
محمدرضا یزدان پناه : "نگهبان مرا به داخل هدایت کرد و در را محکم بست. وقتی بلند شدم، کتم را برداشتم و عینکم را زدم. مرد خیلی لاغری که ریش سیاه بلندی داشت و عینک به چشم، را دیدم که روی کپه پتوهای سیاه نشسته بود. از عمامه ای که با پیراهن لباس زندان برای خودش درست کرده بود، فهمیدم آخوند است. او با دیدن من برخاست و با لبخند شیرینی خوش آمد گفت. دستش را جلو آورد و اسمش را گفت: سید علی خامنه ای..."
"هوشنگ اسدی" مدتها پیش از آنکه همراه با همسرش "نوشابه امیری" ناچار به ترک وطن یا آنگونه که خود می گوید "اخراج از وطن" شود روزگاری در دوران شاه هم سلولی آقای خامنه ای در سلول شماره 11 بند یک کمیته مشترک ضد خرابکاری بوده است.
خاطرات اسدی از دوران هم سلولی با آقای خامنه ای بدون شک معتبر ترین و موثق ترین منبعی است که نمایی نزدیک از واقعیت های پیشین رهبر امروز جمهوری اسلامی را به مخاطب ارائه می دهد.
او چهار ماه را با آقای خامنه ای در یک سلول تنگ و تاریک گذراند. سه ماه را دو نفره، یک ماه را چهار نفره. روایتی که اسدی از رفتار و سلوک رهبر کنونی جمهوری اسلامی در دوران تحمل زندان در حکومت پهلوی ارائه می دهد و مقایسه آن با منش امروزین آقای خامنه ای، به بهترین صورت سیر تطور روحانی ای را نشان می دهد که روزگاری در گوش هم سلولی چپ خود وعده می داد "در حکومت اسلامی، قطره اشکی از چشم بی گناهی نمی ریزد."
آنگونه که هوشنگ اسدی از خاطرات خود با آقای خامنه ای به رشته تحریر در آورده، رهبر امروزین جمهوری اسلامی آن زمان که دربند حکومت پهلوی بود، پیش از آنکه یک روحانی معتقد به اسلام باشد، انسانی نوع دوست و مهربان بود.
با دستان خود در دهان زندانی کمونیستی که از شوک شکنجه لب به غذا نمی زد، غذا می گذاشت و چشمانش از شادی برق می زد. یک ماه تمام یک شب در میان ایستاده می خوابید تا هم سلولی دیگرش بتواند بر روی زمین سرد سلول تنگ شماره یازده، به خواب رود.
چنان زار می زد و خالصانه قرآن می خواند که هوشنگ اسدی غیر دینی را از روحانیتش به وجد می آورد. خانه کوچک باصفایی در کوچه فریدونی مشهد داشت که درش به روی هر مبارزی فارغ از دیدگاه فکری و سیاسی اش باز بود.
از شاملو و فروغ خوشش نمی آمد اما عاشق اخوان بود و سایه. از اشعار شهریار لذت می برد و خود نیز اشعار فراوانی را از بر بود. بارها در مجلس امیری فیروزکوهی، اخوان ثالث و شفیعی کدکنی نشسته بود.
از هدایت هم دل خوشی نداشت اما از "نثر محشر" به آذین – محمود اعتمادزاده - تعریف می کرد و از ترجمه هایش از آثار شولوخوف نکاتی را بیرون می کشید که اسدی می گوید حظ کرده است.
در زندان چهار نفری به حمام می رفته اند و با صابون های رختشویی خودشان را گربه شور می کردند وچقدر آقای خامنه ای خجالت می کشید و می خندید.
هوشنگ اسدی یک بار با جوان موخرمایی چشم سبزی به نام رحمان هاتفی به خانه پیش از انقلاب آقای خامنه ای رفته بود و هنگام خداحافظی، رهبر امروز جمهوری اسلامی در گوش او گفته بود "جوان نازنین باسوادی است، حیف که کمونیست است."
"گاه هم می شد که سرودهای انقلابی را که در زندان اهواز یاد گرفته بودم، می خواندم و او با لذت گوش می داد. بچه ها روی ترانه "بار دیگر ساقی میخواران" که ویگن خوانده بود، برای شانزده آذر سرودی ساخته بودند: "بار دیگر شانزدهم آذر..." اقای خامنه ای به سرود گوش می داد و وقتی به شوخی ترانه اصلی را می خواندم، می خندید و می خواست که آن را نخوانم."
حالا اما خانه کوچک گنبد سبز فریدونی مشهد، پلاک 4 به خیابان "کاخ" تهران رفته و زندان کمیته مشترک به موزه عبرت. هرچند از 1357 تا 1380 نامش زندان توحید شده بود.
سلطنت شاهنشاهی رفته است و جمهوری اسلامی آمده است . همان حکومتی که آقای خامنه ای در گوش هوشنگ اسدی قول داده بود در آن قطره اشکی از چشم بی گناهی نمی ریزد.
نام زندان که عوض شد، نام بازجوها و شکنجه گرها هم تغییر کرد اما آش همان آش ماند و کاسه همان کاسه. منوچهری ها و ازغندی ها و رسولی ها جایشان را دادند به برادر حسین و برادر حسن و برادر مجتبی. آقای خامنه ای هنوز اشعار فراوانی را از بر بود و جلسات شعرخوانیش به راه. در زمانه ای که سخن گفتن از شریعتی جرم نانوشته بود، با کیهان گفت و گو می کرد و در دفاع از او سخن می گفت. تقلب روزگاراورا بالا کشید و او رئیس جمهوری اسلامی شد و جالب آنکه همچنان ناراضی بود و شکایت داشت.
یک روز در نماز جمعه به ولایت فقیه انتقاد داشت و از امام عتاب گرفت و روز دیگر به نزد آیت الله منتظری می رفت و همصدا با او از قتل عام دسته جمعی زندانیان سیاسی انتقاد می کرد. در بحبوحه جنگ که تمام توان دولت و مملکت صرف تجهیز جبهه ها می شد، همراه با بازاریان موتلفه ای، دل نگران خصوصی سازی اقتصادی بود و از رادیکالیسم دولتی در دیپلماسی و اقتصاد شکایت می کرد.آقای خامنه ای آنقدر ساز مخالف زد تا ناگاه با بیان یک خاطره شفاهی از هاشمی رفسنجانی تبدیل به رهبر جمهوری اسلامی شد. روحانی باصفای سلول یازدهم بند یک زندان کمیته مشترک حالا قوی ترین انسان ایران بود اما بر پایه حدیث " مردان را در تحولات روزگار بشناسید " دوران جدید رفتار و اقتضائات جدید می طلبید. یاران قدیمی اندک اندک کنار گذاشته شدند. در برابر تعدیل اقتصادی از توجه به مستضعفین سخن می گفت. این "چپ شدن اقتصادی" فقط همین نتیجه را نداشت. در این چپ شدگی نیاز به "نهادسازی" هم بود. حالا نوبت سپاه بود. فرماندهان پرافتخار جنگ یا وارد سوداگری های مالی شدند یا حذف شدند.
قدرتِ هنوز بی رقیب رئیس جمهور وقت و احساس دین رهبر جدید به او اما مانع از عیان شدن همه تفاوت های آقای خامنه ای بود که یک شبه از حجت الاسلام به آیت الله تغییر لقب داده بود. این روند کج دار و مریض تا انتهای دهه 70 ادامه داشت.
اما با ورود به دهه 80 آقای خامنه ای باز هم به دنبال انقلاب های ساختاری بود. او از "اصلاحات" احساس خطر کرده بود. حاکمیت دوگانه با ولایت مطلقه جور در نمی آمد. اینچنین بود که نهادها، نیروها و امکانات تحت اختیارش همه بسیج شدند و در یک پروژه چند مرحله ای پیچیده، قدرت مطلق را به قبضه خود در آورد.
اندک اندک استبداد بود که عریان می شد و عیان. کودتای سیاه 22 خرداد 88 علیه آرای سبز مردم پرده آخر در حال فعلی آقای خامنه ای است. پرده ای که او را وارد ستیزی تمام عیار با اکثریتی از مردمی کرده که او قرار بود رهبرشان باشد.
حالا هواداران دو آتشه آقای خامنه ای با بد سلیقگی او را امام خامنه ای می نامند. آقای خامنه ای امروز رهبر یکی از استبدادی ترین کشورهای جهان است.
او داعیه عدل علوی دارد و در مقام ادعا به این سخن امام علی اشاره می کند که "اگر مسلمانی بشنود که خلخال از پای زن یهودی به ظلم درآمده و از درد دق کند، حق است" اما در کشور او چادر از سر زن مسلمان کشیده می شود و دختران این سرزمین توسط ماموران او در خیابان ها آزار می بینند و کتک می خورندو در زندانها به آنها تجاوز می شود و....
او امروز رئیس بزرگترین زندان روزنامه نگاران، دانشجویان، معلمان، کارگران، دگراندیشان و حتی روحانیان جهان است.
آقای خامنه ای روزگاری با هزار ترفند در دهان هم سلولی کمونیستش غذا می گذاشت و به خاطر دفاع از او شکنجه می شد و حالا در حکومت تحت رهبریش حتی مسلمانان شیعه 12 امامی هم به واسطه خودی نبودن به زندان افکنده می شوند.
حالا آیت الله خامنه ای طاقت خیرخواهانه ترین و محترمانه ترین انتقادات را نیز ندارد. او حتی طاقت "پدر" گفتن های اعتراضی "محمد نوری زاد" را که عمری در رسایش قلم زده و فیلم ساخته ندارد. چه برسد به انتقادات مودبانه امثال زیدآبادی که بازجویانش در زندان ناچارش می کردند کاغذهای بازجوییش را قورت بدهد تا دیگر به جای "مقام معظم" ننویسد "مقام محترم"
او بزرگترین اعتراض مسالمت آمیز مردم کشورش را ناجوانمردانه سرکوب کرد. ماموران و مریدان آقای خامنه ای، زنان، جوانان، دختران و پیران را تنها به خاطر یک اعتراض ساده به خاک و خون کشیدند و از دست امامشان تقدیرنامه گرفتند.
از این دست تمثیل ها برای نمایش حال فعلی مردی که همواره بر میزان بودن حال فعلی منتقدان و مخالفانش انگشت می گذارد، فراوان است.
هوشنگ اسدی می گوید: "من بیشتر آدم احساسی هستم و قبل از اینکه از ایران بیاییم، از یکی از وزرای آقای خاتمی که با مخالفت آقای خامنهای روبرو شده بود و بعد هم معزول شد، همین سوال را پرسیدم و همین چیزهایی که برای شما تعریف کردم، برای او هم گفتم و ایشان یک لبخندی به من زدند و گفتند که از قدرت، هر کاری ساخته است."
این "قدرت" آنهم از نوع "مطلقه" اش بود که روحانی باصفا، شعر دوست و مهربان سلول شماره یازده را تبدیل به "امام خامنه ای" کرد.
حال فعلی آقای خامنه ای حال خوبی نیست.
ندای سبز آزادی: رفت و برگشت های سیاسی بر سر حفظ یا کسب دانشگاه آزاد به شدت در راهروهای قدرت در جریان است.
بنا بر اطلاع از منابع موثق شنیده شد در پیغامی که بین آیت الله خامنه ای و هاشمی رد و بدل شده است ، که رییس. مجلس خبرگان از واکنش و حمایت رهبر از رفتار دولت بر سر دانشگاه آزاد گله کرده است وبدعت مجلس و قوه قضاییه در پس گرفتن رای و مصوبه شان را بی حمایت و اشاره رهبر غیر ممکن خوانده است اما رهبری نیز در پاسخ درخواست هاشمی برای صدور دستور تشکیل جلسه سران قوا با حضور هاشمی برای بررسی این مساله اعلام نموده که قصد ورود به این موضوع را ندارد. در پاسخ این پیام هاشمی نیز گفته که «در این صورت ما در دانشگاه آزاد نیز حجتی برای تمکین به خواست دولت نداریم» و پس از این گفت و شنود هاشمی به عنوان رییس هیات امنای دانشگاه آزاد تصمیم به برقراری جلسه هیات موسس میکند و حتی از میر حسین موسوی هم برای حضور در جلسه دعوت می کند از سویی هم نمایندگان دولت را در این جلسه راه نمی دهد.
بنا بر این گزارش باتشکیل این جلسه و رد کردن اساسنامه تصویب شده در شورای انقلاب فرهنگی برای دانشگاه آزاد واز طرفی راه ندادن نمایندگان دولت به جلسه هیات موسس ،احمدی نژاد به رهبری پیغام میدهد که اگر شما بنا بر مصلحت و رفاقت بنای برخورد با آقای هاشمی را ندارید ما چنین محذوراتی نداریم و بچه های بسیج مدتهاست منتظر واکنش به رفتارهای فتنه گرایانه هاشمی هستند.
در آخرین تحول در این مورد نیز شنیده شده که رهبری از آیت االه مهدوی کنی خواستار وساطت و میانجیگری شده است که آیت الله در پاسخ بیان داشته تا آنجا که می دانم آقای هاشمی از نظرش در خصوص دانشگاه آزاد بر نمی گردد اما مشکل اصلی این است که نه تنها من شخصاً اعتقاد دارم که آقای احمدی نژاد حاضر به پذیرش رای و نظر من نیست بلکه حتی در ولایت پذیری و حرف شنوی وی از رهبری هم تردید دارم و به همین علت نیز هیچگونه حکمیت و میانجگری نیز در این ماجرا جواب نمی دهد.
بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" گزارشاتی حاکی است که زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی در اعتراض به شکنجه های غیر انسانی و شرایط طاقت فرسا 11 روز است که در اعتصاب غذا بسر می برد.
زندانی سیاسی بهرز جاوید طهرانی 9 خرداد ماه پس از افشای جنایات هولناک شکنجه در بند 1 به سلولهای انفرادی معروف به(سگ دونی)منتقل شد. او در بدترین سلول انفرادی قرار داده شده است. گزارشات تایید نشده ای حاکی از آن است که زندانی سیاسی بهروز جاوید تهرانی در یازدهمین روز اعتصاب غذای خود در اعتراض به شکنجه های جسمی و شرایط قرون وسطائی و طاقت فرسا بسر می برد.او تا به حال چند بار به سلولی که زندانیان در آن شکنجه می شود منتقل شده است و توسط حسن آخریان رئیس بند1 ،افسر پاسدار آقا میرزائی ،پاسداربند محمدی و چند پاسداربند دیگر تحت شکنجه های وحشیانه قرار گرفته است.
سلولی که زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی در آن قرار دارد در شرایط معمولی گرمای سلول بسیار بالا است در صورتیکه در حال حاضر هوای تهران و کرج به 40 درجه سانتیگراد می رسد شرایط طاقت فرسایی علیه او ایجاد کرده اند و گفته می شود تا به حال چند بار دچار بیهوشی شده است. او در 24 ساعت 3 بار حق استفاده از سرویسهای بهداشتی را دارد و هر 2 هفته یکبار امکان استفاده حمام را دارد.آقای جاوید طهرانی دچار کاهش وزن شده است و شرایط جسمی او حاد می باشد.از بدو انتقال به سلول انفرادی در برگه انتقالی او نوشته شده است تا اطلاع ثانوی باید در آنجا باقی بماند و مدت زمان مشخصی در آن ذکر نشده است در صورتیکه در برگه انتقالی سایر زندانیان مدت زمان در آن ذکر می شود.
کیفیت و کمیت غذای سلولهای انفرادی بسیار بد و غیر قابل استفاده می باشد و به زندانی در حد زنده ماندن غذا داده می شود.
روز پنجشنبه 9 تیر ماه یک هیئت به اصطلاح بازرسی از حفاظت و اطلاعات کل زندانهای کشور به بند1 گسیل داشته اند . زندانیان از شکنجه های قرون وسطائی مانند تجاوز جنسی،استعمال باتون،شکستن دست وپای زندانیان بطور مفصل با آنها صحبت کرده اند.این هیئت همچنین با زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی صحبت کرده اند و جزئیات شکنجه و شرایط وحشتناک و قرون وسطائی را دیده و شنیده اند.ولی برای پایان دادن به این شرایط هیچ اقدامی تاکنون انجام نداده اند.
این هیئت شاهد تن خونین و شکنجه شده چند زندانی در سلولهای انفرادی بوده اند و با آنها صحبت کرده اند. زندانیان سیاسی و عادی در سلولهای انفرادی توسط حسن آخریان شکنجه گر و معروف به جلاد بند 1 زندان گوهردشت کرج که شدیدا به مواد مخدری به نام شیشه اعتیاد دارد همراه با افسر پاسدار آقا میرزائی و پاسداربندهایی مانند محمدی مورد شکنجه قرار می گیرند. این شکنجه ها اکثرا در حضور و با شرکت کرمانی و فرجی رئیس و معاون حفاظت اطلاعات و گاها علی محمدی معاون زندان و علی حاج کاظم رئیس زندان صورت می گیرد.این افراد از جنایتکاران علیه بشریت می باشند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،شکنجه وحشیانه جسمی و روحی زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی و سایر زندانیان را به عنوان یک عمل جنایتکاران محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگران ویژه شکنجه سازمان ملل متحد و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در زندانهای رژیم در ایران است.
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
گزارشگران ویژه شکنجه سازمان ملل متحد
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: اينكه رييسجمهوري آمريكا بهطور رسمي اعلام ميكند كه قلب برنامه هستهاي ايران را هدف گرفتهايم و اروپاييها نيز از آن حمايت ميكنند، اقدامي زورگويانه آشكار عليه ايران است.
به گزارش ایسنا، آيتالله هاشمي رفسنجاني، در جلسه امروز مجمع تشخيص مصلحت نظام در سخناني با محكوميت تحركات بيسابقه اخير غرب عليه ايران و تصويب قانوني به اسم تحريم فراگير در دو مجلس آمريكا و ابلاغ رسمي آن توسط اوباما در حضور خبرنگاران گفت: استكبار جهاني تلاش ميكند تا كشورهاي منطقه را نيز مرعوب كرده تا با سياستهاي زورگويانه آنها عليه ايران همراه شوند كه در اين اقدام نيز موفق نخواهند شد.
هاشميرفسنجاني در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به تأكيدات رهبري بر حفظ وحدت، همدلي و همراهي در كشور و اقدامات اخير ايشان در مساله دانشگاه آزاد اسلامي براي تحقق قانونمندي و وحدت اظهار كرد: آنچه كه تاكنون موجب شكست و عدم موفقيت دشمنان شده و ميشود حفظ وحدت و يكپارچگي در كشور ميان مردم و مسئولان بوده است.
وي افزود: مسوولان در دولت، قواي مقننه و قضائيه و ساير دستگاهها، مراكز و نهادها بايد تلاش كنند از حركات افراطي، تندرويها و دعواهاي بينتيجه و بياثر سياسي و جناحي و باندي جلوگيري كنند.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، همچنين با محكوم كردن اهانت به ساحت مجلس شوراي اسلامي و رييس آن گفت: انتظار ميرود مراقبت شود حركات نسنجيده و افراطي گروه خاصي موجب تضعيف قواي سهگانه، نهادهاي رسمي و مسئولان در كشور نشود و همه به وظايفمان به خوبي عمل كنيم.
متن زیر نوشته ای است از سرکار خانم اشرف منتظری، فرزند مرحوم آیت الله العظمی منتظری.
در احوال پدرم مرحوم آیت الله العظمی منتظری ثبت شده و از خود ایشان نیز شنیده ام که در دوران مبارزات در رژیم گذشته هنگامی که در سال 45 در قزل قلعه زندانی بودند، علاوه بر شکنجه های روحی و جسمی دیگر، هنگامی که کلام بر بازجوها تنگ می آمد، آتش هراس از ناتوانی را با نواختن شلاق بر بدن نحیف پدرم خاموش می کردند، در حدی که بدن ایشان مجروح و خونین می شود.
در این رابطه پدرم در خاطرات خود، جلد 1 صفحه 334 می نویسد: « ..... آن روز بازجو که « دکتر جوان» بود شروع کرد با شلاق به من زدن. شلاق سیمی بود من هم با یک پیراهن بودم چون هوا گرم بود، وقتی که شلاق را می زد پیراهن به بدنم می چسبید. »
به یاد دارم در همان ایام که به اتفاق مادرم به ملاقات ایشان رفته بودیم، ایشان با وجود آن شکنجه ها با کمرنگ نشان دادن اثرات شلاق بر بدن خود، ما را به وضعیت بد جسمی آقای هاشمی رفسنجانی توجه دادند وگفتند: نگران وضعیت آقای هاشمی هستم، او وضعیت اش بدتر از من است.
پس از گذشت بیش از چهل سال از این واقعه و گذر از فراز و فرود هایی و با برپایی جمهوری اسلامی، تاریخ با اندکی تفاوت تکرار می شود و نا اهلانی در هراس از ناتوانی در مقابل حقیقت، راهی جز تعرض به بیت مرجعیت مستقل را برای خاموش کردن آتش ناتوانی خویش پیدا نمی کنند.
در این تکرار تاریخ هنوز چند ماهی بیشتر از رحلت پدرم نمی گذرد که دفتر ایشان برای چندمین بار مورد هجوم مأموران لباس شخصی قرار می گیرد و اموال و اشیاء موجود در آن، خورد و نابود و یا به غارت برده می شود، بنابر آنچه شاهدان صحنه می گویند: تمثال بزرگی از پدرم که در ایام مراسم چهلم ایشان به دیوار دفتر نصب شده بود مورد حمله ی مهاجمین قرار می گیرد و با زنجیری که در دست داشتند آنقدر بر این تصویر می زنند که قطعه قطعه می شود.
آنچه موجب تأسف است این که پدرم در رژیم طاغوت شکنجه ها و شلاق ها را بر بدن خود تحمل می نمود به امید آنکه روزگاری یک نظام واقعاَ اسلامی و عادلانه در کشور به جای نظام طاغوتی برقرار شود. پدرم در آن زمان به خاطرش خطور نمی کرد، در نظامی که برای تأسیسش، آن همه شکنجه های روحی و جسمی را متحمل شده، به جایی می رسد که صدای سخن حقش در آن نظام، بی تابی ای بر جان نااهلان می اندازد که نه اندیشه اش و نه صدایش بلکه حتی بعد از آن که بدن شریف او در مرقد پاکش قرار دارد و مهاجمین دستشان به آن نمی رسد، نا اهلانی فریب خورده و مزدور که در دوران مبارزات او هنوز متولد نشده بودند، به تصویر او به نام حمایت از ولایت فقیه – آنچه خود آن را پرورانده بود - با زنجیر تعرض می کنند و دفترش را برای چندمین بار تخریب و اموال آن را به تاراج می برند و سر انجام پلمپ می کنند.
آری ای پدر مظلوم، دیروز جلادان ساواک بدن نحیفت را در زندان شلاق زدند و امروز مأموران لباس شخصی تمثال مبارکت را در دفترت با زنجیر و لگد پاره پاره نمودند. دفتری که سالیان متمادی زیارتگاه مقلدین و مردم و آزادی خواهان بود. اما آن جلادان با ذلت و خواری رفتند و اینان نیز خواهند رفت. فاعتبروا یا اولی الالباب .
اشرف منتظری
تير ماه 1389
پیمان کریمی آزاد، از زندانیان محبوس در بند 350 زندان اوین، به دلیل عدم رسیدگی پزشکی پس از بیهوش شدن در سلولاش به اغما رفت.
به گزارش هرانا، پیمان کریمی آزاد که به بیماری دیابت مبتلا است و باید روزانه دوبار انسولین تزریق کند پس از بی هوشی به دلیل عدم پاسخ افسر نگهبان به درخواست کمک زندانیان سیاسی جهت انتقال وی که پس از گذشت 20 دقیقه به طول انجامید، به اغما رفت.
افسر نگهبان در توجیه عدم انتقال سریع این زندانی به زندانیان معترض گفت که به دلیل از کار افتادن آیفون متوجه موضوع نشده اند؛ این در حالی است که نگهبانان بند مذکور به صورت لحظهای و با دوربین های مدار بسته رفت و آمد زندانیان را در این بند کنترل می کنند.
گفتنی است که تا لحظه تنظیم خبر این زندانی به بند بازنگشته و از چگونگی وضعیت جسمانی وی اطلاعی در دست نیست.
طی روزهای گذشته به دلیل شرایط نامساعد بند 350 به علت عدم وجود تهویه مناسب و زیر زمین بودن آن، تعداد زیادی از زندانیان محبوس در این بند دچار بیماری شده اند و وضعیت جسمانی بسیاری از زندانیان منجمله مجید توکلی، حامد روحی نژاد و حمزه کرمی به دلیل عدم رسیدگی پزشکی مناسب در معرض خطر جدی قرار گرفته است.
در هفته های اخیر بسیاری از زندانیان سیاسی که در سایر بندها نگهداری می شدند به دلیل اعمال کنترل به این بند امنیتی منتقل شده اند. بند 350 که به بند کارگری نیز معروف است هم اکنون فاقد آب آشامیدنی سالم بوده و به دلیل ساخت و ساز وضعیت نامساعدی دارد و بسیار آلوده است؛ این امر تاجایی است که برخی زندانیان محبوس در این بند به دلیل تسریع این روند مجبور به بیگاری شده بودند.
شایان ذکر است، پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث ششم دی ماه(عاشورا) است که پس از گذشت بیش از شش ماه به صورت بلاتکلیف در زندان نگهداری می شود.
امیرخسرو دلیرثانی از فعالان ملی- مذهبی، عضو شورای مرکزی جنبش مسلمانان مبارز و همچنین عضو کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه که از دی ماه سالگذشته در زندان اوین به سر می برد، در مقاله ای که از بند 350 اوین در اختیار "ادوارنیوز" قرار داده است به تشریح دیدگاه های خود پیرامون منشور جنبش سبز پرداخته است.
گفتنی است آقای دلیرثانی بنا ببه حکم شعبه 28 دادگاه انقلاب، به 4 سال حبس تعزیری به اتهام "اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرایم علیه امنیت کشور " محکوم شده است و در حال حاضر
پرونده وی در شعبه 54 دادگاه تجدیدنظر مطرح است.
متن مقاله امیرخسرو دلیرثانی به شرح زیر است:
گذشت بیش از یک سال از وقایع آغازین جنبش مردمی ایران در جهت آزادیخواهی و استیفای حقوق مدنی و سیاسی که به جنبش سبز شهرت یافت و گذر حدود شش ماه از این دوران در پشت میله های زندان به عنوان زندانی سیاسی ، اگر چه با مسائل و مشکلات خاص زندانیان سیاسی همراه بود اما فرصت مناسبی را برای من ایجاد کرد تا ضمن بررسی و اندیشه بیشتر در مورد آنچه اتفاق افتاده و آنچه در جریان است ، مجالی برای برخورد و تعامل با نیروهای سیاسی حاضر در زندان از گرایش ها و نحله های فکری و سیاسی مختلف بدست آورم که سبب شد آنچه را به عنوان دستاورد اندیشه و مطالعه خود در مورد جنبش سبز در ذهن داشتم ، به تضارب آرا و اندیشه ها و قضاوت سایر فعالین سیاسی گذاشته و نسبت به آنچه صرفاً حاصل تفکر و اندیشه خودم بود ، بازنگری کرده و به نتایج دقیق تر و کامل تری برسم و به جمع بندی درست تری از آنچه اتفاق افتاده ، دست یابم که این مسٲله یکی از مهمترین دستاوردهای دوران شش ماهه زندان برای اینجانب می باشد ؛ حاصل گفتگوهای انجام شده و تلاش برای یافتن پرسش هایی که در این راستا مطرح بود و استفاده از نقطه نظرات مبارزین داخل زندان با گرایش های مختلف و بعضاً متضاد سیاسی، مرا به این نتیجه رساند که بهتر است برای تداوم و سازمان دهی نیروهای حاضر در صحنه و رسیدن به دستاوردهای عینی و روشن و ارزشمند ، هر چه زودتر گفتگوهای مستمری در عرصه عمومی و مابین جریانات و محافل سیاسی مختلف در راستای تدوین و تنظیم منشوری چندجانبه که به روشنی دربرگیرنده خواسته ها و مطالبات مردم و فعالین جنبش بوده و مورد توافق و تایید نیروهای حاضر در صحنه این حرکت اجتماعی فراگیر ، قرار گرفته باشد ، شکل گیرد .
به نظر می رسد که صرفنظر از بعد سیاسی جنبش سبز که در راستای اعتراض عمومی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته صورت گرفته و در مدت یک سال در مناسبت های مختلف و به اشکال گوناگون بروز پیدا کرد و همچنین مواردی که از سوی بزرگان این جنبش در بیانیه ها و اطلاعیه های گوناگون مطرح شد ، نوعی خلاٴ نسبی در زمینه تدوین و همگرایی خواسته ها و مطالبات جنبش در انظار جریانات سیاسی مختلف حاضر در صحنه وجود دارد که متٲثر از نوع برداشت و تحلیل حوادث پیش آمده و تا حدودی برخاسته از نگرش های فکری آن جریانات و شیوه تحلیل سیاسی خاص هر جریان بوده و حال آنکه هر کدام از این تحلیل ها و در نتیجه آن انتظارات مدنظر از جنبش سبز تا حدودی با نظر سایر جریانات تفاوت داشته و با نقطه نظرات بدنه مردمی جنبش نیز که عموماً در شبکه های اجتماعی ، مطرح و قابل بازیابی است ، هر کدام تا حدی متفاوت است که این مسأله ، علاوه بر ایجاد ناهمگونی در مدنظر قرار دادن یک استراتژی مشخص برای پیگیری و نتیجه بخشی جنبش ، منجر به اتخاذ تصمیمات و تاکتیک های قطعی ناهماهنگ و بعضاً متفاوت و حتی متضاد خواهد شد که علاوه بر اثربخشی کمتر ، ممکن است منجر به طولانی شدن زمان دستیابی به اهداف و برنامه ها و یا حتی در مقاطعی به سردرگمی در شناسایی اهداف و انتخاب تاکتیک ها و مرحله بندی های مناسب منجر شود ؛ بنابراین به عنوان یک پیشنهاد و طرح موضوع برای بررسی و گفتگو و تحقیق در این زمینه به منظور تدوین یک منشور جامع که دربرگیرنده اهداف و برنامه های این جنبش مدنی فراگیر بوده و بتواند کف مطالبات و انتظارات مردم از جریانات سیاسی را صرفنظر از گرایش های فکری فراهم آورد و خلاٴ نسبی موجود را که قبلاً به آن پرداخته شده ، تا حدودی جبران نماید، طبقه بندی زیر که حاصل جمع بندی گفتگوها و نقطه نظرات انجام شده است ، اراﺋه می شود :
1- لزوم تدوین منشور مطالبات سیاسی: برای مطالعه و تحقیق دقیق در این زمینه و گردآوری رﺋوس اهدافی که در این راستا می تواند مدنظر قرار گرفته و نهایتاً به بحث و گفتگو در عرصه عمومی گذاشته شود ، منابع گوناگونی مطرح است که از جمله می توان به بیانیه ها و مطالب منتشر شده توسط گروه ها و جریانات سیاسی مختلف داخل و خارج از کشور ، از ابتدای جنبش در قبل از انتخابات تا زمان فعلی اشاره کرد . بررسی و دسته بندی این مطالب و همچنین مقالاتی که توسط فعالین سیاسی مستقل در این راستا تدوین و منتشر شده ، نهایتاً می تواند رﺋوس اهداف و برنامه هایی را که از ابتدا مطرح بوده و در قبل از برگزاری انتخابات به عنوان برنامه های کاندیداهای اصلاح طلب مطرح شده و در بعد از انتخابات و وقایع پیش آمده بعد از آن به عنوان نقطه نظرات و اعتراضات به آن وقایع و مطرح ساختن مطالبات و اصلاحاتی که از سوی اشخاص و جریانات سیاسی مستقل ، قرار گرفته است ، مشخص نموده و راهنمای تدوین سند منشور سیاسی قرار گیرد ولی آنچه در این راستا از اهمیت ویژه ای برخوردار است این است که باید دقت داشت که اگر در تهیه این سند صرفاً به نقطه نظرات جریانات و فعالین سیاسی و بزرگان جنبش اکتفا شود ، با توجه به تجربیات گذشته ، نتیجه صرفاً یک سند برخاسته از تفکرات و اندیشه های سیاسی روشنفکری خواهد بود که ممکن است با مطالبات و نقطه نظرات مطرح در بدنه مردمی جنبش ، تفاوتهایی داشته باشد و این مسأله به تدریج و در مراحل بعدی ، منجر به ایجاد تعمیق شکاف سیاسی مابین نقطه نظرات و مطالبات جریانات سیاسی و خواسته های مردمی گردد که تجربه نشان داده نتیجه مطلوبی از این وضعیت حاصل نخواهد شد.
برای بهره مندی از بخش مردمی نقطه نظرات و مطالبات مدنظر ، خوشبختانه امکان استفاده از شبکه های اجتماعی و اینترنت ، جهت نظرسنجی و مطالعه نقطه نظراتی که تا کنون مطرح شده فراهم است و از سویی مطالعه میدانی در عرصه اجتماع هم می تواند کمک شایانی به جمع آوری این نقطه نظرات داشته باشد . موضوع مهم دیگری که برای تدوین و تکمیل این سند باید مدنظر قرار گیرد ، توجه به نقطه نظرات مخالفین و به ویژه افرادی است که جنبش سبز را به رسمیت نشناخته و در تقابل با آن قرار گرفته اند ؛ بررسی آرا و مطالب منتشر شده از سوی مخالفین و یافتن محورهای مورد تاکید آنها در مخالفت با جنبش ، می تواند روشنگر بخشی از اهداف باشد که مخالفین با جنبش از حرکت و دستیابی این جنبش اجتماعی به سمت آن ، هراس دارد که قطعاً نشان دهنده نقاط حساسی است که هدف قرار داده اند و ایجاد تغییر یا اصلاح آنها ، منافع تمامیت خواهان را به خطر انداخته و در اندیشه و عملکرد انحصارگرایی آنها بحران ایجاد خواهد کرد ؛ در هر حال تدوین این سند سیاسی با بهره گیری از این دو نقطه مهم یعنی نقطه نظرات بدنه جنبش و دیگری محورهای مخالفت نیروهای تقابل کننده و مطرح ساختن آن در عرصه عمومی و در محافل سیاسی و استخراج و تاکید بر نقطه نظرات مشترک و مورد تایید یا به عبارتی کف مطالبات ، می تواند ما را به دستیابی بخش سیاسی منشور یاری رساند.
2- لزوم تدوین منشور مطالبات اجتماعی : آنچه که به عنوان مطالبات اجتماعی در این بخش مطرح است، آن بخشی از مطالبات و نیازهای جامعه است که معمولاً در پشت پرده مطالبات سیاسی قرار گرفته و زمینه بروز نارضایتی از سیاست های دولت و وضع موجود را در بطن جامعه فراهم آورده است ؛ توجه به این خواسته ها که دست نیافتن به آنها ، نارضایتی عمومی از حکومت را دربرداشته و معمولاً چندان در محافل سیاسی و از سوی جریانات سیاسی در مرحله تدوین مطالبات و تلاش برای ایجاد تغییر در عرصه سیاسی، مدنظر قرار نگرفته ، یکی از عوامل اصلی شکاف بین مردم و روشنفکران و نیروهای سیاسی در مراحل بعدی رشد و توسعه جنبش های اجتماعی خواهد بود و دقیقاً بی توجهی به همین نیازها و مطالبات فروخفته است که در بسیاری از موارد به سوء استفاده جریانات تمامیت خواه برای بهره گیری از فرصت های مختلف جهت مطرح ساختن خود در پشت یک چهره مردمی و عامه پسند منجر می شود ؛ باید در نظر داشت که در چنین مواردی که معمولاً سرزنش و شماتت روشنفکران و فعالین سیاسی را به واکنش های مردمی به اینگونه مساﺋل دربر دارد ، مقصر اصلی نه مردم بلکه نیروهایی هستند که به عنوان مدعیان تحول سیاسی ، از شناخت خواسته ها و نیازهای اساسی مردم عاجز مانده اند ؛ بی توجهی به وضع اقتصاد و معیشت مردم و نیازهای اساسی آنان نظیر بهداشت ، آموزش ، مسکن ، کار و تامین اجتماعی ، همواره فرصت را برای سودجویانی فراهم می آورد که با نیت های نه چندان شفاف و با مطرح ساختن شعارهای ساختگی در این مورد ، توجه افکار عمومی به ویژه اقشار محروم جامعه را به سوی خود جلب نماید که این مسأله به وضوح در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری که به کنار رفتن اصلاح طلبان از عرصه اجرایی کشور انجامید ، خود را نشان داد ؛ بنابراین برای پیشگیری از بروز چنین مسأله ای در آینده و در ادامه راه جنبش سبز ، بهتر است از همان ابتدا توجهی ویژه به این مسأله داشت و با بررسی و انجام مطالعات لازم به گردآوری و تدوین سندی تحت عنوان مطالبات اجتماعی پرداخت که به وضوح اهداف جنبش را در جهت تغییر و یا اصلاح آن دسته از سیاست هایی که موانع اساسی را در رسیدن مردم به مطالبات گوناگون آنها ایجاد نموده ، روشن ساخته و به افکار عمومی اراﺋه دهد ، به عنوان مثال ، هدف گذاری در زمینه تامین و فراگیری امکانات آموزشی و بهداشتی برای عموم مردم جامعه به ویژه اقشار محروم که دربرگیرنده همه شهروندان ایرانی حتی در دورافتاده ترین نقاط کشور باشد ، می تواند پیوندی بین نیازهای فروخفته و جنبش اجتماعی و اعتراضی مردم ایجاد نماید که علاوه بر تثبیت بدنه جنبش ، قطعاً جذب و همراهی بخش زیادی از مردم را که تا کنون به این جنبش نپیوسته اند ، به همراه خواهد داشت .
به نظر می رسد وظیفه امروز فعالین سیاسیِ همراه با جنبش سبز ، برقراری زمینه های پیوند هرچه بیشتر این جنبش با بستر جامعه و تبدیل آن به یک حرکت اجتماعی همه جانبه در عرصه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی برای استیفای حقوق از دست رفته مردم در این زمینه ها بوده و فراخ تر کردن حوزه اختیارات مردم نسبت به حکومت و کوچکتر کردن هرچه بیشتر عرصه تمامیت خواهی و ایجاد مسوولیت پذیری هر چه بیشتر حاکمیت در قبال پاسخگویی به خواسته های بر حق مردم را به دنبال داشته باشد که قطعاً موجبات تداوم و استمرار و تعمیق این جنبش اجتماعی را فراهم خواهد ساخت .
امیدوارم همه همراهان آزادیخواه فعال در جنبش اجتماعی نوین مردم ایران چه در بیرون و چه در داخل زندان در این برهه حساس از تاریخ ایران ، فرصت و توفیق ایفای وظیفه و رسالت تاریخی خود را بیش از پیش بیابند.
امیرخسرو دلیرثانی
زندان اوین - بند 350
دبیركل جمعیت زنان مسلمان نواندیش پیشنهاد كرد كه بزرگان نظام، مراجع عظام تقلید، فقها، چهرههای سیاسی و بیت بنیانگذار انقلاب باید صریحا و سریعا در برابر جریانی كه به اسم خط امام(ره) بر خلاف اندیشههای امام حركت میكند موضعگیری كنند.
فاطمه راكعی در گفتگو با ایلنا، در خصوص اظهارت اخیر یادگار امام خمینی(ره) مبنی بر به حاشیهراندن یاران امام اظهار داشت: بدیهی است امروز جامعه ما با حیرت و ناباوری شاهد زیرسوال بردن 30 سال خدمات و تلاشهای نظام جمهوری اسلامی از سوی یك گروه خاص است.
وی افزود: شخصیتهایی كه در زمان حیات امام(ره) و رهبری مقام معظم رهبری در راس مناصب سیاسی و عهدهدار خدمات بزرگ بودند و هستند امروز به راحتی زیر سوال میروند و بسیار علنی از طرف گروهی مورد اهانت قرار میگیرند.
نماینده سابق مجلس با بیان اینكه اهانت به این افراد اهانت به همه انقلاب، آرمانهای شهدا و امام و مردمی كه با بیش از 98 درصد به افكار امام و جمهوری اسلامی رای مثبت دادهاند محسوب میشود، افزود: همانطوری كه یادگار بنیانگذار انقلاب نیز اشاره كرده است دقیقا كسانی كه 30 سال سوابق خدمت و پیش از آن نیز سابقه مبارزه در رژیم طاغوت به همراه امام را داشتند و در همان رژیم نیز زندانها كشیده و كتكها خوردهاند هدف قرار گرفتهاند.
وی معتقد است: امروز بسیاری از افكار و آرمانهای امام از جمله مساله اجتهاد نوین و فقه پویا كه امام به آن اعتقاد داشت تعطیل شده است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: عدهای كه جز سالهای اخیر نقشی و مسولیتی در جمهوری اسلامی نداشتند به خود اجازه میدهند تمام دستاوردهای 30 ساله انقلاب و كاركردهای خدمتگزاران آن را با اتهامات علنی در صداوسیما و مطبوعات زیر سوال ببرند.
راكعی تاكید كرد: عملكرد این افراد و آنچه كه پیاده میكنند طرز فكر امام نبوده و نیست؛ امام به مشاركت مردم، حضور زنان در عرصههای اجتماعی، پاسخگویی به مسائل روز كشور، احترام به مردم، عدم تجسس امور مردم و جمهوریت نظام در كنار اسلامیت آن معتقد بودند.
وی افزود: سخنان و بیانات امام در رسانههای مكتوب و تصویری باقی است و مردم خود مقایسه میكنند و میبینند كه عملكرد عدهای امروز عدهای با نام ، خط و افكار امام چقدر متضاد و مغایر با واقعیت آن است.
دبیركل جمعیت زنان مسلمان نواندیش پیشنهاد كرد كه بزرگان نظام، مراجع عظام تقلید، فقها، چهرههای سیاسی و بیت بنیانگذار انقلاب باید صریحا و سریعا در برابر جریانی كه به اسم خط امام(ره) بر خلاف اندیشههای امام حركت میكند موضعگیری كنند.
راكعی در پایان خاطرنشانكرد: در واقع امروز عدهای اخلاق اسلامی و قانون اساسی را دور میزنند و این كار را به اسم خط امام انجام میدهند باید در برابر اقدامات آنها سریعا اعلام برائت و موضعگیری شود.
مادران عزادار، امروز با انتشار بیانیهای، ضمن محکوم کردن حکمهای اعدام متهمان کهریزک، بار دیگر خواست خود مبنی بر محاکمه علنی عوامل اصلی کشتارها فرزندانشان را یادآور شدند.
بنا به اخبار رسیده به جرس، در بخشی از این بیانیه آمده است: ما با اذعان به حق حیات هر شخصی که حتی مرتکب جرمی شده باشد و ضمن اعلام مخالفتمان با هرگونه کشتار و اعدام، اعلام میکنیم که خواهان تشکیل "کمیته حقیقتیاب مردمی" در فضایی امن و آزاد و برگزاری دادگاههای علنی تحت نظارت مردم و فعالان حقوقبشر هستیم، تا ابعاد و زوایای نا معلوم این فاجعه و فجایع دیگری که منجر به کشته شدن فرزندانمان شده است برهمگان روشن شود و آمران و عاملان آن مشخص شده و مجازات شوند و تا آن لحظه از دادخواهی دست برنخواهیم داشت و از پای نخواهیم نشست.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
این روزها باز هم حکومت اسلامی برای سرپوش گذاشتن بر جنایات برنامه ریزی شده خود و همینطور به منظور آرام کردن خانوادههای قربانیان فجایع اخیر، تلاش میکند تا با اجرای سناریوی ساختگی دیگری، دادخواهان را به سکوت وادارد.
سناریویی که قصد دارد تا چهره خشن وغیرانسانی رژیمی را که در تمام طول حکومتاش؛ اعدام، کشتار، شکنجه، زندان، نابرابری و نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر، از مهمترین ستون های دیکتاتوری اش بوده اند، پشت نقابی پنهان ساخته تا عوامل اصلی کشتار مردم را مصون بدارد و از فاش شدن بیش از پیش حقیقت جلوگیری کند.
همه جهان دیدند که سیل خروشان معترضان پس از انتخابات دهم، مردمی بودند که بدون هیچ پشتوانه ای و به اتکای با هم بودنشان برای گرفتن حقوق اولیه شهروندیشان به خیابانها ریختند و بار دیگر حماسهای آفریدند که یکی از بهترین نمونههای قیامهای صدساله شان در راه آزادی و دموکراسی است.
پاسخ آنها چه بود؟
دست به سلاح های سرد و گرمشان بردند و فرزندان برومند این سرزمین را به خون غلتاندند. درهای زندانهای مخوف شان باز شد و خیل عظیم معترضان را در خود جای داد تا راه شکنجه و آزار و تجاوز و تهدید بر بازجویان و شکنجه گران همیشه آمادهشان باز گردد.کهریزک شان نماد قصاوت و وحشی گری شان گردید و قلبهای انسان دوستان جهان را لرزاند.
امروز نیز مثل همیشه برای مسکوت گذاشتن و بستن پروندههای جنایتشان و فریب اذهانعمومی، به دروغ میخواهند ژستهای عدالتطلبانه بگیرند و با اعدام چندنفر از کسانی که نقشهای اجرایی برای فرماندههانشان بازی کردهاند، از روشن شدن ابعاد و وسعت جنایتهای رفته بر مردم در بازداشتگاه مخوف کهریزک و ... جلوگیری کنند و عروسکهای خیمهشببازی را قربانی پرده نشینانی کنند که بازیگردان اصلی معرکه بوده اند. بازی گردانانی همچون قاضی مرتضوی ها و امثال شان که خود از دستور دهندگان کشتار و شکنجه مردم در زندان ها بودند، ولی همچنان در حاشیه امن زندگی می کنند. اما همگان نیک میدانند که این نقشهها از قبل برآب شدهاند و مردم هشیارتر از آن هستند که بگذارند این جنایتها در پرده ابهام بماند و عوامل اصلی آن معرفی نگردند.
ما مادران عزادار، هشدار میدهیم که راه ظلم و جور، آن هم برای فشار بر مردمی که طی صدسال اخیر حداقل دو انقلاب را از سر گذراندهاند راه ماندگاری نیست.
این بار نیز ضمن اذعان به حق حیات هر شخصی که حتا مرتکب جرمی شده باشد و ضمن اعلام مخالفتمان با هرگونه کشتار و اعدام، اعلام میکنیم که خواهان تشکیل "کمیته حقیقتیاب مردمی" در فضایی امن و آزاد و برگزاری دادگاههای علنی تحت نظارت مردم و فعالین حقوقبشر هستیم، تا ابعاد و زوایای نامعلوم این فاجعه و فجایع دیگری که منجر به کشته شدن فرزندانمان شده است بر همگان روشن گردد و آمران و عاملان آن مشخص شده و مجازات شوند و تا آن لحظه از دادخواهی دست برنخواهیم داشت و از پای نخواهیم نشست.
مادران عزادار
تیرماه ۸۹
پس از تصویب پر پیامد طرح وقف دانشگاه آزاد اسلامی و تجمعات سازماندهی شده گروهی در مقابل مجلس، اهانتهای گوناگون به نمایندگان و رئیس مجلس، درگیریهای جدی میان نمایندگان در صحن مجلس و انتشار اخبار گونا گون در این زمینه، امروز، خبر رد مصوبه مجلس شوراي اسلامي در مورد دانشگاه آزاد از سوي شوراي نگهبان منتشر شد.
عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در گفتوگو با فارس، با اشاره به بررسی طرح حمایت از تاسیس و تقویت مؤسسات و مراکز آموزشی غیردولتی در جلسات شورای نگهبان گفت: این طرح در جلسات شورای نگهبان مورد بررسی قرار گرفت و 2 ایراد کلی نسبت به آن وارد شد.
وی با بیان اینکه ایراد اول اشکالات شرعی، قانون اساسی و ابهامات بود،گفت: ایراد دیگری که اعضای شورای نگهبان به این طرح وارد دانستند اشکال در رابطه با اصل طرح است که متضمن ورود به صلاحیت شورای عالی انقلاب فرهنگی است.
کدخدایی با تشریح ایرادات شورای نگهبان گفت: طرح حمایت از تاسیس و تقویت مؤسسات و مراکز آموزش غیردولتی متضمن ورود به صلاحیت و اختیارات شورای عالی انقلاب فرهنگی است و این شورا که به دستور امام خمینی (ره) شکل گرفته است و تائید مقام معظم رهبری را هم به همراه خود دارد، لذا اعضای شورای نگهبان اصل این طرح را مغایر با موازین شرع و قانون اساسی شناختند و مغایرت آن را با اصول 57 و 110 قانون اساسی اعلام کردند.
سخنگوی شورای نگهبان با تأکید بر اینکه علاوه بر اشکالات شرعی و قانون اساسی طرح فوق دارای ابهامات دیگری نیز است، گفت: طرح حمایت از تأسیس و تقویت مؤسسات و مراکز آموزش غیردولتی در موارد مختلف آن دارای ابهام است و این ایرادات را چنانچه مصوبهاش در نوبت دیگر در اختیار شورای نگهبان قرار گیرد، اعلام میشود.
گفتنی است پیش از انتشار خبر رد مصوبه مجلس، محمد دهقان در گفتگو با "فارس" اظهار کرد: با توجه به اشكالات موجود در طرح وقف اموال دانشگاه آزاد، قطعا شوراي نگهبان به اين مصوبه مجلس ايراد وارد كرده و آن را رد ميكند.
نماینده مردم طرقبه و چناران و عضو هيات رئيسه مجلس با بیان این که نمايندگاني كه اين طرح را تصويب كردند فكر نميكردند طرح مذكور مورد ايراد و رد شوراي نگهبان قرار گيرد، گفت: وقتي تعداد زيادي از نمايندگان با رد اين طرح از سوي شوراي نگهبان مواجه شوند، از آنجا كه نظري بر انجام كارهاي خلاف شرع و قانون اساسي ندارند و تنها بر اساس برخي استدلالها با اين طرح موافقت كردهاند، مصوبه قبلي خود را اصلاح ميكنند.
وی ادامه داد: وقتي نظر شوراي نگهبان در اين زمينه اعلام شود از آنجا كه اكثر نمايندگان به شرع و قانون پايبندند، طبيعتا اين طرح را رد ميكنند و موضوع تمام شده و طرح مذكور نيز از دستور كار مجلس خارج ميشود.
باید بررسیهای بیشتری درباره دانشگاه انجام شود
از سوی دیگر در حالی که سه روز پیش جلسه هیات امنای دانشگاه آزاد، به گفته وزیر علوم به دلیل "برخی مسائل" لغو شد، امروز عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: باید در خصوص موضوع دانشگاه آزاد بررسیهای بیشتری به ویژه بررسیهای حقوقی بیشتری انجام داد تا نتیجه این بررسیها باعث استحکام و تقویت تصمیم گیری ها شود.
منصور کبکانیان در گفتگو با مهر، با بیان اینکه از بررسی بیشتر در خصوص وضعیت دانشگاه آزاد نگرانی نداریم گفت: به نظر نمیرسد زمان رسیدن به نتیجه قطعی طولانی شود.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در پاسخ به این پرسش که روال کار دانشگاه آزاد تا رسیدن به نتیجه قطعی چگونه خواهد بود افزود: اساسنامه دانشگاه آزاد به طور قطع پس از اتمام بررسیها و رسیدن به نتیجه قطعی اجرایی میشود و اولین گام اجرایی آن نیز تشکیل جلسه هیات امنای دانشگاه و معرفی رئیس جدید خواهد بود.
پیش از این، وزیر علوم در زمان اعلام خبر تعویق زمان برگزاری جلسه هیات امنا، گفت: من مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی را اجرا میکنم. علت تعویق را می دانم اما دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی به موقع در این زمینه اطلاع رسانی خواهد کرد.
وی درباره گزینه های پیشنهادی برای ریاست دانشگاه آزاد گفت: من نظر خاصی در مورد گزینه های پیشنهادی ندارم و اگر هیئت امنا بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شود اعضا می توانند هر نظری داشته باشند و پیشنهاد دهند و بررسی و رای گیری می شود و هر فردی که رای بیشتری کسب کند پیشنهاد می شود به شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورا تصمیم می گیرد.
دانشجو درباره صدور حکم اعضای جدید هیئت امنای دانشگاه آزاد گفت: اصل این کار این بود که رئیس هیئت موسس حکم اعضای جدید هیئت امنای دانشگاه آزاد را صادر می کرد و چون رئیس هیئت موسس این کار را نکرد در شورا این موضوع مطرح شد و در نهایت شورای عالی انقلاب فرهنگی به این جمع بندی رسید که رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی حکم اعضای جدید را صادر کرد.
مسئولان مراقب جابجايي اسناد و املاك دانشگاه آزاد باشند
همچنین امروز پیشنهاداتی از سوی برخی از گروهها درباره اسناد و املاک دانشگاه آزاد مطرح شد. فردی که خود را عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت، معرفی کرد با پیشنهاد این که اينكه نمايشگاهي با اسناد مكشوفه از تخلفات دانشگاه آزاد براي عموم مردم برپا شود، اظهار داشت: در عين حال مسئولان ذيربط بايد مراقب جابجايي اسناد موجود در دانشگاه آزاد و املاك اين دانشگاه باشند.
سميه چيتي از اعضای طیف حکومت ساخته شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت، گفت: با توجه به پيدا شدن اسناد مالي غير مرتبط با دانشگاه آزاد در دفتر هيات امناي اين دانشگاه انتظار ميرود قوه قضائيه نسبت به اين موارد مشكوفه اقدامي اساسي انجام دهد.
در بخشی از این نامه آمده است: اینجانب زهرا باکری خواهر شهیدان علی و مهدی و حمید باکری از طریق رسانههای مجازی مطلع شدم فیلمی در مورد زندگی شهید مهدی باکری در ارومیه در حال تهیه است. ظاهرا مجری این طرح سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی است. با توجه به گفتوگوی تلفنی که بنده با شما در رابطه با نقطه نظر و دیدگاههای زندگی مادی ایشان داشتم انتظار میرفت در نوشتن فیلمنامه با خانواده تماس حاصل شود.
به گزارش کلمه به نقل از روزنامه “تهران امروز”،در ادامه این نامه آمده است: آقای ضرغامی، در عجبم راجع به خانواده ما فیلمی تهیه میشود که ما از آن بیخبریم آیا قانونا نمیبایست موضوع به اطلاع اعضای این خانواده میرسید و نظرخواهی میشد. اگر چنانچه در این فیلم غیر واقعیات زندگی و شخصیت مهدی به تصویر کشیده شود، اقدامات لازم از طریق مراجع قانونی مبذول خواهد گردید.
فرزند شهید مطهری با انتقاد از سیاست دولت در اجرای قوانین مصوب مجلس گفت: اینکه دولت بگوید این قانون را قبول ندارم و اجرای آن را به صلاح کشور نمیدانم، کیان نظام جمهوری اسلامی را تهدید میکند. چنین اظهاراتی از سوی دولت و رئیس آن میتواند فتح بابی برای روسای جمهور آینده باشد تا هر قانونی را که مطابق میلشان نبود، اجرا نکنند. لذا مجلس و شخصیتهای سیاسی باید نسبت به آن عکس العمل نشان دهند.
به گزارش کلمه به نقل از پارلمان نیوز، این نماینده تهران با بیان این مطالب افزود: رئیسجمهور اعلام کرده که قانون تسهیلات ارزی برای قطار شهری تهران و شهرستانها را اجرا نمیکند، یا در مورد قانون عفاف و حجاب علیرغم نظر مراجع تقلید، علما، ائمه جمعه، نمایندگان روحانی و غیر روحانی مجلس و حتی حمایت رهبر انقلاب از این قانون، همچنان بر نظر خود اصرار می ورزد. ایشان حتی در مورد پرونده یکی از مقامات دولتی در دستگاه قضایی مانع حضور او در دادگاه و اجرای عدالت شده است. این موارد علاوه بر آنکه تخلف است، بسترسازی برای فرار از قانون نیز هست.
نماینده مردم تهران در پاسخ به سوالی دیگر مبنی بر اینکه دلیل رفتارهای مذکور چیست؟، گفت: فکر میکنم دلیل عمده این رفتارها، روحیات فردی رئیسجمهور است. زیرا وی مایل است هیچ مانع و مخالفی در مقابل او نباشد. البته هر دولتی چنین تمایلی را دارد، اما در این دولت این تمایل از حد عادی بیشتر است؛ تا جایی که عدهای را تحریک و تجهیز میکنند تا در مقابل مجلس تجمع کنند و نمایندگان را به خاطر تصویب قانونی که خوشایند آنها نیست تحت فشار قرار دهند. اگر این روش باب شود که نمایندگان باید مطابق نظر دولت نظر بدهند و الا تحت فشار قرار می گیرند، فلسفه وجود مجلس زیر سئوال میبرد.
وی در مورد انتقادات اخیر به سیاستهای فرهنگی دولت که از زبان وزیر سابق ارشاد مطرح شده است، با بیان اینکه نگاه فرهنگی دولت متمایل به لیبرالیسم فرهنگی و پلورالیسم دینی و وحدت ادیان به معنی غلط آن است، ادامه داد: این نگاه مشکل دارد که نشانههای آن اکنون آشکار شده است.
عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس اظهار داشت: منظور مسوولان دولت فعلی از ”فرهنگ“ متفاوت از دیگران است؛ مانند کلمه ”شیر“ که یک نفر به معنای شیر خوردنی و دیگری به معنای حیوان درنده به کار میبرد. این دولت از فرهنگ بیشتر به دنبال برگزاری کنسرت و سریال فردوسی و فیلم سینمایی کوروش کبیر است و کمتر سراغ مسائل اسلامی میرود.
وی افزود: متاسفانه رحیم مشایی سیاستهای فرهنگی کشور را هدایت میکند .
در تداوم فشارهای وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی بر دراویش گنابادی، دست کم پانزده تن از دروایش شهرهای مختلف کشور، طی روزهای اخیر بازداشت، احضار و تهدید شده، محل کسب آنان پلمب گردیده و منازل آنها مورد تفتیش واقع شده است.
به گزارش پایگاه اینترنتی مجذوبان نور، وزارت اطلاعات با ارسال بخشنامهای به كلیه ادارات خود در سطح شهرستانها، دستور برخورد با دراویش، برخی اقلیتهای مذهبی و همچنین دگراندیشان عقیدتی را صادر كرده و از دوماه پیش نیز، براساس همین بخشنامه، برگزاركنندگان مجالس هفتگی دراویش در شهرستانها به ادارات اطلاعات احضار شدهاند.
این گزارش با بیان اینکه "طبق بخشنامه اخیر وزارت اطلاعات، دراویش گنابادی و اهل تسنن و بهائیان در تمام شهرهای ایران باید تحت نظارتهای امنیتی قرار بگیرند و با آنها برخورد شود"، خاطرنشان کرد "در ماه گذشته، مجلسداران دراویش شهرهای بهبهان، بندر گناوه، بندرلنگه، قائمشهر، ساری، مسجد سلیمان، كوار، اهواز، شهركرد، گلپایگان، كاشان، بیدخت گناباد و چندین شهر دیگر به ادارات اطلاعات احضار و مورد تهدید واقع شدهاند. "
در همین رابطه، نهم تیر ماه، ماموران با مراجعه به مغازه یکی از دراویش به نام حسین دهقان در بیدخت (گناباد)، اقدام به ارعاب و تهدید به پلمپ مغازه وی به دلیل استفاده از عبارت "هو ١٢١" نمودند.
عباس صالحیان برزکی از دراویش گنابادی ساکن گلپایگان نیز، صبح روز نهم تیرماه، توسط نیروی انتظامی گلشهر گلپایگان به صورت تلفنی احضار و پس از مراجعه وی توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت شد.
همان روز سه تن از دراویش گنابادی بنامهای حسین کاوه نوش آبادی ماذون نماز دراویش در کاشان و عبدالله علیمدد کاشی و ناصر رحیمی از دراویش این سلسله از سوی اداره اطلاعات کاشان تلفنی احضار و با مراجعه نامبردگان به ستاد خبری اطلاعات بازداشت شدند.
اداره اطلاعات شهركرد چند تن از دراویش سلسله گنابادی را تلفنی احضار و به منزل نعمت الله ریاحی وارد شده و در غیاب وی، منزل وی را تفتیش و بازرسی كردند.
حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی در شهر کرج نیز، در ساعات پایانی روز چهارشنبه دوم تیرماه، شاهد حضور و ایجاد ارعاب قریب به بیست تن از افراد لباس شخصی بود که خود را از مأمورین معاونت اطلاعات سپاه پاسداران این شهرستان معرفی کردند.
در این ارتباط شش نفر از درویش گنابادی به اسامی سعید کریمایی، پوریابراتی، محمد ساکی، کمیل رحیم زاده، احسان دشتی وسعید دشتی، از سوی بخش اطلاعات سپاه پاسداران شهرکرج به اداره اطلاعات سپاه احضار شدند و منازل شخصی دو تن از دراویش به نامهای رحیم زاده و دشتی نیز مورد تفتیش و بازرسی مأمورین قرار گرفت.
غلامعباس زارع حقیقی، از دراویش گنابادی و متصدی مزار سلطانی بیدخت دستگیر و روانه زندان وكیل آباد مشهد شد.
طی سالهای اخیر و بویژه یکسال گذشته، فشار زیادی بر دراویش و دگراندیشان عقیدتی در سراسر ایران وارد آمده است.
عبدالله نوری با حضور در منزل حسین مرعشی ، بدرالسادات مفیدی و عمادالدین باقی با آنها دیدار و گفتگو کرد.
به گزارش رسیده به جرس، دیداربا حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزارن و معاون رییس جمهور اصلاحات یک روز قبل از اتمام مرخصی و بازگشت مجدد وی به زندان اوین برگزار شد. در این دیدار مرعشی به بیان نحوی شکل گیری پرونده و نیز ذکرخاطراتی از دوران زندان خودپرداخت .
در دیداربا بدرالسادات مفیدی دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ، خانم مفیدی گزارشی از وقایعی که در 161 روز زندان بر وی رفته بود بیان کرد.
در دیدار با عمادالدین باقی روزنامه نگار برجسته و فعال حقوق بشر، باقی با بیان آخرین وضغیت پرونده اش، گزارشی از آنچه بر او درایام زندان گذشته بود، باز گفت.
عبدالله نوری در این دیدارها با یاد خاطراتی از جریان محاکمات سال 78 ودوران سه ساله زندان خود ، با ابراز خرسندی ازحضور این بزرگواران درکنار خانواده ، برای آزادی سایر زندانیان وقایع پس از انتخابات دعا کرد.
فرمانده نیروی انتظامی در تازه ترین اظهارات خود از "تروریسم اینترنتی" خبر داد. نیروهای امنیتی ایران بارها نسبت به دشمنانی که از این طریق می خواهند به نظام ضربه بزنند هشدار دادند و به خطراتی که می تواند فضای مجازی برای کشور داشته باشد اشاره کرده اند.
فضای مجازی و قابلیت های موجود در آن از پیش از برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران به زعم دولتمردان، به خطری جدی برای نظام تبدیل شده بود.آنچه که در یکسال گذشته آن را "جنگ نرم" و" تهاجم رسانه ای" می خواندند چیزی نبود جزاطلاعاتی که در شبکه های اینترنت تبادل می شد.
با این حال این برای نخستین بار است که ادعا می شود خطری با عنوان " تروریسم" کشور را از طریق فضای مجازی تهدید می کند.
تروریسم در فضای مجازی
اسماعيل احمديمقدم دیروز در نخستين گردهمايي سراسري اساتيد دانشگاهي همكار نيروي انتظامي خبر از "شکل گیری تروریسم" در فضای مجازی داد و اعلام کرد که در آینده این گروه فعالیت خود را گسترش خواهند داد.
او به عنوان نمونه از "انجمن پادشاهی" و " گروه تندر" نام برد و مدعی شد که در ایران فعالیت تروریستی می کرده اند.
احمدی مقدم به همین دلیل در سخنرانی اش اعلام کرد که باید نیروهای پلیس در حوزه نرم افزاری فعال باشند و از اساتید و دانشگاهیان خواست تا در این راه پلیس را تنها نگذارند.
تهدیدهای نخست
با آنکه تا به حال نیروی انتظامی به عنوان یکی از ارکان امنیت در ایران بیشتر در خصوص فضای مجازی خبر ساز بوده است، اما این سپاه پاسداران ایران بود که اولین تهدیدها را نسبت به کاربران اینترنت انجام داد.
27 خرداد ماه سپاه پاسداران اولین بیانیه اش را در خصوص جرایم اینترنتی صادر کرد و از مدیران سایت های اینترنتی خواست مطالبی که حاوی "تبلیغ آشوبگری و تهدید مردم و شایعه" باشد را حذف کنند و آنها را تهدید کرد که در صورت اجرا نکردن این دستورات "اقدامات قانونی ما می تواند برای آنها بسیار سنگین باشد."
نخستین مرکز برای جرم رایانه ای
سپاه پاسداران بود که برای نخستین بار در ایران پس از آن که سرلشکر محمدعلی جعفری فرماندهی آن را به عهده گرفت، مرکزی تحت عنوان "بررسی جرایم سازمان یافته" تشکیل داد که زیر مجموعه پدافند سایبری سپاه قرار گرفت و وظیفه آن "نظارت و بررسی جرائم سازمان يافته تروريستی، جاسوسی، اقتصادی و اجتماعی در فضای مجازی" اعلام شد.
این مرکز وب سایتی تحت عنوان "گرداب" دارد که در ایام ناآرامی های پس از انتخابات، تصاویر معترضان را منتشر کرد و خواهان آن شد تا این افراد از سوی مردم "شناسایی" شوند.
ارتش سایبری ایران
"ارتش سایبری " نیز زیر مجموعه سپاه پاسداران است که پس از حوادث بعد از انتخابات به بسیاری از سایت های معترض حمله کردند و آنها را برای ساعاتی مسدود ساختند.
اسفند ماه سال 87 نیز به دستگیری عوامل سایت هایی پرداختند که آنها را گردانندگان سایت های "مستهجن" معرفی کردند.
با این همه این اقدامات برای آنکه بتوانند فضای مجازی را در ایران کنترل کنند چندان مفید نبود و با آنکه سرعت اینترنت در ایران بعد از انتخابات تا 60 درصد کاهش داشت، بازهم بیشترین اطلاع رسانی مردم از این طریق بود.
پلیس مجازی تشکیل می شود
آبان ماه سال گذشته نیروی انتظامی از آغاز به کار پلیس مجازی خبر داد.سردار بهمن کارگر رئیس پلیس امنیت اخلاقی نیروی انتظامی اعلام کرد :" با توجه به این که دشمن در جنگ نرم به وسیله ابزارهای مجازی به دل خانوادهها رسوخ کرده، لازم است نیروی انتظامی نیز به فضای مجازی وارد شده و مقدماتش در نیروی انتظامی فراهم شود."
پلیس نظارت بیشتر داشته باشد
آذر ماه احمدی مقدم اعلام کرد که پلیس خواهان "نظارت بییشتر " در فضای مجازی است.
او اعلام کرد: " پليس بايد در فضاي مجازي نظارت بيشتري داشته باشد اما هر بار كه در اين زمينه ورود كرديم رسانهها و افرادي كه پز روشنفكري دارند حمله ميكنند و ما عقبنشيني ميكنيم."
در همان ایام دادستانی ایران فهرست "مصادیق محتوای مجرمانه"را منتشر کرد که بر اساس بخشی از قانون جرایم رایانه ای تهیه شده است.
بر اساس این فهرست کسانی که فیلتر شکن در اختیار کاربران قرار می دادند یا از طریق اینترنت آموزش فیلتر شکنی می دادند مجرم محسوب می شدند.
کسانی که لینک سایت هایی را که دارای "محتوی مجرمانه" بودند یا در آنها نشانی های اینترنتی سایت های مسدود شده و نشریات توقیف شده آمده بود را منتشر می کردندو آنها در اختیار دیگران می گذاشتند،نیز مجرم بودند.
با تمام این سختگیری ها و تهدیدها بازهم فعالیت گروه های اجتماعی در اینترنت آنقدر زیاد بود که پلیس با جدیت بیشتری به دنبال استقرار "پلیس مجازی"در این نهاد بود.
نشکیل پلیس امنیت فضای تبادل
خرداد ماه اسماعیل احمدی مقدم خبر از آغاز به کار "پليس امنيت فضاي تبادل" در دو ماه آینده داد.
فرمانده نيروي انتظامي كشور اعلام كرد:" پليس فضاي مجازي، مصوبه مجلس و آييننامه دولت است و هدفش كنترل فضاي مجازي نيست بلكه به دنبال امنيت فضاي تبادل اطلاعات است."
پلیسی برای جلوگیری از سرقت
احمدی مقدم کارکرد این پلیس را جلوگیری از "سرقت های فراوان و کلاهبرداری مجازی" دانست و اعلام کرد که اکنون سرقت ها به سوی سرقتهاي مجازي رفته است لذا مردم اگر در اين زمينه امنيت نداشته باشند حتي در عمق خانه خود آرامش نخواهند داشت.
او هیچ اشاره به کارکرد این پلیس برای مبارزه با جنگ نرم ، چیزی که پیش از این همواره مورد نظر نیروهای امنیتی ایران بود نکرد.
هر چند که احمدی مقدم در صحبت های اخیرش برای توجیه حضور پلیس در شخصی ترین روابطی که مردم می توانند شکل بدهند، تنها از نگرانی مردم از سرقت های اینترنتی یاد کرد، اما تلاش نیروهای امنیتی در فیلتر کردن سایت ها و خواندن ایمیل های زندانیان سیاسی خبر از این می دهد که "پلیس مجازی" وظیفه ای بیشتر از نظارت بر سرقت ها در فضای مجازی بر عهده خواهد داشت.
این در حالی است که سال گذشته احمدی مقدم اعلام کرده بود که "ایمیل ها و اس ام اس ها" توسط پلیس" کنترل" می شود و این کنترل در حالی صورت می گرفت که هیچ قانونی در ایران برای آن که کسی بتواند ایمیل افراد را بخواند وجود نداشت.
حالا دولت و مجلس آئین نامه ای تصویب کرده اند که بر اساس آن پلیس ایران برای مبارزه با آنچه طیفی به گستردگی "سرقت مجازی" تا"تروریسم" دارد، می تواند به شکل قانونی وارد حریمی بشود که در هیچ جای دنیا کسی حق ورود به آن را ندارد.
رئیس فراکسیون اصوالگرایان مستقل مجلس هفتم معتقد است: بسیاری از مدعیان اصولگرایی صرفا این عنوان را با خود به یدک کشیده و ویژگیها و الزامات این عنوان را نداشتند.
به گزارش کلمه به نقل از ایلنا، محمد خوشچهره ضمن انتقاد از عملکرد برخی از اصولگرایان گفت: امروز به نظر میرسد جریان اصولگرایی بیشتر یک تابلو برای حرکت سیاسی بوده تا اینکه یک جریان اصیل محتوایی باشد.
وی گفت: به عنوان مثال بسیاری از مدعیان اصولگرایی صرفا این عنوان را با خود به یدک کشیده و ویژگیها و الزامات این عنوان را نداشتند.
رئیس فراکسیون اصوالگرایان مستقل مجلس هفتم با تاکید بر ضرورت ارائه تعریف مشخص، شفاف، با مشخصههای قابل فهم برای جریان اصولگرایی، گفت: تا زمانی که این اقدام صورت نگیرد جریان اصول گرایی مدعیان زیادی خواهد داشت، کما اینکه تاکنون نیز اینگونه بوده است.
وی انحرافات در این جریان را نیز ناشی از عملکرد همین مدعیان دانست و گفت: این موضوع به نحوی است که سوابق و عملکرد این افراد تطبیق کامل آنها را با اصولگرایی نشان نمیدهد، متعاقبا منش و رفتار آنها نیز با آموزههای دینی، اخلاق اسلامی، تعهدات ملی و قواعد شناخته شده رفتار سیاسی انطباق نداشته است.
این استاد دانشگاه افزود: صرف اینکه اصولگرایی را با عدد و ارقام بهعنوان اکثریتی در مقابل اقلیت نشان دهیم، کافی نیست.
وی تاکید کرد: بنابراین لزوم بازتعریف، احراز صلاحیت و شایستگی، درک صحیح از مفاهیم اصولگرایی که در حقیقت همان مفاهیم ارزشی به لحاظ پایبندی به تعهدات اخلاقی، رفتاری، حقوقی و قانونی نسبت به جایگاه افراد در جریان اصولگرایی احساس میشود.
این چهره اصولگرا در پایان گفت: رفتار ضعیف برخی هر چند معدود را که در این پوشش شاهد هستیم مبین و تاییدکننده چنین نقیصهای است.
در چند هفته اخیر هر روز خبرهای ناگواری از زندان اوین درباره زندانیان سیاسی به گوش می رسد .از جمعیت بیش از حد زندانیان در اتاق های کوچک تا نبودن غذا، دارو، بهداشت مناسب، گرمای هوا و نبودن امکانات مناسب تهویه و خنک کننده بر رنج زندانیان افزوده است و تحمل بیش از یکسال زندان، زندانیان را دچار ضعف مفرط و انواع و اقسام بیماری ها کرده است. دکتر زهرا رهنورد درباره شرایط بحرانی زندانیان سیاسی در اوین بیانیه ای صادر کرده است.
به گزارش کلمه ،متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
زندانها باید افتخار کنند که همنشین نیکان و پاکانی شده اند که فقط خواهان آزادی ، دمکراسی ، عدالت و سر افرازی انسان بوده اند و دغدغه ای ندارند جز سعادت ملت . امروز زندانها میزبان نخبگان علمی ، دانشجویان ، استادان ،روزنامه نگاران ،المپیادی ها ،طرفداران حقوق بشر هستند . شخصیتهای والایی که دولت و نهادهای دست اندرکار باید خودشان به آنها جایزه حقوق بشر بدهند به جای اینکه آنان را دربند کنند .
اینک به فهرستی از مظالمی که بر زندانیان روا می رود اشاره می کنم و به حاکمیت هشدار می دهم شما هم خودتان خانواده، خواهر، مادر، پدر، فرزند و برادر دارید. آنچه را که بر خود نمی پسندید بر این فرزندان غیور ملت نپسندید زندانیان را آزاد و تا تحقق روند آزادی مضیقه هایی را که بر آنان می رود ، برطرف کنید. به تعدادی از این ظلم ها که اکنون بر این زندانیان می رود اشاره می کنم نکاتی که خانواده های زندانیان سیاسی نگران آن هستند .
۱-بعد از بازداشت هر فردی طبق قانون اساسی باید علت دستگیری به او و خانواده اش گفته شود و جایگاه و موقعیت زندانی هم برای خانواده اش مشخص شود .
۲- طبق قانون باید متهم ظرف ۴۸ ساعت بعد از بازداشت تفهیم اتهام شود اما گزارش ها نشان می دهد این شیوه درباره بسیاری از زندانی ها رعایت نمی شود.
۳-مشخص نبودن مکان نگهداری متهم و بی اطلاعی خانواده از وضعیت زندانی شان خود مصداق شکنجه ، فشار روحی و روانی زندانی است که در باره برخی از بازداشت شده ها اعمال می شود.
۴-طی مراحل بازداشت ارتباط خانواده و متهم به طور کامل قطع است که فشار روحی و روانی زیادی برای متهم و خانواده ایجاد می کند و موجب نگرانی نسبت به سلامتی متهم و به ویژه شیوه های بازجویی می شود .
۵-وضعیت بد رفاهی زندان را به بیمارستانی بدون پزشک و پرستار تبدیل کرده است .این روزها از زندان اوین به ویژه بند ۳۵۰ خبرهای ناخوشایندی به گوش می رسد.بسیاری از عزیزان زندانی دچار بیماری و یا ضعف مفرط جسمی شده اند .چرا که کیفیت غذای زندان بسیار بد و میوه و سبزی در اختیارشان قرار نمی گیرد. طبیعی است که این عزیزان که بیش از یک سال است از غذای خوب، میوه و سبزی محرومند، دچار ضعف مفرط جسمانی و به تبع آن بیمار شوند..
۶-ایجاد محدودیت برای زندانیان در ارتباط با دیدار با خانواده هایشان مثل ممنوعیت ملاقات های حضوری و حتی ملاقات کابینی و از پشت تلفن و کم کردن زمان تماس تلفنی زندانیان موجب افزایش فشارهای روانی بر زندانیان سیاسی و خانواده هایشان شده است.خانواده های زندانیان مجبورند که برای بیست دقیقه ملاقات حضوری با عزیزانشان رنج رفت وآمد به دادستانی تهران را تحمل کنند و بارها به آنجا مراجعه و درگیر و دار بوراکراسی اداری برای گرفتن اجازه از دادستان تهران برای ملاقات گرفتار شوند. چرا دادستان تهران اجازه نمی دهد زندانیان طبق آیین نامه داخلی زندان ها به طور مرتب با عزیزان خود ملاقات حضوری داشته باشند؟
۷-رجایی شهر به عنوان یکی از زندانی های مخوف و دور از دسترس خانواده ها با شرایط بسیار بد است که فشار مضاعف بر زندانیان وارد می کند که در این دوره تعدادی از زندانیان سیاسی بدون در نظر گرفتن اصل تفکیک جرایم به آنجا فرستاده شده اند .علت تبعید این عزیزان به زندان رجایی شه شهر چیست و تا کی این ظلم مضاعف قرار است بر زندانی ها و خانواده هایشان وارد شود.
۸-جابه جایی های مکرر و بی منطق در درون زندانها که با هدف فشار بیشتر بر زندانی ها اعمال می شود.
۹- لغو مرخصی ها که بدون هیچ توجیه قانونی اعمال می شود، از دیگر مواردی است که فشار زیادی را بر خانواده ها و زندانیان سیاسی وارد می کند .
۱۰-روند آزادی های مشروط نیز طبق قانون دنبال نمی شود در حالی که زندانیان سیاسی هم مانند دیگر زندانیان اگر محکومیت قبلی نداشته باشند باید پس از گذاراندن نیمی از حکم شان آزاد و به نزد خانواده هایشان بازگردند که این مورد هم در مورد بسیاری از زندانیان رعایت نمی شود.
عرب گل که از هفده سالگی در جبهه های جنگ بوده و مجروح شده، تنها به این بهانه اینکه او شبیه کسی بوده که در تظاهرات روز عاشورا حضور داشته، شبانه به منزلش یورش بردند اما عرب گل آن روز برای انجام کاری در شهرستان به سر می برد.
به گزارش کلمه ،در راستای حمله های چندین و چند باره به منزل او و تحت فشار قرار دادن خانواده او، این کارگر ساده خود را در اسفند ماه خود را به اداره اطلاعات معرفی کند.
او مدت دوماه در سلول انفرادی تحت فشار های شدید بازجو ها بود، بازجو ها اصرار داشته اند او اتهام حمله به گارد و ضرب و شتم را بپذیرد. اما علی رغم تمامی فشار ها او تاکنون هیچ یک از این اتهامات را نپذیرفته است.
بهزاد عرب گل را بعد از دو ماه فشار سنگین به بند ۷ زندان اوین منتقل کردند. او همچنان بلاتکلیف است تاکنون او را به دادگاه نبرده اند و از مرخصی هم استفاده نکرده است.
او اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین همراه دیگر زندانیان سیاسی تحت فشار است. در سلولهایی که چند برابر ظرفیت واقعی شان در خود زندانی جای داده اند . در هر کدام از این سلولها که فقط چهل مترند اکنون بیش از ۳۵ زندانی محبوس شده اند. این سلول های کوچک برای این تعداد زندانی به اندازه کافی تختخواب ندارد و بیشتر زندانیان مجبورند بر کف زمین به سختی شبها را بگذرانند. وضعیت رفاهی این بند بسیار نامناسب است و به جز دو حمام و دستشویی زندانیان سرویس بهداشتی دیگری ندارند. هوای این بند نیز بسیار گرم است و کولر کوچک آن برای خنک کردن فضای بند مناسب نیست. گاهی هوای این بند چنان سنگین می شود که زندانیان به سختی در آن تنفس می کنند.
خاطرنشان می شود که این زندانی گمنام داری یک فرزند است و تا قبل از بازداشت برای تامین زندگی به کار ساختمانی مشغول بود.
نرگس محمدی، نايب رئيس و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر و برنده جايزه ی بينالمللی بنياد الکساندر لانگر، امروز يک روز پس از آزادی از زندان درمصاحبه با کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران به تفصيل درمورد دستگيری و اتهامات مطرح شده در دوران بازداشت صحبت کرده است. او به کمپين گفت که اتهام اجتماع وتبانی عليه نظام پس از چهار روز گذشت از دستگيری وی به او تفهيم شده است. محمدی می گويد: « من يک فعال حقوق بشر هستم و فعاليت هايم هم در چارچوب قوانين نظام جمهوری اسلامی ايران با التزام به مواد قانونی جمهوری اسلامی ايران هست.عضو هيچ گروه سياسی هم نيستم، من فقط يک فعال مدنی و يک مدافع حقوق بشر هستم.»
نرگس محمدی به کمپين گفت:
«روز پنج شنبه، ۲۰ خرداد، ساعت ۸ شب، دخترم را از بيمارستان آوردم. عمل جراحی کرده بود و بخيه های زيادی روی شکم بچم بود و حال اش مساعد نبود. مشغول شستن بخيه هايش بودم. حدود ساعت ده به بعد شب، زنگ زدند سوال کردم چه کسی هستيد؟ گفتند از نيروی انتظامی هستيم، پايين بياييد، يک سوال از شما داريم. چون شب بود با لباس خواب بودم، گفتم اگر کاری داريد، من مانتو شلوار بپوشم. گفتند نه، فقط يک سوال داريم، پايين بياييد.وقتی پايين رفتم ۶ نفر از نيروها وارد خانه شدند؛ چون بچه ی کوچک همراهم بود، هيچ اعتراضی نکردم. متأسفانه يک نامه به من نشان دادند که نه حکم بازداشت بود و نه حکم تفتيش منزل،آن نامه، نامه ی قضايی نبود؛ چون نزديک ۲۲ خرداد بود متن آن نامه هم مبنی براين بود که اگر در اين ايام اغتشاش، مخفی کاری و يا چيزهای مشکوکی ببينيم ، می توانيم بياييم و بررسی کنيم. من را با اين شرايط بازداشت و به بند بند ۲۰۹ بردند و۲۲ روز آن جا بودم.
من يک مادرم دو تا بچه ی سه ساله دارم. بچه ام مريض بود و تازه از تخت پايين آمده بود. يک مادر را، حتی اگر به بهشت هم ببريد، اون جدايی برايش رنج بزرگی است و من يک مادر بودم، واقعا توقع نداشتم ساعت ۱۲ شب؛ من را در حالی که بچه ی مريضم را از تخت عمل تازه پايين آورده بودم و گريه می کرد و دست هايش را دور گردنم قلاب کرده بود ،جدا کنند. من فارغ از مسائل سياسی آن چه که برايم مهم است مسائل اخلاقی و انسانی است و اين برای من دوری از فرزندانم، چيزی فراتراز شکنجه است.فکر می کنم بزرگ ترين شکنجه ای بود که در تمام عمرم تا حالا ديدم.»
سابقه خبر:
نرگس محمدی متولد ۱۳۵۱، فعال حقوق بشر، روزنامهنگار، نايب رئيس و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر،رييس هيئت اجرايی شورای صلح ايران و همچنين عضو سابق شورای سياست گذاری سازمان دانش آموختگان ايران که در تاريخ ۲۰ خرداد، بازداشت شده بود، در تاريخ ۱۰ تيرماه آزاد شد .پيش از اين در تاريخ ۱۷ ارديبهشت از مسافرت وی به گواتمالا، ممانعت به عمل آمده بود .
پرويز سروری که در دهمين نشست جمعيت رهپويان انقلاب اسلامی سخن میگفت، اظهار کرد: بعد از اتفاقاتی که پس از انتخابات رخ داد، زمينه يک سری کارهای غيرقانونی فراهم شد؛ چنانکه به جای اينکه اقدامات از مسيرهای قانونی پيگيری شود، به کف خيابانها کشيده شد و يک سری ناهنجاریهای اجتماعی ايجاد شد و طبيعتا نيروی انتظامی مجبور بود برای ايجاد نظم در کشور اعمالنظر کند.
به گزارش ایسنا، وی افزود: طبيعی است در چنين شرايطی با اين حجم فتنه، نيروی انتظامی در ابتدا توقع مواجهه با چنين آشوبی در اين سطح را نداشت. در بررسیهايی که بعد از فوت سه نفر در کهريزک انجام داديم ما کار را تازه شروع کرده بوديم که دبيرخانه شورای امنيت ما را خواست و گفت فوت اين سه نفر موجب شده رهبر انقلاب شخصا در اين موضوع دخالت کنند و بخواهند اين موضوع پيگيری شود.
سروری ادامه داد: همان شب جلسه تشکيل شد و از سه قوه هياتی شکل گرفت و از کهريزک بازديد شد، با بازداشتیهای کهريزک و اوين و افرادی که قبلا آزاد شده بودند و زندانبانها، پزشک و پزشکی قانونی و قضات جلساتی داشتيم و گزارش ما باعث شد مقام معظم رهبری دستور تعطيلی بازداشتگاه را دادند.
اين نماينده مجلس ادعا کرد: در کجای دنيا وقتی نيروی انتظامی درگير اغتشاش است، مامورانش در دادگاه دارند محاکمه میشوند و حکم اعدام دو نفر هم صادر میشود؛ اين يک افتخار برای جمهوری اسلامی است که وقتی در يک بازداشتگاه تخلفی صورت میگيرد بازداشتگاه را تعطيل میکنند و همه ۱۲ نفر مامور بازداشت میشوند، پرونده تشکيل میشود و سازمان قضايی نيروهای مسلح رسيدگی میکند.
وی افزود: البته ما در رسيدگیهايی که داشتيم به اين نتيجه رسيديم که مهمترين مشکل از زمانی شروع میشود که اين افراد به کهريزک اعزام شدند؛ چون کهريزک بازداشتگاهی مخصوص اراذل و اوباش و معتادان و قاتلان حرفهای بود.
سروری گفت: ما معتقديم قاضی حکم غلطی داده است؛ چون ما با رييس زندان اوين صحبت کرديم و گفت ما برای پذيرش جا داشتيم؛ بنابراين دستور اعزام غلط بوده و الان هم حکم صادر شده، البته متهمان میتوانند درخواست فرجام کنند.
گفتنی است این اظهارات در حالی بیان میشود، که بازداشتگاه کهریزک برای نگهداری هر زندانی، با هر جرم و اتهامی "غیراستاندارد" تشخیص داده شده است.
همچنین طبق خبرهای منتشر شده، هنوز به درستی مشخص نیست که چه کسانی به عنوان متهمان این پرونده محاکمه شدهاند و بسیاری از مردم و خانوادههای جانباختگان معتقدند که باید به پرونده آمران جنایت، به جای عاملان رسیدگی شود.
همزمان با شدت یابی موج تحریم های جهانی علیه جمهوری اسلامی و یک روز پس از اجرایی شدن تحریم ها فراگیر آمریکا علیه ایران، نمایندگان کشورهای عضو گروه پنج بعلاوه یک (آلمان + اعضای دائمی شورای امنیت)، روز جمعه یازدهم تیرماه در بروکسل گرد هم آمده و از مقامات تهران خواستند به پای میز مذاکرات هستهای بازگردند.
پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد و آلمان در جریان نشست روز جمعه خود، همچنین درباره "اهمیت اجرای فوری" آخرین قطعنامه تحریمی شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران (١۹٢۹) به توافق رسیدند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، با وجود تشدید تحریمها علیه جمهوری اسلامی، آمریکا بعد از نشست فوق، اعلام کرد که کشورهای طرف مذاکره بر سر برنامه هستهای ایران، همچنان آماده گفت و گو با این کشور هستند.
بر اساس اعلام وزارت خارجه آمریکا، ویلیام برنز، دیپلمات ارشد آمریکایی در بروکسل، با نمایندگان بریتانیا، چین، فرانسه، آلمان، روسیه و اتحادیه اروپا دیدار و با آنها در باره گامهای بعدی در مناقشه برسر برنامه هستهای ایران رایزنی کرده است.
مارک تونر، یکی از سخنگویان وزارت خارجه آمریکا در باره جزئیات نشست نمایندگان کشورهای عضو گروه پنج بعلاوه یک در بروکسل، به خبرنگاران گفته است: "ین کشورها پیشنهاد خود را در مورد انجام گفت و گو با ایران بر سر موضوع هستهای این کشور تکرار کرده و تاکید کردهاند، درها روی ایران همچنان باز است."
محمود احمدینژاد، رئیس دولت دهم اعلام کرده بود، تهران به منظور "تادیب" کشورهایی که به قطعنامه جدید شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی رای دادهاند، تا دو ماه دیگر با آنها درباره برنامه هستهای خود گفت و گو نخواهد کرد.
باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده، روز پنجشنبه و در مراسم امضای قانون تحریمهای یکجانبه کشورش علیه ایران بار دیگر از بازبودن راه گفت و گو برای حل تنش بر سر برنامه هستهای ایران خبر داده است.
به گزارش همین منبع خبری، مارک تونر، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز اعلام کرده است که کشورهای طرف مذاکره هستهای با ایران، از پیشنهاد کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا برای مذاکره با ایران حمایت کردهاند.
مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا حدود یک ماه پیش با ارسال نامهای به سعید جلیلی، مذاکره کننده ارشد هستهای جمهوری اسلامی، از وی برای شرکت در دور تازه گفت و گوها بر سر برنامه هستهای ایران دعوت کرده بود.
هرچند جمهوری اسلامی تاکنون به این پیشنهاد پاسخی نداده، با این حال منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران گفته است، پاسخ تهران به نامه مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا همچنان در دست تهیه می باشد.
مدیرعامل شرکت فرانسوی توتال از تصویب تحریم های جدید علیه ایران انتقاد کرده و گفته است منع فروش بنزین به مردم عادی این کشور آسیب می رساند.
کریستوف دومارجری، مدیر عامل شرکت توتال جمعه در جریان نشستی اقتصادی در فرانسه توقف فروش بنزین به ایران را پس از تحریم های شورای امنیت، آمریکا و اتحادیه اروپا تایید کرد و آن را بدلیل "واقع گرایی" این شرکت دانست.
اما او گفت معتقد است این تحریم ها "اشتباه" است و تاثیرات آن متوجه مردم عادی خواهد بود.
به گزارش بی بی سی، وی افزود: "ما گمان نمی کنیم تحریم انتقال مواد بنزینی به ایران مسیر خوبی برای حل اختلافاتی باشد که ماهیتی سیاسی دارد."
او تاکید کرد شرکت توتال در اولین فرصتی که بتواند فروش بنزین به ایران را از سر خواهد گرفت، زیرا "مخلوط کردن موضوعات مدنی و سیاسی اشتباهی جدی" است.
بدنبال تصویب لایحه تحریم های اخیر آمریکا علیه صادرات فراورده های نفتی به ایران، شرکت فرانسوی توتال اعلام کرد فروش بنزین را به این کشور متوقف کرده است.
باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا پنجشنبه این مصوبه را با امضای خود به قانونی لازم الاجرا تبدیل کرد.
بر اساس این قانون، فروش و انتقال فرآورده های نفتی پالایش شده به ایران از جمله بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما شرکت های خارجی را مشمول تحریم های گسترده آمریکا خواهد کرد.
شرکت هایی که این قانون را نقض کنند اجازه فعالیت در بخش های مالی، بانکی یا بازارهای سهام آمریکا را از دست خواهند داد.
با وجود گذشت چهار روز از بازداشت مختار اسدی، عضو کانون صنفی معلمان کرج و محمود باقری، عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان، تاکنون هیچ گونه خبری در دست نیست. این دو، پس از بازداشت با منزل تماس نگرفتهاند و هنوز محل نگهداری آنها نیز مشخص نیست.
بامداد خبر همچنین خبر میدهد که روز پنجشنبه خانواده محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی دربند کانون صنفی معلمان، برای دیدار با او به زندان اوین رفتند اما به دلیل دستور جدید دادستانی مبنی بر یک هفته در میان شدن ملاقاتهای کابینی زندانیان، اجازه ملاقات نیافتند.
محمود بهشتی نیز که از روز 16 خرداد ماه و تنها چهار روز پس از آزادی از زندان، برای بار دوم بازداشت و روانه زندان اوین شد، همچنان در سلولی چهار نفره نگهداری میشود. وی در تماسی تلفنی در روز یکشنبه از تداوم بازجوییهایش خبر داد و روحیه خود را خوب توصیف کرد.
محمود بهشتی در دور اول بازداشت، بیش از یک ماه را در بند 209 زندان اوین سپری کرده بود.
وضعیت نامساعد جسمی هاشم خواستار در زندان
همزمان با این اخبار، کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران گزارش میدهد که همسر هاشم خواستار، معلم زندانی که در دادگاه تجدیدنظر حکم دو سال حبس دریافت کرده بود، میگوید که مسئولان دلیل آزاد نکردن همسرش را "متنبه" نشدن وی عنوان کردهاند.
صدیقه مالکی فر، همسر هاشم خواستار، از شرایط نامساعد جسمی همسرش خبر داد و گفت: همسرم در شرایط بد جسمی به سر می برد، بیماری قلبی و فشار خون، موجب آسیب دیدگی شبکیه چشم راست وی شده و بیناییاش تا حد زیادی کاهش یافته است. او دچار مشکل گوارشی شده و به شدت از بیماری آرتروز رنج می برد.
مالکیفر همچنین اعلام کرد: پیش از انتخابات، ستاد آقای موسوی از افرادی که در زمینه دفاع از حقوق معلمان، تلاش کرده بودند تقدیر کرد. بعد از انتخابات همه افرادی که از آنها تجلیل شده بود، دستگیر شدند و شوهر من هم یکی از آن افراد بود.
هاشم خواستار، مهندس کشاورزی، معلم بازنشسته و رئیس کانون صنفی معلمان مشهد که در هنرستان کشاورزی تدریس می کرد، در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ دستگیر و بعد از یک ماه و نیم با وثیقه ۳۵ میلیون تومانی آزاد شد.
وی در تاریخ ۲۵ شهریور ۸۸ در پارک ملی مشهد، در حال پیاده روی مجددا دستگیر و به زندان وکیل آباد مشهد، منتقل و در دادگاه بدوی به شش سال حبس، محکوم شد. حکم او در دادگاه تجدید نظر به دو سال زندان تعزیری کاهش یافت.
دادگاه بداقی 13 تیر ماه برگزار میشود
همچنین در خبری دیگر است که نخستین جلسه محاکمه رسول بداقی، عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان، روز یکشنبه سیزدهم تیرماه برگزار میشود.
بداقی که از تاریخ دهم شهریورماه سال گذشته در بازداشت به سر میبرد، از سوی دادستانی تهران به اقدام علیه امنیت ملی متهم شده است.
وی هشت ماه نخست بازداشت خود را در زندان اوین سپری کرد و هم اینک به همراه چند روزنامهنگار به زندان رجاییشهر تبعید شده است.
اسماعیل عبدی آزاد شد
آزادی اسماعیل عبدی، عضو کانون صنفی معلمان ایران، در شب گذشته و پس از 44 روز بازداشت تنها خبر خوبی است که این روزها، برای اعضای کانون شنیده میشود.
به گزارش بامدادخبر، آزادی اسماعیل عبدی، در حالی صورت گرفت که علیرغم تودیع وثیقه در آغاز هفتهی گذشته، روند آزادی وی تا روز گذشته به طول انجامید.
اسماعیل عبدی روز 29 اردیبهشت ماه و به دنبال گفتوگو با یکی از رسانههای خارجی بازداشت شد. وی 33 روز از زمان بازداشت خود را در انفرادی و چند روز پایانی را در بند عمومی بسر برده است. با این وجود وی پس از آزادی از شرایط روحی خوبی برخوردار است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر