اینکه رهبر نظام حاکم بر ایران ، به نهضت نامه نگاری ها دل سوزانه ، دادخواهانه و تظلم خواهانه واکنش مناسب نشان داده و نامه ها را و این نهضت را به فال نیک گرفته و تبدیل به یک فرصت برای آشتی ملی نماید؛ خود رهبری محترم هم « نهضت نامه نگاری » را بر پا دارد و از ستم دیدگان بخواهد ، آنجا که جز خدا و او فریادرسی نیست ، نزد رهبری دادخواهی کنند تا احقاق حق شود.
خبرنگاران سبز/جامعه: 
حجت الاسلام احمد احمدپور،از طلبه های زندانی در دومين نامه سرگشاده اش به رهبری با تبيين ستم و ظلمی که بر مردم می رود، از وی خواسته است تا اين نهضت نامه نگاری های دادخواهانه و دلسوزانه واکنش مناسب نشان داده و آن را به فرصتی برای آشتی ملی استفاده کند. حجت الاسلام احمد احمدپور که از شاگردان آيت الله منتطری بوده است در حال حاضر در بند زندان سپيدار اهواز دوره محکوميت خود را سپری می کند. وی بخاطر نوشتن نامه به سازمان ملل متحد و انتقاد به يکی از دستگاههای تحت امر رهبری و احتمالاٌ به خاطر اشعاری که در پيش از دستگيری سروده ، متحمل اين ستم ناروا شده است.
احمدرضا احمدپور که رئيس ستاد انتخاباتی کروبی در شهر قم و نويسنده وبلاگ «پژواک خاموش» بوده است، در ششم دیماه سال گذشته توسط ماموران امنيتی بازداشت و به اتهام نشر اکاذيب، تبليغ عليه نظام، اقدام عليه امنيت ملی و هتک حيثيت روحانيت محاکمه و به يک سال حبس و خلع لباس روحانيت محکوم شد.
وی پس از آن بدنبال پرونده جديدی تحت عنوان توطئه عليه نظام، نشر اکاذيب و تبليغ عليه نظام در شعبه دوم دادگاه ويژه روحانيت ،علاوه بر محکوميت حبس در حوادث بعد از انتخابات، به ۱۰ سال اقامت اجباری پس از سپری شدن ۳ سال حبس (حدود ۹۰۰ کيلو متری دورتر از محل اقامت خود و خانواده) در شهرستان ايذه و خلع لباس مجدد و نيز محروميت از مناصب طلبگی محکوم شده است.
اين شاگرد آیت الله منتظری که هم اکنون در زندان اهواز است در نامه خود به انتظارات مردم اشاره کرده و می نويسد: رهبر گرامی ، مردم توقع دارند که بی خردان و تبهکاران امت ، حکومت را به دست نگيرند ، ثروت عمومی و ملی شان به عدالت توزيع شود و بين مختلسين و فربه گان متملق دست به دست نگردد.مردم خود را آزاد و رهبران و حاکمان خود را نيکوکار و به دور از فاسقان می خواهند.
به گزارش خبرنگاران سبز متن اين نامه سرگشاده به شرح زير است: بسم الله الرحمن الرحيم مقام محترم رهبری نظام جمهوری اسلامی ايران
با سلام ودعای خير
اين دومين نامه ی يک زندانی ستم ديده است که دل در گرو اجرای عدالت و نفی ستم دارد.سالهاست که در زمان رهبری شما ير ايران ، شخصيت های سياسی و مذهبی و علمی ، نامه ها به شما نوشته اند که يا انتقاد داشته اند و گاه سرزنش کرده اند ويا بر آنها ستم روا رفته بود و نزد شما گلايه ها داشته و دادخواهی نموده اند و يا از حيث حقوقی به ساختارها و رفتارها انتقاد داشته اند.
اخيراً شخصيت ارجمند و روزنامه نگار ماهر محمد نوری زاد از ستم هايی که بر خويش و بر ديگران رفته ، گلايه و شکواييه داشته و برای شما نامه ها نگاشته اند و درپی در خواست وی ، فرهيختگانی از حوزه انديشه و قلم نيز به قصد انصاف و احيای فريضه دينی نامه ها نوشته و يادآوری ها کرده اند.
نگارنده اين نامه نيز در حالی که خود از ستم ديدگان فضای سرد و مه آلود سالهای اخير است ، زجرها ديده و خون دلها خورده است و معنی واقعی زور و تزوير و ستم را بدون هيچگونه فرصت قانونی برای دفاع از خود با پوست و گوشت و روح خود درک کرده و مزه تلخ بی عدالتی و قانون شکنی در حق خود و ديگران را چشيده است و هم اکنون که اين نامه را می نويسد ، در حال گذران دوره در بندی در زندان سپيدار است که بخاطر نوشتن نامه به سازمان ملل متحد و انتقاد به يکی از دستگاههای تحت امر شما و احتمالاٌ به خاطر اشعاری که در پيش از دستگيری سروده ، متحمل اين ستم ناروا شده است.با اين حال جسارت کرده و برای عمل به تکليف شرعی و سياسی ، اجتماعی که چيزی فراتر از تذکر و توصيه نيست ، با ياد سال امام علی (ع) که شما اين نام نيک را بر آن نهاديد نکاتی را يادآور می شود.
در جامعه ای که ظلم در آن علم باشد و فرايض امر به معروف و نهی از منکر و بعبارتی نقد و نقادی به خصوص نقد عملکرد حاکمان و حاکميت در آن سرکوب و خشکيده شده باشد، آن جامعه نه تنها جامعه ای با نشاط و با شور اجتماعی نيست ، بلکه جامعه و مملکتی مرده و آلوده به زشتی ها و کژی هاست. از آشکارترين نشانه ها برای تشخيص اينکه حاکميتی ستمگر است يا نه ؛ همانا بودن يا نبودن نشانه های برپاداشتن فرايض امر به معروف و نهی از منکر می باشد، يعنی برافراشتن يا به زير کشاندن پرچم نقد و نقادی است.امروزه با فراموش کردن اصل شرعی و قانونی « برائت » در دستگاه های امنيتی و قضايی، بسياری از جمله نگارنده ی نامه ، بخاطر در دست گرفتن اين پرچم سرنوشت ساز سرکوب ، تحقير و محبوس شده اند.
اما آن چه جای بسی پرسش بسيار است ، عدم پاسخگويی به اين همه نامه نگاری دادخواهانه و تظلم خواهی هاست. و البته بايد به انصاف نيز اذعان داشت که در بدنه نهادهای انقلابی و دستگاههای حکومتی چون بدنه سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات و نيروهای نظامی و انتظامی و بدنه دستگاه های قضايی و.. بسيارند که بدون انباشتن مال و ثروت نامشروع ، خالصانه و صادقانه به اين مملکت خدمت می کنند و تلاش دارند نه تنها بر بالا دستان خويش با نافرمانی ستم نکنند ، که بر زيردستان و منتقدين و مردم ، با فرمانرانی و سوء استفاده از قدرت نيز ستم روا ندارند و ايمان و تقوای خويش را حفظ کرده اند که ناديده گرفتن آنان نيز ستمی ديگر است. اما متاسفانه اندک افرادی هستند که با تعصبات نابخردانه و با ناديده گرفتن قوانين بويژه با عدم توجه به قانون اساسی ايران پا را از محدوده وظايف خويش فراتر گذاشته و بر جامعه و حتی بر حاکمان وهمکاران و هم خدمتی های خود ستم روا می دارند و چهره خوبان و خدمتگزاران واقعی را نزد افکار عمومی و وجدان های بيدار لکه دار کرده اند، که با تاًسف بايد پذيرفت ، اين عده اندک مورد توجه حاکميت هستند و بيشترين قدرت حکومتی را در دست دارند!؟
حکايت نافرمانی ، قانون شکنی و روای ستم بر زيردستان و بالا دستان در ارکان و دستگاههای حکومتی و در بين سپاهيان و نظاميان آشکار و پنهان ، امری تازه و مختص نظام جکهوری اسلامی که هنوز در رسيدن به اهداف بزرگ الهی و انسانی راه برای پيمودن بسيار دارد ، نيست ؛ که پيش از اين و حتی در حکومت معصومين عليهم السلام و پيامبران (ص) نيز بوقوع پيوسته است ، اما آنچه مورد تمايز واقع می شود آن است که در نظاماتی که صالحان و معصومين چون يوسف پيامبر (ع) ، حضرت داود(ع) ، پيامبر اکرم (ص) و علی (ع) در راس آنها قرار داشت ؛ خود آنان اقدام به خود انتقادی و انتقادپذيری می کردند و مردم را به انتقاد از حاکمان دعوت وتشويق می کردند، پرچم نقد و نقادی در دست گرفته و بر ديگران واجب دانسته تا در برابر ستمگران زيردست وستمگران در جامعه و متجاوزان بيگانه سخت بر آشوبند و با دستان خويش ستم را در جامعه ريشه کن کرده ، ستمگر را به عدالت ، مجازات نمايند ؛ اما حاکمان و حکومت ستمگر نه تنها پرچم امر به معروف و نهی از منکر را با سکوت معنادار و با خشم ديکتاتورمآبانه خود می سوزانند ، که از افراشتن آن توسط ديگران به خشم آمده برافراشتگان پرچم نقد را سرکوب می کنند!
در جامعه ما نيز همواره برای اقامه زنده نگه داشتن فرايض امر به معروف و نهی از منکر و نقد وانتقاد ، از ميان بزرگان دينی و ملی کسانی چون افقه و اعلم فقهاء والمجتهدين زنده ياد آيت الله منتظری (ره) بود که هرگز از عمل به وظايف دينی و ملی اش کوتاهی نکرد و در ادامه راه نيز آيات عظام تقليد صانعی ، دستغيب وبيات زنجانی از ميان مراجع تقليد را می توان در راس اقامه کنندگان اين فريضه مهم دينی نام برد که به صورت آشکار پرچم اين فريضه دينی را بردوش کشيده اند. برخی ديگر از بزرگان مرجعيت که برافراشتن پرچم اين فرايض مهم دينی را به مصلحت خويش نمی دانستند ، آشکار وپنهان از حاکمان پايين تر از رهبری انتقاد وگاه نسبت به عملکرد آنان مخالفت کرده و تا حدودی هرچند ناکافی به وظيفه دينی و انسانی خود عمل کرده اند. لذا مراجع ، علمای حوزه علميه ، اساتيد ، فرهيختگان دانشگاه ها ، احزاب ، مردم ، روزنامه نگاران و بسياری از صاحبنظران عمل به اين فرايض الهی را از طريق بيان ، قلم و نامه نگاری ها بر دوش کشيده اند ، اما از خشم و ستم حاکمان بی نصيب نبوده اند.
سال امام علی (ع) :
با توجه به نامگذاری يکی از سالهای گذشته به نام سال امام علی (ع) توسط شما ، نويسنده اين نامه و دست کم آنها که به انقلاب ، ملت و دين می انديشند و در ذهن و قلبشان چيزی به نام عدالت جای گرفته است ، آرزومند بوديم که جناب عالی به عنوان رهبر و حاکم نظام اسلامی ، بيشترين الگوپذيری را نسبت به امام علی(ع) داشته و در گفتار و رفتار ، نزديکترين و شبيه ترين به آن حضرت باشد. از اين رو برداشت شد که با اين گذاری :
۱-شما قصد داشتيد با اتخاذ الگو از آن حضرت منش و روش دوره حکومتداری خويش را به منش و روش حکومتداری امام علی(ع) نزديک و يا شبيه سازيد.
۲-شما تلاش داشتيد تا حکومت جمهوری اسلامی را به عنوان ادامه دهنده حکومت امام علی(ع) به مسلمانان جهان معرفی کنيد و الگوی آنان باشيد.
۳-چون نام شما هم نام مبارک امام علی (ع) است و شما از نسل او هستيد ، تلاش داشتيد تا رفتار شما هم رفتاری علی وار و علی گونه باشد.
۴-شما قصد داشتيد در تداوم حکومت علی (ع) همچون او از آزار رساندن سپاهيان به مردم بيزاری جوئيد و سعی بر جلب نظر و رای مردم داشته و به اجرای عدالت و نفی ستم ، آن گونه که علی می گفت و عمل می کرد ، می انديشيد.
۵-شما قصد داشتيد در امانت داری و صيانت از بيت المال همچون آن امام بزرگوار رفتار کنيد و با خواهش ها و درخواست های خانواده و نزديکان خود آن گونه عمل کنيد که امام علی (ع) با برادر نابينای خود عقيل می کرد.
حال با فرض اينکه چنين باشد و چنان توقعاتی از شما هست ، توجه شما به عنوان رهبر اسلامی را به نامه ۶۰ امام علی(ع) که حضرت به فرمانداران و مردمان شهرهايی که لشکريان او از شهرهای آنان عبور ميکرد، می نوشت، جلب می نمايم.
امام علی(ع) در نامه شصت نهج البلاغه (۱) ضمن بيزاری از ستم احتمالی سپاهيان خود به مردم ، دادخواهی و تظلم خواهی را به « ولی امر» گوشزد می کرد و با نوشتن نامه به فرمانداران و مردمان شهرها و آبادی ها « نهضت نامه نگاری » و نهضت « پاسخ گويی» را آغاز کرد.
امام علی (ع) در نامه خود آورده است : « انا ابراٌ عليکم و الی ذمتکم من معزة الجيش . من نزد شما و پيمانی که با شما دارم از آزار رساندن سپاهيان به مردم بيزارم.
ودر ادامه خطاب به مردم بيان داشته :
« پس کسی را که دست به ستمکاری زند کيفر کنيد.» آنحضرت چنان دقت رسيدگی به شکايات از سوی مردم دارد و چنان بر مجازات ستمگر همت می کرد که خود پشت سر سپاهيان حرکت می کرد و برای رسيدگی به امور مردم به سوی شهرها می آيد ، آنجا که می گويد :« وانا بين اظهر الجيش ، فارنعو الی مظالمکم و و ما عراکم مما يغلبکم من امرهم و ما لاتطيعون دفعه اها بالله ولی ، فانا اغيره معونة الله » « و من پشت سر سپاه در حرکتم ، شکايت های خود را به من رسانيد ، و در اموری که لشکريان بر شما به گونه يی چيره شده اند که قدرت دفع آن را جز با کمک خدا و من نداريد ، به من مراجعه کنيد، که با کمک خداوند آن را برطرف خواهم کرد.»
رهبر گرامی ، اگر رسماٌ سالی را به نام مبارک علی (ع) مزين کرديد و منش او را دنبال می کنيد مردم هم زينت های گفتاری و رفتاری آن امام همام را از شما توقع دارند و از شما انتظار دارند به نامه های انتقادی ، دلسوزانه ، دادخواهانه و تظلم خواهانه توجه کنيد و اقدام به رسيدگی نمائيد. به عنوان شيعه علی (ع) و رهبر نظام حاکم بر ايران ، بيزاری خويش را از ستم های رفته بر جامعه و مردم توسط سپاهيان و دستگاهها و حاکمان اعلام نموده و ستمگران و مجرمان حکومتی را به مجازات برسانيد. در حالی که بسترهای لازم در جامعه برای نفی ستم وعدالت خواهی در بين مردم برپاست، ستم را از جامعه برداريد و از مظلوم دلجويی کنيد.آن امام و مقتدای ما در سال ۳۴ ه.ق در حالی که مردم در اطراف او جمع شده و از عثمان شکايت می کردند که با عثمان صحبت کندتا از اشتباهات خود دست بر دارد ، خطاب به عثمان خليفه وقت مسلمين فرمود :
راه ها روشن است و نشانه های دين برپاست. پس بدان که برترين بندگان خدا در پيشگاه او رهبر عادل است که خود هدايت شده و ديگران را هدايت می کند، سنت شناخته شده را برپا دارد و بدعت ناشناخته را بميراند.(۲)
رهبر گرامی ، مردم توقع دارند که بی خردان و تبهکاران امت ، حکومت را به دست نگيرند ، ثروت عمومی و ملی شان به عدالت توزيع شود و بين مختلسين و فربه گان متملق دست به دست نگردد.مردم خود را آزاد و رهبران و حاکمان خود را نيکوکار و به دور از فاسقان می خواهند.
مولا علی(ع) در نامه ۶۲ اندوهناکی خويش را ازحاکميت بی خردان اين گونه بيان می دارد :
«… ولکن از اين اندوهناکم که بی خردان و تبهکاران اين امت ، حکومت را به دست آورند ، آنگاه مال خدا را دست به دست بگردانند و بندگان را به بردگی کشند ، با نيکوکاران در جنگ ، و با فاسقان همراه باشد.» (۳)
و مردم ايران در سايه رهبری نظام جمهوری اسلامی توقع دارند ، چنانچه امام علی(ع) ترس و واهمه خود را در اين نامه از چند چيز مهم بيان داشت ، رهبر نظام حاکم در ايران نيز :
۱- از حيف و ميل بيت المال مسلمين و مردم پيشگيری نمايد.
۲- از ستم بر بندگان خدا و شهروندان ، توسط بی خردان حکومتی و دستگاههای متخلف پيش گيری کرده و اهتمام جدی به خرج داده ، از در افتادن با نيکوکاران و اهل علم ، منتقدان و حتی مخالفان فکری بر حذر دارد.
۳- همراهی قدرتمندان حکومت با فاسقان جامعه را تقبيح و منع نمايد.
۴- اينکه رهبر نظام حاکم به پيروی از آن حضرت (ع) بيزاری خويش را از ستم های رفته بر جامعه و مردم توسط سپاهيان ، ماموران و دستگاهها و حاکمان اعلام نموده و ستمگران و مجرمان حکومتی را به مجازات رساند که علی (ع) اندام مبارکش به خاطر ستمی که يکی از بی خردان سپاهش بر يک زن يهودی روا داشت و خلخالی را از پای او در آورد، لرزيد و مامور ستمگر را به مجازات رساند.
۵-اينکه رهبر نظام حاکم بر ايران ، به نهضت نامه نگاری ها دل سوزانه ، دادخواهانه و تظلم خواهانه واکنش مناسب نشان داده و نامه ها را و اين نهضت را به فال نيک گرفته و تبديل به يک فرصت برای آشتی ملی نمايد؛ خود رهبری محترم هم « نهضت نامه نگاری » را بر پا دارد و از ستم ديدگان بخواهد ، آنجا که جز خدا و او فريادرسی نيست ، نزد رهبری دادخواهی کنند تا احقاق حق شود.
علی (ع) در نهج البلاغه و در راستای نفی ستم ، ظلم را به سه بخش تقسيم کرده است :
الف) ستمی که نابخشودنی است مثل شرک و دشمنی با خدا که خدا هرگز نمی بخشد.
ب) ظلمی که بخشودنی است مثل ظلمی که انسان با گناهان بر خود روا می دارد.
ج) ستمی بدون مجازات نمی ماند و حتما مجازات در پی دارد وآن ستمگری برخی بندگان بر بعضی ديگر است.
گفت آن همای زاسرار حق بگيرد پند هر دوستدار حق
به خطبه،به نامه،به حکمت بگفت زآئين دين ذره ای کم نگفت
ستم را به چند کرد تقسيم بدان تو خلق را بدون عدالت ندان
ستم بر سه قسم است به فهم علی (ع) بخشش، مجازات و جبران ولی
ستم بر خدا نابخشودنی است ليک بر خود ستمگر،بخشودنی است
به جنگ با خدا آمده هرکسی ستم می کند ناروا برکسی (۵)
علی(ع) در خطبه ۲۲۴(۶) در برابر ستم به بندگان چنان گريزان و پرهيزگار است که حاضر است هر شکنجه ای را بر تن تحمل کند اما ذره ای حتی در حد پوست گندمی بر کسی ستم روا ندارد يا به آن اندازه حقی را از کسی سلب ننمايد. در ديدگاه علی(ع) نفی ستم يک اصل است و به هيچ وجه و بهانه ای پذيرش ستم و لغزشی به ستمکاری را روا نمی داند ، او در اجرای عدالت و نفی ستم برادر و فرزند و خانواده نمی شناسد و در قضاوت و حکمرانی همه افراد را در برابر قانون و حريم عدالت يکسان می داند.
امام پرهيزگاران (ع) در آن خطبه گفته است:
« سوگند به خدا ! اگر تمام شب را بر روی خارهای سعدان (۷) به سر ببرم ، و يا با غل و زنجير به اين سو يا آن سو کشيده شوم ، خوش تر دارم تا خدا و پيامبرش را در روز قيامت ، در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم کرده ، و چيزی از اموال عمومی را غصب کرده باشم. چگونه بر کسی ستم کنم برای نفس خويش ، که به سوی کهنگی و پوسيده شدن پيش می رود ، و در خاک زمان طولانی اقامت کند ؟… »
در بخش ديگری از همان خطبه بيان داشته است : « … به خدا سوگند ! اگر هفت اقليم را با آنچه در زير آسمان هاست به من دهند ، تا خدارا نافرمانی کنم که پوست جويی را از مورچه ای ناروا بگيرم ، چنين نخواهم کرد! و همانا اين دنيای آلوده شما نزد من! از برگ جويده شده دهان ملخ پست تر است ! حال جناب عالی تصور کنيد که در پی دستگيريهای سالهای اخيرچه تعداد دستگاه کامپيوتر و کتاب و دست نوشته و… از متهمين ضبط و توقيف شد که حتی در مواردی اموال تصرف شده مدرک جرم هم نبوده اند ! و به ناحق ضبط شده اند که از آن جمله اند ضبط کامپيوتر و … نويسنده ی نامه.
مقام محترم رهبری اگر بخواهم به همه آنچه پيرامون نفی ستم و ستم ستيزی است بپردازم بايد به قدر متن و روح قرآن و نهج البلاغه و روايات و تفاسير مربوطه مراجعه کرد که در حوصله اين نامه کوتاه نمی گنجد از اينرو به همين مختصر اکتفا شده و اضافه می کند ؛
حضرت (ع) در نامه ۵۳(۸) خود نوشته است :
« و کسی که به بندگان خدا ستم روا دارد ، خدا بجای بندگانش دشمن او خواهد بود و آن را که خدا دشمن شود ، دليل او را نپذيرد ، که با خدا سر جنگ دارد تا آنگاه که بازگردد، يا توبه کند، و چيزی چون ستمکاری نعمت خدا را دگرگون نمی کند ، و کيفر او را نزديک نمی سازد ، که خدا دعای ستمديدگان را می شنود و در کمين ستمکاران است.» والسلام و علی من اتبع الهدی
سيد احمدرضا احمدپور
زندان سپيدار اهواز
۲۰/۱۰/۱۳۹۰
پی نوشته ها
(۱)نهج البلاغه ترجمه مرحوم محمد دشتی
(۲)نهج البلاغه خطبه ۱۶۴ ترجمه مرحوم محمد دشتی
(۳)نهج البلاغه نامه ۶۲ ترجمه مرحوم محمد دشتی
(۴)نهج البلاغه خطبه ۱۷۶ ترجمه مرحوم محمد دشتی
(۵)شعر سروده نويسنده نامه است که در تاريخ ۱۷/۹/۱۳۹۰ در زندان سپيدار اهواز سروده است.
(۶)نهج البلاغه ترجمه مرحوم محمد دشتی
(۷)خاری سه شعبه که خوراک شتران بوده و سخت گزنده است ./ اصطلاحا خارشتری هم می گويند.
(۸)نهج البلاغه ترجمه مرحوم محمد دشتی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر