-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۱ فروردین ۱۲, شنبه

Latest News from Kaleme for 03/31/2012

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



نیروهای امنیتی اسرائیل به سوی معترضان فلسطینی در کرانه غربی، نارنجک صوتی و گاز اشک آور شلیک کرده‌اند که در اثر آن چند نفر مجروح شده‌اند.

فعالان فلسطینی در یوم الارض که سالروز کشته شدن شش عرب معترض به سیاست‌های اسرائیل در مصادره زمین‌های فلسطینیان در سال ۱۹۷۶ است، خواهان “تظاهرات جهانی تا بیت المقدس” شده بودند.

به گزارش بی بی سی، ارتش اسرائیل گفته است از آن بیم دارد که آوارگان فلسطینی ساکن لبنان، اردن و سوریه ممکن است سعی کنند از مرز رد شده و وارد خاک اسرائیل شوند.

سال پیش در درگیری معترضان با نیروهای امنیتی اسرائیل، چند نفر کشته شدند.

صدها هزار فلسطینی در حریان جنگ‌های اعراب و اسرائیل در سال های ۱۹۴۸ و ۱۹۶۷ از خانه و کاشانه خود فرار کردند و یا بیجا شدند.

بانیان تظاهرات امروز در بیت المقدس، کرانه غربی و غزه تاکید کرده بودند که تظاهرات آنها، بدون خشونت خواهد بود.

اما درگیری هایی در گذرگاه‌های مرزی و ایست‌های بازرسی در کرانه غربی در شمال و جنوب بیت المقدس صورت گرفت.

نیروهای امنیتی اسرائیل به سوی معترضان فلسطینی در کرانه غربی، نارنجک صوتی و گاز اشک آور شلیک کردند

معترضان فلسطینی به سوی نیروهای امنیتی اسرائیل، سنگ پرتاب کردند و در مقابل آنها تارنجک های صوتی و گاز اشک آور به سوی فلسطینیان شلیک کردند.

یک جوان فلسطینی که صورت خود را پوشانده بود به خبرگزاری رویترز در رام الله گفته است: “ما مصمم هستیم تا به سوی بیت المقدس راهپیمایی کنیم و امیدواریم که بتوانیم از موانع رد شده و به آنجا برسیم.”

در بیت المقدس نیز درگیری‌هایی گزارش شده و به گزارش رویترز، دو فرد در درگیری‌ها در نزدیکی دروازه اسباط، زخمی شده اند. در برابر دروازه دمشق نیز چند نفر بازداشت شده اند.

در بیت لحم نیز طبق گزارش ها نزدیک به صد نفر تلاش کردند دست به راهپیمایی بزنند اما با ممانعت پلیس فلسطینی رو به رو شدند.

نیروهای امنیتی حماس نیز مانع از نزدیک شدن تظاهرات کنندگان به مرز نوار غزه با اسرائیل شدند.

فعالان فلسطینی خواهان “راهپیمایی جهانی بیت المقدس” در اعتراض به “سیاست‌های حکومت نژادپرست صهیونیستی” شده اند.

صائب عریقات، مذاکره کننده ارشد فلسطینی هم گفته است “برای ۴۴ سال، سیاست استعماری، که منجر به طولانی شدن دوران اشغال شده، مهم ترین عامل خشونت در منطقه و بزرگترین تهدید در قبال راه حل دو کشور است.”

مقام‎‌های اسرائیلی امروز تمام گذرگاه های کرانه غربی را تا نیمه شب تعطیل کرده و گفته بودند مردان زیر چهل سال حق شرکت در نماز جمعه مسجدالاقصی را ندارند.


 


کلمه: نام اصغر فرهادی کارگردان ایرانی برنده جایزه اسکار در لیست صد چهره‌ تاثیرگذار جهان در مجله تایم آورده شده و کاربران می توانند تا شش آوریل، هجده فروردین ماه در این نظر سنجی شرکت کنند.

برای اولین بار در تاریخ سینمای ایران، جدایی نادر از سیمین جایزه بهترین فیلم خارجی اسکار را از آن خود کرد و اینک مجله تایم این کارگردان را برای ارائه تصویری متفاوت از ایران در لیست برگزیدگان خود قرار داده است.

تایم با تجلیل از فرهادی و اثر منتخب او نوشته است: فرهادی که با فیلم “جدایی نادر از سیمین” موفق به کسب جایزه‌ی بهترین فیلم خارجی زبان اسکار شد، این فیلم ارائه یک تصویر متفاوت از ایران در غرب است. در حالی که جنگ‌طلبان در اسرائیل و نومحافظه کاران “سخت جان” در واشنگتن، در پی حمله به ایران هستند، فرهادی داستان زن و شوهر طبقه متوسط را به تصویر می کشید که در پی جدایی از یکدیگر هستند. داستان انسانی که در شرایط وخیم فعلی، آب سردی است بر تب تند و شعله‌ور “حمله به ایران”

فرهادی در زمان دریافت جایزه اسکار با تاکید بر روحیه ایرانیان که مخالف خشونت هستند، گفته بود که سرزمین من فرهنگ کهن و غنی دارد که زیر غبار سنگین سیاست مخفی شده است. جایزه ام را به مردمم تقدیم می کنم. مردمی که مخالف خشونت هستند و با تمدن ها و فرهنگ های دیگر سر سازگاری دارند.

فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» که توانست در نخستین حضور خود در عرصه بین المللی در زمستان سال گذشته، جایزه خرس طلایی بهترین فیلم و خرس نقره ای بهترین بازیگر مرد و زن شصت و یکمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم برلین را دریافت کند، جوایز بهترین فیلم سی و هفتمین دوره مراسم اهدای جوایز فرانسوی «سزار» (Cesar awards)و مراسم اهدای جوایز «اسپیریت» (Spirit Awards) را از آن خود کرد.

همچنین «جدایی نادر از سیمین» که بازیگرانی مانند لیلا حاتمی، پیمان معادی، شهاب حسینی، ساره بیات، سارینا فرهادی، بابک کریمی و مریلا زارعی در این فیلم درام ایفای نقش کرده اند، پیش از این نیز توانست ۴ سیمرغ بلورین بهترین صدابرداری (محمود سماک باشی)، بهترین فیلمبرداری (محمود کلاری)، بهترین فیلمنامه (اصغر فرهادی) و بهترین کارگردانی (اصغر فرهادی) بیست و نهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر را از آن خود کند.

 

 

 


 


روز گذشته عده ای از خانواده های زندانیان سیاسی، دوستان و همکاران نازنین خسروانی، روزنامه نگار زندانی به مناسبت تولد او به همراه خانواده اش جشن کوچکی برگزار کردند.

۱۱ فروردین اولین سالگرد تولد نازنین خسروانی است که همکاران او و جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی به این مناسبت روز دهم فروردین به دیدن مادرش رفتند تا بگویند که او تنها نیست و اکنون چندین دختر و پسر دارد.

به گزارش خبرنگار کلمه، در این مراسم دوستان و خانواده نازنین به نقل خاطراتی از او پرداختند. دوستان نازنین خسروانی با تاکید بر این که او دختری مقاوم و مهربان است، تصریح کردند همیشه محور کارها بوده و با حضورش دوستان همیشه دور هم جمع می شدند، به سفر می رفتند و فعالیت داشتند. صبوری، مهربانی، پیگیری و جدیت در کار از جمله خصوصیت های این روزنامه نگار دربند است. دوستان روزنامه نگار او از مصاحبه های خوب او گفتند و در عین حال بر بی ادعایی اش در کار و خصوصا این دو سال اخیر تاکید کردند.

نازنین روزنامه نگاری بود که هیچ گاه اسیر جنجال ها و سر و صداهای رایح این حرفه نشد با توجه به همین روحیه نیز بی هیچ ادعایی به زندان رفت. در پایان نامه ۱۰۸ روزنامه نگار برای تقدیر از ثابت قدمی او و تقدیر نامه جبهه مشارکت ایران اسلامی به مناسبت نوروز و ایستادگی زندانیان سیاسی خوانده شد.

نازنین خسروانی ابان ماه سال ۸۹ بازداشت و مدت ۱۳۲ روز را در بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین گذراند. پس از تشکیل دادگاه قاضی پیر عباسی نازنین را به تحمل شش سال حبس محکوم کرد. نازنین به رغم اینکه امکان استفاده از حق درخواست عفو بر اصولش ایستاد و به جای امضای عفو نامه چند روز مانده به نوروز به زندان رفت.

نازنین خسروانی پیش تر سابقه فعالیت در روزنامه های شرق، اقبال نوروز، یاس نو، بهار، دوران امروز، کارگزاران، سرمایه را داشته است.


 


بهمن احمدی امویی، ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در منزل مسکونی اش بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در زندان اوین به سر می برد، وی که هر از گاهی برای همسرش ژیلا بنی یعقوب نامه نوشته و به توصیف بند ۳۵۰، هر بار از زاویه ای می پردازد، این بار اما نوروز و سفره هفت سین و لحظه تحویل سال را برای او روایت می کند.

امویی که به اتهام «نگارش مقالات انتقادی درباره عملکرد اقتصادی دولت احمدی نژاد» در روزنامه «سرمایه» و وب سایت شخصی اش و همچنین سردبیری وب سایت «خرداد نو» در این بند روزگار می گذراند، پیش از این و در نامه قبلی خود بر «برداشته شدن دیوارها میان زندانیان» و «همدلی» آنان تاکید کرده بود.

نامه ای که متن آن در اختیار جرس قرار گرفته است راوی حال و هوای زندانیان این بند در آخرین روزهای سال ۹۰ و همچنین نخستین روزهای سال جدید است؛ از چشم انتظاری تعدادی از زندانیان برای رفتن به مرخصی نوروزی، از برنامه های زندانیان برای آغاز سال نو از سرود خوانی ګرفته تا هفته نامه دیواری بند.

متن کامل نامه به شرح زیر است:

دو روزی است که سال نو شده است. سال ۱۳۹۱ روز سه شنبه ۸ و سی و چهار دقیقه صبح آغاز شد.
ژیلا! این روزها خیلی بیش از گذشته به تو فکر می کنم .سه سالی است که تجربه خوبی از این روزهای نخست سال نو ندارم . نزدیک سه سال است که در کنار هم نیستیم. سه سال است که تو به مسافرت نرفته ای و هر چه از تو می خواهم که یک چند روزی به یک مسافرت خوب بروی قبول نمی کنی و همیشه یک جواب داری :«هر وقت آمدی با هم می رویم» از قول امیر مهدی هم می گویی «هر وقت دایی بهمن آمد دسته جمعی می رویم مسافرت».

ژیلا! چه سالهایی را از دست داده ایم. زمانهایی را که نمی توانیم جبران کنیم برای آینده ای که قرار است بهتر باشد این کمترین هزینه ای است که باید بپردازیم . شاید با این حرف می خواهم خودم را راضی کنم. من آدم نسبتا بدبینی هستم وامیدی هم به بهتر شدن اوضاع در آینده نزدیک ندارم .آنقدر فساد از همه نوعش فراگیر شده که تنها یک معجزه می تواند به سرعت جامعه ایران را از این وضع نجات دهد . امید به معجزه این روزها از آن چیزهای ناب زندگی است.

یک هفته، ده روزی هست که هر کس به سبک خودش به پیشواز بهار و سال نو رفته است؛ چند نفری به امید مرخصی عید، روز و شب خود را می گذرانند و تمام حرفها و خبرهایشان در مورد مرخصی نوروزی است . اینکه دادستان چه گفته و قرار است چند نفر بروند مرخصی، بعضی ها هم منتظرند دوباره فردا خبرهای مایوس کننده برسد: اینکه همه چیز منتفی شده است.

عبدالله مومنی، سبزه کاشته است، یک بشقاب گندم برای سفره هفت سین اتاق وبا وسواس زیادی هم از آن مراقبت می کند، آبش می دهد و هر روز صبح آن را جلوی پنجره می گذارد تا از آفتاب کم فروغ روزهای آخر زمستان که کمیاب هم شده استفاده کند.

بچه های اتاق های سه و چهار برای سفره هفت سین سمنو پخته اند، مدتی است مقدار زیادی جوانه گندم را برای این کار آماده کرده اند.

کوروش کوهکن، از زندانی های باستان گرا که آدم خوش ذوقی است سبزه ای به شکل نقشه ایران طراحی کرده و چند روزی سخت مشغول رسیدگی به آن است. تمام نقشه را گندم کاشته است اما معلوم نیست به چه دلیلی تقریبا تمام حاشیه جنوبی و به ویژه قسمت شرقی آن رشد نکرده است. کوروش جابه جایش می کند و آب زیادی به قسمت جنوبی اش می دهد، اما فایده ندارد. به شوخی می گوید: جبر تاریخی است انگار و کاری نمی توان برای جنوب خشک ایران کرد.

بعضی ها تا آخرین لحظات پایان سال منتظر خوانده شدن نامشان برای رفتن به مرخصی نوروزی بودند؛ هر اسمی که خوانده می شد گوش هایشان را تیز می کردند. فقط تعداد کمی از این بابت مطمئن بودند که به مرخصی می روند چون خودشان را به دادسرای اوین خواسته بودند، با خانواده هایشان حرف زده بودند و وثیقه ها و ضمانت های لازم را از آنها اخذ کرده بودند.

شنبه و یکشنبه ۲۷ و ۲۸ اسفند آخرین روزهای اداری بود و با سپری شدن این دو روز نا امیدی و ناراحتی را می شد در چهره ی خیلی ها دید. یکجا بند نبودند و همه حرفهایشان درباره مرخصی رفتن و پی گیری خبرها و شایعاتی که در بند می پیچید، بود. شایعاتی از این قبیل : امسال نام هجده نفر در فهرست مرخصی هاست، کسی امسال به مرخصی نمی رود، دادستانی خیلی موافق نیست، وزارت اطلاعات موافقت نمی کند، انگار فقط ده نفر می روند.

سرانجام دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۴ نفر به مرخصی رفتند . مرخصی های سه روزه و پنج روزه.

شورای فرهنگی بند که از هر اتاق یک نماینده در آن عضو است برنامه های متنوعی را برای روزهای عید پیش بینی کرده است.

موسیقی، آواز، گردهمایی، تئاتر عروسکی و یک ناهار دسته جمعی در ظهر نخستین روز سال نو که قرار بود چلو کباب باشد . چلو کباب خوردن در زندان از آن غذاهای نادر و یک اتفاق است. اما دو سه نفر از زندانی ها در مورد چلوکباب درست کردن تخصص دارند و روز اول عید همه مان چلوکباب خوبی خوردیم . محمد صائمی ، از زندانیان مجاهدین خلق که در دهه ۶۰ نیز پنج سال زندانی بوده و پیش از دستگیری دوباره، یک رستوران و سالن پذیرایی داشت زحمتش را کشیده بود. قبل از او هم دو زندانی دیگر بودند که دراین زمینه تخصص داشتند.

سال نو با شمارش معکوس ثانیه ها شروع می شود . نه، هشت، هفت، شش، پنج، چهار، سه، دو و یک و بعد یک بالن سبز رنگ که عماد بهاور تهیه کرده به هوا فرستاده می شود. با این نوشته ی رویش که زندانی های ۳۵۰ سال نو را تبریک می گویند. معلوم نیست این بالن کجا بر زمین نشسته است.

سفره بزرگی در وسط حیاط بند ۳۵۰ با پارچه ی سه رنگ سبز، سفید و قرمز بدون هیچ علامت و نشان مشخصی تزئین شده است. قرآن، شاهنامه و حافظ ، سه ماهی قرمز کوچک که در یک استوانه پلاستیکی تنگ و کوچک به هم چسبیده اند، شش عدد تخم مرغ رنگ شده و چهار گلدان کوچک با گلهای بنفشه در چهار گوشه سفره به همراه سبزه ای به شکل نقشه ایران که حالا کاملا سبز شده، همه چیز را تحت الشعاع خود قرار داده است .دورتا دور سفره هفت سین را چند نوع گل گذاشته اند. از هر کس پرسیدم نام گلهای درون گلدان چیست کسی نمی دانست. اما از همانهایی است که در ابتدای سال نو در همه گل فروشی ها می فروشند و عمر زیادی هم ندارند. فقط یکی شان را شناختیم بنفشه. بقیه ی گلها گلبرگهای مخملی به رنگ صورتی ، سفید و زرد داشتند.

روبه روی هفت سین و روی سکویی که از نیمکتهای فلزی ساخته شده یکی دو صندلی قرار دارد، پشت سرش بخش زیادی از دیوار را با ملحفه آبی رنگ پوشانده اند و تمام حاشیه آن را با نواری از کاغذهای رنگی مخصوص جشن ها پوشانده اند به اضافه چند رشته نوارهای رنگی خز مانند.

سه پارچه سبز، سفید و قرمز به صورت عمودی به نشانه پرچم ایران آویزان است و با نسیم ملایم صبحگاهی می لرزد. بالای این سه پارچه هفت، هشت بادکنک رنگی آویزان شده .علی ملیحی و فرشید فتحی مجری برنامه اند .

سرود ای ایران ، یار دبستانی و چندین آواز دیگر را دسته جمعی می خوانیم و بعد هم مراسم روبوسی و تبریک سال نو. تا حالا با این همه آدم یک جا دیده بوسی نکرده بودم و فکر کنم این رکورد را تا پایان عمر حفظ کنم. بیش از ۱۵۰ نفر یک دفعه شروع می کنیم همدیگر را بغل کردن و بوسیدن و در پایان دست زدن و تشویق یکدیګر. راستش را بخواهی این بخش برنامه تا حدی کسل کننده بود اما چاره ای نبود و باید تمامش می کردیم.

آخرین هفته نامه دیواری بند ۳۵۰ در سال ۹۰ بخش زیادی از مطالبش را به سال نو اختصاص داده است با یک طرح زیبا از ایران . بالای این طرح نوشته شده : هفت سین طالبانی . تمام شرق ایران در نقشه با سه نماد ستم با یک حلقه طناب دار، سیم خاردار و یک قلم شکسته به نام سانسور پرشده است . در مرکز کشور یک سلول آهنی خودنمایی می کند. جنوب با یک باتوم تحت عنوان سرکوب، غرب با چهره یک زن که چند سنگ به سویش پرتاب شده و بالای آن نوشته شده سنگسار و در شمال غربی کشور یک سبزه سیاه رنگ با عنوان “سیاهه ” به چشم می خورد . از طراح آن پرسیدم سیاهه یعنی چه؟ گفت یعنی حکومت مخالف شادی و سرزندگی مردم است و مروج افسردگی تیرگی و غم.
خاطرات مقابل چشمانم رژه می روند. ژیلا! تو همیشه اصرار داشتی که درخانه مان در سال نو هفت سین داشته باشیم و من معمولا خرید لوازم آن را پشت گوش می انداختم و لحظه های آخر سال مجبور می شدیم برای پیدا کردن یک سبزه سالم چندین فروشگاه و خیابان را با عجله بگردیم. معمولا یک هفت سین مینیاتوری می چیدی. در این سالهای آخر مخالف خرید ماهی قرمز برای سفره هفت سین بودی چرا که خیلی زود می مردند و تو ناراحت می شدی . ضمن اینکه ربطی هم به سفره هفت سین ندارد و معلوم نیست از کجا و کی آن را به سفره هفت سین اضافه کرده اند.

از مدتها قبل به تو قول نوشتن این نامه را داده بودم اما نوشتنش خیلی طولانی شد حالا هم که ظاهرا تمام شده با خودم فکر می کنم به درد نخور و با بی دقتی نوشته انگار فقط می خواستم قولی را که به تو داده ام انجام دهم .راستش را بخواهی مدتی است که احساس می کنم شاید دیگر نتوانم بنویسم، به این که فکر می کنم ترس برم می دارد . کسی که کارش نوشتن است اگر یک روز نتواند بنویسد از بین می رود به ویژه که از این راه زندگی را بگذراند.

در طول روز مدام به این فکر می کنم که چه چیزی برایت بنویسم، بعضی وقتها آن را یادداشت می کنم که یادم نرود اما شب که می نشینم دستهایم فرمان نمی برد و نمی توانم فکر کنم. گاهی هنوز یک جمله ننوشته احساس خستگی شدید می کنم، بی هیچ دلیلی. آن وقت به خودم می گویم فردا می نویسم. چند جمله ای هم که پیش می روم آن قدر بدخط است که خودم هم نمی توانم بخوانم چه برسد به تو.

به خودم می گویم انگار ترسو شده ای، دیگر خطر نمی کنی، انگار زندگی دارد عادی می شود، به خودت بیا و جدی تر کار کن . این طور که با خودم کنار آمده ام سال ۹۱ را می خواهم بیشتر از گذشته به نوشتن برای تو بگذرانم. امیدوارم از وفای به این عهد بر آیم، هر چند با این قول به تو وخودم از همین حالا روزهای کاری سختی را پیش روی خود می بینم.

بهمن احمدی امویی
زندان اوین-بند ۳۵۰
فروردین سال ۱۳۹۱


 


عبدالرحیم سلیمانی اردستانی:

ملت بزرگ ایران در انقلاب اسلامی خود حکومت شاهنشاهی را سرنگون و به پیشنهاد امام خمینی(ره) مبنی بر استقرار جمهوری اسلامی رای دادند. من، که در آن زمان نوزده ساله بودم، به ایشان بسیار علاقه مند بودم و با دل و جان از پیشنهاد او استقبال کرده پای صندوق حاضر شده به آن رای دادم. امام خمینی چند ماه جلوتر (۱۵/۸/۵۷) در پاسخ خبرنگار سی بی اس آمریکا که پرسیده بود: «دولت پیشنهادی شما چگونه خواهد بود و چه کسی آن را اداره خواهد کرد؟» پاسخ داد: «پیشنهاد ما جمهوری اسلامی است و چون ملت، ملت مسلم است و ما را خدمتگزار خود می داند، از این جهت حدس می زنم به پیشنهاد ما رای دهند. ما از طریق رفراندوم با ملت یک جمهوری اسلامی تشکیل می دهیم. و اما شخص، این تابع آراء مردم است و الان شخص معینی در نظر نیست» (صحیفه نور، ج۳، ص۳۳).

حدس ایشان درست بود و مردم به ایشان اعتماد کردند و به نوع حکومت پیشنهادی او رای دادند. اما از همین سخن ایشان، که از نخستین سخنان او در این باره بود، بر می آید که در این نوع حکومت رای مردم همه چیز را، و حتی شخص اول حکومت را، تعیین می کند. ایشان بعد از این تاریخ و قبل از رفراندوم دوازده فروردین ۵۸ بارها و بارها شکل این حکومت و جایگاه رای و نظر مردم در آن و نیز ویژگی های دیگر این حکومت را بیان کردند که در چند جنبه برخی از سخنان او نقل می شود:

الف-جمهوریت و دموکراسی و رای مردم

«حکومت دموکراسی و جمهوری اسلامی برقرار می شود، در این جمهوری اسلامی، یک مجلس ملی مرکب از منتخبین واقعی مردم امور مملکت را اداره خواهند کرد» (مصاحبه با تلویزیون اتریش، ۱۰/۸/۵۷؛ همان، ج۲، ص۲۵۵).

ایشان در پاسخ به خبرنگار دیگری در همان روز:

«حکومت اسلامی ما متکی به آراء عمومی خواهد بود» (همان، ص۲۶۱) و پنج روز بعد در پاسخ به خبرنگار مجله المستقبل گفت: «حکومت جمهوری اسلامی مورد نظر ما از رویه پیامبر اکرم(ص) و امام علی(ع) الهام خواهد گرفت و متکی به آراء عمومی ملت می باشد و نیز شکل حکومت با مراجعه به آراء ملت تعیین خواهد شد» (همان، ج۳، ص۲۷). دو روز بعد در پاسخ به خبرنکار آلمانی: «با رفتن سلسله پهلوی، یک نظام جمهوری اسلامی مترقی پیش می آید که در این نظام به اتکاء ملت، سرنوشت ایران معلوم و دولت تعیین می شود» (همان، ص۷۲). روز بعد در پاسخ به تعدادی از خبرنگاران خارجی: «دولت اسلامی، یک دولت دموکراتیک به معنای واقعی است» (همان، ص۸۸). و در پاسخ به خبرنگار لبنانی که از ماهیت جمهوری اسلامی پرسیده بود (۲۰/۸/۵۷): «ماهیت جمهوری اسلامی این است که با شرایطی که اسلام برای حکومت قرار داده است، با اتکاء به آراء عمومی ملت، حکومت تشکیل شده و مجری احکام اسلام می باشد» (همان، ص۱۰۵). چهار روز بعد در پاسخ به خبرنگار آلمانی: «ملت ایران خواستار حکومت اسلامی است و من جمهوری اسلامی متکی به آراء مردم را پیشنهاد کرده ام» (همان، ص۱۵۶).

در تاریخ ۱۳/۹/۵۷ در پاسخ به خبرنگار بی بی سی که از نوع حکومت مورد نظر او پرسیده بود: «یک حکومت جمهوری اسلامی، اما جمهوری است برای اینکه به آراء اکثریت مردم متکی است و اما اسلام، برای اینکه قانون اساسی اش عبارت است از قانون اسلام» (همان، ج۴، ص۲۱). ایشان همین جمله را سه روز بعد در پاسخ به خبرنگار آمریکایی تکرار کردند (همان، ص۳۷).

در تاریخ ۱۶/۱۰/۵۷ در پاسخ به خبرنگار آلمانی: «اسلام یک دین مترقی و دموکراسی به معنای واقعی است و آن رژیمی که ما می خواهیم تاسیس کنیم یک همچو رژیمی است» (همان، ص۱۴۴) دو روز بعد در پاسخ به خبرنگار تایمز لندن: «جمهوری اسلامی … حکومتی است متکی به آراء ملت و مبتنی بر قواعد و موازین اسلامی» (همان، ص۱۶۹) و چند روز بعد در پاسخ خبرنگار آمریکایی: «دولت اسلامی که ما می خواهیم یک جمهوری اسلامی است که به آراء ملت درست می شود و احکام اسلام هم در او اجرا می شود» (همان، ص۲۰۵).

ایشان مکرر جمهوری مورد نظر خود را همان جمهوری که در کشورهای دیگر است معرفی می کند. در پاسخ خبرنگار فرانسوی (۲۲/۸/۵۷): «اما جمهوری به همان معنایی است ک همه جا جمهوری است لکن این جمهوری بر یک قانون اساسی ای متکی است که قانون اسلام می باشد … طرز جمهوری همان جمهوری است که همه جا هست» (همان، ۳، ص۱۴۵). حدود دو ماه بعد در پاسخ خبرنگار فرانسوی دیگر: «جمهوری اسلامی مثل سایر جمهوری هاست لکن محتوایش قانون اسلام است» (همان، ج۴، ص۱۷۲). و چند روز بعد در پاسخ خبرنگار ایتالیایی: «حکومت جمهوری است مثل سایر جمهوری ها و احکام اسلام هم احکام مترقی و مبتنی بر دموکراسی و پیشرفته و با همه مظاهر تمدن موافق … است» (همان، ص۲۰۹).

و سرانجام دو روز قبل از رفراندوم یعنی در تاریخ ۱۰/۱/۵۸: «آنکه ملت ما می خواهد جمهوری اسلامی است، نه جمهوری فقط، نه جمهوری دموکراتیک، نه جمهوری دموکراتیک اسلامی، جمهوری اسلامی» (همان، ج۵، ص۱۲۹).

ب) حاکمان در جمهوری اسلامی

در جمهوری اسلامی تصمیمات، فردی نیست و همه امور باید روند قانونی خود را طی کند. ایشان در پاسخ خبرنگار مجله اکونومیست (۱۸/۱۰/۵۷) که از آزادی ها درجمهوری اسلامی پرسیده بود، گفتند: «ما به خواست خدایتعالی در اولین زمان ممکن و لازم برنامه های خود را اعلام خواهیم نمود، ولی این بدان معنا نیست که من زمام امور کشور را به دست بگیرم و هر روز نظیر دیکتاتوری شاه، اصلی بسازم و علیرغم خواست ملت به آنها تحمیل کنم. به عهده دولت و نمایندگان ملت است که در این امور تصمیم بگیرند ولی من همیشه به وظیفه ارشاد و هدایتم عمل خواهم کرد» (همان، ج۴، ص۱۷۹).

در پاسخ به خبرنگار ایتالیایی (۱۱/۸/۵۷): «در جمهوری اسلامی، زمامداران مردم نمی توانند با سوء استفاده از مقام، ثروت اندوزی کنند و یا در زندگی روزانه امتیازی برای خود قائل شوند. باید ضوابط اسلامی را در جامعه و در همه سطوح به دقت رعایت کنند و حتی پاسدار آن باشند، دقیقا باید به آراء عمومی در همه جا احترام بگذارند» (همان، ج۲، ص۲۸۰).

ایشان در سخنرانی های متعددی به وضعیت حاکمان صدر اسلام اشاره می کند و می گوید ما چنین حکومتی می خواهیم. ایشان می گوید ما حکومتی مثل حکومت پیامبر می خواهیم که چنان با یاران خود می نشست که وقتی فردی ناشناس وارد می شد پیامبر را نمی شناخت. ما حکومتی مثل حکومت علی(ع) می خواهیم که فردی یهودی می توانست از خلیفه مسلمانان شکایت کند و در برابر قاضی با او برابر باشد. ما حکومتی مثل حکومت های صدر اسلام را می خواهیم که در آن خلیفه دوم وقتی می خواست وارد مصر شود با یک الاغ که با غلام خود نوبتی سوار آن می شدند وارد شد و اتفاقا هنگام ورود نوبت غلام بود و خلیفه دوم طناب الاغ را می کشید و …(همان، ج۳، ص۹-۱۱ و ص۶۸-۶۹ وص۸۴-۸۵).

ج) آزادی عقیده و بیان

در مصاحبه با خبرنگار روزنامه لاکروا (۱۰/۸/۵۷): «یکی از بنیاد های اسلام، آزادی است. انسان واقعی ملت مسلمان، فطرتا یک انسان آزاد شده است» (همان، ج۲، ص۲۶۳). در پاسخ خبرنگار هلندی (۱۶/۸/۵۷): «در جمهوری اسلامی کمونیست ها نیز در بیان عقاید خود آزادند» (همان، ج۳، ص۴۸). همان روز در پاسخ خبرنگار آلمانی: «جامعه آینده ما جامعه آزادی خواهد بود و همه نهاد های فشار و اختناق … از میان خواهند رفت … جامعه فردا جامعه ای ارزیاب و منتقد خواهد بود که در آن تمامی مردم در رهبری امور خویش شرکت خواهند جست» (همان، ص۵۳).

در جواب تعدادی از خبرنگاران (۱۸/۸/۵۷): «دولت اسلامی، یک دولت دموکراتیک به معنای واقعی است و برای همه اقلیت های مذهبی آزادی به طور کامل هست و هر کس می تواند اظهار عقیده خودش را بکند و اسلام جواب همه عقاید را به عهده دارد و دولت اسلامی، تمام منطق ها را با منطق جواب خواهد داد» (همان، ص۸۸). روز بعد در پاسخ به سوالی درباره آزادی بیان و عقیده برای مارکسیست ها به نماینده سازمان عفو بین المللی: «در حکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی در هرگونه عقیده ای هستند و لیکن آزادی خرابکاری ندارند» (همان، ص۱۰۰) و چند روز بعد در پاسخ خبرنگاری: «در جمهوری اسلامی هر فردی از حق عقیده و بیان برخوردار خواهد بود و لکن هیچ فرد و یا گروه وابسته به قدرت های خارجی را اجازه خیانت نمی دهیم» (همان، ص۱۷۸).

حدود یک ماه بعد در پاسخ خبرنگاری: «حکومت ما جمهوری اسلامی است … و جناح های سیاسی در آنجا در اظهار عقاید خود آزادند» (همان، ج۴، ص۶۵). در پاسخ به خبرنگار تلویزیون آلمان (۱۶/۱۰/۵۷): «احکام اسلام احکامی است که بسیار مترقی است و متضمن آزادی ها و استقلال و ترقیات» (همان، ص۱۴۴). چند روز بعد در پاسخ خبرنگاری: «در اسلام دموکراسی مندرج است و مردم آزادند در اسلام، هم در بیان عقاید و هم در اعمال … » (همان، ص۲۳۴). دو روز بعد در پاسخ به خبرنگاری: «در یک رژیم اسلامی، آزادی ها صریح و کامل خواهند بود. تنها آزادی هایی به ملت داده نخواهد شد که بر خلاف مصلحت مردم باشد و به حیثیت فرد لطمه وارد سازد» (همان، ص۲۴۲).

ایشان در تاریخ ۱۹/۱۰/۵۷ در مصاحبه با خبرنگار ایتالیایی اوج آزادی در جمهوری اسلامی را اینگونه بیان کردند: «هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیما در برابر سایرین زمامدار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده دهد و در غیر این صورت اگر برخلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد، خودبخود از مقام زمامداری معزول است و ضوابط دیگر وجود دارد که این مشکل را حل خواهد کرد» (همان، ص۱۹۰).

د) احزاب، مطبوعات، اجتماعات

در تاریخ ۱۱/۸/۵۷ در مصاحبه با خبرنگار ایتالیایی: «مطبوعات در نشر همه حقایق و واقعیات آزادند. هر گونه اجتماعات و احزاب در صورتی که مصالح مردم را به خطر نیندازد آزادند و اسلام در تمامی این شئون حد و مرز را تعیین کرده است» (همان، ج۲، ص۲۸۰). در پاسخ به خبرنگار انگلیسی که از آزادی حزب کمونیست پرسیده بود: «همه احزابی که برای مصالح ملت ما کار کنند آزاد خواهند بود» (همان، ص۲۶۱). در پاسخ خبرنگار دیگری که از آزادی فعالیت احزاب چپ پرسیده بود: «در جمهوری اسلامی هر فردی از حق آزادی عقیده و بیان برخوردار خواهد بود و لیکن هیچ فرد و یا گروه وابسته به قدرت های خارجی را اجازه خیانت نمی دهیم (همان، ج۳، ص۱۷۸). خبرنگار روزنامه اطلاعات (۳/۱۱/۵۷) پرسید: «آیا فکر می کنید که گروه های چپ و مارکسیست که در ایران هستند، آزادانه فعالیت خواهند داشت؟» و پاسخ شنید: «اگر مضر به حال ملت باشد جلوگیری می شود، اگر نباشد و فقط اظهار عقیده باشد مانعی ندارد» خبرنگار ادامه داد: «یعنی منظورتان این است که احزاب آزاد خواهند بود یا نه؟» و پاسخ شنید: «همه مردم آزادند، مگر حزبی که مخالف با مصلحت مملکت باشد» (همان، ج۴، ص۲۵۹).

ه) اقلیت های مذهبی

«در جمهوری اسلامی … حقوق مردم خصوصا اقلیت های مذهبی، محترم بوده و رعایت خواهد شد» (مصاحبه با تلویزیون اتریش، ۱۰/۸/۵۷؛ به نقل از همان، ج۲، ص۲۵۵). «اسلام بیش از هر دینی و بیش از هر مسلکی به اقلیت های مذهبی آزادی داده است، آنان نیز باید از حقوق طبیعی خودشان که خداوند برای آنان قرار داده است، بهره مند شوند. ما به بهترین وجه از آنان نگهداری می کنیم. در جمهوری اسلامی کمونیست ها نیز در بیان عقاید خود آزادند» (مصاحبه با خبرنگار هلندی، ۱۶/۸/۵۷، به نقل از همان، ج۳، ص۴۸). «اقلیت های مذهبی به بهترین وجه از تمام حقوق خود برخوردار خواهند بود» (مصاحبه با مجله اشپیگل، ۱۶/۸/۵۷، به نقل از همان، ص۵۳). «تمام اقلیت های مذهبی در حکومت اسلامی می توانند به کلیه فرایض مذهب خود آزادانه عمل نمایند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنان به بهترین وجه محافظت کند» (مصاحبه یا خبرگزاری یونایتد پرس، ۱۷/۸/۵۷؛ به نقل از همان، ص۷۵) «برای همه اقلیت های مذهبی آزادی به طور کامل هست و هر کس می تواند اظهار عقیده خودش را بکند» (مصاحبه با تعدادی از خبرنگاران خارجی، ۱۸/۸/۵۷؛ به نقل از همان، ص۸۹). «تمام اقلیت های مذهبی در ایران برای اجرای آداب دینی و اجتماعی خود آزادند و حکومت اسلامی، خود را موظف می داند تا از حقوق و امنیت آنان دفاع کند و آنان هم مثل سایر مردم مسلمان ایران، ایرانی و محترم هستند» (مصاحبه با مجله القوم العربی، ۲۰/۸/۵۷؛ به نقل از همان، ص ۱۰۳). «اقلیت های مذهبی نه تنها آزادند، بلکه دولت اسلامی موظف است از حقوق آنان دفاع کند و دیگر اینکه هر ایرانی حق دارد که مانند همه افراد از حقوق اجتماعی برخوردار باشد، مسلمان یا مسیحی و یا یهودی و یا مذهب دیگر، فرقی ندارد» (مصاحبه با روزنامه آلمانی دنیای سوم؛ ۲۴/۸/۵۷؛ به نقل از همان، ص۱۵۹).

«اقلیت های مذهبی در آینده آزاد هستند و در ایران در رفاه زندگی خواهند کرد و ما با آنها با کمال انصاف و مطابق با قانون عمل خواهیم کرد. آنان برادران ایرانی ما هستند» (مصاحبه با تلویزیون سوئیس، ۱۸/۱۰/۵۷؛ به نقل از همان، ج۴، ص۱۶۱). «همه اقلیت های مذهبی در اسلام محترم هستند و همه گونه آزادی برای انجام فرامین مذهبی خود دارند. ما با هیچ بشری ضدیت نداریم. آنان ایرانی اند و مثل سایر ایرانیان همه گونه حق دارند» (مصاحبه با خبرنگاران خارجی، ۲۱/۱۰/۵۷، به نقل از همان، ص۲۰۰).

«ما کرارا این مطلب را گفته ایم که اسلام نسبت به اقلیت های مذهبی احترام قائل است و آنها در مملکت ما آزادند و حتی حق رای دارند، حق تعیین وکیل دارند و آنچه گفته شده است که ما مخالف با آنها هستیم، تبلیغاتی است که شاه به راه انداخته است. اسلام همیشه با آنها به طور مسالمت رفتار کرده است و حتما زندگی آنها در حکومت اسلامی بهتر از الآنشان است» (مصاحبه با تلویزیون آمریکا، ۲۲/۱۰/۵۷، به نقل از همان، ص۲۰۵).

ایشان چند روز پس از پیروزی انقلاب در تاریخ ۲۹/۱۱/۱۵۷ در دیدار با نمایندگان زرتشتیان ایران گفتند: «من از آقایان تشکر می کنم و آقایان، چنانچه همه اقلیت ها، مطمئن باشند که اسلام با اقلیت ها همیشه به طور انسانی، به طور عدالت رفتار کرده است و همه در رفاه هستند و اینها هم مثل سایر اقلیت ها جزئی از ملت ما هستند و ما و آنها با هم در این مملکت زندگی می کنیم» (همان، ج۵، ص۹۷).

ایشان سخنان دیگری در جنبه های دیگر حقوق بشر و آزادی و سیاست خارجی و … دارند که ذکر همه آنها به درازا می انجامد. به هر حال من به این جمهوری اسلامی که امام خمینی بیان کردند رای دادم. جمهوری ای که به معنای واقعی جمهوری است و به معنای واقعی دموکراسی است و مردم در همه امور نقش اصلی را دارند. هیچ فردی هیچ مقامی و پستی را بدون رای و نظر مردم نمی تواند اشغال کند. هیچ تصمیمی بدون رای و نظر مردم گرفته نخواهد شد. هیچ فردی فراتر از قانون نیست. حاکمان ساده زیست هستند و در بین مردم زندگی می کنند و هرگز با شکوه و جلال پادشاهان و سلاطین وارد شهرها نمی شوند. مردم از هرگونه آزادی بیان و عقیده برخوردارند و حتی می توانند حاکم را در کوچه و خیابان نقد کنند و او موظف است که پاسخگو باشد. مطبوعات آزادند، احزاب آزادند، اقلیت های مذهبی و حتی کمونیست ها در عقیده و بیان و عمل دینی و شخصی آزادند و .. من اکنون هم به چنین حکومتی رای می دهم چرا که آن را جمهوری به معنای واقعی می دانم که دین نیز آن را تایید کرده است. اما باید توجه داشت که من به همان جمهوری که امام خمینی بیان کرد رای دادم و نه غیر آن.

منبع: وبلاگ نویسنده


 


در آستانه دومین سالگرد تولد فرزند علی جمالی، عضو شورای مرکزی و رییس کمیته سیاسی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)، وی دل نوشته ای را خطاب به فرزندش منتشر کرد.

به گزارش ادوارنیوز، علی جمالی ۳۱مرداد ماه ۱۳۸۹بازداشت شد. وی در دادگاه بدوی به ۴سال حبس محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۲سال کاهش یافت.

در این نامه با امید به فردایی روشن آمده است: تو، فرزندان احمد زیدآبادی، عبدالله مومنی و همه ی فرزندان ایران، سرمایه های آینده این سرزمین هستید. بدانید که ظلم پایدار نخواهد ماند و رویای ما برای داشتن ایرانی آزاد و آباد برآورده خواهد شد. روزی ما در کنار هم خاطره این روزهای سخت دور از یک دیگر بودن را از ذهن های مان می زداییم و در آن روز من و مادرت می توانیم به دور از هر هراسی و تشویش زندان و اندوه این شیشه های کدر کابین های ملاقات، کنار هم بودن را تجربه کنیم.

متن این نامه به شرح زیر است:

“یاهو”

نیکان، پسرم؛

در آستانه ی دومین جشن تولدت و از پشت میله های بند ۳۵۰زندان اوین چهره ی معصومت را می بوسم. احتمالا از آن چه که برایت می نویسم تا سال ها بعد بخوانی، چیزی درک نخواهی کرد که دنیای تو اکنون با مفهوم هایی از این دست بیگانه است. من برایت می نویسم تا سال های بعد بخوانی و بدانی که در روزهایی که تو به دنیا آمدی و همواره تنها مادرت را در کنار خود دیدی و بزرگ شدی و به دو سالگی رسیدی، چرا من در کنار شما نبودم و از پشت میله های سرد زندان اوین تو را تصور می کردم که در کنار سمیرایم در حال فوت کردن شمع های کیک تولدت هستی. باید بنویسم تا بدانی چرا به ناگاه من از زندگی تو کنار رفتم و تو با من چنان غریبه شدی که وقتی برای نخستین بار از زندان به خانه آمدم، دیگر مرا نمی شناختی.

پسر عزیزم؛

دقیقا ۳۱سال پیش از تولد تو، در ۱۲فروردین ۵۸پایه های نظامی بنیان نهاده شد که قرار بود «جمهوری اسلامی» باشد؛ نه یک کم و نه یک کلمه بیش. قرار بود جمهورش در آن اساس تصمیم گیری باشد و اسلامش رحمانی، اطمینان بخش و سازگار با دنیای جدید اما امروز و در روزهایی که تو به دنیا آمدی و به دو سالگی رسیدی، هم زمان با تو ۳۳مین سال تاسیس جمهوری اسلامی نیز سپری می شود، در حالی که زندان هایی که قرار بود دانشگاه باشد، لبریز است از دانشجویانی که به زندان شدن دانشگاه و شهر و کشور خود اعتراض دارند. تو ۲ساله می شوی و جمهوری اسلامی ۳۳ساله و چه کنایه آمیز که از کارزار سبز و پیوسته ما برای اعاده ی «جمهوریت» هم دو سال و اندی می گذرد.

نیکان من؛

پدرت و بسیاری از دوستان و خواهران و برادرانش در اعتراض به ظلم و جور ناروایی که بر مردم این دیار می گذرد، به بند کشیده شده اند و با وجود سختی های تاب آوردن حتا یک روز اسارت ظالمانه و دشواری ها و مرارت های ناگفتنی دوری از مادرت و تو، امید به فردایی بهتر برای تو و هم نسلانت، همه ی ما زندانیان سیاسی را در راه خود برای آزادی این کشور از مصیبتی که به آن گرفتار آمده، مصمم و جدی ساخته است. ما به فردای تک تک فرزندان ایران زمین می اندیشیم و به همین سبب از راهی که آغاز کرده ایم، بازنمی گردیم.

فرزندم؛

تو، فرزندان احمد زیدآبادی، عبدالله مومنی و همه ی فرزندان ایران، سرمایه های آینده این سرزمین هستید. بدانید که ظلم پایدار نخواهد ماند و رویای ما برای داشتن ایرانی آزاد و آباد برآورده خواهد شد. روزی ما در کنار هم خاطره این روزهای سخت دور از یک دیگر بودن را از ذهن های مان می زداییم و در آن روز من و مادرت می توانیم به دور از هر هراسی و تشویش زندان و اندوه این شیشه های کدر کابین های ملاقات، کنار هم بودن را تجربه کنیم. شاید آن وقت بتوانم، ذره ای از دریای بزرگ صبر و بردباری و مقاومت سمیرایم را جبران و جای همه نبودن هایم را هم برای تو پر کنم. امروز شاید از خود بپرسی که چرا جای پدر در کنار کیک تولدم، عکسی بی جان از او قرار دارد. پاسخش را زمانی خواهی گرفت که بزرگ تر می شوی و موهبت آزادی را در می یابی، جوانیت را به جای دانشگاه زندان در جامعه ای آزاد و آباد سپری می کنی که خود دانشگاه است. آن وقت پاسخ پرسشت را خواهی یافت و می توانی درک کنی که چرا پدرت در جشن تولد دو سالگی تو در کنارت نبود!

با امید روزگاری بهتر برای تو و نسل تو

فرورودین ۹۱

پدرت، علی جمالی، ساکن در بند ۳۵۰اوین


 


شرکت خودرو سازی آمریکایی جنرال موتورز اعلام کرده که شرکت فرانسوی پژو – سیتروئن تامین قطعات به یک شرکت خودرو ساز ایرانی را متوقف کرده است.

این دو شرکت خودروساز حدود یک ماه پیش، با خرید هفت درصد از سهام پژو توسط جنرال موتورز، یک گروه مشترک صنعتی تشکیل دادند.

به گزارش بی بی سی، از زمان اعلام خبر تشکیل گروه صنعتی مشترک جنرال موتورز و پژو، سازمانی به نام “اتحاد علیه ایران هسته ای” موج تبلیغاتی را علیه طرف آمریکایی این معامله – یعنی شرکت جنرال موتورز – براه انداخته است. این سازمان و برخی گروه های دیگر مخالف حکومت ایران، گروه خوروساز فرانسوی پژو -سیتروئن را به خاطر سابقه فعالیتش در ایران محکوم می کنند.

حال جنرال موتورز با اعلام قطع صادرات لوازم یدکی پژو به ایران تاکید کرده که مشارکتش با خودروساز فرانسوی، کاملا از قوانین ایالات متحده آمریکا درباره بازرگانی با ایران تبعیت می کند.

سازمان “اتحاد علیه ایران هسته ای” در سال ۲۰۰۸ توسط سه دیپلمات ارشد سابق آمریکا، یعنی مارک والاس، ریچارد هالبروک و دنیس راس تاسیس شد. این سازمان هدف خود را جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای اعلام کرده است.

در بیانیه ای که توسط شرکت جنرال موتورز منتشر شده آمده است: “ما درباره این موضوع – یعنی فروش لوازم خودرو به ایران – با شرکت پژو گفتگو کرده ایم. ما می دانیم که آنها از مدتی قبل تصمیم به قطع تولید و توقف ارسال تجهیزات خود به ایران گرفته بودند. این تصمیم در حقیقت پیش از آغاز مشارکت ما با این شرکت اتخاذ شده است. توافق ما با آنها کاملا با قوانین آمریکا درخصوص بازرگانی با ایران تطبیق دارد و به هیچ نحوی سودی از این توافق عاید ایران نمی شود.”

به گزارش روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال، وزارت دارایی آمریکا از اظهار نظر درباره این بیانیه خوداری کرده است. ۲۷% از سهام شرکت جنرال موتورز به دولت آمریکا تعلق دارد.

شرکت پژو پیشتر اعلام کرده بود که در ایران سرمایه گزاری مستقیمی ندارد و تنها به شرکت ایران خودرو لواز یدکی می فروشد. به گفته سخنگوی این شرکت، سود حاصل از فروش این شرکت به ایران خودرو، ۱.۵ در صد از کل سود شرکت پژو در سال ۲۰۱۱ را تامین کرده است.


 


مادر رضا شهابی فعال سندیکایی و زندانی سیاسی که از ۲ سال پیش بلاتکلیف و در بازداشت موقت به سر می برد، دار فانی را وداع گفت.

مرگ مادر را رضا شهابی در حالی از طریق تلفن و روز پنج شنبه آگاه شد که چند روز قبل با نوشتن نامه ای به رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، دادستان تهران و دادسرای اوین خواستار عیادت از مادر بیمارش شده بود.

به گزارش خبرنگار کلمه، فشار های زندان و مدتها نگهداری در سلول های انفرادی موجب شده بود تا این زندانی سیاسی از ناحیه چپ بدن دچار اختلالات حسی شود و نیاز به عمل فوری گردن به منظور جلوگیری از قطع نحاع از سوی پزشکی قانونی ضرورت تشخیص داده شود.

رضا شهابی را ماموران اطلاعات در جین انجام وظیفه بازداشت کردند و بی اطلاعی خانواده از وضعیت وی مادر را دچار شوک عصبی کرده بود به گونه ای که ماهها بیمار بود و در بستر بیماری قرار داشت. پس از آن مادر این زندانی سیاسی روزبه روز وضعیت وخیم تری را تجربه کرد به گونه ای که در آخرین لحظات زندگی جز دیدار فرزند اسیر و بیمارش خواسته ای نداشت.

رضا شهابی راننده شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و معاون مالی سندیکای این شرکت در طول ۲۲ ماه بازداشت غیر قانونی و به رغم تودیع قرار وثیقه، بارها دست به اعتصاب غذا زد و چند مورد راهی بیمارستان شد و هر بار مسوولان قضایی قول آزادی وی را تا صدور حکم داده بودند که هیچ یک از تعهدات آنان عملی نشد.

در نامه رضا شهابی به دادستان و رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب و دادیار دادسرای اوین با توجه به الزام عمل جراحی توسط کمیسیون پزشکی و پزشکی قانونی، خواستار رسیدگی به وضعیت سلامتش شد و اعلام کرده بود که در صورت عدم اجرای قول آزادی که به شهادت وکیل وی باید تا پیش از پایان سال ۹۰ به اجرا در می آمد، دست به اعتصاب عذای نامحدود خواهد زد.

وی همچنین با خاطر نشان کردن وضعیت وخیم سلامت مادرش و وضعیت اظطراری سلامتی خودش، مسولیت هرگونه سهل انگاری در رسیدگی به خواسته هایش را بر عهده ی دستگاه قضایی دانسته بود.


 


شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۱، آیدین خواجه ای فعال دانشجویی هنگام خروج از منزل در تبریز بازداشت شد. وی در تماس با خانواده اش گفته است که دستگیری اش جهت گذراندن محکومیت حبس شش ماهه وی می باشد.

به گزارش خبرنگار کلمه، آیدین خواجه ای پیش از این نیز ۲۹ اردیبهشت سال ۸۹ بازداشت و ۱۶۰ روز در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز تحت بازجویی بود وی در روز سه آبان ۸۹ با وثیقه ۲۲۰ میلیون تومانی آزاد شده و در دادگاه انقلاب تبریز به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد.

وی پیش از این نیز در تابستان ۸۷ در رابطه با تشکیل جنبش دانشجویی توسط نهادهای امنیتی دستگیر و به شش ماه حبس محکوم شد که دوران محکومیت خود را سال گذشته سپری کرد.

هفتم فروردین ۱۳۹۱ طی قرار ابلاغ شده از سوی قاضی هاشم زاده معاون دادستان تبریز، قرار بازداشت دانشجویان زندانی دانشگاه تبریز به مدت دو ماه دیگر تمدید شده است.

در این قرار بازداشت اسامی روزبه سعادتی، محمد احدی و افشین شهبازی سه تن از دانشجویان دانشگاه تبریز به همراه ابراهیم رشیدی شاعر و نویسنده آذربایجانی ذکر شده است.

افشین شهبازی دانشجوی رشته کشاورزی به همراه ابراهیم رشیدی سوم بهمن سال گذشته-۱۳۹۰- در تبریز و در خانه ی دانشجویی شهبازی بازداشت شده اند. متعاقب آن روزبه سعادتی دانشجوی رشته ی اقتصاد و محمد احدی فارغ التحصیل رشته مهندسی کشاورزی نیز به تاریخ ۴ بهمن ۱۳۹۰ هر دو در منازل پدری خود در شهر میانه توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت شده اند.

محمد احدی، روزبه سعادتی و افشین شهبازی پس از سپری کردن ۵۰ روز در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز و طی مراحل تحقیقات و بازپرسی ۲۴ اسفند سال گذشته به بند مالی زندان تبریز منتقل شده اند ولی ابراهیم رشیدی هنوز در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز نگهداری میشود.

همچنین طی قرار دیگری که به مهرداد کرمی دانشجوی بازداشتی دانشگاه تبریز ابلاغ شده است بازداشت موقت وی به مدت ۲ماه دیگر تمدید شده است.

وی سوم دی ماه ۱۳۹۰ به هنگام پیاده شدن از سرویس دانشگاه از سوی مأمورین امنیتی بازداشت و پس از بازجویی در اداره اطلاعات تبریز به زنجان منتقل و مجددا به تبریز انتقال داده شد و در نهایت بیست و یک بهمن سال گدشته به زندان تبریز منتقل شد و اکنون در بند مالی زندان تبریز بسر می برد. مهرداد کرمی شهریور ماه سال نود نیز به دلیل شرکت در مراسم جشن تولد سعید متین پور در زنجان بازداشت شده بود.

لازم به ذکر است که بر اساس اظهارات جعفر افشارنیا که وکالت نامبردگان را بر عهده دارد، هنوز زمان برگزاری دادگاه نامبردگان مشخص نیست و وی نیز تاکنون موفق به مطالعه پرونده موکلانش نشده است.

علاوه بر افراد یاد شده آقایان معزالدین ایلاتی خامنه ، محمدرضا هادی ، شاهرخ زمانی ، محمد جراحی ، هوتن جاوید کیان ( وکیل خانم سکینه محمدی آشتیانی ) ، رسول بدلی نیز در زندان تبریز دوران محکومیت خود را سپری می کنند که شاهرخ زمانی با یازده سال محکومیت دارای بیشترین میزان محکومیت است.


 


عضو گروه دوستی – پارلمانی ایران و کویت با تاکید بر وجود زمینه‌های موثر برای تعمیق و گسترش روابط بین دو کشور ایران و کویت، گفت: اگرچه تلاش‌هایی از طرف گروه پارلمانی ایران برای توسعه روابط پیگیری شد اما بی‌علاقگی طرف کویتی زمینه‌ای برای گسترش روابط فراهم نکرد.

عسگر جلالیان در گفت وگو با خانه ملت، با بیان اینکه در دور هشتم مجلس ۳ الی ۴ دیدار با سفیر کویت و اعضای پارلمان این کشور در تهران داشته ایم، افزود: با وجود چند دیدار در مدت ۴ سال، اما از آنجا که طرف کویتی به دلیل مسائل سیاسی تمایلی به برقراری ارتباط و تعامل بیشتر نداشت اقدام موثری در جهت تعمیق و گسترش روابط ایران و کویت صورت نگرفت.

نماینده مردم بوشهر در مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه در طول مجلس هشتم به دلیل بی‌علاقگی طرف کویتی ارتباط گروه دوستی- پارلمانی دو کشور از نظم و نسق قابل قبولی برخوردار نبود، ادامه داد: با این حال گروه دوستی – پارلمانی ایران چندین دیدار را با مقامات این کشور ترتیب داده و درباره تعمیق روابط سیاسی، ‌اقتصادی و تجاری مذاکرات خوبی انجام و تیم های اقتصادی موثری تبادل شد.

وی یادآور شد: علاوه بر این بنده به صورت انفرادی تعدادی از تجار کویتی را به بوشهر برده که در این بازدید چند تفاهم نامه همکاری بین تجار و سرمایه گذاران بوشهری و کویتی به امضا رسیده و در دستور کار قرار گرفت.

عضو کمیسیون انرژی در مجلس هشتم با تاکید بر وجود زمینه همکاری بین ایران و کویت، افزود: شاید اگر کویتی‌ها توجه و اهتمام بیشتری به فعال کردن گروه پارلمانی شان داشتند شاهد نتایج موثری در روابط دو کشور می بودیم اما به دلیل مسائل بین‌المللی این طور استنباط می شد که کویتی ها علاقه‌ای به گسترش روابط نداشتند.

عضو گروه دوستی – پارلمانی ایران و کویت در مجلس هشتم، درباره دستاوردهای گروه دوستی ایران و کویت در سال ۹۰، تصریح کرد: در سال ۹۰ هم همانند ۳ سال قبل هیچ تحرک خاصی از سوی طرف کویتی مشاهده نشد.

کویت با ۱۷ هزار ۸۱۸ کیلومتر مربع مساحت در منتهی الیه شمال غربی خلیج فارس واقع شده و با توجه به قرار گرفتن این کشور در مجاورت ایران، عربستان و عراق و نیز دارا بودن منابع غنی نفتی از اهمیت خاصی برخور دار است.

کویت کشوری امیرنشین است و خاندان الصباح از سال‌های متمادی بر این کشور حکومت می‌کنند و امیر فعلی آن شیخ صباح الاحمد الجابر الصباح است و قوای سه گانه به نوعی تحت نظر وی اداره می شود.

در دیدارهایی که به طور معمول میان مسئولان و هیات های دو کشور ایران و کویت صورت می گیرد همواره بر این نکته تاکید شده که سطح روابط با توجه به ظرفیت ها و پتانسیل های موجود در حد انتظار نیست.

به بیان دیگر عوامل مختلفی از جمله تحولات منطقه‌ای و ملاحظات داخلی و خارجی طرف کویتی را شاید بتوان به عنوان عامل موثری در کندی پیشرفت روابط مورد انتظار در این رابطه برشمرد.

اوج تنش میان ایران و کویت ادعای رسانه های کویتی درباره کشف یک شبکه جاسوسی ایران در این کشور بود.

یک دادگاه کویتی سال گذشته، حکمی را درباره شبکه ای جاسوسی در کویت صادر کرد که رسانه های کویتی مدعی ارتباط این شبکه با ایران شدند.

این موضوع اگرچه از سوی ایران تکذیب شد اما کویت بازهم با تکرار ادعای خود در نهایت، ۳ دیپلمات ایرانی را از این کشور اخراج کرد. تهران هم بلافاصله در اقدامی متقابل ۳ دیپلمات کویتی را اخراج کرد. اتهامات کویت علیه ایران تا آنجا پیش رفت که هفته اول اردیبهشت ماه شیخ محمد السالم الصباح وزیر خارجه در گفت و گو با تلویزیون العربیه مدعی شد که یک حلقه جاسوسی ایران که سال گذشته در کویت کشف شد برای بمبگذاری در تاسیسات استراتژیک کویت مواد منفجره حمل می کرده است. او همچنین ایران را متهم به تلاش برای ساقط کردن حکومت بحرین کرد. کویت البته اشاره ای به مناطقی که استراتژیک خوانده نکرد.


 


مهدی خدایی از اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد شهر ری سومین نوروز خود را در زندان سپری می کند.

به گزارش ندای سبز آزادی این زندانی سیاسی که در حال حاضر در در بند ۳۵۰زندان اوین به سر می برد ۱٢ اسفند ٨٨، بازداشت شد و از ابتدای بازداشت در بند دو الف زندان اوین تحت شکنجه و فشار شدید برای قبول اتهامات واهی قرار گرفت.

وی تا مدت ها از حق ملاقات و تماس با خانواده ی خود نیز محروم بود و در این پرونده نیز با محکومیت سه سال زندان از سوی قاضی مقیسه مواجه شد.

خدایی در تاریخ ٢٩ آذر ٨٩، به بند ٣۵۰زندان اوین منتقل شد و از زمان بازداشت تاکنون از مرخصی محروم بوده است.

وی پیش از این نیز در تابستان ٨٧ بازداشت و پس از ٣٨ روز آزاد شد ه بود و در این پرونده با محکومیت چهار سال زندان از سوی قاضی صلواتی مواجه شد.

این فعال دانشجویی، در مجموع دو پرونده به هفت سال حبس محکوم شده است.


 



 


من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدواالله علیه، فمنهم من قضی نحبه ومنهم من ینتظر، وما بدلوا تبدیلا

کلمه_ نسیم بهشتی: یک سال گذشت از زمانی که پدری پیر در فراق پسرش، برای همیشه در آرامگاه ابدی آرام یافت. پدری که تا آخرین لحظه جدایی چشم به در بود تا مثل هرجمعه میرحسین با همه صمیمیتش در بگشاید و آرام جان پدر باشد. پدری که با همه کهولت و احتضار می پرسید که میرحسین کجاست و چرا نمی آید.

هجر پدر از پسر داستان تلخ روزگار است. پدرانی که در فراق پسران نور چشم از دست داده اند و فرعون هایی که پسران به بند کشیده اند تا چند صباحی بیشتر بر سریر قدرت خودنمایی کنند.

تاریخ است که مظلومیت خاندان پیامبر را در هر گوشه ای به تصویر می کشد. از پیکر دختر پیامبر که گمنام و شبانه در بقیع به خاک سپردند تا شبیه ترین خلق خدا به رسول اکرم که در کرب و بلا به تیغ بلا بردند. از پریشانی زینب در فراق برادر تا اشک علی بن حسین بر سجاده خون در صحرای نینوا.

از بغض فرو خفته داغ سیدعلی در ظهری عاشورایی تا هجرتی دور در یک صبح بهاری.

جمعه ها یکی پس از دیگری گذشت و پدر نه صدای پسر شنید و نه رخساره او دید و در حالی دیار فانی را وداع گفت که حتی اجازه ندادند، پدر در آخرین لحظات حیاتش پذیرای پسر باشد.

میرحسین تنها توانست دقایقی در حضور سنگین نگاه ماموران امنیتی بر پیکر بی جان پدر حاضر شود و آخرین وداع را با او بگوید، اما نگذاشتند او حتی جنازه اش را بر دوش بگیرد و تا دیار باقی بدرقه کند.

مراسم تشییع و تدفین او در فضایی نظامی با حضور نیروهای انتظامی برگزار شد. همان ها که قول و قرارها گذاشته بودند و نکاتشان را از پیش برای تک تک افراد خانواده دیکته کرده بودند.

خانواده ای که وفای به عهد کرد و حکومتی که حتی از تشییع پیکر پدری پیر هم نگذشت و فرزندان و وابستگانش را بخاطر یک مراسم عادی تشییع و تدفین مورد ضرب و شتم و فشار قرار داد.

حتی نسبت فامیلی و پناه دادن در زمانی که یافتن مامن کاری بس دشوار بود هم نتوانست مانع از خشونتی شود که مامورانی معذور در برابر چشمان مردم به نمایش گذاشتند. دختری که کشان کشان بر زمین می بردند و جوانانی که به جرم اعتراض به این رفتار بازداشت می شدند. ضربات مشت و لگدی که نثار جان کسانی می شد که داغدار سه برادر شهید بودند و میراث دار خون آنان.

نمازگزارانی که از صف نماز جدا شد کردند و سوگوارانی که نمی دانستند بر غم از دست دادن پدر بگریند یا بر غربت ” نظامی” که در روزش پیکر پدر بر دوش می بردند.

همه اقتدار نظام در کوچه های قدیمی ” خونگاه” خود را به نمایش گذاشته بود. موتورسواران سیاه پوش و ماشین های مجهز. باتوم و اسلحه. دور تا دور این محله در یک سکوت صبحگاهی با صدای ماموران شکسته می شود. همسایگان هراسان به خیابان می آیند.

خیابان ۱۵ خرداد که به مبارکی قیام مردم نام خرداد بر خود دارد، محلی شد برای حضور نیروهایی که با ادعای مدیریت جهانی عرصه را بر هموطنان تنگ کرده اند و مامورانی که به جای اینکه ” اشدا” باشند بر متجاوزان به حقوق مردم، سخت گرفته اند به مردمی که در روزی که به “جمهوری اسلامی” نام نهاده بودند، می خواستند پیکری مردی از سلاله نبی را بر دوش بکشد تا سپاسگزار پدری باشند که ” خانه پاکش باغ روییدن پاکترین و خالص ترین فرزندان این خاک و بوم شد و سفره پاک و پر از روزی حلالش و عبادتهای شب و روزش سالهای سال بهشتی زمینی را پدید آورده بود که جان و دل در باغ آسمانیش آرام می یافت. مردی که ستون معنوی خانواده خود بود.”

پدری که میری در خانه خود پروراند که تسلیم زر و زور و تزویر نشد و از همه حق خود گذشت تا صدای حق طلبی ملتی باشد که صدای مظلومیتش سالهاست در گلو خفه شده است. او که نه در تشییع پیکر مادر بود و نه نتوانست پیکر پدر بر دوش بگیرد. روزگاری در خدمت به این مردم شب از روز نمی شناخت و همه همش این بود که جمهوری اسلامی به سرانجام برساند و این روزها که باز آمده بود تا خدمتگزاری باشد برای مردمی که در زیر بار ظلم و فرعونیت طاقت از کف برده بودند. او که می خواست میراث امام و یادگار شهدا را از دست نامحرمان بیرون آورد. اما عرصه بر او چنان بستند که نه توانست تسلای خاطر خواهرش باشد که فرزند رشید خود در عاشورا به مشهد برده بود و نه خانواده ای که در انتظار برادر بزرگتر مانده بودند تا پدر به حرمت به دیار باقی بفرستند.

دختران موسوی که در حصر پدر، دل به پدر بزرگ بسته بودند در یک ظهر بهاری در فقدان او هم به سوگ نشستند و سوگوارانه نوشتند که پدر بزرگ “در آرزوی دیدار فرزند خود این چهل و پنج روز را در حالتی شبیه احتضار می گذراند و هر روز سراغ میرحسین را از همسر خود می گرفت. فرزندان میرحسین موسوی و بقیه اقوام وی به خاطر کهولت سن او در جواب سوال های مداومش، در مورد نبود میرحسین موسوی که هر هفته به دیدار پدر می رفت و هر روز تلفنی جویای حال پدر خود بود می گفتند که پدرمان به مسافرت رفته است و به زودی بر می گردد و گاهی برای رفع دلتنگی های پدربزرگ پیر یکی از پسران دیگرش از جانب میر حسین موسوی حالش را می پرسید. احوال پرسی ای که با سکوت دردمندانه و معنا دار او روبرو می شد.”

آنها داستان هجران و اندوهی که بر این خاندان و این پدر پیر گذشت در همه این روزها را به قلم نگاشتند که او با چه دلی این دیار را وداع کرد ” با کوله باری از درد و حرمان با داغ نوه های گلگون کفنش، ابراهیم شهید دوران پر افتخار دفاع مقدس و علی شهید راه سبز و همیشه پیروز آزادی، دو برادر به خون خفته یکی در صحرای کربلایی جبهه ها و دیگری در عاشورای سرخ تهران و نیز در هجران و اندوه فرزند و عروسش که به ناحق و به جفا و تنها برای فریاد حق طلبی و آزادی خواهی اسیر ظالمان گشته اند، دار فانی را وداع گفت. دل پاکش با صبر و رضایت عجیبی که همیشه چهره نورانیش را مصفا می نمود، آرام گرفت. او ایوب خانواده بود. و پدرمان نیز ایوبی و راستی، از او فراگرفته بود ، که البته اجر مومنان و آنها که تنها گفتند لا و حاضر نشدند بنده غیر خدا شوند با خداوند متعال است و هو ارحم الراحمین.”

و اینک خانواده موسوی در مظلومیتی مضاعف، سوته دلانه در سالگرد پدر گرد هم می آیند تا بر غم غربت و دوری پدر و پسری مظلوم در خلوت خود مویه کنند.


 


میرحسین موسوی: جنبش  سبز با پایبندی به اصول و ارزشهای بنیادین انسانی، اخلاقی و دینی و ایرانی، خود را پالایش‌گر و اصلاح‌گر روند طی شده در نظام جمهوری اسلامی ایران در سال‌های پس از انقلاب می داند.


 


تقوی به بررسی وضعیت اقتصاد ایران در سال ۹۰ پرداخته  و معتقد است که پول مفت در آوردن در اقتصاد، آسیب های اجتماعی به دنبال دارد

وی که زمانی استاد حسینی وزیر اقتصاد بوده است می گوید که او سوالات زیادی در حوزه اقتصاد کلان می کرد و هیچگاه هم یاد نگرفت!

تقوی معتقد است : رییس کل بانک مرکزی بر اساس آن اختیار هایی که دارد حرف می زند اما وقتی ابزارش در اختیارش نباشد تا عمل کند، مردم حرف او را قبول نمی کنند. بر این اساس به مرور زمان به صحبت های رییس کل بانک مرکزی اعتماد نمی شود.

به گزارش کلمه از گفت و گوی تفصیلی این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با خبر آنلاین، وی در خصوص تاثیرات نوسان قیمت ارز می گوید: سفته بازی را رواج می دهد. عده ای در بازار کارشان همین شده که مدام پیش بینی می کنند و از این راه درآمد زیادی نصیب شان می شود. این پول مفت درآوردن در اقتصاد است که آسیب های اجتماعی فراوانی به دنبال خواهد داشت. یک عده ای از مردم حرفه شان را رها می کنند و می روند خرید و فروش دلار می کنند و سود زیادی نصیب شان می شود.

او در مورد یارانه های معتقد است: هدفمند شدن یارانه ها هم در زمان مناسبی اجرا نشد. وقتی یارانه ها هدفمند می شود که اقتصاد در وضعیت شکوفایی باشد. مردم شغل داشته باشند، درآمد خوب داشته باشند و بنگاه ها هم سود کنند. این اقدام در وضعیت رکودی صورت پذیرفت. مهم ترین مساله آن هم این بود که یارانه تولید پرداخت نشد و رکود تورمی ایجاد کرد چرا که هزینه تولید بالا رفت، منحنی عرضه به سمت چپ کشیده شد. در این حالت هم تورم ایجاد شد و هم یک سری از واحد های تولیدی از بین رفتند. شما اگر خانه ات را با حساب و کتاب درست اداره نکنی ورشکست خواهی شد حالا ممکن است چهار تا دکتری اقتصاد هم داشته باشید.

تقوی با اشاره به بحران های ارزی سال گذشته می گوید: ریشه آن به پیش از سال ۹۰ باز می گردد. در هر کشوری برای اینکه بانک ها سپرده مردم را جمع کنند باید نرخ بهره واقعی مثبت را ارائه کنند. وقتی تورم بالا می رود مسئولان اقتصاد باید نرخ بهره های اسمی بالا برده شود. در غیر این صورت هیچ آدمی نمی آید پولش را در بانک بگذارد و این پول در گذر زمان ذوب شود و در نهایت ارزش آن به قدری برسد که نتوان چیزی با آن خرید. به هر حال مردم عقل دارند. بر این اساس نرخ هایی که برای بانک و اوراق قرضه مشخص کردند سبب چنین رویدادی شد. طی سال ۸۹ و ۹۰ تورم به قدری بالا رفته بود که بانک ها نرخ های بهره منفی به مردم می دادند. شما وقتی که پول پس انداز داشته باشید و نخواهید در بانک سرمایه گذاری کنید با آن چه می کنید؟ پاسخ این سوال واضح است. این پول به بورس اوراق بهادار برده می شود. از آنجا که بورس و مسکن اوضاع خوشایندی نداشت پول به بازار ارز و سکه رفت. پس می توان گفت که ریشه آشفتگی بازار ارز و سکه به نیمه ابتدایی سال ۹۰ باز نمی گردد و می توان علت آن را پیشتر از سال ۹۰ مورد بررسی قرار داد.


 


به رغم تبلیغات دولت مبنی بر افزایش دستمزدها با احتساب قیمت ارز و ارزش پول ملی در قبال ارزهای رایج دنیا، ارزش واقعی دستمزد مزد بگیران ایرانی در بازار جهانی معادل ۳۶ درصد کاهش پیدا کرده است.

به گزارش خبر آنلاین، دولت در سالهای ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۰ به طور متوسط سالانه حداقل دستمزد را حدود ۳۲ هزار تومان افزایش داده است ولی این افزایش به رغم آنکه بالاترین رشد حداقل دستمزد طی دو دهه گذشته محسوب می شود ولی در عمل می بینیم که این افزایش به نسبت بالا نتوانسته است دستمزد واقعی را افزایش دهد، که دلیل اصلی آن را باید در تورم شدید قیمت کالاهای مصرفی پیدا کنیم، تورمی که در سالهای اخیر در اقتصاد کشور جریان داشته است.

مقایسه حداقل دستمزد ۱۰۶ هزار تومانی در سال ۱۳۸۳ با حداقل دستمزد ۳۳۰ هزار تومان سال ۱۳۹۰ نشان می دهد، در این دوره شاهد سه برابر شدن حداقل دستمزد و افزایش ۲۲۴ هزار تومانی آن بوده ایم ولی اگر بر مبنای سال پایه ۱۳۸۳ نرخ دستمزد واقعی را بعد از کسر تورم سالانه محاسبه کنیم، واقعیت شکل دیگری به خود می گیرد. حداقل دستمزد ۱۰۶ هزار تومان سال ۸۳ در سال ۱۳۹۰ به ۱۲۰ هزار تومان رسیده است یعنی تنها ۱۴ هزار تومان افزایش پیدا کرده است.

 

مقایسه تغییرات حداقل دستمزد و رشد قیمت ها در کشور
سال ۱۳۸۳ ۱۳۸۴ ۱۳۸۵ ۱۳۸۶ ۱۳۸۷ ۱۳۸۸ ۱۳۸۹ ۱۳۹۰ ۱۳۹۱
حداقل دستمزد ماهیانه به نرخ جاری( هزار تومان) ۱۰۶ ۱۲۶ ۱۵۰ ۱۸۳ ۲۱۹ ۲۶۳ ۳۰۳ ۳۳۰ ۳۹۰
حداقل دستمزد ماهیانه به نرخ ثابت( هزار تومان) ۱۰۶ ۱۱۴ ۱۲۱ ۱۲۵ ۱۱۹ ۱۳۰ ۱۳۶ ۱۲۰ -
معادل دلاری دستمزد جاری ۱۲۱٫۱ ۱۴۰٫۰ ۱۶۲٫۵ ۱۹۵٫۷ ۲۲۶٫۵ ۲۶۳٫۵ ۲۹۱٫۳ ۲۴۴٫۴ -
معادل دلاری دستمزد واقعی ۱۲۱٫۱ ۱۲۶٫۷ ۱۳۱٫۱ ۱۳۳٫۷ ۱۲۳٫۱ ۱۳۰٫۳ ۱۳۰٫۸ ۸۸٫۹ -
شاخص دستمزد به نرخ ثابت  ۱۰۰ ۱۰۷٫۵ ۱۱۴٫۲ ۱۱۷٫۹ ۱۱۲٫۳ ۱۲۲٫۶ ۱۲۸٫۳ ۱۱۳٫۲ -
شاخص کل قیمت کالاها وخدمات مصرفی  ۱۰۰ ۱۱۰٫۴ ۱۲۳٫۵ ۱۴۶٫۲ ۱۸۳٫۳ ۲۰۳ ۲۲۸٫۲ ۲۷۴٫۳ -
نرخ تورم (درصد) ۱۵٫۲ ۱۰٫۴ ۱۱٫۹ ۱۸٫۴ ۲۵٫۴ ۱۰٫۸ ۱۲٫۴ ۲۰٫۲ -
منبع: بانک مرکزی و واحد تحقیقات ماهنامه «اقتصاد ایران»، سال ۹۰ برآورد شده توسط خبرآنلاین       

برای آنکه بدانیم دستمزد واقعی در اقتصاد ایران تا چه حد کاهش پیدا کرده است باید شاخص را بر مبنای دلار محاسبه کنیم؛ برای این کار باید دستمزد واقعی را به دلار تبدیل کنیم.
بر اساس قیمت دلار بازار آزاد گزارش شده توسط بانک مرکزی در سال ۱۳۸۳ هر دلار در این سال ۸۷۵ تومان قیمت داشته است و حداقل دستمرد ۱۰۶ هزار تومانی در آن سال معادل ۱۲۱ دلار در ماه بوده است.
در سال ۱۳۹۰ به طور متوسط هر دلار حدود ۱۳۵۰ تومان قیمت داشته است، به این ترتیب دستمزد جاری در این سال به ۲۴۴ دلار افزایش پیدا کرده است ولی دستمزد واقعی ۱۲۰ هزار تومان سال ۹۰ معادل ۸۸ دلار قدرت خرید پیدا می کند. یعنی به رقم رشد شدید حداقل دستمزد ارزش واقعی دستمزد مزد بگیران ایرانی در بازار جهانی معادل ۳۶ درصد کاهش پیدا کرده است.

 


 


کلمه: رهبری در دیدار با رجب طیب اردوغان بار دیگر بر حمایت جمهوری اسلامی ایران از سوریه تاکید کرد و گفت به دلیل حمایت از خط مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی از سوریه دفاع خواهد کرد و با هر گونه دخالت نیروهای خارجی در امور داخلی سوریه به شدت مخالف است.

وی بار دیگر گفت: ما از اصلاحات در سوریه همواره حمایت می کنیم و اصلاحاتی که در سوریه شروع شده، باید ادامه یابد.

این در حالی است اردوغان پیشتر گفته بود که دولت سوریه در مسیری بسیار خطرناک و روی لبه شمشیر قرار دارد؛ راهی که در پایان آن پرتگاه است.

از نظر آنکارا، بشار اسد رئیس جمهور سوریه با شکست در اجرای اصلاحات دموکراتیک در مراحل اولیه بهار عرب، فرصت بقای خود را بر باد داده است و بشار اسد با این خصوصیات نمی تواند دوام بیاورد.

در این دیدار که در تالار آیینه حرم مطهر رضوی در مشهد مقدس برگزار شد، محمود احمدی نژاد حضور نداشت و محمدرضا رحیمی نخست وزیر ترکیه را همراهی می کرد.

این در حالی است که احمدی نژاد به استقبال اردوغان هم نرفته بود و صالحی بامداد چهارشنبه میزبان نخست وزیر ترکیه بود که به همراه دختر و همسرش راهی تهران شده بود.

پیش از سفر اردوغان به تهران گفته شد که وی حاوی پیام باراک اوباما برای رهبران ایران است و دیدار باراک اوباما و اردوغان در حاشیه کنفرانس کره جنوبی نیز بر این گمانه زنی قوت بخشید.

نخست وزیر ترکیه که از در بحران سوریه نقشی فعال در میان کشورهای غربی ایفا می کند، گفته بود که مساله دمشق از اصلی ترین محورهای مذاکرات وی در تهران است.

مساله ای که در دیدار کوتاه او با احمدی نژاد مطرح نشد و در این دیدار دو طرف با اشاره به روابط دوستانه و برادرانه ایران و ترکیه بر ضرورت حفظ و تعمیق مناسبات همه جانبه در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی وگسترش حجم مبادلات تجاری میان دو کشور تاکید کردند.

اما سخنان آیت الله خامنه ای در مشهد نشان می دهد که بحران سوریه موضوع جدی گفت وگوهای اردوغان با رهبری بوده است.

آیت الله خامنه ای در دیدار با رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه و هیئت همراه وی همچنین با تاکید بر لزوم تعمیق بیش از پیش همکاریهای دو کشور خاطر نشان کرد: جمهوری اسلامی ایران به طور جدی معتقد به گسترش همکاریها با ترکیه است و هرگاه دو کشور در زمینه مسایل مختلف با یکدیگر همراه بودند، این همراهی بسود ایران و ترکیه و همچنین دنیای اسلام بوده است.

رهبری با اشاره به نگاه ابزاری قدرتهای مسلط دنیا بویژه آمریکا به کشورهای منطقه مدعی شد: آمریکاییها هیچ ملتی را به عنوان ملت مستقل قبول ندارند.

آیت الله خامنه ای در ادامه گفت: آمریکاییها با همه کشورها اینگونه رفتار می کنند و بنابراین همواره باید در تصمیم گیریها مصالح کشورهای اسلامی در نظر گرفته شود.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به kaleme-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به kaleme@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.
Email Marketing Powered by MailChimp

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته