به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، پرويز سروری که در دهمين نشست جمعيت رهپويان انقلاب اسلامی سخن میگفت، افزود: بعد از اتفاقاتی که رخ داد، زمينه يکسری کارهای غيرقانونی فراهم شد؛ چنانکه به جای اينکه اقدامات از مسيرهای قانونی پيگيری شود، به کف خيابانها کشيده شد و يکسری ناهنجاریهای اجتماعی ايجاد شد و طبيعتا نيروی انتظامی مجبور بود برای ايجاد نظم در کشور اعمال نظر کند.
وی افزود: طبيعی است در چنين شرايطی با اين حجم فتنه، نيروی انتظامی در ابتدا توقع مواجهه با چنين آشوبی در اين سطح را نداشت. در بررسیهايی که بعد از فوت سه نفر در کهريزک انجام داديم ما کار را تازه شروع کرده بوديم که دبيرخانه شورای امنيت ما را خواست و گفت فوت اين سه نفر موجب شده رهبر انقلاب شخصا در اين موضوع دخالت کنند و بخواهند اين موضوع پيگيری شود.
سروری ادامه داد: همان شب جلسه تشکيل شد و از سه قوه هياتی شکل گرفت و از کهريزک بازديد شد، با بازداشتیهای کهريزک و اوين و افرادی که قبلا آزاد شده بودند و زندانبانها، پزشک و پزشکی قانونی و قضات جلساتی داشتيم و گزارش ما باعث شد مقام معظم رهبری دستور تعطيلی بازداشتگاه را دادند.
اين نماينده مجلس اضافه کرد: در کجای دنيا وقتی نيروی انتظامی درگير اغتشاش است، مامورانش در دادگاه دارند محاکمه میشوند و حکم اعدام دو نفر هم صادر میشود؛ اين يک افتخار برای جمهوری اسلامی است که وقتی در يک بازداشتگاه تخلفی صورت میگيرد بازداشتگاه را تعطيل میکنند و همه ۱۲ نفر مامور بازداشت میشوند، پرونده تشکيل میشود و سازمان قضايی نيروهای مسلح رسيدگی میکند.
وی خاطرنشان ساخت: البته ما در رسيدگیهايی که داشتيم به اين نتيجه رسيديم که مهمترين مشکل از زمانی شروع میشود که اين افراد به کهريزک اعزام شدند؛ چون کهريزک بازداشتگاهی مخصوص اراذل و اوباش و معتادان و قاتلان حرفهای بود.
وی گفت: ما معتقديم قاضی حکم غلطی داده است؛ چون ما با رييس زندان اوين صحبت کرديم و گفت ما برای پذيرش جا داشتيم؛ بنابراين دستور اعزام غلط بوده و الان هم حکم صادر شده، البته متهمان میتوانند درخواست فرجام کنند.
عرب گل که از هفده سالگی در جبهه های جنگ بوده و مجروح شده، تنها به این بهانه اینکه او شبیه کسی بوده که در تظاهرات روز عاشورا حضور داشته، شبانه به منزلش یورش بردند اما عرب گل آن روز برای انجام کاری در شهرستان به سر می برد.
به گزارش کلمه ،در راستای حمله های چندین و چند باره به منزل او و تحت فشار قرار دادن خانواده او، این کارگر ساده خود را در اسفند ماه خود را به اداره اطلاعات معرفی کند.
او مدت دوماه در سلول انفرادی تحت فشار های شدید بازجو ها بود، بازجو ها اصرار داشته اند او اتهام حمله به گارد و ضرب و شتم را بپذیرد. اما علی رغم تمامی فشار ها او تاکنون هیچ یک از این اتهامات را نپذیرفته است.
بهزاد عرب گل را بعد از دو ماه فشار سنگین به بند ۷ زندان اوین منتقل کردند. او همچنان بلاتکلیف است تاکنون او را به دادگاه نبرده اند و از مرخصی هم استفاده نکرده است.
او اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین همراه دیگر زندانیان سیاسی تحت فشار است. در سلولهایی که چند برابر ظرفیت واقعی شان در خود زندانی جای داده اند . در هر کدام از این سلولها که فقط چهل مترند اکنون بیش از ۳۵ زندانی محبوس شده اند. این سلول های کوچک برای این تعداد زندانی به اندازه کافی تختخواب ندارد و بیشتر زندانیان مجبورند بر کف زمین به سختی شبها را بگذرانند. وضعیت رفاهی این بند بسیار نامناسب است و به جز دو حمام و دستشویی زندانیان سرویس بهداشتی دیگری ندارند. هوای این بند نیز بسیار گرم است و کولر کوچک آن برای خنک کردن فضای بند مناسب نیست. گاهی هوای این بند چنان سنگین می شود که زندانیان به سختی در آن تنفس می کنند.
خاطرنشان می شود که این زندانی گمنام داری یک فرزند است و تا قبل از بازداشت برای تامین زندگی به کار ساختمانی مشغول بود.
دلیل بازداشت اقای عباسیان چه بوده است ؟
متأسفانه بعد از انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری و متعاقبِ اعتراضات اجتماعی ناشی از آن ، شاهد دستگیری های گسترده و خلاف مقررات شهروندان ،به ویژه دانشجویان علاقه مند و فعالان ستادهای انتخاباتی کاندیداهای معترض ، تحت عناوین اتهامی غیرمستند ، همچون اقدام علیه امنیت و تبلیغ علیه نظام و... در سطح کشوربودیم . بازداشت طولانی مدت آقای محمدصابر عباسیان ز ۱۷ اسفند ماه سال گذشته، تاکنون نیز متأثر ازهمین فضا وشیوه ی نادرست بود.
آیا پرونده ایشان روند قانونی را طی کرده است؟
متاسفانه روند قانونی طی نشده.به طور نمونه در پرونده آقای عباسیان، وی در تاریخ ۱۷ اسفندسال گذشته بازداشت شده و قرار بازداشت موقتشان در تاریخ ۲۳ فرودین امسال صادر شده است
همچنین با مراجعه به دادسرای انقلاب شیراز متوجه شده ایم ؛ قرار تأمین اولیه ، قرار وثیقه بوده که در تاریخ۲۳ فرودین ماه به قرار بازداشت موقت تشدید یافته است .البته هیچ گاه در حدفاصل ۱۷اسفند ماه تا ۲۳ فرودین ماه قرار وثیقه به اینجانب به عنوان وکیل متهم وخانواده ی موکل اطلاع داده نشد تا با تأمین و تودیع وثیقه بتوانیم موجبات آزادی وی را فراهم کنیم. متأسفانه این روش، به عنوان رویه ای غیر قانونی واهرم فشاربه متهم در چنین پرونده هائی به کار برده می شود.این گونه رویه ها از مصادیق بارز بازداشت غیر قانونی است . شایسته بود معاونت دادستان و سرپرست دادسرای انقلاب شیراز، مطابق قانون ، مراتب را به اینجانب ، به عنوان وکیل متهم ابلاغ می نمود تا بتوانیم ازحقوقی که قانونگذاربرای متهم دراین موارد پیش بینی کرده، استفاده می کردیم. .
چه اتهاماتی به مهندس عباسیان نسبت داده شده و آیا در تفهیم اتهامات به ایشان ، موازین قانونی رعایت شده است ؟
تا کنون به من اجازه مطالعه پرونده داده نشده است و به همین علت هم اطلاع کافی از دلائل استنادی علیه موکل ندارم . لازم به ذکر است که حق دفاع آزادانه و بی واهمه ی اشخاص در برابراتهامات انتسابی ، حقی است انسانی ، طبیعی و قانونی که درآموزه های دینی ، قانون اساسی جمهوری اسلامی ، قانون رعایت آزادی های مشروع وحفظ حقوق شهروندی ، اعلامیه جهانی حقوق بشر وده ها قانون نوشته و نانوشته ی دیگر به آن تصریح گردیده است.لازمه ی استیفاء این حق ، تهیه مقدمات و لوازم آن ؛ از جمله حق حضوروکیل در تمام مراحل بازجوئی و تحقیق ، آگاهی از روند رسیدگی و دلائل قبل ازجلسه دادرسی ، مصاحبه و مشورت با موکل بدون حضورمأمورین می باشد.بسیار گله مندم که این حق مسلم، به انحاء مختلف ،از موکل و اینجانب درپرونده مطروحه سلب وحرمت آن رعایت نگردیده است.
اما بر اساس آنچه که درقرار تمدید بازداشت موقت آمده ؛ اتهامات انتسابی به موکل عبارت است از: اقدام علیه امنیت از طریق تشکیل گروه های غیر قانونی ، تبلیغ علیه نظام و به نفع گرو ه های مخالف نظام ، توهین به رهبری و توهین به مسئولان نظام ازجمله رئیس جمهور ، اعضای شورای نگهبان و مسؤلان دستگاهای قضائی وامنیتی . اما با توجه به عدم دسترسی اینجانب به پرونده ی اتهامی ، فعلاً نمی توانم راجع به رعایت قانون در خصوص تفهیم اتهامات به ایشان اظهار نظرکنم واین خود یکی از ایرادات و توالی فاسد جلوگیری از دسترسی وکیل به چنین پرونده هائی است که ممکن است منتهی به تضییع حقوق متهم گردد
اکنون پرونده ایشان در چه وضعیتی است ؟
پس ازتمدید قراربازداشت موقت در تاریخ ۲۲ خرداد و ابلاغ آن ، پرونده با اعتراض اینجانب به قرار صادره ، جهت رسیدگی به اعتراض ، به شعبه دوم دادگاه انقلاب شیراز ارسال شد که متأسفانه ریاست این شعبه نیزبا تأیید نظر معاونت دادستان ، قرار بازداشت موقت را ابقاء نمود . بنا به گفته مسئولان دفتر دادسرا و با توجه به ختم تحقیقات و اخذ آخرین دفاع، پرونده با صدور کیفرخواست، مجدداً جهت رسیدگی به دادگاه انقلاب ارسال خواهد شد .
آخرین ملاقات شما با مهندس عباسیان چه زمانی بوده است ؟
آخرین ملاقات من با آقای عباسیان ، اواخر فروردین یا اوایل اردیبهشت ۸۹ در بازداشتگاه اداره کل اطلاعات فارس و با حضور دو مأمور بوده است. البته در خردادماه نیز یک بار، با اعلام موافقت کتبی معاون دادستان و مراجعه به بازداشتگاه اطلاعات، خواستار ملاقات با موکل شدم که با ممانعت مسئولان بازداشتگاه موفق به ملاقات نشدم .
رفتار مسئولان مربوطه ، اداره اطلاعات و قوه قضائیه ، با خانواده موکل شما چگونه بوده است؟
از ابتدای دستگیری و تشکیل پرونده ، معاونت دادستان ، به رغم مراجعات مکرر و تقریباً هرروزه اینجانب و خانواده وی ، بارها وعده تسریع در رسیدگی به پرونده اتهامی را داده که نه تنها عملی نشد ؛ بلکه عکس آن اتفاق افتاده است . بنابراین اینجانب به عنوان وکیل متهم ، خواستار رعایت قانون و احترام به حقوق شهروندی موکل و تسریع در رسیدگی به اتهامات وی هستم .
با توجه به گذشت نزدیک به ۴ ماه از بازداشت و نگهداری ایشان در بازداشتگاه اداره کل اطلاعات فارس ؛ آیا ادامه بازداشت موکلتان توجیه قانونی دارد ؟
بر اساس قانون ، تأمین کیفری باید با اهمیت جرم ، شدت مجازات ، وضعیت و حیثیت و شئون متهم متناسب باشد . از طرفی مطابق بند ط از ماده ی ۳ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب ، مقامات دادسرا مکلف بوده اند که ظرف دو ماه از تاریخ بازداشت موکل ، یعنی تا۱۸ اردیبهشت ماه در خصوص مجرمیت یا منع پیگرد وی اتخاذ تصمیم نمایند و الا باید با لغو یا تخفیف قرار تأمین، موجبات آزادی او فراهم شود ؛ یا با ذکر دلیل موجه ، قرار را ابقاء می کردند تا ما بتوانیم از حق اعتراض به این تصمیم ، به نفع متهم استفاده کنیم. متأسفانه معاونت دادستان وسرپرست دادسرای انقلاب شیراز، با اقدامی شگفت انگیز ، این مهلت دو ماهه را از ۲۳فرودین یعنی تاریخ تشدید قرارازوثیقه به بازداشت موقت محاسبه کرده و در تاریخ ۲۲ خرداد قرار بازداشت موقت را تمدیدکردند که این اقدام برخلاف نص صریح قانون است. بدین ترتیب حق اعتراض به قرار بازداشت و اعمال قانون به نفع متهم ، لااقل برای یکبار از موکل سلب گردیده است . بنابراین با توجه به ختم تحقیقات و اخذ آخرین دفاع در دادسرا وتوجه ویژه به این مطلب که موکل فعلاً درجایگاه متهم است نه مجرم و کیفر قبل از اثبات جرم در دادگاه صالح ، مخل حقوق موکل می باشد ؛ به نظر می رسد ادامه بازداشت آقای عباسیان ، فاقد وجاهت قانونی است .
گویا شما وکالت چندین پرونده دیگر در خصوص فعالان سیاسی-دانشجویی شیراز که پس از انتخابات بازداشت شده اند را به عهده داشته اید . در صورت امکان، در مورد آخرین وضعیت پرونده ها ی دیگر موکلانتان نیزتوضیح دهید .
بله . پرونده اتهامی تعدادی ازآنها مانند آقایان علی نیکوئی ، محمدعلی تارخ ، دلیر بارخدا و خانم راضیه ی جعفری و... منتهی به صدور رأی نخستین شده که با تجدید نظرخواهی از این احکام ، پرونده جهت رسیدگی به دادگاه تجدید نظر استان فارس ارسال و هنوزرأی قطعی صادر نشده است . برای تعدادی دیگراز جمله سعید لطفی کراچی ، جلسه رسیدگی در دادگاه نخستین تشکیل و اخرین دفاع نیزگرفته شده اما هنوز رأیی صادر نشده و برای عده ای دیگر مانند خانم ندا اسکندری و آقایان لقمان قدیری گل تپه، سعید خسروآبادی، ببراز بازوبندی و... هنوز جلسه رسیدگی در دادگاه تشکیل نشده ؛ به هر حال برای همگی آنها آرزوی بهروزی دارم و امیدوارم دستگاه قضائی با صدور آراء شایسته ، موکلینم را از اتهامات انتسابی تبرئه کند.
زنگ زدم به وکیل همسرم، تماس برقرار نشد. ولی من باید حتما در این مورد با یک حقوق دان مشورت می کردم. به یکی از وکلای محترمی که ارادت ویژه به او دارم به دلیل مدافع مظلوم بودنش، زنگ زدم و گفتم که قصد شکایت دارم از دو خبرگزاری دروغپرداز که با وقاحت تمام نه تنها نمک به زخم خانواده های مظلوم زندانیان سیاسی می پاشند بلکه با برخورداری از مصونیت آهنین دروغ می گویند (۱) و حتی پس از تکذیب دروغشان برآن اصرار می ورزند(۲). آن وکیل محترم وقتی شرح ماوقع را از زبان من شنید با تأثر زیاد گفت: دخترم ولی اقدام به شکایت شما بی فایده است! من ساده لوحانه پرسیدم: چرا مگر ما در حکومت اسلامی زندگی نمی کنیم و مگر قاضی مستقل نیست و مدافع مظلوم؟! اندکی سکوت کرد برای پاسخ به این سؤال بچگانه و از سر خوش بینی مفرط و بعد آرام گفت: آخر رسیدگی به جرایم کارکنان دولت زیرنظر خود مرتضوی است و ... تقریبا فریاد زدم: هست که هست این چه ربطی دارد به اصل موضوع؟ و او از عدم ثبت شکایات در موارد مشابه خبرم داد. من از ته دل تمنای رسیدگی به شکایتم را داشتم، برای اثبات استقلال قوه قضائیه وقاضی و و دلم می خواست فراموش کنم دستگیری های فله ای فردای انتخابات را با حکم های جمعی و بدون اسم و با تاریخ قبل از انتخابات!
راه و چاه را پرسیدم و شال و کلاه کردم به سوی محلی که قرار است داد آدم ها را از آدم ها بستانند. رفتم سراغ معاونت مربوطه و شرح ماوقع دادم. از این اتاق به آن اتاق پاس داده شدم و در هر توقف چشم می دوختم به تصویر مقتدرانه و موقرانه شهید بهشتی که نقش بسته بود بر دیوارها و زیر آن تبریک هفته قوه قضائیه همراه با شعارهایی که آدم دلش می خواست تحققش را به چشم ببیند.در آن لحظات تنها به فکر ثبت شکایتم بودم تا به دیگران هم بفهمانم که انسان خود باید در صدد مطالبه حقش باشد و وقتی مورد ظلم قرار می گیرد، با سکوتش آن را تأیید نکند و وقتی سرانجام-این اتفاق مبارک یعنی ثبت شکایت پس از دوندگی های چند ساعته افتاد، سرخوش و شادمان، خوان های بعدی را به یاد سپردم برای مراجعه. شکایت ها از سایت خبری فارس و خبرگزاری ایرنا، به دو شعبه متفاوت ارجاع شده بود و من این را به فال نیک گرفتم با آرزوی حداقل رسیدگی به یکی از شکایاتم. هردو قاضی را دیدم و شرح ماوقع را گفتم و گزارش وقایع اتفاقیه را نوشتم و امضا کردم و در پایان خاطرنشان کردم که من با این اقدام حق طلبانه می خواهم لااقل برای خودم استقلال قوه قضائیه و از آن مهم تر استقلال قاضی در کشور مدعی اجرای احکام اسلام ثابت شود.
در پیگیری هایی که می کردم قاضی محترم یکی از پرونده ها به من گفت: خواهرم اگر می خواهی این شکایت به سرانجام برسد باید از سیاسی کردن آن پرهیز کنی. گفتم اصل قصه سیاسی است حالا چه کاری از دست من بر می آید؟ گفت: ساکت بمان و مصاحبه نکن و بگذار ما هم آرام کار خودمان را بکنیم. در این رابطه وکیل محترم من نیز همین توصیه را داشت و یادآوری ام کرد که موارد مشابه بوده که چون مسیر رسیدگی به پرونده مورد رضایت آقایان نبوده، قاضی پرونده عوض شده و این یعنی ختم ماجرا آن طور که خود می پسندند و شما اگر به واقع خواهان رسیدگی به شکایتت هستی باید دندان سر جگر بگذاری و من تسلیم شدم و دندان سر جگر گذاشتم و منتظر ماندم.
حالا بیش از یک سال از شکایت من می گذرد و من جز تلاش این هردو خبرگزاری برای پس گرفتن شکایتم، و نیز گرفتن یکی از پرونده ها از قاضی مؤمنش و سپردن آن به شعبه ای دیگر، خبری از روند رسیدگی نداشتم تا این که مطلع شدم دستور احضار توسط قاضی صادر شده و حالا منتظر پایان مهلت قانونی هستند تا ...
ولی این همه مانع از آن نیست که من سایر شکایاتم را از مقام ها و مراجع مربوطه انجام ندهم. شکایت بعدی من مربوط به ربودن مدارک شناسایی و برخی دیگر از اموال شخصی خودم و دخترم است به بهانه تفتیش خانه با حکم قضائی، صورت گرفته است. دوست داشتم این شکایت هم در هفته قوه قضائیه باشد. مهم نیست به شکایت مظلومان در ام القرای مسلمین رسیدگی بشود یا نه و حکم به نفع صاحب حق یا ضایع کننده آن صادر شود یا اصلا نشود. آن چه مهم است، تلاش ما برای احقاق حقمان است تا مبادا فردای قیامت برای سکوتی که علامت رضا تلقی شد، مستوجب تنبیه و مجازات شناخته شویم.
من هم به سهم خود هفته قوه قضائیه را به پاس خدمات شهید هنوز مظلوم بهشتی که در بیست و نهمین سالگرد شهادتش خانواده اش موفق به برگزاری مراسم یادبودی درخور شأن ایشان و با حضور مردم قدرشناس و شاگردان و دوست داران او نشدند، به خودمان که تشنه عدالتیم و به دست اندرکاران این قوه که قاضی القضاتش به شرط عمل به مرّ قانون مسئولیت پذیرفته است، تبریک می گویم و چشم انتظار اجرای عدالت در روزهای نزدیک برای اعاده حیثیت از این قوه و نظام اسلامیمان می مانم.
با یادآوری سفارش امام علی (ع) به مالک اشتر در باب ویژگی های قاضی :
« قاضی تو باید، از هر کس دیگر موارد شبهه را بهتر بشناسد و بیش از همه بهدلیل متکی باشد و از مراجعه صاحبان دعوا کمتر از دیگران ملول شود و درکشف حقیقت، شکیباتر از همه باشد و چون حکم آشکار شد، قاطع رای دهد.
چربزبانی و ستایش به خودپسندیش نکشاند.از تشویق و ترغیب دیگران به یکیاز دو طرف دعوا متمایل نشود.چنین کسان اندک به دست آیند، پس داوری مردیچون او را نیکو تعهد کن و نیکو نگهدار.و در بذل مال به او، گشاده دستی بهخرج ده تا گرفتاریش برطرف شود و نیازش به مردم نیفتد.و او را در نزد خود چنانمنزلتی ده که نزدیکانت درباره او طمع نکنند و در نزد تو از آسیب دیگران در امانماند.
در این کار، نیکو نظر کن که این دین در دستبدکاران اسیر است.از روی هوا وهوس در آن عمل میکنند و آن را وسیله طلب دنیا قرار دادهاند.»
پی نوشت:
(۱) در اولین مراجعه به مجلس پس از بازداشت های فله ای فعالان سیاسی و مطبوعاتی، خبرگزاری دولتی فارس به قصد فضاسازی منجر به یافتن سوژه مناسب با دیگر اقدامات این رسانه به دروغ اعلام کرد که اینجانب در پوشش خبرنگار در صحن علنی مجلس حضور پیدا کرده ام، در حالی که من و دیگر خانواده ها میهمان فراکسیون اقلیت به منظور گفتگو پیرامون وضعیت پر ابهام و نامعلوم عزیزانمان بودیم و همان روز ایرنا از قول من این خبرکذب را مخابره کرد که زندانیان سیاسی باید به کشورهای خارجی پناهنده شوند، در حالی که من از پناهندگی به مراجع و علما و مجلس سخن گفته بودم.
(۲) علیرغم تکذیب خبر فارس توسط مراجع مربوطه در خانه ملت، این خبرگزاری مجددا از قول خبرنگار خود وقیحانه بر داشتن کارت خبرنگاری و الصاق آن بر سینه همسر تاجزاده تأکید ورزیده بود.
: تا دیروز که یکی از دوستان روحانی به من زنگ زد و ازدیدار خود و دوستان ایثارگرش با آیت الله کروبی سخن گفت واز حرفهایی که از او در باره غائله آفرینان اخیر قم شنیده بود مدام، یاد آوری حوادث مرتبط با سفر هفته قبل ایشان به قم با فیلمهایی که در اینترنت از ساعتها محاصره دفتر مرجع دست پرورده امام یعنی آیت الله یوسف صانعی توسط معدودی افراد خودسر روحانی و غیر روحانی دیده بودم آزارم می داد .با خود می گفتم آقایان وبرادران! با این چاله کنی در صدد فتح کدامین قله اند ! وبا اینگونه تولیدات نوبه نو کدام بازار مکاره سیاست البته از نوع بی پدر ومادری آن را! می خواهند ازآن خود کنند !
از آنجا که از بیهقی این مورخ بزرگ دوره غزنوی آموخته ام که تا آنجا که مقدور است تاریخ را بدون واسطه نقل وروایت کنم تصمیم گرفتم به رغم همه گونه مخاطرات امنیتی وغیر امنیتی! آیت الله کروبی را از نزدیک ببینم و از او اصل قضیه را بپرسم.
دوستی مشفق ! واسطه تعیین وقت شد و امروز دوشنبه، دو ساعتی با جناب شیخ درجایی که بعد فهمیدم همزمان محل دفتر و خانه اوست صحبت و گفتگو کردم.آنچه می خوانید بخشی حرفهای اودراین دیدار با من است.
آشنایی من با کروبی به دوران مسولیتم درتبلیغات قرارگاه خاتم النبیاء در دوران جنگ دراهواز برمی گردد و ریاست او بر بنیاد شهید با حکمی که از نخستین روزهای پیروزی انقلاب ازحضرت امام گرفته بود که تا پایان عمر مبارک ایشان به مدت ده سال براین مسولیت بود- و آنطور که خود می فرمود سه سال هم از سوی رهبری و جمعا سیزده سال - به این وظیفه خطیرادامه داده است.
عالمی مبارز، گشاده دل ،بلند نظر، عاطفی ،احساساتی و خوش قلب که امام -با همه احتیاط هایی که در مصرف وجوهات شرعی توسط نمایندگان مالی خود داشت به او اختیار تام داده بود در رسیدگی به مشکلات مالی ومعیشتی ورفاهی ایثارگران و مستضعفین وخاندانهای معظم شهدا هر طور که به مصلحت می بیند عمل نماید وخدا می داند با برخورداری از این اختیار واعتباری که از امام دریافته بود چه گره ها که از کار بسته آنها نگشود وچه غمها که از دل آنان نزدود.
عالمی مبارز،که چهاردوره از سوی مردم شریف الیگودرز و تهران در مجلس شورای اسلامی حاضربود و طی شانزده سال با رای نمایندگان مردم در اثر شایستگیهایی که در او دیدند دو دوره در مسند نایب رییسی اول و دوم مجلس و دو دوره نیزرییس مجلس شورای اسلامی- یک دوره آن در زمان امام - بود.
عالمی مبارز که هرکس تاریخ آغاز مبارزات امام را دراوائل دهه چهل خوانده باشد و تصویراو درمسجد اعظم قم در پای منبر امام - در حالی که ضبط صوت کوچکی در دست دارد وحرفهای امام را ضبط می کند - را دیده باشد بخوبی با سابقه مبارزاتیش آشنا می شود.
عالمی مبارزکه از همان روزهایی که امام را شناخت با تمام وجود به دفاع از او کمر بست وماجرای سیلی خوردن او در سال ۴۲ از طلاب و مریدان مرجعی که با امام ومبارزه او علیه شاه، چندان توافق ومیانه ای نداشت - همان روز که در تاریخ نهضت امام به لیله الضرب معروف است - یکی از دهها سند افتخار آمیز او در دوران مبارزه است.
عالمی مبارز که دراقتدا به امام ، ده باردستگیر و بازداشت شد .نخستین بار در خرداد۴۲ وچند روز پس از دستگیری امام در زمانی که امام در برابر سیاستهای بی دینی شاه بپا خاسته بود به زندان افتاد و سالها در تبعید گنبد کاووس ماند و پنج سال در زندانهای قصر واوین وقزل قلعه تهران گذراند وبازداشتگاههای شهربانیهای خرم آباد وآبادان وکرمانشاه ومازندران وقم وکاشان از او و منابر شجاعانه وانقلابی اش در حمایت ازامام ونهضت اسلامی خاطراتی بیاد ماندنی دارند .
همو که تا واپسین روزهای عمرنظام طاغوت در زندان بود و در سال ۱۳۵۶درآستانه قیام مردم علیه رژیم ستمکار شاهی از زندان آزادشدوتا سال ۵۷ مکرر احضار وبازداشت شد.
عالمی که امام با شناخت کاملی که از او داشت و البته چون همانند برخی در این روزها او را ساده و وابسته نمی دانست! در بدایت انقلاب ، حکم مسولیت او رادر کمیته امداد امام صادر کرد تابادیگر مبارزینی همچون مرحوم حاج حبیب الله شفیق وعسکر اولادی از فقراومستمندان دستگیری کند.
عالمی که امام به او اعتماد کامل داشت و البته چون همانند بعضیها در این روزها او را ساده لوح وابسته و بی سواد نمی دانست ! ازسال ۶۴ با حکم خود او را به منصب خطیر امیر الحاجی زایران ایرانی در حج منصوب فرمود که تا آخرعمر امام وتا سال۶۹به این مسولیت ادامه داد.
عالمی که امام در آخرین ماههای عمر پر برکت خویش که باهوشمندی تمام با پیش بینی برخی حوادث پس از خود در بسترتنگ قانون اساسی دستوربه باز نگری قانون اساسی توسط ۲۵ نفر از نخبگان سیاسی کشور داد واز سوی خود ۲۰ نفر رابرای این کار مهم برگزید و چون از مجلس نقشی فرمایشی وتابع دستور انتظارنداشت از مجلس هم خواست ۵نفر رابه این جمع اضافه کند با اینکه کروبی در آن زمان در عداد نمایندگان مجلس بود او را چنان شایسته وکار آزموده وکاردان به مصلحت ومنفعت نظام شناخت ودانست که درتعیین و انتخاب اوشخصا دخالت کرد .
همو که در این روزها یاغیان هتاک و خودسرکه این سو و آن سو عربده می کشند وهل من مبارز می طلبند !حتی به اندازه یک شهروند عادی ومعمولی برای او در سفر به قم وشرکت در مجلس ترحیم یکی از دوستانش حق وحقوق شهروندی قائل نشدند !
همانهایی که با سودای خام حذف یاران امام از صحنه انقلاب ! ناشیانه و مزورانه از حفظ میراث امام دم می زنند و در ادای این رسالت خطیرفقط وفقط یه حریم یاران امام می تازند! وکسی جلوگیر خودسریها وهتاکیها وبی حرمتیهایشان نیست ! او را با این همه سابقه مبارزاتی و حکم وتاییدامام- که برخی از بزرگانشان در ۲۲ جلد صحیفه امام حسرت داشتن یک سطر از امام درباره خود راندارند !و از سر قضا !مرشد مردم و جوانان وهادی دولت شده اند!-ساده لوح نادان بیسواد وعامل دست موساد!!می دانند ومی خوانند!.
و من با مشاهده حوادث این روزها وتاختنهای بی امام به یاران امام ،نمی دانم وسخت در مانده ام که بقول این برادران مدعی دفاع از امام! این آدم های بیسواد ووابسته و...در دور و بر امام چه می کرده اند و چرا وچگونه از امام این همه حکم مسولیت گرفته اند؟!
ویا للعجب ازرفتار کسانی که خود ومرشدانشان!یارای رقابت وشراکت حتی دردقیقه ای از مبارزات کروبی را نداشته وندارند در مناظره های انتخاباتی بانادیده گرفتن تعمدی منزلت کروبی در نزد امام و آنهمه خدماتش به جانبازان وخانواده های شهدا که با حمایت حضرت ایشان صورت می گرفت، غرض آلود و به قصدکاسبی رای ، مساله توقیف موقت موردی برخی سوء استفاده گران - که البته با هماهنگی مقامات قضایی صورت می گرفت -که بعضا با ازدواجهای مصلحتی باهمسران جوان شهدا در پی کسب مطامع ومنافع خود بودند وپس از رسیدن به آن منافع بلافاصله آنان راطلاق داده ویاترک می کردند را با لحنی که از آن بوی انصاف و حقیقت به مشام نمی رسید مطرح کردند و زبان به طعن و ملامت او در این اقدام گشودند تا درعمل با به زیر سوال بردن امام و در ظاهر عملکرد کسی که ایشان به او حکم داده بود با تخریب منزلت وی در نظر مردم، رای آنان را به سمت وسوی خود بکشانند و در محاسبه ای غلط همچون سایر محاسبات غلطی که در مورد مردم و وضع موجود کشور داشته و دارند،به گمان خود این معامله را به سود خود تمام کنند!
بس روزگار عجیبی شده است !همانها که در پاره کردن مشکوک عکس امام در دانشگاهی در تهران در دفاع از مظلومیت امام ناله وا اماما! سر دادند، در شب عاشورا به حسینیه اش حمله کردند وشیشه های آن راشکستند.!
آنها که در شکسته شدن حرمت روز عاشورا توسط برخی کج فهمان عنود، فریاد وا اسلاما و واحسینا سر دادند در شب عاشورا به روضه ای که در حسینیه جماران که همیشه از آن بوی امام به مشان جانهای مشتاق می رسد برپا بود وسخنران در آن برای مردم عزادار مصیبت حضرت علی اکبر می خواند فاتحانه !ولابد از سر غیرت دینی !یورش بردند وروضه امام حسین را برهم زدند و عجب اینکه با آنکه همه این حریم شکنان ساحت امام شناخته شده بوده وهستند کسی از مقامات امنیتی وقضایی کشور، همانهاکه در حوادث پس از انتخابات تهران، برای به آتش کشیدن چند ظرف زباله! توسط برخی معترضان به نتیجه انتخابات در جهت جلوگیری از تضعیف منزلت نظام!با جدیت تمام !کیفرخواست نوشتند و در جهت حفظ حریم شهروندی ! جلسات دادگاه ومحکمه آنها را در صداوسیماپخش کردند لا اقل برای حفظ ظاهر هم که شده ،در تقبیح عمل زشت کسانی که می خواستند این پیام را به جناح منتقدبدهند - که برای خارج کردنشان از گردونه رقابت در سیاست،به آنان لقبهای رنگارنگ و جورواجور وابسته، برانداز و فتنه گر داده اند!- که از نظر آنان دراین جنگ مقدس !هیچ جا، حتی بیت امام امن نیست! به آنان عتاب وخطاب ملامت باری نکردند چه رسد به اینکه بفکر مجازاتشان باشند !
براستی اگر حرمت شکنان به بیت وحسینیه امام که هویت وعضویتشان توسط اهالی محترم جماران آشکار گردید بدون توجه به وابستگیشان به این نهاد وآن ارگانی که متاسفانه به دلیل خودسری معدودی از اعضایش در نظر بعضی دیگرآن شجره طیبه نیست! بلافاصله مجازات می شدند آیا هرگز در حرم امام ودرمراسم سالگرد ارتحالشان و در برابر چشم مقامات نظام و رهبری اینگونه گستاخانه جرئت هتک یادگار امام را پیدا می کردند؟! افسوس که تیغ عدالت کند شده است!
همانها که در غائله اخیر هتک حریم مرجعیت در قم ،نوه امام را نا نجیب خواندند ومغرورانه اخطاردادند که با آغاز کلاسهای حوزه ،از درس وی درمدرسه فیضیه جلوگیری خواهند کرد!گستاخانه والبته در نتیجه سکوت پاداش گونه برخی مقامات انتظامی و امنیتی قم بیش از ده ساعت مرجعی را با مهمان بسیارمحترمش کروبی- که امام شناسان همواره بوی امام را از او استشمام می کنند - دردفترش حبس کردند وسبکسرانه از کروبی خواستند چون بدون دعوتشان به قم آمده است با درآوردن عمامه اش از قم به تهران برگردد! تو گویی برای اینان قم ، نه یک شهر دینی وزیارتی که پادگانی است که ورود به آن باید با اجازه ودعوت فرماندهان آن باشد!!
چه کسی باور می کند مقامات دلسوز امنیتی و ناحا در استان قم از کنترل غائله وآشوب کمتر از هزار نفر -که به حسب نقل شاهدان حادثه به دلیل بروز خستگی در آنان در اثر مجاهداتشان! سازماندهندگان محاصره بیت مرجعیت که در زشتی نظیری برای آن حتی در زمان طاغوت نمی توان یافت!-برای رعایت حال ومزاجشان بناچاربرخی را جایگزین آنها می کردند!- ناتوان ودر مانده باشند؟!
آنها که کروبی را که به رغم اجازاتی که از آیات عظامی همچون مرحوم آیات سلطانی طباطبایی ، فاضل لنکرانی وآقایان صانعی ، ونوری همدانی دارد ،سبکسرانه و مثلا به گمان خود وبرای پیدا شدن دستمایه ای برای ریشخندها ی بعدی او! -که احتمال پایمردی اش را در برابر انحرافات حادث در جمهوری امام می دادند - در جهت تحقیر او، ناجوانمردانه وی را که علاوه برکسب مداوم مدارج حوزوی در دهه چهل و همزمان فارغ التحصیلی رشته الهیات دانشگاه تهران بی سواد می نامند! همانها هستند که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری،تعمدا رای او را از آرای باطله کمتر اعلام کردند! غافل از اینکه این همان کروبی است که در دور اول از الیگودرز به مجلس راه یافت و در انتخابات دور دوم وسوم آن پس از محبوب امام، آیت الله هاشمی رفسنجانی، نفر برگزیده مردم شریف تهران بود!
سخن به درازا کشید. وقتی از حضرت آیت الله کروبی پرسیدم چرابه قم رفتید؟ گفت:
در روز شنبه گذشته خبردار شدم پدر سید علی میرهادی که یکی از دوستان مرتبط با من در قم است و سید جلیل القدری بود از دنیارفته است پس از عرض تسلیت تلفنی به او از لحنش در یافتم مشتاق است در مجلس ترحیم پدرش شرکت کنم و چون مدتها بود به قم نرفته بودم تصمیم گرفتم در کنار این برنامه با آیت الله صانعی ویادگار امام جناب سیدحسن آقاخمینی هم دیدارهایی داشته باشم. که در همان روز هماهنگیها انجام شد.
همانروز دکتر عباسی فرد آمد وگفت آقای میر هادی بمن تلفن زده و گفته مقامات امنیتی قم به اوهشدار داده اند که حضور شما در مجلس ترحیم به مصلحت نیست .گفتم مساله ای نیست نظرخودآقا سید هادی چیست؟ گفت از صحبتهایش احساس کردم که او هم ته دلش راضی به این کار نیست لذا اگربه این سفر نروید بهتر است به او گفتم نه، نرفتنم به قم در نظر این آقایان نوعی عقب نشینی تلقی می شود که در مرام من نیست لذا تلفنی به میرهادی می زنم وتسلیت مجدد تلفنی می گویم ولی به قم می روم تا به برنامه های دیگرم برسم.
یکشنبه حدود ساعت دوبعداز ظهر بود که به دفتر آیت اله صانعی رسیدم .هنوزنیم ساعتی ننشسته بودیم که از بیرون دفتر، صدای مرگ بر منافق و.. عده ای که پشت در دفتر ایشان تجمع کرده بودند به گوش رسید آقای صانعی گفت جای نگرانی نیست بساط اینها دوازده روز تمام پی ار رحلت آیت الله منتظری درا ینجا برپابوده و امری طبیعی است ! به ایشان گفتم جای ما خنک است ولی این بنده های خدا در هوای گرم ودر زیر آفتاب ایستاده اند! سپس تا مناسب شدن شرایط از ایشان اجازه خواستم قدری استراحت کنم که یک ساعتی خوابیدم .پس از بیدار شدن معلوم شد برنامه آقایان در بیرون ادامه دارد وحالا حالاها قصد متفرق شدن ندارند .
کم کم خبرهایی رسید که از حاد شدن اوضاع حکایت داشت از جمله اینکه آقایان شیشه های دفترآقای صانعی ومنازل اطراف دفترشان را شکسته اند.و بعضی برای محاصره کنندگان آب میوه وغذا می آورند وافرادی را جایگزین نفرات قبلی که از شعاردادن خسته شده بودند می نمایند و...هیچ راه خروجی نبود واز سرهنگ ناجا که مسول امنیت آقایان ساکن یا واردین به قم بود وبا دلسوزی در کنار من بود هم کاری ساخته نبود.با تدبیر ایشان باعبور از خانه های مجاور ابتدا به منزل مرحوم آیت الله منتظری وبعد به مقر سپاه منتقل شدیم و با دخالت مسولین سپاه در ساعت سه بامداد با انجام طرحی که آقایان نام فریب برآن نهادند وبا به حرکت در آوردن سه خودرو از داخل مقرسپاه که در دوجهت حرکت کردند وبا وارد آمدن خسارات سنگین به دو ماشین وماشین ضدگلوله ای که متعلق به بیت المال و با اجازه مقامات امنیتی در اختیار محافظین من بود توانستیم از محاصره خارج شویم.
به تهران که رسیدم خبر دار شدم پس از خارج شدن من از آنجا در ساعت چهارصبح عده ای ازآن افراد به دفاتر آیت الله صانعی و مرحوم آیت الله منتظری حمله کرده وبه داخل آنها وارد شده وتا توانسته اند خرابی ببار آورده اند و ساعت شش بامداد هم این دفاتر توسط مسولین امنیتی قم پلمپ شده اند .
آقای کروبی که حرف می زد برای لحظاتی به چهره اش نگاه می کردم .مردی را می دیدم که با اینکه نزدیک به پنجاه سال است غیرتش را در حمایت از امام برهمگان آشکار کرده است اینک ....
این نوشته ادای دین من به اوست .مردی که در پاسداری از میراث خمینی، معنای ترس را نمی داند و عشق و ارادتش به وی آنقدر بی انتهاست که همواره و در هرجا که باشد از او عطر خوش یاد امام را پراکنده می سازد.
مردی که هرگز به خود نمی اندیشد و دغدغه اش سلامت نظام از انحراف است و بقای جمهوری امام در راهی که فرا روی آن گشوده است.
منبع: وبلاگ غلامعلی رجایی
چند روز بعد از اظهارات جالب وزیر خارجه دولت احمدینژاد درباره جامجهانی و ارتباط آن با کشورهای حامی و مخالف قطعنامه شورای امنیت علیه ایران، تیم مورد حمایت متکی و مدیرعامل خبرگزاری دولت از رقابتهای جامجهانی حذف شد.
به گزارش«پارلماننیوز»، در اولین دیدار از دور یک چهارم نهایی جامجهانی آفریقای جنوبی، تیم فوتبال برزیل برنده پنج دوره از این رقابتها با شکست دو بر یک مقابل هلند از جامجهانی حذف شد.
بدون هیچ توضیحی عینا خبری که هشتم تیرماه در خبرگزاری ایرنا درباره اظهارات فوتبالی وزیر خارجه دولت منتشر شده است، در پی میآید:
"منوچهر متکی" وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران گفت: جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی نشان داد که رویکرد جدیدی در جهان سیاست رخ داده است.
وی روز سه شنبه در نشست صمیمی و صریح با مدیران ارشد، سردبیران، دبیران و خبرنگاران سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) در محل ساختمان مرکزی این نهاد رسانه ای کشور، افزود: آنچه اکنون در صحنه سیاست بین الملل شاهد هستیم، به عینه در نوزدهمین دوره جام جهانی فوتبال به منصه ظهور رسیده است.
وزیر امور خارجه ایران تحلیل کرد که "در این دوره از جام جهانی، قرابت معنی داری میان مسائل حوزه سیاست و دیپلماسی در جهان امروز با فوتبال مشاهده می شود".
متکی که اغلب در چهره اش لبخند و خوشرویی نمایان است، توضیح داد که "کشورهای اصلی و نقش آفرین در تحریم جدید ایران مانند انگلیس، آمریکا و فرانسه در مراحل مقدماتی از رقابت های جام جهانی حذف می شوند و برخی کشورهایی که به نوعی در تحریم نقش داشتند، نیز به مراحل بالاتر جام جهانی راه نیافتند.
وزیر امور خارجه ایران البته توضیح صریحی در این زمینه ارائه نکرد، اما به نظر می رسد، این تشبیه او در نهایت اشاره ای به حذف کشورهای حامی قطعنامه علیه ایران از صحنه سیاست در آینده ای نزدیک باشد.
در این نشست خبری "علی اکبر جوانفکر" مدیرعامل ایرنا نیز به نقش آفرینی برزیل در جام جهانی فوتبال اشاره کرد که این سخن او با ایفای نقش جدی تر و موثرتر برزیل در مسائل جهانی بویژه در مخالفت با قطعنامه ضد ایرانی در شورای امنیت همسو به نظر می رسد.
به گزارش کلمه به نقل از آفتاب، آیت اللَّه ناصر مکارم شیرازی صبح چهارشنبه در دیدار علما و امام جمعه و مسئولین شهرستان میانه ضمن بیان حدیث معروفی از پیغمبر اکرم ( ص) درباره عوامل پیروزی امت اسلامی و شکست احتمالی آنها گفت: مردم کشور ما انقلاب کردند و صدها هزار شهید و اسیر و جانباز دادند تا ارزش های اسلامی را زنده کنند.
وی افزود: هیچکس در هر مقامی باشد حق ندارد این ارزشها را کمرنگ یا بی رنگ کند.
وی اضافه کرد: مسئولان مراقب سخنان خود باشند و بدانند خانواده شهدا و نیروی بسیج مخلص، حوزه های علمیه و تمام وفاداران انقلاب اجازه نخواهند داد مسئله ای مانند امر به معروف که از مسلمات قرآن مجید است و به خصوص مسئله حجاب که از ضروریات اسلام است و امروز به عنوان رمزی از اسلام در همه جا شناخته می شود، زیر سئوال برود.
این مرجع تقلید شیعیان ادامه داد: اگر بی تدبیری ها از حد بگذرد مردم شهیدپرور با زبان دیگری سخن خواهند گفت، مسئولان محترم احترام خود را حفظ کنند و اجازه دهند هر نهادی به وظیفه خود عمل کند.
وی افزود: قانونگذاران قوانین شفاف و حساب شده بر وفق ارزش های اسلامی تنظیم کنند و قوه قضائی به مقابله با جرائم برخیزد و مجریان به وظیفه اصلی خود که اجرای قوانین است بپردازند و از قلمرو خود خارج نشوند تا همان گونه که رهبر انقلاب فرمودند ملت مسلمان و انقلابی ما آسوده خاطر با اتحاد و انسجام وضع داخلی به مقابله با تهدیدات خارجی بپردازد.
به گزارش سایت کلمه به نقل از ایلنا، در ذیل این اطلاعیه که نویسندگان آن، خود را منتسب به جمع کثیری از طلاب، دانشجویان و مردم نامیده بودند، مطالبی در انتقاد از موضع گیریهای اخیر علی لاریجانی در مورد مسائل پیرامونی دانشگاه آزاد و این که هنوز هم نسبت به برخی نامزدهای دهمین انتخابات ریاست جمهوری دچار خوشبینی است، عنوان شده است.
در قسمتهایی از این اطلاعیه آمده است: با توجه به چندین مورد از عمکرد غیر قابل دفاع شما در هیات رییسه مجلس شورای اسلامی، ما همانهایی که به اشتباه به شما رای دادیم، اعلام میکنیم که دیگر نماینده ما نیستید.
اطلاعیه افزوده است: امید است همانگونه که مقام معظم رهبری برای نمایندگان مجلس شان نظارتی را تعریف کردند و مجلس را موظف به قانونی کردن آن نمودند همین شان برای مردم واختیار فسخ وکالت برای آنان روزی قانونی شود.
نویسندگان اطلاعیه یادآورشدهاند: با توجه به تاکیدات آیت الله خامنه ای مبنی بر اینکه هر گاه شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبهای را تصویب میکند، مجلس وارد نشود، شما مصوبهای در مقابل شورای عالی را به رای نمایندگان گذاشتید و میزان تبعیت خود را از ایشان نشان دادید.
در این اطلاعیه خطاب به لاریجانی آمده است: گفته میشود شما به رقیب آقای احمدینژاد رای دادهاید و پیروزی او را نیز تلفنی تبریک گفتهاید، هنوز تکذیب روشنی از شما در این زمینه شنیده نشده است، هرچند قبلا صحت تکذیبهای شما را نیز تجربه کردهایم.
اطلاعیه خاطرنشان کرده است: در ماجرای شروع فتنه شما( لاریجانی) به تلویزیون آمدهاید و خواهان اجازه برگزاری تجمعات برای فتنهگران شدید، در حالی که سیاست رهبری خیابانی نشدن اعتراضات و باج ندادن به فتنهگران بود.
در این اطلاعیه همچنین آمده است: رییس دیوان محاسبات که همکار مادام العمر شما است در گزارش خود از گم شدن یک میلیارد دلار در عملکرد دولت خبر داد و آن را منتشر کرد، ولی بعدها مشخص شده این اتهام بیاساس بود.
نویسنده یا نویسندگان این اطلاعیه خاطرنشان کردند: در میان نمایندگان این مطلب رایج است که رابطه حسنهای با اصلاح طلبان و رابطه نا مهربانانهای با نمایندگان انقلابی دارید تا جایی که یکی از نمایندگان انقلابی از رای دادن به شما برای ریاست مجلس توبه کرده است.
این اطلاعیه خاطرنشان کرده است: شما هنوز نسبت به ... این فتنهگر لجوج و عنود، دچار خوشبینی هستید.
اطلاعیه افزوده است: با توجه به فرمایش آیت الله خامنه ای در زمینه همکاری با دولت، ولی شما همواره با نامهربانی با قوه اجرایی برخورد میکنید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر