-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ تیر ۲۱, دوشنبه

Latest News from Emrooz for 07/11/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



عضو هیات تطبیق مصوبات با قوانین و مقررات گفت: دولت دیگر مصوبات خود را به مجلس نمی فرستد و این هیات مصوبات دولت را از سایت دولت و روزنامه رسمی برمی‌دارد.

محمدرضا خباز نماینده كاشمر، در گفتگو با ایلنا، در پاسخ به سوالی در مورد عدم ابلاغ مصوبات دولت به مجلس طی دو ماه اخیر، خاطرنشان كرد: اصل 138 قانون اساسی اعلام می‌كند كه هر مصوبه دولت با هر عنوانی، اعم از مصوبه، تصویب‌نامه و ..... كه به دستگاه‌های اجرایی ابلاغ می‌شود، برای آنكه خلاف قانون نباشد، باید به رئیس قوه مقننه ارجاع داده شود، تا مغایرت یا عدم مغایرت آنها تشخیص داده شود. در صورت مغایرت دولت موظف به اصلاح است و در صورت عدم وجود اشكال قانون به طور نهایی ابلاغ و اجرا می‌شود.

عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس افزود: در دولت نهم تعدادی از مصوبات ابلاغ شده در هیات تطبیق مصوبات با قوانین و مقررات مغایر تشخیص داده شد و احساس كردیم كه دولت این تذكرات را اجرا نمی‌كند و نسبت به آنها بی‌تفاوت است. مانند مصوبه تعطیلات ماه رمضان سال قبل كه غیرقانونی بود.

عضو كمیسیون اقتصادی مجلس تصریح كرد: وقتی چنین اتفاقی افتاد و دولت بی‌توجهی كرد، طرحی به مجلس تقدیم شد تا اگر مصوبه‌ای مغایر قوانین بود و دولت آن را اصلاح نكرد، رئیس مجلس مكاتبه با رئیس‌جمهور را آغاز كند و اشكالات را مطرح كند. اگر اشكالات هم پذیرفته نشد اصلاحیه را به روزنامه رسمی ابلاغ كند تا اجرا شود.

وی با اشاره به تصویب این قانون در مجلس و ابلاغ آن به دولت، ادامه داد: اما متاسفانه ‌از آغاز امسال دولت دیگر مصوبات خود را به مجلس ابلاغ نمی‌كند و گویا در مقابل قانون تصمیم به مقاومت گرفته شده است. اما در جهت معقول ماندن ارتباط بین دو قوه از خانم بداغی معاون حقوقی رئیس‌جمهور دعوت كردیم تا در كمیته حضور یابد و طی جلسه‌ای بحث‌های مفصل حقوقی انجام شد. اما وی اظهاراتی داشت كه مورد قبول واقع نشد و ما ضمن بیان استدلالاتی پیشنهاد دادیم كه دولت مصوبات خود را به معاونت حقوقی رئیس‌جمهور بفرستد تا دیگر مجلس مجبور به تشخیص مواد مغایر با قانون نباشد. اما دولت این كار را نكرد و باز هم مصوبات را به مجلس نفرستاد.

عضو هیات تطبیق مصوبات با قوانین و مقررات گفت: در این شرایط طبیعتا مجلس باید موضع می‌گرفت. اما راه مسالمت‌آمیزی را انتخاب كردیم. لذا به جای آنكه مصوبات دولت را به طور رسمی از دولت دریافت كنیم، آنها را از سایت دولت و روزنامه رسمی استخراج كرده و برداشتیم و بدون هیچ گله‌ای از دولت ایرادات را مشخص می‌كردیم و می‌فرستادیم. اما آقایان به روی مبارك خود نمی‌آورند و به روند خود ادامه می‌دهند.

خباز با بیان اینكه تصمیم داشتیم این مسئله را رسانه‌ای نكنیم و این عمل دولت را با كار و تلاش خود جبران كنیم، از تعداد مصوبات مغایر با قانون دولت از ابتدای سال 89 تاكنون ابراز بی‌اطلاعی كرد.

نماینده مردم كاشمر در مجلس در مورد واكنش‌ها نسبت به این رفتار دولت اظهار داشت: یك حالت این است كه مشابه دولت عمل كنیم و اقدام دیگر رفتار مسالمت‌آمیز و بدون سر و صدا است. اما راه دوم انتخاب شد، زیرا هدف هیات تطبیق، تفوق‌طلبی نیست بلكه این است كه دولت خلاف قانون كاری را انجام ندهد. اگر دولت به صورت طبیعی و قانونی قانون را به مجلس بفرستد، طبیعی است. ولی اگر دولت قهر كند و بدش بیاید ما دلسرد نمی‌شویم و كار خودمان را انجام می‌دهیم و تعللی هم در كارمان به وجود نیامده است.


 



محسن رنانی از شاخص‌ترین اقتصاددانان کشور به‌شمار می‌آید که طی ماه‌های گذشته تحلیل‌های بسیاری را پیرامون اجرای طرح هدفمندسازی یارانه‌ها ارائه کرده‌است. گفت‌وگوی مجله همشهری‌ماه با دکتر محسن رنانی نیز پیرامون همین موضوع صورت گرفت. محتوای گفت‌وگو از سوی بسیاری از محافل اقتصادی مورد توجه قرار گرفت ولی حجم بالای گفت‌وگو اجازه چاپ و انتشار کامل آن در مجله همشهری ماه را نداد. لذا متن کامل و تکمیلی گفت‌وگو با دکتر محسن رنانی برروی سایت گروه مجلات همشهری قرار گرفت که متن آن را می‌خوانید.البته بخش مهمی از گفت‌وگو در مجله همشهری ماه شماره ۴۸ که از هفته گذشته روی کیوسک قرار گرفته به چاپ رسیده‌است.

همشهری ماه: شما یکی از منتقدان جدی «طرح هدفمندسازی یارانه ها» بوده اید که هم در مناظره با رئیس شورای رقابت کشور و هم در مصاحبه های مختلف دیدگاههای انتقادی خود را در این مورد بیان کرده اید. اما به هرحال اکنون این طرح به قانون تبدیل شده و ظاهراً قرار است از اول مهرماه امسال در کل کشور اجرا شود. معمولاً اولین بحثی که در مورد پیامدهای اجرای این قانون به میان می آید، تأثیرات کلان اقتصادی آن بویژه آثار تورمی آن است. در این خصوص نظر شما چیست؟

رنانی: درست است، پیش از این به اندازه کافی در این باره که چرا چنین طرحی در شرایط کنونی کشور نباید اجرا شود بحث کرده ام ولی در هر صورت اکنون این طرح به صورت قانون درآمده است و قرار است اجرا شود و از اکنون باید در مورد پیامدهای آن چاره اندیشی کرد. پیشاپیش روشن است که این طرح پیامدهای تورمی جدی ای دارد، هم به این علت که هزینه های تولید را در دو مرحله بالا می برد، هم به این علت که نقدینگی را افزایش می دهد و هم به این علت که نرخ ارز را بی ثبات می کند. پیش از هر چیز ببینیم روی نقدینگی چه اثری دارد. وقتی این طرح اجرا شود دو حالت دارد، یا اول قیمت های انرژی افزایش می یابد و مردم قیمت واقعی انرژی را می پردازند و بعد پولهایی که از راه افزایش قیمت های انرژی از مردم گرفته شده است را دولت به صورت یارانه نقدی بین بخشی از مردم و بنگاههای تولیدی پخش می کند، و یا برعکس، اول دولت یارانه ها را می پردازد و بعد مردم وجوهی که به عنوان یارانه نقدی گرفته اند را صرف جبران افزایش قیمت انرژی می کنند. هر کدام از این دو راه مشکلاتی دارد. فرض کنید قرار شود اول قیمت ها بالا برود و دولت در مرحله بعدی پولهای جمع آوری شده را به صورت یارانه به جامعه بدهد. سوال این است که مردم چگونه افزایش هزینه های انرژی را تامین کنند؟ همین الان با قیمت های موجود هم شرکت های آب و برق قبض های معوق سنگینی دارند. یعنی بسیاری از مردم قبض هایشان را سرموقع نمی پردازند. این نشان از ناتوانی پرداخت در همین شرایط کنونی است. این که بخش خصوصی بیش از ۴۰ هزار میلیارد تومان بدهی معوق به سیستم بانکی دارد خودش نشانه این است که بخش خصوصی در پرداخت های جاری اش مشکل دارد و به عبارتی نقدینگی کافی در اختیار مردم نیست. بنابراین اگر اول قیمت انرژی افزایش یابد هم بخش تولید در پرداخت ها به مشکل برمی خورد و هم مصرف کنندگان خانواری. لذا به نظر می رسد دولت باید اول یارانه را بپردازد. و ظاهراً هم قرار بر این است.

اما دولت در حال حاضر حدود بیست هزار میلیارد تومان به صندوق های تأمین اجتماعی بدهکار است، بیش از ۵ هزار میلیارد تومان نیز به پیمانکاران بخش خصوصی در حوزه صنعت برق بدهکار است، بسیار بیش از همین مبلغ به پیمانکاران حوزه نفت و گاز بدهکار است و از این دست بدهی ها که در همه بخش های اقتصاد دارد و این ها جدای از بدهی هایش به بانک مرکزی و صندوق ذخیره ارزی است. بنابراین دولت اگر نقدینگی داشت که بدهی های معوق خود را پرداخت می کرد. پس دولت مجبور است برای پرداخت اولین قسط یارانه ها از بانک مرکزی استقراض کند. استقراض از بانک مرکزی نیز پایه پولی و سپس حجم پول و سپس نقدینگی را افزایش می دهد که به تورم می انجامد.

حتی این راهکار که یارانه ها به صورت الکترونیک به حساب مردم واریز شود نیز تغییری در وضعیت نمی دهد. حتی اگر مردم را مجبور کنند که از این حساب فقط برای پرداخت قبض های خدمات شهری استفاده کنند باز مساله همچنان باقی است یعنی همین که مردم از حسابهایشان قبض های خدمات شهری را بپردازند، این پول وارد گردش اقتصادی کشور می شود و نقدینگی بالا می رود. یعنی پرداخت الکترونیک و اجبار مردم به پرداخت قبض ها از آن حساب خاص که مربوط به یارانه هاست، فقط حلقه اول از گردش پول را از اقتصاد حذف می کند ولی حلقه های بعدی وجود دارد و پول وارد گردش اقتصاد می شود و نقدینگی را بالا می برد و این به عنوان یک عامل تورم زا عمل می کند.

اما عامل دیگر و مهم تری که تورم ایجاد می کند افزایش هزینه هاست. در این مورد، نخست یک تورم اولیه ناشی از افزایش مستقیم قیمت انرژی خواهیم داشت. یعنی قیمت انرژی در همه بخش ها افزایش خواهد یافت که به طور طبیعی در هزینه تمام شده کالاهای تولیدی همه صنایع اثر می گذارد و افزایش هزینه تمام شده موجب افزایش قیمت های فروش خواهد شد. اما در مرحله دوم یک تورم غیر مستقیم نیز داریم. یعنی وقتی در گام اول هزینه تمام شده تولیدات و بنابراین قیمت فروش آنها افزایش یافت، همه کسانی که این تولیدات را می خرند باید قیمت بالاتری بپردازند. اما برخی خریداران این کالاها، خودشان تولید کننده کالاهای دیگری هستند که این کالاها را به عنوان عامل تولید و مواد اولیه در کارخانه خود استفاده می کنند. پس در مرحله اول قیمت انرژی افزایش می یابد و در مرحله دوم قیمت همه دیگر عوامل تولید. بنابراین هزینه تمام شده کالاهای نهایی، یک بار به علت افزایش قیمت انرژی بالا می رود و یک بار هم به علت افزایش قیمت سایر مواد اولیه تولید. این موج دوم تورم است که به آن تورم غیر مستقیم می گوییم. البته این دو موج همزمان با هم اتفاق می افتد.

اما در عمل، در گامهای بعدی باز هم تورم داریم. یکی همان تورم ناشی از افزایش نقدینگی حاصل از تزریق پول اولیه برای تامین یارانه ها به اقتصاد و دیگری تورم انتظاری. مساله این که چگونه نقدینگی بالا می رود را توضیح دادم اما ببینیم تورم انتظاری چیست و با اجرای این طرح چه تغییری می کند. ببینید در کشورهایی که اعتماد عمومی بالاست و مردم به دولت اعتماد دارند و معتقدند که نتایج سیاست های اقتصادی، کم و بیش همان هایی که دولت پیش بینی می کند، معمولا تورم انتظاری با فاصله و به تدریج شکل می گیرد. یعنی مدتی پس از اجرای سیاست، و با مشاهده پیامدهای آن، انتظارات تورمی مردم شکل می گیرد و بر نرخ واقعی تورم اثر می گذارد. مثلا نیروی کار صبر می کند تا وقتی که واقعا تورم رخ داد، یا اگر اطلاعاتش دقیق باشد، همزمان با تورم، درخواست دستمزدهای بالاتری می کند. و این نیز دوباره هزینه تولید را بالا می برد. که البته این تورم انتظاری در کشور ما معمولاً پیشاپیش رخ می دهد. یعنی هم خود دولت به طور طبیعی سالیانه حداقل دستمزد را بالا می برد و هم نیروی کار پیشاپیش انتظارات تورمی اش را اصلاح می کند و نهایتا در افزایش دستمزدش منعکس می شود.

اما تورم انتظاری دیگری نیز در کشور ما و در کشورهایی که بی ثباتی سیاسی بالاست شکل می گیرد و آن تورمی است که مستقل از افزایش حقیقی هزینه ها شکل می گیرد و فقط مربوط به دستمزد نیروی کار نیست. در واقع هرچه مردم به فضای موجود و به آینده بی اعتماد باشند یک تورم انتظاری زودرس شکل می گیرد. مثلا همین الان قبل از اینکه قیمت های انرژی بالا برود می بینیم که تورم انتظاری شکل گرفته است، مثلا قیمت آهن افزایش یافته است، قیمت شکر افزایش یافته است و نظایر این ها. یعنی مردم پیش از این که واقعاً تورم رخ دهد، خودشان تورم را تولید می کنند. این تورم انتظاری غیر از انتظارات تورمی است که تئوری اقتصاد در مورد دستمزدها بیان می کند. این تورم انتظاری ناشی از بی اعتمادی عمومی به سیاست های دولت است. بنابراین دو تورم انتظاری وجود دارد یکی تورم انتظاری پسینی به این معنی که مردم انتظارات تورمی خود را با توجه مقدار واقعی تورمی که رخ می دهد تصحیح می کنند و بر اساس آن قیمت خدمات خود را بالا می برند و یکی هم تورم انتظاری پیشینی که به خاطر فضای بی اعتمادی و پایین بودن سرمایه اجتماعی پدید می آید، یعنی مردم پیش از آن که اصولا سیاستی واقعا اجرا شود پیشاپیش خودشان قیمتها را بالا می برند. هرچه در کشوری بی اعتمادی و بی ثباتی بالاتر باشد این نوع تورم انتظاری زودتر شکل می گیرد. مطالعات اقتصادی نشان داده است که در کشورهایی که سرمایه اجتماعی پایین تر بوده یعنی بی اعتمادی بالاتر بوده، افزایش حجم پول، تورم بیشتری تولید کرده است.

در هر صورت با اجرای سیاست هدفمندسازی یارانه ها، در عمل ما با چهار موج تورمی رو به رو هستیم. در گام اول تورم انتظاری ناشی از بی اعتمادی، که سریع تر از تورم واقعی شکل می گیرد، در گام دوم تورم ناشی از افزایش قیمت حامل های انرژی، در گام سوم تورم غیر مستقیم ناشی از افزایش قیمت مواد اولیه و دستمزدها، و در گام چهارم نیز تورم ناشی از افزایش پایه پولی.

آیا می شود پیش بینی نسبتاً دقیقی از مجموع این تورم ها بعد از اجرای هدفمندسازی به دست داد؟

البته می شود با طراحی و برآورد برخی مدلهای اقتصادی و ریاضی این کار را کرد و در واقع ما انتظار داشتیم دولت یک چنین مطالعه ای می کرد و نتایجش را در اختیار کارشناسان اقتصادی قرار می داد. اما نکته این جاست که آن چهار گام تورمی که گفتم تنها بخشی از کار است. به عبارت دیگر، وقتی موتور تورم روشن شد پدیده هایی رخ می دهد که پیش بینی نشده است و دولت برای کنترل آن پدیده ها اقداماتی انجام می دهد که دوباره به تورم دامن می زند. مثلاً افزایش تورم، قیمت تمام شده کالاهای تولید داخل را افزایش می دهد، بنابراین بنگاههایی که اکنون صادر کننده کالا به خارج هستند، قیمت کالاهای صادراتی شان گران می شود و قدرت رقابتی خود را از دست می دهند و لذا ممکن است با موج ورشکستگی یا کاهش تولید در این گونه بنگاهها مواجه شویم. از طرف دیگر چون قیمت کالاهای داخلی افزایش یافته است قیمت کالاهای وارداتی به طور نسبی ارزان می شود و بنابراین واردات افزایش می یابد و خود این فشار تازه ای به تولید کننده داخلی می آورد و تولید و فروش آن را محدودتر می کند و این نیز می تواند به بحران در برخی بخش های اقتصادی بینجامد. در این شرایط، دولت باید اقدامی انجام دهد. احتمال قریب به یقین می رود که دولت برای حل این مشکل، قیمت دلار را بالا ببرد تا هم مانع افزایش واردات شود و هم قدرت رقابتی صادرکنندگان داخلی در برابر تولیدکنندگان خارجی جبران شود. یعنی همین الان هم نرخ دلار به طور غیر واقعی پایین مانده است و دولت دیگر بیش از این نمی تواند مانع افزایش نرخ ارز شود.

اما نتیجه چنین اقدامی این خواهد بود که افزایش نرخ دلار، واردات مواد اولیه و تجهیزات را برای آن بخش از تولید که وابسته به واردات است، گرانتر می¬کند و دوباره هزینه تمام شده محصولات این ها بالا می رود و این ها نیز محصولات خود را به دیگر بنگاهها گرانتر می فروشند و بنابراین در یک مرحله دیگر هزینه تولید در کل بخش تولید بالا می رود. بنابراین موج تورمی جدیدی ایجاد می شود که ناشی از افزایش نرخ ارز است. باز این ها هم قسمت های قابل پیش بینی مسئله است. برخی مسائل غیرقابل پیش بینی است. مثلاً اگر این تحولات موجب شورش های کارگری شود و بخش هایی از اقتصاد به هم بریزد، بی ثباتی ناشی از آن موجب موجی از بی اعتمادی به آینده و آن نیز موجب موج تورمی جدیدی که می شود آن را می توان تورم سیاسی نامید یا تورم ناشی از بی ثباتی فضای کسب و کار. بنابراین در شرایط امروز ایران که هر حادثه ای احتمال وقوع دارد، پیش بینی دقیق روندهای آینده ناممکن است. البته در مورد نرخ تورم برآورد تقریبی ممکن است اما نیازمند مطالعه گسترده و استفاده از مدلهای ریاضی اقتصاد کلان است که به نظر نمی رسد چنین کاری شده باشد.

یعنی شما معتقدید همه این امواج تورمی رخ می دهند یا احتمال می دهید که رخ دهند؟

ببینید در دنیای اقتصاد هیچ پیش بینی قطعی امکان پذیر نیست. اما نکته این است که حتی اگر همه این امواج احتمالی تورم رخ ندهد، اما تقریبا مسلم است که ما با چند موج تورم هزینه ای رو به رو می شویم که برای کشوری که بخش اعظم بنگاه های آن در زیر ظرفیت اسمی تولید می کنند و پنجاه درصد ظرفیت صنعتش خالی است، و بنگاههایش با کمبود نقدینگی شدید رو به رو هستند و تقاضای داخلی به علت پایین بودن قدرت خرید مردم بسیار کمتر از ظرفیت عرضه است و دولت در اجرای تعهدات کنونی اش درمانده است و شرایط عمومی داخلی و سیاسی خارجی بی ثبات است، و رکود مزمن و بیکاری گسترده مشکل جاری آن است، می تواند بحران آفرین باشد. در یک کلام در شرایطی که اقتصاد ایران در رکود تورمی به سر می برد و با مشکلاتی از آن دست که گفتم رو به روست، ایجاد یک موج تورمی جدید به منزله نوعی خودکشی اقتصادی است.

به نظر شما کدامیک از بخش های اقتصاد بیشترین پیامد را تحمل خواهند کرد؟

شدت پیامدهای این طرح برای بخش های مختلف متفاوت است. مثلا بخش های حمل و نقل و مصالح ساختمانی بیشترین افزایش قیمت را خواهند داشت. حمل و نقل از این بابت که مستقیما با افزایش قیمت انرژی ـ که در حمل و نقل، اصلی ترین عامل است ـ رو به روست و امکان تغییر سریع و گسترده الگوی سوخت را نیز ندارد. بخش ساختمان نیز به این علت که تولید مصالح ساختمانی بسیار انرژی¬بر است. مثلا پیش بینی شده که قیمت برخی از مصالح ساختمانی تا چند برابر افزایش یابد. اما بخش صنعت بیشترین بیکاری و تعطیلی و ورشکستگی را تحمل خواهد کرد. چون صنعت ما اکنون نیز در بحران زندگی می کند و با اجرای هدفمندسازی به اغما خواهد رفت. بخش واردات ممکن است دوره کوتاهی از رونق را تجربه کند. اما نهایتا با تغییرات مکرر سیاستی در حوزه بازرگانی خارجی، تجار خصوصی و غیر انحصاری ما هزینه های سنگین ناشی بی ثباتی را متحمل خواهند کرد. اما غم انگیزترین وضعیت از آن بخش کشاورزی خواهد بود. انعطاف پذیری این بخش بسیار پایین است، فناوری آن عقب مانده و شدیدا وابسته به نیروی کار است و بازدهی آن نیز پایین است. بنابراین خانوارهایی که در فعالیت های کشاورزی درگیرند، نه امکان تعطیلی واحد تولیدی و جابه جایی سرمایه آن را دارند و نه امکان ارتقای فناوری آن را. تنها و تنها باید با وجود افزایش هزینه ها تن به ادامه تولید دهند و افزایش هزینه را با کاهش رفاه خود جبران کنند.

ببینید، بخش کشاورزی ما فقط ۴ درصد انرژی کشور را مصرف می کند علت آن نیز این است که تکنولوژی بخش کشاورزی مدرن نیست و تحول در آن نیز خیلی کند است. همین که سهم مصرف انرژی در بخش کشاورزی پایین است شاهدی است بر این که فناوری این بخش عقب مانده است. حالا نکته این است که با یک موج تورمی، و با افزایش قیمت انرژی، امکان همین ارتقای لاکپشتی تکنولوژی در بخش کشاورزی هم از بین می رود و دیگر همین وضع موجود اسفبار هم قابل حفظ نیست. بخش کشاورزی ۲۰ درصد نیروی کار و ۳۰ درصد جمعیت کشور را پوشش می دهد. افزایش قیمت انرژی، شاغلین کشور و جمعیت کشور را دچار بی ثباتی اقتصادی شدید و کاهش رفاه می کند. در همه دنیا بخش کشاورزی یک بخش ویژه است و حمایت ویژه از آن می شود. البته در قانون هدفمندسازی، استثنائاتی برای بخش کشاورزی قائل شده اند اما نکته این جاست که فقط قیمت حامل های انرژی در این بخش به شدت سایر بخش های اقتصاد تغییر نمی کند اما این بخش در عمل باید تورم عمومی ناشی از افزایش هزینه های تولید را تحمل کند. به گمان من فقری که پس از اجرای طرح هدفمندسازی گریبان روستاییان را خواهد گرفت می تواند به موج تازه ای از مهاجرت از روستا به شهر بینجامد.

یعنی شما معتقدید هدفمندسازی به گسترش فقر دامن می زند؟ در حالی که چندی پیش آقای احمدی نژاد در یکی از سفرهای استانی اعلام کردند با اجرای هدفمندسازی ظرف سه سال دیگر فقیری در کشور وجود نخواهد داشت.

من بر عکس، معتقدم در پایان هدفمندسازی، طبقه متوسطی وجود نخواهد داشت. یعنی کشور به دو بخش جمعیتی تقسیم خواهد شد، یک اقلیت غنی و یک اکثریت فقیر. به دیگر سخن، با اجرای این طرح، باقی مانده طبقه متوسط هم به طبقه فقرا خواهند پیوست. و این برای آینده توسعه ایران بسیار خطرناک است چون طبقه متوسط موتور توسعه کشور است و وقتی این طبقه محو شود، برای یکی و دو نسل فرایند توسعه متوقف خواهد شد.

بالاخره آقای احمدی نژاد بر اساس شواهد و اطلاعاتی این حرف را می زند. در غیر این صورت فردا باید پاسخگوی این وعده خود باشد.

فکر نمی کنم ایشان دغدغه پاسخگویی به وعده های امروز را داشته باشند. برای این که ایشان در همین چند روز پیش در سفر به استان ایلام اعلام کردند «دستهای ناپاک نگذاشت که طرح بنگاههای زود بازده به نتیجه برسد». به نظرم بعد از این که پیامدهای آسیبناک طرح هدفمندسازی نیز آشکار شد ایشان باز با استدلالی نظیر همین، مساله را از سر خود وا خواهد کرد.

شما چرا معتقدید که طرح هدفمندسازی به گسترش فقر دامن می زند؟

رنانی: خیلی ساده، تورم زا بودن این طرح که تقریبا قطعی است و فقط در مورد نرخش اختلاف است، عاملی می شود برای گسترش فقر. ببینید وقتی تورم شدید داریم، دو پدیده رخ می دهد. نخست ارزش دارایی های مردم بالا می رود و دوم قدرت خرید دستمزدها و حقوق ها کاهش می یابد و این یعنی گسترش فقر و نابرابری. چون بخش اعظم اموال غیر منقول مانند زمین و مسکن و کارخانجات متعلق به ثروتمندان است، با تورم، ارزش این دارایی ها بالا می رود. پس ثروتمندان وضعشان بهتر می شود. اما در مقابل، اکثر فقرا، مزد و حقوق بگیرند و زندگی شان متکی بر دستمزد است. وقتی تورم رخ می دهد معمولا دستمزدها به همان شدتی که قیمت ها بالا می رود، افزایش نمی یابند. بنابراین قدرت خرید واقعی درآمدهای فقرا کاهش می یابد. به همین علت است که تورم را «مالیات بر فقرا» نام نهاده اند.

در واقع فقر محصول عملکرد اقتصاد نیست، بلکه فقر محصول عملکرد کل یک نظام سیاسی است. همچنین فقر یک متغیر پولی نیست که با پخش پول آن را از بین ببریم. فقر مثل بی سوادی است که نه با پخش پول قابل حذف است و نه یکی دو ساله. فقر چرکی است که در بدن جامعه تولید می شود و نشانه وجود انواع بیماریها و عفونت ها در کل سیستم است. کل این بدن اجتماعی یعنی کل نظام سیاسی و اقتصادی باید اصلاح شود تا فقر حذف شود. و حتی اگر فقر محصول اقتصاد بود نیز این گونه پیش بینی کردن حاکی از یک ساده انگاری و مکانیکی دیدن اقتصاد است. من از اکنون می بینم که این طرح به جای حذف فقر، طبقه متوسط را حذف می کند یعنی آنها را نیز به طبقه فقرا منتقل می کند و کشور دو قطبی می شود یک طرف اکثریت فقیر و طرف دیگر اقلیت غنی. و می بینم که با حذف طبقه متوسط، موتور توسعه حداقل برای سه دهه در ایران متوقف می شود.

اخیراً وزیر اقتصاد از منتقدین گله کردند که به جای یا علی گفتن و روحیه دادن به سیاستگذاران برای اجرای این طرح، با انتقادهای مکرر روحیه آنها را تضعیف می کنند. اما شما می فرمایید که شرایط برای اجرای طرح هدفمندسازی مناسب نیست. حالا سوال این است که وقتی دولت و مجلس به عنوان نمایندگان جامعه تشخیص داده اند که این طرح باید اجرا شود به این معنی است که شرایط را مناسب دیده اند. آیا مطرح کردن این گونه مباحث که شرایط آماده نیست و نظایر این ها، اصولا قابل دفاع است؟

ببینید، مجلس از اول مخالف این طرح بود اما بعد به خاطر محظوراتی به خواسته دولت تن داد. اما متاسفانه دولت هم بر اساس یک برداشت مکانیکی از اقتصاد به این تصمیم رسیده است که این طرح را اجرا کند. ببینید، مطالعاتی که از سوی دولت در مورد طرح هدفمندسازی شده است به صورت حیرت آوری ناچیز و سطحی است. حتی به اندازه مطالعات امکان سنجی و ارزیابی اقتصادی که برای تاسیس یک کارخانه انجام می شود نیز در مورد اجرای طرح هدفمندسازی کار مطالعاتی نشده است. البته حالا چرا، هم از سوی محققیق مستقل و هم از سوی صنایع مختلف و هم از سوی برخی نهادهای دولتی مطالعاتی شروع شده است. اما این ها مانند نوشداروی دیرهنگاهی هستند که دیگر کمکی نمی کند چون عملا همه چیز تصویب شده و قرار است طرح هدفمندسازی به زودی آغاز شود. در واقع آنچه مهم است مطالعاتی است که باید پیش از ارائه لایحه به مجلس انجام می شد. شما ببینید همین که اجازه داده نمی شود که نقد جدی ای در رسانه های عمومی و بویژه صدا و سیما نسبت به این طرح بشود نشانه آن است که طرح ضعف های جدی ای دارد که نمی خواهند بیان شود. ببینید قرار است اقتصاد ایران شخم زده شود، اما رسانه های عمومی و بویژه صدا و سیما تنها کاری که می کنند پخش حرفهای مقامات در تمجید از این طرح است. آری ما نقد می کنیم به این امید که نهایتا نگاهها را متوجه خطرات اجرای این طرح بکنیم و به این امید که یا از سرعت اجرای آن بکاهیم یا اصولا اجرای آن را به تعویق بیندازیم. بالاخره نقدهای ما به گوشهایی از سیاستمداران می رسد و شاید آنها را نگران کرد و تعجیل آنها را برای اجرای این طرح کاهش داد.

آن مقایسه وزیر محترم اقتصاد هم که اجرای این طرح را به کار یک وزنه بردار تشبیه کرده اند که نیاز به «یاعلی» گفتن دارد، مقایسه درستی نیست. با «یاعلی» تنها که نمی شود وزنه برداری کرد. باید سالها تمرین کرد، باید سالها زیر نظر یک مربی کار کرد، باید سالها رژیم غذایی خاصی را دنبال کرد و بعد از وزنه های کوچک شروع کرد و بدن را آماده کرد تا به وزنه های بزرگ برسیم. در این جاست که «یاعلی» گفتن تماشاچیان هم به کمک وزنه بردار می آید. خوب طبیعی است که اگر کسی این تمرین ها و تجربه های پیشینی را نداشته باشد و یکباره یک وزنه خیلی سنگین را انتخاب کند، همه عقلا باید بکوشند تا او را از برداشتن این وزنه منصرف کنند، و به نظرم به او خیانت کرده اند اگر تشویقش کنند و با «یاعلی» گفتن باعث شوند تا او زیر یک وزنه سنگین خرد شود و احتمالا به دیگران نیز آسیب برساند.

در هر صورت ما به هزینه این مردم درس خوانده ایم تا در همین مواقع وظیفه مان را انجام دهیم و درباره خطرات زنهار دهیم. بله ما پیش از اجرا باید داد بزنیم و خطرات را بگوییم، بعد از اجرا که دیگر که سودی ندارد.

آیا در زمان تصویب و اجرای طرح تعدیل اقتصادی آقای هاشمی هم اقتصاددانان اعتراضی کردند؟

بودند اما نه چندان زیاد. البته توجه کنیم که آن زمان هنوز تعداد اقتصاددانان داخل ایران زیاد نبود. در سالهای اولیه پس از پیروزی انقلاب بسیاری از اقتصاددانان برجسته یا از کشور رفته بودند یا بازنشسته و یا اخراج شده بودند و خیلی از آنها اصولا فضایی برای اظهار نظر در اختیار نداشتند. هنوز هم دانشگاههای کشور به حدی توسه نیافته بودند که نسلی از دانش آموختگان اقتصادی را در سطح دکتری تولید کنند. تعداد زیادی از دانش آموختگان اقتصاد که از خارج آمده بودند هم بیشتر در مسئولیت های اجرایی قرار داشتند و نه گرفتاریهایشان و نه موقعیت شغلی شان اجازه می داد که منتقد باشند. در هر صورت از میان تعداد نه چندان زیاد اقتصاددانان داخل کشور، برخی اعتراض کردند اما فضا به گونه ای بود که صدایشان به جایی نمی رسید. یادم می آید که در همان زمان هم وزیر اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی می آمدند و در صدا و سیما حرفهای کتابهای درسی را تکرار می کردند. آن زمان هم برخی از اقتصاددانان بزرگ به آن سیاست ها اعتراض کردند اما صدایشان به جایی نرسید. حتی یکی از آنها در نامه محرمانه ای به مقامات عالی بیشتر مسائلی که بعدا پیش آمد را پیش بینی کرد. اما فضا جوری شده بود که گویی طرح تعدیل اقتصادی وحی منزل است و تنها راه نجات کشور همین است. البته آن سیاست ها از منظر نظریه های مرسوم اقتصادی قابل دفاع بودند. اما نکته این جاست که برداشت رایج سیاستگذاران از نظریه های اقتصادی عمیق نبود.

به علت ناآگاهی یا غفلت از مبانی روش شناختی و فلسفی این نظریه ها، کسی توجه نمی کرد که پیش شرط ها و در واقع برخی پیش فرضهای هسته ای این نظریه ها در ایران محقق نیست. و بنابراین گرچه فلان سیاست از نظر تئوری ممکن است درست بوده است اما اقتصاد ایران شرایطی که همان تئوریها گفته اند را نداشت. سخن من اکنون نیز دقیقا همین است. می گویم این نحوه برخورد با سیاست های اقتصادی، الگو برداری از کتابهای درسی است. کتابهای درسی را برای آموزش نوشته اند نه برای اجرا. تئورهایی که در کتابهای درسی می آید شکل بسیار ساده شده ای از نظریه های علم اقتصاد هستند. خیلی از مبانی روش شناختی و پیش فرضهای این نظریه ها در کتابهای درسی نمی آید. بنابراین ما نمی توانیم به صرف این که فلان نظریه در کتابهای درسی اقتصاد آمده است آن را اجرا کنیم. بگذارید مثال بزنم. فرض کنید در همه کتابهای درسی پزشکی گفته شده باشد که بهترین راه درمان سرطان روده این است که آن قسمت از روده که سلولهایش سرطانی شده است را بردارند. اما در این کتابها دیگر نمی گویند شرایط اتاق عمل باید استریل باشد، شرایط جسمی و فیزیولوژیک بیمار در هنگام جراحی باید باثبات و پایدار باشد، پزشک باید حاذق باشد و نظایر این ها. در حالی که توصیه به جراحی در آن کتابها با این فرض است که این شرایط وجود دارد. حالا اگر این شرایط وجود نداشته باشد، آیا ما حق داریم بگوییم چون علم پزشگی گفته است سرطان روده را باید جراحی کرد ما به هر قیمتی حتی اگر اتاق عمل مناسب و پزشگ حاذقی هم نداشته باشیم این جراحی را انجام می دهیم؟ داستان سیاستگذاری اقتصادی هم عیناً همین گونه است.

شما معتقدید که به علت این که برخی شرایط لازم فراهم نیست، طرح هدفمندسازی ناکام می ماند، اما سال گذشته آقای باهنر گفته اند اجرای این طرح یک زلزله چهارـ پنج ریشتری است که به مراتب خیلی بهتر از یک زلزله هشت ـ نه ریشتری است و گفته اند که امروز ما یک زلزله چهارـ پنج ریشتری ایجاد کنیم خیلی به نفع جامعه است تا این که جامعه در این وضع بماند و در آینده دچار یک زلزله هشت ـ نه ریشتری شود. نظر شما در این مورد چیست؟

حرف قشنگی است، یعنی حرف ایشان این است که این مسیری که فعلا اقتصاد ما در آن قرار دارد سرانجامش به بحران هایی می انجامد که بسیار خطرناک تر از این است که با اجرای هدفمندسازی یارانه ها، وضعیت کنونی را با همه هزینه هایی که دارد، اصلاح کنیم. دو نکته در این باره قابل ذکر است. یکی این که خسارت یک زلزله بستگی به استحکام و عدم استحکام شهری دارد که در آن رخ می دهد. یک زلزله کوچک در شهری سست بنیان، خسارتش بسیار بیشتر از خسارت یک زلزله بزرگ در شهری مستحکم است. مقایسه کنید زلزله بم را که شدت آن حدود شش و نیم درجه در مقیاس ریشتر بود و موجب مرگ حدود ۴۰ هزار نفر شد و زلزله اخیر در شیلی را که شدت آن هشت و هشت دهم ریشتر بود و فقط ۸۰۰ نفر را کشت. شاید به صلاح باشد ما در وضعیتی که اقتصادمان در وضعیتی شکننده به سر می برد و جامعه مان یکی از پرتنش ترین دورانهای خود را می گذراند، به دست خودمان یک زلزله ـ حتی کوچک ـ در آن ایجاد نکنیم. ضمن این که نمی رسد که سیاستگذران ما به این که زلزله ای بزرگ در راه است باور داشته باشند، چرا که اگر چنین بود، در برخورد با مسائل به گونه ای دیگر عمل می کردند.

نکته دوم هم این است که معتقدم اگر ما هشیارانه عمل کنیم و اوضاع عمومی کشور شامل اوضاع اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را تثبیت کنیم و با درایت جامعه را به سوی وفاق ببریم، احتمال زیادی دارد که با توجه به تحولات فناوری بویژه تحولاتی که در الگوی انرژی جهان دارد رخ می دهد، ما به طور طبیعی از شرایط زلزله خیز خارج شویم و خطر زلزله به طور طبیعی از بین برود. بنابراین نیازی نیست که ما به دست خودمان زلزله ایجاد کنیم.

سخن من این است که در حال حاضر کشور ما در وضعیتی است که در نظریه سیستم ها به آن «دام موسس» یا «تله بنیانگذار» می گویند. مشخصه مهم این دوره این است که مجموع مصرف و هرز روی انرژی در کل سیستم بیش از مجموع ورود و تولید انرژی در سیستم است. یعنی سیستم از نقطه سر به سر انرژی درونی سیستمی عبور کرده است و از این پس دارد از ذخایر انرژی گذشته یا از اصل سرمایه می خورد. مثلا کارایی سرمایه های انسانی سقوط می کند، بازدهی سرمایه های فیزیکی سقوط می کند، بنگاههای اقتصادی از طریق استهلاک سرمایه و نیروی انسانی یا از طریق استقراض به فعالیت خود تداوم می بخشند، دولت دائما با انرژی کاذب ـ یعنی انتشار پول ـ کسری انرژی خود را جبران می کند. و البته روشن است که چنین روندی تا بی نهایت نمی تواند ادامه یابد. در حال حاضر شاخص های ترمودینامیکی زیادی نشان می دهد که کشور ما شامل هر سه نظام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی وارد مرحله ای پر استهلاک شده است. وقتی نظام سیاسی و اجتماعی در دوران استهلاک سیستمی است و مصرف و هرز روی انرژی بالاتر از تولید یا واردات انرژی است، هرگونه شوکی به این سیستم می تواند به در هم ریزی آن بیانجامد. به دیگر سخن، برای درمان یک سیستم از طرق شوک درمانی، سیستم باید انژی کافی برای پذیرش این شوک وتبعات آن را داشته باشد.

اگر واقعا اصرار بر این است که این جراحی انجام شود، باید اول کوشید سیستم را از «دام موسس» خارج کرد و بعد از این که سیستم از آن خارج شد می توان شروع به انجام جراحی روی آن کرد. هر سیستمی که در دام است، مانند بدنی است که در اغما به سر می برد. هر گونه شوکی به این بدن می تواند خطر آفرین باشد. نظام سیاسی ایران اکنون برای جراحی های خیلی کوچک هم باید خیلی انرژی صرف کند. کسی با جراحی مخالف نیست، همه حرف ما این است که این سیستم در شرایط کنونی در وضعیت استهلاک سیستمی قرار دارد و در این شرایط به سرعت دارد ذخیره های انرژی سیستمی خود را از دست می دهد. این سیستم اول باید به پایداری برسد یعنی شرایطش stable شود. بنابراین به حکم این که سیستم در «دام موسس» است در چنین وضعیتی اصلا نباید سراغ جراحی آن برویم. آری یک زلزله چهار ریشتری هم می تواند یک سیستم که در وضعیت پایداری نیست را به هم بریزد. اگر نگران زلزله هشت ریشتری هستیم، اما درمان آن ایجاد عامدانه یک زلزله چهار ریشتری نیست. درمان آن ایجاد ثبات و مستحکم سازی این سیستم از طریق بهبود فضای معنایی اقتصاد و ایجاد وفاق ملی و امنیت سرمایه گذاری و تسهیل مناسبات با اقتصاد جهانی و ایجاد بستری امن برای کارآفرینی و تقویت و حفاظت از حقوق مالکیت مردم و نظایر این هاست. بعد از این مرحله است که اصلاح قیمت ها می تواند به عنوان یک نسخه کمکی به بهبود وضعیت کمک کند.

در مورد این مساله که می گویید اقتصاد ایران در «دام موسس» قرار دارد و شوک درمانی را نمی تواند تحمل کند، اگر امکان دارد بیشتر توضیح دهید.

این مساله نیازمند شرح و بسط و بیان مقدمات فراوانی است که به نظرم در یک مصاحبه مجال آن نیست. شما و خوانندگان علاقه مند به این تحلیل را به مقاله ای که با عنوان «توسعه ملی در کمند سیاست» نوشته ام و در ماهنامه آیین شماره ۲۸ (خرداد ۱۳۸۹) منتشر شده است ارجاع می دهم. در آن جا، هم مفهوم سیستمی «دام موسس» و هم چرایی زمین گیر شدن اقتصاد ایران را به تفصیل توضیح داده ام.

حالا اگر به توصیه شما عمل شود و فعلا طرح هدفمندسازی متوقف شود، چه تضمینی وجود دارد که آن شرایطی که شما می گویید برای اجرای آن لازم است، محقق شود. اگر بی ثباتی ها ادامه یافت، تورم پایین نیامد، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی بالا نرفت و نظایر این ها، آیا مساله را رها کنیم تا همین وضع ادامه یابد. در این صورت چند سال دیگر همه تولید نفتمان را باید در داخل مصرف کنیم و هیچ درآمد نفتی دیگری نخواهیم داشت. شما که این طرح را رد می کنید باید راه حل جایگزین برای آن داشته باشید.

حرف کاملا درستی است. اولا من فقط نمی گویم طرح هدفمندسازی را اجرا نکنید. من می گویم اگر واقعا فکر می کنید اجرای این طرح برای نجات اقتصاد کشور ضروری است، لازم است فعلا دست نگهدارید و قبل از آن، مقدمات و شرایط لازم آن را محقق کنید. بنابراین اگر واقعا حکومت جمع بندی اش این است هیچ راه برون شوی برای کشور وجود ندارد مگر این که چنین طرحی اجرا شود، خوب، باید هزینه های آن را نیز بپذیرد. و همه هزینه ها هم پولی نیست.گاهی دولت باید به اشتباهات گذشته اعتراف کند تا اصلا قدرت تغییر سیاست در خودش پیدا کند. اگر مساله اول کشور بیکاری است، و دولت می خواهد اقتصاد را از این بن بست خارج کند باید سایر اهدافش پایین رتبه ترش را که با این هدف ناسازگار است یا کنار بگذارد یا اصلاح کند. سیستمی که اهداف متعدد را همزمان می خواهد محقق کند در واقع هیچ هدفی ندارد. چون انرژیهایش بین اهداف مختلف پخش می شود و هیچکدام محقق نمی شود. خوب اگر طرح هدفمندسازی خیلی حیاتی است، دولت باید پای همه چیزش بایستد. باید شرایط داخلی را به سوی وفاق ببرد و این مستلزم این است که نحوه نگاه و برخورد دولت با جامعه عوض شود. باید سیاست خارجی اش اصلاح شود و به سمتی برود که اقتصاد ایران بتواند با بازارهای خارجی تعامل کند و بتواند تولیداتش را به خارج روانه کند. در شرایط کنونی که در حوزه های مختلف در تحریم هستیم و تحریم های جدیدی در راه است، راه تعامل اقتصاد ما با خارج بسته است.

اصولا علت زمین گیر شدن بخش تولید ما و علت این که صنایع ما به طور متوسط با نصف ظرفیت خود کار می کنند همین است که به علت سرمایه گذاریهای فراوان در گذشته، ظرفیت تولیدی ما بیش از تقاضای داخلی است. یعنی به علت پایین بودن قدرت خرید مردم، تقاضای موثر داخلی کمتر از عرضه داخلی است. برای این که اقتصاد ما از این زمین گیری نجات یابد باید بتواند محصولاتش را روانه بازارهای جهانی کند و شرط اول چنین کاری شفافیت و ثبات و اعتماد در روابط خارجی است. خوب آیا دولت ما آمادگی دارد مسائلش را خیلی سریع با خارج حل کند؟ گمان نمی کنم. بالاخره دولت باید به جمع بندی برسد که از میان حقوق مسلم ما کدام یک اولویت و اهمیت دارد. ایجاد اشتغال برای جوانان و توسعه صادرات و رفع فقر مهم تر است یا مثلا برخی مواضع سیاسی خارجی حساسیت برانگیز. این ها و نظایر این ها مسائلی است که دولت باید با خودش حل کند. بعد تصمیم بگیرد که طرح هدفمندسازی را اجرا کند یا نه.

اگر یادتان باشد در دوره آقای خاتمی «طرح ضربتی اشتغال» مطرح شد. اعتبار آن طرح هزار میلیارد تومان بود و برای هر فرصت شغلی سه میلیون وام می دادند و قرار بود حدوداً سیصد هزار شغل ایجاد کند. البته آن طرح در مقایسه با طرح بنگاههای زود بازده که در دولت نهم و دهم اجرا شد و تاکنون چند ده هزار میلیارد تومان وام داده شده است، طرح کوچکی بود، اما در هر صورت یک سیاست گسترده ای محسوب می شد که هدفش اشتغال زایی بود. در آن زمان مجلس ششم یک جلسه غیرعنی غیررسمی گذاشت و از برخی کارشناسان برای اظهار نظر در مورد طرح دعوت کرد. من در آن جا با طرح مخالفت کردم و گفتم این طرح پس از چند ماه متوقف خواهد شد و نتیجه مطلوبی نیز نخواهد داشت و چنین هم شد. آن زمان هم همین مساله را مطرح کردم که اشتغال را نباید با فرصت شغلی اشتباه گرفت. فرصت شغلی را می توان با وام دادن ایجاد کرد اما اشتغال را نه. و گفتم که اشتغال محصول عملکرد کل نظام سیاسی و در حال حاضر کشور ما شرایط لازم برای ایجاد جهش در اشتغال را ندارد.

بنابراین اگر واقعا عزمی برای اصلاح ساختاری اقتصاد ایران هست، باید از راهش رفت و مقدماتش را فراهم کرد. اگر یادتان باشد در مناظره ای که چند ماه پیش با آقای دکتر پژویان به عنوان رئیس شورای رقابت کشور داشتم در پاسخ به پرسش ایشان که بالاخره راه حل تو چیست، گفتم مسائل ما این هاست: نخست، کمبود سرمایه گذاری صنعتی، و فرار سرمایه های مالی، عدم توان جذب سرمایه از بیرون که علت این ها عدم پایبندی به قوانین، بی ثباتی سیاسی، تنش های خارجی، بالا بودن هزینه مبادله، پایین آمدن سرمایه اجتماعی و در یک کلام پایین آمدن شدید سطح «فضایی معنایی» یا همان Spirituality در اقتصاد ایران است. مساله دوم خروج یا مهاجرت یا سرخورده شدن نیروهای متخصص و خلاق کشور است که منجر به از دست رفتن سالیانه حدود۵۰ میلیارد دلار سرمایه انسانی کشور می شود. این نیز به علت محدودیت های شدید اجتماعی و سرخوردگی های سیاسی و عدم احترام به برخی حقوق شهروندی و از دست رفتن عزت نفس افراد در مواجه با بخش های مختلف اداری و قانونی است. مساله سوم در بن بست قرار داشتن اقتصاد ایران است که ناشی از ناتوانی در تعامل با نظام جهانی و به تعویق افتادن عضویت ما در سازمان تجارت جهانی است. که البته برای حل این مساله در گام اول باید مسائل اقتصادی و حقوقی ما با کشورهای غربی بویژه با آمریکا حل و فصل شود و گفت وگو ها آغاز شود. اما می دانیم که فعلا مناقشه اتمی تمام این ها را تحت الشعاع قرار داده است. بنابراین به نظر می رسد بیشتر راه حل های ما به سرانجام مناقشه اتمی بستگی پیدا می کند. البته آن جا مساله «هزینه مبادله» را نیزم مطرح کردم که در ایران خیلی بالاست و عامل اصلی آن هم رفتار دولت و نهادهای اجرایی و عاملان قانون است.

و نهایتا گفتم برای حل و فصل این مسائل، ما باید گامهای اساسی وسریعی برداریم. مثلا «عفو عمومی» نه فقط برای مسائل پس از انتخابات بلکه برای کل مسائل سه دهه پس از انقلاب لازم است. کشور و نظام باید از خیلی از مسائل و گرفتاریهای سطح پایین خودش را نجات دهد و کلید آن عفو عمومی است. به قول یکی از اقتصاددانان برجسته کشور، سی سال است که هواپیمای انقلاب از باند بلند شده است اما خلبان هنوز نگفته است کمربندها را باز کنید. یک نکته را آویزه گوشمان کنیم و آن این که توسعه ایران تنها و تنها با همت ملت ایران امکان پذیر است و ملت ایران یک هویت یکپارچه است، نمی توان آن را پاره پاره کرد و انتظار داشت که با یک بخش آن توسعه ملی ایجاد کرد. «عفو عمومی» هم تعریف خاص خودش را دارد و تنها شامل کسانی است که جرم و شاکی خصوصی ندارند و تنها به علل سیاسی محکوم شده یا از حقوق خود محروم شده اند.

مساله دوم، حل و فصل سریع مناقشه اتمی است که دارد فرصت های عظیمی را از ما می گیرد. و در این مورد من کار مطالعه ای کرده ام. من دو سال روی پیامدها یا خسارتهای مناقشه اتمی غرب با ایران کار کردم و معتقدم که تداوم مناقشه به شکل کنونی بیشتر به سود غرب است و این آنان هستند که در عمل به گونه ای رفتار می کنند که این مناقشه طول بکشد. و البته طول کشیدن آن به سود چین و بویژه روسیه نیز هست و به همین علت روسیه با رفتارهای یکی به نعل یکی به میخ خود نیز می کوشد تا این مناقشه تداوم یابد. در هر صورت حاصل مطالعه من یک گزارش پانصد صفحه ای شد که با آمار و ارقام و با استفاده از الگوهای اقتصاد سنجی دیدگاه خود را مدلل کرده ام. گرچه هیچ اطلاع محرمانه ای در آن گزارش وجود نداشت اما از آن جا که می خواستم مساله وارد عرصه عمومی نشود و مقامات کشور بتوانند در فضایی آرام به تحلیل های من توجه کنند و در صورت جدی یافتن آنها، در سیاست هایشان بازنگری کنند، تنها پنج نسخه از آن گزارش تهیه کردم و برای پنج نفر مسئولان عالی نظام فرستادم. متاسفانه نزدیک دو سال از گزارش من می گذرد اما حتی اعلام وصولی هم از دفتر هیچکدام از آنها دریافت نکرده ام. نمی دانم شاید صلاح را در مسکوت گذاشتن مساله دیده اند.

در هر صورت به طور جدی معتقدم تداوم مناقشه اتمی تنها امکان و فرصت حراجی اقتصاد ایران را از ما می گیرد. خیلی ساده، برای جراحی اقتصاد ایران به شرایطی نیاز داریم که برخی از آن شرایط با وجود مناقشه اتمی امکان تحقق ندارند.

و مساله بعد حل سایر مسائل سیاسی و اقتصادی مان با کشورهای غربی و به طور خاص با آمریکا است، به منظور آن که تکلیف ما در مورد عضویت مان در سازمان تجارت جهانی روشن شود. به نظرم این سه مساله کلیدی ترین مسائل هستند. نه این که با حل این سه مساله، همه شرایط لازم برای جراحی اقتصادی آماده می شود، نه. بلکه تا نظام توان حل این سه مساله را در زمان معقولی نداشته باشد، هیچ کدام از مسائل دیگر را نمی تواند حل کند. یعنی این سه مساله، شاخصی برای برآورد قدرت پویایی سیستم است. پیشرفتگی همه سیستم ها و قدرتمندی و پویایی آنها را با یک شاخص می توان سنجید و آن قدرت و سرعت انعطاف آنهاست. بنابراین از نظر من این سه اقدام کلیدی ترین اقدامات برای باز کردن مسیر اصلاحات اقتصادی و اجتماعی در ایران است. دقت کنیم گاهی انعطاف حاکی از اقتدار است و پافشاری و یکدندگی حاکی از عدم اقتدار. در هر صورت اکنون گیر اساسی اقتصاد ایران یک گیر سیاسی است نه اقتصادی. یعنی نجات اقتصاد ایران در گرو اجرای سیاست های اقتصادی نیست. بلکه در گرو برخی تغییر نگرشها و ایجاد برخی تحولات سیاسی است. در یک کلام، امروز اقتصاد ایران راه حل اقتصادی ندارد و راه آن سیاسی است و آن هم در دست دولت نیست بلکه کل نظام سیاسی باید برای ایجاد این تحول سیاسی به توافق برسد و همت کند.

بنابراین در پاسخ پرسش شما باید بگویم الان نمی توان یک نسخه داد که بگوید فلان سیاست اقتصادی را اجرا کنید تا اقتصاد ایران راه بیفتد. من می گویم برای اجرای هر تحولی در اقتصاد ایران، این ها شرایط لازم هستند. بعد از تحقق این شرایط می توان در مورد نسخه مورد نظر صحبت کرد.

با فرض این که بالاخره این نقدها و بحث های امثال شما به گوش مقامات دولتی و مسئولان اجرای طرح هدفمندسازی می رسد ولی می بینیم اثری ندارد و دولت جدی دارد به سوی اجرای طرح هدفمندسازی پیش می رود. حالا این سوال پیش می آید که با وجود این شرایط و عوارضی که برای این طرح پیش بینی شده است، چرا دولت در اجرای آن مصمم است؟ آیا واقعا سیاستمداران تحلیل یا اطلاعات ویژه ای دارند؟

دو گمانه می شود زد. گمانه اول اینکه واقعا کسانی که با این جدیت و سرعت دنبال اجرای این طرح هستند اطلاعات ویژه ای از کارکرد اقتصاد ایران دارند که مثلا با جرأت می گویند با اجرای این طرح ظرف سه سال فقر از بین می رود یا وعده هایی نظیر این می دهند. در حالی که تحلیل اقتصادی وجامعه شناختی می گوید که با اجرای این طرح ما با دوره جدیدی از فقر و بی اخلاقی و احتمالا خشونت در جامعه روبه رو خواهیم شد. گمانه دیگری که وجود دارد این است که آنان خیلی ساده انگار هستند و به اقتصاد و جامعه مکانیکی نگاه می کنند. من معتقدم این گمانه دوم درست تر است. اگر شما مصاحبه های مسولان دولتی در مورد این طرح راببینید می فهمید که همه بحث ها و نگاهها به طرح، نگاههای حسابداری است. مثلا می گویند ما اولین کشور مصرف کننده انرژی هستیم و چقدر یارانه پرداخت می کنیم. یا ما اینقدر یارانه را از ثروتمندان می گیریم و می دهیم به فقرا و فقر از بین می رود. و نظایر این ها که همه نگرشهای مکانیکی است. در واقع مسئولین، اقتصاد را موجودی مرده می بینند. در حالی که اقتصاد یک موجود پویای زنده واکنش گر است که یک سیاستگذار نمی تواند هر کاری خواست با آن بکند. در واقع مشکل برمی گردد به دو خطایی که از اول انقلاب در نگاه مسئولین ما بوده است، یکی خطای گشتالتی و یکی هم خطای ترکیبی. این دو خطا خود بر می گردد به دو نگاه عمده مسئولین در سالهای بعد از انقلاب. به ویژه در این دولت نگاهها یا مکانیکی است یا حقوقی یا هر دو. نگاه مکانیکی عمدتا به مسائل نگاه خرد دارد نه کلان و مهم تر این که سیستم اجتماعی و اقتصادی را زنده نمی بیند. نگاه حقوقی یا فقهی نیز نه تنها به مسائل نگاه سطح خرد دارد بلکه سطح خرد آن بیشتر سطح فردی است. چون احکام فقهی و حقوقی اصولا برای فرد است، مثلا می گویند فلان فرد این خطا را کرده است و بهمان مجازات را باید تحمل کند. حالا سوال این است که اگر همه یا اکثر افراد جامعه همان خطا را انجام دهند آیا مجازات همه همان جوری است که وقتی فقط یک فرد انجام می دهد؟ پاسخ فقه و حقوق مثبت است. یعنی می گویند آری فلان خطا فلان مجازات را دارد، خواه یک نفر انجام بدهد خواه صدها هزار نفر. خطا، خطاست و قانون هم قانون است و باید اجرا شود. اما در نگاه سیستمی کلان، پاسخ ها متفاوت است. یعنی وقتی تعداد زیادی از افراد یا بخش بزرگی از یک جامعه یک خطایی را انجام می دهند، برخورد ما باید متفاوت باشد از حالتی که تعداد محدودی آن خطا را مرتکب می شوند.

حالا وقتی که ما یک حکم سطح خرد و فردی را به سطح کل جامعه تعمیم می دهیم، اصطلاحاً خطای ترکیب مرتکب شده ایم. مثلا در اقتصاد می گوییم اگر یک فرد پس اندازش را افزایش دهد او ثروتمندتر می شود اما اگر تمام افراد یک جامعه تصمیم بگیرند که امسال پس انداز خود را افزایش دهند، کل جامعه فقیرتر می شود. چون وقتی من کمتر می خرم، یعنی شمای تولید کننده مجبوری کمتر تولید کنی و بنابراین درآمد شما هم کم می شود و شما هم کمتر می خری و الی آخر و بنابراین در پایان سال همه ما درآمدمان کمتر شده است. در اقتصاد به این مساله می گوییم «معمای خست». پس به حکم این که قناعت ورزیدن توسط یک فرد خوب است نمی توان گفت قناعت ورزیدن توسط کل جامعه هم خوب است. اگر چنین بگوییم مرتکب خطای ترکیب شده ایم. چون رشد و رونق جامعه منوط به این است که مردم قناعت نکنند و بیشتر خرج کنند. اکنون وقتی شما در مصدر یک سیاستگذار کلان نشسته اید باید نگاهتان کلان باشد و مراقب باشید احکام و ارزشهای سطح خرد را به سطح کلان تعمیم ندهید و سیاست های کلانتان از احکام سطح خرد نشات نگیرد.

بگذاریدیک مثال دیگر بزنم. فرض کنید در ورزشگاهی نشسته اید و مسابقه فوتبالی را تماشا می کنید. حالا احساس می کنید که نمی توانید بازی را به خوبی ببینید. از جای خود بلند می شوید و بازی را ایستاده تماشا می کنید. بعد متوجه می شوید که در حالت ایستاده خیلی بهتر می شود بازی را دید. حال اگر به همه بگوید همه تان بلند شوید بایستید تا بازی را بهتر ببینید، وقتی همه ایستادند، وضع همه بدتر می شود و همه بازی را بدتر می بینند. این خطای ترکیب است. حالا ما وقتی نگاه حقوقی را وارد سیاستگذاری کلان می کنیم خطای ترکیب رخ می دهد.

اشکال دوم نگاه مکانیکی سیاستگذاران به اقتصاد است که موجب خطای دیگری می شود. نگاه مکانیکی اقتصاد را زنده نمی بیند نگاه مکانیکی می گوید پول خرج می کنیم اشتغال درو می کنیم، پس وام دهید تا اشتغال داشته باشیم، در حالی که اقتصاد یک موجود زنده است و با پول پاشیدن، از آن اشتغال در نمی آید. اشتغال محصول عملکرد کل سیستم است. اگر اشتغال از کل سیستم در نمی آید یعنی عملکرد کل سیستم باید اصلاح شود. اشتغال محصول پول نیست پول یکی از ابزارهای تولید اشتغال است. اشتغال ثبات و امید به آینده می خواهد، اشتغال نهادهای درست و نظام قضایی کارآمد می خواهد، اعتماد وسرمایه اجتماعی می خواهد، اگر این ها باشد وپول بپاشیم، فعالیت ها تسهیل می شود و اشتغال به وجود می آید. ولی وقتی این ها نباشد، پاشیدن پول دردی را دوا نمی کند.

خوب حالا دولت پول دارد و نگاهش هم مکانیکی است. خیلی ساده می گوید وام می دهم تا اشتغال ایجاد شود. بعد هرچه وام می دهد می بیند معضل بیکاری حل نشد. چرا؟ چون نگاهش به اقتصاد، مکانیکی است و اقتصاد را یک سیستم مکانیکی می بیند. بنابراین به نظر من علت این که مسئولین ما به سرعت به دنبال اجرای طرح هدفمندسازی هستند و آن را راه حل نهایی برای اصلاح اقتصاد ایران می دانند، این است که دو نوع خطا در تفکرشان وجود دارد. خطای ترکیب به خاطر نگاه حقوقی و خطای گشتالتی به علت نگاه مکانیکی.

یکی از هنر های علم اقتصاد این بود که نگاه خرد را به نگاه کلان تبدیل کرد. به گمان من این دولت نگاهش مکانیکی است چون بیشتر اعضای آن فارغ التحصیل رشته های مکانیک و فنی هستند. نگاهشان مکانیکی است بنابراین اقتصاد را موجودی مرده می بینند. لذا علت این که مقامات ما دارند با سرعت به سمت اجرای این پروژه می روند این است که نگاهشان حاوی دو خطای ترکیب و گشتالتی است. این دو خطا وقتی اصلاح می شود که اولاً مبانی حقوقی تفکرشان اصلاح شود ثانیاً راه نقد را باز گذارند. باز گذاشتن راه نقد، خطای گشتالتی را کاهش می دهد و اصلاح مبانی حقوقی، خطای ترکیب را اصلاح می کند.

با توجه به این که بخش های مهمی از مدیریت کشور ما در دست روحانیان است آنان نیز باید بکوشند تا احتمال وقوع خطاهای ترکیب و گشتالتی را در تفکرشان کاهش دهند. برای این منظور نیز، هم باید روش شناسی علم و دانش های مرتبط با آن را خوب بخوانند چون روحانیت ما عمدتاً حقوق دینی یا فقه می خواند و به همین علت همه نگاهشان به جامعه نگاه سطح خرد است و ارزش ها را از منظر سطح خرد می بیند و می خواهد؛ و هم باید با برخی علوم مانند اقتصاد و جامعه شناسی آشنا باشد. از آن جا که پرهیز از خطای گشتالتی و خطای ترکیب برای مدیریت اجتماعی خیلی مهم است اجازه می خواهم باز یک مثال بزنم. در نگاه سطح خرد و فردی این یک ارزش است که ما بگویم با خانواده ای که دزد هستند وصلت نمی کنیم. حال اگر این نگاه و ارزش را به سطح کلان ببریم و بگوییم حالا که این یک ارزش خوب است بهتر است آن را به صورت قانون درآوریم و بعد برویم قانونی بنویسیم که وصلت با دزد را ممنوع کند. روشن است که اجرای چنین قانونی در سطح جامعه چقدر فساد پدید خواهد آورد. هر گاه بخواهید با نگاه خرد، کلان را مدیریت کنید، ارزش های خرد را در سطح کلان می برید و ظاهراً دارید یک خطا را اصلاح می کنید و یک گناه و فساد را ازبین می برید ولی چون در نگاهتان خطای ترکیب هست یک فساد جدید ایجاد می کنید. اگر این نحوه نگرش در مدیریت مکانیکی و حقوقی رایج در نظام اداری ما اصلاح نشود، تمام تصمیمات و سیاست ها با خطای گشتالتی و خطای ترکیب رو به رو خواهد بود. از نظر من دولت نهم و دهم دولتی است که رفتارش و تصمیماتش خیلی با خطای ترکیب و خطای گشتالتی همراه است. من اصرار این دولت بر اجرای طرح هدفمندسازی یارانه ها را هم ناشی از وجود همین دو خطا در نگاه آنان می بینم.


 


تعطیلی سه روزه شهر تهران و ۱۹ استان دیگر باعث شد گمانه زنی‌های مختلفی در محافل مختلف خبری، سیاسی و مردمی به وجود آید زیرا این تعطیلی سه روزه همزمان با قطعی‌های مکرر برق در روزهای پیش از آن، ناآرامی ها در بازار تهران و سالگرد حمله به کوی دانشگاه در ۱۸ تیر بود. این تصادف و مقارنه زمانی زمینه ساز گمانه زنی‌های مختلفی درباره علت اصلی این تعطیلی‌ها توسط عاملان آن شد. هرچند که اعلام شد که علت اصلی تعطیلی سه روزه گرمای بیش از حد هواست اما رییس سازمان هواشناسی این موضوع را رد کرد.

هواشناسی چه می‌گوید؟

پرویز رضازاده، مدیر کل پیش‌بینی آب و هوای کشوردر گفتگو با ایلنا گرمای هوا را به عنوان دلیل اصلی تعطیلی‌ها رد کرد چرا که تهران دمای هوای بیشتر از این را نیز پیشتر تجربه کرده است . وی گفت : "دمای هوای تهران تا چند روز آینده حدود ۴۱ درجه پیش‌بینی می‌شود که این میزان دما در این موقع سال مسبوق به سابقه بوده است. از ۱۰ تیر تا ۱۰ مرداد تهران دمای هوای ۴۲ درجه را نیز زیاد تجربه کرده است و حتی می‌توان گفت در طی ۵۰ تا ۶۰ سال گذشته حدود هفت بار تهران دمای ۴۳ درجه نیز داشته است، بنابراین شرایط دمای هوای تهران در حال حاضر خیلی بالا نیست."

وی همچنین گفته است: "گرمای هوا بخش‌های نیمه شمالی کشور را درگیر کرده است و نیمه جنوبی در شرایط معمول به سر می‌برد و دمای هوا بالاتر از میانگین نیست."

رضازاده در پاسخ به این سئوال که پس به چه دلیل روز یکشنبه و دوشنبه تعطیل اعلام شده،‌ می گوید: "هیات دولت در رابطه با تعطیلی تصمیم‌گیری کرده است و هواشناسی هیچ‌گونه توصیه‌ای در این زمینه نداشته است و من حدس می‌زنم تداوم گرما در یک هفته گذشته باعث شده است که برق مصرفی افزایش پیدا کند و کنترل مصرف برق بدون قطعی مشکل شود، زیرا جمعیت تهران بالا است و گرمای هوا تاثیر فراوانی روی مصرف برق دارد."

قطعی برق در سطح شهر تهران

اشاره مدیرکل پیش بینی آب و هوای کشور به تاثیر گرمای هوا بر روی فراوانی مصرف برق در حالی است که گزارش‌ها حاکی از قطعی برق در مناطق مختلف شهر تهران بوده است.البته این مشکل برق با سکوت خبری و رسانه های رسمی رو به رو شد و مسئولان وزارت نیرو نیز آن را رد کردند. اما برخلاف اعلام مسئولان وزارت نیرو در خصوص عدم قطع برق در تابستان امسال، گزارش‌های مردمی حکایت از قطع برق طولانی و خاموشی‌های گسترده در سطح شهر تهران داشت.

پیش از این سایت «فردا» در گزارشی خبر از قطع طولانی‌مدت و از پیش اعلام نشده برق در مناطق مختلف تهران داده بود. این سایت نوشت: این اتفاق موجب سردرگمی، کلافگی و عصبانیت مردم تهران شده و تکرار آن خسارات زیادی را به مردم وارد می کند.

همچنین گزارش‌های مردمی رسیده به کلمه، از قطع طولانی مدت برق در بسیاری از مناطق و محلات شهر تهران همزمان با اوج‌گیری گرمای بی‌سابقه در تهران خبر می دهد.از جمله می توان به قطع ۱۲ ساعته برق محله مجیدیه شمالی در روزهای گذشته اشاره کرد.

این گزارشات در حالیست که قبلا مجید نامجو وزیر نیرو در تاریخ ۱۲ تیرماه امسال در جمع خبرنگاران گفته بود:" امسال با «مدیریت صحیح»، قطع آب و برق در تهران نداریم."

موضوع تامین برق مصرفی مورد نیاز خانوارهای ایرانی و به‌خصوص کلان‌شهر تهران هر سال با اوج‌گیری گرما در تابستان به یکی از معضلات مدیریتی کشور تبدیل شده و مشخص نیست که چرا علی‌رغم تکرار آن در سال‌های متمادی راه ‌حل قاطع و اساسی برای آن اندیشیده نمی‌شود.

در تابستان ۸۶ نیز به دلیل اشتباه فاحش وزارت نیرو در مدیریت مخازن آبی سدهای کشور، این وزارت خانه نتوانست برق مورد نیاز خانوارهای ایرانی را تامین کند. خاموشی‌های گسترده آن سال هنوز در خاطر مردم تهران و سایر نفاط کشور هست.

سردرگمی درباره دلیل واقعی تعطیلات اعلام شده

استدلال‌های غیرقابل قبول و اطلاعات متناقض ارائه شده سبب شد تا نصرالله ترابی، عضو فراکسیون خط امام (ره) مجلس، نیز با هشدار نسبت به عواقب ادامه یافتن تعطیلات از دولت بخواهد تا دلیل واقعی این ماجرا را به مردم اعلام کند.

نصرالله ترابی در گفتگو با پارلمان‌نیوز با اشاره به تعطیلی روزهای یکشنبه و دوشنبه در ۱۹ استان کشور گفت: "این تعطیلی و اینگونه اعلام کردن نه از نظر اقتصادی و نه از نظر عمومی به نفع مردم نیست."

او افزوده است: "بدون در نظر گرفتن تاثیرات سوء این تعطیلی‌ها بر اقتصاد کشور، این سئوال مطرح است که اگر قرار بود این دو روز تعطیل باشد چرا زودتر اعلام نشد تا مردم برنامه‌ریزی لازم را انجام دهند و بتوانند از این تعطیلات بهترین استفاده را بکنند؟"

وی با اشاره به پیش‌بینی‌های هواشناسی و دمای هوای اعلام شده توسط این سازمان، یادآور شده است:" ما در کشورمان در سال‌های متمادی آب و هوای مختلف را پشت سر گذاشتیم و طی پیش‌بینی سازمان هواشناسی در این چند روز که تعطیلی اعلام شد گرمای هوا اتفاقا نسبت به چند روز پیش از این افت پیدا کرده و این گرمای ۴۰ و ۴۱ درجه نمی‌تواند مبنای تعطیلی باشد، مگر اینکه بحث دیگری در میان باشد که لازم است دولت آن دلیل اصلی و واقعی را به صورت شفاف به مردم بگوید."

ترابی با تاکید بر اینکه «دولت از اختیار اعلام تعطیلی به صورت نامناسب استفاده می‌کند»، به نحوه اعلام تعطیلی‌های پیش از این اشاره کرده و گفته است: هنوز مردم ماجراهای پیش آمده در مورد اعلام تعطیلی به خاطر حضور سران کشورهای ۱۵ در تهران را فراموش نکردند، واکنش‌های مردم و سایر مسئولان به تعطیلی‌های اعلام شده به گونه‌ای بود که دولت مجبور به تجدیدنظر در تصمیم خود شد.

نماینده شهرکرد در مجلس تاکید کرده است: "وقتی همه دنبال این هستند که تعطیلات رسمی موجود کاهش پیدا کند، چه لزومی دارد که به هر دلیلی به این تعطیلات اضافه می‌کنند، قطعا مردم هم سئوالاتی دارند و هیج وقت هم متاسفانه پاسخ سئوالات خود را دریافت نکرده‌اند، سئوال این است که آیا تعطیلات مشکلی از مشکلات مردم را حل می‌کند؟ رفاه برای آن‌ها می‌آورد؟ مشکل بیکاری و معیشت و تورم را حل می‌کند؟ که به نظر من و بسیاری از مردم اینگونه نیست."

رواج شایعات در زمانه فقدان شفافیت

شفاف نبودن اخبار و اطلاعات درباره تعطیلی سه روزه باعث شد تا هر فرد و رسانه ای براساس حدس خود درباره علل آن به گمانه زنی بپردازد.

سایت جرس در همین زمینه، نگرانی از سرایت ناآرامی بازار را دلیلی برای اعلام این تعطیلات دانسته و نوشته است: "درحالی که بازاریان تهران پس از دو روز تعطیلی رسمی، قرار بود اعتراض خود را تداوم بخشند و بازار تهران را تا رسیدن به خواسته های خود در تعطیلی نگاه دارند، دولت از تعطیلی روزهای یکشنبه و دوشنبه "بدلیل گرمای هوا" خبر داد."

همزمان سامانه خبری تحول سبز، با توجه به ناآرامی هفته گذشته بازاریان و تصمیم به تداوم به آن خاطرنشان کرده: "به نظر می رسد علت اصلی تعطیل اعلام کردن روز یک‌شنبه و دوشنبه هراس دولت از اعتصابات از قبل اعلام شده بازاریان می باشد. "این سایت خبری نوشت: "اعلام کردن تعطیلی در چند شهر دیگر بازی با افکار عمومی است تا تعطیلی تهران به تنهایی مرتبط با اعتصابات اعلام شده از سوی بازاریان تلقی نگردد."

البته برخی از شبکه های اجتماعی نیز به مانند فیس بوک دلیل این تعطیلی ها را اتمام واگذاری سهام سایپا در بورس در روز دوازدهم خود(شنبه) دانسته بودند. هر چند که در این شبکه آمده است که این رقابت ها شنبه در غیاب برخی از کارگزاری ها پایان می یابد اما با این حال مدیربازار بورس تاکید دارد که هنوز رقابت ادامه دارد و با توجه به طولانی شدن این رقابت چیزی قابل پیش بینی نیست ممکن است هراتفاقی رخ دهد باید تا پایان رقابت منتظر ماند.

چرخه مداوم عدم اعتماد میان مردم و مسولان


علت اصلی اعلام این تعطیلات و همچنین اقدامات پیشین مسولان هر چه که باشد، درباره یک چیز شک و شایعه ای باقی نمی گذارد و آن اینست که این گونه رفتار با مردم باعث رواج بی اعتمادی در میان آنها نسبت به مسولان می شود و بدون شک مسولان در زمینه ارائه اخبار و اطلاعات دادن در این باره شفاف عمل نکردند.

آنچه مسلم است، اینست که دولتی که گرفتار بحران مشروعیت است نمی‌تواند از پشتیبانی مردم خود مطمئن باشد و صادقانه کاستی‌ها و مشکلات را با آن‌ها در میان بگذارد. لذا مجبور است تصمیمات خود را در حلقه های معدود و محدود مشاوران و ماموران بگیرد و از درز هر اطلاعاتی به بیرون هراسان باشد. هر چند که در زمانه گسترش رسانه ها و شیشه ای شدن اتاق تصمیم گیری ها و سیاست مداری ها، مردم به انحای مختلف از اخبار مطلع می‌شوند یا تناقضات و تحریف‌ها را از خلال حرف‌ها در می‌یابند، که این خود مجددا به تزلزل مشروعیت دولت و سست شدن پیوند و اعتماد میان مردم و حکومت می انجامد و شکاف‌ مردم-دولت را بیشتر می‌کند. شکاف شکل گرفته باعث می‌شود مردم اخبار و اطلاعات را با سوءظن بیشتری دنبال کنند و زمینه برای رواج شایعات بیشتر فراهم شود و بی اعتمادی ایجاد شده باز دولت را در صادق بودن با مردم ناتوان‌تر می‌کند و به سوی رفتارهای اطلاعاتی و امنیتی سوق می‌دهد.

بدین شکل سیکل معیوب بی اعتمادی میان دولت و مردم و عدم شفافیت در ارائه اطلاعات پیشتر و پیشتر می‌رود. دور باطل و منحوسی که باطل السحری ندارد جز صداقت و شفافیت با مردم، و باور به این که مردم به عنوان حاکمان و ولی نعمتان حقیقی حق دارند بدانند. آنچه مسئولان باید در نظر بگیرند اینست که مشروعیت اصلی دولت و حکومت از اعتماد به مردم و دخالت دادن آرای اکثریت در تصمیم‌گیری‌ها و اداره کشور به دست می‌آید.


 



شرکت توزیع نیروی برق مازندران با اشاره به گرمای بیش از حد هوا در اطلاعیه ای خطاب به مشترکان مازندران نسبت به قطع برق این افراد هشدار داد.

به گزارش مهر، با توجه به افزایش بی سابقه دمای هوا و افزایش مضاعف مصرف برق، همچنین تعطیلی ۲۱ استان کشور و مسافرت به مازندران، شایسته است مصرف کنندگان نسبت به تعدیل بار مصرفی و استفاده بهینه از وسایل سرمایشی و خاموشی آن در خارج از ساعات اداری اقدام کنند.

این شرکت نیز آورده است: مصرف کنندگان نسبت به خاموشی وسایل سرمایشی و خاموشی آن در خارج از ساعات اداری برای ادارات و استفاده از لامپ های کم مصرف و عدم استفاده از لوازم برقی غیرضرور و به حداقل رساندن وسایل سرمایشی برای همه مصرف کنندگان اقدام کنند.

بدیهی است در صورت عدم رعایت در مصرف برق به ناچار شاهد خاموشی خواهیم بود.


 


مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، حوزه اقتصاد کلان را در چارچوب برنامه پنجم توسعه بررسی کرد.

دفتر مطالعات اقتصادی این مرکز با اعلام این مطلب که بر اساس سیاست‌های کلی برنامه پنجم توسعه، به‌منظور قطع وابستگی دولت به نفت، صندوق پس‌انداز توسعه ملی طراحی شده است، افزود: تفاوت برنامه پنجم با برنامه چهارم این است که در برنامه پنجم به جای به کار بردن عبارت «تلاش برای قطع اتکای هزینه‌های جاری به نفت» «تغییر نگاه به نفت و گاز و درآمدهای حاصل از آن، از منبع تأمین بودجه عمومی به منابع و سرمایه‌های زاینده اقتصادی و ایجاد صندوق توسعه ملی با تصویب اساسنامه آن در مجلس شورای اسلامی» مورد تاکید و تصریح قرار گرفته است که بدون تردید تعبیه‌ساز و کار نظارتی و تدارک ابزارهای تحقق این سهم از جانب دستگاه مقننه به عنوان امری ضروری جلوه می‌کند.

یکی دیگر از دغدغه‌های اقتصاد کلان، توزیع عادلانه درآمد و رسیدگی به وضع اقشار ضعیف و آسیب‌پذیر است. بر این اساس در این سیاست‌‌های کلی برنامه پنجم توسعه به تأسی از الگوی ایرانی - اسلامی توسعه یک محور از امور اقتصادی به گسترش عدالت اجتماعی اختصاص یافته است.

به‌طور خاص کاهش فاصله دو دهک بالا - پایین درآمدی جامعه به‌طوری که ضریب جینی به حداکثر ۰/۳۵ در پایان برنامه برسد، مورد هدف واقع شده است. بررسی مواد لایحه حاکی از آن است که متأسفانه اهتمام لازم برای این مهم صورت نپذیرفته است.

این گزارش می‌افزاید: از دیگر حوزه‌‌های چالشی و دغدغه‌های پیش روی سیاستگذاران در عرصه اقتصاد کلان کشور، نرخ بالای بیکاری است. شواهد تحولات نرخ بیکاری ایران در سال‌های گذشته همگی از نرخ‌ بیکاری دو رقمی حکایت می‌کند.

این مهم در سیاست‌‌های کلی برنامه مورد دقت نظر قرار گرفته و کاهش آن به ۷ درصد توصیه شده است. به طور خاص جهت تحقق این مهم اتخاذ سیاست‌های فعال بازار کار توسط سیاستگذاران و برنامه‌ریزان بازار کار مورد تأکید قرار می‌گیرد. چرا که تأثیر بیشتر سیاست‌های فعال در کاهش نرخ بیکاری در مقایسه با سیاست‌‌های منفعل بازار کار در تجربیات کشورهای موجود به اثبات رسیده است.

همچنین از جمله نکات دیگر مورد تأکید در برنامه پنجم توسعه، تحقق رشد مستمر و پایدار اقتصادی است. بررسی مواد حاکی از آن است که آن‌گونه که انتظار است در جهت هدف مذکور مواد لایحه برنامه پاسخ‌گو نیست.

این مهم را نیز نباید از نظر دور داشت که بهتر است به دو مقوله دست‌یابی به رشد شتابان و مستمر و نیز توزیع برابر ثمرات رشد به صورت همزمان و توأمان نگریسته شود.

در خصوص ارتقای سهم بهره‌‌وری از رشد اقتصادی مورد تأیید سیاست‌‌های کلی نیز متأسفانه مشاهدات حاکی از آن است که در تمام سال‌های مورد برسی ارتقای رشد اقتصادی از طریق بهبود بهره‌وری عوامل تولید محقق نشده است. از مفاد سیاست‌‌های کلی برنامه پنجم چنین مستفاد می‌شود که افزایش بهره‌وری باید در پایان برنامه پنجم دست کم ۷/۲ درصد بر رشد اقتصادی سالیانه کشور اضافه کند.


 


مهندس میر حسین موسوی و عبدالله نوری صبح امروز با یکدیگر دیدار و گفت و گو کردند.

به گزارش کلمه، در این دیدار که در دفتر مهندس میرحسین موسوی صورت گرفت، این دو شخصیت سیاسی درباره مسایل مهم روز با یکدیگر به رایزنی و تبادل نظر پرداختند.

از جمله مباحث طرح شده در این دیدار آخرین وضعیت زندان سیاسی و مشکلات جاری کشور بود.


 



محمود احمدی‌نژاد در گردهمایی روسای دفاتر مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها که عصر شنبه در تهران برگزار شده بود، سخنرانی کرد.

احمدی‌نژاد با بیان اینکه صحبت کردن در حضور علما همچون زیره به کرمان بردن است، گفت: من می‌خواهم در اینجا خدمت شما عزیزان درس پس بدهم. یکی از شعارهای اصلی ما دانشجویان در ابتدای انقلاب این بود که دانشگاه‌ها را از مدرک‌گرایی خارج کنیم و به سمت ماموریت اصلی دانشگاه‌ها که همان انسان‌سازی است ببریم.
دانشگاه در آن زمان تبدیل به یک کارخانه تولید مدرک شده بود که انسان‌ها برای دریافت مدرک بالاتر با یکدیگر مسابقه می‌گذاشتند و این رویه باید تغییر می‌کرد.

وی ادامه داد: هنوز برخی از مدیران و برنامه‌ریزان هستند که تصور می‌کنند موضوع اصلی دانشگاه، دانش است اما به نظر من ما باید موضوع دانشگاه را عوض کنیم چرا که اگر موضوع دانشگاه بر محور دانش قرار بگیرد نتیجه همین می‌شود که می‌بینیم. موضوع اصلی دانشگاه خود انسان است، چرا که علم باید در خدمت انسان قرار داشته باشد؛ اگر تنها دانش در دانشگاه ارائه شود، دانش صرف به چه کاری می‌آید، دانش من‌های حقیقت انسان و دانش من‌های انسانیت انسان هیچ مفهومی ندارد.

احمدی‌نژاد، افزود: متاسفانه دانشگاه سال‌ها مانند قطاری در این ریل حرکت کرده است و تمام تجهیزات، قطعات و وسایل آن براساس این مسأله شکل گرفته است از این رو تغییر دادن آن کار مشکلی است اما شدنی است.
این مسأله خیلی طول می‌کشد اما شاید یکی از بهترین نقاط شروع آن برای تحقق این هدف گروه معارف و دفتر نمایندگی ولی فقیه است.
دانشگاه‌های ما ۱۰۰ سال پیش تاسیس شدند و تفکر کسانی که دانشگاه‌های ما را تاسیس کردند خارج از حوزه فرهنگ و اندیشه بوده است.

وی با اشاره به گزارش‌های متعددی در مورد وضع فرهنگی و پوشش نامناسب و خارج از حوزه فرهنگ قرار، تصریح گرد: علت این است که ما دایره و محدوده خود را به گونه‌ای ترسیم کرده‌ایم که عده زیادی تصور می‌کنند که خارج از دایره ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب قرار گرفته‌اند.
به عنوان مثال ما در دوره‌ای کروات زدن را مسأله کردیم و یا زمانی بود که اگر استادی ریش خود را می‌تراشید تمام گروه‌های حزب‌الهی از وی در دانشگاه فاصله می‌گرفتند و این در حالی است که دایره انقلاب و اسلام دایره‌ای بسیار وسیع است و حتی وسیع‌تر از آن چیزی است که ما تصور آن را می‌کنیم.
باید قبول کنیم که آدم‌ها و جوانان در مناطق گوناگون زندگی می‌کنند البته جوانان امروز ایران، بسیار بهتر از جوانان سایر ملت‌ها هستند و ملت ایران نیز در بین ملت‌های دنیا بهترین هست.

احمدی‌نژاد گفت: انقلاب ما الگویش پیامبر عزیز اسلام است که رحمت للعالمین بوده که دایره هدایت پیامبر عزیز اسلام تمام انسانها را در بر می‌گیرد، مگر کسانی که خود را به جهل از این دایره بیرون کردند وگرنه مخاطب پیام پیامبر و اصل این پیام جهانی و همگانی است.

وی با بیان اینکه اگر قرار باشد دین اسلام ۷ میلیارد انسان را جذب و هدایت کند این دایره بسیار وسیع‌تر می‌شود، تصریح کرد: نگاه ما باید دایره نگاه پیامبر اسلام باشد و در آن صورت این دایره بسیار وسیع‌تر و گسترده‌تر خواهد بود.

احمدی‌نژاد، گفت: تعریف تربیت این است که ما موانع را برداریم در این صورت است که انسان‌ها بیدار خواهند شد و اسماء الهی در وجود انسان متجلی خواهد شد. تربیت انسان‌ها انتقال مجموعه ای از مفاهیم نیست، تربیت انسان‌ها انتقال مجموعه‌ای از دروس اخلاقی نیست. مسیر انتقال ارزش‌های الهی تنها از طریق عشق و محبت امکان‌پذیر است، چرا کلام و سخن پیامبر انقدر موثر است و چنین نفوذ دارد، این نفوذ به دلیل آن است که پیامبر عاشق انسان‌ها است و عاشقانه به دنبال هدایت انسان‌ها است و به‌همین دلیل می‌تواند از یک عده انسان‌های کوچک و قلیل انسان‌های وارسته‌ای که در تارک تاریخ بدرخشند درست کند.

وی عامل تاثیر‌گذار در نفوذ کلام پیامبر اسلام را عشق به مردم دانست و افزود: قلب پیامبر مالامال از عشق به مردم بود.
محال است کسی به ارزش‌ها علاقه داشته باشد اما عشقی به مردم نداشته باشد و کسی که ادعا می‌کند به خدا اعتقاد دارد اما عشقی به مردم ندارد دروغ‌گو است.

احمدی‌نژاد گفت: ۱۴ واحد درس معارف در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود. به ظاهر با تدریس این تعداد از دروس اخلاقی باید همه زیر و رو شوند اما چرا چنین اتفاقی نمی‌افتد.
دانشجو در تمام کلاس‌ها حاضر می‌شود، تمام سوالات را جواب می‌دهد، نمره ۲۰ را می‌گیرد اما در جامعه آن چیزی نیست که ما برای آن زحمت کشیده‌ایم. دوران قبل از انقلاب استادی بود که منافقین وی را به‌عنوان یک استاد بزرگ اخلاق قبول داشتند و ما دائم بر سر وی با آنها جرح و بحث داشتیم. زمانی یکی از دوستان برای دیدن این شخص به کردستان رفته بود و از مقامات عرفانی او تعریف می‌کرد که وی در یک حجره ساده اقامت کرده و تنها حصیری را در زیر پای خود انداخته و با یک کتری سیاه روزگار را می گذراند. بعد از انقلاب این شخص در یکی از استان‌های اصلی حاکم شهر شد اما زمانی که حضرت امام (ره) مقام معظم رهبری را به سمت امام جمعه تهران منصوب کردند وی اعلامیه‌ای علیه این کار صادر کرد و بعد به کردستان عراق فرار کرد و در کنار صدام بر علیه انقلاب شروع به فعالیت کرد. چرا این طور شد، دلیل اصلی آن این بود که درس معارف و درس اخلاق به تنهایی کافی نیست و آن چیزی که در معارف و اخلاق جان می‌دمد چیز دیگری است.
ما تصور کردیم که اگر ذهن‌ها را از علوم انباشته کنیم آدم‌ها تربیت می‌شوند اما اینگونه نشد، آن آدم‌هایی که ملاتر از بقیه بودندو مدعی بودند نتوانستند در تار و پود حوادث، به‌درستی تشخیص بدهند.
تصور من از عرفان و دین چیز دیگری است، من فکر می‌کنم عرفان و اخلاق باید در موانع عملی دست آدم را بگیرند مگر نه اینکه دین باید به انسان فرقان بدهد.

وی ادامه داد: می‌گویند فلانی آدم خیلی با تقوایی است، آنکه آدم با تقوایی است که در موقعیت حساس در کنار آمریکا، انگلیس، منافقین، سلطنت‌طلبان و تمام دزدها قرار گرفت، چطور آن اخلاق به دادش نرسید. در این صورت ما باید یا در کلام خدا تردید کنیم یا باید دینداری او را محل اشکال بدانیم.
کسی که مدعی دینداری است و از آمریکا می‌ترسد، ما می‌گوییم چنین شخصی دیندار است اما دینش ضعیف است.
دعوای اصلی ما بر سر امامت جامعه است. امامت نه برای حکومت و نه برای قدرت‌طلبی، مانند جامعه ما که عده‌ای اعم از چپ و راست به دنبال ولایت هستند و هدف اصلی آنها گرفتن پست و مقام است و اگر آنها را با ذره‌بین به دقت نگاه کنیم متوجه می‌شویم که آن دو به هیچ عنوان تفاوتی با یکدیگر ندارند. من ولایتی را مد نظرم است که تنها راه نزول رحمت الهی است و هیچ راه دیگری به غیر از آن برای رسیدن انسان‌ها به کمال وجود ندارد.
من در مجامع جهانی از علمای مسیحی پرسیدم که آیا شما نیز به امام موعود معتقد هستید یا نه؟ که آنها نیز جواب مثبت دادند و امام موعود را اصلی‌ترین راه نجات خود بر شمردند.

احمدی‌نژاد، گفت: تربیت تنها یک کار مکانیکی نیست البته برخی‌ها به این کار مکانیکی ایمان دارند، اما کار شما تنها از طریق عشق ممکن است و این عشق تجلی وجود نازنین امام است.
استکبار برای دانشجو برنامه‌ریزی می‌کند. قبل از آنکه طرف وارد دانشگاه شود برای وی مرزبندی درست می‌کنند.
برخی‌ها آمریکا را دست‌کم گرفتند اما آنها بسیار بیشتر از ما تلاش می‌کنند، تنها در یک قلم به صورت رسمی اعلام کردند که ۴۰۰ میلیون دلار را هزینه کرده‌اند.
آنها مثل ما نیستند که تا زمانی که یک طرح به‌صورت کامل مصوب نشده آن را پشت تریبون اعلام کنند، زمانی که رئیس جمهور آمریکا بیانیه‌ای را مبنی‌بر حمایت یک گروه خاص اعلام می‌کند شما مطمئن باشید که چندین برابر آن در پشت این بیانیه کار شده است.

وی، افزود: انشاء‌الله دانشگاه‌هایی که تحت کنترل ما نیستند به سرعت تحت مدیریت دولت در بیایند.
از وقتی که برخی از جناح بندی‌ها در داخل کشور درست شد، بسیاری از این مشکلات پیش آمد البته ما مشکلی با احزاب نداریم اما ولایت و انقلاب یک حزب بیشتر ندارد و آن حزب ولایت و حزب خدا است.
از روزی که انقلاب را دو شقه کردند در داخل کار را به جایی رساندند که صحبت از ماموریت جهانی انقلاب و شهدا مذموم شد و مقاله‌نویسانی که به این ارزش‌ها اهانت کردند از ناحیه حکومت مورد تشویق قرار گرفتند.


 


محمد سرآغاز راهی است که انسانها را از شرک ، بی عدالتی ، تبعیض ، جهل و فساد بیرون آورد و آنان را به سوی توحید ، معنویت ، عدالت و کرامت هدایت کرد. آن حضرت چنان نهضت معنوی ای در عالم بشری ایجاد کرد که هنوز دامنه آن ادامه دارد. این دامنه تا جای ادامه یافته است که امروز زندگی نامه رسول اکرم بیشترین خواننده را در جهان داشته و بیشتر مردم ، به خصوص آنهایی که می خواهند در مورد اسلام مطالعه کنند خواننده و خریدار زندگی نامه پرافتخار ۲۳ سال دوران نبوت و ۴۰ سال قبل از نوبت حضرت را تشکیل می دهند . البته به حق همه آنها که منصفانه به مطالعه این آثار می پردازند ، به او عشق می ورزند و به آن حضرت نزدیکتر می شوند.

خداوند رحمان و رحیم در کتاب آسمانی خود ، ۵ بار کلمه محمد و احمد را به کار برده است ، این عمل بهترین معرفی کنند رسول اکرم است ، رسول اکرم به حق ستوده ترین و شایسته ترین و ارجمندترین انسان در عالم هستی است.احمدکسی که عالی ترین الگو و نمونه برای همه انسانها در طول تاریخ است. شاید بهترین معنی برای لغت محمد ستوده ، پسندیده ، شایسته ، بایسته و آراسته باشد.

یکی از اساسی ترین آرزوهای مسلمانان اینست که احمدی باشند و برای رسیدن به این هدف باید سه کار را انجام داد : اولین کار اینست که زندگی آن حضرت را مطالعه کردبه طوریکه زندگی نامه ۶۳ ساله‌ رسول اکرم را از میان کلمات شناخت. دوم باید حضرت را به درستی به دیگران شناساند و در مرحله آخر به هر قدری که مقدور است همرنگ، همراه،هم دل و هم زبان با آن رسول پاکی ها شد .

مرحوم استاد مطهری تحت عنوان "جاذبه و دافعه " دارد که معتقدم این کتاب برای هر کسی قابل فهم بوده و به بسیاری از سئوال های مطروحه در ذهن افراد پاسخ دارد. این کتاب می گوید که هر کسی زندگی رسول اکرم را با انصاف مطالعه کند، به طور حتم جذب زندگی آن حضرت می شود و برعکس اگر کسی زندگینامه رسول الله را به درستی نخواند و عینک سیاه بدبینی و نیرنگ به چشم داشته باشد و با غرض و بیماری زندگی آن حضرت را مطالعه کند و از آنجایی که با رفتار نکوهنده و زشت خود درگیر است، به طور طبیعی به دافعه روی می آورد و از آن حضرت فاصله می گیرد .

بر طبق آمارهای جهانی تا سال ۲۰۵۰ میلادی شاهد افزایش چشم گیر گرایش به دین اسلام در جهان خواهیم بود تا جایی که تا آن سال اسلام به اولین دین دینا تبدیل خواهد شد و مسلمان ها اولین آمار جهانی را به خود اختصاص خواهند داد . آنها دوعامل را علت اصلی این افزایش اعلام کرده اند. به اعتقاد آنها تکثیر نسل مسلمان و روی آوردن بسیاری از مردم به ویژه افراد ساکن در غرب و اروپا به طرف اسلام علت افزایش چشمگیر مسلمان در دنیا خواهد بود.

به نظر می رسد، اگر ما یک گیرنده قوی داشته باشیم در طول شبانه روی یک لحظه ندای "اشهدان محمد سول الله" از موذنها ، رادیوها ، گلدسته ها ، مساجد و ... قطع نخواهد شد و به طور حتم وقتی کسی به این گونه نامش طنین انداز باشد، مردم جذب آن خواهند شد. البته آنهایی که دنبال ابتذال ، استکبار و کارهای آلوده به انحراف هستند جذب رسول اکرم نمی شوند و در مقابل او جبهه می گیرند . شاید به همین دلیل است که درسالهای اخیر به این اندازه شاهد کاریکاتور، طنز و اعمالی از این دست بر علیه این پیکر مقدس هستیم. بیشتر مطرح شدن نام آن حضرت و گسترش گرایش ها به وی عامل اصلی این حملات بوده است.

یک نویسنده اروپایی کتابی تحت عنوان " عذر تقصیر به پیشگام محمد و قرآن" دارد که این کتاب در کشور ما به همین عنوان ترجمه و تکثیر شده است . ما واقعا در ابتدا به سه دلیل به پیشگاه حضرت محمد و قرآن عذر تقصیر می آورم.

اول اینکه به درستی حضرت را نشناختیم ، نشناساندیم یا در مقام عمل آن طور که ابوذز ، سلمان ، عمار ، یاسر، خدیجه ، زینب و فاطمه عمل کردند ، عمل نکردیم .

دوم آنکه با توجه به رسانه ای شدن دنیای امروز به اندازه کافی حضرت را معرفی نکرده ایم و وقت آن رسیده است که به فرموده رهبرانقلاب با استفاده از شعار همت مضاعف و کار مضاعف ، شروع به شناساندن منطقی ، علمی و اخلاقی رسول الله به دنیا کنیم تا جبران گذشته را کرده باشیم .

و سوم اینکه در مقام عمل در درون جامعه خودمان اخلاق محمدی را هم شعار و هم سرلوحه عمل خود قرار دهیم ، همدیگر را جذب کنیم ، با هم با صفا و صمیمت عمل کنیم ، به هر مقدار که


 


مدیرکل درمان تأمین اجتماعی گفت: تمامی بیمارستان‌های تأمین اجتماعی به دلیل گرمای بیش از حد، در سراسر کشور آماده باش هستند.

به گزارش فارس، فرید باران‌پوریان درباره گرمای شدید هوا، اظهار داشت: اورژانس‌ بیمارستان‌های تأمین اجتماعی برای ارائه خدمات آمادگی کامل دارند.

وی در ادامه افزود: یکی از شایع‌ترین بیماری‌هایی که در افزایش گرمای پیش از حد هوا رخ می‌دهد، گرمازدگی است و راه‌ درمان آن سرم‌تراپی است.

باران‌پوریان در توصیه به مردم گفت: مردم سعی کنند از آشامیدنی زیاد استفاده کنند و در فضای آزاد نباشند و افرادی که سابقه بیماری‌های قلبی و تنفسی دارند، سعی کنند از منزل بیرون ‌نروند


 


عضو فراکسیون اصولگرایان با اشاره به برخی بده و بستان ها در بین نمایندگان دولت و مجلس گفت: بده و بستان هایی که بین وزراء و نمایندگان وجود دارد، عاملی می شود تا نماینده از سوگندی که در برابر قانون اساسی خورده تا از حقوق ملت دفاع کند. عدول نماید

جبار کوچکی نژاد نماینده مردم رشت و عضو کمیسیون برنامه و بودجه درگفت وگوبا خبرآنلاین پیرامون مصداق های عیوب دولت و مجلس،افزود:گاهی اوقات نمایندگان در رابطه با وظایف خود تحت تاثیر نیازهای حوزه نمایندگی قرار میگیرند وبعضی از اشکالات را تذکر نمی دهند و پیگیری نمی کنند.

وی ادامه داد: متاسفانه در فضاهای نمایندگی این رفتارها وجود دارد حتی در برخی موارد بده و بستان هایی که بین وزراء و نمایندگان وجود دارد، عاملی می شود تا نماینده از سوگندی که در برابر قانون اساسی خورده تا از حقوق ملت دفاع کند. عدول نماید

این عضو جامعه اسلامی مهندسین با بیان اینکه برخی وزاء از طریق تطمیع نمایندگان به دنبال تصویب برخی قوانین هستند،افزود:برخی از وزراء به یک سری نمایندگان امتیازات ویژه می دهند و با این امتیازات در جهت حل مشکل خود تلاش می کنند.

وی در عین حال تصریح کرد: البته این موضوع در کلیت مجلس حاکم نیست و به صورت تک و توک در بین نمایندگان وجود دارد.

این عضو فراکسیون اصولگرایان در بخش دیگری از این گفت و گو در پاسخ به اینکه آیا گردن کشی دولت در برابر قانون را می پذیرد،اظهار داشت:این مساله وجود دارد که دولت به بسیاری از قوانین عمل نمی کند ودر برابر خیلی از قوانین گردن کشی می شود و اعلام می شود که قابل اجرا نیست .

وی درباره مصداق های این گردن کشی با اشاره به نامه رئیس جمهور به دبیر شورای نگهبان،گفت: دولت خیلی از قوانین بودجه یا احکام برنامه چهارم ان که به ان اعتقاد نداشته عمل نکرده است.

کوچکی نژاد دربخش دیگری از سخنان خود با اشاره به دیداراخیر نمایندگان مجلس با رهبر انقلاب، اظهار داشت: ایشان در این دیدار به دولت توصیه کردند به قانون عمل بکند وازنمایندگان هم خواستند قوانینی را وضع کنند که قابلیت اجرایی داشته باشد.

عضو کمیسون برنامه و بودجه طرح نظارت به نمایندگان را عاملی باری پاک سازی فضای مجلس دانست وگفت:این طرح کمک می کند تا اگر خدای نکرده نماینده ای در بده بستان های سیاسی درگیر شد مرجعی وجود داشته باشد تا دردوره های بعد از ورود این نوع افراد به مجلس جلوگیری کند.


 


محمد حسن ابوترابی‌فرد، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی در مسیر صحیحی حرکت نکرد گفت: در برنامه چهارم در اندیشه رشد ۸ درصد بودیم ولی متاسفانه سال گذشته فاصله معناداری با این رشد داشتیم.

به گزارش مهر، محمد حسن ابوترابی‌فرد صبح یکشنبه در مراسم افتتاح پروژه سافت ژل مینو، گفت: سال گذشته با توجه به بحران اقتصاد جهانی که دامن‌گیر کشور ما نیز شد با رشد ۸ درصدی که در برنامه چهارم پیش‌بینی شده بود فاصله معناداری پیدا کردیم که گفتن دلایل آن جانکاه و دردآور است. (گفتنی است که هنگام بحران اقتصاد جهانی، مسئولان کشورمان اعلام کرده بودند که بحران جهانی هیچ تاثیری در اقتصاد ایران ندارد.)

وی افزود: اصل ۴۴ با فرمان مقام معظم رهبری و پشتوانه فکری اهل خرد و مجلس کارش را آغاز کرد اما در مسیر صحیح حرکت نکرد.

وی با اظهار امیدواری از اینکه در برنامه ۵ساله پیش رو بتوانیم به رشد بیش از ۸ درصد دست یابیم، ادامه داد: برای رشد ۸ درصد باید سالانه حداقل ۲۰۰ هزار میلیارد تومان گردش مالی در حوزه اقتصاد کشور داشته باشیم که با این احتساب در طول ۵سال ۱۰۰۰ میلیارد دلار گردش مالی پیش‌بینی می‌شود.

ابوترابی‌فرد در ادامه به افتتاح پروژه سافت ژل مینو در موسسه اقتصادی و خودکفایی آزادگان اشاره کرد و گفت: این پروژه با۱۲ میلیارد تومان سرمایه‌گذاری با یک ریسک بسیار خطرناک انجام شد و در نهایت تجهیزات این پروژه از آمریکا خریداری و به ایران منتقل شد.

نایب رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه این پروژه در ۵۰۰۰متر مربع ساختمان مدرن شروع به‌کار کرده است تصریح کرد: پروژه سافت ژل مینو می‌تواند ۲۳ دارو را تولید کند.

وی یکی از دغدغه‌های آزادگان بعد از بازگشت به میهن اسلامی را مشارکت در چرخه اقتصادی کشور عنوان کرد و افزود: سنگ بنای موسسه اقتصادی و خودکفایی آزادگان با سرمایه اولیه فقط ۲ میلیارد تومان که سه چهارم آن غیر نقدی بود در سال ۷۳ گذاشته شد.

ابوترابی‌فرد تصریح کرد: امروز این موسسه با گردش مالی نزدیک به ۱۰۰۰میلیارد تومان نقش مهمی در چرخش اقتصادی کشور ایفا می‌کند.

وی از مجموعه شرکت پارس مینو خرمدره به عنوان یکی از بنگاه‌های اقتصادی غیردولتی نام برد و افزود: این شرکت درسال ۸۳ بیش از ۳ میلیارد تومان ضرر انباشته داشت که با مدیریت صحیح و عقلانی امروز در تابلوی بورس جایگاه ارزشمندی در چرخه اقتصادی کشور دارد.


 



اشعار نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث، سهراب سپهری و احمد شاملو در کتاب «بهترین‌های چهار شاعر بزرگ معاصر» گردآوری شده است.

به گزارش خبرآنلاین، کتاب «بهترین‌های چهار شاعر بزرگ معاصر» برگزیده شعرهای نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث، سهراب سپهری و احمد شاملو به کوشش علی حیات بخش از سوی انتشارات نسل آفتاب منتشر شد.

علی حیات بخش در مقدمه کتاب نوشته است: «گردآوری بهترین‌های چهار شاعر بزرگ معاصر و توضیح کلمات، ترکیبات و اصطلاحات دشوار آنها کم و بیش با انتقاداتی همراه است. مثلا چرا "آن شعر" در این مجموعه نیست یا چرا این کلمه یا این ترکیب به این گونه معنا شده است؟ برای توضیح و شاید توجیه سؤال اول باید گفت که سعی شده به یادماندنی‌ترین شعرهای این شاعران در کتاب گنجانده شود و در جواب سئوال دوم قابل ذکر است که در معنا کردن کلمات، ترکیبات و اصطلاحات دشوار این شعرها، عام‌ترین معنا و مفهوم پانویس شده است. در برخی موارد معنایی که گردآورنده از کلمه یا ترکیبی برداشت کرده با آن چیزی که پانویس کرده متفاوت است...»

این کتاب سپس مقدمه مختصری درباره شعر نو دارد و پس از آن برگزیده شعرهای نیما یوشیج همراه با برخی از یادداشت‌های روزانه‌اش، شعرهای سهراب سپهری و مهدی اخوان ثالث با نظرات چند تن از بزرگان و شعرهای احمد شاملو آمده است


 


جمعی از اساتید دانشگاه و فعالان حوزه اقتصاد و صنعت آذربایجان نامه‌ای سرگشاده پیرامون پروژه ملی معدن مس سونگون خطاب به محمود احمدی‌نژاد منتشر کرده‌اند و در اظهار کرده‌اند: "پروژه معدن مس سونگون تبدیل به نماد بی‌عدالتی و تبعیض دولت نهم و دهم و به ویژه شخص شما در قبال مردم آذربایجان شده است."

در بخشی از این نامه سرگشاده که در اختیار جرس قرار گرفت، به سفرهای استانی احمد‌ی‌نژاد در این چند سال اشاره و نوشته شده است: جنابعالی به همراه دولت به اصطلاح عدالت محور، طی هر سه سفر استانی که به آذربایجان شرقی در طول پنج سال گذشته داشته‌اید با برگزاری سخنرانی‌ها و دیدارها و جلسات متعدد که تنها و تنها به منظور بهره برداری های سیاسی و تبلیغاتی انجام می پذیرفت و نیز با تصمیم گیری‌ها و مصوبات به واقع غیر کار آمد و غیر عملی، همچنان نگاهی غیر مسئولانه و منفعل در قبال این پروژه ملی و مردم آذربایجان دارید.


این جمع، در پایان می‌نویسد: خود محوری‌ها و عدم انتقادپذیری زیرمجموعه کاری شما که ریشه در فضای فکری و رفتاری شخص جنابعالی دارد به حدی رسیده که در جدیدترین اظهار نظر جناب آقای اردشیر سعد محمدی مدیر عامل شرکت ملی مس ایران طی جلسه مشترکی که با مسئولان استان آذربایجان شرقی در مورد معدن مس سونگون برقرار شده بود، ایشان حتی انتقادات ظاهری و سطحی مسئولان استانی که پیرو اعتراض های مردمی انجام پذیرفت را تحمل نکرده و با سخنانی حق به جانب خطاب به حظار گفت عنوان بی عدالتی به زیر مجموعه دولت عدالت محور نادرست و ناروا است.


گفتنی است طرح توسعه مس سونگون از طرح‌هاي مصوب شوراي اقتصاد كشور و سفرهاي استاني هيات دولت به آذربايجان شرقي است.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:


جناب آقای محمود احمدی‌نژاد


با وجود اینکه بسته بودن درهای عدالتخانه دولت به اصطلاح عدالت محور جنابعالی، برای همگان اظهر من الشمس گشته است اما باید سکوت را شکست و فریاد برآورد؛ چرا که شانه‌هایمان تاب تحمل سنگینی نگاه فرزندان و جوانان ایران عزیز را ندارد آن هنگام که بخواهیم در مقابل بی عدالتی و خودکامگی و ستم سکوت اختیار کنیم.

جناب آقای رئیس جمهور


پروژه معدن مس سونگون تبدیل به نماد بی‌عدالتی و تبعیض دولت نهم و دهم و بویژه شخص جنابعالی در قبال مردم آذربایجان گشته است.


در حالی که استان آذربایجان شرقی دارای سهم بیش از 40 درصدی در تولید مس کشور است جای بسی ناباوری و سوال است که تاکنون ریالی از محل در آمدهای حاصل از استخراج مس معدن سونگون در این استان هزینه نشده است.


جنابعالی به همراه دولت به اصطلاح عدالت محور، طی هر سه سفر استانی که به آذربایجان شرقی در طول پنج سال گذشته داشته‌اید با برگزاری سخنرانی‌ها و دیدارها و جلسات متعدد که تنها و تنها به منظور بهره برداری های سیاسی و تبلیغاتی انجام می پذیرفت و نیز با تصمیم گیری‌ها و مصوبات به واقع غیر کار آمد و غیر عملی، همچنان نگاهی غیر مسئولانه و منفعل در قبال این پروژه ملی و مردم آذربایجان دارید.


وظیفه استحصال کامل مس از معدن سونگون، راه اندازی صنایع پائین دست، استقرار کارخانجات مرتبط با این صنعت و نیز اشتغال زایی برای جوانان منطقه و همچنین ایجاد امکانات رفاهی و کمک به پیشرفت منطقه بر عهده ی شرکت ملی مس ایران به عنوان تنها متصدی معادن مس کشور گذاشته شده است.


جناب آقای رئیس جمهور


شرکت ملی مس ایران به عنوان یکی از بزرگترین زیر مجموعه های دولت شما در طول 5 سال گذشته نه تنها به هیچ یک از تعهدات خود جامه ی عمل نپوشانده بلکه با تاخیر های مستمر و طولانی در طرح‌های مصوب موجبات بی‌اعتمادی و دلسردی مردم آذربایجان به ویژه منطقه ارسباران را نسبت به سیاست‌های دولت را فراهم آورده است.


عدم پیگیری‌های مصوبات دولت از سوی دولتمردان و به ویژه شخص جنابعالی بر افزایش این بی‌اعتمادی دامن زده است.


جناب آقای احمدی نژاد


در حالی که بیشتر جوانان منطقه ارسباران (معدن مس سونگون در این منطقه واقع شده است) که یکی از مناطق محروم کشور محسوب می‌شود از مشکل اساسی بیکاری رنج می برند و برای داشتن شغلی با حداقل درآمد دچار مشکلات عدیده‌ای هستند، مجموعه دولت و به ویژه شرکت ملی مس ایران در استان کرمان، دیگر استان کشورمان که دارای معادن مس است با اتخاذ سیاست‌های حمایتی و اقتصادی اقدام به انجام سرمایه گذاریهای کلان و هزینه های میلیاردی نموده است.


در یکی از موارد عینی و قابل ذکر شرکت ملی مس ایران در طول سال‌های اخیر هزینه‌های ده‌ها میلیاردی در باشگاه‌های ورزشی استان کرمان کرده است.


در حالیکه باشگاههای مس کرمان و مس رفسنجان و مس سرچشمه از مدت‌ها قبل تاسیس شده و در آمدهای شرکت ملی مس ا یران به باشگاههای یاد شده سرازیر می‌شود.


لازم به ذکر است معقوله سرمایه گذاری در ورزش امری کاملا پسندیده است ولی این در حالی است که استان آذربایجان شرقی با داشتن 40 درصد از تولید مس کشور هنوز هیچ بودجه‌ای جهت انجام پروژه‌های مصوب از سوی دولت و نیز شرکت ملی مس ایران‌ دریافت نکرده است.


جناب آقای رئیس جمهور


امروزه باید اذعان داشت آنچه که از محل معدن مس سونگون برای منطقه زیبای ارسباران می‌رسد تنها آلودگی‌های زیست محیطی و از بین رفتن جنگل‌ها و خسارت‌های جبران ناپذیری است که به مردم منطقه تحمیل می‌شود.


جناب آقای احمدی نژاد


در پایان لازم به اشاره است، خود محوری‌ها و عدم انتقادپذیری زیرمجموعه کاری شما که ریشه در فضای فکری و رفتاری شخص جنابعالی دارد به حدی رسیده که در جدیدترین اظهار نظر جناب آقای اردشیر سعد محمدی مدیر عامل شرکت ملی مس ایران طی جلسه مشترکی که با مسئولان استان آذربایجان شرقی در مورد معدن مس سونگون برقرار شده بود، ایشان حتی انتقادات ظاهری و سطحی مسئولان استانی که پیرو اعتراض های مردمی انجام پذیرفت را تحمل نکرده و با سخنانی حق به جانب خطاب به حظار گفت عنوان بی عدالتی به زیر مجموعه دولت عدالت محور نادرست و ناروا است.


جناب آقای رئیس جمهور


پارادوکس موجود بین شعارها و تصمیمات و اقدامات عملی شما و زیرمجموعه اجرایی‌تان در مورد معقوله عدالت بدون شک زمینه ساز اصلی فضای ملتهب کشور طی پنج سال اخیر بوده است.

زندگی را به بیداری بگذرانیم که سال‌ها به اجبار خواهیم خفت....(دکتر علی شریعتی)

جمعی از اساتید دانشگاه و فعالین و دلسوزان حوزه اقتصاد و صنعت آذربایجان


 


بر اساس گزارش سازمان هواشناسی کردستان، دمای هوا در سنندج به 42 درجه بالای صفر رسید که این وضعیت در طول چند سال اخیر کم سابقه بوده است.


به گزارش مهر، به دنبال افزایش بی رویه دمای هوا در کشور، استان کردستان نیز که همواره دارای وضعیتی بهتر از سایر استان‌ها بوده نیز این بار در شرایطی مشابه قرار گرفت و دمای هوا در شهر سنندج مرکز استان به 41 درجه بالای صفر رسید.

مدیر کل هواشناسی استان کردستان، اظهار داشت: به دنبال ورود زبانه گرم به منطقه، استان کردستان نیز تحت تاثیر آن قرار گرفت و متاسفانه طی سه روز گذشته دمای هوا در این استان به بالاترین حد ممکن رسید و در سنندج شاهد افزایش دمای هوا به 42 درجه سانتیگراد نیز بودیم.

محمد طالب حیدری بیان داشت: وضعیت افزایش دمای هوا در استان کردستان و سایر مناطق کشور امری طبیعی است که همواره در این مدت زمان از سال شاهد بوده ایم ولی نکته نگران کننده دوام این وضعیت و افزایش مدت زمان آن است به گونه ای که دمای هوا از روز روزهای ابتدای هفته گذشته افزایش یافته و پیش بینی می شود که تا سه شنبه هفته جاری نیز ادامه یابد.

در حالیکه که "افزایش بی رویه دمای هوا" در کشور باعث شد تا هیات دولت تهران و 19 استان دیگر در کشور را تعطیل و استاندارن نیز سه استان را تعطیل نمایند ولی تاکنون استان کردستان که دمای هوای آن از بعضی از استان‌های تعطیل اعلام شده نیز گرم تر است تعطیل اعلام نشده است.

بر اساس گزارش های منتشر شده دمای هوا در استان همدان 38 درجه، استان زنجان 37 درجه و کرمانشاه 42 درجه بالای صفر بوده است که استانهای همدان و زنجان به دلیل افزایش گرمای هوا توسط استانداران تعطیل اعلام شد ولی هیچ خبری از تصمیم مدیران استانی در کردستان در بین نیست.

در طول سال گذشته نیز و افزایش بی رویه بارش برف و آلودگی هوا به دلیل ورود غبار باز هم استان کردستان بر خلاف سایر استانهای کشور تعطیل اعلام نشد.


 


حسن رحیم پور ازغدی ، استاد معروف دانشگاه در اظهاراتی که 16تیرماه از شبکه یک سیما پخش شد با اشاره به موضوع ازدیاد جمعیت و زاد و ولد در جامعه گفت: " هم اکنون برخی خانم ها می گویند بچه دار نمی شویم برای اینکه هیکلمون به هم می خوره . ای مرده شور ببره هیکلت رو . مگه هیکلت رو می خوای ببری آخرت ؟ تو این هیکل رو می خوای چه کار ؟ غیر از اینه که می خوای ببری تو قبر یا اینکه می خوای هیکلت رو ببری تو خیابون نشون بدی. استفاده هیکلت برای شوهرته و البته شوهرت برای توئه و برای بچه آوردن."*

به گزارش عصرایران، رحیم پور ازغدی علاوه براستادی دانشگاه، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز هست که صداوسیما مدتی است به صورت گسترده سخنرانی های مختلف وی را به طور کامل پخش می کند.

رحیم پور ازغدی در ادامه سخنانش گفت: من نمی گویم که خانواده ها زیاد بچه بیاورند یا کم. ولی بعضی خانواده ها 20 تا هم بچه بیاورند کم است بعضی دیگر دو تا هم زیاده. من خودم خانواده افغانی فقیری رو می شناسم که در یک اتاق زندگی می کنند و بچه های زیادی هم دارند. هر کدام رو نگاه می کنم بهتر از دیگری. همه نخبه و اعجوبه. آیا می توان به این خانواده بگویی که بچه زیاد نیار؟ من این سیاست رو که به طور کلی به همه بگوییم بچه زیاد نیاورید مخالفم.

وی همچنین در سخنرانی اش خطاب به خانم ها اضافه می کند: شما نباید از مسولیتت کنار بروی برای تربیت بچه. بعضی ها می گویند ما حوصله نداریم شب بیدار بشیم و به بچه رسیدگی کنیم ولی این وظیفه شماست. این که دلیل نمیشه که خانم ها به خاطر سختی بچه نگه داشتن و خراب شدن هیکلشون بچه دار نشن. در غرب دولت ها می گویند که آقا ما سوبسید می دهیم که شما بچه بیاورید و برای هزینه هاش ولی آنجا می گویند که نه ، نمی صرفه برامون.


 


رئیس خانه احزاب خبر داد که این نهاد در پی تنظیم پیشنویسی برای قانون احزاب شامل تعریف جرم سیاسی ، حضور یا عضویت نماینده خانه احزاب در کمیسیون ماده 10 احزاب و حضور هیات منصفه در دادگاههای مربوط به احزاب است که به زودی به مجلس ارائه می شود .

حسین کاشفی، رئیس خانه احزاب در گفتگو با مهر، با تاکید بر اینکه خانه احزاب همچنان به فعالیت خود با برگزاری جلسات ادامه می دهد، افزود: در جلسه اخیر شورای مرکزی ضمن اینکه کمیته های فعال در این تشکل گزارش فعالیت های خود را ارائه دادند، در مورد موضوع اصلاح قانون احزاب و مواردی که لازم است در این قانون مورد بررسی قرار بگیرد، بحث و تبادل نظر کردند.

به گفته وی اعضای شورای مرکزی خانه احزاب معتقدند در اصلاح قانون احزاب باید مواردی همچون تعریف جرم سیاسی ، حضور یا عضویت نماینده خانه احزاب در کمیسیون ماده 10 احزاب و دیگر سازمان ها و بخش هایی از کشور که راجع به احزاب تصمیم گیری می شود همچون مجلس و وزارت کشور و حضور هیات منصفه در دادگاههای مربوط به احزاب ،روشن و مشخص شود.

رئیس خانه احزاب با بیان اینکه در زمان حاضر مشخص شدن این موارد هم از ضروریات فعالیت های حزبی در کشور است، ادامه داد: روشن شدن این موارد و تعیین قانونی انها می تواند زمینه های ارتقا فعالیت حزبی در کشور را فراهم کند.

کاشفی با بیان اینکه متاسفانه وزارت کشور بدون نظر خواهی از خانه احزاب وصرفا با نظرخواهی جسته گریخته از برخی احزاب پیش نویس اصلاح قانون احزاب را تهیه کرده است ، اظهارداشت: اگر موضوع، تعامل برای رشد و رفع موانع برای فعالیت حزبی در کشور است که باید برای اصلاح قانون احزاب از نظرات و دیدگاههای احزاب به عنوان کسانی که در این زمینه فعال هستند و با مشکلات آشنا هستند، استفاده شود.

وی افزود: نمی توان اصلاح قانون احزاب را تنها از نگاه دولت دید چرا که حزب که دولت نیست.

کاشفی ابرازامیدواری کرد که خانه احزاب بتواند براساس احساس مسئولیتی که خود نسبت به فعالیت احزاب در کشور دارد، پیشنهادات خوبی را برای اصلاح قانون احزاب ارائه کند.

رئیس خانه احزاب گفت: در جلسه هفته آینده خانه احزاب بخش دیگری از موارد اصلاح قانون احزاب بررسی می شود و به زودی پیشنهادات خانه احزاب درباره اصلاح قانون احزاب به مجلس ارسال می شود.


 



اسدالله بادامچیان گفت: درباره این اظهار نظر که دولت در برابر قانون گردن کشی می کند باید گفت این حرف غلط نیست چرا که دولت در مواردی وظایفش را انجام نداده است.

اسدالله بادامچیان در یادداشتی در خبر آنلاین درباره مصداق مشخص آن نوشت: به طور مشخص از مجموع دو میلیارد دلاری که مجلس از صندوق ذخیره ارزی در اختیار دولت گذاشت و قرار بود یک میلیارد دلار آن برای تهران هزینه شود هنوز دولت به تکلیف خود عمل نکرده است.

وی درباره راهکار حل شدن این موضوع هم گفت:کمیسیون اصل نود مرجعی است که در این زمینه می تواند از رئیس جمهور سوال کند که این تکلیف انجام شده است و یکی از مباحث دیدار اخیر اعضای کمیسون اصل نود و رئیس جمهور هم همین موضوع بوده است.


 



۱۳ سال خشکسالی مداوم در نهایت تبعات منفی کم آبی درکرمان را به خانه های مردم کرمان کشاند و این درحالیست که منابع آبی کرمان هر سال محدودتر می شود اما طرحهای انتقال آب به کرمان در حد حرف و مطالعه باقیمانده است.

به گزارش مهر، با وجود اینکه در فصل آبی سال گذشته شاهد افزایش بارش باران در بسیاری از نقاط کشور بودیم اما زمین استان کرمان همچنان با کمبود بارش باران مواجه است و کرمان بیش از سیزده همچنان تشنه قطره های باران باقیمانده است.

برداشت بی رویه از منابع آب کرمان نگران کننده است

طبق نظر کارشناسان هم اکنون در کشور تنها چهار استان وضعیتی بدتر از استان کرمان در خصوص منابع آبی دارند و بسیاری از منابع آبی کرمان در پی خشکسالی خشکیده اند و موجب لطمه شدید به کشاورزی و همچنین محیط زیست استان کرمان وارد شده است.

سطح آبهای زیر زمینی در کرمان نیز از ۴۰ سانتیمتر تا هفت متر کاهش یافته است و این کاهش در برخی نقاط به شدت ادامه دارد و این درحالیست که به دلیل برداشت بی رویه طی سالهای اخیر از منابع آبهای زیر زمینی در کرمان این روند طی سالهای اخیر نگران کننده شده است بطوریکه سالیانه یک میلیارد و یکصد میلیون متر مکعب آب از این منابع در استان کرمان برداشت منفی می شود و بارش باران همچنان در استان کرمان طی سال گذشته کاهش چشمگیری یافته است و ادامه این روند در سال جاری استان را در وضعیت بسیار نا مناسبی قرار گرفته است.

طی ماههای گذشته بارها در خصوص خشکیدگی بسیاری از مزارع و باغهای استان کرمان و ضربه به اقتصاد کشاوری منطقه هشدار دادیم اما اقدام عملی قابل توجهی صورت نگرفت و تبعات خشکسالی ادامه یافت و طی روزهای اخیر مردم کرمان خشکسالی را با تمام وجود در خانه های خود احساس کردند و به خوبی این هشدار که کرمان طی سالهای آینده در خصوص تامین آب آشامیدنی نیز دچار مشکل می شوند را درک کردند.

جیره بندی آب در دوازده شهر اجرا می شود / ۱۳شهر در آستانه جیره بندی

هر چند که تاکنون جیره بندی آب در ۱۳شهر استان کرمان انجام می شود اما بسیاری از شهرهای استان نیز در معرض کمبود آب و جیره بندی آب قرار گرفته اند که یکی از مهمترین مراکز جمعتیی در معرض جیره بندی آب شهر کرمان است.

مردم این شهر از هم اکنون کمبود آب را با کاهش شدید جریان آب در منازل خود حس می کنند بطوریکه در بسیاری از ساعات روز از این آب تنها می توانند به زحمت در راستای برطرف کردن نیازهای ضروری استفاده کنند و در شرایط معمولی عملا دیگر امکان مصرف مطلوب و معمول را ندارند.

در مقابل با کاهش شدت جریان آب در شبکه توزیع آب کرمان بسیاری از مردم بخصوص در آپارتمانهای شهر کرمان که روز به روز بخصوص در سالهای اخیر درحال گسترش هستند امکان استفاده از آب شهری برای طبقه های دوم به بالا وجود ندارد و مردم مجبورند آب مورد نیاز را به وسیله ذخیره آب در ظروف تامین کنند.

این مسئله موجب افزایش نصب پمپ های آب و راه اندازی مخازن آب در منازل شده است که این مسئله بخصوص در مناطقی که مردم تنها از پمپ آب بودن منبع استفاده می کنند موجب پمپاژ شدید آب از لوله های شهری به شبکه آب منازل و کمبود آب در سایر مناطق بالا دست شبکه آب می شود.

کاهش شدید بارندگی طی سال گذشته / خشکسالی تشدید شده است

متوسط بارندگی در استان کرمان تنها ۱۳۵ میلیمتر در سال است و همین میزان نیز طی سالهای اخیر بسیار کاهش یافته و به عنوان مثال متوسط بارندگی در زرند تنها ۴۳ میلیمتر در سال گذشته بوده است.

این درحالی است که با وجود افزایش چاههای آب در کرمان میزان آبدهی به شدت کاهش یافته است و کرمان درحال حاضر در پیک مصرف آب ۳۰ درصد از آب مورد نیاز را کم دارد.

دبی چاههای آب شهر کرمان هزار و ۵۲ لیتر در ثانیه کاهش یافته است و این درحالی است که استاندارد مصرف آب در کرمان نسبت به کشور افزایش یافته است و در برخی نقاط به چهار برابر استاندارد کشوری رسیده است.

در این میان به دلیل خشکیدگی منابع آبی نزدیک مراکز جمعیتی، شاهد دور شدن منابع آبی از شهرها هستیم و به دلیل هدر رفت ۳۰ درصدی آب در شبکه های توزیع آب این مسئله تشدید می شود.

مردم کرمان نگرانی جیره بندی آب هستند

یکی از شهروندان کرمانی در خصوص وضعیت تامین آب در کرمان به خبرنگار مهر گفت: طی روزهای اخیر از آب موجود در شبکه آب تنها برای استفاده های شرب می توانیم استفاده کنیم و به دلیل شدت بسیار کم آب امکان استفاده از آب در شبکه پکیج و یا آبگرمکنهای گازی وجود ندارد چون شدت جریان آب به قدری پائین است که این دستگاهها عملا از کار افتاده اند.

زهرا راستی ادامه داد: با کمال تاسف درحالیکه با کمبود شدید آب مواجه هستیم برخی افراد اقدام به شستشوی خودروهای شخصی خود با استفاده از آب شرب نیز می کنند.

وی اضافه کرد: با توجه به وضعیت آب موجود در کرمان بسیاری از مردم نگران این مسئله هستند با توجه به فصل گرمای هوا در آینده نزدیک با قطعی جریان آب مواجه شوند.

آپارتمان نشینها آب ندارند

یکی از شهروندان آپارتمان نشین کرمانی نیز افزود: به دلیل زندگی در منطقه آپارتمان نشین مشکل کاهش جریان آب در این منطقه بسیار بیشتر است بطوریکه عملا آب به خانه های از طبقه دوم به بالا نمی رسد و برای تهیه آب باید از طبقات پایین آب تهیه کنیم و نمی دانم این وضعیت که هم اکنون در روزهای میانی تابستان هستیم در آینده چگونه پیش خواهد رفت.

محمد ایرانمنش گفت: خشکسالی در کرمان بی داد می کند و مسئولان باید در خصوص تامین آب این استان به خصوص آب شرب فکری کنند.

وی ادامه داد: تا چندی پیش نگران وضعیت کشاورزی بودیم اما هم اکنون در خصوص آب شرب هم مشکل داریم.

مسئولان حل مشکلات آب کرمان را جدی بگیرند

وی افزود: راههای مختلفی از جمله انتقال آب از سرشاخه های کارون و یا انتقال آب از خلیج فارس توسط مسئولان مطرح می شود اما به نظر می رسد این اقدامات، تنها در حد شعار باقیمانده و این درحالی است که کم آبی در کرمان هر روز چهره جدید خود را به ما مردم کرمان نشان می دهد.

با کمبود شدید آب در کرمان مواجه هستیم

مدیرکل آب و فاضلاب کرمان نیز با بحرانی خواندن وضعیت موجود آب کرمان می گوید: در شرایط فعلی برای تامین آب شهر کرمان، حدود ۵۵۰ لیتر آب در ثانیه نیاز است که در پیک مصرف با کمبود ۳۰ درصدی برای تأمین آب مواجه هستیم.

محمد تربتی با هشدار به مشترکان آب گفت: در صورت عدم رعایت صرفه جویی در مصرف آب طی روزهای آینده احتمالا با جیره بندی آب مواجه می شوند.

وی از شناسایی مشترکان پرمصرف خبرداد و افزود: مردم باید از شستشوی خودرو، حیاط منازل، آبیاری فضای سبز با استفاده از آب شرب جدا خودداری کنند.

تربتی ادامه داد: در آپارتمانها در حال حاضر در شرایط معمول در طبقه های اول و بعضا دوم آب وجود دارد اما از طبقه دوم به بالا باید با استفاده از منبع و پمپاژ آب نیاز خود را برطرف کنند.

وی افزود: هم اکنون از تمام ظرفیت آب کرمان استفاده می کنیم اما عملا با کمبود آب بخصوص در زمان پیک مصرف مواجه می شویم و احتمال قطعی آب در برخی نقاط وجود دارد.

تربتی گفت: در دوازده شهر جیره بندی آب در حال انجام است و سیزده شهر هم شرایط نامطلوب دارند و با قطعی برق و یا خارج شدن یک چاه از سیستم با قطعی آب مواجه می شویم.

وی گفت: هم اکنون آبگیری مخازن از ساعت ۱۱ شب تا ۵ صبح انجام می شود و با استفاده از همین مسئله تا حدودی تامین آب در کرمان را مدیریت کرده ایم.

کمبود آب در کرمان به مرحله بحران رسیده است

مدیرعامل شرکت مدیریت منابع آب ایران نیز چندی پیش در همایشی در کرمان با اشاره به بحرانی شدن وضعیت کمبود آب در کرمان گفت: برداشت بی رویه از منابع آب در کرمان این استان را در صدر برداشت مازاد آب کشور قرار داده است.

علیرضا الماسوندی گفت: شرایط خاص اقلیمی کرمان و کمبود بارندگی طی سالهای اخیر وضعیت منابع آبی کرمان را با بحران مواجه کرده است.

وی گفت: با این وجود استان کرمان به دلیل استفاده بیش از حد از منابع آب زیرزمینی بیشترین حجم برداشت مازاد در کشور را داراست.

الماسوندی افزود: هم اکنون کرمان شاهد برداشت بیش از یک میلیارد مترمکعبی از منابع آبی در طول سال به صورت مازاد است.

وی اضافه کرد: برداشت زیاد از منابع آبی و عدم جبران آن توسط بارندگی ها و تبخیر ۷۶ درصدی بارشهای جوی در کرمان موجب نشست زمین و شوری منابع آبی موجود در استان شده است.

انتقال آب حوزه به حوزه باید با جدیت دنبال شود

وی خاطرنشان کرد: مهمترین راه حل این مشکل مدیریت صحیح در مصرف آب است که استفاده از آبیاری مکانیزه در بخش کشاورزی به عنوان پر مصرف ترین بخش بسیار حائز اهمیت است.

وی طرح انتقال حوزه به حوزه آب بخصوص انتقال آب از سرشاخه های رود کارون به فلات مرکزی را در راستای حل این مسئله مهم ارزیابی کرد.

مدیرعامل شرکت مدیریت منابع آب ایران با اشاره به ادامه خشکسالی در استان کرمان استفاده بهینه آب در بخشهای مختلف بسیار مهم است.

وی خواستار فرهنگسازی در این راستا شد و گفت: این فرهنگسازی می بایست از ۱۱ سال پیش آغاز می شد.

۱٫۱ میلیارد متر مکعب برداشت منفی آب در کرمان

مدیرعامل آب منطقه ای کرمان با اشاره به کمبود منابع آبی در کرمان گفت: انتقال آب از سرشاخه های رود کارون و همچنین انتقال آب از خلیج فارس به کرمان در حال مطالعه و انجام است.

سیدمحسن ثمره هاشمی در گفتگو با مهر اظهار داشت: استان کرمان ۱۸۳ هزار کیلومتر مربع وسعت دارد و متوسط بارندگی در استان کرمان ۱۳۵ میلیمتر است و بارش سالانه استان کرمان ۲۴٫۵ میلیار متر مکعب است که از این میزان ۵٫۶ میلیارد مترمکعب آن جذب سفره های زیر زمینی می شود و از طریق ۲۴ هزار حلقه چاه، هزار و ۲۰۰ رشته قنات، هزار و ۶۰۰ بند چشمه در استان سالانه ۶٫۷ میلیارد متر مکعب آب استخراج می شود که نشان دهنده ۱٫۱ میلیارد مترمکعب بیلان منفی آب در استان کرمان است.

وی افزود: طرح انتقال آب به استان کرمان برای رفع معضل کم آبی از مهمترین طرحهای استان است و برای انتقال آب به استان کرمان سه طرح مطرح است که یکی از آنها از سرشاخه های کارون و بهشت آباد برای شهرهای شمالی کرمان است.

ثمره هاشمی خاطرنشان کرد: در کوتاه مدت برای کنترل منابع آبی استان کرمان بازرسی و انسداد چاههای غیر مجاز، جلوگیری از اضافه برداشت کشاورزان از منابع آبی، طرحهای تعادل بخشی آبهای زیرزمینی در حال مطالعه انجام است.

وی افزود: طرح میان مدت اجرای بندهای خاکی سدها، صدور مجوز برای مجتمع های دامداری، دامپروری و گردشگری و شرب در دستور کار است.

مدیرعامل آب منطقه ای کرمان خاطر نشان کرد: در بلند مدت نیز انتقال آب از سرشاخه های کارون و بهشت آباد برای شهرهای شمالی استان کرمان و انتقال آب از خلیج فارس برای شهرهای جنوبی و انتقال آب از سولگان به سمت رفسنجان از جمله این طرحها می باشد.

وی خواستار افزایش استفاده آب در بخش صنعت و استفاده بهینه در سایر بخشها بخصوص کشاورزی شد و گفت: بیشترین هدر رفت آب در بخش کشاورزی روی می دهد.

خشکسالی در کرمان سیزده سال ادامه داشته است

ثمره هاشمی با اشاره به ادامه خشکسالی و کمبود بارندگی طی سال آبی گذشته در کرمان اظهار داشت: روند خشکسالی در استان کرمان طی سیزده سال گذشته ادامه داشته است و این امر موجب کاهش آبدهی و یا خشکیدگی بسیاری از منابع آبی در استان کم آب کرمان شده است.

وی عنوان کرد: به دلیل خشکسالی منابع آبی همچون چاه ها و چشمه ها با کاهش سطح آبدهی مواجه شده اند و در مقابل استفاده از منابع آب زیرزمینی افزایش یافته است و این روند همچنان ادامه دارد.

وی با اشاره به محدودیت منابع آب زیر زمینی و امکان تخریب این منابع آب به دلیل کاهش سطح آبهای زیرزمینی، نسبت استفاده بی رویه از این منابع هشدار داد.

الگوی مصرف آب در کرمان غیر منطقی است

وی خاطرنشان کرد: الگوی مصرف آب در استان کرمان غیر منطقی است بگونه ای که از مجموع آب استحصالی در استان ۹۵ درصد در بخش کشاورزی، چهار درصد شرب و بهداشت و تنها یک درصد در بخش صنعت استفاده می شود و این درحالیست که از میزان آب استفاده شده در بخش کشاورزی که ۹۵ درصد آبهای استحصالی در استان را شامل می شود تنها ۴۰ درصد بهره وری دارد و بقیه هدر می رود.

مدیرعامل آب منطقه ای کرمان خاطرنشان کرد: متاسفانه خشکسالی در سال جاری نیز در کرمان ادامه دارد و با توجه به ادامه این روند صرفه جویی و استفاده بهینه از منابع آبی بخصوص منابع آبهای زیر زمینی که محدود هستند، ضروری است.


 



امروز بعدازظهر که سری به سایت مرحوم آیت الله بهجت زدم تا در زمانه ای که از زمین و زمان،پیوسته وبی امان، سنگهای دروغ وجعل وافترا می بارد لحظاتی هر چند کوتاه ،دل را با یاد وتصویر این عزیز همیشه عزیز صفایی دهم واز چشمه همیشه جوشان لطفش که هنوز وهمواره تشنگان معرفت وتوحید راسیراب می کند جان تشنه ام را سیراب سازم ،ناگهان در صفحه اول چشمم خورد به عبارتی که برای لحظاتی مرا در خود فرو برد :شایعات!

با دیدن این عبارت که در سایت دیگر مراجع عظام شیعه- که خداوند فیض وجودشان را در میان ما مستدام بدارد - مثل و مانندی ندارد در نهایت حساسیت برروی آن کلیک کردم تا دریابم قضیه از چه قرار است .

با ورود به موضوع دریافتم و با خود گفتم دست اندر کاران سایت آن عارف واصل برای اینکه خود را ازانبوه سوالاتی که تماما و بر مبنای شایعه در مورد تاییدات حضرت آقا از این وآن در اینجا وآنجا بر زبانها جاری شده ومی شود- که هیچ واقعیتی نداشته وندارد - خلاص کنند ناچارشده اند به این روش غریب روی آورده و برروی سایت آن عزیز،این هشدار را قرار دهند تا مخاطبان وعلاقمندان به ایشان سره را از ناسره تشخیص دهند وتکلیف خود را در قبال سوء استفاده آگاهانه برخی از جاه ومنزلت معنویشان بدانند.

بعنوان یک دانش آموخته تاریخ عرض می کنم در تاریخ طولانی مراجع گذشته وحال شاید کمتر بتوان نظیری برای این رویداد تلخ یافت که جمعی برای جا انداختن کسی یا بالا بردن منزلت فرد یا افرادی - هر چند با نیت ثواب!- اینگونه با جعل دروغ آبروی مرجع یا مراجعی را هزینه کرده باشند.

شیعیان علی (ع) که صدیق اکبر است را چه کار با روشها وترفندهای معاویه وعمروعاص؟

چرا وچه شده که در میان بعضی از متدینین این همه قبح دروغ وجعل وتزویرشکسته شده است ؟

این که می گویم در میان متدینین ،چون ازغیر متدینین در این زمینه انتظاری نیست هر چند دروغ که پدیده ای است بر خلاف فطرت از هرکس چه بر طریق ایمان باشد یا نباشد بد ونکوهیده است.

هرچه به جلوتر می رویم بیشتر به این معنا اعتقاد پیدا می کنم که در اردوگاه متدینین، بعضی دانسته یا ندانسته مقلد مرجعی! بنام ماکیاول هستند که درنگرش خود اصل هدف وسیله را توجیه می کند رامطرح کرد هر چند ندانند یا نخواهند که بدانند!.

در دوران انقلاب بعضی لابد از سر تکلیف ودر جهت اثبات حقانیت امام خمینی به ساختن خبردروغی زشت وخنده دار دست زدند و در میان مردم شایع کردند که عکس امام بر روی کره ماه نقش بسته است انگار کره ماه ،توپ گرد سفیدی است که می شود بر روی آن نقاشی کشید!

در زمانهایی نه چندان دور در جایی که این کمترین نوجوانیش را می گذراند بعضی به نیت خیر برای تقویت ایمان جوانها! به دروغ شایع می کردند که در بعضی از قرآنها یک تار موی سر و یا صورت حضرت امیر(ع) افتاده است!وبا این ترفند دروغ می خواستند جوانها را وادارکنند تا قرآن را باز کرده و از اول تا آخر آن را برای یافتن آن تار مو ورق بزنند!

هنوز درلابلای صفحات مفاتیح یا قرآنهای موجود درحرم حضرت امام رضا(ع) و حرم بعضی امامزادگان جملاتی نوشته می شود که به دروغ از قول امام رضا یا ..که در خواب کسی آمده !هشدارها وعتابهایی به زنانی که چندتار مویشان در حرم پیدا ست داده شده ودرآخر اخطارداده اند که هرکس از روی این نوشته فلان تعداد ننویسد مثل فلانی که ننوشت وبه درد بی درمانی دچارگردید! به فلان مرض لاعلاج دچار می شود!

در تاریخ کربلا وآن چند ساعت قیام امام حسین (ع) ویاران فداکارش در روز عاشورا که دیگر آنقدر درمتون قدیم وجدید دروغ نوشته وشخصیت تراشیده شده که بر شمردن آنها کار یک ودو مقاله نیست! که الحق استادشهید آیت الله مطهری در جماسه حسینی و بهتر و دقیقتر وصحیحتر از ایشان ،مرحوم آیت الله صالحی نجف آبادی در کتاب ارزشمند نقدی بر حماسه حسینی خود بخوبی به این مبحث پرداخته اند.

برای نمونه ،در مقاتل جدید نوشته عباراتی به حمید بن مسلم که وقایع نگار سپاه کوفه وفرد منصفی بوده و ازاو به وقایع نگار حوادث روز عاشورا نام می برند نسبت داده شده که خواننده تصور می کند یا او ازچنان گوشهایی تیز و حافظه ای بسیارقوی بر خوردار بوده که همه گفته های افراد را بطور تام وتمام شنیده وبحافظه سپرده است ! و یا درغیراین صورت در زمانی که ضبط صوت نبوده او چیزی همانند آن را به همراه خود داشته که بواسطه آن تمام گفته ها ورجزهای یاران امام را دقیقا ثبت نموده است!

ویا در بعضی مقاتل جدید نوشته رجزهایی را به یاران امام نسبت می دهند که بالغ برده، پانزده بیت هستند که شنیدن و حفظ آنها درآن شرایط جنگ که راوی مقتل از دور شاهد وقوع حوادث بوده از طاقت و توان هیچ بشر عادی ساخته نیست !

یا بعضی مقاتل متاخر ،ازسقای دشت کربلا ونمونه ایثار و وفا و آیت مردانگی وسخا و اشجع الناس بعدالحسین یعنی حضرت عباس (ع) اشعاری را نقل می کنند که آن بزرگوار به هنگام دست بردن به آب از فرط تشنگی برای نوشیدن آب با خود نجوا می کرده است .توگویی در آن لحظه حساس، راوی، در کنار حضرت بوده وبا گوش خود این اشعار را از لبهای تشنه وخشک حضرت شنیده است! در حالی که همه می دانند وقتی حضرت سپاه کوفه را از شریعه به عقب راند هیچ کس در کنار اونبود که شاهد این گونه نجواهای حضرت با خودش باشد!.

در سالهای اخیر هم موارد زیادی از این دست دیده شده و می شود از غصب وجعل عنوان دکتری توسط بعضی گرفته که آن همه رسوایی را در مجلس برای مرتکب آن ببار آورد تا ادعای هاله نور در برابر عالمی پرهیزکار ودانا و در برابر دوربین در زمانی و تکذیب صریح و چند باره آن در برابر دوربینی دیگر در زمانی دیگر! توسط بعضی دیگر! که انگار نه انگار چنین حرفی زده شده ! که نظیرشان را براحتی می توان دررسانه ها یافت.

سخن به درازا کشید. این درد نوشته را با حدیثی از مولایم حسین بن علی بن ابیطالب (ع)خطاب به پیروان بی اسم ورسم ماکیاول دراین روزها به پایان می برم که مضمون آن این است" کسانی که فکر می کنند با گناه به نتیجه ومطلوب خود می رسند سخت در اشتباهند چون ارتکاب گناه نه تنها آنان را به مقصود نمی رساند بلکه ازآن دور هم می سازد.

بار الها، آن چنان که داریوش در کتیبه بیستون نوشت: تا هستی بر جاست ،ایران وایرانی را از گزند وآسیب دروغ به دور بدار! وما را در زمره یاران دروغ مشمار.آمین یارب العالمین

منبع وبلاگ شخصی غلامعلی رجایی


 


کنسرت حسام الدین سراج که قرار بود طی سه شب در روزهای 18، 19 و 20 تیر ماه در کرمانشاه برگزار شود، لغو شد.

به گزارش ایسنا، این كنسرت كه قرار بود به همت جمعیت دانشجویی خیریه امام(علی) در کرمانشاه برگزار شود، دیشب در اولین شب اجرایش لغو شد.

شب گذشته که اولین شب اجرا این کنسرت بود، افرادی که بلیت این کنسرت را در دست داشتند به تالار «انتظار» محل برگزاری این کنسرت مراجعه کردند اما عده‌ای با تجمع مقابل این تالار مانع از حضور مردم شدند و بالاخره پس از گذشت مدتی از سوی مسئولین اعلام شد، برگزاری این کنسرت در امشب و شب‌های آتی لغو شده و افرادی که بلیت تهیه کرده‌اند از روز یک‌شنبه ـ 20 تیر ماه ـ با مراجعه به مکان‌هایی که بلیت کنسرت را تهیه کرده‌اند، می‌توانند مبالغ پرداختی را پس‌ بگیرند.

حسام‌الدین سراج نیز پس لغو كنسرتش در گفتگویی با ایسنا، با تایید این مطلب گفت: شب گذشته عده‌ای جلوی در سالن «انتظار» را زنجیر بستند و به مردمی كه برای دیدن كنسرت آمده بودند، اجازه ورود به سالن ندادند و ما هم نتوانستیم برای اجرا وارد سالن شویم.

وی با ابراز تاسف از این اتفاق توضیح داد: به‌دعوت یک جمعیت خیریه و جهت کمک به ایتام قصد برگزاری این کنسرت را داشتیم و در واقع یک وجه این برنامه کار انسانی بود و یک وجه دیگر آن كار فرهنگی و برگزاری موسیقی سنتی ایرانی بود که متاسفانه با این عمل انسانی و فرهنگی، مخالفت شد.

سراج معتقد است:عده‌ای با این کار خود به اسم مذهب به مردم و ما توهین کردند.

وی در ادامه با بیان اینکه برگزاری کنسرت در کشور ما از گرفتن مجوز تا کرایه سالن و ... خیلی سخت است، تصریح كرد: حال اینكه كنسرت‌ها اینگونه لغو شود، خیلی تاسف‌ برانگیز است.

سراج در بخش پایانی سخنانش گفت: امروزه در کشور فضا برای برگزاری کنسرت پاپ بازتر از کنسرت موسیقی سنتی است، در حالیکه باید موسیقی سنتی را که جزیی از فرهنگ ماست اشاعه دهیم که با این روند فکر می‌کنم موسیقی سنتی به تعطیلی بینجامد.

این هنرمند، این روند را در بی‌انگیزگی دانشجویان رشته‌های موسیقی نیز بی‌تاثیر ندانست.

در ادامه محمدحامد پورجعفری، مسئول برگزاری کنسرت در کرمانشاه نیز درگفت‌وگویی با ایسنا با بیان اینکه با سختی فراوان مجوز برگزاری این کنسرت را از وزارت ارشاد گرفته‌اند، اظهار داشت: برای هماهنگی با گروه «بیدل» و آقای سراج زحمات زیادی متحمل شدیم، اما به راحتی یک عده قانون شکن مانع برگزاری این کنسرت شدند و دو ماه دوندگی ما از بین رفت.

پورجعفری افزود: کار ما کاملا قانونی بود و مجوز داشتیم و سئوال ما این است مسئولین به جای برخورد با این افراد، چرا با مسامحه با آنان برخورد می‌كنند، چرا باید حق ما به این راحتی از بین برود.

وی عنوان کرد: مطمئنا این حرکات بازخورد منفی نسبت به کرمانشاه ایجاد می‌کند و باعث خواهد شد دیگر گروه های هنری نیز نسبت به کرمانشاه ذهنیت خوبی نداشته باشند.

وی گفت: قرار بود تمام عواید حاصل از این کنسرت صرف امور خیریه شود و با درآمد آن بچه‌های خانواده‌های تحت پوشش جمعیت خیریه امام علی(ع) که تاکنون به مشهد مقدس سفر نکرده اند را به این سفر اعزام کنیم که با این کار همه برنامه‌ها از بین رفت.

پورجعفری ادامه داد: با وجود اینکه آقای سراج قبول کرد برای برپایی این کنسرت هیچ مبلغی دریافت نکند، باز هم حدود 21 میلیون تومان هزینه کرده‌ایم و نمی‌دانیم چه کسی باید پاسخگو باشد.

وی در خصوص بلیت‌های فروخته شده نیز گفت: مسئولین ارشاد خودشان اعلام کردند، این افراد از روز یکشنبه برای بازپس‌گیری بهاء پرداختی مراجعه کنند و هیچ هماهنگی با ما در این رابطه نشده، ضمن اینکه تمام این پول‌ها هزینه شده است.

پورجعفری گفت: چند روز پیش کنسرت پاپ در کرمانشاه برگزار شد و هیچ ممانعتی از اجرا آن به عمل نیامد، اما با برگزاری این کنسرت سنتی مخالفت شد و این موضوع جای سئوال دارد.


 


ارائه طرح پیشنهادیِ جنبش سبز از سوی آقای موسوی برای بحث و تبادل نظر، فرصتِ پرداختنِ دقیق تر و همه جانبه تر به اهداف، راهکارها و هویت جنبش سبز را بصورت عمومی فراهم نموده است. اما در این منشور پیشنهادی، نکاتی وجود دارد که نیاز به بازبینیِ مجدد دارند و امید است که در متن نهایی مورد بازنگری و تصحیح قرار گیرند.

مهمترین نکته قابل توجه در این پیشنهاد، موارد مربوط به هویت جنبش سبز است، که با تکیه و تاکید بر «ایرانی-اسلامی» بودن آن به نقض حقوق و هویت شرکت کنندگانی منجر خواهد شد که در چارچوب این دایره ی تنگِ هویتی نمی گنجند. در چارچوب این دایره تنها نیروهای «ملی-مذهبی» جای خواهند داشت و از این طریق مرزگذاری میان گروه های «خودی و غیر-خودی» و تبعیض های عملی رایج در جمهوری اسلامی تداوم خواهند داشت.

در اینجا سوال هایی پیش می آید که پاسخ به آنها می تواند به دقیق تر شدن طرح منشور در آینده کمک کند:

آیا شرکت کنندگان متعلق به مذاهب دیگر و نیروهای سکولار نیز جایی در این جنبش دارند؟ آیا تاکید بر اصل هویت «ملی-مذهبی» جنبش همزمان مغایر با تاکید بر اصل دیگرِ هویتی جنبش نیست که کرامت انسانی و حقوق بشرِ فارغ از ایدئولوژی، مذهب، نسب، قومیت و موقعیت اجتماعی را بعنوان نخستین ارزش اجتماعی مطرح کرده است؟ آیا خصلت عمومی بخشیدن به اعتقادات بخشی از جنبش سبز به مثابه خصیصه عمومی و هویت آفرین جنبش سبز، مغایر با واقعیت، حقیقت و ناقض هویت دیگرانی نیست که مسلمان نیستند و یا مسلمانی خود را در جدایی دین شان از سیاست شان تعریف کرده اند؟ آیا این مرزگذاری و «غیر-خودی پنداریِ» دیگران یکی از «عناصر تشتت» نخواهد بود که طراحانِ منشور خواهان طرد آن هستند؟ آیا بر این نظر هستیم که این جنبش متعلق به «تمام ایرانیانی» است که برای استقرار آزادی، عدالت اجتماعی، حقوق بشر و حاکمیت ملی مبارزه می کنند؟ آیا حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که اکثریت شرکت گنندگان در این جنبش، هویتی «ملی-مذهبی» دارند، طرح چنین هویتی می تواند در بلند مدت حافظ و حامی حقوق اقلیت ها هم باشد -بدین گونه که در این طرح مطرح است-؟ آیا عدم تفکیک دین از سیاست یکی از مشکلات اساسی ایران بعد از انقلاب نبوده است؟ اگر گذشته نه فقط چراغ راه آینده مان، بلکه اکنون مان نیز است، آیا نباید از این تجربیات تلخ بیاموزیم و دینداری را امری خصوصی و فردی تلقی کنیم؟

شایسته است که با تغییر و تطبیق این طرح با واقعیت و با در نظر گرفتن و احترام به هویت سایر شرکت کنندگان در این پروژه عظیم ملی، تمام نکاتی که در این طرح دین و سیاست را به هم پیوند داده است را تصحیح نمود، بگونه ای که امکان توافق بر حداقل ها امکان پذیر شود. در غیر این صورت تاکید بر تکثرگرایی در جنبش سبز محل چندانی از اعراب نخواهد داشت و این تاکید تنها به مثابه ی طرحی سیاسی برای رسیدن به قدرتِ بخشی از نیروهای اجتماعی درون جنبش تلقی خواهد شد.

تاکید صرف بر مبارزه مشترک در مقابل «دشمن مشترک» و پرهیز از بحث هایی که «فرصت سوز»خوانده می شوند، فرصت طرح و مداقه درباره ی مطالبات همه ی گروه های جنبش سبز و رسیدن به یک مخرج مشترک را در نطفه خفه می کند. اگر قرار است جنبش سبز طرح نویی بیافکند و بر تکرار خطاهای تاریخی گذشته مان پایانی نهد، که همواره بر محور مبارزه بر علیه «یک دشمن مشترک» و عدم طرح مطالباتی متکثر گروه های مختلف از ترس خطر «اختلاف وکثرت کلمه» بوده است، چاره ای جز بازنگری مجدد و بحث انتقادیِ عمومی درباره چنین طرح هایی ندارد. اگر ساختار شخصیت انسانهای درون جنبش تحمل احساسی چنین بحث هایی را نداشته باشند، چنین انسانهایی هیچ وقت توان نهادسازیِ دموکراتیک را نخواهند داشت و به بازتولید ساختار اجتماعی-سیاسی ای خواهند پرداخت که متناسب با ساختار استبدادی شخصیت شان است. بدین معنی هدفی که داریم، راهی است که همه با هم می رویم. تمرین نفس گیر«دموکراسی منشی» تنها راهی است که ما را به هدف مان نزدیک تر خواهد کرد. بدون این تمرین از وضعیت فعلی مان فاصله چندانی نخواهیم گرفت. تاریخ معاصرمان گواهی است بر این فرضیه.


 


امروز: اگرچه اعلام نظرهاي رسمي دولت نشان از مصرف بالاي برق در كشور در پي ورود موجي از گرما دارد و به همين دليل براي كاهش مصرف ، دولت در 21 استان كشور تعطيل عمومي اعلام كرده است ، اما به نظر مي رسد ، نه گرماي هوا كه بالارفتن تب اعتراض بازار ، موجب اين تصميم بوده است.

خبرها حاكيست در برخي نقاط ديگر كشور چون تبريز، كرمانشاه و مشهد نيز بازاريان اعلام كرده اند به اعتصاب شكل گرفته در تهران خواهند پيوست و قرار داشتن نام اين استانها در جدول جغرافيايي تعطيلات و قرار نداشتن برخي استانهاي همجوار آنان در همين جدول نشان از سياسي بودن تصميم دولت دارد.

بازار ، هم كار و هم اعتصاب را پيگيري مي كند

در تماسي كه صبح امروز خبرنگار ما با برخي از كسبه بازار تهران در محدوده پاساژ كويتي ها داشت ، اعلام شد ، فعالان بازار و صاحبان حجره ها و غرف تصميم دارند در اعتراض به موضوع وضع مالياتهاي مضاعف و برخوردهاي صورت گرفته خشن با معترضان ، ساعت 14 امروز يكشنبه كركره مغازه هاي خود را پايين بكشند.

اعتراض بازاريان تهران پس از آن آغاز شد كه در روزهای سه شنبه و چهارشنبه هفته گذشته، بخش بزرگی از بازار تهران در اعتراض به تصمیم دولت در افزایش ماليات ها ، مغازه هاي خود را بسته ، فعاليت شان را متوقف كردند.

پس از آنکه وزرارت بازرگانی تصمیم گرفت مالیات اصناف را 70 درصد افزایش دهد، بازاریان پایتخت دست به اعتصاب زدند. وزارت بازرگانی برای پایان دادن به این اعتصاب با نماینده اصناف وارد مذاکره شد. خبر اولیه حاکی از توافق بین اصناف و دولت بود ولی اصناف به دليل سابقه بي توجهي دولت به توافقات پيشين ، يكي از بندهاي مفاد توافق نامه وزارت بازرگانی را كه تعين تكليف ماليات را بر عهده يك كارگروه گذاشته بود و صنوف را از تعيين تكليف محروم كرده بود ، نپذیرفتند و اعتصاب ها تا بعداز ظهر روز چهارشنبه ادامه یافت.

اگرچه همزمان با اين اعلام ، دولت وحشت زده از اين موج اعتراضات ، سعي كرد تا با عقب نشيني از تصميم خود مبنتي بر افزايش مالياتها ، اوضاع را آرام كند ، اما تلاش لباس شخصي هاي تحت حمايت نيروي انتظامي براي بازكردن به اجبار برخي از مغازه هاي بسته شده ، منجر به درگيرهايي تازه شد و شايعاتي از

چاقو خوردن يكي از متنفذين بازار و حتي مرگ وي اوضاع را دگرگون كرد.

بازاريان تهران براي روز پنجشنبه فراخوان دادند و از معترضان خواستند كه در مراسمي كه به همين مناسبت در سبزه ميدان برگزار مي شود ، شركت جويند، اما شيوه سنتي برخورد امنيتي دولت با رخدادهاي اجتماعي ، باعث شد تا روند حوادث به گونه اي ديگر رقم خورد.

در اين ميان ، روز جمعه بر روي سايت ها و وبلاگ ها و شبكه هاي اجتماعي اطلاعيه اي منتشر شد كه در آن ادعا شده است نمايندگان اصنافي چون طلافروش ، پارچه فروش ، فرش فروش ، لوزم خانگي و صنف پوشاك از مردم خواسته اند از روز يكشنبه همه روزه در مقابل بازار تهران و در سبزه ميدان ، دست به اعتراض خواهند زد.

نبض اقتصاد كشور نامنظم شد

به اعتقاد آگاهان ، این اعتصاب، به توجه به متصل شدن به تعطیلی بازار در روزهای پنجشنبه و شنبه (به مناسبت های مذهبی) و نیز تعطیلی آخر هفته جمعه، عملا به معنای وقفه در فعالیت اقتصادی بازار تهران از روزهای سه شنبه تا شنبه بوده است.

گزارش هاي شنيده شده از سراسر كشور حاكيست ، پنج روز عدم فعالیت بخش های بزرگی از بازار تهران، بر فعالیت بازارهای سایر استان های ایران تاثیر گذاشته است که دارای مبادلات گسترده ای با بازار تهران هستند.

ادامه اعتصاب و تعطیلی بازار به عقیده برخی از کارشناسان اقتصادی بر روند کنونی رکود اقتصادی تاثیر منفی خواهد گذشت و باعث بالا رفتن تورم خواهد شد.

از سوی دیگر عده ای این اعتصاب ها را سیاسی ارزیابی می کنند و به حرکت اعتراضی پس از انتخابات مرتبط می دانند ، حركت هاي اعتراضي كه هر روز خود را شكلي جلوه گر مي كند.

زمانی هم که طرح مالیات بر ارزش افزوده نيز در آخرين سال رياست جمهوري دوره نهم ابلاغ شد ، موج اعتصابات سراسر کشور را فرا گرفت و این اعتصابات در استانهای بزرگ بویژه تهران و اصفهان و تیریز و شیراز و مشهد به اوج خود رسید.


دومينوي مصيب بار حاكميت نظاميان بر اركان كشور

اعتصاب در ايران همواره با واکنش های تند و گاه خشن دولت همراه بوده است، اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه ، معلمان و كارگران شركت واحد که به دستگیری فعالان آن و صادر کردن احکام سنگین قضایی برای آنها انجامید ، نشان مي دهد دولت مستقر هر گونه اعتراض هاي مدني و صنفي را نيز اقدام علیه امنیت ملی قلمداد می کند.

اينكه بازاري كه در ايران همواره تحت نفوذ آن بخشي از گروههاي نفوذ سياسي بوده است كه به طور سنتي

در اردوگاه دولت فعلي قرار داشته است و امروز رو در روي دولتي قرار گرفته است كه به لحاظ سياسي فاقد وجاهت و مقبوليت عمومي قرار دارد ، جاي تحليل بسياري دارد و شايد بتوان آن را در فاصله گرفتن تدريجي

حزب موتلفه و حاميان سنتي از دولت كنوني تلقي كرد كه براي مقابله با اعتراضات روزافزون ، روز به روزبيشتر به نيروهاي نظامي و امنيتي وابسته مي شود.

به اعتقاد تحليلگران شايد بتوان طرح افزایش هفتاد درصدی مالیات‌ها را جرقه اعتصاب بازاريان خواند اما علت اصلي تداوم و پويستن بازاريان ديگر مناطق كشور را ، حاکم نمودن نظاميان بر اقتصاد ، شبکه‌های واردات و صادرات ، واگذاري نهادها صنايع عمده و قرار دادهاي سود آور به نهادهاي امنيتي به جاي فعالان اقتصادي كه به طور سنتي امور اقتصادي از اين دست ، ارتباط و تجارت خارجي را در اختيار داشتند ، ارزيابي كرد.

گرماي هوا نه شديدتر از سالهاي گذشته است نه توصيه اي به تعطيلي بوده

اما در مورد گرماي هوا نيز كه دولت آن را علت تعطيلات غير مترقبه اعلام كرده است نيز حرف و حديث هاي فراواني وجود دارد.

مدیر کل پیش‌بینی آب و هوای کشور گفته است: هیات دولت راسا در رابطه با تعطیلی تصمیم‌گیری كرده است و هواشناسی هیچ‌گونه توصیه‌ای در این زمینه نداشته است .

پرویز رضازاده در گفتگو با ایلنا گفت: دمای هوای تهران تا چند روز آینده حدود 41 درجه پیش‌بینی می‌شود كه این دمای هوا در این موقوع سال فراوان دیده می‌شود. از 10 تیر تا 10 مرداد تهران دمای هوای 42 درجه را نیز زیاد تجربه كرده است و حتی می‌توان گفت در طی 50 تا 60 سال گذشته حدود هفت بار تهران دمای 43 درجه نیز داشته است، بنابراین شرایط دمای هوای تهران در حال حاضر خیلی بالا نیست.

مدیر کل پیش‌بینی آب و هوای کشور گفت: دمای هوای اهواز 46 درجه سانتی‌گراد بالای صفر بوده است كه نسبت به میانگین ده روز گذشته 5/1درجه نيز كاهش داشته است.

از مديريت جهان تا مديريت توليد و مصرف برق

ساعاتی پس از تصميم دولت، مديرکل ستاد مديريت بحران استان تهران گفت :افزايش مصرف برق، خساراتی را به نيروگاه‌ها وارد کرده است.

وی همچنين گفت: «اين موضوع باعث شد که اداره کل برق استان تهران مجبور شد قطعی‌هايی را در ساعات پيک مصرف در برخی از مناطق اين استان اعمال کند.»

در روزها و هفته‌های اخير، گزارش‌هايی در مورد قطع برق در پايتخت ايران و همچنين شهرهای ديگری مانند تهران، کرج، دزفول، اهواز، آمل و گرگان انتشار يافته بود.

اين در شرايطی است که مجيد نامجو، وزير نيرو، روز ۱۸ ارديبهشت به خبرگزاری مهر گفته بود: «با برنامه‌ريزی‌های انجام شده در زمينه مديريت مصرف و به مدار آمدن واحدهای جديد نيروگاهی، تابستان ۸۹ به هيچ‌ وجه خاموشی نخواهيم داشت.»

وزير نيرو حتی تصریح کرده بود: «می‌توان ... قول داد که در کشور خاموشی برنامه ريزی شده اعمال نشود.»

اما اين وعده‌ها تحقق نيافت و حال، دولتي كه ادعاهاي گزاف براي مديريت جهاني دارد ، به بهانه گرمای بيش از حد و ضرورت صرفه‌جويی در مصرف انرژی، كشور را دو روز را تعطيل کرده است.


تصميماتي كه اجرايش مستثني مي شود

با اينحال و به رقم تصميم گيري كلان دولت براي تعطيل كشور ، برخي از نهادها از اجراي اين دستور مستثني شده اند، دستگاه‌های خدماتی از جمله بانك‌ها و بیمارستان‌ها در این روزها باید به خدمات‌رسانی خود به مردم ادامه دهند ونيروهای مسلح نيز كه در سال گذشته يكي از پردرد سر ترين دوران فعاليت خود را طي كرده اند و همواره در حالت آماده باش بوده اند نيز از قاعده تعطيلات مستثني شده اند.

هم اكنون نيز برخي از اين نيروها در مناطق مركزي تهران مستقر هستند تا چنانچه اعتراضات سياسي تر شود ، آماده مقابله شوند.

رييس سازمان كار و امور اجتماعي استان تهران هم گفته است : تعطيلي يكشنبه و دوشنبه اعلام شده از سوي دولت مربوط به كارخانه‌ها و كارگران نمي‌شود و بنابراين كارخانه‌ها كه از مصرف كنندگان عمده انرژي در كشور محسوب مي شوند ، تعطيل نخواهد بود.

دانشگاههای علوم پزشکی نيز اعلام كرده است كه تعطیل نیست و تمامي امتحانات دانشگاههای علوم پزشکی و گروه های وابسته ، با وجود تعطیلی ادارات دولتی در دو روز آینده در موعد مقرر برگزار می شود و تاخیری در آن ایجاد نخواهد شد.

دکتر سیدحمید حسینی مدیر روابط عمومی وزارت بهداشت در گفتگو با خبرنگار مهر ب تاکید کرد: امتحانات گروه های مختلف تحصیلی در دانشگاههای علوم پزشکی و موسسات آموزش عالی وابسته به وزارت بهداشت در حال حاضر همچنان ادامه دارد و با توجه به اینکه در هفته جاری نیز امتحانات ادامه دارد با وجود تعطیلی اداری اعلام شده، تاخیری در برگزاری امتحانات نخواهیم داشت.

دانشگاه آزاد هم كه تا هفته گذشته محل منازعه جديد محمود احمدي نژاد و ايت الله هاشمي رفسنجاني بود ، اعلام كرده است تصميم دولت را نمي پذيرد و ‌تعطیل نیست.

به گزارش مهر، واحدهای دانشگاهی و مراکز آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی طبق روال قبلی و بر اساس برنامه های ارائه شده نسبت به برگزاری امتحانات پایان ترم اقدام می کنند.


اعتراضاتي كه ، آرام آرام به گوش مي رسد

محمدرضا خباز، سخنگوی کميسيون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، از دولت به خاطر نداشتن استراتژی اقتصادی در پنج سال گذشته انتقاد کرد؛ آنهم در شرايطی که به گفته او، رشد اقتصاد ايران دو درصد است.

به گزارش سايت پارلمان نيوز، آقای خباز با اشاره به سفر دو روزه خود به هند همراه با وزير اقتصاد و جمعی از نمايندگان مجلس گفت:« در دهلی‌نو، شاهد گرمای ۴۷ درجه بوديم، اما در اين گرمای طاقت فرسا و در شرايطی که ۶۰ درصد از مردم از نعمت برق بی‌بهره‌اند، کار را تعطيل نکردند.»

سخنگوی کميسيون اقتصادی مجلس همچنين اشاره کرد که تعطيلی‌های ناگهانی آثار سوء فراوانی بر فضای کسب و کار در ايران دارد و گفت:«به طور مثال، اين تعطيلی‌ها ضرر هنگفتی را متوجه تجار و بازرگان می‌کنند.»

سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس یادآور شد:« چندی پیش جمعی از تجاز و بازرگانان در جلسه‌ای با بنده با اشاره به نمونه‌ای از این تعطیلی‌های ناگهانی و بدون اطلاع قبلی، ضررهای هنگفتی که بر اثر اینگونه تعطیل کردن کشور متوجه آنها شده را اعلام کردند که رقم‌های بزرگی بود.»

عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس افزود:« وقتی تصمیمات کارشناسی نشده باشد آثار بسیار نامناسبی بر کشور می‌گذارد، نمونه آن تصمیم دولت در ماه رمضان سال گذشته است که ناگهان ساعات اداری را بر خلاف نص صریح قانون در مورد ساعات کار کارمندان کاهش داد، در آن زمان مجلس در نامه‌ای با امضای رئیس مجلس اعتراض خود را به این تصمیم دولت اعلام کرد اما دولت آنقدر قضیه را کش داد که ماه رمضان تمام شد و امسال و در آستانه ماه مبارک رمضان بیم آن داریم که مبادا باز همان آش باشد و همان کاسه!»

نصرالله ترابی، عضو کميسيون اجتماعی مجلس، نيز از دولت خواست تا دليل واقعی تعطيلات اعلام شده را به مردم اعلام کند و گفت:«اگر قرار بود اين دو روز تعطيل باشد، چرا زودتر اعلام نشد تا مردم برنامه‌ريزی لازم را انجام دهند و بتوانند از اين تعطيلات بهترين استفاده را بکنند.»

وی یادآور شد:« ما در کشورمان در سال‌های متمادی آب و هوای مختلف را پشت سر گذاشتیم و طی پیش‌بینی سازمان هواشناسی در این چند روز که تعطیلی اعلام شد گرمای هوا اتفاقا نسبت به چند روز پیش از این افت پیدا کرده و این گرمای 40 و 41 درجه نمی‌تواند مبنای تعطیلی باشد، مگر اینکه بحث دیگری در میان باشد که لازم است دولت آن دلیل اصلی و واقعی را به صورت شفاف به مردم بگوید.»

ترابی با تاکید بر اینکه «دولت از اختیار اعلام تعطیلی به صورت نامناسب استفاده می‌کند»، گفت:« هنوز مردم ماجراهای پیش آمده در مورد اعلام تعطیلی به خاطر حضور سران کشورهای 15 در تهران را فراموش نکردند، واکنش‌های مردم و سایر مسئولان به تعطیلی‌های اعلام شده به گونه‌ای بود که دولت مجبور به تجدیدنظر در تصمیم خود شد.»

ترابی ادامه داد:« در سالی که همت مضاعف و کار مضاعف نامیده شده گویا بنا بر این است که کار و همت معمولی هم صورت نگیرد و یا حداقل دنبال کار مضاعف نیستیم، باید دلیل این رفتارها و تصمیم‌ها به مردم گفته شود، مشخص نیست چه فردی و بر اساس چه قاعده‌ای موجب اخذ چنین تصمیماتی است.»

وی افزود:« اگر در دولت نهم به نوعی حرکت و چرخش و شتاب دیده باشیم باید گفت که امروز و در دولت دهم، شتاب و رونقی در کسب و کار نمی‌بینیم در حالی که رکود حاکم بر کشورهای دنیا بر اثر بحران اقتصادی تا حدی مرتفع شده در کشور ما که آقایان گفتند این بحران هیچ تاثیری بر اقتصاد ما نگذاشته شاهد هستیم که این رکود ادامه پیدا کرده است، امروز اکثریت مردم از وضعیت اقتصادی احساس نارضایتی می‌کنند و احساس نشاط کاری تاحد زیادی در کشور از بین رفته است.»

بازار همچنان معترض است

به رغم بر شمردن دلايل متعدد براي اين تعطيلي غير مترقبه به نظر مي رسد اين تصميمات شتابزده در پي اعتصابي صورت گرفته است كه از صبح سه شنبه و از بازار طلا و پارچه آغاز شد و نمايندگان دولت نتوانستند بازاريان قانع به ادامه كار خود كنند.

برخي گزارشها حاكيست ، نهادهاي امنيتي از دولت وقت خواسته اند تا با روش هاي خود بازاريان را وادارند تا پيگير اعتصاب خود نشوند.

سايت هاي مستقل اطلاع رساني نيز تاكيد دارند تعطيلی‌های اعلام شده از سوی دولت ،در ارتباط با اعتراض هفته گذشته بازاريان تهران به ماليات است و مصاحبه كوتاه يكي از فعالان بازار با خبرنگار ما نيز تاييد مي كند كه بازاريان آماده مي شوند تا از كارزار خود با دولتي قانون گريز و سركش ، پيروز خارج شوند.


 


روز سه شنبه ۱۵ تیر دادگاه ۸ فعال سیاسی استان مازندران که در حوادث پس از پس از ۲۲ بهمن ۸۸ دستگیر شده بودند برگزار شد. به گزارش این خبر به نقل از منابع آگاه استان مازندران دادگاه این ۸ متهم به ریاست قاضی باقریان در شعبه دادگاه انقلاب بابل برگزار شد. همچنین منابع آگاه گزارش می دهند فعالین سیاسی و دانشجوئی شهرستان بابل به افشای شرایط نامناسب و اسفناک دوران بازجوئی پرداختند و کیفرخواست مطرح شده توسط دادستان را فاقد وجاهت حقوقی دانستند. گفتنی است این دادگاه که قرار بود به صورت علنی برگزار شود با تدابیر شدید امنیتی برگزار شد. در این دادگاه ابتدا معاون دادستان به قرائت کیفرخواست طرح شده از سوی دادستان پرداخت سپس هریک از ۸ متهم این پرونده به دفاع از خود پرداختند.

دکتر علی اکبر سروش: پاک ترین فرزندان این جامعه را بر اساس بغض و کینه ورزی به قربانگاه نفرستید

متهم ردیف اول دکتر علی اکبر سروش عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم و فنون بابل بوده که در تاریخ ۲۲/۱۲/۸۸ توسط وزارت اطلاعات دستگیر شد و در دوران ۵۰ روزه بازداشت خود را در زندان اداره اطلاعات ساری و متی کلای بابل سپری کرد. وی در ابتدای دفاعیات خود ضمن رد اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام با خطاب دادن قاضی دادگاه گفت: " شما در پیشگاه خداوند و وجدان جامعه مسئول هستید و باید بر اساس عدالت و مستقل قضاوت کنید. رئیس ستاد انتخاباتی دکتر معین در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ خاطرنشان کرد: " بدون اینکه ضابط دستگاه دیگر باشید با حفظ استقلال قاضی به داوری بنشینید و پاک ترین فرزندان این جامعه را بر اساس بغض و کینه به قربانگاه نفرستید."

رئیس سابق اداره آموزش و پرورش شهرستان بابل وضعیت ۴۸ روز انفرادی و بازجوئی های ملال آور را تکان دهنده توصیف کرد و از همه مواضع تحلیل های مندرج در اوراق بازجوئی دفاع کرد و با بیانی از قرآن و کلام حضرت امیر (ع) انگیزه های شرافنمدانه و اصلاح گرایانه خود و دوستانش را نشریح کرد. دکتر علی اکبر سروش در پایان، دفاعیات خود با کلامی از قرآن به پایان رساند: " ان ارید و الا الاصلاح"


سید احمد میری: " اراده سیاسی در حکم قضائی ایران"

متهم ردیف دوم سید احمد میری در تاریخ ۸/۱/۸۹ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده بود و دوران بازداشت ۳۳ روزه خود را در زندان اداره اطلاعات ساری و متی کلای بابل سپری کرد. وی در ابتدای سخنان خود دفاعیات را بی اثر خواند و از اراده سیاسی وزارت اطلاعات که در تصمیمات دادگاه سایه انداخته اعتراض کرد. وی از پایمال شدن حقوق اولیه شهروندی خویش و سایر بازداشتیان در طول دوران بازداشت و حتی بعد از آزادی سخن گفت و افزود: " در واقع دستگاه قضائی به عنوان ضابط وزارت اطلاعات عمل می کند بنا به این شواهد محکومیت ما از پیش تعیین شده است."

وی از اینکه شاکی پرونده وزارت اطلاعات بوده اعتراض کرد و گفت: "وزارت اطلاعات هم نماینده دولت احمدی نژاد است و هم بازجو کننده!! به عنوان مثال اگر احمدی نژاد از مهندس موسوی بازجوئی کند و بعد حکم را رئیس قوه قضائیه صادر کند آیا انتظاری جز محکومیت دارید؟زیرا حکم، بر اساس گزارش القاء شده صادر می شود. وی در ادامه گفت: " آینده روشنی در پیش است و ما حاضریم برای آزادی ملت ایران هرگونه هزینه ای پرداخت کنیم."

فرماندار سابق بابلسر در ادامه خاطرنشان کرد: " ما در صدد اصلاح این راه کج که توسط دولت فعلی ایجاد شده بود هستیم. این خانه نیاز با اصلاح دارد و گرنه ویران می شود." احمد میری گفت: " اگر راه اصلاح را ببندید راه انقلاب هموار می شود. اگر به مردم اجازه اصلاحات ندهید مردم به حاکمان انقلاب می دهند."

عضو فعال ستاد میرحسین موسوی منابع جرم خود را به سه دسته تقسیم کرد و افزود:

: " سه مرجع و منبع جرمی برای من و همفکران من بوده است:

اعتراف دیگران علیه بنده
شنود و مکالمات تلفنی
گزارش نیروهای لباس شخصی که همه موارد فوق واقد وجاهت قانونی بوده است.‍"


قائم مقام جبهه مشارکت مازندران در پایان دفاعیات خود گفت: "ما هیچ جرمی مرتکب نشده ایم و نمی دانیم مصداق اقدام علیه امنیت ملی از دیدگاه وزارت اطلاعات چه بوده است؟ ما به جرم بیان عقیده و مخالفت با دولت احمدی نژاد محاکمه می شویم. همه اتفاقات جاری در یک شهر کوچک اتفاق افتاده و آنها مساله را چنان فربه کردند که یک جلسه محفل قرآن و یک آهنگ اکنون از دیدگاه وزارت اطلاعات مصداق اقدام علیه امنیت ملی شده است."

علیرضا شهیری: " من بازداشت شده دو نظام هستم "

متهم ردیف سوم علیرضا شهیری رئیس ستاد انتخاباتی مهندس موسوی بوده که در تاریخ ۲۲/۱۲/۸۸ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شد. وی ضمن رد اتهامات وارده از سوابق انقلابی خود قبل و بعد از انقلاب سخن گفت و افزود: "من بازداشت شده دو نظام هستم. یکی در سال ۵۷ در نظام شاهنشاهی و دیگری در سال ۸۸ در نظام جمهوری اسلامی. همان نظامی که برای آن سالهای متوالی زحمت کشیده ام ولی اکنون مزد زحمات مرا با زندان می دهند. " رئیس اداره آموزش و پرورش در دوران اصلاحات مجموع دفاعیات خود و دوستانش را به عنوان برگی ثبت شده در تاریخ عنوان کرد.


اتهام آریا آرام نژاد:خواندن آهنگ "علی برخیز"

متهم ردیف چهارم آریا آرام نژاد فعال هنری استان مازندران بوده که در تاریخ ۲۶/۱۱/۸۸ توسط وزارت اطلاعات به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به واسطه خواندن آهنگ "علی برخیز" برای جنبش سبز دستگیر شده و دوران بازداشت خود را در زندان اداره اطلاعات ساری و متی کلای بابل سپری کرد. وی در تاریخ ۱۱/۱/۸۹ با سپردن وثیقه آزاد شد. وی مجموعه دفاعیات خود را به وکیل خویش واگذار کرد.


علیرضا فلاحتی: "بدون اثبات اتهام مرا از کار برکنار کردند"

متهم ردیف پنجم علیرضا فلاحتی بوده که در تاریخ ۲۸/۱۱/۸۸ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شد و دوران یک ماهه بازداشت خود را در زندان اداره اطلاعات ساری و متی کلای بابل سپری کرد. وی در ابتدا ضمن رد اتهامات وارده از سابقه انقلابی خود و خانواده اش که چهار شهید را تقدیم انقلاب کرده سخن گفت. وی سپس با اشاره به فعالیت در ستاد ۸۸ ذیل عنوان رییس ستاد ضمن برشمردن فعالیتهای خود رای ۸۵ درصدی ناشی از این انتخابات را حاصل تلاش شبانه روزی خود و دوستانش در ستاد های کشور اعلام نمود.

رئیس ستاد ۸۸ شهرستان بابل در تشریح شرایط اسفناک دوران بازجوئی عنوان کرد که به صورت طویل المدت نمی توانست از سلول خارج شود و فقط دستی را می دید که برای او غذا می آورد. او از شرایطی گفت که در بین بازجویی ها ارتباط تلفنی را با منزل ایشان برقرار می کردند و دختر ۱۲ ماهه او پشت خط تلفن او را صدا می زد و بازجویان دیدار نوزادش را منوط به اعتراف علیه خود و دیگران کرده بودند! وی سپس به تشریح وضعیت پدر معلول خود پرداخت که "برای دیدار من ساعت ها با توجه به وضعیت نامناسب جسمی در مقابل اداره اطلاعات می نشست . مسئول شاخه جوانان جبهه مشارکت استان مازندران سپس به شرایط نامناسب بهداشتی و سلولهای انفرادی زندان متی کلای بابل اشاره کرد که مجبور بود برای رفتن به دستشویی مدت ها در بزند اما کسی جوابگو نبود و در نهایت مجبور به" ........ سپس بعد از آزادی موقت، بدون اثبات هیچ گونه جرمی بنده را از کار اخراج کردند."

محمدرضا کربلائی ملکی: "اعترافات در شرایط اسفناک اخذ شده است"

محمدرضا کربلائی ملکی متهم ردیف ششم که در تاریخ ۲۹/۱۱/۸۸ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی توسط وزارت اطلاعات دستگیر شد و مدت یک ماهه بازداشت خود را در زندان اداره اطلاعات ساری و متی کلای بابل سپری کرد. این فعال دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل ضمن کذب خواندن خیلی از موارد اتهامی موجود در پرونده اش که کاملا مغایر با اعترافات ایشان بود به شرایط بازجویی و فضای بد زندان و فشار هایی که از طرف بازجویان اداره اطلاعات به ایشان وارد می شد پرداخت.

محمد رضا کربلایی ملکی ضمن مفتضح بودن شرایط بهداشتی و غذایی به مجاور بودن سلول انفرادی خود با معتادان مبتلا به ایدز و هپاتیت و مجرمان خطرناک (که چند فقره قتل را در کارنامه خود داشتند) اشاره نمود، سپس وی به موارد بسیار زیاد خودزنی که اتفاق می افتاد و خون این افراد مبتلا به بیماری های گوناگون در راهروئی که محل رفت و آمد خود و دوستانش بود پرداخت و به آقای قاضی متذکر شد که اظهارات متهمین در چنین فضایی از آنها اخذ شده است.

محمد معصومیان:"پتوی من در انفرادی پر از مدفوع بود"

محمد معصومیان متهم ردیف هفتم که در تاریخ ۸/۱۲/۸۸ توسط وزارت اطلاعات به اتهام اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شده بود و دوران ۱۵ روزه بازداشت خود را در زندان اداره اطلاعات ساری و متی کلای بابل سپری کرد. وی که دانشجوی کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی است در مجموع دفاعیات خود عنوان کرد: " من و دوستانم عاشق وطنمان هستیم وگرنه اگر عشق به ایران نداشتیم هرگز خودمان را درگیر نمی کردیم." وی در ادامه گفت: "همه ما از شرایط نسبتا خوب خانوادگی برخورداریم ولی چیزی که باعث شد ما نسبت به این شرایط اعتراض کنیم باید مورد بررسی قرار گیرد نه تنبیه و اتهام"

این فعال دانشجوئی استان مازندران با ذکر سابقه دینی و انقلابی خانواده خود خاطرنشان کرد" تمام اظهارات او تحت فشار فضای سلول انفرادی و فشار های اداره اطلاعات بوده است."

وی در پایان به شرح ماجرائی تاسف بار پرداخت و گفت: "پتوئی که بنده در سلول انفرادی از آن استفاده می کردم از مدفوع زندانی قبلی آلوده شده بود و مسئولین زندان متی کلا و بازجویان هیچ گونه توجهی به این وضع نامناسب نداشتند."

آخرین متهم و متهم ردیف هشتم مصطفی ابراهیم تبار بوده که در تاریخ ۸/۱۲/۸۸ توسط وزارت اطلاعات دستگیر شد و مدت ۱۵ روز بازداشت خود را در زندان متی کلای بابل سپری کرد. وی که دانشجوی کارشناسی ارشد در حقوق از دانشگاه تهران مرکز است به دفاع حقوقی و قانونی از خود پرداخت و خود را از اتهامات وارده مبرا دانست... پس از دفاع متهمان نوبت به دفاع وکلا از موکلان خود رسید که به دلیل کمبود وقت ادامه دادگاه به وقت دیگری موکول شد.

از نکات حاشیه ای این دادگاه آن بود که وقتی برخی از متهمین قاضی باقریان را به استقلال در تصمیم گیری فرا می خواندند قاضی خود را مستقل خواند و عنوان کرد هیچ نهادی تا کنون با من در مورد پرونده شما تماس نگرفته است. ولی متهمینی که پرونده خود را مطالعه می کردند شاهد آن بودند که در بخش ملاحضات توسط وزارت اطلاعات خطاب به قاضی پرونده نوشته شده بود: " متهم نامبرده همکاری با وزارت اطلاعات نداشته و خواهشمند است مجازات برای متهم در نظر گرفته شود."

نکته حاشیه ای دیگر این دادگاه کیفرخواست نماینده دادستان بوده که برخی از متهمین این پرونده را به ارتباط با عناصر افراطی جنبش سبز فتنه در استان مازندران از جمله " محسن برزگر و اشکان ذهابیان " متهم کرد.

همچنین در ادامه کیفرخواست مطرح شده دادستان فعالین دانشجوئی را به ارتباط با سران جنبش یبز فتنه استان مازندران از جمله " احمد میری - علی اکبر سروش و علیرضا شهیری " متهم کرد که موجب اعتراض وکلای این متهمین شد. وکلای این متهمین در دفاع از این بند عنوان کردند " هنوز اتهام موکلین ما اثبات نشده" و باعث اعتراض این فعالین سیاسی استان مازندران شد.

منبع: سحام نیوز


 


به مناسبت عید مبعث، جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی در دیدار با مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتمادملی، به گفتگو درباره وضعیت زندانیان سیاسی و همچنین خانواده های آنان پرداختند.

به گزارش سحام نیوز، کروبی در ابتدای این دیدار ضمن خوش آمدگویی و تبریک عید بزرگ مسلمین جهان، پیامبر اسلام را بزرگترین الگوی رحمت بشریت برشمردند و این روز باشکوه را به مردم شریف و آگاه ایران و نیز به خانواده های عزیز زندانیان سیاسی تبریک و تهنیت گفت.

کروبی سپس طی تماس تلفنی که از داخل بند زندان اوین صورت گرفته بود با زیدآبادی، عبدالله مومنی، علی ملیحی و تنی چند از زندانیان دربند گفتگو کرده و جویای احوالات جسمی و روحی آنان گردید.

خانواده های زندانیان سیاسی پس از گفتگوی تلفنی کروبی با عزیزان دربندشان در زندان اوین، ضمن قدردانی از پایمردی و ایستادگی کروبی در جریانات پس از انتخابات، شجاعت وی در راستای دفاع و احقاق حقوق قانونی و شرعی شهروندان، بخصوص در روشنگری فاجعه ی تاسف آور کهریزک و امثالهم را ستوده و از ایشان تشکر و قدردانی نمودند.

سپس میهمانان از روند رسیدگی قضایی پرونده های زندانیان خود گله مندی نموده و اظهار داشتند : "متاسفانه با وجود پیگیری های مکرر و روزانه، کسی پاسخگوی پایمال شدن حقوق قانونی و شرعی ما نیست و روز به روز نیز عرصه را بر خانواده ها تنگ تر می کنند که از جدیدترین موارد آن، عدم اجازه ملاقات حضوری اعضای خانواده است مگر به اذن دادگاه و با حضور فقط یکی از منسوبین درجه اول زندانی! در حالیکه تا چندی پیش با اعضای خانواده ماهانه یکبارحق ملاقات با عزیزان خود را داشتند."

در ادامه خانواده های محترم زندانیان نظر خود را درباره مسائل روز کشور و آنچه که تاکنون بر مردم گذشته را ارائه دادند.

دلجویی از خانواده های زندانیان سیاسی

دبیرکل حزب اعتماد ملی پس از استماع سخنان خانواده های زندانیان وقایع پس از انتخابات، نسبت به نقض صریح قانون اساسی و ضایع شدن حقوق قانونی و شرعی شهروندان ابراز ناراحتی نموده و از اینکه عده ای معدود کار نظام را بدینجا رسانده اند که فرزندان انقلاب و امام را به بند می کشند و با آنان چنین رفتار می کنند، تاسف خود را اعلام نمود.

وی ضمن تسلیت شهادت امام موسی کاظم، ایشان را از بزرگترین زندانیان تاریخ برشمردند و خانواده های زندانیان سیاسی را مایه افتخار و سربلندی تاریخ سیاسی ایران خوانده و صبر و استقامت ستودنی آنان را که همچون گذشته با توکل بر خداوند بر مشکلات فائق آمده اند و الگویی برای جنبش حق طلب مردم ایران گشته اند، را وبدانید که مردم هیچ گاه شما و عزیزانتان را فراموش نخواهند کرد و تا پایان با شما و در کنار شما خواهند ماند.

ضرورت و اهمیت والای جمهوریت نظام

رئیس مجالس سوم و ششم جمهوری اسلامی، در بیاناتی به اهمیت جایگاه اصیل نظام برخاسته از بطن آرای مردم در قالب جمهوری اسلامی ایران پرداخته و فرمودند: "اینکه فرد یا عده ای نظام جمهوری اسلامی را از همان ابتدا قبول نداشته و سالها تفکر حذف جمهوریت نظام را در سر می پرورانده و اکنون جولان یافته اند تا آنرا پیاده سازی کنند، مقوله ای است که دیر یا زود توسط خود مردم پاسخ داده خواهد شد. مگر می توان ماحصل دهه ها رنج ملت بزرگ ایران را که با تقدیم صدها هزار شهید، هزاران جانباز سرفراز و ایثارگران عزیز، همراه بوده را به ناحق و خودکامگی در قدرت از آنان سلب نمود؟!"

وی در ادامه افزود: "متاسفانه امروز نه از جمهوریت نظام چیزی باقی مانده است و نه از اسلامیت آن! و این موضوع زنگ خطری است برای تمام آنانی که دلشان برای کشور و نظام و این مرز و بوم می تپد. ما همچون گذشته بدنبال احیای مفهوم واقعی جمهوری اسلامی هستیم که به تائید امام و ملت آگاه ایران در فروردین ماه ۱۳۵۸ رسیده است. همان جمهوری اسلامی که امام فرمودند نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم و ملت هوشیار ایران با حضور ۹۸ درصدی خویش آنرا تائید و به پای نهالش رنجها متحمل شده است.

قانونی اساسی، میثاق وحدت و ملاک ملت است

دبیرکل حزب اعتماد ملی در تشریح جایگاه جمهوریت نظام ابراز نمودند: " میثاق وحدت و ملاک ملت، اجرای قانون اساسی و استفاده از ظرفیتهای موجود در آن است. البته قانون اساسی وحی منزل نیست و در مواردی نیز نیاز به تغییر دارد، ولیکن از ظرفیتهای بسیار مناسبی نیز برخوردار است که وظایف حکومت در قبال مردم و بالعکس را مشخص نموده و صراحتا آزادی های مشروع و قانونی مردم را بر شمارده است.

وی در بخش دیگری از سخنان خود افزود: " خودکامگی کار را بدانجا رسانده که شخص اول اجرایی کشور هیچ اعتنایی به مجلس شورای اسلامی و مصوبات آن ندارد، این عین دهن کجی به جمهوریت نظام و بی احترامی به ملت ایران است. متاسفانه نهادهای مردمی در چنین وضعیتی قرار دارند. این وضعیت تاسف آور مجلس شورای اسلامی است. ما خواهان بازگشت به قانون اساسی و پایبندی به اجرای همه جانبه ی آن هستیم. ما خواهان جمهوریتی هستیم که بر مبنای آرای ملت شکل می گیرد نه آنکه آرای مردم را مهندسی نموده و انتخابات را مصادره کنند!

ضرورت و اهمیت والای اسلامیت نظام

مهدی کروبی سپس به تشریح موضوع اسلامیت نظام پرداخته و گفت: "اسلام همان چیزی است که پیامبر رحمت و مهربانی آنرا با صلح و آرامش برای مردم جهان به ارمغان آورد. اسلام همان چیزی است که در ابتدای انقلاب به مردم وعده دادیم. اسلام همان چیزی است که نخبگان و دانشمندانمان آنرا تبیین نموده اند. اسلام همان است که امام فرمود و تبیین نمود. اسلام ظلم به مردم، حمله به علمای عظام، توهین به اشخاص، ارتکاب اعمال غیرقانونی و بدتر از آن سوء استفاده های شخصی و جمعی را بنام خود، نمی پذیرد. ما امروز بدنبال تحقق یافتن اسلام ناب و واقعی هستیم، نه در لابه لای شعار ها که در خدمت اهداف باندی و سیاسی هزینه گردد، بلکه در عمل و در خدمت به مردم باشد.

جایگاه جبنش مردمی ایران

کروبی در بخش دیگری از سخنان خود درباره وضعیت جنبش مردمی ایران گفت "دوره بسیار سخت و طاقت فرسایی است. از طرفی ادعای مدیریت جهانی دارند و از طرف دیگر کشور را با چماق بدستان و ایجاد رعب و وحشت اداره می کنند. مگر فرزندان و عزیزان شما و سایرین جرمشان چه بوده است که اینچنین با آنها برخورد می شود؟! در انتخابات هوادار کسی بودن و یا در ستاد کاندیدای مورد علاقه خود فعالیت کردن، جرم است؟! آقایان حتی از سایه ی اموات نیز هراسانند و اجازه برگزاری مراسم سالگرد و فاتحه را به خانواده هایی همچون شهید مظلوم بهشتی را نیز نمی دهند،. آیا این شیوه ی مملکت داری است؟! داعیه دارند که اعتراضات مردمی را خواباندیم و بر اوضاع تسلط یافته ایم!

اما بنده می گویم از خواب بیدار شوید و به خود آیید. این چه تسلطی است که از سایه ی شهداء و اموات نیز در هراسید؟!

کروبی در ادامه سخنانش افزود: اما در عین حال این دوره، دوره ی بسیار امید بخشی است چرا که خاستگاه به حق جنبش مردمی ایران که همان بازگشت به جمهوریت و اسلامیت واقعی نظام است، جای خود را از خیابانها، هوشمندانه و معقولانه به درون خانه ها، مدارس، دانشگاه ها و در میان نسل ها و لایه های مختلف اجتماعی برده و سیطره یافته است و بدین ترتیب روز به روز با وجود شبکه های اجتماعی، بر آگاهی مردم افزوده خواهد شد.

انتقاد از برخورد با نخبگان علمی و اندیشمندان ایرانی

وی همچنین با انتقاد از برخورد با نخبگان علمی و اندیشمندان ایرانی، به حقیقت تلخ خروج نوابغ از کشور اشاره نموده و افزودند: "خروج فوج فوج نخبگان علمی، اقتصادی، سیاسی و فکری از کشور، آثار و لطمات جبران ناپذیری را بر کشور تحمیل کرده است. عدم سرمایه گذاری منابع داخلی و خارجی در صنایع مختلف کشور بخصوص در صنعت نفت و گاز ایران، خروج ارز از کشور و ورود کالاهای بنجل و جایگزینی آن با کالاهای ایرانی و در نتیجه زمین گیر شدن تولیدکنندگان داخلی، کمبود متخصص در صنایع مهم و ... از جمله آثار و تبعات مشهود و ملموس رفتارهای غلط است."

آثار زیانبار تحریم ها بر دوش مردم علی الخصوص طبقه ضعیف است

دبیرکل حزب اعتماد ملی در ادامه نسبت تحریم های جدید علیه ایران ابراز نگرانی نموده و خاطرنشان ساختند: " نباید با ندانم کاری ها و سخنان سخیف، به دیگران بهانه و اجازه دهیم براحتی ایران را تحریم کنند! البته من معتقدم بخشی از حاکمیت وسپاه پاسداران بدنبال تحریم هستند چون در تحریم به سودهای کلان ونجومی دست پیدا می کنند واین مردمند که متضرر می شوند

وی ادامه داد: "متاسفانه در چند سال گذشته، بی تدبیری در عرصه سیاست خارجی وعدم برخورداری از عقلانیت سیاسی در رفتار و گفتار سیاسی و دیپلماتیک مسوول اجرایی کشور، از یکسو و نیز برخوردهای خشن و تحقیرآمیز با مردم در داخل کشور و فجایع تلخ و تاسفبار که طی یکسال گذشته آنرا آفریدند از سوی دیگر دست به دست هم داده تا موجبات تحمیل هزینه های گزافی را برای کشور فراهم آورد که در نتیجه وضعیت بسیار نگران کننده ای برای کشور پیش بینی می شود."

تحمیل دیدگاه های غیر اصولی و غیرکارشناسی بر وضعیت اقتصادی و معیشت مردم

کروبی همچنین اضافه کرد که تصمیمات اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی باید پاسخگوی خواست مردم و ظرفیتهای موجود در کشور باشد. تصمیمات غیر کارشناسانه و اتخاذ این سیاستها پشت درهای بسته که با زیرساخت کشور و ظرفیتها هماهنگی ندارد موجب واکنش جامعه و عدم پذیرش آن خواهد شد. به گزارش سحام نیوز دبیرکل حزب اعتماد ملی اظهار داشت که در هفته گذشته شاهد دو مورد از تصمیمات غیر علمی و نامعقول در حوزه اقتصاد و فرهنگ بودیم. افزایش ناگهانی مالیاتها بدون فرهنگ سازی و در نظر گرفتن وضعیت اقتصادی کشور موجب واکنش بازار و عدم پذیرش و نهایتا عقب نشینی دولت از آن گردید. در بعد فرهنگی نیز شاهد هستیم که آقایان ظاهرا تمام مسائل کشور را حل کردند و حال مدل موی مردم را باید حل کنند.

طرح مسائلی از این قبیل نشان از عدم آگاهی مدیران از واقعیت جامعه خود و تلاش در جهت دیکته کردن اموری است که آنها بدون در نظر گرفتن نظرات مردم بر مردم می خواهند تحمیل کنند.

شرط برون رفت از بحران، بازگرداندن عزت و سربلندی ملت بزرگ ایران است

رئیس مجالس سوم و ششم جمهوری اسلامی ایران در پایان گفت: "آقایان بجای آنکه با آمارهای غلط و دروغ بدنبال فریب افکار عمومی باشند بهتر است به دامن ملت بازگردند و با حل مشکلات داخلی بهانه را از دشمنان ملت گرفته و وحدت و انسجام را به ارمغان آوررند. ما به دنبال حل مسائل هستیم ولیکن شرط آن بازگرداندن عزت و سربلندی ملت بزرگ ایران است. آزادی زندانیان سیاسی، آزادی مطبوعات، رفع توقیف احزاب و اجازه فعالیت به آنها، برگزاری انتخابات سالم و آزاد، دلجویی از خانواده های آسیب دیده و جبران مادی و معنوی اثرات و لطمات ناشی از حوادث تحمیل شده بر آنان، و در یک کلام بازگشت به قانون اساسی است و برای آن همچنان در کنار ملت بزرگ و فهیم ایران خواهیم ایستاد."

گفتنی است در این دیدار صمیمی، خانواده های زندانیان سیاسی علیرضا تاجرنیا ، دکتر احمد زیدآبادی، نوری زاد، هنگامه شهیدی، عبدالله مومنی، علی ملیحی و برخی از مادران دانشجویان زندانی حضور داشتند.


 


دیدارهنرمندان و ورزشکاران نامدار جهان با اهل سیاست امری است بدیهی و اجتناب ناپذیر که در اکثر کشورهای دنیا اتفاق می افتد؛ اما در کشور ما به جهت نگاه ویژه ای که به اهل هنروجود دارد افکارعمومی انتظارات بیشتری را از هنرمندان و ورزشکاران نامدار دارند.هنرمند به عنوان چکیده ای از جامعه در واقع وظیفه بازتاب اتقاقات ریز ودرشت را بر دوش می کشد.

وقتی مایکل مور دوربین به دست سراسر دنیا را زیرپا می گذارد تا حقیقتی راروشن کند، هنگامیکه برای شکار شاید ثانیه هایی، روزها منتظر می نشیند، نتیجه آن می شود که یک اثر مستقل ومستند هنری را تولید می کند که در بسیاری از کشورهای دنیا؛ از ایران گرفته تا مستبد ترین حکومت ها اقدام به پخش گوشه هایی از اثر این هنرمند بزرگ می کنند تا سیاست های استعماری را از زاویه دوربین "مور" نشان دهند.

در ایران همنوایی و همدردی مشاهیر هنری و ورزشی با مردم سابقه دیرپایی دارد. از جهان پهلوان تختی که در حادثه زلزله با حضور در بین مردم به جمع آوری پول برای حادثه دیدگان همت گماشت تا همین اواخر ودر حادثه زلزله بم که هنرمندان و ورزشکاران نقش بزرگی را در کاستن از درد مردم رنجدیده ایفا کردند، همه و همه نشان از تاثیر هنر و هنرمند و ورزشکار در روند تحولات اجتماعی دارد.

پس از دیدار جمعی از هنرمندان با مقام رهبری حرف و حدیث های مختلفی در جامعه شنیده شد که بعضی قابل قبول و تعدادی نیز از سر تند روی هایی بود که در ما ایرانیان به وفور دیده می شود. ملتی هستیم ستمدیده و به سبب عاطفی بودن همواره از هنرمندان انتظار داریم بازگو کننده درد و رنج عامه مردم باشند و وقتی تریبونی در اختیار انان قرار می گیرد این قشر می باید صدای مردمی باشند که هیچ گاه مجال سخن گفتن در برابر بزرگان را نمی یابند که توقع بیجایی نیز نمی نماید.

به نظر می رسد هنرمندان سینما و تلویزیون که در دیدار هفته گذشته با رهبری مجال درد دل با ایشان را یافتند، فراموش کردند دربرابر افکار عمومی و قشر آسیب پذیر جامعه چه مسئولیتی دارند. اینان که در این دیدار با موقعیت پیش آمده به ذکر نکات حرفه ای و کاستیهای صنفی خود پرداخته بودند ظاهرا از یاد برده اند که مخاطب اصلی آنان همین مردم کوچه و بازار هستند و اصولا به دلیل اینکه در بین عامه مردم محبوبیتی دارند توقع می رفت گوشه هایی را که شاید از دید دیگران پنهان مانده به سمع و نظر رهبری که در امور هنری نیز صاحب نظر و دارای بینش هستند برسانند.

انتظارمی رفت هنرمندانی که موفق به درددل مستقیم با رهبری شدند درگوشه ای از صحبت هایشان به مسائل روز از جمله دربند بودن روزنامه نگاران که از طیف هنرمندان محسوب می شوند اشاره ای نموده و از ایشان درخواست مساعدت برای تسهیل در امر پرونده این عده از هنرمندان جامعه را نمایند.

از هنرمند برجسته ای که در فیلم ها و سریال ها چهرۀ یک مادر مهربان را به نقش می کشد، انتظار می رفت در موقعیتی که شاید در عمر هر کسی بیش از یک بار تکرار نشود، مادرانه مشکلات روزمره کسانی را که به او وبازیهایش چشم دوخته اند عنوان نموده و از رهبری تقاضایی در جهت بهبود اوضاع اجتماعی می کرد که برای درخواست های کوچک صنفی مجال و موقعیت های دیگری نیز فراهم می شد.

وقتی هنرمند عزیزی در برابر رهبری از هنرمندان به عنوان سربازان فرهنگی نام می برد و البته نام بی مسمایی هم نیست، ناغافل به یاد مشکلاتی می افتیم که این سید به عنوان بازیگر بارها آنها را در نقش هایش به چالش کشیده و نقد کرده است و اینجا بهترین زمان بود که می توانست حضورا این موارد را به بحث بگذارد.

بنابر این توقع زیادی نبود اگر هنرمندان محترم در این دیدار از دردهای اجتماعی می گفتند و نه از مشکلات صنفی و حرفه ای خود که کم هم نبوده و نیست که اصولا درهیچ جای جهان هنرمندان بدون مشکل نبوده و آسوده و با فراغ بال به تولید اثار هنری مشغول نیستند.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به emrooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به emrooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته