-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ تیر ۱۵, سه‌شنبه

Latest News from Kaleme for 07/06/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



روابط عمومی دفترفائزه هاشمی در اطلاعیه ای که برای رسانه ها ارسال کرده است، به مطالب دروغی که در ویژه نامه ی  روزنامه ایران (ارگان رسمی دولت) منتشر شده واکنش نشان داد.

به گزارش کلمه در این جوابیه آمده است:

روزنامه ایران در خرداد ماه ۱۳۸۹ در ویژه نامه خود (رمز عبور) در مطلبی دو صفحه ای (صفحات ۲۰۳ و ۲۰۴)  تحت عنوان «فائزه هاشمی بدون روتوش» اقدام به درج ۱۴ دروغ به شرح زیر نموده، که به منظور اطلاع رسانی جهت تنویر افکار عمومی و انعکاس آن ارسال می گردد.
روزنامه رسمی دولت (ایران)، که هزینه آن از محل بودجه عمومی کشور تامین می شود، در آستانه ٢٢ خرداد و سالگرد انتخابات ریاست جمهوری، ویژه نامه ای تحت عنوان “رمز عبور” منتشر و حملاتی را علیه جنبش سبز، رهبران و همچنین حامیان آن متوجه ساخته بود که در بخشی از آن ویژه نامه (صفحات ٢۰٣ و٢۰۴)، با تیتر “فائزه هاشمی بدون روتوش”، به دروغ پردازی و خبرسازی های متعددی مبادرت ورزیده بود.
در همین رابطه، فدراسیون اسلامی ورزش زنان ایران، با صدور اطلاعیه ای تحت عنوان “روزنامه ایران رکورد زد”، موارد چهارده گانۀ ادعاییِ روزنامه دولت را مورد اعتراض قرار داده و در جهت تنویر و آگاهیِ افکار عمومی، آن را برای رسانه ها ارسال نموده است.
گفتنی است این اقدام، مرتبۀ نخست نمی باشد که حامیان دولت و ارگان های رسانه ای آنان، دست به تخریب و خبرسازی پیرامون خانواده هاشمی رفسنجانی می زنند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:

روزنامه ایران رکورد زد: چهارده دروغ فقط در دو صفحه درباره فائزه هاشمی
تلاش برای دورنگاه داشتن افکار جامعه از مسائل اساسی و اصلی کشور وسرگرم نمودن مردم با اکاذیب و شایعه پراکنی بویژه درسال های اخیر مسئله جدیدی نیست.
آنان هر روز یک بازی جدیدی را جهت به انحراف کشیدن افکار عمومی از اعمال و سوء مدیریت خود رو می کنند. در تبعیت از این روش، روزنامه ایران که با بودجه بیت المال چاپ می گردد در ویژه نامه خود تحت عنوان «رمز عبور» در خرداد ١٣۸۹ در یک مطلب دو صفحه ای (صفحات ٢۰٣ و٢۰۴)، با ثبت ١۴ دروغ درباره فائزه هاشمی بالاترین رکورد را نصیب خود کرد. دروغ های چاپ شده در این مقاله در دو دسته به شرح زیر ارایه می گردد:
الف ـ مواردی که بصورت مستقیم از فائزه هاشمی نقل شده است:
١- “من پشتوانه محکمی دارم که در وجود صراحتم بی تأثیر نیست”
٢- “دوچرخه سواری دختران وزنان با کت و دامن در خیابان با دین و عرف متضاد نیست
٣- “اگر کت ودامن ومانتو حجاب محسوب می شود پس چگونه است که کارکنان نمایندگی ایران در خارج از کشور از این نوع پوشش استفاده می کنند”
۴- فائزه هاشمی با براه انداختن مراسم حمایت ازکرباسچی گفت” نتیجه محاکمه هر چه باشد فاقد ارزش قانونی است”
ب ـ موارد کذبی که درباره فائزه هاشمی بیان گردیده است:
۵- فائزه هاشمی باند ویژه ای را برای دو چرخه سواری بانوان تهیه ودر حال گرفتن مجوز موتور سواری است
۶- تصویب سخت اعتبار نامه فائزه هاشمی در مجلس پنجم
۷- حمایت از نهایی نشدن گزارش تخلفات کمیته تحقیق و تفحص حوادث کوی دانشگاه به مجلس پنجم و اینکه فائزه هاشمی بعنوان رئیس کمیته تحقیق و تفحص مجلس از حادثه کوی دانشگاه تعلل کرد که قضیه راجدی نگیرند
۸- مـجـرم شـناخـته شــدن روزنـامـه زن و فـائـزه هـاشمی بـه علت عدم اثـبات حـضور جناب آقای نقدی درحمله به دو وزیر کابینه آقای خاتمی ( آقایان عبدالله نوری و عطا الله مهاجرانی)
۹- انتشار اخبار کذب درباره مسئولین در روزنامه زن
١۰- انجام مصاحبه با مصاحبه گر شبکه سی ان ان و مـعرفـی وی بـه عنـوان الگوی عملی زنان ایران
١١- فائزه هاشمی از راهپیمایی به لیست سی نفره جبهه مشارکت باز ماند
١٢- تجمع تعدادی از خانواده معظم شهدا در مقابل دفتر کار فائزه هاشمی به نشانه اعتراض
١٣- جبهه مشارکت تصمیم گرفت جلسه انتخاباتی فائزه هاشمی وکارگزاران را بهم بزند
١۴- توصیه آیت الله هاشمی در مورد تعطیلی روزنامه زن
هم اکنون کـه فـضای جامعه را موج گسترده ای از دروغ افکنی های آشکار، شایعه سازی، اتهام های واهی، وارونه جلوه دادن عملکرد معماران انقلاب، را فراگرفته و رسیدگی و برخوردی نیز با متخلفین از قانون وجود ندارد، روزنامه ایران نیز از چنین موقعیتی سوء استفاده کرده و با تحریف جملات، ناقص استفاده کردن و یا جابجا کردن سخنان نـهایـت بهره برداری را، البته با پول ملت، در جهت انحراف افکار عمومی و تثبیت جایگاه غصب شده خود می نماید لذا تکذیب کامل کلیه موارد فوق که هرکدام توضیحات جـداگانه ای را می طـلبد جهت روشـن شدن افکـار عـموم اعلام می گردد.


 


عضو هیئت رئیسه کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه لرستان همچنان بیکارترین استان کشور است، گفت: عقب ماندگی های موجود شایسته این استان نیست.

به گزارش مهر، مقدسی با تاکید بر زدودن بی عدالتی ها در کشور، عنوان کرد: شایسته نیست که استان لرستان دارای این میزان عقب ماندگی باشد.

هادی مقدسی در سخنانی با اشاره به نامگذاری دهه چهارم انقلاب به نام دهه پیشرفت و عدالت، یادآور شد: بروجرد با وجود همه استعدادهای موجود همچنان با محرومیت مواجه است.

وی ادامه داد: در حال حاضر استان لرستان به رغم همه توانمندیها، منابع، امکانات، پتانسیلهای خدادادی از جمله نزولات مطلوب جوی، زمین های کشاورزی، منابع انسانی متخصص و متعهد همچنان در سطح کشور دارای رتبه اول در زمینه بیکاری است.

نماینده مردم بروجرد در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر ضرورت توجه ویژه به استانهای کم برخوردار گفت: تلاش برای به فعلیت رسیدن قابلیتهای هر منطقه زمینه ساز تحقق عدالت است.

مقدسی با اشاره به بارشهای سالانه در استان بیان داشت: با وجود بارشهایی که سالانه در این استان به ویژه در بروجرد رخ می دهد هر ساله این شهرستان به دلیل عدم مهار آبها با مشکلات ناشی از خشکسالی مواجه است.

وی با بیان اینکه در حال حاضر بیش از ۵۰ روستای شهرستان بروجرد دچار خشکسالی هستند، گفت: عمده این روستاها فاقد آب شرب بهداشتی هستند.

عضو هیئت رئیسه کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی ادامه داد: این در حالی است که از مجموع ۲۰۰ سد ساخته شده در کشور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی استان لرستان و شهرستان بروجرد سهمی نداشته است.

نماینده مردم بروجرد در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: در حال حاضر بیش از ۷۵ درصد زمینهای کشاورزی استان لرستان و شهرستان بروجرد به صورت دیم کشت می شود که این امر خسارت زیادی را در سالهای خشکسالی به بار آورده است.

وی با تاکید بر اینکه باید متناسب با شان مردم به مشکلات آنها رسیدگی شود، خاطر نشان کرد: این مطالبه به حق مردم است که با گذشت ۳۱ سال لرستان با معضل بیکاری مواجه نباشد.


 


به گزارش کلمه به نقل از دبیر هیأت نظارت برمطبوعات در جلسه مورخ ۱۴/۴/۸۹ هیأت نظارت بر مطبوعات گزارش تخلفات نشریات مطرح و بشرح ذیل تصمیم‌گیری شد:

۱ ـ دو هفته‌نامه «مدینه گفتگو» با گستره توزیع استان مرکزی به دلیل افترا به مقامات و نهادهای کشور و پخش شایعات و مطالب خلاف واقع ، به استناد بندهای ۸ و ۱۱ ماده ۶ قانون مطبوعات و به علت اصرار بر تخلفات مورد اشاره به استناد تبصره ۲ ماده ۶ و تبصره ماده ۱۲ قانون مطبوعات ، توقیف و مراتب جهت پیگرد قانونی به مرجع قضایی ارسال شد.

۲ ـ به نشریه «نسیم بیداری» بدلیل افترا به مقامات کشور و ایجاد اختلاف مابین اقشار جامعه ، به استناد بندهای ۴ و ۸ ماده ۶ قانون مطبوعات تذکر داده شد و مراتب جهت پیگرد قانونی به مرجع قضایی ارسال گردید.

۳ ـ به نشریات «رزم آور» و «دنیای کاراته» بدلیل پرداختن به موضوع عرفان‌های کاذب و اندیشه‌های ساختگی بر خلاف موازین اسلامی ـ بدون نفی منطقی و کارشناسانة آنها ـ ، به استناد

بند ۱ ماده ۶ قانون مطبوعات تذکر داده شد.


 


کلمه: داریوش محمدی در بخش اول باز خوانی انتقادی و تحلیلی منشور سبز به تشریح و توضیح ماهیت، اهداف و راهکارهای پیشنهادی جنبش پرداخت .  قسمت دوم  تحلیل چنانکه وعده داده شده بود پیش روی شماست. کلمه از ادامه گفت و گو و تحلیل متن جنبش از سوی صاحبنظران استقبال می کند.

بخش دوم :  آب را گل نکنیم

جدول شماره ( ۵ )مولفه های اصلیِ  «هویت سبز »

ردیف عنوان مولفه رویکرد نظری  جنبش سبز رویکرد  عملی جنبش سبز
۱ استمرار حضور دین رحمانی با پذیرش تکثر درون جنبش تحکیم وجه اخلاقی و رحمانی دین مبین اسلام و نظام جمهوری اسلامی ایران ایجاد پیوند میان میراث ایرانی- اسلامی و شوق به توسعه و پیشرفت در جامعه
پرهیز از اکراه مردم به تقید به مرام، مسلک و رویه خاص
مبارزه با استفاده ابزاری از دین
حفظ استقلال نهادهای دینی و روحانی از حکومت
۲ همزیستی و همگرایی ارزش های دینی و ملی برای بقای تمدن ایرانی- اسلامی حفظ و تقویت ارزش های والای فرهنگ ایرانی و سرمایه های غنی انباشته شده در رسوم و مناسبت‌های ملی تقدس‌زدایی از تعصبات نابجا
آگاهی‌بخشی درباره ویژگی های هویت آفرین آیین های ملی و مذهبی
۳ خودباوری و اتحاد بر سر اصولبرای کسب آزادی و استقلال تکیه بر خرد جمعی و نفی هرگونه خودمداری و خودخواهی اتکا به عقلانیتی که حاصل جمعخردهای مختلف ومبتنی بر نظام عقلانیت توحیدی است .
دستیابی به اجماع آگاهانه بر خصیصه های هویت آفرین و کنار گذاشتن عناصر تشتت زا
۴ حق حاکمیت مردم برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی تلاش برای صیانت از رای مردم
اعمال هر گونه صلاحیت خودسرانه و گزینشی  مغایر با قانون اساسی، حق تعیین سرنوشت وحقوق بنیادین مردم است مبارزه تا حذف  نظارت استصوابی
توجه به منافع ملی و حفظ استقلال مبارزه با هرگونه اقدام علیه منافع ملی و نقض استقلال ایران

تحلیل سطح ۱ :

۱٫ ستون اول در جدول شماره (۵) نشان می دهد :  هرفردی که به میراث ایرانی – دینی  ایران وفادار نباشد ، به بقای تمدن  ایرانی – اسلامی نیاندیشد ، به مرز خود باوری و اتحاد بر سر اصول نرسیده باشد  و حق حاکمیت مردم را به رسمیت نشناسد ، از هویتِ سبز برخوردار نیست .

۲. ستون دوم در جدول شماره (۵) بیان گر آن است : هر رویکردی که به وجه اخلاقی و رحمانی دین  نظر  نداشته باشد و با اتکا بر این وجه ، به رابطه ی میان دین و نظام نیاندیشد و در حفظ و تقویت مناسبت های ملی نکوشد و به جای اتکا به خرد جمعی ، بر خود مداری و خودخواهی اصرار بورزد و تسلیم ِ برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی نگردد و به مغایرت قانون اساسی یا صلاحیت خودسرانه و گزینشی اعتقاد نداشته باشد و به منافع ملی و حفظ استقلال ایران بی توجه باشد ، رویکردی  است که  فاقد جایگاه در جنبش سبز است .

۳. ستون سوم در جدول شماره (۵)  ، رویکرد های عملی برای بروز هویت سبز را  نشان می دهد . بر این اساس : هر رفتار فردی ، سیاست سازمانی و یا رویکردی که به جای توسعه به بنیادگرایی منجر شود  یا مردم را به آئین و مرامی خاص مقید سازد یا درصدد استفاده ی ابزاری از دین باشد و یا به وابستگی نهادهای دینی و روحانی  به حکومت بیانجامد ، فاقد هویت سبز است . هم چنین ،  هر کس که برای صیانت از آراء مردم تلاش نورزد ، با نظارت استصوابی مبارزه نکند و یا اقدامی در خلاف منافع ملی و حفظ استلال کشور انجام دهد ، سبزنخواهد بود . ستون سوم تاکید دارد که برای تامین و تثبیت هویت سبز ، باید بر گونه ای از عقلانیت تکیه کرد ، که حاصل جمع خردهای مختلف است و مبتنی بر « نظام عقلانیت توحیدی  است » ، لذا اصرار بر خرد فردی و عقلانیتِ غیر ، نمی تواند در چارچوب هویت سبز قرار گیرد .

۴. تعبیر « نظام عقلانیت  توحیدی » در ستون و ردیف سوم  جدول شماره (۵) ، اگر چه در ابتدا مبهم می نماید ،  اما  به یاری  واژگان همان بند  می تواند تا حدی وضوح یابد . به این ترتیب که : نفی خود مداری و خود خواهی  به خود باوری  می انجامد و  تنها با کنار گذاشتن عناصر تشتت زا و اجماع آگاهانه بر عناصر هویت ساز ،  می توان به اتحاد بر سر اصول رسید و البته «این دو »، با تکیه بر خرد جمعی حاصل می شوند .  با این وصف ، نظام عقلانیت توحیدی  نظامی است عقلانی ، که فاقد عناصر خود مدار و خودخواه و تشت زاست .

۵٫ ردیف ۲ در جدول شماره (۵) ، حامل دغدغه های ملی و ارزش های سنتی و مذهبی است و البته رویکرد نظری و عملی جنبش با تقدس زدایی و آگاهی بخشی ، درصدد است تا این عناصر  را از جایگاه خرافه پرور و هویت ستیزِ پایین کشد و به جایگاهی فرهنگی و هویت ساز ارتقا دهد .

۶٫ در یک بندِ کامل  از بیانیه ، ذیل هویت سبز ، آمده است :

  • جنبش سبز جنبشی ایرانی- اسلامی است که در جستجوی دستیابی به ایرانی آباد، آزاد و پیشرفته است. بر این اساس، هر فرد ایرانی که توسل به خرد جمعی توحیدی را به عنوان مبنای تلاش برای ایجاد فردای بهتر برای میهن خویش بپذیرد در زمره فعالان جنبش سبز به شمار می آید. جنبش “ایران را متعلق به همه ایرانیان می داند”.

در این بند ، تعبیر «  ایرانی آباد و آزاد و پیشرفته »  اگر چه می تواند مولفه ای قلمداد شود که جنبش سبز به آن پای بند است ، اما از جملات و عبارات  بعدی آن رویکردی نظری و عملی استخراج نمی شود و یا نگارنده در تشخیص آن ناتوان مانده و  نتوانست  آن را بر سیاق جدول شماره ( ۵ )  درج کند .

تحلیل سطح دو :

۱٫ از لحاظ نظری ،   دین اخلاقی در مقابل دین فقهی قرار می گیرد . به این اعتبار که دین فقهی منبعی برای  وضع رفتار فرد و  تنظیم روابط در جامعه  است ، اما دین اخلاقی  به فرد و حالات روحی و  اعتقادات شخصی او بر می گردد  . در این حال ، تنافر و تناقضی  که ممکن است میان نهادهای  دموکراتیک با نهاد دین  اتفاق بیافتد ، اگر به  پیوند نیانجامد ، به ستیز  منجر نمی شود . ردیف ۱ در جدول شماره (۵) ، بیانگر آن است که  جنبش سبز  به لحاظ نظری ،   با تاکید بر وجه اخلاقی دین ، امکان برقراری دموکراسی را در نظام جمهوری اسلامی ممکن می داند ، اما راهکار اصلی و عملی جنبش برای  « حفظ استقلال نهادهای دینی و روحانی از حکومت » اگر چه بسیار روشن است ،  اما سازو کار آن مشخص نیست . رجوع به قانون اساسی و حدود اختیارا ت فقها در نظام جمهوری اسلامی ، نشان می دهد که استقلال نهادهای دینی و روحانی  از حکومت ، اگرچه  مطلوب است ، اما عملاً ممکن نیست .

۲٫ « نظام عقلانیت توحیدی »  لازم است نسبت خود را با گونه های دیگر عقلانیت مشخص کند  و  هم چنین لازم است  « سازو کار » تاسیس و تشخیص این نظام  تشریح شود . « توحیدی»  بودن یک نظام  اگر در مقابل  «شرک آلود » بودن   آن قرار گیرد  ، در زبان دینی ، تعبیری  تاویل بردار و تفسیر طلب  محسوب می شود . البته ممکن است در این  ترکیب تنها از پشتوانه ی فرهنگی  و تعابیر  دینی برای تاکید بر ساختار و یا گونه ای خالص !  از عقلانیت استفاده شده باشد  که در این صورت بیشتر مشکل آفرین خواهد بود .به عبارتی دیگر : حتی اگر تاسیس چنین نظامی ممکن باشد و یا شکل گیری آن در یک جامعه ی دینی با زیست مسلمانی ، « طبیعی » باشد ، تشخیص ِتوحیدی بودن یک ساختار ، البته خود محتاج عقلانیت است و معرکه ی آرا . در حقیقت این دور  ، هیچگاه به پایان نخواهد رسید و چه بسا مشکلات و معایبِ آن بر مزایا و نعماتش غلبه کنند  .

۳٫ تعبیرِ  « خرد جمعی توحیدی »  ، اگر چه  ممکن است  بیانی دیگر از « نظام عقلانیت توحیدی  » باشد اما ظاهراً از ابهام و غربت بیشتری برخوردار است  و برای آن که از این ابهام خارج شود لازم است  به سوالاتی از این دست پاسخ دهد :  آیا این « خرد » ، نوعی از «خرد جمعی» است  یا نوعی از « خرد توحیدی » ؟ اگر نوعی از خرد توحیدی است ، آن گاه خرد توحیدی به چه معناست و اگر نوعی از خرد جمعی  است ، معیار تشخیص آن  چیست ؟ چه نوعی از خردِ جمعی ،  توحیدی نیست ؟ مرجع  تشخیص این گونه خرد جمعی ، چه فرد یا نهادی است ؟ آین عبارت چه نسبتی با  « خرد جمعی غیر توحیدی » یا « خرد فردی توحیدی » و یا  « بی خردی جمعی توحیدی ! »  دارد ؟

۴. جمله ی  « هر فرد ایرانی که توسل به خرد جمعی توحیدی را به عنوان مبنای تلاش برای ایجاد فردای بهتر برای میهن خویش بپذیرد در زمره فعالان جنبش سبز به شمار می آید » .  ابتدا باید  نسبت و جایگاه خود را با سایر مولفه های هویت سبز مشخص کند ! و توضیح دهد که چرا  یک فرد غیر ایرانی نمی تواند در زمره فعالان جنبش سبز باشد ؟ هم چنین باید پاسخ دهد که چه  کسی  را می توان یافت  که ادعای تلاش برای فردای بهتر میهن را نداشته باشد ؟  و مهم تر از همه باید پاسخ دهد که چه «مولفه ی جدیدی »  را به هویت سبز افزوده است ؟ قرارگرفتن عبارت  « جنبش ایران را متعلق به همه ی ایرانیان می داند » در پایان این بند ، اندکی عجیب می نماید و در مجموع به نظر می رسد این بند از انسجام موجود در سایر  بندهای بیانیه برخوردار نیست .

۵٫ تعابیر آشنای « ایران برای همه ی ایرانیان » ، « ایرانی آباد و آزاد و پیشرفته » و «  فردای بهتر » اگرچه تعابیر کلی و رسا به نظر می رسند و  می توانند همبستگی و مشارکت و مجاهدت  عامه را تقویت کند ، اما  هیچ مولفه ی جدیدی را به هویت سبز اضافه نمی کند  و  چه بسا این تعابیر ، گمان حضور خواسته ها و شعایر نهادی و حزبی را در منشور دامن  زند  ، بخصوص که  مصادیق احتمالی  آنها در قالب سایر مولفه ها  قابل کشف است .

پیشنهادات و ملاحظات

۱. لازم است در منشور سبز ،  نسبت دینِ اخلاقی با اخلاق دینی مشخص شود . ( آیا اخلاق دینی همان دین فقهی است یا غیر از آن است ؟ )

۲٫ اگر نارضایتی های  اقتصادی و امنیتی را  در ظهور و بروز جنبش سبز  موثر بدانیم ، جایگاه هنجارهای  اقتصادی و امنیتی ، در میان هنجارهای  مورد نظر جنبش سبز خالی  است . ( مثلا : جنبش سبز تا تامین حریم خصوصی و یا استقلال ِقوه ی قضاییه ،  از آزادی های فردی و حقوق فردی دفاع می کند  و یا تا ملی شدن بهره برداری از منابع  گازی و نفتی ! در خصوص نحوه ی بهره برداری و  مصرف در آمدهای ناشی از آن ،  روشنگری می کند )

۳. هویت سبز  ، برای آن که موثر واقع شود و شفاف تر باشد ، نه تنها باید سبز ها را مشخص کند  ، بلکه باید آنها را به  « اقرار »  وادارد . تعلق به هویت سبز ، لازم است به عنوان یک سند افتخارِ کنشگران  و فعالان آن محسوب شود نه یک ژست و یا فرصت برای بهره برداری سیاسی و یا جلب افکار عمومی . هر چه این هویت آشکار تر باشد ، امکان بسیج منابع را بیشتر  و تشتت آراءو اختلاف میان سبزها را کمتر می کند . هم چنین زمینه را برای  سوء استفاده ی هویت های ِمخالف ،  از بین می برد . ( نمونه هایی از رفتارهای  اپوزیسیون  تند رو ، اصلاح طلبان و اقتدارگریان  بر این مهم گواه اند)

۴٫ پیشنهاد می شود بندی که حاوی  تعبیر « خرد جمعی توحیدی »  است ، شفاف ،  اصلاح و یا حذف! شود  .

۵٫ از آنجا که جنبش سبز یک جنبش فراگیر است و با همراهی و همدلی و کنشگری عدالت طلبان و آزادی خواهانِ جهان مواجهه شده است  ، بهتر است به ارزش های جهانی ، بخصوص ارزش های نوین جهانی در هویت خویش تاکید ورزد . این ارزش ها می تواند مولفه ای عام تر و جهانی برای « تشخیص سبز ها» فراهم سازد و آنها را از هویت های  ناسازگار و دشمن ساز ،‌در عرصه ی بین المللی جدا کند  و جایگاه آنان را نیز تقویت کند . ( یک سبز در عرصه ی جهانی ، چگونه شناخته می شود ؟  آیا جنبش سبز به تعاملات بین المللی نظر ندارد ؟ )

۶٫ گمان می کنم ، نگرش سیاسی در هویت سبز ، بر نگرش اجتماعی و فرهنگی آن  بیش از حد ، غلبه کرده است .  این نگرش می تواند جنبش اجتماعی سبز را به جنبش نخبگان سبز و یا جنبشِ سیاسی اصلاحات ،  تقلیل دهد ( آنچه که اندکی ملموس است ) و به تبع دامنه ی فعالیت و کنشگری در جنبش را به فعالیت های سیاسی و ژست های روشنفکری تقلیل دهد .

پایان بخش دوم


 


یک نماینده مجلس از قوه قضائیه خواست که با توهین‌کنندگان نمایندگان به طور جدی برخورد کند.

به گزارش کلمه به نقل از “خانه ملت” سیروس سازدار نماینده مرند و جلفا در مجلس با بیان اینکه افرادی با تجمع مقابل مجلس به مجلس و نمایندگان توهین کردند، گفت: قوه قضائیه نباید به راحتی از کنار آن بگذرد و باید برخورد قاطعی با توهین کنندگان و متخلفان داشته باشد.

وی با طرح این سوال که آیا دادستانی و قوه قضائیه در این زمینه به وظیفه خود عمل کردند، گفت: باید مشخص شود که آن عده از افرادی که با حضور در مقابل مجلس کیفی به دست گرفته و آن را به عنوان کیف انگلیسی نمایندگان تلقی کرده و گستاخی های زیادی به مجلس کردند، از طرف چه کسانی ماموریت داشتند.

عضو فراکسیون اقلیت مجلس تصریح کرد: متاسفانه عده‌ای از نمایندگان در بین تجمع کنندگان حضور یافته و به تشویق توهین کنندگان می پرداختند.

سازدار با تاکید بر اینکه توهین به مجلس به نفع هیچ کس نخواهد بود، گفت: وقتی عده ای به راحتی به مجلس و ریاست مجلس توهین می کنند در جامعه چه دیدگاهی به وجود می‌آید؟ آیا بی ارزش کردن مجلس به نفع یک گروه یا جناح سیاسی است.

وی با اشاره به گفته‌های آیت‌الله خمینی درباره این که مجلس در راس امور و مجلس عصاره نظام است خاطرنشان کرد: آیا یک مصوبه مجلس در رابطه با وقف اموال دانشگاه آزاد آنقدر مهم بود که شان مجلس را پایین آورده و به ساحت آن توهین کنند؟ آیا راهکارهای قانونی در این راستا در نظام وجود نداشت؟

نماینده مرند و جلفا افزود: نظام جمهوری اسلامی ایران دارای قانون اساسی بوده و محور این قانون ولایت فقیه است و مجلس شورای اسلامی زیرنظر ولایت فقیه عمل می کنند آیا عده ای کیف انگلیسی به دست بگیرند و نمایندگان مجلس را دست نشانده انگلیس بدانند، این توهین به مجلس نیست آیا این توهین به نظام نیست؟

سازدار گفت: باتوجه به شرایط فعلی جامعه باید بیش از پیش به اتحاد و همدلی فکر کرد و کسانی که به فکر ایجاد تفرقه در نظام هستند شناسایی و با قانون برخورد شود.

وی با بیان اینکه توهین عده ای به مجلس قابل مقایسه با به توپ بستن مجلس در زمان محمدعلی شاه قاجار است، گفت: در زمان قاجاریه انتظاری از محمدعلی شاه نبود که مجلس را به توپ بست چرا که وی دست نشانده روس و انگلیس بود و لیاخوف روسی مجلس را به توپ بست اما توهینی که عده ای به مجلس کردند در واقع به اندازه همان به توپ بستن مجلس بود.


 


به گزارش کلمه به نقل از فارس، محمد حسین صفار هرندی در نشستی سیاسی و اجتماعی در شهرستان ابهر، که با عنوان “بصیرت و روشنگری ” برگزار شد، با اشاره به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم در سال گذشته اظهار عقیده کرد “اگر بخواهیم انقلاب‌ها را مقایسه کنیم باید بگوییم فتنه بعد از انتخابات نیز یک نوع انقلاب بود که با پشتیبانی دشمنان خارجی و داخلی به وقوع پیوست ولی این فتنه با آگاهی و رهبری‌ داهیانه ولایت خنثی شد. ”

وی معتقد است: “انقلابی پایدار است که رهبری بی‌نظیر داشته باشد و در کنار آن مردم نیز پشتیبان آن انقلاب باشند که در این زمینه پایداری و تداوم امروز نظام جمهوری اسلامی مدیون رهبری است و وقتی مردم کمبودها و تهدیدها و تحریم‌های اقتصادی را تحمل کرده‌اند، نشان از حمایت و اعتقاد قلبی آنان به امر ولایت‌فقیه است. “


 


کلمه- گروه سیاسی: چند ماه پیش “محمد علی رامین” به تحریرۀ روزنامۀ فرهیختگان رفت و زمانی که با انتقاد گروهی از خبرنگاران این روزنامه روبرو شد آنها را دلقک خطاب کرد و گفت اگر مقابل قانون بایستید گردن شما را می شکنیم. وی در طول سخنرانی خود برای تحریریه این روزنامه، آنها راغرب زده، قانون شکن و بی ادب خطاب کرد و مدعی شد که آنها چیزی از نظام اسلامی نفهمیده اند.

رامین زمانی این سخنان را ابراز کرد که اعضای تحریریه فرهیختگان به بازداشت همکاران خود انتقاد کرده و دولت احمدی نژاد را به دلیل سرکوب مطبوعات مورد سرزنش قرار دادند.پس از رفتن رامین از روزنامه بسیاری از کارکنان از ترس تعطیلی روزنامه توسط مدیر مسئول تعدیل شدند.این مساله یکی از نمونه هایی است که باعث سوال نماینده کاشمر از وزیر ارشاد در صحن علنی مجلس شده است.

اما وقتی خباز (نمایندۀ اصلاح طلب مجلس) دربارۀ جو ناامنی بوجود آمده در رسانه ها، از سید محمد حسینی رییس وزارتخانۀ فرهنگ و ارشاد اسلامی سوال کرد، پاسخی جالب شنید. وی در پاسخ به این سوال ارتباط نزدیک و رفت و‌امد به نشریات، مجله‌ها و خبرگزاری‌ها از سوی معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد را بی‌سابقه دانست و گفت: نزدیک سخن گفتن با اعضای هیات تحریریه و خبرنگاران تا به الان وجود نداشته است.

وی در پایان گفت: در صورتی که این دغدغه ها بر طرف شود و روزنامه ها احساس آرامش کنند من قانع می شوم که وزیر ارشاد نیز وعده برطرف شدن این دغدغه ها را داد.

در جلسۀ روزنامه نگاران با رامین، آنها با اشاره به توقیف ده ها روزنامه اصلاح طلب طی چهار سال و نیم گذشته از رامین پرسیدند که آیا می داند پس از سرکوب وسیع مطبوعات اکنون چه تعداد روزنامه اصلاح طلب در قید حیات هستند؟.وی در پاسخ گفت:” من تعداد روزنامه ها را شمارش نمی کنم و اصولا آن روزنامه هایی که شما اصلاح طلب می دانید را اصلاح طلب نمی دانم.” اما وزیر فرهنگ و ارشاد، اقدامات این وزارتخانه در برخورد با مطبوعات را تا به الان از سرخیرخواهی نصیحت و مشفقانه دانست و گفت: وزارت ارشاد هرگز به دنبال این نبوده اندکه بخواهد فردی را تهدید کند. به گفته وی، وزارت ارشاد هیچگاه اصل را بر برخورد با مطبوعات نگذاشته بلکه با روابط صمیمی و گفت‌وگو بسیاری از مسائل را حل کرده است. حسینی معتقد است؛ تذکر از سوی معاونت مطبوعات وزارت ارشاد و هیات نظارت بر مطبوعات به نفع خود مطبوعات است و به جای لغو امتیاز و یا توقیف یک نشریه و ارجاع به دادگاه و دست روی دست گذاشتن تذکر داده می‌شود.

سوال محمدرضا خباز نماینده کاشمر از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در ارتباط با علت تحدید نشریات و تهدید مدیران مسوول نشریات کشور و پشتیبانی وزارت ارشاد از برخی نشریات هتاک و حرمت شکن در جلسه علنی مجلس مطرح شد. در مقابل حسینی معتقد است؛ تذکر از سوی معاونت مطبوعات وزارت ارشاد و هیات نظارت بر مطبوعات به نفع خود مطبوعات است و به جای لغو امتیاز و یا توقیف یک نشریه و ارجاع به دادگاه و دست روی دست گذاشتن تذکر داده می‌شود. اما خباز اعلام کرده است، ظرف یکی دو سال گذشته ۸ روزنامه کثیرالانتشار در کشور توقیف شده‌اند که موجب افزایش بیکاری، سرگردانی خانواده مطبوعات و انتقاد در صحنه بین‌المللی مبنی بر عدم آزادی اندیشه و بیان در ایران شده است.

محمدرضا خباز، نماینده کاشمر گفت: وزیر ارشاد گفتند با نشریات که به مصالح نظام ضربه بزند برخورد می‌شود. اختلاف نظر ما با این وزارتخانه بر سر این است که تعریف مصالح نظام چیست؟ و چرا شما اگر کسی از دولتمردان انتقاد کند آن را توهین تلقی می‌کنید و اگر در مورد اداره کشور سخنی گفته شود، تذکر می‌دهید.

وی خطاب به نمایندگان تصریح کرد: مشکل از اینجا شروع می‌شود که یک نماینده مجلس علاقمند به نظام وضعیت اقتصادی و فرهنگی کشور انتقاد می‌کند و روزنامه‌ها این مطلب را از ترس آنکه به آنان تذکر داده شود چاپ نمی‌کنند.

نماینده اصلاح طلب کاشمر با اشاره به اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی در ارتباط با دلارهای نفتی، گفت: ۱۱ روزنامه این مطلب را چاپ کردند که به آنها تذکر داده شد! زمانی که دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز اجازه سخن گفتن نداشته باشد تکلیف نشریات مشخص شده است. شرایطی به وجود آمده که حتی سخن نماینده نیز منتشر نمی‌شود. تذکرات ما در مورد متخلفین اخلاقی در مطبوعات نیست. برداشت دولت این است که اگر کسی از دولت مردان انتقاد کند، توهین به نظام است؛ در حالی که چنین نیست و باید برای منتقد فرش قرمز پهن کرد.

در پایان این سوال  نماینده کاشمر خطاب به وزیر ارشاد گفت که  در صورتی که این دغدغه ها بر طرف شود و روزنامه ها احساس آرامش کنند من قانع می شوم که حسینی نیز وعده برطرف شدن این دغدغه ها را داد. هر چند که نمی توان به وعده وزیر ارشاد دل بست. همگان روزهای تلخ برخورد با مطبوعات را به خاطر دارند. هنوز یادمان نرفته که رامین به هر روزنامه ای می رفت چه تغییراتی در آن روی می داد.اما باید منتظر ماند و روند برخورد با مطبوعات را به نظاره نشست.


 


شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران محکومیت حبس داود سلیمانی را از ۶ سال به ۳ سال کاهش داد.

به گزارش کلمه به نقل از سایت های خبری،  پیش‌تر شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران وی را به استناد مواد ۶۱۰ و ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به ۶ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از فعالیت در احزاب و مطبوعات محکوم کرده بود.

دادگاه تجدیدنظر با استناد به تبصره‌های ۲ و ۴ از ماده ۲۲ قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب تهران، ۶ سال حبس وی را جمعا به ۳ سال کاهش داد.


 


حسین کیاروستا از دانش آموختگان دانشگاه آزاد و از فعالان ستاد مهدی کروبی در کرج  که در جریانات پس از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شد، به یک سال حبس تعلیقی محکوم شد.

به گزارش کلمه به نقل از ادوار نیوز، این فعال دانشجویی با حکم شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب و رای قاضی پیرعباسی، به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام، به یک سال حبس تعلیقی محکوم شد که این حکم به مدت ۵ سال به حالت تعلیق درآمده است.

گفتنی است این فعال دانشجویی روز ۶ دی ماه (عاشورا) بازداشت شده بود و مدت دو ماه را در زندان اوین به سر برد.


 


نماینده تهران اظهار داشت: تحریم یا بایکوت یک پدیده دوسویه است که قدرت‌ها یا کشورها گاهی دیگر کشورها یا ملت‌ها را طرف بایکوت قرار می‌دهند.

به گزارش کلمه به نقل از آفتاب، وی ادامه داد: تحریم عملی ستمگرانه و ظالمانه است و اولین‌بار اسپانیایی‌ها در استعمار آمریکای لاتین به شیوه‌های ناجوانمردانه از بایکوت استفاده کردند و سپس دولت‌های دیگر از آن برای رسیدن به اهداف خود بهره گرفتند.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس تصریح کرد: جالب است که امروز دولتی از این حربه استفاده می‌کند که مدعی بود آزادی تجارت برای همه تضمین شده است و تجارت را باید عاری از دخالت‌های سیاسی کنیم و امروز بدترین شکل این مسأله را پیشه خود کرده است.

محجوب گفت: آمریکا وجود قدرت‌های استعمار‌گر انگلیس و اسپانیا در این قاره را بیش از ما به یاد دارند اما آیا آنها تاثیری بر استقلال آنها گذاشت؟ آیا باعث پیروزی انگلیس در دنیا شد؟

وی ادامه داد: بنابراین آمریکا بهتراست که از سرنوشت استعمارگران قبلی درس بگیرد اینکه کشورها از ابزارهایی

که در اختیار دارند علیه یکدیگر استفاده کنند طبیعی است اما اینکه کشوری دیگر کشورها را تهدید کند که علیه ملت دیگری اقداماتی را ترتیب دهند اقدام جدیدی است و تحریم اسپانیا و انگلیس هم بدتر است آنان چنین نکردند.

نماینده تهران خاطرنشان کرد: در استعمارگری دموکرات‌های آمریکا از جمهوری‌خواهان جنگ‌جو حیله‌گر‌تر و مکارترند؛ زیرا می‌دانند که این بی‌رحمانه‌ترین رابطه است که گفته می‌شود همه با من، در غیر این‌صورت علیه من. مبنای دین و مسیح و دموکراتیک هم این‌نظر و دیدگاه را تائید نمی‌کند. این رویکرد خودخواهانه و ستم‌گرانه است که قطعا استمرار ندارد.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس گفت: رئیس جمهور آمریکا گفته است که تمام توان دیپلماتیک خود را برای اجرای قطعنامه علیه ایران به‌کار خواهد گرفت و در این صورت آثار تورم قطعنامه برای ما شکننده خواهد بود و باید تلاش کنیم با موفقیت از این جریان عبور کنیم.

وی گفت: شرکت‌ها و موسسات ما بیشترین ضرر را در این عرصه خواهند داشت و کارگران اشتغال خود را از دست می‌دهند که برای همه اینها باید سیاست‌های جبرانی داشته باشیم.

محجوب ادامه داد: ما استقلال می‌خواهیم و این استقلال هزینه دارد که باید بهای آن را پرداخت کنیم. من موافق این نیستم که در وادرات و صادرات اخلالی ایجاد نمی‌شود ما در این حوزه مشکل داریم و پس از اجرای قطعنامه مشکلات‌مان بیشترمی‌شود و باید بهایش را بپذیریم.

وی گفت: دوره حصار شرایط و مقررات خود را می‌طلبد مسئولان اجرایی باید بدانند که در این دوره باید از هزینه‌های غیر ضرور خودداری کنند. صرفه‌جویی اصل دوره حصار است؛ باید به دلار دلار درآمدها توجه شود این صرفه‌جویی باید از مجلس و دولت شروع شود.

محجوب افزود: اجرای قطعنامه شرایط سختی نسبت به گذشته بر ما تحمیل خواهد کرد و امیدوارم همانطور باشد که دوستان می‌گویند” فشاری بر ما تحمیل نخواهد شد” اما واقعیات غیر از این است.


 


کامران دانشجو، وزیر علوم، تحقیقات وفناوری، تاکید کرد: نگاه کلی ما به تشکل‌های دانشجویی این است که اگر در چارچوب قوانین و مقررات فعالیت کنند از آنها حمایت کنیم و از این لحاظ میان گرایش‌های سیاسی تفاوتی لحاظ نکنیم مگر اینکه دارای نگرش سیاسی مخالف و معاند نظام جمهوری اسلامی ایران باشند و بخواهند ترویج تفکرات ضد اسلام را بکنند.

به گزارش کلمه به نقل از خبرگزاری ایلنا،  قاعده کلی این است که تشکل‌های موجود دانشجویی دارای مجوز در دانشگاه‌ها قانونی هستند مگر اینکه خلاف آن ثابت شود و ما نیز به نوع دیدگاه‌های تشکل‌های سیاسی حساس نیستیم فقط تاکید داریم در چارچوب مقررات فعالیت کنند.

دانشجو افزود: تشکل‌های دانشجویی باید نظام یافته حرکت کنند و در قالب برنامه‌ها و استراتژی‌های مشخص خود فعالیت کنند، اگر چشم‌انداز فعالیت بلندمدت و میان‌مدت تشکل‌های دانشجویی روشن باشد امکان حمایت ازآنها نیز تسهیل می‌شود.

وی مدعی شد که برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی تشکل‌های دانشجویی را موجب رونق گرفتن رقابت سالم میان آن‌ها و پویایی و نشاط محیط دانشگاه می‌داند و گفت: شوراهای فرهنگی دانشگاه‌ها باید از فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تشکل‌های دانشجویی که در راستای مصالح نظام است حمایت کنند.

دانشجو گفت: تشکل‌های دانشجویی در اجرای برنامه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی خود آزادی عمل دارند و ما تنها اجازه ترویج سکولاریسم و فعالیت علیه اسلام و نظام جمهوری اسلامی را در دانشگاه‌ها نمی‌توانیم بدهیم که البته این ممنوعیت خواسته و مطالبه به حق مردم غیور و شریف و قریب به اتفاق دانشگاه‌یان است.

وزیر علوم اضافه کرد: تشکل‌های دانشجویی با آزادی کامل جلسات نقد و مناظره در مورد مکاتب مختلف فکری، سیاسی و برنامه‌های جاری در کشور را برگزارکنند و افراد با سلیقه‌های مختلف نگاه‌های خود را برای دانشگاه‌یان عزیز مطرح کنند،در عین حال در این مناظرات در کنار ارائه نظرات و سلیقه‌های فکری متفاوت از اسلام‌شناسان نیز باید استفاده شود تا به صورت صحیح مبانی اسلامی را تبیین کنید.

وی تصریح کرد: نباید تشکل‌های دانشجویی را در چند عنوان خاص محدود کنیم بلکه همه تشکل‌هایی که قانون اساسی، اصل ولایت‌فقیه و مقررات نظام جمهوری اسلامی را در عمل قبول دارند می‌توانند فعالیت کنند.

این گفته‌ها در حالی است که در چند سال اخیر بسیاری از تشکل‌های دانشجویی به‌دلیل رویکرد انتقادی منحل شده‌اند.

اغلب نشریات منتقد و اصلاح‌طلب دانشجویی توقیف شده‌اند و تعداد زیادی از دانشجویان منتقد نیز با احکام انضباطی مختلف از تحصیل محروم هستند.


 


در پی درگذشت علامه فضل‌الله، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، پیام تسلیتی صادر کردند.

به گزارش کلمه، متن این پیام به شرح ذیل می‌باشد:

ناالله و اناالیه راجعون

درگذشت عالم روحانی، آیت‌الله سیدمحمدحسین فضل‌الله، از مصادیق بارز «اذا مات‌العالم ثلم فی‌الاسلام ثلمه لایسدها شئی» است.

شخصیت مجاهدی که در خانواده‌ای روحانی و در محضر مراجع بزرگ نجف پرورش یافت و برای دفاع از حقانیت اسلام به سرزمین خویش لبنان برگشت و با حضور در گروه‌های جهادی، عالمی عامل شد.

اهمیت جایگاه این شخصیت فقیه و نویسنده اجتماعی و سیاسی باعث چندین‌بار تلاش دشمنان صهیونیستی برای ترور شخصیتی و حذف فیزیکی ایشان شد که مدال جانبازی را بر سینه خویش آویخت.

با تسلیت این مصیبت به مسلمانان، شیعیان، مردم لبنان، گروه‌های مقاومت و روحانیون جلیل‌القدر در سرزمین‌های اشغالی و لبنان و به‌ویژه بستگان و خانواده‌ داغدار، علّو درجات آن عالم جلیل‌القدر را از درگاه احدیت خواستارم و امیدوارم اندیشه‌های تابناک ایشان چراغ راه همه طلبه‌ها و کسانی باشد که آینده مجامع اسلامی را به‌دست می‌گیرند.

اکبر هاشمی رفسنجانی

رئیس مجلس خبرگان رهبری

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام


 


یک تشکل اصلاح طلب  از اقدام توطئه‌آمیز خارج ساختن نام سازمان منافقین از لیست سازمان‌های تروریستی انتقاد شدیدی کرد.

به گزارش کلمه به نقل از پارلمان نیوز، مجمع روحانیون مبارز، با صدور قطعنامه اخیر شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران و همچنین تصویب تحریم های جدید کنگره آمریکا علیه ملت ایران و امضاء آن توسط رئیس جمهور این کشور و نیز اقدامات مشابه برخی از کشورهای اروپایی را به شدت محکوم و آن را ادامه خصومت علیه انقلاب اسلامی و ملت بزرگ ایران دانست.

این تشکل روحانی اصلاح‌طلب اقدام توطئه آمیز برخی از دولت های اروپایی از جمله دولت فرانسه در خارج ساختن نام سازمان منافقین از لیست سازمان‌های تروریستی و آزادی عمل دادن به سران تروریست این سازمان که دستشان به خون صدها تن از فرزندان برومند ایران و شخصیت های بزرگ ملی و مذهبی آغشته است و همچنین جاسوسی و همدستی چندین ساله آنها برای رژیم صدام در جنگ تحمیلی که منجر به شهادت هزاران هموطن بی گناه و تخریب و ویرانی وسیعی از شهرها و مراکز جمعیتی گردید که در کارنامه سیاهشان ثبت است را محکوم کرد و این را نشان سوء نیت این دولت‌ها و دروغین بودن دلسوزی‌های ظاهری آنان از ملت ایران دانست.

ملت ایران خود راه اصلاح امور و برون رفت از مشکلات را بدون مداخله بیگانگان به خوبی می داند.

مجمع در این جلسه ضمن تأکید مجدد و پافشاری بر حقوق اساسی ملت و لزوم آزادی هر چه سریعتر زندانیان بی گناه حوادث پس از انتخابات و برخورد با متجاسرین و جریانات افراطی خشونت گرا و قلم به دستان مشکوکی که در شرایط حساس کنونی عملاً در مسیر اهداف دشمنان و همگام با منافقان به اختلاف افکنی و تخریب بنیان های انقلاب و شخصیت های ممتاز و بزرگ آن مشغولند را خواستار شد و همگان را به حفظ هوشیاری و وحدت و انسجام ملی در مواجه با خطرات داخلی و خارجی فراخواند و مسؤولین امر را به تدبیر شایسته امور در برون رفت کشور از مشکلات کنونی دعوت نمود.

همچنین در این جلسه یاد عالم ربانی و مرجع بزرگوار تقلید حضرت آیت الله سید محمد حسین فضل الله گرامی داشته شد و اعضای مجمع با ابراز تأسف و تأثر این مصیبت را به ملت دوست و برادر لبنان و به همه حوزه های علمیه و عموم شیعیان تسلیت گفتند.


 


متن این یادداشت به شرح زیر است:

اخیرا از سوی بعضی رهبران جنبش سبز مسئله تعامل درونی در داخل کشورمورد توجه قرار گرفته است. در همه جای دنیا نیز کسانی که اپوزوسیون هستند و خواستار بدست گرفتن قدرت و یا شریک شدن در آن می شوند، با توجه به جغرافیای سیاسی کشورشان، روشهائی را برای ائتلاف، تعامل و گفتگو پیش بینی میکنند و بر اساس آن نقشه، مسیر راه را معین می کنند و معمولا هم به نتیجه میرسند. تنها کسانی که مشی انقلابی دارند و خواستار سرنگونی یک حکومت هستند، هر نوع تعاملی را نفی مینمایند و تا سقوط آن نظام از پای نمی نشینند. همچنانکه امام خمینی برای سقوط نظام پادشاهی در ایران، از این روش استفاده کرد و هر نوع تعامل و گفتگوئی را منوط به جدا شدن و غیر قانونی خواندن نظام حاکم میکرد. حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، یکی از مقاطعی بود که جناحهای داخل حاکمیت و کسانی که سالها در کنار یکدیگر برای ایجاد و پیشرفت اهداف جمهوری اسلامی تلاتش کرده بودند، به دلائل انتخاباتی که ریشه در عدم اعتماد سالهای پیشین به روش برگزاری انتخابات بود، منجربه رویاروئی شد. اما در هر صورت کسی نمی تواند این واقعیت را انکار کند که رهبران این جنبش تنها در چارچوب نظام جمهوری اسلامی که هر کدام از این رهبران یا رئیس جمهور و یا رئیس مجلس و یا نخست وزیر آن بوده اند، مطالبه داشتند . تاکید همواره آنها، حتی پس از حوادث خشونت آمیز سال گذشته بر قانون اساسی و استمرار راه وخط امام خمینی دلیل بر این واقعیت است. البته کسانی در داخل و خارج بودند و هستند که اصل نظام جمهوری اسلامی و یا حد اقل جمهوری اسلامی با این قانون اساسی که دارای اصل ولایت فقیه است را قبول ندارند. اگر واقع بینانه نگاه شود، آنها بنا به تعریفی که رهبران این جنبش از خود به صورت علنی ارائه کرده اند، زیر مجموعه همراهان قرار ندارند. اگر این مرزبندی شفافتر مورد توجه قرار میگرفت، کسانی که دنبال تغییر قانون اساسی بودند و یا تغییر نظام، راه خودشان را میرفتند و کسانی که به دنبال اصلاحات بودند، از مسیرتعامل و گفتگو پیش می رفتند، من بر این باورم که اصلاح عملکردها، اجرای قانون اساسی فعلی، حفظ نظام جمهوری اسلامی که مورد توجه و تاکید مکرر مسئولان رسمی مخالفان دولت در یکساله گذشته بوده اسـت، به صورت طبیعی از جاده گفتگو، تعامل و نهایتا اصلاح امور میگذرد. همین که اخیرا مورد توجه قرار گرفته است. تعامل نیروهای داخلی در سه سطح ضروری است . تعامل نیروهای اصلاح طلب و یا اصولگرا در درون خودشان و مشخص کردن چارچوبهایشان. تعامل جناح ها با یکدیگر برای سربلندی و پیشرفت مردم ایران. و تعامل با حاکمیت برای اصلاح رفتارها و سهیم شدن در قدرت. بنا براین، با وجود اصل مشترک اجرای قانون اساسی و حفظ نظام همچنانکه یکی از رهبران جنبش سبز گفته است راهی جز گفتگو وتعامل برای آنها متصور نیست و ایکااش زودهنگامتر و قبل از این همه خسارت ، این راه از هر دو سو مورد توجه قرار میگرفت. در این رویاروئی داخلی و دعوای خانوادگی متاسفانه از فردای پس از انتخابات ریاست جمهوری، افراطیون بیشتر از تجربه داران، مدیریت حوادث را بر عهده گرفتند و با علاقه و با اصرار و با ارائه شعارهای حداکثری، بیش از هر چیزی، تعامل و همکاری و گفتگو را نشانه رفتند و هر نوع آمادگی برای گفتگو و حل سیاسی قضایای داخلی را مورد حمله قرار می دادند. در این میان اصلاح طلبان که با تکیه بر اصلاحات و انتقادات مدنی، به جای تقابل های خشن خواستار تغییراتی در رفتارها بودند، باید بیش از دیگران بر اساس مبنای نظری شان به فکر تعامل و گفتگو باشند. چیزی که افراطیون از دو سو مانع آن هستند . این دعوت به تعامل را باید به فال نیک گرفت و آن را با توجه به واقعیت قدرت در کشور، راه برون رفت دانست.


 


در پی درگذشت علامه محمد حسین فضل الله عالم و فقیه شیعی، میرحسین موسوی در پیامی فقدان این روحانی درد آشنا را  تسلیت گفت. به گزارش کلمه متن پیام میرحسین موسوی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

رحلت عالم روحانی و فقیه نواندیش آیت الله سید محمد حسین فضل الله از مراجع درد آشنای جهان اسلام را به ملت لبنان و پیروان و خانواده محترم ایشان تسلیت میگویم.

او شخصیتی مجاهد وفقیهی آزاد اندیش بود که همواره با تکیه بر دانش فراوان و نگاهی آگاهانه ودور از تحجر راهگشای ملت خود ومسلمانان جهان بود. امید است روش و بینش روشنگرانه او توسط عالمان متعهد و شاگردان دلسوز ایشان دنبال شود. مسلمانان امروز نیازمند فقیهان شجاع، آگاه و نواندیش چون ایشان هستند تا بتوانند در دنیای متحول امروز درکنار آزادیخواهان روشنفکر و دانشمندان متعهد راه را بسوی آینده باز کنند ودر میان جامعه بشری جایگاه شایسته خودرا بدست آورند.

میرحسین موسوی


 


عباس جعفری دولت‌آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران روز یکشنبه با شماری از زندانیان زندان رجایی‌شهر کرج دیدار کرد.

به گزارش ایسنا، در این ملاقات که چند ساعت طول کشید، عیسی سحرخیز، احمد زیدآبادی، داود سلیمانی، حشمت‌الله طبرزدی، منصور اسانلو، مهدی محمودیان، رضا رفیعی‌فروشانی، مصطفی اسکندری، مسعود مرادی باستانی و رسول بداغی مسایل و خواسته‌های خود را به‌طور مستقیم با دادستان در میان گذاشتند.

براساس این گزارش جعفری دولت‌آبادی ضمن استماع اظهارات زندانیان فوق در هر مورد دستور رسیدگی صادر کرد.


 


سید محمدحسین فضل الله از مراجع تقلید شیعیان لبنان، امروز یکشنبه ۱۳ تیر (چهارم جولای) در سن هفتاد و پنج سالگی در بیروت درگذشت. او روز جمعه به دلیل خونریزی داخلی به بیمارستانی در بیروت منتقل شده بود.

به گزارش کلمه به نقل از سایت های خبری، آیت‌الله سید محمد حسین فضل‌الله که ۱۴ روز به دلیل بیماری کبد در بیمارستان «بهمن» در ضاحیه جنوبی شهر بیروت بستری شده بود، از روز جمعه گذشته به‌دنبال خونریزی داخلی وارد کما کامل شد و تنها با تنفس مصنوعی به حیات خود ادامه می‌داد.

سیدمحمدحسین فضل‌الله، در شهر نجف در عراق متولد شد و پس از پایان تحصیلات حوزوی خود در این شهر، به لبنان بازگشت. او از بلندپایه‌ترین رهبران روحانی حزب‌الله لبنان به شمار می‌رفت. آیت الله فضل‌الله همچنین از انقلاب اسلامی ایران پشتیبانی کرده بود. با این حال این مرجع تقلید شیعیان، فتاوا و نظراتی دارد که موجب شد برخی روحانیون شیعه به‌ویژه در ایران علیه او سخنانی مطرح کنند و این اواخر آنچنان که انتظار می رفت در جمهوری اسلامی مورد حمایت قرار نگرفت.

او در مصاحبه‌ای که سال پیش با روزنامه وال استریت ژورنال انجام داد، گفت که نظرش با تئوری ولایت فقیه فاصله دارد و فکر نمی کند برای این مساله بتوان نقشی در لبنان قائل شد.

شیخ حسن حلاوی، نماینده آیت‌الله فضل‌الله در ایران که در دفتر وی در بیروت نیز فعالیت داشته، درباره موضع این مرجع تقلید نسبت به ولایت فقیه گفته است: تفکر آیت‌الله فضل‌الله به آیت‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی در ایران، بسیار نزدیک است. البته شاید در برخی امور ایشان به گونه‌ای دیگر استدلال می‌کنند؛ مثلا نظر آیت‌الله خمینی ولایت فقیه است، اما ایشان به گونه‌ای دیگر ولایت فقیه را قبول دارند. ایشان معتقد به ولایت فقیه برای حفظ نظام است.

وی درباره حمایت جمهوری اسلامی از علامه فضل‌الله گفته بود: ما می‌دانیم که ایران از سید حمایت می‌کند. اما معتقدیم که ایران بیشتر از این باید از ایشان حمایت کند. ایران حداقل‌ می‌توانست در برابر برخی توهین‌ها به علامه فضل‌الله بایستد. ما نمی‌گوییم بحث علمی نکنند، باید صورت بگیرد اما توهین، نه.

رابطه با حزب‌الله

شیخ حسن حلاوی پیش از درگذشت علامه فضل‌الله درباره رابطه وی با حزب‌الله لبنان گفته بود: حزب‌الله از ابتدا تاکنون، هیچ وقت با سید مخالف نبود. سید از روز اول از آنان حمایت کرد و آنان در زیرعبای ایشان بزرگ شدند. البته در تشکیلات نظامی حزب‌الله، ایشان هیچ نقش و تاثیری ندارند. آنان نظر سید را جویا می‌شوند، اما به هر حال رهبر انقلاب اسلامی، مرجع تقلید حزب‌الله هستند.

وی درعین حال گفته بود «هیچ وقت از نظر سیاسی تضاد میان نظر سید و حزب‌الله پیش نیامده است. افراد اندکی در میان حزب‌الله هستند که یا با سید مخالفند و یا دشمنند. اما در مسائل سیاسی اگر اختلافی میان سید و حزب‌الله رخ دهد، بله، می‌توان گفت که ایشان بر حزب‌الله تاثیرگذار نیستند. به هر حال، تا به حال پیش نیامده است. البته سید برخی نظرات را درباره حمل سلاح و دادن آن به افراد دارد که نمی‌شود سلاح را به هرکس داد».

دفاع از حقوق زنان

علامه فضل‌الله درباره زنان نظراتی به روز داشته به‌گونه‌ای که معتقد بود «زن در طول تاریخ مظلوم بوده است، با وجود این‌که عقلش مثل مرد است و توانایی‌اش مثل توانایی مرد ولی از صحنه معرفت و تجربه کنار گذاشته شده و بازیچه و کنیز مرد در نظر گرفته شده است».

وی درباره بخشی از حقوق زنان چنین فتوایی را مطرح کرده بود: زن بالغه و رشیده، مثل مرد بالغ و رشید است و هر کدام از آن دو در مسائل مالی زندگی، شخصیت قانونی مستقلی دارند.

وی همچنین نظر فقهی خود را درباره ازدواج زنان چنین مطرح کرده بود: نظر فقهی ما این است که زن بالغه و رشیده در مورد ازدواج خود از پدر و جد پدری و برادر خود مستقل است، مثل مرد بالغ و رشید. هرچند که بعضی‌ها با این نظر مخالف ما هستند. اما مساله مشورت گرفتن از پدر، جنبه استحبابی دارد و الزامی نیست.

سید محمدحسین فضل‌الله همچنین معتقد بود که «زن حق دارد به عنوان دفاع از خود، خشونت شوهرش را پاسخ بگوید». همچنین گفته بود که «جایز نیست مرد با سوء استفاده از ضعف زنش علیه او دست به خشونت بزند» و زنان را «تشویق» کرده بود که ورزش‌های قدرتی یاد بگیرند تا بتوانند از خودشان دفاع کنند».

فتوا درباره شیعه و سنتی

علامه فضل‌الله درباره اختلافات شیعه و سنتی گفته بود: مشکل ما مشکل سنی و شیعه نیست، بلکه مشکل ما استکبار جهانی و اسرائیل است.

او همچنین در رد اختلافاتی که بین شیعه و سنتی مطرح می‌شود، گفته بود که «ما به ارتداد صحابه از اسلام اعتقاد نداریم» و چنین فتوایی را مطرح کرده بود: به حرمت دست زدن به هر نوع شیوه‌ای که صحابه را زیر سئوال برده و با استفاده از سبّ و لعن موجب برانگیخته شدن اختلافات شود، فتوا می‌دهم.

آیت الله  فضل‌الله همچنین درباره عزاداری شیعیان در ماه محرم گفته بود: سینه‌زنی سنتی مرسوم که باعث اذیت بدن می‌شود اشکال دارد. قمه زنی حرام است… زنجیرزنی را نیز حرام کرده‌ام. او به عزاداران توصیه کرده بود که «اگر می‌خواهید با آن حضرت (امام سوم شیعیان) همدردی کنید برای مقابله با اسرائیل بشتابید.

مخالفت‌ها

شیخ علی کورانی، از روحانیون لبنانی که هم‌اکنون در قم اقامت دارد، در انتقاد از علامه سیدمحمد حسین فضل‌الله گفته بود: افکار و سخنان آقای فضل‌الله را هیچ عالم شیعه‌ای نمی‌تواند بپذیرد و اجماع علما و مراجع بزرگ شیعه در لبنان و غیر لبنان، آرای او را برخلاف عقاید مسلم شیعه می‌داند.

آقای کورانی که این سخنان انتقادآمیز درباره آقای فضل‌الله را پیش از مرگ او بیان کرده، گفته بود آیت‌الله فضل‌الله، «نفر اول حوزه لبنان به حساب نمی‌آید و افراد زیادی هستند که سطح و سواد علمی‌شان بسیار بالاتر از آقای فضل‌الله است».

به گفته او، آقای فضل‌الله از هیچ‌ یک از علمای شیعه مدرک اجتهاد ندارد و نظرات مثبتی که درباره او مطرح می‌شود، ناشی از تبلیغات دولتی و رسانه‌ای است.

به نظر وی، تاثیرگذاری آیت الله  فضل‌الله در لبنان محدود و در حال از بین رفتن است و توده مردم شیعه لبنانی با وی نیستند. مرجعیت وی به گروه خاصی منحصر است و اعضای حزب‌الله برخی از آیت‌الله خامنه‌ای تقلید می‌کنند و برخی هم از آیت‌الله سیستانی.

آقای کورانی که خود را «باجناق» آقای فضل‌الله معرفی کرده بود، همچنین درباره او گفته بود: از نظر علمی‌او را قبول ندارم و ایشان را مجتهد نمی‌دانم. ایران، ایشان را بزرگ کرده است. آقایان کروبی و‌هاشمی‌رفسنجانی از زمان آیت‌الله خمینی همواره به ایشان کمک می‌کرده‌اند.

خط مشی آقای فضل‌الله به گفته آقای کورانی «سیاسی» است و تداوم ندارد. نظرات او از مسئله تبرئه ابوبکر و عمر در حمله به منزل حضرت ‌زهرا (دختر پیامبر مسلمانان) گرفته تا بحث عصمت انبیا، در میان علما و شیعیان «غیرمقبول» است.

چند سال پیش آیت‌الله فضل‌الله در نظریه «شهادت» دختر پیامبر اسلام تشکیک کرد و صحت آن را به چالش کشید. درپی این اظهارنظر، موجی از بیانیه‌های علمای قم در محکومیت تشکیک در شهادت حضرت زهرا آغاز شد و آیت‌الله شیخ جواد تبریزی با اعلام راهپیمایی، خواهان تبدیل فاطمیه به عاشورایی دیگر شد.

آقای کورانی معتقد است که «ایراد آیت‌الله فضل‌الله در این است که در عقاید اجتهاداتی می‌کند که هم غیرعلمی‌و بی پایه است و هم خارج از چارچوب تشیع» و بنابراین به گفته او «هم اعتماد شیعیان را از دست داد، هم رضایت وهابیان را نتوانست جلب کند».


 


میرحسین موسوی در تماس تلفنی با پدر محمد رضا جلایی پور از آخرین وضعیت وی کسب اطلاع و از بازداشت چندین باره محمدرضا جلایی پور ابراز تاسف عمیق کرد.

به گزارش کلمه، در این تماس تلفنی حمیدرضا جلائی پور، پدر محمدرضا در خصوص آخرین وضعیت فرزندش توضیحاتی به میرحسین موسوی ارائه کرد.

میرحسین موسوی در این گفت و گو با ابراز تاسف از برخوردهای نامناسب با نخبگان و رنجی که خانواده زندانیان سیاسی از نبود عزیزشان متحمل می شوند ، ابراز امیدواری کرد که محمدرضا و دیگر زندانیان سیاسی هر چه سریعتر آزاد شوند.


 


مسعود باستانی، از روزنامه نگارانی که در حوادث پس از انتخابات بازداشت و زندانی شدند، در نامه ای از زندان رجایی شهر به مناسبت سال‌روز تولد همسر روزنامه نگارش، مهسا امرآبادی، ضمن تبریک تولد وی نوشته است: احساس می‌کنم الان دیگر نیازی به گلایه و شکایت از ظلم‌های امروز و دیروز نداریم و بایستی به فردا فکر کنیم. زیرا که بر اساس سنت تاریخ و نوید طبیعت، به یقین فردا روشن‌تر از امروز خواهد بود و کلید صبح فردا در گرو صبوری‌های امروز ماست.

به گزارش کلمه، متن نامه مسعود باستانی که یک سال از زندانی شدنش می‌گذرد، به این شرح است:

همسر عزیزم سلام

بالاخره تیر ماه فرا رسید! روزهای گرم تابستان ۸۹ هم آغاز شد و من که از پیش با خودم وعده کرده بودم تا به بهانه سپری شدن یک سال حبس، نامه ای بنویسم و از آنچه که طی این مدت بر ما گذشته است روایت و شکایت کنم، به کلی از این کار منصرف شده ام!!

مهسای عزیز! همسر مهربانم، این روزها بیشتر از هر وقت دیگری شاهد هستم که تو چگونه دل تنگی هایت را در گوشه قلبت پنهان می کنی، بغض های شبانه ات را فرو می خوری تا فردا با صدایی شاداب تر از دیروز سلامم را جواب بگویی و روحیه مرا در حبس و غربت بالاتر ببری.

بگذار این بار صادقانه اعتراف کنم که ایثارگری ها و مهربانی هایت در طول این یک سال بیشتر از هر زمان دیگری بر دلم می نشیند و شاید امسال بیش از همه این سال ها حضور و وجود تو را حس کرده ام و لحظه لحظه های این سال با یاد تو و خاطرات، سپری شد.

امسال بیش از هر زمان دیگری حضورت را احساس و تنهایی هایم را با تو تقسیم کردم.

اما بگذار بار دیگر صادقانه اعتراف کنم که به سبک و عادت همیشگی ام، وقتی غربت و دل تنگی سینه ام را می فشارد و یا هنگامی که کسالت و ظلمت این روزها بر من دو چندان می گذرد و یا اینکه به روال این چند سال زندگی پرفراز و نشیب مان هرگاه “هوای دوست” به سرم می زند، اخرین پناه و دستاویز من همین کاغذ سفید و قلم کوچک است. اینجا به جای دفتر روزنامه یا دفتر کار؛ برای نوشتن دفترچه ای کوچک دارم که همیشه بالای سرم می گذارم و یک خودکار معمولی که همراه شبانه من و این دفترچه قرمز رنگ است.

اصلا اجازه بده بدون تعارف اعتراف کنم که همین صبوری ها و امیدواری های تو مرا از نگارش نامه های افشاگرانه و شکایت آلود از آنچه که بر ما گذشته است، منصرف کرد و به جای آن تصمیم گرفتم تا به مناسبت سالروز تولدت نامه ام را به خودت هدیه کنم.

راستی تولدت مبارک!

همین یک جمله را به رسم هدیه تولد از همسرت که اکنون در زندان رجایی شهر هیچ تحفه یا هدیه ای برای کادو تولد ندارد؛ بپذیر.

باور کن که احساس می کنم الان دیگر نیازی به گلایه و شکایت از ظلم های امروز و دیروز نداریم و بایستی به فردا فکر کنیم. زیرا که بر اساس سنت تاریخ و نوید طبیعت، به یقین فردا روشن تر از امروز خواهد بود و کلید صبح فردا در گرو صبوری های امروز ماست.

نه! خواهش می کنم اشتباه نکن. حرف من این نیست که از ظلم ها و بی عدالتی ها و تبعیض هایی که بر ما روا داشته اند و روا می دارند ناراحت نیستم و یا به راحتی از کنار آنها گذشته ام، بلکه تمام دغدغه ام این است که اکنون دیگر چه نیازی به تکرار آنها و بازگو کردن باقی مانده است؟

حالا دیگر چه کسی پیدا می شود که از دردهای ما و آنچه که در طول این یک سال بر ما گذشته است بی خبر باشد؟

همه چیز روشن است. حالا دیگر چه نیازی به افشاگری و شکواییه علیه کسانی که ما را کتک می زدند و در بدترین شرایط بازجویی کردند، وجود دارد؟ چه کسی پیدا می شود که نداند در سلول های بازجویی بند ۲۴۰ و یا راهروهایی که در آنجا گه گاه همدیگر را ملاقات می کردیم چه ظلم ها و ناجوانمردی هایی بر ما روا داشته شد.

اصلا چه نیازی است که بگویم چگونه با رکیک ترین الفاظ دشنام دادند و با تهدید به دادگاه کشاندند و سرانجام هم بدون هیچ منطقی احکام ناعادلانه شان را روی پرونده هایمان گذاشتند.

اصلا به نظر تو این روزها دیگر چه نیازی وجود دارد تا دوباره در قالب نامه های سرگشاده به رییس قوه قضاییه و یا مقام های عالی رتبه قضایی کشور از وضعیت خود گلایه کنم و بگوییم که نه تنها رافت و مروت اسلامی بلکه هیچ گونه قانون و عدالتی هم در حق ما رعایت نشد!

مگر جرم ما چه بود؟! مگر ما چه می خواستیم؟!

مهسای عزیز

حالا که به اینجا رسیده ایم، لطفا اجازه بده که من هم با الهام از همین روحیه امیدوارانه و خلق و خوی بردبارانه ات از ظلم و سختی های دیروز و نگاه بخشاینده ات نسبت به افرادی که مسبب این سختی ها هستند، به سرعت گذر کنم و به جای تکرار آنها درباره فردا برایت بنویسم.

فردایی که من و تو و خیلی های دیگر منتظر آن هستیم. فردا در راه است و گرچه از امروز یعنی ۱۲ تیر ماه یکسال دیگر از تولد تو می گذرد و تنها دو روز بعد من در حبس یک ساله می شوم اما در میان این حوادث یقین به فردا هم متولد شده است. فردایی روشن و سبز برای ما و همه آنها که هم سن و سال ما هستند و همه کودکانی که تاریخ آنها را شاهد کارهای ما قرار داده است، فردایی که تصورش چندان سخت نیست اما خیال آن، تحمل این شرایط سخت را آسان می کند.

آری همسر خوبم!

بیا فردا را آرزو کنیم. بیا به جای گلایه و شکایت و دلسردی از این روزها به فردایی فکر کنیم که در آن تلاش برای تحقق رویای یک سرزمین سبز و آباد مجازات و کیفر به دنبال نداشته باشد.

آرزوی روزی که پاداش شرکت فعالانه در یک انتخابات آزاد و عادلانه حبس و تبعید نباشد. روزی را انتظار بکشیم که دیگر حق شهروندی در انتقاد از دولت و یا حتی مخالفت صریح با سیاست های دولتی را تبلیغ علیه نظام تعبیر نکنند. روزی که نقدهای خیرخواهانه و امر به معروف و نهی از مکر بهانه ای برای حصر و حبس و ساکت کردن منتقدان و مخالفان در چاردیواری زندان ها نشود.

به امید فردایی باشیم که حتی متهمان هم بتوانند با آزادی کامل در دادگاه های بی طرف از حق خود دفاع کنند و حداقل براساس موازین قانونی تا پیش از اثبات جرم آبروی متهمان بازیچه ی دادگاه ها که اغلب مصارف امنیتی دارند، نگردد.

روزی که قضات محترم به جای برخورد قاطع با مصادیق مفاسد اقتصادی؛ روزنامه نگارانی هم چون من را به خاطر فعالیت حرفه ای در رسانه ها به میلیون ها تومان جریمه نقدی محکوم نکنند . روزی که دیگر دوستان روزنامه نگار ما مجبور نباشند جلای وطن کرده و رکن چهارم دموکراسی را در غیاب مطبوعات آزاد و مستقل از خارج از مرزهای جغرافیایی این کشور گربه ای شکل دنبال کنند و تجلی دهند، فردایی که حقوق بشر خواهی و عدالت طلبی به فتنه گری و بیگانه پرستی تعبیر نگردد.

همسرم! فردا در راه است سالروز تولد ت هم دوباره فراخواهد رسید . فردایی روشن و سبز که به زودی خواهد رسید و من در آن روز باردیگر سالروز تولد تو را تبریک خواهم گفت. روزی که آرزوهای ما هم متولد شده اند و ما آن روز را جشن خواهیم گرفت .

حال و روز من هم اینجا بد نیست . این روزها کتاب می خوانم و درس زندگی می گیرم ولی شاید باورت نشود عملا احساس می کنم در کلاس فشرده قرار گرفته ام ، کلاسی که استادش تدریس نمی کند ولی شاگرد به راحتی درس ها را فرا می گیرد، من اینجا از احمد زید آبادی صبرو مدارا می آموزم،  عیسی سحر خیز معلم تلاش و جنب جوش است. دکتر سلیمانی استاد اخلاق و مهربانی است و طبرزدی مردم داری و استقامت در حبس را یاد می دهد. مهدی محمودیان و رسول بداقی هم هر کدام به شیوه ای درس های زندگی را به من یاد می دهند. من فردا را انتظار می کشم . روزی که تحقق روشنایی و زیبایی برای همه ماست .


 


به گزارش کلمه، در این دیدار که در فضایی صمیمی انجام شد میر حسین موسوی با ابراز تاسف از بازداشت های غیر قانونی فعالان مدنی از خانواده عماد الدین باقی که در طول دوران بازداشت عماد صبر و استقامت به خرج دادند دلجویی و قدردانی کردند.

رهنورد و موسوی همچنین در جریان روند بازداشت و چگونگی برخورد با عماد الدین باقی در طول دوره بازداشت قرار گرفته و برای این زندانی سیاسی و خانواده اش آرزوی سلامت و پیروزی کردند.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به kaleme-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به kaleme@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته