تحریم وغیبت منفعل یا حضور فعال و مخالفت قانونی در انتخابات؟
الف صیاد
بر رسی انتظارات و نتایج متفاوتی که از دو روش اعتراضی فوق بدست میآید، باید بتواند جامعه و جنبش سبز را در اخذ بهترین تصمیم از میان این دو روش یاری کند. "تحریم" و "مخالفت رسمی وقانونی" که با عنوان (مشارکت فعال و معترضانه) نیز شناخته شده ، هر کدام با استدلال و نیت متفاوتی بکار گرفته میشوند.
- قبل از هر چیز "عدم شرکت" اصطلاحی است که تشکلهای سیاسی درون نظام بکار میبرند و منظورشان عدم معرفی یا تأیید داوطلب برای نامزدی در لیست انتخاباتی است. این تصمیم ممکن بود بیهوده بودن رأی دادن و قصد تحریم را به مخاطب القا کند ولی با این توضیح که ( مردم میدانند با چنین انتخاباتی چگونه برخورد نمایند) از مسئله رفع ابهام شده و معلوم مینماید که آنان همچنان به دعوت از مردم جهت مشارکت فعال و معترضانه در انتخابات که امری کارشناسی شده و قطعاً نتیجه بخش است معتقدند و حکومت هم نمیتواند به بهانه این رویکرد اتهام مقابله با مشروعیت و برانداز بودن و برخوردهای امنیتی را در مورد آنان پیش گیرد، . اگرچه کم نیستند افرادی که انتخابات را بدلایل عقلی و یا وجود نص صریح ، بطور کلی مردود میدانند، که اینجا جای بحث آن نیست ولی مقاله مرداب دموکراسی در این لینک برهمین مبنا است. برگردیم به سؤال اصلی که عنوان مقاله بود
اول - منادیان تحریم و خالی کردن صحنه انتخابات در پی آنند که با غیبت خود در روز رأی گیری عدم مشروعیت حاکمیت را اثبات نمایند. این رویکرد تنها بدین امید است که به جهانیان ثابت کنند که چون در ایران دموکراسی وجود ندارد، پس حکومت آن مشروع نیست . این موضوع اولاً امری ثابت شده است و ثانیاً هیچ قانون و ضمانت اجرایی برای برخورد با حاکمیت غیر مشروع وجود ندارد و بسیاری از حکومتهای دیکتاتوری و غیر مشروع که خیلی هم از ایران کمتر دموکراسی دارند ، جزء بهترین دوستان نظام سلطه جهانی و مورد حمایت وتکریم آنان میباشند. چون خود اینها بهترین آلت و ابزار استثمارند. از طرفی کروه حاکم در ایران هم به هزار زبان اعلام کرده که به رأی مردم ترتیب اثر نمیدهد و حتی قوانین مصوب خود را هم در این مورد قبول ندارد و میزان... رأی مــــردم نیـــــســــــت و تنها ولایت مطلقه فقیه برکشور مسلط است . منتهی حاکمیت در پاره ای موارد مانند انتصاب نمایندگان مجلس و رئیس جمهور، با برگزاری انتخابات صوری، مهر تأییدی هم بمنظور مصرف خارجی ازمردم میگیرد.
هرچه حکومتها غیر مردمی تر باشند حرص آنها به کسب یا جعل مشروعیت برای خود بیشتر است و طبیعی است که دیکتاتور ها در صف مقدم قرار میگیرند به خود شیفتگی و اظهارات هیتلر استالین، صدام ، قذافی و دیگرانی که ملت را عاشق خود میدانستند توجه کنید . این موجودات برای حل مشکل خود چه از نظر جعل رأی و آمار سازی و پخش اخبار دروغ نگرانی ندارند، وهیچ ضمانت اجرایی هم برای رسیدگی به تخلفات آنها وجود ندارد. ولی در حال حاضر نداشتن مشروعیت ، میتواند بهانه ای بدست سلطه گران خارجی بدهد تا در صورت لزوم ، با تبلیغ بر جنبه های نقض حقوق بشری دیکتاتورها ، با حرکات ایذائی و جنگ افروزی به مقاصد کلان خود برسند چنانچه کردند و شد. اینجاست که تحریمیان خانه نشین در رویکرد خود نقش هائی متناقض ومتفاوتی از یکدیگر دارند. اول اکثریتی که بدون داشتن راهکاری عملی ، به امید رسیدن به دموکراسی و بطور صادقانه، سلب مشروعیت را راهگشا می بینند ولی به هیچوجه زیر بار جنگ و دخالت خارجی و یا حتی انقلاب نمی روند، چون تجربه های دور و نزدیک آن را لمس کرده و به مصائب انقلاب و جنگ واقفند . دوم اشخاص، گروهها و یا گروهکهای تک محوری که امکان شرکت در انتخابات را ندارند و زعمای آنان خود را از نظر بیگانگان آلترناتیو رژیم میپندارند و به امید دخالت خارجی و یکسره شدن کار حکومت و سپردن کشور به دست آنها، دُمشان به قدرتهای بزرگ و یا کوچک و حتی حکام منطقه وصل است و در عین حال کانالهای ارتباطی خود با یکدیگر را نشانه مردمی بودن گروه خودمعرفی مینمایند. اینها که هر از گاهی در رسانه ها آفتابی میشوند بی آنکه به صراحت اعلام کنند ، بروز جنگ و انقلاب را برای( کشور)؟ راهگشا میدانند و مخالفت چندانی با آنها ندارند و تنها از مردم میخواهند که یک کاری!؟ بکنند ولی حضور معترضانه و مخالفت قانونی مردم را که مخلّ اهداف آنها است مشروعیت بخش قلمداد کرده و با آن علناً مخالفت میورزند .
دوم- مخالفت رسمی و قانونی از طریق مشارکت فعال و معترضانه در انتخابات که در:
" انداختن رأی باطل شده به صندوق ، در صورتیکه داوطلب قابل قبول رأی دهنده، در لیست انتخاباتی نباشد " خلاصه شده است این روش بیش از هر مورد در انتخابات مجلس کار آیی دارد و برای اولین بار در ایران ، برای خارج کردن ساز و کار غیر قانونی تعیین! صلاحیت داوطلبین از دست حکومت، یا تقلب و جعل آراء توسط آن بکار گرفته شده است.
در این رویکرد ، اولاً برخلاف انتخابات رئیس جمهوری کتمان حقیقت و انجام تقلب تقریباً غیر ممکن است چون همه نامزدها در سراسر کشور از افراد مورد تأیید و درون حکومتی هستند که با عقبه های قومی وپشتوانه های اداری ، نظامی ، امنیتی و قضایی در محل ، بخاطر حفظ منافع و حیثیت خود برتک تک آرا نظارت و چشم داشت دارند، لذا برخلاف انتخابات رئیس جمهوری امکان تقلب از سوی حکومت و یا یکی از داوطلبین درحدّ صفر است. ثانیاً اگر آرای باطله به اکثریت برسند یا در صد آنها درتحلیلهای آماری غیر قابل اغماض باشند داوطلبین بازنده و جناح پشتیبان آنها به طرق مختلف و در چهار چوب مقررات در پی ابطال آن مرحله و تجدید انتخابات بر میآیند . این آشفتگی و بلبشو که حکومت بخوبی بدان واقف است و آنرا از مدتها قبل بنام سونامی بهار 91 نامیده ادامه پیدا میکند تا جائی که نامزهای مورد قبول اکثریت رأی دهندگان بر گزیده شوند یعنی انجام انتخابات به معنی واقعی آن ، و شروع قانون گرایی در کشور رویه شود . ولی تحریم و خانه نشینی در زمان انتخابات این فرصت را به هدر میدهد
این روش بدلیل ایجاد اختلاف در بین کارگزارن حکومتی و دادن دست بالاتر به قانون گرایان در این خیل، در میان مدت حتماً ثمر بخش است و حکومت به جز تعطیل انتخابات یا تقلب سراسری و در افتادن با خودیها راهی برای خلاصی از آن ندارد ، که آنها هم صد در صد غیر عملی وبمثابه دعوت به انقلاب است . مطالعه باز خورد این راهکار در بیانیه ها و اظهارات تشکلها و شخصیتهای سیاسی که کمی قبل از انتخابات مجلس هشتم به این روند روی آوردند در این لینک و ملاحظه اینکه هرکدام از آنان با چه قساوت و خشونتی توسط حاکمیت از صحنه سیاسی حذف شدند و قبل از کودتای انتخاباتی سال 88 برنامه برخورد با آنان تدارک شده بود ، یکبار دیگر قاطعیت و نتیجه بخش بودن روش فوق و نیز بیچارگی و هراسی که حکومت از عمومیت یافتن آن را داشته، معلوم میدارد.
به همین دلیل حاکمیت در طول چند سال اخیر ببهانه های مختلف و بخصوص با در نظر داشتن حضور چهل ملیونی مردم در صحنه و تبعات آن که دامنگیر حکومت شد ، با عملی کردن تجمیع انتخابات یا طرح انتصاب رئیس جمهور از سوی مجلس، هراس کشنده خود از برگزاری انتخابات را بروز داده است. تا جائی که از وسوسه نمایش انبوه شرکت کنندگان در جریان رأی گیری برای جعل مشروعیت نیز منصرف شده، و به همان آرای محدود خودیها بسنده کرده است . نشانه این امر در گفتار خطیب جمعه هفته گذشته مشهود میباشد.
ترفند و شانتاژ خبری تعیین مصادیق مجرمانه برای تحریم کنندگان انتخابات، که بطور ناگهانی با کمک ارگانهای متعدد حکومت تدوین و بعنوان خبر اول اشاعه یافت ، برای تشویق خودیها به رأی دادن ( وامتناع بیشتر سایرین از سر لجاج با حکومت) است. نتیجه مورد انتظار از این اقدام سیاسی ، خلوت کردن صحنه و فراهم نمودن امکان برگزاری انتخابات دربستی برای اهالی رژیم بوده است .
حاکمیت با این تمهید در صورت پیاده کردن طرح خود مبنی بر برگزاری انتخابات با شرکت خودیها ، و اعلام نتیجه واقعی و اسامی حائزین اکثریت طبق مُرّ قانون! میتواند از تنش بین طرفداران خود جلو گیری نموده و با سکوت و سکونی که تحریمیان برای آن فراهم مینماید، ازاین خوان بگذرد و حتی ادعای کسب مشروعیت هم بنماید. البته چه چنین ادعایی از نظر افکار عمومی دنیا پذیرفته نیست ولی در صورت تصمیم بر حمله به ایران، آمادگی لازم در افکار عمومی جهان برای مخالفت عمومی با آن وجود ندارد . اینجاست که خطر تحریم انتخابات و خانه نشینی در زمان برگزاری انتخابات که به استمرار وضع موجود و بیشتر شدن احتمال بروز درگیری نظامی منتهی میشود، بهتر نمایان میگردد. در صورتیکه حضور معترضانه و قانونی حتی اگر نتواند در کوتاه مدت به نتیجه برسد و بلافاصله دموکراسی را در کشور مستقر نماید،حد اقل بخاطر حضور فعال مردم در صحنه سیاسی ، ضمن ایجاد هراس در مخیله هر متجاوزی ، قدرت لازم برای جلو گیری از تحمیل جنگ برعلیه کشور را به افکار عمومی در جهان خواهد داد و در مدت قابل پیش بینی بطور قطع به هدف اصلی خود که استقرار دموکراسی و قانون مداری است نیز توفیق خواهد یافت.
راستی شما علاوه بر باطل شد چه پیامی را روی برگه رأی انتخاباتی خود برای حکومت مینویسید. مثلاً ، چرا به حصر خانگی رئیس جمهور پایان نمیدهید؟ چطور است؟
با هماهنگی بیشتر و تصرف دوباره صحنه سیاست ، فرصتها را قدر بدانیم و اگر قرار بر تجمعات و تظاهرات خیابانی شد شعار نوشتههامان این باشد :
ما همه در انتخابات شرکت میکنیم و میدانیم که با رأی خود چه کنیم.
خانواده سید مصطفی تاجزاده در نامه دوم خود به راهیافتگان مجلس شورای اسلامی از آنها خواسته اند تا در آخرین روزهای عمر مجلس هشتم با پیگیری مطالبات قانونی خانواده زندانیان سیاسی، صداقت خود در ادعای مردمی بودن و مستقل بودن و عدالت طلب بودن را اثبات نمایند.
در این نامه که در صفحه فیس بوک تاج زاده منتشر شده است با اشاره به تاکید این زندانی سیاسی بر "رسوا و مفتضح" دانستن انتخابات پیش رو از نمایندگانی که مجددا نامزد انتخابات آتی مجلس شده اند خواسته شده است تا با پرسش از حصر غیرقانونی رهبران جنبش و بازداشت و دادگاه و حکم و حبس غیرقانونی گروه عظیمی از شهروندان ، صداقت و شجاعت خویش را اثبات نمایند.
در بخشی از این نامه آمده است: "می دانیم که در این روزهای ثبت نام و تایید صلاحیت و آماده شدن برای تبلیغات انتخابات سرتان شلوغ است و وقت نگاه به دور و برتان را ندارید. باری روزهای شلوغی دارید و ما بیهوده انتظار داریم که در این ایام گوش شنوایی برای شنیدن شکوائیه های ما و خواندن عریضه هایمان بیابیم. اما از آن جا که وظیفه شهروندی ما و وظیفه نمایندگی شما اقتضا می کند ما باید از گفتن و نوشتن خسته نشویم و شما باید به تکلیف خود و وظایفی که برای انجامش سوگند خورده اید، عمل کنید."
متن کامل این نامه در پی می آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و احترام،
این نامه نیز مخاطب خود را در مجلس شورای اسلامی جستجو می کند:
از آن جا که نمایندگان مردم در خانه ملت علاوه بر وظیفه قانون گذاری، وظیفه مهم تر نظارت بر علمکرد قوای دیگر را نیز به عهده دارند تا از مسئولیت ها و وظایف خود تخطی نکنند، ما به عنوان خانواده آزاده دربند سید مصطفی تاجزاده که از فردای انتخابات ۸۸ به شکل غیرقانونی با حکم امضا شده توسط دادستان معزول در تاریخ ۱۹ خرداد یعنی سه روز قبل از برگزاری انتخابات، بازداشت وبه بازداشت گاه غیرقانونی سپاه پاسداران در اوین منتقل شد، به لحاظ حقوقی، شرعی و انسانی وظیفه خود می دانیم که تا استیفای کامل حقوق ایشان، مراتب پی گیری از مقامات مسئول و نیز اطلاع رسانی در خصوص بی قانونی ها و اقدامات خلاف قانون صورت گرفته در مورد ایشان را ادامه دهیم و از آخرین روزهای عمر مجلس هشتم و حضور آقایان در خانه ملت نیز بهره می بریم تا هم مطالبات قانونی خود را باردیگر مطرح کنیم و هم مردمی بودن و مستقل بودن و عدالت طلب بودن و طرفدار مظلوم بودن آقایان نمایندگان را محک بزنیم.
حضرات نمایندگان هشتمین مجلس شورای اسلامی
می دانیم که در این روزهای ثبت نام و تایید صلاحیت و آماده شدن برای تبلیغات انتخابات سرتان شلوغ است و وقت نگاه به دور و برتان را ندارید و احتمالاً جز اخبار تحمیلی که سایت های دولتی و دروغ نیوزهای وابسته به قدرت و فربه شده از بودجه های بیت المال برای شما مخابره می کنند، از واقعیت ها و حقایق روزگارتان و جامعه تان و شهر و دیارتان بی اطلاعید. و مگر می شود آگاهی باشد و وجدان باشد و هیچ اقدامی برای اصلاح صورت نگیرد؟! باری روزهای شلوغی دارید و ما بیهوده انتظار داریم که در این ایام گوش شنوایی برای شنیدن شکوائیه های ما و خواندن عریضه هایمان بیابیم. اما از آن جا که وظیفه شهروندی ما و وظیفه نمایندگی شما اقتضا می کند ما باید از گفتن و نوشتن خسته نشویم و شما باید به تکلیف خود و وظایفی که برای انجامش سوگند خورده اید، عمل کنید و در غیراین صورت نان حلال بر سفره زن و فرزند نخواهید برد.
آقایان و خانم های نماینده
بیش از دو سال و نیم از حوادث پس از انتخابات 88 می گذرد و آسیب های وارده شهروندان بسیاری را درگیر کرده که می دانیم فرزندانی از خود شما نیز به بند و حبس اسیر آمدند و چه بسا باتوم خوردند و آسیب دیدند و رنج کشیدند و رنج کشیدید و نمی دانیم چون بسیاری از آسیب دیدگان آن روزها و این روزهای سخت، به مهاجرت به هر دیاری جز دیار بی حرمتی جان انسان ها و هتک حرمت و کرامت انسانی، اندیشه کردند و سرزمین مادری را ترک کردند یا خیر! همه این بیش از سی ماه و روزها و شب هایش خانواده های زندانیان سیاسی و آسیب دیدگان پس از انتخابات به همراهی و لااقل هم دلی و دلجویی کسانی که نام نماینده مردم را با خود حمل می کردند، چشم داشتند اما دریغ که موج ارعاب آن دوران تا هنوز، فضای سنگین و مسمومی ایجاد کرده و فاصله های بسیار میان مردم و کسانی انداخته است که وابستگی به پست و مقام و میز و کرسی و دلاری داشته و دارند و گاه دلشان را در انتخاب مشی زندگی فدای عقل می کنند و به دست فراموشی می سپارند همه نصایح بزرگان دین و اخلاق را که دنیا را دو روز و تنها عرصه امتحان و ابتلا معرفی کرده و به تعبیر امیرمؤمنان و اسوه عادلان بی ارزش تر از عطسه بزی می دانستند.
ما خانواده مصطفی تاجزاده که مقامات وی را زندانی سیاسی «خاص» جمهوری اسلامی می خوانند، اینک در آستانه انتخابات، علاقمندیم بدانیم شما مردان و زنانی که عنوان نمایندگی را در حوزه انتخابیه خود و در همه جا با خود حمل می کنید، آیا هیچ گاه از خود پرسیده اید این همه بی قانونی در کشوری که مدعی حکومت اسلامی است، چگونه ساری و جاری است و اگر شما نیز چون رئیس قوه قضائیه معتقدید که به مرّ قانون عمل می شود تنها به سوالات سه گانه این زندانی سیاسی که بارها از سوی وی و خانواده اش مطرح شده است، پاسخ گویید:
«به چه جرمی دستگیر، زندانی، محاکمه و محکوم شده ام؟» و «به چه دلیلی مرا از حقوقم حتی به عنوان یک زندانی عادی چه رسد زندانی سیاسی که در همه جای دنیا شرایط خاص خود را دارد، محروم کرده اند؟» و نیز «چرا به شکایات من از آقای جنتی و کودتاگران نظامی و دیگران رسیدگی نمی شود؟» و به سوال ما پاسخ دهید که در قرنطینه و ایزوله و انفرادی های متناوب نگاه داشتن زندانی سیاسی که در حال گذراندن حکم خویش است به لحاظ حقوقی چگونه تفسیر و توجیه می شود و محرومیت زن و فرزندش از ملاقات حضوری و حتی شنیدن صدایش که نیاز همیشه مادر و پدر و زن و فرزند است و نیز فاصله های طولانی مرخصی ها که ضرورت حفظ کیان خانواده زندانی مجرم است چه رسد به چون تاجزاده ای که وجودش در عرصه های مختلف منشأ اثر بوده و حضورش جز خدمت به ارمغان نیاورده است.
نمایندگان محترم آخرین روزهای مجلس هشتم
ما، هم چنان طبق فرمایش حضرت امام معتقدیم که مجلس برآمده از انتخابات آزاد، در رأس امور است و از همین رو انتخابات آزاد را آرزو می کردیم تا میزان، «رأی مردم» باشد و مجلس در جایگاه واقعی خویش. اما عجبا که هم اینک باید در مجلسی با حدود 290 نماینده، دنبال تنها یک مدرس بگردیم با همان میزان شجاعت و مردمی بودن و استقلال رأی او تا مقابل ظلم بایستد و ما بتوانیم اعاده حقوق خود و عزیزان مظلوممان را از او مطالبه کنیم.
هرچند عزیزدربند ما انتخاباتی را که آزاد نباشد، انتخاباتی رسوا و مفتضح می داند، اما فرصتی که مدعیان نمایندگی مردم برای نشان دادن میزان صداقت و شجاعت و استقلال و استحکام ایمان و عقیده و رأیشان جستجو می کردند، همین جا پیش رویشان است. پرسش از حصر غیرقانونی رهبران جنبش و بازداشت و دادگاه و حکم و حبس غیرقانونی گروه عظیمی از شهروندان و اقدامات غیرقانونی مکرر و مداوم نسبت به زندانیان سیاسی و خانواده هایشان در صحنه راستی آزمایی مردان و زنانی که به گفته خودشان با هدف دفاع از حقوق ملت به صحنه انتخابات آمده اند، امری بدیهی و اولیه است.
نمایندگان فعلی مجلس شورای اسلامی و ثبت نام کنندگان گرامی
قطعا مطلع هستید که مصطفی تاجزاده اخیراَ مسئول پرونده خویش و همسرش را معرفی کرده است و بی اعتنایی های مقامات قضائی و اخیراً مقامات امنیتی سپاه نسبت به اقدامات غیرقانونی اعمال شده نسبت به ایشان به ویژه قرنطینه هفده ماهه و انفرادی های مکرر و ممنوعیت ها و محدودیت های بسیار از حقوق اولیه یک زندانی در مورد ایشان که منجر به روزه داری چهارده ماهه شده است، مؤید ادعای اوست. ما به عنوان خانواده این زندانی سیاسی علاقمندیم بدانیم آیا مجلسی که به فرموده امام راحل باید عصاره فضایل ملت باشد، بنا دارد نسبت به اعاده حیثیت و حقوق انسان های آزاده دربند و از جمله فرزند راستین امام و مردم سید مصطفی تاجزاده اقدامی بنماید یا این که وکیل الدوله بودن سرنوشت محتوم عده ای از آنان شده است و ملاحظه کاری و رفاه گرایی و منفعت طلبی گریبان عده ای دیگر را گرفته است؟
مرقومه دوم ما برای نمایندگان مجلس شورای اسلامی در آخرین سال نمایندگی شان، اتمام حجتی است در پیشگاه خداوند عالمیان و حضرت ولی عصر با آنان، در همین دوره آخرالزمان که با همه ستم هایی که بر بندگان خدا می رود.
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
خانواده سید مصطفی تاجزاده
22/10/1390
به یاد سروش سبز اندیش ما
هر وقت از خیابان روبروی زندان اوین عبور می کردم آهسته قدم بر میداشتم تا به قول سهراب سپهری چینی احساس نیکان دیار من ترک بر ندارد. زهی... که آنچه شنیده شد شکستن استخوانهای خوبان دیار من بود.
اکنون اینجا در شمال ایران در دل طبیعت زندگی را به مسلخ برده اند. نیکان شهر من اینجا به حبس نشسته اند تا حاکمان سرزمین من آسوده سر بر سریر بگذارند.
نیکان شهر من فریاد فرو خفته ای بودند از ظلم ظالم، جور صیاد. نیکان شهر من، زبان در کام نکشیدند چون از عاشورا آموخته بودند که هر گاه باطلی که تن پوش حقیقت به تن کرده است باید بر آن شورید. نه تنها باطل که لباس دین به تن کرده اند و دینداران را به بند کشیده اند تا باز بر منبر وعظ روند و نیکان شهر من را عصیانگران دین برشمرند!!!
اینجا در اوین بابل مردانی پاک باخته به بندند، مردانی که در سالهای جنگ تا مرز شهادت رفتند، دکتر علی اکبر سروش از همان تبار مردان است. امروز من در مقابل زندان متی کلای بابل غروب آفتاب را در پشت برجهای زندان به نظاره نشسته ام. مانده ام تو در آنسوی دیوار کدام فریاد در گلو خفته را زمزمه می کنی؟ به روزهای دلهره آور جنگ می اندیشی و همکیشانی که امروز با شهادت، تن رنجورشان به بند عافیت طلبان همان دیروز در نیامد؟ یا مستی کرکس هایی که بزمشان را به عافیت نشسته اند؟ و یا به خرداد 88 که همپای میرحسین عزیز باز همه را به پاسداشت حرمت انسان فرا خواندی، روزهایی که دغدغه همیشگی ات را فریاد زدی "اخلاق": یادت می آید در یادمان دوم خرداد در سال 88 گفته بودی دروغ، فریب و ریا به رنگ غالب در جامعه در آمده است و همه را برای شکستن آن به قیام خواندی.
روزهایی که پس از آن صدایت را بریدند و از دانشگاه به کنج خانه ات کوچاندند و اکنون جسم رنجورت را به بند کردند. من ماندم و سوال های بی پاسخ بسیار... اما نیک می دانم که اکنون نیز همپای نسلی دیگر (دانشجویان و جوانان آزاد اندیش) به حبس نشسته اید تا پرچم حریت سرزمین من بر زمین نیافتد.
جوان سبز اندیش بابلی
ترور "مصطفی احمدی روشن" را محکوم می کنیم!
در سالگرد ترور دو کارشناس هستهای ایران ـ دکتر علی محمدی و دکتر شهریاری ـ مصطفی احمدی روشن استاد دانشگاه و معاون بازرگانی سایت هسته ای نطنز به همراه راننده اش در تهران ترور شد. به نوشته مطبوعات ایران یک موتورسوار با اتصال یک بمب مغناطیسی به بدنه پژو ۴۰۵، آن را منفجر کرد. بمب مغناطیسی به کار رفته در انفجار خودرو پژو، از نوع بمبهائی بوده است که قبلا نیز برای ترور دانشمندان ایران از آنها استفاده شده است.
این چندمین اقدام تروریستی است که در طی سه سال گذشته صورت گرفته و به قتل انسان ها منتهی گردیده است. گرچه تا کنون هیچ دولت و یا گروهی مسئولیت ترورها را برعهده نگرفته است، اما جمهوری اسلامی در تمام این موارد انگشت اتهام را متوجه دولت اسرائیل، انگلیس و امریکا کرده است. دولت های امریکا و انگلیس دخالت کشورشان در ترورها را همواره رد کرده اند اما دولت اسرائیل سکوت اختیار کرده است.
ارگان های اطلاعاتی و امنیتی رژیم به جای خنثی کردن ترورها، نیروی اصلی خود را برای سرکوب مخالفین و منتقدین اختصاص داده اند. در مطبوعات ایران به نقل از مسئولین کشور گفته شده است: "به دنبال ترور مصطفی احمدی روشن، برنامهریزیها برای ورود به فاز مقابله به مثل جدی شده است" (روزنامه شرق امروز). این بیان به معنی اعتراف به ناتوانی در خنثی کردن عملیات تروریستی و توسل به روش هائی است که می تواند پیامدهای فاجعه باری برای کشور ما داشته باشد و خطر حمله نظامی را تشدید کند.
ترور توسط هرکشور و یا هرگروه صورت گیرد، محکوم است. هیئت سیاسی ـ اجرائی سازمان، ترور کارشناسان هسته ای را شدیدا محکوم می کند و معتقد است که ترور راه حل بحران هسته ای نیست.
اعلامیه هیئت سیاسی ـ اجرائی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
٢٢ دی ١٣٩٠ (١٢ ژانویه ٢٠١٢)
مردمک: روسیه میگوید تشدید تحریمها علیه ایران، اقدامی علیه برنامههای هستهای ایران نیست، بلکه ایالات متحده از هر راهی برای تغییر رژیم ایران تلاش میکند.
گنادی گاتیلوف، معاون وزیر خارجه روسیه روز جمعه ۲۳ دی ماه در یک کنفرانس مطبوعاتی در این باره گفت: جامعه بینالمللی بدون شک، تحریمهای اضافی یا حمله نظامی علیه ایران را به منزله تلاش برای تغییر رژیم این کشور قلمداد میکند.
این مقام روسی هشدار داد که وضع تحریمهای جدید علیه ایران تنها در راه تلاشهای جامعه جهانی برای یافتن راه حلی مسالمتآمیز در مسئله بحران ناشی از برنامههای هستهای ایران، مانع ایجاد میکند.
یک روز پیشتر نیز نیکلای پاتروشف، دبیر شورای عالی امنیت ملی روسیه همین اتهامها را وارد و ادعا کرده بود که اسرائیل، آمریکا را به سوی گسترش دامنه اختلافات با ایران سوق میدهد.
آقای پاتروشف همچنین نسبت به خطر برخورد نظامی درباره اختلافات در برنامه هستهای ایران هشدار داده و این خطر را «واقعی» دانسته بود.
گنادی گاتیلوف، معاون وزیر خارجه روسیه، همچنین گفته است: تحریمهای یکجانبه غرب علیه ایران که بیش از مصوبات شورای امنیت سازمان ملل هستند، به مردم و اقتصاد ایران لطمه میزنند. چنین اقدامهایی موجب تضعیف تلاشهای جامعه بینالمللی برای حل مسئله هستهای ایران میشود.
معاون وزیر خارجه روسیه تاکید کرده که تحریمهای شورای امنیت علیه ایران «کارساز» بودهاند و قطعنامههای شورای امنیت و ایجاد محدودیت درباره همکاریهای نظامی با ایران، کاملا این کشور را تحت فشار قرار داده است.
آقای گاتیلوف همچنین بر لزوم ادامهدادن مذاکرات هستهای «گام به گام» با ایران تأکید کرده است.
او در عین حال که غنیسازی اورانیوم در چارچوب قواعد آژانس را حق جمهوری اسلامی بر شمرد، از آغاز غنیسازی در تأسیسات اتمی فردو ابراز نارضایتی کرد.
گنادی گاتیلوف در این باره گفت: ایران به انکار خواستهای بینالمللی مبنی بر کاهش نگرانیها در مورد برنامه اتمیاش و توقف ساخت تأسیسات غنیسازی در نزدیکی قم، ادامه میدهد.»
پیشتر وزیر خارجه روسیه نیز از آغاز غنیسازی اورانیوم در سایت فردو ابراز نگرانی کرده و گفته بود که ایران نگرانی جامعه بینالمللی از برنامه هستهایش را نادیده میگیرد.
سخنگوی آژانس بينالمللی انرژی اتمی، روز دوشنبه تاييد کرد که جمهوری اسلامی فعاليت غنیسازی اورانيوم تا غلظت ۲۰ درصدی را در سايت «فردو» قم آغاز کرده است. اين اقدام جمهوری اسلامی واکنش آمريکا، بريتانيا و آلمان را نیز در پی داشته و این کشورها اقدام اخیر ایران را به منزله نقض تعهدات بينالمللی تهران دانستهاند.
دبیر شورای عالی امنیت ملی گفته بود که غرب دلایل کافی برای اثبات صلحآمیز نبودن برنامه هستهای ایران ندارد. در حالی که سالهاست میشنویم، ایران در هفتههای آینده بمب هستهای تولید میکند، اما هنوز هیچ کس موفق نشده وجود ابعاد نظامی در برنامه هستهای ایران را ثابت کند.
سخنان این مقامهای بلند پایه روسیه در حالی مطرح شده که ایالات متحده آمریکا، تحریمهایی علیه چین، سنگاپور و امارات متحده عربی به وابستگی نفتی آنها به ایران وضع کرده است.
دولتهای اروپایی همچنین گفتهاند به توافقی نزدیک شدهاند که بر اساس آن به شرکتهای نفتی شش ماه مهلت داده میشود تا تحریمهای نفتی علیه ایران را اجرا کنند.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی در تازهترین گزارش خود از وجود «نشانههای فعالیتهای مرتبط با تولید سلاح اتمی» در ایران خبر داده است؛ گزارشی که به دنبال انتشار آن آمریکا و کشورهای غربی تحریمهای شدیدتری علیه ایران اعمال کردند.
اما مقامهای روسی نه تنها در ادعاهای مطرح شده در گزارش اخیر آژانس درباره فعالیتهای سری نظامی و اتمی جمهوری اسلامی تردید کردهاند؛ بلکه این گزارش را عامل افزایش تشنجات درباره مسائل هستهای ایران و موجب دلسردی دانستهاند.
روسیه در کنار چین دو کشوری هستند که با اعمال فشار بیشتر علیه ایران مخالفت میکنندو هر دو کشور در چند سال گذشته سهم زیادی در صنعت و بازار ایران داشتهاند؛ به ویژه چین که توسعه میدان پارس جنوبی را نیز به دست گرفته است.
روسیه، به عنوان عضو دایم شورای امنیت سازمان ملل که دارای حق وتو است تا کنون از قطعنامههای این شورا علیه برنامههای هستهای ایران حمایت کرده و به این قطعنامهها رای مثبت داده است، اما اعلام کرده که در مقابل تحریم نفت ایران «بیطرف» خواهد ماند.
این موضوع را سرگئی اشماتکو، وزیر انرژی روسیه، آذر ماه امسال در «کنگره جهانی نفت» در دوحه قطر مطرح کرد و از «بیطرف» ماندن کشورش در برابر تحریم احتمالی خرید نفت ایران خبر داد.
وزیر انرژی روسیه تاکید کرد که کشورش ضرورتی برای پیوستن به تحریم احتمالی نفت ایران نمیبیند و چنین طرحی براساس «انگیزههای سیاسی» ارائه شده است.
اتحادیه اروپا هنوز بهطور رسمی تحریم نفت ایران را عملی نکرده و گفته است که برای این اقدام به حمایت کشورهای بزرگ ازجمله روسیه نیاز دارد.
تصمیم اتحادیه اروپا برای تحریم نفت ایران در زمانی اعلام شد که آمریکا نیز بانک مرکزی ایران را تحریم کرد؛ اقدامی که فروش نفت را برای تهران دشوارتر از پیش خواهد کرد. آمریکا از سال ۱۹۷۹ و درپی انقلاب اسلامی، واردات نفت از ایران را ممنوع کرد.
آمریکا و متحدان اروپایی با تشدید تحریمها علیه ایران، اعلام کردهاند که قصد دارند ایران را از ادامه برنامه هستهای اش بازدارند و تحریم نفت ایران را در راستای همین هدف درنظر گرفتهاند. غرب میگوید ایران قصد دارد در پوشش اجرای برنامه هستهای، سلاح اتمی بسازد اما ایران میگوید که این برنامهها اهداف صلحآمیز را دنبال میکند.
دویچه وله:در آستانهی اجرایی شدن تصمیم اتحادیه اروپا برای قطع واردات نفت از ایران آلن ژوپه وزیر خارجه فرانسه معتقد است این اقدام تاثیری منفی بر قیمتها در بازار نخواهد داشت.
به گزارش شبکه خبری العربیه ژوپه که با همتای ژاپنیاش در یک کنفرانس خبری در توکیو شرکت کرد روز جمعه ۲۳ دی گفته است «همانطور که قطع شدن نفت لیبی نتوانست تاثیری منفی بر بازار جهانی بگذارد، قطع نفت ایران نیز قابل جایگزینی است و تاثیرات آن بر بازار ناچیز خواهند بود.»
عربستان سعودی، لیبی و شماری از کشورهای حاشیهی خلیج فارس اعلام آمادگی کردهاند در صورت تشدید تحریمهای نفتی علیه جمهوری اسلامی کمبود این کالا در بازارهای جهانی را با افزایش تولید جبران کنند. همزمان با کشورهای اروپایی ژاپن نیز مشغول بررسی کاهش یا قطع واردات نفت از ایران است. وزیر خارجه این کشور در نشست خبری روز جمعه گفته است «دولت ژاپن تحریم نفتی ایران را به دقت بررسی می کند و پیش از تصمیمگیری نهایی در این باره با همپیمانان خود مشورت خواهد کرد.»
دویچه وله: رسانههای دولتی ایران سفر دورهای محمود احمدینژاد به چند کشور آمریکای لاتین را موفقیتآمیز میخوانند. بهرغم این، برزیل و آرژانتین به عنوان مهمترین کشورهای منطقه علاقهای به دعوت از او نشان ندادهاند.
خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا از روز یکشنبه، ۱۸ دی که سفر محمود احمدینژاد به آمریکای لاتین آغاز شد در یک صفحه ویژه به انتشار خبرهای و گزارشهای این رویداد میپردازد.
ونزوئلا، کوبا، نیکاراگوئه و اکوادور کشورهایی هستند که احمدینژاد از آنها دیدن کرده است. در حالی که ایرنا از "استقبال گرم و پرشور" از احمدینژاد گزارش میدهد روزنامه آلمانی فرانکفورتر آلگماینه مینویسد رئیس دولت دهم به دلیل بیرغبتی آرژانتین و برزیل مجبور شده این دو کشور را دور بزند.
جاذبههای محدود کشورهای آمریکای لاتین
در میان کشورهای آمریکای لاتین، ونزوئلا بیشترین رابطهی سیاسی و اقتصادی را با جمهوری اسلامی دارد. یکی از جاذبههای این کشور برای تهران وجود معدنهای سنگ اورانیوم است. ایران در خانهسازی و راهاندازی کارخانههای تولید ماشینهای کشاورزی نیز در ونزوئلا سرمایهگذاری کرده است.
زمینهی همکاریهای تجاری و اقتصادی میان ایران با دیگر کشورهایی که احمدینژاد به آنها سفر کرده بسیار محدود است. یکی از این کشورها اکوادور است که رئیس جمهورش رافائل کرهآ روز جمعه، ۲۳ دی میزبان احمدینژاد بود. خبرگزاری ایرنا اکوادور را کشوری معرفی میکند که "جمعیت آن را مجموعهای از قبایل بومی تشكیل میدهند."
بنابر این گزارش كرهآ با ابراز امیدواری از گسترش و تعمیق روابط دو کشور گفته است «ایران یك كشور صاحب فناوری، صنعت و بسیار پیشرفتهتر از اكوادور است و اكوادور نیز تولیدكننده بسیار خوب مواد غذایی و كشاورزی است.»
امیدهای برباد رفته
فرانکفورتر آلگماینه با اشاره به ظرفیت محدود روابط اقتصادی ایران و کشورهای آمریکای جنوبی مینویسد، گرچه احمدینژاد در سفر اخیر تفاهمنامهها و قراردادهای فراوانی با همتای ونزوئلایی خود، هوگو چاوز به امضا رساند، اما حجم مبادلات دو کشور از حدود ۵ میلیارد دلار تجاوز نمیکند. به نوشتهی این روزنامه، تهران با اتکا به روابط خود با چند کشور آمریکای لاتین قادر به کاهش فشار تحریمهای بینالمللی نخواهد بود.
از سوی دیگر بسیاری از تفاهمنامههایی که در سفرهای قبلی احمدینژاد با این کشورها به امضا رسیده همچنان در حد تفاهمنامه باقیماندهاند. افزون بر این پشت کردن دو کشور مهم آرژانتین و برزیل به تهران امیدهای جمهوری اسلامی را برای یافتن شرکای مهم اقتصادی در منطقه بر باد داده است.
بیمیلی برزیل به حضور احمدینژاد
تا حدود یک سال پیش ایران بر روی روابط اقتصادی با برزیل حساب زیادی باز کرده بود. رئیس جمهور پیشین برزیل، لوئیس ایناسیو لولا داسیلوا نوامبر سال ۲۰۰۹ میلادی میزبان احمدینژاد بود و تلاش میکرد در مناقشه اتمی تهران و واشنگتن نقش میانجی را ایفا کند. فرانکفورتر آلگماینه، ۱۲ ژانویه به نقل از وزارت خارجه برزیل نوشت تهران این بار حتا در مورد احتمال سفر احمدینژاد به برزیل نیز درخواستی مطرح نکرده است.
ظاهرا دولت جمهوری اسلامی از پیش مطمئن بوده که رئیس جمهور جدید برزیل، دیلما روسف علاقهای به دیدار با همتای ایرانی خود ندارد. از زمان به قدرت رسیدن روسف روابط دو کشور به سردی گراییده و روابط اقتصادی دوجانبه که رو به گسترش بود به شدت کاهش داده شده است. رئیس جمهور جدید برزیل از منتقدان نقض حقوق بشر در ایران است. روسف اجرای حکم سنگسار در این کشور را اقدامی قرون وسطایی و غیرقابل پذیرش میداند.
آرژانتین و پیگرد مقامهای ایرانی
آرژانتین، به عنوان دومین کشور بزرگ آمریکای جنوبی نیز تمایلی به دعوت از احمدینژاد نشان نداده است. دستگاه قضایی آرژانتین ایران را متهم به دست داشتن در عملیات تروریستی بمبگذاری در مرکز یهودیان در بوئنس آیرس در سال ۱۹۹۴ کرده است. این کشور تلاش میکند با یاری پلیس بینالمللی (اینترپل) شماری از مقامهای ارشد جمهوری اسلامی از جمله وزیر دفاع، احمد وحیدی را بازداشت کند.
در انفجار مرکز "آمیا" ۸۵ نفر جان خود را از دست دادند و حدود ۳۰۰ نفر مجروح شدند. علی فلاحیان وزیر پیشین اطلاعات، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، محسن رضایی و چند عضو سفارت ایران در آرژانتین از دیگر متهمان این پرونده هستند که اینترپل از سال ۲۰۰۷ پیگیرد آنها را در دستور کار خود قرار داده است.
سفر ناکام وزیر دفاع به بولیوی
خرداد ماه سال جاری خورشیدی وحیدی که به دعوت همتای بولیویایی خود برای شرکت در مراسم پایان دوره خلبانان ونزوئلا و بولیوی به این کشور سفر کرده بود، به دلیل اعتراض آرژانتین مجبور شد ساعتی بعد از ورود، کشور را ترک کند. وزارت خارجه دولت چپگرای بولیوی ضمن عذرخواهی رسمی به خاطر دعوت از وحیدی این اقدام را ناشی از عدم هماهنگی وزارت دفاع این کشور با دیگر نهادهای دولتی عنوان کرد.
ظاهرا به همین دلیل احمدینژاد در تازهترین سفر دورهای خود به آمریکای جنوبی بولیوی را، گرچه یکی دیگر از "دوستان" ایران محسوب میشود، از برنامه حذف کرده است. محمود احمدینژاد در حالی همراه با شماری از اعضای هیات دولت به سفر رفته است که طرح پرسش از او در دستور کار مجلس قرار دارد و کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی از او خواسته بود روز سه شنبه، ۲۰ دی، به پرسشهای نمایندگان پاسخ دهد.
جشن کشورهای منزوی
مجلس همچنین قصد داشت در یک نشست غیرعلنی به بررسی علت نوسانهای کمسابقه در بازار ارز و طلا بپردازد که به دلیل همراهی وزیران اقتصادی دولت با احمدینژاد این کار انجام نشد. محمد خوشچهره، نماینده دوره پیشین مجلس، ۲۱ دی در گفتگو با روزنامه شرق میگوید بهتر بود احمدینژاد با توجه به شرایط بحرانی داخلی سفر خود را لغو میکرد.
چهار کشوری که احمدینژاد و هیات همراهش از آن دیدن کردهاند، مانند جمهوری اسلامی از منزویترین کشورهای جهان محسوب میشوند. خبرگزاری ایرنا نوشت در مراسم تحلیف دانیل اورتگا رئیس جمهور نیکاراگوئه علاوه بر محمود احمدینژاد، تنها روسای جمهور پنج كشور دیگر حضور داشتهاند. چاوز، کرهآ و رئیس جمهور بولیوی از جمله افراد همتراز رئیس دولت ایران در این مراسم بودهاند.
خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی در آغاز سفر هیات ایرانی به آمریکای لاتین (دوشنبه، ۱۹ دی) در گزارشی نوشت این منطقه که آمریکا آن را "حیاط خلوت" خود تصور میکند اکنون به "تسخیر دیپلماسی" ایران درآمده است. به نوشته ایرنا «در مجموع بیش از یك صد سفر، ملاقات رسمی و گفتوگوی تلفنی بین عالیترین مقامات ایران و كشورهای این منطقه در ۶ سال اخیر نشان دهنده پیوندهای نزدیك ملتها و دولتهای منطقه است.»
دویچه وله: رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا با ارسال پیامی محرمانه نسبت به پیامد بستن تنگه هرمز به علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی هشدار داده است. به نوشته نیویورک تایمز باراک اوباما چنین اقدامی را عبور از "خط قرمز" توصیف کرده است.
تنش میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا وارد مرحلهی جدیدی شده است. نشریه آمریکایی نیویورک تایمز در تازهترین شماره خود خبر از ارسال پیام هشدارآمیز مستقیمی از سوی باراک اوباما برای رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنهای میدهد.
"اقدام غیرمعمول باراک اوباما"
نیویورک تایمز به نقل از یکی از نمایندگان دولت آمریکا که نامش فاش نشده نوشت رئیس جمهور ایالات متحده در پیامی که از طریق کانالهای محرمانه به دست خامنهای رسیده، نسبت به تهدیدهای ایران در مورد بستن تنگهی هرمز به او هشدار داده است.
باراک اوباما در این پیام هرگونه اختلال در مسیر انتقال سوخت از طریق تنگه هرمز را اقدامی تحریکآمیز عنوان کرده که با واکنش واشنگتن روبرو خواهد شد. پایگاه اینترنتی هفتهنامه آلمانی اشپیگل ارسال این پیام را اقدامی غیرمعمول در مشاجره میان دو کشور توصیف کرده و آن را نشانهی جدی گرفتن تهدیدهای ایران از سوی آمریکا ارزیابی میکند. ایالات متحده آمریکا تهدیدهای ایران را "نشانهی ضعف" و ناشی از موثر بودن تحریمهای بینالمللی علیه این کشور خوانده است.
تقویت ناوگان دریایی آمریکا در منطقه
ژنرال مارتین دمپسی، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا چند روز پیش گفت این کشور آمادگی دارد در صورت بسته شدن تنگه هرمز این گذرگاه مهم آبی را مجددا باز کند. ناظران این سخنان را به عنوان تهدید تهران به عملیات متقابل نظامی تعبیر کردهاند. جمهوری اسلامی خواستار خروج نیروی دریایی ایالات متحده از آبهای خلیج فارس و دریای عمان شده است.
به رغم هشدارهای تهران در مورد حضور ناوگان دریایی ایالات متحده در منطقه، واشنگتن روز پنجشنبه ۱۲ ژانویه از ورود ناو "کارل وینسون" به دریای عمان خبر داد. مقامهای آمریکایی میگویند این ناو جایگزین ناو هواپیمابر "جان استنیس" شده که خلیج فارس را در پایان ماه دسامبر ترک کرد و اعزام آن از قبل برنامهریزی شده بود.
ناو پیشرفتهی بریتانیا در راه خلیج فارس
بنابر گزارشها ناو هواپیمابر "کارل وینسون" با حدود هشتاد جنگنده و هلیکویتر روز دوشنبه (۹ژانویه، ۲۰ دی) به آبهای دریای عمان رسیده است. ناو هواپیمابر "آبراهام لینکن" نیز که در اقیانوس هند مستقر بود در حال حرکت به سوی این منطقه است.
همزمان با این تحولات وزارت دفاع بریتانیا اعلام کرده که برای همکاری با آمریکا و مقابله با هر تهدید احتمالی پیشرفتهترین و مجهزترین ناو جنگی خود را به سوی خلیج فارس فرستاده است. روزنامه دیلی تلگراف روز شنبه (۱۷ دی، ۷ ژانویه) نوشت ناو بریتانیایی "اچ ام اس دارینگ" آبهای این کشور را به مقصد خلیج فارس ترک کرده است. این ناو پیشرفتهترین و جدیدترین ناو جنگی بریتانیا و یکی از مجهزترین شناورهای نظامی جهان محسوب میشود.
هشدار جدی اوباما به آیت الله خامنه ای در ارتباط با بستن تنگه هرمز
بی بی سی فارسی: علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران، گفت که ایران آماده است تا با گروه پنج به علاوه یک گفتگو کند، به شرطی که این مذاکرات "جدی" باشد.
آقای لاریجانی که برای دیدار با مقامهای ترکیه در این کشور به سر میبرد، گفت که ایران "همیشه آماده مذاكره با گروه پنج به علاوه یك درخصوص برنامه هستهای صلح آمیز خود بوده است."
او برای مذاکرات شرط گذاشت که باید "جدی" باشند و نه "بازیگوشانه"
آقای لاریجانی همچنین به پیشنهاد ترکیه برای میزبانی مذاکرات اشاره کرد و گفت ایران با انجام مذاکرات در کشور ترکیه موافق است.
بی بی سی فارسی: وزارت خارجه آمریکا اعلام کرده است که علیه سه شرکت چینی، سنگاپوری و اماراتی به دلیل فروش فرآورده های نفتی به میزانی بیش از حد تعیین شده در قوانین تحریم ایران مجازات هایی را اعمال کرده است.
براساس اطلاعیه وزارت خارجه آمریکا، شرکت چینی ژوهای ژنرونگ، شرکت سنگاپوری کیو اویل و شرکت امارایت فال به خاطر فروش بنزین به ایران طی سال های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ مشمول مجازات هایی شامل محرومیت از مجوز صادرات کالا و خدمات به آمریکا و دسترسی به اعتبارات نهادهای مالی این کشور شده اند.
در این اطلاعیه تاکید شده است که ایالات متحده با همکاری متحدان این کشور "به وارد کردن فشار بر دولت ایران ادامه می دهد تا این دولت را وادار سازد به تعهدات هسته ای خود در چارچوب قوانین بین المللی عمل کند."
بی بی سی فارسی: یوشیهیکو نودا، نخست وزیر ژاپن میگوید که دولت این کشور هنوز در مورد کاهش واردات نفت از ایران بر اساس تحریمهای جدید آمریکا تصمیم نگرفته است و باید پیامدهای تجاری آن را بررسی کند.
آقای نودا امروز جمعه، ۱۳ ژانویه (۲۳ دی) در توکیو گفت که اظهارات دیروز جون ازومی، وزیر دارایی ژاپن که از کاهش واردات نفت از ایران به درخواست آمریکا خبر داده بود، "نظر شخصی" او بوده است.
نخست وزیر ژاپن می گوید که دولت این کشور ابتدا باید در مورد این تحریم ها با صاحبان صنایع مشورت کند.
کارشناسان می گویند که حساسیت موضوع کاهش واردات نفت از ایران به ویژه از آن جهت است که ژاپن پس از فاجعه نیروگاه فوکوشیما، حتی بیش از گذشته به نفت وابسته شده است.
ژاپن پس از چین و اتحادیه اروپا بزرگترین مشتری نفت ایران است و بر اساس آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در نیمه اول سال ۲۰۱۱ حدود ۱۴ درصد از نفت و میعانات گازی صادراتی ایران را خریده است.
با این حال ژاپن ۹۰ درصد از نفت مورد نیاز خود را از کشورهای دیگر تأمین می کند.
دولت آمریکا در هفته های اخیر تلاش می کند که با وضع تحریم هایی علیه بانک مرکزی ایران و تشویق کشورهای دیگر به کاهش واردات نفت از این کشور، منابع مالی حکومت ایران را محدود کند و از این طریق فشار بر مقامات ایرانی را افزایش دهد.
آمریکا، کشورهای های اروپایی و اسرائیل می گویند که ایران برای دستیابی به سلاح اتمی تلاش می کند، اما ایران این اتهام را تکذیب می کند.
شورای امنیت سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه هایی از ایران خواسته است که به همه فعالیت های مرتبط با غنی سازی اورانیوم پایان دهد.
دولت ایران می گوید که برنامه اتمی این کشور تأمین انرژی و اهداف علمی و پزشکی را دنبال می کند و فعالیت صلح آمیز اتمی، از جمله غنی سازی اورانیوم، حق قانونی همه کشورها است.
تابناک: پيش از خطبههاي نماز جمعه امروز تهران چكيدهاي از گزارش كميسيون اصل 90 مجلس درباره حوادث پس از انتخابات دوره دهم رياست جمهوري قرائت شد.
به گزارش ايسنا متن اين گزارش قرائت شده به شرح زير است:
تجربه دوران حاكميت جريان دوم خرداد كه جورج بوش پسر هنگام ترك كاخ سفيد آن را دوراني خوش خواند و از بابت به پايان رسيدن آن ابراز تاسف كرد، آمريكا و متحدانش را به اين نتيجه رساند كه بهترين و كوتاهترين روش براي ايجاد تغيير در رفتارهاي ايران اسلامي، سرمايهگذاري بر روي جريان ساختارشكن و غربگراي داخل ايران است كه در طول دوران در اختيار داشتن سكان اداره دو قوه مجريه و مقننه در ايران به خوبي نشان داده بود روشها و اهداف خود را كاملا بر مطلوبها و نيازهاي غرب منطبق كرده است به همين دليل بود كه بلافاصله پس از به پايان رسيدن دوران اصلاحات فرآيندهاي 1- فرآخوان مراكز تصميمسازي براي تهيه راهبردهاي عملياتي عليه ايران 2- تصويب بودجه ويژه براي حمايت از اپوزيسيون 3- ايجاد و تقويت ساختارها و شيوههاي رسانهاي جديد براي ايجاد هدايت و تغذيه آشوب داخلي كه بيبيسي فارسي در راس آنها قرار داشت 4- تصويب قطعنامههاي تحريمي عليه ايران 5- فعال شدن سرويسهاي اطلاعاتي براي تحقق دو پروژه اپوزيسيون واحد، برداشتن مرزهاي ميان گروههاي مختلف اپوزيسيون و اپوزيسيون حرفهاي كه اصلاحطلبان غربگرا در سال 84 فقدان آنها را جزو ضعفهاي اساسي خود اعلام كرده بودند و گنجاندن در قالب پروژه شبكهسازي در محيطهاي واقعي و مجازي 6- تقسيم كار در ميان كشورهاي غربي براي برقراري پيوندهاي پنهان با اپوزيسيون داخلي 7- برنامهريزي براي تبديل انتخابات به هسته مركزي يك فرآيند كودتاي مخملي، شتابي فزاينده گرفت.
اگر چه بسياري از اين فرآيندها از سالها قبل آغاز شده بود و عمر برخي از آنان به بيش از 20 سال ميرسيد اما در اين ترديدي نيست كه برخي از آنان و مجموع اطلاعات موجود هم نشان ميدهد كه برنامهريزي اصلي براي تبديل اين پروژهها براي فتنه داخلي پس از سال 84 اوج گرفته است.
1- اين گزارش تلاش ميكند چگونگي تكميل اين پروژهها و تبديل آن به يك فتنه سياسي و اجتماعي را با استناد به اطلاعات معتبر واكاوي كند و روايتي دقيق از چگونگي مهار اين فتنه عميق ارائه دهد.
2- بررسي علل و عوامل و ريشهيابي جريان فتنه:
آنچه فرداي پس از انتخابات را ورق زد فرصتي بود كه از سالها و دههها قبل با برنامهريزي مدون و منسجم بيگانگان و همراهي عناصر فريبخورده داخلي فراهم آمد. فضاي مطلوب سوءاستفاده بيگانگان از طريق حاكم شدن فضاي غيرعقلاني و ترويج احساسات، ناديده گرفتن تذكرات مقام معظم رهبري و قواعد و اخلاق انتخاباتي و مصالح انتخابات و انقلاب مهيا شد تا دشمنان به پيادهسازي سناريويي از پيش تعيين شده خويش بپردازند در اين راستا ميتوان به عوامل داخلي و خارجي موثر در اين حوادث اشاره كرد.
الف- زمينهها و عوامل خارجي: مجموعه اسناد و مطالعات موجود نشان ميدهد به طور كلي راهبرد غرب در قبال ايران اسلامي مبتني بر اين پيشفرض است كه در نهايت هر نوع پروژه براندازانه عليه ايران بايد راهي به داخل ايران بيابند و هدف از مجموعه فشارهاي بينالمللي بر ايران نيز در نهايت چيزي جز اثرگذاري بر داخل ايران و فعال كردن مجموعه نيروهاي غربگرا كه همواره نسبت به اكثريت مطلق مردم، اقليتي بسيار كوچك محسوب ميشدند نبوده است. اطلاعات موجود نشان ميدهد اين فعال سازي به عنوان يكي از عوامل زمينهساز فتنه 88 در زماني به مدت دو دهه به ويژه از سال 84 به اين سو در قالب مكانيزمهاي زير صورت گرفته است.
1- برقراري ارتباطات پنهان 2- كمكهاي مالي 3- حمايت علني در چارچوب پروژههاي ديپلماسي عمومي 4- فشار بر نظام جمهوري اسلامي ايران به منظور ايجاد فضاي مانور براي جريان غربگرا در داخل 5- شبكهسازي اجتماعي در حوزههاي مجازي و حقيقي
در عين حال نكته مهم و برجسته در اين ميان اين است كه غرب براي كليد زدن پروژه خود به آماده شدن مجموعهاي از شرايط داخلي نياز داشت و به منظور هرچه كاملتر كردن اين پروژه از پيش برنامهريزي شده انتخابات را به عنوان يكي از مهمترين نقاط قوت جمهوري اسلامي ايران هدف قرار داد.
بررسي دقيق و موشكافانه فتنه 88 نشان ميدهد عملكرد و سخنان سران داخلي و خارجي فتنه، الگوبرداري كاملا دقيق از تئوريهاي از پيش طراحي شده، انقلابهاي مخملي در اتاق فكر سيستمهاي جاسوسي خارج از كشور از جمله تئوري مبارزات خشونتپرهيز و روشهاي مسالمتآميز از كشور از جمله تئوريهاي مخالفت بوده است. نافرماني مدني كساني چون جين شارپ بوده است كه در تمام نمونههاي قبلي خود از جمله موارد اجرا شده در اروپاي شرقي و آسياي ميانه به صورت انتخابات محور عمل كرده است.
مطابق اسناد موجود كشورهاي غربي و در راس آنها دولت آمريكا بر مبناي مجموعه كدهايي كه از داخل ايران دريافت كردهاند به نتيجه رسيدهاند كه مقطع انتخابات رياست جمهوري دهم سال 88 بهترين فرصت براي اجراي كودتاي مخملي در ايران است كه در مقاطعي چون سالهاي 76، 80 و 84 شريط را براي اجراي آن مناسب نديده بودند.
مطابق اسناد اطلاعاتي موجود در پيوست اين گزارش عوامل زير در متقاعد شدن طرف خارجي به اين كه سال 88 مناسبترين زمان براي اجراي پروژه كودتاي مخملي است، نقش كليدي داشته است.
1- مسافرتهاي خارجي افرادي چون محمد خاتمي كه اغلب به تلاش براي متقاعد كردن طرف خارجي به اينكه ميرحسين موسوي فردي مناسب براي پيش بردن پروژه تغييرات ساختاري در ايران است اختصاص داشته است. اسناد موجود نشان ميدهد خاتمي در تونس، تركيه و استراليا براي ترغيب خارجيها به حمايت از موسوي تلاش كرده و موفق نيز بوده است.
2- مسافرتهاي مجموعهاي از عوامل اطلاعاتي خارجي در پوششهاي مختلف به داخل ايران و برآورد اوضاع داخلي ايران
3- شناخت تاريخي از شخصيت ميرحسين موسوي به دليل حضور عوامل وابسته به سرويسهاي اطلاعاتي در كنار وي مانند اردشير اميرارجمند
4- پيشبرد پروژه شبكهسازي با همراهي گروههايي چون حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي از سال 88 به اين سو كه اصليترين مكانيزم اجرايي آن برگزاري دورههاي متعدد براندازي نرم، بيش از چند صد نفر از چهرههاي شناخته شده جريان دوم خرداد به خارج از ايران به منظور شركت در اين دورهها در فاصله سالهاي 84 تا 88 بود.
5- و اخرين عامل پيامهايي بوده كه غربيها مستقيما از داخل ايران دريافت كردهاند و اين پيامها منجر به شكلگيري اين اشتباه محاسباتي در ذهن آنها شد كه سال 88 زماني مناسب براي كليد زدن كودتا است. اطلاعات موجود در اسناد اطلاعاتي كه به هنگام نگارش اين گزارش به آنها مراجعه شده نشان ميدهد مهدي هاشمي نقشي عمده در ارسال اين پيامها به بيرون را داشته است. و از جمله پيامهاي مستقيم وي براي آمريكا در اواخر سال 87 موجب شد كه آمريكا پروژه مذاكرات هستهيي ايران را كه از اهميت حياتي برخوردار بود، تعطيل كرده و انرژي خود را بر پيروزي اصلاحطلبان در انتخابات 88 متمركز كنند.
آنچه به عنوان عوامل خارجي زمينهساز فتنه سال 88 مد نظر است صرفا يك فاكتور تاثيرگذار بر سهل شدن زمينه بروز فتنه 88 نيست، بلكه ميتوان به جد گفت طرف غربي در برنامهريزي، سازماندهي و هدايت ناآراميهاي اجتماعي به سمت و سوي مورد نظر خود نقش اصلي را بر عهده داشته باشد، فلذا مديريت فتنه 88 بر عهده طرف غربي بوده است. در اثبات اين موضوع شواهد بسيار قطعي در مواضع رسمي سكانداران غرب، طرحهاي اتاقهاي فكر آمريكايي و رسانههاي ديداري، شنيداري، مجازي و مكتوب موجود است.
آنچه در اين بحث به آن اشاره ميشود شواهد موجود از دخالت به مديريت طرف غربي در اين سه منبع است. 1- بنيادهاي غربي حامي براندازي: به نتيجه نرسيدن پروژههاي جنگ سخت در ايران سبب شد نظام سلطه جهت پيگيري اهداف خود در ايران و خاورميانه فايل خاصي در اتاقهاي فكر خود براي ايران پديد آورد، مويد اين موضوع تعدد فايلهاي قابل ملاحظهاي است كه توليدات موسسات برانداز پيرامون ايران است. مرور پژوهشهاي انجام شده در بنيادهاي غربي طي سالهاي نزديك به 2009 نشان ميدهد كه تحليلگران از عدم وجود يك استراتژي كلاننگر پيرامون ايران و غرق شدن در تاكتيكهايي چون ايران منهاي انرژي هستهيي هستند و به دنبال يك استراتژي مدون هستند.
به وجود آمدن چنين ديدگاهي است كه موجب ميشود به يك باره تعداد پژوهشها پيرامون دستيابي به يك استراتژي كلان در برخورد با ايران و بازشناسي اركان جمهوري اسلامي ايران اوج گيرد.
مهر: محمد خزاعی سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد به شبکه خبری سی ان ان آمریکا گفت: رژیم صهیونیستی رسما اعلام کرده که خواهان حذف دانشمندان هستهای ایران است، بنابراین ملت ایران؛ اسرائیل و حامیان او را عامل ترور دانشمندان خود می دانند.
به گزارش خبرگزاری مهر، مجری شبکه خبری "سی ان ان" آمریکا از محمد خزاعی پرسید: دولت ایران، دولت آمریکا و اسرائیل را مسئول ترور مصطفی احمدی روشن می داند و نامه بسیار تندی را به دبیرکل سازمان ملل ارسال کرده است، به نظر شما چه کسی مسئول این ترورهاست؟
محمد خزاعی گفت: همانطور که می دانید این نخستین باری نیست که یک دانشمند ایرانی مورد حمله تروریستی قرار می گیرد، اتفاقات مشابهی در سال 2010 رخ داد و ما با اتکا بر شواهدی که در اختیار داریم، معتقدیم این قبیل اقدامات با حمایت خارجی انجام می گیرد.
وی افزود: حتی برخی از مقامات اسرائیلی اعتراف کردند که سعی دارند دانشمندان ایرانی را ترور و ایران را از حق مسلم خود یعنی بهره برداری صلح آمیز از انرژی هسته ای باز دارند.
سفیر و نماینده دائم کشورمان نزد سازمان ملل متحد گفت: بنابراین معتقدیم این قبیل اقدامات توسط عوامل خارجی رخ می دهد که با رژیم صهیونیستی و برخی مراکز تروریست پرور دیگر در سایر نقاط دنیا مرتبط هستند.
مجری شبکه خبری سی ان ان از محمد خزاعی پرسید آیا معتقدید آنان ( آمریکا و اسرائیل ) برای این قبیل حملات تروریستی از شهروندان ایرانی نیز کمک می گیرند؟
سفیر و نماینده دائم کشورمان نزد سازمان ملل متحد پاسخ داد: این اقدامات تروریستی توسط عناصر خارجی طراحی و تامین مالی می شوند و هر کسی می تواند مرتکب این قبیل جنایات شود.
مجری شبکه خبری سی ان ان با اشاره به آنچه آتش سوزی و انفجار پراکنده در تجهیزات هسته ای ایران می نامید و نیز رخ دادن چند ترور دانشمندان هسته ای کشورمان، از خزاعی پرسید: آیا تاکنون این موارد تاثیری بر فعالیتهای هسته ای ایران گذاشته است؟
محمد خزاعی پاسخ داد: نه تنها این قبیل اتفاقات هیچ تاثیری بر روند برنامه صلح آمیز هسته ای ایران نداشته و نخواهند داشت بلکه هر گونه فشار اقتصادی و حمله تروریستی، منجر به محروم شدن ملت ایران از حقوق مسلم خود یعنی بهره برداری صلح آمیز از انرژی هسته ای، نخواهد شد.
سفیر و نماینده دائم کشورمان نزد سازمان ملل متحد تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران بار دیگر بر استفاده صلح آمیز از مزایای انرژی هسته ای تاکید دارد و معتقد است این قبیل اقدامات تروریستی فقط به اتحاد بیشتر مردم منجر می شود تا با قدرت فزاینده ای، به سوی ارتقاء دانش صلح آمیز هسته ای خود حرکت کنند.
مجری شبکه سی ان ان در ادامه این مصاحبه زنده پرسید: اکنون تنش زیادی میان ایران و غرب درباره برنامه هسته ای شاهدیم، به نظر شما چگونه می توان این تنش ها را از بین برد؟
محمد خزاعی پاسخ داد: از میان برداشتن تنش ها فقط از طریق حل و فصل اختلافات و گفتگومیسر می شوند نه از طریق عملیات سری و تروریستی.
سفیر و نماینده دائم کشورمان نزد سازمان ملل متحد با ابراز تاسف از اینکه ملت ایران از برخی مقامات آمریکایی و نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری این کشور اظهاراتی را مانند سخنان خصمانه مقامات اسرائیلی می شنوند، گفت: از میان برداشتن تنش ها، باید از طریق قوانین و موازین بین المللی و گفتگوی 1+5 و جمهوری اسلامی ایران انجام گیرد و قطعاً این قبیل اقدامات سری و تروریستی به هیچ وجه منجر به پایان موضوع نخواهد شد و تاثیری نیز نخواهد داشت.
آخرین سئوال مجری شبکه خبری سی ان ان از محمد خزاعی این بود که پرسید: آیا به نظر شما زمان آن فرا نرسیده است تا حرارت الفاظ آتشین از سوی طرفین در ایران و آمریکا بویژه در کنگره و کاندیدها، کاهش داده شود؟
محمد خزاعی پاسخ داد: واضح است که ملت ایران مطالبی را از سوی برخی مقامات آمریکایی می شنود که شبیه آن مطالب هرگز از سوی هیچ یک از مقامات و یا شهروندان ایرانی شنیده نشده است.
سفیر و نماینده کشورمان نزد سازمان ملل متحد در پایان تاکید کرد: سیاست راهبردی جمهوری اسلامی ایران ارتقای بهره وری از انرژی صلح آمیز هسته ای است و آمادگی دارد برای هرگونه گفتگو و راه حل مسالمت آمیزی که به این هدف منجر شود، همکاری کند.
خبرگزاری فارس: به احتمال قوی در هفته پایانی ژانویه گروهی از بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی از ایران بازدید به عمل میآورند.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری فرانسه، به احتمال قوی در هفته پایانی ژانویه گروهی از بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی از ایران بازدید به عمل میآورند.
بنابراین گزارش و به نقل از یک دیپلمات غربی، تاریخ احتمالی این بازدید 28 ژانویه تعیین شده است. ریاست هیات بازرسان آژانس را در این سفر "هرمان ناکائرتس" بر عهده خواهد داشت.
یک دیپلمات دیگر نیز تایید کرده است که سفر بازرسان آژانس به ایران احتمالا در هفته پایانی ماه جاری میلادی برگزار خواهد شد. این بازرسان در تلاش خواهند بود تا آنچه تخطی ایران از برنامه صلحآمیز هستهای خوانده میشود را کشف کنند.
ایران بارها بر ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای خود تاکید کرده است. در ضمن این سفر دو ماه پس از آخرین گزارش مدیر کل آژانس در خصوص برنامه هستهای ایران انجام میشود. بان کی مون در این گزارش ایران را به تلاش مخفیانه برای دستیابی به سلاح هستهای متهم کرده بود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر