-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
عباسعلی نورا، نماینده مستعفی زابل در خصوص انفجارهای اخیر زاهدان گفت: «پس از اعدام ریگی ما به مقامات تذکر داده بودیم و در کمیسیون امنیتملی جلسه گذاشتیم و حتی به صورت انفرادی با برخی مقامات مطرح کردیم که این جندالله دست به اقدامات تلافی جویانه خواهد زد.»
او گفت: «فرهنگ منطقه سیستان و بلوچستان، فرهنگ انتقام است و ما حتی حدس میزدیم که این حادثه احتمال دارد در چه روزهایی اتفاق بیافتد و روزهای مربوط به ائمه شیعه از روزهایی بود که ما احتمال اقدامات تلافی جویانه را میدادیم.»
وی همچنین با اشاره به اینکه «هیچ یک از مسوولان برای مردم استان پیام تسلیت نفرستادند» گفت: «احمدینژاد به مردم بورکینافاسو و دیگر کشورها به دلیل اتفاقات مختلف پیام تسلیت میدهد. آیا خون مردم مظلوم سیستان و بلوچستان از خون مردم بورکینافاسو کمرنگتر است؟»
شامگاه پنجشنبه 23 تیر در مسجد جامع زاهدان دو انفجار انتحاری توسط گروه جندالله روی داد و حسینعلی شهریاری و عباسعلی نورا، نمایندگان زاهدان و زابل به دلیل «ناامنی» در استان سیستان و بلوچستان از سمت خود استعفا کردند.
همچنین پیمان فروزش، دیگر نماینده شهر زاهدان نیز به شیوه مدیریت استان سیستان و بلوچستان اعتراض کرد و گفت: «اگر امنیت این شهر فراهم نشود از نمایندگی مجلس استعفا خواهند کرد.
طی این انفجار ده نفر از جمله چند مامور سپاه کشته و صدها نفر زخمی شدند.
علیرضا پناهیان میگوید هر کس که شورای نگهبان و ولیه فقیه را قبول ندارد باید اعدام شود. بخشی از سخنان وی: «من خیانت به امام زمان و فرجاش بکنم با سقوط در مقابل این رجالههای کثیف؟ که استدلال و استعداد قتل اباعبدالله الحسین از شرارههای چشمهای کثیفشون میبارد؟ من دوست و دشمن رو قاطی نمیکنم ولی دوستان حسین رو کشتن. یک نفر در تاریخ بگوید که دشمنان حسین رو کشتن. ماستمالیزیشن داریم میکنیم همهی مسائل رو. مماشات میکنیم. شورای نگهبان رو قبول نداری مفسد فیالارضی. مفسد فیالارض حکمش اعدام است. قیام علیه نظام اسلامی حکمش اعدام است. فتنه کردن و آشوب کردن حکماش اعدام است.»
رئیس کل بانک مرکزی از حذف چک پول ها پس از اخذ مجوز انتشار اسکناس های درشت خبر داد .
محمود بهمنی زمان انتشار اسکناسهای پنجاه و صد هزار تومانی را اعلام نکرد و گفت: با توجه به اینکه باید چک پولها در مقطعی از زمان از گردونه خارج شود، زمانی که مجوز چاپ اسکناس درشت تر را اخذ کنیم، چک پولها نیز از گردونه خارج میشوند.
او همچنین با تاكید بر لزوم رعایت نرخهای سود بانكی در بخش سپرده و تسهیلات در تمام موسسات و بانكها از تشکیل کمیتهای برای بررسی صورت وضعیت مالی و سود پرداختی واقعی به سپردهها خبر داد و گفت: این کمیته بررسی میکند که آیا سود اعلام شده توسط بانکها همان سود واقعی است یا خیر و پس از تایید کمیته بانکها میتوانند نسبت به پرداخت سود واقعی اقدام کنند.
رئیس کل بانک مرکزی همچنین گفت: موسسات و بانکها نباید سود علی الحساب سپردهها را بیش از 17 درصد پرداخت کنند، البته در پایان سال پس از محاسبه سود قطعی میتوانند درصد بیشتری را به سپرده گذاران بپردازند.
ليويا لئو اگوستی سفیر سوئیس در تهران 23 تیر ماه در روستای كلانه شهرستان شیروان دستگیر و پس از چند ساعت بازداشت، آزاد شد.
در حالی که خبرگزاری فارس مدعی شد وی به اتهام سفر به يكي از روستاهاي مرزي بدون اطلاع دستگاههاي ذيربط بازداشت شد، یک مقام مسئول وزارت امور خارجه اعلام کرد: «سفر خانم لیویا لئو اگوستی، سفیر سوئیس در تهران به یکی از روستاهای شمال خراسان شمالی با هماهنگی و مجوز کامل وزارت امور خارجه انجام شده است.»
وی دلیل بازداشت لیویا لئو اگوستی را «عدم شناسایی» دانست و گفت: «نیروهای امنیتی محلی 23 تیر ماه سفیر سوئیس را به دلیل عدم شناسایی به طور موقت بازداشت کردند که پس از هماهنگی با دستگاههای ذیربط، فوراً آزاد شد.»
بازداشت این دیپلمات عالیرتبه سوئیسی در ایران در حالی صورت گرفت که بر اساس ماده ۲۹ کنوانسیون وین درباره روابط سیاسی کشورها که ایران نیز از امضاکنندگان آن است «مامور سیاسی مصون است و نمیتوان او را به هیچ عنوان مورد توقیف یا بازداشت قرار داد.»
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت که «انفجارهای زاهدان نظر کارشناسان قضائی و امنیتی استان سیستان و بلوچستان را به اثبات رسانده که معتقد بودند اعدام عبدالمالک ریگی میبایست تا ریشه کن شدن کلیه عوامل گروهک وی به تأخیر میافتاد.»
دولت ایران عبدالمالک ریگی، رهبر سابق گروه جندالله را به «محاربه و افساد فی الارض» محکوم و او را در ۳۰ خرداد اعدام کرد. گروه جندالله پس از حملات مرگبار شامگاه پنجشنبه، در تماسی با شبکه العربیه اعلام کرد که انفجارهای مسجد زاهدان «انتقام خون عبدالمالک ریگی بود.»
به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی «این کارشناسان (امنیتی) درباره چگونگی محاکمه و زمان اعدام این شرور، نقطه نظرات کارشناسانهای داشتند که به آنها توجه نشد.»
این روزنامه همچنین در انتقاد از تحلیلهای صدا و سیما نوشته است: «فردي كه تحت عنوان "كارشناس سياسي" با خبر ساعت 14 ديروز شبكه اول سيماي جمهوري اسلامي مصاحبه ميكرد، انفجارهاي شب جمعه زاهدان را نتيجه خشم دولت آمريكا از شكست در ماجراي شهرام اميري دانست! عجيب است كه تلويزيون با افرادي به عنوان كارشناس سياسي مصاحبه ميكند كه با اظهارات خود، قدرت آمريكا را در ترتيب دادن چنين انفجارهائي در فرصتي بسيار كوتاه يعني درست در روز ورود شهرام اميري به تهران به رخ ميكشند.»
رييس ستاد حمل و نقل و مديريت مصرف سوخت از اجراي بسته سياستي حمل و نقل و سوخت در راستاي طرح هدفمند کردن يارانهها براي اولين بار در شهر مشهد خبر داد.
رويانيان گفت: اين طرح به منظور اثبات اجرايي شدن برنامه و تاثيرگذاري آن بر تورم ناشي از آزادسازي سوخت و انرژی در اين شهر اجرا خواهد شد.
وی از آغاز به کار طرح استفاده از من کارت (كارت الكترونيكي هوشمند) در آينده نزديک در شهر مشهد سخن گفت و مزاياي استفاده از اين کارت را کنترل و نظارت دقيق بر ناوگان اتوبوسراني، تاکسيها، پرداخت الکترونيکي بهاي خدمات و استفاده از دوچرخههاي عمومي برشمرد.
رویانیان تاکید كرد: طي 6 ماه آينده شهرداري مشهد بايد نسبت به مكانيزه و هوشمند كردن سيستم اتوبوسراني، تاكسيراني و همچنين اجرايي كردن پرداخت الكترونيكي يكپارچه شامل كرايه اتوبوس، تاكسي، قطار شهري و هزينه معاينه فني خودرو اقدام كند.
رييس ستاد حمل و نقل و مديريت مصرف سوخت افزود: حداكثر ظرف 6 ماه باید 15 جايگاه عرضهCNG احداث و تجهيز گردد و چهار جايگاه LPGنيز به بهرهبرداري برسد.
محمود صلاحي، استاندار خراسان رضوي نيز با اشاره به انتخاب اين استان به عنوان پايلوت اجراي بسته سياستي حمل و نقل و سوخت در خصوص هدفمندكردن يارانهها، مشهد را با حدود سه ميليون جمعيت و تردد ساليانه بيش از 24 ميليون مسافر داخلي و يك ميليون مسافر خارجي بعد از تهران، دومين كلانشهر ایران عنوان کرد.
اطلاعيه دفتر امور موسيقي وزارت ارشاد در محكوميت اخلال در كنسرت حسامالدين سراج از چند زاويه قابل تحليل است:
اول:نگاهي به پيشينه اين گونه رفتارها نشان ميدهد كه سابقه چنين برخوردهايي در دو دهه اخير وجود داشته، اما هيچگاه مركز سرود و آهنگهاي انقلابي (دهه شصت و هفتاد) و مركز موسيقي (دهه هفتاد و هشتاد) وزارت ارشاد، در برابر چنين برخوردهايي موضع رسمي نميگرفت و تنها به لابيگري پشتپرده اكتفا ميكردند و واكنش مستقيمي كه حاكي از محكوميت اين گونه اخلال گريها باشد، مشاهده نشده است و يا حداقل نگارنده به ياد ندارد كه دستاندركاران موسيقي وزارت ارشاد بيانيه رسمي بدهند در جهت محكوم كردن چنين كاري.لذا اين اقدام وزارت ارشاد و دفتر موسيقي را بايد به فال نيك گرفت.[دفتر موسيقي اخلال در كنسرت سراج را محكوم كرد]
دوم:اگر خوانندهاي با مسئوليتها و شرح وظايف دفتر امور موسيقي وزارت ارشاد و اصولا وزارت ارشاد، آشنا نباشد، و اطلاعيه ياد شده را بخواند، فكر ميكند اين بيانيه از سوي نهادي خارج از مجموعه دولت صادر شده است. براي نمونه اگر خانه موسيقي متني با چنين محتوايي صادر ميكرد، كمتر كسي تعجب ميكرد، چرا كه خانه موسيقي نهادي مدني است كه بايد نسبت به برخي هنجار شكنيها و البته تهديدات نسبت به يكي از اعضاي صنف خود واكنش نشان ميداد و دولت و مردم را نسبت به اصل ماجرا آگاه ميكرد. که اتفاقابیانیه ایهم در محکومیت این جریان صادر کرد.
اما اين بيانيه ضمن آنكه نخستين بار است كه از سوي نهادي دولتي در دفاع از يك هنرمند و البته دفاع از مجوز داده شده صادر ميشود، اما در ذات خود تنها به چند توصيه بسنده كرده است و داستان آن عاشقي را در مثنوي مولوي به ياد آدمي ميآورد كه مدتها به معشوقهاش نامه مينوشت و زماني هم كه به ديدار معشوقش نائل آمد، باز هم نامه مينوشت كه معشوق گفت: ضرورت نامهنگاري در حالي كه من نزديك توام چيست. اكنون وقت كاري ديگر است و نه نامهنگاري؟
سوم:پيشنهاد نگارنده اين است كه دفتر امور موسيقي وزارت ارشاد نه به صرف اين كه ازحسامالدين سراج، يك هنرمند موسيقي، كه از جمله نمادها و قلههاي هنر موسيقي آوازي در دوران انقلاب به شمار ميرود، دفاع ميكند كه البته كاري شايسته تقدير و پسنديده است، كه براي دفاع از قانون و مجوزي كه خود داده است، به اين اندازه اكتفا نكند و مسئوليت پيگيري اين ماجرا را به نيروي انتظامي حواله ندهد بلكه خود آسيتن همت به كمر بندد و به شكايت از اخلالگران بپردازد و تا زماني كه آنها را به جزاي جرمي كه مرتكب شدهاند نرساند، از پاي ننشيند. چون اين گروه نه تنها به هنرمندي چون سراج و گروهش توهين كردهاند، كه مهمتر از آن بر عليه مجوز نهادي رسمي و قانوني علم طغيان برداشتهاند كه گناه اين دومي كم از اولي نيست. در غير اين صورت دست اين كوتاهآستينان درازتر خواهد شد و روزي را شاهد خواهيم بود كمتر هنرمندي بتواند در شهرستانها به اجراي كنسرت بپردازد.
احمد توکلی با استناد به گزارش کمیته حقیقتیاب مجلس گفته است که سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران از «مسببان» اتفاقات بازداشتگاه کهریزک است و باید به پرونده او رسیدگی شود.
بر اساس گزارشهایی که امروز منتشر شده، آقای توکلی که در مراسم سالگرد محسن روح الامینی در مسجد ولیعصر تهران حضور یافته بود، با تقدیر از پیگیری پرونده کهریزک از سوی دستگاه قضایی خواستار تعقیب آمران اصلی این مسئله بهویژه دادستان سابق تهران شد.
هفته گذشته وبسایت روزآنلاین جزئیات احکام متهمان بازداشتگاه کهریزک و هویت آنها را منتشر کرد که برخی خانوادههای قربانیان حوادث این بازداشتگاه به احکام صادر شده اعتراض کردند.
پس از رسیدگی به اتهامات متهمان حادثه کهریزک در دادگاه نظامی تهران، طبق حکم بدوی، دو نفر از متهمان محکوم به قصاص و برای باقی متهمان احکامی مانند حبس و انفصال از خدمت و جزای نقدی صادر شد.
معاون سازمان سنجش گفت مشکل آزمون تافل حل می شود. ابراهیم کدخدایی در مورد خبري مبني بر لغو آزمون تافل گفت: بحث لغو آزمون تافل مطرح نبوده و داوطلباني كه براي آزمون چهار ماه آينده ثبتنام كردهاند، مشكلي نخواهند داشت.
موسسه ای.تی.سی که برگزار کننده آزمون تافل است، اعلام کرده بود آزمون زبان انگلیسی تافل در ایران به دلیل تحریم بانکهای ایرانی در قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل تا پیداشدن راه حل جایگزین، برگزار نمیشود. به نوشته سایت این موسسه متقاضیان آزمون تافل در ایران به دلیل شرایط تحریم، نمیتوانند هزینه ثبت نام را از داخل ایران پرداخت کنند.
ابراهیم کدخدايي معاون سازمان سنجش با بيان اينكه در مورد آزمون GRE که در کنار تافل برگزار می شود هیچ مشکلی وجود ندارد گفت در رابطه با آزمون تافل مشكلي در زمينه ارسال هزينه ثبتنام وجود دارد كه با تماسها و ارتباطات مكرر در حال رفع اين مساله هستيم.
معاون سازمان سنجش با بيان اينكه پيشبيني ميكنيم تا 31 تير ماه مشكل آزمون چهارماه آينده تافل نيز حل شود، ادامه داد: هيچ آزموني تا چهار ماه آينده لغو نشده است و داوطلباني كه ثبتنام كردهاند ميتوانند در آزمونها شركت كنند.
جبهه مشارکت در بیانیهای در واکنش به انفجارهای زاهدان اعلام کرده که «تنها دستاورد دولت کودتا سیاست ارعاب، خشونت و سرکوب است بر همه ابعاد زندگی ایرانیان سایه انداخته و به طور مساوی و بدون هیچ تبعیضی در حق همه ایرانیان اعمال میشود.»
در این بیانیه آمده است: «سیستان و بلوچستان که مظهر همزیستی ایرانیان با مذاهب گوناگون و گویشها و زبانهای متفاوت و آداب و رسوم مختلف بوده است چندی است در آتش جهل و خشونت و کینه و انتقام میسوزد و شاهد حوادث تلخی است که چارهی آن مشت آهنین نیست، بلکه پیش از آن با سر پنجه تدبیر و رأفت و حسن نیت با ساکنان آن خطه قابل پیشگیری است.»
جبههی مشارکت در ادامهی بیانیه خود بحرانهایی همچون بحران در جنوب شرقی ایران را ناشی از سیاستهایی دانسته که «ایرانیان را به طور نامساوی درجهبندی میکند و برای آنها حقوق متفاوت قائل میشود». این گونه سیاستها به گفتهی جبهه مشارکت «سبب رشد تبعیض و احساس نابرابری شده و امکان سوءاستفاده از نارضایتی مردم را توسط عوامل تروریستی وابسته فراهم میآورد».
این حزب اصلاحطلب در پایان بیانیه خود نوشته است: «در این میان هرچند استعفای درد مندانه و مسوولیت پذیرانه نمایندگان زاهدان در مجلس شورای اسلامی، که خود انتقادی است بر اعمال این سیاست ناکارآمد، قابل تقدیر است اما چاره اصلی درد کنار گذاشته شدن کودتا گرانی است که ناکار آمدی آنها در تامین اولیه ترین نیازهای مردم یعنی امنیت، نان و آزادی به اثبات رسیده است.»
در جریان دو حمله انتحارى که شامگاه پنجشنبه در مقابل در ورودى مسجد جامع زاهدان روى داد ۲۷ نفر کشته و دستکم ۲۷۰ نفر دیگر زخمى شدند. گروه جندالله در بیانیهای مسئولیت این حملات را بر عهده گرفت.
یک دادگاه فدرال آمریکا با صدور حکمی گفته است وزارت خارجه آمریکا باید به مجاهدین فرصتی برای دفاع از اتهام تروریست بودن بدهد.
پی جی کراولی سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در واکنش به این حکم گفت درخواست دادگاه تجدید نظر دریافت شده و مورد مطالعه قرار خواهد گرفت اما تا زمانی که این بررسی انجام می شود نام سازمان مجاهدین همچنان در فهرست سازمان های خارجی تروریستی باقی می ماند.
وزارت خارجه آمریکا در گذشته گفته است مدارکی سری دارد که نشان می دهد این گروه همچنان باید در فهرست گروه های تروریستی باقی بماند.
سازمان مجاهدین که سالهاست در عراق مستقر است می گوید از سال ۲۰۰۱ تاکنون هیچ عملیات نظامی علیه ایران انجام نداده و خشونت را محکوم کرده است. سال گذشته نیز اتحادیه اروپا سازمان مجاهدین را از فهرست گروه های تروریستی خود خارج کرد.
از سوی دیگر، دادگاهی در عراق یکشنبه گذشته دستور بازداشت ۳۹ عضو مجاهدین از جمله مسعود و مریم رجوی را به اتهام جنایت علیه بشریت صادر کرده بود. دلیل این اتهام، کمک به صدام حسین، در سرکوب قیام "انتفاضه شیعه" در سال 1991 اعلام شده است. اما سازمان مجاهدین خلق این همکاری را تکذیب می کند.
سازمان مجاهدین خلق در جریان جنگ هشت ساله ایران و عراق، به ارتش صدام حسین کمک کرد، که به عقیده بسیاری از تحلیلگران منجر به عدم محبوبیت گسترده این سازمان در بین مردم ایران شد.
معاون سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهر تهران با بیان اینکه در میان متکدیان و مافیای تکدیگری افرادی با مدارک تحصیلی بالای کارشناسی هم پیدا می شود گفت: «بسیاری از متکدیان تهرانی با قوانین و مقررات حقوقی آشنا هستند و می دانند چگونه از دست قانون فرار کنند.»
صادق اوالی گفت: «آنها می دانند با در دست داشتن پاکتهای فال، جوراب و سایر اجناس قابل فروش از جرم تکدی گری مبرا و به عنوان دستفروش محاکمه می شوند که نتیجه آن آزادی است.»
به گفته وی: «در ایران دهها سازمان به طور موازی با هدف کاهش آسیبهای اجتماعی فعالیت می کنند درحالی که مدیریت واحدی برعملکرد آنها نظارت ندارد.»
او با بیان اینکه «شهرداری تهران تنها برای جمع آوری متکدیان و معتادان با چالشهای بزرگی روبرو است» گفت: «میلیاردها تومان هزینه شهرداری برای جمع آوری، استحمام، نگهداری واشتغال متکدیان با یک حکم ضابط قضائی و به دلیل وجود مبالغ زیادی پول در جیب متکدی و اظهارات وی مبنی بر دستفروش بودن بی نتیجه مانده و متکدی دوباره به آغوش خیابانها و پارکها بازمی گردد.»
«شهرداری متکدیان را از سطح شهر جمع آوری کرده و در مرکز خاوران نگهداری می کند تا پس از تکمیل پرونده و دستور ضابطان قضائی به سازمانهای ذیصلاح تحویل داده شوند در حالی که نمایندگان قوه قضائیه پس از شنیدن اظهارات متکدیان اعلام میکنند این اشخاص متکدی نبوده و فال فروش هستند و بر اساس قانون دستفروشی به آنها اخطار داده و آزاد می شوند.»
الیاس نادران، نماینده تهران از بررسی طرحی در مجلس خبر داد که در آن «به منظور جلوگیری از بیقانونهای صورت گرفته» قرارداد مخابرات و سپاه باطل و شرکت مخابرات به دولت بازگردانده خواهد شد.
در بزرگترین معامله تاریخ بورس ایران در مهر ماه سال گذشته نیمی از سهام شرکت مخابرات به ارزش حدود هشت میلیارد دلار به شرکت های وابسته به سپاه پاسداران و نهادهای زیر نظر آیتالله خامنهای فروخته شد. واگذاری این سهام انتقادهای زیادی به دنبال داشت و یکی از مهمترین انتقادها ایجاد انحصار بود.
آقای نادران در مصاحبه با الف گفت که «بر اساس شاخصهای اقتصادی و بخش صنعت، در بسیاری از صنایع اگر بیش از 25 درصد سهام یک صنعتی که در اختیار یک کنسرسیوم باشد، آن کنسرسیوم در آن بازاراقتصادی حاکم خواهد یافت اما امروز در مخابرات نسبت بسیار فراتر از حد می باشد.»
وی با اشاره به اینکه «صحبتهایی در مجلس در این زمینه آغاز شده» گفت: «امیدوارم انشاءالله مرکز پژوهشهای مجلس زودتر این اقدام حقوقی را انجام بدهد و نظر کارشناسیاش را بدهد تا ببینیم آیا امکان لغو این قرارداد وجود دارد یا خیر»
چند روز قبل آقای نادران در مجلس این قرارداد را غیرقانونی خوانده بود و از وزیر اقتصاد و دارایی که در مجلس برای پاسخ به سوال نمایندگان درباره این قرارداد حاضر شده بود، پاسخ خواست.
نماینده تهران در مجلس خطاب به وزیر اقتصاد و دارایی گفته بود: «شما انحصار دولتی را به انحصار غیر دولتی تبدیل کرده اید و اگر تا روز گذشته می توانستیم از وزیر مربوطه درباره مشکلات مخابرات بپرسیم امروز دیگر حتی به دلیل واگذاری آن به بخشی که شبه خصوصی است نمی توان درباره کاستی ها سئوال کرد.»
احمدرضا رادان، جانشين فرمانده نيروي انتظامي گفت که پليس ۴۰ نفر را كه «قصد ايجاد ناامني» در شهر زاهدان را داشتند دستگير كرد.
آقای رادان که اکنون در زاهدان حضور دارد وضعيت امنيتي زاهدان را «عادي» توصیف کرد و گفت که «پس از انفجار بمب در شهر زاهدان عدهاي قصد ايجاد ناامني در شهر را داشتند، كه اين افراد با حمايت مردم و توسط پليس دستگير شدند.»
وی همچنین از کشته شدن ۲ تن از مأموران نيروي انتظامي و مجروح شدن ۱۰ تن از پرسنل این نیرو خبر داد و گفت که «حال تعدادي از آنان وخيم است.»
در جریان دو حمله انتحارى که شامگاه پنجشنبه در مقابل در ورودى مسجد جامع زاهدان روى داد تاکنون ۲۷ نفر کشته و دستکم ۲۷۰ نفر دیگر زخمى شدهاند که گروه جندالله در بیانیهای مسئولیت این حملات را بر عهده گرفت.
اما آقای رادان با اشاره به اینکه «ريشه ناامنيهاي شكل گرفته در سيستان و بلوچستان در آن سوي مرزها دارد» گفت: «هشدار مي دهيم كه صبر و تحمل ايران مدت دارد.»
به گفتهی احمدرضا رادان «جمهوري اسلامي اين حق را براي خود قائل ميداند كه بتواند با اشراري كه ناامني ايجاد كنند و به آن سوي مرز متواري مي شوند، برخورد كند.»
پدر یکی از کشته شدگان اعتراضات سال گذشته، می گوید: "پسر من بسیجی نبود، تو را به خدا دروغ ننویسید."
او در گفتگو با جرس می گوید: "پسر جوان مرا کشتند بعد در بنیاد شهید به من گفتند باید افتخار هم بکنید که بچه شما بسیجی باشد. گفتم وقتی پسر من بسیجی نبود، چرا باید دروغ بگویم"
خبرگزاری های هوادار دولت عکسی از مراسمی به نام «سالگرد شهدای فتنه» منتشر کرده بودند که به گفته خودشان برای شهدای بسیجی برگزار شده بود. در این تصویر، خواهر و خواهرزاده داود صدری که در اعتراضات روز 25 خرداد سال گذشته کشته شده، عکس او را به دست گرفته اند.
طاهره صدری خواهر داود 26 ساله به جرس می گوید: نه برادرم بسیجی است و نه هیچ یک دیگر از اعضای خانواده. تنها به این دلیل که به خانه ما زنگ زدند و گفتند در آن مراسم شرکت کنید، رفتیم.
مسیح علی نژاد که برای جرس با خانواده صدری مصاحبه کرده می نویسد: وقتی رایها را می دزدند، دزدیدن هویت آدم ها برایشان کاری ندارد.
آقای صدری پدر داود، بارها به جایی که داود صدری پسر 26 ساله اش تیرخورده رفته و همه شاهدان به او گفته اند گلوله از بالای پشت بام پایگاه بسیج مقداد شلیک شده است. اما او می گوید تنها پاسخ دستگاه قضایی این بوده که لباس شخصی ها به پسرش شلیک کرده اند.
آقای صدری می پرسد چرا باید دست این لباس شخصی ها اسلحه داد؟ او که خود پیش از انقلاب ایران یک نظامی بوده می گوید شلیک گلوله فقط برای حفظ جان و اسلحه ممکن است. تازه باید کمر به پایین را هدف قرار داد نه قلب و سینه. آیا جواب یک شعار «رای من کو» گلوله بود؟ نمی توانستند صبوری کنند تا این همه مردم شب به خانه هایشان برگردند و باید تظاهرات را با گلوله تمام می کردند؟ لباس شخصی کجا بود؟ همه می دانند که از بالای پشت بام پایگاه بسیج مقداد به سمت پسرم شلیک شده است.
آقای صدری می گوید پسرم زمانی که گلوله خورد کیفی همراهش بود که کلیه مدارکش به همراه سه میلیون تومان پول نقد در آن بود. همه مدارک را به ما برگرداندند به جز مبلغ نقدی را. وقتی مراجعه کردیم، گفتند حتما همانجا که تیر خورده، کیفش را دزدیده اند. اگر کیف پسرم را مردم دزدیده بودند، پس مدارک را چطور به ما برگرداندند؟
او همچنین از کنترل شدن تلفن خانه خودشان و همه اقوامشان گله می کند و می گوید اگر می خواهند همین قدر را هم نگوییم، بیایند مرا هم اعدام کنند.
پدر داود می گوید: " من روی تخت افتاده بودم، مریض بودم، این پسر عصای دستم بود، کمک حال خانواده بود، همه زندگی ما بود…" و گریه حرفش را ناتمام باقی می گذارد.
سازمان عفو بین الملل و سازمان گزارشگران بدون مرز با انتشار بیانیهای مشترک با ابراز نگرانی از وضعیت سلامت زندانیان سیاسی در ایران، محروم کردن این افراد را از معالجات پزشکی مصداق شکنجه دانستند.
در بیانیه این دو سازمان مدافع حقوق بشر آمده است: ««یک سال پس از آغاز کارزار گسترده سرکوب تظاهراتهای اعتراضی به انتخاب مورد مناقشه محمود احمدی نژاد، همچنان صدها زندانی در شرایط غیر انسانی و تحقير آميز، در زندانهای ایران نگاهداری میشوند. و ابتدایی ترین حقوق آنها از جمله بهرهمند شدن از درمان پزشکی مناسب پایمال میشود.»
این دو سازمان افزودهاند «ما بار ديگر زندانی کردن خودسرانه زندانيان عقيدتی و همچنين بدرفتاری با آنها را محکوم میکنيم. مقامات مسئول ايران بايد به فوريت و بدون قيد و شرط همهی کسانی را که تنها به علت فعاليت مطبوعاتی و يا استفاده مسالمت آميز از حقوق خود در عرصه آزادی بيان، تشکيل انجمن و يا شرکت در تجمعات، بازداشت شدهاند، آزاد کنند.»
به گفتهی این دو سازمان حامی حقوق بشر «محرومیت از درمان پزشکی تحمیل شده بر زندانیان با هدف اعمال فشار بیشتر بر زندانیان و خانواده های آنها انجام میگیرد.»
رضا معینی، از مسئولین سازمان گزارشگران بدون مرز گفته است که این سازمان و سازمان عفو بین الملل بر اساس مجموعه اطلاعاتی که از خانوادهها، رسانهها و از کسانی که از داخل زندان اطلاعات دارند، شرایط روزنامهنگاران و زندانیان عقیدتی در ایران را وخیم و دشوار دانستهاند.
آقای معینی نگرانی از وضعیت خطرناک زندانیان را از دلایل انتشار این بیانیه مشترک دانسته و گفته است که بر اساس منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد و حتی آیین نامه اجرایی زندان ها در ایران، عدم کمک درمانی به زندانیان بیمار، نوعی شکنجه محسوب میشود.
حدود سه ماه پیش، سازمان گزارشگران بدون مرز با انتشار اطلاعیه ای نگرانی عمیق خود را درباره وضعیت روزنامه نگاران زندانی در ایران اعلام کرده بود.
در یک سال گذشته و در پی رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران و بازداشت های گسترده روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و اجتماعی در ایران، این دو سازمان فعال در زمینه حقوق بشر و آزادی بیان بارها نسبت به نقض حقوق بشر در ایران هشدار داده اند.
در پي مناقشات اخير جامعه سينمايي، انجمن صنفي ويدئو رسانه کشور، طی بیانیهای اعتراض خود را به مطالبی در خصوص سینمای مبتذل، تولید فیلم توسط موسسات ویدئو رسانه و نابودی سینما توسط شبکه نمایش خانگی اعلام کرده است.
در این بیانیه که با امضاء محمدعلی زم، رئیس هیأت مدیره انجمن صنفی ويدئو رسانه منتشر شده، ضمن ابراز تاسف از مطالب اینچنینی آمده است: «تعدادی از دست اندرکاران بخشی نگر و فاقد تحلیل از واقعیتهای فرهنگی و اقتصادی کشور، نادانسته و ناخودآگاه، آب به آسیاب کسانی می ریزند که کمر همت به نابودی سینمای کشور و صنعت نمایش خانگی بسته و با پناه گرفتن در پوشش افراد متظاهر در صدد رسیدن به مطامع خود می باشند.»
طبق این بیانیه «فقدان پژوهش های راهبردی در زمینه فروریزی مخاطب سبب شده است که مخاطب سینمای ایران از 81 میلیون نفربلیط در سال 68 به 8 میلیون نفر بلیط در سال 88 تنزل پیدا کند.»
در این بیانیه در خصوص «بازار فروریخته» موسسات ویدویی آمده است: «صنعت پر التهاب و تحول نمایش خانگی که با انقراض تدریجی سیدی و جایگزینی بلو-ری، فلش و هارد شرایط اقتصادی بدتری از وضع موجود را در پیش دارد در معرض وانتظار آسیب جدی تری بخاطر بیش خواهی های درون صنفی، باورها و تحلیل های غلط اقتصادی جامعه سینمایی و تحمیل های ناصواب دولتی قرار دارد و اگر رسیدگی عاجل به این محتضر، در دستور کار دولت، جامعه سینمایی و صنف ویدئو رسانه قرار نگیرد در اندک زمانی دیگر باید خود را آماده تشیع پیکر موسسات ورشکسته ویدئو رسانه نمود.»
همچنین در نقد رسانه ملی آمده است: «در نتیجه اعمال سیاستهای ناصواب در حق سینمای ملی اصلی ترین سرمایه و بدنه و عامه سینما، که هنرپیشگان، کارگردانان و تهیه کنندگان هستند و می باید همه ظرفیت و اوقات آنها در جهت تقویت مدیوم اندازه سینمای ملی و برافراشتن پرچمهای فتح جهانی آن هزینه گردد ، صرف تولید سریالها و فیلم هایی می شود که اغلب بیش از یک بار امکان دیده شدن پیدا نمیکنند میشود.»
«حدود سه میلیاردو پانصد میلیونDVD فیلم مجاز و غیر مجاز در بازار قاچاق در دسترس مردم قرار دارد و در برابر آن فقط 100 میلیون تیراژ سهم فیلم مجازی در شبکه قانونی ویدئویی کشور عرضه می گردد.»
«درآمد هفتصد میلیارد تومانی بازار قاچاق نه تنها کمکی به تقویت و توسعه فرهنگ و هنر سینمای ملی نمی کند بلکه زیان نادیده گرفتن این پولشویی در چرخه اقتصاد ملی غیر قابل انکار و موجب هدر و نابودی سرمایه انسانی، اقتصادی و فرهنگی کشور می شود.»
پیش ازاین افرادی همچون سعید رجبی فروتن مدیرکل همکاری های سمعی و بصری و نمایش خانگی امور سینمایی وزارت ارشاد، و فریدون جیرانی کارگردان سینما، از شکلگیری و پیشرفت سینما مبتذل در ایران حرف زده بودند.
در دو بمبگذاری انتحاری در زاهدان دهها نفر کشته و زخمی شدند. حالا ست که همه اگر لیوان آب دستشان هست زمین می گذارند و بلوچستان را در صدر اخبار می نشانند اما وقتی دسته دسته جوان را بالای دار می برند و باد برایمان جنازه میرقصاند بلوچستان از ته اخبار هم غایب است.
همین چند روز قبل مراسم ختم بخاری که یکی از مراسم مذهبی اهل تسنن هست بدون هیچ دلیل و توضیحی ممنوع اعلام شد و هیچکدام از خبرگزاریها حتی خبر نشدند که خبری شده است.
وقتی از درد و رنجها و اعدام و زندان و شکنجه و اجحافاتی که به استان میشود خبری در اخبار نباشد آن استان خبرساز خواهد شد. در آن استان مرگ ارزان خواهد شد؛ زیستن بی ارزش خواهد شد و جوانان، مرگ طلب خواهند شد.
روشنفکران و گروههای سیاسی ای که به مبارزه مسلحانه اعتقاد ندارند بارها و بارها نوشتند و هشدار دادند اما در این نظام کجاست گوشی شنوا. طبیعی است که در چنین حالتی، در جذب جوانان، برنده اصلی جندالله است. دو جوان که باید پر باشند از شور زندگی، تلخی مرگ پاشیدهاند بر دهها انسان. دیری است که در استان ما زندگی ها چنان بر باد میرود که باد میبرد برگها را.
بیهوده است که کسی از چون منی توقع داشته باشد کشت و کشتار و خون و خون ریزی را تایید کنم.
بیهوده تر از آن توقعی است که کسی داشته باشد من گلوی ولی فقیه جاهل و نادان را رها کنم و بچسبم به جنایاتی که بر اثر جنایات او در دیار من قد علم کرده. در مسابقه ی مرگ افشانی برنده ای وجود ندارد هر چه زودتر متوقف نشود کثیفتر و غیر قابل توقف تر خواهد شد.
یک ژنرال روس می گوید آمریکایی ها حتی به جاسوسان با ارزش خود در دوره شوروی هم مبالغ میلیونی پیشنهاد نمی کردند.
گنادی یفستافیف ژنرال سابق سازمان اطلاعات خارجی روسیه در باره ادعای آمریکایی ها در باره پرداخت 5 میلبون دلار به شهرام امیری گفت: «اگر قبول کنیم که اطلاعات مندرج در مطبوعات صحت داشته باشد، آمریکایی ها می خواهند بدین ترتیب امیری را که تصمیم گرفته به میهن خود باز گردد، بی اعتبار کنند.»
وی همچنین احتمال داد که اخبار مربوط به پرداخت هزینه های هنگفت ممکن است برای جذب دیگر کارشناسان اتمی ایران اعلام شده باشد.
این کارشناس امنیتی روسیه که با خبرگزاری ریانووستی گفتگو می کرد معتقد است: «مبلغ 50 میلیون دلاری ادعا شده توسط امیری (که گویا او از گرفتن آن امتناع ورزیده) را می توان به نوعی خیال پردازی شرقی مابانه نامید.»
این ژنرال سابق روس همچنین گفت: «نباید این احتمال را نادیده گرفت که امیری مامور امنیتی ایران بوده که خودشان عملیات انتقالش به آمریکا را سازماندهی کرده اند. این بازی پیچیده ای است و به دشواری می توان گفت که چه پایانی خواهد داشت، چرا که مامورین امنیتی هر دو طرف از خلاقیت های شگفت انگیزی برخوردارند.»
به نظر ژنرال روس امیری اکنون تحت نظارت شدید قرار خواهد گرفت و «هر قدم نادرست وی ممکن است به بهای از دست دادن جانش تمام شود. در هر صورت او به سرنوشت خوبی دچار نشد.»
به دنبال انجام دو حمله انتحارى مرگبار در شهر زاهدان، باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا با محکومیت این حملات «قتل غیرنظامیان بیگناه را در محل عبادتشان» را جرمی غیرقابل تحمل دانست.
آقای اوباما با صدور بیانیه ای «همه اشکال تروریسم» را محکوم کرد و افزود: «آمریکا در کنار خانواده ها و کسانی که عزیزانشان کشته و مجروح شده اند و نیز در کنار مردم ایران در مقابل این بی عدالتی ایستاده است.»
اتحادیه اروپا نیز حملات تروریستی در مسجد جامع زاهدان را به شدت محکوم کرد و آن را «عملیاتی بزدلانه» خواند. به گفته سخنگوی کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، «هیچ توجیهی برای این حمله پذیرفتنی نیست.» در اطلاعیه اتحادیه اروپا که در روز جمعه (۱۶ ژوئیه) منتشر شد، خانم اشتون همدردی خود را با خانواده قربانیان این حادثه مرگبار اعلام کرده است.
هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه آمریکا نیز انفجار بمب در زهدان را محکوم کرد. کلینتون در موضعگیری خود بار دیگر بر ضرورت همکاری بینالمللی برای مقابله با تروریسم جهانی تاکید ورزیده است.
در جریان دو حمله انتحارى که شامگاه پنجشنبه در مقابل در ورودى مسجد جامع زاهدان روى داد تاکنون ۲۷ نفر کشته و دستکم ۲۷۰ نفر دیگر زخمى شدهاند.
به گفته حسینعلى شهریارى، نماینده زاهدان در مجلس شوراى اسلامى «دو نفر مرد که یکى از آنان داراى پوشش زنانه بوده است به فاصله چند دقیقه دو عملیات انتحارى انجام دادند.»
بعد از این حمله، گروه جندالله با انتشار بیانیهای مسوولیت حمله مرگبار در زاهدان را برعهده گرفت. بر اساس اعلام گروه جندالله، این عملیات «به مناسبت روز پاسدار و در جمع سپاهیان» انجام شد. اين گروه همچنین در تماس با شبکه العربیه اعلام کرد که انفجارهای مزبور پاسخ به اعدام عبدالمالک ريگی نیز بود.
یک ماه پس از انعقاد قرارداد 6 فاز پارس جنوبی، امروز قرارگاه خاتمالانبیا سپاه و شرکت سپانیر بدون ذکر دلیلی از ادامه همکاری در فازهای 15 و 16پارس جنوبی انصراف دادند و باعث ایجاد آشفتگی در قراردادهای نفتی شدند.
25 خرداد امسال به منظور پاسخ به تحریمها علیه ایران، بزرگترین قرارداد گازی کشور به مبلغ 21 میلیارد دلار با حضور محمود احمدی نژاد از سوی شرکت نفت و گاز پارس با طرفهای ایرانی برای احداث 6 فاز پارس جنوبی منعقد شد.
با این حال کنارهگیری خاتم الانبیا، به عنوان وفادارترین پیمانکار دولت و با توجه به واگذاری قراردادهای دیگر به شرکتهای زیر مجموعه این قرارگاه، ابهامات زیادی در اجرای قراردادهای نفتی کشور بهوجود آورد.
«اگر قرارگاه خاتم تمایل به ادامه همکاری در فازهای پارس جنوبی ندارد پس تکلیف فازهای جدیدی که به زیر مجموعه های قرارگاه واگذار شده چه میشود؟ اگر پیمانکاری با این قدرت فنی، تخصصی و چانه زنی نمی تواند در پارس جنوبی دوام بیاورد تکلیف بقیه پیمانکاران چیست؟ با توجه به کنار کشیدن شرکتهای خارجی از این قراردادها و واگذاری بدون مناقصه به قرارگاه خاتم انبیا، آیا کنار کشیدن این قرارگاه به معنی عدم توانایی در اجرای این پروژه ها و موفق بودن تحریمهای خارجی نیست؟»
قرارداد فازهای 15 و 16 میدان مشترک پارس جنوبی تیر ماه سال 1385 به ارزش تقریبی 2 میلیارد دلار به کنسرسیومی متشکل از پیمانکاران داخلی و به رهبری قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا واگذار شده بود.
همچمنین گمانهزنیها حاکی از آن است که «رستم قاسمی فرمانده قرارگاه خاتم عضو هیات عامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران ( ایدرو ) است که شاید با نفوذ خود در ایدرو از مشارکت ایدرو در پارس جنوبی هم ممانعت به عمل آورد و شاید تنها در صورتیکه دولت به تمام خواسته هایش تن دهد فرمان بازگشت پیمانکاران به عسلویه را صادر کند.»
مهدی کروبی روز گذشته در دیدار با خانواده محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت گفت: «متأسفانه در روزهای اخیر عملیات تخریبی علیه سرمایههای کشور و انقلاب، توسط افراد بی ریشه شدت گرفته است.»
کروبی در این دیدار به «برخی ندانم کاریها» اشاره کرد و افزود: «نسل امروز نسبت به مسائل زمان انقلاب با دیده تردید مینگرد.»
به گفته وی «فضای آزاد ایجاد شده بعد از انقلاب در نوع خود منحصر به فرد بود و علیرغم تهدیدات فراوان بر علیه حکومت جدید، آزادیهای سیاسی بسیار زیادی وجود داشت اما امروز وضعیت به گونهای است که فضا بسیار بسته است.»
او همچنین از دستاوردهای «ارزنده» کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ششم به ریاست محسن میردامادی یاد کرد و گفت: «آن دوران یکی از طلاییترین دوران در روابط مجلس با مجالس سایر کشورها بود.»
در ادامه این دیدار خانواده محسن میردامادی گزارشی از وضعیت وی در زندان دادند و ابراز نگرانی کردند.
محسن میردامادی از چهارم خرداد ماه و بعد از مخالفت مسئولین پرونده اش با تمدید مرخصی، به زندان بازگشت.
میردامادی سال گذشته در پی بازداشت ۹ماهه به دلیل انجام کارهای مطالعاتی در محیط زندان دچار تشدید آرتروز گردن شده بود که در دوره مرخصی دو ماهه با انجام فیزیوتراپی بهبود نسبی یافته بود، اما در دوره جدید بازداشت با بی تفاوتی مسئولین پرونده نسبت به نظر پزشک معالج درخصوص لزوم انجام هرچه سریعتر عمل جراحی، مجدداً آرتروز وی تشدید شده است.
جمعی از دانشآموختگان دبیرستان استعدادهای درخشان و تعدادی از اساتید و دانشجویان دانشگاههای معتبر جهان با امضای بیانیهای خواستار آزادی حامد صابر (یکی از فارغالتحصیلان دانشگاه شریف و از نخبگان کشور) شدند.
در این نامه آمده است: «حامد صابر دوست و همشاگردی سابقمان از ۳۱ خرداد ماه در بازداشت به سر میبرد و برخلاف وعده دادستان محترم تهران به خانواده ایشان برای آزادی، همچنان وضعیت نامعلومی دارد.»
امضا کنندگان این نامه افزودهاند: «حامد هیچگونه وابستگی حزبی یا سازمانی نداشته و ندارد. در حالیکه برای وی امکان مهاجرت به خارج از کشور فراهم بود، ترجیح داد در سرزمین خود بماند و به اعتلای استقلال ایران و پیشرفت اقتصادی کشور از طریق فعالیتهای علمی، تحقیقاتی و کارآفرینانه کمک کند.»
آنان در پایان نوشتهاند: «ما جمعی از دانشآموختگان دبیرستان علامه حلی تهران (استعدادهای درخشان) ضمن احساس خطر از چنین برخوردهایی با نخبگان، خواستار آزادی و برخورداری ایشان از دادرسی عادلانه، در درجه اول به عنوان یک شهروند ایرانی و سپس دوست و همراه قدیمیمان هستیم.»
یاشار احمدیانتهرانی (دارنده مدال طلای المپیاد جهانی فیزیک)،سعید اخلاقپور (دانشجوی دکترا، دانشگاه مکگیل، کانادا)، محمد حافظی (مدال نقره المپیاد جهانی فیزیک و محقق دانشگاه هاروارد)، احسان مظفریپور (مدال جهانی مسابقات روبوکاپ آمریکا) و بابک مقیمی (مدال برنز المپیاد شیمی کشوری) برخی از امضا کنندگان این نامه هستند.
در تازهترین اتهام جاسوسی علیه شهرام امیری، «دانشمند هستهای» ایران، نیویورک تایمز روز پنجشنبه از قول چند مقام آمریکایی گفت که او چندین سال در داخل ایران برای سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیآیای، خبرچینی کرده است.
روزنامهی نیویورک تایمز به نقل از مقامهای آمریکایی نوشته است که شهرام امیری به ماموران اطلاعاتی سیا گفته است که چگونه دانشگاه مالک اشتر به یک پایگاه فعالیتهای هستهای تبدیل شد.
یک مقام آمریکایی همچنین آقای امیری را منبع اطلاعاتی «مهم و دست اول» درباره وجوه پنهان برنامه هستهای توصیف کرده است.
این در حالی است که شهرام امیری پس از آن که روز پنجشنبه بعد از یک سال پا به خاک ایران گذاشت در نشستی مطبوعاتی اعلام کرد که مأموران امنیتی آمریکا او را تحت فشار گذاشتهاند که درباره برنامه هستهای ایران دروغ بگوید، بهرغم آن که به گفته خودش «شايد اطلاعاتی که يک فرد عادی درباره سايت نطنز دارد از من بيشتر بود».
روزنامه نیویورک تایمز همچنین افزوده است که «شهرام امیری در ایران یکی از منابع اصلی گزارش جنجالی برآورد سازمانهای اطلاعاتی آمریکا درباره برنامه هستهای ایران بود که در سال 2007 منتشر شد.»
گزارش نیویورک تایمز ادعا میکند که شهرام امیری هنگامی که در عربستان بود، به عنوان مامور مخفی با سازمان سیا همکاری میکرد و آنها توانستند او را از همین طریق به آمریکا ببرند و در آریزونا مستقر کنند.
روز پنجشنبه نیز روزنامه آمریکایی واشنگتن پست به نقل از مقامات آمریکایی نوشت شهرام اميری با دريافت بيش از پنج ميليون دلار «اطلاعات مفيدی» در اختيار سازمان اطلاعات مرکزی آمريکا، سیا، قرار داده است در حالی که به نوشته این روزنامه به دلیل تحریمهای مالی علیه جمهوری اسلامی ایران «ممکن است که آقای امیری به این مبلغ دسترس نداشته باشد.»
در پی وقوع دو انفجار مرگبار در زاهدان، حسینعلی شهریاری، نماینده این شهر در مجلس ایران از سمت خود کناره گیری کرد و دو نماینده دیگر استان سیستان و بلوچستان هم تهدید به استعفا کردند.
آقای شهریاری در متن استعفای خود خطاب به علی لاریجانی نوشته است: «با توجه به پیگیریهای فراوان اینجانب متاسفانه مسئولان نتوانستند حداقل وظیفه خود را که همانا حفظ امنیت جان و مال مردم است را تامین نمایند.»
وی افزوده است: «بنده در راستای پیگیری تامین امنیت حوزه انتخابیهام و احقاق حقوق شهروندی موکلانم که خواستههای فراوان و به حقی دارند استعفای خود را تقدیم میکنم.»
پیمان فروزش و عباسعلی نورا دو نماینده زابل نیز تهدید به استعفا کردهاند. آقای نورا گفت که «در اعتراض به عملكرد مدیریت استان قصد استعفا از نمایندگی مجلس را دارم که البته بنده قبل از استعفا با رییس مجلس دربارهی این موضوع مشورت خواهم كرد.»
شب گذشته دو انفجار انتحاری در مسجد جامع زاهدان روی داد که در پی آن ۲۷ نفر کشته و بیش از ۳۰۰ نفر مجروح شدند.
گروه جندالله با انتشار بیانیهای مسوولیت حمله مرگبار در زاهدان را برعهده گرفت. بر اساس اعلام گروه جندالله، این عملیات «به مناسبت روز پاسدار و در جمع سپاهیان» انجام شد. اين گروه همچنین در تماس با شبکه العربیه اعلام کرد که انفجارهای مزبور پاسخ به اعدام عبدالمالک ريگی نیز بود.
ایرانیان مقیم آلمان، برخی از احزاب و رسانه های آلمانی به دعوت عزت الله ضرغامی، رییس صدا وسیما، از سوی مدیران دو شبکه تلویزیونی آلمانی اعتراض کردند.
هفتهنامه آلمانی اشپیگل، شبکههای اول و دوم تلویزیون آلمان را به «بند و بست با قدرتمندان غیردموکرات سراسر جهان» متهم کرد و نوشت: "از کشورهائی مثل چین هم اغلب نمیتوان بدون مراجعه به ساختارهای حکومتی گزارش داد. اما این که ضرغامی از سوی بودگاست و ششتر شخصا مورد استقبال قرار گیرد، حیرت انگیز است."
ایرانیان مقیم آلمان نیز با جمع اوری امضاهای متعدد نسبت به دعوت ضرغامی اعتراض کردند. تانیا هایمباخ از مسئولان روابط عمومی شبکه دوم تلویزیون آلمان در پاسخ به یکی از نامههای اعتراضی ایرانیان توضیح داد که دعوت از ضرغامی به خواهش هیئت نمایندگی جمهوری اسلامی در اتحادیه رادیو تلویزیونهای اروپا و آسیا صورت گرفت و شبکه دوم تلویزیون آلمان، ضمن آن که مایل به ایجاد دفتری در تهران است، هیچ همکاری با جمهوری اسلامی ندارد.
بنا به گزارش دویچه وله، خود شبکههای اول و دوم تلویزیون آلمان حاضر نشدند گزارشی از بازدید ضرغامی پخش کنند. به همین دلیل گزارش تصویری این دیدار، تنها از سوی تلویزیون دولتی ایران به شبکه جهانی اینترنت راه یافت و خشم منتقدین حکومت ایران را برانگیخت.
نگرانی مقام های المانی تنها از انتقاد رسانهها و اعتراض گسترده ایرانیان ناشی نمی شود بلکه این اظهارات از اعتراض برخی از فراکسیونهای پارلمانی نیز نشات می گیرد. برخی از ناظران معتقدند که روسای شبکه اول و دوم، هنگام بررسی بودجه، احتمالا باید پاسخگوی اعتراض برخی از فراکسیونهای پارلمانی نیز باشند. مدیران این شبکهها، پائیز هر سال باید طرح بودجه سال بعد خود را تسلیم مجلس فدرال کنند. بودجه این شبکهها از محل حق اشتراکی تامین میشود که شهروندان صاحب تلویزیون و رادیو بر اساس قانون می پردازند.
درآخرین انفجار بمب در زاهدان در ۲۴ تیر ۱۳۸۹دهها نفر کشته و حدود صد نفر زخمی شدند. انفجارهای مکرر در مساجد شیعیان، محل گردهمایی فرماندهان سپاه و دیگر مراکز نظامی در سیستان و بلوچستان و درگیریهای نظامی با ستیزه جویان کرد و بلوچ در سالهای گذشته و در مقابل یا به ازا و بهانه آن اعدامهای مکرر ستیزه جویان و فعالان بلوچ و کرد در سالهای اخیر حاکی از شکست کامل سیاستهای قومی و مذهبی جمهوری اسلامی است. بواسطه این سیاستها نه اقوام ایرانی مثل کرد و بلوچ و عرب در امنیت زندگی می کنند و نه حاکمان قادرند حاکمیت خویش را در این مناطق اعمال کنند.
اگر در مناطقی با اکثریت شیعه و مرکزی کشور حکومت با شکاف دولت- ملت مواجه است، در حاشیه کشور و مناطقی با اکثریت قومی اصولا رابطه میان جوامع قومی و حکومت مرکزی (و نه ملت ایران) تحت پرسش جدی قرار دارد. این پرسش نه تنها به گفتوگو و مذاکره گذاشته نشده بلکه با اتهام تجزیه طلبی و وابستگی به استکبار مغفول گذاشته شده است. کدام سیاستها وضعیت را بدینجا کشانده است؟
تغییر دین برای پذیرش عضویت در امت
سیاستی که جمهوری اسلامی از آغاز تشکیل در مناطق بسیار فقیر سیستان و بلوچستان دنبال کرد تغییر دین افراد جهت پذیرش آنها در امت اسلامی بود. نیروهای مکتبی تحت پوشش جهاد سازندگی به مناطق بسیار فقیری مثل بشاگرد اعزام شده و تلاش می کردند خدمات خود را بهانه تشویق ساکنان به تغییر دین خود قرار دهند. در دهههای اول و دوم عمر جمهوری اسلامی تغییر دین بلوچها به عنوان بیلان کار برخی نهادهای انقلابی در رسانه های دولتی با افتخار درج می شد. این سیاست در استان کردستان به علت سطح سواد بالاتر از ابتدا دنبال نشد و در بلوچستان نیز ناکام ماند. در ایدئولوژی اسلامگرای شیعه، ایرانی بودن برای پذیرش افراد در امت کافی نیست.
حکومت تحت شرایط اضطراری و اشغال
بسیاری از مناطق حاشیهای کشور از حیث اداره امور جاری همانند کشورهای اشغال شده مدیریت می شوند. فرماندهان، روسای نیروی انتظامی و سپاه و بسیج، قضات دادگستری، نیروهای امنیتی، و مدیران ادارات محلی همه از مرکز اعزام می شوند و هیچ ریشهای در منطقه ندارند. در دولت خاتمی تا حدی تلاش شد که این امر تخفیف یابد اما دولت احمدی نژاد دوباره وضع را به اوایل دهه شصت باز گرداند. از نگاه این دولت، اقوام ایرانی نه بخشی از ملت ایران و نه یک سرمایه انسانی و فرهنگی بلکه تهدید امنیتی به حساب می آیند.
در بسیاری از جادههای مناطق کردستان و بلوچستان درست همانند نوار غزه و کرانه باختری هر از چند ده کیلومتر افراد و اتومبیلها مورد ایست واقع شده و بازرسی می شوند. این امر با توجیه جلوگیری از قاچاق و ترافیک مواد مخدر انجام می شود. مناطق کرد نشین و سیستان و بلوچستان ایران مثل مناطق جنگی و تحت اشغال اداره می شوند. در این شرایط است که مردم محلی در منطقه خویش احساس اشغال شدگی پیدا می کنند. اشغال شدگی کشور توسط حاکمان جمهوری اسلامی و نیروی نظامی تحت امر آنها در این مناطق با وضوح بیشتری احساس می شود.
شهروند درجه n ام
دولت جمهوری اسلامی هیچ گاه اقدامی برای مواجهه برابر با شهروندان اقلیتهای قومی و مذهبی کشور و برابری آنها در برابر قانون انجام نداده است. اقلیتهای قومی از تحصیل به زبان مادری در کنار زبان فارسی محرومند، حق تاسیس رادیو و تلویزیون به زبان خود را ندارند، نشریات و کتاب درمورد آنها یا به زبان آنها به شدت سانسور می شوند یا اصولا مجوز انتشار پیدا نمی کنند، آیین دادرسی در محاکمه آنها حتی در حد رعایت آن در مناطق دیگر رعایت نمی شود، و ابتدایی ترین خدمات عمومی مثل آب لوله کشی و فاضلاب و برق و ارتباطات در بسیاری از مناطق آنها یافت نمی شود.
اگر یک شیعه بخواهد در هر نقطهای از کشور به مسجد رفته و نماز بخواند این امکان برای او فراهم است اما یک سنی کرد یا ترکمن یا بلوچ حق ندارد در پایتخت کشوری که ادعای ام القرایی جهان اسلام را یدک می کشد به یک مسجد سنی پا بگذارد. ائمه جمعه سنی در شهرهایی مثل شیراز که نماز جمعه خود را در نمازخانه دانشگاه یا مراکز دیگر فرهنگی و آموزشی به جا می آوردند توسط حکومت یک به یک اعدام یا حذف شدند.
ادغام روحانیت سنی در دیوانسالاری مذهبی
روحانیت سنی در کردستان، سیستان و بلوچستان، ترکمن صحرا و خراسان (مثل تربت جام) یا باید به روحانیت دربار ولایت فقیه تبدیل شوند یا مهر وهابیت به آنها خواهد خورد. روحانیونی که با این سیاست مخالف باشند و بخواهند مساجد و مدارس دینی مستقل خود را اداره کنند تحت فشار قرار گرفته و بازداشت و زندانی می شوند. روحانیون مستقل سنی از این جهت تحت تعقیب و محاکمه دادگاه ویژه روحانیت واقع شدهاند. دادگاه ویژه روحانیت شرق کشور که مرکز آن در شهر مشهد است در آبان ۱۳۸۸ اقدام به احضار گسترده روحانیون منطقه سیستان و بلوچستان کرد. (سایت حزب مردم بلوچستان، ۲۹ اکتبر ۲۰۰۹) موضوع احضاریه وجود طلاب خارجی در مدارس اهل سنت منطقه بود. بیشتر طلاب خارجی در مدارس اهل سنت، افغانی هستند که خانواده اغلب آنها در ایران سکونت دارند و به کار مشغول اند و هنوز به افغانستان باز نگشته اند و نیز طلاب تاجیکستانی هستند که برای یادگیری قرآن عظیم الشأن و فقه اسلامی به این منطقه مراجعه کرده اند. طلابی که به حوزه های سیستان و بلوچستان مراجعه نمودهاند هیچ مشکلی برای مردم این منطقه نداشته و صرفاً به کسب علم مشغول بودهاند. علمای اهل سنت برای گرفتن مجوز از مسئولین استانی و کشوری به کرّات مراجعه کردهاند. پس از گذشت پنج سال از کار این مدارس که دروس بعضی از طلاب به پایان رسیده و بعضی در نیمه راه هستند دادگاه ویژه روحانیت، علمای سنی را برای اخراج طلاب خارجی تحت فشار قرار داده است. این در حالی است که هزاران طلبه خارجی اعم از شیعه و سنی در "جامعة المصطفی" و حوزه های علمیه قم و حوزه علمیه گرگان و شهرهای دیگر با ویزای تحصیلی مشغول تحصیل هستند.
تغییر ترکیب جمعیتی
این سیاست از دوران پهلوی آغاز اما در دوران جمهوری اسلامی تشدید شد. اگر از منظر یک بلوچ که در زاهدان زندگی می کند یا یک کرد ساکن سنندج به این موضوع نگاه کنیم بسیار شبیه به ساخت شهرکهای یهودی نشین برای تغییر ترکیب جمعیتی کرانه باختری به نفع یهودیان است. شیعیان مناطق کرد نشین و بلوچستان که عمدتا از منابع دولتی و عمومی ارتزاق می کنند و درآمد و ثروت بیشتری دارند در محلات خوش آب و هواتر و ثروتمندتر زندگی می کنند و کسانی که برتری آنها را بپذیرند صاحب شغل و مکنت می شوند اما آنها که با این نوع سیاستها مخالف باشند تهدید امنیتی به حساب خواهند آمد.
تداوم فقر و بیکاری
اگر یک پژوهشگر اجتماعی از بندرعباس تا بندر گواتر در کناره دریای عمان، از بیرجند تا زاهدان در مرز شرقی کشور، و از کامیاران تا بانه در مرز غربی کشور در استان کردستان سفر کند کودکان پابرهنه، جوانان بیکار نشسته در گرد هم (نرخ های بیکاری دو رقمی با احتساب یک ساعت کار در هفته به عنوان داشتن شغل) و فقدان هر گونه طرح عمران و آبادی با منابع عمومی کشور در بسیاری از این مناطق را به چشم خواهد دید. بسیاری از این مناطق به صورت دیارهای فراموش شده به نظر می آیند. سرمایههای سرداران سپاه به چای آباد کردن بلوچستان و کردستان وقف توسعه دبی و دوحه شدهاند. حکومت به جای آباد کردن این مناطق به آباد کردن جنوب لبنان اشتغال دارد.
این وضعیت غیر از خشم و عصبانیت برای فعالان قومی چیزی به بار نمی آورد. تداوم این وضعیت از نگاه اقوام ایرانی تنها یک معنی مشخص دارد: سیاست نگاه داشتن این مناطق در فقر و بیکاری و وابسته نگاه داشتن آنها به صدقات هر از گاهی حکومتی که بدانجا نیز نمی رسد. حتی سفرهای استانی احمدی نژاد و برنامه جمع آوری نامه و پول پاشی وی مشمول اکثر این مناطق نمی شود.
راه حل چیست؟
خشونت و ستیزه جویی در مناطقی که اکثریت آنها را اقلیت های قومی و دینی تشکیل می دهند راه حل نظامی و امنیتی ندارد. درست زمانی که پس از اعدام عبدالمالک ریگی حاکمان احساس می کردند که به فتح الفتوحی مثل بازپس گیری خرمشهر دست یافتهاند، در مرکز شهر زاهدان دو بمب پی در پی منفجر شده و حکومت را به چالش می کشد.
حکومت مرکزی در عین مسئولیت دفاع و امن کردن مرزها در این مناطق باید کار قانونگذاری (در مجالس استانی) و اداره زندگی روزمره آنها را به خودشان بسپارد و سهم عادلانه آنها را از منابع کشور به آنها تحویل دهد تا خود را مسئول رنجها و شادیها و موفقیتها و شکست هایشان بدانند. امروز پس از سه دهه تنازع، اکثر فعالان قومی خواهان زندگی در یک ایران دمکراتیک و فدرال هستند که حقوق اقلیتهای قومی و دینی در آن در چارچوب اعلامیه جهانی حقوق بشر به رسمیت شناخته شود.
خانوادههای زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین با ابراز نگرانی از ورود مواد مخدر به این بند میپرسند که «چطور است که مدتهاست هیچ کتابی برای عزیزانمان پذیرفته نمیشود اما ورود مواد مخدری همچون حشیش و شیشه به زندان آزاد شده است؟»
هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین بیش از ۲۰۰ نفر از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات نگهداری میشوند. این بند با دارا بودن بیشترین زندانیان حوادث پس از انتخابات اکنون به عنوان اصلی ترین بند نگهداری زندانیان جنبش سبز شناخته میشود.
بر اساس این گزارش، مدتیست که کتابخانه بند ۳۵۰ و سالن بسیار کوچک ورزشی آن به دستور صداقت رییس زندان اوین و با همکاری مصطفی بزرگنیا، رییس بند ۳۵۰ تعطیل شده و در یکه ورود هر نوع کتابی به بند ممنوع شده است اما مواد مخدر توسط زندانیان عادی به این بند راه پیدا میکند.
این گزارش میافزاید که یکی از زندانیان مالی زندان اوین که روابط نزدیکی با رییس بند۳۵۰ دارد پس از اینکه چند بار قصد توزیع شیشه و حشیش را بین زندانیان سیاسی داشت، با اعتراض آنان به این وضعیت روبرو و پس از آن به بند دیگری منتقل شده است.
اما این اعتراض آنها منجر به قطع این کار نشده و همچنان از کانالهای مختلف مواد مخدر به ویژه شیشه و حشیش وارد این بند میشود و با اینکه هم اکنون این مواد در بیرون از زندان با قیمت بسیار گزافی خریداری می شود، داخل زندان آن را بسیار ارزان رد و بدل میکنند.
عبدالله مومنی، کیوان صمیمی، حسین نورانینژاد، مجید دری، محمدرضا رجبی،حمزه کرمی، بهمن احمدی امویی، بهشتی شیرازی، عرب مازار، بهزادیاننژاد و سه مشاور میر حسین موسوی و تعداد زیاد دیگری از فعالان سیاسی از زندانیان بند ۳۵۰ اوین هستند.
بر اساس اعلام یک وبسایت چینی که بزرگترين و كهن سالترين درختان جهان را معرفی کرده، درخت «سرو ابرکوه» در مقام دوم درختان باستاني جهان قرار گرفته است.
این درخت که در شهر ابرکوه (ابرقوه) در استان یزد قرار دارد، یکی از پیرترین موجودات زنده دنیا است. محیط تنه این درخت در روی زمین یازده و نیم متر است و بلندای آن بین ۲۵ تا ۲۸ متر برآورد شده است.
الکساندر روف از دانشمندان روسی عمر این سرو را بیش از ۴۰۰۰ سال میداند.
زرتشتيان به مقدس بودن سرو معتقدند چرا که سرو درختي هميشه سبز است. سرو چهار هزار ساله ابرقو را سرو زرتشت هم مي نامند. یزد از مناطقی است که از دیرباز مسکن زرتشتیان ایران بوده است.
سرو ابرقو، اين نگين سبز کوير ايرانيان در تمامي جهان به عنوان نمادي از زندگي و زيبايي معرفي شده است. اين در حالي است که در کشور ما بسياري حتي از وجود اين جاذبه مسلم گردشگري بيخبرند.
حمدالله مستوفي هم در کتاب نزهت القلوب که در سال ۷۴۰ هجري قمري تاليف شده درباره اين سرو نوشته است: «آنجا سروي است که در جهان شهرتي عظيم دارد. چنانچه سرو کاشمر و بلخ شهرتي داشته و اکنون اين از آنها بلندتر و بزرگ تر است.»
با اقداماتي نظير آفت کشي و آزادسازي حريم اين سرو تاريخي که سال گذشته از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان يزد صورت گرفته است اکنون سرو چهار هزار ساله ابرقو براحتي مي تواند نفس بکشد.
آیتالله مکارم شیرازی بحث آزاد شدن حجاب در ایران را «خندهدار» دانست و گفت: «بدحجابی تبعات فراوانی از جمله تزلزل خانوادهها، زیاد شدن فحشاء، به وجود آمدن بچههای بیسرپرست و گناهان فراوانی برای زن و مرد را در جامعه به همراه خواهد داشت.»
وی که در حرم امام هشتم شیعیان سخن میگفت، افزود: «آزاد شدن حجاب، آزادی شرابخواری، فحشاء، ربا و گناهان دیگر را موجب میشود و دیگر عنوانی از جامعه اسلامی هم باقی نمیماند.»
این مرجع تقلید شیعیان «ترویج امر به معروف و نهی ازمنکر» را در جامعه خواستار شد و گفت: «زمزمههای آزاد شدن حجاب از سوی افرادی غربزده است و مسئولین باید تمام تلاش خود را در مبارزه با بدحجابی معطوف کنند تا مردم انگ کاستی و طرفداری از لیبرال اخلاقی را به آنها وارد نسازند.»
آیتالله مکارم شیرازی در عین حال «برخوردهای خشن در مقابله با بدحجابی» را کارساز ندانست و گفت: «کار فرهنگی و موعظه بهترین روش در این زمینه به شمار میرود که بحمدالله همت رهبر معظم انقلاب اسلامی، مجلس شورای اسلامی و دیگر قوا نیز در این جهت معطوف است.»
موسسه ای.تی.سی اعلام کرد آزمون زبان انگلیسی تافل در ایران به دلیل تحریم بانکهای ایرانی در قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل تا پیداشدن راه حل جایگزین، برگزار نمیشود.
موسسه آمریکایی ای.تی.اس که برگزار کننده آزمون تافل است، در سایت خود اعلام کرد که متقاضیان آزمون تافل در ایران به دلیل شرایط تحریم، نمیتوانند هزینه ثبت نام را از داخل ایران پرداخت کنند.
آزمون تافل، آزمونی به زبان انگلیسی برای غیرانگلیسی زبانان است که توانایی افراد را در برقراری ارتباط به این زبان میسنجد.
دانشگاههای آمریکای شمالی و برخی کشورهای دیگر، برای دادن پذیرش به دانشجویان غیرانگلیس زبان، از آنها نمره آزمون بینالمللی زبان انگلیسی میخواهند که تافل برای این دسته از دانشگاهها از معتبرترین آزمونها است.
بر اساس سایت رسمی موسسه ای.تی.اس، بیش از شش هزار موسسه در بیش از 130 کشور جهان برای پذیرش دانشجویان خارجی، اعطای بورس تحصیلی و فارغ التحصیلی، نمره تافل را ملاک قرار میدهند.
بر اساس آخرین گزارشها از انفجارهای دیشب مسجد جامع زاهدان تاکنون ۲۶ کشته و بیش از ۳۰۰ نفر مجروح شدهاند. این تعداد کشته و مجروح از سوی منابع رسمی تایید شده است اما برخی گزارشها شمار کشتهشدگان را بیش از ۳۵ نفر اعلام کردهاند.
حسينعلي شهرياري، نماینده زاهدان درباره جزئیات این حمله گفته است: «ابتدا فردي با پوشش زنانه قصد ورود به مسجد جامع را داشته كه از ورود وي جلوگيري ميشود. در انفجار اول سه يا چهار نفر کشته ميشوند چون انفجار اول جلوي درب ورودي مسجد رخ ميدهد اما چند دقيقه بعد كه مردم براي كمكرساني ميآيند در آن شلوغي فرد دومي عمليات انتحاري ديگري انجام ميدهد.»
گروه جندالله با انتشار بیانیهای مسوولیت حمله مرگبار در زاهدان را برعهده گرفته است. بر اساس اعلام گروه جندالله، این عملیات «به مناسبت روز پاسدار و در جمع سپاهیان» انجام شده است. اين گروه همچنین در تماس با شبکه العربیه اعلام کرده که انفجارهای مزبور پاسخ به اعدام عبدالمالک ريگی نیز بوده است.
در بیانیه گروه جندالله آمده است: «این عملیات پاسخی است به جنایات بی وقفه رژیم در بلوچستان که فکر می کرد با دستگیری و شهادت رهبر شهید امیر عبدالمالک مبارزه به پایان رسیده است اما دو جوان شهید با فدا کردن خود رویای دژخیمان و طاغوتیان را به خاک مالیدند و با شهید کردن خود ثابت کردند که این مبارزه و جهاد را نهایتی جز شکست و رسوائی متجاوزان و جنایتکاران نیست و نخواهد بود.»
در این بیانیه «محمد ریگی معروف به جنید و عبدالباسط ریگی معروف به اسلام» عاملان انتحاری معرفی شدهاند.
این بیانیه به جزئیات حملات دیشب نیز پرداخته است: «در این عملیات در مرحله اول مجاهد بزرگوار عبدالباسط ریگی خود را به میان پاسداران در همایش روز پاسدار رسانده و با انفجار خود دهها تن را به هلاکت رساند و پس از آن که نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و نظامی منطقه را به محاصره خود درآورده بودند شهید عزیز محمد ریگی خود را به میان جمع نیروهای امنیتی و نظامی رسانده و با انفجار خود دهها تن دیگر را به درک واصل نمود.»
یدالله جوانی، مسئول اداره سیاسی سپاه اعلام کرد که اعترافهای عبدالمالک ریگی ثابت میکند که اسرائیل، آمریکا و برخی کشورهای اروپایی در این حملات دخالت داشتند.
آقای جوانی به خبرگزاری فارس گفت: دشمنان ملت ايران با اجير كردن برخی افراد تلاش میكنند تا زمينه اختلاف و تشنج را ميان شيعه و سنی بهوجود بياورند.
در همين حال استاندار سيستان و بلوچستان و امام جمعه زاهدان در اطلاعیهای با دعوت مردم به آرامش از آنان خواستند «هوشياري خود را حفظ کنند و از آنچه که موجب تفرقه بين امت اسلامي مي شود اجتناب ورزند.»
به نظر میرسد صدور این اطلاعیه به دلیل جلوگیری از درگیریهای قومی و محلی و مذهبی باشد، چرا که برخی از شهروندان زاهدانی خبر از درگیریهای پراکنده در این شهر دادهاند.
جمهوری اسلامی، عبدالمالک ریگی، رهبر سابق گروه جندالله را به «محاربه و افساد فی الارض» محکوم و او را در ۳۰ خرداد اعدام کرد.
زاهدان پیش از این نیز صحنه حمله به مساجد بوده است. حمله ماه می ۲۰۰۹ به مسحد امیرالمومنین ۲۵ کشته بر جای گذاشت.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر