری از متکدیان تهرانی با قوانین و مقررات حقوقی آشنا هستند و می‌دانند چگونه از دست قانون فرار کنند.


 


انجمن صنفی ویدئو رسانه کشور در بیانیه ای خطاب به اعضاء خانواده بزرگ سینما و صنعت نمایش خانگی در خصوص مسائل مطرح شده در هفته های گذشته که تلاش دارد تا خطی انحرافی را در سینما ایجاد و سینماگران، کارگزاران دولتی، سینمای اکران و شبکه نمایش خانگی را در مقابل یکدیگر قرار دهد هشدار داد.

به گزارش ایلنا به نقل از کمیته ارتباطات انجمن صنفی ویدئو رسانه متن کامل بیانیه انجمن صنفی ویدئو رسانه که به امضاء محمدعلی زم، رئیس هیأت مدیره انجمن صنفی ویدئو رسانه رسیده است بدین شرح است

“واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا ..”

و به ریسمان استوار الهی چنگ بزنید (مرام و منش تان را الهی کنید و به خاطر هواهای نفسانی و منافع شخصی) با یکدیگر اختلاف و تفرقه نداشته باشید ( که نتیجه اختلاف، خانمانسوزی اطراف اختلاف خواهد بود)

اعضاء محترم خانواده بزرگ و شریف سینمای ایران و صنعت نمایش خانگی

در هفته های گذشته مطالبی از سوی برخی همکاران سینمادار، تهیه کننده، کارگردان، پخش کننده فیلم ،کارگزاران دولتی سینما و برخی برنامه های تلویزیونی در خصوص سینمای مبتذل، تولید فیلم توسط موسسات ویدئو رسانه و نابودی سینما توسط شبکه نمایش خانگی در سطح جراید، خبرگزاری ها و رسانه ملی مشاهده کردیم که باعث تأسف فراوان شد. تأسف از این جهت که تعدادی از دست اندرکاران شریف، بخشی نگر و فاقد تحلیل از واقعیت های فرهنگی و اقتصادی کشور، نادانسته و ناخودآگاه، آب به آسیاب کسانی می ریزند که کمر همت به نابودی سینمای کشور و صنعت نمایش خانگی بسته و با پناه گرفتن در پوشش افراد متظاهر در صدد رسیدن به مطامع خود می باشند. انجمن صنفی ویدئو رسانه ضمن هشدار به همکاران صنفی خود در صنعت نمایش خانگی، جامعه سینمایی، مدیران فرهنگی و سینمایی و کارخانجات تولید کننده C.D و … مبنی بر رعایت حقوق شرعی و عرفی یکدیگر از آنها می خواهد که در سال همت مضاعف همه ظرفیت و عزم خویش را با آگاهی از حرکت های تهاجمی فرهنگ ستیز غرب در جهت وحدت، همدلی ملی ، افزایش کمیت ، ارتقاء کیفیت آثار نمایش خانگی و نیز مبارزه با اختاپوس هزار سر قاچاق محصولات دیداری و شنیداری مصروف نمایند. انجمن صنفی ویدئو رسانه دیدگاه های خود را پیرامون مباحثات جاری بشرح زیر اعلام می دارد:

یکم: جنگ نرم دارای ماهیت ضد فرهنگی است

بی شک اوضاع نا صواب فرهنگی، هنری، سینمایی و … کشور را باید شعاعی از جنگ نرم دولت امریکا علیه ملت و فرهنگ ایرانیان دانست که در تداوم جنگ سخت تحمیلی ۸ ساله آنها طراحی شده است. جنگ نرم غربیان علیه ملتهای مستقل و نوپا همواره دارای ماهیت ضد فرهنگی است و انواع کنش های سیاسی و اقدامات و فشارهای اقتصادی آنها علیه ملتها به اتکا و تبع پیشروی و هجوم های ضد فرهنگی آنها صورت می پذیرد. هجوم فرهنگی غربیان در سرزمین ما همواره در دو قالب ۱- پراکنش و ترویج محصولات تأثیرگذار و تولیدات بیگانه ۲- از کار انداختن چرخه تولیدات فرهنگ ملی ما صورت پذیرفته است و متاسفانه دیربازی است که این دو اقدام جنگ نرم دشمنان از یک سو بدلیل فقدان اعتماد و عدم پشتیبانی دولت نسبت به گروه های نافذ فکری و مولد محصولات تاثیر گذار فرهنگی بخش خصوصی داخلی و از دیگر سو رخوت و سستی و کلیشه کاری مراکز فرهنگی نظام کارگر افتاده و انبوهی از نیروهایی که می بایست اوقاتشان مصروف امید بخشی، کارآفرینی و بهره وری فرهنگی و تولید اندیشه، تصویر، صدا، کلمه و هنر گردد معطل و خنثی مانده است، قالب نخست فعالیتهای تهاجمی دشمن برق آسا از طریق حمله های هوایی هزاران سایت اینترنتی، ماهواره ای و تلویزیونی و با تکثیر انبوهی فیلم های غیرمجاز ایرانی و خارجی و عرضه آنها در هر کوی و برزنی توانسته است صنایع پایدار رسانه ملی، سینمای ایران و نوپای نمایش خانگی را دچار رکود و نیروهای تلاشگر و صادق این عرصه را دچار خسارت، زیان، رو در رویی و اختلاف کند.

دوم: ضرورت ملی بررسی افت مخاطب سینمای ایران

صرفنظر از بخشی نگری های صنفی و تقصیر تراشی های دولتی می بایست با پژوهش مستمر، کارآمد، میدانی و ملی به دلایل فروریزی مخاطب سینمای ایران در هر سال نسبت به سال قبل مبادرت جست. فقدان پژوهش های راهبردی در این زمینه سبب شده است که مخاطب سینمای ایران از ۸۱ میلیون نفربلیط در سال ۶۸ به ۸ میلیون نفر بلیط در سال ۸۸ تنزل پیدا کند!! متاسفانه در این دو دهه هیچ اقدام بازدارنده ای در جهت جلوگیری از این وضعیت نزولی صورت نگرفته است. بی شک عقب ماندگی تولیدات سینمای ایران از تکنولوژی و پیشرفت های فنی صنعت سینمای جهان، ضعف ادبیات داستانی و نمایشی، فقدان قصه های جذاب و داستانهای مورد نیاز مخاطبان ایرانی ، عدم پیونند سینما با تئاتر، فقدان سالن های روزآمد و جذاب نمایش فیلم و عدم احداث مجموعه های متنوع سینمایی در محلات و جغرافیای جمعیتی کشور از جمله نتایج قطعی پژوهش های محتمل الوقوع!! در بررسی علل افت مخاطبان سینمای ایران می باشد. اینک با اظهار تاسف و دردمندی به خاطر از دست دادن فرصتهای فرهنگی گذشته نظام فرهنگی جمهوری اسلامی،مدیریت کلان فرهنگی و اقلیم تولید هنر و اندیشه در کشور با انواع متفاوتی از ذائقه های فرهنگی فراوانی مواجه گردیده است . شهروند ایرانی آگاه از پیشرفت های تکنولوژی تصویری در جهان سال ۸۸ با شهروند سال ۶۸ که محروم از دسترسی به اینترنت ، شبکه های ماهواره ای و فیلم های روز دنیا بوده . نیاز، سلیقه ، ذائقه و میل فرهنگی متفاوتی دارد . شهروند امروز ایران زمین برای استفاده از انبوه و انواع برنامه های هنری و سینمایی مورد نیاز و در دسترس خود مواجه با کمبود وقت است و برای دیدن فیلم های بی رمق و خنثی تولید وطنی که در سه دهه گذشته تحولی در خور پیشرفت های فرهنگی مخاطبان خود پیدا نکرده است ، آن هم در سالنهای قدیمی ، محدود ، غیرمحلی ، بی کیفیت و ….. سینما ، حاضر نیست که وقت خود را تلف کند .

برای گذر از تنگه نابسامان و موقعیت ناهموار کنونی هنری و سینمایی و برای رسیدن به جایگاه سال ۶۸!! ، سینمای ما اولا : نیازمند تولیدات پرمحتوا، متنوع و برخوردار از تکنیک های روز دنیاست.

ثانیا : نیازمند داشتن پردیس های بزرگ و روزآمد سینمایی در نقا ط متراکم جمعیت شهری است و برای دست یابی به این دو مهم ، رفع موانع پیش رو و فراهم ساختن زیرساخت های امن برای حضور، سرمایه گذاری و فعالیت بخش خصوصی از جمله انتظاراتی است که از دولت جمهوری اسلامی ایران وجود دارد .

سوم: موقعیت صنعت نمایش خانگی

در دهه شصت ، سیاست دولت وقت (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ) در جهت حمایت و حفاظت از سینمای گلخانه ای تازه تاسیس شده مخالف فعالیت ویدئویی و راه اندازی صنعت نمایش خانگی در کشور بود و در آغاز دهه هفتاد و با تغییر مدیریت دولتی در حالی که کشور بیش از دو دهه از صنعت روز ویدئو جهان عقب نگه داشته شده بود فعالیت ویدئویی به عنوان یک رسانه جدید آن هم فقط در ساختار و انحصار دولت رسمیت یافت و متعاقب آن نوید حضور بخش خصوصی داده شد که صدور محوز فعالیت اولین ویدئو رسانه بخش خصوصی بیش از یک دهه به طول انجامید!

بخش خصوصی با تکیه به اعتماد به دولت به عرصه این صنعت پا گشود و تا پیش از تغییر تکنولوژی (فرمت VHS به CD) مواجه با زیان اقتصادی بود و برخی از موسسات ورشکسته شدند . در پی تجویز ورود انیمیشن توسط موسسات ویدئو رسانه ( از سه سال پیش ) موسسات به سود مقطعی و ناپایداری رسیدند که با انگیزه کمک به اعتلای سینمای ایران قیمت خرید رایت فیلم های ایرانی روبه افزایش تدریجی نهاد به نحوی که تصورات گرم ! برخی مدیران ، آنان را به رقابت ناسالم و سبقت پیشگی بر دیگران واداشت و موجب شد که از نیمه سال ۸۸ قیمت رایت فیلم های ایرانی در یک چشم و هم چشمی صنفی به مرز پانصد میلیون تومان!! برسد . اعضای انجمن صنفی ویدئو رسانه و برخی تهیه کنندگان سینما به یاد دارند که در همان زمان ، هیات مدیره انجمن پس از بررسی کارشناسانه موضوع ، زنگ های خطر ناشی از ناپایداری و رشد کاذب قیمت ها را به صدا در آورد و هشدار داد که رشد بادکنکی قیمت رایت فیلم ایرانی در اندک زمانی متوقف خواهد شد اما عوارض سوء آن گریبانگیر موسسات ویدئو رسانه و تهیه کنندگان را خواهد گرفت . متاسفانه هم آنها که در صنف ویدئو موجد پیدایش این بلای خانمان سوز برای ویدئو و سینمای کشور شدند و تبع آنها تهیه کنندگانی که «سود آنی» خود را در پرتو این رشد کاذب بر « منافع آتی » خود ترجیح دادند و در سرمستی ناشی از افزایش قیمت رایت فیلم های ایرانی ، صدای این زنگ خطررا نشنیدند و مانع از اجرای « طرح پایدار کردن قیمت رایت فیلم های ایرانی » شدند . به هر حال عمر این دولت مستعجل بسیار زودتر از آنچه نمایانده می شد به سرآمد و از ابتدای سال جاری و در پی التهابات غیر قابل کنترل و بازار راکد موسسات ویدئویی، فیلم های ایرانی خریداری شده موسسات ویدئویی با عدم اقبال مخاطبان و تیراژ های برگشتی مواجه گردید . در رهگذر این بازار فروریخته برخی همکاران صنفی که بازار پایدار نسبی گذشته را در رقابتی کاذب به نفع خود بهم ریخته بودند در مواجهه با بحران جدید ناگزیر به عرضه کالاهای مرجوعی خود با یک سوم قیمت (۳۰۰ تومان) به بازار شدند . این قیمت شکنی یک طرفه صنفی علاوه بر ایجاد اختلال کالای دیگر موسسات آنها را دچار بحران عدم ایفای تعهدات و بازپس دادن رایت های خریداری شده ایرانی کرد ، پیش بینی می شود بی مشتری شدن خرید رایت فیلم های ایرانی در شبکه ویدئویی به فاجعه گسترده تری همچون باز شدن پای سودجویان، دلالان و بازار شکنان خارج صنف علیه موسسات ویدئو رسانه شود فاجعه ای که پیش تر دلالان بر سر کالای ویدئویی تولید شده موسسات ویدئو رسانه آورده اند و بازار آنها را با عدم ثبات قیمت مواجه ساخته اند . متاسفانه در هر بخشی از کار دولت که نظارت مفقود باشد و نهادهای صنفی قانونی هم به دلیل عدم حمایت دولت و روحیه کار جمعی و صنفی و زیاده خواهی برخی اعضای صنف ها ناتوان گردند وجود چنین بحران ها و شکست هایی دور از انتظار نخواهد بود . صنعت پر التهاب و تحول « نمایش خانگی » که ا نقراض تدریجی سی دی و جایگزینی « بلو- ری » ، « فلش » و « هارد » شرایط اقتصادی بدتری از وضع موجود را در پیش رو دارد همچنان در معرض وانتظار آسیب جدی تری بخاطر بیش خواهی های درون صنفی ، باورها و تحلیل های غلط اقتصادی جامعه سینمایی و تحمیل های ناصواب دولتی قرار دارد و اگر رسیدگی عاجل به این محتضر ، در دستور کار دولت،

جامعه سینمایی و صنف ویدئو رسانه قرار نگیرد در اندک زمانی دیگر باید خود را آماده تشیع پیکر موسسات ورشکسته ویدئو رسانه نمود.

راهکارهای کلان و کوتاه مدت این بخش عبارت است :

۱- دولت باید ویدئو را به عنوان رسانه منتخب مردم در کنار سینما و تلویزیون تعظیم بدارد و اندکی از یارانه های پرداختی به سینما و تلویزیون را مصروف تمهید و تامین زیر ساخت های حفظ و توسعه آن سازد .

۲- دولت باید هزینه و شرایط دست یابی موسسات ویدئو رسانه به رایت فیلم ها و برنامه های خارجی همچون تلویزیون ارزان و آزاد کند و منافع فرهنگی و اقتصادی کشور در بخش سینما و ویدئورا به خاطر فشار برخی دلالان سود جو و جو ساز بیرونی (خارجی ) گرفتار عسرت و ضیق نسازد در شرایطی که بدیهی ترین حقوق ملی ما توسط اجانب غربی نادیده انگاشته می شود و فیلم ها و برنامه های منحرف و فاسد غربی از زمین و هوا ، فکر و فرهنگ و ایمان ملت و جوانان ما را بمباران ضد فرهنگی می کنند معاونت سینمایی دایه دار دولت انقلابی چه اصراری بر خرید رایت فیلم ها از دلالان خارجی که با هزینه های کلان می بایست اصلاح ، دوبله و آماده سازی شود ، دارد ؟ راستی چرا برای پخش فیلم های خارجی از کانال های هوایی و زمینی با زیرنویس و دوبله های غلط فارسی هیچ منع و ادعایی وجود ندارد اما اصلاح و دوبله درست و عرضه قانونی آنها در شبکه رسمی ویدئویی کشور مواجه با این همه منع و مشکل و از جمله تهدید دلالان خارجی است ؟ ! در دوسال گذشته که سیاست تعیین هزینه رایت خارجی و تامین خارجی موسسات ویدئو رسانه به صنف واگذار شده بود قیمت رایت فیلم های ایرانی هم افزایش یافته بود ، نتیجه اینکه موسسات ویدئو رسانه از محل درآمد فیلم های خارجی خود می بایست هزینه خرید رایت فیلم های ایرانی را پرداخت کنند و در بهترین حالت عرضه فیلم ایرانی در شبکه نمایش خانگی ( فارغ از تیراژها ی کاذبی که برخی موسسات ویدئویی به منظور های خاص ( بازار شکنی دیگران ، جلب آگهی تبلیغاتی و … ) در جلد کالاهای خود درج می نمایند) فاقد سود برای موسسات ویدئو رسانه است و این صرفنظراز اوضاع وخیم و زیان باری است که اکثر موسسات ویدئورسانه در عرضه فیلم ایرانی (خصوصا در ماه های اخیر ) با آن مواجه بوده اند . به نظر می رسد رعایت حقوق رایت فیلم خارجی مستلزم رعایت حقوق رایت داخلی و خشکاندن بازار قاچاق داخلی است ، وقتی یک DVD حاوی ۶-۵ فیلم ایرانی و خارجی موسسات در بازار قاچاق تکثیر و به قیمت کمتر از هزار تومان عرضه می شود فشار بر موسسات برای افزایش قیمت رایت ایرانی و رعایت حقوق رایت خارجی، مفهوم دیگری جز فشار برای تعطیل کردن این موسسات نخواهد داشت .

۳- در وضعیت کجدار و مریز کنونی شبکه نمایش خانگی ، جامعه سینمایی نبایستی انتظاری بیش از تامین ۳۰% تا ۵۰% از هزینه تولید فیلم های ایرانی خود از طریق این شبکه را داشته باشد ، برای اقتصادی تولیدات ایرانی می بایست بر این منوال تنظیم گردد .

۴- موسسات ویدئو رسانه می بایست در یک همگرایی و هماهنگی صنفی به رتق و فتق امور خود بپردازند و از هرگونه تک روی و صدای مستقلی که کلان سینما و شبکه نمایش خانگی رامواجه با ناپایداری و شکست کند پرهیز نموده و آنرا گناه نابخشودنی اجتماعی و صنفی بپندارند .

چهارم : تلویزیون و فراموشی وظیفه ملی

کارکرد تلویزیون ملی در کلان حاکمیت ملی آیینه تمام رخ بودن معضل ها ، مشکل ها ، طرح ایده ها ، رواج نقد ها و … و بالاخره استفاده از ظرفیت های فکری و ایده ساز نهادهای آموزشی ، پژوهشی ، علمی و بهره گیری از استعداد سازمان های مردمی غیر دولتی در این زمینه هاست آنچنان که نقش تلویزیون در نسبت با صنایع سینمای ملی و نمایش خانگی همواره می بایست نقش حمایتی و امدادی باشد . متاسفانه دیربازی است که رسانه ملی ازاین وظیفه خطیر و موقعیت بایسته خود فاصله گرفته و بجای تولید و حمایت از تولید فیلمهای کوتاه، آموزشی ، مستند و غیره که می بایست غالب فعالیت های تلویزیون را تشکیل دهد مبادرت به تولید سریالهای سنگین، تولید فیلم های سینمایی و ( درسالیان اخیر هم ) تله فیلم را جایگزین خرید فیلم های سینمایی ایرانی کرده است آیامفهوم رسانه ملی بودن ، جز استفاده از ظرفیت ملی ، پاسداری از منافع ملی همه بخش ها و خصوصا صنعت سینما و ویدئو کشور است ؟ در نتیجه اعمال سیاست های ناصواب در حق سینمای ملی اصلی ترین سرمایه و بدنه و عامه سینما ، که هنرپیشگان ، کارگردانان و تهیه کنندگان هستند و می باید همه ظرفیت و اوقات آنها در جهت تقویت « مدیوم » اندازه سینمای ملی و برافراشتن پرچم های فتح جهانی آن هزینه گردد ، صرف تولید سریالها و فیلم هایی می شود که اغلب بیش از یک بار امکان دیده شدن پیدا نمی کنند (آنهم در « مدیوم» اندازه تلویزیون ) می شود . در دسترس قرار گرفتن چهره های محبوب و مردمی سینما از طریق تلویزیون موجب هولناک ترین آسیب ها ( کاهش مخاطبان ) به سینمای بدنه و عامه ایران شده است و این صرف نظر از آسیبی است که از ناحیه عدم تولید و تقویت فیلم کوتاه ، تله تئاتر و مستند (که ظرف نمایش آن در شرایط کنونی منحصر به رسانه ملی است ) ، به زیرساخت های هنر نمایشی و سینمای کشور و موجب گران تمام شدن تولیدات سینما و رسانه ملی شده است!

انقلاب اسلامی در دهه چهارم حیات پر افتخار خویش و در چشم انداز برنامه بیست ساله خود می بایست به سطح و اندازه ای از تولیدات تاثیر گذار سینمایی ، تلویزیونی و ویدئویی دست یابد که اغلب آنها قابلیت فروش و عرضه در گوشه و کنار جهان به ویژه کشورهای اسلامی ( با بیش از دو میلیارد مخاطب که شامل اغلب کشورهای آسیایی ، آفریقایی و حتی قاره های اروپا و آمریکا می شود ) داشته باشد ، متاسفانه « فتح سنگرهای کلیدی جهان» که از جمله آرمانهای استراتژیک امام راحل و مقام معظم رهبری مدظله العالی می باشد سالیانی است که مغفول دستگاه عظیم و هزینه بر تولیدات تصویری ( سینما، تلویزیون و ویدئو ) کشور شده است، صرفنظر از آسیبی که از ناحیه عدم باروری اقتصادی و درآمد زایی سینما، تلویزیون و ویدئو به کشور وارد می شود و طرفه از عدم بهره گیری ملی از منافع و تاثیر گذاری های فرهنگی این سه رسانه مقتدر جهانی اساسا فرهنگ ، هنر و سینمای انقلاب اسلامی در این سالیان فاقد چشم انداز و دست یابی آفاق فرهنگی – جهانی بوده است از این روست که انتظار دست یابی به رکورد ملی در مدیم هفتاد میلیمتری و تصویر سه بعدی ، توسط مردان رشید اقلیم فرهنگ و هنر و سینما به ضرب دون مایگی مادی شخصی آنها و در غفلت نظارت نهادها و مجریان سیاست گذار دولت آنها را جبرا به ساحت و اندازه ( تلویزیون ) ۳۰ اینچی تقلیل و تنزل داده ایم و رسانه ملی را رسانه مصرف زده چهره ها و ستاره های سینما و مردم را دلزده از تکرار بی رمق و کلیشه ای چهره ی آنها کرده ایم .

رسانه ملی نمی تواند به بهانه عدم تطابق سیاست هایش با سیاستهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به خرید و پخش فیلمهای سینمای ایران بی تفاوت باشد و نباید سرمایه ها و ستاره های انسانی سینما را به نفع تولید مدیوم خود مصادره نماید آنچنان که نباید به بهانه داشتن « ویدئو رسانه سروش » از حمایت تبلیغاتی و اقتصادی و فرهنگی شبکه نمایش خانگی چشم پوشی نماید . رسانه ملی در صورت داشتن چشم انداز اقتصادی فرهنگی میتوانست در یک تعامل صنفی با شبکه نمایش خانگی بخش از برنامه های تولیدی خود را ( قبل از پخش ) از طریق این شبکه عرضه و از این طریق بخش عمده از هزینه های مصروفه خود را بازگرداند آنچنان که می باید بخشی از برنامه های پخش شده خود را از طریق شبکه نمایش خانگی در دسترس دائمی مردم قرار دهد . همه اینها صرف نظر از امکان هماهنگی است که می تواند درخرید ، اصلاح ، دوبله و … برنامه های خارجی بین رسانه ملی و شبکه نمایش خانگی به وجود بیاید تا از خروج بی رویه پول ملی که عمدتا به جیب دلالان و واسطه های خارجی واریز میگردد پیشگیری شود .فراموش نکنیم اگر مهندسی رهبری سه صنعت سینما، تلویزیون و ویدئو کشور رخ ننماید طولی نخواهد کشید که نظام گسترده سینمای

هالیوود که در چین ، کره ، سنگاپور خود را تکثیر و تکرار کرده است ، بضاعت تولید داخلی ما را از کار خواهد انداخت و ما را ناگزیر به « اکل میته های تصویری » خود خواهد ساخت نظام تصویر سازی هالیوود برای کاستن از حساسیت روبه رشد ضد آمریکایی کشور های اسلامی و روبه توسعه و بسط اقتصاد سرمایه سالار خود ، شعبات تولیدی خود را در چین و کره راه اندازی کرده تا اینبار از طریق « چشم بادامی های دماغ پهن » و با کاهش « دوز » حساسیت ملت ها همچنان عاطفه تاثیر پذیر تصویری و صوتی آنها را تحت اشغال خود حفظ و مدیریت کند .

پنجم : قاچاق ویرانگر قدرت اقتصاد و اقتدار فرهنگ

قاچاق فرهنگی و سینمایی در کشور ما، قاچاقی است هولناکتر از قاچاق بنزین و آرد و گندم و … مبدا تولید ظرف و مظروف این قاچاق ( برخلاف گذشته که از خارج وارد می شد ) در درون مرزهای جمهوری اسلامی است و شناسایی ، مهار و خشکاندن آن ، کار چندان سختی نیست .

کارخانجات تولید VCD و DVD که با توجیه ارتقاء فرهنگی و با استفاده از سرمایه هنگفت ارزی کشور ( صندوق ذخیره ارزی ) و پول ریالی بانک ها توسط بخش خصوصی راه اندازی شده است ، امروز هر واحد تولید خامشان با قیمتی حدود یکصد تومان در بازار بدون نظارت حاکمیت عرضه و توسط قاچاقچیان فرهنگی ! با درج ( رایت و تکثیر انبوهی ) ۶-۵ فیلم ایرانی روی آنها به قیمت پانصد الی هزار تومان در شبکه قاچاق به دست مصرف کنندگان رسانده می شود . CD و DVD خام داخلی سالانه حدود ۴۰۰ میلیون عدد و به همین میزان هم واردات خارجی ( رسمی و قاچاق ) انجام می شود اگر از مجموع ۸۰۰ میلیون عدد DVD خام ( حداکثر ) ۱۰% آن صرف فعالیت های آموزشی و پژوهشی شود حدود ۷۰۰ میلیون یعنی ۷ برابر میزان تیراژ همه موسسات ویدئو رسانه قانونی ، سهم فیلم های قاچاقی است که در شبکه غیر مجاز عرضه می شود و اگر متوسط هر DVD خام حاوی ۵ فیلم ایرانی و خارجی باشد حدود سه میلیاردو پانصد میلیون DVD فیلم مجاز و غیر مجاز در بازار قاچاق در دسترس مردم قرار دارد و در برابر آن فقط یکصد میلیون تیراژ سهم فیلم مجازی که در شبکه قانونی ویدئویی کشور عرضه می گردد . درآمد هفتصد میلیارد تومانی بازار قاچاق نه تنها کمکی به تقویت و توسعه فرهنگ و هنر سینمای ملی نمی کند بلکه زیان نادیده گرفتن این پولشویی در چرخه اقتصاد ملی غیر قابل انکار و موجب هدم و نابودی سرمایه انسانی ، اقتصادی و فرهنگی کشور می شود. اگر این ظرفیت غیر مجاز تبدیل به ظرفیت مجاز شود از ناحیه احیاء و مدیریت براین منبع مالی میتوان صنعت سینما و صنعت نمایش خانگی ملی را با بازسازی نوین و فعال و آنها را متناسب با تکنولوژی روز دنیا به طور مستمر بهینه سازی

کرد . دست اندر کاران دولتی و خصوصی سینما و ویدئوی کشور به جای رویارویی های ضعیف و شکننده و تن دادن به دعواهای حیدری ، نعمتی بر سر خرده پول های ناچیز باید همه همت مضاعف خویش را معطوف خشکاندن سرچشمه ها و ریشه های قاچاق، مقابله با عوامل آن و تبدیل کاربری این عوامل در جهت رونق بخشی به شبکه مجاز ویدئویی و توسعه سینمای ملی صرف کنند راهکارهای کوتاه مدتی که برای مقابله با قاچاق میتوان متصور شد این است :

الف – نظارت بر تولید داخلی و بازار مصرف تولیدات DVD خام و تبدیل تدریجی تولیدات خام کارخانجات به DVD پرشده براساس توسعه بازار مجاز .

ب – تشکیل شرکت خصوصی « پلیس رسانه » با بهره مندی از تجویز ، تجهیز ، استعداد و ظرفیت نیروی های بازنشسته نیروی انتظامی ( تامین هزینه آن از طریق شبکه نمایش خانگی انجام خواهد گرفت ) برای مقابله با عوامل شناسایی شده واردات ، سرنخ های تکثیرهای غیر مجاز و حفظ ثبات و توسعه بازار مجاز .

این دو اقدام بازداردنده پس از مدت کوتاهی منجر به افزایش دائمی تولید کارخانجات داخلی و ثبات درآمد سینما و شبکه نمایش خانگی مجاز و قهرا گسترش کمی و کیفی تولیدات سینمایی و ویدئویی خواهد شد .

ششم : ضرورت اندازه شناسی متفاوت سه رسانه سینما ، تلویزیون و ویدئو

ضرورت اندازه شناسی ( مدیوم ) مغزافزاری و نرم افزاری رسانه ویدئو به عنوان رسانه ای مستقل و متفاوت در کنار سینما و رسانه ملی ضرورت انکار ناپذیر امروز ماست. در یک نگاه کلان ملی و از منظر مهندسی فرهنگی تولیدات سه گانه سینما، تلویزیون و ویدئو نه تنها باید با یکدیگر تزاحم و تداخل نداشته باشندبلکله لاید مکمل و در امتداد یکدیگر قرار داشته باشند . واقعیت این است که در شرایط گذشته و حال و در فقدان هوشمندی ، استراتژی و مغز افزار فرهنگی نه تنها از ظرفیت درست ، کامل و بهینه این سه رسانه ( سینما، تلویزیون و ویدئو) استفاده ملی و اثر بخش نشده است بلکه در مواقع و موارد عدیده عوامل هریک از این سه رسانه با پای در کفش یکدیگر کردن از دامنه تاثیر گذاری بهینه هریک از آنها کاهیده و طبعا به سه بخش آسیب جدی وارد کرده اند و متاسفانه نیروی انسانی هربخش به جای رشد و پیشرفت فنی و کیفی در کار خود به زعم تزاحم و تداخل واقعی و یا محتمل بخش دیگر احساس خطر کرده و به نقد توهم انگیز و جنگ زرگری علیه یکدیگر اوقات و سرمایه خود را به هدر داده اند .

شبکه نمایش خانگی کشور برای تامین نیازهای فراوان و متنوع مخاطبان خود در گستره حوزه جغرافیایی فرهنگ پارسی و فارسی زبان( ایران ، افغانستان ، تاجیکستان ، بخشی از پاکستان ، هندوستان ، ترکیه ، عراق ، آذربایجان و ….) نیازمند انجام و داشتن تولیدات فرهیخته وبایسته منحصر به « مدیوم » اندازه کارخویش است که می بایست در یک تعریف ملی ، صنفی و فرهنگی تفاوت تولیدات شبکه رسانه ویدئو از تلویزیون و سینما مشخص گردد تا این بخش گرفتار تکرار تولیدات بخشی و سخیف نشده و تولیدات مطلوب خود را از رهگذر تعامل هماهنگ با بدنه سینمای نیمه آماتور، تجربی و حرفه ای تحت مدیریت تهیه کنندگان سینمایی بدست آورد.

هفتم : سوپرمارکت ، فرصت یا تهدید

در یک نگاه کلان ملی باید فرصت ارائه محصولات فرهنگی در محلی که در آن مایحتاج روزمره مادی مردم عرضه می شود را یک فرصت بی بدیل و آرزوی تحقق یافته اقلیم فرهنگ و هنر قلمداد کرد . همه اهالی فرهنگ باید از این فرصت که حاصل زحمات مردان گمنام و نتیجه فهمیدن و فهماندن ضرورت لزوم دستیابی سریع و ارزان مردم به محصولات فرهنگی است حفاظت و حراست کنند و نباید این دستاورد مهم اهل فرهنگ در چنبره کج فهمی ها ، لجبازی ها و گروکشی ها ی شخصی و صنفی آسیب ببیند . ایرادات شکلی و مشکلات محتوایی اینکار که ناشی از تازه کاری ، عدم نظارت و فقدان سازمان دهی مطلوب است باید با مطالعه و پژوهش مستمر همراه و مرتفع گردد و دامنه تسریع آن باید در آینده شامل کتاب و آلبوم موسیقی و…. نیز بشود. تامین و در دسترس قرار دادن خوراک فکری جامعه در نظام جمهوری اسلامی اگر اهمیت مضاعفی به نسبت به غذای جسمی نداشته باشد حداقل با آن یکسان است . در شرایطی که پس از گذشت سه دهه عمر جمهوری اسلامی به خاطر فقد اقتصاد فرهنگ، راه اندازی فروشگاههای سراسری و مستقل عرضه محصولات فرهنگی و هنری مقدور و ممکن نگردیده است ، عرضه یک نمونه محصول فرهنگی در سوپر مارکت ها را باید قدر دانست و از آن به عنوان یک الگوی موفق برای عرضه دیگر محصولات فرهنگی بهره جست !

راستی چرا تیراژ کتاب در کشوری با بیش از هفتاد میلیون جمعیت باید حدود دو هزار جلد باشد ؟! آیا عرضه سوپر مارکتی و در دسترسی مردم قرار گرفتن محصولات مجاز ویدئویی یکی از مصادیق رفع محرومیت و مظلومیت از فرهنگ نیست ؟

آیا شکر این نعمت عظمای الهی ایجاب نمیکند که اهل فرهنگ و هنر و سینما این نهال تازه رسته را نقد ، تقویت ، تصحیح و تکمیل کنند ؟؟

انجمن صنفی ویدئو رسانه در دوره ای که رهبر فرزانه و فرهنگ شناس انقلاب اسلامی توصیه به رفع مظلومیت فرهنگ نموده و دولت خدمتگزار دهم هم ، اولویت نخست کار خویش را حمایت و تقویت فرهنگ قلمداد و اعلام کرده است ، آرزو و تقاضا داده است که همکاران صنفی، سینماگران، کارگزاران دولتی دست در دست یکدیگرنهاده و از این فرصت تاریخی برای تفاهم ، تعامل ، تقویت و توسعه فرهنگ ، هنر ، سینما، تلویزیون و صنعت نو پای نمایش خانگی و افزایش کمی و کیفی تولیدات تصویری و رفع و دفع موانع رشد صنفی و ملی در پیش روی سینما ، ویدئو و تلویزیون بهره کامل بجویند و همواره بدانند که فرصت ها چون ابرها در گذرند و ماندنی نخواهند بود .


 


شهرستان بجنورد مرکز خراسان شمالی با وجود گذشت ۹ ماه همچنان بدون فرماندار است.

به گزارش ایلنا، اواسط آبان ماه سال گذشته بود که غلامحسین آرام فرماندار پیشین این شهرستان با حکم وزارت کشور به عنوان فرماندار اسلام شهر معرفی شد.

با رفتن آرام، سرپرستی فرمانداری بجنورد به علیرضا صحراگرد مدیرکل پیشین سیاسی استانداری و معاون کنونی پشتیبانی و منابع انسانی استانداری محول شد.

اکنون پس از گذشت بیش از ۲۷۰ روز از تغییر فرماندار بجنورد، این پست همچنان خالی بوده و مردم این خطه از تاخیر در معرفی فرماندار جدید گلایه‌مند هستند.

بدیهی است تاخیر در معرفی فرماندار جدید بجنورد سبب رکود در برخی از فعالیت‌ها و همچنین نحوه تخصیص اعتبارات به این شهرستان شده است.

شهرستان بجنورد هم‌اکنون بیش از یک سوم از جمعیت خراسان شمالی را در خود جای داده است و مردم انتظار دارند که فرماندار جدید سریعتر از سوی وزارت کشور معرفی شود.

این تاخیر در حالی است که استاندار خراسان شمالی نیز چندی قبل نسبت به این مهم انتقاد کرد.

محمدحسین جهانبخش اظهار داشت: بنده به عنوان نماینده عالی دولت پاسخگوی افکار عمومی و رسانه‌ها در خصوص تاخیر در معرفی فرماندار بجنورد نیستم.

وی گفت: ما اکنون به خاطر تاخیر پاسخی نداریم تا به مردم و رسانه‌ها بدهیم.

جهانبخش با بیان اینکه چندین نفر برای تصدی پست فرمانداری بجنورد از ماه‌های قبل به وزارت کشور معرفی شده‌اند، تصریح کرد: سرپرست فرمانداری باید نهایتاً چهار ماه به عنوان سرپرست باشد، در حالی که اکنون ماه‌ها از سرپرستی فرمانداری بجنورد سپری می‌شود.

وی اذعان کرد: در این زمینه با مشکلاتی مواجه هستیم.

شهرستان بجنورد مرکز استان خراسان شمالی است و ۳۲۸ هزار نفر جمعیت دارد.


 


حجت الاسلام مهدی کروبی عصر روز گذشته با خانواده میردامادی دیدار کرد.

به گزارش کلمه، حجت الاسلام کروبی در این دیدار با ابراز تأسف از وضعیت جاری کشور، درخصوص ایجاد تردید جدی در نسل جوان نسبت به ارزشهایی که انقلاب اسلامی بر اساس آنها شکل گرفت ابراز نگرانی کرد.

مهدی کروبی در این خصوص گفت:  فضای آزادی ایجاد شده بعد از انقلاب در نوع خود منحصر به فرد بود و علیرغم تهدیدات فراوان بر علیه حکومت جدید، آزادیهای سیاسی بسیار زیادی وجود داشت اما امروز وضعیت به گونه ای است که فضا بسیار بسته است.

حجت الاسلام کروبی ضمن تعریف خاطراتی از زمان زندان شاهنشاهی گفت:برخی ندانم کاری ها باعث شده نسل امروز نسبت به مسائل زمان انقلاب با دیده تردید بنگرد و این در حالی است که متأسفانه عملیات تخریبی علیه سرمایه های کشور و انقلاب توسط افراد بی ریشه در روزهای اخیر شدت گرفته است.

آقای کروبی ضمن اشاره به مجلس ششم، از دستاوردهای ارزنده کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی به ریاست محسن میردامادی یاد کرد و آن دوران را یکی از طلایی ترین دوران در روابط مجلس با مجالس سایر کشورها برشمرد.

در ادامه این دیدار خانواده میردامادی ضمن ارائه گزارشی از وضعیت محسن میردامادی در زندان و ابراز نگرانی از بی توجهی مسئولان دادستانی نسبت به پرونده پزشکی وی، به تشریح تلاشهای قانونی خود برای مرخصی استعلاجی این زندانی سیاسی  که با مخالفتهای فراقانونی مواجه شده پرداختند.

گفتنی است،  محسن میردامادی از ۴ خرداد و بعد از مخالفت مسئولین پرونده اش با تمدید مرخصی، به زندان بازگشته و از آن زمان، تنها امکان ملاقات با یکی از اعضای خانواده در هر هفته را داشته که خانواده وی در اعتراض به این محدودیت، از این امکان ملاقات استفاده نکرده اند.


 


دبیر کمیته سیاسی فراکسیون خط امام(ره)مجلس ضمن محکومیت شدید حادثه ترویستی شب گذشته در مسجد جامع زاهدان، خواستار خشکاندن ریشه‌های این حملات کور و جنایتکارانه شد.

به گزارش پارلمان نیوز، جمشید انصاری گفت:«حادثه تروریستی شب گذشته که در شهر زاهدان اتفاق افتاده و بر اساس اطلاعات منتشر شده یک عملیات انتحاری کور بوده که موجب شهادت و مجروح شدن تعداد زیادی از هموطنان ما شده، در زمره اقدامات ترویستی وحشیانه‌ای است که توسط گروهک‌های وابسته به بیگانگان برنامه‌ریزی شده است.»

نماینده اصلاح‌طلب زنجان ادامه داد: «مبنای این نوع اقدامات علاوه بر برنامه‌ریزی‌ صورت گرفته توسط دشمنان ملت ایران، بر ناآگاهی و تعصبات کور فرقه‌ای و مذهبی مردم عامی نهاده شده و متاسفانه ملت ایران به ویژه در مناطقی که اقوام و مذاهب مختلف در کنار هم زندگی می‌کنند بر اثر این اقدامان هزینه‌های بسیار سنگینی را متحمل شده‌اند.»

وی تاکید کرد:« اقدامی که در طول چند سال گذشته برای خشکاندن این حرکت‌های تروریستی صورت گرفته باید با آگاهی بخشیدن به مردم در خصوص پیامدهای منفی این اقدامات تروریستی و وحدت شکن همراه شود، باید تلاش حداکثری برای تقویت وحدت ملی بخصوص در این مناطق صورت گیرد به گونه‌ای که هیچ زمینه‌ای برای سوء استفاده دشمنان از اختلاقات مذهبی و قومی مردم باقی نماند.»

دبیر کمیته سیاسی فراکسیون خط امام(ره)مجلس تصریح کرد:« فراکسیون خط امام(ره) نیز همانند همه گروه‌هایی که دل در گرو اعتلا و آبادانی ایران اسلامی دارند این اقدام تروریستی را محکوم می‌کند و از سویی تاکید می‌کنیم باید اقدامات موثرتری در خصوص تامین امنیت مناطق شرقی و جنوب شرقی کشور صورت گیرد و به دستگیری و مجازت چند نفر از سران این گروهک‌ها اکتفا نشود.»

انصاری ادامه داد:« باید زمینه‌های بروز این حوادث بررسی شود و تلاش شود که ریشه‌های آن خشکانده شود و در کنار آن به تقویت وحدت اقوام و مذاهب توجه ویژه‌ای شود.»

وی خاطر نشان کرد:« مطمئنا هموطنان ما در سیستان و بلوچستان و به ویژه در شهر زاهدان این حرکات تروریستی را نه تنها تائید نمی‌کنند که همیشه بیشترین هزینه‌ها را آنها از بابت این حملات داده‌اند و نباید این حوادث رخ داده را به حساب پیروان اهل سنت گذاشت، اینگونه عملیات‌های تروریستی توسط عده‌ای فریب خورده که توسط دشمنان ملت ایران اجیر و سازماندهی شده‌اند صورت می‌گیرد.»


 


سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس اعلام عدم التزام دولت به آغاز اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها از مهر ماه را مصداق قانون شکنی خواند و ابراز عقیده کرد که دولت قصد دارد به سمتی برود که این قانون اجرا نشود.

به گزارش مهر، سید عماد حسینی نماینده قروه با اشاره به اعلام عدم التزام دولت به آغاز اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها در مهر ماه از سوی سخنگوی کارگروه طرح تحول اقتصادی گفت: با مشاهده این وضعیت می توان گفت که دولت قصد اجرای این قانون را ندارد و دولت مسیر به سمتی می برد که این قانون اجرا نشود.

حسینی تاکید کرد: با توجه به قانون مجلس در این خصوص و مشخص کردن میزان اعتبار برای قانون هدفمند کردن یارانه ها، این اقدام دولت در به تاخیر انداختن اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها نمونه بارز و مشخصی از قانون شکنی است.

سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس همچنین درباره تاکید رئیس مجلس بر پیگیری موضوع عدم ارسال قراردادهای نفت و گاز از سوی دولت به مجلس از جمله قرارداد گازی ایران و پاکستان و سرنوشت این پیگیری ها گفت : گفت: مجلس همچنان منتظر ارائه این قراردادها از سوی دولت است اما همچنان این قراردادها به مجلس نمی آید .

وی بااشاره به اینکه طبق اصل ۷۷ قانون اساسی هرگونه قرارداد و توافقنامه بین المللی باید به تصویب مجلس برسد ، افزود: توجیه دولت در عدم ارسال قراردادها به مجلس این است که دولت های گذشته استفساریه ای در این خصوص در اختیار دارند ، اما دولت باید توجه داشته باشد که منابع نفتی و ذخایر انرژی از اعمال زمین استخراج می شوند تعلق خاص به شرکتهایی چون شرکت ملی نفت و گاز ندارند و جزء سرمایه های ملی و مردم محسوب می شوند ، بنا براین باید تمامی قراردادها در این خصوص از کانال مجلس عبور کند و پس از تایید مجلس اقدام شود.

سخنگوی کمیسیون انرژی تاکید کرد: در قراردادهای نفتی و انرژی بین المللی چون مبالغ هنگفتی در این قراردادها گنجانده می شود بنابراین باید در مسیرقانونی قرار گیرد و شکل قانونی به خود بگیرد.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به kaleme-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به kaleme@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته